سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٩٦ - تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم

تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم

کد مطلب: ٥٤٦٠ تاریخ انتشار: ٠٣ بهمن ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٥١٣٥ سخنراني ها » شبکه ولايت تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
حبل المتين ٨٩/١١/٠٣

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ  : ٠٣ / ١١ / ٨٩

آقاي محسني

يك كليپي را خدمت شما و بينندگان عزيز پخش مي كنيم و سپس سؤالات را عرض مي كنيم. آقاي مولوي عبد الحميد اسماعيل زهي، امام جمعه مسجد مكي زاهدان در شبكه نور، يك سري مطالب را به صورت تلفني بيان كرده اند كه لازم است يك سري از مطالبش را نقل كنيم و از حضرت عالي پاسخش را بشنويم.

پخش كليپي از مولوي عبد الحميد، امام جمعه مسجد مكي زاهدان

مجري برنامه

... اين توجيه را به مسلمانان برسانند كه بخاري نمي تواند مصدر دوم مسلمانان باشد و كل اين بخاري تحريف شده است». شما پاسخ تان و نصيحت تان براي اين تفكر و اين گروه از افراد چيست جناب مولانا؟

مولوي عبد الحميد

از همان قديم الأيام، حق هميشه مخالفي داشته و خورشيد به هر حال با اين درخشش هست و با اين روشنايي هست و اگر شب پره او را نبيند، تقصير خورشيد نيست؛ تقصير آن شب پره هايي است كه روز را نمي بينند و چشم شان بسته است و شب باز مي شود. اين انسان ها هميشه بوده اند، كساني كه بر حق هميشه اعتراض داشتند و اينها در گذشته بودند و تا قيامت خواهند بود. اما خورشيد مي درخشد و هر كسي كه خورشيد را نبيند، عيب مال اوست، نه مال خورشيد است. اين كتاب، به هر حال جمهور مسلمانان اتفاق نظر دارند و براي حقانيت اين كتاب و براي ثبوت اين كتاب، همين كه اكثريت قاطع مسلمانان شهادت مي دهند به صحت اين كتاب، به بلندي اين كتاب و أصح الكتب بعد كتاب الله مي دانند، كافي است. اعتراضاتي كه از روي دليل باشد كه بخاري تحريف شده يا تغيير خورده، إن شاء ا... كسي نمي تواند بياورد براي آن و بخاري، اين كتاب، بدون دستبرد، بدون تحريف، بدون تغيير، هميشه در طول تاريخ از روزي كه اين كتاب به تأليف رسيده است و أحاديث ثبت شده است، در هر دور، ميليون ها انسان اين كتاب را خوانده اند و چه بسا حفظ كرده اند و اين كتاب موجود است و إن شاء ا... تا قيامت اين كتاب دست نمي خورد و دستبرد نمي شود در اين كتاب و تغيير نمي كند. آنهايي كه به اين كتاب اعتراض مي كنند، اعتراضات شان را مطرح كنند تا جواب شان را بدهيم.

[پايان كليپ]

آقاي محسني

استاد عزيز، ما هم مانند بينندگان عزيز، اين كليپ را ديديم. يك سري ادعاها گفته شده و يك سري مطالب گفته شد. من اولين سؤالم را اين گونه از حضرت عالي مي پرسم:

ايشان مدعي شدند كه صحيح بخاري هيچ گونه تحريفي نشده است. حتي گفت إن شاء ا... تا قيامت هم همين گونه مي ماند و هست و ميليون ها انسان اين را حفظ كرده اند. ايشان گفتند كه اگر كسي ادعا بكند، ما حاضريم پاسخش را بدهيم. لطف بفرماييد در اين رابطه صحبتي بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

قبل از آن كه سؤال حضرت عالي را پاسخ بدهم، چند نكته را ناگزيرم اشاره كنم تا بينندگان عزيز ما دقت كنند:

نكته اول:

ما احترام به أهل سنت و شخصيت هاي أهل سنت و معتقدات أهل سنت و آنچه كه أهل سنت آن را مقدس مي شمارند را بر خودمان لازم و واجب مي دانيم. هرگونه اهانت و جسارت و فحاشي و ناسزاگويي به أهل سنت يا مقدسات آنها را گناه نابخشودني مي دانيم. اين عقيده هم مانع از اين نيست كه ما بحث هاي علمي و گفت و گوي علمي نداشته باشيم و به دور از نقد و بررسي علمي به دور از تنش و هياهو و اهانت نداشته باشيم.

نكته دوم:

جناب مولوي عبد الحميد اسماعيل زهي، يا همان مولانا عبد الحميد، امام جمعه محترم مسجد مكي زاهدان در همان ابتداء تأسيس اين شبكه، پيامي دادند و اين شبكه وهابي نور با پيام ايشان آغاز به كار كرد. ايشان در همان جا هم گفت كه «ما آرزو داشتيم أهل سنت يك شبكه اي داشته باشند تا صداي شان را به گوش مردم برسانند». بعد از مدتي كه ما انتظار داشتيم شبكه نور بيان گر عقائد و معارف أهل سنت باشد. ولي متأسفانه اين شبكه به عنوان زبان گوياي سعودي ها و وهابيت شد و از هرگونه اهانت و جسارت به مقدسات شيعه دريغ نكردند.

اين را من به صورت تلفني، هم به جناب مولوي عبد الحميد مراد زهي و هم به داماد محترم ايشان گفتم و حتي بعد از اين قضيه هم پيام دادم كه ما در شب دوشنبه، نقد سخنان ايشان را داريم و اگر ايشان روي خط بيايند، آمادگي داريم فرمايشات ايشان را هم در اينجا بشنويم و ايشان هم ادعا كرد هر كسي مدعي هم چنين تحريفي باشد، ما آماده پاسخ گويي هستيم. اگر امشب هم نمي توانند بيايند، در شب جمعه كه خودم برنامه پخش زنده دارم، ايشان تشريف بياورند و ما با كمال احترام، فرمايشات ايشان را در پاسخ به عرائضي كه امشب خواهيم داشت، در اختيار بينندگان عزيز قرار خواهيم داد.

من اين گلايه را از ايشان دارم كه ما انتظار نداشتيم ايشان در يك برنامه زنده كه در شب چهارشنبه هفته گذشته بود، بيايد و با يك شبكه هاي كه شمشير را عليه شيعه از رو بسته و مقدسات شيعه را با كمال وقاحت و جسارت مورد حمله قرار مي دهد، همكاري كند و برنامه زنده داشته باشد. ما همه شاهد بوديم كه ايشان عليه شبكه سلام سر و صداها و اهانت ها و جسارت هايي داشتند كه چرا شبكه سلام مثلاً به مقدسات أهل سنت اهانت مي كند. حال آن كه مطالبي كه در شبكه سلام نسبت به أهل سنت گفته مي شد، يك هزارم، بلكه يك ميلياردم جسارت هايي كه در شبكه نور نسبت به شيعه مي شود، نبود.

نمونه هايي از اهانت هاي كارشناسان شبكه نوربه مقدسات شيعه

نمونه اول:

بينندگان عزيز، مخصوصاً مولوي عبد الحميد و دوستان شان اين را دقت كنند كه به عنوان مثال، در ٢٣ شهريور سال ١٣٨٨ كه من تمام اين كليپ ها را دارم و اگر لازم باشد پخش مي كنيم، كارشناس شبكه نور اين عبارت را نسبت به شيعه به كار برد:

متأسفانه بت هاي زمان جاهليت، امروزه تبديل شده به بارگاه ها و قبرهاي ائمه و أولياء و بزرگان خدا. آنها من دون الله در روي زمين عبادت مي شوند. به جاي اين كه سراغ بت ها و قبور و اين شيخ و آن شيخ برويد، مستقيم به طرف خدا برويد.

من گمان نمي كنم توهيني وقيح تر از اين هم باشد! يعني بارگاه ائمه (عليهم السلام)، از أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) تا امام هشتم (عليه السلام) و ديگران را ايشان مي گويد كه بت خانه زمان جاهليت است.

نمونه دوم:

در تاريخ ١٠ شهريور سال ١٣٨٨ اين تعبير را دارند:

اين بارگاه ها درست شده است براي اين كه بعضي ارتزاق بكنند و اموال هنگفتي از مردم بگيرند و بتوانند با اين وضع، إمرار معاش كنند. همين ها را واسطه قرار دادن ميان خدا و بنده، شرك است. مسئله بارگاه و گنبد و امام زاده و اينها، راهي براي إحياء شرك است.

نمونه سوم:

در تاريخ ٢٣ ارديبهشت سال ١٣٨٩، همين آقاي حيدري كه دَم از مناظره مي زد و فرار كرد، اين تعبير را نسبت به اصحاب ائمه (عليهم السلام) دارند:

اصحاب ائمه شيعه، شراب خوار، خمّار، مسكر و منافق بودند و امت را به گمراهي كشاندند.

وقتي اين آدم، اين گونه در اين شبكه ياوه سرايي مي كند، جناب مولانا عبد الحميد! آيا واقعاً جا دارد كه شخصيتي مانند حضرت عالي با اين شبكه، برنامه زنده داشته باشد و او را تائيد كند و به بينندگان آن و به خود آن شبكه، دست مريزاد بگويد؟! يعني دست مريزاد كه اصحاب ائمه (عليهم السلام) را در اين شبكه، شراب خوار و منافق و عامل گمراهي امت معرفي كرديد!

چطور شد كه اگر در يك شبكه اي نسبت به اصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت مي شود، فرياد تان گوش ٧ آسمان را كر مي كند، ولي اگر به اصحاب ائمه (عليهم السلام) جسارت شود، بايد به آنها دست مريزاد گفت؟! اگر كسي بيايد از گل نازك تر به شيخين سخن بگويد، مرتدّ و منافق و مهدور الدم است، ولي اگر حرم امام رضا (عليه السلام) به عنوان بت خانه و بت كده و حرم ائمه بقيع (عليهم السلام) به عنوان بت خانه و بت كده معرفي شود، بايد به آنها دست مريزاد گفته شود؟!

