سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣١٤ - ويژه برنامه دهه كرامت

ويژه برنامه دهه كرامت

کد مطلب: ٥٤٧٨ تاریخ انتشار: ٢٥ مهر ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٢٢١٣ سخنراني ها » شبکه ولايت ويژه برنامه دهه كرامت
حبل المتين ٨٩/٠٧/٢٥

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٥ / ٠٧ / ٨٩

آقاي محسني

در زمان امام رضا (عليه السلام)، اتفاقات عجيبي افتاد كه با زمان قبل و بعد از ايشان، كاملا متفاوت است. در ايام وجود مبارك امام رضا (عليه السلام) اتفاقات عجيبي افتاده است، از جمله اين كه امام رضا (عليه السلام) به ولايتعهدي مأمون، خليفه وقت رسيدند. انگيزه مأمون از طرح ولايتعهدي امام رضا (عليه السلام) چه بوده است؟

استاد حسيني قزويني

همان طوري كه گفتيد، شايد يكي از سؤالاتي كه در ذهن غالب شما بينندگان عزيز باشد، اين است كه چه شد آقا علي بن موسي الرضا (عليه السلام) كه امام به حق و حجت خداوند متعال است، حاضر شد ولايتعهدي را بپذيرد و چه اتفاقاتي افتاد و چه عواملي دست به دست هم داد و چه انگيزه اي باعث شد مأمون، غاصب حقوق أهل بيت (عليهم السلام)، ولايتعهدي را به امام رضا (عليه السلام) پيشنهاد كرد؟

در اينجا، چند مسئله مطرح است:

نكته اول:

مأمون در ميان خلفاء عباسي، از زيركي خاصي برخوردار بود و كياست ويژه اي داشت و در زمان او، با توجه به روي كار آمدن بني عباس با شعار يا لثارات الحسين و دفاع از أهل بيت (عليهم السلام)، عليه أهل بيت (عليهم السلام) هم قيام كردند. شهادت امام صادق (عليه السلام)، توسط بني عباس بود و زنداني كردن امام كاظم (عليه السلام)، حدود ٧ سال، كمتر يا بيشتر، توسط بني عباس بود و اين باعث شد اذهان عمومي نسبت به حكومت بني عباس، بدبين شود. حتي بعضي احساس كردند در دوران بني عباس، فشار بر أهل بيت (عليهم السلام) و شيعه، بيش از دوران بني أميه بود. حتي يكي از شعراي وقت، اين تعبير را دارد و مي گويد:

يا ليت جور بني مروان دام لنا و كان عدل بني العباس في الناري

اي كاش جنايات بني أميه ادامه داشت و اين عدالت بني عباس نبود

لذا به اين دلايل، وقتي مأمون ديد مشروعيت خلافت بني عباس متزلزل شده و اذهان عمومي و افكار جامعه نسبت به آنها متزلزل شده، هدف و انگيزه اولي كه مأمون از اين كار داشت، اين بود كه با آوردن امام رضا (عليه السلام) در درون خلافت و قبول ولايتعهدي، مشروعيت حكومت خود را با امضاء حضرت، براي مردم تثبيت كند كه اگر واقعا حكومت ما مشروع نيست، پس چرا امام رضا (عليه السلام) آمده ولايتعهدي ما را پذيرفته است.

نكته دوم:

قضيه ديگر هم اين است كه در زمان امام رضا (عليه السلام)، قيام ها و انقلاب ها و كشتارهايي بوده است و اين قيام ها، سراسر حكومت اسلامي آن روز را فراگرفته بود.

آقاي محسني

آيا اين دليل بر اين نيست كه تعداد محبين أهل بيت (عليهم السلام) زياد است و مأمون تصميم مي گيرد هم چنين كاري را بكند؟

استاد حسيني قزويني

قطعاً همين طور است. قضيه كربلا و قيام امام حسين (عليه السلام)، آن چنان در ميان جامعه پيچيده كه شيعه و سني و يهودي و مسيحي، همه متأثر هستند و آن عشق و محبت به أهل بيت (عليهم السلام)، در قلب همه مي جوشد. لذا مأمون تصميم مي گيرد كه اين شورش ها را بخواباند يا آنها را وادار به سكوت بكند. رهبري اين شورش ها را غالباً علوي ها بر عهده داشتند. وقتي امام رضا (عليه السلام) وارد حكومت عباسي مي شود، مأمون خواست به آنهايي كه شورش مي كردند، بگويد كه أهل بيت (عليهم السلام) بر سر كار آمده اند و ديگر شورش نكنيد.

نكته سوم

شورشيان، تقريبا يك سري حركات اعتراضي داشتند نسبت به كشتارها و ستمگري هايي كه عمّال حكومت داشتند، به ويژه در ايران. ايران در آن زمان، ثقل حكومت اسلامي بود و از شورش هاي ايرانيان مي ترسيدند و عواملي كه عمدتاً موجب سقوط بني أميه شد، سپاه ايران بود؛ أبو مسلم خراساني و ديگران. لذا مأمون مي خواست مأمون با آوردن امام رضا (عليه السلام) به داخل ايران، ايرانيان را نسبت به حكومت، خوشبين كند و از اين اعتراضاتي كه نسبت به حاكمان قبل بود كه كشتارها و شكنجه ها مي كردند، بكاهد.

نكته چهارم

نكته اي كه شايد عجيب و ظريف و جالب باشد، بودن امام رضا (عليه السلام) در مدينه منوره است.. مأمون به خوبي مي داند كه ائمه (عليهم السلام) علوم شان به معدن وحي مرتبط است و اينها در نشر معارف اسلامي، اگر فرصتي پيدا كنند، مانند جد بزرگوارشان امام صادق (عليه السلام)، يك دانشگاه بزرگ تر از دوران امام صادق (عليه السلام) در مدينه تشكيل مي دهد و هزاران شاگرد در اين مكتب و دانشگاه تربيت مي كند. لذا مأمون، امام رضا (عليه السلام) را به درون حكومت و داخل كاخ سلطنتي آورد تا آن تحرّك فرهنگي امام رضا (عليه السلام) محدود شود و ارتباط علمي و فرهنگي شيعيان و غير شيعيان با امام رضا (عليه السلام)، تحت كنترل و مراقبت خود مأمون باشد و رفت و آمدها و نشست و برخاست ها با امام رضا (عليه السلام)، كاملا تحت كنترل خود مأمون باشد.

نكته پنجم

مأمون مي خواست با اين كارش، امام رضا (عليه السلام) به درون كاخ سلطنتي بياورد و در آنجا، مناظرات و گفت و گو هاي علمي داشته باشد و ديگران احساس كنند او طرفدار علم و قرآن و مذهب است تا بتواند آن آبروي از دست رفته توسط پدرش و ديگر خلفاء عباسي را برگرداند.

شايد علل ديگري هم باشد، ولي با توجه به سؤالات بعدي و دريافت سؤالات بيشتر از بينندگان، به همين اندازه اكتفاء مي كنم.

* * * * * * *

آقاي محسني

عكس العمل امام رضا (عليه السلام) نسبت به پيشنهاد ولايتعهدي چگونه بود؟

استاد حسيني قزويني

اين را بينندگان عزيز خوب دقت كنند؛ مخصوصا كساني كه دنبال ايراد و اشكال هستند كه اگر امام رضا (عليه السلام)، به حق بود و امام منصوص و منصوب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود، چرا ولايتعهدي يك آدم ظالم را پذيرفت؟

وقتي مأمون مي آيد ولايتعهدي را به امام رضا (عليه السلام) پيشنهاد مي كند، در ابتداء مي گويد: «من تصميم گرفتم خلافت را به تو واگذار كنم». امام رضا (عليه السلام) در اينجا، يك جواب خيلي محكم و دندان شكني مي دهد، به طوري كه الآن در طول اين ١٢٠٠ و اندي سال، اين سخن امام رضا (عليه السلام) در بستر و فضاي تاريخ مي درخشد. امام رضا (عليه السلام) فرمود:

مأمون! اگر اين خلافت براي توست و تو خليفه به حق هستي و خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هستي و اين خلعت خلافت را خداوند بر تن تو كرده است، تو هم چنين حقي نداري كه اين خلافت را به ديگران واگذار كني و اگر اين خلافت براي تو نيست و آن را غصب كرده اي، چطور آن را واگذار مي كني؟

چقدر زيباست!

