سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٦٨ - امام جواد (عليه السلام)

امام جواد (عليه السلام)

کد مطلب: ٥٤٣٢ تاریخ انتشار: ٢٢ خرداد ١٣٩٠ - ٠٨:٠٠ تعداد بازدید: ٤١٩٤ سخنراني ها » شبکه ولايت امام جواد (عليه السلام)
حبل المتين ٩٠/٠٣/٢٢

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 تاریخ : ٢٢ / ٠٣ / ٩٠

آقاي محسني

با توجه به ولادت امام جواد (عليه السلام)، مقداري در رابطه با ولادت اين امام عزيز و دوران امامت ايشان براي بينندگان عزيز ما توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

ولادت امام جواد (عليه السلام)

در رابطه با ولادت امام جواد (عليه السلام) اين نكته را بينندگان عزيز داشته باشند كه امام رضا (عليه السلام) حدود ٤٨ سال از عمر مبارك شان گذشته بود و فرزندي نداشتند و بعضي هم نسبت به امام بعدي شك داشتند. البته اين را هم عزيزان توجه داشته باشند كه نام ائمه (عليهم السلام)، از آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) تا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء)، از زبان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و ديگر ائمه (عليهم السلام) بيان شده بود. قبل از آن كه امام جواد (عليه السلام) به دنيا بيايد، مردم مي دانستند كه امام بعدي، آقا محمد بن علي الجواد (عليه السلام) است و بچه دار نشدن امام رضا (عليه السلام) براي بعضي ها شبهه ايجاد كرده بود و تشكيك مي كردند و مخالفين هم ذوق مي كردند كه آن وعده هاي داده شده، درست نشد. تا اين كه با آمدن امام جواد (عليه السلام) در دهم ماه رجب سال ١٩٥ هجري قمري، تشكيك خيلي ها برطرف شد و اميد خيلي ها شكوفا شد و كساني كه دنبال تبليغات مسموم بودند، اهداف شوم شان برآورده نشد. بنا بر قول مشهور امام جواد (عليه السلام) در دهم ماه رجب سال ١٩٥ هجري قمري به دنيا آمد و مرحوم شيخ طوسي (ره) در مصباح المتهجد، صفحه ٨٠٥ همين نظر را انتخاب مي كند و بعضي از بزرگان مانند شيخ مفيد (ره) در الإرشاد، جلد ٢، صفحه ٢٧٣ ولادت امام جواد (عليه السلام) را در ماه رمضان دانسته اند؛ ولي قول مشهور، همين قول دهم ماه رجب است و در توقيعي كه از آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) در ادعيه ماه رجب آمده است، همين است:

أللهم إني أسئلك بالمولودين في رجب محمد بن علي الثاني و إبنه علي بن محمد.

خدايا! تو را سوگند مي دهيم به دو مولود در ماه رجب، محمد بن علي الجواد و فرزندش علي بن محمد الهادي.

مصباح المتهجد للشيخ الطوسي، ص ٨٠٥ ـ المصباح للكفعمي، ص ٥٣٠

مرحوم محدث قمي (ره) هم اين دعا را در اعمال ماه رجب ذكر كرده است.

مرحوم إبن شهر آشوب در كتاب مناقب آل أبي طالب، جلد ٣، صفحه ٤٩٩ قضايايي را از حكيمه خاتون نقل مي كند و مي فرمايد:

در شب ولادت امام جواد (عليه السلام)، امام رضا (عليه السلام) مرا خواستند و فرمودند: امشب را در منزل ما باشيد و كمك يار اين مولود باشيد كه امشب به دنيا خواهد آمد.

مادر امام جواد (عليه السلام) ـ كه يا به نام خيزران بود و يا به نام سبيكه كه از نوبيه آفريقا بود و از قبيله ماريه قبطيه، همسر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه مادر ابراهيم بود ـ مي گويد:

من در آن شب در منزل امام رضا (عليه السلام) بودم و شاهد ولادت امام جواد (عليه السلام) بودم. وقتي به صورت قنداقه آماده شد، حضرت فرمودند: من مي خواهم خودم ملازم گهواره امام جواد (عليه السلام) باشم.

شايد هم امام رضا (عليه السلام) به اين دليل كه ٤٨ سال بود بچه دار نشده بود، طبيعتش إقتضاء مي كرد كه وقتي بعد از ٤٨ سال خداوند يك فرزند، آن هم نه يك فرزند عادي، بلكه يك حجت إلهي و نور إلهي را به او مي دهد، دوست داشت در كناره گهواره اش با آرامش بخوابد. شايد هم علل ديگري داشت كه ما نمي دانيم.

حكيمه خاتون مي گويد:

در روز سوم بود كه من در كنار گهواره امام جواد (عليه السلام) بودم و ديدم ايشان به راست و چپ نگاه كردند و شروع كردند به شهادتين گفتن: «أشهد أن لا إله إلا الله» و «أشهد أن محمداً رسول الله» و من هم خيلي وحشت زده شدم و خدمت امام رضا (عليه السلام) رسيدم:

فأتيت أبا الحسن (عليه السلام) فقلت له: لقد سمعت من هذا الصبي عجبا! فقال: و ما ذاك؟ فأخبرته الخبر فقال: يا حكيمة! ما ترون من عجائبه أكثر.

و گفتم: از اين كودك، يك چيز شگفت و تعجب آوري شنيدم. حضرت فرمود: چه چيزي؟ ماجرا را برايش تعريف كردم و فرمود: اي حكيمه! از اين چيزهاي شگفت آورتر، زياد از او خواهي داد.

بزرگان ديگري هم در اين زمينه سخن گفته اند و مدت امامت امام جواد (عليه السلام) را ١٧ سال شمرده اند؛ از سال ٢٠٤ تا ٢٢٠ هجري. خلفائي كه در دوران امام جواد (عليه السلام) بودند، مأمون و معتصم و واثق بودند.

فرزندان امام جواد (عليه السلام)؟

يك بحث ديگري كه من ناگزيرم اشاره كنم اين است كه آيا از امام رضا (عليه السلام) فقط فرزندي به نام امام جواد (عليه السلام) بود يا فرزندان ديگري هم داشتند؟

آنچه كه بزرگان شيعه مانند شيخ مفيد (ره) مطرح مي كنند، اين است:

و مضي الرضا علي بن موسي (عليه السلام) و لم يترك ولدا نعلمه إلا إبنه الإمام بعده أبا جعفر محمد بن علي عليهما السلام.

بعد از اين كه امام رضا (عليه السلام) از دنيا رفت، ما فرزندي غير از امام جواد (عليه السلام) از او نمي شناختيم.

الإرشاد للشيخ المفيد، ج ٢، ص ٢٧١ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٤٩، ص ٣٠٩ ـ كشف الغمة لإبن أبي الفتح الإربلي، ج ٣، ص ٧٦ ـ أعيان الشيعة للسيد محسن الأمين، ج ٢، ص ١٣ ـ العدد القوية لعلي بن يوسف الحلي، ص ٢٩٤ ـ رجال كشي، ص ٥٩٦

هم چنين مرحوم كشي (ره) در رجال خود، صفحه ٥٩٦، شماره ١١١٥ شبيه همين تعبير را دارد و از امام جواد (عليه السلام) داستان مفصلي را نقل مي كند و به نقل از راوي مي گويد:

و قال لي أبو جعفر (عليه السلام) إبتداءا منه ذهبت الشبهه ما لأبي ولد غيري.

شبهاتي كه مخالفين مطرح كرده بودند كه امام رضا (عليه السلام) عقيم است و فرزندي ندارد و امامت منقطع شد، همه پيشگويي ها غلط از آب درآمد، برطرف شد و پدرم امام رضا (عليه السلام) فرزندي غير از من ندارد.

هم چنين مرحوم طبرسي (ره) در كتاب إعلام الوري كه از كتاب هاي معتبر تاريخي شيعه است، جلد ٢، صفحه ٨٦ مي فرمايد:

و كان للرضا من الولد ابنه أبو جعفر محمد بن علي الجواد (عليه السلام) لا غير.

امام رضا (عليه السلام) غير از امام جواد (عليه السلام) فرزند ديگري نداشت.

همين تعبير را مرحوم إربلي (ره) در كشف الغمة، جلد ٢، صفحه ٣٢٣ و مرحوم سيد محسن امين (ره) در أعيان الشيعة، جلد ٢، صفحه ١٣ نقل مي كنند.

بعضي از بزرگان مانند مرحوم إربلي (ره) از علماء أهل سنت مانند محمد بن طلحه شافعي نقل مي كند كه امام رضا (عليه السلام) داراي ٦ فرزند بود؛ ٥ پسر و يك دختر.

كشف الغمة، ج ٢، ص ٢٦٧

هم چنين در كتاب تاريخ ائمه (عليهم السلام) كه به نام المجموعة النفيسة است، در صفحه ٢١ از أبو الثلج بغدادي نقل مي كند كه امام رضا (عليه السلام) فرزندي به نام امام جواد (عليه السلام) و فرزند ديگري به نام موسي مبرقع داشت كه در قم يا در مدينه مدفون است.

