سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٢٩ - پاسخ به شبهات آيه «اكمال»

پاسخ به شبهات آيه «اكمال»

کد مطلب: ٥٣٦٢ تاریخ انتشار: ١٣ مهر ١٣٩١ تعداد بازدید: ٣١٣٣ سخنراني ها » شبکه ولايت پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
حبل المتين ٩١/٠٧/١٣


لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١٣ / ٠٧ / ٩١

استاد قزويني:

هنوز آتش فتنه اي كه دشمنان اسلام و دشمنان نبي مكرم صلي الله عليه وآله در جامعه ايجاد كرده اند و اهانت به ساحت مقدس نبي رحمت، پيامبر اعظم، هنوز فروكش نشده است و هر روز شاهد تظاهرات و اظهار برائت از عاملين آن فيلم موهن در گوشه كنار جهان و در ايران و در ديگر كشورها به چشم مي خورد، متأسفانه با خبر شديم كه در صربستان در شهر بلگراد، اهانت خيلي وقيحي، نسبت به ساحت مقدس حضرت عيسي علي نبينا وآله وعليه السلام صورت گرفته است و تصاوير موهني از حضرت عيسي (عذر مي خواهم از بينندگان عزيز و از ساحت مقدس اين پيامبر بزرگوار معذرت مي خواهم) در نقش يك همجنس گرا تصوير كردند.

با اين كه نخست وزير صربستان اين قضيه را كاملا محكوم كرده است و آن چه را كه اين طراحان و نمايشگاه تصويري دنبال آن بودند، خيلي از امكانات را از آن ها گرفته است؛ ولي بينندگان عزيز و مسلمانان و مسيحيان و يهوديان و آن هايي كه تابع پيامبران الهي هستيد، اين را بدانيد كه يك توطئه جدي عليه مقدسات ديني شروع شده است.

ديروز نبي مكرم و چند روز قبل نسبت به امام هادي عليه السلام و امروز به حضرت عيسي و فردا به حضرت موسي و روزهاي بعد به حضرت آدم و ديگر انبياء، دشمنان دين و مقدسات طرح هاي شيطاني در سر دارند.

ما در همان روزهاي آغازين پخش فيلم موهن نسبت به نبي مكرم، عرض كرديم و حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي، تأكيد داشتند كه اين تظاهرات و اين محكوميت ها و اين قيام ها مخصوصا در سطح رؤسا و سران كشورها بايد تا جايي پيش رود كه در مجامع بين المللي قانوني وضع شود كه هر گونه اهانت به مقدسات ديني و مذهبي، جرم و مجرم به اشد مجازات بايد كيفر شود.

ما به اين وسيله، هم اهانت به حضرت عيسي و هم اهانت به نبي مكرم و هم اهانت به ديگر مقدسات را به شدت محكوم مي كنيم و از همه عزيزاني كه صداي ما را مي شنوند، چه مسلمان و چه غير مسلمان، درخواست مي كنيم كه اين قيام ها و اين تظاهرات و اين خشم مقدس را تا نتيجه گيري كامل بايد ادامه دهند.

ما آنچه كه طرح آن را در نظر داريم كه بايد جلو برود، نتيجه گيري به صورت سالم و زيبا است.

عمدتا از رؤساي كشورهاي اسلامي كه متأسفانه آن كساني كه دم از اسلام و قرآن مي زنند و خود را خادم الحرمين مي نامند، نديديم كه كوچك ترين اشاره در اين زمينه داشته باشند.

كار به جايي رسيد كه رئيس جمهور آمريكا از سران كشورهاي اسلامي درخواست مي كند كه شما جلوي اين تظاهرات را بگيريد؛ چون براي ما چيزي مهمتر از حفظ جان ديپلمات هاي ما نيست.

آقايان سران كشورهاي اسلامي، يعني شما براي نبي مكرم به اندازه يك ديپلمات مسيحي و آمريكايي ارزش قائل نيستيد؟

آن ها براي يك ديپلمات شان و يك شهروند شان اين همه احترام و ارزش قائل هستند و اين همه تلاش مي كنند.

اميدوار هستيم كه ان شاء الله در كشورهاي اسلامي، اين سران بيدار شوند و دست به دست هم دهند.

ما بر اين عقيده هستيم كه اگر ٢٤ ساعت، شير لوله هاي نفت بسته شود، هر آنچه كه مسلمان ها مي خواهند، در مجامع بين المللي تصويب مي شود.

خداي عالم سران ما را از خواب بيدار و به آن ها قدرت و نيروي دفاع از اسلام و نبي مكرم، كرم كند.

همان طوري كه ما بارها گفتيم، ما احترام به قوانين را در سراسر دنيا لازم مي دانيم و همه شيعيان در هر كجاي دنيا كه هستند، در آسيا، اروپا، آمريكا و آفريقا كه هستند، احترام به قوانين هر كشور لازم و رعايتش ضروري است.

همان طوري كه امام صادق عليه السلام فرمود: شما در ميان مخالفان طوري رفتار كنيد كه رفتار شما الگوي براي ديگران باشد.

من امروز از غير شيعه و از عزيزان اهل سنت تقاضا مي كنم كه در هر كجاي دنيا هستند، رعايت قوانين و احترام به ديگران در يك حدي باشد كه براي مسيحي ها و يهودي ها يا مسئولين و كاركنان اين كشورها، رفتار شما مسلمان ها الگو باشد.

متأسفانه امروز وهابيت با اين وحشي گريي كه انجام مي دهند و اين ترورها و انتحار ها و انفجارهايي كه انجام مي دهند، باعث شده اند كه نظر غرب نسبت به اسلام يك نظر منفي باشد و به اسلام به عنوان يك دين ترور و به مسلمان به عنوان يك تروريسم نگاه كنند.

من از همه تقاضا مي كنم كه در اين زمينه آن كمال ادب و رعايت قانون را كاملا نصب العين قرار دهند.

عزيزان شيعه كه به مدينه منوره و مكه مكرمه مشرف مي شوند، تلاش كنند كه قانون را رعايت و به قانون و مسلمان هايي كه از ديگر كشورها آمدند احترام بگذارند؛ حتي احترام به مسئولين كشورهاي عربستان سعودي را نصب العين خود قرار دهند و ما بايد با رفتارمان و اخلاق مان، به عنوان نماينده مكتب امام صادق سلام الله عليه، خودمان را معرفي كنيم و مكتب مان را به نمايش بگذاريم.

آنچه كه براي ما مهم است اين است كه با اين ترورها و كارهاي ضد ديني كه وهابيت انجام مي دهند مخالف هستيم؛ و گرنه با سياست دولت ها ما كاري نداريم؛ مخصوصا شبكه جهاني ولايت كه يك شبكه كاملا غير سياسي و غير دولتي است و در اين زمينه ما در اين ٢ سال عملا اين را ثابت كرديم.

از شيعيان كه در مدينه يا مكه هستند تقاضا دارم كه بعضي از محروميت ها را تحمل كنند. شيعه در طول تاريخ همواره محروميت پذير بوده است.

از آن ها مي خواهم كه بهانه به دست دشمنان ندهند، در جملات شان يا در خواندن زيارت نامه ها يا عزاداري ها تلاش كنند كه بهانه به دست اين وهابيت پليد ندهند.

در رابطه با زلزله آذربايجان ما فراخوان داده ايم و دوستان و عزيزان و بزرگواران، كمك هاي قابل توجهي كردند و من همين چند روز قبل، گزارش كار را خدمت حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي دادم و حتي بعضي از بزرگواران خواسته بودند كه ما قبضي در اختيارشان قرار دهيم، من قبض از بعضي از مراجع را گرفتم و به آن ها دادم؛ حتي يكي از اين دوستان ما آقاي صدر زاده همين چند روز قبل، كه مبلغ ١٠ ميليون تومان براي زلزله زدگان آذربايجان به حساب شبكه جهاني ولايت ريخته بودند، بعد از ريختن زنگ زده بودند كه من مقلد حضرت آيت الله العظمي سيستاني هستم و از ايشان قبض مي خواهم.

من چند روز قبل، خدمت برادر بزرگوارمان جناب آقاي شهرستاني نماينده حضرت آيت الله العظمي سيستاني و داماد بزرگوارشان و مسئول دفترشان، رفتم و قضايا را گفتم و ايشان رسيد دادند.

اين رسيدها را خود آقاي شهرستاني امضا كردند و دادند و براي اين برادر عزيزمان دعا كردند.

جناب آقاي دكتر رضيعي كه جانباز هستند و پزشك متخصص پوست هستند، يك مبلغي را داده بودند و گفتند: من مقلد حضرت آيت الله العظمي مكارم هستم و ما از ايشان رسيد گرفتيم و توفيق اين كه اين رسيد را به ايشان پرداخت كنيم نداشتيم.

ما تصميم داريم كه اين كمك هايي كه دوستان مان كرده اند، اگر بتوانيم هفته آينده يك هيئتي از طرف شبكه جهاني ولايت به آذربايجان بروند و از نزديك هم با عزيزان مصيبت زده ديداري داشته باشند و هم اين مبلغي كه دوستان كمك كرده اند، در اختيار مسئولين مباشر قرار دهند.

حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي هم نظرشان اين بود.

اگر دوستان باز هم مي توانند، كمك كنند و اگر از بيوت ها هم نيازي به قبض باشد، (به خاطر مبلغ هاي كوچك ما را به بيوت ها نفرستند) ما مي گيريم.

بزرگواران و مراجع عظام براي ما احترام ويژه اي قائل هستند و اگر امضاي ما يا شبكه ولايت باشد، احترام ويژه اي به ما مي گذارند.

ما مي خواهيم اين هفته پرونده زلزله زده ها را ببنديم و هر آنچه كه دوستان مي خواهند در اين زمينه كمك كنند؛ از صدقات جاريه و از احسان و از وجوهات شرعي و رد مظالم، به همان شماره كه قبلا اعلام كرده بوديم مي توانند مبالغ خود را واريز نمايند.

اين حساب در بانك ملت حساب جام است كه شماره آن ٤٢٥٩١٥١٩١٨ است.

ما اين هفته در نظر داريم كه پرونده را ببنديم؛ چون ارسال مبالغ كوچك براي ما دشوار است.

ما تا چهارشنبه بزرگواري هاي بينندگان عزيز چه داخل و چه از خارج را دريافت مي كنيم كه ان شاء الله آخر هفته آينده، دوستان ما بروند و اگر بنده توفيق داشته باشم كه خدمت عزيزان مان در آذربايجان برسم، مايه افتخار من است.

