سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٩٨ - سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير ٠٢

سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير ٠٢

کد مطلب: ٥٤٦٢ تاریخ انتشار: ٢٣ دي ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٤٠٧٣ سخنراني ها » شبکه ولايت سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير ٠٢
حبل المتين ٨٩/١٠/٢٣

بسم الله الرحمن الرحيم 

 

تاریخ : ٢٣ / ١٠ / ٨٩

آقاي محسني

در برنامه قبلي، طبق درخواست و پيامك هاي بينندگان كه در مورد قضيه مختارنامه و عبد الله بن زبير و مباحث مشابه بود، به همين خاطر، مباحث مان را به همين سمت و سو آورديم. در ادامه برنامه جلسه قبل، بحث ما بحث عبد الله بن زبير است و بخشي از آن را در جلسه قبل بيان كرديد و در اين جلسه هم اين سؤال را دارم:

آيا در منابع أهل سنت، مدركي وجود دارد مبني بر اين كه عبد الله بن زبير، صلوات بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ترك كرده است؟

چون برخي از بينندگان عزيز به دليل تغيير فركانس شبكه جهاني ولايت، برنامه جلسه قبل را نديده اند، لطفاً مختصري از برنامه جلسه قبل را هم بيان بفرماييد و سپس وارد سؤال برنامه امروز شويد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با اين قضيه، بنده خدمت بينندگان عزيز عرض كنم كه هدف ما از اين بحثي كه پيرامون عبد الله بن زبير شروع كرده ايم، دفاع از صدا و سيما نيست، دفاع از مختارنامه نيست. چون صدا و سيما براي خودش مسئوليني دارد و وكيل و وصي دارد كه از آن دفاع مي كنند و اگر اشكالاتي داشته باشد، مي پذيرند و سازنده اين سريال هم خودش مي تواند دفاع كند و ما به هيچ وجه در اين مورد براي خودمان تكليفي احساس نمي كنيم. ولي آنچه كه براي ما مهم بود، اين بود كه در اين سريال، در رابطه با عبد الله بن زبير، مباحثي مطرح شد و متأسفانه ديديم كه عليه شيعه، هجمه گسترده اي آغاز شد و به جاي اين كه بيايند سريال را يا بخشي از آن را زير سؤال ببرند، آمده اند تمام فرهنگ شيعه را زير سؤال برده اند و اين يك پديده شوم و جديدي است كه در دنياي رسانه مطرح است.

يك آقايي در لندن به عايشه توهين مي كند و تمام رسانه هاي وهابيت و سايت هاي اينترنتي مي آيند شيعه را زير سؤال مي برند و شيعه را چنين و چنان معرفي مي كند. اگر يك منبري، در بالاي منبر، مطلب تندي را نسبت به صحابه مطرح كند، تمام شيعه را زير سؤال مي برند. اگر در يك ماهواره اي، يك شخصي مطلب تندي را بيان كند، اينها مي آيند تمام شيعه را زير سؤال مي برند.

تقاضاي من از كساني كه نسبت به صحابه حساسيت دارند، اين است كه بيايند فقط نسبت به آن فردي كه اين مباحث را مطرح كرده است، موضع نشان دهند و او را زير سؤال ببرند، نه تمام شيعه را.

لذا، چون اين قضيه، برگشت به كل شيعه است، ما بر خودمان لازم ديديم كه در اين زمينه، مطالبي را خدمت بينندگان عزيز تقديم مي كنيم.

بحث ما در جلسه گذشته، راجع به عبد الله بن زبير و متعه در كتاب و سنت بود و رواياتي را از منابع خود أهل سنت خوانديم و روايتي را از كتب شيعه نخوانديم و بينندگاني كه شاهد برنامه ما بودند، ملاحظه كردند كه ما غالب روايات را طبق مباني رجالي أهل سنت، بررسي روايي كرديم.

خلاصه اي از بحث متعه در كتاب و سنت

بحثي نسبت به متعه در كتاب و سنت داشتيم و خلاصه اي از آن را عرض مي كنم.

١. متعه در قرآن

در آيه ٢٤ سوره نساء، قرآن مي فرمايد:

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً

و زناني را كه متعه مي كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد.

آقاي قرطبي كه از ائمه تفسير أهل سنت است، مي گويد:

و قال الجمهور: المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام.

جمهور أهل سنت بر اين عقيده هستند: مراد از اين آيه، نكاح متعه اي است كه در صدر اسلام بود.

تفسير القرطبي، ج٥، ص١٣٠ ـ فتح القدير للشوكاني، ج١،، ص٤٤٩

٢. متعه در سنت

در صحيح مسلم، جلد ٤، صفحه ١٣١ از جابر نقل شده است:

كنا نستمتع بالقبضة من التمر و الدقيق الأيام علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أبي بكر، حتي نهي عنه عمر في شأن عمرو بن حريث.

ما در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، زنان را متعه مي كرديم در برابر يك مشت خرما و گندم و در زمان أبو بكر هم اين متعه رايج بود؛ تا اين كه عمر بن خطاب در مسئله عمرو بن حريث از آن نهي كرد.

٣. متعه در اقوال صحابه و تابعين

إبن كثير دمشقي سلفي مي گويد:

و قد روي عن إبن عباس و طائفة من الصحابة القول بإباحتها للضرورة و هو رواية عن الإمام أحمد و كان إبن عباس و أبيّ بن كعب و سعيد بن جبير و السدي يقرؤن «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ إلي أجل مسمي فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» و قال مجاهد: نزلت في نكاح المتعة.

از إبن عباس و طائفه اي از صحابه نقل شده است كه متعه جايز است به خاطر ضرورت و اين روايتي از امام احمد است و أبيّ بن كعب و سعيد بن جبير و سدّي هم اين آيه را اين گونه خوانده اند: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ إلي أجل مسمي فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» و مجاهد هم مي گويد: اين آيه در مورد نكاح متعه نازل شده است.

تفسير إبن كثير، ج١، ص٤٨٦

آقاي إبن حزم آندلسي در المحلي، جلد ٩، صفحه ٥١٩ از تعدادي از صحابه مانند أسماء بنت أبي بكر، مادر عبد الله بن زبير، جابر بن عبد الله، عبد الله بن مسعود، عبد الله بن عباس، معاويه، عمرو بن حريث، أبو سعيد خدري، سلمة و معبد فرزندان أمية بن خلف و هم چنين جابر بن عبد الله از جميع صحابه نقل كرده كه در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و أبو بكر و بخشي از خلافت عمر بن خطاب، ما متعه مي كرديم:

و قد ثبت علي تحليلها بعد رسول الله صلي الله عليه و سلم جماعة من السلف رضي الله عنهم، منهم من الصحابة رضي الله عنهم: أسماء بنت أبي بكر الصديق و جابر بن عبد الله و ابن مسعود و إبن عباس و معاوية بن أبي سفيان و عمرو بن حريث و أبو سعيد الخدري و سلمة و معبد أبناء أمية بن خلف.

و رواه جابر بن عبد الله عن جميع الصحابة مدة رسول الله صلي الله عليه و سلم و مدة أبي بكر و عمر إلي قرب آخر خلافة عمر.

در ميان تابعين هم:

و من التابعين طاوس و عطاء و سعيد بن جبير و سائر فقهاء مكة.

طاوس، عطاء، سعيد بن جبير و ساير فقهاء مكه هم همين عقيده را داشتند.

المحلي لإبن حزم، ج٩، ص٥٢٠

هم چنين مي توانيد به تفسير امام قرطبي، جلد ٥، صفحه ١٣٣ مراجعه كنيد.

جالب اين است كه آقاي إبن جريج، از فقهاء مكه كه آقاي ذهبي در ميزان الإعتدال، جلد ٢، صفحه ٦٥٩ در مورد او مي گويد:

مجمع علي ثقته.

وثاقتش إجماعي است.

آقاي ذهبي در مورد او در ميزان الإعتدال و سير أعلام النبلاء مي گويد:

فإنه أوصي بنيه بستين امرأة و قال: لا تزوجوا بهن، فإنهن أمهاتكم (كان يري المتعة).

فرزندانش را به ٦٠ زن سفارش كرد: با اينها ازدواج نكنيد؛ زيرا مادران شما هستند.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٩، ص١١ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج٢، ص٦٥٩ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج١٢، ص٩٦ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٤، ص٥٤٤ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٧، ص٢٦٣

از امام شافعي نقل مي كنند:

إستمتع إبن جريج بتسعين إمرأة، حتي أنه كان يحتقن في الليل بأوقية شيرج طلبا للجماع.

إبن جريج، ٩٠ زن صيغه اي داشته است و هر شب، يك ليوان روغن كنجد براي جماع با همسرانش استفاده مي كرد.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٦، ص٣٣٣

٤. متعه زادگان در ميان صحابه و تابعين و بزرگان أهل سنت

تعدادي از صحابه و تابعين و از بزرگان أهل سنت هم بوده اند كساني كه از متعه متولد شده اند و اولين آنها، عبد الله بن زبير است. هم چنين عروة بن زبير، عمرو بن حريث، عبد الله بن سعد، أمية بن فضالة، يونس بن عبد الله بن أبي عوف، عبد الله بن صفوان بن أمية و معبد بن سلمة كه از شخصيت هاي برجسته استوانه هاي هستند، از متعه متولد شده اند.

اين آقايان أهل سنت يا وهابيت كه از متعه تعبير به روسپي گري مي كنند، به ما جواب بدهند كه آيا واقعاً اينها زنازاده بوده اند؟ غالب اينها بعد از رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به دنيا آمده اند.

اين خلاصه اي بود از بحث متعه در كتاب و سنت در جلسه قبل.

متعه زاده بودن عبد الله بن زبير

اما در رابطه با عبد الله بن زبير، در جلسه گذشته مباحثي را مطرح كرديم و از جمله آنها اين بود كه خود عبد الله بن زبير، متعه زاده و نخستين ثمره ازدواج موقت بود.

آقاي طحاوي (متوفاي ٣٢١ هجري) با سند صحيح صراحت دارد:

عن سعيد بن جبير قال: سمعت عبد الله بن الزبير يخطب و هو يعرض بابن عباس يعيب عليه قوله في المتعة، فقال بن عباس: يسأل أمه إن كان صادقا، فسألها فقالت: صدق بن عباس، قد كان ذلك.

سعيد بن جبير مي گويد: شنيدم كه عبد الله بن زبير در مكه، بر بالاي منبر خطبه مي خواند و بر إبن عباس خُرده مي گيرد و اعتراض مي كند و عيب مي شمارد كه إبن عباس معتقد به متعه است. إبن عباس گفت: اگر عبد الله بن زبير واقعاً راست مي گويد، اين قضيه را از مادرش سؤال كند. عبد الله بن زبير از مادرش سؤال كرد و مادرش گفت: إبن عباس راست مي گويد، اين چنين است و من در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، متعه پدرت زبير بودم.

