سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٩١ - روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها

روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها

کد مطلب: ٥٣٢٣ تاریخ انتشار: ٠٤ فروردين ١٣٩٢ تعداد بازدید: ٤٧٨٦ سخنراني ها » شبکه ولايت روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
حبل المتين ٩٢/٠١/٠٤


لينک دانلود  بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ٠٤ / ٠١ / ٩٢

مجري:

شب شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را به پيشگاه مقدس فرزند بزرگوارشان حضرت حجت بن الحسن عسكري و شما بينندگان عزيز در اين سال جديد تسليت عرض مي كنم.

استاد قزويني:

اجازه دهيد كه بنده چند بيتي را در رابطه با فاطميه كه از شعراي معاصر است، عرض كنم و بعد در خدمت مجري توانا و بزرگوار هستيم.

فاطميه اعتقاد شيعه است عشق زهرا در نهاد شيعه است

فاطميه از ولايت تا ولي يك سقيفه فتنه در حق علي

فاطميه محو زهرا بودن است افتخار نسل زهرا بودن است

فاطميه فصل يك تاريخ درد اين حديث تلخ با دل ها چه كرد؟

فاطميه رنج محتوم علي يك سقيفه حق مظلوم علي

فاطميه سيلي و ياس كبود يا محمد جرم زهرايت چه بود؟

فاطميه خطبه هاي آتشين گفتن از حق در حضور غائبين

فاطميه مصحف رنج بتول اولين غم نامه آل رسول

زهرا همه چيز ما است، دين ما، دنياي ما، قيامت ما، بهشت ما است.

بهشت ما بدون عنايت زهرا از جهنم سوزان، بدتر است.

شهادت جانسوز و غريبانه اولين شهيده راه امامت و ولايت را به پيشگاه مقدس بقية الله الاعظم، عصاره عالم وجود و آن نازنيني كه بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الارض و السماء، تسليت مي گوييم و به همه مسلمانان درد آشنا و محرم اهل بيت عصمت و طهارت نيز تعزيت مي گوييم.

انشاء الله خدا پاداش ما را فرج مولاي مان بقية الله الاعظم قرار بدهد.

مجري:

بحث فاطميه و حضرت زهرا است.

آقاياني كه در اين شبكه ها براي شان خيلي گران آمده است و مباحث و شبهاتي را پيرامون حضرت زهرا مطرح مي كنند كه اين هم نشان از ناصبي گري اين آقايان در شبكه هاي وهابي است كه اين طوري به حضرت زهرا نغوذ بالله جسارت مي كنند.

زيباترين و كامل ترين روايت در فضيلت حضرت زهرا سلام الله عليها از منابع شيعه كدام است؟

استاد قزويني:

در رابطه با صديقه طاهره سلام الله عليها كسي بايد سخن بگويد كه از سرچشمه وحي، شير علم نوشيده باشد؛ چون جايگاه زهرا فراتر از عقل و شعور بشر عادي است.

ما از باب اين كه آب دريا را اگر نتوان كشيد، هم به قدر تشنگي بايد چشيد، به قدر فراخور عقل و برداشت مان از روايات اهل بيت عصمت و طهارت در رابطه با اين نازنين وجود، اين كسي كه در كنار پدر بزرگوارشان و همسر گرامي شان و فرزندان عزيزش هدف نهايي خلقت است و كسي كه سيدة النساء عالمين و سيدة النساء اهل الجنة است و به تعبير بزرگان اهل سنت، برتر از تمام خلفاي راشدين؛ حتي از مادر بزرگوارش خديجه كبري برتر است تا چه رسد به عائشه و حفصه و ام السلمه.

من امشب دوست دارم فقط از منابع شيعه سخن بگويم.

انشاء الله اگر توفيقي داشته باشيم، در شب هاي آينده از منابع اهل سنت هم در رابطه با فضائل بي حد و حساب و بي حصر و حد صديقه طاهره سلام الله عليها سخن خواهيم گفت و بخشي از پرده هاي معرفتي اين بانوي دو جهان را براي شما عزيزان و بينند گان گرامي بالا خواهيم زد.

كافي است در فضيلت زهراي مرضيه روايتي را كه مرحوم بحراني نقل مي كند كه امام عسكري سلام الله عليها مي فرمايد:

نحن حجة الله علي خلقه وفاطمة حجة علينا

عوالم، ج١١، ص٨

ما ائمه حجت هاي الهي بر خلائق هستيم و فاطمه هم حجت الهي بر ما است.

من نمي دانم با اين جمله امام عسكري ما چگونه مي توانيم در رابطه با زهراي مرضيه سخن بگوييم؟

بانويي كه به تعبير امام راحل ر ضوان الله تعالي عليه، اگر مرد بود قطعا به جاي پدر نشسته بود؛ بانويي كه فراتر از تمام انبياء و تمام اولياء الهي؛ جز پدر بزرگوارشان است.

روايتي كه از ناحيه مقدسه حضرت بقية الله الاعظم ارواحنا فداه در رابطه با اختلافاتي كه ابو غانم قزويني و ديگران نسبت به وجود مقدس حضرت ولي عصر داشته اند، صادر شد در جمله امام مهدي سلام الله عليه آمده است:

وفي ابنة رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم لي أسوة حسنة

الغيبة، الشيخ الطوسي، ص ٢٨٦

دختر پيغمبر، صديقه طاهره براي من الگوي زيبايي است.

اين اسوة حسنه چيست و صديقه طاهره در امر رساندن پيام رسالت و دفاع از امر ولايت و امامت و مقاومت در برابر استبداد و ستمگر تا مرز شهادت براي دفاع از عقيده جلو رفتن، چه جايگاهي دارد، ان شاء الله در شب هاي آينده توفيقي داشته باشيم سخن خواهيم گفت.

در روايتي كه مرحوم كليني از امام صادق سلام الله عليه آورده است كه به تعبير يكي از مراجع عظام تقليد، يكي از بالاترين فضيلت صديقه طاهره اين است كه بعد از رحلت نبي مكرم صلي الله عليه وآله جبرئيل بر احدي نازل نشد؛ جز صديقه طاهره و اين نشان از مقام رفيع و والاي حضرت زهرا است.

وكان جبرئيل عليه السلام يأتيها فيحسن عزاء ها علي أبيها ويطيب نفسها ويخبرها عن أبيها ومكانه ويخبرها بما يكون بعدها في ذريتها وكان علي عليه السلام يكتب ذلك، فهذا مصحف فاطمة عليها السلام.

جبرئيل خدمت زهرا مرضيه مي آمد و در مصيبت از دست دادن پدر بزرگوارش نبي مكرم به فاطمه زهرا تسليت و تعزيت مي گفت و جبرئيل با سخنانش براي روح فاطمه زهرا آرام بخش بود و به زهرا مرضيه از جايگاه نبي مكرم خبر مي داد و آن اتفاق هايي كه براي فرزندان بزرگوارش ائمه هدي سلام الله عليهم خواهد افتاد به زهراي مرضيه خبر مي داد و اين مطالبي را كه جبرئيل براي صديقه طاهره بيان مي كرد، از حوادث آينده و از آنچه كه مربوط به نبي مكرم است، اميرالمؤمنين اين ها را مي نوشتند.

مصحف فاطمه كه مشهور است به مصحف فاطمه، اين است.

اين كه بعضي از اين ياوه سرا يان وهابي مي گويند كه مصحف فاطمه همان قرآن ديگري است كه در نزد شيعه است، اين ها حرف هاي بي اساس و بي پايه و دروغ و افترا است و مصحف فاطمه سلام الله عليها ارتباطي به قرآن ندارد.

شيخ صدوق در علل الشرايح نقل كرده است:

إنما سميت فاطمة عليها السلام محدثه لان الملائكة كانت تهبط من السماء فتناديها كما تنادي مريم بنت عمران فتقول: يا فاطمة الله اصطفاك وطهرك واصطفاك علي نساء العالمين يا فاطمة إقنتي لربك واسجدي واركعي مع الراكعين ، فتحدثهم ويحدثونها فقالت لهم ذات ليلة: أليست المفضلة علي نساء العالمين مريم بنت عمران؟ فقالوا: إن مريم كانت سيدة نساء عالمها، وان الله عز وجل جعلك سيدة نساء عالمك وعالمها وسيدة نساء الأولين والآخرين.

