سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٤٨٧ - توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه ٠٢

توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه ٠٢

کد مطلب: ٥٦٧٨ تاریخ انتشار: ٢٨ تير ١٣٨٦ تعداد بازدید: ٢١٣٧ سخنراني ها » شبکه سلام توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه ٠٢
شبكه سلام ٨٦/٠٤/٢٨

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٨٦/٠٤/٢٨

آقاي هدايتي

 

يكي از مطالبي كه دست آويز وهابي ها قرار گرفته و توسط آن هجمه شديدي بر عليه شيعيان و پيروان اهل بيت دارند و اين مسأله را مستمسك قرار داده اند براي مشرك دانستن شيعيان و به دنبال آن مهدور الدم و واجب القتل دانستن آن ها، اين است كه مي گويند:

شيعيان معتقد به توسل هستند.

با توجه به اهميت اين مطلب و با توجه به گسترش هجمه وسيع آنها در اين روزها، مي خواهيم در قدم اول اين مسأله را از ديدگاه قرآن بررسي كنيم.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با توسل از منظر قرآن، ما بارها در لابلاي برنامه ها اشاره كرديم بر اين كه مسأله توسل به پيامبر گرامي (صلي الله عليه و آله) يا به پيامبران (عليهم السلام)، يك أمري است كه ريشه در قرآن مجيد و كتاب إلهي دارد و خداوند مشروعيت توسل را براي همگان تثبيت كرده است.

در سوره نساء، آيه ٦٤ صراحت دارد و از محكمات قرآن است كه مي فرمايد:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا.

آنان كه نسبت به خود ظلم كرده اند، استغفار كنند و از پيامبر بخواهند كه او از خداوند براي آنها طلب مغفرت كند.

يعني متوسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بشوند و به واسطه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، از خداوند براي گناهان طلب بخشش كنند.

و هم چنين در سوره يوسف، خيلي صريح تر از اين، فرزندان حضرت يعقوب (عليه السلام) مي گويند:

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ

پدر جان! براي ما از خداوند طلب مغفرت كن.

سوره يوسف/آيه٩٧

چه فرقي است ميان اين و اين كه شيعه مي گويد:

يا رسول الله إشفع لنا عند الله.

يا أمير المؤمنين إشفع لنا عند الله.

هيچ تفاوتي ندارد.

و خداوند از قول حضرت يعقوب (عليه السلام) نقل مي كند:

قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

سوره يوسف/آيه٩٨

البته آيات متعدد ديگري هم هست؛ ولي من به همين دو آيه اكتفاء مي كنم.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

وهابيون معاصر، به هر حال اين آيات را شنيده اند، چه توجيهي نسبت به اين آيات دارند و اينها را چگونه تفسير مي كنند؟

استاد حسيني قزويني

بنده خودم در خود عربستان در جلساتي كه با وهابيون داشته ام، يا با بعضي از وهابيون داخل ايران كه از طريق اينترنت دو سه ماه مشغول بحث و مناظره داشتيم و هم چنين كتابي كه اخيراً در رابطه با توسل در استان سيستان و بلوچستان نوشته شده است، ديدم همگي در توجيه اين دو آيه، اين عبارت را دارند: مثلاً در رابطه با منافقين در ٦٤ سوره نساء، مي گويند، اين منافقين در حق پيامبر ظلم كرده بودند، جنايت كرده بودند، خداوند به آنها مي گويد كه شما برويد از پيامبر عذر خواهي كنيد و در قضيه حضرت يعقوب هم، چون فرزندان حضرت يعقوب در حق پدر ظلم كرده بودند، در حقيقت اين آيات نشان مي دهد به پوزش و تقاضاي بخشش از برادران يوسف نسبت به يعقوب و منافقين نسبت به پيامبر.

بنده جواب دادم كه اگر چنانچه واقعاً قضيه آيه ٦٤ سوره نساء مربوط به عذرخواهي منافقين از پيامبر (صلي الله عليه و آله) است، بايد به جاي «وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ» بگويد، «غفر لهم الرسول : پيامبر (صلي الله عليه و آله) گناهان آنان را ببخشد». در حالي كه مي گويد: پيامبر از خداوند بخواهد كه خداوند گناهان آنان را ببخشد. يعني گناهي است بين مردم و خداوند. البته نزول آيه درباره منافقين، دليل نمي شود كه ما پيام آيه را منحصر به منافقين بدانيم. لذا شما مي دانيد كه تمام فقهاء اهل سنت، اين آيه شريفه را در آداب زيارت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) آورده اند. مي گويند هر مسلماني كه مي آيد كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، اين آيه را بخواند و بگويد:

يا رسول الله! خداوند در قرآن اين گونه فرموده است:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا.

من گناه كرده ام و آمده ام پيش تو و از تو مي خواهم كه از خداوند براي من طلب مغفرت كني.

پس معلوم مي شود كه اين آيه فقط مربوط به منافقين نيست.

و اضافه بر اين كه اگر مختص به منافقين بود، به جاي «استغفر» بايد «و غفر» مي آمد. و هم چنين برادران حضرت يوسف (عليه السلام) مي گويد:

از خدا طلب مغفرت كن.

اگر عذر خواهي بود، بايد مي گفتند:

يا ابانا اغفر لنا.

پدر جان! گناه ما را ببخش.

يعني اين آقايان وهابي، يك توجيهي مي كنند كه كاملا با سياق، نص و صريح آيه منافات و تضاد دارد.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيه ٣٥ سوره مائده:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

درباره چه صحبتي داريد؟ آيا وهابيت در اين باره صحبتي داشته ايد؟

استاد حسيني قزويني

من در بحثي كه با مفتي اعظم عربستان سعودي، جناب عبد العزيز آل شيخ داشتم، ايشان با توجه به رواياتي كه از عايشه نقل كرده اند، مي گويند كه مراد از وسيله، عمل صالح است. در آنجا آقايان توجيه مي كنند و حال آن كه اين توجيه كاملاً اشتباه است. ما روايات متعدد داريم بر اين كه مراد از وسيله، اعم از عمل صالح و واسطه قرار دادن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و افراد صالح است. حتي در رابطه با قضيه آقاي إبن عباس كه جناب عمر وقتي متوسل به او شد، تعبيري دارد:

و اتخذوه وسيلة إلي الله عز و جل فيما نزل بكم.

عمر در قضيه استسقاء به مردم خطاب كرد: حضرت عباس عموي پيامبر را وسيله بين خود و خدا قرار دهيد.

مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص٣٣٤ ـ فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٤٧

* * * * * * *

آقاي هدايتي

اگر وهابي ها قبول دارند كه وسيله عمل صالح است، آيا تعظيم و تكريم بزرگان، عمل صالح نيست؟ رفتن به زيارت بزرگان دين، چون عمل صالح است، پس عمل به آيه ٣٥ سوره مائده است.

وهابيون معاصر نسبت به اين آيات شريفه توجيهاتي داشتند كه پاسخش را شنيديم، آيا درباره توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و صالحان از نظر سنت ما رواياتي داريم و در اين زمينه وهابي ها چه حرفي دارند؟

استاد حسيني قزويني

ما در احاديث ـ چه احاديث شيعه و چه احاديث اهل سنت ـ روايات متعدد داريم. من يك روايتي را كه حتي خود إبن تيميه هم صحت آن را قبول مي كند، اشاره مي كنم. اين روايت را در صحيح ترمذي ـ كه از صحاح سته است ـ از عثمان بن حنيف نقل مي كند:

مرد نابينائي خدمت پيامبر آمد و از حضرت تقاضا كرد كه از خداوند بخواهد بينائي اش را به او برگرداند. حضرت به او فرمودند: اگر بخواهي دعا مي كنم و اگر بخواهي صبر كني، براي تو خير است. گفت: نه، مي خواهم چشمانم شفا پيدا كند. حضرت فرمودند: برو وضو بگير و داخل مسجد شو و اين دعا را بخوان.

