سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٠٢ - پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه ٠١

پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه ٠١

کد مطلب: ٥٤٦٦ تاریخ انتشار: ٠٩ دي ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٣٤٠٧ سخنراني ها » شبکه ولايت پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه ٠١
حبل المتين ٨٩/١٠/٠٩

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٩ / ١٠ / ٨٩

آقاي محسني

نظر علماء و بزرگان أهل سنت درباره امام سجاد (عليه السلام) چيست؟

استاد حسيني قزويني

اگر ما بخواهيم نظر بزرگان أهل سنت را نسبت به امام سجاد (عليه السلام) عرض كنيم، شايد ٢ ، ٣ جلسه طول بكشد. در ذهن دارم كه بيش از ٧٠ نفر از شخصيت هاي بنام و پرآوازه أهل سنت درباره امام سجاد (عليه السلام) سخن گفته اند. ولي به چند نمونه اشاره مي كنم:

١. سعيد بن مسيب (متوفاي ٩٣ يا ٩٤ هجري)

در البداية و النهاية إبن كثير،جلد ٩، صفحه ١٢٢ آمده است كه سعيد بن مسيب نسبت به امام سجاد (عليه السلام) مي گويد:

لم يكن في أهل البيت مثله.

در ميان أهل بيت، همانند او نيست.

البته منظورش أهل بيت (عليهم السلام) در زمان امام سجاد (عليه السلام) است.

آقاي ذهبي كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، در تاريخ الإسلام،جلد ٦، صفحه ٤٣٤ از سعيد بن مسيب نقل مي كند:

ما رأيت رجلا أورع من علي بن الحسين.

من كسي را با ورع تر از علي بن حسين نديدم.

٢. زهري (متوفاي ١٢٤ هجري)

در البداية و النهاية إبن كثير،جلد ٩، صفحه ١٢٢ آمده است كه آقاي زهري نسبت به امام سجاد (عليه السلام) اين تعبير را دارد:

ما رأيت قرشيا أورع منه و لا أفضل.

هيچ انسان قريشي را همانند او در ورع و أفضليت نديدم.

٣. امام مالك (متوفاي ١٧٩ هجري)

در تاريخ مدينة دمشق إبن عساكر،جلد ٤١، صفحه ٣٧٨ و در العبر في خبر من غبر ذهبي، جلد ١، صفحه ١١١ آمده است كه آقاي مالك بن أنس، رئيس مالكي ها نسبت به امام سجاد (عليه السلام) اين تعبير را دارد:

إن علي بن الحسين كان يصلي في اليوم و الليل ألف ركعة و كان يسمي زين العابدين لعبادته.

علي بن حسين در هر شبانه روز، هزار ركعت نماز مي خواند و او را به خاطر عبادتش، «زينت عبادت كنندگان» ناميدند.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص٢٦٩ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٤، ص٣٩٢

٤. سفيان بن عيينه (متوفاي ١٩٨ هجري)

در الكوكب الدرية مناوي، صفحه ٢٣٧ آمده است كه آقاي سفيان بن عيينه از شخصيت هاي فقهي و پرآوازه أهل سنت درباره امام سجاد (عليه السلام) مي گويد:

ما رأينا قط قرشيا أفضل منه.

ما هيچ قريشي را أفضل از او نديديم.

٥. امام شافعي (متوفاي ٢٠٤ هجري)

در الرسائل جاحظ، صفحه ١٠٦ آمده است كه آقاي محمد بن ادريس شافعي، رئيس شافعي ها وقتي به امام سجاد (عليه السلام) مي رسد، مي گويد:

هو أفقه أهل المدينة.

او در فقاهت، سرآمد مردم مدينه بود.

٦. محمد بن سعد (متوفاي ٢٣٠ هجري)

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء،جلد ٤، صفحه ٣٨٧ آورده است كه آقاي محمد بن سعد زهري، صاحب كتاب الطبقات الكبري وقتي به امام سجاد (عليه السلام) مي رسد، مي گويد:

كان ثقة مأمونا، كثير الحديث عاليا، رفيعا، ورعا.

او ثقه بود و امانت دار بود و أحاديث زيادي داشت و داراي مرتبه عالي و بلند بود با ورع بود.

٧. امام احمد بن حنبل (متوفاي هجري)

آقاي إبن حجر مكي در الصواعق المحرقة، صفحه ١٢٢ نقل مي كند كه احمد بن حنبل وقتي به سندي مي رسد كه امام رضا (عليه السلام) نقل مي كند از امام كاظم (عليه السلام) و ايشان از امام صادق (عليه السلام) و ايشان از امام باقر (عليه السلام) و ايشان از امام سجاد (عليه السلام) و ايشان از امام حسين (عليه السلام) و ايشان هم از أمير المؤمنين (عليه السلام)، بعد مي گويد:

اين حديث، سلسلة الذهب است و سندهاي طلايي دارد و :

لو قرئت هذا الإسناد علي مجنون لبرء من جنته.

اگر اين سند را بر يك ديوانه قرائت كني، آن ديوانه، شفا پيدا مي كند.

٨. إبن كثير دمشقي سلفي (متوفاي هجري)

آقاي إبن كثير با اين كه ميانه خوشي با أهل بيت (عليهم السلام) ندارد، در البداية و النهاية،جلد ٩، صفحه ١٢١ وقتي به شرح حال امام سجاد (عليه السلام) مي رسد، مطالب زيادي از بزرگان أهل سنت مانند زهري و يحيي بن سعيد و محمد بن سعد نقل مي كند و مي گويد:

اين محاسن و مناقب در شخصيتي همانند علي بن حسين جمع بوده است.

٩. خير الدين زركلي (متوفاي ١٣٩٦ هجري)

آقاي خير الدين زركلي وهابي كه خدمات او به وهابيت را كمتر كسي انجام داده است و تمام تراث و آثار وهابيت را در كتاب الأعلام خود إحياء كرد، وقتي به شرح حال امام سجاد (عليه السلام) مي رسد، مي گويد:

الملقب بزين العابدين، رابع الأئمة الاثني عشر عند الإمامية و أحد من كان يضرب بهم المثل في الحلم و الورع.

او ملقب به زين العابدين بود و چهارمين امام دوازده گانه شيعه است و يكي از آنهايي بود كه در حلم و ورع زبانزد بود.

سپس مي گويد:

أحصي بعد موته عدد من كان يقوتهم سرا، فكانوا نحو مئة بيت.

بعد از اين كه ايشان از دنيا رفت، تعدادي از افرادي را كه ايشان به صورت مخفيانه براي آنها غذا و آذوقه مي برد، ١٠٠ خانه بود.

قال بعض أهل المدينة: ما فقدنا صدقة السر إلا بعد موت زين العابدين.

بعضي از اهالي مدينه مي گفتند: چگونگي مخفي بودن صدقه را بعد از رحلت زين العابدين فهميديم.

 

الأعلام لخير الدين الزركلي، ج٤، ص٢٧٧

آقاي إبن اسحاق در سيره خود مي گويد:

كان ناس من أهل المدينة يعيشون و لا يدرون من أين معايشهم و مآكلهم، فلما مات علي بن الحسين، فقدوا ما كانوا يؤتون به ليلا إلي منازلهم.

تعدادي از مردم مدينه در رفاه زندگي مي كردند، ولي نمي دانستند كه اين وسائل زندگي و خوراك شان از كجا تأمين مي شود. وقتي علي بن حسين از دنيا رفت، كسي كه شبانه مي آمد و پشت درب آنها غذا و وسائل زندگي مي گذاشت و مي رفت را نيافتند.

الأعلام لخير الدين الزركلي، ج٤، ص٢٧٧ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤١، ص٣٨٣ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٢٠، ص٣٩٢ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٤، ص٣٩٣ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص٢٧٠

البته اين روايت در بعضي از منابع آمده است كه به هنگام دفن امام سجاد (عليه السلام)، ديدند كه بعضي از آثار زنجير در دست هاي مبارك آن حضرت وجود دارد و ديدند يك زخمي هم در كتف مبارك، در نزديكي گردن شان هم هست. از امام باقر (عليه السلام) سؤال كردند كه دست هاي امام سجاد (عليه السلام) را در كربلاء به زنجير بسته بودند كه اين گونه شده است، اين زخمي كه در كتف و شانه حضرت هست چيست؟ امام باقر (عليه السلام) فرمود:

اين بر أثر همان آذوقه هايي است كه خودش شخصاً بر روي شانه اش مي گذاشت و براي خانواده هاي نيازمند و بي سرپرست مي برد.

* * * * * * *

آقاي محسني

أخيراً در مناطق أهل سنت، مطالبي عليه شيعه به صورت بلوتوث منتشر مي كنند كه متأسفانه ناراحت كننده است و هدف شان ايجاد تفرقه ميان شيعه و سني است و مي خواهند زمينه سازي قتل شيعيان را فراهم كنند. در اين زمينه توضيحاتي را بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

هر دم از اين باغ، بري مي رسد تازه تر از تازه تري مي رسد

شبهات عليه شيعه و عليه فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) تازگي ندارد و از زمان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) شروع شد و هم چنان تا ظهور امام زمان (عليه السلام) يقين داريم كه ادامه خواهد داشت.

ما هم با خبر شديم كه در منطقه سيستان و بلوچستان و بعضي از مناطقي كه شيعه و سني با هم زندگي مي كنند، بلوتوثي پخش شده و حدود ٣٠ ، ٤٠ مسئله از كتاب هاي شيعه نقل كرده اند جهت تحريك احساسات أهل سنت و ايجاد اختلاف و چه بسا زمينه سازي براي قتل شيعه. در مقدمه اين بلوتوثي كه دوستان براي من هم فرستاده اند، نوشته اند:

اين روايات در كتاب هاي شيعه هست. علماء شيعه بايد موضع گيري كنند و ٢ موضع گيري هم بيشتر نمي توانند داشته باشند:

يا قبول دارند اين روايات را كه در مذمت أهل سنت آمده و أهل سنت را كافر و نجس مي دانند. اگر قبول كنند، پس اين ادعاي وحدت، نفاق است و تزوير و علماء ما مي گويند: «كسي كه صاحب نفاق باشد، كافر است».

يعني اگر اين روايات را شيعه قبول دارد و با قبول اين روايات، دم از وحدت مي زند، پس شيعه كافر است.

يا اين روايات را شيعه ها قبول ندارند. بنابراين اگر اين روايات را قبول ندارند، در اين صورت به جاي آن كه شعار تو خالي وحدت را سر دهند، بنشينند و حكيمانه، اين روايات را از كتاب هاي شان خارج كنند و اگر قادر به اين كار نيستند، حدأقل در قبال آن موضع گيري كنند و آنها را ردّ كنند.

بعد هم يك سري مطالب را اشاره كرده و من به مقداري از مطالبي كه در ابتداء اين بيانيه نفاق و تفرقه افكن بوده، اشاره مي كنم. مثلاً در مورد اول نوشته است:

شيخ طوسي از علماء شيعه در كتاب تهذيب الأحكام، جلد ٧، صفحه ٣٠٢ نوشته است: «سني كافر است، نكاح با آنان جايز نيست» و هم چنين درجلد ٧، صفحه ٣٠٣ شيخ الطائفه طوسي گفته است: «أهل سنت كافرند، با آنان نكاح صحيح نيست، ذبيحه آنان خورده نمي شود، چون حرام است».

يعني اگر يك سني، حيواني را ذبح كند، آن حيوان ميته است و نمي توان از آن خورد؛ چون سني ها كافر هستند و آن ذبيحه هم ذبيحه كافر است و نجس.

