سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٥ - برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)

برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)

کد مطلب: ١٠٠٦٢ تاریخ انتشار: ١٣ تير ١٣٩٥ - ١٦:٠٨ تعداد بازدید: ١٢٦١ سخنراني ها » عمومي برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
حبل المتین ٩٥/٠٤/١٣

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: ٩٥/٠٤/١٣ 

 خلاصه آنچه در این برنامه خواهید دید...

مواظبت از روزهای باقی مانده ماه مبارک رمضان!:یکی دو شب بیشتر از این ماه پرفیض و پربرکت باقی نمانده است. ماهی که نفس‌ها ثواب تسبیح دارد، دعاها به اجابت می‌رسد، گناهان مورد بخشش قرار می‌گیرد.بهترین و بالاترین عمل در این دو شب باقی مانده استغفار است. تا می‌توانید نسبت به گناهان گذشته توبه و استغفار کنید و از خداوند عالم طلب مغفرت کنید. همت را بالا ببریم، نه تنها از خداوند عالم طلب مغفرت کنیم؛ بلکه مسئلت کنیم گناهان ما را به حسنات مبدل کند. چه خداوند خوب و مهربانی داریم!(فَأُوْلئِک یبَدِّلُ اللَّهُ سَیئاتِهِمْ حَسَناتٍ)آن گاه خدا بدی‌های این گروه را به نیکی‌ها مبدل کند.سوره فرقان (٢٥): آیه ٧٠

در آخر دعای استغفار امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است که ایشان می‌فرماید: خدایا از تمام گناهان استغفار می‌کنم و از تو می‌خواهم آن دسته از افرادی که حقی به گردن من دارند، به قدری به آنان کرم کنی تا از من راضی شوند.

آیا عداوت با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)، نشانه نفاق است!؟:

دیدگاه «صحیح مسلم»:قال عَلِيٌّ وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبی الْأُمِّی إلی أَنْ لَا یحِبَّنِی إلا مُؤْمِنٌ ولا یبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ»:علی گفت به خدای شكافنده بذر و آفريننده جان سوگند، که این فرمایش پیغمبر در حق من بود که فرمود جز مؤمن کسی من را دوست نمی‌دارد و جز منافق کسی من را دشمن نمی‌دارد.صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ١، ص ٨٦، ح ٧٨

معاویه‌ای که در جنگ صفین ١٨ ماه با علی جنگید، آیا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دوست داشت که به جنگ با علی آمده بود؟! آیا علی را اهل بهشت می‌دانست و می‌خواست علی را بکشد تا ایشان را به بهشت بفرستد؟! آیا در جنگ جمل کسانی که شمشیر کشیدند و می‌خواستند امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را بکشند، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دوست داشتند و از روی عشق و علاقه می‌خواستند ایشان را بکشند؟!

دیدگاه قرطبی در «تفسیر قرطبی»:«ما روی عن جماعة من الصحابة أنهم قالوا:»از جماعتی از صحابه نقل شده است و گفتند:«ما کنا نعرف المنافقین علی عهد رسول الله إلا ببغضهم لعلی علیه السلام»ما صحابه در عصر پیغمبر اکرم زمانی که می‌خواستیم منافقین را بشناسیم، ملاک بغض علی بن ابی طالب بود.الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج ١، ص ٢٦٧، باب البقرة: (٣٠) وإذ قال ربک... ..

دیدگاه آلوسی در «روح المعانی»:«ما کنا نعرف المنافقین علی عهد رسول الله صلی الله تعالی علیه وسلم إلا ببغضهم علی بن أبی طالب»ما در عهد رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) منافقین را با بغض علی بن ابی طالب می‌شناختیم.روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ٢٦، ص ٧٨

دیدگاه «احمد بن ابی بکر البوصیری»:«ومن مات یبغضک مات میتة جاهلیة»هرکسی با بغض تو ای علی بمیرد، با مرگ زمان جاهلیت از دنیا رفته است.إتحاف الخیرة المهرة بزوائد المسانید العشرة، المؤلف: أحمد بن أبی بکر بن إسماعیل البوصیری، المُتَوَفَّی هجریة، الناشر: دار الوطن – الریاض، الطبعة: الأولی - ١٤٢٠ هـ - ١٩٩٩م، ج ٧، ص ٢٠٢، ح ٦٦٧٢

دیدگاه «حاکم نیشابوری» در «المستدرک»:«یا علی أنت سید فی الدنیا سید فی الآخرة»یا علی تو سرور دنیا و سرور آخرت هستی«حبیبک حبیبی وحبیبی حبیب الله»دوست تو دوست من است و دوست من هم دوست خداست.«وعدوک عدوی وعدوی عدو الله»دشمنان تو دشمن من هستند و دشمن من هم دشمن خداست.«والویل لمن أبغضک بعدی»وای بر کسی که بعد از من با تو دشمنی کند.المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٣٨، ح ٤٦٤٠

دیدگاه عجیب «شمس الدین ذهبی»:آقای «ذهبی» همین روایت را در پاورقی می‌آورد و در ادامه می‌گوید:«یشهد القلب انه باطل»قلب من شهادت می‌دهد این روایت باطل است.میزان الاعتدال فی نقد الرجال، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٩٩٥، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ج ١، ص ٢١٣، ح ٢٩٣

در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم وارد شده است که رسول گرامی اسلام فرمود:«أول من یدخل الجنة أنا وفاطمة والحسن والحسین»اولین کسی که وارد بهشت می‌شود من و فاطمه و حسن و حسین هستیم.«قلت یا رسول الله فمحبونا»امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: دوستان ما چه زمانی می‌آیند؟!«قال من ورائکم»حضرت فرمودند: آن‌ها هم پشت سر شما می‌آیند.المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٦٤، ح ٤٧٢٣

آیا محبت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) نشانه حلال‌زادگی است!؟ما در کتب شیعه فراوان داریم که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: زمانی که شما می‌بینید شیرینی محبت ما در قلب شما هست، به مادرتان دعا کنید!!این روایت به این معناست که شما حلال‌زاده هستید و مادرتان در حق پدرتان خیانت نکرده است.

در کتاب «جامع الأصول فی أحادیث الرسول» اثر آقای «مجدالدین أبوالسعادات ابن اثیر جزری» است:«إِنْ کنَّا لَنَعْرِفُ المنافقین - نحن معاشر الأنصار - ببغضهم علی بن أبی طالب»به درستی که ما صحابه همواره منافقین را با بغض علی بن ابی طالب می‌شناختیم.جامع الأصول في أحاديث الرسول؛ المؤلف : مجد الدين أبو السعادات المبارك بن محمد الجزري ابن الأثير (المتوفى : ٦٠٦هـ)، تحقيق : عبد القادر الأرنؤوط، الناشر : مكتبة الحلواني - مطبعة الملاح - مكتبة دار البيان، الطبعة : الأولى؛ ج ٨، ص ٦٤٩٨، باب علی بن أبی طالب

سپس در جای دیگری می‌گوید:«وَمِنْهُ الْحَدِیثُ «کنَّا نَبُور أَوْلَادَنَا بَحُبّ عَلِی رَضِی اللَّهُ عَنْهُ»»النهایة فی غریب الحدیث والأثر، المؤلف: مجد الدین أبو السعادات المبارک بن محمد بن محمد بن محمد ابن عبد الکریم الشیبانی الجزری ابن الأثیر (المتوفی: ٦٠٦ هـ)، الناشر: المکتبة العلمیة - بیروت، ١٣٩٩ هـ - ١٩٧٩ م، تحقیق: طاهر أحمد الزاوی - محمود محمد الطناحی، ج ١، ص ١٦١، باب (بَوَرَ)

در کتاب «لسان العرب» جلد چهارم وارد شده است:«نبور»به معنای«نختبر»است؛ ما فرزندان خود را امتحان می‌کردیم که آیا از نسل ما هستند یا از نسل دیگران هستند، حلال‌زاده هستند یا حلال‌زاده نیستند!؟ زمانی که می‌خواستیم آنان را امتحان کنیم، به حب علی بن أبی طالب (علیه السلام) آنان را امتحان می‌کردیم.

همچنین در کتاب «تاج العروس» اثر آقای «زبیدی» جلد دهم وارد شده است:«(وبارَهُ) یبُورُه بَوْراً: (جَرَّبَه) واختبَرَه، ومنه الحدیث:»

سپس این حدیث را مطرح می‌کند:«(کنَّا نَبُورُ أَوْلادَنا بحُبِّ علی رضی اللّهُ عنه)»زمانی که می‌خواستیم حلال زادگی فرزندان خود را امتحان کنیم، با حب علی بن ابی طالب (علیه السلام) امتحان منی‌کردیم.تاج العروس من جواهر القاموس، اسم المؤلف: محمد مرتضی الحسینی الزبیدی، دار النشر: دار الهدایة، تحقیق: مجموعة من المحققین، ج ١٠، ص ٢٥٧، باب بور

در کتاب «مناقب» اثر «ابن مردویه» متوفای ٤١٠ از «امام شافعی» روایتی وارد شده است که ایشان از «مالک» نقل می‌کند.«قال أنس بن مالک: ما کنّا نعرف الرجل لغیر أبیه إلاّ ببغض علی ابن أبی طالب»انس بن مالک می‌گوید: اگر می‌خواستیم ببینیم فرزندی از نسل پدرش نیست، از بغض او نسبت به علی بن ابی طالب می‌فهمیدیم.مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)، نویسنده: أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، تحقیق: عبد الرزاق محمد حسین حرز الدین، ص ٧٦، ح ٥٧

ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) شرط ورود به بهشت!در کتاب «مناقب» اثر آقای «خوارزمی» متوفای ٥٦٨ هجری صفحه ٦٨ وارد شده استکهرسول گرامی اسلام به امیرالمؤمنین می‌فرماید:ياعلي لو ان عبدا عبد الله عز وجل مثل ما قام نوح فی قومه»یا علی! اگر بنده‌ای به اندازه‌ای که حضرت نوح در قومش بود عبادت کند.«وکان له مثل أحد ذهبا " فأنفقه فی سبیل الله»و اگر به اندازه کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند،«ومد فی عمره حتی حج الف عام علی قدمیه ثم قتل بین الصفا والمروة مظلوما "»و خداوند عمرش را به قدری طولانی کند که هزار بار به زیارت خانه خدا پیاده برود و بین صفا و مروه مظلومانه شهید شود،«ثم لم یوالک یا علی لم یشم رائحة الجنة ولم یدخلها»اما ولایت تو را نداشته باشد، اصلاً بوی بهشت به مشامش نمی‌رسد و داخل بهشت نمی‌شود.المناقب، نویسنده: الموفق الخوارزمی، تحقیق: الشیخ مالک المحمودی، ص ٦٨، ح ٤٠

«ولو أن عبدا عبد الله عز وجل بین الصفا والمروة ألف عام ثم ألف عام ثم ألف عام»اگر بنده‌ای خدا را بین صفا و مروه هزار سال عبادت کند، سپس هزار سال دیگر عبادت کند، سپس هزار سال دیگر هم عبادت کند،«ولم یدرک محبتنا لأکبه الله علی منخریه فی النار»و محبت ما اهلبیت را نداشته باشد، خداوند عالم او را با سر وارد آتش جهنم می‌کند.«ثم تلا (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی)»سپس آیه شریفه (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی) را تلاوت فرمودند.تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - ١٩٩٥، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج ٤١، ص ٣٣٥، ح ٤٨٥١

آقای «جوینی» که استاد آقای «ذهبی» است و متوفای ٧٣٠ است، در کتاب «فرائد السمطین» تعبیر زیبایی دارد. او می‌نویسد: "خداوند عالم در قیامت تمام خلایق اولین و آخرین را جمع می‌کند و بر بالای جهنم پلی را می‌گذارد که از مو باریک‌تر از و شمشیر برنده‌تر است."«لم یجز بها أحد إلا من کانت معه براءة بولایة علی بن أبی طالب علیه السلام»کسی از آن پل عبور نمی‌کند مگر اینکه کسی برائت نامه نجات از آتش جهنم با ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام) را داشته باشد.فرائد السمطين في فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الأئمة من ذريتهم عليهم السلام؛ حمّويي جويني، ابراهيم بن سعد الدين (م ٧٣٠)، ، مؤسسة المحمود، بيروت، چاپ اوّل، ١٤٠٠ هـ. ق؛ ج١، ص ٢٨٩

تفصیل مطالب این برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما خوبان، بینندگان عزیز «شبکه جهانی ولایت». در این روزها و ایامی که در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان هستیم؛ امیدوارم اعمال، عبادات و روزه شما مقبول درگاه احدیت واقع شده باشد.

