سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٥٢ - امامت و ولايت - حديث غدير (١)

امامت و ولايت - حديث غدير (١)

کد مطلب: ٥٢٨٤ تاریخ انتشار: ٢٨ شهریور ١٣٩٢ تعداد بازدید: ١٤٣٣ سخنراني ها » شبکه ولايت امامت و ولايت - حديث غدير (١)
برنامه امامت و ولايت ٩٢/٠٦/٢٨

لينک دانلود

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : ٩٢/٠٦/٢٨

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم

عرض سلام و ادب دارم خدمت شما بينندگان عزيز و ارجمند شبكه جهاني ولايت.

در خدمت استاد عزيز، دكتر آية الله حسيني قزويني هستيم. استاد بزرگوار! سلام عليكم.

 

استادحسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

من قبل از آنكه وارد بحث امشب بشوم چند نكته خدمت بينندگان عزيز و گرامي تقديم مي كنم .

در رابطه با شبكه هاي وهابي و شبكه هاي شيطاني كه اين ها همسو با يهود مزدور بيگانگان هستند و از روزي كه تأسيس شده اند جز دروغ، اهانت، فحاشي و نشر اكاذيب چيز ديگري نداشته اند. البته ما خوشحاليم كه خداي عالم دشمنان ما را و دشمنان اهل بيت را از احمق ترين انسان ها قرار داده است. اگر اين ها مؤدب ، و متين حرف مي زدند، جاي نگراني بود ولي اين ها با اين فحاشي ها و اهانت ها آبروي خودشان را مي برند و ماهيت پليد خودشان را به دنيا نشان مي دهند.

اين ها اين همه توهين كه به شيعه و علماي شيعه كردند آيا يك هزارمش را به يهود داشتند؟ كه قرآن سوره مائده آيه ٨٢ مي فرمايد: لتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ .

أشد الناس عداوة.

اين يهود هستند، اين هايي كه در شبكه هايشان از تروريست هاي القاعده و وهابي كه در سوريه جنايت آفريدند حمايت كردند آيا عليه صهيونيست كه بيش از ٤٠ سال است فلسطينيان را آورده كرده اند، كاري انجام دادند؟ به قول يكي از مفتيان فلسطيني و يكي از ائمه جمعه مسجدالاقصي چندي قبل در سخنراني اش و خطبه نمازجمعه خطاب به قرضاوي كه او را مورد حمله قرار داده بود و سخنان او را سخن ياوه و يهودي و صهيونيستي اعلام كرده بود گفت شما كه فتواي جهاد در سوريه صادر كرديد آيا اين مردانگي را داشتيد در دفاع از فلسطين هم فتواي جهاد صادر كنيد؟!

تعجب و تأسف ما از برخي علماي اهل سنت در داخل كشور جمهوري اسلامي است كه نسنجيده و بدون تحقيق تحت تأثير اين شبكه هاي شيطاني و صهيونيستي قرار مي گيرند و بعضي از مطالب را در سايت هايشان و يا خطبه هاي نمازجمعه مطرح مي كنند كه نشر اكاذيب و تحت تأثير شبكه هاي صهيونيستي است. جاي تأسف دارد كه اين مردانگي را هم نداشته باشند كه بعد از روشن شدن مسئله سخن خودشان را تكذيب كنند و بگويند كه ما اشتباه كرديم و حقايق را به ما خلاف واقع رسانده بودند.

من در اينجا رسما اعلام مي كنم كه ما در رابطه با عزيزان سيستان و بلوچستاني ٣ مطلب را در ١٧/٠٦/٩٢ بيان كرديم:

١) در سايت هاي خبري آمده: افرادي از دختران ايراني از سيستان و بلوچستان براي جهاد نكاح به سوريه رفته اند.

٢) ما تكذيب كرديم .گفتيم ان شاءالله دروغ است.

٣) گفتيم اهل سنت كه هيچ بلكه ٩٩ درصد وهابي ها را هم ما آدم غيور مي دانيم. علمايي كه تحت تأثير اين جو شيطاني قرار گرفته اند و نوشته بودند فلاني بايد عذرخواهي بكند؛ از چه عذرخواهي كنم؟ از اينكه گفته ام اين خبر دروغ است عذرخواهي كنم؟ بگويم دروغ نبود راست بود؟ از اينكه گفته ام حتي ٩٩ در صد وهابي ها را هم غيور مي دانم از اين عذرخواهي بكنم؟ بگويم نه؛ غيور نيستند؟! من نمي دانم اين آقايان دنبال چه مي گردند؟ البته وهابي ها و تروريست ها اين نوكران بي مزد صهيونيست و دشمنان قسم خورده اسلام معمولا اگر دنبال يك عملياتي و يك جنايات گسترده اي هستند يك موجي اول ايجاد مي كنند بعد آن ترور انتحاري يا آن جنايات بزرگ خودشان را عملي مي كنند.

ما دوست نداريم عزيزان اهل سنت ناخواسته در اين كيد شيطاني شبكه هاي شيطاني قرار بگيرند و با نشر اكاذيب تشويش اذهان عمومي كنند و در اين عمليات شيطاني آن ها سهيم باشند. با توجه به تهديدهايي كه به دنبال اين قضايا بوده اگر در هر كجاي اين كشور اسلامي يا براي شبكه ولايت يا براي عزيزان شبكه ولايت كوچك ترين اتفاقي بيفتد ما اولين كسي كه نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي كرد را مسبب اصلي مي دانيم. لذا اگر از نظر قانوني مورد پيگرد قرار گرفتند گلايه نكنند. اشك تمساح در اين شبكه هاي شيطاني نريزند كه چنين و چنان شد. ما در جلسه هاي گذشته گفته ايم و اين جلسه هم مي گوييم ما از اين آقايان دوستانه مي خواهيم همان طوري كه خبر دروغي را مطرح كرده و بر مبناي خبر دروغ جوسازي كردند در نمازجمعه رسما اعلام كنند اين اطلاعاتي كه به ما داده بودند اشتباه بوده حتي عذرخواهي هم نكردند عيب ندارد ما دنبال اين قضايا نيستيم گر چه حضرت آيت الله مكارم شيرازي مصرند كه بايد رسما عذرخواهي كنند از اين افترايي كه بستند.

آيا تعبيري كه ٢ يا ٣ روز روي سايت سني آنلاين بود - و البته ما تشكر مي كنيم كه آن را برداشتند- اگر ما نسبت به خود اين ها همين تعابير را به كار مي برديم يا يكي از مسئولين نظام به كار مي برد چه كار مي كردند؟ البته من نمي خواهم اين تعابير را مجدد مطرح كنم.

اگر اين شبكه هاي شيطاني مزدور انگليس و همسو با يهود دنبال اين هستند كه با اين جوسازي ها ما از افشاگري هاي خود نسبت به جنايات وهابيت تكفيري و معرفي ماهيت پليد ابن تيميه و محمدبن عبدالوهاب از ديدگاه علماي بزرگ اهل سنت دست برداريم بدانند كه كور خوانده اند و ما نه تنها دست برنمي داريم بلكه در اين مسير محكم تر و مصمم تر خواهيم بود. اگر اين شبكه هاي شيطاني صهيونيستي در نظر دارند با اين جوسازي ها ما از دفاع از مظلوميت اميرالمومنين سلام الله عليه و مظلوميت و شهادت صديقه طاهره، فاطمه زهرا، دست برداريم همان طوري كه در سخنان چندي قبل آقاي مولوي گرگيج مطرح كرده بود. اين ها بدانند ما از حقانيت اهل بيت و امامت الهي اميرالمومنين و خلافت بلا فصل علي عليه السلام تا آخرين نفس و تا آخرين قطره خون و با تمام توان دفاع خواهيم كرد و فقط ما شرمنده ايم از آقا اميرالمومنين و حضرت زهرا كه خداي عالم يك جان بيشتر به ما نداده است كه آن را تقديم اهل بيت عصمت و طهارت كنيم.به قول آن شاعر:

جان چه باشد كه نثار قدم دوست كنم اين متاعي است كه هر بي سر و پايي دارد.

يا به قول شاعر ديگر:

هر چه مي خواهم غمت را در دلم پنهان كنم سينه مي گويد كه من تنگ آمدم فرياد كن.

اين پيروان ابن تيميه منافق به تعبير علماي بزرگ اهل سنت و اين دشمنان قسم خورده اهل بيت و شيطان هاي آدم نما بدانند آن زماني كه علي بن ابيطالب سلام الله عليه فرياد خود را در سينه حبس كند و ناله هاي جان سوز خود را با چاه زمزمه كند گذشت و آن تاريخي كه حضرت زهرا در كنار قبر نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم از ترس اعتراض مخالفان آهسته آهسته گريه كند و حتي بسياري از مصائب جانكاه خود را از همسر خود حضرت علي مخفي بدارد سپري شد. به قول شاعر معاصر جناب سازگار، از قول صديقه طاهره مي گويد:

طرفدار علي بودم كه بين آن همه دشمن / نشد جز شعله آتش در آن جا كس طرفدارم.

گهي در خانه گه بين در و ديوار گه كوچه / خدا داند چه آمد بر سرم كشتند صد بارم.

دلم بهر علي مي سوخت دلم بهر علي مي سوخت / چون قنفذ مرا ميزد دلم بهر علي مي سوخت.

چون قنفذ مرا مي زد نگاه غربت او/ بيشتر مي داد آزارم نگفتم راز خود با هيچكس.

