سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٥١ - مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام

مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام

کد مطلب: ٥٣٨٤ تاریخ انتشار: ١٠ ارديبهشت ١٣٩١ تعداد بازدید: ٣٢٤٨ سخنراني ها » شبکه ولايت مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
حبل المتين ٩١/٠٢/١٠

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١٠ / ٠٢ / ٩١

مجري :

آيا ردّ شهادت اميرالمؤمنين از نظر سنّت چگونه ارزيابي مي شود ؟

استاد قزويني :

ما در جلسه گذشته عرض كرديم از منابع دست اول اهل سنّت مثل بلازري احمدبن يحيي كه متوفي ٢٧٩ هجري است و معاصر مسلم و بخاري است كه وقتي زهراي مرضيه از خليفه اول فدك را خواست گفت :

جعل لي فدك فأعطني إيّاه

فدك را ملك من قرار داده او را به من برگردان

و شهد لها علي بن أبيطالب

اميرالمؤمنين گواهي داد كه پيامبر صلي الله عليه و آله فدك را به زهراي مرضيه بخشيده

فسألها شاهداً آخر

شاهد ديگري را خواست

كتاب فتوح البلدان- ج ١- ص ٤٤

قدامة بن جعفر در كتاب الخراج- ج ١- ص ٢٥٩

حموي از اعيان قرن ٦ و ٧ هجري و متوفي ٧٢٦ هجري است ٢ سال قبل از إبن تيميه ، در معجم البلدان- ج ٤- ص ٢٣٩

بلاذري در ص ٤٤ ج ١ نقل كرديم بر اينكه :

فجائت بام أيمن

زهراي مرضيه رفت و ام أيمن را آورد

و رباح

غلام پيامبر صلي الله عليه و آله را آورد

اين قضايا كلاً ردّ شد ، امام حسين و امام حسن آمدند شهادت دادند .

جناب قاضي عضدالدين ايجي در مواقفش- ج ٣- ص ٦٠٨

و سيد جرجاني در مواقفش- ج ٨- ص ٣٥٦

جناب إبن حجر هيثمي متوفي ٧٩٤ در الصواعق المحرقة- ج ١- ص ١٣٩

اين ها مطالبي بود كه ما عرض كرديم ، اما در رابطه با شهادت حضرت امير كه ردّ مي شود اين واقعا جاي تعجب و شگفتي است و نمونه هايي را ما عرض كرديم مثل خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين كه پيامبر صلي الله عليه و آله شهادت او را به جاي ٢ شهادت قرار داده ، و جابر بن عبدالله انصاري كه أبوبكر شهادت او را پذيرفت ، و شارحين هم گفتند كه اصلاً گمان نمي رود كه جابر ادعاي دروغ كرده باشد :

ولا يظنّ بأن مثله يقدم عليه

شرح الكرماني علي البخاري - ج١٠ - ص ١٢٥

يا قرآن مي گويد :

كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ

سوره آل عمران - آيه ١١٠

اگر جابر خير امّت نباشد چه كسي مي خواهد باشد

ولي اميرالمؤمنين ي كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود :

علي مع الحق و الحق مع علي

كتاب مجمع الزوائد هيثمي- ج ٧- ص ٢٣٥

علي مع القرآن و القرآن مع علي

مستدرك حاكم نيشابوري- ج ٣- ص ١٢٤

و هر دو اين ٢ شخصيت علمي هم هيثمي مي گويد كه روايت صحيح است و هم حاكم نيشابوري و اينها نشان مي دهد كه ردّ شهادت اميرالمؤمنين مسأله دار است و اين را آقايان بايد جواب بدهند ، و من گفتم به عنوان يك سني مي خواهيم سؤال كنيم نه يك شيعه ، كه در كتب ما اين آمده است كه از يك طرف شهادت علي را ردّ مي كنند و از طرفي هم شهادت خزيمة و جابر بن عبدالله مورد قبول قرار مي گيرد

شما ببينيد قضيه امام حسين و امام حسن مجتبي با اينكه ما عرض كرديم در كتاب صحيح مسلم حديث ٦٤١٤ بر مبناي مكتبه أهل بيت - ج ٧ - ص ١٣٠

البته من معمولا آنچه كه در ذهنم حفظ كردم بر مبناي مكتبة أهل بيت و آن صحيح بخاري يك جلدي چاپ عربستان سعودي است ولي خوب بعضا دوستان از نرم افزارالجامع الكبير استفاده مي كنند من هم بعضا استفاده مي كنم ولي هم جلداش فرق مي كند و هم شماره گذاري آن ، و لذا من مقيدم كه اگر شماره مي دهم آقايان نگويند كه فلاني گفته ٦٤١٤ در نرم افزار مكتبة شامله يك شماره ديگري است ، بله ما اين را بارها عرض كرديم كه همان كتابي كه در عربستان سعودي چاپ شده و بارها ما اينجا نشان داديم ، حديث ٦٤١٤ آقايان نقل كردند كه امام حسن و امام حسين و خود حضرت امير در شأنشان آيه تطهير نازل شده است ، حالا آيه تطهير را به هر معنا كه مي خواهند بگيرند آيا به اندازه توثيق إبن معين نيست ؟ توثيق إبن أبي حاتم نيست ؟ آيه تطهير به اندازه توثيق ذهبي و إبن حجر كار نمي كند كه شهادت حضرت امير ردّ مي شود ؟ يا در آيه مباهله كه پيامبر صلي الله عليه و آله اينها را براي اثبات نبوت خود مي برد :

صحيح مسلم- ج ٧- ص ١٢٠- حديث ٦٣٧٣

خوب مراجعه كنيد و ببينيد واقعا اين عبارت هست كه حضرت اميرالمؤمنين و حسن و حسين و حضرت زهرا سلام الله عليها به همراه پيامبر صلي الله عليه و آله رفته اند ، ردّ ادعاي حضرت زهرا سلام الله عليها مخالف اين ٢ تا آيه است ، ردّ شهادت اميرالمؤمنين و حسنين با اين قضايا همخواني ندارد ، از اين طرف نقل مي كنند كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود :

حسن و حسين سيدي شباب اهل الجنة

اين را آقايان همه آوردند و توثيق كردند و تصحيح كردند اين روايت را

احمد بن حنبل در مسند- ج ٣- ص ٣

ترمذي مي گويد :

حديث حسن صحيح

مسند احمد - ج ٥ - ص ٣٢١

يا در رابطه با ام أيمن كه آقايان خودشان نقل مي كنند كه ام أيمن از خود أبوبكر اعتراف گرفت

أليس تشهد أني من أهل الجنة ؟

آيا تو شهادت نمي دهي كه پيامبر صلي الله عليه و آله به من بشارت بهشت داده ؟

قال : بلي

گفت چرا قبول دارم ، گفت اگر اين گونه است

قالت : فأشهد أن النبي صلي الله عليه وسلم أعطاها فدك

من ام أيمن اهل بهشت گواهي مي دهم

تاريخ مدينه إبن شبه نميري - ج ١ - ص ١٩٩

يعني مبشره واقعي نه اون عشره مبشره كه سر و ته ندارد و ما هم در رابطه با آن هم بحث خواهيم كرد و دوستانمان هم بحث كرده اند كه اين مشخص است كه يك چيز ساختگي است و اصلاً با قرآن و سنّت هماهنگي ندارد

وقتي ام أيمن مي آيد و مي گويد كه مني كه پيامبر صلي الله عليه و آله به من بشارت بهشت را داده است شهادت مي دهم كه پيامبر صلي الله عليه و آله فدك را به حضرت زهرا سلام الله عليها داده است

رباح مولي و غلام پيامبر صلي الله عليه و آله است و جالب اين است كه إبن حبان مي گويد :

من صالح الموالي

از غلام هاي صالح پيامبر صلي الله عليه و آله بوده

ايشان هم صحابي بوده و هم صحابي صالح پيامبر صلي الله عليه و آله بوده و الان آقايان بفرمايند كه شهادت اين بزرگان ردّ مي شود معمولا اگر شهادت ردّ شود به اين علت است كه آن شخص فاسق باشد و علت ديگري هم نمي تواند داشته باشد و اگر شما تعدد مي خواهيد عدد بيّنه كامل است ، حضرت امير ، رباح اين ٢ نفر كافي هستند ، حضرت امام حسن و امام حسين شهادت دادند ، ام أيمن شهادت داده است ، ٢ برابر بيّنه شهادت دادند و ردّ اينها يعني اتهام اينها به فسق است و غير اين چيز ديگري نيست ، يعني اگر كسي آمد و در محكمه شهادت داد اگر شهادتش را بخواهند ردّ كنند در حقيقت بايد فسق طرف يا به تعبير فقها جرح شهود بنابر اصطلاح فقها انجام شود تا شهادت او ردّ شود و گرنه شهادت شهود در حقيقت هيچ راهي براي ردّ آن نيست ، شما ببينيد كه آقاي سرخسي نقل مي كند از أبوزرعة دمشقي مي گويد :

فمن طعن فيهم فهو ملحدمنابذ للإسلام دواؤه السيف إن لم يتب

هركس بر صحابه كوچكترين اعتراضي بكند ملحد و كافر است

أصول السرخسي - ج ٢ - ص ١٣٤

و حالا ببينيم كه آيا ردّ شهادت حضرت امير و امام حسن و امام حسين و رباح و ام أيمن و ردّ ادعاي حضرت زهرا سلام الله عليها آيا طعن است يا طعن نيست ؟ اگر طعن نيست سمعاً و طاعتاً و اگر طعني هست كه قطعا هم هست خوب بفرماييد كه مي گويد :

فمن طعن فيهم فهو ملحدمنابذ للإسلام

يعني طعنه در حقيقت يك نوع مبارزه با اسلام است

دواؤه السيف

دارو و دواي او جز شمشير چيز ديگري نيست .