من از بينندگان عزيز مي خواهم كه به اين دعا كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به اين شخص ياد مي دهد دقت كنند. اين دعا در بسياري از كتاب هاي اهل سنت نقل شده است و روايت صحيحه هم هست:

أللهم إني أسئلك و أتوجه إليك بنيك محمد نبي الرحمة.

خدايا! از تو درخواست مي كنم و به وسيله نبيت، به تو تقرب مي جويم

عين همان دعاي توسلي كه شيعيان در شب چهارشنبه در سراسر جهان مي خوانند. بعد جالب اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به آن نابينا فرمود كه اين سخن را بگو:

يا محمد! إني توجهت بك إلي ربي في حاجتي هذه لتقضي لية أللهم فشفّعه في.

خدايا من كه محمد را واسطه قرار داده ام براي شفاي بينائي خودم، شفاعت پيامبر را در حق من بپذير.

اين عين همان تعبيري است كه ما در دعاي توسل مي خوانيم.

سنن الترمذي،، ج٥، ص٢٢٩ ـ سنن إبن ماجه، ج١، ص٤٨ ـ مسند احمد، ج٤، ص١٣٨ ـ مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج١، ص٣١٣ ـ منتخب مسند عبد بن حميد، ص١٤٨ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٦، ص١٦٩ ـ صحيح إبن خزيمة، ج٢، ص٢٢٦ ـ الأربعين البلدانية لإبن عساكر، ص٨٥ ـ الأذكار النووية للنووي، ص١٨٤ ـ الجامع الصغير للسيوطي، ج١، ص٢٢٧ ـ رفع المنارة لمحمود سعيد ممدوح، ص١٧ ـ تفسير الآلوسي، ج٦، ص١٢٥ و ١٢٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٦، ص٢٤ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج٣، ص٣٧١ ـ تهذيب الكمال للمزي، ج١٩، ص٣٥٩ ـ دفع الشبه عن الرسول للحصني الدمشقي، ص١٤٩ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١٢، ص٤٠٤ و ...

آقاي إبن تيميه در كتاب مجموع فتاواي، جلد ١، صفحه ٩٥، باب حقيقة قولنا أشهد أن لا اله الا الله و در مجموعه الرسائل و المسائل، جلد ١، صفحه ١٣ مي گويد:

وَ قَدْ رَوَي التِّرْمِذِيُّ حَدِيثًا صَحِيحًا (عَنْ النَّبِيِّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ أَنَّهُ عَلَّمَ رَجُلًا أَنْ يَدْعُوَ فَيَقُولَ: أللَّهُمَّ إنِّي أَسْأَلُك وَ أَتَوَسَّلُ إلَيْك بِنَبِيِّك مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ، يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إنِّي أَتَوَسَّلُ بِك إلَي رَبِّي فِي حَاجَتِي لِيَقْضِيَهَا لِي، اللَّهُمَّ شَفِّعْهُ فِيَّ) وَ رَوَي النسائي نَحْوَ هَذَا الدُّعَاءِ.

آقاي رُفاعي از وهابيون به نام و از ليدرهاي وهابي هاي معاصر است، در كتاب التوسل إلي حقيقة التوسل، صفحه ١٥٨ مي گويد:

لا شك أن هذ الحديث صحيح و مشهور.

هيچ شبهه اي نداريم كه اين حديث هم صحيح است و هم مشهور.

اگر ما هيچ دليلي نداشته باشيم، غير از همين يك روايت، براي ما كفايت مي كند.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

ابن تيميه، چه توجيهي نسبت به اين روايت داشته است؟

وهابي ها مي گويند:

طلب حاجت از مردگان، دو اشكال اساسي دارد:

١. آنها عاجز هستند از اين كه بتوانند حاجت را برآورده سازند.

٢. برآورده كردن حاجت، مخصوص خداوند است و توسل، خواستنِ كار ويژه خداوند از ديگران است و اين باعث مي شود كه ما براي خداوند شريك قائل بشويم.

درباره اين دو اشكالي كه وهابيون درباره توسل مي گيرند، صحبت بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

سؤال حضرت عالي سه بخش دارد: يك بخش اين كه نسبت به همان روايت شفاي نابينا، وهابي ها چه توجيهي دارند.

هم إبن تيميه، هم محمد بن عبد الوهاب و هم لجنه افتاء عربستان سعودي اين مطلب را دارند كه مي گويند در اينجا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه به آن نابينا دستور داد به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل شود، اين در حقيقت متوسل به دعاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شد نه به ذات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله). حال آن كه اگر كسي اندك توجهي به فراز آن روايت بكند، كاملاً مي فهمد كه حرف إبن تيميه و محمد بن عبد الوهاب، حرف بي پايه و بي اساس است. اصلا بحث توسل به دعاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مطرح نيست. آنجا توسل به ذات مقدس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است. تعبير اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به او فرمود:

برو و بگو:

أللهم إني اسئلك و أتوجه إليك بنيك محمد نبي الرحمة.

خدايا! از تو درخواست مي كنم و به وسيله نبيّت، به تو تقرب مي جويم.

آقايان وهابي مي گويند:

أتوجه إليك بدعاء نبيك.

حالا اگر ما آمديم درباره آيه:

وَ جَاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا.

سوره الفجر/آيه٢٢

گفتيم:

جاء أمر ربك.

يا درباره آياتي كه ظاهر آنها را اهل سنت حمل بر تجسيم مي كند، در تقدير گرفتيم، بلا فاصله وهابيت مي گويند كه شيعه، تفسير به رأي كرده است و مشرك شده اند، كافر و واجب القتل اند. ولي اين جا در كلام نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويند كه ما بايد بگوييم:

أتوجه إليك بدعاء نبيك.

و حال آن كه اگر اين جمله را به يك عوام هم بدهيم و ترجمه كنيم، ذات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را خواهد فهميد نه دعاي آن حضرت را.

و بلا فاصله هم مي گويد:

يا محمد! إني توجهت بك إلي ربي.

نمي گويد:

إني توجهت بدعائك إلي ربي.

ما يك اختلاف خيلي عميقي كه با وهابيت داريم، در اين است كه اينها مي گويند توسل به دعاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اشكال ندارد؛ ولي به ذات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) صحيح نيست.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

اصلاً پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در حق آن نابينا دعا نكرده است كه بعد او رفته باشد و به دعاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل شده باشد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با بخش دوم فرمايش حضرت عالي، اينها مي گويند طلب حاجت از مردگان، چون عاجز از قضاي حاجت هستند، دليل بر شرك متوسل است و جناب صنعاني ـ از أهل سنت متأثر از افكار إبن تيميه است ـ در كتاب فتح المجيد، صفحه ١٦٧ صراحت دارد و مي گويد:

إنما الكلام في إستغاثة القبوريين و غيرهم بأوليائهم و طلبهم منهم أمورا لا يقدر عليه إلا الله من عافية المريض و غيرها. جاء الإستغاثة بالمخلوقين الأحياء فيما لا يقدرون عليه.

بنده در هفته گذشته عرض كردم كه در سال ٨٢ كه با جناب مفتي اعظم عربستان، جناب شيخ عبد العزيز آل شيخ بحث داشتيم، من گفتم:

چرا توسل را شرك مي دانيد؟

ايشان گفتند:

پيامبر عاجز از قضاي حوائج است.

