سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٠٤ - صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب

صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب

کد مطلب: ٥٣٣٦ تاریخ انتشار: ٠٥ بهمن ١٣٩١ تعداد بازدید: ١٨٨١ سخنراني ها » شبکه ولايت صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
حبل المتين ٩١/١١/٠٥


بسم الله الرحمن الرحيم تاريخ: ٠٥ / ١١ / ٩١

مجري:

ميلاد نبي مكرم حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه وآله را به همه مسلمين جهان تبريك عرض مي كنيم.

مقداري پيرامون حديث منزلت كه در جلسات گذشته صحبت داشتيم يك جمع بندي داشته باشيد.

استاد قزويني:

ايام ولادت نبي مكرم پيامبر اعظم رحمة للعالمين صلي الله عليه وآله را تبريك عرض مي كنم. ما پنج ماه است كه بحث اثباتي خودمان را انجام مي دهيم.

اگر شيعه مي گويد: اميرالمؤمنين به عنوان خليفه اول منصوص و منصوب است، ما از آيات قرآني و با روايت هاي صحيح و معتبر و بعضا متواتر، اين قضيه را ثابت كرديم؛ مثل آيه ٥٥ و ٦٧ و ٢ سوره مائده و بعضي از آيات ديگر.

از نظر روايات هم، رواياتي كه در اين زمينه بود، ما مفصل بحث كرديم.

سند و دلالت روايات را بحث كرديم و شبهاتي كه اين ها آورده بودند، يكي پس از ديگري پاسخ داديم.

ما انتظار داشتيم كه اين آقاياني كه اين همه سر و صدا مي كنند و فريادشان گوش كروبيان را كر مي كند و مي گويند: شيعه مولود عبد الله سبأ است (فكر كنم كه در آينه چيزي مي بينند كه اين حرف ها را مي زنند) و روايات صحيح ندارند، يكي از اين بحث هايي كه ما داشتيم؛ همان طوري كه دوستان ما كليپ هايي پخش مي كنند و نقد مي كنند، يكي از اين ها را نقد مي كردند.

زبان ما مو درآورد.

خواهران عزيز و دوستان ما چندين بار گفته اند: شما كارشناسان وهابي كه اين همه دم از حقانيت مي زنيد، ما اين همه ادله ما براي خلافت منصوص و منصوب اميرالمؤمنين آورديم، شما يك روايت و يك حديث و يك آيه در رابطه با خلافت جناب آقاي ابوبكر بياوريد.

يك مدرك عقل پسند بياوريد.

چرا از آوردن كوچك ترين دليل اظهار عجز مي كنيد؟

شما مي دانيد كه دليل نداريد، همه مي دانند كه دست شما خالي است.

از اين مذهب ساخته پرداخته افكار پوشالي آقاي ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب، شما چه خيري ديده ايد؟

آيا چند روز دنيا اين قدر ارزش دارد كه شما آخرت خود را به آتش بسوزانيد و مردم را فريب دهيد و فرياد بكشيد.

به قول يكي از خواهران: به جاي اين كه صداي تان را بالا ببريد، معلومات و اطلاعات خودتان را بالا ببريد و اين قدر براي خودتان رسوايي به بار نياوريد.

عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.

يكي از ادله اي كه شيعه و بزرگان ما بر حقانيت خلافت اميرالمؤمنين سلام الله عليه آورده اند، حديث منزلت است.

ما اين حديث منزلت را گفتيم كه از زوايايي قابل بحث است.

١-حديث منزلت در صحيحين

٢-حديث منزلت در غير حادثه تبوك

البته اين بخش را كه ما آورديم؛ چون اين آقايان هر روايتي را كه ما بعدا بر دلالت امامت حضرت امير مي خواهيم استدلال كنيم، مي گويند: پيغمبر فقط در يك قضيه گفته است و آن قضيه تبوك بوده است و تمام شده است.

براي همين ما موارد متعددي آورديم.

دوستان اگر به جلد ٤٢ كتاب تاريخ دمشق آقاي ابن عساكر مراجعه كنند، از صفحه ١٩٧ به آن طرف شايد بالاي ٥٠ روايت كه بيش از ٢٠ صفحه مي شود، ايشان سندهاي متعدد مي آورد كه غالب اين سندها صحيح است.

اگر يك سند صحيح هم داشته باشد كفايت مي كند.

٣-صحت و تواتر حديث منزلت

٤-دلالت حديث بر امامت حضرت امير سلام الله عليه

٥-شبهاتي كه وهابيت آورده اند

به حول و قوه الهي به طور منطقي و محكم و قاطع و با استعانت از ساحت مقدس حضرت ولي عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء پاسخ خواهيم داد.

در رابطه با حديث منزلت در صحيحين مفصل صحبت كرديم.

در رابطه با حديث منزلت در غير حادثه تبوك گفتيم: حديث منزلت در قضيه مؤاخاة مطرح شده است.

پيغمبر اكرم وقتي كه بين تك تك صحابه عقد اخوت و برادري بستند، اميرالمؤمنين را به عنوان برادر خودشان انتخاب كردند و فرمودند:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي

ما اين قضيه را مفصل مطرح كرديم و نيازي به توضيح نيست.

حديث منزلت بعد از فتح خيبر بوده است.

اين را مفصل از كتاب هاي متعدد مطرح كرديم.

حديث منزلت در قضيه سد أبواب بوده است كه نبي مكرم تمام درهاي صحابه كه به مسجد گشوده مي شد بست، غير از در خانه اميرالمؤمنين سلام الله عليه و فرمود:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي

اين مباحثي بود كه در جلسات گذشته مطرح كرديم.

مجري:

داستان حديث منزلت در خانه ام سلمه را براي ما بيان كنيد.

استاد قزويني:

من تقاضا دارم كه عزيزان به اين بحث امشب يك مقداري دقت كنند؛ مخصوصا حضراتي كه هر روز فرياد مي كشند شيعه ها به صحابه توهين و جسارت مي كنند و هر روز هم در كشورهاي مختلف، اين سلفي هايي كه به تعبير دكتر علي جمعه، سگ هاي جهنم هستند، برنامه درست مي كنند و كنفرانس و مؤتمر مي گيرند كه در واقع مؤامره است و مؤتمر نيست كه در ايران مردم به صحابه چنين و چنان مي كنند و ما طرفدار و فدائي صحابه هستيم و در كتب شيعه به صحابه جسارت شده است، من تقاضا دارم كه به اين بخش از عرائض بنده خوب دقت كنند.

حديث منزلت در خانه ام سلمة:

ابن عساكر از ابن عباس نقل مي كند كه پيغمبر اكرم به ام سلمه فرمود:

يا أم سلمة ان عليا لحمه من لحمي ودمه من دمي وهو مني بمنزلة هارون من موسي غير أنه لا نبي بعدي.

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ٤٢

علي بن ابي طالب خونش از خون من و گوشتش از گوشت من است و رتبه او نسبت به من همانند رتبه حضرت هارون در برابر موسي است؛ جز اين كه بعد از من پيغمبري نيست.

يعني گوشت و خون من با گوشت و خون علي بن ابي طالب يكي است.

اين ها نشان مي دهد كه علي بن ابي طالب بعد از پيغمبر مي ماند و نبوتي هم نيست؛ فقط از منازل و رتبه هاي حضرت هارون سلام الله عليه، رتبه خلافت و وزارت و وصايت را دارا هستند.

در همان صفحه از عبد الله بن داهر بن يحيي الرازي نقل مي كند.

من اسم عبد الله داهر را بيان كردم تا عزيزان دقت كنند كه اين آقايان نسبت به ديگر روات نتوانستند اشكال بگيرند، تنها راوي شان عبد الله بن داهر است.

از ابن عباس نقل مي كند كه پيغمبر به ام سلمه فرمود:

إن عليا لحمه من لحمي ودمه من دمي وهو مني بمنزلة هارون من موسي غير أنه لا نبي بعدي.

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ٤٢

اين ها اين روايت را مطرح كردند و يك اشكالي هم گرفته اند.

من هم اشكال را عرض مي كنم و هم پاسخ آن را عرض مي كنم.

جناب آقاي عقيلي مي گويد:

داهر بن يحيي الرازي كان ممن يغلو في الرفض لا يتابع علي حديثه.

ضعفاء العقيلي، ج ٢، ص ٤٦

كسي است كه در رافضه بودن غلو مي كرده است و حديث او را ما دنبال نمي كنيم.

در رابطه با فرزندش عبد الله بن داهر هم مي گويد:

عبد الله بن داهر الرازي رافضي خبيث.

ضعفاء العقيلي، ج ٢، ص ٢٥٠

ادبيات را دقت كنيد كه چگونه است.

بعضي از تعابير را چون ايام، ايام شادي است، نمي خواهم بياورم؛ ولي تعابيري اين آقايان نسبت به شيعه دارند مثل آقاي ذهبي كه انسان خجالت مي كشد بگويد.

ابن عدي گفته است:

وعامة ما يرويه في فضائل علي وهو فيه متهم

الكامل في ضعفاء الرجال، ج ٤، ص ٢٢٨

عموم اين رواياتي كه اين شخص نقل كرده است، در فضائل علي است.

