سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٣١ - لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت

لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت

کد مطلب: ٥٣٦٤ تاریخ انتشار: ٠٢ مهر ١٣٩١ تعداد بازدید: ٢٥٨٣ سخنراني ها » شبکه ولايت لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
حبل المتين ٩١/٠٧/٠٢

لينک دانلود

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٢ / ٠٧ / ٩١

مجري :

دهه كرامت را خدمت شما عزيزان تبريك عرض مي كنم.

ابتداي اين دهه مصادف است با ميلاد با سعادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها كه ولي نعمت ما هستند و در پايان اين دهه ميلاد با سعادت امام رؤوف حضرت علي بن موسي الرضا المرتضي است.

سؤال از محضر حضرت عالي اين است كه اگر نام حضرت علي عليه السلام در قرآن آمده بود، آيا اين احتمال نمي رفت كه به تحريف قرآن اقدام كنند ، به خاطر اين كه نام اميرالمؤمنين علي عليه السلام را از قرآن محو كنند؟

استاد قزويني:

يكي از شبهاتي كه امروز حضرات دارند مطرح مي كنند، اين است كه چرا نام اميرالمؤمنين در قرآن نيامده است.

ما در جلسه گذشته مطالبي را عرض كرديم و گفتيم: ذكر نام يا به اسم است و يا به عدد است و يا به وصف.

به وصف كاملاً آمده است و در آن هيچ شك و شبهه نيست.

اگر كسي واقعاً معاند نباشد و پرده هاي ضخيم تعصب، جلوي چشمانش را نگرفته باشد و دنبال حقائق باشد، مسئله برايش واضح و روشن است.

اين آقا كه مي گويد: پيغمبر اكرم فرمود: اگر يك مگسي داخل آب افتاد، مگس را تا آخر در آب فرو كنيد و بخوريد؛ چون يك بال مگس شفا است و يك بال مگس مرض است.

بعضي از افراد كه هيچ خبري از مسائل پزشكي ندارند، يك سري خزعبلاتي را بافته اند و روي سايت ها گذاشته اند.

اين آقا مي گويد: من نسبت به اين روايت متعبد هستم؛ چون پيغمبر فرموده است، من به آن عمل مي كنم.

اگر در داخل آب يا شيري كه مي خورم مگس بيافتد، مگس را در داخل آب فرو مي كنم.

ما دنبال اين نيستيم كه ببينيم اين روايت صحيح است يا صحيح نيست كه آقايان مي گويند: در صحيح ترين كتاب هاي ما آمده است و مقيد هستم كه به اين عمل كنم.

ما يك پيشنهادي مي كنيم، اين آقايان آن پر مگسي كه در آن شفا است را انتخاب كنند و درب داروخانه ها و بيمارستان ها را ببندند.

الآن جناب اولي الامرشان، آقاي ملك عبد الله بيمار است، ٣ هزار مگس بردارند و در داخل شيري كنند كه شايد ان شاء الله ايشان شفا پيدا كند.

مي گوئي من مقيد هستم و چون پيغمبر گفته است عقيده دارم.

مگر اين رواياتي كه ما در رابطه با حضرت امير خوانديم، از غير از نبي مكرم است؟

حديث خليفتي، وصيي، امام البرره، امام المتقين، ولي المؤمنين و ده ها عبارت ديگر كه ما خوانديم.

واقعاً اگر شما ملتزم به سخن پيغمبر هستيد و راست مي گوئيد، اين همه روايت ما خوانديم، شما به يكي از اين ها عمل كن.

شما مي گوئيد: رسول اكرم يك نشانه گذاشته است براي اين كه خلافت بايد به عهده ابوبكر باشد، در آخر عمرش فرموده است كه به جاي من نماز بخواند.

شما مي گوئيد: نستجير بالله پيغمبر اكرم هذيان مي گفته است ولي مي گوييد در همان دوراني كه پيامبر هذيان مي گفته، مي فرمايد: ابوبكر برود نماز بخواند.

به قول خود ابن تيميه امام و پيغمبر شما، (شايد در آينده ابن تيميه را از خدا هم بالاتر ببرند) مي گويد: اين دليلي نيست كه اگر كسي به جاي پيغمبر نماز خواند، اين خليفه پيغمبر هم باشد.

ابن ام مكتوم حدود ١١ مورد به جاي پيغمبر نماز خوانده است.

عبد الرحمن بن عوف پيش نماز خود پيغمبر است و پيغمبر به ايشان اقتدا كرده است.

مي گويند: چون در آنجا علامتي گذاشته است.

اين همه روايات صريح و واضح و روشن، به هيچ وجهي حاضر نيستند كه زير بار بروند.

اين آقايان هر كاري كه انجام دهند، من يك جمله به اين ها مي گويم آن هم فقط براي اتمام حجت؛ چون مي دانم كه اين ها زير بار اين حرف ها نمي روند، بدانيد يك روزي فرا خواهد رسيد كه از اين كار و لجاجت و عنادتان پشيمان مي شويد و دو دستي به سر خودتان مي زنيد.

قسم به خدا از اين كارتان پشيمان مي شويد.

اين همه حقائق و اتمام حجت، پشيمان مي شويد؛ ولي پشيماني سود و فائده اي ندارد.

آن وقت مي گوئيد: اي كاش وقتي فلاني به ما گفت و قسم هم خورد به حرفش گوش مي كرديم.

آن وقت مي گوئيد:

قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ

سوره مؤمنون آيه ١٠٦

شقاوت ما باعث شد كه اين قضايا را نپذيريم.

اگر در اين دنيا اعترف كنيد و حق را قبول كنيد، تعدادي از مريدهايتان را از دست مي دهيد و نهايتا آن لوله هاي نفتي كه از طريق عربستان براي شما مي آيد، آن هم بسته مي شود.

اما روزي هر فردي را خدا متكفل است.

آقاي شيخ محمد انطاكي كه قاضي القضات سوريه بود، حق برايش روشن شد و شيعه شد و از قاضي القضاتي عزل كردند و خانه سازماني ايشان را گرفتند و حقوق ماهيانه اش را قطع كردند. اين آقا هم از دنيا رفت.

آقاي بن باز شما هم با آن دبدبه و كب كبه از دنيا رفت.

آيا آقاي انطاكي، از گرسنگي مرد؟

ما روي قضيه تشيع اصرار نداريم.

يك كسي تحقيق مي كند و به نتيجه مي رسد كه مذهب اهل سنت حق است.

اگر نتيجه تحقيق ايشان اين شد و خلاف آن عمل كند، فرداي قيامت گرفتار مي شود.

قرآن مي فرمايد:

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ.

سوره زمر آيه ١٧ و ١٨

اين كه شما از هرگونه رويارويي و مناظره و گفتگوي دوستانه فرار مي كنيد و وحشت داريد و از عكس ما هم مي ترسيد، آيا اين دليلي بر اين نيست كه دليلي براي ارائه كردن و سخني براي گفتن نداريد؟

از چهار تا بچه شيعه اي كه نه دانشگاه ديده اند و نه حوزه، اين همه وحشت داريد، اگر يك بچه شيعه اي بيايد و متوجه شويد كه ٤ مطلب بلد است، بلا فاصله سؤال پيچ مي كنيد و قطع مي كنيد.

بعضي از بينندگان به ما مي گويند: يك دعائي براي ما كنيد كه تلفن ما را وصل كنند.

آقايان به خدا و پيغمبر متوسل مي شوند تا تلفن شان وصل شود.

افرادي كه واقعاً لاطائلات و جفنگيات مي بافند، ٢٠ دقيقه صحبت مي كنند و نه سر حرف شان معلوم است و نه ته حرفش معلوم است و جز فحش و اهانت و جسارت هيچ حرفي ندارد. والله اين باعث رفتن آبروي شما مي شود.

اگر براي آبروي دنيوي تان ارزش قائل هستيد، اين روش، روش صحيحي نيست.

وكنتم لا تخافون المعاد فكونوا أحرارا في دنياكم.

بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج٤٥، ص٥١

اگر از معاد و خدا نمي ترسيد و حساب نمي بريد، در دنيا آزاد مرد باشيد.

در رابطه با سؤال شما سخن خيلي زياد است، شايد من در لا به لاي صحبت ها، اشارات و ادله و قرائن زيادي داريم.

در رابطه با سنت اين ها چه كار كردند؟

با آن همه رواياتي كه در رابطه با خلافت و فضائل حضرت امير است، يك نوعي اين روايات را يا بدل سازي كردند و يا تبديل به خلاف كردند.

آقاي ابن ابي الحديد معتزلي يك تعبيري دارد (اين آقايان مي گويند: معتزلي شيعي، مثل اين كه ما بگوئيم: مسيحي مسلمان، اعتزال يكي از فرق اهل سنت است) در اول كتاب خود مي گويد:

الحمد لله الذي وقدم المفضول علي الأفضل.

شرح نهج البلاغة، ج١، ص ٩

در تمام كتاب خود، تلاش مي كند كه خلافت آقاي ابوبكر و عمر را تثبيت كند.

كدام شيعه را سراغ داريد كه اين شكلي باشد؟

ايشان از ابو جعفر اسكافي (اسكافي هم كه يك آدم سني متعصب و ملا است) نقل مي كند:

وقد روي أن معاوية بذل لسمرة بن جندب مائة ألف درهم.

شرح نهج البلاغة، ج٤، ص٤٣

معاوية ١٠٠ هزار درهم به سمرة بن جندب داد و گفت: بيا يك آيه اي كه در فضيلت علي است را بگو در حق ابن ملجم نازل شده است و آيه كه در رابطه با منافقين و كفار است، بگو در حق علي نازل شده است.

١٠٠ هزار درهم به تو مي دهم كه بگويي كه آيه:

ومن الناس من يعجبك قوله في الحياة الدنيا ويشهد الله علي ما في قلبه وهو ألد الخصام ، وإذا تولي سعي في الأرض ليفسد فيها ويهلك الحرث والنسل والله لا يحب الفساد

سوره بقره آيه ٢٠٤ و ٢٠٥

در حق علي نازل شده است.

و بگو اين آيه:

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ.

سوره بقره آيه ٢٠٧

در حق ابن ملجم نازل شده است.

فلم يقبل ، فبذل له مائتي ألف درهم فلم يقبل ، فبذل له ثلاثمائة ألف فلم يقبل ، فبذل له أربعمائة ألف فقبل ، وروي ذلك .

شرح نهج البلاغة، ج ٤ ، ص ٤٣

گفت: نه، صد هزار درهم خيلي كم است، گفت: ٢٠٠ هزار درهم مي دهم، گفت: باز هم قبول نمي كنم، گفت: ٣٠٠ هزار درهم مي دهم، (پول مفت و زوركي و دين و مذهب هم كه نيست) گفت: نه، تا اين كه گفت: ٤٠٠ هزار درهم مي دهم و او قبول كرد و گفت: اين آيه ٢٠٧ سوره بقره كه در رابطه با ليلة المبيت است در حق عبد الرحمن بن ملجم عليه لعنة الله و لعنة الاعنين و آيه ٢٠٤ و ٢٠٥ سوره بقره در حق امير المؤمنين سلام الله عليه نازل شده است.