من در همان جا جواب دادم:

اگر ملاك شرك، عجز متوسل إليه باشد، اين مختص به مردگان نيست. آيا شما در أحياء و زندگان هم اگر يك فردي به يك عاجزي متوسل شود، مي گوييد كه ايشان مشرك است؟ مثلاً كسي به يك نابينا بگويد كه دست مرا بگير و به آن طرف خيابان ببر. قطعاً نابينا عاجز است. آيا شما اين را شرك مي دانيد؟ عجز متوسل إليه، دليل بر شرك متوسِّل مي شود؟

اگر كسي بگويد: آقاي ديوار! مرا سيرم كن. آيا اين شرك است يا أمر عبث و باطل؟ أمر عبث يك چيزي است و شرك چيزي ديگر.

چطور كه شد توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حال حيات آن حضرت، مرضيّ شارع مقدس است؛ ولي بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تبديل به شرك شده است؟

اما بخش ديگر سخن حضرت عالي كه برآوردن حاجت مخصوص خداوند است، از مطالبي است كه حتي وهابي هاي داخل ايران نيز روي اين مطلب خيلي مانور مي دهند. حتي أذهان بعضي از جوان هاي شيعه را با اين سخنان باطل و بي اساس مشوش مي كنند.

وهابي ها مي گويند:

اگر ما آمديم و به پيامبر و يا امام متوسل شديم و گفتيم:

يا رسول الله اشفع لنا عند الله

يا اين كه مثلاً يك فرد نابينا بيايد حرم حضرت علي و بگويد: يا علي! چشم مرا شفا بده.

اين كارها، كار خدايي است. شما آمده ايد كاري كه مختص به خداوند است از بندگان خدا طلب كرده ايد و اين شرك و كفر است.

ما در اينجا چند جواب مي دهيم:

اگر چنان چه ما مي آييم از آقا امير المؤمنين (عليه السلام)، امام حسين (عليه السلام)، قمر بني هاشم (عليه السلام) و ... تقاضا مي كنيم:

من كور مادر زاد هستم، اين كوري مرا شفا بده.

آيا كسي كه متوسل به حضرت عباس (سلام الله عليه) مي شود، معتقد است كه حضرت عباس (عليه السلام)، خدا و پروردگار است؟ يا اين كه معتقد است حضرت عباس (سلام الله عليه) به إذن خداوند تبارك و تعالي و با آن قدرتي كه خداوند به آنها داده است، مريض ها را شفا مي دهد؟ همان طوري كه در رابطه با حضرت عيسي (عليه السلام) ـ منطق، منطق قرآن است ـ خداوند إحياء أموات را به عهده او گذاشته بود.

خداوند مي فرمايد :

هو الحي القيوم، هو محيي، هو المميت.

اين خداوند است كه مردگان را زنده مي كند؛ ولي حضرت عيسي (عليه السلام) به إذن خداوند مرده را زنده مي كند. حال اگر كسي رفت نزد حضرت عيسي (عليه السلام) و گفت:

يا روح الله! من بچه ام از دنيا رفته است، تقاضا دارم اين بچه مرا زنده كني.

آيا اين شخص كافر شده است و بايد گردنش را زد؟ آيا از حضرت عيسي (عليه السلام) كار خدايي طلب كرده است؟

خود حضرت عيسي (عليه السلام) نيز مي فرمايد:

وَ أُحْيِي الْمَوْتَي بِإِذْنِ اللَّهِ

مردگان را زنده مي كند به إذن خدا.

سوره آل عمران/آيه ٤٩

أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِي الْمَوْتَي بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.

من از گل چيزي به صورت پرنده مي سازم، در او مي دمم، او به إذن خداوند تبديل به پرنده مي شود، كور مادر زاد را به إذن خداوند شفا مي دهم ... .

يعني در حضرت عيسي (عليه السلام)، هم قدرت زنده كردن مردگان و هم خلقت پرندگان است. همان طوري كه حضرت عسي (عليه السلام) به إذن خداوند، مرده را زنده مي كند، كور مادرزاد را شفا مي دهد، پرنده گلي را به پرنده زنده تبديل مي كند، ما معتقديم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) به إذن خداوند قادر هستند براي قضاي حوائج مردم و مي توانند كور مادرزاد را شفا بدهند، مرده را زنده كنند و ... و اين نه تنها شرك نيست؛ بلكه نهايت توحيد است.

نكته ديگر اين كه خداوند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را در دو جاي قرآن در رديف خودش شمرده است. در سوره توبه، آيه ٧٤ مي گويد:

وَ مَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ

اين منافقين انتقام نمي گيرند؛ مگر اين كه خدا و رسولش آنها را بي نياز كرده است.

در اين آيه خداوند مي فرمايد كه خدا و رسول آنها را بي نياز كرده است. اين بي نياز كردن خدا و رسول الله (صلي الله عليه و سلم)، در عرض هم قرار گرفته است. يعني بي نياز شدن مردم به فضل خدا و به فضل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در كنار هم آمده است.

و در آيه ٥٩ مي فرمايد:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آَتَاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلَي اللَّهِ رَاغِبُونَ

اگر اينها به آنچه خدا و رسول او داده اند، راضي باشند ... خداوند از فضل خودش و از رسول خودش به آنها كرم مي كند.

باز هم در اينجا الله و رسول در كنار هم قرار داده شده است. اگر ما به يك وهابي بگوييم كه ما به فضل خدا و فضل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، بي نياز شده ايم، همان جا فورا مي گويند كه شما مشرك شده ايد. همانجا فتوي كفر و شرك را صادر مي كنند. حتي من يك جلسه اي داشتم با رئيس شئون الحرمين در مدينه منوره، يك صحبتي شد و گفتم الحمد لله خداوند به فضل خودش و به كرم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، اين عنايت را كرد، فورا گفت:

نگو به كرم پيامبر. اين شرك و كفر است. بگو بفضل الله و كرمه.

و حال آن كه قرآن صراحت دارد.

جالب اين است كه آقا امام صادق (سلام الله عليه) با جناب آقاي أبو حنيفه رئيس أحناف در اين رابطه يك گفتگويي دارد كه در منابع شيعه زياد است. جناب آقاي عبد الحليم جندي، مشاور مجلس عالي مصر در كتاب الإمام الصادق اين مسأله را نقل مي كند. يعني عالم سني مصري و آن هم مشاور مجلس اعلاي مصر مي گويد روزي أبو حنيفه با امام صادق (سلام الله عليه) غذا مي خورد، آقا امام صادق (عليه السلام) بعد از اين كه غذا را خوردند، فرمودند:

أللهم هذا منك و من رسولك.

خدايا! اين نعمت از تو و از پيامبرت به دست ما رسيده است.

أبو حنيفه گفت:

چرا براي خدا شريك قرار دادي؟

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

قرآن مي گويد:

أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ

و در جايي ديگر نيز آمده است:

سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ

وقتي امام صادق (عليه السلام) اين دو آيه را خواند، أبو حنيفه گفت:

گويا تا به حال نه اين آيه را در قرآن خوانده ام و نه شنيده بودم. الآن از زبان فرزند پيامبر شنيدم.

كنز الفوائد لأبو الفتح الكراجكي، ص١٩٦ ـ وسائل الشيعة (آل البيت) للحر العاملي، ج٢٤، ص٣٥١ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج١٠، ص٢١٦ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج٢٣، ص٥٣٢ ـ شرح إحقاق الحق للسيد المرعشي، ج٢٨، ص٣٥٩ و ٣٦٠ و الإمام جعفر الصادق لعبد الحليم الجندي، ص١٨١ و ١٨٢ و ...

