سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٤٠ - «قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟

«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟

کد مطلب: ١١٧٨٩ تاریخ انتشار: ٢٤ دي ١٣٩٦ - ١٠:٣١ تعداد بازدید: ٢ سخنراني ها » عمومي «قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
اخلاق علوی ٩٦/٠٥/١٩

بسم الله الرحمن الرحیم


 ٩٦/٠٥/١٩


موضوع: «قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟

برنامه اخلاق علوی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام بر شما بینندگان ارجمند؛ شمایی که بیننده برنامه «اخلاق علوی» هستید. ان‌شاءالله بتوانیم اطلاعات خودمان را در خصوص اخلاق علوی افزایش بدهیم تا به زندگی‌مان رنگ و بوی علوی و نبوی ببخشیم و بتوانیم در راستای هدفی که خلقت ما در آن قرار دارد گام بنهیم.

ان‌شاءالله اخلاقی داشته باشیم که بتوانیم برای اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) مایه مباهات شویم نه اینکه خدای ناکرده کاری بکنیم که اهل بیت عصمت و طهارت زیر سؤال بروند.

در این برنامه مستحضر هستید کارشناس عزیز و بزرگواری که در خدمتشان هستیم حضرت استاد آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستند. به نیابت از شما خدمت استاد عرض سلام و احترام دارم. سلام علیکم و رحمه الله؛

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هر کجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را میمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار داده‌اند خالصانه‌ترین سلامم همراه با آرزوی موفقیت روز افزون برای همه تقدیم می‌کنم.

خدا را به آبروی حضرت محمد و آل محمد قسم می‌دهم فرج مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم را نزدیک نموده و همه ما و شما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد.

از خداوند متعال می‌خواهیم دغدغه‌های فکری ما و شما بینندگان عزیز را برطرف سازد، حوائج ما را براورده کند، دعای ما را به اجابت مقرون کند؛ ان‌شاءالله.

مجری:

ان‌شاءالله؛ حضرت استاد از شما متشکرم. عزیزانی که برنامه ما را به صورت زنده مشاهده می‌کنند و یا روز بعد بازپخش برنامه ما را می‌بینند در ایامی که پشت سر گذاشتیم اخباری از افغانستان مخابره شد که قلب هر انسانی که ولو مسلمان و شیعه نباشد به درد می‌آورد.

اتفاقی در منطقه «میرزا اولنگ» افغانستان که یکی از مناطق شیعه‌نشین هست افتاد و تصاویری مخابره شد که شاید شما عزیزان دیده باشید.

وهابیت در حق خانواده‌های شیعه، غیر نظامیان شیعه، زن و بچه و خردسالی که در آن منطقه از افغانستان زندگی می کردند، مرتکب جنایتی شدند و خصم خودشان را نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت با شیعیان تسویه کردند. این واقعه قلب هر مسلمان و هر انسانی را به درد می‌آورد.

به دلیل اینکه برنامه‌ای که ملاحظه می‌کنید درباره اخلاق علوی است و سر حد اعلای اخلاقی که یک بشر می‌تواند داشته باشد را به شما معرفی می‌کنیم شاید نیاز است ضد آن را به شما اشاره کنیم.

اعمال ضد اخلاق علوی همین جنایاتی است که وهابیت در حق بشریت، فراتر از آن شیعیان و فراتر از مسلمانان انجام می‌دهند.

به همین خاطر درخواست بنده این است که استاد ابتدای برنامه اشاره‌ای به این موضوع داشته باشند و اشاره‌ای به مطالبی که در خصوص فاجعه میرزا اولنگ دارند داشته باشند و بعد ان‌شاءالله سؤالات را مطرح خواهم کرد.

فاجعه انسانی در «میرزا اولنگ»؛ جنایت مشترک «داعش» و «طالبان»

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر رب أدخلنی مدخل صدق و أخرجنی مخرج صدق و أجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا

همان طور که عزیزمان اشاره کردند وهابیت امروز بلای جان مسلمان‌ها بلکه بلای جان بشریت شده است. آن‌ها در سوریه شیعه و سنی را قتل عام کردند.

بینندگان عزیز شما دیدید وقتی به سوریه آمدند به بهانه خلافت اسلامی آمدند ولی خلافت شیطانی به پا کردند. داعش به نام اینکه ما می‌خواهیم برای شما اسلام راستین محمدی و توحیدی را پیاده کنیم آمدند، اما آیین شیطانی و آدم کشی را در سوریه راه انداختند.

عزیزان مشاهده کردید در موصل برادران اهل سنت ما تصور کردند داعش فرشته نجات هستند، اما بلای جان آن‌ها شدند و بدتر از عزرائیل برای آن‌ها پیام مرگ آوردند.

آن‌هایی که ابتدا تصور کردند داعشیان می‌خواهند برای نجات آن‌ها قدمی بردارند در اواخر دیدید که مردم موصل با چه زجر و شکنجه‌ای از زیر ستم و استبداد داعش بیرون آمدند. مردم نفس راحت کشیدند و شادی و پایکوبی آن‌ها پس از آزادی موصل در همه جای دنیا پخش شد.

ما بارها عرض کردیم داعش که در عراق و سوریه شکست خورد دنبال این است که به یک کشور ثالث برود و آن هم افغانستان است.

عزیزان افغانستانی، برادران بزرگوار، شیعیان عزیز، برادران اهل سنت! ما از دور دست شما را می‌فشاریم و پیشانی شما را می‌بوسیم. شیعه و سنی دست به دست هم دهید و در صف واحد در مقابل این دشمن بشریت مقاومت کنید و بایستید.

نگذارید جوان‌ها فریب داعش و وهابیت را بخورند. این افراد به احدی رحم نمی‌کنند؛ امروز شیعه را قتل عام می‌کنند، فردا سنی را قتل عام می‌کنند، روز دیگر مسیحی و یهودی و ایزدی را قتل عام می‌کنند همان‌طور که در عراق این کار را انجام دادند.

من از همین جا خدمت همه علمای بزرگوار شیعه سلام و درود می‌فرستم و دست همه عزیزان را می‌فشارم و توصیه می‌کنم بزرگواری کنید در صف واحد در برابر وهابیت و داعش مقاومت کنید.

اگر با هم اختلاف سلیقه دارید، به خاطر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، به خاطر حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)، به خاطر خون بیگناهان، اختلافات سلیقه‌ای را کنار بگذارید. همه دست به هم بدهید و تلاش کنید عزیزان اهل سنت را با خودتان همراه کنید.

اگر امت اسلامی دست در دست هم بدهد داعش، وهابیت، آمریکا و دیگران هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند. اگر ما همین‌طور با تهدیدات آن‌ها عقب نشینی کنیم شکست خواهیم خورد.

نباید به خاطر ترس از تهدید داعش مراسم عاشورا تعطیل کنیم و به صورت گسترده انجام ندهیم، نباید مراسم شبهای احیاء را انجام ندهیم و بترسیم که آن‌ها می‌خواهند انتحاری کنند.

عزیزان روحانی، عزیزان شیعه! شیعه در طول تاریخ با خون شهیدان زنده بوده است. دور از شأن یک شیعه است که به خاطر تهدیدات دشمن عقب نشینی کند. نباید مراسم عزاداری‌هایمان و یا دیگر مراسم‌ها را کمرنگ کنیم به خاطر اینکه شاید آن‌ها بخواهند انتحاری کنند.

ما باید با تمام وجود وارد عرصه بشویم. اگر چنانچه ما مخصوصاً روحانیت عزیز در عرصه حضور داشته باشند و شیعه و سنی دست در دست یکدیگر بدهند والله العلی الأعلی داعش که هیچ، پدربزرگ داعش هم هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.

دشمنان عمدتاً میان شیعه و سنی اختلاف می‌اندازند، میان شیعه اختلاف می‌اندازند، میان اهل سنت اختلاف می‌اندازند. آن‌ها با تکیه بر قول معروف: "اختلاف بینداز و ریاست کن!" وارد می‌شوند و به آمال ننگین و پست خودشان می‌رسند.

من همینجا نسبت به فاجعه‌ای که در افغانستان در این دو سه هفته انجام شد به همه خانواده‌های داغدیده شهیدان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم. از خداوند عالم برای خانواده‌های محترم شهدا، در دنیا صبر جمیل و در آخرت اجر جزیل تقاضا می‌کنم.

بازهم به عزیزان شیعه و عزیزان اهل سنت عرض می‌کنم همه ما در برابر خون بیگناهان مسئول هستیم. اگر ما سر سوزن کوتاهی داشته باشیم آن‌ها قدم به قدم و سنگر به سنگر جلو می‌آیند و برای این‌ها به هیچ وجه شیعه و سنی مطرح نیست.

داعشی ها همان‌طور که شیعه را می‌کشند سنی را هم می‌کشند و همان‌طور که سنی را می‌کشند مسیحی و ایزدی را هم می‌کشند. آن‌ها معتقدند غیر از خودشان و وهابیت کسی در دنیا مسلمان نیست و فقط خودشان را مسلمان می‌دانند.

داعش به بهانه‌های واهی جوانان جاهل، نادان و ناآگاه را به کشتن مسلمان‌ها تحریک می‌کنند. اجازه بدهید برای اینکه قضیه ما مقداری مشخص و روشن باشد مستند صحبت کنم.

عزیزان روحانی، شیعیان و اهل سنت! کتابی که مشاهده می‌کنید «الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیه» مجموعه رسائل و مسائل علمای نجد از زمان «محمد بن عبدالوهاب» رهبر تکفیری‌ها تا عصر حاضر است. در جلد دهم صفحه ٣٢٨ وارد شده است:

«وقال رحمه الله فی باب الأذان والإقامة: فإن ترکهما، أی: الأذان والإقامة، أهل بلد قوتلوا; أی: یقاتلهم الإمام أو نائبه، حتی یفعلوهما، لأنهما من أعلام الدین الظاهرة، فقوتلوا علی ترکهما، کصلاة العید»

محمد بن عبدالوهاب در باب اذان و اقامه می‌گوید: اگر ساکنان شهر یا روستایی اذان و اقامه را ترک کند حاکم اسلامی باید همه را قتل عام کنند.

الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیة، المؤلف: علماء نجد الأعلام، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الطبعة: السادسة، ١٤١٧ هـ/١٩٩٦ م، ج ١٠، ص ٣٢٨، باب تابع کتاب حکم المرتد

دوستان عزیز مشاهده کنید چه کسی غیر از وهابیت این فتوا را داده است؟! کدام عالم شیعه چنین فتوایی داده است؟! کدام عالم اهل سنت چنین فتوایی داده است؟! اصل اذان و اقامه مستحب است. اگر کسی عمداً ترک کند خدای عالم او را مجازات نمی‌کند. پیغمبر اکرم فردای قیامت از او سؤال نمی‌کند. اما وهابیت از خدا بی‌خبر فتوا می‌دهند اگر یک شهر و روستایی اقامه و اذان را ترک کنند همه باید قتل عام شوند. همچنین معتقدند اگر نماز جماعت در یک شهر خوانده نشود تمام آن اهل بلد باید کشته شود!!

آن‌ها این فتاوی را از کجا می‌آورند؟! جز اینکه خداوند متعال می‌فرماید:

(وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِم)

و شیاطین به دوستان خود مطالبی مخفیانه القا می‌کنند.

سوره انعام (٦): آیه ١٢١

از جای دیگری نیست. او همچنین در همان کتاب جلد چهارم صفحه ٢٠٤ می‌گوید:

«ومنها صلاة الجمعة، نصوا علی أن من ترک‌ها تهاوناً وکسلاً ولو مرة واحدة أنه یکفر»

اگر کسی نماز جمعه حاضر نشود اگرچه از روی کسالت باشد باید تکفیر بشود.

الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیة، المؤلف: علماء نجد الأعلام، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الطبعة: السادسة، ١٤١٧ هـ/١٩٩٦ م، ج ٤، ص ٢٠٤، باب کتاب الصلاة

به عقیده او چنین شخصی کافر است و جان و مالش هدر است. همچنین در جای دیگر در مورد کسی که نماز عید فطر و عید قربان را نخواند فتوا می‌دهد:

«إن ترک‌ها أهل بلد یبلغون أربعین بلا عذر، قاتلهم الإمام کأذان»

اگر روستایی چهل نفر جمعیت داشته باشد و بدون عذر نماز عیدین را ترک کنند امام باید آن‌ها را قتل عام کند.

الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیة، المؤلف: علماء نجد الأعلام، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الطبعة: السادسة، ١٤١٧ هـ/١٩٩٦ م، ج ١٠، ص ٣٢٩، باب کتاب حکم المرتد

از این افراد از خدا بی‌خبر سؤال کنید فقیهی که می‌خواهد فتوا بدهد فتوای او یا باید مستند به آیه قرآن باشد یا به حدیث نبوی باشد. ابتدای امر این است!

در کدام آیه از قرآن آمده است اگر کسی اذان و اقامه را ترک کرد باید قتل عام بشود؟! در کدام حدیث پیغمبر اکرم چنین مطلبی آمده است؟! کدام آیه قرآن چنین دستوری صادر کرده است؟! از کدام فتوای عالم شیعه و سنی چنین مطلبی استنباط می‌شود؟!

دوستان عزیز ببینید این فتاوی را صادر می‌کنند و از طرف دیگر رسماً اعلام می‌کنند اگر کسی به درجه مفتی‌گری رسید قائم مقام پیغمبر است. از طرفی هم چنین فتوایی می‌دهند. «آل شیخ» مفتی اعظم عربستان سعودی می‌گوید:

«المفتی قائم المقام النبی فی الامه»

مفتی قائم مقام پیغمبر در میان امت است.

به عبارت دیگر وقتی می‌گوید: "هر کسی اذان و اقامه را ترک کرد باید قتل عام شود"، "هرکسی نماز جمعه را ترک کرد باید قتل عام شود"، "هرکسی نماز عیدین را ترک کرد باید قتل عام شود"، هرکسی نیت وضو را آورد باید قتل عام می‌شود" گویا پیغمبر اکرم گفته است!!

جوان ناآگاه خبر ندارد قضیه چیست و تصور می‌کند گفتار مفتیان گفتار پیغمبر اکرم است. از این بالاتر آقای «قرضاوی» به قول معروف مفتی ناتو در سایت خود می‌گوید:

«بل إن الإمام ابن القیم یقول: المفتی یقوم و یوقع عن الله»

امام ابن قیم گفته است: مفتی‌های ما وهابیت جای خدا نشسته‌اند از طرف خدا امضا می‌کنند.

عزیزان! با این فتاوا، جوانانی که آیه قرآن بلد نیستند، حدیث نخوانده‌اند، تاریخ بلد نیستند، از تاریخ اسلام و تاریخ خلفا خبر ندارد وقتی این فتاوی را می‌بیند و از طرف دیگر مفتیانشان چنان دستوراتی می‌دهند اسلحه به دست می‌گیرد و مسلمانان را قتل عام می‌کند. همچنین کمربند انتحاری به خود می‌بندد هم خودش را به درک اسفل می‌رساند و هم ده‌ها نفر از عزیزان را قتل عام و خانواده‌ها را داغدار می‌کند.

وظیفه علمای بزرگوار است که این حقایق را به گوش مردم برسانند و به مردم بگویند وهابیت با اسلام هیچ‌گونه آشنایی و رابطه‌ای ندارند.

اسلامی که امروز وهابیت معرف آن هست اسلام پیغمبر اکرم نیست بلکه اسلام ساختگی شیاطین و خناس‌ها است که در ذهن آن‌ها القا می‌کنند.

من معتقدم اگر ما حقایق را برای مردم خوب بیان و ترسیم کنیم قطعاً جوان سنی و یا جوان ناآگاهی که جذب وهابیت، داعش، جبهه النصرة و بوکو حرام شده است قطعاً تلنگری در ذهنش ایجاد می‌شود و از این مسیر برمی‌گردد.

بزرگواران و عزیزان روحانی، روحانیت شیعه، روحانیت اهل سنت! این را هم بدانید اگر ما در اطلاع رسانی، آگاهی رساندن به مردم و بالا بردن سطح بصیرت جوانان شیعه و سنی کوتاه آمدیم فردای قیامت شهدا از من و شمای روحانی شکایت می‌کند.

خانواده شهدا سر پل صراط جلوی راه ما را می‌گیرند، همانجا در محضر عدل الهی از ما شکایت می‌کنند و نمی‌توانیم جواب دهیم. لذا از همه عزیزان تقاضا دارم در این حوزه ان‌شاءالله اطلاع‌رسانی و بصیرت‌افزایی بکنند.

ان‌شاءالله ما در رابطه با افغانستان ویژه برنامه‌هایی خواهیم گذاشت. از همه عزیزان روحانی مخصوصاً شیعیان و اهل سنت تقاضا داریم اگر بتوانند روی خط بیایند.

«شبکه جهانی ولایت» در اختیار شما هست؛ ما آمادگی داریم عزیزان، علمای بزرگوار شیعه و سنی بیایند روی خط و مطالبشان را بیان کنند. الحمدلله رب العالمین ما در افغانستان و تاجیکستان حداکثر بیننده را داریم.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

حضرت استاد از شما متشکرم. این اخلاق وهابیت است، اما نمی‌دانم اصلاً می‌شود اسم آن را اخلاق گذاشت یا خیر!؟

استاد گفتند که عالم وهابی فتوا داده بود که اگر اذان و اقامه گفته نشود در آن شهر همه باید کشته و قتل عام شوند. بخدا منطقه «میرزا اولنگ» قطعاً هم نماز یومیه داشتند، هم نماز عیدین داشتند، هم اذان و اقامه داشتند؛ اما بازهم ببینید وهابیت با آن‌ها چطور برخورد می‌کنند!!

قضاوت با شماست! جا دارد که مطرح کنیم جنایت هر کجا انجام شود بد است و قطعاً قلب انسان آزرده می‌شود، اما اگر یک یا دو نفر از کسانی که آنجا کشته شده است در یکی از کشورهای اروپایی بودند چه اتفاقی می‌افتاد و چه اطلاع رسانی می‌شد!!

اگر آن‌ها در کشورهای اروپایی کشته می‌شدند چه پیام‌های تسلیتی داده می‌شد و چه شمع‌هایی در مقابل سفارت‌ خانه ها روشن می‌شد. متاسفم برای خودمان که این‌طور نیستیم!! در فاصله کوتاهی به اتاق فرمان می‌رویم، برمی‌گردیم و سؤالمان را مطرح می‌کنیم.

از همراهی‌تان با برنامه «اخلاق علوی» ممنونم. عزیزانی که با برنامه «اخلاق علوی» همراه بودند می‌دانند که حضرت استاد در جلسات قبل چه مباحثی را فرمودند. برنامه جلسه قبل در خصوص بحث «دروغ» بود و بررسی کردند که دروغ در اخلاق علوی چه جایگاهی دارد.

همچنین استاد روایاتی را برای شما قرائت کردند. این نکته را برای شما عزیزان عرض کنم اگر دوست داشتید کلیپ‌ها را به صورت موضوعی دریافت کنید در کانال تلگرامی «شبکه جهانی ولایت» عضو شوید و با هشتک «اخلاق علوی» می‌توانید کلیپ‌های برنامه را دریافت کنید. کلیپ‌های قدیمی و کلیپ‌هایی که به مرور بعد از هر برنامه‌ای در کانال تلگرامی «شبکه جهانی ولایت» بارگذاری می‌شود موجود است.

حضرت استاد یکی از موضوعاتی که ممکن است همگان با آن مواجه شده باشند این است که در هنگام خرید و فروش برخی از افراد سعی می‌کنند با قسم خوردن‌های مکرر نظر و دیدگاه خودشان را در مقابل آن کالایی که می‌خواهند به فروش بگذارند حرفشان را به کرسی بنشانند.

در این خصوص توضیح بفرمایید.