ما از جناب مولوي عبد الحميد اين انتظار را نداشتيم. البته ما تا به حال تلاش كرديم نسبت به ايشان، نهايت احترام را داشته باشيم و بعد از اين هم خواهيم داشت. ولي اينها مانع از اين نمي شود كه نقد هاي عالمانه و علمي را نسبت به ايشان و ديگر افراد داشته باشيم.

ايشان مثلاً مي آيد در خطبه هاي نماز جمعه، از تريبون حكومتي، شروع مي كند عليه مختارنامه سر و صدا ايجاد كردن و به دنبال او هم بعضي ديگر از ائمه جمعه خير آباد و تايباد و ديگران، سر و صدا مي كنند كه «در يك رسانه دولتي، به اصحاب پيامبر (صلي الله عليه و سلم) جسارت مي شود و ما آماده هستيم جان مان را براي اصحاب فدا كنيم». خب، شما به قول خودتان، در صورت اهانت به صحابه، آماده فدا كردن جان تان هستيد، ولي اگر كسي آمد گفت اصحاب امام صادق (عليه السلام) شراب خوار بودند و خمّار و گمراه كننده بودند، هيچ اشكالي ندارد و بايد با اين شبكه همكاري كرد و دست مريزاد و خسته نباشيد به دست اندركاران اين شبكه هم گفت و به بينندگان آن شبكه هم خسته نباشيد گفت؟!

اين دو نوع برخورد كردن و اين يك بام و دو هوا، زيبنده اين برادر بزرگوارمان نيست. ما اميدواريم كه إن شاء ا... ايشان در اين زمينه، يك تجديد نظر مفصلي داشته باشند.

اما در رابطه با اين كه ايشان مطرح كرده است كه صحيح بخاري تحريف نشده است و هر كسي مدعي باشد در صحيح بخاري تحريف صورت گرفته است، من جواب مي دهم.

اهانت ها و جسارت هاي صحيح بخاريبه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

ما إن شاء ا... در رابطه با صحيح بخاري مفصل صحبت خواهيم كرد كه چقدر در اين كتاب به مقدسات اسلامي و به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت شده است!

نمونه اول:

پيامبري كه قرآن دارد و داراي اين صفت است: «وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ(سوره قلم/آيه٤)» و آن همه تجليل از ايشان مي شود، ولي در صحيح بخاري، جلد ١، صفحه ١٧٥ صراحت دارد:

وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نماز مي خواند، متوجه نمي شد كه چند ركعت نماز خوانده است.

نمونه دوم:

يا اين كه در صحيح بخاري، جلد ١، صفحه ٧١، كتاب الغسل، باب ١٢ آمده است كه ـ نستجير بالله ـ :

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هر شب با ١١ نفر از زنانش نزديكي مي كرد.

ما از جناب مولوي عبد الحميد سؤال مي كنيم:

كسي كه مي گويد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با ١١ نفر از زنانش در يك شب نزديكي مي كرده، آيا اين مطلب را خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كرد؟ در اين صورت يك نقص است كه يك مردي بيايد مسائل خانوادگي اش را در ميان مردم مطرح كند و اين مسئله با آيه قرآن كه مي فرمايد «وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ» سازگاري ندارد. اگر اين مطلب را همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) گفته اند، نقص بر أمهات المؤمنين است و اگر هم خود آقاي أنس از لاي درب خانه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نگاه كرده و اين مسئله را خودش ديده است، اين صحابه زير سؤال مي رود. مضافاً اگر كسي بگويد جناب مولوي عبد الحميد هر شب مثلاً با ٣ نفر از زنانش نزديكي مي كند، آيا جناب مولوي عبد الحميد با اين مسئله چه برخوردي دارد؟ هر برخوردي دارند، درباره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به اين شكل برخورد كنند. إن شاء ا... براي بينندگان عزيز، صفحاتي از صحيح بخاري را در همين رابطه به نمايش خواهيم گذاشت.

نمونه سوم:

هم چنين در صحيح بخاري، جلد ١، صفحه ٦٢، كتاب الوضو، باب ٦٠، باب البول قائماً و قاعداً آمده است:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به صورت ايستاده بول مي كرد.

اين واقعاً جسارت و اهانت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است.

آقايان أهل سنت كه نسبت به بعضي از رُوات مي گويند:

چون فلان راوي، ايستاده بول مي كرد، پس عادل نيست و نبايد أحاديثش را قبول كنيم.

الرفع و التكميل في الجرح و التعديل للكنوي الهندي، ج١، ص٨١

جناب عُقيلي در ضعفاء، جلد ٢، صفحه ١٧٩ نقل مي كند:

أتيت سماك بن حرب فوجدته يبول قائماً، فتركته و لم أسمع منه.

چون جناب سماك بن حرب در حال ايستاده بول كردم ديدم، نقل رواياتش را ترك كردم.

چه شد كه اگر يك راوي به صورت ايستاده بول بكند، از عدالت ساقط است و روايتش قابل قبول نيست، ولي اگر ـ نستجير بالله ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ايستاده بول بكند، هيچ اشكالي ندارد؟!

جالب اين است كه آقاي نووي، از استوانه هاي علمي أهل سنت در كتاب المجموع، جلد ٢، صفحه ٨٤ نقل مي كند:

و صار هذا عادة لأهل هراة يبولون قياما في كل سنة مرة إحياء لتلك السنة.

مردم هرات افغانستان هر سال، يك بار ايستاده بول مي كنند تا سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را إحياء كنند.

شرح سنن النسائي لجلال الدين السيوطي، ج١، ص٢٠

البته بعضي از آقايان هم آورده اند كه اينها مي خواستند مقام صحابه را به مقام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) برسانند، ولي نتوانستند و تلاش مي كنند مقام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را پايين بياورند تا با صحابه يكسان كنند. مثلاً در خود شرح صحيح مسلم آقاي نووي، جلد ٣، صفحه ١٦٦ آمده است:

فثبت عن عمر بن الخطاب رضي الله عنه و زيد بن ثابت و إبن عمر و سهل إبن سعد أنهم بالوا قياما.

ثابت شده است كه عمر بن خطاب رضي الله عنه و زيد بن ثابت و إبن عمر و سهل بن سعد به صورت ايستاده بول مي كردند.

و براي اين كه بر كار اينها صحه بگذارند، نقل كرده اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم به صورت ايستاده بول مي كرد. الحق و الإنصاف، بعضي مطالب هست كه واقعاً انسان خجالت مي كشد از مطرح كردن آنها.

هم چنين نسبت به حضرت موسي (عليه السلام) كه قرآن از او به مخلص تعبير مي كند، آورده اند:

أرسل ملك الموت إلي موسي عليهما السلام فلما جاءه صكه، فرجع إلي ربه، فقال: أرسلتني إلي عبد لا يريد الموت، فردّ الله عز وجل عليه عينه.

وقتي عزرائيل رفت تا موسي را قبض روح كند، موسي آن چنان سيلي به صورت ملك الموت زد كه چشمش از حدقه درآمد و افتاد. نزد خداوند رفت و گفت: خدايا! مرا سراغ كسي فرستادي كه نه تنها راضي به قبض روح شدن نيست، بلكه زد چشم مرا نابود كرد.

صحيح بخاري، ج٢، ص٩٢

جالب اين است كه وقتي إبن حجر عسقلاني به شرح اين حديث مي رسد، به نقل از عزرائيل مي گويد:

خدايا! اگر مي دانستم كه رابطه موسي با تو خوب نيست، من هم مي دانستم كه چه كنم. ولي رابطه اش با تو خوب است.

ببينيد! اين قضايا نسبت به پيامبران (عليهم السلام) و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در صحيح بخاري آمده است. حتي نسبت به أمهات المؤمنين و خود عايشه عبارات تندي در صحيح بخاري آمده است.

إن شاء ا... به حول و قوه إلهي در سر فرصت، اگر بنا شد نگاهي بي طرف و بدون تعصب به صحيح بخاري داشته باشيم و روايات صحيح بخاري و صحيح مسلم را با قرآن تطبيق بكنيم، در آنجا شايد چند جلسه در اين رابطه با بينندگان عزيز صحبت خواهم كرد.

نمونه هايي از تحريف در صحيح بخاري

ما نمونه هايي از تحريف در صحيح بخاري را مي آوريم و قضاوت را بر عهده بينندگان عزيز مي گذاريم و از اين بزرگوار، جناب مولوي عبد الحميد هم تقاضا مي كنيم إن شاء ا... اگر اين عرائض ما را مي شوند، همين امشب روي خط بيايند و ما هم از ايشان استقبال مي كنيم و يا اگر روز ديگر هم مي خواهد بيايد، ما در خدمت ايشان هستيم. شبكه جهاني ولايت مانند شبكه هاي ديگر نيست كه به أهل سنت و مقدسات شان اهانت و جسارت بكند. حتي خودمان به خاطر اين كه به أهل سنت احترام مي گذاريم، يك سري كم مهري هايي را هم از سوي خيلي ها مي بينيم و مي شنويم.

نمونه اول:

در رابطه با فضيلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)، ٣ مورد در صحيح بخاري و يك مورد در صحيح مسلم تحريف صورت گرفته است. من ابتداء عبارت صحيح بخاري را براي بينندگان عزيز نمايش مي دهم تا اينها را ببينند و بعد هم تصريح بزرگان و شخصيت هاي برجسته أهل سنت را در اين زمينه مي بينيم.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء إلا آسية إمرأة فرعون و مريم بنت عمران و إن فضل عائشة علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام.

