سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٦ - آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟

آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟

کد مطلب: ١٠٠٦٣ تاریخ انتشار: ٠٧ شهریور ١٣٩٥ - ١٧:١٨ تعداد بازدید: ١٠٦٠ سخنراني ها » عمومي آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
حبل المتین ٩٥/٠٦/٠٧

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ٩٥/٠٦/٠٧

خلاصه آنچه در این برنامه خواهید دید...

عناد و لجاجت و بی عقلی وهابی ها از شنیدن کلام حق!!آن‌ها ادعا می‌کنند که ما حتی یک مورد هم نداریم که امیرالمؤمنین بر امامت و خلافت خودشان استدلال کرده باشد.ما در جواب این ادعا مطالب زیادی از کتب شیعه با سند صحیح و از کتب اهل سنت و حتی از کتاب «صحیح بخاری» نقل کردیم که امیرالمؤمنین خود را خلیفه به حق نبی مکرم اسلام و امام منصوب می‌دانند و دیگران را غاصب حق خودشان می‌دانند.

اما متأسفانه انگار بازهم حرف‌های ما برای آقایان وهابی گویا سوره یاسین خواندن بود. مشاهده کردم چند شب پیش دومرتبه خدمتگزار صهیونیسم و داعش دومرتبه می‌گوید: علی بن أبی طالب یک مرتبه هم نگفت که خلیفه به حق پیغمبر اکرم است.

جواب ما به کارشناسان شبکه‌های شیطانی صهیونیستی این است که اگر واقعاً راست می‌گویید، بیایید مطالب را نقد کنید و جواب بدهید. اگر اشکالاتی وجود دارد، اشکالات را به صورت علمی برطرف کنید. ما به اشکالات شما جواب می‌دهیم، یا اگر حرفتان قانع کننده بود در همین شبکه رسماً اعلام می‌کنیم که حرف این آقایان در این زمینه قانع کننده بود و ما هم قبول می‌کنیم و در آن هیچ شک و شبهه‌ای نداریم.

متأسفانه این افراد روش‌هایی را پیش گرفتند که نمی‌دانم خداوند عالم عقل و درایت و فکر این افراد را هم سلب کرده است یانه. به عنوان نمونه من واقعاً برای عقل و فکر آقای «خدمتی» تأسف خوردم؛ اصلاً یک بچه هم به این صورت حرف نمی‌زند. من معتقدم حتی اگر کسانی که در دارالمجانین هستند، صحبت کنند بهتر از ایشان حرف می‌زنند.

او می‌گوید: چند نفری که جمهوری اسلامی آنان را اعدام کرده است، تمام این افراد را مثله کرده و دست و گوش و دماغ این افراد را بریده است؛ اگر خلاف این هست بیایند ثابت کنند. خیلی عجیب است؛ اگر کسی از الفای اسلام خبر داشته باشد، می‌داند که:«البینة للمدّعی و الیمین علی من أنکر»کسی که ادعا می‌کند باید بینه بیاورد، نه کسی که آن را انکار می‌کند.

الان بر فرض مثال کسی بیاید و ادعا کند که شما صدها مرتبه دزدی کردید؛ اگر راست می‌گویید خلاف آن را ثابت کنید!! یا بر فرض آقای «خدمتی» شما مرتکب زنا شدید و اگر دروغ هست استدلال کنید که چنین نیست.

این چه وضعی است؟! چرا این‌طوری صحبت می‌کنید؟!بیایید روی کارهایی که می‌کنید، مقداری فکر کنید زیرا والله پشیمان خواهید شد. قسم به تمام مقدسات دینی و مذهبی روزی از کارهای خود پشیمان خواهید شد، اما آن روز دیگر پشیمانی هیچ سودی به حال شما نخواهد شد.

استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس بر ولایت و امامت خویش!حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌فرمایند:«أنشدکم بالله أمنکم مَن نصبه رسول الله (صلی الله علیه وآله) یوم غدیر خمّ للولایة غیری؟»...«أفیکم أحد کان یأخذ الخمس غیری وغیر زوجتی فاطمة؟»شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا غیر از من و زهرا کسی خمس دریافت کرده است؟!«قالوا: اللّهمّ لا»گفتند: به خدا نه.مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)؛ أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، تحقیق: عبد الرزاق محمد حسین حرز الدین، ص ١٣٢، ح ١٦٢

همچنین جناب آقای «سیوطی» و جناب آقای «ابن عساکر» در «تاریخ دمشق» همین مطلب را دارند. از کتاب «صحیح مسلم» هم نقل کردیم که از «ابن عباس» نقل شده است:«وَکتَبْتَ تَسْأَلُنِی عن الْخُمْسِ لِمَنْ هو»می‌گویند: نوشتید این خمس به چه کسی تعلق دارد!«وَإِنَّا کنا نَقُولُ»ما بنی هاشم همواره این مطلب را می‌گوییم.«هو لنا فَأَبَی عَلَینَا قَوْمُنَا ذَاک»خمس مال ماست اما قریش جلوگیری کردند و حق ما را ندادند.صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ٣، ص ١٤٤٤، ح ١٨١٢

مراد از «ذوی القربی» چه کسانی هستند؟«فضائل الصحابه» که اثر «احمد بن حنبل» متوفای ٢٤١ می نویسد:«لَمَّا نَزَلَتْ قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی»زمانی که آیه: (قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی) نازل شد،«قالوا یا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنْ قَرَابَتُک هَؤُلاءِ الَّذِینَ وَجَبَتْ عَلَینَا مَوَدَّتُهُمْ»گفتند: یا رسول الله در قرابتی که در اینجا آورده است، مراد از قربی چه کسانی هستند که مودت این افراد واجب است؟!«قال عَلِی وَفَاطِمَةُ وَابْنَاهُا»رسول گرامی اسلام فرمودند: مراد از قرابت علی و فاطمه و فرزندان این دو بزرگواران هستند.فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - ١٤٠٣ - ١٩٨٣، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج ٢، ص ٦٦٩، ح ١١٤١

در کتاب «معجم کبیر» اثر «طبرانی» جلد سوم؛ «تفسیر بحر المحیط» اثر «ابو حیان أندلسی» در جلد هفتم صفحه ٤٩٤؛ آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد هفتم صفحه ١٠٣ همین روایت بیان شده است.

ذکر روایاتی مبنی بر استناد ائمه طاهرین (علیهم السلام) به آیه مودت!امیرالمؤمنین می‌فرماید:«وأنا من أهل البیت الذین افترض الله عز وجل مودتهم وولایتهم»من از اهل بیتی هستم که خداوند عالم مودت و ولایت آنان را واجب کرده است،«فقال فیما أنزل علی محمد (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی)»سپس امام حسن (علیه السلام) آیه: (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی) راقرائت فرمودند.مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت - ١٤٠٧، ج ٩، ص ١٤٦، باب خطبة الحسن بن علی رضی الله عنهما

همچنین آقای «ابن حجر هیثمی» نقل می‌کند.«أی عن ولایة علی وأهل البیت لأن الله أمر نبیه أن یعرف الخلق أنه لا یسألهم علی تبلیغ الرسالة أجرا إلا المودة فی القربی»الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - ١٤١٧ هـ - ١٩٩٧ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج ٢، ص ٤٣٧

همچنین امام سجاد به نقل کتاب «تفسیر طبری»زمانی که اسرای اهلبیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را وارد شام می‌کنند، بعضی افراد شروع به شماتت می‌کنند.امام سجاد (علیه السلام) به آن فرد می‌فرمایند: آیا قرآن خوانده‌ای؟! می‌گوید: بله. حضرت می‌فرماید: آیا(حم)را خوانده‌ای؟! او می‌گوید: بله. حضرت می‌فرمایند: آیا آیه(قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی)را خواندی؟!او می‌گوید: آیا شما همین قربی پیغمبر اکرم هستید که در این آیه آمده است؟! حضرت فرمودند: بله ما هستیم! این روایت داستان مفصلی دارد که او گریه کرد و شروع به عذرخواهی کرد.

آیا «خمس»، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟عزیزان شیعه مخصوصاً کسانی که در فضای مجازی یا سایبری با وهابیت یا عزیزان اهل سنت بحث‌های علمی دارند، تقاضا دارم به این بخش از عرایض من خوب دقت کنند.

الف) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های لغوی:

«والغُنْمُ: الفَوْزُ بالشیء فی غیر مشقة»والغُنْمُ: رسیدن به چیزی بدون مشقت است.«والغَنیمةُ: الفیء»کتاب العین، المؤلف: أبو عبد الرحمن الخلیل بن أحمد بن عمرو بن تمیم الفراهیدی البصری (المتوفی: ١٧٠ هـ)، المحقق: د مهدی المخزومی، د إبراهیم السامرائی، الناشر: دار ومکتبة الهلال، ج ٤، ص ٤٢٦، باب الغین والنون والمیم

کتاب «غریب الحدیث» داریم که:«وأصلُ الغنیمة والغُنْم فی اللغة الرِّبْحوالفَضْل»اصل غنیمت و غنم در لغت به معنای سود است.غریب الحدیث، المؤلف: عبد الله بن مسلم بن قتیبة الدینوری أبو محمد، الناشر: مطبعة العانی – بغداد، الطبعة الأولی، ١٣٩٧، تحقیق: د. عبد الله الجبوری، ، ج ١، ص ٢٢٩

«فیروزآبادی» در کتاب «قاموس المحیط» می‌گوید:«الْغَنِیمَةُ فی الأصل هی الفائدة المکتسبة»غنیمت در اصل فایده‌ای که انسان کسب می‌کند.«و لکن اصطلح جماعة علی أن ما أخذ من الکفار»ولی جماعتی آمدند و گفتند اصطلاح در اخذ غنایم از کفار شده است.مجمع البحرین، نویسنده: طریحی، فخر الدین بن محمد، محقق / مصحح: حسینی اشکوری، احمد، ج ٦، ص ١٢٩، باب (غمم)

ب) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های تفسیری:

در کتاب «المحرر الوجیز» اثر آقای «ابوحیان أندلسی» وارد شده است:«والغنیمة فی اللغة ما یناله الرجل أو الجماعة بسعی من ذلک»غنیمت مالی است که با تلاش به دست مرد یا گروهی می‌آید.المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، اسم المؤلف: أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطیة الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان - ١٤١٣ هـ- ١٩٩٣ م، الطبعة: الاولی، تحقیق: عبد السلام عبد الشافی محمد، ج ٢، ص ٥٢٨، باب الأنفال: (٤١) واعلموا أنما غنمتم... ..

«فخر رازی» در کتاب «تفسیر کبیر»:«المسألة الأولی: الغنم: الفوز بالشیء»«دخلت فی أیدی المسلمین من أموال المشرکین»التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤٢١ هـ - ٢٠٠٠ م، الطبعة: الأولی، ج ١٥، ص ١٣٢، باب الأنفال: (٤١) واعلموا أنما غنمتم... ..

«تفسیر قرطبی می‌نویسد:«الغنیمة فی اللغة ما یناله الرجل أو الجماعة بسعی ومن ذلک»الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج ٨، ص ١، الأنفال: ) ٤١ (واعلموا أنما غنمتم... ..

همچنین در «تفسیر بحر المحیط» آمده است:«والغنیمة عرفاً ما یناله المسلمون من العدوّ بسعی وأصله الفوز بالشیء»اصل غنیمت رسیدن به چیزی است.تفسیر البحر المحیط، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الشهیر بأبی حیان الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - ١٤٢٢ هـ -٢٠٠١ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، ج ٤، ص ٤٩٢

«روح المعانی»:«وغنم فی الأصل من الغنم بمعنی الربح»غنیمت در ریشه و لغت به معنای سود است.روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ١٠، ص ٢، باب الأنفال: (٤١) واعلموا أنما غنمتم... ..

«تفسیر المنار»:«فَالْمُتَبَادِرُ مِنَ الِاسْتِعْمَالِ»متبادر از استعمال غنیمت عبارت از این است که:«أَنَّ الْغَنِیمَةَ وَالْغُنْمَ: مَا ینَالُهُ الْإِنْسَانُ، وَیظْفَرُ بِهِ مِنْ غَیرِ مُقَابِلٍ مَادِّی یبْذُلُهُ فِی سَبِیلِهِ (کالْمَالِ فِی التِّجَارَةِ مَثَلًا)»غنیمت عبارت از این است که انسان چیزی به دست می‌آورد بدون آنکه چیزی در برابر آن داده باشد، همانند مال التجاره.تفسیر القرآن الحکیم (تفسیر المنار)، المؤلف: محمد رشید بن علی رضا (المتوفی: ١٣٥٤ هـ)، الناشر: الهیئة المصریة العامة للکتاب، سنة النشر: ١٩٩٠ م، ج ١٠، ص ٤، باب ٤١

آقای «طنطاوی»:«غنمتم من الغنم بمعنی الفوز و الربح»غنیمت به معنای رسیدن به چیزی و سود است.التفسير الوسيط للقرآن الكريم، المؤلف: محمد سيد طنطاوي، الناشر: دار نهضة مصر للطباعة والنشر والتوزيع، الفجالة – القاهرة، الطبعة: الأولى؛ ج٦، ص ٩٩

«تفسیر طبری»:«فإن عند الله مغانم کثیرة من رزقه وفواضل نعمه»در نزد خداوند غنیمت‌های زیادی از قبیل روزی‌های او و نعمت‌های فراوان است.جامع البیان عن تأویل آی القرآن، اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر، دار النشر: دار الفکر - بیروت – ١٤٠٥، ج ٥، ص ٢٢١، باب النساء: (٩٤)

ج) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های حدیثی:

در کتاب «صحیح بخاری» حدیث داریم که:«فی الْعَنْبَرِ وَاللُّؤْلُؤِ الْخُمُسُ»در عنبر و لؤلؤ خمس وجود دارد.آیا عنبر و لؤلؤ جزو غنایم جنگی است؟! آیا با ماهیان یا آب دریا می‌جنگند و این غنایم را به دست می‌آورند؟!«فَإِنَّمَا جَعَلَ النبی فی الرِّکازِ الْخُمُسَ»خداوند در اشیایی که زیر زمین باشد خمس قرار داده است.الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٢، ص ٥٤٤، باب ٦٤ بَاب ما یسْتَخْرَجُ من الْبَحْرِ