شرح معاني الآثار لأحمد بن محمد بن سلمةالطحاوي، ج٣، ص٢٤

بررسي سندي روايت:

سند اين روايت به اين شكل است:

حدثنا صالح بن عبد الرحمن قال: ثنا سعيد بن منصور قال: ثنا هشام قال: أخبرنا أبو بشر عن سعيد بن جبير.

١. سعيد بن جبير

إبن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب،جلد ٤، صفحه ١٢ به نقل از آقاي أبو القاسم طبري گفته است:

هو ثقة امام حجة علي المسلمين.

٢. أبو بُشر، جعفر بن أبي وحشية

آقاي إبن حجر عسقلاني در تقريب التهذيب،جلد ١، صفحه ١٦٠ در مورد ايشان گفته است:

ثقة من أثبت الناس في سعيد بن جبير.

ثقه است و معتبرترين افراد در روايت از سعيد بن جبير است.

٣. هشام بن سنبر دستوايي

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء،جلد ٧، صفحه ١٤٩ در مورد ايشان گفته است:

مجمع عليه هو الحافظ الحجة الإمام الصادق.

... او حافظ و حجت و پيشوا و راستگو بوده است.

٤. سعيد بن منصور بن شعبة

آقاي ذهبي در تاريخ الإسلام،جلد ١٦، صفحه ١٨٤ در مورد ايشان گفته است:

الحافظ الحجة.

٥. صالح بن عبد الرحمن انصاري

آقاي إبن أبي حاتم كه از استوانه هاي رجالي أهل سنت است در الجرح و التعديل ، جلد ٤، صفحه ٤٠٨ در مورد ايشان گفته است:

محله الصدق.

٦. طحاوي

خود آقاي طحاوي هم صاحب اين كتاب است و آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء،جلد ١٥، صفحه ٢٧ در مورد ايشان گفته است:

الطحاوي: الإمام العلامة الحافظ الكبير محدث الديار.

اعتراف مادر عبد الله بن زبير بر انجام متعه

سپس اعتراف مادر عبد الله بن زبير را آورديم كه راوي مي گويد:

دخلنا علي أسماء إبنة أبي بكر، فسألناها عن متعة النساء، فقالت: فعلناها علي عهد رسول الله (صلي الله عليه و سلم).

ما وارد شديم بر منزل أسماء دختر أبو بكر (ادر عبد الله بن زبير) و از او درباره متعه النساء پرسيديم و گفت: ما در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) اين كار را انجام مي داديم.

السنن الكبري للنسائي، ج٣، ص٣٢٦، ح٥٥٤٠ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٢٤، ص١٠٣ ـ مسند أبي داود الطيالسي، ص٢٢٧

اين روايت هم كاملاً صحيح است.

بررسي سندي روايت

سند روايت به اين شكل است:

محمود بن غيلان المروزي قال: ثنا أبو داود قال: ثنا شعبة عن مسلم القري.

١. مسلم القري (يا قريشي)

آقاي إبن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب، جلد ١٠، صفحه ١٢٣ در مورد ايشان گفته است:

قال أبو حاتم: شيخ و قال النسائي: ثقة و ذكره إبن حبان في الثقات.

آقاي أبو حاتم (كه از استوانه هاي رجالي أهل سنت است) مي گويد: او از اساتيد است. آقاي نسائي مي گويد: ثقه است. آقاي إبن حبان هم او را در كتاب الثقات خودش آورده است.

٢. شعبة

آقاي إبن كثير در البداية و النهاية، جلد ١٠، صفحه ١٤١ در مورد ايشان گفته است:

و هو شيخ المحدثين، الملقب فيهم بأمير المؤمنين، قاله الثوري و قال يحيي بن معين: هو إمام المتقين.

آقاي ثوري مي گويد: او استاد محدثين است و در ميان آنها به أمير المؤمنين ملقب شده است. يحيي بن معين مي گويد: او پيشواي پرهيزكاران است.

٣. أبو داود

آقاي مزي در تهذيب الكمال في أسماء الرجال، جلد ١١، صفحه ٤٠٦ به نقل از آقاي احمد بن حنبل مي گويد:

ثقة صدوق.

مورد اعتماد و راستگو است.

٤. محمود بن غيلان المروزي

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء،جلد ١٢، صفحه ٢٢٣ در مورد ايشان گفته است:

الإمام الحافظ الحجة، من ائمة الأثر.

پيشوا و حافظ و حجت است و از پيشوايان حديث است.

٥. عبد الرحمن نسائي

ايشان هم صاحب كتاب است، آقاي إبن كثير در البداية و النهاية،جلد ١١، صفحه ١٤٠ در مورد ايشان گفته شده است:

الإمام في عصره.

عبد الله بن زبير از ديدگاه أمير المؤمنين (عليه السلام)

بعد هم بحثي داشتيم در رابطه با عبد الله بن زبير از منظر آقا أمير المؤمنين (عليه السلام).

در تاريخ طبري آمده است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به ايشان مي فرمايد:

قد كنا نعدك من بني عبد المطلب، حتي بلغ إبنك إبن السوء، ففرّق بيننا و بينك.

ما تو را جزء بني عبد المطلب و ياوران خودمان به شمار مي آورديم، تا اين كه فرزند بد و نادرست تو بزرگ شد و ميان ما و تو جدايي انداخت.

تاريخ الطبري، ج٣، ص٥١٩ ـ أنساب الأشراف للبلاذري، ص٢٥٥

هم چنين عبارتي را در بعضي از منابع آورده اند كه ما آن را قبول نداريم. بعد از كشته شدن عثمان:

و قال علي لابنيه: كيف قتل أمير المؤمنين و أنتما علي الباب؟ قالا: لم نعلم.

علي به دو فرزندش فرمود: عثمان چگونه كشته شد، در حالي كه شما جلوي درب خانه عثمان بوديد؟ آن دو فرمودند: نمي دانيم.

معمولا اين را آقايان وهابي ها در ماهواره هاي شان زياد مي آورند.

هم چنين در كتاب هايي كه أهل سنت در داخل كشور جمهوري اسلامي ايران نوشته اند، روي اين عبارت خيلي مانور مي دهند:

ولطم الحسن و ضرب صدر الحسين.

به حسن و حسين اعتراض كرد و آنها را مورد ضرب قرار داد كه چرا گذاشتيد عثمان را بكشند.

ولي ذيل روايت را نقل نمي كنند كه مي فرمايد:

و لعن عبد الله بن الزبير.

و عبد الله بن زبير را لعن كرد (به خاطر نقشي كه در قتل عثمان داشت).

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٩، ص٤١٩ ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج٤، ص١٣٠٥ ـ الامامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج١، ص٤٥ ـ أنساب الأشراف للبلاذري، ج٢، ص٢٨٤ ـ عقد الفريد لإبن عبد ربه، ج٤، ص٢٧٣

عبد الله بن زبير، عامل اصلي حضور عايشه در جنگ جمل

هم چنين در جلسه قبل، مطلبي را نقل كرديم از ديدگاه خود آقايان أهل سنت كه عامل حضور عايشه در نبرد جمل كه بيش از ٣٠ هزار كشته داد، عبد الله بن زبير بود. وقتي أم المؤمنين عايشه آمد در نزديكي روستاي حوأب كه آبي جريان داشت و سگ ها در آنجا عوعو كردند، يك دفعه حال عايشه تغيير كرد و سؤال كرد: «اينجا كجاست؟» گفتند: «حوأب». عايشه هم به ياد روايتي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) افتاد كه به زنانش فرمود:

سگ هاي حوأب بر يكي از شماها عوعو مي كند و قدم شما در آنجا به سمت باطل است و ... .

إن شاء ا... وقتي خواستيم قضيه جنگ جمل را مطرح كنيم، اين موضوع را به حول و قوه إلهي براي بينندگان عزيز مفصلاً عرض خواهيم كرد.

عايشه إصرار داشت كه او را برگردانند:

فأبي عليها إبن الزبير.

إبن زبير مانع از برگشتن عايشه شد.

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج١١، ص٣٦٥، ح٢٠٧٥٣

يعني اگر عبد الله بن زبير نبود، عايشه هم برگشته بود و ديگر خبري از جنگ جمل نبود و اين همه اختلاف و كشتار نبود و حدود ٣٠ هزار انسان بي گناه هم در اين وسط كشته نمي شدند. الآن هم آقايان أهل سنت بر سر دو راهي مانده اند كه چه كنند؟ در هر دو طرف جنگ جمل، صحابه حضور داشتند. اگر بگويند حضرت علي (عليه السلام) حق است، بايد عايشه و طلحه و زبير باطل باشند و اگر بگويند اينها حق هستند، بايد معتقد باشند كه ـ نستجير بالله ـ حضرت علي (عليه السلام) باطل بوده است. لذا آمدند شعرهايي را بافتند كه حضرت علي (عليه السلام) حق بود، ولي آنها هم اجتهاد كردند و خطا كردند و به خاطر كشتن ٣٠ هزار انسان بي گناه، ثواب هم مي برند.

جالب اين است كه آقاي بلاذري در أنساب الأشراف، صفحه ٢٢٤ مي گويد:

عايشه گفت: مرا برگردانيد، مرا برگردانيد. «من از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) شنيدم كه در حضور زنانش فرمود: سگان حوأب براي يكي از شما عوعو مي كنند». ايشان تصميم بر بازگشت گرفت. عبد الله بن زبير آمد و گفت: كساني كه گفته اند اينجا حوأب است، دروغ گفته اند. سپس ٥٠ نفر از بني عامر را آورد و شهادت دادند و قسم خوردند كه عبد الله بن زبير راست مي گويد.

سند اين روايت هم صحيح است.

بررسي سندي روايت

سند اين روايت به اين شكل است:

عبد الرزاق عن معمر عن إبن طاووس عن أبيه.

١. طاوس بن كيسان اليماني

آقاي ذهبي در تذكرة الحفاظ، جلد ١، صفحه ٩٠ او را توثيق مي كند.

٢. عبد الله بن طاوس

آقاي ذهبي در تاريخ الإسلام،جلد ٨، صفحه ٤٦٣ او را توثيق مي كند.

٣. معمر بن راشد الأزدي

آقاي ذهبي در تذكرة الحفاظ، جلد ١، صفحه ١٩٠ مي گويد:

الإمام الحجة.

٤. عبد الرزاق الصنعاني

آقاي ذهبي در تذكرة الحفاظ، جلد ١، صفحه ٣٦٤ در مورد ايشان مي گويد:

وثقه غير واحد.

افراد زيادي او را توثيق كرده اند.

جالب اين است كه يحيي بن معين مي گويد:

اگر عبد الرزاق از اسلام برگردد و مرتدّ شود، ما حديث او را ترك نمي كنيم.

