سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٩٤ - بررسي حديث ثقلين ٠٢

بررسي حديث ثقلين ٠٢

کد مطلب: ٥٤٥٨ تاریخ انتشار: ١٤ بهمن ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٢٦٧١ سخنراني ها » شبکه ولايت بررسي حديث ثقلين ٠٢
حبل المتين ٨٩/١١/١٤

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ١٤ / ١١ / ٨٩

آقاي محسني

بحث ما در رابطه با حديث ثقلين بود. مقداري درباره مباحث جلسه قبل توضيح بفرماييد تا وارد مباحث جديد شويم.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با «كتاب الله و سنتي»، مطالبي را عرض كرديم و اشاره كرديم كه اين روايت در هيچ يك از صحاح سته نيست، بلكه در كتاب الموطأ مالك هست و آن هم كاملاً مقطوع است و سندي براي آن ذكر نشده است و در جاهاي ديگر هم كه ذكر شده است، سندش كاملاً ضعيف است.

موضوع اين بود كه «كتاب الله و عترتي» يا «كتاب الله و سنتي»؟ در اينجا چند مورد بحث داشتيم كه در جلسه گذشته مطرح كرديم و گفتيم آقاي مالك اين روايت را به صورت مقطوع نقل كرده است:

عن مالك أنه بلغه أن رسول الله صلي الله عليه و سلم قال:

اين حديث به مالك رسيده است كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فرمود:

تركت فيكم أمرين لن تضلوا ما تمسكتم بهما: كتاب الله و سنة نبيه.

كتاب الموطأ للإمام مالك، ج ٢، ص ٨٩٩

درباره اعتبار آقاي مالك هم گفتيم كه خود آقايان مي گويند كتاب الموطأ مالك مورد اعتماد نيست.

تنوير الحوالك للسيوطي، ص ٨ ـ جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج ٢، ص ١٤٨ ـ أضواء البيان للشنقيطي، ج ٧، ص ٣٦١ ـ أضواء علي السنة المحمدية لمحمود أبو رية، ص ٢٩٩

موضوع ديگري كه گفتيم اين بود كه صحيح بخاري و صحيح مسلم و ساير صحاح سته اين حديث «كتاب الله و سنتي» را نقل نكرده اند. حتي خود احمد بن حنبل كه مقيد است روايات صحيح را بياورد، اين روايت را نياورده است.

موضوع ديگر هم نظر علماء أهل سنت در ضعف اين حديث بود. آقاي حاكم نيشابوري وقتي حديث «كتاب الله و عترتي» را نقل مي كند، مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين.

اين روايت شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارد.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٠٩

و وقتي حديث «كتاب الله و سنتي» را نقل مي كند، مي گويد:

و ذكر الإعتصام بالسنة في هذه الخطبة غريب.

ذكر تمسك جستن به سنت در اين خطبه، غريب و ناآشناست.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ١، ص ٩٣

هم چنين از آقاي سقاف نقل كرديم كه مي گويد:

و أما حديث «تركت فيكم ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي أبدا كتاب الله و سنتي» الذي يردده الناس فيما بينهم و يقوله الخطباء علي المنابر، فحديث موضوع مكذوب، وضعه الأمويون و أتباعهم ليصرفوا الناس عن هذا الحديث الصحيح في العترة، فانتبه لذلك جدا!! و قد ذكرت جميع طرقه و بينت ما في أسانيده من الكذابين و الوضاعين في آخر كتابي «صحيح صفة صلاة النبي صلي الله عليه و آله و سلم» ص ٢٨٩.

اين حديث «كتاب الله و سنتي» كه مردم بين خودشان ذكر مي كنند و خطيبان هم بر بالاي منابر اين حديث را مي گويند، حديثي جعلي و دروغين است و أمويون و پيروان شان آن را جعل كرده اند تا مردم را از حديث صحيح «كتاب الله و عترتي» منصرف كنند. پس جداً در اين مورد متوجه و آگاه باش!

صحيح شرح العقيدة الطحاوية لحسن بن علي السقاف، ص١٧٨

بحث ديگري كه داشتيم، مخالفت خلفاء بود با حديث «كتاب الله و سنتي» و براي بينندگان عزيز نقل كرديم مخالفت هاي جناب أبو بكر را:

١. ٥٠٠ روايت را در واپسين روز هاي خلافتش آتش زد:

جمع أبي الحديث عن رسول الله صلي الله عليه و سلم و كانت خمسمائة حديث، فبات ليلته يتقلب كثيرا، قالت: فغمني فقلت: أتتقلب لشكوي أو لشئ بلغك؟ فلما أصبح قال: أي بنية! هلمي الأحاديث التي عندك، فجئته بها، فدعا بنار فحرقها.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج ١، ص ٥

٢. ممانعت از نقل روايات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله):

إن الصديق جمع الناس بعد وفاة نبيهم، فقال: إنكم تحدثون عن رسول الله صلي الله عليه و سلم أحاديث تختلفون فيها و الناس بعدكم أشد اختلافا، فلا تحدثوا عن رسول الله شيئا، فمن سألكم فقولوا: بيننا و بينكم كتاب الله، فاستحلوا حلاله و حرموا حرامه.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج ١، ص ٢

 

هم چنين مخالفت هاي جناب عمر بن خطاب را نقل كرديم:

١. آتش زدن روايات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله):

إن الأحاديث كثرت علي عهد عمر، فناشد الناس أن يأتوه بها، فلما أتوه بها، أمر بتحريقها.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٥، ص ٥٩ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٧، ص ٢٢٠ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج ٥، ص ١٨٨

٢. ممانعت از نقل روايات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله):

إن عمر بن الخطاب أراد أن يكتب السنة ثم بدا له أن لا يكتبها، ثم كتب في الأمصار من كان عنده شيء فليمحه.

تقييد العلم للخطيب بغدادي، ج ١، ص ٥٣ ـ جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج ١، ص ٦٥ ـ أضواء علي السنة المحمدية لمحمود أبو رية، ص ٤٧

٣. ممانعت از نوشتن وصيت نامه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله):

إئتوني بكتاب أكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده، قال عمر: إن النبي صلي الله عليه و سلم غلبه الوجع و عندنا كتاب الله حسبنا.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ١، ص ٣٦ و ج ٥، ص ١٣٧ و ج ٧، ص ٩ و ج ٨، ص ١٦١ ـ صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج ٥، ص ٧٦

* * * * * * *

آقاي محسني

اگر آقايان مي گويند «كتاب الله و سنتي»، كتاب هم كه همان قرآن است، سنت چيست؟ سنت كه همان روايات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و اعمالي است كه آن حضرت انجام داده است و اينها هم كه روايات را آتش زدند و از نقل روايات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) منع كردند. آيا همين كار خلفاء موجب نشد كه سنت ضايع شود؟

استاد حسيني قزويني

من از بينندگان عزيز تقاضا دارم به اين قسمت از عرائض ما دقت ويژه اي داشته باشند.

ضايع شدن سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مدتي كوتاه

نكته اول:

در صحيح بخاري روايتي نقل شده است از آقاي شهاب الدين زهري (متوفاي ١٢٤ هجري) كه مي گويد:

دخلت علي أنس بن مالك بدمشق و هو يبكي، فقلت له: ما يبكيك؟ فقال: لا أعرف شيئا مما أدركت إلا هذه الصلاة و هذه الصلاة قد ضيعت.

در دمشق بودم كه بر آقاي أنس بن مالك (غلام و صحابي پيامبر (صلي الله عليه و سلم)) وارد شدم و ديدم كه گريه مي كند. به او گفتم: چرا گريه مي كني؟ گفت: من آنچه را كه از سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) درك كردم، مي بينم كه غير از نماز چيزي نمانده است و همه اش ضايع و تحريف شد و فقط نماز مانده بود كه آن هم ضايع شد.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ١، ص ١٣٤

نكته دوم:

أمير المؤمنين (عليه السلام) بعد از جنگ جمل در بصره نماز خواند. عمران بن حصين مي گويد:

صلي مع علي رضي الله عنه بالبصرة ... ذكرنا هذا الرجل صلاة كنا نصليها مع رسول الله صلي الله عليه و سلم.

با علي در بصره نماز خوانديم و نمازش يادآور نماز پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بود.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ١، ص ١٩٠

اين خيلي عجيب است! اين روايت در صحيح بخاري آمده است. جنگ جمل حدود ٢٥ سال بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اتفاق افتاد. شما ببينيد كه در طول اين ٢٥ چه كارها شده است و نماز پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به قدري دست خوش تغيير شده و به قدري كم و زياد شده كه وقتي مردم مي بينند حضرت علي (عليه السلام) نماز مي خواند، مي گويند: «اين نماز، يادآور نماز پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است».

نكته سوم:

آقاي إبن عبد البر در كتاب جامع بيان العلم و فضله، جلد ٢، صفحه ٢٠٠ نقل مي كند از آقاي حسن بصري ـ كه از فقهاء بنام عرفاء بلند آوازه أهل سنت است ـ و مي گويد:

لو خرج عليكم اصحاب رسول الله (صلي الله عليه و سلم) ما عرفوا منكم إلا قبلتكم.