اما خدا داند نمي آيد به هم از درد / يك شب چشم بيمارم.

و اين ها بدانند گذشت آن زمانيكه جنازه فرزند رسول خدا امام مجتبي را تيرباران كنند و امام حسين سرور آزادگان و اهل بيت گراميش را مظلومانه شهيد و قطعه قطعه كنند و سپس مفتيان مزدور اموي شجره ملعونه در قرآن جنايات آنان را با قلم اجتهاد توجيه كنند. به خداوندي خدا سوگند به مقام والاي حبيب خدا رسول مصطفي سوگند و به عصمت زهراي مرضيه سوگند ما هر چه توان داريم بر سر منافقان عصر نسل بني اميه به تعبير ذهبي پيروان سبك عقل و نافهم ابن تيميه فرياد خواهيم زد و اين هارا مفتضح تر از گذشته خواهيم نمود و فرصت نفس كشيدن را از آن ها خواهيم گرفت. و مظلوميت اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين را به گوش تمام جهانيان خواهيم رساند و در اين راستا از هيچ كوشش و تلاشي فروگذار نخواهيم كرد اين را در گوش خود داشته باشند و بدانند ما در اين مسير و در اين راستا مصمم، راسخ و بدون كوچك ترين سستي جلو خواهيم رفت.

مجري:

خيلي متشكرم استاد بزرگوار .اين آقايان وهابي از اين بحث هاي علمي خيلي ناراحت هستند به جاي اين كه به دنبال پاسخ هاي علمي باشند. شروع مي كنند به جوسازي پوچ.

ان شاءالله توضيحاتي را حضرت استاد خواهند فرمود در مورد بحث غدير و از هفته آينده وارد بحث غدير خواهيم شد اگر دوست داشتند آقايان وهابي، شبكه هاي وهابي و حتي علماي بزگوار عزيز اهل سنت براي بحث علمي حتما تماس بگيرند و ما براي مولوي هاي بزرگوار اولويت قرار خواهيم داد بيايند با همديگر بحث علمي و دوستانه داشته باشيم ببينيم كه حق به چه صورت است.

استادحسيني قزويني:

در رابطه با غدير در برنامه هاي حبل المتين مفصل صحبت كرديم در اين جا بد نيست اولا شبهه ابن تيميه را مطرح كنيم تا معلوم بشود كه چرا امثال سبكي، ابن حجر، ذهبي و ديگران او را به عنوان منافق مطرح مي كنند؟

ايشان در منهاج السنة النبويه جلد ٧ صفحه ٣١٩، مي گويد حديث غدير:

من كنت مولاه فعلي مولاه.

در صحاح نيامده است. خيلي عجيب است خود آقاي ابن تيميه در منهاج السنه در مواردي از عشره مبشره حرف زده و الان خود عشره مبشره هم از اصول لاينفك اهل سنت است. آيا در صحاح آمده؟ در صحيح بخاري و مسلم قضيه عشره مبشره آمده؟ و يا عبارت

اقتدوا باللذين من بعدي أبي بكر و عمر

سنن ترمذي، ج٥، ص٢٧١

آمده كه اين همه مانور مي دهد؟ بعد مي گويد:

و تنازع الناس في صحته.

بعضي از مردم از اين كه حديث غدير صحيح است يا نه با هم اختلاف دارند

آيا بعضي از اهل علم و امثال او هم تضعيف كرده اند؟ و مي گويد ابن حزم آندلسي گفته اين حديث

من كنت مولاه فعلي مولاه.

صحيح نيست .از طريق ثقات اصلا نرسيده! ابن تيميه حتي به ابن حزم آندولسي هم رحم نمي كند دروغ و افترا مي بندد. ابن تيميه در الفصل جلد ٤ صفحه١٦٦ مي گويد:

و الذي يقع في نفوسنا دون أن نقطع به

آنچه كه ما به ذهنمان مي رسد و قطع هم نداريم و مخالفين را هم تخطئه نمي كنيم و بعد هم اين مطلب را مطرح مي كند. شياطين عصر ما كه كليپ هاي ما و ديگر بزرگان را تقطيع مي كنند از اولش و وسطش و آخرش، حذف مي كنند و نشر اكاذيب مي كنند و اذهان مردم را هم مشوش مي كنند اين كار را از ابن تيميه به ارث برده اند! بالاخره بايد با ابن تيميه حداقل يك شباهت داشته باشند كه به تعبير حصني دمشقي از بزرگان اهل سنت

امامه الشيطان.

دفع الشبه عن الرسول، ص١٦٨

امام و پيشواي او شيطان بود.

ابن تيميه مي گويد:

لا يصح من طريق الثقات.

ولي ترمذي مي گويد:

هذا حديث حسن صحيح.

سنن ترمذي، ج٢، ص٢٩٨

حديث حسن و صحيح است.

ابوجعفرطحاوي از علماي بزرگ اهل سنت كه كتاب هايش از كتاب هاي درسي اهل سنت است مي گويد:

صحيح الاسناد

مشكل الآثار، ج٢، ص٣٠٨

است. و هيچ اشكالي در شبهاتش نيست. ابن عبدالبرقرطبي در استيعاب جلد ٣، ص١١٠٠مي گويد اين احاديث (از جمله حديث غدير) آثار ثابت است. حاكم نيشابوري و ذهبي، ابن كثير مي گويد:

قال شيخنا أبوعبدالله الذهبي: هذا حديث صحيح.

البدايه و النهايه، ج٥، ص٢٢٨

ذهبي مي گويد اين حديث صحيح است. ضياءالدين مقبلي مي گويد :

إن لم يكن معلوما فما في الدين معلوم.

هداية العقول، ج٢، ص٣٠

اگر حديث غدير قطعي نباشد در دين اسلام هيچ موضوع قطعي نخواهيم داشت.

آقاي بدخشي هم مي گويد:

لم يتكلم في صحته إلا متعصب جاحد.

نزل الابرار، ص٥٤

در صحت حديث غدير جز افراد متعصب و جز افرادي كه مطالب يقيني را انكار مي كنند حرفي نزده اند.

قضاوت با شما بينندگان عزيز! قضاوت با شما عزيزان اهل سنت!

در مورد تواتر حديث غدير از نظر بزرگان اهل سنت: ابوحامد غزالي مي گويد متواتر است. علاء الدين سمناني مي گويد متواتر است. ابن كثير مي گويد:

قال شيخنا الحافظ أبو عبدالله الذهبي: الحديث متواتر، أتيقن أن رسول الله قاله.

البدايه و النهايه، ج٥، ص٢٣٣

حديث غدير حديث متواتر است و من يقين دارم كه پيغمبر گفته است. منكرحديث متواتر كافر است. طبق همين عبارت، ابن تيميه كه حديث متواتري مانند غدير را انكار مي كند، كافر است. همچنين از شخصيت هاي ديگر از معاصرين و غيره همه شهادت دادند كه اين حديث متواتر است. ان شاءالله در جلسه بعدي كل سوالاتي كه در رابطه با غدير داريم هم از شيعيان و هم از عزيزان اهل سنت مطرح مي كنيم تا هر كس بخواهد بيايد و در ٥ دقيقه با حديث غدير در اثبات ولايت اميرالمومنين استدلال كند و شبهات بعضي از ياوه سراهاي وهابيت و نسل بني اميه را هم جواب بدهد.

آنچه عمده است براي ما، دلالت حديث غدير بر امامت اميرالمومنين سلام الله عليه است كه قبلا مفصل آورده ايم. پيامبر فرمود:

ألست أولي بكم من أنفسكم.

بعد حديث غدير را فرمود. دعاي پيغمبر بر ياران علي و نفرين آن حضرت بر مخالفين علي، حديث غدير با عبارت هاي مختلف مانند

من كنت وليه فعلي وليه.

مسند احمد، ج٥، ص٣٦١

من كنت مولاه فعلي مولاه.

سنن ترمذي، ج٥، ص٢٩٧

من كنت أولي به من نفسه فعلي وليّه.

مجمع الزوائد، ج٩، ص١٦٤

تبريك خليفه دوم به علي و مناقشه اميرالمومنين به حديث غدير، همين نعثل ها زماني مي گفتند اگر راست است چرا علي استدلال نكرد؟ ما پاسخ به آنها را با سندهاي صحيح آورده ايم . مي گويند چرا در زمان ابوبكر استدلال نكرده است؟ اين ها واقعا دست مشركين مكه را از پشت بسته اند!

يعني همان بهانه هايي كه مشركين مكه در برابر نبي مكرم داشتند اين ها در برابر ما دارند. آن روز همين آقاي شريفي زنگ زدند مي گويد من دليل دارم كه علي بن ابيطالب در زمان خود رسول اكرم استدلال و اعلام كرده ولايت خودش را، بلا فاصله صدايش را قطع مي كنند.

شما خودتان را داريد رسوا مي كنيد. حضرت زهرا در واپسين روز رحلت نبي مكرم فرمود:

أنسيتم قول رسول الله يوم غديرخم، من كنت مولاه فعلي مولاه.

الغدير، ج١، ص١٩٧

استدلال كرد به حديث غدير، با حضرت زهرا چه كار كردند؟ وقتي ابي بن كعب به خليفه دوم مي گويد:

فلا تكوننّ عذابا علي أصحاب رسول الله.