مورد سوم: در كتاب من لا يحضره الفقيه أبو جعفر شيخ صدوق، در جلد ٣، صفحه ٢٥٨ نوشته است: «سني، هيچ بهره اي از اسلام نبرده است و لذا نكاح با آنان حرام است»..

در بنده چهارم نوشته است:

پس خورده سني، نجس تر از پس خورده هر دشمن اسلام است.

اين روايت را هم از من لا يحضره الفقيه، جلد ١، صفحه ٨ نقل كرده اند.

و حدود ٣٠ ، ٤٠ مورد از اين مطالب را جمع كرده اند.

 

به نظر من، هدف اينها، جز ايجاد اختلاف و تفرقه و ايجاد روشن كردن آتش فتنه ميان شيعه و سني و زمينه سازي و بسترسازي براي قتل شيعه، چيز ديگري پشت اين قضايا نيست. چون اينها سني ها را عليه شيعه تحريك مي كنند و چند نفر از شيعيان را عليه سني ها تحريك مي كنند و دشمنان هم نه با شيعه كار دارند و نه با سني؛ هدف اينها اين است كه اسلام و قرآن در كار نباشد.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا واقعاً در كتب تهذيب الأحكام و من لا يحضره الفقيه اين روايات آمده است؟

استاد حسيني قزويني

من از بينندگان عزيز، به ويژه از أهل سنت كه انصاف دارند و از وهابي هايي كه پا بر روي وجدان شان نگذاشته اند، تقاضا مي كنم دقت كنند:

أولاً:

همان طور كه عرض كرديم، ايشان از كتاب تهذيب الأحكام كه از كتب اربعه شيعه و كتاب هاي معتبر شيعه است، نقل كرده است. البته منظور ما از كتاب هاي معتبر، اين نيست كه مانند صحيح بخاري و صحيح مسلم، چشم مان را ببنديم و تمام روايات آن را صحيح بدانيم؛ خير. منظور ما از كتاب هاي معتبر، يعني اهليت براي مراجعه كردن به اين كتاب و بررسي اسانيد روايات و عمل به روايات صحيح و عمل نكردن به روايات ضعيف اين كتاب ها است. مثلاً ما بعضي از كتاب ها مانند انوار نعمانيه سيد نعمت الله جزايري (ره) را معتبر نمي دانيم. حتي بعضي از بزرگان، مانند مرحوم انگجي (ره) در جلد دوم، صفحه ١٠٨ همين كتاب انوار نعمانيه مي گويد:

خواندن بعضي از كتاب هاي سيد نعمت الله جزايري (ره) حرام است.

چون نتيجه اي جز بدبيني و اختلاف و شعله ور كردن آتش فتنه ميان شيعه و سني نيست. وقتي ما مي گوييم كتاب تهذيب الأحكام معتبر است، به اين معناست.

ثانياً:

اينها نقل كرده اند از كتاب تهذيب الأحكام،جلد ١، صفحه ٣٠٢ كه شيخ طوسي (ره) مي فرمايد:

سني كافر است، نكاح با آنان جايز نيست.

يا در صفحه ٣٠٣ نوشته است:

أهل سنت كافرند، با آنان نكاح صحيح نيست، ذبيحه آنان خورده نمي شود، چون حرام است.

من از بينندگان عزيز تقاضا دارم به اين عبارتي كه شيخ طوسي (ره) در كتاب تهذيب الأحكام آورده، دقت كنند و ببينند آيا كلمه «أهل سنت» يا «سني» يا «عامه» و «مخالف» در آنجا به كار رفته است؟ چون معمولا الفاظي كه ما براي اينها به كار مي بريم، اين الفاظ است: «أهل السنة»، «أهل السنة و الجماعة»، «أهل العامة»، «المخالف». با ديدن اين روايت، مي بينيم كه خير، اين تعابير به كار نرفته است؛ بلكه در آنجا تعبير «ناصبي» به كار رفته است.

ثالثاً:

اين آقايان ظاهراً سوراخ دعا را گم كرده اند. تفاوت ميان ناصبي و أهل سنت، تفاوت زمين تا آسمان است. عبارت شيخ طوسي (ره) اين است:

و لا يجوز نكاح الناصبية المظهرة لعداوة آل محمد عليهم السلام.

جايز نيست ازدواج با فرد ناصبي كه دشمني با آل محمد (عليهم السلام) را اظهار مي كند.

آقاياني كه اين را به سني معنا كرده اند، آيا واقعاً خودشان را ناصبي مي دانند؟ آيا خودشان را دشمن آل محمد (عليهم السلام) مي دانند؟ اگر خود را ناصبي مي دانند، بله، شيخ طوسي (ره) فرموده است: «ازدواج با دشمنان آل محمد (عليهم السلام) جايز نيست». حال آن كه آقايان أهل سنت، خود را محب آل محمد (عليهم السلام) مي دانند و ما هم معتقديم أهل سنت نسبت به آل محمد (عليهم السلام) علاقمند هستند و در نمازهاي شان، صلوات بر محمد و آل محمد (عليهم السلام) را شرط صحت نماز مي دانند و اگر بر محمد و آل محمد (عليهم السلام) صلوات نفرستند، نماز را باطل مي دانند و در خطبه هاي نماز جمعه شان هم صلوات مي فرستند.

من از برادران عزيز شيعه اي كه در منطقه هستند، مي خواهم اين عباراتي را كه من مي خوانم، يادداشت و مراجعه كنند و اينها را بلوتوث كنند و در سايت ها و وبلاگ ها بگذارند و ساكت ننشينند. چون وقتي دشمن مي آيد جلوي خانه ما و شروع مي كند به شعله ور كردن آتش فتنه، ما نبايد ساكت بنشينيم و بايد از خودمان دفاع كنيم.

پس شيخ طوسي (ره) مي فرمايد:

و لا يجوز نكاح الناصبية المظهرة لعداوة آل محمد عليهم السلام.

جايز نيست ازدواج با فرد ناصبي كه دشمني با آل محمد (عليهم السلام) را اظهار مي كند.

 

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج٧، ص٣٠٢

سپس شيخ طوسي (ره) روايتي را از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كند:

لا يتزوج المؤمن بالناصبية المعروفة بذلك.

يك مرد شيعه نبايد با يك زن ناصبي ازدواج كند.

رابعاً:

هم چنين در روايت صفحه ٣٠٣ اين تعبير آمده است:

سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الناصب الذي عرف نصبه و عداوته، هل يزوجه المؤمن و هو قادر علي رده و هو لا يعلم برده؟ قال: لا يتزوج المؤمن الناصبية و لا يتزوج الناصب مؤمنة.

از امام صادق (عليه السلام) سؤال كردم از ازدواج با كسي كه ناصبي است و با آل محمد (عليهم السلام) عداوت دارد. حضرت فرمود: نه مرد مؤمن مي تواند با زن ناصبي ازدواج كند و نه زن مؤمن مي تواند با مرد ناصبي ازدواج كند.

البته اگر اين آقايان مؤمن باشند، فرمايش امام صادق (عليه السلام) آنها را هم شامل مي شود. نه تنها ازدواج يك زن شيعه با مرد ناصبي و دشمن أهل بيت (عليهم السلام)، حرام و باطل است، نظر ما اين است كه يك سني اي كه معتقد به محبت أهل بيت (عليهم السلام) است و و اين آيه «قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي(سوره شوري/آيه٢٣)» را قبول دارد، نبايد با هيچ ناصبي و دشمن آل محمد (عليهم السلام) ازدواج كند.

خامساً:

در اين بلوتوث كه آمده است:

ذبيحه آنان نجس است و خورده نمي شود.

از امام باقر (عليه السلام) روايت شده است:

ذكر الناصب فقال: لا تناكحهم و لا تأكل ذبيحتهم و لا تسكن معهم.

وقتي حرفي از نواصب به ميان آمد، حضرت فرمود: با آنها ازدواج نكنيد و ذبيحه آنها را نخوريد و با آنها رفت و آمد نداشته باشيد.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج٧، ص٣٠٣

اينها مطالبي بود كه نسبت به كتاب تهذيب الأحكام آورده بودم و معلوم مي شود كه منظور روايات و شيخ طوسي (ره)، نواصب و دشمنان آل محمد (صلوات الله عليهم أجمعين) است.

سادساً:

اما در رابطه با من لا يحضره الفقيه هم آدرس داده اند جلد ١، صفحه ٨ و جلد ٣، صفحه ٢٥٨. ولي آنچه كه ما در كامپيوتر داريم و استفاده مي كنيم، آدرس دوم به اين شكل است: جلد ٣، صفحه ٤٠٨ است. در اينجا هم خيلي واضح و روشن است و من دوست دارم هم عزيزان شيعه به اين عبارت دقت كنند و هم دوستان سني. عبارت شيخ صدوق (ره) اين است:

و من إستحل لعن أمير المؤمنين عليه السلام و الخروج علي المسلمين و قتلهم حرمت مناكحته، لأن فيها الإلقاء بالأيدي إلي التهلكة و الجهال يتوهمون أن كل مخالف ناصب و ليس كذلك.

ازدواج با كسي كه لعن أمير المؤمنين (عليه السلام) و قيام در برابر مسلمانان و قتل مسلمانان را حلال بداند، حرام است. ... ، جاهلان و نادانان توهم مي كنند كه تمام مخالفان (أهل سنت)، ناصبي هستند، در حالي كه اين طور نيست.

 

من لا يحضره الفقيه للشيخ الصدوق، ج٣، ص٤٠٨

فرقي نمي كند كه اين نادانان و جاهلان چه كسي باشند؛ يك منبري يا مداح يا عالم شيعه باشد، يا يك عالم سني و وهابي، يا يك توطئه گر و جيره خوار.

اين عبارت شيخ صدوق (ره) است. ببينيد برادران عزيز! خواهران گرامي! عزيزان أهل سنت! در صفوف خودتان اينها را راه ندهيد و با مشت محكم زدن بر دهان ياوه سراياني كه اين گونه تحريف مي كنند، برخورد كنيد.

ايشان كه در اين بلوتوث نقل كرد از كتاب من لا يحضره الفقيه كه شيخ صدوق (ره) گفته است:

ازدواج با أهل سنت، باطل و حرام است.

اصلا در اينجا بحث أهل سنت نيست، بلكه شيخ صدوق (ره) مي فرمايد:

و الجهال يتوهمون أن كل مخالف ناصب و ليس كذلك.

جاهلان و نادانان توهم مي كنند كه تمام مخالفان (أهل سنت)، ناصبي هستند، در حالي كه اين طور نيست.

سابعاً:

هم چنين اين تعبيري را كه در اين بلوتوث آوردند:

پس خورده سني، نجس تر از پس خورده هر دشمن اسلام است.

بايد بگوييم كه اصلا بحثي از سني در اينجا نيست.

اينها كه در من لا يحضره الفقيه، جلد ١، صفحه ٨ آدرس داده بودند، در نسخه اي كه در دست ماست، در صفحه ٩، حديث شماره ١١ است. روايت از امام صادق (عليه السلام) است كه مي فرمايد:

و لا يجوز الوضوء بسؤر اليهودي و النصراني و ولد الزنا و المشرك و كل من خالف الاسلام و أشد من ذلك سؤر الناصب.

خوردن نيم خورده يهودي و نصاري و زنازاده و مشرك و هر كسي كه مخالف با اسلام است، جايز نيست و بدتر از آنها، نيم خورده ناصبي و دشمن أهل بيت (عليهم السلام) است.

آيا از اين بهتر و واضح تر؟!