اصول سرخسي - ج ٢ - ص ١٣٤

ذهبي و إبن حجر و ديگران هم نقل كرده است ، إبن صلاح هم در مقدمه اش اين عبارت را نقل مي كند ، خود ذهبي كتابي دارد به نام الكبائر كه از كتب مشهور ذهبي است كه گناهان كبيره را آنجا آورده در ص ٢٣٣ كه در آنجا وقتي كبائر را مي شمارد مي گويد : يكي از كبائر طعن و اعتراض به صحابه است

فمن طعن فيهم أو سبهم فقد خرج من الدين

كبائر - ج ١ - ص ٢٣٧

آيا اينها چه است ؟ آيا جوابي دارد يا جزء همان سؤالات بي پاسخ است ؟ حالا من چند سؤالي در رابطه با فدك عرض كردم و اين هفته اگر فرصت شود اين ١٠ - ١٢ سؤال را آقايان جواب بدهند به ما ، ما خيلي تلاش كرديم و سؤالاتمان هم خيلي سؤالات آرام ، نرم و معتدل باشد ، اصلاً به عنوان يك سني اگر از اينها سؤال كنند چه جوابي دارند؟ جواب را بدهند اگر ما ديديم كه واقعا قانع كننده بود ما هم رسما اعلام مي كنيم كه جواب قانع كننده اي دادند و ما هم قبول مي كنيم اين جواب را ، و يا جواب ندهند و اين دليل بر اين است كه جواب ندارند و يا اينكه جواب قانع كننده ندهند قضاوت با خود مردم است .

مجري :

وقتي أبوبكر ادعاي حضرت زهرا سلام الله عليها را قبول نكرد و حتي شهودي را هم كه آوردند قبول نكردند و از تحويل دادن فدك به عنوان ملك شخصي حضرت زهرا سلام الله عليها ممانعت كردند آيا حضرت زهرا سلام الله عليها مطالبات خود را رها كرد ؟ يا از طريق ديگر پيگيري كرد ؟

استاد قزويني :

نكته قشنگي است دوستان دقت كنند، مفصل عرض خواهيم كرد كه چرا حضرت زهرا سلام الله عليها تا به اين حدّ پافشاري دارد چون اين اولين ملكي است كه بعد از ادعاي خلافت غصب شده و حضرت زهرا سلام الله عليها در اينجا پافشاري دارد تا براي آيندگان درسي باشد ، اون آقايان آورده اند كه :

قال رسول اللَّهِ صلي اللَّهُ عليه وسلم من قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِيدٌ

المعجم الكبير - ج ١٠ - ص ٢٠١

هركس به خاطر دفاع مالش كشته شود او شهيد است .

و ما حرف در اين رابطه زياد داريم و اين قضيه ، قضيه ٤ تا درخت و زمين و امثال اين نيست ، بحث اين است كه سنّت پيامبر صلي الله عليه و آله دارد زير پا مي شود و در آينده اين منشا خيلي كارهاي نادرستي خواهد شد و اضافه اين آقاياني كه مدعي خلافت پيامبر اكرم هستند بيايند و با دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و با ملك پيامبر صلي الله عليه و آله به اين شكل رفتار كنند با ديگران چه كارها كه نخواهند كرد ، حالا علت اين را كه چرا پافشاري كردند را من مفصل بيان خواهم كرد .

مرتبه اول: حضرت زهرا سلام الله عليها يك دفعه نماينده مي فرستد پيش أبوبكر همان طوري كه ما خوانديم از صحيح بخاري كه :

أَرْسَلَتْ إلي أبي بَكْرٍ تَسْأَلُهُ مِيرَاثَهَا من النبي مما أَفَاءَ الله علي رَسُولِهِ تَطْلُبُ صَدَقَةَ النبي التي بِالْمَدِينَةِ وَفَدَكٍ وما بَقِيَ من خُمُسِ خَيْبَرَ

نماينده مي فرستد كه اين حقوق من را برگردانيد چه از فدك و چه از باقيمانده خمس خيبر و چه از صدقات و موقوفات پيامبر صلي الله عليه و آله و چه آنچه كه ارث من است و حالا چطور شد كه پيامبر اكرم از دنيا رفت و فرداي آن تمام اين اموال مصادره شد :

صحيح بخاري - ج ٤ - ص ٢١٠ - حديث ٣٧١١

صحيح بخاري - ج ٣ - ص ١٣٦٠ برمبناي جامع الكبير

اين يك دفعه كه نماينده مي فرستد و مي بيند كه ترتيب اثر نمي دهند

مرتبه دوم: بعد خودش حضوراً مي رود پيش أبوبكر اين را هم مراجعه كنيد در صحيح بخاري اونجا دارند از عايشه بر اينكه :

أَنَّ فَاطِمَةَ وَالْعَبَّاسَ عَلَيْهِمَا السَّلَام أَتَيَا أَبَا بَكْرٍ يَلْتَمِسَانِ مِيرَاثَهُمَا من رسول اللَّهِ

صحيح بخاري - ج ٤ - ص ٢٤٧٤

همراه عباس عموي پيامبر صلي الله عليه و آله آمدند پيش أبوبكر يعني زهراي مرضيه خودش مستقل مي آيد پيش أبوبكر اون هم در معيّت عموي پيامبر صلي الله عليه و آله و خوب چون عموي پيامبر صلي الله عليه و آله يك ريش سفيد و بزرگ طايفه بني هاشم است همراه زهراي مرضيه مي آيد و باز هم فايده اي ندارد .

مرتبه سوم : باز دوباره همراه اميرالمؤمنين مي رود مراجعه كنيد به طبقات إبن سعد ج ٢ ص ٣١٥ در آنجا دارد بر اينكه :

لما كان اليوم الذي توفي فيه رسول الله بويع لأبي بكر في ذلك اليوم فقالت ميراثي من رسول الله أبي

روزي كه پيامبر صلي الله عليه و آله از دنيا رفت با أبوبكر بيعت كردند

فلما كان من الغد

فرداي آنكه بيعت كردند

جاءت فاطمة إلي أبي بكر معها علي

زهراي مرضيه آمد پيش أبوبكر در معيت او هم علي بن أبي طالب بود

فقالت ميراثي من رسول الله أبي

ارث من از رسول الله

أبي

نه هر پيامبر صلي الله عليه و آله ، پيامبري كه پدرم هست

اين ارث پدرم را مي خواهم از فدك و خيبر و صدقات و غيره

ارثها

وارث پيامبر منم

كما يرثك بناتك اذا متّ

آقاي أبوبكر همان طوري كه اگر تو بميري دختران تو از تو ارث مي برند پدر من هم از دنيا رفته است و وارثش من هستم

الطبقات الكبري - ج ٢ - ص ٣١٥

مرتبه چهارم : در روايت ديگري كه در ذيل همين روايت قبل است آقاي إبن سعد كه متوفي ٢٣٠ است مي گويد :

يك مرتبه شخصي را فرستاد ، يك دفعه با عباس آمد ، مرتبه ديگر با علي آمد و مرتبه چهارم عباس ، علي و زهرا سلام الله عليها هر سه آمدند :

جاءت فاطمة إلي أبي بكر تطلب ميراثها وجاء العباس بن عبد المطلب يطلب ميراثه وجاء معهما علي

علي هم همراه آنها بود يعني ٣ نفري آمدند ، واسطه فرستاد ، تنهايي رفت ، با عباس رفت و با اميرالمؤمنين عليه السلام هم رفت ، پنجمين بار و اين در كتب خود برادران اهل سنّت است

و جاء معهما علي

پنجمين بار هم اميرالمؤمنين عليه السلام با عباس و حضرت زهرا سلام الله عليها مي آيند براي مطالبه ارث و فدك

طبقات إبن سعد - ج ٢ - ص ٣١٥

مراجعه بفرمايند و ببينند آيا هست يا نه و چه جوابي دارند كه بدهند ما هم دستانمان را بالا ميگيريم

نحن أبناء الدليل

ما فرزند دليل هستيم شما يك دليل قانع كننده بياوريد و اگر قانع نشديم گله كنيد كه يك دليل قانع كننده آورديم و شما قبول نكرديد .

مجري :

وقتي كه جناب خليفه از تحويل به عنوان ارث هم خودداري كردند برخورد حضرت زهرا سلام الله عليها چگونه بود ؟

استاد قزويني :

مشخص است كه حضرت زهرا سلام الله عليها ول كن ققضيه نيست و مي خواهد به آيندگان نشان دهد كه حق گرفتني است با تمام تواني كه شما داريد براي گفتن حق خود تلاش كنيد . زهراي مرضيه در حقيقت يك نهضتي را در اينجا آغاز مي كند ، كتابي دارد جناب آقاي صدر كه از مراجع بزرگ بود و توسط رژيم صدام خوشان و خواهرشان تحت شكنجه صدام شهيد شدند ، اون آقاياني كه صدام را رضي الله عنه ميگويند و از او طرفداري مي كنند و قهرمان مي نامند در مراسم همايش هاي ختم صحيح بخاري اينها را ببينيد .