صحيح مسلم، ج٦، ص١٨٠

آقاي عمر عذاب بر اصحاب پيغمبر نباش.

آن وقت شما انتظار داريد علي بن ابيطالب در آن جو ، امامت خودش، خلافت خودش يا حديث غدير را مطرح بكند؟!

پاسخ اين شبكه هاي وهابي و شبهه هايشان با همين بچه هاي ٨- ٩ ساله است كه مانند چند روز پيش كارشناسان شبكه هاي وهابي را رسوا كنند.

با اين اهانت ها آبروي خودشان را مي برند ، با اين فحاشي ها اثبات مي كنند چيزي ندارند بگويند. كسي فحش مي دهد كه حرفي براي زدن ندارد. كسي توهين مي كند كه حرف براي زدن ندارد. ما ٣ سال است مي گوييم بياييد با هم صحبت بكنيم حرف بزنيم. ١٠ دقيقه شما صحبت كنيد و ١٠ دقيقه هم ما صحبت كنيم.

شما اگر شيعه را مشرك و كافر مي دانيد و خودتان را پيرو پيغمبر مي دانيد بياييد براي نجات شيعه ها رو در رو بنشينيم حرف بزنيم! چرا وحشت مي كنيد؟! چرا فرار مي كنيد؟ آيا همين فرار شما دليل بر بطلان شما نيست؟ ان شاءالله مناقشه حضرت امير به غدير ، نفرين اميرالمومنين بر كتمان كنند گان غدير و علماي اهل سنت و دلالت بر حديث غدير را بطور مفصل براي عزيزان مطرح مي كنيم.

جناب سبط ابن جوزي صراحتا بعد از نقل حديث غدير مي گويد:

و هذا نص صريح في إثبات إمامته و قبول طاعته.

اين حديث غدير نص صريح در امامت علي و در قبول طاعت علي است.

تذكره الخواص صفحه ٣٠ تا صفحه ٣٤، ترجمه و شخصيت ابن جوزي، ذهبي درباره ابن جوزي دارد:

الإمام الواعظ المورخ.

تاريخ اسلام، ج٤٨، ص١٨٣

تا آنجا كه مي گويد: آقاي ابن جوزي كسي نيست كه شما بخواهيد براي حرفش ارزش قائل نشويد.

و كان اماما فقيها واعظا وحيدا في الوعظ علامة في التاريخ.

تاريخ اسلام، ج٤٨، ص١٨٤

هم امام است. هم فقيه است. و هم علامه در تاريخ است.

همين آقا به صراحت مي گويد اين حديث غدير نص صحيحي است در اثبات امامت علي و قبول طاعت اميرالمومنين سلام الله عليه، ما اين بحث ها را مفصل از امام ابوحامدغزالي، محمدبن طلحه شافعي، گنجي شافعي، مولوي محمداسماعيل دهلوي، براي بينندگان عزيزمان مطرح خواهيم كرد و ترس محدثان از نقل حديث غدير و فضائل علي، اينجاست كه آبرو و حيثيت شان به باد خواهد رفت.

شما ببينيد بعد از گذشت سال ها كسي جرأت نمي كند حديث غدير را در آن جامعه خفقان مطرح كند. در مسند احمد ج٤، ص٣٦٨ آمده است كه وقتي زيدبن ارقم صحابه پيغمبر متوفي سال ٦٦ درباره حديث غدير صحبت مي كند بدنش مي لرزد. مي گويد مي ترسم حديث غدير را بگويم و فردا گرفتار شوم. همچنين سعيدبن مسيب متوفي ٩٤ از نقل حديث غدير وحشت دارد و مي گويد:

إني أتقيك.

كفاية الطالب، ص٦٢

من مي ترسم.

زهري آخوند دربار است. وقتي حديث غدير را مطرح مي كند عبدالله بن علا مي گويد:

لا تحدث بهذا بالشام و أنت تسمع ملء أذنيك سبّ علي.

اسد الغابه، ج١، ص٢٠٨

حديث غدير را در شام مطرح نكن تو با تمام توان مي بيني ومي شنوي كه علي را بالاي منبر سب مي كنند. سب علي گوش مردم را پر كرده است.

زهري مي گويد به خدا سوگند به قدري از فضائل علي دارم اگر از آن ها سخن بگويم قطعا مرا خواهند كشت. آقاي ابن اثيرجزري متوفي ٦٣٠ در اسدالغابه كه از كتاب هاي معتبر اهل سنت است، مي گويد وقتي احمدبن حنبل حديث غدير را مطرح مي كند مي گويد:

دع الحديث كما جاء.

السنه، ج٢، ص٣٤٨

درباره حديث حرف نزن.

همان طوري كه بوده بگويد پيغمبر گفته است

من كنت مولاه فعلي مولاه.

ديگر اينكه دلالتش چيست برنامه اش چيست؟ آيا دلالت بر امامت علي مي كند يا نمي كند؟ دنبال اين نباش!

دع الحديث لا تكلم في هذا.

اصلا در اين زمينه سخن نگويد.

احمدبن حنبل متوفي ٢٤١ است يعني بعد از ٢ قرن از رحلت نبي مكرم درگذشته است. هنوز جرأت نمي كند حديث غدير را مطرح كند. حتي پشت اتاق هاي دربسته، پشت درهاي بسته جرأت نمي كنند حديث غدير را مطرح كنند. اگر حديث غدير دلالت بر امامت علي نداشت چرا وحشت مي كردند؟ چرا مي ترسيدند؟ حديث غدير هم مثل ساير روايات و ساير فضائل حضرت علي بود. اگر همه مي دانستند حديث غدير چه مفادي و چه پيامي دارد و چه تأثيراتي در جامعه دارد؟ اگر تمامي اين ها را مردم مي دانستند حديث غدير پايه هاي حكومتي را متزلزل مي كرد اعتقادات باطل مردم و جامعه را متزلزل مي كرد. و لذا حكومت از نقل حديث غدير وحشت داشت و با تمام توان در برابر حديث غدير مي ايستاد و مقاومت مي كرد. هر كس نقل مي كرد زبانش را از پشت گردنش بيرون مي كشيدند.

اين كاملا مشخص است كه حديث غدير يك پيام بزرگ و جاودانه اي دارد و اولين پيامش هم اين است كه ولايت علي استمرار رسالت نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم است. آن ولايت مطلقه اي كه خدا براي نبي مكرم در سوره احزاب آيه٦ قرار داده است.

ألنبي أولي بالمؤمنين من أنفسهم.

خداي عالم دستور داده است به نبي مكرم در غدير آن ولايت مطلقه خودش را براي علي بن ابيطالب تثبيت كند.

مجري:

خيلي ممنون هستم. يكي از ثمرات شبكه جهاني ولايت پرورش جوانان و حتي كودكاني است كه در زمينه دفاع از اميرالمومنين با مدرك و استدلال، آن هم نه با هر مدرك و استدلالي بلكه با مدارك و استدلالات مخالفين ولايت و امامت اميرالمومنين و حق بودن مذهب شيعه را اثبات خواهند كرد. در هفته گذشته در برنامه طلسم شكنان دختر ٩ ساله شيعه مي خواست در مورد امامت مناظره كند.

دختر ٩ ساله شيعه مي خواست با آقاي هاشمي در مورد امامت مناظره بكند. آقاي هاشمي رفتاري را انجام دادند كه شايد براي شما بينندگان عزيز هم عجيب باشد. ببينيد چه اتفاقي افتاد؟! كليپ را با هم ببينيم.

كليپ:

هاشمي:

اولين بيننده سركار خانم محمدي از ايران سلام بر شما.

خانم محمدي:

سلام آقاي هاشمي.

هاشمي:

سلام و رحمةالله . بفرماييد. خانم محمدي لطفا وقت نگيريد.

خانم محمدي:

من ١ آيه از قرآن و ١ حديث از كتب اهل سنت در مورد امامت حضرت علي عليه السلام دارم.

هاشمي:

خانم محمدي ببخشيد موضوع ما امامت نيست. خداوند در اين آيه مي فرمايد: چه كسي است گمراه تر از كسي كه به غير از خدا كسي را به فرياد مي خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمي دهند و آن ها از دعايشان بي خبر هستند. آيا كسي كه يا علي مي گويد وارد اين آيه مي شود يا خير؟

خانم محمدي:

اجازه بدهيد اين صحبت را بكنم و بعدش به شما جواب مي دهم. خواهش مي كنم فقط بين صحبت من حرف نزنيد.

هاشمي:

خانم محمدي ما موضوع برنامه مان توحيد الله است و بحث امامت ديشب بود و ان شاءالله فردا هم تماس بگيريد الان در اين آيه، تصوير لب تاپ را بدهيد و به خانم محمدي وقت بيش تر بدهيد. خداوند در اين آيه مي فرمايد چه كسي است گمراه تر از كسي كه به جاي خدا كسي را مي خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمي دهد. و آن ها از دعايشان بي خبرند؟ آيا حضرت علي

من دون الله

است؟ يا خود الله است؟

خانم محمدي:

ببخشيد آقاي هاشمي مي گويم ما كسي را پرستش به غير از خدا نمي كنيم.

آقاي هاشمي:

دعا است اين جا مي گويد كسي به فرياد خواندن است. آن كسي كه مي گويد يا علي، يا پيامبر خدا حتي يا عمر يا ابوبكر، اين آيه اين را مي گويد. پرستش اين جا نمي گويد. نمي گويد:

ممن يعبد.