همچنین جناب آقای «عینی» می‌نویسد:«مَسْأَلَة الرِّکاز، وَفِیه وجوب الْخمس وَهُوَ إِجْمَاع الْعلمَاء»علما اتفاق نظر دارند بر اینکه در اشیای زیرزمین خمس وجود داردعمدة القاری شرح صحیح البخاری، المؤلف: أبو محمد محمود بن أحمد بدر الدین العینی (المتوفی: ٨٥٥ هـ)، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ٩، ص ١٠٣، باب فی الرکاز

زمانی که رسول گرامی اسلام «عمرو بن حزم» را به یمن می‌فرستد تا سنت پیغمبر اکرم را به آنان آموزش دهد. حضرت به ایشان فرمودند: زمانی که به آنجا می‌روید، مردم را به کارهای خیر توصیه کنید. تا جایی که می‌فرمایند:«وأمره ان یأخذ من المغانم خمس الله»البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج ٥، ص ٧٧، قدوم جریر بن عبد الله البجلی واسلامه

در کتاب «صحیح بخاری» حدیث ٣٦٨٠ وارد شده است که «عبادة بن صامت» که از نقبایی است که با پیغمبر اکرم بیعت کرده است. او می‌گوید ما با پیغمبر اکرم عهد بستیم:«إنی من النُّقَبَاءِ الَّذِینَ بَایعُوا رَسُولَ اللَّهِ وقال بَایعْنَاهُ علی أَنْ لَا نُشْرِک بِاللَّهِ شیئا ولا نَسْرِقَ ولا نَزْنِی ولا نَقْتُلَ النَّفْسَ آلتی حَرَّمَ الله إلا بالحق»من از جمله رؤسای قومی بودم که با پیغمبر بیعت کردیم که شرک به خدا نورزیم و دزدی نکنیم و زنا نکنیم و نفس محترم انسان بیگناه که خداوند محترم شمرده نکشیمسپس می‌گوید:«ولا نَنْتَهِبَ»غارت و چپاول نکنیم.الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٣، ص ١٤١٤، ح ٣٦٨٠

د) بررسی واژه «غنیمت» در کلام فقهاء:

«ابن قدامه» که مورد تأیید وهابیت هم می‌باشد، می گوید:«الْفَصْلُ الثَّالِثُ، فِی نِصَابِ الْمَعَادِنِ... وَأَوْجَبَ أَبُو حَنِیفَةَ الْخُمْسَ فِی قَلِیلِهِ وَکثِیرِهِ»ابوحنیفه واجب کرده است هرکسی مال کم یا زیادی از معدن به دست آورد باید خمس آن را پرداخت کند.المغنی، المؤلف: أبو محمد موفق الدین عبد الله بن أحمد بن محمد، الشهیر بابن قدامة المقدسی (المتوفی: ٦٢٠ هـ)، ج ٥، ص ٤٠٥، ح ١٩٠٩

«المدونة الکبری» می‌نویسد:«کان مالک یقول فی دفن الجاهلیة مما یصاب فیه من الجوهر والحدید والرصاص والنحاس واللؤلؤ والیاقوت وجمیع الجواهر أری فیه الخمس»المدونة الکبری، اسم المؤلف: مالک بن أنس، دار النشر: دار صادر – بیروت، ج ٢، ص ٢٩٢، باب فی الجوهر واللؤلؤ والنحاس یوجد فی دفن الجاهلیة

«مبسوط» اثر «سرخسی» که از فقهای بزرگ احناف است، روایتی به همین شکل بیان شده است.«وَهَذَا لِأَنَّ الْمَعْنَی الَّذِی لِأَجْلِهِ وَجَبَ الْخُمْسُ فِی الْکنْزِ مَوْجُودٌ فِی الْمَعْدِنِ فَإِنَّ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ تَحْدُثُ فِی الْمَعْدِنِ مِنْ عُرُوقٍ کانَتْ مَوْجُودَةً حِینَ کانَتْ هَذِهِ الْأَرْضُ فِی یدِ أَهْلِ الْحَرْبِ»المبسوط، المؤلف: محمد بن أحمد بن أبی سهل شمس الأئمة السرخسی (المتوفی: ٤٨٣ هـ)، ج ٣، ص ٣٥٤، باب معادن و غیرها

مذمت شدید کشتار مسلمین در لسان پیغمبر اکرم!

ابن ابی حاتم می نویسد:«ان اناسا من اصحاب رسول اللهذهبوا يتطرقون»تعدادی از اصحاب پیغمبر اکرم برای تبلیغ یا جهاد رفتند.آن‌ها مردانی از دشمن را یافتند و به آنان حمله کردند و آنها را کشتند. در این میان به مردی رسیدند و آن مرد گفت:«انی مسلم انی مسلم»من مسلمانم، من مسلمانم.«فاوجزه بالسنان فقتله»اموال آن شخص را گرفتند و او را با شمشیر کشتند.زمانی که این خبر به رسول گرامی اسلام رسید، ایشان به آن مرد قاتل گفتند:«اقتلته بعد ما قال انی مسلم؟»بعد از اینکه گفت من مسلمانم او را کشتی؟«قال: یا رسول الله: قال‌ها متعوذا»گفت: یا رسول الله او به جهت اینکه از شمشیر ترسید گفت من مسلمانم.«قال: شققت قلبه؟»حضرت فرمودند: قلب او را شکافتی تا ببینی از صمیم قلب می‌گوید یا لقلقه زبان است؟«قال: لم یا رسول الله؟»گفت: یا رسول الله من برای چه قلب او را بشکافم؟«قال: لتعلم اصادقا هو أو کاذبا»حضرت فرمودند: قلب او را می‌شکافتی تا ببینی واقعاً راست می‌گوید که مسلمان است یا دروغ می‌گوید!«قال: وکنت عالما ذلک یا رسول الله»مرد گفت: من یقین داشتم که این شخص از یقین نمی‌گوید من مسلمانم، بلکه به ظاهر می‌گوید مسلمان است.راوی می گوید:«فما لبث القاتل ان مات فحفر له اصحابه فاصبح وقد وضعته الأرض»این شخصی که مسلمانی را بیگناه کشته بود از دنیا رفت و او را در مکانی دفن کردند و زمین جنازه او را بیرون پرت کرد،«ثم عادوا فحفروا له فاصبح وقد وضعته الأرض إلی جنب قبره»او را دومرتبه در جای دیگری دفن کردند و دومرتبه زمین جنازه او را به بیرون پرت کرد.«لا تقبله الأرض»او را چندین مرتبه دفن کردند اما زمین جنازه او را قبول نمی‌کرد.«فلما راینا الأرض لا تقبله اخذنا برجلیه فالقیناه فی بعض تلک الشعاب»نقل شده است زمانی که افراد دیدند زمین جنازه او را قبول نمی‌کند جنازه او را از دره‌ای پرت کردند.«فانزل الله تعالی: یا ایها الذین امنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا اهل الاسلام إلی آخر الایة»سپس خداوند متعال این آیه را نازل کردند: (یا ایها الذین امنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا اهل الاسلام إلی آخر الایة)تفسیر القرآن (لابن ابی حاتم)، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن إدریس الرازی، دار النشر: المکتبة العصریة - صیدا، تحقیق: أسعد محمد الطیب، ج ٣، ص ١٠٣٩، ح ٥٨٢٤

در کتاب «صحیح مسلم» در حدیث ١٥٨ وارد شده است که رسول گرامی اسلام به این صحابی فرمودند: بعد از اینکه«لا اله الا الله»گفت او را کشتی؟ شخص گفت: یا رسول الله! به خاطر ترس از شمشیر گفت. رسول گرامی اسلام فرمودند:«أَفَلَا شَقَقْتَ عن قَلْبِهِ حتی تَعْلَمَ أَقَالَهَا أَمْ لَا»چرا قلبش را نشکافتی تا ببینی واقعاً راست می‌گوید یا دروغ می‌گوید؟«فما زَالَ یکرِّرُهَا عَلَی»دیدم رسول گرامی اسلام دائماً این حرف را تکرار می‌کند.«حتی تَمَنَّیتُ أَنِّی أَسْلَمْتُ یوْمَئِذٍ قال فقال سَعْدٌ وأنا والله لَا أَقْتُلُ مُسْلِمًا حتی یقْتُلَهُ»این شخص گفت: من آرزو می‌کردم ای کاش کافر بودم و امروز مسلمان می‌شدم و در این جهاد شرکت نمی‌کردم و بیگناهی را نمی‌کشتم و نبی گرامی اسلام را اینطور مورد اذیت قرار نمی‌دادم.صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ١، ص ٩٦، ح ١٥٨

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

آقا عظیم از گلستان بندر گز در ابتدای برنامه به ما پیام دادند و گفتند: همیشه شاگرد دانشگاه ولایت هستند.

حاج حسن از گنبد کاووس گفتند: خدایا زبانم، قلبم و چشمم را با نام مبارک مولایم علی و ذکرش در روح و روانم مستدام بدار؛ الهی آمین.

عزیزی با شماره ٢٩٦٨-٠٩١١ از استان گیلان پیام دادند و آمار ما را گرفتند و گفتند: شنیدیم که به استان گیلان آمدید. یکی از بستگان ایشان هم ما را دیده‌اند و جالب است که در ادامه نوشتند: حیف دیر خبردار شدم وگرنه یک بوس سفارشی محضر استاد گرامی می‌فرستادم.

آقای یوسفی از سلمانشهر مازندران گفته است: " سلام ویژه محضر حضرت استاد قزوینی. بنده چهره نورانی شما را می‌بینم و برای سلامتی و طول عمر جنابعالی صلوات می‌فرستم و از شما سید بزرگوار التماس دعا آقا دارم. یا علی مدد"

تفصیل مطالب این برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

شکر ایزد که من علی دارم

بر سرم سایه ولی دارم

چون رضای علی رضای خداست

روز و شب ذکر یا علی دارم

«یا علی مدد»

با نام و یاد خدای عزیز و بخشنده و مهربان کلام را آغاز می‌کنیم که نامش بهترین نام‌ها و یادش آرامش جان‌هاست و دل‌هاست.

سلام و درود به روی ماه شما دوستان خوب بیننده و همراهان عزیز «شبکه جهانی ولایت»؛ خانم‌ها و آقایان محترم هرکجای ایران اسلامی و هرکجای این کره خاکی هستید و با برنامه زنده «حبل المتین» هستید.

بنده علی اسماعیلی با افتخار در خدمت شما هستم و امشب آمده‌ام تا در خدمتتان باشم. هفته گذشته توفیق نداشتم تا در خدمت شما باشم، البته خدا را شکر می‌کنم که باز هم توفیق و عمری داشتیم تا در مقابل دیدگان مهربان شما دوستان خوب بیننده قرار بگیریم.

همین ابتدای برنامه آقای کیا کارگردان خوب و خوش سلیقه ما زحمت کشیدند برای شما زیرنویس کردند. «٣٠٠٠١٢٠٣» سامانه پیام کوتاه ما هست که برای شما کاملاً آشنا هست و عزیزانی که در ایران اسلامی هستند، می‌توانند به ما پیام بدهند.

همچنین شماره‌ای که به عنوان شماره اول ثبت شده است و «٠٠٩٨» در ابتدای آن وارد شده است، شماره‌ای است که در فضای مجازی از طریق برنامه‌های واتس آپ، تلگرام و وایبر با ما در ارتباط باشید. این شماره را در گوشی تلفن همراه خودتان داشته باشید.

می‌توانید از عشق و ارادت و محبتتان به ساحت نورانی و ملکوتی آقا و مولایمان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بگویید و همچنین در خصوص برنامه ما اگر سؤالی داشتید بفرمایید؛ ما سعی می‌کنیم سؤالات شما را در طول برنامه پاسخگو باشیم.

ضمناً بخشی از برنامه به تماس‌ها و تلفن‌های شما اختصاص خواهد داشت که هم می‌توانیم صدایتان را بشنویم و همچنین پیام‌های شما را دریافت خواهیم کرد و سؤالاتی که ان‌شاءالله برای ما ارسال خواهید کرد را پاسخگو خواهیم بود.

در یک یکشنبه‌شب دیگر از ماه ذی‌قعده توفیق داریم در محضر استادمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم. جناب استاد سلام علیکم و رحمة الله:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز، گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند، تکرار برنامه را می‌بینند و سی دی برنامه را دریافت می‌کنند خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم.

موفقیت روزافزون همه گرامیان را از خدای منان خواهانم. خدا را به آبروی محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) قسم می‌دهم فرج مولای ما بقیة الله الأعظم را نزدیک نموده و چشمان گنهکار ما را به دیدن جمال نورانی‌اش منور سازد.

از خداوند متعال می‌خواهم همه ما و شما عزیزان را حاجت روا نموده، دغدغه‌های فکری و آرزوهای قلبی ما که دغدغه‌خیز است را برطرف سازد، حوائج همه ما را برآورده کند و دعاهای ما را به اجابت برساند، ان‌شاءالله.

مجری:

خیلی متشکرم. دوستان خوب بیننده همان‌طور که مطلع هستید مدت‌هاست برخی از شبکه‌های معاند و وهابی صهیونیستی به این موضوع اشاره دارند که وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به امامت و ولایت خودشان اشاره نفرموده‌اند.

ما مدت‌هاست که این بحث را آغاز کردیم و به شکل‌های مختلف و در جلسه‌های مختلف بیان کردیم و از محضر استاد مطالبی را شنیدیم و بهره‌مند شدیم.

در جلسات گذشته رسیدیم به اینجا که در شورای ٦ نفره وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به امامت و ولایت خودشان استدلال کردند و کسانی که در آن جلسه بودند را قسم دادند.

در این خصوص مطالب خیلی خوبی را از زبان استاد شنیدیم. استاد حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به امامت و افضلیت خودشان در جلسه شورا اشاره فرمودند و استحقاق حضرت و وجود نازنین اهلبیت (علیهم السلام) به خمس اشاره فرمودند.