اگر اصحاب رسول الله (صلي الله عليه و سلم) زنده شوند و در ميان شما بيايند، جز قبله، هيچ كدام از اعمال تان براي صحابه آشنا نيست.

يعني تمام سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به هم ريخته است و آنچه را كه صحابه آشنا بودند با سنت رسول الله (صلي الله عليه و آله) و آثار اسلامي، فقط يك چيز مانده كه آن هم اين است كه هنگام نماز خواندن، رو به قبله مي ايستيد!

اين واقعاً إعلان خطر است كه برادران عزيز أهل سنت مقداري دقت كنند. اين روايات، رواياتي نيست كه در كتب شيعه باشد. اين روايات در معتبرترين كتاب هاي عزيزان أهل سنت است. چه شده است كه صحابه با آنچه كه از سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در ميان آنها هست، آشنا نيستند؟! آنچه كه در صدر اول، سلف صالح (به قول شما) از سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) داشتند، با آنچه كه شما داريد، در طول اين ٣٠ ، ٤٠ سال، همه اش به هم ريخته است! چه شده است؟!

آقايان أهل سنت كه مي گويند ما أهل سنت هستيم، اين حرف آقاي حسن بصري چيست؟ مي گويد «اگر صحابه بيايند، جز اين كه رو به قبله مي ايستيد، هيچ نشانه اي از دوران گذشته در ميان شما نيست».

* * * * * * *

آقاي محسني

وقتي خليفه اول و خليفه دوم أمر به حديث سوزي مي كنند و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را محو مي كنند تا زماني كه كتب صحيح بخاري و صحيح مسلم كه در عصر امام حسن عسكري (عليه السلام) نوشته شده است، حدود ٢٥٠ سال فاصله است؛ البته كتاب الموطأ مالك زودتر نوشته شده است. از زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تا زماني كه أحاديث جمع آوري شد، خيلي فاصله افتاده است. جمع آوري أحاديث از چه زماني و توسط چه كساني شروع شد؟

استاد حسيني قزويني

در اين كه چه كسي اولين نفري بود كه اقدام به جمع آوري سنت كرد، اختلاف است. مي گويند اولين كسي كه دستور جمع آوري سنت را داد، عمر بن عبد العزيز بود (متوفاي ٩٨ يا ٩٧ هجري) بود. ولي آنچه كه محرز است، دستورات ايشان عملي نشد و تا سال ١٣٠ و ١٤٠ هجري، سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در زاويه نسيان و فراموشي و غفلت قرار گرفت.

جناب آقاي سيوطي در تدريب الراوي، جلد ١، صفحه ٨٩ مي گويد:

اول من جمع ذلك إبن جريج.

اولين كسي كه أحاديث پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را جمع آوري كرد، إبن جريج (متوفاي ١٥٠ هجري) بود (در مكه).

يعني ١٤٠ سال از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) سپري شده است و تازه اين آقايان به فكر افتاده اند كه سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را جمع آوري كنند.

آقاي إبن جريج قاضي القضات مكه بود و إبن اسحاق (متوفاي ١٥١ هجري) صاحب سيرة و مالك بن أنس (متوفاي ١٧٩ هجري) در مدينه و حماد بن سلمه (متوفاي ١٦٧ هجري) در بصره و سفيان ثوري (متوفاي ١٦١ هجري) در كوفه و آقاي أوزاعي (متوفاي ١٥٧ هجري) و هشيم (متوفاي ١٨٣ هجري) در واسد و معمر (متوفاي ١٥٣ هجري) در يمن و جرير بن عبد الحميد (متوفاي ١٨٨ هجري) در ري و عبد الله بن مبارك (متوفاي ١٨١ هجري) در خراسان اقدام به جمع آوري أحاديث كردند.

بينندگان عزيز خوب دقت كنند. عزيزان أهل سنت ، طلاب، روشنفكران، علماء و فضلاء أهل سنت و وهابيت مقداري دقت كنند و يك سر سوزني فكر و ذهن شان را از قيد و بند تعصب رها كنند و ببينند كه ١٦٠ ، ١٧٠ سال بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه صحابه و تابعين از دنيا رفته اند و بعضي از اتباع تابعين هم از دنيا رفته اند و فقط صغار اتباع تابعين حضور دارند، چه شده است؟ وقتي خود شما يك مطلبي را نقل مي كنيد و بعد از ٥ سال از خود شما سؤال مي كنند، مي گوييد كه يادم نيست. زيد بن أرقم وقتي حديث غدير را از او سؤال مي كنند، مي گويد:

كبرت سني ... .

پير شده ام و مطالب را فراموش كرده ام.

وقتي صحابه اي كه در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند و حديث غدير را با آن عظمت و تشكيلات فراموش كرده اند، بعد از ١٤٠ ، ١٥٠ و ١٦٠ سال چه كساني سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را به ياد دارند؟! واقعاً مايه تأسف است!

اين افتخار شيعه است كه وقتي حديث نگاري ممنوع و جرم نابخشودني بود و كساني كه مانند أبو هريره نقل حديث مي كردند، شلاق مي خوردند و أبو درداء و أمثال آنها به خاطر نقل حديث به زندان مي رفتند، أمير المؤمنين (عليه السلام) و يارانش و اصحاب امام حسن (عليه السلام)، امام حسين (عليه السلام)، امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) از هرگونه اقدام براي ثبت سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) دريغ نكردند.

مرحوم شيخ حر عاملي (ره) در وسائل الشيعة، جلد ٢٠ چاپ سابق و جلد ٣٠ چاپ آل البيت، الفائدة الرابعة مي گويد:

آمارها نشان مي دهد كه أصحاب ائمه (عليهم السلام) از عصر أمير المؤمنين (عليه السلام) تا عصر امام عسكري (عليه السلام)، بيش از ٦٦٠٠ كتاب در سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) نوشته اند.

اين مايه افتخار است كه ٦٦٠٠ كتاب در عصر ائمه (عليهم السلام) تدوين شده است و أصول أربعمائة كه مشهور است، همين است كه از اين ٦٦٠٠ كتاب، ٤٠٠ كتاب به عنوان اصل و مادر و ريشه انتخاب شد و وقتي فقهاء و بزرگان مي خواستند فتوايي را صادر كنند يا حكمي را به دست بياورند، به اين أصول أربعمائة مراجعه مي كردند و حكم إلهي را به دست مي آوردند. مرحوم كليني (ره) (متوفاي ٣٢٩ هجري) هم وقتي ديد مراجعه كردن به اين ٤٠٠ كتاب براي همه ميسور نيست و مشقت دارد، آمد حدود بيش از ٢٠ سال، شبانه روز تلاش كرد و اين أصول أربعمائة را مبوّب و تنظيم كرد و مباحث اعتقادي و اخلاقي و احكام و متفرقه را جدا كرد و به صورت كتاب كافي درآورد و ٢ جلد اول اين كتاب را اختصاص داد به مسائل اعتقادي و اخلاقي و از جلد ٣ تا ٧ را به احكام از طهارت تا ديات اختصاص داد و جلد ٨ را اختصاص داد به مباحث متفرقه. مجموع أحاديث كافي، ١٦١٩٩ روايت است. جالب اين است كه تمام روايات صحاح سته (صحيح بخاري، صحيح مسلم، مسند احمد، سنن أبو داود، سنن إبن ماجه، الموطأمالك و سنن ترمذي) را آقاي إبن اثير جزري در كتاب جامع الأصول آورده و كمتر از ١٠ هزار روايت شده است. يعني فقط كتاب كافي شيعه، نزديك ٢ برابر صحاح سته روايت دارد. آن وقت با اين وضع به ما مي گويند كه شما كتاب نداريد، روايت نداريد، رجال نداريد. بنيان گزار حديث و رجال و درايه و تاريخ و جغرافيا، شيعه بود. اگر به كتاب الشيعة و التأسيس يا و تأسيس العلوم الإسلامية مرحوم صدر (ره) مراجعه كنيد، مي بينيد كه تمام اينها را مستند كرده است كه بنيان گزار تمام علوم اسلامي، شيعه بوده است، نه ديگران.

با اين همه توضيح، مي بينيم كه سنت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به اين شكل، دست خوش تغيير مي شود و نماز حضرت علي (عليه السلام)، يادآور نماز پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي شود و آقاي حسن بصري مي گويد:

اگر أصحاب رسول الله (صلي الله عليه و سلم) زنده شوند و در ميان شما بيايند، جز قبله، هيچ كدام از اعمال تان براي صحابه آشنا نيست.

ولي شيعه اين افتخارات را دارد.

* * * * * * *

آقاي محسني

اين كاري را كه اين آقايان كردند و أحاديث را جمع آوري كردند، آيا با خلفاء مخالفت نكردند؟

استاد حسيني قزويني

مشخص است كه عمل اينها مخالف سيره شيخين بوده است. اين سؤال را آنها بايد جواب بدهند نه ما. خليفه اول و خليفه دوم بودند كه أحاديث را از بين بردند. حتي خليفه دوم مي گويد:

 

من كان عنده شيء فليمحه.

