سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٤٨ - وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)

وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)

کد مطلب: ٥٢٨٠ تاریخ انتشار: ٢٩ دي ١٣٩٠ تعداد بازدید: ١٧٢٥ سخنراني ها » شبکه ولايت وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
حبل المتین ٩٠/١٠/٢٩

لينک دانلود

   بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ٩٠/١٠/٢٩

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام و عرض ادب دارم خدمت همه بينندگان عزيز. از اينكه برنامه ما را انتخاب كرده ايد ممنون هستيم. ما در محضر حضرت استاد آيت الله دكتر حسيني قزويني هستيم. سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزيز.

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته، بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز و گرامي سلام عرض مي كنم .

مجري:

خيلي ممنون از اين فرصتي كه به ما و بينندگان عزيز داديد. تقريبا مباحث محرم را پشت سر گذاشتيم تا آنجايي كه مجال بود ما سوالات را از حضرت استاد پرسيديم و پاسخش را هم شما عزيزان شنيديد. چون ايام رحلت جانگداز پيامبر گرامي اسلام است مجبور هستيم اتفاقات ناگواري كه بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام پيش آمد، مثل قضيه سقيفه، قضيه جيش اسامه و اتفاقاتي كه بحث امامت خيلي در آن مطرح است را بررسي كنيم تا انشاءالله براي عزيزان بيننده خيلي از مسائل روشن شود. يكي از اساسي ترين قضايا كه قرآن و سنت هم خيلي به آن تأكيد دارد قضيه وحدت اسلامي است.

در قرآن هست كه شما با هم باشيد و اگر اين كار را نكنيد و متفرق بشويد ابهت شما از بين مي رود. وحدت اسلامي يكي از ضروريات اسلام است و ما ١٤٠٠ سال است در كنار اهل سنت بوديم و هر جا تفرقه اي بوده آنجا ضربه خورده ايم و هم شيعه و هم سني متضرر شدند. من خواهش مي كنم از حضرتعالي دقايقي پيرامون اين موضوع صحبت كنيد.

استاد حسيني قزويني:

ايام، ايامي است متعلق به نبي گرامي و قبل از رحلت جانسوز و يا شهادت جانگداز آن بزرگوار اتفاقاتي افتاده است كه قلب مقدسش را به رنج آورده است. و همچنين بعد از رحلت جانگداز آن حضرت اتفاقات ديگري افتاد كه قطعا موجب اذيت نبي مكرم و اذيت دخت گراميش صديقه طاهره سلام الله عليه، امير المومنين، حسن و حسين را فراهم كرده و لذا ما به حول و قوه الهي و با كمك از آقا ولي عصر ارواحنا فداه وارد اين بحث مي شويم.

البته ما بارها به بينندگان عزيز قول داده بوديم كه بحث اختلاف در عصر نبي مكرم مطرح بشود. دوستان مخصوصا از خارج كشور بارها زنگ زدند و ايميل كردند كه مسائلي مانند جيش اسامه و لعنت نبي مكرم و حديث قرطاس حلاجي شود. ما هم انشاءالله تمام مطالب مربوط به حديث قرطاس را به حول و قوه الهي بطور مبسوط بيان مي كنيم. اما در اينكه مسئله وحدت از ضروريات قرآني و اسلامي است هيچ شك و شبهه اي نيست. هر كس منكر وحدت ميان امت اسلامي باشد در حقيقت منكر قرآن است خداي عالم در سوره آل عمران آيه ١٠٣، ديگر دستوري است،

واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا واذكروا نعمة الله عليكم إذ كنتم أعداء فألف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته إخوانا وكنتم علي شفا حفرة من النار فأنقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون.

همگي به ريسمان خدا چنگ بزنيد. همه در صف واحد قرار بگيريد. متفرق نشويد و اختلاف ميان خودتان ايجاد نكنيد. به ياد بياوريد كه شما مسلمانها دشمن يكديگر بوديد. به بركت اسلام الفت ميان شما برقرار شد. آن عداوتها و كينه ها همه از بين رفت. با نعمت اسلام شما برادر يكديگر شديد.

جالب اين است كه بينندگان عزيز توجه كنند در اين آيه شريفه،

إذ كنتم أعداء.

عداوت ميان شما مسلمانها حاكم بود و به بركت اسلام اخوت جايگزين شد.

آقاي طبري از مفسران نامي اهل سنت در تفسيرش ج ٤ ص ٤٦ ذيل تفسير آيه ١٠٣ مي نويسد اين آيه كه مي گويد:

إذ كنتم أعداء.

عداوت در ميان شما حاكم بود.

اشاره است به دشمني سختي كه بين قبيله اوس و خزرج در مدينه بوده، در زمان جاهليت حتي مي گويد :

أنها تطاولت بينهم عشرين و مئه سنة.

اين دشمني ١٢٠ سال ميان اوس و خزرج حاكم بوده.

يعني ١٢٠ سال اينها پدركشي ، برادركشي و اختلاف داشتند. و همچنين جناب سيوطي متوفي ٩١٠ در تفسيرش ج ٢ ص ٦٢ در ذيل همين آيه مي گويد: عداوتي كه ميان اوس و خزرج بود جزء عداوتهاي بي نظير تاريخ است. چراكه ١٢٠ سال ميان دو قبيله برادركشي ، پدركشي ، همسايه كشي ، عداوت و كينه بوده است و خداي عالم

إن الله عزوجل أطفأ ذلك بالإسلام. و ألف بينهم برسوله محمد صلي الله عليه و آله.

اين آتش جنگ و عداوت را به بركت اسلام خاموش كرد. با پيغمبرش نبي مكرم الفت ميان اوس و خزرج برقرار كرد.

همچنين در تفسير فتح القدير شوكاني ج ١ ص ٣٦٩، تفسير روح المعاني آقاي آلوسي ج ٤ ص ١٩، اين مطلب آمده است. لذا ما مي بينيم نبي گرامي روي مسئله وحدت كه يك هديه الهي بود خيلي حساس بودند به مجرد اينكه احساس مي كرد در يك جا آتش اختلاف و فتنه شعله ور شده است شخصا حضور پيدا مي كرد و اين شعله اختلاف و فتنه را خاموش مي كرد. وقتيكه ميان اوس و خزرج الفت ايجاد شد براي يهوديها قابل تحمل نبود، اينها دنبال فرصتي بودند كه اين آتش اختلاف را شعله ور كنند. نقل مي كنند فردي بود در ميان يهوديها به نام شاس بن قيس، يهوديها او را تحريك كردند -حالا براي تحريكش يا پول دادند و يا كار ديگري كردند- كه بيايد به خزرجيها بگويد ببينيد اوسي ها پدر شما را كشتند، برادر شما را كشتند، پسر شما را كشتند، نزد خزرجيها هم مي رفت و از اوسي ها بدگويي مي كرد. اين باعث شد كه آتش اختلاف بين اينها شعله ور شد و اينها هم شروع كردن شمشير كشيدن و صف آرايي كردن، به مجرد اينكه پيغمبر اكرم با خبر شد شخصا با تعدادي از مهاجرين و انصار آمدند فرمودند:

يا معشر المسلمين الله الله أبدعوي الجاهليه و أنا بين أظهركم بعد إذ هداكم الي الإسلام و أكرمكم به.

شما را به خدا آيا آن ادعاها و شعارهاي جاهليت را سر مي دهيد درحاليكه من هنوز در ميان شما هستم؟! ...

بعد اينها متوجه شدند كه يهوديها باعث اين اختلاف شده بودند و مي خواستند كشت و كشتار دوباره بين اين دو قبيله آغاز شود.

فألقوا السلاح من أيديهم ، وبكوا ، وعانق الرجال من الأوس والخزرج بعضهم بعضا

شمشيرها را بر زمين انداختند و يكديگر را در آغوش گرفتند و بوسيدند.

اين روايت در تفسير درّ المنثور آقاي سيوطي ج ٢ ص ٥٧، تفسير فتح القدير شوكاني ج ١ ص ٣٦٨، تفسير ابن جرير طبري، ج ٤ ص ٣٢ و ٣٣، و اسد الغابه آقاي ابن اثير جزري ج ١ ص ١٤٩ مطرح شده است.