علل الشرائع، الشيخ الصدوق، ج ١، ص ١٨٢

يكي از اسامي فاطمه محدثه است.

محدثه يعني چه؟

محدثه يعني كسي كه ملائكه با او سخن مي گويند.

ملائكه از آسمان مي آمدند و نزد زهراي مرضيه مي نشستند و او را ندا مي كردند؛ همان گونه اي كه مريم مادر عيسي بن مريم را ندا مي كردند.

ملائكه مي گفتند: زهرا، خداي عالم تو را انتخاب كرده است و تو را پاكيزه كرده است و تو را بر تمام زنان عالم برتري داده است.

ملائكه مي گفتند: حضرت مريم سرور زنان عصر خويش بوده است.

اگر مريم سرور زنان عالم خويش بوده است، فاطمه سرور زنان عالم خودش و عالم مريم و سرور زنان اولين تا آخرين بوده است.

ان شاء الله از منابع اهل سنت و از تفاسير و از كتب تاريخي اهل سنت مي آوريم كه به اين تصريح كرده اند كه فرق زهرا با مريم اين بود كه مريم سرور زنان عالم و هم عصر خويش بوده است؛ ولي فاطمه زهرا هم سرور زنان عالم و عصر خويش بوده است و هم سرور زنان عصر حضرت مريم بوده است و هم سرور زنان، از اولين تا اخرين بوده است.

چه كسي است كه همانند اين بانو چنين مقامي داشته باشد و چه كسي است كه اين چنين فضيلتي را دارا باشد؛ جز پدر بزرگوارش نبي مكرم صل الله عليه و آله و سلم؟

در خانه اگر كس است، يك حرف بس است.

مجري:

در اين روايتي كه حضرت عالي از قول مولاي مان امام زمان عليه السلام اشاره كرديد كه مي فرمايد:

ابنة رسول الله اسوة حسنه

حضرت زهرا مي توانند الگوي زنان عالم باشند، در اين رابطه هم بيان كنيد كه چگونه مي تواند حضرت زهرا الگوي زنان عالم و معاصر ما باشند؟

استاد قزويني:

در اينجا سخن گفتن يك مقداري سخت و مشكل است.

برنامه اي كه قبل از برنامه ما، چند تا از خواهران عزيز داشتند و من بخشي از اين برنامه را مي ديدم، ديدم بعضي از خواهران بزرگوار در اين زمينه نكات خيلي زيبا و قشنگي را بيان مي كردند؛ ولي من هم يكي دو نكته در فراخور برداشتي كه از روايات اهل بيت عليهم السلام از كتب شيعه و سني است، براي بينند گان عزيز تقديم مي كنم.

يكي از مشكلاتي كه گريبان گير جامعه ما شده است؛ به ويژه در ايران، يك سري تجملات و يك سري مسائل سنگيني است كه در امر ازدواج، بحث مهريه، بحث جهيزيه، اين كه حتما شرط مي كنند كه بايد جشن عقد و عروسي در فلان تالار باشد، يك سري چيز هايي است كه باعث شده است هم پسر ها و هم دختر ها به سادگي كانون مقدس زندگي را نتوانند تشكيل دهند.

من در اينجا به همه پدرها و مادرها، آن هايي كه دختر دارند و آن هايي كه پسر دارند اين روايت را تقديم مي كنم كه هم شيعه و هم سني نقل كرده اند.

آيا ما فقط از فاطميه گريه كردن، سينه زدن و عزا داري را مي خواهيم داشته باشيم و يا مي خواهيم كه از سيره زهراي مرضيه هم الگو بگيريم؟

روحيه ما قبل از فاطميه و بعد از فاطميه عوض مي شود يا نمي شود؟

در تمام ابعاد، زهراي مرضيه الگو براي دفاع از ولايت، براي پاسخ گويي به شبهات، براي مبارزه با استبداد و غصب حقوق و دفاع از حقوق مسلم خويش است.

در تمام زمينه ها زهراي مرضيه الگو است.

يكي از الگو هاي فاطمه زهرا هم سازش با مشكلات زندگي است.

متقي هندي از شعبي از بزرگان اهل سنت نقل مي كند مي گويد:

قَالَ عَلِيٌّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ لقد تزوجت فاطمة وما لي ولها فراش غير جلد كبش ننام عليه بالليل ونعلف عليه الناضح بالنهار وما لي ولها خادم غيرها.

الطبقات الكبري، ج ٨، ص ٢٢ و جامع الأحاديث، ج ١٨، ص ٢٢٦ و كنز العمال، ج ١٣، ص ٢٩٣

من با زهراي مرضيه ازدواج كردم، تنها وسايل زندگي ما، يك پوستين كبش و گوسفندي بود كه شب ها اين پوستين گوسفند را به عنوان تشك استفاده مي كرديم و صبح ها هم كه مي خواستيم به اين شتر آب كش مان، علف دهيم، روي اين علف مي ريختيم و در خانه ما خدمت گذاري غير از زهراي مرضيه نبود.

اين زندگي بدون تشريفات زهراي مرضيه سلام الله عليها است.

در بعضي از روايات آمده است كه اگر اشتباه نكنم، ام ايمن خدمت رسول اكرم مي آيد عرضه مي دارد يا رسول الله، بعضي از دختران انصار، مهاجرين و بعضي از دختران بزرگان، زندگي با تجمع و تشريفاتي دارند؛ ولي زندگي زهراي مرضيه اين چنين بدون تشريفات است؛ حتي براي بعضي از امهات المؤمنين نيز اين زندگي ساده زهرا مرضيه علامت سوالي شده بود؛ ولي نبي مكرم در جواب همه اين ها مي فرمودند: زهراي من با اين زندگي بدون تجمل و ساده در كنار همسر بي همتاي خود اميرالمؤمنين سلام الله عليه زندگي پاك و با صفايي دارد.

مرحوم علامه مجلسي در بحار الانوار مي نويسد:

روت الخاصة والعامة منهم ابن شاهين المروزي، وشيرويه الديلمي عن الخدري وأبي هريرة أن عليا أصبح ساغبا، فسأل فاطمة طعاما فقالت: ما كانت إلا ما أطعمتك منذ يومين، آثرت به علي نفسي وعلي الحسن والحسين، فقال: ألا أعلمتني فأتيتكم بشئ؟ فقالت: يا أبا الحسن إني لأستحيي من إلهي أن أكلفك مالا تقدر عليه.

بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج ٤١، ص ٣٠

مي گويد: شيعه وسني از مروزي و ديلمي و ابو سعيد خدري و ابو حريره نقل كرده اند: يك روزي علي بن ابي طالب احساس گرسنگي كرد و فرمود: زهرا جان، دلم ضعف مي رود، يك غذايي، چيزي براي من تهيه كن.

زهراي مرضيه عرضه داشت: علي جان الان دو روز است چيزي در خانه نداريم و آنچه ما داشتيم حتي غذاي خودم و حسن و حسين را هم براي شما تهيه كردم و شما ميل كرديد؛ يعني غذاي خودم را نخوردم به تو دادم، غذاي حسن و حسين را هم ندادم و به تو دادم. حضرت فرمود: چرا به من نفرموديد تا من غذا تهيه كنم؟

خانم هاي كه پاي تلويزيون نشسته ايد، دختران و خواهران و مادران گرامي و عزيزم، جمله حضرت زهرا چيست؟

آن خانمي كه به خاطر چشم و هم چشمي، زندگي را بر شوهرش تيره و تار مي كند و كانون گرم زندگي را به جهنم سوزان مبدل مي كند، خون در دل شوهر مي كند، دقت كنيد كه زهرا چه جواب مي دهد.

حضرت زهرا فرمود: من از خدا حياء مي كنم كه به تو تحميل كنم چيزي را كه استطاعت و قدرت آن نداري.

اگر براي تو امكان پذير بود مي آوردي. اين كه به خانه چيزي نياوردي، مشخص است كه براي تو امكان آن نبوده است.