آنچه كه بزرگان و استوانه هاي علمي شيعه نقل مي كند، فرزندي غير از امام جواد (عليه السلام) نداشت. شايد اين طور بتوان جمع كرد كه بعد از ٤٨ سال از عمر امام رضا (عليه السلام)، فرزندي غير از امام جواد (عليه السلام) نداشتند. در كتاب موسوعة الإمام الجواد ـ در ٢ جلد كه اولين تأليف مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)است و كتاب برگزيده سال حوزه علميه شد و در نرم افزار مكتبة أهل البيت (عليهم السلام) هم هست ـ ما تمام قضايا را به صورت مفصل آورده ايم. البته بناي ما در اين كتاب، اظهار نظر نبوده است و فقط نقل مطالب بوده و هرگونه اظهار نظر و قضاوت را بر عهده خواننده و مخاطب گذاشته ايم، وگرنه شايد بعضي از رواياتي كه ما در آنجا آورده ايم، مورد تائيد خودمان هم نبوده است.

* * * * * * *

آقاي محسني

وقتي امام رضا (عليه السلام) شهيد شدند، امام جواد (عليه السلام) چند سال داشتند؟ آيا مخالفين تشكيك نكردند كه كودك نمي تواند به امامت برسد؟

استاد حسيني قزويني

نكته اول:

آنچه كه مرحوم شيخ مفيد (ره) به صراحت در الإرشاد، جلد ٢، صفحه ٢٧١ آورده اين است كه مي فرمايد:

و كان سنه يوم وفات أبيه سبع سنين و أشهر.

ايشان در زمان وفات پدرش، ٧ سال و چند ماه سن داشت.

هم چنين إبن شهر آشوب در مناقب آل أبي طالب، جلد ٣، صفحه ٤٨٧ مي فرمايد:

أقام مع أبيه سبع سنين و أربعة اشهر و يومين.

٧ سال و ٤ ماه و دو روز با پدرش زندگي كرد.

و يقال: إنه كان (عليه السلام) إبن تسع سنين و أشهر.

گفته شده است: ٩ سال و چند ماه داشت.

مناقب آل أبي طالب لإبن شهر آشوب، ج ٣، ص ٤٨٩

ولي نظر ايشان همان ٧ سال است.

نكته دوم:

البته اين كه در بعضي از روايات كتاب كافي كلمه «٩ سال» آمده، شايد مربوط به آغاز امامت نباشد و زمان ايرادات و شبهات باشد. مرحوم شيخ كليني (ره) در كافي، جلد ١، صفحه ٣٨٤، حديث ٨ روايتي حسنه را نقل مي كند كه علي بن حسان به امام جواد (عليه السلام) مي گويد:

إن الناس ينكرون عليك حداثة سنك، فقال: و ما ينكرون من ذلك قول الله عز وجل؟ لقد قال الله عز وجل لنبيه صلي الله عليه و آله: «قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَي اللَّهِ عَلَي بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي (سوره يوسف / آيه ١٠٨)» فوالله! ما تبعه إلا علي (عليه السلام) و له تسع سنين و أنا إبن تسع سنين.

بعضي از مردم نسبت به سن كوچك شما شك مي كنند و مي گويند امام نمي تواند كودك باشد. حضرت فرمود: آيا سخن خداوند را انكار مي كنند كه به رسول الله (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «بگو: اين راه من است كه من و پيروانم با بصيرت كامل همه مردم را به سوي خدا دعوت ميكنيم». به خدا قسم! فقط علي (عليه السلام) از رسول الله (صلي الله عليه و آله) تبعيت كرد در حالي كه ٩ ساله بود و من هم ٩ ساله هستم.

يعني اگر واقعاً اين آيه را كه درباره أمير المؤمنين (عليه السلام) است بخواهند انكار كنند، نسبت به من هم انكار مي كنند و اگر انكار نكنند، بايد مرا هم انكار نكنند.

نكته سوم:

در كافي، جلد ١، صفحه ٣٨٣، حديث ٣ علي بن سيف از بعضي از شيعيان نقل كرده است و به امام جواد (عليه السلام) مي گويد:

إنهم يقولون في حداثة سنك، فقال: إن الله تعالي أوحي إلي داود أن يستخلف سليمان و هو صبي يرعي الغنم، فأنكر ذلك عباد بني إسرائيل و علماؤهم، فأوحي الله إلي داود (عليه السلام) أن خذ عصا المتكلمين و عصا سليمان و اجعلها في بيت و اختم عليها بخواتيم القوم، فإذا كان من الغد، فمن كانت عصاه قد أورقت و أثمرت فهو الخليفة، فأخبرهم داود، فقالوا: قد رضينا و سلمنا.

مردم درباره خردسالي شما اعتراض مي كنند. فرمود: همانا خداي تعالي به حضرت داوود (عليه السلام) وحي كرد كه حضرت سليمان (عليه السلام) را كه كودكي بود كه گوسفند مي چرانيد، جانشين خود كند. عابدان و علماء بني اسرائيل هم او را نپذيرفتند و خدا به حضرت داوود (عليه السلام) وحي كرد كه عصاهاي معترضين و عصاي حضرت سليمان (عليه السلام) را بگير و در خانه اي بگذار و با مُهر همه مردم مُهرش كن و فردا، عصاي هر كس كه سبز شد و برگ دار و ميوه دار شد، او جانشين است. حضرت داوود (عليه السلام) اين خبر را به آنها گفت (و چون فردا عصاي حضرت سليمان (عليه السلام) را سبز ديدند) گفتند: راضي شديم و پذيرفتيم.

نكته چهارم:

هم چنين علي بن اسباط كه از أصحاب خاص امام جواد (عليه السلام) است و جايگاه ويژه اي دارد، مي گويد:

من در خدمت امام جواد (عليه السلام) بودم و به قد و سنّ كوچك آن حضرت نگاه مي كردم و حضرت فرمود:

إن الله احتج في الإمامة بمثل ما إحتج به في النبوة، فقال: «وَ آَتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا (سوره مريم / آيه ١٢)»، «وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّه (سوره يوسف / آيه ٢٢)»، «وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً (سوره احقاف / آيه ١٥)»، فقد يجوز أن يؤتي الحكمة و هو صبي و يجوز أن يؤتاها و هو إبن أربعين سنة.

همانا خدا براي امامت حجت آورده، همان طور كه براي نبوت حجت آورده است و [در مورد حضرت يحيي (عليه السلام)] فرموده: «در كودكي به او حكمت [داوري ] داديم» و باز فرموده: «چون به نيرومندي رسيد» «و ٤٠ ساله شد»، پس رواست كه در كودكي به امام حكمت [داوري ] داده شود، همان طور كه رواست در سن ٤٠ سالگي به او عطا شود.

نكته پنجم:

هم چنين حكم نبوت در كودكي به حضرت عيسي (عليه السلام) داده شده است و وقتي به حضرت مريم (سلام الله عليها) درباره به دنيا آوردن حضرت عيسي (عليه السلام) اعتراض كردند، ايشان اشاره كرد كه حقيقت را از خود كودك سؤال كنيد:

فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ

(مريم) اشاره به عيسي كرد (كه مردم از او بپرسند).

مردم گفتند:

كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا

ما چگونه با كودكي كه در گهواره است سخن بگوئيم؟!

قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آَتَانِيَ الْكِتَابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا

(ناگهان عيسي زبان به سخن گشود) گفت: من بنده خدايم، به من كتاب (آسماني) داده و مرا پيامبر قرار داده است.

وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا

و مرا وجودي پر بركت قرار داده در هر كجا كه باشم و مرا توصيه به نماز و زكات مادامي كه زنده هستم.

سوره مريم / آيات ٣١ ـ ٢٩

لذا با توجه به اين آيات و استدلالي كه امام جواد (عليه السلام) داشتند، قضيه امامت آن حضرت در دوران كودكي أمر عجيبي نيست و اين كار به دست خداوند است و وقتي خداوند، كودكي را نبي قرار مي دهد، استبعادي ندارد كه كودكي ٧ يا ٩ ساله مانند امام جواد (عليه السلام) يا كودكي ٥ ساله مانند آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) امام شود.

* * * * * * *

آقاي محسني

نظر علماء أهل سنت نسبت به امام جواد (عليه السلام) چگونه است؟

استاد حسيني قزويني

علماء أهل سنت نسبت به امام جواد (عليه السلام) حرف هاي زيادي دارند و من اگر بخواهم همه را نقل كنم، مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود. شايد من حدود ٤٠ نفر از علماء أهل سنت را يافته ام كه نسبت به امام جواد (عليه السلام) مدح و ثناء كرده اند. در سايت هم مفصل آورده ايم و در كتاب ائمة أهل البيت كه دوستان ما در مؤسسه كوثر چاپ كرده اند، مفصل آمده است.

نظر علماء أهل سنت در مورد امام جواد (عليه السلام)

١. جاحظ

جناب أبو عثمان عمرو بن بحر جاحظ (متوفاي ٢٥٠ هجري) در كتاب رسائل جاحظ، صفحه ١٠٦ مي گويد:

بني أميه به چه چيزي افتخار مي كنند در برابر بني هاشم؟!