تقييد العلم للخطيب بغدادي، ج ١، ص ٥٣ ـ جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج ١، ص ٦٥ ـ أضواء علي السنة المحمدية لمحمود أبو رية، ص ٤٧

جالب اين است كه برخي توجيه مي كنند كه خلفاء مي گفتند:

من مي ترسم حديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با قرآن مشتبه شود؛ لذا حديث نقل نكنيد.

صحابه اي كه نمي تواند تشخيص دهد اين آيه قرآن است يا حديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، اين صحابه به درد نمي خورد! اين فاجعه است! صحابه اي كه شما مي گوييد مرجعيت علمي و سياسي و ناقل سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هستند، اگر نتوانند ميان قرآني كه معجزه ماندگار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تشخيص بدهند، به درد نمي خورند. قرآني كه مي فرمايد:

وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ

سوره بقره / آيه ٢٣

و شبيه هيچ سخني نيست، چرا بايد با سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اشتباه شود؟! اگر يك فرد عادي هم آيه قرآن را بشنود و مقداري از الفباي عربي را بداند، مي تواند تشخيص دهد كه آيه قرآن است يا حديث. آن وقت توجيه مي كنند:

من مي ترسم حديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با قرآن مشتبه شود؛ لذا حديث نقل نكنيد.

هم چنين مي گويد:

أمنية كأمنية أهل الكتاب.

اين فاجعه تر از همه چيز است. اگر واقعاً بنا باشد كه صحابه همان روش يهود و نصاري را در نقل سنت عمل كنند، اين صحابه به درد مرجعيت علمي نمي خورند و اين در حقيقت بالاترين توهين و جسارت به صحابه است. اگر اين ملاك باشد، شما همه چيزتان را از دست مي دهيد.

مضافاً كه اين كار مخالف سنت خلفاء است. يعني ١٤٠ سال گذشت و صحابه و تابعين از دنيا رفتند و ناقلين أحاديث زير خاك دفن شدند، ولي اين آقايان تازه مي خواهند درب نقل و ضبط و نوشتن أحاديث را باز كنند. هر كسي كه او را به خانه اش راه نمي دادند، آمد روايت نقل كرد.

* * * * * * *

آقاي محسني

اين كه ١٤٠ سال گذشت و اين فاصله زماني پيدا شد، آيا براي نقل حديث، باب دروغ باز نمي شود؟

استاد حسيني قزويني

اين مشخص و ثابت است. يكي از فاجعه هايي كه دنياي أهل سنت گرفتار آن است، انتشار روايات دروغ به مرور زمان بوده است.

مجموع أحاديث صحيح بخاري، بعد از حذف مكرراتش، ٢٧٦١ روايت مي شود. جناب خطيب بغدادي مي گويد:

أخرجت هذا الكتاب ـ يعني " الصحيح " ـ من زهاء ستمائة ألف حديث.

روايات اين كتاب صحيح بخاري را از ميان ٦٠٠ هزار روايت انتخاب كرده ام.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج ٢، ص ٩

يعني ايشان ٥٩٧٢٣٩ حديث را به دليل دروغي و جعلي و ضعيف بودن دور انداخته است و ٢٧٦١ روايت را گزينش كرده است.

جناب مسلم، با اين كه بعد از آقاي بخاري آمده و تا حدودي جاده برايش هموار شده است، مي گويد:

روايات كتاب صحيح مسلم را از ميان ٣٠٠ هزار روايت انتخاب كرده ام.

المنتظم لإبن الجوزي، ج ١٢، ص ١٧١

كتاب صحيح مسلم با حذف مكرراتش، حدود ٤ هزار روايت دارد. آقاي مسلم، كتاب صحيح بخاري را داشته است و غالب رواياتي كه مسلم آورده، در صحيح بخاري هم آمده است. شايد بتوان ادعا كرد كه حدود ٧٠٪ روايات صحيح مسلم با روايات صحيح بخاري يك نواخت است.

فاجعه خيلي بالاتر از اين است. آقاي يحيي بن معين كه از استوانه هاي رجالي و بنيان گزار علم رجال أهل سنت است، مي گويد:

أي صاحب حديث لا يكتب عن كذاب ألف حديث؟!

كدام محدث را مي شناسيد كه هزار روايت از كذاب نقل نكرده باشد؟!

تاريخ البغداد للخطيب البغدادي، ج ١، ص ٦٧ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج ١، ص ١٢٤

اين چيست؟ قضيه چيست؟

آقاي شعبة بن حجاج كه از استوانه هاي علمي آقايان أهل سنت است، مي گويد:

ما أعلم أحدا فتش الحديث كتفتيشي، وقفت علي أن ثلاثة أرباعه كذب.

من سراغ ندارم كه كسي مانند من در علوم حديث، كتاب هاي روايي را تفتيش كرده باشد. من به اين نتيجه رسيده ام كه سه چهارم اين روايات دروغ است.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٧، ص ٢٢٦

يعني ٧٥٪ اين روايات أهل سنت دروغ است. بايد گفت:

إنا لله و إنا إليه راجعون.

اگر بنا بر اين باشد كه ٧٥٪ روايات دروغ باشد، ديگر چه چيزي مي ماند؟! شما اگر تصور كنيد كه مثلاً در يك شهري، ١٠٠ مغازه قصابي وجود دارد و مي دانيد كه ٧٥ مغازه گوشت ميته مي آورد، آيا جرأت مي كنيد كه از يك مغازه قصابي گوشت بخريد؟ هر كجا برويد، شبهه محصوره و غير قابل ترديد است.

هر چه انسان به فنر بيشتر فشار بياورد، وقتي دستش را بردارد، اين فنر بيشتر مي پرد. وقتي ١٤٠ سال از نقل و ضبط حديث جلوگيري شود، وقتي يك دفعه بگويند كه برويد حديث نقل كنيد و بنويسيد، مشخص است كه هر كسي بلند مي شود و رواياتي نقل مي كند و أحاديثي را جعلي مي كند و نتيجه اش اين مي شود كه آقاي شعبه مي گويد:

من سراغ ندارم كه كسي مانند من در علوم حديث، كتاب هاي روايي را تفتيش كرده باشد. من به اين نتيجه رسيده ام كه سه چهارم اين روايات دروغ است.

و آقاي يحيي بن معين مي گويد:

كدام محدث را مي شناسيد كه هزار روايت از كذاب نقل نكرده باشد؟!

آقاي بخاري مي گويد:

من اين رواياتم را از ميان ٦٠٠ هزار روايت انتخاب كرده ام.

و آقاي مسلم هم مي گويد:

من از ميان ٣٠٠ هزار روايت انتخاب كرده ام.

و آقاي احمد بن حنبل مي گويد:

من اين كتابم را از ميان ٧٥٠ هزار روايت گزينش كرده ام.

شما ببينيد كه در همين صحيح بخاري و صحيح مسلم چقدر روايات اسرائيليات وجود دارد. إن شاء الله اگر فرصت شد، در رابطه با صحيح بخاري بحث خواهيم كرد. با اين همه دقتي كه او داشته و نماز خوانده و استخاره كرده و با خدا مشورت كرده و به قول شير يا خط انداخته تا توانسته اين ٢٧٦١ حديث را انتخاب كند، چقدر اسرائيليات وجود دارد و نسبت به أنبياء (عليهم السلام) چقدر جسارت كرده و نسبت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت كرده و أمثال اينها زياد وجود دارد.

روايت نقل كرده اند:

٣ چيز است كه نماز را باطل مي كند: اگر الاغي از جلوي نمازگزار ردّ شد و اگر زنها از جلوي نمازگزار ردّ شد و ... .

عايشه هم گلايه مي كند كه چرا ما زنان را با الاغ ها يكي كرده ايد؟!

اينها مسائلي است كه در خود صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است و اگر واقعاً ما اينها را امروز ارائه بدهيم، خود اسلام زير سؤال مي رود و مخدوش مي شود.

* * * * * * *

آقاي محسني

با صرف نظر از عدم صحت حديث «كتاب الله و سنتي»، آيا اين حديث با حديث «كتاب الله و عترتي» تعارض دارند يا ندارند؟

استاد حسيني قزويني

١. عدم تعارض حديث ثقلين با سنت در كتب أهل سنت

أولاً:

آقاي إبن حجر هيمثي (متوفاي ٩٧٤ هجري) در كتاب الصواعق المحرقة، جلد ٢، صفحه ٤٣٩، چاپ جديد مي گويد:

و في رواية كتاب الله و سنتي و هي المراد من الأحاديث المقتصرة علي الكتاب لأن السنة مبنية له، فأغني ذكره عن ذكرها و الحاصل أن الحث وقع علي التمسك بالكتاب و بالسنة و بالعلماء بهما من أهل البيت و يستفاد من مجموع ذلك بقاء الأمور الثلاثة إلي قيام الساعة.