اين قضيه براي يك ميليارد و ششصد ميليون مسلمانِ روي كره زمين پيام دارد.

دشمنان اسلام به شيعه و سني و حتي وهابي، كاري ندارند. آنها از اسلام مي ترسند، از نشر فرهنگ قرآن مي ترسند. لذا بايد يك مقداري حواسمان جمع بشود در تمام لايه هاي جمعيت و سطوح مردم حواسمان جمع بشود، شاس بن قيسها را بشناسيم. اين شبكه هاي وهابي كه امروز شعار تفرقه بين مسلمانها سر مي دهند پول مي گيرند براي اين كه تفرقه ايجاد كنند، پول مي گيرند تا به طرف مخالف فحش بدهند و اهانت كنند را بشناسيم.

البته فراموش نكنيم كه خداي عالم در قرآن مي فرمايد: اي پيغمبر! بگو

يا أهل الكتاب تعالوا إلي كلمة سواء بيننا و بينكم ألا نعبد إلا الله

و لا نشرك به شيئا.

بياييد با هم وحدت بر قرار كنيم جز خداي واحد نپرستيم براي خدا شريك قائل نشويم.

اين شعار و نداي قرآن است، حتي ميان مسيحيت و يهود مي گويد بياييد با هم وحدت برقرار كنيم ولي بعضي از سران دولتها كه معلوم نيست مسيحي هستند يا يهودي، نه حضرت مسيح برايشان مهم است و نه حضرت موسي، حتي اگر حضرت مسيح يا حضرت موسي هم بيايند و به اينها بگويند از اين فتنه گري و جنگ افروزي دست برداريد، يقين داريم به حرف حضرت مسيح يا حضرت موسي هم گوش نمي دهند! حساب جنگ افروزان، حساب فتنه گران، با حساب خود آن برادران مسيحي و يهودي ما كه تابع آيين مسيح و حضرت موسي هستند متفاوت است.

من بارها گفته ام در خود عراق با همان سلاحي كه در فلوجه سنيها را كشتند، در شهرك شهيد صدر شيعه را كشتند، در افغانستان از همان بمبهايي كه در مزار شريف بر سر شيعه ها ريختند، از همان بمبها در كابل بر سنيها ريختند. براي اينها هيچ فرقي نمي كند . اينها دنبال اين هستند كه به آن اهداف شومشان برسند، اموال و ذخائر اسلامي را به غارت ببرند و منطقه را مستعمره قرار بدهند. ولي متأسفانه ما مي بينيم در اين اواخر بعضي از كساني كه دم از اسلام و قرآن مي زنند و خود را ناشر اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله و سلم مي دانند چگونه دارند براي دشمنان اسلام سواري مي دهند و توطئه هاي آنها را بدون هيچ توجهي پياده مي كنند.

مجري:

واقعا همينطور است. حال سوال من اين است كه اساسي ترين اختلافي كه ميان امت اسلامي اتفاق افتاد و باعث شد اينطور امت اسلامي فرقه فرقه بشوند كدام مسئله و با چه انگيزه اي بوده است؟

استاد حسيني قزويني:

سوال خوبي است. من تقاضا دارم برادران عزيز اهل سنت كه پاي گيرنده ها هستند به حرفهاي ما خوب توجه كنند، من نمي خواهم اين اولين اختلافي كه ميان امت اسلامي افتاد را از منابع شيعه عرض كنم. سراغ كتاب كافي و بحار و مستدرك و وسائل نمي روم بلكه من مي خواهم از يكي از استوانه هاي علمي اهل سنت جناب آقاي آمدي نقل كنم از عضد الدين ايجي و استوانه هاي كلامي آنها برداريم اين مباحث را مطرح كنيم. جناب آمدي در شرح مواقف ج٨، ص٣٧٦ بنا به نقل عضدالدين ايجي مي گويد: در زمان پيغمبر اكرم ميان امت اسلامي وحدت بوده، اگر اختلافي هم مي شد با حضور نبي مكرم اين اختلاف از بين مي رفت و ولي اولين اختلافي كه واقعا جانسوز است و اثراتش ماند و بعد از نبي مكرم هم آن آتش اختلاف در ميان مسلمانها تأثير گذاشت يكي از آنها ماجراي جيش اسامه بود، كه نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم با توجه به اينكه از حمله روم به كيان اسلامي احساس خطر مي كرد، به اسامة بن زيد دستور داد يك سپاهي تهيه كند و به طرف جبهه برود و براي جنگ با روم مجهز بشود.

در آنجا اختلاف افتاد و بعضيها گفتند برويم و بعضيها گفتند نرويم. بعضيها گفتند اسامه سن كمي دارد. بعضيها گفتند بايد ديگري فرمانده باشد. اين اولين اختلافي بود كه ميان امت اسلامي ايجاد شد و اثراتش براي بعد از رحلت نبي مكرم هم ماند. قضيه ديگر قضيه حديث قرطاس است. پيغمبر اكرم فرمود قلم و كاغذي بياوريد چيزي بنويسم كه هرگز گمراه نشويد. يعني شايد يكي از اساسي ترين مباحثي كه پيغمبر مي خواست بنويسد و جلوي گمراهي مسلمانها را تا ابد بگيرند. حضرت مي خواست بيمه نامه هدايت را بنويسد ولي متأسفانه اينها نگذاشتند. سومين اختلاف خانمان سوز ميان مسلمانها -بنا به نقل جناب آمدي- بعد از رحلت نبي مكرم اختلاف افتاد كه اصلا پيغمبر مي ميرد يا پيغمبر نمي ميرد؟! كه خليفه دوم شمشيري به دست گرفت و گفت:

من قال إن محمدا قد مات قد علوته بسيفي!

المواقف، ج٣، ص٦٥٠

اگر هر كس بگويد پيغمبر مرده است گردنش را مي زنم!

اختلاف ديگر اينكه پيغمبر را كجا دفن كنيم؟ بعد قضيه سقيفه و اختلاف اساسي كه تا به امروز يك اختلاف خانمانسوز است اتفاق افتاده است قضيه امامت است. به تعبير شهرستاني در تاريخ اسلام در هيچ امري به اندازه امر امامت شمشيركشي و آدمكشي نشده است. حالا اينها را انشاءالله ما يكي يكي براي دوستان مطرح مي كنيم . نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم به اسامه دستور داد سپاهي را مجهز كند و برود. ولي مردم شروع كردند به اعتراض كردن! با اينكه در داخل اين سپاه وجوه مهاجرين و انصار بودند و حتي ابو بكر و ديگران هم در اين سپاه بودند.

ولي وقتي كه اعتراض شد به اين قضايا اين در حقيقت موجب رنجش قلب مقدس نبي مكرم شد. آقايان مي توانند مراجعه كنند طبقات كبري ابن سعد متوفي ٢٣٠ ج ٢ ص ١٩٠، و همچنين سيره حلبي ج ٣ ص ٢٢٧، بر مبناي نرم افزار مكتبه اهل بيت.

مجري:

خيلي ممنون. از اين قضايايي كه حضرتعالي فرموديد تقريبا دو تاي آنها در زمان حضور پيامبر گرامي اسلام است مثل حديث قرطاس و قضيه جيش اسامه و دو تاي آنها هم بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام است. اما در ماجراي جيش اسامه برخورد پيامبر گرامي اسلام با متخلفين چگونه بود؟

استاد حسيني قزويني:

در سيره حلبي ج ٣ ص ٢٠٧ ، طبقات ابن سعد ج ٢ ص ١٩٠ و عمدة القاري از بدرالدين عيني ج ١٨ ص ٧٧ و كتابهايي ديگر آمده است: وقتي به پيغمبر اكرم خبر رسيد كه افرادي از دستور ايشان مبني بر حضور در لشكر اسامه تخلف كرده اند آن حضرت

غضب شديدا.

به شدت غضبناك شد.

