سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٧٩ - فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام

فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام

کد مطلب: ٥٣١١ تاریخ انتشار: ١٦ خرداد ١٣٩٢ - ٠١:٠٠ تعداد بازدید: ٢٩٩٤ سخنراني ها » شبکه ولايت فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
حبل المتین ٩٢/٠٣/١٦

لينک دانلود
 بسم الله الرحمن الرحيم

 

تاريخ: ٩٢/٠٣/١٦

 

مجري:

شب مبعث پيغمبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله را به همه بينندگان تبريك عرض مي كنم.

استاد قزويني:

مبعث نبي مكرم صلي الله عليه و آله كه در حقيقت عيد حيات بشريت است را به همه بينندگان عزيز تبريك عرض مي كنم.

ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميده ما را انيس و مونس شد

نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

به بوي او دل بيمار عاشقان چو صبا فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد

ز راه ميكده ياران عنان بگردانيد چرا كه حافظ از اين راه رفت و مفلس شد

توصيه مي كنيم كه ان شاء الله آن هايي كه براي شان امكان پذير است، از روزه فردا كه روز بزرگي است كه در بعضي از جاها آمده است كه معادل ٦٠ سال روزه است، غفلت نكنند.

كساني كه قضاي روزه واجب دارند، نمي توانند روزه مستحبي بگيرند و اين اجماع فقهاي شيعه قديم و معاصر است.

ما در بعضي از روايات داريم كه اگر كسي در روز مبعث يا نيمه شعبان، همان قضاي روزه خود را بگيرد، خدا هم به فضل و كرمش، هم قضاي روزه او حساب مي كند و هم فضيلت روزه گرفتن روز مبعث را به او كرم مي كند.

دوستان عزيز از دعاي شب مبعث غفلت نكنند كه مرحوم محدث قمي در مفاتيح الجنان در اعمال شب بيست و هفتم رجب آورده است كه اول اين دعا اين است:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِالتَّجَلِّي [ بِالنَّجْلِ ] الأَعْظَمِ فِي هَذِه اللَّيْلَةِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ

مفاتيح الجنان، الشيخ عباس القمي، ص ١٥٠

اين دعا يك تكه اي دارد كه من هميشه اين تكه را در لابلاي دعاهايم و در قنوت نمازم مقيدم كه بخوانم.

جمله خيلي زيبايي است.

در اين دعا آمده است:

واجْعَلْ أَوْسَعَ أَرْزَاقِنَا عِنْدَ كِبَرِ سِنِّنَا

مفاتيح الجنان، الشيخ عباس القمي، ص ١٥٠

خدايا گسترده ترين روزي ما را در دوران پيري ما قرار بده؛ چون در دوران پيري، مشكلات پيري و از آن طرف هم مشكلات مالي و فقر در پيري چند برابر مي شود و گرفتاري انسان را افزون تر مي شود.

اگر چنانچه در دوران پيري مشكلات مالي نباشد و وسعت روزي باشد، همه در خدمت انسان هستند.

نكته دوم خيلي زيبا است:

وأَحْسَنَ أَعْمَالِنَا عِنْدَ اقْتِرَابِ آجَالِنَا

مفاتيح الجنان، الشيخ عباس القمي، ص ١٥٠

خدايا بهترين و زيبا ترين عمل ما را در نزديكي مرگ مان قرار بده.

وقتي انسان پير مي شود، سر درد، كمر درد، زانو درد مي گيرد و خسته و كوفته است و حوصله عبادت و دعا را ندارد و آن آخر عمر انسان با كسالت بخواهد به محضر خدا برود خيلي دردآور است.

براي همين در اين دعا آمده است: خدايا آن وقتي كه آخر عمر ما و نزديك مرگ ما است، خدايا نشاط عبادت بده و بهترين عمل و خالص ترين عمل و زيبا ترين عمل با خضوع ترين عمل ما را در نزديكي مرگ ما قرار بده.

حرم حضرت امير سلم الله عليه در طول سال در همچين شبي يك شب ويژه است.

از اعلماي بزرگ اهل سنت ابن بتوته در سفر نامه اش مي نويسد: شب بيست و هفتم رجب مردم از كشورهاي مختلف از روم و ايران و عراق جمع مي شوند و آن هايي كه بيمار دارند، شل، چلاق و بيماري سرطان و صعب العلاج دارند و دكتر جوابش كرده است، در كنار حرم حضرت امير مي آيند و تا اذان صبح آنجا هستند و مي گويد: من متأسفانه آن شب را درك نكردم؛ ولي از افراد مورد وثوق شنيده ام: آن هايي كه كنار حرم حضرت امير و به شب مبعث متوسل مي شوند، صبح اين ها با حال بهبودي از آنجا مي روند.

مي گويد: من در يكي از سفرهايم وارد حرم حضرت امير شدم و ديدم ٣ نفر كه بعضي ها شل و چلاق كه در مهمان خانه حضرت بودند، سؤال كردم كه چرا شما شب مبعث شفا نگرفتيد، گفتند: ما راه مان دور بود و دير رسيديم و وقتي به نجف رسيديم كه شب مبعث تمام شده بود.

اينجا مي مانيم تا سال آينده مبعث بيايد و متوسل به حضرت امير سلام الله عليه شويم و نجات پيدا كنيم و بعد از اينجا مي رويم.

مجري:

امشب شب مبعث است و بهترين و زيبا ترين بحثي كه ما مي توانيم داشته باشيم، بحث بعثت است.

امشب مي خواهيم بدانيم، چه ضرورتي دارد كه اين همه پيغمبران مبعوث شوند؟

هدف و ضرورت آن چيست؟

استاد قزويني:

قبل از اينكه بهسؤال برادر عزيزم پاسخ دهم دو سه نكته را اشاره كنم.

مقدمه اول، ما همه مي دانيم كه فلسفه خلقت بشر براي رسيدن به آن كمالات لايق خويش است؛ يعني بالاترين كمالي كه بشر مي تواند به آن برسد و متخلق به اخلاق الهي شود و يك بشر خدا گونه شود و يا تعبيري را كه مولانا دارد:

از جمادي مردم و نامي شدم وز نما مردم به حيوان برزدم

مردم از حيواني و آدم شدم پس چه ترسم كي ز مردن كم شدم

حمله ديگر بميرم از بشر تا بر آرم از ملايك پر و سر

بار ديگر از ملك قربان شوم آنچه اندر وهم نايد آن شوم

يا سعدي مي گويد:

رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند بنگر كه تا چه حد است مكان آدميت

طيران مرغ ديدي تو ز پاي بند شهوت به در آي تا ببيني طيران آدميت

پس بشر براي اين خلق شده است كه به آن كمالات لايق خويش برسد و با تخلق به اخلاق الهي و عمل به اوامر و اجتناب از نواهي الهي به آن كمالات برسد.

مقدمه دوم، در صورتي انسان مي تواند اين مراحل كمال را بپيمايد كه تمام راه هاي رسيدن به كمال و خود كمال را درك كرده باشد.

كسي نمي داند كه كمال يعني چه و نمي داند راه رسيدن به كمال يعني چه؟

أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ

به قول يكي از اين آقايان كه مي گويد: كسي داشت دست شويي مي رفت، به او گفتند: يك چيزي به سرت بگذار، كلاهي، دستمالي، گفت: چرا؟

گفتند: چون آن بوي بد عقل آدم را مي برد، گفت: عقل چيست؟

گفتند: آقا جان برو من كاري با تو ندارم.