فرمودید که خمس در ردیف حق الله، حق الرسول است. من دوست دارم اگر صلاح بدانید خلاصه‌ای از مباحث گذشته بفرمایید تا ذهنیت دوستان بیننده آماده بشود و ان‌شاءالله سراغ سؤالات جدید برویم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

همان‌طوری که جناب آقای اسماعیلی اشاره فرمودند وهابیت امروز مرتب در شبکه‌های شیطانی صهیونیستی ادعا می‌کنند که اگر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) امام منصوب و خلیفه منصوب بود، باید در جایی به امامت خودشان اشاره می‌کردند.

عناد و لجاجت و بی عقلی وهابی ها از شنیدن کلام حق!!

آن‌ها ادعا می‌کنند که ما حتی یک مورد هم نداریم که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بر امامت و خلافت خودشان استدلال کرده باشد.

ما در جواب این ادعا مطالب زیادی از کتب شیعه با سند صحیح و از کتب اهل سنت و حتی از کتاب «صحیح بخاری» نقل کردیم که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خود را خلیفه به حق نبی مکرم اسلام و امام منصوب می‌دانند و دیگران را غاصب حق خودشان می‌دانند.

ما روی این زمینه مفصل بحث کردیم، اما متأسفانه انگار بازهم حرف‌های ما برای آقایان وهابی گویا سوره یاسین خواندن بود.

مشاهده کردم چند شب پیش دومرتبه خدمتگزار صهیونیسم و داعش دومرتبه می‌گوید: علی بن أبی طالب یک مرتبه هم نگفت که خلیفه به حق پیغمبر اکرم است.

جواب ما به کارشناسان شبکه‌های شیطانی صهیونیستی این است که اگر واقعاً راست می‌گویید، بیایید مطالب را نقد کنید و جواب بدهید. اگر اشکالاتی وجود دارد، اشکالات را به صورت علمی برطرف کنید.

ما به اشکالات شما جواب می‌دهیم، یا اگر حرفتان قانع کننده بود در همین شبکه رسماً اعلام می‌کنیم که حرف این آقایان در این زمینه قانع کننده بود و ما هم قبول می‌کنیم و در آن هیچ شک و شبهه‌ای نداریم.

متأسفانه این افراد روش‌هایی را پیش گرفتند که نمی‌دانم خداوند عالم عقل و درایت و فکر این افراد را هم سلب کرده است یانه.

به عنوان نمونه من واقعاً برای عقل و فکر آقای «خدمتی» تأسف خوردم؛ اصلاً یک بچه هم به این صورت حرف نمی‌زند. من معتقدم حتی اگر کسانی که در دارالمجانین هستند، صحبت کنند بهتر از ایشان حرف می‌زنند.

او می‌گوید: چند نفری که جمهوری اسلامی آنان را اعدام کرده است، تمام این افراد را مثله کرده و دست و گوش و دماغ این افراد را بریده است؛ اگر خلاف این هست بیایند ثابت کنند. خیلی عجیب است؛ اگر کسی از الفای اسلام خبر داشته باشد، می‌داند که:

«البینة للمدّعی و الیمین علی من أنکر»

کسی که ادعا می‌کند باید بینه بیاورد، نه کسی که آن را انکار می‌کند.

الان بر فرض مثال کسی بیاید و ادعا کند که شما صدها مرتبه دزدی کردید؛ اگر راست می‌گویید خلاف آن را ثابت کنید!! یا بر فرض آقای «خدمتی» شما مرتکب زنا شدید و اگر دروغ هست استدلال کنید که چنین نیست.

این چه وضعی است؟! چرا این‌طوری صحبت می‌کنید؟! اگر کسی ادعا کند که جناب آقای «خدمتی» شاید جنابعالی طبق فتوای «امام ابوحنیفه» با مادرتان ازدواج فرمودید که می‌گوید:

«وقال أبو حنیفة لاَ حَدَّ علیه فی ذلک کلِّهِ وَلاَ حَدَّ علی من تَزَوَّجَ أُمَّهُ آلتی وَلَدَتْهُ وَابْنَتَهُ وَأُخْتَه وَجَدَّتَهُ وَعَمَّتَهُ وَخَالَتَهُ وَبِنْتَ أَخِیهِ وَبِنْتَ أُخْتِهِ عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ منه عَالِمًا بِتَحْرِیمِهِنَّ علیه وَوَطِئَهُنَّ کلَّهُنَّ فَالْوَلَدُ لا حق بِهِ وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ»

ابوحنیفه گفته است که اگر کسی با مادر خود که او را به دنیا آورده ازدواج کند حدی بر او نیست. و همچنین اگر با محارم خود مثل خواهر و خاله و مادر بزرگ و عمه و دختر برادر و دختر خواهر، که یقین دارد ازدواج با ایشان حرام است ازدواج کند، حدی بر او نیست. در این میان اگر فرزندی هم متولد بشود به پدرش لاحق است. و مهریه نیر بر او واجب است که بپردازد.

المحلی، اسم المؤلف: علی بن أحمد بن سعید بن حزم الظاهری أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، تحقیق: لجنة إحیاء التراث العربی، ج ١١، ص ٢٥٣، ح ٢٢١٥

آیا صحیح است که طبق این روایت ما بگوییم شما با والده مکرمه ازدواج کردید و مهریه ایشان را هم غصب کردید، اگر خلاف این است ثابت کنید؟! یک چیزی بگویید که مرغ پخته به حرف شما نخندد!!

اصلاً من احساس می‌کنم این افراد فکر و عقل و هوششان را از دست دادند. این افراد یک حرف‌هایی می‌زنند که من نمی‌دانم برای خودشان احترام قائل نیستند یا برای بینندگانشان احترام قائل نیستند؛ گاهی اوقات انسان معطل می‌ماند که چکار کند.

(إِنَّ اللَّهَ یضِلُّ مَنْ یشاءُ)

خدا هر که را بخواهد گمراه می‌کند.

سوره رعد (١٣): آیه ٢٧

خداوند این افراد را به واسطه پول‌های حرامی که می‌خورند و راه باطلی که می‌روند، گمراه کرده است؛ اما ما این افراد را دوستانه نصیحت می‌کنیم که دست از بیراهه رفتن بردارید، دست از تحریکات نادرست بردارید، دست از افتراها بردارید.

به خدا سوگند روزی از کارهای خود پشیمان خواهید شد، اما آن روز دیگر پشیمانی فایده‌ای به حال شما نخواهد داشت. زمانی که چشمتان به ملک الموت بیفتد التماس می‌کنید:

(رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکت)

مرا به دنیا بازگردان تا شاید به تدارک گذشته عملی صالح به جای آرم.

سوره مؤمنون (٢٣): آیه ٩٩ و ١٠٠

آن زمان از خداوند می‌خواهید و می‌گویید: من را به دنیا برگردان تا دیگر به دنبال استاد شیطان «ابن تیمیه» نروم و افترا نبندم و مردم را تحریک به آدم‌کشی نمی‌کنم؛ اما دیگر فایده‌ای به حال شما نخواهد داشت.

بیایید روی کارهایی که می‌کنید، مقداری فکر کنید زیرا والله پشیمان خواهید شد. قسم به تمام مقدسات دینی و مذهبی روزی از کارهای خود پشیمان خواهید شد، اما آن روز دیگر پشیمانی هیچ سودی به حال شما نخواهد شد.

ما استدلال‌های زیادی از کتب شما آوردیم مبنی بر اینکه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌فرمایند: من امام و خلیفه پیغمبر اکرم هستم!

ما مطالبی از کتب اهل سنت آوردیم مبنی بر اینکه پیغمبر به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند:«أَنْتَ خَلِیفَتِی فِی کلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی»و:«أنت امام کل مؤمن ومؤمنة»و:«هذا اخی ووصی وخلیفتی فیکم»

به چه عبارتی بیان کنند؟! اصلاً بر فرض تمام روایات ضعیف باشد و تمام راویان آن فساق باشد. طبق فتوای خداوند شما «ابن تیمیه» که می‌گوید:

«فَإِنَّ تَعَدُّدَ الطُّرُقِ وَکثْرَتَهَا یقَوِّی بعض‌ها بَعْضاً حَتَّی قَدْ یحْصُلُ الْعِلْمُ بِهَا وَلَوْ کانَ النَّاقِلُونَ فُجَّاراً فُسَّاقاً»

مجموع الفتاوی، المؤلف: تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی (المتوفی: ٧٢٨ هـ)، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الناشر: مجمع الملک فهد لطباعة المصحف الشریف، المدینة النبویة، المملکة العربیة السعودیة، عام النشر: ١٤١٦ هـ/١٩٩٥ م، ج ١٨، ص ٢٦

بر فرض تمام راویان این روایات فساق و فجار هم باشند، آیا کثرت روایات صحت آن را اثبات نمی‌کند؟! من عذر می‌خواهم از اینکه مقداری طول کشید. گاهی مواقع انسان متأثر می‌شود؛ زمانی که خداوند متعال به فرعون با آن همه نافرمانی می‌فرماید:

(فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیناً لَعَلَّهُ یتَذَکرُ أَوْ یخْشی)

و با او به نرمی سخن بگویید، شاید اندرز گیرد یا بترسد.

سوره طه (٢٠): آیه ٤٤

ما هم نسبت به این افراد همین امید را داریم؛ امیدواریم خداوند متعال عبارتی که در زمان توبه فرعون به کار برد در مورد ایشان به کار نبرد. خداوند عالم فرمودند:

(آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیتقَبْلُ وَ کنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِین)

(خطاب رسید) حالا ایمان آوردی؟! در حالی که قبلاً نافرمانی کردی و از مفسدان بودی؟

سوره یونس (١٠): آیه ٩١

ما در مورد این افراد آرزو داریم که همانند فرعون گرفتار نشوند راه مستقیم را بیابد و گرفتار آتش جهنم نشود.

استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس بر ولایت و امامت خویش!

در رابطه با آیه خمس در جلسه گذشته هم عرض کردیم که خداوند عالم در سوره انفال آیه ٤١ می‌فرماید:

(وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَی‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یوْمَ الْفُرْقانِ یوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ قَدِیر)

و بدانید آنچه را که سود می‌برید برای خدا است پنج یک آن و برای رسول و خویشاوند او و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان، اگر به خدا و آنچه را که در روز فرقان روزی که دو گروه یکدیگر را ملاقات کردند بر بنده‌مان نازل کردیم ایمان آورده‌اید، و خداوند بر هر چیز توانا است.

سوره انفال (٨): آیه ٤١

عرض خواهیم کرد مراد از «غنیمت»، غنایم جنگی است یا تمام فایده و ربح را غنیمت به حساب می‌آورند. در این آیه به صراحت بیان شده است که خمس غنیمت متعلق به خداوند متعال و رسول گرامی اسلام و ذی القربی است.

خداوند عالم به جهت اینکه ارزش و جایگاه خمس را بالا ببرد، برخلاف زکات که از آن به چرک مال تعبیر می‌کنند؛ می‌فرماید: اولاً خمس «حق الله» دارد، دوماً «حق الرسول» دارد، سوما حق «ذوی القربی» را دارد، سپس یتیمان و مساکین را نام می‌برند و می‌فرمایند:

(إِنْ کنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ)

خداوند متعال در این آیه به صراحت بیان می‌فرمایند که اگر ایمان آورده‌اید، باید خمس مالتان را پرداخت کنید. ما در جلسات گذشته بیان کردیم که یکی از مواردی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در شورای ٦ نفره به آن استدلال فرمودند، استحقاق خودشان بر خمس است.

این در کتاب «مناقب علی بن أبی طالب» اثر «ابن مردویه» حدیث ١٦٢ صفحه ١٣٢ وارد شده است. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌فرمایند:

«أنشدکم بالله أمنکم مَن نصبه رسول الله (صلی الله علیه وآله) یوم غدیر خمّ للولایة غیری؟ »

تا جایی که می‌فرمایند:

«أفیکم أحد کان یأخذ الخمس غیری وغیر زوجتی فاطمة؟»

شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا غیر از من و زهرا کسی خمس دریافت کرده است؟!

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه.

مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)؛ أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، تحقیق: عبد الرزاق محمد حسین حرز الدین، ص ١٣٢، ح ١٦٢

ما سند روایت را بررسی کردیم؛ همچنین جناب آقای «سیوطی» در کتاب «جامع الأحادیث» مفصل همین بحث را در صفحه ٥٥ مطرح می‌کنند و می‌نویسد:

«أَفِیکمْ أَحَدٌ کانَ یأْخُذُ الْخُمُسَ غَیرِی وَغَیرُ فَاطِمَةَ؟ قَالُوا: اللَّهُمَّ لاَ»

جامع الاحادیث (الجامع الصغیر وزوائده والجامع الکبیر)، اسم المؤلف: الحافظ جلال الدین عبد الرحمن السیوطی، ج ١٢، ص ٥٥، ح ٣٠

همچنین جناب آقای «ابن عساکر» در «تاریخ دمشق» جلد ٤٢ به طور مفصل این قضیه را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

«أفیکم أحد کان یأخذ الخمس غیری وغیر فاطمة؟ قالوا: اللهم لا»

الکتاب: تاریخ دمشق، المؤلف: ابن عساکر، عدد الأجزاء: ٧٠، [ترقیم الکتاب موافق للمطبوع والکتاب مذیل بحواشی المحقق علی شیری]، ج ٤٢، ص ٤٣٥، ح ٤٩٣٣

ما در جلسه گذشته این موارد را مطرح کردیم. همچنین این روایت را از کتاب «صحیح مسلم» هم نقل کردیم که از «ابن عباس» نقل شده است:

«وَکتَبْتَ تَسْأَلُنِی عن الْخُمْسِ لِمَنْ هو»

می‌گویند: نوشتید این خمس به چه کسی تعلق دارد!

«وَإِنَّا کنا نَقُولُ»

ما بنی هاشم همواره این مطلب را می‌گوییم.