اينجا جاي سؤال مطرح كه چرا آقاي ذهبي، راويان زيادي را به خاطر شيعه بودن، روايت شان را ردّ مي كند، ولي نسبت به عبد الرزاق آورده است:

لو إرتدّ عبد الرزاق عن الإسلام، ما تركنا حديثه.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج٣، ص٩٣٠ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٩، ص٥٧٣ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٦، ص١٩٢ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٦، ص٢٨٠ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٥، ص٣١١

بحث ديگر ما اين بود كه إبن عساكر در تاريخ مدينة دمشق، جلد ٢٨، صفحه ٢٠١ مي گويد:

وقتي گفت و گويي ميان عبد الله بن زبير و معاويه رخ داد، عبد الله بن زبير گفت: من آنم كه در جنگ با علي شركت كرده بودم. معاويه گفت:

و لولا بغض علي بن أبي طالب، لجررت برجلي عثمان مع الضبع.

اگر بغض تو نسبت به علي نبود، تو پاهاي عثمان را همراه درندگان، در كوچه ها مي كشاندي.

اين خلاصه اي بود از بحث جلسه قبل.

ترك صلوات بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) توسط عبد الله بن زبير.

اما سؤال اين جلسه شما كه فرموديد:

آيا در منابع أهل سنت، مدركي وجود دارد مبني بر اين كه عبد الله بن زبير، صلوات بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ترك كرده است؟

در رابطه با اين قضيه، ما مطالبي را از منابع أهل سنت مي آوريم و اميدواريم عزيزان أهل سنت بتوانند به آن جواب بدهند و اگر حوصله تلفن كردن يا حضور در شبكه جهاني ولايت را ندارند، ما آماده هستيم كه اگر عزيزان، نقد يا پاسخي دارند، از طريق ايميل مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) يا ايميل شبكه جهاني ولايت يا از طريق پيامك اين شبكه با ما تماس بگيرند و مطالب خود را ارسال كنند و ما قول مي دهيم عين جملات اين بزرگواران را در اينجا بخوانيم.

ديشب كه بعضي از سايت ها را مي ديديم، ديديم كه جناب آقاي عبد الله حيدري نسبت به بحثي كه ما راجع به غدير داشتيم، تازه به يادشان افتاده است و مقداري نسبت به شبكه جهاني ولايت و خود ما هتاكي كرده است و مقاله اي مفصل را نوشته است و من هر چه خواندم، متوجه نشدم. يعني حرفي نزده است كه مثلاً فلاني كه فلان روايت را آورده است، سنداً ضعيف است و چنين است و چنان است. فقط آورده است: «ايشان [استاد حسيني قزويني] هم گفته است ما أهل سنت را نجس نمي دانيم، ولي منكر غدير را كافر مي دانيم».

من يادم نمي آيد كه گفته باشم: «منكر غدير را كافر مي دانيم». بحث ماي ما به صورت صوت و متن روي سايت موجود است و ما هم الحمد لله زنده هستيم و ايشان كه اين گونه سانسور مي كنند و إفتراء مي بندند، نمي دانيم براي فرداي قيامت چه جوابي تهيه كرده اند.

ايشان كه زماني منم منم مي گفت و حاضر به مناظره بود و شرط تعيين مي كرد، الآن چند ماهي است كه از ايشان خبري نيست و اگر ايشان صداي ما را مي شنوند، باز هم تقاضا مي كنيم حدأقل به صورت تلفني بيايند و اگر مناظره نمي كنند، حرف شان را از شبكه جهاني ولايت پخش كنند و مباحث شان را مطرح كنند و ما آمادگي داريم تا حرف هاي ايشان را از شبكه جهاني ولايت پخش كنيم و حرف خودمان را هم بزنيم و نام اين را هم مناظره نمي گذاريم. همان طور كه ايشان به صورت تلفني از مدينه منوره با شبكه نور ارتباط برقرار و صحبت مي كنند، با اين شبكه هم به همين شكل ارتباط برقرار كنند و ما را به عنوان برادر خودشان تلقي بكنند و بيايند صحبت هاي خود را مطرح كنند. البته با ٢ شرط: ١. وارد مباحث سياسي نشوند. چون ما يك شبكه غير دولتي هستيم و به هيچ وجه وارد مباحث سياسي نمي شويم، ٢. احترام به طرف مقابل و مقدسات آنها و عدم اهانت به آنها.ولي من از ايشان، هر جا كه هستند، رسماً دعوت مي كنم تا بيايند و حرف شان را بزنند و ما هم فرمايشات ايشان را بدون هيچ گونه سانسور پخش مي كنيم، فقط وارد مباحث سياسي نشوند و اهانت به مقدسات شيعه يا ديگر مذاهب شيعه نداشته باشند.

اما در رابطه با سؤال، قرآن مي فرمايد:

إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيمًا

سوره أحزاب/آيه٥٦

اين را در منابع أهل سنت، با سندهاي متعدد آورده اند كه عبد الله بن زبير، صلوات بر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را در خطبه هاي ترك كرده است.

إبن عباس به عبد الله بن زبير مي گويد:

بغضي و الله! أضرك و أثمك إذ دعاك إلي ترك الصلاة علي النبي (صلي الله عليه و سلم) في خطبك.

قسم به خدا! بغض من به تو ضرر رساند و تو را گناه كار كرد، چون وادار كرد كه تو صلوات بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را در خطبه هايت حذف كردي.

أنساب الأشراف للبلاذري، ج١، ص٤٤٦

هم چنين در جلد ٢، صفحه ١٩٠ نقل مي كند از محمد بن منتشر و مي گويد:

حضرت مكه أيام إبن زبير و أظهر سوء الرأي في بني هاشم و ترك ذكر النبي من أجلهم.

من در ايام حكومت عبد الله بن زبير در مكه بودم و ايشان نسبت بني هاشم، نظر بدي داشت و نام نبي (صلي الله عليه و سلم) را به خاطر بني هاشم، در خطبه ها ترك مي كرد.

در روايتي ديگر در أنساب الأشراف، جلد ٢، صفحه ١٩٠ آمده است كه عبد الله بن زبير مي گويد:

إن له أهيل سوء، فإن ذكر مدوا اعناقهم لذكره.

براي پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، أهل بيت بدي وجود دارد. وقتي نام پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي شود، اينها گردن شان را به نشانه افتخار بلند مي كنند.

در روايت ديگري كه آقاي إبن عبد ربه در عقد الفريد، جلد ٤، صفحه ٣٨٥ آورده است، عبد الله بن زبير مي گويد:

من قبيله بني هاشم را مي بينم كه وقتي نام پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را مي برم، گردن خود را بالا مي گيرند و مبغوض ترين چيز در نزد من، آن چيزي است كه آنها را خوشحال مي كند.

پس آيه تطهير و آيه مباهله و آيه «لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي (سوره شوري/آيه٢٣)» چه مي شود؟

اينها مباحثي است كه آقايان أهل سنت از عبد الله بن زبير نقل كرده اند.

* * * * * * *

آقاي محسني

موضع گيري عبد الله بن زبير نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) چگونه بود؟

استاد حسيني قزويني

آقاي احمد زكي صفوت كه از شخصيت هاي برجسته و مورد اعتماد أهل سنت است، در كتاب جمهرة خطب العرب كه از كتاب هاي معتبر أهل سنت است، جلد ٢، صفحه ٩٠ مي گويد:

خطب إبن الزبير فنال من الإمام علي (كرم الله وجهه)، فبلغ ذلك إبنه محمد إبن الحنفية رضي الله عنه فأقبل حتي وضع له كرسي قدامه فعلاه و قال: يا معشر قريش! شاهت الوجوه أينتقص علي و أنتم حضور؟!

عبد الله بن زبير خطبه اي خواند و نسبت به امام علي (كرم الله وجهه) ناسزا گفت و اهانت كرد. اين خبر به گوش محمد بن حنفيه (رضي الله عنه) رسيد و آمد و يك صندلي براي او گذاشتند و بالاي آن رفت و گفت: اي گروه قريش! چهره تان زشت باد! آيا از علي بدگويي مي شود، در حالي كه شما در اينجا حضور داريد؟

اين مسئله اي است كه خيلي دردآور است و در منبع خود عزيزان أهل سنت آمده است.

 

عزيزان بيننده خوب توجه كنند كه من اين روايت را از كتاب الكافي و تهذيب الأحكام و بحار الأنوار نمي خوانم؛ بلكه از كتاب هاي معتبر أهل سنت مي خوانم.

* * * * * * *

آقاي محسني

با توجه به اين كه در سريال مختارنامه هم آمده است، آيا در منابع أهل سنت آمده است كه عبد الله بن زبير تصميم به آتش زدن بني هاشم داشت؟ موضع گيري أهل بيت (عليهم السلام) چگونه بوده است؟

استاد حسيني قزويني

اين قضيه كاملاً مشخص، واضح و روشن است و در منابع أهل سنت با سندهاي معتبر آمده است.

بني هاشم در دو راهي بيعت با عبد الله بن زبير يا سوختن در آتش

عبد الله بن زبير با بني هاشم، إبن عباس و محمد بن حنفيه بناي درگيري و برخورد داشت و نسبت به آنها ناسزا مي گفت:

فأظهر شتمه و عيبه و أمرهم و بني هاشم أن يلزموا شعبهم و جعل عليهم الرقباء و قال فيما يقول: والله! لتبايعن أو لأحرقنكم، فخافوا علي أنفسهم، ... فرأيت محمد بن الحنفية محبوسا في زمزم.

... محمد بن حنفيه و ديگر بني هاشم را دستور داد تا در شعب أبي طالب جمع كنند و گفت: به خدا قسم! با بايد با من بيعت كنيد، يا اين كه تمام بني هاشم را در آتش مي سوزانم. بني هاشم هم ترسيدند، ... محمد بن حنفيه را ديدم كه در كنار زمزم، زنداني شده است.

 

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٤، ص١١٨ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٥، ص١٠١ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٥٤، ص٣٣٨

واقعاً نمي دانيم كه آقايان أهل سنت چه جوابي براي اين روايت دارند؟!

آقاي إبن عبد ربّه در كتاب عقد الفريد، جلد ٤، صفحه ٣٨٥ مي گويد:

وقتي خلافت عبد الله بن زبير قطعي شد و بر حرمين و عراقين و كوفه و بصره مسلط شد و آنها را در قبضه خود آورد، عبد الله بن عباس و محمد بن حنفيه و جماعتي از بني هاشم را دعوت كرد تا با او بيعت كنند و گفت: اگر بيعت نكنيد، تمام شما را با آتش مي سوزانم.

جالب اين است كه در تاريخ يعقوبي، جلد ٢، صفحه ٢٦١ و تذكرة الحمدونية آقاي إبن حمدون، جلد ٤، صفحه ٣٠١ آمده است:

و لما لم يكن بابن الزبير قوة علي بني هاشم و عجز عما دبره فيهم، أخرجهم عن مكة و أخرج محمد بن الحنفية إلي ناحية رضوي و أخرج عبد الله بن عباس إلي الطائف إخراجا قبيحا.