مقدمه سوم، خداوند تبارك و تعالي كه بشر را آفريده است؛ براي اين آفريده كه به كمال برسد و رسيدن به كمال بدون شناخت كمال و راه آن، امكان پذير نيست.

مقتضاي حكمت الهي اين است كه با ارسال پيامبران و انبياء و با اتصال به منبع وحي، هم كمال را براي مردم تبيين كند كه كمال يعني چه و هم راه رسيدن به كمال را براي بشر تبيين كند.

با اين مقدمات تا حدودي فلسفه بعثت انبياء روشن شد.

بشر براي رسيدن به كمال به اين دنيا آمده است و رسيدن به كمال هم مستلزم اين است كه افرادي از طرف خداي عالم بيايند كه هم كمال را براي مردم بيان كنند و هم راه هاي رسيدن به كمال و قطاع طريق ها و موانع را براي بشر بيان كنند.

با توجه به اين برويم سراغ سخن امير المؤمنين پاي كلام اين يگانه مرد جهان بشريت و بزرگ تربيت شده دست نبي مكرم و رسول اعظم صلي الله عليه و آله بنشينم.

در همان خطبه اول نهج البلاغه كه خطبه جامعي است، در آنجا حضرت مي فرمايد:

فبعث فيهم رسله وواتر إليهم أنبياءه ليستأدوهم ميثاق فطرته ويذكروهم منسي نعمته ويحتجوا عليهم بالتبليغ ويثيروا لهم دفائن العقول

نهج البلاغة، خطب الإمام علي، ج ١، ص ٢٣

مي فرمايد: خداي عالم پيامبران را مبعوث كرد و اين ها پشت سر هم از حضرت آدم تا خاتم آمدند تا اين كه وفاداري انسان را به پيمان فطرت براي اين ها بازگو كند.

همان جمله اي كه در سوره روم آيه ٣٠ وجود دارد كه مي فرمايد:

فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا

انسان از نظر روان و فطرت خداجو است و خداي عالم بشر را فطرتا خداجو آفريده است، مگر اين كه موانعي براي رسيدن به خدا وجود داشته باشد و امير المؤمنين سلام الله عليه هم مي فرمايد: يكي از كارهاي انبياء اين است كه بشر را به همان ميثاق فطرت الست بربكم قالوا بلا توجه دهد.

كل إنسان يولد علي الفطرة فأبواه يهودانه أو ينصرانه أو يمجسانه من حكمة الوجود

هر بشري با فطرت خداجو آفريده شده است؛ مگر اين كه پدر و مادر يا جامعه، او را از مسير خداشناسي و خداجويي دور كند.

پيامبران نعمت هايي كه بشر فراموش كرده است را به مردم تذكر مي دهند و به بشر بگويند: بشر، هر آنچه كه تو داري از خداوند تبارك و تعالي است.

حركات و سكنات تو همه عين حضور رب و عين ربط محض خداي عالم است.

لا حول و لا قوته الا بالله علي العظيم

هر آنچه كه از تو سر مي زند و هر آنچه كه انجام مي دهيد، همه ما مال اوست.

جهان و هر آنچه كه به آن بنگريد، همه نعمت هاي اوست.

فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ

سوره بقره آيه ١١٥

بصحرا بنگرم صحرا تو بينم به دريا بنگرم دريا تو بينم

به هر جا بنگرم كوه ودر و دشت نشان روي زيباي تو بينم

در شعري ديگري مي گويد:

مردان خدا پرده پندار دريدند يعني همه جا غير خدا يار نديدند

يكي از وظائف و فلسفه بعثت انبياء اين است:

ويذكروهم منسي نعمته ويحتجوا إليهم بالتبليغ

نهج البلاغة، خطب الإمام علي (ع)، ج ١، ص ٢٣

يكي از وظيفه پيامبران و فلسفه بعثت انبياء اين است كه حجت الهي را به مردم برسانند و اتمام حجت كنند كه فرداي قيامت اگر اين ها محاكمه شدند و محكوم به جهنم شدند و اعتراض كردند كه خدايا چرا ما را به جهنم مي بريد، آن وقت به آن ها مي گويند: ما حجت را براي تان تمام كرديم.

آن دسته از مردم كه به بهشت رفتند به خاطر اين بود كه اين ها بعد از اتمام حجت عمل كردند و شما عمل نكرديد.

ويثيروا لهم دفائن العقول

نهج البلاغة، خطب الإمام علي (ع)، ج ١، ص ٢٣

آن توانمندي هاي پنهان شده در عقل را براي مردم بازگو كند.

آن پرده هاي زخيمي كه در اثر تبليغات مسموم دشمنان يا در اثر گناه هاي بزرگ بر روي عقل كشيده شده است، انبياء اين پرده ها را كنار مي زنند و موانع شناخت عقل را پاره مي كنند و از بين مي برند تا عقل به مقتضاي آنچه كه تشخيص مي دهد، بتواند راه را از چاه تشخيص دهد.

خطبه مفصل است تا آن جايي كه مي گويد:

رسل لا تقصر بهم قلة عددهم ولا كثرة المكذبين لهم من سابق سمي له من بعده أو غابر عرفه من قبله

نهج البلاغة، خطب الإمام علي (ع)، ج ١، ص ٢٤

پيامبراني كه با اندك بودن ياران و افزوني تكذيب كنندگان، هرگز در انجام وظيفه خود كوتاهي نكرده اند.

در خطبه ديگري هم از حضرت امير مي فرمايد:

لا تستوحشوا في طريق الهدي لقلة أهله

نهج البلاغة، خطب الإمام علي (ع)، ج ٢، ص ١٨١

مردم، به خاطر كم بودن اهل حق شما را به وحشت نيندازد و كثرت جمعيت شما را فريب ندهد.

كثرت جمعيت باطل و قلت اهل حق و اهل هدايت، دليل بر نقصان هدايت و اهميت آن اهل باطل نيست.

پيامبران گذشته به اين ها به آمدن ظهور پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله بشارت داده اند.

علي ذلك نسلت القرون ومضت الدهور وسلفت الآباء وخلفت الأبناء

نهج البلاغة، خطب الإمام علي (ع)، ج ١، ص ٢٤

اين بحثي كه در مورد انبياي گذشته گفتيم، در تمام قرن ها و روزگار گذشته به همين منوال سيره پيامبران و انبياء سپري شده است.

بعد امير المؤمنين سلام الله عليه اين بخش بعثت انبياء را مطرح مي كند و بلافاصله وارد مبعث نبي مكرم مي شود.

در اينجا امير المؤمنين كولاك مي كند.

إلي أن بعث الله سبحانه محمدا رسول الله صلي الله عليه وآله لإنجاز عدته وتمام نبوته مأخوذا علي النبيين ميثاقه مشهورة سماته كريما ميلاده وأهل الأرض يومئذ ملل متفرقة وأهواء منتشرة وطوائف متشتتة بين مشبه لله بخلقه أو ملحد في اسمه أو مشير إلي غيره فهداهم به من الضلالة وأنقذهم بمكانه من الجهالة

نهج البلاغة، خطب الإمام علي (ع)، ج ١، ص ٢٤ و ٢٥

تا اين كه خداي سبحان به آن وعده اي كه به بشر و بشارتي كه انبياي گذشته داده بودند، با آمدن محمد صلي الله عليه و آله به اين وعده خود عمل كرد و پيامبر را از ميان پيامبراني كه پذيرش نبوت او را گرفته بود، با نشانه هايي كه شهرت داشت و تولد ميمون و مبارك او، به ظهور رساند.