بینندگان «شبکه جهانی ولایت» که با ما همراه هستید، ان‌شاءالله در این روزها نسبت به ایام گذشته احساس خسران نکنید. اگر خدای نکرده این حس در وجود هرکدام از ما وجود دارد، بکوشیم در همین ایام پایانی که باقی مانده است، جرعه‌ای از دریای کرم الهی بنوشیم.

امشب با برنامه «حبل المتین» مهمان منازل شما هستیم، قرار است باز هم به فضائل آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، جایگاه اهلبیت (علیهم السلام) و مطالبی از این قبیل بپردازیم.

ان‌شاءالله این مطالب، سطح معرفت شما را نسبت به اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به خصوص وجود مقدس حضرت فاروق اعظم و صدیق اکبر آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) افزایش بدهد.

امشب هم افتخار این را داریم که طبق معمول برنامه‌های گذشته «حبل المتین»، در خدمت استاد عزیز و ارجمند آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی باشیم.

به نیابت از شما عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت حضرت استاد و امیدوارم ان‌شاءالله عباداتشان مقبول درگاه احدیت واقع شده باشد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز، گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این کره خاکی بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار دادند خالصانه‌ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت بیش از پیش تقدیم می‌کنم.

خدا را قسم می‌دهم به آبروی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرج مولای ما ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نزدیک نموده، همه ما و شما را از یاران و ملازمین و سربازان فداکار آن نازنین وجود قرار بدهد.

از خداوند متعال می‌خواهیم حوائج ما و شما گرامیان را برآورده نموده، دغدغه‌های فکری ما را برطرف سازد و دعاهای ما را به اجابت برساند ان‌شاءالله.

مواظبت از روزهای باقی مانده ماه مبارک رمضان!

همان‌طوری که عزیزم اشاره کردند یکی دو شب بیشتر از این ماه پرفیض و پربرکت باقی نمانده است. ماهی که نفس‌ها ثواب تسبیح دارد، دعاها به اجابت می‌رسد، گناهان مورد بخشش قرار می‌گیرد.

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: شیاطین در این ماه همگی با غل و زنجیر بسته شده‌اند. از خداوند متعال بخواهید که آنان را تا ابد بر شما مسلط نکنند.

در این ماه درهای جهنم بسته است، از خداوند بخواهید تا ابد به روی شما بسته بماند. در این ماه درهای بهشت باز است، از خداوند متعال بخواهید که آن را به روی شما نبندد.

بهترین و بالاترین عمل در این دو شب باقی مانده استغفار است. تا می‌توانید نسبت به گناهان گذشته توبه و استغفار کنید و از خداوند عالم طلب مغفرت کنید. همت را بالا ببریم، نه تنها از خداوند عالم طلب مغفرت کنیم؛ بلکه مسئلت کنیم گناهان ما را به حسنات مبدل کند.

چه خداوند خوب و مهربانی داریم!

(فَأُوْلئِک یبَدِّلُ اللَّهُ سَیئاتِهِمْ حَسَناتٍ)

آن گاه خدا بدی‌های این گروه را به نیکی‌ها مبدل کند.

سوره فرقان (٢٥): آیه ٧٠

چه بسا غیبتی یا دروغی از ما سرزده است یا جفا و ظلمی از ما صادر شده است، اگر واقعاً توبه کنیم و از خداوند مهربان، رئوف و کریم درخواست کنیم؛ همان گناه را به چندین برابر ثواب تبدیل می‌کند.

فردای قیامت پرونده را باز می‌کنیم و می‌بینیم در نامه اعمال ما ثواب ٥٠ زیارت خانه خدا، ١٠٠ زیارت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و ٥٠ سال روزه مستحبی نوشته است. خطاب به خداوند می‌گویید: خدایا من چنین کارهایی نکرده‌ام شاید در پرونده اشتباه شده است!!

ملائکه می‌گویند: در شب ماه مبارک رمضان از خداوند درخواست کردی که گناهانت را به چندین برابر حسنات مبدل کند. اعمالی که در پرونده شما نوشته شده است، نتیجه همان دعاست.

حساب کنید در آن لحظه چقدر خوشحال و مسرور می‌شویم. تا می‌توانیم باید از فرصتی که باقی مانده است استفاده کنیم و برای یکدیگر دعا کنیم.

اگر کینه‌ای نسبت به برادران دینی در دل داریم، از دل بیرون ببریم. اگر حقی از دیگران بر گردن ما هست ببخشیم تا خداوند عالم هم حق خودش را بر ما ببخشاید. حق الناس، دست خداوند متعال نیست و باید حتماً شخص راضی شود.

در آخر دعای استغفار امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است که ایشان می‌فرماید: خدایا از تمام گناهان استغفار می‌کنم و از تو می‌خواهم آن دسته از افرادی که حقی به گردن من دارند، به قدری به آنان کرم کنی تا از من راضی شوند.

خداوند عالم به قدری کریم و مهربان است که اگر فردا یک بنده خوب در خانه او برود و حق الناس به گردن او باشد، واسطه می‌شود تا صاحبان حق از طرف راضی شوند.

خلاصه در آن دنیا بده بستان وجود دارد. وقتی که شخص می‌بیند خداوند پاداش کلانی به او می‌دهد، او هم می‌گوید: "اگر این شخص را نبخشم، باید او برود چند سال در جهنم بماند. چه فایده‌ای برای من دارد؟!"

زمانی که شخص می‌بیند در ازای ببخشیدن پاداش بزرگ و گسترده‌ای نصیب او می‌شود، می‌گوید: "خدایا از این بنده‌ای که حق به گردن من داشت راضی شدم!!"

بنابراین عزیزان همین یکی دو شب باقی است. اگر فردا ماه را از پشت کوه بیرون نکشند، ظاهراً با توجه به قراین چهارشنبه عید است. ما به هیچ وجه روز عید را از اول معین نمی‌کنیم؛ زیرا رسول گرامی اسلام فرمود:

«صُمْ لِلرُّؤْیةِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیة»

با دیده ماه روزه بگیرید و با دیدن ماه روزه را افطار کنید.

بحار الأنوار؛ مجلسی، محمد باقر، ج ٩٣، ص ٣٠٥، ح ١٩

اگر ثابت نشود که چهارشنبه عید است، چهارشنبه را هم روزه می‌گیریم و هیچ مشکلی نداریم. اگر ثابت شود که سه‌شنبه عید است، سه شنبه هم روزه افطار می‌کنیم و هیچ مشکلی نداریم.

ما تابع دستور رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) هستیم. ما همانند بعضی از کشورهای عربی نیستیم که از سه چهار ماه قبل اعلام می‌کنند که فلان روز، روز عید است و مردم در فلان جا برای نماز بیایید.

زمانی که خلاف نظر آنان مبنی بر اعلام روز عید ثابت می‌شود، می‌گویند: دولت عربستان باید کفاره تمام مردمی که روز خود را افطار کرده‌اند، بدهد و کفاره را هم از بیت المال می‌دهد.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد از شما متشکرم. از همراهی شما بینندگان عزیز ممنونم که مثل همیشه با دقت است. همچنین از نظراتی که برای ما ارسال می‌کنید ممنونیم؛ پیشنهادات و انتقادات شما قطعاً برای ما سازنده است.

پیامک‌های شما اگر هم در برنامه تک تک قرائت نشود، مطمئن باشید پس از برنامه مورد دقت و تأمل واقع می‌شود. آن دسته از عزیزانی که در جلسات گذشته با ما همراه بودند، می‌دانند بحثی که با حضرت استاد داشتیم در خصوص فضائل آقا امیرالمؤمنین بود.

در این زمینه مسائل و مطالبی از کتب اهل سنت گفته شد که شاید عامه اهل سنت در جریان بسیاری از آنان قرار نگرفتند و نمی‌دانند، به آنان گفته نشده است و یا خودشان پیگیری نکردند.

«شبکه جهانی ولایت» مطالبی راجع به فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از کتب اهل سنت به صورت تصویر کتاب‌ها تقدیم حضور آنان کرد و آنانی که به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) محبت داشتند، محبتشان افزایش پیدا کرد.

کسانی که نسبت به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بغض داشتند، بغض و کینه و عداوتشان را نسبت به خودشان برای آینده خودشان بیشتر شد، زیرا این افراد به خودشان ظلم می‌کنند.

این افراد به هر شکل و صورتی عداوت خودشان را نسبت به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بروز می‌دهند.

خلاصه مطالب جلسه گذشته!

دوست دارم حضرت استاد خلاصه‌ای از آنچه در جلسات قبل گفته شد بفرمایند بعد ان‌شاءالله طرح سؤال جدید کنیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

عصاره و مهم مباحثی که ما در رابطه با شخصیت بزرگوار امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) تحت عنوان فضایل بی‌نظیر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مطرح کردیم را بیان خواهیم کرد.

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: اگر بیم آن نداشتم که مسلمانان در حق علی بن أبی طالب همانند مسیحیان در حق عیسی مسیح غلو کنند، سخنی می‌گفتم که مسلمانان خاک زیر پای علی را به عنوان تیمن و تبرک بردارند.

روایتی از «احمد بن حنبل» خواندیم که فتوای شخصی خود او بود. او گفت: روایاتی که با اسانید صحیح در حق علی بن ابی طالب آمده است، در حق هیچ یک از صحابه نیامده است. علی بن ابی طالب از اهل بیتی است که قابل مقایسه با هیچ کسی نیستند.

روایاتی را از «ابن عباس»، «حذیفه» و «عایشه» خواندیم مبنی بر اینکه:

«قال رسول الله علی خیر البشر من أبی فقد کفر»

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: علی بهترین بشر است هرکس زیر بار نرود کافر یا منافق است.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - ١٩٩٥، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج ٤٢، ص ٣٧٢، فی آباء من اسمه علی.

سپس در ادامه بیان کردیم که تمام آیاتی که مؤمنین را مدح کرده است، به کاری دعوت کرده است یا از کاری نهی کرده است علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین و شریف المؤمنین است.

سپس بحث آیه مباهله را مطرح کردیم که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) جان پیغمبر اکرم است.

روایات متعددی از رسول گرامی اسلام و دیگر صحابه آوردیم که هرموقع از فضیلت صحابه و خلفا سؤال می‌کنند و اسم ابوبکر و عمر و عثمان را می‌آورند، می‌گویند: علی نفس پیغمبر اکرم است، جان پیغمبر اکرم است؛ از جان کسی سؤال نمی‌کنند.