مشخص شد كه يغلو في الرفض و رافضي خبيث يعني چه.

چون دم از علي زده است، ما او را متهم مي دانيم، دم از علي زدن ملاك اتهام است.

اگر بنا است كه هر كس شيعه بود و غلو در فرض و تشيع داشت، روايات او را نپذيريم، يك بام و دو هوا نمي توانيم داشته باشيم.

دوستان و آقايان كارشناس وهابي دقت كنند و يك مقداري را پنبه را از گوش شان بيرون بكشند و اين مباحث را خوب گوش كنند و خيلي عربده نكشند و ببينند كه قضيه از چه قرار است.

در رابطه با ابان بن تغلب، ذهبي مي گويد:

ابان بن تغلب الكوفي شيعي جلد لكنه صدوق فلنا صدقه وعليه بدعته

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ١، ص ١١٨

ابان بن تغلب با اين كه شيعه سر سخت و لجوج است، آدم صدوقي است، ما با صداقت أبان كار داريم و بدعت او كاري نداريم و اگر بدعت گذار هم باشد، بدعتش مال خودش است.

كلمه جلد؛ يعني انسان خيلي محكم و لجوج كه به هيچ وجه حاضر نيست از شيعه بودن خود دست بردارد. معلوم شد كه شيعه صادق هم وجود دارد.

ابن تيميه كه دهانش را باز كرده است و آنچه كه لايق خودش است بيان كرده است كه شيعه ها جز دروغ چيزي بلد نيستند، اين حرف ذهبي است كه معاصر ابن تيميه است.

او متوفاي ٧٢٨ است و اين متوفاي ٧٤٨ است.

حرف آقاي ذهبي حرف درستي است.

اين آقايي كه يك زماني براي آقايان مراجع كلاس رجال گذاشته بود و در زباله داني دست و پا مي زند، وقتي نسبت به مباحث شيعه مي خواهد بحث كند، مي گويد: شيعه بدعت گذار است و يك سري حرف هاي بي ربط مي زند، قشنگ دقت كند.

مي گويد: فلان آقا فطحي است، فطحي ها چنين هستند، فلان شخص واقفي است و شيعه واقفه را قبول ندارند. تو كه بي سواد هستي و حماقت داري ما چه كار كنيم؟

حداقل شما به معجم رجال آقاي خوئي نگاه كن كه چندين مورد شيخ طوسي و نجاشي و علامه و ابن داوود، مي گويند:

فلاني واقفي ثقة

فلاني ثقة الا أنه واقفي

فلاني ثقة فطحي

فلاني ثقة عامي

سني است؛ ولي ثقه است.

مبناي شيعه در قبول روايات اين است كه ما صداقت در گفتار را در راوي شرط مي دانيم.

اگر يك رواي اگرچه گناه كبيره انجام مي دهد؛ ولي از نظر گفتاري دروغ نمي گويد، خيلي ها هستند كه در كوچه بازار كه اگر آن ها را قطعه قطعه كنند، دروغ نمي گويند.

شراب مي خورند و دزدي مي كنند؛ ولي دروغ نمي گويند، مرام شان اجازه نمي دهد.

مثل ابن تيميه نيست كه كارش از اول دروغ بافي باشد.

آنچه كه ملاك است، وقتي كه يك راوي مي گويد: حدثني الامام الصادق يا حدثني الباقر يا حدثني رسول الله، يعني واقعا حدثه رسول الله، اين براي ما ملاك است.

غير از ٢ نفر از بزرگان جناب صاحب معالم و صاحب مدارك، كه روايت موثق را حجت نمي دانند بقيه قبول دارند.

روايت موثق آن روايت غير امامي است كه ثقه باشد.

اين آقا اگر بلد نيست، حداقل كتاب من را كه روي سايت است و كتاب درسي است، بخواند كه در آن فرق بين روايت صحيح و روايت موثقه و روايت حسنه و خبر، زمين تا آسمان است.

آن كه مي گويد: امامي عن امامي ضابط عادل، آن روايت صحيح است.

روايت موثق، روايتي است كه تمام راويانش امامي ثقه عادل ضابط باشند؛ ولي يكي از اين ها غير امامي؛ ولي ثقه باشد.

بزرگان ما از زمان شيخ مفيد تا فقهاي معاصر، همه به روايات موثق عمل كرده اند.

فقط اين دو بزرگوار هستند كه مبناي شان اين طور نبوده است كه اين دو هم دو شاگرد برومند مرحوم مقدس اردبيلي رضوان الله تعالي عليهم اجمعين بودند.

روايت حسن هم معتبر است.

يك راوي مدحي شده است؛ ولي مدح او مرتبه اش پايين تر از وثاقت است.

يك سري حرف هاي چرند مي زنند كه نمي دانم اين زينب خانم دخترشان برايش نقاشي كشيده است و يك چيزي ديده است كه تند تند مطرح مي كند.

عزيز من تو كه خبر نداري، آبرو و حيثيت خودت را اين طور نبر.

در يك سند روايت امامت چهارتا گاف دادي؛ گاف هاي زيادي بود، دوستان ما اين چهار گاف را آوردند. مي گويند: اينجا كه صراحت ندارد.

مي گويد: الائمة من ولدك، اين كه صراحت ندارد، اين ها دروغ است كفريات است.

مي گويد: علي بن ابراهيم قائل به تحريف قرآن است.

اگر قائل به تحريف قرآن است، جناب آقاي بخاري در كتابش ده ها روايت تحريف قرآن آورده است.

آقاي مسلم آورده است؛ از جناب عمر بن الخطاب و عائشه نقل شده است، أبي بن كعب و ابو سعيد خدري نقل شده است، از انس و عبد الله بن مسعود كه منكر بود كه معوذتين جزء قرآن است نقل شده است. شما تمام اين افراد را كافر بدانيد.

فلنا صدقه وعليه بدعته

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ١، ص ١١٨

اين حرف را ما قبول داريم.

راوي كه ثبت عندنا أنه صادق، راستگو بودنش محرز شود، ما به روايت او عمل مي كنيم.

شيعه ١٢ امامي باشد يا ٨ امامي يا ٧ امامي يا ٤ امامي يا ٢ امامي يا ناووسي يا كيساني يا فطحي يا واقفي، هر فرقه اي باشد، ما به روايات او عمل مي كنيم.

ذهبي مي گويد:

كان غاليا في التشيع

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ١، ص ١١٨

أبان بن تغلبي كه ما به روايات او عمل مي كنيم و آدم صادقي است، در تشيع غلو هم مي كرده است. غلو در تشيع يك بحث جدائي دارد.

بعد مي گويد:

فلقائل ان يقول كيف ساغ توثيق مبتدع وحد الثقة العدالة والاتقان فكيف يكون عدلا من هو صاحب بدعة وجوابه ان البدعة علي ضربين فبدعة صغري كغلو التشيع أو كالتشيع بلا غلو ولا تحرف فهذا كثير في التابعين وتابعيهم مع الدين والورع والصدق فلو رد حديث هؤلاء لذهب جملة من الاثار النبوية وهذه مفسدة بينة.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ١، ص ١١٨

شما مي گوييد: اين آقا بدعت گذار است، مگر مي شود يك آدم بدعت گذار را بگوييم كه اين عادل است؟ بدعت گذار از عدالت بيرون رفته است. بدعت ٢ نوع است: يك بدعت كوچك (اين را آقاي ذهبي از كدام كارخانه درآورده است ما نمي دانيم) داريم و يك بدعت بزرگ داريم. بدعت كوچك مثل كسي كه در تشيع غلو مي كند يا شيعه هست؛ ولي غلو يا تحرفي ندارد، اين غلو در تشيع يا تشيع بدون غلو، اكثر تابعين و تابعين تابعين، همه غلو در تشيع داشتند با اين كه اين ها آدم هاي با ديانت و با ورع و صادقي بودند، اگر ما حديث اين آقاياني كه شيعه و بدعت گذار هستند و در تابعين هم زياد هستند، حديث اين ها را رد كنيم، بخشي از آثار نبوي از بين خواهد رفت و اين در حقيقت يك فساد آشكار است.

اين آقاياني كه مي گويند: امام حسين را شيعيان كشتند، همين شيعه هايي كه آقاي ذهبي بيان مي كند.

اين ها جمع شده بودند به نام غلو در تشيع به نام شمر بن ذي الجوشن امام حسين را مي كشتند قربة الي الله.

آن آقايي كه به جاي حرف زدن فقط داد مي كشد، اين را يك مقداري خوب دقت كند.

ذهبي مي گويد: اگر ما اين روايات شيعه را رد كنيم، جمله اي از آثار پيغمبر از بين مي رود.

ان شاء الله بعدا بيان مي كنم كه يكي از شاگردان مسلم مي گويد: كتاب استاد من مملو از روايات شيعه است. اين بدعت صغري بود.