چه قدر زيبا و چه قدر عالي است. يك زندگي با صفاي اين چنيني، الگو برداري از سيره ي زهرا مرضيه.

خانمي كه در خانه نشسته اي عرض من را مي شنوي، آقايي كه عرض بنده را مي شنوي، اين روايت بالاترين سرمايه براي يك زن است كه مرد، چندين سال با يك زن زندگي كند و بگويد كه در طول اين چند سال كوچكترين رنجشي از اين زن نديدم.

بالاترين سرمايه براي مرد اين است كه در طول سال هايي كه با يك خانم زندگي مي كند، خانم بگويد: در طول اين چند سال كوچكترين رنجشي و گلايه اي از همسرم نداشتم.

اين سرمايه و ارزش است.

حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:

فوالله ما أغضبتها، ولا أكرهتها علي أمر حتي قبضها الله عز وجل، ولا أغضبتني، ولا عصت لي أمرا، ولقد كنت أنظر إليها فتنكشف عني الهموم والأحزان

بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج ٤٣، ص ١٣٤

به خدا سوگند، در طول زندگي مشتركي كه با زهرا داشته ام، كوچك ترين چيزي كه او را برنجاند انجام ندادم و كوچكترين چيزي كه به او تحميل كنم از من صادر نشد.

به خدا سوگند زهرا هم در طول اين زندگي مشترك، كوچكترين چيزي كه موجب ناراحتي و غضب من باشد انجام نداده است و كوچكترين نافرماني از من نداشته است.

خواهران عزيز و دختران گرامي اين را دقت كنند.

هر وقت به زهرا نگاه مي كردم، تمام غم و غصه من برطرف مي شد.

سرمايه اصلي اين است، كه وقتي مرد، بيرون با مشكلات شغلي و زندگي و روابط با مسائل ديگر خسته مي شود و اعصابش خورد مي شود، وقتي خانه مي آيد، خانه براي او يك بهشتي باشد كه وقتي وارد مي شود تمام غصه ها برطرف شود.

اين طوري نشود كه وقتي مرد به خانه مي آيد، خانم شروع كند از بچه و همسايه و از نبودن ميوه و وسايل زندگي شكايت كند.

مرد كه بيرون خسته شده است و وارد محيط خانه كه مي شود، با اين غرغر زن خسته تر مي شود.

چه قدر زيبا است كه مي فرمايد: وقتي كه به زهرا نگاه مي كردم، تمام غم و غصه من بر طرف مي شد.

من دو روايت انتخاب كردم، اين روايت هم يارگاري ما باشد براي تمام آن همسران و زن و شوهري كه مي خواهند در زندگي موفق باشند و الگويشان علي و زهرا باشد.

پيغمبر اكرم فرمود:

ما استفاد امرء مسلم فائدة بعد الاسلام أفضل من زوجة مسلمة تسره إذا نظر إليها وتطيعه إذا أمرها وتحفظه إذا غاب عنها في نفسها وماله.

الكافي، الشيخ الكليني، ج ٥، ص ٣٢٧

بعد از نعمت اسلام، بالاترين فضيلت و بالاترين نعمتي كه خدا به يك مرد مي دهد، اين است كه همسري داشته باشد كه وقتي به او نگاه مي كند، خوشحال شود، تمام غصه هايش بر طرف شود. وقتي به او دستور مي دهد و از او چيزي مي خواهد، بدون چون و چرا همسرش باشد.

اين يك زن شيعه و زن مسلمان اين است.

روايتي باز از آقا امام رضا سلام الله عليه كه ما ايراني ها افتخار داريم در زير سايه اين بزرگوار هستيم، فرمود:

ما أفاد عبد فائدة خيرا من زوجة صالحة إذا رآها سرته وإذا غاب عنها حفظته في نفسها وماله

الكافي، الشيخ الكليني، ج ٥، ص ٣٢٧

هيچ بهره اي و فائده اي و نعمتي بالاتر از اين نيست كه يك مرد همسر و زن صالحي داشته باشد، كه هر وقت به او نگاه مي كند، خوشحال شود.

من نمي دانم در اينجا چه بگويم.

خود روايت بيانگر تمام حقايق است.

خواهران عزيزم، دختران و مادران گرام من، اگر تا امروز اين چنين نبوده ايد، از امشب به احترام فاطمه زهرا سلام الله عليها، فاطمه گونه زندگي كنيم كه هر وقت همسر به تو نگاه كرد، مايه ي خوشحالي و مسرت قلب او باشد.

وقتي كه نگاه كرد، تمام غصه هايش برطرف شود. نگاه به زن در حقيقت، آرام بخش و فرح بخش و مسرت بخش يك مرد باشد.

اين بالاترين سرمايه اي است كه يك زن مي تواند در اختيار داشته باشد و فرداي قيامت بگويد: زهرا جان، همان طوري كه همسرت اميرالمؤمنين به تو نگاه مي كرد و تمام غصه هايش برطرف مي شد و مايه شادماني او بودي، من هم در زندگي ام اين سيره تو را الگو براي خويش قرار دادم.

اميدوارم كه ان شاء الله عزيزان بيننده ما از اين ايام فاطميه و از اين روايات نوراني اهل البيت بهترين بهره را برده باشند.

مجري:

در بعضي از روايات آمده است كه اگر حضرت علي عليه السلام نبود، كفوي براي حضرت زهرا نبوده است؛ يعني اين هم ترازي صورت نمي گرفت.

لطف كنيد و در اين زمينه توضيح دهيد.

استاد قزويني:

مرحوم كليني روايتي را از امام صادق سلام الله عليه نقل مي كند، كه مرحوم مجلسي اول تعبير مي كند:

وفي القوي كاالصحيح

امام صادق سلام الله عليه فرمود:

لولا أن الله تبارك وتعالي خلق أمير المؤمنين عليه السلام لفاطمة، ما كان لها كفو علي ظهر الأرض من آدم ومن دونه.

الكافي، الشيخ الكليني، ج ١، ص ٤٦١

اگر خدا علي را نيافريده بود، براي زهراي مرضيه كفو و همتايي كه بتواند با او ازدواج كند، نبود.

مرحوم شيخ صدوق در عيون الاخبار الرضا از اميرالمؤمنين سلام الله عليه نقل مي كند كه پيغمبر اكرم فرمود: علي، تعدادي از مردان قريش آمده اند و در رابطه با قضيه ي حضرت زهرا من را مورد ملامت قرار داده اند و گفته اند:

خطبناها إليك فمنعتنا وتزوجت عليا فقلت لهم: والله ما انا منعتكم وزوجته بل الله تعالي منعكم وزوجه فهبط علي جبرئيل عليه السلام فقال: يا محمد ان الله جل جلاله يقول: لو لم أخلق عليا عليه السلام لما كان لفاطمة ابنتك كفو علي وجه الأرض آدم فمن دونه.

عيون أخبار الرضا (ع)، الشيخ الصدوق، ج ١، ص ٢٠٣

ما به خواستگاري فاطمه زهرا آمده ايم؛ ولي دست رد بر سينه ما زدي؛ ولي زهرا را به عقد علي و ازدواج علي در آوردي.

اي مردم قريش به خدا سوگند من دست رد بر سينه شما نزدم كه زهرا را به عقد علي در آورده باشم؛ بلكه اين خدا بود كه دست رد بر سينه شما زد.

وما ينطق عن الهوا والاوحي يوحي.

جبرئيل بر من نازل شد و گفت: اگر من علي را نيافريده بودم، زهراي مرضيه كفوي بر روي زمين نداشت، از آدم و پايين تر از آدم.

مرحوم محمد تقي مجلسي همين روايت را ملاك بر اين قرار مي دهد كه زهراي مرضيه سلام الله عليها، افضل از تمام انبياء غير از پدر بزرگوارشان بوده است.

مجري:

در همين روايتي كه اشاره كرديد، بحث خواستگاري حضرت زهرا پيش آمد.

مي خواستم كه اين سؤال را يك ذره بازتر كنم.

به هر صورت حضرت زهرا خواستگار هاي زيادي از قريش داشتند و از جمله اين خواستگار ها خلفاء بودند كه مي خواستند با حضرت نبي وصلتي برقرار كنند و حضرت دست رد گذاشتند.