پس با توجه به اين قضيه، اگر ما مي آييم از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يا از ائمه (عليهم السلام) حاجتي مي طلبيم، قضاي آن حاجت، كار خدايي است. ما معتقد هستيم كه خداوند به آنها اين قدرت را داده است كه اين كار خدايي را آنها انجام بدهند. همان طوي كه در ميراندن مردم، خداوند مي ميراند:

اللَّهُ يَتَوَفَّي الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا

سوره زمر/آيه٤٢

از آن طرف هم دارد:

الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ

سوره نحل/آيه٢٨

يعني ميراندني كه از أوصاف و أسماء إلهي است و از صفات ويژه خداوند است و خداوند اراده كرده است كه اين را به جناب عزرائيل و أعوان و أنصار او عنايت كند و هيچ ارتباطي به شرك و كفر ندارد.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

صحبت ها وهابي اين است كه شما كه متوسل مي شويد به مردگان و كساني كه در اين دنيا نيستند، مشكل اساسي اين است كه آنها صداي ما را نمي شنوند. وقتي صداي ما را نمي شنوند، طبيعتا نمي توانند بفهمند كه ما از آنها چه مي خواهيم. وقتي كه ندانند ما از آنها چه مي خواهيم و صداي ما را نشنوند، خيلي واضح است كه نمي توانند براي برآورده شدن حاجت ما اقدام كنند.

در اين باره توضيح دهيد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با اين قضيه، متأسفانه يكي از عقايد خيلي فاسد وهابيت دارند و بر خلاف نظريه تمام علماي اهل سنت، اين است كه مي گويند:

افرادي كه از اين دنيا مي روند، حتي پيامبر ارتباطش يا ما قطع مي شود و صداي ما را نمي شنود.

مثلاً در لجنه عالي عربستان سعودي كه امروز بالاترين مقام علمي وهابيت است ، سؤال كرده اند:

هل يسمع النبي كل دعاء و نداء عند قبره الشريف؟

آيا پيامبر، نداي هر كسي را كه او را صدا بزند و دعا كند، مي شنود؟

جواب داده اند:

إن الأموات عموما لا يسمعون نداء الأحياء من بني آدم و لا دعائهم.

عموم مردگان صداي زندگان را نمي شنوند و دعاي آنها را متوجه نمي شوند.

بعد متأسفانه آمده است به يك آيه از قرآن استناد كرده اند:

وَ مَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ

سوره فاطر/آيه٢٢

بعد مي گويد:

و لم يذكر في الكتاب و لا في السنة الصحيحة علي أن النبي يسمع كل دعاء او نداء من البشر.

ما در هيچ روايت صحيحي نداريم كه پيامبر نداي مردم را و دعاي مردم را مي شنود.

فتاوي اللجنة الدائمه، ج١، ص٤٧٢، إستفتاء٤٢٨٣

و هم چنين در جاهاي ديگر اين عبارت ديده مي شود.

جواب اول

اين كه ايشان مي گويد در هيچ روايت صحيحه اي نداريم كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اسلام ندا و دعاي مردم را مي شنود، در خود صحاح اهل سنت، صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است كه پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) بعد از جنگ بدر، آمد در كنار چاه بدر و آن جايي كه مرده هاي قريش بودند، آنها را صدا زد و فرمود:

أليس قد وجدتم ما وعد ربكم حقا، فاني قد وجدت ما وعدني ربي حقا، فسمع عمر قول النبي صلي الله عليه و سلم فقال: يا رسول الله! كيف يسمعوا و إني يجبوا و قد جيفوا، قال: و الذي نفسي بيده! ما أنتم بأسمع لما أقول منهم و لكنهم لا يقدرون أن يجيبوا، ثم أمر بهم فسحبوا فألقوا في قليب بدر.

آيا شما آنچه را كه خداوند وعده داده بود، حق يافتيد؟ من وعده خدا را حق يافتم. عمر وقتي گفتگوي پيامبر با مردگان بدر را شنيد، گفت: اينها چطور سخن شما را مي شنوند و چطور جواب مي دهند در حالي كه همه مرده اند؟ پيامبر فرمود: قسم به خدايي كه جان من در دست او است! شما شنواتر از آنها نيستيد، آنها بهتر از شما مي شنوند؛ ولي نمي توانند جواب بدهند.

صحيح مسلم، ج٨، ص١٦٣ و ١٦٤ ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج٨، ص٢٠١ ـ الديباج علي مسلم للسيوطي، ج٦، ص٢٠٦ ـ صحيح إبن حبان، ج١٤، ص٤٢٤ ـ تفسير القرطبي، ج٧، ص٣٧٧ ـ تفسير الآلوسي، ج٢١، ص٥٥ ـ إمتاع الأسماع للمقريزي، ج١٢، ص١٦٠ و ...

جواب دوم

اين كه وهابي ها استناد مي كنند به دو آيه:

وَ مَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ

سوره فاطر/آيه٢٢

إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَي

سوره نمل/آيه٨٠

نشان مي دهد كه آنها حتي از مفاهيم قرآني هم كاملاً بي خبر هستند.

إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَي

يعني:

پيامبر! تو نمي تواني سخنت را به مردگان بشنواني.

مگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كنار قبرستان رفته بود و مردگان را موعظه مي كرد و به مرده ها مي گفت كه توحيد چنين است و چنان است؟ كاملاً مشخص است كه خداوند از يك سري مرده دل هاي كه در كنار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هستند سخن مي گويد، از كفار قريش سخن مي گويد. خداوند مي گويد:

اين مرده دلاني كه به ظاهر زنده اند؛ ولي در حقيقت، با مردگان در قبرستان هيچ تفاوتي ندارند، شما نمي توانيد به اين مرده دل ها سخنت را بشنواني.

خدا كفار قريش را به مردگان در داخل قبرها تشبيه كرده است.

جواب سوم

در بحثي كه با جناب آقاي دكتر غامدي از اساتيد برجسته دانشگاه ام القري مكه داشتم، ايشان همين بحث را كرد:

وقتي پيامبران (عليهم السلام)، ائمه (عليهم السلام) و صالحان از دنيا مي روند، صداي ما را نمي شنوند.

من از ايشان سؤال كردم كه هر روز ميليون ها مسلمان نماز مي خوانند و در نمازشان مي گويند:

السلام عليك أيها النبي و رحمت الله و بركاته.

و تمام فقهاء اهل سنت، گفتن اين سلام را واجب مي دانند. حتي خود وهابي ها هم گفتن اين فراز از سلام را واجب مي دانند. جالب اين است كه در همين كتاب فتاوي اللجنة الدائمة، جلد ٧، صفحه ٨، فتواي ٨٥٧١ سؤال كرده اند:

آيا ما مي توانيم به جاي «السلام عليك ايها النبي» بگوييم: «السلام عليه و رحمة الله» يا «السلام علي النبي و رحمة الله»؟ چون سائل در ذهنش اين مطلب بوده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) صداي ما را نمي شنود و سلام خطاب درست نيست.

فتواي بالاترين مقام إفتاي علمي عربستان اين بود:

واجب است هر كسي در نماز اين را بگويد:

السلام عليك إيها النبي و رحمت الله و بركاته.

روايات صحيح داريم كه بايد در نماز به همين صورت ادا شود.

من از دكتر غامدي سؤال كردم كه اين مسلمان ها كه هر روز سلام مي دهند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يا مي شنود يا نمي شوند. اگر مي شنود، پس ـ نستجير بالله ـ اين يك نوع حماقت است. ايشان يك مقداري ماند و گفت:

ما در روايت داريم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده: مردم كه به من سلام مي دهند، خداوند روح مرا از عالم ملأ أعلي بر مي گرداند به جسم من و سلام مردم را جواب مي دهم و دوباره برمي گردم.

گفتم:

آقاي دكتر! آيا مي داني كه شما با اين عبارتت، بالاترين اهانت را به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي كنيد؟

گفت: چطور؟ گفتم:

در هر لحظه اي از لحظات شبانه روز، يك جاي كره زمين حدأقل هزاران نفر مي خوانند و مي گويند السلام عليك ايها النبي. يعني در هر آني، هزار بار روح پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بايد برود و دوباره برگردد. اين سلام به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست، اين زجر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است.