وقتي عبد الله بن زبير ديد قدرت مقابله با بني هاشم را ندارد و نقشه هايي را كه عليه هاشم كشيده بود، كارساز نيست، محمد بن حنفيه را به طرف رَضْويٰ تبعيد كرد و عبد الله بن عباس را به وضعيتي زشت و زننده، به طائف تبعيد كرد.

بنده توفيق داشتم كه در سال ١٣٨٤ به مكه مشرف شوم و با مفتي اعظم عربستان سعودي در طائف گفت و گويي داشته باشم، بعد از پايان گفت و گوي مان، رفتيم قبر عبد الله بن عباس را زيارت كرديم كه در كنار مسجدي قرار گرفته و فقط يك سنگي به ديوار زده اند.

نفرين بني هاشم بر عبد الله بن زبير

وقتي عبد الله بن زبير عليه بني هاشم موضع گيري مي كند:

و لما توطد لإبن الزبير أمره و ملك الحرمين و العراقين، أظهر بعض بني هاشم الطعن عليه و ذلك بعد موت الحسن و الحسين.

وقتي خلافت عبد الله بن زبير تثبيت شد و خليفه حرمين و عراقين شد، بني هاشم شروع كردند به طعنه زدن و بدگويي كردن نسبت به عبد الله بن زبير. البته اين هم بعد از شهادت حسن و حسين بود.

 

عقد الفريد لإبن عبد ربه، ج٤، ص٣٨٥

حتي نقل شده است كه محمد بن حنفيه بر عبد الله بن زبير نفرين مي كرد و مي گفت:

أللهم ألبسه بخطيئته و اجعل دائرة السوء عليه.

خدايا! عبد الله بن زبير را به خاطر گناهانش دچار عذاب كن و بدترين بلايا را بر او نازل گردان.

سيروا بنا علي إسم الله إلي الطائف ...

حال كه قرار است ما تعبيد شويم، ما را به طرف طائف ببريد.

 

أنساب الأشراف للبلاذري، ج١، ص٤٤٦

جناب آقاي بلاذري يك عبارتي را آورده كه خيلي براي من دردآور است، حتي نقل آن هم براي من سخت است. اميدوارم بينندگان عزيزي كه روي خط مي آيند و از عزيزان أهل سنت هم بيايند و اگر نسبت به مباحث گذشته مطلبي ندارند، نسبت به اين يك مورد به ما پاسخ بدهند.

آقاي بلاذري آورده است كه عبد الله بن زبير به عبد الله بن عباس گفت:

والله! لإن كنت لي و لأهل بيتي مبغضا، لقد كتمت بغضك و بغض أهل أبيك منذ أربعون سنة.

به خدا قسم! اگر تو، من و خانواده ام را دشمن مي داري، من بغض و كينه خودت و خانواده پدرت را ٤٠ سال است كه در دل دارم و مخفي كرده ام.

أنساب الأشراف للبلاذري ، ج١، ص٤٤٦ ـ كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي، ج٦، ص٣٢٣

خيلي عجيب است! ما يك مورد را هم از كتب شيعه نقل نكرده ايم.

* * * * * * *

آقاي محسني

موضع گيري عبد الله بن زبير نسبت به امام حسين (عليه السلام) چگونه بوده است؟ مي گويند وقتي امام حسين (عليه السلام) از مكه به طرف كوفه حركت كرد، ايشان خيلي اظهار خوشحالي كرده است.

استاد حسيني قزويني

اين قضيه كاملاً واضح و روشن است و در جلسه گذشته در اين زمينه توضيح داده ايم. اين كه مي گويند عبد الله بن زبير نسبت به امام حسين (عليه السلام) نظر موافقي داشته است، صحيح نيست. اگر مقداري از منابع أهل سنت را ببينيد، اين قضيه از قول آقاي إبن عباس ـ حِبْرُ الأمة ـ واضح و روشن است.

عبد الله بن زبير و امام حسين (عليه السلام)

در سير أعلام النبلاء ذهبي، جلد ٣، صفحه ٢٩٧ آمده است كه وقتي امام حسين (عليه السلام) در مكه بود و مي خواست به طرف كوفه حركت كند، با اين كه همه أهل بيت (عليهم السلام) نگران و ناراحت بودند، از جمله إبن عباس هم نگران امام حسين (عليه السلام) بود،:

ثم خرج عبد الله بن عباس من عنده و هو مغضب و إبن الزبير علي الباب، فلما رأه قال: يا إبن الزبير! قد أتي ما أحببت قرت عينك، هذا أبو عبد الله يخرج و يتركك و الحجاز:

يا لك من قنبرة بمعمر خلا لك البر فبيضي و اصفري

عبد الله بن عباس از محضر حسين خارج شد، در حالي كه خيلي ناراحت و غضبناك بود و عبد الله بن زبير هم جلوي درب ايستاده بود. وقتي چشم إبن عباس به عبد الله بن زبير افتاد، گفت: اي پسر زبير! آنچه كه دوست داشتي، نزديك است كه اتفاق بيفتد و چشم روشني ات فراهم شد. اين أبو عبد الله است كه به طرف كوفه مي رود و تو را با حجاز تنها گذاشت و سپس اين شعر را خواند:

اي پرنده قنبر در منطقه معمره، فعلا تخم بگذار و آزادي تا رشد كني.

 

تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٦، ص٤٢١ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٤، ص٢١١ ـ تاريخ الطبري، ج٤، ص٢٨٨ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٤، ص٣٩ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٥، ص٩ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص١٧٣

در تاريخ طبري و ديگر منابع آمده است:

إن حسينا لما أجمع المسير إلي الكوفة ... ثم قال إبن عباس: لقد أقررت عين إبن الزبير بتخليتك إياه و الحجاز و الخروج منها ... فمر بعبد الله بن الزبير فقال: قرت عينك يا إبن الزبير.

وقتي حسين عازم كوفه بود، ... ، بعد از اين كه حسين راه افتاد، عبد الله بن عباس گفت: با رفتن تو، چشم عبد الله بن زبير روشن شد كه تنها مي تواند يكّه تاز ميدان حجاز باشد ... وقتي عبد الله بن عباس از كنار عبد الله بن زبير عبور مي كرد، گفت: چشمانت روشن شد إبن زبير (ديگر حسين به عنوان رقيب در مكه وجود ندارد).

تاريخ الطبري، ج٤، ص٢٨٧ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص١٧٢ ـ أنساب الأشراف للبلاذري، ج١، ص٤١٢ ـ اخبار الطوال للدينوري، ج١، ص٣٦١

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا عبد الله بن زبير در آتش زدن خانه خدا نقش داشت؟

استاد حسيني قزويني

در منابع أهل سنت با سند صحيح، اين قضيه از قول سلمان فارسي آمده است.

يك نفر از آل زبير، كعبه را به آتش خواهد كشيد

سلمان فارسي مي فرمايد:

ليحرقن هذا البيت علي يدي رجل من آل الزبير.

قطعاً اين خانه [كعبه] به دست يكي از آل زبير به آتش كشيده خواهد شد.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢٨، ص٢٢١ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص٣٧٤ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٤، ص١٠٦ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٤، ص٣٥٣

جالب اين است كه سند روايت، كاملاً صحيح است.

بررسي سند روايت

سند اين روايت به اين شكل است:

أخبرنا أبو محمد عبدان بن زرين بن المقرئ نا نصر بن إبراهيم المقدسي أنا عبد الوهاب بن الحسين الغزال أنا الحسين بن محمد بن عبيد العسكري نا محمد بن عثمان بن أبي شيبة نا وكيع نا سفيان عن سلمة بن كهيل عن أبي صادق عن حنش الكناني عن عليم الكندي عن سلمان الفارسي

١. سلمان فارسي

جزء صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و فوق عدالت است.

٢. عليم الكندي

آقاي إبن حبان در الثقات، جلد ٥، صفحه ٢٨٦ مي گويد:

شيخ.

واژه شيخ از الفاظي است كه بالاتر از ثقة و امام است و پايين تر از حافظ.

٣. حنش بن معتمر

آقاي عجلي در معرفة الثقات، جلد ١، صفحه ٣٢٦ مي گويد:

كوفي ثقة تابعي.

كوفي و ثقه و جزء تابعين است.

 

 

٤. أبو صادق، مسلم بن يزيد

إبن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب، جلد ١٢، صفحه ١١٦ مي گويد:

ثقة.

 

 

٥. سلمة بن كهيل

إبن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب، جلد ٤، صفحه ١٣٧ مي گويد:

تابعي ثقة ثبت في الحديث.

تابعي است و ثقه است و مورد اعتماد در حديث است.

 

 

٦. سفيان ثوري

آقاي مزي در تهذيب الكمال في أسماء الرجال، جلد ١١، صفحه ١٦٤ مي گويد:

أمير المؤمنين في الحديث.

 

 

٧. وكيع بن جراح رواسي

آقاي ذهبي در تذكرة الحفاظ، جلد ١، صفحه ٣٠٦ مي گويد:

الإمام الحافظ الثبت محدث العراق.

 

 

٨. محمد بن عثمان بن أبي شيبة

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء، جلد ١٤، صفحه ٢١ آمده است:

ثقة.

 

 

٩. حسين بن محمد بن عبيد عسكري

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء، جلد ١٦، صفحه ٣١٧ مي گويد:

 

الشيخ الصدوق.

 

 

١٠. عبد الوهاب بن حسين غزال

آقاي خطيب بغدادي در تاريخ بغداد، جلد ١١، صفحه ٣٤ مي گويد:

و كان ثقة.

 

 

١١. نصر بن إبراهيم مقدسي

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء، جلد ١٩، صفحه ١٣٦ مي گويد:

الشيخ الإمام العلامة.

 

 

١٢. أبو محمد عبدان بن زرين بن مقرئ

ايشان استاد آقاي إبن عساكر است و إبن عساكر در تاريخ مدينة دمشق، جلد ٣٧، صفحه ٣٥٤ مي گويد:

كان ثقة خيرا كتبت عنه.

ثقة و آدم خوبي است و از او رواياتي را يادداشت كرده ام.

اين خلاصه اي بود از آنچه كه آقايان أهل سنت در اين زمينه از سلمان فارسي نقل كرده اند كه «مردي از آل زبير، خانه خدا را به آتش مي كشد».

اين كه قضيه چه بوده است، ما نمي خواهيم وارد آن شويم. از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل شده است كه فرمودند:

فردي به نام عبد الله در مكه إلحاد مي كند و اقدام به بي ديني مي كند و گناه او به اندازه نصف گناه ثقلين است.

روايت به اين شكل است:

عن عثمان بن عفان رضي الله عنه قال: قال له عبد الله بن الزبير حين حصر: أن عندي نجائب قد أعددتها لك، فهل لك أن تحول إلي مكة فيأتيك من أراد أن يأتيك؟ قال: لا إني سمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول: يلحد بمكة كبش من قريش، إسمه عبد الله، عليه مثل نصف أوزار الناس.