ايشان كتابي دارد به نام فدك في التاريخ كه واقعا كتاب خواندني است و اگركسي ٢ -٣ صفحه اول را بخواند تا آخر كتاب را ول كن نيست ، ترجمه به فارسي هم شده ولي من الان اسمش را در خاطر ندارم در نرم افزار مكتبه أهل بيت هم هست ايشان در ص ٨٦ چاپ عربي كه چاپ نجف است ميگويد:

زهراي مرضيه كه اين قيام را شروع كردند در حقيقت ٢ عنصر مهم و اساسي در اين نهضت زهراي مرضيه بوده البته من نقل قول از ايشان ميكنم شايد در بعضي از نظرات ايشان نظر داشته باشم .

يكي بحث جنبه عاطفي است براينكه حضرت زهرا سلام الله عليها دختر پيامبر صلي الله عليه و آله است و قدرت بيشتري براي تحريك عواطف و احساسات مردم دارد و بيانات زهراي مرضيه و اصلاً ديدن زهرا سلام الله عليها در حقيقت بيانگر تمام خاطرات دوران نبي مكرم است .

نكته ديگري كه در قيام حضرت زهرا سلام الله عليها است اين است كه اگر چنانچه حضرت امير اين مبارزه را آغاز كند ، بلافاصله متهم مي كنند اميرالمؤمنين عليه السلام را كه اختلاف انداختي و جامعه يك پارچه را پاشاندي و برچسب هايي كه بايد بزنند و چه بسا زمينه قتل اميرالمؤمنين عليه السلام هم فراهم بشود كه شما داريد اختلاف مي اندازيد و در برابر حاكم قيام مي كنيد :

من فارق الجماعة وخرج من الطاعة فمات فميتته جاهلية

بزنيد و بكشيد ولو هركسي باشد .

الجامع - ج ١١ - ص ٣٣٩

مسند أحمد بن حنبل - ج ٣ - ص ٤٤٥

خوب اين قضايا باعث مي شد كه اگر اميرالمؤمنين عليه السلام وارد ميدان مي شد يك سري عوارضي داشت كه با حضور حضرت زهرا سلام الله عليها نه تنها اون عوارض نيست بلكه كاملا به عكس است چون اينجا اون مظلوميت حضرت زهرا سلام الله عليها و نمايش گذاشتن اين ظلم براي تحريك عواطف و احساسات مسلمان ها خيلي اثر بخش تر است .

بعد مرحوم شهيد صدر در ص ٦٣ ايشان مي گويد اين قيام حضرت زهرا سلام الله عليها رمز و سنبل يك هدف بزرگ و همه جانبه عليه هيئت حاكمه بود كه توسط جناب أبوبكر و جناب عمر و أبوعبيده جرّا پي ريزي شده بود.

تا اونجايي كه مي گويد قيام صديقة طاهرة مراحل ٦ گانه داشت اين نكته جالب است عزيزان مراجعه كنند كتاب فدك في التاريخ ص ٨٧ ايشان در آنجا مراحل ٦ گانه حضرت زهرا سلام الله عليها و قيام آن حضرت را اين گونه بيان مي كند كه :

اول نماينده مي فرستد پيش خليفه كه اين حقوق من است و بايد اين حقوق به من برگردد .

بار دوم حضرت زهرا سلام الله عليها با خود أبوبكر وارد مذاكره مي شود و مذاكرات هم تند است و حالا برخي را من عرض مي كنم .

بار سوم خطبه قرّائي در مسجد خطاب به مهاجرين و انصار و يك طرف خطاب هم به خليفه است كه البته ايشان مي گويد كه اين خطابه حضرت زهرا سلام الله عليها روز دهم وفات نبي مكرم بوده .

بار چهارم زهراي مرضيه غير از خطبه اي كه براي مهاجرين و انصار خواند براي زنان مهاجرين و انصار كه آمده بودند به عيادتش يك خطبه خيلي تند فرمودند .

بار پنجم مذاكره كوتاه و غضب آلود با أبوبكر و عمر در بستر شهادت مي كند كه اينها مي آيند ولي راهشان نمي دهد بعد مي آيند و اميرالمؤمنين عليه السلام را واسطه مي كنند و آنچه كه جناب إبن قتيبه دينوري در كتاب الإمامة و السياسة آورده بر اينكه به مجرد اينكه أبوبكرو عمر وارد خانه حضرت زهرا سلام الله عليها مي شوند حضرت زهرا سلام الله عليها مي گويد :

نشدتكما الله

من شما را به خدا قسم مي دهم

ألم تسمعا رسول الله يقول : رضا فاطمة من رضاي ، وسخط فاطمة من سخطي ، فمن أحب فاطمة إبنتي فقد أحبني ، ومن أرضي فاطمة فقد أرضاني ، ومن أسخط فاطمة فقد أسخطني

آيا شنيديد پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود زهرا پاره تن من است و هركس او را اذيت كند من را اذيت كرده ؟

قالا : نعم سمعناه من رسول الله صلي الله عليه وسلم

گفتند : بله شنيديم

قالت : فإني أشهد الله وملائكته أنكما أسخطتماني وما أرضيتماني ، ولئن لقيت النبي لأشكونكما إليه

خداو ملائكه را من گواه مي گيرم كه شما من را اذيت كرديد و رضايت من را جلب نكرديد

اين را إبن قتيبه دارد و ما هم كاري نداريم خوب است يا بد است مال خود آقايان است

جناب أبوبكر شروع مي كند گريه كردن و غيره زهراي مرضيه مي گويد :

والله لأدعون الله عليك في كل صلاة أصليها

به خدا سوگند بعد از هر نماز به تو نفرين خواهم كرد

الامامة والسياسة - إبن قتيبة الدينوري ( تحقيق الشيري ) - ج ١ - ص ٣١

الامامة والسياسة - إبن قتيبة الدينوري ( تحقيق الزيني ) - ج ١ - ص ٢٠

اين قضيه مرحله پنجم از نهضت زهراي مرضيه است در منزل خودشان و در حضور اميرالمؤمنين عليه السلام خطاب به جناب خليفه اول و دوم .

مرحله ششم زهراي مرضيه مي آيد يك مبارزه منفي را در پايان عمرش آغاز مي كند و اون هم اينكه اعلام ميكند من از خليفه راضي نيستم .

و لم تزل مهاجرته حتي توفيت

قهر و غضبش تا روز وفاتش از أبوبكر اعلام نكردند .

صحيح بخاري - ج ٤ - ص ٤٢ - حديث ٣٠٩٣

آقايان مراجعه كنند و ببينند قضيه چه است و در :

ج ٤ - ص ٢١٠ - حديث ٣٧١٤

كاملا واضح است در :

صحيح بخاري - ج ٥ - ص ٤٢ - حديث ٤٢٤٠

كاملا مشخص است كه عدم رضايت را از اينها كاملا حضرت زهرا سلام الله عليها اعلام مي كند و وصيت مي كند كه اينها بعد از مرگ من حق اينكه بيايند در مراسم دفن من بخواهند شركت كنند همچين حقي را ندارند و لذا همان تعبيري را كه دارد در:

در صحيح بخاري - ج ٥ - ص ٨٢ - حديث ٤٢٤٠

فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَازَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّي عليها

و باز در صحيح بخاري ج ٤ ص ٩٢ حديث ٣٠٩٣ اونجا دارد كه :

فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتي تُوُفِّيَتْ

تا روز شهادتش اعلام رضايت از اين حضرات نكرد خوب اينها در حقيقت يك سري بحث هايي است كه مرحوم شهيد صدر اين مطالب را در اين كتابشان مطرح مي كند .

مجري :

حاج آقا لا به لاي صحبت هاي جناب عالي ٢ تا سؤال براي من مطرح شد يكي اينكه يك اشاره كرديد كه تهديد به قتل كردند حضرت امير را در لا به لاي اين در خواست هايي كه حضرت زهرا سلام الله عليها داشته است وحضرت زهرا سلام الله عليها يك پشتوانه خيلي خوبي بوده و الّا مي گفتند كه ايشان قيام كرده برعليه حكومت . آيا واقعا اين تهديد به قتل در كتب اهل سنّت آمده يا نيامده ؟

استاد قزويني :

در رابطه با اين قضيه چند نكته است كه من عرض مي كنم و يه مقدار هم تلاش مي كنم كه اين قضايا را با احتياط و مستند عرض كنم كه براي دوستان عزيز تامل انگيز باشد ما نمي خواهيم قضيه را تحميل كنيم بلكه به عنوان يك طرح سؤال كه در كتب اهل سنّت آمده است مانند :

فلما قعد أبو بكر رضي الله عنه علي المنبر نظر في وجوه القوم

وقتي أبوبكر رفت بالاي منبر نشست نكاه كرد به اطراف

فلم ير عليا رضي الله عنه

ديد علي اونجا نيست

فسأل عنه

از علي سؤال كرد و گفت علي كجاست ؟

فقام ناس من الأنصار فأتوا به

يك تعدادي از انصار رفتند علي بن أبيطالب را آوردند

فقال أبو بكر رضي الله عنه

أبوبكر رو كرد به اميرالمؤمنين عليه السلام گفت :

إبن عم رسول الله وختنه أردت أن تشق عصا المسلمين

آيا مي خواهي اختلاف بين مسلمين بيندازي ؟

عصي المسلمين كنايه است يعني ميخواهي عصاي مسلمين را تكه تكه كني ؟

خوب آقايان مراجعه كنند به :

معجم كبير طبراني - ج ١١ - ص ٢

جناب بيهقي در سنن كبري - ج ٨ - ص ١٤٣ بر مبناي مكتبه أهل بيت

روايت از إبن عباس است كه مي گويد :

من شق عصا المسلمينفقد خلع ربقة الإسلام عن عنقه

هركس بشكند عصاي مسلمين را يعني هركس اختلاف بيندازد بين مسلمانان از اسلام و دين رفته بيرون

شرح نهج البلاغة - ج ١٠ - ص ٢٣

أبوبكر كه مي گويد :

إبن عم رسول الله وختنه أردت أن تشق عصا المسلمين

يعني مي خواهي مرتد شوي با اين كارت ؟

و جالب اين است كه إبن عبد البر در كتابش ج ٣ ص ٩٦٠ مي گويد :

از پيامبر صلي الله عليه و آله شنيده بودند :

إذا خرج عليكم خارج يشقّ عصا المسلمين ،

هركس از ميان شما برخيزد و عصاي مسلمين را بشكند

ويفرّق جمعهم

جمع مسلمانها را به تفرقه بياورد

فاقتلوه ما أستثني أحدا

بكشيد و استثنا بردار هم نيست هركسي باشد با هر مقامي هم باشد .