بعد ايشان گفت:

ما يك روايت ديگر هم داريم كه خداوند، ملائكه اي را در روي زمين مأمور كرده است كه سلام مردم را به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ابلاغ مي كنند و جواب سلام را هم از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گيرند و به مردم مي رسانند.

گفتم:

آن ملائكه كه سلام مردم را مي گيرند و در يك تريلي قرار مي دهند و خدمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ابلاغ مي كنند و جواب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را هم مي گيرند و در ١٨ چرخ ديگر مي گذارند و به مردم مي رسانند، همان ملائكه هم عاجز نيستند كه توسل مردم را بگيرند و در يك وانت بار قرار دهند و به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) برسانند و جواب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را هم بگيرند و به مردم برسانند.

دانشجوهايي كه در منزل ايشان نشسته بودند، يك مقداري خنديدند. ايشان جوابي نداشتند و گفتند كه وقت نماز عشاء رسيده است، برويم نماز بخوانيم.

يكي از نكاتي كه ضروري است ما در بحث ها به آن توجه كنيم، همين بحث سلام در نماز است. البته اين جوابي كه بنده دادم نسبت به اين فتواي وهابي ها، خواستم فقط از منظر خود روايات و سنت جواب داده باشم؛ ولي اگر به آيات برسيم، آيات صراحت دارد بر اين كه خداوند درباره شهداء مي فرمايد:

وَ لَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَ لَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ

سوره بقره/آيه١٥٤

چطور مي شود شهدائي كه به أمر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به شهادت رسيده اند، زنده باشند، ولي كسي كه پيامبر شهداء است، او مرده باشد؟!

يا در سوره يس از قول حبيب نجار آمده است:

قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ / بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ

سوره يس/آيه٢٦ـ ٢٧

كاملاً روشن است بر اين كه زنده بوده اند. يا بالاتر از اين، ما در سوه غافر، آيه ٤٥ و ٤٦ داريم حتي آل فرعون مرده نيستند و زنده اند و در عالم برزخ عذاب مي كشند:

النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آَلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ

اين غدو و عشي، يعني صبحگاهان و شامگاهان مربوط به اين دنيا است و گرنه در قيامت صبح و شبي تصور نمي شود.

آقايان اهل سنت اجماع دارند مبني بر اين كه پيامبران (عليهم السلام) نمي ميرند و خداوند بدن پيامبران (عليهم السلام) را بر خاك زمين حرام كرده است. پيامبران (عليهم السلام) زنده هستند و زنده بودن اينها از زنده بودن شهداء به مراتب قوي تر است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا روايات صحيحي در كتب أهل سنت در توسل پيامبران گذشته به پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) وجود دارد؟ در حالي كه پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) هنوز به دنيا نيامده بودند.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با توسل أنبياء (عليهم السلام) گذشته به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، من به يك روايت صحيح و معتبر از صحاح اهل سنت اكتفاء مي كنم. هر چند كه ما در اين باره روايات فراواني داريم. و جالب اين است كه راوي و ناقل اين روايت جناب عمر بن الخطاب است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

حضرت آدم وقتي دچار خطا شد، اين عبارت را خواند:

لما إقترف آدم الخطيئة قال: يا رب! أسألك بحق محمد لما غفرت لي، فقال الله: يا آدم! و كيف عرفت محمد؟ أو لم أخلقه. قال: يا رب! لأنك لما خلقتني بيدك و نفخت في من روحك، رفعت رأسي، فرأيت علي قوائم العرش مكتوبا: لا إله إلا الله، محمد رسول الله. فعلمت أنك لم تضف إلي إسمك إلا أحب الخلق إليك، فقال الله: صدقت يا آدم! إنه لأحب الخلق إلي ادعني بحقه فقد غفرت لك و لولا محمد ما خلقتك.

هذا حديث صحيح الاسناد.

خدايا! تو را قسم مي دهم به آبروي محمد كه مرا ببخشي. خطاب آمد: اي آدم! محمد را چطور شناختي؟ با اين كه من او را هنوز نيافريدم. حضرت آدم جواب مي دهد: آن زماني كه مرا آفريدي و از روح خودت در من دميدي، سرم را بلند كردم و در ستون هاي عرش ديدم كه نوشته شده است: لا اله الا الله، محمد رسول الله. فهميدم كسي كه در كنار لا اله الا الله نامش را گذاشته اي، با آبروترين خلائق تو است؛ چون جز محبوب ترين افراد را در كنار توحيدت قرار نمي دهي. خداوند فرمود: راست گفتي، محبوب ترين خلائق من، محمد است، من تو را بخشيدم. اگر محمد نبود، تو را هم نمي آفريدم.

مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٢، ص٦١٥ ـ دلائل النبوة للبيهقي، ج٥، ص٤٨٩ ـ كنز العمّال للمتقي الهندي، ج١١، ص٤٥٥ ـ رفع المنارة لمحمود سعيد ممدوح، ص١٩٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٧، ص٤٣٧ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج١، ص٩١ و ج ٢، ص٣٩٣ ـ قصص الأنبياء لإبن كثير، ج١، ص٢٩ ـ دفع الشبه عن الرسول للحصني الدمشقي، ص١٣٧ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١، ص٨٥ و ج ١٢، ص٤٠٣ ـ السيرة الحلبية للحلبي، ج١، ص٣٥٤ـ ٣٥٥ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٣٣٦ ـ ٣٣٧ ـ السيرة النبوية - إبن كثير، ج١، ص٣٢٠ ـ الدرر السنية في الرد علي الوهابية لأحمد زيني دحلان، ص٩ ـ المعجم الصغير للطبراني، ج٢، ص٨٢ ـ شفاء السقام للسبكي، ص ١٢٠ ـ وفاء الوفا للسمهودي، ج٤، ص١٣٧١ ـ المواهب اللدنيه، ج٤، ص٥٩٤ و ...

جالب اين است كه زيني دحلان اين روايت را نقل مي كند و مي گويد:

عليك به، فكلّه هدي و نور.

الدرر السنيّة لزيني دحلان، ص٩

آقاي سبكي هم مي گويد روايت صحيح است. قسطلاني هم اين روايت را آورده اند و صحيح اعلام كرده اند. اين خيلي واضح و روشن است كه حضرت آدم (علي نبينا و آله عليه السلام) روزي كه گرفتار خطا مي شود و هنوز رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) به دنيا نيامده است، به وجود مقدس آن حضرت متوسل مي شود. اين هم باز از معجزات اهل بيت (عليهم السلام) و عنايات خداوند به أهل بيت (عليهم السلام) است كه چنين روايتي با سند صحيح آن هم از زبان خود عمر بن الخطاب نقل شده است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

مشكل اساسي وهابيت اين است كه مسائل را از ديد عقل مادي و دنيوي تجزيه و تحليل مي كنند و جهان ماوراء الطبيعه را نگاه نمي كنند. به مسائل معنوي بلند و عظيمي كه وجود دارد توجه نمي كنند...

آيا مدركي در كتب اهل سنت در توسل به پيامبر عظيم الشأن اسلام (صلي الله عليه و آله) قبل از بعثت داريم يا نه؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه ما روايات فراواني داريم. مخصوصاً جناب عبد المطلب وقتي كه در مكه قحطي و خشكسالي آمد، قنداقه آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) را كه شيرخواره بود آورد در كنار كعبه، اين تعبير را داشت:

يا رب! ... بحقّ هذاالغلام إسقنا غيثاً مغيثاً دائماً هاطلاً فلم يلبث ساعة أن طبّق السحاب وجه السماء و أمطر حتّي خافوا علي المسجد.

