سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢١٩ - پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»

پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»

کد مطلب: ٥٣٥١ تاریخ انتشار: ٠٩ آذر ١٣٩١ تعداد بازدید: ٣٥٨٦ سخنراني ها » شبکه ولايت پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
حبل المتين ٩١/٠٩/٠٩



بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: ٠٩ / ٠٩ / ٩١

مجري:

آيا خلفاء و ديگر صحابه هنگامي كه عزيزان شان را از دست مي دادند،عزاداري كرده اند؟

استاد قزويني:

دشمنان اهل بيت در اين ايام محرم، وقاحت و بي حيائي را از حد گذرانده اند و در رابطه با قيام امام حسين سلام الله عليه و دفاع از يزيد و زير سؤال بردن عزاداري ها و مراسم پرشكوه حسيني، كاري كردند كه روي يزيديان را هم سفيد كردند.

وقتي دهان شان را باز مي كنند، معلوم است كه از تمام وجودشان عداوت اهل بيت مي بارد.

همين ديروز به قول آقاي ملازاده عقيل بي عقل، مي گويد: تمام شدن ايام عزاداري را به شما تبريك عرض مي كنم.

ما هم به شما كه در اين ايام اهانت به اهل بيت كرديد و جسارت به عزاداري ها كرديد، طبق آيه قرآن كه مي فرمايد:

فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ.

به شما هم بشارت عذاب اليم را مي دهيم.

شايد الآن به شوخي بگيريد و براي تان مهم نباشد؛ ولي آن روزي كه گرفتار شديد، يادتان بياوريد كه ما در همين دنيا اين قضايا را براي شما گفتيم؛ ولي پرده تعصب جلوي چشمان شما را گرفته بود به خاطر گناهاني كه شما مي كنيد.

 

خَتَمَ اللَّهُ عَلي قُلُوبِهِمْ وَ عَلي سَمْعِهِمْ وَ عَلي أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ. (بقره/٧)

در خيلي از قضايا شما سواد نداريد و كارشناسان تان اهل مطالعه نيستند و از كتب خودتان بي خبر هستيد.

اگر ببينيد هم، ما يقين داريم كه از باب قلوب اقفالها، چيزي از اين مسائل را درك نمي كنيد؛ چون شما بر عقل و قلب تان قفل زده ايد و كليد آن را هم به دست آقاي ابن تيميه داده ايد.

همان كسي كه به تعبير آقاي حصني دمشقي كه مي گويد:

إمامه الشيطان.

دفع شبه من شبه وتمرد، ج ١، ص ٩٥

امام و پيشواي او شيطان و ابليس بوده است.

شما به جاي اين كه اين همه پا پيچ شيعه شويد و عقائد شيعه را زير سؤال ببريد و رسوا شويد، كه در اين ٢ سال شما هر بحثي كه دست گذاشتيد، الحمد لله شبكه ولايت با تمام توان وارد شد و علمي و منطقي و مستدل و مستند، جواب شما را داد و شما را مفتضح كرد و كارشناسان تان مي گفتند: ما را خر هم حساب نمي كنند و به خر توهين كردند و در كشي (به فتح كاف) و كشي (به كسر كاف) گير كردند و در زباله داني افتادند.

اين ها به صورت ضرب المثل و جك درآمده است و شما هر روز بر اين رسوايي خودتان مي افزاييد.

به نظر من اگر در اين شبكه تان را ببنديد، يك مقداري محترمانه تر است؛ ولي هرچه جلوتر مي رويم، رسوايي شما بيشتر مي شود.

شايد هم بگوييم:

هذا من فضل ربي

افرادي كه قبلا تصور مي كردند كه وهابي ها شايد يك سخني براي گفتن و دليلي داشته باشند؛ ولي اين حرف هاي كارشناسان شما را وقتي مي بينند كه چقدر بي اساس و بي پايه و از روي هوا و هوس و بخار معده حرف مي زنند، ايمان شان نسبت به مكتب اهل بيت و مذهب شيعه، قوي تر و راسختر مي شود و با اين صحبت ها، شما خيلي از بينندگان تان را از دست داده ايد و اين كاملا مشخص است.

خيلي از افرادي كه تصور مي كردند كه علي آباد هم شهر است (گرچه الان شهر است و نزديك است كه شهرستان شود) ولي اين ها آن عقيده خودشان را از دست داده اند و متزلزل شده اند و دسته دسته طرف مذهب اهل بيت كشيده مي شوند؛ حتي بعضي از اين آقايان وهابي ها و بزرگان شان سر نماز جمعه خودش را مي زند و فرياد مي زند كه اي مردم شيعه دنيا را گرفت.

خود اين آقا گفت: ما حاضر هستيم كه اهانت نكنيم و اين ها از موج شيعه گري در ايران جلوگيري كنند.

قرن٢١ ميلادي و قرن ١٥ هجري، قرن تشعشع و گسترش شيعه در اقصي نقاط كره زمين است و ما در طول اين ١٥ قرن نداشتيم كه اين طور انديشمندان و علماء و اساتيد دانشگاه ها و دانشجوها و بزرگان، اين چنين به طرف مذهب اهل بيت عليهم السلام توجه داشته باشند و قبول كنند و كشيده شوند.

اين آقا ديروز مي گفت: چرا آقاي يزداني به من توهين كرد و بايد از من عذر خواهي كنند و اگر از من عذر خواهي نكنند، من چنين و چنان مي كنم.

شما بي حيائي و وقاحت را از حد گذرانده ايد و حياء را خورديد و شرم را هم قورت داده ايد.

من نمي دانم كه با چه رويي مي گويند، خودشان وقيح ترين توهين و جسارات را به ائمه و حضرت ولي عصر و مراجع مي كنند.

در جلسه ديروزش ٢٠٠ توهين و فحش و ناسزا به مذهب شيعه و ائمه و حضرت ولي عصر ارواحنا فداه و به مراجع شيعه، از آقاي خوئي گرفته تا ديگر مراجع كردندو با كمال وقاحت و بي حيائي مي گويد: چرا فلان شخص به من توهين كرده است؟

من كان بيته من الزجاج لا يرمي الحجر.

كسي كه خانه اي از شيشه درست كرده، سنگ پراني نمي كند.

شما وقتي به يك روحاني شيعه توهين مي كني، از آن طرف هم جواب كلوخ سنگ است.

شما اگر نفهمي خودت را از يك روايت ملاك قرار مي دهي و جسارت مي كني، قطعا اگر اين طور باشد، اين آقا هم حرف هاي خودتان را به خودتان مي زند.

ايشان گفت: اگر ملاك اين است، شما هم طبق فلان روايت اگر كسي از شما سؤال كند چه جوابي داريد؟

تا آن وقتي كه شما از اين خر شيطان پايين نياييد و اين وقاحت و فحاشي تان را ادامه دهيد، بدانيد كه شبكه ولايت هم در برابر وقاحت هاي شما ساكت نخواهد نشست.

شما بايد مثل بچه آدم بحث علمي كنيد و مثلا بگوييد: آقاي خوئي فلان چيز را گفته است و به نظر ما اين اشكال را دارد.

مي گويند: ١٢ موتوره و ٢٠ موتوره و از اين حرف ها.

اگر آقاي خوئي ١٢ موتوره است و ما ٤ موتوره هستيم، موتور شما مثل آقاي ابن تيميه از همان روز اول سوخته است و ياتاقان زده و آب روغن قاطي كرده است الحمد لله و در زباله دان ها پرسه مي زنيد.

اين الفاظ، الفاظ زشتي است و عيب است.

وقتي شما اهانت مي كنيد، در برابر اهانت هم منتظر اين سؤالات باشيد.

ما اهانت نكرديم؛ ما گفتيم: شما آن روايت را آورديد، ما هم در جواب آن روايت گفتيم: شما اين روايت و اين روايت و اين روايت را داريد.

اگر كسي از شما همچين سؤالي كند، چه پاسخي داريد؟

چرا پاسخ نمي دهيد؟

در رابطه با سؤالي كه آقاي محسني داشتند كه در رابطه با عزاداري ها بود، اصلا بحث عزاداري يك بحث فطري است.

شما تاريخ ملل و اقوام گذشته را ببينيد؛ حتي يك فردي كه معتقد به خدا و مذهب و ديني نيست، وقتي عزيزش از دنيا مي رود، بي اختيار گريه مي كند؛ حتي خود شما اگر عزيزتان از دست برود، آيا گريه نمي كنيد؟

اگر يك مشكلي براي شما پيش بيايد، گريه نمي كنيد؟

براي اين كه آن آقا در لندن براي عائشه جشني درست كرد، همين آقا شروع كرد به گريه كردن.

وقتي شما براي يك اهانت گريه مي كنيد، انتظار داريد كه براي شهادت سرور آزادگان و اهل بيت بزرگوارش كه مصيبتي ديده اند كه تاريخ مثل آن را سراغ ندارد، گريه نكنند.

نه تنها ١٥ قرن؛ بلكه ١٥ هزار قرن گريه شود براي امام حسين سلام الله عليه جا دارد.

آنچه كه ما از كتب شما آورديم را نگاه كنيد، قضيه عزاداري عائشه و عزاداري صديقه طاهره و عزاداري رسول اكرم، اين مطالب را ما از كتب شما آورديم.

دسته گل ديگري كه به آب داديد در رابطه با عائشه، به مقدسات اهل سنت شما توهين كرديد.

چرا جوابي كه ما داديم، براي جواب ما هيچ حرفي براي زدن نداشتيد.

من از عزيزان اهل سنت معذرت مي خواهم.

در رابطه با شخص خليفه دوم، شما به كتاب تاريخ دمشق كه از ابن عساكر است، در جلد ١٦ صفحه ٢٧٧ وقتي خالد بن وليد از دنيا مي رود، با اين كه ميانه جناب عمر و خالد خيلي عليه السلام نبوده است و در قضيه به شهادت رساندن مالك بن نويره و زناي با همسر او، عمر گفت:

قتلت امرأ مسلما ثم نزوت علي امرأته والله لأرجمنك بأحجارك.

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٢٧٤

مسلماني را كشتي و بر ناموس آن تجاوز كردي، تو را سنگسارت مي كنم اي دشمن خدا.

