سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٥٥٨ - هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)

هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)

کد مطلب: ٥٨٠٦ تاریخ انتشار: ١٧ خرداد ١٣٨٦ تعداد بازدید: ٥٤١٩ سخنراني ها » شبکه سلام هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
شبکه سلام ٨٦/٠٣/١٧

  بسم الله الرحمن الرحيم تاریخ : ٨٦/٠٣/١٧   هدايتي سه نقل در منابع اماميه در بارهء شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها وجود دارد . روايتي آن را ٤٥ روز ، روايت ديگر ٧٥ روز و روايت سوم ٩٥ روز پس از شهادت پيامبر اسلام نقل كرده اند . كمتر وظيفهء كه ما انجام مي دهيم بين ٧٥ روز تا ٩٥ روز برنامه هايي داشته باشيم تا كلماتي از كتاب قطور فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها را بيان كنيم انشاء الله .
موضوع برنامهء اين هفته مظلوميت حضرت فاطمهء زهرا سلام الله عليها است . در بارهء شخصيت ها تاريخ ؛ چه تاريخ اسلام و چه تاريخ غير اسلام ، هر ملتي وقتي مي خواهد در بارهء شخصيتي صحبت كند ، كمتر شخصيتي را مي تواند با جرأت بگويد كه بي نظير و بي مانند است . ولي هر كس كمتر مطالعه و آگاهي در بارهء شخصيت حضرت زهرا سلام الله عليها داشته باشد ، به اين نكته اعتراف دارد كه اين بزرگ بانو بي نظير بوده و هست و تا انقراض عالم همانند او خداي سبحان نيافريده و نخواهد آفريد . شخصيت بي بديل حضرت فاطمهء زهرا سلام الله عليها كه افق گستردهء را خداي سبحان در اين وجود مقدس و الهي قرار داده است . او كه حوراء انيسه بود . موجود آسماني كه زماني بسيار كوتاه در زمين زندگي مي كرد تا اين كه نور افشاني كند براي حقيقت پرستان . و در اين مسير يعني مسير معرفي حق و حقيقت جان مقدس و نازنين خودش را تقديم كرد و اول مظلومهء شهيدهء دفاع از ولايت ؛ يعني حق و حقيقت شد .
انشاء الله بتوانيم اين تلاش را آن گونه به انجام برسانيم كه رضايت قلب بانوي بزرگ جهان اسلام را فراهم كنيم .
نظر استاد :
بنده هم خدمت حضرت عالي و همهء دست اندركاران شبكهء سلام و بينندگان گرامي سلام عرض مي كنم و شهادت حضرت صديقهء طاهره را به پيشگاه حضرت بقية الله الأعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداه و همهء شيفتگان مكتب امامت و ولايت تسليت عرض مي كنم . و خدا را به آبروي آن بانوي دو سرا سوگند مي دهم پاداش ما را در اين مصيبت عظمي فرج مولايمان حضرت بقية الله الأعظم قرار بدهد . انشاء الله .
هدايتي :
شبهاتي كه وهابيت و يا ابن تيميه در بارهء جملهء « فاطمة بضعة مني ... » بيان كرده اند و تشكيك وارد كرده اند ، مي خواهيم بررسي كنيم كه ابن تيميه در بارهء اين جملهء چه گفته است و چه مطالبي مطرح كرده است .
جواب استاد :
در رابطه با قضيه « فاطمة بعضة مني » ما در جلسهء گذشته منابع اين روايت را از صحاح اهل سنت نقل كرديم . تعبير « فاطمة بعضة مني ما آذها .. » از صحيح مسلم آورديم . يا « من اغضبها فقد اغضبني » از صحيح بخاري و ... نقل كرديم . و همچنين روايت : «ان الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك » از مستدرك حاكم و ديگر منابع اهل سنت آورديم . من گمان نمي كنم براي هيچ مسلماني و يا يك انسان آگاهي شبهه اي باشد در صدور اين روايت از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم ؛ ولي متأسفانه مي بينيم آقاي ابن تيميه كه در سراسر آثارش ؛ به ويژه در كتاب منهاج السنة كه به تعبير علامهء اميني رضوان الله تعالي كه بايد به او گفته شود : « منهاج البدعة » مطالبي نسبت به آقا امير المؤمنين ، صديقهء طاهره و اهل بيت عليهم السلام آورده است كه واقعاً انسان با خواندن اين مطالب قلبش به درد مي آيد و حتي منصفان اهل سنت هم نتوانسته اند غضب و نفرتشان را نسبت به ابن تيميه اظهار نكنند .
در رابطه با اين حديثي كه حضرت عالي اشاره فرموديد ، آقاي ابن تيميه در منهاج السنة ، ج٤ ، ص٢٤٨ وقتي عبارتي از علامهء حلي را نقل مي كند بر اين بزرگان اهل سنت آورده اند :
يا فاطمة، إن الله يغضب لغضبك ويرضي لرضاك .
ايشان مي گويد :
فهذا كذب منه، ما رووا هذا عن النبي صلي الله عليه وسلم، ولا يعرف هذا في شئ من كتب الحديث المعروفة، ولا له إسناد معروف عن النبي صلي الله عليه وسلم، لا صحيح ولا حسن .
اين سخن علامه دروغ است . اصلاً چنين چيزي از پيغمبر كسي نقل نكرده است . چنين روايتي در كتاب هاي حديثي شناخته شده يافت نمي شود و چنين روايتي نه با سند صحيح و نه با سند حسن از پيامبر نقل نشده است .
من توجه از آن دسته از عزيزاني را كه واقعاً مي خواهند به قضاوت بنشيند و ابن تيميه را مي خواهند به ترازوي نقد قرار دهند و مقداري از آن تعصب مذهبي بيرون بيايند ، جلب مي كنم به همان عبارتي كه هفتهء گذشته از حاكم نيشابوري نقل كرديم ، كه وقتي اين روايت را نقل مي كند ، مي گويد :
هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .[١]
اين حديث صحيح است سندا و لكن آقاي بخاري و مسلم آن را نقل نكرده اند .
آقاي هيثمي كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است ، در مجمع الزوائد ، ج٩ ، ص٢٠٣ نقل مي كند و مي گويد :
واسناده حسن .
حالا عزيزان را به قضاوت فرامي خوانيم . ابن تيميه مي گويد : « لا صحيح ولا حسن » ؛ حاكم نيشابوري مي گويد : « صحيح » ، هيثمي مي گويد : « حسن » .
گذشته از اين شخصيت هاي متعدد اهل سنت اين روايت را نقل كرده اند :
الآحاد والمثاني - ضحاك - ج ٥- ص٣٦٣ و المعجم الكبير - طبراني - ج ١- ص١٠٨ و ج٢٢ - ص٤٠١ و أسد الغابة - ابن أثير - ج٥ - ص٥٢٢ و ذيل تاريخ بغداد - ج٢ - ص١٤٠و ج٢ - ص١٤١ و تهذيب الكمال - مزي - ج ٣٥ - ص٢٥٠ و ترجمة فاطمة عليها السلام ، ميزان الاعتدال - ذهبي - ج٢ - ص٤٩٢ و الإصابة - ابن حجر - ج٨- ص٢٦٥ و تهذيب التهذيب - ابن حجر - ج١٢ - ص٣٩٢ و تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج٣ - ص ١٥٦ و الخصائص الكبري - سيوطي - ج٢ - ص٢٦٥ و سبل الهدي والرشاد - صالحي الشامي - ج١١- ص ٤٤ و الذرية الطاهرة النبوية - دولابي - ص ١١٩ و نظم درر السمطين - زرندي الحنفي ص ١٧٨ و كنز العمال - متقي هندي - ج١٢ - ص ١١١ رقم ٣٤٢٣٨ و ... .
ده ها كتاب از كتاب هاي روايي و ... اهل سنت اين روايت را نقل كرده اند ؛ در حالي كه ابن تيميه مي گفت : در كتاب هاي حديثي معروف اين روايت نقل نشده است . آيا معجم كبير طبراني معروف نيست ؟ آيا اسد الغابه معروف نيست ؟ تهذيب الكمال معروف نيست و... .
نكتهء ديگر كه خيلي درد آور است ، اين است كه وقتي ابن تيميه به روايت « هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي، يُرِيبُنِي مَا أَرَابَهَا وَيُؤْذِينِي مَا آذَاهَا .[٢] » مي رسد ، كه اين روايت در صحيح بخاري به همين لفظ آمده است ، راهي و گريزي براي اين كه بگويد اين روايت در كتاب هاي معروفه نيست ندارد ؛ لذا مي آيد تعبيري مي كند كه واقعاً از پيشگاه آقا ولي عصر ارواحنا و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه عذر مي طلبم . اين تعبير ايشان وقتي از مخيلهء انسان كه مي گذرد ، قلب آدم به درد مي آيد . ايشان وقتي اين روايت را نقل مي كند ، مي گويد :
اصلاً فلسفهء ورود اين حديث اين بوده است كه حضرت علي عليه السلام فاطمه سلام الله عليها را اذيت كرده بود . سبب ورود اين روايت اذيت حضرت علي نسبت به حضرت زهرا بوده كه رفته از دختر ابي جهل خواستگاري كند و چون پيامبر از دست حضرت علي اذيت شده بود ، اين سخن را بيان كرده .
بعد جاي تأسف اين است كه مي آيد مي گويد :
علي وقت مي خواست دختر ابي جهل را بگيرد ، مي خواست فاطمه را روي غرض نفساني اش اذيت كند و در اذيت او قصد و غرض وجود داشت !!! .
