سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٠٦ - نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (٣)

نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (٣)

کد مطلب: ٥٣٣٨ تاریخ انتشار: ٢٨ دي ١٣٩١ تعداد بازدید: ١٩٥٤ سخنراني ها » شبکه ولايت نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (٣)
حبل المتين ٩١/١٠/٢٨

بسم الله الرحمن الرحيم تاريخ: ٢٨ / ١٠ / ٩١  

مجري:

اگر امكان دارد، مطالب جلسه قبل را به صورت مختصر و در قالب پاورپوينت براي بينندگان عزيز تقديم كنيد.

استاد قزويني:

[انكار رحلت پيامبر از سوي عمر بن خطاب]

همان طوري كه در جلسه قبل اشاره شد، قبل و بعد از رحلت يا شهادت نبي گرامي، اتفاقاتي افتاد كه آن اتفاقات نمي تواند اتفاقات بي حساب و كتاب باشد.

اين كه نبي مكرم به مردم امر مؤكد مي كند كه در جيش اسامه حضور داشته باشند و سپاه اسامه به طرف مرز كشور اسلامي و روم حركت كند؛ ولي متأسفانه تخلف مي كند؛ با اين كه پيغمبر اكرم فرمود:

جهزوا جيش أسامة لعن الله من تخلف عنه.

الملل والنحل، ج ١، ص ٢٣ و منهاج السنة النبوية، ج ٦، ص ٣١٨ و المنتقي من منهاج الاعتدال، ج ١، ص ٤٠٠ و المواقف للإيجي، ج ٣، ص ٦٥٠

قضيه حديث قرطاس پيش مي آيد و در برابر نبي مكرم مي ايستند و مخالفت مي كنند؛ حتي كار به جايي مي رسد كه نسبت هذيان به نبي مكرم صلي الله عليه وآله مي دهند.

بعد از رحلت نبي مكرم، همان كساني كه مي گفتند: حسبنا كتاب الله، منكر رحلت پيغمبر اكرم مي شوند و اعلام مي كنند كه هركس معتقد باشد پيغمبر از دنيا رفته است، منافق و مستحق قتل است.

خود مخاطبين بايد قضاوت كنند.

وصي منصوب نبي مكرم صلي الله عليه وآله كنار زده شود و فردي را كه از سال ها قبل مقدمات خلافت او را در پشت درهاي بسته و به صورت مخفيانه يا به تعبير محمود ابو ريه مي گويد:

معامرة سرية

توطئه مخفي انجام شده است، او بر سر خلافت بيايد.

ما قصد جسارت به اهل سنت و مقدسات اهل سنت نداريم؛ چون عقيده شيعه بر اين است كه اميرالمؤمنين خليفه به حق و منصوص و منصوب است.

ما نزديك ٥ ماه است كه در اين زمينه بحث مي كنيم و آيات و روايات آن را مفصل بيان كرديم.

ما كارشناسان شبكه هاي وهابي را به مناظره دعوت كرديم.

ما اين همه دليل براي امامت و ولايت اميرالمؤمنين داريم، شما هم يك آيه يا يك روايت صحيح و صريح در رابطه با خلافت جناب ابوبكر بيان كنيد.

دريغ از اين كه اين ها يك ثانيه در اين رابطه حرف بزنند؛ چون آن ها چيزي ندارد و جز اين كه مشت خودشان را باز كنند، كاري نمي توانند بكنند.

متأسفانه اين ها از رو نمي روند.

يكي از الطاف بزرگ الهي بر شيعه اين بود كه اين آقايان گفتند: ما يك روايت صحيح و صريح مي خواهيم، دوستان ما ٤٠ روايت آوردند كه اين ها ٤ ماه است كه يك روايت بررسي مي كنند و در زباله داني افتادند.

اين آقاياني كه بين كشي (به فتح كاف) و كشي (به كسر كاف) و نر و ماده و زباله و مزبله و بين ابو بصيري كه در عصر امام صادق بوده است و ابو بصيري كه بعد از شهادت امام كاظم بوده است نمي توانند فرق بگذارند، اين ها الطاف خفيه الهي است كه مخاطبين حق را از ناحق تشخيص دهند.

همين اندازه كه اين ها از رو نمي روند و اصرار دارند، همان اصرار فرعونيان و قريش كه به نبي مكرم نسبت ساحر و جادوگر مي دادند، اين آقايان با اين فحاشي ها و اهانت هايي كه دارند، ياد آور همان قضاياي گذشته هستند.

ما گفتيم: بهترين راه اين است كه اين آقايان به جاي اين كه پشت درهاي بسته بروند و دختر خانم هاي ٦ ماهه شان پيام دهد و به اين ها دستور دهد و عكس العمل نشان دهد، خودشان بيايند به صورت شبكه به شبكه و رو در رو با هم مناظره كنيم؛ تا دنيا بداند كه اين ها يك مذهب و يك فرقه اي كه بر افكار پوسيده ابن تيميه به تعبير حصني دمشقي، كسي كه پيشوا و امامش شيطان است، پايه گذاري شده است، مردم بدانند كه چيست.

الحمد لله همه روشن شدند و فهميدند.

وقتي آقاي دكتر احمد طيب مي گويد: اين سلفي ها خوارج عصر هستند و آقاي دكتر علي جمعه مي گويد: اين ها سگ هاي جهنم هستند، آنجا اين آقايان هيچ حرفي نتوانستند بزنند.

ما شايد اين را در اين شبكه ١٠٠ بار اعلام كرديم، يك جمله پاسخ مي دادند.

آن روز با وزير امور خارجه مي گفت: اهل سنت ايران آزادتر باشند؛ البته ما يك سري شياطين و افراد خود فروخته در ايران داريم كه خود را به عنوان رهبر اهل سنت معرفي مي كنند و حال اين كه اهل سنت اين را طرد مي كنند.

يك سري اخبار دروغين به بعضي از جاها مي دهند؛ ولي الحمد لله در شبكه ولايت ثابت شد كه اهل سنت نه تنها در فشار نيستند؛ بلكه تريبون حوزه علميه قم در اختيار اين عزيزان اهل سنت قرار مي گيرد و مولوي ها و ماموستاها و ديگر بزرگان به اينجا آمدند و صحبت كردند.

اين آزادي خط بطلاني است بر بعضي از ياوه سرايان داخلي و خارجي كه توطئه مي كنند.

در رابطه با قضيه انكار جناب عمر بن الخطاب نسبت به رحلت نبي مكرم، دوستان ما كه پاورپوينت درست مي كنند، من يك مقداري مشكل پسند و بد پسند هستم.

من خودم تا پاورپوينت را خودم درست نكنم و خودم اعتماد نداشته باشم، هم بر مطلب و هم بر كيفيت ورود و خروج، در آنتن براي بينندگان عزيز نمي توانم توضيح دهم.

من با توجه به پيام هايي كه بود و اصراري كه بعضي از دوستان داشتند، شب گذشته تا ساعت ٢ بعد از نيمه شب نشستم و اين ها را آماده كردم.

در رابطه با عمر بن خطاب و انكار رحلت پيامبر، ٨ موضوع است كه بعضي از قسمت ها را ما در جلسه گذشته عرض كرديم و بعضي از قسمت ها را هم امشب مطرح مي كنيم.

انكار وفات پيغمبر در صحيح بخاري بود كه از عائشه نقل شد كه مي گويد: پيغمبر اكرم كه از دنيا رفت، ابوبكر در سنح كه در يك مايلي مدينه بود، زندگي مي كرد، عمر بن خطاب گفت: پيغمبر از دنيا نمي رود؛ بلكه او از طرف خداي عالم مبعوث خواهد شد:

فَلَيَقْطَعَنَّ أَيْدِيَ رِجَالٍ وَأَرْجُلَهُمْ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٤١

پيغمبر دست و پاي يك سري از مردان را قطع مي كند.

ما از اين شبكه هاي وهابي و كارشناسان شان مي خواهيم كه به ما جواب دهند.

پيغمبر اكرم در آن ٢٣ سال دست و پاي چه كساني را قطع كرده است؟

آيا آيه قرآني داريم كه پيغمبر مي خواهد دست و پاي اين ها را قطع كند؟

نسبت به عبد الله ابي، سر كرده منافقين، وقتي عمر بن الخطاب مي گويد: اجازه بده من او را بكشم، پيغمبر اكرم مي فرمايد: خير:

أن الناس يقولون محمد يقتل أصحابه

مردم مي گوييند پيغمبر اصحابش را مي كشد.

