سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٠٥ - پاسخ به شبهات غدير ٠٣

پاسخ به شبهات غدير ٠٣

کد مطلب: ٥٤٦٩ تاریخ انتشار: ١١ آذر ١٣٨٩ - ١٢:٠٠ تعداد بازدید: ٢٣٤٣ سخنراني ها » شبکه ولايت پاسخ به شبهات غدير ٠٣
حبل المتين ٨٩/٠٩/١١

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١١ / ٠٩ / ٨٩

آقاي محسني

از قضايايي كه عجيب است و در شبكه هاي وهابيت و نفاق اتفاق مي افتد، اين است كه مي گويند حديث غدير كه در روز ١٨ ذي الحجه بيان شد و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين سناريو را انجام داد، نه براي امامت بود، بلكه به خاطر شكوائيه سپاه يمن بود و آن اشكالاتي كه در يمن اتفاق افتاد و مردم از دست أمير المؤمنين (عليه السلام) ناراحت بودند و آمدند شكايت كردند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم مي خواست دل مردم را نسبت به حضرت علي (عليه السلام) صاف كند كه نسبت به حضرت علي (عليه السلام) ناراحت نباشيد. مي گويند اين حديث غدير فقط به خاطر قضيه سپاه يمن بود.

از حضرت عالي درخواست مي كنم كه اين قضيه را براي ما و بينندگان عزيز روشن بكنيد.

استاد حسيني قزويني

اگر در گذشته، شبهات منافقين و آنهايي كه با أمير المؤمنين (عليه السلام) بناي ناسازگاري دارند، توسط يك جزوه يا كتاب مطرح مي شد، امروز اينترنت در تمام خانه ها راه يافته و ماهواره داخل خانه هاي مردم شده است و از طريق اين ابزار، اين شبهات ناجوانمردانه را نسبت به ساحت مقدس أمير المؤمنين (عليه السلام) پخش مي كنند.

شبكه نور يا ظلمت يا نفاق، به دنبال پنهان كردن حقايقي درباره أمير المؤمنين (عليه السلام) است و سرپوش گذاشتن روي فضائل أمير المؤمنين (عليه السلام) است و امامت أمير المؤمنين (عليه السلام) را با سخنان پوچ و واهي مي پوشانند.

بنده خودم بحث زنده اين شبكه در شب چهارشنبه را ديدم و نمي دانم آيا قحطي كارشناس است يا قحط الرجال است يا كارشناسان اين شبكه فرصت مطالعه ندارند يا سواد مطالعه ندارند؟! اين كارشناسان يك سري مطالب را از طريق پيوند زدن آسمان و ريسمان بيان مي كنند و من واقعاً تعجب كردم و جز آن جمله امام سجاد (عليه السلام) نمي تواند گفت كه به يزيد گفت:

الحمد لله الذي جعل اعداءنا من الحمقاء.

ولي ما مي گوييم:

الحمد لله الذي جعل اعداءنا من الجهلاء.

اين كارشناس مي گفت:

در بحث غدير، بحث امامت مطرح نيست و مرتبط است به قبل از غدير.

حتي اين كارشناس نام راوي را نمي دانست و مي گفت: «أبو بريده»؛ در حالي كه صحيحش بُريْده است. مقداري مطالعه كنيد تا آبرو و حيثيت يك شبكه را زير سؤال نبريد. شبكه ماهواره، منبر و مسجد نيست كه ٢٠ نفر مخاطب داشته باشيد.

مي گفت:

أبو بريده آمد نزد پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شكايت كرد و سعد بن مالك آمد نزد پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شكايت كرد و اين قضيه باعث شد تا مردم احساس كنند علي بن أبي طالب آدم سخت گيري است و نسبت به مردم اذيت و ظلم مي كند.

از اين لاطائلات مي بافيد. اگر واقعاً اين مسئله مربوط به مردم يمن بود، بايد مردم يمن را در مكه جمع كند و بگويد حضرت علي (عليه السلام) آدم خوبي است و :

من كنت مولاه فعلي مولاه.

يا به مجرد اين كه اينها شكايت كردند، بايد بيايد اين قضايا را مطرح كند، نه اين كه بيايد در يك سرزميني ميان مكه و مدينه، ٣ شبانه روز مردم را در آنجا نگه دارد و قضيه را براي مردم بيان كند!

نمي دانم اين برادران عزيز ما چرا اين گونه سخن مي گويند؟! نمي دانم به چه تعبيري از اينها اسم ببرم؟! جز اين كه به تعبير حضرت آيت ا... العظمي سيستاني، به ايشان "برادر" بگوييم، چيز ديگري نداريم. گرچه اينها واقعاً با اين عداوتي كه با أمير المؤمنين (عليه السلام) دارند، انسان خجالت مي كشد به اينها "برادر" بگويد.