روزي كه پيغمبر مبعوث شد، مردم روي زمين داراي مذاهب گوناگون بودند و داراي خواسته هاي گوناگون بودند و روش هاي متفاوتي داشتند.

بعضي از افرادي كه خدا را به بشر تشبيه مي كردند و گروهي اسماء الهي را الحاد مي كردند و با بت پرستي خود را بي چاره مي كردند، خداي عالم به واسطه نبي مكرم صلي الله عليه و آله، آن ها را از ضلالت و گمراهي نجات داد و مردم را از جهالت و ناداني رهايي بخشيد.

بعد در بخش سوم حضرت اشاره مي كند كه بعد از آن كه نبي مكرم از دنيا رفت، اين چنين نبود كه وصي معين نكند:

وخلف فيكم ما خلفت الأنبياء في أممها إذ لم يتركوهم هملا

نهج البلاغة، خطب الإمام علي (ع)، ج ١، ص ٢٥

اين آقاياني كه مي گويند: علي ابن ابي طالب بحث خلافت و وصايت را مطرح نكرده است، اين اولين خطبه نهج البلاغه است.

رسول گرامي كه از دنيا رفت، در ميان مردم جانشيني معين كرد، آن جانشيني كه تمام پيامبران گذشته با رفتن شان جانشين معين كردند.

ليس من نبي الا وله وصي

سيرة ابن إسحاق، ج ٢، ص ١٠٥

اين خلاصه اي از خطبه اول امير المؤمنين سلام الله عليه در فلسفه بعثت انبياء و بعثت نبي مكرم و ضرورت تعيين وصي براي پيغمبر و تمام انبياء است.

مجري:

از نگاه قرآن، فوائد بعثت را براي ما و دوستان بيننده بيان كنيد.

استاد قزويني:

وقتي قرآن مي خوانيم، بايد دقت كنيم.

در بعضي از كلمات ائمه و بزرگان آمده است: وقتي قرآن مي خوانيد، آن چنان بخوانيد كه انگار الان جبرئيل امين نازل شده است و اين را قرائت مي كند و از شما مطالبه مي كند.

در برابر عوامل الهي بگوييد: چشم و در برابر نواهي الهي بگوييد: سمعا و طاعتا و اگر چنانچه نعمت هاي بهشتي در قرآن قرائت مي كنيد، از خدا طلب كنيد و اگر عذاب هاي جهنم را در قرآن مي خوانيد، از خدا بخواهيد كه شما را از اين عذاب ها دور كند.

اگر حالات انبياء و صالحين را در قرآن مي خوانيد، از خدا بخواهيد كه شما را از اين ها قرار دهد و اگر حالات بد كاران را در قرآن مي خوانيد، از خدا بخواهيد كه شما را از اين ها قرار ندهد و اگر قرآن را بدون توجه به معاني مي خوانيد، آن فضيلتي كه براي قرائت قرآن است، قطعا مترتب نمي شود.

در اين رابطه كه آيا فلسفه و فوائد بعثت انبياء چيست، در سوره انبياء كه سوره ٢١ قرآن است، در آيه ٢٥ يكي از فوائد بعثت انبياء را توجه دادن مردم به توحيد و معاد ذكر مي كند.

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ

هيچ پيغمبري را مبعوث نكرديم، مگر اين كه به او وحي كرديم كه غير از من كسي را عبادت نكنيد.

اين كه وهابي ها از اين آيات چه سوء استفاده هايي مي كنند، اين خودش يك فلسفه و بحث مفصلي دارد.

پيامبران آمده اند تا به امت ها و ملت ها اتمام حجت كنند.

وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ

سوره فاطر آيه ٢٤

هيچ امتي نيست در گذشته مگر اين كه از طرف خداي عالم حجت و نذيري براي آن فرستاده شده است.

رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَي اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ

سوره نساء آيه ١٦٥

ما افرادي را براي بشارت و انذار فرستاديم؛ براي اين كه مردم در برابر خدا حجت نداشته باشند.

بعضي از اين وهابي هاي بي عقل مي گويند: اين نشان مي دهد كه بعد از پيغمبر ديگر حجت و امامي نيست.

اين آيه مي فرمايد: فرداي قيامت اگر يك فردي را خواستند جهنم ببرند، نگويد: خدايا براي من كه پيغمبر نفرستاده بودي، براي من حجت تمام نشده بود.

چرا مي خواهيد من را به جهنم ببريد، قرآن مي فرمايد:

لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَي اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا

سوره نساء آيه ١٦٥

بعد از پيغمبراني كه اتمام حجت كردند، تمام راه ها براي مردم بسته شد و ديگر حجتي بر خدا ندارند؛ ولي خدا بر اين ها حجت دارد؛ چون خداي عالم براي اين ها اتمام حجت كرده است.

در آيه ديگر مي فرمايد:

وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّي نَبْعَثَ رَسُولًا

سوره اسراء آيه ١٥

خداي عالم پيامبران را براي اتمام حجت فرستاده است.

همان طوري كه من در مقدمه اشاره كردم، پيامبران آمده اند تا مردم را آموزش دهند و به آن ها راه را از چاه نشان دهند و راه رسيدن به كمال را به مردم آموزش دهند و موانع رسيدن به كمال را براي مردم روشن كنند.

كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آَيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ

سوره بقره آيه ١٥١

ما پيامبران را فرستاديم كه آيات را بر شما قرائت كنند و شما را تزكيه كنند و كتاب الهي را بر شما آموزش دهند و به شما آنچه را كه نمي دانيد، تعليم دهند.

در آيه ديگر مي فرمايد:

فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ

سوره بقره آيه ٢٣٩

بحث ديگري كه در فوائد بعثت انبياء است، جلوگيري از تحريف ها و اصلاح تحريف ها است.

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ

سوره مائده آيه ١٥

اي اهل كتاب پيامبر ما آمد تا آنچه را كه تحريف كرده ايد وآنچه را كه از مردم مخفي كرديد براي شما روشن كند.

البته فوائد و فلسفه ديگري براي انبياء وجود دارد كه من به همين چند مورد اكتفا مي كنم.

مجري:

آيا در كتاب هاي شيعه و سني اشاره به فطري بودن موضوع ولايت هم شده است يا خير؟

استاد قزويني:

همان طوري كه در ابتدا گفتيم، شب مبعث است؛ ولي معجزات و كرامات از حرم حضرت امير خلاصه تلألؤ مي كند.

شب مبعث است؛ ولي زيارت امير المؤمنين و زيارت امين الله مطرح است.

نبوت از ولايت جدا نيست.

همان طوري كه بار ها عبارت آقاي آلوسي را از روح المعاني خوانده ايم كه از عبد الله بن مسعود نقل مي كند كه در زمان پيغمبر اين آيه ٦٧ سوره مائده اين طور مي خوانديم:

ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

روح المعاني، ج ٦، ص ١٩٣

پيغمبر به مردم برسان كه علي ولي امر مسلمين است، در غير اين صورت رسالت ناقص است.

كسي بخواهد رسالت را منهاي ولايت كند و معنا كند، ما معتقد هستيم كه قرآن و اسلام را نتوانسته خوب درك كند.

