سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٣٥ - لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي

لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي

کد مطلب: ٥٣٦٨ تاریخ انتشار: ١٢ شهریور ١٣٩١ تعداد بازدید: ٢٣٦٦ سخنراني ها » شبکه ولايت لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
حبل المتين ٩١/٠٦/١٢

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١٢ / ٠٦ / ٩١

مجري:

به مناسبت شهادت حضرت سيد الشهداء، حضرت حمزه سلام الله عليه و همچنين به مناسبت رحلت حضرت عبد العظيم حسني عليه السلام كه در شهر ري مدفون هستند، عرض تسليت داريم.

استاد قزويني:

همان طوري كه عزيزمان هم اشاره كردند، امروز مصادف بود با شهادت جانسوز حضرت حمزه سيد الشهداء كه در اثر خيانت صحابه پيغمبر و عدم پيروي از دستورات نبي مكرم، باعث شد كه سپاه اسلام شكست بخورد.

در نتيجه٧٠ نفر از ياران با وفاي نبي مكرم به درجه رفيعه شهادت رسيدند، به ويژه حمزه سيد الشهداء، حمزه اي كه از همان آغاز نبوت يار و ياور و ناصر و مدافع پيغمبر بود.

در همان زماني كه ديگران مشغول بت پرستي بودند و تازه مسلمان شده ها را به انواع مختلف شكنجه مي كردند و مسلمان ها از ترس آن ها به حبشه هجرت كردند، در آن زمان حمزه، بزرگ مدافع نبي گرامي بود.

شهادت جانسوز حمزه در قلب مطهر نبي مكرم تأثير عجيبي گذاشت كه در بعضي از روايات است:

ما رأينا رسول الله صلي الله عليه وسلم باكيا قط أشد من بكائه علي حمزة بن عبد المطلب.

ذخائر العقبي في مناقب ذوي القرب، ج١، ص١٨١

ما نديديم كه پيغمبر اكرم صلي اله عليه وآله براي كسي گريه كند، آن چنانكه براي حمزه گريه مي كرد.

جنازه حمزه را مثله كردند.

همان هايي كه بعداً مدعي وراثت پيغمبر را داشتند و خلافت پيغمبر را تصاحب كردند و بساط جنايت را بر اسلام و مسلمين گستردند، همان ها، بدن پاك حمزه سيد الشهداء را قطعه قطعه كردند.

مادر همين معاويه اي كه آقايان بدون (رضي الله عنه) از او نام مي برند، جگر سيد الشهداء را درآورد و به عنوان شماتت و زخم زبان براي مسلمين و از قطعات بدنش براي خودش گردن بندي درست كرد؛ جنايتي كه وحشي ترين ارتش دنيا مرتكب نشده است، اين ها در جنگ احد مرتكب شده اند.

وقتي نبي مكرم با جنازه قطعه قطعه شده حمزه مواجه شد:

وضعه في القبلة ثم وقف علي جنازته وأنحب حتي نشغ، حتي بلغ به لغشي من البكاء يقول : يا حمزة يا عم رسول الله وأسد رسوله : يا حمزة.

شرح مسند أبي حنيفة، ج١، ص٥٢٦

او را طرف قبله قرار داد و رو به روي جنازه، آن چنان با سوز ناله كرد، نبي گرامي از شدت گريه و مصيبت افتاد و غش كرد و مي فرمود: يا عموي رسول الله و شير رسول خدا، يا حمزه.

اولين نوحه سرايي و عزاداري را نبي مكرم در عزاي حمزه سيد الشهداء بنيان گذاري كرد. هزاران مرگ و لعنت بر اين وهابيت كه امروز با تمام توان در برابر عزاداري براي مردان خدا ايستاده اند.

نبي گرامي شروع كرد نوحه سرايي و عزاداري و فرمود:

يا حمزة يا عم رسول الله وأسد رسوله : يا حمزة يا فاعل الخيرات، يا حمزة يا كاشف الكرب، يا حمزة يا ذاب عن وجه رسول الله صلي الله عليه وسلم.

شرح مسند أبي حنيفة، ج١، ص ٥٢٦

نوحه سرايي و عزاداري كه شاخ و دم ندارد، آيا از اين بهتر و از اين واضيح تر؟

نبي گرامي اسلام در كوچه هاي مدينه ديد، تمام خانواده هاي شهداء براي شهيد خود گريه مي كنند؛ ولي خانه حمزه تاريك است و كسي نيست كه براي حمزه گريه كند.

نبي گرامي، قطعات اشك بر چهره اش سرازير شد و فرمود:

لكن حمزة لا بواكي له.

مجمع الزوائد، ج٦، ص١٢٠

عموي من حمزه گريه كن ندارد. زنان انصار (نه مهاجرين) وقتي شنيدند كه نبي گرامي فرمود: عمويم عزادار و گريه كن و نوحه سرا ندارد، جمع شدند و شروع كردند دست جمعي براي حمزه عزاداري و نوحه سرايي كردند.

جناب ابن سعد كه متوفاي ٢٣٠ هجري است مي گويد:

فلم تبك امرأة من الأنصار بعد ذلك إلي اليوم علي ميت إلا بدأت بالبكاء علي حمزة ثم بكت علي ميتها.

الطبقات الكبري، ج٣، ص١١

زنان انصار رسم شان اين است كه اگر يك عزيزي را از دست دهند، جمع مي شوند و اول براي حمزه عزاداري مي كنند و بعد براي عزيز خودشان عزاداري مي كنند.

نزديك ٢٢٧ سال بعد از شهادت حمزه است.

اين تعبير را آقاي احمد بن حنبل كه متوفاي ٢٤١ است مي نويسد:

فَهُنَّ الْيَوْمَ إِذاً يَبْكِينَ يَنْدُبْنَ بِحَمْزَةَ.

مسند أحمد بن حنبل، ج٢، ص٤٠

زنان انصار تا امروز وقتي بخواهند عزاداري كنند، اول عزاداري براي حمزه مي كنند.

خود ابن كثير دمشقي سلفي اين روايت را نقل مي كند و مي گويد:

وهذا علي شرط مسلم.

البداية والنهاية، ج٤ ، ص٤٨

صحيح است و شرط آقاي مسلم در اين روايت است.

ما هم به نوبه خودمان، اين شهادت جانسوز را به روح پاك نبي مكرم، اميرالمؤمنين و صديقه طاهره و فرزند برومند علي، بقية الله الاعظم ارواحنا فداه، تسليت و تعزيت عرض مي كنيم.

خدا را سوگند مي دهيم كه به آبروي حمزه سيد الشهداء، پاداش ما را فرج مولاي مان بقية الله الاعظم قرار دهد.

مجري:

چرا بايد از مسائل مذهبي و عقيدتي تحقيق كرد و تقليد در آن درست نيست؟

نظر علماي بزرگ اهل سنت در اين زمينه چيست؟

استاد قزويني:

من قبل از آن كه فرمايش حضرت عالي و سؤال تان را جواب دهم، نكاتي را به عنوان تذكر خدمت بينندگان عزيز و برخي از شبكه هاي وهابي معاند و نواصب و خوارج عرض كنم.

ما بار ها گفته بوديم كه يكي از بهترين راه رفع اختلافات ميان وهابيت و شيعه كه در حد تكفير آمده است، گفتگوي دوستانه و مناظره و حوار است كه در يك محيط آرام، انديشمندان وهابي و شيعه جمع شوند و با هم صحبت كنند.

اگر چه ما بر اين باور هستيم كه آقايان وهابي ها آدم هاي معاندي هستند، اگر نبي مكرم هم زنده شود و بفرمايد: عقائد شيعه حق و عقائد وهابيت باطل است، يقين داريم اين ها از پيغمبر اكرم هم نمي پذيرند.

در ميان وهابيت افرادي هستند، به ويژه جوان هاي تحصيل كرده و اساتيد كه قلب خوب و وجدان آگاهي دارند و حقيقت براي آن ها روشن شود، آن ها از اين روش و منهج باطل دست بر مي دارند يا حداقل برخي از اهل سنت كه تحت تأثير تبليغات وهابيت شايد قرار گرفته باشند، اين ها متوجه شوند كه وهابيت حرفي براي گفتن ندارد و بساط وهابيت فقط براي مبارزه با قرآن و اهل بيت عصمت و طهارت تأسيس شده است.

تأسيس وهابيت توسط استعمارگران و دشمنان اصلي اسلام صورت گرفته است.

ما بارها گفتيم و تقاضا كرديم و مراجع عظام ما بارها گفتند: ما آماده هستيم كه بزرگان و مفتيان و مفتي اعظم عربستان سعودي بيايند تا با هم صحبت كنيم.

مگر نمي گوييد: شيعه مشرك است.

بياييد در يك رسانه جهاني ثابت كنيد تا قضيه روشن شود.

متأسفانه تا الآن بيش از ٦ سال است كه حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي و حضرت آيت الله العظمي سبحاني و حضرت آيت الله العظمي نوري همداني و حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني، و ديگران اعلام كردند كه ما آماده هستيم براي مناظره؛ ولي متأسفانه تا الان پاسخ نداده اند.

ما هم به عنوان فرزند حوزه و شاگردان اين مراجع بزرگوار كه افتخار دست بوسي اين بزرگواران را داريم، بارها گفتيم؛ ولي اين آقايان هر دفعه يك بساطي را درآوردند.

هر روزي يك بساطي را پهن كردند، تا اين كه چند شب قبل گفتند: ما ٣٠ خط گذاشته ايم تا مراجع عظام زنگ بزنند.

مراجع عظام شما را عددي حساب نمي كنند و اگر ما هم بحث مي كنيم به خاطر قضيه ديگري است.

من همين دو سه روز قبل با يكي از بزرگواران منزل حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي بوديم كه حضرت آيت الله جزايري هم تشريف داشتند كه از خوزستان آمده بودند، ايشان گفت: هر وقت و هر ساعتي كه مفتي اعظم عربستان سعودي آمد و آماده شد، هر ساعتي از شبانه روز بود به من اعلام كنيد و هر كاري هم كه داشته باشم، كنسل مي كنم و مي آيم با ايشان مناظره مي كنم.

آقايان اگر راست مي گويند، بروند ايشان را بياورند.

مراجع ما كه بارها اعلام كردند.

شما اين كارشناساني را كه آورديد، ما به آن ها احترام مي گذاريم و مي گوييم بياييد براي مناظره؛ گرچه مي دانيم مرد علم نيستيد.