سپس در جلسه گذشته بحثی داشتیم که در نتیجه کار شجره ملعونه در قرآن، بنی امیه جو وحشتناکی در جامعه ایجاد شده بود که صحابه و تابعین از نقل احادیث ولایت خودداری می‌کردند و وحشت داشتند.

در ادامه روایتی از «عبدالله بن شداد» یکی از بزرگان اهل سنت نقل کردیم که او گفت: من حاضرم یک روز از اول نماز صبح تا ظهر فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را در بالای منبر مطرح کنم و در آخر گردن من را بزنند.

این روایات به خوبی نشانگر این است که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) تا این اندازه مظلوم بوده است و جامعه تشنه نقل فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بوده است. این روایت در کتاب «سیر أعلام النبلاء» جلد ٣ صفحه ٤٨٩ موجود است.

جناب آقای حسینی عزیز مباحث گذشته ما تا اینجا رسید.

مجری:

استاد عزیز از شما ممنونم. امشب که سؤالات باز در مورد فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است و ان‌شاءالله مطرح خواهم کرد.

سؤال در ذهنم است و آن هم این است که آیا اهل سنت روایتی با سند صحیح مبنی بر اینکه عداوت با امیرالمؤمنین نشانه نفاق باشد، دارند؟!

آیا عداوت با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)، نشانه نفاق است!؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اولاً این قضیه در کتاب «صحیح مسلم» آمده است و آقایان مدعی هستند که روایات کتاب «صحیح مسلم» احتیاجی به بررسی سندی ندارد.

دیدگاه «صحیح مسلم»:

در کتاب «صحیح مسلم» وارد شده است:

قال عَلِيٌّ وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبی الْأُمِّی إلی أَنْ لَا یحِبَّنِی إلا مُؤْمِنٌ ولا یبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ»

علی گفت به خدای شكافنده بذر و آفريننده جان سوگند، که این فرمایش پیغمبر در حق من بود که فرمود جز مؤمن کسی من را دوست نمی‌دارد و جز منافق کسی من را دشمن نمی‌دارد.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ١، ص ٨٦، ح ٧٨

کسانی که دشمنی امیرالمؤمنین در دل دارند، کسانی که مانع نقل فضایل امیرالمؤمنین می‌شوند و کسانی که طرح ترور امیرالمؤمنین را می‌کشند، کسانی که از دیدن زیارتگاه امیرالمؤمنین زجر می‌کشند و شروع به شبهه‌افکنی می‌کنند؛ جزو منافقین هستند!

به فرموده قرآن کریم:

(إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْک الْأَسْفَلِ مِنَ النَّار)

منافقان در طبقه زیرین جهنم‌اند.

سوره نساء (٤): آیه ١٤٥

منافقین ته جهنم می‌روند که بدترین و سوزناک‌ترین جای جهنم است. ان‌شاءالله دوستان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به بهشت می‌روند و روزی پرده کنار می‌رود و می‌بینند کارشناسان شبکه‌های شیطانی در اسفل جهنم می‌سوزند.

ان‌شاءالله محبان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از همان بالا شماتت می‌کنند و به دشمنان امیرالمؤمنین طعنه می‌زنند و می‌گویند:

"دیدید ما گفتیم با علی دشمنی نکنید گرفتار آتش می‌شوید! با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دشمنی کردید و حرف ما را گوش نکردید، الان نتیجه کارهایتان را بچشید!!"

«کلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیرَها»

هر گاه پوستهاى تن آنها (در آن) بريان گردد (و بسوزد) پوستهاى ديگرى به جاى آن قرار مى‏دهيم‏

سوره نسآء(٤): آیه ٥٦

از تمام مردمی که صحبت مرا می‌شنوید، اعم از شیعه و اهل سنت تقاضامندم که حرف من را در ذهن مبارکشان داشته باشید. ان‌شاءالله اگر آنجا همدیگر را دیدیم من می‌گویم: در شب بیست و هشتم ماه رمضان ١٣٩٥ من این مطلب را گفتم!

ما به طرفداران «ابن تیمیه» ناصبی اعلام کردیم که عاقبت شما درک اسفل آتش جهنم است و جای شما در«اسفل السافلین»است. مادامی که کار از کار نگذشته است، از خر شیطان پایین بیایید و دشمنی با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را کنار بگذارید.

والله امیرالمؤمنین مهربان، رئوف و بخشنده است. قطعاً اگر خالصانه برگردید، امیرالمؤمنین شما را می‌بخشد و از خداوند عالم هم برای شما طلب بخشش می‌کند و همچنین رسول گرامی اسلام هم برای شما از خداوند متعال طلب بخشش می‌کند.

دل ما به حال شما می‌سوزد؛ حال که قبول ندارید یا علی! این میدان و این شما، فردای قیامت در آن گیر و دار این مطلب را به شما خواهیم گفت. والله پشیمان می‌شوید، بالله پشیمان می‌شوید.

قسم به تمام اسماء الهی فردای قیامت پشیمان خواهید شد و می‌گویید: "به ما گفتند که دست از عداوت علی بردارید و از «ابن تیمیه» فاسق و کاذب و ناصبی دست بردارید، اما ما گوش نکردیم!"

خوشا به حال کسانی که امشب صدای ما را می‌شنوند و عرض ما را هم قبول می‌کنند.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم

تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال

در کتاب «صحیح مسلم» هم وارد شده است:

«ولا یبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ»

صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج ١، ص ٨٦، ح ٧٨

معاویه‌ای که در جنگ صفین ١٨ ماه با علی جنگید، آیا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دوست داشت که به جنگ با علی آمده بود؟! آیا علی را اهل بهشت می‌دانست و می‌خواست علی را بکشد تا ایشان را به بهشت بفرستد؟!

آیا در جنگ جمل کسانی که شمشیر کشیدند و می‌خواستند امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را بکشند، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دوست داشتند و از روی عشق و علاقه می‌خواستند ایشان را بکشند؟!

دیدگاه قرطبی در «تفسیر قرطبی»:

مورد دیگر در کتاب «تفسیر قرطبی» است که ایشان متوفای ٦٧١ است. ایشان می‌گوید:

«ما روی عن جماعة من الصحابة أنهم قالوا:»

از جماعتی از صحابه نقل شده است و گفتند:

«ما کنا نعرف المنافقین علی عهد رسول الله إلا ببغضهم لعلی علیه السلام»

ما صحابه در عصر پیغمبر اکرم زمانی که می‌خواستیم منافقین را بشناسیم، ملاک بغض علی بن ابی طالب بود.

الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج ١، ص ٢٦٧، باب البقرة: (٣٠) وإذ قال ربک... ..

این روایت به صراحت بیان می‌کند که در عصر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) اگر کسی بغض امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) داشت از منافقین به حساب می‌آمد و اگر کسی محبت علی (علیه السلام) را در دل داشت، مؤمن به حساب می‌آمد.

دیدگاه آلوسی در «روح المعانی»:

همچنین آقای «آلوسی» در کتاب تفسیر «روح المعانی» جلد ٢٦ صفحه ٧٨ از «ابن مسعود» نقل می‌کند:

«ما کنا نعرف المنافقین علی عهد رسول الله صلی الله تعالی علیه وسلم إلا ببغضهم علی بن أبی طالب»

ما در عهد رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) منافقین را با بغض علی بن ابی طالب می‌شناختیم.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ٢٦، ص ٧٨

دیدگاه «احمد بن ابی بکر البوصیری»:

همچنین جناب آقای «بوصیری» از علمای بزرگ اهل سنت متوفای ٨٤٠ هجری است که ایشان معاصر آقای «ابن حجر عسقلانی» متوفای ٨٥٢ و همچنین معاصر آقای «بدرالدین عینی» است.

ایشان در کتاب «اتحاف الخیرة المهرة» جلد ٧ صفحه ٢٠٢ روایتی را نقل می‌کند و تا جایی که می‌نویسد:

«ومن مات یبغضک مات میتة جاهلیة»

هرکسی با بغض تو ای علی بمیرد، با مرگ زمان جاهلیت از دنیا رفته است.

إتحاف الخیرة المهرة بزوائد المسانید العشرة، المؤلف: أحمد بن أبی بکر بن إسماعیل البوصیری، المُتَوَفَّی هجریة، الناشر: دار الوطن – الریاض، الطبعة: الأولی - ١٤٢٠ هـ - ١٩٩٩م، ج ٧، ص ٢٠٢، ح ٦٦٧٢

مرگ زمان جاهلیت هم بسیار واضح و روشن است.

دیدگاه «حاکم نیشابوری» در «المستدرک»:

در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» جلد دوم روایت جالبی بیان شده است. از عزیزان اهل سنت خواهش می‌کنم که به این روایت خوب دقت کنند. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

«یا علی أنت سید فی الدنیا سید فی الآخرة»

یا علی تو سرور دنیا و سرور آخرت هستی

«حبیبک حبیبی وحبیبی حبیب الله»

دوست تو دوست من است و دوست من هم دوست خداست.

به قدری این روایت زیباست که به قول آقای اسماعیلی جگر انسان خنک می‌شود و می‌خواهد از خواندن آن بال دربیاورد.

«وعدوک عدوی وعدوی عدو الله»

دشمنان تو دشمن من هستند و دشمن من هم دشمن خداست.

«والویل لمن أبغضک بعدی»

وای بر کسی که بعد از من با تو دشمنی کند.

«ویل» در حقیقت نام یکی از چاه‌های آتش جهنم است. زمانی که یک جهنمی را داخل آن چاه می‌اندازند، هفتاد هزار سال طول می‌کشد تا بدن او به ته چاه برسد.

آن چاه مخصوص دشمنان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و باقی‌مانده‌های نسل بنی امیه است که امروز در رسانه‌ها یا فضای مجازی علیه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) صحبت می‌کنند و فضایل و حرم ایشان را انکار می‌کنند.

ان‌شاءالله خواهیم دید خداوند عالم این افراد را در داخل همین آتش و همین چاه خواهد انداخت. آقای «حاکم نیشابوری» می‌گوید:

«صحیح علی شرط الشیخین»

این روایت صحیح است و شرایط صحیح بخاری و صحیح مسلم را هم دارد.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٣٨، ح ٤٦٤٠

دیدگاه عجیب «شمس الدین ذهبی»:

همچنین در کتاب «میزان الاعتدال» اثر آقای «ذهبی» است. در جلد اول صفحه ٢١٣ همین روایت را در پاورقی می‌آورد و در ادامه می‌گوید:

«یشهد القلب انه باطل»

قلب من شهادت می‌دهد این روایت باطل است.

میزان الاعتدال فی نقد الرجال، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٩٩٥، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ج ١، ص ٢١٣، ح ٢٩٣

حق هم همین است؛

(فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضا)

در دلهاشان مرضی است پس خدا بکیفر نفاقشان آن بیماری را زیادتر کرد.

سوره بقره (٢): آیه ١٠

قلبی که مریض است آلوده به افکار «ابن تیمیه» است و «ابن تیمیه» را استاد خودش معرفی می‌کند؛ بیشتر از این هم نخواهد بود. «ابن تیمیه»، «ذهبی» و «ابن کثیر» با هم در یک عصر بودند که به شاگردی «ابن تیمیه» افتخار می‌کنند.

این هم یکی از موارد فتنه «ابن تیمیه» است که «ذهبی» را آلوده و بیچاره و بدبخت کرده است که چنین چیزی می‌گوید. اگر اشکال سندی دارد، بگویید فلان راوی اینچنین گفته است. اگر اشکال دلالی دارد بگویید با آیات قرآن و روایات متواتر و مشهور نمی‌سازد.