اين خيلي دردآور است .
از آن طرف هم ابن تيميه بي خبر نيست كه در صحيح بخاري و مسلم آمده كه حضرت صديقهء طاهره از ابي بكر غضبناك شده است . در جلسهء گذشته عرض كرديم كه در صحيح بخاري ، ج٤ ، ص٤٢ ، ح٣٠٩٣ صراحت دارد :
فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْر، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّي تُوُفِّيَتْ .
و همچنين در صحيح مسلم اين تعبير آمده است . و اين مسلم است كه حضرت زهرا سلام الله عليه از دست خليفهء اول غضبناك بود و حتي تا آخرين لحظهء عمرش هم با همين غضب و قهر بود تا از دنيا رفت . آقاي ابن تيميه مي آيد اين جا اين چنين توجيه مي كند :
ما مقايسه كنيم بين اذيت علي [عليه السلام ] و اذيت ابابكر ، نتيجه مي گيريم :
لكن المقصود أنه لو قدر أن أبا بكر اذاها فلم يؤذها لغرض نفسه بل ليطيع الله ورسوله ويوصل الحق إلي مستحقه وعلي رضي الله عنه كان قصده أن يتزوج عليها فله في أذاها غرض بخلاف أبي بكر.[٣]
ابوبكر اگر فاطمه را اذيت كرده ، قربة الي الله و في سبيل الله بوده است ؛ ولي علي اگر فاطمه را اذيت كرده ، روي هواي نفساني بوده است كه مي خواسته برود زن بگيرد و هوو بياورد .
من نمي دانم اين عزيزان اهل سنت و يا آن هايي كه بدون حساب و كتاب از ابن تيميه دفاع مي كنند ، آيا واقعاً براي فرداي قيامت به پيشگاه آقا رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم پاسخي هم فراهم كرده اند ؟ ابوبكر كه فاطمه را اذيت كرده است ، هيچ گناهي كه ندارد ، هيچ ؛ بلكه ثواب و پاداشي هم دارد ؛ چون ابوبكر اين اذيت را ايجاد كرد تا بتواند حق را به صاحب حق برساند . حالا اين حق چي است و صاحب حق كي است و آقاي ابوبكر مي خواست چه كار كند ، عزيزان بيننده خوب دقت كنند و در اين باره قضاوت كنند .
دوستان بروند و كتاب منهاج السنة را ببينند و قضاوت كنند كه آيا ابن تيميه در اين باره انصاف را رعايت مي كند . ما بنا نداريم در اين برنامه به احدي جسارت و يا اهانت كنيم . با اين كه نص ابن تيميه براي ما محرز است ؛ ولي از آن جايي كه ما مي خواهيم ثابت كنيم پرورش يافتهء مكتب آقا امام صادق عليه السلام هستيم و از امير المؤمنين عليه السلام مي خواهيم تبعيت كنيم كه فرمود :
إنّي أكره لكم أن تكونوا سبّابين .[٤]
ما بنا نداريم سب كنيم و زبان به اهانت بگشاييم ؛ ولي اين تعابير ابن تيميه ، واقعاً تعابير درد آور است و قلب مقدس پيامبر اكرم ، امير المؤمنين ، صديقهء طاهره ، آقا ولي عصر و هر انسان متأسف را متأثر مي كند .
اين قضيه خواستگاري دختر ابي جهل را ايشان در جاي جاي منهاج السنة مي آورد و با آب و تاب نقل مي كند . ما در هفتهء گذشته پنبهء اين قضيه را زديم .
من تقاضا مي كنم از بردران فاضل اهل سنت ؛ آن هايي كه واقعاً از نظر علمي جايگاه ويژه اي دارند ، نسبت به بحثي كه بنده هفتهء گذشته داشتم ، ساختگي و دروغ بودن قضيهء خواستگاري نظري دارند ، يا بيايند بيان كنند و يا از طريق ايميل براي ما بفرستند ، ما نظر آن ها را بدون هيچ گونه سانسور اين جا براي مردم مي خوانيم .
شايد بعضي از بينندگان هفتهء گذشته بينندهء ما نبوده اند ، من فقط خيلي خلاصه اشاره كنم كه قضيهء خواستگاري ابوجهل ، تنها راويش مسور بن مخرمه است كه سال دوم بعد از هجرت تازه اين آقا به دنيا آمده است و در سال بعد فتح مكه ، كه شش ساله بوده به مدينه آمده . توفيق ابوعلم از شخصيت هاي برجستهء مصري است مي گويد اين خواستگاري سال دوم هجرت بوده است ؛ يعني در سالي بوده است كه مسور هنوز به دنيا نيامده بوده . يا ابن حجر وقتي مي خواهد توجيه بكند ، مي گويد شش ساله بوده و در سال هشتم اين قضيه صورت گرفته است ، او در اين سن آدم عاقلي بوده است . خودش مي گويد من « محتلم » ؛ يعني آدم بالغ بودم ، ابن حجر مي گويد مراد اين نيست كه من بالغ بود ؛ بلكه مراد اين است كه عقلش مي رسيده و آدم نابغه اي بوده است . گفتيم كه در صحيح مسلم ، ج١ ، ص١٨٤ ح٦٦٠ آمده است كه اين آقا جلوي روي پيامبر و ده ها مسلمان كه سنگ مي بردند براي ساختن مسجد ، لنگش مي افتد و عورتش مكشوف مي شود . اين قدر اين آقا عقل درست و حسابي نداشت بر اين كه خود را بپوشاند و بعد سنگ را ببرد . نبي مكرم گفت : لخت و مادر زاد نرو .
نکته ی ديگري كه بنده در جلسهء گذشته روي آن تأكيد داشتم ، اين روايتي را كه ابن تيمه در پنج جاي منهاج السنة نقل مي كند :
لا تجتمع بنت رسول الله وبنت عدو الله عند رجل واحد .
در حقيقت تنقيصي است بر خليفهء دوم كه ايشان آمده است بين رقيه و ام كلثوم و بين رملهء بنت شيبهء عدو الله كه در جنگ بدر كشته شد جمع كرده است . اين مطلب را ابن كثير دمشقي در البداية والنهاية ، ج٧ ، ص٢٤٥ آورده است . و همچنين آقاي عثمان بين دختران پيامبر و فاطمهء بنت وليد كه از اعداء خداوند بوده و تا فتح مكه مسلمان نشده بوده ، جمع كرده است . و همچنين بين ام البنين بنت عيينه كه از كفار بوده است ، جمع كرده است . اگر واقعاً اين حكمي از احكام الهي باشد ، اين خودش يك تعريضي است بر خليفهء سوم . مگر اين كه اهل سنت بگويند كه رقيه و ام كلثوم دختران پيامبر نبوده اند .
در نكتهء سوم عرض كرديم كه اين دختري را كه اهل سنت مي گويند حضرت علي خواستگاري كرده است ، تا سال هشتم هجري كافر بوده و بلا فاصله بعد از مسلمان شدنش با عتاب ابن اسيد ازدواج كرده است و تا زماني كه پيامبر در قيد حيات بود ، اين زن و شوهر به مدينه قدم نگذاشتند . و ده ها دليل ديگر كه نشان مي دهد اين قضيهء خواستگاري از دختر ابوجهل يك داستان دروغين و افسانه اي است كه اين ها ساخته اند تا هم شخصيت امير المؤمنين را زير سؤال ببرند و هم اين كه دفاعي كنند از اذيت و ايذائي كه به حضرت صديقهء طاهره در واپسين روز رحلت نبي مكرم انجام شد .
نكتهء بعدي نسبت به حرف هاي ابن تيميه ، اين است كه ايشان وقتي مي خواهد قضيهء حمله به خانهء حضرت زهرا سلام الله عليها را مطرح كند ، مطالبي مي آورد كه واقعاً براي انسان دردآور است . وقتي عبارت علامهء حلي را كه مي گويد اين ها در واپسين روزهاي رحلت پيامبر به خانهء فاطمه حمله كردند ، نقل مي كند و مي خواهد جواب بدهد ، خيلي جواب شنيدنيي مي دهد :
وغاية ما يقال إنه كبس البيت لينظر هل فيه شيء من مال الله الذي يقسمه وأن يعطيه لمستحقه ثم رأي أنه لو تركه لهم لجاز فإنه يجوز أن يعطيهم من مال الفيء .
رفتند به خانهء امير المؤمنين و حمله كردند و در خانه را شكستند ، به اين خاطر بوده است كه ابوبكر مي خواست بداند واقعاً در خانهء حضرت زهرا از اموال و بيت المال چيزي هست تا بردارند و بياورند در ميان مردم تقسيم كنند يا چيزي نيست . وقتي رفتند و ديدند چيزي نيست و اگر چيزي هم هست فهميدند كه فاطمه استحقاق تصرف در آن را دارد .
آيا اگر يك ديوانه چنين حرفي را به ما بزند ، به او نمي خنديم و به عقل او شك نمي كنيم ؛ چه رسد به يك عالمي كه از او تعبير مي كنند به شيخ الاسلام .
آمد ه اند به خانه حمله كرده اند ؛ با آن مصائبي كه در تاريخ محرز است و با اسانيد صحيح نقل كرده اند ، براي اين بوده است كه ببنند علي و فاطمهء زهرا چيزي از بيت المال دزديده است يا نه ؟ در حقيقت ابن تيميه اين قضيه را مي پذيرد ؛ ولي چنين توجيه مي كنند . توجيهي كه مرغ پخته هم به او مي خندد .
هدايتي :
واقعاً در كلمه كلمه و جمله جملهء و هر سندي از اين مطالب دقت كنيد . مطالب بسيار انبوه و فراوان است و در اين جا بسيار فشرده بيان مي شود . برخي از وهابيون نسبت به حمله به خانهء حضرت زهرا تشكيك كرده اند و گفته اند كه اين جريان دروغ است و روايت صحيح در اين زمينه نداريم . در بارهء اين مطلب فرمايش شما را مي شنويم .
