سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٠٧ - پاسخ به شبهات غدير ٠١

پاسخ به شبهات غدير ٠١

کد مطلب: ٥٤٧١ تاریخ انتشار: ٢٣ آبان ١٣٨٩ - ١٠:٠٠ تعداد بازدید: ٢٣٨٠ سخنراني ها » شبکه ولايت پاسخ به شبهات غدير ٠١
حبل المتين ٨٩/٠٨/٢٣

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٣ / ٠٨ / ٨٩

 آقاي محسني

اگر بينندگان عزيز به ياد داشته باشند، برنامه ما در اين شب ها، پيرامون واقعه مهم غدير است. در برنامه قبلي، مباحثي را پيرامون غدير از استاد حسيني قزويني سؤال كرديم. بحث به اينجا رسيد كه آيا شخصيت هاي برجسته أهل سنت نسبت به صحت حديث غدير اعتراف دارند يا خير؟

استاد حسيني قزويني

در جلسه گذشته، برخي از شبهات ناجوانمردانه اي كه توسط بعضي از هتاكين مانند آقاي حيدري صورت گرفته بود و از غدير به عنوان سياه ترين روز تاريخ اسلام تعبير كرده بودند، سخن گفتيم و علت اصلي ورود به اين بحث را هم گفتيم كه مي خواهيم زمينه سازي شود تا إن شاء ا... در ايام غدير بتوانيم يك برگ زريني از تاريخ غدير را از منابع أهل سنت و شيعه در اختيار بينندگان عزيز قرار بدهيم و برادران و خواهران عزيز أهل سنت و حتي جوانان وهابيت را هم به قضاوت فرا بخوانيم و اگر رهنمود يا انتقادي داشتند، با آغوش باز، آن انتقادات و پيشنهادها را پذيرا هستيم.

آقاي عبد الله حيدري در مقاله اي تحت عنوان «غدير، سياه ترين روز تاريخ اسلام»، مطالبي را مطرح مي كند و مي گويد:

اين كه قضيه غدير را به عنوان عيد گرفته اند و روز اكمال دين و اتمام نعمت، در حقيقت از دروغ هاي تاريخ است.

سبحانك و هذا بهتان عظيم.

بعد هم ايشان با اين تعبير مقاله خودشان را ادامه مي دهند:

خدايا! تو شاهد باش كه اين ادعاي دروغ و بي دليل را به نام تو و با إمضاء پيامبر تو جعل كردند و ١٤ قرن است كه يك گروه سودجو و مصلحت طلب، اين دروغ بزرگ را تكرار مي كنند و اينك ميليون ها بنده غافل و بي خبر تو را نيز گمراه كرده اند.

يعني در حقيقت ايشان جسارت مي كند به ميليون ها مسلمان شيعه و سني كه فريب علماء شيعه را خورده اند و از غدير به عنوان يك روز تاريخي و مبارك و عيد تعبير مي كنند!

بعد ايشان مي گويد:

از بس به اين دروغ، شاخ و برگ داده و آن را تكرار كرده اند، اين بندگان ساده و پاك دل و بي خبر تو نيز به خاطر نام تو و دين تو و محبت تو و پيامبر گرامي تو، به دام دروغ هاي اين دروغ تراشان افتاده اند.

من در رابطه با مطالب ايشان چيزي نمي گويم و قضاوت و داوري و پاسخ را بر عهده بينندگان عزيز و منصفين أهل سنت واگذار مي كنم و سؤالي را كه مطرح شد، پاسخ مي دهم.

من نمونه هايي از علماء أهل سنت كه اعتراف به صحت غدير كرده اند را عرض مي كنم و بعد بينندگان عزيز ببينند كه آيا قضيه غدير، دروغ شاخ دار است يا اين آقا دروغ شاخ دار و إفتراء شاخ دار مي بافد؟ إن شاء ا... فرداي قيامت، اولين محكمه اي كه برپا مي شود، محكمه رسيدگي به أمير المؤمنين (عليه السلام) است و آن محكمه خيلي تماشايي است؛ اين موضوع در صحيح بخاري هم آمده است. إن شاء ا... اميدواريم أمثال آقاي حيدري به آنجا بيايند و پاسخ اين دروغ ها و إفترائات شاخ دار خود را بدهند؛ البته از كوزه همان برون تراود كه در اوست.

من تقاضا دارم از بينندگان عزيز تا بحث امشب ما را با توجه و دقت بيشتري پيگيري كنند.

١. ترمذي

جناب ترمذي (متوفاي ٢٧٩ هجري) از شخصيت هاي برجسته أهل سنت است كه صاحب سنن الترمذي از صحاح سته است. ايشان بعد از اين كه حديث غدير را مطرح مي كند، مي گويد:

حديث حسن صحيح.

اين حديث حسن و صحيح است.

سنن الترمذي، ج ٥، ص ٢٩٧

٢. طحاوي

آقاي أبو جعفر طحاوي (متوفاي ٢٧٩ هجري) كه از شخصيت هاي برجسته أهل سنت است و كتاب ايشان به عنوان كتاب درسي كلامي حوزه هاي علميه أهل سنت است، در كتاب مشكل الآثار،جلد ٢، صفحه ٣٠٨ بعد از نقل حديث غدير مي گويد:

فهذا الحديث صحيح الإسناد و لا طعن لأحد في رواته.

اين روايت صحيح است و هيچ گونه مذمتي نسبت به راويان آن وارد نشده است.

٣. إبن عبد البر

آقاي إبن عبد البر القرطبي (متوفاي ٤٦٣ هجري) بعد از نقل أحاديث غدير مي گويد:

هذه كلها آثار ثابتة.

تمام اين رواياتي كه نقل كرديم، جزء آثار ثابت و قطعي هستند.

الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٣، ص ١١٠٠

٤. حاكم نيشابوري

آقاي حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين،جلد ٣، صفحه ١٠٩ اين روايت را مي آورد و شهادت مي دهد بر صحت روايت.

٥. ذهبي

آقاي ذهبي (متوفاي ٧٤٨ هجري) در تلخيصش صراحت دارد اين روايت صحيح است.

آقايان أهل سنت بر اين عقيده هستند كه اگر آقاي ذهبي و حاكم نيشابوري يك روايتي را صحيح دانستند، به منزله ورود آن روايت در صحيح بخاري و صحيح مسلم است.

٦. إبن كثير دمشقي سلفي

آقاي إبن كثير دمشقي سلفي (متوفاي ٧٧٤ هجري) كه براي وهابيت جايگاه ويژه اي دارد، مي گويد:

قال شيخنا أبو عبد الله الذهبي: وهذا حديث صحيح.

استاد ما آقاي ذهبي مي گويد: حديث غديرحديثي صحيح است

البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٥، ص ٢٢٨

٧. إبن حجر عسقلاني

آقاي إبن حجر عسقلاني (متوفاي ٨٥٢ هجري) كه از استوانه هاي علمي و رجالي أهل سنت است، وقتي به اين روايت مي رسد، بعد از نقل روايت مي گويد:

أما حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه» فقد أخرجه الترمذي و النسائي و هو كثير الطرق جدا ... و كثير من أسانيدها صحاح و حسان.

اين حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه» را بزرگاني مانند ترمذي و نسائي با سندهاي متعدد نقل كرده اند و بسياري از سندهاي حديث غديرصحيح و حسن است.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ٧، ص ٦١

٨. ملا علي غاري

آقاي ملا علي قاري وقتي اين حديث را نقل مي كند، مي گويد:

هذا حديث صحيح لا مرية فيه، فلا التفات لمن قدح في ثبوت هذا الحديث.

اين حديث صحيح است و شبهه اي در آن نيست و به كساني كه به اين حديث خدشه وارد مي كنند، نبايد توجه كرد و ارزشي قائل شد.

المرقاة في شرح المشكاة، ج ٥، ص ٥٦٨

٩. نور الدين هروي حنفي

آقاي نور الدين هروي حنفي (متوفاي ١٠١٤ هجري) مي گويد:

هذا حديث صحيح لا مرية فيه.

١٠. ضياء الدين مقبلي

آقاي ضياء الدين مقبلي (متوفاي ١١٠٨ هجري) كه از فقهاء بنام أهل سنت است، بعد از اين كه حديث غدير را نقل مي كند، مي گويد:

فإن لم يكن هذا معلوما فما في الدين معلوم؟

اگر بنا باشد حديث غديرحديثي قطعي و معلومي نباشد، پس در دين اسلام هيچ چيز معلوم و قطعي نخواهد بود.

الأبحاث المسددة في الفنون المتعددة، ص ١٢٢

١١. ميرزا محمد بدخشي

آقاي ميرزا محمد بدخشي در صفحه ٥٤ كتاب نزل الأبرار مي گويد:

هذا حديث صحيح مشهور و لم يتكلم في صحته إلا متعصب جاحد لا اعتبار بقوله.

حديث غديرحديثي صحيح و مشهور است و در صحت اين حديث، جز افراد متعصب و كساني كه يقينيات را انكار مي كنند و سخن شان اعتباري ندارد، كسي خدشه وارد نكرده است.

١٢. آلوسي

آقاي آلوسي وهابي كه نسبت به شيعه هم هر چه از قلمش تراوش كرده است از فحاشي و جسارت كوتاهي نكرده، وقتي به حديث غدير مي رسد، مي گويد:

نعم ثبت عندنا أنه صلي الله عليه و سلم قال في حق الأمير هناك (يعني غدير خم): من كنت مولاه فعلي مولاه.

تفسير روح المعاني للآلوسي، ج ٦، ص ٦١

اينها نمونه هايي بود از شخصيت هاي برجسته أهل سنت كه اعتراف دارند بر اين كه حديث غدير صحيح است.

اگر شما به سايت سني آنلاين، پايگاه رسمي حوزه علميه زاهدان مراجعه كنيد، مي بينيد كه نوشته اند:

معلوم نيست اين حديث، حديث صحيحي باشد و بعضي از بزرگان ما اين حديث را تضعيف كرده اند.

در آخر هم مي گويد:

إبن حجر گفته است كه بعضي از طُرُق حسان دارد.