عاقبت «قسم دروغ» در معامله!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما در اخلاق علوی مطالبی را مطرح کردیم و عرض کردیم یکی از گناهان خانمان‌سوز که زندگی انسان را می‌پاشاند، خانواده‌ها را بی‌صاحب می‌کند، شهرها را ویران می‌کند و امنیت انسان را از بین می‌برد، «قسم دروغ» است و همچنین گفتیم حتی قسم راست هم نباید یاد کرد.

متاسفانه بعضی از افراد برای اینکه جنسی را بفروشند، میوه‌ای، پارچه‌ای، خانه‌ای، زمین یا کالای دیگری را بفروشند تلاش می‌کنند در کنار آن چهار قسم هم بخورند تا اعتماد طرف مقابل را جلب کنند. در روایت وارد شده است:

«ثَلَاثَةٌ لا یکلِّمُهُمُ اللَّهُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یزَکیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ»

سه دسته از انسان‌ها هستند که خداوند فردای قیامت با آن‌ها سخن نمی‌گوید، عمل آن‌ها را پاک نمی‌کند و عذاب دردناک برای آن‌هاست.

«قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَال الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ»

فرمودند:

«وَ الْمُنَفِّقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکاذِبِ»

کسی که جنس خودش را با قسم دروغ می‌فروشد.

شخص به دروغ قسم می‌خورد کالا را به این مقدار خریده‌ام در حالی که دروغ می‌گوید.

«أَعَادَهَا ثَلَاثا»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ١٠٠، ص ٩٠، ح ٢

حضرت سه بار فرمودند: کسی که متاع خودش را با قسم دروغ می‌فروشد فردای قیامت عذاب دردناک گرفتارخواهد شد. حضرت بازهم در روایت دیگر فرمودند:

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ حَلَفَ عَلَی یمِینِ صَبْرٍ فَقَطَعَ بِهَا مَالَ امْرِئمُسْلِمٍ فَإِنَّمَا قَطَعَ جَذْوَةً مِنَ النَّار»

پیغمبر اکرم فرمود: کسی که با قسم خوردن سود می‌برد و از مشتری پول می‌گیرد فردای قیامت این پول به یک تکه‌ای از آتش تبدیل می‌شود و بلای جان او می‌شود.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ١٠١، ص ٢٨١، ح ١٩

دوستان آیا این کار ارزش دارد یا ندارد؟! ما در این زمینه روایت زیادی داریم اما به همین دو روایت اکتفا می‌کنم. اگر سؤال دیگری است من در خدمت شما هستم.

مجری:

بسیار خوب. حضرت استاد اشاره‌ای داشتید به گناهی که برای قسم دروغ در نظر گرفته شده است، اما بالاترین گناه در مورد قسم دروغ که در روایات آمده که شاید تلنگری به کسانی باشد که متاسفانه ممکن است این عادت را داشته باشد چیست؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله؛ ما در این زمینه روایات زیاد داریم. من فقط یک روایت را از کتاب «کافی شریف» از قول امام صادق (علیه السلام) به نقل از امیرالمؤمنین برای شما می‌آورم. حضرت می‌فرماید:

«مَنْ حَلَفَ عَلَی یمِینٍ وَ هُوَ یعْلَمُ أَنَّهُ کاذِبٌ فَقَدْ بَارَزَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل»

کسی که قسم می‌خورد و می‌داند دروغ است به جنگ با خدا رفته است.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٧، ص ٤٣٥، ح ١

چنین شخصی با خدا مبارزه می‌کند. من گمان نمی‌کنم بتوان گناهی از این بالاتر تصور کرد. همچنین در روایت بعد وارد شده است:

«وَ الْیمِینُ الْکاذِبَةُ یبَارِزُ اللَّهَ بِهَا»

کسی که قسم دروغ می‌خورد شمشیر کشیده و به جنگ خدای عالم آمده است.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ٣٤٧، ح ٤

مشخص است وقتی کسی مرتکب گناه می‌شود معصیت خدا را می‌کند، اما کسی گناهی مرتکب می‌شود که این گناه به منزله جنگ با خداوند عالم است. من در خدمت شما هستم.

مجری:

بسیار عالی. حضرت استاد حال که بحث به اینجا رسید اگر کسی برای نجات جان یک انسان قسم دروغ بخورد حکم این کار چه می‌شود؟

«قسم دروغ» و نجات جان انسان!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با نجات یک انسان یا نجات خود قضیه کاملاً فرق می‌کند؛ در آن صورت«الأهم فالأهم»حاکم است.

به عنوان مثال دست زدن به نامحرم حرام است، اما اگر انسان می‌بیند نامحرمی در دریا افتاده و دارد غرق می‌شود. در آن صورت واجب است داخل دریا برود و نامحرم را نجات دهد. در این صورت نه تنها دست زدن و بغل کردن نامحرم حرام نیست بلکه واجب است، زیرا برای نجات انسان است. مشاهده کنید در اینجا گناهی به عنوان لمس نامحرم و واجبی به عنوان نجات انسان داریم. قطعاً در این‌طور موارد شارع مقدس حکم به نجات انسان می دهد.

اصلاً قبل از شارع مقدس عقل حکم می‌کند اگر در یک مورد«الأهم فالأهم»کردیم در آنجا مهم را رها می‌کنیم اهم را می‌گیریم یا اقل شراً را می‌گیریم.

همچنین در رابطه با نجات انسان یک مرتبه ممکن است انسان گرفتار شده یا انسان دیگری جایی گرفتار شده است. در این موقعیت با یک دروغ گفتن یا یک قسم دروغ انسانی را از مرگ نجات می‌دهیم.

در روایات از بزرگان و علمای اهل سنت نقل شده است که اگر کسی منزل شما مخفی شد و مأموری هم به دنبال او آمد تا او را به زندان ببرد، شلاق بزند یا بکشد می‌گویند بودن او را انکار کنید و بگویید که منزل شما نیست.

همچنین اگر مأمور از شما تقاضا کرد که قسم بخورید، بگویید: والله قسم من خبر ندارم. در اینجا قسم خوردن همانند لمس نامحرم و بغل کردن نامحرم در شرایط خاص است.

همان‌طور که در زمان غرق شدن نامحرم، گرفتن او و بیرون کشیدن و نجات دادن از آب برای نجات او هیچ اشکالی ندارد در اینجا هم قسم خوردن به دروغ برای نجات انسان نه تنها گناه ندارد بلکه واجب است، زیرا نجات انسان واجب است.

روایت دیگری از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) از قول پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که حضرت فرمودند:

«احْلِفْ بِاللَّهِ کاذِباً وَ نَجِّ أَخَاک مِنَ الْقَتْل»

به دروغ به خدا قسم بخور، اما زمانی که قسم خوردن باعث نجات برادرت از قتل و کشتن باشد.

من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج ٣، ص ٣٧٤، ح ٤٣١٣

این روایت در چند منبع از امیرالمؤمنین نقل شده است. همچنین از امام باقر (علیه السلام) سؤال می‌کنند:

«وَ فِی الرَّجُلِ یحْلِفُ تَقِیة»

مردی به عنوان تقیه قسم می‌خورد.

«قَالَ إِنْ خَشِیتَ عَلَی دَمِک وَ مَالِک فَاحْلِفْ تَرُدَّهُ عَنْک بِیمِینِک»

حضرت فرمود: اگر برای برادر دینی خود، برای دین خود، برای خون خود، برای مال خود ترسیدی قسم بخور و با قسم خوردن شر ظالم را از خود دور کن.

«وَ إِنْ رَأَیتَ أَنَّ یمِینَک لَا یرُدُّ عَنْک شَیئاً فَلَا تَحْلِفْ لَهُم»

اگر می‌بینید قسم خوردن شما هیچ اثری ندارد قسم نخورید.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ١٠١، ص ٢٨٥، ح ٨

در صورتی قسم خوردن جایز است که ما بدانیم وقتی قسم دروغ خوردیم انسانی نجات پیدا می‌کند، خودمان نجات پیدا می‌کنیم یا مال و جان و آبروی خودم یا برادر دینی از خطر بیرون می‌آیدمی‌توانیم قسم بخوریم.

ولی اگر دیدیم قسم خوردن یا قسم نخوردن ما فرقی به حال ظالم ندارد و او کارش را انجام می‌دهد قسم خوردن حرام است. در روایت دیگر وارد شده است:

«کلَّمَا خَافَ الْمُؤْمِنُ عَلَی نَفْسِهِ فِیهِ ضَرُورَةٌ فَلَهُ فِیهِ التَّقِیة»

هرگاه مؤمن می‌ترسد ضرری متوجه جان او شود می‌تواند قسم بخورد.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ١٠١، ص ٢٨٤، ح ٣

روایت دیگری از امام باقر نقل شده است که «زراره» می گوید:

«قُلْتُ لَهُ إِنَّا نَمُرُّ عَلَی هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ فَیسْتَحْلِفُونَّا عَلَی أَمْوَالِنَا وَ قَدْ أَدَّینَا زکاتها»

«زراره» در زمان بنی امیه بوده و بخشی از بنی عباس را هم درک کرده. «زراره» متوفای صد و پنجاه هجری است که تقریباً ١٨ سال زمان بنی عباس را هم درک کرده‌است.

امام صادق (سلام الله علیه) سال ١٤٨ هجری از دنیا رفته است، اما «زراره» و «محمد بن مسلم» و تعدادی از شخصیت‌های برجسته شیعه سال ١٥٠ هجری از دنیا رفتند. آن سال، که سال از دنیا رفتن فحول شیعه بود «عام حزن» اعلام شد. «زراره» می گوید:

«قُلْتُ لَهُ إِنَّا نَمُرُّ عَلَی هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ فَیسْتَحْلِفُونَّا عَلَی أَمْوَالِنَا وَ قَدْ أَدَّینَا زکات‌ها»

ما با مردم و حکومتی‌ها هستیم و آن‌ها ما را قسم می‌دهند که آیا زکاتتان را پرداخت کردید یا خیر.

«فَقَالَ یا زُرَارَةُ إِذَا خِفْتَ فَاحْلِفْ لَهُمْ مَا شَاءُوا»

حضرت فرمود: یا زراره! اگر به جانت به مالت می‌ترسی قسم بخور.

«قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاک بِالطَّلَاقِ وَ الْعَتَاقِ»

زراره گفت: جانم فدای شما! آن‌ها می‌گویند به طلاق همسرت یا بندگی بنی عباس قسم بخور.

این افراد خدا را قبول ندارند و می‌گویند: به طلاق همسرت قسم بخور یا قسم بخور اگر دروغ گفتی بنده بنی عباس هستی.

«قَالَ بِمَا شَاءُوا»

حضرت فرمود: هرچه خواستند قسم بخورید.

وسائل الشیعة، نویسنده: شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج ٢٣، ص ٢٢٧، ح ٢٩٤٣٨

به فرمایش امام باقر با این قسم خوردن ضرر را از خود دفع کنید. خیلی مهم نیست به چه چیزی قسم می‌خورید؛ به طلاق، عتق، لفظ جلاله و قرآن قسم بخورید.

به مثالی که زدم دقت کنید. خانمی در دریا غرق می‌شود که چه بسا اصلاً پوششی ندارد. آیا در آن زمان که مردی در آنجاست و می‌تواند او را نجات بدهد واجب است او را نجات دهد یا خیر؟! برخی از انسان‌های تندرو و ظاهربین می‌گویند: "ما دست نمی‌زنیم، زیرا او نامحرم است!!"

این افراد همانند خوارج در عبارت «حسن بصری» است که می‌گوید: وقتی که از آب چشمه خوردم مقداری آب را به بیرون چشمه ریختم. یکی از خوارج آمد و گفت: تو اسراف کردی و آب چشمه را بیرون انداختی!!

من گفتم: "شما خون مسلمان‌ها را می‌ریزید، شکم زن حامله را می‌شکافید و جنین او را بیرون می‌آورید و جلوی مادر ذبح می‌کنید اسراف نیست. حال که من آب چشمه را بیرون ریختم اسراف است؟!"

در این‌طور موارد اخلاق علوی و اهل بیت چنین است و حتی علمای بزرگ اهل سنت هم در این زمینه با ما همراه هستند. بازهم از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که حضرت فرمود:

«التَّقِیةِ فِی دَارِ التَّقِیةِ وَاجِبٌ»

تقیه در زمان تقیه واجب است.

جایی که انسان بر خود، اموالش، برادر دینی‌اش، عِرضش و ناموسش می‌ترسد واجب است.

«وَ لَا حِنْثَ وَ لَا کفَّارَةَ عَلَی مَنْ حَلَفَ تَقِیةً یدْفَعُ بِذَلِک ظُلْماً عَنْ نَفْسِه»

اگر کسی قسم دروغ بخورد کفاره ندارد.

وسائل الشیعة، نویسنده: شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج ١٦، ص ٢١٠، ح ٢١٣٧٧

اگر شما قسم دروغ بخورید یا اگر قسم بخورید و انجام ندهید باید سه روز، روزه بگیرید یا ده فقیر را سیر کنید. قسم احکام خاصی دارد، نذر احکام خاصی دارد که دوستان می‌توانند از بخش «زمزم احکام» جستجو کنند که عزیزانمان این مسائل را کاملاً توضیح دادند.

در فقه ائمه اطهار (سلام الله علیهم اجمعین) در اخلاق علوی قسم دروغ خوردن به منزله جنگ با خداست، اما اگر قسم دروغ باعث نجات یک انسان باشد، نه تنها گناهی ندارد بلکه به خاطر این قسم دروغ، خدا پاداشی هم خواهد داد، زیرا باعث نجات یک انسان شده است.

مجری:

حضرت استاد روایاتی در خصوص تقیه قرائت فرمودید. با توجه به این روایات و ده‌ها و صدها روایات دیگری که در کتب شیعه است برخی از مخالفین معتقدند که تقیه به نوعی نفاق است.

من دوست داشتم در اینجا سؤالی بپرسم که مطالب بحث کامل باشد و دوستان عزیز به خوبی استفاده کنند. سؤال این است: آیا تقیه از اختصاصات تفکر شیعه است یا فرهنگی قرآنی و برگرفته از قرآن کریم است؟

مشروعیت «تقیه» در قرآن؛ روایات معصومین(علیهم السلام) و نظر علمای اهل سنت

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما اگر بتوانیم در برنامه «حبل المتین» روی این زمینه هم کار می‌کنیم. ما در درس خارج فقه مقارن که در حوزه داریم حدود ٢ سال است که بحثمان روی تقیه است.

شبهاتی که وهابیت داشتند در این خصوص بود که تقیه را به عنوان نفاق معرفی می‌کنند. کارشناسان شبکه‌های شیطانی هم مرتب شعار می‌دهند و می‌گویند: "نود درصد دین شیعیان تقیه است. آن‌ها دروغ می‌گویند. آن‌ها نفاق دارند!!"

شما به نکته زیبایی اشاره کردید. ما در قرآن کریم آیات متعددی بر جواز، مشروعیت و وجوب تقیه داریم. من به بعضی از این آیات اشاره می‌کنم و تفصیل آن را برای یک بحث جدا می‌گذاریم.

آیه اول:مربوط به سوره آل عمران است. خدای عالم در سوره آل عمران آیه ٢٨ می‌فرماید:

(لا یتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِک فَلَیسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَی‌ء)

افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند، و هر کس چنین کند، هیچ رابطه‌ای با خدا ندارد (و پیوند او بکلی از خدا گسسته می‌شود).

(إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاة)

مگر اینکه از آن‌ها به پرهیزید (و به خاطر هدف‌های مهم‌تری تقیه کنید).

سوره آل‌عمران (٣): آیه ٢٨

بنابراین تقیه یک مسئله قرآنی است و ارتباطی به شیعه ندارد. «فخرالدین رازی» می‌گوید:

«التقیة جائزة لصون النفس»

تقیه برای مصونیت نفس جائز است.

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤٢١ هـ - ٢٠٠٠ م، الطبعة: الأولی، ج ٨، ص ١٢، باب آل عمران: (٢٨) لا یتخذ المؤمنون... ..

او در ادامه در سؤال به اینکه آیا برای حفظ مال هم جایز است یا خیر، می‌گوید: بله جائز است، زیرا پیغمبر اکرم فرمودند حرمت اموال مسلمان همانند حرمت خون اوست، احترام مال مسلمان همانند احترام خون اوست. پیغمبر فرمود: هر کس در دفاع از مالش کشته شود، شهید است.

«خازن» یکی از مفسرین بنام اهل سنت می‌گوید: تقیه در صورتی که ما از قتل بترسیم کاملاً جائز است. آقای «شوکانی» به صراحت می‌گوید:(إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاة)خطاب به همه مسلمان‌هاست و این دلیل بر جواز تقیه است.

«مراغی مصری» می‌گوید:

«وقد استنبط العلماء من هذه الآیة جواز التّقیة»

علما از این آیه جواز تقیه را استنباط کردند.

تفسیر المراغی، المؤلف: أحمد بن مصطفی المراغی (المتوفی: ١٣٧١ هـ)، الناشر: شرکة مکتبة ومطبعة مصطفی البابی الحلبی وأولاده بمصر، الطبعة: الأولی، ١٣٦٥ هـ - ١٩٤٦ م، ج ٣، ص ١٣٧

اگر انسان به خاطر جلوگیری از ضرر حرفی بزند یا کاری انجام دهد که مخالف حق است تقیه نام دارد. «فخر رازی» می‌گوید:

«إنما تحل مع الکفار الغالبین إلا أن مذهب الشافعی رضی الله عنه أن الحالة بین المسلمین إذا شاکلت الحالة بین المسلمین والمشرکین حلت التقیة محاماة علی النفس»

با اینکه آیه شریفه در رابطه با کفار است مذهب شافعی بر این است که در رابطه با مسلمانان نیز هست و اختصاصی به کفار ندارد. اگر از کفار ترسیدید تقیه کنید اگر ترس از مسلمان‌ها هم مثل کفار باشد.

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤٢١ هـ - ٢٠٠٠ م، الطبعة: الأولی، ج ٨، ص ١٢

آیه قرآن در رابطه با کفار است. مضمون روایت این است که اگر یک حاکم ظالم می‌خواهد ضرر به ما، جان ما و ناموس ما بزند ولو مسلمان باشد طبق این آیه تقیه واجب است.

آیهٔ دوم: سوره نحل آیهٔ ١٠٦ است. خداوند متعال در این آیه می‌فرماید:

(مَنْ کفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُکرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمان)

کسانی که بعد از ایمان کافر شوند- به جز آن‌ها که تحت فشار واقع شده‌اند در حالی که قلبشان آرام با ایمان است.

سوره نحل (١٦): آیه ١٠٦

کسی که قلبش مطمئن به ایمان و مؤمن به خداوند است، اما زباناً کلمه کفر به زبان جاری می‌کند هیچ اشکالی ندارد. علمای شیعه ما همانند «طبرسی» این عبارت را دارد که دیگر آن را مطرح نمی‌کنم.

«فخر رازی» در اینجا مفصل قضیه «عمار یاسر» را مطرح می‌کند. «عمار یاسر» را گرفتند و گفتند: اگر به خدای عالم کفر نگویی به نبی مکرم اسلام اهانت نکنی تو را می‌کشیم!! او پس از اینکه دید پدرش را کشتند و مادرش را هم با آن وضع فجیع به قتل رساندند برای نجات خودش کلمه کفر به زبان آورد و نسبت به نبی مکرم اسلام جسارت کرد.

«فأتی عمار رسول الله وهو یبکی»

عمار سپس خدمت نبی مکرم اسلام آمد در حالی که اشک می‌ریخت.

«فجعل رسول الله یمسح عینیه»

پیغمبر اشک چشم عمار را پاک می‌کرد.

«عمار» گفت: یا رسول الله! من برای نجات خودم کلمه کفر بر زبان آوردم.

