سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٥٥٣ - تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني

تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني

کد مطلب: ٥٧٨٢ تاریخ انتشار: ٢٤ مرداد ١٣٨٧ تعداد بازدید: ٢٣٩٧ سخنراني ها » شبکه سلام تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
شبكه سلام ٨٧/٠٥/٢٤

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٤ /٠٥ / ٨٧

آقاي هدايتي

ايام دهه مهدويت را خدمت تمام عاشقان ائمه عصمت و طهارت (عليهم السلام) تبريك و تهنيت عرض مي كنيم.

برخي از أهل سنت افراطي، به دليل مناظره آقاي مراد زهي با دكتر حسيني قزويني، عليه ايشان هجمه ها و بي ادبي هايي داشتند. توضيحات آقاي مراد زهي درباره مناظره جلسه قبل خود را مي شنويم.

آقاي مراد زهي

فكر مي كنم براي اولين بار بود كه دو نفر از كشور ما ـ از برادران شيعه و أهل سنت ـ در يك موضوعي مستقيم، با هم بحث و گفت وگويي را برقرار كردند و يك گفت و شنود دوستانه اي صورت گرفت. با توجه به اين كه در نوع خود، اولين مورد بود، قطعا نقد و نظرهاي موافقين و مخالفين را به دنبال خواهد داشت.

اما نخست، بنده اين عرض را داشته باشم كه عصر امروز ما، عصر گفت وگو و ديالوگ و حوار [به لغت عربي] است و هر نوع شبهات و مشكلاتي را مي شود از طريق گفت وگو و ديالوگ و اظهار عقيده و اظهار نظر، بدون اين كه به معتقدات و مقدسات طرف مقابل توهيني صورت بگيرد، مطرح كرد. بنده با اين ديدگاه در اين مناظره حضور پيدا كردم.

از يك طرف هم تشكر دارم از شما كه حدود يك سالي است كه با شما يا با آقاي حسيني قزويني تماس تلفني دارم. قطعا رويكرد شبكه سلام نسبت به قبل از آن خيلي تغيير كرده و انگيزه اصلي من هم اين بوده كه در جهت تقريب و كم كردن اتهامات و توهين ها، از سوي هر كسي كه باشد، قدم كوچكي برداشته باشيم. الحمدلله ما احساس خوشحالي مي كنيم كه در اين مسير به حدي موفق شديم.

اما بحثي كه صورت گرفت، ممكن است بسياري از بينندگان مخالف اصل طرح چنين موضوعي باشند و يا عصر بحث و گفت وگو در شبكه سلام. همين گونه كه بسياري از دوستان با ما تماس مي گرفتند و خواهان تحريم بحث در شبكه سلام بودند و بنده هم با اين نظريه موافق نبوده و نيستم؛ چون ممكن است مشكلات و مسائلي باشد، ولي ما از طريق گفت وگو و ديالوگ مي توانيم به مشتركاتي برسيم و حداقل از موضوعاتي كه مشكل آفرين مي شود، بكاهيم.

موضوع ديگر كه براي بسياري از بينندگان، شبهه وارد شده بود، با توجه به اين كه موضوع بحث و گفت وگو، بحث هجوم (به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)) بود، در اين چارچوب وارد بحث شديم. يك سري سوالات و شبهاتي كه از سوي آقاي حسيني قزويني مطرح شد، چون بنده مقيد بودم در آن چارچوب بحث كنم، به آن شبهات پاسخ ندادم. إن شاء الله اين بحث ها و گفت وگو ها ادامه دارد و در جلسات آينده تكميل خواهد شد و شبهاتي كه بنده و آقاي حسيني قزويني وارد كرديم را، قطعا مورد بحث و بررسي قرار خواهيم داد.

اما مورد ديگري كه خيلي براي بنده تعجب آور و تأسف آور بود، انتقاد و بلكه اتهام و بهتاني بود كه از طريق آقاي ملازاده در يكي از شبكه هاي معلوم الحال به بنده وارد شد كه ايشان حدود يك ساعت بحث داشتند و اتهاماتي به بنده وارد شد كه خودشان هم واقف هستند بر اين قضيه كه اين اتهامات بي اساس است. البته بعدا كه بنده تماس گرفتم، ايشان گفت كه اين گزارشات از زاهدان به ما ارسال شده و قطعا افراد حاسدي بودند. بنابراين درخواست من از آقاي ملازاده اين است كه با توجه به اين كه ما حديثي داريم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

قال رسول الله صلي الله عليه و سلم: ليس المؤمن بطعان و لا بلعان و لا الفاحش البذي.

مومن نبايد طعنه زننده و لعنت كننده و بد زبان و بدگو باشد.

مسند احمد، ج١، ص٤٠٥

درخواست بنده اين است كه ايشان در همان شبكه، رسما عذرخواهي بفرمايند تا ما مجبور به پاسخگوئي و رفع اتهام نباشيم.

اما نصيحت ديگري كه بنده به ايشان دارم، چون بنده به صحبت هاي ايشان در همين شبكه گوش مي دادم، با اين توجه كه ايشان ملبس به لباس روحانيت هستند، اگر بحثي و گفت وگويي دارند، منطقي و مستدل مطرح كنند. در دنياي امروزي، بد گفتن، تهمت، بدزباني و بدگوئي اصلا مجاز نيست. آيه قرآن است كه مي گويد:

وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ

سوره انعام/آيه١٠٨

شما حتي به بت ها هم اجازه توهين نداريد. در حالي كه بنده شنيدم ايشان توهين ها و بدگوئي هاي زيادي داشتند به بسياري از علماء و مراجع و مردم شيعه. من اين نصيحت برادرانه را دارم به ايشان، به جاي اين كه به علماء و مراجع و مردم و مذهب شيعه بدگوئي بكند، بيايد معتقداتي كه مورد نظر ايشان است، نقد و بحث و رد علمي بكند. اين در دنياي امروز پذيرفته شده است؛ و إلا يك چهره خيلي نادرست، آن هم كه در لباس روحانيت هستند، از ايشان با آن وضعيتي كه تا الان داشتند، به بينندگان ارائه مي شود و اين قطعا، نه به صلاح خودش است و نه به صلاح أهل سنت كه ايشان منتسب به أهل سنت هستند و نه به صلاح اخلاق ما ايراني ها است. اين درخواست را دارم كه ايشان براي رد اتهامات، رسما عذرخواهي بكند در آن شبكه خودش، تا ما هم مجبور به پاسخ گوئي و رد اتهامات نباشيم.

در نهايت، بنده اين گفت وگوي اوليه را، با اين كه مخالفاني داشته، به فال نيك مي گيرم. حتي پري شب در جلسه اي بوديم كه حدود ٢٠ نفر از اساتيد برجسته دانشگاه و حوزه شركت داشتند و يك ساعت اول بحث ما را مشاهده كردند و ديدند، خيلي خوشحال بودند كه اين بحث و گفت وگوها صورت بگيرد. ممكن است در اينجا هم مغرضيني باشند، اما از همه بينندگان اين انتظار را داريم كه در تمام مراحل زندگي، هميشه داوري با انصاف داشته باشند. بعد از اين كه بررسي بكند، مستند باشد، نقد و نظر در چارچوب اخلاق اسلامي باشد، نه در چارچوب اتهام و بهتان، كه احاديث زيادي در اين مورد در فرهنگ أهل سنت و شيعه داريم. حتي حديثي داريم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

كسي كه جانوري را اذيت كند، لعنت خدا بر او باد.

حالا ما بيائيم به يك مسلماني تهمت و افتراء وارد كنيم. ما اميدواريم كه إن شاء الله همه علماء و انديشمندان و سايت هاي اينترنتي و شبكه هاي ماهواره اي با رعايت موازين و چارجوب موازين اسلامي، حركاتي داشته باشند كه نه تنها الگو براي مسلمانان، بلكه براي غير مسلمانان هم در دنياي امروزي ارائه بدهند و تمام مسائل و اختلافات و موارد، در چارچوب يك ديالوگ و گفت وگو و بحث سالم، إن شاء الله به نتيجه برسد. اميدواريم كه اين گفت وگوها ادامه داشته باشد. ما با آقاي حسيني قزويني صحبتي داشتيم كه اين بحث تكميل شود و گفتند كه سفري در پيش دارند و وقتي از سفر برگشتند، آن بحث را كه به مرحله نهائي نرسيد، تكميل خواهد شد.

از شما و همه بينندگان عزيز التماس دعا دارم.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

از شما تشكر مي كنيم كه اين تذكرات را داديد و هم چنين خوشحاليم كه براي ادامه مناظره اعلام آمادگي كرديد. إن شاء الله اين گفت وگو حدود دو يا سه هفته ديگر شروع مي شود.

در خدمت آقاي حسيني قزويني هستيم.

سوالاتي دارم در مورد مناظره كه شبهاتي مطرح شد و بي پاسخ ماند و يا اتفاقاتي كه در هفته گذشته رخ داده را توضيح دهيد.