از مردان، افراد زيادي به كمال رسيده اند، ولي از زنان، فقط حضرت آسيه، همسر فرعون و حضرت مريم بنت عمران به كمال رسيده اند. أفضليت عايشه بر ديگران، همانند أفضليت آب گوشت است نسبت به ساير غذاها.

صحيح البخاري، ج٤، ص١٣١، كتاب أحاديث الأنبياء، باب ٣٢ و ج٤، ص١٣٩ و ج٦، ص٢٠٥ ـ صحيح مسلم، ج٧، ص١٣٣

بعضي ها اين روايت را به عنوان تمسخر نقل مي كنند. ولي شايد در آن زمان، از ديدگاه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) يا كسي كه اين روايات را درست كرده است، تصور مي كرد كه بهترين غذا آب گوشت است، نه چلومرغ و جوجه كباب و برگ و غيره.

ما خود كتاب صحيح بخاري را آورده ايم تا نگويند اين صحيح بخاري كه مي گويند، درست نيست. اين كتاب صحيح بخاري كه ما آورده ايم، چاپ مدينه منوره، دار الطرق النجاة است. در چاپ هاي ديگر صحيح بخاري هم اين روايت به همين شكل آمده است:

كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء إلا آسية امرأة فرعون و مريم بنت عمران و إن فضل عائشة علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام.

در صحيح مسلمتك جلدي، صفحه ٩٨٨، حديث ٢٤٣١، چاپ عربستان سعودي، بيت الأفكار الدولية هم به اين شكل آمده است:

كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء غير مريم بنت عمران و آسية امرأة فرعون و إن فضل عائشة علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام.

شما ببينيد كه ما در اين كتاب ها خوانديم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است: «از زنان، فقط ٢ نفر به كمال رسيده اند». حالا ببينيم ديگراني كه اين روايت را از صحيح بخاري و صحيح مسلم نقل كرده اند، چگونه نقل كرده اند؟

تائيد تحريف در صحيح بخاري توسط علماء بزرگ أهل سنت

١. شوكاني

علامه شوكاني، از بزرگان أهل سنت مي گويد:

و في الصحيحين و غيرهما من حديث أبي موسي الأشعري عن النبي صلي الله عليه و آله و سلم قال: كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء إلا آسية امرأة فرعون و مريم بنت عمران و خديجة بنت خويلد و إن فضل عائشة علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام.

فتح القدير للشوكاني، ج٥، ص٢٥٧

ما از جناب مولوي عبد الحميد سؤال مي كنيم كه چرا در صحيح بخاريِ موجود، عبارت «خديجة بنت خويلد» حذف شده است؟ چرا؟ آيا أم المؤمنين نيست؟ آيا همسر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟ آيا فدايي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟ آيا تمام زندگي اش را وقف اسلام نكرد؟ آيا يك دفعه شد كه بگوييد در صحيح بخاري، اين روايت در فضيلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) تحريف و حذف شده است، ولي ديگران آمده اند اين روايت را نقل كرده اند؟

آقاي شوكاني (متوفاي ١٢٥٠ هجري) از علماء بزرگي است كه مورد تائيد وهابيت عربستان سعودي است.

در ٣ جاي صحيح بخاري و يك جاي صحيح مسلم، حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) جزء اين روايت نبود. آيا تحريف از اين بدتر مي شود؟

٢. متقي هندي

آقاي متقي هندي در كنز العمال، جلد ١٢، صفحه ١٤٣ اين تعبير را دارد:

خير نساء العالمين أربع: مريم بنت عمران و خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد و آسية امرأة فرعون (حم، ق عن أنس).

كلمه «ق» يعني اين روايت هم در صحيح مسلم هست و هم در صحيح بخاري. كلمه «حم» يعني از مسند احمد. اينها از حروف رمزي كنز العمال است. خود آقاي متقي هندي در كنز العمال، جلد ١، صفحه ٦ مي گويد:

و قصدت فيه جمع الأحاديث النبوية بأسرها و هذه رموزه «خ» للبخاري، «م» لمسلم، «ق» لهما، «د» لأبي داود، «ت» للترمذي، «ن» للنسائي، «ه» لابن ماجة، «٤» لهؤلاء الأربعة، «٣» لهم إلا إبن ماجة، «حم» لأحمد في مسنده ... .

ما از اين آقايان سؤال مي كنيم كه اين روايت در كجاي صحيح بخاري آمده است؟ در كجاي صحيح بخاري آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

بهترين زنان عالم، ٤ نفر هستند: آسيه و مريم و فاطمه و خديجه.

٣. إبن كثير

آقاي إبن كثير سلفي (متوفاي ٧٧٤ هجري) مي گويد:

و في صحيح البخاري أيضا عن أبي موسي قال: قال رسول الله صلي الله عليه و سلم: كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء إلا مريم بنت عمران و خديجة بنت خويلد و آسية إمرأة فرعون و فضل عائشة علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام.

 

البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص١٠٠، چاپ دار إحياء التراث العربي، بيروت، تحقيق علي شيري

جناب آقاي مولوي عبد الحميد! حوزه علميه دار العلوم مكي زاهدان! ما از شما تقاضا داريم به ما جواب بدهيد:

آقاي إبن كثير مي گويد در صحيح بخاري از أبو موسي اشعري اين گونه آمده است و «خديجة بنت خويلد» از زناني است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود به كمال رسيده اند. چرا عبارت «خديجة بنت خويلد» در ٣ جاي صحيح بخاري و در يك جاي صحيح مسلم حذف شده است؟

آقاي إبن كثير، هم براي آقايان أحناف و هم براي حنابله و هم براي آقايان وهابي ها، جايگاه كاملاً ويژه اي دارد.

اين نمونه اي بود از تحريفات صحيح بخاري. ايشان كه فرمود:

آنهايي كه به اين كتاب اعتراض مي كنند، اعتراضات شان را مطرح كنند تا جواب شان را بدهيم.

ما اميدواريم إن شاء ا... ايشان محبت بكنند أولاً در همين شبكه جهاني ولايت بيايند جواب بدهند و ما افتخار مي كنيم كه ايشان بيايند در اين شبكه به اين سؤالات ما جواب بدهند و بينندگان عزيز ما هم بشنوند و اگر نمي توانند با يك شبكه شيعي مانند شبكه جهاني ولايت همكاري كنند كه زير نظر مرجعيت است و اين را نشانه نفاق مي دانند، همان طوري كه امام جمعه آزادشهر گفت: «هر كسي كه عيد غدير را تبريك بگويد، منافق است» و همكاري با شبكه وهابي نور را نشانه ايمان مي دانيد، اگر در آنجا هم سؤالات ما را جواب بدهيد، ما شنونده فرمايشات شما خواهيم بود.

* * * * * * *

آقاي محسني

در ادامه سؤالاتي كه داشتيم در مورد كليپ مولوي عبد الحميد كه در مورد تحريفات صحيح بخاري بود، اين سؤال را داريم كه گويا در مورد حديث «خلفاء أمتي من بعدي إثنا عشر» تحريفاتي صورت گرفته است. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

حذف روايت «إثنا عشر خليفه» از صحيح بخاري

اين موضوع را آقاي إبن تيميه مي گويد و خوب و بد، بيخ ريش صاحبش است. ايشان مي گويد:

و في الصحيحين عن جابر بن سمرة قال دخلت مع أبي إلي النبي (صلي الله عليه و سلم) و سمعته يقول: إن هذا الأمر ما ينقضي حتي يمضي منهم إثنا عشر خليفة، ثم تكلم بكلمة خفيفة لم أفهمها، فقلت لأبي: ما قال؟ قال: كلهم من قريش.

در صحيح مسلم و صحيح بخاري آمده است كه جابر بن سمره مي گويد: با پدرم خدمت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مشرف شديم و شنيدم كه حضرت فرمود: «اين اسلام از بين نخواهد رفت تا اين كه ١٢ نفر خليفه مي آيند و براي أمت اسلامي خلافت مي كنند». سپس جمله اي را گفت كه من در آن سر و صدا متوجه نشدم و از پدرم سؤال كردم كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) چه فرمود: گفت: فرمود: همه آن ١٢ خليفه از قريش هستند.

باز هم إبن تيميه مي گويد:

و في لفظ في الصحيحيين: لا يزال الإسلام عزيزا إلي إثني عشر خليفة.

در يك لفظي در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است: عزت اسلام با ١٢ خليفه است.

 

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٣، ص٣٨٣

هم چنين إبن تيميه (متوفاي ٧٢٨ هجري) در منهاج السنة، جلد ٣، صفحه ٣٨٤، با تحقيق محمد رشاد سالم، چاپ بيروت به نقل از سعد بن أبي وقاص مي گويد:

كتبت إلي جابر بن سمرة مع غلامي نافع: أخبرني بشئ سمعته من رسول الله صلي الله عليه و آله.

نامه اي نوشتم به جابر بن سمره و به غلام نافع دادم تا ببرد و در اين نامه نوشتم: شنيده ام از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم چنين روايتي را.

جابر بن سمره براي من جواب داد كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود:

لا يزال الدين قائما حتي تقوم الساعة أو يكون عليكم إثنا عشر خليفة، كلهم من قريش.

قيامت برپا نمي شود و اسلام از بين نخواهد رفت تا اين كه ١٢ نفر به عنوان خليفه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بيايند و همه شان از قريش هستند.

