سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٠٠ - پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه ٠٢

پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه ٠٢

کد مطلب: ٥٤٦٤ تاریخ انتشار: ١٦ دي ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٣٢٢٧ سخنراني ها » شبکه ولايت پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه ٠٢
حبل المتين ٨٩/١٠/١٦

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١٦ / ١٠ / ٨٩

آقاي محسني

در بعضي از مناطق أهل سنت، بلوتوث هايي را در ميان جوانان پخش مي كنند و گويا قصدشان فقط اختلاف ميان شيعه و سني است. به نظر مي رسد كه مي خواهند زمينه سازي كنند براي قتل شيعه يا شيعه كشي و ايجاد اين فرهنگ در مناطق أهل سنت. گويا هيچ راهي براي تعامل با شيعه ندارند و مي خواهند كارهاي تخريبي كنند و ذهن جوانان أهل سنت را مخدوش كنند تا بدون تفكر، احساسات شان جريحه دار شود تا دست به اعمال خلاف بزنند.

در جلسه قبل هم بخشي از اين مباحث مطرح شد. ولي چون بحث مان ادامه دار است، مجبوريم مقداري به عقب برگرديم و بخشي از توضيحات را از استاد حسيني قزويني بپرسيم.

مقداري در مورد اين بلوتوث ها صحبت بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

ما در ٢ جلسه قبل اشاره كرديم كه مخالفين شيعه و آنهايي كه وحدت شيعه و سني را در صف واحد، در برابر دشمنان اسلام و قرآن، نمي توانند تحمل كنند و آنهايي كه گسترش فرهنگ شيعه را در سطح بين الملل، براي خودشان غير قابل تحمل مي دانند، هر از گاهي شروع مي كنند عليه شيعه مطالبي را مطرح مي كنند. روزي فتوا صادر مي كنند كه شيعيان كافر هستند و جهاد عليه آنها لازم است؛ مانند عبد الرحمن برّاك، از مفتيان عربستان سعودي. روزي ديگر فتوا مي دهند بر نجس و حرام بودن ذبيحه شيعه تا وهابي هاي سراسر جهان از قصابي هاي شيعه گوشت تهيه نكنند و از رستوران هاي شيعه استفاده نكنند و به جاي آن از قصابي هاي يهوديان و مسيحيان استفاده كنند. يعني كار را به جايي رسانده اند كه يهود و نصاري را بر شيعه مقدم مي دارند. گاهي فتوا صادر مي كنند كه ما بايد در دانشگاه و مدارس، شيعه را تحت فشار قرار بدهيم تا يا مذهب وهابيت را قبول كنند و يا از مجامع علمي خارج شوند؛ مانند دكتر صالح فوزان بن فوزان، از علماء بزرگ عربستان سعودي و عضو هيئت كبار عربستان سعودي.

چندي پيش هم كه در استان سيستان و بلوچستان، بلوتوثي پخش كردند و در آن، مطالب واهي و دروغ را از كتب شيعه، عليه صحابه و خلفاء و أهل سنت منتشر كردند كه شيعيان معتقدند سني ها نجس و كافر هستند و چنين و چنان هستند و اين مطالب را از كتاب هاي معتبر شيعه آدرس مي دهند، مانند تهذيب الأحكام شيخ طوسي (ره)،جلد ٧، صفحه ٣٠٢. عبارتي كه مرحوم شيخ طوسي (ره) در آنجا دارد، روايتي است كه از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كند و بحث آن بر روي نواصب و دشمنان أهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) است. كساني كه نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) ناسزا مي گويند، ما آنها را كافر مي دانيم و اين را دنيا بداند كه ما آنها را از يهود و نصاري بدتر مي دانيم و آنها را از سگ و خوك هم بدتر مي دانيم. نه تنها ما، بلكه أهل سنت هم با ما هم رأي هستند و كسي كه نسبت به آل محمد (عليهم السلام) اهانت و جسارت كند و ناسزا بگويد، او را ناصبي و كافر مي دانند. در جلسه قبل هم از استوانه هاي علمي و فقهاء بنام أهل سنت نقل كرديم كه به صراحت، كساني را كه نسبت به آل محمد (عليهم السلام) جسارت مي كنند، ناصبي و كافر مي دانند. در اين زمينه، خود أهل سنت هم با ما هم صدا هستند.

* * * * * * *

آقاي محسني

نظر حضرت عالي درباره مذاهب أهل سنت نسبت به همديگر چيست؟

استاد حسيني قزويني

اين آقاياني كه مي خواهند اختلاف ميان شيعه و سني را به اين شكل شعله ور كنند، آيا اختلافاتي كه ميان خود مذاهب أهل سنت هست را دوست دارند برملا شود و روي آنتن برود و جوانان شان اينها را بشوند؟ در طول تاريخ، در ميان مذاهب اسلامي، چه اختلافاتي به دست اجانب و بيگانه و استعمار ايجاد شده است و علماء بزرگ هر يك از مذاهب نسبت به مذاهب ديگر مطالبي را بيان كردند.

ما ناگزيريم و وقتي بحث دفاع پيش مي آيد، نبايد ملاحظه اي كرد.

اختلاف ميان حنبلي ها و شافعي ها

از علماء بزرگ حنبلي، جناب آقاي أبو حاتم بن خاموش كه ذهبي از او اين گونه تعبير مي كند:

الإمام المحدث، من علماء السنة.

 

تاريخ الإسلام للذهبي، ج٢٩، ص٣٠٣

فتوايي داده است كه همه آن را نقل كرده اند:

من لم يكن حنبليا فليس بمسلم.

هر كس حنبلي نباشد، مسلمان نيست.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج١٧، ص٦٢٥ ـ تذكرة الحفاظ للذهبي، ج٣، ص١١٨٧ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٢٩، ص٣٠٣ ـ ذيل طبقات الحنابلة لإبن رجب الحنبلي، ج١، ص٢٠

يعني شافعي ها، مالكي ها، حنفي ها، شيعيان، اشاعره و معتزله مسلمان نيستند. فقط مي ماند حنبلي ها و وهابي هايي كه تابع حنبلي هستند.

دوستان عزيز! اگر اين عبارات منتشر بشود، خوب است؟ شما در برابر اين امام أبو حاتم، چه موضعي مي گيريد؟ آيا حرف او را حرف درست و صحيحي مي دانيد؟ آيا حرف او را برخاسته از قرآن و سنت مي دانيد؟ يا نه، مي گوييد حرف او بي اساس و چرند است؛ حتي اگر امام باشد. قرآن مي فرمايد:

وَ لَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَي إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا

كسي كه به شما سلام مي دهد و تسليم مي شود، شما حق نداريد بگوييد كه او مومن نيست.

سوره نساء/آيه٩٤

روايات متعددي در صحيح بخاري و صحيح مسلم از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) آورده ايد كه:

كسي كه لا إله إلا الله بگويد و به رسالت من گواهي بدهد، من او را مسلمان مي دانم و كسي حق تعرض به او را ندارد.

در برابر اين سخن آقاي أبو حاتم بن خاموش، آقاي إبن اثير جزري (متوفاي ٦٣٠ هجري) نقل مي كند در رابطه با فتنه اي كه ميان شافعي ها و حنبلي ها در بغداد اتفاق افتاد، مي گويد:

أبو القاسم بكري مغربي واعظ كه اشعري مذهب بود، وارد بغداد شد و حنبلي ها را عيب جويي كرد و گفت:

«وَ مَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَ لَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا (بقره/١٠٢)» والله! ما كفر أحمد ولكن أصحابه كفروا.

... به خدا قسم! احمد بن حنبل كافر نيست، ولي تمام حنبلي ها كافر هستند.

الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج١٠، ص١٢٤

اختلاف ميان حنفي ها و حنبلي ها

آقاي ذهبي در العبر في خبر من غبر،جلد ٤، صفحه ٢٠٠، تحقيق دكتر صلاح الدين المنجد، نشر مطبعة حكومة كويت، سال ١٩٨٤ ميلادي از أبو حامد طوسي (متوفاي ٥٦٧ هجري) نقل مي كند:

لو كان لي أمر، لوضعت علي الحنابلة الجزية.

اگر من قدرت داشتم، از تمام حنبلي ها جزيه مي گرفتم.