يعني اين نهايت جفا و ظلم در حق آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) است!

هم چنين در سايت فتنه نيوز به اين شكل آورده اند كه «غدير به عنوان سياه ترين روز تاريخ اسلام است».

خود بينندگان عزيز با اين شخصيت هايي كه ما ذكر كرديم، قضاوت كنند. ما از شخصيت هاي معتبر و برجسته أهل سنت نقل كرديم و اگر اين شخصيت هاي أهل سنت را حذف كنيم، ديگر أهل سنت چيزي ندارند. اگر شما آقاي ذهبي و إبن حجر و إبن كثير را از أهل سنت برداريد، ديگر هيچ چيزي ندارد و مانند سقفي است كه بدون پايه فرو مي ريزد. اين شخصيت هاي برجسته أهل سنت صراحت دارند كه اين حديث صحيح است و جز افراد متعصب و جاحد، كسي اين حديث را انكار نمي كند.

من معتقدم اين از بركات و معجزات أهل بيت (عليهم السلام) است. با اين همه تلاشي كه در تاريخ براي نفي فضائل أهل بيت (عليهم السلام) و دور كردن جامعه از أهل بيت (عليهم السلام) و مذمت ها و سبّ ها و ناسزاها و كشتارها نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) صورت گرفته است، ولي با همه اينها، اين أحاديث توسط أهل سنت به ما رسيده است و واقعاً جز با معجزه، با هيچ چيز ديگري نمي شود اينها را تفسير كرد.

* * * * * * *

آقاي محسني

وارد بحث كمّيت و تواتر شويم. براي بينندگان ما بيان كنيد كه تواتر يعني چه؟ چون ممكن است بينندگاني باشند كه معناي تواتر را ندانند. آيا از جهت كمّيت، حديث غدير تواتر دارد؟ يعني آيا تعدادش خيلي زياد است و به حدّي رسيده است كه نمي توان در آن شك كرد؟

استاد حسيني قزويني

در تقسيم بندي أحاديث، در شيعه، اولين كتابي كه مفصل نوشته شده، كتاب الدراية يا الرعاية في علم الدراية مرحوم شهيد ثاني (ره) است كه تقسيم بندي أحاديث را به صورت مفصل در آنجا ذكر كرده اند. بعد از او هم علماء زيادي در اين زمينه مطلب نوشته اند. البته بنده هم كتابي نوشته ام به نام المدخل إلي علم الرجال و الدراية كه كتاب درسي حوزه علميه است.

از علماء أهل سنت هم مانند خطيب بغدادي كتاب الكفاية را نوشته است. مفصل ترين كتابي كه بنده ديده ام، كتاب سيوطي است به نام تدريب الراوي كه در ٢ جلد است كه أخيراً هم با تحقيق چاپ شده است و روايات را به دسته هاي مختلف تقسيم كرده است.

آنچه كه من در ذهن دارم، حدود ٧٠ تقسيم بندي در روايت وجود دارد؛ تقسيم روايت به صحيح، ضعيف، موثق و حسن يا تقسيم روايت به مسند، متصل، مرسل و منقطع يا تقسيم روايت به مضطرب و متقن. يك تقسيم بندي هم وجود دارد از نظر عدد و تعداد روايت. مثلاً مي گويند كه اين حديث، خبر واحد است؛ خبر واحد يعني: «در تمام طبقات ـ مثلاً از كليني (ره) تا معصوم (عليه السلام) و از بخاري تا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) ـ يك نفر بيشتر آن حديث را نقل نكرده باشد». بعد از خبر واحد، خبر عزيز است؛ خبر عزيز يعني: «در هر طبقه، ٢ نفر بيشتر نقل نكرده باشند». بعد هم خبر مستفيض است؛ خبر مستفيض يعني: «روايتي كه در هر طبقه، بيش از ٣ نفر نقل كرده باشند و به حدّ تواتر نرسيده باشد». در خبر واحد و عزيز، بررسي سندي ضروري است، ولي وقتي خبر مستفيض شد، نيازي به بررسي سندي نيست. روايات ضعيف اگر دست به دست هم بدهند و به استفاضه برسند، فقهاء ما و أهل سنت به مضمون روايت عمل مي كنند. مثلاً آقاي إبن حجر و ديگران مي گويند: «اگر در يك باب، روايات متعددي وجود داشت،يقوي بعضها بعضا؛ گرچه تك تك اين روايات ضعيف باشند». البته بينندگان عزيز دقت داشته باشند كه روايت ضعيف، غير از روايت دروغ و جعلي است. روايت ضعيف، مرسل است. در روايت ضيعف، مثلاً يكي از راويان حديث، مجهول است و ما نمي دانيم كه اين راوي، ثقه است يا ضعيف و در كتاب هاي رجالي هم نه درباره ضعف او مطلبي گفته اند و نه درباره وثاقتش؛ شايد هم ثقه باشد و شايد ضعيف. اگر چند روايت به اين شكل، دست به دست هم بدهند، روايت استفاضه را تشكيل مي دهند و شيعه و سني و بزرگان به روايت مستفيض عمل مي كنند. ولي در روايت دروغ، اگر هزار روايت دروغ را در كنار هم بچينند، مانند هزار عدد صفر است كه مساوي با صفر است. پس روايت ضعيف با روايت جعلي و دروغ و ساختگي و موضوع تفاوت دارد. بعد هم خبر متواتر است؛ خبر متواتر يعني: «تعداد راويان در هر طبقه، به قدري زياد است كه انسان هيچ شك و شبهه اي در صدور اين روايت ـ از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يا معصوم (عليه السلام) ـ پيدا نمي كند». بعد هم خبر متواتر را تقسيم بندي مي كنند كه آيا تواتر لفظي است يا معنوي يا اجمالي كه جزء بحث هاي علم درايه است و دوستان مي توانند اين كتاب المدخل إلي علم الرجال و الدراية بنده را در سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com ملاحظه كنند.

آقايان أهل سنت معتقدند كه اگر يك روايت متواتر شد، به مرحله اي رسيده است كه شبهه اي در صدور آن از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي ماند. در تواتر، مرسل بودن و مرفوع بودن و منقطع و مقطوع بودن نيست. يعني به قدري طرق زياد است كه هر انسان سالم الفكر و سالم الذهني يقين مي كند كه اين روايت از دو لب هاي معصوم (عليه السلام) صادر شده است. آقايان أهل سنت هم مي گويند: «اگر كسي روايت متواتر را انكار كند، مانند اين است كه آيه قرآن را انكار كرده است». يعني روايت متواتر، چون قطعي الصدور از معصوم (عليه السلام) است، مانند قرآن است كه قطعي الصدور است؛ يعني در قطعي الصدور بودن، هم طراز آيات قرآن است.

متواتر بودن حديث غدير

اما در رابطه با حديث غدير، بسياري از بزرگان أهل سنت گفته اند كه حديث غدير متواتر است. من چند نمونه از اين بزرگان را براي بينندگان عزيز عرض مي كنم.

١. أبو حامد غزالي

آقاي أبو حامد غزالي (متوفاي ٥٠٥ هجري) صاحب كتاب إحياء العلوم و از شخصيت هاي برجسته أهل سنت، كتابي دارد به نام سرّ العالمين كه البته بعضي ها اين كتاب را انكار مي كنند كه براي ايشان باشد؛ چون بعضي از حقايق را در اين گفته است. آقاي اسماعيل پاشا بغدادي در كتاب إيضاح المكنون، جلد ٢، صفحه ١١ صراحت دارد كه اين كتاب براي غزالي است و آقاي إبن جوزي هم در تذكرة الخواص، صفحه ٦٢ مي گويد اين كتاب براي آقاي غزالي است و آقاي ذهبي در كتاب ميزان الإعتدال، جلد ١، صفحه ٥٠٠ و سير أعلام النبلاء، جلد ١٩، صفحه ٣٢٨ و إبن حجر در كتاب لسان الميزان، جلد ٢، صفحه ٢١٥ مي گويند كه اين كتاب براي آقاي غزالي است.

آقاي أبو حامد غزالي در كتاب سرّ العالمين، صفحه ٢١، چاپ قديم صراحت دارد كه حديث غدير حديث متواتري است و مي گويد:

و أجمع الجماهير علي متن الحديث من خطبته في يوم غدير خم باتفاق الجميع.

٢. ذهبي

آقاي ذهبي كه از استوانه هاي أهل سنت است و سخنش براي أهل سنت مانند طلا است، بنا به نقل إبن كثير در البداية و النهاية، جلد ٥، صفحه ٢٣٣، حوادث سال ١٠ هجري مي گويد:

قال شيخنا الحافظ أبو عبد الله الذهبي: ... الحديث متواتر أتيقن أن رسول الله (صلي الله عليه و سلم) قاله.

استاد ما ذهبي گفت: حديث غدير متواتر است و من يقين دارم كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) اين حديث را فرموده است.

آيا از اين واضح تر؟ ولي اين آقايان در سايت سني آنلاين مي گويند:

معلوم نيست اين حديث، حديث صحيحي باشد و بعضي از بزرگان ما اين حديث را تضعيف كرده اند.

شما حرف اين آقايان را در كنار حرف آقاي ذهبي بگذاريد كه مي گويد:

الحديث متواتر أتيقن أن رسول الله (صلي الله عليه و سلم) قاله.

حديث غدير متواتر است و من يقين دارم كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) اين حديث را فرموده است.

البته من اين را گفته ام كه وقتي آدرسي از يك كتاب مي دهم، معمولاً از برنامه نرم افزاري مكتبة أهل البيت (عليهم السلام) است كه توسط دفتر حضرت آيت ا... العظمي گلپايگاني (ره) و دفتر حضرت آيت ا... العظمي سيستاني نوشته شده است و واقعاً ما از بانيان اين نرم افزار تشكر مي كنيم. تا الآن هم آقايان أهل سنت، نرم افزاري به اين كيفيت و سرعت و با اين امكانات تهيه نكرده اند. الآن ما بيش از ٤٠ نرم افزار از آقايان أهل سنت داريم و جديدترين و پرسرعت ترينش نرم افزار الجامع الكبير است و قبل از آن هم مكتبة الشاملة است. ولي هيچ كدام شان به سرعت و كيفيت نرم افزار مكتبة أهل البيت (عليهم السلام) نمي رسند. اين نرم افزار هم اكنون در سراسر دنيا وجود دارد و قابل استفاده است. اگر دوستاني خواستند اين نرم افزار را تهيه كنند، مي توانند با ارسال يك پيامك به ما، آدرس دقيق مركز نشر اين نرم افزار را از ما دريافت كنند.