وقتي اين تعبير را امام رضا (عليه السلام) به مأمون فرمود، مأمون برآشفت و خيلي عصباني شد و شروع كرد به تندي كردن با امام رضا (عليه السلام) و گفت:

به خدا قسم! بايد ولايتعهدي را بپذيري، وگرنه تو را مجبور مي كنم و اگر آنچه من مي خواهم، انجام دادي، در امان هستي، وگرنه گردنت را خواهم زد.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٤٩، ص٢٨

ببينيد! امام رضا (عليه السلام) در محصور قرار مي گيرد و مجبور مي شود تا آن را بپذيرد. همان طور كه جدّ بزرگورارش امام حسن (عليه السلام) و أمير المؤمنين (عليه السلام) و جد بزرگوارش پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در رابطه با حديبيه، مجبور مي شود مسئله اي را قبول كند كه خلاف نظر خودش است.

جالب اين است كه اين پذيرش توسط امام رضا (عليه السلام)، شبيه قضيه اي است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) مي خواهد بعد از قتل عثمان، خلافت را بپذيرد. مردم إصرار مي كنند و أمير المؤمنين (عليه السلام) نمي خواهد زير بار برود و مي گويد:

دعوني و التمسوا غيري.

مرا رها كنيد و دنبال كسي ديگر برويد.

چون در طول اين ٢٥ سال، تحولات زيادي انجام شده است و اگر أمير المؤمنين (عليه السلام) بيايد اين تحولات و تغييرات را إمضاء بكند، در حقيقت، يك سري سنت هاي نادرست و موارد خلاف سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را إمضاء كرده است. لذا أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد شما كه در اين ٢٥ سال سراغ من نيامديد و خودتان رفتيد، برويد و دنبال من نياييد. لذا مردم إصرار مي كنند كه ما مي خواهيم بر اساس كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و سيره شيخين، خلافت را قبول كني. أمير المؤمنين (عليه السلام) هم مي فرمايد: «اگر سيره شيخين باطل بود، من آنها را انجام بدهم؟». تا اين كه أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد: «اگر من خلافت را بپذيرمة به آن گونه اي كه خودم تشخيص بدهم، عمل مي كنم و نه كاري به شيخين داريم و نه به آراء شما». يعني من نظر خودم را در امور خلافت انجام مي دهم و نظر شما صحابه كه اينجا جمع شده ايد، به هيچ وجه من به نظر شما در اين حكومت، ارزشي قائل نيستم. لذا مي بينيم كه وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) اين خلافت را پذيرفت، شورش ها، يكي پس از ديگري شروع شد.

در اينجا هم آقا علي بن موسي الرضا (عليه السلام)، اول نمي پذيرد. بعد شروع مي كند به پذيرفتن اين قضايا و يك سري شرايطي را هم پيشنهاد مي كند و بعد از آن قضايا، اجباراً اين مسئله را مي پذيرد و با اين كار، پرده از روي گرگ درنده اي به نام مأمون كه لباس ميش پوشيده، برمي دارد و براي مردم معرفي مي كند.

* * * * * * *

آقاي محسني

وقتي مأمون، امام رضا (عليه السلام) را در اين تنگنا قرار مي دهد و مي خواهد مردم را مجبور به قبول ولايتعهدي بكند، بايد آن عمق حكومت را ديد كه چه شده است كه مأمون تحت فشار است و بايد امام رضا (عليه السلام) اين ولايتعهدي را قبول بكند تا بتواند از آن تنگنا و فشار خارج شود.

سؤال ما اين است كه يك عهدنامه اي ميان امام رضا (عليه السلام) و مأمون ردّ و بدل و إمضاء شد. لطفا به مفادّ اين عهدنامه اشاره اي بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

اگر بخواهيم مفاد اين عهدنامه را بيان كنيد، يكي دو جلسه طول مي كشد، لذا به بعضي از نكات حساس اشاره مي كنم:

أولاً:

امام رضا (عليه السلام) در اين عهدنامه اي كه مي نويسد و تائيد و إمضاء مي كند، با واژه:

الله يعلم خائنة الأعين و ما تخفي الصدور.

خداوند از خيانت چشم ها و نهاني دل ها آگاه است

آغاز مي كند و مي خواهد به اين وسيله اعلام كند: «آن مقاصد شومي را كه تو داري، خدا آگاه است». يعني امام رضا (عليه السلام) از همين جا، اولين تير را به هدف مي زند. يعني همه بدانند كه زير اين كاسه، نيم كاسه اي هست و پشت اين پرده، توطئه هايي در كار است.

ثانياً:

حضرت در اين عهدنامه، مظالم گذشته به أهل بيت (عليهم السلام) و حقانيت آنان را كه به تاراج رفته، اشاره مي كند.

ثالثاً:

امام رضا (عليه السلام) مي فرمايد:

خوفا علي شتات الدين و اضطراب حبل المسلمين.

امام رضا (عليه السلام) احساس مي كند كه اگر در اينجا، اين عهدنامه صورت بگيرد و حضرت وارد تشكيلات حكومتي بشود، اين كشتارهايي كه هست، برچيده مي شود. چون اينها تصميم گرفته اند هزاران و ميليون ها انسان را بكشند، ولي به حكومت شان ادامه بدهند. از طرفي هم اين شورش ها، رهبري واحد ندارند و اگر رهبر و هدف و شعار واحدي داشتند، در فرصت كوتاهي، حكومت بني عباس را واژگون مي كردند. اين شورش ها، توسط افراد مختلف و با نيّات مختلف، در گوشه و كنار حكومت اسلامي كه در آن زمان، يك سوم كره زمين در سيطره حكومت اسلامي بود، از اروپا و اسپانيا گرفته تا شبه قاره هند، انجام مي شد. پدر مأمون، هارون، روزي جلوي كاخ خود كه ابرها در حال غرّش بودند، با حالت مغرورانه گفت: «اي ابر! چرا غرّش مي كني؟ هر كجا كه بباري، فراتر از حكومت من نمي تواني بباري». لذا حكومت اسلامي در آن زمان، محدوده بسيار وسيعي از كره زمين را فرا گرفته بود. با اين وضع، امام رضا (عليه السلام) وقتي مي بيند اين انقلاب ها و شورش ها، رهبران متعدد و اهداف و نيّات مختلف دارد و جز كشته شدند مسلمانان، چيز ديگري ندارد، مي فرمايد:

خوفا علي شتات الدين و اضطراب حبل المسلمين.

وقتي اين گونه مي شود، مردم هم در دين شان شبهه مي كنند كه اينهايي كه به نام دين و أهل بيت (عليهم السلام) و امام حسين (عليه السلام) و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، بر گرده مردم سوار شدند و آنها كه خود را خويشان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي دانستند و از قريش بودند و آمدند بر گرده مردم سوار شدند و كشتار انجام دادند، پس معلوم مي شود كه دين، بازيچه است. لذا امام رضا (عليه السلام) با اين كار، هم جلوي تشويش اذهان مردم را نسبت به دين مي گيرد و هم جلوي تفرقه و كشتار را مي گيرد.

رابعاً:

امام رضا (عليه السلام) مي فرمايد:

من اين ولايتعهدي را مي پذيرم،:

إن بقيت بعده.

اگر بعد از مأمون زنده بودم.

يعني در حقيقت مي خواهد بفرمايد: «اي مردم! من اين را پذيرفتم، ولي مرا نمي گذارند تا بعد از مرگ مأمون زنده بمانم» و يك اشاره اي به شهادت خودش مي كند و در پايان مي فرمايد: «اگر بنا باشد كه ولايتعهدي را بپذيرم، عملكرد من بر اساس اطاعت از خدا و رسول خدا (صلي الله عليه و آله) است و خارج از آن، كاري را انجام نمي دهم». يعني وقتي وارد حكومت شدم، كسي نيستم كه تحت تأثير مأمون قرار بگيرم و به من أمر و نهي بكند و كسي كه به من أمر و نهي مي كند، خداوند و رسولش هستند.