سوال اول من اين است كه چون ايميل ها و تماس هاي زيادي داشتيم در مورد اين مناظره، در آن قسمت كه شما سوالاتي داشتيد، خصوصا در ٤ دقيقه پاياني، ايشان پاسخ سوال را ندادند و به شبهات جديد پرداختند. البته عذر ايشان اين است كه چون سوالات شما داخل در موضوع نبوده، پاسخ نداده است. گرچه قبلا موضوع مناظره به اطلاع هر دو طرف رسيده بود. چون در اين حدود چند دقيقه آخر، از سوي ايشان شبهاتي مطرح شد، از شما مي خواهيم كه به اين سوالاتي كه بنده خدمت شما دارم، پاسخ بدهيد.

يكي از شبهات ايشان اين بود كه بعد از ١٣يا ١٤ قرن، شما دادگاهي قرار داديد و با شهادت امثال هيكل يا عبد الفتاح عبد المقصود و عمر رضا كحاله، مي خواهيد خليفه دوم را محكوم كنيد. شما شاهد عيني نداريد كه اين قضايا (هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)) صورت گرفته و شما شواهد و دلائلي محكم و محكمه پسند ارائه بدهيد تا اين اتهامات شما منطقي باشد. بعد هم مطرح شد كه چرا كساني كه در خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بودند، يا خود حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) شهادت ندادند به عنوان شاهداني كه سخن شان قبول باشد در دادگاه و محكمه. اين خلاصه يكي از شبهاتي بود كه از طرف شما بي پاسخ ماند.

توضيحات شما را در اين زمينه مي شنويم.

استاد حسيني قزويني

بنده قبل از اين كه اين سوال شما را پاسخ دهم، مجددا از برادر عزيزم جناب آقاي مراد زهي تشكر مي كنم از حضور شجاعانه شان در اين بحث و گفت وگوي دوستانه و اين كه ايشان نهايت ادب را نسبت به برنامه و بنده و معتقدات شيعه رعايت فرمودند و إن شاء الله اميدواريم اينها نقطه عطف و آغازي باشد براي گفت وگوهاي مستمر ديگر.

نكته ديگر كه ايشان مطالبي را بيان كردند و تمام فرمايشات ايشان، درست و متين و زيبا بود، بويژه انتقادات غير اخلاقي يا افترائاتي كه بعضي ها نسبت به ايشان زدند و ما خودمان هم برخي را شاهد بوديم، اينها براي خود من، مقداري درد آور بود كه چرا افرادي اين چنين اخلاق اسلامي كه هيچ، اخلاق انساني را هم زير پا مي گذارند و به بعضي از دوستانشان، بخاطر حسد و كينه و ...، اين چنين مي تازند.

يكي از چيزهايي كه براي من دردآور بود، اين بود كه آقاي ملازاده در همان شبكه معلوم الحالي كه خود آقاي مراد زهي هم اشاره كردند و ايشان تحريك مي كرد آقاي مراد زهي را كه حضور در شبكه سلام را تحريم كند، در يك شبكه اي برنامه دارد كه در آن به مقدسات اسلامي، بدترين و وقيحانه ترين توهين ها مي شود. به علماء و بزرگان، چه شيعه و چه سني، بدترين اهانت ها در آن شبكه روا مي شود.

جالب اين كه در همين يكي دو روز قبل بود در همين شبكه معلوم الحالي كه آقاي ملازاده همواره در آنجا برنامه دارد، به جناب مولوي عبدالحميد، مولوي حبيب الرحمان مطهري امام جمعه محترم خاف، عبارت هاي خيلي وقيح و توهين آميزي در همين شبكه روا داشتند. اگر واقعا بناست كه ما يك شبكه را براي حضور در آنجا تحريم كنيم، ايشان اولي هستند.

نكته ديگر كه ايشان خيلي نسبت به آقاي مراد زهي، نسبت به قضيه معلومات و سواد ايشان و اطلاعات حوزوي شان هجمه داشتند كه ايشان كتاب و تأليفي ندارد.

بنده الان خودم نزديك ٣٥ جلد و عنوان از كتاب هايي كه ايشان تاليف يا تحقيق يا ترجمه كرده، در كتابخانه خودم دارد. مانند كتاب ما لابد منه كه در فقه حنفي است و كتاب گران سنگي است. من گمان نمي كنم كه آقاي ملازاده يك صفحه از اين كتاب را بتواند بخواند و ترجمه كند. كتاب شرح صحيح بخاري را در ١٥ جلد ترجمه كرده است. كتاب اشعة اللمعات، ترجمه و شرح فارسي مشكاة المصابيح خطيب تبريزي است. مختصر قدوري را تصحيح و تحقيق كرده است. فروغ جاويدان در سيره نبوي و ... كه حتي در خود لبنان و مصر، برخي تأليفات ايشان چاپ و منتشر شده است.

ايشان چند سالي است كه در حوزه علميه زاهدان تدريس دارند. حالا ما نسبت به اختلافات شخصي آقايان كاري نداريم، ولي اين كه انسان بخواهد يك چنين فردي را ناجوانمردانه مورد هجمه قرار بدهد، من بر خودم لازم و وظيفه اخلاقي خودم مي دانم كه در اين زمينه از ايشان دفاع كرده باشم.

اما نسبت به اصل مناظره هم كه آقاي مراد زهي هم نظرشان را اعلام كردند، ايشان امروز از زاهدان زنگ زده بودند و حدود نيم ساعت تلفني با هم صحبت داشتيم و دو روز قبل، چند بار با هم در تماس بوديم و انصافا رابطه ما، رابطه ١٠٠% دوستانه است و اينطور نيست كه اگر يك مناظره شده، از همديگر رنجيده باشيم. البته بنده به اصل مناظره هم مانند بينندگان عزيز نقدي دارم، مِن جمله كه از آقاي هدايتي مي خواهيم كه برخي نكات رعايت بشود و ٤ دقيقه و يك دقيقه، خيلي فرصت مناسبي نيست، نه براي پاسخگوئي و نه براي طرح سوال. اگر صلاح بدانيد و آقاي مراد زهي هم موافق باشند، ١٠ دقيقه براي پاسخ به سوال و طرح سوال باشد و طرف مقابل هم موظف باشد كه به سوال پاسخ دهد و اگر بنا شد كه پاسخ ندهد و مطالب ديگري مطرح شود، چه بنده باشم و چه اين عزيزمان يا ديگري، خيلي به صراحت جلوگيري شود و اين سوالات و شبهات جديد، ارتباطي به پاسخ ندارد.

اين مباحث متفرقه اي كه مطرح مي شود و مرتبط با موضوع نيست، رعايت بشود. من باز هم از شما و همه عزيزان و دست اندركاران شبكه سلام تشكر مي كنم كه برنامه را به نحو خوب اداره كردند و حدود ٩٠% يا بيشتر بينندگان راضي بودند از آن و اين طبيعي است كه تعدادي كه انتقاد دارند يا ناراضي هستند. اگر بنا باشد كه همه را راضي كند، اين امكان پذير نيست.

اما در رابطه با سوالي كه مطرح كرديد، اين سوال مخصوص آقاي مراد زهي نيست، بلكه بحثي است كه در گذشته مطرح بوده و بزرگان و علماء أهل سنت اين شبهه را در سايت خودشان مطرح كرده اند. آقاي إبن تيميه و احسان الهي ظهير در برخي كتاب هاي خود مطرح كرده اند. در شبكه المستقله كه ما يك بحثي داشتيم، از سوي برخي افراد مصري هم مطرح شد. اگر ما جواب مي دهيم، اختصاصي به سوال آقاي مراد زهي ندارد و در حقيقت شبهه اي است كه عموما در سايت ها و ماهواره ها مطرح مي شود. حتي خود آقاي ملازاده همين بحث را در شبكه اي كه ايشان در آنجا هستند، مطرح كردند كه شما دادگاهي تشكيل داده ايد بعد از ١٤٠٠ سال و شاهد عيني براي اين قضيه نيست و از افراد ديگري مانند هيكل و عبد الفتاح عبد المقصود و عمر رضا كحاله و ديگران استفاده مي كنيد.

در اينجا من ناگزير هستم كه چند نكته را خدمت بينندگان عزيز عرض كنم:

نكته اول:

براي اثبات وقايع تاريخي، شاهد نياز نيست؛ بلكه آنچه كه بايد توجه شود، احاديث صحيح و معتبر است. وگرنه اگر ما در مسائل اسلام و معارف، دنبال شاهد بگرديم، حتي در كوچك ترين مسائل فقهي و اخلاقي و تاريخي، شاهدي نمي توانيم ارائه كنيم. اين آقايان به جاي اين كه اين شبهه را مطرح كنند، بهتر كه بگويند شما دليل و حديث معتبر از منابع شيعه و أهل سنت اقامه كنيد.

نكته دوم:

علماء شيعه و أهل سنت كه اظهار نظر مي كنند در طول تاريخ، قطعا با توجه به رواياتي كه در اختيارشان بوده و از آن روايات اين مسئله را به عنوان يك امر مسلم تلقي كرده اند، مي آيند اظهار نظر مي كنند؛ مانند هيكل و عبد الفتاح عبد المقصود و عمر رضا كحاله. خود إبن تيميه متوفاي قرن ٨ كه وقتي اين امر را قطعي مطرح مي كند و مي گويد كه:

إنه كبس البيت.

خانه فاطمه را مورد هجوم قرار دادند و گشودند.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٤، ص٢٢٠

اينگونه نيست كه ايشان از خودش و بدون توجه به رواياتي كه در اين زمينه است، اين مسئله را بخواهد مطرح كند و اين چنين قاطعانه صحبت كنند.