آيا اين در كتب اهل سنت هم آمده است يا نه؟

استاد قزويني:

ابن حجر هيتمي مكي كه متوفي ٩٧٤ است مي گويد: ابو داوود سجستاني آورده است:

أن أبا بكر خطبها فأعرض عنه صلي الله عليه وسلم ثم عمر فأعرض عنه فأتيا عليا فنبهاه إلي خطبتها فجاء فخطبها.

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢، ص ٤٧١

ابابكر به خواستگاري حضرت زهرا آمد و پيغمبر از او روي گرداند، عمر به خواستگاري حضرت زهرا آمد و پيغمبر از او روي گرداند.

هر دو ابوبكر و عمر پيش علي آمدند و تذكر دادند كه علي برو از زهرا خواستگاري كن. آمد و خواستگاري كرد و پيغمبر او را به عقد علي درآورد.

شايد به خاطر اين بود كه اين ها مي دانستند كه پيغمبر غير از علي بن ابي طالب به كسي دختر نمي دهد يا به خاطر اين بود؛ چون پيغمبر دست رد به سينه اين ها زد، دست رد به سينه علي هم بزند كه او هم در اين زمينه هم سطح اين آن ها باشد.

نسائي و ابن حبان از عبدالله بن بريده از بريده اسلمي نقل كرده اند:

خَطَبَ أبو بَكْرٍ وَعُمَرُ رضي الله عنهما فَاطِمَةَ فقال رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم إِنَّهَا صَغِيرَةٌ فَخَطَبَهَا عَلِيٌّ فَزَوَّجَهَا منه.

سنن النسائي (المجتبي)، ج ٦، ص ٦٢ و صحيح ابن حبان، ج ١٥، ص ٣٩٩

ابوبكر و عمر آمدند از حضرت زهرا خواستگاري كردند. پيغمبر فرمود: دختر من كوچك است. علي آمد خواستگاري كرد و پيامبر فوري زهرا را به ازدواج علي درآورد.

آنجا نفرمود:

انها صغيرة

حاكم نيشابوري هم اين را نقل مي كند:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه

المستدرك علي الصحيحين، ج ٢، ص ١٨١

اين كه در آن روايت شيعه هم آمده بود كه ديگران خواستگاري كردند و نبي مكرم دست رد بر سينه آن ها زد، در منابع اهل سنت هم آمده است.

سخن خيلي زياد است كه چرا نبي مكرم دست رد بر سينه آن ها زد؛ ولي نسبت به اميرالمؤمنين سلام الله عليه چيزي نفرمود، اين بحث جداگانه اي دارد كه همين قضيه باعث شد كه تعدادي عليه نبي مكرم به سمپاشي شروع كردند. عليه رسول گرامي حرف هاي بي ربط زدند.

عجب، ما رفتيم براي خواستگاري فاطمه، نداد و او را به علي داد و از اين حرف هاي چرندي كه امروز هم مي زنند كه اگر چنان چه امامت در علي و فرزندان علي بود، مگر امامت يك امر خوانوادگي است؟

يعقوبي نقل مي كند:

وقد كان جماعة من المهاجرين خطبوها إلي رسول الله فلما زوجها عليا قالوا في ذلك فقالوا رسول الله ما أنا زوجته ولكن الله زوجه.

تاريخ اليعقوبي، ج ٢، ص ٤١

جماعتي از مهاجرين از حضرت زهرا خواستگاري كردند و پيغمبر جواب رد داد.

وقتي كه زهرا را به عقد علي در آورد، شروع كردند سم پاشي كردن و شبه افكني كردن. پيغمبر اكرم فرمود: اين من نبودم كه زهرا را به ازدواج علي در آوردم؛ بلكه خداي عالم بود كه زهرا را به عقد علي درآورد.

ابن عساكر در تاريخ دمشق همان روايتي را كه از ام ايمن عرض كردم نقل مي كند كه ام ايمن مي گويد: خيلي ها اعتراض دارند كه چرا پيغمبر زهرا را به عقد علي در آورد، علي كه ثروت و امكانات ندارد، علي وضع زندگي درست و حسابي ندارد.

روايت طولاني است، تا آنجايي كه فرمود:

يا أم أيمن فوالذي يعثني بالكرامة واستخصني بالرسالة ما أنا زوجته ولكن الله زوجه ما رضيت حتي رضي علي وما رضيت فاطمة حتي رضي الله رب العالمين.

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ١٢٦ و مناقب علي بن أبي طالب (ع)، ابن المغازلي، ص ٢٦٨

قسم به خدايي كه من را به رسالت گرامي داشت و رسالت را مخصوص من كرد، من زهرا را به ازدواج علي درنياوردم؛ بلكه خداي عالم زهرا را به عقد علي در آورد.

البته اين تعبير در منابع شيعه هم آمده است.

مرحوم شيخ طوسي از جابربن عبدالله انصاري مي گويد:

أتاه ناس من قريش فقالوا: إنك زوجت عليا بمهر خسيس؟ فقال: ما أنا زوجت عليا، ولكن الله (عز وجل) زوجه، ليلة أسري بي عند سدرة المنتهي.

الأمالي، الشيخ الطوسي، ص ٢٥٨

تعدادي از مردان قريش خدمت پيغمبر براي اعتراض و نق زدن آمدند و گفتند: آمدي زهرايي را كه دختر تو بود، را با يك مهريه خيلي ناچيز به ازدواج او درآورده اي؟

تصور مي كردند كه يك زن خوب شخصي است كه مهريه بيشتري داشته باشد.

ان شاء الله سر فرصت روايتي را كه مرحوم مجلسي مفصل در رابطه با ازدواج حضرت زهرا را مطرح مي كند كه اميرالمؤمنين وقتي كه خدمت نبي گرامي مي آيد، سرش را پايين مي اندازد.

پيغمبر مي فرمايد: علي جان گويا يك حرفي مي خواهي بزني؟

علي خجالت مي كشد كه حرف بزند، تا اين كه نبي مكرم اصرار مي كند.

اميرالمؤمنين در حالي كه سرش پايين است مي فرمايد: يا رسول الله، من بچه بودم، من را از پدرم گرفتي و در آغوش خودت تربيت كردي و بزرگم كردي و هدايتم كردي.

الان ٢٥ سال دارم و احتياج دارم كه تشكيل زندگي دهم. بدون آن كه اسمي هم از زهرا ببرد.

بعد پيغمبر اكرم فرمود: علي جان، چه چيز براي مهريه داري؟

فرمود: يا رسول الله تو بهتر از هر كس از سرمايه و ثروت من خبر داري.

زره و سپر و شمشير و شتري براي آب كشي دارم كه امرار زندگي مي كنم.

حضرت فرمود: شمشير و سپر و شتر آب كش لازم است؛ ولي اين زره اي كه داري، تو مردي نيستي كه نيازي به زره داشته باشي. اين را ببريد و بفروشيد و بياوريد.

اين را بردند و فروختند و آوردند كه چهارصد درهم شد.

تمام مهريه زهراي مرضيه سلام الله عليها چهار صد درهم آن روز شد.

اين آقايان كه از قضيه ازدواج عمر بن خطاب با ام كلثوم دختر علي حرف مي زنند، بياورند و ببينند مهريه اي كه آقايان در همان ازدواج دروغين و قضايايي كه مطرح مي كنند، چه مهريه سنگيني بوده است كه خليفه دوم براي دختر علي كرده است.

اين را مطرح كنند كه آيا اين مهر السنه است يا نه؟

اين ها از كاه كوه ساخته اند كه ازدواج كرده است و بچه داشته است كه زيد و رقيه بوده است و زلزله شد و خانه روي سر اين ها خراب شد.

وقتي كه مي خواهند يك دروغي بگويند هفت، هشت تا دروغ ديگه هم به آن اضافه مي كنند.

بعد از اين كه عمر از دنيا رفت، ام كلثوم با فرزند جعفر ازدواج كرد.

جناب عمر سال ٢٣ از دنيا رفته است و عون سال ١٨ در جنگ شوشتر شهيد شده است؛ مگر اين كه بگوييم عون هم زنده شده است و رجعت كرده است و بعد از وفات عمر با ام كلثوم ازدواج كرده است.