٣. شمس الدين إبن جزري

آقاي شمس الدين إبن جزري (متوفاي ٨٣٣ هجري) در كتاب أسني المطالب، صفحه ٤٨ مي گويد اين حديث متواتر است.

٤. جلال الدين سيوطي

بنابر آنچه كه آقاي مناوي در فيض القدير شرح الجامع الصغير،جلد ٦، صفحه ٢١٨ از آقاي سيوطي نقل مي كند، مي گويد اين حديث متواتر است.

من حدود ٦٠ مورد از علماء بزرگ أهل سنت را پيدا كرده ام كه يا به صحت حديث غدير يا به تواتر حديث غدير صراحت و إذعان دارند. ولي اين آقايان با اين وضع مي گويند كه «روز غدير، سياه ترين روز تاريخ اسلام است» يا مي گويند «سندش ثابت نيست». به تعبير آقاي ضياء الدين مقبلي:

فإن لم يكن هذا معلوما فما في الدين معلوم؟

اگر بنا باشد حديث غديرحديثي قطعي و معلومي نباشد، پس در دين اسلام، هيچ چيز معلوم و قطعي نخواهد بود.

حتي راويان صحت قرآن از طريق صحابه، قطعاً كمتر از حديث غدير است. يعني اگر بخواهيم در حديث غدير، با اين كثرت طرق تشكيك كنند، اينها بايد در قرآن هم تشكيك كنند و بايد بگويند طُرُقي كه قرآن براي اينها از طريق صحابه ثابت شده است، چند نفر از صحابه آن را نقل كرده اند؟ ما چندين برابر آن را در رابطه با حديث غدير براي آنها ارائه مي كنيم.

* * * * * * *

آقاي محسني

چرا بزرگان أهل سنت، آن گونه كه انتظار مي رفت، قضيه غدير را مطرح نكرده اند؟

استاد حسيني قزويني

به تعبير يكي از بزرگان كه مي گفت:

با اين كه در حديث غدير، بيش از ١٢٠ نفر از صحابه آن را نقل كرده اند و ما روايتي نداريم كه اين همه راوي آن را نقل كرده باشند، ولي با اين كثرت طرق، مظلوم ترين روايت است. چون در واقعه غدير، بنا به نقلي بيش از ١٢٠ هزار نفر حضور داشتند. يعني اگر ١٢٠ راوي اين روايت را نقل كرده باشند، از هر هزار نفر، يك نفر آن را نقل كرده است.

ولي با توجه به اين، بعد از رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، به ويژه بعد از روي كار آمدن نماينده قريش و كسي كه كمر همت براي نابودي اسلام و از بين بردن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بسته بود، مانند معاويه، ببينيد كه با صاحب غدير و طرفداران غدير چه كردند؟! آقاي إبن أبي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغه،جلد ١١، صفحه ٤٤ نقل مي كند و مي گويد:

بني أميه، أهل بيت (عليهم السلام) و شيعيان أهل بيت (عليهم السلام) را به قدري تحت فشار قرار دادند كه:

يخافون إظهار المحبة لهم أو الإنتساب إلي شيعتهم.

از اين كه اظهار محبت كنند به أهل بيت، مي ترسيدند و جرأت نمي كردند كه بگويند شيعه أهل بيت هستند.

فقتلهم تحت كل حجر و مدر و أخافهم و قطع الأيدي و الأرجل و سمل العيون و صلبهم علي جذوع النخل.

در زير هر سنگ و كلوخي كه شيعيان را مي يافتند، مي كشتند و مي ترساندند و دست و پاي شان را قطع مي كردند و با مسمار گداخته شده بر چشمان شان سرمه مي كشيدند و بر بالاي درختان خرما اعدام مي كردند.

كار به جايي مي رسد كه اين جوّ خفقان ضد شيعي به درجه اي رسيد كه:

حتي إن الرجل ليقال له زنديق أو كافر أحب إليه من أن يقال شيعة علي ... .

حتي اگر به كسي زنديق يا كافر مي گفتند، بهتر از اين بود كه به او بگويند شيعه علي هستي.

يعني كفار و زنادقه در جامعه، امنيت بيشتري داشتند نسبت به شيعيان! شما ببينيد كه اينها در طول تاريخ چه كارها كرده اند؟! اين آقاياني كه اسم برنامه شان را گذاشته اند «حقيقت هاي پنهان تاريخ»، بيايند اينها را بررسي كنند و ببينند كه در گذشته، نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) چه گذشته است و نسبت به شيعيان چه جناياتي كرده اند؟! الآن هم بعد از ١٤٠٠ سال فقط چند ماهواره در اختيار شيعيان است؛ ماهواره هايي با امكانات خيلي كم و محدود. شبكه جهاني ولايت هم يك شبكه مستقل و شخصي است و هيچ امكاناتي، حتي يك برگ كاغذ از هيچ دولتي، حتي از دولت جمهوري اسلامي ايران دريافت نكرده است. نه تنها براي اين شبكه، بلكه براي مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) كه حدود ٢٠ سال است اين مؤسسه را داريم و بيش از ٤٠ كتاب چاپ كرده ايم و غالب آنها هم كتاب هاي برگزيده سال شده اند، نه از دولت يك برگ كاغذ كمك گرفته ايم و نه از بيوت آقايان مراجع عظام تقليد. ما بنا نداريم در شبكه جهاني ولايت از امكانات دولتي يا بعضي از افرادي كه شايد فردا از ما مطالباتي داشته باشند، استفاده كنيم؛ حتي اگر مطالبات شان مشروع باشد. خلاصه اين كه چند شبكه شيعي باز شده است و با اين مسائل و مشكلات و امكاناتي كه ما داريم، سر و صداها بلند شده است و مي گويند كه شبكه هاي شيعي مانند قارچ از زمين روئيده اند. تعداد شبكه هاي شيعي از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نمي كند، ولي شما الآن ٣٠٠ شبكه داريد كه عليه شيعه كار مي كنند؛ واقعاً جنگ نابرابري است. امكاناتي كه شما داريد، يك صدم آن را شبكه هاي شيعي ندارند. تمام شبكه هاي شيعي هم مانند ما مشكلات و گرفتاري دارند و براي تأمين مخارج شان به سختي افتاده اند.

شما ببينيد كه در طول تاريخ، عليه شيعه و أهل بيت (عليهم السلام) چه جوّي درست كرده اند؟! آن وقت ما بياييم بگوييم كه چرا حديث غدير به آن گونه اي كه انتظار مي رفت، مطرح نشده است؟ !

آقاي شَعبي، شيخ المحدثين عراق و از شخصيت هاي برجسته أهل سنت و از هواداران دودمان أموي كه از اركان تقويت آنها بود، مي گويد:

ما لقينا من آل أبي طالب؟ إن أحببناهم قتلونا و إن أبغضناهم أدخلونا النار.

ما نمي دانيم نسبت به آل أبي طالب چه كنيم؟ اگر آنها را دوست داشته باشيم، ما را مي كشند و اگر آنها را دشمن بداريم، وارد آتش جهنم مي شويم.

عيون الأخبار لإبن قتيبة الدينوري، ص ٩١

يعني دوستي با حضرت علي (عليه السلام) و آل علي (عليهم السلام)، گردن ما را در برابر شمشير دودمان بني أميه قرار مي دهد و بغض آنها، ما را وارد آتش جهنم مي كند.

خود آقاي إبن حجر عسقلاني در شرح حال علي بن رباح در تهذيب التهذيب، جلد ٧، صفحه ٢٨١ مي گويد:

كان بنو أمية إذا سمعوا بمولود إسمه علي قتلوه.

وقتي بني أميه مي شنيدند كه نام بچه اي علي است، او را مي كشتند.

اين روايت در كتاب كافي و تهذيب الأحكام و بحار الأنوار نيست، در كتاب تهذيب التهذيب إبن حجر عسقلاني است. آقايان وهابي ها و أمثال آقايان حيدري ها به اين گوش بدهند و مقداري توجه كنند كه چه گذشته است بر شيعه؟! اينها را بيايند به عنوان تاريخ پنهان مطرح كنند. ببينيد كار به كجا رسيده است كه هر كس نامش علي باشد، كشته مي شود! آن وقت چطور انتظار داريد كه اين مباحث نقل شود؟!

همين آقاي إبن حجر عسقلاني در كتاب رجالي خود به نام لسان الميزان، جلد ٤، صفحه ٢١٠ در شرح حال علي بن جهم مي گويد:

يلعن أباه لم سماه عليا.

علي بن جهم پدرش را لعنت مي كرد كه چرا نامش را علي گذاشته است.

ببينيد كه مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) تا كجا رفته است؟! يعني چون نامش علي است، زندگي اش دچار مشكل شده است!

من ديشب هم عرض كردم كه بزرگان أهل سنت مفصل آورده اند كه آقاي زمخشري مي گويد:

كان في أيام بني أمية أكثر من سبعين ألف منبر يلعن عليها علي بن أبي طالب بما سنه لهم معاوية.

در بيش از ٧٠ هزار منبر در دوران بني أميه، علي را لعن مي كردند؛ به خاطر سنت وقيح و زشت و سيئه اي كه معاويه آن را بنيان گزاري كرد.