اگر هم كه نشد، بعضي از دوستان ما همراه با فيلم بردار مي روند و كمك هاي عزيزان مان را به مسئولين مباشر خواهند رساند.

مجري:

يكي از علل جاودانه بودن عيد غدير خم، نزول اين آيه اكمال است كه در حقيقت هم قضيه واقعه غدير را جاودانه كرده است و معرف شخصيت اميرالمؤمنين سلام الله عليه است.

آيا اين آيه در كتب برادران اهل سنت مطرح شده است و يا براي آن اعتباري قائل هستند يا نه؟

استاد قزويني:

در رابطه با آياتي كه پيروامون غدير نازل شده است، يكي از اين آيات، آيه ابلاغ بود كه آيه ٦٧ سوره مائده است كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ.

يكي ديگر از آيات، آيه اكمال است كه مي فرمايد:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا.

سوره مائده آيه ٣

كه اين الف و لام اليوم مشخص است كه يك روز مشخصي را در نظر دارد.

در اينجا سه ويژگي آورده است:

١-امروز دين شما كامل شد؛

٢-نعمت ها تمام شد؛

٣-اسلام به عنوان يك دين جاودانه مرضي خداي عالم قرار گرفت.

در رابطه با اين آيه، ما بايد روي چند مسئله كار كنيم.

يكي از مسائل رواياتي است كه در اين زمينه مطرح شده است.

ما اين پاورپوينت ها را ترجمه خواهيم كرد و هم به صورت دي وي دي و هم به صورت جزوه در اختيار علاقه مندان قرار مي دهيم.

اولين روايتي كه ما مي بينيم، خطيب بغدادي آن را با سند صحيح از ابو هريره نقل مي كند:

من صام يوم ثمان عشرة من ذي الحجة كتب له صيام ستين شهرا وهو يوم غدير خم لما أخذ النبي صلي الله عليه وسلم بيد علي بن أبي طالب فقال ألست ولي المؤمنين قالوا بلي يا رسول الله قال من كنت مولاه فعلي مولاه فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي ومولي كل مسلم فأنز الله اليوم أكملت لكم دينكم.

تاريخ بغداد، ج ٨، ص ٢٨٩

پيغمبر فرمود: هر كس روز ١٨ ذي الحجه روزه بگيرد، خدا پاداش ٦٠ ماه روزه به او مي دهد و اين ١٨ ذي الحجه روز غدير خم است كه پيغمبر اكرم دست اميرالمؤمنين را گرفت و فرمود: آيا من ولي امر مؤمنين نيستم؟ گفتند: بله، بعد فرمود: هر كه من مولاي او هستم، علي مولاي اوست.

خليفه دوم آمد و به اميرالمؤمنين تبريك گفت و خداوند اين آيه را نازل كرد.

از نظر سندي:

راوياني كه در اينجا وجود دارد:

اولين راوي عبد الله بن علي بن محمد بن بشران است كه از اساتيد جناب خطيب بغدادي است و مي گويد: من از او مطالبي يادداشت كردم و تمام شنيده ها صحيح بوده است.

يعني خطيب بغدادي بر صحت تمام مكاتباتش شهادت مي دهد.

تاريخ بغداد ج١٠، ص١٤

راوي بعدي علي بن عمر دار قطني است كه مشهور است و خطيب مي گويد:

فريد عصره

سير أعلام النبلاء، ج١٦، ص٤٥٢

يگانه و امام زمان خودش بوده است و صداقت و ثقه را همواره با خود داشته است.

راوي بعدي حبشون بن خلال است كه تاريخ بغداد مي گويد:

صدوق.

تاريخ بغداد، ج٨، ص٢٨٩

راوي بعدي علي بن سعيد است كه ذهبي مي گويد:

صالح الامر.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج٥، ص١٥٤

بعد مي گويد:

اصحاب كتب سته از او روايتي ندارند:

مع ثقته.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج٥، ص١٥٤

با اين كه آدم ثقه اي هم بوده است.

راوي بعدي ضمرة بن ربيعه است كه احمد بن حنبل مي گويد:

من الثقات المأمونين، رجل صالح، صالح الحديث،

از ثقات است و مورد اعتماد است و مرد صالحي است.

أحمد بن حنبل، العلل: ج٢ ص٣٦٦،

راوي بعدي عبد الله بن شوذب است كه ابن حجر مي گويد:

صدوق عابد.

تقريب التهذيب ، ج١، ص٥٠١

آدم صادق و عابد بوده است.

راوي بعدي مطر الوراق است كه ذهبي در رابطه با ايشان مي گويد:

الامام الزاهد الصادق

امام، زاهد و صادق بوده است.

ذهبي، سير أعلام النبلاء: ج٥، ص٤٥٢.

راوي بعدي آقاي شهر بن حوشب است كه در تاريخ اسلام از احمد بن حنبل وثاقت او را نقل مي كند.

قال حرب الكرماني: قلت لأحمد بن حنبل: شهر بن حوشب، فوثّقه، وقال ما أحسن حديثه، وقال حنبل: سمعت أبا عبد الله يقول: شهر ليس به بأس . قال الترمذي: قال محمد، يعني البخاري: شهر حسن الحديث ، قوي امره.

ذهبي، تاريخ الإسلام: ج٦ ص٣٨٧،

اين در حقيقت كل بحث هايي بود كه ما در رابطه با اين روايتي كه داشتيم از خطيب بغدادي با بررسي سندي آن كه اين روايت از ديدگاه ما صحيح است يا حداقل حسن است.

روايت حسن از ديدگاه برادران اهل سنت، روايت معتبر و قابل قبول است.

مجري:

آيا اين روايت در غير از كتاب آقاي خطيب بغدادي در ديگر كتب هم موجود است؟

استاد قزويني:

راويان متعددي اين قضيه را نقل كردند.

شايد بيش از ٣٠ مورد از بزرگان اهل سنت اين قضيه را نقل كرده اند.

ابن مردويه كسي است كه ذهبي در رابطه با ايشان مي گويد:

الحافظ الثبت العلامه كان بصيرا بالرجال.

ايشان از ابو سعيد خدري نقل مي كند:

لما نصب رسول الله صلي الله عليه وسلم عليا يوم غدير خم فنادي له بالولاية هبط جبريل عليه بهذه الآية اليوم أكملت لكم دينكم.

مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع) - أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني - ص ٢٣١

پيغمبر علي را روز غدير خم نصب كرد (نفرمود هر كس من را دوست داشته باشد، علي را دوست داشته باشد) ولايت او را به مردم اعلام كرد، جبرئيل نازل شد و اين آيه اكمال را آورد.

ايشان از مجاهد نقل مي كند كه از مفسران نامي اهل سنت است:

نزلت هذه الآية بغدير خم ، فقال رسول الله ( صلي الله عليه وسلم ) : الله أكبر علي إكمال الدين وإتمام النعمة، ورضا الربّ برسالتي، والولاية لعليّ.

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع ) - أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني - ص ٢٣٢

اين آيه اكمال در غدير خم نازل شد و پيغمبر اكرم بعد از نزول اين آيه تكبير گفت بر كامل شدن دين و اتمام نعمت و رضايت خداي عالم به رسالتش و ولايت علي بن ابي طالب.

ابن عساكر از ابو سعيد خدري نقل مي كند: پيغمبر اكرم مردم را در روز غدير خم به طرف علي بن ابي طالب دعوت كرد و در زير درخت هايي كه خار داشت، خار ها را از بين بردند تا پيغمبر اكرم اميرالمؤمنين را معرفي كرد:

ثم لم يتفرقوا حتي نزلت هذه الآية (اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الإسلام دينا ( فقال رسول الله صلي الله عليه و سلم الله اكبر علي إكمال الدين و إتمام النعمة و رضا الرب برسالتي و بالولاية لعلي من بعدي.

منهاج السنة النبوية، ج ٧، ص ٥٢ و تاريخ دمشق، ج٤٢، ص٢٣٧

مردم هنوز متفرق نشده بودند كه اين آيه نازل شد، تا اين كه پيغمبر تكبير گفت بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت خداي عالم از رسالتش و ولايت علي بن ابي طالب.

ابن مغازلي از ابو هريره همان قضيه اي را كه از خطيب بغدادي نقل كرديم، نقل مي كند: بعد از اين كه نبي گرامي علي را معرفي كرد و جناب خليفه دوم تبريك گفت:

فأنزَلَ اللهَ تَعالي اليومَ أكمَلتُ لَكُم دينَكُمْ.

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) - ابن المغازلي - ص ٣٧

در رابطه با ابن مغازلي، سمعاني كه از اعيان اهل سنت است مي گويد:

كان فاضلا عارفا برجالات واسط وحديثهم وكان حريصا علي سماع الحديث وطلبه.

الأنساب - السمعاني - ج ٢، ص ١٣٧

جناب حضرمي مي گويد:

كان ثقة أميناً صدوقاً معتمداً في منقولاته مسندا إليه في مروياته.

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) - ابن المغازلي - ص ١١

در منقولاتش آدم معتمدي بوده است و افراد ديگر سندها را به اين آقاي ابن مغازلي مي رساندند.

جناب خوارزمي همان روايتي را كه ديگران نقل كرده بودند از ابو سعيد خدري، با يك تغييراتي نقل مي كند كه اين آيه در روز عيد غدير خم نازل شده و بعد از نزول آن پيغمبر گرامي بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت خدا از رسالت شان و ولايت علي بن ابي طالب تكبير گفتند.

خوارزمي هم كه جناب زركلي كه از وهابيت است مي گويد:

كان فقيها أديبا.

الأعلام - خير الدين الزركلي - ج ٧، ص ٣٣٣

آقاي قفطي مي گويد:

له معرفة تامة بالأدب والفقه.

المناقب - الموفق الخوارزمي - ص ١٣

جناب ابن فوطي مي گويد:

صدر الأئمة.

المناقب - الموفق الخوارزمي - ص ١٣

همچنين جناب آقاي جويني هم كه استاد ذهبي است، همين تعبير را در كتاب فرائد السمطين جلد ١ صفحه ٧٤ نقل مي كند.

ذهبي هم در حق استادش مي گويد:

الإمام المحدث الأوحد الأكمل فخر الإسلام .

تذكرة الحفاظ، ج ٤، ص ١٥٠٠

جويني استاد من صاحب فرائد السمطين، هم امام و هم محدث يگانه و كامل است و مايه افتخار اسلام است.

اين ها نمونه هايي بود كه ما توانستيم در اين فرصتي كه داريم براي شما توضيح دهيم.

اگر دوستان بيش از اين بخواهند، ما در كتاب نقد قفاري به صورت مفصل تمام روايات را آورده ايم و در آن بررسي سندي هم كرده ايم.

