سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٠٩ - حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»

حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»

کد مطلب: ٥٣٤١ تاریخ انتشار: ١٧ دي ١٣٩١ تعداد بازدید: ٢٤٩٨ سخنراني ها » شبکه ولايت حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
حبل المتين ٩١/١٠/١٧

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١٧ / ١٠ / ١٣٩١

استاد قزويني:

من لازم مي دانم به تمام عزيزاني كه در ايام اربعين حسيني گل كاشتند و افتخار آفريدند؛ به ويژه آن دسته از عزيزاني كه در كربلاي معلا با يك جمعيت ١٩ ميليون نفره كه در تاريخ بي نظير بوده است و بيش از تمام مسيحياني كه در سراسر جهان در جشن سال نو شركت كرده بودند، در عزاي حسيني حضور پيدا كردند، تشكر كنم.

بعضي از مراجع بزرگوار؛ مثل حضرت آيت الله سيد سعيد حكيم در اين پياده روي از نجف اشرف به طرف حرم حسيني حضور داشتند.

جناب «آنتوان بارا» از شعرا و دانشمندان مسيحي همراه با تعدادي از نمايندگان مجلس كويت در اين پياده روي به طرف حرم حسيني سلام الله عليه شركت كردند.

چشم وهابي ها كور و كورتر و قلب شان نا پاك و ناپاك تر باشد.

اين ها هرچه عليه اهل بيت و عزاداري امام حسين عليه السلام تلاش مي كنند، الحمد لله عشق شيعيان نسبت به امام حسين بيشتر و شورشان گسترده تر و مراسم شان با شكوه تر انجام مي گيرد.

در بعضي از اين شبكه هاي وهابي، مباحثي را طرح مي كنند كه عزيزان ما در برنامه كلمه طيبه و خواهران ما در كلام زينبي، نقد اين برنامه ها را دارند؛ ولي آن دسته از آقاياني كه كام شان را از روز اول با چيزي برداشتند كه غير از فحش و اهانت چيزي بلد نيستند، ماهيت خودشان را به نمايش مي گذارند.

ما خوشحال هستيم از اين كه براي اهل سنت هم اين اهانت هاي اين ها، غير قابل تحمل شده است.

اگر حرفي براي زدن داشته باشند، فحش و اهانت نمي كنند.

اين آقا خيلي اصرار دارد كه فيلم حضرت مهدي با آن تعابير وقيحي كه اين نانجيب و پست فطرت تعبير مي كند، ساخته شود.

به هر شركتي كه مي خواهند بدهند كه اين فيلم را بسازند، بگويند: دو تا فيلم ديگر هم بايد ساخته شود:

١-فيلم عائشه ساخته شود؛

٢-فيلم كالكراب كه زادگاه اين آقا است.

اين سه فيلم با هم روي آنتن برود.

تعبيري ديگري كه اين آقايان داشتند كه نجاست ائمه بوي مشك و عنبر مي دهد، ما كاري با اين ها نداريم؛ ولي ظاهراً اين ها سوراخ دعا را گم كرده اند.

يكي رفته بود توالت و مي گفت:

اللهم لك صمت وعلي رزقك افطرت وعليك توكلت

يه آقايي گفت: سوراخ دعا گم كردي، اين دعا براي سفره افطاري است نه توالت.

اين آقا ظاهرا خيلي اشتباه گرفته است؛ پشگل شتري كه جناب عائشه ام المؤمنين سوارش شده بود، با تعابيري كه هم طبري در تاريخ شان و هم ابن اثير در جلد ٣ صفحه ٢٤٧ دارند كه مي گويند:

وإذا رجال من الأزد يأخذون بعر الجمل فيفتونه ويشمونه ويقولون بعر جمل أمنا ريحه ريح المسك.

تاريخ الطبري، ج ٣، ص ٤٨ و ٤٩

آن افرادي كه در جنگ جمل اطراف شتر عائشه بودند، پشگل اين شتر را برمي داشتند و بو مي كردند و مي گفتند: پشگل شتر مادر ما، بوي مشك و انبر مي دهد.

وقتي مي گويند: ما فارسي را پاس بداريم، دقت كنند كه اشتباه نگيرند و سوراخ دعا را گم نكنند.

*************

مجري:

«حديث منزلت» را كه در قضيه سد ابواب مطرح شده است، براي ما و بينندگان عزيز توضيح دهيد.

استاد قزويني:

يكي از شبهاتي كه اين ها دارند، مي گويند: كه حديث منزلت فقط در تبوك بوده است و يك قضية في واقعة است و اين ها دليل بر فضيلت نيست.

ان شاء الله ما عبارت ابن تيميه را كه يك سري لاطائلات در حديث منزلت دارد، مي خوانيم تا مردم قضاوت كنند كه عداوت حضرت امير و بغض اميرالمؤمنين در تمام وجود اين مرد پست جريان داشته است.

ما حديث منزلت را در قضيه مؤاخوات و خيبر مطرح كرديم.

امروز مي خواهيم حديث منزلت را در قضيه سد ابواب مطرح كنيم.

ابن عساكر از جابر بن عبد الله انصاري نقل مي كند كه نبي گرامي صلي الله عليه وآله آمد و ما همگي در مسجد استراحت كرده بوديم:

فضربنا بعسيب في يده.

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ١٤٠

با شاخه خرمايي كه در دستش بود ما را ضد و فرمود: آيا شما در مسجد استراحت مي كنيد و در مسجد مي خوابيد؟

فرمود: مسجد جاي خوابيدن نيست.

اين قضيه براي ما خيلي گران آمد و پيغمبر فرمود: علي جان جلو بيا:

إنه يحل لك في المسجد ما يحل لي ألا ترضي أن تكون مني منزلة هارون من موسي إلا النبوة.

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ١٤٠

در مسجد براي شما حلال است، آنچه كه براي من حلال است.

ان شاء الله اگر فرصتي داشتيم بحث سد ابواب را مطرح مي كنيم كه نبي گرامي فرمودند: در مسجد خوابيدن و در حال جنابت رفتن و جنب شدن، براي همه حرام است؛ غير از من و علي عليه السلام.

اين نشان مي دهد كه بعضي مثل ابن حجر و ديگران كه مي گويند: اين سد ابواب به خاطر حضرت زهرا بوده است، اين ها هم خواب هاي نادرست بوده است.

بعد فرمود:

ألا ترضي أن تكون مني منزلة هارون من موسي إلا النبوة.

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ١٤٠

آيا راضي نيستي كه جايگاه تو به من همان جايگاه هارون نسبت به موسي باشد؛ مگر نبوت كه بعد از من نبوتي در كار نيست.

قسم به خدايي كه جان من در قبضه قدرت او است، تو بعضي از افراد ناباب و ناكس را از حوض من دفع مي كني همان طوري كه شترهاي گمراه را از آب دفع مي كنند با يك عصايي كه در دست تو است و من جايگاه تو را در كنار حوضم مي بينم.

روايت ديگري را ابن مغازلي از حذيفه بن اسيد غفاري دارد كه مي گويد:

فقام خطيباً فقال: إنَّ رجالا يَجِدُون في أنفسهم في أنّي أسكنتُ عليّاً في المسجد والله ما أخرجتُهم ولا أسكنتُه; إنَّ الله عزَّ وجلَّ أوحي إلي موسي وأخيه أن تَبَوَّأ لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُم قِبْلَةً وأقِيمُوا الصَّلوةَ وأمر موسي أن لا يَسْكُنَ مسجده ولا يَنْكِحَ فيه ولا يدخله إلاّ هارون وذرّيته، وإنَّ علياً منّي بمَنْزِلَة هارون من موسي، وهو أخي دون أهلي ولا يَحِلُّ مسجدي لأحد يَنْكِحُ فيه النساء إلاَّ عليّ وذرِّيّتُه

مناقب علي بن أبي طالب (ع)، ابن المغازلي، ص ٢٠٧

بعضي از صحابه براي شان گران آمده است، (براي اين كه نبي مكرم تمام درها را بست و در علي را باز گذاشت) كه من علي را در مسجد سكونت دادم، به خدا سوگند من صحابه را از مسجد بيرون نكردم و علي را در مسجد سكونت ندادم، خداي عالم به حضرت موسي و برادرش وحي كرد، شما در مصر براي قوم تان خانه هايي قرار دهيد و خانه هايتان قبله مؤمنين باشد و نماز به طرف آن ها بگذاريد و خدا به حضرت موسي امر كرد كه در مسجد سكونت پيدا نكند و در آنجا ازدواج نكند و با همسرش نزديكي نكند؛ مگر حضرت موسي و هارون و ذريه آن ها و جايگاه علي به من همانند جايگاه هارون به موسي است و او برادر من است در كنار اهل بيت من و جايز نيست كه در مسجد من كسي با همسرش نزديكي كند؛ مگر علي و ذريه او.

بعد فرمود:

فمن ساءه فهاهنا وأوْمَأَ بيده نحو الشأم

مناقب علي بن أبي طالب (ع)، ابن المغازلي، ص ٢٠٧

هركس از اين حرف من بدش مي آيد از مدينه بيرون شود و به شام برود.

در آن زمان شام فتح نشده بود و شام كفرستان بود.

اين در حقيقت عصاره آن چيزي است كه در اين زمينه وجود دارد.

البته روايات ديگري هم وجود دارد؛ ولي ما به همين مقدار اكتفاء مي كنيم.

*************

مجري:

صحت اين حديث از نظر علماي اهل سنت چگونه است؟ آيا آنها اين احاديث را صحيح مي دانند؟

استاد قزويني:

ما اين را روي سايت گذاشتيمف دوستان مي توانند به سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج) مراجعه كنند و ببينند.

ما تمام رواياتي كه اهل سنت آورده اند و با شهادت بزرگان شان به صورت متعدد، آورديم.

هر روايتي كه آورديم نظر حاكم نيشابوري و هيثمي و ذهبي و ابن حجر و ديگران را آورديم كه شهادت دادند اين روايت صحيح است.

من فقط حرفي از ابن حجر عسقلاني نقل كنم كه در برابر حرفي كه ابن جوزي زده است و اعتراض كرده و گفته است: حديث سد ابواب جعلي و نادرست است، ابن حجر خيلي جانانه در اينجا وارد شده است.

شايد بيش از ٥٠ روايت ما در سد ابواب داريم.

بعضي از بزرگان ادعاي تواتر حديث سد ابواب را دارند.

ابن حجر مي گويد: حديث سعد بن ابي وقاص است كه مي گويد: نبي گرامي به ما دستور داد تا تمام درهايي كه به مسجد باز مي شود ببنديم؛ ولي در علي بن ابي طالب را به مسجد نبست.

اين را احمد بن حنبل و نسائي آورده است و سند شان هم قوي است.

در روايت طبري، طبراني در معجم الاوسط خود كه رجالش ثقات است مي گويد:

يا رسول الله سددت الابواب كلها الا باب علي قال ما أنا سددت ابوابكم ولكن الله سدها.

المعجم الأوسط، ج ٤، ص ١٨٦

من كه درهاي شما را نبستم، خدا در شما را بست.

زيد بن ارقم روايت دارد كه تعدادي از صحابه درهايي داشتند كه به مسجد باز مي شد، پيغمبر فرمود:

سُدُّوا هَذِه الأَبْوَابَ الا بَابَ عَلِيٍّ قال فَتَكَلَّمَ في ذلك الناس.

مسند أحمد بن حنبل، ج ٤، ص ٣٦٩

تمام اين درها را ببنديد، غير از در علي بن ابي طالب، تعدادي به كار پيغمبر اعتراض كردند.

پيغمبر اكرم فرمود:

وإني والله ما سَدَدْتُ شَيْئاً وَلاَ فَتَحْتُهُ ولكني أُمِرْتُ بشيء فَاتَّبَعْتُهُ.

مسند أحمد بن حنبل، ج ٤، ص ٣٦٩

به خدا سوگند من چيزي را از طرف خودم نبستم و چيزي را باز نكردم، بلكه خداي عالم به من دستور داد و من هم از خدا اطاعت كردم.

اشاره به همان آيه كه مي فرمايد:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم آيه ٣ و ٤

اين آيه، تمام كارهاي نبي مكرم را مي گيرد.

أن أتبع الا ما يوحي الي

أحمد بن حنبل و نسائي و حاكم نيشابوري اين روايت را آورده است و رجالش هم ثقه است.

از ابن عباس نقل مي كنند:

أمر رسول الله صلي الله عليه وسلم بأبواب المسجد فسدت إلا باب علي.

سنن النسائي الكبري، ج ٥، ص ١١٩ و فتح الباري، ج ٧، ص ١٥

پيغمبر دستور داد كه تمام درهاي صحابه را بستند، غير از در علي بن ابي طالب.

در روايت ديگري از ابن عباس مي گويد:

وامر بسد الأبواب غير باب علي فكان يدخل المسجد وهو جنب ليس له طريق غيره.

فتح الباري، ج ٧، ص ١٥

تمام درها را بست غير از در علي، اميرالمؤمنين وارد مسجد مي شد در حالي كه جنب بوده است و غير از اين در راهي نداشت.

تنها خانه اي بود كه فقط در آن به مسجد باز مي شد.

بعضي از صحابه هم در خانه شان به مسجد باز مي شد و هم در ديگري به كوچه داشتند؛ ولي دري كه خانه علي بن ابي طالب داشت فقط به مسجد باز مي شد.

از جابر بن سمره نقل شده است كه مي گويد:

أمرنا رسول الله صلي الله عليه وسلم بسد الأبواب كلها غير باب علي فربما مر فيه وهو جنب أخرجه الطبراني.

فتح الباري، ج ٧، ص ١٥ و فيض القدير، ج ١، ص ٩١

پيغمبر به ما دستور داد كه تمام درها بسته شود غير از در علي، اميرالمؤمنين در حال جنابت از مسجد عبور مي كرد، اين روايت را آقاي طبراني هم آورده است.

از عبد الله بن عمر نقل شده است كه مي گويد:

كنا نقول في زمن رسول الله صلي الله عليه وسلم رسول الله صلي الله عليه وسلم خير الناس ثم أبو بكر ثم عمر ولقد أعطي علي بن أبي طالب ثلاث خصال لان يكون لي واحدة منهن احب الي من حمر النعم زوجه رسول الله صلي الله عليه وسلم ابنته وولدت له وسد الأبواب الا بابه في المسجد وأعطاه الراية يوم خيبر.

فتح الباري، ج ٧، ص ١٥ و تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ١٢٢ و اسد الغابة، ج ٣، ص ٣٢٨ و مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٢٠

در زمان پيغمبر مي گفتيم: رسول الله بهترين مردم است و بعد از او ابوبكر است و بعد از او هم عمر است، خداي عالم به علي بن ابي طالب ٣ ويژگي داد كه اگر يكي از آن ها در اختيار من بود، از شتران سرخ مو (آن زمان گران قيمت ترين شتر در ميان عرب بود و ضرب المثل هم مي زدند، اگر كسي ثروت كلاني داشت مي گفتند: فلاني شتران سرخ مو دارد) براي من بهتر بود:

پيغمبر اكرم دخترش را به ازدواج علي درآورد و خدا هم از اين طريق به او فرزند داد.

پيغمبر تمام درهاي صحابه را بست غير از در آقا علي بن ابي طالب.

در روز خيبر پس از شكست اولي و دومي پرچم را به دست علي داد.

اين روايت را احمد بن حنبل آورده و سند آن هم حسن است.

در حديث ديگري كه نسائي از طريق علاء آورده است:

فقلت لابن عمر أخبرني عن علي وعثمان فذكر الحديث وفيه واما علي فلا تسأل عنه أحدا وانظر إلي منزلته من رسول الله صلي الله عليه وسلم قد سد ابوابنا في المسجد واقر بابه .

فتح الباري، ج ٧، ص ١٥ و المعجم الأوسط، ج ٢، ص ٣٨

به عبد الله عمر گفتم: در رابطه با علي و عثمان و مقايسه اين ها را به من بگو، عبد الله عمر گفت: از كسي در باره علي سؤال نكن، نيازي نيست كه در رابطه با علي از كسي سؤال كني، ببين علي چه جايگاهي نزد پيغمبر دارد، پيغمبر اكرم درهاي همه را به مسجد بست؛ ولي در علي بن ابي طالب را به همان حال خودش واگذاشت.

رجالش رجال صحيح است، غير از علاء، او را هم يحيي بن معين و ديگران توثيق كردند.

هفت روايت را آقاي ابن حجر عسقلاني آورده است و بعد مي گويد:

وهذه الأحاديث يقوي بعضها بعضا وكل طريق منها صالح للاحتجاج فضلا عن مجموعها.

فتح الباري، ج ٧، ص ١٥

اگر اين روايت ضعيف هم بود، يكديگر را تقويت مي كردند و دانه دانه اين روايات صلاحيت دارد براي استناد و احتجاج كردن تا چه رسد به مجموع اين روايات.

تك تك اين روايات صحيح است و قابل استناد است.

ابن حجر يك نكته ديگري دارد كه بد نيست بعضي از عزيزان اهل سنت داشته باشند.

همين كه يك آقايي مثل ابن جوزي و ديگران يك روايت را تضعيف مي كنند، تصور نكنند كه فتح الفتوح شد و آسمان به زمين آمده است، ببينيد كه ابن حجر چه مي گويد.

ابن حجر مي گويد: ابن جوزي گفته است كه اين حديث جعلي است و بعضي از طرق حديث سعد بن ابي وقاص و زيد بن عمر و عبد الله عمر را آورده است و گفته است: بعضي از اين ها هم اشكال دارد:

وليس ذلك بقادح لما ذكرت من كثرة الطرق.

فتح الباري، ج ٧، ص ١٥

اين كار ابن جوزي هيچ ضرري به اين روايت نمي زند، با اين كه طرق و اسانيد متعدد آورديم.

بعد آقاي ابن حجر مي گويد:

واعله أيضا بأنه مخالف للاحاديث الصحيحة الثابتة في باب أبي بكر وزعم انه من وضع الرافضة قابلوا به الحديث الصحيح في باب أبي بكر.

فتح الباري، ج ٧، ص ١٥

اين حديث «سد الابواب الا باب علي»، مخالف آن حديثي است كه پنجره آقاي ابوبكر را پيغمبر اجازه داد باز بماند و اين را رافضي ها ساختند و اين را جعل كردند براي اين كه با حديث خوخه ابوبكر مقابله كنند.

قضيه به عكس است؛ حديث خوخه آمده است كه در برابر حديث سد ابواب قرار بگيرد.

همان طوري كه در رابطه با حديث «أنا مدينة العلم وعلي بابها» كه با سند صحيح ما بارها نقل كرديم، آن حديث «ابوبكر ديوار و عمر سقف آن» است را درست كردند.

اين آقاي كارشناس و مجري بي سواد يا به قول آن آقا عقيل بي عقل، مي گويد: اين حديث ضعيف است، هيچ سوادي هم كه ندارد و آن آقا هم شهادت داد و گفت: عقيل بي عقل؛ اقرار العقلاء علي انفسهم است.

ايشان هم گفت: آن دانشمند يگانه عصر جهان اسلام است.

تو كه در اين حد نيستي.

آن بزرگ شما آمد يك روايتي را كه در رابطه با امامت ائمه كه با سند صحيح و صريح بوده است، خواست رد كند، در يك روايت ٤ گاف داد.

قبلا هم در «كشي» گاف داده بود و آبرو حيثيت اين بي چاره رفت.

مي گويند: فلاني خيلي رو دارد مثل سنگ پاي قزوين.

من گمان مي كنم كه سنگ پاي قزوين هم پيش پر رويي آقايان بايد لنگ بيندازد.

با اين كه ٤ كار نادرست و خلاف مثل «قضيه زباله» انجام داده است باز هم از رو نمي رود. هركس به جاي ايشان بود، ظاهر نمي شد؛ ولي پر رويي اين ها خيلي فراتر از اين است.

آن آقا به اين شكلي داشت براي مراجع عظام تقليد درس رجال مي گذاشت.

اين آقا استاد شده است و در يك روايت از ٤٠ روايت كه ٢ ماه طول كشيده است، ٤ اشتباه فاحش و غلط فاحشه انجام داده است.

الحمد لله اين تفضل اهل بيت عليهم السلام است.

الحمد لله الذي جعل اعدائنا من الحمقا والجهلا

خود مخاطبين و بينندگان قضاوت مي كنند و خوب هم قضاوت مي كنند.

ابن حجر مي گويد: آقاي ابن جوزي گفته است: اين را شيعيان جعل كرده اند؛ در حالي كه در همان روايت «أنا مدينة العلم و علي بابها» جعل كرده اند كه «علي در شهر علم پيغمبر، ابوبكر ديوار آن، و عمر سقف آن و معاويه هم حلقه در آن است».

بارها گفتيم: فقط مانده است كه بگويند: يزيد بن معاويه دستشويي آن شهر است.

البته آن هم از اين آقايان وهابي بعيد نيست كه يك چيزي در همان كتابي كه در فضائل اميرالمؤمنين يزيد بن معاويه نوشتند اضافه كنند.

ان شاء الله شما خدا را با يزيد و اطرافيان يزيد و پدر يزيد محشور كند و ما را با حضرت زهرا و اميرالمؤمنين و حتي با غلام هاي اين ها محشور كند، ما خدا را شاكر هستيم.

بعد آقاي ابن حجر مي گويد:

وأخطا في ذلك خطا شنيعا فإنه سلك في ذلك رد الأحاديث الصحيحة بتوهمه المعارضة مع ان الجمع بين القصتين ممكن .

فتح الباري، ج ٧، ص ١٥

ابن جوزي كه آمده حديث سد ابواب را تضعيف كرده و گفته جعلي است، يك خطاي شنيع و وقيحي مرتكب شده است و دچار توهم شده است (مثل همين آقاياني كه در اين شبكه هاي شيطاني دارند حرف مي زنند) و با توهم خودش احاديث صحيح را رد كرده است.

اين حرف ابن حجر است نسبت به ابن جوزي.

در كتاب النكت علي ابن صلاح جلد ١ صفحه ٤٦٤ تا ٤٧٠ به طور مفصل به قضيه پرداخته است و مي گويد:

وأما ادعاء ابن الجوزي أنهما من وضع الرافضة فكلامه في ذلك دعوي عرية عن البرهان.

النكت علي ابن الصلاح، ج ١، ص ٤٦٦

اين كه ابن جوزي مي گويد: حديث سد ابواب را شيعيان ساخته اند، اين يك ادعاي خالي و بدون دليل است.

بعد ابن حجر مي گويد:

ولو فتح الناس هذا الباب لرد الأحاديث لادعي في كثير من أحاديث الصحيحين البطلان.

النكت علي ابن الصلاح، ج ١، ص ٤٧٠

اگر مردم اين در را باز كنند، و هر حديث صحيحي را با توهمات خودشان رد كنند، ما بايد اكثر احاديث صحيح بخاري و صحيح مسلم را مهر بطلان بزنيم.

اگر بنا باشد حديث سد ابواب رد شود، اكثر احاديث صحيح بخاري و مسلم در هوا است. من گمان مي كنم كه خيلي عبارت زيبايي است.

*************

مجري:

جريان دريچه خوخه ابوبكر چه بوده است؟ اگر مي شود اين را مطرح كنيد.

استاد قزويني:

اين را ما بارها گفتيم: در زمان بني اميه در برابر فضائلي كه در حق اميرالمؤمنين سلام الله عليه بوده و در حق حضرت زهرا سلام الله عليها و امام حسن و امام حسين بوده است، يك حديث بدلي در مقابل درست كردند يا مشابه آن را براي خلفاء جعل كردند.

به قول ابن نفتويه از علماي اهل سنت، اكثر اين احاديث كه در فضيلت خلفاء جناب ابوبكر و عمر و ديگران است، ساخته و پرداخته بني اميه است و اين يك امر عقلائي است كه نيازي به دليل هم ندارد.

اين ها در سقيفه بني ساعده كه آن همه سر و صدا و اختلافات و مشكلاتي كه داشتند و عمر به سعد بن عباده گفت:

اقتلوه فإنه منافق.

شرح نهج البلاغة، ج ٢٠، ص ١٣

اگر آنجا يكي از اين احاديث در حق جناب ابوبكر بود و دلالت بر امامت آقاي ابوبكر داشت، مطرح مي شد، همه مجبور بودند كه تسليم شوند؛ ولي هيچ كدام از اين روايات را در آنجا مطرح نكردند و در دوران جناب ابوبكر و جناب عمر، يك مورد ديده نشده است كه اين ها به منبر بروند و بگويند: پيغمبر در حق ما اين چنين گفته است.

آن انبوه جمعيتي كه در برابر ابوبكر قيام كرده بودند كه اصحاب رده نام دارند، به جاي شمشير زدن و قتل عام يكي از اين روايات را مطرح مي كردند.

وقتي ابوبكر مي خواهد عمر را انتخاب كند، مهاجرين و انصار و اميرالمؤمنين و طلحه اعتراض مي كنند و مي گويند: تو يك آدم خشن و بد اخلاق را خليفه مي كني:

فما تقول لربك إذا لقيته.

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٧، ص ٤٤٤

جواب خدا را فرداي قيامت چه مي دهي؟

ابوبكر يكي از اين احاديثي كه در حق جناب عمر بوده است را مطرح مي كرد تا همه ساكت شوند؛ ولي ابوبكر يكي از اين روايات را مطرح نكرد.

خود خليفه دوم در طول ١٢ سال به يكي از اين روايات استناد نكرد؛ به خلاف اميرالمؤمنين كه در هر كجايي كه بود و در هر مناسبتي، فضائل خودشان را مطرح فرمودند.

صحابه اين قضايا را مطرح كردند.

الحسن والحسين سيدا شباب أهل الجنة.

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٦، ص ٣٧٨

حسن و حسين سيد و سرور جوان هاي بهشت هستند.

حديث درست كردند كه مي گويد:

أبو بكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة.

فضائل الصحابة لابن حنبل، ج ١، ص ١٨٩

ابوبكر و عمر سرور پيرمردهاي بهشت هستند.

بهشت را خانه سالمندان درست كردند.

در قضيه سد ابواب هم حديثي كه جعل شده است، قضيه خوخه ابوبكر است كه مي گويند : پيغمبر اكرم تمام پنجره هايي كه به مسجد باز مي شد، اين ها را بست غير از پنجره آقاي ابوبكر و گفت: اين بايد باشد.

بعضي ها مي گويند: اين كنايه از خلافت و امامت ابوبكر است.

ما در اين ٤ ماه اين همه روايت در خلافت اميرالمؤمنين خوانديم، همه را آقايان كنار گذاشته اند.

علي ولي كل مؤمن

علي خليفتي

علي وصيي

علي امام المتقين

تمام اين ها را كنار گذاشتند؛ ولي پيغمبر فرموده است كه تمام پنجره هاي به مسجد را ببنديد، غير از پنجره ابوبكر؛ چون مي دانست بعد از آن مي خواهد خليفه شود و مردم را مي خواهد از آنجا ببيند.

چه ارتباطي دارد، بايد جناب ابن حجر فرداي قيامت جواب دهد.

شايد ما در قضيه سد ابواب به مناسبتي كه پيش آمد، يكي دو جلسه اين قضيه را توضيح مي دهيم و حق مطلب را ادا خواهيم كرد.

با اين كه روايات متعدد هم دارند كه بعد از قضيه سد ابواب، تعدادي از صحابه از پيغمبر خواهش كردند كه اي پيامبر درهاي ما را بستي، اجازه دهيد كه ما يك پنجره و خوخه و روزنه اي به مسجد باز كنيم، پيغمبر فرمود: كسي حق اين كه يك پنجره به مسجد باز كند، ندارد.

بخاري از عكرمه نقل مي كند؛ عكرمه مشهور به ناصبي بودن است و در دروغگويي ضرب المثل بوده است. ان شاء الله اگر لازم شد، ما پرونده آقاي عكرمه را كه از روات آقاي بخاري است، باز خواهيم كرد.

مي گويد:

خَرَجَ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم في مَرَضِهِ الذي مَاتَ فيه عاصبا رَأْسَهُ بِخِرْقَةٍ فَقَعَدَ علي الْمِنْبَرِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَي عليه ثُمَّ قال إنه ليس من الناس أَحَدٌ أَمَنَّ عَلَيَّ في نَفْسِهِ وَمَالِهِ من أبي بكْرِ بن أبي قُحَافَةَ وَلَوْ كنت مُتَّخِذًا من الناس خَلِيلًا لَاتَّخَذْتُ أَبَا بَكْرٍ خَلِيلًا وَلَكِنْ خُلَّةُ الْإِسْلَامِ أَفْضَلُ.

صحيح البخاري، ج ١، ص ١٧٨

پيغمبر در همان بيماري كه از دنيا رفت، يك دستمالي به سرشان پيچيده بود، بالاي منبر نشست و فرمود: كسي به اندازه آقاي ابوبكر از نظر جان و مال به من خدمت نكرده است، اگر بنا بود من يك نفر را به عنوان دوست انتخاب كنم، ابوبكر را دوست خودم انتخاب مي كردم.

شما اين حديث را بگذاريد كنار روايت اخوت كه پيغمبر اكرم به صراحت مي فرمايد:

قال لعلي أنت أخي في الدنيا والأخرة.

ذخيرة الحفاظ، ج ٢، ص ٧٨٠ و تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ٥١ و البداية والنهاية، ج ٧، ص ٣٣٦

بعد فرمود:

سُدُّوا عَنِّي كُلَّ خَوْخَةٍ في هذا الْمَسْجِدِ غير خَوْخَةِ أبي بَكْرٍ.

صحيح البخاري، ج ١، ص ١٧٨

تمام پنجره ها را ببنديد غير از پنجره ابوبكر.

آقايان به كتاب لسان الميزان و تاج العروس نگاه كنند كه مي گويند: خوخه يك پنجره مانندي است كه از پنجره بزرگ تر است و از در كوچك تر است و به عنوان منفذي است كه نور از آن مي تابد.

در صحيح بخاري در ٥ جا قضيه خوخه ابوبكر آمده است.

آنچه كه مهم است، اين است كه آقاي ابوبكر تا ٧ ماه بعد از رحلت پيغمبر در مدينه خانه نداشته است و ساكن خارج مدينه بوده است.

اين هم روايت صحيح بخاري است كه عائشه مي گويد: پيغمبر كه از دنيا رفت ابوبكر در منطقه سنح كه حدود ٨ كيلومتري مدينه بود زندگي مي كرد.

جناب عمر گفت:

والله ما مَاتَ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم.

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٤١

بعد از رحلت پيغمبر، جناب عمر گفت: پيغمبر نمرده است و پيغمبر پيش خدا رفته است و هر كس بگويد پيغمبر مرده است، منافق است و گردنش را مي زنم.

شايد ما به مناسبت رحلت پيغمبر همين قضيه را مطرح كنيم.

عائشه مي گويد: پيغمبر كه از دنيا رفت ابوبكر در مدينه نبود؛ بلكه در منطقه سنح بوده است.

در روايت ديگر مي گويد:

أَقْبَلَ أبو بَكْرٍ رضي الله عنه علي فَرَسِهِ من مَسْكَنِهِ بِالسُّنْحِ حتي نَزَلَ فَدَخَلَ الْمَسْجِدَ ...

صحيح البخاري، ج ١، ص ٤١٨

آقاي ابوبكر سوار اسب شد و از محل سكونتش در كه سنح بوده است به سمت مسجد آمد.

اگر واقعا جناب ابوبكر در مدينه خانه داشت، مي گفتند:

من داره التي كان بالسنح

ولي مي گويند: محل سكونت اين آقا در سنح بوده است، وارد مسجد شد و با كسي حرف نزد و پيش عائشه رفت و پيغمبر را ديد و پيغمبر را بوسيد و گفت: يا رسول الله پيش خدا از ما هم شفاعت كن.

در روايت ديگري كه ابن اثير و ابن جوزي در منتظم و ديگران دارند، اين خيلي جالب است. من تقاضا دارم كه دوستان عزيز دقت كنند.

مي گويد:

بويع أبو بكر الصديق يوم قبض رسول الله صلي الله عليه وسلم يوم الاثنين لاثنتي عشرة خلت من شهر ربيع الأول سنة إحدي عشرة من مهاجر رسول الله صلي الله عليه وسلم وكان منزله بالسنح عند زوجته حبيبة بنت خارجة بن زيد... وكان قد حجر عليه حجرة من شعر فما زاد علي ذلك حتي تحول إلي منزله بالمدينة فأقام هناك بالسنح بعدما بويع له ستة أشهر يغدو علي رجليه إلي المدينة وربما ركب علي فرس... فيوافي المدينة فيصلي الصلوات بالناس فإذا صلي العشاء رجع إلي أهله بالسنح.

الطبقات الكبري، ج ٣، ص ١٨٦ و اسد الغابة، ج ٣، ص ٣٣٤

با ابوبكر صديق روزي كه پيغمبر از دنيا رفت، كه روز دوشنبه بود و ١٢ روز از ربيع الاول گذشته بود، بيعت شد و خانه آقاي ابوبكر در منطقه سنح بود، در نزد همسرشان حبيبه دختر خارجة بن زيد.

براي او يك اتاقي درست كرده بود، بر اين خانه كوچك همين طوري ماند تا اين كه به مدينه منتقل شد، تا ٧ ماه خانه آقاي ابوبكر بعد از اين كه خليفه شد در سنح بوده است و پياده به مدينه مي آمده است.

چه بسا سوار بر اسب مي شد و به مدينه مي آمد و نمازها را با مردم مي خواند و وقتي نماز عشاء مي خواند به نزد خانواده خود كه در سنح بود مي رفت.

ما نديديم در جايي كه بگويد: ايشان ٣ تا خانه داشت.

٢ خانه در مدينه و يك خانه هم در سنح داشته است.

اگر اين طور بود، جناب ابوبكر بايد ٢ شب مدينه مي ماندند و يك شب هم به سنح مي رفتند.

اين ها نشان مي دهد كه جناب ابوبكر در مدينه خانه اي نداشت تا اين كه از خانه او يك سوراخ و پنجره اي به مسجد باز شود.

اين قضايايي است كه اين حضرات درست كردند و فرداي قيامت هم جواب خواهند داد.

با توجه به سؤال آقاي محسني، ما يك اشاره اي كرديم.

اين طلب آقايان باشد، ان شاء الله در رابطه با حديث منزلت يكي دو جلسه مفصل صحبت كنيم.

اين خوخه اي را كه آقاي ابن حجر و ديگران دليل بر خلافت دانسته اند، سد ابواب الا باب علي، را چه مي دانند؟

وقتي خوخه را دليل بر خلافت مي دانند، وقتي كل در باز باشد اين را دليل بر چه چيزي مي دانند؟

آقاي عكرمه خارجي ناصبي مي گويد: در آن بيماري كه پيغمبر از دنيا رفت، فرمود:

سُدُّوا عَنِّي كُلَّ خَوْخَةٍ في هذا الْمَسْجِدِ غير خَوْخَةِ أبي بَكْرٍ

صحيح البخاري، ج ١، ص ١٧٨

چه طور شد كه وقتي پيغمبر مي فرمايد: قلم و كاغذ به دهيد، پيغمبر نستجير بالله هذيان مي گويد.

جناب عمر مي گويد:

قال عُمَرُ إِنَّ النبي صلي الله عليه وسلم غَلَبَهُ الْوَجَعُ.

صحيح البخاري، ج ١، ص ٥٤

بيماري بر پيغمبر غلبه كرده است و نمي داند كه چه مي گويد؛ ولي وقتي كه فرمود: همه پنجره ها را ببنديد غير از پنجره آقاي ابوبكر، اين دليل بر خلافت مي شود.

الحمد لله علي سلامة العقل

*************

بيننده آقاي محمد امير از يزد:

من سؤالي در رابطه با علم غيب پيامبر داشتم.

حاج آقا گفتند: علم پيغمبران مثل اين است كه اطلاع دارند؛ ولي استفاده اختصاصي نمي توانند انجام دهند.

من مي خواستم عرض كنم، اين آياتي كه در قرآن كريم من خوندم، تمام آيات دليل بر اين است كه پيامبران ما آن چيزي را كه به آن ها وحي مي شود مي دانند و بيشتر از اين را نمي دانند.

مثل سوره جن آيه ٢٦ و ٢٧ كه خداوند مي فرمايد: علم غيب نزد او است و هيچ كس را بر عالم غيب آگاه نمي سازد مگر رسولاني كه او آن ها را برگذيده است.

در سوره آل عمران آيه ١٧٩ و سوره انعام آيه ٥٠ و يكي از سوره هايي كه خيلي واضح بيان مي كند، سوره اعراف آيه ١٨٨ است كه مي فرمايد: بگو من مالك نفع و ضرر خود نيستم؛ مگر آنچه كه خدا بر من خواسته است و اگر من از غيب جز آنچه به وسيله وحي مي دانم، آگاه بودم بر خير و نفع خود مي افزودم و هيچگاه زيان و رنج نمي ديدم، من نيستم مگر رسولي ترساننده و بشارت دهنده گروهي كه اهل ايمان هستند.

در اينجا به طور صريح بيان مي كند كه من علم غيب نمي دانم؛ چون اگر من مي دانستم، هرچه خير را براي خودم برمي داشتم و هيچ گاه ضرر نمي كردم؛ فقط آنچه كه به من وحي مي شود را مي دانم.

در صحبت هايي كه در قرآن كريم در رابطه با حضرت موسي عليه السلام وجود دارد كه وقتي از كوه طور برگشتند و ديدند كه مردم به طرف بت پرستي برگشتند، ايشان حضرت هارون را گرفت و به شدت سر ايشان عصباني شد كه چرا جلوي اين ها را نگرفتي؟

حضرت هارون فرمود: من مي خواستم؛ ولي نتوانستم، اين ها مي خواستند مرا بكشند. بعد حضرت موسي هارون را رها كرد.

اينجا مشخص است كه اين قضيه را نمي دانسته است؛ چون اگر مي دانست، اين طوري با برادرش برخورد نمي كرد.

حضرت يعقوب عليه السلام در رابطه با حضرت يوسف اطلاع نداشت و چند سال گريه مي كرد تا اين كه چشم هايش نابينا شد.

اگر ايشان مي دانست كه حضرت يوسف زنده هستند، اين طوري گريه نمي كردند.

استاد قزويني:

ما هم همين را گفتيم.

استفاده اختصاصي ممنوع است.

وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ

سوره اعراف آيه ١٨٨

اگر من علم غيب در همه چيز داشتم و قابل استفاده بود براي من، تمام خيرات را به سمت خودم جذب مي كردم؛ يعني استفاده اختصاصي ندارم.

شما در كنار اين آيات، آيه ٤٩ سوره آل عمران را هم ببينيد.

وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.

من به شما خبر مي دهم به آنچه در خانه هايتان مي خوريد و آنچه در خانه هايتان ذخيره مي كنيد.

اين چه ارتباطي به وحي دارد؟ شما گفتيد: فقط علم غيب شان مال وحي است. پيغمبر از حضرت عيسي بالاتر است يا نه؟

بيننده:

همان جايي كه حضرت عيسي مي فرمايند، همان جا چند چيز ديگر هم وجود دارد، يكي از آن ها اين است كه مرده هاي شما را زنده مي كنم، اين ها به شكل معجزه ظاهر مي شود. مثلا يك روز مشخصي را من به شما مي گويم.

استاد قزويني:

ما هم همين را مي گوييم.

ائمه يا پيامبران از علم غيب شان براي هدايت مردم استفاده مي كردند؛ همان طوري كه حضرت عيسي استفاده مي كرده است.

حضرت عيسي دكان صادرات معجزه نداشته است، حضرت عيسي در مواردي كه مردم احتياج به هدايت داشتند، از معجزه استفاده مي كردند.

در همين جا هم كه مي فرمايد:

وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ.

سوره آل عمران آيه ٤٩

بعد هم مي فرمايد:

إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.

سوره آل عمران آيه ٤٩

اين در حقيقت براي تقويت ايمان شما است. نشانه است كه شما ايمان بياوريد.

ما يك روايتي در كافي داريم در رابطه با ائمه عليهم السلام، مي گويد: پيچ علم غيب دست خداي عالم است، هرجا خدا اراده كند، درهاي علم غيب به روي ما باز مي شود و اگر ارده نكند، درهاي علم غيب به ما بسته مي شود.

علم غيبي كه ائمه و انبياء دارند، علم غيب استقلالي نيست و علم غيب استقلالي كفر است.

اگر معتقد باشيم كه پيغمبري از پيش خودش علم غيب دارد، اين كفر است.

علم غيب پيغمبر و علم غيب ائمه عليهم السلام از جانب خداي عالم است.

ما معتقد هستيم كه پيغمبر اكرم و ائمه عليهم السلام به اذن الله تبارك و تعالي در آن محدوده اي كه خداي عالم اجازه مي دهد:

وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ

سوره انسان آيه ٣٠

استفاده اختصاصي در كارهاي خودشان نمي كنند.

مواردي كه نياز باشد براي هدايت مردم از علم غيب شان استفاده مي كنند و اگر نيازي نباشد استفاده نمي كنند. اين عقيده شيعه است.

شما كتاب «شهيد آگاه» حضرت آيت الله صافي گلپايگاني را مطالعه كنيد، خيلي از اين قضايا را اين بزرگوار كه از مراجع عظام تقليد هستند و در حوزه پاسخگويي به شبهات تأليفات زيادي دارند، در آنجا مفصل از تمام اين آيات و روايات تحليل كردند و پاسخ دادند.

بيننده:

اين ها از اين چيزها استفاده هاي ناجوري مي كنند و تبليغ مي كنند كه امام هاي ما مي دانند كه مثلا درخت خانه شان چند تا برگ دارد و برگ هايي كه مي ريزد را متوجه مي شوند.

استاد قزويني:

اگر خدا بخواهد ائمه عليهم السلام تمام ذرات عالم و ساكنان بهشت و جهنم، همه را مي دانند.

بيننده:

خدا اگر هرچه بخواهد دست خودش است.

استاد قزويني:

يك روايت قشنگي وجود دارد كه من خيلي از اين روايت خوشم مي آيد.

يك شخصي خدمت امام جواد رسيد و گفت: يابن رسول الله شنيده ايم كه شما گفتيد: من علم دارم به تمام آسمان ها و به تمام زمين و به تمام اتفاقاتي كه مي افتد و نام اهل بهشت و جهنم را مي دانم. آيا اين درست است؟

مي تواند يك انسان همچنين علمي داشته باشد؟

امام جواد نفرمود: من مي دانم و نفرمود: من نمي دانم.

فرمود: آيا خداي عالم قدرت دارد كه اين علم را به يك پشه بدهد يا نه؟

اين بنده خدا معطل ماند. بله خداي عالم قدرت دارد.

امام جواد فرمود: من پيش خدا از پشه گرامي تر هستم.

بيننده:

يك جا صحبت شد كه پيامبر گرامي ما بعد از ٥٥ سال رفتند سر قبر مادر عزيزشان و در آنجا هم گريه كردند و هم گرياندند.

ايشان گفتند: بله آنجا درخواست كردند كه از مادرشان شفاعت كنند و خدا نپذيرفتند و به خاطر اين گريه كردند. در اين رابطه شما توضيح دهيد.

استاد قزويني:

ما اين را مفصل توضيح داديم. در اين كه گريه كردند، آن گريه بحث ديگري دارد.

اين روايتي كه اين آقايان جعل كردند براي اين كه پدر آقاي عمر و ابوبكر و ديگران كافر از دنيا رفتند، اين ها را نتوانستند جاي پيغمبر بياورند، پيغمبر را پايين آوردند.

مي گويند: پدر و مادر پيغمبر كافر از دنيا رفتند.

پيغمبر فرمود: من از خدا خواستم كه براي آن ها طلب مغفرت كنم به من اجازه نداد. اجازه خواستم به زيارت شان بروم، به من اجازه دادند.

گريه كردن پيغمبر ارتباطي به اين قضيه ندارد.

*************

بيننده آقا رسول از مشهد (اهل سنت):

در مورد حديث منزلت كه امشب صحبت كرديد، ما اهل سنت هم از خيلي از علماء و اساتيد سؤال كرديم، آن ها هم حديث منزلت و حديث من كنت مولاه يا در رابطه با آيه انما وليكم الله يا سوره هل اتي كه در رابطه با اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا و حسنين نازل شده است كه با آن همه تجليلي كه خدا از اين ها كرده است، در رابطه با هيچ كدام از پيغمبران اينگونه تجليل نكرده است، ما اين ها را در شأن اميرالمؤمنين قبول داريم.

همان صحبتي كه حضرت عمر رضي الله عنه به ابن عباس گفته بودند كه ابن عباس مي گويد: من وقتي سؤال كردم كه اين احترامي كه شما به علي كرم الله وجهه مي گذاريد به خاطر چيست؟

گفت: هو مولاي

وقتي كه عمر در رابطه با اين پرسيده بود كه آيا علي هنوز هم خودش را محق در مورد خلافت مي داند؟ ابن عباس گفته بود بله.

جناب عمر رضي الله عنه در جواب گفته بودند به والله كه قريش بر علي ثابت نمي ماندند و با او كنار نمي آمدند.

جناب ابي بكر و عمر به خاطر مصلحت انديشي و به خاطر اين كه اسلام حفظ شود، اين كار را كردند.

چند شب پيش در رابطه با حديث قرطاس كه در شبكه كلمه از آقاي خدمتي كه سؤال كردم، ايشان هم گفتند: در خيلي از مسائل ديگري هم بوده است كه پيغمبر اكرم چيزي مي فرمودند، اصحاب قبول نمي كردند و تنها اين حديث قرطاس نبوده است كه عمر مخالفت كرده باشد.

در روايات خود گفته است كه من دانستم كه او مي خواهد باز علي را به عنوان خليفه تعيين كند، علت اين كه ما از جيش اسامه برگشتيم، ما به جهت مصلحت انديشي براي اسلام اين كار را كرديم.

مجري:

اين چيزي كه شما گفتيد، مفهوم آن اين است كه خليفه اول و دوم از پيغمبر بيشتر مي دانستند و آن ها مصالح را بهتر از پيغمبر فهميدند.

آيا اين حرف صحيحي است؟

بيننده:

پيامبر اكرم در جرياني كه خدا به ملائك فرمود: سجده كنيد، مي دانيد كه شيطان اطاعت نخواهد كرد؛ ولي او را هم داخل در ملائكه كرد و به او هم امر كرد.

اينجا هم خدا و رسولش مي دانستند كه امت علي را قبول نخواهند كرد.

استاد قزويني:

شما هم پنبه همه چيز را زديد، چيزي باقي نگذاشتيد. شما معتقد هستيد كه اصحاب همه عادل هستند و همه اهل بهشت هستند.

اصحابي كه حرف پيغمبر را قبول نكردند و با پيغمبر مخالفت كردند، يعني خلافت ابي بكر با گناه و معصيت آغاز شده است. خلافت ابوبكر خلافت شرعي نمي تواند باشد.

بيننده:

مگر ما دروغ را در جهت اصلاح بين الناس جايز نمي دانيم؟

به جهت بقاء اسلام، اين ها معصيت كرده باشند، چه اشكالي دارد؟

استاد قزويني:

بنابراين خلافت ابوبكر خلافت شرعي و اسلامي نبوده است.

بيننده:

بله. خلافت از نظر دستور خدا و رسول آن مال اميرالمؤمنين بوده است؛ ولي اين ها صلاح دانسته اند كه خودشان خليفه شوند.

همان طوري كه ابو عبيده جراح گفت: علي جان سن تو كم است. بگذار اين ها كه شيوخ اصحاب هستند خليفه شوند تا اين كه نوبت تو شد آن وقت تو خليفه باش.

استاد قزويني:

همين حرف را عمر به ابن عباس گفت و ابن عباس در جواب گفت: آقاي عمر آن وقتي كه ابوبكر سوره برائت را مي برد كه براي مردم مكه بخواند، پيغمبر دستور داد كه برگردد و علي برود بخواند.

آن زمان علي بچه نبود؟

در جنگ بدر علي چند سال داشت؟

در جنگ احد همه فرار كردند و علي ماند.

آن زمان علي بچه نبود؟ در جنگ خيبر علي بچه نبود؟

در جنگ احزاب علي بچه نبود؛ ولي بعد از گذشتن اين همه سال، علي بچه شد؟

آقا اميرالمؤمنين سلام الله عليه ١٣ ساله بوده است كه اسلام آورده است و از آن طرف ٢٣ سال دوران نبوت پيامبر بوده است كه روي هم مي شود ٣٦ سال.

آيا يك جوان ٣٦ ساله بچه است؟

بيننده:

نسبت به باقي صحابه بچه هستند.

وقتي علي كرم الله وجهه به خلافت رسيد، دختر ابي بكر عائشه و بزرگ اصحاب، طلحه و زبير كه جزء شورا بودند، با او به خاطر خلافت درافتادند.

بعد هم معاويه كه از بزرگان قريش و پسر ابوسفيان بود، با او درافتاد، آن هم به بهانه خون عثمان.

بعد از آن هم خوارجي كه حامل قرآن بودند و شب تا صبح قرآن مي خواندند، آن ها هم علي را كافر دانستند و با او درافتادند.

پيش بيني ابوبكر و عمر درست بوده است.

مگر همين خوارجي كه قرآن را حمايل مي كردند، حرف شان چه بود؟

مي گفتند: لا حكم الا لله

مثل همين وهابيتي كه مي گويند: لا توسل الا لله و لا حكم الا لله

همه چيز را مي گويند: الله و غير از الله هر كس هرچه بگويد، شرك است.

من وهابيت را قبول ندارم.

اين معجزاتي كه از حرم ائمه شما مثل امام رضا صادر مي شود و معروف هم است، اگر اين ها شرك باشد، پس خدا كساني را كه به ائمه متوسل مي شوند، شفا مي دهد، اين ها را در شرك ياري مي كنند. اهل سنت هم حاجت گرفتند از اين ائمه.

استاد قزويني:

شما اگر خطبه دوم نهج البلاغه را ملاحظه كنيد، در آنجا اميرالمؤمنين مي فرمايد:

ولهم خصائص حق الولاية وفيهم الوصية والوراثة الآن إذ رجع الحق إلي أهله ونقل إلي منتقله.

نهج البلاغة، خطب الإمام علي (ع)، ج ١، ص ٣٠

ولايت مخصوص اهل بيت محمد صلي الله عليه وآله است و پيغمبر هم وصيت كرد كه خلافت بايد مال اين ها باشد، الان حق به حق دار رسيد و خلافت به جاي اوليه اش برگشت.

اين تعابير از اميرالمؤمنين سلام الله عليه كاملا همه چيز را مشخص مي كند.

موارد ديگري كه از اميرالمؤمنين سلام الله عليه در نهج البلاغه آمده است و ديگر قضايا، اين ها نشان مي دهد كه خلافت اين ها خلافت مشروعي نبوده است.

اميرالمؤمنين سلام الله عليه در صحيح مسلم نظر خودشان را نسبت به خلفاء اينگونه بيان مي فرمايند:

فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٣٧٨

در نامه ٥٣ نهج البلاغه اميرالمؤمنين اين تعبير را دارد:

فإن هذا الدين قد كان أسيرا في أيدي الأشرار يعمل فيه بالهوي، وتطلب به الدنيا

نهج البلاغة، خطب الإمام علي (ع)، ج ٣، ص ٩٥

اين دين قبل از من دست اشرار گرفتار بوده است و در اين دين همه به هوا و هوس عمل مي كردند و دين را وسيله دنيا طلبي و دنيا خواهي خودشان قرار داده بودند.

شما به شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلي سني جلد ١٧ صفحه ٥٩ مراجعه كنيد.

*************

بيننده آقا سيد علي از زابل:

بنده بعد از ٩ ماه توانستم كه با شما صحبت كنم. من به آرزوي خود رسيدم.

از شما خواستارم كه در دعاهايي كه امشب مي كنيد اسم ما را هم ببريد؛ چون اعتقاد دارم كه نتيجه مي دهد.

ما شبكه شما را شبكه پدرمان آقا اميرالمؤمنين مي دانيم و واقعا ارادت داريم.

اين آقا رسول كه الان زنگ زده بودند، ايشان نسبت به بقيه آقايان انسان منصفي بودند.

يك كلمه را مي خواهم به اين عزيزان بگويم و آن اين كه يك مقداري پيش خودشان انصاف دهند.

مگر برادران اهل سنت نمي گويند: هر كاري كه از طرف پيامبر صادر شده باشد؛ چه حرف باشد و چه عمل پيامبر، اين جزء سنت است و پيروي نكردن و پا گذاشتن روي آن گناه است و بعضي ها مي گويند: كافر مي شود.

ما هم همين را مي گوييم.

در جريان جيش اسامه كه به حرف پيامبر گوش نداند يا همين جرياني كه شما مي گوييد: پيامبر فرمودند: كسي از حضرت علي بالاتر نبود؛ ولي اين ها به خاطر امت اجتهاد كردند.

به نظر شما اين ها پا گذاشتن روي سنت نيست؟

فقط يك مقداري عاقلانه فكر كنيد، به همه چيز مي رسيد و احتياجي نيست كه ما به شما بگوييم.

شبكه كلمه يك شبكه سياسي است.

اين ها يا اخبار مي گويند و يا به حكومت ايران ايراد مي گيرند.

من مي خواهم به اين ها بگويم: به برادران اهل سنت القاء كردند كه هر مشكلي كه در حكومت و سياست ايران پيش مي آيد، اين از مذهب شيعه سرچشمه گرفته است. نه، اين هيچ ربطي به مذهب شيعه ندارد.

حكومت يا آن چيزي كه در دولت است، اگر يك نفر سوء استفاده كند و يا اين كه كاري كند، نمي شود اين را بگذاريم به پاي مذهب شيعه.

مذهب شيعه خيلي پاك تر از اين حرف ها است. آن عصاره ناب اسلام در مذهب شيعه است. شما نمي توانيد ما را با حكومت قاطي كنيد. بحث مذهب جدا است.

من يك مطلبي را در كتاب صحيح بخاري خواندم و مي خواهم بگويم: كسي بالاتر از حضرت علي پيدا نمي شده است.

وقتي كه ٣٠ نفر از بزرگان آن صحابه كه اسم بردن جايز نيست، وقتي اين ٣٠ نفر در كتب خودشان مي گويند: ما به خودمان شك داشتيم كه منافق هستيم يا واقعا مؤمن هستيم.

من اين را در كتاب صحيح بخاري در كتاب الايمان باب ترس مؤمن از نابود شدن اعمالش خواندم.

من قولم را بر عملم عرضه نداشتم؛ جز اين كه ترسيدم دروغگو باشد، ابن ابي مليكه مي گويد: ٣٠ نفر از صحابه را دريافتم كه همه آن ها از نفاق در خويشتن مي هراسيدند و هيچ يك از آن ها نبود كه ادعا كند بر ايمان جبرئيل و ميكائيل است.

اين مطلب در صحيح بخاري جلد ١ صفحه ١٩ آمده است.

وقتي ٣٠ نفر از سران مي گويند: ما اطمينان نداريم كه مؤمن واقعي باشيم يا به شخص كناري خود اطمينان نداريم كه منافق است يا مؤمن، چه طور اهل سنت درجات اين ها در تا درجه انبياء بالا مي بردند.

يك مقداري فكر كنيد. اين ها در كتب خودتان آمده است.

در همين صحيح بخاري آمده است كه شخصي نامه نوشت به مشركين مكه و آن ها را از اسرار پيامبر خبردار مي كرد و همه جا خليفه دوم غيرتي مي شدند و مي گفتند: پيامبر گردن اين مرد را بزنم؟

پيامبر صلي الله عليه وآله مي فرمودند: نه، اين آقا در جنگ بدر بوده است و تو چه مي داني كه در جنگ بدر خدا فرموده است كه همه را بخشيدم و شما هر كاري بخواهيد انجام دهيد، آزاد هستيد.

اين مطلب در صحيح بخاري جلد ٤ صفحه ١٩ آمده است.

جوان هاي اين ها از روي همچين مطالبي اجتهاد مي كنند و مي گويند: آن هايي كه در بدر بودند، خدا آن ها را بخشيد؛ پس ما هم اگر كاري كنيم و جهادي انجام دهيم يا شيعه اي را بكشيم، به بهشت مي رويم.

همين طوري است كه در عراق در مسجد در سامرا، چند نفر جوان سر نماز حاضر مي شوند؛ ولي نماز نمي خوانند و بعد كه شخصي از اين ها مي پرسد كه چرا اين ها نماز نمي خوانند، مي گويند: اين ها اجتهاد كردند.

اين ها چون چند شيعه كه در گروه آقاي صدر بودند را كشتند، الان آزاد هستند.

هر كاري بكنند، اين ها بهشتي هستند.

واقعا جوان هاي اهل سنت يك مقداري فكر كنند.

كسي با همچين كاري به بهشت مي رود؟

اگر الان آقاي خامنه اي كه واقعا براي ما مهم است، به من بگويند: به يك اهل سنت يك لگد بزن (كه ايشان اين حرف را هيچ وقت نمي زنند) من بهشت را براي تو تضمين مي كنم، من مي توانم قبول كنم؟

از يك بنده خدايي پرسيدند كه مرجع تقليد شما كيست؟

گفت: عقل خودم.

استاد قزويني من واقعا دعاي شما را لازم دارم.

*************

بيننده آقاي گمشاد زهي از زاهدان (اهل سنت):

من يك دانشجو هستم، در مورد وحدت بين شيعه و سني و در مورد امامت سؤال داشتم. مي خواستم به صورت علمي به آن ها پاسخ دهيد.

آيا واقعا شبكه ولايت در راستاي وحدت بين شيعه و سني گام بر مي دارد يا خير؟

آيا واقعا اين كه شما بياييد در شبكه ولايت به حضرت عمر توهين كنيد كه براي اين كه داماد حضرت علي شود، به حضرت علي گفت: يا دختر خودت را به من بده و يا اين كه مي گويم: شما دزدي كرده ايد، آيا اين صحت دارد؟

زماني كه صحبت از وحدت مي كنيد، مي آييد صحابه رسول الله را مورد توهين قرار مي دهيد.

آيا واقعا اين كه ما بياييم به صحابه توهين كنيم، وحدت بين شيعه و سني ايجاد مي شود؟

مجري:

آيا در شبكه ما جسارت به برادران اهل سنت ديده ايد؟

ما وحدت را هم قبول داريم و بحث علمي را هم قبول داريم و اين ها منافاتي با هم ندارد.

استاد قزويني:

ما بارها گفتيم كه اگر ما در يك جمله به مقدسات اهل سنت توهين كرديم، آقايان تذكر بدهند، ما هم پوزش مي طلبيم و هم كاري مي كنيم كه تكرار نشود.

حضرت عالي هم اگر يك مورد از بنده يا ديگر كارشناسان مان شنيده ايد، بنده به عنوان مسؤل اين شبكه پاسخگو هستم.

از آقايان اهل سنت عذر خواهي مي كنم و به آن كارشناس هم تذكر مي دهم و اگر ديدم كه به تذكراتم عمل نكرد، برنامه شان را در شبكه حذف مي كنم.

در شبكه مسؤليت كلي به عهده بنده است.

حضرت آيت الله مكارم اشراف دارند؛ ولي مسؤليت با بنده است.

اگر حضرت عالي بزرگواري كنيد، (ما تمام بحث هايمان را روي سايت گذاشتيم) بگوييد: فلان مسئله توهين به مقدسات اهل سنت بوده است، بنده همان جا رسما پوزش مي طلبم و قول مي دهم كه آن عبارت در اين شبكه تكرار نشود.

اگر بنا است كه ما از كتب شما يك مطلبي نقل كنيم، اگر شما اين را به حساب ما بگذاريد و بگوييد: شما توهين مي كنيد، اگر اين توهين است، در كتب اهل سنت آمده است.

وقتي كه صحيح مسلم كه از ديدگاه شما عزيزان بعد از قرآن صحيح ترين كتاب ها است، مي آيد قضاياي مربوط به اصحاب نقل مي كند، شما مي گوييد: آقاي مسلم به اهل سنت خيانت كرده است؟

بيننده:

من اول صحبت هايم گفتم: اگر قرار است كه شما پاسخ دهيد، پاسخ تان علمي باشد.

من مي گويم: آيا واقعا ملاك وحدت بين شيعه و سني را شما صحابه قرار مي دهيد؟

آيا اين درست است كه شما روايتي را بياوريد كه در آن به حضرت عمر جسارت شود؟

استاد قزويني:

روايتي كه ما آورديم، اين روايت را كه ما درست نكرديم.

اين روايت از آقا امام صادق سلام الله عليه است.

١٣٠٠ سال قبل اين روايت آمده است، در كتاب كافي و ديگر كتب هم آمده است.

اگر اين عبارت در كافي باشد توهين است؛ ولي اگر در صحيح مسلم عمر به اميرالمؤمنين بگويد: علي تو ابوبكر و من را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خائن مي داني.

اگر اين توهين است، چرا در صحيح مسلم آمده است؟

بيننده:

اين چيزهايي كه مطرح مي كنيد، باعث مي شود كه وحدت بين شيعه و سني از بين برود.

استاد قزويني:

شما يك راهكار ارائه دهيد، اين روايات مطرح نشود؟

بيننده:

روايت اگر واقعا درست است مطرح شود.

پيشنهادي كه بنده دارم اين است كه شما كه پخش مستقيم مي گذاريد و در آن ٢ ساعت برنامه داريد و ١ ساعت آن را خودتان صحبت مي كنيد، اين شبكه درست است كه مال آقاي مكارم شيرازي است؛ ولي با پول مردم است.

استاد قزويني:

پول ملت نيست. ما تا به حال از ملت براي شبكه پولي نگرفتيم.

بنا است كه از اين به بعد اين كار را انجام دهيم.

بيننده:

ما مي دانيم كه پول ملت است.

آقاي مكارم شيرازي اين مقدار پول نداشته است كه بيايد يك شبكه ايجاد كند.

من به عنوان يك دانشجوي سني خيلي برايم جالب است كه نظر شما در رابطه با سؤالي كه در شبكه كلمه مطرح شده است چيست؟

سؤال اين است كه آيا آيه صريحي در مورد امامت وجود دارد؟

اگر وجود دارد شما اين را بگوييد.

استاد قزويني:

ما صد بار اين را گفتيم.

بيننده:

آدرس آيه را مي توانيد بدهيد؟

استاد قزويني:

آيه ٥٥ سوره مائده.

قرآن مي فرمايد:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.

ولي شما خدا و پيغمبر است و آن آقايي است كه در حال ركوع صدقه داده است.

من دو تا نكته خدمت شما دانشجو عرض مي كنم.

آقاي آلوسي از علماي بزرگ اهل سنت و ضد شيعه و سلفي و متوفاي ١٢٦٠ است.

ايشان در كتاب روح المعاني جلد ٦ صفحه ١٧٧ و ١٨٨ مي گويد: معظم محدثين و غالب اخباريين عقيده شان اين است كه اين آيه در حق علي بن ابي طالب نازل شده است.

در خود كتاب صحيح مسلم، جناب عمر مي گويد:

قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٣٧٨

بعد از اين كه پيغمبر از دنيا رفت، ابوبكر گفت: من ولي و جانشين پيغمبر هستم.

كلمه «ولي» در اينجا به معني خلافت و امامت و جانشيني استعمال شده است.

ايشان مي گويد: وقتي كه آقاي ابوبكر از دنيا رفت، من گفتم:

ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٣٧٨

كلمه «ولي» اينجا به عنوان خليفه و امام استعمال شده است.

به همين دليل هم ما مي گوييم: در آيه ٥٥ سوره مائده، اين آيه در رابطه با ولايت و امامت و جانشيني حضرت امير آمده است.

در آيه ٦٧ سوره مائده مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ.

باز جناب آقاي آلوسي در كتاب روح المعاني مي گويد: عبد الله بن مسعود مي گويد: ما در زمان پيغمبر اين آيه را اين طور مي خوانديم:

ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته.

روح المعاني، ج ٦، ص ١٩٣

اين را آقاي سيوطي در كتاب در المنثور جلد ٢ صفحه ٢٩٨ و آقاي شوكاني در فتح القدير جلد ٢ صفحه ٦٠ را آورده اند، در آنجا كلمه «مولي المؤمنين» است؛ ولي در جلد ٦ روح المعاني صفحه ١٩٣ «ولي المؤمنين» آورده است.

در سوره نور آيه ١١ در قضيه افك اسم عائشه نيامده است؛ ولي شما مي گوييد: قطعا در حق عائشه نازل شده است، البته به كمك روايات.

در آيه ٤٠ سوره توبه اسم آقاي ابوبكر نيامده است؛ ولي مي گوييد: به كمك روايات اين آيه در حق ابوبكر است.

به همان دليل ما مي گوييم: آيه ٢ و ٥٥ و ٦٧ سوره مائده، همه در رابطه با ولايت اميرالمؤمنين سلام الله عليه است.

من گمان نمي كنم كه از اين واضح تر بتوان بيان كرد.

اگر ملاك شبكه كلمه است، ما ٤٠ روايت آورديم.

آقايان در روايت اول در مزبله و زباله داني افتادند و گير كردند.

اگر شبكه كلمه معيار است، من به صراحت مي گويم: اگر پيغمبر اكرم از قبر زنده شود و بگويد: حق با علي است، شبكه كلمه و كارشناسان شان والله قبول نمي كنند.

اگر خداي عالم يك ملك بفرستد كه براي آن ها بيان كند، اين ها زير بار نمي روند.

آن ها بنا ندارند كه زير بار بروند؛ ولي اگر براي كساني كه دنبال حق هستند، قضايا واضح و روشن است.

آقايان يك روايت خواستند، ما ٤٠ روايت ارائه داديم.

*************

پایان.