مي گويد:

ممن يدعو.

دعا كردن فريادخواندن و صدا زدن.

خانم محمدي:

گفتم ما كسي را به غير از خدا پرستش نمي كنيم ولي ائمه

هاشمي:

خانم محترم اين آيه نمي گويد پرستش. مي گويد دعا، فرياد، صدا زدن، ندا زدن.

من دون الله.

آيا حضرت علي.

دون الله.

است يا خود الله است؟ خانم محمدي؟

خانم محمدي:

ما مي گوييم يا علي شما واسطه شويد.

هاشمي:

اين آيه هم همين را مي گويد. مي گويد چه كسي گمراه تر از كسي كه ندا بزند غير از الله را مگر اين كه بگوييم علي خود الله است.

خانم محمدي:

نه شما اشتباه مي كنيد اصلا اين حرف نيست.

آقاي هاشمي:

يعني خداوند اشتباه مي كند نعوذ بالله؟ خانم محمدي؟

خانم محمدي:

نخير.

هاشمي:

من ترجمه فولادوند را برايتان مي خوانم: و كيست گمراه تر از آن كس كه به جاي خدا كسي را مي خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمي دهد. و آن ها از دعايشان بي خبرند. آيا حضرت علي خود خدا است؟ يا غير از خدا است؟

خانم محمدي:

آقاي هاشمي اجازه بدهيد من بحث خودم را بكنم به اين بحث من هنوز آماده نيستم.

هاشمي:

متشكرم خانم محمدي بحث امامت را ان شاءالله فردا تماس بگيريد براي آن كه موضوعيت برنامه حفظ بشود. متشكرم خانم محمدي از تماس شما.

مجري:

آقاي هاشمي، آقاي هاشم زهي واقعا شما خجالت نمي كشيد؟ انصافا حيا نمي كنيد؟ دختر ٩ ساله اي تماس گرفته كه در مورد امامت مناظره كند. مي گويد يا ديشب بايد زنگ مي زديد و يا فردا . مي گوييد علي.

من دون الله.

است يا نيست؟ آقاي هاشمي پاسخي كه اين كودك ٩ ساله همان جا به شما داد واقعا بايد برويد بميريد. يعني حقيقتا وقتي يك شيعه ٩ ساله اين گونه جواب مي دهد اين آيه را به شما خود شما كه داريد فاطمه خانم را صدا مي زنيد فاطمه خانم.

من دون الله.

است يا نيست؟ مي گوييد فاطمه خانم جواب بده. اين.

من دون الله.

است يا نيست؟ اين چه استدلالي است كه شما داريد مي كنيد؟ حضرت استاد توضيح بفرماييد.

استادحسيني قزويني:

دختر عزيزم فاطمه خانم ٢ تا نكته بگويم اين ها را ان شاءالله يادداشت كنند. و بعيد مي دانم كه ديگر بگذارند آن جا حرف بزند. چون اين ها را منكوب كرد كه ما علي را نمي پرستيم.

مجري:

اصلا تماسشان را حضرت استاد قطع كردند .

استادحسيني قزويني:

بله اولا خداي عالم در سوره نوح آيه ٥ از قول حضرت نوح مي گويد:

رب إني دعوت قومي.

خدايا من خواندم قوم خودم را(نوح را).

دعا.

اگر واقعا.

يدعو.

خواندن.

شرك باشد آيا حضرت نوح خودش را مي پرستيد؟

رب إني دعوت قومي ليلا و نهارا.

در آيه ١٥٣ سوره آل عمران هم مي فرمايد:

و الرسول يدعوكم في أخراكم.

در رابطه با نبي مكرم است آن آقاياني كه به قول آقاي هاشمي عارفانه از كوه احد بالا مي رفتند. پيغمبر را در دست دشمنان تنها گذاشته بودند و مي رفتند آن بالا دعا كنند تا حضرت علي پيروز بشود. همان ها را پيغمبر

يدعوكم، و الرسول يدعوكم.

پيغمبر شما را مي خواند.

آيا پيغمبر اين ها را مي پرستيد؟ عقل شما كجا رفته است؟ شما را آقاي ملازاده خوب شناخته و خوب تعبيري به كار برد. يا در رابطه با صحابه كه اين همه سنگ او را به سينه مي زنيد سوره نور آيه ٦٣، مي گويد:

لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا.

شما كه پيغمبر را مي خوانيد مثل خواندن بعضي هايتان نباشد.

آيا صحابه پيغمبر را مي پرستيدند؟ هم ديگر را مي پرستيدند؟ پس هر كجا كلمه

يدعو.

دعا.

و امثال آن آمد؟ آنجا مي گويد:

و من اضل ممن يدعو.

آنجا هم دارد.

و الرسول يدعوكم.

اين صحابه اي كه پيغمبر را صدا مي كرد اين الله بود يا

من دون الله.

بود؟ اين يك جواب كه فاطمه خانم عزيز ما حتما در ذهنش باشد. ببينيم اين آقاي بي عقل چه جوابي مي دهد؟

نكته دوم : ابن كثير شاگرد ابن تيميه است. و هر چه آن ريخته است ابن كثير هم همان را در حرف هايش مطرح مي كند. همين آيه شريفه كه اين آقا خواندند. اعراف آيه ١٩٤، و اين مباحث را مطرح كردند در رابطه با همين سوره احقاف آيه ٥،

و من يدعو من دون الله من لا يستجيب له.

حالا آنكه ذيل آيه چيست؟ ما كار نداريم.

و من اضل ممن يدعو من دون الله.

خيلي جالب است اين ها در يك ترجمه تحريف شده از حضرت آيت الله مكارم شيرازي آورده بودند. ببينيد آقاي مكارم هم دارد مي گويد كه، چه كسي گمراه تر از كسي است كه غير از خدا را مي خواند؟

اين اندازه اين ها بي حيا هستند كه ترجمه يك مرجع را جابجا و تحريف مي كنند و مي خواهند به مردم قالب بكنند. خيلي عجيب است! ببينيد ابن تيميه ارباب شما، خداي شما، پيغمبر شما آن زمان امكانات نبود، رسانه و غيره نبود هر چه نشخار مي فرمودند افاضه مي كردند مردم هم قبول مي كردند! گر چه خيلي از علماي بزرگ مشت ابن تيميه را باز كردند از علماي بزرگ قاضي شافعي، قاضي مالكي، قاضي حنبلي، قاضي حنفي، ٤ تا فتوا داده اند و حكم به مجرميت او كرده اند و اورا به زندان انداختد كه در سال ٧٢٨ پرونده اش در زندان قلعه دمشق مختومه شد.

شيعه ها كه نبودند. ٤ قاضي گفته اند ابن تيميه حرفهاي باطل مي بافد. آقاي هاشمي آن زمان ديگر گذشت الان عصر رسانه است حرفي كه مي زنيد اگر از دين بهره نبرده ايد و دين نداريد و از آخرت هم نمي ترسيد حداقل از آبرويتان بترسيد . در اين سوره احقاف آيه ٥، آقاي ابن كثير دمشقي سلفي متوفي ٧٧٤ است.

جلد ٤ صفحه ١٦٦، ايشان مي گويد.

اي لا اضل ممن يدعو من دون الله اصناما.

چه كسي گمراه تر از كسي است كه بتها را مي خواند؟

آن وقت اين بي حياها مي آيند اين

يدعو من دون الله اصناما.

را بر پيغمبراكرم و ائمه عليهم السلام تطبيق مي دهند. واقعا مايه شرمندگي است. ابن كثير دمشقي مي گويد اين آيه درباره بت پرستان است. اصلا ارتباطي به توسل ندارد. و يك سوالي هم فاطمه خانم اگر رفتيد يا هر كس ديگري رفت. شما حديث ١٠١٠ صحيح بخاري را هم به شبكه آنها بگوييد. خليفه دوم مي گويد:

اللهم إنا كنا نتوسل اليك بنبينا.

خدايا ما صحابه همگي به پيغمبر متوسل مي شديم.

اين آقايان بگويند پيغمبر الله است يا

من دون الله.

است؟ همين.

كنا نتوسل اليك بنبينا.

اصلا كاري با صدر و ذيلش هم نداريم. عمر مي گويد ما نمي گويد من، ما صحابه همگي به پيغمبر متوسل مي شديم. آيا پيغمبر

من دون الله

هست؟ يا الله هست؟ اگر

من دون الله

هست؟ پس اين آيه ٥ سوره اعراف

و من اضل ممن يدعو من دون الله.

شامل عمر و ديگر صحابه مي شود يا نمي شود؟

مجري:

خيلي ممنون هستيم از شما استاد محترم. بينندگان عزيز ديدند كه طرز برخورد با يك دختر ٩ ساله به چه صورت بود. دائم وسط صحبت مي آمدند.

تماس بينندگان:

اولين تماس آقاي افشار از لواسان از شيعيان عزيز و گرامي، سلام عليكم و رحمةالله .

بيننده:

سلام عليكم، شب بخير.

استادحسيني قزويني:

سلام عليكم. جناب آقاي افشار بزرگوار! حضرت عالي با توجه به سوالاتي كه مطرح كرده بودم : ادله شيعه بر امامت اميرالمومنين از كتاب و سنت از آنها ٣ آيه يا ٣ روايت انتخاب كنيد ما در خدمت هستيم.