و از منزل بيرون آمدند درحاليكه پارچه اي را بر سر مباركشان بسته بودند و حوله اي هم بر دوش مباركشان انداخته بودند. بالاي منبر رفتند و شروع كردند خطبه خواندن و فرمودند: مردم من شنيدم كه بعضي از شما در رابطه با فرماندهي اسامه از سوي من اعتراض داريد؟

لقد طعنتم في إمارتي أباه من قبله وأيم الله إن كان لخليقا بالإمارة وإن ابنه من بعده لخليق للإمارة

همين شما آن روزي كه من پدرش زيد را فرمانده سپاه كردم همان زمان هم اعتراض كرديد. به خدا سوگند پدرش شايسته فرماندهي بود. فرزند او هم اسامه بعد از او شايستگي دارد براي فرماندهي.

پيغمبر اكرم پس از اين صحبت تند، از منبر پايين آمدند و بعد جمعيت مسلمانها مي آمدند و از پيغمبر خداحافظي مي كردند و به سپاه اسامة بن زيد مي پيوستند. عجيب اين است كه اينها رفته اند در حدود چند مايلي مدينه كه سپاه اسامه آنجا اطراق كرده بود و مردم به او مي پيوستند.

ولي متأسفانه مي گويند يك فردي از طرف ام ايمن نزد اسامه رفت و گفت آيا خبر نداريد كه پيغمبر اكرم حالشان وخيم شده است و در حال احتضار است؟! البته بعضيها مي گويند همسر اسامه ، فاطمه بنت قيس رفت آنجا و اين قضايا را مطرح كرد و خود عمر و ابو عبيده جراح هم بودند و بر خلاف دستور نبي مكرم به مدينه برگشتند.

مجري:

خيلي ممنون. مي خواستيم بدانيم آيا روايتي هست كه پيامبر گرامي اسلام آقاياني كه تخلف كردند از جيش اسامه را لعن كرده باشد؟

استاد حسيني قزويني:

در اين رابطه مشهور است كه پيغمبر اكرم فرمود:

لعن الله من تخلف عن جيش اسامه .

شهرستاني كه از استوانه هاي كلامي اهل سنت و شافعي مذهب است در كتاب ملل و نحل ج١ ص٢٩ مي گويد پيغمبر فرمود:

جهزوا جيش اسامه لعن الله من تخلف عنه.

سريع سپاه اسامه را مجهز كنيد تا حركت كند خدا لعنت كند كسي را كه از سپاه اسامه تخلف كند.

به اين صراحت، جناب سيد جرجاني در اواخر شرحش بر مواقف ايشان در ص ٦١٩ چاپ استانبول هم همين قضيه را نقل مي كند . همچنين جناب جوهري از علماي بزرگ اهل سنت است ايشان هم در سقيفه و فدك اين مسئله را مطرح مي كند . ولي خود آقاي شهرستاني با قاطعيت به عنوان يك امر قطعي و مسلّم اين موضوع را نقل مي كند . البته اگر بنا باشد در كتابهاي ديگر اهل سنت بگرديم شايد مواردي هم باشد. ولي همين اندازه كه ايشان در اين زمينه به عنوان يك فردي قاطع است و نظرش هم براي اهل سنت محترم است كفايت كند.

مجري:

خيلي ممنون، مي خواهيم برويم سراغ مصاديقش، آيا در تاريخ آمده كه اين افراد چه تعدادي بودند؟ و اسامي آنها چه بوده؟ آيا درست است كه خليفه اول و خليفه دوم هم جزء اين دسته از متخلفين بودند يا نه؟

استاد حسيني قزويني:

البته يكي از مواردي است كه ابن تيميه شروع مي كند به هتاكي كردن به شيعه در منهاج السنه ج ٤ ص ٢٧٧، و همچنين ج ١ ص ٤٨٦، خيلي مفصل بيان مي كند آن كساني كه گفته اند ابو بكر و عمر در سپاه اسامه بودند اين دروغ است و

إن هذا من الكذب المتفق علي أنه كذب عند كل من يعرف السيره و لم ينقل من أحد من أهل العلم أن النبي ارسل أبابكر و عثمان في جيش اسامه .

اصلا در هيچ جا نيامده كه پيغمبر ابوبكر و عثمان را فرستاده باشد براي جيش اسامه و ابوبكر در مدينه بود و بجاي پيامبر نماز مي خواند.

ايشان شروع كرده به هتاكي كردن. ولي جالب اين است كه آقاي ابن حجر عسقلاني كه از استوانه هاي رجالي و فقهي اهل سنت است به صراحت در كتاب فتح الباري ج ٨ ص ١٢٤مي گويد :

و كان ممن انتدب مع اسامه كبار المهاجرين و الانصار منهم أبوبكر و عمر و أبو عبيده.

آن كساني كه در سپاه اسامه بودند بزرگان مهاجرين و انصار بودند. از جمله اين مهاجرين و انصار كه در سپاه اسامه بودند ابوبكر و عمر و ابو عبيده بودند

آقاي صالحي شامي هم كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است در كتاب سبل الهدي و الرشاد ج٦ ص٢٤٨، ٢٥٠ و ٢٥١ مي گويد آقاي ابن تيميه گفته است كه

لم ينقل أحد من أهل العلم أن النبي أرسل أبا بكر و عثمان في جيش اسامه ،

هيچ كدام از اهل علم نگفته اند كه ابوبكر در سپاه اسامه بوده.

بعد ايشان مي گويد :

قوله لم ينقل أحد من أهل العلم فقد ذكره محمد بن عمر و ابن سعد و هما من ائمة المغازي.

من تعجب مي كنم از اينكه ابن تيميه با اين قاطعيت مي گويد هيچ يك از اهل علم نقل نكرده اند كه ابوبكر در سپاه اسامه بود.

محمد بن عمر واقدي و ابن سعد كه از پيشوايان و ائمه تاريخ هستند، هر دو نوشته اند كه ابو بكر در سپاه اسامه بوده است.

مفتي مكه مكرمه آقاي احمد زيني دحلان هم كتابي دارد به نام الفتوحات الاسلاميه كه در ج ٢ ص ٣٧٧، كاملا مسئله جيش اسامه را مطرح مي كند. بعد از رحلت نبي مكرم ابوبكر گفت چون پيغمبر فرمود

جهزوا جيش اسامه لعن الله من تخلف عنه

ولي قبل از رحلتشان اين دستورشان انجام نشد، حالا كه من خليفه شدم اول كاري كه انجام مي دهم همين كار است! همين اسامه را هم فرمانده لشكر قرار داد. صحابه اعتراض كردند رفتند پيش آقاي عمر خليفه دوم، كه برود نزد ابوبكر و به او بگويد اين بچه ١٧ ساله چه مي فهمد كه او را بر ما كه يك عمري شمشير زده ايم فرمانده قرار داده اي؟! عمر رفت پيش ابوبكر گفت آقاي ابوبكر! مردم دارند اعتراض مي كنند شما فعلا اسامه را بركنار كن يك كسي از پيرمردها و آنهايي كه تجربه دارند را فرمانده قرار ده. اينجا

و عصب أبوبكر و كان جالسا و اخذ بلحية عمر و قال ثكلتك امّك يابن الخطاب

ابو بكر از اين پيشنهاد عمر عصباني شد درحاليكه نشسته بود خيز گرفت و از ريش عمر گرفت گفت: مادرت به عزايت بنشيند فرزند خطاب!

مجري:

خليفه اول به دومي مي گويد؟

استاد حسيني قزويني:

بله خليفه اول به دومي مي گويد .

استعمله رسول الله و تأمرني أن اعزله؟

پيغمبر اسامه را فرمانده كرد تو داري به من مي گويي كه فرمانده منصوب پيغمبر را بركنار كنم؟!

خيلي جالب است. خيلي نكته زيبايي است. مي گويد :

و عصب أبو بكر و كان جالسا و أخذ بلحية عمر و قال ثكلتك امّك يابن الخطاب استعمله رسول الله أتعمرني أن اعزله؟

گرفت ريش عمر را كشيد و گفت كه مادرت به عزايت بنشيند پيغمبر اين را خليفه كرده است حالا تو دستور مي دهي من او را عزل كنم؟

تاريخ طبري هم در ج ٣ ص ٢١٢ اشاراتي به اين قضيه دارد.