يكي از اين دوستان بيننده باني شده اند و اين كتاب را ترجمه مي كنند كه ان شاء الله تا پايان امسال ترجمه اين كتاب را هم به فارسي و هم به انگليسي در اختيار شما قرار دهيم.

ما از همه عزيزان مي خواهيم كه دعا كنند.

اين مشكلات اقتصادي براي مسلمان ها در همه جا وجود دارد به ويژه در داخل جمهوري اسلامي ايجاد شده است و مردم از نظر صبر و تحمل يك مرحله خيلي نادرستي رسيده اند.

ما از خدا مي خواهيم كه به آبروي محمد و آل محمد و به آبروي آقا ولي عصر، اين مشكل اقتصادي كه ايجاد شده است و توان مردم را بريده است، اين مشكل را برطرف كند.

ما از پشت پرده خبر نداريم.

شبكه ما شبكه سياسي نيست؛ چون اگر سياسي بود ما حرف براي زدن زياد داشتيم.

آن آقاياني كه بر حضرت نوح ايراد مي گرفتند و مي گفتند: نوح مديريت نداشت، حالا اين آقايان در مديريت اين قضيه ارز گير كرده اند.

ما انتظارمان اين است كه مقدسات ديني ما مورد احترام قرار بگيرد.

وقتي يك شيعه نسبت به مديريت حضرت نوح كه از انبياء اولي العزم است و ٩٥٠ سال شبانه روز زحمت كشيده است و جزء مظلوم ترين و پر تلاش ترين پيامبران است، اين قدر خلاف ادب نسبت به ساحت مقدس اين نبي مكرم صحبت مي كند، به هيچ وجه از ياد ما و مراجع و حوزه ها نخواهد رفت.

من از بيگانگان هرگز ننالم كه با من هرچه كرد آن آشنا كرد.

ما همين جا از همه مسئولين تقاضا مي كنيم و پيشاني شان را مي بوسيم، به عنوان يك شهروند از همه عزيزان نمايندگان مجلس درخواست مي كنيم كه وارد عمل شوند و به تكليف و وظيفه شان را به نحو احسن عمل كنند و نگذارند كه خدايي ناكرده آتش فتنه دشمنان در داخل جمهوري اسلامي شعله شود.

كشور ما تنها كشوري است كه مدعي هستيم كه يك كشور شيعي هستيم.

دشمنان دنبال فرصت هستند و دنبال اين هستند كه بهانه به دست بياورند تا جرقه هاي فتنه را در گوشه كنار بزنند.

ما خودمان جزء كساني هستيم كه در اين آتش سوخته ايم.

ماه گذشته، اجاره اي كه نزديك به ٨٠ ميليون بود، نزديك ٣٠٠ ميليون تومان فقط پول داده ايم.

نمي خواهم امشب خاطر عزيزان بيننده را مكدر كنم؛ ولي يك سري مشكلاتي داريم كه براي يك مرتبه با بينندگان عزيزمان در ميان مي گذاريم.

بنده هم اين قضيه شبكه ولايت را در حد نماز واجب، همان طوري كه صبح نماز مي خوانم به عنوان يك امر واجب، در اداره اين شبكه جهاني ولايت و اين كه در خدمت عزيزان كارشناس هستيم و كفش آقايان را جفت مي كنيم، در حد يك واجب نگاه مي كنم.

ما كاسه گدايي باز نمي كنيم كه بگوييم: بده در راه خدا براي شبكه؛ ولي ما با مردم در ميان مي گذاريم و اگر خداي عالم صلاح ديد و امكانات داشتيم ادامه مي دهيم و اگر امكانات هم نداشته باشيم مي گوييم: حتما خدا صلاح نديده است و در يك جلسه براي هميشه خدا حافظي مي كنيم.

دل خوشي ما اين است كه توكل مان بر خداي عالم است و اميدمان به حضرت زهرا سلام الله عليها است.

ما يك طرحي داريم كه در آينده به سمع بينندگان عزيزمان مي رسانيم.

الان تنها شبكه اي هستيم كه در برابر اين وهابي ها ايستاده ايم.

يكي از شبكه هاي خيلي خوب مان ديشب به خاطر همين مشكلات مالي براي هميشه بسته شد. اميدوار هستيم كه دوباره جان بگيرند و به برنامه هايشان ادامه دهند.

مجري:

آقاي ابن كثير دمشقي اين قضيه را بعيد مي شمرد و مي گويد: امكان ندارد كه يك روز روزه بگيريم و ٦٠ ماه ثواب بنويسند. لطف كنيد اين را توضيح دهيد.

استاد قزويني:

اين آقايان برنامه شان اين است كه هر كجا كه به يك روايتي مي رسند، اگر توانستند از نظر سند وارد مي شوند و اين روايت را زير سؤال مي برند و اگر هم از نظر سندي نمي توانند روايت را زير سؤال برند، مي گويند: قلب ما شهادت مي دهد كه اين روايت باطل است؛ مثل جناب ذهبي در آن حديثي كه مي فرمايد:

وعدوَّك عدوّي وعدوّي عدوّ الله.

تاريخ الإسلام، ج٢٠، ص٤٠

مي گويد:

يشهد القلب انه باطل.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج١، ص ٢١٣

حتما قلب آقاي ذهبي مثل قلب آقاي ابن تيميه لوح محفوظ را مي بيند.

اين ها همين طوري اشكال و ايراد مي گيرند.

ابن كثير وقتي به روايت مي رسد مي گويد: اين روايت صحيح نيست؛ چون در روايت صحيح داريم:

صيام شهر رمضان بعشرة اشهر فكيف يكون صيام يوم واحد يعدل ستين شهرا.

البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢١٤

هر كس ماه رمضان روزه بگيرد، ١٠ ماه ثواب دارد، چه طور مي شود كه روزه يك روز معادل ٦٠ ماه باشد.

ما نمي دانيم كه اين آقا از طرف خدا وكالت دارد كه براي تفضلات الهي حد و حدودي قرار دهد.

خداوند در اين آيه مي فرمايد:

إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ

سوره آل عمران آيه ٧٣

اگر به جاي خدا بودند چه مي كردند يا اگر نماينده خدا بودند چه كار مي كردند؟

ما در جواب چند نكته را داريم.

ابن كثير در همين جا مي گويد: خدا كه براي صائمين شهر رمضان پاداش ١٠ ماه مي دهد، اين عبارت در صحيح ابن خزيمه هم وجود دارد و خود ذهبي هم نقل مي كند:

أن أباه كان يصوم بعد الفطر ستة أيام ويقول: تعدل صيام السنة، ثلاثين بعشرة أشهر، وستة أيام بشهرين.

تاريخ الإسلام، ج ٥٢، ص ٤١٤

پدرم بعد از ماه رمضان، شش روز روزه مي گرفت و شش روز روزه بعد از ماه رمضان معادل ١ سال روزه بوده است.

خداي عالم است كه ماه رمضان را به ١٠ ماه و شب قدر را به هزار ماه كه بيش از ٨٠ سال مي شود، قرار مي دهد.

اگر چنانچه خزائن خدا دست شما بود، روزي را براي مردم مي بستيد و نمي گذاشتيد كه خزائن الهي به دست مردم برسد.

اين كه مي گويند ماه رمضان اين طور است، معلوم مي شود كه خداي عالم مي تواند از تفضلش يك به ١٠ يا يك به ١٠٠ انجام دهد.

خود ذهبي كه استاد ابن كثير است، روايت را در كتاب احاديث مختاره جلد ٢ صفحه ٧٨ نقل مي كند و هيچ گونه تعرضي نه به سند روايت و نه به متن روايت نمي كند.

آقايان در بحث فضائل مي گويند: عمل به روايات ضعيفه در فضائل اشكالي ندارد.

من نمي دانم كه اين حرف را آقايان چه كار مي كنند؟

جناب آقاي ابن مفلح مقدسي كه بزرگان اهل سنت است و عمر رضا مي گويد:

فقيه اصولي محدث.

شاگرد مزي و ذهبي بوده است و تدريس مي كرده است و فتوا مي داده است.

اين آقا مي گويد:

والذي قطع به غير واحد ممن صنف في علوم الحديث حكاية عن العلماء أنه يعمل بالحديث الضعيف فيما ليس فيه تحليل ولا تحريم كالفضائل وعن الإمام أحمد ما يوافق هذا.

الآداب الشرعية، ج ٢، ص ٢٨٥

آن چيزي كه اكثريت علماء ما به آن قطع پيدا كرده اند اين است كه به روايات ضعيف در جايي كه حلال و حرام نيست مثل فضائل، عمل مي كنند.

فضيلت روز عيد غدير اين است كه هر كس روز عيد غدير روزه بگيرد، خداي عالم پاداش ٦٠ ماه روزه مي دهد.

از امام احمد هم نقل مي كند كه ايشان هم همين را مي گويد.

امام نبوي كه از استوانه هاي علمي شافعي ها است، مي گويد: من چند جا گفته ام كه اهل علم بر عمل به روايت ضعيف در غير احكام و اصول عقائد اتفاق نظر دارند.

آقاي ابن كثير دمشقي، چه طور شد شما يك دفعه چيزي گفتيد كه بر خلاف مبناي اهل سنت است كه عمل به روايات ضعيف در فضائل اشكال نمي دانند و شما مي گوييد: اشكال دارد.

اين روايتي كه مي فرمايد:

عدوك عدوي وعدوي عدو الله.

شرح نهج البلاغة، ج ٤، ص ٦٥

فضيلت است و در آن نه حكمي بيان شده است و نه حرمتي و نه حلالي را در آن بيان كرده است؛ ولي آقا مي گويد:

يشهد القلب انه باطل.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج١، ص٢١٣

امثال اين فضائل در روايات متعددي آمده است.

آقاي ابن خزيمه از ابو ايوب انصاري نقل مي كند كه پيغمبر فرمود: هر كس ماه رمضان را روزه بگيرد و شش روز از شوال را هم به آن متصل كند:

فكأنما صام الدهر.

صحيح ابن خزيمة، ج٣، ص ٢٩٧

مثل كسي است كه تمام دهر را روزه گرفته است.

اين صام الدهر، دهر خودش است كه مثلا يك جوان ١٥ ساله است كه اولين ماه رمضاني را كه روزه گرفت، بعد از ماه رمضان ٦ روز هم از شوال روزه بگيرد، گويا تمام عمرش روزه گرفته است.

اگر اين جوان ٩٠ سال عمر كند، گويا ٧٥ سال آقا روزه گرفته است.

اين روايت صحيح است.

آقاي نبوي مي گويد: به اسناد صحيح آمده است.