خوب عزيزان ببينند اين عبارتي كه بيهقي نقل مي كند در سنن ج ٨ ص ١٤٣ جناب أبوبكر مي گويد :

إبن عم رسول الله وختنه أردت أن تشق عصا المسلمين

يك سؤالي الان من به ذهنم آمد كه از ميان اين افراد سعد بن عبادة تو مسجد نيامد و در مسجد جماعت شركت نكرد ، در نماز جمعه شركت نكرد ، در مسأله حج اينها را همراهي نكرد تا از دنيا رفت .

چطور شد أبوبكر نگاه كرد سعد بن عبادة نبود نگفت برويد بياريد ؟ اون هم :

فقام ناس من الانصار

نه يك نفر يك عده اي رفتند اميرالمؤمنين عليه السلام را آوردند

إبن عم رسول الله وختنه أردت أن تشق عصا المسلمين

حوب از اين طرف هم نقل مي كنند إبن عبد البر ج ٣ ص ٩٦٠ مراجعه بفرماييد كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود :

هركس بخواهد عصاي مسلمين را بشكند و تفرقه بيندازد

فاقتلوه

او را بكشيد

اين يك نكته . نكته دوم كه خود إبن قتيبه دينوري در الإمامة و السياسة ما مدارك متعددي آورديم براينكه اين كتاب مال اين آقاست و بزرگان اهل سنّت نسبت داده اند كه از جمله آنها أبوبكر بن عربي در كتاب القواسم من العواصم است كه به قولي گل نو رسته آقايان وهّابي هاست أبوبكر بن عربي .

ايشان در الإمامة و السياسة مي گويد :

اميرالمؤمنين عليه السلام را كشان كشان آوردند مسجد

فأخرجوا عليا

اخرجوا يعني از خانه اش بيرون كردند

فمضوا به إلي أبي بكر

آوردند پيش أبوبكر

فقال له بايع

به او گفتند بيعت كن

فقال إن أنا لم أفعل فمه

اگر بيعت نكنم چه مي شود

قالوا إذا واللهالذي لا إله إلا هو نضرب عنقك

ققسم به خداي لا شريك له گردنت را مي زنيم

خوب بفرماييد ، آيا پيامبر صلي الله عليه و آله همچين كاري كرده ؟ آيا قرآن نسبت به ١٢٤٠٠٠پيامبر صلي الله عليه و آله يك آيه اي شبيه اين آورده ؟ در فتح مكه اين شكلي بوده ؟

قالوا إذا والله الذي لا إله إلا هو نضرب عنقك

اگر بيعت نكني گردنت را مي زنيم

قال اذن تقتلون عبدالله و اخا رسوله

اگر من را بكشيد برادر پيامبر صلي الله عليه و آله و بنده اي از بندگان خدا را كشته ايد

عمر جلو آمد و گفت :

قال عمر أما عبد الله فنعم

اينكه بنده خدا راكشته ايم قبول داريم

وأما أخو رسوله فلا

و اينكه برادر پيامبر صلي الله عليه و آله را كشتيم تو را برادر پيامبر صلي الله عليه و آله نمي دانيم ، يعني منكر حديث اخوت شد

وأبو بكر ساكت لا يتكلم

هنگام اين بگو مگو ها كه بين اميرالمؤمنين عليه السلام و مهاجمين و خليفه دوم بوده أبوبكر ساكت نشسته و حرفي نمي زند

فقال له عمر

اين را خودتان معني كنيد من اصلاً معنا نمي كنم

عمر برگشت به أبوبكر گفت

ألاتأمر فيه بأمرك

ِآيا واقعا شما نمي خواهيد امري كنيد در اين قضيه ؟ دستور نهايي نمي خواهي صادر كني كه كار علي را يكسره كنيم ؟

فقال لا أكرهه علي شيء ما كانت فاطمة إلي جنبه

من علي را مجبور نمي كنم بر چيزي مادامي كه كمكي مانند فاطمه دارد .

الإمامة والسياسة - ج ١ - ص ١٦

بايد گفت

اِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

سوره بقره - آيه ١٥٦

انشاالله كه اينها همه دروغ است و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها در وغ است به قول يكي از اين آقايان كه كتابي نوشت و گفت : اي كاش افسانه بود ، من بعضي وقت ها فكر مي كنم دختر پيغمبر و اين همه ظلم ؟ انشاءالله كه دروغ است انشاءالله كه صحت ندارد اگر اين قضايا به اين شكلي كه در صحيح ترين كتابها آمده بوده باشد .

فوَجَدَتْ فاطِمَةُ علَي أبِي بَكْرٍ في ذالِكَ فهَجَرَتْهُ فلَمْ تُكَلِّمْهُ حتَّي تُوُفِّيَتْ

عمدة القاري - ج ١٧ - ص ٢٥٨

انشاءالله كه اينها همه دروغ است و آقاي بخاري هم از قلمش در رفته و گفته كه من هر حديثي كه نوشتم استخاره كردم و نوشتم ، حالا شايد اون زمان خواب آلود بوده و بعضي وقت استخاره ش دل نشين نبوده و اين ها را نوشته انشاءالله كه همه دروغ است و همه اش افسانه است و ما هم از خدامونه كه اينها افسانه باشد كه قلب شيعه اين قدر آتش نگيرد ، مي گويد :

لا أكرهه علي شيء ما كانت فاطمة إلي جنبه

مادامي كه كمكي مثل فاطمه دارد من علي را مجبور نمي كنم

فلحق علي بقبر رسول الله يصيح ويبكي وينادي يا بن أم إن القوم استضعفوني وكادوا يقتلوني

الإمامة و السياسة - ج ١ - ص ١٧

نكته سوم :

اين را تقاضا دارم به عنوان يك سؤال ، سؤال يك سني از شما نه سؤال يك شيعه :

در كتاب هاي ما آمده آقاي سمعاني از علماي بزرگ ما هم نوشته در رابطه با يعقوب رواجلي كه استاد بخاري هم هست و مي گويد اين حديثي كه نقل شده از أبي بكر :

لا يفعل خالد ما أمربه

خالد اوني را كه گفتم انجام نده

راوي مي گويد :

سألت الشريف عمر بن إبراهيم الحسيني

جالب اينجاست در كوفه

عن معني هذا الأثر

اين روايتي كه مي گويند أبوبكر گفت خالد اوني را كه گفتم انجام نده معناش چيست ؟

كان أمر خالد بن الوليد أن يقتل عليا

أبوبكر دستور داده بود به خالد كه علي را بكشد

ثم ندم بعد ذلك فنهي عن ذلك

بعد پشيمان شد و نهي كرد

الانساب آقاي سمعاني ترجمه آقاي رواجني- ج ٣ - ص ٩٥ چاپ دار الجنان بيروت

الانساب - ج ٦ - ص ١٧٠ چاپ نشر محمد امين

كه البته قضيه اش مفصل است و در كتب شيعه هم مفصل آمده كه اينها دستور دادند به خالد كه اميرالمؤمنين را كه در حال خواندن نماز پشت سر أبوبكر همان جا در همان سجده آخر بكش ، يعني قبل از اينكه أبوبكر سلام نماز را بدهد علي را بكشد اونجا هم ديگر قاطي مي شود و جمعيت هلهله مي كنند و قاتل علي معلوم نمي شود بعد أبوبكر يك مقدار فكر كرد كه اگر علي كشته شود فتنه اي ايجاد مي شود و بني هاشم آرام نمي شوند حتي تعدادي علي را به عنوان صحابي و به عنوان پسر عمّ و به عنوان داماد پيامبر صلي الله عليه و آله قبول داشتند و البته اين را وقتي در منزل طراحي كردند اسماء بنت عميس همسر أبوبكر كسي را فرستاد در خانه علي و اين آيه ٢٠ سوره قصص را خواندند كه در رابطه با حضرت موسي است :

إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ

اين قوم توطئه چيدند كه تو را بكشند

سوره قصص - آيه ٢٠

اين را به اميرالمؤمنين عليه السلام گفت و علي هم كه به اين چيزها توجّه نمي كرد آمد و سر نماز، أبوبكر فكر كرد كه نمي شود بعد مي خواست سلام بدهد نمي توانست چون گفته بود كه وقتي كه من گفتم السلام عليكم شما كار علي را تمام كن ، برگشت گفت :

يا خالد لا تفعلن ما أمرتك والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته

اين را در كتب شيعه مفصل آمده و آقايان مي توانند مراجعه كنند به :

كتاب احتجاج مرحوم طبرسي - ج ١ - ص ١٢٧

بحارالنوار مجلسي - ج ٢٩ - ص ١٣٣

تفسير قمي - ج ٢ - ص ١٥٩

بيننده : رضائي از آمل

من ٤ ماه است مي خوام با شما تماس بگيرم و اگر يك شب هم موفق مي شويم و نوبتمون مي شود اون شب هم نوبت به ما نمي رسد ولي امشب نمي دانم چه جوري شد همين كه التماس كردم گفتم ما رو وصل كنيد گفت اولين نفر شماييد ، فكر كنم گفتم يا فاطمه زهرا سلام الله عليها امشب مي خوام درباره شما صحبت كنم منو وصل كنيد وصل كردند .