خدايا! به حق اين نوزاد، باران رحمت خود را همواره و پياپي بر ما به باران. ساعتي نگذشت كه ابر سياهي فضاي مكّه را فرا گرفت و باران شديدي باريد، به گونه اي كه مردم ترس آن را داشتند كه خانه خدا در معرض سيل قرار گيرد.

الملل و النحل، ج١، ص٢٤٠

جناب إبن حجر عسقلاني در الإصابة في تمييز الصحابة، جلد ٨، صفحه ١٣٦، رقم ١١١٨٢، ترجمة رقيقة بنت أبي صيفي بن هاشم مفصل اين قضيه را نقل مي كند و هم چنين در كتاب فتح الباري في شرح صحيح البخاري، جلد ٢، صفحه ٤١٢ و بيهقي در دلائل النبوة، جلد ٢، صفحه ١٢٦ شعري را كه مربوط به همين قضيه است آورده اند:

و أبيض يستسقي الغمام بوجهه

ثمال اليتامي عصمة للأرامل

و هم چنين جناب إبن عساكر از بزرگان اهل سنت قضيه اي را نقل مي كند كه در مكه باز براي بار دوم قحطي آمد، حضرت أبو طالب حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) كه كودكي ٥ ، ٦ساله بوده است آورد و خداوند را قسم داد به آبروي آن كودك كه باران رحمتش را بفرستد، چيزي نگذشت ابري آمد، سراسر مكه را فرا گرفت و باران رحمت آمد و مردم از خوشحالي تشكر كردند و بعد از قول شخصي به نام أبو عرفه نقل مي كند:

أخرج إبن عساكر عن أبي عرفة، قال: قدمت مكة و هم في قحط، فقالت قريش: يا أبا طالب! أقحط الوادي و أجدب العيال، فهلم فاستسق، فخرج أبو طالب و معه غلام يعني النبي (صلي اللّه عليه و آله) كأنه شمس دجي تجلت عن سحابة قتماء و حوله أغيلمه، فأخذ النبي أبو طالب فألصق ظهره بالكعبة و لاذ إلي الغلام و ما في السماء قزعة، قأقبل السحاب من هاهنا و هاهنا و أغدق و اغدودق و انفجر له الوادي و أخصب النادي و البادي و في ذلك يقول أبو طالب.

در زمان قحطي و خشكسالي وارد سرزمين مكّه شدم. مردم اطراف أبو طالب حلقه زده و به وي مي گفتند: اي ابو طالب! اينك قحطي سراسر سرزمين مكّه را فرا گرفته، خانواده ها در معرض نابودي قرار گرفته اند، از خداوند طلب رحمت نما!

أبو طالب به همراه كودك خردسالي كه همان پيامبر بود و مانند خورشيد مي درخشيد و اطراف او غلامان حلقه زده بودند، بيرون آمد و در كنار كعبه قرار گرفت و به رسول الله متوسّل شد و طلب باران نمود. همان وقت ابرها از گوشه و كنار آسمان به هم پيوستند و بارش آغاز شد، به طوري كه تمام صحراها و درّه ها انباشته از آب گرديد، در اين وقت بود كه ابو طالب آن شعر معروف خود را سرود.

و أبيض يستسقي الغمام بوجهه

ثُمال اليتامي عصمة للأرامل

مختصر تاريخ دمشق لإبن منظور، ج١، جزء١، ص١٦٢ ـ الخصائص الكبري للسيوطي، ج١، ص٨٦ ـ السيرة النبوية لزيني دحلان، ج١، ص٤٣

جالب اين است كه در صحيح بخاري، جلد ٢، صفحه ١٥، باب سؤال الناس الإمام الإستسقاء إذا قحطوا شعري را از حضرت أبو طالب نقل كرده است:

در مدينه قحطي آمد و باران نمي آمد، حضرت دعا كرد، باران آمد و بعد شعر حضرت أبو طالب را خواند:

و أبيض يستسقي الغمام بوجهه

ثُمال اليتامي عصمة للأرامل

از اين قضايا در تاريخ بسيار فراوان است؛ ولي اين دو نمونه در منابع معتبر و مورد تأييد آقايان اهل سنت آمده است.

آقايان اهل سنت به شيعه اعتراض مي كنند كه شما نسبت به صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت مي كنيد؛ ولي خود آنها نسبت به حضرت أبو طالب پدر امير المؤمنين (عليه السلام) كه احدي به اندازه أبو طالب به پيامبر خدمت نكرده است و كسي در نشر، تقويت و گسترش اسلام به اندازه حضرت أبو طالب (سلام الله عليه) دخيل نبوده است، با كمال تأسف در كتاب ها، سخنراني ها و مقالات شان از أبو طالب به عنوان يك كافر و اهل جهنم و معذب در عذاب جهنم ياد مي كنند. اين واقعاً جاي تأسف بسيار دارد. اگر فرصتي شد ما يك جلسه در رابطه با ادله محكم و قوي از منابع معتبر اهل سنت در ايمان آقا أبو طالب عرض خواهيم كرد.

* * * * * * *

سؤال:

من ملازاده هستم. سوره فاطر، آيه ١٣ و ١٤، تمام گفته هاي جناب آقاي قزويني را رد مي كند. اينجا مي فرمايد:

وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ

آيا اين مِنْ دُونِهِ ، غير از خداوند، شامل همه مي شود يا نه؟ آيا پيامبران، ائمه و صالحان خداوند هستند؟ قرآن به صريح عبارت مي فرمايد:

همه آنچه را غير از خدا مي خوانيد، به اندازه پوسته هسته خرما مالك نيستند.

بعد به اين هم اكتفا نمي كند و مي فرمايد:

إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَ لَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ

اگر شما آنها را بخوانيد، آنها صداي شما را نمي شنوند. اگر هم بشنوند، نمي توانند دعاي شما را اجابت كنند. روز قيامت به شرك تان كافر مي شويد. هيچ كسي به انداه خداوند به شما خبر نمي دهد.

باز به اين هم إكتفاء نمي كند و در سوره سبأ، آيه ٢٢ و ٢٣ مي فرمايد:

قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَ لَا فِي الْأَرْضِ وَ مَا لَهُمْ فِيهِمَا مِنْ شِرْكٍ وَ مَا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ

وَ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ إذن لَهُ حَتَّي إِذَا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ

كساني را كه غير از خداوند به پندار خودتان صدا مي كنيد، به اندازه ذره اي در آسمان و زمين مالك نيستند. شريك هم نيستند، شفاعت هم در نزد آنها فايده اي ندارد. مگر كساني كه خداوند اجازه بدهد.

پس خداوند شنيدن را از آنها نفي مي كند، اگر هم بشنوند، استجابت دعا را از آنها نفي مي كند. چرا شما به روايات استناد مي كنيد؟

شما اصحاب پيامبر را مرده دل مي ناميد. اما أبو طالب را شخصيت برجسته جهان اسلام مي دانيد. فكر نمي كنيد كه اين تناقض باشد؟ آيا كساني را كه خداوند به آنها وعده جنت داده است، مهاجرين و انصار و از جمله آنها رهبرشان، ابوبكر و عمر و عثمان و علي هستند، اينها را مرده دل مي دانيد؟ صد هزار دلار جايزه گذاشته اند كه شما ثابت كنيد كه مذهب شما، عقايد شما، عقايد أهل بيت (عليهم السلام) است.

جواب

يكي از ويژگي هاي وهابيت كه ما إن شاء الله مفصل صحبت كرديم و صحبت نيز خواهيم كرد، اين است كه همانند خوارج، آياتي را كه درباره كفار نازل شده است و درباره بت پرست ها آمده است، آنها را مي آورند و در حق شيعيان تفسير مي كنند.