به مجرد اين كه خليفه دوم به خلافت رسيد، خالد را عزل كرد.

وقتي خالد بن وليد از دنيا مي رود، شخص عمر بن خطاب گريه و عزاداري مي كند.

عبد الله بن عكرمه مي گويد:

عجبا لقول الناس إن عمر بن الخطاب نهي عن النوح لقد بكي علي خالد بن الوليد بالمدينة ومعه نساء بني المغيرة سبعا يشققن الجيوب ويضربن الوجوه وأطعموا الطعام تلك الأيام.

تاريخ مدينة دمشق، ج ١٦، ص ٢٧٧ و بغية الطلب في تاريخ حلب، ج ٧، ص ٣١٧٠

تعجب مي كنم از اين كه شخص خليفه دوم از نوحه كردن نهي مي كرده است و خودش بر خالد بن وليد گريه و نوحه سرايي كرد و تا هفت روز اين ها عزاداري كردند و لباس هايشان را پاره مي كردند و بر صورت هايشان مي كوبيدند و در اين هفت روز احسان و خرجي مي دادند و اطعام مي كردند.

در صحيح بخاري دارد:

وقال عُمَرُ رضي الله عنه دَعْهُنَّ يَبْكِينَ علي أبي سُلَيْمَانَ.

صحيح البخاري، ج ١، ص ٤٣٤

زن ها را رها كنيد و بگذاريد براي سليمان بن خالد گريه و عزاداري كنند.

جناب آقاي صفدي كه از بزرگان اهل سنت است و از اعيان قرن ٨ هجري و متوفاي ٨٦٤ هجري است، در كتاب الوافي بالوفيات در جلد ١٣ صفحه ١٦٣ نقل مي كند: خالد بن وليد وقتي مرگش فرا رسيد، خيلي ناراحت بود و تأسف مي خورد و مي گفت: من در هر جنگي شركت كردم، در هر قطعه قطعه بدنم اثر شمشير و نيزه است؛ ولي الان در رختخوابم مي ميرم و شهادت نصيب من نشد و تأسف مي خورم.

ما نمي خواهيم زياد در اين زمينه حاشيه برويم.

در جنگ احد قلب نبي مكرم را با شهادت حمزه و ديگر عزيزان، چه كسي شكست؟

اين ها اثر وضعي دارد.

مي گويد: وقتي كه خالد از دنيا رفت، از زنان بني المغيره يك نفر نماند مگر اين كه آمدند بالاي قبر او شروع كردند به عزاداري و به سر و صورت زدن:

حلقت شعر رأسها.

الوافي بالوفيات، ج ١٣، ص ١٦٣

اين ها موهايشان را روي قبر خالد بن وليد مي كندند.

الان هم كه قبر خالد در حمص دمشق است و گنبد و بارگاه و ضريح و تشكيلاتي دارد.

اين آقاياني كه اين همه براي ضريح و گنبد اميرالمؤمنين و امام حسين و زينب كبري سلام الله عليهم قلب شان به درد آمده است و دارند مي سوزند و تحريك مي كنند براي ويران كردنش، آن زماني كه حمص دست اين ها بوده است، چرا قبر خالد بن وليد را ويران نكرده اند؟

اگر قبر و ضريح و گنبد و بارگاه درست كردن عيب است، براي خالد بن وليد هم عيب است.

اگر عيب نيست، براي امام حسين و زينب كبري سلام الله عليهما هم عيب نيست.

نعمان بن مقرن وقتي كه از دنيا مي رود، راوي مي گويد:

أَتَيْت عُمَرَ بِنَعْيِ النُّعْمَانِ بن مُقَرِّنٍ قال فجعل يَدَهُ علي رَأْسِهِ وَجَعَلَ يَبْكِي.

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٣، ص ٤٥

من درگذشت نعمان بن مقرن را به جناب خليفه دوم خبر دادم، از ناراحتي دستش را به سرش گذاشت و شروع كرد به گريه كردن.

فقط اگر كسي براي امام حسين گريه كند عيب است؟

شما مگر نمي گوييد كه پيغمبر فرموده است:

وَلاَ يَبْكِينَ علي هَالِكٍ بَعْدَ الْيَوْمِ

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٣، ص ٦٣

چرا جناب عمر به حرف پيغمبر گوش نكرد؟

عبد الله بن مسعود كه يك صحابه بزرگواري است، وقتي خود عمر بن خطاب از دنيا مي رود مي گويد:

ولما دُفِنَ عمرُ بن الخطاب رضي الله عنه أقبلَ عبدُ الله بن مسعود وقد فاتته الصلاة عليه فوقف علي قبره يبكي ويطرح رداءه.

العقد الفريد، ج ٣، ص ٢٠١

عبد الله مسعود دير رسيد و نماز بر جنازه عمر خوانده بودند، عبايش را كنار پرت كرد و شروع كرد بر قبر عمر بن خطاب گريه كردن.

اين ها چيست در كتب شما؟

ابن حجر عسقلاني در كتاب الدرر الكامنة جلد ١ صفحه ١٥٥ تعبيرش اين است كه مي گويد: بعضي از مردم ابن تيميه را مجسم مي دانستند و بعضي زنديق و بعضي منافق مي دانستند.

امام سبكي مي گويد: ابن تيميه از ٧٣ ملت بيرون است و مسلمان نيست.

حصني دمشقي مي گويد: ابن تيميه زنديق و بدعت گزار است و امامش شيطان است.

آقاي ابن كثير دمشقي كه متوفاي ٧٧٤ است در كتاب البداية والنهاية جلد ١٤ صفحه ١٣٦ در باره ابن تيميه مي گويد: وقتي او را دفن كردند، آن دستمالي كه بسته بود به گردنش كه دمل داشت و آلوده به هزار كثافت بود؛ چون آن دستمال به آن گردن آن چناني ابن تيميه بسته بود، مردم تبرك مي جستند.

مي گويد: آن دستمال به خاطر دمل هايي كه به آن بود، ١٥٠ درهم خريد و فروش شد.

اين ها مي خواستند به عنوان تبرك داشته باشند.

آن كلاهي كه روي سرش مي گذاشت، آن سري كه امامش شيطان است، ٥٠٠ درهم خريدند.

تعبيرش اين است:

وحصل في الجنازة ضجيج وبكاء كثير وتضرع وختمت له ختمات كثيرة بالصالحية وبالبلد وتردد الناس إلي قبره أياما كثيرة ليلا ونهارا يبيتون عنده ويصبحون ورؤيت له منامات صالحة كثيرة ورثاه جماعة بقصائد جمة.

البداية والنهاية، ج ١٤، ص ١٣٦

در جنازه او ضجه ها و گريه هاي بسياري انجام شد و ختم هاي زيادي براي او انجام دادند و چندين مدت مردم رفت آمد داشتند بر قبر او كنار قبر او به عنوان عزاداري مي خوابيدند و عده زيادي در مردن ابن تيميه قصيده و مديحه سرايي كردند.

اكنون مي گوييم: اگر عزاداري براي ابن تيميه باشد اشكالي ندارد؛ ولي اگر براي امام حسين سلام الله عليه باشد، اين عين شرك و بدعت است.

اين آقاي بي عقل هم گذشتن ايام عزاداري امام حسين را تبريك مي گويد.

شهد شاهد من أهلها.

دانشمند معاصر جهان اسلام گفت: عقيل بي عقل.

ما چيزي نمي گوييم.

مجري:

آيا اهل سنت در سوگ و در گذشت علماي خويش عزاداري كرده اند؟

استاد قزويني:

ما سال گذشته يك اشاراتي در اين زمينه داشتيم.

ذهبي در رابطه با عبد المؤمن بن خلف كه از علماي بزرگشان است، در كتاب سير أعلام النبلاء نقل مي كند و از ايشان به عنوان:

الامام الحافظ.

سير أعلام النبلاء، ج ١٥، ص ٤٨٠

ايشان مي گويد: وقتي كه عبد المؤمن از دنيا رفت، مردم براي او عزاداري كردند و نوحه سرايي كردند.

در رابطه با آقاي جويني كه از ايشان تعبير مي كنند:

الإمام الكبير شيخ الشافعية إمام الحرمين.

سير أعلام النبلاء، ج ١٨، ص ٤٦٨

جويني استاد ذهبي است.

ايشان متوفاي ٤٧٨ هجري قمري است.

در كتاب سير أعلام النبلاء آمده است كه ايشان وقتي كه از دنيا مي رود، مردم عزاداري كردند و منبرش را شكستند و براي شان قابل تحمل نبود كه بعد از جويني كسي بالاي اين منبر برود و عزاداري كند.

اين آقايان احساس كردند كه بعد از جويني استادي كه بيايد براي اين ها تدريس كند و مطالب او را بنويسند وجود ندارد، براي همين قلم هايشان را شكستند و ظرفي كه در آن مركب مي ريختند، شكستند:

وأقاموا حولا ووضعت المناديل عن الرؤوس عاما بحيث ما اجترأ أحد علي ستر رأسه وكانت الطلبة يطوفون في البلد نائحين عليه مبالغين في الصياح والجزع.

سير أعلام النبلاء، ج ١٨، ص ٤٧٦

حتي اين ها سرهايشان را در طول يك سال برهنه كردند و كسي جرأت نداشت كه چيزي برسرش بگذارد و طلاب و شاگردانش در خيابان ها و كوچه ها مي گشتند و براي او عزاداري مي كردند.

همان عزاداري كه امروز مردم براي آقا امام حسين سلام الله عليه در كوچه و بازار انجام مي دهند.

جناب ابن جوزي در كتاب المنتظم (ابن جوزي بزرگ نه سبط ابن جوزي) جلد ٩ صفحه ٢٠ مفصل اين قضايا را نقل مي كند.

در رابطه با سبط ابن جوزي كه متوفاي ٥٩٨ هجري است و در رابطه با ايشان مي گويند:

الإمام العلامة الحافظ المفسر شيخ الإسلام مفخر العراق.

سير أعلام النبلاء، ج ٢١، ص ٣٦٥

ذهبي وقتي مي خواهد شرح حال ايشان را بنويسد، ايشان مي گويد: وقتي كه آقاي سبط ابن جوزي را دفن مي كردند، مؤذن وقتي گفت:

وحزن عليه الخلق وباتوا عند قبره طول شهر رمضان يختمون الختمات بالشمع والقناديل... وأصبحنا يوم السبت عملنا العزاء.