اين چكيده اي بود از عهدنامه اي كه ميان امام رضا (عليه السلام) و مأمون بود.

امام رضا (عليه السلام) در اين عهدنامه مي فرمايد:

من وارد عزل و نصب ها نمي شوم و در نمازهاي عمومي شركت نمي كنم.

اين مسائل هم در عهدنامه آمده است و من فقط خواستم نكات مهمي را براي اذهان عمومي و جوانان اشاره كرده باشم.

* * * * * * *

آقاي محسني

شما در صحبت هاي خود فرموديد كه مأمون، براي اين ولايتعهدي امام رضا (عليه السلام)، يك سري اهداف داشت و يكي از آنها اين بود كه مي خواست يك جلوه علمي را هم نشان بدهد. وقتي امام رضا (عليه السلام) وارد ايران شدند، مأمون، يك سري برنامه هاي فرهنگي را تدارك ديد و آن هم مناظراتي بود كه با أديان و مذاهب مختلف برگزار شد. هدف مأمون از اين كارها چه بود؟

استاد حسيني قزويني

بينندگان عزيز خوب دقت كنند. بعضي ها شايد تصور بكنند كه هدف مأمون از آوردن امام رضا (عليه السلام) و تشكيل كرسي گفت و گو و مناظره در درون حكومت، خدمت به علم بود. بايد بگوييم كه شايد مأمون مي خواست اين را به عوام مردم تلقين كند كه من طرفدار علم و مذهب و گفت و گوي علمي هستم، ولي آنچه كه محرز است و از لابه لاي مناظراتي كه انجام گرفته، ديده مي شود و ما هم در كتاب موسوعة الإمام الرضا (عليه السلام) آورده ايم، ظاهر قضيه و آنچه كه ما از اين مناظرات مي فهميم، اين است كه امام رضا (عليه السلام) را به آنجا مي آورد و مي خواهد با شخصيت هاي برجسته اي از أهل سنت، شخصيت هاي برجسته اي از مسيحيت و أهل كتاب، حتي برخي از ملحدين و زنادقه كه در جدل و مراء، استاد هستند را بياورد تا به امام رضا (عليه السلام) جسارت كنند و حضرت هم نتواند جواب بدهد و آن موقعيت علمي و وجهه مقدس امام رضا (عليه السلام) در نزد اذهان عمومي خدشه دار شود و باعث شود محبوبيت امام حضرت در ميان مردم، كاهش پيدا كند؛ هدف مأمون اين بود. ولي نتيجه چه شد؟ إن شاء ا... اگر فرصتي شود، در يكي از بحث هاي مان، خود بنده يا يكي از دوستان مان از موسسه، بياييم اين مناظرات امام رضا (عليه السلام) را به نمايش بگذاريم و دنيا بداند و آقايان أهل سنت و وهابيت بدانند كه امام رضا (عليه السلام) كه اگر آمد از آن فرصت طلايي كوتاه استفاده كرد، چه كرد؟ وقتي اينها يهودي و مسيحي و مجوسي و صائبي مي آورند، امام رضا (عليه السلام) با تك تك اينها، با كتاب خودشان و با لغات خودشان مناظره مي كنند. خيلي عجيب است! جالب اين است كه وقتي حضرت مي آيد با كشيش مسيحي بحث مي كند، از خود انجيل بحث مي كند و آدرس دقيق بخش و صفحه را مي دهد و اقرار به صحت آن مي گيرد و وقتي با يهودي بحث مي كند، از خود تورات بحث مي كند و آدرس دقيق بخش و صفحه را مي دهد اعتراف مي گيرد و بعد از اعتراف گرفتن، آنها راه گريز ندارند. جالب اين است كه بعضي از استوانه هاي علمي جامعه مادي گرا، مانند عمران صائبي كه يك وزنه اي بود در آن عصر و آوازه اش، سراسر حكومت اسلامي و غير اسلامي را گرفته بود، ايشان كه در فنّ خطابه، متبحر و متخصص بود، به هواي اين كه حضرت را مغلوب كند، با امام رضا (عليه السلام) در علم كلام بحث مي كند و در همان جلسه، به حقانيت اسلام اعتراف مي كند و در همان مجلس، به دست امام رضا (عليه السلام) اسلام مي آورد. اين قضيه در ميان مردم پيچيد و مأمون احساس كرد با اين كار خود، نه تنها محبوبيت امام رضا (عليه السلام) در ميان مردم كاسته نشد، بلكه محبوبيت آن حضرت، حتي در نزد مشركين و يهوديان و مسيحيان افزوده شد و باعث شد تعداد انبوهي از مسيحيان و يهوديان و صائبي ها به طرف اسلام كشيده شوند و به دست امام رضا (عليه السلام) مسلمان شوند. لذا آن نيّت شوم و پليد و خبيث مأمون، مبني بر مسموم كردن امام رضا (عليه السلام) روشن مي شود و اين وضعيت براي مأمون، قابل تحمل نبود و تصميم بر حذف حضرت از جامعه مي گيرد و وقتي حضرت را حذف كرد، متوسل به تزوير و فريب كاري و تبرئه خويش شد و سينه چاك كرد و لباس سياه پوشيد و او را در كنار قبر پدرش دفن كرد و خواست با اين كارش، پوششي بر روي جناياتش بگذارد؛ ولي از آنجايي كه: «چراغي را كه ايزد برفروزد، هر آن كس پف كند، هم ريشش و هم ريشه اش بسوزد»، الآن سالانه، ميليون انسان مسلمان و شيعه و سني و مسيحي به زيارت قبر امام رضا (عليه السلام) مي آيند و در همان جا هم لعن نثار هارون مي كنند. يعني آنهايي كه متوجه مي شوند قبر هارون هم در آنجاست، از كنار قبر او با لعن و نفرين ردّ مي شوند و نسبت به امام رضا (عليه السلام) با تعظيم و توقير و احترام كامل برخورد مي كنند.

* * * * * * *

آقاي محسني

اين مناظرات زياد است و طولاني. در بعضي از مناظرات كه نگاه مي كنيم، اشاره به أمر خلافت بعد از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) شده است و خواستند اثبات و طرفداري بكنند و امام رضا (عليه السلام) هم به آنها جواب هاي مستدلّ و قوي داده است. اشاراتي در اين مورد و درباره خلافت و عدم شايستگي خلفاء بعد از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) براي ما توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

من اين را بارها در صحبت هايم عرض كرده ام فرصتي كه براي امام رضا (عليه السلام) فراهم شد، براي هيچ يك از ائمه (عليهم السلام)، اين فرصت فراهم نبود. يعني بيايد در درون تشكيلات حكومتي كه طرفدار أهل سنت است و آزادي بيان ويژه اي به عنوان ولايتعهدي دارد و كسي نمي تواند به او بگويد كه بالاي چشمت، ابروست، لذا در مناظراتش، نسبت به حقانيت أمير المؤمنين (عليه السلام) و اثبات عدم حقانيت خلافت خليفه اول و خليفه دوم، آقاي أبو بكر و عمر، با صراحت و بدون توهين و فحش و ناسزا، به صورت خيلي زيبا و عالي، بحث علمي و قرآن و عقلي مي كند و با دلايل، حق را با أمير المؤمنين (عليه السلام) مي داند و أبو بكر و عمر را باطل مي داند و اثبات مي كند كه آنها نمي توانستند خلافت را عهده دار شوند. در ميان ائمه (عليهم السلام)، فقط امام رضا (عليه السلام) است كه با صراحت و آزادي بيان، اين مسائل را خيلي شفاف و روشن بيان مي كند. مثلا در يكي از اين جلسات، مأمون، يحيي بن ضحاك سمرقندي كه از شخصيت هاي برجسته و پرآوازه أهل سنت و يك عالم حكومتي هم هست را در برابر امام رضا (عليه السلام) قرار مي دهد و يك كرسي گفت و گوي علمي و مناظره درست مي كند. اين مناظره طولاني است و من مقداري از آن را عرض مي كنم:

وقتي امام رضا (عليه السلام) در برابر يحيي بن ضحاك سمرقندي قرار مي گيرد، يكي از فنون مناظره اين است كه اگر طرف مقابل سؤال مي كند و شما جواب مي دهيد، طوري باشيد كه شما هم سؤال كنيد و او جواب بدهد. بينندگان عزيز و جوانان ما كه در بحث مناظره و گفت و گو مي روند، اين را به ياد داشته باشند كه اگر با يك عالم سني يا وهابي، مسيحي، يهودي و كمونيست بحث مي كنيد، اگر قرار باشد كه او سؤال كند و شما جواب بدهيد، نتيجه اي نخواهد داشت؛ چون او سؤالات زيادي دارد و اگر شما در سنگر دفاع قرار بگيريد، هيچ نتيجه اي نخواهد داشت. يكي از فنون مناظره كه خودمان هم به تجربه درك كرده ايم و خودم هم در بحث هايم ملتزم به رعايت آن هستم، اين است كه اگر طرف مقابل، چند سؤال كرد، به او مي گويم كه حالا نوبت سؤال كردن من است؛ شما وقتي سؤال مرا جواب دادي، من هم سؤالات بعدي شما را جواب مي دهم. لذا امام رضا (عليه السلام) از اين فنّ و آداب مناظره استفاده مي كند و سؤالاتي را كه يحيي بن ضحاك مطرح مي كند، امام رضا (عليه السلام) بلا فاصله جواب مي دهد و سپس سؤال مي كند و مي فرمايد:

يا يحيي! ما تقول في رجل إدعي الصدق لنفسه و كذب الصادقين؟ أيكون صادقا محقا في دينه أم كاذبا؟ فلم يحر جوابا ساعة، فقال المأمون: أجبه يا يحيي! فقال: قطعني يا أمير المؤمنين، فالتفت إلي الرضا (عليه السلام) فقال: ما هذه المسألة التي أقر يحيي بالإنقطاع فيها؟ فقال (عليه السلام): إن زعم يحيي أنه صدق الصادقين، فلا إمامة لمن شهد بالعجز علي نفسه، فقال علي منبر الرسول: «وليتكم و لست بخيركم» و الأمير خير من الرعية.

اي يحيي! نظرت چيست در مورد فردي [أبو بكر] كه ادعاي راستگويي براي خودش مي كند و صادقين و راستگويان را تكذيب بكند؟ آيا تو او [أبو بكر] را صادق و مُحقّ در دين مي داني يا كاذب مي داني؟ مدتي گذشت و يحيي بن ضحاك، جوابي نداشت. مأمون گفت: اي يحيي! چرا جوابي نمي دهي؟ يحيي گفت: امام رضا (عليه السلام) با اين سؤالش، تمام درها را به روي من بست و من جوابي ندارم. مأمون رو به امام رضا (عليه السلام) كرد و گفت: من متوجه سؤال شما نشدم، به يحيي چه گفتي كه در جوابش ماند؟ حضرت فرمود: اگر يحيي گمان مي كند كه تصديق مي كند انسان هاي صادق را، پس كسي [أبو بكر] كه شهادت عليه خودش داده و اعتراف كرده به عجر خودش، لايق امامت نيست. ايشان [أبو بكر] بر منبر پيامبر رفت و گفت: «من ولي شما هستم، ولي بهتر از شما نيستم»، در حالي كه امير و خليفه بايد بهتر از مردم باشد.

يحيي بن ضحاك فهميد كه منظور امام رضا (عليه السلام) چيست؟

چون اگر در ميان رعيت، افراد خوبي باشند و افراد غير خوب بيايند و در مَسند أمر قرار بگيرند. چون كسي كه مي خواهد در مسند أمر قرار بگيرد، بايد در ميان مردم، از نظر علم، شجاعت، قدرت، سخاوت و عدالت و غيره، سرآمد جامعه باشد و اگر بنا باشد كه سرآمد جامعه نباشد، مردم نمي توانند از او حرف شنوي داشته باشند. خود أبو بكر، اعتراف به عجز و نقص مي كند.

امام رضا (عليه السلام) در ادامه مي فرمايد:

و إن زعم يحيي أنه صدق الصادقين، فلا إمامة لمن أقر علي نفسه علي منبر الرسول الله (صلي الله عليه و آله): «إن لي شيطانا يعتريني» و الامام لا يكون فيه شيطان.

اگر يحيي گمان مي كند كه تصديق مي كند انسان هاي صادق را، پس كسي [أبو بكر] كه شهادت عليه خودش داده و اعتراف كرده بر بالاي منبر پيامبر و مي گويد: «من [أبو بكر] يك شيطاني دارم كه مرا وسوسه مي كند»، لايق امامت نيست؛ زيرا امام بايد معصوم باشد و شيطاني در وجود او نباشد.

خود ايشان اعتراف مي كند كه شيطان، او را گمراه مي كند. قرآن مي فرمايد:

أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَي الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَي

سوره يونس/آيه٣٥

امام رضا (عليه السلام) در ادامه مي فرمايد:

و إن زعم يحيي أنه صدق الصادقين، فلا إمامة لمن أقر عليه صاحبه، فقال: «كانت إمامة أبي بكر فلتة، وقي الله شرها، فمن عاد إلي مثلها فاقتلوه».

اگر يحيي گمان مي كند كه تصديق مي كند انسان هاي صادق را، پس كسي [أبو بكر] كه دوستش شهادت عليه او داده و اعتراف كرده و مي گويد: «امامت أبو بكر، كاري اتفاقي و سراسر شرّ و بدون مشورت و تدبير و خداوند ما را از شرّش حفظ كرد و اگر كسي خواست مانند او [أبو بكر] به خلافت برسد، او را بكشيد»، لايق امامت نيست.

چطور شد كه خلافت آقاي أبو بكر، «وقي الله شرها» بود، ولي اگر كسي بخواهد مانند أبو بكر به خلافت برسد، مستحق قتل است؟

جالب اين است:

فصاح المأمون عليهم، فتفرقوا. ثم إلتفت إلي بني هاشم، فقال لهم: ألم أقل لكم أن لا تفاتحوه و لا تجمعوا عليه؟ فإن هؤلاء علمهم من علم رسول الله (صلي الله عليه و آله).

مأمون وقتي اين چنين استدلال محكم و قوي و مستند تاريخي امام رضا (عليه السلام) را ديد كه هيچ عالمي نمي تواند اين قضايا را انكار كند، بر سر آنها فرياد برآورد و آنها هم متفرق شدند. سپس رو به بني هاشم و گفت: آيا به شما نگفته بودم كه به او نزديك نشويد و دور او جمع نشويد؟ علم اينها، برگرفته از علم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است.

مناقب آل أبي طالب لإبن شهر آشوب، ج٣، ص٤٣٠ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج١٠، ص٣٤٨ ـ الإحتجاج للشيخ الطبرسي، ج٢، ص٢٣٤

البته اين طور مباحث را متأسفانه در منابع معتبر أهل سنت يا نياورده اند و يا در گذر تاريخ، از بين رفته و حذف شده است. ولي سندهايي كه ما داريم، كاملا قوي و محكم و مستدل است.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا مواردي را كه امام رضا (عليه السلام) در اين مناظره به آن استناد كرد، در كتب معتبر أهل سنت وجود دارد يا خير؟

استاد حسيني قزويني

امام رضا (عليه السلام) بحثي را مطرح كردند و به ٣ موضوع در رابطه با أبو بكر استناد كردند كه أبو بكر گفت:

 

١. وليتكم و لست بخيركم : من خليفه شما شدم، در حالي كه بهتر از شما نيستم

 

٢. إن لي شيطانا يعتريني : من شيطاني دارم كه مرا وسوسه و گمراه مي كند

و عمر هم در رابطه با أبو بكر گفت:

٣. كانت إمامة أبي بكر فلتة، وقي الله شرها، فمن عاد إلي مثلها فاقتلوه : امامت أبو بكر، اتفاقي و سراسر شرّ بود و خداوند ما را از شرّش حفظ كرد و هر كس بخواهد مانند أبو بكر به خلافت برسد، او را بكشيد

موضوع اول

نكته اولي كه امام رضا (عليه السلام) فرمود «وليتكم و لست بخيركم»، بايد بگوييم كه داستان مفصلي دارد و اولين خطبه اي كه أبو بكر بعد از تصدي خلافت، آن را بر بالاي منبر در مسجد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مطرح كرد، اين بود و آورده اند:

خطب أبو بكر فحمد الله فأثني عليه قال: أما بعد! فإني وليت أمركم و لست بخيركم.