جواب استاد :
در رابطه با شبهاتي كه وهابيت معاصر دارند ، اگر بخواهيم وارد بشويم ، اين رشته سر دراز دارد . آقاي دكتر غفاري در كتاب اصول مذهب الشيعة ، عثمان الخميس ، عبد الرحمن دمشقية و ... كه امروز پرچم وهابيت را به دست گرفته اند و به عنوان ليدر وهابيت مطرح هستند ، وقتي به اين قضايا مي رسند ، خيلي با آب و تاب مي گويند كه ما در تاريخ چنين قضيه اي نداريم و همگي دروغ است . و اگر روايتي هم هست ، روايت از نظر سند كاملاً مخدوش است و ارزش استناد ندارد . متأسفانه بعضي از علماي اهل سنت هم كه واقعاً يا حوصلهء بررسي سند ندارند يا توانايي علمي ندارند ، از او به افسانهء شهادت تعبيير مي كنند . انشاء الله اگر فرصتي بشود ، در بارهء شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها كه آيا افسانه است يا حقيقت بايد مفصل بحث كنيم .
جديد ترين مطلبي كه بنده خوانده ام از عبد الرحمن دمشقيه است كه ايشان از ايدئولوك هاي وهابيت است ، در چند جلسهء مناظره در شبكهء المستقله با شخصيت هاي علمي شيعه مثل دكتر تيجاني و دكتر عبد الزهرا شركت داشت . ايشان سرمايهء علمي چنداني هم ندارد كه من در همين جا از عزيزان اهل سنت اجازه مي خواهم يك گلايه اي هم داشته باشم . من همين امروز صبح بود كه داشتم سايت ويژهء حوزهء علميه زاهدان را مي ديدم ، ديدم كتاب ايشان را كه در نقد كتاب كافي و همه اش خزعبلات و لاطائلات است در اين سايت قرار داده اند . چند تا از آثار ابن تيميه در اين سايت وجود دارد ؛ يعني اين ها در سال اتحاد ملي ، اول مرتبه اتحادشان را با وهابيت تثبيت كرده اند . من در اين جا به عنوان يك برادر كوچك از اين ها تقاضا مي كنم اين روش را كنار بگذارند و از گذاشتن كتاب هاي وهابيت تند رو ؛ امثال ابن تيمه و عبد الرحمن دمشقيه در سايت هايشان اجتناب كنند و اين ها را حذف كنند و گرنه برخورد ما با اين افراد همان برخورد با وهابيت خواهد بود . ما اول رسماً از اين افراد مي خواهيم ، ما قطعاً به وظيفهء خودمان عمل خواهيم كرد .
جديدترين چيزي كه در بعضي از سايت هاي وهابي ديده ام ، عبد الرحمن دمشقيه مفصل ترين شبهات را در رابطه با احاديث هجوم به خانهء حضرت زهرا سلام الله عليها را مطرح كرده است و تقريباً مي خواهد اظهار علم بكند و از نظر سندي و رجالي كه ديگر افراد اهل سنت كار نكرده بودند ، ايشان اين را مي خواهد انجام دهد . من يكي دو نمونه از كارهاي رجالي ايشان را عرض مي كنم و بعد قضاوت را به عهدهء بينندگان عزيز واگذار مي كنم .
ايشان مي آيد همان روايتي را كه ابن تيميه قبول كرده است ، همان طوري كه عرض كردم ابن تيميه مي گويد ورود به خانهء حضرت زهرا ورود به زور و با فشار و ضرب بوده ؛ ولي اين رفتن به خاطر اين بوده است كه ببينند از بيت المال چيزي در خانهء حضرت زهرا هست تا مصادره كنند يا نه . ولي آقاي عبد الرحمن دمشقيه وقتي به اين روايت مي رسد شروع مي كند كه اين روايت ضعيف است و در سند او عُلوان بن داود البجلي است ، ابن حجر لسان الميزان و ذهبي در ميزان الاعتدال اين شخص را تضعيف كرده است .
همين روايتي را كه در منابع متعدد اهل سنت آمده ، طبري در تاريخش ، ج٢ ، ص٦١٩ ، تاريخ اسلام ، ج٣ ، ص١١٧ و مجمع الزوائد هيثمي ، ج٥ ، ص٢٠٢ و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج ٣٠ ، ص ٤٢٠ا و معجم كبير طبراني ، ج١ ، ص٦٢ و كنز العمال ، متقي هندي ، ج٦ ، ص٦٣١ و .. از قول خليفهء اول نقل مي كنند كه ايشان در آخرين لحظات عمرشان گفت :
من بر سه چيز تأسف مي خورم كه انجام داده ام . اولين چيزي كه از انجام آن پشيمانم ، اين است كه :
فوددت أني لم أكشف بيت فاطمة عن شيء وإن كانوا قد غلقوه علي الحرب .
اي كاش من خانهء فاطمهء زهرا را اين چنين مورد حمله قرار نمي دادم و در خانهء او را به زور نمي گشودم و اگر چه براي جنگ بسته شده بود .
كنايه از اين است كه ولو خانهء فاطمهء زهرا به عنوان سنگر جنگي هم بود ، اي كاش من آن خانه را نمي گشودم و به زور وارد خانهء زهرا نمي شدم .
ايشان مي آيد و به عنوان بن داود گير مي دهد و مي گويد در سند اين روايت ، اين آقا است . و حال آن كه مي بينيم آقاي ابن حبان در كتاب الثقات ، ج٦، ص ٥٢٦ .وقتي به اين راوي مي رسد ، او را توثيق مي كند . ذهبي وقتي به ابن حبان مي رسد مي گويد :
يَنْبُوع معرفة الثقات .[٥]
سر چشمهء شناخت ثقات رجال ما يكيش ابن حبان است .
ولذا ما با توجه به اين توثيقي كه نسبت به عنوان بن داود دارد ، شبهه اي در وثاقت او نداريم . ما بقي راويان كه عبد الرحمن دمشقيه از آن ها هيچ دم نزده است ؛ مثل يونس عبد الأعلي كه ابن حجر در بارهء او مي گويد :
ثقة .[٦]
ذهبي در بارهء او مي گويد :
أحد الأئمة ثقة فقيه محدث مقرئ من العقلاء النبلاء. [٧]
ديگر راوي اين حديث يحيي بن عبد الله است كه ذهبي مي گويد :
كان صدوقا واسع العلم مفتيا .[٨]
ابن حجر عسقلاني مي گويد :
هو صدوق. وقال الخليلي كان ثقة . قال ابن قانع: مصريّ ثقة.[٩]
ليس بن سعد راوي ديگر اين حديث است كه از روات بخاري و مسلم است . ذهبي از او تعبير مي كند :
الإمام، ثبت من نظراء مالك .[١٠]
ابن حجر در بارهء او مي گويد :
ثقة ثبت فقيه إمام .[١١]
صالح بن كيوان راوي ديگر حديث است كه از رجال بخاري و مسلم است . ذهبي در بارهء او مي گويد :
ثقة جامع للفقه و الحديث والمروءة، قال أحمد: هو أكبر من الزهري بخ بخ . [١٢]
ابن حجر مي گويد :
ثقة ثبت فقيه .[١٣]
راوي ديگر عمر بن عبد الرحمن است كه ابن حبان او را توثيق كرده است .[١٤]
ابن حجر در بارهء او مي گويد :
إنّه مقبول . [١٥]
آخرين راوي هم عبد الرحمن بن عوف صحابي است كه آقايان مي گويند :
الصحابي فوق الوثاقة .
من عنايت داشتم كه سند را تك تك بررسي كنم كه اگر چنانچه آقايان مي بينند كه ما نسبت به حضرت زهرا سلام الله عليها نمي توانيم كوتاه بيايم . مراجع عظام تقليد ما در ايام شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها با پاي برهنه در عزاداري حضرت زهرا شركت مي كنند و جلسات عزاداري حضرت زهرا از زمان امام در بيت امام ، بيت رهبري و بيوت عظام همواره برقرار بوده ، ما حتي از ديدگاه اهل سنت سندهاي كاملاً صحيح و معتبر داريم بر اين كه اين قضايا اتفاق افتاده است .
يا مثلاً قضيهء آمدن به خانهء حضرت زهرا سلام الله عليها را طبري با سند خودش نقل مي كند :
در منزل حضرت علي طلحه و زبير و شخصيت هاي از مهاجر و انصار آمده بودند و معترض به خلافت ابوبكر بودند ، جلسهء شور داشتند ، خليفهء دوم آمد و گفت :
والله، لأُحْرِقَنّ عليكم أو لتَخْرُجَنّ إلي البيعة، فخرج عليه الزبير مصلتاً السيف، فعثر فسقط السيف من يده، فوثبوا عليه فأخذوه. [١٦]
قسم به خدا خانه را به آتش مي كشم ؛ مگر اين كه از خانه بيرون بياييد و با خليفهء بيعت كنيد . زبير شمشير كشيد و قصد حمله داشت ، پايش لغزيد و افتاد ، شمشيرش هم افتاد ، او را دستگير كردند .
آقاي عبد الرحمن دمشقيه اين روايت را مي آورد و شروع مي كند بر اين كه در روايت نقض وارد كند . من فقط يك نكته را خدمت آن عزيزاني كه اهل فضل اند و از نظر بحث رجالي آگاهي دارند ، عبارت آقاي عبد الرحمن دمشقيه كه رجال شناس وهابي ها است كه سني هاي زاهدان كتاب نقد كافي ايشان را در سايتشان قرار داده است ، آن ها را من دعوت مي كنم اين عبارت را ببينند .
عبد الرحمن دمشقيه مي گويد : مراد از « حدثنا جرير » جرير بن حازم است :
وهو صدوق يهم وقد اختلط، كما صرح به أبو داود والبخاري في التاريخ الكبير ج ٢ رقم ٢٢٣٤ .
و حال آن كه كسي از الفباي سند شناسي آگاهي داشته باشد ، از الفباي طبقهء روات آشنايي داشته باشد ، مي فهمد بر اين كه راوي جرير بن حازم نيست ؛ بلكه جرير بن عبد الحميد است كه از اساتيد طبري است و از او روايات متعدد دارد ، متوفاي ١٨٨ . بخاري ، مسلم ، نسائي ، ابوداود ، ترمزي ، ابن ماجه و ... از او نقل روايت كرده اند . ابن سعد در طبقات مي گويد :