«هو لنا فَأَبَی عَلَینَا قَوْمُنَا ذَاک»

خمس مال ماست اما قریش جلوگیری کردند و حق ما را ندادند.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ٣، ص ١٤٤٤، ح ١٨١٢

در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» همین تعبیر آمده است. در این کتاب وارد شده است:

«وأنا کنا نَرَی قَرَابَةَ رسول اللَّهِ هُمْ فأبی ذلک عَلَینَا قَوْمُنَا»

خمس به رسول الله و نزدیکان ایشان تعلق دارد اما قوم ما ابا کردند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ١، ص ٢٤٨، ح ٢٢٣٥

ما این روایات را از کتب مختلف بیان کردیم. همچنین روایتی از کتاب «صحیح بخاری» نقل کردیم که صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) افرادی را نزد خلیفه اول می‌فرستند و می‌فرمایند:

«مما أَفَاءَ الله علی رَسُولِهِ تَطْلُبُ صَدَقَةَ النبی آلتی بِالْمَدِینَةِ وَفَدَک وما بَقِی من خُمُسِ خَیبَرَ»

صدقات پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در مدینه را مطالبه کردند، فدک را مطالبه کردند و همچنین بقیه خمس جنگ خیبر را مطالبه فرمودند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٣، ص ١٣٦٠، ح ٣٥٠٨

صدیقه طاهره که پاره تن نبی مکرم و سرور زنان اهل بهشت هستند، می‌فرمایند: خمس حق مسلم ما اهلبیت است. همچنین روایتی از کتاب «تاریخ الاسلام» اثر «ذهبی» بیان کردیم که در جلد سوم صفحه ٢٤ حضرت صدیقه طاهره خودشان برای دریافت خمس آمدند.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آیه ٤١ سوره انفال را خواندند و فرمودند: این اموال حق مسلم من است. متأسفانه خلیفه اول قبول نکرد، حضرت نزد خلیفه دوم آمدند و مشاهده کردند که خلیفه دوم هم همانند کلمات خلیفه اول را تکرار می‌کنند.

صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تعجب کردند و بر این باور شدند که این دو نفر با هم تبانی کردند و یک حرف درست کرده‌اند. همان حرفی را که ابوبکر به حضرت زهرا (سلام الله علیها) زد، عمر همان را تکرار کردند.

این مطلب را ذهبی در کتاب خود آورده است؛ ببینید از اول تا آخر هیچ تعلیق‌های ندارد. معمولاً زمانی که آقای ذهبی به روایتی می‌رسد اگر اشکال سندی و دلالی داشته باشد بیان می‌کند و اگر اشکال هم نداشته باشد، می‌گوید: "یشهد القلب أنه الباطل".

ولی در اینجا دیگر هیچ مطلبی بیان نکرده است. نه قلبش بر بطلان این روایت شهادت داده و نه اشکال سندی و دلالی بیان کرده است. بینندگان عزیز در این زمینه باید خودشان داوری و قضاوت کنند.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

خواهش می‌کنم. استاد قبل از اینکه سراغ سؤال بعدی بروم، می‌خواهم نکته‌ای بفرمایید به جهت اینکه برخی از عزیزان شیعه هم گاهی این مطلب را مطرح می‌کنند و می‌گویند: با این روایتی که شما فرمودید بحث خمس مربوط به زمان پیغمبر اکرم بوده است.

بعضی افراد نسبت به خمس مقداری کوتاهی می‌کنند. از این دست روایات در منابع ما هم فراوان دیده می‌شود.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در کتب شیعه که الی ماشاءالله است، یعنی شاید بیش صد روایت از نبی مکرم اسلام، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، امام باقر (علیه السلام)، امام صادق (علیه السلام) تا امام عسکری (علیه السلام) داریم.

ان‌شاءالله زمانی که من روایات شیعه را آوردم زیرا آقایان وهابی می‌گویند: خمس را آقایان مراجع درست کردند. ائمه طاهرین و نبی مکرم اسلام بحث خمس را مطرح کردند، اما این آقایان می‌گویند: "امیرالمؤمنین خمس دریافت کردند یانه؟!"

ما روایاتی از کتب شیعه و سنی خواهیم آورد که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌فرمایند: خمس مال خودتان را به من بدهید.

ان‌شاءالله زمانی که بحث اهل سنت را تمام کردیم، روایاتی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خواهیم آورد که حضرت به شخصی می‌فرمایند: خمس مال خودت را به من بده!

از امام باقر (علیه السلام) چندین روایت داریم، از امام صادق (علیه السلام) چندین روایت داریم، احکام خمس ارباح مکاسب، خمس معدن، خمس طلا و مواردی از این قبیل وارد شده است.

امام جواد (علیه السلام) می‌فرمایند: اگر به من دسترسی ندارید، خمس مال خودتان را به وکیل من پرداخت کنید.

شیطانی دجالی که در لس آنجلس فعالیت می‌کند، می‌گوید: دلیل چیست؟! یکی از این دجال‌ها در لندن شیطنت می‌کند، یکی در لس آنجلس است و دیگری هم در کشورهای عربی سایتی را درست کردند و شبانه روز به علما و مراجع عظام فحاشی می‌کنند.

این مثلث شوم به نام شیعه دارند آبروی شیعه را می‌برند، به مراجع شیعه هتاکی می‌کنند و مقدسات شیعه را به حراج گذاشتند. زمانی که انسان به صحبت‌های این افراد نگاه می‌کند، می‌بیند الفبای معرفت معارف دینی را ندارند.

این افراد جز هتاکی و فحاشی و نسبت‌های زشت به یکدیگر چیز دیگری برای گفتن ندارد. عجیب است؛ این هتاک افغانی به هرکسی می‌رسد نسبت فحشا می‌کند!!

نمی‌دانم این شخص به آینه نگاه می‌کند چه چیزی در آن می‌بیند که دیگران را با همان کیل خودش مقایسه می‌کند و قیاس به نفس می‌کند.

مجری:

استاد خیلی متشکرم، من این مطلب را گفتم تا اشاره‌ای داشته باشم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

حال که ما وارد شدیم سعی می‌کنم این مطلب را به طور مفصل بیان کنم. با توجه سؤال حضرتعالی زمانی که وارد شدیم تمام روایات شیعه را با سند صحیح به صورت مستفیض و متواتر خواهیم آورد.

حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می‌فرماید: "خمس مرا بدهید!"، ایشان عیناً کلمه خمس را به کار برده‌اند. ما ثابت خواهیم کرد که ادعای آقایان مبنی بر اینکه: "خمس تنها در غنایم جنگی است"، صحیح نیست!!

ان‌شاءالله اگر فرصتی داشته باشیم کاری می‌کنیم که این آقایان در شبکه‌های شیاطین بروند و سؤال کنند که این موارد خمسی که فقها و بزرگان اهل سنت فتوا داده‌اند، تنها در غنایم جنگی بوده است یا در غیر غنایم جنگی هم بوده است.

مجری:

ان‌شاءالله همین‌جا در ذهنم می‌ماند که اگر فرصت شد حتماً بپرسم. استاد در آیه ٤١ سوره انفال که شما فرمودید کلمه «ذوی القربی» آمده است.

همچنین در آیه مودت که همان سوره مبارکه شوره آیه ٢٣ است، کلمه «ذی القربی» آمده است. مراد از کلمه «ذی القربی» چه کسانی هستند؟!

مراد از «ذوی القربی» چه کسانی هستند؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با «ذوی القربی» که در این آیه شریفه(فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی)وارد شده است یا همچنین در آیه مودت هم وارد شده است:

(قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی)

بگو من از شما در برابر رسالتم مزدی طلب نمی‌کنم به جز مودت نسبت به اقرباء.

سوره شوری (٤٣): آیه ٢٣

مراد از(قُرْبی)چه کسانی هستند؟! ما قبلاً هم اشاره داشتیم. عزیزان به کتاب «فضائل الصحابه» که اثر «احمد بن حنبل» متوفای ٢٤١ است مراجعه کنند. در جلد دوم این کتاب از «سعید بن جبیر» و ایشان از «ابن عباس» روایتی نقل شده است که می‌گوید:

«لَمَّا نَزَلَتْ قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی»

زمانی که آیه: (قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی) نازل شد،

«قالوا یا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنْ قَرَابَتُک هَؤُلاءِ الَّذِینَ وَجَبَتْ عَلَینَا مَوَدَّتُهُمْ»

گفتند: یا رسول الله در قرابتی که در اینجا آورده است، مراد از قربی چه کسانی هستند که مودت این افراد واجب است؟!

شبکه‌های شیطانی که به صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اهانت می‌کنند و حیا هم ندارند، در حقیقت یا این آیه را قبول دارند یا قبول ندارند!

اگر آیه را قبول ندارند، قطعاً مرتد و کافر و نجس هستند؛ اما اگر این آیه شریفه را قبول دارند، در برابر خداوند متعال عصیان می‌کنند.

«قال عَلِی وَفَاطِمَةُ وَابْنَاهُا»

رسول گرامی اسلام فرمودند: مراد از قرابت علی و فاطمه و فرزندان این دو بزرگواران هستند.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - ١٤٠٣ - ١٩٨٣، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج ٢، ص ٦٦٩، ح ١١٤١

در کتاب «معجم کبیر» اثر «طبرانی» جلد سوم باز هم این روایت بیان شده است:

«لَمَّا نَزَلَتْ قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی قالوا یا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنْ قَرَابَتُک هَؤُلاءِ الَّذِینَ وَجَبَتْ عَلَینَا مَوَدَّتُهُمْ قال عَلِی وَفَاطِمَةُ وَابْنَاهُمَا»

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - ١٤٠٤ - ١٩٨٣، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج ٣، ص ٤٧، ح ٢٦٤١

در این روایت نیز به صراحت بیان شده است که مراد از(الْقُرْبَی)علی و فاطمه و فرزندان این دو بزرگوار هستند.

در کتاب «تفسیر بحر المحیط» اثر «ابو حیان أندلسی» در جلد هفتم صفحه ٤٩٤ بازهم حضرت می‌فرماید: مراد از قرابت یا(ذِی الْقُرْبی)علی و فاطمه و فرزندان آن دو بزرگوار هستند؛ این روایت از قول «ابن عباس» نقل شده است.

همچنین آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد هفتم صفحه ١٠٣ همین روایت را مطرح می‌کند که مراد از(الْقُرْبَی)علی و فاطمه و فرزندان آن بزرگواران هستند، سپس می‌گوید:

«وقد وثقوا کلهم وضعفهم جماعة وبقیة رجاله ثقات»

راویان این روایت همه توثیق شدند، گرچه جماعتی هم آنان را تضعیف کرده است و بقیه رجال هم ثقه هستند.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – ١٤٠٧، ج ٧، ص ١٠٣، باب سورة حمعسق

برمبنای آقایان اهل سنت اگر یک راوی هم توثیق داشته باشد و هم تضعیف داشته باشد، روایت حسن است؛ روایت حسن هم«کالصحیح فی الاحتجاج»است.

در کتاب تفسیر «غرائب القرآن» هم به همین شکل آمده است که سؤال می‌کنند:

«یا رسول الله من هؤلاء الذین وجبت علینا مودتهم لقرابتک؟ فقال: علی وفاطمة وابناهما»

تفسیر غرائب القرآن ورغائب الفرقان، اسم المؤلف: نظام الدین الحسن بن محمد بن حسین القمی النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - ١٤١٦ هـ - ١٩٩٦ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ زکریا عمیران، ج ٦، ص ٧٤، باب الشوری: (١ - ٢٣) حم

این روایات به طور مفصل در کتب اهل سنت وارد شده است که مراد از(ذِی الْقُرْبی)چه در آیه ٤١ سوره مبارکه انفال و چه در آیه ٢٣ سوره مبارکه شوری، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و دو فرزند مبارکشان است.

مجری:

خیلی عالی، ممنون از لطف شما. ما داریم پیام‌های شما دوستان خوب بیننده را در برنامه زنده «حبل المتین» از «شبکه جهانی ولایت» دریافت می‌کنیم. ان‌شاءالله در یک فرصتی حتماً به برخی از پیام‌های شما اشاره دارم.

دوستان دائماً زحمت می‌کشند و راه‌های ارتباطی از طریق پیام کوتاه و فضای مجازی را برای شما زیرنویس می‌کنند. خودتان را آماده کنید، ان‌شاءالله ما سعی می‌کنیم حدود ١٥ دقیقه دیگر ارتباط تلفنی با شما عزیزان برقرار کنیم و صدایتان را بشنویم.

استاد آیا وجود نازنین اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به آیه مودت استناد کردند یا خیر؟!

ذکر روایاتی مبنی بر استناد ائمه طاهرین(علیهم السلام)به آیه مودت!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در این زمینه روایات زیادی از نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم)، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) داریم که در کتب شیعه فراوان یافت می‌شود.

به جهت اینکه فرصت زیاد نداریم و باید به سؤالات بعدی هم برسیم، تنها به یکی دو مورد از کتب اهل سنت اکتفا می‌کنم.

در کتاب «مجمع الزوائد» اثر «هیثمی» جلد نهم صفحه ١٤٦ روایتی وارد شده است که از «ابوطفیل عامر بن واثله» است. او می‌گوید: امام مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خطبه‌ای خواندند و فرمودند:

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خاتم اوصیاء بودند و وصی انبیاء بود و امین صدیقین و شهدا بودند، تا جایی که می‌فرماید:

«وأنا من أهل البیت الذین افترض الله عز وجل مودتهم وولایتهم»

من از اهل بیتی هستم که خداوند عالم مودت و ولایت آنان را واجب کرده است،

«فقال فیما أنزل علی محمد (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی)»

سپس امام حسن (علیه السلام) آیه: (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی) راقرائت فرمودند.

سپس «هیثمی» می‌گوید:

«وإسناد أحمد وبعض طرق البزار والطبرانی فی الکبیر حسان»

سند احمد و بعض طرق بزار و طبرانی در کبیر حسن و مورد اعتماد است.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت - ١٤٠٧، ج ٩، ص ١٤٦، باب خطبة الحسن بن علی رضی الله عنهما

همچنین آقای «ابن حجر هیثمی» متوفای ٩٩٤ هجری در کتاب «الصواعق المحرقة» صفحه ٤٣٧ آیه(قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی)را می‌آورد، سپس از امام حسن مجتبی (علیه السلام) همین تعبیر را نقل می‌کند.