اینکه می‌گویید:"یشهد القلب انه باطل"آیا در قرآن، سنت یا سیره صحابه داریم که شهادت قلب یکی از ملاک‌های صحت روایت و عدم صحت روایت باشد؟!

مجری:

در جرح و تعدیل آقایان هم نداریم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله در جرح و تعدیل هم نداریم، در کتب رجالی هم نیاوردند که بگویند: بروید آثار «یحیی بن معین» و «ابن ابی حاتم رازی» و «ابن حجر عسقلانی» و حتی خود «ذهبی» است!! آیا «ذهبی» در جایی گفته است که یکی از مجروحات عبارت از شهادت قلب بر بطلان است؟!

آقای «حاکم نیشابوری» می‌گوید: این روایت صحیح است و شرایط «صحیح مسلم» و «صحیح بخاری» را دارد، اما ایشان می‌گوید:«یشهد اقلب أنه باطل»؛ خیلی عجیب است!

حالا که به اینجا رسیدید، اجازه بدهید این روایت را هم به دوستان نشان بدهیم. در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم وارد شده است که رسول گرامی اسلام فرمود:

«أول من یدخل الجنة أنا وفاطمة والحسن والحسین»

اولین کسی که وارد بهشت می‌شود من و فاطمه و حسن و حسین هستیم.

«قلت یا رسول الله فمحبونا»

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: دوستان ما چه زمانی می‌آیند؟!

«قال من ورائکم»

حضرت فرمودند: آن‌ها هم پشت سر شما می‌آیند.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٦٤، ح ٤٧٢٣

کاملاً مشخص است که «ذهبی» دوست امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نیست و باید طعنه‌ای به ایشان بزند. «حاکم نیشابوری» می‌گوید:

«صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

این روایت صحیح السند است اما «صحیح مسلم» و «صحیح بخاری» آن را نیاوردند.

اما «ذهبی» می‌گوید:

«و الحدیث منکر من القول یشهد القلب بوضعه»

قلب من شهادت می‌دهد این روایت جعلی است.

هزاران لعنت بر این قلب که این‌طور شهادت بدهد. آقای «ذهبی»! قلب شما به روایاتی که در مورد ابوبکر و عمر و عثمان و عایشه و دیگر صحابه است، هم‌چنین شهادت می‌دهد؟! یا تنها زمانی که به امیرالمؤمنین و اهلبیت می‌رسد، چنین شهادت می‌دهد؟!

آقای «ذهبی» قلب شما باید هم این‌طور شهادت بدهد، زیرا از محبین این بزرگواران نیستید. با توجه به این مطالب قلب شما باید هم چنین شهادت دهد. غیر از این چیز دیگری نیست!!

از کوزه همان برون تراود که در اوست!

در این زمینه حرف زیاد دارم. من با این افرادی که واقعاً به این صورت با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مبارزه کردند و چنین دشمنی خودشان را با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اثبات کردند، حرف زیاد دارم؛ اما این مطالب را به وقت دیگری بگذاریم.

آیا ادعای آقایانی که مدعی هستند که ما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دوست داریم و می‌خواهیم میان آل و صحابه جمع کنیم، واقعیت دارد؟! ما از خداوند می‌خواهیم که در کره زمین یک نفر دشمن امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نباشد!

ما این را از خدا می‌خواهیم؛ اما باید ببینیم واقعیت چه چیزی است! بنده طی تحقیق گسترده‌ای که داشتم، دیدم آنچه در طول تاریخ اتباع «ابن تیمیه» یا بعضی از بزرگان اهل سنت بنای عداوت با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) گذاشتند بیهوده بوده است.

بنده با توجه به مسافرت‌هایی که داشتم و این همه با اهل سنت حشر و نشر داشتیم، ندیدم که یک سنی امروز بگوید: "من علی را دوست ندارم!"

الحمدلله جو امروز خیلی خوب است و سطح فکر مردم بالا رفته است، حقایق روشن شده است و اهل سنت گوش به حرف امثال شیطان بزرگ «ابن تیمیه» و «ذهبی» که قلبشان مریض است نمی‌دهند؛ من به این مطالب یقین دارم.

اگر ما مقداری به گذشته برسیم، آثار شوم دودمان نحس «بنی امیه» و پس از او نسل «ابن تیمیه» و امروز هم که ذریه‌های نسل «بنی مروان» و «بنی امیه» در شبکه‌های وهابی و فضای مجازی جولان می‌دهند.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

حضرت استاد از شما متشکرم. اشاره‌ای به انکار فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از جانب برخی افراد با بهانه‌های مختلف و واهی داشتید.

برخی از افراد ادعا دارند که ما دشمنی و عداوتی با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و اهلبیت نداریم، اما این‌ها منکر فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌شوند. این افراد فضایل یقینی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را انکار می‌کنند. آیا انکار فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) جزو نصب و نفاق به حساب می‌آید یا خیر؟!

آیا انکار فضایل امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)نشانه ناصبی بودن است؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در این رابطه هم شکی وجود ندارد. آقای «حسن بن فرحان مالکی» به صراحت می‌گوید: "انکار فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) یا انکار روایت ایشان نشانه ناصبی بودن است."

این شخص از علمای بزرگ اهل سنت عربستان سعودی است، مالکی مذهب است و مشرب صوفی دارد و از شاگردان جناب «بن علوی مالکی» بوده است. ایشان کتابی به نام «نحو إنقاذ التاریخ الإسلامی» که در صفحه ٢٩٨ به صراحت می‌نویسد:

“تضعیف روایاتی که در فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است در حقیقت یک نوع نصب است. اگر کسی تضعیف روایات فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) کند و در تحقیق به این نتیجه رسیده است، خطا کرده است.”

اگر کسی از اول تلاش می‌کند که به نوعی روایت را از اول تضعیف کند و نمی‌تواند آن را بپذیرد، قطعاً این شخص ناصبی است و در او هیچ شکی نیست.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد از شما متشکرم. خیلی از آقایان در رسانه‌ها ادعا دارند که محبت اهلبیت (علیهم السلام) را دارند، اما زمانی که به هر کدام از فضایل می‌رسند سعی می‌کنند آن فضایل را انکار کنند.

این افراد به هر نحوی می‌خواهند بغض خودشان را از این طریق بروز بدهند و هر فضیلتی هم که از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) انکار می‌کنند، می‌گویند:

"ما فضایل دیگری هم برای امیرالمؤمنین می‌دانیم، اما این فضیلت را قبول نداریم." حال آن فضایلی که به صورت یقین آن را قبول دارند را باید بیایند یک بار توضیح بدهند.

آیا محبت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)نشانه حلال‌زادگی است!؟

استاد مطلبی بارها در شبکه گفته شده است، اما دوست داشتیم امشب بیشتر به آن بپردازیم و آن هم این است که آیا صحیح است که می‌گویند: محبت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام نشانه پاکی ولادت و حلال‌زادگی است یا خیر؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما در کتب شیعه فراوان داریم که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: زمانی که شما می‌بینید شیرینی محبت ما در قلب شما هست، به مادرتان دعا کنید!!

این روایت به این معناست که شما حلال‌زاده هستید و مادرتان در حق پدرتان خیانت نکرده است. شاید این روایات به درد آقایان اهل سنت نخورد یا برای وهابیت حجت نباشد. من چند روایت از کتب اهل سنت می‌آورم و تقاضا دارم عزیزان خوب به این روایات دقت کنند.

در کتاب «جامع الأصول فی أحادیث الرسول» اثر آقای «مجدالدین أبوالسعادات ابن اثیر جزری» است. این شخص آقای «ابن اثیر» صاحب «الکامل فی التاریخ» نیست! این دو نویسنده در یک عصر بودند و حدود ٢٥ سال با هم تفاوت داشتند.

ایشان در کتاب «جامع الأصول» روایات «صحاح سته» را مخلوط کرده است و مکررات آن را گرفته است.

به طور مثال اگر روایتی در «صحیح بخاری»، «صحیح مسلم»، «سنن ترمذی»، «سنن نسائی»، «سنن ابوداود»، «سنن ابن ماجه» و دیگر کتب وجود داشت، ایشان یک روایت را نقل کرده است و مابقی را آدرس داده است.

مجموع روایات این کتاب در آخر جلد یازدهم وارد شده است که حدود ٩٨٠٠ می‌رسد. مجموع روایات «صحاح سته» به ده هزار روایت نرسیده است. حال آنکه کتاب «کافی» به تنهایی ١٦١٩٩ روایت دارد.

در کتاب «جامع الاصول» جلد هشتم صفحه ٦٥٦، حدیث ٦٤٩٨ روایتی را از «ابوسعید خدری» نقل می‌کند و می‌گوید:

«إِنْ کنَّا لَنَعْرِفُ المنافقین - نحن معاشر الأنصار - ببغضهم علی بن أبی طالب»

به درستی که ما صحابه همواره منافقین را با بغض علی بن ابی طالب می‌شناختیم.

جامع الأصول في أحاديث الرسول؛ المؤلف : مجد الدين أبو السعادات المبارك بن محمد الجزري ابن الأثير (المتوفى : ٦٠٦هـ)، تحقيق : عبد القادر الأرنؤوط، الناشر : مكتبة الحلواني - مطبعة الملاح - مكتبة دار البيان، الطبعة : الأولى؛ ج ٨، ص ٦٤٩٨، باب علی بن أبی طالب

اگر در خبر کلمه«إِنْ»لام آمد، در حقیقت مخففه از مثقله است. در عبارت«و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین»؛ در اینجا کلمه «إِنْ» در حقیقت «إِنَّ» است. همچنین کلمه«کان»دال بر استمرار است. سپس در جای دیگری می‌گوید:

«وَمِنْهُ الْحَدِیثُ «کنَّا نَبُور أَوْلَادَنَا بَحُبّ عَلِی رَضِی اللَّهُ عَنْهُ»»

النهایة فی غریب الحدیث والأثر، المؤلف: مجد الدین أبو السعادات المبارک بن محمد بن محمد بن محمد ابن عبد الکریم الشیبانی الجزری ابن الأثیر (المتوفی: ٦٠٦ هـ)، الناشر: المکتبة العلمیة - بیروت، ١٣٩٩ هـ - ١٩٧٩ م، تحقیق: طاهر أحمد الزاوی - محمود محمد الطناحی، ج ١، ص ١٦١، باب (بَوَرَ)

«نبور أولادنا»به چه معناست؟! در جواب این مطلب به سراغ اهل لغت می‌رویم تا ببینیم معنای«نبور»چیست. در کتاب «لسان العرب» جلد چهارم وارد شده است:

«نبور»به معنای«نختبر»است؛ ما فرزندان خود را امتحان می‌کردیم که آیا از نسل ما هستند یا از نسل دیگران هستند، حلال‌زاده هستند یا حلال‌زاده نیستند!؟ زمانی که می‌خواستیم آنان را امتحان کنیم، به حب علی بن أبی طالب (علیه السلام) آنان را امتحان می‌کردیم.

همچنین در کتاب «تاج العروس» اثر آقای «زبیدی» جلد دهم وارد شده است:

«(وبارَهُ) یبُورُه بَوْراً: (جَرَّبَه) واختبَرَه، ومنه الحدیث:»

سپس این حدیث را مطرح می‌کند:

«(کنَّا نَبُورُ أَوْلادَنا بحُبِّ علی رضی اللّهُ عنه)»

زمانی که می‌خواستیم حلال زادگی فرزندان خود را امتحان کنیم، با حب علی بن ابی طالب (علیه السلام) امتحان منی‌کردیم.