اما بدعت كبري:

ثم بدعة كبري كالرفض الكامل والغلو فيه والحط علي أبي بكر وعمر رضي الله عنهما والدعاء إلي ذلك فهذا النوع لا يحتج بهم ولا كرامة.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ١، ص ١١٨

آن كه واقعا رافضي كامل باشد و غلو كند و نسبت به ابوبكر و عمر جسارت كند و مردم را به اين دعوت كند، اين دسته كه بدعت كبري دارند و بر ابوبكر و عمر اهانت مي كنند و مردم را هم بر اهانت دعوت مي كنند، نمي شود به احاديث اين ها احتجاج كرد.

اين حرف ذهبي است و آقاي عباد رواجني از روات بخاري است.

من تقاضا دارم اين دوستاني كه به اين شبكه ها زنگ مي زنند، اين مطالب را يادداشت كنند. من خودم اين مطالب را به زحمت به صورت پاورپوينت درست مي كنم.

بعضا اصل تهيه مطلب ٢ ساعت وقت مي گيرد؛ ولي پاورپوينت كردن آن ٤ ساعت از من وقت مي گيرد. اين براي اين است كه دوستان خوب بتوانند يادداشت كنند.

هدف ما اين است كه عزيزان و بزرگواران اين ها را يادداشت كنند.

اين مباحث هم ظاهر تايپ مي شود و هم روي سايت ولي عصر و هم سايت ولايت گذاشته مي شود. دوستان مي توانند از آنجا دانلود كنند.

آقاي ابن حجر وقتي راويان بخاري را مطرح مي كند، مي گويد: يكي از كساني كه آقاي بخاري از او روايت نقل كرده است (امشب اگر اين آقايان سكته نكنند خوب است) عباد بن يعقوب رواجني كوفي ابو سعيد است.

مي گويد:

عباد بن يعقوب الرواجني الكوفي أبو سعيد رافضي مشهور إلا أنه كان صدوقا وثقة أبو حاتم

مقدمة فتح الباري، ج ١، ص ٤١٢

از آن رافضي هاي مشهور است؛ ولي انسان راستگويي است و ابو حاتم هم او را توثيق كرده است.

حاكم نيشابوري هم از ابن خزيمه امام اهل الحديث، وقتي از او حديث نقل مي كرد مي گفت:

الثقة في روايته المتهم في رأيه

مقدمة فتح الباري، ج ١، ص ٤١٢

آقاي رواجني در روايتش مورد وثوق است؛ ولي در رأيش متهم است و رافضي است.

بعد ابن حبان مي گويد:

كان رافضيا داعية

مقدمة فتح الباري، ج ١، ص ٤١٢

هم رافضي است و هم به رفض دعوت مي كند.

صالح بن محمد مي گويد:

كان يشتم عثمان رضي الله عنه

مقدمة فتح الباري، ج ١، ص ٤١٢

اين آقاي عباد رواجني عثمان را هم فحش مي داده است.

شما كه مي گوييد: اگر كسي به صحابه جسارت كند، عليه لعنة الله و ملائكته والناس اجمعين.

اين همه فرياد شما گوش كروبيان را كر كرده است كه شيعيان چنين هستند.

اين آقا كه عثمان را فحش مي داده است، آقاي ابن حجر و ابن حبان و ابو حاتم و حاكم و ابن خزيمه او را توثيق مي كنند.

آقاي مزي و ذهبي از علي بن محمد مروزي نقل مي كنند كه مي گويد: از صالح بن محمد در رابطه با عباد بن يعقوب رواجني سؤال كرديم، گفت:

كان عباد يشتم عثمان رضي الله عنه وسمعته يقول: الله أعدل من أن يدخل طلحة والزبير الجنة.

تهذيب الكمال، ج ١٤، ص ١٧٨ و سير أعلام النبلاء، ج ١١، ص ٥٣٧ و تاريخ الإسلام، ج ١٨، ص ٣٠٣

اين آقا به عثمان فحش مي داده است.

مي گويد: آقاي صالح بن محمد گفت: آقاي عباد مي گفت: خدا خيلي عادل تر از اين است كه طلحه و زبير را وارد بهشت كند.

جناب آقاي حيدري و جناب آقاي با عقل و جناب آقاي خدمت گذار به دودمان بني اميه اين آقا با اين رأي خود در صحيح بخاري چه كار مي كند؟

شما فقط بلد هستيد كه به شيعه فحاشي و جسارت كنيد؟

خداي عالم عادل تر از اين است كه طلحه و زبير را وارد بهشت كند.

قلت: ويلك ولم؟ قال: لانهما قاتلا علي بن أَبي طالب بعد أن بايعاه

تهذيب الكمال، ج ١٤، ص ١٧٨ و سير أعلام النبلاء، ج ١١، ص ٥٣٧ و تاريخ الإسلام، ج ١٨، ص ٣٠٣ و تهذيب التهذيب، ج ٥، ص ٩٥

گفتم: چرا؟ براي اين كه طلحه و زبير با علي جنگيدند بعد از اين كه بيعت كردند.

آقاي ذهبي مي گويد: ابو حاتم گفته است:

قال أبو حاتم شيخ ثقة

سير أعلام النبلاء، ج ١١، ص ٥٣٧

هم استاد است و هم ثقه است.

ابن جرير مي گويد: من از آقاي رواجني شنيدم كه مي گويد:

وقال ابن جرير سمعته يقول من لم يبرأ في صلاته كل يوم من أعداء آل محمد حشر معهم

سير أعلام النبلاء، ج ١١، ص ٥٣٧

آقاي رواجني مي گفت: هر كس در نمازش از دشمنان آل محمد بيزاري نجويد، خدا با دشمنان آل محمد محشورش مي كند.

بعد ذهبي مي گويد:

قلت هذا الكلام مبدأ الرفض

سير أعلام النبلاء، ج ١١، ص ٥٣٧

رافضه بودن از همين جا شروع شده است.

بعد مي گويد:

وكان عباد بن يعقوب مكفوفا، فرأيت سيفا وجحفة، فقلت: لمن هذا السيف قال: لي، أعددته لأقاتل به مع المهدي.

تاريخ الإسلام، ج ١٨، ص ٣٠٣

در آخر عمر نابينا بود، ديدن در خانه اش يك شمشير و يك سپر آويزان كرده است. گفتم: اين شمشير را براي چي نگه داشته اي؟ گفت: اين شمشير را آماده كردم تا در ركاب حضرت مهدي بجنگم.

آقاي حيدري يك مقداري گوشت را باز كن. تو شرم و حيا نمي كني بي حياء كه اين همه به حضرت مهدي جسارت مي كني؟

اگر ايام، ايام شادي نبود، من يك آشي براي تان پخته بودم.

اگر بخواهيد نسبت به حضرت ولي عصر ارواحنا فداه جسارت كنيد، برخورد ما با شما چيز ديگري خواهد شد.

كاري مي كنيم كه:

فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ

سوره توبه آيه ٨٢

آن وقتي است كه زمان گريه آقاي خدمت مياد و ايشان خوب گريه مي كند و تظاهر به گريه نمي كند.

از آن وقتي كه اين آقايان نسبت به مراجع ما جسارت نكردند، من به دوستان گفتم: شما هم فتيله را پايين بكشيد و تلاش كنيد كه عبارت هاي شما محترمانه باشد.

ما گفتيم: اگر اين ها شروع كنند:

وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا

سوره شوري آيه ٤٠

اين بي حياء مي گويد: شيعيان ائمه را براي اين كه از نسل يزدگرد هستند دوست دارند. لعنت تمام ملائكه بر اين دهاني كه اين چنين حرف زشت مي زند و اين نشانگر بي ديني و بغض با ائمه است.

من كه فرصت نمي كنم؛ ولي وقتي دوستان تايپ مي كنند و من مي بينم، با تمام وجود به اين ها لعن و نفرين مي كنم و يقين دارم كه ملائكه هم لعن مي كنند. ببينند كه نتيجه لعن به كجا خواهد كشيد.

شما اگر حرفي براي زدن داريد بياييد صحبت كنيد. حرف علمي داري بگو شيعه اين را گفته است و دليل ما اين است و مثل بچه آدم صحبت كن. دوستان ما هم به شما جواب مي دهند.

مي گويند: فلاني شناسنامه كفر صادر مي كند و فلان آقا كافر است و زيارت جامعه كبيره از كفريات است.

از ديدگاه شما فرعون هم در رابطه با حضرت موسي مي گفت: من مي ترسم كه دين شما را نابود كند. اين حرف شما ما را به ياد فرعون مي اندازد.

اين را بدانيد كه زيارت جامعه كبيره نسبت به آن خدايي كه سوار الاغ و پشه مي شود و آن خدايي كه چشمش درد مي گيرد و ملائكه به عيادتش مي روند و آن خدايي كه در بهشت براي خودش خانه دارد و آن خدايي كه در جهنم پا مي گذارد، دنيا بدانند كه زيارت جامعه كبيره، مهر كفر بر اين چنين توحيد و بر اين چنين خدا نهاده است.

همچين خدايي نه پيغمبر معرفي كرده است و نه هيچ پيغمبري از همچين خدايي دم زده است. در هيچ روايتي غير از روايات دودمان بني اميه كه امروز دست آويز وهابيت است، ندارد.

