سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٨٢ - امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب

امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب

کد مطلب: ٥٥٥٨ تاریخ انتشار: ٠٣ خرداد ١٣٨٨ تعداد بازدید: ٤٦٩٩ سخنراني ها » عمومي امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
پاسخ به شبهات ٨٨/٠٣/٠٣

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٣ / ٠٣ / ٨٨

استاد حسيني قزويني

خدا را شاكريم كه توفيق داد در جمع اساتيد و دانشجويان بزرگوار دانشگاه فردوسي مشهد حضور پيدا كنيم و سخناني را از نزديك با اين عزيزان در ميان بگذاريم. بنا شد كه در اين جلسه، بحثي را پيرامون امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب داشته باشيم.

هدف ما از طرح اين بحث ها اين است كه امروز مخالفين مكتب اهل بيت (عليهم السلام) در گوشه گوشه كشورمان و در اين گيتي پهناور، بر ضد فرهنگ شيعه، إلقاء شبهه مي كنند و عقائد جوانان ما را متزلزل مي كنند. جزوات و كتاب ها و سي دي هايي را در سطح گسترده در راستاي زير سوال بردن فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) منتشر مي كنند. ما ناگزيريم كه اين شبهات را در سه محور جواب بدهيم:

محور اول: آشنا كردن عزيزان و جوانان شيعي، به ويژه دانشجويان با مباني فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) و آگاه ساختن اين عزيزان با براهين امامت و خلافت از منظر قرآن و سنت و عقل.

محور دوم:پاسخگويي به شبهات آنان در اين حوزه.

محور سوم: مقايسه بين مباني اعتقادي شيعه و اهل سنت.

بنده بارها به دوستان، اساتيد حوزه هاي علميه و دانشگاه ها توصيه مي كنم كه اگر بخواهيم امروز موفق شويم و مخاطبين مان را در يك مرحله آگاه سازي زيبا و ارزشمند قرار دهيم، بهترين راه، كار مقايسه اي است. ما در اين بازار پر سر و صداي كالاهاي فرهنگي، فرهنگ شيعه و اهل بيت (عليهم السلام) را در معرض عموم قرار دهيم و حق انتخاب و اختيار را به مخاطب محوّل كنيم. اگر بنا است كه سخن ما به عنوان سخن ارزشمند و ايده آل و بالنده باشد، بنده با توجه به تجربه ٢٧ ساله خود، بهترين راه را راه مقايسه اي مي دانم و مقارَن را اساسي ترين روش براي جذب افراد به فرهنگ شيعه مي دانيم. يعني توحيد و خداشناسي در مكتب اهل بيت (عليهم السلام) را در يك كفّه ترازو قرار دهيم و توحيد و خداشناسي اهل سنت را در يك كفّه ديگر. مباني اعتقادي توحيدي و اسماء و صفات خداوند از نظر شيعه را در يك طرف ميز و آنچه كه عزيزان اهل سنت در صحيح ترين كتاب هاي خود آورده اند را در طرف ديگر ميز قرار دهيم و حق انتخاب و گزينش را به مخاطب واگذار كنيم. در بحث نبوت، شاخصه هاي يك پيامبر و ويژگي هاي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را در يك طرف قرار دهيم و شاخصه ها و ويژگي هاي انبياء (عليهم السلام) و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از منظر عزيزان اهل سنت را در طرف ديگر قرار دهيم و مخاطب بيايد آنچه را كه تشخيص مي دهد، انتخاب مي كند. آنچه را كه شيعه در حوزه امامت بيان كرده در يك طرف و آنچه كه عزيزان اهل سنت يا وهابيت در حوزه امامت دارند را از منابع معتبر خودشان در كفّه ديگر قرار دهيم و حق انتخاب را به مخاطب شيعه و سني بدهيم و آنان را دعوت كنيم به اين سخن خداوند كه مي فرمايد:

فََبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

بشارت باد بر كساني كه از ميان سخنان مختلف، بهترين را انتخاب مي كنند.

سوره زمر/آيه١٨-١٧

لذا، ما اين جلسه را در خدمت شما عزيزان هستيم و برنامه اي را ارائه مي دهيم با موضوع: امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخابكه از موارد اختلافيِ اساسي بين دو مكتب شيعه و سني است.

شيعه از روز نخستين، معتقد به انتصاب است و نصب امامت را منحصر به ذات أقدس ربوبي مي داند. حتي خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را هم در انتخاب خليفه و جانشين و امام، دخالت نمي دهد. طبق آيه شريفه:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

سوره مائده/آيه٦٧

وظيفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را ابلاغ دستور إلهي در رابطه با امام و خليفه به سوي مردم مي داند. در مقابل هم برادران اهل سنت، بحث امامت و خلافت و جانشيني را يك بحث انتخابي مي دانند و تعيين خليفه را به عهده مردم يا شخصيت هاي برجسته و اهل حلّ و عقد يا ريش سفيدها واگذار مي كنند.

ما مي خواهيم در اين جلسه، در خدمت شما عزيزان، الگوهايي را از قرآن و سنت و عقل، ارائه بدهيم و ببينيم كه قرآن و سنت و عقل، كدام يك از گزينه هاي شيعه و سني را تأئيد مي كند.

بررسي خلافت و امامت از منظر قرآن

ما در ابتداء، خلافت و امامت را از منظر قرآن بررسي مي كنيم و مي بينيم كه آيات متعددي در رابطه با كليات امامت و خلافت آمده است. همان گونه كه اگر در رابطه با نماز، از يك عالمي سوال كنيد يا به قرآن مراجعه كنيد، جزئيات نماز در قرآن نيامده است. اگر بخواهيد تعداد ركعات نماز صبح، ركوع، سجود ، حمد و سوره را جستجو كنيد، در قرآن نيامده است. بالاترين چيزي كه قرآن بيان كرده است، اين است:

أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَي غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآَنَ الْفَجْرِ

سوره إسراء/آيه٧٩-٧٨

كه بيان گر نمازهاي پنج گانه است. ولي قرآن، در كنار اين آيه مي گويد:

وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر/آيه٧

و هم چنين مي گويد:

تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ

سوره نحل/آيه٨٩

و قرآنْ منهاي وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ، تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ نيست. قرآن با آيه شريفه:

وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم/آيه٤-٣

بيان گر همه چيز است و منهاي آن، حتي در دو ركعت نماز صبح هم نمي توانيم استفاده كنيم.

در بحث امامت هم خداوند در رابطه با حضرت آدم (عليه السلام) مي فرمايد:

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً

من مي خواهيم بر روي زمين، خليفه قرار دهم.

سوره بقره/آيه٣٠

در رابطه حضرت داود (عليه السلام) مي فرمايد:

يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ

ما تو را خليفه و جانشين در زمين قرار داديم.

سوره ص/آيه٢٦

جالب اين كه امام قرطبي ـ از شخصيت هاي برجسته و از مفسران بلند آوازه اهل سنت ـ در تفسيرش ـ كه عصاره و چكيده تفاسير اهل سنت است ـ مي گويد:

هذه الآية أصل في نصب إمام و خليفة يسمع له و يطاع ... ، و لا خلاف في وجوب ذلك بين الأمة و لا بين الأئمة.

اين آيه، ـ خليفه قرار دادن حضرت آدم (عليه السلام) بر روي زمين ـ اساس و معيار نصب خليفه اي است كه بايد از او اطاعت كرد. ... ، و اين در ميان امت و پيشوايان اسلامي، يك امر اجماعي و اتفاقي است.

تفسير القرطبي، ج١، ص٢٦٤

پس، خداوند، امامت و خلافت و جانشيني در كره زمين را مجعول خودش قرار مي دهد و نمي گويد كه مردم در انتخاب خليفه، حق رأي دارند.

حضرت موسي (عليه السلام) كه مي خواهد براي خودش خليفه و جانشين معين كند، به مردم نمي گويد كه من برادرم حضرت هارون (عليه السلام) را براي شما به عنوان خليفه معين كردم، بلكه به خداوند مي فرمايد:

وَ اجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي / هَارُونَ أَخِي / اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي / وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي

خدايا! تو برادرم را به عنوان وزير و جانشين بعد از من قرار بده.

سوره طه/٣٢-٢٩

يعني اين كه بحث خلافت، دست پيامبر هم نيست، چه رسد به دست مردم. خداوند هم مي فرمايد:

قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَي

يا موسي! ما درخواست تو را اجابت كرديم و برادرت را به عنوان خليفه تو انتخاب كرديم.

سوره طه/آيه٣٦

در قرآن، بهترين و صريح ترين چيزي كه بحث خلافت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را مطرح كرده است، رابطه بين حضرت موسي (عليه السلام) و حضرت هارون (عليه السلام) است. لذا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) براي اين كه راه هر گونه عذر را بر بهانه جويان ببندد، فرمود:

يا علي! أنت مني بمنزلة هارون من موسي.

يا علي! جايگاه تو نسبت به من، همانند جايگاه هارون نسبت به موسي است.

چون قرآن، بحث خلافت حضرت هارون (عليه السلام) براي حضرت موسي (عليه السلام) را به طور صريح و آشكار بيان كرده است و تمام مناصبي كه براي يك خليفه لازم است، در قرآن نسبت به حضرت هارون (عليه السلام) بيان شده است. خداوند، نبوت حضرت ابراهيم (عليه السلام) را به جعل خودش نسبت مي دهد:

وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا

ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را نبي قرار داديم.