وكان ثقة، كثير العلم .[١٧]
عجلي در معرفة الثقات ، ج١ ص٢٦٧ مي گويد :
كوفيّ، ثقة .
ابن حجر مي گويد :
ثقة، صحيح الكتاب . [١٨]
الحافظ الحجة... رحل إليه المحدثون لثقته وحفظه وسعة علمه . [١٩]
اين آقاي كه به عنوان رجال شناس وهابي است و مي خواهد بيايد در سند روايت مناقشه كند ، چطور ناجوانمردانه اسم راوي را عوض مي كند تا بتواند در سند روايت خدشه كند .
نسبت به آقايالمغيرةبن المِقْسم هم عبد الرحمن دمشقيه خدشه مي كند كهمزي در تهذيب الكمال مي گويد :
ثقة مأمون . وقال أبو حاتم عن يحيي بن معين: ما زال مغيرة أحفظ من حماد بن أبي سليمان. وقال عبد الرحمن بن أبي حاتم: سألت أبي فقلت: مغيرة عن الشعبي أحب إليك أم ابن شبرمة عن الشعبي؟ فقال: جميعاً ثقتان.وقال العجلي: مغيرة ثقة، فقيه الحديث . [٢٠]
ابن حجر مي گويد :
ثقة، متقن . [٢١]
تك تك راويان اين روايت مورد وثوق است و هم ذهبي و هم ابن حجر تك تك روات را توثيق كرده است . من توصيه مي كنم عزيزان كتابي را كه حضرت آيت الله سبحاني از اساتيد حوزه علميه قم و يكي از مراجع شيعه هستند نوشته اند ، مطالعه كنند . و روي سايت ايشان هم هست . به نام الحجة الغراء علي شهادة الزهراء . ايشان آمده در اين جا روايات متعددي را از علماي اهل سنت نقل كرده است و در حقيقت سي مورد از علماي اهل سنت قضيهء شهادت حضرت زهرا و حمله به خانهء حضرت زهرا را نقل كرده اند . و ده دوازده مورد را بحث رجالي زيبا و عميق كرده است كه قابل هيچ خدشه اي نيست . اين آقايان كه مي خواهند از نظر سندي به روايت خدشه وارد كنند ، من به نظرم مي رسد كه به خودشان ضربه مي زنند . اگر اين ها بيايند و بحث سندي بكنند ، ما هم ناگزيريم كه وارد ميدان بشويم و در بحث سندي از همان اسلوب منهج اهل سنت استفاده مي كنيم و ثابت مي كنيم كه اين رواياتي كه در بارهء مظلوميت حضرت صديقهء طاهره آمده در منابع متعدد اهل سنت ؛ چه در انساب الأشراف بلاذري ، چه در الإمامة و السياسهء ابن قتيبهء دينوري ، كنز العمال متقي هندي ، سيوطي در مسند فاطمه آورده و طبري و ... رواياتي است كه كاملاً صحيح است و هيچ خدشه اي در اين روايات نيست .
فرضاً هم گيريم سند هم ضعيف باشد ، آقايان اهل سنت يك قاعده اي دارند به نام قاعدهء تقويت احاديث ضعيف همديگر را كه از او تعبير مي كنند به :
يقوي بعضها بعضا .
كه در خيلي از موارد ابن حجر عسقلاني ، ابن قدامه در كتاب المغني ، سرخي در المبسوط ، ابن عابدين در حاشيهء رد المختار و ... روي يك موضوع سه چهار روايت را مطرح مي كنند ، مي گويند گرچه تك تك روايات ضعيف هستند ؛ ولي وقتي در كنار هم قرار مي گيرند ، مسأله را تثبيت مي كنند .
آيا اين سي مصدري كه حضرت آيت الله سبحاني آورده و ديگران آورده اند ، نمي تواند همديگر را تقويت كند و اين قضيه را تثبيت كند ؟
هدايتي :
آيا حديث صحيحي از كتب اهل سنت مبني بر هجوم به خانهء حضرت زهرا سلام الله عليها وجود دارد ؟
جواب استاد :
در رابطه با قضيهء هجوم به خانهء حضرت زهرا سلام الله عليها اگر بخواهيم مفصل بحث كنيم ، طول خواهد كشيد و من نمونه هايش را اشاره كرده ام ؛ مثلاً آقاي بلاذري در انساب الأشراف ، ج١ ، ص٥٨٦ وقتي مي آيد اين مسائل را مطرح مي كند مي گويد :
إنّ أبا بكر أرسل إلي علي يريد البيعة ، فلم يبايع ، فجاء عمر ومعه فتيلة ، فتلقته فاطمة علي الباب ، فقالت فاطمة : يا ابن الخطاب ، أتراك محرقاً عليّ بابي ؟ قال : نعم ، وذلك أقوي فيما جاء به أبوك .
ابوبكر عمر را فرستاد در خانهء علي عليه السلام كه آن ها را بياورد براي بيعت ، حضرت زهرا سلام الله عليها دم در با خليفهء دوم ملاقات كرد ؛ در حالي كه خليفهء دوم شعلهء آتش به دست داشت . حضرت زهرا فرمودند : فرزند خطاب آيا مي خواهي خانهء من را آتش بزني . خليفهء دوم گفت : بلي ، خانهء تو را آتش بزنم ، به اين خاطر است كه مي خواهم دين پدرت را تقويت كنم .
اين عبارت را از بلاذري آوردم ؛ گرچه همين عبارت را ابن أبي الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج١ ، ص١٦٤ ، ابو الفداء در تاريخش ، ج١ ، ص١٤٦ ، ابن قتيبهء دينوري در كتاب الإمامة و السياسة ، ج١ ، ص١٢ ، ابن عبد ربه در عقد الفريد ، ج٥ ، ص١٢ و ده ها مصادر ديگر كه حتي آقاي محمد حسين هيكل كه از شخصيت هاي برجسته و شناخته شدهء معاصر است ، اين مطالب را آورده است .
من فقط اين روايت بلاذري را يك گذر كوتاهي داشته باشم . شبهه اي را كه آقاي عبد الرحمن دمشقيه دارد ، جواب بدهيم . ايشان مي گويد :
هذا إسناد منقطع من طرفه الأول ومن طرفه الآخر. فإن سليمان التيمي تابعي والبلاذري متأخر عنه، فكيف يروي عنه مباشرة بدون راو وسيط؟ وأما ابن عون فهو تابعي متأخر وبينه وبين أبي بكر انقطاع .
آقاي بلاذري نمي تواند اين روايت را از آقاي سليمان تيمي نقل كند .
این قضيه را كه به اين شكل مي آورد و مطرح مي كند ، آدم تعجب مي كند بر اين كه ايشان چطور مي آيد اول روايت را حذف مي كند ، از وسط روايت مي گيرد و روايت را مقطوعه اعلام مي كند . و جالب اين است كه وقتي مي آيد به خود آقاي بلاذري مي گويد :
قولكم ان أحمد بن يحيي البغدادي، المعروف بالبلاذري، وهو من كبار محدثيكم .
بلاذري از محدثين شيعه است .
من نمي دانم از كي آقاي بلاذري شيعه شده ما نفهميديم . و حال آن كه تمام كساني كه شرح حال بلاذري را آورده اند ، يك نفر نگفته كه بلاذري شيعه است . گيريم كه شيعه باشد ، مگر شيعه بودن دليل بر اين است كه هر روايتي را نقل كرده باشد ، مردود است ؟ خود آقاي ذهبي در ترجمهء ابان بن تغلب مي گويد ايشان هم شيعه است و هم جزء غلات شيعه است . بعد مي گويد : به ما اعتراض مي كند كه شما از شيعيان و به خصوص از غلات شييعه روايت نقل كنيد از نظر منهج رجالي صحيح نيست . ذهبي مي گويد :
فلو رد حديث هؤلاء لذهب جملة من الآثار النبوية ، وهذه مفسدة بينة . [٢٢]
اگر ما احاديثي را كه از شيعه ها نقل شده است ، رد كنيم ، انبوهي از آثار پيامبر از بين خواهد رفت و اين مفسدهء روشني است .
در اين زمينه من مطلب زياد دارم ؛ ولي ايشان كه مي گويد روايت مقطوعه است و چطور بلاذري از آقاي سليمان تيمي كه تابعي از او نقل مي كند ؟
ايشان در اين زمينه نهايت كم لطفي را كرده اند . اول روايت كه از مدائني و او از سليمان تيمي نقل مي كند ، ايشان آمده مدائني را حذف كرده و مي گويد كه بلاذري مستقيم از سليمان تيمي نقل كرده .
وقتي انصاف و وجداني در كار نباشد ، اين گونه مي شود . علي بن محمد بن عبد الله بن أبي سيف، أبو الحسن المعروف بالمدائني استاد بلاذري است . ايشان مي آيد يك واسطه را در وسط حذف مي كند و شروع مي كند به حمله كردن .
ايشان به راويان بعد هم مي خواهد ايراد وارد كند ؛ چون سليمان تيمي كسي است كه ابن حجر او را توثيق كرده و مي گويد :
ثقة .[٢٣]
و در جاي ديگر مي گويد :
قال الربيع بن يحيي عن سعيد: ما رأيت أحداً أصدق من سليمان التيمي .
وقال عبد اللّه بن أحمد عن أبيه : ثقة.
وقال ابن معين والنسائي: ثقة.
وقال العجلي: تابعي، ثقة فكان من خيار أهل البصرة.[٢٤]
راويان بعد هم كه عبد الله بن عون ، مسلمة بن محارب ، عون بن ارطبان المزني البصري باشند همگي توثيق شده اند . اين روايت از نظر سندي مشكلي ندارد و قضيه هم كاملا ً روشن است . دمشقيه هم ناجوانمردانه و بدون تحقيق و آگاهي وارد مسائل رجالي شده اند . من گمان مي كنم كه ايشان جز اين كه آبروي خودشان ببرند و خالي بودن دست خود را تسلط به منهج رجالي ثابت كنند ، چيزي ديگري عايدشان نخواهد شد .
هدايتي :