ابن قدامه مقدسي به اين روايت فتوا داده است.

آنجا آقاي ابن كثير جرأت مي كند كه بگويد: مگر مي شود كه يك كسي ماه رمضان و شش روز بعد از آن روزه بگيرد و به اندازه دهر روزه گرفته باشد.

اگر اين صام الدهر به معني دهر صائم باشد اين طور معني مي شود؛ ولي اگر صام الدهر به معني مطلق دهر باشد، معناي آن اين مي شود كه هر كس ٦ روز بعد از ماه رمضان روزه بگيرد، گويا تمام عمر دنيا را روزه گرفته است.

از حضرت آدم تا قيام قيامت، روزه گرفته است.

آقاي ابن كثير، در اينجا چه كار مي كنيد؟

اينجا جرأت مي كنيد بگوييد: مگر مي شود كه انسان ٦ روز روزه بگيرد و خدا ثواب يك عمر يا عمر دنيا به او پاداش دهد.

در ديگر كتب با سندهاي صحيح نقل مي كنند كه هر كس ايام البيض (روزه ١٣ و ١٤ و ١٥ هر ماه) را روزه بگيرد:

كَصَوْمِ الدَّهْرِ أو كَهَيْئَةِ صَوْمِ الدَّهْرِ.

سنن ابن ماجه، ج١، ص ٥٤٤ و مسند أحمد بن حنبل، ج ٥، ص ٢٧

مثل روزه دهر است؛ يعني از اول خلقت تا آخر خلقت چه مقدار ثواب روزه دارد، به اين شكل براي اين شخص ثواب مي نويسد.

اينجا ندارد دهر صائم.

بخاري از عبد الله بن عمرو عاص نقل مي كند:

صَوْمُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ صَوْمُ الدَّهْرِ كُلِّهِ.

صحيح البخاري، ج ٢، ص ٦٩٨

هر كس ٣ روز ايام البيض را روزه بگيرد، گويا تمام دهر را روزه گرفته است.

در اينجا شما چه مي گوييد؟

٣ روزه گرفتن پاداش روزه دنيا را دارد.

اگر كسي ٣ روز روزه بگيرد، خداوند پاداش يك عمر روزه به او مي دهد، چه طور اگر روز عيد غدير اگر كسي روزه گرفت و خدا ٦٠ ماه به او پاداشت دهد.

آقاي ابن كثير از جيب تو چه چيزي كم مي شود؟ به شما چه ضرري دارد؟

جز اين كه ١٨ ذي الحجه مربوط به اميرالمؤمنين است، در حقيقت به خاطر اميرالمؤمنين و به خاطر اكمال دين خداوند اين مطلب را مي دهد، به خاطر اين عداوتي كه با اهل بيت داريد، اين طور جوش و خروش داريد.

در رابطه با روز مبعث:

در آنجا هم دارد كه هر كس روز مبعث روزه بگيرد، خداي عالم پاداش ٦٠ ماه روزه به او مي دهد. آيا اينجا هم آقاي ابن كثير اشكال مي گيرد؟

آقاي ابن جوزي اين را نقل مي كند و ايشان ٢٠٠ سال زودتر از ابن كثير زندگي مي كرده است، آيا اينجا هم حاضر هستيد تعليقه بزنيد و بگوييد: مگر مي شود كه انسان روز مبعث روزه بگيرد و خداي عالم پاداش ٦٠ ماه روزه به او دهد.

تفضل الهي است.

خداوند مي فرمايد: به خاطر نبي مكرم به هر كس كه روز مبعث روزه بگيرد، از روي تفضل پاداش٦٠ ماه روزه گرفتن به مي دهم. به شما چه ارتباطي دارد؟

در روايت ديگري مي گويد: هر كس روز مبعث روزه بگيرد، گويا صد سال عبادت كرده است و روزه گرفته است.

جناب ديلمي در كتاب الفردوس بمأثور الخطاب جلد ٣ صفحه ٤٤٢ نقل مي كند.

در جاي ديگر مي گويد: در روز مبعث به اندازه هزار سال، روزه گرفتن ثواب دارد.

در آنجا ٦٠ ماه بود و آن آقا اعتراض داشت.

ابن فاخر اصبهاني از علماي بزرگ شما است كه مال قرن ٦ هجري است و نزديك ٢٠٠ سال هم قبل از ابن كثير است مي گويد: هر كس روز مبعث روزه بگيرد، يك روز روزه بگيرد، خدا پاداش هزار سال ثواب مي دهد، اگر دو روز روزه بگيرد، ٢ هزار سال و اگر ٣ روز روزه بگيرد:

كتب له صوم ثلاثة آلاف سنة.

مجموع فيه عشرة أجزاء حديثة، ج١، ص ٢٧١

ثواب ٣ هزار سال روزه به او مي دهند.

چرا شما اين طور برخورد مي كنيد.

 

گيرم كه خلق را به فريبت فريفتي با دست انتقام طبيعت چه ميكني

 

آيا فرداي قيامت هم پاسخي داريد؟

 

 

آن آقاياني كه پيرو ابن تيميه و ابن كثير و ابن جوزي و محمد بن عبد الوهاب هستند و اين مطالب را هر جايي مطرح مي كنند، پاسخي هم براي قيامت دارند؟

مجري:

در شبكه هاي وهابي مي گويند: آيه اكمال در روز عرفه نازل شده است و اين مطالب براي مباحث روز عرفه بوده است. آيا واقعاً آيه اكمال در روز عرفه بوده است؟

استاد قزويني:

يكي از اشكلات اساسي اين ها همين قضيه است كه در صحاح خود هم دارند:

عن عُمَرَ بن الْخَطَّابِ أَنَّ رَجُلًا من الْيَهُودِ قال له يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ آيَةٌ في كِتَابِكُمْ تقرؤونها لو عَلَيْنَا مَعْشَرَ الْيَهُودِ نَزَلَتْ لَاتَّخَذْنَا ذلك الْيَوْمَ عِيدًا قال أَيُّ آيَةٍ قال ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمْ الْإِسْلَامَ دِينًا ) قال عُمَرُ قد عَرَفْنَا ذلك الْيَوْمَ وَالْمَكَانَ الذي نَزَلَتْ فيه علي النبي صلي الله عليه وسلم وهو قَائِمٌ بِعَرَفَةَ يوم جُمُعَةٍ.

صحيح البخاري، ج١، ص ٢٥

يك مردي از يهود به خليفه دوم گفت: جناب عمر يك آيه در قرآن شما است كه مي خوانيد، اگر اين آيه بر ما يهودي ها نازل شده بود، آن روز را عيد مي گرفتيم.

عمر گفت: كدام آيه است؟ گفت: امروز دين شما را كامل كردم و نعمت را بر شما تمام كردم و از اسلام راضي شدم.

عمر گفت: من اين روز را مي شناسم و مكاني كه اين آيه در آن نازل شده است را مي دانم و آن روز جمعه بود و پيغمبر ايستاده بود و در عرفه هم بود.

اگر واقعا جناب خليفه در اينجا مي گويد: در روز عرفه بود و روز جمعه هم بود كه نازل شد، در برابر اين يهودي چرا اعلام نكرد كه ما روز عرفه را به عنوان روز عيد اعلام مي كنيم؟

چون در آنجا اليوم اكملت لكم دينكم شده است.

عيد قربان را براي چي شما عيد اعلام مي كنيد؟

براي اين كه ايام حج به يك جاي حساسي مي رسد و مردم قرباني مي كنند و به عنوان يك امر اسلامي و رعايت شعائر اسلامي است.

اگر واقعا آيه در اين روز و قبل از منا و عيد قربان نازل شده باشد، بايد اهميت اين روز چندين برابر عيد قربان باشد. چرا اين را عيد نمي گيريد؟

آقايان اهل سنت يا وهابي ها اگر واقعا مي دانند كه روز اكمال دين روز عرفه است، چرا روز عرفه را عيد نمي گيرند و به يكديگر تبريك نمي گويند؟

جناب ابن كثير هم مي گويد: اين آيه در روز عرفه و روز جمعه نازل شده است.

تفسير ابن كثير، ج٢، ص١٤

جواب اول:

به فرض در روز عرفه نازل شده است.

آيا اين كه در روز عرفه نازل شده است، دلالت مي كند كه در غير عرفه نازل نشده است؟

يك آيه مي تواند در زمان هاي مختلف و به مناسبت هاي مختلف نازل شده باشد.

خود جناب زركشي در كتاب برهان خودش مي گويد: سوره فاتحه دو بار نازل شده است، يك مرتبه در مكه و يك مرتبه در مدينه نازل شده است.

در خود صحيحين آمده است:

يسئلونك عن الروح.

در مدينه نازل شده است با اين كه اين سوره در مكه نازل شده است.

چه اشكالي دارد كه «اليوم اكملت لكم دينكم» يك بار در عرفه نازل شده باشد و يك بار هم در روز غدير خم نازل شده باشد؟

شما كه در اينجا روايتي از پيغمبر نداريد و روايت نبوي نيست كه از پيغمبر رسيده باشد و پيغمبر فرموده باشد كه اين آيه در روز عرفه نازل شده باشد.

ولي رواياتي كه ما خوانديم همه مشخص بود كه بر نبي مكرم نازل شد و بعد از نزول آن پيغمبر فرمود:

الله اكبر علي إكمال الدين و إتمام النعمة و رضا الرب برسالتي و بالولاية لعلي من بعدي.

منهاج السنة النبوية، ج٧، ص٥٢

همه قضايا از نبي مكرم بوده است و روايت هم كه صحيح است.

جواب دوم:

همين آقاياني كه اين روايت را آورده اند، خلافش را هم نقل كرده اند.

اين ها گفته اند كه در روز عرفه و روز جمعه بوده است.

در جاي ديگر نقل مي كنند كه جناب عمر مي گويد:

أُنْزِلَتْ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ.

سنن النسائي (المجتبي)، ج٥، ص٢٥١

آنجا گفت: در روز جمعه و در روز عرفه پيغمبر ايستاده بود؛ ولي در اينجا مي گويد: شب جمعه بود و در عرفه با پيغمبر بوديم.

الباني هم مي گويد: اين روايت صحيح است.

سنن النسائي بأحكام الألباني، ج٥، ص٢٥١

آقايان معين كنند كه روز نازل شده است يا اين كه شب نازل شده است.

جواب سوم:

در يك روايتي در صحيح مسلم است كه جناب خليفه مي گويد:

نَزَلَتْ لَيْلَةَ جَمْعٍ

صحيح مسلم ، ج٤، ص ٢٣١٣

جمع يعني مزدلفه.

