سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٤٣٢ - پيدايش مذاهب ٠٢

پيدايش مذاهب ٠٢

کد مطلب: ٥٦١١ تاریخ انتشار: ١٢ مهر ١٣٨٧ تعداد بازدید: ٤٨٤٩ سخنراني ها » شبکه سلام پيدايش مذاهب ٠٢
شبكه سلام ٨٧/٠٧/١٢


بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١٢ / ٠٧ / ٨٧

        آقاي هدايتي

هجمه هاي آقاي قرضاوي عليه شيعه، بازتاب هاي زيادي در رسانه ها داشته است.

در مورد برخي از قسمت هاي صحبت ايشان، در خلال برنامه از شما سؤال مي كنيم و توضيحاتي را ارائه بفرمائيد.

ما شنيديم كه يكي از خويشاوندان يا فرزند ايشان شيعه شده است. آيا شما اين خبر را تأئيد مي كنيد؟ جزئيات اين مطلب چيست؟ و ايشان كه دم از اتحاد مسلمانان مي زد، انگيزه هجمه ايشان عليه شيعيان چيست؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با صحبت هاي آقاي قرضاوي كه رئيس اتحاديه جهاني علماي اسلام هستند، در روز سه شنبه ٩ سپتامبر ٢٠٠٨ مطابق با ١٩ شهريور ١٣٨٧ و هشتم ماه رمضان ١٤٢٩ ايشان با روزنامه اي مصري به نام«المصري اليوم» مصاحبه اي داشتند. در آنجا اظهار داشتند:

شيعه، در تلاش براي حمله به جامعه سني است و آنها با تمام آنچه در اختيار دارند، با ثروت هاي ميلياردي و نيروهاي آموزش ديده، براي تبليغات شيعي در بلاد سني آماده هستند.

ايشان از تبليغات شيعي هم به عنوان تبشير مسيحي تعبير كرده است. بعد ايشان اعلام كردند:

جامعه اهل سنت در برابر تهاجم شيعه، مصونيت فرهنگي ندارد و ما همواره، دوري از فتنه را به عنوان بهترين راه حل براي اتحاد مسلمانان مي دانستيم و روحانيون خود را در برابر آنها دست خالي گذاشتيم.

مصاحبه ايشان عكس العمل هايي داشت و نقدهايي شد. مصاحبه ايشان، ٤ بازتاب و عكس العمل خيلي اساسي داشته است. ولي آنچه كه مهم است، انگيزه اين هجمه تند آقاي قرضاوي است. همانطوري كه شما اشاره كرديد، ما تحقيقاتي داشتيم و با حضرت آيت الله كوراني تماس داشتيم و همچنين روزنامه لبناني «البلد»، مفصل اين قضيه را از قول شيخ ماهر حمود، كه امام جماعت مسجد القدس صيدا است، مطرح كرده است و گفته كه فرزند ايشان آقاي عبد الرحمن يوسف، كه اكنون از برجسته ترين معارضان سياسي مصر و عضو جنبش ضد دولتي الكفايه نيز است، شيعه شده است و تشيع ايشان كاملا محرز است. البته از آنجايي كه آقاي عبد الرحمن يوسف يك انسان اخلاق مدار است، همواره احترام پدر را حفظ مي كند و به همين دليل تاكنون از اعلام علني تشيع خودش خودداري كرده است. ولي آنچه كه در سايت ها و روزنامه «البلد» و سخنراني شيخ حمود آمد، نسبت به اينها هم ايشان تكذيب نكرد. جالب اين است كه سايتي دارد به نام «رحمن.نت» و سه چهار روز است كه بسته شده است و دسترسي به محتويات سايت امكان پذير نيست.

اما نكته دوم فرمايش شما كه چه بازتابي داشته است؟ بنده با توجه به آنچه كه فرصتم اجازه مي داد، بررسي كردم در سايت هاي مختلف و بعضي از جرايد و تماس هايي كه داشتيم با بعضي از دوستان داخل و خارج از ايران، ٤ عكس العمل در برابر اين سخنان آقاي قرضاوي ثبت كردم.

اولين بازتابي كه داشته، اين بود كه علماء و اساتيد دانشگاه الازهر مصر، اخيرا در قاهره، كنفرانسي را برگزار كردند كه البته بايد عرض كنم متأسفانه مطالب اين كنفرانس به صورت علني مفصل در سايت هاي خبر منعكس نشد. موضوع اين كنفرانس، دلائل تحريك تروريستي ديني بوده است كه با مشاركت ده ها تن از علماء و اساتيد دانشگاه ها و روزنامه نگاران مصر و فلسطين برگزار شد. در اين همايش اعلام كردند كه عربستان سعودي ٨٧ ميليارد دلار در اختيار علماي متمايل به وهابي در مصر قرار داده تا فرهنگ وهابيت را در مصر گسترش دهند و به تفرقه در جهان اسلام دست بزنند. در اين همايش ٤ مقاله ارائه شده بود درباره تفكر و ايده وهابيت، بزرگترين توهين تاريخي به مقدسات اسلامي. دراين همايش، جناب دكتراحمد السائح استاد فلسفه اسلامي، دكتر رضوان عبدالرحيم استاد دانشگاه الازهر، دكتر عبدالمنعم سعداوي استاد تمدن اسلامي در دانشگاه عين شمس، عبدالقادر ياسين پژوهشگر و مورخ بنام فلسطيني حضور داشتند و به نقد تفكر وهابيت در جهان اسلام پرداختند.

اين يكي از اساسي ترين بازتاب تفكر آقاي قرضاوي بوده است. در اين همايش، اشاره شد كه سخنان آقاي قرضاوي، جز تفرقه در ميان امت اسلامي، چيز ديگري ندارد و اگر چنانچه بعضي از شيعيان در مصر، تبليغ فرهنگ شيعه مي كنند، در قانون اساسي مصر، اظهار عقيده و نشر فرهنگ، آزاد است و اگر چنانچه شيعيان در مصر تبليغ مي كنند، مخالف قانون اساسي مصر نيست؛ بلكه سخنان آقاي قرضاوي مخالف قانون اساسي مصر است.

بازتاب دوم، باز در خود قاهره در رابطه با همين قضيه، مطالبي مطرح شد و بعضي از بزرگان بنام الازهر، مفكّران مصري اين تبليغِ خلافِ وحدتِ آقاي قرضاوي را محكوم كردند.

بازتاب سوم، حمله به سايت هاي وهابي و هك كردن آنها، به خاطر سخنان بي پايه و اساس آقاي قرضاوي بود. البته دكتر عائذ القرني، از شخصيت هاي بنام عربستان سعودي كه ساكن رياض است و تأليفات زيادي دارد، ايشان كه سايتش از سايت هاي فعال وهابي بود، توسط هكرهاي ايراني بطور كلي از بين رفت و خودش اعلام كرد كه سايت «الاسلام.نت» دو سال طول مي كشد تا بتوانيم مطالبي كه در اين سايت از بين رفته، بازيابي كنيم. البته ايشان اعلام كرد علت اينكه جوانان شيعه اين سايت را هك كردند و از بين بردند، بخاطر دفاع من از قرضاوي بوده است.

اين را عزيزان بيننده در نظر داشته باشند كه سه هفته قبل، توسط وهابيت، سايت هاي مراجع عظام تقليد مورد حمله قرار گرفت؛ بويژه سايت آل البيت كه بزرگترين پايگاه اينترنتي شيعه است كه در اين سايت، پايگاه هاي اينترنتي آقايان مراجع عظام تقليد قرار دارد. همانطوري كه شما و عزيزان شبكه سلام هم در اين زمينه ما را در اطلاع رساني ياري كردند، در كمتر از چهار پنج ساعت اين اقدامات ناجوانمردانه وهابيت از بين رفت و تمام تخريب هايي كه داشتند، الحمدلله به كمك خداوند بازيابي شد. ولي بعد از آن، اين اقدام براي جوانان شيعه، قابل تحمل نبود كه وهابيت اينقدر وقيح و بي حياء باشند كه سايت مراجع عظام تقليد ما را هك كنند و از بين ببرند، اينها هم شروع كردند كه به هك كردن سايت هاي بزرگان وهابي.