... اين روايت، مردم را تشويق كرده تا به كتاب و سنت و به عالمان اين دو از أهل بيت تمسك كنند و از مجموع «كتاب الله و عترتي» و «كتاب الله و سنتي» استفاده مي كنيم كه هم كتاب و هم سنت و هم أهل بيت، تا قيام قيامت روي كره زمين هستند.

ثانياً:

جالب اين است كه وقتي عمر مجروح شد و در بستر مرگ بود، آمدند گفتند كه چرا خليفه معين نمي كني؟ شروع كرد به گفتن كه عبد الرحمن اين عيب را دارد و عثمان اين عيب را دارد و سعد بن أبي وقاص اين عيب را دارد و پسر من اين عيب را دارد و نوبت به حضرت علي (عليه السلام) رسيد و گفت:

أن أحراهم إن وليها أن يحملهم علي كتاب الله و سنة نبيهم صاحبك يعني عليا.

شايسته ترين فردي كه مي تواند متولي خلافت بشود، علي است كه اگر خلافت را به دست بگيرد، مردم را به كتاب خدا و سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) وادار مي كند.

تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج ٣، ص ٨٨٣ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ٦ ص ٣٢٨

ثالثاً:

هم چنين در مجمع الزوائد و منبع الفوائد هيثمي، جلد ٧، صفحه ٣١٧ مي گويد:

يخرج رجل من أمتي يعمل بسنتي ينزل الله عز وجل له القطر من السماء و ينبت الله له الأرض من بركتها.

فردي از أهل بيت من قيام مي كند كه به سنت من عمل مي كند و خداوند به وجود او، از آسمان بركت نازل مي كند و از زمين بركت خارج مي كند.

المعجم الأوسط للطبراني، ج ٢، ص ١٥ ـ تاريخ إبن خلدون، ج ١، ص ٣١٧

پس خود حضرت مهدي (عليه السلام) هم عامل به سنت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است.

٢. عدم تعارض حديث ثقلين با سنت در كتب شيعه

أولاً:

يكي از شبهاتي كه معمولاً آقايان أهل سنت خيلي روي آن مانور مي دهند، اين بود كه من در مدينه منوره با تعدادي از دانشجويان دانشگاه مدينه در مسجد النبي بحث مي كردم و اينها تكيه كلام شان اين بود:

شما روايت نداريد و روايات شما سند ندارد و روايات شما از امام باقر (عليه السلام) (متوفاي ١١٦ هجري) و امام صادق (عليه السلام) (متوفاي ١٤٨ هجري) گرفته ايد و آنها با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فاصله دارند و تمام روايات شما مرسل است.

من همان جا اين عبارت را گفتم:

شما بياييد ببينيد كه وضع روايات شيعه چيست؟ آيا مانند شيعه روايت داريد؟ روايات ما سلسلة الذهبي هستند و تمام راويانش طلائي هستند و احمد بن حنبل مي گويد:

اگر يكي از اين رواياتي كه ائمه (عليهم السلام) در سندش هستند بر ديوانه خوانده شود، آن ديوانه بهبود پيدا مي كند.

وقتي بنده در يك جلسه اي مي گويم:

اي مردم! هر روايتي كه امروز نقل مي كنم، از صحيح بخاري نقل مي كنم.

اگر ٥٠ روايت نقل كنم، وقتي در إبتداء گفته ام همه اش از صحيح بخاري است، از روايت اول تا پنجاهم را مشخص كرده ام كه مصدرش چيست. اگر هم بگويم:

در اين ماه رمضان، تمام رواياتم را از كافي نقل مي كنم.

باز هم مشخص است كه مصدرش چيست. اگر يك آقايي فردايش به جلسه بيايد و بگويد:

فلاني روايتي را در بالاي منبر خواند كه نفهميدم از كجا خواند؟

در حالي كه من در شب اول گفته ام:

در اين ماه رمضان، تمام رواياتم را از كافي نقل مي كنم.

ما روايات متعددي داريم و شايد حدود ٤١ يا ٤٢ روايت از ائمه (عليهم السلام) را مرحوم حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) در جامع أحاديث الشيعة آورده است كه امام صادق (عليه السلام) و امام باقر (عليه السلام) فرموده اند:

هر روايتي را كه ما نقل مي كنيم، از پدرمان نقل مي كنيم و او از پدرش و او از علي و او هم از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند.

ثانياً:

مرحوم كليني (ره) از هشام بن سالم و حماد بن عثمان كه هر دو از أصحاب إجماع هستند، نقل مي كند كه مي گويند:

سمعنا أبا عبد الله (ع) يقول: حديثي حديث أبي و حديث أبي حديث جدي و حديث جدي حديث الحسين و حديث الحسين حديث الحسن و حديث الحسن حديث أمير المؤمنين (عليه السلام) و حديث أمير المؤمنين حديث رسول الله (صلي الله عليه و آله) و حديث رسول الله قول الله عز وجل.

شنيديم كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: تمام رواياتي كه من براي شما نقل مي كنم، از پدرم امام باقر (عليه السلام) است و حديث پدرم از حديث جدم امام سجاد (عليه السلام) است و حديث جدم از حديث امام حسين (عليه السلام) است و حديث او از حديث امام حسن (عليه السلام) است و حديث او از أمير المؤمنين (عليه السلام) است و حديث او از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و حديث او هم سخن خداوند است.

جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج ١، ص ١٢٧ ـ الكافي للشيخ الكليني، ج ١، ص ٥٣

سند هم كاملاً صحيح است و هر كس بگويد روايت ضعيف است، ما با دليل ثابت مي كنيم كه تمام راويان اين سند و حديث از ديدگاه شيعه كاملاً صحيح هستند.

ثالثاً:

هم چنين در كافي، جلد ١، صفحه ٥٨ از قتيبه نقل مي كند و مي گويد:

سأل رجل أبا عبد الله عليه السلام عن مسألة فأجابه فيها، فقال الرجل: أرأيت إن كان كذا و كذا ما يكون القول فيها؟ فقال له: مه! ما أجبتك فيه من شئ فهو عن رسول الله صلي الله عليه و آله، لسنا من أن رأيت في شئ.

مردي از امام صادق (عليه السلام) سؤالي كرد و حضرت هم جواب داد. آن مرد گفت: اگر اين طوري باشد، سخن شما درست نيست. حضرت فرمود: ساكت باش! هر روايتي كه ما براي شما نقل مي كنيم، از رسول الله (صلي الله عليه و آله) است و ما آن طور كه تو تصور مي كني نيستيم (كه با قياس و استحسان بخواهيم روايتي را نقل كنيم و مطلبي را بگوييم).

رابعاً:

هم چنين در روايت ديگري، فضيل بن يسار كه از أصحاب جليل القدر امام باقر (عليه السلام) است و از أصحاب إجماع، از امام باقر (عليه السلام) نقل مي كند كه فرمود:

إنا علي بينة من ربنا بينها لنبيه، فبينها نبيه لنا، فلولا ذلك كنا كهؤلاء الناس.

ما هر روايتي را كه براي شما نقل مي كنيم، يك بينه و دليلي داريم كه خداوند آن بينه و دليل را براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بيان كرده است و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم آن را براي ما بيان كرده است. اگر اين طور نبود، ما هم مانند ديگران بوديم.

بصائر الدرجات لمحمد بن الحسن الصفار، ص ٣٢١ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج ١، ص ١٢٩

اين روايت هم از نظر سندي كاملاً صحيح است و مشكلي ندارد.

پس ثبت ولاية علي بن أبي طالب (عليه السلام) بر اين كه:

١. «كتاب الله و سنتي» منافاتي با «كتاب الله و عترتي» ندارد. چون عترت، جز سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چيز ديگري ندارد و هر چه دارند از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دارند.

٢. ثابت شد تمام رواياتي كه ائمه (عليهم السلام) دارند، علوم شان برگرفته از علوم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است و علوم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) برگرفته از سرچشمه وحي است. لذا سند تمام روايات ائمه (عليهم السلام) به أمير المؤمنين (عليه السلام) برمي گردد و ايشان هم از رسول الله (صلي الله عليه و آله) و ايشان هم از خداوند نقل مي كند.

آقاي ذهبي و مزي و ديگران كه مطالبي را در مورد امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) مي گويند، اينها را نشاخته اند.

اگر مثلاً ما از امام عسگري (عليه السلام) روايتي را نقل مي كنيم، با اين كه ايشان متوفاي ٢٦٠ هجري هست و با زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ٢٥٠ سال فاصله دارد، امام عسگري (عليه السلام) هر چه نقل مي كند از پدر بزرگوارش است و پدرش هم از پدرش تا اين كه سندش به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي رسد.

عرض كردم كه ٤١ يا ٤٢ روايت به اين مضمون را مرحوم حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) در جامع أحاديث الشيعة، مرحوم شيخ حر عاملي (ره) در وسائل الشيعة، مرحوم نوري (ره) در مستدرك الوسائل، مرحوم كليني (ره) در كافي و مرحوم صفار در بصائر الدرجات و ديگر كتاب ها نقل كرده اند. لذا ما از اينجا به تمامي عزيزان شيعه إبلاغ مي كنيم كه اگر هم چنين شبهه اي را براي شما آوردند، صراحتاً بگوييد كه تمام روايات ائمه (عليهم السلام)، سلسله سندش مشخص و روشن است و به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) برمي گردد.