برادران عزيز و سروران گرامي! خواهران عزيز! اين مسائل چيست؟ حضرت علي (عليه السلام) چه گناهي كرده است؟! به تعبير علامه اميني (ره):

بر فرض حضرت علي (عليه السلام) خليفه چهارم نيست و داماد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست و اولين كسي كه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اسلام آورد نيست و در هيچ يك از جنگ ها هم شركت نكرده است، آيا يك مسلمان هست يا نه؟ آيا يك صحابه هست يا نه؟

در صحيح مسلم، جلد ١، صفحه ٦١ آمده است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود:

و الذي فلق الحبة و برأ النسمة! إنه لعهد النبي الأمي صلي الله عليه و سلم إلي أن لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني إلا منافق.

قسم به كسي كه دانه را شكافت و بشر را آفريد! پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به من فرمود: جز مؤمن، كسي مرا دوست نمي دارد و جز منافق، كسي با من دشمني نمي كند.

آيا اين سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هست يا نه؟! اينهايي كه بالاي منبر، حضرت علي (عليه السلام) را فحش مي دادند و لعن مي كردند، آيا حضرت علي (عليه السلام) را دوست مي داشتند؟! آنهايي كه لشكركشي كردند و در جنگ جمل و جنگ صفين و جنگ نهروان در برابر حضرت علي (عليه السلام) ايستادند، آيا به خاطر محبت شان به حضرت علي (عليه السلام) بود؟! به قول يكي از مراجع عظام تقليد، حضرت آيت ا... العظمي شبيري زنجاني كه بنده افتخار دارم ١٤ سال در درس خارج ايشان بودم، مي فرمود:

آنهايي كه در جنگ جمل و جنگ صفين آمده بودند و با حضرت علي (عليه السلام) مي جنگيدند، آيا به حضرت علي (عليه السلام) علاقه و محبت داشتند و مي خواستند او را بكشند تا زودتر به بهشت برود؟!

احمد بن حنبل در مسندش، جلد ٢، صفحه ٤٤٢ نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نظر كرد به حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و فرمود:

أنا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم.

من مي جنگم با كسي كه با شما بجنگد و در صلح و دوستي هستم با كسي كه با شما صلح و دوستي كند.

صحيح إبن حبان، ج ١٥، ص ٤٣٤ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٢، ص ١٢٢ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج ٧، ص ١٤٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ١٤، ص ١٥٧ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٣، ص ١١

مقداري دقت كنيد! جنگ با حضرت علي (عليه السلام) به منزله جنگ با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است!

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من سبّ عليا فقد سبّني.

هر كس علي را فحش و ناسزا دهد، مرا فحش و ناسزا داده است.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٦، ص ٣٢٣ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ١٣٠ ـ السنن الكبري للنسائي، ج ٥، ص ١٣٣ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ١٤، ص ١٣٢ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٦٣٤ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٧، ص ٣٩١

برادر عزيز! سرور گرامي! شما را به خدا! شما را به هر كسي كه مي پرستيد! شما را به هر مقدساتي كه به آن ايمان داريد! مقداري فكرتان را باز كنيد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با من و شما حرف مي زند.

حاكم نيشابوري مي گويد:

هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه.

اين حديثي است كه سندش كاملاً صحيح است، ولي در صحيح بخاري و صحيح مسلم نيامده است.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٢١

در روايتي ديگر، آقاي إبن كثير دمشقي سلفي نقل مي كند از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرمود:

من آذي عليا فقد آذاني.

هر كس علي را اذيت كند، مرا اذيت كرده است.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٧، ص ٣٨٢ و ٣٨٣ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٦٣١ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ١٤٩ ـ مسند احمد الإمام احمد بن حنبل، ج ٣، ص ٤٨٣ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٢٢ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ١٢٩ ـ المعيار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافي، ص ٢٢٤ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج ٧، ص ٥٠٢ ـ صحيح إبن حبان، ج ١٥، ص ٣٦٥ ـ الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٣، ص ١١٠١ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ٢، ص ١٤٥ ـ التاريخ الكبير للبخاري، ج ٦، ص ٣٠٧ ـ الثقات لإبن حبان، ج ٣، ص ٢٧٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٢٠٢ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٤، ص ١١٤ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج ٤، ص ٥٣٤ ـ أنساب الأشراف للبلاذري، ص ١٤٦

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بايد به چه زباني بگويد؟! به چه بياني حقيقت را بگويد؟! آيا با توجه به اين أحاديث، جايي براي اجتهاد مي ماند؟! ولي در صحيح مسلم آمده است:

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا، فقال: ما منعك أن تسب أبا التراب؟

معاويه بن أبو سفيان، سعد بن أبي وقاص را أمر به سبّ و ناسزاي علي كرد و وقتي سعد بن أبي وقاص از اين كار خودداري كرد، معاويه به او گفت: تو را چه شده است كه أبو تراب را سبّ و ناسرا نمي كني؟

صحيح مسلم، ج ٧، ص ١٢٠، ح ٦١١٤

گويا سعد بن أبي وقاص يك واجبي از واجبات إلهي يا يك اصلي از اصول دين را ترك كرده است كه معاويه اين گونه با او رفتار مي كند! آقاي نووي هم توجيه مي كند و مي گويد:

آقاي معاويه مي خواست سعد بن أبي وقاص را امتحان كند و ببيند كه آيا فحش مي دهد يا خير؟

كار به جايي رسيده است كه خود آقاي إبن تيميه صراحتاً مي گويد:

أما حديث سعد لما أمره معاوية بالسب فأبا.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج ٣، ص ١٥

و ده ها عالم شيعي و شخصيت هاي برجسته أهل سنت، ناسزا گفتن خود معاويه را نقل كرده اند. از جمله آنها، خود إبن كثير دمشقي سلفي در البداية و النهاية، جلد ٧، صفحه ٣٧٦ مي گويد:

معاويه مراسم حج را انجام داد و دست سعد بن أبي وقاص را گرفت و به منزل خود برد و شروع كرد به ناسزا گفتن و فحش دادن به علي. سعد عصباني شد و گفت:

أجلستني علي سريرك ثم وقعت في علي تشتمه؟

آيا مرا آوردي در كنار تخت خود نشانده اي و شروع كرده اي به علي ناسزا گفتن؟

امام سجاد (عليه السلام) روايتي دارد كه وقتي من اين روايت را مي خوانم، بعضي اوقات توان مطالعه را از دست مي دهم و از پشت كامپيوتر بلند مي شوم و مي آيم گوشه اي مي نشينم و سير گريه مي كنم و سپس مي روم به كارم ادامه مي دهم. منهال مي گويد كه خدمت امام سجاد (عليه السلام) رسيدم و گفتم:

كيف أصبحت؟

حال شما چطور است؟

امام سجاد (عليه السلام) فرمود:

أصبحنا في قومنا بمنزلة بني إسرائيل في آل فرعون، إذ كانوا يذبحون أبناءهم و يستحيون نساءهم و أصبح شيخنا و سيدنا يتقرب إلي عدونا بشتمه أو سبه علي المنابر.

ما أهل بيت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) همانند بني اسرائيل در آل فرعون زندگي مي كنيم. زيرا آنها جوانان شان را مي كشتند و زنان شان را زنده نگه مي داشتند و اسير مي كردند. ما در روز روشن مي بينيم كه مردم در بالاي منابر، آقا و سرور و سيد ما علي را ناسزا مي گويند و به حكومت ها با سبّ به علي ناسزا مي گويند.

الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج ٥، ص ٢١٩ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤١، ص ٣٩٦ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٢٠، ص ٣٩٩ ـ المنتخب من ذيل المذيل للطبري، ص ١٢٠

اين اوج مظلوميت أهل بيت (عليهم السلام) است!

كار به جايي مي رسد كه آقاي إبن عقيل يمني در كتاب العتب الجميل، صفحه ٧٤ مي گويد:

وقتي عمر بن عبد العزيز دستور داد در خطبه هاي نماز جمعه، سبّ علي را حذف كنند:

إرتج المسجد بصياح من فيه بعمر بن عبد العزيز "تركت السنة، تركت السنة"

تمام كساني كه در مسجد بودند، فرياد زدند و شعار دادند عليه عمر بن عبد العزيز كه "سنت را ترك كردي، سنت را ترك كردي".

النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص ١١٦

يعني كار به جايي رسيده است كه ناسزا گفتن به حضرت علي (عليه السلام)، سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شده است!

اين روايت را هم براي بينندگان عزيز بخوانم كه آقاي طبري و إبن اثير نقل مي كنند:

فكان إذا قنت لعن عليا و إبن عباس و الأشتر و حسنا و حسينا.

وقتي معاويه قنوت مي گرفت، علي و إبن عباس و مالك اشتر و حسن و حسين را لعن مي كرد.

تاريخ الطبري، ج ٤، ص ٥٢، باب اجتماع الحكمين بدومة الجندل ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٣، ص ٣٣٣، باب ذكر اجتماع الحكمين ـ تاريخ إبن خلدون، ج ٢، ق ٢، ص ١٧٨ ـ وقعة صفين لإبن مزاحم المنقري، ص ٥٥٢ ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص ٩٦

آيا با اين روايت، غيرت و وجدان وهابي ها تكان مي خورد؟! آنهايي كه به معاويه، حضرت معاويه مي گويند، اين غيرت شان تكان مي خورد؟! آيا حضرت گفتن به هم چنين فردي، فرداي قيامت جواب دارد؟! قيامت هيچ، به تعبير امام حسين (عليه السلام):

إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد، فكونوا أحرارا في دنياكم هذه.

اگر دين نداريد و از روز آخرت ترس نداريد، حدأقل در دنياي تان آزادمرد و آزادمنش باشيد.

الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٤، ص ٧٦ ـ كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي، ج ٥، ص ١١٧ اللهوف في قتلي الطفوف للسيد إبن طاووس، ص ٧١

كسي كه در قنوتش، حضرت علي (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) را لعنت كند، آيا حضرت گفتن به او زيبنده است؟! فرداي قيامت جواب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را چه مي دهيد؟! جواب امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) را چه مي دهيد؟!