تاج العروس من جواهر القاموس، اسم المؤلف: محمد مرتضی الحسینی الزبیدی، دار النشر: دار الهدایة، تحقیق: مجموعة من المحققین، ج ١٠، ص ٢٥٧، باب بور

در کتاب «مناقب» اثر «ابن مردویه» متوفای ٤١٠ از «امام شافعی» روایتی وارد شده است که ایشان از «مالک» نقل می‌کند.

این روایت «احمد بن حنبل» از «حنابله» از «امام شافعی» رئیس «شافعی‌ها» از «امام مالک» رئیس «مالکی‌ها» نقل شده است. این روایت برای آقایان اهل سنت به منزله «حدیث سلسلة الذهب» است. در این روایت وارد شده است:

«قال أنس بن مالک: ما کنّا نعرف الرجل لغیر أبیه إلاّ ببغض علی ابن أبی طالب»

انس بن مالک می‌گوید: اگر می‌خواستیم ببینیم فرزندی از نسل پدرش نیست، از بغض او نسبت به علی بن ابی طالب می‌فهمیدیم.

مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)، نویسنده: أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، تحقیق: عبد الرزاق محمد حسین حرز الدین، ص ٧٦، ح ٥٧

در این روایات به صراحت بیان شده است که بغض علی بن أبی طالب (علیه السلام) روشنگر این مطلب است که فرزندی از نسل پدرش هست یا نیست.

مرحوم «علامه امینی» در کتاب «الغدیر» روایتی را نقل می‌کند و می‌نویسد: بعضی از صحابه که شک داشتند فرزندانشان از نسل خودشان است یا نه، آنان را کنار کوچه‌ای نگه می‌داشتند که علی بن أبی طالب از آنجا عبور می‌کرد.

زمانی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از آنجا رد می‌شد، از فرزند خود سؤال می‌کردند که آیا ایشان را دوست داری یا نه!

اگر فرزند می‌گفت: "ایشان را دوست دارم" خاطرجمع می‌شدند که از فرزند از نسل خودش هست؛ اما اگر می‌گفت: "ایشان را دشمن می‌دارم" یقین می‌کردند که این حلال‌زاده نیست. این مطالب در حقیقت کاملاً واضح و روشن است.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

حضرت استاد روایتی خواندید که برای من خیلی شیرین بود. بحث حلال‌زادگی برای من خیلی تازگی داشت، زیرا سه نفر از اعاظم اهل سنت در آن بودند.

روایت دیگر آن روایتی بود که زمانی که پیغمبر اکرم فرمودند: "ما جزو متقدمین کسانی هستیم که وارد بهشت می‌شویم"، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: محبین ما چه زمانی وارد بهشت می‌شوند؟! حضرت در هر حال به فکر محبین و دوستانشان بوده‌اند!!

ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)شرط ورود به بهشت!

آیا در کتب اهل سنت هم این قضیه که شرط ورود به بهشت ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمده است یا خیر.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در این زمینه روایات زیادی در کتب شیعیان وارد شده است. شاید ما در حد متواتر روایت داریم که شرط ورود به بهشت ولایت علی بن أبی طالب است.

ولایت به دو معناست: «وِلایت» و «وَلایت»! «وِلایت» به معنای حاکمیت و خلافت و امامت است؛ اما «وَلایت» به معنای محبت و دوستی است و هردو شرط است.

به تعبیر آیت الله العظمی خویی (رضوان الله تعالی علیه) اگر برای کسی با ادله ثابت نشود که علی بن أبی طالب خلیفه به حق رسول اکرم بود و امام منصوب و منفوس بوده است، جزو مستضعفین است و فردای قیامت قطعاً مشکلی برای او نخواهد بود.

اگر چنانچه با استفاده از ادله عقلی یا ادله نقلی ثابت شد که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خلیفه رسول گرامی اسلام است و انکار کرد، همانند این است که نماز را انکار کرده است.

همان‌طوری که محرز شد«ما جاء به الرسول»است، اگر ثابت شد که ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هم جزو«ما جاء به الرسول»کفر است و مانع ورود این شخص به بهشت خواهد شد.

ما روایات متعددی داریم؛ من یکی دو مورد را عرض می‌کنم و رد می‌شوم. در کتاب «مناقب» اثر آقای «خوارزمی» متوفای ٥٦٨ هجری صفحه ٦٨ وارد شده استکهرسول گرامی اسلام به امیرالمؤمنین می‌فرماید:

ياعلي لو ان عبدا عبد الله عز وجل مثل ما قام نوح فی قومه»

یا علی! اگر بنده‌ای به اندازه‌ای که حضرت نوح در قومش بود عبادت کند.

دوستان این روایت را زیاد از ما شنیدند و من در «شبکه مستقله» هم این روایت را خواندم، اما آقایان هیچ جوابی در برابر آن نداشتند.

«وکان له مثل أحد ذهبا " فأنفقه فی سبیل الله»

و اگر به اندازه کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند،

«ومد فی عمره حتی حج الف عام علی قدمیه ثم قتل بین الصفا والمروة مظلوما "»

و خداوند عمرش را به قدری طولانی کند که هزار بار به زیارت خانه خدا پیاده برود و بین صفا و مروه مظلومانه شهید شود،

«ثم لم یوالک یا علی لم یشم رائحة الجنة ولم یدخلها»

اما ولایت تو را نداشته باشد، اصلاً بوی بهشت به مشامش نمی‌رسد و داخل بهشت نمی‌شود.

المناقب، نویسنده: الموفق الخوارزمی، تحقیق: الشیخ مالک المحمودی، ص ٦٨، ح ٤٠

مردمی که در قیامت حاضر می‌شوند، بوی بهشت از هزار سال به مشام آنان می‌رسد؛ اما چنین فردی بوی بهشت را استشمام نمی‌کند.

به خدا سوگند آقای «خوارزمی» شیعه نبوده است؛ ایشان از علمای بزرگ اهل سنت است. همچنین در کتاب «تاریخ دمشق» جلد ٤١ صفحه ٣٣٥ وارد شده است:

"پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) انبیاء را از درختان مختلفی آفریده است؛ اما من و علی بن أبی طالب را از یک درخت آفریده است. من اصل درخت هستم و علی فرع آن درخت است، حسن و حسین میوه آن درخت هستند و شیعیان ما ورق‌های این درخت هستند."

هرکسی به یکی از شاخه‌های این درخت دسترسی پیدا کند و از هوای نفس خود را بریء کند از شیعیان ما هستند.

«ولو أن عبدا عبد الله عز وجل بین الصفا والمروة ألف عام ثم ألف عام ثم ألف عام»

اگر بنده‌ای خدا را بین صفا و مروه هزار سال عبادت کند، سپس هزار سال دیگر عبادت کند، سپس هزار سال دیگر هم عبادت کند،

«ولم یدرک محبتنا لأکبه الله علی منخریه فی النار»

و محبت ما اهلبیت را نداشته باشد، خداوند عالم او را با سر وارد آتش جهنم می‌کند.

«ثم تلا (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی)»

سپس آیه شریفه (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی) را تلاوت فرمودند.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - ١٩٩٥، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج ٤١، ص ٣٣٥، ح ٤٨٥١

در کتاب «مناقب» اثر آقای «خوارزمی» همین روایت وارد شده است. او می‌نویسد: "اگر بنده‌ای خدا را هزار سال میان رکن و مقام عبادت کند و بغض علی را داشته باشد، خداوند او را با سر وارد آتش جهنم می‌کند."

آقای «جوینی» که استاد آقای «ذهبی» است و متوفای ٧٣٠ است، در کتاب «فرائد السمطین» تعبیر زیبایی دارد. او می‌نویسد:

"خداوند عالم در قیامت تمام خلایق اولین و آخرین را جمع می‌کند و بر بالای جهنم پلی را می‌گذارد که از مو باریک‌تر از و شمشیر برنده‌تر است."

«لم یجز بها أحد إلا من کانت معه براءة بولایة علی بن أبی طالب علیه السلام»

کسی از آن پل عبور نمی‌کند مگر اینکه کسی برائت نامه نجات از آتش جهنم با ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام) را داشته باشد.

فرائد السمطين في فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الأئمة من ذريتهم عليهم السلام؛ حمّويي جويني، ابراهيم بن سعد الدين (م ٧٣٠)، ، مؤسسة المحمود، بيروت، چاپ اوّل، ١٤٠٠ هـ. ق؛ ج١، ص ٢٨٩

دوستان علی (علی السلام) واقعاً افتخار کنید!!

هرکس به کسی نازد

ما هم به علی نازیم

خداوند آیت الله کوهستانی را رحمت کند، ایشان می‌گفتند: خداوند متعال در عالم هستی یک علی داشت و آن را هم به ما شیعیان داده است.

من نمی‌خواهم این تعبیر را به کار ببرم؛ عزیزان اهل سنت ما هم این چنین هستند، مخصوصاً کسانی که به دنبال تحقیق هستند. در کتاب «الریاض النظرة فی مناقب العشرة» که همان «عشره مبشره» را آورده است، جلد سوم همان تعبیر وجود دارد:

"روی جهنم پلی را درست می‌کنند که کسی از آن پل نمی‌تواند عبور کند، مگر اینکه برائت نامه خلاصی از آتش با ولایت علی بن أبی طالب داشته باشند."

در روایتی از امام زین العابدین (علیه السلام) وارد شده است که ایشان می‌فرمایند: "زمانی که مردم از پل رد می‌شوند، به قدری درون آتش می‌ریزند و صدایی از ریختن آنان بلند می‌شود، همانند اینکه یک مرتبه چند صد پرنده با هم از مکانی بلند شوند."

دوستان عزیز خیلی دعا کنید. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که می‌فرمایند:

«فَإِنَّ أَمَامَکمْ عَقَبَةً کئُودا وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَة»

پیشاپیش شما منزل‌های وحشتناک و حوادث تلخی وجود دارد.

«لَا بُدَّ مِنَ الْوُرُودِ عَلَیهَا وَ الْوُقُوفِ عِنْدَهَا»

باید به تمام منزل‌های خطر ورود پیدا کنید و در آنجا متوقف شوید و مورد سؤال قرار بگیرید.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص ٣٢١، ح ٢٨٧٩ و ٢٨٨٠

«وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِین»

انبیاء هم در آنجا مورد سؤال قرار می‌گیرند.

دوستان عزیز و عاشقان اهلبیت، در آنجا جز شفاعت اهلبیت و توسل به ساحت مقدس رسول گرامی اسلام و اهلبیت عصمت و طهارت چیزی در آنجا به درد ما نمی‌خورد.

باید در همین دنیا رابطه خودمان را با اهلبیت (علیهم السلام) درست کنیم. حتی کار به جایی می‌رسد که انبیاء هم به رسول گرامی اسلام متوسل می‌شوند؛ این روایت در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» موجود است.

در کتاب «معاد» اثر مرحوم آیت الله العظمی رفیعی قزوینی که استاد امام در فلسفه بودند و از مفاخر شهر قزوین بودند، نقل می‌شود که در یکی از منازل قیامت به قدری کار سخت می‌شود و می‌بینند که از عهده کار برنمی‌آیند، تمام انبیاء در خانه رسول اکرم جمع می‌شوند. انیباء و اولیای الهی خطاب به رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) عرضه می‌دارند:

"یا رسول الله! تو اشرف خلایق هستی، تو خاتم پیامبران هستی، تو محبوب‌ترین خلق در نزد خدا هستی، تو مقرب‌ترین انسان‌ها در نزد خدا هستی؛ شفاعت کن تا از این منزل ترسناک و وحشتناک به سلامتی عبور کنیم."