خامساً:

اگر مثلاً در بعضي از روايات آمده است كه امام صادق (عليه السلام) مطلبي از زُهري نقل مي كند، به اين دليل است كه سخن آنها در نزد علماء أهل سنت از سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بالاتر است؛ همان طور كه وهابيت ارزش سخن إبن تيميه را بيشتر از سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي دانند. حتي در يكي از سايت هاي اينترنتي آمده بود:

إبن تيميه گفته است توسل شرك است. اگر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم زنده شود و بگويد توسل جايز است، ما از او نمي پذيريم.

ما هم گاهي براي اين كه طرف مقابل را ملزم كنيم، از باب قاعده إلزام استفاده مي كنيم كه مثلاً إبن تيميه اين طوري گفته است. حال آن كه سخنان إبن تيميه براي شيعه فاقد ارزش است. گاهي هم مثلاً از محمد بن عبد الوهاب يا أبو حنيفه نقل مي كنيم، با اين كه همه مي دانند گفتار اين آقايان براي ما حجت نيست، ولي از باب قاعده إلزام «ألزموهم بما يلزمون به أنفسهم» است كه ما در بحث ها و مناظرات مان از علماء أهل سنت نقل مي كنيم. لذا اگر ائمه (عليهم السلام) هم گاهي از بعضي از صحابه يا بزرگان أهل سنت مطلبي را نقل مي كنند، از باب قاعده إلزام است. چون طرف مقابل جز براي سخن أنس بن مالك و زهري و شَعبي، براي سخن ديگران ارزشي قائل نيست. لذا براي اين كه او را متقاعد كند، مي گويد كه شعبي و أنس و زهري و إبن جريج هم همين مطلب را گفته اند.

* * * * * * *

آقاي محسني

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فقط درباره أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود:

أنا مدينة العلم و علي بابها.

درباره اين حديث توضيح بفرماييد.

آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كس ديگري را نداشت كه علومش را به او بگويد؟ يا كس ديگري نبود كه اين علوم را از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دريافت كند؟

استاد حسيني قزويني

اين حديث را معمولاً در سايت ها و ماهواره هاي وهابي ها نقل مي كنند و مي گويند:

سند ندارد و درست نيست.

حتي روزي در اين شبكه نور ديدم كه مي گويند:

اين روايت سند ندارد و ضعيف است و جعلي. مگر فقط پيامبر (صلي الله عليه و سلم) يك نفر را تربيت كرده است؟ اگر يك نفر بخواهد مصدر علم باشد، نمي شود. نمي توان علي را تكثير كرد و به تمام دنيا فرستاد.

نكته اول:

در جواب اينها بايد بگوييم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در زمان خودش چگونه بود؟ مردم فقط يك پيامبر داشتند و در اين ٢٣ سال نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، از يك نفر مباحث و احكام را ياد مي گرفتند. آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را تكثير مي كردند به شهرها و محلات؟ همان طور كه در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يك نفر حجت بود، بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم أمير المؤمنين (عليه السلام) تنها حجت است و سخنش فصل الخطاب و آخرين سخن است.

نكته دوم:

حديث به اين شكل است:

أنا مدينة العلم و علي بابها، فمن أراد العلم فليأتها من بابها.

من شهر علم هستم و علي هم درب آن است. هر كس مي خواهد علم مرا ياد بگيرد، بايد از درب وارد شود.

المعجم الكبير للطبراني، ج ١١، ص ٥٥ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج ٤، ص ٢٢ ـ الجامع الصغير لجلال الدين السيوطي، ج ١، ص ٤١٥ ـ الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٣، ص ١١٠٢ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ١٠٤ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ١١٤ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج ١، ص ١٨٩ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج ٥، ص ١١٠ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٣٧٨ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ١٨، ص ٧٧ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٧، ص ٣٩٥ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج ٧، ص ٣٧٤

آقاي عثمان الخميس مي گويد:

معمولاً درباره علم مي گويند درياي علم.

از هر طرف مي توان وارد دريا شد، ولي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي خواهد بگويد: «من شهر علم هستم و علي هم درب آن است». در زمان هاي قبل، تمام شهرها ديوار و حصار داشتند و مردم تنها از يك جا وارد مي شدند. لذا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بهتر از شماي عثمان الخميس مي داند كه چه بگويد. هر كس بخواهد از غير درب علم و از غير از آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) وارد علم شود، اشتباه مي كند.

نكته سوم:

آقاي إبن حجر عسقلاني در كتاب لسان الميزان عبارت زيبايي دارد و مي گويد:

و هذا الحديث له طرق كثيرة في مستدرك الحاكم، أقل أحوالها أن يكون للحديث اصل، فلا ينبغي أن يطلق عليه بالوضع.

اين حديث طرق زيادي دارد در مستدرك حاكم نيشابوري و قدر متيقن اين است كه اين حديث ريشه و اصل دارد و جعلي نيست و سزاوار نيست كه گفته شود اين روايت جعلي است.

لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج ٢، ص ١٢٢

آقاي حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين، جلد ٣، صفحه ١٢٧ تعبير خيلي زيبايي دارد و مي گويد:

و لهذا الحديث شاهد من حديث سفيان الثوري بإسناد صحيح.

سفيان ثوري هم اين روايت را با سند صحيح نقل كرده است.

آقاي متقي هندي هم در كنز العمال، جلد ١٣، صفحه ١٤٩ صراحتاً مي گويد اين روايت صحيح است.

نكته چهارم:

آقايان أهل سنت از آقاي إبن عباس، حبر الأمة و مفسر بزرگ اسلامي نقل كرده اند:

لقد أعطي علي تسعة أعشار العلم و أيم الله! لقد شاركهم في العشر العاشر.

٩٠٪ علوم به علي اختصاص داده شده است و به خدا قسم! در آن ١٠٪ باقيمانده هم با مردم شريك است.

أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٤، ص ٢٢ ـ الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٣، ص ١١٠٤

آقاي إبن عباس نقل مي كند:

إذا ثبت لنا الشئ عن علي، لم نعدل عنه إلي غيره.

اگر يك مطلبي از علي براي ما ثابت شود، ديگر حرف هيچ كسي را نمي پذيريم.

أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٤، ص ٢٣ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٤٠٧ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج ٤، ص ٤٦٧ ـ الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٣، ص ١١٠٤ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٢٠، ص ٤٨٦ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج ٧، ص ٢٩٧ ـ جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج ٢، ص ٥٨ ـ تهذيب الأسماء و اللغات للنووي، ج ١، ص ٣٤٤

باز هم از إبن عباس نقل مي كنند و مي گويند:

ما علمي و علم أصحاب محمد صلي الله عليه و سلم في علم علي رضي الله عنه إلا كقطرة في سبعة أبحر.

علم من و تمام أصحاب محمد (صلي الله عليه و سلم) نسبت به علم علي (رضي الله عنه)، همانند قطره اي است در برابر هفت دريا.

ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج ١، ص ٢١٥ ـ حلية الأولياء لأبو نعيم الإصفهاني، ج ١، ص ٦٥

يعني علم حضرت علي (عليه السلام) به اندازه هفت درياست و علم من و ديگر صحابه به اندازه يك قطره است!

آقاي إبن عبد البر نقل مي كند كه وقتي از عايشه مسئله اي را سؤال مي كنند، مي گويد:

علي أعلم الناس بالسنة.

علي آگاه ترين مردم به سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) است.

الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٣، ص ١١٠٤ ـ التاريخ الكبير للبخاري، ج ٢، ص ٢٥٥ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٤٠٨ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ٩١ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج ٢، ص ١٧١ ـ تفسير الثعالبي، ج ١، ص ٥٢ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج ٢١، ص ١٧٩ ـ تاريخ الخلفاء للسيوطي، ص ١١٥

سعيد بن مسيب كه از فقهاء بنام أهل سنت است، مي گويد:

لم يكن أحد من الصحابة يقول: «سلوني» إلا علي.

هيچ كدام از صحابه نتوانست بگويد: «هر چه مي خواهيد از من بپرسيد»، مگر علي.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٣٠، ص ٧٥ و ج ٤٢، ص ٣٩٩ ـ الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٣، ص ١١٠٣ ـ جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج ١، ص ١١٤ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٤، ص ٢٢ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٦٣٨ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج ٦، ص ٢٢٧ ـ تاريخ إبن معين، ج ١، ص ١٠٦ ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص ٨٧ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ١٣، ص ١٠٦ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج ١، ص ٢٢٤ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ١٣، ص ١٣٠ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج ٢١، ص ١٧٩ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ٩١ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٢، ص ٣٥٢ و ٤٦٦ ـ فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل، ج ٢، ص ٦٤٢ ـ تهذيب الأسماء و الغات للنووي، ج ١، ص ٣١٧

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا اين حديث ملحقاتي هم در كتب أهل سنت دارد كه مثلاً يك نفر هم ديوار اين شهر علم است و يك نفر هم سقف اين شهر علم است؟

استاد حسيني قزويني

إن شاء الله اين مطلب را بعدها بيان خواهيم كرد كه نقل كرده اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

أنا مدينة العلم و أبو بكر أساسها و عمر حيطانها و عثمان سقفها و علي بابها.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٩، ص ٢٠ ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج ١، ص ٤٢٣

برخي هم نقل كرده اند:

و معاوية حلقتها.