بعد مي شمارد و مي گويد:

بني هاشم افتخار مي كنند به حسين و حسن و محمد بن علي الباقر و محمد بن علي الجواد و ... ، بني أميه كدام يك از اين شخصيت ها را دارند؟

٢. إبن عربي

هم چنين إبن عربي كه نزد آقايان أهل سنت جايگاه ويژه اي دارد، وقتي به امام جواد (عليه السلام) مي رسد، مي گويد:

حامل سر الرسول، مهندس الأرواح و العقول، أديب معلمة الأسماء و الشؤون، فهرس الكاف و النون، غاية الظهور و الايجاد.

حامل سر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) بود و معمار تمام ارواح و عقل هاي بشري است، بزرگ ترين اديب آموزش دهنده أسماء إلهي است، محل مدخل كاف و نون است (منظور اين است: و امره بين الكاف و النون، إذا اراد شيئا أن يقول له كن فيكون)، منتهي و هدف ظهور و ايجاد هستي است.

شرح إحقاق الحق للسيد المرعشي، ج ٣٣، ص ١٥٣ به نقل از وسيلة الخادم إلي المخدوم للشيخ فضل الله بن روزبهان الإصبهاني، ص ٢٩٣، طبع قم

٣. إبن طلحه شافعي

جناب إبن طلحه شافعي (متوفاي ٦٥٢ هجري) مي گويد:

و إن كان صغير السن، فهو كبير القدر، رفيع الذكر.

اگر چه سن كمي دارد، ولي از نظر جايگاه و فضيلت، بزرگ و برجسته و رفيع است.

مطالب السؤول في مناقب آل الرسول (ع) لمحمد بن طلحة الشافعي، ص ٤٦٧

٤. سبط إبن جوزي

آقاي سبط إبن جوزي در كتاب تذكرة الخواص، صفحه ٣٢١ مي گويد:

كان علي منهاج أبيه في العلم و التقي و الزهد و الجود.

همان راهي كه پدرش در علم و تقوا و زهد و جود داشت، او هم همان راه را طي كرد.

٥. إبن تيميه

آقاي إبن تيميه حراني كه بزرگ نظريه پرداز وهابيت است، مي گويد:

محمد بن علي الجواد كان من أعيان بني هاشم و هو معروف بالسخاء و السؤود و لذا سمي بالجواد

محمد بن علي الجواد از شخصيت هاي برجسته بني هاشم است و معروف است در سخاوت و سيادت و بزرگي؛ لذا مشهور به جواد است.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج ٤، ص ٦٨، تحقيق محمد رشاد سالم

٦. ذهبي

آقاي ذهبي (متوفاي ٧٤٨ هجري) كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، در كتاب تاريخ الإسلام، جلد ١٥، صفحه ٣٨٥، شماره ٣٧٢، وفيات ٢١١ تا ٢٢٠ هجري مي گويد:

كان من سروات آل بيت النبي (صلي الله عليه و سلم)، كان يلقب بالجواد.

او از شخصيت هاي برجسته أهل بيت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) است و لقبش را جواب گفته اند.

و كان أحد الموصوفين بالسخاء ولذلك لقب بالجواد.

او يكي از كساني بود كه معروف بود در سخاوت و به همين دليل ملقب به جواد شد.

٧. إبن صباغ

آقاي إبن صباغ مالكي هم همان تعبيري را كه از سبط إبن جوزي نقل كرديم مي گويد:

و إن كان صغير السن، فهو كبير القدر، رفيع الذكر، القائم بالإمامة بعد علي بن موسي الرضا.

الفصول المهمة في معرفة الأئمة لإبن الصباغ، ج ٢، ص ١٠٣٥

٨. إبن حجر هيثمي

آقاي إبن حجر هيثمي مكي هم در الصواعق المحرقة درباره امام جواد (عليه السلام) مي گويد:

أجلهم محمد الجواد.

از شخصيت هاي برجسته بني هاشم، محمد الجواد است.

٩. خواجه مولوي عبد الفتاح

خواجه مولوي عبد الفتاح، پسر محمد نعمان حنفي هندي (متوفاي ١٠٩٦ هجري) در شرح حال امام جواد (عليه السلام) مي گويد:

و كان (عليه السلام) صاحب الخوارق و الكرامة من طفوليته و يقال: إنه أخبر أن موته يكون ثلاثين شهرا بعد موت المأمون، فكان كما أخبر.

كرامات زيادي در دوران طفوليت او ديده شده است و از جمله آنها اين بود كه ايشان فرمود: «من ٣٠ ماه بعد از مرگ مأمون از دنيا خواهم رفت» و دقيقاً اين اتفاق افتاد.

شرح إحقاق الحق للسيد المرعشي، ج ١٩، ص ٥٨٥ به نقل از مفتاح العارف

١٠. شبراوي

آقاي شبراوي شافعي (متوفاي ١١٧١ هجري) مي گويد:

كراماته رضي الله عنه كثيرة و مناقبه شهيرة.

كراماتي كه مردم از ايشان ديده اند زياد است و مناقبش هم مشهور است.

شرح إحقاق الحق للسيد المرعشي، ج ١٩، ص ٥٨٨ به نقل از الإحاف بحب الأشراف،ص ٦٤

١١. خير الدين زركلي

هم چنين آقاي خير الدين زركلي وهابي در كتاب الأعلام، جلد ٦ صفحه ٢٧٢ وقتي به شرح حال امام جواد (عليه السلام) مي رسد، مي گويد:

كان رفيع القدر كأسلافه، ذكيا، طلق اللسان، قوي البديهة.

او همانند اجدادش داراي جايگاه رفيعي بود و آدم زرنگي بود و بيان شيوايي داشت و حضور ذهن قوي داشت.

* * * * * * *

آقاي محسني

امام جواد (عليه السلام) مناظراتي داشته است و معروف ترين آنها يحيي بن أكثم است و در منا و حج هم قضيه اي اتفاق افتاد و آن سؤالات پرسيده شد كه خيلي شنيدني است و وقتي آدم اينها را مي شوند، لذت مي برد. لطفاً مقداري از اين مناظرات را براي بينندگان عزيز توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

ما در موسوعة الإمام الجواد (عليه السلام) مناظرات متعددي از ايشان را آورده ايم و از جمله مناظرات ايشان، مناظره با يحيي بن أكثم بود كه از فقهاء بنام و از شخصيت هاي پرآوازه عصر مأمون بوده و جايگاه ويژه اي داشت.

مناظره جالب امام جواد (عليه السلام) با يحيي بن أكثم

وقتي مأمون، امام جواد (عليه السلام) را به بغداد آورد و تصميم گرفت دخترش أم فضل را به ايشان بدهد، بعضي گفتند:

فإنه صبي لا معرفة له و لا فقه، فأمهله ليتأدب و يتفقه في الدين، ثم اصنع ما تراه بعد ذلك.

ايشان هنوز بچه است و حلال و حرام را نمي داند و بايد مقداري به مكتب برود و آگاهي به حلال و حرم پيدا كند و سپس هر كاري خواستيد بكنيد.

مأمون براي اين كه جواب آنها را بدهد، جلسه مفصلي از بزرگان و علماء أهل سنت تشكيل داد كه يحيي بن أكثم هم در ميان آنها بود. داستانش طولاني است و اگر بخواهيم همه قضيه را بگوييم، طول مي كشد و فقط مقداري از آن را بيان مي كنيم:

فأقبل عليه يحيي بن أكثم، فقال: أتأذن لي جعلت فداك، في مسألة؟ قال له أبو جعفر (عليه السلام): سل إن شئت. قال يحيي: ما تقول جعلني الله فداك! في محرم قتل صيدا؟ فقال له أبو جعفر (عليه السلام):

قتله في حل أو حرم؟ عالما كان المحرم أم جاهلا؟ قتله عمدا أو خطأ؟ حرا كان المحرم أم عبدا؟ صغيرا كان أم كبيرا؟ مبتدئا بالقتل أم معيدا؟ من ذوات الطير كان الصيد أم من غيرها؟ من صغار الصيد كان أم من كباره؟ مصرا علي ما فعل أو نادما؟ في الليل كان قتله للصيد أم نهارا؟ محرما كان بالعمرة إذ قتله أو بالحج كان محرما؟

فتحير يحيي بن أكثم و بان في وجهه العجز و الانقطاع و لجلج، حتي عرف جماعة أهل المجلس أمره. فقال المأمون: الحمد لله علي هذه النعمة و التوفيق لي في الرأي. ثم نظر إلي أهل بيته و قال لهم: أ عرفتم الآن ما كنتم تنكرونه؟...

يحيي بن أكثم رو كرد به امام جواد (عليه السلام) و گفت: فدايت شوم! آيا به من اجازه مي دهي از شما سؤال كنم؟

خيلي عجيب است كه يك شخصيت پرآوازه و فقيه و مسن، از يك كودك اجازه مي خواهد براي سؤال كردن!!!