آن وقت جناب آقاي محسني عزيز مي گويد:

چرا بزرگان أهل سنت، آن گونه كه انتظار مي رفت، قضيه غدير را مطرح نكرده اند؟

با اين جوّ، همين مقدار مطالبي كه به دست ما رسيده است، معجزه أهل بيت (عليهم السلام) است! جز اين كه بگوييم:

يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

سوره صف / آيه ٨

چيز ديگري نمي تواند در اينجا توجيه گر باشد.

* * * * * * *

آقاي محسني

تتمه بحث شما به اينجا رسيد كه بر فرض مي گوييم حضرت علي (عليه السلام) هيچ فضيلتي ندارد و خليفه چهارم هم نيست و در هيچ يك از جنگ ها هم شركت نداشت، فقط مي گوييم كه ايشان يك صحابه بودند. أهل سنت نسبت به صحابه چگونه برخورد مي كنند و حكم مي دهند؟

استاد حسيني قزويني

برادران عزيز دقت كنند! حتي از خود أهل سنت و جوانان و طلاب و دانشجويان تقاضا دارم كه دقت كنند.

أولاً:

آقاي ذهبي يك شخصيت مقبول در نزد همه أهل سنت است و كتابي دارد به نام الكبائر كه گناهان كبيره را در آنجا آورده است. در صفحه ٢٣٣ اين كتاب، اين تعبير را دارد:

فمن طعن فيهم أو سبهم فقد خرج من الدين و مرق من ملة المسلمين.

كسي كه كوچك ترين اهانتي به صحابه بكند يا آنها را سبّ كند، از دين خارج شده است و از ملت مسلمانان بيرون رفته است.

يعني مرتدّ شده است.

ثانياً:

آقاي يحيي بن معين كه از استوانه هاي رجالي أهل سنت است، مي گويد:

كل من شتم عثمان أو طلحة أو أحدا من أصحاب رسول الله صلي الله عليه و سلم دجال لا يكتب عنه و عليه لعنة الله و الملائكة و الناس أجمعين.

هر كسي كه عثمان يا طلحه يا يكي از صحابه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را فحش و ناسزا بدهد، دجال است و هيچ روايتي را نبايد از او نقل كرد و لعنت خدا و ملائكه و تمام مردم بر او باد.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج ١، ص ٤٤٧ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٤، ص ٣٢٢ ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج ١٠، ص ١١٨ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج ٢، ص ٨٦ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج ٧، ص ١٤٥

نام حضرت علي (عليه السلام) را نمي آورد و فقط نام عثمان و طلحه را مي آورد. يعني از حريز بن عبد الله كه اين همه از او روايت نقل كرده اند و به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا مي گفت و از عمر بن سعد كه مي گويند «ثقة ثقة» و قاتل امام حسين (عليه السلام) هم هست، مي توان روايت نقل كرد و اينها إستثناء هستند.

ثالثاً:

آقاي سرخسي كه از فقهاء بنام احناف است، در كتاب اصول خود كه به اصول سرخسي مشهور است، در جلد ٢، صفحه ١٣٤ صراحت دارد:

و من طعن فيهم فهو ملحد، منابذ للإسلام، دواؤه السيف إن لم يتب.

هر كسي كه نسبت به صحابه جسارت كند، ملحد و بي دين است و با اسلام مي جنگد و اگر توبه نكند، درمانش شمشير است.

آيا حاضرند اين را درباره أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) إجراء كنند؟! يا نه، در اينجا معاويه به خاطر فحشي كه داده است، ثوابي هم برده است؛ چون اجتهاد كرده است و خطا كرده است؟!

رابعاً:

آقاي فاريابي كه علماء بزرگ أهل سنت است، مي گويد:

من شتم أبا بكر فهو كافر، لا أصلي عليه. قيل له: فكيف تصنع به و هو يقول لا إله إلا الله؟ قال: لا تمسوه بأيديكم، إرفعوه بالخشب حتي تواروه في حفرته.

هر كسي كه به أبو بكر جسارت كند، كافر است و نماز بر جنازه او خوانده نمي شود. به او گفته شد: اگر او به أبو بكر جسارت كرد و مرد، با او چه مي كنيد در حالي كه لا إله إلا الله مي گويد؟ گفت: به جنازه اش دست نزنيد و جنازه اش را با چوب حركت بدهيد تا به چاله اي بيفتد و سپس دفنش كنيد.

المغني لعبد الله بن قدامه، ج ٢، ص ٤١٩ ـ الشرح الكبير لعبد الرحمن بن قدامه، ج ٢، ص ٣٥٦ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٧، ص ٢٥٣

ببينيد! اين چيست؟! اگر كسي به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا بگويد و جسارت بكند، حضرت مي شود، حضرت معاويه مي شود؛ اگر كسي با حضرت علي (عليه السلام) بجنگد، حضرت مي شود! به حريز بن عبدالله كه هر صبح و شب، ٧٠ مرتبه حضرت علي (عليه السلام) را لعن مي كرد، مي گويند: «ثقة». عمر بن سعد كه قاتل صحابه و فرزند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) امام حسين (عليه السلام) است، «ثقة» است و مي شود از او روايت نقل كرد. ولي كسي كه به أبو بكر جسارت كند، كافر است و حتي بعد از كشتن هم نبايد به جنازه اش دست زد!

* * * * * * *

آقاي محسني

در تاريخ مي بينيم كه با قاتلين خليفه سوم و خليفه چهارم، يعني عثمان و حضرت علي (عليه السلام)، برخورد دوگانه اي صورت گرفته است. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

إن شاء ا... اميدواريم كه جلسه امشب ما قربة إلي الله، مرضيّ آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) باشد.

بينندگان عزيز! اين هم يكي از عجائب دهر است! من تقاضا دارم اگر تا اينجا عرائض ما را گوش كرديد، اين قسمت را با عنايت بيشتري گوش كنيد و براي مظلوميت أمير المؤمنين (عليه السلام)، بيش از گذشته متأثر شويد.

ديدگاه علماء أهل سنت نسبت به قاتلين عثمان

أولاً:

در رابطه با قاتلين عثمان، آقاي إبن حزم آندلسي مي گويد:

فساق ملعونون محاربون سافكون دما حراما عمداً.

كساني كه عثمان را كشتند، فاسق و ملعون و محارب هستند ... .

الفصل، ج ٤، ص ١٦١

ثانياً:

آقاي إبن تيميه مي گويد:

قوم خوارج مفسدون في الأرض، لم يقتله إلا طائفة قليلة باغية ظالمة ... بل ظالمون باغون معتدون.

تمام كساني كه در قتل عثمان شركت كردند، مفسد في الأرض هستند ... .

منهاج السنة لإبن تيمية، ج ٣، ص ١٨٩

ثالثاً:

آقاي إبن كثير دمشقي سلفي در البداية و النهاية، جلد ٧، صفحه ٢٠٨ مي گويد:

لا شك أنهم من جملة المفسدين في الأرض ... البغاة الخارجين علي الإمام ... الجهلة البغاة متعنتون خونة، ظلمة مفترون.

ديدگاه علماء أهل سنت نسبت به قاتلين أمير المؤمنين (عليه السلام)

آقاي إبن حزم آندلسي كه وقتي به قاتل عثمان مي رسد، مي گويد:

فساق ملعونون محاربون سافكون دما حراما عمداً.

الفصل، ج ٤، ص ١٦١

نسبت به قاتل علي بن أبي طالب (عليه السلام) مي گويد:

أن عبد الرحمن ابن ملجم لم يقتل عليا رضي الله عنه إلا متأولا مجتهدا مقدرا أنه علي صواب.

عبد الرحمن بن ملجم كه علي (رضي الله عنه) را كشت، مجتهد بود و در اجتهادش دچار خطا شد و تصور مي كرد كه كار درستي مي كند و به خاطر اجتهادش يك ثواب هم مي برد.

المحلي لإبن حزم، ج ١٠، ص ٤٨٤

ببينيد! چه تفاوتي ميان قاتل عثمان و قاتل أمير المؤمنين (عليه السلام) قائل مي شوند!

بعد هم مي آيد شعر آن آدم فاسق و فاسد، عمر إبن حطان كه بخاري هم از او روايت نقل مي كند را مي آورد:

يا ضربة من تقي ما أراد بها إلا ليبلغ من ذي العرش رضوانا

إني لأذكره حينا فاحسبه أوفي البرية عند الله ميزانا

شمشيري از يك آدم پرهيزكار بر فرق علي آمد كه با اين كارش، به رضايت خداوندِ صاحبِ عرش رسيد.

من هر وقت اين جوانمردي او را ياد مي كنم، ميزان عمل او از همه سنگين تر است نزد خداوند.

الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٣، ص ١١٢٨ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٦٥٤ ـ تفسير السمعاني، ج ٣، ص ٣٨٤ ـ تفسير الآلوسي، ج ٨، ص ١٦٨ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٣، ص ٤٩٥ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج ٥، ص ٢٣٢

البته در اينجا سخن زياد است، ولي يك نكته اي را عرض كنم:

عزيزان! سروران!

همه گريند به مظلومي زهراء، اما اين علي بود كه مظلوم تر از زهراء بود

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٦ ماه اين زجرها را كشيد. درست است كه فرمود:

صبت علي مصائب لو أنها صبت علي الأيام صرن لياليا

مصيبت هايي بر من وارد شد كه اگر بر روز روشن وارد مي شد، به شب ظلماني تبديل مي شد.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٧٩، ص ١٠٦ ـ مناقب آل أبي طالب لإبن شهر آشوب، ج ١، ص ٢٠٨ ـ المعتبر المحقق الحلي، ج ١، ص ٣٤٥ ـ تفسير الآلوسي، ج ١٩، ص ١٤

ولي أمير المؤمنين (عليه السلام) ٢٥ سال با اين مصيبت ها و زجرها و شكنجه ها صبر كرد و به تعبير خودش:

فصبرت و في العين قذي و في الحلق شجا، أري تراثي نهبا.

پس صبر كردم در حالي كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود و با ديدگان خود مي نگريستم كه ميراث مرا به غارت مي برند.

نهج البلاغه، خطبه شقشقيه

آري!