آماري كه بنده دارم، تا ديشب، ٩٠٠ سايت حساس وهابيت، از جمله سايت بن باز، مفتي اعظم سابق عربستان سعودي، سايت مفتي اعظم فعلي عربستان سعودي جناب آل شيخ و سايت البرهان كه از بزرگترين سايت هاي وهابيت است، مورد هك قرار گرفته است. البته اينها (هكرها) هم معتقدند:

زدي ضربتي، ضربتي نوش كن

بنده خودم با هرگونه هجمه هاي اينترنتي مخالف هستم و اگر عزيزان هكر شيعه از بنده حرف شنوي داشته باشند، توصيه مي كنم كه از اين كارها نكنند؛ چون اينچنين اقدام، مربوط به كساني است كه حرف براي زدن ندارند و خودشان را در ميدان علمي عاجز مي بينند و متوسل مي شوند به هك كردن سايت ها و حمله كردن به مقدسات شيعه. الحمدلله، مذهب ما برخاسته از متن قرآن و منطبق با سنت راستين نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم است و نيازي به اينچنين حمله هايي نداريم.

من در اينجا به جناب دكتر عائذ القرني كه از مبلغين بنام وهابي است و در سايتش پيام داده كه اين عمل جوانان شيعه، يك عمل زشت و تجاوزگرانه است و اينچنين كارها با درخواست هاي تهران براي زدن پل هاي همكاري و همزيستي ميان شيعيان و سنيان منافات دارد، عرض مي كنيم كه بحث امروز، شيعه و سني نيست، بحث شيعه و وهابيت است كه مفتيان شما شب مي خوابند و صبح فتواي وجوب قتل شيعه، وجوب جهاد بر ضد شيعه مي دهند و جوانان را تحريك مي كنند در ايران و پاكستان و افغانستان و عراق عمليات انتحاري انجام مي دهند و عزيزان شيعه را در مساجد و حسينيه ها و دسته هاي عزاداري به خاك و خون مي كشند. اگر بحث وحدت داريم، وحدت ما با عزيزان اهل سنت است. ما با آن دسته از وهابيت كه چماق تكفير به دست گرفته اند و براي خونريزي شيعيان از هيچ اقدامي دريغ نمي كنند، بحث وحدت نداريم. مگر اينكه توبه و استغفار كنند و تسليم دستوران قرآن و اسلام بشوند.

جناب شيخ عائذ القرني - با اينكه به ايشان احترام مي گذارم و ايشان در سال گذشته در ٨ جلسه در شبكه المستقله برنامه عليه شيعه داشتند، ضمن اينكه هجمه هايش تند بود، ولي ادبيات خيلي مؤبانه اي داشتند و از فحش و ناسزا نسبت به شيعه خودداري كردند - مي گويد برخي بزرگان و ريش سفيدان و عقلاي قوم بيايند اين مسئله را حل كنند. من از ايشان تقاضا مي كنم كه اگر واقعا به فكر حل اين قضايا هستند، ببينند اولين كساني كه حمله به سايت ها را شروع كردند چه كساني بودند و اين حمله را محكوم كنيد و از هكرهاي وهابي كه به الفباي اينترنتي هم آگاهي ندارند توصيه كنيد كه از اين اقدامات ناجوانمردانه دست بردارند و ما هم توصيه مي كنيم به جوانان عزيز كه اين كار را كنار بگذارند و مورد تأئيد ما و مراجع عظام تقليد نيست. ولي اين را وهابيت بدانند كه جوانان شيعه، جوانان غيوري هستند و اگر چنانچه غيرت شيعي و حسيني آنان به جوش بيايد، هيچ چيزي جلوي آنها را نخواهد را گرفت. اگر چنانچه در برابر اقدامات تكفيري و ترورها، جوانان شيعه عكس العمل نشان ندادند، بخاطر اين بود كه مراجع عظام تقليد ما از هرگونه مقابله به مثل جلوگيري كردند و فتوا به منع دادند؛ ولي وهابي ها بترسند از روزي كه كاسه صبر جوانان ما لبريز شود و ديگر چيزي نمي تواند جلوي آن سيل خروشان غضب و شعله هاي فروزان مذهبي شيعه را بگيرد و ما به اين آقايان توصيه مي كنيم كه نگذارند كار به آنجا برسد.

آقاي هدايتي

آقاي قرضاوي ادعا كرده است كه شيعيان با صرف ميلياردها دلار، نيروهاي آموزش ديده را براي نشر فرهنگ شيعه در بلاد سني بسيج كرده است. در اين باره توضيح دهيد.

استاد حسيني قزويني

ايشان مي گويد:

و خطرهم يكمن في محاولتهم غذو المجتمع السني و هم يستطيعون ذلك بما لديهم من ثروات بالميلياردات و شوادر مجربة علي التبشير بالمنهج الشيعي.

خطر شيعه در اين است كه اينها با ثروت ها و ميلياردها دلاري كه در اختيار دارند و نيروهاي تبليغي آموزش ديده دارند، به تبشير شيعه مي پردازند.

اگر كسي از وضع تبليغي شيعه آگاهي داشته باشد، كاملا مي داند كه اين دروغ و افترائي بيش نيست. همانطوري كه عرض كردم، در همايشي كه در قاهره برگزار شد، بزرگان و اساتيد دانشگاه الازهر گفتند: عربستان سعودي ٨٧ ميليارد دلار براي تبليغ فرهنگ وهابيت در مصر سرمايه گذاري كرده است.

اگر چنانچه ٣٠ سال، هزينه ها و بودجه هاي حوزه هاي علميه شيعه در سراسر جهان و تمام مراكز تبليغي را حساب كنيم، به ٨٧ ميليارد دلار نمي رسد. اما اين آقايان فقط در يك كشور مصر، اينهمه سرمايه گذاري كردند. همچنين در ٢٨/١٢/١٣٨٥ در سايت هاي خبري، بويژه شيعه نيوز آمد كه يكي از تجار سعودي فاش كرد كه عربستان سعودي حاضر است ٢٥٠ ميليارد دلار سرمايه گذاري كند براي ضربه زدن و جلوگيري كردن از فرهنگ شيعه. خوب، آقاي قرضاوي اين آمارها را نمي بيند؟ يا چشم ايشان توانائي خواندن اين آمارها و گوششان توانائي شنيدن اين آمارها را ندارد؟

طبق تصريح يكي از مراجع عظام تقليد، حضرت آيت الله العظمي سبحاني، مي گويد:

كتاب «الشيعة و التصنيع» كه تأليف يكي از منحرفين و مرتدين به نام دكتر موسي موسوي است، فقط در پايتخت سودان، ٨ ميليون نسخه چاپ شد و در تمام كشورهاي اسلامي به رايگان توزيع شد و در مناطق ديگر هم ٢ ميليون نسخه.

يعني يك كتاب ضد شيعه، كه از اول تا آخرش، جز فحش و ناسزا و بدگوئي و اهانت و افتراء به شيعه، چيز ديگري ندارد. آيا آقاي قرضاوي اينها را نمي بيند؟!

بنده خودم از روزنامه «عكاظ»، روزنامه رسمي عربستان سعودي كه در رياض منتشر مي شود (آماري را خواندم). در تاريخ ١١/٠٩/١٣٨١، فقط وزير ارشاد عربستان سعودي اعلام كرد كه ما در ايام يك ماهه حج، ١٠ ميليون و ٦٨٥ هزار جلد كتاب به ٢٠ زبان زنده دنيا كه غالب اين كتاب ها مطالب ضد شيعي است، توسط دولت عربستان سعودي چاپ و در ميان زائرين بيت الله الحرام منتشر شده است. آيا آقاي قرضاوي اين آمارها را نمي بيند؟ مي گويد ما و علماء و بزرگان ما در برابر هجمه شيعه ناتوان هستيم. ما مبلغينمان را در اين زمينه آماده نكرده ايم و دوره نداديم. اينها همه افترائي و بزرگنمائيِ بيشتر نيست.