امام جواد (عليه السلام) فرمود:

اگر مي خواهي، سؤال كن. يحيي گفت: خداوند مرا فداي تو كند! نظرت چيست در مورد حكم يك مُحْرِمي كه در حال إحرام، يك صيدي (حيواني) را بكشد؟ حضرت فرمود: آيا اين مُحْرم، آن صيد را در حرم (محدوده بيت الله الحرام و شهر مكه) كشته است يا در خارج از حرم؟ عالم بوده كه صيد حرام است يا خبر نداشته؟ از روي عمد اين صيد را كشته است يا از روي خطا؟ آيا اين مُحْرم، عبد بوده يا آزاد؟ آيا بالغ بوده يا غير بالغ بوده؟ آيا اولين بارش بود كه اين صيد را كشته است يا قبلاً هم كشته؟ آيا اين صيد، پرنده بوده است يا غير پرنده؟ از حيوانات كوچك بوده يا از حيوانات بزرگ؟ إصرار بر چنين كاري دارد يا پشيمان است؟ اين شكار در شب بوده يا در روز؟ در إحرام عمره اين كار را انجام داده يا در إحرام حج؟

يحيي بن أكثم از فرمايشات امام جواد (عليه السلام) مات و مبهوت شد و آثار عجز و ناتواني در سيمايش هويدا شده و زبانش به لكنت افتاد؛ به نوعي كه أهل مجلس آن را فهميدند.

مأمون گفت: الحمد لله مطلب همان شد كه من پيش بيني كرده بودم. سپس مأمون به فاميل و خاندان خود نظري انداخته و گفت: حال آنچه را قبول نمي كرديد دريافتيد؟...

قال المأمون لأبي جعفر (عليه السلام): إن رأيت جعلت فداك! أن تذكر الفقه فيما فصلته من وجوه قتل المحرم الصيد لنعلمه و نستفيده؟ فقال أبو جعفر (عليه السلام):

نعم! إن المحرم إذا قتل صيدا في الحل و كان الصيد من ذوات الطير و كان من كبارها، فعليه شاة، فإن أصابه في الحرم فعليه الجزاء مضاعفا، فإذا قتل فرخا في الحل، فعليه حمل قد فطم من اللبن و إذا قتله في الحرم، فعليه الحمل و قيمة الفرخ و إن كان من الوحش و كان حمار وحش، فعليه بقرة و إن كان نعامة، فعليه بدنة و إن كان ظبيا، فعليه شاة، فإن قتل شيئا من ذلك في الحرم، فعليه الجزاء مضاعفا، هديا بالغ الكعبة و إذا أصاب المحرم ما يجب عليه الهدي فيه و كان إحرامه بالحج، نحره بمني و إن كان إحرامه بالعمرة نحره بمكة و جزاء الصيد علي العالم و الجاهل سواء و في العمد له المأثم و هو موضوع عنه في الخطأ و الكفارة علي الحر في نفسه و علي السيد في عبده و الصغير لا كفارة عليه و هي علي الكبير واجبة و النادم يسقط بندمه عنه عقاب الآخرة و المصر يجب عليه العقاب في الآخرة.

وقتي مجلس به پايان رسيد و همه مردم جز نزديكان پراكنده شدند، مأمون رو به آن حضرت كرده و گفت: فدايت شوم! اگر صلاح دانستيد احكام هر كدام از آنچه درباره كشتن شكار در حال احرام فرموديد، براي ما بيان فرماييد تا ما نيز بدانيم و بهره بريم. امام جواد (عليه السلام) فرمود:

بله، فرد مُحْرم اگر شكاري در خارج حرم را بكشد و آن شكار پرنده و بزرگ باشد، كفّاره آن يك گوسفند است و اگر در داخل حرم بكشد، كفّاره اش دو برابر مي شود و اگر جوجه پرنده را در خارج حرم بكشد، كفّاره او بره اي است كه تازه از شير گرفته شده باشد و اگر آن را در داخل حرم بكشد، بايد هم آن را بدهد و هم بهاي آن جوجه اي را كه كشته است و اگر شكار از حيوانات وحشي بود، مثلًا اگر الاغ وحشي بود، كفّاره اش يك گاو است و شكار شتر مرغ، كفّاره اش يك شتر است و شكار آهو، كفّاره اش يك گوسفند است و اگر هر كدام از اين حيوانات وحشي را در داخل حرم كشت، كفّاره اش دو برابر مي شود و اين را بدان كه اگر قرباني به كعبه رسد و فرد محرم كاري كند كه قرباني بر او واجب شود و احرامش إحرام حجّ باشد، آن قرباني را در منا بايد بكشد و اگر احرام عمره باشد، در مكّه قرباني كند و كفّاره صيد در مورد عالم به مسأله و نادان يكسان است و امّا در شكار عمد، گناه نيز كرده و در خطاء، گناه از او برداشته شده و اگر محرم، آزاد باشد، كفّاره بر عهده خود اوست و اگر بنده باشد، كفّاره بر عهده آقاي او است و بر فرد صغير كفّاره واجب نيست، ولي بر كبير واجب است و شخصي كه از كرده خود نادم و پشيمان است، به همان جهت عقوبت أخروي از او برداشته شود، ولي آن كه پشيمان نيست، به طور حتم در آخرت عقاب خواهد شد.

فقال له المأمون: أحسنت يا أبا جعفر! أحسن الله إليك! فإن رأيت أن تسأل يحيي عن مسألة كما سألك؟ فقال أبو جعفر (عليه السلام) ليحيي: أسألك؟ قال: ذلك إليك جعلت فداك! فإن عرفت جواب ما تسألني عنه و إلا استفدته منك، فقال له أبو جعفر (عليه السلام): أخبرني عن رجل: نظر إلي إمرأة في أول النهار، فكان نظره إليها حراما عليه، فلما ارتفع النهار، حلت له، فلما زالت الشمس، حرمت عليه، فلما كان وقت العصر، حلت له، فلما غربت الشمس، حرمت عليه، فلما دخل عليه وقت العشاء الآخرة، حلت له، فلما كان انتصاف الليل، حرمت عليه، فلما طلع الفجر، حلت له، ما حال هذه المرأة؟ و بماذا حلت له و حرمت عليه؟ فقال له يحيي بن أكثم: والله! ما أهتدي إلي جواب هذا السؤال و لا أعرف الوجه فيه، فإن رأيت أن تفيدناه؟ فقال أبو جعفر (عليه السلام): هذه أمة لرجل من الناس، نظر إليها أجنبي في أول النهار، فكان نظره إليها حراما عليه، فلما ارتفع النهار، ابتاعها من مولاها، فحلت له، فلما كان عند الظهر، أعتقها، فحرمت عليه، فلما كان وقت العصر، تزوجها، فحلت له، فلما كان وقت المغرب، ظاهر منها، فحرمت عليه، فلما كان وقت العشاء الآخرة، كفر عن الظهار، فحلت له، فلما كان في نصف الليل، طلقها واحدة، فحرمت عليه، فلما كان عند الفجر، راجعها، فحلت له.

مأمون گفت: آفرين اي أبو جعفر! خدا به شما خير عطا فرمايد! حال خوب است شما نيز از يحيي سؤالي كنيد، همان طور كه او از شما پرسيد؟ حضرت به يحيي بن أكثم فرمود: پرسش كنم؟ يحيي گفت: هر طور كه مي خواهيد فدايت شوم! اگر قادر بودم پاسخ شما را خواهم گفت، و گرنه از شما بهره خواهم برد. حضرت فرمود:

مرا آگاه كن از مردي كه در بامداد به زني نگاه مي كند و آن زن بر او حرام است و چون روز بالا مي آيد بر او حلال مي گردد و هنگام ظهر دوباره حرام مي شود و هنگام عصر بر او حلال مي شود و غروب بر او حرام مي شود و عشاء بر او حلال مي شود و نيمه شب بر او حرام مي شود و هنگام سپيده دم بر او حلال مي شود؛ اين چگونه زني است؟ و براي چه حلال و از چه جهت حرام مي شود؟

يحيي بن أكثم گفت: قسم به خدا! من به جواب آن رهنمون نمي شوم و وجه حرمت و حلال بودن آن را نمي دانم. اگر صلاح مي دانيد بفرماييد تا بهره مند شويم. امام (عليه السلام) فرمود:

اين زن، كنيز مردي است كه بيگانه اي بر او نظر انداخته و آن نگاه حرام بوده و چون روز بالا آمد، وي را از صاحبش خريد، پس بر او حلال شد و ظهر آزادش كرد و حرام شد. عصر با او ازدواج كرد و حلال شد و غروب ظهارش كرد و حرام شد. هنگام عشاء كفّاره ظهار پرداخت كرد و حلال شد و نيمه شب يك طلاق داد و حرام شد و سپيده دم رجوع كرد و حلال شد.

قال: فأقبل المأمون علي من حضره من أهل بيته، فقال لهم: هل فيكم أحد يجيب عن المسألة بمثل هذا الجواب، أو يطرف القول فيما تقدم من السؤال؟ قالوا: لا والله! إن أمير المؤمنين أعلم بما رأي. فقال لهم: ويحكم! إن أهل هذا البيت خصوا من الخلق بما ترون من الفضل و إن صغر السن فيهم لا يمنعهم من الكمال. أما علمتم أن رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم افتتح دعوته بدعاء أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (عليه السلام) و هو إبن عشر سنين و قبل منه الإسلام و حكم له به.