ما در روايات كتب شيعه مثل كتاب شريف كافي جلد ٢ صفحه ١٢ داريم كه از حضرتنسبت به همان آيه ٣٠ سوره روم كه مي فرمايد:

فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا

سؤال مي كنند كه مي گويد: يا ابن رسول الله اين فطرت چيست؟

بعد حضرت اشاره مي كند كه اين فطرت همان فطرت اسلام و توحيد است كه قرآن در آيه ١٧٢ سوره اعراف مي فرمايد:

أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَي

مرحوم شيخ صدوق در كتاب توحيدشان صفحه ٣٢٩ حديث شماره ٧ از امام صادق سلام الله عليه نسبت به همين آيه ٣٠ سوره روم نقل مي كند: اين فطرت الهي ٣ چيز است:

توحيد و وحدانيت خدا و محمد رسول الله صلي الله عليه و آله و علي امير المؤمنين.

اين فطرتي است كه خداي عالم بشر را بر اين فطرت آفريده است.

فطرت، توحيد و نبوت و ولايت است.

اگر اشتباه نكنم، در آيه ٤٥ سوره زخرف است كه مي فرمايد:

وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا

پيغمبر، از پيامبران گذشتهسؤال كن.

در ذهن سؤال پيش مي آيد كه چه سؤالي كند.

بزرگان اهل سنت روايات متعددي شايد بيش ٢٠ روايت با سند هاي مختلف آورده اند كه مراد از اين آيه كه مي فرمايد: از پيامبران گذشتهسؤال كن چه چيزياست.

آقاي ابن عساكر از اعلماي بزرگ اهل سنت كتابي دارد به نام تاريخ دمشق كه تمام رواياتش را مستند آورده است؛ يعني تمام سند ها را ذكر كرده است.

از عبد الله بن مسعود نقل مي كند كهه پيغمبر اكرم فرمود:

عن عبد الله قال قال النبي صلي الله عليه وسلم يا عبد الله أتاني ملك فقال يا محمد واسأل من أرسلنا من قبلك من رسلنا علي ما بعثوا قال قلت علي ما بعثوا قال علي ولايتك وولاية علي بن أبي طالب

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ٢٤١

در معراج يك ملكي آمد و گفت: از اين پيامبرانسؤال كن بر چه مبعوث شده اند و فلسفه بعثت شان چه بوده است، حضرت مي فرمايد: بر چه مبعوث شده اند؟

ملك گفت: بر ولايت تو و بر ولايت علي بن ابي طالب مبعوث شده اند.

اين كتاب كافي و بحار و من لا يحضر نيست.

تمام انبياء بر ولايت نبي مكرم و ولايت امير المؤمنين مبعوث شده اند.

همچنين جناب آقاي ثعلبي كه از مفسران بزرگ اهل سنت است، در تفسيرشان جلد ٣ صفحه ٣٣٧ در ذيل همين آيه شريفه نقل مي كند كه پيغمبر اكرم از ملكسؤال كرد كه بر چه مبعوث شدند، گفتند:

علي ولايتك وولاية علي بن أبي طالب

تفسير الثعلبي، ج ٨، ص ٣٣٨

همين تعبير را حاكم حسكاني در شواهد التنزيل جلد ٢ صفحه ٢٢٣ آورده است.

آقاي ذهبي از نبي مكرم نقل مي كند كه در شب معراجسؤال كرد كه انبياء بر چه مبعوث شدند، اين ها گفتند:

بعثنا علي شهادة أن لا إله إلا الله وعلي الإقرار بنبوتك والولاية

المنتقي من منهاج الاعتدال، ج ١، ص ٤٤٥

پيامبران فرمودند: ما بر ٣ چيز مبعوث شديم، يكي بر شهادت لا الله الا الله، بعد بر نبوت تو و ولايت علي ابن ابي طالب.

اگر اين در كتاب شيعه آمده باشد، آقايان ٧ آسمان را بر سر شيعه خراب مي كردند؛ ولي اين عبارتي است كه آقايان در كتاب هاي خودشان آورده اند.

آقاي ابن حجر هيثمي در كتاب در كتاب الصواعق المحرقه علي اهل رفض و الضلالة والزندقة كه كتابي است كه بر عليه شيعه نوشته است، در ذيل آيه ٢٤ سوره صافات كه مي فرمايد:

وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ

مردم را نگه داريد تااز آن ها سؤال شود.

ايشان مي گويد:

وقفوهم إنهم مسؤولون أي عن ولاية علي وأهل البيت لأن الله أمر نبيه صلي الله عليه وسلم أن يعرف الخلق أنه لا يسألهم علي تبليغ الرسالة أجرا إلا المودة في القربي والمعني أنهم يسألون هل والوهم حق الموالاة كما أوصاهم النبي صلي الله عليه وسلم أم أضاعوها وأهملوها فتكون عليهم المطالبة والتبعة

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢، ص ٤٣٧

از مردم از ولايت علي و از ولايت اهل بيتسؤال مي كنند و مي گويند: آيا حق موالات بر آنچه كه پيغمبر وصيت كرده بود، عمل كردند؟

آقاي آلوسي سلفي در تفسيرشان در همان آيه وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ مي گويد:

وأولي هذه الأقوال أن السؤال عن العقائد والأعمال ورأس ذلك لا إله إلا الله ومن أجله ولاية علي كرم الله تعالي وجهه

روح المعاني، ج ٢٣، ص ٨٠

اقوال متعددي در معناي وقفوهم انهم مسؤولون مي آورد، بهترين قول اين است كه از مردم از اقوال و اعمال شانسؤال مي كنند و در رأس اين اعمالي كه از مردم مي پرسند، بحث توحيد و ولايت علي بن ابي طالب است.

اين را هم كه يك سلفي نقل مي كند، ما كه نقل نمي كنيم.

من تقاضا دارم كه دوستان تلنگري به ذهن مبارك شان بزنند و از اين خواب غفلت بيدار شوند.

مجري:

در يك بخش از خطبه آقا امير المؤمنين علي عليه السلام آمده است:

وخلف فيكم ما خلفت الأنبياء في أممها إذ لم يتركوهم هملا

نهج البلاغة، خطب الإمام علي (ع)، ج ١، ص ٢٥

اينجا موضوع تعيين وصي در تمام پيامبران گذشته جاري بوده است.

آيا در كتاب اهل سنت به اين موضوع اشاره شده است يا خير؟

استاد قزويني:

ما ٢ ماه قبل در برنامه حبل المتين بحث وصايت كه مطرح كرديم و به اين روايت رسيديم كه مي فرمايد:

لِكُلِّ نَبِيٍّ وَصِيٌّ

المعجم الكبير، ج ٦، ص ٢٢١

هر پيغمبري وصي داشته است.

طبراني كه متوفاي ٣٦٠ است، از ابو سعيد خدري از سلمان فارسي نقل مي كند كه من به پيغمبر گفتم:

لِكُلِّ نَبِيٍّ وَصِيٌّ فَمَنْ وَصِيُّكَ

المعجم الكبير، ج ٦، ص ٢٢١

هر پيغمبري وصي داشته است، وصي تو چه كسي است؟

بعد از مدتي پيغمبر فرمود: وصي من و محل اسرار من و بهترين كسي كه بعد از من است، علي بن ابي طالب است.

ما همان زمان تمام بررسي سندي كرديم.

در مورد محمد بن عبد الله حضرمي، ابن ابي حاتم مي گويد: صدوق است و ذهبي مي گويد: ثقه است.

در مورد ابراهيم بن حسن ثعلبي، ابن ابي حاتم و ابن حبان ايشان را توثيق مي كنند.