اين آقا كه مي گويد «أبو بريده و سعد بن مالك آمدند از علي شكايت كردند»، چرا نمي رود تاريخ را مطالعه كند؟ مي گويد كه «آقاي إبن كثير اين طور گفته است»! آقاي إبن كثير متوفاي ٧٧٤ هجري است و غدير خم در سال ١٠ هجري اتفاق افتاده است و ٧٦٤ سال فاصله دارد. آيا آقاي إبن كثير علم غيب مي دانست؟ شما كه مي گوييد علم غيب كفر است! آيا رَمْْلْ مي دانست و احضار أرواح داشته است و توانسته بود خودش را به غدير ببرد؟ آقاي إبن كثير بعد از ٧٦٤ سال آمده است يك حرف غلط و نامربوطي زده است كه اين قضيه اين گونه بوده است كه:

سپاه يمن از علي شكايت كرده بودند و انگيزه حديث غدير همين بود.

شما كه مي گوييد:

شبكه ما شبكه اي است كه هر روايتي را نقل نمي كنيم و اگر روايتي را بياوريم، بررسي سندي مي كنيم و اگر روايتي صحيح نباشد، ارزش ندارد.

شما كه اين قضيه را از إبن كثير نقل كرده ايد، ايشان اين قضيه را از كجا آورده است؟ از كدام مغازه داري اين را تهيه كرده است كه بعد از ٧٦٤ سال آمده است رمي به غيب كرده كه قضيه سپاه يمن اين گونه بوده است؟

ما بارها گفته ايم كه آقاي زيني دحلان، مفتي مكه مكرمه كه يك آدم محقق و توانمندي است، در كتاب السيرة النبوية، جلد ٢، صفحه ٣٧١ مي گويد:

قضيه سپاه يمن و شكايت بريده، مربوط به سال هشتم هجري بوده است.

يعني آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين موضوع را نگه داشته و حرفي نزده و مردم هم از حضرت علي (عليه السلام) ناراحت شدند و از او كدورت داشتند، تا اين كه بعد از ٢ سال آمده در غدير خم گفته است كه حضرت علي (عليه السلام) آدم خوبي است و در حق شما ظلم نكرده است؟! آيا اين معقول است؟ آقاي زيني دحلان مي گويد:

و أما بعثه إلي هَمْدان فكان سنة ثمان بعد فتح مكة.

ماجراي فرستاده شدن علي به هَمْدان، در سال هشتم هجري و بعد از فتح مكه بود.

مضافاً كه اين شكايت بريده، براي مدينه است و ارتباطي به غدير ندارد. بريده آمده در مسجد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وارد شده و اين شكايت را مطرح كرده است و قضيه درگيري أمير المؤمنين (عليه السلام) با سپاه يمن را مطرح كرده است:

فقدمت المدينة و دخلت المسجد و رسول الله صلي الله عليه و سلم في منزله و ناس من أصحابه علي بابه.

المعجم الأوسط للطبراني، ج ٦، ص ١٦٢ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ١٢٨

شما اگر سواد نداريد يا فرصت مطالعه نداريد، من آدرس مي دهم و اين قدر انصاف و وجدان داشته باشيد كه اگر ما آدرس مي دهيم، برويد مطالعه كنيد. اينها كاملاً واضح و روشن است كه اين قضيه مربوط به مدينه و سال هشتم هجري است.

اگر واقعاً اين طور است و دَم از دفاع از صحابه مي زنيد، اين عبارت «فتعاقد اربعة من الصحابة» را براي ما توضيح بدهيد كه ٤ نفر از صحابه هم پيمان شدند عليه أمير المؤمنين (عليه السلام).

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٤، ص ٤٣٧ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١١٠ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج ١٨، ص ١٢٨ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج ٦، ص ١٦٢ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج ٧، ص ٥٠٤ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٨، ص ١٩٩ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ١١، ص ٧١ ـ الكامل لعبد الله بن عدي ، ج ٢، ص ١٤٥ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ١٩٧ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٤، ص ٢٧ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٧، ص ٣٨١ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ١٥٣

اينها هم پيمان شدند تا نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بروند و از حضرت علي (عليه السلام) نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) سعايت كنند تا:

يسقطه من عين رسول الله (صلي الله عليه و سلم).

علي را از چشم پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بياندازند.