همه گريند به مظلومي زهراء، اما اين علي بود كه مظلوم تر از زهراء بود

خداوند بيامرزد علامه اميني (ره) را كه در آخرين لحظاتي كه روي تخت بيمارستان بود، فرمود:

از خداوند مي خواهم كه به اندازه اول تا آخر دنيا عمر بدهد و بنشينم فقط به خاطر مظلوميت أمير المؤمنين (عليه السلام) گريه كنم.

در زيارت نامه أمير المؤمنين (عليه السلام) هم مي خوانيم:

السلام عليك يا ولي الله! أنت أول مظلوم و أول من غصب حقه.

 

كامل الزيارات لجعفر بن محمد بن قولويه، ص ٩٥ ـ مصباح المتهجد للشيخ الطوسي، ص ٧٤٥ ـ الكافي للشيخ الكليني، ج ٤، ص ٥٦٩

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

من گفته بودم كه حضرت علي مقبوليت عامه نداشتند و قرار شد كه مداركم را ارائه بدهم. در اينجا چند حديث را ذكر مي كنم:

يكي اين كه در همان، صفحه ٤٥١ و در بحار الأنوار، جلد ٨، صفحه ٥١ آمده است:

گروهي از انصار و مهاجرين به نزد حضرت علي آمدند و گفتند: «شما أمير المؤمنين هستيد و شايسته جانشيني رسول الله هستيد». وقتي حضرت علي به ايشان گفتند: «فردا با سرهاي تراشيده برگرديد»، جز ٣ نفر، ديگران نيامدند.

دومين حديث در خصال صدوق، صفحه ٤٦١، چاپ تهران آمده است:

بعد از اين كه آن ١٢ نفر با حضرت أبو بكر احتجاج كردند، حضرت أبو بكر ٣ روز در خانه ماند و گفت: اگر من مورد اعتماد شما نيستم، كسي ديگر را بگوييد. ٣ روز در خانه ماند و هيچ كسي از مردم نيامدند كسي ديگر را انتخاب كنند. بعد از ٣ روز، اشخاص اصحاب آمدند و ايشان را از خانه بيرون كشيدند و به تخت خلافت رساندند.

اين مدارك من نشان مي دهد كه حضرت علي (عليه السلام) مقبوليت عام را نداشتند. شما چه مي فرماييد؟!

جواب ١ :

أولاً:

اگر صحابه اين چنين كردند و قول دادند به أمير المؤمنين (عليه السلام) كه فردا براي احقاق حق شما مي آييم و به قول شان عمل نكردند، اين در حقيقت به ضرر شماست. پس صحابه پاي بند به قول خودشان هم نبودند.

ثانياً:

آقاي زبير بن بكار (متوفاي ٢٧٢ هجري) در كتاب الأخبار الموفقيات، صفحه ٥٨٠ نقل مي كند:

و كان عامة المهاجرين و جلّ الأنصار لا يشكون أن عليا هو صاحب الأمر بعد رسول الله (صلي الله عليه و سلم).

عموم مهاجرين و تعداد زيادي از انصار شك نداشتند كه بعد از رسول الله (صلي الله عليه و سلم)، علي صاحب الأمر و خليفه است.

شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ٦، ص ٢١

ثالثاً:

يعقوبي در تاريخش، جلد ٢، صفحه ١٢٤ مي گويد:

و كان المهاجرون و الأنصار لا يشكون في علي.

مهاجرين و انصار شك نداشتند كه بعد از رسول الله (صلي الله عليه و سلم)، علي جانشين اوست و خليفه است و حق با اوست.

تاريخ اليعقوبي، ج ٢، ص ١٢٤

رابعاً:

آقاي إبن أثير جزري در الكامل في التاريخ، جلد ٢، صفحه ٣٢٥ و آقاي طبري در تاريخش، جلد ٢، صفحه ٤٤٣ مي گويند:

فقالت الأنصار أو بعض الأنصار: لا نبايع إلا عليا.

تمام انصار يا بعضي از انصار گفتند: ما جز با علي، با هيچ كس بيعت نمي كنيم.

اينها واضح و روشن است و در كتب أهل سنت آمده است و با سندهاي صحيح نقل شده است.

خامساً:

أمير المؤمنين (عليه السلام) را به زور و كشان كشان آوردند و خود أبو بكر به زور از ايشان بيعت گرفتند. خليفه دوم هم مي گويد:

لما رأيت أسلم، فأيقنت بالنصر.

وقتي قبيله اسلم را ديدم، يقين كردم كه پيروزي از آن ماست.

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٤٥٩

اين خيلي واضح و روشن است. أمير المؤمنين (عليه السلام) هم صراحت دارد:

فصبرت و في العين قذي و في الحلق شجا، أري تراثي نهبا.

پس صبر كردم در حالي كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود و با ديدگان خود مي نگريستم كه ميراث مرا به غارت مي برند.

نهج البلاغه، خطبه شقشقيه

أمير المؤمنين (عليه السلام) هم ديد كه اگر بنا باشد در برابر اينها بايستد و جنگ داخلي ميان مسلمانان ايجاد بشود، هم اسلام از بين مي رود و هم مسلمانان متلاشي مي شوند و دشمنان در كمين نشسته روم در غرب و ايران در شرق، به دنبال فرصتي بودند تا اسلام را نابود كنند. لذا أمير المؤمنين (عليه السلام) با آن درايت شان و با آن سكوت معنادار و توأم با فرياد و إعلان حقانيت خودش، دست به سلاح و جنگ داخلي نبردند. در صحيح مسلم كه از صحيح ترين كتاب هاي شما أهل سنت است، در جلد ٥، صفحه ١٥٢ به صراحت نقل شده است كه خود عمر مي گويد:

فلما توفي رسول الله صلي الله عليه و سلم قال أبو بكر أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم ... فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا ... ثم توفي أبو بكر و أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم و ولي أبي بكر، فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا ... .

وقتي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، أبو بكر گفت: من جانشين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هستم و نظر شما دو نفر (علي و عباس) در مورد او اين بود كه او: دروغ گو و گنه كار و حيله گر و خائن است و وقتي أبو بكر از دنيا رفت، من جانشين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و أبو بكر شدم و نظر شما دو نفر در مورد من اين بود كه من: دروغ گو و گنه كار و حيله گر و خائن هستم.

اين كاملاً واضح و روشن است هيچ شبهه اي در آن نيست.

در صحيح بخاري، جلد ٥، صفحه ٨٣ و صحيح مسلم، جلد ٥، صفحه ١٥٤ آمده است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به أبو بكر مي گويد:

إستبددت علينا بالأمر.

تو در حق ما استبداد كردي.

مگر مهاجرين و انصار جزء مردم نبودند؟! آن روايتي كه شما خوانديد، جعلي و دروغ است. نمي توانيم هر روايتي كه در كتاب هاي شيعه باشد، آن را صحيح بدانيم. علامه مجلسي (ره) هم آن را نقل مي كند و ردّ مي كند. إن شاء ا... وقتي بحث سقيفه را مطرح كرديم، عرض خواهيم كرد كه اينها در زمان خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، تمام مقدمات برنامه خلافت را فراهم كرده بودند. اگر واقعاً مي خواهيد بدانيد قضيه چيست، من يك آدرس مي دهم، برويد مطالعه كنيد:

در كتاب المحلي إبن حزم آندلسي كه از علماء بزرگ أهل سنت است، جلد ١١، صفحه ٢٢٤، كتاب الحدود، باب حدّ المرتد مفصل آمده است و شما مي توانيد به آنجا مراجعه كنيد.

من در مكه مكرمه با جناب آقاي شيخ محمد جميل زينو كه از اساتيد برجسته مكه است، ديدار داشتم و اين روايت را مطرح كردم و با آقاي دكتر پروفسور غامدي هم مطرح كردم و در كتاب قصة الحوار الهادي با ترجمه فارسي گفت و گوي آرام هم آورده ام.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

در شبكه هاي أهل سنت، يك مارك مي چسبانند و مي گويند «تشيع صفوي». سابقه تاريخي تشيع در ايران را توضيح بفرماييد. آيا در زمان دولت صفويه، چيزي به تشيع اضافه شده است كه به ما مي گويند «تشيع صفوي»؟ من كتاب دكتر علي شريعتي در رابطه با «تشيع صفوي و علوي» را مطالعه كردم. نظر استاد حسيني قزويني در اين رابطه چيست؟ آيا كتاب هايي كه دكتر علي شريعتي در رابطه با تسنن نوشته اند، مورد تائيد هست يا خير؟

جواب ٢ :

بنده به هيچ وجه كتاب هاي آقاي دكتر علي شريعتي تائيد نمي كنم و توصيه به مطالعه آنها هم نمي كنم. هم مطالب خوب دارد و هم مطالب خلاف و كسي كه كاملاً مسلط به مباني عقيدتي شيعه نيست، نبايد اين كتاب ها را بخواند. مرحوم شهيد مطهري (ره) هم اين تعبير را دارد:

آقاي دكتر علي شريعتي اسلام شناسي نكرده است، اسلام سرائي كرده است.

چون ايشان متخصص نبود و يك فارغ التحصيل جامعه شناسي دانشگاه سوربن فرانسه بود و مطالبي را مطالعه مي كرد. البته ايشان در آن زمان خدماتي هم داشتند و خيلي از جوانان را از سقوط در دامن كمونيست نجات دادند و در جاي خودش قابل تقدير است. ولي ما كتاب هاي ايشان را به عنوان كتاب هاي اسلامي تلقي نمي كنيم و مراجع عظام تقليد ما هم همين نظر را دارند و مرحوم شهيد مطهري (ره) هم كتاب مفصلي دارند به نام مطهري، إفشاءگر توطئه ها كه به قلم آقاي أبو الحسن منذري نوشته شده است و دست خط شهيد مطهري (ره) را در رابطه با شريعتي و كتاب هايش آورده است. اين كتاب را شما و دوستان تان بخوانيد. البته ما نسبت به ايشان، نفي صد درصد نمي كنيم. ولي از آن طرف، حمله اي كه به روحانيت داشتند و جسارتي كه به مراجع عظام تقليد داشتند و توهين هايي كه به علامه مجلسي (ره) داشتند و غالب مراجع عظام تقليد ما هم از اين ناراحت و عصباني شدند و ايشان بعضي از مباحث اسلامي را وارونه نشان دادند. اين نظر من است نسبت به ايشان.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

بعضي از آقايان روحاني در منابر مي گويند:

در منطقه غدير، چهارراه وجود داشت و ١٢٠ هزار نفر جمع شدند.