همين آقاي رواجني كه مي گويد: من اين شمشير را آماده كردم تا در ركاب حضرت مهدي بجنگم، ذهبي مي گويد:

صادق في الحديث

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٤، ص ٤٤

ابن حجر هم مي گويد:

صدوق

تقريب التهذيب، ج ١، ص ٢٩١

ما مي خواهيم اين ها را امشب تقديم كنيم به اين آقاياني كه اين همه به شيعه جسارت مي كنند.

جناب آقاي خدمتي كه گريه مي كرد، خوب گريه كند كه اينجا جاي گريه است.

عبد الرحمن بن صالح را يحيي بن معين توثيق مي كند و مي گويد:

ثقة صدوق شيعي لأن يخر من السماء أحب إليه من أن يكذب في نصف حرف.

تاريخ بغداد، ج ١٠، ص ٢٦١ و تهذيب الكمال، ج ١٧، ص ١٨١ و تاريخ الإسلام، ج ١٧، ص ٢٤١ و تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ١٧٨

مورد اعتماد است و بسيار راستگو است و شيعه است، اگر از آسمان به زمين بيافتد، به اندازه نصف حرف هم دروغ نمي گويد.

ابن معين مي گويد:

لا بأس به

تاريخ بغداد، ج ١٠، ص ٢٦١ و تهذيب الكمال، ج ١٧، ص ١٨١ و تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ١٧٨

ابو حاتم مي گويد:

وَقَال أبو حاتم: صدوق

تهذيب الكمال، ج ١٧، ص ١٨١ و تاريخ الإسلام، ج ١٧، ص ٢٤١ و تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ١٧٨

موسي بن هارون مي گويد:

كان ثقة

تهذيب الكمال، ج ١٧، ص ١٨١ و تاريخ الإسلام، ج ١٧، ص ٢٤١ و تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ١٧٨

آقاي خدمتي بزرگوار مي گويد:

وكان يحدث بمثالب أزواج رسول الله صلي الله عليه وسلم وأصحابه

تهذيب الكمال، ج ١٧، ص ١٨١ و تاريخ الإسلام، ج ١٧، ص ٢٤١ و تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ١٧٨

اين شخص كارهاي زشت و نادرست زنان پيغمبر و اصحاب را براي مردم بازگو مي كرد.

وضع كتاب مثالب في أصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم

تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ١٧٨

كتابي تأليف كرده است در رابطه با كارهاي زشت و بد و طعن اصحاب پيغمبر.

ببينيم كه چقدر مي خواهيد براي اين گريه كنيد.

اين را هم ابن حجر گفته است، علامه مجلسي و شيخ طوسي نگفته است.

ابن حبان او را توثيق كرده است، ابن عدي كه معمولا با هر بهانه افراد را تضعيف مي كند، مي گويد:

لم يذكر بالضعف في الحديث ولا اتهم فيه إلا أنه محترق فيما كان فيه من التشيع

تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ١٧٨ و تهذيب الكمال، ج ١٧، ص ١٨٢

اين شخص كوچك ترين ضعفي در روايت ندارد و متهم هم نيست؛ فقط يك شيعه بي كلاج و ترمز است و در شيعه بودن خيلي مصر است.

ما با منطق خودشان جواب داديم كه اين آقايان اين همه به شيعه اهانت و جسارت مي كنند و مي گويند: شيعه به ازواج و اصحاب پيغمبر اهانت مي كند، همين آقايان در صحيح بخاري روايت دارند و آن ها را توثيق كرده اند.

اگر بد گويي كردن از اصحاب و ازواج پيغمبر دليل بر فسق است، آقايان اينجا را چه جوابي دارند؟ اميدوارم كه ان شاء الله پاسخ دهند.

مجري:

بيان حديث منزلت در ولادت حسنين (ع)

هنگام ولادت حسنين عليهما السلام يكي از مواردي است كه حديث منزلت از سوي پيغمبر در آن بيان شده است، لطف كنيد در اين رابطه توضيح دهيد.

استاد قزويني:

اين آقاياني كه حديث منزلت را منحصر مي كنند به قضيه تبوك، بدانند كه مسئله از چه قرار است.

بيش از ٥٠ روايت در مناسبت هاي مختلف بيان شده است.

جناب خوارزمي و جويني از اسماء بنت عميس نقل مي كنند كه مي گويد: وقتي امام حسن عليه السلام به دنيا آمد، نبي گرامي صلي الله عليه وآله پيش ما آمد و فرمود: پسرم را به من بده. او را در يك پارچه زدي پيچيده بودم و به دامن نبي مكرم انداختم.

حضرت فرمودند: بچه اي كه تازه به دنيا آمده است، در پارچه زرد نپيچيد.

دوستان كه مي خواهند لباسي براي بچه اي كه تازه به دنيا آمده است بدوزند، تلاش شود كه از رنگ زرد استفاده نشود؛ معمولا در ايران از رنگ سفيد استفاده مي كنند.

مي گويد: دوباره قنداقه حضرت امام حسن را گرفتم و او را در يك پارچه سفيد پيچيدم و خدمت نبي مكرم دادم.

نبي مكرم در گوش راست امام حسن اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: علي جان:

أي شيء سميت ابني؟ قال: ما كنت لأسبقك باسمه يا رسول الله وقد كنت أحبّ أن أسميه حرباً، فقال النبي (صلي الله عليه وآله وسلم): ولا أنا أيضاً أسبق باسمه ربّي عزّوجلّ، فهبط جبريل فقال: السلام عليك يا محمّد، العليّ الأعلي يقرئك السلام ويقول: عليّ منك بمنزلة هارون من موسي ولا نبيّ بعدك، سمّ ابنك هذا باسم ابن هارون، قال: وما اسم ابن هارون؟ قال : شبّر ، قال: لساني عربي قال: سمّه الحسن قالت أسماء: فسماه الحسن.

مقتل الحسين، ص ١٣٦ و فرائد السمطين، ج ٢، ص ١٠٣

اسم پسرم را چه گذاشتي؟ عرض كرد يا رسول الله مگر من قبل از شما مي توانم اسمي براي بچه بگذارم، بچه براي شما است؛ ولي خيلي دوست داشتم كه يك آدم جنگجو باشد.

پيامبر فرمود: من هم در اسم اين بچه از خدا سبقت نمي گيرم.

جبرئيل نازل شد و گفت: خداوند علي أعلي به تو سلام مي رساند و مي فرمايد: جايگاه علي نسبت به تو همانند جايگاه هارون نسبت به موسي است، اسم فرزندت را هم نام با اسم پسر هارون قرار بده.

پيغمبر فرمود: اسم پسر هارون چه بود؟

فرمود: شبر.

پيغمبر فرمود: شبر كه عبراني است و من زبانم عربي است.

جبرئيل گفت: اسمش را حسن بگذار.

داستانش مفصل است كه بعد روز هفتم عقيقه كشتند و تا آخر داستان.

به هنگام ولادت امام حسن مجتبي جبرئيل نازل مي شود و مي فرمايد:

عليّ منك بمنزلة هارون من موسي ولا نبيّ بعدك

اسماء بنت عميس مي گويد: بعد از يك سال كه امام حسين عليه السلام به دنيا آمد، من خدمت نبي مكرم كه بودم، فرمود: أسماء فرزندم را به من بده.

او را در پارچه زرد نپيچيده بودم، او را در پارچه سفيد پيچيده بودم، باز در گوش راست امام حسين اذان و در گوش چپش اقامه گفت. ما تصور مي كنيم كه بچه متوجه نيست.

بچه در حين ولادتش هم، چه بسا از من و شما حواسش جمع تر است.

تمام اين مباحث را مي شنود و صداي اذان و قرآن در روحيه بچه اثر مي گذارد.

اگر در يك خانه اي كه رقص و پاي كوبي باشد، آن هم در روحيه نوزاد اثر مي گذارد.

مي گويد: وقتي پيغمبر امام حسين را در دامن شان قرار دادند، گريه كردند.

عرض كردم پدر و مادرم به فدايت يا رسول الله، چرا گريه مي كني؟

حضرت فرمودند: براي فرزندم كه امروز به دنيا آمده است گريه مي كنم.

گفتم: الان به دنيا آمده است، برايش گريه مي كني؟

حضرت فرمود:

يا أسماء تقتله الفئة الباغية من بعدي لا أنالهم الله شفاعتي، ثم قال: يا أسماء لا تخبري فاطمة بهذا، فإنها قريبة عهد بولادته ثم قال لعلي: أي شيء سمّيت ابني؟ قال: ما كنت لأسبقك باسمه يا رسول الله وقد كنت أحبّ أن أسمّيه حرباً، فقال النبيّ (صلي الله عليه وآله وسلم): ولا أنا أسبق باسمه ربّي عزّوجلّ، فهبط جبريل فقال: السّلام عليك يا محمّد، العليّ الأعلي يقرئك السلام ويقول: عليّ منك بمنزلة هارون من موسي ولا نبيّ بعدك، سمِّ ابنك باسم ابن هارون، قال: وما اسم ابن هارون؟ قال: شبير، قال: لساني عربيّ يا جبرائيل، قال: سمِّه حسيناً.