خب، ما از اين آقايان سؤال مي كنيم:

إبن تيميه كه مي گويد اين عبارت در صحيح بخاري آمده، به ما بگويند كه در كجاي صحيح بخاري آمده است؟ به ما نشان بدهند. ما نتوانستيم پيدا كنيم عبارتي را كه آقايان إبن تيميه از صحيحين نقل مي كند. ما از جناب مولوي عبد الحميد اسماعيل زهي و هم چنين از ديگر عزيزان اساتيد و طلاب دار العلوم مكي زاهدان كه هر سال مراسم با شكوه و مفصلي به نام ختم صحيح بخاري دارند، اين را به ما جواب بدهند.

* * * * * * *

آقاي محسني

ظاهراً درباره جواز متعه هم تحريفاتي صورت گرفته است. اگر مي شود در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

حذف تحريم متعة النساء توسط عمر بن خطاب از بعضي از نُسَخ صحيح بخاري

درباره تحريف متعه توسط عمر، از بعضي از نُسَخ صحيح بخاري هم صحبت مي كنيم و اين هم شنيدني و جالب است. همين صحيح بخاري كه در دست ما هست، در چاپ هاي مختلف، اسم عمر بن خطاب را در بعضي از نُسَخ حذف كرده است.

روايت از جابر است و مي گويد:

أنزلت آية المتعة في كتاب الله، ففعلناها مع رسول الله صلي الله عليه و سلم و لم ينزل قرآن يحرمة، فلم ينه عنها حتي مات، قال رجل برأيه ما شاء.

آيه متعه در كتاب خدا آمده بود و ما و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم آن را انجام مي داديم و در قرآن هم آيه اي نيامد كه متعه را حرام كرده باشد و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم از آن نهي نكرد و از دنيا رفت. يك مردي آمد و هر چه خواست، درباره متعه گفت.

قال محمد [بن اسماعيل بخاري]: يقال إنه عمر.

آن مرد كه هر چه خواست درباره متعه گفت، عمر بود.

اين عبارت در صحيح بخاري، جلد ٥، صفحه ١٨٥ آمده است.

ولي در صحيح بخاري، چاپ دار طرق النجاة آمده است:

حتي مات، قال رجل برأيه ما شاء.

و اين عبارت:

قال محمد [بن اسماعيل بخاري]: يقال إنه عمر.

را حذف كرده اند. جناب آقاي مولوي عبد الحميد، نام عمر كجا رفت؟ اگر اين عبارت را آقاي بخاري نگفته است، در آن نسخه هاي قبلي كه آمده است:

قال محمد [بن اسماعيل بخاري]: يقال إنه عمر.

اين عبارت تحريف شده و اضافي است. اگر هم گفته است، پس در اينجا كه حذف كرده اند، تحريف شده است. شما هر كدام از اين نسخه ها را بگيريد، تحريف صورت گرفته است. هر دو نسخه هم چاپ عربستان سعودي است؛ دار طرق النجاة يا بيت الأفكار الدولية. در يكي از اينها آمده است:

قال محمد [بن اسماعيل بخاري]: يقال إنه عمر.

و در ديگري، اين عبارت حذف شده است.

در صحيح بخاري، نسخه سلطاني هم همين تعبير حذف شده است و فقط اين عبارت در آخر حديث آمده است:

حتي مات، قال رجل برأيه ما شاء.

و اين عبارت:

قال محمد [بن اسماعيل بخاري]: يقال إنه عمر.

حذف شده است.

إقرار علماء أهل سنت بر اين كه مراد از كلمه «رجل»، عمر بن خطاب است

آقاي حميدي (متوفاي ٤٨٨ هجري) در كتاب الجمع بين الصحيحين، جلد ١، صفحه ٣٤٩ مي گويد:

قال رجل برأيه ما شاء، قال البخاري: يقال إنه عمر.

يك مردي آمد و هر چه خواست، درباره متعه گفت. آقاي بخاري مي گويد: آن مردي كه هر چه خواست [برخلاف قرآن و سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم)] درباره متعه گفت، عمر بود.

آقايان اين را براي ما جواب بدهند كه اين جمله آقاي بخاري كه مي گويد:

يقال إنه عمر.

چرا در بعضي از نسخه هاي موجود صحيح بخاري آمده و در بعضي ها نيامده است؟ كدامش تحريف است؟ اين را براي ما روشن كنند. هر كدامش را قبول كنند، در نسخه ديگر تحريف صورت گرفته است.

* * * * * * *

آقاي محسني

ظاهراً در اين موضوع، يك روايتي هم از عبد الله بن مسعود وجود دارد. آن را هم بيان بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

تحريف عبارت «إلي أجل» كه دليل بر متعه است، در صحيح بخاري

در رابطه با عبارت آقاي عبد الله بن مسعود كه در رابطه با ازدواج موقت است، باز هم تحريف صورت گرفته است. در تمام نسخه هاي صحيح بخاري، اين روايت به اين شكل آمده است كه عبد الله بن مسعود مي گويد:

كنا نغزو مع النبي صلي الله عليه و سلم و ليس معنا نساء، فقلنا: ألا نختصي؟ فنهانا عن ذلك، فرخص لنا بعد ذلك أن نتزوج المرأة بالثوب، ثم قرأ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ (مائده/٨٧)».

ما به همراه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به جنگ مي رفتيم و در آنجا هيچ زني همراه ما نبود. به حضرت گفتيم: آيا اجازه مي دهيد خودمان را آخته كنيم و از مردانگي بياندازيم؟ پيامبر (صلي الله عليه و سلم) ما را از اين كار نهي كرد و به ما اجازه داد تا با مهريه يك لباس، با زنان ازدواج موقت كنيم. سپس حضرت اين آيه را قرائت فرمود: ... .

 

صحيح البخاري، ج٥، ص١٨٩

اين روايت در چاپ بيت الأفكار الدولية عربستان سعودي آمده است.

١. السنن الكبريبيهقي

آقاياني كه اين روايت را از صحيح بخاري نقل كرده اند، به اين شكل آورده اند:

ثم رخص لنا أن ننكح المرأة بالثوب إلي أجل.

با زنان ازدواج موقت كنيم و مهريه شان را لباس قرار بدهيم.

اين روايت در السنن الكبري آقاي بيهقي، جلد ٧، صفحه ٧٩ آمده و به نقل از صحيح بخاري آورده است.

اين كلمه «إلي أجل» در صحيح بخاري حذف شده است. كلمه «إلي أجل»، صريح در عقد موقت و متعه است. ولي وقتي اين عبارت را برمي دارند، اين عبارت مي ماند: «رخص لنا أن ننكح المرأة بالثوب» و منظورش ازدواج دائم مي شود.

٢. تفسيرإبن كثير

در تفسير إبن كثير دمشقي، چاپ مؤسسه قرطبه بيروت نقل مي كند از صحيح بخاري از عبد الله بن مسعود و مي گويد:

ننكح المرأة بالثوب إلي اجل.

سندش همان سند صحيح بخاري است و عبارت هم همان عبارت است، ولي در اينجا كلمه «إلي أجل» آمده، ولي در صحيح بخاري، واژه «إلي أجل» نيامده است.

وقتي إبن كثير اين را نقل مي كند، مي گويد:

أخرجاه من حديث إسماعيل.

و در پاورقي شماره ٦٣٠ مي گويد:

رواه البخاري في التفسير، باب قوله تعالي: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ».

٣. سيوطي

آقاي سيوطي هم از صحيح بخاري نقل مي كند و مي گويد:

و أخرج إبن أبي شيبة و البخاري و مسلم و النسائي و إبن أبي حاتم و إبن حبان و أبو الشيخ و إبن مردويه و البيهقي عن إبن مسعود قال: رخص لنا إن ننكح المرأة بالثوب إلي أجل.

أخرج إبن أبي شيبة و بخاري و مسلم و نسائي و إبن أبي حاتم و إبن حبان و أبو شيخ و إبن مردويه و بيهقي از إبن مسعود نقل كرده اند: پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به ما اجازه داد تا با زنان ازدواج موقت كنيم و مهريه شان را لباس قرار بدهيم.

الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص٣٠٧

اين كلمه «إلي أجل» در صحيح بخاري وجود ندارد. آيا تحريف، شاخ و دُم دارد؟ آقاي سيوطي براي قرن ٩ و ١٠ هجري است و متوفاي ٩١١ هجري است. يعني حتي در زمان حيات آقاي سيوطي هم اين روايت در صحيح بخاري بوده است و در اين ٢ ، ٣ قرن أخير اين آقايان حذف كرده اند و ديده اند كه اگر اين را بگويند، همان عقيده شيعه مي شود كه همان عقد موقت است. گرچه آقايان اسمش را عوض كرده اند. در قضيه اي، ناصر الدين شاه گفت: «چيزي بياوريد كه من روي خود بياندازم. گفتند: چيزي جز پالان خر نيست. گفت: خودش را بياوريد، اسمش را نياوريد». اين آقايان هم نكاح مسيار و نكاح مصياف دارند و حدود ٦ ، ٧ نوع ازدواج درست كرده اند. مضافاً كه اين آقايان، بعضي از مطالب را در روزنامه هاي شان از بعضي از مولوي ها و بزرگان وهابي ها نقل مي كنند كه فساد اخلاقي و تجاوز به عنف، رو به گسترش است و كليپ هايش روي سايت ها رفته است. ما واقعاً خجالت مي كشيم كه از يك عالم ديني، حتي اگر وهابي باشد، كليپ هايي از فساد اخلاقي نمايش دهند!