اين هايي كه اين طور با سنت برخورد مي كنند، اين ها اگر نام امير المؤمنين در قرآن آمده بود، با قرآن اين ها چه كار مي كردند؟

خطيب بغدادي و آقاي مزي و ابن حجر عسقلاني نقل مي كنند: حريز بن عثمان همين حريزي كه بعد از نماز صبح هفتاد بار اميرالمؤمنين را لعن مي كرد و بعد از نماز مغرب و عشاء هم هفتاد بار اين كار را مي كرد.

درباره اين هم آقايان مي گويند: ثقه است.

به قول آقاي اميني كه مي گويد: يا لها من ثقة.

اين كارخانه توثيق سازي است كه اگر كسي بگويد: منكر خلافت ابو بكر و عمر باشد و منكر صحبت باشد، كافر و مرتد و مهدور الدم است؛ ولي اگر كسي به امير المؤمنين علي بن ابي طالب لعن كند و به صورت ثابت روزي ١٤٠ بار لعن كند ثقه است.

حريز بن عثمان گفت:

هذا الذي يرويه الناس عن النبي صلي الله عليه وسلم قال لعلي أنت مني بمنزلة هارون من موسي حق ولكن أخطأ السامع قلت فما هو قال إنما هو أنت مني مكان قارون من موسي.

تاريخ بغداد، ج ٨ ، ص ٢٦٨ و تهذيب التهذيب، ج ٢، ص ٢٠٩ و تاريخ مدينة دمشق، ج ١٢، ص٣٤٩

اين كه درباره علي پيغمبر فرمود: يا علي جايگاه تو نسبت به من، به منزله هارون نسبت به موسي است، درست است؛ ولي آن راوي كه محضر پيغمبر بوده است اشتباه كرده است، پيغمبر نفرموده هارون؛ بلكه فرموده: قارون، همان طوري كه قارون عداوت با موسي داشت، يا علي تو هم همان عداوت را با من داري.

راوي مي گويد:

قلتعمن ترويه قال سمعت الوليد بن عبد الملك يقوله وهو علي المنبر.

تاريخ بغداد ج ٨ ص ٢٦٨ و تهذيب التهذيب ج ٢ ص ٢٠٩ و تاريخ مدينة دمشق ج ١٢ ص ٣٤٩

از چه كسي نقل مي كني؟ گفت: شنيدم كه وليد بن عبد الملك (لعنة الله عليه و لعنة الله علي من لم يلعنه)، بر بالاي منبر اين قضيه را نقل مي كند.

اين هايي كه با سنت اين كار را كرده اند، با قرآن چه مي كردند؟

من از اين موارد اگر بخواهم بگويم، مثنوي هفتاد مَن كاغذ شود.

در مورد قبل اگر آقايان بگويند: ابن ابي الحديد معتزلي شيعه است؛ ولي خطيب بغدادي و ابن عساكر و ابن حجر عسقلاني كه شيعه نيستند.

در خانه اگر كس است، يك حرف بس است.

قرآني كه بايد به عنوان يك سند جاودانه براي معجزه نبي مكرم بماند و بنا نيست كه خدا با اعجاز قرآن را حفظ كند، اگر بنا بود كه قرآن را با معجزه حفظ كند، پيغمبر هم با معجزه تمام دنيا را تسخير مي كرد.

قرآن مي فرمايد:

وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآَمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا.

سوره يونس آيه ٩٩

اگر خدا بخواهد تمام مردم روي زمين در يك چشم به هم زدن مؤمن مي شدند.

بنا نيست كه قرآن با معجزه از تحريف مصون بماند.

أبي الله أن يجري الأمور إلا بأسبابها.

مستدرك سفينة البحار - الشيخ علي النمازي الشاهرودي - ج ٤، ص ٤٢٤

براي همين خداي عالم مي داند كه اين عداوت هايي كه با اميرالمؤمنين در قلب بعضي ها وجود دارد، نمي گذارد كه نام ايشان در قرآن بماند.

ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك إلا من بعدي.

كتاب سليم بن قيس - سليم بن قيس الهلالي الكوفي، ص ١٣٦ و مسند البزار، ج٢، ص ٢٩٣

خداي عالم تمام برنامه هاي مربوط به اميرالمؤمنين را داخل رمز بيان مي كند؛ تا اين ها راهي براي توجيه داشته باشند و انگيزه تحريف براي قرآن را از دست دهند.

مجري:

اين آقايان وهابي ها مي گويند: مگر همين صحابه نبوده اند كه جان شان را در راه دين و خدا فدا كردند و همين صحابه نبوده اند كه سنت را مثل نماز و روزه و زكات و حج براي ما نقل كرده اند، چگونه مي شود كه اين هايي كه اين همه كار براي ما كرده اند و اين ها را به ما رسانده اند، همين ها عامل تحريف قرآن شوند؟

استاد قزويني:

من قبل از اين كه سؤال حضرت عالي را جواب دهم، يك نكته اي را اشاره كنم.

يك اشتباهي كه در اين عزيزان اهل سنت ما است و وهابي ها روي اين عناد دارند، اين ها روي مباحث صحابه يك جانبه نگاه مي كنند و به صورت گزينشي اين مطالب را مورد بررسي و بحث قرار مي دهند.

اين ها تصور مي كنند كه اين صحابه فوق عصمت را دارند؛ چون شيعه معتقد است كه ائمه عليهم السلام با توجه به اعمال شان و اراده قاطع شان بر عدم مخالفت، خداي عالم عنايتي كرده است و يك نيرويي در اين ها ايجاد كرده است كه اصلا نه تنها گناه نمي كنند؛ بلكه فكر گناه هم نمي كنند؛ ولي اگر بخواهد كوچك ترين گناهي از ائمه نستجير بالله سر بزند، هم از عصمت ساقط مي شوند و هم از امامت سلب مي شوند و در آن هيچ شك و شبهه نيست.

خداوند نسبت به نبي مكرم مي فرمايد:

لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ.

سوره زمر آيه ٦٥

اگر كوچك ترين شرك بورزي، تمام اعمالت حبط مي شود.

يا در آيه ديگري مي فرمايد:

وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ.

سوره الحاقه آيه ٤٤ تا ٤٦

اگر بخواهد يك جمله به ما افتراء ببندد، ما رگ گردن پيغمبر را مي زنيم.

اين آقايان در رابطه با صحابه مي گويند: معصوم نيستند و گناه مي كنند؛ ولي خدا گناه اين ها را نمي نويسد يا گناه شان را چون اجتهاد مي كنند و بعد گناه مي كنند، خداي عالم به خاطر اجتهادشان، يك ثواب هم به اين ها مي دهد.

مي گوئيم: معاويه در جنگ با علي در برابر امام زمانش بود يا نه؟

در برابر خليفه به حق بود يا نه؟

مي گويند: ايشان اجتهاد كرد و ١١٠ هزار نفر را به كشتن داد و اشتباه كرد، اشتباه اين آقا يك ثوابي هم دارد.

آقاي خالد بن وليد، مالك بن نويره را ناحق كشته است و با زنش هم زنا كرده است، يك ثواب هم دارد. اگر ما به حقائق صحابه در قرآن و در سنت مراجعه كنيم، خلاف اين را سنت و قرآن ثابت مي كند.

در رابطه با قضيه نماز جمعه خدا مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَي ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

سوره جمعه آيه ٩

خود صحيح بخاري مي گويد:

أَقْبَلَتْ عِيرٌ وَنَحْنُ نُصَلِّي مع النبي صلي الله عليه وسلم الْجُمُعَةَ فَانْفَضَّ الناس إلا اثْنَيْ عَشَرَ رَجُلًا فَنَزَلَتْ هذه الْآيَةُ وإذا رَأَوْا تِجَارَةً أو لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا.

صحيح البخاري، ج ٢ ، ص ٧٢٨

جز ١٢ نفر كسي در مسجد نماند.

در قضيه صلح حديبيه چه كساني بودند كه شك در نبوت پيغمبر كردند؟

چه كسي گفت:

لقد أَعْتَقْتُ بِسَبَبِ ذلك رِقَابًا وَصُمْت دَهْرًا.

فتح الباري، ج٥ ، ص ٣٤٦

بنده هاي زيادي آزاد كردم و يك عمر روزه گرفتم كه كفاره شك من در نبوت پيغمبر شود.

اين چيزي است كه آقاي ابن حجر عسقلاني نقل مي كند.

در قضيه حديبيه و در قضيه حجة الوداع چه كساني بودند كه گفتند:

فَنَأْتِيَ عرَفَةَ تَقْطُرُ مَذَاكِيرُنَا الْمَنِيَّ.

صحيح مسلم، ج ٢، ص٨٨٣

تعبير خيلي وقيح است.

خود عائشه همسر پيغمبر در همان قضيه مي گويد:

من أَغْضَبَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخَلَهُ الله النَّارَ .

صحيح مسلم ، ج٢، ص ٨٧٩

چه كسي تو را به غضب آورده است، خدا اين ها را وارد آتش جهنم كند.

چه كساني بودند كه به نبي مكرم نسبت هذيان داده اند؟

تمام اين قضايا نشان مي دهد كه برداشت اين عزيزان از صحابه، علاوه بر اين كه با آيات قرآن منافات دارد، با سنت صحيح شان هم منافات دارد.

ان شاء الله ما بحث صحابه را سر فرصت باز مي كنيم و صحابه را از منظر قرآن بيان مي كنيم (بدون هيچ تعصبي) اقوال بزرگان اهل سنت و آيات را مي خوانيم و قضاوت را به عهده بينندگان مي گذاريم. مي گوئيم: از اين آيات شما چه استفاده مي كنيد؟

فقط آيه ١٠٠ سوره توبه و آيه آخر سوره فتح را نگاه نكنيد، ده ها آيات ديگري هم در قرآن داريد كه به صراحت مي فرمايد:

إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا

سوره حجرات آيه ٦

اگر يك مورد هم استثناء شده باشد، آن قانون كلي به هم مي ريزد.

در قضيه مسجد ضرار چه كساني در آن مسجد بودند ؟

چه كسي عمار را مي كشد كه پيغمبر فرمود:

وقاتل عمار في النار.

الطبقات الكبري، ج ٣، ص ٢٦٢

آيا اين ها جزء همين اصحاب بيعت شجره رضوان نبودند و جزء بدريون نبوده اند؟

برداشت اين ها با واقعيت تاريخي تطبيق نمي كند. ما از روي تعصب حرف نمي زنيم.

در اين زمينه هر كدام از عزيزان اهل سنت، اين كارشناسان وهابي كه حاضر نيستند، ما از اين ها قطع اميد كرديم. ان شاء الله آن روز را خواهيم ديد كه اين ها در ميان شعله هاي آتش جهنم، مي گويند:

رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ.

سوره مؤمنون آيه ١٠٦

ربنا إنا أطعنا ساداتنا وكبراءنا فأضلونا السبيلا.

سوره احزاب آيه ٦٧

آن روز يقين داريم كه خواهيم ديد؛ ولي هيچ فائده اي ندارد.