سوره مريم/آيه٤٩

جعل نبوت حضرت ابراهيم (عليه السلام) به دست خداست و همين خدا هم در مورد امامت حضرت ابراهيم (عليه السلام) مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

من تو را براي مردم، امام قرار مي دهم.

سوره بقره/آيه١٢٤

قرار دادن يك فرد براي رهبري و امامت، به دست خداوند است و بس. در همين آيه، يكي از ويژگي هاي رهبر ناشايسته كه لياقت رهبري جامعه را ندارد، بيان مي كند:

وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

حضرت ابراهيم (عليه السلام) مي فرمايد كه آيا از فرزندان من هم كساني به اين منصب ولايت معين خواهند شد؟ خداوند فرمود: امامت، جايگاهي است كه افرادي كه با تقوا، ميانه و رابطه اي ندارند و مراحل كمال ايماني و تقوايي را نپيموده اند، نمي توانند منصب امامت را تصدّي كنند.

آقاي بيضاوي ـ از مفسران بنام اهل سنت ـ در ذيل اين آيه شريفه، اشاره دارد:

إجابة إلي ملتمسه و تنبيه علي أنه قد يكون من ذريته ظلمة و أنهم لا ينالون الإمامة، لأنها أمانة من الله تعالي و عهد و الظالم لا يصلح لها.

اين، پاسخي است از ناحيه خداوند به درخواست حضرت ابراهيم (عليه السلام) كه در نسل ايشان، افراد ستمگري هستند كه نمي توانند امانت دار خلافت و امامت باشند. زيرا امامت، امانتي و عهدي است از ناحيه خداوند و افراد ستمگر، شايستگي قبول اين امانت و عهد الهي را ندارند.

تفسير البيضاوي، ج١، ص٣٩٨

اشكال اهل سنت به شيعيان:

اشكالي كه اهل سنت به ما مي كنند، اين است كه مي گويند:

شيعيان، امامت را بالاتر از نبوت مي دانند و جايگاه امامت، بالاتر و فراتر از نبوت است.

جواب به اشكال:

حضرت حضرت ابراهيم (عليه السلام) در دوران جواني به نبوت رسيده است:

قَالُوا سَمِعْنَا فَتًي يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ

سوره أنبياء/آيه٦٠

ولي امامت در آخرين روزهاي عمرش به او مي رسد كه داراي ذريه است و ذريه حضرت ابراهيم (عليه السلام)، بعد از پيري ايشان است كه وقتي مَلكي بشارت مي دهد به حضرت ابراهيم (عليه السلام) و همسرش كه از نسل اين دو، فرزندي به وجود خواهد آمد، تعجب مي كنند و همسر ايشان مي گويد:

قَالَتْ يَا وَيْلَتَي أَأَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ

سوره هود/آيه٧٢

من پيرزن هستم و مي خواهم بچه دار شوم و شوهر من پيرمرد است.

خداوند مي فرمايد:

قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ

سوره هود/آيه٧٣

پس، خلافت و امامت از ديدگاه قرآن، يك پيوندي است ميان خالق و مخلوق و عهد و پيماني است ميان خداوند و مردم و امانتي است كه خداوند در اختيار فردي مي گذارد كه شايستگي امانت داري را داشته باشد.

بررسي خلافت و امامت از منظر سنت

در اين رابطه، سخن زياد است. در اوائل بعثت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، ايشان به اطراف مكه مي رود يا در خود مكه، با قبائل، بحث مي كند و آنها را به طرف خداوند دعوت مي كند و سران قبائل هم براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، پيش شرط مي گذراند. مثلا ابن حبان ـ از استوانه هاي علمي اهل سنت ـ در كتاب الثقات ـ از كتاب هاي رجالي معتبر اهل سنت ـ مي گويد:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) با قبليه بني عامر بحث كرد و آنها را به طرف خداوند و اسلام دعوت كرد و آنها گفتند:

إن اتبعناك و صدقناك فنصرك الله، ثم أظهرك الله علي من خالفك، أيكون لنا الأمر من بعدك؟ فقال رسول الله صلي الله عليه و سلم: الأمر إلي الله، يضعه حيث يشاء، فقالوا: أنهدف نحورنا للعرب دونك، فإذا ظهرت كان الأمر في غيرنا، لا حاجة لنا في هذا من أمرك.

اگر ما آمديم از تو حمايت كرديم و تو بر مخالفين پيروز شدي و حكومت تشكيل دادي، آيا خلافت و جانشيني بعد از خود را به ما محوّل مي كني؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) فرمود: امر جانشيني من، مربوط به من نيست و به دست خداوند است و هر كس را بخواهد به عنوان جانشين من معين مي كند. آنها گفتند: آيا بيائيم حلقوم مان را در برابر شمشير عرب قرار بدهيم و وقتي پيروز شدي، خلافت و جانشيني تو به عهده ديگران باشد؟! ما احتياجي به اسلام تو نداريم.

الثقات لإبن حبان، ج١، ص٩٠ ـ سيره زيني دحلان، ج١، ص١٤٧ ـ حياة محمد لمحمد حسنين هيكل، ص١٥٢

اين قضيه در اوائل بعثت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) با قبائل و اقوام مختلف اتفاق افتاده است. آقاي واحدي نيشابوري ـ متوفاي ٤٦٨ هجري ـ در رابطه با قبيله عامر بن طفيله از ابن عباس نقل مي كند و همين برنامه و همين پيش شرط و همين پاسخ نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را نقل مي كند.

قبيله بِيْحَره، توانمند بود و در اطراف مكه بود و اگر اينها مسلمان مي شدند، شوكتي بر اسلام تازه به دوران رسيده، اضافه مي شد. اينها هم گفتند:

اگر ما به تو ايمان بياوريم و از تو حمايت كنيم، جانشيني تو به ما مي رسد؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) فرمود: امر جانشيني به دست خداوند است.

سيره ابن هشام، ج٢، ص٢٨٩ ـ تاريخ الطبري، ج٢، ص٨٤ ـ سيره ابن كثير، ج٢، ص١٥٧ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٣، ص١٧١

آقاي حوذة بن علي در منطقه خودش، هم ادعاي سلطنت داشت و هم شاعر ورزيده عرب بود. به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گفت:

اگر من ايمان بياورم، با اين موقعيت ممتازي كه در ميان عرب دارم و اشعار حماسي مي سرايم، مي توانم انبوهي از جمعيت عرب را به طرف اسلام دعوت كنم؛ ولي به شرط اين كه بعد از تو، مسئوليتي داشته باشم. پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: خير. جانشيني من به عهده خداوند است.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: اگر او با من پيش شرط مي كرد كه يك مشت خاك سياه به عنوان پاداش اسلام به او بدهم، نمي دادم.

در صحيح بخاري، آمده است كه عبادة بن صامت مي گويد:

روز اولي كه با پيامبر صلي الله عليه و سلم بيعت كرديم، يكي از موارد بيعت ما اين بود:

أن لا ننازع الأمر أهله.

هر كسي را كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) او را به عنوان خليفه و ولي أمر مسلمانان انتخاب كند، همان گونه كه از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) حرف شنوي داريم، از او هم حرف شنوي داشته باشيم و مخالفت نكنيم.

صحيح بخاري، ج٨، ص٧٧

پس، هم قرآن و هم سنت، امر امامت را بر عهده خداوند گذاشته است. آيا ادعاي شيعه ـ كه معتقد است خداوند، امير المؤمنين (عليه السلام) را به عنوان خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) معين كرده است و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم اين مسئله را به مردم ابلاغ كرده است ـ با قرآن و سنت و عقل، تطبيق مي كند يا خير؟ در كنار آن هم ببينيم عزيزان اهل سنت كه معتقدند جناب ابوبكر، خليفه اول است، آيا با قرآن و سنت و عقل، تطبيق مي كند يا خير؟ ما هر دو فرهنگ را روي ميز قرار مي دهيم و داوري را به عهده شما مخاطبين واگذار مي كنيم و گزينش را هم به عهده شما مي گذاريم. همان طور كه پيامبران گفتند:

وَ مَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ

سوره يس/آيه١٧

وظيفه ما هم ارائه اين دو فرهنگ و باور ديني است.

آقايان اهل سنت مي گويند:

نامي از امير المؤمنين (عليه السلام) در قرآن نيامده است.

ما در جواب آنها مي گوييم:

مگر از دو ركعت نماز صبح شما نام برده شده است؟ اين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است كه آمده نماز صبح را از اين آيه استفاده كرده و براي مردم تشريع كرده است:

وَ قُرْآَنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآَنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا

سوره إسراء/آيه٧٨

شما چگونه قسم به لفظ جلاله مي خوريد و مي گوييد كه آيه غار در حق ابوبكر نازل شده است، حال آنكه در اين آيه، نامي از ابوبكر نيامده است؟:

إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا

سوره توبه/آيه٤٠

شايد يكي بگويد كه فلان كس بوده است! شما به همان رواياتي كه در ذيل آيه غار استناد مي كنيد كه مراد از آيه غار، ابوبكر است، ما هم به همان روايات استناد مي كنيم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) قطعا علي بن ابي طالب (عليه السلام) را معين كرده است.