استاد قزويني:

پس مشخص است رابطه را با حضرت زهرا سلام الله عليها برقرار كرديد .

بيننده :

بله بله اون كه صد در صد ، يك مسأله كه مي خواستم خدمت شما عرض كنم چند وقت قبل ما پاي يكي از صحبت هاي آقايي نشستيم دكتر عصام العماد ايشان يك مطلبي را فرمودند كه واقعا جاش است كه من در اين برنامه اون را مطرح كنم ، يك نفر از او پرسيد چطور شد كه شما از وهّابيت برگشتيد و اومديد و شيعه شديد ؟ گفت اين هايي كه مي گويند ما وهّابي ها با أهل بيت رابطه درستي داريم درست توضيح داد كه اينها چگونه با أهل بيت رابطه خوبي دارند خودش از دانشگاه ام القري دكتري را گرفته بود و مي گفت كه اينها كلاً دشمن هستند و اصل دشمني اينها با علي بن ابيطالب است منتهي حضرت فاطمه اين وسط افتاده بين اينها ، ايشان مي گفت من يك ردّي نوشتم در مورد فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام و ٢٠٠ تا از فضائل امام علي را برايش ردّيه نوشتم ، بعدا رفتم سراغ شيخ مفيد و خواستم ردّي هم بر شيخ مفيد بنويسم كه اونجا وقتي كه مطالعه كردم نه تنها ردّيه نتوانستم بنويسم بلكه افكار شيخ مفيد بر من خيلي تأثير گذاشت.

از او پرسيدند كه اولين تأثيري كه گذاشت و باعث شد كه شما شيعه شويد چه بود ؟ اون اولين جرقه چه بود ؟ گفت اولين جرقه نه تنها براي من بلكه براي تمام تسنن و تشيع بايد باشد گفت كه اختلافي كه حضرت زهرا سلام الله عليها با أبوبكر پيدا كرد اون جرقه شد كه من شيعه شدم ، از او سؤال كردند در چه موقعي ؟ گفت وقتي حضرت زهرا سلام الله عليها ارثيه را طلب كرد از أبوبكر و أبوبكر هم اون حديث جعلي كه پيامبر صلي الله عليه و آله چيزي از خود ارث نمي گذارد را مطرح مي كند ، گفتم چگونه است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها كه شب و روز با رسول الله بوده همچين حديثي را نشنيده و خود وارث نمي دانست كه ارثيه به او تعلق نمي گيره و پيامبر صلي الله عليه و آله به أهل بيت خود نمي گويد و مي رود به أبوبكر مي گويد ، فرض كن شما حاج آقا عذر مي خوام فرض كن شما مي خواهيد از دار دنيا برويد يا بنده مي خواهم بروم ، به همسر و فرزندانم نمي گويم كه ارثيه چي به كي مي رسد بعد مي روم و به يكي از رفقام مي گويم كه من ارثيه اي از خودم باقي نمي گذارم و هرچه از من ماند بگيريد تقسيم كنيد بين اهالي محل و آنگاه اهل خود منزل هيچ چيزي در اين رابطه نمي دانند ، گفت اين اولين جرقه اي بود كه من شيعه شدم و مي گفت كه در دانشگاه هاي ما براي از بين بردن فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام و اينكه چگونه اين كار را بكنيم به ما درس داده مي شود نه اينكه چگونه از أهل بيت دفاع كنيم ، حالا اينها به هر حال مي گويند كه دفاع از أهل بيت دفاع از أهل بيت اينها قصدشان اين است كه ريشه أهل بيت را خشك كنند.

مطلب ديگر هم اينكه از او سؤال كردند كه ما بايد چگونه اين مرام و روش را حفظ كنيم گفت كه اكثر كساني مي خواهند بروند بالاي منبر مطالب جديد مطرح كنند چرا كه مردم تشنه اين مطالب جديد هستند ، و تكرار مسائل تكراري باعث انحراف از اين مسير و خستگي مردم مي شود آيا اين همه تكرار شده مردم برگشتند ؟

مجري :

البته خود من با آقاي عاصم صحبت كردم از ايشان سؤال كردم كه به نظرشما اولين حديثي كه خيلي براي شما جالب بود در اين احاديث يا اينكه توصيه مي كنيد براي اهل سنّت و دوستاني كه در اين رابطه هستند كدام حديث است ؟ گفتند كه حديث ثقلين خيلي روي من تأثير گذاشت كه چگونه پيامبر صلي الله عليه و آله اين حديث را فرمود و الان كجا هستند

بيننده : محمدي از تبريز (اهل سنّت)

بنده چند تا سؤال داشتم ، شما در مورد فدك گفتيد كه پيامبر صلي الله عليه و آله فدك را به فاطمه ارث گذاشته بودند ، اگر پيامبر صلي الله عليه و آله اين را به ارث گذاشته بودند من از آقاي قزويني سؤال دارم كه يك روايتي يا سندي يا حديثي از كتب اهل سنّت نمي خواهم فقط از كتب اهل تشيع مي خواهم كه به من بگويند كه پيامبر صلي الله عليه و آله در موقع وفاتش گفته كه اين فدك ارث فاطمه باشد .

استاد قزويني :

كتاب شيعه به چه درد شما مي خورد ؟

بيننده :

حالا كتب شيعه هيچ كتب اهل تسنن را مي خواهم .

استاد قزويني :

ما كه حداقل بيش از ١٠-١٢ تا مدرك خواهرم ارائه داديم و از خود حضرت زهرا سلام الله عليها از صحيح بخاري مطرح كرديم

بيننده :

آقاي دكتر قزويني شما مي گوييد از پدرش به ارث رسيده خوب من از پدرش حديثي را مي خواهم ، چون پدرش بوده كه اين را به ارث گذاشته است شما مي گوييد ادعاي حضرت فاطمه ، من روايتي را از پدر حضرت فاطمه مي خواهم تا من قبول كنم كه پيامبر صلي الله عليه و آله يك سندي گذاشته بر فدك ، چون شما بزرگواران مي گوييد كه ائمه علم غيب داشتند .

استاد قزويني :

اجازه بدهيد سؤال اول جنابعالي روشن شود خواهر عزيزم ، من مدارك متعدد دادم .

بيننده :

خوب شما يكي از آنها را بگوييد تا من بررسي كنم

استاد قزويني :

ايرادي ندارد چشم ، چرا يك مورد ١٠ مورد براي شما عرض مي كنم

مجري :

خواهرم قضيه ارث مطلب دوم است اين ملك پيامبر صلي الله عليه و آله بود و در زمان حيات پيامبر صلي الله عليه و آله به حضرت زهرا سلام الله عليها داده شده است

بيننده :

خوب درسته اين ملك پيامبر صلي الله عليه و آله بود و بعد از ايشان مي شود ارث فاطمه

استاد قزويني :

اجازه بدهيد خواهرم شما مدرك خواستيد اگر قلم و كاغذ خدمتتان هست يادداشت بفرماييد :

مسند أبويعلي - ج ٢ - ص ٣٣٤

در المنثور سيوطي - ج ٥ - ص ٢٧٣

بيننده :

جناب آقاي قزويني من بعد از قرآن صحيح مسلم و صحيح بخاري را معتبر مي دانم و هيچ كتاب ديگري را قبول ندارم

استاد قزويني :

شما كه مي فرماييد قبول دارم من از شما يك سؤال دارم آيا در رابطه با اينكه نماز صبح ٢ ركعت است و حمد دارد و سوره دارد ، ركوع دارد و سجده دارد كجاي صحيح بخاري است ؟

بيننده :

خوب اين چه ربطي به اون قضيه دارد ؟

استاد قزويني :

نه اگر بناست همه چي صحيح بخاري باشد من آمده ام در يك جايي دست مي گذارم كه سر كار عالي هرروز نماز صبح مي خوانيد نحوه خواندن نماز نه در قرآن است و نه در صحيحين خواهر عزيزم اينكه ما بگوييم همه چي و زندگي خود را پيوند بزنيم اين دور از شان يك آدم تحصيل كرده سني است ، شما الان معتقديد به خلافت أبوبكر كجاي صحيحين خلافت أبوبكر آمده ؟ كجاي صحيحين خلافت عمر آمده ؟ خوب بيايد ثابت كنيد براي ما .