نكته سوم:

ما بارها در اين برنامه و شبكه المستقله كه يك شبكه ١٠٠% وهابي است، عرض كرديم كه شخصيت هاي بزرگي از أهل سنت مانند:

١ـ آقاي إبن قتيبه دينوري، متوفاي ٢٧٦ در الامامة و السياسة، جلد ١، صفحه ١٢

٢ـ آقاي بلاذري در انساب الاشراف، جلد ١، صفحه ٥٨٦

٣ـ آقاي إبن ابي شيبه، متوفاي ٢٣٩، در المصنف، جلد ٨، صفحه ٥٧٢

٤ـ آقاي طبري متوفاي ٣١٠ در تاريخش، جلد ٢، صفحه ٤٤٣

٥ـ آقاي مسعودي در اثبات الوصية، صفحه ١٤٣

٦ـ آقاي إبن عبد البر، در الإستيعاب، جلد ٣، صفحه ٩٧٥

٧ـ آقاي إبن عبد ربه در عقد الفريد، جلد ٥، صفحه ١٢

٨ـ آقاي ابو الفداء متوفاي ٧٣٢ در تاريخش، جلد ١، صفحه ١٦٤

٩ـ آقاي صفدي در الوافي بالوفيات، جلد ٥، صفحه ٣٤٧

١٠ـ آقاي إبن حجر عسقلاني در لسان الميزان، جلد ١، صفحه ٢٦٨

١١ـ آقاي آلوسي در تفسيرش، جلد ٣، صفحه ١٢٤

١٢ـ آقاي محمد حافظ ابراهيم، شاعر بنام مصر معروف به شاعر نيل، در شرح ديوانش، صفحه ٣٧٤

اينها وقتي اين قضايا را مطرح مي كنند كه مسئله هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و قضيه شكستن دنده هاي آن حضرت و سقط جنين يا تهديد به آتش زدن خانه، قطعا روايات و احاديثي كه در نزدشان معتبر بوده، ديده اند و اظهار نظر مي كنند.

ضياء الدين مقدسي، از شخصيت هاي برجسته أهل سنت و متوفاي ٦٤٣ مي گويد:

اين روايات هجوم، صحيح است

الاحاديث المختارة، ج١٠، ص٩٠

يا آقاي سيوطي متوفاي ٩١٠، از شخصيت هاي بنام أهل سنت، در كتاب مسند فاطمه، ص٣٤ مي گويد:

روايت صحيح است.

يا آقاي حسن بن فرهان مالكي از علماي بزرگ و مشهور عربستان سعودي است و مالكي مذهب، در كتاب قراءة في كتب العقائد، صفحه ٥٢ مي گويد:

روايت صحيح است.

براي محكمه دو نفر شاهد بيايد، معمولا قاضي و حاكم مي پذيرد. ما مي بينيم كه ده ها نفر از بزرگان أهل سنت اين قضيه را به عنوان يك امر مسلم، مطرح كرده اند.

از علماي شيعه، مانند شيخ طوسي (ره) كه مورد تائيد بزرگان أهل سنت نيز هست، مي گويد:

و المشهور الذي لا خلاف فيه بين الشيعة: أن عمر ضرب علي بطنها، حتي أسقطت، فسمي السقط محسنا. و الرواية بذلك مشهورة عندهم. و ما أرادوا من احراق البيت عليها حتي التجأ إليها قوم و امتنعوا من بيعته. و ليس لاحد ان ينكر الرواية بذلك و رواية الشيعة مستفيضة به، لا يختلفون في ذلك. هذه مجموعة من الروايات و الموسوعات التاريخية مليئة بالحديث عن الواقعة.

موضوع مشهوري كه بين شيعه در آن اختلاف نيست، قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و كتك خوردن ايشان و سقط محسنا و يك امري است قطعي و روايات شيعه در اين زمينه، مستفيض است.

تلخيص الشافي، ج٣، ص١٥٦

شيخ مفيد (ره) در كتاب الإختصاص خود، ص١٨٥ اين امر را قطعي مي داند.

مرحوم كاشف الغطاء در جنة المأوي، اين مسئله را كاملا به عنوان يك مسئله قطعي مطرح مي كند.

نكته چهارم:

اگر آقايان دنبال شاهد عيني هستند، ما روايات متعددي از آقا اميرالمومنين (عليه السلام) و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) و ائمه (عليهم السلام) داريم، چه در كتب أهل سنت و چه در كتب شيعه. چون اگر ما مراسم عزاداري حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را در ايام فاطميه برگزار مي كنيم، منتظر اين نيستيم كه ببينيم در كتب برادران أهل سنت ما، چيزي در اين زمينه آمده باشد يا نيامده باشد. آنچه كه براي ما مهم است، احاديثي است كه از ناحيه ائمه معصوم (عليهم السلام) و عترت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و أهل بيت (عليهم السلام) وارد شده است و ما تابع اين روايات أهل بيت (عليهم السلام) هستيم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آنها را عِدل و هم طراز قرآن قرار داده است:

اني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله و عترتي.

روايات اينها را در جلسات قبل اشاره كرديم و حدود يك ماه قبل، مفصل عرض كرديم كه خود آقا اميرالمومنين (عليه السلام) در خطبه ٢٠٢ نهج البلاغه، قضيه ظلم به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را مطرح مي كند و از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) مي خواهد:

و ستنبئك ابنتك بتضافر أمتك علي هضمها، فأحفها السؤال و استخبرها الحال، هذا و لم يطل العهد و لم يخل منك الذكر.

به اصرار از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بپرس تا قضايا را براي تو بازگو كند. اينهمه ظلمي كه در حق حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) شد، هنوز از رحلت تو چيزي نگذشته بود، هنوز اسم تو بر زبان ها بود.

هم چنين خود علامه مجلسي (ره) در جلاء العيون، روايت معتبري را از امالي شيخ صدوق (ره)، ص١٣٧ نقل مي كند كه اميرالمومنين (عليه السلام) نقل كرد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه:

إذا التفت إلينا فبكي، فقلت: ما يبكيك يا رسول الله؟ فقال: أبكي مما يصنع بكم بعدي. فقلت: و ما ذاك يا رسول الله؟ قال: أبكي من ضربتك علي القرن، و لطم فاطمة خدها.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نگاه كرد به ما و گريه كرد و عرض كردم: يا رسول الله! چرا گريه مي كني؟ گريه مي كنم از آن ضربتي كه بر فرق تو زده مي شود و سيلي كه بر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) خورده مي شود.

مناقب إبن شهر آشوب، ج٢، ص٥١

از خود حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها)، شايد ده ها روايت در كتابسليم بن قيس، بحارالأنوار، ارشاد القلوب ديلمي، مفصل از ايشان در رابطه با قضيه هجوم و شهادت محسن (عليه السلام) و سقط جنين آمده است.

كتاب سليم بن قيس، ص١٥٠ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٣٠، ص٣٤٩ ـ هداية الكبري، ص١٧٩

بينندگان عزيز شيعه و أهل سنت را توجه مي دهم به جالب تر از همه اينها، خطبه قراء و آتشين حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در مسجد كه در منابع متعدد أهل سنت نقل كرده اند به ويژه جناب إبن اثير جزري از شخصيت هاي برجسته أهل سنت كه ذهبي در سير اعلام النبلاء، جلد ٢١، ص٤٨٨ تجليل و تمجيد از ايشان كرده، در كتاب منال الطالب في شرح طول الغرائب، صفحه ٥٠١، خطبه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) را مفصل مطرح مي كند و مي گويد:

فلما اختار الله لنبيه دار أنبيائه و محل أصفيائه، ظهرت حسيكة النفاق و شمل جلباب الدين و نطق كاظم الغاوين و نبغ خامل الآفكين ... .

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) وقتي پيش خدا رفت، خار و خاشاك نفاق در ميان شما صحابه پيدا شد و جامه و لباس دين كهنه گرديد، پيمان ها پاره گرديد، ... .

تا آنجا كه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) مردم را به قيام تحريك مي كند:

يا معشر الفئة و أعضاد الملة، و حضنة الاسلام، ما هذه الفترة في حقي؟ و السنة في ظلامتي؟ أما كان لرسول الله صلي الله عليه أن يحفظ في ولده؟ ...

اي گروه جوانمردان! اين بازوان ملت! اي حافظان اسلام! اين ضعف در مورد حق من چيست؟ چرا در دادخواهي از حق من سهل انگاري مي كنيد؟ مگر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نفرمود كه حرمت هر كسي درباره فرزندان او حفظ مي شود؟ ...

إيها بني قيلة! أأهتضم تراث أبيه و أنتم بمرأي مني و مسمع؟ ... .

اي فرزندان قيله! در حق من چنين ظلم مي شود و شما داريد مي بينيد و هيچ عكس العملي نشان نمي دهيد؟!!! ... .

يعني حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) نه تنها عملكرد آنها را محكوم مي كند، بلكه مردم را تحريك به قيام مي كند و متأسفانه هيچ حركتي از مردم در برابر سخنان حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) مشاهده نمي شود.