از اين افسانه سازي ها زياد دارند؛ ولي شما ببينيد اين مهريه ي زهرا مرضيه است كه چهار صد درهم است و براي همين مي گويد: مردان قريش آمدند و مي گويند: با مهريه ي پست و خسيس و نا چيز به عقد علي درآوردي.

پيغمبر فرمود:

ما أنا زوجت عليا، ولكن الله (عز وجل) زوجه، ليلة أسري بي عند سدرة المنتهي

الأمالي، الشيخ الطوسي، ص ٢٥٨

اين من نبودم كه زهرا را به ازدواج علي درآوردم. در شب معراج كه در نزد سدرة المنتهي بودم، آنجا خداي عالم جل جلاله زهراي من را به عقد و ازدواج علي درآورد.

در اينجا سخن زياد است؛ ولي ما از وقت بيننده گان عزيز را نمي گيريم تا صداي پر مهر شما را هم بشنويم.

ان شاء الله باقي مانده عرائض، اگر توفيقي داشتيم و به شرط حيات، در شب هاي آينده خدمت بينندگان عزيز خواهيم بود.

بيننده جناب آقاي ميرزايي از تهران:

مي خواستم فقط يك خسته نباشيد و خدا قوت بگويم.

آقاي قزويني، اين شبه پراكني هايي كه اين شبكه هاي وهابي مي كردند، واقعا روي من تاثير گذاشته بود و نمي دانم اگر با شبكه شما آشنا نبوديم، الان چه بلايي سر ما آمده بود.

همان طوري كه گفته اند در دوره آخر الزمان مردم گروه گروه از دين برمي گردند و من هم واقعا يكي از آن راه گم كرده ها و بدبخت ها بودم.

من واقعا دلم براي آن بدبخت بيچاره ها مي سوزد.

من با ديدن شبكه شما، تمام شبه هايي كه داشتم، به آن پاسخ داده شد و هميشه خداي بزرگ را شكر مي كنم و دعا به جان شما مي كنم كه باعث شديد من به شيعه بودن و شيعه شدن دوباره خودم افتخار كنم و هر روز براي پدر خودم چندتا فاتحه مي خوانم كه من را شيعه به دنيا آورد و در خانواده شيعه بزرگ شدم و با تمام مباحث شيعه آشنا بودم؛ ولي شبهه هاي وهابي ها روي ما تاثير گذاشته بود.

من يك كتابي گرفته ام به اسم تاريخ چهارده معصوم كه از علامه محمد باقر مجلسي است.

خيلي كتاب خوبي است و من هميشه آن را مي خوانم؛ ولي در رابطه با زندگي ائمه و اين كه در زمان كدام خليفه بوده اند و چه حوادثي پيش آمده است، توضيح نداده است.

مي خواستم يك كتاب را معرفي كنيد كه در آن تاريخ چهارده معصوم به صورت كامل باشد كه از زمان پيامبر تا امام زمان در آن باشد.

استاد قزويني:

بهترين كتاب به نظر من كتاب برادر بزرگوارمان جناب آقاي پيشوايي است، به نام سيره پيشوايان كه ايشان مجتهد در تاريخ هستند و بعضي از مراجع ما هم در مسائل تاريخي گير كنند يا ما خودمان اگر به مشكل بخوريم، از اين بزرگوار مي پرسيم.

اين كتاب الآن كتاب درسي حوزه هاي علميه در سراسر كشور است.

يك كتاب يك جلدي است كه كل قضاياي ائمه عليهم السلام را خيلي مختصر و زيبا آورده است كه هر كدام از ائمه در زمان كدام يك از خلفا بودند و زندگي سياسي و اجتماعي و برخوردشان با خانواده هايشان چه طور بوده است و در آخر هم يك رواياتي از هر معصوم ايشان آورده است.

به نظر من داشتن چنين كتابي در خانه براي هر شيعه از ضروريات است.

بيننده:

من معتقد هستم كه با اين اتفاقاتي كه افتاده است، دين من خيلي قوي تر شده است. من آن زماني كه شيعه هم بودم؛ حتي نمازم را هم نمي خواندم.

الان نمازم را مي خوانم و ماه رمضان هم روزه مي گيرم و اين را فقط و فقط از شبكه شما مي بينم.

بيننده آقاي نادري از يزد:

اللهم صل علي محمد وآله طاهرين وصل علي فاطمة سيدة نساء العالمين ورحمة الله وبركاته

شهادت مظلومانه حضرت صديقه طاهره، دخت نبوت، همسر ولايت، مادر امامت را حضور شما سروران عزيز و تمام كار كنان شبكه مقدسه ولايت و تمام شيعيان جهان تسليت عرض مي كنم.

جناب آقاي محسني عزيز، لعنت بر دهان كساني كه به عنوان كارشناس در جاهايي مي نشينند و وقتي كه بنده علت شهادت دختر رسول الله صلي الله عليه وآله و سلم را از ايشان پرسيدم و سند هايي را آوردم، ايشان در جواب من گفتند: اول متهم حضرت علي عليه السلام است.

همه مسلمانان بپرسند و بدانند و از خود سوال كنند و ببينند كه چه كساني دشمنان اهل بيت عليهم السلام هستند.

بنده امشب قصد جسارت و صحبت كردن ندارم و فقط يك دختر دوازده و يك پسر هشت ساله دارم، از من چند بار سؤال كردند، بنده به بچه هاي خودم گفتم كه از حضرت آيت الله علامه قزويني كه سرور همه ما شيعيان هستند، اين سؤال را مي كنم.

حضرت علامه، اين سؤالي كه بچه هاي من از من پرسيدند، من از شما مي پرسم،.

شما كه فرزند حضرت زهرا سلام الله عليها هستيد، جواب بچه هاي من را بدهيد.

مگر بانوي هجده ساله فرزند و دختر پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله و سلم چه بيماري داشت كه در سن هجده سالگي، به قول ايشان رحلت نمودند؟

ما از شما كه فرزند ايشان هستيد اين سؤال را مي كنيم و چون نمي توانم كه صحبت كنم از شما خداحافظي مي كنم.

بيننده جناب آقاي براهويي از زاهدان از اهل سنت:

مي خواستم نظر آقاي قزويني را در رابطه با حضرت عمر و ابوبكر بدانم.

يعني اين كه چه طور آدم هايي بودند. مسلمان بودند يا كافر؟

استاد قزويني:

ما كسي را كه شهادتين بر زبان جاري كند، هر كس كه باشد، او را مسلمان مي دانيم.

بيننده:

به نظر شما براي خلافت مناسب بودند يا نه؟

استاد قزويني:

نه، خير.

بيننده:

شما قسم مي خوريد كه حضرت ابوبكر و عمر براي خلافت مناسب نبودند و حضرت علي مناسب بود؟

استاد قزويني:

بله. نه تنها يك قسم مي خوريم؛ بلكه ميليارد ها قسم مي خوريم.

دليلش هم همان عبارتي است كه در صحيح مسلم، ج ٥، ص ١٥٢، ح ٤٤٦٨ از قول خود عمر بن خطاب، خطاب به اميرالمؤمنين آمده است، كه نيازي به گفتن ما نيست.

اگر شما اهل اهل مطالعه هستيد، مطالعه كنيد و بعد تشريف بياوريد تا با هم صحبت كنيم.

بيننده:

من متوجه جواب آقاي قزويني نشدم.

مجري:

شما دليلي بر خلافت خليفه اول و دوم داريد كه از طرف پيغمبر يا قرآن بوده باشد؟

بيننده:

آقاي قزويني دليل بياورند كه حضرت عمر و ابوبكر در زمان خلافتشان نتوانسته اند كه كار مثبتي انجام دهند.

استاد قزويني:

كار مثبت يك چيزي است، بحث خلافت يك چيز ديگري است. اين كه هيچ كاري نكردند يك بحثي است و اين كه آيا اين ها خليفه بودند يك چيز ديگري است.

شما بگوييد كه الان بنده يك مسيحي هستم، آمده ام تا مسلمان شوم.

مي خواهم بگويم كه آيا جناب آقاي ابوبكر خليفه بود يا نه؟ شما از كتاب و سنت يك روايت براي مشروعيت خلافت جناب آقاي ابوبكر براي من بياوريد.