در رابطه با سؤال حضرت عالي كه صحابه كه اين همه خدمت كردند، آيا اين ها مي توانند آيه اي كه در رابطه با حضرت امير در قرآن باشد را تغيير دهند، مگر همين نماز اشاره در قرآن شده است؟ يك آيه بياوريد كه ثابت كند نماز واجب است؟

ما به شما جايزه مي دهيم.

هر كجا آيه بياورند كه گفته باشد: اقيموا الصلاة، مي گوئيم:

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ.

سوره احزاب آيه ٥٦

صلاة به معناي دعا است.

وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ.

سوره توبه آيه ١٠٣

آقايان مي گويند: قرآن را بايد با قرآن معنا كنيم.

آيه ٣٣ سوره احزاب را با آيات مربوط به قضيه حضرت ابراهيم مقايسه مي كنند.

يك آيه براي ما بياوريد (ركعات نماز پيش كش شما) كه نماز واجب است.

مي گويند: اين نماز كه واجب است، پيغمبر فرمود:

صلوا كما رأيتموني أصلي.

مسند الشافعي، ج ١، ص ٥٥

نماز ركعاتي دارد، همين صحابه اين ركعات را براي ما نقل كرده اند.

اگر واقعاً صحابه مشكلي داشتند، نماز و روزه و حج را هم تحريف مي كردند.

چرا پس نسبت به اين ها هيچ تحريفي از صحابه صورت نگرفته است؟

بحث امامت و خلافت، بحث رياست است. آنجا مدعي زياد است.

خود آقاي شهرستاني كه شافعي مذهب است و گمان نمي كنم كسي ادعا كند كه شيعه است، در كتاب الملل والنحل كه كتاب معتبرشان است مي گويد:

وأعظم خلاف بين الأمة خلاف الإمامة إذ ما سل سيف في الإسلام علي قاعدة دينية مثل ما سل علي الإمامة في كل زمان.

الملل والنحل ، ج١، ص ٢٤

بزرگ ترين اختلافي كه در ميان امت اسلامي افتاده است، اختلاف در امامت است؛ چون درباره هيچ قضيه اي شمشير كشيده نشده است مثل شمشيرهايي كه در رابطه با بحث امامت كشيده شده است.

در اينجا انگيزه وجود دارد كه هر كسي مي گويد: من رئيس باشم. در رابطه با نماز انگيزه اي وجود ندارد. در رابطه با روزه غير از درد سر و گرسنگي چيز ديگري نيست.

در حج با آن مشكلات انگيزه وجود ندارد؛ ولي در قضيه امامت و خلافت، بحث رياست مطرح است و بشر هم ذاتا به رياست و مقام علاقه دارد. اين طور نيست كه كسي بگويد: من به مقام و رياست علاقه ندارم.

به ايشان بايد گفت: شما بايد به يك دكتري مراجعه كنيد و مشكل رواني خودتان را حل كنيد. مثل اين مي ماند كه كسي بگويد: من به جنس مخالف هيچ علاقه اي ندارم، شما مريض هستي. خداي عالم هم غضب را در انسان آفريده و هم رحمت را.

هم شهوت را آفريده و هم صيانت را. همه اين ها خلقت خدا است كه در طبيعت بشر آورده است. اين ها مي گويند: يك نمونه به ما دهيد كه صحابه به خاطر بحث رياست اظهار نظر كرده باشند. من چند نمونه به شما مي دهم.

ما در تاريخ صحيح داريم كه تعدادي از افراد كه مي خواستند كه مسلمان شوند، شرط كردند كه ما مسلمان مي شويم به شرط اين كه رياست بعد از تو مال ما باشد.

آيا كسي آمده بگويد: يا رسول الله ما مسلمان مي شويم به شرط اين كه بعد از تو نماز بخوانيم يا روزه بگيريم؟

الثقات ابن حبان صفحه ٨٩

تاريخ اسلام جلد اول صفحه ٢٨٦

در رابطه با قضيه بني عامر بن صعصعه، پيغمبر اسلام را عرضه مي كند (آن زماني كه در مكه بودند) و اين ها مي گويند:

إن اتبعناك وصدقناك فنصرك الله ثم أظهرك الله علي من خالفك أيكون لنا الأمر من بعدك فقال رسول الله صلي الله عليه وسلم الأمر إلي الله يضعه حيث يشاء.

الثقات، ج١، ص ٨٩ و الثقات، ج١، ص ٩٠ تاريخ الإسلام ج١، ص ٢٨٦

اگر ما تبعيت كرديم و تو را تصديق كرديم و خدا تو را ياري كرد و بر مخالفين خود پيروز شدي و حكومت تشكيل دادي و به مقام رياست رسيدي، آيا رياست بعد از تو به ما مي رسد؟ پيامبر فرمود: امر خلافت بعد از من دست خدا است و در هر كسي لياقت ببيند او را معرفي مي كند.

ان شاء الله بعداً بحث خواهيم كرد كه امر امامت به يد الله است يا به يد الناس.

آقاي؟؟؟؟؟ اين روايت را به عنوان يك مسئله قطعي نقل مي كند.

آقاي واحدي در كتاب اسباب النزول صفحه ١٨٣ كه ملتزم است كه روايات صحيح نقل كنيد، مي گويد: عامر بن طفيل هم آمد گفت:

أ يكون الامر لي.

اگر من تحريك كنم كه مردم ايمان بياورند، رياستي هم دارم؟ چيزي هم به من بعد از تو مي رسد؟ حضرت فرمود: نه

جناب هوزة بن علي شاعر زبردست عصر پيغمبر است مي گويد: اگر قول دهي كه بعد از تو رياست با من است، با اين شعرهايم يك اشعار حماسي درست مي كنم و مردم را تحريك مي كنم كه دسته دسته به تو اسلام بياورند؛ ولي به شرط اين كه بعد از تو رياست به عهده من باشد.

پيغمبر فرمود: خير.

فقال هوذة: إِن جعل الأمر لي من بعده سرت إِليه، وأسلمت، ونصرته، وإلا قصدت حربه. فقال النبي صلي الله عليه وسلم: " لا ولا كرامة، اللهم اكفنيه " فمات بعد قليل.

المختصر في أخبار البشر، ج ١، ص٩٥

در صحيح بخاري عبادة بن صامت مي گويد:

بَايَعْنَا رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم علي السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ في الْمَنْشَطِ وَالْمَكْرَهِ وَأَنْ لَا نُنَازِعَ الْأَمْرَ أَهْلَهُ.

صحيح البخاري، ج ٦، ص٢٦٣٣

با پيغمبر بيعت كرديم به شرط اين كه آن كسي كه اهليت براي خلافت دارد و معين مي شود، با او اختلاف نكنيم.

معلوم مي شود كه يك مسائلي بوده است كه پيغمبر از آن ها تعهد مي گيرد.

در رابطه با ولي امر بعد از خودم هر كسي را كه معين كردم، شما حق منازعه نداريد.

معلوم مي شود كه همان ابتداي امر يك مسائلي بوده است.

من يك نكته مي گويم و سريع رد مي شوم و نمي خواهم كه وارد خط قرمز شوم.

سوره مدثر آيه ٣١ را مراجعه كنيد كه مي فرمايد:

وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آَمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَي لِلْبَشَرِ.

افرادي كه در اطراف پيغمبر در مكه بودند (سوره مدثر صد در صد سوره مكي است) اطرافيان پيغمبر را به ٤ دسته تقسيم مي كند:

١-كفار

٢-اهل كتاب

٣-مؤمنين

٤-الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ

مفسرين نمي دانند كه اين في قلوبهم مرض چه كساني هستند.

بعضي ها مي گويند: يعني منافقين.

در مكه كه نفاقي نبوده است؛ چون اسلام اقتداري نداشت تا مردم بترسند. نفاق آن جايي است كه از ترس حقائق را نمي تواند آشكار كند.

مي گويند: معني آن اين است كه كساني كه در قلوب آن ها شك بوده است. اين هم يك كدي است كه مي شود روي آن ساعت ها بحث كرد.

مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز

پيغمبر اكرم در آخرين لحظاتش مي فرمايد: قلم و كاغذي بياوريد تا من چيزي بنويسم

لَا تضلون بَعْدَهُ .

صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٦١٢

هرگز گمراه نشويد.

گفتند: پيغمبر هذيان مي گويد.

قطعي است كه جمعيت گفتند: جناب خليفه دوم گفته است.

اين كه يهجر گفته است يا غلبه الوجع، هر دو به يك معنا است و فرقي نمي كند.

چرا اين ها نسبت هذيان به پيغمبر داده اند و چه اتفاقي افتاد؟

در طول اين مدت يك همچين قضايايي پيش نيامده است.

آقايان براي خلافت جناب ابوبكر از همين فرمان پيغمبر كه فرمود: به ابوبكر بگوييد كه نماز بخواند، مي گويند: يك نشانه و علامتي داده است كه ابو بكر خليفه بعد از من است.

در همين جا نسبت هذيان مي دهند.

جناب آقاي نووي كه متوفاي ٦٧٦ است.

در جلسه قبل نسبت به قرطبي يك اشتباه لفظي كردم و من گفتم: قرطبي متوفاي ٦٧٦ است كه ٦٧١ است كه بعضاَ اشتباه مي شود.

آقايان بايد تخفيف دهند و خيلي زياد مهم نيست و حفظ اين عددها خيلي سخت است.

من معمولاً اين اعداد را تلاش مي كنم كه موقع خواب يك بخش از اين ها را مرور كنم و صبح هم بلند مي شوم، يك مرور مي كنم كه از ذهنم نرود.

هر كسي به چيزي علاقه دارد و ما هم به اين عددها دل مان را خوش كرديم.

اين فضيلت نيست. فضيلت اين است كه انسان بتواند براي عقيده خودش ادله محكم از كتاب و سنت اقامه كند. در يك بحث زنده سؤالاتي كه از شرق و غرب عالم مي آيد، مستند جواب دهد، اين فضيلت است.

جناب نووي كه متوفاي ٦٧٦ است كه مرحوم صاحب معتبر مرحوم محقق حلي كه از فقهاي بنام شيعه است و استاد علامه حلي است هم متوفاي ٦٧٦ هجري است.

ما عده زيادي داريم كه در همان ايام از دنيا رفته اند.

ايشان مي گويد: علماء اختلاف كرده اند كه پيغمبر مي خواهد چه كار كند.

گفتند:

أراد أن ينص علي الخلافة في إنسان معين لئلا يقع نزاع وفتن.

شرح النووي علي صحيح مسلم، ج١١، ص ٩٠

پيغمبر در اين وصيت نامه آخر عمرش مي خواست خليفه بعد از خودش را معين كند؛ براي همين گفتند: پيغمبر هذيان مي گويد.

ابن حجر را كه قبول داريد.

همين جناب آقاي ابن حجر و آقاي بدر الدين عيني و آقاي قسطلاني در كتاب ارشاد الساري جلد ١ صفحه ٢٠٧ مي گويند:

أراد أن ينص علي أسامي الخلفاء بعده حتي لا يقع بينهم الاختلاف.

فتح الباري، ج ١ ، ص ٢٠٩ و عمدة القاري، ج ٢، ص ١٧١

مي خواست نام خلفاء بعد از خودش را معين كند.