جالب است که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) جلو می‌افتند و انبیاء الهی هم پشت سرشان در خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می‌آیند. حضرت می‌فرمایند:

"زهرا جان! انبیاء الهی در خانه ما آمده‌اند. برای همچین روزی چه چیزی تهیه کرده‌اید؟! نزد خداوند عالم چه چیزی را واسطه قرار می‌دهی؟!"

صدیقه طاهره (سلام الله علیها) عرضه می‌دارند: "یا أبتاه و یا رسول الله! برای چنین روزی دودست بریده فرزندم قمر بنی هاشم کفایت می‌کند. دو دست فرزندم ابوالفضل را پیش خداوند عالم شفیع قرار می‌دهم تا خداوند عالم به انبیاء و مرسلین عنایتی کند."

بنابراین دوستان عزیز قدر ولایت را بدانید، قدر این محبت را بدانید، قدر این عشق را بدانید. شاید ما هم آن‌طوری که باید قدر ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را نمی‌دانیم؛ همانند ماهی که در داخل آب است و قدر آب را نمی‌داند.

ان‌شاءالله لحظه آخری که چشم ما به جمال نورانی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌افتد، همان‌طوری که خود ایشان فرمودند:

«یا حارث همدان من یمت یرنی من مؤمن او منافق قبلاً»

ای حارث! هر مؤمن و منافقی که می‌میرد چشمش به من می‌افتد.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، تاریخ وفات مؤلف: ٤٠٦ ق مترجم: دشتی، محمد، ص ٦١١، پاورقی (نامه به حارث همدانی)

علی جان! آن لحظه‌ای که چشم ما به جمال نورانی شما می‌افتد و ما می‌دانیم عزیزترین شخص در نزد شما حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است؛ در این شب ماه مبارک رمضان تو را به حضرت زهرای مرضیه قسم می‌دهیم. یا امیرالمؤمنین! شما را به آن بانوی پهلو شکسته و غم دیده قسم می‌دهیم که لحظه آخر عمرمان عنایت ویژه‌ای به ما داشته باشید و شب اول قبر عنایتی ویژه به ما داشته باشید و ما را در صحنه محشر مورد عنایت ویژه خودت قرار بده.

مجری:

حضرت استاد از شما ممنونم؛ سؤال بعدی که می‌خواهم بپرسم مقداری از وقت ما را خواهد گرفت. اجازه بدهید سراغ تماس‌های تلفنی برویم و ان‌شاءالله در جلسات آینده سؤالات بعدی را مطرح خواهیم کرد.

از همراهی شما بینندگان عزیز و ارجمند ممنونم، میان‌برنامه‌ای می‌بینیم و برمی‌گردیم در خدمت شما خواهیم بود و تماس‌های شما را می‌شنویم. اگر سؤالی داشتید، بخصوص در موضوع برنامه و آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) حتماً مطرح کنید.

ان‌شاءالله از دیدن این ویژه‌برنامه تا اینجا استفاده برده باشید. با ما همراه باشید.

تماس بینندگان برنامه:

عرض سلام مجدد خدمت شما خوبان، بینندگان عزیز «شبکه جهانی ولایت». سراغ اولین تماس می‌رویم، آقا رسول از دهلران از عزیزان اهل سنت ما هستند. آقا رسول سلام علیکم و رحمة الله:

بیننده(آقا رسول از دهلران – اهل سنت):

سلام علیکم و رحمة الله حاج آقا قزوینی بنده رفیق شما حاج رسول از دهلران هستم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

موفق و مؤید باشید حاج رسول عزیز.

بیننده:

خدمت شما سلام عرض می‌کنم، طاعات شما قبول باشد. همچنین خدمت مجری محترم که اسم ایشان را هم نمی‌دانم سلام عرض می‌کنم.

آقای قزوینی من خیلی می‌خواستم خدمت شما تماس بگیرم، اما جواب نمی‌دادند. در این روزهای آخر ماه مبارک رمضان توفیقی داشتم تا امشب خدمت شما تماس بگیریم.

حاج آقا قزوینی من یک سؤال از محضر شما داشتم. من خیلی شب‌ها زود می‌خوابم، اما دیشب نوه‌هایم پشت کامپیوتر برنامه‌ای را مشاهده می‌کردند. من صبح از آن‌ها پرسیدم چه چیزی می‌دیدید؟

مجری:

مناظره بوده است.

بیننده:

بله. آن‌ها برنامه‌ای برای من گذاشتند و گفتند: بین اهل سنت و تشیع مناظره‌ای صورت گرفته است. ما که روزه بودیم و بیکار هم بودیم این برنامه را گوش کردیم و مطالبی از آن متوجه شدم که حالا خدمت شما عرض می‌کنم که اگر آقای قزوینی توضیح بدهند ممنون هستم.

سؤالی که فراوان در این مناظرات مطرح شد این است. البته قبل از بیان سؤالاتم عرض کنم که ما اهلبیت را هم دوست داریم؛ زیرا آنان هم صحابه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) بودند.

چرا شما در کتب شیعه حدیث صحیح درباره سند حدیث ثقلین ندارید؟! ما عرض کردیم: اهلبیت (علیهم السلام) را هم دوست داریم، اما شما که ادعای علم و سواد می‌کنید که سند حدیث ثقلین صحیح باشد.

مجری:

آقا رسول شما مناظره را کامل گوش دادید؟

بیننده:

من دو بار این مناظره را به صورت کامل گوش دادم.

مجری:

خدا خیرتان بدهد، تواتر این حدیث از دیدگاه شیعه و اهل سنت ثابت شد یا نشد؟!

بیننده:

خواهش می‌کنم شما خیلی وارد حرف من نشوید و بگذارید من حرفم را بزنم.

مجری:

من یک سؤال پرسیدم: تواتر ثابت شد یا نشد؟

بیننده:

اصلاً علمای اهل سنت هم این تواتر را بیان کردند.

مجری:

احسنت، مرحبا.

بیننده:

سؤال من این است که در کتب شیعیان آیا حدیث صحیحی در رابطه با حدیث ثقلین داریم یا خیر؟!

مجری:

پس شما قبول دارید که این روایت متواتر است؟! من همین را فقط می‌خواهم بدانم. قبول دارید که این روایت نزد شیعه و سنی متواتر است یانه؟!

بیننده:

بله. من خدمت شما عرض کردم که علمای اهل سنت این مطلب را بارها بیان کردند. در فایلی که بنده گوش کردم طرف شیعه که مناظره می‌کرد، مطالبی را بیان کرد و علمای اهل سنت را هم قبول دارم.

حرف من این است که شما برای من کم سواد ثابت کنید، یک حدیث صحیح بیاورید.

مجری:

پس تواتر ثابت شد و تواتر فوق صحت است. حالا می‌خواهید به عنوان یک روایت صحیح ببینید یک روایت یا دوتا داریم یانه؟!

بیننده:

 بله، یک روایت صحیح هم برای من بیاورید، برای من کافی است. مورد بعد این است که من مطلبی را به آقای قزوینی عرض کنم.

آقای قزوینی من نمی‌دانم برادری که از طرف اهل سنت که شما می‌فرمایید: "این افراد وهابی هستند"؛ چه کسی بود و از کجا آمده بود. من جسارت نمی‌کنم، اما شاید این شخص شیعه بود و خودتان او را درست کرده بودید و می‌خواستید یک بازی سر اهل سنت دربیاورید.

مجری:

آقا رسول عزیز یک لحظه توجه کنید. قبلاً که «استاد عباسی» با «آقای سجودی» مناظره داشتند، شبکه وهابی «کلمه» گفت: این آقا با لباس شخصی آمده و کارشناس اصلی ما نیست!

در مناظراتی دیگری که انجام شد، گفتند: این افراد اصلی ما نبوده‌اند. دوباره شیعیان در فضای مجازی مناظره می‌کنند، اما می‌گویند: این طرف که ما فرستادیم خیلی شخص ماهری نیست.

الان هم که مناظره شده است و یقین دارم که خود شما می‌دانید نتیجه مناظره چه چیزی بود که ان‌شاءالله سه مناظره دیگر هم برگزار شود آن زمان می‌بینید مجموع مناظرات به کجا خواهد رسید؛ خواهید دید که چه آبروریزی برای وهابیت به بار خواهد آورد.

آن زمان هم خواهید گفت: این نماینده‌ای که ما فرستادیم معلوم نبود شاید اصلاً شیعه باشد. الان شما دارید می‌گویید: شاید شیعه بوده است!

اگر این شخصی که به عنوان اهل سنت سنت یا وهابی آمده بود شیعه باشد، چرا بقیه آقایان وهابی به عنوان شخصی که او را برای مناظره بفرستند، تأیید کردند؟! شما فقط بگویید این شخص نتوانست جواب بدهد و دیگر در موضوعات دیگر تشکیک نکنید.

آقا رسول! واقعاً به نظر من این درست نیست، اگر توضیحی دارید باز هم بفرمایید و بعد حضرت استاد توضیحاتی خواهند داد.

بیننده:

آقای مجری من نمی‌خواستم این‌طوری حرف بزنم، اما شما من را مجبور می‌کنید که یک حرف‌هایی بزنم که خلاصه شاید خیلی خوشتان نیاید و شاید بدتان بیاید.

اگر شما می‌خواهید مناظره کنید چرا بزرگان و علما و کارشناسان دینی ما را در کردستان دعوت نمی‌کنید؟! چرا از افرادی امثال «مولوی» و «شیخ الاسلام عبدالحمید» را برای مناظره دعوت نمی‌کنید؟!

اگر شما می‌خواهید حق و باطل روشن شود و اگر می‌خواهید مسائل علمی روشن شود چرا با این افراد مناظره نمی‌کنید؟! شما با فردی که خودتان آن را درست کردید و آمده و معلوم نیست چه حرف‌هایی می‌زند مناظره می‌کنید.

اگر می‌توانید و اگر توان علمی دارید و اگر توانایی پاسخگویی به مولوی‌ها و ماموستاهای ما را بدهید، با علمایی نظیر «شیخ الاسلام عبدالحمید» و «مولوی گرگیج» مناظره کنید. این افراد علمای ما هستند، نه کسی که من نمی‌شناسم.

آقای قزوینی امیدوارم هم در مورد سند «حدیث ثقلین» و هم در مورد مطلبی که بیان کردم توضیحاتی بفرمایید.

مجری:

چشم هم در مورد سند حدیث ثقلین و هم در مورد افرادی که برای مناظره دعوت می‌کنیم و شما بعد از آن می‌فرمایید که این افراد از شیعیان هستند، استاد مطالبی بیان خواهند کرد.

بیننده:

آقای حسینی علمای اهل سنت باسواد هستند. علمای اهل سنت بحر علم هستند، دریای علم هستند.

مجری:

آقا رسول کسی که دیشب از طرف اهل سنت مناظره کرد، بی‌سواد بود؟!

بیننده:

ایشان هم خیلی قشنگ صحبت کردند، اما حالا علمای ما بهتر از این هستند.

مجری:

چشم در این خصوص توضیحاتی بیان خواهد شد.

بیننده:

التماس دعا، خداحافظ.