مجري:

خيلي ممنون هستيم.

سوال ديگر من اين است كه آيا حديث قرطاس در صحيح مسلم و صحيح بخاري آمده است يا نه؟

استاد حسيني قزويني:

اگر دوستان مانيتور من را به آنتن بدهند تا يك مقداري ملموس با دوستان صحبت كنيم ممنون مي شوم. نظر تحليلي به حديث قرطاس؛ انشاءالله ما قول مي دهيم كه جلسه آينده را به حديث قرطاس اختصاص دهيم.

در كتاب صحيح بخاري ج ٧ ص ٩ حديث ٥٦٦٩، ابن عباس از نبي گرامي نقل مي كند كه:

قال لما حضر رسول الله صلي الله عليه وسلم وفي البيت رجال فيهم عمر بن الخطاب قال النبي صلي الله عليه وسلم هلمّ اكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده فقال عمر

پيغمبر در حال احتضار بود و در خانه پيغمبر هم برخي از شخصيتها بودند، در ميان آنها عمر بن الخطاب هم بود. يك كاغذي بياوريد چيزي بنويسم كه بعد از او ديگر شما گمراه نشويد.

عزيزان، خوب به اين روايت دقت كنند اين ديگر كتاب وسائل و بحار از شيعه نيست بلكه صحيح بخاري از اهل سنت است. عمر بن خطاب گفت:

ان النبي صلي الله عليه وسلم قد غلب عليه الوجع

اين حرفي كه پيغمبر دارد مي زند در حقيقت يك بيماري در پيغمبر غلبه كرده است و در اثر آن بيماري است كه پيغمبر دارد اين چنين حرف مي زند.

يعني پيغمبر با اراده حرف نمي زند. نعوذ بالله، نعوذ بالله دارد هذيان مي گويد!

قد غلب عليه الوجع و عندكم القرآن.

احتياج به نوشتن پيغمبر نداريم درحاليكه قرآن در ميان ما است.

اين خيلي عجيب است. اين حرف عمر بن الخطاب است كه مي گويد :

و عندكم القرآن حسبنا كتاب الله.

قرآن در ميان ما هست نيازي به سخن پيغمبر نداريم! كتاب خدا بس است نيازي به گفتار پيغمبر نداريم.

مگر خود قرآن نمي گويد:

و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا.

سوره حشر، آيه ٧

اين آيه كجا رفت؟ يا،

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ

سوره نحل، آيه٤٤

حالا انشاءالله اينها را ما بعد تحليل مي كنيم ولي دوستان اين عبارت را داشته باشند كه جناب خليفه دوم گفت ما نيازي به نوشتار پيغمبر نداريم! قرآن در ميان ماست، قرآن كفايت مي كند . گفتن عمر قضيه را تمام كرد؟ نه،

فاختلف أهل البيت فاختصموا منهم من يقول قربوا يكتب لكم النبي صلي الله عليه وسلم كتابا لن تضلوا بعده ومنهم من يقول ما قال عمر

آنهايي كه در خانه بودند با يكديگر اختلاف كردند. ماجرا به خصومت و درگيري كشيد. بعضيها گفتند يك كاغذي به پيغمبر بدهيد پيغمبر بنويسد چيزي را كه شما هرگز بعد از او گمراه نشويد و بعضيها حرف عمر را مي گفتند.

نه آقا پيغمبر هذيان دارد مي گويد! پيغمبر نستجير بالله بخاطر بيماري است كه اين حرف را مي زند. قرآن بس است نيازي به گفتار پيغمبر نداريم.

فلما أكثروا اللغو والاختلاف عند النبي صلي الله عليه وسلم

اينها در حضور پيغمبر حرفهاي لغو و بيهوده زدند و اختلافشان زياد شد.

خيلي عجيب است!

أكثروا

حرفهاي لغو و بيهوده شان پيش پيغمبر زياد شد ، اختلافشان پيش پيغمبر زياد شد.

قال رسول الله قوموا

آن وقت پيامبر فرمود: بلند شويد از خانه من بيرون رويد!

قوموا

يعني بلند بشويد. يعني بلند شويد از اينجا برويد بيرون!

مجري:

به نظر عرب هم اين عبارت تند است.

استاد حسيني قزويني:

بله پيغمبري كه مفتخر به،

إنك لعلي خلق عظيم.

سوره قلم، آيه ٤

است. مي گويد گم شويد!

قال عبيد الله وكان ابن عباس يقول إن الرزية كل الرزية ما حال بين رسول الله صلي الله عليه وسلم وبين ان يكتب لهم ذلك الكتاب من اختلافهم ولغطهم

عبيدالله بن عباس مي گويد: ابن عباس مي گفت: تمام مصيبتها و بدبختيهاي جهان اسلام از آنجا شروع شد كه مانع شدند پيغمبر اين وصيت را بنويسد چون اينها با يكديگر اختلاف كردند ، داد و بيداد كردند پيش پيغمبر.

يعني آيه شريفه

و لا ترفعوا أصواتكم فوق صوت النبي

سوره حجرات، آيه ٢

براي اينها هيچ بود و اهميتي نداشت! همچنين در صحيح بخاري ج ٤ ص ٣١ ح ٣٠٥٣، از ابن عباس نقل مي كند كه روز پنجشنبه، چه روز پنجشنبه اي - پنجشنبه آخر صفر بوده است-

ثم بكي حتي بل دمعه الحصي قال اشتد برسول الله صلي الله عليه وسلم وجعه فقال ائتوني بكتف اكتب لكم كتابا لن تضلوا بعده ابدا

شروع كرد ابن عباس به گريه كردن به حدّي كه اشك چشمش ريگهايي كه آنجا بود را خيس كرد. پيغمبر بيماريش روز پنجشنبه شدت گرفت و فرمود: يك كاغذي بياوريد بنويسم چيزي كه شما هرگز گمراه نشويد.

عزيزان دقت كنند.

لن

نفي ابد مي كند. دوباره كلمه

أبدا

تأكيد است. يعني با اين چيزي كه مي خواهم بنويسم شما به هيچ وجه و هرگز گمراه نخواهيد شد.

فتنازعوا ولا ينبغي عند نبي تنازع فقالوا هجر رسول الله صلي الله عليه وسلم

صحابه در آنجا با يكديگر به نزاع پرداختند. پيش پيغمبر كسي حق ندارد تنازع كند.

گفتند پيغمبر اكرم -نستجير بالله- دارد هذيان مي گويد!

صحابه اي كه آنجا بودند -جمع آورده است- با هم منازعه كردند. ما انشاءالله در جلسه بعد سه كلمه «هجر» ، «لغط» و «تنازع» را بطور مفصل توضيح خواهيم داد.

قال دعوني فالذي انا فيه خير مما تدعوني إليه وأوصي عند موته بثلاث اخرجوا المشركين من جزيرة العرب

اينهايي كه الان من دارم بهتر از اين است كه شما داريد دعوت مي كنيد كه ننويسيد و قرآن كفايت مي كند ، اين حرفها چيست؟! پيغمبر سه وصيت كرد. مشكرين را از جزيرةالعرب اخراج كنيد.

اينجا ما يك سوالي طرح مي كنيم . آقاي ابولولو قاتل عمر است اگر مشرك بود پيغمبر كه دارد مي گويد مشركين را از جزيره بيرون كنيد. چرا ابوبكر او را بيرون نكرد؟ چرا عمر بيرون نكرد؟ و همين باعث كشتن شدن خليفه دوم شد.

وأجيزوا الوفد بنحو ما كنت أجيزهم ونسيت الثالثة

اين هيئتهايي كه مي آيد آنگونه كه من از اينها پذيرايي مي كردم به همان شكل از اينها پذيرايي بشود.

و نسيت الثالثة!

سومي را ديگر فراموش كرده ام!