«ویقول: (ما لک إن عادوا لک فعد لهم بما قلت)»

پیغمبر اکرم فرمود: اگر دوباره تو را تحت فشار قرار دادند برای نجات خود بازهم کفر بگو.

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤٢١ هـ - ٢٠٠٠ م، الطبعة: الأولی، ج ٢٠، ص ٩٧، باب النحل: (١٠٦ - ١٠٩) من کفر بالله... ..

«تفسیر بیضاوی» همین تعبیر را در جلد ٣ صفحه ٤٢٢ دارد. در اینجا هم وارد شده که حضرت فرمودند:

«أن عادوا لک فعد لهم بما قلت»

اگر کفار تو را در مخمصه قرار دادند گفتند کفر بگو دوباره کفر بگو.

تفسیر البیضاوی، اسم المؤلف: البیضاوی، دار النشر: دار الفکر – بیروت، ج ٣، ص ٤٢٢، باب النحل: (١٠٦) من کفر بالله... ..

دلیل فرمایش رسول گرامی اسلام این است که قلب «عمار» سراسر مملو از ایمان است. «جصاص» در کتاب «احکام قرآن» همین عبارت را دارد و می‌گوید: این اصل در جواز اظهار کلمه کفر در حال اکراه و زورگویی است.

ما می‌بینیم در منابع شیعه هم همین مطالب بیان شده است. از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نقل شده است:

«التَّقِیةُ مِنْ أَفْضَلِ أَعْمَالِ الْمُؤْمِنِین»

تقیه یکی از با فضیلت‌ترین اعمال مؤمن است.

«یصُونُ بِهَا نَفْسَهُ وَ إِخْوَانَهُ عَنِ الْفَاجِرِین»

که به سبب تقیه خودش و برادرانش را از شر فاسقین حفظ می‌کند.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ٧١، ص ٢٢٩، ح ٢٥

باز از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که حضرت فرمود:

«وَ لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا تَقِیةَ لَه»

کسی که تقیه ندارد، ایمان ندارد.

ما دو آیه در این زمینه خواندیم، آیات متعدد دیگری هم وجود دارد.

«فَقِیلَ لَهُ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِلَی مَتَی»

پرسیدند: یابن رسول الله! تقیه تا چه زمانی وجود دارد؟!

قَال:وَ هُوَ یوْمَ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَمَنْ تَرَک التَّقِیةَ قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَلَیسَ مِنَّا»

حضرت فرمود: تا خروج حضرت مهدی (ارواحنا فداه) تقیه هست. هرکسی قبل از قیام حضرت مهدی تقیه را ترک کند از ما نیست.

إعلام الوری بأعلام الهدی، نویسنده: طبرسی، فضل بن حسن، ص ٤٣٤، الفصل الثانی فی ذکر الأخبار الواردة عن آبائه فی ذلک

در بعضی از شبکه‌های شیطانی شیعه، همانند «شبکه فدک» یا سابقاً شبکه‌ای به نام «شبکه اهل بیت» ادعا می‌کردند که نباید تقیه کنیم، اما مشاهده کنید که امام رضا می‌فرماید: "آن‌ها از ما نیستند!"

همچنین در کتاب «کافی شریف» جلد دوم صفحه ٢٢٤ حضرت به «معلی بن خنیس» می‌فرماید:

«إِنَّ التَّقِیةَ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی»

تقیه جزء دین من و دین آباء من است.

«وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیةَ لَه»

کسی که تقیه نداشته باشد دین ندارد.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ٢٢٤، ح ٨

بازهم در صفحه ٢١٩ از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است:

«التَّقِیةُ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی وَ لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا تَقِیةَ لَه»

تقیه دین من و دین آباء من است ایمان ندارد هر کس تقیه ندارد.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ٢١٩، ح ١٢

«ابو عمر اعجمی» از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند: نود درصد دین در تقیه است. اگر تقیه‌ای نباشد دینی در کار نیست. بازهم امام صادق فرمودند: تقیه از دین خدای عالم است.

بنابراین آنچه ما از قرآن خواندیم و آنچه از روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) خواندیم باهم تطبیق دارند. روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) برگرفته از آیات قرآنی است.

مجری:

حضرت استاد از شما ممنونم. بینندگان عزیزی که با ما همراه هستید یک میان برنامه ببینیم و بعد ان‌شاءالله برمی‌گردیم با ادامه برنامه در خدمت شما باشیم. لازم است خدمت شما عرض کنم ان‌شاءالله اگر سؤالی در خصوص برنامه «اخلاق علوی» داشتید با ما تماس بگیرید.

«شبکه جهانی ولایت» مدت‌هاست که این امکان را برای شما فراهم کرده است که اگر حتی از خارج از کشور هستید و دوست دارید تماس بگیرید می‌توانید شماره خود را به اتاق فرمان بدهید تا اتاق فرمان با شما تماس بگیرند.

در این صورت حداقل هزینه هم برای شما در نظر گرفته نمی‌شود و با کمترین عسر و حرجی می‌توانید سؤال و مطلب خودتان را مطرح بفرمایید. با ما همراه باشید؛ میان برنامه را می‌بینیم و برمی‌گردیم تا حدود ساعت ٢٢:٣٠ مهمان منازل شما هستیم.

بسیار ممنونم از همراهیتان و دقت نظری که در خصوص برنامه دارید. برای اینکه فرصت بیشتری داشته باشیم، سؤالات شما را دریافت کنیم و تماس‌های شما را هم بشنویم می‌خواهم سه سؤال را تحت عنوان یک سؤال از محضر حضرت استاد بپرسم.

ان‌شاءالله پاسخ استاد را دریافت کنیم و بعد از آن آماده می‌شویم تماس‌های شما را دریافت کنیم.

حضرت استاد روایات مشروعیت تقیه را از کتب شیعه خواندید. آیا در کتب اهل سنت هم در سیره نبی گرامی اسلام، سیره صحابه و سیره مسلمین بحث تقیه مطرح شده است یا خیر؟!

مشروعیت «تقیه» با استناد به منابع اهل سنت

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نکته زیبایی بود! من تقاضا دارم عزیزان اهل شیعه و اهل سنت به این پاسخی که خدمت آقای حسینی عزیز دارم دقت کنند سپس از کارشناسان شبکه‌های شیطانی سؤال کنند: "شما که شبانه روز ادعا می‌کنید شیعیان تقیه دارند و این نفاق است؛ آیا در سنت پیغمبر اکرم و سیره صحابه روایتی که از کتاب‌های خودمان داشتیم:«وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیةَ لَه»آمده یا نه؟!"

کتابی که ملاحظه می‌کنید کتاب «المصنف» اثر «ابن ابی شیبه» استاد «بخاری» متوفای ٢٣٥ هجری است. او در حقیقت ٢٠ سال قبل از «بخاری» از دنیا رفته است. در این کتاب روایتی از «حسن بصری» نقل شده است که می گوید: "تقیه برای مؤمن تا قیامت جایز است."

همچنین از «ابن حنفیه» نقل شده است:

«لا إیمان لمن لا تقیة له»

کسی که تقیه ندارد ایمان ندارد.

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - ١٤٠٩، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج ٦، ص ٤٧٤، ح ٣٣٠٤٥

بازهم از «عبدالله بن مسعود» نقل می‌کند:

«ما من کلام أتکلم به بین یدی سلطان یدرأ عنی به ما بین سوط إلی سوطین إلا کنت متکلما به»

من حرف دروغ و خلافی نزد حاکم می‌گویم که با آن حرف دروغ شلاقی از حاکم نخورم. اگر حرف دروغ نگویم حاکم به من شلاق می‌زند.

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - ١٤٠٩، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج ٦، ص ٤٧٤، ح ٣٣٠٤٦

او حرف دروغ می‌گوید تا از حاکم شلاق نخورد. همچنین از «حسن بن حسن مثنی» نقل شده است:

«إنما التقیة رخصة والفضل القیام بأمر الله»

تقیه رخصتی تا قیام قیامت و بالاترین قیام به امر خداوند است.

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - ١٤٠٩، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج ٦، ص ٤٧٤، ح ٣٣٠٤٨

«حذیفه» صحابی پیغمبر اکرم می‌گوید: "من دروغ می‌گویم تقیه می‌کنم و بعضی از دینم را در معرض فنا قرار می‌دهم تا قسمت دیگر دینم را حفظ کنم. اگر این کار را نکنم تمام دینم را از دست می‌دهم."

به بیان او تقیه باعث می‌شود او بخش عظیمی از دینش را حفظ کند. همچنین از «حذیفه» که صحابی پیغمبر اکرم است روایت دیگری نقل شده است. راوی می‌گوید: «عبدالله بن مسعود» و «حذیفه» نزد عثمان آمدند. عثمان به «حذیفه» گفت: تو چنین حرف‌هایی زدی. «حذیفه» گفت:

«لا والله ما قلته»

به خدا سوگند چنین حرفی نزدم.

«فلما خرج قال له عبد الله ما لک فلم تقوله ما سمعتک تقول»

وقتی خارج شدیم عبدالله ابن مسعود گفت: من شنیدم تو چنین حرفی زدی، اما پیش حاکم قسم دروغ خوردی.

«قال إنی اشتری دینی بعضه ببعض مخافة أن یذهب کله»

«حذیفه» گفت: قسمتی از دینم را می‌فروشم و قسمتی از دینم را می‌خرم تا همه دینم را از دست ندهم.

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - ١٤٠٩، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج ٦، ص ٤٧٤، ح ٣٣٠٥٠

او ادعا می‌کند که اگر من دروغ نگویم تمام دینم را از بین می‌برند و مجبورم از دینم دست بردارم، اما اگر یک دروغ گفتم دست از سر من برمی‌دارند و کاری با من ندارند. بازهم در کتاب «کنز العمال» اثر «متقی هندی» وارد شده است:

«لا دین لمن لا تقیة له»

کسی که تقیه ندارد دین ندارد.

کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، اسم المؤلف: علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین الهندی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١٩ هـ-١٩٩٨ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی، ج ٣، ص ٤٣، ح ٥٦٦٥

این روایت از قول امیرالمؤمنین نقل شده که خلیفه چهارم اهل سنت است در جلد سوم از کتاب «کنز العمال» وارد شده است. همچنین در کتاب «تفسیر طبری» جلد هفتم روایت مفصلی نقل شده است. راوی ذیل آیه شریفه:

(وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکمْ خَاصَّة)

و از فتنه‌ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد (بلکه همه را فرا خواهد گرفت چرا که دیگران سکوت اختیار کرده‌اند).

سوره انفال (٨): آیه ٢٥

می‌گوید: این آیه مخصوص اصحاب پیغمبر است. بسیاری از صحابه می‌گفتند: ما گمان نمی‌کردیم این آیه در شأن صحابه نازل شده باشد، اما بعد از قضیه جمل و صفین فهمیدیم این آیه در مورد اصحاب پیغمبر است.

خداوند متعال در این آیه شریفه می‌فرماید: بترسید از فتنه‌ای که فقط به ستمگران شما نمی‌رسد، بلکه افراد بی گناه هم گرفتار فتنه خواهند شد. حضرت بعد از اینکه فرمودند: فتنه‌ای می‌آید و امت من گرفتار تفرقه و اختلاف شوند، دعا کردند و فرمودند:

«اللهم أظهر علیهم أفضلهم تقیة»

جامع البيان عن تأويل آي القرآن، اسم المؤلف:محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر، دار النشر: دار الفكر - بيروت – ١٤٠٥، ج ٧، ص ٢٢٥، باب الأنعام: ( ٦٥ ) قل هو القادر . . . . .

همچنین در کتاب «صحیح بخاری» تقیه پیغمبر اکرم وارد شده است. تقیه که شاخ و دُم ندارد! عزیزان دقت کنند در این کتاب روایتی از عایشه نقل شده است که می‌گوید مردی اجازه گرفت نزد پیغمبر اکرم بیاید، اما حضرت پشت سرش گفت:

«بِئْسَ أَخُو الْعَشِیرَةِ وَبِئْسَ بن الْعَشِیرَةِ»

او فرزند یکی از اقوام زشت و بد است.

رسول گرامی اسلام پشت سر او بد و بیراه گفتند، اما وقتی او جلوی پیغمبر اکرم نشست آن بزرگوار با احترام با او برخورد کرد.

زمانی که این شخص بیرون رفت، عایشه گفت: یا رسول الله! زمانی که این مرد جلوی در آمد پشت سرش حرف تندی زدید و فرمودید او شخص بدی است، اما وقتی به خانه آمد او را احترام کردید!!

«فقال رسول اللَّهِ یا عَائِشَةُ إِنَّ شَرَّ الناس عِنْدَ اللَّهِ مَنْزِلَةً یوم الْقِیامَةِ من تَرَکهُ الناس اتِّقَاءَ شَرِّهِ»

پیغمبر اکرم فرمودند: ای عایشه! روز قیامت بدترین مردمان از لحاظ مقام و منزلت نزد پروردگار کسی است که مردم بخاطر نجات و رهایی از بدیش او را رها نموده‌اند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٥، ص ٢٢٤٤، ح ٥٦٨٥

پیغمبر اکرم فرمودند: اگر من به او احترام گذاشتم به خاطر این بود که از شر او در امان باشم. این روایت فرمایش پیغمبر اکرم در کتاب «صحیح بخاری» است و راوی آن هم عایشه ‌ام المؤمنین است. پیغمبر اکرم می‌فرمایند که او انسان شروری است، اما به او احترام می‌گذارم تا از شر او در امان باشم.

روایات متعدد و زیادی در کتاب‌های عزیزان اهل سنت داریم. در کتاب «صحیح مسلم» روایتی نقل شده که از پیغمبر اکرم سؤال می‌کنند: "چرا حجر اسماعیل را وارد بیت نمی‌کنید در حالی که حجر اسماعیل جزء بیت الله است؟!" حضرت فرمودند:

«لَوْلَا أَنَّ قَوْمَک حَدِیثُو عَهْدٍ بِجَاهِلِیةٍ أو قال بِکفْرٍ لَأَنْفَقْتُ کنْزَ الْکعْبَةِ فی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَجَعَلْتُ باب‌ها بِالْأَرْضِ ولادخلت فیها من الْحِجْرِ»

ای عایشه! اگر به خاطر این نبود که قوم و قبیله تو تازه از شرک بیرون آمدند کعبه را خراب می‌کردم، با خاک یکسان می‌کردم، از نو درست می‌کردم و دو در برای آن می‌گذاشتم.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ٢، ص ٩٦٩، ح ١٣٣٣

جالب این است که وقتی در کتاب «سنن نسائی» جلد ٢ صفحه ٣٩١ این روایت را نقل می‌کند؛

«یا عَائِشَةُ لَوْلَا أَنَّ قَوْمَک حَدِیثُ عَهْدٍ بِجَاهِلِیةٍ لَأَمَرْتُ بِالْبَیتِ فَهُدِمَ فَأَدْخَلْتُ فیه ما أُخْرِجَ منه وَأَلْزَقْتُهُ بِالْأَرْضِ وَجَعَلْتُ له بَابَینِ بَابًا شَرْقِیا وَبَابًا غَرْبِیا»

حضرت به صراحت خطاب به عایشه می‌فرمایند: قوم تو تازه از جاهلیت بیرون آمدند و هنوز قلب آن‌ها اسلام را خوب لمس و درک نکرده‌اند. اگر من چنین کاری کنم آن‌ها از اسلام فرار می‌کنند.

می‌گوید:

«لولا قرب عهدهم بالکفریرید عن الاسلام لم یتمکن فی قلوبهم»

آن‌ها تازه از کفر بیرون آمدند و هنوز اسلام در قلب این‌ها جا نگرفته است. اگر من کعبه را ویران کنم آن‌ها از اسلام برمی‌گردند و مرتد می‌شوند.

السنن الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن النسائی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ - ١٩٩١، الطبعة: الأولی، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری, سید کسروی حسن، ج ٢، ص ٣٩١، ح ٣٨٨٦

آیا تقیه شاخ و دم دارد؟ خیر! بازهم در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد ٣ صفحه ٣٨٦ نقل شده است که پیغمبر اکرم می‌فرماید: یا «اباذر»! آن وقت که در میان یک عده افراد لاابالی بودی چکار می‌کنی؟ «اباذر» گفت: چکار کنم؟! حضرت فرمود: صبرکن، صبرکن، صبرکن؛

«خالقوا الناس بأخلاقهم وخالفوهم فی أعمالهم»

با اخلاق مردم همسان باش، اما در عمل آن‌ها شریک مشو.

«هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه»

هذا حدیث صحیح علی شرط شیخین و همچنین در سیره صحابه شما ببینید.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ٣٨٦، ح ٥٤٦٤

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!! «عبدالله بن مسعود» می‌گوید: من دروغ می‌گویم تا حاکم یک شلاق به من نزند. «ابو درداء» صحابی پیغمبر اکرم می‌گوید: ما در چهره بعضی‌ها می‌خندیم، اما قلبا آن‌ها را لعنت می‌کنیم. آیا تقیه بهتر از این امکان دارد؟!

«ابوهریره» می‌گوید: من از پیغمبر اکرم دو ظرف روایت حفظ کردم که یکی از آن را پخش کردم. اگر دیگری را پخش کنم خلیفه، خرخره من را می‌شکافد. همچنین «حذیفه» یکی از کسانی است که تقیه می‌کرد و او را منافق خطاب می‌کردند.

اتهام منافق بودن شیعیان توسط وهابیت اتهام تازه‌ای نیست، زیرا در عصر صحابه هم وقتی «حذیفه» تقیه می‌کرد او را منافق خطاب می‌کردند و به او می‌گفتند: برخلاف عقیده‌ات حرف می‌زنی. او در پاسخ می‌گفت: من بعضی از دینم را با بعضی می‌خرم تا همه را از دست ندهم.

ما در این زمینه روایت بسیار داریم، اما در سیره مسلمین تنها به خواندن یک روایت اکتفا می‌کنم. در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» اثر «حاکم نیشابوری» جلد اول صفحه ٦٣٦ نقل شده است که «سعید بن جبیر» می‌گوید: من با «ابن عباس» در عرفه بودم. «ابن عباس» گفت:

«ما لی لا أسمع الناس یلبون»

چرا مردم تلبیه نمی‌گویند.

«فقلت یخافون من معاویة»

من گفتم: مردم از معاویه می‌ترسند.

«قال فخرج بن عباس من فسطاطه فقال: لبیک اللهم لبیک»

ابن عباس از خیمه‌اش بیرون آمد و گفت: لبیک اللهم لبیک.

«فإنهم قد ترکوا السنة من بغض علی رضی الله عنه»

آن‌ها به خاطر بغض علی بن ابی طالب سنت پیغمبر اکرم را ترک می‌کنند.

سنت پیغمبر اکرم این است که لبیک بگویند، اما آن‌ها به خاطر بغض با علی سنت را ترک کردند. در مورد سند این روایت هم وارد شده است:

«هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه»

این حدیث صحیح است و شرایط بخاری و مسلم را دارد.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ١، ص ٦٣٦، ح ١٧٠٦

همچنین در کتاب «سنن بیهقی» جلد پنجم خیلی واضح‌تر بیان شده است. در این روایت نقل شده است که «ابن عباس» به «سعید بن جبیر» گفت: چرا مردم لبیک نمی‌گویند؟! او گفت: از مردم می‌ترسند! «ابن عباس» از خیمه بیرون آمد و گفت:

«لبیک اللهم لبیک وإن رغم أنف معاویة»

برای اینکه پوزه معاویه به خاک مالیده شود لبیک اللهم لبیک.

سنن البیهقی الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن الحسین بن علی بن موسی أبو بکر البیهقی، دار النشر: مکتبة دار الباز - مکة المکرمة - ١٤١٤ - ١٩٩٤، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، ج ٥، ص ١١٣، ح ٩٢٣٠

«ابن عباس» می‌گوید: خدایا این‌ها را لعنت کن که سنت پیغمبر اکرم را به خاطر عداوت با علی ترک کردند.