أبو بكر خطبه خواند و خدا را حمد و ثنا كرد و گفت: مرا ولي شما كرده اند و من بهترين شما نيستم.

در روايت هم آمده است::

من تقدم علي قوم من المسلمين و هو يري أن فيهم من هو أفضل منه، فقدخان الله و رسوله و المسلمين.

اگر كسي مَسند و منصبي را در جامعه اسلامي قبول كند و بداند كه كسي بهتر از او هم هست، به خداوند و رسولش و مسلمانان خيانت كرده است.

تمهيد الأوائل و تلخيص الدلائل للباقلاني، ص٤٧٤ و ٤٨٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٥٣، ص٢٥٦ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج٦، ص٧٦ و ج١٦، ص٨٨ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٤، ص٩٢ ـ سبل السلام للكحلاني، ج٤، ص١١٧ ـ نصب الراية للزيلعي، ج٥، ص٣٧ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج١٠، ص١١٨ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٥، ص٢١١

اين خطبه أبو بكر در كتب أهل سنت و با سندهاي معتبر آمده است.

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج١١، ص٣٣٦ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج٥، ص٦٣٦ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٣، ص١٨٢ ـ الثقات لإبن حبان، ج٢، ص١٥٧ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٠، ص٣٠٢ ـ تاريخ اليعقوبي لليعقوبي، ج٢، ص١٢٧ ـ تاريخ الطبري، ج٢، ص٤٥٠ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٢، ص٣٣٢ ـ وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج٣، ص٦٦ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٥، ص٢٦٩ ـ السيرة النبوية لإبن هشام الحميري، ج٤، ص١٠٧٥ ـ السيرة النبوية لإبن كثير، ج٤، ص٤٩٣ ـ السيرة الحلبية، ج٣، ص٤٨٣ ـ تخريج الأحاديث و الآثار للزيلعي، ج٢، ص٤٠٦ ـ تأويل مختلف الحديث لإبن قتيبة الدينوري، ص١٠٩ ـ الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل للزمخشري، ج٤، ص٣٠٩ ـ تفسير الرازي، ج٢٣، ص١١٧ ـ تفسير القرطبي، ج٣، ص٢٦٢ ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج٦، ص٣٨٧

اين كه أبو بكر گفت: «فإني وليت أمركم : مرا ولي شما كرده اند»، به اين دليل است كه خلافت أبو بكر توسط بيعت خليفه دوم و أبو عبيده جراح با او بود و نه اجماعي در كار بود و نه رضايتي از انصار و مهاجرين و ما اين را قبلاً بحث كرده ايم و اينها، بحث هاي علمي است و جسارت و اهانت نيست.

وقتي آقاي أبو بكر اين را بالاي منبر مطرح مي كند، امام رضا (عليه السلام) هم مي فرمايد: «چطور ممكن كسي چنين چيزي را مطرح كند و خودش بگويد من خليفه شما هستم؟».

موضوع دوم

موضوع دومي كه امام رضا (عليه السلام) فرمود، اين بود كه أبو بكر گفت: «إن لي شيطانا يعتريني : من شيطاني دارم كه مرا وسوسه و گمراه مي كند» و امام هم نبايد اسير شيطان باشد. خود جناب آقاي عبد الرزاق صنعاني (متوفاي ٢١١ هجري و استاد آقاي بخاري) با سند صحيح نقل مي كند كه أبو بكر آمد بالاي منبر و در ميان مردم، خطبه اي خواند و گفت:

و لوددت لو أن فيكم من يكفيني، فتظنون أني أعمل فيكم سنة رسول الله صلي الله عليه و سلم، إذا لا أقوم لها، إن رسول الله صلي الله عليه و سلم كان يعصم بالوحي و كان معه ملك و إن لي شيطانا يعتريني ... .

من دوست داشتم كه در ميان شما كسي بود كه اين مسئوليت را مي پذيرفت و من از خلافت معاف مي شدم. آيا تصور مي كنيد من مي خواهم به سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) عمل كنم؟ من توانايي پياده كردن سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را ندارم؛ زيرا پيامبر (صلي الله عليه و سلم) توسط وحي، معصوم بوده و اشتباه و گناه نمي كرد و با او، مَلَكي بوده كه او را محافظت مي كرد، ولي همراه من، شيطاني است كه متعرض من مي شود. لذا اگر ديديد من عصباني شده ام، از من دوري كنيد ... .

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج١١، ص٣٣٦ ـ تخريج الأحاديث و الآثار للزيلعي، ج١، ص٤٨٢ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج٥، ص٥٩٠ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٣، ص٢١٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٠، ص٣٠٣ ـ تاريخ الطبري، ج٢، ص٤٦٠ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٦، ص٣٣٤ ـ الإمامة و السياسة لإبن قتيبه دينوري، تحقيق الزيني، ج١، ص٢٢

جالب اين است كه آقاي إبن تيميه حراني، ليدر وهابي ها، وقتي به اين روايت مي رسد، مي گويد:

أن المأثور عنه قال: إن لي شيطانا يعتريني.

آنچه كه از أبو بكر ثابت شده است، اين است كه گفت: من يك شيطاني دارم كه متعرض من مي شود.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٨، ص٢٦٦

موضوع سوم

موضوع سومي كه امام رضا (عليه السلام) مطرح كرد، اين بود كه رفيق أبو بكر گفت: «كانت إمامة أبي بكر فلتة، وقي الله شرها، فمن عاد إلي مثلها فاقتلوه : امامت أبو بكر، اتفاقي و سراسر شرّ بود و خداوند ما را از شرّش حفظ كرد و هر كس بخواهد مانند أبو بكر به خلافت برسد، او را بكشيد» و اين روايت در صحيح بخاري، جلد ٨، صفحه ٢٦، حديث ٦٨٣٠، كتاب الحدود، باب رجم الحبلي آمده است:

كانت بيعة أبي بكر فلتة و تمت إلا و أنها قد كانت كذلك و لكن الله وقي شرها ... .

بيعت أبو بكر، اتفاقي و بدون مشورت و بدون حساب بود و تمام شد رفت و ... ولي خداوند ما را از شرش حفظ كرد ... .

به قول يكي از علماء بزرگ سوريه، آقاي انطاكي (كه بعد از شيعه شدنش، مشكلات زيادي براي ايشان ايجاد كردند و وضع زندگي اش به قدري ناميزان بود كه حضرت آيت ا... العظمي بروجردي (ره) براي ايشان شهريه مختصري قرار داده بودند):

لا والله! ما وقي الله شرها، بل ما زال شررها يلتهب و ضررها مستمر إلي الأبد.

نه تنها شرّ خلافت أبو بكر حفظ نشد، بلكه اين شرش تا ابد، دامنگير جامعه اسلامي است.

لماذا اخترت مذهب أهل البيت للشيخ محمد مرعي الأنطاكي، ص٤١٤

چون اگر أمير المؤمنين (عليه السلام) خليفه منصوب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود، اين همه اختلاف و مذاهب حنفي و مالكي و حنبلي و شافعي و زيدي و شيعي و وهابي نبود.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) از لفظ و عنوان «بضعة مني» در دو مورد استفاده كردند؛ يكي در مورد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و يكي هم در مورد امام رضا (عليه السلام). لطفا در اين رابطه توضيحاتي را مطرح بفرماييد.

جواب:

بله، در صحيح بخاري آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

فاطمة بضعة مني فمن أغضبها أغضبني.

صحيح بخاري، ج٤، ص٢١٠ و ٢١٩ و ج٦، ص١٥٨

نسبت به امام رضا (عليه السلام) هم فرمودند:

سيدفن بضعة مني بأرض خراسان، لا يزورها مؤمن إلا أوجب الله عز وجل له الجنة و حرم جسده علي النار.

پاره اي از تن من در خراسان دفن مي شود و هر مومني كه او را زيارت كند، خداوند بهشت را بر او واجب مي گرداند و آتش جهنم را بر تن او حرام مي گرداند.

عيون أخبار الرضا للشيخ الصدوق، ج١، ص٢٨٦ ـ الأمالي للشيخ الصدوق، ص١١٩ ـ من لا يحضره الفقيه للشيخ الصدوق، ج٢، ص٥٨٥ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٤٩، ص٢٨٤

* * * * * * *

سؤال:

١. اخيرا تلويزيون هاي وهابي شبهه اي مطرح كرده اند در مورد اين آيه:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَ بَنَاتِكَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَي أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ

سوره أحزاب/آيه٥٩

كه: « وَ بَنَاتِكَ ٢ معنا دارد: يكي اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بيش از ٢ دختر داشت و ديگري اين كه چون گفته است حجاب را رعايت كنند، اين مانع از عصمت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است».

٢. هم چنين گفته اند: «حضرت علي (عليه السلام) در داخل كعبه به دنيا آمده است، در كعبه، بت بوده است و اين ضرري به شخصيت ايشان است».

٣. در مورد آيه ولايت هم گفته اند: «در كتاب هاي أهل سنت آمده است كه اين كه اين آيه در مورد حضرت علي (عليه السلام) است، ساختگي است و شيعيان، كلمه «ساختگي بودن» را نمي آورند».

جواب:

١. در اينجا، بحث بر اين نيست كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دختري داشته است يا خير، بلكه بحث كلي است. يعني وقتي بحث حجاب مي شود، همه، حتي زنان و دختران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، چه دختري داشته باشد و يا نداشته باشد، و هم چنين زنان مؤمنين واجب است كه حجاب داشته باشند. در اين آيه شريفه، نه اهانتي است و نه غيره. وقتي حكمي از طرف خداوند نيامده، چرا بايد عملي، خلاف باشد. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، قبل از آن كه حكم بيايد به طرف مكه نماز بخوانيد، به طرف مسجد الأقصي و بيت المقدس نماز مي خواندند. وقتي حكم مي آيد، معنايش اين نيست كه پس دختران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بي حجاب بودند و خداوند در اين آيه، تذكر داده است؛ خير، يكي حكم شرعي است كه شما بعد از اين موظف هستيد اين كار را بكنيد. تا قبل از آمدن اين حكم، تكليفي در كار نبود تا بخواهيد بگوييد عصمت هست يا نيست.

٢. ما اين را بارها جواب داده ايم و من نمي دانم درباره اين شبكه، ما چه تعبيري را به كار ببريم و ما فقط همان تعبير آقا امام زين العابدين را عرض مي كنيم:

الحمد الله الذي جعل أعداءنا من الحمقاء.

خدا را شكر كه دشمنان ما را از احمق ها قرار داد.

اين شخصي كه مي گويد: «كعبه اي كه درونش ٣٦٠ بت بود، ارزشي نداشت»، آقاي بزرگوار! آقاي محترم! آقاي كارشناس! آيا مي فهمي با اين سخن، به خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت مي كني؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مادامي كه در مكه بود، رو به همين كعبه نماز مي خواند. پس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مقابل خانه اي كه پر از بت بود، نماز مي خواند؟! وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به مدينه آمد، چند سال قبل از فتح مكه، خداوند مي فرمايد:

وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ حَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ

سوره بقره/آيه١٥٠

پس خداوند هم به تمام مسلمانان دستور داده روبه روي خانه اي كه پر از بت است، نماز بخوانند! من نمي دانم اين آقايان، عقل و شعورشان را چه كار كرده اند؟ اگر نماز خواندن به طرف بيت الله الحرام، فضيلت است، ولادت هم در درون اين كعبه، فضيلت است. اگر فضيلت نيست، چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به طرف آن نماز مي خواند؟ چرا خداوند دستور مي دهد به طرف آن نماز بخوانيم؟ آيا خداوند نمي داند در درون آن كعبه، پر از بت است؟! اين بت ها را پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در سال ٨ هجري، در سال فتح مكه به أمير المؤمنين (عليه السلام) دستور داد تا كعبه را از آن بت ها خالي كند. همان تعبير امام سجاد (عليه السلام) براي اينها كفايت مي كند:

الحمد الله الذي جعل أعداءنا من الحمقاء.

خدا را شكر كه دشمنان ما را از احمق ها قرار داد.

٣. آن شخصي كه مي گويد: «ذهبي در رابطه با آيه ولايت گفته است اين موضوع و جعلي است و فلاني [استاد حسيني قزويني] موضوعش را نمي آورد»، ما اصلا در رابطه با آيه ولايت، از ذهبي حرفي را نقل نكرده ايم. ما اين را از الدر المنثور سيوطي، جلد ٢، صفحه ٢٩٣ و تفسير القرطبي، جلد ٦، صفحه ٢٢١ و أحكام القرآن جصاص، جلد ٢، صفحه ٥٧٧ و تفسير طبري، جلد ٦، صفحه ٣٨٩ نقل كرديم كه اينها، قضيه آيه ولايت و انگشتر دادن به سائل را نقل كرده اند. از طرفي هم بزرگان أهل سنت مانند تفتازاني و قاضي عضد الدين إيجي مي گويند:

و أجمع ائمة التفسير علي أن هذه الآية نزلت في علي، حين أعطي خاتمه للسائل.

المواقف للإيجي، ج٣، ص٦٠١ و ٦١٤

بعضي از آقايان اين را در بعضي از شبكه ها به عنوان مسئله قطعي نقل مي كنند. آقاي عضد الدين ايجي، ٣ مطلب را از مرحوم خواجه نصير الدين طوسي (ره) نقل مي كند و ٢ تا را جواب مي دهد و مطلب سوم را كه همين عبارت است كه گفتيم، نقل مي كند و جواب نمي دهد. چون جواب نمي دهد، ما اين را تلقّي به قبول مي كنيم. اگر آقاي عضد الدين إيجي و آقاي تفتازاني و ديگران، اين را قبول نداشتند، بايد جواب مي دادند. بالاتر از اينها، آقاي آلوسي كه از استوانه هاي علمي وهابي هاست، در كتاب تفسير روح المعاني، جلد ٦، صفحه ١٦٧ مي گويد:

و غالب الأخباريين علي أنها نزلت في علي كرم الله تعالي وجهه.

غالب اخباريين و محدثين و بر اين عقيده هستند كه اين آيه در مورد علي (كرم الله تعالي وجهه) نازل شده است.

* * * * * * *

سؤال:

١. در بحث أمر الله و أمرهم، آيا خلفاء اين حق را داشتند كه در «وَ أَمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ» در أمر الله دخالت كنند و أمر خدا را أمر خودشان حساب كنند؟

٢. در مورد صلاح الدين ايوبي، برادران كرد مي گويند كه قهرمان است. ما خدمات ايشان را قبول داريم، ولي اين شيعه كشي و نسل كشي ايشان را در مصر توضيح بدهيد.

٣. اگر در جنگ جمل، صحابه و عايشه پيروز مي شدند بر حضرت علي (عليه السلام)، با جنازه مطهر حضرت علي (عليه السلام) چه كار مي كردند؟ آيا همان سرنوشت محمد بن أبو بكر بود يا نه؟

جواب:

١. إن شاء ا... روزي پرونده شورا را باز خواهيم كرد و پنبه اش را خواهيم زد. در اين آيه، در مورد امور مردم، توصيه به شورا شده است، نه أمر الله كه همان خلافت باشد؛ چون قرآن مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً

سوره بقره/آيه٣٠

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره/آيه١٢٤

جعل امامت و خلافت، أمر الله است، نه أمر الناس. اگر مثلا مي خواهند شوراي شهر تشكيل بدهند و در امور شهري و اجتماعي تصميم بگيرند، مي توانند مشورت بكنند.