فتح الملك العلي لأحمد بن الصديق المغربي، ص ١٥٦

اگر بنا باشد چيزي را هم به يزيد نسبت بدهند، بايد بگويند توالت اين شهر علم هم يزيد است.

غالب بزرگان أهل سنت هم مي گويند اين روايت جعلي است.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

چون شما در علم رجال تخصص داريد، چند كتاب در علوم حديث و رجال شيعه و أهل سنت معرفي بفرماييد.

جواب ١ :

اگر شما به سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com مراجعه كنيد، كتابي هست كه تأليف خود بنده است و كتاب درسي حوزه علميه است و در بعضي از حوزه هاي علميه هم تدريس مي شود به نام المدخل إلي علم الرجال و الدراية. اين كتاب تقريباً شبيه كتاب مبادئ العربية است؛ يعني سؤال طرح شده و بعد جواب داده شده است و داراي ٣ بخش ١٨ جلسه اي مي باشد و تقريباً براي ٣ ترم دانشگاهي است. من اين كتاب را هم در دانشگاه تدريس كرده ام و هم در مراكز تخصصي در مقطع كارشناسي و دكترا و هم اين كه كتاب درسي حوزه علميه است. من در اين كتاب تمام تقسيم بندي هاي حديث را كه از كجا شروع شده و اين كه به چه نحوي است را توضيح داده ام. مخصوصاً اگر شما به مقدمه اين كتاب مراجعه بفرماييد، قسمتي هست به نام إهتمام الائمة بالدراية.

ما چند علم داريم؛ يك علم رجال داريم و يك علم دراية داريم و يك علم تراجم داريم و يك علم نسبت به كتب ها داريم به نام فهرست. علم رجال به آن علمي مي گويند كه درباره راوياني كه در سند روايات قرار مي گيرد بحث مي كند. علم فهرست به آن علمي مي گويند كه درباره راوياني بحث مي كند كه داراي تأليف هستند. علم تراجم به آن علمي مي گويند كه درباره راواني بحث مي كند كه داراي شخصيت هاي اجتماعي بودند. علم دراية هم محصول علم رجال و تراجم و فهرست را بررسي مي كند و اگر بررسي كرديد كه تمام راويان يك سند ثقه بودند، علم درايه مي گويد اين روايت صحيح است و اگر هم يكي از راويانش ثقه نيست و ممدوح است كه پايين تر از وثاقت است، علم درايه مي گويد اين روايت حسن است و اگر يكي از راويان اين روايت ذكر نشده است، علم درايه مي گويد كه اين روايت مرسل است و اگر يكي از راويانش ضعيف باشد، علم درايه مي گويد اين روايت غير معتبر است.

در شيعه كتاب هاي زيادي نوشته شده است و ما يك اصول چهارگانه رجال داريم كه از مرحوم كَشّي (ره) است و مرحوم كشي (ره) معاصر مرحوم كليني (ره) بوده است و يك رجال هم داريم كه براي مرحوم نجاشي (ره) (متوفاي ٤٥٠ هجري) است و يك رجال داريم به كه براي شيخ طوسي (ره) (متوفاي ٤٦٠ هجري) است و يك فهرست هم داريم كه باز هم از شيخ طوسي (ره) است. از اين چهار كتاب رجالي تعبير مي كنند به رجال اربعة اوليه. رجال ثانويه هم داريم مانند معالم العلماء إبن شهر آشوب (ره) و فهرست مرحوم منتجب الدين (ره) و رجال علامه حلي (ره) و رجال إبن داود كه از اينها تعبير مي كنند به اصول رجاليه ثانويه. بعد هم نوبت مي رسد به جوامع رجالي مانند مجمع الرجال مرحوم قهبائي (ره) و تنقيح المقال مرحوم مامقاني (ره) و قاموس الرجال مرحوم تستري (ره) كه بهترين جوامع رجالي شيعه، كتاب معجم رجال الحديث مرحوم حضرت آيت الله العظمي خويي (ره) در ٢٤ جلد است و أهل سنت هم چنين كتابي را در خواب نمي بينند و در طول اين ١٥ قرن هم نتوانسته اند مانند اين كتاب را بنويسند. در اين كتاب، براي هر راوي، مشايخ آن راوي و شاگردان آن راوي و طبقه آن راوي و اختلافات كتب و نسخ و تمام مباحث مربوط به يك راوي را آورده است. در اين كتاب، حدود ١٣ هزار راوي ذكر شده است.

در اين زمينه هم ٢ نرم افزار وجود دارد؛ يك نرم افزار به نام الدراية و يك نرم افزار به نام كشف الرجال كه خودمان توليد كرده ايم و حدود ٧٠ دوره كتاب رجال شيعه و سني را در اين نرم افزار آورده ايم و نرم افزار نمونه كشوري در يكي از نمايشگاه ها شد.

أهل سنت هم كتاب رجالي زيادي دارند. ولي مشهورترين و مفصل ترين كتاب رجالي اينها، كتاب تهذيب الكمال في أسماء الرجال آقاي مزي در ٣٥ جلد است و كتاب سير أعلام النبلاء آقاي ذهبي در ٢٥ جلد است. البته آقاي ذهبي كتابي هم دارد به نام تاريخ الإسلام كه ٥٢ جلد است و عمدتاً مباحث رجالي را ذكر كرده است و حدود ٤٠ هزار راوي را ذكر كرده است؛ البته منظور اين است كه مباحث راوي و تراجم و شخصيت ها را از زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تا قرن ٨ هجري بحث كرده است.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

شما در صحبت هاي قبلي به يكي از مناظرات امام رضا (عليه السلام) اشاره كرديد كه آيه ١٣٠ سوره صافات بود:

سَلَامٌ عَلَي إِلْ يَاسِينَ

و خيلي به دل من نشست. در رسم الخط قرآني نوشته شده است: «إِلْ يَاسِينَ»، نه «آل ياسين». اين را چطور مي توان توجيه كرد؟

جواب ٢ :

امام رضا (عليه السلام) در يكي از مناظراتش، به آيه شريفه:

سَلَامٌ عَلَي إِلْ يَاسِينَ

استناد كردند و فرمودند اين آيه دليل بر أفضليت ائمه (عليهم السلام) و هم سطح بودن با پيامبران (عليهم السلام) است و فرمودند كه خداوند در سوره صافات مي فرمايد:

سَلَامٌ عَلَي نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ

سوره صافات / آيه ٧٩

سَلَامٌ عَلَي إِبْرَاهِيمَ

سوره صافات / آيه ١٠٩

سَلَامٌ عَلَي مُوسَي وَ هَارُونَ

سوره صافات / آيه ١٢٠

و فرمودند كه خداوند بر حضرت نوح و ابراهيم و موسي و عيسي (عليهم السلام) سلام فرستاده است، ولي در هيچ آيه اي بر خاندان و آل آنها سلام نفرستاده است، ولي نسبت آل محمد (عليهم السلام) مي فرمايد:

سَلَامٌ عَلَي إِلْ يَاسِينَ

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)، ج ٢، ص ٢١٤

جالب اين است كه در كتب أهل سنت، در صحيح بخاري، جلد ٤، صفحه ١٣٨ صراحتاً آمده است كه إبن عباس مي گويد:

و آل ياسين و آل محمد صلي الله عليه و سلم.

اما اين كه در قرآن ها به شكل «إِلْ يَاسِينَ» آمده است، خيلي از بزرگان أهل سنت هم «آل ياسين» خوانده اند. در تفسير جامع البيان طبري كه معتبرترين تفسير أهل سنت است، در جلد ٣، صفحه ٣١٧ و در الدر المنثور سيوطي، جلد ٢، صفحه ١٧ اين تعبير را دارند:

و آل ياسين و آل محمد.

در تفسير البحر المحيط آقاي أبي حيان الأندلسي، جلد ٧، صفحه ٣٥٨ مي گويد:

ياسين هو إسم محمد صلي الله عليه و سلم.

در جامع البيان طبري هم آمده است:

سلام علي آل ياسين بقطع آل من ياسين.

جامع البيان لإبن جرير الطبري، ج ٢٣، ص ١١٥

آقاي شوكاني در فتح القدير، جلد ٤، صفحه ٤٠٩ و امام قرطبي در تفسيرش الجامع لاحكام القرآن، جلد ١٥، صفحه ١١٨ صراحت دارد:

قرأ نافع و إبن عامر و الأعرج و شيبة علي آل ياسين، بإضافة آل بمعني آل ياسين.

همه اينها «آل ياسين» خوانده اند، نه «إِلْ يَاسِينَ».

