سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٥٧ - شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير

شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير

کد مطلب: ٥٣٩٠ تاریخ انتشار: ١٦ فروردين ١٣٩١ تعداد بازدید: ٤٨٠٤ سخنراني ها » شبکه ولايت شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
حبل المتين ٩١/٠١/١٦


بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ :٠٦ / ٠١ / ٩١ 

مجري:

 قضيه به يمن رفتن اميرمؤمنان عليه السلام در تاريخ چند بار تكرار شده است . اين مطلب را براي بيننندگان عزيز بيان بفرماييد

استاد قزويني:

ما در جلسه گذشته هم اشاره كرديم كه آن چه كه براي ما ثابت شده ، اميرمومنان عليه السلام سه بار به يمن به دستور نبي اكرم مسافرت داشته اند . يك سفري داشتند براي دعوت مردم به اسلام كه قبل از او خالد رفته بود و بريده و اينها چهار ماه سپاه اسلام قفل شده بود و هيچكار انجام نداده بود بعد اميرمومنان به دستور نبي مكرم مي رود و فتوحات خيلي خوبي نصيب سپاه اسلام مي شود به ويژه قبيله همدان با عشق و علاقه مسلمان مي شوند همان قضيه

يا حار همدان من يمت يرني * من مؤمن أو منافق قبلا

شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج ١٨ ص ٤٣

اي كه گفتي فمن يموت يرني *جان فداي كلام دل جويت

كاش روزي هزار مرتبه ميمردمي*تابديدمي رويت

مربوط به همين قضيه اول حضرت امير سلام الله عليه است و در اين سفر هم يك شكوائيه هايي توسط بريده و با تحريك خالد و ديگران صورت گرفته سفر دوم حضرت امير رفته براي امر قضاوت كه انشاء الله تفصيل آن را عرض خواهيم كرد. سفر سوم حضرت امير رفته براي جمع آوري ذكوات و بيت المال و از آنجا هم منتهي شده به حجة الوداع از آنجا آمدند به مكه و حضرت زهرا سلام الله عليها از مدينه همراه پيغمبر در مكه بودند كه بعد از قضيه پايان حجةالوداع در قضيه غدير خم داستان غدير به وجود آمد

مجري:

سفر يمن اول را براي بينندگان مطرح كنيد.

استاد قزويني:

شبهه وهابيون در سفر علي سلام الله عليه به يمن در اينجا بحث هايي مطرح است و ابن كثير دمشقي كه سال ٧٧٤ از دنيا رفته يعني تقريبا ٧٦٤ سال بعد از واقعه غدير و آمده ايشان شبهاتي را مطرح كرده. اميرالمومنين رفته بود يمن و آنجا كارهايي كرد و سپاه آمدند شكايت كردند و اين باعث شد كه پيغمبر اكرم قضيه

من كنت مولاه فعلي مولاه

را بگويد. آقايان مراجعه كنند به:

البدايه والنهايه جلد٥ صفحه١٢٢

و آقاي دهلوي كه سركرده وهابيون است كتابي دارد به اسم تحفه اثني عشريه كه مملو از فحش و اهانت است و از اول تا آخر يك سطر حرف درست و حسابي در اين كتاب ديده نمي شود. ايشان هم صراحتا مي گويد:

وإن سبب هذه الخطبة - كما روي المؤرخون وأصحاب السير - يدل بصراحة علي أن الغرض إفادة محبة الأمير

حالا اين يدل بصراحة كدام روايت؟ اي كاش يكي از اين روايت ها را ايشان مي آوردند بعد ايشان ميگويد:

وذلك أن جماعة من الأصحاب الذين كانوا معه في اليمن

دسته اي از اصحاب كه در يمن با حضرت امير بودند مثل بريدة اسلمي و خالدبن وليد و از مشاهير اينها پيش پيامبر شكايت هايي را مطرح كردند كه بي مورد بود و جالب است كه مي گويد:

شكايات لا مورد لها

بعد پيغمبر اكرم ديد كه اين مطالب در ميان مردم منتشر شد وبعضي حتي نسبت به پيغمبر بدبين شدند دفاع پيغمبر از علي شايد به خاطر اين است كه حضرت علي پسر عموي پيغمبر است. بعد پيامبر اكرم آمد و گفت مردم من به شما علاقمندم

وليس الغرض الحماية عن أحد

يعني اين در حقيقت صحابه خود پيامبر را نستجير بالله متهم كرده بودند و سخن پيامبر براي آنان هيچ ارزشي نداشت تا آمد در غدير يه همچين حرفي زد و همچنين ازسايت سني نيوز ما براي شما مطرح كرديم و بعد آمديم براي شما اين قضايا را عرض كرديم طبق نظر آقاي زيني دهلان اين مسافرت سال ٨هجرت بوده و اصلا ارتباطي به سال ١٠ هجرت و حجة الوداع نداشته و اونهايي كه گفته اند سال ١٠ بوده اينها دچار وهم و تخيلات شده اند. واين شكايت هم در مدينه صورت گرفته. اين آقاي دهلوي كه عبارتي از بريده و اينها مي آورد تمام اين قضايا را بزرگانشان مي گويند كه مربوط به مسجد پيغمبر و قبل از حركت حضرت امير براي مكه و دو سال قبل از قضيه غدير بوده است و همچنين نشانگر اين است كه صحابه عليه حضرت امير توطئه داشتند واين مسائل مطرح بوده و گفتند برو اين مطالب را به پيغمبر بگو تا علي بن ابيطالب از چشم پيامبر بيفتد چهار نفر از صحابه توطئه كردند بر ضد آقا امير المومنين سلام الله عليه. بعد نكته ديگر اينكه بريده مي گويد پيامبر غضبناك شد

فخرج مغضبا

از حجره اش در حال غضب خارج شد و فرمود

ما بال أقوام ينتقصون عليا ؟

اينها چه انگيزه اي دارند چه مرضي دارند كه از علي شكايت و تنقيص ميكنند.

من تنقص عليا فقد تنقصني

هركس از علي جدا شود از من جدا شده است.

الصواعق المحرقة في الرد علي أهل البدع والزندقة - أحمد بن حجر الهيتمي المكي - ص ١٧٣

اين قضايا كاملا مطرح است براي شما و جالب اينجاست كه اين روايات آنچه را كه آقايان وهابيون و اهل سنت بنا نهاده اند بر عدالت و سنت صحابه مثل سنت پيغمبر همه را به باد ميدهد. اينها آمدند از علي شكايت كردند و پيغمبر را به خشم آوردند و اذيت شدند ايشان . در سوره احزاب آيه ٥٧ هم صراحت دارد:

ِانَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا

و اين نشان مي دهد بر اينكه اين قضايا و همين شكايت موجب مي شود كه عدالت صحابه زير سوال برود و اضافه بر اينكه پيغمبر فرمود:

ومن فارق عليا فقد فارقني

بعد از رحلت پيغمبر كساني كه از علي جدا شدند در حقيقت از پيامبر جدا شدند.آنهايي كه در جنگ جمل و صفين در برابرعلي ايستادند در واقع در برابر پيامبر ايستادند. بعد ما گفتيم براي اينكه همين قضيه دلالت صريح دارد بر ولايت علي كه حضرت فرمود:

أنه وليكم من بعدي

ولي شما بعد از من هست يا

ولي كل مؤمن من بعدي

اگر واقعا مومن بودند پيغمبر مي گويد علي ولي همه مومنين بعد از من است.آقايان مراجعه كنند

مصنف ابن ابي شيبه جلد٧ صفحه ٥٠٠٠٠٠

معجم الكبير طبراني جلد١٨ صفحه١٢٨

مستدرك حاكم نيشابوري جلد ٣ صفحه ١١٠

ميگويد :

هذا حديث صحيح علي شرط مسلم

خوب اينها نشان ميدهد يا

من كنت وليه فعلي وليه

هركس من ولي او هستم علي هم ولي او هست. وما اينها را مفصل در جلسه گذشته مطرح كرديم و جالب اين است كه ما گفتيم كلمه ولي در لسان همه خلفا استعمال شده در خلافت و امامت. عمر مي گويد:

لما توفي رسول الله قال ابوبكر انا ولي رسول الله

ابوبكر مي گويد:

وليتكم و لست بخيركم

در مرضش و آخرين لحظه اي كه مي خواهد از دنيا برود مي گويد:

وليت عليكم عمر

عمر را ولي بر شما قرار دادم در آخرين لحظه اي كه ابوبكر دارد از دنيا مي رود عثمان وصيت نامه مي نويسد يك لحظه شدت مرض باعث شد كه ابوبكر غش كرد و بعد از اينكه از اين حالت بيرون آمد گفت كه عثمان چه كار كردي؟ اسم چه كسي را بعد از من خليفه نوشتي؟ عثمان گفت عمر بن خطاب را نوشتم بر گشت گفت:

اللهم وليته بغير أمر نبيك

الثقات - ابن حبان - ج ٢ ص ١٩٣

بدون اينكه پيغمبر اكرم به من دستور بدهد من عمر را ولي امر مسلمانها كردم.

حالا آقايان بايد جواب بدهند. پيغمبراكرم در حالت احتضار مي گويد براي من قلم و كاغذ بياوريد:

اكتب لكم كتابا لن تضلوا بعدي

إحقاق الحق ( الأصل ) - الشهيد نور الله التستري - ص ٢٣٥

گفتند پيغمبر هذيان مي گويد، براي ابوبكر هم همين اتفاق افتاد، يعني به قدري خداي عالم حجتش را تمام كرده كه فرداي قيامت براي احدي عذري نباشد. پيغمبر اكرم كه قرآن مي گويد:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

القرآن الكريم - كتاب الله تبارك وتعالي - ص ٥٢٦ ( النجم ٣-٤ )

ميگه:

ان الرجل ليهجر

يا

قد غلبه الوجع حسبنا كتاب الله

همين اتفاق براي ابوبكر مي افتد اونجا هيچكس همچين حرفي نمي زند.