مجری:

موفق باشید، خدا یار و نگهدارتان. تماس بعدی جناب آقای موسوی از خوزستان هستند. آقای موسوی سلام علیکم و رحمة الله:

بیننده(آقای موسوی از خوزستان – شیعه):

سلام عرض می‌کنم خدمت شما آقای حسینی و دکتر قزوینی. ان‌شاءالله طاعات و عبادات شما و همه مسلمانان و دوستداران علی بن أبی طالب (علیه السلام) مورد قبول حق واقع شده باشد.

خدمت استاد عارضم که «ابن تیمیه» متأسفانه هرجایی که در مورد علی بن أبی طالب (علیه السلام) صحبت شده است، خلفا را بالاتر قرار دارد و آن هم به علت دشمنی است که او با آن حضرت دارد.

من در این چند روزی که کتاب‌های او را مرور می‌کردم، مشاهده کردم که هرجایی در مورد علی بن أبی طالب (علیه السلام) صحبت شد، خلفا را بالاتر قرار داده است و می‌گوید:

"چرا شیعه می‌گوید: علی بن أبی طالب این شخصیت بزرگوار را داشته است" و ما هم می‌گوییم: نه، آن‌ها بالاتر هستند؛ زیرا زمانی که علی بن أبی طالب ایمان آورده است، در سن نوجوانی بوده است و این افراد از لحاظ سنی بالاتر بودند و علم و ایمانشان بیشتر بوده است.

هرجا که دروغی از این شخص ثابت شد، متأسفانه شبکه‌های وهابی می‌گویند: اشتباه کرده است؛ انسان جایز الخطاست و می‌تواند اشتباه کند. پس چرا در جایی که یک کلمه از علمای ما جا مانده یا اصلاً کاملاً نمی‌خوانند، چرا آن‌ها را اشتباه خطاب نمی‌کنند؟!

این افراد اگر خطایی از علمای شیعه ببینند هزاران حرف نامربوط که حق خودشان است، به علمای ما می‌زنند. آیا برادران اهل سنت دقت کرده‌اند که هنگامی که دروغی از «ابن تیمیه» یا علمای وهابیت ثابت می‌شود آن را به حساب اشتباه می‌گذارند؟!

علمای شیعه الحمدلله اشتباه نداشتند، برفرض هم یک کلمه کم و زیاد باشد یا متنی را کامل نخوانند، علمای ما را جزو معصومین قرار می‌دهند که حق اشتباه ندارند. نمی‌دانم چرا برادران اهل سنت به این مطالب دقت نمی‌کنند؟!

چطور می‌شود هرزمانی اسم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) وسط می‌آیند، این افراد اسم خلفا را بالاتر قرار می‌دهند. چه دلیلی دارد؟!

خلفا هرچیزی که دارند برای خودشان دارند و ما کار نداریم؛ اما زمانی که نام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌آید چرا باید کسی بالای سر ایشان قرار بگیرد؟! مگر پیغمبر اکرم نفرمودند: نفس من علی است! مگر نفرمودند: علم با علی است و علی با علم است!

«ابوهریره» حدیثی می‌گوید و خلفا را چنان بالا قرار می‌دهد و می‌گوید: پیامبر گفته است که اگر پیامبری بعد از من می‌بود حتماً خلیفه دوم بود!! نمی‌دانم چرا سند حرف این افراد را نمی‌آورند؟!

چرا برادران اهل سنت پیگیر این قضیه نمی‌شوند که بگویند سند این روایت کجاست؟! چه دلیلی دارد که سند این روایت را بیان نمی‌کنند؟!

از برنامه‌های خوبتان ممنونم و خدمت استاد گرامی هم خسته نباشید عرض می‌کنم. استاد بزرگوار واقعاً به شما فخر می‌فروشیم؛ نمی‌دانم چطور صحبت‌هایم را بیان کنم، اما انصافاً زمانی که پشت تریبون قرار می‌گیرید وهابیت به دلهره می‌افتند.

خوشحال می‌شویم که شما را همیشه سرحال و سلامت ببینیم. ان‌شاءالله همیشه خار چشم وهابیت و گل محمدی ما باشید. اگر امری هست من در خدمتم.

مجری:

زنده باشید، عرضی نیست، جناب آقای موسوی عزیز خدا یار و نگهدار شما باشد. من از تماس‌های بعدی از قبیل آقای حنایی از تهران و آقا علی از اهواز و دیگران عذرخواهی می‌کنم.

به دلیل اینکه فرصت محدود است و حدود ١٢ دقیقه فرصت داریم، می‌خواهیم به پاسخ‌ها برسیم.

آقا رسول از دهلران به مناظره‌ای که دیشب انجام شد اشاره داشتند و گفتند: آیا شیعه با اینکه ادعا دارد، برای «حدیث ثقلین» حدیث صحیحی دارد یانه؟! ایشان هرچند که اعتراف هم کردند که دیشب تواتر «حدیث ثقلین» ثابت شد، اما گفتند: حدیث صحیح می‌خواهیم!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

من این مطلب را هم خدمت عزیزان عرض کنم که این افراد مرتب داشتند شعار می‌دادند که ما می‌خواهیم برویم با کارشناسان «شبکه جهانی ولایت» مناظره کنیم.

اولاً «شبکه جهانی ولایت» نه قراری با این افراد داشتند و نه اعلامی داشتند. این افراد برای اینکه خودشان را مقداری بزرگ کنند و توجیهی برای شکست خودشان داشته باشند این حرف‌ها را می‌زنند.

من چندی پیش مطلبی در سایت دیدم که بچه‌ها آن را گذاشته بودند و آن این است: "گربه جلوی آینه خود را شیر می‌بیند!"

مجری:

کامنت یکی از آقایان را هم گذاشته بودند که گفته بود با «شبکه جهانی ولایت» مناظره می‌کنیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

گروه پرچم «ندای توحید» اهل سنت که البته اهل سنت نیستند، بلکه وهابیت هستند و از نوادگان «ابن تیمیه» هستند. ایشان اصلاً در حدی نیستند که با ما مناظره کننند.

ما خودمان را خیلی کوچک کردیم و گفتیم: آقای «خدمتی» بیاید، زیرا حداقل سنخیتی داریم. آدم اصلاً حیفش می‌آید که اسم آنان را ببرد. همانند «عبدالرزاق صنعانی» که گفت:

«لا تقذر مجلسنا بذکر ولد أبی سفیان»

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - ١٤١٣، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج ٩، ص ٥٧٠، ح ٢٢٠

ما هم نمی‌خواهیم ذهن عزیزانمان را با ذکر اسامی این افراد آلوده کنیم. اگر این افراد راست می‌گویند و نمی‌توانند با ما مناظره کنند، بیایند با کارشناسان دیگر یا با افرادی که «ندای شیعه» یا در جاهای دیگر هستند، مناظره کنند.

الحمدلله شیر بچه‌های شیعه در تمامی عرصه‌ها حضور دارند، من بعضی وقت‌ها بعد از نماز صبح فرصتی پیدا می‌کنم و به فضای مجازی سر می‌زنم می‌بینم بچه‌ها خوب کار می‌کنند و این جوجه وهابی‌ها را آنچنان در مخمصه قرار می‌دهند که جز فحش چیز دیگری ندارند.

فحاشی‌های این افراد به قدری رکیک است که واقعاً انسان خجالت می‌کشد این مطالب را بیان کند. در رابطه با قضیه «حدیث ثقلین» اگر دوستان در خود سایت «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» عبارت «ثقلین» و «شیعه» را جستجو کنند مطالب فراوانی یافت می‌شود.

من همینجا از همین طریق جستجو می‌کنم و مورد دوم را می‌آورد. ما در تاریخ ١٦/٠١/١٣٩١ این مطلب را در سایت گذاشتیم و نزدیک ٦ هزار نفر هم از این مطلب بازدید کردند. ما پنج روایت با بررسی سندی آوردیم.

اگر این آقایان مرد هستند، بیایند این روایت‌هایی که ما بررسی سندی کردیم را تضعیف کنند. از اینکه بیایند زباله را با مزبله اشتباه بگیرند، ما می‌گوییم ضعیف است و در آن شکی نیست.

اگر متواتر ضعیف را ملاک قرار بدهند یا مثل «ذهبی» بگویند:«یشهد القلب أنه باطل»با آن‌ها کاری نداریم. اگر دوستان بیایند نه یک روایت، بلکه ٥ روایت صحیح ما در سال ١٣٩١ روی سایت گذاشتیم تا آن‌ها ببینند.

این آقایان می‌گویند: ما چند سال است که اعلام کردیم یک روایت صحیح بیاورید. ما به جای یک روایت، پنج روایت ما آوردیم و قبلاً هم ٤٠ روایت در سایت با سند صحیح در رابطه با امامت ائمه طاهرین (علیهم السلام) گذاشتیم.

الآن حدود ١٠٠ روایت بررسی سندی شده در امامت ائمه طاهرین (علیهم السلام) داریم. این دیگر فوق تواتر است، به علاوه ما تواتر را هم در اینجا آوردیم.

صفحه سایت را مشاهده کنید که ما تواتر را از قول آقای «ابوالقاسم کوفی» متوفای ٣٥٢ آوردیم، تواتر از «شیخ صدوق» آوردیم، تواتر از «شیخ مفید»، تواتر «حدیث ثقلین»، «سید مرتضی»، «ابوالصلاح حلبی»، «شیخ طوسی»، «مرحوم طبرسی»، «ابن ادریس حلی».

همچنین علمایی از قبیل «شهید اول»، «مرحوم آملی»، «مرحوم استرآبادی»، «مرحوم مجلسی»، «ملأ محمد صالح مازندرانی»، «محمد طاهر قمی» و همچنین تعداد ٢٤ نفر از بزرگان ما تواترشان را مطرح کردند و گفتند: حدیث ثقلین متواتر است.

حال چقدر از بزرگان اهل سنت تواتر «حدیث ثقلین» را اثبات کردند، جای خود دارد.

مجری:

دیشب هم در مناظره به طور مفصل توضیح دادند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله دیشب بخشی را ملاحظه می‌کردم و دیدم که ایشان هم آورده است. در موارد متعددی از جمله کتاب «سیوطی» و دیگران وارد شده است که گفتند: «حدیث ثقلین» از دیدگاه ما متواتر است.

این آقایان به دنبال یک حدیث صحیح می‌گردند، حال آنکه ما بحث تواتر را مطرح کردیم. این آقایان همانند فردی است که ٢٠ تومان پول از دیگری درخواست کند و او ١٠٠٠ تومان به او پول بدهد. این شخص بگوید: ٢٠ تومان بده و او در جواب بگوید: هزار تومان پول دادم.

مشخص است که این فرد تشخیص نمی‌دهد که هزار تومان چندین برابر ٢٠ تومان است. زمانی که می‌گوید: "روایت متواتر است"؛ دیگر شیعه و سنی معتقد هستند که در روایت متواتر بحث سندی دیوانگی است.

به عنوان مثال شما روایت متواتری را ثابت کنید، سپس بگویید: راویان این روایت چه کسانی هستند! همانند اینکه شما کنار دریایی از آب باشید و بگویید: این آب قلیل است؟! در این آب نجاست را سه مرتبه آب بکشم یا یک مرتبه آب بکشم؟! مردم به عقل شما می‌خندند.

در کتاب «توجیه النظر إلی أصول الأثر» اثر «طاهر بن صالح جزائری» تعبیر متواتر به این صورت بیان شده است. او می‌نویسد:

«أَن الْمُتَوَاتر لَا یبْحَث فِیهِ عَن رُوَاته»

حدیث متواتر از روات آن بحث نمی‌شود،

«بل یجب الْعَمَل بِهِ من غیر بحث»

زیرا بدون اینکه بررسی سندی بشود، به متواتر عمل می‌کنند.