البته ما اين را در اينجا به همه بينندگان عزيز عرض مي كنيم، از حوزه هاي علميه شيعه در قم و تهران و نجف و مشهد و ساير بلاد اسلامي تقاضا مي كنيم كه قضيه تهاجم بر شيعه، امروز يك مسئله جدي است. اگر چنانچه ما در اين عصر، يك واجب عيني و فوري و تعييني داشته باشيم، پاسخگوئي به تهاجم وهابيت بر ضد شيعه است كه متأسفانه ما در اين زمينه قدم هاي مثبتي برنداشته ايم.

آقاي هدايتي

يكي از صحبت هاي ديگر ايشان اين بود كه حتي شما هم اشاره كرديد، گستردگي اش به يك صدم وهابيت نمي رسد، ادعا كرده كه تبليغات گسترده شيعه، اهل سنت را در كشورهاي مصر و سودان و مغرب و ... به طرف خودش جذب كرده است. اين مطلب ايشان را ارزيابي كنيد.

استاد حسيني قزويني

ايشان تصريح دارد در اين مصاحبه كه:

اني وجدت أن كل البلاد العربية هدمت من الشيعة مصر، السودان، المغرب، الجزاير و غيرها، فضلا عن مالزيا و اندوزيا و نيجريا.

من دريافتم كه كشورهاي عربي در برابر فرهنگ شيعه شكست خورده اند و تسليم فرهنگ شيعه شده اند مانند مصر، سودان، مغرب، الجزاير، مالزي و اندوزي و نيجريه و ... .

من ناگزيرم در اينجا چند نكته را براي بينندگان عزيز توضيح بدهم:

نكته اول:

اين حرفي كه آقاي قرضاوي ٢٠ روز قبل اعلام كرد، مسئله تازه اي نيست. علماي بزرگ وهابي، حدود ٢٠، ٣٠ سال است كه اين را علنا اعلام كرده اند كه جوانان اهل سنت و وهابي تحصيلكرده، دسته دسته و فوج فوج به طرف مذهب اهل بيت عليهم السلام گرويده مي شوند.

بارها اين را از آقاي دكتر عبد الله غُنيمان، استاد دانشگاه بين المللي اسلامي مدينه نقل كرده ايم كه مي گويد:

إن الوهابيين علي يقين بأن المذهب الإثني عشري هو الذي سوف يجذب إليه كل أهل السنة و كل الوهابيين في المستقبل الغريب.

ما وهابيت به يقين دريافته ايم: تنها مذهبي كه در آينده نزديك، اهل سنت و وهابيت را به سوي خود جذب مي كند، مذهب شيعه امامي است.

المنهج الجديد و الصحيح في الحوار مع الوهابيين، ص١٧٨

خود آقاي شيخ ربيع بن محمد، از نويسندگان مشهور عربستان سعودي، در حدود ١٨، ١٩ سال قبل، صراحت دارد:

آنچه كه باعث شگفتي من است، مي بينم گروهي از برادران وهابي ما، حتي فرزندان شخصيت هاي علمي مصر و بعضي از دانشجويان، به طرف گرايش به سوي شيعه حركت كرده اند.

الشيعة الإمامية في ميزان الإسلام، ص٥

همچنين جناب شيخ محمد مغراوي، از نويسندگان مشهور عربستان سعودي مي گويد:

گسترش مذهب شيعه در ميان جوانان مشرق زمين بيداد مي كند. ما بيم آن داريم كه جوانان مغرب زمين هم شيفته مكتب شيعه شوند.

من سب الصحابة و معاوية و أمه هاوية، ص٤

پس اين قضيه تازه اي نيست كه آقاي قرضاوي كشف فرموده باشند. بلكه ٢٠، ٣٠ سال قبل، بزرگان وهابي به آن صراحت دارند.

نكته دوم:

اين را آقاي قرضاوي خوب توجه كند، اينكه جوانان و تحصيلكرده هاي اهل سنت يا وهابيت، رويكرد عجيب و شگفت انگيزي به طرف مذهب شيعه دارند، در اثر تبليغ شيعه نيست؛ بلكه در اثر بيداري جوانان اهل سنت و وهابي است و اينها با الهام از آيه شريفه:

وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَي مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَي الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آَبَاءَنَا أَوَ لَوْ كَانَ آَبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَ لَا يَهْتَدُونَ (سوره مائده/آيه١٠٤)

حاضر نيستند ديگر حرف پدران و علماي خودشان را بدون دليل و مدرك قبول كنند. اينها كاملا آمده اند به ميدان علم و تحقيق و بررسي مي كنند و همچنين با الهام از آيه شريفه:

أَوَ لَوْ كَانَ آَبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَ لَا يَهْتَدُونَ (سوره بقره/آيه١٧٠)

اين را مدرك تشكيك خود و آغاز تحقيق و پژوهش قرارد داده اند.

وقتي مي آيند بررسي مي كنند فرهنگ شيعه را با فرهنگ وهابيت، مي بينند آنچه كه گمشده آنها بود و دنبال آن مي گشتند، در فرهنگ شيعه مي يابند. وقتي مقايسه مي كنند فرهنگ شيعه را با فرهنگ وهابيت و با الهام از آيه شريفه:

فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ (سوره زمر/آيه١٨)

مي آيند شيعه را انتخاب مي كنند. مثلا شما ببينيد كه جناب آقاي ادريس الحسيني، پژوهشگر توانمند مراكشي، مي گويد:

من تصميم داشتم در دفاع از اميرالمؤمنين معاويه و يزيد، كتابي عليه شيعه بنويسم. آمدم كتاب هاي تاريخي و تفسيري و كلامي را بررسي كردم و ديدم آنچه كه در كتاب هاي ما آمده، به نفع شيعه بيشتر است تا به نفع ما.

همين پژوهشگر بنام مراكشي كه مي خواست كتابي بنويسد در دفاع از وهابيت و دفاع از معاويه، كتابي نوشت به نام «و لقد شيعني الحسين عليه السلام»، «حسين عليه السلام مرا شيعه كرد».

من به بينندگان عزيز توصيه مي كنم كه اين كتاب را مطالعه كنند. نكات خيلي ظريفي در اين كتاب است. يكي از دوستان ما اين كتاب را ترجمه كرده است به نام «حسين عليه السلام مرا شيعه كرد».

نكته سوم:

بنده خودم چند سال پيش كه در مكه مكرمه بودم، يكي از جواناني كه تحصيلات عاليه داشت و اخيرا به مذهب شيعه مشرف شده بود، براي من تعريف مي كرد:

من از خشونت ها و تندي هاي وهابيت خسته شدم و احساس كردم كه اين خشونت ها با روح اسلام و نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم منافات دارد. رفتم دو، سه سال جذب صوفي ها شدم و در مجالسي كه توسط جناب آقاي علوي مالكي در مكه مكرمه داشت، شركت كردم. ديدم آن گمشده من در اين جلسات يافت نمي شود. رو به اينترنت آوردم و سايت هاي مختلف را ديدم. ديدم وهابيت هجمه شديدي عليه شيعه دارند. به سايت هاي شيعه مراجعه كردم. ابتداء ديدم در اين سايت ها، تندي هايي از ناحيه شيعيان هست. بعضي از ناسزاها نسبت به صحابه و خلفاء را ديدم و نسبت به شيعه هم خيلي بد بين شدم و احساس كردم كه روح اسلام را سب و شتم و خشونت سازگاري ندارد.

داخل پرانتر: (( به عزيزان شيعه در سراسر جهان كه عرض بنده را مي شنوند و از بنده حرف شنوي دارند، عرض مي كنيم كه: عزيزان! ما اگر بخواهيم امروز شيعه را با منطق برائت و سب و شتم معرفي كنيم، يقين بدانيد كه شكست مي خوريم. آنچه كه در روح فرهنگ شيعه است، عبارت است از بازگو كردن فرهنگ نوراني اهل بيت عليهم السلام. آقا امام رضا عليه السلام مي فرمايد:

فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا.

اگر مردم زيبائي هاي كلام و فرهنگ ما را بدانند، از ما تبعيت مي كنند.

