سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٧٨ - نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)

نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)

کد مطلب: ٥٣١٠ تاریخ انتشار: ٢٣ خرداد ١٣٩٢ تعداد بازدید: ١٥٨٦ سخنراني ها » شبکه ولايت نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
حبل المتين ٩٢/٠٣/٢٣

لينک دانلود
    بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ٩٢/٠٣/٢٣

مجري:

ميلاد با سعادتامام سجاد عليه السلام و حماسه سازان كربلا امام حسين عليه السلام و حضرت ابوالفضل را به پيشگاه مقدس امام زمان (عج) و شما بينندگان عزيز و محبين اهل بيت، تبريك و شاد باش دارم.

استاد قزويني:

هر دم از اين باغ بري مي رسد تازه تر از تازه تري مي رسد

آقايان مفتيان وهابي يا مفتكي هاي وهابي، نه كاري به قرآن و نه كاري با سنت دارند و هيچ وجه به فكر مسلمان ها نيستند.

هر صبح كه از خواب بلند مي شوند، يك فتواي جديدي صادر مي كنند.

ما از فتاواي جديدي كه مفتي مراكشي آقاي عبد الباري زمزمي صادر كرده است، ذوق زده شديم.

مي گويد: آن دختر خانم هايي كه زشت هستند و موفق به ازدواج نشدند، واجب است لباس هاي نيمه عريان بپوشند تا جوان ها را به خودشان جذب و جلب كنند.

ما چيزي نمي گوييم، بينندگان عزيز و آقايان اهل سنت، شما قضاوت و داوري كنيد.

يكي ديگر از اين مفتيان كه شايد آقايان با اسم و تصويرش هم آشنا باشند، آقاي ناصر العمر مفتي مزدور وهابي است كه مي گوييد: خطر شيعيان براي اسلام بيشتر از يهود و نصاري است، آنان را مانند گوسفند سر ببريد تا اجسادشان در خون شناور شوند و زنان آن ها را به اسارت گرفته و ميان رزمندگان تقسيم كنيد و ضريح هاي شرك آلود آن ها را ويران كنيد و روز عاشورا را جشن بگيريد و شيعيان را مجبور كنيد كه در آن شركت كنند و مجبور كنيد كودكان خود را با نام هايي مثل معاويه، يزيد، عايشه و حفصه نام گذاري كنند.

آيت الله مكارم شيرازي در مورد اين مفتيان مي گويد: وحشيان آدم نما، كه بايد وحشي ها گلايه كنند كه به آن ها جسارت شده است؛ حتي آن ها هم چنين كاري با مخالفين شان نمي كنند.

اين وحشي ها به اين اندازه بي وجدان نيستند و اين مقدار شرف را زير پا نمي گذارند.

وقتي اين طور فتاوا صادر مي شود، آن تروريست از خدا بي خبر كه از انسانيت بو نبرده است، در انظار مردم سراسر دنيا سينه آن مسلمان را مي شكافد و قلبش را در مي آورد طوري كه اسرائيل شرمنده شد و از اين قضيه خجالت كشيد.

ما آن ها را خيلي مقصر نمي دانيم.

مقصر اين مفتيان مزدور و بي حيايي است كه اين چنين فتاوايي ضد بشري و ضد انساني را صادر مي كند.

كار به جايي رسيده است كه در خبر ها آمد كه در خود شوروي مفتيان و مبلغان وهابي كه آنجا با يك روش خشونت آميز و با يك فرهنگ ضد بشري تبليغ مي كنند، اين ها را جمع كردند و همه را به زندان انداختند و بساط شان را جمع كردند.

كار به جايي رسيده كه لائيك ها و كمونيست ها هم از اين ها اظهار تنفر دارند و مي گويند: اين ها به نام مذهب خشونت، آدم كشي، ترور و كار هاي ضد بشري را در كشور ما رواج مي دهند.

جناب آقاي براك كه از مفتيان شماره دو عربستان حساب مي شود، رسما اعلام كرد كه شركت در انتخابات رياست جمهوري يا نماينده مجلس حرام است و اين در حقيقت روش كفار و روش آمريكا و يهود است.

ما نبايد از اين روش ها پيروي كنيم.

يكي از مراجع مي گفت: اين ها در پانصد سال قبل زندگي مي كنند، خدمت شان عرض كردم، نه اين ها در ما قبل تاريخ زندگي مي كنند.

البته حق هم دارند؛ انتخابات بايد حرام باشد؛ چون در عربستان سعودي انتخاباتي نيست.

يك مزدوري به نام عبد العزيز با كشتن مردم كشور را گرفته است و حجاز را به نام خودش زده است و حكومت و دولت حجاز را به دولت آل سعود تبديل كرده است و آن ها هم فعلا حكومت را به صورت ارث و موروثي بين خودشان تقسيم مي كنند.

يكي از اين مفتيان همين ديروز و پريروز گفت: علت اين كه ما در سوريه نيرو مي فرستيم و فتوا مي دهيم، اين است كه آنجا حكومت موروثي شده است.

الان ٤٠ سال است كه در سوريه انتخاباتي نيست و آنجا دموكراسي نيست.

در كجاي حاشيه خليج فارس، دمكراسي است؟

در قطر، كويت، بحرين، عربستان سعودي، اردن، سودان كجا اين قضايا بوده است؟

مگر اين چنين نيست كه در تمام اين رؤساي اعرابي كه فعلا در زير پرچم آمريكا و اسرائيل سينه مي زنند و به تعبير امام راحل رضوان الله تعالي عليه نوكري خودشان را به آمريكا اثبات مي كنند و به اين نوكري هم افتخار مي كنند، آيا كدام يك از اين ها با دموكراسي بوده است؟

شبكه ما شبكه سياسي نيست و در مسائل سياسي هم ورود پيدا نمي كنيم و كار ما نيست؛ ولي من از همه شيعيان و حتي از عزيزان اهل سنت تقاضا مي كنم كه در انتخاباتي كه در پيش است؛ چه در داخل و چه در خارج، براي اين كه پوزه وهابيت را به خاك بمالند و به عبد الرحمن براك ثابت كنند كه تو يك مفتي مزدور بيشتر نيستي، در انتخابات پرشور شركت كنند.

به قول آن ضرب المثل، اگر براي حب علي نشد، براي بغض با معاويه اين كار را انجام دهند.

فردا با حضورمان در پاي صندوق هاي رأي اثبات كنيم كه ما مخالف وهابيت تكفيري و آدم كش و ضد بشري و ضد ديني هستيم.

اگر كسي به اين نيت هم پاي صندوق رأي برود؛ مي تواند حداقل اين عداوت و بغض و كينه اش را نسبت به وهابيت اثبات كند و قطعا پيش خداي عالم مأجور است و پاداش دارد.

فردا ميلاد آقا امام سجاد سلام الله عليه است.

ما با حضورمان در پاي صندوق هاي رأي مخالفت مان را با وهابيت اثبات مي كنيم و مي توانيم فردا به امير المؤمنين بگوييم: با دشمنان تو با حضور در پاي صندوق رأي مخالفت كرديم.

همين هم عبادت است.

همين ديشب بود با آيت الله مكارم شيرازي صحبت تلفني داشتيم، ايشان هم نظرشان بر اين بود كه ما به هيچ وجه نسبت به فرد خاصي اظهار نظري نكنيم.

خدا آيت الله مشكيني را بيامرزد، تقريبا در آخر دوره ٤ ساله رياست جمهوري اصلاح طلبان بود، جناب آقاي خاتمي سخنراني داشت و ٤ سال دوم هنوز شروع نشده بود.

ايشان گفتند: در اين ٤ سال دوران رياست جمهوري اين آقايان، اهانتي كه به مقدسات مذهبي و شيعه شد، در ٥٠ سال دوران رضا شاه و پسرش نشد.

اي كاش مي شد اين كليپ فرمايش آيت الله مشكيني را داشتيم و پخش مي كرديم.

آن زمان تمام روزنامه ها رسانه ها همه آوردند.

ما به هيچ وجهي نه بدهكار كسي هستيم و نه ملاحظه داريم.

دين مان را از همه بيشتر دوست داريم.

در اين ٤ سال اخير كم مهري و بي احترامي كه به مرجعيت شيعه شد، در تاريخ شيعه سابقه نداشت.

دوستان، ما به دست خودمان كسي را سر كار نياوريم كه كه فردا وبال گردن دين مان شوند.

به كسي رأي دهيم كه حداقل بين خود و خدا به عهدش پايبند است.

دوستان فقط دقت كنند و كاري نكنند كه به دست خودشان وبال گردن خودشان باشند و فردا كسي روي كار بيايد كه براي پيشرفت كارش، شروع كند با مرجعيت به جنگيدن و مخالفت كردن با مذهب و هر روز يك بابي را باز كند؛ مثلا حضرت نوح مديريت نداشته است و مراجع اشتباه مي كنند و بي خود مي گويند و از اين قبيل حرف هايي كه به نام دين و به نام امام زمان، تيشه بر ريشه دين و امام زمان بزنند.

مجري:

استاد خلاصه اي از بحث گذشته بيان كنيد و در مورد صحت اين روايت يك مقداري صحبت كنيد.

استاد قزويني:

ما در رابطه با اعلميت امير المؤمنين نه تنها نسبت به خليفه اول و دوم؛ بلكه نسبت به تمام صحابه ادعا داريم كه ان شاء الله ثابت هم خواهيم كرد.