وليت عليكم عمر

عمر بعد از وفات ابوبكر مياد جلو و مي گويد: آي مردم ببينيد آقاي ابوبكر من را ولي و خليفه معين كرد، يك نفر هم نيامد اعتراض كند كه آقا ابوبكر همچين حقي نداشت پيغمبر خليفه معين نكرد. اين آقايان كه مي گويند پيغمبر اگر خليفه انتخاب مي كرد به شعور مردم جسارت مي كرد يعني مردم شما عقلتان نمي رسد شعور نداريد من بايد براي شما خليفه معين كنم؛ ولي وقتي ابوبكر مي آيد خليفه معين مي كند هيچكس حرفي نمي زند. پيغمبر به حالت بيماري غش هم كه نكرده مي گويندليهجرهمين اتفاق براي ابوبكر افتاده ولي يك نفر نيامده بگويد كه

ان ابابكر كان يهجر غلبه الوجع

و امثال اين واز كلمه «وليت»هم استفاده مي كنند آقايان اينها قضايايي است كه خيلي در اينجا سخن زياد است و بنا شد كه به حول و قوه الهي بحث حديث ولايت را خواستيم مطرح كنيم اينها را آنجا مفصلا مطرح مي كنيم مثلا ابونعيم اصفهاني و ابن عساكر مي گويد:

كانت ولاية ابوبكر سنتين و اربعة اشهر

تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج ٣٠ ص ٤٥٢

مي گويند ولايت ابوبكر، نمي گويد خلافت ابوبكر،بيهقي ميگويد:

ولاية ابوبكر

ابن عربي داره:

ولاية ابوبكر

ابن تيميه:

ومن نازع في هذا فهو شبيه بمن نازع في ولاية أبي بكر وعمر وعثمان

منهاج السنة النبوية ج ٤ ص ٥٢٥

پس همه از كلمه ولي استفاده كردند و از كلمه خلافت استفاده نكردند و اگر واقعا در آن زمان كلمه ولي شايع بود و مستعمل بود در خلافت، خوب پيغمبر اكرم مي فرمايد:

من كنت وليه فعلي وليه

المعجم الكبير - الطبراني - ج ٥ ص ١٦٦

علي ولي كل مومن بعدي

تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج ٤٢ ص ١٩٨

ميزان الاعتدال - الذهبي - ج ١ ص ٤١٠

أسد الغابة - ابن الأثير - ج ٤ ص ٢٧

سند هم كه گفتيم صحيح است آقايان مي گويند شرط صحيح مسلم را داره،خوب آقاياني كه دنبال اين قضايا هستند شنيدم جايزه هاي ميلياردي معين كردند حالا نميدانم اين ميلياردها پول را از كجا در آوردند.

مي گويند يك كسي براي خيريه آمده بود ١٠٠ميليون چك كشيده بود برده بودند بانك ديدند امضا نداره اومدند پيش صاحب چك كه آقا چك شما كه امضا ندارد، گفت: امكان نداره من امضا كنم من نمي خوام خودنمايي كنم نمي خوام ريا كنم اگر امضا كنم معلوم ميشه ريا كردم حالا آقايان براي اينكه ريا نشود، پول نمي خواهند بدهند چه هزار تومان باشد و چه هزار ميليارد تومان باشد، كرمشان زياده در اين حد.

امروز جلسه اي در محضر حضرت آية الله مكارم شيرازي بوديم گفتم واقعا ما از اول كه توانستيم تحقيق بكنيم بررسي داشتيم هم نسبت به اسلام و مسيحيت و يهوديت.

من واقعا در همان ورودم به حوزه اين شك براي من بود كه ما در يك خانواده شيعه بزرگ شديم پدر و مادرمان مسلمان بوده وما هم گفتيم اسلام حق است از كجا معلوم مسيحي حق نباشه يهودي حق نباشه خيلي من تلاش كردم خدا حفظ كند استاد عزيزمان را ِآية الله شوشتري خيلي به ما كمك كرد كتابهايي كه در رابطه با مسيحيت بود، مربوط به يهوديت بود را معرفي كردند و ما بررسي كرديم و با اسلام مقايسه كرديم ، و گفتيم براي ايشان مقايسه اسلام با يهود و نصاري مثل مقايسه طلا با خشت آجر است. من گفتم در ميان اسلام هم مذاهب مختلفي دارد از كجا بفهميم شيعه حق باشد؟

من ٤سال تمام تلاشم اين بود كه ببينم مباني اهل سنت چيه؟

شافعي چه هديه اي آورده براي برادران شافعي كه امير المومنين وامام صادق براي شيعه ها نياورده؟

آقاي احمدبن حنبل چه كرده و چه شاخصه و امتيازي دارد كه امام صادق براي شيعه آن كار را انجام نداده؟

من در كتابخانه ام١٢٠٠٠جلد كتاب از اهل سنت دارم، با خيلي از بزرگان اهل سنت هم بحث داشتيم نشستيم خيلي برام مهم بود كه ببينم آنها چي دارند و شايد آنها حق باشند ، چون ما يك دفعه به دنيا مي آييم و وقتي از دنيا مي رويم ديگر نمي توانيم برگرديم يك دفعه دم مرگ روشن بشه مذهب شافعي، مالكي يا حنفي حق است حنبلي حق است خوب ديگه ما نمي توانيم كاري كنيم ولي الان مي توانيم تحقيق كنيم.

من حدود ٣ سال تمام كارم مقايسه مذهب شيعه با ديگر مذاهب بوده ومن يقين پيدا كردم همانطور كه روز روشن به وجود آفتاب يقين پيدا مي كنيم يقين داريم كه مذهب شيعه حق است آن هم با تحقيق من دارم عرض مي كنم، اين جوانان شيعه يك مقداري از اين حالت تقليدي يا به صورت پرسش يا سوال بيايند بيرون اوني كه ارزش دارد براي يك دين و مذهب آن است كه اون مذهب با پشتوانه علمي و تحقيقي باشد.

خدمت آية الله مكارم شيرازي گفتم آقا ما در اين ٢سال اخير كه بحث هايي داشتيم وما حرفمان را مي زديم و اينها هم جواب مي دادند گفتم من اعتقاد و يقينم به مذهب شيعه صد برابر بيشتر شد يعني هر لحظه اي اين برنامه ها ادامه پيدا مي كند همانطور كه رسول اكرم عرضه مي دارد:

رب زدني علما

خدايا علم من را بالا ببر يا در رابطه با حضرت ابراهيم كه مي گويد خدايا اين مرده را زنده كن كه ميفرمايد:

وَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَي وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي

البقرة / ٢٦٠

واقعا اين بحث هايي كه آقايان تو اين شبكه ها نشان دادند ما ديديم غير از حرف هاي بي اساس و بي پايه وجز مطالب خنده آور چيز ديگري نيست هر روز براي آقايان يه مشكلي ميشه باز خدا را شاكرند كه از اين بد تر نشده، رسوا مي شوند باز از رو نمي روند.

مي گويند يه كسي افتاده بود ته چاه زخم و زيلي شده بود همان جا افتاده بود به سجده كه الحمدلله اين چاه تهش سوراخ نبود حالا اين آقايان هر روز تو چاه مي افتند مي گويند الحمدلله اين چاه تهش سوراخ نبوده ، يعني واقعا خدا شاهده ما گفتيم براي مناظره آقايان نيامدند همين الان هم ما لحظه شماري مي كنيم چه با بنده چه با دوستان ما و چه با شاگردان دوستان ما اينكه بيايند با هم بنشينند بهترين راه بهترين روش كه واقعا روشن بشود كه آيا كدام مكتبي پشتوانه علمي دارد و مستند به قرآن و سنت است خوب من بيام اينجا داد بزنم كه مذهب شيعه حق است و هركس قبول نكند باطل است و همينطوري فحش بدم اينكه هنر نيست اين را اراذل و اوباش هم براي پيشبرد كارهاي خودشان تو كوچه و خيابان شعار مي دهند.

بهترين راه اين است مراجع ما هم بارها گفتند كه آقا، بزرگان اهل سنت و وهابيان و مفتي اعظم عربستان سعودي و رئيس الازهر بيايند با هم بنشينيم . الان الحمدلله عصر رسانه است و اين عصر رسانه هم در خانه همه مردم رفته حتي روستاهاي ما هم اين رسانه را دارند بيايند بنشينيم با هم صحبت كنيم مگر اينها نمي گويند كه ما حق هستيم خوب بيايند حقانيت خود را براي شيعيان ثابت كنند كه اين شيعه ها دسته دسته بروند وهابي شوند دسته دسته بروند سني شوند، آخه از اين بهتر؟ خوب چرا نمي آيند بگويند علتش چيه؟ ما چقدر خواهش كرديم تمنا كرديم هر شرطي آقايان گذاشتند ما گفتيم چشم ولي به هيچ وجهي زير بار نرفتند خوب همين نشان مي دهد كه حق چيه و حق كيه و برنامه چيه و اصلا نيازي به توضيح بيشتر نيست و ماهم بارها گفتيم آقا ما اصلا اهانتي به مقدسات و شخصيت هاي اهل سنت نمي كنيم و گناه نا بخشودني مي دانيم اگر از زبان بنده يا دوستان ما مطلبي حالا يا آگاهانه يا نا خود آگاه ما رسما مي گوييم ما پوزش مي طلبيم ما عذر مي خواهيم اگر مطلب تندي زده شود ما شهدالله، هدفمان اين نيست شايد آدم عصباني شود يك جمله اي بگويد همان لحظه انسان توجه به مضمون جمله نداشته باشد ولي بعد مي بيند شايد بوي اهانت بياد نه والله تالله بالله ما قصدمان اين نيست اصلا مكتب ما به ما اجازه نمي دهد مراجع ما به ما اجازه نمي دهد.

همين تقريبا نيم ساعت قبل اينكه بيايم اينجا حضرت مكارم تلفن كردند در رابطه با يك قضايايي، بازم ايشان توصيه مي كردند به دوستان بگوييد در اينجا با ادبياتي صحبت شود كه كه شايسته فرهنگ اهلبيت است صحبت ها و بيانات شما بيانگر ادبيات اهلبيت باشد و تلاش بشود از هرگونه عبارات تند پرهيز شود وما هم هدفمان اين است ولي اين آقايان هر روز يك بساطي در مي اورند يك توهين ها و جسارت هايي نسبت به مراجع شيعه آقايان ديگه ديدند در كارهاي علمي نمي توانند و ماهم وارد سياست نمي شويم الان ٣،٤ هفته است وارد سياست شدند فحش به شخصيت هاي جمهوري اسلامي به مراجع بابا آيت الله سيستاني يك پشه از دست ايشان نرنجيده مورچه اي زير پاي اين مرد بزرگوار نشده.