ولايت اميرالمؤمنين (عليه السلام) در قرآن

در اين آيه شريفه:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ

ولي أمر شما، خداوند است و پيامبر اوست و كساني كه ايمان آورده اند، كساني كه نماز مي خوانند و در حال ركوع، زكات مي دهند.

سوره مائده/آيه٥٥

يكي از بهترين روش ها را قرآن براي تعيين خلافت معين كرده است.

اگر مي گفت: علي، مي گفتند: علي در جامعه زياد داريم؛. اگر مي گفت: علي بن ابي طالب. يك نفر را به اين نام پيدا مي كردند كه مراد، ايشان است. ولي قرآن آمده يك نفر را تعيين به وصف كرده است. شما تاريخ را ببيند با اين ويژگي، غير از علي بن ابي طالب (عليه السلام)، يك نفر هم در تاريخ مصداقي ندارد. نه كسي ادعا كرده كه من در حال ركوع، صدقه دادم و نه كسي هم چنين چيزي را در تاريخ نقل كرده است.

در اينجا، شخصيت هاي بزرگي مانند ابن عباس، عمار، سلمة بن كهيل، مجاهد، سُدّي، ابو جعفر، عتبة بن حكم و ابوذر و غيره نقل كرده اند كه اين آيه در حق علي بن ابي طالب (عليه السلام) نازل شده است. كتاب هاي بزرگ تفسيري اهل سنت مانند تفسير طبري ـ كه ابن تيميه مي گويد: تفسير طبري، از تفاسير معتمد ما اهل سنت است ـ و الدر المنثور سيوطي و تفسيرقرطبي و زاد المسير ابن جوزي و شواهد التنزيل حسكاني و احكام القرآن جسّاس و تفسير ابن كثير، همه گفته اند كه مراد از اين آيه، علي بن ابي طالب (عليه السلام) است.

قاضي عضد الدين ايجي ـ از بنيان گذاران كلام اهل سنت ـ مي گويد:

و أجمع ائمة التفسير أن المراد علي.

پيشوايان علم تفسير، اجماع دارند كه مراد از اين آيه، علي است.

المواقف للإيجي، ص٤٠٥ ـ شرح المقاصد للتفتازاني، ج٥، ص١٧٠ ـ شرح تجريد الإعتقاد للقوشجي، ص٣٦٨

ايشان اين مطلب را از علامه حلي (ره) نقل مي كند و ردّ نمي كند. اين، قانون محاوره است كه اگر فردي، مطلبي را از كسي نقل كند و ردّ نكند، به منزله قبول اوست.

آقاي آلوسي وهابي مي گويد:

غالب الأخباريين علي أنها نزلت في علي كرم الله وجهه.

غالب مورخين بر اين باور هستند كه اين آيه درباره علي نازل شده است.

تفسير الآلوسي، ج٦، ص١٦٧

جالب اين كه آقاي فخر الدين رازي - امام المشككين - روايتي را در تفسيرش آورده است كه خلاصه اش اين است:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بعد از نماز، دست بلند كرد:

خدايا! برادرم موسي از تو طلب كرد كه برادرش هارون را خليفه او قرار دهي و سخن او را به اجابت رساندي. من هم پيامبر تو هستم و از تو تقاضا مي كنم كه كسي را به عنوان جانشيني من معين كن.

دعاي پيامبر تمام نشده بود كه اين آيه شريفه نازل شد:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ

سوره مائده/آيه٥٥

و ديد كه علي بن ابي طالب در گوشه مسجد، انگشترش را به سائل داد.

تفسير الرازي، ج١٢، ص٢٦ ـ تفسير الثعلبي، ج٤، ص٨٠ ـ تفسير ابن مردويه، ص٢٩٥ ـ شواهد التنزيل لحسكاني، ج١، ص٢٣٠

در اينجا، بحث ولايت خدا مطرح است كه چگونه است و ولايت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و حضرت علي (عليه السلام) هم همان گونه است.

ولايت اميرالمؤمنين (عليه السلام) در سنت

ما، صدها روايت داريم كه ولايت اميرالمؤمنين (عليه السلام) را اثبات مي كند.

در يكي از ماهواره ها اعلام كردم كه آقايان اهل سنت و وهابيت، هر روايتي را كه مي خواهند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گفته باشد و قبول مي كنند كه حضرت علي (عليه السلام)، خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است، بنده بياورم. اگر مي خواهند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گفته باشد: حضرت علي (عليه السلام) وصيّ من است، من ١٠ روايت مي آورم. اگر مي خواهند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گفته باشد: حضرت علي (عليه السلام) خليفه من است، من ٥٠ روايت مي آورم. اگر مي خواهند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گفته باشد: حضرت علي (عليه السلام) امام مردم است، من روايت مي آورم. اگر مي خواهند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گفته باشد: حضرت علي (عليه السلام) جانشين من است، ولي أمر مسلمين است، أولي الناس بالناس است، من روايت مي آورم.

الان هم اعلام مي كنم كه عزيزان اهل سنت، هر روايتي را كه مي خواهند كه اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين جمله را مي گفت، مسئله تمام بود، من همان جمله را از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از منابع اهل سنت مي آورم. چون در رابطه با خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام) در منابع اهل سنت، روايت آمده است. به تعبير حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها):

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عذر و راه فراري براي مردم نگذاشته است.

من، دو روايت را در اينجا انتخاب كرده ام كه نه حديث غدير است و نه حديث منزلت است و نه حديث رايت و طير. يكي از اين دو، صراحت دارد كه حضرت علي (عليه السلام)، خليفه و وصيّ من است و ديگري هم اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرموده است حضرت علي (عليه السلام) وليّ مردم، بعد از من است.

اين دو روايت، از رواياتي است كه به نظر من، هيچ راه گريزي نمي گذارد:

روايت اول:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در سال سوم بعثت، ٤٠ نفر از قريش را دعوت مي كند و در همان جلسه مي فرمايد:

إن هذا أخي و وصيي و خليفتي فيكم، فاسمعوا له و أطيعوا.

اين علي، برادر من است، وصي من است، خليفه من است.

تاريخ الطبري، ج٢، ص٦٣ - الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٢، ص٦٣ - شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج١٣، ص٢١١ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص١١٤ - تفسير البغوي، ج٣، ص٤٠٠

روايت دوم:

حديث ولايت است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

أنت ولي كل مؤمن بعدي.

تو، جانشين من و وليّ تمام مؤمنين بعد از من هستي.

مسند احمد، ج١، ص٣٣١ و ج٤، ص٤٣٨ ـ مستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١١٠ و ١٣٤ ـ سلسلة الصحيحة للألباني، ج٥، ص٢٢٢ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١٢٠ و ١٢٨ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٧، ص٥٠٤ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٥، ص٤٥ و ١٣٢ ـ صحيح ابن حبان، ج١٥، ص٣٧٤ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١٢، ص٧٨ و ج١٨، ص١٢٩ـ الاستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص١٠٩١ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص١٤٢ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٢، ص١٤٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص١٠٢ و ١٩٨ ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج٤، ص٢٧ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج١، ص٤١٠ ـ الإصابة لإبن حجر، ج٤، ص٤٦٨ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٣، ص٦٣١ و ج١١، ص٧١ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج٢١، ص١٧٨ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٧، ص٣٨١

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بايد چه بگويد تا عذر برطرف شود؟ مگر جناب ابوبكر كه مي خواست جناب عمر را به عنوان خليفه معين كند، چه گفت و چه تعبيري به كار برد كه مردم قبول كردند؟ ببينيد عبارتي را كه آقاي ابوبكر در تعيين عمر گفت:

إني ولّيت عليكم عمر.

من، عمر را به عنوان وليّ قرار دادم.

من از شما سوال مي كنم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه مي گويد:

علي، ولي تمام مؤمنين بعد از من است.

و اشكالات بني اسرائيلي مي گيريم كه ولي به معناي ديگري است و غيره، چه تفاوتي است با سخن آقاي ابوبكر كه عمر را به عنوان خليفه معين مي كند و مي گويد:

إني وليت عليكم عمر.

معجم جامع الأصول في أحاديث الرسول لابنالأثير الجزري، ج٤، ص١٠٩

جناب عمر در بستر بيماري افتاده است و مي گويد:

لو كان سالم موليحذيفة حيا لوليته.

اگر سالم، غلام حذيفه بود، او را ولي شما قرار مي دادم.

تاريخ ابن خلدون، ج١، ص١٩٤

چطور شد كه شما در اينجا، ولي در كلام جناب عمر را به عنوان ولي أمر و جانشين و خليفه قرار مي دهيد، اما در زبان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين طوري نيست؟!

وقتي عبد الملك مروان براي مردم سخنراني مي كند، مي گويد:

وليكم عمر بن الخطاب و كان فظا غليظا.

ولي شما، عمر بن خطاب، بد اخلاق بود.