مقتل الحسين، ص ١٣٦ و فرائد السمطين، ج ٢، ص ١٠٣

گروه باغيه فرزند معاويه او را خواهد كشت و شفاعت من به آن ها نرسد.

فرمود: اسماء اين را به حضرت زهرا نگو؛ چون تازه بچه به دنيا آورده است و برايش قابل تحمل نيست.

باز همان قضايا پيش آمد.

فرمود: علي جان اسم اين نوزاد را چه گذاشتي؟

حضرت فرمود: من كه بر شما سبقت نمي گيرم.

پيغمبر هم فرمود: من بر خدا سبقت نمي گيرم.

جبرئيل نازل شد و فرمود: جايگاه علي نسبت به تو همانند رتبه حضرت هارون نسبت به حضرت موسي است، فرزند هارون شبير بود، شما هم اسم اين بچه را شبير بگذار.

پيغمبر اكرم فرمود: زبان من عربي است و شبير عبري است.

جبرئيل گفت: او را حسين نام گذاري كن.

اين خلاصه اين قضايا است.

من خيلي از توضيحات آن صرف نظر مي كنم.

مجري:

بيان حديث منزلت در قضيه سد الابواب

از مواردي كه حديث منزلت از زبان گرامي رسول خدا صلي الله عليه وآله مطرح شده است، خوابيدن صحابه در مسجد بود. اگر مي شود در اين زمينه هم يك مقداري توضيح دهيد.

استاد قزويني:

يكي از مواردي كه حديث منزلت در آن آمده است، حديث سد ابواب بوده است كه پيغمبر اكرم تمام درهاي خانه صحابه را به مسجد بستند، جز در خانه اميرالمؤمنين و فرمود:

علي مني بمنزلة هارون من موسي

يكي از آن موارد هم كه جناب ابن عساكر و ديگران آورده اند، صحابه در مسجد مي خوابيدند.

ابن عساكر و ديگران از جابر بن عبد الله انصاري نقل مي كنند كه مي گويد: روزي پيغمبر آمد و ما همه در مسجد خوابيده بوديم و ديديم كه دست پيغمبر يك دسته ساقه خرماي تازه است.

مي گويد:

فضربنا وقال أترقدون في المسجد إنه لا يرقد فيه أحدا فأجفلنا وأجفل معنا علي بن أبي طالب فقال رسول الله صلي الله عليه وسلم تعال يا علي إنه يحل لك في المسجد ما يحل لي يا علي ألا ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي إلا النبوة والذي نفسي بيده إنك لتذودن عن حوضي يوم.

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ١٣٩

ما را زد و فرمود: شما در مسجد مي خوابيد؟

مسجد جاي خوابيدن نيست. ما بلند شديم و فرار كرديم، علي بن ابي طالب هم همراه ما بيرون آمد. پيغمبر فرمود: علي جان تو برگرد، حساب تو از ديگران جدا است، هرچه بر من حلال است بر تو هم حلال است. جايگاه تو به من همانند جايگاه هارون به موسي است غير از بحث نبوت.

پخش كليپ

استاد قزويني:

من كه امروز شبكه هاي استاني را مي ديدم؛ مخصوصا استان كردستان و سيستان و بلوچستان و بندر عباس، ديدم مراسم ميلاد نبي مكرم كه عزيزان اهل سنت ما در سراسر كشور، خارج از كشور را من فرصت نكردم ببينم؛ ولي در اين شبكه هاي استاني كه مي ديدم، گفتم اين يك تو دهني باشد براي اين آقاياني كه مي گويند: هر گونه جشن تولد براي پيغمبر حرام و بدعت است و اهل سنت مبرا هستند.

حتما اين هايي كه در داخل كشور جشن مي گيرند، اين ها اهل سنت نيستند.

من نمي دانم كه آقايان چه اسمي مي خواهند براي اين ها بگذارند.

جزء سني هاي اثنا عشري هستند يا نه، ما فردا مي ترسيم كه بگويند: اين ها وهابي هستند كه دارند جشن مي گيرند.

بحث نبي مكرم يك بحث فراگير است و شيعه و سني نمي خواهد.

غير از چهار مغز خشك وهابيت كه نسبت به نبي گرامي جسورانه وارد شدند و هرگونه تجليل از نبي مكرم را بدعت گذاشته اند.

همه مسلمان ها نسبت به نبي مكرم عشق مي ورزند.

در قرآن در رابطه با مائده آسماني كه خدا بر بني اسرائيل نازل مي كند، مي فرمايد:

تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآَخِرِنَا

سوره مائده آيه ١١٤

از يك مائده آسماني به عنوان عيد ياد مي كند، آن وقت نبي مكرم رحمت للعالمين كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ

سوره انفال آيه ٢٤

حيات بشريت به نبي مكرم است.

ما براي ايشان جشن نگيريم و براي يك مائده آسماني كه شكم مان را پر كنيم جشن بگيريم.

هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آَيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ

سوره جمعه آيه ٢

اين قضايا نشان مي دهد كه وهابيت واقعا با نبي مكرم، نه تنها مشكل دارند؛ بلكه عداوت دارند؛ ولي اين عداوت شان را در يك قالب ديني و مذهبي بيان مي كنند.

ديشب هم دوستان ما برنامه هاي جشن ملي كه در عربستان بوده است، آورده اند كه جناب آقاي والا مقام ملك عبد الله و أبي كان داشت مي رقصيد.

اين ها همه را نشان دادند. در آنجا اشكالي ندارد و بدعت نيست؛ ولي اگر كسي در رابطه با نبي مكرم بخواهد جشن و سرور داشته باشد، اين بدعت است.

اين مردم اهل سنت است و اين هم مرام شان، شما براي خودتان فكري كنيد و راهي غير از اهل سنت انتخاب كنيد و يك اسم ديگري براي خود بگذاريد.

از وهابيت بدتان مي آيد؛ چون امروز وهابيت يك واژه زشت و وقيحي شده است.

از سلفي بودن هم كه بدتان مي آيد؛ چون آقاي دكتر جمعه گفت: سلفي ها سگان جهنم هستند.

من نمي دانم چه اسمي براي خودشان مي خواهند بگذارند، دعوت گران به جهنم مي خواهند بگذارند يا دعوت گران به كفر. من پيشنهاد مي كنم كه اسم خود را دعوت گران به خداي الاغ سوار بگذارند. اين خيلي بهتر است و خوب مشتري پيدا مي كنيد.

بيننده آقاي پهلوان از كلاله:

ميلاد پيامبر اكرم را به تمامي مسلمانان جهان تبريك عرض مي كنم.

آقايان وهابي مثال في قلوبهم مرض هستند.

ما اينجا در منطقه كلاله در خدمت دوستان و برادران اهل سنت هستيم كه از دوستان نزديك بنده هستند كه وقتي در مورد مولا علي صحبت مي شود و از مظلوميت ايشان صحبت مي شود، اشك از چشم هاي اين ها جاري مي شود.

بحث وهابيت از اهل سنت جدا است.

سؤالي كه من از خدمت حاج آقا داشتم، در مورد مراسم حج و فريضه طواف نساء و نماز آن است.

قطعا احكام حج در زمان خود پيامبر صادر شده است و آن زمان هم انجام مي شده است. از چه زماني اين طواف نساء از احكام حج برادران اهل سنت جدا شده است؟

آيا ارتباطي با روايت پيامبر ختمي مرتبت دارد كه به مولا علي فرمودند: شما ميزان تشخيص حرام زادگي از حلال زادگي هستيد؟

استاد قزويني:

اين بحث مربوط به احكام است. ما در هر هفته ٢ برنامه مستقل و ٢ ساعته به عنوان زمزم احكام داريم. شما مي توانيد در اين برنامه تماس بگيريد و بحث حكم آن را سؤال كنيد.

آنچه كه مربوط به بحث بنده است كه بعضي از آقايان مي گويند: اين ها چون طواف النساء انجام نمي دهند، با هم خواهر و برادر هستند، اين ها اشتباه است.

آقايان اهل سنت طوافي به نام طواف وداع دارند كه همان جايگزين طواف نساء خواهد شد.

اين كه گفته اند، ما اين را رد مي كنيم و بزرگان و مراجع ما هم رد مي كنند.

شما مي گوييد: من مي خواهم به عنوان طواف نساء آخر سر مي خواهم يك طوافي انجام دهم، آن آقا مي گويد: من مي خواهم طواف وداع انجام دهم.

شما بلند شو صبح ٢ ركعت نماز بخوان و بگو: نماز صبح مي خوانم و ديگري بگويد: نماز بين الطلوعين مي خوانم و ديگري بگويد: نمازي كه خدا الان بر من واجب كرده است مي خوانم.

بيننده احمد آقا از مشهد از اهل سنت:

در مورد آيه ١٠٠ سوره توبه كه مي فرمايد:

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

اكثرا در شبكه ها اين را در مورد صحابه مي دانند و مي گويند: اين ها اگرچه اشتباهات و ظلم و خطاهايي داشته باشند؛ چون خدا فرموده است كه از آن ها راضي است، براي اين ها مشكلي پيش نمي آيد.