آيا اين ١٢٠هزار نفر واقعيت دارد؟

جواب ٣ :

آقاي سبط إبن الجوزي در تذكرة الخواص، صفحه ١٨ صراحت دارد كه تعداد شركت كنندگان در غدير، ١٢٠ هزار نفر بودند.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

خداوند ١٢٤ هزار پيامبر (عليهم السلام) براي هدايت انسان ها فرستاد و هيچ كدام شان به انتخاب من و شما و يهودي ها و صليبي ها و بوديسم ها و سني ها و شيعه ها نبودند؛ همه شان را خداوند انتخاب كرده است. چطور شد كه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) داستان سقيفه پيش آمد و آقاي عمر و دوستان خودش، براي خودشان برنامه اي چيدند و خليفه تراشي كردند و ١٤٠٠ سال است كه ما را حيران كرده اند؟ ما بايد به چه كسي پناه بياوريم؟ چرا اين كار را كردند؟ اينها در حق ما جنايت كردند.

جواب ٤ :

بعد از حضرت موسي (عليه السلام) چه اتفاقاتي افتاد؟ بعد از حضرت عيسي (عليه السلام) چه اتفاقاتي افتاد؟ بعد از حضرت نوح (عليه السلام) و حضرت ابراهيم (عليه السلام) چه اتفاقاتي افتاد؟ خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به امت خود فرمود:

شما پا به پاي امت هاي گذشته خواهيد رفت.

امت حضرت موسي (عليه السلام) پاي شان را هنوز از رود نيل بيرون نگذاشته بودند كه به حضرت موسي (عليه السلام) گفتند:

يَا مُوسَي اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آَلِهَةٌ

اي موسي! براي ما خدايي و بتي درست كن تا ما هم او را بپرستيم، همان طور كه براي فرعونيان خدا و بتي هست.

سوره أعراف / آيه ١٣٨

اطرافيان حضرت عيسي (عليه السلام) هم به ايشان چه ظلم هايي كردند و اطرافيان حضرت موسي (عليه السلام) چه كارهايي كردند. تمام اين قضايا در گذشته بوده است و نسبت به أوصياء اينها هم هر مسائلي پيش آوردند، نسبت به وصي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هم همين مسائل را پيش آوردند.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

من در كتاب هاي تاريخي خوانده ام أكثر كساني كه أولاد پيامبران (عليهم السلام) را به شهادت مي رسانند يا سبّ اولاد پيامبران (عليهم السلام) را مي كنند، زنازاده هستند يا از نطفه حيض هستند. آيا اين مطالب در كتاب هاي أهل سنت و شيعه آمده است؟

جواب ٥ :

اين كه دشمنان حضرت علي (عليه السلام) طيب ولادت ندارند يا از نسل پدر نيستند و زنازاده هستند، آيا در منابع أهل سنت آمده است يا خير؟ من فقط مطلب را نقل مي كنم و كاري با مسائل ديگر ندارم.

آقاي زيد بن يثيع از خليفه اول أبو بكر نقل مي كند و مي گويد:

رأيت رسول الله صلي الله عليه و سلم خيم خيمة و هو متكئ علي قوس عربية و في الخيمة علي و فاطمة و الحسن و الحسين، فقال رسول الله صلي الله عليه و سلم: يا معشر المسلمين! أنا سلم لمن سالم أهل هذه الخيمة و حرب لمن حاربهم و ولي لمن والاهم و عدو لمن عاداهم، لا يحبهم إلا سعيد الجد، طيب المولد و لا يبغضهم إلا شقي الجد ردي الولادة، قال: فقال رجل لزيد: يا زيد! أنت سمعت أبا بكر يقول هذا؟ قال: إي و رب الكعبة!

من پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را ديدم در كنار يك خيمه كه بر يك قوس عربي تكيه كرده بود و علي و فاطمه و حسن و حسين هم در خيمه بودند و حضرت فرمود: اي مسلمانان! من در صلح و دوستي هستم با كسي كه با أهل اين خيمه در صلح و دوستي باشد و در جنگم با كسي كه با آنها در جنگ باشد و دوست هستم با كسي كه با آنها دوست باشد و دشمن هستم با كسي كه با آنها دشمن باشد. ... ، جز افراد زنازاده و كساني كه جدشان شقي و ناپاك باشند، كسي با آنها دشمني ندارد. مردي به زيد بن يثيع گفت: آيا خودت اين مطلب را از أبو بكر شنيدي؟ گفت: بله، قسم به خداي كعبه!

الرياض النضرة لمحب الدين الطبري، ج ٢، ص ١٨٩ ـ فرائد السمطين للجويني، ج ٢، ص ٤٠ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ٢٩٧ ـ جواهر المطالب للدمشقي الشافعي، ج ١، ص ١٧٤

* * * * * * *

سؤال ٦ :

چند شب پيش در شبكه ظلمت، چنان وصف مولا علي (عليه السلام) را مي كردند كه فكر مي كرديم گويا اولين شيعه ايشان است؛ من باورم نمي شد. اينها همه اش از رحمت شبكه شماست. خيلي جالب بود كه ايشان مي گفت: «اي پيرمرد ٦٠ ساله، بگذار جوانت آزاد باشد و آزاد فكر كند». آن قدر از بلاغت امام علي (رضي الله عنه) و غيره گفت و گفت: «هيچ كس در قياس با ايشان نيست». بعد هم صحيفه سجاديه را گفت و آقاي هاشمي گفت: «كلماتش شبيه قرآن است».

مقداري با خودتان بنشينيد و فكر كنيد. يك مجسمه بودا را در افغانستان خراب مي كنند، آن همه سر و صدا و بوغ و كرنا مي كنند. مساجدي كه در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بوده و مساجد سبعه و خيلي از مساجد ديگر را در حال خراب كردن هستند. كجا صداي ما بلند شد؟ آيا نقدي بر اين سبّ هايي كه بر پدران و اجداد ما مي گفتند، داشتيم؟

در سال ١٣٧٤ جزء جماعت تبليغي در زاهدان بودم، تقريبا ظهر بود، با بچه ٦ ساله اي در كنار خانه مولانا، در حوزه علميه آن عمل را انجام دادند.

جواب ٦ :

بنده هم شبكه نور را مشاهده مي كردم. اينها بحث مكه را پيش كشيدند، ولي بحث پيام مكه مطرح نبود و بحث هجمه عليه شيعه مطرح بود. چندين بار گفتند:

كساني كه به قبرستان بقيع مي روند، قبرستان بقيع بت كده است و اينها به جاي اين كه خدا را بپرستند، مي روند ائمه بقيع را مي پرستند و به اينها متوسل مي شوند و از اينها حاجت مي خواهند. اينها همه شرك است و مكه فقط براي اين است كه توحيد درست كنيم.

عزيزان بيننده! بزرگواري كنند اين كتاب شفاء الأسقام و الأحزان مع ضميمة جديدة، تأليف حضرت مولانا محمد عمر سربازي را مشاهده كنند. آقاي مولا محمد عمر سربازي از علماء طراز اول أهل سنت زاهدان بودند و كلمه مولانا كه اينها به بزرگان خود مي گويند، به چه معنايي است؟ آيا به معناي دوست و رفيق است؟ يا به معناي رهبر است؟ در همين كتاب، آقاي مولا محمد عمر سربازي در صفحه ٨٢ مي گويد:

كتاب موطأ امام مالك را در دست خود بگيرد، إن شاء ا... فوري فرزندش به دنيا مي آيد.

يعني كسي زنش مي خواهد بچه به دنيا بياورد و مشكلات زايمان دارد، اگر كتاب موطأ امام مالك را به دست خودش بگيرد، فوراً از درد زايمان نجات پيدا مي كند.

ما از اين آقايان سؤال مي كنيم:

آيا كتاب موطأ مالك اين أثر را دارد كه كساني كه گرفتار درد زايمان هستند، درد زايمان شان را آسان مي كند، ولي متوسل شدن به ائمه (عليهم السلام) و حرم أمير المؤمنين (عليه السلام) و ائمه بقيع (عليهم السلام) شرك است و حرم آنها بت كده است؟! وقتي مي گويند موطأ مالك اين خاصيت را دارد، آقايان شافعي ها! آيا كتاب الأم امام شافعي هم هم چنين خاصيتي دارد؟ آيا مسند احمد بن حنبل هم هم چنين خاصيتي دارد؟ آقاي أبو حنيفه هم كتابي نداشته است، آيا كتاب شاگردش شيباني اين خاصيت را دارد؟ آيا چون آقاي امام مالك بر حق بود، موطأ او هم اين خاصيت را دارد؟ در اين صورت همه بايد بروند مالكي بشوند. آيا در اين صورت، اين توهين به حنفي ها و حنبلي ها و شافعي ها نيست.

در صفحه ١٢٨ اين كتاب اين تعبير را دارد:

كسي كه گرفتار كثرت احتلام است، در وقت خواب، با انگشت شهادت بر سينه خود بنويسد عمر، ديگر اين آقا در خواب محتلم نمي شود.

آيا نوشتن اين هم كفر است؟ آيا اين هم شرك است؟ آيا اين هم بت پرستي است؟ يا نه، اين بت پرستي نيست.

ببينيد كه احترام أنبياء (عليهم السلام) را چگونه نگه مي دارند! در صفحه ٨٥ مي گويد:

اگر كسي بر ران راست بنويسد آدم و بر ران چپ بنويسد حوا، اصلاً محتلم نمي شود.

آيا اين جسارت به حضرت آدم و حوا (عليهما السلام) نيست؟

ايشان در صفحه ١٢٢ مي گويد:

اگر كسي در مشكلاتي كه براي او پيش آمده ، خدا را قسم بدهد به آقاي شيخ محمد صادق، هيچ مشكلي براي او پيش نخواهد آمد.