عثمان بن عفان نقل مي كند كه وقتي صحابه، خانه اش را محاصره كرده بودند، عبد الله بن زبير به او گفت: من حاضرم شترها و اسب هاي خوبي را فراهم كنم تا به مكه پناهنده شوي. عثمان گفت: خير، من از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شنيده ام: فردي از قريش در مكه به نام عبد الله بي دين مي شود و نصف گناه تمام مردم بر گردن اوست.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج١، ص٦٤ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٣، ص٢٨٥ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢٨، ص٢١٨ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٣، ص٣٧٦ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج١٧، ص٩٢ ـ السيرة الحلبية، ج١، ص٢٨٤ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص٣٧٤

اين روايت هم از نظر سندي صحيح است.

جالب اين است كه اين تعبير در سير أعلام النبلاء ذهبي، جلد ٣، صفحه ٣٧٦ آمده است كه عبد الله بن عمرو بن عاص مي گويد من از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شنيدم كه فرمود:

فردي از قريش در مكه الحاد مي كند و اگر گناه او را با گناه ثقلين مقابله و وزن كنند، گناه او سنگين تر از گناه جميع جن و إنس است.

سپس به عبد الله بن عمرو بن عاص گفت:

مراقب باش كه تو آن نباشي.

عبد الله بن عمرو بن عاص گفت:

نه، من از مكه خارج مي روم.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

دوستان سني ام به من مي گويند:

شما كه اين قدر مختار مختار مي كنيد، خود شيعيان، مختار را قبول ندارند. شما فقط به خاطر اين كه مختار قاتلين امام حسين (عليه السلام) را كشته است، او را قبول داريد و بزرگان شما او را قبول ندارند.

در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ١ :

خير، اين گونه نيست. اكثريت شيعه، نسبت به مختار نظر خوبي دارند. روايات متعددي از ائمه (عليهم السلام) در رابطه با مختار آمده است و مي توانيد به كتاب معجم رجال الحديث حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره)، جلد ١٩، صفحه ١٠٢ مراجعه كنيد و اين كتاب، آبروي شيعه است و مفصل ترين كتاب رجالي شيعه است و در ٢٤ جلد چاپ شده است. در اين كتاب، از ائمه (عليهم السلام) روايات صحيحي درباره مختار نقل شده است و از جمله آنها، رواياتي از امام صادق (عليه السلام) است كه فرمود:

ما امتشطت فينا هاشمية و لا اختضبت، حتي بعث إلينا المختار برؤوس الذين قتلوا الحسين (ع)..

بعد از قضيه كربلاء، هيچ هاشميه اي از ما شانه به سر نزد و حنا نگذاشت، تا اين كه مختار، سر قاتلين شهداء كربلاء را براي ما فرستاد و ما را خوشحال كرد.

رجال كشي، ص١٢٧، ح٢٠٠ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٤٥، ص٣٤٤

وقتي حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) به اين روايت مي رسد، مي فرمايد:

و هذه الرواية صحيحة.

اين روايت صحيح است.

باز هم حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) روايتي را رجال كشي، صفحه ١٢٧، حديث ٢٠١ و بحار الأنوار، جلد ٤٥، صفحه ٣٤٤ نقل مي كند:

رأيت المختار علي فخذ أمير المؤمنين عليه السلام و هو يمسح رأسه و يقول: يا كيس! يا كيس!

روزي أمير المؤمنين (عليه السلام) را ديدم كه مختار را كه كودك بود، روي زانويش نشانده است و بر سر مختار دست مي كشيد و مي فرمود: اي زرنگ! اي زرنگ!

كلمه كيسان هم از اين جمله أمير المؤمنين (عليه السلام) و مذهب كيسانيه هم هيچ حقيقتي ندارد و آنچه را كه مي گويند، دروغ محض است و إن شاء ا... درباره حرفي كه إبن تيميه و بعضي از بزرگان أهل سنت نسبت به مختار داشته اند در اين شبكه نور يا شبكه ظلمت كه مختار ادعاي نبوت و وحي كرد، صحبت خواهيم كرد كه اينها يك سري چرندياتي است كه بعضي از وهابي ها در گذشته نشخوار كرده اند و اين آقايان هم بدون هيچ دليل و مدركي، آن را بيان مي كنند.

وقتي اين آقايان به مختار مي رسند، چون مختار، قاتلين امام حسين (عليه السلام) را كيفر داد و حاضر نشد زير بار حكومت آل زبير برود و مصعب، برادر عبد الله بن زبير، او را مظلومانه شهيد كرد، اينها هم آمدند رواياتي را در مذمت مختار بن أبو عبيده ثقفي جعل كردند.

إن شاء ا... اينها را به حول و قوه إلهي بحث خواهيم كرد. فقط روايتي را از امام سجاد (عليه السلام) درباره مختار مي خوانم:

عمر بن علي بن حسن نقل مي كند:

أن علي بن الحسين عليهما السلام لما أتي بر أس عبيد الله بن زياد و رأس عمر بن سعد خر ساجدا و قال: الحمد لله الذي أدرك لي ثأري من أعدائي و جزي المختار خيرا.

خدمت امام سجاد (عليه السلام) بوديم و وقتي سر بريده عبيد الله بن زياد و عمر بن سعد را خدمت ايشان آوردند، ايشان به سجده افتاد و فرمود: خدا را شكر كه ديدم دشمنان ما را كيفر داد و به مختار جزاي خير بدهد.

معجم رجال الحديث للسيد الخويي، ج١٢، ص٧٨ ـ رجال كشي، ص١٢٧، ح٢٠٣ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٤٥، ص٣٤٤

البته ما يك سري روايات در منابع شيعه داريم كه در مذمت مختار آمده است و حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) اين روايات را مي آورد و مي فرمايد:

و هذه الروايات ضعيفة الإسناد جداً.

تمام رواياتي كه در مذمت مختار آمده است، جداً از نظر سندي ضعيف هستند.

معجم رجال الحديث للسيد الخويي، ج١٩، ص١٠٥

* * * * * * *

سؤال ٢ :

١. قرآن در زمان چه كسي جمع آوري شد؟ در زمان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) يا عثمان؟

٢. آيا قرآني كه در زمان عثمان سوزانده شد، مشابه همين قرآني بود كه الآن در دست ماست، يا قرآن ديگري بوده است؟

جواب ٢ :

١. قرآن در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جمع آوري شده است و اين اتفاق نظر ميان علماء شيعه است. چون اگر بنا باشد قرآني كه معجزه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آن را جمع نكرده باشد، ـ نستجير بالله ـ اين نقص بر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است اين قرآن را در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي خواندند و خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم مي فرمايد:

إني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله و عترتي أهل بيتي.

اگر كتاب خدا جمع نشده بود، چه معنايي داشت كه مردم را توصيه كند به كتاب خدا.

٢. در زمان عثمان كه قرآن ها آتش زده شد، به خاطر اختلاف قرائت بود. مثلاً بعضي اين گونه مي خواندند: «مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ» و بعضي اين گونه مي خواندند: «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ». اين اختلاف قرائت باعث شده بود تا در آراء و نظرات مردم اختلاف ايجاد شود. لذا عثمان دستور داد آن قرائتي كه مورد تائيد خودش است را نگه دارند و قرآني كه به ديگر قرائت ها بود را آتش بزنند. و آن قرآن هم تقريباً همين قرآن بود؛ ولي با اختلاف در قرائات.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

١. هفته پيش سؤالي پرسيدم در مورد عباس، عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه در صحيح مسلم آمده است عباس نزد عمر مي رود و مي گويد ميان من و حضرت علي (عليه السلام) اختلاف است و ميان ما داوري كن. آقاي قزويني جواب دادند كه: «عباس ممكن است هزار تا حرف بزند». براي من اين سؤال پيش آمد كه عقيده شيعه نسبت به عباس، عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چيست؟

٢. نظر شيعه در مورد أبو لؤلؤ چيست؟ ما شنيده ايم كه يك عده اي مي گويند كه آتش پرست بوده و عده اي مي گويند مسلمان بوده و عده اي هم مي گويند كافر بوده است. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٣ :

١. ما شيعيان، عباس عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ثقه مي دانيم و نظر ما در مورد او مثبت است و او از ياران نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بود و بعد از آن حضرت هم از ياران أمير المؤمنين (عليه السلام) بود. ما به او احترام مي گذاريم و او را ثقه مي دانيم و روايات او را عمل مي كنيم، ولي او را معصوم نمي دانيم. معصوم، فقط آن ١٤ نور پاك (عليهم السلام) هستند و بس.

٢. اين كه أبو لؤلؤ، كافر يا مجوسي بوده است، همه اش ياوه سرائي و مزخرفات است. اگر واقعاً بت پرست يا آتش پرست بود، در مدينه چه كار مي كرد؟ اگر يهودي بود، در مدينه چه كار مي كرد؟ مگر شما نمي گوييد يكي افتخارات عمر اين است كه تمام أهل كتاب را از مدينه بيرون كرد؟!

أبو لؤلؤ مسلمان و بنده اي صالح بود. اما اين كه كار درستي كرد يا نادرست، كاري با آن نداريم.

برادر ايشان و فرزندان ايشان، جزء افراد مورد وثوق و مورد اعتماد آقايان أهل سنت هستند. ولي بحث بر اين است كه اين قبر أبو لؤلؤ كه آقايان أهل سنت، از آن پيراهن عثمان درست كرده اند و عكس العمل هاي نادرستي در اين اواخر در كاشان شد، فقهاء شيعه و مرحوم سيد محسن امين (ره) در أعيان الشيعة و بزرگان ديگر در اين مورد گفته اند كه أبو لؤلؤ بعد از اين كه عمر را زخمي كرد، او را در همان مسجد كشتند يا در بعضي جاها آمده است كه خودش خودكشي كرد. مرحوم علامه مجلسي (ره) در اين زمينه، مفصل وارد شده است.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٣٣، ص٣٣

أبو لؤلؤ كه قاتل عمر بود، در قبرستان بقيع دفن شد و اين كسي كه در كاشان دفن است، يكي از أولياء الله و مرد صالح و مؤمني بود و نامش هم أبو لؤلؤ بود. مردم هم به خاطر اين كه نام اين مرد صالح با نام قاتل عمر بن خطاب يكي بود، او را احترام مي كنند. ما بايد به جاي اين كه قبر را خراب كنيم و عكس العمل نشان بدهيم يا عقب نشيني كنيم، اطلاع رساني بكنيم و بگوييم كه اين قبر ارتباطي با أبو لؤلؤ كه قاتل عمر بن خطاب است، ندارد و بايد نظر بزرگان مان را در اين زمينه، در ماهواره ها مطرح كنيم.