آقاي إبن أبي حاتم در تفسيرش كه به تعبير خود إبن تيميه، كتاب تفسيرش از معتبرترين كتاب هاي تفسيري است، در جلد ١٠، صفحه ٣١٨، حديث ١٨٠٢٦ از حسن بصري نقل مي كند و مي گويد:

مراد از «إِلْ يَاسِينَ»، «آل ياسين» است.

از إبن عباس هم نقل مي كند و مي گويد:

نحن آل محمد آل ياسين.

تفسير إبن أبي حاتم الرازي، ج ١٠، ص ٣٢٢٥، ح ١٨٢٥٤

لذا برخي «إِلْ يَاسِينَ» خوانده اند و برخي هم «آل ياسين» خوانده اند.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

كلمه درود از كجا آمده است؟ آيا مي توانيم اين كلمه را استفاده كنيم يا نه؟

جواب ٣ :

اين كلمه ترجمه فارسي صلوات است. اگر بخواهيم كلمه صلوات را ترجمه كنيم، همان درود مي شود.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

درباره استفاده از مُهر در نماز توضيح بفرماييد.

جواب ٤ :

نكته اول: خود پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بر زمين سجده مي كرد

حديث اول:

در صحيح بخاري، جلد ١، صفحه ٨٦ و ١١٣اين تعبير را از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند:

و جعلت لي الأرض مسجدا و طهورا.

خداوند زمين را براي من سجده گاه و پاك كننده قرار داده است.

از آقايان أهل سنت سؤال مي كنيم:

آيا هنگام تيمم كردن، روي فرش تيمم مي كنيد يا روي خاك؟

قطعاً همه اتفاق نظر دارند كه روي خاك تيمم مي كنند. پس اگر بنا باشد كه بتوانيم روي خاك تيمم كنيم، بايد روي خاك هم سجده كنيم.

حديث دوم:

آقاي حاكم نيشابوري مي گويد:

إن النبي (صلي الله عليه و سلم) سجد علي الحجر.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بر روي سنگ سجده مي كرد.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ١، ص ٤٧٣ ـ سنن الدارقطني، ج ٢، ص ٢٥٤

حديث سوم:

هم چنين أبو سعيد خدري در صحيح مسلم، جلد ٢، صفحه ٦٢ نقل مي كند:

فرأيته يصلي علي حصير يسجد عليه.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را ديدم كه بر روي حصير نماز مي خواند و بر آن سجده مي كرد.

حديث چهارم:

در صحيح بخاري، جلد ١، صفحه ١٠١ و در صحيح مسلم، جلد ٢، صفحه ١٢٨از عايشه از ميمونه نقل مي كنند:

كان النبي (صلي الله عليه و سلم) يصلي علي الخمرة.

إبن حجر عسقلاني در فتح الباري في شرح صحيح البخاري، جلد ١، صفحه ١١١درباره الخمرة مي گويد:

بالضم، حصير صغير مضفور بقدر الوجه و الكفين.

يعني همان سجاده كوچك يا جانماز كوچك است كه ما بر آن نماز مي خوانيم و به اندازه اي است كه كف دست و صورت در آن جا بگيرد.

نكته دوم: تعدادي از صحابه بر زمين سجده مي كردند

حديث اول:

بعضي از صحابه مانند صهيب، وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) او را مي بيند كه بر خاك سجده نمي كند، مي فرمايد:

ترب وجهك يا صهيب.

صورتت را بر روي خاك بگذار اي صهيب.

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج ١، ص ٣٩٢، ح ١٥٢٨

حديث دوم:

حاكم نيشابوري از أم المؤمنين أم سلمه نقل مي كند و مي گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به يكي از غلامان كه رباح نام داشت، فرمود:

ترب وجهك يا رباح.

صورتت را بر روي خاك بگذار اي رباح.

هذا حديث صحيح الاسناد و لم يخرجاه.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ١، ص ٢٧١ ـ مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٦، ص ٣٢٣ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج ٢، ص ٢٥٢ ـ مسند أبي يعلي، ج ١٢، ص ٣٨٥ ـ صحيح إبن حبان، ج ٥، ص ٢٤١ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج ٢٣، ص ٣٢٤ ـ الإستذكار لإبن عبد البر، ج ٢، ص ٢٨٧ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٠، ص ١٣٤ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٢، ص ١٦١ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج ٢، ص ٣٧٦

حديث سوم:

يكي از صحابه كه گوشه عمامه اش را پهن مي كرد و بر روي آن سجده مي كرد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به او فرمود:

إرفع عمامتك و أومأ إلي جبهته.

عمامه ات را كنار بگذار و پيشاني ات را بر خاك بگذار.

السنن الكبري للبيهقي، ج ٢، ص ١٠٥

حديث چهارم:

حتي درباره خود عبد الله بن عمر مي گويند:

إذا سجد و عليه العمامة يرفعها حتي يضع جبهته بالأرض.

وقتي سجده مي كرد، عمامه اش را كنار مي زد تا پيشاني اش بر روي خاك قرار بگيرد.

السنن الكبري للبيهقي، ج ٢، ص ١٠٥

حديث پنجم:

جالب اين است كه آقاي إبن أبي شيبة كه استاد بخاري است، در كتاب المصنف، جلد ١، صفحه ٣٠٨، باب ٥٢، حديث ٢ نقل مي كند از رزين مولي آل عباس كه مي گويد:

أرسل إلي علي بن عبد الله بن عباس أن أرسل إلي بلوح من المروة أسجد عليه.

نوه إبن عباس به من نامه نوشت از مدينه كه از كوه مروه يك سنگي براي من بفرست تا هنگام نماز خواندن بر روي آن سجده كنم.

پس ديگر جايي براي اين باقي نمي ماند كه أهل سنت بگويند شيعيان بر مُهر سجده مي كنند و بت پرستي مي كنند.

حديث ششم:

آقاي إبن سعد (متوفاي ٢٣٠ هجري) در الطبقات الكبري، جلد ٦، صفحه ٧٩ از مسروق كه از تابعين و مورد تائيد آقايان أهل سنت است نقل مي كند و مي گويد:

كان مسروق إذا خرج يخرج بلبنة يسجد عليها في السفينة.

وقتي مسروق از شهر خارج مي شد، چيزي شبيه مهر به شكل آجر يا خشت درست مي كرد تا وقتي وارد كشتي مي شد، بر آن سجده كند.

اگر قرار باشد كه سجده كردن بر مهر، بت پرستي باشد، آيا شما حاضريد بگوييد كه اين آقايان بت پرست بودند؟

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. خواجه ربيع و خواجه مراد كه در مشهد زيارتگاه دارند، چه كساني هستند؟ آيا صحابه امام رضا (عليه السلام) بودند؟

٢. از ديد وهابيت، مگر زنان چه نوع موجوداتي هستند كه در كتاب هاي شان درباره آنها نظرات منفي دارند؟

٣. در كتاب ديوان شعر شاه نعمت الله ولي خيلي پيشگويي ها شده است و برخي از آنها به حقيقت رسيده است؛ مانند آمدن حضرت امام (ره). آيا ايشان مسلمان بوده است؟

جواب ٥ :

١. داستانش خيلي مفصل است. خواجه مراد مجهول است و خواجه ربيع هم از أصحاب أمير المؤمنين (عليه السلام) بود و مقداري برايش سنگين بود كه در جنگ ها شركت كند و از أمير المؤمنين (عليه السلام) خواست كه او را به جاي ديگري بفرستند. أمير المؤمنين (عليه السلام) هم مدتي به قزوين فرستاد و از آنجا هم به طوس رفتند و كارش عبادت كردن بود. عملكرد ايشان هم به هيچ وجه مورد تائيد شيعه نيست. مرحوم علامه مامقاني (ره) در كتاب تنقيح المقال مفصل درباره خواجه ربيع صحبت كرده است.

٢. اين را بايد از خود وهابيت پرسيد كه چرا براي زنان ارزشي قائل نيستند. در اين دنيايي كه عصر ارتباطات و آزادي است، تنها كشوري كه زن حق شركت در انتخابات را ندارد و حق رانندگي ندارد، عربستان سعودي است. حتي فتوا داده اند كه زن حق رفتن به مغازه را ندارد و حق استخدام در ادارات را ندارد. حتي جديداً فتوا داده اند كه زنان حق خريدن خيار را ندارند. در عربستان سعودي، زنان را به عنوان يك كالا نگاه مي كنند، نه به عنوان يك انسان. با اين كه چندين بار تظاهرات كردند، ولي به هيچ وجه دولت عربستان سعودي حاضر نشد براي زنان، آن ارزش انساني را قائل شود.

٣. معمولاً افرادي كه رياضت مي كشند و روح شان را تصفيه مي كنند، بعد از آن، پرده هاي حجاب از جلوي چشم شان كنار مي رود. حتي يك مرتاض هندي كه رياضت مي كشد، گذشته و آينده را مي بيند؛ اينها تعجب ندارد. حتي خود إبن قيم جوزيه كه شاگرد إبن تيميه است، مي گويد:

إبن تيميه خيلي از مسائل را نسبت به من پيشگويي كرده بود كه همه آنها را ديدم.