آن ١٢ نفري كه در مراجعت از تبوك تصميم بر ترور رسول اكرم داشتند، عمار ياسر و ديگران گفتند: ما اين ها را رسوا و نابود كنيم، پيغمبر فرمود:

أن الناس يقولون يقتل محمد أصحابه

اينجا جناب عمر بن الخطاب مي گويد:

وَلَيَبْعَثَنَّهُ الله فَلَيَقْطَعَنَّ أَيْدِيَ رِجَالٍ وَأَرْجُلَهُمْ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٤١

خدا پيغمبر را مبعوث خواهد كرد و به يقين دستان و پاهاي يك سري از مردان را قطع خواهد كرد.

اين را به ما جواب دهند كه اين را جناب خليفه دوم از كجا استفاده كرده است؟

من ديشب در حالي كه پاورپوينت درست مي كردم، اين كارشناس مفتكي شبكه وهابي كلمه مي گفت: چرا اين ها به ابوبكر و عمر جناب مي گويند، اين ها هدف شان توهين به ابوبكر و عمر است.

الحمد علي سلامة العقل

مي گويند: چرا شما حضرت نمي گوييد و جناب مي گوييد؟

جناب توهين است.

حداقل در ادبيات فارسي هم كه وارد باشيد يا در همين برنامه هايي كه ما داريم نسبت به بزرگان و مراجع و شخصيت هاي علمي استعمال مي كنيم.

بنده حضرت را به هيچ وجه استعمال نمي كنم و تعمد هم دارم؛ چون به حضرت امير اگر من بگويم: حضرت علي، به غير از ايشان من به احدي اين را نمي گويم.

نه تنها به او حتي به افراد ديگر هم مثل ابوذر و سلمان هم كلمه حضرت را استفاده نمي كنم؛ چون تعمد داريم كه اين واژه هايي كه براي اهل بيت استعمال مي كنيم، نسبت به ديگران تلاش مي كنيم كه استفاده نكنيم.

كلمه جناب و آقا و خليفه از الفاظي است كه اگر از الفباي ادبيات فارسي شما خبر داشته باشيد يا حداقل از برنامه هاي ما غير از خلفاء نسبت به ديگران؛ مثلا جناب ابوذر چنين گفتند، پس آنجا ما قصدمان توهين به ابوذر و سلمان است؟

به قول يكي از بزرگان كه مي گويد: خدا، به كسي كه عقل دادي چه ندادي؟

به كسي كه عقل ندادي چه دادي؟

الحمد لله الذي جعل أعدائنا من الحمقاء

مسئله ديگر تهديد به قتل قائلين به وفات پيغمبر است.

اين را هم از معجم كبير و ديگران با سندهاي صحيح آورديم كه عمر بن خطاب مي گويد: نشنوم كه كسي بگويد: پيغمبر از دنيا رفته است، اگر كسي بگويد:

ضَرَبْتُهُ بِالسَّيْفِ

المعجم الكبير، ج ٧، ص ٥٧

با شمشير او را نابود مي كنم.

هيثمي و صالحي شامي مي گويند: اين روايت صحيح است.

بيهقي مي گويد: عمر مردم را موعظه مي كرد:

ويوعد من قال قد مات بالقتل والقطع

دلائل النبوة، ج ٧، ص ٢١٧

هر كس بگويد: پيغمبر مرده است، من او را مي كشم و دست و پايش را قطع مي كنم.

علوت رأسه بسيفي

المختصر في أخبار البشر، ج ١، ص ١٠٧ و تاريخ ابن الوردي، ج ١، ص ١٣٤

با اين شمشيرم آنچنان مي زنم كه كله او در هوا معلق شود.

اتهام نفاق به كساني كه قائل به رحلت پيامبر هستند زده است.

از مسند جناب احمد آورديم كه ايشان به مغيرة بن شعبه كه مي گويد: پيغمبر از دنيا رفته است، مي گويد:

أنت رَجُلٌ تَحُوسُكَ فِتْنَةٌ

مسند أحمد بن حنبل، ج ٦، ص ٢١٩ و البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٤١

تو دنبال فتنه گري هستي.

پيغمبر اكرم از دنيا نرفته است؛ بلكه خواهد آمد و همه منافقين را از بين خواهد برد.

در روايت ديگر مي گويد: پيغمبر برمي گردد و دست و پاي كساني را مي برد كه:

يزعمون أن رسول الله مات

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٣٢

معتقد هستند كه پيغمبر از دنيا رفته است.

هر كس بگويد: پيغمبر از دنيا رفته است، اين ها منافق هستند و پيغمبر اكرم اين ها را از بين مي برد.

اين ها مباحثي بود كه ما در جلسه گذشته مطرح كرديم كه جناب عمر با آب و تاب اين قضايا را مطرح مي كند و مي گويد: هر كس بگويد: پيغمبر از دنيا رفته است، منافق است.

عده اي از منافقين معتقد هستند كه پيغمبر از دنيا رفته است.

اگر پيغمبر بيايد، اين منافقين را مي كشد و نابود مي كند و هر كس هم بگويد: پيغمبر مرده است، من با اين شمشير گردن او را خواهم زد.

مجري:

انگيزه اصلي انكار رحلت حضرت رسول توسط خليفه دوم چيست؟

استاد قزويني:

چند قضيه است كه بايد با هم بررسي شود.

قضيه تخلف از جيش اسامه و نسبت هذيان به نبي مكرم و انكار رحلت نبي مكرم و در سقيفه بني ساعده اتفاقاتي كه بين مهاجرين و انصار افتاد.

سعد بن عباده را كه جناب عمر گفت:

قتل الله سعداً، اقتلوه فإنه منافق

شرح نهج البلاغة، ج ٢٠، ص ١٣

تمام اين ها بايد دست به دست هم داده شود، بعد ما قضاوت كنيم كه از مجموع اين ها ما چه نتيجه اي مي گيريم.

اين ها همه را مي خواهند طوري تنظيم كنند كه مسئله خلافت جناب ابوبكر مطرح شود.

ابوبكر در آنجا نيست، اين ها احساس مي كنند كه مردم بعد از رحلت پيغمبر سراغ اميرالمؤمنين سلام الله عليه مي روند و او را به عنوان خليفه منصوص پيغمبر انتخاب مي كنند و با او بيعت مي كنند.

در خود صحيح بخاري آمده است كه جناب ابوبكر وقتي از سنح مي آيد، پرده را روي جنازه پاك نبي مكرم كنار مي زند و او را مي بوسد و مي گويد:

بِأَبِي أنت وَأُمِّي طِبْتَ حَيًّا وَمَيِّتًا

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٤١

به عمري كه مردم را تهديد مي كند مي گويد:

أَيُّهَا الْحَالِفُ علي رِسْلِكَ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٤١

اي كسي كه اين طور قسم مي خوري كه پيغمبر نمرده است و هر كس بگويد پيغمبر مرده است چنين و چنان مي كنم، سر جاي خودش باش و يك مقداري آرام باش.

وقتي ابوبكر شروع به سخن گفتن مي كند، عمر مي نشيند و ابوبكر حمد و ثناي الهي را مي گويد و بعد مي گويد: هر كس پيغمبر را عبادت مي كرده است:

فإن مُحَمَّدًا قد مَاتَ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٤١

عمر مي گفت: هر كس بگويد: پيغمبر مرده است، منافق است، پيغمبر برمي گردد و دست و پاي آن كساني كه معتقد بودند پيغمبر مرده است، قطع مي كند.

اينجا مي بينيم كه پيغمبر در بالاي منبر مي گويد:

فإن مُحَمَّدًا قد مَاتَ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٤١

بعد مي گويد:

وَمَنْ كان يَعْبُدُ اللَّهَ فإن اللَّهَ حَيٌّ لَا يَمُوتُ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٤١

بعد آيه ٣٠ سوره زمر را مي خواند كه خداوند مي فرمايد:

إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ

تو هم مي ميري و ديگران هم مي ميرند.

بعد سوره آل عمرآن آيه ١٤٤ را مي خواند كه خداوند مي فرمايد:

وما مُحَمَّدٌ إلا رَسُولٌ قد خَلَتْ من قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أو قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ علي أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ علي عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شيئا وَسَيَجْزِي الله الشَّاكِرِينَ.

اگر پيغمبر بميرد يا شهيد شود، آيا شما به دوران جاهليت خودتان برمي گرديد يا خير؟

در اينجا مي گويد:

فَنَشَجَ الناس يَبْكُونَ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٤١

در مسند أحمد هم همين تعبير را دارد كه عمر مي گويد: پيغمبر نمرده است و برمي گردد و منافقين را از بين مي برد و جناب ابوبكر اين آيه ٣٠ سوره زمر و آيه ١٤٤ سوره آل عمران را مي خواند و مي گويد:

فإن مُحَمَّداً قد مَاتَ

مسند أحمد بن حنبل، ج ٦، ص ٢١٩

پيغمبر از دنيا رفته است.