در مورد يحيي بن يعلي الاسلمي در صحيح ابن حبان آمده است و حاكم نيشابوري در روايتي كه اين آقا در سندش آمده است، روايت را تصحيح كرده است.

در مورد ناصر بن عبد الله، ذهبي در ميزان الاعتدال و ابن حبان در مجروحين ايشان را توثيق كرده است.

در مورد سماك بن حرب، يحيي معين توثيقش كرده است.

از ديدگاه آقايان اهل سنت اين ها كاملا مورد وثوق يا حداقل حسن هستند كه روايت حسن هم در عمل مثل صحيح است.

بعضي از آقايان مي گويند: روايت صحيح همان روايت حسن است.

ما روايت هاي متعددي ديگري هم داريم؛ مثل حديث دار و يوم الانذار كه پيغمبر اكرم فرمودند: علي ابن ابي طالب وصي من، برادر من، خليفه من است و اقوال علما را آن زمان مطرح كرديم.

در حديث ديگري آمده است:

إن لكل نبي وصيا ووارثا وإن عليا وصيي ووارثي

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ٣٩٢

ما اين ها را با بررسي سندي در برنامه حبل المتين مطرح كرديم.

بيننده آقاي بي درنگ از تهران:

اين روز عزيز را خدمت شما تبريك عرض مي كنم.

من از اين كه به برنامه شما وصل شده ام خيلي خوشحال هستم و باور نمي كردم كه به برنامه وصل شوم.

اين عزيزان اهل سنت مثل ما مفاتيح الجنان دارند كه اگر خواستند اعمال امشب را انجام دهند، كتب دعا دارند؟

بيننده آقاي اميني از سقز از اهل سنت:

اگر اجازه دهيد من يك حديث مي خوانم و اين حديث را توضيح هم مي دهم و اگر اشتباه كردم، حضرت آيت الله قزويني اصلاح كنند.

يك حديثي است در صحيح بخاري كه ابن عمر مي گويد: من در روزگاران حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله جنگيدم و در آن زمان مسلمانان اندك بودند.

مردم در دين خود به فتنه مي افتادند و مشركان آن ها را مي كشتند و يا در بند نگه مي داشتند تا آن كه شمار مسلمانان زياد شد و فتنه اي نماند.

چون آن مرد ديد كه ابن عمر بهآنچه كه مي خواهد موافقت نمي كند، به ابن عمر گفت: سخن تو در مورد علي و عثمان چيست؟

ابن عمر گفت: عثمان خود را عفو كرد ولي شما را خوش نمي آيد كه وي را عفو نكنيد؛ اما علي پسر عموي رسول الله صلي الله عليه و آله و داماد وي است بعد اشاره كرد و گفت: اين خانه دختر اوست كه تو مي بيني.

ابن عمر در هيچ يك از جنگ هاي كه در ميان مسلمانان واقع شد، منظورم جنگ جمل و جنگ صفين و حتي محاصرابن زبير حاضر نشده است.

مراد از قول پرسنده در مورد علي و عثمان رضي الله عنهما اين بود كه بر عثمان رضي الله عنهما ايراد مي گرفت كه در بيعت رضوان حضور نداشت و در جنگ احد فرار كرده بود؛ در حالي كه در وقت جنگ بدر، همسر وي چون دختر پيامبر صلي الله عليه و آله بود و بيمار بود، آن حضرت به وي اجازه داد كه در مدينه نزد همسر خود بماند و اين كه در بيعت الرضوان حضور نداشتند، دليلش هم اين بود كه آن حضرت او را براي مذاكره با مشركين به مكه فرستاده بود و اين كه در جنگ احد فرار كرده بود، اوضاع جنگ به حالت غير مترقبه در آمده بود و خداوند گناهان آن ها را بخشيد چنانچه آيه نازل شد و فرمود:

وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ

سوره آل عمران آيه ١٥٥

ايراد وي در مورد حضرت علي هم اين بود كه چرا با مسلمانان جنگيده است كه اين ايراد بي معني است.

اگر اشتباه مي كنم، حضرت آيت الله قزويني توضيحاتي بدهند ممنون مي شوم.

استاد قزويني:

با خواندن اين چه منظوري داريد؟

بيننده:

من اين طور برداشت كردم و مطمئن نيستم.

گويا شما عقيده داريد كه ابن عمر در لشكر معاويه بوده و با حضرت علي جنگيده است.

استاد قزويني:

نه، بنده نگفته ام.

بنده اين را گفته ام كه ايشان با امير المؤمنين علي ابن ابي طالب بيعت نكرد بود و از بيعت با علي سرپيچي كرد.

اين هم حرف من نيست، اين حرف ابن حجر عسقلاني است در كتاب فتح الباري است كه مي گويد:

وكان عبد الله بن عمر في تلك المدة امتنع ان يبايع لابن الزبير أو لعبد الملك كما كان امتنع ان يبايع لعلي

فتح الباري، ج ١٣، ص ١٩٥

با علي بن ابي طالب بيعت نكرد.

ايشان مي گويد:

وبايع لابنه يزيد بعد موت معاوية

فتح الباري، ج ١٣، ص ١٩٥

با يزيد بن معاويه بعد از معاويه بيعت كرد؛ يعني با علي بيعت نكرد؛ ولي با يزيد بيعت كرد.

آقاي ابو جعفر اسكافي كه از اعلماي بزرگ اهل سنت است در كتاب المعيار و الموازنه صفحه ٢٤ مي گويد: جناب عبد الله عمر با حجاج ابن يوسف سقفي بيعت كرد به عنوان اين كه ايشان نماينده و والي از طرف عبد الملك مروان است.

البته ابن ابي الحديد معتزلي هم در شرح نهج البلاغه نقل مي كند كه يك شب عبد الله عمر شبانه رفت نزد حجاج ابن يوسف سقفي كه فاسق ترين شرور ترين انسان هاي روي زمين بود كه عمر ابن عبد العزيز مي گويد: اگر تمام اقوام دنيا شرور خود را بياورند و در يك كفه بگذارند و ما هم حجاج را در يك كفه بگذاريم، كفه ما سنگين تر است.

آقاي عبد الله عمر در خانه حجاج ابن يوسف سقفي را زد، حجاج گفت: بيا داخل، وقتي كه داخل آمد حجاج گفت: در اين وقت شب براي چه آمده اي؟

عبد الله عمر گفت: من يك دفعه يادم افتاد كه پيغمبر اكرم فرمود:

من مات ولا إمام له مات ميتة جاهلية

شرح نهج البلاغة، ج ١٣، ص ١٤٥

هركس بميرد و امامي نداشته باشد، مرگش مرگ جاهلي است.

عبد الله عمر گفت: دسترسي به عبد الملك ندارم، آمده ام با تو بيعت كنم.

حجاج هم يك مقداري براي اين كه تحقيرش كند و اين را ذليلش كند، گفت: فعلا دست من مشغول است، پايش را دراز كرد و گفت: فعلا با پاي من بيعت كن.

اين مطالبي است كه از جناب عبد الله عمر نقل شده است.

اين كه آيا ايشان در سپاه معاويه بوده است يا نه، من چيزي در اين زمينه نگفته ام و اگر دوستان ديگر هم گفته باشند، من خبر ندارم.