اينها حتي تجاوز به عنف و لواط را اشكال نمي دانند و با افتخار اين قضايا را نقل مي كنند و بعضي از كليپ ها را چند روز قبل براي من آوردند كه «در مسجد، يك وهابي، يك كاري را انجام مي دهد. عكسش را هم گرفته اند و در سايت يوتوب هم گذاشته اند». گر چه شبكه جهاني ولايت را من خيلي مقدس تر از اين مي دانيم كه در اين موضوعات صحبت كنيم. ولي اين آقايان مي آيند متعه اي را كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تا وقتي زنده بود، نهي نكرد و قرآن هم آن را جايز دانسته است، حرام مي دانند. جابر بن عبد الله انصاري هم مي گويد در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و أبو بكر و بخشي از خلافت عمر، ما با زنان، ازدواج موقت مي كرديم و مهريه شان را هم يك مشت خرما و آرد قرار مي داديم، تا اين كه عمر بن خطاب در قضيه عمرو بن حريث از آن نهي كرد:

جابر بن عبد الله يقول: كنا نستمتع بالقبضة من التمر و الدقيق الأيام علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أبي بكر، حتي نهي عنه عمر في شأن عمرو بن حريث.

 

صحيح مسلم، ج٤، ص١٣١

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا علماء أهل سنت درباره تحريفات و اضافاتي كه در صحيح مسلم و خصوصا صحيح بخاري صورت گرفته است، مطالبي را صراحتاً بيان كرده اند؟

استاد حسيني قزويني

من يك نمونه را عرض مي كنم كه اين آقايان صراحت دارند اين مطالب را به زور وارد صحيح بخاري كرده اند.

آقاي حُمِيْدي (از أعيان قرن چهارم هجري) نقل مي كند از أبو مسعود:

أن له في الصحيح حكاية من رواية حصين، عنه قال: «رأيت في الجاهلية قردة اجتمع عليها قردة قد زنت، فرجموها، فرجمتها معهم».

أبو مسعود مي گويد: در صحيح بخاري حكايتي وجود دارد از حصين كه «در زمان جاهليت، يك ميموني بود كه بعضي از ميمون ها با او زنا مي كردند و آن ميمون را رجم كردند».

و لم يذكر في أي موضع أخرجه البخاري، فبحثنا عن ذلك، فوجدناه في بعض النسخ.

و اين روايت در هيچ جاي صحيح بخاري نيامده است و در بعضي از نسخه هاي آن، اين عبارت را پيدا كرديم.

بعد هم مي گويد:

و لعلها من المقحمات التي أقحمت في كتاب البخاري.

شايد اين عبارتي كه در بعضي از نسخه هاي صحيح بخاري است، مطالبي بوده كه به زور وارد صحيح بخاري كرده اند.

الجمع بين الصحيحين، ج٣، ص٤٩٠، چاپ دار السميعي، تحقيق دكتر علي حسين البواب ـ تفسير القرطبي، ج١، ص٤٤١

پس تحريف كردن كه شاخ و دم ندارد.

هم چنين مي گويد:

و ليس في رواية النعيمي عن الفربري أصلا شي من هذا الخبر في القردة.

در روايت نعيمي از فربري شاگرد بخاري، هم چنين چيزي نبوده است.

اين نمونه بارزي است است كه خود آقاي حميدي مي گويد مطالبي را به زور در صحيح بخاري وارد كرده اند. اگر اين تحريف در بعضي از نُسَخ نيست، پس چيست؟ چه كساني اين را وارد كرده اند؟ يا اگر در بعضي از نُسَخ بوده است، چرا حذف شده است؟

به نظر من، اين آقاياني كه هزينه هاي ميلياردي براي ختم صحيح بخاري مي كنند، بيايند اينها را تحقيق و بررسي كنند و اين شبهاتي كه مخصوصا در رابطه با تحريف هست را پاسخ دهند. اين بزرگواري كه مي گويد:

آنهايي كه به اين كتاب اعتراض مي كنند، اعتراضات شان را مطرح كنند تا جواب شان را بدهيم.

شايد ايشان در آنجا حضور ذهن نداشتند و اگر حضور ذهن داشتند، يا اعتراف كنند كه اين تحريفات صورت گرفته و يا يك جواب قانع كننده اي بدهند كه ما و بينندگان عزيزمان از ايشان استفاده كنيم.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا ما غير از قرآن مي توانيم هم چنين ادعايي درباره ساير كتب بكنيم كه تحريف نمي شود؟ ما براي هيچ يك از كتب شيعه هم هم چنين ادعايي نداريم كه رواياتش صحيح و درست باشد. چون در نُسَخي كه نوشته مي شود يا آقاياني كه با اغراض مختلفي اين كتاب ها را استنساخ مي كنند، ممكن است غرض خودشان را بياورند.

استاد حسيني قزويني

بينندگان عزيز بدانند كه شيعه مدعي است كه فقط قرآن است كه تحريف نمي شود و:

لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ

سوره فصلت/آيه٤٢

و هيچ مطلب باطلي در قرآن وجود ندارد. غير از قرآن كريم، هر كتابي احتمال خطا و لغزش دارد؛ حتي از ناحيه مؤلفش. وقتي خودمان مي خواهيم يك صفحه نامه بنويسيم، اگر برگرديم و مطالعه كنيم، مي بينيم كه چندين غلط نوشته ايم و آنها را اصلاح مي كنيم. چه بسا يك فردي كه بخواهد هم چنين كتابي بنوسيد، چه بخاري باشد و چه مسلم، احمد بن حنبل، چه كليني (ره) و شيخ طوسي (ره)، فرقي نمي كند، اشتباه صورت مي گيرد. وقتي بشر معصوم نباشد، گرچه بعضي ها عمداً مطلبي را اضافه يا كم مي كنند، ولي نسبت به بعضي از بزرگان، حدأقل سهو و اشتباه و خطا در آنها راه دارد. در زمان سابق هم كه چاپ و حروف چيني و كامپيوتر نبود، افرادي مي آمدند پول مي گرفتند و استنساخ مي كردند و كارشان فقط استنساخ كردن كتاب بود و از اين راه روزي شان را دريافت و كسب درآمد مي كردند و همه اين آقايان هم متدين و با تقوا و دقيق و معصوم نبودند و چه بسا از كانال اينها، يك سري مسائل وارد كتاب ها شده باشد. اين طور ادعا كردن كه «بعد از قرآن كريم، صحيح ترين كتاب ها صحيح بخاري و صحيح مسلم است و هر كسي ادعاي تحريف كند، چنين و چنان هستند و بعضي ها مانند شب پره هستند و نمي توانند حقايق را ببينند و اين تقصير شب پره هاست، نه آفتاب». اين ادعاها، زيبنده يك عالم بزرگوار ديني مانند ايشان نيست.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

١. در مورد بيوگرافي آقايان عبد الله حيدري و آقاي عقيل هاشمي كه مجريان برنامه تفرقه افكن نور TV هستند، توضيح بفرماييد.

٢. آقاي عبد الله حيدري متأسفانه با كمال بي حيايي، دروغي را در آن شبكه گفتند: «كتاب الغدير را بردند نزد مرحوم آيت الله سيد أبو الحسن اصفهاني و ايشان گفت: من پول نمي دهم از سهم امام براي چاپ اين كتاب؛ اين يك كتاب شعر است». ايشان يك دروغ گفت و يك تهمتي به آيت الله اصفهاني (ره) زد. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

٣. آن حديث ساختگي خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل را هم گفتند كه در كتاب علل الشرايع هستند. اين هم يك دروغ واضح است.

٤. يك حديث دروغين ديگري را هم آوردند و گفتند در فروع كافي، جلد ٣، صفحه ٣٥ هست كه در مورد وضو آمده كه پاها را بشوييد.

اگر مي شود از طريق مراجع عظام تقليد، شكايت نامه اي را عليه ايشان آماده كنند و به مراجع ذي ربط شكايت كنند. اينها با عقايد ٤٠٠ ميليون مسلمان بازي مي كنند. اينها از خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه نمي ترسند و خجالت نمي كشند، لاأقل از مردم خجالت بكشند.

جواب ١ :

درباره قضيه دختر أبو جهل مفصل جواب داده ايم و اين از دروغ هاي تاريخ است. حتي در يك جلسه هم از خود آقاي هاشمي، يك كليپي را پخش كرديم كه روايتي را از علل الشرايع نقل كرد و اول و آخرش را حذف كرد كه امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد:

از جعليات و دروغ هايي كه به ما بسته اند، اين قضيه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل است.

ايشان ذيل روايت را كه امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد از جعليات و دروغ هاست را حذف كرده و آن قسمت وسط را نقل كردند.

إن شاء ا... اگر صلاح باشد، روزي اين كليپ آقاي حيدري را پخش مي كنم و از تمام شيعيان و مسلمانان مي خواهم كه نسبت به ايشان اظهار نظر كنند و به مراجع بين المللي هم شكايت كنند.

آيا گردانندگان شبكه نور، آبروي شبكه شان را هم لحاظ مي كنند يا خير؟ ايشان مي گويد:

من ديدم كه يكي از دوستان نقل كرد كه يك شيعه در مسجد پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، [عذر مي خواهم از بينندگان عزيز] شلوارش را پايين كشيد و آلتش را به باب عثمان مي ماليد به عنوان اهانت به عثمان.

من نمي دانم اين آقايان اگر براي خودشان ارزش قائل نيستند، آيا براي شبكه شان هم ارزش قائل نيستند؟ اين طور تعابير را ايشان در ماهواره پخش مي كند و اين را رها كرده ايد و مي گوييد كه ايشان مي گويد در فروع كافي چنين و چنان آمده است و حضرت آيت ا... أبو الحسن اصفهاني (ره) چنين گفته است؟ بله، اينها نسبت به مرده ها هم چنين ادعاهايي دارند. البته برقعي هم كه الآن اينها نوارش را پخش مي كنند، به اين دليل است كه ايشان مرده است و رفته است و اگر زنده بود، قطعاً اولين مدعي عليه اين شبكه ها، خود آقاي برقعي بود. چون واقعاً پشيمان شده بود و توبه كرده بود و با وصيتي كه ايشان داشتند، راضي نبود اين مطالب از ايشان پخش شود. اگر واقعاً راست مي گويند، بيايند از زنده ها نقل كنند.