خدا را ما شاكر هستيم كه دشمنان اهل بيت از افراد جاهل و بي سواد شكل گرفته اند؛ حتي از يك فرد عادي و از يك كارمند بهزيستي و معلم و دبير فيزيك، وحشت دارند.

يك جوان آموزش و پرورش كه زنگ مي زند و يك سؤالي مي كند، كارشناس شان مي گويد: من تمركزم را از دست دادم و گيج شده ام يا مي گويند: اگر ما مي دانستيم كه آقاي ابو القاسمي زنگ زده است، وصل نمي كرديم و اين طور آبرو ريزي نمي شد.

خود آن آقا مي گويد: من گفته بودم كه اين آقا را وصل نكنيد.

تمام مردم دنيا ديدند كه ديشب دوستان ما شماره شبكه را مي گرفتند و همه هم مي ديدند.

مجري شان مي گويد: اين ها به خانه هايشان زنگ مي زنند و به خانم شان گفته اند كه تلفن را اشغال كن تا بوق اشغال بزند و ما مانور دهيم، اين حربه ها كهنه شده است.

دوران اين روش هاي پوسيده و تاريخ مصرفش گذشته و تمام شده است.

من گمانم كه زن و بچه شما هم در خانه به ريش شما مي خندند.

بيش از اين آبرو و حيثيت خود را بيش از اين نبريد؛ گرچه چيزي نداشتيد؛ ولي بيش از اين خودتان را رسوا نكنيد.

ما گفتيم: با هر كدام از كارشناسان شما گفتگوي دوستانه داشته باشيم و اسم آن را هم مناظره نمي گذاريم.

گفتيم: استديو به استديو، الآن آن زماني كه كسي تلفن بزند و شما هر ساعتي كه خواستيد، تلفن را قطع كنيد و بگوييد: خودش قطع كرد، اين مانورهاي شيطاني هيچ فايده اي ندارد. شما استديو داريد و ما هم استديو داريم و خيلي راحت ارتباط برقرار مي كنيم و بهترين راه، همين است.

الان در شبكه هاي جهاني، بي بي سي و العربيه و الجزيره يا شبكه هاي جمهوري، دو يا سه استديو را در يك زمان با هم لينك مي كنند و تمام مردم دنيا هم مي بينند.

ما گفتيم: در يك كشور سومي آمادگي داريم، دوستان شما بيايند و ما هم خودمان يا دوستان مان آن جا مي آيند و با هم صحبت كنيم و مردم دنيا هم ببينند. ما فقط مي خواهيم كه مردم ببينند و قضاوت كنند و كاري به تفكرات شما و قبول يا عدم قبول شما نداريم.

شما مفتي اعظم تان را بياوريد، اين چهار مرجع مخصوصا حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي گفتند: من هر ساعتي كه باشد، مفتي اعظم را بياوريد، من هم مي آيم.

مي گوئيد: بنده بيايم، شما هم حداقل افرادي كه مدعي هستند كه در حد ما هستند مثل جناب صالح فوزان و سلمان عوده و سالوس، اين ها را بياوريد.

تقريباً يك تناسبي بين ما و اين ها وجود دارد.

بعضي از اين ها ٨ عنوان كتاب تأليف كرده اند و تدريس در حوزه و در دانشگاه داشته اند.

اگر شما افراد ضعيف و علقه مضغه را بياوريد و بعد نتوانند جواب دهند، به درد نمي خورد. بعد هم بگوييد: اين ها افراد بي سوادي بوده اند.

من خيلي تعجب مي كنم كه اين مجري مي گويد: اين آقايان رفتند و اين آقاي مراد زهي را آوردند و بنا بود ادامه داشته باشد؛ ولي ديدند كه به صلاح شان نيست، ديگر نياوردند.

من گمانم چشم هاي ظاهر شما هم گرفتار چشم باطني تان شده است.

بعد از جناب آقاي مولوي مرادزهي، ما ٨ نفر از مولوي ها و ماموستاها را آورديم.

هر كدام از علماي اهل سنت؛ حتي برادر عزيز و دوستم جناب آقاي مولوي مرادزهي، هر ساعتي تصميم بگيرند كه تشريف بياورند، قدم شان روي چشم من است و اين در شبكه جهاني ولايت به روي همه مخصوصا اين عزيزمان باز است.

من واقعاً ايشان را دوست دارم و علاقه مند هستم به ايشان و با ايشان بحث هم زياد داشته ايم. مگر ما در همين شبكه سلام با ايشان مناظره نكرده بوديم؟

همين هتاك شما كه فراري لندن است آمد در شبكه اش ركيك ترين فحش ها را به جناب مولوي مرادزهي داد.

آقاي مرادزهي گفت: ايشان ديوانه است. ما خودمان مجبور شديم و از اين بزرگوار دفاع كرديم. مي گفت: ايشان بي سواد است و كتاب فروش است.

گفتيم: ايشان نزديك به ٥٠ عنوان كتاب تأليف كرده است و ترجمه كرده است و غالب كتاب هايش از كتب حوزوي است. الان هم من ايشان را دوست دارم.

با هم ارتباط تلفني داريم و از يكديگر گلايه هم داريم و اختلاف نظر و سليقه هم داريم؛ ولي اين اختلافات باعث نمي شود كه ما مشكلي داشته باشيم.

من بارها گفته ام، از علماي اهل سنت چه در داخل جمهوري اسلامي و خارج از جمهوري اسلامي و به زبان هاي مختلف، هر كدام از آقايان كه بخواهند تشريف بياورند يا حضوري تشريف بياورند و يا استديويي در شهر يا كشورشان باشد، ما هزينه استديو را هم تقبل مي كنيم و يا از طريق ارتباطات يا ياهو مسنجر يا برنامه هاي اسكايپ بيايند، ما كاملاً آمادگي داريم و افتخار مي كنيم.

تعدادي از اين دوستان ما در يكي از مسافرت هايمان، ديديم كه يك هيئتي از يكي از دانشگاه هاي قم به استان كردستان رفته بودند براي تحقيق و بررسي، اين برادرمان جناب فرمانيان مي گفت: ما به هر يك از شهرهاي كردستان كه رفتيم، صحبت شبكه ولايت و آمدن اين ماموستاها مخصوصاً جناب آقاي راستي امام جمعه سنندج به اينجا، مي گفت: اين آقايان اهل سنت از خوشحالي بال درآورده بودند كه در يك شبكه شيعي از يك ماموستا دعوت كرده بودند آن هم استاد دانشگاه و هم استاد حوزه و هم امام جمعه آمد صحبت كرد.

اين ها مثل اين كه چشم هايشان اين مسائل را نمي بيند. فقط يك نفر را مي بيند.

گاهي مي گويند: آتش بس دهيم و شما به ما كاري نداشته باشيد؛ ولي ما اگر خواستيم حرف بزنيم؛ چون مذهب شما مذهبي فاسد و متعفن است، ما بايد به شما كار داشته باشيم؛ ولي شما نبايد به ما كار داشته باشيد.

من رسما اعلام مي كنم: اگر واقعا آمادگي داريد (اسمش را مناظره نمي گذاريم، اسمش را مي گذاريم گفتگوي دوستانه) كارشناسان تان زحمت بكشند و تماس بگيرند و اين تلفن هاي ما ٢٠ خط آزاد است و خط اسكايپ مان آزاد است، زنگ بزنند و صحبت كنند و وقت بگيرند، ما در خدمت شان هستيم و به اين افتخار مي كنيم.

آن كساني كه هتاك و فحاش هستند و به مقدسات شيعه به ويژه صديقه طاهره سلام الله عليها جسارت كرده اند، ما براي آن ها ارزش انساني قائل نيستيم.

آن ها از مصاديق اين آيه هستند كه مي فرمايد:

أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ.

سوره اعراف آيه ١٧٩

ما با آن ها گفتگويي نداريم.

بعضي از شبكه هاي هتاك را از دائره انسانيت بيرون مي دانيم.

آن دسته از افرادي كه حداقل آن اقليات ادب اسلامي و انساني را رعايت مي كنند، ما كاملا آمادگي داريم و هيچ مشكلي هم نداريم كه با اين ها مناظره كنيم.

ديشب كه ما اعلام كرديم كه ٢٠ خط باز است براي تماس، شايد بيش از دو هزار مورد زنگ مي زدند كه ببينند كه اين تلفن را برمي دارند يا نه.

به آن ها كه ما زنگ مي زديم، هيچ كسي جواب نمي داد، تصور مي كردند كه تلفن هاي ما هم اين گونه است. بعضي از افراد كه يا شيعه بودند و يا سني و يا وهابي، زنگ مي زدند و تا امتحان كنند كه آيا تلفن هاي ما برداشته مي شود يا برداشته نمي شود.

ما سؤالي از شما كرديم كه هنوز به اين سؤال ما جواب نداده ايد.

اين خيانتي است براي همه بينندگان كه شما امارات نشين هستيد؛ ولي شماره تماس شما از لندن است. اين بالاترين خيانت به مخاطب است.

شما خجالت نمي كشيد و حياء نمي كنيد؟

چقدر شما استفاده مالي از اين كار مي كنيد كه آبرو و حيثيت تان را حراج كرده ايد؟

ما عكس خيابان شان و محل كارشان را از خود دوستان شان داريم و اگر لازم باشد يك روزي همان ها را به مردم نشان مي دهيم.

فردا مي ترسيم نشان دهيم و يك كسي آنجا رود و خرابكاري كند، آن را به پاي شبكه ولايت بگذارند و بگويند: شبكه ولايت آدرس ما را به اين ها داده اند.

از اين كارها دست برداريد.

شما بياييد در كارهاي خودتان و ابن تيميه را از پيغمبر خدا بالاتر ببريد، ما اصلا با شما كاري نداريم. محمد بن عبد الوهاب را از پيغمبر بالاتر بدانيد.

نسبت به مسائل مثبتات خودتان در رابطه با تاريخ اسلام و خلافت و تفسير و احكام و غيره بگوييد، ما كاري با شما نداريم؛ ولي اين را بدانيد، كوچك ترين تعرضي به مقدسات شيعه مخصوصاً به صديقه طاهره كه همه چيز ما است، حضرت زهرا سلام الله عليها دين و دنيا و آخرت و بهشت ما است.

ما تمام زندگي مان را فداي يك ذره غبار زير پا و زير كفش زهراي مرضيه مي كنيم.

اگر چنانچه به اين خط قرمزها بياييد، بدانيد به حول و قوه الهي با منطق قوي، شما را رسوا و مفتضح مي كنيم و آبرو و حيثيتي براي شما نمي گذاريم، همان طوري كه شما ديديد.