اين آيه:

وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ

چه ارتباطي دارد به توسل بر پيامبران (عليهم السلام)؟ همان طوري كه إبن تيميه و محمد بن عبد الوهاب هم همين عبارات را مي آورند. حتي ايشان مي گويد كه فرقي بين شيعه كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را واسطه قرار مي دهند و بت پرست ها كه بت ها را واسطه قرار مي دادند و مي گفتند:

هؤلاء شفعائي عند الله

هيچ تفاوتي نيست. آقاي ملازاده! وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ، يعني آن كسي كه بر خلاف خداوند متوسل مي شوند. اگر كسي به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل مي شود، توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، دون خدا نيست؛ خلاف خدا نيست. توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، توسلي كه قرآن او را مشروع دانسته است و مي فرمايد:

وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

سوره نساء/آيه٦٣

قرآن درباره حضرت يعقوب مي فرمايد:

أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ

سوره يوسف/آيه٩٧

حدأقل اين آيه را مي خوانديد. توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام (عليه السلام)، توسل من دون الله نيست؛ توسل إلي الله است. يا اين كه مي خوانيد:

إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا

سوره فاطر/آيه١٤

و آن را به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تفسير مي كنيد؛ در حقيقت بالاترين جسارت را به آن حضرت مي كنيد. يعني پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را آورده ايد با بت هاي بت پرستان ـ نستجير بالله ـ يك سان كرده ايد. آقاي سُبْكي و آقاي سمهودي مي گويند:

چقدر قبيح و بي حياء هستند آنهايي كه مي آيند و پيامبر را با بتِ بت پرستان يك نواخت مي دانند و مي گويند: همان طوري كه بت ها صداي ما را نمي شنود، پيامبر هم صداي ما را نمي شود.

من قبلاً جواب داده ام كه اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي شنود، شما اشتباه مي كنيد كه هر روز ٥ مرتبه مي گوييد:

السلام عليك أيها الني و رحمة الله و بركاته.

اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي شنود، آقاي إبن قدامه مقدسي، بالاترين فقيه شما ها است، در كتاب المغني صراحت دارد:

وقتي آمديد كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين آيه را بخوانيد كه خداوند فرموده است:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا.

يا رسول الله! من پيش تو آمده ام، از گناهانم استغفار مي كنم و تو را بين خودم و خدا شفيع قرار مي دهم.

پس اين زيارت نامه هايي كه علماء شما، حتي فقهاء حنابله در كتاب هاي فقهي آورده اند، حذف كنيد. نؤمن ببعض الكتاب و نكفر ببعض نباشيد. در رابطه با صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه شما مي گوييد ما آنها را مرده دل گفته ايم ، اينها همه إفترائي است بر شيعه. شيعه به صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مرده دل نمي گويند. صحبت با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را يك مقام رفيع مي دانند؛ ولي قائل به عدالت همه صحابه نيستند. قرآن و سنت و آنچه كه در تاريخ بر صحابه گذشته، شهادت مي دهند كه صحابه هم همانند بقيه مردم هستند. در ميان آنها هم عادل بوده اند و فاسق هم بوده است. آيه شريفه:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَي مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ

سوره حجرات/آيه٦

صراحت دارد كه برخي از صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) همانند وليد بن عقيه فاسق بوده است و اين كه عبد الرحمن برّاج هزار دلار معين كرده است، اين آقا اگر مردانگي دارد و واقعاً جرأت دارد بيايد با يكي از علماء ما شروع كند به بحث كردن. جناب آقاي ملازاده! ما بحث با جناب عالي را شروع كرديم و تصميم هم داشتيم كه ادامه بدهيم. ولي حضرت عالي فرداي همان شبي كه با هم مناظره كرديم، در آن شبكه خودتان شروع كرديد به فحاشي كردن، اهانت كردن و جسارت كردن. هم نسبت به شبكه سلام اهانت كرديد، هم نسبت به بنده و هم نسبت به علماء و فقهاء شيعه فحاشي كرديد. ما با كسي كه حاضر نيست جلوي فحاشي و اهانت خود را بگيريد، حاضر نيستيم بحث كنيم. ما الآن اعلام مي كنيم كه نه تنها در داخل؛ بلكه در خارج از كشور، از آقايان وهابيون يا از علماء اهل سنت كه داراي كرسي تدريس در حوزه علميه يا دانشگاه هستند و نظرات آنها براي اهل سنت حجت است، حاضريم مناظره كنيم.

من حتي برنامه جناب عالي را چند روز بعد از آن گوش مي كردم، اكثر اهل سنت به شما مي گفتند كه آقاي ملازاده، مگر تو نماينده ما بودي و رفتي با فلاني بحث كردي كه آبرو و حيثيت ما را بردي؟ من تمام صحبت هاي جناب عالي را ضبط شده دارم. خود اهل سنت به جناب عالي اعتراض مي كردند.

چه عبد الرحمن برّاجي باشد، چه حلاوي، چه جبرين و... كه افرادي مزدوري هستند در خدمت دشمنان اسلام و دشمنان قرآن هستند و هر روز فتواهاي ضد ديني صادر مي كنند، به فكر اين باشند كه از اين صد هزار دلار ها كه از اربابان شان مي گيرند و ول خرجي مي كنند، به جاي اين حدأقل نظريه برّاج را ببينيد كه هيأت افتاي عربستان سعودي قبول دارند؟ آيا نظريه برّاج را خود علماء كبار عربستان سعودي قبول دارند؟ يا اين كه اين آقا جزء مطرودين و منفورين در داخل عربستان سعودي است. اصلا دولت عربستان سعودي، نظريه برّاج و بن جبرين را قبول دارد كه شما سنگ آنها را به سينه مي زنيد؟

* * * * * * *

آقاي هدايتي

اين آقاي برّاج و بن جبرين همان كساني هستند كه بعد از تخريب حرم امامين عسكريين (عليهما السلام) در سامرا به همديگر تبريك گفتند.

جناب آقاي قزويني سؤال اول را نيز پاسخ دهيد.

استاد حسيني قزويني

البته قضيه سر بريدن فتوايش توسط إبن تيميه آغاز شد. خود إبن تيميه اولين فتوايي كه داد، اين بود:

اگر كسي متوسل بشود بر پيامبران و اولياء، مهدور الدم است و قتلش واجب است.

هفته قبل، از كتاب زيارة القبور، صفحه ١٥٦ آورديم. ولي از آن جايي كه نظريه إبن تيميه با مخالفت شديد علماي اهل سنت مواجه شد و او را زنداني كردند و عاقبت هم در زندان از دنيا رفت، افكار إبن تيميه فراموش شد تا محمد بن عبد الوهاب آمد و اين قضايا را از نو شروع كرد و فتوي بر كفر همه مسلمان ها، نه شيعه داد. در كتاب عنوان المجمد كه تاريخ عربستان سعودي در آن نوشته شده است، خود آقاي عثمان بن عبد الله مورخ آل سعود است. در همان سال ١١٥٧ هجري قمري كه تقريبا دولت وهابيت در منطقه نجد آغاز گرديد، پيماني كه ميان محمد بن سعود و آقاي محمد بن عبد الوهاب ايجاد شد و به روستاهاي رياض و... حمله كردند و مسلمانان را كشتند، مغازه ها را غارت كردند، زراعت ها را آتش زدند؛ حتي در همين كتاب عنوان المجد، صفحه ٦٧ ايشان مي گويد كه لشكر آقاي عبد العزيز وارد منقطه حره شدند و پس از طلوع فجر به دستور عبد الله پسر عبد العزيز، تير اندازان به صورت دسته جمعي به طرف شهر تير اندازي كردند؛ به طوري كه شهر حره به لرزه درآمد، تعدادي از زنان حامله سقط كردند بچه هاي خودشان را. حتي در اطراف رياض كه افرادي را كه از بچه ها و زنان كه در حال فرار بودند، اينها را دنبال كردند و قتل عام كردند.