آقاي اميني واقعا از دوستان اهل سنت خيلي مؤدب و با منطق ما است، وقتي هم كه جواب مي دهيم، مثل بعضي ها از وهابي ها كه روي خط مي آيند و انعاد دارند و دنبال اين هستند كه مجادله كنند، آقاي اميني اهل جدل نيست و ما به وجود ايشان افتخار مي كنيم و دوست داريم كه روش آقاي اميني هم براي ديگر عزيزان اهل سنت الگو و سرمشق باشد.

بيننده آقاي شريفي از مشهد:

مبعث حضرت رسول را به همه عزيزان و بزرگواران و دوستان خودم در روم نداي شيعه در پالتاگ تبريك عرض مي كنم.

چند هفته پيش بنده با شبكه كلمه و با آقاي سجودي تماس گرفتم و با اين بزرگوار بحث ادامه مناظره مطرح شد كه ايشان يك شرط جديدي گذاشتند.

شرط شان اين بود كه بنده را شبكه ولايت و حضرت آيت الله قزويني تأييد كنند.

بنده هم اين جسارت و شهامت را به خودم دادم كه به ايشان بگويم: مشكلي نيست، من حاضر هستم.

خدمت شما تماس گرفتم كه اگر شما صلاح بدانيد، اين مطلب را تأييد كنيد كه با دعاي خير شما اين مناظره صورت بگيرد.

يك مسئله خدمت بيننده قبلي كه تماس گرفتند، آقاي اميني مي خواستم بگويم: آقاي فخر رازي در تفسير خودش ذيل آيه ١٥٠ سوره آل عمران مي گويد: يكي از فرار كنندگان عمر بود و به بالايي رفته بود تا زماني كه پيامبر به كوه نرفته بود، در آنجا مانده بود و يكي ديگر از فرار كنندگان عثمان بود.

عثمان به همراه دو نفر ديگر آن قدر دور فرار كرده بود كه ٣ روز بعد از جنگ به مدينه رسيد.

آقاي اميني شما گفتيد: خليفه سوم به خاطر مسائلي كه در جنگ اتفاق افتاده بود، فرار كرده بود؛ ولي عزيز من شما رواياتي در كتب صحيح خودتان داريد كه اين مطلب خيلي مسئله سنگيني مي آيد.

در كتاب صحيح بخاري جلد ٣ صفحه ٣٩٥ حديث ٢٧٦٦ روايت از ابو هريره آورده است كه از رسول خدا نقل مي كند كه فرمود: از هفت چيز كه سبب ورود و بقا در آتش مي شود، بپرهيزيد.

سؤال شد اين هفت چيز كدام است؟

فرمود: شرك به خداوند، كشتن انساني كه خداوند ريختن خونش را حرام كرده است؛ مگر در صورت جرم و موجب قتل، خوردن ربا و مال يتيم و فرار از جبهه جنگ.

آقاي اميني عزيز، شما خودتان اعتراف كرديد كه خلفايتان از جنگ فرار مي كردند، با اين روايت چه خواهيد كرد؟

آقاي شوكاني در كتاب نيل الاوطار در ذيل اين حديث مطلب قشنگي را مي آورد.

مي گويد: هفت مورد ذكر شده در اين حديث كه از گناهان بزرگ هستند كه مقصود ما از نقل اين حديث، مورد ششم آن فرار از جنگ است كه در اين حديث از گناهان كبيره شمرده شده است و بعضي از دانشمندان آن را موجب شرك دانسته اند.

من هيچ قضاوتي نمي كنم، خود بينندگان قضاوت كنند.

الان جناب آقاي اميني از سقز اعتراف كردند كه اين كه خليفه سوم شان از جنگ ها فرار كرده است.

با همين روايت صحيح بخاري و نظر جناب آقاي شوكاني، خودشان قضاوت كنند كه اين خليفه دوم شان، حداقل خليفه سوم در چه جايگاهي قرار مي گيرند.

استاد قزويني:

نسبت به صحبت آقاي شريفي، بار ها گفته ايم و مراجع ما حضرت آيت الله مكارم شيرازي، آيت الله سبحاني، آيت الله العظمي نوري، آيت الله العظمي صافي هميشه گفته اند: ما آماده ايم براي مناظره با اين وهابي هايي كه مي گويند: مذهب شيعه، مذهب شرك است و شيعيان مشرك هستند.

بيايند با هم مناظره كنيم.

الان هم كه زمان سابق كه نيست كه ما ١٠ نفر را دور خودمان جمع كنيم و اين ها را تخدير كنيم و نگذاريم حقايق را بفهمند.

الان عصر اطلاعات و رسانه است.

جناب مفتي اعظم جناب آل شيخ از رسانه هاي بين المللي عربستان سعودي بيايند، مراجع ما هم از رسانه هاي بين المللي شيعه مي آيند، به صورت استديو به استديو مناظره كنند.

اگر اين ها راست مي گويند و شيعه را مشرك مي دانند، بيايند در يك رسانه بين المللي مطلب را بگويند و ثابت كنند كه شيعه مشرك است؛ ولي تا الان هيچ كدام از بزرگان وهابي جواب نداده اند.

ما هم كه الان ٣ سال است در شبكه ولايت مي گوييم: ما براي مناظره با اين آقاياني كه در شبكه كلمه هستند، آماده ايم.

بعضي از شبكه ها كه كارشان فحاشي و اهانت است، ما ارزش انساني براي آن ها قائل نيستيم.

ما گفته ايم چون بحث شبكه كلمه شان به اين شكل است، ما آماده هستيم تا اين كه با جناب آقاي عباسي بحث كردند كه مناظره نبود.

جناب آقاي عباسي از اينجا تماس گرفتند و آقايان حتي جرأت نكردند تصوير آقاي عباسي را نشان دهند، فقط زيرنويس كردند؛ حتي جرأت نكردند بگويند: شبكه ولايت؛ ولي ما نصف مانيتورمان را تصوير آقاي سجودي قرار داديم و نصف آن را هم تصوير آقاي عباسي قرار داديم.

اين ها مي گويند: آقايان فرار كردند، ما مناظره كرديم.

نه آقا، نه مناظره اي بود و نه فراري بود.

اين آقايان گفتند: ما حاضر هستيم با آقاي شريفي مناظره كنيم، آقاي شريفي كاملا مورد تأييد ما است، با اين كه آقاي شريفي نه دانشگاه رفته است و نه حوزه ديده است؛ ولي به بحث هايي كه ما داشته ايم، كاملا مسلط است و مورد تأييد ما است.

اگر آقاي سجودي آماده است، با ايشان مناظره كند.

بعضي از مستبصرين شيعي هم مثل جناب آقاي شريف زاهدي و آقاي سلمان حدادي هم آماده هستند؛ حتي از علماي اهل سنت ايران گفته اند: ما آماده ايم با اين ها روي مبناي وهابيت مناظره كنيم؛ چون مبناي وهابيت، مبناي ضد ديني و ضد قرآني است.

نسبت به بخش دوم صحبت هاي جناب آقاي شريفي، اين فرار از جنگ را آقايان از گناهان كبيره آورده اند و اين مسئله اي است كه كاملا واضح و روشن است.

يك روز ديدم كه يك شيعه زنگ زد و گفت: در جنگ احد جناب ابوبكر و عمر فرار كردند و بالاي كوه رفتند و امير المؤمنين بود كه از پيغمبر دفاع كرد.

اين كارشناس شبكه كلمه گفت: عمر بالاي كوه رفت تا آنجا دعا كند و اگر دعاي عمر نبود، علي بن ابي طالب پيروز نمي شد.