گذشت آن زماني كه شيعه در انزوا باشد و نتواند حرف بزند.

ما با اميرالمؤمنين عهد و پيمان بسته ايم و با زهراي مرضيه عهد و پيمان بسته ايم و با مولاي مان بقية الله الاعظم عهد و پيمان بسته ايم كه تا آخرين لحظات عمرمان تا آخرين نفس و تا آخرين قطره خون از كيان اهل بيت دفاع كنيم و معاندين و مخالفين اهل بيت را به اشد وجه مفتضح و بي آبرو كنيم. ما بر اين عهد و پيمان مان هستيم.

مجري:

من سؤالم را دوباره مي كنم كه چرا بايد در مسائل مذهبي و عقيدتي تحقيق كرد و تقليد قابل قبول نيست؟ نظر علماي بزرگ اهل سنت را در اين زمينه بيان بفرمائيد.

استاد قزويني:

اين دستور قرآني است كه مي فرمايد:

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ.

سوره زمر آيه ١٧ و ١٨

بشارت بده به بندگان من كه اقول را مي شنوند و بهترين آن را انتخاب مي كنند، اين ها افرادي هدايت شده هستند و اين ها صاحبان عقل هستند.(يعني هدايت شده واقعي اين ها هستند كه بعد از تحقيق و بررسي رسيد به اين كه اين مذهب حق است.)

هر مذهبي كه باشد فرقي نمي كند؛ ولي اگر بعد از تحقيق رسيد، اين هدايت الهي است.

اگر يك فردي از اول بچه گي كه پدر و مادرش شيعه بوده است، شيعه باشد و يا اين كه پدرم مسيحي بوده است و من هم مسيحي شده ام يا پدرم وهابي بوده است و من هم وهابي شده ام، اين ارزش ندارد.

ما در روايت هم داريم كه بنده را وارد قبر مي كنند، سؤال مي كنند كه خدا و پيغمبرت چه كسي بوده است؟ و از كجا فهميدي؟ مي گويد: پدر و مادرم مي گفتند: خدايي وجود دارد، من هم گفتم: خدا وجود دارد.

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: با گرز آتشين مي زنند به سرش و قبرش مملو از آتش مي شود تا قيامت. اين هشداري براي همه است؛ چه شيعه و چه سني و چه مسلمان و چه مسيحي و چه يهودي.

من هم از همه عزيزان بيننده به ويژه جوان هاي عزيز، درخواست مي كنم كه نسبت به دين و مذهب در حدي كه بتوانيد پاسخگو باشيد (حداقل پاسخگوي وجدان تان باشيد) بررسي و تحقيق كنيد و بعد از آن كه تحقيق كرديد و به يك نتيجه رسيديد، مي شويد مصداق اين آيه كه مي فرمايد:

أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ

سوره زمر آيه ١٨

جناب راغب اصفهاني كه از علماي بزرگ اهل سنت است مي گويد:

الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه أي الأبعد عن الشبهة.

المفردات في غريب القرآن، ج١، ص١١٩

آن هايي كه اقول مختلف را مي شنوند و احسن آن را انتخاب مي كنند، مراد از احسن؛ يعني: آن مذهبي كه از شبهات و اشكالات به دور است.

مذهبي كه به شبهات نتواند جواب دهد، آن مذهب نيست.

مذهبي كه به اشكالات مخالف نتواند جواب دهد و تمركزش را از دست دهد و بگويد: اين را وصل نكند و آن را وصل نكند، اين مذهب نيست. شما خودتان براي اين اسم بگذاريد.

در ادامه مي گويد:

كما قال صلي الله عليه وسلم : إذا شككت في شيء فدع.

المفردات في غريب القرآن، ج١، ص١١٩

اگر در يك چيزي شك كردي، آن را رها كن.

اگر واقعا نسبت به مذهبت اين قدر خاطر جمع نيستي و از گفتگوي دوستانه و مناظره مي ترسي و يك كسي كه سؤال مي كند تمركزت را از دست مي دهي، اين مذهب را رها كن.

اين دستور پيغمبر است.

مرحوم طبرسي كه از مفسران به نام شيعه است در تفسير جوامع الجامع مي گويد:

أنَّهُمْ نُقَّادٌ في الدِّينِ، يُميِّزونَ بين الْحَسَنِ والأحْسَنِ وَيَدْخُلُ تحتَهُ المذَاهِبُ واختيارُ أَثْبتِهَا وأَقْواها.

تفسير جوامع الجامع - الشيخ الطبرسي، ج٣، ص٢١٤

مراد از يتبعون احسنه اين است كه اين ها نقادهاي ديني و كاوشگران و جستجو گران و محققان ديني هستند و بين خوب و خوب تر هم تشخيص مي دهند و اين آيه دلالت مي كند كه انسان بايد از مذاهب مختلف موجود تحقيق كند و بررسي كند و اثبت و اقوي را انتخاب كند.

اگر يك شخصي مي گويد: من خر بودم و از همه خرتر بودم و جلف و دلقك بودم و يك روزي آنجا بودم. بودن اين شخص در دامن شيعه مايه ننگ شيعه است، اين طور افراد براي شيعه مايه ننگ هستند.

اين ها هرچه بروند سراغ اين مذهب هاي ساخته و پرداخته ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب، ما خيلي خوشحال مي شويم. خيلي اظهار شادماني مي كنيم و خدا را شكر مي كنيم كه دامن شيعه از اين گونه افراد هتاك و سباب و فحاش الحمد لله مبراء شود و ايشان همفكران خودشان را هرچه سريع تر ببرند، خدمتي است كه به شيعه كرده است.

آقاي آلوسي كه از علماي بزرگ اهل سنت و سلفي است كه متوفاي ١٢٧٠ است مي گويد:

الذين يسمعون القول فيتبعون أحسنه (مدح لهم بأنهم نقاد في الدين يميزون بين الحسن والأحسن والفاضل.

روح المعاني، ج٢٣، ص ٢٥٢

آن هايي كه گفتار مختلف را مي شنوند و خوب آن را انتخاب مي كنند، اين يك مدحي است براي اين بندگان، نه تنها بين قبيح و حسن اين ها تشخيص مي دهند، بلكه بين عادي و فاضل و بين حسن و احسن هم تشخيص مي دهند.

بر فرض مذهب حنفي، حسن باشد؛ ولي مذهب حنبلي را احسن تشخيص مي دهد و بايد اين را بپذيرد. يا مذهب شافعي را فاضل تشخيص بدهد؛ ولي مذهب شيعه افضل است. يا برعكس.

ما ابائي نداريم كه اعلام كنيم كه اگر يك شيعه تحقيق و بررسي كرد و تشخيص داد كه اهل سنت حق است، ما هيچ گلايه اي نمي كنيم و بنده اين را بارها گفته ام.

شايد براي بعضي از دوستان مان يك مقداري سنگين باشد؛ ولي باشد. اين سدي كه درست شده است بين تشيع و تسنن، اين سد به صلاح نيست.

ده ها نفر از علماي بزرگ و شخصيت ها برجسته اهل سنت مثل سمعاني و ديگران، يك روزي شافعي بودند و برمي گردند و حنفي مي شوند و برمي گردند مالكي مي شوند.

آبي از آب تكان نمي خورد.

اگر واقعاً شما مذهب شيعه را جزء مذاهب اسلامي مي دانيد كه در نشست مجمع فقهي مكه، ٨ مذهب را مذهب رسمي اعلام كردند كه از اين ٨ مذهب ٥ تاي آن متعلق به اهل سنت بود كه عبارتند از: حنفي ها، مالكي ها، شافعي ها، حنبلي ها و اباضيه و ٣ مذهب هم از مذاهب شيعه بود كه عبارتند از: شيعه امامي، شيعه زيدي و شيعه اسماعيلي.

اين را بزرگان شما و شخصيت ها برجسته ٥٧ كشور اسلامي كه نماينده داشتند گفته اند. يك هتاك لاابالي مي آيد در شبكه نفاق سخنراني مي كند و از اول تا آخر مي گويد: مذهب شيعه كفر است، اين هتاكي ها چيزي است كه لايق خودش است.

ما كه گفتم كه آماده هستيم كه اين آقا بيايد براي مناظره؛ چرا پا به فرار گذاشتند؟

آن شخصي كه قبلاً آورده بودند، چرا پا به فرار گذاشت؟

اگر شما معتقد هستيد كه مذهب شيعه مذهب كفر و شرك است و شيعه بر مبناي كفر بنا نهاده شده است، اگر واقعاً راست مي گوييد و مرد هستيد، بياييد رو در رو قرار بگيريد تا ببينيم حرفي براي زدن داريد يا همين طور پشت درهاي بسته و در آشپزخانه خانه تان و در يك شبكه محدودي كه خط هاي دروغي اعلام مي كنند، در آنجا شعار مي دهيد؟

زمان اين ها گذشته است، اين تاريخ مصرف اين طور حرف ها گذشته است.

امروز شيعه الحمد لله با منطق به ميدان آمده است و با بيان كافي و استدلال به قرآن و سنت به ميدان آمده است.

از كتاب هاي خود شما و از اقوال بزرگان شما براي حقانيت خودش استدلال مي كند.

گذشت آن زماني كه شما هر حرف بي اساسي را عليه شيعه بزنيد و شيعه نتواند از خودش دفاع كند.

جناب فخر رازي كه متوفاي ٦٠٦ است يك تعبير قشنگي دارد كه مي گويد:

أن الطريق إلي تصحيح المذاهب والأديان قسمان : أحدهما : إقامة الحجة والبينة علي صحته علي سبيل التحصيل،

التفسير الكبير، ج ٢٦، ص ٢٢٧

ما اگر بخواهيم يك مذهب صحيح و دين صحيح را تشخيص دهيم، چند راه داريم:

ما حجت و بينة و دليل داشته باشيم كه اين مذهب صحيح است.

نه اين كه بياييم يك سري بافته هاي ذهني خودمان را بياوريم و در يك شبكه جهاني مطرح كنيم.

صدها روايت با سند صحيح در خلافت اميرالمؤمنين و وصايت و امامت و وراثت اميرالمؤمنين كناز بگذاريم و بگوييم: پيغمبر كه در آخر عمرش گفت: كه ابوبكر برود نماز بخواند، اين يك نشانه و كنايه اي بود كه شما بعد از من آقاي ابوبكر را انتخاب كنيد. اين چه حرف بي اساسي است. آيا خودتان از اين حرف تان خنده تان نمي گيرد؟

آن همه روايات صحيح را رها كرده ايد و به يك چيز خيلي بي اساس و خنده آور و مضحك تمسك مي كنيد.