«أی عن ولایة علی وأهل البیت لأن الله أمر نبیه أن یعرف الخلق أنه لا یسألهم علی تبلیغ الرسالة أجرا إلا المودة فی القربی»

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - ١٤١٧ هـ - ١٩٩٧ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج ٢، ص ٤٣٧

همچنین امام سجاد در کتاب «تفسیر طبری» که به تعبیر آقای «ابن تیمیه» تفسیر «طبری» و تفسیر «ابن ابی حاتم» از تفاسیری است که:

« یعتمد علیها فی التفسیر»

در احادیث می‌شود به این کتب تفسیری اعتماد کرد.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ٧، ص ١٧٩

در این کتاب که به تحقیق «دکتر ترکی» گردآوری شده است، در جلد نهم داستانی نقل می‌کند که زمانی که اسرای اهلبیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را وارد شام می‌کنند، بعضی افراد شروع به شماتت می‌کنند.

امام سجاد (علیه السلام) به آن فرد می‌فرمایند: آیا قرآن خوانده‌ای؟! می‌گوید: بله. حضرت می‌فرماید: آیا(حم)را خوانده‌ای؟! او می‌گوید: بله. حضرت می‌فرمایند: آیا آیه(قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی)را خواندی؟!

او می‌گوید: آیا شما همین قربی پیغمبر اکرم هستید که در این آیه آمده است؟! حضرت فرمودند: بله ما هستیم! این روایت داستان مفصلی دارد که او گریه کرد و شروع به عذرخواهی کرد.

این روایت در کتاب «تفسیر» اثر «ابن کثیر دمشقی» جلد دوازدهم وارد شده است. نه محققین حاشیه زده‌اند و نه «ابن کثیر» حاشیه زده است! در این کتاب وارد شده است که مردی از اهل شام شروع به شماتت اهلبیت (علیهم السلام) کرد و گفت:

الحمدلله خداوند شما را کشت و فتنه خوابید. امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: آیا قرآن خواندی؟! آیا آیه(قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی)را خوانده‌ای؟! مرد شامی گفت: مگر مراد از(الْقُرْبَی)شما هستید؟! حضرت فرمودند: بله؛ مراد از قربی ما هستیم.

من این مورد را به عنوان نمونه آوردم، اما از این موارد فراوان داریم. اگر زمانی فرصت باشد در مورد این موضوع که ائمه طاهرین (علیهم السلام) بیان کردند که مراد از(ذَوِي الْقُرْبى‏)ما هستیم، مطالبی بیان خواهیم کرد.

من گمان نمی‌کنم کسی از اهل سنت نسبت به اینکه اهلبیت (علیهم السلام) جزو(ذَوِي الْقُرْبى‏)هستند، شبهه‌ای داشته باشد. شاید بعضی از افراد دیگران را وارد کنند، اما اهلبیت (علیهم السلام) قطعاً در اینجا هستند.

مجری:

استاد در فرمایشات قبلی اشاره‌ای فرمودید و من یادداشت کردم اینجا بپرسم و آن هم این است که وهابیون و برخی از اهل سنت می‌گویند: "سوره مبارکه انفال آیه ٤١ تنها شامل غنایم جنگی می‌شود" و ادعای ما شیعیان را اشتباه خطاب می‌کنند؛ توضیحاتی بفرمایید.

آیا «خمس»، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ظاهراً در این ده دقیقه‌ای که فرصت داریم این مطلب را بیان خواهم کرد. عزیزان شیعه مخصوصاً کسانی که در فضای مجازی یا سایبری با وهابیت یا عزیزان اهل سنت بحث‌های علمی دارند، تقاضا دارم به این بخش از عرایض من خوب دقت کنند.

قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُم)

و بدانید آنچه را که سود می‌برید،

سوره انفال (٨): آیه ٤١

الف) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های لغوی:

مراد از(غَنِمْتُم)چیست؟! ما برویم ببینیم در کتاب لغت، تفاسیر و قرآن کریم(غَنِمْتُم)به چه معناست!

در کتاب «العین» اثر آقای «فراهیدی» متوفای ١٧٥ وارد شده است که ایشان قدیمی‌ترین لغت شناس عرب و از اهل سنت است. ایشان در جلد چهارم می‌نویسد:

«والغُنْمُ: الفَوْزُ بالشیء فی غیر مشقة»

والغُنْمُ: رسیدن به چیزی بدون مشقت است.

در اینجا وارد نشده است که غنیمت تنها غنایم جنگی است. غنایم جنگی هم یکی از این موارد است. ذیل این روایت هم عبارت:

«والغَنیمةُ: الفیء»

وارد شده است.

کتاب العین، المؤلف: أبو عبد الرحمن الخلیل بن أحمد بن عمرو بن تمیم الفراهیدی البصری (المتوفی: ١٧٠ هـ)، المحقق: د مهدی المخزومی، د إبراهیم السامرائی، الناشر: دار ومکتبة الهلال، ج ٤، ص ٤٢٦، باب الغین والنون والمیم

همچنین در کتاب «غریب الحدیث» اثر آقای «ابن قتیبه دینوری» وارد شده است:

«وأصلُ الغنیمة والغُنْم فی اللغة الرِّبْحوالفَضْل»

اصل غنیمت و غنم در لغت به معنای سود است.

غریب الحدیث، المؤلف: عبد الله بن مسلم بن قتیبة الدینوری أبو محمد، الناشر: مطبعة العانی – بغداد، الطبعة الأولی، ١٣٩٧، تحقیق: د. عبد الله الجبوری، ، ج ١، ص ٢٢٩

از این بهتر بیان کنند؟! در اینجا غنیمت به معنای سود بیان شده است؛ فرقی هم نمی‌کند که سود در جنگ به دست بیاید، در زراعت به دست بیاید، در آبیاری به دست بیاید، در کسب به دست بیاید، در ارث به دست بیاید یا در هبه به دست بیاید.

آقایانی که می‌گویند: "غنیمت به معنای غنایم جنگی است" این مطلب را از کجا آورده‌اند که آن را به غنایم جنگی منحصر می‌کنند؟!

همچنین «فیروزآبادی» در کتاب «قاموس المحیط» جلد ٤ صفحه ١٥٨ این مطلب را بیان کرده است، «لسان العرب» جلد ١٢ صفحه ٤٤٥ همین مطلب را بیان کرده است و آقای «طریحی» از لغت‌شناسان مشهور شیعه است که در کتاب «مجمع البحرین» جلد ٦ می‌گوید:

«الْغَنِیمَةُ فی الأصل هی الفائدة المکتسبة»

غنیمت در اصل فایده‌ای که انسان کسب می‌کند.

فایده کسب و کار در اصطلاح امروز همان تجارت و کاسبی است.

«و لکن اصطلح جماعة علی أن ما أخذ من الکفار»

ولی جماعتی آمدند و گفتند اصطلاح در اخذ غنایم از کفار شده است.

مجمع البحرین، نویسنده: طریحی، فخر الدین بن محمد، محقق / مصحح: حسینی اشکوری، احمد، ج ٦، ص ١٢٩، باب (غمم)

ب) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های تفسیری:

این معنا در کتاب‌های تفسیری هم بیان شده است. در کتاب «المحرر الوجیز» اثر آقای «ابوحیان أندلسی» است که در جلد دوم صفحه ٥٢٨ ذیل همین آیه وارد شده است:

«والغنیمة فی اللغة ما یناله الرجل أو الجماعة بسعی من ذلک»

غنیمت مالی است که با تلاش به دست مرد یا گروهی می‌آید.

المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، اسم المؤلف: أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطیة الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان - ١٤١٣ هـ- ١٩٩٣ م، الطبعة: الاولی، تحقیق: عبد السلام عبد الشافی محمد، ج ٢، ص ٥٢٨، باب الأنفال: (٤١) واعلموا أنما غنمتم... ..

در اینجا بیان نشده است که غنیمت تنها اختصاص به غنایم جنگی دارد!! شخصی که زراعت می‌کند تلاش می‌کند، شخصی که سقایت می‌کند تلاش می‌کند، شخصی که کاسبی می‌کند هم تلاش می‌کند.

همچنین «فخر رازی» در کتاب «تفسیر کبیر» جلد ١٥ صفحه ١٣٢ باب بیان کرده است:

«المسألة الأولی: الغنم: الفوز بالشیء»

او در ادامه می‌گوید در شریعت به این صورت بیان شده است:

«دخلت فی أیدی المسلمین من أموال المشرکین»

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤٢١ هـ - ٢٠٠٠ م، الطبعة: الأولی، ج ١٥، ص ١٣٢، باب الأنفال: (٤١) واعلموا أنما غنمتم... ..

همچنین در کتاب «تفسیر قرطبی» جلد دهم تعبیری که دیگران نسبت به غنیمت داشتند، در اینجا هم بیان شده است. او می‌نویسد:

«الغنیمة فی اللغة ما یناله الرجل أو الجماعة بسعی ومن ذلک»

الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج ٨، ص ١، الأنفال: ) ٤١ (واعلموا أنما غنمتم... ..

همچنین در «تفسیر بحر المحیط» هم جلد چهارم همین تعبیر آمده است:

«والغنیمة عرفاً ما یناله المسلمون من العدوّ بسعی»

سپس می‌گوید:

«وأصله الفوز بالشیء»

اصل غنیمت رسیدن به چیزی است.

تفسیر البحر المحیط، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الشهیر بأبی حیان الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - ١٤٢٢ هـ -٢٠٠١ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، ج ٤، ص ٤٩٢

بنابراین در کتب لغوی بیان شده است که ریشه غنیمت عبارت از سودی است که انسان با تلاش به دست می‌آورد. همچنین آقای «آلوسی» همان تعبیری که «عینی» و دیگران داشتند در کتاب «روح المعانی» جلد ١٠ بیان می‌کند و می‌گوید:

«وغنم فی الأصل من الغنم بمعنی الربح»

غنیمت در ریشه و لغت به معنای سود است.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ١٠، ص ٢، باب الأنفال: (٤١) واعلموا أنما غنمتم... ..

همچنین در کتاب «تفسیر المنار» جلد دهم صفحه ٤ وارد شده است:

«فَالْمُتَبَادِرُ مِنَ الِاسْتِعْمَالِ»

متبادر از استعمال غنیمت عبارت از این است که:

«أَنَّ الْغَنِیمَةَ وَالْغُنْمَ: مَا ینَالُهُ الْإِنْسَانُ، وَیظْفَرُ بِهِ مِنْ غَیرِ مُقَابِلٍ مَادِّی یبْذُلُهُ فِی سَبِیلِهِ (کالْمَالِ فِی التِّجَارَةِ مَثَلًا)»

غنیمت عبارت از این است که انسان چیزی به دست می‌آورد بدون آنکه چیزی در برابر آن داده باشد، همانند مال التجاره.

تفسیر القرآن الحکیم (تفسیر المنار)، المؤلف: محمد رشید بن علی رضا (المتوفی: ١٣٥٤ هـ)، الناشر: الهیئة المصریة العامة للکتاب، سنة النشر: ١٩٩٠ م، ج ١٠، ص ٤، باب ٤١

همچنین جناب آقای «طنطاوی» که در حقیقت شیخ «الأزهر» بوده است، در تفسیر سوره انفال می‌گوید:

«غنمتم من الغنم بمعنی الفوز و الربح»

غنیمت به معنای رسیدن به چیزی و سود است.

التفسير الوسيط للقرآن الكريم، المؤلف: محمد سيد طنطاوي، الناشر: دار نهضة مصر للطباعة والنشر والتوزيع، الفجالة – القاهرة، الطبعة: الأولى؛ ج٦، ص ٩٩

خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَتَبَینُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَیکمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ کثِیرَةٌ)

ای کسانی که ایمان آوردید چون در راه خدا سفر می‌کنید و به افراد ناشناس بر می‌خورید درباره آنان تحقیق کنید- و به کسی که سلام به شما می‌کند نگوئید مؤمن نیستی- تا به منظور گرفتن اموالش او را به قتل برسانید و بدانید که نزد خدا غنیمت‌های بسیار هست،

سوره نساء (٤): آیه ٩٤

اگر در اینجا مراد از غنیمت، غنایم جنگی بود معنای این روایت این بود که بروید با خدا بجنگید؟! معنای کلمه غنیمت را از منظر لغت و قرآن کریم بیان کردیم، به شریعت هم خواهیم رسید.

همچنین در کتاب «صحیح بخاری» حدیث ٤٣١٥ وارد شده است که «ابن عباس» می‌گوید:

«کان رَجُلٌ فی غُنَیمَةٍ له فَلَحِقَهُ الْمُسْلِمُونَ فقال السَّلَامُ عَلَیکمْ فَقَتَلُوهُ وَأَخَذُوا غُنَیمَتَهُ»

در یکی از جنگ‌ها به دشمنی رسیدند که اموالی داشت، او را کشتند و اموال او را گرفتند و خداوند عالم این آیه را فرستاد که شما به خاطر اینکه اموال او را بگیرید او را کشتید.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٤، ص ١٦٧٧، ح ٤٣١٥

مذمت شدید کشتار مسلمین در لسان پیغمبر اکرم!

در «تفسیر ابن ابی حاتم» در اینجا ذیل همین آیه مطالبی را به صورت مفصل مطرح می‌کند. عزیزان به این روایت خوب دقت کنند. افرادی که شیاطینی که در سوریه و عراق و یمن مسلمانان را می‌کشند و اموال مسلمانان از جمله نفت را تصرف می‌کنند به این روایت دقت کنند.

«ان اناسا من اصحاب رسول اللهذهبوا يتطرقون»

تعدادی از اصحاب پیغمبر اکرم برای تبلیغ یا جهاد رفتند.

آن‌ها مردانی از دشمن را یافتند و به آنان حمله کردند و آنها را کشتند. در این میان به مردی رسیدند و آن مرد گفت:

«انی مسلم انی مسلم»

من مسلمانم، من مسلمانم.

همان‌طور که کلیپ‌هایی که امروزه از کشتار مردم توسط داعش پخش شده است مشاهده می‌کنیم که زمانی که داعشی‌ها می‌خواهند شخصی را بکشند، او می‌گوید: والله من مسلمانم، والله من سنی هستم؛ اما با تمام این حال او را به رگبار می‌بندند.

