سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٦٥ - هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم

هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم

کد مطلب: ٥٥٤٠ تاریخ انتشار: ١٢ آذر ١٣٨٨ تعداد بازدید: ٢٥٠٩ سخنراني ها » عمومي هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
پاسخ به شبهات ٨٨/٠٩/١٢

لينک دانلود
  بسم الله الرحمن الرحيم تاریخ : ٨٨/٠٩/١٢

سوال مجري برنامه

بعضي از علماي اهل سنت مي گويند قضيه غدير، بحثي از جانشيني نشده و جانشيني انتخاب نشده است. آيا اين صحت دارد يا مانند حديث دار است كه بعضي از كتب اهل سنت نقل كرده اند؟ آيا اين همان بحث جانشيني نبوده كه در سال هاي ابتدائي بعثت مطرح شد؟ اگر اين حديث دار صحيح است، لطفا پيرامون اين حديث توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني

يكي از بالاترين دغدغه هاي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، انتخاب جانشين بعد از خود بود. هر كس بي طرفانه تاريخ ٢٣ ساله رسالت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را بررسي كند، كاملا در مي يابد كه آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) از همان آغاز رسالت، بالاترين اهتمامش، بر محور خلافت و جانشيني بعد از خودش بود. چون نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) آخرين پيامبر از سلسله پيامبران آسماني است و شريعتش پايان بخش تمام شرائع گذشته است و ناگزير است براي پس از رحلت خويش، افرادي را برگزيند تا اين سنگيني مسئوليت رسالت را به عهده بگيرد، به غير از أمر وحي و نبوت. از اين رو رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) از همان آغاز اعلان رسالت و نزول آيه شريفه:

وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ

سوره شعراء/آيه٢١٤

تعداد زيادي از سرشناسان مكه و قريش را جمع كرد و در آن مجمع ويژه، ٣ أمر اساسي را مطرح كرد:

١. توحيد و برچيده شدن بساط شرك وقولوا لا إله إلا الله تفلحوا

٢. إعلان رسالت خودش. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من كسي را سراغ ندارم هديه اي را بهتر از هديه من براي قومش آورده باشد. من با خير دنيا و آخرت به ميان شما آمده ام و من همان پيامبري هستم كه أنبياء گذشته بشارت آمدن مرا به پيروان خود داده بودند.

٣. انتخاب جانشين و خليفه.

حديث الدار

آقاي طبري در روايتي صحيح كه تمام راويان آن مورد وثوق علماء رجال اهل سنت هستند، آورده است:

حدثنا ابن حميد، قال: حدثنا سلمة، قال: حدثني محمد بن إسحاق عن عبد الغفار بن القاسم عن المنهال بن عمرو عن عبد الله بن الحارث بن نوفل بن الحارث بن عبد المطلب عن عبد الله ابن عباس عن علي بن أبي طالب، قال: لما نزلت هذه الآية علي رسول الله صلي الله عليه و سلم «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ»، دعاني رسول الله صلي الله عليه و سلم فقال لي: يا علي! إن الله أمرني أن أنذر عشيرتي الأقربين ... ثم تكلم رسول الله صلي الله عليه و سلم فقال: يا بني عبد المطلب! إني و الله! ما أعلم شابا في العرب جاء قومه بأفضل مما قد جئتكم به، إني قد جئتكم بخير الدنيا و الآخرة و قد أمرني الله تعالي أن أدعوكم إليه، فأيكم يوازرني علي هذا الأمر علي أن يكون أخي و وصيي و خليفتي فيكم؟ قال: فأحجم القوم عنها جميعا و قلت: و إني لأحدثهم سنا و أرمصهم عينا و أعظمهم بطنا و أحمشهم ساقا، أنا يا نبي الله! أكون وزيرك عليه. فأخذ برقبتي، ثم قال: إن هذا أخي و وصيي و خليفتي فيكم، فاسمعوا له و أطيعوا. قال: فقام القوم يضحكون و يقولون لأبي طالب: قد أمرك أن تسمع لإبنك و تطيع.

... چه كسي از ميان شما هست كه در امر رسالت مرا ياري كند تا برادر و وصي و جانشين من بعد از من باشد؟ ... آقا امير المومنين (عليه السلام) مي فرمايد: با اين كه من جوان ترين فرد جلسه بودم، برخاستم و گفتم: من حاضر هستم با تمام توانم در مساعدت و ياري شما كوشش كنم. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) دست بر شانه من زد و فرمود: اين علي، برادر و وصي و جانشين من در ميان شماست. در همان جلسه، مردان قريش، اين كار را به تمسخر گرفته و شروع كردند به خنديدن و به ابوطالب طعنه زدند كه اين شخص به تو دستور مي دهد از اين فرزند خردسال خود طبعيت كنيد و فرمان ببري.

تاريخ الطبري، ج٢، ص٦٣-٦٢ ـ جامع البيان للطبري، ج١٩، ص١٤٩ ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد، ج١٣، ص٢١١ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص١١٤ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج١، ص٤٨٦ ـ تفسير البغوي، ج٣، ص٤٠٠ ـ تفسير ابن كثير، ج٣، ص٣٦٤ ـ السيرة النبوية لإبن كثير، ج١، ص٤٥٩ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٣، ص٥٣ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٢، ص٦٣ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٥، ص٩٧ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٤٩ ـ مناقب علي بن أبي طالب (ع) لإبن مردويه الأصفهاني، ص٢٩٠ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص٨

بررسي سندي حديث الدار

١ـ ابن حُمِيْد، فهو محمد بن حميد بن حيان ت ٢٤٨ هـجري

سئل يحيي بن معين عنه، فقال: ثقة.

قال جعفر بن أبي عثمان الطيالسي: إبن حميد ثقة.

تهذيب الكمال للمزي، ج٢٥، ص١٠٠ـ ١٠١

٢ـ سلمة بن الفضل الأبرش الأنصاري، ت بعد ١٩٠ هجري

قال إبن معين: ثقة كتبنا عنه.

قال إبن سعد: كان ثقة صدوقاً.

قال إبن داود: ثقة.

تهذيب التهذيب لإبن حجر، ج٤، ص١٣٥ـ ١٣٦

٣ـ محمد بن إسحاق صاحب السيرة المعروفة، ت١٥٠ هجري

قال الذهبي: العلامة الحافظ الأخباري و كان في العلم بحراً عجاجاً.

قال ابن إدريس الحافظ: كيف لا يكون ثقة و قد حدث عن الأعرج.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٧، ص٣٣ـ ٣٧

عن سفيان: أنه ما رأي أحدا يتهمه.

تهذيب التهذيب لإبن حجر، ج٩، ص٣٦

٤ـ عبد الغفار بن قاسم بن قيس الأنصاري فهو أبو مريم الكوفي:

قال شعبة: لم أر أحفظ منه ... و كان ذا اعتناء بالعلم و بالرجال.

لسان الميزان لإبن حجر، ج٤، ص٤٢

قال إبن عدي: له أحاديث صالحة.

قال: سمعت إبن عقدة يثني علي أبي مريم و يطريه و تجاوز الحد في مدحه.