سير أعلام النبلاء، ج ٢١، ص٣٧٩ و ٣٨٠

مردم گريه كردند و ناله زدند و عزاداري كردند و بر روي قبر آقاي ابن جوزي لوستر گذاشتند و چراغاني كردند و شمع روشن كردند و مرثيه سرائي كردند.

همان طوري كه در حرم ائمه است.

اين ها كه اشكالي ندارد، اين ها عين عبادت و عين توحيد است.

اين دشمنان اهل بيت و اين خوارج و به تعبير جناب آقاي دكتر احمد طيب، اين خوارج عصر و به تعبير دكتر جمعه اين سگان جهنم، فقط عزاداري امام حسين را مي بينند و حمله مي كنند و نسبت به عزاداران امام حسين اهانت و جسارت مي كنند و پاچه مي گيرند.

براي امثال سبط ابن جوزي و ديگران، اين ها هيچ اشكالي ندارد.

حداقل مراجعه كنيد و بگوييد: اين ها هم كه آقايان انجام داده بودند بدعت بوده است.

حتما آنجا هم در عزاداري سبط ابن جوزي و افرادي كه نقل كرديم مثل جويني و عبد المؤمن، حتما شيعيان آنجا رفته بودند يا يك عبد الله سبأ در قرن ٧ و ٨ بوده است كه اين شخص سر سني ها كلاه گذاشته است؛ همان طوري كه در جنگ جمل سر اميرالمؤمنين و عائشه كلاه گذاشت و اين ها را به جان هم انداخت.

سر صحابه كلاه گذاشت و اين ها را براي قتل عثمان تحريك كرد، حتما از قبر زنده شده يا از نواده هاي ابن سبأ بوده است كه اهل سنت را تحريك كرد كه براي سبط ابن جوزي و عبد المؤمن و ديگران اين چنين عزاداري كنند.

ان شاء الله روزي كه حضرت ولي عصر آمد، ما خيلي هم از عنايت حضرت حق نا اميد نيستيم.

ما هر روز و شب منتظر ايشان هستيم و هر روز براي فرج او دعا مي كنيم و براي آمدن او از محضر حق تعالي و از مادرش خواهش و استغاثه مي كنيم.

اگر آن آقا بيايد، چون سيه رو شود هر كه در او غش باشد.

مجري:

اين آقايان در شبكه هايشان مي گويند: هر گونه عزاداري و نوحه سرايي براي مردگان حرام و خلاف شرع است و رواياتي از كتب شيعه مطرح و به آنها استناد مي كنند. لطف كنيد در اين زمينه صحبت كنيد.

استاد قزويني:

وقتي ما از كتاب هاي آن ها روايت نقل مي كنيم، مي گويند: از زباله دان هاي اهل سنت است؛ معلوم مي شود كه آقايان زباله دان هم دارند.

رواياتي كه در كتاب هايشان از پيغمبر اكرم نقل مي شود و ما به آن استناد مي كنيم، شده زباله دان.

ما كه از صحيحين نقل مي كنيم، اين ها تعبير به زباله دان مي كنند.

ما در طول اين مدت نديديم كه يك روايت از كتاب هاي شيعه بخوانند و بررسي سندي كنند؛ حتي اگر يك بچه شيعه زنگ مي زند و مي گويد: اين روايتي كه خوانده ايد سندا درست است يا نه؟ مي گويند: شما تحقيق كرديد يا نه، از نظر شما صحيح است يا نه؟

شما داريد استناد مي كنيد.

ما معمولا بررسي سندي مي كنيم و راوي ها را بررسي مي كنيم و اقوال بزرگان شان را در تصحيح سند مي آوريم.

يك مورد ما نديديم كه بيايند از بحار الانوار و از كافي و تهذيب و وسائل روايت بياورند و تصحيح كنند.

وقتي در كار رجالي در زباله دان گير مي كنند، نبايد از اين ها انتظار داشت.

اين آقا هرچه بيشتر جلو ميرود، بيشتر آبروريزي مي كند.

همين آقاي عقيل بي عقل در گفتن نام روات اشتباه مي كند و زراره را هنوز بلد نيست، اين آقا كارشناس شده است.

وقتي يك بچه شيعه زنگ مي زند و مي گويد: ايمان معاويه را ثابت كنيد، شروع مي كنند به اهانت و توهين كردن و مي گويند: معاويه مسلمان است يا كافر به تو چه ربطي دارد؟ ادب داشته باشيد. اين چه تعبيري است كه داريد؟

اگر اين كه معاويه مسلمان است يا كافر به شيعه ربطي ندارد، عزاداري شيعه هم به شما هم ربطي ندارد؛ شيعه به اهل بيت متوسل مي شود، به شما چه ربطي دارد؟

مگر شما را در قبر شيعه مي گذارند؟

اگر به تو ربطي ندارد ملاك است، شما بساط خود را جمع كنيد.

آقاي ملازاده مي گفت: بعضي از اين ها پارچه فروشي داشتند و ورشكست شده اند و آمده اند شبكه باز كردند و ميلياردر شده اند با اين شبكه شان.

به اندازه كافي كه پول جمع كرديد و براي نوه و نتيجه هايتان هم پول جمع كرديد، برويد همان پارچه فروشي تان را باز كنيد و اين بساطتان را جمع كنيد. ما مثل اهل سنت نيستيم كه يك كتاب صحيح داشته باشيم.

اين را هم كه مي گويند:

الكافي كاف لشيعتنا.

اين را يك آدم بي سواد در جايي استدلال كرده است.

مرحوم نوري مي گويد: در هيچ روايتي ضعيف و مرسل هم ما نداريم كه حضرت ولي عصر فرموده باشد:

الكافي كاف لشيعتنا

اين را چهارتا منبري و روضه خوان از كجا گفته است كه در زبان ها افتاده است.

يك انسان بي سوادي در مقدمه كافي اين را ذكر كرده است ؛ نه روايتي و نه دليلي و نه سندي براي او ذكر كرده اند. اين شده پيراهن عثمان براي آقايان.

حداقل روايتش را بيان كنيد كه كجا بوده است و راوي آن چه كسي بوده است و جريانش چه بوده است.

به قول استاد ما حضرت آيت الله العظمي شبيري زنجاني كه من واقعا در مباحث رجالي مديون اين بزرگوار هستم و به تعبير آيت الله العظمي سبحاني، رجال شناس بي نظير تاريخ اسلام است.

ايشان مي گفتند: اگر همچنين قضيه اي بود كه كافي به رؤيت حضرت ولي عصر رسيده بود، اين را مرحوم كليني در جاي جاي كافي با آب و تاب نقل مي كرد.

حضرت ولي عصر كه هيچ، يكي از نواب اربعه اگر ديده بودند و تأييد مي كردند، آقاي كليني قطعا در كتاب خود مي آورد؛ چون اين بالاترين سند براي اعتبار كتابش بوده است؛ ولي هيچ خبري نيست.

كليني در ري بوده است كه كافي را تأليف كرده است و نواب اربعه هم در عراق و بغداد بوده اند.

بعد از اين كه كافي تمام شد، مرحوم كليني يك سفري به بغداد داشتند.

اين را ملاك قرار مي دهند براي اين كه

الكافي كاف لشيعتنا

در رابطه با همين رواياتي كه نقل مي كنند، روايات متعددي آوردند.

يكي رواياتي كه از مستدرك و بحار الانوار نقل كرده اند كه اميرالمؤمنين فرمود: سه چيز است كه از اعمال جاهليت است:

والنياحة علي الموتي.

مستدرك الوسائل، ميرزا حسين النوري الطبرسي، ج٢، ص٤٥٠ و بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج ٧٩، ص ١٠١

اين روايت را هركس آورده، مرسل آورده است و سندي براي او ذكر نكرده اند. اين قضاياي جاهليت را مطرح مي كند. نوحه سرايي جاهليت چنين و چنان بوده است.

بزرگان ما گفته اند: نوحه سرايي بر دو قسم است:

يك نوع آن نوحه سرايي باطل است.

النياحة بالباطل

مرحوم علامه حلي مي گويد:

النياحة بالباطل محرمة إجماعا أمّا بالحقّ فجائزة إجماعا.

منتهي المطلب، العلامة الحلي، ج١، ص٤٦٦ و مجمع الفائدة، المحقق الأردبيلي، ج٨، ص٧٥ و الحدائق الناضرة، المحقق البحراني، ج ٤، ص ١٦٨

به اجماع تمام فقهاي شيعه نوحه سرايي باطل حرام و خلاف شرع است.

اگر كسي نوحه سرايي باطل داشته باشد و اين كه بيايد صورتش را بخراشد و لباس هايش را پاره كند نسبت به مردگان شان، در اين آقايان اشكال دارند.

نه تنها شيعه؛ بلكه خود اهل سنت هم مي گويد: عزاداري ها و نوحه سرايي هايي كه آثار جاهليت در آن باشد؛ مثل اين كه وقتي يك فردي از دنيا رفته بگويند: آي چه شمشيرهايي كشيدي و چه دزدي هايي كردي و چه آدم هايي كشتي و چه زناهايي مرتكب شدي.

اين ها نوحه سرايي باطل است.

زمان سابق، وقتي كه كسي از دنيا مي رفت، كشت و كشتار و تجاوزاتش را مي آوردند به عنوان نوحه سرايي مطرح مي كردند.

الباني در صحيح سنن ابن ماجه جلد ١ صفحه ١٥٠ تعبيرش اين است: اين نوحه سرايي هاي باطل است كه منهي بوده است و نبي مكرم از او نهي كرده است.

آقاي الباني كتابي دارد به اسم احكام الجنائز، در صفحه ٣٢ مي گويد: اون نوحه سرايي هايي كه نهي شده ، نوحه سرايي هايي است كه در جاهليت بوده است كه بر گناهان و معصيت هايي كه اين شخص انجام داده بود، نوحه سرايي مي كردند و گريه مي كردند.

بعد مي گويد:

أن النعي ليس ممنوعا كله وإنما نهي عما كان أهل الجاهلية يصنعونه.