حالا ديگر ابن عباس فراموش كرده! راويهاي بعد فراموش كرده اند! آقاي بخاري فراموش كرده! آن سومي چه بوده؟ اين هم يك علامت سوالي ميان زمين و آسمان كه اين چه است كه اين آقايان شروع كردند مي گويد من فراموش كرده ام. حالا انشاءالله ما يكي از بحثهايي كه مي گويند پيغمبر اكرم گفت قلم و كاغذ بياوريد آنها نياوردند، چرا به صراحت بعدا نگفت؟ و يا بيان نكرد؟ بعد از اينكه آمدند نسبت هذيان دادند پيغمبر اكرم باز رها نكرد، ٣ تا جمله گفت ولي از اين سه جمله فقط دو جمله اش در ذهن تاريخ نگاران و حديث نگاران ماند حالا سومي چه بوده؟ آن چيزي كه موجب امنيت جامعه اسلامي بوده، بيمه نامه امت اسلامي بوده، آن را خلاصه حضرات فراموش كرده اند.

اين روايت در صحيح بخاري ج ٤ ص ٣١ ح ٣٠٥٣ كتاب الجهاد و السير، ، صحيح بخاري ج ٥ ص ١٣٧ ح ٤٤٣١، صحيح بخاري ج ٤ ص ٦٦ ح ٣١٦٨، صحيح مسلم ج ٥ ص ٧٥ ح ٤١٢٣، آمده است. در حدود ١٧ جاي صحيح بخاري و صحيح مسلم حديث قرطاس آمده است و اين قابل انكار نيست آقايان نمي توانند بگويند كه حديث قرطاس را شيعه ها درست كرده اند. البته يكي از علماي اهل سنت گفته بود اي كاش دو چيز در صحيح بخاري نيامده بود، يكي حديث حوض و يكي هم حديث قرطاس، كه اين دو حديث براي ما دردسر شده است!

تماس بينندگان

مجري:

خيلي ممنون هستيم. آقاي طالبي از اصفهان پشت خط تماس هستند. سلام و عرض ادب دارم خدمت دوست عزيز اصفهاني مان.

بيننده:

سلام عليكم. در رابطه با حديث قرطاس كه جناب خليفه دوم گفتند كتاب خدا ما را بس است، من مي گويم اينها به همان كتاب خدا هم اصلا اكتفا نكردند. در كتاب خدا در جاهاي مختلف از منافقين صحبت شده است. اما اين منافقين بعد از رحلت حضرت رسول تا زماني كه حضرت علي به خلافت رسيد گويا خاموش شدند. حالا يا با توافق شد و يا به هر شكلي!

مسئله دومي كه وجود دارد بحث تقريبا شبه عصمت صحابه كه آنها مطرح مي كنند صحابه صددرصد اهل نجات هستند. من از اينها سوال داشتم كه به ما بگويند اينكه خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:

يا أيها الذين آمَنوا آمِنوا

سوره نساء، آيه ١٣٦

يعني اي كساني كه ايمان آورده ايد ايمان بياوريد.

منظور اين آيه چه كساني است؟ اگر خطاب به آنهايي است كه ايمان آوردند و در واقع نفاقي در وجودشان نيست كه خداوند نبايد به اينها به اينها خطاب كند كه ايمان بياوريد. مسلّما كساني كه مي گويند ما مومن هستيم اصلا ايماني در دلشان وجود ندارد. يك اين سوال را به ما جواب بدهند و مسئله ديگري كه وجود دارد آنجايي كه مي فرمايد:

يا أيها الذين آمنوا من يرتدّ منكم عن دينه.

سوره مائده، آيه ٥٤

دقيقا آيه قبل از آيه ولايت، سوره مائده است كه مي گويد اگر شما از دينتان برگرديد خداوند قومي را مي آورد حالا من سوالم اين است كه چرا خداوند دارد با اين لحن با مومنين دارد صحبت مي كند؟ مي گويد اگر از ايمانتان برگرديد پس لابد اين احتمال وجود دارد كه اينها برگردند.

مجري:

خيلي ممنون هستيم. جناب آقاي فاروقي از تايباد از برادران اهل سنت سلام به برادر عزيز.

بيننده:

سلام عليكم و شب بخير خدمت شما و شبكه خوبتان كه واقعا اين شبكه ها دارند اطلاع رساني مي كنند. ملت مسلمان حالا آگاه شده اند. مي خواستم نكته اي خدمتتان عرض كنم كه حضرت عمر آنطوري كه شما مي فرماييد آنطور هم نبوده، الآن جامعه متمدن امروزي دارد از خيلي كارهاي عمر پيروي مي كند! مثلا در جنگ جهاني دوم ما خوانده ايم كه مي گويند چرچيل انگليس دستور داده است كه سرگردها بخاطر اينكه بتوانند رفع نيازهاي شهواني كنند با همديگر ازدواج كنند و حضرت عمر هم مي گويند كه،

إذا طال عليك السفر فانكح بذكر!

و موقعي كه گفت اگر كسي با من ازدواج كند و من با كسي ازدواج كنم از جاهليت براي من مانده. و رسول اكرم و كس ديگري هم به اين كار حضرت عمر ايرادي نگرفت. و مثل اينكه مهر تأييد بوده! حالا كار نداريم به اينكه عبدالملك مروان اين را بدجوري تعبير كرده و حضرت عمر را مأبون خوانده ولي اين از تواضع حضرت عمر بوده كه مي خواسته متواضع باشد كه جامعه اسلامي نيازهاي خودش را در سفر برطرف كند! چون حضرت عمر هم متعه را منع كرده است. گفت ديگر حق نداريد متعه انجام بدهيد براي اينكه زنها حامله مي شوند و بچه هاي بي پدر تحويل جامعه مي دهند. با اين امر عمر هم در جنگ جهاني دوم اين را گذاشتند و حتي در انگليس مي خواستند به تثبيت برسانند. حالا اين را شما داريد طور ديگري تعبير مي كنيد اين يكي از سياستهاي بارز حضرت عمر است!!

حديث قرطاس هم كه شما مي فرماييد حديث قرطاس موقعي كه ما مي خوانيم در كتابهايمان كه هيچ آيه اي بدون اجازه حضرت عمر بر رسول گرامي نازل نشد و خداوند از خود حضرت عمر كسب دستور مي كرده، و تمام آيات را با اجازه حضرت عمر نازل مي كرده !!

مجري:

اين را جدي مي گوييد آقاي فاروق؟!

بيننده:

رسول گرامي حضرت عمر را كه در سپاه جيش اسامه ،

مجري:

نه! اينكه مي گوييد نزول آيه بدون اذن خليفه دوم نبوده؟

بيننده:

حضرت عمر هم پي برد كه شايد مريضي بر حضرت رسول غلبه كرده است حضرت رسول را دچار سردرگمي كرده و به همين خاطر هم اينطور گفته است. به همين خاطر هم وقتي گفت قلم و كاغذ بياوريد گفت دارد هذيان مي گويد.

استاد حسيني قزويني:

جناب آقاي فاروقي مي شود من يك سوالي از محضر حضرتعالي داشته باشم؟

بيننده:

بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

شما كه مي فرماييد خداي عالم بدون اجازه عمر آيه اي به پيغمبر نازل نمي كرد پس بهتر بود كه خود عمر پيغمبر باشد نه حضرت رسول اكرم! اگر انقدر جايگاهش بالا بوده يعني از پيغمبر بالاتر بوده؟ بهتر بود كه پيغمبر برود كنار خود حضرت عمر بيايد!

مجري:

چرا انقدر دير ايمان آورد؟

بيننده:

حضرت جبرئيل عجله كرده بود و جلوتر رفته بود و حضرت رسول را به نبوت برگزيده بود و بعد هم حضرت عمر به خاطر تواضع و فروتني نخواست چيزي بگويد!!

مجري:

آيات اوليه كه نازل شد آن موقع كه خليفه دوم اهل ايمان نبودند پيغمبر از چه كسي اجازه مي گرفت؟! من فكر كنم شوخي كرديد!