يكي از شخصيت هاي بزرگ و برجسته خود عربستان سعودي برگشته گفته شايسته است مفتي اعظم عربستان سعودي و رئيس دانشگاه الأزهر بروند دست آيت االه سيستاني را ببوسند اگر آيت الله سيستاني جلوي شيعه را نگرفته بود جويي از خون در عراق راه مي افتاد.

مگر شيعه ها عاجزند بروند يك ماشين پر از مواد منفجره جلوي مسجد اهل سنت منفجر كنند و١٠٠تا سني را بكشند ولي آيت الله سيستاني جلوي آنها را گرفت حالا يك آدم هتاك يك آدم نتراشيده و نخراشيده مياد شروع ميكنه جسارت كردن والله نميدونم چيه ، من الحق والانصاف ايشان آمده ٢٠٠ميليارد از آمريكا رشوه گرفته بابا اين پول ها براي شما ارزش دارد براي اربابهاي شما ارزش دارد براي مراجع ما ارزش ندارد

بنده خوم حدود ٣،٤سال قبل كه به عتبات عاليات مشرف شدم رفتم خدمت آيت الله سيستاني و اصلا زندگي ساده اي كه من ديدم موكت هايي كه در خانه اش پهن است رئيس جمهور بياد روي همان موكت و فرش ها مي نشيند شخصيت ها مي آيند آنجا مي نشينند وبايد بگويم شايد قيمت عبا و قباي بنده ٣ برابر قيمت عبا و قباي ايشان بود

آيت الله سيستاني اينقدر ساده اند واصلا دنبال اين قضايا نيستند. بيايند زندگي مراجع ما در قم را ببينند ما انشاالله به دوستان تدوين مان توصيه مي كنيم از مراجع بزرگ شيعه كه در قيد حيات هستند از زندگي اينها يك فيلم هايي تهيه كنند به نمايش بگذارند اين بزرگان ما مثل آيت الله مكارم شيرازي ماهي ٧يا٨ ميليارد شهريه مي دهند ايشان طلبه هاي قم طلبه هاي ديگر استان ها به نجف اشرف براي طلاب و علماي نجف شهريه مي فرستد براي پاكستان ، افغانستان هندوستان مرتب دارند شهريه مي دهند زندگي ايشان والله تالله بنده با ايشان شايد تقريبا از سال ٤٧ ،٤٨ آشنا هستم زندگي اين بزرگوار الان كه به عنوان يك مرجع است و هرماهي ٦ ،٧ ميليارد شهريه مي دهند با ٢٠ سال قبل كه به عنوان يك استاد حوزه بودند هيچ تفاوتي نكرده وديگر مراجع ما اين شكلي هستند .

آقا ميگه آيت الله سيستاني دستش رسيده به دلار آمريكا نجس شده جناب آقاي حيدري اگه واقعا مي خواي دست نجس را بشناسي اولوالامر حضرت مستطاب عالي هست آقاي ملك عبدالله كه وقتي رفت عربستان سعودي دستش گيلاس شراب را گرفت و مي زد به گيلاس شراب رئيس جمهور آمريكا و نخست وزير اسرائيل غاصب ، اگه مي خواهيد واقعا دست نجس كه قرآن مي فرمايد :

إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ

المائدة /٩٠

اونجا ببينيد كه دست اين آقا نجس شده يا نشده ديگه ما را وادار نكنيد بيايم به خط قرمز هاي شما، ما بنا نداريم به اين قضايا وارد شويم؛ ولي شماها ما را وارد مي كنيد اين را من چندي قبل هم به دست اندر كاران دولت عربستان سعودي عرض كردم كه جلوي اين ياوه سرايي هاي اين شبكه ها را بگيرند ما شبكه مان نه سياسي است و نه وارد سياست مي شويم ؛ ولي اينها اگر سياست شيعه و مذهب شيعه و شخصيت هاي شيعه را زير سوال ببرند ما خط قرمزي براي اينها نمي گذاريم بماند، ما فيلم هايي مستندي از شخصيت هاي وهابي پخش مي كنيم كه اينها تا ابد از شرمندگي نتوانند سر بلند كنند.

البته اين آقايان ماشاالله به سنگ پاي قزوين گفته اند زكي، تو چاه هم ميفتند مي گويند الحمدلله اين چاه سوراخ نبوده تهش ؛ ولي اگر چنانچه وارد سياست شدند ما در حوزه سياست پاسخ مي دهيم پاسخ كوبنده مستند هم مي دهيم اينها اگر برمي دارند مثل اون روباهي كه گفتند شاهده كيه گفت دمم ، به قولي وزير جنگ آمريكا شده براي اينها مستند به قول واسطه و سند شده؛ يعني خيلي جالبه يعني اينها الحق والانصاف خودشان را هر روز دارند رسواتر مي كنند بر اينكه اين قضاياي كه مطرح مي كنند.

بله وزير دفاع آمريكا همچين حرفي زده و فلان سلفي همچين حرفي زده فلان صهيونيست همچين حرفي زده يعني مشخص شد آبروي خودتان را به دست خودتان داريد از بين مي بريد و خود را رسوا مي كنيد و اين قضايا براي ٢٠٠٢ـ٢٠٠٣ بود تازه آقا مثل اينكه كشفيات جديدي كرده مياد يك سري مطالبي را نمي دانم والله اين قضايا چي هست ما خيلي نمي خوايم وارد شويم؛ ولي به اين آقايان مي گوييم اگر واقعا بخواهند مقدسات شيعه را به اين شكل مورد هجمه قرار بدهند، ما ديگه سياسي كه هيچي بلكه بالاتر از سياست هم وارد ميشيم و مستند هم وارد ميشويم همان طور كه تا بحال اينها را رسوا كرديم از گذشته اينها را رسوا تر مي كنيم.

مجري:

آيا در سفر دوم هم كه حضرت امير براي قضاوت رفتند شكايتي از ايشان داشتيم يا نه؟

استاد قزويني:

نه آنچه كه مطرح است آقايان مي توانند مراجعه كنند به:

مسند احمدبن حنبل جلد اول صفحه ١١١

كه خود محققش هم احمد محمد شاكر مي گويد سندش صحيح است يعني مي گويد:

اسناده صحيح

آنجا مي توانند مراجعه كنند كه امير المومنين مي گويد من را داريد مي فرستيد به يمن من سن پاييني دارم شايد در قضاوت با مشكلي مواجه شوم و به مشكلي بر بخورم بعد مي گويد كه :

فوضع يده علي صدري

پيغمبر دست مباركشان را روي سينه من گذاشت وفرمود:

اللهم ثبت لسانه واهد قلبه يا علي إذا جلس إليك الخصمان...

خدايا زبان علي را ثابت بدار و قلبش را به هدايت راهنمايي كن

ميگه خلاصه بعد از اين حضرت فرمودند:

فما اختلف علي قضاء بعد أو ما أشكل علي قضاء بعد

مسند أحمد ، الإمام أحمد بن حنبل، ج١، ص١١١

بعد از آن ديگر هيچ امر قضاوتي بر من دشوار نبود و در اين مسائلش هم كه بين سال ٨ ـ ١٠ بوده ظاهرا حضرت رفته براي قضاوت و برگشته و مرتبه سوم كه براي جمع آوري ذكوات رفته هيچ شكايتي ما نتوانستيم پيدا كنيم حتي گلايه اي هم از حضرت امير نبوده.

مجري:

حاج آقا بريم رو بحث سفر سوم كه اصل مباحث ما بيشتر بر روي آن است ، شكوائيه اي كه اونجا مطرح مي شود و منتهي شده به حجة الوداع اين را هم لطفا توضيح بدهيد.

استاد قزويني:

در رابطه با سفر سوم كه حضرت رفته عزيزان دارند دقت مي كنند كه عبارت هايي كه ابن هشام دارد در سيره شان ، طبري دارد در تاريخشان خلاصه همين عباراتي است كه آقايان مطرح مي كنند چون آقايان بي سواد هستند و خبر ندارند وقضيه «حلة من البز»را با قضيه كنيز قاطي مي كنند و حال آنكه اين قضيه جدا است و آن قضيه هم جداست. اون قضيه براي ٨ هجري است و شكايت ها هم در مدينه بوده تمام شد، اين قضيه هم كه طبري و بقيه دارند كه حضرت امير رفته بود يمن براي جمع آوري ذكوات و پيغمبر نامه نوشت كه سريع بيايد به مكه حضرت آمد و يكي از يارانش را نماينده خود كرد و اينها آمدند « حلة من البز الذي كان مع علي رضي الله» يك سري لباسهاي نو و گران قيمتي بوده اينها را سپاه پوشيدند و بعضي از شترهايي كه مال بيت المال بود اينها را هم سوار شدند اميرالمؤمنين بعد از اينكه آمدند به مكه كه در صحاح سته هم هست كه با حضرت زهرا هم ديدار كرد و ديد حضرت زهرا لباس رنگي پوشيده و سورمه كشيده تعجب كرد خوب ما معمولا قبل از اين سفر هر كسي مي آمد محرم بود مي ماند تا روز هشتم يوم الترويه برود عرفات و مني و بعد بياد از احرام بيرون حضرت فرمود: زهرا جان چطور شد گفت بابام اينطور دستور داده كه ما از احرام بيايم بيرون و تمام محرمات احرام هم بر ما حلال است حضرت مثل ديگران كه محرم شده بودند در جيرانه آمدند طواف كردند سعي كردند تقصير كردند آمدند بيرون پيامبر به حضرت علي فرمود: كه علي جان برو به سپاهي كه داره مياد سركشي كن ببين تا كجا آمدند حضرت آمد تا به استقبال اين سپاه ديد كه لباس هاي بيت المال تن اصحاب است و سوار بر شتران بيت المال نيز شده اند حضرت امير ناراحت شد و فرمود اين لباسها را از تن خود بكنيد و اينها بيت المال است و پيغمبر بايد تكليف اينها را روشن كند . اين آقايان مراجعه كنند

سيره ابن هشام جلد ٤ صفحه١٠٢١

تاريخ طبري جلد٢ صفحه ٤٠١

بر مبناي مكتبه اهلبيت.