آقا امام حسن مجتبي (عليه السلام) كه شاهد قضيه بودند، مرحوم كليني (ره) در كافي، ج١، ص٤٥٩ نقل مي كند:

فبعين الله تدفن ابنتك سرا و تهضم حقها و تمنع إرثها.

هم چنين امام سجاد (عليه السلام) در كتاب بحار الانوار، جلد ٢٧، صفحه ٣٩٠ و كتاب الشافي في الامامة، جلد ٣، صفحه ٢٤١ قضاياي هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و سقط جنين و شكسته شدن پهلوي حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) را مطرح مي كند.

هم چنين در دلائل الامامة لإبن جرير طبري، صفحه ١٣٥ روايت صحيح دراين قضيه دارد.

از امام كاظم (عليه السلام) در كتاب كافي، جلد ١، صفحه ٤٥٨ مفصل نقل مي كند.

روايت از آقا امام صادق (عليه السلام)، شايد بيش از ١٠ روايت در اين زمينه داريم.

از آقا امام رضا (عليه السلام) در مهج الدعوات لسيد بن طاوس، صفحه ٢٥٧.

از آقا امام جواد (عليه السلام) در دلائل الامامة، صفحه ٤٠١.

از آقا امام عسگري در كتاب موسوعة الامام الجواد (عليه السلام) كه تأليف بنده است، جلد ٢، صفحه ٦٥٣.

با منابع و مدارك متعدد، ما اين مسائل را آورده ايم. اگر چنانچه عزيزان أهل سنت دنبال مدرك از شاهدان عيني مي گردند، خوب، اين شاهدان. اگر دنبال شهادت از افراد بي غرض مي گردند، علماء أهل سنت و شيعه، اينهمه در اين زمينه سخن گفته اند و يكي دو مورد هم نيست.

اين كه بيائيم اين همه گفتار بزرگان را زير سوال ببريم، گمان مي كنم دور از انصاف باشد. گر چه در اين زمينه سخن بسيار است و من هم به اختصار در اين چند دقيقه، اينها را خدمت بينندگان و جناب عالي مطرح كردم.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

بنده به همه جوانان، چه شيعه و چه أهل سنت، سفارش و توصيه مي كنم كه خطبه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را مطالعه كنند. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) با صراحتشان، حقائق را بيان كردند. اين در منابع شيعه و سني آمده است. با مطالعه دقيق اين خطبه، حجت بر همگان تمام مي شود.

سوال ديگر من اين است و مكررا هم در نظرخواهي ها آمده است و بين صحبت هاي آقاي مراد زهي هم مطرح شد، كه حضرت علي (عليه السلام) شير خدا و اسد الله بود و با آن شجاعتي كه زبان زد خاص و عام است و دوست و دشمن آن را مطرح كردند، كجا رفت ذوالفقار علي (عليه السلام)؟ آيا مگر دفاع از ناموس و خانه و حيثيت و آبرو واجب نيست؟ پس چرا اين دفاع صورت نگرفته است در مقابل هجمه هجوم كنندگان؟

توضيح كوتاهي را بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

جواب نقضي:

در اين رابطه كه چرا آقا اميرالمومنين (عليه السلام) در برابر اين قضيه، با آنكه شجاعتش زبانزد عام و خاص بود، دفاع نكردند، ما يكي دو مورد جواب نقضي داريم بر كساني كه بر آقا اميرالمومنين (عليه السلام) ايراد مي گيرند كه چرا در برابر اين هجوم به دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دفاع نكردند.

اول:

از اينها سوال مي كنيم:

آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هم در شجاعت و هم در غيرت و حمايت از ديگران، قطعا از اميرالمومنين (عليه السلام) بالاتر است و خود اميرالمومنين (عليه السلام) مي فرمايد كه ما هر وقت در جنگ ها احساس ضعف مي كرديم، به آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) پناهنده مي شديم. آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) ١٣ سال در مكه بودند و شاهد شكنجه ها و اذيت ها و آزارها بودند. شما ببينيد كه در رابطه با سميه ـ مادرعمار ياسر ـ كه هفتمين نفري بود كه اسلام آورد، دارد كه:

و كان رسول الله صلي الله عليه و سلم يمر بعمار و أمه و أبيه و هم يعذبون بالأبطح في رمضاء مكة، فيقول: صبرا يا آل ياسر، موعدكم الجنة.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عبور مي كرد و مي ديد كه جلوي چشمش، عمار و پدر و مادر عمار را سخت شكنجه مي كنند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: اي آل ياسر! در برابر اين شكنجه ها صبر كنيد كه وعده شما بهشت است.

الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٨، ص١٩٠

دوم:

اين آقايان كه به اميرالمومنين (عليه السلام) اشكال مي كنند، ما از اينها سوال مي كنيم در رابطه با هجوم به خانه خليفه سوم ـ عثمان ـ، در تمام كتب تاريخي أهل سنت، حتي إبن كثير دمشقي به عنوان يك امر قطعي در البداية و النهاية، جلد ٧، صفحه ٢١٠ نقل مي كند كه سوداب إبن عمران آمد و به عثمان حمله كرد. همسر عثمان ـ نائله ـ خواست از عثمان دفاع كند، آن چنان با شمشير زد و دست همسر عثمان قطع شد و بعد عبارتي نقل شد و من از عزيزان أهل سنت پوزش مي طلبم، چون در تاريخ طبري، جلد ٣، صفحه ٤٢١ و الكامل إبن أثير، جلد ٣، صفحه ١٧٨ و تاريخ إبن كثير دمشقي كه معمولا مطالب داراي طعن به خلفاء را نمي آورد، آورده است:

فغمز أوراكها و قال إنها لكبيرة العجيزة.

اين فرد آمد و دست زد به باسن همسر عثمان و گفت كه چه باسن بزرگي است.

اين نهايت وقاحتي است كسي كه نسبت به يك زن انجام دهد، ولي جناب عثمان آنجا بود و هيچگونه اعتراض و دفاعي نكردند. با اين كه مي دانست كشته مي شود، چرا از همسر خودش دفاع نكرد؟

جواب حلي:

اول:

ما در روايات شيعه و سني داريم كه وقتي خليفه دوم آمد و وارد منزل شد:

فوثب علي عليه السلام فأخذ بتلابيبه ثم نتره فصرعه و وجأ أنفه و رقبته و هم بقتله. فذكر قول رسول الله صلي الله عليه وآله و ما أوصاه به من الصبر و الطاعة. فقال: ... يا إبن صهاك! لولا كتاب من الله سبق لعلمت أنك لا تدخل بيتي.

از كمربند او گرفت و او را بر زمين زد و محكم بر دماغ و گردن او كوبيد. اميرالمومنين (عليه السلام) به ياد سخن و وصيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) افتاد كه يا علي! اگر كمكي نيافتي، صبر و تحمل كن. برگشت گفت: اگر نبود كتاب خدا و وصيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، يقين بدان كه تو نمي توانستي وارد خانه من شوي.

سليم بن قيس هلالي، ص٥٨٦ ـ تفسير آلوسي، ج٣، ص١٢٤

دوم:

اين آقايان كه مي گويند اميرالمومنين (عليه السلام) اسد الله بود و شجاع و ...، ما هم قبول داريم، حتي خليفه دوم گفت:

و الله لولا سيفه، لما قام عمود الإسلام.

اگر شمشير علي (عليه السلام) نبود، پرچم اسلام برفراشته نمي شد.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج١٢، ص٨٢

اين اميرالمومنين (عليه السلام) كه در هيچيك از جنگ ها و غزوات نبوده كه شركت كرده باشد و از خودش شجاعت و دلاوري ثابت نكرده باشد واين قطعي است در بين شيعه و سني. حتي در بين مسيحيان كه جرج جرداق مسيحي مي گويد:

علي بن ابي طالب با اين شجاعتش، نام شجاعان گذشته را محو و جايي براي شجاعان آينده نگذاشت.

ما از عزيزان أهل سنت سوال مي كنيم كه اين اميرالمومنين (عليه السلام)، چرا در طول اين ٢٥ سال دوران خلافت آقاي ابوبكر و آقاي عمر و آقاي عثمان، در اين فتوحات حتي يك قدم هم شركت نكرد و كوچكترين عكس العملي نشان نداد؟ شجاعتش كجا رفت؟ نستجير بالله، آيا بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شجاعتش را از دست داده بود؟ يا نه، عملكرد خلفاء را خلافت مشروع نمي دانست؟

سوم:

روايات متعددي داريم از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرمودند:

يا علي! عليك بالصبر علي ما ينزل بك منهم حتي تقدم علي.

بعد از من صبر و تحمل كن تا پيش من بيائي.

خصائص الائمه سيد رضي، ص٧٣ ـ سليم بن قيس هلالي، ص٥٦٩

چهارم:

شايد اميرالمومنين (عليه السلام) احساس كرد كه اگر درگيري ايجاد شود و در برابر مهاجمان مقاومت كند، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در اين وسط از ميان برود. خوب، از ميان رفتن فرزند و پاره تن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي حضرت علي (عليه السلام) قابل تحمل نبود.

مضافا به اين كه اگر با مقاومت اميرالمومنين (عليه السلام)، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به شهادت مي رسيد، فردا روزي شايع مي كردند كه حضرت علي (عليه السلام) عامل شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) شد. مگر همين آقايان در رابطه با عمار كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

تقتله الفئة الباغية. يدعوهم الي الجنة و يدعونه الي النار.