مردم از عرفات آمده اند در مزدلفه و نزديك رسيدن به منا هستند و در آنجا اطراق كرده اند.

مي گويد: در شب بعد از عرفه نازل شده است نه شب عرفه.

شب مزدلفه يعني شب بعد از عرفه.

آنجا گفت: شب عرفه بوده است، روز عرفه بوده است، اينجا مي گويد: شب بعد از عرفه بوده است. آيا خود اين ها با يكديگر تعارض ندارد؟

يك قضيه خارجي است و امر اعتباري نيست كه بگوييم به اعتباري روز بوده است و به اعتباري شب عرفه بوده است و به اعتباري شب مزدلفه بوده است. ما نمي توانيم اين شكلي بيان كنيم.

جواب چهارم:

در صحيح بخاري آمده است:

قال سُفْيَانُ وَأَشُكُّ كان يوم الْجُمُعَةِ أَمْ لَا.

صحيح البخاري، ج٤، ص١٦٨٣

سفيان ثوري كه مي گويد: من شك دارم كه اين آيه در روز جمعه نازل شده باشد.

اگر روز عرفه جمعه بوده است، پيغمبر نماز جمعه خواند يا نه؟

در خطبه هاي نماز جمعه پيغمبر چه فرمود؟

شما كه مي گوييد: پيغمبر نماز جمعه را واجب مي دانستند، در زمان پيغمبر، هر كجا كه ايشان بوده اند نماز جمعه مي خواندند. اگر روز جمعه در عرفات بوده اند، چرا از نماز جمعه خبري نيست؟ در هيچ روايتي از شما اين قضيه نيامده است.

جواب پنجم:

ابن تيميه مي گويد: هر كسي بگويد: سوره مائده در عيد غدير نازل شده است، دروغگو است و افتراء بسته است.

ما از تاريخ خطيب بغدادي با سند صحيح آورديم كه ابو هريره از پيغمبر اكرم نقل مي كند: اين در غدير خم نازل شده است. پس از ديدگاه آقاي ابن تيميه، ابو هريره فاسد و كاذب و مفتر است.

جواب ششم:

از ابن عباس نقل مي كنند:

ولد نبيكم يوم الاثنين وخرج من مكة يوم الاثنين ودخل المدينة يوم الاثنين وأنزلت سورة المائدة يوم الاثنين اليوم أكملت لكم دينكم ورفع الذكر يوم الاثنين.

تفسير الطبري، ج ٦، ص ٨٤ و المعجم الكبير، ج ١٢، ص ٢٣٧

پيغمبر روز دوشنبه به دنيا آمده است و روز دوشنبه از مكه خارج شد و روز دوشنبه وارد مدينه شد و فتح بدر روز دوشنبه بوده است و سوره مائده و آيه اكمال در روز دوشنبه نازل شده است.

جناب خليفه گفت: روز جمعه بوده است.

در اين روايت جناب ابن عباس ادعا مي كند كه اين در روز دوشنبه نازل شده است.

براي اين كه اذهان جمعيت را به يك طرف ديگر منحرف كنند مي گويند: در روز جمعه بوده است و در عرفات ايستاده بوديم و شب عرفه و شب عيد قربان بوده است و خود آقاي سفيان ثوري مي گويد: من شك دارم.

نمي خواهند كه مردم از اين مسائل اطلاع داشته باشند.

مجري:

آقاي هيثمي به اين روايت ابن عباس اشكال سندي مي كند. لطف كنيد اين را بيان كنيد.

استاد قزويني:

هيثمي مي گويد:

وفيه ابن لهيعة وهو ضعيف وبقية رجاله ثقات من أهل الصحيح.

مجمع الزوائد، ج١، ص ١٩٦

در اينجا ابن لهيعه است كه ايشان ضعيف است.

در آن روايتي كه از ابن عباس بود و مي گفت: روز دوشنبه آيه اكمال نازل شده است.

ذهبي در رابطه با ايشان مي گويد:

بن لهيعة الامام الكبير قاضي الديار المصرية وعالمها ومحدثها.

تذكرة الحفاظ، ج١، ص٢٣٧

ابن حجر مي گويد:

كان ابن لهيعة من الثقات.

تهذيب التهذيب - ابن حجر - ج ٥، ص ٣٣١

خود هيثمي در چندين مورد، روايتي كه در سند آن ابن لهيعه است، مي گويد:

وفيه ابن لهيعة وحديثه حسن.

مجمع الزوائد، ج١، ص ١٥٥ و مجمع الزوائد،ج٤، ص ١٨ و ص٣١ و ص٨٢

اين ها همه نشان مي دهد كه جناب آقاي هيثمي يا حواسش نبوده است يا يك چيزي در ذهن شان بوده است يا اين كه با عقائد آقاي هيثمي همخواني نداشته است و ديده است كه ديواري كوتاه تر از اين آقا نبوده است و ايشان را تضعيف كرده است و فراموش كرده است كه در جاي ديگر معتبر دانسته است.

اين ها يك سري مباحثي است كه اگر انسان دقت كند و با نظر انصاف نگاه كند، آدم احساس مي كند كه زير كاسه نيم كاسه اي وجود دارد و در پشت پرده يك مسائلي است.

اين آقاياني كه در شبكه هايشان مي گويد: شيعه سنت ندارد و روايت ندارد و روايت صحيح ندارد، اين مباحثي كه خودشان دارند كه جناب خليفه اول احاديث پيامبر را آتش مي زند و رسما ديگران را از نقل حديث منع مي كند و جناب عمر هم همين كار را مي كند و بخش نامه صادر مي كند و افرادي كه نقل حديث مي كنند مثل عبد الله بن مسعود را زنداني مي كنند و بعد از آن جناب عثمان مي آيد و مي گويد: هر روايتي كه زمان شيخين كسي نشنيده است، حق نقل ندارند.

معاويه هم همين برنامه را اجرا مي كند كه به تعبير ذهبي تا سال ١٤٣ سنت پيغمبر نوشته نشده است و در سال ١٤٣ كه ١٣٠ سال بعد از پيغمبر است، تازه سنت نوشته شده است.

آن هم جناب آقاي بخاري مي گويد: من ٦٠٠ هزار روايت در دست داشتم.

من در يك جلسه به اين آقايان گفتم: شما يك روايت صحيح از كتب شيعه به ما دهيد كه ازدواج ام كلثوم با عمر صورت گرفته باشد، مي گويند: مگر شما روايت صحيح هم داريد.

شما بزرگواري كنيد و اين شربت مگس را كم ميل كنيد تا ذهن مباركتان خوب كار كند.

آن روز مي گفتند: مگس يك بالش شفا است.

ديشب مي گفت: من نگفتم كه شفا دارد.

كليپ شما را كه ما پخش كرديم، دروغگو كم حافظه است نه بي حافظه.

روايت صحيح بخاري را ما آورديم.

بله دركتب شيعه هم وجود دارد و ما قبول داريم كه اين روايات ضعيف است و از منابع اهل سنت وارد شده است.

اگر باشد، علماء شيعه نگفته اند كه وقتي در داخل چايي يا آب مگس افتاد، ما مگس را فرو مي بريم داخل و هم مي زنيم و با قاشق شربت مگس درست مي كنيم و مي خوريم، تا به حال هيچ كدام نگفته اند؛ ولي جناب عالي رسما ادعا كرديد كه اگر در ليوان من مگس بيافتند، قاشق برمي دارم و اين را هم مي زنم و شربت درست مي كنم و ميل مي كنم.

ما اين اهانت ها و حرف هاي شما را مي شنيديم و رمز آن را نمي دانستيم.

خدا اموات شما را بيامرزد كه ما را از نگراني بيرون آورديد.

به نظر من اگر شما اين صحبت ها را انجام ندهيد يا يك مباحثي كه مربوط به خودتان است و از فضائل و مناقب جناب آقاي ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب است صحبت كنيد و برويد در فاز ديگر و كاري به كار شيعه و عقائد و كتب شيعه نداشته باشيد، من احساس مي كنم خيلي به صلاح شما است؛ چون شما به هر كاري دست مي زنيد، افتضاح و آبرو ريزي آن بيشتر مي شود.

يك سري مباحثي را ايشان آن هفته مطرح كردند كه وقتي من شنيدم، آخر شب بود خيلي هم خسته بودم، خيلي خنديدم و خستگي من رفع شد.

از اين كه بعضي وقت ها مايه خوشحالي و خنده ما را فراهم مي كنيد، ما از شما ممنون هستيم.

من يك تشكري هم به جناب آقاي هاشمي بدهكار هستم كه واقعا بايد تشكر كنم.

اين كليپ عجل الله فرجك را اگر به ما مي گفتند: يك پولي دهيد تا اين كليپ را پخش كنيم، من واقعا حاضر بودم كه پول خوبي دهم به اين آقايان تا اين كليپ عجل الله فرجك را پخش كنند كه هم عربي است و هم زير نويس فارسي دارد.

خداي عالم بعضا عقل بعضي ها را در يك زماني سلب مي كند.

آن شب اين كليپ را پخش كردند و خيلي عالي و زيبا بود و خيلي از بيننده هاي شما كه در شبكه ولايت اين را نشنيده بودند، شنيدند و لذت بردند؛ چون قضيه مهدويت فقط مال شيعه نيست. قضيه مهدويت فرا مذهبي و فرا ديني است.

من از اين آقايان به خاطر پخش اين كليپ در شبكه خودشان تشكر مي كنم.

بيننده خانم اسدي از تبريز:

دوتا سؤال دارم.

يكي در مورد يكي از شبهاتي كه شبكه كلمه مطرح كرد، اين ها ادعا دارند كه چه چيزي در روز غدير در آيه اكمال كامل شده است؟

ادعا مي كردند كه قرآن كامل نازل شده است و دين كامل بوده است، پس چه چيزي در آن روز كامل شده است؟

يكي در مورد دين پدر بزرگوار حضرت علي عليه السلام كه اين ها ادعا دارند كه ايشان كافر از دنيا رفته است، مي خواستم حاج آقا در اين موارد توضيح دهند.

بيننده آقاي حكيمي از پاوه از اهل سنت:

بحث روزه شوال كه حاج آقا گفتند، هيچ سني قائل به اين نيست كه هر كسي ماه رمضان را روزه بگيرد و بعد ٦ روز بعد از ماه رمضان را روزه بگيرد، كل عمر را روزه گرفته است، فقط به اندازه دهر است كه دهر يعني سال. هيچ سني قائل نيست كه تمام عمر را روزه گرفته است.

مجري:

دهر يعني سال؟

بيننده:

بله، روزه يك سال محسوب مي شود.

استاد قزويني:

نگفته است كه سنة.