شما اشاره كرديد كه ابوبكر در آخرين روزهاي عمرش آرزو كردند كه اي كاش سه كار را انجام نمي دادند ، شما مطلب اول را اشاره كرديد ، آن دو كار ديگر چي بوده است ؟
جواب استاد :

اين روايتي كه تاريخ طبري ، تاريخ الاسلام ، مجمع الزوائد و ... دارند و از نظر سند هم مشكلي ندارد ، جناب ابوبكر گفت كه من سه كار در عمرم انجام دادم و تأسف مي خورم كه اي كاش انجام نمي دادم اين سه كار است :
١. ورود به خانهء حضرت زهرا سلام الله عليها ؛
٢. سوزاندان الفجاءة السلمي بود . ايشان از كساني بود كه ساكن اطراف مدينه بود ، آمد مسلمان شد و گفت : برخي از افرادي كه مرتد شده است ، اگر شمشيري به من بدهي من مي توانم شر آن ها را از مركز اسلامي دفع كنم . آقاي ابوبكر به او امكانات داد ؛ ولي آقاي فجاءة به جاي اين كه مرتدين را قلع و قمع كند ، مسلمان و غير مسلمان را مي گرفت ، اموالشان را تصرف مي كرد و خودشان را مي كشت . وقتي به ابوبكر خبر دادند ، او دستور داد او را دستگير كردند و به مدينه آوردند و در بقيع آتشي روشن كردند و آقاي فجاءة را در آن آتش انداختند و زنده زنده سوزاندند . ما احراق به نار نداريم و كسي جز خداوند حق چنين عذابي را ندارد . ابوبكر مي گويد ايكاش من چنين كاري را نمي كردم .
٣ . ووددت أني يوم سقيفة بني ساعدة كنت قذفت الأمر في عنق أحد الرجلين عمر وأبا عبيدة، فكان أحدهما أميراً وكنت وزيراً
اي كاش روزي كه در سقيفهء بني ساعده اختلاف افتاد كه خليفه كي باشد ، آن ها وقتي مرا بزك كردند براي خلافت ، اي كاش من خلافت را به گردن عمر يا ابو عبيده مي انداختم و آن ها خليفه مي شدند و من كمك يار آن ها .
اين سه موردي است كه ايشان پيشمان بوده است .
هدايتي :