بيننده:

تاريخ دچار اشتباه شده است.

مجري:

واقعا شما شوخي كرديد! فكر كنم اين مباحث ديگر مبناي علمي نداشته باشد و گويا حضرتعالي شوخي مي كنيد.

استاد حسيني قزويني:

شما به نزد علما و انديشمندان تايباد تشريف ببريد.

بيننده:

ما در كتابهايمان نوشته اند آيات با اجازه حضرت عمر نازل مي شده، شما به اين شك داريد؟!

مجري:

من فكر كنم اين اصلا حرف خوبي نباشد كه شما بگوييد. حتي اگر هم اين مطلب در كتب شما باشد، اين بسيار حرف بدي است. حالا اگر شما مي خواهيد اگر دوست داريد پس ما روي مباحث شما موردي مطرح بكنيم بياييم نقل بكنيم. ولي فكر كنم علماي شما اين حرفها را خيلي قبول نداشته باشند.

استاد حسيني قزويني:

البته فرمايش جناب آقاي فاروقي به جوك قرن ٢١ بيشتر شبيه است!

بيننده:

آقايان اهل تسنن در اين مسئله تدبر نكرده اند و روي اين هيچ فكر و انديشه اي به خرج نداده اند!

استاد حسيني قزويني:

شما بزرگواري كنيد آقاي فاروقي با علماي بزرگوار تايباد يك صحبتي بفرماييد يك مشورتي كنيد، با امام جمعه محترمتان، اين حرفهايتان را بزنيد ببينيد آنها آيا اين حرفها را قبول دارند يا نه؟ و آيا به شما مي خندند يا نه؟! اگر واقعا اينطور بود يك مدركي به ما نشان بدهند و البته اگر اين باشد كه بايد گفت:

و علي الاسلام السلام.

اصلا اين ديگر بدترين اهانت به نبي مكرم است. بدترين جسارت به پيغمبر اكرم است. البته اين در كتابهاي آقايان هست كه پيغمبر گفته:

لولم أبعث لبعث عمربن الخطاب!

اگر من به پيغمبري مبعوث نمي شدم، جاي من جناب عمر مبعوث مي شد!

ابن كثير هم دارد كه عمر سال نهم تازه مسلمان شد. ٩ سال مسلمانها عبادت مي كردند و اين همه آيات نازل شد درحاليكه ايشان بت پرست و مشرك بوده، حالا ما نمي دانيم اين برادر عزيزمان چه مي گويد! ما كه تعجب كرديم. ولي احساس مي كنم كه خواست جوك تعريف كند!

مجري:

خيلي ممنون هستيم آقاي حسيني از آلمان از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب دارم خدمت شما دوست عزيز مقيم آلمان.

بيننده:

بسم الله الرحمن الرحيم

با عرض سلام. من كار به اين ندارم كه حديث قرطاس در كدام يك از كتابهاي تاريخي و يا صحيح بخاري يا مسلم، كافي يا در هر كجاي ديگر آمده است، علي التحقيق حضرت رسول اكرم اين وصيتنامه را ننوشته اند و علي التحقيق اين مطلب نيامده است،

أكتب لكم ...لا تضلوا بعدي.

يعني مطلبي براي شما نوشته ام كه بعد از اين به گمراهي نيفتيد.

يعني به اين شكل حضرت رسول اكرم خود رسالت ٢٣ ساله خود را خط بطلان كشيدند و امت اسلام را به بطلان و ضلالت در واقع راهنمايي فرمودند. اين يك مسئله، مسئله دوم اين است كه اين قضيه اي كه شما مي فرماييد مؤلفين و محدثين نوشته اند.

مجري:

جناب آقاي حسيني.

و ما عليك إلا البلاغ.

بيننده:

در روز دوشنبه يعني چهار روز بعد از اين قضيه رحلت فرمودند. چرا در اين ٤ روز اين مطلب را نه كسي به او يادآوري كرد و نه خود آن را به صورت شفاهي به مردم تذكر داد؟ در صبحگاه روز دوشنبه اي كه بعد از ظهر آن روز وفات فرمودند ايشان خود به منبر رفتند دوبار خطبه خواندند اين مطلب را ابن عباس مي آورد، حضرت علي مي آورد، چرا در آن خطبه هايي كه در روز دوشنبه در جمع مسلمين كه همه حضور داشتند اين مطلب را نگفتند؟

مجري:

حديث ثقلين را مطرح كردند.

بيننده:

مطلبي نبوده كه در قرآن قبلا به آن اشاره نشده باشد.

استاد حسيني قزويني:

شما مي فرماييد كسي بعد از او به پيغمبر نگفت، آيا براي اين شما دليلي داريد كه نگفته اند و يا نه همينطوري حضرتعالي از پيش خودتان بر اين باور هستيد كه بعد از آن قضايا ديگر به پيغمبر چيزي نگفته اند؟ مي توانيد بفرماييد؟ اين را تحقيق كرده ايد يا نه از پيش خودتان مي فرماييد؟من احساس مي كنم كه حضرتعالي يك چيزهايي در ذهن مباركتان پرورانده ايد و اين را داريد ارائه مي دهيد. اگر شما مراجعه بفرماييد به كتابهاي اهل سنت در طبقات كبري از آقاي ابن سعد ج ٢ ص ٢٤٢، مي گويد:

فقال بعض من كان عنده إن نبي الله ليهجر.

بعد از اين قضايا كه مردم رفتند بعضي از افراد من جمله ابن عباس گفت:

ألا نوتيك بما طلبته.

اي پيغمبر! آيا آن قلم و كاغذي كه خواستيد من نياورم براي شما؟

پيغمبر فرمود:

أو بعد ماذا قال؟

بعد از اينكه اين مرد من را به هذيان گويي متهم كرد؟!

الان من بنويسم مي گويند پيغمبر داشت هذيان مي گفت اين هذيان دارد مي گويد ، هذيان نوشته در آنجا! پس شما اگر طبقات كبري ابن سعد را نگاه كنيد ج ٢ ص ٢٤٢، امتاع الاسماع آقاي مقريزي ج ١٤ ص ٤٤٩، اينها مي گويند بعد از اين كه پيغمبر اين را گفت:

فأفاق

حرف مقريزي اين است پيغمبر حالش بهتر شد.

فقال رجل من أهل البيت يا رسول الله ألا نوتيك بصحيفة التي طلبت و دوات به تكتب لها فيها ما لا نختلف بعدا. فقال الان بعد ما قلتم يهجر؟ فلم افعل.

من همان قلم كاغذي كه خواسته بوديد براي شما نياورم كه بنويسيد؟ من را متهم به هذيان گويي كرديد. نخواهم نوشت.

چون اگر پيغمبر اين را مي نوشت اولا مي گفتند پيغمبر هذيان گفته است و هيچ ارزشي ندارد و ديگر روايات پيغمبر هم زير سوال مي رفت جناب آقاي حسيني عزيز، من در خدمت حضرتعالي هستم بفرماييد.

بيننده:

بيانات جالبي است ولي خود مطلب در واقع مويّد اين است كه پيغمبر اسلام به دست خود امت اسلام را به ضلالت انداخته اند و اين شايسته مقام رسالت حضرت رسول اكرم نيست. اين مطالب را بيان كرده است اين حقيقت ندارد. اين قضيه از نظر منطقي اصلا خُلف است.

مجري:

اين مطلبي كه شما مي فرماييد پيغمبر فقط وظيفه دارد ابلاغ بكند حتي در قضيه غدير خم كه فرمودند اگر شما اين را اگر انجام ندهيد.

فما بلغت رسالته.

سوره مائده، آيه ٦٧

را دارد مي گويد . آنجا تبليغ كرد و همه مسائل را گفت.

إنا هديناه السبيل إما شاكرا و إما كفورا.

سوره انسان، آيه ٣

من ديگر مامور به نتيجه نيستم من مامور به وظيفه ام هستم.

وظيفه من اين است كه تبليغ بكنم. شما مي خواهيد ايمان بياوريد يا ايمان نياوريد.