قسطلاني مي گويد:

اكتب لكم كتابا فيه النص علي الائمة من بعدي.

پيغمبر فرمود: من مي خواهم نامه اي بنويسم كه در آن نامه اسامي ائمه بعد از من ذكر شده باشد.

براي همين آمده اند به پيغمبر اكرم نسبت هذيان داده اند؛ چون بحث خلافت و رياست است. اگر پيغمبر مي فرمود: نماز بخوانيد باز هم مي گفتند: پيغمبر هذيان مي گويد؟ اگر مي فرمود: روزه بگيريد، نسبت هذيان مي دادند؟

پيغمبر مريض هم نيست، در قضيه حديث خلفائي اثناء عشر كه در صحيح بخاري و مسلم حدود ١٧ جا وارد شده است كه جابره بن سمره مي گويد: پيغمبر اكرم فرمود: خلفاء بعد از من ١٢ نفر هستند. همين كه فرمود: خلفاء بعد از من ١٢ نفر هستند:

صَمَّنِيهَا الناس.

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٤٥٣

سر صداي مردم طوري شد كه گوشم كر شد و نشنيدم كه پيغمبر چه فرمود.

در مسند احمد مي گويد: پيغمبر فرمود: خلفاء بعد از من ١٢ نفر هستند:

ثُمَّ لَغَطَ الْقَوْمُ وَتَكَلَّمُوا.

مسند أحمد بن حنبل، ج ٥، ص ٩٩

مردم داد و فرياد كردند.

چرا مردم داد و فرياد كردند؟ باز در مسند احمد مي گويد:

فَكَبَّرَ الناس وَضَجُّوا

مسند أحمد بن حنبل، ج ٥ ، ص ٩٨

مردم تكبير گفتند و ضجه زدند كه صداي پيغمبر به كسي نرسد.

مي گويد: پيغمبر فرمود: خلفاء بعد از من ١٢ نفر هستند:

فَجَعَلَ الناس يَقُومُونَ وَيَقْعُدُونَ

مسند أحمد بن حنبل، ج ٥، ص ٩٩

مردم بلند مي شدند و مي نشستند تا صداي پيغمبر به مردم نرسد.

آيا شما يك جا داريد كه پيغمبر در رابطه با حج و نماز و روزه و زكات حرف بزند و مردم اين طور عكس العمل نشان دهند؟

جناب ابوبكر يك جمله اي دارد كه من گمانم اگر اين آقايان عقل داشته باشند و يك ذره به عقل خدادادي مراجعه كنند، ايشان خيلي واضح و روشن هنگامي كه مي خواهد از دنيا برود وصيت مي كند و مي گويد: من خلافت را پذيرفتم:

فكلكم ورم أنفه من ذلك يريد أن يكون الأمر له دونه.

تاريخ الطبري، ج ٢ ، ص ٣٥٣

همه شما به فكر رياست و مقام بوديد و دماغ تان باد كرده بود و هواي رياست داشتيد.

اين عبارت جناب ابوبكر است.

همه شما دنبال رياست بوديد و همه مي خواهيد بعد از من، خودشان به رياست برسند و ديگري به رياست نرسد.

جناب آقاي ازهري صاحب كتاب تهذيب اللغة مي گويد:

وفي حديث أبي بكر : ولّيت أُمورَكم خَيركم في نفسي فكلّكم وَرِم أَنْفُه علي أن يكون الأمرُ له دونه.

تهذيب اللغة، ج ١٥، ص ٢١٦

اگر من امروز از دنيا مي روم، كسي را كه بهترين شما است (عمر) را مي خواهم خليفه كنم، همه شما دماغ تان پر از باد شده است و دنبال رياست هستيد و همه شما مي خواهيد كه اين رياست مال شما باشد.

آيا در رابطه با نماز و روزه و زكات، شما همچين روايتي داريد كه آقاي ابوبكر و ديگران بگويند: همه شما دنبال رياست هستيد و دماغ ها باد كرده است؟

اين تعبير، خيلي تعبير زشتي است. من خيلي نمي خواهم روي اين قضيه شرح بدهم كه به چه معني است.

آقاي ابن اثير جزري كه از استوانه هاي علمي شما است، در كتاب النهاية في غريب الحديث مي گويد:

ومنه حديث أبي بكر وليت أموركم خيركم فكلكم ورم أنفه علي أن يكون له الأمر من دونه أي امتلأ وانتفخ من ذلك غضبا وخص الأنف بالذكر لأنه موضع الأنفة والكبر كما يقال شمخ بأنفه

النهاية في غريب الأثر ج ٥ ص ١٧٦

من آقاي عمر را خليفه كردم، دماغ هاي شما باد كرده است و پر شده است.

بعضي ها كه عصباني و غضبناك مي شوند، اين پره هاي دماغ شان بالا و پائين مي شود.

براي اين آقاي ابوبكر مي گويد: انف؛ چون انف نشانه تكبر است و مي گويند: دماغش باد كرده است.

شما به كتاب لسان العرب آقاي ابن منظور مراجعه كنيد در ماده «ورم» نگاه كنيد.

به كتاب تاج العروس آقاي زبيدي، ماده «ورم» را نگاه كنيد.

همه گفتند: جناب آقاي ابوبكر گفته است: همه شما صحابه دماغ تان باد كرده است و هواي رياست داريد.

اگر ما مي گوئيم: اگر بحث امامت اميرالمؤمنين در قرآن مطرح مي شد انگيزه براي تحريف بود؛ چون بحث امامت بحث رياست و خلافت است و بحث مال و فرماندهي است.

انگيزه براي تحريف وجود دارد. ارتباطي ندارد كه شما اين را با بحث نماز و روزه و حج مقايسه كنيد. موارد زياد بود، فقط ٤ مورد را ما آورديم.

مجري:

برخي از علماي وهابي مي گويند: مخالفت با شيعه لازم است؛ حتي اگر به خاطر اين كار ما مجبور شويم سنتي را ترك كنيم و زير پا بگذاريم؛ تا شيعه تأييد نشود و ما هم شعار شيعه را ندهيم و تبليغي براي شيعه نكنيم، لازم است كه اين سنت را ترك كنيم.

لطف كنيد اين را براي ما جواب دهيد.

استاد قزويني:

من قبل از اين كه اين سؤال را جواب دهم، لازم است به شما اطلاع رساني كنيم كه الان يك هفته است برنامه هاي ما هم به زبان انگليسي و هم به زبان عربي پخش مي شود.

دوستان مي توانند به دوستان ديگر اطلاع رساني كنند تا از طريق ريموت رسيورشان يا از آپشن يا از لنگويج بزنند، سه زبان معلوم مي شود.

من از گروه ترجمه تشكر مي كنم مخصوصا آقاي دكتر ايرانمنش كه شايد تنها كسي است كه دكتراي تايتل در جمهوري اسلامي دارد و واقعاً زحمات شان قابل تقدير است مخصوصا عزيزاني كه در بخش عربي ترجمه مي كنند.

بنده از اين تسلط عزيزان لذت مي برم و تبريك مي گويم.

دوستان ما مخصوصاً در كشورهاي عربي اين را اطلاع رساني كنند.

اگر هم دوستان به زبان عربي سؤالي داشته باشند، ما خودمان ترجمه مي كنيم.

فقط برنامه هاي زنده ما سه زبانه است نه تمام برنامه ها كه ساعت ٦:٣٠ تا ساعت ١١ به وقت ايران شروع مي شود.

از دوستان تقاضا داريم كه اگر در اين زمينه انتقاد يا پيشنهادي دارند، در اختيار ما قرار دهند كه از پيشنهادات شان استفاده كنيم.

اين ها همه از عنايات خداي عالم است و ما خودمان را لايق اين عنايات و نعمات او نمي دانيم؛ چون يكي از اسامي الهي «يا مبتدأ بالنعم قبل استحقاقها» است.

خدا را قسم مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد، توفيق شكر اين نعمت ها را به ما بدهد؛ چون خودش فرموده است:

لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ

سوره ابراهيم آيه ٧

شكر نعمت نعمتت افزون كند كفر نعمت از كفت بيرون كند

ان شاء الله در آينده اگر خدا توفيق مان دهد، ما به نام ١٤ معصوم سلام الله عليهم اجمعين به ١٤ زبان برنامه خواهيم داشت، مخصوصا به زبان آذري؛ چون دوستان ما خيلي اصرار مي كنند و ما را كچل كرده اند.

همچنين به زبان روسي كه تعداد زيادي از عزيزان ما از روسيه و از تاجيكستان و ازبكستان به اينجا آمده بودند، خيلي مصر بودند كه به زبان روسي هم برنامه ها ترجمه شود.

بالاي ٢٠٠ ميليون جمعيت داريم در آسياي ميانه كه به زبان روسي صحبت مي كنند.

در رابطه با سؤال شما:

وهابي ها رسماً فتوا داده اند كه اگر يك امر شرعي و سنتي بود كه شعار شيعه باشد، ما بايد اين مستحب را كنار بگذاريم؛ چون با شيعه مخالفت داشته باشيم و شيعه و سني بايد مشخص شود.

نمي شود كه شيعه بگويد: صلوات بر غير پيغمبر بفرستد و سني هم بيايد بفرستد.

شيعه بيايد انگشتر به دست راست كند و سني هم بيايد انگشتر را به دست راست كند. ما بايد به نوعي مخالفت مان را با شيعيان و روافض اعلام كنيم.

در كتاب منهاج السنة مي گويد:

اذا كان في فعل مستحب مفسدة راجحة لم يصر مستحبا ومن هنا ذهب من ذهب من الفقهاء إلي ترك بعض المستحبات إذا صارت شعارا لهم فلا يتميز السني من الرافضي

منهاج السنة النبوية ج ٤ ص ١٥٤

اگر در يك عمل مستحبي مفسده راجحه اي بود، از مستحب بودن مي افتد و براي همين بعضي از فقهاي ما گفته اند كه بعضي از مستحبات را ترك كنيد، اگر اين مستحبات شعار شيعه باشد، اگر رافضي ها به يك مستحب عمل كنند، و سني ها هم عمل كنند (سني ايشان يعني وهابي) سني و شيعه قابل تفكيك نيست بعد مي گويد:

ومصلحة التميز عنهم لأجل هجراتهم ومخالفتهم أعظم من مصلحة هذا المستحب

منهاج السنة النبوية، ج ٤، ص ١٥٤

و مصلحت تشيخص شيعه از سني به خاطر اين كه ما با اين ها مخالفت كنيم از مصلحت اين مستحب هم بالاتر است.

فعلاَ آقايان در مستحب فتوا داده اند و مي خواهند ببينند كه جواب هم مي دهد يا نه.

اگر جواب داد مي خواهند آهسته آهسته به واجبات هم برسند.

مثلاً شيعه نماز شب را مستحب مي داند، سني نبايد نماز شب بخواند؛ چون شبيه به شيعه مي شود.

فردا مي گويند: شيعيان نماز صبح و ظهر مي خوانند (البته آن ها معتقد هستند كه شيعيان نماز نمي خوانند) يا روزه مي گيرند، آقايان مي گويند: چون شيعيان روزه مي گيرند ما نبايد روزه بگيريم.