سؤال بعدي ما در بارهء سقط حضرت محسن عليه السلام است . سؤالي است بسيار مهم . اگر فرض بگيريم كه تعداد سادات در روي زمين دو ميليون بودند ، اگر حضرت محسن سقط نمي شدند ، الآن تعداد سادات سه ميليون بودند . يعني در واقع يك سوم سادات و يك سوم نسل پيامبر در روزهاي آغازين پس از شهادت پيامبر از بين بردند .
آيا دليلي از كتب اهل سنت به صورت روشن و واضح در بارهء سقط حضرت محسن عليه السلام وجود دارد يا خير ؟
جواب استاد :

در رابطه با قضيه حضرت محسن عليه السلام كه سقط شده است ، بحث خيلي زياد است . انشاء الله قرار است يك كتابي جديداً چاپ بشود به نام ظلامة الزهراء كه مال يكي از اين دوستان همكار ما به نام آقاي طوخي كه همين امسال در جشنوارهء خوارزمي رتبهء اول را آورد . بنده هم يك مقدمهء دوازده صفحه اي نوشته ام . و جديدترين شبهات در اين كتاب جواب داده شده است ؛ به ويژه در بارهء قضيهء حضرت محسن كه تحقيق بي نظيري صورت گرفته است . از نظر اتقان و استدلال از خيلي از كتاب هايي كه در اين زمينه نوشته شده است ، امتياز بيشتري دارد .
در آن جا باز شبهه اي است از عبد الرحمن دمشقيه كه در بارهء مطلبي است كه مسعودي در اثباة الوصية آورده كه مي گويد :
فهجموا عليه ]علي عليه السلام [وأحرقوا بابه، واستخرجوه كرهاً وضغطوا سيدة النساء بالباب حتي أسقطت محسناً !!
حمله كردند به خانهء امير المؤمنين و خانه را آتش زدند ، علي را به زور از خانه بيرون آوردند ، حضرت فاطمه را دم در آن چنان فشار دادند كه حضرت محسن سقط شد .
اين را آقاي مسعودي مفصل در اثبات الوصية نقل مي كند . و همچنين آقاي شهرستاني در ملل و نحل ، ج١ ، ص٥٧ ، صفوي در كتاب الوافي في الوفيات ، ج٦ ص ٧٦ نقل مي كند . حالا بعضي ديگر هم نقل كرده اند و خواسته اند كه اشكال سندي بكنند . من اشاره مي كنم به عبارت عبد الرحمن دمشقيه كه جديدترين شبهه را نسبت به اين قضيه آورده است .ايشان اول مي آيد و آقاي مسعودي صاحب مروج الذهب را مورد شبهه قرار دادن كه ايشان رافضي است و چون رافضي است ما روايتش را قبول نداريم .
اگر بنا باشد كه هر كس منتسب به رافضي بودن شد ، روايتش رد بشود ، بايد آقايان خيلي از رواتي را كه متصف به رافضي بودن هستند ، كنار بگذارند . ابن حجر در تهذيب التهذيب ، ج١ ، ص٨١ مي گويد : بخاري و مسلم روايات متعددي از شيعيان و رافضي ها و شيعيان غالي نقل كرده اند ؛ مثلاً عبيد اللّه بن موسي، وسليمان بن قرم النحوي، وعباد بن يعقوب الرواجني، ووكيع بن الجراح و ... از افرادي هستند كه در كتاب هاي رجالي از اين ها تعبير شده است به رافضي بودن . يا مثلاً در بارهء عبد الرحمن بن صالح رافضي است ؛ ولي احمد بن حنبل نسبت به ايشان يك ارادت ويژه اي داشت كه نقل كرده اند :
فيقربه ويدنيه فقيل له: يا أبا عبد الله، عبد الرحمن بن صالح رافضي. فقال: سبحان الله ! رجل أحب قوما من أهل بيت النبي (صلي الله عليه وآله وسلم)، نقول له: لا تحبهم، هو .[٢٥]
بحثي ديگري كه آورده اند اين است كه بعضي ها آمده اند و گفته اند كه حضرت زهرا سلام الله عليها اصلاً فرزندي به نام محسن نداشت . اصلاً آمده اند قضيه را از بيخ منكر شده اند . اگر بخواهم جواب اين را بدهم ، احتياج به نيم ساعت بحث دارند . نزديك به شصت مورد از مورخين و نسب شناسان اهل سنت كه قضيه اولاد حضرت زهرا را آورده اند حضرت محسن را جزء فرزندان حضرت زهرا سلام الله عليها آورده اند . من فقط به دو سه مورد اشاره مي كنم . خود آقاي ذهبي در سير اعلام النبلاء ، ج٩ ، ص١١٩ مي گويد :
فولدت له الحسن، والحسين، ومحسناً، وأم كلثوم، وزينب .[٢٦]
ابن كثير دمشقي هم در البداية و النهاية ، ج٧ ، ص٣٣٢ همين تعبير را دارد . طبري هم آورده ، ابن قتيبهء دينوري ، ابن اسحاق ، يعقوبي ، خوارزمي ، مقدسي و ... آورده اند .
همچنين بسياري از علماي اهل سنت آورده اند كه اين محسن سقط شده است . بدون اين كه بگويند اين محسن در چه قضيه اي سقط شده است ؛ مثل آقاي محمّد بن طلحة الشافعي در مطالب السؤول في مناقب آل الرسول، ص٦٢. آقاي مزي در تهذيب الكمال ، ج٢٠ ، ص ٤٧٩ مي گويد :
محسن (عليه السلام) درج سقطاً .
ابن صباغ مالكي ، جمال الدين يوسف المقدسي ، الصفوري الشافعي ، الحسني الفاسي المكّي ، محمّد الصبّان و ... همه آورده اند بدون اين كه بگويند علت سقط چه بوده است . ولي از آن طرف مسعودي در اثباة الوصيه ص١٢٤ ، مقدسي در كتاب البدء والتاريخج٥ ص٢٠ ، شهرستاني در كتاب الملل و النحل ، ج١ص٥٩ ، الجويني در فرائد السمطين، ج٢ ص٣٤ ٣٥ ح ٣٧١ اين قضايا را آورده است . الذهبي در ميزان الاعتدال، ج١ص١٣٩ ترجمة رقم: ٥٥٢ مي گويد :
إن عمر رفس فاطمة حتي أسقطت بمحسن .
صفدي در الوافي بالوفيات، ج٦ ص١٧ ترجمة رقم: ٢٤٤٤ ، ابن حجر عسقلاني در ميزان الاعتدال ، ج١ص٢٦٨، ترجمة رقم: ٨٢٤ ، آورده اند و مسأله سقط شدن را بعضي ها مستقيماً به خليفهء دوم نسبت داده اند و بعضي ها به صورت كلي اين قضيه را آورده اند . من گمان نمي كنم راهي براي اين كه بتوانند اين قضيه را انكار كنند ، وجود داشته باشد .
هدايتي :

آخرين سؤال من سؤالي است بسيار مشهور كه چرا حضرت علي عليه السلام از همسر خود دفاع نكرد ؟
جواب استاد :

در رابطه با اين قضيه هم بايد مفصل بحث بشود . من فقط به يك خطبه از خطبه هاي نهج البلاغه اشاره مي كنم و انشاء الله ما بقي توضيحات را در يك جلسهء ديگر محول مي كنم . در خطبهء ٢١٧ نهج البلاغه تعابيري دارد كه هر وقت من اين خطبه را مي خوانم ، خدا مي داند كه قلبم كباب مي شود و نمي توانم خودم را كنترل كنم و اشكم ناخودآگاه جاري مي شود . حضرت مي فرمايد :
اللّهم إنّي أستعديك علي قريش فإنّهم قد قطعوا رحمي ، وأكفأوا إنائي ، وأجمعوا علي منازعتي حقّاً كنت أولي به من غيري ، وقالوا : ألا إنّ في الحق أن تَأخذه، وفي الحق أن تُمْنَعَه ، فاصبر مغموماً أو مُتْ متأسفّاً .
فنظرت فإذا ليس لي رافد ولا ذابٌّ ولا مساعد إلاّ أهل بيتي ، فضَنَنْت بهم عن المَنِيَّة فأغضيت علي القَذي ، وجَرَّعت ريقي علي الشَجي ، وصبرت من كظم الغيظ علي أمرّ من العَلْقَم ، وآلم للقلب من حَزّ الشِفار
بار خدايا از قريش به تو شكايت مي كنم كه چگونه رحم مرا بريدند و كار مرا دگرگون كردند و همگي براي مبارزه بامن اقدام كردند در بارهء خلافتي كه حق مسلم بودند با من نزاع كردند و از دست من گرفتند و گفتند : اگر مي تواني حقت را بگير و اگر تو را از حق محروم داشتند ، با غم و اندوه صبر كن و يا با حسرت بمير و از غصبه دق كن و بمير .
به اطرافم نگريستم ديدم نياوري دارم و نه كسي از من حمايت مي كند و جز خانواده ام كسي آمادهء جانفشاني نشد و من نخواستم فرزندان پيامبر را در برابر شمشير قريش قرار بدهم . خار در چشم فرو رفته ديده بر هم نهادم و با گلوي استخوان گير كرده جام تلخ را جرعه جرعه نوشيدم و در فرو بردن در اموري كه تلخ تر از زهر و دردناك تر از تيزي شمشير بود شكيبائي كردم .
در اين جا حضرت امير عليه السلام كاملا هم دردهاي جانسوزش را ، هم حقوق پايمال شده اش را ، و اين كه چرا سكوت كرده است را توضيح داده و روشن كرده است . در جايي ديگر هم دارد كه : همان طوري كه نبي اكرم در مكه در طول ١٣ به خاطر نداشتن ياور قيام نكرد با اين كه مي ديد افرادي مثل عمار ها ، سميه ها و بلال ها را زير شكنجه آن چنان ناجوانمردانه زير ضرب و شتم مي گيرند ، پيامبر اقدامي نكرد ، موقعيت من بعد از پيغمبر همان موقعيت پيغمبر در مكه است . البته در جاهاي ديگر هم دارد كه مي گويد اگر من چهل نفر يار داشتم ، قطعاً براي احقاق حقوقم قيام مي كردم . خود ابن أبي الحديد دارد كه حضرت شبانه حضرت زهرا را به در خانهء انصار مي برد و از آن ها استمداد مي كرد ، ولي جز چهار نفر به آن حضرت پاسخ ندادند .
نظرات خوانندگان :