المعجم الأوسط للطبراني، ج ٦، ص ١٦٢ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ١٢٨

شما به ما بگوييد اين عبارت «فتعاقد أربعة من الصحابة [أو أصحاب رسول الله]» يعني چه؟ اين را براي بينندگان تان معنا كنيد. اي كاش اسامي اين ٤ نفر مشخص بود و تاريخ نام آنها را مشخص كرده بود تا مردمي كه بعد از ١٤٠٠ سال به قضاوت نشسته اند، ببينند اينها چه كساني بودند؟ آيا همان هايي بودند كه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، بساط سقيفه را به راه انداختند؟ آيا آنهايي بودند كه آقاي إبن حزم آندلسي در كتاب المحلي،جلد ١١، صفحه ٢٢٤، كتاب الحدود، باب حدّ المرتد نام آنها را آورده است؟ مي گويد تعدادي از صحابه تصميم گرفتند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ترور كنند، ولي خداوند توطئه آنها را نقش بر آب كرد. إبن حزم با نهايت تلاشي كرده است، مي گويد:

وليد بن جميع آدم بدي است.

بيش از ١٠ نفر از استوانه هاي علمي أهل سنت مي گويند كه او ثقه است.

وقتي من اين مسئله را در سال ١٣٨٣ يا ١٣٨٤ با جناب شيخ محمد بن جميل زينو از مفتيان مكه مكرمه و استاد دار الحديث بحث كردم، گفتم:

اين عبارت چيست؟ در مورد اين صحابه اي كه نام برده است و تصميم گرفتند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ترور كنند، چه جوابي داريد؟ خيلي ها اين مسئله از ما سؤال مي كنند.

گفت:

من تا به حال اين را نديده بودم و مطالعه مي كنم و بعد جواب مي دهم.

بعد هم چند سال پيش از دنيا رفت و جواب ما را نداد.

هم چنين با آقاي پروفسور غامدي مطرح كردم و جوابي كه ايشان به من داد، جز مطالب خرافي و توجيهات، چيز ديگري نداشت. گفتم اگر مشكل راوي اين حديث، وليد بن جميع است، او ثقه است و اگر مشكل ديگري دارد، جوابي به ما بدهيد. اين آقايان كه در ماهواره ها هستند، اينها را بيايند جواب بدهند كه اين صحابه اي كه اين همه سنگ شان را به سينه مي زنيد، مي خواستند چه كنند؟!

شما كه مي گوييد «آقاي أبو بريده آمد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شكايت كرد»، بدانيد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از دست او عصباني و غضبناك شد، به طوري كه:

يعرف الغضب في وجهه.

غضب و خشم از سيماي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) آشكار بود.

به مردم بگوييد:

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآَخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا

كساني كه خدا و پيامبرش را اذيت مي كنند، خداوند آنها را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور مي سازد و براي آنان عذاب خوار كننده اي آماده كرده است.

سوره أحزاب / آيه ٥٧

شما اين را هم بگوييد. اين صحابه اي كه آمدند از حضرت علي (عليه السلام) نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شكايت كردند، باعث شدند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اذيت شود و غضبناك شود و فرمود:

ما بال أقوام ينتقصون عليا؟ من ينتقص عليا فقد انتقصني و من فارق عليا فقد فارقني.

كساني كه علي را تنقيص مي كنند، آنها را چه شده است؟ هر كسي از علي بدگويي كند، از من بدگويي كرده است ... .

المعجم الأوسط للطبراني، ج ٦، ص ١٦٢ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ١٢٨

آيا ادامه اين روايت را هم ملتزم مي شويد؟ بر فرض كه اين قضيه درست باشد و مسئله ولايت حضرت علي (عليه السلام) مربوط به شكوائيه مردم يمن بوده است، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در همانجا فرمود:

إنه وليكم من بعدي.

او ولي شما بعد از من است.

المعجم الأوسط للطبراني، ج ٦، ص ١٦٣ ـ مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٥، ص ٣٥٠

جالب تر از اينها اين كه علي بن أبي طالب (عليه السلام) ٣ مرتبه به يمن رفته است و در هر دفعه يك سري اتفاقات افتاده است. آسمان و ريسمان را به هم پيوند نزنيد. قضيه آقاي بريده براي سال هشتم هجري است و علي بن أبي طالب (عليه السلام) براي فتح مكه رفته است و بعد به عنوان قضاوت به يمن رفته است و در سال دهم هجري هم براي جمع آوري بيت المال به آنجا رفته بود. قضيه بريده براي سال هشتم هجري بود و قضيه استفاده صحابه از بيت المال براي سال دهم هجري است.