ما از اين آقايان سؤال مي كنيم:

اگر واقعاً اين حضراتي كه اين بيانيه ها را صادر مي كنند و اين بلوتوث ها را منتشر مي كنند، سني هستند و خودشان را دشمن أهل بيت (عليهم السلام) مي دانند، كلام همين است و هيچ شبهه اي نداريم و تمام فقهاء قديم و جديد ما فتوا داده اند: «كساني كه با آل محمد (عليهم السلام) دشمني داشته باشد و به اينها ناسزا بگويد، نجس هستند». نه تنها ما، چه بسا خيلي از أهل سنت هم بر اين عقيده هستند. اگر هم اين حضرات، خودشان را محب أهل بيت (عليهم السلام) مي دانند، اين روايات ارتباطي با أهل سنت ندارد.

* * * * * * *

آقاي محسني

نظر فقهاء شيعه درباره ازدواج با أهل سنت و خوردن ذبيحه شان چيست؟

استاد حسيني قزويني

سؤال زيبايي است. بينندگان عزيز اين را توجه داشته باشند كه اگر در برابر شما، ٢ روايت را آوردند و نقل كردند، بگوييد:

ما توجهي به اين روايات نداريم و مقلّد شيخ طوسي (ره) و شيخ صدوق (ره) نيستيم و در كتاب هاي اينها هم روايات صحيح است و هم روايات ضعيف و ما هم روايات صحيح و ضعيف را تشخيص نمي دهيم. ما مقلد مراجع مان هستيم و بايد ببينيم فتواي مراجع مان چيست تا به آن عمل كنيم.

نظر فقهاء شيعه درباره طهارت أهل سنت و ازدواج با آنها

١. حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره)

حضرت آيت ا... العظمي خويي (رضوان الله تعالي عليه) يكي از فقهاء بنام و پرآوازه شيعه است كه هزاران شاگرد مجتهد مسلّم تربيت كرده است. ايشان در كتاب الطهارة،جلد ٢، صفحه ٨٤، چاپ سوم، سال ١٤١٠، نشر دار الهادي قم به صراحت مي فرمايد:

فلا يعتبر في الإسلام غير الشهادتين.

براي ثابت شدن اسلام يك نفر، فقط شهادتين كافي است.

يعني أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمد رسول الله؛ هر كسي اين دو شهادت را بدهد، هيچ مشكلي ندارد.

بعد ايشان مي گويد:

السيرة القطعية الجارية علي طهارة أهل الخلاف، حيث إن المتشرعين في زمان الأئمة ـ ع ـ و كذلك الأئمة بأنفسهم كانوا يشترون منهم اللحم و يرون حلية ذبائحهم و يباشرونهم.

سنت قطعي جريان دارد بر طهارت أهل سنت و افراد متشرع در زمان ائمه (عليهم السلام) و خود ائمه (عليهم السلام) از أهل سنت گوشت مي خريدند و ذبيجه آنها را حلال مي دانستند و با آنها رفت و آمد داشتند.

يعني نه تنها من أهل سنت را پاك مي دانم، بلكه سيره قطعيه است كه تمام فقهاء ما در طول تاريخ، از زمان ائمه (عليهم السلام) تا كنون، فتوا به طهارت أهل سنت داده اند؛ حتي خود ائمه (عليهم السلام) هم أهل سنت را پاك مي دانستند. اين فتواي فقيه نامدار شيعه است. اصلاً بحث نجاست أهل سنت مطرح نيست. چهار تا وهابي بلند شدند و بيكار هستند و طبلي برداشته اند و در سر چهارراه بر آن مي كوبند كه آقايان أهل سنت! شيعه شما را نجس مي داند. اين آقايان جهّال هستند.

جالب اين است كه آقاي بن جبرين كه از مفتيان شماره ٢ عربستان سعودي است و بارها فتوايش را عرض كرده ايم و در كتاب وهابيت از منظر عقل و شرع هم آورده ام، مي گويد:

به چند دليل، شيعيان كافر هستند و در كفر آنها شكي نداريم:

يكي از آنها اين است كه شيعيان، سني را نجس مي دانند و اگر با شما أهل سنت مصافحه مي كنند و دست مي دهند، بلافاصله دست هاي شان را مي شويند.

اگر يك شترچران بيابان هاي رياض هم چنين حرفي را بزند، يا يكي از ولگردهاي زاهدان هم چنين حرفي را بزند، ما گلايه اي نداريم و از كوزه همان برون تراود كه در اوست. ولي وقتي يك مفتي شماره ٢ عربستان سعودي و يك شخصيت برجسته و فقيه كه دكتراي دانشگاه را دارد چنين حرفي را مي زند، چه بايد گفت؟

جناب حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) در همين كتاب الطهارة،جلد ٢، صفحه ٨٣ در رابطه با آقايان أهل سنت كه عقيده اي به ولايت و امامت حضرت علي (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام) ندارند، مي فرمايد:

ما اينها را نجس نمي دانيم:

لعدم ثبوت الخلافة عندهم بالضرورة لأهل البيت ـ ع ـ نعم الولاية ـ بمعني الخلافة ـ من ضروريات المذهب لا من ضروريات الدين.

چون براي انها [در أثر جهل يا عدم اتمام حجت] ثابت نشده است كه امامت حضرت علي (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام) جزء ضروريات دين است. بله، ولايتي كه به معناي خلافت است، از ضروريات مذهب است، نه از ضروريات دين.

٢. علامه حلي (ره) (متوفاي ٧٢٦ هجري)

علامه حلي (ره) كه از استوانه هاي فقهي و از شخصيت هاي برجسته شيعه است، در كتاب مختلف الشيعة،جلد ٨، صفحه ٣٠٠ صراحتاً مي فرمايد:

ذبيحه أهل سنت پاك است و مي توان خورد؛ مگر ذبيجه ناصبي را.

٣. وحيد بهبهاني (ره)

مرحوم وحيد بهبهاني (ره) در حاشيه مجمع الفائدة و البرهان،جلد ١، صفحه ٦٦١ همين تعبير را دارد.

٤. علامه طباطبائي (ره) (متوفاي ١٢٣١ هجري)

مرحوم طباطبائي (ره) در رياض المسائل،جلد ١٢، صفحه ١٠٢ مي فرمايد:

ازدواج با أهل سنت اشكالي ندارد و ذبيحه آنها پاك است.

٥. محقق نراقي (ره)

مرحوم محقق نراقي (ره) كه از بزرگان فقهي شيعه است، در كتاب مستند الشيعة،جلد ١٥، صفحه ٤١٥ همين تعبير را دارد.

٦. شهيد ثاني (ره)

مرحوم شهيد ثاني (ره) در كتاب مسالك الإفهام،جلد ٧، صفحه ٤٠٧ همين تعبير را دارد.

٧. شيخ محمد حسن نجفي (متوفاي ١٢٦٦ هجري)

مرحوم صاحب جواهر (ره) كه گل سرسبد فقهاء شيعه است و الآن هم تمام مباحث فقهي شيعه و دروس خارج فقهاء ما بر محور جواهر الكلام مي چرخد، مي فرمايد:

كساني كه مي گويند أهل سنت كافر است:

معلوم الفساد، للأخبار المعتبرة المنجبرة بعمل الأصحاب و بالسيرة القاطعة الدالة علي تحقق الاسلام بالشهادتين و أنه الذي عليه جماعة الناس و به تحقن الدماء و تنكح النساء و تحل المواريث ... .

اين نظر، نظر فاسدي است. روايات معتبري وجود دارد كه به وسيله عمل اصحاب و سيره قطعي آنها تكميل شده و دلالت مي كند كه اسلام فقط با شهادتين محقق مي شود و أهل سنت هم به همين شهادتين معتقدند و به اين شهادتين است كه خون ها محترم مي شود و زنان به ازدواج درمي آيند و ارث حلال مي شود.

جواهر الكلام للشيخ الجواهري، ج٤، ص٨٣

يعني اگر مردي سني، زن شيعي داشته باشد، اين زن از آن مرد ارث مي برد و بالعكس. هم چنين پسر سني از پدر شيعي ارث مي برد و بالعكس. اگر به ده ها كتاب ديگر شيعه مراجعه كنيد، مي بينيد كه اين مطالب بحث شده است.

هم چنين علامه حلي (ره) در المنتهي المطلب، جلد ١، صفحه ١٤ و مقدس اردبيلي (ره) در مجمع الفائدة و البرهان،جلد ١، صفحه ٣٢٢ و جلد ٧، صفحه ٤٤٧ و شهيد ثاني (ره) در مسالك الأفهام،جلد ٧، صفحه ٤٠٣ و شيخ انصاري (ره) در كتاب الطهارة و مرحوم حكيم (ره) در المستمسك،جلد ١، صفحه ٣٩٦ و تمام فقهاء ما از زمان شيخ مفيد (ره) و سيد مرتضي (ره) تا زمان معاصر، فتوا داده اند به طهارت أهل سنت و به جواز ازدواج با آنها و به حليت ذبيحه آنها. آن وقت اين آقايان، روايتي را كه در رابطه با نواصب و دشمنان أهل بيت (عليهم السلام) است را تطبيق مي كنند نسبت به خودشان.

* * * * * * *

آقاي محسني

بحث از نواصب و أهل سنت شد كه نواصب با أهل سنت متفاوت هستند و وقتي حديثي از نواصب مي گوييم، اصلاً شامل أهل سنت نمي شود. تعريف نواصب و حكمي را كه أهل سنت نسبت به نواصب مي دهند را براي ما بيان بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

همان طور كه حضرت عالي اشاره داشتيد و بنده هم گفتم، بحث نواصب كاملاً جداي از أهل سنت است و در روايات ما هم آمده و در عبارات شيخ صدوق (ره) و شيخ طوسي (ره) هم ديديم كه نواصب كساني هستند كه عداوت خودشان را به أهل بيت (عليهم السلام) اظهار مي كنند. خود بزرگان أهل سنت هم در اين زمينه با ما هم رأي هستند و بزرگان أهل سنت براي نواصب، محلي از اعراب قائل نيستند.

نظر بزرگان أهل سنت در مورد نواصب

١. زمخشري (متوفاي ٥٣٨ هجري)

آقاي زمخشري كه از بزرگان أهل سنت است، مي گويد:

أهل النصب الذين ينصبون لعلي كرم الله وجهه.

نواصب كساني هستند كه نسبت به علي (كرم الله وجهه) عداوت دارند.

أساس البلاغة، ج١، ص٦٣٥، نشر دار الفكر بيروت

٢. أبو القاسم تميمي اصفهاني (متوفاي ٥٣٥ هجري)

آقاي أبو القاسم تميمي اصفهاني مي گويد:

و الناصبة سموا ناصبة لأنهم نصبوا العداوة لعلي و لأهل بيت رسول الله.

ناصبي را ناصبي ناميدند، چون دشمني با علي و أهل بيت رسول الله را شعار خودشان قرار دادند.

الحجة في بيان المحجة، ج٢، ص٥١٤، چاپ دار الرأية سعودي رياض، سال ١٤١٩ هجري و ١٩٩٩ ميلادي، با تحقيق محمد بن ربيع هادي

خيلي واضح و روشن است و مانند همان تعبيري است كه بزرگان ما دارند.

٣. إبن حجر عسقلاني

آقاي إبن حجر عسقلاني تعبيري دارد كه دوست دارم أهل سنت به اين دقت كنند؛ چون إبن حجر عسقلاني از استوانه هاي رده اول أهل سنت است و آقايان أهل سنت هم عيال كنار سفره ايشان و ذهبي و إبن معين هستند و اگر إبن حجر عسقلاني را از أهل سنت بگيريد، چيزي براي شان نمي ماند. ايشان در فتح الباري في شرح صحيح البخاري، جلد ١، صفحه ٤٥٢ مي گويد:

النواصب الزاعمين أن عليا لم يكن مصيبا في حروبه.