پيغمبر اكرم در همان بيماري شان فرمودند:

أكتب لكم كتابا لا تضلون به من بعدي

منهاج السنة النبوية، ج ٦، ص ١٩

گفتند:

فقال عمر إن الرجل ليهجر حسبنا كتاب الله.

چه طور اگر كاغذ بخواهد كه وصيت بنويسد، چيزي كه امت اسلامي براي هميشه از گمراهي در امان باشد، آنجا پيغمبر هذيان گفته است؛ ولي اگر آمد فرمود:

مُرُوا أَبَا بَكْرٍ فَلْيُصَلِّ بِالنَّاسِ.

صحيح البخاري، ج١، ص ٢٣٦

(من عذر مي خواهم از عزيزان اهل سنت، قصد جسارت ندارم؛ چون بحث علمي است) آنجا پيغمبر هذيان نگفته است.

خود شما آورديد كه پيغمبر متوجه شد كه ابوبكر رفته نماز بخواند، پيغمبر آمد و براي مردم نماز خواند؛ چون آقايان بتوانند آقايان ماست مالي كنند مي گويند: پيغمبر نماز مي خواند و جناب ابوبكر هم به پيغمبر اقتداء مي كرد و مردم هم به ابوبكر اقتداء كرده بودند.

إقامة الحجة والبينة علي صحته علي سبيل التحصيل ، وذلك أمر لا يمكن تحصيله إلا بالخوض في كل واحد من المسائل علي التفصيل .

التفسير الكبيرج ٢٦ ص ٢٢٧

براي يك مذهب بايد حجت و بينه باشد آن هم به صورت تحصيل نه ادعا.

اگر كسي بخواهد حقانيت مذهبش را اثبات كند بايد به صورت مفصل بررسي و تحقيق كند.

بعد از ميان اين ادله احسن را انتخاب كند.

راه دومش هم اين است كه مي گويد:

والثاني: أنا قبل البحث عن الدلائل وتقريرها والشبهات وتزييفها نعرض تلك المذاهب وأضدادها علي عقولنا .

التفسير الكبير، ج ٢٦، ص ٢٢٧

ما اين مذاهب را به عقل مان عرضه كنيم و ببينيم كه اين ره آورد و دستورات اين مذهب با عقل مي سازد يا نه؟ اين خيلي حرف قشنگي است.

وقتي يك مذهبي فقيهش اعلام مي كند:

لو أن رجلا وقع علي نعجة فحملت منه فولدت انسانا وتعلم وصلي باهل قريته صلاة عيد الضحي وبعد الصلاة ذبحواه ضحوا به فانه يصح لهم ذلك لان حكم الولد هو حكم امه.

(من از بينندگان و عزيزان اهل سنت عذر مي خواهم) اگر يك مردي با يك بزي نزديكي كند (اين قضيه را دوستان ما بارها گفته اند) اين حرف آقايان وهابي است.

اين بز از اين مرد حامله شود و يك انسان به دنيا بياورد و اين انسان درس بخواند و عالم شود و بيايد امام جماعت شود و روز عيد قربان اين آقايي كه پدرش آدم بود و مادرش بز بوده است، امام جماعت براي نماز عيد قربان شده است و بعد از نماز هم سر اين امام جماعت را ببرند و رو به قبله كنند و بسم الله هم بگويند كه نجس نشود و گوشتش هم ميان مردم به عنوان گوشت قرباني توزيع كنند، اين صحيح است و هيچ اشكالي ندارد و مردم هم مي توانند از اين قرباني بخورند و از مهمان هايشان پذيرايي كنند.

چه مهمان ها از عربستان سعودي آمده باشند يا از جاي ديگري آمده باشند.

چون حكم فرزند، تابع حكم مادرش است.

همان طوري كه اگر مادر اين پيش نماز جناب بز را ذبح مي كردند و گوشتش را به عنوان گوشت قرباني ميان مردم تقسيم مي كردند اشكالي نداشت، اين جناب امام جماعت را هم مي شود گوشتش را قرباني كنند و مردم بخورند و هيچ اشكالي ندارد.

جناب آقاي عبد الجليل عيسي ابو نصر هم از علماي وهابي ها است و كتابي دارد به نام «ما لا يجوز فيه الخلاف بين المسلمين»؛ چيزي كه مسلمان ها در آن هيچ اختلافي ندارند.

در اين كتاب صفحه ٩٦ آمده است.

اين آقا استاد دانشگاه است و آدم عادي نيست.

وقتي من به عقلم مراجعه مي كنم، (عذر مي خواهم از عزيزان بيننده حتي از وهابيتي كه واقعا داراي انصاف هستند از آن ها هم عذر مي خواهم و شرمنده هستم) وقتي يك مطلبي اين طور مطالب را مطرح مي كند، اين را بايد چه كار كرد؟

جديداً يكي از مفتيان شان اعلام كرد كه اگر در بحرين (بعضي وقت ها آدم خجالت مي كشد كه مطرح كند) كسي از مسائل منافي عفت استفاده كند براي تأمين بودجه اش، هيچ اشكالي ندارد،از راه فروش شراب اگر استفاده كنند براي تأمين بودجه اشكالي ندارد.

كسي كه مشكل (عذر مي خواهم) ناتواني جنسي دارد، برود فيلم هاي سكسي را ببيند و تحريك شود، اشكالي ندارد.

آقايان به سايت اين مفتي بزرگوار سرشناس وهابيين، شيخ جاسم السعيدي مراجعه كنند. من بيش از اين نمي توانم بيان كنم.

به قول آقاي فخر رازي، بعضي از موارد هست كه رهاورد يك مذهب، وقتي با عقل مي سنجيم، مي بينيم اصلا با عقل نمي سازد.

٨ روز قبل در يكي از سايت ها ديدم كه يكي از وهابيون فتوا داده اند كه خانم ها حق ندارند كه كفش پاشنه بلند بپوشند و پوشيدن كفش پاشنه بلند براي زن ها حرام است.

قبلاً هم فتوا داده بودند كه خانم ها حق ندارند كه از اينترنت استفاده كنند و حق ندارند كه اگر مغازه مي روند (من عذر مي خواهم) خيار و بادمجان بخرند.

رهاورد يك مكتب اين است، احتياجي كه به تحقيق نيست.

رضاع كبير هم يك سابقه ١٤٠٠ ساله دارد.

اخيرا هم اعلام كردند كه آن خانم هايي كه راننده شان مرد است يا در ادارات كار مي كنند، مي تواند اين خانم به راننده اش شير دهد يا آن رئيسش يا رفيقش در اداره شير دهد و محرم شود.

به قول آقاي الباني كه بخاري دوران است، رسماً مي گويد: اگر بخواهند شير را بدوشند و در استكان بريزند، اين محرميت نمي آورد.

البته ابن حزم هم مي گويد: اگر هزار كيلو هم شير بدوشد و در يك ظرف بريزد و ديگران بخورد، اين محرميت نمي آورد. حتما بايد با مباشرت و مكيدن از سينه باشد.

بعد سؤال مي كنند از آقاي الباني و مي گويند: اين نامحرم است و چه طور مي شود كه بدن مرد نامحرم با بدن زن اجنبي (من از خواهرهاي عزيزم و دخترهاي عزيزم كه پاي تلويزيون هستند عذر مي خواهم) مي گويد: معمولاً سر سينه زن ها سياه است و شهوت انگيز نيست و اشكالي ندارد. اين فتواي وهابيت است.

اين آقاي الباني كه بن باز مي گويد: امام الحديث است و بخاري عصر ما بوده است و حدود ١٣ سال قبل از دنيا رفت كه متوفاي ١٤٢٠ است و كتاب هايش هم از كتاب هاي مورد تأييد اين حضرات است.

به قول آقاي فخر رازي براي يك مذهب ما به عقل مان مراجعه كنيم، مي فهميم و نيازي نيست كه تحقيقات ميداني كنيم. من عذر مي خواهم.

بيننده خانم حاجي زاده از خرم دشت

اين را وظيفه خودم دانستم كه از شما و كاركنان شبكه ولايت كمال تشكر را كنم كه حوزه علميه را به خانه هاي ما آورديد و باعث شديد كه جوان هاي شيعه و سني به دنبال تحقيق و بررسي بروند و به نوبه خودشان از حقانيت اهل بيت دفاع كنند و صداي مظلومانه اهل بيت را به گوش ميليون ها انسان آزاده برسانند.

من هميشه بيننده برنامه شما هستم و از بيانات حاج آقا خيلي استفاده مي كنم و لازم به ذكر است كه از استاد ابو القاسمي و آقاي كياني هم تشكر كنم كه چهره واقعي اساتيد كلمه را به ما نشان دادند كه ظاهر و باطن اين ها يكي است و دليل اين كه از مناظره كردن فرار مي كنند، اين است كه، چون از آشكار شدن حق و حقيقت مي ترسند و با مناظره كردن، دست هاي خالي اين ها رو مي شود و مردم مي فهمند كه تا حالا هرچه كه به مردم گفتند، دروغ بوده است.

مجري:

هر كسي كه در اينجا زحمت مي كشد، سرباز و نوكر امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است.

بيننده:

در آخر من مي خواهم كه يك بيت شعر را تقديم كنم و خداحافظي كنم.

اگر دست علي دست خدا نيست چرا دست دگر مشكل گشا نيست

بيننده آقا محمد از افغانستان از اهل سنت

من طرفدار هيچ كس نيستم به غير از طرفدار حق.

شما ايراني ها؟؟؟؟

شبكه شما شبكه جهاني است و اين را تمام دنيا مي شنود. شما چرا اسلام را به مسخره گرفتيد؟ خدا از رگ گردن به ما و شما نزديك تر است و شما را هم مي بيند و مي شنود.

مجري:

يك مقداري شمرده تر صحبت كنيد تا ما متوجه شويم.

بيننده:

من از خود شما اين سؤال را مي كنم.

آن روزي كه يك شعر را خواندي به عنوان اين كه علي بود.

؟؟؟؟

هيچ كس؟؟؟؟

تو همان شعر را كه خواندي، خودت با خودت قضاوت كن؛ ولي شما را با علي چه كار؟

علي هر چه كه جهاد كرده بود و هر چه كه صدقه داده بود، اجرش را خدا مي دهد؛ ولي ما و شما را؟؟؟؟

مجري:

من متوجه نمي شوم.