شذرات الذهب، ج٤، ص٢٢٤، تحقيق عبد القادر ارنعود، جاپ دمشق، دار إبن كثير

يعني همان طور كه براي يهود و نصاري جزيه قرار مي داديم، از حنبلي ها هم جزيه مي گرفتيم.

از طرف ديگر هم آقاي محمد بن موسي حنفي (متوفاي ٥٠٦ هجري)، قاضي دمشق گفت:

لو كان لي من الأمر شيء، لأخذت علي الشافعية الجزية.

اگر قدرت داشتم، از تمام شافعي ها جزيه مي گرفتم.

طبقات الحنفية، ج١، ص٣٥٠، تحقيق محمد خير رمضان يوسف، نشر دار القلم دمشق ـ تاريخ اسلام، ج٣٥، ص١٤٨ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج٥، ص٥٩ ـ شذرات الذهب، ج٢، ص١٣٦ ـ تيسير الإجتهاد للصنعاني، ج١، ص٢٣ ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج٥، ص٤٠٢

يعني مثل أهل كتاب و يهود و نصاري.

علامه رشيد رضا، صاحب كتاب تفسير المنار اين تعبير را دارد:

بعضي از شيوخ شافعي نزد رئيس و مفتي شان رفتند و گفتند:

إقسم المساجد بيننا و بين الحنفية، فإن فلانا من فقهائهم يعدنا كأهل الذمة.

مساجد را ميان ما شافعي ها و حنفي ها تقسيم كنيد. زيرا فقهاء حنفي، ما شافعي ها را مانند أهل ذمه مي دانند.

ارشاد النقاد إلي تيسر الإجتهاد، ج١، ص٢٠، نشر دار السلفية كويت، چاپ اول، سال ١٤٠٥

اين قضايا، قضايايي نيست كه تاريخ آنها را فراموش كرده باشد.

تخريب مسجد حنابله به عنوان مسجد ضرار

آقاي تنوخي بصري (متوفاي ٣٨٤ هجري) مي نويسد:

حنابله مسجدي بنا كرده بودند و در اين مسجد عليه مسلمانان توطئه مي كردند. تا اين كه نزد علي بن عيسي رفتند و گفتند: اين مسجدي كه حنابله درست كرده اند، مسجد ضرار است و بايد تخريب شود. سپس دستور دادند مسجد حنابله را خراب كردند.

نشوار المحاضرة و أخبار المذاكرة للتنوخي البصري، ج١، ص٣٣٠، تحقيق مصطفي حسين عبد الهادي، نشر دار الكتب العلمية بيروت، چاپ اول سال ١٤٢٤ هجري و ٢٠٠٤ ميلادي

اين قضايا كاملاً روشن است. اين آقاياني كه شروع به اختلاف انداختن ميان شيعه و سني مي كنند كه مثلاً فلان حرف را فلان عالم شيعي كه براي هزار سال قبل است، گفته است و اين را در جامعه عَلَم مي كنند و پيراهن عثمان مي كنند و شروع مي كنند در ماهواره ها كه مثلاً شيخ مفيد (ره) هم چنين حرفي را زده است، آيا خوب است ما هم اين مطالب را منتشر كنيم؟ مطالب شيخ مفيد (ره) هم عمدتاً در رابطه با نواصب است، نه در رابطه با تمام أهل سنت. يا در رابطه با كساني است كه علم دارند بر اين كه امامت أمير المؤمنين (عليه السلام) «مما جاء به النبي» است. در كلام ايشان، كلمه جحد آمده است. قرآن هم مي فرمايد:

وَ جَحَدُوا بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ

سوره نمل/آيه١٤

جحد با انكار فرق دارد. انكار شايد از روي جهل باشد، ولي جحد، انكار از روي علم است.

برادران عزيز! كساني كه فتنه ايجاد مي كنند كه شيعه اين گونه گفته است و فلان عالم شيعي اين گونه گفته است، بدانند كه اين بود پرونده فِرَق أهل سنت كه نسبت به همديگر، تكفير، فحش، ناسزا و مطالب متعدد ديگري دارند. آيا امروز پخش كردن اين مطالب، به صلاح جامعه اسلامي است يا خير؟ ما آقايان أهل سنت أحناف، شافعي ها، حنبلي ها و مالكي ها را محترم و برادر خودمان مي دانيم و نسبت به كفر هيچ يك از فِرَق اسلامي سخن نمي گوييم و فقهاء ما، از زمان مرحوم شيخ مفيد (ره)، سيد مرتضي (ره)، شيخ طوسي (ره)، علامه حلي (ره) و مرحوم شهيد (ره) تا فقهاء معاصر، ازدواج با آنها را جائز مي دانند. ولي اينها به اين شكل مي آيند و مانند مگس در لابه لاي كتاب ها مي گردند و مطلبي را با تحريف بيان مي كنند و مي خواهند تحريك كنند أهل سنت را عليه شيعه تا شيعه كشي را گسترش بدهند. اين همه كه تا كنون از شيعيان كشته ايد، چه كار كرده ايد؟ اين همه انتحارها و تروهاي شما چه كرده است؟ ما اين را بارها گفته ايم كه شيعه اگر زنده است و فرهنگ پويايي دارد و جهان شمول است، به بركت خون شهيدان بوده است. هر كاري شما كرديد، به ضرر خودتان و به نفع شيعه تمام شد. با ترور و انتحار و كشتن، كسي نتوانسته است كاري پيش ببرد. يزيد چه غلطي توانست بكند؟ آيا با اين كشت و كشتاري كه در كربلاء و حرّه و كعبه به راه انداخت، توانست كاري را جلو ببرد يا به عكس تمام شد؟

اين آقايان، تقريباً در ٤ سال قبل در روز تاسوعا، بمبي را در بين الحرمين منفجر كردند و حدود ٣٠ نفر از عزيزان ما به شهادت رسيدند و تعدادي هم زخمي شدند. نتيجه اش چه شد؟ آيا مردم از رفتن به كربلاء منصرف شدند؟ يا در سال بعد، با جمعيت ميليوني وارد كربلاء شدند؟ توجه مردم به كربلاء بيشتر شد. وقتي هم اين قضيه اتفاق افتاد، حرم آقا قمر بني هاشم (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و گنبد و بارگاه شان روي آنتن ها رفت، تمام دنيا در أقصي نقاط جهان متوجه شدند و سؤال كردند كه اين گنبد چيست و براي كيست؟ به دنبال فرهنگ امام حسين (عليه السلام) و قمر بني هاشم (عليه السلام) و فرهنگ كربلاء رفتند. من معتقدم كه اگر شيعه، ميلياردها ميليارد تومان خرج مي كرد براي إعلان نشر فرهنگ امام حسين (عليه السلام) و قمر بني هاشم (عليه السلام)، نمي توانست اين كاري كه اينها كردند را بكند. عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد. امام سجاد (عليه السلام) هم فرمود:

الحمد لله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء.

شما كه تا كنون در داخل كشور، عراق، پاكستان و ساير كشورها، اين همه شيعه كشته ايد، چه كار كرده ايد؟ آيا شيعيان از مسير تشيع شان برگشته اند؟ اين همه در داخل كشور و در قضاياي مختلف مانند فاجعه تاسوكي، انفجار مسجد علي بن أبي طالب (عليه السلام)، حوزه علميه چاه جمال چابهار و ديگر قضايا، با اينها چه كار كرده ايد؟ آيا توانسته ايد شيعيان را از مسير تشيع شان بازگردانيد؟ آيا اينها در مذهب شان تجديد نظر كرده اند؟ يا نه، وقتي شيعه اين قضايا را مي بيند، احساس مي كند ما بر حق هستيم كه اينها اين همه بي منطقي مي كنند؟ اين بي منطقي شما نشان مي دهد كه مذهب شيعه حق است. جوانان شيعه در مذهب شان، راسخ تر و محكم تر مي مانند. اين بلوتوث هايي كه شما منتشر مي كنيد، به ضرر شما تمام مي شود. شايد خيلي از افراد، اين بلوتوث را نشنيده بودند، ولي همين كه ما چند جلسه مطرح كرديم، خيلي از قضايا رو شد. ما امشب هم اين مطالب را گفتيم و اختلافاتي كه ميان خود مذاهب أهل سنت بوده است را بيان كرديم. آيا جوانان أهل سنت از اين كار خوش شان مي آيد؟! آيا علماء أهل سنت و برادران بزرگوار از اين فحش و فحش كاري ها و قتل و قتال هايي كه ميان حنفي ها، مالكي ها، شافعي ها و حنبلي ها در طول تاريخ بوده، خوش شان مي آيد؟ اينها يك مورد و دو مورد نبوده است، صدها مورد از اين اختلافات بوده است. در تمام اين اختلافي كه ميان مذاهب بوده، چه شيعه با سني، چه حنفي با حنبلي، چه شافعي با مالكي، در تمام اينها، ردّ پاي استعمار و دشمنان اسلام در ميان بوده است. آنها نه دل شان به حال شيعه سوخته است و نه به حال سني و نه به حال مالكي، شافعي، حنبلي و حنفي. آنها مي خواهند تا اسلام و قرآن نباشد و نام رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) از زبان ها بيفتد. ولي يك دسته هستند كه عقل شان را از دست داده اند و وجدان شان را زير پا گذاشته اند و به اين اختلافات ميان شيعه و سني دامن مي زنند. هر كسي كه امروز به اختلاف ميان شيعه و سني دامن مي زند، تحت هر عنواني باشد، خدمت به بيگانه، استعمار، دشمنان اسلام و قرآن و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) كرده است. اين نظر ما نيست، بلكه نظر همه مراجع عظام تقليد (حفظهم الله تعالي) است.