ابن عباس مي گويد: علم همه صحابه در برابر علم علي همانند قطره اي در برابر هفت دريا است.

ما در مقام ثبات اين، از روايات و اقوال بزرگان هستيم كه شرط اول خليفه و امام علميت است.

ما اين را از بزرگان اهل سنت مفصل آورده ايم.

از ابو نعيم اصفهاني آورده ايم كه حضرت فرمود:

أنا مدينة العلم وعلي بابها

معرفة الصحابة، ج ١، ص ٨٨

من شهر علم هستم و علي هم در آن شهر است.

اين روايت را بررسي سندي هم كرديم.

ابو بكر بن خلاد، فاروق عبد الكريم، ابراهيم عبد الله مهاجر، گفتيم: مورد تأييد هستند.

محمد بن عمر بن الرومي، گفتيم: ثقه است.

شريك بن عبد الله ثقه است.

ما سلمه بن كهيل و ابو عبد الله صنابحي را دانه دانه بررسي كرديم.

از ابن عساكر آورديم:

أنا مدينة العلم وعلي بابها فمن أراد العلم فليأت باب المدينة

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ٣٧٨

من شهر علم هستم و علي هم در آن شهر است، هر كس دنبال علم من و علم ديانت و اسلام است، بايد از در آن بيايد كه دانه دانه راويانش را بررسي كرديم.

عبد المنعم، زاهر، محمد عبد الرحمن، محمد بن بشر، محمد بن إدريس، سويد بن سعيد، شريك، سلمه، أبو عبد الله صنابحي كه در آن روايت هم بود و گفتيم: اين ها كاملا مورد وثوق هستند و اين روايت صحيح است يا حداقل حسن است.

خود ابن تيميه و ديگران مي گويند: روايت حسن در عمل همانند صحيح است.

بعد گفتيم: اين روايت را طبراني هم نقل كرده است.

دو روايت قبلي را بررسي سندي كرديم و در اينجا گفتيم: اگر يك روايت هم صحيح باشد، براي اثباتش كافي است.

طبراني هم اين را در معجم كبيرش آورده است.

جناب ابن اثير اين روايت را در كتاب اسد الغابه يشان مفصل آورده است.

خطيب بغدادي در تاريخ بغداد آورده است.

خازن مشهور به ابن مقري در معجم شان اين روايت را آورده است.

ان شاء الله بعدها ما قطعا اقوال آن دسته از علمايي كه در مقام تضعيف بودند؛ مثل ذهبي و الباني را مطرح مي كنيم و بعد نقدمان را هم ارائه مي دهيم.

در كنار اين روايات صحيحي كه ما عرض كرديم، داوري را هم به عهده بينندگان عزيز و فهيم شبكه جهاني ولايت واگذار مي كنيم.

مجري:

در برخي از روايات آمده است:

انا دار الحكمه وعلي بابها

آيا اين روايت با سند صحيح در كتب اهل سنت است آمده است؟

استاد قزويني:

بله، در بعضي از منابع آمده است:

أنا دار الحكمة وعلي بابها

تهذيب الاثار مسند علي، ج ٣، ص ١٠٤

من خانه حكمت هستم و علي در اين خانه است.

قرآن هم مي فرمايد:

وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا

سوره بقره آيه ٢٦٩

طبري از إسماعيل بن موسي سدي از محمد بن عمر رومي باز از شريك از سلمه بن كهيل، سويد بن غفله كه قبل ما نداشتيم سويد بن غفله را از صنابحي از امير المؤمنين اين روايت را نقل مي كند.

طبري وقتي كه نقل مي كند، با اين كه طبري معمولا در مقام تصحيح و تضعيف روايات نيست و فقط مي خواهد نقل روايت كند؛ مثل ابو داود، نسائي و احمد بن حنبل؛ ولي اينجا كه مي رسد مي گويد:

و هذا خبر صحيح سنده

تهذيب الاثار مسند علي، ج ٣، ص ١٠٤

اين روايت سند اش صحيح است.

آن برادري كه مي گفت: الباني چنين گفته است، ما ان شاء الله در رابطه با الباني هم يك آش خوبي خواهيم پخت.

اهانت هايي كه الباني به بزرگان اهل سنت كرده است را مطرح مي كنيم.

بزرگان اهل سنت كه در نقد الباني حرف آورده اند و در انحراف الباني تناقضات الباني كتاب نوشته اند، اين ها را مطرح مي كنيم.

آقاي بن باز از الباني به عنوان امام الحديث و مجدد قرن ١٤ تعبير مي كند.

آقاي طبري متوفاي ٣١٠ است، هم با دوران صدور روايات نزديك است و هم با راويان از نزديك آشنا است.

آقاي الباني متوفاي ١٤٢٠ است؛ يعني ١٤ سال قبل از دنيا رفته است؛ ولي آقاي طبري متوفاي ٣١٠ است كه ١١٢٠ سال قبل بوده است.

ايشان مي گويد:

و هذا خبر صحيح سنده

تهذيب الاثار مسند علي، ج ٣، ص ١٠٤

بعد مي گويد: بر مذهب ديگران شايد سقيم باشد كه علتش را هم مي آورد.

بعد مي گويد: سلمه بن كهيل مي گويند:

لا يثبت بنقله حجة وقد وافق عليا في رواية هذا الخبر عن النبي صلي الله عليه وسلم غيره

تهذيب الاثار مسند علي، ج ٣، ص ١٠٥

بعد ايشان رواياتي كه در اين زمينه است و مؤيد اين مسئله است مطرح مي كند.

اولين راوي اسماعيل بن موسي سدي است كه استاد ابو داود، ترمذي بوده و ابن ماجه بوده است.

ابن خزيمه كه در مورد او مي گويند: روايت ابن خزيمه از شخصي، مايه وثاقت شخص مي شود، مي گويد:

صدوق شيعي

الكاشف، ج ١، ص ٢٥٠

آدم صادقي است؛ ولي شيعه بوده است.

ان شاء الله در رابطه با اين كه شيعه بوده يا نبوده است، مفصل بحث خواهيم كرد.

شيعه در اصطلاح آقايان كسي است كه علي ابن ابي طالب را دوست داشته باشد، فوري متهم مي كنند كه شيعه بوده است.

حاكم نيشابوري و طبري هم متهم به شيعه بودن هستند؛ چون فضائل امير المؤمنين را نقل كرده اند.

صحيح بخاري و صحيح مسلم مملو از روايات شيعه است.

يكي از بزرگان اهل سنت مي گويد: كتاب استاد من مملو از روايت شيعه است.

راوي بعدي محمد بن عمر رومي است كه قبلا هم مطرح كرديم كه ابن حبان او را در ثقات آورده است و ترمذي شهادت به حسن سندي داده است كه محمد بن عمر رومي در آن سند است.

شريك بن عبد الله را ابن معين توثيق كرده است.

راوي بعدي سلمه بن كهيل است كه ذهبي مي گويد: از علماي كوفه و مورد وثوق است.

راوي بعدي سويد بن غفله است كه ذهبي مي گويد:

ثقة إمام زاهد قوام

الكاشف، ج ١، ص ٤٧٣

راوي بعدي أبو عبد الله صنابحي است كه ابن حجر مي گويد:

ثقة من كبار التابعين

تقريب التهذيب، ج ١، ص ٣٤٦

اين روايت صحيح است.

روايت دوم را احمد بن حنبل در فضائل صحابه از علي ابن ابي طالب نقل مي كند كه پيغمبر فرمود:

أنا دار الحكمة وعلي بابها

فضائل الصحابة لابن حنبل، ج ٢، ص ٦٣٤

راوي اول ابراهيم بن عبد الله بن مسلم بن مهاجر است كه ذهبي مي گويد:

الشيخ الإمام الحافظ... وثقة الدارقطني وغيره... عالما بالحديث وطرقه عالي الإسناد

سير أعلام النبلاء، ج ١٣، ص ٤٢٣ و ٤٢٤

دار قطني و ديگران اين آقا را توثيق كردند، عالم به حديث و عالم به طرق حديث بوده است.

نسبت به محمد بن عبد الله رومي، شريك بن عبد الله، سلمه ابن كهيل، أبو عبد الله صنابحي، ما قبلا در مورد اين ها توضيح داديم.

بنابراين اين روايت آقاي احمد ابن حنبل صحيح است.

روايت سوم از خيثمه بن سليمان طرابلسي است كه متوفاي ٣٤٣ است.

ايشان از ابن عباس نقل مي كند كه پيغمبر فرمود:

أنا مدينة الحكمة وعلي بابها

من حديث خيثمة، ج ١، ص ٢٠٠

راويان اين روايت هم ثقه هستند.

راوي اول محمد بن عوف بن سفيان است.

ابن حجر مي گويد:

ثقة حافظ

تقريب التهذيب، ج ١، ص ٥٠٠

راوي بعدي محفوظ بن بحر است كه آقاي ابن حبان توثيقش مي كند و مي گويد:

مستقيم الحديث

الثقات، ج ٩، ص ٢٠٤

راوي بعدي موسي بن محمد أنصاري است كه ابن أبي حاتم مي گويد:

الثقة والله

الجرح والتعديل، ج ٨، ص ١٦٠

به خدا سوگند مورد وثوق است.

يحيي بن معين مي گويد: اين آقا مورد وثوق است.

راوي بعدي ابو معاويه محمد بن خازم است كه ابن حجر مي گويد: ثقه است.

ثقة أحفظ الناس لحديث الأعمش

تقريب التهذيب، ج ١، ص ٤٧٥

راوي بعدي سليمان بن مهران است كه ابن حجر مي گويد:

ثقة حافظ عارف بالقراءات ورع لكنه يدلس

تقريب التهذيب، ج ١، ص ٢٥٤

بعضي از اوقات تدليس مي كرده است.

راوي بعدي مجاهد ابن جبير است كه آقاي ابن حجر مي گويد:

ثقة إمام في التفسير وفي العلم

تقريب التهذيب، ج ١، ص ٥٢٠

عبد الله بن عباس هم كه صحابي است و مي گويند: صحابي بودن فوق وثاقت است.

صحابي بودن از عصمت بالا تر است.

ما نسبت به ائمه معتقد هستيم كه معصوم هستند و اين ها گناه نمي كنند؛ ولي اين ها مي گويند: صحابه گناه مي كنند؛ ولي خدا به گناه آن ها چون اجتهاد مي كنند، اجر هم مي دهد.

ذهبي در مورد خيثمه بن سليمان كه اين روايت را نقل كرده است، مي گويد:

الإمام الثقة المعمر محدث الشام

سير أعلام النبلاء، ج ١٥، ص ٤١٢

خطيب مي گويد:

ثقة ثقة

سير أعلام النبلاء، ج ١٥، ص ٤١٣

مجري:

اين كه گفتيد: آقاي ابن حجر درباره آقاي سليمان ابن مهران گفت: ثقه است و خيلي تعريف و تمجيد كرد و بعد گفت:

لكنه يدلس

تقريب التهذيب، ج ١، ص ٢٥٤

آيا اين كه اين آقا تدليس مي كرده است، روايت را از بين نمي برد؟

استاد قزويني:

بعضي وقت ها در اين شبكه هاي نفاق از اين واژه استفاده مي كنند.

وقتي مي خواهند يك راويي را كه فضائل امير المؤمنين و اهل بيت را نقل كرده است، رد كنند، مي گويند: در شأن اين شخص آمده است كه تدليس مي كند.

در مورد سليمان بن مهران از يك طرف آقاي ابن حجر مي گويد:

ثقة حافظ عارف بالقراءات ورع لكنه يدلس

تقريب التهذيب، ج ١، ص ٢٥٤

هم مورد وثوق و هم حافظ و هم آدم با ورع است.

اين نشان مي دهد كه تدليس ضرر نمي زند و اين آقا مورد وثوق است.

ما در روايت وثاقت را مي خواهيم.

تدليس در بين اين روات اهل سنت شايع است.

من از عزيزان بينندهاي كه با اين شبكه ها تماس مي گيرند> تقاضا مي كنم كه به اين بخش عرائض من، خوب دقت كنند.

اين از بحث هاي كليدي ما است.

ذهبي از شعبه كه از فقهاي به نام اهل سنت است، نقل مي كند:

ما رأيت أحدا من أصحاب الحديث إلا وهو يدلس إلا ابن عون وعمرو بن مرة

سير أعلام النبلاء، ج ٦، ص ٣٦٧ و تهذيب التهذيب، ج ٨، ص ٨٩

تمام كساني كه اهل سنت از او روايت نقل مي كنند، همه تدليس مي كنند، غير از دو نفر، عمرو بن مره و ابن عون كه اين ها استثناء شده اند.

اگر بنا باشد روايات مدلسين را برداريم، صحيح بخاري و ديگر صحاح و مسانيد را بايد در دريا بريزيم.

ذهبي خود جناب آقاي بخاري را جزء مدلسين آورده است.

ايشان در ترجمه ذهلي محمد بن يحيي مي گويد:

روي عنه خلائق منهم الأئمة سعيد بن أبي مريم وأبو جعفر... ومحمد بن إسماعيل البخاري ويدلسه كثيرا لا يقول محمد بن يحيي بل يقول محمد فقط أو محمد بن خالد أو محمد بن عبدالله ينسبه إلي الجد ويعمي اسمه لمكان الواقع بينهما

سير أعلام النبلاء، ج ١٢، ص ٢٧٤ و ٢٧٥

از آقاي ذهلي افراد زيادي روايت نقل كرده اند كه يكي از آن ها محمد بن اسماعيل بخاري است.

بخاري در حق محمد بن يحيي ذهلي خيلي تدليس مي كند.

نمي گويد: محمد بن يحيي، فقط بعضي اوقات مي گويد: محمد و بعضي اوقات مي گويد: محمد بن خالد يا محمد بن عبد الله و اسم او را مخفي نگه مي دارد تا مخاطب نفهمد؛ به خاطر عداوتي كه بين بخاري و محمد بن يحيي بوده است.

دوستان عزيز شما خودتان قضاوت كنيد.

ذهبي در رابطه با عبد الله بن صالح جهني مي گويد:

وقد روي عنه البخاري في الصحيح علي الصحيح ولكنه يدلسه فيقول حدثنا عبد الله ولا ينسبه

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٤، ص ١٢٢

بخاري اين را در صحيح خودش نقل مي كند؛ ولي اين را تدليس مي كند و نمي گويد: عبد الله بن صالح بن محمد و اين يك نوع تدليس است.

ابن حجر در رابطه با محمد اسماعيل بن مغيره آقاي همين صاحب صحيح مي گويد:

الامام... فقال فيه اخرج البخاري قال فلان وقال لنا فلان وهو تدليس

طبقات المدلسين، ج ١، ص ٢٤

آقاي محمد بن اسماعيل بخاري در صحيح خودش با اين كه توصيف به امام مي كند، ايشان تدليس مي كند.

آقاي سبط بن عجمي هم در أسماء مدليسن مي گويد: يكي از مدلسين جناب شيخ الاسلام آقاي بخاري بوده است كه اين مطلب در كتاب تبيين المدلسين صفحه ٧٧ آمده است.

البته افراد ديگري هم هستند كه آقاي بخاري را جزء مدلسين آورده اند.

اگر بنا باشد ما روايتي كه در آن سليمان بن مهران است كه جناب آقاي ابن حجر نسبت به او مي گويد:

لكنه يدلس

تقريب التهذيب، ج ١، ص ٢٥٤

بخواهيم اعتبار اين روايت را زير سؤال ببريم، بايد همه روايات بخاري را زير سؤال ببريم.

مجري:

آيا علماي اهل سنت براي صحت اين روايت صراحتي دارند يا نه؟

استاد قزويني:

ما ٢ مورد از روايت انا مدينه العلم و علي بابها را بررسي سندي كرديم و ٣ مورد روايت انا دار الحكمه و علي بابها را بررسي سندي كرديم.

در خانه اگر كس است، يك حرف بس است.

اقوال بزرگان اهل سنت نسبت به راويان مشخص است و اگر بعضي ها مي گويند: مدلس است، اگر ملاك تدليس باشد، همه چيز به باد مي رود.

اين كه فلان آقا تضعيف كرده است، يك راوي غير از صحابه را به ما نشان دهيد كه هيچ تضعيفي در رابطه با او نداشته باشند.

آقايان قاعده اي دارند كه مي گويند: اگر يك راوي هم تضعيف دارد و هم توثيق و تضعيف آن مبين است، روايتش حسن مي شود.

براي تضعيف غير مبين ارزشي قائل نيستند.

اما بزرگان اهل سنت كه صراحت دارند اين روايت صحيح است، حاكم نيشابوري كه متوفاي ٤٠٥ است، روايت را نقل مي كند و مي گويد:

هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١٣٧

سند اين روايت صحيح است.

گفتيم كه ذهبي نسبت به حاكم نيشابوري مي گويد: امام حديث است و سيوطي مي گويد:

إمام عصره في الحديث

طبقات الحفاظ، ج ١، ص ٤١١

حاكم نيشابوري در روايت دوم مي گويد:

ولهذا الحديث شاهد من حديث سفيان الثوري بإسناد صحيح

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١٣٧

ابن حجر عسقلاني وقتي روايت را نقل مي كند، مي گويد: اين حديث طرق متعدد دارد و در مستدرك حاكم سند هاي زيادي دارد كه نشان مي دهد اين روايت اصل دارد و اين كه بعضي گفته اند: اين روايت ساختگي است، اشتباه كرده اند.

اين مطلب در كتاب لسان الميزان جلد ٢ صفحه ١٢٢ آمده است.

جناب آقاي مزي كه متوفاي ٧٤٢ است روايت را نقل مي كنند.

قال رسول الله صلي الله عليه وسلم أنا مدينة العلم وعلي بابها فمن أراد العلم فليأت بابه قال القاسم سألت يحيي بن معين عن هذا الحديث فقال هو صحيح

تهذيب الكمال، المزي، ج ١٨، ص ٧٧

از قاسم نقل مي كند: از يحيي بن معين از اين حديث سؤال كردم، گفت: اين روايت صحيح است.

يحيي بن معين حرف اول را در رجال مي زند و ذهبي و ديگران مي گويند: با وجود توثيق آقاي يحيي بن معين، تضعيف ديگران هيچ ارزشي ندارد.

خطيب بغدادي مي گويد:

سألت يحيي بن معين عن هذا الحديث فقال هو صحيح

تاريخ بغداد، ج ١١، ص ٤٩

يحيي بن معين وقتي تصحيح مي كند، آقاي الباني عددي نيست كه بخواهد تضعيف كند.