اگر علي ابن ابي طالب در جنگ احد پيروز شد و نگذاشت كه به پيغمبر ضرري بزند، به خاطر دعايي بود كه جناب عمر بالاي كوه رفت و آنجا دعا كرد.

من قصد جسارت ندارم.

گفتم: اگر اين طور باشد، آن پيرزن هايي كه در مدينه هم بودند، دعا مي كردند، دعاي خالصانه آن ها قطعا اولويت دارند.

طوري حرف نزنيد كه توهين به مقدسات خودتان باشد.

فرض كنيد همان طوري كه خودشان در صحيح بخاري و ديگر صحاح داشتند، اين ها فرار كردند، حكم فرار از جنگ هم چيست؟

قلب پيغمبر اكرم را شكستند كه اين ها كاملا واضح و روشن است؛ ولي توجيحات نادرست چيزي است كه فردا جوان هاي خودتان اين را نمي پذيرند.

بيننده آقا ابوالفضل از بوكان:

با ديدن برنامه هاي شما و برنامه هاي شبكه هاي ديگر يك سؤالي كه هميشه در ذهن من ايجاد مي شود كه ما دين مان را از صحابه گرفته ايم و برادران اهل تشيع دين شان را از مكتب اهل بيت گرفته اند.

من هرچه نگاه مي كنم، كتابي از اهل بيت در دسترس نيست.

همين اصول كافي و كتاب هاي ديگر اهل تشيع را وقتي مطالعه مي كنيم، مي بينيم كه همه آن روايت است.

همين غسلي كه حضرت علي كرد در اصول كافي و در وسائل الشيعه هم است، من دقيقا صفحه و جلد آن را نمي دانم.

شما مي گوييد: يا راوي تغيير كرده است، يا اين ضعيف است.

ضيعف و صحيحش كه معلوم نيست.

چطور مي شود من كه نماز نمي خوانم، به بقيه بگويم: شما نماز بخوانيد.

منظورم توهين نيست، منظورم اين است كه وقتي شيعه مي گويد: دينم بر حق است، بايد چيزي ارائه دهد كه برتر باشد.

هرچه نگاه مي كنم مي بينم در حرف هاي اهل تجربه خيلي تناقض وجود دراد.

واقعا ائمه سر قبور رفته اند و به مردگانشان يا مثلا امام حسين توسل كرده اند؟

استاد قزويني:

يواش يواش جلو برويم.

شما مي گوييد: اين ائمه كتاب شان كجاست، شما به ما بگوييد: كتاب جناب آقاي ابوبكر و آقاي عمر كجاست؟

صحابه كتاب شان كجاست؟

شما از آن ها نشان دهيد تا ما هم از ائمه نشان دهيم.

مي توانيد چند كتابي را كه آقاي ابوبكر يا آقاي عمر نوشته است، به ما معرفي كنيد.

بيننده:

برگشتيم سر خانه اول مان كه من مي گويم: اهل سنت و شما مي گوييد: اين خصوصيت را دارد.

قبول، شما كه مي گوييد: ما بر حق هستيم، اين كتب به حق شما كجاست؟

استاد قزويني:

همين سؤال شما را جواب دادم.

شما مي گوييد: كتاب ائمه كجاست، اين را كسي مي تواند بگويد كه خودش از صحابه كتاب داشته باشد.

شما كتاب آقاي ابوبكر، عمر و عثمان را نشان دهيد.

بيننده:

فرق ما با شما چيست؟

استاد قزويني:

كتاب جناب ابابكر و عمر كجاست؟

هر كجا آدرس داديد ما كتاب ائمه را هم آدرس مي دهيم.

بيننده:

برمي گرديم سر خانه اول.

من مي گويم:سؤال من هم همين است، شما كه به ما خرده مي گيريد و مي گوييد: شما دينت را از صحابه مي گيريد و ما از مكتب اهل بيت مي گيريم، شما مي گوييد: كتاب نداريم، هر وقت شما سند آورديد من هم سند مي آورم.

استاد قزويني:

عزيز من آيا شما از صحابه كتاب داريد؟

بيننده:

آقاي من نگفتم كه صحابه كتاب دارند.

من گفتم: اين ها راوي حديث هستند.

مجري:

پس صحابه كتاب ندارند.

استاد قزويني:

پيغمبر اكرم غير از قرآن چه كتابي نوشته است؟

بيننده:

ايشان هم كتاب ننوشته است؛ ولي احاديثش وجود دارد.

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد.

همان گونه كه پيغمبر اكرم كتابي ندارد و صحابه راوي سخنان پيغمبر هستند، ائمه عليه السلام هم رووات سخنان پيغمبر هستند.

برادر بزرگوارم، در اين قسمت تفاوتي بين شيعه و سني نيست.

صحابه ائمه روايات ائمه را نقل كرده اند و صحابه پيغمبر روايات پيغمبر را نقل كرده اند.

شما در اين قضيه امتيازي بر شيعه نداريد، قبول است؟

بيننده:

من نمي گويم كه امتياز مي گيريم، شما هر دفعه اين را از ما خرده مي گيريد.

استاد قزويني:

در خانه اول شما چيزي بر ما برتري نداريد.

بيننده:

من نگفتم كه برتري داريم، شما مي گوييد: ما برتري داريم.

استاد قزويني:

برادر عزيزم در اين قسمت اول ما يكي هستيم، اين را قبول دارد يا نه؟

بيننده:

من مي گويم: هر دو را راوي نقل كرده است؛ كتب اهل سنت را راوي ها گفته اند كه اين حديث مال پيغمبر است؛ پس اهل سنت دين شان را از صحابه نمي گيرند، طبق روايات، سنت پيامبر را اجرا مي كنند.

استاد قزويني:

اين كه از صحابه مي گيرند يا نمي گيرند، بحث جدايي است.

شما اگر خواستيد، من ١٠ تا مطلب مي آورم كه آقايان آورده اند كه سنت صحابه عين سنت پيغمبر است.

بزرگاني مثل ابن حزم و اندلسي و ديگران همه آورده اند كه سنت صحابه به منزله سنت پيغمبر است.

برادر بزرگوار نمي خواهم وارد آن بحث بشوم بگذار براي يك فرصت ديگر.

شما در فرمايش تان دو ادعا كرديد، يكي اين كه كتاب ائمه كجاست؟

بنده هم از شما پرسيدم كه كتاب صحابه كجاست؟

بعد گفتيد: شما روايات صحيح هم داريد، روايات ضعيف هم داريد.

نزد شما غير از صحيحين كه دو كتاب صحيح بخاري و مسلم است كه مي گوييد: تمام روايات آن صحيح است، باقي كتب شما هم روايات صحيح دارد و هم روايات ضعيف.

شما تمام دين تان را كه از صحيح بخاري و مسلم نگرفته ايد؛ چون در مورد احكام چيزي ندارند.

در مورد بحث هاي توحيدي هم در كنار صحيح بخاري و مسلم، سنن ترمزي، سنن نسايي، سنن ابن داوود، سنن ابن ماجه و مسند احمد را داريد.

آيا شما معتقد هستيد كه مسند احمد، سنن نسائي و ساير كتب شما هم روايات صحيح و هم روايات ضعيف دارد؟

بيننده:

بله

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد.

آيا وقتي شما مي گوييد: سنن نسائي كه از صحاح سته شما است هم روايات ضعيف و هم روايات صحيح دارد، آيا اين نقص بر مذهب اهل سنت است؟

پس در اين قسمت هم اگر ما مي گوييم: در كتاب كافي و تهذيب هم روايات صحيح و هم روايات ضعيف وجود دارد، اين دليل بر ضعف مذهب نيست.