گروه ستمگر او را خواهند كشت. عمار آنها را به بهشت فرا مي خواند و آنها عمار را به طرف آتش دعوت مي كنند.

صحيح بخاري، ج١، ص١١٥ و ج٣، ص٢٠٧

وقتي عمار در جنگ صفين كشته شد، ببينيد كه چه بساطي در تشكيلات معاويه به راه انداختند. حتي بعضي از شخصيت هاي برجسته لشكر معاويه مثل عمرو عاص، از جنگ دست كشيدند و گفتند: چون ثابت شد كه باطل هستيم و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود كه عمار را گروه ستمگري كه أهل آتش است مي كشد.

مسند احمد، ج٤، ص١٩٩ ـ مجمع الزوائد هيثمي، ج٧، ص٢٤٢

جالب اين كه وقتي به معاويه اعتراض كردند، معاويه برگشت گفت:

ما كه عمار را نكشتيم، عمار را علي كشت. چون علي باعث شد كه عمار از خانه اش بيايد و در مقابل شمشير ما قرار بگيرد.

از آقايان أهل سنت من تقاضا دارم دقت كنند به عبارتي كه در مسند احمد آمده و در مستدرك، جلد ٢، صفحه ١٥٦ مي گويد:

أو نحن قتلناه إنما قتله علي و أصحابه جاؤوا به حتي القوة بين رماحنا أو قال بين سيوفنا *هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين و لم يخرجاه بهذه السياقة.

مگر ما عمار را كشتيم، عمار را علي كشت و او را از خانه اش آورد در مقابل شمشير ما.

جالب اين كه وقتي اين خبر به حضرت علي (عليه السلام) رسيد، گفت:

عجب! پس قاتل حمزه سيد الشهداء هم پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بوده است؛ چون پيامبر (صلي الله عليه و سلم) او را از خانه اش بيرون كشيد و در جنگ احد كشته شد.

فيض القدير للمناوي، ج٤، ص٤٧٤

هم چنين جواب هاي ديگري هم هست كه من بخاطر رعايت اختصار، به همين جواب اكتفاء مي كنم.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

نكاتي هم به ذهن من رسيد در مورد ذو الفقار. كار ذو الفقار دفاع از اسلام است. گاهي برفراز دستان حضرت علي (عليه السلام) و گاهي در نيام و غلاف بودنش است كه از اسلام دفاع مي كند و حركت صحيح است كه به مصلحت اسلام است؛ چه در غلاف و چه برفراز دستان حضرت علي (عليه السلام). پس مصلحت بزرگ تر كه حفظ كيان اسلامي است در ميان بوده است و قدرت هاي بزرگ مانند ايران و امپراطوري روم در كمين نشسته بودند تا اين حركت نوپا را از بين ببرند و اگر اين اختلافات و جنگ هاي داخلي صورت مي گرفت، آنها هم بيكار نمي نشستند و ديگر نامي از اسلام و مسلمانان باقي نمي ماند.

سوال ديگر من كه در سايت هاي مختلف شبهه شده و آقاي مراد زهي هم مطرح كرد، اين است كه مردم مدينه كجا بودند و چرا از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) دفاع نكردند؟ كجا بودند اين صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و ١٢٠ هزار صحابه؟ اگر چنين اتفاقي صورت گرفته و آتش زدن درب خانه اي بوده، چرا هيچ يك از صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) واكنشي نشان ندادند؟

استاد حسيني قزويني

در پاسخ به اين سوال، ما از آقاياني كه اين شبهه را مطرح كردند مي پرسيم:

سوال اول:

با توجه به روايات صحيحي كه ما اقامه كرديم مبني بر هجوم بر خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و قضيه شهادت، از منابع شيعه و أهل سنت كه علماي دو طرف مطرح كرده اند، اين را آقايان مستشكلين [اشكال كنندگان] بايد جواب بدهند كه چرا آقايان مهاجرين و انصار، در برابر هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) سكوت كردند و دفاع نكردند؟

سوال دوم:

اين همه صحابه، در تشييع جنازه و دفن حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) كجا بودند؟ مگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چند فرزند داشت؟ او فرزند و پاره تن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود:

فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا

وقتي حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از دنيا رفت، اميرالمومنين (عليه السلام) او را شبانه دفن كرد.

صحيح بخاري، ج٥، ص٨٢ ـ صحيح مسلم، ج٥، ص١٥٤

سوال سوم:

برخي وهابيون اينطوري جواب داده اند: كه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) وصيت كرده بود كه نمي خواست تابوت او را نامحرمان هم ببينند.

مگر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در مسجد نيامد و خطبه نخواند؟ چرا آنجا بحث نامحرم نبود؟ مگر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در جنگ احد، در پشت جبهه نبود و در مداواي زخم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مگر حضور نداشت؟ ايشان در صحنه ها حضور داشته است.

حالا گيريم كه اين گونه است كه شما مي گوييد:

رواياتي است كه أهل سنت آورده اند، حتي عايشه آمد و خواست وارد خانه حضرت علي (عليه السلام) شود، اسماء بنت عميس ـ همسر ابوبكر ـ به عايشه اجازه ورود به خانه حضرت علي (عليه السلام) و حضور در كنار جنازه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را نداد.

خود آقاي إبن عبد البر در كتاب الاستيعاب كه معتبرترين كتاب رجالي أهل سنت است، مي گويد:

جاءت عايشه تدخل و قالت اسماء لا تدخلي. فشكت إلي أبي بكر فقالت: إن هذه الخثعمية تحول بيننا و بين بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، و قد جعلت لها مثل هودج العروس. فجاء أبوبكر، فوقف علي الباب، فقال: يا أسماء! ما حملك علي أن منعت أزواج النبي صلي الله عليه و سلم أن يدخلن علي بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم و جعلت لها مثل هودج العروس، فقالت: أمرتني ألا يدخل عليها أحد و أريتها هذا الذي صنعت و هي حية فأمرتني أن أصنع ذلك لها، قال أبو بكر: فاصنعي ما أمرتك، ثم انصرف، فغسلها علي و أسماء.

بعد از وفات حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)، عايشه آمد كه وارد خانه حضرت علي (عليه السلام) شود و در كنار جنازه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) حضور پيدا كند. اسماء گفت كه حق ورود به خانه حضرت علي (عليه السلام) و حضور در كنار جنازه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را نداري. عايشه رفت پيش ابوبكر و شكايت كرد و گفت كه همسر تو به من اجازه حضور در كنار حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را نداد. ابوبكر آمد درب خانه حضرت علي (عليه السلام) و اسماء را صدا زد و گفت: چرا مانع مي شوي كه همسر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در كنار جنازه دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) حاضر شود؟ اسماء گفت: حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به من امر كرد كه به كسي اجازه ورود در كنار جنازه اش را ندهم. ابوبكر به اسماء گفت: آنچه را كه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) دستور داده، انجام بده. ابوبكر برگشت و رفت به خانه اش. اميرالمومنين (عليه السلام) و اسماء، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را غسل دادند.

الاستيعاب لإبن عبد البر، ج٤، ص١٨٩٧ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج٥، ص٥٢٤ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج٤، ص٣٤ ـ كنز العمّال للمتقي الهندي، ج١٣، ص٦٨٧

حالا ما سوال مي كنيم كه چه مسئله اي است كه حتي عايشه، همسر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم اجازه ورود به كنار جناز حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را ندارد؟

سوال چهارم:

گيريم كه صحابه مي آمدند و اعتراض مي كردند. ما از كساني كه اين شبهه را مطرح كردند مي پرسيم:

آيا هيئت حاكمه ـ خليفه اول و خليفه دوم ـ براي نظر صحابه چقدر ارزش قائل بودند؟ مگر مسئله فيصله پيدا مي كرد؟

همين صحابه و مهاجرين و انصار، مگر نبودند كه در آخرين لحظات زندگي خليفه اول كه ايشان مي خواست جناب عمر را براي خلافت انتخاب كند، آمدند و اعتراض كردند به ابوبكر:

دخل عليه المهاجرون و الأنصار حين بلغهم أنه استخلف عمر، فقالوا: نراك استخلفت علينا عمر و قد عرفته وعلمت بوائقه فينا و أنت بين أظهرنا، فكيف إذا وليت عنا و أنت لاق الله عز وجل، فسائلك فما أنت قائل؟

[در برخي منابع آمده:

فقال الناس: تستخلف علينا فظا غليظا، و لو قد ولينا كان أفظ و أغلظ، فما تقول لربك إذا لقيته و قد استخلفت علينا عمر، قال أبوبكر: أبربي تخوفونني، أقول اللهم استخلفت عليهم خير خلقك.

المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٨، ص٥٧٤]

فقال أبوبكر: لئن سألني الله لأقولن استخلفت عليهم خيرهم في نفسي.

تو مي داني كه آقاي عمر، مردي خشن و بد اخلاق و تندي است. وقتي تو در ميان ما بودي، برخورد خشن و تندي داشت. جواب خدا را چه خواهي داد كه عمر را بر ما خليفه مي كني؟ ابوبكر گفت: آيا مرا از پروردگارم مي ترساني؟ به خدا مي گويم: بهترين خلقت را خليفه خلقت قرار دادم.

الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج١، ص٢٥

در روايت صحيح در كتاب المصنف، جلد ٨، صفحه ٥٧٤ نوشته شده:

فقال الناس

يعني توده مردم به ابوبكر اعتراض كردند، ولي ابوبكر براي آنها ارزشي قائل نشد.

در كتاب الامامة و السياسة آورده كه مهاجرين و انصار اعتراض كردند، ولي ابوبكر براي آنها ارزشي قائل نشد.

حتي خود إبن تيميه مي گويد:

مردم آمدند اعتراض كردند به ابوبكر كه چرا عمر را خليفه قرار مي دهي؟ ولي براي نظر اينها ارزش قائل نشد.

سوال پنجم:

از اين آقايان كه مي گويند صحابه كجا بودند و چرا از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) دفاع نكردند؟ سوال مي كنيم كه وقتي عثمان را داشتند مي كشتند و محاصره كردند و آب را بر او بستند و جلوي چشمش به همسر او جسارت كردند، صحابه كجا بودند؟ چرا از عثمان دفاع نكردند؟ هر جوابي كه اين آقايان دادند، همان جواب را هم ما در سوال آنها مي دهيم. مگر جنازه عثمان سه شبانه روز بر روي زمين نماند؟ چرا صحابه براي دفن او اقدام نكردند؟ حتي مجبور شدند عثمان را در قبرستان يهود دفن كنند؛ يعني مسلمانان نگذاشتند. در آنجا صحابه كجا بودند؟

شما ببينيد تاريخ طبري، جلد ٣، صفحه ٤٦٨ و ٤٣٩ مفصل نقل مي كند و مي گويد كه سه شبانه روز جنازه عثمان روي زمين ماند و خواستند دفن كنند:

فقالوا لا و الله لا يدفن في مقابر المسلمين أبدا، فدفنوه في حش كوكب، فلما ملكت بنو أمية أدخلوا ذلك الحش في البقيع.

قسم به خدا كه ما نمي گذاريم عثمان را در قبرستان مسلمانان دفن كنند. عثمان را در حش كوكب (قبرستان يهوديان) دفن كردند و وقتي بني اميه روي كار آمدند، قبرستان يهود و بقيع را به هم متصل كردند.

سوال ششم:

سوال مي كنيم وقتي كه جنازه امام حسن (عليه السلام) را مي خواستند بياورند كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دفن كنند و ممانعت كردند، چرا همين صحابه عكس العملي نشان ندادند؟ جنازه امام حسن (عليه السلام) را تيرباران كردند، ولي همين صحابه هيچ عكس العملي نشان ندادند؟ يا به تعبير يكي از بينندگان كه گفت در قضاياي امام حسين (عليه السلام) صحابه كجا بودند؟ چرا در برابر جنايت يزيد هيچ عكس العملي نشان ندادند؟

همين صحابه بخاطر اين كه عكس العمل نشان ندادند، در سال بعد (٦٢ هجري) يزيد دستور داد به مدينه حمله كردند و ٧٠٠ نفر از صحابه و مهاجرين و انصار را قتل عام كردند. اين تعبيري است كه إبن كثير دمشقي در الامامة و السياسة، جلد ٨، صفحه ٢٤٢ نقل مي كند. اين ٧٠٠ نفر مهاجرين و انصاري كه به لشكر يزيد قتل عام شدند، چرا در قضيه شهادت امام حسين (عليه السلام) عكس العمل نشان ندادند؟

نتيجه اين عملكرد يزيد اين شد كه يزيد به لشكريانش، زنان و دختران مدينه را مباح كرد و لشكريان به هر زن و دختري كه مي خواستند تجاوز به عنف مي كردند و به تعبير إبن كثير دمشقي در الامامة و السياسة، جلد ٨، صفحه ٢٤١، هزار فرزند نامشروع از اين عمل وقيح يزيد بن معاويه در مدينه به دنيا آمد. هر جوابي كه آقايان در اين سوال دادند، ما هم همان را به سوال آنها مي دهيم.

البته نكات خيلي زياد است و من با رعايت اختصار به اين چند مورد اكتفاء كردم.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

لطفا باقيمانده سوالات را هم پاسخ دهيد.

مي گويند كه اين با غيرت مرد عرب سازگاري ندارد كه يك مرد عرب، زني را كتك بزند و عرب براي خودش اين را ننگ و عار مي داند. لذا قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و ضرب و شتم ايشان، با غيرت عرب سازگاري ندارد. اين را توضيح مختصري بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

اين صحبت را ما يك ماه پيش در شبكه المستقلة جواب داديم كه يكي از آقايان گفت اصلا زدن زن براي عرب، ننگ و عار است و زن داراي احترام ويژه اي است.

نكته اول:

اين آقايان يا فراموش كرده اند يا خود را به فراموشي زده اند. اصلا در ميان عرب، تنها چيزي كه فاقد ارزش بود، زن بود. زنان مورد هجوم عرب بوده و كتك مي زدند و به عنوان كالا به او نگاه مي كردند و حتي دختران را زنده به گور مي كردند:

وَ إِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ

سوره تكوير/آيه٩ـ٨

ابن جرير طبري در تفسيرش، جلد ٣٠، صفحه ٩١ صراحت دارد بر اين كه:

كان أهل الجاهلية يقتل أحدهم إبنته و يغذو كلبه.

عرب ها دختران شان را زنده به گور مي كردند و غذاي آنها را به سگان شان مي دادند.

يا اين كه خود قرطبي صراحت دارد بر اين كه اينها دخترانشان را مي بردند و زنده زنده، زير خاك دفن مي كردند.

تفسير القرطبي، ج١٩، ص٢٣٢

إبن كثير دمشقي هم همين قضايا را مطرح مي كند.

عجيب است! قيس بن عاصم وقتي وارد محضر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي شود، مي گويد:

من ١٢ دخترم را زنده زنده، زير خاك دفن كردم. اين را مي گفت و قطرات اشك از چشمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) سرازير بود.

تفسير إبن كثير، ج٤، ص٥١٠

نكته دوم:

آقايان گويا فراموش كرده اند كه آقاياني كه بعد از شهادت آقا امام حسين (عليه السلام) در كربلاء به حرم آقا امام حسين (عليه السلام) حمله كردند و دختران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را كتك زدند و اينها را مورد حمله قرار داده و به زنجير بستند و با آن وضع فجيع، شهر به شهر گرداندند، آيا اينها عرب نبودند؟!!! آيا اينها فارس و ديلم و كرد و چين و غيره بودند؟!!! شما تاريخ را مراجعه بفرمائيد. در كتاب جنة المأوي، صفحه ٨٢ مفصل اين قضايا آمده است. أمالي شيخ صدوق، صفحه ١٣٩ و نفس المهموم، صفحه ٣٧٩ و مقتل الحسين خوارزمي از علماي بزرگ أهل سنت، قضاياي كتك زدن فرزندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را مفصل نقل كرده اند.

نكته سوم:

مگر همين عرب ها نبودند كه خود سميه، مادر ياسر را به بدترين وضع شكنجه مي كردند، بطوري كه در كتاب الإستيعاب آمده:

و قد قتلت سمية والدة عمار تحت وطأة التعذيب في مكة، من قبل فرعون قريش، أبي جهل لعنه الله، فكانت أول شهيدة في الإسلام.

همين عرب ها، سميه ـ مادر عمار ياسر ـ را بخاطر اسلامش در زير شكنجه به قدري او را اذيت كردند كه به شهادت رسيد و اولين شهيده در راه اسلام بود.

الإستيعاب (هامش الإصابة)، ج٤، ص٣٣٠ و ٣٣١ و ٣٣٣ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٤، ص٣٣٤ و ٣٣٥ ـ السيرة النبوية لإبن كثير، ج١، ص٤٩٥ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج٥، ص٤٨١ ـ تاريخ اليعقوبي، ج٢، ص٢٨

و ده ها موارد ديگر از اين مورد، كه نه تنها غيرت عربي آن را عار نمي دانست، بلكه اكرام و احترام به زن را براي خودشان عار مي دانستند؛ تا اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آمد و براي زن، يك عزت فوق العاده اي داد كه قبل از اسلام براي زن ها هم چنين عزتي نبود.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آخرين سوال در اين قسمت اين كه اينها مي گويند اساسا زدن حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) با روحيه خليفه دوم سازگاري ندارد و هم چنين سابقه اي ندارد. ايشان اصلا تندخو نبوده وروي اعصاب و رفتار و كردار خود كنترل داشته است.

آيا در كتب أهل سنت، برخورد تندي از خليفه دوم در مدتي كه ايشان اسلام آورد و با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند، و با مردم برخورد داشت، مستندا آمده است؟ تا ببينيم كه آيا برخورد خليفه دوم با حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) سازگاري داشته است يا نه؟

استاد حسيني قزويني

مقداري سوال حساس است و بايد سوال را با مقداري احتياط پاسخ دهيم تا عزيزان أهل سنت تصور نكنند كه قصد ما، جسارت به خليفه دوم است و يا اهانت و زير سوال بردن حيثيت يا آبروي خليفه دوم است.