بيننده:

بين دختران پيغمبر فرق كنيم.

اين سؤال اول براي خودت مطرح است كه همان شعر را؟؟؟؟

تو خودت قضاوت كن.

هيچ كس؟؟؟؟

تو الحمد لله مسلمان هستي و شهادتين را مي گويي.

؟؟؟؟؟

مجري:

من سؤالات حضرت عالي را متوجه نشدم.

استاد قزويني:

خيلي تند صحبت مي كردند و از اصطلاحات افغاني استفاده مي كردند.

بيننده آقا مسعود از قم

حضرت آقا امشب به مناسبت سالروز شهادت حضرت حمزه سلام الله عليه، مطلبي را گفتند.

بنده ضمن عرض تسليت به مناسبت شهادت حضرت حمزه سيد الشهداء، تسليت ديگري دارم به ساحت مقدس پيغمبر اكرم و همه بزرگان و همه مسلمان ها و همه آزادگان.

خدمت حضرت رسول عرض مي كنم: يا رسول الله اگر اهل بيت شما و بزرگان ما به تيغ خائنان يك بار شهيد شدند، اين وديعه دوم شما (يعني سنت شما) در طول تاريخ، مستمرا شهيد شده است و همچنين قرآن كريم در معرض اين تجاوزات، از همان اوايل بعثت حضرت عالي تا به امروز مورد اين تجاوزات قرار گرفته است.

صادقانه و صميمانه و خاضعانه به محضر شما بايد تسليت گفت، اين طور تجاوزات را.

از آخرين اين ها، همين خيمه شب بازي است كه شبكه ناصبي به اسم مناظره و درخواست مناظره راه انداخته اند.

من تعجب مي كنم از آقايي كه نشسته بود (آقاي سجودي، خوب گوش بده آقاي سجودي) و قرار شده بود كه نقش مجري را داشته باشيد.

به عنوان يك مجري وقتي كه آن همكار واقعا نادان و آن جوان خام سخن از مناظره اي با اين موضوع مي گفت، آيا حق نبود كه شما سؤال كنيد كه مگر شيعه مدعي است كه نام مبارك حضرت علي در قرآن آمده است كه شما چنين موضوعي را مطرح مي كنيد؟

مگر قبلا بزرگان ما و خود بنده ناتوان و كوچك مشخصا عرض نكردم و بزرگان پاسخ هايي در اين رابطه نگفتند.

شما اين طور بازي كردن با قرآن را و بازيچه قرار دادن كلام مقدس خداوند را از موالي خودتان آموخته ايد. از عمرو عاص آموخته ايد.

خدا را شاهد مي گيرم، در آن لحظاتي كه ايشان اين حرف ها را مي زد، بنده دقيقا ماجراي بر سر نيزه كردن قرآن را در نظر مجسم كردم.

مجري:

براي همه بينندگان مشخص است.

مردم مي بينند كه در اين شبكه ها چقدر نفاق و چقدر تزوير وجود دارد.

بيننده:

اين آقايان به عنوان پيروان تاريخي عمرو عاص، نقش خودشان را به خوبي بازي مي كنند و وظيفه خودشان را به خوبي انجام مي دهند.

بر ما است، به عنوان كساني كه (اينجا اعتراف كنم كه صدايم مي لرزد و با شرمندگي عرض مي كنم) ادعا داريم كه پيرو مولي الموحدين حضرت علي بن ابي طالب سلام الله عليه هستيم ببينيم چگونه نقش خود را بازي مي كنيم.

آيا باز هم مثل صفين فريب مي خوريم؟ آيا باز هم به اين ها ميدان مي دهيم كه فاجعه ديگري را خلق كنند؟ دوستان عزيزم، من شك ندارم كه اين ها نقشه تجزيه ايران در ذهن دارند، اين ها نقشه ايجاد جنگ داخلي در ذهن دارند.

اين ها به اسم اين كه تو شيعه و تو سني هستي، مي خواهند ما را رو به روي يكديگر قرار دهند و خون مان را به دست خودمان بريزند. اين به عهده ما است، حالا كه آن ها به پيروي از امثال عمرو عاص نقش خودشان را ايفا مي كنند، ما چه كنيم؟

آيا مي توانيم به آنچه كه ايمان و عقل به آن حكم مي كند، آنچنان انجام وظيفه كنيم يا نه؟

ديشب آقايي زنگ زده است به نام رئيس دفتر آقاي خالد انصاري، اين آقا را من فقط اسم كوچكش را مي دانم كه پويا نام دارد. بداند كه ما ايشان را مي شناسيم و دوستان ما هم ايشان را مي شناسند، ما آن چنان خام و بي توجه نيستيم كه ندانيم آقايان چه مي گويند.

اين آقا بسيار هتاك و بسيار بد زبان و بي ادب است.

ايشان پيش خودش چه فرض كرده است؟

امروز شبكه ولايت منبر رسول الله است.

ما مي دانيم و حضرت عالي هم به ما مي گوئيد كه در اين منبر مؤدب صحبت كنيد.

اين چنين كسي با آن سوابق و شيوه سخن گفتن، ما از شما تقاضا مي كنيم كه اين ها جايي براي سخن گفتن نداشته باشند. اين ها منبرهاي خودشان را دارند.

ديشب آقاي كياني مي گفتند: مسعود، من يك لحظه خجالت كشيدم.

اين مسعود آن مسعود نيست.

اين آقا با آن هتاكي ها و بي ادبي ها، رئيس دفتر انتخاب مي كند.

ما بخنديم يا گريه كنيم.

اين آقايان براي اين كه آقاي ابوالقاسمي از فرسنگ ها راه به وسيله تلفن حرف بزند، فشارشان مي افتد و نفس شان بند مي آيد و قندشان مي افتد.

اين ها چگونه به خودشان اين اجازه را مي دهند و خيال مي كنند كه كار دنيا خيلي ساده است.

همين آقاي رئيس دفتر، چندي پيش در روم اهل سنت كه به اسم اهل سنت است، بدترين حرف ها را به همين آقاي خالد انصاري مي زده است و مي گويد: اين بي سواد است و اين برنامه اش به درد نمي خورد و بيننده ندارد. بدانيد كه نوكران اميرالمؤمنين هم مي دانند.

استاد قزويني:

صحبتي كه برادر عزيزمان جناب آقا مسعود داشتند، همان طوري كه ايشان اشاره كردند، دوستان ما فايل صوتي اش را دارند كه مجري اخبار شبكه وهابي كلمه، پويا معتمد رسما يكي از دشمنان سر سخت همين خالد انصاري است.

گفته است: شبكه وصال مفت نمي ارزد.

البته اين طور شبكه هايي كه فحاشي مي كنند، خدمت به شيعه مي كنند؛ يعني هر كسي كه مي بيند اين برنامه ها را كه آقايان برنامه اي تحت عنوان دعوت گران به جهنم مي گذارند، در حقيقت كسي از آقايان سؤال كند (من از اهل سنت عذر مي خواهم) در صحيح بخاري است كه پيغمبر اكرم در قضاياي جنگ احزاب، وقتي فرمود:

عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إلي الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إلي النَّارِ.

صحيح البخاري، ج١، ص ١٧٢

عمار را سپاه ستمگر مي كشد، عمار آن ها را به طرف بهشت دعوت مي كند و كل سپاه كه در رأسش معاويه است، عمار را به آتش جهنم دعوت مي كند.

اگر ما يك مصداقي بخواهيم در صحاح شما به عنوان دعوتگر به آتش جهنم طبق عبارت صحيح بخاري داشته باشيم، شما بايد از آنجا عكس هاي شيعه را برداريد و تصويري از معاويه در آنجا بكشيد.

اگر واقعا شما انصاف و وجدان داريد، ما همچين كاري نمي كنيم؛ ولي اگر شما واقعا بساط دعوتگران به آتش جهنم داريد، اين چيزي است كه صحيح بخاري شما دارد.

بيننده آقاي حسين نژاد از پيرانشهر (اهل سنت)

راجع به آقاي دكتر كلهر يك سري صحبت داشتم، اين آقاي كلهر قبلا يك بهائي بوده اند. شما يك روز با ايشان تماس بگيريد و بگوييد كه شما سني نيستيد و حتي وهابي هم نيستيد؛ بلكه يك بهائي هستيد، از اسرائيل و آمريكا پول مي گيرد و صحبت مي كند و آبروي ما را هم مي برد. ايشان واقعا يك بهائي است.

ايشان برود اسرائيل پيش بهاء الله و حرف هايش را بزند، چرا خودش را وهابي جا زده است؟

استاد قزويني:

شما دليلي هم داريد كه ايشان بهائي بوده است؟

بيننده:

در يكي از شبكه هاي خارجي، يك مدتي صحبت مي كرد در آنجا و در آن باب الله و بهاء الله و از اين مزخرفات مي گفت، هيچ وقت يادم نمي رود.

اگر لطف كنيد و به ايشان زنگ بزنيد و بگوييد: نظر شما در رابطه با بهائيت چيست؟

اين آمده است از ما دفاع مي كند، ما چقدر بد بخت هستيم.

استاد قزويني:

ما تقاضاي مان اين است كه بعضي از عزيزان اهل سنت چه از اساتيد دانشگاه حتي از دبيرهاي محترم و آن هايي كه اهل فضل هستند، ما آمادگي داريم و اگر اينجا نمي توانند تشريف بياورند، يك كامپيوتري كه اسكايپ بتواند داشته باشد، ما تصويرش را به آنتن مي دهيم و بيايند از همان جا صحبت كنند.

حضرت عالي را ما شناخت داريم كه آدم مؤدبي هستيد و واقعا بزرگوار هستيد و ما واقعا اهانتي از حضرت عالي نشنيده ايم.

شما هم اگر بتوانيد امكانات اسكايپ را فراهم كنيد، ما حاضر هستيم در هفته نه؛ ولي حداقل هر سه هفته يك بار روي خط تشريف بياوريد، و ١٠ دقيقه صحبت كنيد و تصويرتان هم دوستان ببينند.

به شرط اين كه مثل اين خالد انصاري ترس نداشته باشيد؛ چون ايشان از ترسش چند سال است كه حرف مي زند؛ ولي جرأت نكرده است تصويرش را روي آنتن ببرد.

مي دانيم كه شما عزيزان اهل سنت شهامت داريد.

من پيشنهاد مي كنم كه اگر شما بتوانيد اسكايپ را وصل كنيد و حتي اگر هزينه اي هم داشته باشد، ما مي پردازيم.