مجري:

مي شود اين معني كه شما مي گوييد را از يك كتاب مرجع آدرس دهيد كه نوشته باشد دهر به معني سال است؟

بيننده:

از هر سني حتي از يك بچه سني هم بپرسيد، همين نظر را دارد.

مي گويد: هر كسي ماه رمضان را روزه بگيرد و ٦ روز بعد از آن را هم روزه بگيرد، به اندازه ١ سال روزه ثواب برده است.

مجري:

كلمه دهر را معني كنيد.

بيننده:

به هر معني كه مي خواهد باشد.

برداشت هر سني از اين حديث اين است كه يك سال ثواب مي دهند.

از حاج آقا مي خواهم كه جايگاه شيعه را در آيه ١٠٠ سوره توبه براي ما بيان كنند.

در مورد آيه اكمال كه حاج آقا گفتند، به حضرت عمر رضي الله عنه يهودي ها يادآوري كردند، قرار نيست كه ما عيد هايمان را از يهوديان بگيريم.

روزهاي عيد ما را خدا و پيغمبر تعيين كرده اند.

استاد قزويني:

چرا جناب عمر در همان جا به آن يهودي اعتراض نكرد؟

ايشان گفت: من مي دانم اين روز چه روزي است و مكان آن هم كجا است.

اگر واقعا نبايد عيد مي گرفتند، نبايد به آن يهودي اعتراض مي كرد كه به شما چه ربطي دارد كه همچين حرفي مي زنيد؟

بيننده:

نه. يادآوري كردن فرق مي كند با اين كه اصل عيد را از يهودي بگيريم.

مجري:

خليفه دوم تأييد كردند و گفتند: بله من مي شناسم اين روز را.

بيننده:

تأييد كردن يك بحث است و اين كه عيد را از يك يهودي بگيريم يك بحث ديگري است.

مجري:

شما از خليفه دوم بهتر مي فهميد؟

بيننده:

نه.

مجري:

ايشان در صدر اسلام بوده است و يك صحابي بوده است.

بيننده:

خاك به دهانم. من همچين حرفي نزده ام.

مجري:

اين طور كه شما حرف مي زنيد، يعني شما بيشتر از خليفه دوم مي فهميد.

بيننده:

مگر ايشان عيد اعلام كردند؟

استاد قزويني:

شما سوره جاثيه آيه ٢٤ را نگاه كنيد كه مي فرمايد:

وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ

ما را دهر نابود كرده است. يعني سال ما را نابود كرده است؟

بيننده:

من گفتم كه از يك بچه سني هم بپرسيد، همان معني كه من براي شما كردم، همان معني را براي شما مي كند.

استاد قزويني:

شما ادعا مي كنيد. علماي بچه سني ها كتاب و تفسير و كتاب لغت دارند.

مفردات راغب صفحه ٣٢٠ دهر را معني كرده است.

كتاب لسان العرب جلد ٤ صفحه ٢٩٣ مي گويد:

وقيل : الدهر ألف سنة.

لسان العرب، ج ٤، ص٢٩٢

به هر هزار سال دهر گفته مي شود.

من نمي دانم كه حرف شما را قبول كنم يا حرف آقاي ابن منظور كه از استوانه هاي اهل سنت است و كتاب لغت نوشته است.

بيننده:

ما آن چيزي را قبول داريم كه داريم عمل مي كنيم.

؟؟؟؟؟؟؟

مجري:

شما مطالب خودتان را مي گوئيد كه اهل سنت اين گونه عمل مي كنند؛ ولي وقتي روايت را ما بررسي مي كنيم، حكمي كه از اين روايت توليد مي شود، به اين معني است.

اين كه علماي شما اين را به عنوان سال به شما معرفي مي كنند يك چيز ديگري است.

بيننده:

برداشت شما اشتباه است. ما مي گوئيم كه از هر سني از مراجع تقليدمان تا بچه دبستاني مان مي فهمد كه به اين معنا نيست.

استاد قزويني:

اين ادعاي حضرت عالي است. در حالي كه كتب اهل سنت و آن اهل سنتي كه ما با آن ها مرتبط هستيم، چيز ديگري مي گويند.

اولين باري است كه من مي شنوم كه دهر را به سال معني كرده است.

بيننده آقاي زارعي از همدان:

السلام علي المهدي الذي يملؤ الارض قسطا وعدلا كما ملئت ظلما وجورا

ما مدت ها است كه خدمت شما نرسيده بوديم.

اگر به اندازه همين آقايي كه از پاوه تماس گرفته بودند به ما وقت دهيد، ممنون تان مي شوم. ايشان ٥ دقيقه بيشتر صحبت كردند.

استاد قزويني:

اگر شما هم مثل ايشان حرف هاي بي اساس مي زنيد، ما به شما هم ٥ دقيقه وقت مي دهيم.

بيننده:

در رابطه با آقايي كه هفته قبل آمدند و به آقاي نخعي گفتند كه ايشان خواب شان را تعريف مي كنند، نه.

ايشان از اساتيد بزرگي هستند كه از سيماي استاني قم از كارشناسان برجسته آن شبكه هستند و در راه دفاع از اهل بيت و جنگ با وهابيت، از سابقين اين راه هستند.

من تقاضا مي كنم كه اجازه دهيد تا نامه اي را كه من به آقاي جرج جرداق مسيحي نوشته ام بخوانم. وقتي از جرج سمعان جرداق مسيحي پرسيده شد شما كه مسيحي هستيد، چگونه كتابي چنين گران سنگ درباره امام اول شيعيان نگاشته اي؟

پاسخ داد: من مسيحي هستم؛ اما كور كه نيستم.

وقتي كه به برگ برگ صفحات تاريخ نظر افكندم، علي را پهلواني ديدم كه در از قلعه خيبر كنده است و هماوردي برايش در عرب نيست و باز ورق زدم و به نخلستان هاي كوفه و مدينه رسيدم و همين پهلوان را ديدم كه از خوف خداوند، شانه هايش مي لرزد و مثل مادر فرزند مرده گريه مي كند.

وقتي ديدم كه در مقابل درخواست نابجاي برادر، آهن گداخته بر دستانش نزديك مي كند؛ اما با دستان پينه بسته اش لقمه در دهان يتيمان مي گذارد.

وقتي ديدم كه از حكومت بر بيش از ١٠٠ كشور اسلامي، نعليني پاره بر پا و قبائي پشمي و وصله دار بر تن دارد ياد مي كند؛ ولي در عين حال در مقابل خلخالي كه از پاي دختر يهودي به در آورده بودند مي فرمايد: اگر همه از اين قصه بميريم، جاي ملامت نيست، بر خويش نهيب زدم كه كجايي بي چاره.

اگر ننويسي چنين كتابي را، فردا آيندگان خواهند گفت: جرج جرداق كور بوده و عظمت ابر مردي چون علي را نديد.

مي خواهم عرض كنم: دانشمند منصف مسيحي جناب جرج جرداق، شما يك مسيحي هستيد كه اين گونه مي گوييد؛ اما بيا و ببين كه نواصب دوران، آن هايي كه ادعاي محبت علي را دارند و برنامه دفاع از اهل بيت در شبكه هاي ضاله شان مي گذارند و مصداق همان نامرد مردماني هستند كه اميرالمؤمنين در مورد آن ها فرمود: چنان لباس پوسيده اي هستند كه از هر طرف شما را مي گيرند از طرف ديگر پاره مي شود، همين هايي كه ادعا مي كنند كه سيد هستند و از نسل رسول الله صلي الله عليه وآله هستند؛ اما بلا شك از نسل دودمان نحس بني اميه و يزيدي هستند و از تبار اشعث بن قيص هايي هستند كه به ادعاي محبت و كمك به علي عليه السلام خون به دلش كردند؛ تا جايي كه فرمود: خداوند اميري سزاوارتان، نصيب تان كند كه دلم را خون كرديد.

امروزه در شبكه هاي نفاق شان چنان ظلمي در حق اين ابر مرد تاريخ بشريت كرده اند و فضيلتي از علي عليه السلام نبود كه انكار نكرده باشند.

نواصبي كه روزي ممدوح ملائك را شراب خوار معرفي كردند، اگر روزي مظلوم ترين حاكم تاريخ فرمودند:

أنزلني الدهر حتي قيل معاوية وعلي .

فرحة الغري - السيد عبد الكريم بن طاووس - ص ٧

امروزه منافقان شبكه هاي وهابي او را بدون حجت و پسر زن پرچم دار مكه، هند جگر خوار، معاويه اي كه چهار مرد عرب بر سر پدري اش دعوا داشتند، او را صاحب حجت و دليل شرعي مي دانند.

جناب جرج جرداق، شما كه از ترس اين كه تاريخ كور نخواندت، چنان اثر گران سنگي خلق كرديد، بياييد و ببينيد كه كساني كه مصداق اين آيه هستند كه مي فرمايد:

صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ.

سوره بقره آيه١٧١

براي كسي طلب استغفار مي كنند كه تمام ملكوت آسمان ها و زمين ثنا گوي او هستند و خداوند در آيات متعددي مداح او است؛ اما در مقابل يزيد شارب الخمر كه به مادرش نامحرم بود، رضي الله عنه مي خوانند و وقتي بيننده سني به نام فرهاد، يزيد را جنايتكار مي خواند، برآشفته شده و بيش از ٢٠ دقيقه به دفاع از يزيد مي پردازند و اين بيننده اهل سنت را بايكوت مي كنند.

اي لعنت خدا بر چنين دهان هاي نجس و ناپاك.

اين ها گرگاني هستند كه در لباس ميش درآمده اند تا گزيده تر كالا برند و به پيروي از خال المؤمنين شان معاويه كه گفت:

لا والله إلا دفناً دفناً.

شرح نهج البلاغة، ج٥، ص ٧٢

تا نام محمد را از مأذنه ها نيندازم آرام نخواهم نشست، ريشه اسلام را بهتر بزنند.

عرض مي كنم: يزيديان مشغول در كلمه خبيثه، از ما بترسيد كه طائفه پر اراده هستيم. ما مثل كوه پشت علي ايستاده ايم.

يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ.

سوره صف آيه ٨

اين يك جمله را هم من اضافه كنم.

ولو كره القناة الكلمة الخبيثة وأعوانهم.

بيننده آقا محبوب از مهاباد از اهل سنت:

آقاي حكيمي از پاوه زنگ زدند و شما گفتيد: جناب عمر كه در صدر اسلام بوده است و نمي دانم كه چه شد شما عمر را بالا كشيديد. شما كه عمر را قبول نداريد.

مجري:

بحث اعتقادي بحث جدايي است.