٢. در اين كه صلاح الدين ايوبي، نسل كشي كردند و هزاران شيعه را قتل عام كردند، بحثي است كه قابل فراموش نيست و اين يك لكّه ننگي است در تاريخ اسلام كه توسط ايشان صورت گرفته است.

٣. قبر آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) تا زمان هارون مخفي بود. از امام صادق (عليه السلام) سؤال كردند: «چرا قبر أمير المؤمنين (عليه السلام) مخفي بود؟ فرمود: اگر دشمنان حضرت علي (عليه السلام) مي دانستند قبر ايشان كجاست، جنازه اش را از قبر خارج مي كردند و آتش مي زدند». حالا كه پيروز هم نشدند، باز هم مي خواستند اين كار را بكنند.

* * * * * * *

سؤال:

١. وقتي مأمون، امام رضا (عليه السلام) را ولايتعهد خود قرار داد، وظيفه امام رضا (عليه السلام) در زمان ولايتعهدي خود چه بود؟

٢. وقتي أبو بكر بر مسند خلافت نشست، اعتراف بر بي كفايتي خود كرد. آيا خليفه دوم و خليفه سوم هم مانند أبو بكر بر بي كفايتي خود اقرار كردند يا خير؟

جواب:

١. اگر شما كتاب موسوعه امام رضا (عليه السلام) را كه در ٨ جلد نوشته ايم و روي سايت مان هم گذاشته ايم، نگاه كنيد، مشخص است كه امام رضا (عليه السلام) در مدت كوتاهي كه در مرو بودند، چه خدماتي را انجام دادند. همين مناظراتي كه ايشان در آنجا انجام دادند، بهترين خدمت به اسلام بود.

٢. بله، مفصل هم دارد. در جاهاي مختلفي گفته اند: «لولا علي، لهلك عمر» و «لولا علي، لهلك عثمان»

* * * * * * *

سؤال:

سؤال من از برادران أهل سنت است:

اينها كه اين همه دم از اسلام و مسلماني مي زنند، مگر حضرت علي (عليه السلام) را جزء خلفاء راشدين، قبول ندارند، پس چطور وقتي نام حضرت علي (عليه السلام) مي آيد، مي گويند حضرت علي رضي الله عنه، اما وقتي به معاويه مي رسند، مي گويند حضرت معاويه رضي الله عنه. مگر پسر همين معاويه نبود كه امام حسين (عليه السلام) را در كربلا شهيد كرد. شما كه امام حسين (عليه السلام) را قبول داريد، پس چطور هم به معاويه مي گويند رضي الله عنه و هم به حضرت علي (عليه السلام)؟

جواب:

ما هم حرف مان همين است. ما به احترام أهل سنت، به معاويه فحش نمي دهيم. ولي قلب هر شيعه اي از معاويه و فرزندش يزيد چركين است. به خاطر اين كه در برابر أمير المؤمنين (عليه السلام) ايستاد و ناسزا گفتن به ايشان را رسم كرد. اين چيزي كه در كتاب صحيح مسلم با سند صحيح نقل شده است:

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا، فقال: ما منعك أن تسب أبا التراب.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٠

يعني به دستور معاويه، همه، حضرت علي (عليه السلام) را سبّ مي كردند و معاويه از اين كه سعد بن أبي وقاص، حضرت علي (عليه السلام) را سبّ نمي كند، تعجب مي كند و علت را جويا مي شود. جناياتي كه معاويه در طول تاريخ كرده است، قابل فراموشي در تاريخ نيست. آقاي إبن جوزي، از علماء بزرگ أهل سنت، از حسن بصري نقل مي كند و مي گويد:

چهار خصلت و ويژگي در معاويه بود كه اگر يكي از آنها در هر انساني باشد، وارد آتش جهنم مي شود:

١. خلافت را به زور شمشير گرفت.

٢. فرزند شارب الخمر و ميمون بازي كه با خواهر و مادرش جنايت كرد را به عنوان خليفه قرار داد.

٣. زياد بن ابيه را كه فرزند شخص ديگري بود، به عنوان برادر خودش خواند.

٤. قتل حجر بن عدي و اصحابش

فيا ويلاه له من حجر و أصحاب حجر.

تاريخ الطبري، ج٤، ص٢٠٨ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٣، ص٤٨٧ ـ تاريخ أبو الفداء، ج١، ص١٨٦ ـ المحاضرات للراغب الإصفهاني، ج٢، ص٢١٤ ـ النجوم الزاهرة، ج١، ص١٤١

جالب اين است كه در تاريخ طبري، جلد ٨، صفحه ١٨٥ نقل شده:

رأي النبي (صلي الله عليه و سلم) أبا سفيان مقبلا علي حمار و معاوية يقود به و يزيد إبنه يسوق به، قال: لعن الله القائد و الراكب و السائق.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) أبو سفيان را ديد كه سوار بر الاغي است و معاويه و برادرش يزيد بن أبو سفيان (غير از يزيد بن معاويه) هم آن الاغ را مي برند و حضرت فرمود: لعنت خداوند بر كسي كه سوار بر الاغ است و بر كسي كه جلوي الاغ مي رود و بر كسي كه پشت سر الاغ مي آيد.

تذكرة الخواص للسبط إبن الجوزي، ص١١٥ ـ جمهرة الخطب، ج١، ص٤٢٨

در كتاب أنساب الأشراف بلاذري، جلد ٥، صفحه ١٣٤ نقل شده است:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نشسته بودند و فرمودند: الآن فردي از اين در مي آيد كه:

يموت علي غير ملتي، فطلع معاويه، فقال النبي (صلي الله عليه و سلم): هو هذا.

مرگش بر غير ملت من است و مسلمان نمي ميرد. پس معاويه وارد شد و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: آن مردي كه گفتم، همين معاويه است.

تاريخ الطبري، ج٨، ص١٨٦ ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص٢٦١ ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج١٥، ص١٧٦

جناب حافظ القماري، از علماء بزرگ أهل سنت اردن، مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط مسلم.

اين حديث، صحيح بنا بر شرط صحيح مسلم.

جونة العطار احمد بن صديق، ج٢، ص١٥٤

* * * * * * *

سؤال:

با توجه به مطالبي كه اخيرا در شبكه هاي مختلف، توسط وهابيت مطرح شده در مورد عايشه، در سايت موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مطالبي را از عايشه ديدم به نقل از أهل سنت و اسناد أهل سنت و اگر ما اين احاديث را در كنار گفته هاي ياسر الحبيب مي گذاشتيم، مي بينيم كه اعتقاد أهل سنت، همان است كه ايشان بيان كرده است از زبان تشيع و اينها هياهو راه انداخته اند. استاد حسيني قزويني هم اين نوع ادبيات را محكوم مي كنند كه در شبكه هاي مختلف، اين گونه صحبت مي كنند. آيا ايشان با اين نوع ادبيات مخالف هستند يا نقل كردن اين گونه مطالب از صحاح أهل سنت؟

جواب:

ما كلاً نه پدر كِشتگي با هيچ شبكه داريم، چه شبكه شيعي و چه شبكه سني و وهابي، و نه پيوند أخوت با كسي بسته ايم، و نه هدف مان اين است بياييم حمايت بي چون و چرا از خلفاء يا أهل سنت بكنيم. والله العلي الأعلي! هدف ما حمايت و تقويت نيست. ما مي گوييم كه ما شيعه، هم تولّي داريم و هم تبرّي. بنده، تولّي بدون تبرّي را قبول نداريم. به قول يكي از مراجع عظام تقليد، حضرت آيت ا... العظمي شبيري زنجاني: «بدون تبرّي، تولّي محقق نمي شود».