احمدبن حنبل هم همين قضايا را مطرح مي كند بعد جالب اينجاست كه اين آقايان آمدند از كاه كوه ساختند آمدند اين مطالبي كه مربوط به قضيه پوشيدن لباس هاي نو بدون اذن پيامبر و بدون اذن امير المومنين كه از بيت المال استفاده كرده بودند و اين باعث شد كه يك سري رنجش پيدا كنند در اينجا شكايت شده؛ ولي شكايت كجا بوده شكايت در مكه بوده عزيزان نگاه كنند اين ديگه منابع اهل سنت است گرچه آقايان وهابي ها نه سواد را دارند نه فرصتش را چون كسي كه روزي ٦ يا٧ ساعت برنامه زنده داشته باشد اصلا فرصت نمي كند برود ايت تحقيقات را ببيند خوب شما ببينيد عبارتي كه تاريخ طبري و سيره ابن هشام دارد بعد از آن قضايايي كه نقل مي كند كه وقتي سپاه رسيدند به مكه آمدند

اشتكي الناس عليا رضوان الله عليه

در مكه كه رسيدند به مجردي كه وارد مكه شدند از علي شكايت كردند

فقام رسول الله صلي الله عليه وسلم فينا خطيبا

پيغمبر اكرم در مكه ايستاد خطبه خواند بعد راوي مي گويد:

فسمعته يقول :أيها الناس ، لا تشكوا عليا

كسي حق شكايت ازعلي ندارد

فوالله إنه لأخشن في ذات الله ، أو في سبيل الله ، من أن يشكي .

علي بن ابيطالب در مسائل ديني سخت گير است و فراتر از آن است كه كسي بخواهد از او شكايت كند.

سيره ابن هشام جلد ٤ صفحه١٠٢١

تاريخ طبري جلد٢ صفحه ٤٠١

ابوسعيد خدري هم مي گويد كه در مدينه شكايت كرده اند. نگفته كه در مكه بوده است حالا بعدا خدمتتان مفصلا عرض مي كنم اين قضايا را، آمدند به خاطر اين سخت گيري هايي كه از حضرت امير ديده بودند پيش پيغمبر اكرم گلايه كردند و پيغمبر هم آنان را مذمت كرد كه شما همچين حقي نداريد خوب ما از اين آقايان سوال مي كنيم كه وقتي آمدند شكايت كردند پيغمبر فرمود لا تشكوا عليا خوب اين آقايان مي گويند پيامبر آمدند در غدير و ديدند هنوز هم از علي شكايت ها هست خوب طبق آيه٣٦ سوره احزاب كه مي فرمايد:

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَي اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا

الأحزاب/ ٣٦.

پيامبر گفت كسي حق اعتراض ندارد پيغمبر در مكه آمد و گفت كسي حق شكايت ندارد اينها به چه مجوزي آمدند در غدير خم به فرضي كه اتفاق افتاده باشد آمدند از علي دوباره شكايت كردند و اين اشكال به صحابه است كه تابع پيغمبر نبودند و مخالفت با آيه ٣٦ سوره احزاب كردند.

حضرات خوب اينها كاملا واضح و روشن است كه اين شكلي است و مسأله ديگري كه اينجا مطرح است اينكه ببينيد عزيزان گرچه ما مي دانيم اين آقايان كارشناس ها گوش بدهكاري ندارند حالا چكار كنيم ديگه ما هم گرفتاريم همانطور كه هابيل گرفتار قابيل بوده موسي گرفتار فرعون بوده و هر كسي در هر عصري گرفتار كسي بوده ما هم گرفتار اين آقايان هستيم خدا را هم شاكريم، اما واقعا درد آدم اينجاست كه طرف حرف نفهمه؛ ولي اگر خوب بفهمه حرف آدم را انسان زجر نمي كشد و اذيت نمي شه.

علامه حلي وقتي منهاج السنه ابن تيميه را ديد گفت اگر مي دانستم حرف من را مي فهمد جوابش را مي دادم. ما واقعا در طول اين ٧ ، ٨ ماه اخير واقعا بر ما ثابت شد همان حرفي كه ذهبي مي نويسد به ابن تيميه و پيروانش را معرفي مي كند يعني واقعا ذهبي خوب شناخته اينها را عالي شناخته، آدم شناسي و وهابي شناسيش خوب بوده خوب شما ببينيد اين روايت را:

أيها الناس ، لا تشكوا عليا فوالله إنه لأخشن في ذات الله ، أو في سبيل الله ، من أن يشكي

بعد از اينكه صحابه شكايت كردند پيامبر هم خطبه خواند و فرمود مردم كسي حق شكايت از علي ندارد چون علي تمام كارهايش بر حق است

مضي رسول الله صلي الله عليه وسلم علي حجه

پيامبر شروع كرد به سمت عرفات حركت كردن

فأري الناس مناسكهم

به مردم مناسك حج را نشان داد

وأعلمهم سنن حجهم

سنت هاي حج را به مردم آموزش داد

سيره ابن هشام جلد ٤ صفحه١٠٢١

تاريخ طبري جلد٢ صفحه ٤٠١

خوب آقا بفرماييد چرا اينها را يك دفعه به مردم نشان نمي دهيد؟

اين مردمي كه بيننده شما هستند چه گناهي دارند فرداي قيامت همين بيننده ها يقه شما را بگيرند كه چرا خيانت كرديد؟ آيا اين كتمان حق هست يا نه؟ آيا اين برنامه خيانت در گزارش تاريخ كه واقعا به حق دارند به آن عمل مي كنند و نمايش مي دهند. خوب اينها را چرابراي مردم نمي گوييد؟ چرا نمي گوييد اين شكايت براي مكه بوده بعد از شكايت هم پيغمبر اين چنين فرموده و مردم هم رفتند حج و پيغمبر مراسم حج را به مردم نشان داده. آقايان پيامبردر عرفه خطبه خوانده در مني خطبه خوانده كنار مسجد خيف خوانده يعني ٣، ٤ تا خطبه خوانده است در مكه بعد از اين قضايا و اين در صحاح آقايان ثبت شده در صحيح بخاري صحيح مسلم مسند احمد اگر واقعا اين شكايت ها بوده چرا آنجا مطرح نكرده؟ همه بودند در آنجا و جالب اين است كه عزيزان دقت بكنند كه اگر چنانچه اين شكايت:

لو كانت الشكوي موجبة لحديث الغدير فلا بد من الاشارة لها اما من قبل رسول الله كما اشار في خطبته بمكة

و اگر واقعا اين شكايت مردم بود كه باعث حديث غدير شده خوب پيغمبر بايد يك اشاره اي بكند همان طور كه در مكه مردم شكايت كردند

قام فينا خطيبا وقال لا تشكوا عليا فوالله إنه لأخشن في ذات الله

چرا در خطبه غدير يك روايت ما گفتيم ضعيف بياورند يك روايت مرسل كه پيغمبر در غدير خم يك اشاره اي به قضيه شكايت سپاه يمن داشته ما بودجه هاي ميلياردي نداريم جايزه بدهيم

شهريه اي كه الان در حوزه علميه به ما مي دهند با همه دبدبه و كبكبه اي كه ما داريم ماهي ٦٠٠ هزار تومان بيشتر نمي شود الا اينكه عيد غديري يا ماه رمضاني بياد و ٥٠هزار يا١٠٠هزار بيشتر شود بنده در طول اين مدت كل شهريه ام به ٨٠٠ هزار تومان نرسيده اين حسابهاي ما مشخصه، دفاتر آقايان مراجع هم مشخص است چيزي هم نيست كه بخواهيم دروغ بگوييم ما ديگه سطح ٤ هستيم و با حق استادي كه تقريبا يكسال و نيم است به ما مي دهند و گفتيم كه هركس يك روايت بياورد نصف حقوقم را بهشون مي دهم و مي دهيم مثل اون آقا چك بدون امضا نمي دهيم كه بگويند ريا نشود. رسما يك روايت بياورند از پيامبر در غدير خم كه اونجا شروع كرد كه:

ايها الناس الست اولي بكم من انفسكم لا تشكوا عليا فوالله إنه لأخشن في ذات الله

آي مردم از علي شما نبايد كدورت داشته باشيد در قلبتان علي آدم خوبيه، يك اشاره اي كرده باشد، يا نه پيغمبر اكرم هم اشاره نكرد بيايند بگويند پيامبر بعد از اينكه گفت آي مردم علي آدم خوبيه از علي شكايت نكنيد صحابه يك نفر بلند شود بگويد يا رسول الله چشم ما ديگه از علي شكايت نمي كنيم ديگه محبت علي را در دلمان قرار ميدهيم ديگه از علي رنجشي نخواهيم داشت يك روايت بياورند و بگويند كه اشاره كرده باشد يكي از صحابه كه ما ديگه از علي شكايت نمي كنيم همانطور كه در رابطه با عمرو بن شاس و غيره هست كه:

فلما قدمت أظهرت شكايته في المسجد

ميگه من وقتي آمدم مسجد عمروبن شاس و ابو سعيد خدري بعد از قضيه غدير خم آمدند مدينه اونجا شروع كردند از اميرالمومنين شكايت كردن و داستان مفصل است، ميگه از علي شكايت كرديم پيش پيغمبر پيامبر هم اين چنين فرمود ما هم بلند شديم عذر خواهي كرديم وگفتيم ديگه بعد از اين از علي بن ابيطالب شكايت نمي كنيم ، خوب مشابه اين را بياورند نشان دهند كه آقا در غدير خم هم همچين اتفاقي افتاده باشد.