عيون أخبار الرضا (ع)، شيخ الصدوق، ج٢، ص٢٧٥

لذا ما بارها گفتيم كه هرگونه جسارت و توهين به اهل سنت و مقدسات آنها، مضافا بر اينكه گناه نابخشودني است، يك خيانتي است به فرهنگ شيعه)).

بعد ايشان مي گفت:

من با يك جوان دانشجوي لبناني در اينترنت آشنا شدم. سؤالات طرح كردم و ايشان جواب داد. از جواب ايشان من آرام شدم و حدود ٧، ٨ ماه از طريق اينترنت با ايشان چت مي كردم و سؤالاتم را جواب مي داد. تا اينكه ايشان اعلام كرد من براي مراسم حج، به عربستان مي آيم. ايشان آمد به مدينه منوره و از آنجه به مكه مكرمه و به من ايميل داد كه من در فلان هتل هستم. بعد از نماز صبح رفتم به اتاق ايشان و بعد از ٦، ٧ ساعت مباحثه و گفتگو كردن با ايشان، قبل از نماز ظهر، من به دست ايشان به مذهب شيعه مشرف شدم. الان كه چند سالي از اين قضيه مي گذرد، آرامش دارم و احساس مي كنم آن روح واقعي قرآن و روح حقيقت اسلام، فقط در مذهب شيعه متبلور است و بس.

آقاي هدايتي

به گفته يكي از مراجع بزرگوار، بيش از هزار نفر از علماي اهل سنت، شيعه شده اند. اگر ما اسامي علماي اهل سنت را كه به شيعه گرايش پيدا كرده اند، به صورت كتاب در بياوريم، شايد ٢٠ جلد كتاب شود.

علت اصلي گرايش جوانان به مذهب اهل بيت عليهم السلام، بي اعتمادي آنها است نسبت به روايات و احاديثي كه در صحاح اهل سنت است. توضيحات شما را در اين زمينه مي شنويم كه آيا اين واقعيت دارد؟

استاد حسيني قزويني

در مورد شرح حال مستبصرين اهل سنت كه شيعه شده اند، من در جلسات قبل هم اشاره كرده ام كه در مركز الابحاث العقائدية كه زير نظر دفتر حضرت آيت الله العظمي سيستاني است، شرح حالب مستبصرين را آورده اند و تاكنون ١٤ جلد آن به نام موسوعة من حياة المستبصرين چاپ شده است. در مورد آمار اين علماي اهل سنت كه شيعه شده اند ، بنده ادعا مي كنم كه بيش از ٥ هزار نفر علماء و اساتيد دانشگاه ها و شخصيت هاي علمي اهل سنت و وهابيت، شيعه شده اند و غالب اينها كتاب هاي ارزشمندي در حقانيت شيعه نوشته اند، در اين اين كتاب آمده است. إن شاء الله اميدواريم يك جوانمردي هم پيدا شود و اين كتاب را به فارسي ترجمه كند و در اختيار عموم افراد قرار دهد.

اما نسبت به سؤال شما كه يكي از علل گرايش جوانان اهل سنت به مذهب اهل بيت عليهم السلام، بي اعتمادي آنهاست نسبت به احاديث اهل سنت، بويژه صحاح اهل سنت، بنده با بيش از ٢٥ سال تجربه در اين قضيه و اطلاعات دقيقي كه دارم و گفتگوي زيادي با تعدادي از مستبصرين در قم و سوريه و آذربايجان و عربستان سعودي و امارات و ... داشتم، يكي از اساسي ترين انگيزه و علل رويكرد جوانان به مذهب اهل بيت عليهم السلام، بي اعتمادي آنها نسبت به احاديث موجود در صحاح اهل سنت است.

به آقاي قرضاوي كه اينچنين هجمه ناجوانمردانه به شيعه داشتند، خدمتشان عرض مي كنيم:

اگي يك جوان سني پيش شما مي آيد و سؤال مي كند در رابطه با حديث قرطاس، كه چه شد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم ٢٣ سال براي مردم زحمت كشيد و در آخرين لحظه كه مي خواهد وصيتنامه بنويسد، آن هم نه يك وصيتنامه عادي، وصيتنامه اي كه مي فرمايد:

لن تضلوا ابدا

اين محتويات وصيتنامه من، چيزي است كه شما را براي هميشه از گمراهي بيمه مي كند.

خوب، با پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم چه برخوردي داشتند؟! مگر در خود صحيح بخاري و صحيح مسلم، نزديك ١٨ مورد نيامده كه به نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم نسبت هذيان دادند؟ نسبت غلبه بيماري دادند، بطوري كه نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم عصباني شد و آنها را از خانه اش بيرون كرد و گفت:

قوموا عني.

و ما نسبت به اين قضيه در چند ماه قبل مفصل صحبت كرديم.

خوب، آقاي قرضاوي! اگر جواني از شما سؤال كند، اولين پاسخي كه شما مي دهيد اين است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مريض بوده و بيمار بوده و آنچه كه در رابطه با آيه شريفه:

وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي (سوره نجم/آيه٤-٣)

شامل بيماري پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نمي شود و حق را به صحابه مي دهيد. اين جوان گر چه به ظاهر از سخن شما قانع مي شود، و خوشحال بر مي گردد، ولي اين جوان آن جوان ديروزي نيست كه تعبدا سخن شما را بدون چون و چرا بپذيرد. مي آيد مطالعه و بررسي مي كند و بر مي خورد به سخن يكي از استوانه هاي علمي شما، آقاي ابن حجر عسقلاني كه با صراحت تمام مي گويد:

لأنه معصوم في صحته و مرضه

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم داراي مقام عصمت است، چه بيمار باشد و چه سالم باشد.

سخني كه از زبان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در مي آيد:

وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي (سوره نجم/آيه٤-٣)

خود حضرت هم فرمود:

إني لا أقول في الغضب و الرضا إلا حقا

حتي به هنگام عصبانيت هم از لب هاي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، جز حق بيرون نمي آيد.

فتح الباري ابن حجر، ج٨، ص١٠١ - عمدة القاري عيني، ج١٨، ص٦٢ - المعجم الأوسط طبراني، ج٢، ص١٥٣

آقاي قرضاوي! اين جوان وقتي دوباره پيش شما مي آيد و سوالش را مطرح مي كند، چه جوابي به او مي دهيد؟ شايد به نظر من بفرمائيد كه اين آيه، مربوط به زماني است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از قرآن سخن مي گويد. ولي اين جوان ديگر حاضر نيست سخن شما را قبول كند؛ بلكه خودش به اين نتيجه رسيده است كه از استوانه هاي علمي و تفسيري اهل سنت مانند امام قرطبي، دريافته كه صراحت دارد در ذيل آيه و مي فرمايد:

فيها دلالة علي أن السنة كالوحي المنزل في العمل.

تفسير القرطبي، ج١٧، ص٨٥

همانطوري كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم آيات قرآن را مي خواند، اگر احاديث و مطالب ديگري هم مي گويد، باز هم ما «ينطق عن الهوي» است.

همچنين جناب شوكاني در فتح القدير، ج٣، ص١٦٩ اين را مفصل مطرح مي كند.

وقتي اين جوان در برابر احاديث جعلي و نادرستي كه عصمت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم را زير سؤال مي برد و مخالف با كتاب و سنت است و در صحيح ترين كتاب هاي شما، صحيح بخاري و صحيح مسلم است، آيا ديگر اعتمادي براي اين جوان مي آيد؟

يا اينكه وقتي همين جوان در قرآن در سوره احزاب، آيه ٦٩ مي خواند كه نسبت به حضرت موسي عليه السلام مي گويد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آَذَوْا مُوسَي فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهًا

و مي آيد در صحيح بخاري، ج١، ص٧٣، حديث ٣٤٠ مي خواند:

حضرت موسي عليه السلام رفت غسل كند و لباس او را سنگ برداشت و فرار كرد تا اينكه حضرت موسي عليه السلام لخت و عريان مادرزاد، در ميان بني اسرائيل حاضر شد و همه تماشا كردند.

اين جوان احساس مي كند كه اين روايت مخالف با روح قرآن است.