بيننده:

من مي توانم ثابت كنم كه حضرت ابوبكر و عمر آدم هاي خوبي بودند؛ چون هر كسي كه كار مثبت انجام دهد، آدم خوبي است.

مجري:

يعني بقيه صحابه خوب نبودند؟

بيننده:

خوب بودند، چرا خوب نبودند؟

مجري:

اگر اين ها خوب بودند، ديگران هم خوب بودند.

بيننده:

مي خواستم بگويم: هر كس كه كار مثبت انجام دهد؛ مثلا به آدم هاي فقير و بي چاره كمك كند و به تمام دنيا اسلام را ببرد، آيا اين آدم خوبي مي تواند باشد يا آدم بدي؟

مجري:

نه، فرض بگيريم كه آدم خوبي باشد، اين چه ربطي به خلافت دارد؟

بيننده:

مي خواستم ببينم كه اين كاري كه حضرت عمر كرد و اسلام را به ايران و كل دنيا آورد نمي تواند براي خلافت مناسب تر از بقيه باشد؟

استاد قزويني:

برادر بزرگوارم، من از شما سؤال كردم، يك روايت يا يك آيه از پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله براي ما بياوريد.

ببينيد ما اهانت و توهين نمي كنيم. توهين به ابوبكر و عمر را گناه بزرگ و نابخشودني مي دانيم.

آقاي براهويي، اين عبارت ما را حمل بر اهانت نكنيد؛ ولي اين بحث، بحث عقيده است. شما مي گوييد: آيا ايشان را براي خلافت صالح مي دانيد يا نه؟

بنده عرض كردم: الان مي خواهم مسلمان شوم و از شما سؤال مي كنم كه آيا دليلي از قرآن و سنت براي مشروعيت خلافت آقاي ابوبكر داريد به من ارائه دهيد كه من قبول كنم؟

بيننده:

راستش من در مقابل شما مثل دريا و قطره هستم. شما استاد ما هستيد. من به شما خيلي احترام مي گذارم.

استاد قزويني:

ببينيد برادر محترم بزرگوارم، ما هم براي شما احترام مي گذاريم. ما به شما برادران اهل سنتي كه مؤدب صحبت مي كنيد افتخار مي كنيم.

بيننده:

سن من كم است و شما استاد هستيد. من نه روايت مي دانم و نه سوادم من در اين حد است. من فقط چيزي كه در مغز خودم فكر مي كنم، مي توانم فكر كنم كه اين كار هاي مثبتي كه حضرت عمر و حضرت ابوبكر انجام دادند، كارهاي خيلي بزرگي بودند.

اين را قبول داريد كه حضرت عمر اسلام را به ايران آورده است يا نه؟

استاد قزويني:

من يك سؤالي مي كنم از شما، صحيح بخاري را خوانده ايد يا نخوانده ايد؟

بيننده:

من نخوانده ام.

استاد قزويني:

من خدمت شما يك آدرسي مي دهم. در صحيح بخاري آمده است كه پيغمبر اكرم فرمود:

وَإِنَّ اللَّهَ لَيُؤَيِّدُ هذا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِرِ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١١١٤ و ج ٤، ص ١٥٤٠ و ج ٦، ص ٢٤٣٦

خداي عالم دين اسلام را با يك مرد فاجر تاييد مي كند و گسترش مي دهد.

من نمي خواهم كه جسارت كنم؛ اما شما مي گوييد: چون آقاي عمر دين را گسترش داده است؛ پس آدم خوبي است. اين را نمي شود آدم خوب گفت.

بيننده:

آقاي قزويني، شما مثلا يك مسيحي يا يك كافر را به اسلام دعوت كنيد و او اسلام را قبول كند، خداوند چه پاداشي به شما مي دهد؟

استاد قزويني:

خداوند مي فرمايد:

وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا

سوره مائده آيه ٣٢

بيننده:

ببخشيد، من مي خواهم بدانم كه اگر شما يك كافر يا يك مسيحي را دعوت به اسلام كنيد و او هم اسلام را قبول كند، خداوند چه پاداش و جزايي به شما مي دهد؟

استاد قزويني:

ببين برادر بزرگوار، من دارم عرض مي كنم، يك كسي آمده، آقاي اينگلز، كارماش و لنين، الي ما شاء الله كار هاي خوبي انجام داده اند.

بلا تشبيه، بلا تشبيه، بلا تشبيه، آيا يك كافر به ما بگويد: چون آقاي لنين هزاران كار خوب انجام داده است و به اين همه فقرا خانه و زندگي داده است و يا آقاي چاوز، شما ببينيد كه در مرگش مردم خودشان را مي كشتند و مي گفتند: بعد از آمدنش خدمات زيادي در حوزه اقتصادي، در مسائل فرهنگي، سياسي و غيره انجام داده است.

برادر بزرگوار من اين ها ملاك نيست.

ما وقتي مي خواهيم بگوييم كه آيا يك فردي خليفه پيغمبر است يا نه، اگر خليفه پيغمبر است، بايد پيغمبر بفرمايد: اين خليفه من است. مردم اگر آمدند انتخاب كردند، او خليفه پيغمبر نيست. اين منتخب مردم است.

ما الان چهار ماه است كه روايات و آياتي را كه در رابطه با اميرالمؤمنين است را مطرح مي كنيم.

بار ها به كارشناسان اين شبكه ها هم گفتيم كه ده ها و صد ها دليل براي حقانيت مذهب شيعه آورديم و اين كه اميرالمؤمنين خليفه است.

با كلمه «خليفتي» و «امام كل مؤمن و مؤمنة و ولي كل مؤمن بعدي و وصيي علي بن ابي طالب»، با هر عبارتي كه شما بگوييد، ما در رابطه با اميرالمؤمنين آورده ايم.

شما هم بزرگواري كنيد، اگر الآن حضور ذهن نداريد، منت بگذاريد و بزرگواري كنيد و در يك جلسه ديگر از علماي بزرگوار اهل سنت سؤال كنيد كه ما دليل مان براي مشروعيت خلافت جناب ابوبكر چيست؟

بيننده:

آقاي قزويني، من شايد اشتباه بگويم. اگر اشتباه كردم شما به من بگوييد. فكر كنم كه در قرآن يا در حديثي است كه مي فرمايد: آيا جزاي نيكي جز نيكي است؟

استاد قزويني:

هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ

سوره الرحمن آيه ٦٠

بيننده:

آفرين. حضرت عمر كه نيكي كرده است، جزاي او مي تواند نيكي باشد يا نه؟

من از اين مطلب مي گذرم. فقط از جناب آقاي قزويني يك سؤال ديگري دارم.

استاد قزويني:

شما از اين مطلب نگذريد. من مي خواهم ٢ تا روايت نشان دهم كه يكي از صحيح بخاري و ديگري از صحيح مسلم است.

شما مي گوييد: چون اين آقايان خدمت كردند و اسلام را گسترش دادند؛ پس اين ها شايسته خلافت هستند. در صحيح بخاري پيغمبر اكرم فرمود:

وَإِنَّ اللَّهَ لَيُؤَيِّدُ هذا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِرِ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١١١٤ و ج ٤، ص ١٥٤٠ و ج ٦، ص ٢٤٣٦

خداي عالم دين اسلام را با يك مرد فاجر تاييد مي كند.

برادر بزرگوار، يك نفر را مسلمان كردن و اسلام را گسترش دادن، اين نشانه خوب بودن نيست و نشانه اين كه شايسته براي خلافت هم باشد، نيست.

روايت ديگر كه من عرض كردم از صحيح مسلم است كه روايت مفصل و طولاني است.

جناب عمر به علي بن ابي طالب و عباس مي گويد كه وقتي پيغمبر از دنيا رفت:

قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٣٧٨

ابوبكر گفت: من خليفه پيغمبر هستم.

فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٣٧٨

نظر شما، علي و عباس اين بود كه ابوبكر كاذب دروغگو و گناهكار و حيله گر و خيانت كار است.

بعد آقاي عمر مي گويد: راي شما اين بود؛ ولي خدا مي داند كه ابوبكر، صادق و بار و راشد و تابع حق بود.