اين عبارت كه از خود بنده است در جواب قفاري كه اگر شكايت موجب حديث غدير بود واجب بود بر صحابه بعد از خطبه پيامبر رضايت خود را از علي اعلام كنند و ندامتشان را از شكايت خود اعلام كنند همانطور كه در شكايت بريدة و ابوسعيد خدري آمده:

أعوذ بالله أن أوذيك يا رسول الله

بعد از اينكه از علي شكايت كردند پيغمبر در مسجد فرمود: از علي شكايت نكن علي حق بالاتر از يك كنيز دارد

علي وليكم بعدي

عمروبن شاس گفت:

اعوذبالله ان اوذيك يا رسول الله

مسند أحمد - الإمام أحمد بن حنبل - ج ٣ ص ٤٨٣

اگر واقعا شكايت ها، نگراني ها كدورت ها باشد و خطبه غدير به وجود آمده باشد از اين ١١٠هزار نفر يك نفر بلند مي شد و مي گفت: يا رسول الله چشم ما ديگر بعد از از علي كدورتي در قلبمان نمي گذاريم باشد در حالي كه عكس قضيه هست كه:

بخ بخ لك ياعلي اصبحت ولي كل مومن

كه اين در:

كتاب البدايه والنهايه جلد٧ صفحه ٣٥٠

بارها ما گفتيم و بينندگان ما هم اين آدرس ها را حفظ هستند يا نه در رابطه با ابو سعيد خدري وقتي مياد از علي شكايت مي كند پيغمبر مي گويد از اين حرف ها نزن بس كن ابوسعيد خدري پسر شهيد چرا داري از علي شكايت مي كني؟ علي ولي مومنين بعد از من است بعد ابوسعيد خدري مي گويد:

والله لا اذكره بسو ابدا سرا ولا علانية

البداية والنهاية - ابن كثير - ج ٥ ص ١٢٢

دلائل النبو ة بيهقي جلد٥ صفحه٣٩٧

ديگه من از علي نه در پنهان و نه آشكارا از علي بد گويي نمي كنم دلائل النبوة بيهقي كه ابن تيميه مي گويد از كتاب هايي است كه متقن و صحيح است جلد ٥ صفحه٣٩٧ ،آيا در غدير خم داريد بعد از خطبه غدير يك نفر بلند شود بگويد:

والله لا اذكره بسوء

يا نه بگويد:

والله قد خرج كدورت علي او بغض علي

يك نفر بيايد اين مطالب را مطرح كند؟ ولي به هيچ وجهي اين مطالب وجود ندارد يك روايت ضعيف هم ندارند. نكته مهمتر از اين ، آقا چرا پيامبر در مكه نگفت؟ چرا در مني نگفت؟ چرا در عرفات نگفت؟ خوب پيغمبر اكرم تابع وحي است:

اتبع ما اوحي اليك

خود پيغمبر هم دارد كه:

ان اتبع الا ما اوحي الي

من تابع وحي هستم خوب آقا بفرماييد آقاي ابوحاتم با سند صحيح از عطيه عوفي از ابو سعيد خدري نقل مي كند و مي گويد:

نزلت هذه الآية: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك في علي بن ابيطالب

روز١٨ ذي الحجه اين وارد شد حالا ما انشاالله در بحث ولايت علي در قرآن مفصل مطرح مي كنيم كه بعد از آيه

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

پيغمبر اكرم دست علي را گرفت به مردم معرفي كرد اين را همه آقايان دارند خوب بفرماييد آلوسي آورده آقا مراجعه كنيد آلوسي بعد از روايت نقد كرده مناقشه كرده اعتراض كرده ميگه ابن مردويه از عبدالله بن مسعود آورده:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم

ما در زمان پيامبر آيه ٦٧ سوره مائده را اين طوري مي خوانديم:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ ان عليا ولي المومنين

پيغمبر به مردم ابلاغ كن علي ولي مومنين است

وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

اگر ولايت علي را معرفي نكني رسالت را انجام ندادي

روح المعاني جلد ٦ صفحه ١٩٣

يك نگاه كنيد ببينيد هست يا نيست شايد ما دروغ مي گوييم و اگر راست مي گوييم خوب روز١٨ ذي الحجة اين آيه نازل شده اگر روز ١٧ هم نازل مي شد همان روز علي را معرفي مي كرد ١٦ ذي الحجة بود معرفي مي كرد يا ١٠ ذي الحجة پيغمبر تابع وحي است اين فضولي ها نيامده به كسي كه چرا در اونجا نبوده در اينجا نبوده و اضافه پيغمبر اكرم بارها گفته كه فتنه ها همه براي مدينه است تمام شهرهاي اسلامي نگاه مي كنند به صحابه در مدينه مكان اجتماع انصار و مهاجرين مدينه است كسي براي سخنان صحابه در مكه و در يمن يا در جاهاي ديگر تره خرد نمي كردند و لذا پيامبر اكرم اين قضايا را براي كساني كه مال مدينه هستند دارد معرفي ميكند و اين مسائل هم در مدينه بناست اتفاق بيفتد مركز حكومت اونجاست.

آقا چرا در اونجا نگفت يمني ها رفته بودند مكه اي ها مانده بودند حالا بعضي ها مي گويند شامي ها هم رفته بودند بابا شام كه در زمان خلافت ابوبكر فتح شد اون زمان اصلا مسلماني در شام نبود تا اينكه آمده باشند براي مراسم حج و قبل از غدير راهشان جدا شده بابا راه شام از خود مدينه جدا مي شود نه از وسط راه . خوب اين قضايا كاملا روشن و واضحه و جالب اين است كه آقايان اين مسائل را كه ملاحظه مي كنند در همين قضايا.

آقاي قاضي عبد الجبار معتزلي در كتابي كه نوشته عليه شيعه در:

المغني في الامامة جلد ٢٠ قسمت اول صفحه ١٥٤

ميگه اگر بنا باشد حديث غدير صحيح باشد ، صحيح هست كه هيچ، متواتر هم هست اگر بنا باشد دلالت بر ولايت ديني علي دارد واين دلالت كردن منافاتي با شكوائيه جيش يمن ندارد ولو اينكه حديث غدير باعثش شكايت يمن بوده و آمدند از علي شكايت كردند پيغمبر اكرم فرمود : آي مردم

الست اولي بكم؟ قالو بلي

وجالب است اينكه پيغمبر نگفت:

الست رسولكم، الست نبيكم

بلكه ميگويند:

الست اولي بكم من انفسكم

ولايت من بر شما از شما قوي تر نيست؟ خوب چرا اين را براي مردم توضيح نمي دهيد؟ آنچه پيغمبر گفته اين همه مقاماتي كه پيامبر داشته و مي آيد روي ولايت تامه اش پيغمبر اكرم دست مي گذارد. آيا ولايت من بر شما بالاتر از ولايت خود شما بر شما نيست؟

قالو بلي

بعد مي گويد:

من كنت مولاه فعلي مولاه

وانشا الله در رابطه دلالت حديث غدير عبارت هاي مختلفي دارد:

من كنت وليه فعلي وليه

خوب اينها را چرا براي مردم نمي گوييد؟ اينها گفتني نيست؟

من كنت اولي به من نفسه فعلي وليه

البداية والنهاية جلد٥ صفحه٢١١

المستدرك علي الصحيحين جلد٣ صفحه٦١٣

به هر تعبيري بگوييد پيغمبر اكرم در حديث غدير در اين يكي دو ساعتي كه براي مردم صحبت كرده بيان كرده با سند هاي صحيح. ما انشاالله در بحث دلالت حديث غدير بر امامت حضرت علي سلام الله عليه مفصل در يك جلسه اي در خدمت بينندگان عزيز خواهيم بود.

مجري:

خيلي جالبه اينجا براي من كه ميگويد :

فقام فينا خطيبا

ولي در اينجا فقط يك جمله آمده و يك سطر بيشتر نيست. بقيه خطبه كجا رفته نمي دانيم. و در اينجا از حضرت شكايت كردند و حضرت هم فرموده كه از علي شكايت نكنيد. و٥ خطبه ديگر كه در كتب اهل سنت است كه بعد از اين خطبه در مكه توسط حضرت رسول گفته شده و بحثي از اين شكايت نبوده و مطرح نشده اتفاقا مباحث خيلي اخلاقي و اجتماعي را حضرت فرمودند مضاف بر اينكه حاج آقا هم نشان دادند اون حديث را كه ١٨ ذي الحجه اون آيه نازل شد اگر واقعا اين امر رسالت همان شكايت امير المومنين است شما خيلي بالاتر از ما شيعه شدن را قبول داريد متاسفانه بعضي از دوستان چشمانشان را بسته اند و نمي خواهند ببينند ما اين مطالب را مطرح كرديم

ِانْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ

الشوري/ ٤٨.

است قضاوت هم به عهده شما عزيزان است مطالعه كنيد كه آيا واقعا اين شكوائيه بعد از٧٠٠سال توسط ابن كثير و امثال او مطرح شد آيا واقعا به جا است يا نه قضاوت انشاالله با خودتان.

بيننده : مسعود از قم

پيشنهاد ميكنم كه برنامه هاي توحيدي مثل همين برنامه هويت كه اخيرا قسمت هايي از صحبت هاي آقاي ابوالقاسمي رو پخش فرموديد ادامه دهيد آيا صلاح نمي دانند مسئولين شبكه كه اين برنامه ها را به صورت ١٠الي ١٥ دقيقه ادامه دهند و در اين حد به نظرم مفيد باشد.

يك نكته هم از برنامه شما خطاب به آقاي هاشمي عرض مي كنم راجع به اين گزارشي كه از غدير داشتند واقعا آقاي هاشمي، گفت:

خود بويي و خود خندي عجب مرد هنرمندي

اين جور براي خودتون سوت كشيدن و نوشابه باز كردن و ما پيروز شديم تصور نمي كنيد كه خردمندان را واقعا متنفر تر مي كنه از اين شيوه؟ خوب چي رو ثابت كردي خوب غدير يعني بركه آب و در آنجا توقف داشتند حضرت رسول و اين مطلب را اعلام كردند خوب چه چيزي در اين گزارش مستقيم اثبات شد؟ جنگل خرمي بود آبشار نيا گارا بود خوب چي بود مگر؟ اين طور براي خودتون هورا كشيدن و سوت زدن واقعا نفرت آوره.

نكته ديگر هم اينكه حاج آقاي قزويني تصور نمي فرماييد اين همه پرداختن به وهابيت نوعي ارزش بيش از حد دادن به اين فرقه باشد؟ ما از جوانب ديگري هم شيعه را مورد هجوم ميبينيم ، افرادي كه نظرياتي دارند در باب قرآن در باب تشيع در باب كل اسلام معاند هستند دشمني مي كنند به شدت هم فعال هستند تصور نمي كنيد برنامه اي هم براي پاسخ گويي به اين ها شبكه شما اگر بگذارد بد نيست؟

استاد قزويني:

ما خوب در اين شبكه فقط به بحث وهابيت نمي پردازيم شبهات قرآني رابرادرمان آقاي دكتر رضايي اصفهاني مطرح مي كنند و به آن مي پردازد. شبهات اعتقادي را و غيره وحتي مسيحيت را جناب آقاي محمدي مي پردازد و همچنين در رابطه با شبهاتي درباره تربيت را خواهران ما از اساتيد مي پردازند ولي چون الان وهابيت دشمن شاخص است و دارند با انتحار و وحشي گري كه واقعا كارهاي وهابي ها الحق و الانصاف دست سپاه هيتلر را كه از وحشي ترين لشگرهاي تاريخ است را از پشت بسته اند. من واقعا تا بحال در تاريخ نديدم كه اينها به اين شكل دست به انتحار بزنند، دست و پا قطع كنند، سر ببرند، بچه ١٠يا ١٢ ساله را ببرند براي آموزش سر بريدن شيعه ها. حالا اين قضايا كه فرموديد دارند نوشابه باز ميكنند وغيره خوب حق بدهيد به آقايان.