الان شما گفتيد: خدا عادل تر از آن است كه طلحه و زبير را داخل بهشت كند.

استاد قزويني:

ما با هم دوست هستيم، دوستي ما را بهم نزن. بنده از يك كتابي نقل كردم كه از اهل سنت بود و اظهار نظر هم نكردم. بنده به هيچ وجه همچين عقيده اي ندارم؛ چون گفتيد: شما گفتيد.

من از يك كتابي نقل كردم. گفتم: اين آقا با اين كه مي گويد:

الله أعدل من أن يدخل طلحة والزبير الجنة

تهذيب الكمال، ج ١٤، ص ١٧٨ و سير أعلام النبلاء، ج ١١، ص ٥٣٧ و تاريخ الإسلام، ج ١٨، ص ٣٠٣

با همه اين حال مي گويند: اين آقا ثقه است. بحث من يك بحث رجالي بود.

بيننده:

من خودم اهل تحقيق هستم.

چند وقت است كه هم برنامه هاي شما را نگاه مي كنم و هم برنامه هاي شبكه كلمه را نگاه مي كنم و هم شيخ اللهياري را نگاه مي كنم. كلا در مورد حقانيت مذهب سني و شيعه تحقيق مي كنم.

آيه مي فرمايد:

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

سوره توبه آيه ١٠٠

ما اهل سنت هم هر وقت اسم صحابه را مي شنويم رضي الله عنهم مي گوييم.

جواب شما براي اين مسئله چيست؟

عقلا هم جور در نمي آيد. خدا در مورد پيغمبرش مي فرمايد:

لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ

سوره زمر آيه ٦٥

اين عقيده كه بگوييم: صحابه هر خطا و ظلم و اشتباهي داشته باشند؛ چون رضي الله عنهم است، هيچ اشكالي بر اين ها نيست و خدا به اين ها چك سفيد امضا داده است.

استاد قزويني:

اين جواب من را يادداشت كنيد و روي آن كار كنيد و در جلسه بعد اگر تشريف آورديد، ما از محضر شما استفاده مي كنيم.

نكته اول:

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ

در اينجا كلمه من، من تبعيض است. آن سبقت گيرندگان اوليه از ميان مهاجرين و انصار، نه همه مهاجرين و انصار.

نكته دوم:

در آيه ٧ و ٨ سوره بينه هم قرآن مي فرمايد:

إِنَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ

هر كسي كه مؤمن باشد و عمل صالح انجام دهد، خدا از او راضي است و او هم از خدا راضي است.

اين اختصاص به السابقون الاولون من المهاجرين و الانصار ندارد.

نكته سوم:

قرآن به صراحت مي فرمايد:

فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَي عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ

سوره توبه آيه ٩٦

خدا از فاسقين، هرگز راضي نخواهد شد.

اين آيه كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَي مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ

سوره حجرات آيه ٦

قرآن در رابطه با صحابه اين را آورده، صحابه اي كه خودش از مهاجرين و انصار است.

نكته چهارم:

قرآن مي فرمايد:

فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ

سوره زلزله آيه ٧ و ٨

هر كس هر كاري خوبي انجام دهد، خداي عالم پاداش خوب مي دهد و اگر كار بد انجام دهد، جزاي بد مي دهد.

نسبت به نبي مكرم مي فرمايد:

وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ

سوره اعراف آيه ٦

همان طوري كه شما اشاره كرديد، در سوره زمر مي فرمايد:

لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ

سوره زمر آيه ٦٥

صحابه كه از پيغمبر بالاتر نيستند.

مي فرمايد: اگر يك لحظه شرك بورزي تمام اعمال تو نابود خواهد شد.

وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ

سوره الحاقه آيه ٤٤ - ٤٦

اگر پيغمبر كوچك ترين خطايي انجام دهد، ما رگ گردنش قلبش را مي زنيم.

عقيده شيعه را ما بارها گفتيم.

ما صحابه را چند دسته مي كنيم:

١. آن هايي كه در عصر پيغمبر به شهادت رسيدند، تمام آن ها را ما اهل بهشت مي دانيم

٢. آن هايي كه بعد از پيغمبر، بر وصيت پيغمبر ماندند، آن ها را اهل بهشت مي دانيم.

٣. آن هايي كه در ركاب اميرالمؤمنين در جنگ جمل كه بالاتر از ١٨٠٠ نفر بودند و در جنگ صفين بودند و آن هايي كه امام حسن و امام حسين را در كربلا ياري كردند؛ مثل حبيب بن مظاهر و ديگران، تمام اين ها را ما اهل بهشت مي دانيم.

٤. آن دسته از صحابه اي كه كار فسق از آن ها در تاريخ ثبت نشده است، ما آن ها را ثقه مي دانيم و به روايات شان عمل مي كنيم.

شما كتاب هاي فقهي شيعه را اگر ببينيد، از طهارت تا ديات، فقهاي ما موارد متعددي استناد كردند به روايت صحابه؛ ولي صحابه اي كه عادل هستند.

٥. صحابه اي كه عادل نيستند و از آن ها فسق صورت گرفته است و شراب خورده است و زمان پيغمبر به او حد زدند و زمان خليفه دوم به او حد زدند، همين كساني كه در برابر خليفه اول قيام كردند، آن ها از صحابه بودند.

از بينندگان تقاضا دارم كه خوب دقت كنند.

اين آقايان كه مي گويند: خداي عالم از اين صحابه راضي شد و ديگر هيچ گناهي بر آن ها نوشته نمي شود، اين خلاف منطق قرآن است.

صحابه هر چه به پيغمبر نزديك باشند، همسران پيغمبر يك سر و گردن از آن ها نزديك تر هستند. شبانه روز با پيغمبر بودند.

اگر مصاحبت با پيغمبر ملاك فضيلت باشد، همسران پيغمبر، بيش از ديگران اين ملاك را دارد؛ ولي در سوره احزاب آيه ٣٠ قرآن مي فرمايد:

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَي اللَّهِ يَسِيرًا

هر كس از شما كار خلافي انجام دهد، ما شما را ٢ برابر عذاب مي كنيم.

نه تنها مي فرمايد: عذاب مي كنيم؛ بلكه مي فرمايد: ٢ برابر عذاب مي كنيم.

بيننده:

من با آقاي هاشمي در شبكه كلمه كه صحبت مي كردم، ايشان يك حرفي زد و بعد گفت: شما برو با خدا دعوا كن كه چرا فرموده است:

رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ

اين ها هر كاري كنند، با خدا است و خدا آن ها را بخشيده است. من خودم كه تحقيق كردم، ديدم در اين آيه مي فرمايد:

رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ

نفرموده است:

يرضي الله عنهم

چنان كه در مورد پيامبر اكرم مي فرمايد:

إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ

سوره فتح آيه ١ و ٢

نفرموده است:

غفر الله لك

در مورد اهل بيت فرموده است:

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

سوره احزاب آيه ٣٣

يعني خداوند مستمر اراده كرده است كه شما هميشه در عصمت و طهارت باشيد.

در مورد اين ها فرموده است، در آن زمان از شما راضي شده است.

ايشان تعجب كرد و گفت: يعني در آن زمان راضي بوده است و بعدا راضي نبوده است؟

من گفتم: بله، همچنان كه شيطان از مقربين خودش قرار داد و در درگاه خودش جاي داد؛ اما به واسطه معصيت او را راند از خودش و او را لعنت كرد؛ پس اين عقيده اصلا اشتباه است كه ما چشم روي هم بگذاريم و بگوييم: امهات المؤمنين يا صحابه هركاري كه كردند، اين ها مغفور هستند و باقي مردم همه مجازات خواهند شد.

اين تبعيض در امر خدا است.

استاد قزويني:

مطلب قشنگي است. با اين عرائضي كه بنده خدمت تان داشتم، شما اضافه كنيد.

همين قاتل عمار هم در بيعت شجره بوده است و هم السابقون الاولون است.

پيغمبر هم مي فرمايد:

تقتله الفئة الباغية

مصنف عبد الرزاق، ج ١١، ص ٢٤٠

بيننده:

آيه مي فرمايد:

الَّذِينَ آَمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ

سوره انعام آيه ٨٢

اين ها ايمان شان را به ظلم و متلبس نكرده باشند.

من دوست داشتم كه جناب آقاي هاشمي اين مطلب را مي شنيد؛ چون نگذاشت من صحبت كنم و صدايم را قطع كرد.

استاد قزويني:

اي كاش همه اهل سنت ما اين طور به قرآن و سنت و واقعيت تاريخ، بدون تعصب نگاه كنند. اين پرده هاي تعصب را از جلوي چشم مان كنار بزنيم و بعد همه قرآن را مورد مطالعه قرار دهيم.

به تعبير اين عزيزمان، شما در آيه ١٨ سوره فتح هم مي خوانيد كه مي فرمايد:

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا

«اذ» در اينجا اذ ظرفيت است. در آن ظرف و در آن مكان و در آن زماني كه شما با پيغمبر بيعت كرديد، خدا از شما راضي شد.