استاد حسيني قزويني:

من يك سوالي از ايشان دارم در آيه ٤٥ سوره مومنون در آنجا در رابطه با حضرت موسي دارد ما حضرت موسي را فرستاديم براي دعوت كردن به طرف خدا

ثم أرسلنا موسي وأخاه هارون بآياتنا وسلطان مبين. إلي فرعون وملأه فاستكبروا وكانوا قوما عالين.

اينها خودشان را برتر مي دانستند.

فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا و قومهما لنا عابدون. فكذبوهما فكانوا من المهلكين

تكذيب كردند همين باعث شد همه هلاك شدند.

يعني هلاكت بني اسرائيل، فرعون و ديگران به خاطر حضرت موسي بود. حضرت موسي اگر نمي رفت آنها را دعوت نمي كرد به طرف توحيد آنها هلاك نمي شدند. حضرت نوح اگر تبليغ نمي كرد و اينها مخالفت نمي كردند اينها غرق نمي شدند. اگر واقعا اين منطق است پيغمبر چون گفت مردم عمل نكردند ضلالت مردم فراهم شد؟ آيا پيغمبر اين زمينه ضلالت را فراهم كرد؟ يا آنهايي كه مخالفت دستور پيغمبر اكرم كردند؟ همانطور كه جناب آقاي محسني هم اشاره كردند قرآن نسبت به نبي گرامي مي گويد:

إنما عليك البلاغ و علينا الحساب.

سوره رعد، آيه ٤٠

ابلاغ مال تو و حساب و كتاب مال ماست.

يعني تو كارت را انجام بده اينكه اينها به ضلالت مي رسند و به جهنم مي روند يا به هدايت و به بهشت مي روند اين مال ماست.

مَا عَلَي الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ

سوره مائده، آيه٩٩

اين ديگر خيلي واضح و روشن است.

مجري:

خيلي ممنون هستيم جناب آقاي حسيني اگر مي خواهيد بحث مفصلي داشته باشيد تشريف بياوريد برنامه قضاوت با شما، چون ما دو دقيقه بيشتر براي شما فرصت نداريم.

استاد حسيني قزويني:

سوالات ايشان را ما جواب خواهيم داد. يكي از سوالات همين است كه در يكي از سايتهاي وهابي ١٠ يا ١٢ تا سوال طرح كرده اند. يكي از سوالات همين است كه جناب آقاي حسيني مطرح كردند امشب.

مجري:

جناب آقاي آذرتي از انگلستان عرض سلام و ادب دارم خدمت شما عزيز،

بيننده:

بنده هم عرض سلام دارم خدمت جناب عالي و حاج آقاي بزرگوار،

حقيقت را عرض كنم كه من سوالي ندارم فقط نكته هايي را مي خواستم خدمت شما عرض كنم كه برادران و سروران بتوانند اين مسائل را مورد نظر قرار بدهند.

بنده ٣٥ سال است كه در انگليس هستم و بخاطر مسائلي كه بوده با جاهاي مختلف همكاري داشتم كه اكثريت از برادران و خواهران اهل تسنن بودند. يك نكته اي كه براي من خيلي جالب است من يادم هست كه روزي ما در مساجد همكاري مي كرديم بعد از دو سال دوستان اهل تسنن -كه افراد تحصيل كرده هم بودند و من در يك پارلمان اسلامي در انگليس نماينده شان بودم- تازه به من مي گفتند كه برادر تيمور! شما كه مي گوييد شيعه هستيد چطور به ما يك چيزهاي عجيب و غريبي راجع به شيعه ها گفته بودند؟!

توجه داشته باشيد كه من با برادران اهل تسنن خيلي رفت و آمد دارم. يعني بهترين راهي كه ما توانستيم با اين افراد رفت آمدهاي خانوادگي بوده، با هم آمده ايم و با هم رفته ايم، با هم نماز خوانده ايم و مسائل ديگر، مثلا در نماز كه ما از تربت استفاده مي كنيم چندين هزار بار ما شرح داده ايم براي اينها منتها بخاطر اينكه افرادي هستند مثل خود ما شيعيان و يك چيزهايي عادت مي شود و براي اينها خيلي مشكل است كه بخواهند شايد مثلا تغيير بدهند. يكي از بزرگان برادران اهل تسنن -كه اسم نمي برم - ايشان تربت را مي گرفتند و از ما خواهش مي كردند كه براي زيارت امام رضا ايران مي آمديم.

مجري:

هدف برنامه ما هم همين است. ما در سايه وحدت و كنار هم بودن مي خواهيم گفتگو كنيم. ممنون هستيم جناب آقاي رضايي از بهبهان از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب دارم خدمت شما دوست عزيز.

بيننده:

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت آقاي محسني و آيت الله قزويني، و عرض تسليت به خاطر دهه حسنيه،

به قول شاعر مي گويد به حسن گريه كنم يا به حسين يا به رضا و حسن موسي الرضا، چند تا سوال داشتم از آقاي قزويني، آيا روايتي از شيعه يا اهل سنت در مورد اينكه حضرت علي مردم كوفه را لعنت كرده باشد هست؟ و اولين سوره اي كه بر پيامبر نازل شد سوره علق كه در غار حرا بر پيغمبر نازل شد حضرت علي هم در كنار پيغمبر بودند يا نه؟

مسئله ديگر اينكه آقاي الله ياري در شبكه اهل بيت فحش هاي زشتي به ما اهل سنت مي دهند اصلا نمي دانم اين آقا چطور است! خيلي فحش مي دهد.

مجري:

جناب آقاي رضايي صاحب شبكه اهل بيت بعضي از حرفها و تعابيري را كه بكار مي برد اصلا زيبنده شيعه نيست و از نظر ما و مراجع ما مطرود است

ايشان هم مثل آقاي ملازاده شما است، يعني شما يكي داريد ما هم يكي داريم ديگر تحمل كنيد!

استاد حسيني قزويني:

ايشان كه صحبت كردند كه اميرالمومنين سلام الله عليه در غار حرا بوده يا نبوده؟ حالا آن عباراتي از امير المومنين سلام الله عليه است كه پيغمبر اكرم،

و لقد كان يجاور في كل سنة بحراء و أراه و لا يراه غيري و أري نور الوحي و الرساله و أشمّ ريح النبوه.

در حراء كه پيغمبر مي رفت من هم مي ديدم كه غير از من كسي نمي ديد. نور وحي و رسالت را مي ديدم. و بوي خوش نبوت را هم من احساس مي كردم.

اين قضايا در نهج البلاغه است كاملا مشخص است اين مسائل و در او هيچ شك و شبهه اي نيست ولي اين كه واقعا در آن شبي كه به پيغمبر اكرم وحي شد اولين سوره آمد آيا آنجا بوده، برايش هيچ دليلي نداريم. و اينكه آيا حضرت علي مردم كوفه را لعنت كرده است يا نه؟ آن حضرت مذمت كرده است اعلام انزجار و نفرين كرده است ولي ما نديده ايم لعنت كرده باشد.

مجري:

سركار خانم احمدي از شيراز سلام و عرض ادب دارم خدمت شما،

بيننده:

عرض سلام دارم خدمت شما مجري محترم و خدمت حضرت آيت الله قزويني. ببخشيد ديروز در شبكه حرمله بي ادبي را به حد اعلا رساندند بطوري كه متأسفانه نسبت به امام زمان و مراجع و مقام معظم رهبري بقدري توهين كردند كه هر انسان مسلماني متأثر مي شود ما از حضرت آيت الله قزويني خواهش مي كنيم و انتظار داريم در اين رابطه موضع گيري كنند و بسبب اينكه مي فرمايند كه شبكه ولايت، سياسي نيست، نگذارند كه اينها از اين مسئله سوء استفاده كنند و هر چه دلشان مي خواهد به مراجع و مقام معظم رهبري و امام زمان بگويند.

مجري:

خيلي ممنون هستيم سر كار خانم احمدي، بله دو مبحث مهم فرموديد كه حتما بايد به آنها بپردازيم تا اينها سوء استفاده نكنند . تهيه كننده محترم به من اشاره مي كنند كه ما كليپ همين صحبت مورد اشاره سركار خانم احمدي را داريم.