با دوستان اتاق فرمان صحبت كنيد تا شما را راهنمايي كند.

بيننده:

آن زياد مهم نيست، بگذاريد ما هم مثل انصاري شويم.

استاد قزويني:

ما مي دانيم كه شما اين طور نيستيد، آنچه كه ما شناخت داريم، اهل سنت ايران، اهل سنت غيور و شجاع و بزرگوار هستند.

بيننده:

اين كه شما مي گوييد: آقايان تلفن را قطع مي كنند، الان مبارزه جدي شروع شده است. تلفن من هم بارها در اينجا قطع شده است در برنامه آقاي ابوالقاسمي و آقاي يزداني.

شما لطف كنيد و با اين كارشناس هاي شبكه هاي كلمه يك طور ديگري برخورد كنيد.

شما كه مي گوييد: كارشناس مواد مخدر، اين در شأن شما نيست، من دوست ندارم شما اين طور صحبت كنيد، شما آنچه كه هستيد عرضه كنيد؛ نه اين كه آن ها را بكوبيد.

اين كارها در شأن شما نيست.

استاد قزويني:

ايشان به هر روايتي كه از كتاب هاي شيعه مي رسد، مي گويد: علامه مجلسي مواد مخدر مصرف كرده است و اين روايت را نوشته است. ايشان شروع كرده است.

مجري:

در تفسير «من عنده علم الكتاب» صحبت مي كرد و مي گفت: من عنده علم الكتاب مثل من است. آن جني كه يك ذره از كتاب را بلد بود، تخت بلقيس را كمتر از يك چشم بهم زدن آورد. چقدر اين آقا قدرت دارد و مي تواند كار كند كه از اين علم كتاب استفاده كند؟

بيننده:

حديث قرطاس با اصل دين نمي خواند. آيا پيغمبر حديث قرطاس را فرمودند يا نفرمودند؟

استاد قزويني:

بله

بيننده:

حديث را بيان كردند؟

مجري:

يعني مفادش را بيان كردند؟

بيننده:

بله

مجري:

ابن عباس بيان مي كند كه چه بوده است.

بيننده:

نفرمودند.

فرمودند: كه كاغذي بياوريد كه من براي شما چيزي بنويسم كه گمراه نشويد.

قبل از آن ما به وسيله دين مبين اسلام و نبوت حضرت رسول و قرآن كتاب خدا هدايت شده بوديم.

مجري:

پس چرا قرآن مي فرمايد:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا.

سوره مائده آيه٣

بيننده:

اين آيه قبل از آن بوده است.

استاد قزويني:

اين آيه آخرين آيه اي است كه بر پيامبر نازل شده است.

بيننده:

از مكه برگشته بودند و دين كامل شده بود.

وقتي كه حضرت علي را به امامت نصب كردند (به قول شما) اگر اين جوري بگيريم، امروز دين كامل شده است، ديگر احتياجي به همچين حديثي نيست.

وقتي كه فرمودند:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ

سوره مائده آيه٣

اين آيه بعد از نصب حضرت علي به عنوان امامت نازل شد و دين كامل شد. بعد از كامل شدن دين ما چه چيزي مي خواهيم؟

استاد قزويني:

بزرگان شما اعلام كرده اند كه مراد از اين حديث قرطاس كه پيغمبر اكرم مي خواست بيان كند چه بوده است.

بيننده:

هر چه كه آورده باشند، من دارم از شما مي پرسم. خودمان دو نفري حرف مي زنيم.

استاد قزويني:

بزرگان اهل سنت گفته اند كه مراد نبي مكرم از حديث قرطاس اين بود كه مي خواست يك كلمه اي را بياورد كه امت اسلامي از گمراهي نجات پيدا كند.

مجري:

اين عبارت را فرمودند:

لن تضلوا بعده

ما مي خواهيم بگوييم كه فلسفه اين كه با اين كلام مخالفت شد و اجازه ندادند چيست. ما وقتي تمام احاديث حضرت رسول را مي بينيم، فقط اين كلام يك جا تكرار شده است آن هم در حديث ثقلين است.

وقتي حديث ثقلين را مي فرمايد:

ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعده

من دو چيز گران بهاء براي شما مي گذارم كه اين ها قرآن و عترت من است.

اين ها از هم جدا نمي شوند و اگر شما به اين دو تمسك كنيد، هرگز گمراه نمي شويد. در حديث قرطاس اين بحث مي شود، ياد آور حديث ثقلين مي شود و حاضرين هم متوجه مي شوند و مخالفت مي كنند.

استاد قزويني:

ابن حجر عسقلاني در كتاب فتح الباري مي گويد:

وقيل بل أراد أن ينص علي أسامي الخلفاء بعده حتي لا يقع بينهم الاختلاف قاله سفيان بن عيينة.

فتح الباري، ج١، ص ٢٠٩

پيغمبر در حديث قرطاس مي خواست اسامي خلفاء بعد از خودش را بنويسد تا بعد از او اختلافي در ميان امت ايجاد نشود و اين را سفيان بن عيينه مي گويد.

سفيان بن عيينه از فقهاء به نام اهل سنت است.

جناب آقاي عيني در كتاب عمدة القاري مي گويد:

وقال سفيان بن عيينة : أراد أن ينص علي أسامي الخلفاء بعده حتي لا يقع منهم الاختلاف.

عمدة القاري، ج٢، ص ١٧١

اين چيزي است كه بزرگان شما اين را نقل كرده اند.

اين قسطلاني در نرم افزارهايي كه در كامپيوتر من در اختيار دارم نيست.

قسطلاني هم مي گويد:

أكتب لكم كتابا فيه النص علي ائمة من بعدي.

ارشاد الساري جلد ١ صفحه ٢٠٧

پيغمبر مي گويد: مي خواهم چيزي بنويسم كه نام ائمه بعد از من در اينجا گنجانده شود.

ايشان از علماي بزرگ اهل سنت است.

از بزرگان معاصر جناب آقاي احمد امين مصري كه متوفاي ١٣٧٣ هجري قمري است مي گويد: پيغمبر در آن بيماري شان كه فرمود: قلم و كاغذي بياوريد كه بنويسم چيزي كه گمراه نشويد، آنجا مي گويد:

اراد أن يعين من يلي الامر من بعده.

يوم الاسلام صفحه٤١

مي خواست نام واليان بعد از خودش را بنويسد.

شما مي گوييد: چه مي خواست بنويسد، بزرگان شما اين گونه گفته اند.

بيننده

شما كتاب ها را كنار بگذاريد. اگر روزي كه دين كامل شد و پيغمبر به مدينه برگشتند و بعد از آن مريض شدند و وفات فرمودند، خوب دين در قضيه غدير كامل شده بود، احتياجي به حديث ديگري نيست. وقتي دين كامل شد، بعد از كامل شدن ما چه چيزي مي خواهيم؟

مجري:

علت كامل شدن دين چيست؟

بيننده:

علت آن همين آيه است. اين كه توحيد و نبوت و رسالت و شريعت را براي ما بيان كرده است.

مجري:

در اين آيه چه اتفاقي افتاده است؟

بيننده:

بعد از اين كه دين كامل شد ما چه چيزي مي خواهيم؟

استاد قزويني:

دين كامل شده است؛ ولي بعد از نبي مكرم، پيغمبر اكرم مي داند كه دست هايي خواهد آمد و عواملي دست به دست هم مي دهد كه موجب انحراف امت اسلامي مي شود.

پيغمبر مي فرمايد: چيزي بنويسم كه واليان و اماماني بيايند تا دين را از تحريف نجات بدهند. كامل شدن دين با اين قضايا هيچ ارتباطي به هم ديگر ندارند.

بيننده:

مگر شما نمي گوييد: امامت منصوب از جانب خدا است؟

مجري:

بله

بيننده:

احتياجي به گفتن پيامبر نيست. چيزهايي كه خداوند در قرآن فرموده است، پيغمبر به آن اصرار نكرده است، فقط آن ها را توضيح داده است. نگفته است كه شما فلاني را انتخاب كنيد.

استاد قزويني:

صداي شما را متوجه نمي شوم.

بيننده:

اگر خداوند حضرت علي را تعيين كرده است، احتياجي نيست كه پيغمبر ايشان را تعيين كند.

استاد قزويني:

باز هم متوجه نشدم كه شما چه مي گوييد.

مجري:

خدا كه تعيين كرده است، اين تعيين بايد از زبان پيغمبر گفته شود.

بيننده:

از زبان خودش بگويد در قرآن.

استاد قزويني:

در قرآن هم آمده است.

مجري:

خداوند در قرآن مي فرمايد:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي.

سوره نجم آيه ٣ و ٤

استاد قزويني:

خداوند در آيه ٥٩ سوره نساء مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

بيننده:

پس چرا آنجا نگفته است: اطيعوا اولي الامر؟

استاد قزويني:

يعني اطاعت از پيغمبر و اطاعت اولي الامر يكسان است و براي همين اولي الامر تكرار نشده است.

بيننده:

اطاعت خدا و اطاعت پيامبر يكسان است؛ اما اولي الامر يكسان نيست. چرا؟

استاد قزويني:

شما چه مي گوييد؟

بيننده:

چرا اطيعوا را براي اولي الامر نياورده است؟

استاد قزويني:

براي اين كه اولي الامر، اطاعتش با پيغمبر يكسان است.

در آيه ديگر مي فرمايد:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

سوره مائده آيه ٥٥

شما بگوييد كه چرا وليكم الله گفته و وليكم الرسول نگفته است.

اين قانون ادبيات عرب است.

اگر يك مبتدايي آمد و چند خبر براي آن آمد؛ يعني تمام اين محمول حمل بر يك موضوعي شد، آن موضوع در تمام اين محمول ها يك نواخت است.

وليكم الله و رسول و الذين آمنوا

يك ولي آمده است و يك محمول الله است و يك محمول رسول است و يك محمول الذين آمنوا است.

اگر تفاوت داشته باشد؛ يعني يك جا يك مبتدايي آمده است و يك موضوعي آمده است و محمول ها در حمل شان بر موضوع تفاوت دارد.

در اين آيه مي فرمايد:

قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ

سوره توبه آيه ٦١

كلمه يؤمن تكرار شده است؛ چون ايمان پيغمبر به خدا، ايمان واقعي است و ايمان پيغمبر به مردم و مؤمنين، ايمان ظاهري است.

آن ها مي آمدند يك چيزي مي گفتند و پيغمبر هم به ظاهر آن ها را تأييد مي كردند.