اين مباحثي كه اين حضرات مطرح مي كنند، واقعاً آدم خجالت مي كشد اينها را مطرح كند!

ايشان در صفحه ١٢٣ مي گويد:

اگر كسي إسهال دارد، اين عبارت را بنويسد و از خودش آويزان كند:

إلهي بحرمة حضرت شيخ محمد صادق أكابر أولياء، ولد حضرت شيخ احمد سرهندي مجدد ... (رضي الله عنه)

از شر وبايي كه اسهال گرفته، نجات پيدا مي كند.

من عذر مي خواهم، چون كار به اينجا رسيد، از بينندگان عزيز معذرت مي خواهم و از خواهران و مادران و دختراني كه اين برنامه هاي ما را مي بينند، من عذرخواهي مي كنم. مي خواهم اين كتاب را نشان بدهم تا بگويم اين بزرگان شان و اين مولاناها چه مطالبي دارند. ايشان در صفحه ١٣٠ مي گويد:

براي امراض آلت تناسلي، اين را نوشته و بر زير ناف مثانه ببندد:

بسم الله الرحمن الرحيم يخرج منهم اللؤلؤ و المرجان، فبأي آلاء ربكما تكذبان

اين كه اين آيه شريفه چه ارتباطي دارد به مرض آلت تناسلي، نمي دانيم!

هم چنين در همين صفحه مي گويد:

براي تمام امراض خُصيه، اين را نوشته و زير ناف ببندند:

بسم الله الرحمن الرحيم هلأت برتف كم هلوا أو كم رحلوا و إنما الناس في حلّ و مرتحل و صلي الله علي عليه و علي آله و سلم.

براي تمام امراض مقعد اين را نوشته، به كمر بندد:

بسم الله الرحمن الرحيم اولئك الذين اشتروا الضلالة بالهدي فما ربحت تجارتهم.

اين چيزهايي كه ما خوانديم، از كتاب يكي از مولوي ها و مولاناهاي مشهور آقايان أهل سنت و حنفي مذهب است. اين آقاياني كه در اين شبكه هستند و آقاي عبد لله حيدري هم عمدتاً طرفدار ايشان هستند. اين نمونه اي از كار اين آقايان است.

من از بينندگان عزيز عذر مي خواهم. ولي ما را مجبور مي كنند كه روي خط قرمزها برويم. اگر بنا باشد باز هم از اين جسارت ها و وقاحت ها و بي حيايي ها بكنند و به اين كارشان ادامه بدهند و حرم ائمه (عليهم السلام) را بت كده و بت خانه معرفي كنند، ما هم باز وارد اين خط قرمزها مي شويم.

چرا نمي گوييد كساني كه كنار قبر أبو بكر و عمر مي روند و به آنها متوسل مي شوند، آنجا را بت كده كرده اند؟ إن شاء ا... بيان خواهيم كرد كه تمام علماء أهل سنت، در آداب زيارت قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) آورده اند كه هر كسي به مكه مي رود، ابتداء كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بيايد و به او متوسل شود و آيه ٦٤ سوره نساء را بخواند:

يا رسول الله! إن الله قال في كتابه: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا».

و سپس بگويد:

اي پيامبر! من آمده ام و به تو متوسل مي شوم و از تو مي خواهم بين من و خدا شفاعت كني.

آيا در اينجا هم جرأت داريد بگوييد كه قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بت كده است؟

آقاي إبن قدامه مقدسي كه اين مطلب را در كتاب المغني آورده و آقاي سرخسي كه در المبسوط آورده و آقاي نووي كه در المجموع آورده و آقاي شافعي كه در الأم آورده و آقاي مالك در المدونة الكبري آورده، يعني حرم و مسجد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را بت كده تصور كرده اند؟!

البته همان آقا برگشت گفت:

اكثر أهل سنت هم گرفتار اين بت پرستي و شرك هستند.

معلوم مي شود كه طرف حساب اين آقايان، فقط ما شيعيان نيستيم، بلكه اكثريت أهل سنت را مشرك و كافر و بت پرست مي دانند.

* * * * * * *

سؤال ٧ :

عثمان با آن همه ظلم و استبدادي كه داشتند و مردم هم در شرايط خفقان به سر مي بردند، وقتي مردم هجوم آوردند و او را از بين بردند، چندين روز در وسط كوچه ماندند. جنازه اش را در كجا دفن كردند؟

جواب ٧ :

اين را خود آقايان أهل سنت آورده اند. در تاريخ طبري، جلد ٣، صفحه ٤٣٨ مطرح مي كند:

نبذ عثمان رضي الله عنه ثلاثة أيام لا يدفن.

٣ شبانه روز جنازه عثمان را انداختند و دفن نكردند.

ثم إن حكيم بن حزام القرشي ثم أحد بني أسد بن عبد العزي و جبير بن مطعم بن عدي بن نوفل بن عبد مناف كلما عليا في دفنه و طلبا إليه أن يأذن لأهله في ذلك ففعل و أذن لهم علي فلما سمع بذلك قعدوا له في الطريق بالحجارة و خرج به ناس يسير من أهله و هم يريدون به حائطا بالمدينة يقال له حش كوكب كانت اليهود تدفن فيه موتاهم، فلما خرج علي الناس رجموا سريره و هموا بطرحه، فبلغ ذلك عليا فأرسل إليهم يعزم عليهم ليكفن عنه، ففعلوا فانطلق حتي دفن رضي الله عنه في حش كوكب، فلما ظهر معاوية بن أبي سفيان علي الناس أمر بهدم ذلك الحائط، حتي أفضي به إلي البقيع، فأمر الناس أن يدفنوا موتاهم حول قبره، حتي اتصل ذلك بمقابر المسلمين.

بعد هم حكيم بن حزام قرشي آمد و با تعدادي از بني أميه، جنازه عثمان را برداشتند و به طرف باغ حُش كوكب بردند كه يهوديان، اموات خود را در آنجا دفن مي كردند و اجازه ندادند عثمان در قبرستان مسلمانان دفن شود. حُش كوكب حدود ٢٠٠ ، ٣٠٠ متر با قبرستان بقيع فاصله داشت. وقتي معاويه بر سر كار آمد، فاصله اي كه ميان بقيع و حُش كوكب بود را برداشت و اين دو قبرستان را با هم يكي كرد و به مردم دستور داد تا اموات شان را پيرامون قبر عثمان دفن كنند تا به قبرستان مسلمانان متصل شود.

كساني كه به مدينه مشرف مي شوند، وقتي وارد بقيع مي شوند، مي بينند كه قبر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، امام حسن (عليه السلام)، امام سجاد (عليه السلام)، امام باقر (عليه السلام)، امام صادق (عليه السلام)، عباس عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و إبن عباس و أم البنين در ورودي و إبتداء قبرستان بقيع است. ولي قبر عثمان حدود ٥٠٠ ، ٦٠٠ متر از ابتداء قبرستان بقيع فاصله دارد.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

١. در مورد اختلاف حضرت علي (عليه السلام) با وليد و يارانش در بازگشت از جنگ يمن كه از ديدگاه أهل سنت، علت صادر شدن حديث غدير مي باشد، توضيح بفرماييد.

٢. با توجه به معاني مختلف كلمه مولا در حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه»، چرا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) به صورت شفاف اين قضيه را عنوان نكرد؟ چون خداوند در قرآن آورده است كه من حافظ شما هستم و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هم بايد انذار دهنده و مبشر است و نبايد سخن دو پهلو بگويد.

جواب ٨ :

١. در مورد اختلاف أمير المؤمنين (عليه السلام) با يمني ها، أهل سنت و وهابيت روي آن خيلي مانور مي دهند و خود آقاي عبد الله حيدري هم در مقاله «غدير، سياه ترين روز تاريخ اسلام » خيلي مانور مي دهد كه اختلافي ميان حضرت علي (عليه السلام) و سپاه يمن بود و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم آمد ميان اينها صلح برقرار كرد و فرمود حضرت علي (عليه السلام) آدم خوبي است. افرادي مانند بريده شكايت كرده بودند. ظاهراً اين آقايان يا سواد ندارند و يا تاريخ را نخوانده اند.

آقاي زيني دحلان، مفتي مكه مكرمه در السيرة النبوية، جلد ٢، صفحه ٣٧١ مي گويد:

رفتن علي به يمن كه براي فتح يمن بود و با خالد در آنجا روبه رو شد، در سال ٨ هجري بود و ارتباطي با غدير نداشت.

مضافاً كه وقتي بريده از يمن آمد و قاصد و پيام آور خالد بود و شكايت جمعيت را نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آورد، در مدينه بود.

در المعجم الأوسط طبراني، جلد ٦، صفحه ١٦٢ خود بريده مي گويد:

وقتي من آمدم و شكايت مردم يمن را آوردم:

دخلت المسجد و رسول الله (صلي الله عليه و سلم) في منزله و ناس من اصحابه علي بابه.

وارد مسجد پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شدم و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم در حجره اش بود و تعدادي از صحابه جلوي درب حجره آن حضرت بودند.

اين قضايا كاملاً مشخص است و إن شاء ا... به حول و قوه إلهي اينها را بعداً مفصل مطرح خواهيم كرد.

٢. اين كه چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كلمه مولا را گفته است؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با عبارت هاي مختلف بيان كرده است:

من كنت مولاه فعلي مولاه.

من كنت أنا نبيه فعلي اميره.

من كنت وليه فعلي وليه.

من كنت أولي به بنفسه فعلي اولي به بنفسه.

إن شاء ا... ما تمام الفاظي را كه عذر و راه فرار را براي مردم ببندد، بيان خواهيم كرد. حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در واپسين روزهاي رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به مسجد آمد و فرمود:

هل ترك أبي يوم غدير خم لأحد عذرا؟!

آيا پدرم در روز غدير خم، براي كسي عذري باقي گذاشت؟!

الخصال للشيخ الصدوق، ص ١٧٣

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»