اين كه آيا قبلا هم راضي بود يا اين كه بعدا هم رضايتش هست، اين معلوم نيست.

بيننده آقاي عبادي از اروميه:

در مورد وضو، اگر يك شيعه بخواهد وضوي اهل سنت را بگيرد و نماز بخواند، نمازش باطل است يا قبول است؟

در قرآن كه مي خوانيم و آن را ختم مي كنيم، ما مي گوييم: صدق الله العلي العظيم، چرا سني ها كلمه علي براي شان سنگين است و اين را حذف مي كنند؟

اشكال از ما است يا از اين ها؟

استاد قزويني:

نه اشكال از ما است و نه اشكال از آن ها، اشكال از شيطان است.

بيننده:

چرا ما هرچي مي گوييم: مولا، براي اين ها سنگيني مي كند.

استاد قزويني:

اگر كسي در وضو در حال اختيار به گونه اي كه در تقيه نباشد و احساس خطر نكند، مثل اهل سنت وضو بگيرد، وضويش باطل و نمازش هم باطل است؛ ولي اگر در جايي است كه جان و مال و آبرويش در خطر است، در آنجا اگر وضو مثل اهل سنت بگيرد، هيچ اشكالي ندارد.

بيننده:

اگر ما وضو را هم گرفتيم و پاهايمان را شستيم و بعد خشك كنيم و مسح كنيم، مشكلي ندارد و صحيح است.

استاد قزويني:

نه باطل است، شما كه وضو مي گيريد، صورت و دست راست و دست چپ تان را مي شوييد و با آب دست چپ خود هم بايد سرتان را مسح بكشيد و هم پاهايتان را مسح كنيد. اگر به اين آب، يك آبي از خارج مخلوط شود، وضوي شما باطل است.

بيننده:

منظورم اين است كه بعد از اين كه شستيم و تمام شد، خشك كنيم و دوباره مسح كنيم.

استاد قزويني:

دوباره بايد وضو بگيريد. اين ها را از زمزم احكام سؤال كنيد.

چون شما همشهري ما هستيد، من به خاطر احترام به شما جواب دادم.

بيننده آقاي موسوي از سوئد:

طول عمر و سعادت هميشگي شما را از خداوند بزرگ تمنا دارم.

تا باشد خار چشم اين وهابي ها مانند هاشمي، حيدري، خدمتي و سجودي نادان باشيد كه عائشه را همسر پيغمبر را به نان خورد شده در آبگوشت تشبيه نمود.

آقاي قزويني، هفته گذشته يكي از بينندگان از جناب عقيل بي عقل به اصطلاح ملا زاده، از شبكه كلمه خبيثه وهابي سؤالي در رابطه با معاويه كه سر سلسله فتنه و ظلم و ستم عليه اهل بيت پيغمبر بوده است، مطرح نمودند.

سؤال شان از اين قرار بود: آيا معاويه كه از بطن مادر كافر چون هند جگر خوار و فرزند ناخلفش چون يزيد را در سفره خود تربيت داد و بعد هم جانشين خود تعيين كرد و نتيجه آن شد كه اين فرزند ناخلف قاتل نوه پيغمبر شد.

اين معاويه با اين سابقه تاريك، چگونه قابل احترام شما بوده است و براي او رضي الله عنه مي گوييد.

رهبري اسلام را خائنانه بعد از صلح با امام حسن مجتبي به دست گرفت و به هيچ كدام از تعهدات صلح خود با امام حسن عمل نكرد.

عقيل بي عقل چون خصومت شان با اهل بيت اظهر من الشمس است، هر زماني كه يك شبهه در مورد معاويه از او سؤال شود، فورا يك داستان غير واقعي را عليه علي عليه السلام به زعم خود ارائه مي كند.

همچنين در خصوص عائشه، عليه فاطمه زهرا و خديجه كبري سلام الله عليهما، داستان ساختگي ارائه مي دهد تا مقام عائشه را بالا ببرد.

در جواب اين بيننده عزيز براي دفاع از مقام و حيثيت معاويه گفتند: آيا تمام شخصيت هاي برجسته اسلام بايد از پدر و مادر مسلمان شده باشد؟ كه اين چنين نيست و بعد از ايمان آوردن به پيغمبر صاحب مقام و منزلت شده است.

اين ها گفتند: حتي علي عليه السلام از پدر و مادر كافر به دنيا آمده است؛ چون پدرش ابو طالب به پيامبر صلي الله عليه وآله ايمان نياورد؛ چرا علي را شما قابل احترام مي دانيد؟

اين توضيحات بي خردانه اين عقيل بي عقل، واقعا قلب محبين علي عليه السلام را به درد مي آورد.

من از شما دانشمند بزرگوار تقاضا داريم كه در خصوص ايمان پدر و مادر علي عليه السلام براي بينندگان عزيز توضيح دهيد تا جواب براي اين شخص بي خرد باشد.

بيننده آقا محمد از امارات از اهل سنت:

آيا در كتب شما چنين چيزي هست كه از امام جعفر صادق يا از بقيه علماء كه بگويند: هر سخني كه مخالفت داشته باشد با قرآن و سنت نپذيريد؟

استاد قزويني:

بله.

بيننده:

علماي شما مثل جزائري و كليني كه مي گويند: قرآن تحريف شده است و از قرآن كم شده است و اين حرف متضاد با قرآن است چون خداوند مي فرمايد:

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ

سوره حجر آيه ٩

آيا شما فكر نمي كنيد كه علماي شما كفر گفته باشند و اشتباه كرده باشند؟

آيا اين توهين به امام جعفر صادق نيست؟

استاد قزويني:

اگر يك روايتي مخالف قرآن باشد، خود ائمه عليهم السلام فرمودند:

لا تقبلوا علينا حديثا الا ما وافق القرآن والسنة

اختيار معرفة الرجال (رجال الكشي)، الشيخ الطوسي، ج ٢، ص ٤٨٩

هيچ روايتي كه خلاف قرآن است شما نپذيريد.

هر روايتي كه كليني آورده است، نمي گويد: روايات من درست است، در كتاب كليني هم روايات صحيح و هم روايات ضعيف وجود دارد، روايات مرسل و مرفوع هم دارد.

بيننده:

شما مي گوييد: ما در كتب خود هم روايت صحيح السند هم داريم و هم روايت ضعيف هم داريم؛ در حالي كه در كتاب هاي علماي شما، مشخص نيست، علماي شما در خطبه ها به روايات ضعيف هم اشاره مي كنند.

استاد قزويني:

شما يك مورد بگوييد كه يك عالمي از فقها به روايت ضعيف عمل كرده اند.

بيننده:

ان شاء الله من دفعه بعدي كه زنگ زدم اين را نشان مي دهم و كليپ آن را براي شما پخش مي كنم.

استاد قزويني:

الان كه هيچ، اگر خدا به شما هزار سال هم عمر دهد، نمي توانيد يك روايت ضعيف بياوريد كه روايت به ذاته ضعيف باشد و فقهاي ما به آن عمل كرده باشند.

فقيه مثل علامه حلي و مثل شيخ طوسي و مثل شيخ مفيد و مثل شهيد اول و ثاني و صاحب جواهر است.

بيننده:

شما مي گوييد: ما با اهل سنت برادر هستيم و با وهابيت مشكل داريم.

شما حضرت ابوبكر الصديق و عمر بن خطاب و عثمان ذي النورين، آيا اين ها بزرگان علماء اهل سنت هستند يا خير؟

استاد قزويني:

شما اول آن صحبتي را كه انجام دادي تمام كن و بعد يك موضوع ديگري مطرح كن. شما تحريف قرآن را مطرح كردي، من داشتم جواب مي دادم كه شما حرف من را قطع كرديد، نگذاشتيد كه ما حرف بزنيم.

قبل از اين كه ما جواب دهيم، دوباره يك موضوع ديگري را مطرح مي كني و مي خواهي صحبت كني. اين طور صحبت كردن، زيبنده اين دوستان ما نيست.

امام محمد ابو زهره كه از علماي بزرگ اهل سنت است، قطعا از تمام كارشناسان شبكه كلمه و خبيثه با سوادتر است و تأليفات متعددي هم دارد و از شخصيت هاي علمي برجسته الازهر است.

ايشان كتابي دارد به نام الامام الصادق، در اين كتاب صفحه ٣٢٩ مي گويد:

إن الشريف المرتضي وأهل النظر الصادق من إخواننا الاثني عشرية قد اعتبروا القول بنقص القرآن أو تغييره أو تحريفه تشكيكاً في معجزة النبي صلي الله عليه و سلم، واعتبروه إنكاراً لأمر علم من الدين بالضرورة

تمام برادران شيعه ما هر گونه نقص و تحريف قرآن را مايه شك در معجزه پيغمبر مي دانند و مي گويند: هرگونه اعتقاد به تحريف مخالف با ضروريات دين است.