بيننده :

ببخشيد آقاي قزويني كجاي قرآن آمده از امامت حضرت علي ؟

استاد قزويني :

امامت حضرت علي نيامده ، خلافت أبوبكر و عمر كجاي قرآن و صحيحين آمده است ؟

بيننده:

بارك الله ، ما امامت را اصلي از اصول دين نمي دانيم جزئي از اصول دين مي دانيم

استاد قزويني :

پس جزئي از اصول دين مي دانيد

بيننده :

من امامت حضرت أبوبكر جزئي از اصول دين ميدانم و اصل نمي دانم كه مثل ٥ بناي اسلام داخل قرآن آمده باشد ولي برادران اهل تشيع شما بزرگواران را از اصل دين مي دانيد و امامت را هم از اصل دين مي دانيد و بايد داخل قران باشد پس چرا الان در قرآن نيامده است ؟

استاد قزويني :

ببين خواهر عزيز شما داريد مي گوييد ما امامت را از اصول دين نمي دانم بلكه جزئي از آن مي دانم ، ببين خواهرم

بيننده :

ببخشيد آقاي قزويني بحث ما منحرف شد من داشتم در مورد اين فدك پيامبر صلي الله عليه و آله صحبت مي كردم لطفا بحث امامت را در آخر پاسخ بدهيد

بيننده :

خوب شما مي گويييد من فقط صحيحين را قبول دارم من هم از شما سؤال كردم و شما امامت را جزئي ازاصول دين نمي دانيد اولا از علماي بزرگ شما آقاي بيضاوي دارد بر اينكه :

أن الإمامة من أعظم مسائل أصول الدين التي مخالفتها توجب الكفر والبدعة

منهاج الوصول - ص ١٦٧

خود إبن عبدالبر از علماي بزرگاهل سنّت است در الإستيعاب - ج ٣ - ص ٩٦٩

الخلافة ركن من أركان الدين

شما حداقل يك چيزي بگوييد كه بزرگان شما خلاف آن را نگفته باشند

بيننده :

هركسي مي تواند نظري داشته باشد و نظر من اين است

استاد قزويني :

اينكه نزديك به ٥٠ نفر از علماي بزرگ اهل سنّت مي آيند مي گويند :

من انكر خلافة أبي بكر فهو كافر

اين را از كجا آوردند كه مي گويند هركس منكر خلافت و امامت أبي بكر شود كافر است شما كه مي گوييد از اصول دين نيست در قرآن هم نيامده .

بيننده:

ببخشيد پدر بزرگوارم بگذاريد اين بحث ما منحرف شد و متاسفانه شما به يك سوي ديگر كشانديد من از شما يك سند از صحيح بخاري و صحيح مسلم ميخواهم

استاد قزويني :

اين حرف شما حرف نادرستي است ببين شما مي گوييد من فقط از صحيحين مي خواهم و اين عبارت شما نادرست است

بيننده:

اتفاقا خيلي هم درست است چون كه بر مذهب شما پيامبر صلي الله عليه و آله علم غيب را مي فهمد و اگر علم غيب داشت مي فهميد كه أبوبكرو عمر بعد از وفاتش فدك را غصب مي كنند و از فاطمه مي گيرند خوب چرا اون موقع وصيت نكردند ؟

استاد قزويني :

پيامبر اكرم مي گويد كاغذ و قلم بياوريد من چيزي بنويسم ولي مي گويند پيامبر صلي الله عليه و آله هذيان مي گويد وقتي جلوي چشم پيامبر صلي الله عليه و آله به او نسبت هذيان مي دهند اون وقت به وصيت پيغمبر بعد از وفاتش عمل مي كنند ؟

بيننده :

مگر پيامبر صلي الله عليه و آله امّي نبود ؟

چه جوري بيايد وصيت نامه بنويسد ؟

استاد قزويني:

امّي يعني چه ؟

بيننده:

يعني نه خواندن بلد است و نه نوشتن و هيچ چيز را نه مي تواند بخواند و نه بنويسد

استاد قزويني :

همچين چيزي كسي معتقد باشد فردا خود آقايان اهل سنّت كفر شما را ثابت مي كنند ، اين طور نگوييد خواهرم ، امّي يعني درس نخوانده

نگار من كه به مكتب نرفت خط ننوشت به غمزه مسأله آموز صد معلم شد

اگر شما مي گوييد نه خواندن بلد بود و نه نوشتن پس اين قرآن از كجا آمده ؟ اگرواقعا سواد نداشت پيامبر

بيننده :

نه آقاي قزويني شما همان جواب من را بدهيد از صحيحين شما بفرماييد كه چرا پيامبر صلي الله عليه و آله وصيت نكرد ؟

استاد قزويني :

اجازه بدهيد من از صحيحين آدرس بدهم هيچ مسألهاي نيست . شما از صحيحين مي خواهيد در رابطه با فدك

بيننده :

من اولين بار است كه با شما تماس مي گيرم خواهش ميكنم كه وقت به من بدهند كه اين شبهه من رفع شود

استاد قزويني:

ببين خواهر من شما از صحيح بخاري خواستيد من هم مي گويم

عايشه نقل مي كند فاطمه زهرا سلام الله عليها آمد پيش أبوبكر و گفت :

تَسْأَلُهُ مِيرَاثَهَا

ميراث خودش را از أبوبكر مطالبه كرد

مما أَفَاءَ الله علي رَسُولِهِ تَطْلُبُ صَدَقَةَ النبي التي بِالْمَدِينَةِ وَفَدَكٍ وما بَقِيَ من خُمُسِ خَيْبَرَ

حضرت زهرا سلام الله عليها اگر واقعا اينها ملكش نبود آيا دروغ آمد ادعا كرد ؟ يعني شما مي گوييد زهرا مرضيه دروغ آمد گفت ؟

بيننده :

اتفاقا من اين حديث را از صحيح بخاري خواندم كه حضرت زهرا سلام الله عليها مي آيد پيش أبوبكر و ارث خود را مي خواهد و أبوبكر صديق قسم مي خورد و مي گويد كه همان طوري كه فدك در دست پيامبر صلي الله عليه و آله بود من هم همان طور اجراء مي كنم و بعد حضرت زهرا سلام الله عليها أبوبكر را قسم مي دهد كه قسم مي خوري كه بر طبق همان روشي كه پيامبر صلي الله عليه و آله فدك را اداره مي كرد اداره كني ؟ حضرت أبوبكر هم قسم مي خورد و بعد فاطمه زهرا سلام الله عليها پا مي شود و به خانه خود مي رود ، خوب اينكه چيز جنجال بر انگيزي نيست كه هر سال وفات حضرت زهرا سلام الله عليها مي شود شما اين فدك را مي آوريد و بيان مي كنيد .

استاد قزويني :

شما سؤال من را جواب ندادي خواهرم اين ديگه صحيح بخاري است

بيننده :

شما هم جواب من را نداديد من گفتم كه از صحيح مسلم و بخاري بياوريد شما همش حاشيه مي رويد

استاد قزويني :

نه حاشيه نمي روم خواهر من شما گفتيد از بخاري به من بدهيد ببين خواهر من شما فقط خودت صحبت مي كنيد و گوش نمي دهيد ، از صحيح بخاري خواستيد بفرماييد مي گويد كه فاطمه زهرا سلام الله عليها :

أَرْسَلَتْ إلي أبي بَكْرٍ تَسْأَلُهُ مِيرَاثَهَا من النبي مما أَفَاءَ الله علي رَسُولِهِ تَطْلُبُ صَدَقَةَ النبي التي بِالْمَدِينَةِ وَفَدَكٍ وما بَقِيَ من خُمُسِ خَيْبَرَ

صحيح بخاري - ج ٤ - ص ٢١٠ - حديث ٣٧١١

صحيح بخاري - ج ٣ - ص ١٣٦٠ برمبناي جامع الكبير

در حقيقت زهراي مرضيه در اينجا ٣ تا مطالبه از أبوبكر ميكند :

هم ارث خودش را ، هم فدك را ، هم آنچه كه از خمس خيبر باقي مانده است .

بيننده:

جنگ خيبر را منظورتان است ؟

استاد قزويني :

بله همان غنائمي كه در جنگ خيبر بوده است

بيننده :

بارك الله ، شما گفتيد .

استاد قزويني :

بابا خواهر من بذار حرفم تمام بشود ، اگر بنا باشد حرف را قطع كنيد ما هم قطع مي كنيم شما را ، شما وسط حرف من آمديد .

بيننده :

شما نمي گذاريد من حرفم را بزنم

استاد قزويني :

بابا جان شما حرف زديد ما گوش كرديم شما مي گوييد از صحيح بخاري بده به من من مي گويم چشم ، من ميام عبارت مي خوانم مي گويي كه شما قيچي مي كنيد ، دوباره ميام بخوانم مي گويي ايام شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ، ببين خواهرم اين نحوه صحبت كردن نيست شما اول عذر مي خوام برويد روش صحبت كردن را ياد بگيريد بعد ما در خدمت شما هستيم ما اين وقت را براي آقايان شيعه نمي گذاريم ولي براي اهل تسنن احترام مي گذاريم كه بيايند حرفشان را بزنند ولي حرف منطقي بزنند ، شما سؤال كرديد از صحيح بخاري من هم جواب شما را مي دهم ، گفتم حضرت زهرا سلام الله عليها ٣ مسأله را از أبوبكر مي خواهد : ارث ، فدك و با قيمانده ارث خيبر ، همچنين قرآن دارد :

و َاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَي

سوره انفال - آيه ٤١

خمس غنائم يك بخشش براي پيامبر صلي الله عليه و آله است ، اين سه مطلب را از أبوبكر مطالبه مي كند ، أبوبكر مي گويد پيامبر صلي الله عليه و آله فرموده :

لَا نُورَثُ

ما ارث نمي گذاريم

ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ

بعد دارد كه

فَأَبَي أبو بَكْرٍ

ممانعت كرد أبوبكر

أَنْ يَدْفَعَإلي فَاطِمَةَ منها شيئا

فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ علي أبي بَكْرٍ

فاطمه زهرا سلام الله عليها غضب كرد بر أبوبكر

فَهَجَرَتْه

از او قهر كرد

فلم تُكَلِّمْهُ حتي تُوُفِّيَتْ

و به هيچ وجه با أبوكر تا آخرين روز حيات خود حرف نزد .