متقي هندي از علماي بزرگ اهل سنت است، ايشان بعد از اين كه تصحيح ابن حجر و تضعيف ابن جوزي را مي آورد، مي گويد:

وقد كنت أجيب بهذا الجواب دهرا إلي أن وقفت علي تصحيح ابن جرير لحديث علي في تهذيب الآثار

كنز العمال، ج ١٣، ص ٦٥

بار ها مي گفتم: به ابن حجر تصحيح كرده است و آقاي ابن جوزي هم تضعيف كرده است تا اين كه دسترسي پيدا كردم بر تصحيح ابن جرير طبري كه اين حديث را در كتاب تهذيب الآثار با تصحيح حاكم نيشابوري در مستدرك ديدم و از خدا طلب خير كردند و قطع پيدا كردم كه اين روايت از مرتبه حسن به مرتبه صحت ارتقا پيدا كرده است.

ببينيد چقدر منطقي زيبا و قشنگ حرف مي زند.

مي گويد: من مدتي اين طوري بودم، وقتي ديدم ابن جرير و حاكم نيشابوري تصحيح كردند، يقين كردم اين روايت حسن نيست؛ بلكه روايت صحيح است.

نفر پنجم ابن حجر هيثمي است كه مي گويد:

رواه جماعة وصححه الحاكم وحسنه الحافظان العلائي وابن حجر

الفتاوي الحديثية، ج ١، ص ١٢٣

آقاي هيثمي بر مبناي اين قبول مي كند.

جناب آقاي سيوطي از حافظ صلاح دين علائي نقل مي كند:

وأي استحالة في أن يقول النبي مثل هذا في حق علي رضي الله عنه ولم يأت كل من تكلم في هذا الحديث وجزم وضعه بجواب عن هذه الروايات الصحيحة عن ابن معين

اللآليء المصنوعة، ج ١، ص ٣٠٥

چه محالي مرتكب شده است كه اگر كسي بگويد: پيغمبر چنين حرفي را در حق علي زده است؟

آن هايي كه اين روايت را زير سؤال مي برند و قاطعانه مي گويند: جعلي است، از اين روايات صحيح كه از ابن معين و ديگران آورده اند، هيچ جوابي ندارند.

جناب علامه مناوي كه از بزرگان اهل سنت است، وقتي از بخاري و ديگران مي آورد كه اين را تضعيف كرده اند، مي گويد:

من حكم بوضعه فقد أخطأ والصواب أنه حسن باعتبار طرقه

فيض القدير، ج ٣، ص ٤٧

هركس گفت اين روايت جعلي است، قطعا خطا كرده است، با توجه به اعتبار طروقي كه دارد، اين روايت به نظر من حسن است.

جناب مناوي در فيض القدير وقتي به اين حديث كه مي رسد، مي گويد:

فإن المصطفي المدينة الجامعة لمعاني الديانات كلها أو لا بد للمدينة من باب فأخبر أن بابها هو علي كرم الله وجهه فمن أخذ طريقه دخل المدينة ومن أخطأه أخطأ طريق الهدي وقد شهد له بالأعلمية الموافق والمخالف والمعادي والمحالف

فيض القدير، ج ٣، ص ٤٦

پيغمبر اكرم در حقيقت آن شهري است كه تمام ديانات ديني را دارد و اين شهر هم نياز به در دارد و پيغمبر خبر داده است كه درش علي بن ابي طالب است، هركس راه شهر را بگيرد، بايد از در وارد شود تا وارد شهر مي شود و هر كس بخواهد از در نرود؛ يعني از طريق امير المؤمنين وارد علم ديانات پيغمبر نشود، قطعا گمراه شده است و به اعلميت علي، دوست و دشمن، موافق و مخالف شهادت داده اند.

در رابطه با مناوي هم كه جناب محمد امين محبي مي گويد:

الإمام الكبير الحجة وأجل أهل عصره من غير ارتياب وكان إماماً فاضلاً زاهداً عابداً قانتاً لله خاشعاً له

خلاصة الأثر، ج ٢، ص ٤١٢

ابن سمعون بغدادي كه متوفاي ٣٨٧ است، مي گويد: مناقب علي ابن ابي طالب زياد است، در فضيلت و مناقب علي اين حديث كافي است: انا مدينه العلم و علي بابها.

ذهبي وقتي مي خواهد آقاي ابن سمعون را ترجمه كند، مي گويد:

الشيخ الامام الواعظ الكبير المحدث

سير أعلام النبلاء، ج ١٦، ص ٥٠٥

امام، واعظ و كبير بوده است

خطيب گفته است:

كان اوحد دهره وفرد عصره في الكلام علي علم

سير أعلام النبلاء، ج ١٦، ص ٥٠٦

يگانه دهرش بوده است و يگانه عصرش در كلام بر علم بود.

نقل مي كنند كه افراد نيت مي كردند و آقاي ابن سمعون نيت ها را مي خوانده است و چيز هايي كه به ذهن افراد مي گذشته است را هم مي خوانده است؛ يعني مي گويند: ايشان از اولياء الله بوده است.

جناب انصاري شافعي كه از فقهاي به نام شافعي است و متوفاي ٩٢٦ است، از ابو سعيد علائي نقل مي كند: اين روايت به اعتبار طرقش حسن است و استاد ما حافظ عصرش از عسقلاني هم به اين فتوا داده است.

در رابطه با ترجمه آقاي انصاري هم ابن حجر هيثمي مي گويد:

أجل من وقع عليه بصري من العلماء العاملين والأئمة الوارثين... فهو عمده العلماء الأعلام وحجة الله علي ألأنام... لا نظير له في أحد من عصره

شذرات الذهب، ج ٨، ص ١٣٥

از ميان علما بالاترين و جليل ترين افرادي است كه چشم من به او خورده است.

در حقيقت تكيه گاه و پرچم علماي اعلام است و حجت خدا بر خلائق است.

آقاي انصاري در عصر خودش هيچ نظيري نداشته است.

جناب سخاوي مي گويد: نيكو ترين و حسن ترين اين روايات، حديث ابن عباس از پيغمبر اكرم است.

در رابطه با سخاوي هم آقاي ابن عماد حنبلي تعريف توصيف دارد.

الحافظ شمس الدين... السخاوي... وبرع في الفقه والعربية والقراءات... وأذن له غير واحد بالافتاء والتدريس... وانتهي إليه علم الجرح والتعديل

شذرات الذهب، ج ٨، ص ١٥ و ١٦

تعداد زيادي از بزرگان اجازه فتوا به او داده اند.

آقاي سخاوي كسي است كه علم رجال علم جرح تعديل به او منتهي شده است؛ حتي گفته شده است: بعد از ذهبي كسي مثل سخاوي در علم رجال تسلط نداشته است.

همين آقا روايت را تصحيح كرده است.

آقاي صالحي شامي هم در كتاب سبل الهدي و الرشاد جلد اول صفحه ٥٠٩ اين روايت را تحسين و تصحيح مي كند.

آقاي عبد الكبير كتاني يكي از علماي بزرگ اهل سنت است كه از صالحي شامي تعبير مي كنند.

الإمام الحافظ محدث الديار المصرية

فهرس الفهارس والأثبات ومعجم المعاجم والمسلسلات، ج ٢، ص ١٠٦٢

به هر كسي امام نمي گويند.

حاجي خليفه كه كتاب كشف الظنونش از كتاب هاي مشهور اهل سنت است، مي گويد: كتاب سبل الهدي و الرشاد بهترين كتابي است كه متأخرين در سيره نبوي نوشته اند.

آقاي زركشي حنبلي كتاب هاي متعددي دارد كه مشهور ترين كتاب زركشي البرهان است كه در علوم قرآن است.

ايشان هم در كتاب اللالي المنثوره في الأحاديث المشهوره جلد اول صفحه ١٦٥ اين روايت را تصحيح مي كند.

ترجمه امام زركشي را هم اگر بخواهم بياورم، بايد دو صفحه در رابطه با زركشي مطلب بياوريم؛ ولي من يك آدرس مي دهم، دوستان به مجله دانشگاه اسلاميه مدينه جلد ٣٣ صفحه ٤٨١ مراجعه كنند، مقاله اي در رابطه با شرح حال امام زركشي نوشته اند به قلم دكتر مرزوق كه در دكترا استاد مساعد است.

استاد يار دانشگاه در مقطع دكترا است.

منصور علي ناصف مي گويد:

فهذه منقبة لعلي لم يشاركه فيها غيره

اين حديث أنا مدينه العلم و علي بابها، يك منقبتي براي علي است كه كسي در اين منقبت صحيح نيست.

احمد بن صديق غماري كه يكي از علماي بزرگ اردن است، مي گويد:

بل الحديث صحيح لا شك في صحته بل هو أصح من كثير من الأحاديث التي حكموا بصحتها

شكي در صحت آن نيست.

از بسيار از احاديثي است كه علماي اهل سنت فتوا به صحتش داده اند، صحيح تر است.

بعد ايشان مي گويد: من در اين زمينه كتاب مستقلي نوشته ام تحت عنوان فتح الملك العلي بصحه حديث باب مدينه العلم علي كه فرزند برومند مرحوم علامه اميني هم اين كتاب را تصحيح كرده اند.

بعضي از عزيزان اهل سنت كه آن هفته زنگ زده بودند كه ظاهرا آقا محسن از زاهدان بودند و گفتند: فلان آقا تضعيف كرده است، برادر بزرگوار شما در كدام يك از روايات تان داريد كه ١٤ نفر از علماء شهادت به صحت او داده باشند؟

در رابطه با فضائل حضرت امير، امثال ذهبي، الباني، ابن كثير دمشقي و ديگران كه نصب شان محرز است؛ حتي بزرگان اهل سنت در نصب شان گفته اند: انتظار نداشته باشيد اين ها بگويند: اين روايت صحيح است.

بيننده آقاي احمديان:

من بعد از مدت ها اولين بار است كه موفق شدم با شما تماس بگيرم.

از برنامه هاي خوبي كه داريد خيلي تشكر مي كنم.

حاج آقا قزويني دست شما را مي بوسم.

بنده سني بودم و مذهب شافعي داشتم و قبل از اين كه برنامه هاي شما را ببينم، مقداري تحقيق كرده بودم و شيعه شده بودم؛ ولي خيلي شبهه داشتم و با نگاه كردن به برنامه هاي شما، خيلي از شبهه هاي من حل شد.

من نمي دانم از برنامه هاي خوب تان چطوري تشكر كنم، همه كار شناسان تان خيلي خوب هستند و مسائل را خوب روشن مي كنند.

راجع به برنامه ديشب آقاي سلمان حدادي يك خواهش كوچك داشتم، اگر مي شود اسم ما را هم بنويسيد، دوست دارم يك سري در برنامه تان بيايم؛ چون وقتي من سني شدم، آن سختي هايي كه اين آقاي حدادي كشيدند، من هيچ كدام از اين سختي ها را نكشيده ام؛ چون مذهب شافعي داشتم و شافعي ها مثل وهابي ها نيستند كه بخواهند تهديد به كشتن و اين چيز ها كنند؛ ولي يك حرف هايي داشتم شايد به درد بخورد.

مجري:

دوستان ما شماره تلفن شما را دارند، ان شاء الله با شما هماهنگ خواهند كرد.

بيننده:

يك نظر راجع به آقاي حدادي داشتم؛ چون ايشان سختي هاي خيلي زيادي كشيدند، برنامه شان خيلي تأثير گذار بود واقعا.

ديشب چند نفر از بينندگان زنگ زدند و گفتند: ما مي خواهيم يك مبلغي به اين آقا هديه دهيم، بعد مجري محترم خودشان گفتند: ما براي پول اين كار را نكرديم و قبول نمي كنيم؛ ولي من از حاج آقا قزويني خواهش مي كنم كه شماره حسابي را بگذارند، ما به حساب حاج آقا قزويني پول را مي ريزيم.

ايشان در مجلس امام حسين نظر شده است و سختي هاي زيادي كشيده اند و از آن زندگي آمده اند و در يك شرايطي كه گفتند: در يك اتاق كه جاي محقري است، مستأجر هستند و شرايط جسمي شان خوب نبود كه اين طور دارو مصرف مي كنند.

من خودم وضعيتم ضعيف است؛ ولي در حد توان مي خواهم كمك كنم و بيننده هاي ديگر هم دوست دارند كه كمك كنند.

اگر مي شود شماره حسابي بگذاريد تا ما مبلغي را بفرستيم.

دوست داريم كه ايشان كه اين شرايط را گذرانده اند، حداقل يك خانه داشته باشند و مستأجر نباشند و ماشين ماكسيما هم كه دوست داشتند كه دوست داريم كه داشته باشند.

ما شيعه ها دوست نداريم ايشان با همان شرايط سخت اين طور ادامه دهند.

استاد قزويني:

جناب آقاي احمديان دست شما درد نكند.

البته ديشب ديدم دوستان عزيز زيادي اعلام كردند كه براي كمك به همه مستبصرين آماده هستند.

عزيزان يكي از اين بزرگواران را ديده اند.

ما افراد زيادي داشتيم كه بعد از استبصار مشكلات زيادي داشته اند؛ حتي يكي از اين عزيزان كه ان شاء الله در آينده بيايد كه دوباره برنامه هاي مختلفي داشته باشيم، ايشان امام جمعه يكي از مناطق شرق كشور بود كه بعد از شيعه شدن، به زور زنش را وادار كردند كه طلاق بگيرد و فتوا دادند كه مشرك است و از آن استان فرار كرد و به يك استان ديگر رفت و در آنجا هم آن معدوم هالك ريگي براي سر او يك مبلغ زيادي فكر كنم حدود ١٠٠ ميليون جايزه گذاشته بود.

آن بنده خدا قم آمد و ما به چه مشكلاتي يك سال يا دو سال اينجا يك خانه اي را اجاره كرديم و زندگي خيلي سختي داشت.

افراد ديگري را هم ما داريم؛ حتي از علماي اهل سنت كه اين ها شيعه شدند؛ ولي زندگي واقعا سختي را داشتند و تا به حال هم من نديدم يك مورد از اين ها از ما مساعدت بخواهد؛ حتي بعضي هم كه پيش ما مي آيند، مي گويند: ما براي اين شيعه نشديم كه احساس كنيد كه مثلا شيعه شدن ما دريچه اي براي گرفتن مساعدت است، نه ما تحقيق و بررسي كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه مذهب اهل بيت حق است و در اين راه هم از همه زندگي مان حتي از جان مان گذشته ايم و نيازي هم به مساعدت نداريم.

شايد بعضي از افراد هم پيدا شوند و اين را به عنوان يك دكان تصور كنند؛ ولي ما همچين برنامه اي براي هر فردي نداشتيم.

براي بعضي ها هم ما كمك هايي از بعضي از مراجع بزرگوار از بعضي از خيرين گرفتيم.

با توجه به اين كه اين عزيزمان به هيچ وجه به اين قصد نيامده است؛ ولي ما يك شماره اي را مي گذاريم.

اگر دوستان اتاق فرمان شماره ٤٢٥٩١٥١٩١٨ جام بانك ملت را بگذارند.

البته قبلا هم براي يك قضايايي ديگري هم اعلام شده بود.

دوستاني كه مي خواهند در اين زمينه كمك كنند، مي توانند مبالغ خودشان را به اين شماره حساب واريز كنند، البته اين اختيار تام را به ما بدهند تا به كل مستبصرين عزيزي كه بعد از تحقيق و بررسي به مذهب اهل بيت پيوسته اند و مشكلات طاقت فرسايي دارند، كمك كنيم.

البته جناب آقاي سلمان حدادي يك عزت نفس خيلي بالايي دارد و ما چند سال است كه ايشان را مي شناسيم.

خدا را شاهد مي گيرم كه ايشان تا به حال حتي يك مداد يا خودكار يا كاغذ از ما براي مساعدت نخواسته است.

من وقتي جريان زندگي ايشان را شنيدم، اشك من را هم در آورد و تنها اشك بينندگان در نيامده است.

من چندين بار اين قضايا را از ايشان شنيده ام و گريه كردم؛ حتي شب ميلاد هم گريه كردم.

اين كار هايي كه ايشان انجام داده و اين مقاومتي كه ايشان داشته است، اگر براي خود من همچين موقعيتي پيش بيايد، نمي دانم چقدر مي توانم مقاومت كنم.

ديروز ما جايي بوديم كه يكي از بزرگان مي گفت: ما حرم امام رضا مي رويم و حاجت مي خواهيم و بيرون مي آييم و فقط منتظر هستيم كه حاجت مان برآورده مي شود يا نه؟

اگر يكي دو هفته تأخير شود، يك مقداري حضرت رضا گلايه داريم؛ ولي اين بنده خدا كه اين همه زحمت كشيدند و با اين همه مشكلات و گرفتاري باز مقاومت كردند، من به حال ايشان غبطه مي خورم.

بيننده:

آقاي حدادي بايد توجه داشته باشند كه اين كمكي كه مي شود، صدقه نيست.

ما نمي خواهيم صدقه دهيم.

برادر ديني ما هستند.

الان برادر خودم وقتي نياز داشته باشد، من به ايشان كمك مي كنم.

در اين شرايط كمك كردن وظيفه ماست كه به اين وظيفه خود عمل مي كنيم.

در صدر اسلام وقتي مؤمنين از مكه به مدينه هجرت كردند، هر كدام از اصحاب هر چيز كه داشت، تقسيم كرد.

بيننده آقاي ابن مالك از بوشهر:

درود فراوان خداوند و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام به اين شبكه مقدسه و اين كارشناسان محترم كه با معلومات شان و با تلاش و كوش شان به اهل بيت عصمت و طهارت خدمت مي كنيد.

بنده شب هاي جمعه كه مي شود، براي بزرگواراني؛ مثل سلطان الواعظين شيرازي، علامه اميني، شيخ مفيد، شيخ صدوق، علامه مجلسي و علامه حلي طلب مغفرت مي كنم.

چندين مرتبه هم با اين شبكه كلمه و با شبكه وصال باطل مناظره داشتم.

با اين ملازاده ملعون خبيث ناصبي مناظره داشتم؛ اما اين ها با بنده كه روحاني و متخصص نيستم؛ اما مطالعه ام الحمد الله زياد است، نتوانستند با بنده حقير كم سواد هم مناظره كنند؛ حتي مكالمه عادي داشته باشند.

هفته قبل با سجودي وهابي راجع به آيه ٦١ سوره آل عمران مناظراتي داشتيم.

اشكالاتي تراشيد كه امروز مي خواستم جواب دهم.

تلفن من را هم وصل كردند؛ اما چون صدايم را شنيدند و شناختند، قطع كردند.

حدود ٢٢ جواب براي مسئله انفسنا به دست آوردم.

عزيزان شيعه و حتي برادران عامه، كتاب حقيقة الشيعه صفحه ٥٦ الي صفحه ٥٩ را مطالعه كنند كه مرحوم مقدس اردبيلي نوشته است.

علامه مجلسي رضوان الله تعالي عليه صفحه ١٢٦١ و ١٢٦٢ اشاره دارد.

سجودي در آن برنامه مي گفت: منظور انفسنا نمي تواند امير مؤمنان علي عليه السلام باشد؛ چون پيغمبر در غزوات هم زنانش و هم اصحابش را مي برده است، اگر منظور انفسنا امير مؤمنان علي عليه السلام مي بود، در آيات ديگر قرآن هم انفسكم آمده است.

همه جواب هايش را آماده دارم، مي خواستم در اين شبكه جوابش را بگويم تا آن ها هم بشنوند.

اما احاديث، جواب اولي كه من بنده حقير به دست آوردم.

جواب اول، آيه و حديث صحيح نداريم كه پيغمبر اسلام در همه جنگ ها و غزوات همسران خود را برده باشد و لزومي هم نداشته كه آن ها را ببرد.

ثانيا اگر بعضي از زنان خودش را در غزوات و جنگ ها مي برده است، جهت پرستاري و دل تنگي آن ها براي تهيه غذا بوده است.

ثالثا در سوره احزاب به همسران پيغمبر هشدار مي دهد و اگر نازك سخن بگويند و عمل فاحش آشكار انجام دهند، تهديد به عقوبت الهي مي كند.

اگر خطي كنند و واجبات شان را ترك كنند، خداوند آن ها را تهديد به عذاب كرده است.

استاد قزويني:

من فقط چند نكته اي را خدمت برادر عزيزم جناب آقاي ابن مالك و آن هايي كه با اين شبكه هاي وهابي تماس مي گيرند، بيان كنم.

خود ابن كثير دمشقي كه در مورد تفسيرش آقايان مي گويند: حتي يك واوش و يك ويرگولش براي ما حجت است، ايشان به صورت قاطعانه حديث را مي آورد و تصحيح مي كند.

مي گويد: مراد از انفسنا و انفسكم رسول الله و علي ابن ابي طالب است و مراد از ابنائنا الحسن و الحسين و مراد از نسائنا فاطمه است.

بعد ايشان مي گويد: حاكم نيشابوري اين طور آورده است و گفته است: شرائط صحيح مسلم را دارد.

اين مطلب در تفسير ابن كثير جلد اول صفحه ٣٧٩ آمده است.

اين عزيزمان رفته اند از حدائق الشيعه مطلب آورده اند، اين ها اين كتب را قبول ندارد.

سيوطي در در المنثور جلد ٢ صفحه ٣٩ روايت را نقل مي كند و مي گويد: روايت صحيح است.

شوكاني همين روايت را در فتح القدير جلد اول صفحه ٣٤٨ نقل مي كند و مي گويد: صحيح است.

زمخشري از علماي به نام اهل سنت است، ايشان در كتاب الكشاف شان كه يكي از بهترين كتاب هاي تفسيري است، مي گويد:

وفيه دليل لا شيء أقوي منه علي فضل أصحاب الكساء عليهم السلام

الكشاف، ج ١، ص ٣٩٧

اين كه پيغمبر اكرم اين پنج نفر را برداشته به آن جا برده است، فضيلتي براي اصحاب كسا است كه از اين قوي تر فضيلتي در روي زمين نيست.

زمخشري بهتر مي فهمد يا اين آقايي كه كارش اين است كه بگويد: فلاني اين مواد مخدر را خورده است و ديگري آن مواد مخدر را نخورده است.

اگر كسي يك برنامه اين آقا را نگاه كند، در سر و ته حرف هايش حرف درست و حسابي ندارد.

من نمي دانم با اين همه سوتي و برنامه هاي نادرست، اين آقا چطور خجالت نمي كشد.

در آنجا شروع به حرف زدن مي كند كه حتي براي امثال آقاي باكري و آقاي ابن مالك و ديگر دوستان جوابي ندارد، آن وقت مي گويد: هر كس با من مناظره كند، چنين و چنان مي كنم.

به خاطر پول به جنگ آقا امام حسين سلام الله عليه آمد.

عمر سعد هاي عصر ما الحمد الله خيلي زياد هستند.

بيننده آقاي نقش بندي از تهران از اهل سنت:

من يك گلگي و يك سؤال از شما داشتم.

يك بيننده اي با شبكه تماس مي گيريد كه چندين اسم دارد و جديدا هم با نام خدا پرست مي آيد، چرا شما اهل سنت مي نويسيد؟

يك بيننده اي چند شب پيش تماس گرفته بود و مي گفت: من قبول ندارم قرآن از طرف خدا آمده است، از شما خواهش مي كنم كه كلمه اهل سنت را براي ايشان نگذاريد.

استاد قزويني:

جناب آقاي نقش بندي عزيز، الان شما به عنوان اهل سنت آمديد، ما شما را نمي شناسيم و از زندگي و مذهب شما خبر نداريم.

ما بر مبناي اعتمادي كه به شما داريم، وقتي روي خط مي آييد ما شما را به عنوان اهل سنت مي شناسيم.

اگر شيعه يا سني بيايند و بخواهند به مقدسات يك ديگر اهانت كنند، ما قطعا بلا فاصله قطع مي كنيم.

آن برادر عزيزمان از تايبات به نام آقاي فاروقي آمده بود.

ايشان يك حرف هايي زد كه آقاي محسني گفت: به نظر من به شوخي بيشتر شبيه است.

ايشان گفت: فلان قضاياي نادرستي كه به حضرت عمر نسبت مي دهند؛ حتي بعضي از مسائل خيلي نادرستي كه واقعا انسان از نقلش هم خجالت مي كشد، از تواضع حضرت عمر بوده است.

من هم گفتم: جناب آقاي فاروقي شما تشريف ببريد با علماي بزرگوار تايبات صحبت كنيد.

گفت: علماي ما به ما اين طوري گفته اند، يا مثلا گفته اند: خداي عالم هر آيه اي مي خواست نازل كند، بدون اين كه از عمر اجازه بگيرد نازل نمي كرد.

آقاي نقش بندي عزيز، كسي كه مي گويد: من سني هستم، ما كه شناسنامه اش را نداريم.

بنده گفتم: اين حرف هايي كه تو مي زني و مي گويي: علماي ما گفته اند، برو پيش علماي بزرگوار تايبات و اين مطالب را بگو، قطعا آن ها تكذيب مي كنند.

اين حرف هاي درستي نيست كه شما مي زنيد، اين ها توهين به معتقدات اهل سنت است.

بيننده:

من مي گويم: در برنامه زنده كه ميليون ها بيننده دارد، وقتي مي گويد: من قبول ندارم كه قرآن از طرف خدا آمده است، آيا اين شخص را مي شود مسلمان ناميد؟

شما در مورد حديث انا مدينه العلم صحبت كرديد كه از كتاب هاي اهل سنت بيان كرديد.

كسي كه بخواهد فضيلت صحابه پيامبر آن هم صحابه درجه يك؛ مثل حضرت علي را منكر شود، آن فرد انسان درستي نيست كه بخواهد فضيلت صحابه را بگويد.

در رابطه با امامت حضرت علي و فرزندانش، بين ما و شما اهل تشيع اختلاف است.

در مورد اين اگر بحث شود، خيلي بهتر است تا در مورد فضيلت و منابع آن.

مجري:

شما برنامه ما را پيگيري نمي كنيد.

شما مي دانيد كه ما چه بحثي داريم؟

بيننده:

بله، من هميشه نگاه مي كنم.

در مورد امامت صحبت مي كنيد.

مجري:

ما اين حديث را به خاطر مباحث عقلي امامت مطرح كرديم و گفتيم: علماي اهل سنت سه شاخص مهم را بيان كردند كه علم، شجاعت و عدالت را از شاخص ترين نشانه هاي امام جامع المسلمين مطرح كردند.

ما گفتيم: اگر بحث علم است، به واسطه اين روايت اعلم صحابه حضرت امير است.

اين شد كه بحث اين روايت را مطرح كرديم.

بيننده:

ما حضرت علي را امام و خليفه خودمان مي دانيم؛ ولي امام و خليفه چهارم ما روي زمين است.

شما مي گوييد: امامت از طرف خدا دستور داده شده است، من سؤالم اينجا است كه چرا در قرآن نيامده است؟

من خيلي مطالعه كردم و كتاب هاي متعددي خوانده ام.

من قبول دارم بعد پيغمبر بايد حضرت علي عليه السلام خليفه مي شدند؛ ولي اين كه امامت حضرت علي و فرزندانش از طرف خدا بوده است، اين را نمي توانم قبول كنم.

بعد اين چيز هايي كه آقاي قزويني بعضي وقت ها توضيح مي دهند، در مورد آيه ١٦٧ سوره مائده كه در تفاسير آمده است:

أن عليا مولي المؤمنين

من اين را مراجعه كردم و ديدم، اين اصلا سند نداده است.

از جناب ابن مردويه و ابن مسعود روايت شده است.

فاصله اين ها چقدر بوده است؟

سلسله راويان ندارد.

آقاي قزويني يك توضيحي در مورد اين دهد، خيلي ممنون مي شوم.

استاد قزويني:

آقاي آلوسي معمولا مطالبي كه مي آورد، هر آن چه كه صحيح نيست بلا فاصله رد مي كند.

آقاي سيوطي در در المنثورش شايد نزديك هزار مرتبه مي گويد:

بسنده ضعيف.

مبناي سيوطي اين است كه اگر يك روايت با معتقداتش مخالف باشد، مي گويد:

بسنده ضعيف.

آقاي سيوطي وقتي به اين قضيه مي رسد، كه از عبد الله بن مسعود نقل مي كند:

عن ابن مسعود قال كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس

الدر المنثور، ج ٣، ص ١١٧

پيغمبر به مردم برسان كه علي مولاي مؤمنين است و اگر انجام ندهي، رسالتت ناتمام است.

در اينجا هيچ اشاره اي به تضعيف سند ندارد.

هم چنين آقاي شوكاني وقتي مي خواهد يك عبارتي را نقل كند، اگر اشكال سندي يا دلالي داشته باشد، بلا فاصله اشكال مي كند.

در فتح القديرش جلد ٢ صفحه ٦٠ حديث را مي آورد و اشكال نمي كند.

جناب آقاي آلوسي كه از علماي بزرگ اهل سنت است و سلفي العقيده است، در كتاب روح المعاني اين حديث را از ابن مردويه از عبد الله بن مسعود مي آورد كه مي گويد: در زمان پيغمبر مي خوانديم:

ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

روح المعاني، ج ٦، ص ١٩٣

ايشان در آنجا هيچ اشكالي نمي گيرد.

در كتاب در المنثور سيوطي هر جا كه ضعيف باشد مي گويد: ضعيف است.

وأخرج الطبراني في الأوسط بسند ضعيف

الدر المنثور، ج ١، ص ١٤

وابن عساكر بسند ضعيف

الدر المنثور، ج ١، ص ١٤

وأخرج البزار في مسنده بسند ضعيف

الدر المنثور، ج ١، ص ١٥

در همين كتاب فقط در جلد اول ٥٩ مورد روايت مي آورد و تضعيف مي كند.

در جلد دوم ١٧ مورد، در جلد سوم ١٣ مورد، در جلد چهارم ٩ مورد، در جلد پنجم ١٨ مورد، در جلد ششم ٣٩ مورد روايت مي آورد و تضعيف مي كند.

وقتي به اين عبارت مي رسد:

عن ابن مسعود قال كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس

الدر المنثور، ج ٣، ص ١١٧

در اينجا هيچ اشكالي نمي گيرد.

نه قبل و نه بعد از روايت اشاره اي به تضعيف روايت ندارد.

اگر ضعيف بود همان طوري كه نشان دادم، مي گفت: ضعيف است.

مبناي سيوطي و شوكاني و آلوسي اين است كه اگر روايت صحيح نباشد، اشاره كند و وقتي اشاره نمي كند، اين نشان مي دهد كه قبول دارند.

بيننده آقاي اسدي از سيرجان:

من شيعه هستم و مدتي اين شبكه وهابي را گوش مي دادم، اين سؤال برايم پيش آمده كه چرا اسم امام علي در قرآن نيامده است.

من تحقيق كردم به زبان ساده مي گويم، اول اين كه قرآن براي همه دوران است؛ مثلا عمر از جنگ فرار كرده است، اگر مي گفت: عمر از جنگ فرار كرده است، اين فقط براي ١٤٠٠ سال پيش مي بود؛ ولي وقتي مي فرمايد: از جنگ فرار نكنيد، اين براي همه دوران مي ماند.

قرآن براي همه دوران است و بايد به گونه اي بيايد كه براي همه دوران به درد بخورد.

اگر قرار بود اسم امام علي بيايد، فقط براي ١٤٠٠ سال پيش مي ماند.

اين يك دليل ساده مي تواند باشدكه من هم اين را قبول كردم.

چند روزي اين خدمتي وهابي مي گويد: كساني كه عايشه را به عنوان ام المؤمنين قبول ندارند، اين ها كافر هستند.

طبق گفته هاي خود آقاي قزويني، ايشان كه تنها داشت نگاه بد مي كرد به عايشه كه آن آيه قرآن آمد كه شما نمي توانيد با زنان پيامبر ازدواج كنيد؛ پس خدمت تان عرض كنم كه ام المؤمنين بودن عايشه، فقط به خاطر اين است.

اسلام ديني است كه بين زن و مرد هيچ فرقي نمي خواهد بگذارد؛ پس يعني زن و مرد حقوقش با هم برابر است.

اگر ام المؤمنين مادر تمام مؤمنان بود، پس بايد ام المؤمنات هم مي بود.

اين يكي ديگر از دليل هايي كه گفت: من عائشه را به عنوان مادر خودم قبول ندارم.

از نظر من (نظر شما را نمي دانم) سوره تحريم همين طور كه آقاي اللهياري چند شب پيش اين را ثابت كرد، سوره تحريم در مورد عايشه نازل شده است.

خدمتي چند شبي هم مي گويد: شما علي را جاي خدا مي بريد و علي را بالا تر از حضرت رسول مي دانيد، من چند مثال ساده را به شما بگويم.

آن ها عمر را بالا تر از رسول خدا مي برند.

همين طور كه چند شب پيش آقاي قزويني در مورد اين گفتند كه تمام علم جهانيان در يك كفه ترازو قرار دهيد و علم عمر را در كفه ديگر قرار دهيد، علم عمر به همه مي چربد؛ پس رسول خدا علمش از عمر كمتر بود.

مي گفتند: در يك جنگي پيامبر رفت براي كافران نماز بخواند، عمر آمد جلوي پيامبر را گرفت كه مي خواهي بروي براي كافران نماز بخواني؟

بعد آيه آمد پيامبر تو نياز نيست بر كافران نماز بخواني؛ پس يعني عمر مي داند؛ اما پيامبر نمي داند.

آقاي اللهياري البته ثابت كرد و گفت: در يك مجلسي پيامبر وارد شد، يك زن يهودي داشت دست مي زد، امام علي وارد شد، دست مي زد، ابو بكر وارد شد، دست مي زد، عثمان وارد شد، دست مي زد، عمر كه وارد شد، زن دست از دست زدن برداشت؛ چون شيطان از عمر مي ترسد.

اين برتري عمر از پيامبر نيست؟

يك سؤالي هم داشتم از آقاي قزويني در مورد آيت الله سيد ابو الفضل برقعي كه اين ها چند هفته است كه در مورد ايشان مانور مي دهند، مي خواستم ببينم ايشان واقعا شيعه بوده و اين كه آيت الله العظمي بوده است؟

بيننده آقاي موسوي از سنندج از اهل سنت:

اجازه دهيد يك انتقاد كنم.

از دوستان اهل سنت خواهش مي كنم كه عينك تعصب را از چشمان شان بردارند.

يك هفته پيش دوستي زنگ زد از اهل سنت كه در اين كتاب ها جستجو كرده است و ٢ حديث پيدا كرده است؛ مثلا از خوبي هاي ام المؤمنين عايشه بود كه براي اين ٢ حديث، ٣٠ دقيقه ما را پشت خط نگه داشت، اگر واقعا اين دوست عزيز متعصب نيست، در همين كتابي كه خوانده است، اگر نويسنده اش آدم متعصبي نباشد، اگر ٢ حديث در مورد خوبي هاي ام المؤمنين عايشه است، ٢ حديث هم در مورد در مذمت ايشان است.

پس از دوستان خواهش مي كنم بدون تعصب برخورد كنند.

سؤالم اين است كه پيامبر مي فرمايد: امت من به ٧٣ فرقه تقسيم مي شوند.

اگر اين حديث صحيح باشد، اگر آن فرقه ناجيه اهل سنت نباشد، به تحقيق اهل تشيع نيست؛ به دليل اين كه اهل تشيع عقائدي دارد كه اين عقائد بيش تر از آن كه به نفع شان باشد، اسلام را زير سؤال مي برد و به ضرر اسلام است؛ مثل اين كه هر شيعه اي مي گويد: پيامبر و امامان علم غيب دارند.

مجري:

اين قرآن منافات با دارد؟

بيننده:

در ده جاي قرآن در مورد پيامبر مي فرمايد: من هم بشري مثل شما هستم و از غيب خبر ندارم و بعد در سنت هم بسياري از داستان هاي متفاوت وجود دارد كه با علم با اين كه پيامبر و امامان علم غيب دارند، سازگار نيست.

امام جعفر صادق بود كه پسرش را به امامت منصوب كرد و زود تر از خودشان فوت كرد؟

استاد قزويني:

اين ها دروغ است.

شخصي گفت: خسن و خسين دو تا دختران معاويه بودند، به او گفتند: خسن و خسين نيست، حسن و حسين است، دختر نيستند، پسر هستند، براي معاويه هم نبودند، براي امير المؤمنين بودند.

اين قضيه اي كه مي خواهيد نقل كنيد، از بيخ دروغ است.

شما قطعا اهل قرآن هستيد، مراجعه كنيد به قرآن سوره يوسف آيه ١٠٢ مي فرمايد:

ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ

پيغمبر اين ها همه از اخبار غيبي است كه ما به تو وحي مي كنيم.

در سوره جن آيه ٢٦ و ٢٧ خداي عالم مي فرمايد:

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَي مِنْ رَسُولٍ

خدا غيب را مي داند و كسي را بر غيبش آگاه نمي كند؛ مگر پيامبران.

شما بزرگواري كنيد و تفاسير اهل سنت را ذيل همين آيه ٢٦ سوره جن ببينيد.

تفسير آقاي آلوسي جلد ٢٠ صفحه ١١ را ببينيد.

تفسير قرطبي را ببينيد.

تفسير بيضاوي جلد ٥ صفحه ٢٥٤ را ببينيد، اين آقايان به استناد همين آيه ٢٦ سوره جن مي گويند: انبياء و اولياي الهي هم علم غيب داشتند.

آقاي ابن حجر، آقاي قرطبي و آقاي آلوسي هم به اندازه شما اين آيات را خوانده اند كه خداي عالم كه مي فرمايد: علم غيب مال من است و پيغمبر مي فرمايد: اگر من غيب مي دانستم:

لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ

سوره اعراف آيه ١٨٨

تمام اين ها را مي دانستم.

قطعا مقام حضرت عيسي از مقام پيغمبر پايين تر است و آن در شكي نيست.

خداوند در سوره آل عمران آيه ٤٩ مي فرمايد:

وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ

من به شما از آن چه كه مي خوريد و در خانه هايتان ذخيره مي كنيد، خبر مي دهم.

اگر حضرت عيسي غيب نمي داند، اين آيه در قرآن چكار مي كند؟

در سوره تحريم آيه ٣ پيغمبر اكرم يك سري را به بعضي از ازواجش كه ظاهرا حفصه بوده است بيان مي كند و او هم به عايشه مي گويد و بعد اين سر را فاش مي كنند.

پيغمبر از اين قضيه با خبر مي شود.

قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا

حفصه بود يا عايشه به پيغمبر گفت:

از كجا فهميديد كه ما سر تو را فاش كرديم؟

قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ

سوره تحريم آيه ٣

خدا اين را به من خبر داد.

اين در حقيقت براي پيغمبر اكرم علم غيب است كه بحث معجزه هم نيست كه شما مي گوييد: عايشه و حفصه سر پيغمبر را فاش كرده بودند، پيغمبر خواست معجزه نشان دهد تا اين ها به پيغمبر ايمان بياورند، نه بحث معجزه نيست.

پيغمبر اكرم از علم غيب خبر داشت و متوجه شد كه اين ها سر را فاش كردند.

گفتند: چه كسي خبر داد و از كجا متوجه شديد، علم غيب داريد؟

پيغمبر فرمود: خداي عالم به من خبر داد.

در اين ٤ آيه بحث علم غيب را براي پيامبران كاملا تثبيت مي كند.

آيا شما ابن تيميه را قبول داريد؟

آقايان اهل سنت ابن تيمييه را منافق مي دانند و قبول ندارند؛ ولي آن هايي كه يك مقدار سلفي دارند، قبول دارند.

ايشان در كتاب منهاج السنه به صراحت مي گويد:

وفي أتباع أبي بكر وعمر وعثمان من يخبر بأضعاف ذلك

منهاج السنة النبوية، ج ٨، ص ١٣٥

نه تنها ابا بكر و عمر و عثمان علم غيب مي دانستند، پيروان ابو بكر و عمر و عثمان چندين برابر علم غيب مي دانستند.

يا اين علم غيبي كه آقايان اهل سنت براي جناب خليفه دوم نقل مي كنند كه در مدينه بالاي منبر بود، از قضاياي جنگ خبر داد و اين را از كرامات و بالاترين فضيلت براي عمر آورده اند.

هم چنين نسبت به ابو بكر كه از فرزندي كه در رحم همسرش بود خبر داد.

خبر داد كه من از دنيا خواهم رفت و اين فرزند دختر است.

بعضي از بزرگان اهل سنت؛ مثل آقاي ابن عبد البر مي گويد: اين يكي از بالاترين فضيلت براي ابوبكر است كه با علم غيب خبر داد كه اين كودكي كه در رحم همسرش هست، دختر است و خبر داد كه من با اين مرض از دنيا خواهم رفت.

در رابطه با قضايايي كه آن برادر عزيزمان در رابطه با اسامي ائمه مطرح كردند، شما حداقل به كتاب هاي اهل سنت مراجعه كنيد، در بعضي از كتب آمده است كه پيغمبر فرمود: بعد از من ١٢ خليفه خواهد آمد.

شما بگوييد: اين ١٢ خليفه چه كساني هستند؟

مگر اين كه بگوييد: پيغمبر اكرم نستجير بالله اشتباه گفته است كه با اين آيه نمي سازد:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم آيه ٣ و ٤

در كتاب صحيح مسلم جلد ٣ صفحه ١٤٥٣ از عبد الله ابن مسعود سؤال مي كنند كه آيا شما از پيغمبر پرسيديد كه خلفاي بعد از او چند نفر هستند؟

مي گويد: بله، سؤال كرديم، فرمود: ١٢ نفر هستند؛ مثل نقباي بني اسرائيل.

ابن حجر مي گويد:

هذا اسناده حسن

المطالب العالية، ج ٩، ص ٥٧٧

در بعضي از منابع آمده است كه ١٢ قيم براي امت من است.

در بعضي از منابع آمده است: ١٢ امير، ١٢ مرد براي امت من است.

شما اگر به كتاب هاي خود عزيزان اهل سنت؛ مثل كتاب فرائد السمطين مراجعه كنيد، در آنجا اسامي ائمه آمده است.

اين مطلب در كتاب فرائد السمطين جويني جلد ٢ صفحه ٣١٣ مفصل آمده است كه اوصياي من ١٢ نفر هستند و اولين آن ها علي بن ابي طالب و آخرين شان حضرت مهدي ارواحنا فداه است.

جناب آقاي خوارزمي كه از علماي بزرگ اهل سنت است و ذهبي در رابطه با او مي گويد: علامه در سيره و تاريخ است، ايشان در كتاب مقتل الحسين صفحه ٩٥ حديث ٢٠٣ نام تمام ائمه را برده است.

خوارزمي هم كه شيعه نيست.

قسم به همه مقدسات آقاي موفق بن احمد خوارزمي شيعه نبوده و شيعه نيست و كسي هم نگفته است كه اين آقا شيعه است.

اين كه دوستان مي گويند: شيعه جزء فرقه ناجيه نيست، اين را قبلا مفصل بحث كرديم و دوباره مفصل بحث خواهيم كرد.

در آيه ٥٥ و ٦٧ و ٣ سوره مائده با سند صحيح از بزرگان اهل سنت آورديم.

آقاي حاكم نيشابوري مي گويد: پيغمبر فرمود:

أنت ولي كل مؤمن بعدي

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١٤٣

حاكم مي گويد: صحيح است.

آقاي ذهبي مي گويد: صحيح است.

أنه إمام المتقين

معرفة الصحابة، ج ٣، ص ١٥٨٧

ما از همه عزيزان تشكر مي كنيم. از عزيزان اهل سنتي كه روي خط مؤدبانه، متين و منطقي حرف مي زنند، از اين ها تشكر مي كنيم و پيشاني اين ها را مي بوسيم و به اين چنين عزيزان افتخار مي كنيم و افتخار شبكه ولايت است كه اين عزيزان اهل سنت حرف دل شان را محترمانه، مؤدبانه و منطقي بدون اين كه هيچ گونه ترسي داشته باشند، مطرح مي كنند.

ما دنبال اين نيستيم كه عزيزان شيعه را سني كنيم يا سني را شيعه كنيم.

اگر تمام كره زمين همه سني باشند، ذره اي در اعتقادات ما نقصاني ايجاد نمي شود و اگر تمام مردم روي زمين هم شيعه باشند، ذره اي در بالا رفتن ايمان ما به حقانيت شيعه اثري ندارد.

براي ما شيعه حق است.

اين عزيزاني كه نسبت به آقاي برقعي مي گويند: آيت الله العظمي، البته جناب آقاي حيدري افاضه اي كردند و چند شب قبل بحث آيت الله را مطرح كردند، ايشان بلا فاصله گفت: آيت الله يعني كسي كه كشتن خون انسان ها ريختن خون انسان ها را ثواب مي داند.

آيت الله؛ يعني كسي كه غير از خودش كسي را مسلمان نمي داند.

آيت الله؛ يعني كسي كه مدعي رفتن به بهشت است و ديگران را اهل دروزخ مي داند.

آيت الله؛ يعني كسي كه كار فحشا و زنا مي كند.

حتما ايشان نظرشان در مورد آيت الله بودن آقاي برقعي همين بوده است كه از ايشان آيت الله العظمي تعبير مي كند.

ما آيت الله برقعي را نه آيت الله مي دانيم و نه حجت الاسلام مي دانيم.

بزرگان و مراجع ما به خاطر اهانت و جسارت به مقدسات شيعه فتوا به ارتداد ايشان داده اند و خود ايشان هم آخر عمر پشيمان شد و توبه كرد.

ما نمي دانيم كه خدا توبه اش را پذيرفته است يا نپذيرفته است.

در وصيت نامه اش نوشت من معتقد به ائمه دوازده گانه هستم و وصيت كرد كه من را امام زاده اي كه در روستاي كن است، امام زاده شعيب دفن كنيد و قبرش هم الان آنجا است.

پايان.