در این روایت دو مسئله وجود دارد؛ مسئله اول این است که تقیه می‌کنند و مسئله دوم این است که سنت پیغمبر را به خاطر ترس از معاویه ترک می‌کنند. اگر این روایت گویای تقیه نیست پس چیست؟!

این روایت را از بنده یادگاری داشته باشید. «ابن عباس» در این روایت می‌گوید: مردم سنت پیغمبر را به خاطر بغض علی و ترس از معاویه ترک می‌کنند.

حال ببینید کسی که سنت پیغمبر اکرم را ترک کند چه حکمی دارد! در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد اول صفحه ٩١ روایتی از عایشه نقل شده است که پیغمبر اکرم فرمودند: «شش دسته از مردم هستند که من آن‌ها را لعنت کرده‌ام، خداوند هم آن‌ها را لعنت کرده است و هر پیغمبر مستجاب الدعوه هم آن‌ها را لعنت کرده‌اند. یکی از این شش دسته؛

«والتارک لسنتی»

کسی که سنت من را ترک کند.

«ابن عباس» می‌گوید: سنت پیامبر را به خاطر بغضی علی بن ابی طالب ترک کردند. «حاکم نیشابوری» در مورد سند روایت می‌گوید:

«وهذا حدیث صحیح الإسناد»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ١، ص ٩١، ح ١٠٢

بنابراین آقایانی که این چنین داد و بیداد به راه می‌اندازند و ادعا می‌کنند: "تقیه از مختصات شیعه است و آن‌ها منافق هستند" یا بی‌سواد هستند و منابع خودشان را نمی‌خوانند یا خوانده‌اند، اما عناد دارند.

اگر لازم باشد من حاضرم در بیش از سی جلسه، تقیه را از دیدگاه اهل سنت، تقیه در سنت پیغمبر اکرم، تقیه در سیره صحابه، تقیه در سیره تابعین، نظر علمای بزرگ اهل سنت درباره تقیه و سیره مسلمین حتی نظر وهابی‌ها را در مورد تقیه بیان کنم.

«ابن تیمیه» می‌گوید: "اگر کسی وارد مسجدی شد و دید امام جماعت ظالمی پیش نماز است به طوری که اگر نماز نخواند پیش نماز ظالم به او ضرر می‌زند باید در آنجا نماز بخواند، اما زمانی که به منزل رفت نمازش را اعاده کند."

مجری:

بسیار عالی؛ حضرت استاد از شما متشکرم. عزیزانی که با ما همراه هستند ما وارد بخش دوم شدیم و از مطالب حضرت استاد استفاده کردیم. اگر سؤالی در این خصوص دارید می‌توانید مطرح کنید و با ما در میان بگذارید.

در فاصله کوتاهی به اتاق فرمان می‌رویم و پس از آن سؤالات و تماس‌های شما را دریافت می‌کنیم.

تماس بینندگان برنامه:

عرض سلام مجدد خدمت شما دارم. به سراغ تماس‌های تلفنی می‌رویم. آقا عارف از خوزستان پشت خط ارتباطی ما هستند. سلام علیکم و رحمة الله؛

بیننده(آقا عارف از خوزستان – شیعه):

علیکم السلام و رحمة الله و برکاته. عرض سلام دارم خدمت آقای حسینی و استاد عزیز و بزرگوار آقای قزوینی.

مجری:

علیکم السلام. آقا عارف در خدمت شما هستیم.

بیننده:

همچنین خدمت بینندگان محترم «شبکه جهانی ولایت» سلام عرض می‌کنم. استاد دو هفته پیش فرمودید شخصی مریض بود، نزد دکتر رفت و دکتر به او گفت: اگر شراب بخورید زنده می‌مانید و اگر شراب نخورید می‌میرید.

این شخص شیعه اهل بیت بود و نزد امام جعفر صادق (علیه السلام) رفت. حضرت به او فرمودند: شراب نخورید و اگر هم از دنیا رفتید روز قیامت بگویید که امام جعفر صادق چنین دستوری به من دادند.

ولی شما نیم ساعت پیش گفتید که اگر برای حفظ جان یک انسان دست به نامحرم بزنید جایز است و اگر قسم خوردن به حفظ جان شما تأثیر می‌گذارد قسم دروغ هم بخورید.

حال در اینجا تناقضی پیش می‌آید که چطور زمان امام جعفر صادق این شخص برای حفظ جان خود شراب نخورد ولو بمیرد. بنده از شما تقاضا دارم این تناقض را برطرف کنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

عزیزم ما روایات داریم که خدای عالم در چیزهای حرام شفا قرار نداده است. سنت الهی بر این تعلق گرفته که خدای عالم در گوشت خوک شفا قرار نداده است، در شراب شفا قرار نداده است. دکتری که می‌گوید شراب بخور، دارد اشتباه می‌کند.

همان‌طور که عرض کردیم حضرت در مورد قسم دروغ می‌فرماید: "اگر بدانید قسم دروغ خوردن هیچ تأثیری در نظر ظالم نمی‌کند نمی‌توانید قسم بخورید." قضیه شراب هم به همین شکل است.

بنابراین امام صادق می‌فرمایند چون خدای عالم در شراب شفا قرار نداده است پزشکی هم که چنین دستوری می‌دهد اشتباه می‌کند. او معصوم نیست و ما نباید به اشتباه او عمل کنیم.

مجری:

آقا عارف ملاحظه فرمودید؟! مشکل شما حل شد؟!

بیننده:

استاد حرف شما کاملاً درست است و جواب خود را گرفتم. حال سؤال بعد را مطرح می‌کنم؛ استاد من چند سال است که برنامه شما را مشاهده می‌کنم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقا عارف البته خدمت شما عرض کنم ذاتاً خداوند عالم در چیزهای حرام خدا شفا قرار نداده است. اگر در جایی انسانی به یقین رسید که شیء حرام برای شفای او مفید است می‌تواند استفاده کند.

به عنوان مثال بعضی از قرص‌هایی که برای غضروف و درد مفاصل و درد کمر درست شده از روغن تمساح تهیه شده است. اگر شخص یقین پیدا کرد این دارو برای او مفید است و دارو هم داروی منحصر به فرد شد بعضی از مراجع اجازه استفاده می‌دهند مشروط بر اینکه مریض یقین پیدا کند.

این قضیه درست همانند قسم دروغ خوردن است که شخص یقین پیدا می‌کند اگر قسم دروغ خورد نجات پیدا می‌کند. در این‌طور موارد بعضی از مراجع اجازه دادند، اما نظر بنده این است که در این‌طور موارد خدای عالم شفا قرار نداده است.

یکی از این بزرگواران به بنده قرصی داده بودند، اما زمانی که متوجه شدیم تمام قرص را برگرداندیم و به هیچ وجه نگذاشتیم کسی آن را مصرف کند.

مجری:

آقا عارف سؤال دوم خود را بپرسید.

بیننده:

سؤال دوم این است که بنده چند سال است «شبکه جهانی ولایت» علی الخصوص برنامه‌های شما را نگاه می‌کنم.

انتقادی که از شما داشتم و از حضرت استاد خواهش می‌کنم بدون هیچ تقیه‌ای جواب بدهید این است که من مشاهده کردم شما به جماعت عمریه، اهل سنت می‌گویید. من یقین دارم که اهل سنت واقعی ما شیعیان هستیم. چرا به آن‌ها اهل سنت می‌گویید؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقا عارف عزیز من جمله‌ای به شما بگویم. من می‌گویم: "خلیفه اول"، اما آیا معتقد هستم که او خلیفه اول است؟! منظور من خلیفه اول از دیدگاه اهل سنت است. من می‌گویم: "خلیفه دوم" چنین گفته است. آیا ما معتقدیم که عمر بن خطاب خلیفه دوم ماست؟!

به عنوان مثال ما «ملک سلمان» می‌گوییم، اما آیا واقعاً معتقد هستیم که او ملک است؟! خیر!! با توجه به اینکه آقایان اهل سنت خودشان می‌گویند: "ما اهل سنت هستیم" ما بر مبنای باورهای این عزیزان آن‌ها را اهل سنت می گوییم. آیت الله العظمی سیستانی می‌فرماید:

«لا تقولوا إخواننا أهل السنة، بل قولوا أنفسنا أهل السنة»

نگویید برادران اهل سنت، بلکه بگویید عزیزان اهل سنت.

آیا نستجیر بالله آیت الله العظمی سیستانی خود سنی شده که چنین حرفی می‌زند؟ نه. این اسامی و القاب به خاطر ایجاد الفت و رأفت میان شیعه و سنی است.

امروز هرگونه اختلافی میان امت اسلامی ایجاد شود هم شیعه می‌سوزد و هم سنی می‌سوزد. قبل از آنکه شیعه و سنی بسوزند اسلام می‌سوزد.

ما امروزه به خاطر حفظ اسلام بحث رأفت و الفت و وحدت و تقریب را از ضروریات جهان اسلام می‌دانیم، زیرا مخالفین ما شیعه را به جان سنی و سنی را به جان شیعه می‌اندازند. اگر اهداف دشمنان اسلام عملی شود نه از شیعه در کره زمین اثری می‌ماند نه از سنی اثری می‌ماند در نتیجه از اسلام هم خبری نمی‌ماند. روی این جهت عرض می‌کنیم.

بیننده:

استاد حدیثی داریم که پیغمبر اکرم می‌فرماید:

«إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یفْعَلْ فَعَلَیهِ لَعْنَةُ اللَّه»

هرزمانی بدعتی ظاهر شد بر عالم واجب است که آن را ظاهر کند و هرکسی چنین کاری نکند لعنت خداوند بر او باد.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ١، ص ٥٤، ح ٢

من یقین دارم که ما شیعیان اهلبیت اهل سنت هستیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقا عارف عزیز! ما در اینکه حقایق را مطرح می‌کنیم شکی نیست. ما بر حقانیت و امامت و خلافت امیرالمؤمنین صدها برنامه رفتیم. ما هفته گذشته در رابطه با جنگ جمل صحبت کردیم و تمام حقایق را مطرح می‌کنیم.