وقتي اين جوان مي آيد در صحيح بخاري يا صحيح مسلم مي خواند كه:

وقتي ملك الموت مي آيد نزد حضرت موسي عليه السلام و او تسليم نمي شود و آنچنان سيلي محكمي در زير گوش حضرت عزرائيل مي زند كه چشمان او از حدقه بيرون مي آيد.

صحيح بخاري، ج٢، ص٩٢ - صحيح مسلم، ج٧، ص١٠٠

و بعد درباره حضرت موسي عليه السلام در قرآن مي خواند:

وَ اذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَي إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَ كَانَ رَسُولًا نَبِيًّا (سوره مريم/آيه٥١)

كه او پيامبر مُخلَص بوده است و مُخلَص فراتر از مُخلِص است. مُخلِص كسي است كه عمل خودش را خالص براي خدا انجام مي دهد، ولي مُخلَص كسي است كه عمل خالصش را هم براي خدا انجام دهد.

وقتي مي آيد اين آيات را با اين روايات مطالعه مي كند، قطعا اعتمادش را به صحاح شما از دست مي دهد.

يا اينكه وقتي در صحيح بخاري، حديث ٢٦٨ را مي خواند:

نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم در يك ساعت با ١١ همسرش نزديكي كرد.

ديگر براي او از نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم اعتمادي نمي ماند.

من در اينجا به آقايان اهل سنت، بويژه آقاي قرضاوي و ديگران توصيه مي كنم كه نسبت به پالايش و تزكيه صحاح خود از اين اسرائيليات اقدام كنند. در بعضي از سايت هايي كه اخيرا توسط مسيحيت طراحي شده است، آمده اند همين روايات را مفصل مطرح مي كنند و مي گويند پيامبري كه اينچنين علاقمند به مسائل زناشوئي بوده است، آيا شايستگي نبوت را داشته است يا نه؟ و بعد مي آيد نظرخواهي مي كند و ٩٠% بينندگانش جواب مثبت و١٠% جواب منفي مي دهند. من سي دي اش را دارم و چند روز پيش هم با يكي از مراجع عظام تقليد ديداري داشتم و مفصل اين را عرض كردم.

آقاي قرضاوي! و امثال ايشان! امروز اين روايات جعلي در ميان صحاح شما، موجب خدشه دار شدن حيثيت نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم در ميان مسيحيان و يهوديان شده؛ نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم كه قرآن از او به عنوان:

وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ (سوره قلم/آيه٤)

تعبير مي كند.

نكته ديگر:

وقتي صحيح بخاري در مورد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مي گويد كه با حالت جنابت وارد مسجد مي شود و شروع به نماز خواندن مي كند و وسط نماز متوجه مي شود كه غسل نكرده:

ثم رجع فاغتسل ثم خرج الينا و رأسه يقطر فكبر فصلينا معه

صحيح بخاري، ج١، ص٧٢

آقاي قرضاوي! از خود شما سؤال مي كنيم كه اگر شما بياييد مسجد براي نماز جمعه يا جماعت، در ركعت اول يادتان بيايد كه با حالت جنابت آمده ايد و برگرديد غسل كنيد و سپس بياييد، مردم چه عكس العملي نسبت به شما نشان مي دهند؟ آيا به شما نمي گويند شما كه اين اندازه نسبت به مسائل اسلامي بي توجه هستيد، شايستگي رهبري و امام جماعت ما را نداري؟ آن وقت شما مي آييد اينچنين نسبت ها را به نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم نسبت مي دهيد! عجيب است كه غالب اين روايات، از آقاي ابوهريره است كه إن شاء الله چند جلسه در مورد ايشان سخن خواهيم گفت و ثابت خواهيم كرد كه غالب روايات صحاح و مسانيد كه از ايشان آمده است، ريشه و اساس ندارد و جز دروغ بافي، چيز ديگري نيست. عبارت ابن قتيبه را خواهيم خواند كه ابوهريره را، ابوبكر و عمر و اميرالمؤمنين عليه السلام تكذيب كرده اند و او را متهم به دروغگويي كردند.

وقتي جوان مي آيد اينچنين احاديث را در صحاح مي بينيد، ديگر اعتمادي براي او نمي ماند.

جناب آقاي قرضاوي! ما مدعي نيستيم كه در كتاب هاي شيعه روايات ضعيف يا جعلي نيست؛ ولي روايات ضعيف و جعلي شيعه، همانند قطره اي است در برابر دريايي از روايات صحيح. چون افتخار شيعه بر اين است كه تاريخ تدوين حديث براي شيعه زماني انجام گرفت كه أئمه عليهم السلام در صحنه حضور داشتند و از گرفتن روايات از راويان دروغ پرداز، شيعه را بر حذر داشتند و شيعيان را تشويق كردند و دستور دادند تا از راويان ثقه و راست كردار و راست گفتار، احاديث را اخذ كنند و اين براي شيعه، فرهنگ شد، اين براي شيعه افتخار است. از زمان اميرالمؤمنين عليه السلام تا آقا امام عسكري عليه السلام، ٦٦٠٠ كتاب توسط اصحاب أئمه عليهم السلام تأليف شد. اين كتاب كافي، در حقيقت خلاصه اي است از ٤٠٠ كتاب مادر كه شيعه از آنها به عنوان اصول اربعمأة تعبير مي كند.

تتمه بحث:

در مورد شرح حال مستبصرين، اگر عزيزان به سايت الابحاث العقائدية بروند، بخشي از اين كتاب روي سايت قرار گرفته است و واقعا يك حقيقتي است.

بنده، سال قبل، حدود دو سه هفته در سوريه بودم و براي حدود هشتاد نفر از علماي شيعه كه از سراسر شهرها آورده بودند، جلسه داشتم. يكي از بزرگان نقل كرد كه من مصر رفته بودم و در آنجا يكي از مسئولين دادگاه براي من نقل كرد كه:

روزي يك جوان مصري آمد و تقاضاي طلاق همسرش را داد. دادگاه از او سؤال كرد: چرا تقاضاي طلاق دادي؟ گفت همسر من مرتد شده و دين ديگري انتخاب كرده است. قاضي سؤال كرد: چه ديني را انتخاب كرده است؟ گفت: شيعه. قاضي گفت: شيعه كه دين نيست، بلكه مذهبي است از مذاهب اسلامي كه خود جناب شلتوت، شيخ بزرگ الازهر فتوا داد كه عمل به مذهب شيعه اشكال ندارد. اين جوان در جلسه دادگاه شوكه مي شود و درخواست مهلت مي كند. بر مي گردد تحقيق و بررسي مي كند و احساس مي كند كه مذهب شيعه، همان مذهب درست و حق است و به مذهب شيعه مشرف مي شود و با همسر خود، زندگي شيرين و با حلاوتي را كه داشتند، ادامه مي دهند.

همچنين يكي از مسئولين رده بالاي سوريه براي من نقل مي كرد، كه يكي دو ماه قبل، يك جوان تونسي آمده بود براي زيارت حرم حضرت رقيه و زينب عليهما السلام. خودش براي ما نقل مي كرد و مي گفت:

من در اينترنت مي رفتم و ديدم سايت هاي وهابي، عليه شيعه تبليغات گسترده دارند. انگيزه پيدا كردم و گفتم اين شيعه چه مذهبي است كه اين همه هجمه عليه اوست؟ آمدم سايت هاي شيعه را بررسي كردم و نظر اينها را ديدم، احساس كردم كه شيعه ها نظر خلاف قرآن و سنت ندارند. مقداري تحقيقم را ادامه دادم و به اين نتيجه رسيدم كه مذهب درست، مذهب شيعه است و مذهب شيعه را انتخاب كردم و مطالبي از سايت هاي شيعه را دانلود مي كردم و پرينت مي گرفتم و در ميان جوانان توزيع مي كردم. با اين كار، حدود سه، چهار هزار جوان تونسي به مذهب شيعه مشرف شدند. استخبارات تونس مرا دستگير كرد و گفت حتما شما ارتباطاتي با ايران داريد و پذيرائي مفصلي (كُتَك) در زندان از ما كردند و بعد از حدود هفت، هشت ماه، برايشان ثابت شد كه من ارتباطي با هيچ كشوري ندارم و حتي يك بار هم به ايران نيامده ام و با يك جوان شيعه هم مرتبط نبوده ام. فقط تبليغات گسترده وهابيت عليه شيعه، نتيجه عكس را داده است.

اين را ما به آقايان عرض مي كنم كه اگر از رويكرد جوانان خود وحشت دارند، جلوي هجمه هاي تند خود را بگيرند و اگر نگيرند، اين هجمه ها به نفع ماست. ما در برابر اين هجمه ها آماده هستيم و جوانان هم بيدار.

آقاي هدايتي

آقاي قرضاوي اعلام كرده است كه حديث افتراق امت به ٧٣ فرقه و اينكه يك فرقه ناجيه هستند، اين فرقه ناجيه، اهل سنت است و علت آن را اين گفته كه چون اكثريت هستند.

البته با وجود اختلاف عميق ميان مذاهب اهل سنت، چگونه اينها يك فرقه هستند، نمي دانيم. در اين مورد توضيح بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

يكي از حساس ترين مطالبي كه در سخنان آقاي قرضاوي بود و براي من هم تعجب آور بود، همين مسئله بود. ايشان صراحت دارد كه فرقه ناجيه، اهل سنت است؛ چون اكثريت با اهل سنت است.

در مورد حديث ٧٣ فرقه و افتراق امت نمي خواهيم بحث كنم. ولي نكاتي را به ايشان تذكر مي دهيم و اميدواريم برادران عزيز ما در قطر، اين عرائض ما را به عربي پياده كنند و خدمت آقاي قرضاوي برسانند. البته من نكته اي را فراموش كرد عرض كنم كه در خود قطر، تعدادي از حقوقدانان و وكلاي شيعه، شكايتي را به دادگاهي در دوحه تقديم كرده اند و با رياست يكي از حقوقدانان بنام عربستان سعودي، از دولت قطر تقاضا كرده اند كه در برابر اتهام آقاي قرضاوي به شيعه كه موجب تفرقه ميان مسلمانان قطر شده است، او را محاكمه كنند و اين مليت و تبعيت ايشان از قطر را لغو و بيرون كنند.

جالب اينكه در پايان اين دادخواست آمده بر اينكه آقاي قرضاوي بخاطر اينكه سنش از ٨١ سال بالا است:

نظرا لكبر سنه و الذي يبلغ من العمر احدي و ثمانين سنة بإصدار قرار بالحجر علي المتهم نظرا لكبر سنه و احالته إلي دار المسنين لرعايته نظرا لبدء تخريفه.

سن ايشان به ٨١ سال رسيده است و نشانه هاي خِرِفتي در ايشان آشكار شده، ضمن حكم به محجوريت ايشان، او را روانه خانه سالمندان كنند.

و از جناب شيخ حمد آل ثاني تقاضا كردند كه دستور بدهد به اين شكوائيه اهميت بدهند. اين شكوائيه در ٠٢/٠٩/٢٠٠٨ تقديم دادگاه دوحه شده است.

در رابطه با صحبت ايشان كه اكثريت را نشانه حقانيت دانسته:

در خود حديث افتراق امت به ٧٣ فرقه، حاكم نيشابوري نشانه اي آورده كه البته من از خواندن اين روايت قصد اهانت به اهل سنت را ندارم، ولي چون حاكم نيشابوري اين روايت را آورده و بزرگانشان بر صحيح ببودن آن صراحت دارند، من هم عرض مي كنم. ايشان از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل مي كند:

ستفترق أمتي علي بضع و سبعين فرقة، أعظمها فرقة قوم يقيسون الأمور برأيهم، فيحرمون الحلال و يحللون الحرام. هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين و لم يخرجاه.

امت من به هفتاد و چند فرقه متفرق مي شوند و بزرگترين فرقه امت من، دسته اي هستند كه به قياس عمل مي كنند و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام مي كنند.

مستدرك حاكم، ج٤، ص٤٣٠

حضرت آيت الله صافي گلپايگاني يك تعليقه اي بر اين روايت زده است و من تعليقه ايشان را مي خوانم كه آقايان نگويند شايد نظر فلاني موافق نظر مراجع عظام تقليد نباشد. ايشان مي گويد:

و لا يخفي أن معظم اهل السنة و الجماعة هم اهل الرأي و القياس.

معظم اهل سنت و جماعت، اهل رأي و قياس هستند و كاري به روايات ندارند.

لمحات، ص٤٥ - مجموعه رسائل، ص٣٠٠

پس اگر آقاي قرضاوي بخواهد به حديث افتراق امت به ٧٣ فرقه توجه كند، در اينجا خود پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود آنهايي كه اهل قياس و رأي هستند، جزء فرقه هالكه هستند.

نكته ديگر:

كه جاي تأسف است، اين است كه اگر ما اكثريت را نشانه حقانيت بدانيم، اين مخالف با فرهنگ قرآن است. فرصت نيست و من فقط اشاره اي مي كنم و دنباله بحث را در هفته آينده ادامه مي دهيم. در رابطه با حضرت نوح عليه السلام كه ٩٥٠ سال تبليغ كرد:

وَ مَا آَمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ (سوره هود/آيه٤٠)

جز تعداد اندكي به او ايمان نياوردند.

اگر بنا باشد كه حق با اكثريت باشد، پس آقاي قرضاوي در اينجا چه مي گويد؟

در آيه ديگر قرآن مي گويد:

وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ (سوره سبأ/آيه١٣)

افراد شُكر گزار كم هستند.

يا اينكه:

وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ (سوره انعام/آيه١١٦)

يا:

وَ مَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ (سوره يوسف/آيه١٠٣)

شايد حدود ١٨ آيه در قرآن داشته باشيم كه مي گويد:

اكثرهم لا يعقلون * اكثرهم ...

اكثريت ملاك و مناط حقانيت نيست. روايات متعددي در اين زمينه داريم كه شما حق را بشناسيد و شخصيت ها را با حق مقايسه كنيد يا تعبير آقا اميرالمؤمنين عليه السلام كه مي فرمايد:

أيها الناس لا تستوحشوا في طريق الهدي لقلة أهله

نهج البلاغه، خطبه ٢٠١

إن شاء الله در هفته آينده عرض خواهم كرد. ولي فرمايش آقاي قرضاوي هم مخالف قرآن است و هم مخالف اهل سنت و هم مخالف همين حديث افتراق امت بر ٧٣ فرقه.

سؤالات بينندگان

سؤال:

پيشنهاد مي دهم كه همانطور كه با شنيدن ذكر محمد صلوات مي فرستيم، با شنيدن ذكر علي هم صلوات بفرستيم.

جواب:

آقاياني كه ادعا دارند ما محب اهل بيت عليهم السلام هستيم، در صحيح بخاري و صحيح مسلم صراحت دارد كه بعد از نزول آيه شريفه:

إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيمًا (سوره أحزاب/آيه٥٦)

از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم سؤال كردند ما چگونه صلوات بفرستيم؟

يا رسول الله! اما السلام عليك فقد عرفناه فكيف الصلاة؟ قال: قولوا اللهم صل علي محمد وعلي آل محمد كما صليت علي آل إبراهيم انك حميد مجيد، اللهم بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي آل إبراهيم انك حميد مجيد.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود بگوييد:

اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي آل إبراهيم انك حميد مجيد.

صحيح بخاري، ج٤، ص١١٨ و ج٦، ص٢٧ - صحيح مسلم، ج٢، ص١٦ - مستدرك حاكم، ج١، ص٢٦٨

ولي آقايان در خطبه هاي نماز جمعه و نمازهايشان، وقتي نام پيامبر اكرم مي آيد، فقط «صلي الله عليه» را مي گويند و بر آلش صلوات نمي فرستند با اينكه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

صلوات بتري و دم بريده بر من نفرستيد. سؤال كردند صلوات بتري چيست؟ فرمود: بر من درود بفرستيد ولي بر آل من درود نفرستيد.

* * * * * * *

سؤال:

آقايان وهابيت، ما شيعه، اگر درنگ مي كنيم و كشتار نمي كنيم، دليل بر اين نيست كه نمي توانيم، ما مي توانيم؛ اما عقل و شعور و وجدانمان اجازه به اين كار نمي دهد. از شما مي خواهم كه دست از اين كارهايتان برداريد و دين ما حق است و همه ما مسلمانان هستيم. تنها كساني كه ناجيين دين ما هستند، حضرت علي عليه السلام و اولاد او هستند.

جواب:

اگر جوانان ما اقدامي نمي كنند عليه وهابيت، بخاطر اين است كه آقايان مراجع عظام تقليد ما فتوا داده اند هرگونه مقابله فيزيكي، حتي با وهابيت، شرعا حرام و خلاف شرع است. فقط كسي كه سلاح به دست گرفته و در حال كشتن شيعه است، ما او را مهدور الدم مي دانيم. اين را دنيا بداند كه حتي آقايان وهابي را كافر نمي دانيم. هيچ مجتهد و فقيه و عالمي، در طول اين ٨٠٠ سال ظهور وهابيت، فتوا به كفر و نجاست و وجوب قتل وهابيت نداده است. بله، كسي كه سلاح به دست گرفته و آمده براي كشتن شيعه، او مهدور الدم است و ارزشي ندارد و بايد از بين برود؛ ولي غير از او، خير.

* * * * * * *

سؤال:

شما كه مي گوييد با آقاي مرادزهي مناظره مي كنيد، ديگر كسي غير از ايشان نمانده كه بخواهيد مناظره كنيد، همه بازداشت شده اند.

صحبت هاي شما، تبليغات دروغي است. اگر راست مي گوييد، بياييد در تلويزيون و روي صفحه و رويارو با هم صحبت كنيد.

جواب:

شما مي گوييد كه آزادي نداريد، ملاحظه كنيد كتابي را كه امام جمعه محترم چابهار نوشته است، نامه اي به قم، كل مقدسات شيعه را مورد تاخت و تاز قرار داده است و روايات ضعيف و نادرست و خلافي را از شيعه آورده براي اثبات حقانيت مذهب اهل سنت. يا كتاب هايي را كه جناب عبدالرحمن سليمي مي نويسد كه سراپا اهانت و جسارت به شيعه است. يا كتاب هايي كه آقاي گنجي مي نويسد؛ فردي كه الفباي اسلام را نمي شناسد و من معتقدم كه نمي داند اسلام با سين است يا با صاد. شب مي خوابند و فردا صبح كتاب مي نويسد. چندين مورد آقايان كتاب نوشته اند. خوب، مسئولين نظام هم در قبال مذهب شيعه مسئول هستند و وقتي مي بينند چنين فردي اينچنين مطالبي را مطرح مي كند و عقائد شيعه را مورد تاخت و تاز قرار مي دهد، يك مقرراتي دارند. البته همانطوري كه آقاي هدايتي گفتند، وارد بحث هاي سياسي نمي شويم.

مگر آقاي ريگي، طلبه حوزه علميه شما نبود؟ مگر حوزه علميه چاه جمال، مركز پنهان كردن و جمع آوري مواد منفجره و مهمات نبود كه مي خواستند جلسات شيعه و سني را منفجر كنند و مسلمانان را بكشند و اختلاف ميان شيعه و سني بياندازند؟ كه دو نفر از مولوي ها و علماي بزرگشان هم اعدام شدند.

اينها مسائل كوچكي نيست. نسبت به مولوي احمد ناروئي، بنده نه اطلاعي دارم و نه اظهار نظر مي كنم و قطعا مي دانم كه يك سري مسائلي است كه فردا، آقايان مسئولين اگر صلاح ديدند اطلاع رساني مي كنند و اگر اطلاع رساني آنها در حدي بود كه مربوط به مذهب شيعه باشد، ما مطرح مي كنيم؛ و اگر مربوط به مسائل سياسي باشد، ما به هيچ وجه در آن قضايا دخالت نمي كنيم.

در مورد جمله ايشان كه گفتند مساجد ما را خراب مي كنند! كدام مسجد شما را خراب كردند؟ يك مورد به ما بگوئيد كه بخاطر اينكه مسجد اهل سنت است، خراب كرده اند. در مشهد خيابان درست مي كنند، وقتي خيابان به مسجد مي خورد، (مسجد را تخريب مي كنند)؛ اين قانون تمام دنيا است. در خود شهر قم كه شهر مذهبي است و همه مراجع عظام تقليد آنجا هستند، حدود ٤ سال پيش در خيابان خاكفرج، مسجد و امامزاده اي در وسط خيابان بود، آمدند هم مسجد را خراب كردند و هم امامزاده را. كسي هم اعتراض نكرد كه بيايند وا ويلتا، وا شيعتا و ... بگويند. هر حكومتي براي خودش مقرراتي دارد و مطابق مقررات عمل مي كند و اگر خلاف مقررات عمل كند، مراكزي است كه به آنها رسيدگي مي كند، مي توانيد در آنجا مطرح كنيد.

* * * * * * *

سؤال:

اكثر علماي اهل سنت اين حديث را قبول دارند كه:

من مات مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية

مي خواستم بدانم در فاصله بين رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و انتخاب شدن خليفه، چه كسي امام مردم بود؟

جواب:

ما نسبت به اين حديث، قبلا مفصل صحبت كرديم. اين روايات را آقاياني مانند تفتازاني و ... نقل كرده اند. حتي شيخ علي قاري مي گويد اين روايت در صحيح مسلم بوده است. در كتاب الجواهر المضيئة، ج٢، ص٤٥٧. جناب اسكافي در خلاصه نقد كتاب عثماني، ص٢٩ مي گويد اين روايت در صحيح مسلم بوده، ولي متأسفانه اين روايت را از صحيح مسلم حذف كرده اند. حديثي كه در صحيح مسلم، ج٦، ص٢٢ آمده اين است:

و من مات و ليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية

هر كس بميريد و بيعتي بر گردن او نباشد، مرگش، مرگ جاهلي است.

ولي آقاي احمد بن حنبل در مسندش، ج٤، ص٩٦ آورده كه:

من مات بغير امام مات ميتة جاهلية.

هر كس بدون امام از دنيا برود، مرگش، مرگ جاهلي است.

* * * * * * *

سؤال:

اگر امكانات برنامه شما اجازه مي دهد، مناظرات شبكه المستقله را با ترجمه يا زيرنويس فارسي پخش كنيد كه حداقل براي ما اهل سنت ايران كه زبان عربي وارد نيستيم، اطلاعاتمان بيشتر شود.

جواب:

آقاي هدايتي:

شما خودتان از شبكه المستقله بخواهيد كه براي شما اينچنين امكاناتي را بگذارند چون ما براي پخش اين ياوه سرائي ها امكاناتي نداريم.

استاد حسيني قزويني:

در شبكه المستقله، در يك ماه رمضان، جز فتنه عليه شيعه، جز تحريك مردم عليه شيعه، چيز ديگري نبود. بنده در ٢٧ ماه رمضان، با آقاي دكتر هاشمي، نزديك نيم ساعت صحبت داشتيم و به ايشان هم صراحتا گفتم كارهاي شما، جز ايجاد فتنه عليه شيعه و روشن كردن آتش فتنه عليه شيعه، چيز ديگري نداشته است.

البته ايشان از من خواستند كه من بروم در شبكه المستقله در لندن و با يكي از علماي عربستان سعودي با هم مناظره كنيم. من خدمت ايشان صراحتا اعلام كردم:

حاضر نيستم با علماي وهابي عربستان سعودي كه هيچ حد و مرز و خط قرمزي نمي شناسند مناظره كنم. اگر راست مي گوييد از شيخ الازهر، طنطاوي، تقاضا كن يكي از علماي اهل سنت الازهر كه امروز نماد اهل سنت در كره زمين است، بيايد و از آقايان مراجع عظام تقليد و حوزه علميه قم هم درخواست كنيد به عنوان نماينده مرجعيت، من بيايم آنجا و هر چند جلسه كه باشد، إبائي ندارم و حاضرم صحبت كنم. ولي با هر علقه مضغه اي و با هر فردي كه مالك دهانش نيست و مي آيد در يك ماهواره، اهانت و جسارت و فحاشي مي كند و قطعا ما حاضر نيستيم با اينها مناظره كنيم و حتي مناظره با اينها را خلاف شرع و اهانت به خودمان و جسارت به مذهب شيعه مي دانيم.