بيننده:

آيه ٥٥ از سوره مائده را توضيحي برايم بدهيد.

مجري:

شما سوال را بايد پاسخ بدهيد.

بيننده:

آيه ٥٥ سوره مائده :

إنما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون.

كه اين آيه بنا به اقوالي كه در روايت آمده منسوب به حضرت علي شده .سوال اين كه آيه به لفظ جمع آمده است را توضيح بدهيد.

استادحسيني قزويني:

چشم آن را من عرض مي كنم. شما استدلال بر آيه را بيان كنيد .

بيننده:

در مورد انفاق حضرت علي عليه السلام در ركوع در نماز بوده .

استادحسيني قزويني:

حالا شما مي توانيد مدركي هم از كتب اهل سنت بيان فرماييد كه اين آيه در حق علي نازل شده است؟

بيننده:

در تفسير طبري جلد ٨ صفحه ٥٣١، امام باقر فرموده اند كه حضرت علي بن ابيطالب از مومنان هستند. آيه شريفه از مومنان سخن مي گويد و حضرت علي عليه السلام هم از مومنان شمرده مي شود. اين در تفسير طبري آمده است. در تفسير الميزان جلد ٦ صفحه ٢٢، اين البته تفسير اماميه مي شود .

استادحسيني قزويني:

از تفسير اهل سنت الان حضور ذهن داريد ؟

بيننده:

حاج آقا تفسير عياشي تفسير اهل سنت حساب مي شود؟

استادحسيني قزويني:

نخير تفسير شيعه است.

بيننده:

بله ايشان هم آورده كه حضرت علي عليه السلام نماز نافله مي خواندند و انگشتري خودشان را به سائل بخشيدند. تفسير عياشي جلد ١ صفحه ٣٢٧.

استادحسيني قزويني:

تقريبا نزديك ٢ ماه است اين بحث را آورده ايم كه ابن جريرطبري متوفي ٣١٠، با سند صحيح نقل مي كند كه اين آيه در حق اميرالمومنين نازل شده است. تفسير طبري در چاپ دارالفكر للطباعه و النشر، كه سال ١٤١٥، چاپ شده است. ايشان در جلد ٦ صفحه ٣٩٠، سند را هم ما كاملا بررسي كرديم صحيح است و همچنين ابن ابي حاتم هم در صفحه ١١٦٢ مي گويد اين آيه در حق اميرالمومنين سلام الله عليه نازل شده است.

اما اينكه چرا در اين آيه الفاظ مربوط به اميرالمومنين به صيغه جمع آمده است؟ ابن تيميه مي گويد اين به صيغه جمع آمده است نه به صيغه مفرد، علي فرد بوده است و نه جمع.

زمخشري از بزرگان اهل سنت و از مفسران به نام است مي گويد چگونه صحيح باشد كه اين آيه در حق علي باشد كه مفرد است و حال آنكه لفظ، لفظ جمع است. بعد خود زمخشري اين اشكال را پاسخ مي دهد.

جئ به علي لفظ الجمع و إن كان السبب فيه رجلا واحدا.

الكشاف، ج١، ص٦٤٩

اين آيه شريفه

الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون.

به صيغه جمع آمده است گرچه علي مفرد است. اين صيغه جمع آمده است براي چه؟

ليرغب الناس في مثل فعله.

تا مردم به مثل اين كار رغبت نشان بدهند.

يعني براي اهميت دادن به رسيدگي به فقرا به محتاجين به سائلان. اين طوري نشود كه من مشغول نماز يا طواف هستم و اگر به اين فقير يا مستمند جواب بدهم نمازم دير مي شود. نه! همان طوري كه اميرالمومنين در وسط نماز صداي يك محتاج را شنيد و به او انگشتر، بايد ديگران هم اهتمام بورزند.

فينالوا مثل نواله.

همان طوري كه علي بن ابيطالب سلام الله عليه را به خاطر اين كار خداي عالم تفضل كرد مقام ويژه داد. مسلمان ها هم با رسيدگي به فقرا به مقامات و ثواب بالا برسند. اين حرفي است كه آقاي زمخشري مطرح مي كند. و همچنين صيغه جمع و ارزش عامل و عمل، آلوسي سلفي مي گويد علماي عربي براي اين آيه كه جمع آمده است ٢ فايده ذكر كردند. يكي:

تعظيم الفاعل.

روح المعاني، ج٦، ص١٦٨

خواسته است علي بن ابيطالب اين كار را انجام بدهد علي را در اينجا گرامي بدارد. گرامي داشتن و بالا بردن منزلت علي بن ابيطالب است. همان طور كه درباره ابراهيم داريم:

إن ابراهيم كان أمة واحده.

ابراهيم به تنهايي امت بوده.

چون ابراهيم كارهاي بزرگي كرد و كار او به منزله كار امت است. خداي عالم از كار علي اينجا تقدير كرده است تا

ليرغب الناس في الاتيان بمثل فعله.

همان طور كه زمخشري هم گفت. خداي عالم خواست با تقدير از كار علي ديگر مسلمان ها را هم ترغيب بكند و يكي هم تعظيم فعل است. اين عملي كه از علي صادر شده در نزد خداي عالم گرامي است. خداي عالم مي خواهد بگويد اين كار علي رسيدگي به فقرا ولو در حال نماز بايد سجيه و صفت هر مومن باشد.

جواب سوم؛ تعبيري است كه مرحوم شرف الدين دارد ما اين را نمي خواهيم مطرح بكنيم. اصلا اين آقاياني كه مي گويند صيغه جمع آمده و فرد اراده شده خلاف است. حداقل ما ٥٠ تا ٦٠ تا آيه ذكر مي كنيم كه صيغه جمع آمده ولي در صحاح بزرگان شما فرد اراده شده است.

آيه ٨ سوره ممتحنه، مي گويند: الذين در

لاينهاكم الله عن الذين.

جمع است.

يقاتلوكم.

جمع است.

لم يخرجوكم.

جمع است.

دياركم تبروهم و تقسطوا.

تمام اين ها جمع است. بخاري در صحيح بخاري، ج٧، ص٧١ و ديگران همه گفته اند مراد از

الذين، يقاتلوكم، يخرجوكم، تبروهم، تقسطوا إليهم.

مراد همسر ابوبكر بوده كه در مكه ازدواج كرده بوده و اسماءبنت ابي بكر مادر عبدالله بن زبير از آن زن بوده كه طلاق داده بوده -يك سري كادوهايي آورده بوده براي دخترش، دخترش قبول نكرد و عايشه را فرستاد پيش پيغمبر و اين آيه نازل شد. آيا جمع آمده و فرد اراده شده يا نشده؟

يستفتونك قل الله يفتيكم في الكلالة. يستفتونك، يفتيكم.

اين جا صيغه جمع است در صحيح مسلم ج٥، ص٦٠ است كه درباره عبدالله جابر نازل شده است. و ما ده ها آيه داريم در قرآن صيغه جمع استعمال شده است و فرد اراده شده است. چطور اگر جابر اراده بشود اشكالي ندارد! مادر اسماء همسر ابوبكر يا عمربن جموح اراده شود هيچ اشكالي ندارد! ولي اگر حضرت علي اراده شود آسمان به زمين مي آيد و زمين دچار زلزله مي شود!

بيننده:

ممنون هستم . ايراد دوم: مي گويند اگر اين طور كه شيعه مي گويد تفسير بكنيم نماز فرع بر ركوع مي شود. در صورتي كه مي دانيم ركوع فرع بر نماز است و دليلشان هم اين است كه مي گويند.

و هم راكعون

جمله حاليه براي

يؤتون الزكاة

است. نه

يقيمون الصلاة.

به دليل اينكه مي گويند.

الاقرب يمنعه الأبعد.

اين را مي خواهم كمي توضيح بفرماييد .

استادحسيني قزويني:

الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون.

نماز مي خوانند و زكات مي دهند.

بله و هم راكعون مبتدا و خبر، حال است براي زكات، زكات را در حال ركوع مي دهد. اين چه اشكالي دارد؟ من اشكال را متوجه نشدم.

بيننده:

مي گويند:

و هم راكعون.

جمله حاليه براي.

يؤتون الزكاة.

است يعني با خشوع مي دهند و دليلشان هم اين است كه در ذكر ركوع براي زكات يعني با خضوع و خشوع.

استادحسيني قزويني:

از كجا دارند مي گويند؟

از كجا گفتند ركوع به معناي خضوع است؟ اگر اين طوري است.

يقيمون الصلاة

هم يعني دعا مي خوانده است. صلاة هم به معناي دعا است.

بييننده:

درست است به نام دعا هم آمده است.

استادحسيني قزويني:

بنابراين شما آيه را بايد برداريد ديگر! بيش از ٢٠ نفر از مفسران اهل سنت با سند صحيح آورده اند كه علي بن ابيطالب مشغول نماز بوده نمازش هم نماز مستحبي بوده، اين ديگر شأن و نزول آيه است كه آقايان مطرح كرده اند .

بيننده:

پس جواب اين ها را بايد چطوري بدهيم؟

مجري:

اصلا ايرادي وارد نيست. آيه چند مفهوم را در كنار هم ديگر مي آورد. يك قاعده منطقي و عقلي است كه هر چه بر مفاهيم افزوده بشود از مصاديق كم مي شود. مصداق اول كساني كه نماز بپا مي دارند نمازگزاران زياد هستند.