البته بينندگان عزيز به اين هم دقت كنند كه از زنده ها هم مثلاً از قول حضرت آيت ا... العظمي سبحاني چند كتاب نوشته اند در عربستان سعودي يا از قول علامه عسكري (ره) در زمان حيات ايشان كتابي نوشته اند عليه شيعه. حتي نسبت به بنده هم دوستان گفته اند كه در افغانستان كتابي از شما پخش كرده اند كه قزويني سني شده و عليه شيعيان كتاب نوشته است. ما هم گفتيم كاري با ديگر كساني كه به نام آنها كتاب چاپ شده است نداريم، ولي ما الحمد لله حيّ و حاضر هستيم و افتخارمان اين است كه اگر قبول مان كنند، به عنوان يك نوكر و خادم و سرباز كوچك آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) باشيم و افتخار مي كنيم كه زندگي مان با غبار حرم أمير المؤمنين (عليه السلام) گره خورده است و خدا را قسم مي دهيم به آبروي أمير المؤمنين (عليه السلام)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و امام حسين (عليه السلام)! تا اين افتخار سربازي و نوكري أمير المؤمنين (عليه السلام) را تا آخرين لحظات عمر از ما نگيرد و بتوانيم آن حق مادرمان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را أداء كنيم. نمي توانم بگويم حق فرزندي نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام)؛ چون اين ادعاي خيلي بزرگي است.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

من در خاطرم هست كه وقتي شما در شبكه سلام برنامه داشتيد و هم چنين در درس هاي خارج تان فرموديد: استفتايي شده است از دفتر استفتائات مكه و از بن باز سؤال كرده اند: «آيا در سلام نماز، به جاي السلام عليك ايها النبي و رحمة الله و بركاته، مي توان گفت: السلام علي النبي؟ فتوا دادند: خير، جايز نيست». أخيراً در نمازهاي جماعتي كه از مسجد الحرام به صورت مستقيم پخش مي شود، خودم ديده ام كه اين تحريف را در نماز انجام داده اند و در آنجا، امام جماعت با صداي بلند مي گويد: السلام علي النبي و رحمة الله و بركاته. در اين مورد هم توضيح بفرماييد. بنده خودم در شبكه ظلمت كه مراسم نماز را از داخل مسجد الحرام پخش مي كند، چندين بار شنيدم.

جواب ٢ :

در كتاب فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء كه ٢٠ جلد است، در جلد ٧، صفحه ٨، فتواي شماره ٨٥٧١ از اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء ـ كه بالاترين مقام إفتاء عربستان سعودي است و از هر كجاي دنيا كه وهابي ها مسئله اي براي شان پيش بيايد، از اين گروه مي پرسند ـ سؤال شده است:

آيا ما مي توانيم در نماز، به جاي السلام عليك أيها النبي، بگوييم السلام علي النبي؟

جواب داده اند:

خير، بايد گفته شود: السلام عليك أيها النبي.

در يك روايتي هم از عبد الله بن مسعود آمده است:

آنچه كه واجب است بيان كنيم، اين است: السلام عليك أيها النبي و رحمة الله و بركاته.

بزرگان أهل سنت هم مانند إبن قدامه مقدسي، سرخسي، نووي، مالك، أبو حنيفه و شافعي و ديگران فتوا داده اند بر اين كه واجب است در نماز بگوييم:

السلام عليك أيها النبي و رحمة الله و بركاته.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

اين دوستان اهل سنت كه ادعا دارند صحيح بخاري و صحيح مسلم أصح الكتب بعد از قرآن هستند، در زمان أبو بكر كه ٥٠٠ حديث جمع آوري شده را آتش زد و عمر هم در زمان خلافت خودش بخش نامه كرد كه كسي حق ندارد حديثي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل كند و اين روش حدود ١٢٠ سال ادامه داشت و كسي جرأت نداشت حديثي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل كند. سؤال من اين است كه پس اين صحيح بخاري و صحيح مسلم از كجا آمده اند؟ أحاديث را كه اينها نابود كرده بودند و أحاديثي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وجود نداشت؟

جواب ٣ :

إن شاء ا... اين را مفصل عرض خواهيم كرد. همان طور كه آقاي ذهبي در تذكرة الحفاظ، جلد ١، صفحه ٥ آورده است:

قالت عائشة: جمع أبي الحديث عن رسول الله صلي الله عليه و سلم و كانت خمسمائة حديث، فبات ليلته يتقلب كثيرا، قالت: فغمني، فقلت: أتتقلب لشكوي أو لشئ بلغك؟ فلما أصبح قال: أي بنية! هلمي الأحاديث التي عندك، فجئته بها، فدعا بنار فحرقها.

عايشه گفت: پدرم دستور داد تمام أحاديث پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را جمع آوري كردند و حدود ٥٠٠ حديث شد و شب خوابيد و صبح شد و به من گفت: آن ٥٠٠ حديث را بيارودم و من هم آوردم و سپس آتشي خواست و همه آنها را آتش زد.

عمر بن خطاب هم بخش نامه صادر كرد:

هر كسي كه روايتي از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در نزد خود دارد، آن را از بين ببرد.

اين شيوه ادامه داشت تا اين كه سال در ٩٧ يا ٩٨ هجري، عمر بن عبد العزيز دستور داد اين أحاديث نوشته شود و باز هم انجام نشد تا اين كه محمد بن ... (متوفاي ١٢٤ هجري) آمد و دستور نوشتن اين أحاديث را صادر كرد. اين قضيه حديث نوشتن، برمي گردد به سال ١٤٠ يا ١٥٠ هجري، يعني حدود يك و نيم قرن بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، اينها أحاديث را نوشتند. وقتي هم نوشتن أحاديث آزاد شد، هر كسي شروع كرد به نقل حديث. خود محمد بن اسماعيل بخاري مي گويد:

من اين كتاب صحيح را [كه با حذف مكرراتش، ٢٧٠٠ و اندي روايت دارد] از ميان ٦٠٠ هزار روايت انتخاب كرده ام.

مسلم هم مي گويد:

من اين كتاب صحيح را [كه حدود ٧ هزار روايت دارد] از ميان ٣٠٠ هزار روايت انتخاب كرده ام.

اينها مباحثي است كه إن شاء ا... اگر فرصت شود، بعداً مطرح خواهيم كرد.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

آيه ٦٠ سوره بقره كه در مورد ١٢ چشمه جوشان است:

وَإ ِذِ اسْتَسْقَي مُوسَي لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ

آيا با ١٢ امام ما شيعيان ارتباطي دارد؟

جواب ٤ :

بله، روايتي در كافي و ديگر كتب شيعه داريم كه مراد از اين ١٢ چشمه، ١٢ امام شيعيان هستند.

در رابطه با اين، روايتي را مرحوم كراچكي در كتاب الإستنصار، صفحه ٢١ نقل مي كند:

فقام جابر بن عبد الله أنصاري فقال: يا رسول الله (ص)! فما عدة الأئمة؟ فقال: يا جابر! سئلتني رحمك الله عن الإسلام بأجمعه، عدتهم عدة الشور و هي «اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ» و عدته عدة العيون التي إنفجرت لموسي بن عمران حين ضرب بعصاه الحجر «فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا» و عدتهم عدة نقباء بني إسرائيل، قال الله تعالي: «وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ بَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا»، فالأئمة يا جابر! عدتهم إثنا عشر أولهم علي بن أبي طالب و اخرهم القائم (ع).

اليقين للسيد إبن طاووس، ص٢٤٥

كه منظور از اين ١٢ چشمه جوشان، ١٢ امام هستند و اولين شان علي بن أبي طالب (عليه السلام) و آخرين شان حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) است.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. در اين ٢٥ سالي كه در تاريخ اسلام مطالعه دارم، به موارد جالبي برخورد كرده ام. يكي از آنها اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يك انسان بود و خداوند هم روي انسان بودن ايشان تكيه كرده بود و هم چنين ديگر بزرگان دين مان هم مانند انسان ها زندگي مي كردند و يكي از اين مسائل، شوخ طبعي اينهاست و حتي در تاريخ هم تصريح شده است و بعضي از روات هم بي سواد بودند. در بعضي از روايات آمده كه شوخي هايي ميان بزرگان دين مطرح مي شد و مانند تكيه كلمه هايي كه امروز هم ميان ما رسم است. مانند اين كه به كسي به شوخي مي گفتند «برو بمير» و قصد واقعي نداشتند. مثلاً پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اگر به كسي مي گفتند «بأبي أنت و أمي»، منظورشان اين نيست كه واقعاً پدر و مادرم قربان شما برود. اين تكيه كلام هايي بود كه در آن روز رسم بود. به عقيده من، اين باعث يك سري سوء تفاهمات شده كه يك سري از روايات واقعاً مسئله را از بيخ انداخته است. يعني شوخي و جدي بودن اينها، جدا نشده است. مثلاً شما به ندرت مي توانيد ٤ نوع از شوخي هايي كه بزرگان دين كرده اند را بگوييد؛ چون شوخي و جدي در هم ادغام شده است.

با اطلاع وسيعي كه شما داريد، اين مسئله را باز كنيد، شايد به جاهاي جالبي برسيم و شايد مقداري از اين شبهات و سوء تفاهمات از بين برود.