* * * * * * *

سؤال:

شما كه دم از حضرت علي عليه السلام مي زنيد و پيرو او مي دانيد و مي گوييد شير خداست و فاتح خيبر، چگونه او اجازه مي دهد كه بيايند زنش را بزنند و پهلويش بشكند و جرأت نكند خون زنش را بگيرد؟

مي گوييد كه علماي اهل سنت بيايند با شما مناظره كنند. شما با ايران در ارتباط هستيد و از ايران تغذيه مي شويد. چرا از صحابه بدگويي مي كنيد؟ آيه ١٠ تا ٢٦ سوره نور در مورد عايشه آمده است. سوره فتح درباره صحابه آمده است. خدا را در نظر بگيريد.

جواب:

اين آقايان هميشه بحث بيعت رضوان را به رخ ما مي كشند. در بيعت رضوان، خداوند از صحابه اعلام رضايت كرد و فرمود:

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا (سوره فتح/آيه١٨)

إن شاء الله ما نسبت به اين آيه، مفصل صحبت خواهيم كرد. در شبكه المستقله و شبكه هاي ديگر، قضيه بيعت رضوان را يك چماقي كرده اند و به سر ما مي زنند. من از اين برادرمان سؤالي دارم و زحمت بكشند از علماي بزرگوار اهل سنت سؤال كنند و هفته آينده به ما جواب بدهند. در قضيه صلح حديبيه و بيعت رضوان، آنچه كه بخاري نقل كرده است و به ما هم ربطي ندارد و اگر بد است، مال بد، بيخ ريش صاحبش است. صحيح بخاري، ج٤، ص٧٠، حديث ٣١٨٢ و صحيح مسلم، ج٥، ص١٧٥، حديث ٤٥٢٥ نقل مي كنند:

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بحث صلح با مشركين را مطرح كرد و اولين كسي كه به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم اعتراض كرد و فرمود اين درست نيست، جناب خليفه دوم است. اعتراض كرد كه يا رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم:

ألسنا علي الحق و هم علي باطل؟

مگر ما به حق نيستيم و آنها بر باطل؟

تا جائيكه برگشت گفت:

فعلي ما نعطي الدنية في ديننا

اين كاري كه تو مي كني با اين صلح، در حقيقت يك ذلت و پستي دين است.

به نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم اعتراض كرد. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: خداي عالم

قال اني رسول الله و لن يضيعني الله ابدا

من پيامبر خدا هستم و اين صلح، دستور خداست و خدا مرا ضايع نمي كند و كمك مي كند.

خليفه دوم از گفتار پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم قانع نشد و رفت پيش ابوبكر و همان حرف را به ابوبكر گفت كه چرا ما اين همه پستي و ذلت را در دين قبول كرديم؟ ابوبكر هم همان جوابي را كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم داد، مطرح كرد.

من از اين عزيزمان سؤال مي كنم كه آيا مگر خداوند در سوره احزاب، آيه ٣٦ نمي گويد:

وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَي اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا.

هيچ مومن و مومنه اي حق ندارد در برابر كاري كه خداوند و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم انجام مي دهند اظهار نظر بكند. هر كس خداوند و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم را معصيت بكند، گرفتار گمراهي آشكار شده است.

ذهبي از استوانه هاي علمي اهل سنت است و در تاريخ اسلام، ج٢، ص٣٧١ نقل مي كند:

فقال عمر و الله ما شككت منذ اسلمت إلا يومئذ

قسم به خدا من امروز در حقانيت اسلام شك كردم.

عبد الرزاق در مصنف خود نقل مي كند، طبراني در معجم كبير، ج٢٠، ص١٤ نقل مي كند، سيوطي در درالمنثور، ج٦، ص٧٧ نقل مي كند، ابن حبان در صحيح خود، ج١١، ص٢٢٤ نقل مي كند.

جالب اين است كه آقاي واقدي نقل مي كند از خليفه دوم و مي گويد:

و الله لقد دخلني يومئذٍ من الشك حتي قلت في نفسي: لو كنا مائة رجلٍ علي مثل رأيي ما دخلنا فيه أبداً.

من در حقانيت اسلام شك كردم در آن روز، اگر صد نفر همراه داشتم، در برابر اين قضيه مي ايستادم.

مغازي واقدري، ج١، ص١٤٤

آقاي احمد بن حنبل نقل مي كند بر اينكه جناب خليفه دوم مي فرمودند:

ما زلت أصوم و أتصدق و أصلي و أعتق من الذي صنعت مخافة كلامي الذي تكلمت به يومئذ

من بخاطر شكي كه در حديبيه داشتم، همواره روزه مي گيريم، صدقه مي دهم، نماز مي خوانم، بنده آزاد مي كنم تا كفاره آن گناهم باشد.

مسند احمد، ج٤، ص٣٢٥

آقايان اين را به ما جواب بدهند. ما كاري به آينده بيعت رضوان نداريم و در همان بيعت رضوان مچ آقايان را مي گيريم. وادار نكنيد ما بياييم بعضي از مطالب و خطوط قرمزي كه صلاح نمي بينيم مطرح كنيم.

مگر ابو الغاديه، قاتل عمار، كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

قاتل عمار در آتش است.

مگر جزء بيعت رضوان نبود؟ مگر افرادي كه در قتل عثمان شركت كردند، از افراد بيعت رضوان نبودند؟ كاري نكنيد كه كاسه صبرمان لبريز شود و ما بياييم از كتاب هايتان مطالبي را براي بينندگان عرض بكنيم كه صلاح شما نيست. ما اينها را به احترام عزيزان اهل سنت و اين بزرگواران، مطرح نمي كنيم و صلاح هم نمي دانيم كه مطرح كنيم. ولي وقتي آقايان اينچنين مي كنند، ما هم مجبور هستيم.

آقاي هدايتي:

در جلسات آينده، در مورد آيه ١٠ تا ٢٦ سوره نور كه گفتيد در مورد عايشه است و سوره فتح درباره صحابه آمده، إن شاء الله بحث خواهيم كرد.

* * * * * * *

سؤال:

در مورد حديث منزلت، شبهاتي را اهل سنت ايجاد مي كنند. آنها مي گويند شما كه حضرت علي عليه السلام را به عنوان حضرت هارون عليه السلام مشخص كرده است، چند آيه قرآن را ذكر مي كنند كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به ابوبكر فرمود كه شما به منزله حضرت ابراهيم عليه السلام (سوره ابراهيم/آيه٣٦) و حضرت عيسي عليه السلام (سوره مائده/آيه١١٨) هستي؛ و به عمر فرمود كه تو به منزله حضرت نوح عليه السلام (سوره نوح/آيه٢٦) و حضرت موسي عليه السلام (سوره يونس/آيه٨٨) هستي و اينها را بالاتر از حضرت علي عليه السلام مطرح كرده است.

جواب:

در مورد حديثي كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرموده كه ابوبكر و عمر به منزله هارون هستند، اين روايت را قبلا مفصل جواب داديم كه جعلي و نادرست است. خود علماي بزرگ اهل سنت صراحت دارند كه اين حديث دروغ و جعلي است. در مورد روايتي كه شما گفتيد كه به منزله حضرت ابراهيم و نوح عليهما السلام هستند، قضيه برعكس است و روايت در مقام مذمت خليفه اول و خليفه دوم است. إن شاء الله در هفته آينده توضيح خواهيم داد.

اين را هم اعلام مي كنيم كه يكي از اساس ترين و قوي ترين و بهترين روايت در حقانيت خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام، حديث منزلت است، كه هم در صحيح بخاري آمده و هم در صحيح مسلم. نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم تمام منزلت هاي حضرت هارون عليه السلام را براي اميرالمؤمنين عليه السلام جز نبوت تثبيت كرده است. قرآن هم داوري مي كند كه منزلت هاي حضرت هارون عليه السلام چه بوده است؟ وزارت و خلافت و اطاعت و برادري بوده و ... .

 

««« والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»