إن شاء ا... به حول و قوه إلهي يك جلسه مفصل، هم در رابطه با اسلام و ايمان أبو لؤلؤ صحبت مي كنم و هم در رابطه با برادر و خانواده ايشان صحبت خواهم كرد.

بعد از آن ماجرا، پسر عمر بن خطاب آمد و فرزند طفل أبو لؤلؤ را به ناحق كشت و غلامش را كشت و عثمان هم آمد به ناحق قضاوت كرد و حاضر نشد كه پسر عمر بن خطاب را قصاص كند.

اينها يك سري مطالب و سؤالاتي است كه ما در اين زمينه داريم. به جاي اين كه بياييم از اين طرف غش كنيم و به مشكل بخوريم، بياييم از منابع أهل سنت، حق مطلب را أداء بكنيم.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

ما يك استاندارد در شرع داريم كه آن هم اين است كه تمام مسلمانان، به خصوص شيعيان، صلوات را به يك شكل مي فرستند: «أللهم صل علي محمد و آل محمد». ولي چه شده است كه «بسم الله الرحمن الرحيم» در قرآن را تمام مسلمانان جهان همان «بسم الله الرحمن الرحيم» را مي گويند، ولي أهل سنت، نام اصحاب را داخل در صلوات مي كنند؟ آيا اين جفا به محضر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هست يا خير؟

جواب ٤ :

صلوات بر صحابه، از بدعت هايي است كه در زمان بني أميه ايجاد شد و به هيچ وجه درست نيست. آنچه كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است، در كيفيت صلوات ابراهيمي، اسمي از صحابه و زوجات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در آنجا وجود ندارد. إن شاء ا... اين بحث را به صورت مفصل در يك جلسه مطرح خواهيم كرد.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

أمر مناظره با جناب آقاي استاد عبد الله حيدري را به يكي از شاگردان تان واگذاريد. حيف است كه شما با ايشان مناظره كنيد. ما هيچ كدام مان رضايت به اين نداريم و روي اين موضوع اتفاق نظر داريم. پاسخ دادن به كلام و حرف ايشان را به شاگردان واگذاريد.

جواب ٥ :

بنده آقاي عبد الله حيدري را تقريباً از سال ١٣٨١ ، ١٣٨٢ مي شناسم كه در مدينه مي آمد با جوانان شيعه صحبت مي كرد و كسي هم او را تحويل نمي گرفت. حتي ايشان به دروغ گفتند كه «خدمت حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي و حسين نوري و غيره بود و فلاني هم آنجا بود و ... »، همه اش دروغ است. ولي اينها مي آيند در ماهواره ها و به عنوان كارشناس مطرح مي شوند و اين آقايان، كارشناس نيستند و كار نشناس هستند. وقتي يك شبكه مي آيد اينها را عَلَم مي كند و رسماً إعلان مناظره مي كند، ما هم بايد جواب بدهيم.

ما يك جلسه با آقاي ملازاده مناظره كرديم و ايشان رفت و شروع كرد به فحاشي، اهانت، جسارت و تهمت و به كار بردن عبارات وقيح و ما هم گفتيم كه ديگر ادامه نمي دهيم. ايشان دوباره تكيه كرد و ما اتفاقا در اولين جلسه اي كه شبكه جهاني ولايت افتتاح شد و روي آنتن رفت، من در مشهد بودم و اولين كسي كه تلفن كرد، آقاي ملازاده بود و باز هم همان حرف ها را زد و من هم گفتم حاضرم ٢ نفر از شاگردان مان حجت الإسلام و المسلمين يزداني و أبو القاسمي را براي مناظره با شما بفرستم و اگر شما اينها را شكست داديد، ما شكست را قبول مي كنيم. ايشان هم عقب نشيني كرد.

اينها دنبال اين شانتاژ هستند و ما هم يقين داريم تا صد سال بعد از اين هم أمثال آقاي عبد الله حيدري، جرأت مناظره كردن ندارند و خودشان مي دانند كه توانايي علمي در اين زمينه ندارند. يا خودشان بيايند يا افرادي را كه توانايي علمي دارند، از مكه و مدينه و شخصيت هاي برجسته اي كه توانايي علمي دارند و از اساتيد محترم دانشگاه مدينه منوره يا أم القري بياورند و ما آمادگي داريم براي گفت و گوي دوستانه.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

كساني كه سبّ حضرت علي (عليه السلام) مي كنند، خداوند لعنت شان كند. يك روز سوار بر شتر مي شوند و يك روز سوار بر استر مي شوند و جنازه فرزند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را تيرباران مي كنند و معاويه (لعنة الله عليه) هم عليه حضرت علي (عليه السلام) لشكر مي كشد. اينها چه حكمي دارند؟

جواب ٦ :

أولاً:

من از دوستان خواهش مي كنم كه وقتي تماس مي گيرند، خودشان قاضي و مدعيٰ عليه و جاري كننده حكم نباشند. اجازه بدهيد تعابير مان محترمانه باشد.

قبلاً هم گفتيم كه أمير المؤمنين (عليه السلام) در نامه ١٦نهج البلاغه مي فرمايد كه معاويه اصلا مسلمان نبود:

فوالذي فلق الحبة و برأ النسمة! ما أسلموا و لكن استسلموا و أسروا الكفر، فلما وجدوا أعوانا عليه أظهروه.

آنها (كه در فتح مكه مسلمان شدند) اسلام را نپذيرفتند. بلكه تظاهر به مسلماني كردند و كفر خود را پنهان داشتند و آن گاه كه ياوراني يافتند، آن را آشكار ساختند.

ولي چون آقايان أهل سنت احترام مي گذارند، ما هم از هرگونه ناسزاگويي يا لعن، خودداري مي كنيم. لذا ما حقايق را براي مردم مي گوييم و خود مردم قضاوت كنند.

* * * * * * *

سؤال ٧ :

ما چگونه مي توانيم تأليفات شما را خريداري و استفاده كنيم؟

جواب ٧ :

شما هم مي توانيد در مورد نرم افزارها يا تأليفات، با مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) : www.valiasr-aj.com يا شبكه جهاني ولايت :www.velayattv.com ارتباط برقرار كنيد.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

در رابطه با بحثي كه شما اشاره كرديد كه ما مطالب را و آنچه كه حق و حقيقت است را از منابع معتبر أهل سنت بيان مي كنيم و نتيجه گيري با بينندگان محترم و ديگران است. من خدمت شما استاد محترم عرض مي كنم كه اگر ما بنا را بر اين روش بگذاريم و مطالب را بيان كنيم و نتيجه را به بينندگان واگذار كنيم، آيا به نظر شما نتيجه اش همين نمي شود كه در رابطه با معاويه، با توجه به كارهايي كه ايشان انجام داده، مي گويند كه معاويه اجتهاد كرد و چون اجتهاد كرد و اشتباه كرد، يك أجر مي گيرد و اگر اجتهادش درست بود، ٢ أجر دارد. نتيجه همين مي شود. ما از شما به عنوان يك كارشناس بزرگوار علوم اسلامي انتظار داريم علاوه بر اين كه حقيقت را بيان مي فرماييد، نتيجه اي را كه خودتان شخصاً با توجه به نظر كارشناسي اي كه داريد، حتماً بيان بفرماييد تا از نتيجه گيري هاي غلط و ابراز سليقه هاي نادرست توسط افراد مغرض جلوگيري شود. اگر شما مطلبي را بيان بفرماييد و نتيجه را نگوييد و نتيجه را به خود بينندگان واگذار كنيد، اين نتيجه اش مي شود كه بسياري از افراد مغرض، نتيجه برعكس مي گيرند يا بسياري از اشتباهات بزرگان را توجيه مي كنند.

جواب ٨ :

قرآن مي فرمايد:

إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا

 

سوره إنسان/آيه٣

ما وظيفه مان بيان كردن است:

فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ الْمُبِينُ

 

سوره نحل/آيه٨٢

وقتي آن آقايي كه بعد از اين همه حرف زدن و سند دادن و بيان صد ها روايت با بررسي سندي، باز هم مي آيد توجيه مي كند، بنده هم اگر نتيجه گيري بكنم، باز هم توجيه خواهد كرد و ما نبايد براي او ارزشي قائل شويم.

بسياري از بينندگان عزيز أهل سنت با ما تماس مي گيرند يا وقتي ما را مي بينند، مي گويند كه ما بحث هاي شما را لحظه به لحظه دنبال مي كنيم و استفاده هايي كه از بحث هاي شما كرده ايم، در جاهاي ديگر نكرده ايم. ٩٠٪ أهل سنت، خوب نتيجه گيري مي كنند و ما در طول اين ٢٧ ، ٢٨ سال، تجربه هاي زيادي داشته ايم.

من ٢ قضيه را به عنوان نمونه عرض مي كنم:

قضيه اول:

من شبي در مكه با تعدادي از دانشجويان از ساعت ١٠ شب تا ٠٣:٣٠ بعد از نيمه شب بحث مي كرديم و فقط مي گفتيم و نتيجه گيري هم نمي كرديم. خدا مي داند كه همان دانشجوياني كه در اول شب به من توهين مي كردند و فحش مي دادند و حتي وقتي كاغذي را از جيبم درآوردم، يك نفرشان به من حمله كرد و كاغذ را گرفت و پاره كرد، همين آقايان از من التماس مي كردند و آدرس ايميل و سايت و تلفن مرا مي گرفتند و يكي از آنها كه مسئول گروه أمر به معروف و نهي از منكر بود، برگشت به من گفت:

من تأسف مي خورم كه يك عمر در كنار بيت الله الحرام و دانشگاه و حوزه بوديم و از اين تراث گران سنگ بي خبر بوديم.

ما هم دنبال همين هستيم.

قضيه دوم:

آقاي استاد محمد شجاعي (كه روان شناس هستند و بحث هايي در انسان شناسي و دشمن شناسي داشته اند و إن شاء ا... از هفته آينده برنامه هايي را با ايشان خواهيم داشت) نقل مي كرد:

من به هند رفته بودم و با تعداد زيادي از اساتيد دانشگاه كه شيعه و سني و وهابي بودند، ٣ روز كارگاه داشتيم. مسئولين دانشگاه گفتند كه «اين وهابي ها را نياوريم، چون جلسه را بر هم مي زنند و ما تجربه هاي تلخي داشته ايم». كارگاه ما در عصر عاشورا تمام شد و هيچ نتيجه گيري هم نكردم و فقط آمدم امام حسين (عليه السلام) را به آن گونه اي كه در منابع أهل سنت بود، معرفي كردم. ديدم كه همان وهابي ها در ظهر عاشورا، لباس مشكي بر تن فرزندان شان پوشانده اند و بعضي هم پيشاني بند سبز پوشانده اند و براي عزاداري امام حسين (عليه السلام) آورده اند. آنها مي گفتند: تا به حال كسي به اين شكل امام حسين (عليه السلام) را به ما معرفي نكرده بود.

لذا، اين مطالبي كه ما عرض مي كنيم، قطعاً اگر بدانيم كه خودمان نتيجه گيري كنيم، تأثيرگذاري اش بيشتر خواهد بود، انجام خواهيم داد. البته ما از رهنمود حضرت عالي تشكر مي كنيم كه به ما توجه داريد.

* * * * * * *

سؤال ٩ :

در مورد ازدواج هايي كه اين آقايان مطرح كرده اند، مانند «مسيار» و «مسياف» و غيره، اگر صلاح مي دانيد توضيح بفرماييد.

جواب ٩ :

در سال ١٣٨٤ كه با طائف رفته بودم، از مفتي اعظم عربستان سعودي سؤال كردم:

نظرتان در مورد نكاح مسيار چيست؟

گفت:

ما شرعي نمي دانيم.

ولي تقريبا پارسال يا پيارسال بود كه تلويزيون عربستان سعودي را مي ديدم كه ايشان در شب هاي شنبه، در يكي از شبكه هاي ماهواره اي عربستان سعودي بحث زنده داشتند و وقتي از ايشان سؤال شد، گفت:

ما مسيار را جائز مي دانيم.

معناي نكاح مسيار اين است كه يك مردي با يك دختري كه در خانه پدر و مادرش است، عقد مي كند به شرط اين كه خرجي آن دختر بر عهده پدر و مادر باشد و اين مرد هم برود در خانه پدر و مادر دختر، هرگونه تلذذ را از اين دختر داشته باشد. بعد از يك يا دو سال هم از يكديگر جدا مي شوند و دختر به راه خود و پسر هم به راه خود.

نكاح مسياف هم براي آن دسته از دانشجويان است كه مسافرت هاي تابستاني مي روند، به عنوان ازدواج تابستاني مطرح شده است. البته اين هم خيلي زياد طرفدار ندارد. ولي نكاح مسيار خيلي طرفدار دارد و مانند همان ازدواج موقت و متعه شيعه است. نكاح بنية الطلاق هم مانند ازدواج موقت شيعه است. اينها فقط از اسم متعه بدشان مي آيد، ولي اگر اسمش را عوض كردند و صورت مسئله عوض شد، اين آقايان مشكلي ندارند.

* * * * * * *

سؤال ١٠ :

١. أهل سنت در مورد فرامين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويند كه مقداري از آنها از جانب خداوند و «إن هو إلا وحي يوحي» است و قسمتي از فرامين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اجتهاد خودش است كه آن هم گاهي با اجتهاد صحابه در اصطكاك بوده است و «سهو النبي» نوشته اند.

٢. اين ٤ مذهب أهل سنت، آيا ديدگاه شان با هم متفاوت است؟

جواب ١٠ :

١. ما يك «سهو النبي» داريم و يك «إسهاء النبي». ما قبلاً در بحث عصمت أنبياء (عليهم السلام)، در اين رابطه مفصل صحبت كرده ايم. هيچ كدام از فقهاء شيعه، قائل به «سهو النبي» نيستند. اگر سهو بر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جايز باشد، هيچ اطميناني بر مباحث وحي نمي شود. چون هر چه كه وحي مي شود و ايشان نقل مي كند، احتمال سهو داده مي شود و:

إذا جاء الإحتمال، بطل الإستدلال.

اما در رابطه با «إسهاء النبي» كه شيخ صدوق (ره) هم مطرح كرده است، خداوند در يكي دو مورد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را به سهو انداخت و سهو را ايجاد كرد تا مردمي كه مي خواهند نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را الگو قرار بدهند، به وحشت نيفتند. نظر مرحوم شيخ صدوق (ره) هم از نظرات نادر در ميان بزرگان اسلامي است.

٢. اين ٤ مذهب، عصمت را فقط در أخذ وحي و ابلاغ وحي مي دانند و در غير آن مورد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را داراي عصمت نمي دانند. البته بعضي از علماء آنها مانند بدر الدين عيني و إبن حجر عسقلاني و غيره مي گويند كه «پيامبر (صلي الله عليه و سلم) معصوم بود؛ چه در حال مرض و چه در حال صحت، حتي در حال شوخي كردن و در تمام كارهاي عادي».

* * * * * * *

سؤال ١١ :

١. در شبكه نور گفته بودند كه «چرا أهل بيت (عليهم السلام) از طريق امام حسن (عليه السلام) ادامه نيافت و از نوادگان امام حسين (عليه السلام) ادامه يافت؟ اين يك ظلمي به امام حسن (عليه السلام) است». در اين مورد توضيح بفرماييد.

٢. هم چنين گفته بودند: «در بحار الأنوار آمده است كه حضرت علي (عليه السلام) بر منبر
مي روند و مي گويند كسي به امام حسن (عليه السلام) دختر ندهد
». آيا اين واقعيت دارد؟

٣. شهيد مطهري (ره) در كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران از كتاب هاي أهل سنت نقل كرده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) گفته است: «هيچ وقت با اين قوم فارس كاري نداشته باشيد. چون آنها كتاب و پيامبر و دين دارند». آيا اين گفته صحيح است؟

جواب ١١ :

١. أولاً:

اگر مثلاً نسل ائمه (عليهم السلام) از امام حسين (عليه السلام) نبود و از امام حسن (عليه السلام) بود، ايراد مي گرفتند كه چرا نسل ائمه (عليهم السلام) از امام حسين (عليه السلام) نيست؟ مثلاً چرا نسل حضرت ابراهيم (عليه السلام) از حضرت اسماعيل (عليه السلام) بوده و از حضرت اسحاق (عليه السلام) نبوده است؟

ثانياً:

در روايت آمده است كه خداوند به خاطر شهادت امام حسين (عليه السلام) در كربلاء، ٣ ويژگي به امام حسين (عليه السلام) داده است كه به أحدي نداده است؛ حتي به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و حضرت علي (عليه السلام):

ويژگي اول: شفا قرار دادن در تربت امام حسين (عليه السلام). با اين كه خوردن تربت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و حضرت علي (عليه السلام) و ديگر ائمه (عليهم السلام) حرام است.

ويژگي دوم: اجابت دعا تحت قُبّه امام حسين (عليه السلام). يكي از أولياء خدا به ما مي گفت كه تحت قُبّه امام حسين (عليه السلام) اين گونه است: وقتي وارد حرم امام حسين (عليه السلام) مي شويد، بالاي سر امام حسين (عليه السلام)، رو به قبله بايستيد و سينه تان مقابل قبر حبيب بن مظاهر باشد و دست راست شما، وسط ضريح مطهر. در اينجاست كه دعا به اجابت مي رسد. آقا امام صادق (عليه السلام) هم كسي را از مدينه فرستاد به كربلاء تا در آنجا برايش دعا كند. هم چنين امام هادي (عليه السلام) هم كسي را فرستاد تا در زير قُبّه برايش دعا كنند و وقتي راوي اعتراض كرد به امام هادي (عليه السلام) كه شما خودتان حجت خدا هستيد، آن وقت من براي شما دعا كنم؟ امام هادي (عليه السلام) فرمود: «بله، من حجت خدا هستم، ولي خداوند اين ويژگي را به جدم امام حسين (عليه السلام) داده است».

ويژگي سوم: قرار دادن ائمه (عليهم السلام) از ذريه امام حسين (عليه السلام). در اين مورد هم روايت وجود دارد.

٢. اينها عباراتي است كه بني أميه جعل كرده اند. إن شاء ا... در سر فرصت، مفصلاً صحبت خواهيم كرد. اينها را هم قبلاً در شبكه سلام مطرح كرده ام و در سايت هم موجود است.

٣. سؤالات در اين مورد زياد است و إن شاء ا... جلساتي را به اين موضوع اختصاص خواهيم داد و هم چنين شبهه كرده اند كه ايراني ها مديون خليفه دوم هستند و اسلام شان را از او دارند. من خودم تحليل مفصلي دارم. إن شاء ا... در مورد ورود اسلام به ايران و ساير مسائل، در آينده صحبت خواهيم كرد. در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، يمن جزء ايران بود و به دست أمير المؤمنين (عليه السلام) مسلمان شدند. اين آقاياني كه مي گويند عمر بود كه اسلام را به ايران آورد و بعد هم مي گويند كه صفويه بودند و غيره، بدانند كه اسلام ايرانيان از بركت أمير المؤمنين (عليه السلام) بود كه در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وارد يمن شد و از آنجا وارد شهرهاي مختلف ايران شد.

اين آقاياني كه براي فتوحات وارد ايران شدند، اصلاً دنبال مسائل ديني و اسلامي نبودند. دنبال اين بودند كه فتح و پيروزي و كشورگشايي و فتوحات داشته باشند و غنائمي را به دست بياورند و برگردند؛ اين تمام هدف اينها بود. جناياتي كه در اين هدف انجام شد و انسان هايي كه كشته شدند و مظلوميني كه در اين كشورگشايي قتل عام شدند را إن شاء ا... عرض خواهيم كرد.

* * * * * * *

سؤال ١٢ :

شما در يكي از مباحث تان فرموديد هر فردي كه شهادتين را جاري كند، بر او مسلمان بودن اطلاق مي شود و تمام احكام اسلام بر او جاري مي شود. سؤال من اين است كه آيا چنين فردي اگر بعد از ابراز و اظهار شهادتينش، هر عملي را انجام دهد، در دايره اسلام باقي مي ماند و بر او مي توان مسلمان بودن را جاري كرد؟ يا خير، اگر بعضي از اعمال را انجام دهد، از دايره اسلام بيرون خواهد رفت و ديگر نمي توانيم به او مسلمان بگوييم؟

آنهايي كه در صدر اسلام به خانه أمير المؤمنين (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هجوم بردند و بر آن حضرات ظلم كردند و در كتب معتبر أهل سنت و شيعه مشخص است كه چه كساني بودند و نيز در جنگ صفين و جنگ جمل كه در آن زمان، خليفه وقت و امام زمان آن عصر أمير المؤمنين (عليه السلام) بود، عالماً و عامداً با ايشان جنگيدند و تدارك نيرو كردند، آيا اين افراد، با وجود تمام سفارشاتي كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) و دختر بزرگوار و معصوم شان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نمودند، با اينها مبارزه كردند و بر اينها ظلم كردند، اينها واقعاً در دايره اسلام باقي ماندند و آيا ما هم چنان مي توانيم به اينها مسلمان بگوييم؟

جواب ١٢ :

كسي كه ابتداءاً شهادتين را جاري مي كند، هم قرآن و هم سنت و روايات أهل بيت (عليهم السلام) مي گويد كه ايشان مسلمان است و پاك است و ذبيحه اش را مي توان خورد و مي توان با او ازدواج كرد. ولي اين گونه نيست كه اگر بعد از شهادتين هر كاري را انجام داد، باز هم حكم اسلام بر او جاري باشد. مثلاً اگر نسبت به ائمه (عليهم السلام) جسارت كند و ناسزا بگويد، مرتدّ و ناصبي است و نجس است و حتي در روايات آمده است كه فرد ناصبي، از سگ و خوك هم نجس تر است. هم چنين اگر كسي بعد از شهادتين، يكي از ضروريات دين را انكار كند و مثلاً بگويد كه منكر نماز و روزه و زكات است، باز هم مرتدّ است و از دايره اسلام بيرون مي رود. اين گونه نيست كه هر كسي بعد از اجراي شهادتين، هر كاري را خواست انجام بدهد و باز هم حكم اسلام بر او جاري شود.