ابوبكر از دنيا رفت و من گفتم:

وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٣٧٨

من جانشين پيغمبر و جانشين ابوبكر هستم و شما دو نفر نظرتان اين بود كه من دروغگو، گنه كار، حيله گر و خائن هستم.

علي بن ابي طالب و عباس نظرشان اين بوده است.

در آن مجلس آقاي عثمان، عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابي وقاص و شخصيت هاي ديگري هم نشسته بودند. يك نفر نگفت جناب عمر، شما اين حرف هايي را كه مي زنيد، اين ها درست نيست.

بعد در آخر روايت هم عمر مي گويد:

أَكَذَلِكَ قالا نعم

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٣٧٨

اين حرفي كه من مي زنم درست است؟

علي و عباس گفتند: بله درست است.

بنابراين، اين كه شما مي گوييد كه آقا نظر شما اين است، اميرالمؤمنين نظرشان اين بوده است.

اگر واقعا كسي نظرش اين باشد كه اين ها كاذب، آثم، غادر و خائن هستند، نستجير بالله اين گناهكار، كافر و لا مذهب باشد، بايد شما همين عبارت را در رابطه با اميرالمؤمنين كه به عنوان خليفه چهارم او را قبول داريد، بايد آن جا هم اعلام كنيد.

برادر بزرگوار، ما از اين كه شما روي خط آمديد خوشحال هستم. ما از شما ممنون هستيم.

شما بزرگواري كنيد و اين مطالب را از دوستان و علماي ديگر بپرسيد كه وقتي اينجا تشريف مي آوريد، محبت كنيد بنويسيد و از روي آن بخوانيد.

ديروز ديدم كه در شبكه كلمه زير نويس مي كند: به خاطر بدهي برنامه هاي ما از هاتبرد قطع مي شود و فقط در نايل ست پخش خواهد شد.

بنده دارم اينجا رسما اعلام مي كنم: اگر اين آقايان واقعا مي خواهند در هاتبرد برنامه شان ادامه داشته باشد، من يك درخواست از اين ها مي كنم و بعد از مردم و عزيزان ولايت ياوري خواهم كه ما را مساعدت كنند، ما هزينه هاتبرد شبكه كلمه را مي دهيم؛ ولي هفته اي يك مناظره ميان آن ها و كارشناسان شبكه ولايت بگذارند.

در ماه چهار تا مناظره بگذارند و در عوض ما هزينه ماهيانه هاتبرد اين ها را به كمك اين عزيزان و بزرگواران بيننده مي دهيم.

آماده هستيم و هيچگونه مشكلي هم نداريم. يقين داريم كه دوستان هزينه آن را تقبل مي كنند. تقريبا در دو ميگ يا دو ميگ و نيم باشد هيچ فرقي نمي كند.

چيزي تقريبا نزديك به چهل هزار يورو مي شود. ما خودمان هر ماه اجاره مي دهيم.

ما حاضر هستيم كه اين چهل هزار يورو را ماهيانه پرداخت كنيم؛ ولي با اين شرط كه هفته اي يك جلسه مناظره بين شبكه ولايت و شبكه كلمه باشد و مديريت هم با شبكه ولايت است؛ چون ما مديريت آن ها را قبول نداريم.

عادلانه وقت را تقسيم مي كنيم اگر يك ثانيه وقت بيش از آن ها به ما دادند، براي هر ثانيه اش حاضر هستيم يك جريمه سنگين هديه خوبي به آقايان دهيم.

اگر آمد آن كسي كه مجري ما است، به ما يك دقيقه بيشتر از آن ها وقت در نظر گرفت، براي هر يك دقيقه، يك ماه هزينه آن ها را پرداخت مي كنيم.

بيننده آقا سيد احمد شاه از افغانستان:

من از راه دور دست حاج آقا را مي بوسم.

خداوند به كساني كه اين برنامه و اين دانشگاه ولايت را راه اندازي كرده اند، خير دهد.

شيعيان در اين مناطق دور دست تشنه اين برنامه ها هستند.

ما هميشه جوانان و فرزندان خودمان را تشويق مي كنيم كه از اين شبكه مثل يك دانشگاه استفاده كنند.

اساس مذهب تشيع با واقعيت و با استدلال همراه بوده است.

حاج آقا با ادبيات خوب و با چهره گشاده، جواب آقايان وهابي را با احاديث و آيات قرآن مي دهند؛ ولي آن ها صحبت ها را قبول نمي كنند و از اين شاخه به آن شاخه مي پرند.

من از شما تشكر مي كنم و به برنامه شما علاقه مند هستم.

من بيشتر وقت خودم را براي اين مي گذارم كه شبكه مقدسه شما را تماشا كنم.

من به تمام شيعيان و دوستان اهل بيت؛ چه از اهل تسنن باشد و چه از شيعيان باشد، شهادت بانوي دو جهان و شهادت كسي نسل ايشان باعث شد كه دين اسلام و درخت نبوت را با خون خود رشد دهد، تسليت عرض مي كنم.

من افتخار مي كنم كه بچه شيعه هستم.

پدر من از شيعيان است و مادر من از اهل تسنن است؛ ولي علاقه و محبت خاصي به ١٢ امام دارند و در مراسم ها شركت مي كنند و با ياد شهادت اين بزرگواران اشك مي ريزند و نماز خود را دست بسته مي خوانند. هيچ كدورتي بين فاميل ما نيست و به يكديگر احترام مي گذاريم. تمام برادران و خواهران ما شيعه هستند.

آن ها عاشق اهل بيت هستند و در اصل شيعه هستند.

بيننده آقاي شريفي از تاجيكستان:

سخني دارم اندر دل، اگر گويم زبان سوزد و اگر پنهان كنم در سينه، مغز استخوان سوزد.

اي كاش كه من متولد نمي شدم، علي فاطمه...

حضرت فاطمه فاطمه بيمار شد و از دنيا رفت.

ما نفهميديم كه به ضرب لگد....

مجري:

ان شاء الله ما از استاد نحوه شهادت حضرت فاطمه سلام الله عليها را مي پرسيم تا دوستان متوجه شود.

بيننده آقاي نوري از سنندج:

چند وقتي بود كه پدر خانم من فوت كرده بود و من نتوانستم با برنامه شما تماس بگيرم.

مجري:

خدا رحمت شان كند و خدا بيامرزد شان.

بيننده:

رحلت حضرت فاطمه را به شما دوستان تسليت عرض مي كنم. از خدا مي خواهم كه سال جاري را سالي پر از معنويت قرار دهد.

من در رابطه با اين برنامه بحثي ندارم؛ چون احاديث و رواياتي كه در رابطه با حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها؛ چه در كتاب متقي هندي باشد و چه در كتاب شيخ صدوق، به آن افتخار مي كنيم؛ جز يك عده از مردم جاهل و وهابي كه گمراه هستند و خودشان و پدرشان و جد و اجدادشان و امام شان مورد لعنت خدا و ملائكه هستند.

سؤالم در رابطه با آيه ٦ سوره مائده است.

خداوند مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَي الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَي الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَي الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا

وقتي كه به تيمم مي رسد مي فرمايد:

وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَي أَوْ عَلَي سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

اين نشانگر اين است كه ارجلكم، به ايديكم برمي گردد.

نظر شما در اين رابطه چيست؟

استاد قزويني:

ما بارها اين ها را جواب داديم. تعدادي از بزرگان اهل سنت نقل كرده اند كه ارجلكم، مجرور است، يك نفر و دو نفر هم نبودند. افراد زيادي بودند كه مي گفتند: ارجلكم مجرور است.

ما قبلا اين ها را به صورت مفصل توضيح داديم.

شما معتقد هستيد كه صحابه كساني هستند ممن خوطب به آيات هستند. مخاطب اوليه اين آيات صحابه بودند. من به شما ٣ روايت را آدرس مي دهم، شما جواب اين ها را در جلسه بعدي براي ما بياور.

در صحيح بخاري جلد ١ حديث شماره ٦٠ و ٩٦ و ١٦٣ را ملاحظه كنيد.