توجیه النظر إلی أصول الأثر، المؤلف: طاهر بن صالح (أو محمد صالح) ابن أحمد بن موهب، السمعونی الجزائری، ثم الدمشقی (المتوفی: ١٣٣٨ هـ)، المحقق: عبد الفتاح أبو غدة، الناشر: مکتبة المطبوعات الإسلامیة – حلب، الطبعة: الأولی، ١٤١٦ هـ - ١٩٩٥ م، ج ١، ص ١٣٩

آقایان جوجه وهابی و پیروان «ابن تیمیه» دقت کنید که متواتر یقین‌آور است و خبر واحد ظن‌آور است. همچنین در کتاب «التقیید والإیضاح شرح مقدمة ابن الصلاح» اثر آقای «زین الدین عراقی» است.

آقایان می‌گویند: اهل سنت عیال کنار سفره چهار نفر بودند؛ «ذهبی»، «ابن حجر»، «المزی» و «زین الدین عراقی». این شخص جزو چهار شخصیت و از ارکان اهل سنت است. ایشان در این کتاب می‌گوید:

"وقتی روایت به تواتر رسید، اصلاً عدالت در آنجا شرط نیست. شما می‌توانید هزار نفر افراد فاسق و غیر عادل آنجا بیاورید و مطرح کنید."

همچنین آقای «ابن تیمیه حرانی» خدا و پیغمبر وهابیت در کتاب «مجموع الفتاوی» جلد ١ روایتی دارد. این کتاب را خائن الحرمین شریفین «ملک فهد» این کتاب را چاپ کرده است. در این کتاب وارد شده است:

«الْعلم الْحَاصِل عقب الْخَبَر تَارَة یکون لِکثْرَة المخبرین وَإِذا کثُرُوا فقد یفِید خبرهم الْعلم وَإِن کانُوا کفَّارًا»

علمی که بعد از شنیدن یک روایت به دست می آید یا به خاطر زیادی گزارش کنندگان است که وقتی گزارش زیاد شد مفید علم خواهد بود. اگر چه گزارش دهندگان کافر باشند.

مجموع الفتاوی، المؤلف: تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی (المتوفی: ٧٢٨ هـ)، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الناشر: مجمع الملک فهد لطباعة المصحف الشریف، المدینة النبویة، المملکة العربیة السعودیة، عام النشر: ١٤١٦ هـ/١٩٩٥ م، ج ١، ص ٣٢٤

او به صراحت می‌گوید: در روایت متواتر اگر ناقلین کافر هم باشند، مسئله اثبات می‌شود. همچنین آقای «البانی» که «بخاری» دوران است، در کتاب «ارواء الغلیل» جلد ٦ می‌گوید:

«ولا یشترط فی الحدیث المتواتر سلامة طرقه من الضعف»

در روایت متواتر لازم نیست که روایت ضعیف نباشد، ولو تک تک راویان هم ضعیف باشد، تواتر ثابت است.

إرواء الغلیل فی تخریج أحادیث منار السبیل، المؤلف: محمد ناصر الدین الألبانی (المتوفی: ١٤٢٠ هـ)، إشراف: زهیر الشاویش، الناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعة: الثانیة ١٤٠٥ هـ - ١٩٨٥ م، ج ٦، ص ٩٥، باب ١٦

آقای «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «تخلیص الحبیر» جلد چهارم صفحه ٨٣ می‌گوید:

"این روایت متواتر است، سپس در ادامه می‌گوید: «احمد» نقل کرده است که این روایت از ٢٨ طریق آمده است که هیچکدام از این طرق صحیح نیست."

این روایت ٢٨ طریق دارد و تمام این سندها ضعیف است، اما متواتر است. شما حداقل بروید کتب خودتان را مطالعه کنید؛ ما از شما درخواست نکردیم که کتب شیعیان را ملاحظه کنید.

زمانی که شما می‌گویید: "روایت متواتر را قبول ندارم"، همین ادعا باعث کفر شما است. طبق فتوای «ابن تیمیه» شما کافر هستید!!

در کتاب «مجموع فتاوی» اثر «ابن تیمیه» جلد اول صفحه ١٠٩ وارد شده است:

«وَأَمَّا مَنْ أَنْکرَ مَا ثَبَتَ بِالتَّوَاتُرِ وَالْإِجْمَاعِ فَهُوَ کافِرٌ»

اگر کسی حدیث متواتر را منکر باشد، کافر است.

مجموع الفتاوی، المؤلف: تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی (المتوفی: ٧٢٨ هـ)، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الناشر: مجمع الملک فهد لطباعة المصحف الشریف، المدینة النبویة، المملکة العربیة السعودیة، عام النشر: ١٤١٦ هـ/١٩٩٥ م، ج ١، ص ١٠٩

ما نمی‌دانیم چکار کنیم؟! به ضعف علمی شما تأسف بخوریم، به این دلیل اینکه حدیث متواتر را زیر سؤال می‌برید، به این دلیل که خبر صحیح را نقض می‌کنید، یا اینکه خدای شما کفر شما را ثابت کرده است، تأسف بخوریم؟!
در کتاب «فتاوی الهندیه» جلد ١٧ صفحه ١٥٨ به صراحت می‌گوید:

«وَمَنْ أَنْکرَ الْمُتَوَاتِرَ فَقَدْ کفَرَ»

الفتاوی الهندیة [حنفی]، المؤلف: لجنة علماء برئاسة نظام الدین البلخی، ج ١٧، ص ١٥٨

حداقل این مطلب را در نظر بگیرید که آقای «بن باز» در کتاب «فتاوی نور علی الدرب» در مورد احادیث مهدویت می‌گوید: این روایات با تواتر ثابت شده است و انکار آن نشانه کفر و ضلالت است.

از این بهتر و واضح‌تر بیان کنیم؟! من نمی‌دانم به چه زبانی با این افراد بحث کنیم؟! حرف آقای «ذهبی» را نسبت به وهابیت و اتباع «ابن تیمیه» بیان کنیم و هدیه ما به طرفداران «ابن تیمیه» که مدام «شیخ الاسلام» می‌گویند.

در کتاب «السیف الصقیل» آقای «ذهبی» نامه‌ای به «ابن تیمیه» نوشته است که اثر «الامام الحجة تقی الدین سبکی» است. در این کتاب وارد شده است:

«فهل معظم أتباعک إلا قعید مربوط خفیف العقل, أو عامی کذاب بلید الذهن»

همچنین در کتاب «وهابیت از منظر عقل شرع» که تألیف خود بنده است و در این سه سال حدود ٤٠ بار تجدید چاپ شده است و حدود ٢٠٠ هزار نسخه از این کتاب به چاپ رسیده است. در صفحه ٨٢ این کتاب وارد شده است:

«یا خیبة من اتبعک فإنّه معرضٌ للزندقة»

ای بیچاره آنان که از تو متابعت می‌کنند در پرتگاه زندقه و کفر و نابودی به سر می‌برند.

این حرف «ذهبی» نسبت به اتباع «ابن تیمیه» است.

«فهل معظم أتباعک إلا قعید مربوط خفیف العقل, أو عامی کذاب بلید الذهن, أو غریب واجم قوی المکر أو ناشف صالح عدی‌ام الفهم؟ فإن لم تصدقنی ففتشهم وزنهم بالعدل»

عمده پیروان تو عقب مانده، گوشه گیر، سبک عقل، عوام، دروغ گو، کودن، بیگانه، فرومایه، مکار، خشک، ظاهر الصلاح و فاقد فهم هستند. اگر سخن مرا قبول نداری امتحان کن.

السیف الصقیل فی الرَّدِّ عَلَی ابنِ زَنجفِیل، المؤلف: الإمام المجتهد تقی الدین أبی الحسن علی بن عبد الکافی السبکی الأنصاری الشافعی (٦٨٣ - ٧٥٦ هـ)، ج ١، ص ١٤١

مجری:

استاد ما امتحان کردیم، واقعاً همینطور بوده است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما امتحان کردیم به همین صورت بوده است. مردم شما هم امتحان کنید و در شبکه‌ها و سایت‌ها و فضای مجازی این افراد بروید و ببینید حرف آقای «ذهبی» با این‌ها تطبیق دارد یا تطبیق ندارد؟!

مجری:

حضرت استاد از شما متشکرم. فرصت ما گذشته است اما می‌گویند: چرا با یک سری افرادی مناظره می‌کنند که اصلاً معلوم نیست چکار هستند و چه می‌گویند. البته ایشان تعبیرشان این بود که شاید خودتان طرف مقابل را آوردید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما آمادگی داریم، اما گفتیم: فعلاً با توجه به جو حاکم به هیچ وجه حاضر نیستیم با اهل سنت مناظره کنیم. با این افراد گفتگوی دوستانه داریم، اما مناظره نمی‌کنیم.

 با تک تک وهابیت و امثال آقای «گرگیج» که ایشان مطرح کردند که شخص سرشناس وهابی است؛ بیایند زیرا ما آماده مناظره هستیم. من حاضرم در مسجد بروم و با ایشان مناظره کنم.

ایشان هرجایی که بخواهند، حتی بالای کوه دماوند حاضرم بروم و با ایشان مناظره کنم.

مجری:

اگر اجازه ضبط و پخش بدهند!!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اگر بالای کوه دماوند هم باشد ما به صورت زنده پخش می‌کنیم و هیچ مشکلی هم نداریم. به حول قوه الهی ما برنامه را از همانجا پخش می‌کنیم؛ ما با این افراد هیچ مسئله‌ای نداریم.

ما در رابطه با اختلافات شیعه و سنی هیچ مشکلی نداریم و اهل سنت را برادران خودمان می‌دانیم؛ اما وهابیت را مکفر سنی و شیعه و دشمن اسلام و بشریت می‌دانیم، مخصوصاً وهابیت تکفیری!!

این افراد اسم خودشان را «وهابی»، «سلفی» یا هرچیز دیگری می‌خواهند بگذارند؛ اما اگر کسی «ابن تیمیه» را به عنوان «شیخ الاسلام» قبول کند، ما او را دشمن اسلام و دشمن قرآن و بشریت می‌دانیم. سرمنشأ تمام ناامنی‌های امروز دنیا به «ابن تیمیه» برمی‌گردد.

مجری:

آقای موسوی از خوزستان هم در مورد «ابن تیمیه» مطالبی بیان کردند که به صورت مفصل توضیحاتی فرمودید.

ایشان گفتند: رسانه‌های وهابی زمانی که دروغ ابن تیمیه را بپرسیم، می‌گویند اشتباه کرده است؛ اما اگر اشتباه ریزی از جایی بخواهند پیدا کنند و با تقطیع پخش کنند می‌گویند: این دروغی از جانب مخالفین ماست.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

شیعیان اگر اشتباه کنند کفرشان ثابت است و جانشان باید گرفته شود و خونشان هدر است و تصرف اموالشان جایز است؛ اما اگر خودشان اشتباه کنند، می‌گویند: ما معصوم نیستیم.

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما امام زمان نزدیک بگردان، خدایا به حق محمد و آل محمد ما را از یاران ویژه آن بزرگوار قرار بده، رفع گرفتاری از گرفتاران بنما، حوائج حاجت‌مندان روا نما.

خدایا به حق محمد و آل محمد حوائج ما، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً حوائج ولایت یاوران به ویژه حوائج مورد نظر همه را برآورده نما، دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

ممنونم از شما حضرت استاد و متشکرم از بینندگان عزیز، التماس دعا دارم.

یا علی مدد، خدانگهدار