بيننده:

در كتب شما ننوشته است كه كدام آن ضعيف است و كدام صحيح است.

استاد قزويني:

همان طوري كه شما مي گوييد: در سنن نسائي، سنن ابن داوود، سنن ترمزي هم روايات صحيح و هم است روايات ضعيف وجود دارد؛ همانگونه كه بزرگان و فقهاي شما گفته اند كه اين روايت صحيح و اين روايت ضعيف وجود دارد، بزرگان ما هم گفته اند: در كافي اين روايت صحيح و اين روايت ضعيف است.

شما مراجعه كنيد كتاب مرآة العقول علامه مجلسي از صفحه اول كافي تا آخرين صفحه از جلد هشت هر روايتي كه آورده است گفته است كه اين روايت صحيح و اين ضعيف است.

در كتاب روضه المتقين روايات صحيح و ضعيف را مشخص كرده است، همچنين در كتاب ملاذ الاخبار آنجا هم مرحوم مجلسي تمام روايات را تحقيق و بررسي كرده است.

آيا بزرگان شما در رابطه با روايات سنن ترمزي، سنن نسائي، سنن ابي داوود يا مسند احمد، معين كرده اند كه اين دسته از روايات مسند احمد صحيح و اين روايات ضعيف است؟

بيننده:

البته من خوب نخوانده ام كه به بتوانم به شما جواب دهم.

من در شبكه شما شنيده ام كه وقتي يك حديث مي آوريد، مي گوييد: اين روايت ضعيف است.

استاد قزويني:

برادر عزيز آقا ابو الفضل بزرگوار، پس اين كه شما گفتيد: كسي در كتب شيعه نيامده روايات صحيح از ضعيف را مشخص كند؛ پس اين ادعاي شما ادعاي نادرستي بوده است، قبول داريد يا نه؟

بيننده:

آقاي قزويني من كه كتب شما نديدم.

بايد بروم ببينم كه سند صحيح كتب شما با ضعيف آن معلوم است يا نيست.

استاد قزويني:

پس شما بزرگواري كنيد تشريف ببريد اين ها را ببينيد.

عزيز جان من گفتم: كتاب مرآة العقول و كتاب ملاذ الاخبار، روايات صحيح از ضعيف را مشخص نموده است.

بيننده:

باشه مراجعه مي كنم.

استاد قزويني:

شما تشريف ببريد و ببينيد بعد تشريف بياوريد با هم صحبت مي كنيم.

بيننده مجيد از اصفهان:

در كتاب محلي ابن حزم اندلسي روايتي ديدم كه مي گويند: ١٤ نفر از اصحاب پيغمبر قصد جان پيغمبر را كردند، مي خواستم از حاج آقا بپرسم ببينم همچين روايتي صحت دارد يا نه؟

استاد قزويني:

بله در همين كتاب جلد ٩ صفحه ٢٢٤ مطرح مي كند و صلاح هم نيست كه بيشتر از اين توضيح دهيم.

بيننده:

در آيه ٢٨ سوره احزاب خداوند به پيغمبر خود فرموده است: زنان خودتان را به خوبي و خرسندي طلاق دهيد، اگر لطف كنيد توضيح دهيد ممنون مي شوم.

بيننده حصاري از بوشهر:

اين وهابي هايي كه در عربستان حاكم هستند، در مورد موجوديت اسرائيل دروغ مي گويند، اگر راست مي گويند، فقط بلندگو هاي مسجد رسول الله را در اختيار يكي از احزاب صادق شيعه يا سني قرار دهند، بعد همه دنياي اسلام اعم از شيعه و سني موجوديت اسرائيل را مي بينند.

اين ها جلوي ملت ها را گرفته اند و نمي گذارند خدشه اي به اسرائيل وارد شود.

استاد قزويني:

در رابطه با اين كه كتابي مثل مفاتيح دارند، بله اخيرا آقايان يك سري كتاب هايي نوشته اند و ادعيه هايي را كه نبي مكرم فرموده بودند را از زبان صحابه نقل و جمع آوري نموده اند.

در رابطه با آيه ٢٨ سوره احزاب كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا

پيغمبر به زنانت بگو اگر دنيا مي خواهيد، خوب بپوشيد و خوب بخوريد.

در آيه بعد هم مي فرمايد:

وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآَخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا

سوره أحزاب آيه ٢٩

و اگر خدا و پيغمبر و آخرت را مي خواهيد، با پيغمبر باشيد خدا در آخرت براي شما اجر جزيلي معين كرده است و در كنارش هم مي فرمايد:

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَي اللَّهِ يَسِيرًا

سوره احزاب آيه ٣٠

اي زنان پيغمبر شما مثل زن هاي عادي نيستيد و شما هر گناهي انجام دهيد، دو برابر گناه ديگران براي شما نوشته مي شود.

اگر شما از كسي غيبت كنيد، دو برابر غيبت ديگران براي شما گناه نوشته مي شود و اين طور نيست كه زن پيغمبر بودن براي آنان عصمت بياورد و در حاشيه امن باشند.

اگر كار خوب هم كنند دو برابر خدا پاداش مي دهد.

در سوره تحريم كه پيغمبر اكرم يك مطلب سري به يكي از زنانش گفت

وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَي بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ

سوره احزاب آيه ٣

اين آقاياني كه مي گويند: پيغمبر علم غيب ندارد، نمي دانم كه با اين آيه چه كار مي كنند.

زن پيغمبر رفت و سر او را فاش كرد و پيغمبر متوجه شد و فرمود:

از كجا متوجه شديد كه من اين سر را فاش كردم؟

پيغمبر مي فرمايد: خدا به من خبر داد.

اگر اين علم غيب نيست پس چيست؟

در سوره جن مي فرمايد:

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَي مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا

سوره جن آيه ٢٦ و ٢٧

طبق رواياتي كه آورده اند مراد عايشه يا حفصه است.

و مي گويد:

إِنْ تَتُوبَا إِلَي اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا

سوره تحريم آيه ٤

توبه كنيد قلب تان از حق منحرف شده است.

عَسَي رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا

سوره تحريم آيه ٥

اگر پيغمبر شما را طلاق دهد، بهتر از شما را براي پيغمبر در نظر مي گيريم.

اين آقاياني كه مي گويند: در ميان همسران پيغمبر عايشه افضل زنان عصر خويش بوده است، ببينند اين آيه چه مي فرمايد.

زناني كه بهتر از شما هستند، مسلمان ومؤمن و در برابر پيغمبر خدا خاشع و توبه كار هستند.

اين هم نكته ظريفي است كه اين برادرمان آقا مجيد عزيز اشاره كردند.

چه زنان پيغمبر، چه صحابه، ما اين ها را مثل افراد عادي مي دانيم.

كساني كه متقي هستند و اوامر الهي را انجام داده اند و از نواهي الهي دوري جستند، براي آن ها فضيلت قائل هستيم و حتي به تعبير شيخ طوسي ما از بسياري از صحابه پيغمبر اميد شفاعت داريم و نه تنها آنان را كافر و اهل جهنم نمي دانيم؛ بلكه انتظار شفاعت داريم؛ ولي آن هايي كه اوامر الهي را ترك كنند و نواهي الهي را مرتكب شوند و با پيغمبر مخالفت كنند، آنان را طبق دستور الهي مستحق توبيخ و عذاب الهي مي دانيم.

پايان.