آقاي زمخشري يك عبارتي دارد كه خيلي عبارت عجيبي است. اگر خدا توفيق دهد ما اين ها را مفصل بيان خواهيم كرد.

در رابطه با اين قضيه كه اگر خداي عالم در قرآن نام اميرالمؤمنين را ذكر مي كرد انگيزه براي حذف آن بود كه مصاديقي هم آورديم، در اينجا زمخشري در الكشاف مي گويد: با اين كه در قرآن مي فرمايد:

هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ

سوره احزاب آيه ٤٣

خداي عالم بر شما صلوات مي فرستد.

به پيغمبر دستور مي فرمايد:

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ.

سوره توبه آيه ١٠٣

پيغمبر! براي مردمي كه از آن ها زكات مي گيري صلوات بفرست.

همچنين در صحيح بخاري آمده است:

اللهم صَلِّ علي آلِ أبي أَوْفَي.

صحيح البخاري، ج ٤ ، ص ١٥٢٩

خدايا تو بر آل ابي اوفي صلوات بفرست.

اين ها نشان مي دهد كه اگر ما به غير پيغمبر صلوات بفرستيم هيچ اشكالي ندارد؛ ولي چون شيعه ها اسم ائمه را مي آوردند صلوات بر آل محمد به تنهايي بدعت است.

ما براي اين كه متهم به شيعه و رفض نشويم، مي گوئيم: ما به هيچ وجه براي ائمه صلوات نمي فرستيم:

لأن ذلك صار شعاراً لذكر رسول الله صلي الله عليه وسلم ، ولأنه يؤدي إلي الاتهام بالرفض.

الكشاف، ج ٣، ص ٥٦٨

چون اين شعار شيعه شده است و اگر شيعه نام ائمه را مي آورد و صلوات الله عليه مي گويد، ما هم اگر اسم ابو حنيفه را بياوريم و بگوييم سلام الله عليه، متهم به شيعه شدن مي شويم و براي همين ما به هيچ وجهي به غير از پيغمبر براي كسي صلوات نمي فرستيم.

كشاف از كتاب هاي معتبر اهل سنت است.

ابن حجر عسقلاني كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است مي گويد:

اختلف في السلام علي غير الأنبياء بعد الاتفاق علي مشروعيته في تحية الحي فقيل يشرع مطلقا وقيل بل تبعا ولا يفرد لواحد لكونه صار شعارا للرافضة.

فتح الباري، ج ١١، ص ١٧٠

اختلاف كرده اند كه آيا به غير از انبياء مي شود سلام داد، مثلا بگوييم علي سلام الله عليه يا ابو بكر سلام الله عليه، بعد از اين كه مي گويند مشروع است كه به غير از پيغمبر، به ديگران هم سلام دهيم؛ ولي اين آقايان گفته اند كه جايز نيست؛ چون شيعيان به غير از پيغمبر سلام مي دهند، اگر ما بياييم به غير از پيغمبر سلام دهيم، متهم به رافضه مي شويم و شبيه روافض و شيعيان مي شويم و براي همين ما مي گوييم به هيچ وجهي نبايد به غير از پيغمبر سلام داد.

در همان صفحه مي گويد: اگر ما اين را ترك كنيم بهتر است

كما يفعله الرافضة.

فتح الباري، ج ١١، ص ١٧٠

در خود صحيح بخاري حداقل ١٢ روايت وجود دارد كه از پيغمبر سؤال مي كنند: يا رسول الله ما سلام دادن به شما را ياد گرفته ايم، صلوات بر شما چيست؟

آيه كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

سوره احزاب آيه ٥٦

چه طوري صلوات بفرستيم؟

حضرت فرمود: اين طور بگوييد:

اللهم صَلِّ علي مُحَمَّدٍ وَعَلَي آلِ مُحَمَّدٍ كما صَلَّيْتَ علي إبراهيم وَعَلَي آلِ إبراهيم.

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٢٣٣

در همين روايت است كه آقاي بخاري مي گويد: پيغمبر فرمود: مي خواهيد به من صلوات بفرستيد اين گونه بفرستيد؛ ولي آقاي بخاري سه بار نام پيغمبر را مي آورد و مي گويد:

سَأَلْنَا رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٢٣٣

آل صلوات را حذف كرده است.

در روايتي پيغمبر مي فرمايد: بر آل من هم صلوات بفرستيد، اول روايت مي گويد:

سَمِعْتُهَا من النبي صلي الله عليه وسلم

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٢٣٣

كلمه آل را نمي آورد.

مجري:

ايشان هم تعبدي مثل آن پشه داشت.

استاد قزويني:

من در فيس بوك ديدم كه نوشته بودند مولوي مگس خوار. يكي ديگه زده بود شربت مگس خور. بعضي ها شوخي مي كنند كه بعضي وقت ها شوخي هاي خيلي زشتي است كه ما اين را نمي پسنديم.

ابن حجر هيثمي مي گويد: روايت صحيح داريم كه پيغمبر اكرم فرمود:

لا تصلوا علي الصلاة البتراء فقالوا وما الصلاة البتراء قال تقولون اللهم صل علي محمد وتمسكون بل قولوا اللهم صل علي محمد وعلي آل محمد.

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢، ص٤٣٠

صلوات دم بريده بر من نفرستيد، گفتند: صلوات دم بريده چيست؟

حضرت فرمود: به من صلوات مي فرستيد و به آل من نمي فرستيد، بلكه بايد به آل من هم صلوات بفرستيد.

دستور پيامبر است.

قبل از اين مي گويد:

صح عن كعب بن عجرة .

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢، ص ٤٢٩

اين روايت صحيح است.

آن روز يكي از اين كارشناسان اجاره اي كه از عربستان آورده بودند در اين شبكه وهابي، يكي از شيعه ها زنگ زد و گفت: چرا شما صلوات دم بريده مي فرستيد؟

گفت: صلوات بتراء مال شما است كه مي گوييد:

اللهم صل علي محمد وآل محمد

اين صلوات بتراء و دم بريده است.

با اين كه در روايات صحيح بخاري دستور بر صلوات بر آل آمده است، ما كه خيلي نفهميديم كه اين چه طور صلوات دم بريده است.

اين يك مورد كه اين آقايان مي گويند: اگر ما صلوات و سلام بر غير پيغمبر بفرستيم شبيه شيعه مي شويم و اين جايز نيست.

پيغمبر مي فرمايد:

لا تصلوا علي الصلاة البتراء.

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢ ، ص ٤٣٠

كيفيت صلوات بر من اين طوري است؛ ولي شما ببينيد كه بر منبر هايشان و خطبه هايشان و ماهواره هايشان و كتاب هايشان مي گويند:

صلي الله عليه وسلم.

چرا چيزي را كه پيغمبر دستور داده است نمي گوييد؟

در بعضي از خطبه هايشان مي گويند:

اللهم صل علي محمد و علي ازواجه و اصحابه

شما يك روايت ضعيف و جعلي به ما نشان دهيد، در مشروعيت صلوات بر اصحاب پيغمبر كه اخيرا آقايان مد كرده اند. اگر بنا بود كه صلوات بر ازواج صحيح باشد، بايد پيغمبر بفرمايد:

اللهم صل علي محمد وآل محمد و علي ازواجه كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم و ازواجه

شما يك روايت به ما نشان دهيد كه پيغمبر فرموده باشد:

كما صليت علي ابراهيم و ازواجه.

همچين چيزي نيست.

آقايان گفته اند: انگشتر در دست راست كردن سنت است. پيغمبر انگشتر در دست راست مي كرده است. امام حسن و امام حسين در دست راست مي كردند.

صحابه در دست راست مي كردند؛ ولي چون شيعيان انگشتر به دست راست مي كنند، سني ها نبايد انگشتر به دست راست كنند و بايد حتما انگشتر به دست چپ كنند:

لأن اليمين صار شعار الروافض.

المجموع، ج ٤، ص ٣٩٤

انگشتر در دست راست كردن، شعار شيعيان است.

اين را آقاي نووي مي گويد كه از استوانه هاي فقهي اهل سنت است و متوفاي ٦٧٦ است. كتاب المجموع ايشان يك كتاب فقهي مفصلي است كه مثل جواهر ما شيعيان است.

جناب آقاي حصكفي كه از علماي بزرگ احناف است و متوفاي ١٠٨٨ است كه آقاي ابن عابدين هم حاشيه بر اين در المختار دارد، مي گويد:

أنه من شعار الروافض فيجب التحرز عنه.

الدر المختار، ج ٦، ص ٣٦١

واجب است كه ما انگشتر در دست راست نكنيم؛ چون شعار شيعيان است.

اخيراً شيعيان هم از دست راست به دست چپ داده اند و بنده خودم هم سمت چپ انگشتر دارم و هم سمت راست، آقايان بايد بگويند: بعد از اين چون شيعه ها هم دست راست شان انگشتر است و هم دست چپ شان، ما بايد در انگشت پا انگشتر بگذاريم؛ چون راهش همين است و غير از اين چاره اي ندارند.

اگر بنا باشد سنت پيامبر اين طور اسباب بازي و آلت دست و بازيچه شود، سنگ روي سنگ بند نمي شود.

حاشيه جناب ابن عابدين كه شخصيت برجسته اي است و ما خيلي براي ايشان احترام مي گذاريم، ايشان هم در حاشيه رد المختار خودش همين تعبير را مي آورد.

حاشية ابن عابدين، ج ٦ ، ص ٣٦١

با اين كه در سنن ترمزي آقايان نقل مي كنند:

رأيت رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم يَتَخَتَّمُ في يَمِينِهِ

ديدم كه رسول خدا انگشتر در دست راستش مي كرده است.

آقاي ترمزي هم مي گويد:

حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ

سنن الترمذي، ج ٤، ص ١٧٤٢

همچنين امام حسن و امام حسين:

كان الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ يَتَخَتَّمَانِ في يَسَارِهِمَا هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ.

سنن الترمذي، ج ٤، ص ١٧٤٢

مي گويند: در رابطه با تحت الحنك كه رسم بوده است در گذشته و الان هم بعضي از آقايان اهل سنت رسم شان است كه اين گوشه عمامه را از روي شانه شان آويزان مي كنند به طرف پايين.

مي گويند: اين تحت الحنك را از طرف راست آويزان كنيم يا از طرف چپ، سنت پيغمبر اين است كه از طرف راست آويزان شود؛ ولي چون علماي شيعه تحت الحنك را از طرف راست آويزان مي كنند، واجب است كه ما اجتناب كنيم و تحت الحنك مان از طرف چپ پايين بيايد.

اين در كتاب شرح مواهب لدنيه آقاي قسطلاني جلد٥ صفحه ١٧ آمده است.

سنت اين است كه قبرها را تسطيح كنند؛ يعني وقتي كه ميت را در قبر دفن مي كنند، روي قبر مسطح و صاف باشد؛ ولي چون شيعيان مسطح مي كنند، ما بايد مسنم و حالت كوهان شتر داشته باشد و يك حالت بيضي شكل در بياوريم:

لأن التسطيح صار شعار الرافضة.

حلية العلماء، ج ٢، ص ٣٠٧

چون اين از شعارهاي شيعه شده است.