چرا اگر يك مسلمان شك كند در دينش ، فرض كنيد كه پنج سال بگويد كه من دين ندارم و دوباره بعد از پنج سال برگردد ، چرا حكمش اعدام است؟ حتي اگر كاري با مسلمانان نداشته باشد و هيچ دشمنيي هم نكند
مهم تر از شهادت حضرت محسن مصائبي بود كه بر حضرت فاطمه سلام الله عليها وارد شد و باعث شد كه بعد از پيامبر به شهادت برسند . اگر طول عمر حضرت زهرا بيشتر مي شد ، بر تعداد سادات افزوده مي شد . اين جنايت شان به نظر من از سقط حضرت محسن خيلي بالاتر بوده است . سادات بودن از حضرت زهرا به وجود مي آيد يا از حضرت علي ؟ علت اصلي اين حادثه كه حمله كردند به خانهء حضرت فاطمه چي بود و چه كساني در اين حادثه بودند ؟ كتاب فارسي كه روايات صحيح در آن نقل شده و در بازار نيز موجود است براي بنده معرفي كنيد .
اين ها كه سنگ پيامبر را به سينه مي زنند ، چرا در خلافت داماد پيامبر شك دارند ؟
با توجه به اين كه به اعتقاد شيعيان ام سلمه از ميان زنان پيغمبر بعد از حضرت خديجه بالاترين مقام را دارا است ، چه رابطه اي بين حضرت فاطمه و ام سلمه وجود داشته است ؟ چه در زمان حيات رسول خدا و چه بعد از آن ؛ علي الخصوص بعد از شكستن پهلوي حضرت فاطمه ، ام سلمه چه عكس العملي نشان داد ؟ آيا در هنگام غسل دادن حضرت فاطمه ، ام سلمه حضور داشت ؟ در ميان علماي اهل سنت كساني هستند كه ضمن تأييد حمله به خانهء حضرت زهرا سلام الله عليها بدون اين كه انكار كنند ، آن را توجيه كرده باشد ؟ آيا بعد از دفن حضرت فاطمه ، شيخين هيچ وقت آمدند از حضرت علي عليه السلام سؤال كنند كه چرا او را شبانه دفن كردي و چرا قبر او را نشان نمي دهي ؟
طبق نامه اي كه امام زمان براي آخرين نائب شان علي بن سموري نوشت كه تا شش روز ديگر شما از دنيا مي روي و بعد از خودت هم نائبي را انتخاب نكنيد و بعداً هم متذكر شد كه به زودي عده اي از شيعيان من مدعي ديدن من مي شوند و اگر كسي ادعاي مشاهدهء مرا بكند ، كذاب و افترا زننده است . با توجه به اين مسأله مي خواستم بپرسم آن هايي كه مي گويند امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف را ديده اند ، آيا واقعاً خود امام زمان را ديده اند يا نه ؟ در موقعي كه امام زمان متولد شد ، امام حسن عسكري عليه السلام فرمودند كه اما ائمه معصومين از پهلو حامله و از ران متولد مي شويم ؛ چون كه نورهاي حق تعالي هستيم از رحم متولد نمي شويم .
مي خواستم يكي از معجزات شبكهء سلام را خدمت شما عرض كنم . من خانمم ٩ ماه پيش سرطان داشت . من هم آمدم و متوسل شدم و گفتم كه اگر خانمم خوب بشود ، من يك كمك مالي به شبكهء شما مي كنم . الحمد لله در تمام آزمايشات هيچ اثري از سرطان ايشان نيست . واقعاً ما شيعيان بايد به اين شبكه افتخار كنيم و باعث افتخار تمام شيعيان است كه شما صداي اسلام را در همه جا پخش مي كنيد . خدا حفظتان بكند . از حاج آقاي قزويني خواهش مي كنم در رابطه با قضيهء فدك توضيح بدهند .
جواب استاد :
در رابطه با بحث ارتداد ، عزيزان مي دانند كه شرع مقدس اسلام كه آمده بحث ارتداد را مطرح كرده است ، براي اين كه دين بازيچهء دست افراد نشود . يك روز بيايد و بگويد من مسلمانم ، روز ديگر مسيحي بشود . فردا يهودي بشود و... براي اين كه اين دين بازيچهء دست نشود ، شارع مقدس آمد كه اگر چنانچه يك اعتقادي را انسان پذيرفت و علم برايش پيدا بشود كه فلان مذهب حق بوده است ، و بعد رجوع كند . و از آن جايي كه :
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ . [٢٧]
و تمام آئين گذشته هم خبر از حقانيت اسلام داده اند ، ديگر بعد از اين كه مسلمان شد ، آفتاب را ديد و دوباره بخواهد سراغ آفتاب برود ، اين در حقيقت خود را مسخره كردن و استهزاء دين است و لذا شارع مقدس اين احكام سخت را گذاشته است تا دين بازيچهء دست افراد قرار نگيرد .
اين عزيز سؤال كردند چه كساني در قضيهء حمله به خانهء حضرت زهرا سلام الله عليها حضور داشتند ، اين در تاريخ ثبت شده است . تاريخ را ببيند . ابن قتيبهء دينوري در الإمامة و السياسة ص ١٠_ ١١ مفصل آورده است كساني كه به خانهء حضرت زهرا حمله كردند و وارد و حضرت زهرا را مورد ضرب و شتم قرار دادند ، اسامي شان را ثبت كرده است .
اما كتابي صحيحي كه مثلاً مثل صحيح بخاري و مسلم از ديدگاه شيعه همه اش صحيح باشد ، شيعه همچين كتابي ندارد . كتب اربعهء ما كتاب كافي از مرحوم كليني متوفاي ٣٢٩ است ، من لايحضره الفقيه مال شيخ صدوق متوفاي ٣٨١ ، كتاب تهذيب و استبصار از شيخ طوسي است . اين كتاب ها كتاب هاي معتبر شيعه است و تقريباً مي شود گفت كه نود درصد رواياتشان صحيحه ، معتبر و قابل عمل است . و اگر روايت ضعيف هم دارد ، اگر اين روايات از سه روايت بگذرد و در حد استفاضه برسد ، آقايان به متن روايت عمل مي كنند . الحمد لله با توجهي كه ائمه عليهم السلام داشته اند ، تا سال دويست و شصت هجري روايات جعلي و روايات دروغين وارد حوزهء روائي شيعه نشده است ، افرادي هم كه كارشان جعل حديث بوده است ؛ مثل مغيرة بن سعيد و ... ائمه با آن ها به شدت برخورد كردند و اين ها را سكهء يك پول كردند . همچنين كتاب وسائل الشيعه كه مي شود گفت كتاب معتبر شيعه است . و اين كه دانه دانهء روايات صحيح باشد ، مبنايي است . ممكن است يك روايت در نظر يك فقيه صحيح باشد و در نظر فقيه ديگر غير صحيح .
عزيز كه سؤال كردند : اين ها كه سنگ پيامبر را به سينه مي زنند ، چرا در خلافت داماد پيامبر شك دارند ؟ بايد خود اهل سنت جواب بدهند ما كه وكيل مدافع آن ها نيستيم .
نفر بعدي كه گفت : ام سلمه چه عكس العملي داشت ، ام سلمه كاملاً در كنار حضرت علي و حضرت زهرا عليهما السلام بود و حتي در قضيهء جنگ جمل در برابر عايشه و حفصه كاملاً ايستاد و عايشه را نهي كرد از خروج از مدينه و رفتن به طرف كوفه . متأسفانه به سخن ام سلمه كسي گوش نكرد . و ام سلمه كسي بود كه در قضاياي حضرت امام حسين عليه السلام و آن خاكي كه از پيامبر گرفته بود و در يكي شيشه قرار داده بود كه در روز عاشورا تبديل به خون شد در باره اش نقل شده است .
این كه در قضيهء غسل حضرت فاطمه ، ام سلمه بود يا نبود ، بنده تا به حال مدركي نديده ام . بنا هم نبود كه در اين قضيه حتي ام سلمه هم باخبر باشد ؛ چون با توجه به وصيتي كه حضرت فاطمه سلام الله عليها كرده بودند ، امير المؤمنين شبانه او را غسل دادند و شبانه دفن كردند . اين را ما در جلسهء گذشته هم عرض كرديم كه در صحيح بخاري ، ج٥ ، ص٨٢ باب عزوهء خيبر دارد :
فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلاً ولم يؤذن بها ابابكر .
در آن زمان رسم بر اين بود كه خليفهء مسلمين بايد نماز ميت را بخواند . حضرت زهرا خواست با اين روش ثابت كند كه ما خلافت وقت را خليفهء مشروع نمي دانيم تا او بر جنازهء ما نماز بخواند .
اما نسبت به قضيه اي كه عزيزي فرمودند :
فمن ادعي فكذبوه
هر كس ادعاي رؤيت كرد او را تكذيب بكنيد .
يك توجيه قشنگي استاد گرامي ما جناب آقاي شبيري زنجاني داشتند كه من از اين توجيه خيلي خوشم آمد . ايشان فرمودند :
در رابطه با بعضي از قضايا ما يك اصول اوليه داريم ؛ مثلاً اصل اوليه در اشياء طهارت است . كل شيء لك طاهر حتي تعلم انه قذر . هر چيزي طاهر است ؛ مگر اين كه نجس بودن آن را به عينه ببنيند .
آقا ولي عصر وقتي اين جملهء « فمن ادعي فكذبوه » را براي اين گفتند كه فردا مردم دكان باز نكند و ادعا نكنند كه من با آقا امام زمان عليه السلام رابطه دارم ، آقا امام زمان اين پيام را داد و ... . حضرت با اين فرمان اصل اوليه درست كرد . هر كس ادعاي رؤيت كند ، اصل اوليه اين است كه دروغ مي گويد ؛ مگر اين كه ثابت بشود اين آقا راست مي گويد . ما در تاريخ داريم كه علامهء حلي ، مقدس اردبيلي ، مرحوم سيد بن طاووس و ... ديده اند . مرحوم سيد بن طاووس مي گويد من به قدري با آقا ملاقات داشته ام كه با تن صداي آقا آشنا هستم . مرحوم شيخ طوسي در آخر كتاب الغيبة و همچنين نعماني در آخر كتاب غيبت خودش نام كساني را كه به خدمت حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف رسيده اند ، همهء را جمع كرده است . مرحوم علامهء مجلسي در ج ٥٣ بحار الأنوار مفصل اين ها را نقل كرده است . اگر ما بگوييم هر كس ادعاي رؤيت كند ، دروغ مي گويد ، سنگ روي سنگ بند نمي آيد . و لذا اگر ما قرائن قطعي داشته باشيم بر صداقت كسي ، مي پذيريم ؛ ولي هر كسي ادعا كند كه من امام زمان را ديده ام و بخواهد يك دكاني را باز كند ، ما اين موارد را كه دچار توهم مي شوند ، ما اين توهمات را طبق فرمايش آقا ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف تكذيب مي كنيم .
اين عزيزي كه سرطان همسرش خوب شده است ، من به ايشان تبريك عرض مي كنم كه با آن نيت خالص نذر كرده بودند ، الحمد لله نتيجه گرفتند . شايد اين درسي باشد براي كساني كه هر روز عليه شبكهء سلام سخن پراكني مي كنند . تقاضا دارم كه اگر انتقادي از شبكهء سلام دارند ، مردانه اين انتقادشان را مطرح كنند و ما ادعاي عصمت هم نداريم . ما هر چه را در شبكهء سلام مطرح مي كنيم ، حرف مراجع و بزرگان ما است . در اين مدت يك و نيم سالي كه در خدمت شما عزيزان بوده ايم سعي كرده ام به كتاب هاي شيعه استناد نكنم و همه را از كتاب هاي اهل سنت نقل كرده ايم . برخي از علماي اهل سنت نمي خواهند كه اين قضايا به گوش جوانانشان برسد ؛ چون موجب بيداري آن ها مي شود ، آن ها مي خواهند كه يك عمر رياستشان ادامه داشته باشد ، اين قضايا را سانسور مي كنند تا قضايا به گوش افراد نرسد . اين عده از علما بايد در كارهاشان تجديد نظر كنند .
ما در اين برنامه قصد اهانت به برادران اهل سنت را نداريم . ما برادران اهل سنت را عزيزان خود مي دانيم . بلي ما با وهابي هاي افراطي سر نزاع داريم ؛ همان كساني كه هر روز فتوي به قتل شيعه مي دهند ، فتوي به جهاد عليه شيعه صادر مي كنند . اين را هم من رسماً اعلام مي كنم كه در ميان وهابي ها آدم هاي معتدل ما زياد داريم . جناب حسن بن فرهان مالكي از وهابي ها است . هفت هشت تا كتاب عليه ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب نوشته است كه الحق تك تك كتاب هايش كتاب هاي با ارزشي است ... . ما با كساني كه از ابن تيميه يك بت ساخته اند و نظر او را بر نظر حتي بر نظر پغمبر اكرم هم جلو مي اندازند ، ما به دنبال شكستن اين بت و اين سد هستيم و گرنه ما با برادران عزيز اهل سنت مشكلي نداشته ايم و نخواهيم داشت . اختلاف ما سر جايش هست و ما نمي گوييم اختلاف نداريم ؛ ولي بحث عقلي و استدلالي سر جايش محفوظ است .
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته






[١] . المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج ٣ - ص١٥٣ .


[٢] . صحيح البخاري ج ٦ ، ص ١٥٨، ح٥٢٣٠ ، كتاب النكاح ، ب ١٠٩ - باب ذَبِّ الرَّجُلِ عَنِ ابْنَتِهِ ، فِي الْغَيْرَةِ وَالإِنْصَافِ و صحيح مسلم ، ج ٧ ، ص ١٤١، ح ٦٢٠١، كتاب فضائل الصحابة رضي الله تعالي عنهم ، ب ١٥ - باب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ .


[٣] . منهاج السنة ، ج ٤ ، ص٢٥١ و ٢٥٥ .


       

[٤] . نهج البلاغة خ ٢٠٦و المعيار والموازنة - ص ١٣٧، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد - ج ٢١ - ص١١


[٥] . الموقظة، ص٧٩، تحقيق: عبد الفتاح أبو غده، مكتبة المطبوعات الإسلامية - بيروت، ط٤، ١٤٢٠ه .


[٦] . . تقريب التهذيب، ج١ ص٦١٣.


[٧] . الكاشففي معرفة من له رواية في كتب الستة - الذهبي - ج٢ - ص٣٦٩.


       

[٨] . الكاشف في معرفة من له رواية في كتب الستة - الذهبي - ج ٢ - ص ٣٦٩ .

[٩] . تهذيب التهذيب، ج١١ ص ٢٠٨ .

[١٠] . الكاشف - ج٢ - ص١٥١ .

[١١] . تقريب التهذيب، ج١ص٤٦٤ .

[١٢] . الكاشف،ج١ص٤٩٨ .

[١٣]. تقريب التهذيب،ج١ص٢٧٣ .

[١٤] . الثقات، ج٥ص١٤٦.

[١٥] . تقريب التهذيب، ج١ص٤١٥.


[١٦] . تاريخ الطبري، ج ٢ ، ص ٢٣٣ حوادث سال١١هـ .

[١٧] . الطبقات الكبري - ابن سعد - ج ٧، ص ٣٨١، دار صادر - بيروت.

[١٨] . التهذيب، ج١ ص١٥٨، تحقيق مصطفي عبد القادر عطا، دار الكتب العلمية - بيروت، ط٢، ١٤١٥ه.

[١٩] . تذكرة الحفاظ، ج١ ص٢٧٢-٢٧١، مكتبة الحرم المكي .

[٢٠] . تهذيب الكمال ، ج٢٨ ، ص٤٠٠ 


[٢١] . تقريب التهذيب، ج٢ ص٢٠٨، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، دار الكتب العلمية - بيروت، ط٢، ١٤١٥ه.



[٢٢] . ميزان الاعتدال: ١/٥، سير أعلام النبلاء: ١/٥٩، لسان الميزان: ١/٩ .


[٢٣] . تقريب التهذيب ج١ ص٢٥٢ .


[٢٤] . تهذيب التهذيب: ٤/٢٠١، رقم الترجمة٣٤١.


[٢٥] . تهذيب الكمال، ج١٧ ص ١٨٠، تاريخ بغداد، ج١٠ ص ٢٦٢.


[٢٦] . سير أعلام النبلاء، ج٢ ص١١٩.

[٢٧] . آل عمران / ١٩ .