همان طوري كه آن شب هم روايتي را كه آقاي مراد زهي مطرح كردند در رابطه با امامان عادلان كه از قول امام صادق (عليه السلام) نقل مي كند، عرض كردم كه در ذيل عبارت آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمودند: اماما أهل النار.

برخي تصور كردند كه منظور ما از اين قضيه، جسارت به خليفه دوم بوده، نه والله.

اولا: ما عرض كرديم كه روايت معتبر نيست؛ و وقتي روايت معتبر نباشد، استناد آن به معصوم از ديدگاه شيعه اشكال دارد و شرط اول استناد روايت به معصوم، معتبر بودن سند روايت است و اين روايت از ديدگاه شيعه، فاقد ارزش است.

ثانيا: در اول روايت دارد كه: سئله رجل من المخالفين، يعني يكي از مخالفين از امام صادق (عليه السلام) سوال كرد كه نظر شما نسبت به ابوبكر و عمر چيست؟ خوب، شما مي دانيد كه امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) در شدت تقيه به سر مي بردند و دودمان بني اميه دنبال فرصتي مي گشتند كه هم امام صادق (عليه السلام) و هم شيعيان را قتل عام كنند؛ لذا براي حفظ جان خود و شيعيان اين تعبير را كرد. بعد از اين كه سائل از جلسه بيرون رفت، از امام صادق (عليه السلام) پرسيدند كه نظر شما چيست و چرا گفتيد: امامان عادلان؟ حضرت فرمود: اماما أهل النار و ... .

عرض كردم كه اين اشكال من به آقاي مراد زهي اين بود كه سند روايت مخدوش است. روايت در طعن خليفه اول و خليفه دوم است و ما به دانشجويان و طلبه هاي مان مي گوييم كه نقل اين روايات كه در مطاعن است، صلاح نيست و خلاف شرع است و موجب تفرقه و فتنه مي شود. وقتي شما يك سري روايات را در طعن خلفاء مطرح مي كنيد، افراد نادان هم مي آيند و شروع مي كنند به جسارت كردن به ساحت مقدس ائمه (عليهم السلام).

لذا اين سوال شما خيلي ظريف و دقيق است. اين سوال با دو سه دقيقه جواب دادن امكان پذير نيست و من فقط اشاره اي بكنم به روايتي كه خود آقايان أهل سنت در كتاب هاي شان آورده اند، مانند الطبقات الكبري محمد بن سعد، جلد ٨، صفحه ٣٣٩ و ... كه صراحت دارند بر اين كه خليفه دوم يك آدم بسيار تندخو، گتساخ، نامهربان و بد برخورد بوده است:

كان عمر شديد الغلظة و عر الجانب، خشن الملمس، دائم العبوس.

اين تعبيراتي است كه أهل سنت در كتب خود دارند و حتي برخي تعبيري دارند بر اين كه:

كان درة عمر أهيب من سيف الحجاج.

شلاق جناب خليفه دوم به مراتب بدتر از شمشير حجاج بن يوسف ثقفي بوده است.

مغني المحتاج للشربيني، ج٤، ص٣٩٠ ـ حواشي الشرواني علي تحفة المحتاج، ج١٠، ص١٣٤ ـ وفيات الأعيان لإبن خلّكان، ج٣، ص١٤

هم چنين اين آقاياني كه مي گويند از خليفه دوم خيلي بعيد است بر اين كه بر دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين چنين برخورد خشني داشته باشد و او را تهديد كند و يا اين كه به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) گفت: قسم به خدايي كه قدرت در دست اوست، اگر اينها براي بيعت نيايند، خانه را با ساكنانش به آتش مي كشم؛ من از برادران أهل سنت خيلي دوستانه سوال مي كنم و از كتاب صحيح مسلم روايتي را عرض مي كنم نه از كتاب هاي دست دوم و سوم، تقاضا دارم كه عزيزان أهل سنت، با سعه صدر و بزرگواري اين روايت را دقت كنند و به ما جواب بدهند:

فمن لقيت من وراء هذا الحائط يشهد أن لا إله الا الله مستيقنا بها قلبه فبشره بالجنة، فكان أول من لقيت عمر، فقال: ما هاتان النعلان يا أبا هريرة؟ فقلت: هاتان نعلا رسول الله صلي الله عليه و سلم بعثني بهما من لقيت يشهد ان لا إله إلا الله مستيقنا بها قلبه بشرته بالجنة. فضرب عمر بيده بين ثديي، فخررت لاستي، فقال: إرجع يا أبا هريرة. فرجعت إلي رسول الله صلي الله عليه و سلم فأجهشت بكاء و ركبني عمر، فإذا هو علي أثري. فقال رسول الله صلي الله عليه و سلم: مالك يا أبا هريرة؟ قلت: لقيت عمر فأخبرته بالذي بعثتني به، فضرب بين ثديي، ضربة خررت لاستي، قال: ارجع. قال: رسول الله صلي الله عليه و سلم: يا عمر! ما حملك علي ما فعلت؟ قال: يا رسول الله! بابي أنت و أمي، أبعثت أبا هريرة بنعليك من لقي يشهد أن لا إله إلا الله مستيقنا بها قلبه بشره بالجنة؟ قال: نعم. قال: فلا تفعل، فإني أخشي ان يتكل الناس عليها فخلهم يعملون.

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) به ابوهريره دستور داد كه برود و به تمام مسلمانان كه در كوچه ها و مساجد هستند بگويد: اگر هر كس به وحدانيت خداوند شهادت بدهد، او أهل بهشت است. ابوهريره هم آمد تا به مردم خبر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) دهد. جناب خليفه دوم از راه رسيد و ابوهريره را محكم زد، به طوري كه آمد پيش رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و شكايت كرد از جناب عمر كه آنچنان مرا زد كه روي نشيمن گاهم افتادم بر زمين. خليفه دوم دنبال أبو هريره آمد و شروع كرد به اعتراض به رسول الله (صلي الله عليه و سلم) كه اين كار را نكن، چرا مي گوئي كه هر كس بگويد لا إله إلا الله، أهل بهشت است؟ من مي ترسم كه مردم نماز و زكات و حج را رها كنند. مردم را رها كن كه عملي داشته باشند.

صحيح مسلم، ج١، ص٤٥، باب من لقي الله بالايمان و هو غير شاك فيه

اين طور در برابر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت كردن، كار كوچكي نيست. اگر اين روايت در صحيح مسلم نبود، قطعا نقل نمي كردم. صحيح مسلم، به عقيده أهل سنت، صحيح ترين كتاب بعد از قرآن است.

آقاي خليفه دوم در برابر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) مي ايستد و أبو هريره را مي زند و او با نشيمن گاه روي زمين مي افتد و به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد كه هم چنين كاري نكند. يعني پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اشتباه مي كند؟ يعني پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را متهم كنيم بر اين كه سخني را كه دستور مي دهد به أبو هريره و از وحي سرچشمه گرفته است، اشتباه است و حتي خود قرآن از زبان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد:

وَ لَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَي إِلَيَّ

من تابع وحي هستم.

سوره انعام/آيه٥٠

قرآن هم به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دستور مي دهد:

اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ

هر چه كه وحي مي رسد، بدان عمل كن.

سوره انعام/آيه١٠٦

ولي خليفه دوم اين چنين مي گويد.

هم چنين در كتاب صحيح بخاري، جلد ٢، صفحه ١٠٠، باب في الجنائز حديثي آمده:

فقلت: يا رسول الله! أتصلي علي إبن أبي و قد قال يوم كذا و كذا كذا و كذا أعدد عليه قوله. فتبسم رسول الله صلي الله عليه و سلم و قال: أخر عني يا عمر.

وقتي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) مي ايستد براي نماز خواندن براي عبد الله بن أُبَي، خود شخص خليفه دوم نقل مي كند كه من رفتم جلو و گفتم: يا رسول الله! براي إبن أُبَي نماز مي خواني؟! در حاليكه او اين چنين كارهاي خلافي كرده است. رسول الله (صلي الله عليه و سلم) خنديد و گفت: از من دور شو، بگذار من نمازم را بخوانم.

در جايي ديگر آمده است:

فلما أراد أن يصلي عليه، جذبه عمر رضي الله عنه، فقال: أليس الله نهاك أن تصلي علي المنافقين.

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را كشيد و گفت: مگر خداوند نگفته بر منافقين نماز نخوان؟!

صحيح بخاري، ج٢، ص٧٦

يعني ـ نستجير بالله ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متوجه نيست و نمي فهمد، ولي خليفه دوم متوجه است. جالب اين كه خود خليفه دوم مي گويد:

قال فعجبت بعد من جرأتي علي رسول الله صلي الله عليه و سلم يومئذ و الله و رسوله أعلم

تعجب مي كنم كه من چه جرأتي بر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) داشتم.

صحيح بخاري، ج٢، ص١٠٠

اين قضايا واضح و روشن است.

هم چنين در صحيح بخاري، جلد ٥، صفحه ٢٠٧ مي گويد:

فأخذت عمر بن الخطاب بثوبه.

لباس رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را گرفت و كشيد و اعتراض كرد.

آيا كسي كه نسبت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اين چنين جسورانه اعتراض مي كند، آيا بعيد است كه نسبت به دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) اين چنين تهديد كند؟!