مثلا هوا سرد است و آدم نمي تواند، پايش را بشويد، آيا از روي كفش بشوييم يا مسح كنيم؟

مي گويند: آنچه كه قرآن مي فرمايد: بايد پا را شست و اگر چنانچه كفش هم باشد بايد شست؛ ولي در اينجا مي گويند: مسح كفش اولي است بر مسح بر پا؛ چون در اينجا مخالفت با شيعه صورت گرفته است.

اين در كتاب المغني ابن قدامه مقدسي كه از علماي بزرگ اهل سنت است و متوفاي ٦٣٠ هستند جلد١ صفحه ٢٨٤ وجود دارد.

آقاي شيخ اسماعيل بروسوي كتاب تفسيري دارد به نام روح البيان (بعضي ها بين روح البيان با روح المعاني اشتباه مي كنند) كه در جلد ٢ صفحه ١٤٢ مي گويد: اين كه براي اهل بيت ما گريه و عزاداري كنيم و مقتل آن ها را بخوانيم، اين خيلي خوب است؛ ولي چون شيعيان اين كار را مي كنند، بدعت است كه ما اين را انجام دهيم.

بعد مي گويد: جناب آقاي قهستاني گفته است:

لو أراد ذكر مقتل الحسين ينبغي أن يذكر أولا مقتل سائر الصحابة لئلا يشابه الروافض.

اگر كسي بخواهد كه مقتل امام حسين را بگويد و شهادتش را مطرح كند (روضه خواني نه) و حداقل افراد را جمع كند (ابن جوزي بالاي منبر روضه مي خواند و پيغمبر هم بالاي منبر روضه امام حسين را خوانده است) اول برويد شهادت بعضي از صحابه بگوييد (مثلا شهادت جناب عمر و عثمان را بگوييد) تا شبيه شيعيان نشويد.

ببينيد كه آقايان تا كجا فكر كرده اند.

من حرف در اين زمينه زياد دارم؛ ولي به اين ٤ مورد اكتفاء مي كنم.

آقاي بروسوي از آقاي غزالي نقل مي كند كه اصلا خواندن مقتل امام حسين حرام است؛ چون اگر شما مقتل امام حسين را بخوانيد، مي گويند: چه كسي امام حسين را كشت؟ يزيد، يزيد را چه كسي سر كار آورد؟ معاويه، معاويه را چه كسي سر كار آورد؟ آقاي ابو بكر و عمر.

اين باعث مي شود كه مردم به صحابه بد بين شوند و بغض صحابه در دل داشته باشند و اين حرام است و براي همين ما بايد مقتل امام حسين را حرام كنيم.

كسي حق ندارد در رابطه با مصائب امام حسين حرفي بزند؛ چون حرف زدن باعث مي شود كه مردم به صحابه بد بين شوند و بغض صحابه را در دل داشته باشند.

ان شاء الله اميدواريم كه اين آقايان براي فرداي قيامت شان يك جوابي داشته باشند.

بيننده خانم حكيمي از اهواز

مدتي است كه استاد هاشمي در شبكه كلمه مي گويد: براي شجاعت عمر همين بس كه علي را ٢٥ سال خانه نشين كرده است.

جهل و حماقت مردم مدينه حضرت علي را خانه نشين كرد يا شجاعت جناب عمر؟

به قول خود بخاري جناب عمر از ترس شمشير مشركين مكه مثل بز كوهي بالاي كوه فرار معنوي داشته است. مي خواهم بدانم كه اگر جناب عمر فقط برق ذوالفقار علي را مي ديد، مثل عمرو عاص كشف حجاب نمي كرد؟

در سوره تحريم طبق گفته بخاري، خداوند به ام المؤمنين عائشه و حفصه مي فرمايد: اگر عليه پيامبر اتفاق كنيد، خدا و جبرئيل و فرشتگان پشتيبان او هستند و بعد هم براي كافران زن نوح و لوط را مثال مي زند.

مثالي كه خداوند در رابطه با زن نوح و لوط زده است، آيا اين نيست كه بيوت نبي تطهير نبوده است و مصونيت سياسي و قضائي براي زنان پيامبر نمي آورد؟

اين يك قياس است يا اين كه يك مثال روشني براي رفع شبهه تطهير بيوت النبي است؟

استاد قزويني:

آقاي محمد حافظ ابراهيم كه شاعر بزرگ مصري است كه معروف به شاعر نيل است و متوفاي ١٣٥٠ است، خيلي از شجاعت جناب عمر مي گويد:

وقولة لعلي قالها عمر أكرم بسامعها أعظم بملقيها

حرقت دارك لا أبقي عليك بها إن لم تبايع وبنت المصطفي فيها

ما كان غير أبي حفص يفوه بها أمام فارس عدنان وحاميها

عمر به علي بن ابي طالب سخن بزرگي گفت كه براي هر شنونده اي و هر مخاطبي تعجب انگيز است و گفت: اگر بيعت نكني خانه ات را آتش مي زنم و كسي را نمي گذارم كه در آن زنده بماند و حتي اگر دختر پيغمبر در آن باشد، غير از عمر كسي همچنين جرأت و شجاعتي ندارد كه در برابر شاه سوار حجاز همچنين سخني بگويد.

اگر بگويد دليل بر شجاعت بي حد و حصر خليفه دوم است.

شرح ديوان حافظ ابراهيم صفحه ٣٨٤

نسل هاي بني اميه هر روز يكي پس از ديگري جلوه گري مي كنند؛ ولي معاويه و يزيد و بني اميه چه كردند تا شماها چه كار كنيد.

بيننده آقاي امين الله از هرات افغانستان

من خودم ١٢ سال در ايران بودم و هيچ مشكلي با شيعه و با ايراني و با فارس و با ترك و با لر نداشته ايم.

هيچ وقت در آنجا چنين چيزهايي كه الان مي شنويم، نشنيده ايم مثل اهانت به كسي و اهانت به صحابه.

اگر يك اتحاد و وحدتي بين مسلمان ها ايجاد شود، خيلي بهتر است از اين كه تفرقه بين آن ها باشد ؛ چون دنيا از اين اختلافاتي كه بين مسلمان ها وجود دارد سوء استفاده مي كند. دشمن هر روز يا به پيامبر يا به علماي صدر اسلام اهانت مي كند و يا كاريكاتور مي كشند. بايد شبكه هاي شما طوري باشد كه مردم از آن چيزي ياد بگيرند و وحدت و همبستگي بين مسلمان ها ايجاد كند.

در رابطه با شهادت حضرت حمزه سؤالي داشتم كه آقاي قزويني گفتند: وقتي كه حضرت حمزه شهيد شد پيغمبر مردم را دعوت كرد كه براي حضرت حمزه گريه كنند و روضه بخوانند؛ چون ايشان كسي را نداشت.

پيامبر مگر خودش نفرمود: كسي از امت نيست كه وقتي از طرف خداوند به او رنج و دردي و مريضي پيش بيايد، به سر و صورت خود بزند و لباسش را پاره كند و عربده كشد.

پيامبر فرموده است: چنين كسي از امت من نيست.

چه طور پيامبر زنان مهاجرين را دعوت مي كند كه براي حضرت حمزه نوحه خواني كنند و گريه كنند؟

ام ايمن چه نسبتي با پيغمبر داشت؟

من يك شب برنامه شما را نگاه مي كردم، آقاي قزويني گفتند: ام ايمن همسر پيامبر بوده است. پيامبر همسري به اسم ام ايمن ندارد.

اگر همسر پيغمبر بوده اند، يك سند و مدركي به ما نشان دهيد كه جلوتر از عائشه و خديجه بوده است و يا بعد از اين ها بوده است؟

مجري:

شما خودتان سؤال خودتان را پاسخ داديد.

حضرت فرمود: گريه كن ندارد. نفرمود: سينه چاك كن و خراش به صورت انداز ندارد.

بيننده:

پيغمبر گريه را با صداي بلند نهي كرده است.

استاد قزويني:

كجا نهي كرده است؟ مي شود آدرس اين را به ما بدهيد؟

بيننده:

اين خواهري كه الان زنگ زد. من صداي ايشان را داشتم.

سؤال هايي كه يك مقداري به ضرر شما است، شما اين ها را جواب نمي دهيد و حاشيه مي رويد.

مجري:

اين خواهر به ضرر شما حرف زد.

بيننده:

روايتي كه آقاي قزويني از كتاب ابن تيميه گفتند، آن را از اول بخوانيد تا مردم ببينند.

شما نصف روايت را مي خوانيد و ما بقي آن را نمي خوانيد.

استاد قزويني:

شما گفتيد: روايتي داريم از پيغمبر اكرم كه مي فرمايند: كسي در مصيبت ديگران عزاداري نكند و گريه نكند. مي توانيد مدرك اين حرف خود را به ما بگوييد؟

بيننده:

گريه و سر و صدا و اين كه لباسش را پاره كند، پيغمبر اين ها را نهي كرده است و نبايد اين كار را كند.

استاد قزويني:

سر و صدا كند و لباس هايش را پاره كند.

در رابطه با حمزه كه نبي مكرم فرمود:

لَكِنْ حَمْزَةُ لاَ بواكي له.

مسند أحمد بن حنبل، ج ٢، ص ٨٤ و مجمع الزوائد، ج ٦ ، ص١٢٠ و الطبقات الكبري، ج٢ ، ص ٤٤ و البداية والنهاية، ج ٤، ص ٤٨ و اسد الغابة، ج٢ ، ص ٦٨

حمزه گريه كن ندارد. آيا پيغمبر فرمود: حمزه لباس پاره كن ندارد؟

در كتاب البدايه والنهايه مي گويد:

وهذا علي شرط مسلم.

البداية والنهاية، ج ٤، ص ٤٨

اين روايتي كه پيغمبر فرمود: حمزه گريه كن ندارد و بعد از او زنان انصار براي حمزه عزاداري كردند و بعد از او اين سنت شد كه هر يك از انصار از دنيا مي رفت، اول زنان براي حمزه عزاداري مي كردند و بعد براي ميت خودشان عزاداري مي كردند.

بيننده:

شما گفتيد: ام ايمن همسر پيامبر است. پيامبر همسري به اسم ام ايمن نداشته است.

استاد قزويني:

شما از اين شاخه به آن شاخه مي پريد. اول اين را جواب بده. شما بگوييد: آيا اين دستور پيغمبر بوده است يا نه؟ آن حديثي كه نهي از گريه كردن مي كند را بگوييد.

بيننده:

آن حديث را الان من حضور ذهن ندارم. من چيزهايي كه از شما مي شنوم با كتاب هايي كه مي خوانم خيلي متفاوت است.

مجري:

يعني حضرت نفرموده است كه براي حضرت حمزه گريه كنيد؟

استاد قزويني:

شما اين آدرس هايي كه ما براي شما داديم، اين آدرس ها را ببينيد و بعد حرف بزنيد.

در رابطه با خود ام المؤمنين عائشه مي گويد:

وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مع النِّسَاءِ واضرب وجهي.