لسان العرب لإبن منظور، ج٨، ص١٦٦ ـ مروج الذهب، ج١، ص٤٠١

كلمه وليّ در زبان آقاي عمر، در زبان آقاي ابوبكر، در زبان ديگران، به معناي ولي أمر و امام و جانشين و خليفه است. چه فرقي است ميان آن و كلام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)؟ چرا ما در ولي در زبان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نسبت به امير المؤمنين (عليه السلام)، هزار و يك تشكيك مي كنيم، اما نسبت به ديگران، با جان و دل مي پذيريم؟

أدله عقليه بر امامت ابوبكر

بر فرض كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كسي را براي جانشيني و امامت معين نكرده است. از همه آيات و روايت هم دست برمي داريم. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گفته است: مردم! شما براي انتخاب امام و خليفه، بايد رأي بدهيد. آيا در ميان مردم كه مي خواهند فردي را براي سرپرستي و رياست جامعه انتخاب كنند، او بايد چه ويژگي هايي داشته باشد؟ آيا با وجود أصلح، سراغ صالح مي روند؟ آيا با وجود صالح، سراغ فاسد مي روند؟ در تمام انتخاباتي كه امروز در دنيا انجام مي شود و در تبليغات انتخاباتي، آقاي كانديد، عمدتا شاخصه هايي را ارائه مي دهد و مي گويد كه من در ميان اين كانديداها اصلح هستم و مرا انتخاب كنيد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از دنيا رفته است. بايد ببينيم كه شاخصه هاي اصلح در چه كسي است؟ در حضرت علي (عليه السلام) است يا در ديگران؟

اين كه فرد اصلح بايد انتخاب شود، نه غير اصلح، صالح بايد انتخاب شود، نه فاسد، منطق قرآني است:

أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَي الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَي

سوره يونس/آيه٣٥

شما كه مي خواهيد يك رهبر را انتخاب كنيد، آيا كسي كه مراحل كمالات را طي كرده، شايسته است؟ يا كسي كه هنوز در دبستان آموزش كمالات است؟ قطعا آن كسي كه كمالات را طي كرده است، أصلح است.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم فرمود:

من تقدم علي قوم من المسلمين يري أن فيهم من هو أفضل منه، فقد خان الله و رسوله و المسلمين.

هر كس در يك امر رياست و منصب در جامعه جلو بيفتد و حال آنكه مي داند أصلح تر از او وجود دارد، به خداوند و رسولش و مسلمانان خيانت كرده است.

تمهيد الأوائل و تلخيص الدلائل للباقلاني، ص٤٧٤ ـ تاريخ مدينه دمشق لإبن عساكر، ج٥٣، ص٢٥٦ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٦، ص٨٩

چون حكومت خداوند، حكومت صالحان است. چون سيره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين بود كه در جنگ ها و غزوات، افراد اصلح را براي فرماندهي انتخاب مي كرد. چون سيره مسلمانان اين است كه با وجود أصلح، سراغ صالح نمي روند. يعني اگر كسي مقامي را متصدي شود، با اين كه مي داند كسي بهتر از اوست، خائن به خداوند و رسولش و مسلمانان است.

اما اين كه اين شاخصه هاي اصلح چيست؟ قرآن و سنت آنها را بيان كرده است:

انتخاب أصلح در گفتار علماي اهل سنت

علماي اهل سنت مي گويند كه اگر بخواهيم فردي را براي خلافت و امامت و جانشيني معين كنيم، بايد چند شاخصه داشته باشد:

١. از نظر علم و آگاهي سرآمد جامعه باشد.

اگر آگاهي نداشته باشد، در مديريت و نصب افراد و دفاع از كيان اسلامي عاجز مي ماند.

٢. بايد شجاع و نترس باشد.

در برابر دشمن، مقاومت كند و شاخصه شجاعت و مردانگي را داشته باشد. با يك تهديدي كه دشمن مي كند، خودش را نبازد و سرمايه كشور را در اختيار دشمن قرار ندهد.

٣. عادل باشد.

اگر كسي عادل نباشد، نمي تواند عدالت گستر باشد. كسي كه خودش ستمگر باشد، نمي تواند جلوي ستمگر را بگيرد.

بين آقا امير المؤمنين (عليه السلام) و ابوبكر مقايسه كنيم و ببينيم كه اين ٣ شاخصه در كدام يك وجود دارد:

علم حضرت علي (عليه السلام)

در مورد امير المؤمنين (عليه السلام)، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

أنا مدينة العلم و علي بابها.

من شهر علم هستم و علي درِ آن است.

المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٢٦ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١١، ص٥٥ ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج٤، ص٢٢

ابن عباس مي گويد:

و ما علمي و علم اصحاب محمد في علم علي إلا كقطرة في سبعة أبحر.

علم ما، همانند يك قطره است و علم علي همانند هفت دريا است.

حُلية الأولياء لأبو نُعِيم، ج١، ص٦٥

عايشه مي گويد:

علي أعلم الناس بالسنة.

علي، آگاه ترين مردم به سنت است.

الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص١١٠٤ ـ تاريخ الخلفاء للسيوطي، ص١١٥ ـ التاريخ الكبير للبخاري، ج٢، ص٢٥٥ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٤٠٨

حاكم نيشابوري مي گويد:

فقط علي بود كه مي فرمود:

سلوني قبل أن تفقدوني.

هر چه را كه مي خواهيد، از من سوال كنيد.

المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٢، ص٣٥٢ و ٤٦٦

نووي مي گويد:

در تاريخ ثبت شده است كه تمام صحابه آمدند از علم علي استفاده كردند و از او سوال كردند. ولي تاريخ ثبت نكرده است كه علي از يكي از صحابه سوال كرده باشد.

تهذيب الأسماء و اللغات للنووي، ج١، ص٣١٧

خود جناب عمر جمله معروفي دارد:

لو لا علي لهلك عمر.

الاستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص١١٠٣ ـ المناقب للخوارزمي، ص٨١ ـ نظم درر السمطين للزرندي الحنفي، ص١٣٠ ـ المواقف للإيجي، ج٣، ص٦٢٧ ـ شرح المقاصد في علم الكلام للتفتازاني، ج٢، ص٢٩٤

علم جناب ابوبكر و عمر

آقاي ابن أبي شيبة در كتاب المصنف مي گويد:

آمدند از ابوبكر سوال كردند كه اين آيه قرآن:

وَ فَاكِهَةً وَ أَبًّا

سوره عبس/آيه٣١

چه معنايي دارد؟ گفت: من نمي دانم.

المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٧، ص١٨٠

از آقاي عمر هم همين سوال را كردند و گفت: نمي دانم.

كلمه أبّ به معناي چراگاه است. يك بچه اي كه در ميان عرب بزرگ شده باشد و آگاهي از ادبيات عرب داشته باشد، معناي آن را مي فهمد.

صدها موارد ديگر از عدم آگاهي جناب ابوبكر و عمر نسبت به مسائل احكام وجود دارد.

شجاعت حضرت علي (عليه السلام)

به تعبير جرج جرداق مسيحي:

شجاعت حضرت علي (عليه السلام)، نام تمام شجاعان گذشته تاريخ را محو كرد و جايي براي شجاعان آينده باقي نگذاشت.

خود جناب عمر مي گويد:

لولا سيف علي لما قام عمود الإسلام.

اگر شمشير علي نبود، پرجم اسلام برافراشته نمي شد.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج١٢، ص٨٢

اهل سنت آورده اند:

لمبارزة علي بن أبي طالب لعمرو بن عبد ود يوم الخندق أفضل من اعمال أمتي إلي يوم القيامة.

المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص٣٢ ـ شواهد التنزيل للحسكاني، ج٢، ص١٤ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١٣، ص١٩ ـ تاريخ مدينه دمشق لإبن عساكر، ج٥٠، ص٣٣٣

در قضيه جنگ خيبر، تمام اهل سنت آورده اند:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) پرچم را به دست خليفه اول داد و رفت و شكست خورد و برگشت. پرچم را به دست عمر داد و رفت و شكست خورد و برگشت. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) غضبناك شد و فرمود: فردا پرچم را به دست كسي خواهم داد كه خدا و پيامبرش او را دوست دارند و او هم خدا و پيامبرش را دوست دارد و كسي است كه مقاوم است و هرگز پشت به دشمن نمي كند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) فردا، پرچم را به دست علي داد و رفت و فتح كرد و برگشت.

المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٧، ص٤٩٧ - السنن الكبري للنسائي، ج٥، ص١٠٩ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص١٢١ ـ إمتاع الأسماع للمقريزي، ج١١، ص٢٨٠ ـ دلائل النبوة للبيهقي، ج٤، ص٢١٢

استاد محمود عقاد ـ شخصيت برجسته مصري ـ وقتي درباره شجاعت حضرت علي (عليه السلام) بحث مي كند، آن چنان تعابيري دارد كه شايد شيعه هم چنين تعابيري حماسي درباره امير المؤمنين (عليه السلام) ندارد.

شجاعت جناب ابوبكر و عمر

عبد الكريم خطيب مصري مي گويد:

فأبوبكر لم يعرف عنه أنه كان ذا مكانة معروفة في مواقع القتال.

در تاريخ، حتي يك مورد هم ثبت نشده است كه در جنگ ها از خودش شجاعتي نشان بدهد.

يكي از آقايان اهل سنت مي گفت:

در طول اين ٢٣ سال، سابقه ندارد كه جناب ابوبكر و عمر، حتي يك مگسي كه روي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) نشسته باشد را از بين ببرند.