هر كسي كه يك مقداري جسمش را تضعيف بكند و روح را تقويت بكند، از خاصيت روح اين است كه وقتي مقداري تجرّد پيدا كرد، پرده هاي حجاب از جلوي چشمش كنار مي رود و گذشته و آينده را مي بيند. ولي اين طور نيست كه تمام پيشگويي هاي شان دقيق باشد. مطالبي را مي بينند و چه بسا در خيلي از قضايا بداء حاصل مي شود. آقاي شاه نعمت الله ولي هم از سر سلسله هاي صوفيه در ايران است و خالي از اين قضايا نبود.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

حديث:

أنا مدينة العلم و علي بابها.

از نظر أهل سنت صحيح نيست. به همان اندازه كه شما به اين حديث استدلال مي كنيد، به همين اندازه هم أهل سنت عليه اين حديث استدلال دارند. اين جنگ و جدل هاي شيعه و سني ديگر چه معنايي براي ما دارد؟ اين حديث افتراق امت به ٧٣ فرقه را هم بنده قبول ندارم و ضعيف است. خداوند مي فرمايد:

قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَي شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَي سَبِيلًا

سوره إسراء / آيه ٨٤

خداوند مي داند كه أهدي سبيل كيست؟ ما مي توانيم بگوييم اين راه درستي است، ولي اين كه آيا من راه درست را رفته ام يا نرفته ام، ما در روز ١٧ مرتبه از خدا مي خواهيم:

اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ

سوره فاتحه / آيه ٦

خدا مي داند كه يهوديت و مسيحيت هم ممكن است راه درستي رفته باشند.

جواب ٦ :

ما اين را مفصل آورده ايم. آقاي إبن حجر عسقلاني كه از استوانه هاي رجالي أهل سنت است و كسي است كه سخنش فصل الخطاب است، مي گويد:

و هذا الحديث له طرق كثيرة في مستدرك الحاكم، أقل أحوالها أن يكون للحديث اصل، فلا ينبغي أن يطلق عليه بالوضع.

اين حديث طرق زيادي دارد در مستدرك حاكم نيشابوري و قدر متيقن اين است كه اين حديث ريشه و اصل دارد و جعلي نيست و سزاوار نيست كه گفته شود اين روايت جعلي است.

لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج ٢، ص ١٢٢

هزار سخن از ساير علماء أهل سنت در كنار إبن حجر عسقلاني هيچ ارزشي ندارد. إبن حجر عسقلاني كه تمام تلاشش در درو كردن روايات است، اين گونه مي گويد.

سؤال (ادامه بحث):

إبن جوزي هم دست كمي از إبن حجر عسقلاني ندارد.

جواب:

إبن جوزي در رابطه با حديث ثقلين كه در صحيح مسلم آمده مي گويد جعلي است! تمام علماء أهل سنت عليه او شوريده اند. اين چه چرندياتي است كه مي بافد؟! حديث ثقلين كه پسر إبن جوزي مي گويد:

من تعجب مي كنم از جدم كه چرا اين حديث را كه در صحيح مسلم آمده، جعلي مي داند.

حاكم نيشابوري هم مي گويد:

و لهذا الحديث شاهد من حديث سفيان الثوري بإسناد صحيح.

سفيان ثوري هم اين روايت را با سند صحيح نقل كرده است.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٢٧

سؤال (ادامه بحث):

آقاي حاكم نيشابوري متساهل است.

جواب:

حضرت عالي اين حديث:

تفترق أمتي علي ثلاث و سبعين فرقة.

را مي گوييد جعلي است.

سؤال (ادامه بحث):

بنده خودم تمام طرق اين حديث را بررسي كردم.

جواب:

آقاي الباني كه امروز بخاري دوران است و سخنش براي وهابي ها فصل الخطاب است، در چند جا در صحيح سنن ترمذي مي گويد اين روايت صحيح است.

سؤال (ادامه بحث):

من هم حديث شناس دوران هستم.

جواب:

خود آقاي ترمذي اين حديث را نقل مي كند و مي گويد حديثي حسن و صحيح است.

سنن الترمذي، ج ٤، ص ١٣٤

ألباني در صحيح سنن إبن ماجه، جلد ٢، صفحه ٣٦٤ مي گويد صحيح است و در صحيح سننأبي داود، جلد ٣، صفحه ٨٦٦ مي گويد صحيح است و در پاورقي جامع الصغير سيوطي مي گويد صحيح است و در كتاب صحيح جامع الصغير، جلد ١، صفحه ٢٤٥ مي گويد صحيح است و در كتاب سلسلة الأحاديث الصحيحة، جلد ١، صفحه ٣٥٨ مي گويد صحيح است و إبن حبان در صحيحش، جلد ١٥، صفحه ١٢٥ نقل مي كند و حاكم نيشابوري مي گويد:

هذا حديث كثر في الأصول.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ١، ص ٦

آقاي هيثمي در مجمع الزوائد و منبع الفوائد، جلد ١، صفحه ١٧٩ مي گويد صحيح است.

اين طور نيست كه بياييد هر روايتي را كه مورد تائيدتان نيست، بگوييد صحيح نيست. اگر اين طور است، شخص آقاي بخاري را جزء مدّلسين آورده اند و مي گويند:

آقاي محمد بن اسماعيل بخاري جزء مدلسين است.

شعبي و ديگران آورده اند:

التدليس أخ الكذب.

الكفاية في علم الرواية للخطيب البغدادي، ص ٣٩٣ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج ١، ص ٦٧ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣٢، ص ١٥٣

و:

لأن أزني أحب إلي أن أدلس.

تدليس برادر دروغ است و اگر من زنا كنم، براي بهتر است كه تدليس كنم.

التمهيد لإبن عبد البر، ج ١، ص ١٥ ـ الكفاية في علم الرواية للخطيب البغدادي، ص ٣٩٣ ـ أضواء علي السنة المحمدية لمحمود أبو رية، ص ٢٠٢ ـ الفصول في الأصول للجصاص، ج ٣، ص ١٨٩ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج ١، ص ٣٣ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٧، ص ٢١٠ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٩، ص ٤١٨

اگر ملاك اين است، تمام صحيح بخاري شما زير سؤال مي رود! همان صحيح بخاري كه شما مي گوييد أصح الكتاب بعد القرآن است.

* * * * * * *

سؤال ٧ :

١. تعدادي از آياتي كه در قرآن به وجود نازنين امام زمان (عليه السلام) اشاره دارد را بيان بفرماييد.

٢. اين كه مي گويند مخارج سفر و تحقيق علامه اميني (ره) را يكي از تجار ترك زبان تأمين كرده است، درست است يا خير؟

جواب ٧ :

١. در نرم افزار شميم نرگس كه توليدي مؤسسه خودمان است، حدود ٢٥٠ آيه آورده ايم از كتب شيعه و سني كه به حضرت مهدي (أرواحنا فداه) تفسير يا تأويل شده است. يكي از شاخص ترين آيات هم آيه ٣٣ سوره توبه است كه مي فرمايد:

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَي وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

جناب امام قرطبي كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، از سدّي كه از مفسران بنام أهل سنت است نقل مي كند و مي گويد:

ذاك عند خروج المهدي، لا يبقي أحد إلا دخل في الاسلام.

اين كه دين اسلام بر تمام اديان غالب مي شود، هنگام ظهور مهدي است. أحدي در كره زمين نمي ماند، مگر اين كه وارد اسلام مي شود

تفسير القرطبي، ج ٨، ص ١٢١ ـ تفسير الرازي، ج ١٦، ص ٤٠ ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج ٥، ص ٣٤ ـ زاد المسير لإبن الجوزي، ج ٣، ص ٢٩٠ ـ تفسير الثعلبي، ج ٥، ص ٣٥ ـ تفسير مجمع البيان للشيخ الطبرسي، ج ٥، ص ٤٥

٢. ما اين را نمي دانيم. مرحوم آقاي اردوبادي (ره) كه از دوستان ايشان و أهل تبريز بودند و غالبا همدم ايشان بودند و حتي در تعريب الغدير هم بودند، ولي اين كه از تجّار كساني بودند كه هزينه هاي ايشان را مي دادند، من هم چنين چيزي نشنيدم. ايشان كه در نجف بودند، براي چاپ الغدير، با مشكلات عديده اي مواجه بودند و به بيوت مراجع عظام تقليد و ديگران مراجعه مي كردند و با سختي توانستند اين كتاب را چاپ كنند.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

١. آيا اين كه مي گويند امام زمان (عليه السلام) در مثلث برمودا زندگي مي كند، حقيقت دارد؟

٢. جناب محمد حنفيه آيا در زمان قيام مختار در قيد حيات بودند؟

جواب ٨ :

١. خير، حقيقت ندارد. چون رواياتي كه نقل شده، ضعيف است و تطبيق كردن آن روايات جزيره خضراء به مثلث برمودا صحيح نيست. گرچه خود حديث جزيره خضراء هم سند ندارد.

٢. بله، آقاي مختار هم از ايشان اجازه گرفتند و ايشان مؤيد مختار بود و مردم را تشويق كرد كه با مختار همكاري كنند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»