احكام الجنائز، ص ٣٢ و فتح الباري، ج ٣، ص ١١٦

نوحه سرايي همه جا ممنوع نيست، آن نوحه سرايي كه در زمان جاهليت انجام مي دادند نهي شده است نه هر نوحه سرايي.

نوحه سرايي هايي كه مربوط به رسول اكرم نسبت به حمزه بوده است، آقايان نقل مي كنند و ما هم اين قضايا را قبلا نقل كرديم.

اين رواياتي كه آقايان مي آورند صحيح نيست و اگر هم صحيح باشد، از نظر فقه الحديثي، ما دو نوع نوحه سرايي داريم، يكي نوحه سرايي جائز و يكي نوحه سرايي حرام.

اگر نوحه سرايي همه حرام باشد، شما نسبت به عائشه كه نوحه سرايي مي كرده است، اين نوحه سرايي ها چگونه است.

 

وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مع النِّسَاءِ واضرب وجهي.

مسند أحمد بن حنبل، ج ٦، ص ٢٧٤

اين را با سند صحيح احمد بن حنبل آورده است.

همين نوحه سرايي حضرت زهرا سلام الله عليها كه خيلي واضح است و حضرت زهرا سلام الله عليها فرزند پيغمبر و صحابيهء است.

شما مي گوييد:

أصحابي كالنجوم بأيهم اتقديتم اهتديتم .

منتخب الكلام في تفسير الأحلام، ج ١، ص ٦١٩

در صحيح بخاري آمده است كه حضرت زهرا براي پدر بزرگوارشان نوحه و گريه كردند.

قضاياي مفصلي را ما نقل كرديم از نوحه سرايي ها و گريه حضرت بر حمزه و جعفر طيار و عثمان بن مظعون.

اين ها دلالت مي كند كه نوحه سرايي جايز، نوحه سرايي است كه در آن گناه و معصيتي صورت نگيرد و نوحه ها بر طبق زمان جاهليت انجام نشده باشد.

قضيه دعبل خزاعي كه خيلي مشهور است كه حضرت رضا سلام الله عليه وقتي دعبل به آنجا مي آيد، براي او نزديك خودش جا باز مي كند و مي فرمايد: همان دعايي كه پيغمبر براي حسان بن ثابت داشت، براي تو دارم.

مادامي كه با زبان و بدنت ما را ياري مي كني، خدا تو را كمك كند.

بعد حضرت پرده اي در اتاق مي زند و اهل بيت حضرت پشت پرده و خود ايشان و اصحاب حضرت اين طرف پرده قرار مي گيرند و بعد به دعبل مي فرمايد: در مرثيه جدم امام حسين اشعاري بگو.

همان شعري كه مشهوري كه دارد:

أفاطم لو خلت الحسين مجدلا وقد مات عطشانا بشط فرات أفاطم قومي يا ابنة الخير واندبي نجوم سماوات بأرض فلاة

من يادم است كه اولين شعر عربي كه حفظ كردم، اشعار دعبل خزاعي بوده است.

قضيه دعبل از قطعياتي است كه در تاريخ و كتب شيعه آمده است. اين براي ما حجت است.

حجت هر چه كه مي خواهد براي شما باشد به ما ربطي ندارد.

اگر كسي كه امامش شيطان است براي شما حجت است، خدا شما را با ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب و يزيد و معاويه و عمرو عاص و خالد محشور كند و ما را با امام رضا و امام حسين و زينب كبري و با اصحاب امام حسين سلام الله عليه محشور كند.

هر كسي با دوستداران و مواليان خودش فرداي قيامت محشور مي شود.

مجري:

عزيزان لطف كردند و در سايت لينك انگليسي و عربي گذاشته اند كه تصاوير را مي توانيد به صورت زنده با لينك انگليسي و عربي ببينيد و ترجمه ها را ملاحظه كنيد.

استاد قزويني:

اين را خيلي از ما تقاضا مي كردند.

اين دوستان مان آقاي مهندس واعظي كه مسؤليت سايت را به عهده دارند، ديشب با اين ها صحبت مي كردم و مي گفتند: ما تعجب مي كنيم كه اين بيننده هايي كه در سايت شما است، معادل تمام شبكه هاي جمهوري اسلامي است؛ بلكه بيشتر.

ما باور نمي كرديم كه در سايت ولايت اين قدر به صورت زنده مردم پيگيري كنند.

در بعضي از قاره ها مثل استراليا، شبكه ما آنجا آنتن ندارد و مردم در آنجا از اينترنت استفاده مي كنند.

كشور هند هم از طريق اينترنت مي بينند؛ حتي در آمريكا هم مردم از اينترنت بيشتر استفاده مي كنند تا از ماهواره.

اگر خدا به ما توفيق دهد كه به عرب ست بياييم، در آنجا عزيزان مان كه در هند هستند راحت مي شوند.

ما كه پارسال در هند بوديم، عزيزان مان ناراحت بودند و گلايه داشتند؛ چون آنجا وضع اينترنت شبيه ايران و يك مقداري خراب تر از ايران است و معمولا در بعضي از قسمت ها اين شبكه را به سختي مي گرفتند.

خداي عالم ما را كمك كرده است تا الان و بعد از اين هم كمك خواهد كرد و دوستان هم ما را دعا كنند و هم برنامه ولايت ياوران راه بيندازيم؛ چون درخواست زيادي از بينندگان مان داشتيم و آيت الله مكارم شيرازي هم تأكيد داشتند.

ان شاء الله اين طرح ولايت ياوران انجام مي شود كه دوستاني كه مي خواهند در اين برنامه ها سهيم باشند و در نشر فرهنگ اهل بيت سهمي داشته باشند و فرداي قيامت به نبي مكرم مي گويند: شما فرموده ايد:

اللهم انصر من نصره.

ما هم به اندازه وسع و توانايي مان اميرالمؤمنين را ياري كرديم.

مجري:

در اين شبكه هاي وهابي مي گويند: اين عزاداري ها و سياه پوشي ها همه بدعت است و در رحلت رسول اكرم صلي الله عليه وآله، امام علي عليه السلام و امام حسين، به هيچ وجه كسي لباس سياه نپوشيده است. لطف كنيد اين را براي ما بيان كنيد.

استاد قزويني:

اين آقايان از بي سوادي شان است كه مي گويند: اين سياه پوشي ها بدعت است.

اين ها اگر به كتاب هاي خودشان مراجعه كنند، جوابش در آن ها است.

اين ها فرصت ندارند كه به كتب خود مراجعه كنند و اگر فرصت هم داشته باشند، اين ها را چشم شان نمي بينند:

خَتَمَ اللَّهُ عَلَي قُلُوبِهِمْ وَعَلَي سَمْعِهِمْ وَعَلَي أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ.

سوره بقره آيه ٧

چشم شان هم ببيند، عقل شان كار نمي كند:

عَلَي قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا

سوره محمد آيه ٢٤

قفل كردند عقل شان را و كليد آن را هم به ابن تيميه داده اند و او برده است و با بدنش كه پوسيده است، كليد هم پوسيده است و هيچ كليدي هم به قفل قلب شان نمي خورد.

اين هم نصيب آقايان بوده است در اين دنيا.

ان شاء الله قيامت معلوم مي شود:

فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ

سوره آل عمران آيه ٢١

آن وقتي كه چشم شان به جناب ملك الموت مي افتد و آن ها را به سخت ترين وجه قبض روح مي كند:

فيضربون علي وجوههم.

با گرزهاي آتشين بر سر و كله شان مي كوبند، قطعا آن وقت يادشان مي آيد كه فلاني با اين كه دشمن ما بود، اين ها را گفت؛ ولي ما باور نكرديم.

آقايان اين را در ذهن خود بسپاريد كه اگر آن روز را نديديد و قضيه خلاف بود، همان جا هر قدر كه خواستيد ما را لعن و نفرين كنيد؛ ولي اگر ديديد كه از هنگام جان كندن به خاطر عداوتي كه با اهل بيت داريد و اين پرده ضخيمي كه روي چشم هايتان گذاشتيد و به سختي جان كندن شما صورت گرفت و عذاب قبر را ديديد و در قيامت شرمندگي و گرفتار آتش جهنم شديد، آنجا يادتان بياوريد كه ما اين ها را به شما گفتيم؛ ولي حاضر نشديد كه از خر شيطان پايين بياييد.

در رابطه با قضيه حمزه كه زمخشري كه اديب و مفسر قرن ٥ و ٦ است، مي گويد:

بكت بنت أم سلمة علي حمزة رضي الله عنهما ثلاثة أيام وتسلبت.

الفائق، ج ٢، ص ١٩٢

سه روز گريه كرد و لباس عزا پوشيد.

زبيدي هم در كتاب تاج العروس وقتي كه مي خواهد ماده سلب و تسلب را معنا كند، مي گويد:

خِرْقَةٌ سَوْدَاء تَلْبَسُها الثَّكْلَي

تاج العروس، ج ٣، ص ٧٣

تسلب يعني آن لباس سياهي كه عزادار مي پوشد.

در قضيه جناب جعفر طيار سلام الله عليه كه جناب ابن جوزي در كتاب غريب الحديث خود، مفصل قضيه را نقل مي كند:

ولما أصيب جعفر قال رسول الله صلي الله عليه وسلم لأسماء تسلبي ثلاثا.

غريب الحديث لابن الجوزي، ج ١، ص ٤٩٠

سه روز لباس عزا به تن كن.

اين در كتاب هاي شما آمده است.

ابن منظور صاحب كتاب لسان العرب كه دم دست آقايان است در ماده سلب مي گويد:

وفي حديث أم سلمة أنها بكت علي حمزة ثلاثة أيام وتسلبت.

لسان العرب، ج ١، ص ٤٧٣

بعد ايشان مي گويد: تسلبت همان لباس عزا پوشيدن است.

در ديوان حسان بن ثابت است كه وقتي پيغمبر از دنيا مي رود، شعري آورده است كه اهل بيت نبي مكرم صلي الله عليه وآله در عزاي پيغمبر لباس عزا به تن كرده اند.

در قضاياي ديگر مثل عزاي حضرت امير سلام الله عليه ذهبي در كتاب سير أعلام النبلاء نقل مي كند كه وقتي اميرالمؤمنين از دنيا مي رود:

خطبنا الحسن بن علي وعليه ثياب سود وعمامة سوداء.

سير أعلام النبلاء، ج ٣، ص ٢٦٧

امام حسن لباس سياه به تن كرده و عمامه سياه به سر گذاشته بود و براي ما سخنراني كرد.

شما ببينيد كه اين روايت در اين كتاب هست يا نه؟

در رابطه با شهادت امام مجتبي سلام الله عليه ابن كثير دمشقي سلفي كه مورد تأييد شما است، در كتاب البداية والنهاية جلد ٨ صفحه ٤٧ مي گويد: وقتي امام مجتبي از دنيا رفت، زنان بني هاشم يك سال لباس سياه و لباس عزا به تن كردند.

آيا اين ها در تاريخ است؟ اين مال خير القرون قرني است.

حاكم نيشابوري در كتاب مستدرك خود اين قضيه را نقل مي كند كه وقتي امام مجتبي از دنيا رفت:

أقام نساء بني هاشم النوح عليه شهرا.

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١٨٩

زنان بني هاشم يك ماه عزاداري كردند

در رابطه با عزاداري امام حسين سلام الله عليه در منابع شيعه مفصل آمده است كه وقتي امام حسين از دنيا رفت:

لبس نساء بني هاشم السواد والمسوح.

بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج ٤٥، ص ١٨٨ و وسائل الشيعة (آل البيت)، الحر العاملي، ج٣، ص ٢٣٨

وقتي كه امام حسين از دنيا رفت، زنان بني هاشم لباس سياه و لباس عزا به تن كردند.

اين قضيه از همان سال هاي اول هجري و از عصر نبي مكرم صلي الله عليه وآله مطرح بوده است.

اين چيزي نيست كه امروز شيعه از خودش درآورده باشد يا صفوي ها درآورده باشند.

الحمد لله علي سلامة العقل

روزي شما در اين دنيا عداوت با اهل بيت و مخالفت با هرگونه شعائر مذهبي و ديني است.

لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ

سوره كافرون آيه ٦

بيننده آقاي اسد اوقلي از مياندوآب:

ما شما را خيلي دوست داريم و هر وقت چهره نوراني تان را مي بينيم خيلي خوشحال مي شويم. آقاي قزويني افتخار ما ترك ها است.

من دو سال است كه برنامه شما را مي بينم و خدا امروز سعادت داده است كه در خدمت شما باشم.

ما ترك ها بارها به خانم عائشه بي احترامي كرده ايم و نمي گوييم اين كار را نكرده ايم؛ ولي به خدا از وقتي كه آقاي دكتر به ما امر كرده اند كه اين كار را نكنيد؛ چون به اهل سنت برمي خورد، انجام نداديم.

خدا شاهد است كه الان نمي دانم با چه لحني با شما صحبت كنم. دكتر به ما خيلي ظلم مي شود. دين و مذهب و شرف و همه چيز ما فاطمه زهرا سلام الله عليها است.

به خدا به ايشان توهين مي كنند. ما نمي توانيم تحمل كنيم.

مجري:

شما مگر پيروي ائمه اطهار عليهم السلام نيستيد؟

بيننده:

ما نوكر ائمه عليهم السلام هستيم.

مجري:

مگر آن ها مظلومانه كشته نشدند؟ بايد صبر كرد.

بيننده:

از كجا بگويم؟ از مظلوميت فاطمه زهرا بگويم؟ از مظلوميت علي كه در خانه پيامبر هم مظلوم بود، از آنجا بگويم؟ از فدك بگويم؟ از كجا بگويم؟

اين ها خيلي توهين مي كنند. تو را به خدا و تو را به دين و مذهب قسم مي دهيم، ما زجر مي كشيم. شما مي دانيد كه ما در كجا زندگي مي كنيم؟

ما با اهل سنت همسايه هستيم. به فاطمه زهرا به ما خيلي توهين مي كنند، شما بايد جواب دهيد.

آقايان نشسته اند در آن شبكه كلمه، با آن بي وقاحتي صحبت مي كنند.

دكتر شما فتوا مي دهيد و دستور مي دهيد كه اين كار را نكنيد؛ تا كي؟

ديگه تحمل نداريم.

خدا شاهد است كه مادرم داره سكته مي كند. به امام زمان من هر روز بايد اين را دكتر ببرم. ما نوكر شما و ديگر علماء و مراجع هستيم. بياييد ببينيد كه به آقاي يزداني و به شما علماء و مذهب ما چه توهيني مي كنند. تا كي بايد صبر كنيم؟

استاد قزويني:

ما الحمد لله تا خون در رگ ما است و نفس در بدن داريم، جواب مي دهيم و اين ها را رسوا مي كنيم؛ همان طوري كه تا كنون رسوا كرديم.

ما ساكت نخواهيم نشست. كاري كه انجام داديم، اين ها خودشان هم احساس مي كنند كه بين اهل سنت آبرو ندارند؛ حتي ميان خود وهابي ها هم آبرو ندارند.

بحث اهل سنت با بحث وهابيت جدا است.

ما هرگونه اهانت به اهل سنت و اهانت به مقدسات اهل سنت را گناه نابخشودني مي دانيم؛ ولي نسبت به وهابي ها ما بارها گفتيم كه اين ها بيايند به جاي اين كه پا پيچ شيعه شوند، بيايند ثابت كنند كه سگ جهنم نيستند؛ چون مفتي مصر گفته است كه وهابي ها سگان جهنم هستند.

دوستاني كه با اين ها تماس مي گيرند، به جاي اين كه سؤالات متفرقه بپرسند، بگويند: اين آقاي دكتر علي جمعه كه شيعه نيست.

از نواده هاي ابن سبأ هم كه نيست. سني و مفتي عام كشور مصر است. گفت: شما سگ جهنم هستيد. شما بياييد ثابت كنيد كه سگ نيستيد.

شيخ الازهر دكتر احمد طيب گفت: اين ها خوارج هستند. بياييد ثابت كنيد كه خوارج نيستيد. چرا عوضي مي رويد؟

امام سبكي مي گويد: ابن تيميه بدعت گزار بوده است و از ٧٣ ملت بيرون است.

اگر اين ها راست مي گويند و مرد هستند، بيايند جواب سبكي را بدهند.

جواب ابن حجر عسقلاني و ابن حجر مكي را بدهند.

اين ها همه از علماي بزرگ اهل سنت هستند.

شما روي مباحث اهل سنت نرويد، شما هم روي اقوال بزرگان اهل سنت نسبت به ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب تأكيد كنيد؛ چون اين ها ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب را از ائمه و از علي و حتي از عمر و ابابكر و عائشه بيشتر دوست دارند.

بارها بوده است كه در شبكه شان به خلفاء توهين كردند و آن ها چيزي نگفتند؛ ولي يك كسي همان جلسه به ابن تيميه توهين كرد، شروع كردند به او فحاشي و اهانت كردن.

مشخص است كه ابن تيميه براي اين ها از ابو بكر و عمر و عائشه احترامش بالاتر است. شما هم بچسبيد به آنجا.

اين ها وقتي وارد بحث ابن تيميه مي شويد، مي سوزند و آتش مي گيرند.

بيننده:

ببخشيد كه من نتوانستم درست فارسي صحبت كنم. اگر مادرم چيزيش شود، به خدا واگذارشان مي كنم. از آن ها خواهش و التماس مي كنم و به قرآني كه در دست شان است و نشان مي دهند قسم مي دهم كه با اهل بيت كاري نداشته باشند.

به خدا مادرم داره مي ميره.

مجري:

ان شاء الله خدا ايشان را شفا دهد.

بيننده:

خدا دكتر قزويني را براي ما نگه دارد.

بيننده آقاي اميني از سقز از اهل سنت:

خسته نباشيد مي گويم خدمت تمام كاركنان شبكه مقدسه ولايت.

اگر اجازه دهيد مي خواستم يك سؤال در رابطه با نخلستان بني نضير كنم كه جريانش چه بوده است.

اين را براي من و بينندگان توضيح دهيد ممنون مي شوم.

در كتاب صحيح بخاري روايتي است كه عمر بن خطاب او را نزد خود فرا خواند و ناگاه دربان آمد و گفت آيا به عثمان و عبد الرحمن و زبير و سعد اجازه ورود مي دهي؟

گفت: آري.

اندك زماني گذشت و سپس دربان گفت: آيا به عباس و علي كه اجازه ورود مي خواهند، اجازه مي دهي؟

گفت: آري. چون آن دو نفر آمدند، عباس گفت: اي اميرالمؤمنين ميان من و او (يعني حضرت علي رضي الله عنهما) حكم كن.

آن دو نفر در رابطه با اموال بني نضير كه خداوند به پيغمبر خود صلي الله عليه وآله غنيمت فيء داده بود مناقشه مي كردند. مي خواستم آقاي قزويني اين را براي من توضيح دهند.

استاد قزويني:

بله روايت ٤٠٣٣ است.

بيننده:

يك روايت ديگري است كه مي گويد: علي بن حسين به من خبر داد كه حسين بن علي عليهم السلام به او گفت: كه علي رضي الله عنه گفت: من ماده شتري كهن سال داشتم كه از غنائم جنگ بدر سهم من شده بود و پيامبر صلي الله عليه وآله با شتري ديگر كه از خمس غنائم به من داده بود.

اين دو روايت را اگر لطف كنيد جريانش را تعريف كنيد ممنون مي شوم.

من نمي خواهم كه از كسي دفاع كنم يا وكيل مدافع كسي باشم؛ ولي در شبكه مقدسه ولايت خدايي نكرده از يكي از علماي محترم آن برنامه يك بدعتي دارد باز مي شود و حرف هاي زشت و ركيك بزند، به نظر من درست نيست.

به قول آقاي كياني كه مي گفتند: ؟؟

شناختي كه ما از حضرت علي داريم و آن خلق و خوي علوي كه جناب آقاي ابوالقاسمي ما سراغ داريم، فكر نكنم كه صورت خوشي داشته باشد كه حرف هاي ركيك و زشت و زننده در شبكه مقدسه ولايت بزند.

مجري:

دوستان ما حرف هاي ركيكي زده اند؟

بيننده آقاي خالقي از قم:

ان شاء الله عزاداري هايتان قبول باشد. من شيعه هستم و يكي از مهاجرين افغاني هستم. با چند تا برادر سني افغاني بحث مي كنيم كه مي گويند: مردم ايران با زور شمشير عمر مسلمان شدند.

در افغانستان از امامان شما اصلا گذر نكرده اند با وجود اين كه يك زيارت در مزار شريف است و ما آنجا زيارت مي كنيم و اهل سنت هم مي آيند.

بزرگان ما مي گويند كه گذرگاه حضرت علي است. مي خواستم جواب دهيد.

استاد قزويني:

آن دو روايت آقاي اميني را اگر بخواهيم بخوانيم، هر كدام ٢ صفحه است.

اين را سر فرصت توضيح مي دهيم.

ما بارها گفتيم كه به زور مسلمان شدن ايرانيان دروغ است.

يمن در آن زمان جزء ايران بوده است و در زمان رسول اكرم مردم مسلمان شدند.

به قول آيت الله كوراني، اگر ايران فتح شد با تدبير اميرالمؤمنين و راهنمايي حضرت امير بوده است.

وقتي خبر دادند به جناب خليفه دوم كه ١٥٠ هزار رزمنده ايراني جمع شدند و حركت مي كنند، ايشان از ناراحتي و ترس دندان هايش بهم مي خورد. اين در تمام منابع اهل سنت است.

عمر از تمام صحابه نظر خواهي كرد و هر كدام يك نظري دادند، عثمان يك نظري داد و عمر نپسنديد. رو كرد به اميرالمؤمنين و گفت: يا ابا الحسن چرا تو ساكت هستي؟

اميرالمؤمنين يك نظري داد، همان نظر اجرا شد.

اين نه به عنوان اين است كه وزير خليفه بوده است؛ اين ها همه دروغ ها و افتراهايي است كه به اميرالمؤمنين مي زنند. اميرالمؤمنين مقامش خيلي مافوق اين است كه وزير شخص ديگري باشد.

اميرالمؤمنين براي اسلام كه اگر تدبير نمي كرد، ١٥٠ هزار نيرو مي ريختند و كل مسلمان ها را نابود مي كردند و هم مسلمان ها از بين مي رفتند و هم اسلام از بين مي رفت.

اگر اميرالمؤمنين در بعضي از جاها مشورت مي دهد، به خاطر مصالح مسلمان ها و مصلحت حفظ اسلام بوده است.

در رابطه با گذر حضرت امير در افغانستان، يك مقداري ما بايد دقت كنيم كه خرافات را داخل مقدسات نكنيم.

بعضي از مواردي است كه كسي در مكاشفه چيزي مي بيند مثلا اميرالمؤمنين در مكاشفه جايي مي آيد، همان را ملاك قرار مي دهند.

در يك جايي براي حضرت امير عزاداري كنند و تكريم كنند، نه تنها در افغانستان بلكه در جاي جاي كره زمين براي اميرالمؤمنين كسي بخواهد مراسم و بزرگداشت بگيرد، جا دارد و باز هم حق مطلب ادا نمي شود؛ ولي اين كه در بعضي از موارد مثلا قضيه رأس الحسين فلان جا بوده است يا اين كه حضرت علي در فلان جا رفته است يا شهربانو در فلان جا رفته است، اين ها را يك مقداري دقت كنيم تا خرافات وارد بحث مقدسات ما نشود.

مثلا قضيه ابو لؤلؤ كه در كاشان است، ما بارها گفتيم كه ابو لؤلؤ قاتل عمر همانجا در مسجد كشته اند و در قبرستان بقيع دفن كردند و همه بزرگان مخصوصا علامه مجلسي در بحار الانوار جلد ٣٣ صفحه ٣٣ مفصل مطرح مي كند.

در كاشان يك فردي بوده است كه اسمش ابو لؤلؤ بوده است و آدم صالحي بوده است. مردم هم علاقه دارند كه نسبت به بعضي از قضايا از كاه كوه درست كنند.

گفتند: ابو لؤلؤ و بعد گفتند: قاتل عمر و بعد هم دفن شد و يك سري نذورات و زيارات برايش درست كردند.

اين ها را ما بارها گفتيم، چه اين طرف و چه آن طرف.

يك مقداري اگر ما در رابطه با مقدسات ديني مان حواس مان جمع شود؛ مثلا قضاياي خيالي و خرافي وارد نشود، بهتر است و وهابي ها دنبال همين ها مي گردند كه يك مسئله را ملاك قرار دهند و حقايق مذهب شيعه را مورد هجمه قرار دهند.

بيننده آقا احسان از بوشهر از اهل سنت:

من به دو حديث به حديث هاي مورد استناد شما مي خواهم اشاره كنم و احساس مي كنم كه استناد شما در مورد اين دو حديث اشتباه است و از شما خواهش مي كنم كه در مورد آن ها بيشتر توضيح دهيد.

حديث اول حديث ٤٤٦٢ بخاري است كه استاد گفتند: در اين حديث حضرت فاطمه نوحه خواني و عزاداري مي كند.

حديث مي گويد: از انس نقل است كه هنگامي كه بيماري نبي اكرم سلام الله شدت گرفت و درد بر او غلبه كرد، فاطمه عليها سلام گفت: آه پدرم چقدر درد مي كشد.

رسول الله خطاب به او فرمود: پدرت از امروز دردي نخواهد داشت.

من مي خواستم بدونم از اينجايي كه حضرت فاطمه به عنوان يك دختر ناراحت شده است از درد پدر و رسول الله هم در همان موقع اين سخن فاطمه را قطع كرده كه فاطمه ناراحت نشود و فرموده است: من از اين به بعد درد نخواهم داشت.

كجاي اين حديث حكم مرثيه خواني و يا آن چيزي كه استاد گفتند وجود دارد.

استاد قزويني:

آخر حديث را چرا نمي خوانيد؟

بيننده:

حديث كه دارم مي خوانم دقيقا ٢ خط و يك كلمه است و آخر حديث به عربي نوشته است:

كَرْبٌ بَعْدَ الْيَوْمِ.

استاد قزويني:

عن أَنَسٍ قال لَمَّا ثَقُلَ النبي صلي الله عليه وسلم جَعَلَ يَتَغَشَّاهُ فقالت فَاطِمَةُ عليها السَّلَام واكرب أَبَاهُ فقال لها ليس علي أَبِيكِ كَرْبٌ بَعْدَ الْيَوْمِ فلما مَاتَ قالت يا أَبَتَاهُ أَجَابَ رَبًّا دَعَاهُ يا أَبَتَاهْ من جَنَّةُ الْفِرْدَوْسِ مَأْوَاهْ يا أَبَتَاهْ إلي جِبْرِيلَ نَنْعَاهْ فلما دُفِنَ قالت فَاطِمَةُ عليها السَّلَام يا أَنَسُ أَطَابَتْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ تَحْثُوا علي رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم التُّرَابَ.

صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٦١٩

اين ها چيست؟

بيننده:

آن نسخه اي كه من در اختيار دارم، تا اين قسمت است.

مجري:

حديث بعدي تان را هم لطف كنيد.

بيننده:

اگر درست در ذهنم مانده باشد در مورد حضرت عمار كه استاد گفتند: پيامبر فرمودند كه عمار گريه كن و عزاداري ندارد.

مجري:

آن حضرت حمزه است.

بيننده:

بله حضرت حمزه است خيلي عذر مي خواهم.

پيامبر براي حمزه عزاداري گرفتند.

من وقتي حديث را نگاه كردم، باز به اين صورت است كه پيامبر بعد از اين كه از خواب بيدار مي شوند مي بينند كه زنان همچنان عزاداري مي كنند.

مجري:

اين را هم بحث كرديم شما مثل اين كه نبوديد.

بيننده:

بعدش پيامبر مي فرمايد: عزاداري را تمام كنيد.

استاد قزويني:

در صحيح بخاري كه در عربستان سعودي چاپ شده است، در حديث ٤٤٦٢ است؛ ولي در نرم افزار الجامع الكبير حديث ٤١٩٣ است.

از انس است كه مي گويد:

قال لَمَّا ثَقُلَ النبي صلي الله عليه وسلم جَعَلَ يَتَغَشَّاهُ فقالت فَاطِمَةُ عليها السَّلَام واكرب أَبَاهُ فقال لها ليس علي أَبِيكِ كَرْبٌ بَعْدَ الْيَوْمِ فلما مَاتَ قالت يا أَبَتَاهُ أَجَابَ رَبًّا دَعَاهُ يا أَبَتَاهْ من جَنَّةُ الْفِرْدَوْسِ مَأْوَاهْ يا أَبَتَاهْ إلي جِبْرِيلَ نَنْعَاهْ فلما دُفِنَ قالت فَاطِمَةُ عليها السَّلَام يا أَنَسُ أَطَابَتْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ تَحْثُوا علي رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم التُّرَابَ.

صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٦١٩

اين عزاداري است كه در عزاداري ها است.

شما اين چيزي كه ياداشت كرديد، حتما از يك جايي ياداشت كرديد كه حتما قسمت بعدي اش در آنجا نبوده است.

بيننده:

من حديث ٤٤٦٢ را در يك فايل دارم.

استاد قزويني:

فايل تان اشكال دارد. تجديد نظر كنيد.

مجري:

حديثي كه در مورد حضرت حمزه بود، در دو جلسه قبل ما كاملا استاد بيان كردند.

بيننده:

بله. اصلا براي من توجيه نشده كه چون پيامبر آن لحظه؟؟؟

مجري:

اين قسمت كه پيامبر مي فرمايد: از امروز ديگر گريه نكنيد؟

بيننده:

بله. حضرت رسول خبردار نبودند از اين كه زنان دارند اين كار را مي كنند، بيدار مي شوند و با خبر مي شوند و ماجرا را همان جا تمام مي كنند و از اين كار خرسند نمي شوند.

حديث به وضوح مي گويد.

استاد قزويني:

ما عرض كرديم وقتي كه حضرت رسول اكرم مي بينند:

سمع نساء بني عبد الأشهل يبكين علي هلكاهن.

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٣، ص ٦٣ و المعجم الكبير، ج ٣، ص ١٤٦ و المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ٢١٥

زنان بني عبد الأشهل بر شهداي شان گريه مي كنند، نبي مكرم ناراحت شد فرمود:

لكن حمزة لا بواكي له.

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٣، ص ٦٣ و المعجم الكبير، ج ٣، ص ١٤٦ و المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ٢١٥

كلمه لكن را معني كنيم اين طور مي شود:

چه كار كنيم عموي من حمزه گريه كن ندارد.

بعد مي گويد:

فَجِئْنَ نساء الْأَنْصَارِ فَبَكَيْنَ علي حَمْزَةَ فَرَقَدَ فَاسْتَيْقَظَ فقال يا وَيْحَهنَّ انهن لها هنا حتي الْآنَ مُرُوهُنَّ فليرجعن وَلاَ يَبْكِينَ علي هَالِكٍ بَعْدَ الْيَوْمِ .

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٣، ص ٦٣ و المعجم الكبير، ج ٣، ص ١٤٦ و المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ٢١٥

واي بر آنها به اين ها بگوييد بعد از اين براي كسي گريه نكنند.

مستدرك حاكم مي گويد:

صحيح علي شرط مسلم ولم يخرجاه.

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ٢١٥

اين صحيح است و شرايط صحيح مسلم را دارد.

بزرگان اهل سنت گفته اند: به ظاهر صدر روايت با ذيل روايت با هم منافات دارد.

از آن طرف پيغمبر مي فرمايد: اي كاش براي عمويم گريه مي كردند و بعد كه گريه مي كنند مي فرمايد: اين ها را نهي كنيد و بعد از آن بر هيچ كسي گريه نكنيد.

ظاهر قضيه اين است كه اين ها چون گريه شان بي حد و حساب بوده است و اين ها در حد خودكشي گريه مي كردند و بي تابي مي كردند، پيغمبر آمد نهي كرد و فرمود: بعد از اين به اين شكل گريه نكنيد يا بر شهداي احد كسي بعد از اين گريه نكند؛ ولي اين كه در روايات متعدد آمده است كه زنان انصار و شايد هم زنان مهاجرين، تا سال ها براي حضرت حمزه گريه و عزاداري مي كردند.

وقتي عزيزي از اين ها از دنيا مي رفت، اين ها اول براي حضرت حمزه گريه مي كردند و بعد براي عزيز خودشان گريه مي كردند.

در رابطه با خود رسول اكرم كه براي مادرشان بعد از ٥٠ سال سر قبرشان گريه مي كند و بي تابي مي كند، آن وقت بگوييم كه پيغمبر فرموده است براي كسي گريه نكنيد.

در رابطه با قضيه حضرت جعفر طيار سلام الله عليه، قضيه حضرت جعفر طيار سال ٧ هجري است كه ٥ سال بعد از قضيه احد و حضرت حمزه است.

حضرت مي فرمايد:

علي مثل جعفر فلتبك البواكي.

أنساب الأشراف، ج ١، ص ٢٦٢ و الاستيعاب، ج ١، ص ٢٤٣ و اسد الغابة، ج ١، ص ٤٢٣

بر مثل جعفر طيار گريه كننده ها گريه كنند.

ابن عبد البر از استوانه هاي رجالي اهل سنت است.

كتاب هاي متعدد ديگري اين قضيه را از رسول اكرم نقل كرده اند.

آقاي واقدي كه متوفاي ٢٠٧ هجري است؛ يعني ٢٠٥ سال بعد از شهادت حضرت حمزه مي گويد: هر وقت زنان انصار مي خواستند براي عزيزشان كه از دست مي رفت گريه كنند، اول براي حمزه گريه مي كردند و بعد براي عزيزان خودشان گريه مي كردند.

اگر پيغمبر نهي كرده بود، آيا اين طور مي شد؟

به نظر ما مي رسد كه بني اميه آمده اند در ذيل روايت يك چيزي اضافه كردند؛ ولي بي خبر از اين كه اين اضافه كردن ريش و ريشه خودشان را مي سوزاند و اين همه ادله ما داريم كه زنان انصار در قرن اول و قرن دوم كه خير القرون قرني والذي يليه بر حضرت حمزه گريه مي كردند.

ابن كثير دمشقي وقتي اين روايت را از مسند احمد نقل مي كند، مي گويد:

هذا علي شرط مسلم.

البداية والنهاية، ج٤، ص٥٥

اين روايت صحيح است و شرايط صحيح مسلم را دارد.

ما يك شب مفصل اين را جواب داديم.

بيننده علي آقا از همدان:

بالاخره سعادتي شد كه بعد از مدت ها صداي شما را بشنويم.

من مي خواستم از اينجا به آقاي عقيل هاشمي بگويم: من كه سواد آنچناني ندارم، چندتا از اين بچه هاي شيعه ما را زنگ مي زنند و مسائل سياسي مملكت را با مسائل ديني قاطي مي كنند و تند تند سرشان را تكان مي دهند و چهار تا الله اكبر مي گويند.

اين ها مي گويند: شيعيان بدعت كردند براي عزاداري.

من مي خواهم به آقاي عقيل خان بگويم كه در كتب خودشان نوشته است كه عزاداري كرده اند براي عثمان خليفه سوم شان. خود اهل شام يك سال عزاداري كردند.

در كتاب تاريخ طبري جلد ٣ صفحه ٧٠ نوشته است و در كتاب تاريخ مدينة دمشق جلد ٣٩ صفحه ٣٧٩ و تاريخ اسلام ذهبي جلد ٣ صفحه ٤٥٢ نوشته است.

در كتاب الامامة والسياسة جلد ١ صفحه ٧٣ نوشته است: خود شامي ها به مدت يك سال براي عثمان عزاداري كردند و معاويه به منبر رفته و انگشتان قطع شده عثمان و پيراهنش را گذاشته و زن هاي خودشان را بر خودشان حرام كردند تا قاتلين عثمان را به سزاي عمل شان برسانند و يك سال هم عزاداري كردند.

خود عائشه هم براي پيغمبر عزاداري كرده است و خودش هم مي گويد: زماني كه رسول خدا صلي الله عليه وآله از دنيا رفتند، من با زن ها نوحه سرايي كردم و به سر و سينه خودم زدم

در مسند احمد بن حنبل جلد ٧ صفحه ٣٩٠ اين حديث را آورده است.

چاپ آن هم براي العربي بيروت لبنان است كه نگويند چاپ ايران است كه صفحه اش را عوض كردند. من مي خواستم اين ها را به اين ها بگويم.

وقتي كسي از ايران زنگ مي زند، آقاي حسيني مي گويد: آن علي نبوده است كه جاي پيغمبر خوابيده است.

من مي خواستم به اين آقا بگويم لا بد شخص ديگري از صحابه بوده است كه ما خبر نداريم.

اين ها كم كم اين احاديثي كه در مورد حضرت علي است، از بين مي برند و چهار تا از بچه شيعه زنگ مي زنند و كار آن ها را تصديق مي كنند.

تنها شبكه اي كه جلوي اين ها در مي آيند شبكه ولايت و يكي دوتا شبكه ديگر است.

من مي خواستم به اين بچه شيعه هاي خودمان بگويم: اين ها موقعي كه برادر پادشاه عربستان مرد، سه شب و سه روز تمام شبكه هايشان قطع بود و عزاداري مي كردند.

اگر عزاداري بدعت است، چرا شما در عربستان انجام مي دهيد؟

آن سرزميني كه به قول شما مهد اسلام است.

اين ها مي گفتند: در تهران مسجد براي اهل سنت نيست به همان دليلي كه در رياض مسجد براي شيعيان نيست؛ حتي آن ها اجازه نمي دهند؟؟؟

بيننده آقا احمد از فارس از اهل سنت:

آقاي عبد الله حيدري چند وقت پيش سؤالي در مورد امامت مطرح كرده بود.

مي گفت: وقتي ثابت شود من فلان كار را مي كنم.

چرا وقتي ثابت شود اين كارها را مي كند مگر قرار نيست كه حق برايش ثابت شود؟

مجري:

مي گفتند: جنيستش را عوض مي كند.

بيننده:

من متوجه نشدم كه چرا مي خواهد اين كار را كند. ما اين طور نيستيم. ما هر زمان كه حق براي مان واضح شود با افتخار مي گوييم كه حق براي ما روشن است.

مجري:

شما داراي عقل هستيد و انتظار مباحث معقول را كه خداوند بهره اي از عقل به آنها نداده است، نبايد داشته باشيم.

استاد قزويني:

قضيه به قدري روشن و واضح است كه اين آقا وقتي مي خواهد جواب دهد، مرغ پخته هم به اين جواب مي خندد. من گمان كنم كه خودش وقتي تكرار برنامه اش را ببيند، به اين نحوه حرف هايي كه مي زند مي خندد.

هر روز هم يك گند كاري براي خودش درست مي كند. نه رجال بلد است و نه حديث بلد است. كَشي و كِشي را نتوانست درست كند.

مجري:

اين خنده دار است كه مي گويد: اگر اين قضيه درست شد من سرخاب مي زنم و زن مي شوم. زن مقامش خيلي بالاست.

وقتي آدم كتاب مقام زن را كه آقاي آيت الله جوادي آملي نوشته نگاه مي كند، آدم مي گويد: اي كاش زن بوديم؛ چون مقامش نزد خدا اين قدر بالاست.

زن جايگاه رفيعي در اسلام دارد. اين كار شما خيلي زشت و ناپسند است.

اگر واقعا شما تابع عقل هستيد، براساس عقل تان بايد عمل كنيد و اگر عقل نداشته باشيد، چه فايده اي دارد كه چه گفته مي شود.

استاد قزويني:

من از بينندگان عزيز عذر مي خواهم، شايد ايشان كه گفته است سرخاب و سفيد آب شايد هدف شان تغيير جنسيت نيست، ايشان ديده است كه در غرب اين قضيه ازدواج همجنس بازان با يكديگر رايج شده است.

يك آقايي از دانمارك زنگ زده بود و مي گفت: اگر اين طور است، بعضي از سياه ها هستند و حاضر هستند كه خواستگاري كنند.

ما نمي گوييم.

اين آقايان ابن كثير دمشقي را حتما قبول دارند كه در كتاب البداية والنهاية جلد ٩ صفحه ١٦٢ آورده است. من از آقايان اهل سنت عذر مي خواهم.