حتي ابن تيميه حرّاني در برابر شبهات علامه حلي (ره) در شجاعت حضرت علي (عليه السلام) و ابوبكر مي گويد:

شجاعت ٢ نوع است: يك شجاعت آن است كه با شمشير در ميدان مبارزه بجنگد و يك شجاعت آن است كه انسان برود مسجد و از خداوند بخواهد كه دشمنان اسلام را نابود كند و جناب ابوبكر، شجاعت نوع دوم را داشت.

آقاي ابن تيميه هم نتوانسته است كه يك مدرك دالّ بر شجاعت ابوبكر پيدا كند.

در جنگ احد، خود عمر مي گويد:

ففررت، حتي صعدت الجبل، فلقد رأيتني أنزو كأنني أروي.

من، جزء فراري ها بودم و از ترس دشمنان، همانند بز كوهي، دوان دوان بالاي كوه مي رفتم.

الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص٨٨ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج٢، ص٣٧٦ ـ جامع البيان لإبن جرير الطبري، ج٤، ص١٩٣ ـ المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز لإبن عطية الأندلسي، ج١، ص٥٢٩

در جنگ بدر، اگر تمام مسلمانان ٣٠ نفر از كفار را كشتند، امير المؤمنين (عليه السلام) به تنهايي ٣٠ نفر را كشت. من از شما سوال مي كنم كه جناب ابوبكر و عمر در جنگ بدر و حنين چه كردند؟

پس اگر بخواهيم شجاعت را ملاك امامت و خلافت قرار بدهيم، علي بن ابي طالب (عليه السلام) در شجاعت، اولين سرباز اسلام و اولين افسر ارشد آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است.

عدالت حضرت علي (عليه السلام)

در اين مورد هم خيلي نياز نيست كه سخن بگوييم. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

كفي و كف علي في العدل سواء.

دست عدل گستر علي، همانند دست عدل گستر من است.

كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦٠٤ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٥، ص٢٤٠ ـ ميزان الاعتدال للذهبي، ج١، ص١٤٦ - لسان الميزان لإبن حجر، ج١، ص٢٨٧

* * * * * * *

پرسش و پاسخ

سوال:

اگر امامت انتصابي است، پس نبايد علي بن موسي الرضا (عليه السلام) ولايتعهدي را قبول مي كرد و نبايد علي بن ابي طالب (عليه السلام) بگويد:

و أنا لكم وزيرا خير لكم مني أميرا.

و نبايد بگويد كه اگر رهايم كنيد، مانند يكي از شما خواهم بود.

جواب:

قضيه آقا امام رضا (عليه السلام)، قضيه اجباري و تقيه بود. ايشان به اجبار توسط مأمون از مدينه به طوس آمد و براي اين كه مأمون از تمام كشور پهناور اسلامي، انقلاب ها و نهضت هاي متعددي برخاسته بودند و عمده اين نهضت ها، توسط علوي ها و فرزندان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بود، با اين توطئه، خواست اعلام كند كه علي بن موسي الرضا (عليه السلام) هم علوي است، ما را قبول دارد، تا اين نهضت ها را خاموش كند. ولي از آنجايي كه شهادت امام رضا (عليه السلام) به دست مأمون اتفاق افتاد، تمام آنچه را كه بافته بود، رشته شد و بيداري مردم، بيش از گذشته شد.

اما در رابطه با جمله امير المؤمنين (عليه السلام) كه مي فرمايد:

و أنا لكم وزيرا خير لكم مني أميرا.

نهج البلاغه، خطبه٩٢

شما داستان را ببينيد كه بعد از قتل عثمان و شورشي كه ايجاد شد ـ با اين كه امير المؤمنين (عليه السلام) نهايت تلاشش را براي جلوگيري از قتل عثمان داشت - ، مسائل به هم ريخت. طلحه و زبير به منزل امير المؤمنين (عليه السلام) آمدند تا با او بيعت كنند و امير المؤمنين (عليه السلام) فرمود كه بيعت با من بايد در ميان مردم باشد. تمام كساني كه توسط آقاي عمر و عثمان در منصب قرار گرفته بودند را جمع كرد و شخصيت هاي برجسته انتظار داشتند كه وقتي امير المؤمنين (عليه السلام) خليفه مي شود، تمام اينها را ابقاء كند، ولي امير المؤمنين (عليه السلام) فرمود:

من اين چنين نيستم. اگر خلافت را بپذيرم، كاري با سيره ابوبكر و عمر ندارم. من، آنچه را كه خودم مي خواهم، عمل مي كنم. اگر شما مي خواهيد وضع موجود را به همين شكل، ادامه بدهم، من نيستم و كسي ديگر را انتخاب كنيد و اگر من وزير باشم، بهتر از آن است كه امير باشم. چون اگر امير شدم و در رأس حكومت قرار گرفتم، تمام مشكلات و نارسائي ها و ناعدالتي ها و خلاف قرآن و سنت، به پاي من نوشته مي شود؛ ولي اگر وزير باشم و در گوشه، همان طوري كه در زمان اين سه خليفه در گوشه بودم، مسائلي كه در جامعه اتفاق مي افتد، به پاي من نوشته نمي شود.

مضافا كه خود امير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه هاي مختلف، بحث خلافت خودش را مطرح كرده است. مگر در صدها جا، اشاره نكرده است كه خليفه واقعي، من هستم. آن كه خداي عالم او را به عنوان خليفه معين كرده، من هستم و لا غير. امير المؤمنين (عليه السلام) صراحت دارد كه امامت و خلافت، نبايد در دست غير ما باشد. حتي نسبت به خلفاء گذشته مي گويد:

فإن هذا الدين قد كان أسيرا في أيدي الأشرار، يعمل فيه بالهوي و تطلب به الدنيا.

اين دين، در گذشته، اسير در دست اشرار بود و بر مبناي هوي و هوس خود عمل مي كردند و ... .

نهج البلاغه، نامه٥٣ - نهج البلاغه لمحمد عبده، ج٣، ص٥٣

اين، تعبير تندي است و جواب آقاياني است كه مي گويند امير المؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه، از خلفاء، مدح و ثناء گفته است. هم چنين مطالب ديگري را در مورد خلفاء دارد.

در يكي از شبكه هاي ماهواره اي، فردي به نام ملازاده ـ كه فردي شرور است و جز فحش و ناسزا به ائمه (عليهم السلام) و مراجع عظام تقليد شيعه، چيزي بلد نيست - بارها گفته است:

اگر امامت حق است، چرا علي در نهج البلاغه از امامت خودش حرفي نزده است؟

در جواب بايد بگوييم كه تو جاهل و نادان هستي و حتي يك صفحه از نهج البلاغه را نخوانده اي. امير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه ٧٤ مي فرمايد:

لقد علمتم أني أحق الناس بها (بالخلافة) من غيري.

همه شما صحابه علم داشتيد كه تنها كسي كه شايسته براي خلافت است، من هستم.

در خطبه ١١٨ مي فرمايد:

فوالله! إني لأولي الناس بالناس.

به خدا سوگند! من بهترين فرد هستم براي ولي أمري بر مردم.

در خطبه ٢ مي فرمايد:

لا يقاس بآل محمد صلي الله عليه و آله من هذه الأمة أحد و لا يسوي بهم من جرت نعمتهم عليه أبدا. هم أساس الدين و عماد اليقين، إليهم يفئ الغالي و بهم يلحق التالي و لهم خصائص حق الولاية و فيهم الوصية و الوراثة، الآن إذ رجع الحق إلي أهله و نقل إلي منتقله.

هيچ يك از اين أمت، با اهل بيت (عليهم السلام) قابل مقايسه نيستند. ولايت بر مردم، حق مسلّم اهل بيت (عليهم السلام) است. تنها كساني كه خداوند آنها را وصي معرفي كرده، اهل بيت (عليهم السلام) هستند. (بعد از قبول خلافت، مي گويد:) الان حق به حق دار رسيد و به جايگاه اصلي اش بازگشت.

در خطبه ١٤٤ مي فرمايد:

إن الأئمة من قريش غرسوا في هذا البطن من هاشم، لا تصلح علي سواهم و لا تصلح الولاة من غيرهم.

امامت، ويژه بني هاشم از قريش است و غير از بني هاشم، هيچ فردي شايستگي تصدي خلافت را ندارد و غير از بني هاشم، هر كس بخواهد امور ولايت مردم را به عهده بگيرد، جامعه را به فساد مي كشاند و تنها كسي كه مي تواند جامعه را به عنوان يك فرد اصلح هدايت كند، از بني هاشم است.

* * * * * * *

سوال:

آيا قضيه ليلة المبيت و غار ثور، دليلي بر خلافت حضرت ابوبكر نيست؟ آيا به اين معنا نيست كه حضرت محمد (صلي الله عليه و سلم) مي خواست ابوبكر را با خود به غار ثور ببرد تا جانش حفظ شود و حضرت علي (عليه السلام) را در خطر مرگ قرار دهد؟

جواب:

در اينجا سخن زياد است:

اولا: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) او را نبرده است و ابوبكر خودش رفته است. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي رفت، احساس كرد كه از عقب، صداي پا مي آيد و تصور كرد كه دشمن است و بعد متوجه شد كه ابوبكر است. بعضي ها مي گويند كه به اين دليل او را برد كه وقتي ابوبكر، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را ديد، اگر مشركين، ابوبكر را شكنجه كنند، جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را نشان مي دهد.