مسند أحمد بن حنبل، ج ٦، ص ٢٧٤ و مسند أبي يعلي، ج ٨ ، ص ٦٣ و تاريخ الطبري، ج ٢ ، ص ٢٣٢ و السيرة النبوية - ابن كثير - ج ٤، ص ٤٧٧

همراه زن ها عزاداري مي كرديم و به صورت مان مي كوبيديم.

اين آدرس را ياداشت كن و نگاه كن.

من هر آدرسي كه مي دهم، اگر آقايان ثابت كنند كه اين آدرس دروغ بوده است، براي هر موردي ١٠٠ هزار تومان جايزه مي دهم. التدم به معني سينه زدن است.

عائشه مي گويد: در عزاي پيامبر همراه زن ها هم سينه مي زديم و هم به صورت مان مي كوبيديم.

شما كتاب هاي لغت را مثل لسان العرب ابن منظور جلد ١٢ صفحه ٥٣٩ را بخوان و ببين كه التدام به چه معني است.

آيا خانم عائشه كه سينه زني مي كرد و به صورتش مي كوبيد، موافق دستور پيغمبر است يا مخالف دستور پيغمبر است؟ اين را براي ما در هفته آينده يا شب جمعه جواب دهيد.

بيننده:

آن روايتي كه از ابن تيميه اول شما خوانديد، آن هم اگر دوباره از اول بخوانيد ما بيشتر روشن مي شويم كه آن از ابن تيميه روايت نشده بود، بلكه از شخص ديگري نقل شده بود.

مجري:

همان روايتي كه تشابه به رافضه را مي گفت؟

بيننده:

بله

استاد قزويني:

ابن تيميه مي گويد:

فإنه اذا كان في فعل مستحب مفسدة راجحة لم يصر مستحبا ومن هنا ذهب من ذهب من الفقهاء إلي ترك بعض المستحبات إذا صارت شعارا لهم فلا يتميز السني من الرافضي ومصلحة التميز عنهم لأجل هجراتهم ومخالفتهم أعظم من مصلحة هذا المستحب

منهاج السنة النبوية ج ٤ ص ١٥٤

بيننده:

اين از قول سائر ائمه است نه از ابن تيميه.

استاد قزويني:

از اينجا كه مي گويد:

فإنه اذا كان في فعل مستحب مفسدة

حرف خود ايشان است.

اين كه مي گويد:

وهذا القول يقوله سائر الأئمة.

اين مربوط به عبارت قبل از اين است. من نمي خواستم كه اقوال زيادي را بگوييم.

در صفحه قبل مي گويد:

وذهبت طائفة من أصحاب مالك وأحمد وغيرهما إلي أنهم أمة محمد صلي الله عليه وسلم

منهاج السنة النبوية، ج ٤، ص ١٥٣

اصلا ربطي به اين ندارد.

بعد مي گويد:

وقالت طائفة من الصوفية إنهم الأولياء من أمته وهم المؤمنون المتقون وروي في ذلك حديث

منهاج السنة النبوية، ج ٤، ص ١٥٣

در صفحه ايشان اين قضايا را مطرح مي كند و مي گويد: بحث سر اين است كه آل محمد چه كساني هستند.

بعد مي گويد:

وهذا القول يقوله سائر الأئمة.

منهاج السنة النبوية، ج ، ص ١٥٤

اين در رابطه با بحث صلوات است.

بعد كه ايشان مي گويد:

فإنه اذا كان في فعل مستحب مفسدة

منهاج السنة النبوية، ج ، ص ١٥٤

اين جمله مال خود ابن تيميه است. شما آدرس اين را ياداشت كن.

بيننده:

من كاري به شيعه و سني ندارم. فقط به اين معتقد هستم كه خدا و قرآن و پيغمبر ما يكي است. اهانت به پيامبر و اصحاب پيامبر و خلفاء راشدين از نظر ما خلاف شرعيت است.

استاد قزويني:

اگر كسي به اميرالمؤمنين توهين كند چه؟

بيننده:

حضرت علي و امام حسن و امام حسين و كساني كه در صدر اسلام بودند و كساني كه در كربلا شهيد شدند، ما آن ها را از چشم هايمان بيشتر دوست داريم. اين ها را از بچه و مال و كل زندگي مان بيشتر دوست داريم.

استاد قزويني:

معاويه كه دستور لعن و سب علي را داده است، نظر شما نسبت به ايشان چيست؟

بيننده:

درست است كه ما حضرت علي رضي الله عنه را قبول داريم و خيلي هم ايشان را دوست داريم، همان طوري كه خداوند در صدر است بعد از آن قرآن است و بعد از پيغمبر است. همه چيز به ترتيب آمده است. اسم علي در قرآن نيامده، ما بحثي سر اين نداريم كه آمده است يا نيامده است؛ ما ايشان را دوست داريم و قبولش داريم؛ ولي به عنوان خليفه چهارم.

استاد قزويني:

لعن كردن خليفه چهارم چه حكمي دارد؟

بيننده:

چه جوري لعن مي كند؟

مجري:

معاويه دستور داد و بخش نامه كرد كه بر همه منبرها قبل از سخنراني بايد علي لعن شود.

بيننده:

آن اوائل خلافت يك اختلافي بوده است بين مسلمان ها كه تا الان هم اين اختلافات است.

استاد قزويني:

ما فهميديم و مشخص شده است كه شما چقدر به اهل بيت علاقه داريد.

بيننده:

منظور ما اين است كه لعن كردن به اصحاب رسول الله جرم و گناه است و نبايد اين كار شود.

مجري:

يعني الان معاويه گنهكار است يا نه؟

بيننده:

من در رابطه با معاويه روايتي نخوانده ام كه آيا معاويه گنهكار است يا نه؟

استاد قزويني:

من عبارت خود ابن تيميه را براي شما مي آورم. ابن تيميه را قبول داريد يا نه؟

بيننده:

ما فقط چند كتاب را قبول داريم.

١-قرآن

٢-احاديث صحيح از پيامبر

٣-نهج البلاغه

٤-بخاري

٥-كتاب هايي كه در آن احاديث صحيح از پيامبر نقل شده است.

استاد قزويني:

اين عبارت ابن تيميه كه در كتاب منهاج السنه است مي گويد:

وأما حديث سعد لما أمره معاوية بالسب فأبي فقال ما منعك أن تسب علي بن أبي طالب فقال ثلاث قالهن رسول الله صلي الله عليه وسلم فلن أسبه لأن يكون لي واحدة منهن أحب إلي من حمر النعم الحديث

منهاج السنة النبوية، ج ٥ ، ص ٤٢

حديث سعد بن ابي وقاص وقتي كه معاويه به سعد دستور داد و گفت: علي را سب كن و سعد ابا كرد و معاويه گفت: چرا به علي فحش نمي دهي. قطعا شما سواد عربي هم داريد. آقاي ابن تيميه مي گويد:

فهذا حديث صحيح رواه مسلم في صحيحه.

منهاج السنة النبوية، ج ٥، ص ٤٢

بيننده:

اگر چنين چيزي از مسلم باشد، من قبول ندارم.

استاد قزويني:

يعني اگر در صحيح مسلم باشد، شما قبول نمي كنيد؟

بيننده:

فكر نمي كنم كه در آن ها باشد.

استاد قزويني:

اين در صحيح مسلم است. چرا شما اين طور برخورد مي كنيد؟ آيا شما فرداي قيامت جوابي براي اين داريد؟

بيننده:

منظورم اين است كه آن چيزي كه حقيقت است و آن چيزي كه خدا گفته است و آن چيزي كه در قرآن است، بايد به آن ها عمل كرد.

استاد قزويني:

الان زبان چرخاندن و توجيه كردن راحت است؛ ولي فرداي قيامت بنده و جناب عالي مي ميريم و شب اول قبر بايد جواب دهيم و فرداي قيامت بايد جواب دهيم.

شما گفتيد كه صحيح مسلم را قبول داريد.

در صحيح مسلم مي گويد:

أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بن أبي سُفْيَانَ سَعْدًا فقال ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ

صحيح مسلم ، ج ٤، ص١٨٧١

چرا تو علي را سب و لعن نمي كني و فحش نمي دهي.

بيننده:

شما سعد بن ابي وقاص را چه شخصيتي مي بينيد؟

استاد قزويني:

صحابي پيغمبر است. شما حاشيه مي رويد. شما گفتي كه اگر روايتي در صحيح باشد من قبول دارم. اگر كسي به صحابه پيغمبر بد بگويد، ما از او بي زار هستيم.

علي بن ابي طالب به فرض كه خليفه چهارم و داماد پيغمبر نيست، يك صحابي پيغمبر بوده است يا نه؟ به چه جرمي معاويه دستور مي دهد كه به علي ناسزا دهند؟

مجري:

مي توانيد جواب را هفته بعد هم بياوريد.

بيننده:

من هفته بعد هم مي آيم. شما داريد بين امت اسلام تفرقه افكني مي كنيد.

مجري:

اين زعم و گمان شما است.

استاد قزويني:

اين آدرس هايي كه من امشب دادم، شما به اين آدرس ها مراجعه كنيد. هفته آينده ما در خدمت شما هستيم. من تقاضا مي كنم كه تعصب را كنار بگذاريد. پرده هاي تعصب را پاره كنيد و حقائق را ببينيد. احساس كنيد كه الان قيامت است و در محكمه عدل الهي ايستاده ايم و مأمورين الهي سؤال مي كنند و ما هم مي خواهيم جواب دهيم.

اگر واقعاً اين جوابي كه گفتيد از نظر وجدان مان قانع كننده باشد، فرداي قيامت هم مي توانيم جواب دهيم.

در رابطه با ام ايمن، بنده اگر گفتم كه ايشان همسر پيامبر است در آنجا من اشتباه كردم. نزديك ٣ هزار سخنراني من در اينترنت است.

بعضي از اوقات ام ايمن با ام سلمه براي انسان اشتباه مي شود. ام ايمن در خانه پيغمبر بوده است و كنيز حضرت خديجه كبري سلام الله عليها بوده است.

شما بگوييد كه چرا اين ام المؤمنين فقط در حق عائشه بيان مي كنيد؟

چرا يك دفعه نمي گوييد: خديجه ام المؤمنين؟ چرا نمي گوييد: ام سلمه ام المؤمنين؟

چرا خال المؤمنين را فقط براي معاويه اطلاق مي كنيد؟

اگر واقعا بنا باشد كه خال المؤمنين واقعيت داشته باشد. برادران عائشه هم بايد خال المؤمنين باشند. چرا نسبت به محمد بن ابي بكر بزرگان شما با بغض و ناراحتي اسم مي برند و خال المؤمنين نمي گويند؟

چون معاويه با علي جنگيده است و چون عائشه در جنگ جمل در برابر علي بوده است.

بايد اين ها را ما بالا ببريم؛ ولي حضرت خديجه ٢٥ سال تمام زندگي اش را براي نبي مكرم گذاشته است، به هيچ وجهي از او به عنوان ام المؤمنين نام نمي برند و وهابيت كه حمله مي كنند به مكه مكرمه و خانه خديجه كبري كه مدت بسياري محل نزول جبرئيل و وحي بوده است بايد ويران كنند و به دستشويي مبدل كنند.

اين طور برخوردهاي نادرست، فرداي قيامت جواب دارد.