اين مال وهابي ها است و ارتباطي به اهل سنت ندارد.

ايشان در آنجا مي گويد:

فاحشة اللواط التي قد ابتلي بها غالب الملوك والأمراء والتجار والعوام والكتاب والفقهاء والقضاة.

البداية والنهاية، ج ٩، ص ١٦٢

غالب پادشاهان ما گرفتار همجنس بازي بودند؛ حتي تاجرها و عوام ما وهابي ها گرفتار اين بودند؛ حتي فقهاء و قضات ما گرفتار بودند.

حتما ايشان اين برنامه را ديده است و هوس كرده است كه در اين زمينه نصيب و بهره اي داشته باشد.

بيننده آقا عبد الله از اهواز:

السلام علي فاطمة وأبيها وبعلها وبنيها والسر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك.

در مورد ايام عاشورا حديثي از امام صادق نقل است كه مي فرمايد: در شهادت امام حسين جوشش و خروشي در قلب مؤمنان است كه تا قيامت خاموش نخواهد شد.

اين شبكه هاي اموي هستند.

اين ها من را مي شناسند و چند بار هم با اين ها صحبت كردم و موقعي كه از حرف هاي خودشان با سند جواب شان را مي دهم يا از قرآن كريم مي آورم، تماسم را قطع مي كنند.

ديشب به اين ها گفتم همان موقع كه به آقا عبد الله ٥ دقيقه وقت داديد، براي شان آيه قرآن خوندم:

وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآَنُ قَوْمٍ عَلَي أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَي.

سوره مائده آيه ٨

عدالت پايه و اساس انسان مسلمان است.

من آن موقع كه مي خواستم كفر معاويه را از قرآن و از كتاب شان ثابت كنم كه معاويه حجر بن عدي و پسرش را كشت كه الان مزارشان در اردن است كه روي قبرشان نوشته است:

هذا قبر سيدنا حجر بن عدي قتله سيدنا معاوية.

مجري:

حجر بن عدي قبرش در سوريه است.

بيننده:

اجازه صحبت كردن به من را نمي دهند و گاهي اوقات ٣٠ دقيقه پشت خط نگه مي داشتند. كسي كه پيروي خط بني اميه باشد، كارش همين است.

در خطبه ٩٣ نهج البلاغه يا خطبه ٩٨، اميرالمؤمنين به آن ها اشاره كرد.

در حديث پيامبر است كه در مسند أبي يعلي موصلي جلد ١٣ صفحه ٤١٧ آمده است كه بني اميه اشد غضب به خاندان پيامبر بوده اند.

متأسفانه كساني مثل بخاري هستند كه من از آن ها پرسيدم كه همه روات آن ها ثقات هستند و آن ها گفتند: بله. به آن ها گفتم بخاري از منافقين روايت كرده است.

حجر بن عثمان يا عمران بن عفوان كه قرآن كريم آن ها را منافق و دروغگو خطاب مي كند. در پايين ترين جاي جهنم هستند؛ ولي از آن ها را ثقات قلم داد مي كند.

چه جوري اين كتاب را صحيح بخاري مي نامند.

قرآن مي فرمايد: منافقين دروغگو هستند.

اهل سنت حقيقتا ؟؟ ابن ابي قحافه كه معروف به ابوبكر است و اسم واقعي آن عتيق است. ....

مجري:

از پيامك هايي كه دوستان مي دهند سپاس گزاري مي كنم؛ ما آن ها را مي بينيم.

بيننده آقاي داوري از افغانستان از اهل سنت:

من يك خواهش دارم و يك سؤال.

سؤال من اين است كه انس و جن را خداوند در قرآن گفته است.

بر حال آقا امام حسين جنيان هم گريه كرده اند يا نه؟

خواهش ما اين است كه آن شعري كه در مورد علي كرم الله وجهه است، همان شعري كه آن مداح خوانده است در شبكه تان پخش كنيد تا ما ضبط كنيم.

ما عاشق خواندم اين مداح هستيم. همين شعري كه مي گويد: زينب دخترش است و فاطمه مادرش است و در كعبه ايشان را به دنيا آورده است.

استاد قزويني:

اين عزيزمان اشاره كردند و ديشب هم من بيننده تلفن اين عزيزمان آقا عبد الله بودم كه در رابطه با معاويه اين آقايان خيلي استناد مي كردند به خطبه ١٢٢ نهج البلاغه كه ايشان از معاويه و يارانش به اخواننا تعبير مي كند و معاويه را مسلمان مي دانسته است.

اين ها ظاهرا قرآن را نخوانده اند يا نفهميده اند. در رابطه با حضرت هود نسبت به كفار مي فرمايد:

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ.

سوره شعراء آيه ١٢٤

در آنجا به برادر تعبير مي كند.

اين ها يك مقداري مطالعه كنند كه در خود قرآن به كفار تعبير برادر مي كند.

اين آقايان فقط آن قسمت اول خطبه را مي خواندند كه مي فرمايد:

إنما أصبحنا نقاتل إخواننا في الاسلام.

نهج البلاغة، خطب الإمام علي، (ع)، ج ١، ص ٢٣٦

در ذيل همان خطبه حضرت امير را اگر مي خواندند مي فرمايد:

علي ما دخل فيه من الزيغ والاعوجاج والشبهة والتأويل

نهج البلاغة، خطب الإمام علي، (ع)، ج ١، ص ٢٣٦

اين هايي كه ما مي كشيم، برادران ما هستند؛ ولي زيغ و گمراهي نصيب اين ها شده است.

اگر زيغ را در قرآن مطالعه كنند مي فرمايد:

فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ.

سوره آل عمران آيه ٧

همان تعبيري كه حضرت امير دارد.

نمي دانم كه اين ها در اثر بي سوادي است يا نه من متوجه نمي شوم.

اگر بخواهند كفر معاويه را از زبان اميرالمؤمنين بشنوند، خطبه ١٦ نهج البلاغه را چرا نمي خوانند؟

اميرالمؤمنين قسم مي خورد:

فوالذي فلق الحبة وبرأ النسمة ما أسلموا ولكن استسلموا وأسروا الكفر، فلما وجدوا أعوانا عليه أظهروه.

نهج البلاغة، خطب الإمام علي، (ع)، ج ٣، ص ١٦

قسم به خدايي كه هستي و بشر را آفريد، معاويه و دار و دسته اش مسلمان نشده اند؛ بلكه تظاهر به اسلام كردند و كفر واقعي خودشان را مخفي كردند و امروز در جنگ صفين كمك هايي براي كفرشان پيدا كردند و عليه ما قيام كردند.

صراحت دارد در كفر معاويه و مي گويد از اول مسلمان نشده است.

در خود مجمع الزوائد هيثمي جلد اول صفحه ١١٣ از قول عمار ياسر كه تعابيري در مورد ايشان است كه عمار آدم صادقي است و همراه حق است و حق همراه عمار است مي گويد:

والله ما أسلموا ولكن استسلموا وأسروا الكفر فلما رأو عليه أعوانا أظهروه.

مجمع الزوائد، ج ١، ص ١١٣

اي مردم اين معاويه و دار و دسته اش به خدا قسم مسلمان نشده اند؛ بلكه تظاهر به اسلام كردند و كفر واقعي را پنهان كردند.

يكي از ادله كفر معاويه همان حديث صحيح بخاري است كه مي گويد:

عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إلي الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إلي النَّارِ.

صحيح البخاري، ج ١، ص ١٧٢

عمار را را فئه باغيه مي كشد، آن فئه باغيه اي كه عمار آن ها را به بهشت دعوت مي كند؛ ولي آن ها عمار را به آتش دعوت مي كنند.

خود صحيح بخاري از قول پيغمبر نقل مي كند كه معاويه و لشكرش دعوتگر به آتش جهنم هستند.

يدعونه الي النار در قرآن آيه ٤١ سوره قصص در رابطه با فرعون آمده است كه مي فرمايد:

وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ.

اين خيلي واضح و روشن است.

آقايان در مورد آيه ٩ سوره حجرات كه مي فرمايد:

وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا

خداي عالم از هر دو به مؤمن تعبير كرده است.

اين آيه ارتباطي به جنگ صفين ندارد.

شما از كجا مي گوييد: مراد از اين آيه جنگ صفين است؟

اگر شما يك ذره تدبر كنيد و يك ذره قلوب اقفالها را باز كنيد، قرآن بلا فاصله مي فرمايد:

فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَي الْأُخْرَي فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّي تَفِيءَ إِلَي أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ.

سوره حجرات آيه ٩

اگر يكي از آن ها جزء فئه باغيه شدند، بكشيد آن هايي كه باغي هستند.

مگر مي شود كه مؤمن را كشت؟

ابتدا شايد مؤمن بوده است؛ ولي به خاطر بغي از ايمان بيرون مي رود و مستحق قتل مي شود.

اگر مؤمن باشند و خدا امر كند كه بكشيد پس اين آيه چه مي شود كه مي فرمايد:

وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا

سوره نساء آيه ٩٣

شايد به قول يكي از بزرگان منظور از آيه ٩ سوره حجرات اين باشد: اين آقا خودش را مؤمن تصور مي كند؛ همان طوري كه در سوره انفال آيه ٥ و ٦ در رابطه با منافقين قرآن تعبير مؤمن كرده است:

وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَي الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُون.

اينجا همه اتفاق دارند كه كلمه المؤمنين در رابطه با منافقين است.

اين روايات متعددي كه شما داريد كه مي گويد:

من فَارَقَ الْجَمَاعَةَ شِبْرًا فَمَاتَ فَمِيتَةٌ جَاهِلِيَّةٌ.

صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٤٧٧

اين واضح است كه مرگ اين ها مرگ جاهلي است كه به معني مرگ كفر است و در آن هيچ شك و شبهه اي نيست.

آقايان كه براي معاويه يك رضي الله درست مي كنند، ان شاء الله خدا اين ها را با معاويه و پسرش يزيد محشور كند.

من فرمايش آقاي اميني را متوجه نشدم كه دنبال چه هستند.

اگر حديث ٤٠٣٣ در صحيح بخاري را كنار ٤٤٦٨ در صحيح مسلم بگذارند جواب شان را مي گيرند.

********

پايان.