ميگويند يه شخصي ادعا كرد من سوار كار خوبي هستم و بسيار ماهر هستم، يك اسبي آوردند و ايشان هم رفت عقب و يك جفتكي زد تا برود و بالاي اسب سوار شود كه محكم به زمين خورد و سر و صورتش زخمي شد برگشت به رفيقش گفت:خوب آقا از اين وضعي كه من داشتم خوشت آمد؟ خوب خيزش برداشتم؟ خوب نمايش دادم؟ آيا از پرشم بيشتر خوشت آمد يا از دورخيزم؟ رفيقش گفت والله از هيچكدام ، از اعتماد به نفست خوشم آمد. حالا اينها اين همه شكست مي خورند اين همه مفتضح مي شوند ميخواي اين اعتماد به نفس را هم نداشته باشند؟

بيننده: زبيدي از اهواز(اهل سنت)

آقاي قزويني الان يك حديث بر روي مانيتور خود نشان داديد كه آيه اي بوده است كه علي مولاي همه مومنين مي باشد خواستم بگم اين طور كه شما گفتيد يعني اينكه زمان رسول خدا اسم امام علي در قرآن بوده و منظورتون اين است كه خلفاي راشدين كه ابوبكر و عمر و عثمان هستند اينها علي را از ولي مومنين بودن برداشتند؟ ماجواب مي دهيم كه اگر ما حذف كرديم يعني كه قرآن محرف است اگر مي خواهيد بگوييد كه قرآن محرف است طبق فرموده خداوند محرف نيست:

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ

الحجر/ ٩.

اصلا جايز نيست كسي بگويد كه قرآن محرف شده است و اون هم جهنمي ما حسابش مي كنيم و اينكه آيه:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ

كه مي گوييد براي حضرت علي نازل شده با آيه :

اليوم اكملت لكم دينكم......

سه سال اختلاف دارد. وهيچ نسبتي براي حضرت علي نداشت اين آيه.

مجري:

آيا سه سال اختلاف بين اين دو آيه بوده؟ و اينكه اين سه سال اختلاف را از كجا مي گوييد؟

بيننده:

در كتاب هاي خود ما است كه ٣ سال اختلاف است و اينكه آقاي قزويني مي گويد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ان علي ولي المومنين

اين در كجاست؟ شما مي خواهيد بگوييد كه قرآن محرف است.

استاد قزويني:

روح المعاني براي آقاي آلوسي است جلد٦ صفحه١٩٣ بفرماييد در رابطه با اينكه:

وأخرج الجلال السيوطي في " الدر المنثور " عن أبي حاتم وابن مردويه وابن عساكر راوين عن أبي سعيد الخدري قال : نزلت هذه الآية علي رسول الله صلي الله عليه وسلم يوم غدير خم في علي بن أبي طالب كرم الله تعالي وجهه ، وأخرج ابن مردويه عن ابن مسعود قال : كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم * ( يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ) * إن علياً ولي المؤمنين * ( وإن لم تفعل فما بلغت رسالته )

تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج ٦ ص ١٩٣

خوب بفرماييد اين روايتي را كه آقاي آلوسي مي آورد آيا دارد كه روايت جعلي است؟يا اينكه ضعيف است؟يا روايت موضوع است؟ من نقل قول كردم از آقاي آلوسي عزيز من

بيننده:

آقاي قزويني مي خواهيد بگوييد كه قرآن محرف شده است كه (علي ولي مومنين) را نياوردند داخل قرآن و مي خواهيد بگوييد كه در اين عصر و زمان قرآن محرف است.

استاد قزويني:

به ما چه ربطي دارد آقاي آلوسي بايد جواب بدهد؟ ما بايد جواب دهيم يا آلوسي كه اين را نقل كرده؟

بيننده:

اين روايت كه شما مي گوييد روايت ضعيفي است.

استاد قزويني:

از كجا مي گوييد سند ضعيف است؟

بيننده:

ضعيف است چون قرآن را بازديد كنيم علي ولي مومنين است وجود ندارد و ما مي گوييم كه حديثي كه طبق قرآن نباشد ضعيف است.

استاد قزويني:

شما پس يك دين جديدي بياوريد بگوييد آقا هر روايتي را كه ما نظر داديم ضعيف است ضعيفه. آخه عزيز من ضعيف بودن روايت يك ملاكي دارد يك قانون وقاعده اي دارد و آقاي آلوسي و سيوطي و آقاي محمد رشيد رضا همه اين روايت را آورده اند در تفسير شان يك نفر هم نيامده كه اين روايات صحيح نيست.

بيننده: مهدي از رفسنجان

حاج آقا ما مي خواستيم براي اين ملا نصر الدين يك سوالي مطرح كنيم و يك جايزه اي هم تعيين كنيم مايك وانت بيشتر نداريم و همين را به عنوان جايزه مي دهيم. و ٤تا ٥ميليون مي ارزد.

استاد قزويني:

اگر شما اين وانت خود را به عنوان جايزه بدهيد ما هم اون جايزه٥ ميليون توماني را كه براي آوردن فتواي آيت الله سيستاني بود را به شما مي دهيم تا شما بدون وانت نمانيد يقين داشته باشيد.

بيننده:

حاج آقا ما عادت داريم پياده هم مي رويم. عرض كنم در رابطه با آيه مباركه سوره آل عمران آيه ٦١ در رابطه با آيه مباهله. ما از آنجايي كه مي گوييم پيامبر هم قولش هم فعلش و هم تقريرش يكي است وحجت است ما مي گوييم اهلبيت هم حجت هستند و پيامبر در رفتار هم تابع خداست:

ولا ينطق عن الهوي.....

ولذا چرا پيامبر به جاي نساء خود حضرت زهرا را مي برد به جاي انفس خود حضرت علي را مي برد و به جاي أبنا خود حسنين را مي برد؟ اين را به ما جواب بدهند و ٥ميليون تومان را بگيرند.چرا پيامبر مرجوح را بر راجح ترجيح داده؟ و پيغمبر هم از آنجايي كه از روي هوا وهوس صحبت نمي كند.انشاالله اين سوال مقدمه باشد براي غدير اين را براي ما بياورند ثابت كنند و صحبت كنند وبراي ما روشن كنند.

استاد قزويني:

البته من در ضمن اينكه صحبت مي كردند بحث فرمايش آيت الله سيستاني شد آقاي يزداني كه آورد اما از جايزه خبري نشد شايد ترسيدند كه شايد اگر جايزه بدهند كسر شأن بشود ما براي مرتبه دوم به شما نشان بدهيم البته ما باز هم مياوريم اين مطلب را و نشان خواهيم داد.در سايت رسمي حضرت آيت الله سيستاني است كه:

موقع مكتب مرجع الديني الآعلي سماحة آيت الله العظمي الحاج سيد علي الحسيني السيستاني

در همين جا براي شما عرض كنم كه ايشان به صراحت مطرح مي كند براينكه:

واضاف ان خطابنا هو الدعوة الي الوحد ة

آيت الله سيستاني اضافه كرده كه ما دعوتمان به وحدت است

وكنت و لا ازال اقول

مي گفتم ، هميشه هم مي گويم

لا تقولو اخواننا السنة

نگوييد برادران سني ما

بل قولوا انفسنا اهل السنة

بگوييد عزيزان اهل سنت

اني استمع الي خطب ائمة الجمعة من اهل السنة اكثر مما استمع لخطب الجمعه من اهل الشيعه

من خطبه نماز جماعت اهل سنت را بيش ازخطبه هاي شيعه ها نگاه مي كنم

ونحن لا نفرق بين عربي و كردي

ما نه عربي رافرق مي دانيم و نه كردي را

بل اسلام هو الذي يجمعنا معا

افتخارمان اين است كه همه مسلمان هستيم

http://www.sistani.org/index.php?p=٩١٤٨٨٣&id=٦٨٤

اين هم عبارت آيت الله سيستاني كه البته ٧ يا ٨ جاي سايت اين عبارت آمده. قبلا هم من نشان داده بودم حالا اگر اين آقا اگر چك بي امضا مي خواهد بدهد تا ريا نشه هيچ مسأله اي نيست بدهند براي يكي از افرادي كه آنجا هستند و اگر به حساب اين آقا مهدي از رفسنجان هم بريزند ما قبول مي كنيم.

يوسف ازبندرعباس (اهل سنت)

اگر سوالات بنده را جواب بدهيد و من قانع شوم من قول مي دهم همين امشب تو برنامه شما مذهبم را عوض كنم من هيچ مشكلي ندارم.آقاي قزويني شما مي گوييد كه دينتان بر حق است من هم دنبال حقيقت هستم. اگر قانع شدم هر چه گفتيد قبول مي كنم. آقاي قزويني شما الان يك چيزي گفتيد در رابطه اين آيه كه :

بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ان عليا ولي المومنين

استاد قزويني:

بنده نگفتم به من نبنديد من عرض كردم آقاي آلوسي و سيوطي گفته است.

بيننده:

شما اين را قبول دريد؟

استاد قزويني:

من نگفتم قبول دارم من نه قبول مي كنم و نه رد مي كنم گفتم آقا اين آقايان اين طور گفته اند.

بيننده:

آيا اينكه علي ولي مومنين است را قبول داريد؟

استاد قزويني:

بله شكي نيست كه قبول داريم.

بيننده:

پس قبول داريد اينكه ولايت از خدا بر علي محول شده است. و اينكه شما روايتي نقل كرديد كه:

ان عليا لاخشن في سبيل الله

سيره ابن هشام جلد ٤ صفحه١٠٢١

تاريخ طبري جلد٢ صفحه ٤٠١

يعني علي در رابطه با دين خدا خشن و سخت گير است و الان سوال من اين است كه چيزي كه ازجانب خدا به علي داده شده يعني چيزي خداوند به پيامبر وحي كرده و شما مي گوييد بايد به علي داده شود و اينكه مي گوييد ابوبكر و عمر و عثمان خلافت را غصب كردند علي چرا در اين مورد سكوت اختيار كرده؟

مگر اين چيزي نيست كه از جانب خداوند به او داده شده پس چرا سكوت كرده؟ اين هم در رابطه دين خداست.