براي همين ايمان پيغمبر به مؤمنين با ايمان پيغمبر به الله تفاوت دارد، يؤمن تكرار شده است.

در آيه ولايت، ولايت الله و رسول و ولايت اميرالمؤمنين، يك نواخت است و يك موضوع آمده است و سه محمول دارد.

بيننده

چرا در آيه دو تا اطيعوا آمده است؟ مگر معطوف نيستند؟ چرا دو بار تكرار كرده است؟

استاد قزويني:

اطاعت خدا با اطاعت پيغمبر خيلي تفاوت دارد، اطاعت خدا يك اطاعت ديگري است.

شما مي خواهيد اطاعت از خدا را با اطاعت از پيغمبر يك نواخت بدانيد؟

اطاعت خدا، اطاعت ذاتي است؛ ولي اطاعت پيغمبر، به تبع اطاعت خدا است.

بيننده:

به لحاظ فلسفي اش را نمي گوييم. به لحاظ ادبي و نحوي آن را مي گوييم.

استاد قزويني:

چون اطاعت از اولي الامر برگرفته از اطاعت از پيغمبر است، تفاوتي ندارد؛ همان طوري كه در غدير خم هم فرمود:

أَلَسْتُ أَوْلَي بِكُمْ من أَنْفُسِكُمْ قالوا بَلَي قال فَمَنْ كنت مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ

المعجم الكبير، ج ٥، ص ١٩٥

آمد آن ولايتي را كه خداي عالم در آيه ٦ سوره احزاب تثبيت كرده است براي اميرالمؤمنين هم تثبيت كرد. الان نزديك ١٨ دقيقه است كه ما در خدمت شما هستيم.

جناب آقاي حسين نژاد آدم مؤدبي است و ما به ايشان احترام مي گذاريم و اين مباحث را اگر قبلا بزرگواري كنند بنويسند، تا خيلي سريع اين ها را بخوانند. ايشان حرف هاي خوبي داشتند.

بيننده آقاي عباسي از آبادان

تماس ايشان قطع شد.

بيننده خانم حكيم زاده از افغانستان

؟؟؟؟ از افغانستان و ايران و كشورهاي مختلف زنگ زده اند؟؟؟؟

يكي از برادران از اهل سنت در رابطه با شعري كه شما در وصف مولاي متقيان خوانده بوديد،؟؟؟؟ در مورد پيامبر و در مورد اهل بيت و حضرت مولاي متقيان علي، آن ها اول؟؟؟؟

تماس قطع شد.

استاد قزويني:

من مقداري كه متوجه شدم اين بود كه گفتند: آن اشعاري كه خواهرمان خواند كه

اگر دست علي دست خدا نيست چرا دست دگر مشكل گشا نيست

ما اين ها را غلو نمي دانيم.

يد الله فوق ايديهم. ائمه عليهم السلام را ما مظهر اسماء الهي مي دانيم. وهابيت بخواهند قبول كنند يا قبول نكنند. ١٠ برابر اين را آقايان براي خلفاء و علماي خودشان آورده اند.

در جلد دوم نقد قفاري، ما موارد متعددي از غلو آقايان اهل سنت نسبت به خلفاء آورديم.

در رابطه با قبر احمد بن حنبل دارند كه خداي عالم شخصا هر سال يك بار قبر احمد بن حنبل را زيارت مي كند و قبر احمد بن حنبل از عظمت و هيبت خدا، با خاك يكسان مي شود.

آن هايي كه در خواب خدا را مي بينند يا دست خدا گرم گرم بر شانه رسول بوده است.

اين چيزهايي كه آقايان دارند، هزار برابر از همچين قضايايي تندتر است.

اگر چنين قضايايي را براي خودشان نقل كنند، اشكالي ندارد؛ ولي اگر اين ها را ما براي ائمه عليهم السلام نقل كنيم، مي شويم علي پرست و علي اللهي و غلو مي كنيم و حكم كفر و شرك و قتل ما را هم صادر مي كنند.

غلوي كه در كتاب هاي معتبر اهل سنت نسبت به علماي خود آورده اند، ١٠ برابر آنچه كه ما در رابطه با ائمه عليهم السلام داريم، ائمه اي كه اين ها آيه تطهير در حق شان نازل شده است.

بيننده آقا عبد الله از آلمان

من مي توانم به پي دي اف اين كتاب نقد بخاري دسترسي داشته باشم؟

استاد قزويني

اين كتاب نقد غفاري است.

آقاي دكتر غفاري از ليدرهاي وهابيت است و كتابي چند سال قبل نوشت كه رساله دكتراي خودش بود.

در حقيقت كليه شبهاتي كه در اين ١٤ قرن عليه شيعه بود، در اينجا جمع آوري كرد و طبق دستور مراجع عظام تقليد، ما هم شروع كرديم اين را جواب داديم كه ٤ سال طول كشيد.

يك جواب محكم و قاطع داديم به طوري كه يكي از اين آياتي كه اين كتاب را خوانده بود گفت: اگر غفاري اين كتاب شما را بخواند، قطعا سكته مي كند.

اين كتاب در ٣ جلد است كه ٢ جلد آن دو سال قبل چاپ شد و امسال هم جلد سوم آن چاپ مي شود.

آن روز ما عرض كرديم كه دوستان مصرّ بودند كه به زبان فارسي ترجمه شود، يكي از خواهران كه بيننده برنامه ما بود گفت: من حاضر هستم كه هزينه ترجمه آن را تقبل كنم.

يكي از اين خانم ها كه از كانادا زنگ زده بودند و ٣ ماه قبل هم تشريف آورده بودند به منزل ما و يك ديداري با هم داشتيم، همسرشان و آقا زاده هايشان و صبيه هايشان هم بودند.

ايشان هم گفته بود: من آماده هستم كه اين كتاب را به انگليسي ترجمه كنم.

اين كتاب روي سايت ولي عصر وجود دارد؛ هم متن عربي آن هست و هم اگر اشتباه نكنم، يك جلد ترجمه به فارسي شده است و روي سايت است.

در رابطه با نقد كتاب بخاري، يكي از علماي بزرگ شيعه به نام آقاي محمد صادق نجمي، كتابي نوشته است در نقد كتاب صحيح بخاري و صحيح مسلم، به نام سيري در صحيحين. در سايت هاي مختلف اين كتاب است.

مجري:

به انگليسي هم ترجمه شده است.

استاد قزويني:

يكي از دوستان ما كه با ما همكاري داشتند (خدا روح شان را شاد كند) ايشان هم خدا را در صحاح، پيغمبر در صحاح، قرآن در صحاح و قيامت در صحاح را بررسي كرده است كه به زبان فارسي است و ما اين ها را در سايت خود گذاشته ايم.

بيننده:

من در اينجا دانشجو هستم، استاد من كسي است كه يك مسيحي است و خودش سر يك بحثي در رابطه با حضرت عيسي گفت: مسلمان ها به عيسي اعتقاد ندارند. من پرسيدم از كجا اين را مي دانيد؟ گفت: از قرآن خوانده ام، گفتم: چرا قرآن مي خواني؟

گفت: چون من با مسلمان هاي زيادي سر كار دارم، مي خواهم اصول اعتقادي تان را بدانم.

لطفا نخواه كه من را مسلمان كني؛ چون من مسلمان نمي شوم؛ ولي من قرآن را خواندم و الان تا جزء ٢٠ خوانده ام و ترجمه مي كنم كه ياد بگيرم و بدانم كه مسلمان ها به چه چيزهايي اعتقاد دارند. ايشان از نماز از من پرسيد.

اينجا كسي است كه موقع ظهر كلاسش را تعطيل مي كند كه چند نفري كه مسلمان هستيم، برويم نماز اول وقت بخوانيم؛ چون فكر مي كنند نماز بايد اول وقت خوانده شود، ايشان نماز و معاد و توحيد و نبوت را از قرآن مي داند.

ايشان از من پرسيده كه نماز چه جوري است؛ چون در قرآن ديده است و روزه ماه رمضان مسلمان ها را ديده است. مي داند كه اگر من يك روز سفر رفتم نبايد در آن روز روزه بگيرم و بايد بعدا به جاي آن روزه بگيرم. هيچ وقت راجع به امامت و اصل دين از من سؤال نپرسيده است.

مي خواستم ببينم كه براي يك همچنين آدمي كه گفته نمي خواهم مسلمان شوم، (حتي نمي دانست كه قرآن به همين ترتيبي كه الان كتاب شده است، نازل نشده است و چيزي به اسم شأن نزول را اصلا نشنيده بود) مثل يك كتاب، قرآن را شروع كرده بود به خواندن تا اين كه الان به جزء ٢٠ رسيده است.

آيا مي شود كه كسي همين طور قرآن را بخواند و امامت را برايش اثبات كنم؟

اصول ديگر كاملا قابل حل است. اصل عدل را هم مي تواند قبول كند، فقط اين اصل امامت مي ماند كه با خواندن كسي كه نه مي خواهد به اسلام اعتقاد پيدا كند و نه من مي توانم از احاديث ديگري برايش اثبات كنم، نمي توانم برايش عصمت و ائمه را توضيح دهم.

مجري:

از انجيل خودشان از او سؤال كنيد. از آن ١٢ جانشيني كه مي گويند فرزند حضرت اسماعيل است و مي آيند حكومت مي كنند چه كسي هستند؟

بيننده:

ايشان ايرادي به من نگرفته است. اين طور نيست كه من با ايشان روي حقانيت اسلام بحث كنم، ايشان صرفاً كسي هستند كه مي خواهند راجع به اسلام بيشتر بدانند.

هر از چند گاهي از من پرسيد كه شما كه مي گوييد: نماز جزء واجبات دين تان است، نمازتان را چه جوري مي خوانيد؟ من برايش توضيح دادم.

تا حالا نيامده است از من براي امامت بپرسد.

اين شبهه از حرف هاي شبكه كلمه براي من پيش آمده است. تا آنجايي كه من مي دانم اين آدم هرگز نمي آيد و نمي تواند از من از امامت سؤال كند، با توجه به اين كه قرآن مي گويد. از نبوت سؤال كرده است.

به من گفته است: شما كه به يك سري پيغمبر اعتقاد داريد، مي داند كه سليمان همان كينگ سالمن خودشان است. اين ها در قرآن وجود دارد و در كتاب هاي خودشان هم وجود دارد و با اين ها آشنايي دارد.

مفهوم امامت و عصمت را هيچ وقت به ذهنش نخواهد رسيد كه من بتوانم يك بار برايش توضيح بدهم.