ثانيا: در آيه غار، فضيلتي براي ابوبكر نيامده است. كسي كه در كنار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) باشد، نبايد حزن و اندوهي داشته باشد، ولي ابوبكر ناراحت بود و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا

چرا مي ترسي؟ خداوند با ما است.

سوره توبه/آيه٤٠

قرآن مي گويد:

فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا

سوره توبه/آيه٤٠

من از ايشان سوال مي كنم اين آيه يعني چه؟ خداوند آرامش و اطمينان را بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل كرده است؟ چرا خداوند نگفت:

فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِما

تمام ضماير قبلي، تثنيه است، ولي در اينجا، مفرد است. خداوند سكينه و آرامش را بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل كرد و او را مؤيد به جنود و لشكرياني كرد كه او را نمي بيند. آيا ابوبكر مؤيد به اين جنود است؟ قرآن مي فرمايد:

فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَي رَسُولِهِ وَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ

سوره فتح/آيه٢٦

خداوند، سكينه و آرامش را بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و مؤمنين نازل كرد.

تنها جايي كه خداوند، سكينه و آرامش را بر مؤمنين نازل نكرده، همين آيه غار است. به تعبير علامه حلي (ره):

اگر در ابوبكر ايمان بود، ضمير به صورت تثنيه مي آمد.

ثالثا: اگر واقعا آيه غار، دليل بر خلافت ابوبكر است، چرا جناب ابوبكر در سقيفه بني ساعده نگفت كه آيه غار در مورد من نازل شده است؟ در آن جلسه كه درگيري زيادي صورت گرفت، چرا نگفت؟ اگر جناب ابوبكر، خليفه بود، چرا يك بار هم به اين آيه، استشهاد نكرد؟ بعد از خلافت ابوبكر، هزاران نفر از مسلمانان در برابر خلافت ابوبكر، قيام كردند به نام قيام رَدّه و ده ها هزار نفر كشته شدند، چون خلافت ابوبكر را قبول نداشتند. چرا ابوبكر در آنجا به اين آيه استدلال نكرد كه من خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هستم؟

من در مدينه بودم و به دفتر رابطة العالم الإسلامية رفتم كه بالاترين مركز تبليغي وهابيت است. ١٢ نفر از اساتيد دانشگاه مدينه هم آنجا بودند و گفتم:

هر كدام از شما كه براي من ثابت كند مذهب شافعي حق است يا مذهب حنفي يا مالكي يا حنبلي يا وهابي حق است، والله العلي الأعلي! در همين جا از شيعه دست برمي دارم و همان مذهب را انتخاب مي كنم.

قسم به روح پاك امام هشتم! اين ١٢ استاد به همديگر نگاه كردند و گفتند:

ما نمي توانيم با شما بحث كنيم. ما يك استادي داريم كه به دانشگاه رفته و بعد از مغرب بيائيد و با او بحث كنيد.

گفتم:

شما استاد دانشگاه هستيد و تدريس مي كنيد و مدرك دكترا را يدك مي كشيد. شما نمي توانيد ثابت كنيد.

* * * * * * *

سوال:

در زمان انتخاب حضرت ابوبكر، ياوران حضرت علي (عليه السلام) كجا بودند؟ همان كساني كه روايات متعددي را از زبان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شنيده بودند.

جواب:

اين بحثي است كه آقايان اهل سنت بايد به ما جواب بدهند. خود آقا علي بن ابي طالب (عليه السلام) و بني هاشم، تا ٦ ماه بيعت نكردند و خود صحيح بخاري هم اين مطلب را صراحت دارد. شما در اين مورد چه مي فرماييد؟ تعداد زيادي بيعت نكردند. حتي در خود سقيفه بني ساعده:

قال الأنصار أو بعض الأنصار: لا نبايع إلا عليا.

ما جز با علي، با هيچ كس بيعت نمي كنيم.

تاريخ الطبري، ج٢، ص٤٤٣ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٢، ص٣٢٥

شما در اين مورد چه مي فرماييد؟ سلمان آمد در مسجد و در برابر هيئت حاكمه سخنراني كرد و او را زدند و بيرون انداختند. ابوذر آمد و اعتراض كرد و او را زدند و دست و پايش را شكستند و بيرون انداختند. عتبة بن ابوسفيان آمد مخالفت كرد و او را بيرون انداختند. شبانه به خانه عباس ـ عموي پيامبر ـ رفتند و گفتند كه اگر بخواهي حرف بزني، با شمشير سر و كار داري. حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آمد در مسجد سخنراني كرد و فرياد برآورد:

أنسيتم قول رسول الله يوم غدير خم قال: من كنت مولاه فعلي مولاه.

آيا فراموش كرديد سخن رسول الله را كه در غدير خم، علي را به عنوان خليفه معرفي كرد؟

نزهة الحفاظ، ج١، ص١٠٢ - أسني المطالب في مناقب آل أبي طالب، ص٦٦ - ضوء اللامع للسخاوي، ج٩، ص٢٥٦ - بدر الطالع للشوكاني، ج٢، ص٢٩٧

هل ترك أبي يوم غدير خم لأحد عذرا؟

آيا در غدير خم، پدرم براي كسي عذري باقي گذاشت؟

الخصال للشيخ الصدوق، ص١٧٣ - بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٣٠، ص١٢٤

آمدند در خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و با آن وضع، ايشان را زدند و پهلويش را شكستند و شهيدش كردند.

در مناظره اي كه در شبكه المستقله با اهل سنت داشتم، با روايات صحيح، هم هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را ثابت كردم و هم شهادت و شكستن پهلوي ايشان و سقط محسن را از آقاي جويني ـ استاد ذهبي ـ ثابت كردم.

فرائد السمطين، جلد٢، صفحه٣٤

شخص خليفه دوم در صحيح مسلم مي گويد كه علي بن ابي طالب (عليه السلام) نسبت به خليفه اول و خليفه دوم اين اعتقاد را داشت:

كاذبا آثما غادرا خائنا.

دروغ گو و گنه كار و حيله گر و خائن.

صحيح مسلم، ج٥، ص١٥٢

نسبت به خليفه دوم مي فرمايد:

كراهية لمحضر عمر.

چشم ديدن عمر را نداشت.

صحيح البخاري، ج٥، ص٨٣ ـ صحيح مسلم، ج٥، ص١٥٤

و نسبت به خليفه اول مي فرمايد:

و لكنك استبددت علينا بالأمر.

تو در حق ما، استبداد كردي.

صحيح البخاري، ج٥، ص٨٣ ـ صحيح مسلم، ج٥، ص١٥٤

فروة بن عمر، أبان بن سعيد بن عاص، خالد بن سعيد بن عاص، سعد به عبادة، سلمان، مقداد، ابوذر، عباس بن عبد المطلب، فضل بن عباس، عتبة بن أبي لهب و ... اعتراض كردند و تا آخر هم با خليفه اول و دوم بيعت نكردند. حتي بعضي از انصار كه بيعت كرده بودند:

ندم قوم من الأنصار علي بيعته و لام بعضهم بعضا و ذكروا علي بن أبي طالب.

پشيمان شدند و همديگر را ملامت مي كردند و ... .

الموفقيات للزبير بن بكار، ص٥٨٣

مضافا كه اين حضرات، به زور كتك و شمشير، خلافت را به دست گرفتند. حتي خود خليفه دوم در صحيح بخاري صراحت دارد:

إن الأنصار خالفونا.

تمام انصار با ما مخالفت كردند.

صحيح البخاري، ج٨، ص٢٦

* * * * * * *

سوال:

در مورد حديث منزلت، اهل سنت مي گويند كه زمان مطرح شدن اين حديث، در توضيح آن دخيل است و شأن نزول خاصّ خود را دارد و براي منظور خاصي بيان گرديده است. حضرت هارون (عليه السلام) هم قبل از حضرت موسي (عليه السلام) وفات كردند و با مسئله ولايت حضرت علي (عليه السلام) هم تعارض دارد.

ولايت حضرت علي (عليه السلام) به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تحميل شده است، چون فرموده خدا بوده است.

جواب:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي.

صحيح البخاري، ج٥، ص١٢٩ - صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٠ ـ سنن ابن ماجة، ج١، ص٤٥ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١٠٩ - مسند احمد، ج٣، ص٣٢

جز مقام نبوت، هر مقامي كه براي حضرت هارون (عليه السلام) قرار داده، براي حضرت علي (عليه السلام) هم قرار داد. اگر حضرت هارون (عليه السلام) مي ماند، خليفه بود يا نبود؟ قطعا خليفه بود. امير المؤمنين (عليه السلام) از دنيا نرفت و ماند. حضرت هارون (عليه السلام) خليفه بود و مريض شد و از دنيا رفت و توفيق خلافت را پيدا نكرد. همان منصب هم براي حضرت علي (عليه السلام) بود و از دنيا نرفت و ماند. مضافا كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وقتي مي فرمايد:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي.