«فاوجزه بالسنان فقتله»

اموال آن شخص را گرفتند و او را با شمشیر کشتند.

زمانی که این خبر به رسول گرامی اسلام رسید، ایشان به آن مرد قاتل گفتند:

«اقتلته بعد ما قال انی مسلم؟»

بعد از اینکه گفت من مسلمانم او را کشتی؟

«قال: یا رسول الله: قال‌ها متعوذا»

گفت: یا رسول الله او به جهت اینکه از شمشیر ترسید گفت من مسلمانم.

«قال: شققت قلبه؟»

حضرت فرمودند: قلب او را شکافتی تا ببینی از صمیم قلب می‌گوید یا لقلقه زبان است؟

«قال: لم یا رسول الله؟»

گفت: یا رسول الله من برای چه قلب او را بشکافم؟

«قال: لتعلم اصادقا هو أو کاذبا»

حضرت فرمودند: قلب او را می‌شکافتی تا ببینی واقعاً راست می‌گوید که مسلمان است یا دروغ می‌گوید!

«قال: وکنت عالما ذلک یا رسول الله»

مرد گفت: من یقین داشتم که این شخص از یقین نمی‌گوید من مسلمانم، بلکه به ظاهر می‌گوید مسلمان است.

راوی می گوید:

«فما لبث القاتل ان مات فحفر له اصحابه فاصبح وقد وضعته الأرض»

این شخصی که مسلمانی را بیگناه کشته بود از دنیا رفت و او را در مکانی دفن کردند و زمین جنازه او را بیرون پرت کرد،

«ثم عادوا فحفروا له فاصبح وقد وضعته الأرض إلی جنب قبره»

او را دومرتبه در جای دیگری دفن کردند و دومرتبه زمین جنازه او را به بیرون پرت کرد.

««لا تقبله الأرض»

او را چندین مرتبه دفن کردند اما زمین جنازه او را قبول نمی‌کرد.

«فلما راینا الأرض لا تقبله اخذنا برجلیه فالقیناه فی بعض تلک الشعاب»

نقل شده است زمانی که افراد دیدند زمین جنازه او را قبول نمی‌کند جنازه او را از دره‌ای پرت کردند.

«فانزل الله تعالی: یا ایها الذین امنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا اهل الاسلام إلی آخر الایة»

سپس خداوند متعال این آیه را نازل کردند: (یا ایها الذین امنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا اهل الاسلام إلی آخر الایة)

جالب این است که «حسن بصری» می‌گوید:

«اما والله ما ذاک الا بکون الأرض تجن من هو شر منه»

زمین خجالت می‌کشد از اینکه قاتل یک شخص بیگناه را در درون خود نگهدارد.

تفسیر القرآن (لابن ابی حاتم)، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن إدریس الرازی، دار النشر: المکتبة العصریة - صیدا، تحقیق: أسعد محمد الطیب، ج ٣، ص ١٠٣٩، ح ٥٨٢٤

«تفسیر ابن ابی حاتم» هم طبق فتوای «ابن تیمیه» از تفاسیری است که:

«یعتمد علیها فی التفسیر»

در احادیث می‌شود به این کتب تفسیری اعتماد کرد.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ٧، ص ١٧٩، فصل قال الرافضی البرهان الحادی و العشرون سورة هل اتی

این موارد کاملاً مشخص است. «تفسیر ابن کثیر» هم همین تعبیر را دارد، در کتاب «صحیح مسلم» همین تعبیر آمده است. در حدیث ١٥٨ وارد شده است که رسول گرامی اسلام به این صحابی فرمودند:

بعد از اینکه«لا اله الا الله»گفت او را کشتی؟ شخص گفت: یا رسول الله! به خاطر ترس از شمشیر گفت. رسول گرامی اسلام فرمودند:

«أَفَلَا شَقَقْتَ عن قَلْبِهِ حتی تَعْلَمَ أَقَالَهَا أَمْ لَا»

چرا قلبش را نشکافتی تا ببینی واقعاً راست می‌گوید یا دروغ می‌گوید؟

«فما زَالَ یکرِّرُهَا عَلَی»

دیدم رسول گرامی اسلام دائماً این حرف را تکرار می‌کند.

«حتی تَمَنَّیتُ أَنِّی أَسْلَمْتُ یوْمَئِذٍ قال فقال سَعْدٌ وأنا والله لَا أَقْتُلُ مُسْلِمًا حتی یقْتُلَهُ»

این شخص گفت: من آرزو می‌کردم ای کاش کافر بودم و امروز مسلمان می‌شدم و در این جهاد شرکت نمی‌کردم و بیگناهی را نمی‌کشتم و نبی گرامی اسلام را اینطور مورد اذیت قرار نمی‌دادم.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ١، ص ٩٦، ح ١٥٨

این موارد نمونه‌هایی است که در ذیل این آیه آمده است. البته در این موارد حرف بسیار زیاد است؛ من تنها به جهت اینکه«عندالله مغانم کثیرة»روشن شود، به کتاب «تفسیر طبری» جلد ٥ صفحه ٢٢١ مراجعه می‌کنم.

«فإن عند الله مغانم کثیرة من رزقه وفواضل نعمه»

در نزد خداوند غنیمت‌های زیادی از قبیل روزی‌های او و نعمت‌های فراوان است.

جامع البیان عن تأویل آی القرآن، اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر، دار النشر: دار الفکر - بیروت – ١٤٠٥، ج ٥، ص ٢٢١، باب النساء: (٩٤)

در اینجا منظور از غنایم، روزی‌های فراوان خداوند از قبیل کسب و کار و حقوقی است که استفاده می‌کنیم؛ غنایم جنگی نیست. همچنین آقای «ابن جوزی» در «زاد المسیر» به همین شکل بیان کرده است.

جالب است که آقای «ابن کثیر دمشقی» در کتاب «تفسیر» جلد اول ذیل عبارت«فعند الله مغانم کثیرة»آورده است:

«فما عند الله من الرزق الحلال خیر لکم من مال هذا»

روزی‌های حلالی که خداوند عالم به شما می‌دهد بهتر از کشتن افراد و تصرف اموال آنان است.

تفسیر القرآن العظیم، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی أبو الفداء، دار النشر: دار الفکر - بیروت – ١٤٠١، ج ١، ص ٥٤٠، النساء : ( ٩٤ )

بنابراین کلمه «غنیمت» در قرآن کریم به معنای روزی و فایده بیان شده است. کاملاً واضح و روشن است، در کتاب «تفسیر سمرقندی» هم همین تعبیر آمده است. در جلد اول صفحه ٣٥٥ وارد شده است:

«غنائم کثیرة فی الدنیا فاطلبوا من حیث أذن لکم وأبیح لکم»

تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم، اسم المؤلف: نصر بن محمد بن أحمد أبو اللیث السمرقندی، دار النشر: دار الفکر - بیروت، تحقیق: د.محمود مطرجی، ج ١، ص ٣٥٥، باب النساء: (٩٤)

بنابراین در جایی که خداوند متعال دستور داده است کسب و کار و زراعت کنید و روزی حلال به دست بیاورید، کلمه غنیمت هم در قرآن کریم مشخص شد.

مجری:

بنابراین معنای کلمه غنیمت را در فرهنگ لغت و قرآن کریم فرمودید، روایت را هم اگر بفرمایید ممنونم تا بحث ناقص نماند.

ج) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های حدیثی:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

من خیلی سریع معنای کلمه غنیمت در روایت را بیان می‌کنم تا این بحث را تمام کنیم. آقایان وهابی ادعا می‌کنند منظور از خمس در آیه شریفه(وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُم)خمس تنها در غنایم جنگی است.

ما از این آقایان سؤال می‌کنیم در کتاب «صحیح بخاری» حدیث داریم که:

«فی الْعَنْبَرِ وَاللُّؤْلُؤِ الْخُمُسُ»

در عنبر و لؤلؤ خمس وجود دارد.

آیا عنبر و لؤلؤ جزو غنایم جنگی است؟! آیا با ماهیان یا آب دریا می‌جنگند و این غنایم را به دست می‌آورند؟!

«فَإِنَّمَا جَعَلَ النبی فی الرِّکازِ الْخُمُسَ»

خداوند در اشیایی که زیر زمین باشد خمس قرار داده است.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٢، ص ٥٤٤، باب ٦٤ بَاب ما یسْتَخْرَجُ من الْبَحْرِ

در این روایت مراد از اشیای زیرزمین فرقی نمی‌کند که معدن طلا باشد، معدن نقره باشد یا معدن‌های دیگر باشد؛ خداوند عالم در معدن خمس قرار داده است. زمانی که می‌خواهید اشیایی را از زمین استخراج کنید، با زمین می‌جنگید و از راه جهاد آنان را به دست می‌آورید؟!

آقایانی که می‌گویند: "تنها خمس در غنایم جنگی است" بفرمایند جواب بدهند که مراد از عنبر، لؤلؤ و رکاز که در این روایت بیان شده است، چیست؟! این روایت در کتاب «صحیح بخاری» است و از «ابن عباس» صحابی پیغمبر اکرم نقل شده است.

همچنین جناب آقای «عینی» متوفای ٨٥٥ در کتاب «شرح صحیح بخاری» جلد ٩ صفحه ١٠٣ می‌نویسد:

«مَسْأَلَة الرِّکاز، وَفِیه وجوب الْخمس وَهُوَ إِجْمَاع الْعلمَاء»

علما اتفاق نظر دارند بر اینکه در اشیای زیرزمین خمس وجود دارد

عمدة القاری شرح صحیح البخاری، المؤلف: أبو محمد محمود بن أحمد بدر الدین العینی (المتوفی: ٨٥٥ هـ)، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ٩، ص ١٠٣، باب فی الرکاز

حال ما نمی‌دانیم که در زیرزمین با چه کسانی می‌جنگند و این اشیا را به دست می‌آورند؟! جواب این سؤال را به ما بدهند. همچنین در کتاب «صحیح بخاری» حدیث ٨٧ وارد شده است قبیله «عبدقیس» نزد رسول گرامی اسلام می‌آیند و عرض می‌کنند:

"یا رسول الله ما از جای دور آمدیم و میان ما و شما تعدادی از کفار مضر وجود دارند و ما نمی‌توانیم از خانه و محل زندگی بیرون بیاییم، مگر در ماه حرام."

حتی کفار هم در زمان جاهلیت و صدر اسلام به احترام ماه‌های حرام جنگ نمی‌کردند؛ اما وهابیت و آل سعود بی‌حیا در ماه حرام هم دست از آدم کشی برنمی‌دارد، زنان و کودکان بیگناه را می‌کشد و بیمارستان و مدارس را بمباران می‌کند.

این افراد از کفار زمان جاهلیت پست‌تر هستند. پست‌تر از این افراد هم کارشناسان شبکه‌های وهابی هستند که از این افراد حمایت می‌کنند.

در این روایت بیان شده است که قبیله «عبدقیس» خدمت رسول گرامی اسلام آمده و عرضه داشتند که ما نمی‌توانیم از محل زندگی خود بیرون بیاییم؛ شما به ما دستور بدهید که چکار کنیم تا وارد بهشت شویم.

حضرت در جواب به آنان فرمودند: به خداوند و رسالت من ایمان بیاورید، نماز بخوانید، زکات بدهید و ماه رمضان روزه بگیرید و خمس مغنم را بپردازید.

آیا مراد از خمس مغنم، غنایم جنگی است؟! این افراد که بیان می‌کنند ما اصلاً از ترس قبیله مضر نمی‌توانیم از خانه‌هایمان بیرون بیاییم. اصلاً میان این افراد و قبیله مضر جنگی در کار نبوده است و این افراد در ترس و وحشت بودند. این روایت را برای ما معنا کنید!!

مراد از مغنم، غنایم جنگی است؟ این افراد از ترس قبیله مضر تنها در ماه‌های حرام که جنگی در کار نیست می‌توانند از منزل‌هایشان بیرون بیایند. همچنین در کتاب «البدایة و النهایة» نامه‌ای که رسول گرامی اسلام به «عمرو بن حزم» نوشته‌اند، بیان شده است.

زمانی که رسول گرامی اسلام «عمرو بن حزم» را به یمن می‌فرستد تا سنت پیغمبر اکرم را به آنان آموزش دهد. حضرت به ایشان فرمودند: زمانی که به آنجا می‌روید، مردم را به کارهای خیر توصیه کنید. تا جایی که می‌فرمایند:

«وأمره ان یأخذ من المغانم خمس الله»

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج ٥، ص ٧٧، قدوم جریر بن عبد الله البجلی واسلامه

این آقا برای جنگ رفته است؟! مغانم به معنای غنیمت جنگی است؟! آیا در یک مورد بیان شده است "یأخذ من المغانم الحرب" یا "یأخذ من المغانم الجهاد"؟! آیا مورد یافت می‌شود که نبی گرامی اسلام اشاره‌ای به جهاد کرده باشد؟! ما به هیچ وجه چنین روایتی نداریم.

همچنین در کتاب «صحیح مسلم» وارد شده است که آقای «محمیة بن جزء» شخصی از قبیله بنی اسد و نماینده رسول گرامی اسلام برای جمع‌آوری خمس بوده است.

شما ببینید در تمام جنگ‌هایی که در زمان پیغمبر اکرم اتفاق افتاده است و غنایمی جمع شده است، نبی گرامی اسلام مسئول جمع‌آوری غنایم بوده‌اند.

شما یک مورد برای ما بیاورید که ابوبکر و عمر غنایم جنگی را تقسیم کنند، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) غنایم جنگی را تقسیم کنند. در تمام جنگ‌ها کسی که غنایم جنگی را تقسیم می‌کردند و خمس را جدا می‌کنند، شخص پیغمبر اکرم بوده است.

شاید این افراد بگویند: از اموالی که غارت و چپاول کردند، باید خمس بپردازند!! اگر اینطور بگویند دیگر عذر بدتر از گناه است. در کتاب «صحیح بخاری» حدیث ٣٦٨٠ وارد شده است که «عبادة بن صامت» که از نقبایی است که با پیغمبر اکرم بیعت کرده است.