الكامل في الضعفاء لإبن عدي، ج٥، ص٣٢٧

٥ـ المنهال بن عمرو:

قال يحيي بن معين و النسائي: ثقة.

قال العجلي: كوفي ثقة.

تهذيب الكمال للمزي، ج٢٨، ص٥٧٠ـ ٥٧١

٦ـ عبد الله بن الحارث بن نوفل:

قال إبن معين و أبو زرعة و النسائي: ثقة.

قال إبن المديني: ثقة.

قال العجلي: ثقة.

قال محمد بن عمر: ثقة.

تهذيب التهذيب لإبن حجر، ج٥، ص١٥٨

بنابراين، از نظر سند اشكالي ندارد و از نظر دلالت هم كاملا مشخص است و كلمه وصيي و خليفتي در آن آمده است. آنچه كه براي بعضي از اهل سنت مطرح است، كلمه خليفتي فيكم است. چون در آن روز نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) موظف بود طبق آيه إنذار، رسالت خويش را براي قريش مطرح كند و محدوده رسالت و خلافت، قريش بود. مضافا كه خليفه و جانشين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اگر در ميان قريش كه آدم هاي لجوج و معاندي بودند و به سادگي زير بار سخنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي رفتند، تثبيت مي شد، به طريق أولي در ميان غير قريش هم تثبيت مي شود.

بزرگان اهل سنت صراحت دارند كه حديث دار از نظر سند، صحيح است.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٤٨،٤٧ ـ آقاي طبري به نقل كنز العمال متقي هندي، ج١٣، ص١٢٨ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٨، ص٣٠٢ ـ ابوجعفر اسكافي در شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد، ج١٣، ص٢٤٣ ـ المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٣٢ ـ المختاره للضياء الدين المقدسي

لذا از نظر سند و دلالت، موضوع خلافت امير المومنين (عليه السلام) كه در آغاز رسالت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اعلام شده، هيچ مشكلي ندارد. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در هر زماني كه فرصت پيش آمده، موضوع خلافت و امامت و جانشيني امير المومنين (عليه السلام) را براي مردم مطرح كرده است.

آقاي طبري در تاريخش مانند ساير روايات آورده، ولي در تفسيرش به جاي:

هذا أخي و وصيي و خليفتي فيكم

مي گويد:

إن هذا أخي و كذا و كذا

جامع البيان للطبري، ج١٩، ص١٤٩

برخي از مورخين هم مانن ابن خلدون اين چنين آورده اند.

متأسفانه يا جوّ حاكم بر جامعه اي كه زندگي مي كردند، اجازه نداده حق مطلب را بيان كنند، همان طور كه آقاي محمد حسنين هيكل ـ از شخصيت هاي پرآوازه معاصر مصر ـ در چاپ اول كتاب حياة محمد اين قضيه را آورده است.

علامه اميني (ره) مي فرمايد:

وقتي اين كتاب چاپ شد، اهل سنت قيامت به پا كردند و از زمين و زمان و راست و چپ، عليه آقاي هيكل اعتراض كردند و در چاپ بعدي، بنا بر نقل بعضي از بزرگان، توسط برخي اهل سنت، پول هاي كلاني به آقاي هيكل داده شد و به جاي اين جمله:

هذا أخي و وصيي و خليفتي فيكم.

نوشت:

كذا و كذا و كذا.

اين، بازي كردن با شريعت و آلت دست قرار دادن سخنان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و سنت نبوي است. اين كار، نه تنها نمي تواند حقيقت مسئله را از بين ببرد، بلكه چندين سوال براي يك جوان سني و وهابي و شيعه مطرح مي شود و از خود مي پرسد اين كلمات براي چيست؟ آيا خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است:

كذا و كذا و كذا.

يا اين كه سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چيز ديگري بوده، ولي حقيقت اين است كه اگر اين آقايان عين سخنان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را مطرح كنند، با مباني فكري و اعتقادي خودشان هم خواني ندارد. اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در آغاز رسالت خويش، حضرت علي (عليه السلام) را به عنوان خليفه معين كرده است، چرا حضرت علي (عليه السلام) را رها كرده و درب ديگران دقّ الباب مي كني؟ اگر حضرت علي (عليه السلام)، وصي و جانشين رسمي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است، چرا در سخنراني ها و خطبه هاز نمازهاي جمعه، اين سخن مطرح نمي شود.

در اين ٣٠ ، ٤٠ سال أخير، بعضي از كتاب هايي كه در مصر، عربستان سعودي و لبنان چاپ شده، بعضي از روايات مربوط به فضائل امير المومنين (عليه السلام) را حذف يا جابه جا مي كنند يا ايراد مي آورند كه نتوانستند از نسخه خطي بخوانند،. اينها، بازيچه قرار دادن شريعت و فرار كردن از حق است.

ما بارها گفته ايم كه قرن ٢١، قرن شيعه است. ما در طول اين ١٤ قرن، شايد يك پانصدم اين قرن، رويكرد جوانان و انديشمندان و اساتيد دانشگاه را به طرف شيعه نداشتيم. الان با اين همه تبليغي كه وهابيت و استكبار عليه شيعه دارند، حتي در خورد فلسطين اشغالي، صهيونيست ها، مراكز متعدد شيعه شناسي درست كرده اند تا فرهنگ شيعه را به آن گونه كه مي خواهند معرفي كنند. ولي با اين حال، هر روز مي بينيم شيعه در حال گسترش است. آقاي دكتر غنيمان ـ استاد دانشگاه مدينه كه ٥/١ ميليون دانشجو دارد ـ مي گويد:

نحن الوهابيين علي يقين بأن المذهب الإثني عشري هو الذي سوف يجذب إليه كل أهل السنة و كل الوهابيين في المستقبل القريب.

ما وهابي ها يقين پيدا كرده ايم تنها مذهبي كه در آينده بسيار نزديك، همهء أهل سنت و وهابيت را به طرف خودش جذب مي كند، مذهب شيعهء إثنا عشري است.

المنهج الجديد و الصحيح في الحوار مع الوهايين، ص١٧٨

آقاي دكتر قفاري ـ جزء ليدرهاي وهابيت ـ در كتاب الأصول مذهب الشيعة مي گويد:

من قبائل متعددي در عربستان سعودي و كشورهاي ديگر سراغ دارم كه تمام شان جذب مذهب شيعه شده اند.

الأصول مذهب الشيعة، ج١، ص١٠

اينها هر چقدر تلاش بكنند، نمي توانند جلوي فرهنگ شيعه را بگيرند. ما با اين بحث ها به دنبال يارگيري نيستيم كه چند جوان سني، شيعه بشوند. حتي اگر هزاران جوان سني بيايند بگويند ما شيعه شده ايم، بنده خوشحال نمي شوم. خوشحالي من اين است كه حجت براي جوانان تمام شود. خوشحالي ما اين است بتوانيم حقائق اسلامي و مسائل پنهاني تاريخ را براي جوانان روشن كنيم. اگر يك جوان بعد از تحقيق به اين رسيد كه مذهب اهل سنت حق است، به او تبريك مي گوييم و او فرداي قيامت، حجت دارد و اگر به اين رسيد كه مذهب شيعه حق است، باز هم به او تبريك مي گويم و او هم فرداي قيامت، حجت دارد.

