سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٥٥٤ - پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) ٠٣

پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) ٠٣

کد مطلب: ٥٧٨٤ تاریخ انتشار: ٠٤ بهمن ١٣٨٦ تعداد بازدید: ٨٠٠٥ سخنراني ها » شبکه سلام پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) ٠٣
شبكه سلام ٨٦/١١/٠٤

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٨٦/١١/٠٤

استاد حسيني قزويني

قبل از شروع به بحث ايام شهادت سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) و أهل بيتش را به پيشگاه مقدس حضرت بقيت الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) و پويندگان راه حق و حقيقت و دل باختگان مكتب أهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) تسليت عرض ميكنم و خدا را به آبروي سرور آزادگان و أهل بيتش سوگند ميدهم جزا و پاداش ما را در اين عزاي حسيني، فرج مولايمان ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) قرار بدهد إن شاء الله.

از اين كه برادر بسيار بزرگوارم جناب آقاي هدايتي امروز نتوانستند با ما همگام باشند، از بينندگان عزيز پوزش مي طلبم. ما إن شاء ا... به حول و قوه الهي بحث را شروع مي كنيم و عمده بحث إن شاء ا... تلاش مي كنيم پيرامون قيام آقا امام حسين (عليه السلام) و آنچه كه مربوط به ايام سوگواري ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) است باشد. البته بينندگان عزيز اطلاع دارند كه دشمنان أهل بيت (عليهم السلام) به ويژه وهابيت، از روزهاي بسيار دور و زمان هاي دور، تلاش بسياري كرده اند با تبليغات گسترده و هجمه هاي وسيع نسبت به آقا امام حسين (عليه السلام)، در جامعه بد بيني ايجاد كنند و مردم را از عشق و علاقه و اظهار ارادت به مكتب أهل بيت (عليهم السلام) دور كنند و جمعيت را در عزاداري ها و اظهار علاقه سرد كنند؛ ولي اينها كور خوانده اند، هرچه از زمان عاشوراء مي گذرد و تاريخ جلوتر مي رود، مي بينيم مراسم عزاداري سالار شهيدان، رفته رفته با شكوه تر و با عظمت تر برگزار مي شود. با آن همه تهديداتي كه وهابيت، امسال در ايام دهه عاشوراء نسبت به عزاداران دشت كربلاء داشتند، بينندگان عزيز ديدند حدود سه ميليون نفر از عراق و كشورهاي مختلف براي عرض ارادت و آستان بوسي آقا امام حسين (عليه السلام) به كربلاء آمدند و آنجا عزاداري كردند. خوب قطعا اين چنين عزاداري با شكوه و با عظمت و اين چنين گسترده، در تاريخ اسلام سابقه نداشت. براي دشمنان شيعه و دشمنان أهل بيت (عليهم السلام)، ديدن اين مناظر، الحق، دردآور است. تلاش مي كنند يا با ترور يا با ايجاد انفجارات يا تبليغات مسموم، مردم و شيعيان را نسبت به عزاداري امام حسين (عليه السلام) سرد كنند. ولي اين را بدانند هرچه اين تهديدها بيشتر شود، عشق و علاقه مردم به أهل بيت (عليهم السلام) فزون تر خواهد شد. هرچه اين كشتارها و انفجاها گسترده تر شود، علاقه و جانبازي مردم در راه اظهار ارادت و عشق به ساحت مقدس أهل بيت عصمت و طهارت (عليه السلام) به ويژه آقا امام حسين (عليه السلام) بيشتر و عميق تر و گسترده تر خواهد شد.

حالا بنا است كه إن شاء ا... اتاق فرمان، سؤالاتي را كه مطرح است در مانيتورها نمايش دهند و ما به حول و قوه الهي، به ترتيب، سؤالاتي مطرح است و شبهاتي كه امروز در داخل كشور ايران و يا در كشورهاي منطقه و يا در اروپا و آمريكا مطرح است، إن شاء ا... اينها را به حول و قوه الهي و با استمداد از آقا ولي عصر (عج)، عصاره عالم وجود بپردازيم. پنج تا سؤال اتاق فرمان به نمايش گذاشته اند.

* * * * * * *

سؤال:

نظر أهل بيت (عليهم السلام) نسبت به روزه گرفتن روز عاشوراء را بيان كنيد و أهل سنت در روزه گرفتن روز عاشوراء چه مي گويند؟

جواب:

من اين دو سؤال را اول شروع مي كنم به جواب دادن و إن شاء ا... وقتي كه سؤال ها تمام شد به سؤال سوم كه نظر إبن تيميه درباره قيام امام حسين (عليه السلام) و هم چنين نظر إبن تيميه نسبت به يزيد را پاسخ مي دهيم.

در رابطه با سؤال اول، نظر أهل بيت عصمت و طهارت (عليه السلام) نسبت به روزه گرفتن روز عاشوراء، ما در جلسه گذشته كه با برادر بسيار بزرگوارم حجت الاسلام و المسلمين هدايتي داشتيم، آنجا من عرض كردم أهل بيت (عليهم السلام) و فقهاي شيعه، نسبت به روزه گرفتن روز عاشوراء، نظر منفي دارند و كسي مشروعيت و استحباب براي روزه گرفتن روز عاشوراء ندارند. برخي او را حرام مي دانند و برخي مكروه مي دانند. عده زيادي هم مي گويند بهتر است كه انسان از خوردن و آشاميدن خودداري كند و تا نزديكي هاي نماز عصر، مقدار خيلي اندكي غذا بخورد و اين مسائلي است كه در كتاب هاي فقهي بزرگان شيعه مطرح است. ولي آنچه كه من براي بينندگان عزيز در رابطه با اين سؤال عرض كنم، إن شاء ا... هديه اي باشد به پيشگاه مولاي مان و سرورمان و تاج سرمان آقا ولي عصر (عج) و ذخيره اي براي شب اول قبر و قيامت ما باشد. مرحوم كليني رضوان الله تعالي عليه در كتاب كافي، جلد ٤، صفحه ١٤٦، حدود ١٠ تا ١٢ روايت از ائمه (عليه السلام) در رابطه با روزه گرفتن روز عاشوراء بيان كرده است. روايت اول را از يكي از روات به نام نجبة بن حارث عطار مي گويد:

از امام باقر (عليه السلام) از روزه گرفتن روز عاشوراء سؤال كردم، فرمود:

صوم متروك بنزول شهر رمضان و المتروك بدعة، قال نجبة فسألت أبا عبد الله (عليه السلام) من بعد أبيه (عليه السلام) عن ذلك فأجابني بمثل جواب أبيه، ثم قال: أما إنه صوم يوم ما نزل به كتاب و لا جرت به سنة إلا سنة آل زياد بقتل الحسين بن علي صلوات الله عليهما.

الكافي للكليني، ج٤، ص١٤٦

قبل از ماه رمضان روز عاشوراء را روزه مي گرفتند؛ ولي بعد از وجوب روزه ماه رمضان ترك شد. روزه گرفتن روز عاشوراء بدعت است. بعد راوي مي گويد خدمت امام صادق (عليه السلام) مشرف شدم، از حضرت نيز همين سؤال را كردم، حضرت همان جواب پدر بزرگوارشان امام باقر (عليه السلام) را به من دادند، فرمودند: روزه روز عاشوراء يك روزه اي است كه نه كتاب خدا به آن دستور داده و نه سنت پيامبر بر او جاريست. روزه گرفتن روز عاشوراء، سنت دودمان آل زياد است كه اينها به خاطر شهادت امام حسين (عليه السلام)، به يمن پيروزي يزيد، روز عاشوراء را روزه مي گيرند.

در روايت ديگري جعفر بن عيسي مي گويد:

سألت الرضا (عليه السلام) عن صوم عاشورا و ما يقول الناس فيه، فقال: عن صوم إبن مرجانة تسألني، ذلك يوم صامه الأدعياء من آل زياد لقتل الحسين (عليه السلام) وهو يوم يتشأم به آل محمد (صلي الله عليه وآله) و يتشأم به أهل الاسلام و اليوم الذي يتشأم به أهل الاسلام، لا يصام و لا يتبرك به و يوم الاثنين، يوم نحس قبض الله عز وجل فيه نبيه و ما أصيب آل محمد إلا في يوم الاثنين، فتشأمنا به و تبرك به عدونا و يوم عاشورا قتل الحسين صلوات الله عليه و تبرك به إبن مرجانة و تشأم به آل محمد صلي الله عليهم، فمن صامهما أو تبرك بهما لقي الله تبارك و تعالي ممسوخ القلب و كان حشره مع الذين سنوا صومهما و التبرك بهما.

از آقا امام رضا (عليه السلام) سؤال كردم:

يا بن رسول الله! روزه گرفتن در روز عاشوراء چه حكمي دارد؟ حضرت فرمودند: مردم چه حكمي دارند و نظرشان چيست؟ بعد حضرت فرمود: از روزه دودمان فرزند مرجانه از من سؤال مي كني؟ اين روزي است كه زنازادگان از آل زياد به خاطر شهادت امام حسين (عليه السلام) روزه گرفتند. اين روزي است كه براي آل محمد و أهل اسلام روز ناميموني بود و روز شومي بود و اين روز، روز مباركي نيست. اين روز دوشنبه اي كه مصادف بود با روز عاشوراء، روز نحسي است. خداوند پيامبر را در اين روز قبض روح كرد و چيزي كه بر أهل بيت عصمت و طهارت (عليه السلام) به خاطر روز عاشوراء و قتل امام حسين (عليه السلام) آمده و فرزند مرجانه بر او تبرك جسته، اين روز روز شوم و روز نحسي است. هركس روز عاشوراء و روز شهادت امام حسين (عليه السلام) را روزه بگيرد، در نزد خداي عالم، فرداي قيامت منسوخ القلب محشور مي شود و محشور مي شود با دودمان يزيد و آل مرجانه كه در اين روز، روزه مي گرفتند.

الكافي للكليني، ج٤، ص١٤٦، ح ٥

اينجا توجه بينندگان عزيز را به يك نكته اي داخل پرانتز جلب مي كنم كه تقريبا پنجم يا ششم محرم بود، سايت أهل سنت سيستان و بلوچستان يعني سايت سني آنلاين كه سايت رسمي حوزه علميه زاهدان است، مقاله اي به قلم فردي به نام أبو خالد نوشته و در آنجا واقعا مطالب زشت و قبيح و واقعا دور از ادب و دور از شأن يك روحاني و حوزه علميه آورده كه من إن شاء ا... به بخشي از مطالب بي پايه و بي اساس اين نويسنده به حول و قوه الهي اشاره خواهم كرد و اين روايت را وقتي از كتاب كافي نقل مي كند، شروع مي كند به مسخره كردن و استهزاء كردن. مي گويد مگر روز خداي عالم، روز نحس است؛ تمام روزها، روز خداوند است، ما در ميان ايام و روزها، روز نحس يا ماه و هفته نحس نداريم. گويا اين آقايان فراموش كرده اند آيه ١٩ سوره قمر را كه خداوند در رابطه با قوم عاد مي فرمايد:

إنا أرسلنا عليهم ريحا صرصرا في يوم نحس مستمر.

ما باد صرصري را (بلاي آسماني) بر قوم عاد فرستاديم در روز نحس.

اينجا چگونه شد از روز عذاب قوم عاد به عنوان روز نحس بيان مي كند؟

يا در سوره فصلت، آيه ١٦:

فأرسلنا عليهم ريحا صرصرا في ايام نحسات.

ما آن باد تند را كه موجب هلاكت قوم عاد شد در روزهاي نحس بر آنها فرستاديم.

اين آقاي كه مي آيد و مي گويد در ميان روزهاي خدا، نحسي ندارد. ظاهرا از فرهنگ قرآن هم بي اطلاع هستند و از منطق قرآن هم دور هستند. بگذريم از اين قضيه، روايات متعددي ما داريم بر اين كه أهل بيت (عليهم السلام) روزه گرفتن روز عاشوراء را منع كردند.

عن زيد النرسي قال: سمعت عبيد بن زرارة يسأل أبا عبد الله (عليه السلام) عن صوم يوم عاشورا فقال: من صامه كان حظه من صيام ذلك اليوم حظ إبن مرجانة وآل زياد، قال: قلت: و ما كان حظهم من ذلك اليوم؟ قال: النار أعاذنا الله من النار و من عمل يقرب من النار.

از روزه گرفتن روز عاشوراء از امام صادق (عليه السلام) سؤال شد و فرمود:

بهره هر كس كه در روز عاشوراء روزه بگيرد، بهره فرزند مرجانه عبيدالله بن زياد هست و هم چنين آل زياد. عرض كردم يابن رسول الله بهره اينها در اين روز چه بود؟ فرمود: بهره اينها عبارت است از آتش جهنم.

الكافي للكليني، ج٤، ص١٤٧، ح٦

اين خلاصه اي از نظر أهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) نسبت به روزه گرفتن روز عاشوراء.

* * * * * * *

سؤال:

اهل سنت در مورد روزه گرفتن روز عاشوراء چه مي گويند؟

جواب:

خوب ما در جلسات قبل هم اشاره كرديم كه متأسفانه در بعضي از كتاب هاي روائي أهل سنت در رابطه با روزه روز عاشوراء، مطالبي دارد كه به نظر من اين مطالب وهن اسلام و جسارت به ساحت مقدس رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هست. همان آقاي أبو خالدي كه مقاله نوشته و در رابطه با روزه روز عاشوراء بحث كرده، ايشان آمده اين تعبير را آورده كه با توجه به جايگاه روز عاشوراء، در مورد روزه آن در سنت پيامبر (صلي الله عليه و آله) تأكيد بسيار شده است و آن حضرت امت را تشويق به روزه گرفتن در اين روز نموده است كه تمامي اينها دروغ و جعلي و ساختگي است. بعد مي گويد روايتي از حضرت عبدالله بن عباس رضي الله عنه در صحيح بخاري نقل شده كه مي فرمايد:

رسول الله به مدينه تشريف آوردند يهوديان را ديدند كه در روز عاشوراء روزه مي گيرند، آن حضرت فلسفه آن را سؤال كرد و يهوديان گفتند: اين روز روز مباركي است، در اين روز خداوند متعال بني اسرائيل را از دست دشمنان نجات داده، بعد آقا رسول اكرم فرمود: من از شما به موسي سزاوار تر هستم.

خوب بينندگان عزيز توجه دارند بر اين كه اين قضيه كه آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بيايد به مدينه، يهودي ها در روز عاشوراء روزه گرفته اند و به تبع از يهودي ها روزه بگيرد و مسلمانان را دعوت كند به روزه گرفتن، به نظر ما بالاترين جسارت به ساحت مقدس نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را تابع جوّ يهودي هاي مدينه معرفي مي كنند. نبي اكرم (صلي الله عليه و آله) متأثر از فرهنگ يهوديت مي شود و به مسلمانان دستور مي دهد كه روزه بگيرند. البته بزرگان أهل سنت در اين زمينه حرف هايي دارند.

جناب زين الدين عبدالرحمن بن حنبلي متوفاي ٧٩٥ هجري كتابي دارد به نام لطائف المعارف، صفحه ١٠٢ ايشان هم همين تعبير را دارد كه مي گويد:

ان النبي (صلي الله عليه و سلم) لما قدم المدينة و رأي صيام أهل الكتاب له و تعظيمهم له و كان يحب موافقتهم! فيما لم يؤمر به صامه و أمر الناس بصيامه و أكد الامر بصيامه و الحث عليه حتي كانوا يصومونه أطفالهم.

پيامبر به مدينه آمد و ديد يهودي هاي مدينه روز عاشوراء را روزه مي گيرند و پيامبر دوست داشت كه با يهودي ها هم صدا و هم نواخت بشود. به مردم دستور داد در روز عاشوراء، روزه بگيرند و تأكيد كرد و مسلمانان بچه هاي شان را هم دستور مي دادند در روز عاشوراء، روزه بگيرند.

البته جناب إبن حجر عسقلاني هم در كتابفتح الباري شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، جلد ٤، صفحه ٢٨٨ هم همين تعبير را مي آورد:

و قد كان رسول الله يحب موافقة أهل الكتاب فيما لم يؤمر فيه بشيء.

پيامبر دوست داشت با يهودي ها هم صدا شود و موافقت كند در مواردي كه دستوري در اسلام براي حضرت نيامده است.

البته در صحيح بخاري، جلد ٤، صفحه ٢٦٩، حديث ٣٥٥٨ همين تعبير را آورده است.

دخل النبي صلي الله عليه و سلم المدينة و إذا أناس من اليهود يعظمون عاشوراء و يصومونه فقال النبي صلي الله عليه و سلم و نحن أحق بصومه فأمر بصومه.

عمده القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ١٧، ص ٧١

در اينجا من توجه عزيزان بيننده و جوانان عزيز أهل سنت، حتي جوانان وهابيت را كه دنبال فرا گفتن حقيقت هستند و دنبال اين هستند آنچه كه از سنت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هست به زيبائي براي آنها روشن بشود، نه سنت بني اميه و آل زياد، توجه اين عزيزان را به دو نكته جلب مي كنم.

نكته اول:

ما روايات متعددي داريم در منابع شما عزيزان أهل سنت كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) دستور داده كه با يهودي ها مخالفت كنيد. شما ببينيد جناب طبراني در المعجم الكبير، جلد ٧، صفحه ٢٩٠، حديث ٧١٦٤ مي فرمايد:

لا تشبهوا باليهود.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج٨، ص٣٨ ـ فتح الباري شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٣، ص٧١ ـ عمده القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج٤، ص٥٩

شما مسلمانان حق اين كه خودتان را شبيه يهود كنيد نداريد.

چطور پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

لا تشبهوا باليهود.

بعد خود حضرت مي گويد:

چون يهودي ها روز عاشوراء روزه مي گيرند، شما هم روزه بگيريد.

هم چنين ذهبي درخلاصه مستدرك و حاكم نيشابوري درالمستدرك علي الصحيحين، جلد ١، صفحه ٢٦٠از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند:

خالفوا اليهود فإنهم لا يصلون في خفافهم و لا نعالهم.

با يهودي ها مخالفت كنيد.

نكته دوم:

من تقاضا دارم به اين نكته عزيزان تحصيل كرده چه شيعه و چه سني توجه ويژه داشته باشند اين رواياتي كه حتي در صحيح بخاري هم آمده پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مدينه وقتي ديدند يهودي ها روزه گرفتند و دستور داد مردم روزه بگيرند، اصلا اين با واقعيت تاريخي تطبيق نمي كند، چون تعبيري كه عرض كردم از جناب زين الدين حنبلي و هم چنين عسقلاني، مي گويد:

لما قدم المدينة.

و جناب أبو خالد هم عبارت شان اين است:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) وقتي آمد به مدينه، يهوديان را ديد.

ما از اين عزيزان أهل سنت سؤال مي كنيم هجرت پيامبر (صلي الله عليه و آله) در چه ماهي بود و در چه روزي بود؟ تمام بزرگان أهل سنت و شيعه اتفاق نظر دارند بر اين كه هجرت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از مكه به مدينه در ربيع الاول صورت گرفته و دارد كه روز ١٨ ربيع الاول بود كه پيامبر اكرم وارد مدينه منوره شد، يعني هجرت پيامبر اكرم در ١٨ ربيع الاول صورت گرفته.

تاريخ الطبري، ج٢، ص٢ ـ الكامل لإبن الأثير، ج٢، ص٥١٧ ـ فتح الباري شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٤، ص٢٨٩ ـ بحار الأنوار للمجلسي، ج١٩، ص٤٠

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ورودشان به مدينه ربيع الاول بوده. فاصله ربيع الاول تا محرم ٩ ماه است، اصلا اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وقتي به مدينه تشريف آوردند، مطابق بود با محرم و روز عاشوراء و روز روزه گرفتن يهوديان، اين دروغ محض است. ٩ ماه از آمدن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به مدينه تا روز عاشوراء فاصله بود. اضافه بر اين مسئله ماه در نزد يهوديان، شمسي است و ارتباطي با قمر ندارد و آنها ماه هاي قمري را برايش ارزش قائل نيستند و بر مبناي سال هاي شمسي برنامه دارند؛ ولي روز عاشوراء يا روز دهم ماه، روزه مي گرفتند، ولي آقايان ظاهرا حفظت شيئاً و نسيت الفاً يك چيزي را حفظ گرفتند و هزاران چيز ديگر را فراموش كردند. بله در كتابدائرة المعارفجناب بستاني، جلد ١١، صفحه ٤٤٦ دارد كه يهودي ها روز دهم را روز عاشور مي دانستند، روز دهم اولين ماه سال آنها است كه عبارت است از تشرين اول، كه طبق سال هاي رومي، تشرين اول با اكتبر و آبان تطبيق مي كند. تشرين اول مي شود آبان و تشرين دوم مي شود آذر، كانون اول مي شود دي و شباط مي شود اسفند. دوباره باز فروردين اينها مي شود آذر و نيسان و اياز و حريزان و تمّوز و آب و ايلول تا مي رسد به تشرين. پس تشرين، اولين ماه از سال يهودي ها است. روز دهم تشرين را آقايان روزه مي گرفتند كه اصلا ارتباطي با روز عاشوراء محرم الحرام ندارد و هم چنين جناب دكتر جواد علي تعبيرشان اين است كه يهودي ها روز دهم اول سال شان را روزه مي گيرند به عنوان روز كفاره و روزي كه اينها روزه مي گيرند تا از گناهان گذشته شان بري بشوند. اين مطلبي است كه در كتابالمفصل في تاريخ العرب، جلد ٦، صفحه ٣٣٩ و جناب صفار كه از علماي طراز اول اردن است ايشان هم مقاله اي دارد در رابطه با تحقيق روز عاشوراء، در مجله الهادي، شماره ٧، صفحه ٣٧ آنجا مفصل آمده است. پس آقايان أهل سنت روزه گرفتن روز عاشوراء را مي گويند تبعيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از يهود بوده و اين به نظر ما بالاترين جسارت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هست و مخالف با روايات ديگر و مخالف با حقائق هست. ولي جاي تأسف تر از اين در صحيح بخاري، جلد ٢، صفحه ٢٥٠ روايتي را نقل مي كند از عايشه:

قالت كان يوم عاشوراء تصومه قريش في الجاهلية، و كان رسول الله يصومه، فلما قدم المدينه صامه و امر بصيامه، فلما فرض رمضان ترك يوم عاشوراء، فمن شاء صامه و من شاء تركه.

روز عاشوراء روزي بود كه قريش در زمان جاهليت روزه مي گرفتند.

حالا ما نمي دانيم اين آقاياني كه مي گويند قريش در جاهليت روزه مي گرفتند، اين قريشِ مشرك، قريشِ غافل، قريشي كه بت مي پرستيدند، اصلا معتقد به روزه بودند يا نبودند.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم به تبع قريش روز عاشوراء را روزه مي گرفتند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وقتي هجرت كرد به مدينه آمد، باز روز عاشوراء را روزه مي گرفتند و دستور داد مسلمانان روزه بگيرند؛ وقتي كه روزه ماه رمضان واجب شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) روزه روز عاشوراء را ترك كرد و فرمود: هر كس بخواهد روزه مي گيرد و هر كس بخواهد روزه نمي گيرد.

صحيح بخاري، ج٢، ص٢٥٠، حديث٢٠٠٢، كتاب الصوم، باب ٦٩، باب صيام يوم عاشوراء و ج٤، ص٢٣٤، باب ايام الجاهلية ـ السنن الترمذي، ج٢، ص١٢٧ ـ السنن إبن داود، ج١، ص٥٤٦ ـ عمده القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج١٦، ص٢٨٩

حالا ما كاري نداريم بر اين كه آيا اين روايت سنداَ صحيح است. هشام بن عروه در اينجا كه از إبن قطان نقل مي كند، خود جناب ذهبي در ميزان الاعتدال، جلد ٤، صفحه ٣٠١ مطالبي دارد. ما اين را بطور كلي صرف نظر مي كنيم و جالب اين كه جناب هيثمي از ابو سعيد خدري نقل مي كند بر اين كه:

إن رسول الله صلي الله عليه و سلم أمر بصوم عاشوراء و كان لا يصومه.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) دستور داده روز عاشوراء را خودتان روزه بگيريد، ولي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به هيچ وجه روزه نمي گرفتند.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج٣، ص١٨٣

خيلي جالب است يعني واقعا ما ٤ تا دوست اين طوري داشته باشيم، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيازي به دشمن ندارد. خوب اگر واقعا روزه گرفتن روز عاشوراء يك امر خوب و زيبا و معروفي بود، چطور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دستور مي دهد اين كار معروف را مسلمانان انجام بدهند، ولي خودش انجام نمي دهد.

* * * * * * *

سؤال:

نظر إبن تيميه درباره قيام امام حسين (عليه السلام) و هم چنين نظر إبن تيميه نسبت به يزيد چيست؟

جواب:

ما در سال گذشته ماه محرم الحرام با برادر بزرگوارم جناب آقاي هدايتي نسبت به إبن تيميه در رابطه با امام حسين (عليه السلام) و عاشوراء و دفاع ايشان از يزيد مفصل بحث كرديم و با توجه به اين كه اين نويسنده مقاله، كه آقاي أبو خالد كه حالا نام واقعي است يا نام مستعار، مطالبي آورده كه هم خواني با نظرات إبن تيميه دارد و همان سخن وهابيت را در اين مقاله بال و پر داده اند، ما يك نظر ديگري به آراء و اقوال إبن تيميه مي كنيم، نسبت به سرور آزادگان آقا امام حسين (عليه السلام). امام حسيني كه شيعه و سني، مسيحي و يهودي، حتتي زرتشتي ها، حتي افرادي كه اصلا معتقد به اديان آسماني نيستند، آتش پرست و گاوپرست هستند، اينها در رابطه با امام حسين (عليه السلام) عبارت هاي زيبا و ارزنده دارند كه بينندگان عزيز ما از شبكه سلام ما اين مطالب را مفصل از زبان برادران بسيار بزرگوارم و عزيزان مان شنيده اند، ولي آنچه كه مهم است اين است كه إبن تيميه تئورسين وهابيت، كه امروز وهابيت، نظر إبن تيميه را حتي بر نظر صحابه هم مقدم مي دارند، من گمان مي كنم بر نظر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هم مقدم مي دارند. چند روز پيش در يكي از سايت هاي وهابي ديدم كه يكي از اين آقايان مي گويد اگر چنان چه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم از قبر زنده شود و به ما بگويد توسل به أنبياء (عليهم السلام) و اولياء اشكالي ندارد، ما از خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي پذيريم. يعني معنايش اين است كه نظر إبن تيميه و محمد بن عبدالوهاب را ما بر نظر خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مقدم مي داريم. آن وقت با اين نظرشان، خودشان را مسلمان واقعي و اسلام شان را هم اسلام راستين محمدي (صلي الله عليه و آله) و خودشان را تابع سلف صالح مي دانند. واقعا جاي شگفتي است.

نكته اول:

ابن تيميه در منهاج السنة، جلد ٤، صفحه ٥٢٨ وقتي مي رسد به قيام هايي كه بوده، از جمله قيام امام حسين (عليه السلام)، مي گويد:

فأن مفسدته أعظم من مصلحته.

فساد اين كار ها و قيام ها بر عليه خلفاء و بزرگان و اولياء امر، از مصلحتش بيشتر است.

و هم چنين در جلد ٤، صفحه ٥٣٠ وقتي به قضيه آقا امام حسين (عليه السلام) مي رسد مي گويد:

لم يكن في الخروج لا مصلحة دين و لا مصلحة دنيا، بل تمكن اولئك الظلمة الطغاة من سبط رسول الله حتي قتلوه مظلوما شهيدا و لكن في خروجه و قتله من الفساد ما لم يكن حصل لو قعد في بلده.

در قيام حسين نه مصلحت براي دين اسلام بود و نه مصلحت براي دنياي مسلمانان بود. بلكه قيام حسين باعث شد يك سري ظالمان و طغات، حسين را مظلومانه شهيد كردند. اگر حسين در خانه اش مي نشست و در مدينه به زندگي عادي خودش ادامه مي داد، خيلي فسادش كمتر بود و جامعه گرفتار نمي شد از اين كه بيايد يك هم چنين كاري را انجام بدهد.

و هم چنين در جلد ٢، صفحه ٢٤٥ يك تعبيري دارد، من تقاضا مي كنم بينندگان عزيز مخصوصا اگر جوانان عزيز أهل سنت يا جوانان تحصيل كرده وهابي، الآن اگر صداي مرا مي شنوند يا تكرار برنامه را مي بينند، اين عبارت إبن تيميه را خوب دقت كنند و منصفانه قضاوت كنند. ايشان در جلد ٢،صفحه ٢٤٥ تعبيري دارد:

فمنما يتعلق بهذا الباب أن يعلم أن الرجل العظيم في العلم و الدين من الصحابة و التابعين و من بعدهم إلي يوم القيامة أهل البيت و غيرهم، قد يحصل منهم نوع من الإجتهاد و نوعا من الهوي الخفي.

مطلبي كه بايد همگان بدانند اين است يك مرد بزرگ در علم و دين از صحابه و تابعين و از أهل بيت اينها همه گرفتار اجتهاد بوده اند و اين اجتهادي كه مقروناً بالظن، به گمان خودشان اجتهاد مي كردند و يك نوع هواي نفساني خفيفي در صحابه و تابعين بر أهل بيت بود.

فعلا أهل بيت (عليهم السلام) را مي گذاريم كنار، چون در مورد أهل بيت (عليه السلام) مطالبي دارد كه سال گذشته مفصل در اين باره عرض كرديم، وقتي آقاي إبن تيميه مي آيد نسبت به صحابه و تابعين اين چنين مي گويد: در صحابه و تابعين يك نوعي از اجتهاد بوده كه مقرون به ظن و گمان و نوعي از هواهاي نفساني است؛ اگر واقعا هواي نفساني در صحابه هست، چگونه مي توانيم صحابه را عادل بدانيم، گفتار آنها را گفتار شريعت تلقي بكنيم. پس خلاصه حرف إبن تيميه اين هست كه در قيام امام حسين (عليه السلام) جز مفسده چيز ديگري نبود؛ نه براي دين مردم مصلحتي بود و صلاحي و فايده اي داشت و نه براي دنياي مردم. در اينجا من خيلي روشن چند فرازي از سخنان آقا امام حسين (عليه السلام) از منابع أهل سنت را عرض مي كنم كه خود سخنان آقا امام حسين (عليه السلام) جواب خيلي واضح و روشني است به آقاي إبن تيميه.

آقا امام حسين (عليه السلام) در برخوردشان با اصحاب حر بن يزيد رياحي در منطقه بيزه حضرت حمد الهي كرد و ثنا گفت و فرمود:

يا ايها الناس! إن رسول الله قال: من رأي سلطانا جائرا، مستحلا لحرم الله، ناكسا لعهدالله، مخالفا لسنة رسول الله، يعمل في عباد الله بالإثم و العدوان، فلم يغير عليه بفعل و لا قول، كان حقا علي الله أن يدخله مدخله، ألا و إن هؤلاء قد لزموا طاعة الشيطان و تركوا طاعة الرحمان، أظهروا الفساد و عطلوا الحدود و أحلوا حرام الله و حرموا حلاله و أنا أحق من غير.

پيامبر فرمود: هركس ببيند يك حاكم ستمگري، كه حرام هاي خدا را حلال مي كند، عهد و پيمان خدا را مي شكند، حاكم جائري كه مخالف با سنت پيامبر است و در ميان بندگان به گناه و تجاوز عمل مي كند، اگر كسي هم چنين حاكم جائري را ببيند، در برابر او قيام نكند و سخني نگويد، فرداي قيامت اين فردي كه در برابر حاكم ستمگر سكوت كرده، خداوند اين سكوت گر را با آن ظالم، در يك نقطه از جهنم گرفتار عذاب الهي مي كند.

تاريخ الطبري، ج٤، ص٣٠٤ ـ الكامل لإبن الأثير،ج٤، ص٤٨، الفتوح لإبن أعصم، ج٥، ص٨١

بعد حضرت ادامه مي دهد:

مردم! يزيد و دودمان يزيد ملازم طاعت شيطان هستند، از اطاعت خداوند بيرون رفته اند، اينها در سراسر زمين، فساد و بي بند و باري را گسترش داده اند و حدود الهي را تعطيل كرده اند، حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال شمرده اند و من از هر كسي سزاوارتر هستم كه در برابر اين حاكم ستمگر قيام كنم.

نكته دوم:

اين را هم بزرگان أهل سنت همه نقل كرده اند، مخصوصا آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء، تاريخ الإسلام و ديگر كتاب ها آورده اند كه آقا امام حسين (عليه السلام) در سرزمين كربلاء فرمودند:

ألا ترون الحق لا يعمل به و الباطل لا يتناهي عنه، ليرغب المؤمن في لقاء الله، فإني لا أري الموت إلا السعادة و الحياة مع الظالمين إلا برما.

آيا نمي بينيد كه در اين جامعه به حق عمل نمي شود و از باطل كناره گيري نمي شود، تا اين كه مؤمن در لقاي خداوند رغبت پيدا كند و من مرگ و شهادت در برابر خروج و قيام نسبت به حاكم جائر را، جز سعادت نمي بينم و زندگي در اين جامعه خفقان آور و دور از حق و آلوده به باطل، جز ننگ چيزي ديگري نيست.

المعجم الكبير للطبراني، ج٣، ص١١٥ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١٩٢ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٣، ص٣١٠ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٥، ص١٢ ـ تاريخ مدينه دمشق لإبن عساكر، ج١٤، ص٢١٧

نكته سوم:

در تاريخ طبري آمده است كه امام حسين (عليه السلام) در روز عاشوراء فرمود:

فأنا الحسين بن علي و إبن فاطمه بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، نفسي مع أنفسكم و أهلي مع أهليكم، فلكم في أسوة.

من حسين، فرزند علي و فرزند فاطمه دختر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هستم. الان جان من با جان شماست و أهل بيت من با أهل بيت شماست و من براي همه شما الگو هستم، شما بايد زندگي مرا الگو براي خودتان قرار بدهيد.

تاريخ الطبري، ج٤، ص٣٠٤

جالب اين است كه عباس محمود عقاد در كتاب أبو الشهداء يك تعبير زيبائي دارد، مي گويد:

و خير لبني الانسان أضمر أن يكون فيهم خلق كخلق الحسين الذي أغضب يزيد بن معاويه علي أن يكون جميع بني الانسان علي ذالك الخلق.

بودن انساني همانند حسين مايه افتخار انسانيت هست و مايه آبرو براي همگان هست.

اينها نشان گر اين هست كه سخن آقاي إبن تيميه يك سخن واهي و بي اساس و بي مايه است. حتي همه بزرگان، حتي من ديده ام خطيب جمعه زاهدان در هفته گذشته در نماز جمعه سخنان زيبائي داشتند، گرچه نسبت به بعضي از فرازهاي او ما اشكال داريم. مطالبي كه با واقعيت تاريخ تطبيق نمي كند فرمودند، ولي ايشان صراحتا گفتند: قيام امام حسين (عليه السلام) بايد براي ما الگو باشد، آقا امام حسين (عليه السلام) در كربلاء اگر قيام نمي كردند دين به خطر مي افتاد، اسلام به خطر مي افتاد. اينها عبارتي است كه تمام أهل سنت اين عبارت را دارند كه اگر قيام امام حسين (عليه السلام) نبود، نه أهل سنت امروز اين گرايش اسلامي را داشتند و نه شيعه. دودمان بني اميه هدفشان نابودي اسلام و حذف نام نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) از مناره ها و از مأذنه ها بوده، چون دودمان بني اميه، همان دودمان شجره ملعونه در قرآن هستند كه اينها هشت سال جنگ تمام عيار با اسلام و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) داشتند و در فتح مكه مجبوراً و در زير شمشير بران مسلمانان، بالاجبار و بالظاهر اسلام آوردند؛ ولي آمدند با شيطنت هايي كه داشتند در كمتر از نيم قرن خودشان را به رياست رساندند و همان عقده هاي بدر، حنين و خيبر را از اسلام و مسلمين گرفتند و اينها اگر چنان چه واقعا حكومت شان دو قرن ادامه داشت، ديگر از اسلام خبري نبود؛ ولي قيام آقا امام حسين (عليه السلام)، اسلام را از چنگال درندگان دودمان بني اميه نجات داد و براي هميشه اين اسلام را بيمه فرمودند.

* * * * * * *

سؤال:

إبن تيميه در مورد اقدام يزيد نسبت به شهادت امام حسين (عليه السلام) چه توجيهي دارد؟

جواب:

البته اين قصه سر دراز دارد. ما سال گذشته هم در اين مورد سخن گفتيم؛ ولي خلاصه سخن إبن تيميه در اين زمينه روي چند محور دور مي زند. اول مي گويد:

إن يزيد لم يظهر الرضا بقتله و أنه أظهر الألم لقتله والله أعلم بسريرته و قد علم لم يأمر بقتله إبتداء.

اصلا يزيد راضي به قتل حسين نبود. وقتي شنيد حسين كشته شده اظهار ناراحتي كرد و يزيد بن معاويه اصلا دستور كشتن حسين را هم نداد.

رأس الحسين، ص٢٠٧ ـ منهاج السنه، ج٤، ص٥٣٠ ـ ج٢، ص٢٤١

حتي مي گويد يزيد اصلا دستور نداده بود أهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را به شام ببرند.

به قول يكي از بزرگان، أهل بيت امام حسين (عليه السلام) رفته بودند به شام براي هواخوري و سياحت؛ چون در كربلاء، هواخوري و سياحتي نداشتند؛ رفته بودند آنجا سياحت بكنند و هوا بخورند. و تعبير متعدد ديگري كه ايشان نسبت به اين قضيه دارند، يا اصلا يزيد بن معاويه خودش يك مجتهد بود، آدم مجتهد اگر بخواهد اجتهاد بكند و اشتباهي هم بكند، در حقيقت يك پاداشي هم دارد. يعني نظر إبن تيميه اين است كه قضيه يزيد نسبت به آقا امام حسين (عليه السلام) يك اجتهاد بوده، نه تنها گناهي نكرده، بلكه پاداشي هم برده. و هم چنين در جلد ٢، صفحه ٢٢٦مي گويد:

لم يسب للحسين حريما، بل أكرم أهل بيته.

يزيد أهل بيت حسين را براي اسارت نبرد؛ بلكه أهل بيت او را خيلي احترام كرد.

يعني برده بود شام براي هواخوري و سياحت و داشت اكرام مي كرد.

در رابطه با اين كه آيا يزيد دستور قتل امام حسين (عليه السلام) را داده يا نداده، اجازه بدهيد من در اينجا يك گلايه اي از عزيزان أهل سنت داشته باشم و حتي من به دقت صحبت هاي نماز جمعه هفته گذشته زاهدان را به دقت گوش كردم، صحبت هاي سال گذشته شان را من داشتم، هم چنين ساير عزيزاني كه در رابطه با امام حسين (عليه السلام) و يزيد صحبت كرده اند، گويا تمام اين كارهاي خلاف در كربلاء را يا به عهده عبيدالله بن زياد يا عمر سعد يا شمر مي اندازند و من كم ديدم يا نديدم آقايان صراحتا بگويند كه يزيد قاتل امام حسين (عليه السلام) بوده، و يزيد دستور قتل امام حسين (عليه السلام) را داده است. اخيرا هم ديدم كه وهابي ها، كتاب هاي متعددي نوشته اند در تبرئه يزيد از قتل آقا امام حسين (عليه السلام). در اينجا من توجه بينندگان عزيز را به چند نكته اساسي جلب مي كنم كه تمام جناياتي كه در كربلاء انجام گرفت، تمام اينها به دستور شخص يزيد بن معاويه بوده و بس. شما ببينيد الكاملإبن اثير، جلد ٤، صفحه ١٥ و تاريخ اليعقوبي، جلد ٢، صفحه ٢٤١ و الإمامة و السياسه، صفحه ١٧٥، نامه اي كه يزيد نوشته به مروان، مي گويد:

أشدد يدك بالحسين، فلا يخرج حتي يبايع، فإن أبي فاضرب عنقه.

خوب بچسبيد به حسين تا بيعت كند و اگر بيعت نكرد گردنش را بزنيد.

آيا اين دستور قتل و شهادت امام حسين (عليه السلام) نيست؟!

يا عبارتي كه الكاملإبن اثير، جلد ٤، صفحه ١٤٠ نقل مي كند، عبيدالله بن زياد را بعضي شماتت مي كردند كه بي چاره تو دست خود را به خون فرزند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آلوده كردي، گفت:

فقال عبيدالله بن زياد: أما قتلي الحسين، فإنه أشار إلي يزيد بقتله أو قتلي، فأختار قتله.

من كه حسين را كشتم، به دستور خود يزيد بوده، به من گفت يا حسين را بكش يا تو را مي كشم؛ من هم براي اين كه كشته نشوم، حسين را كشتم.

جناب شبراوي در الإتحاف بحب الأشراف، صفحه ٦٢ مي گويد:

لا يشك عاقل أن يزيد بن معاويه هو قاتل الحسين، لأنه هو الذي ندب عبيدالله بن زياد لقتل الحسين

هيچ عاقلي شك ندارد كه يزيد بن معاويه قاتل حسين است و او بود كه عبيد الله بن زياد را واداشت به قتل حسين.

و جناب إبن عماد حنبلي صاحب كتاب شذرات الذهب، جلد ١، صفحه ٦٨ از كتاب هاي معتبر أهل سنت هست، جناب تفتازاني نقل مي كند و مي گويد:

إتفقوا علي جواز اللعن علي من قتل الحسين أو أمر به أو أجازه أو رضي به، والحق إن رضي يزيد في قتل الحسين، و إستبشاره بذلك، إهانته أهل بيت رسول الله مما تواتر معناه، فنحن لا نتوقف في شأنه، بل و في كفره و إيمانه، لعنة الله عليه و علي أنصاره و أعوانه.

أهل سنت اتفاق نظر دارند كه جائز است لعن كنيم قاتل حسين را و كسي كه دستور داده و اجازه داده و راضي شده. حق اين است كه رضايت يزيد به كشتن حسين و خوشحال شدن يزيد از شهادت حسين و اهانت يزيد نسبت به أهل بيت رسول خدا، اين مسئله است كه از نظر معنا متواتر است و ما به هيچ وجه درباره يزيد هيچ تأملي نداريم، بلكه هيچ شكي در كفر يزيد هم نداريم. لعنت خدا بر يزيد و بر أنصار يزيد و بر أعوان يزيد.

اين را هم عرض كنم كه ذهبي از استوانه هاي علمي أهل سنت هست، مي گويد:

قتل يوم حرة من حملة القرآن سبعمائة، لما فعل يزيد بأهل المدينة ما فعل و قتل الحسين و إخوته و آله و شرب يزيد الخمر و إرتكب أشياء منكرة، بغضه الناس و خرج عليه غير واحد و لم يبارك الله في عمره.

يزيد آن جنايتي كه در حق أهل مدينه كرد كه هفتصد تن از مهاجرين و انصار را به قتل رساند و بيش از هزار فرزند نا مشروع در مدينه در قضيه حره بوجود آمد و و هم چنين حسين و برادران و آل او را كشت و هم چنين شراب خوردن يزيد و كارهاي زشتي كه از يزيد صورت گرفت، مردم او را دشمن مي داشتند، افراد زيادي در برابر او قيام كردند و خداوند عالم در عمر يزيد هيچ بركتي قرار نداد.

تاريخ الإسلام للذهبي، ج٥، ص٣٠، قضاياي حوادث سال ٦١ هجري ـ مسند احمد، ج٤، ص٥٥

* * * * * * *

سوال:

به جز إبن تيميه در ميان علماي أهل تسنن چه كساني تحليل غير منصفانه از قيام امام حسين (عليه السلام) كردند و يا يزيد را نيز مسئول ندانستند و يا لعن بر يزيد را جائز ندانستند؟ و سؤال دوم من اين كه عقيده إبن تيميه در مورد حجاج بن يوسف ثقفي و ديگر خلفاي اموي كه قاتل امام چهارم و امام پنجم هستند، مانند وليد بن عبدالملك و ابراهيم بن وليد چه بوده؟

پاسخ:

بله هستند افراد تقريبا محدودي نه خيلي زياد، كه اينها لعن يزيد را جائز نمي دانند. خود وهابي ها در اين ١٠، ١٥ سال اخير كتاب هاي متعددي نوشته اند، بعضي اساتيد دانشگاه هاي قطر و كويت كتاب هايي در اين هفت هشت سال اخير نوشته اند و در آنجا تحليلي دارند در حرمت لعن يزيد بن معاويه و هم چنين ابو حامد غزالي، صاحب احياء العلوم، تقريبا من جمله افرادي است كه لعن يزيد را جائز نميداند و مي گويد لعن يزيد كاملا اشكال دارد و ما نبايد به يزيد لعنت بكنيم.

سال گذشته در نماز جمعه يكي از شهرهاي استان هرمزگان، يك اطلاعيه اي پخش كردند مبني بر حرمت لعن يزيد بن معاويه. ما هم چيزي نمي گوئيم نسبت به كساني كه از يزيد دفاع مي كنند يا نظر خوشي دارند نسبت به او، خدا را قسم مي دهيم به آبروي امام حسين (عليه السلام) آنها را با يزيد محشور كند و ما را هم با أهل بيت عصمت و طهارت (عليه السلام) كه افتخار حمايت از اينها را داريم.

حالا اگر آنها واقعا معتقدند، چون إبن تيميه هم مي گويد يزيد گناهي كرده و از كجا معلوم حسناتي نداشته باشد بر اين كه گناهانش را از بين ببرد، خوب اگر اين ملاك باشد، فرعون هم كارهاي خوبي انجام داده، نمرود هم كارهاي خوب انجام داده يا بعضي افراد ملحد، مگر صدام كارهاي خوبي انجام نداده، اگر ملاك اين باشد ما ديگر نبايد در در دنيا به كسي بگوئيم بد است. إن شاء ا... در رابطه با نظر إبن تيميه در مورد حجاج بن يوسف ثقفي و ساير خلفاء عرض خواهيم كرد. گرچه در صحبتي كه امروز خدمت عزيزان عرض كردم إبن تيميه صراحت دارد در مورد خلفاء كه تمام اينها جزو اولياء هستند و جزو ولي امر هستند و كسي حق قيام در برابر اينها را ندارد. هر كس در برابر خلفاي بني اميه و بني عباس قيام كرده، ضررش بيش از منفعتش بوده و لذا ايشان صراحتا هرگونه مخالفت با حكام بني اميه و حكام بني مروان را كاملا غير جائز مي شمارد و مي گويد ما به هيچ وجه نبايد در اين زمينه قيام بكنيم.

منهاج السنه لإبن تيمية، ج٤، ص٥٢٨ و ج٤، ص٥٣٠

* * * * * * *

سؤال:

بعد از اين كه امام حسين (عليه السلام) به دست يزيد به شهادت رسيد، گفتند كه حاكم مصر آمد به خون خواهي امام حسين (عليه السلام) برخيزد و وقتي آمد با يزيد روبه رو شد، يزيد نامه اي داشت از پدر حاكم مصر، مي خواستم بدانم صحت دارد كه نوشته بود و سفارش كرده بود به معاويه و معاويه به يزيد كه اولاد حضرت علي (عليه السلام) را بكشند و به شهادت برسانند؟

پاسخ:

خير ما هم چنين چيزي نداريم كه حاكم مصر براي خون خواهي امام حسين (عليه السلام) آمده باشد، بلكه آن زمان مصر جزو حكومت اسلامي بوده و حاكم مستقلي نداشته. مصر تقريبا در زمان ابوبكر و اوائل حكومت عمر فتح شد و جزو دائره حكومت اسلامي بود، از طرف معاويه و يزيد در آنجا حاكمي بوده كه خود آقا امير المؤمنين (عليه السلام) هم آقاي مالك اشتر را به عنوان حاكم و استاندار فرستاد كه متأسفانه معاويه او را مسموم كردند.

* * * * * * *

سؤال:

سؤالي داشتم راجع به مختار ثقفي، اين انتقامي كه از آل يزيد و آل مروان گرفت، آيا اين را به عنوان يك خليفه قبول دارند كه يك هم چنين كاري انجام شد يا نه؟ اگر يزيد خليفه بود پس مختار چه مي شود؟ مي خواستم كمي در اين باره توضيح بدهيد.

پاسخ:

در رابطه با قضيه مختار ثقفي حديث و سخن خيلي زياد هست؛ ولي ما بايد دو مسئله را در مورد او با هم تفكيك كنيم. يكي اين كه اين عملي كه از مختار صادر شد در خارج و تمام قاتلان امام حسين (عليه السلام) و ظالمين را به كيفر رساند، اين را قطعا شكي نداريم كه مرضي خداوند عالم هست، مرضي أهل بيت (عليهم السلام) هم بوده و مايه چشم روشني أهل بيت (عليهم السلام) بوده، حتي ما داريم در تاريخ شيعه و سني، وقتي آمدند به مدينه به آقا امام سجاد (عليه السلام) خبر دادند كه يابن رسول الله، آيا خبر داريد كه در كوفه چه خبر هست؟ مختار در كوفه قيام كرده و تمام كساني را كه در شهادت پدر بزرگوارتان سهيم بودند به كيفر رسانده، إبن سعد را كشته، عبيدالله بن زياد را كشته، و داشت گزارش مي داد،

مي گويند آقا امام سجاد (عليه السلام) فرمود:

آيا حرمله قاتل برادر شير خواره ام را به كيفر رسانده يا نه؟ راوي مي گويد من بي خبر هستم. بعد از اين كه چند ساعتي گذشت نفر دومي آمد و آقا امام سجاد (عليه السلام) سر سفره بودند، بشارت داد به آقا امام سجاد (عليه السلام) كه ما شنيديم يا بوديم در كوفه كه حرمله را هم به كيفر رساندند، آقا امام سجاد (عليه السلام) در همان سر سفره به سجده افتادند و خدا را بر اين كار مختار ثقفي شكر كردند.

حالا اين كه چگونه آقا امام سجاد (عليه السلام) نسبت به شهادت علي اصغر (عليه السلام) متأثر بوده يا نبوده، اين يك بحث طولاني دارد، حتي من ديدم يكي از مورخين بزرگ آمريكائي هست به نام ويل دورانت تعبيري اين چنيني دارد:

اگر تمام كارهايي كه لشگريان يزيد در كربلاء كردن قابل توجيه باشد، شهادت طفل شيرخواره امام حسين (عليه السلام) قابل توجيه نيست.

شهادت و كشتن اين كودك آن هم به آن چنان وضعي، قلب هر شنونده را به درد مي آورد.

در تاريخ آمده است:

وقتي آقا امام حسين (عليه السلام) به زينب كبري (س) فرمود: فرزندم را بدهيد من از او خداحافظي بكنم، قبل از اين كه لب هاي امام حسين (عليه السلام) به گونه هاي علي اصغر (عليه السلام) برسد، تير حرمله بر حلقوم علي اصغر (عليه السلام) وارد شد و قلب آقا امام حسين (عليه السلام) واقعا كباب شد.

و در همان جا بود كه بعضي از مقتل نويسان نوشته اند:

هاتفي صدا زد:

صبرا لك يا حسين، دعه فإن له مرضعة في الجنة.

حسين، خداوند بر قلبت صبر بدهد و او را به ما واگذار كن، ما يك دايه مهرباني در بهشت براي علي اصغر (عليه السلام) تهيه ديده ايم.

خوب اين كار مختار، مرضي أهل بيت (عليهم السلام) بوده؛ ولي اين كه آمد خدمت آقا امام سجاد (عليه السلام) و خواست اذن بگيرد براي قيام، آقا امام سجاد (عليه السلام) اذن ندادند، كه اين اذن ندادن يا جنبه سياسي داشته و نمي خواستند تقيةً روي اين قضيه باشد يا معتقد به مشروعيت قيام در آن لحظه نبودند و بعد آمد نزد محمد حنفيه، فرزند ديگر آقا امير المؤمنين (عليه السلام)، يك اجازه اي گرفت و قيام كرد. نسبت به مختار ما درود مي فرستيم و طلب مغفرت مي كنيم و إن شاء ا... كه شفاعت آقا امام حسين (عليه السلام) بر او برسد؛ ولي اين كه قيام ايشان براي اسلام و دين بود يا نه، اين براي ما خيلي روشن نيست.

* * * * * * *

سؤال:

در قضيه روزه عاشوراء فرموديد برادران أهل سنت چنين اتهامي به رسول الله وارد كردند كه ايشان فرمودند شما روزه بگيريد و خودشان نمي گرفتند. من فكر مي كنم برادران فراموش كرده اند كه در قرآن كريم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) أسوه حسنه معرفي شده اند و برداشت بنده اين است كه هر كاري رسول الله مي كنند شما بكنيد و هركاري نمي كنند شما نكنيد. نمي دانم برادران تناقض اين آيه را با اين مطلب در نظر دارند كه اين مطلب را بيان مي كنند يا نه؟

پاسخ:

الحق كه سخن زيبائي فرموديد. آنان مي گويند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) چنين دستور داد، ولي خود انجام نداد، ولي قر آن مي گويد پيامبر (صلي الله عليه و آله) أسوه حسنه است.

* * * * * * *

سؤال:

شما فرموديد كه أهل سنت در تريبون ها لعن يزيد ملعون را نمي كنند، بنده سراغ دارم كه عده اي از برادران أهل سنت در مراسم سينه زني امام حسين (عليه السلام) حضور پيدا مي كنند و يزيد را لعن مي كنند و مي خواستم بدانم كه اين دو دستگي در أهل سنت نشانه چيست؟

پاسخ:

بله بنده هم عقيده ام بر اين است كه بعضي در كردستان، اروميه، خلخال و در جاهاي زيادي ما ديديم حتي در خود زاهدان و بندرعباس كه عده زيادي از برادران أهل سنت مي آيند و در عزاداري امام حسين (عليه السلام) شركت مي كنند؛ همانند شيعيان سينه مي زنند و گريه مي كنند و حتي براي امام حسين (عليه السلام) و روز تاسوعا نذر مي كنند، ما حساب اينها را از حساب أهل سنت و وهابيت جدا مي دانيم. البته اگر أهل سنت، روي نظر فقهي و علماي خود عملي را انجام مي دهند و توانائي اجتهاد ندارند، قطعا گناهشان و وزر و وبال شان به عهده علمائي است كه اين چنين فتوا مي دهند و آنها را از أهل بيت (عليهم السلام) جدا مي كنند. حرف ما نسبت به آن أهل سنتي است كه به تبع وهابيت، اين حرفها را در مقاله هاي شان مي زنند. بنده خودم هم صحبت هاي جناب عبدالحميد را در نماز جمعه هفته گذشته از اينترنت گرفتم و گوش كردم كه ٩٠ درصد حرف هايش، اساسي و زيبا بود كه از ايشان تشكر مي كنيم و چند مورد از حرف هايش خلاف واقع است و ما از ايشان گلايه داريم؛ ولي عبارت ايشان خيلي محترمانه و مؤدبانه است و مي گويد اگر ما در عزاي امام حسين (عليه السلام) شركت نمي كنيم يا لباس سياه نمي پوشيم، به خاطر اين كه برداشت ما از سنت اين هست و عزيزان شيعه ما برداشت شان چيز ديگري هست و ما اين حرف منطقي را استقبال مي كنيم و صد مرحبا و آفرين مي گوئيم و اين مقاله اي كه به نام أبو خالد در همان سايتي كه زير نظر جناب عبد الحميد است گذاشته شده، ما اين صاحب مقاله را آدم منحرف و وهابي و مخالف أهل بيت (عليهم السلام) و حرف هاي او را حرفاي بي اساس و بي پايه و دروغ و افتراء مي دانيم، حتي ايشان با كمال وقاحت و بي حيائي مي آيد عبارتي از فقهاي شيعه نقل مي كند و بعد مي گويد اين نظر شيعيان، نه شرعا و نه عقلا درست نيست. يعني تمام بزرگان و فقهاي شيعه را و تمام نظرات شان را خلاف عقل و اينها را غير عاقل معرفي مي كند. قطعا اين عزيز به آئينه نگاه كرده و چهره خود را مشاهده كرده و بعد آمده نام خودش را بر علما و فقهاي شيعه گذاشته است.

* * * * * * *

سؤال:

در سوره آل عمران وقتي خداوند مي فرمايد اگر كسي از خداوند و پيامبر اطاعت نكند، كافر هستند، مي خواستم بدانم آيا مي توانيم اينها را أهل كفر بدانيم و لعن بكنيم؟

پاسخ:

در مورد آيه مورد سؤال، ما قائل به تعبد هستيم، اگر در روايتي صحيح، نسبت به كسي لعن آمده باشد ما هم لعن مي كنيم و اگر نيامده باشد، ما به صورت كلي لعن مي كنيم؛ مثلا مي گوئيم:

اللهم اللعن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلك.

خدايا تمام دشمنان أهل بيت (عليهم السلام) را گرفتار لعنت كن.

ولي نام از يك فرد بخصوصه نمي بريم، فردي كه در روايات ما از آنها نام برده نشده است.

* * * * * * *

سؤال:

ملازاده:

امام حسين (عليه السلام) و يزيد كه با هم پسر عمو بودند و دعوا داشتند، يزيد به اعتقادات امام حسين (عليه السلام) نزديك بود و شما اين حرف ها را يك تنه به ميدان مي رويد. آيا حسين به حرف هاي شما معتقد بود؟ و إلا چرا مي خواست برود و با يزيد ملاقات كند؟ چرا مي خواست برود و در ميان لشگريان يزيد بجنگد؟

پاسخ:

جناب آقاي ملازاده فرمودند كه يزيد به اعتقادات امام حسين (عليه السلام) نزديك تر بوده، خوب ما حرفي نداريم، خداوند حضرت عالي را كه از يزيد دفاع مي كنيد، فرداي قيامت با يزيد محشور كند و ما هم كه از امام حسين (عليه السلام) دفاع مي كنيم، خدا هم به آبروي امام حسين (عليه السلام) ما را با امام حسين (عليه السلام) محشور كند.

من بار ها و بارها گفته ام و مي گويم و از تمامي اساتيد دانشگاه و حوزه أهل سنت مي خواهم كه بيائيد با هم دوستانه و بدون غرض و خصومت صحبت كنيم و مشكلات را حل بكنيم.

* * * * * * *

سؤال:

در حال حاضر علمائي هستند كه فتوا داده اند كه زنجيرزني با قمه زني حرام مي باشد، به خاطر اين كه وهن به مذهب مي باشد و ضرر به جسم مي زند، آيا نظر شما هم همين است؟

ما چگونه بايد با أهل سنت رفتار كنيم در حالي كه آنان ما را رافضي مي دانند و فحش مي دهند؟

پاسخ:

عزيزان در هر كجاي دنيا كه هستند مي توانند با سايت آقايان مراجع عظام تقليد تماس بگيرند و آنچه كه براي شما حجت هست نظر مرجع تقليد شما هست نه نظر بنده و هدايتي و ديگري و علماي قبل. شما مي توانيد در سايت www.shia.comوارد شويد و سايت تمام مراجع تقليد آنجا هست، از مرجع تقليدتان سؤال كنيد و هر جوابي كه مرجع تقليدتان دادند، همان جواب برايتان حجت هست.

ما اگر پيرو ائمه عصمت و طهارت (عليه السلام) هستيم، كسي كه از زبانش يا حسين و يا الله خارج مي شود، يا زهرا مي گويد، اين زبان را نبايد به فحش آلوده كند. آقا اميرالمومنين (عليه السلام) نسبت به معاويه فرمود:

إني أكره لكم أن تكونوا سبابين و لكنكم لو وصفتم أعمالهم و ذكرتم حالهم، كان أصوب في القول و أبلغ في العذر.

من دوست ندارم شما به معاويه فحش بدهيد.فقط حقائق كارهاي معاويه را به مردم بگوئيد، مردم را روشن كنيد و اعمال و كردار معاويه و لشگريانش را به مردم بازگو كنيد نه اين كه فحش بدهيد.

نهج البلاغه، خطبه ٢٠٦

من از عزيزان تقاضا دارم كه نه تنها به أهل سنت فحش ندهند بلكه اگر زماني يك ناداني به شما فحش داد، طبق دستور قرآن:

وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا

به اهانت او با اهانت پاسخ ندهيد. بگوئيد ما سلامتي شما را از خداوند خواستاريم.

سوره فرقان/آيه ٦٣

وَ إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا

و اگر از كنار يك كار يا عمل ناشايستي عبور كردند كريمانه عبور كنيد.

سوره فرقان/آيه ٧٢

و ما با إسوه قرار دادن قرآن و نبي مكرم و أهل بيت (عليهم السلام) هيچ گونه فحش و ناسزا هم نمي گوئيم، حتي بنده به وهابي ها هم در طول اين دو سالي كه عزيزان برنامه هاي بنده را در شبكه سلام ديده اند، من نهايت تعمد را داشته ام، حتي به وهابي ها هم كوچك ترين اهانتي را نكنم، حتي نسبت به إبن تيميه كه حرف هاي ايشان را نقد كرديم.

* * * * * * *

سؤال:

اگر امام حسين (عليه السلام) مي دانستند كه شهيد مي شوند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم به ايشان اطلاع داده بودند اين موضوع را، چرا زن و بچه خود را هم با خود بردند؟ آيا سابقه داشته كه در جنگ هاي اسلامي كه اين همه زن و بچه را با خود ببرند يا نه؟

پاسخ:

اين سوال را در جلسه بعد حتما جواب خواهيم داد، چون در اين جلسه وقت كم است؛ ولي خلاصه جواب اين است:

در آن زمان وسائل تبليغي نبود و رسانه ها و روزنامه ها نبود و بودن أهل بيت امام حسين (عليه السلام) در كربلاء و رفتن به اسارت در كوفه، سخنراني هاي أهل بيت (عليهم السلام) مردم را روشن كرد و عليه حكومت مردم را بسيج كرد و هم چنين در شام مردم شورش به پا كردند و در هر شهري كه أهل بيت (عليهم السلام) قدم گذاشتند، به عنوان وسيله تبليغاتي و رسانه رساي آن روز، صداي آقا امام حسين (عليه السلام) و هدف ايشان و مقصد امام حسين (عليه السلام) را براي مردم بيان كردند و جنايات دودمان بني اميه را براي مردم روشن كرد. اگر روشن گري أهل بيت امام حسين (عليه السلام) نبود، شايد دودمان يزيد، قيام امام حسين (عليه السلام) و شهادت او را در كربلاء يا توجيه مي كردند يا به طور ديگري براي مردم وارونه مي كردند.

 

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»