مأمون رو به حضّار مجلس كرد كه از خاندان خود او بودند و گفت: آيا در بين شما كسي هست كه از اين پرسش چنين پاسخي بگويد، يا پرسش قبل را بدان تفصيل كه شنيديد بداند؟ گفتند: نه به خدا! همانا أمير المؤمنين داناتر به چيزي است كه مي انديشد. مأمون گفت: واي بر شما! اين خاندان در بين تمام مردم، مخصوص به فضيلت و برتري گشته اند و خردسالي مانع ايشان از كمال نيست! مگر نمي دانيد كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) دعوت خود را به أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (عليه السلام) آغاز نمود و أمير المؤمنين (عليه السلام) در آن وقت ١٠ ساله بود و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم اسلام او را پذيرفت و به آن حكم فرمود.

الإرشاد للشيخ المفيد، ج ٢، ص ٢٨٢ ـ الاحتجاج للشيخ الطبرسي، ج ٢، ص ٢٤٠ ـ مدينة المعاجز للسيد هاشم البحراني، ج ٧، ص ٣٤٧ ـ كشف الغمة لدبن أبي الفتح الإربلي، ج ٣، ص ١٤٦ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٥٠، ص ٧٥ ـ حلية الأبرار، ج ٤، ص ٥٥٣ ـ أعيان الشيعة للسيد محسن الأمين، ج ٢، ص ٣٣ ـ الأنوار البهية للشيخ عباس القمي، ص ٢٥٥ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ١٣، ص ١٤

الصواعق المحرقة لإبن حجر الهيثمي، ص ٢٠٦ ـ الفصول المهمة في معرفة الأئمة لإبن الصباغ المالكي، ج ٢، ص ١٠٤٣ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج ٣، ص ١٢٥

* * * * * * *

آقاي محسني

امام جواد (عليه السلام) شاگرداني را براي نشر فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) تربيت كرده اند. در اين مورد توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

يكي از كارهاي اساسي كه أهل بيت (عليهم السلام) داشتند، تربيت شاگرد بوده است. حتي خود امام سجاد (عليه السلام) با اين كه نمي توانست در منابر حضور پيدا كند و به أمير المؤمنين (عليه السلام) و ساير معصومين (عليهم السلام) جسارت مي كردند، كنيزان و غلاماني را مي گرفت و يك سال روي اينها كار مي كرد و معارف إلهي را به اينها آموزش مي داد و وقتي ماه رمضان مي شد، در روز عيد فطر آزاد مي كرد و اينها هم در ميان مردم پخش مي شدند و آثار و معارفي را كه ياد گرفته بودند، در ميان مردم منتشر مي كردند.

شاگردان امام جواد (عليه السلام)

امام جواد (عليه السلام) هم با اين كه خفقان شديدي بود، نيروهاي مقتدري را تربيت كرد و شاگردان زيادي در حدود ٥٠٠ نفر آموزش داد و ما هم در موسوعة الإمام الجواد (عليه السلام) اسامي و شرح حال اينها را آورده ايم و از جمله اينها:

١. محمد بن أبي عمير (متوفاي ٢١٧ هجري): از شخصيت هاي برجسته عصر امام رضا (عليه السلام) و امام جواد (عليه السلام) است.

٢. صفوان بن يحيي (متوفاي ٢١٠ هجري)

٣. محمد بن سنان (متوفاي ٢٢٠ هجري)

٤. احمد بن أبي نصر بزنطي (متوفاي ٢٢١ هجري)

٥. علي بن مهزيار اهوازي (متوفاي بعد از ٢٥٤ هجري)

٦. فضل بن شاذان (متوفاي ٢٦٠ هجري)

اينها جزء تربيت شدگان مكتب امام جواد (عليه السلام) بودند و فقط إبن أبي عمير به تنهايي حدود ٩٤ كتاب تأليف كرده است.

رجال النجاشي، ص ٣٢٦، ش ٨٨٧

با اين كه آقاي إبن أبي عمير مدت ها در زندان بود و شكنجه مي شد تا نام دوستان أهل بيت (عليهم السلام) و مرابطين با امام جواد (عليه السلام) را اعلام بكند و بدترين شكنجه ها را حكومت عباسي بر إبن أبي عمير تحميل كردند، ولي او اين اسامي را اعلام نكرد. شدت شكنجه به جايي رسيد كه خواستند فرزندش را جلوي چشمش به تنور بياندازند و در اين هنگام، صداي صفوان را شنيد كه گفت:

اي إبن أبي عمير! در مسير خودت ثابت قدم و استوار بمان كه بر حق هستي.

آن تزلزلي كه در قلب إبن أبي عمير ايجاد شده بود نيز برطرف شد.

رجال النجاشي، ص ٣٢٦، ش ٨٨٧

داستان محمد بن أبي نصر بزنطي

اما در رابطه با محمد بن أبي نصر بزنطي بايد بگويم كه ايشان قبلاً مسيحي بود و بعداً مسلمان و شيعه شد و جزء خواص امام رضا (عليه السلام) و امام جواد (عليه السلام) گرديد. قضيه اي را براي بينندگان عزيز نقل مي كنم و اميدوارم اين را به عنوان هديه از طرف ما قبول بكنند. محمد بن أبي نصر بزنطي مي گويد:

با تعدادي از دوستان خدمت امام رضا (عليه السلام) رسيده بوديم و سؤالاتي داشتيم. دوستان سؤالات خود را پرسيدند و رفتند و سؤالات من زياد بود و طول كشيد تا اين كه پاسي از شب گذشت. وقتي خواستم خداحافظي كنم و بروم، امام رضا (عليه السلام) فرمودند: «محمد بن أبي نصر! كجا مي روي؟ امشب را نزد ما بمان». من هم كه واقعاً دوست داشتم بمانم، تعارف امام رضا (عليه السلام) را قبول كردم و ماندم. امام رضا (عليه السلام) به غلام خود دستور داد كه رختخواب اختصاصي خود حضرت را در اتاقي كه هر شب خود حضرت مي خوابد، پهن كند تا من امشب در آن بخوابم. من در ذهن خودم با خودم حرف مي زدم و خوشحال بودم كه در منزل امام زمانم و امام عصرم مي خواهم بمانم. به اتاق رفتم و درب را بستم و لحاف را كشيدم و در آن تاريكي شب (در آن زمان هم برق و چراغ نبود)، از خوشحالي خوابم نمي برد؛ چون در اتاق امام زمانم هستم و در رختخواب اختصاصي او مي خوابم. همين طوري در فكر بودم كه ديدم امام رضا (عليه السلام) درب را زد و فرمود: «محمد بن أبي نصر! خوابيدن در خانه امام و در اتاق و رختخواب اختصاصي امام، فضيلت نيست؛ فضيلت به تقوا است و «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (سوره حجرات / آيه ١٣)»». متوجه شدم كه امام رضا (عليه السلام) از آنچه كه در ذهنم گذشته، با خبر شده است.

دوستان عزيز! اين آقايان وهابي ها اگر مي خواهند از غصه بميرند، بميرند:

قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ

سوره آل عمران / آيه ١١٩

هر چه مي خواهيد بسازيد از كليپ ها و چرنديات و مطالب ديگر و در ماهواره هاي خود هم پخش كنيد. ولي بدانيد كه ائمه (عليهم السلام) به إذن الله تبارك و تعالي از تمام مسائل اطلاع دارند و طبق آيه شريفه:

وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ

سوره توبه / آيه ١٠٥

و مراد از «الْمُؤْمِنُونَ»، ائمه (عليهم السلام) هستند و علم شان به اعمال بندگان، در رديف علم خداوند و رسول الله (صلي الله عليه و آله) است. الآن كه ما در اينجا حرف مي زنيم، آقا حضرت ولي عصر، حجة الله البالغة و عصاره عالم هستي (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) از قيافه ما و سخنان ما و نيات ما و آنچه كه از زواياي قلب ما مي گذرد، با خبر است. به تعبير امام خميني (ره) در كتاب الإمامة و الولاية:

علم امام به عالم هستي، از علم عالم هستي بر خودش قوي تر و نافذتر است.

اين كه ما در اينجا هستيم و متوسل به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي شويم، با اين كه قبر مطهرش در مدينه است و اگر در قم هستيم يا در اصفهان و كابل و لندن و لس آنجلس هستيم و از آنجا به امام حسين (عليه السلام) كه در كربلا است متوسل مي شويم و مشكل مان برطرف مي شود، اگر شما وهابي ها مي خواهيد بمانيد و مي خواهيد بميريد و اگر مي خواهيد قبول كنيد و اگر مي خواهيد قبول نكنيد! مگر در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، همه قبول كردند؟ اين قضايا را سحر مي دانستند و شما هم ما را متهم به شرك كنيد و ما آماده هرگونه اتهام ناچسب شما به خودمان هستيم. اين عقيده ما است و نتيجه هم گرفته ايم و بارها و بارها و هزاران و ميليون ها شيعه در گوشه و كنار جهان متوسل به أهل بيت (عليهم السلام) شده اند و جواب گرفته اند و بهترين دليل بر حقانيت و علم ائمه (عليهم السلام) به حال شيعه، همين است كه مردم در گوشه و كنار عالم به آنها متوسل مي شوند و نتيجه مي گيرند و حوائج شان برآورده مي شود و هيچ شك و شبهه اي در آن نيست.