فما دخل عبد العزيز الرياض، وجدها خالية من اهلها الا قليلاً فسارو في حصرهم يقتلون و يغنمون.

آن هايي كه از شهر فرار كرده بودند از دست وهابي ها، دنبال كردند، همه فراري ها را به قتل رساندند و اموالي را كه با خودشان مي بردند، به عنوان غنائم جنگي تصرف كردند.

حتي در خود كتاب الدرر السنية آقاي زيني دحلان، صراحت دارد:

محمد بن عبد الوهاب گفت: اگر كسي در وسط اذان بخواهد بر پيامبر اسلام صلوات بفرستد، بايد گردنش زده بشود. يك مرد صالحي كه نابينا بود، رفت بالاي مأذنه و در كنار اذان بر پيامبر صلوات فرستاد. اين مؤذن را از بالاي مأذنه كشيدند پايين و به جرم اين كه بر پيامبر صلوات فرستاده بود، گردنش را زدند.

اين مطلب را علماء شيعه نگفته اند؛ بلكه آقاي زيني دحلان مفتي مكه مكرمه در كتاب فتنة الوهابية، صفحه ٢٠ مي گويد. جالب اين است كه خود زيني دحلان مي گويد كه ما اگر بخواهيم اين طور جنايات بشماريم، كتاب ها و دفترها پر كنيم. به قول ما، مثنوي هفتاد من كاغذ شود.

* * * * * * *

سؤال:

آنها خلفاء راشدين را چهار نفر مي دانند. در مورد آقايان ابوبكر، عمر و عثمان، دوستان شان را دوست دارند و دشمنان شان را لعن مي كنند. اما چرا وقتي نوبت به خليفه چهارم آنها مي رسد، دوست شان دارند؛ اما بر دشمنان شان لعن نمي كنند؟ مثل طلحه، زبير، عايشه كه با امام علي (عليه السلام) جنگيدند.

جواب:

بلي، اينها نه تنها نسبت به دشمنان امير المؤمنين (عليه السلام) ناسزا نمي گويند؛ بلكه دشمنان آن حضرت را تعريف و تمجيد هم مي كنند. من يكي دو نمونه عرض كنم تا معلوم بشود كه اين آقاياني كه دم از محبت اهل بيت مي زنند، امير المؤمنين (عليه السلام) را به عنوان خليفه چهارم مي دانند، دروغ مي گويند.

در رابطه با حريز بن عثمان، خود إبن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب دارند:

اين شخص هر روز صبح ٧٠ مرتبه امير المؤمنين (عليه السلام) را لعنت مي كرد، شب هم ٧٠ بار تكرار مي كرد.

قيل ليحيي بن صالح: لم لم تكتب عن حريز؟ فقال: كيف أكتب عن رجل صليت معه الفجر سبع سنين، فكان لا يخرج من المسجد حتي يلعن عليا سبعين مرة. و قال إبن حبان: كان يلعن عليا بالغداة سبعين مرة و بالعشي سبعين مرة.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٢١٠ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج١٠، ص١٢٤ ـ تهذيب الكمال للمزي، ج٥، ص٥٧٧ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٨، ص٢٦٢ ـ فتح الملك العلي لأحمد بن الصديق المغربي، ص١١٠

درباره اين شخص از احمد بن حنبل رئيس حنابله، سؤال كردند كه حريز چه جور آدمي است، گفت:

ثقة، ثقة، ثقة.

تهذيب الكمال للمزي، ج٥، ص٥٧٢ و ٥٧٣ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٢٠٨

من از اين نمونه ها بيش از صد مورد دارم كه كساني كه نسبت به علي (عليه السلام) جسارت مي كردند، اينها توثيق كرده اند.

خالد بن عبد الله كه حتي معتقد بود امير المؤمنين ـ نستجير بالله ـ در قعر جهنم است، درباره اين شخص آقايان رجال نويس اهل سنت، چقدر توثيق كرده اند. آقاي إبن حبان در الثقات، جلد ٦، صفحه ٢٥٣ مي گويد آقاي خالد بن عبد الله از ثقات است. إبن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب، جلد ٣، صفحه ٨٨ از او تجليل مي كند.

از اينها بالاتر، آقاي عمران بن حطان كسي كه درباره قاتل امير المؤمنين (عليه السلام)، عبد الرحمن بن ملجم مرادي، اشعاري سروده است:

يا ضربة من تقي ما أراد بها

إلا ليبلغ عند الله رضوانا

إني لا ذكره يوما فأحسبه

أو في البرية عند الله ميزانا

اي ضربه شصتي از إبن ملجم متديني كه اراده كرد به آن ضرب شصتش مگر اين كه خواست با اين شمشيرش به عرش أعلاي خدا برسد ... .

المغني لعبد الله بن قدامه، ج١٠، ص٨٦ ـ الشرح الكبير لعبد الرحمن بن قدامه، ج١٠، ص٧٦ ـ المحلي لإبن حزم، ج١٠، ص٤٨٤ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص١١٢٨ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج١٣، ص٢٤١ و المواقف للإيجي، ج٣، ص٦٩٨ ـ أضواء علي السنة المحمدية لمحمود أبو رية، ص٣١٢ ـ تفسير السمعاني ، ج٣، ص٣٨٤ ـ تفسير الآلوسي، ج٨، ص١٦٨ ـ أضواء البيان للشنقيطي، ج٣، ص١٢٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٣، ص٤٩٥ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٤، ص٢١٥ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٥، ص٢٣٢ و ٢٣٣ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٣، ص٦٥٤ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج١٨، ص١٧٤ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٧، ص٣٦٤ ـ شرح المواقف للقاضي الجرجاني، ج٨، ص٣٩٣ و ...

درباره همين عمران بن حطان، آقاي بخاري روايتش را در صحيحش آورده است. هم چنين إبن حجر عسقلاني و مزّي و عجلي مي گويند ايشان از ثقات است.

تهذيب الكمال للمزي، ج٢، ص٣٢٢ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٨، ص١١٣ ـ تاريخ ثقات، ص٣٧٣، شماره ١٣٠٠

در رابطه با آقا امام حسين (عليه السلام)، شكي نيست كه فرزند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است. ببنيد كه درباره عمر بن سعد، قاتل امام حسين (عليه السلام) چه دارند. إبن حجر عسقلاني مي گويد:

قال العجلي كان يروي عن أبيه و هو تابعي ثقة و هو الذي قتل الحسين.

تهذيب الكمال للمزي، ج٢١، ص٣٥٧ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص٣٩٧

جالب اين است كه يحي بن معين از رجاليون اهل سنت است ـ به قدري آش، شور شده كه آشپز هم صدايش درآمده است ـ از او سؤال كردند:

عمر سعد ثقه است؟ گفت:

كيف يكون من قتل الحسين ثقة.

چطور مي شود كه قاتل حسين ثقه باشد؟

الجرح و التعديل لإبن معين، ج٦، ص١١١

از دوستان ما تقاضا داريم كه يك بام و دو هوا درست نكنند. واقعاً اگر بنا است كه دست از اهانت به خلفاء ـ ابوبكر و عمر و عثمان ـ برداريم، ما هم با آنها هم صدا هستيم و هرگونه اهانت به خلفاء و صحابه را به پيروي از مراجع عظام مان، خلاف مي دانيم. ولي آنها هم بيايند جسارت هايي كه به امير المؤمنين (عليه السلام) در كتاب هاي شان شده است و نسبت به دشمنان امير المؤمنين (عليه السلام) توثيق كرده اند، تجديد نظر كنند. قضيه تحريم اهانت به صحابه، اتوبان يك طرفه نيست كه فقط شيعه بايد رعايت كند. ما معتقد هستيم كه هم شيعه و هم سني مطالبي را بيان كنند كه عواطف و احساسات طرف مقابل را جريحه دار كند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»