* * * * * * *

آقاي محسني

تعابير تندي از علماء أهل سنت نسبت به أبو حنيفه در بعضي از كتب أهل سنت بيان شده است و بعضي از قسمت هايش گفتني نيست. مقداري در اين مورد توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

ما تمام ائمه أهل سنت را ـ چه آقاي أبو حنفيه (متوفاي ١٥٠ هجري) باشد، چه آقاي مالك (متوفاي ١٧٩ هجري) باشد، چه آقاي شافعي (متوفاي ٢٠٤ هجري) باشد و چه آقاي احمد بن حنبل (متوفاي ٢٤١ هجري) باشد ـ محترم مي شماريم و هرگونه جسارت به اينها را ذنب لا يغفر مي دانيم و اين را بارها گفته ايم و هر كسي هم در هر لباسي كه باشد، اگر بخواهد به مقدسات شيعه يا أهل سنت توهين كند، ما او را عامل فتنه مي دانيم.

الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ

سوره بقره/آيه١٩١

شما برادران عزيز و كساني كه به عنوان پيرو آقاي . . .

[مقداري قطعي صدا]

. . .

[ادامه بحث: در جواب به ماجراي بلوتوث منتشر شده عليه شيعه است كه موضوع آن، نقل روايات ضعيف از كتب شيعه عليه أهل سنت است و براي محكوم كردن شيعه از آن استفاده كرده اند]

راويان اين روايت، يكي «ضعيف، وضاع الحديث» است و يكي «ضعيف جدا، فاسد العقيدة» و يكي هم «رماه القميون بالغلو» است.

آيا با وجود اين، مي شود به هم چنين روايتي اعتماد كرد؟ آيا شيعيان هم چنين روايتي را قبول دارند؟ شما روايتي را بياوريد كه شيعه آن را معتبر مي داند، نه اين كه روايتي را بياوريد به رخ شيعه بكشيد كه شيعه آن را قبول ندارد.

يك سال ماه رمضان را در مكه بوديم در منزل شيخ عاتق كه از شخصيت هاي برجسته عربستان سعودي است و قبلاً از فرماندهان رده بالاي ارتش بود و بعد از بازنشستگي كتاب تأليف مي كرد و مورد توجه حكومت هم هست. تعدادي از وهابي هم در منزل ايشان بودند و حدود يك ساعت و نيم با هم بحث و مناظره مي كرديم. بعضي از مطالب را گفتيم كه هم چنين چيزي نيست. ديدم يكي از آنها بلند شد و رفت و با ٥٠ ، ٦٠ صفحه فتوكپي آمد و آنها را ريخت وسط. من يكي از آنها را برداشتم و گفتم: اينها چيست؟ گفت:

اين كتاب انوار نعمانيه آقاي سيد نعمت الله جزايري است كه در فلان جلد، اين حرف را زده است و شما انكار مي كنيد و مي گوييد ما نمي گوييم.

گفتم:

آقايان و بزرگاني كه اينجا نشسته ايد! در همين انوار نعمانيه، جلد ٢، صفحه ١٠٨، مرحوم انگجي (ره) كه از فقهاء بزرگ شيعه است، مي گويد:

مطالعه كردن بعضي از كتاب هاي سيد نعمت الله جزايري، خلاف شرع است و حرام.

اين شيخ عاتق عصباني شد و گفت:

آقاي بزرگوار! شما عقل تان را از دست داده ايد؟ كتابي را كه اينها معتبر نمي دانند و خواندنش را خلاف شرع مي دانند، از اين كتاب دليل آورده ايد عليه اينها؟

سپس شيخ عاتق اين اوراق را برداشت و به كنار پرت كرد.

ببينيد! اين از منصفين وهابي هاست و وجدان دارد. ما در آن شب هر چه مي گفتيم، از ما طرفداري مي كرد و ما هم مستند مي كرديم به كتاب و سنت. در پايان جلسه هم شيخ عاتق گفت:

من اين همه از علماء شيعه و سني و وهابي ديده بودم، ولي كسي را مانند شما نديده بودم كه هر مطلبي را كه مي گويد، جلد و صفحه كتاب را هم بيان كند.

من هم گفتم: هذا من فضل ربي.

علي أي حال، اين آقايان مي آيند يك روايتي را كه مورد اعتماد و قبول شيعه نيست را برمي دارند بلوتوث مي كنند عليه شيعه تا شيعه كشي راه بياندازند.

جواب دوم:

ما رواياتي صحيح داريم از امام رضا (عليه السلام) كه وقتي قلبش از دست مخالفين به درد آمده، به إبن أبي محمود مي گويد:

يا إبن أبي محمود! إن مخالفينا وضعوا أخبارا في فضائلنا و جعلوها علي ثلاثة أقسام: أحدها الغلو و ثانيها التقصير في أمرنا و ثالثها التصريح بمثالب أعدائنا؛ فإذا سمع الناس الغلو فينا، كفروا شيعتنا و نسبوهم إلي القول بربوبيتنا و إذا سمعوا التقصير، إعتقدوه فينا و إذا سمعوا مثالب أعداءنا بأسمائهم، ثلبونا بأسماءنا و قد قال الله عز وجل: «و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم».

اي إبن أبي محمود! مخالفين و دشمنان ما، از قول ما أحاديثي را در فضائل ما جعل كرده اند كه بر ٣ نوع هستند: ١. أحاديثي كه غلوّ آميز است، ٢. أحاديثي كه ما را در حدّ افراد عادي قرار مي دهد و پايين مي آورد، ٣. أحاديثي كه در مذمت و تنقيص مقام دشمنان ما است. ... وقتي دشمنان ما أحاديثي را از ما مي شنوند كه در مذمت و تنقيص مقام دشمنان ماست، آنها هم ما را مذمت و تنقيص مي كنند ... .

عيون أخبار الرضا (ع) للشيخ الصدوق، ج٢، ص٢٧٢ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٢٦، ص٢٣٩ ـ بشارة المصطفي لمحمد بن علي الطبري، ص٣٤٠

يعني وقتي از ما روايتي را نقل مي كنند براي يك سني كه امام رضا (عليه السلام) نسبت به أبو بكر، عثمان، عمر و عايشه فحاشي مي كرد، او هم ما را فحاشي مي كند. پس رواياتي نقل مي شود كه نسبت به بعضي از مقدسات أهل سنت ناسزا گفته شده و اهانت شده، امام رضا (عليه السلام) مي فرمايد اين أحاديث توسط دشمنان و مخالفين ما ساخته شده تا جامعه را عليه ما تحريك كنند و به ما فحش بدهند. وقتي اين آقا هم چنين بلوتوثي منتشر مي كند كه شيعه معتقد است سني ها كافر و نجس هستند، با اين كارش، سني ها را عليه شيعه تحريك مي كند كه آنها هم شيعيان را نجس و كافر بدانند. نتيجه اش هم كشت و كشتار و درگيري و انتحار و انفجار است.

جواب سوم:

اين آقايان گفته اند كه در فلان كتاب شيعه آمده است:

إرتد الناس بعد رسول الله (صلي الله عليه و آله) إلا أربعة.

ما اين را بارها جواب داده ايم كه بله، هم چنين رواياتي در رجال كشي و ديگر كتب وجود دارد، ولي سندش صحيح نيست. سرور عزيزمان جناب حضرت آيت ا... العظمي سبحاني به اينها كاملاً جواب داده است.

مضافاً اگر اينها ملاك باشد، شما بدتر از اين را آورده ايد. عايشه مي گويد:

لما قبض رسول الله (صلي الله عليه و سلم) إرتدت العرب قاطبة و اشرأبت النفاق.

وقتي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، تمام عرب مرتدّ شدند و نفاق در ميان صحابه برخاست.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج٦، ص٣٣٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٠، ص٣١٤ ـ النهاية في غريب الحديث لإبن الأثير، ج٤، ص٧٩ ـ لسان العرب لإبن منظور، ج١، ص٦٨١

آقاي شوكاني در نيل الأوطار،جلد ١، صفحه ٣٦٦ اين روايت را نقل مي كند و مي گويد صحيح است.

الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٢، ص١٩١ ـ سنن النسائي، ج٦، ص٦ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص٢٦٠ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج٨، ص١٧٧ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٢، ص٢٨٠ ـ صحيح إبن خزيمة، ج٤، ص٧ ـ جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج٢، ص١٠٦ ـ أحكام القرآن للجصاص، ج٣، ص١٠٧ ـ تفسير القرطبي، ج٨، ص١٤٧ ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج١١، ص٥٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢٥، ص١٣ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٤، ص٥٣٧ ـ السيرة النبوية لإبن هشام الحميري، ج٤، ص١٠٧٩

جناب آقاي مزي و ذهبي و إبن حجر روايتي از عمرو بن ثابت نقل مي كنند:

لما مات النبي (صلي الله عليه و سلم) كفر الناس إلا خمسة.

وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، غير از ٥ نفر، تمام مردم كافر شدند.

تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٢١، ص٥٥٧ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٨، ص٩ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج١١، ص٢٨٠ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٦، ص٩١ ـ سؤالات الآجري لأبي داود لسليمان بن الأشعث، ج١، ص٣٤١

اگر شما مي گوييد اين روايات تان ضعيف است، ما هم مي گوييم اين روايات ما ضعيف است.

اگر شما در چشم ديگران، ميخ درشت يا جوال دوز مي بينيد، به چشم خودتان هم نگاه كنيد كه در آن خاشاك افتاده است.

جواب چهارم:

شما كه اعتراض مي كنيد در كتاب كافي آمده است كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) صحابه مرتدّ شدند، در صحيح بخاري شما هم به همين شكل آمده است. شما چه جوابي براي اين روايات حوض و إرتداد صحابه داريد؟ در صحيح بخاري شما صراحتاً از سهل بن سعد نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

ليرد علي اقوام أعرفهم و يعرفوني، ثم يحال بيني وبينهم.

در روز قيامت، تعدادي از صحابه بر من وارد مي شوند كه هم من آنها را مي شناختم و هم آنها مرا مي شناختند. سپس ميان من و آنها فاصله مي شود.

عرضه مي دارم:

خدايا! اينها صحابه من هستند.

خطاب مي رسد:

لا تدري ما بدلوا بعدك! فأقول سحقا سحقا لمن بدل بعدي.

خبر نداري كه بعد از تو، همه چيز را تغيير دادند! من هم مي گويد: آتش جهنم، آتش جهنم بر كسي كه بعد از من تغيير ايجاد كرد.

 

صحيح البخاري، ج٨، ص٨٧، ح٧٠٥٠

از أبو هريره نقل مي كنند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

يرد علي يوم القيامة رهط من أصحابي، فيجلون (يحلؤون و يمنعون) عن الحوض، فأقول: يا رب! أصحابي؟ فيقول: إنك لا علم لك بما أحدثوا بعدك، إنهم إرتدوا علي أدبارهم القهقري.

در روز قيامت تعدادي از صحابه مي خواهند كنار حوض بيايند و آنها را از كنار حوض دور مي كنند. مي گويم: خدايا! صحابه من؟ گفته مي شود: تو خبر نداري كه بعد از تو، چه بدعت هايي گذاشتند! آنها مرتدّ شدند و به دوران قهقراي جاهليت برگشتند.

 

صحيح البخاري، ج٧، ص٢٠٨، ح٦٥٨٥

در روايت ديگري از أبو هريره نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

بينا أنا قائم فإذا زمرة حتي إذا عرفتهم خرج رجل من بيني و بينهم، فقال: هلم، فقلت: أين؟ قال: إلي النار و الله! قلت: و ما شأنهم ؟قال: إنهم إرتدوا بعدك علي أدبارهم القهقري، ثم إذا زمرة حتي إذا عرفتهم خرج رجل من بيني و بينهم، فقال: هلم، قلت: أين؟ قال: إلي النار و الله! قلت: ما شأنهم؟ قال: إنهم إرتدوا بعدك علي أدبارهم القهقري، فلا أراه يخلص منهم إلا مثل همل النعم.

در روز قيامت، دسته اي از صحابه كنار حوض مي آيند و آنها را ردّ مي كنند و مي كشاند به طرف ديگر. گفتم: به كجا مي بريد؟ گفتند: به خدا سوگند! به طرف آتش جهنم مي بريم. گفتم: مگر چه گناهي كرده اند؟ گفتند: آنها بعد از تو مرتدّ شدند و به دوران قهقراي جاهليت برگشتند. دسته اي ديگر از صحابه آمدند و خواستند در كنار حوض به من ملحق شوند و از آنها مانع شدند و به طرف آتش جهنم بردند. ... ، از اين صحابه، جز تعداد اندكي نجات پيدا نمي كنند.

 

صحيح البخاري، ج٧، ص٢٠٨، ح٦٥٨٦

اينها چيست؟ آيا اينها خواندني نيست؟ آيا علماء شما اين روايات را براي شما نمي خوانند؟ براي اينها چه جوابي دارند؟ اينها روي خط بيايند و جواب بدهند.

من در حوزه علميه بيرجند بودم و در آنجا هم عرض كردم كه هر كدام از اساتيد كه بيايند و گفت و گوي دوستانه كنند، ما آماده هستيم و حاضريم در هر هفته، يكي دو ساعت اين شبكه را در اختيار اين آقايان قرار بدهيم تا حرف شان را بزنند. بيايند تفسير أهل سنت را در شبكه جهاني ولايت مطرح كنند. ما آماده هستيم استقبال كنيم. يا بيايند عقائد أهل سنت را مطرح كنند. ما با وهابي ها مناظره و گفت و گوي دوستانه مي كنيم و بارها هم اعلام كرده ايم و آنها عقب نشيني كردند و ما باز هم اعلام مي كنيم كه هر يك از كارشناسان شبكه نور كه بيايند و آماده مناظره يا گفت و گوي دوستانه باشند، ما آمادگي داريم. هم ما آمادگي داريم و هم شبكه ثامن كه رسماً اعلام كرده اگر اين آقايان از آمدن به شبكه جهاني ولايت خودداري مي كنند، ما آمادگي داريم اين مناظره را در شبكه ثامن برگزار كنيم. ولي براي آقايان أهل سنت، ما احترام قائليم و حاضريم در بعضي از شب ها، يك ربع تا نيم ساعت وقت در اختيار اينها قرار بدهيم تا حرف شان را بزنند و مطالب شان را بگويند. ما هم هر كجا ديديم كه مطالب شان بر خلاف فرهنگ شيعه است، جواب مي دهيم و اگر ديديم نه، مخالف فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) و مخالف نظر شيعه نيست، هيچ كاري نداريم و بيايند مطرح كنند تا أهل سنت هم حرف خودشان را از علماء و بزرگان خودشان بشنوند.

اين آقايان بيايند در رابطه با حديث حوض به ما جواب بدهند كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) وقتي مي فرمايد:

 

فلا أراه يخلص منهم إلا مثل همل النعم.

از اين صحابه، جز تعداد اندكي از آتش جهنم نجات پيدا نمي كنند.

يعني چه؟ اين را بياييد كنار اين روايت بگذاريد:

لما مات النبي (صلي الله عليه و سلم) كفر الناس إلا خمسة.

يا بگذاريد كنار رواياتي كه از كافي خوانديد و بر فرض هم صحيح باشد (گر چه در سند آن وضّاع و جعّال وجود داشت)، شما هر جوابي از اين روايات صحيح بخاري و صحيح مسلم داديد، ما هم همان جواب را از كتاب كافي مي دهيم.

قبل از اين كه تلفن ها وصل شود، اين را بگويم قبل از اين كه برنامه را شروع كنيم، يكي از عزيزان مان از ايران شهر سيستان و بلوچستان زنگ زده بودند و گفتند:

ما يك دوستي داريم كه در اينجا نشسته است و بين ما صحبت شد و گفت:

در هيچ يك از كتاب هاي ما نيامده كه أمير المؤمنين (عليه السلام) خودشان را حق و أبو بكر يا عمر را باطل بداند.

من هم به صورت عجله اي، حديث شماره ٣٠٣٠ را آدرس دادم كه در رابطه با شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بود. ولي حديثي كه در اين رابطه است، حديث شماره ٤٢٤٠ و ٤٢٤١ است در صحيح بخاري،جلد ٥، صفحه ٨٢ است كه وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) بعد از ٦ ماه بيعت نكردن با أبو بكر، دستور مي دهد كه أبو بكر بيايد در منزلش تا با هم صحبت كنند. حضرت مي فرمايد:

و لكنك إستبددت علينا بالأمر.

تو در أمر خلافت، در حق ما استبداد كردي.

همين روايت در صحيح مسلم، جلد ٥، صفحه ١٥٤، حديث ٤٤٧١ نقل شده است.

جالب اين است كه در همان روايت ٤٢٤١صحيح بخاري آمده است:

و لا يأتنا أحد معك، كراهية لمحضر عمر.

اگر مي خواهي بيايي در منزل ما با ما صحبت كني، كسي را با خودت نياور. چون علي از نشستن با عمر كراهت داشت.

در كتاب الإمامة و السياسة، جلد ١، صفحه ١٩ با تحقيق زيني آمده است:

فوالله! يا معشر المهاجرين! لنحن أحق الناس به، لأنا أهل البيت و نحن أحق بهذا الأمر منكم.

به خدا قسم! اي گروه مهاجريني كه به سراغ آقاي أبو بكر رفته ايد! خلافت ويژه ماست، نه مردم. زيرا ما أهل بيت هستيم ... .

در صفحه ١٨ آمده است كه وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) را براي بيعت با أبو بكر مي آورند، أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

أنا أحق بهذا الأمر منكم، لا أبايعكم و أنتم أولي بالبيعة لي.

من بر خلافت اولي تر از شما هستم و با شما بيعت نمي كنم و شما شايسته هستيد كه با من بيعت كنيد.

أمثال اين روايات هم بسيار زياد است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) خودش را حق مي دانستند و ديگران را باطل.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

شما چند سال پيش، برنامه اي را در شبكه سلام إجراء كرديد با عنوان اختلافات صدر اسلام. اگر مي شود در اين شبكه هم اين مباحث را مطرح كنيد تا مشخص شود چه كساني اين اختلافات را ايجاد كردند و سال هاي سال ، نه تنها به اسلام ظلم كردند، بلكه به جهان بشريت ظلم كردند.

جواب ١ :

ما حدود ١٧ ، ١٨ جلسه در آن شبكه بحث داشتيم در اين رابطه كه اختلاف از كجا شروع شد. إن شاء ا... اگر بحث هاي ما تمام شد، سلسله بحث هايي در اين مورد خواهيم داشت. در آن شبكه هم كه ما شروع كرديم، نظرمان بر اين بود از همان اولين اختلافي كه در ميان أمت اسلامي افتاد در قضيه جيش أسامه شروع كنيم و قضيه نامه نوشتن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و سقيفه و اصحاب رده را بحث كرديم و ساير مباحث ماند. ما بايد كارهايي كه در زمان خود أبو بكر اتفاق افتاد و با سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم خواني نداشت را از كتب خود أهل سنت بگوييم. كارهايي كه توسط جناب خليفه دوم انجام شد و بر خلاف سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود را از كتب خود أهل سنت بگوييم. إن شاء ا... اين مباحث را به حول و قوه إلهي در آينده شروع مي كنيم. ولي بحثي است كه بينندگان ما بايد تا ٣٠ جلسه متوالي با ما همراه باشند و بايد قضيه جنگ جمل و جنگ صفين و خوارج هم مطرح شود.

در بعضي از پيامك ها آمده است كه تحليلي در رابطه با فيلم مختارنامه هم داشته باشيم. من نمي خواهيم خيلي روي اين فيلم ها سرمايه گذاري كنم، ولي إن شاء ا... در رابطه با عبد الله بن زبير مفصل بحث خواهيم كرد.

چون ما نسبت به بعضي از سريال ها انتقاداتي داشتيم و اين انتقادها براي ما هزينه زيادي داشت. در رابطه با سريال مسافر ري، چند مقاله و ردّيه نوشتم و ابتداء اين آقايان اهميت ندادند و بعد هم محبت كردند مواردي را كه بنده تذكر دادم، حذف كردند. در خود سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com هم اين مقاله را درج كرده ايم. اگر بخواهيم سريال مختارنامه را مانند سريال مسافر ري نقد كنيم، بايد ٥٠ جلسه بحث داشته باشيم. چون خيلي از نظرات من در رابطه با خود مختار و بعضي از قضاياي نقل شده، با بعضي از نظرات بزرگواران تطبيق نكند. ولي در رابطه با اين هياهويي كه وهابيت درباره عبد الله بن زبير ايجاد كرده اند، به خيلي از بينندگان عزيز قول مي دهيم پرونده خوبي از عبد الله بن زبير را در اين شبكه مطرح كنيم و اين را به عنوان يك بحث يادگاري براي بينندگان عزيزمان به يادگار خواهيم گذاشت.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

صحبت شما در مورد پيامك هايي بود كه در بلوچستان پخش مي شود. من فكر نمي كنم مشكل از اين پيامك ها باشد و اين پيامك ها بتواند مشكلي را به وجود بياورد. مشكل اصلي جاي ديگري است. مثلاً الآن بينندگاني كه تماس مي گيرند، از آن طرز حرف زدن و طرز برخوردشان مشخص است كه بغض و كينه در دل دارند و انسان نمي تواند با اين روش، وحدت برقرار كند. اگر مي خواهيم وحدت برقرار شود، بايد آن بغض و كينه اي را كه در دل داريم، بيرون بياوريم و اختلافات را كنار بياندازيم و مسائل اختلافي را به صورت برادرانه پيش ببريم و حلّ كنيم. مثلاً من كراهتم مي آيد كه شبكه أهل بيت را به اين نام بنامم. به نظر من، شبكه أهل شيطان است و گردانندگانش هم آدم هاي شيطاني هستند كه آقاي قزويني اينها را ردّ كرده بود. ولي متأسفانه يك سري بينندگان هستند كه مي آيند از آنها دفاع مي كنند.

جواب ٢ :

ما مسئول ديگر شبكه ها نيستيم و هر شبكه مسئولي دارد. هر شبكه اي، حتي شبكه جهاني ولايت، اگر روزي بيايد بوق و كرناي تفرقه ميان شيعه و سني ايجاد كند، شبكه فتنه است. ما گفتيم اگر در اينجا توهين به أهل سنت و مقدسات أهل سنت شود و فلان شخص مبتلا به فلان مرض بود و هم جنس باز بود و بكري و عمري بود و أمثال اين اصطلاحات را ما خلاف مصالح جهان اسلام مي دانيم و ما موضع خودمان را اعلام كرديم. ولي بدبختانه الآن ما اگر نسبت به چند تا شيعه انتقاد مي كنيم، وهابي ها دور برمي دارند كه اختلاف ميان شبكه هاي شيعه ايجاد شده است و چنين و چنان مي كنند. ما اعلام كرده ايم كه اختلافات ما، مانند اختلاف دو برادر از يك خانواده است و قصد مان كوبيدن نيست. ايشان مي آيد ١٠ مطلب نقل مي كند و ٨ مطلب آن از منايع أهل سنت است و ٢ مطلب نادرست، توهين، فحش و جسارت بيان مي كند. ما با اين فحش و مطالب نادرست كاملاً مخالفيم. الآن هم مي گوييم مخالفيم و ١٠٠ سال بعد از اين هم مي گوييم مخالفيم و همه مراجع عظام تقليد ما و ائمه (عليهم السلام) هم مخالف بودند. نه تنها ايشان، اگر بنده هم بخواهم هم چنين تعابيري را به كار ببرم، خلاف است. اختصاص به فلان شبكه ندارد و ما از خودمان مثال مي زنيم و اگر اين مطالب تفرقه، توهين، اهانت و جسارت از شبكه جهاني ولايت پخش شود، شبكه جهاني ولايت نيست، شبكه فتنه است.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

سؤال من درباره عادات خليفه دوم بود كه در الطبقات الكبري محمد بن سعد،جلد ٣، صفحه ٢٨٩ آمده است. لطف كنيد اين را ترجمه كنيد.

جواب ٣ :

أولاً:

اين روايات، روايات صحيحي از ديدگاه أهل سنت نيست.

ثانياً:

اگر صحيح هم باشد، به نظر ما نقل كردن اينها در شبكه هاي ماهواره اي، حرام بيّن و خلاف شرع است و اهانت به مقدسات أهل سنت است.

ثالثاً:

شما متوجه معناي اين روايت نشده ايد. اين عبارتي را كه از خليفه دوم نقل مي كنند:

ما بقي في شئ من أمر الجاهلية إلا أني لست أبالي إلي أي الناس نكحت و أيهم أنكحت.

معنايش اين است:

من إبائي ندارم به چه قبيله اي و قومي و افرادي دختر بدهم يا دختر بگيرم.

در اينجا، نَكَحْتُ به معناي تَزَوَّجْتُ است، نه به معناي نُكِحْتُ يا أُنْكِحْتُ. اين گونه ترجمه كردن، دليل بر ضعف معلومات است و حدأقل به كتاب هاي أهل سنت مراجعه كنيد.

ما روي اين قضيه خيلي كار كرده ايم و بعضي افراد مانند سيد نعمت الله جزايري (ره) و ديگران، مطالبي را گفته اند و ما هم دنبال اين بوديم كه آيا مي تواند دليل باشد؟ شايد دوستان ما حدود ٣٠ ، ٤٠ ساعت در مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)كار كردند و نظرات أهل سنت و واژه نَكَحْتُ يا أنْكَحْتُ را بررسي كردند. آن آقايان هم گفتند معنايش اين است:

من إبائي ندارم به چه قبيله اي و قومي و افرادي دختر بدهم يا دختر بگيرم.

يعني من آن رسوم اسلامي، مانند هم كفو بودن و غيره را رعايت نمي كنم و مانند زمان جاهليت، از هر خانواده اي كه خوشم بيايد، با آنها ازدواج مي كنم و از هر خانواده اي كه خوشم بيايد، به آنها دختر مي دهم. اين معناي روايت است، نه آن معنايي كه آن آقايان مي كنند.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

١. چند تا از أحاديثي كه استاد حسيني قزويني استفاده مي كنند براي نشان دادن طرز برخورد خليفه دوم با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در صحيح بخاري يا صحيح مسلم است. جايي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي خواهد براي كسي نماز ميت بخوانند و عمر هم مي آيد اعتراض مي كند به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه چرا بر او نماز ميت مي خواني؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم به عمر مي فرمايد كه از من دور شو. استاد حسيني قزويني از اين حديث استفاده مي كنند براي اثبات جسارت عمر به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله). ولي در ادامه اين أحاديث آمده است كه وقتي اين اتفاق افتاد، خدا هم آيه را نازل كرد كه بر او نماز نخوان.

شما بهتر مي دانيد كه اينها كسي نيستند كه بخواهند به اين راحتي از أحاديث شان بگذرند. وقتي اينها خيلي راحت حديث نقل مي كنند كه «پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به صورت ايستاده بول مي كرد» و «پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در يك شب، با ١٠ نفر از زنانش همبستر شد»، براي اينها خيلي راحت است كه بگويند «پيامبر (صلي الله عليه و سلم) اشتباه كرد و خطا كرد و عمر راست گفت و خدا هم از گفتار عمر حمايت كرد». حالا ما آيه بياوريم كه خداوند در سوره نجم مي فرمايد كه «پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از خودش حرف نمي زند و حرف هايي كه مي زند، از طرف خداوند است».

استاد حسيني قزويني به ما توضيح بدهند كه ما از اين حديث چگونه مي توانيم جسارت عمر را نشان بدهيم كه أهل سنت نتوانند جوابي داشته باشند؟

٢. در صحيح مسلم صراحتاً از خود خليفه دوم آمده كه خطاب به حضرت علي (عليه السلام) مي گويند كه شما عقيده ات نسبت به من و أبو بكر اين بوده است: «ما خائن و حيله گر و دروغ گو بوده ايم». در اول همين حديث آمده است كه «عباس، عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با حضرت علي (عليه السلام) نزد خليفه دوم مي روند و عباس مي گويد كه ميان من و اين دروغ گو و حيله گر و خائن قضاوت كن».

أهل سنت مي گويند كه اگر شما به اين حديث اعتقاد داريد و مي گوييد اعتقاد حضرت علي (عليه السلام) نسبت به أبو بكر و عمر اين بوده كه اينها خائن و حيله گر و دروغ گو بودند، پس اعتقاد عباس هم نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) اين بوده است كه ـ نعوذ بالله ـ ايشان هم اين صفات را داشته است و عباس هم جزء أهل بيت (عليهم السلام) بوده است.

در اين مورد توضيح بفرماييد كه ما چگونه مي توانيم اين شبهه را جواب بدهيم.

جواب ٤ :

١. در رابطه با نماز خواندن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بر جنازه عبد الله بن أُبَي و اين كه خليفه دوم آمد اعتراض كرد به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، عمر بن خطاب نقل مي كند كه حضرت فرمود:

أخر عني يا عمر، فلما أكثرت عليه، قال: إني خيرت فاخترت، لو أعلم إني إن زدت علي السبعين يغفر له لزدت عليها، ... ، فعجبت بعد من جرأتي علي رسول الله صلي الله عليه و سلم.

اي عمر! كنار برو و به من اعتراض نكن. عمر بن خطاب مي گويد: باز هم اعتراض كردم كه چرا بر يك منافق نماز مي خواني؟ حضرت فرمود: خداوند مرا مخير كرده است كه بر اينها نماز بخوانم يا نخوانم، پس من نماز خواندن را انتخاب كردم، ... ، عمر بن خطاب مي گويد: من باز هم اعتراض كردم و خودم هم تعجب كردم از جرأت و جسارتم بر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در آن روز.

صحيح البخاري، ج٢، ص١٠٠، ح١٣٦٦

اين تعبير، تعبير خيلي تندي است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

 

أخر عني يا عمر.

 

اي عمر! كنار برو و به من اعتراض نكن.

ولي باز هم عمر اعتراض مي كند. خود عمر هم مي گويد:

فعجبت بعد من جرأتي علي رسول الله صلي الله عليه و سلم.

خودم هم تعجب كردم از جرأت و جسارتم بر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در آن روز.

هم چنين در بعضي از تعابير آمده است:

فأخذ عمر بن الخطاب بثوبه، فقال: تصلي عليه و هو منافق و قد نهاك الله أن تستغفر لهم.

از لباس پيامبر (صلي الله عليه و سلم) گرفت و كشيد و گفت: آيا بر يك منافق نماز مي خوانيد، در حالي كه خداوند نهي كرده است از اين كه براي آنها استغفار كني؟!

صحيح البخاري، ج٥، ص٢٠٧

ببينيد! كار جناب عمر در اينجا، جرأتي است بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و مضافاً كه قرآن مي فرمايد:

اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ

سوره انعام/آيه١٠٦

و:

إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَي إِلَيَّ

من جز وحي، از چيز ديگري تبعيت نمي كنم.

سوره انعام/آيه٥٠

اين خيلي مشخص و واضح و روشن است كه اعتراض كردن بر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، خلاف دستورات إلهي و قرآن است و اين نشان مي دهد كه جناب خليفه بهتر از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فهميد. وقتي عمر مي گويد:

أليس الله نهاك أن تصلي علي المنافين؟

آيا خداوند تو را نهي نكرده است كه بر جنازه منافقين نماز نخواني؟

صحيح البخاري، ج٢، ص٧٦

اين خيلي تعبير زشتي است! يعني عمر از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بهتر مي فهمد!

٢. أولاً:

اين را آقايان أهل سنت بايد به ما جواب بدهند كه صحابه نسبت به همديگر اين تعابير را به كار مي بردند.

ثانياً:

ما عباس را جزء أهل بيت (عليهم السلام) نمي دانيم و سخن او را براي خودمان حجت نمي دانيم. آنچه كه براي ما معتبر است، سخن علي بن أبي طالب (عليه السلام) است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

علي مع الحق و الحق مع علي.

اين آقايان حضرت علي (عليه السلام) را به عنوان خليفه قبول دارند. آقايان مي گويند كه خلفاء با يكديگر ارتباط حسنه داشتند و ما هم اين روايت را آورديم كه در صحيح مسلم،جلد ٥، صفحه ١٥٢، حديث ٤٤٦١ آمده است كه حضرت علي (عليه السلام) و عباس، عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در جمعي از صحابه بودند و عمر به آن دو گفت:

فلما توفي رسول الله صلي الله عليه و سلم قال أبو بكر: أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم، ... فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا ... ثم توفي أبو بكر و أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم و ولي أبي بكر، فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا ... .

و اين روايت نشان مي دهد كه رابطه ميان علي بن أبي طالب (عليه السلام) و خلفاء، آن طور كه شما ادعا مي كنيد نبوده است. لذا وقتي در صحيح بخاري به اين قضيه مي رسد، مي گويد:

كذا و كذا.

صحيح البخاري، ج٦، ص١٩١

يعني خود آقاي بخاري هم درك كرده است كه اين توهين است و اهانت به خليفه اول و خليفه دوم است.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. ما نصوص صريحي داريم در كتاب هاي خود أهل سنت كه جنگ و حرب با حضرت علي (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام)، جنگ با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و در نتيجه، جنگ با خداست. سبّ آنها هم سبّ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و نهايتا سبّ خداست. ما مي بينيم كه در جنگ جمل و جنگ صفين، جناب أم المؤمنين عايشه، طلحه، زبير، معاويه عليه أمير المؤمنين (عليه السلام) و هم چنين يزيد بر عليه امام حسين (عليه السلام) جنگيدند. اين آقايان در مقابل نصّ صريح مي گويند كه اجتهاد كردند و اجتهادشان صحيح نبود.

سؤال من از برادران أهل سنت اين است كه چرا اين آقايان و خانم أم المؤمنين يك اجتهاد اشتباهي عليه خلفاء ثلاث نكردند و همه اين اجتهادها كه نتيجه اش كشت و كشتار بود و اگر دست شان مي رسيد، علي بن أبي طالب (عليه السلام) را مانند امام حسين (عليه السلام) مي كشتند، همه اش عليه أهل بيت (عليهم السلام) بود؟ اين براي ما سؤال است كه چرا اينها اين اجتهاد اشتباه را در برابر ٣ خليفه نكردند؟

أم المؤمنين عايشه بهتر نبود كه اجتهادش را اعلام مي كرد كه من اجتهاد كردم و به اين نتيجه رسيدم كه بايد با علي بن أبي طالب (عليه السلام) جنگيد و رعايت آيه «و قرن في بيوتكن» را مي كرد و احترام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را حفظ مي كرد و در خانه اش مي نشست و اين فتوا را به فرزندانش كه مادر آنها بود، مي گفت و آنها عمل مي كردند و سوار بر شتر نمي شد و شهر به شهر نمي رفت؟

اينها اجتهاد مي كنند و عليه علي بن أبي طالب (عليه السلام) كه خليفه مورد إجماع أمت بود، قيام و جنگ مي كنند. برادران أهل سنت مي گويند كه اجتهاد كردند و اشتباه كردند و خدا هم فرداي قيامت به آنها ثواب مي دهد. ما هم كه علماء داريم و مراجع داريم و مجتهدين داريم، آيا اينها اين حق را ندارند كه حدأقل اجتهاد بكنند عزاداري براي فرزند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و «سيد شباب أهل الجنة» مستحب است؟ اگر اين فتواي مستحب را با اجتهادشان بدهند، اين آقايان، نه تنها اجر به مجتهدين ما نمي دهند، بلكه حكم تكفير همه پيروان و شيعيان را صادر مي كنند و آنها را كافر و بدعت گزار مي نامند. آيا اين با وجدان و انصاف جور در مي آيد؟

اين آقايان در برابر خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اجتهاد مي كنند و مي جنگند. حالا اگر مجتهدين ما مانند أللهياري و ديگران، اجتهاد كرده اند و از رواياتي كه از كتب خودشان نقل شده، به اين نتيجه رسيده اند كه خلفاء ثلاث مثلاً از اين كارها كرده اند، آيا واقعاً ما بايد آنها را تكفير بكنيم؟

آقايان أهل سنت روي اين مسائل فكر بكنند كه چرا اين اجتهادها و ظلم ها، عليه أهل بيت (عليهم السلام) بود؟

جواب ٥ :

١. اين كه شما فرموديد: «جنگ با حضرت علي (عليه السلام)، جنگ با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و جنگ با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم جنگ با خداست»، اين روايت را آقاي احمد بن حنبل در مسند احمد،جلد ٢، صفحه ٤٤٢ و حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين،جلد ٣، صفحه ١٤٩ و هيثمي در مجمع الزوائد و منبع الفوائد،جلد ٩، صفحه ١٦٩ نقل مي كنند.

در اين كه سبّ علي بن أبي طالب (عليه السلام)، سبّ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، آقاي احمد بن حنبل در مسند احمد، جلد ٦، صفحه ٣٢٣ و ده ها مصادر ديگر آورده اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من سبّ عليا فقد سبْني.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٩، ص١٣٠ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٥، ص١٣٣

آقاي حاكم نيشابوري هم مي گويد:

هذا حديث صحيح الإسناد.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٢١

جالب تر از اينها اين است كه آقاي جابر بن عبد الله انصاري از عمر بن خطاب نقل مي كند:

كنت أجفو عليا، فلقيني رسول الله صلي الله عليه و سلم فقال: إنك آذيتني يا عمر. فقلت: أعوذ بالله ممن آذي رسوله. قال: إنك قد آذيت عليا و من آذي عليا فقد آذاني.

من در حق علي جفا كرده بودم. رسول الله (صلي الله عليه و سلم) مرا ديد و فرمود: اي عمر! تو مرا اذيت كردي. گفتم: پناه مي برم به خدا از اين كه رسولش را اذيت كنم. حضرت فرمود: تو علي را اذيت كرده اي. هر كسي علي را اذيت كند، مرا اذيت كرده است.

مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص٨١

* * * * * * *

سؤال ٦ :

اگر يك هم مذهب، عليه هم مذهب خود حكم تكفير دهد، حكمش چيست؟

جواب ٦ :

اين را آنها بايد جواب بدهند و به ما ربطي ندارد. آنها مي گويند كه شيعه عليه أهل سنت فتوا مي دهد. ما هم مي گوييم شما در بين خودتان هم از اين فتاوي داريد.

گر قصد شود كه مست گيرند در شهر هر آنچه هست گيرند

* * * * * * *

سؤال ٧ :

١. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وفات فرمودند، چند نفر از زنانش حضور داشتند؟

٢. آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مهريه زنانش را همان اول پرداخت مي كرد؟

٣. آيا مگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فدك را به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هديه نكرده بود؟ يكي از آقايان أهل سنت مي گفت كه فدك، ارث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود. ٣ نفر از فرزندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بعد از وفات ايشان زنده بودند.

جواب ٧ :

١. ظاهراً غير از حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) كه از دنيا رفت، باقي زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در قيد بودند؛ أم حبيبه، أم سلمه، حفصه و عايشه و ديگران. ٨ يا ٩ نفر از زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در زمان رحلت حضرت در دنيا بودند.

٢. قاعده همين بود كه مهريه شان را پرداخت مي كردند. ولي آيا خانه هايي كه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) باقي ماند، براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود يا به زنانش بخشيدند، هيچ دليل ندارند.

٣. در رابطه با اين كه فدك، ارث حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بوده است يا نه، بايد بگوييم كه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در ابتداء مي آيد و مي گويد فدك را پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به ايشان بخشيده است و أمير المؤمنين (عليه السلام)، امام حسن (عليه السلام)، امام حسين (عليه السلام) و أم أيمن را هم به عنوان شاهد مي آورد، ولي خليفه اول قبول نمي كند. بر فرض كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فدك را به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هديه نكرده است، آيا ملك پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود يا خير؟ أبو بكر گفت بله، ملك پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است. حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هم گفت اگر ملك پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، پس به من ارث مي رسد.

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ابتداء مي گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين فدك را در زمان حياتش به ايشان بخشيده است. يعني حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در ابتداء ادعاي مالكيت فدك را مي كند و وقتي أبو بكر زير بار اين مسئله نمي رود، ادعاي ارث مي كند. أبو بكر در مورد ارث هم مي گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

نحن معاشر الأنبياء لا نورث.

صحيح البخاري، ج٤، ص٤٢

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هم گفت اين خلاف قرآن و سنت است.

در مورد ساير فرزندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم اي كاش مي گفتند كدام يك از اينها زنده بودند تا ما هم مي دانستيم. چون در هنگام رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، غير از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، فرزند ديگري نداشتند. تنها پسرش ابراهيم بود كه در سال ششم يا هفتم هجري از دنيا رفت و يكي از دخترانش در سال دوم هجري و ديگري در سال هاي بعد از دنيا رفت و تا سال ٨ هشتم هجري، غير از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، فرزندي زنده نماند.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

١. با توجه به تجربه ارزشمندي كه استاد حسيني قزويني در راستاي نشر معارف أهل بيت (عليهم السلام) و مباحثه و مناظره با مخالفين أهل بيت (عليهم السلام) دارند، من به عنوان يك شيعه خصوصاً از ايشان كه به عنوان بزرگ ترين عالمي كه در اين راستا زحمت مي كشند، انتظار دارم شبكه هاي شيعه، خصوصاً فارسي زبان را با هم هماهنگ كنند در مقابل اين هجمه وسيع وهابيت و اين شبهات بسيار فساد انگيزي كه اينها ايجاد مي كنند و نه تنها به صورت رسانه اي از هم انتقاد نكنند، بلكه در پشت صحنه هم با همديگر همكاري خيلي صميمي داشته باشند تا شيعيان دلگرم تر شوند. من گاهي مي بينم كه در شبكه جهاني ولايت و شبكه أهل بيت انتقاداتي از همديگر مي شود كه من به عنوان يك شيعه دلم مي سوزد كه چرا به جاي اين كه با همديگر هماهنگ عمل كنند، متأسفانه گاهي اوقات از همديگر انتقاد مي كنند.

جواب ٨ :

انتقاد اگر سازنده باشد، مايه كمال است و من هم بارها گفته ام اگر كسي از ما و بنده انتقاد كند، والله! بيشتر خوشحال مي شوم تا اين كه كسي بيايد و از من مدح و تعريف كند. چون اين انتقادات است كه انسان را به كمال مي رساند و نقايص را برطرف مي كند. ولي بعضي اوقات بحث انتقاد مطرح نيست، بلكه بحث ما اين است كه اين روش هايي كه ما شروع مي كنيم و آمديم اختلاف ميان شيعه و سني ايجاد كرديم و گفتيم «تمام أهل سنت، ناصبي هستند و محبت دشمنان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را در دل دارند و حق نداريد با اينها ازدواج كنيد و شريك شويد»، چه مي شود؟ همه جا محله شما نيست، در خيلي از مناطق در داخل و خارج كشور، در خانواده ها، زن شيعه است و مرد سني است. چند روز قبل هم زني از ايران شهر به مؤسسه ما آمده بود و يك ساعت با ما ديدار داشت. ايشان شيعه بود و مي گفت: «شوهرم سني است و ٤ فرزند دارم كه ٢ فرزندم شيعه و ٢ فرزندم سني است». همين خانم، يكي از مبلغان شيعه در منطقه است و چند حوزه علميه تأسيس كرده است و چند مسجد و حسينيه ساخته است. مي گفت: «شوهرم نه تنها ممانعت نكرده، بلكه كمك هم كرده است». وقتي ما بياييم اين اختلاف ميان شيعه و سني را راه بياندازيم كه شيعه چنين است و سني چنين است، ببينيد كه چه اختلافاتي در اين خانواده ها مي افتد و چه درگيري هايي ايجاد مي شود و چه خانواده هايي از هم پاشيده مي شود و چه پدر و پسرهايي در برابر هم قرار مي گيرند؟ بحث نواصب جداست و آن بحث هم جداست. ولي اگر ما آمديم همه أهل سنت را با يك چشم ديديم و كفر خلفاء را با يك سري أدله واهي ثابت كرديم، اينها به صلاح جهان تشيع و اسلام نيست. ما مي گوييم حتي اگر شبكه ما هم چنين مطالبي را مطرح كند، گوش كردن به شبكه جهاني ولايت حرام است و اين شبكه، شبكه فتنه است.

پرچم داران ما، مراجع عظام تقليد ما هستند و اگر دست ما به آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) نمي رسد، اينها نائبان آن حضرت هستند و بايد تلاش كنيم تا ببينيم نظر اينها چيست. اگر از يك مرجعي فتوا گرفتيم كه شما فلان مطلب را بگوييد، در اين صورت اگر گفتيم، هيچ اشكالي ندارد. ولي نه، ما كه هنوز بلد نيستيم استنباط با سين است يا با صاد و ادعاي اجتهاد بكنيم و در برابر مرجعيت بايستيم، مقداري دور از شأن طلبگي و شبكه جهاني است.

ما اين مطالب را مطرح مي كنيم و روي حرف مان هم هستيم و اين به معناي اختلاف ميان شبكه هاي شيعه با همديگر نيست. ما بايد همگي تلاش كنيم نظر آقايان مراجع عظام تقليدمان را كه تاج سر ما و سرور ما هستند و امروز هم پرچم تشيع به دست اينهاست، در تمام برنامه هاي مان لحاظ كنيم. اگر ديديم برنامه ما خلاف نظر مراجع است، آن را تغيير دهيم. اگر چند نفر عوام زنگ زدند و ما را تحريك كردند و بَه بَه و چَه چَه بگويند، اين هنر نيست. هنر آن است كه يك مرجعي بگويد كار شما درست است. من افتخار مي كنم اگر يك مرجعي بگويد فلان كار شما اشتباه بود و من هم مي گويم سمعاً و طاعةً. اين مايه افتخار ماست كه بزرگان ما بيايند نقطه ضعف ما را بيان كنند و ما به كمال برسيم.

ما اين حسرت را در دل وهابي ها مي اندازيم كه تصور مي كنند چند شبكه شيعي با همديگر به جنگ و اختلاف و نزاع افتاده اند. به هيچ وجه اين گونه نيست. ما هواي همه را داريم و از طلبه هاي مان هم هر چقدر انتقاد داشته باشيم، لنگه كفش شان را هم به وهابيت نمي دهيم. اين عقيده ما هست كه در برابر آنها در يك صف هستيم، ولي در ميان خودمان هم اختلاف داريم و ما هم اگر يك اشكالي داشته باشيم، دوستان به ما بگويند و ما هم سمعاً و طاعةً قبول مي كنيم و دست شان را از دور مي بوسيم كه كسي از ما انتقاد بكند و ما را به كمال نزديك تر بكند.

* * * * * * *

سؤال ٩ :

آيا مراد از اين آيه:

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا

 

سوره آل عمران/آيه١٠٣

أهل بيت (عليهم السلام) هستند؟

جواب ٩ :

شما مي توانيد به كتاب تفسير الكشف و البيان ثعلبي،جلد ٣، صفحه ١٦٣ و شواهد التنزيل حاكم حسكاني،جلد ١، صفحه ١٦٩ مراجعه كنيد كه در آنجا نقل مي كنند كه امام صادق (عليه السلام) فرمود:

نحن حبل الله الذي قال الله: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا».

در شواهد التنزيل،جلد ١، صفحه ١٦٨، حديث ١٧٧ اين تعبير آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من أحب أن يركب سفينة النجاة و يتمسك بالعروة الوثقي و يعتصم بحبل الله المتين، فليوال عليا و ليأتم بالهداة من ولده.

هر كسي كه دوست دارد سوار كشتي نجات شود و به عروة الوثقي متمسك شود و به حب الله المتين چنگ بزند، به ولايت علي متمسك شود و فرزندان هدايت گرش را امام قرار بدهد.

آقاي فخر رازي در ذيل آيه «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا» اين روايت را از أبو سعيد خدري مي آورد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إني تارك فيكم الثقلين، كتاب الله تعالي حبل ممدود من السماء إلي الأرض و عترتي أهل بيتي.

تفسير الرازي، ج٨، ص١٧٣

همين تعبير را آقاي آلوسي در تفسير روح المعاني،جلد ٤، صفحه ١٨ در ذيل همين آيه شريفه مطرح مي كند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»