ما معتقد به حقانيت اهل بيت هستيم؛ ولي شما صحابه بودن عمر را كه رد نمي كنيد.

صحابه يعني كسي كه همراه پيغمبر بوده است، هر كسي كه مي خواهد باشد.

ما اين را مي گوييم.

بيننده:

من حرف شما را قبول دارم و حرف شما را متوجه شدم، شما متوجه حرف من نشديد. من مي گويم كه شما حضرت عمر را قبول نداريد و وقتي آقاي حكيمي زنگ زد شما يك جوري جواب آدم را مي دهيد كه فلان جا چنين چيزهايي نوشته است و بعد كه ما نگاه مي كنيم، اين چنين نيست. همه آدرس هايي كه مي دهيد دروغ از آب در مي آيد.

مجري:

كجا اين طوري بوده است؟ يك مورد بگوييد.

بيننده:

شما به جناب عمر توهين مي كنيد.

تماس قطع شد.

استاد قزويني:

ما از اين آقايان در خواست مي كنيم در طول اين هفته (همين برادر عزيزمان كه تشريف آوردند) از شما مي خواهيم كه ٣ مورد از آن آدرس هايي كه ما داده ايم و شما نتوانسته ايد پيدا كنيد، هفته آينده بياييد يا پيامك بزنيد، شايد ما اشتباه كرديم، حداقل اشتباه ما را برطرف كنيد.

اين اندازه ما از شما انتظار داريم. نه اين كه ما گشته ايم و پيدا نكرده ايم. اين با آن چيزي كه ما از عزيزان اهل سنت داريم تطبيق نمي كند.

اولا كتاب ها چاپ هاي مختلفي دارد.

در قم از صحيح بخاري ١٧ چاپ داريم.

ما عمدتا كه از كتب آدرس نمي دهيم، تلاش مي كنيم نرم افزار را نشان دهيم.

ما گفتيم كه اگر آن جايي كه نرم افزار نشان نمي دهيم، از نرم افزار مكتبه اهل بيت اين ها را گرفته ايم.

بنده كه در كتابخانه خودم نسخه هاي مختلف صحيح بخاري دارم، از كتاب هاي كتابخانه ام به هيچ وجه در برنامه استفاده نمي كنم؛ مگر اين كه در نرم افزار مكتبه اهل بيت يا الجامع الكبير نباشد. آنجا ما از كتاب هاي كتابخانه مان استفاده مي كنيم.

بيننده آقاي هليلي

در رابطه با بحث برنامه، مي خواهم دوتا مطلب را خدمت عزيزان عرض كنم.

يكي در رابطه با روايت من كنت مولي فهذا علي مولا، در كتب تفاسير اهل سنت در زيل اين آيه شريفه بيان كرده اند خصوصا در تفسير رازي جلد ٦ صفحه ١١٣ از نرم افزار مكتبة الشاملة بيان مي كند:

ولما نزلت هذه الآية أخذ بيده وقال: (من كنت مولاه فعلي مولاه الّلهم وال من والاه وعاد من عاداه)

تا آنجايي كه بيان مي كند كه عمر به علي بن ابي طالب تبريك گفت:

فلقيه عمر رضي الله عنه فقال: هنيئاً لك يا ابن طالب أصبحت مولاي ومولي كل مؤمن ومؤمنة.

عزيزان بزرگوار اهل سنت متأسفانه به رواياتي كه در كتب خودشان آمده است، چشم شان را بسته اند و غالبا هم مي بينيم كه ما قبل اين روايت را نگاه نمي كنند كه مي فرمايد:

ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم.

بعد تشكيك مي كنند در رابطه با اين فقره كه مي فرمايد:

الّلهم وال من والاه وعاد من عاداه.

و مي گويند اين در رابطه با محبت بوده است.

در تفسير ثعلبي جلد١ صفحه ٧٦٩ همين روايت را با سند صحيح بيان كرده است.

در تفسير آلوسي جلد ٥ صفحه ٦٧ بيان مي كند: حتي پيامبر هم مي ترسيد كه اين را بيان كند تا اين كه آيه نازل شد در روز غدير خم:

وأخذ بيده فقال عليه الصلاة والسلام: من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم والاه من والاه وعاد من عاداه.

اين رواياتي كه واقعا دركتب تفاسير اهل سنت وجود دارد، من تعجب مي كنم كه اين بزرگواران در مسائل كوچك يك حرفي مي زنند.

هر جائي كه بحث اميرالمؤمنين عليه السلام است يا در تقابل بين اميرالمؤمنين و دشمنان اميرالمؤمنين است، رو مي كنند به اجتهاد كه اين واقعا ظلم در حق اهل بيت است.

آن وقت اين ها برنامه دفاع از اهل بيت درست مي كنند.

در باب اين مسئله اي كه مي گويند: تا خدا وجود دارد چه نيازي است كه ما به خلق خدا روي بياوريم.

آيات متعددي داريم.

در سوره بقره آيه ٥٢ مي فرمايد: زماني كه حضرت عيسي بيان مي فرمايد:

قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَي اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آَمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ.

خود پيامبر يك گروهي به عنوان انصار دارد.

اين عزيزان بزرگوار چرا چشم هايشان را باز نمي كنند؟

خود پيامبر خيلي بهتر از ما مي دانست كه بايد رو به خداوند تبارك و تعالي بياوريد.

در باب توسل به اهل قبور يا اهل بيت عصمت و طهارت، مي گويند: مرده چه طور جواب مي دهد در حالي كه در در قبرستان بقيع نوشته است كه پيامبر فرموده است كه اين طور به مردگان سلام دهيد.

مرده اي كه نمي تواند جواب دهد چه جواب سلام را چه غير سلام را، برايش هيچ تفاوتي نمي كند كه چه طور به او سلام دهند و اين ها با هم فرقي نمي كنند.

عزيزان بزرگوار اهل سنت كه ما احترام خاصي براي شان قائل هستيم، يك مقداري به روايات توجه كنند. به حرف وهابي ها زياد توجه نكنند؛ چون اين ها قصد دارند كه دين را از بين ببرند. براي شان فرقي ندارد كه اهانت به پيامبر شده باشد.

در كل دنيا اعتراض شد به اين قضيه؛ ولي دريغ از يك اعتراض از اين وهابيت؛ بلكه توجيه مي كنند و مي گويند به اين كار نيازي نيست.

بيننده حسن آقا از عراق از اهل سنت:

خواهش من از آقاي قزويني اين است كه شما تجديد نظر كنيد، در حوزه علميه قم بنشينيد، شما نه تنها كارتان اين است كه به همسران پيغمبر توهين مي كنيد؛ حتي به پيغمبر توهين مي كنيد.

شما بنشيند يك فكري كنيد و يك جلسه تشكيل دهيد كه همبستگي بين مسلمان ها به وجود آوريد.

ما انتظار داريم از جمهوري اسلامي كه رهبر جهان اسلام شود؛ ولي متأسفانه ما داريم مي بينيم كه شبكه هاي شيعه تفرقه ايجاد مي كنند.

استاد قزويني:

مي شود كه من هم از شما خواهشي كرده باشم؟

بيننده:

بفرماييد.

استاد قزويني:

ما هم مي آييم يك جلسه هيئت علمي تشكيل دهيم براي تجديد نظر و حضرت عالي هم عضو آن هيئت باشيد و تشريف بياوريد و با هم بنشينيم و شما راهنمايي كنيد و ما از محضر شما استفاده كنيم. اين امكان دارد؟

بيننده:

من خودم بي سواد هستم وگرنه در خدمت بودم.

استاد قزويني:

وقتي شما اين طوري مي گوييد كه شما تجديد نظر كنيد، كسي كه بي سواد است از كجا مي داند كه ما اشتباه مان چيست و غير اشتباه مان چيست؟

وقتي شما مي گوييد: به پيغمبر و زنان پيغمبر توهين مي كنيد، اين ها افتراء است.

شما چه با سواد باشيد و چه بي سواد، در روايت داريم:

فإذا اتهمه انماث الايمان في قلبه كما ينماث الملح في الماء.

الكافي - الشيخ الكليني - ج ٢، ص ١٧٠

هر كسي برادرش را متهم كند، ايمان او نابود مي شود همان طوري كه نمك در آب نابود مي شود.

شما الان ٣ ادعا كرده ايد.

ما از دور پيشاني شما را مي بوسيم و رفيق هميشگي ما هستيد و هر دفعه تشريف مي آوريد يك نكات قشنگي مي گوييد و ما را خوشحال مي كنيد، خدا شما را جزاي خير دهد.

اگر بزرگواري كنيد و يك نمونه از اهانت ما به نبي مكرم يا همسران پيامبر يا از كارهاي ما يا جمهوري اسلامي نسبت به اختلاف، از هر كدام يك نمونه بيان كنيد.

بيننده:

ما بارها گفتيم؛ ولي متأسفانه قبول نمي كنيد. شما شب و روز مي گوييد: عائشه چنين و عائشه چنان. اين طوري كه شما مي گوييد: نعوذ بالله پيغمبر، پيغمبر نبوده است و فقط يك انسان بي غيرتي بوده است.

الان ما اجازه نمي دهيم كه اين كارهاي فاحشي كه شما مي گوييد: پستان در مي آورد و شير به ديگران مي داد، همسران مان انجام دهند. توهين از اين بالاتر چي باشد؟

مجري:

اين ها كه در كتب برادران اهل سنت است نه در كتب شيعيان.

بيننده:

اين ها همه مال دشمنان اسلام است كه آورده اند. هيچ سني نمي گويد: كه عائشه به مرد غريبه شير مي داد. كساني اين را مي گويند كه دشمنان اسلام هستند.

استاد قزويني

چه كسي گفته است كه عائشه به زنان نامحرم شير مي داد؟ شما مي توانيد بگوييد كه اين را چه كسي گفته است؟ نكند كه شما اين را خواب ديده ايد؟

بيننده:

شما شبكه هاي شيعي بارها اين را مگر نگفتيد؟

استاد قزويني:

از اين كه صحبت مي كنيد و ما را مي خندانيد از شما ممنون هستيم.

بزرگواري كنيد و يك جمله اي بگوييد كه مثلا بنده يا دوستان ما در يك جلسه در اين بيش از ٢ سال گفته باشند كه عائشه به مردهاي نامحرم شير مي داده است. من گمان مي كنم كه هيچ ديوانه اي همچين حرفي نمي زند. حتما خواب نما شده ايد.

بيننده آقاي سالاري از كرمان

شانس ما است كه هر موقع ما با شما تماس مي گيريم، حسن آقا هم از عراق تماس مي گيرند.

مجري:

اين كه خوب است و اشكالي كه ندارد.

بيننده:

نه اشكالي ندارد، اين شانس ما است.