٢. بعضي از مطالب را بهتر مي توانيد مطرح كنيد. مثلاً در مورد ازدواج موقت در مقابل يك مشت خرما، اين به خواهران برمي خورد. واقعا هدف اين نيست كه يك مشت خرما بدهي و يكي را به ازدواج موقت دربياوري. شايد در آن زمان يك مشت خرما ارزشي داشت، ولي اين را مي توان در غالب زيباتري بيان كرد تا به بعضي ها برنخورد كه آيا لياقت ما يك مشت خرما است؟

جواب ٥ :

١. در مورد بحث مزاح، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و أمير المؤمنين (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام)، در ضمن اين كه وقار داشتند، مزاح هم مي كردند. حتي راوي مي گويد: «از وقار ايشان، رعب در دل ما مي افتاد». ولي اينها مانع از اين نبود كه شوخي هاي عادي داشته باشند. مثلاً در بعضي از روايات آمده است:

أمير المؤمنين (عليه السلام) با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) خرما مي خوردند. أمير المؤمنين (عليه السلام) هر چه خرما مي خورد، هسته اش را جلوي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گذاشت و بعد عرض كرد: يا رسول الله! شما چقدر زياد خرما خورده اي! (يعني همه هسته هاي خرما جلوي شما است) پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: تعجب از شما است كه خرما را با هسته خورده اي!

اين طور مزاح هايي كه اهانت و جسارت در كار نباشد و ادخال سرور باشد، در اسلام ممدوح است. ائمه (عليهم السلام) هم اين كارها را مي كردند. يكي از عيب هايي كه بر أمير المؤمنين (عليه السلام) گرفته بودند اين بود كه «ايشان يك آدم بسيار شوخ طبعي بود، پس ـ نستجير بالله ـ ايشان شايستگي خلافت را ندارد».

شوخي ها دو نوع هستند: شوخي هايي كه خلاف شرع است يا در آن غيبت و جسارت مي شود، شرعاً حرام است. جوك گفتن و به دنبال اين و آن سخن گفتن، خلاف شرع است.

بحث بر اين است كه خود آقايان مراجع عظام تقليد هم مقيد بودند و توصيه مي كردند كه در نقل مطالب، ولو جوك باشد، بگويند كه مثلاً ترك كافر، شمالي كافر، قزويني كافر و اصفهاني كافر فلان مطلب را گفته اند. در غير اين صورت اگر واقعاً اين قوميت ها ناراحت شوند و مطالبي را به اينها نسبت بدهند كه مثلاً قمي ها اين گونه اند و ترك ها اين گونه اند و اصفهاني ها اين گونه اند، اين تعابير خلاف شرع است و اگر واقعاً بخواهد قصد انشاء داشته باشد، حرام است. ولي اگر در ابتداي آن جوك، كلمه كافر را بگويند و چون كافر از ديدگاه اسلام، حرمتي ندارد، مشكلي نيست. ولي در همان جا هم بايد نهايت ادب را رعايت كنيم. چون حرمت مؤمن، از حرمت كعبه بالاتر است.

٢. أولاً: در خيلي از روايات به اين شكل آمده است و مراد از آنها، يك مشت آرد يا يك مشت خرما نيست. بلكه مي خواهد نشان بدهد كه با يك مهريه خيلي كم و ناچيز، ما اينها را متعه مي كرديم.

ثانياً: شما اگر بخواهيد مثلا يك خانمي را براي يك آقايي عقد بخوانيد و بگوييد مهريه شان مثلاً آموزش يك مسئله شرعي باشد، صحيح است. موضوع اصلي، مهريه يك مشت آرد و خرما نبود و اينها ارزشي نداشت. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «امت من به ٧٣ فرقه منشعب مي شوند»، منظورش اين نيست كه فقط ٧٣ فرقه مي شوند و ٧٤ فرقه نمي شوند، خير؛ بلكه نشانه كثرت است. وقتي قرآن مي فرمايد: «إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ: اگر ٧٠ مرتبه براي آنها استغفار كني، خداوند هرگز آنها را نمي بخشد (توبه/٨٠)»، منظورش اين نيست كه اگر ٧١ بار استغفار كني، خداوند آنها را مي بخشد. بعضي از الفاظ در قرآن و روايات، نشان از كثرت و قلّت است.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

چند شب پيش، يكي از مولوي ها با شبكه أهل البيت تماس گرفته بود و كلاً منكر معصوميت آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) شده بود. آيا كُفر از اين بالاتر؟ ديگر بحث وحدت و تقيه مطرح نيست. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٦ :

قبلاً ما اين را گفته ايم كه انكار عصمت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را زير مي برد و انكار آيه قرآن است كه مي فرمايد:

وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي / إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم/آيه٤

اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) معصوم نباشد، اين آيه هم زير سؤال مي رود:

وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر/آيه٧

همه چيز زير سؤال مي رود. ترديد در عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، انكار قرآن و نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است.

البته أهل سنت در عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، ٢ دسته هستند:

يك دسته مانند ما هستند، مانند إبن حجر عسقلاني و نووي و محي الدين عربي و ديگران كه معتقدند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در تمام كارهايش معصوم بوده است؛ در نبوت و ابلاغ وحي و كارهاي شخصي.

يك دسته هم مي گويند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) معصوم بوده است فقط در ابلاغ وحي. حتي خود وهابي ها هم معتقدند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در ابلاغ وحي معصوم بوده است.

اگر يك هم چنين سني اي زنگ زده است و اين چنين گفته است، خودشان بايد جواب بدهند كه جزء كدام دسته هستند.

* * * * * * *

سؤال ٧ :

١. اين سني اي كه به شبكه أهل البيت زنگ زده بود و گفته بود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) معصوم نيست، روي اين آيه تكيه داشت كه قرآن مي فرمايد:

لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ

سوره فتح/آيه٢

در اين مورد توضيح بفرماييد كه آيا واقعاً اين سني، حرف درستي زده است يا خير؟

٢. آيا اين حديث «من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتة جاهلية» در كتب أهل سنت وجود دارد؟ اگر اين حديث در كتب معتبرشان وجود دارد، به ما بگويند كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در هنگام شهادت شان، امام زمان شان را شناختند و از دنيا رفتند يا نشناختند؟

جواب ٧ :

١. در كتاب الميزان في تفسير القرآن علامه طباطبايي (ره) كه از كتاب هاي واقعاً كم نظير يا بي نظير تفسير شيعه است، جلد ١٨، صفحه ٢٥٤ به اين شبهه جواب داده است و مي گويد:

اين كه ما تصور مي كنيم كلمه ذنب به معناي گناه است، اشتباه است. بلكه به معناي آثار بد است در نزد فاعل يا در نزد مردم.

وقتي قرآن مي فرمايد:

إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا / لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ

سوره فتح/آيه٢ـ١

و مربوط به فتح مكه است، يعني:

به درستي كه ما برايت فتحي نمايان كرديم / تا خداوند آثار گناهاني كه بدهكار مشركين بودي (و به خاطر آن تو را مستحق آزار و شكنجه مي دانستند) از دل هاي آنان بزدايد، چه در گذشته و چه در آينده.

اين فرمايشي است كه ايشان دارد.

هم چنين بعضي از بزرگان ما مانند حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي در تفسير نمونه، شبيه اين مطلب را دارد:

تا خداوند به وسيله فتح مكه، گناهان گذشته و آينده اي را كه به تو نسبت مي دادند ببخشد.

تفسير نمونه، ج٢٢، ص١٨

از أهل سنت هم در فتح الباري في شرح صحيح البخاري إبن حجر عسقلاني، جلد ١١، صفحه ٤٣٥ آمده است كه مراد از غفران، غفران تقديري است. يعني اگر گناه هم داشتي، همه گناهانت را مي بخشيم و اگر در آينده هم گناهي از تو سر بزند، آن را مي بخشيم. گرچه ما هم چنين چيزي را قبول نداريم.

در شرح صحيح مسلم سيوطي، جلد ٣، صفحه ٢٠٧ آمده است كه بحث دفع ذنب با بحث رفع ذنب تفاوت دارد. البته خود حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي هم روي اين موضوع تكيه دارند كه منظور از «لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ» دفع ذنب است، نه رفع ذنب. قبل از اين كه گناه بيايد، خداوند مي گويد: «قبل از اين كه گناهي بيرون بيايد، دفعش مي كنيم و نمي گذاريم گناهي متوجه تو شود»، نه اين كه گناه بيايد بنشيند و خداوند رفعش كند.

البته بحث، مقداري علمي است و شايد براي بعضي از بينندگان سنگين باشد. إن شاء ا... اگر درباره عصمت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) يا أنبياء (عليهم السلام) خواستيم صحبت كنيم، اين مسئله را در آنجا بحث خواهيم كرد. اين موضوع را قبلاً در شبكه سلام هم بحث كرده ايم و فايل صوتي و متني آن در سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.comموجود مي باشد و همين آيه را در آنجا مطرح كرده ايم و پاسخ هاي شيعه و سني را از اين آيه داده ايم.

٢. اما در رابطه با حديث «من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتة جاهلية»، بايد بگوييم كه اين حديث در شرح المقاصد في علم الكلام علامه تفتازاني كه از علماء بزرگ أهل سنت است و از استوانه هاي كلامي آنهاست، جلد ٢، صفحه ٢٧٥ آمده است:

عن النبي (صلي الله عليه و سلم): من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتة جاهلية.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: هر كسي كه بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.

البته آقاي ملا علي قاري از استوانه هاي علمي أهل سنت، در كتاب الجواهر المضيئة، جلد ٢، صفحه ٤٥٧ مي گويد:

في صحيح مسلم: من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتة جاهلية.

در صحيح مسلم آمده است: هر كسي كه بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.

حال آن كه اين روايت در صحيح مسلم وجود ندارد و اين يكي از تحريفات ديگر در صحيح مسلم است. إن شاء ا... اگر بنا شد تحريفات در كتب أهل سنت را مطرح كنيم، اين روايت را در آنجا بيان خواهيم كرد.

حتي آقاي أبو جعفر اسكافي كه معاصر غيبت صغري بود و هم عصر آقاي جاحظ و قبل از مرحوم شيخ مفيد (ره) بود، مي گويد:

من مات و لا امام له، مات ميتة جاهلية.