نواصب كساني هستند كه معتقدند علي در جنگ جمل و جنگ صفين و جنگ خوارج، مصيب و بر حق نبوده و خطا كرده است.

ايشان خيلي شديدتر از علماء شيعه حكم داده است. اگر اين تعبير را شيخ طوسي (ره) يا علامه حلي (ره) گفته بود، اين آقايان هفت آسمان را بر سر اينها خراب مي كردند.

٤. إبن تيميه

خود آقاي إبن تيميه عبارت خيلي عجيبي دارد و كلام حقي است كه بر زبان ايشان كه خودش جزء نواصب است، جاري شده است. خود إبن حجر عسقلاني هم صراحت دارد كه خيلي ها إبن تيميه را به خاطر اهانت هايي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) كرده است، منافق مي دانند.

ايشان مي گويد:

كساني كه نسبت به علي بن أبي طالب عداوت دارند و قتل او را جايز مي دانند، ما آنها را ناصبي مي دانيم.

 

مجموع فتاوي لإبن تيميه، ج٤، ص٤٦٨

جالب اين است كه ايشان يك تعبير زيبايي دارد. ايشان در مجموع فتاوي،جلد ٤، صفحه ٤٨٨، چاپ مكتبة إبن تيميه رياض، چاپ سوم، با تحقيق عبد الرحمن بن محمد العاصمي النجدي مي گويد:

ما كه الآن در قرن هفتم و هشتم زندگي مي كنيم، در شام خبري از نواصب نيست. ولي:

لما كان بنو أمية ولاة البلاد بعض بني أميه ينصب العداوة لعلي و يسبه.

در زمان بني أميه، بعضي از واليان با علي عداوت داشتند و نسبت به او جسارت مي كردند.

و أما اليوم فما بقي من اولئك أحد.

ولي امروز كسي از آنها نمانده است.

در كتب و رسائل و فتاوي شيخ الإسلام إبن تيميه،جلد ٢٥، صفحه ٣٠٩ مي گويد:

كساني كه در روز عاشورا اظهار شادماني مي كنند و كساني كه سرمه مي كشند و كساني كه مردم را دعوت مي كنند و اطعام مي دهند يا غذا مي پزند و براي شادي به خانه هاي مردم مي دهند، همه شان ناصبي هستند.

جالب است.

من نمي خواهم خيلي روي اين مانور بدهم و يك سري مسائلي هست كه بيان آن به مصلحت نيست:

مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز ور نه در مجلس رندان خبري نيست كه نيست

آنهايي كه در داخل كشور و در كشور عربستان سعودي و سودان و جاهاي ديگر، همين امسال در ماه محرم، در شب تاسوعا و عاشورا، بساط ازدواج و شادي داشتند و به عنوان شكرانه نعمت، روزه گرفته بودند و افطاري دادند، تمامي اينها از ديدگاه خود إبن تيميه ناصبي هستند.

اينها نمونه هايي بود از گفتار علماء أهل سنت درباره نواصب. البته نمونه هاي زيادي داريم كه اگر بخواهيم همه را بگوييم، به درازا مي كشد.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا در كتب أهل سنت، رواياتي وجود دارد كه به صراحت درباره دشمني با أهل بيت (عليهم السلام) مطالبي را بيان كرده باشد؟ در اين مورد براي بينندگان عزيزمان بيان بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

در بعضي از روايات أهل سنت، در مورد عداوت و نصب أهل بيت (عليهم السلام) رواياتي آمده است؛ مخصوصا در مورد عداوت با أمير المؤمنين (عليه السلام).

روايت اول:

از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كنند:

من أحبّ عليا فقد أحبّني و من أحبني فقد أحب الله و من أبغض عليا فقد أبغضني و من أبغضني فقد أبغض الله.

هر كسي كه علي را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته است و هر كسي كه مرا دوست داشته باشد، خداوند را دوست داشته است و هر كسي با علي دشمني كند، با من دشمني كرده است و هر كسي با من دشمني كند، با خداوند دشمني كرده است.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٩، ص١٣٢ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٢٣، ص٣٨٠ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص١١٠١ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦٠١ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٤، ص٣٤٩ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٢٧٠ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج٢١، ص١٧٩ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص١٥٥ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٣٠

روايت دوم:

روايات ديگري داريم كه در رابطه با امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است:

من أحب الحسن و الحسين فقد أحبني و من أبغضهما فقد أبغضني.

هر كسي كه حسن و حسين را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هر كسي كه با آنها دشمني كند، با من دشمني كرده است.

سنن إبن ماجة، ج١، ص٥١ ـ مسند أبي يعلي، ج١١، ص٧٨ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج٥، ص١٠٢ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٣، ص٤٨ و ج٦، ص٢٤١ ـ الجامع الصغير لجلال الدين السيوطي، ج٢، ص٥٥٤ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٢، ص١١٦ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٣، ص٣٤٤ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١، ص١٥١ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٣، ص١٨٨ ـ ميزان الاعتدال للذهبي، ج٢، ص١١١ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٥، ص٩٨ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص٣٩ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٣٧

علامه مناوي وقتي اين حديث را در فيض القدير شرح الجامع الصغير، جلد ٦، صفحه ٤٢، حديث ٨٣١٨ نقل مي كند، مي گويد:

و من علامة حبهم حب ذريتهم، بحيث ينظر إليهم الآن نظرة بالأمس إلي أصولهم لو كان معهم و يعلم أن نطفهم طاهرة و ذريتهم مباركة و من كانت حالته منهم غير قويمة فإنما تبغض أفعاله لا ذاته.

از نشانه هاي محبت به حسن و حسين اين است كه به اولاد آنها (كه سادات هستند) محبت كرد. اگر يكي از فرزندان آنها خوب بود، مشخص است كه اين خوبي را از اجدادشان به ارث برده اند و اگر يكي از فرزندان آنها بد بود و اعمال زشتي داشت، بايد با افعال شان دشمني كرد، نه با خودشان.

مثلاً اگر يكي از فرزندان امام حسين (عليه السلام) شراب مي خورد و زنا مي كند و دزدي مي كند، آنچه كه واجب است، دشمني كردن با عمل آنهاست؛ ولي نسبت به خود فرزندان امام حسين (عليه السلام) بايد محبت داشت.

روايت سوم:

اين روايت را خيلي شنيده ايد كه در صحيح مسلم،جلد ١، صفحه ٦١، كتاب الإيمان، باب نقصان الإيمان بنقص الطاعات از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل شده است:

و الذي فلق الحبة و برأ النسمة! إنه لعهد النبي الأمي صلي الله عليه و سلم إلي أن لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني إلا منافق.

قسم به كسي كه دانه را شكافت و بشر را آفريد! پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به من فرمود: جز مؤمن، كسي مرا دوست نمي دارد و جز منافق، كسي با من دشمني نمي كند.

روايت چهارم:

أبو سعيد خدري نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من أبغض أهل البيت فهو منافق.

هر كسي كه با أهل بيت دشمني كند، منافق است.

سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١١، ص٨ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج٦، ص٧

قرآن هم مي فرمايد:

إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ

سوره نساء/آيه١٤٥

إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَ الْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا

خداوند، منافقين و كافرين را در جهنم جمع خواهد كرد.

سوره نساء/آيه١٤٠

در روايتي ديگر فرموده است:

لا يبغضنا إلا منافق.

سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١١، ص٨

در روايتي ديگر فرموده است:

لا يبغضنا أهل البيت إلا شقي.

سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١١، ص٨

روايت پنجم:

أبو سعيد خدري نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

و الذي نفسي بيده! لا يبغضنا أهل البيت أحد إلا أدخله الله النار.

قسم به كسي كه جانم در دست اوست! هر كسي كه با أهل بيت من دشمني كند، خداوند او را وارد آتش جنهم مي كند.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٥٠ ـ صحيح إبن حبان، ج١٥، ص٤٣٥ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٢، ص١٠٤ ـ تفسير الرازي، ج٣، ص١٥٢ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٦، ص٧ ـ تفسير الآلوسي، ج٢٥، ص٣٢ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٢، ص١٢٣ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١١، ص٨ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج١، ص٥٥٠

روايات متعددي در اين زمينه از آقايان أهل سنت داريم. حتي در كنز العمال متقي هندي،جلد ١١، صفحه ٦٢٣، حديث ٣٣٠٣١ آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

ثلاث من كن فيه فليس مني و لا أنا منه: بغض علي و نصب أهل بيتي و من قال: الايمان كلام.

٣ دسته هستند كه نه آنها از من هستند و نه من از آنها هستم: كسي كه بغض و كينه علي را در دل دارد و كسي كه نسبت به أهل بيت من عداوت داشته باشد و كسي كه بگويد ايمان، فقط يك حرف زدن است و عمل هم لازم نيست.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٢٨٤

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

أهل سنت معتقدند كه زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم جزء أهل بيت (عليهم السلام) هستند. تازگي ها هم در تلويزيون، يكي از علماء أهل سنت گفته است «أهل بيت يعني تمام امت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)»! در اين مورد روشن گري بفرماييد.

جواب ١ :

عزيز من! شما يك روايت بياوريد از أم المؤمنين عايشه كه گفته باشد من هم جزء أهل بيت (عليهم السلام) هستم.

در زاهدان در همايش مذاهب، يكي از علماء أهل سنت صحبت كرد و گفت:

بعضي از علماء ما تلاش دارند تا اثبات كنند زنان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) جزء أهل بيت هستند. من رسما اعلام مي كنم أم المؤمنين عايشه كه مقيد بود هرگونه مطلبي كه در فضائل خودش بود را در ملأ عام منتشر كند، هيچ روايتي نداريم كه عايشه اعلام كرده باشد من هم جزء أهل بيت هستم و آيه تطهيرشامل من هم مي شود.

يا روايتي بياوريد كه ام سلمه يا حفصه يا أم حبيبه گفته باشد ما هم جزء أهل بيت (عليهم السلام) هستيم؛ بلكه بالعكس وجود دارد. مثلاً روايت از أم سلمه است كه به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) عرضه داشت:

و أنا معهم يا رسول الله؟ قال: إنك علي خير.

آيا من هم جزء اين أهل بيت (عليهم السلام) هستم و مشمول آيه تطهيرهستم؟ حضرت فرمود: تو هم آدم خوبي هستي، ولي جزء أهل بيت (عليهم السلام) نيستي.

وقتي اين روايت را ترمذي نقل مي كند، مي گويد:

هذا حديث حسن صحيح.

اين حديث، حسن و صحيح است.

 

سنن الترمذي، ج٥، ص٣٦١

آقاي ألباني در صحيح سنن ترمذي اين روايت را صحيح دانسته است.

هم چنين وقتي أم سلمه مي گويد:

آيا من هم جزء أهل بيت (عليهم السلام) هستم؟

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

أللهم هؤلاء أهل بيتي و خاصتي.

خدايا! اينهايي كه زير عباء هستند، أهل بيت من هستند.

 

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج٦، ص٢٩٢

أم سلمه مي گويد:

من باز هم با حرف پيامبر (صلي الله عليه و سلم) قانع نشدم و ديدم آن همه فضيلت براي أهل بيت در آيه تطهيرهست:

فرفعت الكساء لأدخل معهم فجذبه من يدي و قال: إنك علي خير.