استادحسيني قزويني:

اين آيه ٥٥ سوره مائده است.

 

قرطبي متوفي ٦٧١، مي گويد:

يدل أن صدقة التطوع تسمي زكاة. فإن عليا عليه السلام تصدق بخاتمه في الركوع.

اين صدقه مستحبي زكات شمرده شده است. چون اميرالمومنين انگشتر خودش را در حال ركوع داد.

ملاحظه مي فرماييد كه اين ها صدقه مستحبي بوده و نماز هم نماز مستحبي بوده اين ها همه آورده اند. من گمان نمي كنم كسي بجز ابن تيميه و امثال او بگويد اصلا اين قضيه از بيخ دروغ است ! اينكه ركوع فرع است؛ نه! اينچنين نيست .همان طوري كه وقتي كسي كلمه ركوع مي شنود يعني همان ركوع در نماز. بله اين ها حقيقت متشرعه است.

نه معناي لغوي صلاه به معناي نماز است و نه معناي لغوي زكات آن مالي است كه مردم مي دهند. و نه معناي لغوي حج به معناي رفتن به زيارت خانه خدا است. حج به معناي قصد است. زكات به معناي نمو است. صلاه به معناي دعا است. ولي اين الفاظي كه در لغت معناي خاصي داشت با استعمال قرآني، استعمال نبي مكرم و متشرعين در يك معناي جديدي مصطلح شد. پيغمبر فرمود:

صلّوا كما رايتموني اصلي.

شما صلاة به جا بياوريد همان طور كه من بجا مي آورم.

شروع كرد.

الله اكبر. بسم الله، الحمد لله، السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

و لذا اين الفاظ هيچ كدامش اگر بناست معناي لغوي بگيريم نه حجش نه زكاتش و نه صلاتش هيچ كدام به معناي مصطلح كه الان امروز ما داريم نيست. متشكريم از شما.

بيننده:

اصطلاحا ركوع در نماز همان خم شدن به شمار مي آيد. ركوع در زكات انفاق كردن به همراه خضوع است ؟

استادحسيني قزويني:

نه عزيز من، در حال ركوع انفاق كرد يعني در ركوع بود انگشترش را به فقير داد.

بيننده:

ركوع به معناي خضوع آمده.

در لسان العرب ركوع به معناي خضوع آمده است.

استادحسيني قزويني:

عزيز من، مثل اين كه حرف من را دقت نفرموديد. گفتم هم ركوع و هم صلاه و هم حج معناي لغويش غير از معناي اصطلاحي است. شما بعد از اين مي فرماييد كه در لسان العرب به چه معنا آمده است؟ در لسان العرب صلاه به چه معنا آمده است؟ در لسان العرب حج به چه معنا آمده است؟

بيننده:

اين را از آيات بايد متوجه بشويم.

استادحسيني قزويني:

نه عزيز من شما بيشتر دقت كنيد ما يك سري اصطلاحاتي داريم كه اصطلاحات متشرعه است. اين الفاظ معناي لغويش چيزي است و معناي اصطلاحيش چيز ديگر. در اثر تكرار شارع مقدس و تكرار متشرعين اين الفاظ از معناي لغوي هجرت و در معناي شرعي مصطلح شده است.

مجري:

كتاب صحاح جناب جوهري جلد ٣ صفحه ١٢٢٢، در معناي ركوع هر دو را آورده منتهي مصطلح نماز را جلوتر آورده است. تاج العروس جلد ١١ صفحه ١٧٦ و صفحه ١٧٧، معناي ركوع را ركوع در نماز آورده است و بعد گفته است كه معناي خشوع هم دارد. مثل تعريفي كه در مورد صلاه دارند. ممنون هستيم از شما بيننده عزيز و ارجمند.

تماس بعدي خانم فاطمه رضازاده از بابل ١٠ ساله هستند ايشان. سلام عليكم و رحمةالله .

بيننده:

سلام عليكم. اگر اجازه بدهيد گوشي را بدهم به دخترم كه صحبت بكند.

استادحسيني قزويني:

بله موفق باشيد.

مجري:

سلام فاطمه خانم.

بيننده:

بسم الله الرحمن الرحيم.

با سلام

من مي خواهم سوالات شما را جواب بدهم با اجازه.

آيه اول آيه ٥٥ سوره مائده.

إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون.

وليّ شما خداست و رسولش و آن آقايي كه در حال ركوع زكات مي دهد.

ابن جريرطبري از ابوالحكيم نقل كرد كه اين آيه در حق حضرت علي عليه السلام نازل شده است. تفسيرطبري جلد ٦ صفحه ٢٨٨، و در بعضي چاپها صفحه ٣٩٠است.

و آيه ابلاغ :

٦٧ سوره مائده : خداوند مي فرمايند: اي پيامبر ابلاغ كن آن چه بر تو نازل شده كه اگر ابلاغ نكني رسالت تو انجام نشده،

ابن ابي حاتم در تفسيرش جلد ٤ صفحه ١١٧٢ گفت كه اين آيه در حق حضرت علي عليه السلام نازل شده است.

آيه اكمال:

آيه ٣ سوره مائده كه مثل آقاي خطيب بغدادي با سند صحيح از تاريخ بغداد جلد ٨ صفحه ٢٨٤ مي گويد كه اين آيه در حق حضرت علي عليه السلام و در روز عيد غدير خم نازل شد كه پيامبراسلام حضرت علي عليه السلام را براي ولايت نصب كرد و خليفه دوم تبريك گفت. خليفه دوم به حضرت علي عليه السلام گفت تو مولاي من و مولاي تمام مسلمين هستي .

حالا ٣ روايت حديث خلافت :

پيامبر به حضرت علي عليه السلام فرمودند:

أنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي.

علي تو خليفه برحق من بر هر مومن هستي.

الباني مي گويد صحيح است. كتاب السنه صفحه ٥٥١،

حديث ولايت : پيامبر مي فرمايند حضرت علي بن ابيطالب بعد از من ولي تمام مومنين است. حاكم نيشابوري، مستدرك، جلد ٣ صفحه ١١٠، كلمه ولي به معني خليفه است .خليفه دوم مي گويد وقتي پيامبر از دنيا رفت ابوبكر گفت من ولي پيامبر هستم. صحيح مسلم، جلد ٥ صفحه ١٥٢، حديث ٤٤٦٨،

حديث امامت: آقاي حاكم نيشابوري با سند صحيح نقل مي كند كه اين آيه در حق حضرت علي عليه السلام است و پيامبر مي فرمايد كه علي امام مسلمين است. آقاي هيثمي مي گويد صحيح است. مستدرك جلد ٣ صفحه ١٤٨.

يك سوال از عزيزان اهل سنت، چرا خلفاي اهل سنت احاديث پيامبر را آتش زدند؟ من از عزيزان اهل سنت مي خواهم درباره دين خود تحقيق كنند. از آيت الله حسيني قزويني و مجري خوبشان و همكارانشان تشكر مي كنم كه به من وقت دادند. و از كارشناس شبكه كلمه مي خواهم با لحن ناصافشان اسم شريف امام زمان ما را ديگر نياورند. و اگر هم دلشان خواست ١٠ مرتبه يا ١٠٠ مرتبه دجال دجال بگويند و با امام ما كاري نداشته باشد.

استادحسيني قزويني:

دست شما درد نكند دخترم، بارك الله. اين بيانات شما و اين صحبت شما خستگي هاي ما را مي برد. از شما و پدر و مادر شما كه اين طور نازدانه امام زمان پسند، حضرت زهرا پسند، زينب پسند تربيت كرده اند تشكر مي كنم.

مجري:

واي به حال وهابي ها با نسل بعدي كه در پيش است براي اين ها . با اين وضعيتي كه پيش مي رود تك تك بينندگان شبكه ولايت مي توانند خودشان يك شبكه بزنند براي دفاع از اميرالمومنين.

استادحسيني قزويني:

به خانواده ها و كوچكترها تبريك مي گويم. ان شاءالله ولايت و عشق علي و ولايت استدلالي با گوشت و خون و پوست اين نونهالان عجين مي شود.

بيننده:

با تشكر از حضرت آقا. اگر وقت هست من هم شركت كنم.

استادحسيني قزويني:

بله بفرماييد ما در خدمت شما هستيم خواهر عزيز.

بيننده:

من دلالت آيه براي امامت امام علي عليه السلام را توضيح مي دهم.

با توسل به حضرت صديقه شهيده حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مطلبم را شروع مي كنم. خداي عالم روي كلمه ولي گفته است به عنوان مبتدا و موضوع كه ولي شما خداست .ولي شما رسولش است. و ولي شما آن آقايي است كه در حال ركوع انگشتر به سائل داد. ثابت شده است كسي كه در ركوع انگشتر داده حضرت اميرالمومنين امام علي عليه السلام بوده. اگر ولايت الله و ولايت پيامبر و ولايت اميرالمومنين امام علي عليه السلام تفاوت داشت حتما كلمه ولي را تكرار مي كرد. مثل آيه ٦١ سوره توبه آيه اذن، ايمان بالله و ايمان بالمومنين تفاوت داشت.

از اين جا معلوم مي شود كه ولايت الله با ولايت پيامبراسلام و ولايت اميرالمومنين علي عليه السلام در تكوين و تشريع يكسان است.