* * * * * * *

سوال مجري برنامه

لطفا در مورد آيه تطهير توضيح دهيد با اين كه اين آيه در ميان آيات مربوط به زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، چگونه مي توان در مورد اهل بيت (عليهم السلام) و اثبات ولايت و جانشيني حضرت علي (عليه السلام) باشد؟

استاد حسيني قزويني

آيه تطهير:

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

سوره أحزاب/آيه٣٣

اختصاص به اهل بيت (عليهم السلام) دارد و لا غير. زيرا در خود صحيح مسلم ـ كه صحيح ترين كتاب نزد عزيزان اهل سنت است ـ از قول عايشه أم المؤمنين نقل مي كند:

خرج النبي صلي الله عليه و سلم غداة و عليه مرط مرحل من شعر أسود، فجاء الحسن بن علي فأدخله، ثم جاء الحسين فدخل معه، ثم جاءت فاطمة فأدخلها، ثم جاء علي فأدخله، ثم قال: إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا.

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) علي و فاطمه و حسن و حسين را در زير عباء جمع كرد و اين آيه را خواند ... .

صحيح مسلم، ج٧، ص١٣٠

روايتي صحيح در سنن ترمذي از أم سلمه أم المؤمنين نقل شده است كه مي گويد:

أن النبي صلي الله عليه و سلم جلل علي الحسن و الحسين و علي و فاطمة كساء، ثم قال: أللهم هؤلاء أهل بيتي و حامتي. أذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا. فقالت أم سلمة: و أنا معهم يا رسول الله؟ قال: إنك علي خير.

هذا حديث حسن صحيح و هو أحسن شئ روي في هذا الباب.

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) حسن و حسين و علي و فاطمه را در زير عبا قرار داد و گفت: خدايا! اينها اهل بيت من هستند ... ، أم سلمه گفت: يا رسول الله! آيا من هم جزء اهل بيت هستم؟ حضرت فرمود: نه، تو آدم خوبي هستي.

سنن الترمذي، ج٥، ص٣٦١

حاكم نيشابوري اين حديث را نقل مي كند و مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط البخاري و لم يخرجاه.

المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٢، ص٤١٦ و ج٣، ص١٤٦

از عمر بن أبي سلمه نقل مي كنند:

لما نزلت هذه الآية علي النبي صلي الله عليه و سلم: «إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يظهركم تطهيرا»، في بيت أم سلمة، فدعا فاطمة و حسنا و حسينا، فجللهم بكساء و علي خلف ظهره فجلله بكساء، ثم قال: أللهم هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا. قالت أم سلمة: و أنا معهم يا نبي الله؟ قال: أنت علي مكانك و أنت علي خير.

وقتي آيه تطهير در منزل أم سلمه نازل شد، رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فاطمه و حسن و حسين و علي را در زير كساء جمع كرد و فرمود: خدايا! اينها اهل بيت من هستند و ... . أم سلمه گفت: يا نبي الله! آيا من هم با اهل بيت هستم؟ حضرت فرمود: تو بر جاي خود باش، تو آدم خوبي هستي.

سنن الترمذي، ج٥، ص٣٢٨

احمد بن حنبل و طبراني و سيوطي از أم سلمه نقل مي كنند:

فرفعت الكساء لأدخل معهم، فجذبه من يدي و قال: إنك علي خير.

كساء را بالا بردم و خواستم داخل آن شوم كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) كساء را از دستم كشيد و فرمود: تو آدم خوبي هستي، ولي جزء اهل بيت من نيستي.

مسند احمد بن حنبل، ج٦، ص٣٢٣ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٣، ص٥٣ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٥، ص١٩٨ ـ تفسير الآلوسي، ج٢٢، ص١٤

نكته اول

با توجه به اين روايات، اگر كسي بخواهد زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را هم داخل اين عبا كند، بايد عبا را از دست پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بگيرد و دست حضرت را كنار بزند و به زور، زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را داخل عبا كند.

نكته دوم

از ميان زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حتي عايشه، آنچه كه درباره خودشان و دودمان شان، فضيلتي آمده، در ملأ عام مطرح كرده اند، ولي يك مورد نداريد كه عايشه و حفصه و ديگر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ادعا كنند ما هم جزء اهل بيت (عليهم السلام) هستيم. كساني كه ادعا مي كنند زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، جزء اهل بيت (عليهم السلام) هستند، ادعايي مي كنند كه زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم اين چنين ادعايي را نكرده اند.

نكته سوم

خداوند در آيات ٢٨ تا ٣٤ سوره احزاب، درباره زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) صحبت مي كند و ضمير جمع مؤنث به كار مي برد، ولي وقتي به آيه تطهير مي رسد، ضمير جمع مذكر به كار مي برد.

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا

وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآَخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَ كَانَ ذَلِكَ عَلَي اللَّهِ يَسِيرًا

وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَالِحًا نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَي وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آَتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

وَ اذْكُرْنَ مَا يُتْلَي فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا

(سوره أحزاب/آيات٣٤-٢٨)

اگر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم داخل آيه تطهير بودند، بايد ضمير جمع مؤنث ادامه پيدا مي كرد؛ ولي در آيه تطهير، لحن قرآن تغيير مي كند. شايد به اين خاطر است كه مباحث مربوط به زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را با ضمير جمع مؤنث مطرح كرده و يك دفعه از مذكر به مؤنث آمده تا بتواند ثابت كند اين آيه تطهير، شامل زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي شود.

نكته چهارم

اگر آيه تطهير شامل زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود، كلمه أَهْلَ الْبَيْتِ شامل زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي شد و بايد أهل البيوت مي آمد. چون قبل از آيه تطهير، نسبت به زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ ...

اگر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم شامل آيه تطهير مي شدند، زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) داراي خانه هاي متعددي بودند و بايد مي فرمود:

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُنَّ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيوُتِ وَ يُطَهِّرَكُنَّ تَطْهِيرًا

حدود ٢٠ روايت در منابع اهل سنت، مانند تفسير طبري و ابن كثير و سيوطي آمده است:

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فرمود: اين آيه، مخصوص من و علي و فاطمه و حسن و حسين است.

شما يك روايت از زبان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به ما نشان بدهيد كه فرموده باشد:

زنان من هم جزء اهل بيت (عليهم السلام) هستند.

بعضي از آقايان، سياق و سباق آيات را در نظر مي گيرند، ولي بايد بدانند زماني كه ما دليل و قرينه و شاهد نداشته باشيم، سياق و سباق مطرح مي شود. با ٢٠ روايتي كه شأن نزول آيه را معين كرده اند، نوبت به سياق و سباق نمي رسد. سياق و سباق، جزء أدله عام هستند و با وجود أدله خاص، أدله عام جائي ندارند.

در صحيح مسلم آمده است:

فقلنا من أهل بيته نساؤه؟ قال: لا و أيم الله! إن المرأة تكون مع الرجل العصر من الدهر، ثم يطلقها، فترجع إلي أبيها و قومها.