كساء را بلند كردم تا داخل جمع أهل بيت شوم. پيامبر (صلي الله عليه و سلم) كساء را از دست من گرفت و كشيد و فرمود: تو هم آدم خوبي هستي، ولي جزء أهل بيت من نيستي.

 

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج٦، ص٣٢٣

در خود صحيح مسلم آمده است كه از زيد بن أرقم سؤال مي كنند:

من أهل بيته نساؤه؟

آيا زنان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم جزء أهل بيت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هستند؟

مي گويد:

لا، و أيم الله! إن المرأة تكون مع الرجل العصر من الدهر ثم يطلقها فترجع إلي أبيها و قومها.

قسم به خداا! نه، زني با همسرش يك عمر زندگي مي كند، سپس طلاقش مي دهد و به سوي پدر و قومش برمي گردد.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٣

وقتي أم سلمه مي گويد:

أنا يا رسول الله ألست من أهل البيت؟

يا رسول الله! آيا من جزء أهل بيت نيستم؟

حضرت فرمود:

إنك إلي خير، أنت من أزواج النبي صلي الله عليه و سلم.

تو آدم خوبي هستي، تو از زنان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هستي و جزء أهل بيت من نيستي.

تفسير إبن كثير، ج٣، ص٤٩٣ ـ جامع البيان لإبن جرير الطبري، ج٢٢، ص١١ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص٨٧ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج٥، ص١٩٨ ـ تفسير الآلوسي، ج٢٢، ص١٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٣، ص٢٠٧

جناب آقاي آلوسي وهابي با آن تعصبش صراحت دارد:

و قوله عليه الصلاة و السلام: «أللهم هؤلاء أهل بيتي» و دعائه لهم و عدم إدخال أم سلمة، أكثر من أن تحصي و هي مخصصة لعموم أهل البيت بأي معني كان البيت.

رواياتي كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي فرمايد: «خدايا! اينها أهل بيت من هستند» و براي آنها دعا مي كند و أم سلمه را داخل در أهل بيت نمي داند، فراتر از آن است كه شمارش شود و كلمه أهل بيت را به هر معنا بگيريد، روايات أم سلمه آن را تخصيص مي دهد.

تفسير الآلوسي، ج٢٢، ص١٥

در صفحه بعد هم مي گويد:

أن النساء المطهرات غير داخلات في أهل البيت الذين هم أحد الثقلين.

زنان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) جزء أهل بيتي كه يكي از ثقلين است، نيستند.

تفسير الآلوسي، ج٢٢، ص١٦

اينها خيلي واضح و روشن است.

خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

نزلت هذه الآيه في خمسة: في و في علي و فاطمة و حسن و حسين.

آيه تطهيردر شأن ٥ نفر نازل شده است: در شأن من و علي و فاطمه و حسن و حسين.

جامع البيان لإبن جرير الطبري، ج٢٢، ص٩ ـ تفسير الثعلبي، ج٨، ص٤١ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص٤٠ ـ المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز لإبن عطية الأندلسي، ج٤، ص٣٨٤ ـ تفسير إبن كثير، ج٣، ص٤٩٤ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج٥، ص١٩٨ ـ تفسير الآلوسي، ج٢٢، ص١٧ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٦، ص٦٧ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٣، ص٢٠٦ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج٣، ص٣٨٠ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٣، ص٥٦ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١٦٧

ما معتقديم زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، مشمول أهل البيت كه در آيه ٣٣ سوره احزاب آمده است، نيستند. شما مي توانيد أهل البيت را به معناي ديگري بياوريد و زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را داخل در آن كنيد. ما مي گوييم آيه تطهير شامل زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست. اين أهل البيت كه در آيه تطهير آمده، مختص أمير المؤمنين (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) است أولاً و بالذات، و مختص اولاد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و ساير ائمه (عليهم السلام) است كه ادعا كرده اند ما هم جزء آيه تطهير هستيم.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

آقاي كليني (ره) در مقدمه كتاب كافي نوشته است: «من سعي كرده ام صحيح ترين أحاديث را در كتابم بياورم». الآن هم وهابيت مي گويند كه قبول، شيعه ها اعتقاد به تحريف قرآن ندارند و ما هم اين را قبول مي كنيم، ولي آقاي كليني (ره) در كتاب حديثي اش آورده است كه قرآن تحريف شده است و خودش هم به اين أحاديث اعتقاد داشته است و معتقد است كه كتابش صحيح است. پس اين آقاي كليني (ره)، مرتدّ و مشرك است و ايشان صاحب معروف ترين كتاب حديثي شيعه شده است. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٢ :

خير، اين گونه نيست. اين وهابيت تلاش شان بر اين است كه بر گردن كليني (ره) بياندازند كه گفته است تمام رواياتش صحيح است. مرحوم كليني (ره) در همان كافي،جلد ١، صفحه ٨ مي گويد:

يكي از دوستان به ما نامه نوشته بود و خطاب به او مي گويد:

إنك تحب أن يكون عندك كتاب كاف، يجمع من جميع فنون علم الدين، ما يكتفي به المتعلم و يرجع إليه المسترشد و يأخذ منه من يريد علم الدين و العمل به بالآثار الصحيحة عن الصادقين عليهم السلام و السنن القائمة التي عليها العمل و بها يؤدي فرض الله عز وجل و سنة نبيه صلي الله عليه و آله و قلت: لو كان ذلك رجوت أن يكون ذلك سبباً يتدارك الله [تعالي] بمعونته و توفيقه إخواننا و أهل ملتنا و يقبل بهم إلي مراشدهم.

 

مي خواهي كتابي داشته باشي كافي كه از همه فنون علم دين در آن گرد باشد تا متعلم را كفايت كند و ره جو را مرجع گردد و كسي كه علم دين و عمل به اخبار صحيح امامان صادق (عليهم السلام) و سنت هاي ثابته مورد عمل را خواهد، از آن كتاب برگيرد و واجبات خدا و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را از روي آن كتاب انجام دهد و گفتي كه اگر چنين كتابي باشد، اميدوارم خداي تعالي به وسيله آن و به ياري و توفيق خويش، برادران و هم مذهبان ما را اصلاح كند و به هدايت شان متوجه كند.

اين فرد است كه مي گويد كتابي مي خواهم كه:

كسي كه علم دين و عمل به اخبار صحيح امامان صادق (عليهم السلام) و سنت هاي ثابته مورد عمل را خواهد، از آن كتاب برگيرد.

مرحوم كليني (ره) در جواب اين آقا كه كتابي داراي اخبار صحيح مي خواهد، جواب داده است:

و قد يسر الله ـ و له الحمد ـ تأليف ما سألت و أرجو أن يكون بحيث توخيت.

خدا را شكر كه تأليف كتابي را كه خواستي ميسر كرد. اميدوارم چنان كه خواستي باشد.

مرحوم كليني (ره) به هيچ وجه نگفته است كه اين كتاب، تمام رواياتش صحيح است و قطعي. اين همه روايات مرسل در كافي وجود دارد و روايات مرفوع وجود دارد و از افرادي روايت نقل كرده است كه بزرگان ما حكم كرده اند كه او وضّاع و جاعل الحديث بوده است. حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) در معجم رجال الحديث،جلد ١ مفصلاً پنبه اين را زده است و أدله متعددي آورده است كه نه كليني (ره) معتقد بود تمام رواياتش صحيح است و نه هيچ يك از فقهاء ما هم چنين عقيده اي داشته اند. حتي مرحوم بحراني (ره) صاحب كتاب الحدائق الناضرة، تقسيم بندي كرده است روايات كافي را كه ١٦١٩٩ روايت است و مي گويد:

در كتاب كافي، ٩ هزار روايت وجود دارد كه صحيح نيست.

البته ما نظر ايشان را به اين شكلي كه مي گويد قبول نداريم و شايد ١٠٪ تا ١٥٪ روايات كافي ضعيف باشد و اين گونه نيست كه مرحوم بحراني (ره) مي گويد. حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) هم مي فرمايد كه روايات صحيح و غير صحيح و مرسل و مرفوع داريم.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

وهابي ها مطلبي را از تلويزيون نور به صورت زير نويس نوشته بودند:

عقيده شيعيان اين است كه امام زمان (عليه السلام) ظهور مي كند و همه ائمه (عليهم السلام) زنده مي شوند و از قاتلين ائمه (عليهم السلام) انتقام مي گيرد. بعد هم امام زمان (عليه السلام) كه از دنيا مي رود، امام حسين (عليه السلام) نماز بر جنازه ايشان مي خواند.

در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٣ :

در رابطه با رجعت، به صورت مفصل در مدرسه فيضيه قم در ٢ جلسه صحبت كرده ايم و إن شاء ا... اگر دوستان بتوانند اين را فراهم كنند تا پخش شود، خوب است. در آنجا گفتيم كه اصل رجعت، از قطعيات است و هيچ شك و شبهه اي در آن نداريم. ولي اين كه كيفيت رجعت چگونه خواهد بود و اين كه چه كساني از ائمه (عليهم السلام) برمي گردند و آيا همه برمي گردند و أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) هم برمي گردند؟ روشن نيست. كيفيات رجعت روشن نيست، ولي رجعت از قطعيات است.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

١. امام سجاد (عليه السلام) در كجا متولد شدند؟

٢. مادر امام سجاد (عليه السلام) در كجا فوت كرد؟

٣. از ميان امام سجاد (عليه السلام) و حضرت علي اكبر (عليه السلام)، كدام يك بزرگ تر بودند و چند سال داشتند؟

٤. آيا هر دو ازدواج كرده بودند؟

جواب ٤ :

١. در مدينه متولد شدند.

٢. در مدينه.

٣. حضرت علي اكبر (عليه السلام) بزرگ تر بود و آنچه كه براي ما ثابت شده است، ايشان در كربلاء ٢٨ سال داشت و امام سجاد (عليه السلام) هم ٢٣ سال داشت و حضرت علي اكبر (عليه السلام) ٥ سال از امام سجاد (عليه السلام) بزرگ تر بود.

٤. بله، هر دو هم ازدواج كرده بودند. در زيارت نامه حضرت علي اكبر (عليه السلام) هم مي خوانيم:

السلام عليك يا أبا الحسن.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. كتابي به نام اسرار آل محمد براي سليم بن قيس هلالي وجود دارد. آيا داستان ها و رواياتي كه ايشان نقل كرده، تماماً مورد تائيد است يا خير؟ اگر مورد تائيد است، چرا در بعضي از كتب شيعه به اين صراحت پرداخته نشده است؟ مانند جريان حمله به منزل حضرت علي (عليه السلام) براي بيعت گرفتن به زور كه تا حدودي در بعضي از كتاب ها گفته اند يا بعضي نگفته اند. ولي در اين كتاب خيلي واضح و شفاف تر گفته شده است.

٢. آيا كسي از اولاد ائمه (عليهم السلام) بوده است كه مورد عاق والدينش قرار گرفته باشد؟ چون بعد از سريال مختارنامه، كارشناساني كه بعد از آن سريال، برنامه تحليل اين سريال را داشتند، نكته اي را گفتند كه ابهام داشت. گفتند كه حضرت علي (عليه السلام) فرزندي داشتند كه آن را عاق كردند. در اين مورد توضيح بفرماييد.

٣. در مورد سلفي و اخباري هم توضيح بفرماييد.

جواب ٥ :

١. كتاب اسرار آل محمد كه براي سليم بن قيس هلالي است، از كتب معتبر شيعه است، ولي ما هم چنين عقيده اي نداريم كه تمام روايات اين كتاب صحيح است. كتاب كافي كه خيلي بالاتر از كتاب سليم بن قيس هلالي است، هم مطالب ضعيف دارد و هم مطالب صحيح دارد و اين فقيه و كارشناس متخصص در رجال است كه تشخيص مي دهد اين روايت صحيح است يا صحيح نيست.