ما هم از كتب أهل سنت نقل مي كنيم و مي گوييم كه مثلا آقاي بخاري نسبت به جناب أبو بكر و جناب عمر اين گونه گفته است. اگر ما اين گونه بگوييم كه «بخاري در رابطه با عمر فلان فلان شده، اين گونه گفته است و در رابطه با أبو بكر فلان فلان شده، اين گونه گفته است» بهتر است يا اين كه بياييم مطالب را خيلي محترمانه و مؤدبانه بيان كنيم؟

يك پادشاهي در خواب ديد كه تمام دندان هايش افتاده است و رفتند معبّر آوردند و تعبير خواب را خواستند. گفت: قبل از تو، تمام برادران و خواهران و دختران تو مي ميرند و تو تنها مي ماني. به اين پادشاه هم برخورد و دستور داد گردنش را بزنيد و گردنش را زدند. گفت: برويد يك معبّر خوب پيدا كنيد و بياورد. رفتند يك معبّر ديگري آوردند و آمد خواب را اين گونه تعبير كرد: أعلي حضرت سلامت بادا! خداوند عمر شما را از تمام فاميل هاي تان بيشتر خواهد كرد. پادشاه هم طلا و جواهراتي را به عنوان هديه داد.

نحوه گفتن شرط است. وقتي ما ليوان را مي بينيم كه نصف آن آب است و نصف آن خالي است، يكي مي گويد نصفش خالي است و ديگري مي گويد نصفش آب دارد. بشين و بفرما و بتمرگ، هر سه به يك معناست. ائمه (عليهم السلام) به ما دستور داده اند و قرآن مي فرمايد:

وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ

با روش نيكو مجادله كنيد.

سوره نحل/آيه١٢٥

وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا

با مردم، نيكو سخن بگوييد.

سوره بقره/آيه٨٣

ما مي گوييم اين ادبياتي كه بعضي از دوستان شيعه ما به كار مي برند، نتيجه اش، جز شيعه كشي، چيز ديگري نيست. الآن در خود افغانستان، دوستاني كه چند روز قبل به منزل ما آمده بودند، مي گفتند: «آن شبكه، باعث شده كه در خود كابل، امام جمعه كابل، رسماً در خطبه هايش، شيعه را لعن كرده و گفته اينها از يهوديان بدتر هستند و دليلش هم فلان شبكه و فلان آقاست» و مي گفتند: «الآن در آنجا، آتش اختلاف ميان شيعه و سني شعله ور مي شود».

ما كه در اينجا نشسته ايم و آن شخص هم در لندن و ديگري در آمريكا نشسته است، كاملا در حاشيه امن هستيم، ولي آن عزيزان شيعه ما كه در كردستان و سيستان و بلوچستان و افغانستان و پاكستان، با أهل سنت در يك جا زندگي مي كنند و در أقليت هستند، آيا براي آنها هم فكري كرده ايم يا نه؟ ايشان كه در لندن، به مناسبت عايشه، جشن مي گيرد و فحاشي و اهانت مي كند، در بعد از ماه رمضان، حدود ١٩ شبكه وهابي، هم زمان، دفاع از عايشه را شروع كردند و اهانت به شيعه و وقيح ترين عبارات را نسبت به شيعه گفتند و فقط مانده بود كه مفتي اعظم عربستان سعودي، جناب آل شيخ اظهار نظر بكند كه ايشان هم در جلسه اي كه براي علماء وهابي بود، حرف هاي ياسر الحبيب را مطرح كرد و ده ها فحش و ناسزا به شيعه نثار كرد و خلاصه حرفش اين بود كه گفت: «عدو شود سبب خير، اگر خدا خواهد». يعني خيلي از سني ها كه شيعه شده بودند، با سخن اين آقا، دوباره از تشيع به طرف أهل سنت برگشتند و فهميدند كه شيعه اين گونه است. بعضي ها بودند كه در ذهن شان نسبت به شيعه، حُسن ظن داشتند و در آستانه ورود به مذهب شيعه بودند و سخنان اين آقا باعث شد به طرف شيعه نرفتند. ايشان يا راست مي گويد و يا دروغ مي گويد. اگر راست مي گويد، اين كار نادرست است و اگر دروغ هم مي گويد، دارد خط نشان مي دهد. چرا ما بايد هم چنين كاري را انجام بدهيم. ما با ادبياتي كه اينها به كار مي برند، مخالف هستيم؛ وگرنه نقل حقايق تاريخ را خودم از أوجب واجبات مي دانم. اگر شما بحث هاي ما را ببينيد، مي بينيد كه كاملاً مؤدبانه بيان مي كنيم و در هر هفته، يك يا چند مسيحي يا وهابي يا سني، به قم مي آيند و به دست ما و يا به صورت تلفني به مذهب شيعه مشرف مي شوند. ما به آنها گفته ايم اگر اين كارهاي تان را اصلاح كنيد، ما هم با شبكه تان همكاري مي كنيم و افتخار مي كنيم كه هر چقدر شبكه هاي شيعه، بيشتر باشد، باعث رونق مذهب شيعه است.

* * * * * * *

سؤال:

همان طور كه شما فرموديد، ما الآن با ٢ جبهه طرف هستيم. عده اي متأسفانه با اسم تشيع، با داشتن شبكه ماهواره اي، شيعيان را به دشمني و كينه جويي سمت و سو مي دهند و جسارت شان به حدي است كه حتي علامه طباطبايي (ره) را زير سؤال مي برند و عرفاء را صوفي مسلك و مشرك مي دانند و جديدا هم علامه مطهري (ره) را فردي سياسي مي دانند و كتب وي را بي فايده براي أمت اسلامي مي دانند. جبهه دوم هم همان وهابيت هستند كه دقيقا همان كفريات احمد كسروي را در شبكه خود ترويج مي كنند و خيلي به أهل بيت (عليهم السلام) جسارت مي كنند و جملاتي را نسبت به امام زمان (عليه السلام) مي گويند كه انسان از گفتن آنها شرم دارد.

جواب:

اين آقاياني كه امروز به عايشه و غيره فحش مي دهند، ما گفته ايم كه اينها مزدور هستند و حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي هم فرمودند كه اينها مزدور هستند. حتي ما بعيد نمي دانيم كه خود وهابي ها، اينها را با دسته هاي مختلف، عَلَم و تحريك كرده باشند تا يك سري حرف هاي نامربوط بزنند و آن را بهانه قرار بدهند و به جان شيعه بيافتند؛ ما اين را بعيد نمي دانيم.

وقتي همين آقا يا آقاي مجتبي شيرازي، اين قدر بي دين و احمق هستند كه به يك شخصيتي مانند حضرت آيت ا... العظمي بهجت (ره) كه شيعه و سني و مسيحي و يهودي، همه او را قبول داشتند، جسارت مي كنند و او را زنديق و ملحد مي دانند، آن وقت شما انتظار داريد اين آقاي بي حيا، به عايشه شما احترام بگذارد؟! او به مراجع بزرگ ما، مانند حضرت آيت ا... العظمي بهجت (ره) اهانت مي كند كه همه او را قبول داشتند و داراي چشم برزخي بود و داراي مقامات عاليه بود و بنده خودم افتخار داشتم كه يك سال تمام، با ايشان درس خصوصي داشتم. إن شاء ا... اگر روزي فرصت شود، مواردي را كه از ايشان، با چشم خودم ديدم و مطالبي را از غيب گفت و ما و دوستان مان ديديم، بگويم، مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود. به نظر من، حضرت آيت ا... العظمي بهجت (ره) تالي تلو معصوم است. حدأقل بنده در قم، نزديك ٣٥ سال با ايشان مراوده و مرابطه داشتم و به نماز و جلسات ايشان مي رفتم. وقتي اين آقاي بي حيا و لا مذهب مي آيد جسارت مي كند، آيا انتظار داريد كه به همسر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و عايشه، فحاشي نكند؟!

اين كه اين آقايان وهابيت، كفريات كسروي را مي گويند، اينها مطالبي را نقل مي كنند و جسارت ها را مخصوصا نسبت به آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) در شبكه شان بيان مي كنند كه شايد يكي از عللي كه بعضي از شيعيان تحريك مي شوند نسبت به أهل سنت يا نسبت به مقدسات اينها، اين مطالب كفرياتي است كه اينها نسبت به ساحت مقدس حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) و به يك أمر اعتباري و قداست حدود ٥٠٠ ميليون شيعه جسارت مي كنند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»