از زيد بن أرقم سوال كرديم: آيا زنان رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هم جزء اهل بيت هستند؟ گفت: به خدا قسم! نه. يك زن، يك عمر با شوهرش زندگي مي كند و وقتي او را طلاق مي دهد، به خانه پدرش و قوش برمي گردد.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٣

يعني اگر زن، جزء اهل بيت باشد، انفكاك او امكان پذير نيست. آنچه كه براي ما در رابطه با آيه تطهير مهم است، روايات متعددي است كه در شأن نزول اين آيه آمده است. با وجود اين روايات، هرگونه توجيه و تأويل، خلاف نظر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است.

اما دلالتش بر امامت، خيلي روشن و واضح است. ما معتقديم كه امامت، استمرار رسالت است. امامت، غير از مسئله وحي و نبي بودن، همان وظائفي را بر عهده دارد كه بعد از پيامبر بر عهده وصي اوست. در پيامبر بودن، عصمتْ شرط است و اگر عصمت مطلقه نداشته باشد، اعتبار او زير سوال مي رود. اگر در پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) سهو و اشتباه را احتمال بدهيم، سخنان او از حجيت ساقط مي شود و امام هم اين چنين شرايطي را دارد. يكي از شرايط امام، عصمت است و بايد معصوم باشد از هرگونه گناه، سهو، خطا و اشتباه. اگر براي امام، يك اشتباه رخ بدهد و يك أمر غير شرعي را به صورت شرعي براي مردم بيان مي كند، اين كار، رخنه اي مي شود در شريعت نبوي. پس اين آيه، با صراحت، عصمت اهل بيت (عليهم السلام) را با اراده تكويني حق، تثبيت مي كند.

* * * * * * *

سوال مجري برنامه

آيه مباهله كدام است و معنايش چيست و جريانش چه بود و چگونه ولايت امير المومنين (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام) را اثبات مي كند؟

استاد حسيني قزويني

قرآن مي فرمايد:

فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَي الْكَاذِبِينَ

سوره آل عمران/آيه٦١

علماء نصاراي نجران كه نزديك مدينه بودند، نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آمدند و گفتگو كردند. ولي سخنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در علماي نصاراي نجران اثر بخش نبود. بنا شد با يكديگر مباهله كنند. يعني نصاراي نجران و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عزيزترين افرادشان را بياورند و با هم مباهله كنند. يعني بگويند:

خدايا! اگر او بر حق است و من بر باطل، مرا از بين ببر و اگر من بر حق هستم و او بر باطل، او را از بين ببر.

اين، يكي از معجزات اسلام است. حتي همين امروز هم كساني كه اختلاف در عقيده دارند، با شريط خاصي كه مباهله دارد، مي توانند مباهله كنند. اگر يك طرف باطل باشد، فورا بلاي آسماني مي آيد و طرف باطل را از بين مي برد و نابود مي كند.

در شبكه ماهواره اي المستقله كه چند سال قبل مناظره اي بين علماء شيعه و وهابيت برقرار بود، آقاي دكتر تيجاني و دكتر ابو زهراء از طرف شيعيان بودند و عثمان الخميس و عبد الرحمان دمشقيه بودند. ملازاده هم آنجا بود و مطالبي را مي گفت. در شب ٢٤ ماه رمضان، دوستان شيعه، إعلان مباهله كردند و گفتند ما ٢٣ جلسه بحث كرديم و هيچ كدام مان نتوانست طرف ديگر را قانع كند. ما براي مباهله حاضر هستيم. حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره) هم از قم پيام داد كه براي مباهله برويد و هيچ خوف و ترسي نداشته باشيد و بدانيد كه اينها حاضر به مباهله نخواهند شد؛ حتي دعاي مباهله را هم فرستاد. اينها گفتند در شب آخر مباهله مي كنيم. در شب آخر هم مناظره، حدود ٤ ساعت مناظره طول كشيد و عاقبت آقايان وهابي گفتند مباهله نمي كنيم و همين قضيه باعث شد انبوهي از جوانان كشورهاي آفريقاي شيعه شوند و گفتند اين آقاياني كه پيشواي ما هستند و اينقدر به عقائد خودشان پاي بند نيستند و يقين به عقائد خود ندارند تا با شيعيان مباهله كنند، پس ما چرا بايد دنباله رو اينها باشيم.

فرداي آن روز، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دست حضرت علي (عليه السلام)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) را گرفت و به مباهله رفتند. به تعبير إبن تيميه ـ تئورسين وهابيت ـ :

با اين كه نزديك تر از علي، عباس عموي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بود، او را هم نبرد. با اين كه در ميان زن ها، عايشه و حفصه و ديگران بودند، ولي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فقط حضرت فاطمه را با خود بردد. پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، فرزندان ديگري هم داشت، ولي دست حسن و حسين را گرفت و برد. اينها نشان دهنده آن است كه عزيزترين، گرامي ترين و محبوب ترين انسان ها در نزد پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، علي و فاطمه و حسن و حسين هستند.

حديث مباهله در صحيح مسلم آمده است.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٠، حديث٦١١٤

در منابع اهل سنت هم آمده است:

قال جابر: «أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ» رسول الله صلي الله عليه و سلم و علي بن أبي طالب و «أَبْنَاءَنَا» الحسن و الحسين و «نِسَاءَنَا» فاطمة.

مراد از أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و علي بن ابي طالب و مراد از أَبْنَاءَنَا حسن و حسين و مراد از نِسَاءَنَا، فاطمه است

تفسير ابن كثير، ج١، ص٣٧٩ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص٣٩ ـ فتح القدير للشوكاني، ج١، ص٣٤٧

زمخشري از علماي بزرگ اهل سنت مي گويد:

و فيه دليل لا شيء أقوي منه علي فضل أصحاب الكساء .

اين آيه، بالاترين و قوي ترين دليل براي فضيلت أصحاب كساء است.

الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل للزمخشري، ج١، ص٤٣٤

اما اينكه از اين آيه چگونه امامت حضرت علي (عليه السلام) اثبات مي شود، سخن بسيار است. خلاصه سخن اين است كه در اينجا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي اثبات رسالت و نبوت خود از ميان انبوهي از مهاجرين و انصار، حضرت علي (عليه السلام) را برد. كسي كه براي اثبات نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شايستگي دارد، براي خلافت، او از ديگران شايسته تر هست. مپافا كه خداوند در اينجا حضرت علي (عليه السلام) را نفس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) قرار داده و قطعاً نفس واقعي نيست؛ بلكه منظور كسي است كه از نظر مقام و منزلت و شأن، هم سنگ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است. اين ثابت مي كند كه حضرت علي (عليه السلام) در تمام فضائل با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) همتراز است؛ مگر در دو چيز: وحي و نبوت. لذا در حديث منزلت فرمودند:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي.

صحيح البخاري، ج٥، ص١٢٩ ـ صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٠

بنابراين اين آيه هم فضيلت حضرت علي (عليه السلام) را بر ساير صحابه اثبات مي كند و هم شايستگي حضرت علي (عليه السلام) را براي استمرار رسالت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله).