استاد قزويني:

از ايشان بخواهيد كه سوره بقره را باز كند و از آيه ٢٤٦ تا ٢٤٨ را خوب مطالعه كنند.

كه مي فرمايد:

أَلَمْ تَرَ إِلَي الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَي إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّي يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آَيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آَلُ مُوسَي وَآَلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.

بعد از حضرت موسي، بني اسرائيل كه گرفتار تفرقه و غلبه پيدا كردن دشمن بر آن ها و اذيت شدن آن ها توسط دشمن شد، رفتند پيش پيغمبر و از پيغمبر تقاضا كردند كه يك فرمانده اي براي اين ها نصب كند.

پيغمبر فرمود: خداي عالم براي شما فرمانده و حاكم معين كرده است كه حضرت طالوت است. ما آدم ثروتمندي هستيم و طالوت كه ثروتي ندارد، چرا بايد او توسط خدا بر ما فرمانده شود؟ اين انتخاب من نبوده است، انتخاب خداي عالم بوده است و خدا او را براي شما انتخاب كرده است. هم آگاهي از فنون جنگي و مديريتي دارد و هم توانايي جسمي دارد.

اين آيه ٢٤٦ و ٢٤٧ و ٢٤٨ نكته ظريفي مربوط به گذشته دارد. مربوط به بني اسرائيل است كه خودشان نمي روند يك فرمانده اي معين كنند.

پيغمبر هم از خدا مي خواهد و خدا براي اين ها فرمانده انتخاب مي كند و اين ها اعتراض مي كنند و پيغمبر مي فرمايد: اين انتخاب خدا است و ارتباطي به من ندارد؛ يعني اعتراض شما، اعتراض به خدا است. براي همين بني اسرائيل تسليم شدند.

اين نشان مي دهد كه يك فرمانده كه از پيغمبر مي خواهند بايد به اذن الله باشد و با دستور الهي باشد.

اين كه قرآن مي فرمايد:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم آيه ٣ و ٤

تمام آنچه را كه در رابطه با حضرت امير مطرح است، به اذن الله است.

آيه ٥٩ سوره نساء مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

اين اولي الامر چيست و يا كيست؟

پيغمبر را ما مي شناسيم و خدا را هم شناخته ايم. اطاعت خدا و پيغمبر هم روشن است. اين اولي الامر كيست كه خداي عالم اطاعت او را در رديف اطاعت پيغمبر آورده است؟

آيه ٥٥ سوره مائده كه مي فرمايد:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

انما؛ يعني اين است و جز اين نيست، قطعاً و حتماً ولي شما خدا است و بعد از او ولي شما پيغمبر است و بعد از او ولي شما آن آقايي است كه نماز مي خواند و در حال ركوع صدقه مي دهد. اين ها نياز است كه مصداقش معين شود. خداي عالم در قرآن داستان سرايي كه نمي كند. اين ها نكاتي است كه شما مي توانيد با اين برادرمان مطرح كنيد.

بيننده خانم سيدي:

خدا خير به شما بدهند كه اين قدر حرص و جوش مي خوريد كه اين حرص و جوش ها جزء عبادات تان حساب مي شود. من ديشب ناظر برنامه آقاي ابو القاسمي و آقاي كياني بودم و واقعاً ديدم كه چه جور با شخصيت محترم آقايان و كسان ديگري كه ان شاء الله خدا به راه راست هدايت شان كند بازي كردند.

من امشب هدفم اين نيست كه وارد بحثي شوم؛ چون نمي خواهم خدايي ناكرده وقت شما را بگيرم. اينجا يك چيزي از شما ديدم كه خيلي براي من جالب بود.

به يكي از برادران اهل سنت نزديك به ١٩ دقيقه فرصت داديد. خودشان بدانند كه شما هيچ گونه فرقي براي صحبت كردن شيعه و اهل تسنن نمي گذاريد؛ حتي به اهل تسنن بهاء بيشتري مي دهيد كه حرف شان را بزنند. اگر كه به ما بيشتر وقت دهيد و به آن ها كمتر، اين باعث مسئله مي شود.

مي خواهم چند بيت جهت انبساط در مدح علي بن ابي طالب قرائت كنم.

استاد قزويني:

خودتان سروديد؟

بيننده:

اگر حضرت علي قبول بفرمايند.

يا علي اي نام تو است نام هو يا علي اي كشته در راه او

يا علي اي زاده بيت خدا يا علي اي شير مرد اي لافتي

يا علي اي همدم و يار نبي يا علي اي آبروي هر ولي

يا علي اي شوي زهراي زهر يا علي اي زينب كبري پدر

يا علي اي والد عباس و حسن يا علي اي شاهد خون حسين

يا علي اي مظهر عشق وقار يا علي اي آهن از تو ذوالفقار

يا علي اي تو يتيمان را پدر يا علي اي تو ضعيفان را سپر

يا علي اي نام تو ياراي من يا علي اي رهبر و مولاي من

يا علي اي آشناي هر زمان يا علي اي نام تو بر هر زبان

يا علي اي سعد و هم مسعود تو يا علي اي حامد و محمود تو

يا علي اي مرشد و معبود من يا علي اي مقصد و مقصود من

يا علي اي تو يقين هر دلي يا علي اي فاتح هر مشكلي

يا علي اي نام تو عطر و گلاب يا علي اي مهر تو بر دل لعاب

يا علي اي عشق تو بر جان و تن يا علي اي مونس شب هاي من

يا علي اي روشني و ماه تاب يا علي اي گلشن و اي آفتاب

يا علي اي تو شفيع روز دين يا علي اي شافع عين اليقين

يا علي اي تكيه گاه و داد رس يا علي اي دست گير فرياد رس

استاد قزويني:

خدا را قسم مي دهيم به آبروي اميرالمؤمنين ان شاء الله از شما قبول كند و ان شاء الله پاداش شما را اميرالمؤمنين با دست خودشان عطا كنند.

ما از اين شعر زيبا خيلي لذت برديم.

مجري:

در جواب شما هم ما مي گوييم:

اي خداي خفته در اين خاك چه گويمت اي سر به فلك كشيده نام تو چه گويمت

صبر در مقابل تو زانو زد و گفت يارب اين چه كوهي است يارب چه گويمت

استاد قزويني:

يك شعري حافظ دارد.

حافظ يك شاعر شناخته شده است.

آن را كه دوستي علي نيست كافر است گو زاهد زمانه و گو شيخ راه باش

امروز زنده ام به ولاي تو يا علي فردا به روح پاك امامان گواه باش

سعدي هم جمله قشنگي دارد كه مي گويد:

جوانمرد اگر راست خواهي ولي است كرم پيشه شاه مردان علي است

بيننده آقا صادق از شهريار

من الان ٢ هفته است كه برنامه شما را مي بينم، شبكه شما، شبكه امام حسين است. من شبكه كلمه را گذاشتم كنار شبكه شما و گاهي آن ها را نگاه مي كنم و گاهي هم شبكه شما را نگاه مي كنم.

فتواهايي كه اين ها مي دهند در مورد زن ها من براي اولين بار بود كه شنيدم كه مي گويند: نبايد كفش پاشنه بلند بپوشند. من كارگر هستم و صبح ساعت ٦ سر كار مي روم؛ ولي شب برنامه شما تا هر وقتي كه باشند مي بينم. ما خدا را شكر شيعه حضرت علي و از محبين ايشان هستيم.

از نظر من (من تحصيلات زيادي دارم) اين بحث هايي كه مي شنود، (خدا را شكر ما كه شيعه هستيم) ولي آن هايي كه در ترديد و دو دلي هستند، اين ها را بشنوند واقعا مسئله براي شان روشن مي شود. تا آنجايي كه راه دارد آن چيزهايي كه مي شود بيان كرد را در اين برنامه هاي تان بگوييد.

استاد قزويني:

برادر عزيزمان مي گويد: چند شبي است كه بيننده برنامه ها هستيم. ما تبليغات آن چناني نداريم. بينندگان بيايند امشب با اميرالمؤمنين عهد و پيمان ببندند و تلاش كنند كه هر روز خبر و فركانس شبكه ولايت را به نام ٥ تن به ٥ نفر اس ام اس كنند و خبر دهند و ثوابش را هم به روح پاك اميرالمؤمنين سلام الله عليه هديه كنند.

ما ٢ سال است كارشناس هايي كه اينجا مي آوريم كه حدود ٥٠ نفر هستند يا كارشناس يا مجتهد مسلم هستند و يا دكتراي حوزه و دانشگاه دارند.

در هيچ شبكه اي، نه در شبكه هاي جمهوري اسلامي و نه در شبكه هاي دوستان عزيز ما، اين سرمايه علمي كه نخبگان حوزه و دانشگاهي كه ما در خدمت شان هستيم، در هيچ جا نيستند. بعضي از دوستان به من پيام داده اند كه قضيه بچه بز از كتاب نشان دهند.

اين كتاب ما لا يجوز فيه الخلاف بين المسلمين است كه جناب آقاي عبد الجليل عيسي ابو النصر استاد دانشكده اصول دين عربي در الازهر است و عضو مبحث بحوث اسلامي الازهر شريف است.

ايشان در صفحه ٩٦ مي گويد:

لو ان رجلا وقع علي نعجة فحملت منه وولدت انسانا وكبر هذا الانسان وتعلم وصلي باهل قريته صلاة عيد الضحي وبعد الصلاة ذبحوه وضحوا به.

اگر يك بزي در اثر ملاقات با يك مرد بچه اي به دنيا بياورد شبيه انسان و اين بزرگ شود و درس بخواند و عالم شود و نماز عيد قربان بخواند و بعد از نماز هم اين را بكشند و به عنوان گوشت قرباني ميان مردم تقسيم كنند هيچ اشكالي ندارد.

لان حكم الولد هو حكم امه.

بيننده آقاي رحيمي از شيراز

تماس قطع شد.

استاد قزويني:

از همه بينندگان تقاضا داريم كه تلاش كنيد روزي ١ ساعت اختصاص دهيد براي تحقيق دين و مذهب و معارف ديني كه اعتقادات تان قوي و محكم باشد تا در برابر شبهات كوچك ترين لغزش و ضرري بر اعتقادات شما وارد نشود.

امروز شياطين از طريق رسانه هاي جهاني و سايت هاي اينترنتي و جزوات و سي دي تبليغات سوء مي كنند و جوان هاي ما را هدف قرار داده اند و معتقدات جوان هاي ما را هدف قرار داده اند.

امروز تحصيل علم و تقويت مباني فكري و اعتقادي از اوجب واجبات است.


پايان.