ما تريبون آزاد گذاشته ايم. شما تشريف بياوريد و صحبت هاي خود را انجام دهيد و ما در خدمت شما هستيم؛ ولي به شرط اين كه يك سر سوزن پرده هاي تعصب را كنار بزنيد.

نه من به عنوان شيعه حرف بزنم و نه شما به عنوان سني، ببينيم كه اين حقائقي كه در تاريخ است و به قول شما در كتب صحيح آمده است چيست؟

زمخشري مي گويد: بر بالاي بيش از ٧٠ هزار منبر، علي بن ابي طالب را لعنت مي كردند و اين هم به خاطر بخش نامه كه از معاويه رسيده بود.

آيا اين ها واقعا صحت دارد يا نه؟ هيچ كس نگفته است كه زمخشري شيعه است.

آيا واقعا اين عباراتي كه حضرات آورده اند، درست است يا نه؟

اين مطلب در كتاب ربيع الابرار زمخشري جلد ٢ صفحه ١٨٦ است.

مگر علي چه گناهي كرده است و چه جرمي مرتكب شده است كه بايد مورد لعن و نفرين دودمان نحس بني اميه شجره ملعونه در قرآن قرار بگيرد؟

مجري:

نمي شود كه اميرالمؤمنين و معاويه هر دو با هم حق باشند؛ چون اين دو در مقابل هم مي ايستند.

بيننده آقاي ملت شاهي از اهواز

روايتي از امام علي عليه السلام در رابطه با يكي دو برنامه قبل حبل المتين و كلمه طيبه است.

وقتي برنامه مسيحيت را ديدم، واقعا خوشحال شدم؛ چون اين برنامه اين دو قضيه را جبران كرد.

روايتي از امام علي عليه السلام در رابطه با حضرت داود نبي عليه السلام آمده است كه فردي آمد به نزد امام علي عليه السلام و روايتي را در رابطه با حضرت داود عليه السلام كه (نعوذ بالله ) نسبت زنا به آن حضرت داده شده بود، گفت: در بين مردم شايعه شده است.

گفت: حالا بايد ببينيم كه چه كساني شايعه كردند و چه طور شايعه شده است.

امام علي عليه السلام جوابش را كوبنده داد.

اين در اصل پيشنهاد و درد دل است.

دوست دارم بعد از گفتن اين مسائلي كه مي گويم، شما اين را بيشتر باز كنيد.

آيا هيچ فكر شده است كه اين روايت جعلي در مسلمين شايعه شده است از كجا آمده است؟ آيا غير از تورات تحريف شده است؟

آيا نشان دهنده نفوذ يهود در صدر اسلام و روابط شجره ملعونه بني اميه و نفوذي هاي يهود در صدر اسلام نيست؟ دست چه كساني در آن تحريف ها مشهود بوده است؟

حالا به جاي اين كه فرد ملعون سازنده فيلم موهون را بگوييم از كتب اهل سنت برداشت كرده است، (كه درد دل من اينجا است) بهتر نيست بگوييم كه تحريف كنندگان تورات و انجيل؛ چون نتوانستند كه دست در قرآن برند، روايات را تحريف كردند؟

اول به بهانه هاي واهي روايات را آتش زدند و بعد هر آنچه كه جعل كنندگان از يهود همان زمان فرمان گرفتند، سنت شفاهي را در كتب وارد كردند.

بنابراين به جاي اين كه بگوييم آن ملعون از كتب اهل سنت استفاده كرد، بهتر است بگوييم كه يهودي هاي زمان پيامبر توسط رابط هاي خود با بني اميه و ديگران روايات كتبي را سوزاندند و سنت شفاهي را كه بين خودشان بود كه معروف به كابالا بود، آن را آماده كردند و بعد روايات به گونه اي شد كه حالا مي بينيم.

لطفا نقش يهود را در اين گونه روايات افشا نماييد.

از برادران اهل سنت عاجزانه مي خواهم كه دست به كار شوند و اين روايات يهوديان نفوذي را از كتب خودشان حذف كنند.

همين پيشنهاد را در رابطه با روايات ضعيفي كه در كتب تشيع است مي دهم كه علماء بايد اين كارها را انجام دهند.

متأسفانه يك بيننده اي تماس مي گيرد و مي گويد: اگر اين ملعون را فردا ببرم دادگاه و قاضي بگويد: از كجا آوردي؟ و آن هم بگويد: از كتب اهل سنت، اگر قاضي عادل باشد، ايشان را آزاد مي كند. تازه روايات بدتر هم است كه اگر خواستيد مي توانيد فيلم بهتري بسازيد.

اين راه درست نيست. بايد نقش يهود را افشا كنيد.

بيننده آقاي كمال زهي از ايرانشهر از اهل سنت

آقاي قزويني چند شب پيش كه با شبكه ماهواره اي كلمه مي خواستند مناظره برگزار كنند، موقعي كه اعلام كردند كه فقط حجت الاسلام ها با اين خط تماس بگيرند، هيچ حجت الاسلامي حاضر نشد كه جواب آقاي هاشمي را دهد و استاد هم در كنارش بود و هيچ حاج آقايي حاضر به مناظره نشد.

اگر اين دو شبكه جهاني اگر با هم يك مناظره مي گذاشتند، ؟؟؟؟؟؟

جامعه اهل سنت هيچ گونه مشكلي با اهل تشيع ندارند.

اگر دو شبكه با هم به هر نحوي صحبت مي كردند، خيلي خوب بود.

مجري:

مي شود كه شما اين ارتباط را برقرار كنيد؟

ما كه به هر كسي و به هر جايي و هر كاري كه كرديم اين ارتباط وصل شود، نشد.

استاد قزويني:

ما جلوي چشم مردم تماس تلفني گرفتيم؛ ولي كسي جواب نداد.

بيننده:

شما مي گوييد: ما خلفاء راشدين را قبول نداريم، لعن و نفرين كردن به خلفاء راشدين جايز است؟

مجري:

چه كسي اين حرف را زده است؟

بينندهك

من چند كليپ ديدم كه در شبكه مباركه كلمه نشان دادند، بعضي از حجت الاسلام ها اين كار را مي كردند.

مجري:

شما چند وقت است كه اين برنامه ها را پيگيري مي كنيد؟

بيننده:

تقريباً يك سال مي شود.

مجري:

از سؤال هاي شما چنين برداشتي نمي شود.

بيننده:

چه طور؟

مجري:

شما سؤال كرديد كه اسم شما حسيني است؟ معلوم است كه بيننده نيستيد. من خواهش مي كنم كه سؤالات را عالمانه مطرح كنيد.

بيننده:

وقتي در قرآن مجيد امامت علي از جانب خدا نيامده است، شما جواب شبكه مباركه كلمه را بدهيد.

استاد قزويني:

ما آن شبكه را مباركه نمي دانيم، شبكه كلمه را شبكه نحس مي دانيم، در آن شبكه به حضرت امير و حضرت زهرا اهانت شده است، به اهل بيت اهانت مي كنند، مذهب شيعه را مذهب كفر و لعن معرفي كردند.

ما بارها گفته ايم كه آماده هستيم براي مناظره، اين ها اول قول داده اند و بعد فرار كرده اند.

ما بيش از ١٠٠ بار زنگ زده ايم و خواهش كرديم و واسطه گذاشته ايم و بيانيه داديم.

دوستان ما از همين جا تماس گرفتند؛ ولي اين ها به هيچ وجه به ما جواب نداده اند؛ چون مي دانند كه اگر مناظره بيايند، رسوا مي شوند و حرفي براي زدن ندارند.

اگر شما از شبكه ولايت يك لعن و سب و اهانتي به خلفاي راشدين شنيديد و يا داريد، بگوييد ما جواب دهيم؛ بلكه شعار ما اين است كه اهانت به مقدسات اهل سنت گناهي بزرگ و نابخشودني است.

براي اولين بار از ايرانشهر و زاهدان از آقايان مولوي ها دعوت كرديم و برنامه زنده گذاشتيم.

امام جمعه محترم سنندج تشريف آوردند و برنامه زنده داشتند، اين ها آمدند در اينجا صحبت كردند. معلوم است كه حضرت عالي بيننده شبكه ولايت نيستيد، اگر بيننده بوديد، قضاوت تان غير از اين بود.

بيننده خانم صبوحي از گرگان:

مي خواستم بدانم كه قبر خانم عائشه كجاست؟

چند شب پيش از شبكه وصال حق شنيدم كه مي گفت: حضرت محمد هيچ وقت نمي خوابيد تا وقتي كه سينه يا صورت حضرت فاطمه را ببوسد.

مي خواستم ببينم كه اين حديث درست است يا نه؟ اگر درست است، حضرت فاطمه در چه سني بوده اند؟ اين شبكه خيلي ما را ناراحت مي كند.

آن شب خيلي ناراحت شدم و زنگ زدم و دوتا تماس گرفتم؛ ولي جواب تماس من را ندادند.

از بينندگان عذر خواهي مي كردند و مي گفتند: خجالت مي كشم كه اين حرف را بزنم.

من مي گويم: چه طور آن خانم عائشه غسل جنابت به مردهاي نامحرم ياد مي داد يا به مردهاي نامحرم كه سبيل هايشان تا گوش شان و ريش شان تا روي ناف شان آمده بود، شير مي دادند.

اين ها اشكال ندارد؛ ولي اگر يك پدري، سينه دختر خود را ببوسد، اين گناه دارد.

اين چه گناهي دارد كه اين قدر از بينندگان عذر خواهي مي كرديد.

شما مي گوييد: چون سر سينه سياه است، شير دادن اشكالي ندارد، در اين صورت سياه پوستان بايد لخت به خيابان ها بيايند و كسي هم به چشم بد به اين ها نگاه نمي كند.

استاد قزويني:

اين قضيه بوسيدن سينه حضرت زهرا را آقاي ابو القاسمي و آقاي يزداني جواب دادند كه از ١٠ تا از كتب اهل سنت با سندهاي صحيح نقل كرده اند.

آن ها هر جوابي دادند، ما هم همان جواب را مي دهيم.

اين ها وقتي مي گويند: يك زن، يك مرد ريش دار نامحرم را شير دهد (آن هم در صحيح بخاري) هيچ اشكالي ندارد؛ ولي اگر يك فردي مثل نبي مكرم صورت يا سينه دخترش را ببوسد، اين باعث مي شود كه آسمان به زمين بيايد.

اين ها تصور مي كنند كه پيغمبر نستجير بالله مثل خودشان هوا پرست است و تصور مي كنند كه اگر خودشان دخترشان را ببوسند، شهوت كل برنامه هايشان را به هم مي زند، تصور مي كنند كه پيغمبر هم مثل اين ها است.

در مورد پيغمبر مي فرمايند:

خلقكم الله أنوارا فجعلكم بعرشه محدقين.

من لا يحضره الفقيه - الشيخ الصدوق - ج ٢، ص ٦١٣

اين ها انوار الهي هستند و خداي عالم براي نجات ما اين انوار الهي را به اينجا فرستادند.

ما معتقد هستيم كه فرشتگان انواري هستند كه به صورت انسان در ميان ما ظاهر شده اند.

كافر همه را به كيش خود پندارد.


پايان.