معنايش اين است كه تمام مناصبي كه خداوند براي حضرت هارون (عليه السلام) قرار داده است، براي حضرت علي (عليه السلام) هم قرار داده شد؛ مگر اين كه بعد از من، پيامبري نيست. يعني اگر بعد از من پيامبري بود، تو منصب پيامبري داشتي.

همان طوري كه قرآن براي حضرت هارون (عليه السلام)، چند جايگاه و ويژگي بيان كرده است:

وَ وَهَبْنَا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيًّا

سوره مريم/آيه٥٣

وَ اجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي

سوره طه/آيه٣٤

وَ قَالَ مُوسَي لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي

سوره أعراف/آيه١٤٢

تمام اين مناصب براي امير المؤمنين (عليه السلام) ثابت است و فقط مسئله نبوت را استثناء كرده است. اگر غير از نبوت، جايگاه هاي ديگر حضرت هارون (عليه السلام) براي حضرت علي (عليه السلام) ثابت نبود، بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) واجب بود كه آنها را استثناء كند و چون استنثاء نكرده است، تمام منازل براي آقا امير المؤمنين (عليه السلام) لازم و ثابت است و هيچ شك و شبهه اي نيست و خود صحابه هم در طول تاريخ از حديث منزلت، خلافت را مي فهميدند.

* * * * * * *

سوال:

در آيه ولايت، از لفظ هُم استفاده شده است. در حالي كه مي دانيم لفظ هُم دلالت بر جمع مي كند.

در آيه تطهير هم ضمير مذكّر به كار رفته است و مشمول زنان و دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نمي شود.

جواب:

در رابطه با آيه ولايت:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ

سوره مائده/آيه٥٥

كه جمع آمده است، قرآن، حدأقل بيش از صد مورد صيغه جمع آورده و إراده فرد نموده است. شاخص ترين آنها، آيه مباهله است:

فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَي الْكَاذِبِينَ

سوره آل عمران/آيه٦١

من از شما سوال مي كنم كه نِسَاءَنَا مفرد است يا جمع است و مراد از آن، چيست؟ جمع است و همه گفته اند كه مراد از آن، حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) است.

صحيح مسلم مي گويد:

دعا رسول الله صلي الله عليه و سلم عليا و فاطمة و حسنا و حسينا، فقال: أللهم هؤلاء أهلي.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٠

چرا در اينجا جمع گفته و فرد را اراده كرده است؟

منظور از كلمه أَنْفُسَنَا كه جمع است، علي بن ابي طالب (عليه السلام) است.

اما در رابطه با آيه تطهير، اگر كوچك ترين دقتي بكنيد، اول آيات، درباره زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. من از آيه ٣٠ تا ٣٣ سوره احزاب را حساب كردم و ديدم كه ٣٨ بار ضمير جمع مؤنث آمده است و وقتي به آيه تطهير مي رسد:

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

سوره أحزاب/آيه٣٣

به صورت مذكر مي آورد. در اينجا، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و حضرت علي (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) هستند و فقط يك زن وجود دارد و آن هم حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها). از باب تغليب هم كه باشد، وقتي ٤ مرد و يك زن وجود دارد، به خاطر زن، ضمير را مؤنث نمي آورند. خود آقاي سيوطي در الدر المنثور و طبري در تفسيرش و ابن كثير در نفسيرش، ٢٠ روايت آورده اند كه مراد از آيه تطهير، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) بوده است. يك روايت ضعيف براي ما بياوريد كه عايشه گفته باشد من هم جزء آيه تطهير هستم. يك حديث براي ما بياوريد كه حفصه و أم سلمه و أم حبيبه گفته باشد ما هم مشمول آيه تطهير هستيم. به قول يكي از آقايان اهل سنت كه مي گويد: عايشه، عنايت داشت كه تمام فضائل مربوط به خودش را در ميان مردم مطرح كند و يك روايت نداريم كه عايشه گفته باشد من هم جزء آيه تطهير هستم. مگر مي شود كه آيه تطهير درباره زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل شود و با اين دبدبه و كبكبه، عايشه، يك مورد هم نگفته باشد كه من مشمول آيه تطهير هستم؟ هم چنين ديگر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم ادعا نكنند. شما چيزي را ادعا مي كنيد كه خود زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم چنين ادعايي ندارند.

* * * * * * *

سوال:

از سال ١٣٧١، عنوان شهادت در تقويم ها آورده شده است و قبلا عنوان وفات بود.

جواب:

اين دروغ است و ما اين را مفصل جواب داده ايم. حتي تقويم هايي كه در زمان شاه نوشته شده، اگر بخواهيد، عكس آن را در سايت خواهم گذاشت كه از روز شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، به عنوان شهادت ياد شده است. بر فرض كه نيامده باشد، مگر تقويم براي ما شريعت را مي آورد. ما صدها روايت را در اين زمينه براي شما مي خوانيم، از ما قبول نمي كنيد. آقاي جويني ـ استاد ذهبي ـ مي گويد كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را شهيد كردند و پهلويش را شكستند و محسنش را سقط كردند. آيا شما دنبال اين هستيد كه راه گريزي پيدا كنيد و حالا آمده ايد از تقويم سال ١٣٧١ براي ما دليل مي آوريد؟!

از آقا امام كاظم (عليه السلام) ـ متوفاي ١٨٣ هجري ـ سوال كردند و فرمود:

إن فاطمة صديقة شهيدة.

فاطمه، هم شهيده است و هم صديقه.

الكافي للكليني، ج١، ص٤٥٨

خود امير المؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه در كنار دفن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) عباراتي دارد كه دالّ بر شهادت حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) است و من در بحثي كه با جناب مولوي مرادزهي در ماهواره داشتم، همين را گفت كه شما روايات صحيحي نداريد. من هم ده ها روايت صحيح از كتاب هاي شيعه و اهل سنت، مبني بر شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آوردم. اگر شما دنبال بهانه يا توجيه هستيد، به نظر من، دور از شأن يك دانشجو و استاد است. اگر عوام به دنبال توجيه باشند، دور از انتظار نيست. ما دوست داريم كه دانشجويان ما، تعصّبات شيعي و سني را كنار بگذارند.

بنده خودم اعلام مي كنم كه در همين استان شما، حدود ٣ هزار مولوي داريد. آنها بيايند با هم بحث كنيم و براي بنده ثابت كنند كه كه مذهب اهل سنت حق است. قسم به والله! تالله! بالله! در همان جلسه، من سني مي شوم و از هيچ احدي باك ندارم. ولي اگر نتوانستند ثابت كنند و من ثابت كردم، انتظار ندارم كه شيعه شوند، ولي حداقل اين شبهات و حرف هاي بي اساس و پايه را براي تشويش اذهان جوانان ما مطرح نكنند.

* * * * * * *

سوال:

چرا حضرت علي (عليه السلام) كه وظيفه اش دفاع از مظلومين است، در ماجراي شهادت از ناموسش دفاع نكرد؟ آيا اين، زير سوال بردن شعار عاشورايي هيهات من الذلة نيست؟

جواب:

به ما جواب بدهيد:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ١٣ سال در مكه بود و جلوي چشمش ديد كه عمار بن ياسر و مادرش سميه را شكنجه مي كردند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دفاع نكرد. چرا؟ آيا وظيفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دفاع از مسلمانان نيست؟ وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) قدرت نداشت، از چه دفاع كند؟ با كدام نيرو دفاع كند؟

امير المؤمنين (عليه السلام) هم وقتي قدرت نداشت و همه پراكنده شدند و ده ها هزار نفر اطراف خانه را گرفته اند، اگر بخواهد دفاع كند، با كدام نيرو دفاع كند؟ خود امير المؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه مي فرمايد:

فنظرت فإذا ليس لي رافد و لا ذاب و لا مساعد إلا أهل بيتي، فضننت بهم عن المنية.

ديدم كه جز اهل بيت من، كسي از من دفاع نمي كند و اگر اينها را در برابر شمشير مخالفين قرار دهم، نسل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) برچيده مي شود.

نهج البلاغه، خطبه٢٦ و ٢١٧

مضافا اگر حضرت علي (عليه السلام) دفاع مي كرد، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در زير دست و پا شهيد مي شد و اينها مي گفتند كه قاتل حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ، حضرت علي (عليه السلام) بوده است. همان طوري كه در مورد عمار گفتند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) درباره عمار فرمود:

تقتله الفئة الباغية، عمار يدعوهم إلي الله و يدعونه إلي النار.

عمار را گروه ستمگر مي كشند. عمار آنها را به بهشت دعوت مي كند و آنها عمار را به سوي آتش.

صحيح البخاري، ج٣، ص٢٠٧ ـ صحيح مسلم، ج٨، ص١٨٦ ـ عمدة القاري للعيني، ج١٤، ص١٠٩ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٧، ص٢٩٨

وقتي عمار كشته شد، معاويه گفت:

علي، قاتل عمار است. اگر علي، عمار را از خانه اش بيرون نمي آورد و در برابر شمشيرهاي ما قرار نمي داد، عمار كشته نمي شد.

وقتي حضرت علي (عليه السلام) اين را شنيد، فرمود:

پس، قاتل حمزه ـ عموي پيامبر ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) او را از خانه اش بيرون آورد و در برابر شمشير مشركين قرار داد.