او می‌گوید ما با پیغمبر اکرم عهد بستیم:

«إنی من النُّقَبَاءِ الَّذِینَ بَایعُوا رَسُولَ اللَّهِ وقال بَایعْنَاهُ علی أَنْ لَا نُشْرِک بِاللَّهِ شیئا ولا نَسْرِقَ ولا نَزْنِی ولا نَقْتُلَ النَّفْسَ آلتی حَرَّمَ الله إلا بالحق»

من از جمله رؤسای قومی بودم که با پیغمبر بیعت کردیم که شرک به خدا نورزیم و دزدی نکنیم و زنا نکنیم و نفس محترم انسان بیگناه که خداوند محترم شمرده نکشیم

سپس می‌گوید:

«ولا نَنْتَهِبَ»

غارت و چپاول نکنیم.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٣، ص ١٤١٤، ح ٣٦٨٠

یکی از شرایط بیعت با پیغمبر اکرم این است که این افراد دست از قتل و غارت بردارند. اصلاً غارت نکردن از شرایط مسلمان بودن است.

همچنین در کتاب «مسند ابن ابی شیبه» جلد دوم وارد شده است که پیغمبر اکرم فرمودند:

«من انتَهب نهبة فلیس مِنّا»

از ما نیست کسی که اموال مردم را چپاول کند.

مسند ابن أبی شیبة، اسم المؤلف: أبی بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة، دار النشر: دار الوطن - الریاض - ١٩٩٧ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل بن یوسف العزازی و أحمد بن فرید المزیدی، ج ٢، ص ٣٧٥، ح ٨٩٠

رسول گرامی اسلام به صراحت می‌فرمایند: هرکسی قتل و غارت انجام دهد و اموال مردم را چپاول کند، اصلاً مسلمان نیست.

د) بررسی واژه «غنیمت» در کلام فقهاء:

این مطالب در حقیقت خلاصه بحث بود. تمامی فقها در این زمینه فتوا داده‌اند که من تنها به یک مورد اکتفا می‌کنم. در کتاب «المغنی» اثر «ابن قدامه» که مورد تأیید وهابیت هم می‌باشد، جلد پنجم وارد شده است:

«الْفَصْلُ الثَّالِثُ، فِی نِصَابِ الْمَعَادِنِ»

سپس می‌گوید:

«وَأَوْجَبَ أَبُو حَنِیفَةَ الْخُمْسَ فِی قَلِیلِهِ وَکثِیرِهِ»

ابوحنیفه واجب کرده است هرکسی مال کم یا زیادی از معدن به دست آورد باید خمس آن را پرداخت کند.

المغنی، المؤلف: أبو محمد موفق الدین عبد الله بن أحمد بن محمد، الشهیر بابن قدامة المقدسی (المتوفی: ٦٢٠ هـ)، ج ٥، ص ٤٠٥، ح ١٩٠٩

همچنین در کتاب «المدونة الکبری» اثر آقای «مالک» روایتی به همین شکل وارد شده است. او می‌نویسد:

«کان مالک یقول فی دفن الجاهلیة مما یصاب فیه من الجوهر والحدید والرصاص والنحاس واللؤلؤ والیاقوت وجمیع الجواهر أری فیه الخمس»

المدونة الکبری، اسم المؤلف: مالک بن أنس، دار النشر: دار صادر – بیروت، ج ٢، ص ٢٩٢، باب فی الجوهر واللؤلؤ والنحاس یوجد فی دفن الجاهلیة

در این روایت به صراحت بیان شده است که در تمام آنچه از زیرزمین به دست می‌آید از قبیل آهن، سفال، لؤلؤ، یاقوت یا جواهر خمس وجود دارد و باید خمس آن مال را پرداخت کنند. و این مطالب کاملاً واضح و روشن است.

در کتاب «مبسوط» اثر «سرخسی» که از فقهای بزرگ احناف است، روایتی به همین شکل بیان شده است.

«وَهَذَا لِأَنَّ الْمَعْنَی الَّذِی لِأَجْلِهِ وَجَبَ الْخُمْسُ فِی الْکنْزِ مَوْجُودٌ فِی الْمَعْدِنِ فَإِنَّ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ تَحْدُثُ فِی الْمَعْدِنِ مِنْ عُرُوقٍ کانَتْ مَوْجُودَةً حِینَ کانَتْ هَذِهِ الْأَرْضُ فِی یدِ أَهْلِ الْحَرْبِ»

المبسوط، المؤلف: محمد بن أحمد بن أبی سهل شمس الأئمة السرخسی (المتوفی: ٤٨٣ هـ)، ج ٣، ص ٣٥٤، باب معادن و غیرها

در این روایت به صراحت بیان شده است که به همان علت که خمس در گنج واجب شده است به همان علت در معدن هم واجب شده است.

من در این موضوع روایات زیادی دارم مبنی بر اینکه فقهای اهل سنت فتوا داده‌اند که در معدن و گنج و لؤلؤ و عنبر و مواردی از این قبیل خمس وجود دارد. و تنها در غنایم خمس وجود ندارد و در تمام این موارد خمس وجود دارد.

مجری:

خیلی عالی، ممنونم از شما جناب استاد و ان‌شاءالله عزیزان خوب بیننده ما به ویژه شیعیان برنامه بعدی ما را ملاحظه کنند، زیرا استاد قول داده‌اند به صورت ویژه روایات خمس را در زمان نبی گرامی اسلام و اهلبیت عصمت و طهارت را بیان کنند.

به دلیل اینکه گاهی موارد از سوی عزیزان شیعه ما هم در بحث خمس کوتاهی وجود دارد، ان‌شاءالله با بیان این مطالب این کوتاهی‌ها جبران شود. فکر نکنیم که با پرداخت خمس از اموال ما چیزی کسر خواهد شد، بلکه خداوند متعال برکت آن را خواهد داد.

در روایات زیادی وارد شده است که توصیه و سفارش بزرگان ما است که زمانی که خمس پرداخت می‌کنید، بر اموالتان اضافه می‌شود. از این نترسیم که اگر به دفتر مرجع تقلید مراجعه کنیم و حساب و کتاب کنیم دست ما را ببندند و به زور از ما بگیرند.

ما حساب و کتاب می‌کنیم و اگر وضعیت مالی مناسبی نداشته باشیم، حتی برخی از اموالی که وجود دارد مصالحه و بخشیده می‌شود. در این موارد کارهایی از این قبیل انجام می‌شود تا به عزیزان به ویژه کسانی که حساب خمسی ندارند، فشار مالی وارد نشود. اگر عزیزان حساب و کتاب و سال خمسی داشته باشند، کار بر این افراد آسان خواهد شد.

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

نگاهی به پیام‌های شما داشته باشم و پس از آن یک میان برنامه زیبا مشاهده کنیم و بعد از آن صدای گرم شما دوستان خوب بیننده را بشنویم.

آقا عظیم از گلستان بندر گز در ابتدای برنامه به ما پیام دادند و گفتند: همیشه شاگرد دانشگاه ولایت هستند. خداوند به شما جزای خیر عنایت کند.

آقای شریفی عزیز از ماسال محضر استاد گرامی سلام رساندند و برنامه را همراهی کردند.

حاج حسن از گنبد کاووس گفتند: خدایا زبانم، قلبم و چشمم را با نام مبارک مولایم علی و ذکرش در روح و روانم مستدام بدار؛ الهی آمین.

عزیزی با شماره ٢٩٦٨-٠٩١١ از استان گیلان پیام دادند و آمار ما را گرفتند و گفتند: شنیدیم که به استان گیلان آمدید. یکی از بستگان ایشان هم ما را دیده‌اند و جالب است که در ادامه نوشتند: حیف دیر خبردار شدم وگرنه یک بوس سفارشی محضر استاد گرامی می‌فرستادم.

درهرصورت این‌ها ارادتی است که بینندگان عزیز نسبت به حضرتعالی دارند. عزیزان دیگر هم تشکر کردند. آقای یوسفی از سلمانشهر مازندران گفته است:

"سلام خدمت حاج علی اسماعیلی و سلام ویژه محضر حضرت استاد قزوینی. بنده چهره نورانی شما را می‌بینم و برای سلامتی و طول عمر جنابعالی صلوات می‌فرستم و از شما سید بزرگوار التماس دعا آقا دارم. یا علی مدد"

آقای نیازمندی از ولایت‌یاوران و از دیار شیراز هستند. ایشان از دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت» تشکر کردند.

آقای هادی از مشهد مقدس پیام دادند و عشق و ارادت و محبتشان را به ساحت نورانی و ملکوتی آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نشان دادند.

خوشا به حال همه ما و شما که دل‌هایمان پر از محبت آقا و مولایمان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است. یک میان برنامه کوتاه ولی زیبا مشاهده کنیم تا دل و جانمان با شنیدن مدح و منقبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خنک شود، سپس برمی‌گردیم.

میان برنامه هرچند کوتاه، اما زیبا و شنیدنی بود. ما این میان برنامه را زیاد در برنامه پخش کردیم، زمانی که آن را می‌شنوم خیلی لذت می‌برم و دل و جانم به نور مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مصفا می‌شود.

تماس بینندگان برنامه:

به دلیل اینکه می‌خواهیم به تلفن‌ها برسیم، دوستان زحمت کشیدند و بخش کوتاهی برای شما پخش کردند. برویم و تماس‌های تلفنی عزیزان بیننده را پاسخ بدهیم؛ تقاضا دارم بزرگواری بفرمایید مختصر و مفید صحبت بفرمایید تا امشب تلفن‌های بیشتری پخش کنیم.

جناب آقای نوربخش از دیار سیرجان و از شیعیان مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هستند. آقای نوربخش خدمت شما عرض می‌کنم:

بیننده(آقای نوربخش از سیرجان – شیعه):

سلام عرض می‌کنم خدمت شما مجری محترم جناب آقای اسماعیلی و همچنین خدمت استاد عزیز آیت الله قزوینی. من دوتا سؤال دارم که اگر اجازه بدهید خدمت شما عرض می‌کنم.

سؤال اولم این است که نزدیک‌ترین روات سنی در «صحیح بخاری» یا «صحیح مسلم» یا «صحاح سته» یا روات شیعه که در کتبی همانند «اصول کافی» یا سایر کتب شیعیان در دوران حیات پیغمبر اکرم و حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) چه کسانی هستند؟

مجری:

سؤال می‌کنند نزدیک‌ترین رواتی که به دوران حیات رسول گرامی اسلام یا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که در کتبی مانند «صحیح مسلم» و «صحیح بخاری» یا در منابع شیعیان وارد شده باشند، چه کسانی هستند؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

تمام صحابه‌ای که روایاتی از پیغمبر اکرم نقل کردند طبق آماری که آقای «ابن حزم أندلسی» آورده است، حدود هزار نفر بودند. این تعداد از پیغمبر اکرم یک روایت یا دو روایت یا صد روایت یا همانند «ابوهریره» که کارخانه حدیث سازی داشتند و حدود ٥٨٠٠ روایت نقل کرده است.

تقریباً از صحابه الی ماشاءالله روایت داریم.

مجری:

آقای نوربخش سؤال دومتان را بفرمایید.

بیننده:

سؤال دومم این است که سرانجام «ابراهیم بن مالک اشتر» و حکومتی که به شکست مختار ختم شد چه بود.

مجری:

خیلی از شما متشکرم و با شما خداحافظی می‌کنم. سؤالات شما جنبه تاریخی دارد و ما هم برنامه «پرسمان تاریخی» را در روزهای شنبه داریم. ان‌شاءالله در آنجا می‌توانید تماس بگیرید و استاد جباری یا استاد پیشوایی به سؤالات شما پاسخ می‌دهند.

ما روی مباحث برنامه ریزی کردیم؛ مباحث احکام سرجای خودش است، مباحث اخلاقی، مباحث اعتقادی، مباحث تاریخی هرکدام سرجای خودش است. بیشترین موضوعات ما پاسخگویی به شبهات است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

شاید ایشان سؤال می‌کنند که در میان صحابه نزدیک‌ترین فرد به پیغمبر اکرم چه کسی بوده است! اگر سؤال ایشان این است باید در جواب بگوییم که نزدیک‌تر از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به پیغمبر اکرم نداریم.

طبق شهادت کتب شیعه و اهل سنت نزدیک‌ترین فرد به نبی مکرم اسلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بوده است. اگر سؤالتان این باشد به سؤال شما پاسخ دادیم.

مجری:

منظورشان بخش اول بود که شما فرمودید. آقای رشیدی از سنندج بیننده عزیز بعدی ما هستند. آقای رشیدی به شما عرض می‌کنم، شب شما بخیر:

بیننده(آقای رشیدی از سنندج – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله خدمت حضرتعالی و استاد محترم نور چشم ما و همه بینندگان عزیز.

مجری:

ممنون و متشکرم. اگر بزرگواری بفرمایید کمی بلندتر صحبت کنید و آقای خطاط عزیز هم صدای شما را تقویت کنند ممنونیم.

بیننده:

من سه ایراد راجع به مبحث خمس از منظر اهل سنت دارم و به صورت کلی از لحاظ فقهی که اگر استاد محترم جواب بفرمایید خیلی از ایشان ممنونم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در خدمتیم جناب آقای رشیدی عزیز.

بیننده:

ایراد اول این بود زمانی که یک قاعده کلی بیان می‌شود دیگر نیازی نیست تک تک چند مورد را به صورت خاص ذکر کنیم. به عنوان مثال زمانی که من عرض می‌کنم تمام اساتید بزرگوار «شبکه ولایت» را می‌شناسم دیگر لازم نیست ذکر کنم که آیت الله قزوینی را می‌شناسم.

وقتی که مثلاً حکم کلی بر خمس آمده است، دیگر لازم نیست زمانی که غنایم دریایی یا معادن را به صورت خاص و ویژه ذکر کند. این دو مطلب با هم تناقض دارد؛ شنونده می‌گوید: شما اول گفتید، حالا دیگر این چیست.

ایراد دوم این بود که از لحاظ شرع بر معانی عرفیه محمول است. به عنوان مثال در عرف آن زمان شاید مردم برداشت می‌کردند که غنیمت جنگی است در صورتی که ممکن است غنیمت صد معنی داشته باشد.