٢. از ميان اولاد ائمه (عليهم السلام)، فقط نسبت به جعفر كذاب روايت آمده است كه بر خلاف امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) آمد و ادعاي امامت كرد و مطرود امام زمان (عليه السلام) شد. غير از ايشان، نسبت به ديگر فرزندان ائمه (عليهم السلام) مطلبي نداريم. حتي عبد الله أفتح كه فرزند امام كاظم (عليه السلام) است و بعد از شهادت پدر بزرگوارش ادعاي امامت كرد، واژه عاق نيامده است. ولي اگر واقعاً آنچه كه مي گويند و فَتَحي ها بر آن عقيده هستند كه ايشان ادعاي امامت كرده باشد، ايشان هم جزء مطرودين ائمه (عليهم السلام) هستند.

كساني هم كه در زمان امام حسين (عليه السلام) با امام حسين (عليه السلام) نيامدند، چون امام حسين (عليه السلام) بر آنها تكليف نكرده بود، عاق حساب نمي شود. اگر امام حسين (عليه السلام) تكليف كرده بود كه همه با من بياييد و آنها هم مخالفت أمر امام حسين (عليه السلام) را مي كردند، بله، عاق مي شدند. حتي آقا امام حسين (عليه السلام) در شب عاشوراء هم خطبه خواند و فرمود:

اينها فقط با من كار دارند و هر كسي مي خواهد برود، دست زن و بچه اش را بگيرد و برود.

حتي حضرت أبو الفضل (عليه السلام) و ديگران هم مورد خطاب آقا امام حسين (عليه السلام) بودند.

٣. سلفي ها همان وهابيت هستند و اخباري ها هم دسته اي از شيعيان بودند كه سردسته شان مولا محمد امين استر آبادي، صاحب كتاب الفوائد المدنية بود و معتقد بودند هرگونه تقليد باطل است و ما فقط بايد تقليدمان از امام جعفر صادق (عليه السلام) باشد و شبيه مذهب أهل سنت بودند كه مي گويند ما بايد از أبو حنيفه تقليد بكنيم. اينها در زمان مرحوم سيد بحر العلوم (ره) (متوفاي ١٢١٢ هجري) رشد و نموّ كردند و طرفداراني در كربلاء و نجف داشتند و مرحوم سيد بحر العلوم (ره) و شاگردان توانمندشان مانند صاحب رياض (ره) و سيد مجاهد (ره)، فرزند بزرگوراشان و مرحوم شفتي (ره) و مرحوم سيد ابراهيم قزويني (ره) كه از فقهاء بنام عصر مولا محمد امين استر آبادي بودند، با اين اخباري گري مقابله كردند و اينها را در نطفه خفه كردند و در كمتر از ٢٠ ، ٢٥ سال، بساط اخباري گري در شهرهاي شيعه برچيده شد.

برخي معتقدند كه استعمار غرب و انگلستان، در كشورهاي اسلامي، ٣ پديده شوم را براي ايجاد اختلاف ميان مسلمانان طراحي كردند. در عربستان سعودي، محمد بن عبد الوهاب را مطرح كردند كه بنيان گزار وهابي گري شد و در ايران هم علي محمد باب را مطرح كردند كه بنيان گزار بهائي گري شد و در عراق هم مولا محمد امين استر آبادي را مطرح كردند كه بنيان گزار اخباري گري شد. بعضي عقيده دارند كه اين ٣ نفر را استعمار مطرح كرده بود براي ايجاد اختلاف ميان أمت اسلامي.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

بعضي از شبكه هاي شيعه مانند شبكه أهل بيت، متأسفانه خيلي اختلاف ميان شيعه و سني ايجاد مي كنند و أهل سنت را به «أهل تصنع و أهل بدعت و بكري و عمري» معرفي مي كنند كه متأسفانه وجهه خوبي ندارد. من از استاد حسيني قزويني خواهش مي كنم كه اگر امكان دارد، با متصديان اين شبكه صحبت بكنند تا از اين كارها دست بردارند و كوتاه بيايند و گوش به حرف علماء بدهند.

جواب ٦ :

هر روز حدود ٥٠ ، ٦٠ پيامك ها در مورد همين موضوع براي ما مي آيد و از شبكه أهل بيت و تندي هاي آنها گلايه دارند. ما به وظيفه مان عمل كرديم و چندين بار از اين بزرگوار خواهش كرديم كه اين تندي ها به صلاح شيعه نيست و در حقيقت، زمينه سازي براي قتل شيعه است. يا اگر قبلاً ١٠ نفر از شيعيان را مي كشتند، يك نفر به آن اضافه مي كنند و ١١ نفر را مي كشند و ما به خاطر همين يك نفر هم مسئول هستيم. ولي متأسفانه ما ديديم كه ايشان به هيچ وجه به حرف ما گوش نمي كند. حتي در يكي از برنامه هايش هم گفته بود كه آقاي قزويني دين فروش است. الحمد لله ما را هم در آن شبكه فروختند تا حدأقل أهل سنت تصور نكنند كه آن شبكه مربوط به شيعه است. بعضي از مراجع بزرگوار هرگونه كمك كردن به اين شبكه را حرام دانسته اند و جناب محقق كابلي هم رسماً فتوا داده كه هرگونه كمك مادي و معنوي به اين شبكه، خلاف شرع است و از باب إعانه بر إثم و عدوان است.

جالب اين است كه تقريبا ٢ هفته بعد از اين كه در آن شبكه نسبت به خود ما جسارت كردند، ديدم يك نواري را از من پخش مي كنند كه در اصفهان بحث داشتم. من هم تعجب كردم كه اينها قبلاً در مورد من مي گفتند كه دين فروش است و الآن هم سخنراني مرا پخش مي كنند! من به دوستان گفتم كه من شرعاً راضي نيستم كه در اين شبكه يا شبكه هاي ديگر، برنامه مرا پخش كنند. چون بناي همكاري با ديگر شبكه ها، غير از شبكه ثامن نداريم. من به خود ايشان زنگ زدم و گفتم: «من راضي نيستم كه برنامه مرا پخش كنيد». گفت: «به جهنم كه راضي نيستيد». اين عبارت ايشان بود. حالا هم مي خواهد با اين وضع، معرف أهل بيت (عليهم السلام) و شيعه باشد.

ما اين را بارها گفته ايم كه «اهانت به أهل سنت و مقدسات أهل سنت، گناه نابخشودني مي دانيم» و ايجاد اختلاف ميان شيعه و سني را خيانت به أهل بيت (عليهم السلام) و شيعه مي دانيم. هر كسي كه امروز، به هر نوعي و به هر وسيله اي بخواهد اين آتش اختلاف را روشن كند يا شعله ور كند، به دشمنان اسلام خدمت كرده است. شما بياييد مطالب را بگوييد و ما هم مي گوييم. يك درصد از حقايقي را كه ما مي گوييم، اين آقايان نمي توانند بگويند و توانايي اين را هم ندارند، ولي بيايند خيلي واضح از فلان كتاب و فلان كتاب أهل سنت نقل كنند كه فلان مطلب را گفته است و قضاوت را بر عهده مخاطب بگذارند، نه اين كه خودشان بيايند هم قاضي باشند و هم مدعي باشند و هم مدعيٰ عليه باشند و هم حكم صادر كنند و هم إجراء كنند. لذا ما باز هم به عنوان يك برادر، از تمام شبكه هاي شيعي خواهش مي كنيم كه در اين زمينه، مقداري دست به عصا و با احتياط راه بروند. دشمنان اسلام، نه كاري به شيعه دارند و نه كاري به سني دارند و مي خواهند اسلام نباشد و هيچ مسلماني روي كره زمين نباشد. اين كسي كه اختلاف مي اندازد، فرقي نمي كند چه كسي باشد. اگر شبكه نور باشد، ما اين را نفاق و خيانت به اسلام مي دانيم و اگر شبكه شيعي هم باشد، همين طور. ولي ما گفتن حقايق را ادامه مي دهيم. همان طور كه قبلاً هم گفته ايم: «اهانت به أهل سنت و مقدسات أهل سنت، گناه نابخشودني مي دانيم»، ولي در دفاع از أمير المؤمنين (عليه السلام) و أهل بيت (عليهم السلام)، براي خودمان هيچ حدّ و مرزي قائل نيستيم و دوران تقيه هم سپري شده است و تقيه نداريم و تمام مطالب مان را خيلي واضح و شفاف و به صورت علمي و مؤدبانه مطرح مي كنيم.

* * * * * * *

سؤال ٧ :

شما به نقل از صاحب فتح الباري فرموديد:

آنهايي كه در جنگ جمل و صفين و نهروان بودند و مي دانستند كه اگر حق با علي نيست، جزء نواصب هستند.

آيا عايشه اي كه خودش آمد در جنگ جمل شركت كرد، خودش را محق مي دانست يا حضرت علي (عليه السلام) را محق مي دانست؟ اگر عايشه خودش را محق نمي دانست، از مكه به بصره آمدنش چه بود؟ طلحه و زبير در كنارش قرار گرفتن چه بود؟ عبد الله بن زبير در كنارش قرار گرفتن چه بود؟

اينها كه اول ناصبي هستند و بعدش كه شما مي فرمايد إبن تيميه، مگر همين إبن تيميه در حق يزيد بن معاويه، أمير المؤمنين نمي گويد؟ مگر همين سعودي اي كه شما فرموديد، مگر يك ميليون كتاب به نام أمير المؤمنين يزيد بن معاويه چاپ نشد؟ مگر همين عربستاني كه شما مي فرماييد، امسال در ايام محرم، همين ملك عبد الله مگر دستور ندارد كه در قطيف و احصاء، پرچم سياه را پايين آوردند؟

بعد شما فرموديد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) راجع به امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) فرموده است، بنده خدمت شما عرض مي كنم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هر چه گفته است، قولاً و عملاً، وحي است. ايشان مي فرمايد:

و أما الحسن فإنه إبني و ولدي و مني سيد شباب أهل الجنة و حجة الله علي الأمة، قوله قولي و فعله فعلي، من تبعه فإنه مني و من عصاه فليس مني.

آيا اين «وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي / إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي» با اين تطبيق مي كند؟ كسي كه جنازه امام حسن (عليه السلام) را تيرباران كرد، ناصبي بر امام حسن (عليه السلام) بود يا نه؟ إبن عباسي كه با آن داستاني كه خود سني ها پايش ايستاده اند و به عايشه مي گويد:

تجملت تبغلت و إن عشت تفيلت.

اين جزء ناصبي ها نيست؟

خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

يا علي! محبك طاهر الولادة و مبغضك خبيث الولادة.

آيا آن موقعي كه خبر به عايشه در مدينه رسيد كه حضرت علي (عليه السلام) را در كوفه فرق بشكافتند، عبد الرحمن را براي چه عبد الرحمن گذاشت؟ اين خبر را چه كسي به او داد؟ آن موقعي كه أم سلمه و زينب به او اعتراض كردند، چه گفت در جواب اينها؟

شما مي فرماييد ايام تقيه تمام شده است. بله، من هم مي گويم ايام تقيه تمام شده است. اما آيا ما حق مان هست؟ به كدام گناه نابخشودني بايد اين زن را بخشيد؟ به جسارت به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)؟ به جسارت به حضرت علي (عليه السلام)؟ به جسارت به جسد امام حسن (عليه السلام)؟ به جسارتي كه حتي من شنيده ام در روايات خودمان كه از حمله به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) خوشحال شده بود؟

در روايت آمده است:

لا يجوز الغيبة، إلا غيبة الفاسق.