المعيار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافي، ص٣٢٠

هم چنين در الجواهر المضيئة، جلد ٢، صفحه ٤٥٧ آمده است كه آقاي محي الدين عربي كه مشهور است و عارف (متوفاي ٧٧٥ هجري) هم مي گويد:

في صحيح مسلم: من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتة جاهلية.

در مورد قسمت دوم سؤال دوم، قضاوت را بر عهده بينندگان مي گذاريم و نمي خواهيم هم از طرف مدعي باشيم و هم از طرف مدعي عليه صحبت كنيم و هم حكم را صادر كنيم و هم حكم را جاري كنيم. ما فقط مدارك را با ذكر جلد و صفحه بيان مي كنيم و قضاوت را بر عهده بينندگان عزيز مي گذاريم.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

أهل سنت در نمازي كه مي خوانند، بعد از قرائت سوره حمد، «آمين» مي گويند و علماء ما هم اين نوع نماز را داراي اشكال مي دانند. ما هم وقتي در دعاي قنوت مان، دعاي امام زمان (عليه السلام) را مي خوانيم، در آخرش عبارت «برحمتك يا أرحم الراحمين» را مي گوييم و در سجده آخر نماز هم در پايان دعا مي گوييم: «آمين يا رب العالمين». آيا ذكر اينها هم در نماز مشكل دارد؟

جواب ٨ :

اين موضوع را إن شاء ا... بعد از اتمام بحث وضو در درس خارج فقه مان مطرح مي كنيم و اين كه از چه زماني وارد نمازها شد و نماز پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چگونه بود را هم توضيح خواهيم داد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وقتي در جمع بيش از ١٠ نفر از صحابه نماز مي خواند، بعد از «و لا الضالين»، «آمين» نگفته اند.

* * * * * * *

سؤال ٩ :

در شبكه نور، آقاي برقعي صحبت مي كردند و در دعاي إلهي عظم البلاء تشكيك مي كردند و مي گفتند كه اين دعا وجود ندارد و خواندنش شرك است. در مورد اين دعا توضيح بفرماييد.

جواب ٩ :

آقاي برقعي، فردي بود مطرود حوزه علميه و ايشان را به خاطر جسارتي كه به حضرت آيت ا... العظمي بروجردي (ره) داشتند، از حوزه علميه بيرون كردند. ايشان به تهران رفت و امام جماعت شد و در آنجا هم يك سري چرنديات را نسبت به مراجع عظام تقليد و بزرگان گفت و از آنجا هم بيرون كردند. ايشان نزديك به ٣٥ ، ٣٦ كتاب در تقويت عقايد شيعه نوشته است و حدود ٤٠ كتاب هم در ردّ عقايد شيعه نوشته است. ايشان يك ورشكسته سياسي بود و اين در و آن در مي زد و با اين چرنديات و لاطائلاتي كه نسبت به شيعه مي بافت، منبع درآمدي داشت و از اين طريق مي خواست وجهه از دست رفته و آبروي به جوي ريخته اش را برگرداند. اين كه ايشان را حضرت آيت ا... العظمي مي نامند، ايشان حضرت آيت الشيطان هم نبودند. ايشان يك فرد مطرود حوزه علميه بود و حتي فقهاء ما فتوا به إرتداد ايشان دادند؛ مانند حضرت آيت ا... العظمي ميلاني و ديگران.

اين كه ايشان مي گويد دعايإلهي عظم البلاء شرك است، ايشان چه كسي است كه استاد توحيد باشد. ايشان در اوليات اخلاقي مشكل داشتند و نسبت به مراجع عظام تقليد، فحاشي و اهانت مي كردند، آن وقت مي خواهد استاد توحيد باشد. اين كه شبكه نفاق و وهابي مي آيد هم چنين فردي را عَلَم مي كند، ما بارها گفته ايم كه ايشان يك آدم بي حيثيت، بي آبرو و بي شخصيت در ميان شيعه بوده اند. مضافاً كه ايشان در هيچ جا نگفته است كه من سني هستم تا اين آقايان ايشان را به عنوان سني قالب كنند. ايشان در آخر عمر هم پشيمان شد از رفتارهاي خود و الآن هم قبر ايشان در امام زاده شعيب (عليه السلام) كه در اطراف تهران در روستاي كن دفن شده است و وصيت كرده است مرا كنار قبر امام زاده شعيب (عليه السلام) دفن كنند. اگر واقعاً اين دعا شرك است، دفن ايشان در كنار قبر امام زاده شعيب (عليه السلام) أولي تر از شرك است.

اين دعا نه تنها شرك نيست، بلكه عين توحيد است. بنده خودم هم اين افتخار را دارم كه شايد نزديك به ٣٠ سال است كه هر شب ملتزم به خواندن اين دعا هستم؛ مگر اين كه در مسافرت باشم يا كسالت داشته باشم يا فراموش كنم كه كمتر هم اتفاق افتاده است. من اين دعا را عين توحيد مي دانم و حتي در شبكه وهابي المستقلة كه بعضي از شيعيان آمدند گفتند: «ما خدمت امام رضا (عليه السلام) مي رويم و مي گوييم از خدا شفاعت كن تا حاجت ما را بدهد»، گفتم: اين اقوال شيعه نيست و اين آقاياني كه مي آيند در آنجا و اقوالي را مطرح مي كنند، نظرشان نظر شيعه نيست و نظر مراجع عظام تقليد شيعه نيست و نظر ائمه (عليهم السلام) نيست و فقهاء و مراجع عظام تقليد ما همگي اتفاق نظر دارند كه اگر كسي خدمت امام رضا (عليه السلام) برود و بگويد: «يا امام رضا! از خدا بخواه تا حاجت مرا برآورده كند» يا بگويد: «امام رضا! حاجت مرا برآورده كن»، هر دو اينها عين توحيد است. چون كسي كه مي گويد: «امام رضا! يا امام حسين! حاجت مرا برآورده كن»، معتقد است آن قدرت و امكاناتي كه خداوند به امام رضا (عليه السلام) داده، آن حضرت مي تواند حاجتش را برآورده كند و مانند اين است كه كسي از حضرت عيسي (عليه السلام) بخواهد: «يا عيسي! فرزند من كور مادرزاد است، او را شفا بده» يا «فرزندم مرده است، او را زنده كن». آيا اين شرك است؟ خير، بلكه منظورش اين است كه «ياحضرت عيسي! يا امام رضا! خداوند كه هم چنين قدرتي را به تو داده و به إذن خدا هم اين كارها را انجام مي دهي، اين حاجت مرا هم به إذن الله تبارك و تعالي برآورده ساز يا اين مشكل مرا برطرف كن». اين كه در اين دعا مي خوانيم:

يا محمد يا علي! و يا علي و يا محمد! اكفياني فإنكما كافيان و انصراني فإنكما ناصران.

يعني:

إكفياني بقدرة الله و بإذن الله و انصراني بقدرة الله و بإذن الله.

و اين عين توحيد است و هر كس مي گويد اين شرك است، معني شرك را نفهميده است.

* * * * * * *

سؤال ١٠ :

در مورد اين آيه:

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ

سوره فتح/آيه١٨

در بيعتي كه اصحاب رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در جريان سفر حج كردند، بعد از اين بيعت، لازمه اش اين است كه جمع كثيري از اصحاب با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بيعت كردند و بعد از جريان غدير خم كه ما قائل به ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) هستيم، اين تعداد زيادي از اصحاب كه در جنگ ها شركت داشتند و عده اي شهيد شدند و گرفتاري ها ايجاد شد، بعد از مطرح شدن ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام)، اينها به تدريج خارج شدند. با توجه به اين كه خداوند از اينها اعلام رضايت كرده است، در ادامه مي بينيم كه از اين تعداد نفرات، حدود ١٠ نفر مي مانند و اين لازمه اش اين مي شود كه خروج اكثر، موجب استهجان است و از نظر اصولي هم ايراد دارد كه وقتي يك جمعي به صورت كلي ذكر مي شود كه من از همه شما راضي هستم و در ادامه مي آيد اين تعداد را تحديد مي كند. اين كه خداوند مي فرمايد:

رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ

آن مؤمنين چند نفر بودند؟ آيا در اعتقادات ما فقط به همان چند نفر اطلاق مي شود؟ يا اين كه مؤمنين، جمع كثيري از صحابه و كساني كه با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند اطلاق مي شود؟

جواب ١٠ :

اين كه در بيعت رضوان، خداوند از اينها راضي شده است، ما قبلاً مفصل جواب داده ايم و اين رضايت، مشروط به بقاء در مفاد بيعت است:

إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَي نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفَي بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا

سوره فتح/آيه١٠

هم چنين برادرمان حجت الإسلام و المسلمين يزداني هم مفصل در اين زمينه صحبت كرده اند.

افرادي كه در بيعت رضوان بوده اند، در قتل عثمان شركت داشته اند. أبو الغاديه قاتل عمار بود و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم مي فرمايد:

إن قاتل عمار و سالبه في النار.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص٣٨٧ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٧، ص٢٤٤

ايشان جزء بيعت كنندگان در بيعت رضوان بود. در بيعت رضوان، به تصريح صحيح بخاري و صحيح مسلم، ١٤٠٠ يا ١٥٠٠ نفر شركت داشتند. در قضيه غدير، ١٢٠ هزار نفر شركت داشتند. بحث اين كه تخصيص اكثر، مستهجن مي شود، مشروط بر اين است آنجا بودند. خير، در بيعت رضوان ١٤٠٠ يا ١٥٠٠ نفر بودند و در غدير خم هم ٩٠ هزار تا ١٢٠ هزار نفر شركت داشتند. اين اصلا ارتباطي ندارد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»