ایراد سوم این است که فرض کنید ما می‌خواهیم پیامبر اکرم را به فردی خارجی معرفی کنیم. اولین چیزی که فرد خارجی از ما می‌خواهد این است که آیا پیغمبر اکرم دعوت به خود کرده است یا نه! زمانی که دعوت به خود کرده است معاذ الله پیغمبر اکرم را ناصادق می‌بیند.

زمانی که به عنوان فردی خارجی می‌گوییم که پیغمبر اکرم دستور داده است که علاوه بر زکات تمام اموالتان را بیاورید و کفار را بکشید و زراعت و باغبانی کنید و یک پنجم آن را برای من بیاورید؛ اولین قضیه‌ای که مورد شک واقع می‌شود این است که می‌گویند:

"دین شما دعوت به خود است، نه دعوت به سوی خدا!"

این سه ایراد و شبهه برای من پیش آمده بود؛ اگر استاد محترم که خداوند حفظشان کنند جواب بفرمایند بسیار از ایشان ممنونم.

مجری:

آقای رشیدی شما شیعه هستید؟!

بیننده:

من بحمدالله شیعه شدم.

مجری:

خداوند به شما جزای خیر بدهد. ان‌شاءالله استاد توضیح خواهند داد، شما پای گیرنده باشید تا ما یک تلفن دیگر را هم دریافت کنیم و ببینیم چقدر از وقت ما باقی می‌ماند. با شما خداحافظی می‌کنیم.

جناب آقای خرازیان از پایتخت ایران اسلامی تهران پشت خط هستند. آقای خرازیان سلام علیکم:

بیننده(آقای خرازیان از تهران – شیعه):

سلام علیکم، شب بخیر.

مجری:

متشکرم، سلامت باشید.

بیننده:

ممنونم از شما و از برنامه خوبتان تشکر می‌کنم. من فقط خواستم در اینجا به دوستان عزیز شیعه سفارش دوستانه و برادرانه کنم.

با توجه به اینکه شبکه‌هایی غیر از شبکه‌های شما شروع به بحث می‌کنند. متأسفانه به دلیل نداشتن اطلاعات کافی زمانی که به برنامه گوش می‌دهیم حس بدی به ما دست می‌دهد.

این افراد نمی‌توانند جواب بدهند و خدای نکرده این افراد هم شروع به تحقیر شیعیان می‌کنند. اگر ممکن است به دوستان اعلام کنید کسانی وارد بحث با کارشناسان شبکه‌های وهابی شوند که واقعاً با تجزیه و تحلیل مطالب را به خوبی آشنا هستند.

صرف خواندن تنها یک کتاب برای ورود به بحث کافی نیست. واقعاً خیلی دردناک است و من خواستم به عنوان یک برادر تنها همین مطلب را به دوستان شیعه توصیه کنم. ممنونم

مجری:

آقای خرازیان خواهش می‌کنم، از شما و تذکر بسیار خوبتان ممنونم. یادم هست که حضرت استاد این مطلب را در برنامه‌های مختلف و به شکل‌های مختلف و با زبان‌های مختلف بیان کردند.

حتی به یاد دارم در یکی از برنامه‌ها گفتند: عزیزان شیعه که اطلاعات کافی و وافی ندارند و نمی‌توانند جواب کارشناسان وهابی را بدهند و با این افراد بحث کنند، به این شبکه‌ها زنگ نزنند.

کارشناسان وهابی از صفت زرنگی یا هر حقه دیگری استفاده می‌کنند و تلفن را قطع می‌کنند و گاهی اوقات شبهه ایجاد می‌کنند و طرف شیعه نمی‌تواند جواب او را بدهد و درواقع جایگاه شیعه به خطر می‌افتد.

توصیه شما توصیه ما هم هست. ما بارها و بارها گفتیم: عزیزان با اطلاعات کامل که توانایی مناظره هم دارند وارد مناظره شوند. در نهایت اگر خواستند بروند سؤالی مطرح کنند و اگر توان ندارند و نمی‌توانند جواب سؤال را بدهند تماس را قطع کنند.

کارشناسان وهابی اصلاً به دنبال همین هستند که کلمه‌ای بگویند و سپس بحث را به چالش بکشند. اگر کسی توانایی نداشته باشد، درواقع جایگاه خوبی نداشته باشد. همان‌طوری که شما گفتید وقتی در شبکه‌ای شاهد عدم پاسخگویی شیعیان هستیم، ناراحت می‌شویم.

آقای خرازیان خدانگهدارتان باشد. استاد آقای رشیدی از سنندج گفتند: زمانی که حکمی کلی گفته می‌شود و اینکه موردی خاص را دومرتبه بیان می‌کنیم تناقض ندارد. چه لزومی دارد گفته شود؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اولاً اینکه ایشان الحمدلله آدم فاضل و باسوادی هستند. ما در قرآن کریم هم مواردی از این قبیل داریم. شارع مقدس حکمی کلی را بیان می‌کند، سپس عطف جزء بر کل می‌کند که در لسان عرب جایز است.

قاعده ادبیات عرب به این صورت است که کلیات مطرح می‌شود، سپس دو یا سه مورد از مصادیق و جزء مطرح می‌کنند. علاوه بر آن بحث کلی هم نیست.

در قرآن کریم کلمه غنیمت تنها در آیه ٤١ سوره انفال وارد نشده است؛ شما مشاهده کنید در آیات مختلف کلمه غنایم آمده است و می‌خواهیم ببینیم مراد از آن چیست! اولین معنا این است که «عند الله مغانم کثیرة» است؛ در نزد خداوند غنیمت‌های زیادی است.

در آیه ٤١ سوره انفال وارد شده است:(وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَی‌ءٍ)اما در اینجا«عند الله مغانم کثیرة»بیان شده است. همچنین در آیه ٦٩ سوره انفال وارد شده است:

(فَکلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَیبا)

پس بخورید (و تصرف کنید) در آنچه غنیمت برده‌اید حلال و طیب،

سوره انفال (٨): آیه ٦٩

ما این‌ها را چکار کنیم؟! مراد از غنیمت در این آیات چیست؟! آیا مراد غنایم جنگی است؟! آقایان می‌گویند: منظور از غنایم در اصطلاح شرع غنایم جنگی است. من چند روایت می‌خوانم و تقاضا دارم عزیزان به این روایات جواب بدهند.

در کتاب «مسند احمد بن حنبل» جلد ٢ صفحه ٥٢٤ وارد شده است که پیغمبر اکرم در رابطه با روزه ماه رمضان می‌فرماید:

«فَهُوَ غُنْمٌ لِلْمُؤْمِنِ»

روزه ماه مبارک رمضان برای مؤمن غنیمت محسوب می‌شود.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ٢، ص ٥٢٤، ح ١٠٧٩٣

در اینجا کلمه غنم به روزه ماه مبارک رمضان استعمال شده است. در رابطه با زکات در کتاب «سنن ابن ماجه» جلد اول صفحه ٥٧٣ روایتی وارد شده است:

«قال رسول اللَّهِ إذا أَعْطَیتُمْ الزَّکاةَ فلا تَنْسَوْا ثواب‌ها أَنْ تَقُولُوا»

پیغمبر اکرم فرمودند: زمانی که زکات پرداخت می‌کنید، از ثواب آن غافل نشوید و بگویید:

«اللهم اجْعَلْهَا مَغْنَمًا»

خدایا این زکات را برای من غنیمت قرار بده.

سنن ابن ماجه، اسم المؤلف: محمد بن یزید أبو عبدالله القزوینی، دار النشر: دار الفکر - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ١، ص ٥٧٣، ح ١٧٩٧

در اینجا از زکاتی که به فقیر پرداخت می‌شود، به غنیمت تعبیر شده است. در «مسند احمد بن حنبل» جلد ٢ صفحه ١٧٧ روایتی به صراحت بیان شده است:

«یا رَسُولَ اللَّهِ ما غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ»

یا رسول الله غنایم مجالس ذکر چیست؟

«قال غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ الْجَنَّةُ الْجَنَّةُ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ٢، ص ١٧٧، ح ٦٦٥١

ما اگر بخواهیم کلمه غنیمت را در کتب روایی شیعه و در کتب روایی اهل سنت بیاوریم، الی ماشاءالله اصطلاح داشته است. من نمی‌دانم آقایانی که می‌گویند: "در اصطلاح شرع کلمه غنیمت تنها مختص غنایم جنگی است" می‌خواهند با این روایت چکار کنند؟!

بنابراین جناب آقای رشیدی بزرگوار شما الآن فاضل هستید و«العاقل یکفیه الاشارة»این ذکر خاص بعد از عام نیست؛ در آیه ٤١ سوره انفال به یک معنا آمده است، در آیه ٦٩ یک معنا آمده است، در آیات دیگر به معنای دیگر آمده است و در روایات معنای دیگری وارد شده است.

همان‌طور که در روایت آمده است، غنیمت در لغت به معنای سود یا ربح است؛ حال این ربح یا ربح مادی است یا ربح معنوی است.

مجری:

استاد سؤال دومشان این است که گفتند: غنیمت در عرف آن موقع همان غنیمت جنگی استعمال شده است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

این روایاتی که ما آوردیم نشانگر این است که مراد غنایم جنگی نبوده است. از نبی گرامی اسلام سؤال می‌کنند:

«یا رَسُولَ اللَّهِ ما غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ قال غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ الْجَنَّةُ الْجَنَّةُ»

یا در روایت دیگر حضرت می‌فرماید:

«قال رسول اللَّهِ إذا أَعْطَیتُمْ الزَّکاةَ فلا تَنْسَوْا ثواب‌ها أَنْ تَقُولُوا اللهم اجْعَلْهَا مَغْنَمًا»

مجری:

استاد شاید مراد از اینکه به گوسفند هم غنم خطاب می‌کنند، همین معنا باشد. شاید مراد همان سود و بهره‌ای که دارد، باشد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

شما به همین روایاتی که خواندم دقت کنید، می‌بینید«فَهُوَ غُنْمٌ لِلْمُؤْمِنِ»منظور غنایم جنگی نیست. این روایات در عصر نبی گرامی اسلام از زبان صحابه نقل شده است.

عرف همین افراد هستند؛ عرف ما ملاک نیست بلکه عرف همان زمان ملاک است. اگر در عرف آن زمان تنها غنیمت همان غنیمت جنگی بود، زمانی که راوی می‌گوید:

«یا رَسُولَ اللَّهِ ما غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ قال غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ الْجَنَّةُ الْجَنَّةُ»

آیا در این روایت مراد این است که ما ذکر می‌گوییم و دشمن را با ذکر گفتن می‌کشیم و اموال او را به دست می‌آوریم؟! غنیمت روزه چیست؟! آیا زمانی که روزه می‌گیریم با روزه گرفتن کفار را می‌کشیم؟!

مجری:

استاد سؤال سومشان این است که بحث دعوت به خود برای پیغمبر اکرم باطل است و اینکه آن‌ها دعوت می‌کنند تا خمس را به ما بدهید؛ این دعوت به خود نمی‌شود؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با انبیاء الهی (علیهم السلام) زمانی که برای ما ثابت شد که این نبی و این امام است، این افراد در حقیقت رسولانی از جانب خداوند متعال هست و احترام به رسول، احترام به مرسل است. در حقیقت این افراد رابطه خداوند متعال با ما هستند!!

زمانی که ما نسبت به نبی گرامی اسلام احترام می‌کنیم و نبی گرامی اسلام می‌فرماید: فلان چیز حق مسلم من است، باید پرداخت کنیم. این روایات عمدتاً با کلمه«قل»آمده است و به معنای این است که پیغمبر اکرم دستور بده و این امری الهی است.

زمانی که امری الهی است، مسئله حل شده است و نیازی به طرح مباحث نداریم.

مجری:

خیلی عالی، استاد از شما ممنونم خیلی بزرگواری فرمودید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سؤال دیگری نبود؟

مجری:

نه دیگر سؤالی نبود. آقای خرازیان توصیه کردند کسانی که توانایی ندارند در بحث شرکت نکنند و با این شبکه‌ها تماس نگیرند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در این رابطه تنها همان تعبیر امام عسکری (سلام الله علیها) اکتفا می‌کنیم. ایشان فرمودند: کسانی که قدرت جواب دادن ندارند، حرام است در مناظره و گفتگو شرکت کنند.

جواب‌های نادرست دادن از سوی کسی که جنبه علمی ندارد و اینکه نتواند جواب است، موجب لغزش اذهان شیعیان و همچنین موجب تقویت اذهان نواصب خواهد شد.

عزیزان به کتاب «بحارالانوار» اثر «مجلسی» جلد ٩ صفحه ٢٥٥ مراجعه کنند که این روایت را آورده است. همچنین در کتاب «تفسیر امام حسن عسکری (علیه السلام)» یک جلدی صفحه ٥٢٧ وارد شده است.

ما هم در «موسوعه امام حسن عسکری» این روایت را به طور مفصل بیان کردیم، اما آدرس «موسوعه امام حسن عسکری» الان در ذهنم نیست.

مجری:

استاد ممنونم، دعا بفرمایید تا حسن ختام برنامه ما باشد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک بگردان، خدایا ما را از یاران خاص و سربازان فداکار آن حضرت قرار بده، قلب مقدس ایشان را از ما راضی بگردان.

خدایا به آبروی محمد و آل محمد رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بنما، خدایا وهابیت تکفیری و داعش و امثال آنان را که موجب فتنه در سراسر دنیا شده‌اند به آبروی محمد و آل محمد هرچه سریع‌تر از صفحه گیتی ریشه‌کن بگردان.

خدایا به آبروی محمد و آل محمد مجاهدینی که در یمن، عراق، سوریه و مناطقی دیگر جهاد می‌کنند نصرت نهایی کرم فرما.

خدایا به حق محمد و آل محمد تمامی مریضان به ویژه مریضان مورد نظر شفای عاجل کرم فرما.

خدایا حوائج ما، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً ولایت یاوران عزیز به حق محمد و آل محمد برآورده نما، دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

از نگاه مهربان و توجهتان به برنامه زنده «حبل المتین» که به پایان رسید خیلی ممنونم. در پناه حضرت حق باشید، خدانگهدار