بعد يك چيز ديگه شما قبول داريد كه عايشه جهنمي هستند درسته؟

استاد قزويني:

ما همچين حرفي نگفتيم

بيننده:

شما مي گوييد فاسق هستند درسته؟

استاد قزويني:

خلاف نظر امير المومنين و پيامبر عمل كردند

بيننده:

خوب پس هركس خلاف نظر پيامبر عمل كند جهنمي است.

استاد قزويني:

نه اينطور نيست من و شما روزي ١٠ بار غيبت مي كنيم و خلاف نظر پيامبر عمل مي كنيم

بيننده:

من الان از برادران اهل تشيع مي شنوم كه به عايشه لعن مي فرستند.

استاد قزويني:

شما در رابطه با برنامه ما صحبت كنيد.

بيننده:

آيا شما عايشه را به عنوان همسر پيامبر قبول داريد؟

استاد قزويني:

بله قبول داريم

بيننده:

خوب شما ايشان را چگونه شخصيتي مي دانيد؟ از نظر مراجع شما من الان تازه با شبكه شما آشنا شدم من مي خواهم بدانم عايشه از نظر شما چه مرتبه اي دارد؟

استاد قزويني؟

از نظر ما ايشان مخالف آيه قرآن:

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ

عمل كرده و در برابر امام زمان و ولي امرش قيام كرده است. وباعث شده ٣٠ هزار نفر در جنگ جمل كشته شوند.اين عقيده همه شيعه است. ولي نه لعن مي كنيم نه فحش مي دهيم نه نسبت فحشا مي دهيم و همسر پيغمبر هم مي دانيم.

بيننده:

آقاي قزويني من نگفتم شما نسبت فحشا مي دهيد شما اين را از كجا مي گوييد؟ من اصلا كاري به اين ندارم هركسي به نظر من شخصيت خودش را مي رساند اون كس كه دارد با طرف مقابل برخورد مي كند.شما قبول داريد حضرت علي شبي كه قرار بود بيايند پيامبر را به قتل برسانند آمده و به جاي ايشان خوابيده درسته؟

مجري:

بله

بيننده:

پس اين چيزي است كه از جانب خداوند به پيامبر وحي شده است كه نقشه قتل شما را دارند و حضرت علي مي آيد و به جاي ايشان مي خوابد. آيا خداوند علام الغيوب است؟ اگر خداوند مي دانستند، خداوند كه بر همه قلبها چيره هستند خداوند وقتي مي دانستند كه قرار است عايشه با صحبت و روش پيامبر مخالفت كند و بيايد فتنه گر شود و جنگ جمل را به راه بيا ندازد پس چرا نيامد و پيامبر را از اين ماجرا مطلع نكرد؟ چرا نگفت عايشه مناسب شما نيست؟ در صورتي كه در قرآن داريم:

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ

النور/ ٢٦.

الان نعوذ بالله اگر ما بگوييم حضرت عايشه در شأن پيامبر نبوده يا نعوذ بالله قرآن دروغ مي گويد يا اينكه اين چيزي كه شما مي گوييد درست نيست. كدام را ما قبول كنيم.

استاد قزويني:

قرآن در رابطه با حضرت نوح و حضرت لوط اين آيه را كه براي شما عرض كنم كه مي فرمايد:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا

التحريم/ ١٠

درسته؟

بيننده:

درسته

استاد قزويني:

آيا اين حضرت نوح وحضرت لوط پيامبر خدا بودند يا نه؟

بيننده:

بله درسته

استاد قزويني:

چرا خداي عالم حضرت نوح را مطلع نكرد داره كه:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا

التحريم/ ١٠.

خدا مي دانست كه اينها خيانت مي كنند يا نمي كنند آيا نستجير بالله اين

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ

النور/ ٢٦.

آيا حضرت نوح با اون جلالتش طيب نبوده؟

بيننده:

حرف شما درست. الان شما مي گوييد:

فخانتاهما

يعني اين دو نفر بع همسرانشان خيانت كردند پس چرا خداوند نيامده در رابطه با حضرت عايشه بگويد كه ايشان به شما خيانت مي كنند چرا لفظ خيانت را به كار نبرده؟ شما از قرآن داريد تفصيل يك چيز ديگه مي دهيد به مردم، شما يك چيز مي گوييد من جاي ديگه مي بينم چيز ديگه اي است من بايد كدام را قبول كنم؟

استاد قزويني:

اگر شما مراجعه كنيد به صحيح بخاري و مسلم از قول خود عمربن خطاب كه از او سوال مي كند ابن عباس كه:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ

التحريم /١٠.

مراد خدا چيه؟ كه عمر ميگه: مراد عايشه و حفصه هستند. شما چي مي گوييد؟ برويد ببينيد آيا در كتب شما آمده يا نه؟

بيننده:

آدرسش را به من لطف مي كنيد بدهيد؟

استاد قزويني:

چشم آدرسش را هم مي دهم.

مجري:

مضاف بر اينكه حاج آقا يوسف مي گويند كه چرا پيغمبر تذكرشان را به عايشه ندادند با اينكه در قضيه سگ هاي حوأب با اينكه اونجا وقتي رسيدند يادشان آمد اون حديثي كه پيامبر گفته بود چرا اونجا آمدند شاهد دروغين درست كردند و گفتند كه اينجا حوأب نيست و اين سگان هستند كه پارس مي كنند.پس قبلش پيامبر تذكر داده.

استاد قزويني:

شما مراجعه بفرماييد به تفسير قرطبي

بيننده:

عذر مي خوام آقاي قزويني من از كتاب صحيح بخاري ميخواهم

استاد قزويني:

شما مراجعه بفرماييد عزيز دل من

تفسير قرطبي جلد ١٨ صفحه٢٠٢

" ضرب الله مثلا للذين كفروا " مثل ضربه الله يحذر به عائشة و حفصة في المخالفة حين تظاهرتا علي رسول الله صلي الله عليه وسلم

آدرس ديگر: ابن قيم جوزيه شاگرد شخيص ابن تيميه ايشان كتابي دارند به نام :

اعلام الموقعين عن رب العالمين جلد اول صفحه ٨٨٩

اين روايت را مي آورد. آقاي شوكاني كه همه مي گويند كتابهايش كتاب هاي زيبا و صحيح است در كتاب:

فتح القدير الجامع، جلد٥ صفحه٢٥٦

اين را مي آورد

آقاي فيروز آبادي مفسر،اديب و لغت شناس مشهور اهل سنت از قول ابن عباس همين عبارت را در:

تنوير المقباس جلد اول صفحه ٤٧٨

نقل مي كند و ده ها كتاب ديگر حتي خود فخر رازي در كتاب:

المحصول في علم الاصول جلد٤ صفحه ٤٩٢

اين را آوردند عزيز من. اين قضايا كاملا واضح و روشن است.الان ذهنم ياري نكرد من اون قسمت صحيح بخاري را هم براي شما كاملا نشان مي دهم

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=٨٤٣٥

كه اين قضايا كاملا واضح است كه مراد از اين آيه شريفه كه آقايان در رابطه با مسأله:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ

القرآن الكريم - كتاب الله تبارك وتعالي - ص ٥٦١ ( التحريم ١٠ )

تطبيق كردند با عايشه و حفصه. حالا شما به اين چند تا روايتي كه آورديم مراجعه كنيد ببينيد درست است يانه؟

بيننده:

به قول علماي ما، ما كتاب بخاري و مسلم را از همه بيشتر قبول داريم شما لطف كنيد از همان بخاري و مسلم آدرس بدهيد ممنون مي شوم.

استاد قزويني:

شما آيا تمام زندگيتون بسته شده به بخاري و مسلم؟

بيننده:

من اين طوري هستم و به هر كتابي نمي توانم اعتماد كنم. شما الان به من آدرس دادي كه در صحيح بخاري آمده من ميخواهم اين را به من ثابت كنيد من دنبال حقيقت هستم.منتظر شما مي مانم تا جواب من را بدهيد

استاد قزويني:

تظاهرتا علي النبي صلي الله عليه وسلم من أزواجه فقال تلك حفصة وعائشة قال فقلت والله ان كنت لا ريد ان أسألك عن هذا منذ سنة فما أستطيع هيبة لك قال فلا تفعل ما ظننت أن عندي من علم فاسألني فإن كان لي علم خبرتك به قال ثم قال عمر والله ان كنا في الجاهلية ما نعد للنساء امرا حتي انزل الله فيهن ما انزل وقسم لهن ما قسم

صحيح بخاري جلد٦ صفحه ٦٩ حديث ٤٩١٣

در رابطه با آيه «تظاهرتا علي النبي من ازواجه» كه از آيات خيلي تند قرآني هست

بيننده:

لطف مي كنيد درباره حضرت علي هم به من پاسخ بدهيد كه چرا ايشان سكوت كردند و از حق خود دفاع نكرد؟

استاد قزويني:

بنده از صحيح مسلم

بيننده:

آقاي قزويني جواب من اين نيست كه بروم در صحيح مسلم را ببينم. چرا سكوت كرده ؟ شما مي گوييد علي سكوت كرده؟

استاد قزويني:

ما مي گوييم سكوت نكردند

بيننده:

پس چراخلافت را داد به ابوبكر و عمرو عثمان؟

استاد قزويني:

آخه عزيز من خلافت را به زور گرفتند از علي

بيننده:

مگر نمي توانست مقاومت كند در برابر آنها؟ مگر نمي توانست بجنگد؟ شما كه مي گوييد خشن بوده در راه خدا

استاد قزويني:

بله خشن بوده. پيغمبر چرا ١٣ سال در برابر كفار سكوت كرد؟

بيننده:

سكوت نكردند تبليغ مي كرد.