البته اين قصه سر دراز دارد و مقداري حساس است و وارد شدن بر ميدان مين است؛ ولي ما در اين زمينه بيش از ٢٠ سوال داريم و دوست دارم كه عزيزان أهل سنت، اساتيد حوزه هاي علميه، بويژه حوزه علميه دارالعلوم مكي زاهدان به اين سوالات ما جواب بدهد. اين فقط سوال بنده نيست، چه بسا يك جوان و دانشجو و طلبه سني بيايد از جناب مولوي عبدالحميد و عبدالمجيد اين سوال را بكنند كه چه قضيه اي است كه خليفه دوم در برابر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اين چنين با جرأت برخورد مي كند؟

اميدواريم كه بزرگان أهل سنت به اين سوال جواب بدهند و هم ما را قانع كنند و هم راه سوال را بر جوانان أهل سنت مسدود كنند.

* * * * * * *

سوالات بينندگان

سوال:

آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و اميرالمومنين (عليه السلام) نماز عشاء را جداگانه از نماز مغرب نمي خواندند؟ پس چرا الآن فقط نماز صبح و نماز ظهر با عصر و نماز مغرب با عشاء است؟

جواب:

قرار بود كه در سر فرصت در مورد جمع بين صلاتين صحبت كنيم. اين عزيز و عزيزان أهل سنت را كه به شيعه اعتراض مي كنند كه چرا نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را يكجا مي خوانيد، توجه شان را جلب مي كنم به حديث در كتاب صحيح مسلم، جلد ٢، صفحه ١٥١ إبن عباس نقل مي كند:

عن إبن عباس، قال: صلي رسول الله صلي الله عليه و سلم الظهر و العصر جميعا و المغرب و العشاء جميعا، في غير خوف و لا سفر.

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هم نماز ظهر و عصر را با هم خواند و هم نماز مغرب و عشاء را؛ و اين عمل، نه در مسافرت بود و نه ترس و واهمه اي داشت.

هم چنين در صحيح مسلم، جلد ٢، صفحه ١٥٢ مي گويد:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مدينه، ٨ ركعت نماز ظهر و عصر را با هم خواند و ٧ ركعت نماز مغرب و عشاء را با هم خواند.

پس بنابراين، قضيه جمع بين صلاتين را پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم انجام داده است و اگر حرام و خلاف و نادرست بود، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نبايد انجام مي داد. از طرف ديگر هم، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نماز مغرب و عشاء و نماز ظهر و عصر را جدا مي خواند و هر دو، مشروع است و شما هم هم چنين حقي نداريد كه اگر شيعه جمع بين صلاتين مي كند، حمله و هجمه كنيد و آنها را از دايره اسلام و عمل به سنت و شريعت جدا بدانيد.

البته إن شاء الله دو جلسه در مورد نماز رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) صحبت خواهيم كرد كه چگونه نماز مي خواندند؟ آيا با تكتف مي خواندند؟ آيا آمين مي گفتند؟ آيا جمع مي خواندند يا نه؟ و ... ؟

* * * * * * *

سوال:

آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مهر مي گذاشتند؟

جواب:

در اين رابطه هم، اولا اگر ما روي مهر سجده مي كنيم، به عنوان اين است كه مهر، يك زمين پاكي است از هرگونه آلودگي و نجاست و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند كه:

جعلت لي الارض مسجدا و طهورا.

خداوند زمين را براي من، هم سجده گاه قرار داده و هم محل تيمم.

صحيح بخاري، ج١، ص٨٦

از آقايان أهل سنت سوال مي كنيم كه وقتي مي خواهيد تيمم كنيد، روي فرش تيمم مي كنيد يا روي خاك؟ اگر روي خاك است، اين روايتي است كه در صحيح بخاري، جلد ١، صفحه ٩١ آمده، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد:

تيمم و سجده كردن بر زمين و خاك است.

مضافا اين كه در كتاب صحيح مسلم، جلد ٢، صفحه ٦٢ نقل مي كند از ابو سعيد خدري كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله):

انه دخل علي النبي صلي الله عليه و سلم، قال: فرأيته يصلي علي حصير يسجد عليه

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بر حصير (به عنوان مُهر) نماز مي خواند.

هم چنين حاكم نيشابوري از إبن عباس حديثي نقل مي كند و مي گويد صحيح است:

عن إبن عباس رضي الله عنهما ان النبي صلي الله عليه و آله سجد علي الحجر.

هذا حديث صحيح الاسناد و لم يخرجاه.

مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج١، ص٤٧٣

هم چنين روايات متعدد آورده اند و در صحيح بخاري، جلد ١، صفحه ١٠١ مي گويد:

كان النبي (صل الله عليه و آله و سلم) يصلي علي الخمرة.

از اين آقا سوال مي كنيم كه برويد كتاب لغت را جستجو كند و ببيند كه خمره به چه مي گويند؟ خمره در حقيقت يك جا نماز كوچكي بود كه از حصير درست مي كردند:

الخمرة حصير الصلاة.

اضافه بر اين، در كتاب هاي معتبر أهل سنت با سندهاي صحيح آمده كه وقتي، صُهيب ـ صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و غلام او ـ داشت بر روي پارچه نماز مي خواند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

فقال له النبي صلي الله عليه و سلم: ترب وجهك يا صهيب.

اين صورت و پيشانيت را بر خاك بگذار.

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج١، ص٣٩١

يا رباح ترب وجهك.

مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج١، ص٢٧١

ام سلمه مي گويد كه از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شنيدم:

يا أفلح ترب.

يعني روي خاك و تراب سجده كن، نه بر روي لباس.

هم چنين إبن أبي شيبه در المصنف، جلد ١، صفحه ٣٠٨ نقل مي كند:

آقاي علي بن عبدالله بن عباس، نوه عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، نامه نوشت به مسئولين مكه كه:

أرسل إليَّ بلوح من المروة أسجد عليه.

سنگي از كوه مروه براي من بفرستيد تا بر روي آن سجده كنم.

هم چنين از مسروق ـ يكي از تابعين و شخصيت هاي برجسته أهل سنت ـ نقل مي كند :

كان مسروق إذا خرج يخرج بلبنة يسجد عليها في السفينة.

يك چيزي خشت مانند ـ شبيه مهري كه شيعه ها دارند ـ درست مي كرد و در كشتي بر روي آن نماز مي خواند.

الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٦، ص٧٩

* * * * * * *

سوال:

وقتي كه خليفه دوم جلوي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را گرفت كه نماز بر عبدالله بن أُبي را نخواند، مگر آيه نازل نشد كه بر منافقين نبايد نماز خوانده شود؟ شأن نزول اين آيه چيست؟

جواب:

ما يكي از سوالاتي كه داريم و اميدواريم كه علماء و اساتيد حوزه هاي علميه أهل سنت به ما جواب بدهند. موارد متعددي بوده است كه بين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و خليفه دوم اختلاف بود، حضرت جبرئيل هم نازل مي شد:

مخالفا للنبي و موافقا لعمر.

آيه نازل مي كرد. آيا اين جسارت به ساحت مقدس رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟!!! آيا اين بالا بردن مقام خليفه دوم نيست؟!!!

خود صحيح بخاري صراحت دارد و از قول انس نقل مي كند:

عن أنس قال: قال عمر رضي الله عنه: وافقت الله في ثلاث أو وافقني ربي في ثلاث قلت.

سه مورد من با رسول الله (صلي الله عليه و سلم) اختلاف داشتم و حضرت جبرئيل آمد و موافق نظر من و مخالف نظر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) آيه آورد.

صحيح بخاري، ج٥، ص١٤٩ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج٧، ص٨٨ ـ عمدة القاري شرح صحيح بخاري للعيني، ج٤، ص١٤٥

من نمي دانم كه اگر ما اين مسائل را مطرح كنيم، تا كي جوانان اينها را از ما مي پذيرند؟! عزيزان بدانند كه اگر در گذشته، برخي افراد تعبداً قبول مي كردند، امروز ـ چه جوان شيعه و چه سني و چه دانشجوي شيعه و چه سني ـ تعبداً، مطالبي را كه خلاف فطرت و عقل است و خلاف عصمت و ساحت مقدس نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است را از ما نمي پذيرند. اين را به ما جواب بدهند.

حتي اخيراً در مدينه كتابي را در ميان شيعيان توزيع مي كردند به نام موافقات عمر بن الخطاب و از قول سيوطي و ديگران مي گويد:

١٨ مورد ميان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و جناب عمر اختلاف افتاد و حضرت جبرئيل آمد و گفت كه حق با عمر است.

همان تعبيري كه برخي نقل مي كنند:

لو لم أبعث لبعث عمر.

اگر من به نبوت مبعوث نمي شدم، قطعا عمر به نبوت مبعوث مي شد.

كنز العمّال للمتقي الهندي، ج١١، ص٥٨١ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص٦٨ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج١٢، ص١٧٨

اينها حرف هايي است كه خلاف شرع و فطرت و خلاف عصمت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است و خلاف آنچه كه قرآن در مورد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد است:

وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم/آيه٤ ـ٣

اميدواريم عزيزان، يك روزي جمع شوند و روايات اين چنيني را حتي از صحاح خود حذف كنند و رسما اعلام كنند كه اين روايات اسرائيليات وارد كتاب هاي ما شده است.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»