صحيح بخاري - ج ٤ - ص ٨٢ - حديث ٤٢٤٠

صحيح بخاري - ج ٤ - ص ١٥٤٩ برمبناي جامع الكبير

حالا سركار خانم بفرماييد ما صحبت شما را مي شنويم .

مجري :

بفرماييد حالا نوبت شماست

الو

مثل اينكه قطع شده

استاد قزويني :

اين عزيزاني كه مي آيند يك مقداري دقت كنند روش صحبت كردن را ، شما صحبت من را قطع مي كنيد شما سؤال مي كنيد از صحيح بخاري من هم گفتم اگر فقط اون را قبول داريد خلافت را از صحيح بخاري و مسلم بيان كنيد شما بيايد در رابطه با همين نماز صبحي كه مي خوانيد بگوييد كه در كجاي اين دو كتاب آمده .

مجري :

جالبش اين است حاج آقا وقتي كه بحث مي رسد به جايي كه ما مي گوييم اين صحيح مسلم و بخاري است ؟ مي گويند نه ، بنا نيست كه ما همه چيز از صحيح بخاري را قبول بكنيم .

مي گوييم كه :

حتي يَمْضِيَمن امّتي اثْنَا عَشَرَ أَمِيراً كلهم من قُرَيْشٍ

مسند أحمد بن حنبل - ج ٥ - ص ٩٠

حتي يَمْضِيَفِيهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً

صحيح مسلم - ج٣ - ص ١٤٥٢

اين در صحيح مسلم است كه پيامبر صلي الله عليه و آله مي گويد ١٢ جانشين بعد از من هست خوب اين ١٢ جانشين چه كساني هستند و چرا قبول نداريد اين را ؟ مي گويند اين را جابر گفته فلاني گفته .....

استاد قزويني :

بله در صحيح مسلم مگر نيست كه زيد بن أرقم قسم مي خورد كه زنان پيامبر صلي الله عليه و آله جزو أهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله نيستند ، مي گويند كه مسلم اشتباه كرده است ، زيدبن أرقم هم كه معصوم نبوده ، اين خيلي عجيب است واقعا يك بام و دو هوا هست .

ما از خانم محمدي تشكر مي كنيم ايشان باز بيايند ولي آداب گفتگو را عزيزان اهل سنّت رعايت كنند ، سؤال كه مي كنند تامل كنند جواب را كه ما داديم اگر جواب ما قانع كننده نبود دوباره ما فرصت مي دهيم صحبت بكنند .

بيننده : مسعود از اهواز

يك سؤال از آقاي قزويني داشتم و يك تذكر هم به بينندگان

حاج آقا چند وقت قبل شخصي با شبكه كلمه تماس گرفت و گفت كه عبدالله بن عمر با امام علي بيعت نكرده ، كارشناس برگشت گفت كه اصلاً چنين چيزي امكان ندارد در كدام كتاب آمده ؟ حالا من سؤال دارم بيعت كرده با نكرده ؟

استاد قزويني :

نخير بيعت نكرده

بيننده :

خواهش مي كنم اين را مستند بيان كنيد چون تاكيد مي كرد كه در هيچ كتابي نيامده است و اين يك تهمت است .

و اينكه خواستم نظر علما را هم در مورد كتاب سليم بن قيس بدانم ، مي خواهم بدانم اين كتاب از نظر علماي شيعه مورد تاييد هست يا نه ؟

استاد قزويني :

كتاب مورد تاييد است برادر من و در رابطه با اين بحث اول شب سه شنبه با برنامه كلمه طيبه تماس بگيريد اين را بارها جناب آقاي يزداني مفصل جواب داده اند افرادي كه با اميرالمؤمنين عليه السلام بيعت نكردند تمامي اينها رديف شده است آقايان بارها گفتند دوباره مطرح مي كنند مربوط به اين آقايان است .

بيننده : احمد از امارات (اهل سنّت)

عرض كنم خدمت شما كه من برنامه را از اول تا آخر ديدم و شما يك چهره خوبي از فاطمه رضي الله عنه ارائه نداديد به اين خاطر كه روز بعد از وفات پدرشان مي روند و ادعاي ميراث مي كنند كه هيچ دختري اون هم با چنين پدري كه سرور پيامبران بوده است فورا روز بعد از آن برود و ادعاي ميراث كند چنين چيزي معقول نيست .

مسأله دوم اينكه ايشان روز اول مي رود و مي گويد ميراث من را بده بعد حاج آقا گفتند كه روز بعد هم دست بردار نشدند روز بعد دوباره رفتند و گفتند اصلاً پيامبر صلي الله عليه و آله اين را به من بخشيده فكر نمي كنيد كه در اين مسأله تضادي وجود دارد ؟

مجري :

برعكس فرموديد اول ملك شان را ادعا كردند بعد ارث را

استاد قزويني :

جناب آقاي احمد اين عبارت هايي كه ما خوانديم از كتاب هاي شيعه خوانديم يا اهل سنّت ؟

بيننده :

ببينيد استاد شما از كتاب هاي اهل سنّت خوانديد

استاد قزويني :

خدا اموات شما را بيامرزد ، اگر چهره خوبي هم نشان داده نشده مقصر اهل سنّت است ، بفرماييد جواب ما را بدهيد .

بيننده :

عرض كنم خدمت شما من فكر كنم يك مشكلي است در اينكه شما از كتاب هاي اهل سنّت ارائه مي دهيد و اين خواهرمان اصرار داشت كه از صحيح بخاري چون بعضي از علماي اهل سنّت آمده اند و گفتند اين روايت را يك رافضي آورده به دروغ و شما آن قطعه را نمي خوانيد .

استاد قزويني :

مثلا كجاش بوده ما نخوانديم ؟

بيننده :

شما از شهرستاني مثلا مي آوريد و شهرستاني نقل مي كند از نظّام و .... شما نمي گوييد

استاد قزويني :

كي ما از شهرستاني آورديم ؟ مي توانيد بفرماييد ما امشب كجاي برنامه از شهرستاني و از نظّام آورديم ؟

بيننده :

بحث امشب را نمي گويم بحث هاي گذشته

استاد قزويني :

بحث هاي گذشته هم شهرستاني از علماي بزرگ شماست آقاي نظّام هم مورد تاييد اهل سنّت است .

شما يك دليل بياوريد كه آقاي شهرستاني دروغ مي گويد و آقاي نظّام هم كذاب بوده ، لامذهب و بي دين بوده

بيننده :

استاد خود شهرستاني وقتي مي آورد تاييد نمي كند و مي گويد نظّام كافر بوده .

استاد قزويني :

عزيز دل من شما بحثتان نسبت به بحث امشب ما بود امشب را شما بفرماييد ما كاري به گذشته نداريم ، شما فرموديد امشب چهره خوبي از حضرت زهرا سلام الله عليها نشان نداديد ، سؤال من از شما اين بود بفرماييد اين مطالب در كتب اهل سنّت است چرا اهل سنّت اين چهره بد را از حضرت زهرا سلام الله عليها به نمايش گذاشتند ؟

بيننده :

من عرض كردم كه اين مطالبي را كه شما ارائه مي دهيد خصوصا اون جايي كه ادعا مي كند و شاهد مي آورد اينها را وقتي از ساير كتب غير صحيحين مي آوريد ما نمي توانيم زياد اعتماد كنيم به خاطر اينكه همان طور كه گفتم مثل شهرستاني و ديگران اينها را نقل مي كنند .

مجري :

امشب كه اصلاً حرفي از شهرستاني زده نشد مثل اينكه يك مطلبي را ديكته كردند و شما مي خوانيد

استاد قزويني :

حداقل اوني را كه دادند دست جناب عالي و داريد مي خوانيد طوري صحبت كنيد كه حداقل خود آقايان اهل سنّت اعتراض نكنند كه آقاي احمد بد جوري دفاع كردند از ما ، چون دفاع بد ضررش از سكوت خيلي بالاتر است و مي گويند اگرمي خواهي كسي را له كني بيا از او بد دفاع كن ، ما دوست نداريم عزيزيان اهل سنّت بد دفاع كنند خوب اين مطالبي است كه علماي اهل سنّت آوردند شما مي فرماييد كه يك جا عبارتي از يك رافضي هست و گفتند رافضي اولا شما بفرماييد اين عبارت هايي كه ما گفتيم حضرت عالي هفته بعد يا هفته بعد آن و اين برنامه ما ٢ مرتبه تكرار مي شود شما آقايي كنيد اگر يك جا گفتند رافضي بوده و بنده نخواندم آقايي كنيد اين را تذكر بدهيد و اگر راست بود ما فرمايش شما را مي بوسيم و روي چشم مي گذاريم و عذر خواهي هم مي كنيم و ثانيا مگر رافضي بودن در روايت آيا دليل بر ردّ روايت است ؟

شما بيا در صحيح مسلم و بخاري من ٥٠ تا راوي بياورم كه اينها گفته باشند رافضي است و گفتند كه شيعه است

مجري :

اگر با مطلب امشب مشكل داريد بفرماييد

الو ................

ايشان هم به خانم محمدي پيوستند

بيننده : باقري از يزد

خدمت كارشناس محترم و عزيز علّامه حضرت آية الله دكتر سيد محمد حسيني قزويني پروفسور علم رجال و حديث عرض سلام ادب و احترام دارم .