استادحسيني قزويني:

دست شما درد نكند خواهر عزيزم من هم از سركارعالي و همچنين از اين كوچك عزيزم تشكر مي كنم و ان شاءالله حتما يك جايزه خوبي هم براي اين فاطمه خانم عزيز از ديار بابل تقديم مي كنيم.

مجري:

تماس بعدي از عزيزان اهل سنت هستند آقاي موسوي از سنندج سلام عليكم و رحمةالله .

بيننده:

بنده هم سلام عرض مي كنم خدمت جناب آقاي دكتر قزويني و جناب آقاي حسيني بزرگوار.

استادحسيني قزويني:

سلام عليكم و رحمةالله .

بيننده:

اگر اجازه بدهيد ٢ تا مطلب كوتاه در ٣٠ ثانيه خدمت دكتر قزويني عرض كنم.

آقاي دكتر قزويني در مورد ابن تيميه صحبت كردند فكر كنم اين نكته هم قابل ذكر باشد كه ابن تيميه حراني در سال ٧٢٨ با رهبر ما شافعي ها آقاي كمال الدين زملكاني مناظره كرد و شكست خورد. و بعد حاكم وقت از آن خواست يا كوچ كند يا به زندان برود. ايشان زندان را انتخاب كردند و به همين جهت در زندان وفات كردند.

مجري:

بسيار عالي، بله درست است شما مذهب تان را مي شود بفرماييد؟

بيننده:

من سني شافعي هستم.

جناب آقاي دكتر قزويني بزرگوار به نظر من هيچ دليل صريحي كه پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم علي را به عنوان خليفه برگزيده باشد وجود ندارد.

استادحسيني قزويني:

پيغمبر اكرم مي فرمايد:

و أنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي.

يا علي تو خليفه من در حق تمام مومنين بعد از من هستي.

ابن ابي حاتم مي گويد اين روايت صحيح است. حاكم نيشابوري هم مي گويد روايت صحيح است. آيا از اين روشن تر باشد؟ آقاي موسوي عزيز پاسخ شما از اين روايت چيست؟

بيننده:

جناب آقاي دكتر قزويني بنده در مورد اين روايت مطالب زيادي نوشته ام . داخل لب تاپ است و اگر بخواهم روشن كنم وقت گير است.

استادحسيني قزويني:

ببينيد ما ٣ روايت آورده ايم. شما ديديد اين دختر ١٠ ساله هم آمد و گفت:

عليّ ولي كل مومن من بعدي.

علي ولي همه مومنين بعد از من است.

مستدرك حاكم مي گويد روايت صحيح است و ذهبي هم مي گويد روايت صحيح است. و كلمه ولي هم همين دختر ١٠ ساله گفت در صحيح مسلم جلد ٥ صفحه ١٥٢ حديث ٤٤٦٨ از قول خليفه دوم مي گويد:

لما توفّي رسول الله قال ابوبكر أنا ولي رسول الله.

وقتي پيغمبر از دنيا رفت جناب ابوبكر گفت من ولي پيامبر هستم

نگفت

أنا الخليفه، أنا الإمام، أنا الحاكم.

مي گويد:

أنا ولي رسول الله.

در آنجا جناب موسوي عزيز كلمه ولي به چه معنا است؟ برادر من در اين جا هم همين معنا است . اگر حضرت عالي در اين زمينه جوابي نداريد ما شما را در مخمصه و در فشار قرار نمي دهيم. مثل شبكه هاي ديگر نيستيم كه آقا همين را بگو اگر نمي داني قطع مي كنيم.

سوال بعدي :آيا براي جناب آقاي ابوبكر دليلي از كتاب و سنت شما داريد؟ حداقل اين را بيان كنيد .

بيننده:

شما فرموديد در موقع مرگ پيامبر اين حديث را گفته است؟

استادحسيني قزويني:

نه عزيز من !اين حديث

و أنت خليفتي في كل مؤمن بعدي.

در جنگ تبوك سال ٦ بوده يعني ٢ سال يا ٣ سال قبل از رحلت شان فرمودند.

مجري:

از سال سوم هم داريم اگر مشكلتان زمان است سال سوم هم داريم.

استادحسيني قزويني:

بله سال سومش هم است. قبل از اين كه پيغمبر به مدينه هم هجرت كند باز حديث هست. حديث منزلت و غيره مشابه اين زياد است. اگر دنبال اين هستيد كه بگوييد در هنگام رحلت بوده پيغمبر نستجير بالله هذيان مي فرمودند اين اشكال بر اين حديث وارد نيست آقاي موسوي.

بيننده:

نه، گفتم اگر پيامبر در موقع مرگش اين را فرموده پس چرا وقتي كه حضرت عباس به حضرت علي گفت از پيامبر در مورد آينده خلافت سوال كن پس چرا حضرت علي به اين حديث استدلال نكرد؟

استادحسيني قزويني:

اين را ما بارها جواب داده ايم. ببينيد وقتي كه ما ١٠ تا آيه ١٠ تا روايت صريح داريم كه پيغمبر مي گويد:

أنت خليفتي في كل مومن بعدي. علي ولي كل مومن بعدي. علي امام المتقين.

١٠ تا روايت در يك طرف است و يك روايت آن طرف آن هم مشخص است اين روايت برادر بزرگوار جعلي است و جعلي بودن روايت ساخته و پرداخته دودمان بني اميه است اين ها كاملا روشن و واضح است. شما ده ها روايتي كه نقل كرده ايم با صراحت پيغمبراكرم مي گويد:

أنت خليفتي. أنت امام المتقين. أنت ولي كل مومن بعدي.

در حديث غدير مي گويد:

من كنت وليه فعلي وليه.

يعني ابن عباس اين همه حديث را نشنيده؟ يا اميرالمومنين نشنيده اين هارا؟ اگر اينطور است چرا بعد از رحلت نبي مكرم اميرالمومنين اعتراض مي كند؟ در صحيح بخاري جلد ٥ صفحه ٨٢، حديث ٤٢٤٠، علي بن ابيطالب به ابابكر مي گويد:

استبددت علينا بالأمر.

در امر امامت و خلافت در حق ما استبداد كرده اي شما.

اين اسبتداد معنايش چيست ؟

شما آيا از كتاب و سنت دليلي بر خلافت جناب ابوبكر داريد؟

بيننده:

من آقاي قزويني ٦ دليل عرض مي كنم خدمت شما.

استادحسيني قزويني:

بفرماييد.

مجري:

خيلي منطقي مي خواهم خدمت تان عرض كنم مثل آقاي هاشمي نيستم بگويم فرصت نداريم و اين ها فقط هر ٦ تاي آن را اگر رسيدم كه هيچ علاوه بر آن هم در خدمت تان خواهيم بود. فقط لطف كنيد همه را با هم مطرح نكنيد. يك دانه يك دانه با هم پيش برويم. الان شما ادله اولتان را هر چقدر هم زمان مي برد مطرح بفرماييد ما هم استفاده مي كنيم.

بيننده:

چشم فقط يك نكته كوتاه بگويم. بنده دنبال تحقيق هستم. مي خواهم ببينم آيا اهل تسنن بر حق است و يا شيعه؟

مجري:

آفرين بر شما.

استادحسيني قزويني:

اصلا من معتقد هستم آقاي موسوي واژه حق را به كار نبريد. شيعه حق است و يا اهل سنت حق است؟ مي گويم آقا حق كجاست؟ آيا پيغمبراكرم علي را براي خلافت نصب كرده است؟ يا جناب ابوبكر را نصب كرده است؟ ما مي خواهيم ببينيم حق اين است و يا آن است. شايد بعضي مي گويند اين جسارت باشد ولو از زبان شما اهل سنت هم باشد اين تعبير را ما دوست داريم حضرت عالي به كار نبريد. ما در خدمت شما هستيم.

بيننده:

جناب آقاي قزويني عزيز نامم را پدرم انتخاب كرد. نام خانوادگي ام را يكي از اجدادم .ديگر بس است. مذهبم را خودم انتخاب مي كنم.

ماجراي غدير تا سقيفه ٣ ماه يا ٢ ماه و اندكي طول كشيد چرا حضرت علي در اين جا به مسئله غدير استناد نكرد ؟

استادحسيني قزويني:

يعني علي بن ابيطالب چه كار كند؟ هنوز كه پيغمبر در قيد حيات است بيايد بگويد من خليفه پيغمبر هستم هر وقت پيغمبر از دنيا رفت من خليفه هستم؟

بيننده:

نه، در سقيفه اگر كسي يا حضرت علي ماجراي غدير را شنيده باشد چرا كسي در سقيفه به آن استناد نكرد؟

استادحسيني قزويني:

مگر علي در سقيفه بود؟

بيننده:

نه كسان ديگري كه بودند.

مجري:

از جناح اميرالمومنين كسي در سقيفه نبود. سقيفه حالتي داشت كه اصلا جناح اميرالمومنين آن جلسه را مشروع نمي دانست.

استادحسيني قزويني:

از حضرت زهرا زمانيكه خانه مهاجرين و انصار ميرفت سوال كردند چرا علي بن ابيطالب زودتر از ابوبكر نيامد اين مطالب را مطرح بكند؟ حضرت زهرا جواب داد: چقدر آدم بي انصافي هستيد. علي بن ابيطالب جنازه پيغمبر را فرو بگذارد و بيايد با شما به محاجه برخيزد؟ اميرالمومنين سلام الله عليه مشغول تجهيز نبي مكرم بود . ابن اثير مي نويسد آقاي زبير كه شخصيتي شناخته شده است مي گويد:

لا أغمد سيفي حتي يبايع علي.