شما در يك تلويزيوني نشسته ايد به نام ولايت كه متعلق به ائمه عصمت و طهارت (عليهم السلام) است. من كار ندارم كه شبكه أهل بيت را چه كسي مي گرداند، آن هم يك آخوندي است كه عمامه بر سر دارد و شما هم معمم هستيد و عمامه بر سرتان است. اما اين كه شما اين طور گفتيد و در جمعي كه ما نشسته بوديم، ما نشنيده بوديم كه ايشان به شما بگويد «به جهنم». آيا اين غيبت شد امشب يا نه؟ شب شهادت امام سجاد (عليه السلام) است. والله! بالله! تالله! به صلاح هيچ يك از ما نيست. شما كه الحمد لله آن عرعور بي دين و لا مذهبي را كه عليه امام زمان (عليه السلام) شمشير كشيده مي شناسيد، من خودم به گوش شنيدم از شبكه نور كه أهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) را از حيث عصمت، با حيوانات يكي مي دانست، ما ساكت نشسته ايم و مي گذاريم كه آنها هر چه مي خواهند بگويند، بعد ما به جان هم افتاده ايم. و الله العلي العظيم! فرداي قيامت در مقابله جده ات حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، بنده و شما مسئول هستيم. من تعجب مي كنم كه حالا اين شيخ جوان كه يا باسواد است و يا بي سواد، اما اين درست نيست كه شما اسم اين شيخ بنده خدايي كه در آن طرف دنيا نشسته و از أهل بيت (عليهم السلام) دفاع مي كند را مي آوريد. آيا أبو بكر و عمر در حق حضرت علي (عليه السلام) ناصبي بودند يا نبودند؟ آيا عايشه در حق حضرت علي (عليه السلام) ناصبي بود يا نه؟

جواب ٧ :

خير، شما عبارت مرا تصحيف كرديد. عبارت من اين بود كه ايشان مي گويد:

النواصب الزاعمين أن عليا لم يكن مصيبا في حروبه.

نواصب كساني هستند كه معتقدند علي در جنگ جمل و جنگ صفين و جنگ خوارج، مصيب و بر حق نبوده و خطا كرده است.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري، ج١، ص٤٥٢

اين سؤال را شما بايد جواب بدهيد. إبن حجر عسقلاني از شماست و شما داريد از عايشه دفاع مي كنيد.

ما اينها را ناصبي نمي دانيم و با عقيده حضرت عالي هم مخالف هستيم و اين فرمايشات حضرت عالي را صحيح نمي دانيم. ٩٠٪ فرمايشات حضرت عالي را كه مقدمه چيني كرديد و صغري و كبري چيديد، از نظر ما كاملاً مردود است و ما به هيچ وجه حكم ناصبي بودن را نه بر عايشه، نه بر طلحه و نه بر زبير مطرح نمي كنيم. بله، حضرت علي (عليه السلام) را حق مي دانيم و آنها را هم باطل مي دانيم و رواياتي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حق أمير المؤمنين (عليه السلام) نسبت به قاسطين و مارقين و ناكثين داشته است، به آنها عمل مي كنيم و حقايق را هم مي گوييم. اين مردم هستند كه بايد قضاوت كنند نتيجه اين مطالب را.

براي ما فرقي نمي كند كه شبكه جهاني ولايت به أهل سنت و مقدسات أهل سنت اهانت و جسارت كند، يا شبكه ديگري باشد. اگر شبكه جهاني ولايت اهانت كند، بنده خودم به عنوان مسئول اين شبكه، انحلال اين شبكه را اعلام مي كنم و هرگونه همكاري ام با شبكه جهاني ولايت را قطع مي كنم. امروز زماني نيست كه بخواهيم به نام دفاع از أهل بيت (عليهم السلام)، شيعيان را جلوي گلوله هاي وهابيت قرار بدهيم.

روزي نيست كه نسبت به اين آقا براي ما پيامك نيايد. با اين كه مدت ها قبل مي خواستم اين مطالب را مطرح كنم، ولي اين باعث شد كه امشب مطرح كنم. از آقايان هم خواهش مي كنم هم چنين چيزي را از ما نخواهند كه واسطه شويم و به آنها بگوييم كه از اين كارها نكنند. چون ايشان به حرف ما گوش نمي دهد و به خود ما و ديگران هم جسارت مي كند. حتي اگر يك مرجعي بيايد عليه اينها فتوا بدهد، به ايشان هم جسارت مي كنند. اين كه چرا ما به اين شبكه حساسيت داريم، به اين دليل است كه اين شبكه در صدد ايجاد فتنه است. اگر فردا همين كار را شبكه جهاني ولايت انجام دهد، ما هم مي گوييم شبكه جهاني ولايت يك شبكه فتنه است. اگر يك كارشناس ما بخواهد بيايد به أهل سنت جسارت بكند، مي گوييم اين كارشناس فتنه انگيز است. براي ما فرقي نمي كند كه كدام شبكه يا چه شخصيتي به أهل سنت اهانت مي كند. حتي خيلي قبل در رسانه هاي داخلي جمهوري اسلامي ايران، افرادي آمدند و حرف هاي بي اساس زدند، ما در اينجا نقد كرديم. تشخيص ما اين است كه امروز، اختلاف انداختن ميان شيعه و سني به هر بهانه اي كه باشد، خيانت به اسلام و قرآن است. آنها قرآن ما را آتش مي زنند و مقدسات ما را به باد إستهزاء مي گيرند، ولي ما بياييم جشن بگيريم براي وفات عايشه! چه شد؟ وقتي چند نفر از افراد لاأبالي در لندن نشستند و جشن گرفتند، چه شد؟ آيا به ضرر شيعه شد يا به نفع شيعه؟ شبكه ها و افراد را اين همه عليه شيعه تحريك كردند و عداوت ميان شيعه و سني را بيشتر كردند.

ما نسبت به عقيده مان محق هستيم و از أهل بيت (عليهم السلام) و أمير المؤمنين (عليه السلام) دفاع مي كنيم و نسبت به خلفاء هم آنچه كه در كتاب هاي خودشان آمده، نقل مي كنيم و نسبت به عايشه و طلحه و زبير هم دوستان ما مفصل در رابطه با عايشه صحبت كردند، ولي هيچ اظهار نظري نكردند و گفتند اين مطالب در كتاب هاي شما آمده است، بياييد جواب بدهيد.

در رابطه با همين مختارنامه هم هياهويي ايجاد شده است. از دانشگاه الأزهر تا زاهدان و شبكه الجزيره و شبكه هاي ديگر، هر روز مي گويند كه به آقاي عبد الله بن زبير جسارت كردند. إن شاء ا... اگر فرصت شود، پروند عبد الله بن زبير را بيرون مي كشيم تا ببينيم آيا واقعاً عبد الله بن زبير، جاي دفاع دارد؟ اين شخصي كه در خطبه هاي نماز جمعه، صلوات بر آل محمد (عليهم السلام) را ممنوع مي كند و مي گويد من راضي نيستم و نمي خواهم بر محمد و آل محمد (عليهم السلام) صلوات بفرستم؛ چون «إن له أهيل سوء: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) أهل سوئي دارد». در خطبه هايش نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) جسارت مي كند. آن وقت اين آقا، صحابه شده است و از او دفاع مي كنند. ما براي صحابه ارزش و احترام قائل هستيم. ولي آن دسته اي كه در برابر أهل بيت (عليهم السلام) ايستادند و آن دسته اي كه نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) جسارت كردند و نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) جسارت كردند، ما براي آنها ارزشي قائل نيستيم و به آنها اهانت نمي كنيم و فحش هم نمي دهيم؛ ولي از آنها تجليل هم نمي كنيم. چون خود شما در صحيح ترين كتاب هاي تان حديث حوض را آورده ايد. لذا، اين بحث را مطرح كردن كه فلاني و فلاني و فلاني ناصبي هستند و بخواهيم كارخانه ناصبي سازي درست كنيم، صحيح نيست. شما مطالب را به صورت علمي بيان كنيد و بگذاريد تا مخاطبان قضاوت كنند كه فلاني ناصبي هست يا نيست. ما از إبن حجر عسقلاني نقل كرديم:

النواصب الزاعمين أن عليا لم يكن مصيبا في حروبه.

نواصب كساني هستند كه معتقدند علي در جنگ جمل و جنگ صفين و جنگ خوارج، مصيب و بر حق نبوده و خطا كرده است.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري، ج١، ص٤٥٢

بنده در تماس هايي كه با مولوي هاي أهل سنت داشتم و حتي خود مولوي مراد زهي تشريف آورده بودند اينجا و چند نفر ديگر از أهل سنت، صراحتاً مي گفتند: «ما علي بن أبي طالب (عليه السلام) را در تمام جنگ ها مصيب و بر حق مي دانستيم، ولي مي گوييم آنها اجتهاد كردند و در اجتهادشان خطا كردند». نظر اين آقايان اين است و من گمان نمي كنم يك سني پيدا شود كه معتقد باشد أمير المؤمنين (عليه السلام) در جنگ ها مصيب نبوده است. ولي از آن طرف هم به خاطر علاقه و محبتي كه نسبت به صحابه دارند، مي گويند آنها اجتهاد كردند و در اجتهادشان خطا كردند و مي گويند اگر كسي اجتهاد كند و به حق برسد، خداوند به او ٢ پاداش مي دهد و هر كسي در اجتهاد خطا كند، خداوند يك پاداش به او مي دهد. اين كه آيا اجتهاد كردند يا نكردند را ما قبول نداريم و براي خودمان هم دليل داريم. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

عمار تقتله الفئة الباغية، عمار يدعوهم إلي الله و يدعونه إلي النار.

عمار را گروه ستمگر مي كشند و عمار آنها را به طرف خدا دعوت مي كند و آنها عمار را به طرف آتش دعوت مي كنند.

 

صحيح البخاري، ج٣، ص٢٠٧ ـ صحيح مسلم، ج٨، ص١٨٦

در اينجا جايي براي اجتهاد نيست.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

من از حرف هاي شما درباره عقيده أهل سنت نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) خوشحال شدم. ما تا حالا در شبكه اي نديده بودم كه علماء شيعه اين چنين واضح در مورد عقيده أهل سنت نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) صحبت بكنند.

در جواب آن بيننده اي كه گفت «تمام أهل سنت، اسرائيل را به رسميت شناخته اند»، بايد بگويم كه آيا علم غيب داريد كه دل همه أهل سنت يكي است؟ مگر همين علماء أهل سنت نبودند كه در محاصره غزه، فتواي كفر آقاي مبارك را دادند؟ آيا فحش دادن و لعن كردن، جزء ايمان و دين است كه آقاي أللهياري انجام مي دهد؟ آيا حضرت علي (رضي الله عنه) يا امام حسين (رضي الله عنه) و بقيه ائمه (رضي الله عنهم أجمعين) هم چنين كاري را كرده اند؟

ما در زاهدان زندگي مي كنيم، هم فارس و هم بلوچ، با شيعه و سني. تا چند سال پيش ما اصلاً نمي دانستيم كه اين مسائل چيست؟ اين برنامه ها چيست؟ ما با هم وصلت مي كرديم و فاميل بوديم. حتي طائفه هايي را داريم كه نصف آن شيعه هستند و نصف آن سني هستند و خير و شر هم هستيم. مادر من در روز تاسوعا و عاشوراء نذري درست مي كرد و بين مردم پخش مي كرد. حتي الآن هم أهل سنت همين كار را مي كنند. در كل خطبه هاي أهل سنت در كل دنيا، ببينيد كه چگونه از أهل بيت (عليهم السلام) و حضرت علي و امام حسن و امام حسين به عنوان سيدا شباب أهل الجنة ياد مي كنند و از حضرت فاطمه زهراء به عنوان سيدة نساء أهل الجنة ياد مي كنند. ما روزانه ٢٤ بار در نماز و دعاي مان، درود بر محمد و آل محمد مي فرستيم. حتي من از مفتي زاهدان در مورد قبولي دعا پرسيدم، گفت: «يكي از شروط دعا اين است كه شما در اول و وسط و آخر دعاي تان، بر محمد و آل محمد درود بفرستيد».

آيا گفتن اين حقايق كه مردم روشن شوند و محبت ميان مردم بيايد و دل هاي مسلمانان به هم نزديك شود، آيا اينها خيانت است و بد و بيراه؟ آيا بايد اينها را زير سؤال ببرند؟ منِ أهل سنت كه در زاهدان زندگي مي كنم، حساب آقاي أللهياري را از جماعت شيعه جدا مي دانم. چون با شيعه زندگي مي كنم و عقيده شيعه را مي دانم و بهترين دوستان من شيعه هستند و همسايه هاي من شيعه هستند و من با شيعيان سر و كار دارم. وقتي اسم فرزندان مان را علي و حسن مي گذاريم، طرف مقابل تعجب مي كردند كه مگر شما علي را قبول داريد كه اسم فرزندان تان را علي مي گذاريد؟ در عراق و افغانستان و پاكستان و چچن و فلسطين و كشمير و غيره، به جرم كلمه شهادتين كشته مي شويم. به دين و مذهب ما و پيامبر ما و بزرگان ما اهانت مي شود و در آنجا نمي گويند كه جعفري هستيد يا شافعي و مالكي و حنفي و حنبلي ... .

جواب ٨ :

ممنون و متشكريم. ما هم از اين احساسات حضرت عالي سپاسگزاريم.

* * * * * * *

سؤال ٩ :

١. ما صحيح بخاري را از كجا مي توانيم تهيه كنيم؟

٢. در خانواده ها و طائفه هاي أهل تشيع، متأسفانه چندين نفر به طرف شرك كشيده مي شوند. وظيفه ما نسبت به دين رسول الله چيست؟

جواب ٩ :

١. كتاب صحيح بخاري در غالب شهرها هست. در خود قم، در پاساژ قدس در غالب كتاب فروشي ها صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارند. در خود زاهدان هم در كتاب فروشي فاروق كه براي جناب مولوي مراد زهي است، وجود دارد. الآن هم اين كتاب در سايت هاي اينترنتي وجود دارد و مي توانيد خيلي راحت، متن صحيح بخاري را در چاپ هاي مختلف دانلود كنيد و در كامپيوترتان داشته باشيد.

٢. وظيفه ما اين است كه تبليغ كنيم و حقايق را براي مردم بيان كنيم. همين امروز هم جلسه اي داشتيم و تعدادي از مسئولين رده بالا از تهران آمده بودند و از من هم نظر مي خواستند كه در برابر اين شبهات چه كنيم؟ من هم گفتم: «ما براي اين شبهات، بايد تلاش كنيم در دانشگاه و دبيرستان و دبستان، حتي بايد فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) را در كودكستان و مهد كودك در اختيار فرزندان مان قرار بدهيم و آنها را ولايي تربيت كنيم و فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) را در رگ و پوست و استخوان فرزندان مان جاي بدهيم». امام رضا (عليه السلام) فرمود:

فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا.

اگر مردم زيبايي هاي كلام ما را درك كنند، از ما تبعيت مي كنند.

 

عيون أخبار الرضا (ع) للشيخ الصدوق، ج٢، ص٢٧٥

ما نمي دانيم منظور شما از شرك چيست؟ منظور ما از اين كلام، ـ نستجير بالله ـ اهانت به أهل سنت نيست. ولي هر روز، ده ها يا صدها نفر از داخل و خارج كشور زنگ مي زنند يا ايميل مي فرستند يا پيامك مي فرستند كه شيعه شده اند. الآن شايد اوقات بنده و دوستان مان، صرف آن دسته از تحصيل كردگان و دانشمندان و بزرگاني مي شود كه ٣٠ ، ٤٠ سال سني بوده اند و تحقيق و بررسي كرده اند و شيعه شده اند. براي مذاهب ديگر هم همين طور است و فرقي نمي كند. شخصي كه شافعي است، بعد از تحقيق، مي بيند كه مذهب حنفي حق است و مي رود حنفي مي شود و يا حنفي بوده، مالكي مي شود و يا مالكي بوده، حنبلي مي شود. من اين تقاضا را از عزيزان أهل سنت دارم كه اگر يك جوان سني، شيعه مي شود، خيلي زياد سخت نگيرند و توهين به خودشان تلقي نكنند؛ چون او تحقيق كرده است. اگر يك جوان شيعي هم واقعاً تحقيق كرد و نتيجه كارش اين شد كه مذهب سني حق است، ما به هيچ وجه احساس ناراحتي نمي كنيم.

شما با سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com تماس بگيريد و اگر سؤال يا شبهه اي داشتيد، پاسخ خود را دريافت خواهيد كرد. تقريباً ٩٠٪ شبهات وهابي ها را در اين سايت جواب داده ايم و مي توانيم بگوييم كه قوي ترين و پر محتواترين سايت در حوزه دفاع از حريم ولايت است. اگر سؤالي داشته باشيد، قطعاً به سؤال تان جواب داده مي شود يا به جواب هايي كه داده شده است، راهنمايي مي شويد. دوستان ما در آنجا نرم افزاري تهيه كرده اند به نام پاسخ گو كه ٦٠ هزار سؤال و جواب را از مؤسسه خودمان و ٢٠ مركز علمي جمع آوري كرده اند. اين نرم افزار روي سايت هم قرار دارد و مي توانيد از سايت هم استفاده كنيد.

* * * * * * *

سؤال ١٠ :

١. من دبير هستم و بنا بر نياز، چند كتاب درباره فِرَق و مذاهب اسلامي، خصوصاً درباره فرقه وهابيت به ما معرفي كنيد.

٢. درباره مسئله ولايت فقيه هم صحبت داشته باشيد و بفرماييد كه وظيفه ما در زمان حاضر چيست؟

٣. چرا استاد حسيني قزويني به پيامك ها پاسخ نمي دهند؟ ما خيلي پيامك ها فرستاده ايم.

جواب ١٠ :

١. در رابطه با وهابيت، كتاب وهابيت از منظر عقل و شرع روي سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com وجود دارد و اگر با خود مؤسسه تماس بگيريد، براي تان ارسال مي كنند. هم چنين كتاب وهابيت، مباني فكري و كارنامه عملي كه نوشته حضرت آيت ا... العظمي سبحاني است و به زبان فارسي سليس و روان است، كتاب خوبي است و به درد دانشجو و معلم و دبير مي خورد. هم چنين كتاب وهابيت بر سر دوراهي، نوشته حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي هم خوب است. اين كتاب ها جديد نوشته شده است و مطالب تازه اي دارد و مي توانيد از آنها استفاده كنيد.

در رابطه با مذاهب اسلامي، جناب آقاي رجبي، مسئول پژوهشكده مذاهب اسلامي، كتابي نوشته است كه نامش را به ياد ندارم و در رابطه با مذاهب اسلامي است و مفصل در اين رابطه مطلب نوشته است. شما مي توانيد با مركز مذاهب اسلامي در قم تماس بگيريد.

٢. در رابطه با بحث ولايت فقيه هم إن شاء ا... يك شب در رابطه با ولايت فقيه صحبت مي كنيم. فقهاء قديم و جديد شيعه معتقد هستند كه در زمان غيبت آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) طبق رواياتي كه ما داريم در جواز تقليد، بحث تأسيس حكومت اسلامي بر عهده آقايان فقهاء و فقيه أعلم هر عصر مي باشد. البته بعضي از آقايان مي گويند كه فقيه در زمان غيبت، ولايت ندارد و بعضي مي گويند ولايت دارد و اين اختلافي است. إن شاء ا... اگر فرصت شود، تمام اقوال فقهائي را كه در طول اين ١٥ قرن قائل به ولايت فقيه بوده اند كه آيا ولايتش مطلقه است يا مشروط و اقوال آنهايي كه منكر هستند را قول مي دهيم كه يك شب بحث علمي بكنيم. البته روي مباحث سياسي يا مباحثي كه بوي سياست بدهد، بحث نمي كنيم و به طور كلي معذور هستيم. حتي بعضي از عزيزاني كه امشب بحث هاي سياسي داشتند، من حتي از پاسخ دادن به مسائل سياسي هم معذور هستم. البته چون مؤدب حرف زدند و تند نبود، ما اجازه داديم بحث شان پخش شود. وگرنه اگر بحث سياسي، توأم با تندي باشد، پخش نخواهيم كرد.

٣. بنده پيامك ها را به دقت مي خوانم و دسته بندي هم مي كنم. ولي متأسفانه وقت كم است و در هفته هم ٢ جلسه بيشتر نداريم و بعضاً هم شبهات و مطالبي از طريق تلفن ها مي رسد، إن شاء ا... اگر آقاي محسني همت كنند تا برنامه شب هاي دوشنبه را اختصاص به پيامك ها دهيم.

* * * * * * *

سؤال ١١ :

چرا استاد حسيني قزويني به تلويزيون نمي آيند؟ فكر كنم پارسال فقط يك شب آمدند.

جواب ١١ :

پارسال چند شب آمديم و امسال هم چندين بار از شبكه ٣ و ٤ و ١ از ما خواستند، ولي تمام برنامه هاي شان يا مصادف با شب هاي دوشنبه يا با شب هاي جمعه ما بود كه ما در اين روزها برنامه داريم. همين چند روز پيش هم زنگ زده بودند و ما عذرخواهي كرديم. وقتي الآن شبكه اي در اختيار داريم و دوستان مي توانند به راحتي با ما ارتباط برقرار كنند، نيازي به تلويزيون رفتن نيست. شما الآن در داخل كشور هستيد، شايد بيش از ٧٠٪ بينندگان ما در خارج از كشور هستند و با توجه به تلفن ها و پيامك ها، دوستان مان نظر دارند كه ما حدود ٤٠ ميليون بيننده داريم و ٧٠٪ اينها در خارج از ايران هستند و وقتي در داخل صحبت مي كنيم، فقط محدود به ايران مي شود. ولي ما در شبكه جهاني ولايت صداي مان را به خارج از كشور مي رسانيم و اهميت اين براي ما بيش از داخل كشور است. چون در داخل كشور، به علماء، بزرگان، كتاب و كتابخانه دسترسي دارند. مثلاً بنده به آلمان رفته بودم و بعضي از جوانان شيعه، واقعاً اشك مي ريختند و مي گفتند كه وهابيت در اينجا در تمام مجامع علمي شبهه افكني مي كند و اختلاف مي اندازد و در اينجا هم نه يك روحاني هست كه برويم از او سؤال كنيم و نه يك استاد و نه يك كتابي هست كه از آنها بتوانيم استفاده كنيم در برابر اين شبهات. ولي الحمد لله در ايران، به بركت أهل بيت (عليهم السلام)، روحانيت و اساتيد در جاي جاي اين كشور هستند و دسترسي به كتاب و نرم افزار در ايران فراوان است.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»