اینکه ما به وحدت معتقد هستیم مانع این نیست که حقانیت خودمان را بیان کنیم. ما عقاید مخالفین را نقد می‌کنیم، اما زمانی که نقد عقاید مخالفین با فحش و ناسزا و تکفیر همراه است اهل بیت آن را نمی‌پسندند.

حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در خطبه ٢٠٦ از کتاب «نهج البلاغه» نسبت به معاویه می‌فرماید:

«إِنِّی أَکرَهُ لَکمْ أَنْ تَکونُوا سَبَّابِین»

من کراهت دارم از اینکه به او ناسزا بگویید.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص ٣٢٣، خ ٢٠٦

اگر نقد مؤدبانه، مستدل و منطقی باشد مورد قبول شیعه و اهل سنت است، اما در مورد«فَلْیظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ»ما تمام حقایق را مطرح می‌کنیم. چنین نیست که ما دست از عقیده خودمان برداریم.

مرحوم «شهید مطهری» در کتاب «امامت و رهبری» صفحه ١٩ بحث وحدت را مطرح می‌کند و می‌گوید: "وحدت از ضروریات جهان اسلام است، اما ما حاضر نیستیم به خاطر وحدت از یک مستحب یا مکروه کوچکمان دست برداریم."

جناب آقای عارف! ما چنین وحدتی را قبول داریم نه وحدتی که بخواهیم شیعه را زیر سایه اهل سنت یا اهل سنت را زیر سایه شیعه ببریم و کارخانه شیعه‌سازی یا سنی‌سازی درست کنیم.

امیرالمؤمنین خود بزرگ منادی وحدت بوده و قربان تفرقه شد، اما با همه این احوالات هم، نقد از خلفا را داشت، هم بدعت‌های گذشته را مطرح فرمودند، هم حقانیت خودش را مطرح کرد و هم فرمودند:

«أَلَا مَنْ دَعَا إِلَی هَذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ وَ لَوْ کانَ تَحْتَ عِمَامَتِی هَذِه»

هر کسی حرف از تفرقه زد بکشید، ولو زیر امامه من مخفی شده باشد.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص ١٨٥، خ ١٢٧

بیننده:

استاد حرف شما کاملاً درست است و من قبول دارم. زیاد وقت شما را نمی‌گیرم.

مجری:

آقا عارف ما بینندگان دیگری هم پشت خط داریم. دو سؤال پرسیدید و اجازه بدهید برنامه بعد روی خط تشریف بیاورید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقا عارف ما جلسه بعد در خدمت شما هستیم.

مجری:

آقا عارف از شما ممنونیم، اجازه بدهید به بینندگان بعدی برسیم. گاهی اوقات بینندگان زیاد منتظر می‌مانند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سؤالات ایشان سؤالات زیبا و مبتلا به بود. بعضی از سؤالات عزیزان ارتباطی به ما ندارد، اما سؤالات ایشان هم به موضوع ما مرتبط و هم مفید بود. ما از این‌طور سؤالات استقبال می‌کنیم و حاضریم تمام برنامه خود را به این‌طور سؤالات اختصاص بدهیم.

مجری:

آقای متولی از قزوین سلام علیکم و رحمة الله؛

بیننده(آقای متولی از قزوین – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما استاد گرامی و مجری گرامی آقای حسینی. می‌خواستم در مورد توسل در قرآن و سنت و سیره صحابه شعری را خدمت شما عرض کنم.

مجری:

بفرمایید.

بیننده:

توسل در قرآن:

چنین گفت یکتای نیکو سرشت

همان آفریدگار نار و بهشت

بفرمود در مصحف خود کریم

به آنان که ایمان دارند و دین

در آن سوره مائده آیه ٣٥

بسان تمامی قرآن به ما داده گنج

که ای اهل ایمان، ای متقین

صلاحی نباشد شما را یقین

توسل بجویید الیه الوسیل

و در راه حق جاهدوا فی سبیل

و در سوره یوسف آیه ٩٧

در آن حال که اخوانش سوی بابا برفت

بگفتند: بابا تو ما را ببخش

نگفتند بخشای ما را خداوند عرش

توسل نباشد به جز بندگی

و این بندگی به ز شرمندگی

توسل فقط طاعت از خالق است

پرستش نما هرچه او لایق است

و در النساء آیه ٦٤

نیامد رسول لیطاع هوش دار

به اذن خدا خلق طاعت کنند

رسولان حق را اطاعت کنند

اگر ظلم کردند بر حال خویش

و آمد به نزدت در احوال خویش

فاستغفروا الله مغیر عقول

بمانند(وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ)

در این حال توبه پذیر است او

و در مهر هم بی‌نظیر است او

این آیات در حق توسل جرس است

در خانه اگر کس است یک حرف بس است

توسل از سنت:

آورده با صراحت در دفترش روایت

مشروع بود توسل این هم ز اهل سنت

«نور الدین سمهودی» جلد ٤ سی دی

در آن «وفا الوفاء» چون استغاثه دادی

ثابت بود توسل اندر تمام حالات

از انبیاء مرسل و سیره صالحان

قبل از نبی و بعدش در برزخ و قیامت

آخر چگونه گوید مشروط این برآید

آورده بازهم او در آن «شواهد الحق»

از انبیاء است سنت توسل به سید الخلق

در چهارگانه مذهب و از عالمان آنان

اندر دفاتر خود بنوشته‌اند جانان

بر بخشش گناهان یا در قضای حاجت

نبی شفیع گرداند قبرش نما زیارت

یا که «جمیل صدقی» در «فجر صادقش» هست

خواهی اگر بدانی از آن ورق بزن شرح

جایز دانند توسل معظم از مسلمین

بر آن نبی بر حق بر اصحاب و صالحین

بر جوهر المنظم «ابن حجر هیثمی»

روی داند توسل در هر حالی بر نبی

«سیف الغدیر سبکی» آورده که یقین است

نبی را استغاثه الحق ز امر دین است

هرکس که منکرش شد یعنی آیین ندارد

جایز بود توسل منکرش دین ندارد

صادق تواتر آن ثابت شده است جانا

اجماع قائلندش عالم ز پیر و برنا

ای جاهل و ای نادان یا ای امام شیطان

بشنو خودت چه گفتی هان «ابن تیمیه» هان!

حد تواتری هست در هر روایت اگر

یا که ثابت شده اجماع آن در نظر

گرچه تو منکر شوی ملحد شدی و کافر

بیچاره «ابن وهاب» کافر شدی تو آخر

یک راست گفته باشی این است ای وهابی

هر منکری در اجماع بی‌دین است ای وهابی

حالا بگو وهابی امامت این چنین گفت

کافر شدی یا بگو او زده است حرف مفت

آخر چرا تو «ابن تیمیه» می‌پرستی

آزاده باش و آزاد گرچه وهابی هستی

خوابیده را چو خواهی بیدار تو مجال است

وان کس که خواب زد خود بیداری‌اش محال است

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

دست شما درد نکند.

مجری:

حضرت استاد چقدر زیبا بود. آقای متولی از شما ممنونم. یک مصرعی داشتید: هان «ابن تیمیه» هان! به نظرم به جای آن می‌توانید بگذارید: هان ای زندیق حران! اهل سنت این لقب را به او دادند که فکر می‌کنم در آنجا هم قافیه و صامت و مصوت‌ها هم دقیق‌تر دربیاید.

آقای متولی عزیز بسیار عالی بود. واقعاً قرآن و سنت با شعر بسیار عالی بود. خداوند به شما خیر بدهد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بعضی از ابیات خیلی عالی بود.

مجری:

از شما بسیار ممنونیم. خداوند به خانواده محترم شما خیر بدهد که چنین فرزندانی را تربیت کردند. ان‌شاءالله بازهم تماس بگیرید و بازهم معارف اهلبیت را در قالب روایاتی که مطرح کردید مطرح بفرمایید.

حضرت استاد سؤالات برنامه که پاسخ داده شد. بیننده اول که تماس گرفتند توضیحاتی دریافت کردند، اما برنامه قبل که من در خدمت شما بودم شخصی در کما بودند که آقای دهقان هستند که یادداشت به من اشتباه رسیده بود. ایشان ٥٠ روز در کما هستند و دختر بچه‌ای دارند که ایشان هم چشم به راه هستند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

همشیره ایشان با ما تماس گرفته بودند که خیلی التماس دعا داشتند. ما قول دادیم که ان‌شاءالله ختم(أَمَّنْ یجِیب)برای شفای همه مریضان مخصوصاً این عزیزمان که تقریباً دو ماه هست که در کما هستند و مادرشان بسیار بی‌تابی می‌کند.

ما گفتیم: ان‌شاءالله مادرشان نماز استغاثه به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را مرتب بخوانند تا حتماً نتیجه بگیرند. من از همه بینندگان عزیز تقاضا دارم با حضور قلب همین آیه شریفه را بخوانیم و هم به دعاها آمین بگوییم.

(أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یکشِفُ السُّوء)

یا کسی که دعای مضطر را اجابت می‌کند و گرفتاری را برطرف می‌سازد.

سوره النمل (٢٧): آیه ٦٢

خدایا تو را قسم می‌دهیم به عزت و جلالت، به وحدانیتت و به حق حضرت محمد و آل محمد فرج مولای ما امام زمان نزدیک بگردان. قلب نازنینش را با ظهورش مسرور بگردان.

خدایا به حق حضرت محمد و آل محمد بر تمام بیماران مخصوصاً بیمار مورد نظر شفای عاجل کرم فرما.

خدایا به حق حضرت محمد و آل محمد حوائج حاجتمندان، حوائج این حقیر، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً ولایت یاوران گرامی بالاخص عزیزانی که در استودیوی نجف همکاری داشتند و می‌کنند حوائج همه و همه را برآورده نما.

خدایا به حق حضرت محمد و آل محمد رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنما، خدایا دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

حضرت استاد از شما ممنونم. از همراهی شما بینندگان عزیز و ارجمند متشکریم. برای تعجیل در ظهور منجی عالم بشریت دعا می‌کنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج