سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٧٣ - شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٥

شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٥

کد مطلب: ٥٤٣٧ تاریخ انتشار: ٢٥ ارديبهشت ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٢٩٩١ سخنراني ها » شبکه ولايت شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٥
حبل المتين ٩٠/٠٢/٢٥


بسم الله الرحمن الرحيم


تاریخ : ٢٥ / ٠٢ / ٩٠

 

آقاي رجائي فر

بحث امشب در مورد شبهاتي است كه در زندگي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) وارد مي كنند. إبتداء يك كليپ از شبكه وهابي نور مي بينيم و سپس وارد بحث مي شويم:

پخش كليپ ٠١

اين روايتي كه وجود دارد، اين روايت دقيقاً اگر قرار باشد بگوييم به نفع كيست و بر ضد كيست، بايد بگوييم بر ضد حضرت علي است. اين روايت وقتي است كه حضرت علي تصميم گرفت كه برود با دختر أبو جهل ازدواج كند و زن دوم بگيرد و اين خبر به حضرت فاطمه رسيد و حضرت فاطمه هم رفت به رسول الله (صلي الله عليه و سلم) گفت كه علي مي خواهد ازدواج كند و با دختر أبو جهل مي خواهد ازدواج كند. رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هم رفت روي منبر و گفت: «از خانواده أبو جهل به من خبر داده اند كه علي مي خواهد از آنها زن بگيرد. «فاطمة بضعة مني»، فاطمه قطعه اي از جگر من است. هر كسي ايشان را ناراحت كند، مرا ناراحت كرده و هر كسي ايشان را اذيت كند، مرا اذيت كرده است». بعد از اين بود كه حضرت علي كوتاه آمد از اين كه بخواهد ازدواج كند و تصميمش منتفي شد و ديگر ازدواج نكرد تا بعد از وفات حضرت فاطمه.

[پايان كليپ]

آقاي رجائي فر

اين تحليل را شنيديم. تحليلي كه حديث شريف «فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها أغضبني» را به اين شكل مطرح كردند كه عليه حضرت علي (عليه السلام) است به دليل ازدواجي كه مي خواستند بكنند. ما در اينجا، روبه روي أسناد و تاريخ نشسته ايم و بدون نزاع و دعوا، به راحتي وارد تاريخ مي شويم و از زبان گرم كارشناس برنامه، استاد حسيني قزويني تحليل اين حديث را مي شنويم.

استاد حسيني قزويني

اين شبهه اي كه كارشناس اين برنامه مطرح مي كند، شبهه جديدي نيست و در گذشته هم كساني مانند إبن تيميه و ديگران اين مطالب را مطرح كرده اند و خواسته اند با اين شبهه، موقعيت و قداست و عصمت أمير المؤمنين (عليه السلام) و عصمت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را، و بلكه بالاتر از آنها، عصمت و موقعيت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را زير سؤال ببرند.

نكته اول:

اين آقا مي گويد اين روايت بر ضد حضرت علي (عليه السلام) است، چون مي خواست با دختر أبو جهل ازدواج كند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها أغضبني.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٤، ص ٢١٠، ح ٣٧١٤، كتاب فضائل الصحابة، باب ١٢ ، باب مناقب قرابة رسول اللَّه صلي الله عليه و سلم و ص ٢١٩، ح ٣٧٦٧، كتاب فضائل الصحابة، بال ٢٩ ، باب مناقب فاطمة عليها السلام

اگر اين آقايان به كتاب هاي خودشان مراجعه كنند، متوجه قضيه خواهند شد. من ٣ سند ذكر مي كنم كه در اينها اين روايت آمده و ارتباطي هم به قضيه خواستگاري دختر أبو جهل ندارد:

روايت اول:

در صحيح بخاري، جلد ٤، صفحه ٢١٠، حديث ٣٧١٤ صراحت دارد:

فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها أغضبني.

اين كارشناس به ما جواب بدهد كه در كجاي اين روايت آمده است كه حضرت علي (عليه السلام) مي خواست با دختر أبو جهل ازدواج كند و اين روايت بر ضرر حضرت علي (عليه السلام) است؟ اين روايت به صورت مطلق آمده است و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

فاطمه پاره تن من است و هر كس فاطمه را غضبناك كند، مرا غضبناك كرده است.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين روايت را مطلق فرموده است و نفرموده است كه علت غضب چيست؟ أمر مباح باشد يا مكروه باشد يا غيره. اين نشان مي دهد كه غضب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، هم سنگ غضب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است.

روايت دوم:

در صحيح مسلم، جلد ٧ صفحه ١٤١، حديث ٦٢٠٢ آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إنما فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها.

فاطمه پاره تن من است و هر چه كه موجب أذيت فاطمه باشد، موجب أذيت من است.

در اين روايت هم هيچ اشاره اي به خواستگاري دختر أبو جهل ندارد. اين كارشناس به ما جواب بدهد كه در كجاي اين روايت مطلبي آمده كه به ضرر حضرت علي (عليه السلام) است؟ مگر اين كه بگوييم اين آقا مي خواهد إفتراء ببندد و كاسه داغ تر از آش بشود.

روايت سوم:

هم چنين آقاي حاكم نيشابوري كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، در المستدرك علي الصحيحين، جلد ٣، صفحه ١٥٣ اين تعبير را دارد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) خطاب به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فرمود:

إن الله يغضب لغصبك و يرضي لرضاك.

خداوند با غضب تو غضبناك مي شود و با رضايت تو راضي مي شود.

اين هم هيچ ارتباطي به قضيه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل ندارد. در كجاي اين روايت مطلبي آمده كه بر ضد علي بن أبي طالب (عليه السلام) است؟ جز اين كه اين آقايان با اين حرف، بي سوادي و جهل خود را به نمايش مي گذارند و به أصيل ترين كتاب هاي خود كه معتقدند صحيح ترين كتاب بعد از قرآن است، مراجعه نكرده اند. من بارها گفته ام كه اين شبكه، جهاني است و آشپزخانه منزل نيست كه بروند كنار ميز غذاخوري و براي زن و فرزند خود صحبت كنند! تمام دنيا صداي شما را مي شنوند و افرادي مي آيند صحبت هاي شما را زير سؤال مي برند. حدأقل احساس كنند هزاران نفر از شيعيان يا كساني كه شبكه را مي بينند، اين مطالب را زير سؤال مي برند و نقد مي كنند و اشكال مي گيرند. اينها نيايند به اين سادگي آبروي خود را حراج كنند. به خاطر خدا نه، به خاطر شبكه نه، حدأقل به خاطر آبروي خودشان بروند مطالعه اي داشته باشند.

نكته دوم:

در بعضي از روايات آمده كه قضيه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل، ساخته و پرداخته يك راوي به نام مِسْوَر بن مَخْرَمة است و اين آقا در زمان اين خواستگاري موهوم، در آغوش مادر بوده و شيرخواره بوده است و يك يا دو سال بيشتر نداشت و يا شايد به دنيا نيامده بود. چون تمام رجال نويسان أهل سنت نوشته اند كه مِسْوَر بن مَخْرَمة در سال دوم هجري به دنيا آمده است.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج ١٠، ص ١٣٧ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٢٧، ص ٥٨١ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٣، ص ٣٩٤

آقاي توفيق أبو علم كه از شخصيت هاي برجسته دانشگاه الأزهر است، در كتاب فاطمة الزهراء، صفحه ١٧٠ مي گويد:

اين خواستگاري در سال دوم هجري، قبل از ولادت امام حسن (عليه السلام) بوده است.

يعني در سالي كه مِسْوَر بن مَخْرَمة به دنيا آمده، اين خواستگاري صورت گرفته است. يعني اگر اين خواستگاري در اوائل سال باشد، اصلاً به دنيا نيامده است يا اگر هم به دنيا آمده، در دامن مادرش شير مي خورد. اين آقا از كجا آمده و مي گويد كه من در مسجد نشسته بودم و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بالاي منبر رفت و «و أنا محتلم» و من در آن زمان محتلم بودم؟! اين كه منظور از محتلم چيست، ما نمي دانيم. يك بچه اي كه چند روز يا چند ماه است كه به دنيا آمده است، منظورش از محتلم چيست؟ محتلم كنايه از بالغ بودن است؛ چون يكي از نشانه هاي بلوغ، محتلم شدن در خواب و خروج مني است. وقتي إبن حجر عسقلاني مي بيند با سنّ ايشان كه تازه به دنيا آمده است سازگاري ندارد كه بالغ باشد، مي گويد:

مراد از اين كه ايشان مي گويد من محتلم بودم، يعني عقلم كامل بوده است.

ما نفهميديم كه يك بچه اي كه تازه به دنيا آمده، چگونه عقلش كامل بوده است! ولي ما يك مطلبي داريم كه نشان مي دهد اين آقا چقدر عقلش كامل بوده است. در صحيح مسلم، جلد ١، صفحه ١٨٤، حديث ٦٦٠ نقل شده است:

مسور بن مخرمه در محضر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) به صورت لخت و بدون شلوار راه مي رفت و حضرت فرمود:

إرجع إلي ثوبك فخذه و لا تمشوا عراة.

برگرد شلوارت را بپوش و به صورت لخت راه نرو.

اين به عنوان اين كه دليلي باشد بر عاقل بودن ايشان، حرف آقاي إبن حجر عسقلاني را تثبيت مي كند و بايد به اين عقل، هزاران آفرين گفت كه جلوي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و صحابه به صورت لخت مادرزاد مي رفت و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم به او تذكر مي دهد.

نكته سوم:

اين آقايان مي گويند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در همين روايت فرمود:

علي كه مي خواهد دختر أبو جهل را خواستگاري كند و به عنوان هووي دختر من بياورد:

والله! لا تجتمع بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم و بنت عدو الله عند رجل واحد.

به خدا قسم! دختر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و دختر دشمن خدا (أبو جهل) نمي توانند همزمان همسر يك مرد باشند.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٤، ص ٢١٢، ح ٣٧٢٩، كتاب فضائل الصحابة، باب ١٦ ، باب ذكر أصهار النبي صلي الله عليه و سلم

اگر واقعاً اين يك قانون ثابتي است، ما از اين آقايان سؤال مي كنيم:

آقاي عثمان كه شما از او به ذو النورين تعبير مي كنيد، زماني كه أم كلثوم، دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را به همسري داشت، در همان زمان، رَمْله دختر شَيْبه كه عدو الله بود را نيز به همسري داشت! آقاي شيبه هم در روز بدر، در حال كفر به درك واصل شد. اگر اين يك قانون كلي است، چرا عثمان هم چنين كار خلافي كرده است؟! يا بايد بگوييد كه اين حديث درست نيست، يا بايد بگوييد عثمان خلاف كرده است و يا بايد بگوييد كه همسر عثمان، دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نبود.

براي اين كه بدانيد أم كلثوم و رمله در يك زمان همسر عثمان بوده اند، مي توانيد مراجعه كنيد به البداية و النهاية إبن كثير دمشقي سلفي، جلد ٧، صفحه ٢٤٥ و الإصابة في تمييز الصحابة إبن حجر عسقلاني، جلد ٨، صفحه ١٤٢، حديث ١١١٩٢.

هم چنين زماني كه عثمان يكي از دختران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را به همسري داشت، فاطمه بنت وليد بن عبد شمس را هم به همسري داشت، وليد بن عبد شمس هم تا روز فتح مكه كافر بود.

پس شما بايد به ٣ سؤال جواب بدهيد:

آيا عثمان به اين روايت عمل نكرده و خلاف كرده است؟ آيا روايت دروغ است؟ آيا همسر عثمان، دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نبوده است و ربيبه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و خواهرزاده حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بود؟

همان طور كه بعضي از بزرگان و شخصيت هاي برجسته مانند علامه سيد جعفر مرتضي (ره) اين نظريه را تائيد مي كنند كه همسران عثمان، دختران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نبودند، بلكه دخترخوانده ايشان بودند و خواهرزاده حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بودند كه در خانه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بزرگ شده بودند.

نكته چهارم:

اين آقايان، مشخصات اين عروس خانمِ خيالي در خواستگاريِ موهوم را معين كرده اند و مي گويند نام ايشان جُوَيْرية است و شرح حال ايشان در الإصابة في تمييز الصحابة و الإستيعاب في معرفة الأصحاب و أسد الغابة في معرفة الصحابة آمده است. هر كس كه شرح حال ايشان را آورده، گفته است كه ايشان تا سال فتح مكه كافر بوده است و در سال فتح مكه مسلمان شد. ما از اين آقايان سؤال مي كنيم كه آيا علي بن أبي طالب (عليه السلام) از دختر أبو جهل كه كافر بود، خواستگاري مي كند؟! بر فرض حضرت علي (عليه السلام) را به عنوان امام و خليفه بلافصل قبول نداريد، حدأقل به عنوان خليفه چهارم يا يك صحابي كه قبول داريد! آيا يك صحابه مي تواند با يك دختر كافر از يك خاندان كافر ازدواج كند؟ خانداني كه جنگ تمام عيار با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) داشتند. آيا انجام هم چنين كاري براي يك صحابه صحيح است؟!

الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج ٨، ص ٢٦١ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي ، ج ١٩، ص ٢٨٣

بعضي آورده اند كه جُوَيْرية در مكه بود و بعد از فتح مكه مسلمان شد و با فردي به نام عِتاب بن أُسَيِّد ازدواج كرد و تا زماني كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) زنده بود، به مدينه نيامده بود. مي گويند آدم دروغ گو كم حافظه است و ما قضاوت را بر عهده بينندگان عزيز مي گذاريم.

نكته پنجم:

اين جسارت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است. اينها خواستند ابرو را درست كنند، زدند چشم را كور كردند. همين آقاي مسور نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بالاي منبر رفت و در حالي كه عصباني بود و عبايش بر زمين كشيده مي شد، فرمود:

سمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول و هو علي المنبر: أن بني هشام بن المغيرة استأذنوا في أن ينكحوا إبنتهم علي بن أبي طالب، فلا آذن، ثم لا آذن، ثم لا آذن، إلا أن يريد إبن أبي طالب أن يطلق إبنتي و ينكح إبنتهم، فإنما هي بضعة مني، يريبني ما أرابها و يؤذيني ما آذاها.

دودمان هشام بن مغيره و أبو جهل آمده اند و مي خواهند دختر خود را به علي بدهند؛ من هرگز اجازه نمي دهم. مگر اين كه علي بخواهد دختر مرا طلاق بدهد و با دختر آنها ازدواج كند. فاطمه پاره تن من است ... .

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٦، ص ١٥٨، ح ٥٢٣٠، كتاب النكاح، باب ١٠٩ ، باب ذب الرجل عن ابنته في الغيرة و الانصاف ـ صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج ٧، ص ١٤١، ح ٦٢٠١، كتاب فضائل الصحابة رضي الله تعالي عنهم، باب فضائل فاطمة بنت النبي عليها الصلاة و السلام

اين كار با ساحت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) سازگاري ندارد و جسارت به ايشان است.

أولاً:

طلاق به دست حضرت علي (عليه السلام) است، نه به دست نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و هيچ پدرزني نمي تواند داماد را وادار كند براي طلاق دخترش!!! شما اگر از يك چوپاني بخواهيد نقل كنيد، او هم مي گويد اين كار نادرست است و خلاف قرآن است.

ثانياً:

بر فرض هم حضرت علي (عليه السلام) مي خواهد مجدداً ازدواج بكند، مگر ايشان مسلمان نيست؟! مگر قرآن نمي فرمايد:

فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْني وَ ثُلاثَ وَ رُباع

پس آن كس از زنان را به نكاح خود درآوريد كه شما را نيكو و مناسب با عدالت است؛ دو يا سه يا چهار (نه بيشتر).

سوره نساء / آيه ٣

آيا حضرت علي (عليه السلام) خلاف اين آيه عمل كرده است؟! آن وقت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي آيد بر خلاف آيه اي كه براي مردم معين كرده، عليه أمير المؤمنين (عليه السلام) سخن مي گويد؟!!!

ثالثاً:

اين جسارت و اهانت به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و آن حضرت را مانند يك فرد عادي نشان مي دهد كه از روي احساسات، به خاطر هوو آوردن براي دخترش عصباني شده و بالاي منبر رفته و جلوي مردم مي گويد كه اگر حضرت علي (عليه السلام) مي خواهد دختر أبو جهل را بگيرد، بايد دختر مرا طلاق بدهد!!! اين با شأن و موقعيت و قداست نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) سازگاري ندارد و با اين آيه قرآن نمي سازد كه مي فرمايد:

وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظيمٍ

سوره قلم / آيه ٤

رابعاً:

جالب اين است كه مرحوم سيد مرتضي علم الهدي (ره) مي فرمايد:

اينها در اينجا، مقام و شأن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را از مأمون عباسي هم پايين آورده اند. مأمون عباسي، دخترش أم فضل را امام جواد (عليه السلام) داده است و روزي أم فضل نزد پدرش آمد و شكايت كرد و گفت:

امام جواد (عليه السلام) مي خواهد هوو بياورد و شما مانع ازدواج ايشان شويد.

مأمون عباسي به دخترش گفت:

إنا ما أنكحناه لنحظر عليه ما أباحه الله له.

ما به امام جواد (عليه السلام) دختر نداده ايم كه حلال خدا را حرام بكنيم.

تنزيه الأنبياء للسيد المرتضي، ص ٢٢٠ ـ تلخيص الشافي للشيخ الطوسي، ج ٢، ص ٢٨٦ ـ لمحات للشيخ لطف الله الصافي، ص ٢٦٩

يعني اگر مي خواهد برود زن ديگري بگيرد، خداوند آن را مباح كرده است و ما نبايد ايشان را از اين كار منع كنيم.

اين چنين قضيه اي را از مأمون عباسي نقل مي كنند، ولي از طرف ديگر نقل مي كنند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مانع از ازدواج مجدد حضرت علي (عليه السلام) شد!!!

خلاصه اين كه اين آقايان خواستند ابرو درست كنند كه مثلاً اين روايت بر ضد حضرت علي (عليه السلام) است، ولي زدند چشم را هم كور كردند و نتيجه اش اين شد كه اين روايت بر ضد نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است.

* * * * * * *

آقاي رجائي فر

يك كليپ ديگري آماده پخش است و آن را مي بينيم و برنامه را ادامه مي دهيم:

پخش كليپ ٠٢

مجري:

آيا فاطمه از دنيا رفت در حالي كه بغض أبو بكر و عمر را در دل داشت؟

كارشناس:

به هيچ وجه اين طوري نبود. هيچ روايتي وجود ندارد.

مجري:

اين در [صحيح] بخاري نيست؟

كارشناس:

نخير، اصلاً روايتي در [صحيح] بخاري به اين لفظ كه از آنها ناراضي بوده، چنين روايتي وجود ندارد. حضرت فاطمه از دنيا رفت و از آنها راضي بوده. حديث اولي را كه گفتيم، ربط به حضرت علي داشت، در مورد حضرت علي بود. حديث دومي كه وجود دارد، أولاً اين حديث نيست، روايت نقل از تاريخ است، نه حديث. فرمايشي نيست كه رسول الله فرموده باشد. اين تاريخ است كه مي گويد يك راوي نقل مي كند و اين راوي هم سلسله دارد و نهايتش به زُهري مي رسد. زهري يك حديث مرسل و يك روايت مرسل را نقل مي كند و مي گويد: «حضرت فاطمه از دنيا رفت و ديگر با أبو بكر صحبت نكرد».

مجري:

مرسل يعني چه؟

كارشناس:

مرسل يعني اين كه [سند روايت] به پيامبر نمي رسد، مقطوع است. زهري نقل كرده، خودش. در نتيجه روايتي كه وجود دارد در مورد اين كه صحبت نكرده با حضرت أبو بكر، مرسل است و قابل قبول نيست و قول خود زهري است.

[پايان كليپ]

آقاي رجائي فر

در اين بحث چند نكته بود و من آنها را بيان مي كنم و جناب استاد حسيني قزويني پاسخ مي دهند. يك بحث اين بود كه سؤال كردند:

آيا فاطمه از دنيا رفت در حالي كه بغض أبو بكر و عمر را در دل داشت؟

كارشناس هم جواب داد:

 

به هيچ وجه اين طوري نبود. هيچ روايتي وجود ندارد. اصلاً روايتي در بخاري به اين لفظ كه از آنها ناراضي بوده، چنين روايتي وجود ندارد. حضرت فاطمه از دنيا رفت و از آنها راضي بوده.

اين ادعاي بزرگي است. در اين زمينه توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

اين آقا كه مي گويد ما هيچ روايتي در صحيح بخاري نداريم كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از أبو بكر و عمر غضبناك باشد، دروغ است و من عزيزان بيننده را ارجاع مي دهم به كتاب صحيح بخاري و خوب دقت كنند:

روايت اول:

در كتاب صحيح بخاري، جلد ٤، صفحه ٤٢، حديث ٣٠٩٢ نقل شده است:

عن إبن شهاب قال أخبرني عروة بن الزبير: ...

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهجرت أبا بكر، فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

إبن شهاب مي گويد: عروة بن زبير گفت: ...

فاطمه دختر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) از أبو بكر غضبناك شد و با او قهر كرد و اين قهر و غضبش با أبو بكر ادامه داشت تا اين كه از دنيا رفت.

آيا اين روايت نيست؟! آيا كتابي صحيح تر از صحيح بخاري مي خواهيد؟

روايت دوم:

در روايتي ديگر در صحيح بخاري، جلد ٥، صفحه ٨٢، حديث ٤٢٤٠ و ٤٢٤١ از إبن شهاب زهري از عروة از عايشه نقل مي كند:

فوجدت فاطمة علي أبي بكر في ذلك، فهجرته، فلم تكلمه حتي توفيت.

فاطمه از أبو بكر غضبناك شد و قهر كرد و با او ديگر صحبت نكرد تا اين كه از دنيا رفت.

آيا روايتي از اين بهتر؟!

روايت سوم:

در روايتي ديگر در صحيح بخاري، جلد ٨، صفحه ٣، حديث ٦٧٢٥ از إبن شهاب زهري از عروة از عايشه نقل مي كند:

فهجرته فاطمة، فلم تكلمه حتي ماتت.

فاطمه از أبو بكر غضبناك شد و با او سخن نگفت تا اين كه از دنيا رفت.

اين آقا كه ادعا مي كند در هيچ روايتي نيامده كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از أبو بكر غضبناك بوده، آيا روايات صحيح بخاري را قبول ندارد؟ اگر صحيح بخاري را نديده اند، به چه رويي به عنوان كارشناس به آن شبكه مي آيند و قاطعانه مي گويند كه در هيچ روايتي نيامده است؟!

پس اين كه ايشان ادعا مي كند در هيچ روايتي نيامده، دروغ و إفتراء و تهمت است و نشان گر جهل يا عناد ايشان است. اگر اين روايت را نديده، مشخص است كه يك آدم جاهلي است و نبايد به عنوان يك كارشناس بيايد صحبت كند و اگر به عنوان كارشناس مي آيد، برود مطالعه كند و اگر مطالعه كرده و مي داند، ولي عمداً مي گويد كه نيامده است، خائن است و اين كارش نوعي خيانت است و مطلبي را كه در صحيح ترين كتاب هاي آنها آمده، انكار مي كند.

* * * * * * *

آقاي رجائي فر

ايشان حديث مرسل را به صورت حديث معنا نكردند و گفتند يك نقل تاريخي است، چون مرسل است و بعد هم گفتند حديث مقطوع است. در مورد اين تناقض توضيح بفرماييد و اين كه آيا روايتي كه غضب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را نقل كرده، از مرسلات زهري است يا اين كه اين غضب، يك سند مستند و محكمي دارد؟

استاد حسيني قزويني

نكته اول:

من سند اين روايت را كه در صحيح بخاري است بيان مي كنم تا عزيزان بدانند كه سند اين روايت مرسل است يا خير؟

سند روايت اول:

سند اين روايت در كتاب صحيح بخاري، جلد ٤، صفحه ٤٢، حديث ٣٠٩٢ بيان شده است:

حدثنا عبد العزيز بن عبد الله حدثنا إبراهيم إبن سعد عن صالح عن إبن شهاب قال: أخبرني عروة بن الزبير.

كجاي اين روايت مرسل است؟! آقاي إبن شهاب زهري از استادش عروة بن زبير نقل مي كند و در خود صحيح بخاري و ديگر كتب، هزاران روايت نقل كرده اند كه إبن شهاب زهري از عروة بن زبير نقل روايت مي كند. در اين روايت هيچ إرسالي وجود ندارد و حديث هم مقطوع نيست و متصل و مسند است.

سند روايت دوم:

سند اين روايت در صحيح بخاري، جلد ٥، صفحه ٨٢، حديث ٤٢٤٠ و ٤٢٤١ بيان شده است:

حدثنا يحيي بن بكير حدثنا الليث عن عقيل عن إبن شهاب عن عروة عن عائشة.

اين روايت هم مسند و متصل است و مرسل و مقطوع هم نيست.

سند روايت سوم:

سند اين روايت در صحيح بخاري، جلد ٨، صفحه ٣، حديث ٦٧٢٥ بيان شده است:

حدثنا عبد الله بن محمد حدثنا هشام أخبرنا معمر عن الزهري عن عروة عن عائشة.

اين روايت هم نه مرسل است و نه مقطوع.

اين آقا كه مي گويد زهري به صورت مرسل و مقطوع نقل كرده است، نسبت به اين روايات چه جوابي دارد؟ روايت مرسل روايتي است كه يك يا دو نفر از راويانش افتاده باشد و روايت مقطوع هم روايتي است كه در يك جا، سند بعد از يك راوي قطع شده است. در اين روايت، آقاي زهري از عروة بن زبير نقل مي كند و او هم از خاله اش عايشه أم المؤمنين نقل مي كند. تمام آنچه را كه ما از صحيح بخاري نقل كرديم، روايات به صورت مسند و متصل است و در ساير كتب هم مانند صحيح مسلم و ديگر صحاح و مسانيد أهل سنت، سند قطع نشده است. ولي اين آقا معلوم نيست كه در چه حالي بوده كه اين عبارت را گفته است!

نكته دوم:

من از اين آقايان تقاضا دارم كه اگر در حوزه هاي علميه خودشان درس نمي خوانند، به قم بيايند و چند سالي رجال أهل سنت را بخوانند و پاي درس اساتيد حوزه علميه قم بنشينند و رجال و درايه أهل سنت را در حوزه علميه قم ياد بگيرند و بروند و ببينند از نظر ضوابط رجال و درايه أهل سنت، اين روايت چگونه است؟ بر فرض اين روايت مرسل است و آقاي زهري هم به صورت مرسل نقل كرده است، آقاي ملا علي قاري كه از علماء بزرگ أهل سنت است، مي گويد:

مرسل التابعي حجة عند الجمهور.

مرسل تابعين حجت است در نزد جمهور أهل سنت.

مرقاة المفاتيح في شرح مشكاة المصابيح، ج ٩، ص ٤٠٣، باب الغضب و العارية

آقاي زهري كه حدود سال ٥٠ هجري به دنيا آمده، از تابعين است و آقاي إبن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب، جلد ٩، صفحه ٣٩٥ تا ٣٩٨ اساتيد آقاي زهري را نقل مي كند. آقاي زهري هم أكثر صحابه را ديده است و از جمله كساني كه آنها را ديده و از آنها روايت نقل كرده، عبد الله بن عمر و عبد الله بن جعفر و مِسْوَر بن مَخْرَمة و أنس با مالك ـ خادم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ـ و جابر بن عبد الله انصاري و أبو طفيل و عروة بن زبير هستند. اگر آقاي ملا علي قاري دروغ مي گويد، شما بياييد اعلام كنيد كه ما مرسل تابعين را قبول نداريم و اگر هم قبول داريد، اين حرف ها چيست كه مي زنيد؟!

نكته سوم:

أولاً:

بر فرض هم آقاي زهري، جزء تابعين نيست، آقاي قاسمي كه يكي از علماء بزرگ أهل سنت است، در كتاب قواعد التحديث كه از كتاب هاي معتبر أهل سنت و در دانشگاه هاي أهل سنت به عنوان كتاب متني يا حاشيه اي تدريس مي شود، در جلد ١، صفحه ١٣٤، نشر دار الكتب العلمية بيروت در رابطه با مرسل مي گويد:

مذاهب مختلفي هست و بعضي ها گفته اند:

المرسل حجة مطلقا و قد نقل عن مالك و أبي حنيفة و احمد في رواية حكاها النووي و إبن القيم و إبن كثير و غيرهم و حكاها النووي ايضا في شرح المهذب عن كثيرين من الفقهاء.

روايت مرسل، مطلقا (از تابعين يا غير تابعين) حجت است؛ اين عقيده آقاي مالك (رئيس مالكي ها) و أبو حنيفه (رئيس حنفي ها) و احمد (رئيس حنبلي ها) است كه آقاي نووي و إبن قيم جوزيه (شاگرد إبن تيميه) و إبن كثير و ديگران در روايتي آن را نقل كرده اند و آقاي نووي در شرح مهذب از بسياري از فقهاء نقل كرده است كه معتقد هستند روايت مرسل، مطلقا حجت است.

آقاي زركشي در كتاب النكت بر مقدمه إبن صلاح كه از كتاب هاي معتبر درايه أهل سنت است، در جلد ١، صفحه ٤٩١، چاپ أضواء السلف رياض مي گويد:

الجمهور علي قبول المرسل و وجوب العمل به إذا كان المرسل ثقة عدلا و هو قول مالك و أهل المدينة و أبي حنيفة و أهل العراق و غيرهم.

جمهور أهل سنت بر اين عقيده هستند كه روايت مرسل را قبول دارند و عمل به آن را واجب مي دانند در جايي كه مرسِل، ثقه و عادل باشد. اين سخن، قول آقاي مالك بن أنس و فقهاء أهل مدينه و أبو حنيفه و فقهاء أهل عراق و ديگران است.

آيا از اين واضح تر و روشن تر؟! آيا بالاتر از آقاي زهري وجود دارد كه ثقه و عادل باشد در نزد شما أهل سنت؟!

آقاي سرخسي كه از علماء بزرگ احناف است، در كتاب اصول السرخسي كه در بعضي از حوزه هاي علميه أهل سنت، در كنار اصول الشاشي تدريس مي شود، در جلد ١، صفحه ٣٦٠، چاپ دار الكتب العلمية بيروت مي گويد:

و أما مراسيل القرن الثاني و الثالث حجة في قول علمائنا (رحمهم الله).

مرسلات علماء قرن ٢ و ٣ حجت است در نزد علماء ما.

آقاي إبن ملقن در كتاب المقنع في علوم الحديث، صفحه ١٩٣، نشر دار فواز النشر عربستان سعودي مي گويد:

و بالغ بعضهم فجعله أقوي من المسند ... .

روايت مرسل قوي تر از روايت مسند است؛ چون كسي كه به صورت مرسل روايت نقل مي كند، يعني قبول كرده كه راويان بعدي مورد وثوق هستند و وثاقتش را بر عهده گرفته و به صورت مرسل نقل كرده است.

يعني قطع دارد به وثاقت راوياني كه حذف كرده است و اگر فردي به صورت مسند نقل مي كند و راويان را ذكر مي كند، بر عهده خواننده است كه آيا راويان ثقه هستند يا نه.

پس با توجه به اين قضايا، اين آقا كه مي گويد «روايتي كه غضب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از أبو بكر را نقل كرده، از مرسلات زهري است و مقطوع است»، گفتيم كه اين روايت مرسل نيست و مسند است و مقطوع نيست و متصل است. بر فرض هم روايت مرسل باشد، علماء أهل سنت مي گويند كه «مرسل تابعين حجت است» و بر فرض تابعي هم نباشد، مي گويند «روايت مرسل، مطلقا حجت است». اين آقا حدأقل برود مقداري از ضوابط علم رجال و درايه أهل سنت را مطالعه كند. در اين شبكه هميشه شعار مي دهند كه «افتخار شبكه ما اين است كه به هر روايتي استناد نمي كنيم و هر روايتي كه سندش ضعيف باشد و راويانش مورد وثوق نباشد، به آن استناد نمي كنيم». ما قصد إهانت نداريم و بحث ما بحث علمي است. ولي دوست داريم كه اين آقايان بيايند بحث علمي بكنند تا اگر ما روي مباحث آنها وقت مي گذاريم، براي ما شيرين باشد كه حريفان ما آمده اند يك بحث علمي و اساسي كرده اند و ما هم يك بحث علمي و اساسي كنيم تا مخاطبين ما استفاده كنند. ولي وقتي مي آيند حرف بي اساس و بي پايه و دروغ مي گويند و جهل خود را به نمايش مي گذارند، حتي دل من هم به حال اينها مي سوزد. واقعاً اينها چه كار مي كنند؟! با اين كه بنده حدود ٢٠ سال است درس رجال را در حوزه علميه تدريس مي كنم، ولي باز هم قبل از شروع جلسات، مطالعه مي كنم و الآن هم كه براي پخش زنده مي آيم، با اين كه غالب مطالب در ذهنم هست و مانند حمد و سوره حفظ هستم، ولي گاهي اوقات ٧ تا ١٠ ساعت مطالعه و مرور مي كنم تا مبادا مطلبي بگويم كه مخاطبين را فريب بدهم و آدرس ها را اشتباه بگويم و مطالب نادرست بگويم. البته ادعاي عصمت ندارم و كسي بگويد من هيچ اشتباهي ندارم، اين اولين اشتباه اوست. ولي حدأقل بايد تلاش كنيم:

وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعي

و اين كه براي انسان بهره اي جز سعي و كوشش او نيست.

سوره نجم / آيه ٣٩

نبايد بي گدار به آب زد. الآن جنگ نرم و جنگ رسانه اي مطرح است و يك شبكه عليه شيعه بحث مي كند و شبكه هاي شيعه هم عليه آنها بحث مي كنند. ما با «له» و «عليه» اين بحث ها خيلي موافق نيستيم، ولي ما بارها از اين آقايان دعوت كرده ايم كه تشريف بياورند شبكه جهاني ولايت براي گفت وگو و مناظره علمي يا به ما اجازه بدهند برويم به شبكه آنها و با هم بنشينيم و صحبت بكنيم تا مخاطبين ما مقداري از سردرگمي خارج شوند.

ثانياً:

بينندگان عزيز اين را هم توجه كنند، با اين كه در صحيح بخاري خوانديم:

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهجرت أبا بكر، فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

فاطمه دختر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) از أبو بكر غضبناك شد و با او قهر كرد و اين قهر و غضبش با أبو بكر ادامه داشت تا اين كه از دنيا رفت.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٤، ص ٤٢، ح ٣٠٩٢ و ٣٠٩٣، كتاب فرض الخمس، باب ١ ، باب فرض الخمس

بعضي آمدند يك سري روايات ضعيفي از دودمان بني أميه و بني عباس را بر خلاف صحيح بخاري نقل مي كنند. اين آقايان در خيلي اوقات مي گويند: «چون فلان روايت در صحيح بخاري و صحيح مسلم نيامده، پس معلوم مي شود صحيح نيست و ما مسند احمد و سنن ترمذي و ساير كتب را قبول نداريم». ولي با اين كه اين قضيه در صحيح بخاري و صحيح مسلم به صراحت آمده، بعضي ها مانند بيهقي، روايتي را نقل مي كند از آقاي شعبي و مي گويد:

أبو بكر و عمر آمدند از حضرت فاطمه رضايت گرفتند و آن حضرت هم به اينها رضايت داد.

تمام اين قضايا برمي گردد به يك راوي به نام شعبي. من مي خواهم مقداري پرونده ايشان را باز كنم؛ چون اين آقايان نسبت به ايشان سر و صدا مي كنند كه عالم جليل القدر است و چنين و چنان است و أمير المؤمنين در حديث است. اولين شاخصه آقاي شعبي اين است كه دشمني و عداوتش با أمير المؤمنين (عليه السلام) محرز است. آقاي بلاذري در أنساب الأشراف، جلد ٤، صفحه ٣١٥ نقل مي كند از خود شعبي و مي گويد:

نزد حجاج بن يوسف رفته بوديم و در آنجا شروع كردند نسبت به علي فحش دادن و جسارت كردن:

و نلنا منه مقاربة له و فرقا من شره.

ما هم شروع كرديم به فحاشي كردن به علي به خاطر اين كه به حجاج تقرب بجوييم و به خاطر ترسي كه از آقاي حجاج داشتيم.

إحياء العلوم للغزالي، ج ٢، ص ٣٤٦، نشر دار المعرفة بيروت ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ١٢١

عداوت آقاي شعبي با أمير المؤمنين (عليه السلام) به جايي رسيده كه قسم مي خورد به خداوند و مي گويد:

لقد دخل علي حفرته و ما حفظ القرآن.

من گمان نمي كنم يك سني در كره زمين يا در طول تاريخ پيدا كنيم كه نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) يا نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) كم محبت باشند. من آقايان أهل سنتي كه نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) عشق و علاقه دارند را به قضاوت فرامي خوانم كه اين آقايي كه مي گويد:

قسم به خدا! علي بن أبي طالب روزي كه وارد قبر شد، حافظ قرآن نبود!!!

أ من الإنصاف يابن الطلقاء؟!

آيا اين انصاف است اي فرزندان آزاد شدگان در فتح مكه؟!

جالب اين است كه اين را آقاي صاحبي در كتاب فقه اللغة كه از كتاب هاي معتبر أهل سنت است، در جلد ١، صفحه ٥٠ نقل مي كند و مي گويد:

و هذا كلام شنيع جدا فيمن يقول: «سلوني قبل أن تفقدوني، سلوني، فما من آية إلا أعلم بليل نزلت أم بنهار، أم في سهل أم في جبل».

اين كلام، جداً شنيع و وقيع است در حق كسي كه مي گويد: «از من سؤال كنيد قبل از اين كه مرا از دست بدهيد. از من سؤال كنيد، هيچ آيه اي نيست جز اين كه مي دانم در شب نازل شده يا در روز و اين كه آيا در كوه نازل شده و يا در صحرا».

ببينيد! اين آقا، اين رَمْي به غيب را از كجا آورده است؟ آيا وقتي كه اين مطلب را مي گفت، به قول كارشناسان اين شبكه، آيا در آن زمان مواد مخدر مصرف كرده بود كه هم چنين حرفي زده يا اين كه شيشه مصرف كرده بود يا از آن مَشْك بزرگان خودشان مصرف كرده و مست كرده بود؟ كسي كه مي فرمايد:

هيچ آيه اي نيست جز اين كه مي دانم در شب نازل شده يا در روز و اين كه آيا در كوه نازل شده و يا در صحرا.

آن وقت اين آقا مي آيد قسم مي خورد و مي گويد كه «أمير المؤمنين (عليه السلام) قرآن را حفظ نبوده است»!!!

آقاي إبن عبد البر در كتاب جامع بيان العلم و فضله، جلد ١، صفحه ١٤٤ درباره آگاهي أمير المؤمنين (عليه السلام) از قرآن تعابيري دارد. هم چنين آقاي إبن عباس مي گويد:

علم من و تمام صحابه در برابر علي، همانند يك قطره اي است در برابر هفت دريا.

آن وقت اين آقايان از شعبي نقل مي كنند كه أبو بكر و عمر رفتند از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) رضايت گرفتند.

قرآن هم مي فرمايد:

وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ مَهينٍ

از كسي كه بسيار سوگند ياد مي كند و پست است، اطاعت مكن .

سوره قلم / آيه ١٠

أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَي الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ / أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدِيداً إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُون

آيا نديدي كساني را كه با جمعيتي كه مورد خشم خدا بود طرح دوستي ريختند؟ اينها نه از شما هستند و نه از آنان، آنها سوگند دروغ ياد مي كنند، در حالي كه خودشان مي دانند (دروغ مي گويند) / خداوند عذاب شديدي براي آنها فراهم ساخته، زيرا اعمالي را كه انجام مي دهند بد است.

سوره مجادله / آيه ١٥-١٤

إن شاء الله براي أمثال شعبي ها كه نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) به اين شكل جسارت كردند، قطعاً فرداي قيامت عذاب شديد خواهد بود.

من نكته ديگري از آقاي شعبي نقل مي كنم و قضاوت را به أهل سنت واگذار مي كنم. ناقل اين هم آقاي محمد بن عبد الوهاب، بنيان گزار فرقه وهابيت است و مي گويد:

قال الشعبي: لم يشهد الجمل من الصحابة إلا اربعة، فإن جاءوا بخامس فأنا كذاب، علي و عمار و طلحة و الزبير.

در جنگ جمل، غير از ٤ نفر از صحابه، كسي حضور نداشت. هر كس نفر پنجمي را بياورد كه در جنگ جمل بوده، من كذاب هستم. از صحابه، علي و عمار و طلحه و زبير در جنگ جمل بودند.

مسائل لخصها محمد بن عبد الوهاب، ج ١، ص ١٧٠، با تحقيق عبد العزيز الرومي، نشر مطابع الرياض، چاپ اول

من گمان نمي كنم كسي بگويد كه اين هم مرسل است و از مرسلات زهري است.

ما از اين آقا سؤال مي كنيم كه آيا عايشه جزء صحابه نبود؟

خود آقاي ذهبي كه از استوانه هاي أهل سنت است و جزء ٤ نفري است كه أهل سنت عيال كنار سفره او هستند، نقل مي كند از سعيد بن جبير و مي گويد:

كان مع علي يوم وقعة الجمل ثمانمائة من الأنصار و أربعمائة ممن شهدوا بيعة الرضوان.

در جنگ جمل، ٨٠٠ نفر از انصار و ٤٠٠ نفر از كساني كه در بيعت رضوان بودند، جزء ياران علي بودند.

بنابراين آقاي شعبي كذاب است، چون آقاي ذهبي مي گويد ١٢٠٠ نفر از صحابه، در ركاب حضرت علي (عليه السلام) بودند، ٨٠٠ نفر از انصار و ٤٠٠ نفر از كساني كه در بيعت رضوان بودند.

آقاي ذهبي از سدي نقل مي كند و مي گويد:

شهد مع علي يوم الجمل مائة و ثلاثون بدريا و سبعمائة من أصحاب النبي صلي الله عليه و سلم و قتل بينهما ثلاثون ألفا، لم تكن مقتلة أعظم منها.

در جنگ جمل، ١٣٠ نفر از صحابه اي كه در جنگ بدر بودند و ٧٠٠ نفر از ديگر أصحاب رسول الله (صلي الله عليه و سلم) در ركاب علي بودند و ٣٠ هزار نفر ياران علي و عايشه كشته شدند.

تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٤٨٤ ـ تاريخ خليفه بن خياط، ص ١٣٨

اين ٣٠ هزار نفر به چه جرمي كشته شدند؟ فرداي قيامت، مسئول اين خون ها كيست؟ اگر آقايان آمده بودند و خون خواهي عثمان را مي كردند، مگر عثمان را در بصره كشته بودند؟ مگر بصريون كشته بودند؟ عثمان در مدينه كشته شد. اگر تعداد ٢٠٠ نفر از بصره آمده بودند، از مصر حدود ٨٠٠ نفر آمده بودند و از كوفه هم تعداد زيادي آمده بودند. اگر بنا بود كسي بخواهد خون خواهي عثمان را بكند، بايد به مدينه مي رفتند و اين كار را مي كردند.

پس دشمني و عداوت آقاي شعبي نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) و هم چنين دروغ گو بودنش هم محرز و ثابت شد. من از آقايان أهل سنت و از اين كارشناسان و كساني كه دَم از رضايت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي زنند چند سؤال دارم:

مگر در خود صحيح مسلم، جلد ١، صفحه ٦١، حديث ١٤٤ از خود أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل نمي كنند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني إلا منافق.

و ثابت شد كه شعبي، دشمن حضرت علي (عليه السلام) است. آيا اين كافي نيست؟! قرآن هم مي فرمايد:

وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقينَ لَكاذِبُون

خداوند گواهي مي دهد كه منافقين دروغ گو هستند.

سوره منافقين / آيه ١

مگر قرآن نمي فرمايد:

إِنَّ الْمُنافِقينَ هُمُ الْفاسِقُونَ

منافقان قطعاً فاسق هستند.

سوره توبه / آيه ٦٧

إِنَّ الْمُنافِقينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصيراً

منافقان در پائين ترين مرحله دوزخ قرار دارند و هرگز ياوري براي آنها نخواهي يافت .

سوره نساء / آيه ١٤٥

آيا با اين وضع، باز هم شما جرأت مي كنيد بگوييد كه آقاي شعبي گفته است حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) با أبو بكر و عمر صلح كرد و از آنها راضي شد؟! آيا اين آقاي شعبي كه مي گويد «ما نزد حجاج به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا گفتيم»، مگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نفرمود:

من سبّ عليا فقد سبّني.

هر كس به علي ناسزا بگويد، به من ناسزا گفته است.

حاكم نيشابوري هم مي گويد:

هذا حديث صحيح الإسناد.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٢١ ـ مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٦، ص ٣٢٣ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ١٣٠ ـ السنن الكبري للنسائي، ج ٥، ص ١٣٣ ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج ٦، ص ١٩٠ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ١٤، ص ١٣٢ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٦٣٤ ـ البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٧، ص ٣٩١ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ١٣٧

اين آقايي كه به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا گفته است، بر فرض علي بن أبي طالب (عليه السلام) خليفه چهارم هم نبود، داماد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم نبود، اولين كسي كه ايمان آورد هم نبود، آيا صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود يا نه؟ آقاي أبو حامد مقدسي مي گويد:

من سبّ أصحاب النبي (صلي الله عليه و سلم) فليس من أمة محمد.

هر كس أصحاب نبي (صلي الله عليه و سلم) را ناسزا بگويد، از أمت محمد نيست.

رسالة في الردّ علي الرافضة، ص ٣٠٣

اگر يك شيعه به صحابه جسارت كند، شما هفت آسمان را بر سر او ويران مي كنيد و در ماهواره ها روي اين قضيه مانور مي دهيد. اگر واقعاً دل شما براي صحابه مي سوزد، اول بياييد تكليف ناسزاهايي كه به حضرت علي (عليه السلام) گفته شده است را روشن كنيد. بنيان گزار اين ناسزاگويي ها شخص معاويه بوده است، بلكه به قبل از او هم برمي گردد.

آقاي ذهبي در كتاب الكبائر، صفحه ٢٣٣ صراحت دارد:

فمن طعن في الصحابة أو سبّهم فقد خرج من الدين.

هر كس نسبت به صحابه طعن كند يا ناسزا بگويد، از دين خارج شده است.

آيا حاضر هستيد نسبت به معاويه و مروان و شعبي هم بگوييد كه از دين خارج شده اند؟!!!

آقاي يحيي بن معين صراحت دارد:

و كل من شتم عثمان أو طلحة أو أحدا من أصحاب رسول الله صلي الله عليه و سلم، دجال لا يكتب عنه و عليه لعنة الله و الملائكة و الناس أجمعين.

اگر كسي نسبت به عثمان يا طلحه يا يكي از أصحاب رسول الله (صلي الله عليه و سلم) ناسزا بگويد، دجال است و هيچ روايتي نبايد از او نقل شود و لعنت خداوند و ملائكه و تمام مردم بر او باد.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج ١، ص ٤٤٧ ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج ١٠، ص ١١٨ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج ٢، ص ٨٦ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج ٧، ص ١٤٥ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٤، ص ٣٢٢

خود آقاي شعبي كه مي گويد من به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا گفتم، پس چرا از او روايت نقل مي كنيد؟!

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

 

يكي از شبهاتي كه شبكه ظلمت بيان كرد، اين بود كه چرا حضرت علي (عليه السلام) با آن غيرتي كه داشت، در قضيه هجوم به خانه اش از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دفاع نكرد؟

جواب ١ :

إن شاء الله در هفته آينده همين كليپ را پخش خواهيم كرد و جواب خواهيم داد. اين آقا مي گويد «من به ٦ دليل ثابت مي كنم كه شهادت حضرت فاطمه افسانه بوده» و ما ثابت مي كنيم كه اينها مجموعا يك دليل درست هم ندارند و تمام اينها فقط شعار است. وقتي من اين برنامه را مي ديدم، به حال اين آقا تأسف نمي خوردم كه اين دروغ ها را مي بافد، بلكه به حال آن دسته از مردمي كه بعد از شنيدن حرف اين آقا تكبير مي گفتند تأسف مي خوردم. ايشان مي گويد:

يكي از أدله اي كه نشان مي دهد شهادت فاطمه افسانه است، اين است كه حضرت حسين آدم غيوري بود و در برابر يزيد قيام كرد و مگر مي شود كه او بنشيند و بيايند به مادرش حمله كنند!!!

خيلي خنده دار است. امام حسين (عليه السلام) در آن زمان، يك بچه ٦ ، ٧ ساله بوده است. اين آقايان اين حرف هاي بي اساس را از كجا پيدا مي كنند؟! حدأقل مقداري فكر نمي كنند و اين عقل خدادادي را به كار نمي اندازند. من وقتي اين برنامه را مي ديدم، خيلي خنديدم و واقعاً بايد بگوييم:

الحمدلله الذي جعل أعدائنا من الجهلاء أو من الحمقاء.

إن شاء الله اين شبهه را در جلسات آينده بحث خواهيم كرد.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

احكام اسلام كه به صراحت بيان شده، قابل تأويل و تفسير و تغيير نيست. اين خلفاء كه درباره برخي مسائل اجتهاد مي كردند، آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دستور به اجتهاد داده بود؟ اجتهاد اينها كه در برابر دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود، چه نوع اجتهادي بود؟

جواب ٢ :

إن شاء الله در رابطه با اجتهاد هم يك جلسه به صورت مستقل برگزار خواهيم كرد و بحث خواهيم كرد كه آيا اجتهاد در برابر نصّ صحيح است يا خير؟ اين آقايان وقتي مي بينند كه نمي توانند صحابه را به مقام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) برسانند، مقام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را پايين مي آورند تا با صحابه در يك مقام قرار بدهند. قرآن در مورد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوي / إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحي

و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي گويد / آنچه آورده، چيزي جز وحي نيست كه به او وحي شده است.

ولي اينها مي گويند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم اجتهاد مي كرد و وقتي آن حضرت اجتهاد مي كرد، آقاي عمر و أبو بكر هم اجتهاد مي كردند.

در رابطه با نماز خواندن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بر جنازه عبد الله بن أبي كه عمر از لباس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گيرد و مي كشد و بر او اعتراض مي كند كه «چرا بر جنازه عبد الله بن أبي كه مشرك است نماز مي خواني؟» سپس عمر مي گويد:

فعجبت بعد من جرأتي علي رسول الله صلي الله عليه و سلم يومئذ.

من تعجب كردم از جرأتم بر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) در آن روز.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٢، ص ١٠٠، ح ١٣٦٦، كتاب الجنائز، ب ٨٥ ، باب ما يكره من الصلاة علي المنافقين و الاستغفار للمشركين

جالب اين است كه إبن حجر عسقلاني در فتح الباري في شرح صحيح البخاري به جاي اين كه از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دفاع كند، از عمر دفاع كرده و مي گويد:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم اجتهاد كرد و اجتهادش اين بود كه بايد بر جنازه عبد الله بن أبي نماز بخواند و آقاي عمر هم اجتهاد كرد كه نبايد بر جنازه او نماز بخواند؛ در نتيجه، خداوند اجتهاد عمر را تائيد كرد.

ببينيد!!!

* * * * * * *

سؤال ٣ :

نظر شيعه در مورد حمله عمر به ايران چيست؟ آيا شيعه اين حمله را تائيد مي كند؟ اگر تائيد مي كند، به چه علت؟ اگر ردّ مي كند، حكم اين أموالي كه از ايران بردند، چيست؟ ظاهراً يك فرشي از ايران بردند و قسمتي از آن هم به حضرت علي (عليه السلام) رسيد. آيا اين أموال را حضرت علي (عليه السلام) مي توانست استفاده كند يا خير؟

جواب ٣ :

بله، اين حمله صورت گرفته است و أموالي هم از ايران برده اند. ولي اين كه آيا أمير المؤمنين (عليه السلام) در اين أموال تصرف كرده يا خير؟ بحث ديگري است و بر فرض اگر تصرف كرده باشد، به عنوان يك امام و صاحب اختيار بوده است، نه تصرف عدواني و غصبي. إن شاء الله قول داده ايم كه در اين مورد، بعداً به صورت مفصل در آينده صحبت كنيم.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

حضرت علي (عليه السلام) خلفاء را دروغ گو مي دانست. در كتاب صحيح بخاري و صحيح مسلم آدرس اين روايت را بيان كنيد.

جواب ٤ :

در صحيح مسلم آمده است كه خليفه دوم خطاب به أمير المؤمنين (عليه السلام) و عباس، عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد:

فلما توفي رسول الله صلي الله عليه وسلم قال أبو بكر أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم ... فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا ... ثم توفي أبو بكر و أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم و ولي أبي بكر فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا.

وقتي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، أبو بكر گفت: من جانشين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هستم و نظر شما (علي و عباس) در مورد او اين بود كه او دروغ گو و گنه كار و حيله گر و خيانت كار است و وقتي أبو بكر از دنيا رفت، من جانشين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و أبو بكر شدم و نظر شما (علي و عباس) در مورد من اين بود كه من دروغ گو و گنه كار و حيله گر و خيانت كار هستم.

صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج ٥، ص ١٥٢، ح ٤٤٦٨، كتاب الجهاد و السير (المغازي)، باب حكم الفيء

آقاي بخاري هم وقتي مي بيند كلمات «كاذبا آثما غادرا خائنا» خليفه اول و دوم را زير سؤال مي برد، به جاي آنها كلمه «كذا و كذا» مي نويسد:

تزعمان أن أبا بكر كذا و كذا.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٦، ص ١٩١، ح ٥٣٥٨، كتاب النفقات، باب ٣ ، باب باب حبس نفقة الرجل قوت سنة علي أهله و كيف نفقات العيال و در ج ٨، ص ١٤٧، ح ٧٣٠٥، كتاب الإعتصام بالكتاب و السنة، باب ٥، باب ما يكره من التعمق و التنازع في العلم و الغلو في الدين و البدع

حتي آقاي بخاري در بعضي از جاها حذف كرده است و كلمه «كذا و كذا» را هم نياورده است؛ مثلاً در جلد ٥، صفحه ٢٤، حديث ٤٠٣٣ كاملاً حذف كرده است. البته بعضي از كتاب هاي أهل سنت، به جاي «كاذبا آثما غادرا خائنا» گفته اند:

أقبل علي علي و العباس قال: و أنتما تزعمان أنه كان فيها ظالما فاجرا.

عمر رو كرد به علي و عباس و گفت: نظر شما در مورد أبو بكر اين بود كه او نسبت به حق فاطمه، ظالم و فاجر بود.

صحيح إبن حبان، ج ١٤، ص ٥٧٧، ح ٦٧٢٨

آقاي عبد الرزاق صنعاني هم در كتاب المصنف، جلد ٥، صفحه ٤٦٩ همين تعبير را دارد:

و أنتما تزعمان أنه فيها ظالم فاجر.

آقاي بيهقي هم در السنن الكبري، جلد ٦، صفحه ٢٩٨، حديث ١١٩٣٣ مي گويد:

و أنتما تزعمان أنه فيها ظالم.

و أنتما تزعمان أني فيها ظالم.

نظر شما اين بود كه من و أبو بكر در اين قضيه ظالم هستيم.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

در قرآن در سوره احزاب، زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را مادر أمت خوانده اند. چرا زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از ازدواج بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) منع شدند؟

در آيه اي ديگر آمده است كه «اميد است بعد از شما، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با زناني بهتر از شما ازدواج كند»؟ آيا همين آيه دليل بر اين نيست كه زناني بهتر از زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وجود داشت؟ يعني تا زماني كه همسر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند، جزء بهترين ها بودند. آيا آن ازدواجي كه منع شده، به خاطر اراده ضعيف زنانه نبوده كه خلوتي با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) داشتند و ممكن بود بعداً دچار مشكل شود؟ چون شبهه شده بود كه زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مادران أمت است و در آيه ديگري هم آمده است كه «محمد، پدر شما نيست»، يعني شامل آقايان هم شده است.

جواب ٥ :

بله، در سوره احزاب، آيه ٦ مي فرمايد:

النَّبِيُّ أَوْلي بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ

پيامبر نسبت به مؤمنان از خود آنها اولي است و همسران او مادران آنها (مؤمنان) محسوب مي شوند.

آقايان أهل سنت در شأن نزول اين آيه آورده اند كه طلحه گفته بود «اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا برود، من با عايشه ازدواج مي كنم».

اين كه مادران أمت هستند، به اين دليل است كه ازدواج كردن با آنها حرام است؛مثل خواهرزن كه نه مَحرم است كه بتوان به او نگاه كرد و نه نامحرمي است كه بتوان با او ازدواج كرد. زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم مَحرم نيستند و از طرف ديگر خداوند به احترام نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) يك ويژگي به آن حضرت داده كه ازدواج با همسران او حرام است. شايد به خاطر اين است كه اگر اينها با كسان ديگري ازدواج مي كردند، خيلي از أسرار زندگي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) فاش مي شد و خداوند هم خواست با اين كار جلوي فاش شدن أسرار را بگيرد.

در آيه ٥ سوره تحريم هم آمده است:

عَسي رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً

اميد است اگر او شما را طلاق دهد پروردگارش به جاي شما همسراني بهتر براي او قرار دهد؛ همسراني مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد، هجرت كننده، زناني ثيبه و باكره.

و اين نشان مي دهد كه اينها، بهترين زنان أمت نبودند.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

در حديثي آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

لعنت خداوند بر كسي كه بر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بغض بورزد.

آيا اين حديث صحيح است؟

جواب ٦ :

ما قبلاً در اين رابطه صحبت كرده ايم و خيلي از عزيزان أهل سنت هم آورده اند و آقاي مناوي كه از علماء بزرگ أهل سنت است، مي گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

فاطمة بضعة مني، من آذاها فقد آذاني و من آذاني فقد آذي الله.

فاطمه پاره تن من است و هر كس او را اذيت كند، مرا اذيت كرده و هر كس مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده است.

بعد هم مي گويد:

زاد أبو نعيم و الديلمي: فعليه لعنة الله ملء السماء و ملء الأرض.

أبو نعين و ديلمي هم به اين روايت اضافه كرده اند كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: هر كس فاطمه را اذيت كند، به اندازه تمام آسمان و زمين لعنت خداوند بر او باد.

فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج ٦، ص ٢٤، ح ٨٢٦٧

* * * * * * *

سؤال ٧ :

١. در شبكه ظلمت گفته شد كه «در زمان حضرت علي (عليه السلام) بعد از وفات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، هيچ دري براي منازل وجود نداشت كه شيعيان مي گويند در را آتش زدند».

٢. هم چنين مي گفتند كه «شيعيان به عايشه تهمت زنا مي زنند».

در مورد اين سؤالات توضيح بفرماييد.

جواب ٧ :

١. أولاً:

ظاهراً اين آقايان حتي با خود قرآن هم أنس ندارند. من در يكي از برنامه هاي خود عرض كردم كه خداوند در آيه ٦١ سوره نور مي فرمايد:

لَيْسَ عَلَي الْأَعْمي حَرَجٌ وَ لا عَلَي الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَي الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ لا عَلي أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَواتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خالاتِكُمْ أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ

بر نابينا و افراد شل و بيمار گناهي نيست (كه با شما هم غذا شوند) و بر شما نيز گناهي نيست كه از خانه هاي خودتان (خانه هاي فرزندان يا همسران تان كه خانه خود شما محسوب مي شود بدون اجازه خاصي) غذا بخوريد و هم چنين خانه هاي پدران تان يا خانه هاي مادران تان يا خانه هاي برادران تان يا خانه هاي خواهران تان يا خانه هاي عموهاي تان يا خانه هاي عمه هاي تان يا خانه هاي دائي هاي تان يا خانه هاي خاله هاي تان يا خانه اي كه كليدش در اختيار شما است يا خانه هاي دوستان تان.

مخاطبين اول اين آيه، همان مسلمان صدر اسلام بودند كه در مدينه بودند. اگر واقعاً خانه هاي مدينه درب نداشت، منظور از اين آيه چيست؟ اگر درب آن خانه ها از حصير بود، حصير نيازي به كليد ندارد. اگر پرده بود، پرده نيازي به كليد ندارد. اين چه حرف هايي است كه اين آقايان مي زنند؟ حدأقل قرآن را مطالعه كنند.

ثانياً:

در صحيح مسلم، جلد ٦، صفحه ١٠٥، حديث ٥١٣٦، كتاب الأشربة و الأطعمة، باب في شرب النبيذ و تخمير الإناء نقل شده است كه أبو حُمِيْد مي گويد:

إنما أمر بالأسقية أن توكأ ليلا و بالأبواب أن تغلق ليلا.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) دستور داد كه شب ها درب خانه هاي خود را ببنديد.

آيا حصير و پرده، نيازي به بسته شدن دارند؟ آيا اين آقايان با اين كارشان مي خواهند بي سوادي خود را به نمايش بگذارند يا مي خواهند عِناد خود را ثابت كنند؟

ثالثاً:

آقاي إبن كثير دمشقي مي گويد:

و كانت حجره من شعر مربوطة بخشب من عرعر. قال: و في تاريخ البخاري أن بابه عليه السلام كان يقرع بالأظافير، فدل علي أنه لم يكن لأبوابه حلق.

حتي درب خانه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم از چوب عرعر بود و وقتي صحابه خدمت آن حضرت مي آمدند، با ناخن هاي خود درب خانه آن حضرت را مي زدند و اين نشان دهنده اين است كه بر روي درب هاي خانه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) حلقه اي براي كوبيدن نبود.

البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٣، ص ٢٦٨ ـ السيرة النبوية لإبن كثير الدمشقي، ج ٢، ص ٣١٣

رابعاً:

در رابطه با خانه عايشه أم المومنين هم سؤال مي كنند:

فسألته عن بيت عائشة، فقال: كان بابه من وجهة الشام، فقلت: مصراعا كان أو مصراعين؟ قال: كان بابا واحدا، قلت: من أي شئ كان؟ قال: من عرعر أو ساج.

از خانه عايشه سؤال كردم و گفت: خانه اش به طرف شام بود، نه شرق. گفتم: يك لنگه بوده يا دو لنگه؟ گفت: يك لنگه بوده است. گفتم: جنس اين درب از چه بوده است؟ گفت: از چوب درخت سرو يا ساج بوده است.

الأدب المفرد للبخاري، ص ١٦٨ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج ٣، ص ٣٤٩ ـ إمتاع الأسماع للمقريزي، ج ١٠، ص ٩٢ ـ سمط النجوم للعاصمي الشافعي، ج ١، ص ٣٦٧ ـ تاريخ مكة لأبي البقاء حنفي، ج ١، ص ٢٦٨ ـ مصباح المنير للفيومي، ص ٢٩٣

اينها چيزهايي است كه اين آقايان در كتاب هاي خود هم نديده اند.

٢. ما اين را بارها گفته ايم كه شيعيان نه به عايشه تهمت زنا نمي زنند و نه به ساير همسران پيامبران (عليهم السلام) از حضرت آدم (عليه السلام) تا حضرت خاتم (صلي الله عليه و آله). إجماع علماء شيعه است كه آنها از هرگونه روابط نامشروع فساد اخلاقي برئ مي دانند. ما اين را مفصل قبلاً بحث كرده ايم.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

١. چرا به حضرت علي (عليه السلام) لقب أبو تراب، يعني پدر خاك را داده اند؟

٢. يك ميّتي را به عنوان امانت در خاك دفن مي كنند و بعد از چندين سال، جسد او را سالم از خاك بيرون مي آورند. آيا اين صحت دارد؟

جواب ٨ :

١. در بعضي از روايات آمده است كه يكي از كنيه هاي أمير المؤمنين (عليه السلام)، أبو تراب بود و اين لقب را هم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بر آن حضرت قرار داد به اين علت كه أمير المؤمنين (عليه السلام) در مسجد مشغول عبادت بود و ظاهراً در سجده خوابش مي برد و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم مي بيند كه اين خاك هاي زمين مدينه بر روي أمير المؤمنين (عليه السلام) نشسته است و با دست مبارك خود، اين خاك ها را از روي أمير المؤمنين (عليه السلام) پاك مي كنند و مي فرمايد: «يا أبا تراب» و از آن زمان به بعد، اين كلمه، كنيه اي شد براي أمير المؤمنين (عليه السلام).

٢. در اين مورد، در تاريخ بسيار آمده است. يكي از دوستان ما به نام آقاي مهدي پور در كتاب أجساد جاويدان، حدود ٤٠٠ نفر افرادي را كه بعد از گذشت بيش از ٥٠ سال از موت شان، سالم از خاك درآورده اند. در هفته گذشته هم مرحوم سيد محمد كاظم كربلايي قزويني (ره)، صاحب كتاب الإمام المهدي من المهد إلي الظهور و الإمام علي من المهد إلي اللحد و فاطمة من المهد إلي اللحد كه حدود ١٧ سال قبل از دنيا رفته بود، در مسجدي در نزديكي مسجد حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره) در قم به صورت امانت دفن كردند و وصيت كرده بود بعد از اين كه راه كربلاء باز شد، جنازه اش را به كربلاء منتقل كنند. آقازاده هاي ايشان هم أخيراً در اين حفاري هايي كه اطراف حرم بوده براي كتابخانه حضرت معصومه (سلام الله عليها)، يك دفعه ديوار قبر خراب مي شود و مي بينند كه جسد نمايان شد و بدنش سالم سالم بود و كوچك ترين اثري از پوسيدگي در بدنش نبود و كفنش هم فقط مقداري زرد شده بود و كتاب فاطمة (سلام الله عليها) از ولادت تا شهادت را كه روي سينه ايشان گذاشته بودند هم فقط مقداري مرطوب شده بود و كاغذ و جلدش هم سالم بود. جنازه ايشان را هم به كربلاي معلي انتقال دادند و چند روز پيش هم در كربلاء تشييع و دفن شد و شنيده ام كه آقازاده هاي ايشان، هم عكس گرفته اند و هم فيلم برداري كرده اند. إن شاء الله اگر اين عكس ها و فيلم ها خوب باشد، ما از شبكه جهاني ولايت پخش خواهيم كرد. اين قضيه همين چند روز قبل در قم اتفاق افتاده بود و جالب اين كه ايشان وصيت كرده بود اين كتاب فاطمة (سلام الله عليها) از ولادت تا شهادت را كه نوشته بود، روي سينه اش گذاشته شود و بعد از ١٧ سال، كتابي كه زير خاك مانده بود، سالم بود و فقط مقداري رطوبت داشت. مشابه اين قضيه زياد وجود دارد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»