بلا فاصله جناب عمر بن الخطاب مي گويد: اي مردم حالا كه پيغمبر مرده است:

يا أَيُّهَا الناس هذا أبو بَكْرٍ وهو ذُو شَيْبَةِ الْمُسْلِمِينَ فَبَايِعُوهُ فَبَايَعُوهُ.

مسند أحمد بن حنبل، ج ٦، ص ٢١٩ و البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٤٢ و الطبقات الكبري، ج ٢، ص ٢٦٧

اين ابوبكر است و پيرمرد مسلمان ها است، با او بيعت كنيد و مردم هم بيعت كردند.

اين ها گفتند: كه هدف نهايي از اين قضيه آمدن جناب ابوبكر از سنح و طرح خلافت آقاي ابوبكر و دعوت از مردم كه بيايند با ابوبكر بيعت كنند.

مجري:

آيا خليفه دوم اين آياتي كه ابوبكر خواند، اين ها را در قرآن نخوانده بود؟

استاد قزويني:

جناب خليفه دوم كه سه روز قبل مي گفت: حسبنا كتاب الله، همين آيه ٣٠ سوره زمر و آيه ١٤٤ سوره آل عمران مال قرآن است.

وقتي آقاي ابوبكر اين آيات را مي خواند، آنچه كه آقاي ابن كثير دمشقي آورده است، مي گويد: ابوبكر طرف منبر رفت و سخنراني كرد و اين آيه را خواند:

(وما محمد إلا رسول قد خلت من قبله الرسل) الآية فقال عمر هذه الآية في القرآن والله ما علمت أن هذه الآية أنزلت قبل اليوم.

البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٤٣

عمر گفت: آقاي ابوبكر اين آيه در قرآن است؟

درست است كه ١٠ سال اول رسالت نبي مكرم، ايشان مشغول بت پرستي و شكنجه كردن مسلمان ها بوده است و قضيه اسلامش با دعوا با شوهر خواهرش و زدن خواهرش انجام شد؛ ولي ٣ سال در مكه مسلمان بود و نزديك ١١ سال هم در مدينه كه روي هم ١٤ سال بود كه ايشان مسلمان شده است.

در طول اين ١٤ سال، آيا اين آيات را نشنيده بوده است؟

فقال عمر هذه الآية في القرآن والله ما علمت أن هذه الآية أنزلت قبل اليوم.

البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٤٣

بعد سوگند مي خورد و مي گويد: به خدا سوگند من نمي دانستم كه قبل از امروز، همچنين آيه اي نازل شده است.

يك فردي كه خودش اعتراف مي كند كه من از آيات قرآن بيگانه هستم و سوگند مي خورد كه من نمي دانستم همچنين آيه اي در قرآن است، آيا يك همچنين شخص كه بيايد در رأس خلافت قرار بگيرد، چه كار مي خواهد انجام دهد؟

آيا اين فرد با اميرالمؤمنيني كه مي گويد: به خدا سوگند هيچ آيه اي نيست، جز اين كه من مي دانم كه شب نازل شده است يا روز، در بيابان يا در شهر نازل شده است يا اين كه به چه نحوي نازل شده است.

تنها كسي است كه فرمود:

سلوني قبل أن تفقدوني

تاريخ اليعقوبي، ج ٢، ص ١٩٣ و المستدرك علي الصحيحين، ج ٢، ص ٣٨٣ و تاريخ مدينة دمشق، ج ١٧، ص ٣٣٥

هر چه مي خواهيد از من سؤال كنيد.

آيا از انصاف است كه ما همچنين فردي را كنار بگذاريم و اين آقاي عمر را به عنوان خليفه بگيريم.

البته قصد اهانت نيست، بحث تاريخي است، اين مطالب را ما از منابع اهل سنت مي خوانيم.

ابن كثير دمشقي هم اين قضيه را به عنوان يك امر مسلم نقل مي كند و مي گويد: به خدا سوگند قبل از امروز من نمي دانستم كه همچنين آيه اي در قرآن است.

آيا اين دليل بر جهل به كتاب نيست.

آن وقت اين آقا مي گويد:

حسبنا كتاب الله

كتاب خدا ما را كفايت مي كند.

كتاب خدايي كه خودتان مي گوييد:

والله ما علمت أن هذه الآية أنزلت قبل اليوم

البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٤٣

يا در قضيه آيه تيمم كه قرآن بصراحت در رابطه با كسي كه جنب است مي فرمايد:

وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَي أَوْ عَلَي سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا.

سوره مائده آيه ٦

آقاي عمر انكار مي كند و مي گويد: كسي كه جنب شد لازم نيست نماز بخواند.

يك مقداري اين عزيزان ما دقت كنند و تعصب را كنار بگذارند، اين مباحث هم كه مال كتب شيعه نيست؛ مگر اين كه شما بگوييد: ابن كثير دمشقي و طبري و آلوسي شيعه بوده اند.

اين روايت را هم با سندهاي صحيح آوردند؛ نگوييد: اين ها مطالب نادرستي است كه اين آقايان در زباله دان هاي اهل سنت پيدا مي كنند.

طبري از قول ابو هريره مي گويد:

قال عمر والله ما هو إلا أن سمعت أبا بكر يتلوها فعقرت حتي وقعت إلي الأرض ما تحملني رجلاي وعرفت أن رسول الله قد مات.

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٣٣

به خدا سوگند يك دفعه كه شنيدم ابوبكر اين آيه را مي خواند، آنچنان شوكه شدم كه به زمين خوردم و ديدم پاهايم طاقت نياورد و فهميدم كه پيغمبر مرده است.

در عبارت جناب بخاري، يك تعبيري دارد كه خيلي عجيب است.

ايشان مي گويد: وقتي كه ابوبكر اين آيه را خواند:

فَتَلَقَّاهَا منه الناس كلهم

صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٦١٨

همه مردم فهميدند كه پيغمبر مرده است.

قبل از اين كه آقاي ابوبكر اين آيه ١٤٤ سوره آل عمران را بخواند، هيچ كس نمي دانست؛ يعني صحابه از قرآن بي اطلاع بودند و از آيات قرآن خبر نداشتند.

فما أَسْمَعُ بَشَرًا من الناس إلا يَتْلُوهَا

صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٦١٨

تمام مردم شروع كردند اين آيه را خواندند.

آيا اين صحابه اي كه از آيات اين قدر بيگانه هستند، صلاحيت مرجعيت علمي دارند؟

اين آقاي حيدري مي گويد: اگر صحابه آيه اي را تفسير نكنند، هيچ آيه اي به درد نمي خورد.

اين ها همه به ما نشان مي دهد كه پشت پرده يك مباحثي است. به ما آن حقايق را نگفتند.

آقايان علماي بزرگوار و آقايان كارشناس، شما كه تشريف نمي آوريد، ما كه گفتيم: آماده هستيم و اين تريبون شبكه ولايت را در اختيار شما قرار مي دهيم.

مناظره هم نخواستيم، شما اينجا يك ساعت صحبت كنيد و بعد تشريف ببريد.

ما بخش بخش صحبت شما را مؤدبانه و محترمانه نقد مي كنيم.

جديدا هم كه رسم شده است و حتي بعضي از سياست مداران در مجلس بدون اين كه حرف مخالف را بشنوند، بحث جنگل و مرتع و غيره را انجام مي دهند.

اين ها وسيله مسخره كردن بيگانگان شده است.

نمي دانم اين آقايان از اين عقل خدا دادي چرا استفاده نمي كنند.

چند روز رياست چقدر ارزش دارد؟

ما در داخل جامعه هستيم، اين گراني كه در اين ٤ ماه بر مردم تحميل شده است، والله قابل تحمل نيست. مردم ايران و مسلمان ها و شيعه و سني، واقعا آقا هستند.

در هر كشوري اين چنين بود، مردم شورش مي كردند؛ همان طوري كه در كشورهاي اروپايي مي بينيم، مردم ما واقعا بي همتا هستند. بايد دست اين مردم را بوسيد.

به خاطر چند روز رياست، مردم و ديگران را ناديده گرفتن و حرف مخالف را تحمل نكردن، درست نيست.

همين آقاياني كه بر حضرت نوح ايراد مي گيرند، بدانند كه پيغمبر فرمود: هر كس در رأس قدرت قرار بگيرد و بداند كه بهتر از او كسي وجود دارد و كنار نرود و ميدان را براي ديگران باز نكند، به خدا و پيغمبر و همه مسلمان ها خيانت كرده است.

شبكه ما شبكه سياسي نيست. ما فقط مي خواهيم از مردم تجليل كنيم.

آقايي و بزرگواري مردم را بگوييم و بي توجهي بعضي از آقايان يا به تعبير رهبري، آن ناكار آمدي شان را كه اين همه مصيبت بر مردم تحميل كرده است را بيان كنيم.

اين آقايان نبايد از جناب خليفه اول و دوم انتقاد كنند، خودشان همان روش و اسلوبي انتخاب مي كنند كه يك عمري از آن انتقاد كرده بودند؛ بلكه به مراتب بدتر.

مجري:

آيا صحابه حاضر اين آيات را نخوانده بودند؟

قبل از آمدن خليفه اول و خواندن آيات قرآن، ديگر صحابه حاضر اين آيات را نخوانده بودند؟

استاد قزويني:

در خود البداية والنهاية ابن كثير دمشقي سلفي جلد ٥ صفحه ٢٤٢، آقاي ابن ام مكتوم كسي است كه به جاي پيغمبر ١٣ بار در مدينه نماز خوانده است.

اين آقاياني كه مي گويند: ابوبكر به خاطر نمازش صلاحيت خلافت دارد، بايد ١٣ برابر براي ابن ام مكتوم كه از مهاجرين اولين است و آيه ١٠٠ سوره توبه شاملش مي شود، بايد خليفه تر باشد.

همين آقاي ابن ام مكتوم، همين آيه ١٤٤ سوره آل عمران مي خواند؛ ولي هيچ كس گوش نمي كرد، گويا اصلا نمي شنوند.

اين را بيهقي در دلائل النبوة نقل مي كند و ابن تيميه مي گويد: كتابش معتبر است.

اين مطلب را در جلد ٧ صفحه ٢١٧ نقل كرده است.

در كتاب البداية والنهاية جلد ٥ صفحه ٢٤٢ نقل شده است.

در سنن دارمي مي گويد: عمر داشت سخن مي گفت و مي گفت: پيغمبر از دنيا نرفته است و مثل حضرت موسي پيش خدا رفته است و برمي گردد و مي خواهد دست و پاي يك عده را قطع كند.

بعد مي گويد:

فلم يَزَلْ عُمَرُ يَتَكَلَّمُ حتي أَزْبَدَ شِدْقَاهُ مِمَّا يُوعِدُ وَيَقُولُ

سنن الدارمي، ج ١، ص ٥٢

آنچنان مردم را مي ترساند كه وقتي حرف مي زد، دهانش كف كرده بود.

اين را ما نمي گوييم كه آقايان بگويند: توهين است.

عباس عموي پيغمبر گفت: اي مردم پيغمبر از دنيا رفته است و او هم بشري است مثل ديگر بشر كه تغيير پيدا مي كند.

اگر پيغمبر بنا است برگردد، بلند شويد پيغمبر را دفن كنيد، اگر خدا اراده كند و از زير خاك هم بخواهد پيغمبر را زنده كند، هيچ مشكلي ندارد.

در روايت ابن كثير، عباس عموي مي گويد: آيا كسي روايتي شنيده است كه پيغمبر نمي ميرد؟

هل عندك يا عمر من علم قال لا

البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٤٣ و دلائل النبوة، ج ٧، ص ٢١٧

آيا علمي داري بر اين كه پيغمبر نمي ميرد يا حديث يا آيه يا اطلاعي داري؟

عمر گفت: نه.

بعد عباس مي گويد:

اشهدوا أيها الناس أن أحدا لا يشهد علي رسول الله بعهد عهده اليه في وفاته والله الذي لا إله إلا هو لقد ذاق رسول الله الموت.

البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٤٣ و دلائل النبوة، ج ٧، ص ٢١٧

هيچ كس يك روايتي از پيغمبر ندارد كه پيغمبر نمي ميرد، به خداي يكتا پيغمبر از دنيا رفته است.

آقاي باقلاني كه از علماي بزرگ كلامي اهل سنت است اين مطلب را در كتاب تمهيد الاوائل صفحه ٤٨٩ بيان كرده است.

اين ها نشان مي دهد كه نبي مكرم صلي الله عليه وآله از دنيا رفته و آياتي هم كه اين حضرات مي خواندند، گويا هيچ كس به اين آيات توجه نمي كرده است.

مجري:

آيا تنافضي بين دو برخورد خليفه دوم ديده نمي شود؟

استاد قزويني:

ان شاء الله در فرصت مناسب بحث سقيفه را مطرح مي كنيم كه چه در سقيفه گذشت. بعد از سقيفه تهديد هايي كه بود را بيان مي كنيم.

در خود صحيح بخاري از قول عائشه ام المؤمنين نقل مي كند:

لقد خَوَّفَ عُمَرُ الناس وَإِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا فَرَدَّهُمْ الله بِذَلِكَ ثُمَّ لقد بَصَّرَ أبو بَكْرٍ الناس الْهُدَي

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٣٤١

عمر مردم را مي ترساند و در ميان مردم نفاق بوده است؛ همان كساني كه در مدينه بودند، همان صحابه.

اين حرف جناب عائشه است و حرف ما نيست و در صحيح بخاري است نه در كتب شيعه.

لما بويع أبو بكر في السقيفة وكان الغد

السيرة النبوية، ج ٦، ص ٨٢ و تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٣٧ و البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٤٨

وقتي در سقيفه با ابوبكر بيعت شد، بعد از سقيفه كه ابوبكر خواست سخنراني كند، عمر بلند شد و حمد و ثناي الهي گفت و بعد گفت:

أيها الناس إني كنت قلت لكم أمس مقالة ما كانت مما وجدتها في كتاب الله ولا كانت عهدا عهد إلي رسول الله صلي الله عليه وسلم.

السيرة النبوية، ج ٦، ص ٨٢ و تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٣٧ و البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٤٨

من روز گذشته يك حرفي مي زدم و مي گفتم: پيغمبر نمرده است و منافقين مي گويند: پيغمبر مرده است و هر كس بگويد: پيغمبر مرده است، من او را مي كشم، پيغمبر برمي گردد و دست و پاي منافقين را قطع مي كند.

اين حرفي كه من زدم، نظر شخصي خودم بوده است و در كتاب خدا من همچنين حرفي پيدا نكرده بودم و پيغمبر هم در اين زمينه وصيتي به من نكرده بود.

خدا و پيغمبر كه نفرموده است؛ ولي جناب خليفه قسم مي خورد و دهانش هم كف مي كند و مي گويد: هر كس بگويد: پيغمبر مرده است منافق است و من او را مي كشم.

اگر آيه قرآن و سنت پيغمبر نيست، اين تهديد و اين اتهام نفاق براي چه بوده است؟

ابن عباس مي گويد: من در زمان خلافت عمر با عمر قدم مي زدم و در دست عمر يك شلاقي بود.

عمر داشت حرف مي زد تا اين كه به طرف من برگشت و گفت:

هل تدري ما حملني علي مقالتي هذه التي قلت حين توفي الله رسوله قال قلت لا أدري يا أمير المؤمنين أنت أعلم.

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٣٨ و شرح صحيح البخاري لابن بطال، ج ٣، ص ٢٤٢ و عمدة القاري، ج ٨، ص ١٥

آن حرفي كه من روز وفات پيغمبر زدم و گفتم: پيغمبر نمرده است و هر كس بگويد: پيغمبر مرده است با شمشيرم گردنش را مي زنم و او منافق است، آيا متوجه شدي كه براي چه گفتم؟

ابن عباس مي گويد: من نمي دانم شما آگاه تر هستيد.

عمر مي گويد:

والله إن حملني علي ذلك إلا أني كنت أقرأ هذه الاية

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٣٨ و شرح صحيح البخاري لابن بطال، ج ٣، ص ٢٤٢ و عمدة القاري، ج ٨، ص ١٥

آن كه وادار كرد كه من گفتم: پيغمبر نمي ميرد و هر كس بگويد: پيغمبر مرده است او را مي كشم، اين آيه باعث شد:

وكذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٣٨ و شرح صحيح البخاري لابن بطال، ج ٣، ص ٢٤٢ و عمدة القاري، ج ٨، ص ١٥

ما شما را امت وسط قرار داديم تا بر تمام مردم شاهد باشيد و پيغمبر هم بر شما شاهد است.

فوالله إني كنت لأظن أن رسول الله سيبقي في أمته حتي يشهد عليها بآخر أعمالها

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٣٨ و شرح صحيح البخاري لابن بطال، ج ٣، ص ٢٤٢ و عمدة القاري، ج ٨، ص ١٥

به خدا سوگند من بر اين باور بودم پيغمبر در ميان امتش تا آخرين نفر از امت مي ماند و شاهد اعمال او است.

يعني اين امت پيغمبر كه مي خواهد تا قيام قيامت بماند، پيغمبر هم زنده مي ماند و آخرين نفر از امت كه از دنيا رفت، پيغمبر شهادت داد، آن وقت پيغمبر از دنيا مي رود.

اميدوارم كه اين كارشناسان شبكه هاي وهابي، جناب آقاي حيدري عزيز كه صبيه خانم اين آقا اين دختر ٦ ساله كه زينب خانم است و ايشان را بعضي اوقات راهنمايي مي كند، خدا ان شاء الله او را مايه هدايت پدرش قرار دهد و گرفتار آتش جهنمي كه پدرش به آن دچار شده است، گرفتار اين نشود، حداقل به اين جواب دهيد.

در عبارتي كه آورديم مي گويد: اين حرفي كه من زدم:

ما كانت مما وجدتها في كتاب الله ولا كانت عهدا عهد إلي رسول الله صلي الله عليه وسلم

السيرة النبوية، ج ٦، ص ٨٢ و تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٣٧ و البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٤٨

عمر به خدا سوگند قسم مي خورد:

فوالله إني كنت لأظن أن رسول الله سيبقي في أمته حتي يشهد عليها بآخر أعمالها

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٣٨ و شرح صحيح البخاري لابن بطال، ج ٣، ص ٢٤٢ و عمدة القاري، ج ٨، ص ١٥

امت پيغمبر هم كه حد يقف نداشته است، امت پيغمبر مثلا بعد از ٢٠ سال تمام مي شود. پيغمبر هم مي رود، امت پيغمبر زاد و ولد مي كند تا قيام قيامت ادامه دارد.

آقاياني كه در رابطه با طول عمر حضرت مهدي ارواحنا فداه ايراد مي گيرند، اينجا به ما پاسخ دهند.

دوستان عزيز توجه داشته باشند تا يك تلنگري بر ذهن ها باشد، اين پرده هاي تعصب را كنار بگذاريم و يك لحظه فكر كنيم، اين مباحث خواندن دارد.

سؤالات بينندگان

بيننده آقاي سلطاني:

حاج آقا ما شما را خيلي دوست داريم. هر وقت شما را مي بينيم انگار دنيا را به ما مي دهند. من يكي از ذاكرين اهل بيت هستم.

در اين شبكه هاي سمباده اي به آقاي سجودي زنگ زده بودند، آقاي سجودي دست و پايش را گم كرده بود. آن هايي كه به اين كارشناس هاي شبكه وهابي كلمه زنگ مي زنند، اين ها مطالعه نمي كنند و بدون مطالعه تماس مي گيرند و در بحث گير مي كنند.

كسي كه اطلاعات ندارد براي چي زنگ مي زند. ما از اين جريان اذيت مي شويم.

مجري:

دوستاني بايد بروند كه قدرت پاسخگويي داشته باشند، اين عزيزان نروند بهتر است از اين كه بروند و گير كنند.

بيننده:

من كه مطالعه ام كم است و سوادم كم است، مجبور هم نيستم كه زنگ بزنم.

يك نفر به آقاي سجودي كارشناس مواد مخدر زنگ زد و گفت: آقاي سجودي علت اين كه شما از شيعه بودن برگشتي و سني شدي چه بوده است؟

اين آقاي سجودي يك حرف خنده داري زد كه بچه كوچك ما در خانه خنده اش گرفت.

آقاي سجودي گفت: اولين دليل آن اين بود كه شيعه دشمن اهل بيت است.

آن شخص گفت: شيعه دشمن اهل بيت است يا شما؟

اهل سنت بعضي از آن ها عزيز هستند؛ ولي ما اين وهابيت را مي گوييم.

ما دشمن اهل بيت هستيم يا شما؟

عمر چنين جساراتي را به رسول الله صلي الله عليه وآله و اهل بيت كرده است.

جناب عائشه جسارت كرده است. ما دشمن اهل بيت هستيم؟

عمري كه به حضرت زهرا جسارت كرد و در خانه ايشان را آتش زد.

ما دشمن اهل بيت هستيم يا شما؟

من دوست داشتم كه آن شخصي كه زنگ زد اين را بگويد.

نمي دانم چرا نگفت و ماند كه چه جوابي دهد.

شما كه نمي تواني جواب دهي مجبور هستي مگر كه زنگ بزني.

استاد قزويني:

در برنامه شب گذشته شان، يك بنده خدايي زنگ زد و گفت: چرا شما در مكه اجازه نمي دهيد كه شيعيان مسجد داشته باشند؟

اين را ما بارها گفته بوديم، آقاي سيد عقيل تكليفش روشن است و رفع القلم از مجنون است.

آقاي ملا زاده گفت: عقيل بي عقل.

آقاي خدمتي كه خدمت گذار بني اميه است، وقتي مي گويد: مگر در مسجد الحرام چه اشكالي دارد؟ شيعيان در مسجد الحرام نماز بخوانند.

چه نيازي است كه در مكه شيعيان مسجد داشته باشند؟

انسان عاقل مگر كعبه را مي گذارد و برود در جاي ديگري نماز بخواند؟

آقاي خدمتي، خودتان را احمق تصور مي كنيد يا مخاطبين تان را احمق مي دانيد؟

اهل سنت نزديك ٨٥٠ مسجد در مكه دارند.

بنده كه در ايام ماه رمضان مشرف بودم، مردمي كه در مساجد نماز تراويح مي خوانند، شايد آمارشان چند برابر افرادي است كه در خود مسجد الحرام نماز مي خوانند است.

شما در گوگل ٢٠٠، مكه، قبله، اين ٣ كلمه را جستجو بزنيد، شايد ٢٠٠ سايت آوردند كه ٢٠٠ تا از مساجد اهل سنت در مكه است، رو به قبله نيست.

مردم كه نماز مي خواندند، رو به كعبه نماز نمي خواندند.

آن آقايي كه زنگ زده است، همان طوري كه آقاي سلطاني گفتند، شما كه اطلاعات نداري براي چي زنگ مي زني؟

ايشان هم قانع شد و گفت: مسئله اي نيست، در مكه احتياجي نيست كه كسي مسجد داشته باشد. ٨٥٠ مسجد در مكه پس چه كار مي كند؟

مي گويد: در مدينه هم شيعيان مسجد دارند. برادر عزيز تو كه خبر از هيچ جا نداري براي چه زنگ مي زني؟ در مدينه و مكه و جده و رياض مسجد نيست.

در هيچ كجاي عربستان سعودي مسجدي براي شيعيان نگذاشته اند.

بله در طائف و أحصي و قطيف، آنجا ٧٠ درصد شيعه هستند. اخيرا هم تمام حسينيه ها را بسته اند.

آقاي با عقل مي گويد: ما كه سفير عربستان سعودي نيستيم كه از او دفاع كنيم.

شما سفير عربستان سعودي نيستيد؛ ولي آقا فضول جمهوري اسلامي هستيد؟

چرا از آن طرف را مي گوييد: ما سفير نيستيم، بعد از اين طرف فضولي و بي ادبي و هتاكي مي كنيد؟

اگر سفير نيستيد، از اين طرف هم به شما چه ربطي دارد كه در تهران مسجد دارند يا خير؟ شما كه ايراني نيستيد. شما كه وطن فروخته هستيد.

شما به يك كشور ديگر رفتيد و پناهنده شديد و تا أبد الدهر هم جرأت به ايران آمدن را هم نداريد.

به قدري پرونده تان را سنگين كرديد و حرف هاي زشت و لاطائلات به مقدسات شيعه و جمهوري اسلامي گفتيد كه به مجرد آمدن، طبق قانون با شما برخورد مي شود.

جناب آقاي هاشمي عزيز، شما دخالت نكن.

مردم ايران الحمد لله چه از اهل سنت و چه غير اهل سنت، وكيل و وصي نمي خواهند و شما هم نه سفير اهل سنت هستيد و نه وكيل اهل سنت هستيد.

همه اهل سنت آمدند؛ حتي آقاي مرادزهي گفت: اين ها نماينده اهل سنت نيستند.

به چه زباني به شما بگويند كه به شما هيچ ارتباطي ندارد كه سخنگوي اهل سنت ايران باشيد؟ ما اين شبكه را در اختيار آقايان اهل سنت قرار داديم.

اگر يكي از علماي اهل سنت به اينجا بيايد و انتقاد هم كند، ما انتقادات ايشان را پخش مي كنيم و پاسخ مي دهيم.

بيننده:

امروز تكرار برنامه شان بود. ايشان در اين برنامه صحبت هاي شما را ضبط كرده بودند و مي خواستند كه ايرادهاي شما را بگيرند.

ايشان كه داشت نشان مي داد، استاد حسيني قزويني گفتند: يكي از عزيزاني كه سني بوده است به همراه خانواده اش در فلان كشور شيعه شده است و نخواسته ما اسمش را بگوييم.

ايشان از اين كار سوء استفاده مي كند و مي گويد: چرا بايد نخواسته باشد؟

اگر راست مي گويد، بگويد كه كيست؟

حاج آقاي حسيني قزويني مي گويد: ان شاء الله خدا به شما طول عمر با عزت دهد و ١٢٠ سال عمر كنيد كه گفتيد: هر موقع رحلت كرديد ما اسم شما را بگوييم.

اين سوء استفاده مي كند و مي گويد: چون حاج آقاي حسيني قزويني اين طور گفتند كه ١٢٠ سال عمر كند، حاج آقاي حسيني حرفي براي گفتن ندارد.

ايشان از حرف هاي شما سوء استفاده مي كند و شما مي خواهيد به آقايي كه شيعه شده است احترام بگذاريد و مي گوييد: خدا به شما ١٢٠ سال طول عمر با عزت دهد، اين شخص مي گويد: بعد از ١٢٠ سال مگر شما زنده هستي؟

مي گويد: اين ها فيلم بازي مي كنند.

اگر اجازه دهيد وقتي ما مداح هاي آذري به قم مي آييم، با شما ديداري داشته باشيم و براي شما به زبان آذري مداحي كنيم.

استاد قزويني:

ما حرفي نداريم. ما از خداي مان است، درهاي شبكه به روي همه مخصوصا مداحان آذري زبان باز است.

بيننده آقاي مسلميان از انگلستان:

من نمي توانم فارسي را خيلي كامل صحبت كنم، از اين بابت از شما عذر خواهي مي كنم.

من از ٣ سالگي از ايران بيرون آمدم و اول سني بودم و در اينجا در دانشگاه درس خواندم و سال ها كتاب خواندم و حقانيت علي بن ابي طالب عليه السلام براي من ثابت شده است.

٢ سال است كه من شيعه شده ام. من از شما يك سؤال داشتم كه خودم نتوانستم جواب آن را پيدا كنم و از شما مي خواستم كه به من كمك كنيد.

در رابطه با تشكيل حكومت قبل از ظهور امام زمان عليه السلام نتوانستم جواب پيدا كنم. شما در ايران حكومت اسلامي درست كرديد به نام امام زمان عليه السلام.

من چندتا از روايات را ديدم ؛ ولي هيچ كدام معني حكومت نداده است.

من از شما مي خواهم كه اگر امكانش است من را روشن كنيد و از شما مي خواهم كه به من دقيق جواب دهيد.

بيننده آقاي حنفي از تربت حيدريه از اهل سنت:

جناب آقاي قزويني شما كه با اين صحبت ها در اين شب ها براي عمر آبرو نگذاشتيد.

حديث و قرطاس و جيش اسامه و ترك جنازه پيغمبر و رفتن دنبال سقيفه و تعيين خليفه، ما ديگر چه بگوييم؟

البته چيزي كه امشب شما گفتيد در مورد اين كه عمر گفته است: هر كس بگويد پيغمبر مرده است او را مي كشم، ايشان در امر شورا هم گفته بود: اگر ٢ نفر يك طرف باشند و ٤ نفر يك طرف، آن ٢ نفر را بكشيد.

اگر يك نفر بود، آن يك نفر را بكشيد. آن ها با اين كه كبار اصحاب بدري بودند، اين نشان از فهم جناب عمر دارد كه چنين دستوري مي دهد.

وقتي ابوبكر مي خواست ايشان را خليفه كند، مردم گفته بودند:

أتستخلف علينا فظا غليظا

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٦، ص ٣٥٨ و الزهد لابن السري، ج ١، ص ٢٨٤

اين صحبت هايي كه شما كرديد، نمي دانم كه با اين عمر چه كار كنيم.

اگر بگوييم: خدايا اگر عمر همچنين ظلم و اشتباهي كرده است و به حق فاطمه اين ظلم ها را كرده است، ما بگوييم به اين ها راضي نيستيم، آيا كفايت مي كند و خدا از ما راضي است؟

بيننده سركار خانم حسيني از كانادا:

از برنامه هاي خيلي خوب تان ممنون هستم.

اينجا بيشتر سني ها چون وهابي ها اين طور حكم داده اند، گوشت بره حرام را كه مي خواهند بخورند بسم الله مي گويند؛ ولي مرغ را كه ما به آن ها مي گوييم حرام است و نبايد از اين مغازه ها بخريد، مي گويند: هيچ آيه اي نيامده است و فقط در مورد گوشت گوسفند آمده است و در مورد مرغ آيه اي نيامده است كه اين ها حرام است و به ما حكم داده اند كه اين ها حلال است و بسم الله مي گوييم مي توانيم بخوريم.

من چون به قرآن مسلط نيستم، نمي دانم كه چه آيه اي براي شان بياورم.

آن دفعه قسم مي خوردم و به آن زن مي گفتم و او مي گفت: مطمئن هستي كه حرام است؟

من مي گفتم: والله حرام است؛ ولي اصلا باور نمي كرد. نمي دانم چه جوري بايد به اين ها گفت. من هميشه به بچه هايم مي گفتم كه خدا را شكر كنيد كه خدا شما را سالم آفريده است؛ ولي از وقتي كه وهابي ها را ديده ام، هميشه مي گويم: خدا را شكر كنيد كه شيعه به دنيا آمديد و بعد خدا را شكر كنيد كه سالم هستيد.

استاد قزويني:

شما سوره انعام آيه ١٢١ را نگاه كنيد.

قرآن مي فرمايد:

وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَي أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ

هيچ گوشتي را نخوريد؛ چه گوشت گاو باشد و چه شتر و چه مرغ و چه شتر مرغ و چه گوسفند و پرنده، هيچ گوشتي را كه نام خدا بر او برده نشده است، حق خوردن آن را نداريد، اين گناه و فسق است.

وقتي مي فرمايد: هيچ گوشتي را كه نام خدا بر آن برده نشده است، نخوريد، مرغ و غير مرغ ندارد و همه را در بر مي گيرد.

بيننده:

مي گويند: وقتي ذبح حلال نيست، ما همين طوري مي خريم و وقتي كه خواستيم بخوريم بسم الله مي گوييم.

استاد قزويني:

موقع ذبح كردن حتما بايد رو به قبله باشد و ذبح كننده آن مسلمان باشد و چاقو آهني باشد و ٤ رگ اصلي بريده شود و بسم الله گفته شود. اگر مسلمان باشد و رو به قبله نباشد، اين نجس است.

اگر بسم الله بگويد و رو به قبله هم باشد و آن ٤ رگ اصلي طرف بالاي خرخره بريده شود و آن برامدگي زير گلو اگر به طرف سر بريده شود، باز نجس است.

بيننده:

من اين ها را مي دانم؛ ولي نمي دانم كه به اين ها چه طور بگويم، مي گويند: به ما حكم دادن. من اگر گوشت حلال گيرم نيايد، اگر يك سال هم باشد، راضي نيستم كه چيز ديگري بخورم؛ ولي به اين ها هرچه كه مي گويم، مي گويند: نه فقط موقع خوردن بسم الله بگوييم كفايت مي كند.

استاد قزويني:

اگر گوشت خوك را هم بسم الله بگويند و بخورند اشكالي ندارد.

بيننده:

وقتي شيعه كشتن براي اين ها حلال است، اين كارها هم براي شان حلال است.

بيننده آقاي رسولي از تهران:

كسي ديگري به جز عمر مگر در آنجا نبود كه از عمر انتقادي كند يا جلوي عمر بايستد؟

اين رواياتي كه مي آوريد، چندتا از خوبي هاي عمر هم بياوريد تا معلوم شود كه خوبي هايش زياد بوده است يا بدي هايش زياد بوده است تا مردم بدانند كه عمر خوب بوده است يا بد.

استاد قزويني:

ما از منابع اهل سنت مي آوريم، ما از منابع شيعه نمي آوريم.

بحث ما سر اين است كه شيعه را متهم مي كنند و مي گويند: مذهب شيعه ساخته و پرداخته يهود است. اين ها در شبكه هاي شان هر فحش و اهانتي بلد هستند به شيعه مي هند.

ما مي خواهيم ثابت كنيم كه شيعه اگر سراغ اميرالمؤمنين و سراغ ائمه عليهم السلام رفته است، به خاطر اين آيات و اين روايات است و اگر سراغ جناب ابوبكر و عمر نرفته است يا به قول آقايان سراغ حضرت ابوبكر نرفتيم به خاطر اين روايات بوده است.

ببينيم كه اين آقايان دست از سر ما برمي دارند. اين اشكالات در كتاب هاي شما وجود دارد. ما با توجه به آنچه كه در كتب شما وجود دارد، ايشان را صالح براي تصدي امر خلافت نمي دانيم. ما براي خودمان دليل داريم.

ما نه قصد توهين به ابوبكر و عمر است و نه اهانت به مقدسات اهل سنت است.

بحث ما يك بحث علمي است.

شما يك عمر از فضائل جناب ابوبكر و عمر شنيده ايد، اين هايي كه نشنيده ايد را ما براي شما مي گوييم.

ما علماي اهل سنت را به اينجا آورديم كه اين همه از جناب ابوبكر و عمر حرف زدند و تعريف و تجليل كردند و ما حرف شان را پخش كرديم. از ما نبايد انتظاري داشته باشيد و صلاح هم نيست كه از ما انتظار داشته باشيد. ما اين حرف ها را براي دفاع از اعتقادات خودمان مي زنيم.

الان شيعه را كافر و مشرك و مهدور الدم مي دانند؛ چون ابوبكر و عمر را قبول ندارند.

ما مي گوييم: اگر شيعه قبول ندارد به اين دليل است.

سركار خانم رضايي از سنندج:

ان شاء الله خدا به حق ٥ تن به شما طول عمر دهد، از شما التماس دعا دارم، ما يك مريض جواب كرده داريم.

مجري:

ان شاء الله خدا به حق فاطمه زهرا سلام الله عليها به مريض شما شفا عنايت كند.

بيننده:

دكترها جوابش كردند و قطع اميد كردند، من به شما اعتقاد دارم.

شب ٢١ ماه رمضان براي مريض مان دعا كرد، خدا شاهد است كه مريض مان خوب شده است. اميدوار هستم كه امشب هم دعاي شان مستجاب شود.

بيننده آقا اسماعيل از بوكان از اهل سنت:

سال گذشته عاشورا و تاسوعا در تهران در خيابان فدائيان اسلام بودم. در آنجا يك مسجدي است به نام مسجد حضرت ابو الفضل، نمازم را خواندم و بعد آنجا ناهار مي دادند.

من مي خواستم برم، آن آقايي كه ناهار به مردم مي داد گفت: مال امام حسين است بمان. من هم ايستادم و ناهار بهم دادند.

بعد از چند دقيقه كه آنجا بودم، مردم آمدند و زنجير مي زدند و با شدت خودشان را مي زدند و بعد از زنجير، چند نفر از جوان ها آمدند و سر زانو نشستند و يك نفر هم ريش سفيد با يك شمشير آمد، با قمه روي سر اين چند نفر كه نشسته بودند زد و خون فواره كرد و تمام حيات مسجد حضرت ابو الفضل خوني شد.

گفتم ببينم آيا اين شرعا درست است؟ آيا اين حلال است يا حرام و غير شرعي است؟

مجري:

ما اين را قبلا توضيح داديم؛ ولي دوباره توضيح مي دهيم.

بيننده:

اين حاج آقايي هم آنجا بود كه فكر كنم سيد بود؛ چون عمامه سياه زده بود، من خجالت كشيدم كه سؤال كنم كه آيا اين درست است يا نه، آن جوان ها خون آلود بودند و يكي شان هم خيلي بي حال شد.

من ناراحت شدم و بيرون رفتم و نمي دانم كه آيا شرعي است و يا اين كه غير شرعي است.

بيننده آقاي حسني از امارات:

يك سؤالي از احكام داشتم.

مجري:

شما با برنامه احكام شبكه ولايت تماس بگيريد، در آنجا آقاي وحيد پور پاسخ خواهند داد.

استاد قزويني:

در رابطه با بحث حكومت قبل از ظهور حضرت مهدي ارواحنا فداه، اين را مفصل بحث كرديم، ان شاء الله در آينده بحث خواهيم كرد، روايات متعددي داريم.

وقتي خود امام عليه السلام مي فرمايد: من آن كساني كه از علماء و بزرگان:

من كان منكم ممن قد روي حديثنا ونظر في حلالنا وحرامنا وعرف أحكامنا فليرضوا به حكما فإني قد جعلته عليكم حاكما

الكافي، الشيخ الكليني، ج ١، ص ٦٧

آن كساني كه در حلال و حرام ما نظر مي كنند و صاحب نظر هستند، من اين ها را براي شما حاكم قرار دادم.

آيا اين ها دليل بر اين نيست كه امام عليه السلام كاملا در اين قضيه به صراحت حكومت فقيه را مطرح مي كند؟

من نظر في حلالنا وحرامنا يعني چه؟

يعني كسي كه در حلال و حرام ما صاحب نظر است.

مرحوم صاحب جواهر وقتي به اين قضيه مي رسد، به صراحت مي گويد: آن كساني كه اطلاع از فقه دارند:

اتفق أصحابنا علي أن الفقيه العادل الأمين الجامع لشرائط الفتوي المعبر عنه بالمجتهد في الأحكام الشرعية نائب من قبل أئمة الهدي عليهم السلام في حال الغيبة في جميع ما للنيابة فيه مدخل.

جواهر الكلام، الشيخ الجواهري، ج ٢١، ص ٣٩٦

فقيه عادل و جامع الشرائط در زمان غيبت، نائب از ائمه هستند، در تمام آن اختياراتي كه شارع مقدس در اختيار امام عليه السلام گذاشته است، در زمان غيبت براي فقيه جامع الشرائط اين مباحث وجود دارد.

ايشان همان تعبير امام را كه مي فرمايد:

اني عليهم حاكما وقاضيا وحجة وخليفة، مي گويد: تمام اين ها دليل بر مشروعيت حكومت اسلامي در زمان غيبت است.

آن كساني كه حكومت اسلامي و ولايت فقيه را در زمان غيبت منكر هستند،

ما ذاق من طعم الفقه شيئا

جواهر الكلام، الشيخ الجواهري، ج ٢١، ص ٣٩٧

از مزه فقه چيزي نچشيده اند.

نه تنها ايشان، مرحوم شيخ مفيد مباحثي در اين زمينه دارد و شيخ طوسي در اين زمينه مطالبي دارد و مرحوم سلار ولايت و حكومت اسلامي را قبول دارد و محقق اول و علامه حلي و شهيد اول و محقق كركي و شهيد ثاني و حاج آقا رضا همداني و جناب صاحب مفتاح الكرامه ملا احمد نراقي و مرحوم كاشف الغطا و مرحوم شيخ انصاري و مرحوم آيت الله العظمي بروجردي، اين ها سلسله فقها و بزرگواران ما هستند كه ولايت فقيه و حكومت اسلامي را در عصر غيبت حضرت ولي عصر ارواحنا فداه مشروع مي دانستند.

ان شاء الله ما در فرصت مناسب در اين زمينه، صحبت مي كنيم.

بحث ولايت ائمه را كه تمام كنيم، ولايت فقيه را به همين شكل ادامه مي دهيم.

ما قبلا گفته بوديم كه كلمه حضرت را فقط در مورد ائمه استعمال مي كنيم و اگر كلمه حضرت را ما نسبت به مراجع استعمال مي كنيم؛ چون مراجع را قائم مقام امام و نائب امام در زمان غيبت مي دانيم.

مجري:

آقاي حنفي كه از تربت حيدريه تماس گرفته بودند گفتند: در امر شورا دستور به قتل دادند و اين نشان از فهم خليفه دوم بوده است.

استاد قزويني:

اين را ان شاء الله مفصل بحث خواهيم كرد، خود جناب خليفه دوم نسبت به كساني كه در سقيفه اين مباحث را مطرح كرده بودند و گفتند: خلافت جناب ابوبكر در سقيفه انجام شد:

إنما كانت بَيْعَةُ أبي بَكْرٍ فَلْتَةً

صحيح البخاري، ج ٦، ص ٢٥٠٥

يك اتفاق ناگهاني و بدون فكر و تدبير بود و از اين قضايا شر درست مي شد.

خلافت ابوبكر در سقيفه شر زا و فته زا بوده است.

وَلَكِنَّ اللَّهَ وَقَي شَرَّهَا

صحيح البخاري، ج ٦، ص ٢٥٠٥

خداي عالم شر اين فتنه خلافت ابوبكر را حفظ كرد.

بعد ايشان مي گويد: هر كس بخواهد همچنين كاري مثل قضيه سقيفه كند:

من بَايَعَ رَجُلًا من غَيْرِ مَشُورَةٍ من الْمُسْلِمِينَ فلا يتابع هو ولا الذي تابعه تَغِرَّةً أَنْ يُقْتَلَا

صحيح البخاري، ج ٦، ص ٢٥٠٥

اگر كسي بدون مشورت با مسلمان ها با كسي بيعت كنند، هم بيعت شده و هم بيعت كننده بايد كشته شود.

اگر كسي بدون مشورت مسلمان ها نه دو سه نفر يا ١٠ نفر در سقيفه نبي ساعده، اگر تمام مسلمان ها نسبت به يك خليفه رأي ندهند، اگر كسي با هر كسي بخواهد بيعت كند، هم آن خليفه بايد كشته شود و هم كساني كه مي خواهند بيعت كنند بايد كشته شوند.

مجري:

آقاي رسولي از تهران سؤال كردند كه آيا كسي نبود اين مطالبي كه شما گفتيد، خليفه دوم را انتقاد كند؟

استاد قزويني:

وقتي جناب خليفه شمشير به دست مي گيرد و مي گويد: هر كس بگويد: پيغمبر مرده است، گردنش را مي زنم، در قضيه قرطاس، ايشان يك عده را همراه خودش كرد و كسي هم جرأت مخالفت نكرد.

كسي كه مي خواست مخالفت كند، بعد از رحلت نبي مكرم تعدادي هم طرفدار بوده است و جنگ داخلي پيش مي آمد و برادر كشي و مسلمان كشي ايجاد مي شد و ايشان به حرف كسي هم گوش نمي كرد.

همان طوري كه خود اين عزيزمان گفتند، در قضيه خلافت آقاي عمر كه ابوبكر مطرح كرد، در آنجا همه اعتراض كردند و گفتند:

تستخلف علينا فظا... فما تقول لربك إذا لقيته وقد استخلفت علينا عمر

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٧، ص ٤٣٤

يك فردي را كه آدم بد اخلاق و تندي است بر ما تحميل مي كني، جواب خدا را چه خواهي داد كه آقاي عمر را بر ما به عنوان خليفه تحميل مي كني.

ابوبكر گفت:

أبربي تخوفونني

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٧، ص ٤٣٤

داري من را از خدا مي ترسانيد؟

ما اين را بررسي سندي كرديم و سند آن از هر جهت صحيح است.

توده مردم اعتراض كردند، اميرالمؤمنين و طلحه اعتراض كردند، مهاجرين و انصار اعتراض كردند.

كار به جايي رسيده است كه ابن تيميه حراني به صراحت در منهاج السنة مي گويد:

وقد تكلموا مع الصديق في ولاية عمر وقالوا ماذا تقول لربك وقد وليت علينا فظا غليظا فقال أبالله تخوفوني أقول وليت عليهم خير أهلك فلم يحابوا الصديق في عهده لعمر مع شدته

منهاج السنة النبوية، ج ٦، ص ١٥٥

تعدادي از مردم به ابوبكر صديق اعتراض كردند و گفتند: جواب خدا را چه خواهي داد كه يك آدم بد اخلاق و تند را بر ما مسلط مي كني؟

ابوبكر به جاي اين كه به رأي مردم احترام بگذارد گفت: من را از خدا مي ترسانيد؟

اگر خدا از من سؤال كند مي گويم: بهترين را انتخاب كردم.

نستجير بالله علي متوجه نبود، طلحه و مهاجرين و انصار و توده مردم متوجه نبودند؛ ولي جناب ابوبكر مي گويد: من ايشان را مي شناسم.

اين مشورت ها كجا رفت؟ اين رواياتي كه ما آورديم همه صد در صد صحيح است، خود ابن تيميه هم بر صحت اين روايت اعتراف دارد.

مجري:

آقا اسماعيل هم از بوكان در مورد قمه زني سؤال داشتند.

استاد قزويني:

در رابطه با قمه زني ما بارها گفتيم: تعدادي از مراجع بزرگوار قمه زني را به خاطر اين كه توهين و اهانت به مذهب است و موجب وهن مذهب است، حرام دانسته اند.

از مرحوم سيد ابوالحسن اصفهاني گرفته تا بزرگان و مراجع عظام عصر، اين ها اين را حرام و خلاف شرع دانسته اند و موجب وهن مذهب است. ما بارها نظرمان را سال گذشته و سال هاي قبل مطرح كرديم.

بعضي از شبكه ها يك جانبه ميزگردي تشكيل مي دهند و بدون آن كه يك مخالفي بياورند در اين رابطه نظر مي دهند.

انتظار ما اين است كه اگر يك ميز گردي در يك بحث اختلافي ميان مراجع تشكيل مي دهند، يك نفر هم از مخالفين را بياورند؛ چون حرف مخالف هم شنيدن دارد.

آقايان وقتي موافقين يا يك سري مراجع را رديف مي كنند و دروغ به خورد مردم مي دهند يا يك مرجعي فتوا داده است و دوباره از فتواي خود برگشته است، اين در حقيقت اغراء به جهل است.

اين كه مرحوم آيت الله العظمي خوئي و آيت الله العظمي سيستاني و آيت الله العظمي شيخ جواد تبريزي و آقاي فاضل لنكراني واژه وهن مذهب را آورده اند، اين ها از خودشان درست كرده اند و متوجه نشدند؟ ولي بنده طلبه عقلم از آن ها خيلي بيشتر مي رسد؟

ما دوست داريم كه اگر اين مباحث مطرح مي شود، بحث علمي است.

ما مي گوييم: اهل سنت بيايند تا با هم گفتگوي علمي داشته باشيم.

وقتي ما در درون خودمان، مخالفين خودمان را تحمل نمي كنيم، نبايد اين انتظار را داشته باشيم.

شما يك برنامه گذاشتيد يا در شبكه خودتان يا شبكه هاي ديگر، موافق و مخالف بيايند حرف بزنند:

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

سوره زمر آيه ١٧ و ١٨

ما هم در اين زمينه تلاش كنيم كه حريم مرجعيت را حفظ كنيم.

اگر من گفتم: ١٠ مرجع گفتند: حرام است، اگر يك مرجع هم گفت: حلال است، نبايد به آن مرجع اهانت و جسارت كنم. اين كمال بي انصافي و بي وجداني است.

آن آقايي هم كه بخواهد بگويد: مرجع من مي گويد: قمه زني جايز است، بخواهد به مراجعي كه حرام مي دانند جسارت كند، اين كمال بي انصافي و بي وجداني است.

ما بارها گفتيم: شيعيان در هر كجاي دنيا هستند، احترام به قوانين آن كشور لازم است.

بيننده آقاي احمدي از يزد:

از اين كه اين وقت را در اختيار بنده گذاشتيد سپاس گذارم. مي خواستم در رابطه با حديث قرطاس يك مطلبي را عرض كنم.

همان طوري كه شما گفتيد، آقايان مولوي و علمايي كه مال اهل سنت هستند، اين ها پشت منبر و تريبون مي گويند: شايد حضرت محمد مي خواسته است در رابطه با زكات و اين طور موارد صحبت كند.

آن كسي كه گفته حضرت پيغمبر هذيان گفته است اين جسارت است.

اين ها الان مي گويند: كه پيغمبر هذيان نمي گفته است و كسي كه اين حرف را زده است، اين شخص جسارت كرده است و يك شخص گستاخي بوده است.

چه كسي مي تواند اين حرف را بزند؟

در آن جمعي كه حاضر بودند، آقاي عمر هم بوده است.

ايشان همان طوري كه در داستان هاي شان تعريف مي كنند، يك انسان سركش و تند رو بوده است. ايشان اگر يك انسان مسلمان بوده است و خدا را قبول داشته است و به پيامبر احترام مي گذاشته است، بايد به اين انسان تند بگويد: بگذاريد يك قلم كاغذ بياوريم تا ببينيم كه پيغمبر چه مي فرمايد.

اگر قرار هم باشد يك كسي بخواهد توهين كند، بايد تو دهني به آن بنده خدا بزند و بگويد: چرا تو جسارت مي كني؟

نه تنها اين طور نبوده است؛ بلكه اين جو خفقاني كه به وجود آورده است، هيچ شخص ديگري جرأت نكرده است كه روي حرف عمر صحبت كند؛ همان طوري كه خودشان در داستان هايشان مي گويند: موقعي كه مي خواسته مسلمان شود و ايمان بياورد، قبل از آن تهديد مي كرده است كه من مي كشم و مي زنم و فلان مي كنم.

هر كس مي خواسته مسلمان شود، با او خيلي بد برخورد مي كرده است.

اين طور انسان سركشي كه در آن جمع بوده است، اين جو خفقان را به وجود آورده است و نگذاشته است كه كسي به خواهد حرفي بزند.

يك انقلاب عظيمي در اين دين به وجود آورده است.

از عزيزان اهل سنت سؤال دارم كه با وجود اين همه شواهد و قرائني كه مي بينند، اگر الان آقاي عمر بود، با اين خصوصيات كه بيان شد، واقعا دنبال همچنين انساني مي رفتند؟

اگر بخواهند دنبال همچنين شخصيتي بروند، نه خدا براي شان اهميت دارد و نه دين و نه انسانيت.

اگر مي بينند كه اين طور شخصي بوده است آن هم با سندهايي كه در كتب خودشان است، ارزش ندارد كه دنيا و آخرت و دين شان را بخواهند ببازند.

پايان.