استاد قزويني :

يك مقداري حواست باشه به اين شكل صحبت مي كني فردا تو شبكه كلمه شما را راه نمي دهند

بيننده :

حاج آقا اتفاقا ما را راه نمي دهند و من ميام و از اينجا حرفهايم را به شبكه كلمه مي زنم

استاد قزويني :

شما اينجا آزاد هستيد فقط توهين نكنيد فحش ندهيد ما در خدمت شما هستيم

بيننده :

بنده تا الان نزديك ٢ميليون پول تلفن و موبايل داده ام وقتي با شبكه هاي وهّابيت تماس مي گيرم آنجا صداي من را پايين مي آورند و مي گويند داري ضبط مي كني و صدات درست نمي آيد سپس قطع مي كنند .

علي اي حال بنده چهار ماه قبل به نام اسماعيل اسم كوچكم مي رفتم روي خط ، آقاي هاشمي يك روايتي را خواندند از عبدالله بن عمر كه فرموده بود :

ثم ابابكر ثم عمر ثم عثمان

و ثم علي را نداشت و سريع برگرداند ، من روي خط رفتم و گفتم شما كه مي گوييد اينها با هم دوست بودند چرا ايشان نفرموده

ثم علي

گفت نه اينها قرار نبوده اسم همه را ببرند يعني خود آقاي هاشمي هم نشان داد و سريع جمع كرد و برنامه من را قطع كرد .

حضرت آيت الله قزويني شما چنان استدلال هاي محكمي مي فرماييد كه بنده به عنوان يك آدم بي طرف درست است كه شيعه هستم و بيني و بين الله اگر كسي بي طرف باشد تمام احاديث را از كتب اهل سنّت مي فرماييد و كسي هم نمي تواند كوچكترين خدشه اي وارد كند ، اگر آقاي هاشمي راست مي گويند همين برنامه امشب را بردارند و اول برنامه صحبت هايي كه فرموديد را نقد كنند اگر راست مي گويند ، آقايان حداقل همين يك حديث را از امام حسين قبول دارند كه اگر دين نداريد لا اقل آزاد مرد باشيد ، من مي گويم كه از شبكه ولايت يك مقدار انصاف را ياد بگيريد ، آقا يوسف را شما برگه بهش داديد بخواند و ٢-٣-٤ مرتبه آمده و هر باري نيم ساعت صحبت كرده از اين طرف زده به اون طرف ولي آزادانه صحبت هايش را مطرح كرده ، اين خانم محمدي وقت گرفتم ٢٢ دقيقه صحبت كردند و كسي هم قطعشان نكرد و بعد وقتي آمدند جواب بدهند فرار كردند .

مرتب مي آيد و مي گويد كسي نمي آيد صحبت كند و من را پشت خط نگه مي دارند و بعدش هم مي گويند كه صدات خوب نيست ، ما گفتيم اگر راست مي گوييد چند دقيقه به ما وقت بدهيد تازه ما كه جزو علما نيستيم ما افتخار مي كنيم اگر حوزه رفته بوديم ما يك بيننده عادي هستيم از نظر اطلاعات مذهبي عرض مي كنم ، همين جواب ها را به من بدهند . امروز ايشان راجع به خمس صحبت مي كردند كه آيا حضرت علي خمس گرفت يا نه ؟ من يك جواب خيلي ساده به آنها مي دهم كه آقا حضرت فاطمه رفت خمس خودش را طلب كرد خليفه اول نداد بعد حضرت علي چه كسي بايد بهش خمس بدهد ؟ همه كه رفته بودند اون طرف ، و اونهايي كه طرف علي بودند ٤ يا ٥ نفر بودند سلمان يك زيرانداز حصيري داشت و أبوذر هم هيچ نداشت ، مقداد و عمار هم هيچي نداشتند آيا اميرالمؤمنين بايد از آنها خمس مي گرفت ؟ و اين چند نفر هم اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله بودند و چيزي نداشتند و شما توقع داريد كه به حضرت علي خالدبن وليد بياد خمس بدهد ؟ كه شمشير را زير عبا پنهان كرده بود تا حضرت علي را به شهادت برساند .

ما تشكر مي كنيم از آقاي هاشمي با اين برنامه هايشان چون من هم با اهل سنّت زيادي در ارتباط هستم و آنها مي گويند كه اينها آبروي ما را بردند و نمي توانند جواب بدهند و آيت الله قزويني يك تنه در برابر اينها ايستاده انشاءالله به حق فاطمه زهرا سلام الله عليها شما و كليه كاركنان شبكه شما با حضرت زهرا سلام الله عليها محشور شويد و آن آقايي كه مي آيد و مي گويد شما به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين مي كنيد چون صبح وفات پدرش به دنبال ارث رفته است بايد مي رفت و حق خود را مطالبه مي كرد آقاي احمد از امارات كه برگه بهت دادند صحبت كني ولي باز هم نمي تواني جواب بدهي ، ايشان بايد برود حق خود را مطالبه كند و اين احاديث زيادي كه راجع به فضل اميرالمؤمنين عليه السلام است بايد برود و از آن صحبت كند ، اگر اينها فدك را به حضرت زهرا سلام الله عليها مي دادند همه چيز زير سؤال مي رفت ، ١٤٠٠ سال آمدند و هر چيز را به هم مي بافند تا با أهل بيت دشمني كنند ، من ديگه وقت شما را نمي گيرم ، ما واقعا به شما افتخار مي كنيم

استاد قزويني :

من وقتي برنامه ي اينها را مي بينم هر وقت آقاي باقري براي صحبت مي آيند واقعا خيلي عالمانه و زيبا و مؤدبانه در اين شبكه ها ورود پيدا مي كنيد با اينكه حوزه نرفته ايد و حتي سؤالاتي هم كه ايشان در رابطه با مسائل روز و شغل معلمي از شما سؤال كرد زيبا جواب داديد .

فبهت الذي

شد اين آقا و واقعا نحوه ورود حضرت عالي به بحث ها واقعا جاي تشكر دارد و من به نوبه خودم دست مريزاد مي گويم هم به ادب شما و هم به نحوه ورود شما و استدلال شما اشاالله خدا جزاي خير به شما بدهد .

بيننده : جاويد كار

جناب آقاي قزويني حق ائمه ما هميشه از اول پايمال شده زهراي مرضيه الهي بميرم ما بايد خون گريه كنيم براي او اين خانم محمدي كه زنگ مي زند و اطلاع ندارد پيغمبر ما درس خوانده خدايي است چگونه مي خواهد از شما سؤال كند اين خانم اطلاع كافي از دين ما ندارد ما يك پيغام داريم و اون هم امام عصر است كه تشريف مي آورد و انتقام خانمم را مي گيرد و همه دنيا را با عدل الهي خودش گسترش مي دهد ما منتظر مهدي زهرا سلام الله عليها هستيم ، خدا شما را حفظ كند قصدم عرض ادب بود خدمت شما .

استاد قزويني :

در مورد اون برادر عزيز كه گفتند عبدالله بن عمردروغ است كه بيعتش يا نه تفصيلش را از آقاي يزداني و أبوالقاسمي بپرسند و من فقط يك نكته مي گويم :

مي گويد :

وكان عبد الله بن عمر في تلك المدة امتنع ان يبايع لإبن الزبير أو لعبد الملك

در اين مدت عبدالله بن عمر با إبن زبير و عبدالملك بيعت نكرد

كما كان امتنع ان يبايع لعلي

همانطوري كه با علي بن أبيطالب هم بيعت نكرد اين آقا

وبايع لإبنه يزيد

با پسر معاويه يزيد بيعت كرده

فتح الباري - ج ١٣ - ص ١٩٥ - بر مبناي جامع الكبير

و اين عبارت خود آقاي إبن حجر عسقلاني است

مجري :

حاج آقا وقت نيست و الا در مورد اون قضيه

قال رسول الله من مات ولم يعرف إمام زمانه ميتة جاهلية

منهاج السنة النبوية - ج ١ - ص ٧٤

كه چه قضيه اي اتفاق افتاد زمان حجاج اين ها را ديگر فرصت نيست و الا اين را هم مي خواستم از عبدالله بن عمر بگوييد .

استاد قزويني :

و اين خانم محمدي كه مي گويد پيامبر صلي الله عليه و آله سواد خواندن و نوشتن نداشت بروند كتاب تفسير امام قرطبي ج ١٣ ص ٣٥٢ كه مي گويد پيامبر اكرم سواد نوشتن داشت و همچنين در كتاب تفسير نسفي ج ٣ ص ٢٦١ و امثال اين قضايا هست حتي در خود كتاب صحيح مسلم - ج ٢ - ص ٩٦٠ را هم ببينيد :

فَأَخَذَ رسول اللَّهِ الْكِتَابَ فَكَتَبَ هذا ما قَاضَي عليه محمد بن عبد اللَّهِ

پيامبر اكرم كاغذ را گرفت و به دست خودش نوشت

و در روايت ديگري نيز در تاريخ طبري هست كه :

فإن رسول الله حين وادع أهل مكة كتب محمد رسول الله فأبوا ذلك حتي كتب هذا ما قاضي عليه محمد بن عبدالله

تاريخ الطبري - ج ٣ - ص ١٠٣

درقضيه صلح حديبيه و لذا خواهر عزيزمان كه دنبال صحيح بخاري و صحيح مسلم است اين صحيح مسلم است .

**********

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي زهراي مرضيه هرچه سريع تر لباس فرج بر اندام ملكوتي مولايمان بقية الله الاعظم بپوشان وما را از ياران ويژه او قرار بده .


اللهم عجل لوليك الفرج