استاد حسيني قزويني:

قبل از اينكه اين كليپ را پخش كنند بينندگان عزيز دقت كنند، اين آقاي كارشناس يا در واقع كارنشناس! سياست چماق و هويج دارد. از يك طرف با كمال وقاحت و بي حيايي به حضرت ولي عصر اهانت مي كند ، يعني به مقدسات ٤٠٠ ميليون يا ٤٥٠ ميليون شيعه اهانت مي كند و از طرف ديگر شعار مي دهد كه من توصيه مي كنم اين شبكه هاي ماهواره اي ادبيات متناسب با ماهواره را رعايت كنند و نسبت به همديگر توهين نكنند! به برادرمان آقاي آذرتي از انگلستان كه مي گفتند بحثهاي شما به سمت و سوي ديگر نرود، مي گوييم وقتي كه به خانه ما حمله مي كنند و به مقدسات ما جسارت مي كنند آيا ما در اينجا هيچ دفاع نكنيم؟!

كليپ:

آقاي حيدري:

ولي امر مسلمين در اينجا آقاي هاشمي آمد اين ولي امر مسلميني كه بعضيها تراشيده اند خودشان را ولي امر مسلمين معرفي مي كنند و ولي امر مسلمين جهان معرفي مي كنند اينجا اين منظور نيست. در اسلام چيزي به نام ولي امر مسلميني كه خودش خود را بر مردم مسلط كند وجود ندارد.

آقاي هاشمي:

مي گويند كه ايشان را كسي انتخاب نكرده خود امام زمان ايشان را ولي امر مسلمين تعيين كرده است.

آقاي حيدري:

معذرت مي خواهم آقاي هاشمي! به روباه گفتند كو شاهدت گفت دمم!

استاد حسيني قزويني:

ما گفتيم اگر كسي نسبت به نظام جمهوري اسلامي به عنوان يك نظام شيعي بخواهد حمله كند يا بيايد به نظام شيعه عراق بخواهد چون شيعي هستند حمله كند، ما با تمام توان مفتضحش مي كنيم . حالا يك اختلافات سياسي، منطقه اي، بده و بستانهايي است كه ما به هيچ وجه در آنها دخالت نمي كنيم . ولي ما در يك جايي كه واقعا مربوط به كيان شيعه باشد آنجا با تمام توان هستيم. بحث، بحث سياسي هم نيست يعني اين ديگر تكليف است براي ما، من چند تا نكته را در اينجا بگويم اين آقاي بي حيا اولا مي گويد در اسلام كسي به نام ولي امر مسلمين نداريم.

بله در اسلام ولي امر مسلمين نداريم ولي آقاي بي حيا! اولواالامري داري كه مي آيد مي رود آمريكا با سران آمريكا شراب مي خورد و گيلاسش را به هم مي زند! در اسلام يك اولوا الامري داريم كه وقتي مي رود غرب آنجا به او بعضي از مواد آنچناني ١٢ هزار دلاري مي دهند و همانطور كه صدا و سيماي سوريه هم تهديد كرد كه ما اين فيلم را پخش مي كنيم همانجا مي رود يك سري كارهاي فحشا، بي بند و باري، تجاوز به ناموس ديگران و غيره انجام مي دهد. حالا اگر لازم باشد ما هم پخش خواهيم كرد تا بدانيد اولوا الامر شما چه كساني هستند و مراجع ما و ولي امري كه شيعه معين كرده چه كساني هستند؟ حتي شما ببينيد در همين چند ماه قبل يكي از مخالفين سخت كوش نظام و رهبري در لندن گفت هر چه بخواهند نسبت به ولي امر مسلمين و رهبري بگويند ولي ايشان هيچگونه فساد مالي و فساد اخلاقي ندارد.

دشمن اينگونه مي گويد ولي شما اينطور مي گوييد. چقدر وقيح هستيد. و اينكه خودش بر مردم ولي امر معين كرده است اين هم نهايت وقاحت شما است. در جمهوري اسلامي ديگر همه مي دانند حتي ديوانه هاي ديوانه خانه هم مي دانند كه در جمهوري اسلامي مجلسي است به نام خبرگان رهبري كه اعضايش را مردم انتخاب مي كنند. خبرگان رهبري مي آيند ولي امر و رهبري را انتخاب مي كنند اين هم دروغ ديگر شما است. اينكه شما مي گوييد امام زمان ايشان را انتخاب كرده است.

اين آقا كه مي آيد اينطور وقيحانه نسبت به ساحت مقدس حضرت ولي عصر اهانت مي كند اگر ما يك كليپي از عائشه آن هم از كتابهاي خودتان پخش مي كنيم از عصبانيت آتش مي گيرد و ما هم مي گوييم:

قل موتوا بغيضكم.

سوره آل عمران، آيه ١١٩

اين آتش غيض دنيايي شما است. انشاءالله فرداي قيامت آتش جهنم قلب و دل و جگر شما را هم خواهد سوزاند. وقتي اينطور وقيحانه به مقدسات ٤٠٠ ميليون شيعه اهانت مي كني، ادب خودت را نشان دادي. نشان دادي از كوزه همان برون تراود كه در اوست. حداقل اين بي حياييت را بگذار در يك جلسه ديگر بگو، نه در جلسه اي كه خودت داري مي گويي از شبكه ها مي خواهم ادب را رعايت كنند و تندي نكنن! اين است ادب شما؟ اين است معرفت شما؟! اين است دين شما؟! البته ما از تربيت يافتگان مكتب ابن تيميه بيش از اين انتظار نداريم. از تربيت يافتگان مكتب محمد بن عبد الوهاب كه مي گويد شيعه ها همه زنازاده هستند و نسب صحيح در ميان شيعه نمي بينم از آن رهبر بايد يك شاگردان بي تربيتي اينگونه بار بيايد

اگر واقعا مرد هستي بيا بحث علمي بكن. از بنده مي ترسي ، با شاگردان من بحث كن! از شاگرد هاي من مي ترسي با دوستان ديگر، حتي خانمهاي كارشناس مي گويند ما آماده بحث با حيدري هستيم!

نكته ديگر اينكه اگر فردا فلان شبكه ماهواره اي را ديديد كه دارد به اهل سنت توهين مي كند، آقايان اهل سنت گلايه نكنند. بيايند اول يك مشتي به دهن ياوه سراهايي مثل حيدري بزنند و بعد انتظار داشته باشند كه فلان شيخ افغاني در فلان شبكه تندي نكند. آيا اگر او ١٠ سال تندي كند به اندازه يك بي ادبي شما هست؟ يك مقداري رعايت كنيد، يك مقداري ادب نشان بدهيد.

و قولوا للناس حسنا.

سوره بقره آيه ٨٣

كجا رفت؟ چه كار داريد مي كنيد؟

فأين تذهبون؟

سوره تكوير، آيه ٢٦

اين را بدانيد قبل از قيامت خداي عالم شما را مجازات مي كند . خدا را قسم مي دهم به قلب شكسته حضرت علي به قلب سوزان حضرت زهرا و به جايگاه حضرت علي عليه السلام و به جايگاه حضرت مهدي -من تقاضا دارم همه بينندگان عزيز آمين بگويند- خدا به آبروي حضرت مهدي اينها را رسوا كند، نابود كند اينها را، در دنيا و آخرت به اشد عذاب و يك بيماري كه علاج پيدا نكند گرفتار بشوند كه بدانند جسارت كردن به اهل بيت و جسارت كردن به حضرت ولي عصر ارواحناه فداه چه مكافاتها و چه عواقب سختي دارد.

مجري:

خيلي ممنون حاج آقا، البته اينها از فراريهاي ايران هستند و بايد بروند آنجا پولهايي كه مي گيرند بايد اين حرفها را بزنند. به لطف خدا و به كوري چشم شما دشمنان اسلام ، جمهوري اسلامي روز به روز رشد مي كند.

انشاءالله تا ديداري ديگر خداوند يار و نگهدار شما.