همچنين جناب شيخ محمد غزالي كه شهرت پرآوازه اي دارد، مي گويد: از بعضي از اين علقه و مضغه ها شنيدم:

يقول في مجلس علم: إن للشيعة قرآنا آخر يزيد وينقص عن قرآننا المعروف. فقلت له: أين هذا القرآن؟ ولماذا لم يطلع الإنس والجن علي نسخة منه خلال هذا الدهر الطويل؟

در يك مجلسي بوديم، گفتند: شيعيان يك قرآن ديگري دارند و قرآن ما اهل سنت را قبول ندارند.

گفتم: اين قرآن كجا است؟ اين قرآني كه نزد شيعه است و با قرآن ما فرق دارد، در اين ١٤ قرن كجا بوده است كه هيچ جن و انسي دستش به او نرسيده است.

بعد گفتم:

لماذا يساق هذا الافتراء؟ فلم الكذب علي الناس، وعلي الوحي؟

اين افتراء چيست كه شما مي زنيد؟ اين همه دروغ بر مردم و بر وحي الهي چيست؟

شما آن كساني كه اهل تحقيق و درايت هستند و اين ها كتب را بررسي كردند و ديدند كه اين مواردي كه بعضي از اين علقه و مضغه ها بيان مي كنند كه شيعه قائل به تحريف قرآن است، اين ها همه دروغ و افتراء است.

اگر بنا بر اين است كه بگوييم: آقاي نوري و علامه مجلسي يا سيد نعمت الله جزايري قائل به تحريف قرآن بودند، ابو داود سجستاني شما كه متوفاي ٣١٦ است قائل به تحريف قرآن است.

محمد خطيب كه از علماي الازهر است، كتابي نوشت و الان هم كتابش در دست ما موجود است و در آن كتاب ثابت كرده است كه قرآن تحريف شده است.

زمان شيخ شلتوت اجازه ندادند كه اين كتاب چاپ شود و بعد از رحلت ايشان اين كتاب را چاپ كردند.

آقاي عبد الوهاب شعراني كه متوفاي ٩٧٣ است، مي گويد: اگر بعضي از افراد ايمان شان نسبت به اين قرآن كم نمي شد، من بيان مي كردم كه چه سوره ها و چه آياتي، آن زماني كه عثمان قرآن را جمع كرد، از قرآن افتاد.

آلوسي مي گويد:

والأحاديث في هذا الباب أكثر من أن تحصي

تفسير الآلوسي، الآلوسي، ج ٢٦، ص ١٦٤

رواياتي كه ما اهل سنت در تحريف داريم، فراتر از شمارش است.

يك مقداري منصفانه قضاوت كنيد، ديگر آن زمان گذشت كه شيعه در انزوا باشد و هرچه بيايند تو سرش بزنند و كتكش بزنند و حكم قتلش را صادر كنند، اعتراض نكند.

الحمد لله عصر، عصر رسانه است، آن هايي كه اين طور ماجراجويي مي كنند، اين ها نه دل شان به قرآن سوخته است و نه كاري به قرآن و پيغمبر دارد.

اين ها از يك سري پول از اربابان خود گرفته اند، براي اين كه پول ها را خرج كنند و يك آماري هم بدهند، يك همايشي در ماهواره ها برگذار مي كنند كه شيعه قائل به تحريف قرآن است.

بيننده آقا اسماعيل از تهران:

عرض تبريك دارم به مناسبت اين ايام خجسته.

شما جاي سؤال باقي نمي گذاريد و همه را جواب داديد.

من از شما اجازه مي خواهم كه اگر ممكن است يك چند بيتي كه تحت تأثير برنامه تان سروده ام بخوانم.

اگر حق خلافت با علي نيست علي با حق و حق هم با علي چيست

فقط اين يك حديث هم از نمونه بگفتم تا بداني كه خبر چيست

وگرنه اين دلائل بي شمارند اگر خواهي بداني كه خلف كيست

حديث منزلت يا بيش از اين ها حديث سد ابواب و دگر چيست

خلاصه گويمت جان دل من پيامبر يك خلف دارد بگو كيست

اگر تحقيق كردي و نديدي به خود بنگر ببيني كه سبب چيست

و گرنه جز علي مولود كعبه نمي دانم به حق نزديك تر كيست

اگر حق با ابي بكر و عمر بود چرا در وصف آن ها يك سند نيست

برو جانا دگر باره وضو كن كه دوري تو از حق در صحت نيست

بيننده آقا عبد الله از اهواز:

يك نكته اي كه مي خواهم عرض كنم، در مورد ترضي بر صحابه است.

در كتاب لئالي بهية في شرح عقيده واسطيه لابن تيميه تأليف آل شيخ مفتي سعودي جلد ٢ صفحه ٤١١ نوشته است:

كانت لأهل السنة شعارا وأدخلو في أشياء من عبادات وفي كلامهم فعلوا به ادخال الترضي عن الصحابة والترضي عن الامهات المؤمنين والترضي عن جميع الآل في خطبة الجمعة ولا كان في عهد ابي بكر وعمر ولا في عهد عثمان ثم بعد ذلك ائمة من التابعين أدخلو وهنا شعارا لأهل السنة حتي لا يشابه الرافضة والخوارج

ترضي بر اصحاب بدعت است.

بينندگان توجه كنند كه ترضي بر اصحاب بدعت است؛ چون ابن تيميه مي گويد: نه در زمان ابوبكر و نه در زمان عمر و نه در زمان عثمان انجام مي دادند.

ائمه تابعين اين را ادخال كردند كه تشابه با شيعيان و خوارج پيدا نكنند.

استاد قزويني:

اين دوستاني كه صلوات مي فرستند و بر آل پيغمبر صلوات نمي فرستند با اين كه روايات متعدد در صحيح بخاري و مسلم وجود دارد كه بعد از نزول اين آيه شريفه كه مي فرمايد:

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

سوره احزاب آيه ٥٦

پيغمبر فرمود: بر من صلوات مي فرستيد، بر آل من هم بفرستيد.

اين آقايان يك روايت بياورند كه پيغمبر فرموده باشد بر اصحاب من صلوات بفرستيد.

يك روايت بياورند كه در زمان خلافت ابوبكر و عمر و عثمان و اميرالمؤمنين، بر صحابه صلوات بفرستيد.

آقايان يك روايت ضعيف هم ندارند.

همان طوري كه ايشان گفت: براي مقابله با شيعه؛ چون شيعه بر همه صحابه ترضي نمي كنند، اين ها هم در مقابل بر صحابه صلوات مي فرستند.

شيعه مبناي قرآني دارد.

به آن صحابه اي كه صالح و ثقه بودند، نه تنها ترضي مي كنيم؛ بلكه آرزوي مقام اين ها را هم داريم. اميد شفاعت از آن ها را داريم.

موارد متعددي در كتب فقهي آقايان داريم مثل ابن تيميه كه در منهاج السنة جلد ٤ صفحه ١٥٤ مي گويد : عمامه زرد بستن اشكالي ندارد؛ ولي اگر اين شعار براي شيعه شد، ما نمي توانيم اين كار را كنيم.

ابن حجر مي گويد: صلوات بر غير پيغمبر اشكال ندارد و جايز است و قرآن هم دلالت دارد كه مي فرمايد:

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

سوره توبه آيه ١٠٣

ولي چون شيعه ها وقتي اسم پيغمبر را مي آورند، بر آل پيغمبر هم صلوات مي فرستند، ما براي اين كه مخالفت مان را با شيعه اثبات كنيم، ما به هيچ وجه بر غير پيغمبر صلوات نمي فرستيم.

اين مطلب در كتاب فتح الباري جلد ١١ صفحه ١٤٦ است.

از اين قضايا ما الي ما شاء الله داريم.

شايد بالاي ٤٠ مورد است كه اين آقايان به صراحت اين طور گفته اند؛ مثلا انگشتر به دست راست كردن، سنت است؛ چون شيعه ها به دست راست شان انگشتر مي زنند، ما براي اين كه با كار اين ها مخالفت كنيم، انگشتر را در دست چپ قرار مي دهيم.

با اين كه اين ها به صراحت مي گويند:

كان يختم باليمين

تحت الحنكي كه آقايان دارند، مي گويند: سنت اين است كه تحت الحنك از سمت راست بيايد؛ ولي چون شعار شيعه است، ما از سمت چپ مي آوريم تا با آن ها مخالفت كرده باشيم.

در زمينه تسطيح قبور كه يك مقداري قبر را بالاتر بياوريم، اين سنت است؛ ولي ما از تسطيح به تسنيم مي رويم براي اين كه به شيعيان تشبيه نشود.

من سؤالات آقاي موسوي را متوجه نشدم كه بتوانم پاسخ دهم؛ چون صدا در استديو قطع و وصل مي شد.

يكي درد و يك درمان پسندد يكي وصل و يكي هجران پسندد

من از هجران و وصل و درد و درمان پسندم آنچه را جانان پسندد

ما صلاح خودمان را نمي دانيم، در روايت داريم وقتي مشكلات و مريضي مي آيد، خودتان را طلب كار خدا ندانيد، شما بنده هستيد و وظيفه شما بندگي است.

به خدا خدائي كردن را ياد ندهيد، خدا مي داند كه چه طور خدائي كند.

پايان.