يكي از چيزهايي كه إن شاء الله بينندگان عزيز بايد توجه داشته باشند اين است كه ائمه (عليهم السلام)، به ويژه آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) كه در توقيع خود به شيخ مفيد (ره) هم آورده است، نسبت به ما آگاهي دارند:

فإنا يحيط علمنا بأنبائكم و لا يعزب عنا شئ من أخباركم.

ما علم مان به تمام أخبار شما شيعيان إحاطه دارد و هيچ چيزي از أخبار شما بر ما پوشيده نيست.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج ١، ص مقدمة الكتاب ٣٨ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٥٣، ص ١٧٥ ـ الاحتجاج للشيخ الطبرسي، ج ٢، ص ٣٢٣

يعني ائمه (عليهم السلام) ما اين چنين هستند و عقيده ما هم اين است و اين عقيده را از قرآن و سنت گرفته ايم. حدأقل اين است كه شما به ما مي گوييد اجتهاد كرده ايد. بله، ما اجتهاد كرده ايم و نتيجه اجتهادمان اين است و طبق قول شما، اگر يك مجتهدي اجتهاد كرد، حتي اگر خطا رفته باشد، «فله أجر واحد»، باز هم يك ثواب مي برد. اگر اين عقيده ما گناه هم باشد، گناهش به اندازه ٣٠ هزار كشته جنگ جمل نيست كه شما مي گوييد صحابه اجتهاد كردند و يك ثواب هم مي برند. اگر اين عقيده ما گناه هم باشد، گناهش به اندازه جنگ صفين نيست كه معاويه ١١٠ هزار انسان را به كشتن داد كه شما مي گوييد معاويه اجتهاد كرد و خطا كرد، ولي يك ثواب هم مي برد. ولي وقتي به شيعه مي رسيد، مي گوييد شيعه مشرك و جاني و كافر و مرتدّ است و قتلش واجب است و ... !

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

١. وهابيت پيرو چه كسي هستند؟ وهاب چه كسي بود؟

٢. آيا امام جواد (عليه السلام) عاشق دختر مأمون شده بود كه با او ازدواج كرد؟ در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ١ :

١. وهابيت تابع محمد بن عبد الوهاب (متوفاي ١٢٠٥ هجري) هستند و چون پدر او وهاب بود، از آنها به وهابيت تعبير مي كنند.

٢. مأمون مي خواست يك جاسوسي در خانه امام جواد (عليه السلام) داشته باشد و امام جواد (عليه السلام) هم مجبور بود در اين ازدواج و راه گريزي هم نداشت و امام جواد (عليه السلام) از دختر مأمون هم بچه دار نشد؛ همان طور كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) از عايشه و حفصه بچه دار نشد.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

هفته گذشته در رابطه با فدك، جناب عالي مطلبي را فرموديد كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فدك را از أبو بكر مطالبه كرد و بيننده اي زنگ زدند و استدلال كردند كه يك كودك شيرخوار براي حضرت يوسف (عليه السلام) شهادت داده است. به نظر بنده، أدله اي كه افراد مي آورند، به جاي خود محفوظ است، ولي شيعه بودن، مايه هاي استدلالي قوي تري را مي طلبد. به همين جهت هم اگر ما نام شيعه را روي خودمان مي گذاريم و وسواس داريم كه أدله مان داراي خدشه نباشد، فكر مي كنم كه اين مسئله را نبايد أمر نابپسندي دانست. مطالبه و رسيدگي به يك أمر حقوقي با يك أمر جزايي، در مكتب تشيع تفاوت دارد و عصمت حضرات ائمه (عليهم السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي طلبد كه به اين نكته توجه كنيم. هم چنين شهادت أقرباء در مكتب شيعه، در باب مدعي مسموع نيست. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

جواب ٢ :

بحث تفاوت ميان أمر حقوقي و جزايي در قضيه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مطرح نبود. ما أدله كاملي آورديم و ادعاي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) احتياجي به اين مسائل نداشت. خداوند طهارت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) را شهادت داده است و در آيه تطهير و آيه مباهله هم اين مطلب آمده است و اين كه أبو بكر شهادت اينها را ردّ كرد، خلاف قرآن و سنت و سيره خودشان بود. كسي هم كه بحث امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) را مطرح كرد كه اگر اينها بچه باشند و شهادت شان قبول نيست، قرآن شهادت يك بچه كوچك براي حضرت يوسف (عليه السلام) را تائيد كرده است.

اما در رابطه با شهادت والد نسبت به ولد يا شهادت ولد نسبت به والد، جايي كه شهادت «لَه» و بر ضد او باشد مي پذيرند و در جايي كه «عليه» و به نفع او باشد، آقايان فقهاء داراي اشكال مي دانند.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

به نظر من، خداوند انسان را در جهت ناآگاه كردن مردم ياري نمي كند. البته سنت إلهي بر اين است كه اگر انساني در جهت خطا قدم برداشت و وجدان خودش را زير پا گذاشت، به او فرصت مي دهد تا خودش را به طور كامل در انحراف و گناه غرق كند. به نظر من ايشان ابوذر و مالك اشتر زمانه نيست كه اين قدر به اين مسئله مي نازد. به نظر من ايشان از قماش أبو موسي أشعري زمانه است به اين دليل كه آيا ابوذر در مقابل خليفه وقت ساكت ماند؟ آيا انقياد كرد و مخالفت خودش را با حاكم جور اعلام نكرد؟ در جايي كه ايشان مي گويد: «بايد در مقابل حاكم جور صبر كرد و قيام نكرد». به نظر من، اين دقيقاً همان آخوند آمريكايي است كه امام خميني (ره) و رهبر معظم انقلاب قبلاً به آن اشاره كردند. كسي كه بنا است سياست هاي آمريكا را به شيعيان ديكته كند و آنها را به دوستي با آمريكا فرا بخواند، آيا انتظار ديگري از او هست؟ آيا منتظر باشيم كه ايشان شيعيان را به قيام بر عليه حاكمان ظلم و جور فرا بخواند؟ واقعاً اگر هم چنين توقعي از ايشان داشته باشيم خطاست. سياست ايشان اين است كه با شلوغ كاري و برخورد خيلي بي احترامانه با مخاطب، چند كار را انجام بدهد و يكي اين است كه وجهه شيعه را در اذهان عمومي، بد و خشن جلوه بدهد. ايشان خيلي راحت، وقتي مي بيند واقعاً نمي تواند در مقابل طرف مقابلش حرف منطقي داشته باشد، كاملاً صداي بيننده را مي بيندد و يك عالم روحاني را به صورتي نمايش مي دهد كه هر كسي ببيند، فكر مي كند كه واقعاً شيعيان چقدر خشن و با بي احترامي با مردم برخورد مي كنند. دوم اين كه ايشان خط قرمزهاي شيعه را مي شكند و به چيزهايي كه واقعاً هيچ كس جرأت بي احترامي نداشته، ايشان خيلي راحت بي احترامي مي كند و به خودش اجازه مي دهد كه هر چيزي را بگويد و دشمنان شيعه را دوست و دوستانش را دشمن نشان مي دهد و حب و بغض ها را تعويض مي كند و بين شيعه و سني، دشمني شديد ايجاد مي كند. من به همه دوستاني كه اين شبكه را مي بينند سفارش مي كنم كه فريب ظاهرسازي هاي ايشان را نخورند؛ ايشان خيلي مغالطه مي كند. اين كمك هاي مالي كه به ايشان مي كنند، اينها جواب دارد و در محضر خدا بايد پاسخ گو باشند. البته ايشان بايد بدانند كه خيلي از مردم ايران ماهواره ندارند و إلا به ايشان فرصت نمي دادند كه بخواهند زنگ بزنند و از ايشان تمجيد و تشكر كنند.

جواب ٣ :

شايد يك شب مفصل در رابطه با حكومت مطرح خواهيم كرد. ديشب يك نفر به ايشان زنگ زد و در رابطه با فرمايش أمير المؤمنين (عليه السلام) كه مي فرمايد:

كونا للظالم خصما و للمظلوم عوناً.

سخن گفت و ايشان كاملاً در تنگنا قرار گرفت و نتوانست جواب بدهد و در آخر گفت:

منظورش حكومت هاي ظالم نيست.

اين إفتراء به أمير المؤمنين (عليه السلام) است. گفت:

يعني اگر كسي شوهرش ظالم است، در برابرش بايد مقاوت كند.

اگر بخواهيم روايات را اين گونه معنا كنيم و اگر واقعاً نظر أمير المؤمنين (عليه السلام) اين است كه هر كسي كه شوهرش ظالم است، بايد در برابرش مقاومت كند و هر مردي كه همسرش ظالم است، بايد در برابرش مقاومت كند، بايد بگوييم: «و علي الإسلام السلام».

ايشان كه مي گويد «ما هيچ روايتي از ائمه (عليهم السلام) نداريم بايد حكومت تشكيل بدهيم» و متأسفانه از قول ائمه (عليهم السلام) نقل مي كند كه «در برابر حكومت هاي جور، نبايد قيام كرد»، يك روايت نادرست و ضعيف را مي خواند كه:

كل راية ترفع قبل قيام القائم (عليه السلام) فصاحبها طاغوت يعبد من دون الله عز وجل.

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ١٥، ص ٥٢

و از نظر مفهومي، كاملاً خلاف كتاب و سنت است و اين را ملاك قرار داده است.

تائيد تعدادي از قيام هاي قبل از ظهور توسط ائمه (عليهم السلام)

١. تائيد قيام زيد توسط ائمه (عليهم السلام)

در رابطه قيام زيد، چقدر ما از ائمه (عليهم السلام) روايت داريم در مدح اين قيام! اين روايات را مي خواهيد چه كنيد؟! خود امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد:

فإن زيدا كان عالما و كان صدوقا و لم يدعكم إلي نفسه و إنما دعاكم إلي الرضا من آل محمد (صلي الله عليه و آله).

الكافي للشيخ الكليني، ج ٨، ص ٢٩٥ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ١٥، ص ٥٠

زيد را تمجيد مي كند و ثناء مي گويد و مي گويد كه مردم را به طرف أهل بيت (عليهم السلام) دعوت مي كرد.

٢. تائيد قيام حسين بن علي بن الحسين (عليه السلام) در واقعه فخّ

شهداء فخّ كه به سركردگي حسين بن علي بن الحسين (عليه السلام) در سال ١٦٩ هجري در برابر حكومت هادي عباسي قيام كردند و شهيد شدند، روايات زيادي از ائمه (عليهم السلام) در فضيلت آنها وارد شده است. حتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

يقتل هاهنا رجل من أهل بيتي في عصابة من المؤمنين ... تسبق أرواحهم أجسادهم إلي الجنة.

اينجا مردي از خويشاوندانم با گروهي شهيد مي شود كه ... أرواح آنها جلوتر از بدن شان رهسپار بهشت مي شود.

مقاتل الطالبيين لأبو الفرج الأصفهاني، ص ٢٨٩ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٤٨، ص ١٧٠

امام جواد (عليه السلام) فرمود:

لم يكن لنا بعد الطف مصرع اعظم من فخّ.

پس از واقعه عاشورا، كشتاري بزرگ تر از واقعه فخّ براي ما آل محمّد روي نداده است .

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٤٨، ص ١٦٥ ـ عمدة الطالب لإبن عنبة، ص ١٨٣ ـ موسوعة الإمام الجواد (ع) للسيد الحسيني القزويني، ج ١، ص ٥٤٨

٣. قيام سيد يماني

قيام سيد يماني هم غير انكار است و يكي از قيام هايي كه قبل از قيام حضرت مهدي (عليه السلام) اتفاق مي افتد و در برابر حكومت هاي جور مي ايستد، قيام سيد يماني است و هيچ شك و شبهه اي در آن نيست. آقاي نعماني (ره) در كتاب الغيبة مي گويد:

و ليس في الرايات راية أهدي من راية اليماني، هي راية هدي، لأنه يدعو إلي صاحبكم، فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح علي الناس و كل مسلم و إذا خرج اليماني فانهض إليه فإن رايته راية هدي و لا يحل لمسلم أن يلتوي عليه، فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه يدعو إلي الحق و إلي طريق مستقيم.

در ميان پرچم ها، هدايت گرتر از پرچم يماني نيست و آن پرچم هدايت است؛ زيرا دعوت به صاحب شما مي كند و هنگامي كه يماني خروج كند، خريد و فروش سلاح براي مردم و هر مسلماني ممنوع است و چون يماني خروج كرد، به سوي او بشتاب كه همانا پرچم او پرچم هدايت است. هيچ مسلماني را روا نباشد كه با آن پرچم مقابله نمايد. پس هر كس چنين كند و در برابر او قيام كند، او از اهل آتش است؛ زيرا او به سوي حق و راه مستقيم فرا مي خواند.

كتاب الغيبة لمحمد بن إبراهيم النعماني، ص ٢٦٤

با وجود اين روايات، اينها چيست كه شما مي گوييد؟ حتي به عمر بن خطاب نسبت داده اند ـ من معتقدم كه ايشان هم هم چنين چيزي را نگفته است ـ كه «هر كس در برابر حكومت ظالم قرار بگيرد، بايد سكوت كند و اگر او را زدند، حرف نزند و اگر ظلم كردند و حق را گرفتند، سكوت كند». اين خلاف قرآن است. قرآن مي فرمايد:

وَ لا تَرْكَنُوا إِلَي الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ

به سوي ستمگران روي نياوريد و تمايل به آنها نداشته باشيد و به آنها تكيه نكنيد كه آتش شما را درمي يابد.

سوره هود / آيه ١١٣

سكوت در برابر ظالم خيانت است و اگر اين گونه باشد، بايد بگوييم: «و علي الإسلام السلام»!

* * * * * * *

سؤال ٤ :

١. چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با عايشه دختر أبو بكر كه ٦ ساله بوده، ازدواج كرده است؟

٢. اگر ادعاي فدك از جانب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و أمير المؤمنين (عليه السلام) بود، چرا وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) خليفه شدند، فدك را نگرفتند؟

جواب ٤ :

١. ما قبلاً اين را توضيح داده ايم. در تهذيب الأسماء و اللغات آقاي نووي و أسد الغابة في معرفة الصحابة إبن أثير جزري و ديگر كتب آمده است كه أسماء بنت أبو بكر ١٠ سال از عايشه بزرگ تر بوده است. هم چنين در ديگر كتب أهل سنت هم اين مطلب است:

كانت أكبر من عايشه بعشر سنين.

الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٢، ص ٦١٦ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج ٦، ص ٢٠٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٦٩، ص ٨ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٣، ص ٣٨٠ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٥، ص ٣٥٤ ـ البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٨، ص ٣٨١ ـ سبل السلام لمحمد بن اسماعيل الكحلاني، ج ١، ص ٣٩

ولادت أسماء هم ٢٧ سال قبل از بعثت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بوده است:

ولدت أسماء قبل هجرة رسول الله (صلي الله عليه و سلم) بسبع و عشرين سنة.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ٢، ص ٩٣ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج ٢٤، ص ٧٧ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ٢٦٠ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٦٩، ص ٩ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٥، ص ٣٩٢ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج ٨، ص ١٤ ـ تهذيب الأسماء و اللغات للنووي، ج ٢، ص ٥٩٧

يعني ٢٧ سال قبل از بعثت به دنيا آمده و ١٠ سال هم بزرگ تر از عايشه بوده است. نتيجه اين كه عايشه به هنگام هجرت، ١٧ ساله بوده است و در سال دوم هجرت هم اين ازدواج صورت گرفته است و هنگام ازدواج، ١٩ ساله بوده است. اين چيزي است كه خود آقايان أهل سنت آورده اند و بيش از اين نياز نيست ما بگوييم.

٢. ما اين را قبلاً توضيح داده ايم و فقط اين را مي گويم كه از خود زيد سؤال كردند: «چرا جد بزرگوارتان فدك را برنگرداند؟» گفت: «از ترس كساني كه طرفدار شيخين [خليفه اول و دوم] بودند». وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد: «نماز تراويح بدعت است»، شروع مي كنند و مي گويند: «واسنة عمرا! واسنة عمرا!»، حال آن كه يك چيز جزئي است و اگر أمير المؤمنين (عليه السلام) بخواهد فدك را برگرداند، ببينيد كه چه غوغايي به پا مي كردند!

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. من در كتابي خواندم كه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه أبو بكر خلافت را به دست گرفت، أمير المؤمنين (عليه السلام) نزد أبو بكر آمد و گفت: «پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وصيت كرده است كه من خليفه باشم». أبو بكر حاشا كرد و أمير المؤمنين (عليه السلام) گفت: «اگر الآن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ببيني و ايشان هم چنين حرفي را به شما بگويد، قبول مي كني؟»، أبو بكر گفت: «والله! قبول مي كنم». دست أبو بكر را گرفت و به مسجد برد و ديدند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در محراب مسجد در حال عبادت است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به أبو بكر فرمودند: «چرا خلافت را غصب كردي و به حضرت علي (عليه السلام) نسپردي؟». أبو بكر گفت: «من خلافت را برمي گردانم». عمر گفت: «اين از سحر بني هاشم است و قبول نكن». در اين مورد توضيح بفرماييد.

٢. در كتابي در مورد معجزات امام جواد (عليه السلام) مي خواندم كه مأمون در شبي كه زياد شراب خورده بود، دستور قتل امام جواد (عليه السلام) را صادر مي كند و چند نفر از عمّال خودش را مي فرستد و امام جواد (عليه السلام) را با شمشير قطعه قطعه مي كنند و برمي گردند و خبرش را به مأمون مي دهند. وقتي صبح مي شود، مأمون كه تازه هوشيار شده بود، گفت: «نبايد اين كار را مي كرديد، چون من در حال مستي بودم و اشتباه كردم». بعد مي بينند كه امام جواد (عليه السلام) صحيح و سالم برگشتند. در اين مورد توضيح بفرماييد.

٣. آيا در زمان أبو بكر و عمر و عثمان كه فتوحاتي صورت گرفت و جنگ هايي انجام شد، در حالي كه خليفه، خليفه بر حق نبود، آيا اين مسلماناني كه در اين جنگ ها شركت كردند و كشته شدند، شهيد محسوب مي شوند يا خير؟

٤. در يكي از شبكه هاي ماهواره اي گفتند كه «در زمان امام خميني (ره)، در نامه اي كه به گورباچف نوشتند، گورباچف را دعوت كردند به اسلام و به روش إبن عربي و سهروردي». آيا از نظر علماء، إبن عربي و سهروردي مرتدّ نبودند يا مشكل عقيدتي نداشتند؟

جواب ٥ :

١. اينها سند ندارد و بارها از بنده سؤال كرده اند و گفته ام سند ندارد و ضعيف است و ما نمي توانيم به اين طور روايات استناد بكنيم.

٢. اين قضايا را مرحوم سيد بن طاووس (ره) مي آورد و حرز امام جواد (عليه السلام) هم از اينجا نشأت گرفته است و اين كه منظور از اين چه بوده است، ما نمي دانيم. ولي حرز امام جواد (عليه السلام) از أدعيه معتبر شيعه است و در همان قضيه، مطالبي را مرحوم سيد بن طاووس (ره) مفصل نقل كرده است.

٣. در روايات متعدد داريم كه اگر كسي در زير پرچم حاكمي كه بر حق نيست يا نائب امام كه امام ايشان را مبعوث نكرده كشته شود، جزء شهداء محسوب نمي شوند.

٤. قرآن مي فرمايد:

وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ

سوره نحل / آيه ١٢٥

وقتي گورباچف كه آدم مادي است و بر مسائل عرفان مادي تكيه دارد، بايد هم اين گونه با او سخن بگويد. آيا بايد بگويد كه شما قرآن را بخوانيد و روايات معصومين (عليهم السلام) را بخوانيد؟ اين كه نسبت به إبن عربي سخن گفته است، بعضي از آقايان نسبت به إبن عربي نظر موافق دارند و بعضي هم نظر مخالف دارند و اين طور نيست كه بگوييم إبن عربي از ديدگاه علماء شيعه، كافر و لا مذهب و بي دين است. ايشان حرف هاي خوب هم دارد و حرف هاي غير خوب هم دارد. بنده هم شخصاً به ايشان ارادتي ندارم، ولي مطالب علمي خيلي زيبا و اساسي هم دارد. روزي ما خدمت حضرت آيت الله سيدان رفته بوديم براي عيادت ايشان كه مطلبي را از كتابي به ما نشان داد و من هم حدود نيم دقيقه اين كتاب را مطالعه كردم و ديدم كه مرحوم شهيد مطهري (ره) در شرح منظومه، جلد ١ ، صفحه ٢٣٩ از علامه طباطبايي (ره) نقل مي كند:

كمتر كسي است كه مثل إبن عربي، يك سطر در دفاع از اسلام نوشته باشد.

علامه طباطبائي (ره) صاحب كتاب تفسير الميزان هم اين نظر را دارد. در كنارش هم بعضي افراد هستند كه نظر خلاف اين را دارند.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

من نمي دانم تعريف صحابه نزد برادران أهل سنت چيست. اين طور كه اينها مي گويند، آدمي مثل أبو سفيان در زماني كه عثمان به خلافت مي رسد، به قبر حمزه سيد الشهداء (عليه السلام) اهانت مي كند و ساير كارهاي ديگري كه انجام داد و هم چنين معاويه و أمثال ايشان را با اين همه كارهايي كه كردند، آيا اينها را آدم هاي پاكي مي دانند؟

جواب ٦ :

صحابه از ديدگاه آقايان، خصوصاً بخاري و ديگران اين است:

كسي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را يك ساعت يا يك آنْ ديده باشد، صحابه است.

* * * * * * *

سؤال ٧ :

من مي خواستم درباره شبكه اهل بيت صحبت كنم كه ديگر دوستان صحبت كردند و حرف هاي كلي را زدند. انسان تعجب مي كند كه شبكه اي كه به نام شيعي و أهل بيت (عليهم السلام) است، از پشتْ خنجر به اسلام مي زند. چند شب است كه جسارت و بي حيايي را از حدّ خودش گذرانده است و به ساحت مقدس امام خميني (ره) اهانت مي كند. تا كِيْ انسان بايد تحمل كند؟ سكوت تا كِيْ؟ ايشان ادعايش اين است كه «كسي نيست با من مناظره و مقابله بكند»؛ يعني يك دليل هم علماء دين ندارند. عجيب اين است كه خودش را بهشتي مي داند و ملت و دولت و رهبر ما و علماء و فقهاء ما را جهنمي مي داند! نمي دانم ايشان عاقل است يا ديوانه؟!

در هفته گذشته يك نفر روي خط ايشان رفت و قبلاً به اين شبكه كمك كرده بود و تقاضاي ٥٠ ، ٦٠ ميليون مطالبه طلب خود را مي كرد و ايشان نه تنها جواب مثبت نداد، بلكه تا آخر برنامه، خودش و طرفدارانش در اين برنامه اين بيچاره را كوبيدند؛ كسي را كه حاضر نيست دفاع از خودش بكند. چرا؟

اي منافق!

شو دَمي بيدار، غفلت تا به كِيْ؟ خالق و خلق از تو شد بيزار، غفلت تا به كِيْ؟

آب مي ريزي چرا در آسياب أجنبي؟ اي ستون پنجم كفار! غفلت تا به كِيْ؟

جواب ٧ :

من اين را خدمت بينندگان عزيز بگويم كه اصلاً نگران نباشند. اگر اينها مؤدب حرف مي زدند، بايد نگران مي شديم. همين كه فحاشي و اهانت مي كنند، به نظر من اين بهترين خدمت به ما است. الآن ايشان با اين كارش، تمام بينندگان محترم و وزين خود را از دست داد. چند ورشكسته سياسي به دنبال اين بودند كه يك BBC دوم يا VOA دوم تأسيس شود و رنگ مذهبي هم داشته باشد. شما هيچ نگران نباشيد و به نظر من، اين از عنايات أهل بيت (عليهم السلام) و عنايات مراجع عظام تقليد است كه افرادي بيايند فحاشي كنند. چون كسي كه حرف براي گفتن دارد، فحش نمي دهد و اهانت نمي كند. يك نفر را به عنوان بكريه و عمريه و دجاليه و يكي را به عنوان زنديق و ملحد معرفي مي كند؛ ديگر چه كسي ماند؟ مراجع عظام تقليد هم ـ نستجير بالله ـ ملحد و زنديق شدند و طرفداران يك حكومت شيعي هم دجال شدند و رهبران شيعي هم رئيس دجاجله شدند و ديگر كسي نماند؛ اينها از عنايات أهل بيت (عليهم السلام) است. وقتي يكي از شبكه هاي ماهواره اي كه تازه تأسيس شده بود را مي ديديم، ديدم كه آقاي ملازاده به آنجا آمده بود و به قدري خوشحال شدم كه باور كنيد كمتر چيزي اين قدر مرا خوشحال مي كرد! گفتم كه آمدن اين آقا به آن شبكه، يكي از نشانه هاي حقانيت شيعه است؛ چون حرفي براي زدن ندارد و سواد ندارد و كاري هم غير از فحش دادن بلد نيست و گويا پدر و مادرش او را اين گونه تربيت كرده اند كه فقط فحش و ناسزا و اهانت بگويد. الآن هم پرونده كساني كه نسبت به شيعه فحاشي مي كردند، يكي پس از ديگري رو مي شود. امام صادق (عليه السلام) هم مي فرمايد:

كسي كه عليه ما حرف مي زند:

فإنك إن فتشته لم تجده إلا لغية أو شرك شيطان.

اگر پرونده اش را بررسي كني، مي بيني كه يا زنازاده است يا بچه شيطان است.

الكافي للشيخ الكليني، ج ٢، ص ٣٢٣

در همين شبكه سوريه، آقاي عرعور كه چندين سال است فحاشي مي كند و عربده مي كشد و نسبت به ناموس شيعه فحش داد، پرونده اش را چند روز پيش رو كردند كه وقتي ايشان در ارتش سوريه بود، مبتلا به عمل فجيع خلاف عفت بود و هم فاعل بود و هم مفعول بود. اگر واقعاً راست مي گويد، بيايد دفاع كند. آقاي عائذ القرني كه چندين جلسه در شبكه المستقلة عليه ائمه (عليهم السلام) و شيعه حرف زده است، پرونده اش رو شد و آقاي ملازاده هم رسواي دو جهان است و نيازي نيست پرونده اش رو شود. اينها از عنايات أهل بيت (عليهم السلام) است كه پرونده اينها، يكي پس از ديگري رو مي شود و اعمال شان مشخص مي شود.

إن شاء الله تصميم داريم كليپ هايي را آماده كنيم براي هجمه به اين آقايان و مراجع عظام تقليد تأكيد زيادي داشتند كه فقط دفاع نشود و هجمه هم داشته باشيم. تلاش ما هم در طول اين يك سال اين بوده است كه هجمه نباشد و فقط حالت دفاعي باشد. ولي ما قول مي دهيم به حول و قوه إلهي و با عنايت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) هجمه ها را شروع كنيم تا اينها بدانند بر اين كه «زدي ضربتي، ضربتي نوش كن» چقدر تلخ و ناگوار است. اينهايي كه پرونده شان سراسر سياه است، آمده اند خودشان را به عنوان مسلمان راستين معرفي كرده اند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»