* * * * * * *

سؤال ١٣ :

١. آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، سني بودند يا شيعه؟

٢. ما دوست داريم آن طور كه ايشان بوده اند باشيم. ايشان به چه سبكي عبادت شان را بجا مي آوردند؟ به سبك امروزي ما شيعيان يا به سبك امروزي أهل سنت؟ چون عبادات ما با أهل سنت خيلي مغايرت دارد.

٣. خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه شباني مي كرد و حضرت علي (عليه السلام) كه كشاورزي مي كرد و چاه حفر مي كرد و الآن هم موجود است، روحانيت امروزي مقداري به بيراهه مي روند و همه شان امروز راحت طلب شده اند و كار نمي كنند. جوانان الآن ما هم به روحانيت نگاه مي كنند و به نظر من، مقداري عقائد شان تضعيف شده است.

جواب ١٣ :

١. بحث شيعه و سني، بعد از زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ايجاد شد. ولي در حدود ٤٢ روايت در منابع أهل سنت، مانند الدر المنثور سيوطي و ديگر كتب معتبر وجود دارد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود:

يا علي! أنت و شيعتك هم الفائزون.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٣٣ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص٤٦٨ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص١١١

يا علي! أنت و شيعتك في الجنة.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٩، ص١٧٣ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج٦، ص٣٥٤ ـ تفسير الثعلبي، ج٩، ص٦٧ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٣، ص٨٣ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١٢، ص٢٨٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٣١ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص١١٣ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج١، ص٤٢٥

يا علي! تأتي يوم القيامة أنت و شيعتك راضين مرضيين.

شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص٤٦٥ ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص١٨٧ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٣٥٧ ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص٩٥

اين عبارت از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نسبت به شيعه أمير المؤمنين (عليه السلام) آمده است. ما هم افتخار مي كنيم كه شيعه أمير المؤمنين (عليه السلام) بوده ايم.

واژه أهل سنت، اختلافي است و ظاهراً در زمان معاويه، بعد از آن كه امام حسن (عليه السلام) صلاح ديدند صلح كنند تا شيعيان را به كشتن ندهند، بعد از آن، سال صلح با امام حسن (عليه السلام) را سال سنت و جماعت ناميدند.

٢. شما اگر بحث هاي ما كه تحت عنوان فقه مقارن است را توجه بفرماييد، مي بينيد كه كل عقائد شيعه و أهل سنت را در فقه بيان مي كنيم و هفته اي هم ٢ جلسه از شبكه جهاني ولايت پخش مي شود و بحث خارج فقه ما در مدرسه فيضيه قم است و الآن هم سال پنجم يا ششم است كه ادامه دارد. الآن هم بحث وضو را بحث مي كنيم. اگر ما در وضو گرفتن، پاي مان را نمي شوييم، حدأقل ٣٠ ، ٤٠ دليل از كتب أهل سنت مي آوريم. در خود كتاب صحيح بخاري، جلد ١، صفحه ٤٩ صراحت دارد از قول عبد الله بن عمرو عاص كه نقل مي كند:

فجعلنا نتوضأ و نمسح علي أرجلنا.

ما صحابه وضو مي گرفتيم و بر روي پاي مان مسح مي كشيديم.

نقل كرديم كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وضو مي گرفت، مسح مي كشيد، أمير المؤمنين (عليه السلام) مسح مي كشيد، خود عثمان مسح مي كشيد، إبن عباس مسح مي كشيد، قتاده، شعبي و عكرمة هم مسح مي كشيدند. ما اين مباحث را مفصل مطرح كرديم و مرتب هم از شبكه جهاني ولايت پخش مي شود.

إن شاء ا... بعد از بحث وضو هم وارد بحث نماز مي شويم كه آيا «بسم الله الرحمن الرحيم» بايد خوانده شود يا خوانده نشود؟ و أدله شيعه و سني را مي آوريم. آيا نماز را بايد با دست بسته خواند؟ آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دست بسته نماز خوانده است يا خير؟

شما اگر پيگير بحث فقه مقارن ما باشيد، ما خيلي مستند و مؤدب و بدون هيچ گونه اهانت و جسارت، مباحث را بيان مي كنيم. شايد مجموع اين جلسات، ٣٠٠ جلسه شود و نمي توانيم در يك جلسه خلاصه كنيم.

٣. شما ببينيد كه الآن روحانيت تدريس مي كنند در حوزه و دانشگاه و ارگان ها. مضافاً كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و أمير المؤمنين (عليه السلام)، علوم شان لدني بود و احتياجي به درس خواندن نداشتند، ولي آقايان طلبه ها بايد بروند درس بخوانند. معمولا هم درآمدي به آن شكل ندارند و اگر هم باشد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) حقوقي را به عنوان وجوهات شرعيه معين كرده است و آقايان مراجع عظام تقليد هم هزينه آقايان طلبه ها را مي دهند.

الحمد لله اين افتخار شيعه است كه حوزه هاي علميه اش وابسته به دولت و حكومت نيست و از منبر رفتن و تدريس كردن و تأليف كردن كسب درآمد مي كنند. اينها چيزي نيست كه حضرت عالي به صورت كلي بيان كنيد كه آقايان علماء به بيراهه مي روند. الآن ٩٠٪ آقايان طلبه ها، حتي در آن زماني كه درس مي خوانند، تدريس هم مي كنند و از همان حق التدريس استفاده مي كنند. طلبه هايي هم وجود دارد در همين قم كه ماشين دارند و در نصف روزشان رانندگي مي كنند و براي زن و بچه شان كسب درآمد مي كنند و نصف روز را هم درس مي خوانند.

* * * * * * *

سؤال ١٤ :

اين بيننده اي كه زنگ زدند و گفتند: «پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شيعه بوده يا سني؟»، مي خواهم به ايشان استدلالاً عرض بكنم كه اگر مكتب تشيع را يك مكتب حساب كنيد، تمام علماء أهل سنت و أهل تشيع بر اين عقيده واقف هستند و اعتقاد دارد كه روش و سيره أمير المؤمنين (عليه السلام)، دقيقاً منطبق با سيره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بوده است و اين دو شخص، كوچك ترين اختلافي از نظر اعتقادات و سيره و اعمال و رفتار نداشتند و شيعه هم ادعا مي كند گه پيرو أمير المؤمنين (عليه السلام) است و وقتي سيره أمير المؤمنين (عليه السلام) با سيره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يكي باشد و اين مكتب هم امروز به تشيع نام گرفته است، خوب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم پيرو همين مكتب بوده است.

جواب ١٤ :

خيلي از بزرگان أهل سنت مانند أبو حاتم رازي در كتاب الزينة الورقة، صفحه ٢٥٩ مي گويد:

در زمان خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تعدادي از صحابه، شهرت داشتند به شيعه علي بن أبي طالب (عليه السلام)؛ مانند سلمان فارسي و ابوذر غفاري و مقداد و عمار و:

يقال لهم شيعة علي.

به اينها شيعه علي مي گفتند.

هم چنين جناب آقاي محمد كرد علي در كتاب خطط الشام، جلد ٥، صفحه ٢٥١ كه از كتاب هاي معتبر أهل سنت است، مي گويد:

عرف جماعة من كبار الصحابة بموالاة علي في عصر رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)، مثل سلمان الفارسي القائل: «بايعنا رسول الله علي النصح للمسلمين و الائتمام بعلي بن أبي طالب و الموالاة له» و مثل أبي سعيد الخدري الذي يقول: «أمر الناس بخمس، فعملوا بأربع و تركوا واحدة و لما سئل عن الأربع قال: الصلاة و الزكاة و صوم شهر رمضان و الحج و قيل: فما الواحدة التي تركوها؟ قال: ولاية علي بن أبي طالب!! قيل له: و إنها لمفروضة معهن؟ قال: نعم، هي مفروضة معهن!!» و مثل أبي ذر الغفاري، و عمار بن ياسر و حذيفة بن اليمان و ذي الشهادتين خزيمة بن ثابت و أبي أيوب الأنصاري و خالد بن سعيد بن العاص و قيس بن سعد بن عبادة.

در عصر رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)، گروهي از بزرگان صحابه، به ولايت علي شناخته مي شدند. مانند سلمان فارسي كه مي گويد: «....» و أبو سعيد خدري كه مي گويد: «پيامبر (صلي الله عليه و سلم) ما را به ٥ چيز أمر كرد و مردم به ٤ مورد آن عمل كردند و يكي از آنها را رها كردند. وقتي از آن ٤ مورد عمل شده سؤال كردند، گفت: نماز و زكات و روزه و حج. مردم گفتند: آن يك موردي كه مردم رها كردند، چيست؟ گفت: ولايت علي بن أبي طالب. گفتند: آيا ولايت علي هم مانند آن ٤ مورد قبلي، بر مردم واجب بود؟ گفت: بله، ولايت علي هم مانند بقيه، واجب است». أبو ذر غفاري و عمار بن ياسر و حذيفة بن يمان و ذو الشهادتين خزيمة بن ثابت و أبو أيوب أنصاري و خالد بن سعيد بن عاص و قيس بن سعد بن عبادة هم جزء شيعيان علي بودند.

صدها روايت در كتب أهل سنت داريم و يكي و دو تا نيست. خود آقاي طبراني در المعجم الأوسط، جلد ٦، صفحه ٣٥٤ از أبو سعيد خدري از ام سلمه نقل مي كند:

فقال النبي صلي الله عليه و سلم: يا علي! أنت و أصحابك في الجنة، أنت و شيعتك في الجنة.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: يا علي! تو و اصحاب تو در بهشت هستيد، تو و شيعيان تو در بهشت هستيد.

آقاي هيثمي در مجمع الزوائد و منبع الفوائد، جلد ٩، صفحه ١٧٣ اين روايت را مي آورد و توثيق مي كند و آقاي خطيب بغدادي همين تعبير را در تاريخ بغداد، جلد ١٢، صفحه ٢٨٤ و آقاي إبن عساكر در تاريخ مدينة دمشق، جلد ٤٢، صفحه ٣٣١ نقل مي كنند. ده ها عالم أهل سنت، رواياتي به اين مضمون را نقل مي كنند و تعدادشان هم كم نيست. وقتي آقايان أهل سنت در فضائل أبو بكر ٤ روايت دارند، ادعاي تواتر مي كنند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»