سؤالي دارم كه مي خواستم اهل سنت يا وهابيت و سلفي ها جواب دهند.

خليفه دوم به عنوان خليفه مسلمين، چرا از يك يهودي تازه مسلمان به نام كعب الاحبار، آموزش علوم قرآن و اسلامي اش را ياد مي گرفته است؟

خليفه دوم پس از غصب خلافت ٤ گزينه را پيش روي خود گذاشتند:

١. اولين كسي كه گفت قرآن تحريف شده است خليفه دوم بودند؛ چون ايشان در رابطه با رجم گفتند كه در قرآن نيامده است.

٢. آتش زدن احاديث رسول خدا، چرا ايشان احاديث را آتش مي زدند و چرا سنت رسول الله را نابود مي كرده است؟

٣. مدعي بودند كه از بني هاشم نمي شود كه خليفه تعيين شود؛ چون نبوت از بني هاشم بوده است، خلافت نبايد از بني هاشم باشد، به چه استناد و اصولي اين صحبت را كرده اند؟

٤. به اهل بيت اجازه نمي داده است كه احاديث را به مردم ارائه دهند.

در رابطه با حديثي كه از رسول اكرم است در مورد صحابه اي كه بعد از ايشان منحرف مي شوند و جهنمي مي شوند همان طوري كه بني اسرائيل جنهمي مي شوند.

به استناد ٤٢ آيه از سوره هاي متعدد قرآن اين حرف صحيح است مثل: سوره بقره آيه١٨ و سوره حديد آيه ١٦ و سوره نساء آيه ٦٥ و سوره مائده آيه ٥٢ و سوره انفال آيه ٦ و ٢٢ و سوره توبه آيه ٣٨ و ٣٩ و ٤٠ و سوره نور آيه ١٥ و ١٦ و ٢٣ و سوره شعراء آيه ١٩٩ و سوره محمد آيه ٢٠ و ٢٩ و ٣٨ و سوره آل عمران آيه ١٤٢ و غيره.

خواهش مي كنم كه اين را حاج آقا از طرف من توضيح دهند.

من دو هفته پيش مي خواستم زنگ بزنم و از آقاي عبداللهي كه اهل سنت بودند و از كردستان زنگ زده بودند، مي خواستم اين سؤالات را مطرح كنم كه وقت به من نرسيد.

حاج آقا دو هفته پيش گفتند: امام خميني اجتهاد اشتباه كرده است، اين براي ما سنگين بوده است.

امام خميني در فتواهايش همه اصول را رعايت مي كرده است، نه نظر شخصي به احكام داشته است و نه حب و بغض. آنچه را كه در حمايت اسلام و اهل بيت بوده است بيان مي كرده است.

حاج آقا قزويني اين مطلب اصلاح كنند و اين حرف شان را پس بگيرند.

امام خميني در اجتهاد اشتباه نكرده است.

ايشان هرچه گفته است حق بوده است.

استاد قزويني:

ما چندتا جواب داديم.

يكي اين كه گفتيم اين عبارتي كه امام راحل آورده است، ارتباطي به عائشه و طلحه و زبير و معاويه ندارد.

ايشان در رابطه با نواصب صحبت مي كند و متن عبارت شان هم، همان روايت امام صادق است كه چند صفحه قبل آورده است كه خداي عالم مبغوض تر از سگ نياورده است، نواصب و كساني كه به ما ناسزا مي گويند، از سگ نجس تر هستند.

عبارت امام راحل ناظر بر آن است.

جواب دوم ما اين است كه بزرگان شما مثل آلوسي به صوفي ها مي گويد:

أنجس من الكلب.

روح المعاني، ج ٩، ص١١٠

ما بالاي ٣٥٠ ميليون سني صوفي داريم.

چرا شما آن ها را نمي گوييد؟

در جواب سوم گفتيم كه شما در جنگ جمل و در جنگ صفين كه نزديك ١٥٠ هزار انسان كشته شده است و بر خلاف دستور پيغمبر است كه مي فرمايد:

من خرج عن الطاعة وفارق الجماعة فمات فميتته جاهلية.

الحاوي الكبير، ج ١٣، ص ١٠٥

هر كس در برابر امام قيام كند، مرگش مرگ جاهلي است.

شما مي گوييد: طلحه و زبير و معاويه اجتهاد كردند و اشتباه كردند و مجتهد اگر در اجتهادش اشتباه كند، يك ثواب هم برده است.

گفتم: چه طور شد كه معاويه مجتهد شد و با اجتهاد ١١٠ هزار نفر به كشتن داد و ثواب هم برد؛ ولي امام راحل مجتهد نيست.

نهايت آن اين است كه امام راحل اجتهاد كرده است و به نظر شما اشتباه كرده است، الان يك ثواب هم دارد؛ نه اين كه شما به ايشان فحش و ناسزا دهيد.

يعني بر مبناي شما ايشان اشتباه كرده است و ثوابي هم دارد همان طوري كه معاويه اشتباه كرد و عبد الرحمن بن ملجم اشتباه كرد و حضرت علي را كشت ثواب دارد و يزيد اشتباه كرد.

مبناي آقايان اين است.

نسبت به خودشان هر كجا جنايتي مي بينند مي گويند: اجتهاد كردند؛ ولي از علماي ما كه مي آيند يك نظري مي دهند، شروع مي كنند به مراجع ما اهانت كردن و فحش دادن و ناسزا دادن و لعن كردن.

مجري:

سؤال خانم اسدي را هم جواب دهيد.

استاد قزويني:

حسن آقا گفت: عائشه به مردها شير مي داده است، اين در كتاب هاي شما است. اگر اين ديوانگي و خلاف است از سمت خودتان است.

در كتاب فتح المنعم و تفسير التحرير آورده اند، به نظر ما همه اين ها ديوانه اند كه گفته اند: زن پيغمبر با اين كه بچه به دنيا نياورده است به ديگران شير مي دهد.

وقتي اين آقايان حرف مي زنند، ما از كتب خودتان مي خوانيم.

در رابطه با سؤال خانم اسدي، ما روايات را آورديم كه اليوم اكملت لكم دينكم؛ يعني كمال دين به اين است كه بعد از نبي مكرم اين رسالت امتداد دارد با ولايت علي بن ابي طالب.

يهودي ها و منافقين مي گفتند: پيغمبر ابتر است و بچه اي ندارد، وقتي از دنيا رفت دين او برچيده مي شود.

علي بن ابي طالب به عنوان خليفه پيغمبر كه استمرار دهنده دين نبي مكرم است و تمام تكاليفي كه نبي مكرم دارد غير از مسئله نبوت و اخذ وحي، تمام اين قضايا در حديث منزلت و در حديث غدير براي اميرالمؤمنين ثابت است. كمال دين به اين است كه اين دين استمرار دارد و قطع نمي شود.

در آينده اگر مشكلات و سؤالي پيش آيد، پاسخگو اميرالمؤمنين سلام الله عليه است.

خودشان هم فرموده است:

الله اكبر علي إكمال الدين و إتمام النعمة و رضا الرب برسالتي و بالولاية لعلي من بعدي.

منهاج السنة النبوية، ج ٧ ، ص ٥٢

الله اكبر بر اكمال دين و تمام شدن نعمت و رضايت خدا بر رسالت من و ولايت علي بن ابي طالب.

در رابطه با قضيه حضرت ابو طالب سلام الله عليه، ما خيلي خلاصه عرض مي كنيم.

حاكم نيشابوري در مستدرك شعري را از ابو طالب در برابر نجاشي مي گويد:

ليعلم خيار الناس أن محمدا وزير لموسي والمسيح بن مريم

المستدرك علي الصحيحين، ج ٢، ص ٦٨٠

حضرت پيغمبر ادامه دهنده و وزير حضرت موسي و مسيح بن مريم است.

آيا اين دلالت بر ايمان ندارد؟

عبارتي ابن اسحاق دارد كه مي گويد:

ألم تعلموا أنا وجدنا محمدا نبيا كموسي خط في أول الكتب

سيرة ابن إسحاق، ج ٢، ص ١٣٨ و البداية والنهاية، ج ٣، ص ٨٧

ما حضرت محمد را مثل حضرت موسي رسول و پيغمبر مي دانيم.

خود آقاي ابن تين كه در شرح صحيح بخاري در كتاب ارشاد الساري مي گويد: در شعر ابي طالب دلالتي دارد:

كان يعرف نبوت محمد حتي قبل ان يبعث

ارشاد الساري، ج ٣، ص ٢٦

قبل از اين كه پيغمبر به پيغمبري مبعوث شود، ابو طالب مي دانست كه اين پيغمبر است.

در قحطي كه در مكه آمد، حضرت ابو طالب قنداقه رسول اكرم را به دست گرفت و پشت به بيت الله الحرام اين شعر را خواند:

وَأَبْيَضَ يُسْتَسْقَي الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ رَبِيعُ الْيَتَامَي عِصْمَةٌ لِلأَرَامِلِ

مسند أحمد بن حنبل، ج١، ص٧ و صحيح البخاري، ج١، ص٣٤٢

آن سفيد رويي كه به آبروي او باران رحمت مي آيد.

آيا اين نشان نمي دهد كه حضرت ابو طالب ايمان به نبوت پيغمبر داشت؟

آلوسي در روح المعاني جلد ١٨ صفحه ٥١ مي گويد: حضرت ابو طالب عقد حضرت خديجه را براي پيغمبر خوانده است قبل از اين كه پيغمبر به پيغمبري مبعوث شود.

مي گويد:

الحمد لله الذي جعلنا من ذرية إبراهيم .

شرح نهج البلاغة، ج ١٤، ص٤٠

آيا اين كافر و بت پرست بوده است؟

من از همه عزيزاني كه مشرف مي شوند به بيت الله الحرام و مدينه منوره از باب اين كه به تعبير نبي مكرم يا نقل مي شود از اميرالمؤمنين كه مي فرمايد:

من علمني حرفا فقد صيرني عبدا

جامع السعادات - ملا محمد مهدي النراقي - ج ٣، ص ١١٢

يك كلمه از ما ياد گرفته باشند، ما حق به گردن شان داريم.

من از همه عزيزان مي خواهم كه خالصانه هم در حرم نبوي و هم در بقيع و در مكه و عرفات و منا ما و شبكه ولايت را دعا كنند وگرنه ما حق مان را حلال نخواهيم كرد.

برادرمان جناب آقاي موسوي مدير مسجد النبي لس آنجلس يك بيماري شديد و وخيمي دارند، دوستان خيلي نگران بودند، من از همه عزيزان مي خواهم كه براي ايشان هم دعا كنند.


پايان.