استاد قزويني:

تبليغ مي كرد آيا قيام كرد؟ پدر و مادر عمار را كشتند را كشتند بلال را شكنجه مي كردند پيامبر سكوت مي كرد حرفش را هم مي زد. امير المومنين هم حرفش را مي زد. در صحيح مسلم به صراحت ميگويد كه خود عمر به صراحت به علي مي گويد:

لما توفي رسول الله

پيغمبر كه از دنيا رفت ابوبكر گفت من ولي و جانشين پيامبر هستم

فرأيتماه عاصما كاذبا قادرا خائنا

شما ابوبكر را هم گنهكار هم خائن هم حيله گر مي دانستيد. خوب امير المومنين سكوت نكرد برادر عزيزم كه شما مي فرماييد علي سكوت كرد نه امير المومنين به هيچ وجه سكوت نكرد بلكه كاملا حق را مطرح كرد و بعد از آنكه به خلافت رسيد برگشت گفت كه:

فإن هذا الدين قد كان أسيرا في أيدي الأشرار

شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج ١٧ ص ٥٩

اين دين قبل از من دست اشرار اسيربوده

بيننده:

پس مي گوييم حضرت علي با ذلت با ايشان بيعت كرده است درسته؟

استاد قزويني:

نه بيعت نكرده هركس مي گويد بيعت كرده اشتباه كرده. شيخ مفيد مي گويد:

والذي عليه محققون شيعه بان عليا لم يبايع ساعة قد

علي بن ابيطالب نه با ابوبكر بيعت كرده نه با عمر و نه با عثمان

بيننده:

پس با ذلت زندگي كرده.

استاد قزويني:

به هيچ وجه ذلت نيست عزيز من در عزت بوده. اگر زندگي پيغمبر در مكه ذلت بوده علي هم ذلت بوده.

بيننده:

آقاي قزويني امام حسين با يزيد بيعت نكرد و با عزت شهيد شد پس چرا حضرت علي سكوت كردند؟

استاد قزويني:

شما ٢٠ دقيقه است وقت ما را گرفتي آسمان را به ريسمان مي بافي تو. يعني اصلا سر و ته حرفت مشخص نشد چيه تو. شما مي گوييد علي سكوت داشته من ميگم علي بن ابيطالب در همان زمان گفته كه شما چنين و چنان هستيد مي گويد:

أسيرا في أيدي الأشرار

در

نامه٥٣ نهج البلاغه

يا مي گويد بعد از پيغمبر

علي سنة من آل فرعون

در خطبه ١٥٠نهج البلاغه

حضرت امير از اينها به عنوان غصب مطرح كرده كاملا از روز اول عمر مي فرستد قنفذ را پيش علي بن ابيطالب كه بيا بيعت كن علي عليه السلام ميگويند: شما غصب كرديد حق من را داريد دروغ مي گوييد شما ، امير المومنين از روز اول از خودش دفاع كرده اينها را غاصب دانسته و حتي تصميم بر جنگ مسلحانه داشته ولي نيرو نيامد تمام تلاش علي بن ابيطالب بر جنگ مسلحانه بود ولذا و قتي مي بيند نيرو نيست در خطبه شقشقيه به صراحت مي گويد:

من ماندم كه آيا با دست تنها در برابر حكومت غاصب بايستم يا نه صبر كنم

صبرت وفي العين قذي وفي الحلق شجي أري تراثي نهبا

شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج ١٠ ص ٢٨٦

آخه برادر عزيزم شما ٥٠ تا مساله رو سر و تهش را مطرح مي كنيد و به هيچ وجه هم ما متوجه نشديم كه چه گفتي.در زمان معاويه امام حسين بود خوب چرا قيام نكرد؟ امام حسين امام بر حق است تشخيص مي دهد كه يك بار قيامش نتيجه مي دهد قيام مي كند و لو با كشته شدن خودش و يك جا تشخيص مي دهد كه نجنگد كه امام حسين در زمان معاويه است و او معاويه را هم جزو اشرار مي دانست او را فاسق و خيانتكار مي داند.

در جاي جاي سخنان امام حسين مطرح است كه جنايات معاويه را بر ملا مي كند ولي مي بيند قيام كردن در برابر معاويه به صلاح اسلام نيست وقتي كه معاويه ميرود و يزيد مي آيد مي بيند الان زمينه براي قيام فراهم است و قيام مي كند.

امام حسن مي بيند قيام صلاح نيست و قيام نمي كند. اينها حجت خدا هستند معصوم هستند و آنچه را كه تشخيص مي دهند عمل مي كنند.امام حسين اگر جاي امام حسن بود قطعا صلح مي كرد و امام حسن اگر جاي امام حسين بود قطعا مي جنگيد چون موقعيت بايد سنجيده بشود. امام علي بيعت كرده دروغه دروغه دروغه. شما بياوريد يك روايت صحيح ، خود بخاري صراحت دارد بر اينكه علي بن ابيطالب تا ٦ ماه بيعت نكرد. اگر اينها خليفه بر حق بودند چرا تا ٦ماه بيعت نكرد؟ اونم آوردند كه علي بن ابيطالب

فمسح ابوبكر يده علي يد علي وهي مذمومة

ابوبكر آمد دستش را روي دست بيته علي كشيد. شما در كجاي دنيا به اين مي گوييد بيعت؟ وقتي مي آورند علي بن ايطالب را مي گويند:

بايع

امام علي ميگه:

ان لم ابايع فمه؟

اگر بيعت نكنم چه ميشه؟ عمر برمي گرده ميگه:

اذن نقطع الذي فيه عيناك

گردنت را ما مي زنيم.اميرالمومنين مي گويد:

قال : إذاً تقتلون عبدالله وأخا رسوله

يك بنده خدا و برادر پيامبر را مي كشيد.عمر برمي گرده ميگه:

أما عبدالله فنعم وأما أخو رسوله فلا

اين تصوير بيعتي است كه خودتان نقل كرديد در كتابهايتان.شما مراجعه كن

الامامة والسياسه ابن قطيبه دينوري اويلش صفحه ٣١

الفاروق - مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة - ص ٢٦٣

ببين چقدر توضيح دادند و عبارت هاي متعددي از امير المومنين بر اينكه حكومت اينها غصبي است وجود دارد و حضرت زهرا مي آيد خطبه مي خواند به قولي ابوذر مي آيد خطبه مي خواند سلمان مي خواند و ديگران مي آيند و اعترض مي كنند. شما اين همه قضايا را گذشتي و مي گويي: علي چرا بيعت كرد؟

مجري:

خيلي ممنون حاج آقا ما هم به امثال آقا يوسف توصيه مي كنيم كه وقتي مي آيند روي خط از قبل سوالات را اگر واقعا سوالات استفهام حقيقي است و مي خواهند برايشان روشن شود دسته بندي كنند سوالات را و يك زاويه را بگيرند و مثل گنجشك از اين شاخه به شاخه ديگر نپرند.مباحث را به صورت تنظيم شده و هدف دار آماده كنند بعد به روي خط بيايند.اگر نه هدف ديگر است براي اينكه اينجا شلوغ كنند و آسمان را به ريسمان ببندند اين كار صحيحي نيست.

استاد قزويني:

من فقط يك نكته اي را كه اين آقايان به صراحت به خطبه ٦ نهج البلاغه استناد مي كنند بحث شوري و غيره و مهاجرين و انصار اينها فقط دارند جهل و نفهمي خودشان را نشان مي دهند اونجا امير المومنين با معاويه داره از باب الزام خصم مثل قضيه حضرت ابراهيم كه با آفتاب پرست ها و ستاره پرست ها كه صحبت مي كرد همين روش را دارد. وآقايان هم وقتي مي آيند مي خوانند آخر خطبه را كه ميگويد هركس در برابر خلافت من بخواهد كارشكني كند همه اهل آتش جهنم هستند.حتي همين آقاي به قول دوستان همين آقاي نعثل كه رفته بود صحراي غدير تند تند خطبه٦ را مي خواند ولي مي آمد آخر خطبه كه مخالفين علي اهل آتش هستند اينها را فاكتور مي گرفتند.

واضافه امير المومنين در خطبه سوم به صراحت مي گويد:

لهم خصائص حق الولايه وفيهم الوصيه والوراثه

اينها مال سخن علي بن ابيطالب است ديگه. حق امامت حق خلافت مربوط به اهلبيت پيامبر است. در خود

الامامة والسياسة جلد١٨ صفحه ١٨

ميگويد:

وتأخذونه منا أهل البيت غصبا

همان روز دوم يا سوم بعد از رحلت پيغمبر است كه مي خواهند علي بيايد و بيعت كند امام علي ميگويد: شما خلافت را از ما غصب كرديد.ميگه آقا علي چرا سكوت كرده؟ در:

شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد جلد ٤ صفحه ١٠٤

اونجا مفصل ميگه:

غصبوني حقي

اينها حق من را غصب كردند يا وقتي قنفذ مي آيد پيش علي كه خليفه پيامبر مي گويد بيعت كن حضرت مي گويد:

لسريع ما كذبتم علي رسول الله

چه زود به پيغمبر داري دروغ مي بنديد همانطور كه در:

صفحه ٣٠ الامامة والسياسة

است. اينجا هزاران قضايا مطرح است از همه بالاتر حديث صحيح مسلم است حديث شماره ٤٤٦٨جلد ٥ صفحه ١٥٢ شما ببينيد امير المومنين به صراحت مي گويد من ابوبكر و عمر را گنهكار، دروغگو،خائن و حيله گر مي دانستم امير المومنين به هيچ وجه از حق خود كوتاه نيامد حتي تصميم قطعي بر جنگ مسلحانه هم داشت وهيچ شبهه ديگري هم نداشت ولي هرچه از مردم كمك خواست وحتي خود حضرت زهرا را سوار بر الاغ كردند و در خانه مهاجرين و انصار كه بيايند جمع شوند در برابر حاكم حكومت غاصب قيام كنند اما كسي جواب نداد. گفتند اونها زودتر آمدند.١٣ سال پيغمبر نستجير بالله با ذلت زندگي كرده خوب امير المومنين هم الگويش پيامبر اكرم:

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ

الأحزاب/ ٢١.

واگر نه شما مي گوييد پيغمبر اكرم به وظيفه اش عمل كرد چون نيرو نداشت در برابر قريش قيام نكرد همان روش را اميرالمومنين داشتند چون نيرو نداشت در برابر اينها قيام نكردند عين همان روشي كه آنها داشتند. خود حضرت لوط در قرآن است كه ميگويد: اگر نيرو داشتم در برابر شما قيام مي كردم امير المومنين مي گويد پيامبران الگوي من هستند چون نيرو ندارم مجبورم صبر كنم چون علي بن ابيطالب بخواهد در برابر اينها قيام كند علي را مي كشند و يك برچسب نفاق و تروريست بر علي بن ابيطالب مي زنند و هم خونش پايمال مي شود وهم به هدفش نمي رسد.

اللهم عجل لوليك الفرج