از قول صحابه نقل مي كند:

وَنَحْنُ نَتَوَضَّأُ فَجَعَلْنَا نَمْسَحُ علي أَرْجُلِنَا

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٣ و ٤٨ و ٧٢

ما وضو مي گرفتيم و بر پاي خودمان مسح مي كشيديم.

اين كه صحابه مي گويند:

نَمْسَحُ علي أَرْجُلِنَا

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٣ و ٤٨ و ٧٢

آيا اين ها از قرآن استفاده كرده بودند يا از سنت يا از پيش خودشان بوده است؟

اگر از پيش خودشان و برخلاف قرآن است؛ چون شما مي گوييد: ارجلكم به فتح خوانده مي شود و عطف به فاغسلوا است، آيا حضرت عالي اين را توجه داريد؛ ولي صحابه به اين توجه نداشته اند؟

صحابه شبانه روز وضوي پيغمبر را مي ديدند.

مي گويد:

وَنَحْنُ نَتَوَضَّأُ فَجَعَلْنَا نَمْسَحُ علي أَرْجُلِنَا

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٣ و ٤٨ و ٧٢

شما ذيل حديث به هر معنايي كه مي خواهيد بگيريد كه مي گويد:

وَيْلٌ لِلْأَعْقَابِ من النَّارِ

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٣ و ٤٨ و ٧٢

اگر چه آن معنايي كه بعضي از بزرگان دارند را قبول نداريم و بزرگان اهل سنت هم اعتراض كرده اند كه نه تنها ارتباطي به شستن ندارد؛ بلكه مسح را تثبيت مي كند.

اين كه گفته اند:

فَجَعَلْنَا نَمْسَحُ علي أَرْجُلِنَا

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٣ و ٤٨ و ٧٢

اين ها طبق قرآن بوده است يا مخالف قرآن بوده است؟

اين قضيه در اواخر عمر پيامبر اكرم بوده است كه از مسافرت برمي گشتند، وقت نماز گذشته بود و با عجله وضو مي گرفتند.

فَجَعَلْنَا نَمْسَحُ علي أَرْجُلِنَا

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٣ و ٤٨ و ٧٢

از خود نبي اكرم صلي الله عليه وآله وسلم ما روايات متعدد داريم.

پيغمبر وضو مي گرفت، بر پاي مبارك شان مسح مي كشيدند، نمي شستند.

تلخيص الحبير ابن حجر عسقلاني با سند صحيح در جلد ٢ صفحه ٣٩٢ نقل كرده است و همچنين در كتاب مجمع الزوائد هيثمي جلد ١ صفحه ٢٢٤ با روايت صحيح و مسند احمد بن حنبل جلد ١ صفحه ٥٨ با روايت صحيح و الاصابه آقاي ابن حجر عسقلاني جلد ١ صفحه ١٨٥، مي گويد:

رجاله ثقاة

افراد متعدد از از پيغمبر نقل كرده اند: زماني كه پيغمبر وضو مي گرفتند، بر پاي مبارك شان مسح مي كشيدند.

اين مسح پيغمبر آيا موافق قرآن بوده است يا مخالف قرآن بوده است؟

البته ما در روايت داريم كه علي بن ابي طالب وقتي وضو مي گرفتند، مسح مي كشيدند.

تفسير طبري را نگاه كنيد كه در جلد ٦ صفحه ٦٤ و مسند احمد بن حنبل جلد ١ صفحه ١٥٨ اين مطلب را آورده اند.

عثمان وضو مي گرفت، مسح مي كشيد.

اين مطلب در كتاب مجمع الزوائد هيثمي جلد ١ صفحه ٢٢٤ است.

آقاي ابن عباس، حبر الامه و مفسر قرآن مي گويد:

نزل القرآن بغسلين ومسحين

قوت القلوب، ج ١، ص ١٠٢ و المبسوط للسرخسي، ج ١، ص ٨

قرآن دو تا شست و شو در وضو دارد و دو تا مسح.

شست شوي صورت و دست و مسح سر و پا.

اين را آقاي ابن قدامه مقدسي كه متوفي ٦٢٠ است و از فقهاي به نام حنبلي ها است، كتابي دارد به نام المغني جلد ١ صفحه ١٢٠ هم اين مطلب را دارد.

جالب اين است بر اينكه ابن عباس مي گويد: قرآن نازل شده است به مسحين وغسلين؛ ولي مردم امروز جز شستن پا، به هيچ چيز اكتفا نمي كنند.

بيننده:

حاج آقا قزويني، اين همه روايتي كه آورديد، قبول؛ ولي اين اظهر من الشمس است و از آفتاب هم روشن تر است. آقاي قزويني ارجلكم به وجوهكم برمي گردد. من بيشتر از اين وقت شما را نمي گيرم.

استاد قزيني:

شما از كجا مي گوييد: از افتاب روشن تر است. اين بزرگان اين را متوجه نشده اند؟

بيننده:

جناب آقاي قزويني، بار ها و بار ها من گفته ام، من اهل سنت هستم؛ ولي زماني كه نماز مي خوانم مهر مي گذارم؛ چون خدا گفته خاك پاك را سجده گاه خود قرار دهيد؛ ولي اين خيلي آشكار است كه ارجلكم به مفتوح است.

مجري:

آقاي نوري، شما روح خوبي داريد و اين كه تعقل گرا هستيد و بحث ها را عقلي مي نگريد اين خيلي خوب است؛ ولي اين احتياج به بحث دارد و همان طور كه حضرت استاد گفتند، نگاه كنيد.

خليفه سوم و حضرت علي به قول شما خليفه چهارم وقتي كه اين ها كه متصل به پيغمبر بودند اين طوري عمل مي كنند، آيا آن زماني هم كه مي ديدند اشتباه مي كردند؟

چرا اين ها مسح كشيدند؟

شما همه روايت ها را ببينيد، جلسه بعد باز ان شاء الله در خدمت شما هستيم.

شما دنبال تحقيق هستيد و بايد به آن حقيقت برسيد.

بيننده:

آقاي محسني، من با تمام روايت ها از همان اول قانع شدم؛ ولي اين يكي را نمي توانم قانع شوم.

مجري:

اشكال ندارد اين هم احتياج به زمان دارد، مطالب را ان شاء الله بيشتر مطالعه كنيد، ما در خدمت شما هستيم.

استاد قزويني:

آقاي از طبري شيعي كتابي دارد به نام دلائل الامامه، ايشان با سند صد در صد صحيح كه مرحوم آيت الله العظمي شيخ جواد تبريزي به صحت روايت صراحت دارد و راويان آن هم همه از ديدگاه رجال شيعه صحيح است.

آنجا از امام صادق عليه السلام سؤال كردند كه علت شهادت حضرت زهرا چه بود؟

حضرت فرمود:

وكان سبب وفاتها أن قنفذا مولي عمر لكزها بنعل السيف بأمره، فأسقطت محسنا ومرضت من ذلك مرضا شديدا

دلائل الامامة، محمد بن جرير الطبري (الشيعي)، ص ١٣٤ و صراط النجاة (تعليق الميرزا التبريزي)، السيد الخوئي، ج ٣، ص ٤٤١

قنفذ غلام عمر به دستور او با غلاف شمشير آن چنان بر صديقه طاهره سلام الله عليها زد و او را مورد ضرب و شتم قرار داد تا اين كه محسن سقط شد و به همين دليل به بيماري شديدي مبتلا شد و با همين بيماري هم به شهادت رسيدند.

آنچه كه براي ما مهم است، اين است كه صديقه طاهره سلام الله عليها بخاطر دفاع از اميرالمؤمنين سلام الله عليها كارش به اينجا كشيد.

اين شعر را هم به علاقه مندان و دلباخته گان حضرت زهرا مرضيه تقديم مي كنم:

طرفدار علي بودم كه بين آن همه دشمن

نشد جز شعله آتش در آنجا كس طرفدارم

گهي در خانه گه بين در و ديوار گه كوچه

خدا داند چه آمد بر سرم كشتند صد بارم

دلم بهر علي مي سوخت چون قنفذ مرا مي زد

نگاه غربت او بيشتر مي داد آزارم

نگفتم راز خود با هيچ كس اما خدا داند

نمي آيد به هم از درد يك شب چشم بيمارم

پايان.