الكامل في التاريخ، ج٢، ص٣٢٥

من شمشيرم را در غلاف نميگذارم مگر اينكه مردم با علي بن ابيطالب بيعت كنند.

و زبيربن بكار مي گويد:

كان عامة المهاجرين و جل الأنصار لا يشكون أن عليا هو صاحب الأمر بعد رسول الله.

موفقيات، ص٥٨٠

تمام مهاجرين و بيشتر انصار شك نداشتند كه بعد از رسول خدا علي صاحب الامر است.

ابن اثير و طبري مي گويند انصار يا بعضي از انصار گفتند:

لا نبايع إلا عليا.

الكامل، ج٢، ص٣٢٥؛ تاريخ طبري، ج٢، ص٤٤٣

ما جز علي با كسي بيعت نمي كنيم.

ولي در سقيفه بني ساعده چه كساني بودند ؟ صحيح بخاري از قول عمر مي گويد:

أنّ الأنصار خالفونا ... و خالف عنا علي و الزبير و من معهما.

صحيح بخاري، ج٨، ص٢٦، ح٦٨٣٠

انصار با ما مخالفت كردند... علي و زبير هم با ما مخالفت كردند.

و در سقيفه بني ساعده جمع شدند از ميان خودشان خليفه انتخاب كنند.

جناب آقاي عمر در حديث ٦٨٣٠، كل وقايع سقيفه را مطرح مي كند.

در سقيفه علي نبود ولي افراد ديگري بودند. شما ببينيد با آنهايي كه مخالفت كردند با آن ها چه كار كردند؟ سعد مخالفت كرد و عمر گفت:

اقتلوا سعدا فإنه منافق.

مسند احمد، ج١، ص٥٦

سعد را بكشيد او منافق است.

اگر علي بن ابيطالب هم آنجا بود مي گفتند مثل سعد او را بكشيد! سعد تا آخر نه با ابوبكر و عمر بيعت كرد و نه در نماز جماعت اين ها شركت كرد و نه در حج اين ها شركت كرد .عاقبت هم او را كشتند و گفتند اجنه سعد را كشتند! بفرماييد ما با اين توضيحي كه داديم فرمايش حضرت عالي را مي شنويم.

بيننده:

جناب آقاي دكتر قزويني دعواي سقيفه مربوط به حضرت علي نبود آن ها مي گفتند يك نفر از شما و يك نفر از ما، اين دعوا به خاطر آن بود. يعني در آن جماعت يك نفر ماجراي غدير را نشنيده بود كه بگويد پيامبر حضرت علي را به عنوان خليفه انتخاب كرده است؟

استادحسيني قزويني:

ببينيد تنها فقط ادله غدير كه نبود. غدير يكي از ادله بود. پيغمبر در سال سوم بعد از نزول

و انذر عشيرتك الاقربين

از قول خود علي بن ابيطالب است. فرمود:

هذا أخي و وصي و خليفتي من بعدي.

تفسير طبري، ج١٩، ص١٤٩

و انت خليفتي من بعدي و أنت ولي كل مومن من بعدي. أنت مني بمنزلة هارون من موسي.

ده ها مورد بوده. چرا شما فقط روي حديث غدير زوم مي فرماييد؟ شما بگوييد چرا در آنجا از آنچه كه پيغمبراكرم در رابطه با امامت و خلافت علي مطرح كرده بود كسي حرف نزند؟ اين را بايد شما به ما جواب بدهيد. اگر اين روايت صحيح است بزرگان شما هم گفته اند صحيح است؟ پيغمبر با صراحت مي گويد:

أنت خليفتي في كل مومن من بعدي.

شما بايد جواب بدهيد چرا با علي بيعت نكردند؟ چرا انصار و مهاجرين گفتند:

منا أمير و منكم أمير .

البته اين را هم بگويم دعوا سر

منا أمير و منكم أمير

نبود. انصار خواستند با سعد بيعت كنند و سعد را به عنوان خليفه معين كنند. ابوبكر، عمر و ابوعبيده جراح گفتند: نه! بايد با ما بيعت كنيد. با انصار نبايد بيعت كنيد ما مهاجر هستيم و چنين هستم .آن ها گفتند :ما انصار هستيم ما شرافت داريم .بعد يكي گفت:

منا أمير و منكم أمير.

آقا دعوا نكنيد يكي از شما و يكي از ما.

بعد ابوبكر گفت نه ما بايد خليفه باشيم چون ما از قبيله پيغمبر هستيم.

ان شاءالله آقاي موسوي عزيز من تمام آنچه را كه در سقيفه گذشته است و استدلالي كه خليفه اول ، خليفه دوم و ابوعبيده جراح كرده است و از آن طرف استدلال انصار بر حقانيت خودشان اين ها را ما قول مي دهيم مفصل مطرح كنيم براي شما.

اتفاقاتي كه در سقيفه بني ساعده گذشته است خيلي از علما و بزرگواران اهل سنت اين حقايق را بيان نكرده اند.

صحيح بخاري كه كتاب معتبري از شماست حديث ٦٨٣٠، از قول خليفه دوم در سال ٢٣ هجري حقايقي را كه در سقيفه گذشته مطرح كرده است.

يعني ١٣ سال بعد از رحلت پيغمبر ١٣ سال بعد از قضيه سقيفه بني ساعده آمده حقايقي را كه در سقيفه گذشته مطرح كرده است.

من از شما سوال ميكنم اين قضاياي سقيفه بني ساعده را چرا آقاي عمر در زمان خود ابوبكر يا اوائل خلافت خودش مطرح نكرد؟چرا اواخر خلافتش مطرح مي كند؟ ما در خدمت حضرت عالي هستيم.

مجري:

زماني كه پيامبر در بستر بود امر فرمود: قلم و دوات بياوريد تقريبا تركيبي از افراد سقيفه آن جا بودند مگر مخالفت نكردند؟ در حضور پيامبر مخالفت كردند. حالا شما انتظار داريد آن چند وقت قبل را بيايند به آن استناد بكنند بر عليه خودشان در سقيفه ؟

بيننده:

حديثي كه فرموديد آينده نگري عمر را مي رساند چون عمر مي دانست خلافت بين ابوبكر و علي نمي شود و اگر پيامبر حضرت علي را به عنوان جانشين انتخاب مي كرد كه ديگر ايشان شانسي براي خلافت ندارد. تشكر مي كنم از شما.

استادحسيني قزويني:

متشكريم از شما آقاي موسوي عزيز ان شاءالله مقداري در اين صحبت ها كه امشب داشتيم مطالعه كنيد در جلسات بعدي بياييد روي خط .

مجري:

بله خيلي متشكريم آن پنج دليل ديگري هم كه داشتيد ان شاءالله مطرح بفرماييد. تماس بعدي كوثر خانم هستند ١٠ ساله از شهر اصفهان . سلام عليكم و رحمةالله.

بيننده:

سلام مي كنم به حضرت آيةالله قزويني و همچنين مجري گرامي جناب آقاي حسيني.

مي خواستم دليل خودم را براي اينكه حضرت علي را به عنوان امام قبول كردم بگويم. چرا پيامبر خدا جانشين بعد از خودشان را معلوم كردند؟ من ديدم وقتي مدير مدرسه ٣٠٠ نفره ما مي خواهد از مدرسه برود بيرون يكي از ناظم ها را به عنوان جانشينش مي گذارد. حالا مگر ممكن است پيامبرخدا يك امت را رها كنند و كسي را به عنوان جانشين براي خودشان تعيين نكنند؟ حالا آن جانشين بايد حضرت علي باشد باز هم من در كلاس خودم ديدم وقتي معلممان مي خواهد كسي را انتخاب كند و به آن جايزه بدهد كسي را انتخاب مي كند كه نمره اش ٢٠ باشد. كسي را انتخاب نمي كند كه نمره اش ١٤ باشد. حالا از هر آدم عاقلي شيعه باشد و يا سني بپرسيم كه نمره چه كسي از اصحاب پيامبر از همه نظر ٢٠ بوده همه مي گويند حضرت علي، حالا فرض كنيم نمره جناب ابوبكر و عمر ١٣ يا ١٤ بوده حالا نه بگوييم ١٥ يا ١٦ بوده به نظر شما پيامبر ٢٠ را كنار مي گذارند و ١٥ و يا ١٦ را انتخاب ميكنند؟

پس من نتيجه گرفتم جانشين پيامبر حضرت علي بودند.

استادحسيني قزويني:

به به! دست شما درد نكند كوثر خانم .خدا جزاي خيرتان بدهد .ان شاءالله موفق و مؤيد باشيد ، انتظار داريم اين استدلال عقلي، زيبا و خيلي قشنگ را بتوانيد روي خط شبكه كلمه سوال كنيد و از آن ها جواب بگيريد. آن ها بايد جواب بدهند.

مجري:

خداوند ان شاءالله هم شما را حفظ بكند و هم خانواده محترمتان را كه اينگونه شما را پرورش دادند . به صورت مباني عقلي ولايت و خلافت اميرالمومنين را اثبات كرديد. قاعده تقدم افضل بر مفضول را ايشان به زبان خيلي ساده مطرح فرمودند. براي تعجيل در فرج آقا بقيه الله الاعظم صلواتي مي فرستيم و برنامه را به اتمام مي رسانيم.

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.