* * * * * * *

سوال مجري برنامه

حديث منزلت، حديثي است كه براي اثبات جانشيني حضرت علي (عليه السلام) آن را استفاده مي كنيم. آيا اين حديث در كتب اهل سنت وجود دارد يا خير؟ آيا حديث صحيح است؟ آيا اين حديث، فقط براي مورد خاصي است؟

استاد حسيني قزويني

اولا:

حديث منزلت، نيازي به بررسي سندي ندارد. چون در صحيح بخاري و صحيح مسلم و ساير كتب معتبر اهل سنت آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا (ليس) نبي بعدي.

جايگاه تو نسبت به منع همانند جايگاه هارون نسبت به موسي است؛ جز اين كه بعد از من نبي وجود ندارد.

صحيح البخاري، ج٤، ص٢٠٨ و ج٥، ص١٢٩ ـ صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٠

يعني همان گونه كه حضرت هارون (عليه السلام) خليفه منصوب خدا براي حضرت موسي (عليه السلام) بود، حضرت علي (عليه السلام) هم خليفه منصوب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است.

در صحيح مسلم آمده است:

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا، فقال: ما منعك أن تسب أبا التراب؟ فقال: أما ما ذكرت ثلاثا قالهن له رسول الله صلي الله عليه و سلم فلن أسبه، لأن تكون لي واحدة منهن أحب إلي من حمر النعم! سمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول له خلفه في بعض مغازيه، فقال له علي: يا رسول الله! خلفتني مع النساء و الصبيان؟ فقال له رسول الله صلي الله عليه و سلم: أما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبوة بعدي و سمعته يقول يوم خيبر: لأعطين الراية رجلا يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله، قال فتطاولنا لها، فقال: أدعوا لي عليا، فأتي به أرمد فبصق في عينه و دفع الراية إليه، ففتح الله عليه و لما نزلت هذه الآية: «فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم» دعا رسول الله صلي الله عليه و سلم عليا و فاطمة و حسنا و حسينا فقال: أللهم هؤلاء أهلي.

معاويه، سعد بن وقاص را أمر كرد كه چرا علي را ناسزا نمي گويي؟ سعد گفت: من ٣ موضوع را از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نسبت به حضرت علي (عليه السلام) شنيده ام و هرگز او را ناسزا نخواهم گفت و هر كدام از اينها براي من ارزش زيادي دارد. ... يكي از آنها حديث منزلت است كه ... .

صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٠

از امانت داري آقايان اهل سنت است كه مأمور به سعد را به خاطر رعايت حال معاويه حذف كرده اند. يعني ننوشته اند كه معاويه چه چيزي را به سعد أمر كرد. البته شارحين صحيح مسلم آورده اند كه مأمور به چيست؟

إبن تيميه حرّاني ـ بزرگ نظريه پرداز وهابيت ـ مي گويد:

أما حديث سعد لما أمره معاويه بالسبّ فأبي.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٣، ص١٥

در كتاب فتح المنعم در شرح صحيح مسلم آمده است:

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا، المأمور به محذوف لصيانة اللسان عنه و التقدير: أمره بسبّ علي (رضي الله عنه).

مأمور به را حذف كرده اند تا مردم هم معاويه را ناسزا نگويند. مأمور به اين بود كه معاويه، سعد را امر كرد تا علي (رضي الله عنه) را ناسزا بگويد.

فتح المنعم شرح صحيح مسلم، ج٩، ص٣٣٢

يعني اگر به حضرت علي (عليه السلام) جسارت شود، اشكالي ندارد، ولي نبايد به معاويه جسارت شود!

زمخشري هم در ربيع الأبرار مي گويد:

كان في أيام بني أمية أكثر من سبعين ألف منبر يلعن عليها علي بن أبي طالب عليه السلام بما سنه لهم معاوية من ذلك.

در ايام بني أميه، در بالاي ٧٠ هزار منبر، حضرت علي (عليه السلام) را لعن مي كردند به خاطر سنتي كه معاويه آن را بنيان نهاد.

ربيع الأبرار للزمخشيري، ج٢، ص١٨٦

ثانيا:

در بعضي از أسناد حديث منزلت مانند مسند احمد آمده است:

أما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي الا أنك لست بنبي، إنه لا ينبغي أن أذهب إلا و أنت خليفتي قال و قال له رسول الله: أنت وليي في كل مؤمن بعدي.

يعني تو تمام ويژگي هاي هارون را داري، ولي نبي نيستي. سزاورا نيست من از مدينه خارج شوم، مگر اين كه تو خليفه و جانشين من هستي. تو جانشين من و ولي أمر مسلمانان بعد از من هستي.

مسند احمد بن حنبل، ج١، ص٣٣١

حضرت هارون (عليه السلام) در زمان حضرت موسي (عليه السلام) از دنيا رفت و اگر مي ماند، قطعا وصي حضرت موسي (عليه السلام)، حضرت هارون (عليه السلام) مي بود. آقا امير المومنين (عليه السلام) بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) ماند و خلافت هم براي اوست.

در اين روايت، كلمه ولي، مانند كلمه مولا نيست كه بيائيد در آن مناقشه كنيد كه معناهاي ديگري دارد. كلمه ولي، مصطلح در خلافت است. در كتاب صحيح مسلم آمده است كه خليفه دوم مي گويد:

فلما توفي رسول الله صلي الله عليه و سلم قال أبو بكر: أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم، ... ثم توفي أبو بكر و أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم و ولي أبي بكر ... .

وقتي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، ابوبكر گفت: من ولي و جانشين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هستم و وقتي ابوبكر از دنيا رفت، من ولي و جانشين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و ابوبكر هستم.

صحيح مسلم، ج٥، ص١٥٢

هر معنايي را عزيزان اهل سنت در اين حديث براي ولي دارند، براي روايت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم همان را لحاظ كنند. إن شاء ا... در حديث ولايت، در اين زمينه مفصل صحبت خواهيم كرد.

ثالثا:

اين روايت مسند احمد را همه بزرگان اهل سنت معتقدند كه صحيح است. آقاي الباني هم مي گويد روايت صحيح است. آقاي ابن أبي عاصم در كه كتابالسنة كه ملتزم است فقط روايات صحيح را بياورد، مي گويد اين روايت صحيح است. حاكم نيشابوري در المستدرك الصحيحين مي گويد اين روايت صحيح است. ذهبي در تلخيص مستدرك مي گويد اين روايت صحيح است.

كتاب السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص٥٥٢ ـ المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٣٣و١٣٤

آقاي مزي مي گويد:

و هو من أثبت الآثار و أصحها.

حديث منزلت از قوي ترين آثار و صحيح ترين روايات است.

تهذيب الكمال للمزي، ج٢٠، ص٤٨٣

آقاي سيوطي هم حديث منزلت را از احاديث متواتر مي داند.

الأزهار المتناثرة، ص٧٦، ح١٠٣ ـ نظم المتناثر، ص٢٠٦، ح٢٣٣

آقايان اهل سنت هم حديث متواتر را به منزله آيه قرآن تلقي مي كنند و منكر حديث متواتر را منكر آيه قرآن مي دانند.

رابعا:

در رابطه با جايگاه حضرت هارون (عليه السلام)، قرآن به صورت روشن و واضح صحبت كرده است.

١. جايگاه نبوت

قرآن در رابطه با حضرت هارون (عليه السلام)، نبوت را مطرح مي كند:

وَ وَهَبْنَا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيّا

سوره مريم/آيه٥٣

در خود حديث منزلت آمده كه حضرت علي (عليه السلام)، نبي نيست.

٢. جايگاه وزارت

حضرت موسي (عليه السلام) از خداوند مي خواهد كه از خاندانش براي او وزيري قرار بدهد:

وَ اجْعَلْ لِي وَزِيرا مِنْ أَهْلِي

سوره طه/آيه٢٩

خداوند هم مي فرمايد:

وَ لَقَدْ آَتَيْنَا مُوسَي الْكِتَابَ وَ جَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا

سوره فرقان/آيه٣٥

٣. جايگاه خلافت و جانشيني

حضرت موسي (عليه السلام) به خداوند مي فرمايد:

وَ قَالَ مُوسَي لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ

سوره أعراف/آيه١٤٢

٤. جايگاه برادري

وَ اجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي

سوره طه/آيات٣٢-٢٩

٥. جايگاه وجوب اطاعت و پيروي از او

وَ لَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي

سوره طه/آيه٩٠

همان گونه كه براي حضرت هارون (عليه السلام)، حق أمر كردن وجود دارد و مردم هم بايد از او تبعيت كنند، براي حضرت علي (عليه السلام) هم اين چنين است.

خامسا:

بيش از ٥٠ مورد روايت در كتب اهل سنت با سندهاي صحيح آمده كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) حديث منزلت را در غير از قضيه تبوك مطرح كرده است.

١. حديث منزلت در قضيه عقد أخوت

در مكه مكرمه، آن روزي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بين مسلمانان عقد أخوت بست، در همان جا حضرت علي (عليه السلام) را به عنوان برادر خودش قرار داد و فرمود:

إنّ رسول الله (صلي الله عليه و سلم) آخي بين المسلمين، ثمّ قال: يا عليّ! أنت أخي و أنت منّي بمنزلة هارون من موسي غير أنّه لا نبيّ بعدي.

فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل، ج٢، ص٦٣٨و٦٦٦

٢. حديث منزلت در قضيه سد الأبواب

در قضيه سد الأبواب در سال اول هجرت، صحابه دري به مسجد داشتند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تمام درها را بست، جز در علي بن أبي طالب (عليه السلام) را و در همان جا فرمود:

يا علي! إنه يحل لك في المسجد ما يحل لي، يا علي! ألا ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي إلا النبوة.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص١٣٩ ـ المناقب للخوارزمي، ص١٠٩

٣. حديث منزلت در قضيه فتح خيبر

بعد از آن كه خيبر فتح شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) خوشحال شد و فرمود:

قال رسول الله صلي الله عليه و آله يوم فتحت خيبر: لولا أن تقول فيك طوائف من أمتي ما قالت النصاري في عيسي بن مريم، لقلت فيك اليوم مقالا لا تمر علي ملا من المسلمين إلا أخذوا من تراب رجليك و فضل طهورك، يستشفون به و لكن حسبك أن تكون مني و أنا منك، ترثني و أرثك و أنت مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي، أنت تؤدي ديني و تقاتل علي سنتي و ... .

المناقب للخوارزمي، ص١٢٩

٤. حديث منزلت در منزل أم سلمة

عن ابن عباس عن النبي (صلي الله عليه و سلم) قال لأم سلمة: يا أم سلمة! إن عليا لحمه من لحمي و دمه من دمي و هو مني بمنزلة هارون من موسي غير أنه لا نبي بعدي.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٤٢ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦٠٧

٥. حديث منزلت به نقل از عمر بن خطاب

عن سويد بن غفلة عن عمر بن الخطاب: أنه رجلا يسب عليا، فقال: إني أظنك منافقا! سمعت رسول الله (صلي الله عليه و سلم) يقول: إنما علي مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي.

ديدم مردي نسبت به علي ناسزا مي گويد. عمر گفت: تو منافق هستي! از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) شنيدم كه فرمود: ... .

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص١٦٧ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٧، ص٤٦٣

در صحيح مسلم هم آمده است كه حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايد:

أنه لعهد النبي الأمي صلي الله عليه و سلم إليّ: أن لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني إلا منافق.

از جمله وصيت هايي كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به من فرمود، اين بود: جز مؤمن، مرا دوست نمي دارد و جز منافق، مرا دشمن نمي دارد.

صحيح مسلم، ج١، ص٦١

جابر بن عبد الله آنصاري و ابو سعيد خدري هم مي گويند:

ما كنا نعرف المنافقين إلا ببغضهم عليا رضي الله عنه.

ما در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، منافقين را از بغضي كه نسبت به علي داشتند مي شناختيم.

المعجم الأوسط للطبراني، ج٢، ص٣٢٨ ـ تفسير القرطبي، ج١، ص٢٦٧ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٦، ص٦٦ ـ تفسير الآلوسي، ج٢٦، ص٧٨ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٢٨٥

خليفه دوم هم در آن روايت، به كسي كه به حضرت علي (عليه السلام) را سبّ مي كرد، مي گويد منافق.

در جواب به كتاب دكتر ناصر الدين قفاري هم بيش از ٢٠ روايت را آورده ايم كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در مناسبت هاي مختلف و فرصت هاي مقتضي، حديث منزلت را مطرح كرده است. پس حديث منزلت از قطعي است.

* * * * * * *

سوال مجري برنامه

در مورد حضرت علي (عليه السلام)، فضائلي در كتب اهل سنت آمده است كه بي شمار است. اما آيا اين حديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرمود:

أنا مدينة العلم و علي بابها.

من شهر علم هستم و علي هم درب آن شهر است.

از منابع اهل سنت صحيح است؟ توضيح بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

١. نمونه هايي از فضائل حضرت علي (عليه السلام)

من چند نمونه از فضائل حضرت علي (عليه السلام) را به عنوان يادگاري خدمت عزيزان عرض كنم:

حديث اول:

ابن عساكر از ابن عباس نقل مي كند:

نزلت في علي ثلاثمائة آية.

٣٠٠ آيه در قرآن در شأن علي نازل شده است.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٦٤ ، تاريخ الخلفاء للسيوطي، ص١٧١ ـ الصواعق المحرقة لإبن حجر الهيثمي، ص١٩٦ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٦، ص٢١٩

حديث دوم:

احمد بن حنبل مي گويد:

ما جاء لأحد من أصحاب رسول الله صلي الله عليه وآله من الفضائل ما جاء لعلي بن أبي طالب رضي الله عنه.

رواياتي كه در فضيلت علي بن أبي طالب (رضي الله عنه) آمده در حق هيچ يك از صحابه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نيامده است.

المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٠٧ ـ تفسير الثعلبي، ج٤، ص٨١ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٤١٨ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج١، ص٢٦ ـ المناقب للخوارزمي، ص١١

حديث سوم:

ابن جوزي از احمد بن حنبل نقل مي كند:

روايات صحيح زيادي از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نقل شده كه در حق هيچ يك از اصحاب رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نيامده است.

مناقب احمد بن حنبل لإبن الجوزي، ص١٦٣

اما در مورد حديث مطرح شده، اگر نگوييم اين حديث متواتر است، قطعا بالاتر از استفاضه است. از ابن عباس نقل شده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

أنا مدينة العلم و علي بابها فمن أراد المدينة فليأت الباب.

من شهر علم هستم و علي هم درب آن شهر است، هر كس بخواهد وارد آن شود، بايد از درب آن وارد شود.

المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٢٦ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١١، ص٥٥ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج١، ص١٠٤ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٣، ص١٨١ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٧٨ ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج٤، ص٢٢ ـ تهذيب الكمال للمزي، ج١٨، ص٧٧ ـ الجامع الصغير للسيوطي، ج١، ص٤١٥ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص١٤٨

ابن حجر عسقلاني مي گويد:

وهذا الحديث له طرق كثيره في مستدرك الحاكم، أقل أحوالها أن يكون للحديث أصل، فلا ينبغي أن يطلق عليه بالوضع.

اين روايت با سندهاي زياد نقل شده است، همانطوري كه در مستدرك حاكم است. حداقل اين حديث، ريشه دارد و صادر شده است و سزاوار نيست كه گفته شود اين حديث، جعلي است.

لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص١٢٣

٢. برتري علمي حضرت علي (عليه السلام) بر صحابه

در رابطه با اين كه حضرت علي (عليه السلام) از نظر علمي، فراتر از ديگر صحابه بود، شكي نداريم. روايات متعددي هم در اين رابطه داريم:

حديث اول:

ابن عباس مي گويد:

لقد أعطي علي تسعة أعشار العلم و أيم الله! لقد شاركهم في العشر العاشر.

٩٠٪ علم در اختيار علي است و ١٠٪ هم در اختيار ديگران است و علي در آن ١٠٪ ديگران هم شريك است.

الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص١١٠٤ ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج٤، ص٢٢ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١١، ص٢٨٩ ـ تهذيب الاسماء و اللغات للنووي، ج١، ص٣١٧

حديث دوم:

در روايت ديگري از ابن عباس آمده است:

ما علمي و علم أصحاب محمد في علم علي إلا كقطرة في سبعة أبحر.

علم من و تمام صحابه در مقايسه با علم علي، همانند قطره اي در برابر هفت درياست.

الإصابة لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٥٠٩، حلية الاولياء لأبو نعيم، ج١، ص٦٥

حديث سوم:

از عايشه نقل شده است:

علي أعلم الناس بالسنة.

آگاه ترين انسان ها به سنت رسول الله (صلي الله عليه و سلم)، علي است.

الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص٤٠ ـ تاريخ الخلفاء للسيوطي، ص١١٥ ـ التاريخ الكبير للبخاري، ج٢، ص٢٥٥ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٤٠٨ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص٩١

بنابراين، با توجه به اين قضايا براي ما روشن است كه علم و آگاهي حضرت علي (عليه السلام) به شريعت و دين از تمام صحابه بالاتر و برتر است.

سعيد بن مسيب مي گويد:

لم يكن أحد من أصحاب النبي (صلي الله عليه و سلم) يقول سلوني إلا علي.

هيچ يك از صحابه نگفت كه هر چه مي خواهيد از من بپرسيد، بجز علي.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٩٩ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٣، ص٦٣٧ ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد، ج٧، ص٤٦ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٦، ص٢٢٧

هم چنين در المستدرك الصحيحين از ابو طفيل آمده است:

سمعت عليا رضي الله عنه قام فقال سلوني قبل أن تفقدوني و لن تسألوا بعدي مثلي.

المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٢، ص٣٥٢و٤٤٦

٣. نمونه اي از روايات جعلي اهل سنت

در دوران شجره ملعونه دودمان بني أميه، هر روايتي را كه در شأن حضرت علي (عليه السلام) يا اهل بيت (عليهم السلام) بود، روايت بدلي را براي ديگران درست كرده اند.

حديث اول:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرمود:

أنا مدينه العلم و علي بابها.

من شهر علم هستم و علي هم درب آن است.

اين روايت را جعل كرده اند:

أنا مدينه العلم و علي بابها و أبو بكر اساسها و عمر حيطانها و عثمان سقفها.

من شهر علم هستم و علي هم درب آن است و ابوبكر پايه و اساس آن و عمر ديوار آن و عثمان سقف آن است.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٩، ص٢٠ ـ لسان الميزان لإبن حجر، ج١، ص٤٢٣ ـ فتح الملك العلي لأحمد بن الصديق المغربي، ص١٥٦

حديث دوم:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة.

اين روايت را جعل كردند:

أبو بكر و عمر سيدا كهول اهل الجنة.

سنن إبن ماجة، ج١، ص٣٦ ـ سنن الترمذي، ج٥، ص٢٧٣ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص٥٣ ـ صحيح إبن حبان، ج١٥، ص٣٣٠ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٢٢، ص١٠٤

از اين روايات در منابع اهل سنت زياد وجود دارد.

بعضي ها به ما مي گويند:

اين همه فضيلتي كه براي حضرت علي (عليه السلام) نقل مي كنيد، مشابه آن هم براي خليفه اول و خليفه دوم هست.

من فقط يك جواب عاميانه به اين عزيزان مي دهم:

آقاياني كه در سقيفه بني ساعده شركت كردند و مهاجرين و انصار بر سر هم مي كوبيدند و انصار مي گفتند كه خليفه بايد از ما باشد، چون ما بوديم كه پرچم اسلام را به اهتزاز در آورديم و مهاجرين هم مي گفتند كه خليفه بايد از ما باشد، چون ما همراه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هجرت كرديم. در آنجا آقاي ابوبكر گفت:

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) گفته است: خلافت از قريش است و ما هم از قريش هستيم.

با اين سخنِ ابوبكر، بر انصار غلبه كردند.

اگر اين همه رواياتي كه در صحاح اهل سنت آمده، واقعيت داشت، ضروري ترين زمان نياز ابوبكر و عمر به اين روايات و فضائل، در سقيفه بني ساعده بود. اگر يكي از اين روايات را مطرح مي كردند كه مثلا:

في الجنة شجرة ما عليها ورقة إلا مكتوب عليها: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، أبو بكر الصديق، عمر الفاروق، عثمان ذو النورين.

المعجم الكبير للطبراني، ج١١، ص٦٣ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٤، ص١٥٣ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٥، ص٢٠٧

انصار و مهاجرين هم تبعيت مي كردند! يا اين روايت جعلي كه مي گويند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

لو لم أبعث لبعث عمر بن الخطاب.

اگر من به رسالت مبعوث نمي شدم، عمر بن خطاب مبعوث مي شد.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص٦٨ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٥٨١ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٣، ص١٥٥ ـ ميزان الإعتدال الذهبي، ج٢، ص٥٠

اگر هم چنين چيزي بود، در سقيفه بني ساعده مطرح مي شد. اين فضائلي كه شما مطرح مي كنيد، چرا در زمان خودشان، يك بار اين روايات را مطرح نكردند؟! امير المومنين (عليه السلام) بالاي منبر وكوچه و بازار و بيابان و صحراء، فضائلي را كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حق او فرموده بود، مطرح كرد. در قضيه شوراي ٦ نفره عمر بن خطاب، امير المومنين (عليه السلام) صدها فضيلت و ده ها آيه قرآن را كه در حق او نازل شده، بيان كرد. اگر براي ديگران هم فضيلتي از سوي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بيان مي شد، بايد يك دفعه هم به آن اشاره و استناد مي كردند. چرا تا اواخر قرن اول هجري از اين روايات خبري نيست و بعد از قرن دوم هجري كه آقاي عمر بن عبد العزيز، ممنوعيت نوشتن حديث را برمي دارد، شروع مي كنند به نوشتن حديث و اين روايت ظاهر مي شود. هر كسي را كه به خانه راه نمي دادند، كارخانه حديث سازي درست مي كند! هر كسي را كه در جامعه تحويل نمي گيرند، محدّث و راوي مي شود! كار به جايي مي رسد كه آقاي بخاري مي گويد:

من اين ٢٧٠٠ روايت (با حذف مكررات) را از ميان ٦٠٠ هزار روايت انتخاب كردم.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٢، ص٩ ـ تغليق التعليق لإبن حجر، ج٥، ص٤٢١ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٥٢، ص٧٢ ـ وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج٤، ص١٩٠ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج١٩، ص٢٤٩

يعني ٥٩٧ هزار و ٣٠٠ روايت را دور ريخته و فقط ٢٧٠٠ روايت را انتخاب كرده. با اين كه آقاي بخاري، زمينه را هموار كرده، بعد از او آقاي مسلم آمده و مي خواهد صحيح مسلم را بنويسد. مسلم مي گويد:

من از ميان ٣٠٠ هزار روايت، اين احاديث را انتخاب كردم.

ببينيد جعل حديث به كجا رسيده است؟! تازه با اين كه اين احاديث را گلچين كرده اند، مي بينيم كه چه احاديثي را آورده اند.

* * * * * * *

سوال مجري برنامه

مختصري در مورد حديث «علي مع الحق و الحق مع علي» و سند و دلالت آن توضيح بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

آقاي هيثمي اين روايت را نقل مي كند و مي گويد راويان آن ثقه هستند:

علي مع الحق و الحق مع علي.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج٧، ص٢٣٥ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١٤، ص٣٢٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٤٤٩

اين حديث از أم سلمه، سعد بن أبي وقاص، أبي ثابت مولي أبوذر و افراد مختلف ديگري نيز اين حديث نقل شده است. جالب اينجاست كه امام فخر رازي صاحب كتاب تفسير كبير مي گويد:

من إقتدي في دينه بعلي بن أبي طالب فقد إهتدي، لقول النبي صلي الله عليه و سلم: أللهم أدر الحق مع علي حيث دار.

هر كس در دينش به علي إقتداء كند، هدايت خواهد شد. چون رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فرمود: خدايا! هر كجا علي هست، حق را گرداگرد او بچرخان.

تفسير الرازي، ج١، ص٢٠٥

علامه اميني (ره) مي گويد:

يكي از اساتيد بزرگ دانشگاه بغداد كه نائب رئيس دانشگاه بود، كتابي در حق حضرت علي (عليه السلام) نوشته بود. من رفتم او را ديدم و سوال كردم:

در چه زمينه اي كتاب نوشته اي؟ گفت: كتاب مفصلي نوشته ام در رابطه با سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

علي مع الحق و الحق مع علي.

گفتم آيا اين حديث فقط در حق حضرت علي (عليه السلام) است و در حق هيچ يك از صحابه نيامده است؟ گفت: نه. روايتي را آوردم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در عزيزان با عمار هم همين جمله را فرموده است:

عمار مع الحق و الحق مع عمار.

گفت: ثلث عمر من به تباه رفت. چون يك سوم عمرم را براي تأليف اين كتاب گذاشته بودم. گفتم: من به تو تبريك مي گويم به خاطر اين انتخابت. گفت: چرا؟ گفتم: عمار هم هم چنين مطلبي دارد. گفت: نه، فرق حديث حضرت علي (عليه السلام) با حديث عمار، از زمين تا آسمان است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) درباره حضرت علي (عليه السلام) فرموده است:

علي مع الحق و الحق مع علي، يدور الحق مع علي حيث دار.

... هر كجا علي باشد، حق بر دور او مي چرخد.

ولي درباره عمار آمده است:

عمار مع الحق و هو يدور مع الحق.

... هر كجا حق باشد، عمار دور آن مي چرخد.

علامه اميني (ره) مي گويد: دو پسر اين استاد كه آنجا بودند، گفتند:

لمثل هذا الكلام يجب أن يقام و يقعد.

لازم است براي احترام به اين چنين كلامي ايستاد و نشست.

و تمام قد بلند شدند و نشستند.

* * * * * * *

سوال مجري برنامه

درباره حديث رايَت هم توضيحي بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

اين به چند شكل در صحيح بخاري آمده است.

در جنگ خيبر، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با مشكل شديدي مواجه شد. در اين جنگ، پرچم را به دست خليفه اول و دوم داد، رفتند و شكست خورده برگشتند. روحيه سربازان اسلام هم شكسته شد.

راوي مي گويد:

قال رسول الله (صلي الله عليه و سلم): لأعطين الراية أو ليأخذن الراية غدا رجلا يحبه الله و رسوله أو قال يحب الله و رسوله يفتح الله عليه. فإذا نحن بعلي و ما نرجوه. فقالوا: هذا علي، فأعطاه رسول الله صلي الله عليه و سلم، ففتح الله عليه.

صحيح البخاري، ج٤، ص٢٠٧

لأعطين الراية غدا رجلا يفتح الله علي يديه، قال: فبات الناس يدوكون ليلتهم أيهم يعطاها، فلما أصبح الناس، غدوا علي رسول الله صلي الله عليه و سلم، كلهم يرجو أن يعطاها ... .

صحيح البخاري، ج٤، ص٢٠٧

لأعطين الراية غدا رجلا يفتح الله علي يديه يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله، فبات الناس ليلتهم أيهم يعطي، فغدوا كلهم يرجوه ... .

صحيح البخاري، ج٤، ص٢٠

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فرمود:

فردا پرچم را به دست كسي خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست مي دارد و خدا و رسولش هم هم او را دوست مي دارند. همه صحابه شب را خوابيدند و با هم زمزمه مي كردند كه فردا اين پرچم به دست چه كسي داده خواهد شد؟! همه اميد داشتند فردا كه پرچم به دست آنها بيفتد. فرداي آن روز رسول الله (صلي الله عليه و سلم) پرچم را به دست امير المؤمنين (عليه السلام) داد.

خود عمر بن خطاب هم نقل مي كند:

ما أحببت العمارة إلا يومئذ.

در تمام عمرم، تنها روزي كه دوست داشتم من فرمانده جنگ باشم، آن روز بوده است.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٢١

چون فرمانده جنگ اين ويژگي را داشت كه خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) او را دوست داشته باشند و او هم خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را دوست داشته باشد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»