مضافا كه امير المؤمنين (عليه السلام) براي چيزي فكر مي كند كه بالاتر از خودش و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است و آن هم مسئله دين است كه امام حسين (عليه السلام) خودش را فدا مي كند. امير المؤمنين (عليه السلام) مي بيند كه اگر مقابل اينها بايستد و اختلاف داخلي ايجاد شود، چند مسلمان كه تازه اسلام آورده اند از بين مي روند و منافقينِ در كمين نشسته، يهوديان سيلي خورده، بعضي از مسيحيانِ فرصت طلب، بعضي از قبائل بزرگ و دولت هاي قدرتمند شرقي و غربي مانند ايران و روم حمله مي كنند و تمام اسلام را از بين مي برند. لذا، امير المؤمنين (عليه السلام) آينده را نگاه مي كند.

* * * * * * *

سوال:

اگر مالك واقعي فدك، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بود، چرا حضرت علي (عليه السلام) در زمان خلافتش آن را به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) برنگرداند؟ وجوب ايصال حق به ذي حق.

جواب:

اين سوالاتي كه اين آقايان مي كنند، دوست داشتم كه براي تك تك اينها، يك ساعت وقت فرصت داشته باشم تا جواب بدهم.

اولا:صحيح بخاري و صحيح مسلم مي گويند كه خود عمر فدك را به حضرت علي (عليه السلام) برگرداند. در زمان عمر هم فدك در دست امير المؤمنين (عليه السلام) بود و در زمان خود حضرت علي (عليه السلام) در دست خودش بود. اين را به ما جواب بدهيد.

ثانيا: مگر علي بن ابي طالب (عليه السلام) آن تغييراتي را كه انجام شد، توانست از بين ببرد؟ خود امير المؤمنين (عليه السلام) صراحت دارد:

قد عملت الولاة قبلي أعمالا خالفوا فيها رسول الله صلي الله عليه و آله متعمدين لخلافه، ناقضين لعهده مغيرين لسنته و لو حملت الناس علي تركها و حولتها إلي مواضعها و إلي ما كانت في عهد رسول الله صلي الله عليه و آله، لتفرق عني جندي، حتي أبقي وحدي أو قليل من شيعتي.

رهبران و خلفاء قبل از من، كارهايي را انجام دادند كه مخالفت با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود و سنت او را به هم زدند. اگر بخواهم تمام آنچه را كه خلاف سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) انجام داده بودند و ناحق ها را حق كردند را عوض كنم، حتي لشكريان من هم از اطراف من پراكنده مي شوند.

الكافي للكليني، ج٨، ص٥٩

در قضيه جنگ بصره، مردم مستحبات و نافله ماه رمضان ـ نمار تراويح ـ را در مسجد مي خواندند. حضرت علي (عليه السلام) به امام حسن (عليه السلام) گفت كه برو به آنها بگو كه نماز تراويح، بدعت است و خود عمر هم گفته است كه بدعت است:

نعم البدعة.

چه بدعت خوبي!

صحيح البخاري، ج٢، ص٢٥٢

امير المؤمنين (عليه السلام) ديد كه صداي داد و فرياد مسجد را فرا گرفت و مي گفتند:

وا سنتا عمرا! وا سنتا عمرا!

حضرت علي (عليه السلام) آمده تا سنت عمر را از بين ببرد.

امير المؤمنين (عليه السلام) در آن ٥ سال، جز خون دل، چيز ديگري عائدش نشد. مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) در آن ٥ سال، ميلياردها برابر مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) در دوران ٢٥ سال قبل از آن بود. در آن ٢٥ سال فرمود:

فصبرت و في العين قذي و في الحلق شجا، أري تراثي نهبا.

صبر كردم، در حالي كه خار در چشم و استخوان در گلو داشتم و ... .

نهج البلاغه، خطبه شقشقيه

قد ملأتم قلبي قيحا.

قلب مرا لبريز از خون كرديد.

نهج البلاغه، خطبه٢٧

مردم هميشه از ستم حاكمان مي نالند، ولي من از ستم مردم مي نالم. وقتي شمشير بر فرقش خورد، فرمود:

فزت و رب الكعبة.

راحت و خلاص شد.

بالاترين و اوج مظلوميت امير المؤمنين (عليه السلام) اين است كه نتوانستيم او را به جامعه معرفي كنيم. حضرت علي (عليه السلام) مجهول و ناشناخته ماند. والله العلي الأعلي! آنچه كه در تاريخ گفته شده و اين همه روايات، ذره اي از اقيانوس فضائل حضرت علي (عليه السلام) نيست. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به امير المؤمنين (عليه السلام) فرمود:

اگر مي دانستم كه مردم درباره تو غلوّ نمي كنند، همان گونه كه درباره حضرت عيسي (عليه السلام) غلوّ كردند، سخني مي گفتم كه وقتي از كوچه مي گذري، مردم، خاك زير پاي تو را به عنوان تبرّك برمي داشتند.

اين، سخني است كه خود اهل سنت نقل كرده اند.

* * * * * * *

سوال:

گفته شده كه خليفه اول به دست خليفه دوم به قتل رسيده است. آيا صحيح است؟

جواب:

ما هيچ دليل و روايتي در اين زمينه نداريم. كسي از شيعه هم هم چنين ادعايي نكرده است. اگر از اهل سنت كسي ادعا كرده است يا خير، ما خيلي زياد در جريان نيستيم.

در مسائل سياسي، يك سري برنامه ها هست كه به اين سادگي ها نمي توان وارد شد و بايد تاريخ را به دقت بخوانيم و تمام زواياي تاريخ به دقت مورد مطالعه قرار بدهيم. مضافا كه خيلي از آثار تاريخي را محو كردند و نگذاشتند به دست ما برسد.

بنده به عنوان فردي كه ٤٠ سال است كه در حوزه علميه هستم به عنوان يك نيمه كارشناس شيعه كه در دانشگاه هاي مختلف تدريس دارم، رسما اين قضيه را انكار مي كنم.

* * * * * * *

سوال:

ميان وهابيت و سلفي ها چه فرقي است؟

جواب:

وهابي ها، به اعتبار انتساب شان به آقاي محمد بن عبد الوهاب، مؤسس فرقه وهابيت و متوفاي ١٢٠٥ هجري است و اولين بار در منطقه نجد در اطراف رياض در سال ١١٥٧ هجري، حكومت وهابيت را تأسيس كرد و مردم را به آئين خودش دعوت كرد. بعد از او، هر كس كه به آئين محمد بن عبد الوهاب گرويده مي شد، وهابي مي گفتند؛ يعني تابع آئين محمد بن عبد الوهاب.

چون كلمه وهابي، با كارهايي كه وهابيت در سراسر جهان كرده اند مانند القاعده و طالبان، امروز به عنوان واژه زشت و قبيح درآمده است، اينها كلمه وهابيت را نوعي توهين به خودشان مي دانند و مي گويند كه ما وهابي نيستيم و سلفي هستيم. سلفي يعني تابع سلف صالح؛ يعني صحابه و تابعين و اتباع تابعين. به گفته اي كه از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل مي كنند:

خير القرون قرني، ثم الذي يليه، ثم الذي يليه.

سلف صالح، اين ٣ قرن بودند. به همين جهت، خودشان را منتسب مي كنند به سلفي ها.

* * * * * * *

سوال:

بن باز مي گويد كه چون اصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) براي ايشان سالگرد تولد نگرفته اند، اين كار، خلاف اسلام است؛ حتي قرباني براي اين جشن، حكم مردار را دارد.

آيا دليلي بر ردّ اين ادعا وجود دارد؟

جواب:

قضيه وهابيت و بن باز در مورد سالگرد ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، تنها به همين مطلب خلاصه نمي شود. خود آقايان وهابيت مي گويند كه اگر كسي براي فرزندش هم جشن تولد بگيرد، بدعت است. حال آنكه اين، يك امر عادي است. اينها با فطرت بشر بازي مي كنند. وقتي تلگراف اختراع شد، اينها گفتند كه از آلات شيطاني است و استفاده از آن بدعت است؛ چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تلگراف نداشت. وقتي تلفن اختراع شد، گفتند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تلفن نداشته است. حتي وقتي دوچرخه اختراع شد، وهابيت فتوا دادند كه وسيله شيطاني است و هر كس سوار بر آن شود، سوار شيطان شده است. اما ديدند كه همه به ريش آنها مي خندند و از نظرشان برگشتند.

اگر شما وارد اينترنت شويد و كلمه بن باز، كُره، الأرض را جستجو كنيد، مي بينيد كه آقاي بن باز رسما فتوا داده است:

كساني كه مي گويند كره زمين به دور خودش و خورشيد مي چرخد، كافر و بي دين و مرتدّ هستند. وقتي من در ١٩ سالگي چشم داشتم، هر روز مي ديدم كه آفتاب از مشرق طلوع مي كند و از مغرب غروب.

اينها در اوليات مسائل علمي مشكل دارند. خود بن باز در مورد كرويت زمين مي گويد:

اين را كفّار آورده اند تا قرآن ما را باطل كنند.

اين چه قرآني است كه با كرويت زمين باطل مي شود؟ مسلماني كه مي خواهد با كرويت زمين، مرتد شود، اگر از اول مسلمان نمي شد بهتر بود.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»