در همين قضيه اي كه نزد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) آمدند از أمير المؤمنين (عليه السلام) شكايت كردند و گفتند:

أمير المؤمنين (عليه السلام) آمد لباس هاي ما را از تن خارج كرد و شتراني را كه بر آنها سوار شده بوديم، از ما گرفت.

اين قضيه براي مكه است و ارتباطي به غدير ندارد.

آقاي طبري در تاريخش،جلد ٢، صفحه ٤٠٢ و احمد بن حنبل در مسندش،جلد ٣، صفحه ٨٦ مي گويند:

إشتكي الناس عليا، فقام رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فينا خطيبا يقول: ايها الناس! لا تشكوا عليا، فوالله! إنه لأخشن في ذات الله و في سبيل الله.

مردم آمدند از علي شكايت كردند. رسول الله (صلي الله عليه و سلم) بلند شد و خطبه خواند و فرمود: شما حق شكايت از علي را نداريد. به خدا قسم! او در مسائل إلهي و مسائل شريعت، بي باك است و ملاحظه كسي را ندارد.

ثم مضي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) علي حجه، فأري الناس مناسكهم و أعلمهم سنن حجهم.

سپس پيامبر (صلي الله عليه و سلم) راه افتاد براي انجام اعمال حج و مناسك حج را به مردم ياد داد و آداب حج را به مردم آموزش داد.

السيرة النبوية لإبن هشام الحميري، ج ٤، ص ١٠٢٢ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٣٤ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٦٣١ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٥، ص ٢٢٨ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج ٤، ص ١٨٥٧ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ١٢٩ ـ تفسير الآلوسي، ج ٦، ص ١٩٤ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٣٥، ص ١٨٧ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٢، ص ٣٠١

اين آقا كه مي گويد: «سعد بن مالك جزء شاكيان بوده است»، من نمي دانم چه تعبيري را به كار ببرم كه مناسب با ايشان باشد غير از اين كه بگويم آقاي كار نشناس به نام كارشناس! آقاي جاهل، ادعاي علم مي كند. من آدرس مي دهم و شما برو بخوان. در دلايل النبوة بيهقي، جلد ٥، صفحه ٣٩٨ قضيه سعد بن مالك را أبو سعيد خدري نقل مي كند و مي گويد:

فلما قدمنا المدينة غدوت إلي رسول الله (صلي الله عليه و سلم).

البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٥، ص ١٢٢ ـ السيرة النبوية لإبن كثير، ج ٤، ص ٢٠٤

يعني شكايت سعد بن مالك هم براي مدينه است و ارتباطي به غدير و مكه ندارد. وقتي إبن كثير اين قضيه را نقل مي كند، مي گويد:

و هذا إسناد جيد علي شرط النسائي و لم يروه أحد من أصحاب الكتب الستة.

اين روايت (كه سعد بن مالك آمد از علي شكايت كرد و مربوط به مدينه است) سند خوبي دارد.

از افراد ديگري هم كه شكايت كردند، عمرو بن شاس است و مي گويد:

وقتي من به مدينه رفتم، از علي شكايت كردم.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٢٢ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ١٢٩ ـ مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٣، ص ٤٨٣ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج ٤، ص ٥٣٣ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٥، ص ١٢١

اينها مشخص و واضح است. شما به جاي اين كه حرف هاي بي اساس و بي پايه را بگوييد، بگوييد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بعد از آيه شريفه:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

سوره مائده / آيه ٦٧

كه در روز ١٨ ذي الحجه نازل شد، در همان جا دست حضرت علي (عليه السلام) را گرفت و به عنوان ولي أمر مسلمين و خليفه و جانشين خودش معرفي كرد.

تفسير إبن أبي حاتم، ج ٤، ص ١١٧٢ ـ تفسير الثعلبي، ج ٤، ص ٩٢

تفسير آقاي إبن أبي حاتم هم از تفاسير مورد اعتماد شخص إبن تيميه است و آقايان أهل سنت هم نسبت به تفسير او نظر ويژه اي دارند.

آقاي خطيب بغدادي هم در تاريخ بغداد، جلد ٨، صفحه ٢٨٩ اين روايت را مي آورد و مي گويد صحيح است و مي گويد بعد از آيه شريفه:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حجة الوداع و در غدير خم، علي را به عنوان جانشين معرفي كرد.

اينها را هم به مردم بگوييد. اگر انصاف و وجدان داريد و نام برنامه تان را حقيقت هاي پنهان تاريخ گذاشته ايد، بياييد اينها را نقل كنيد و جواب بدهيد. اگر اين قدر مردانگي داريد و سواد داريد، بياييد بيان كنيد. ما هر هفته آدرس اين روايات را مي دهيم و اگر پيدا نكرديد، ما حاضريم صفحات اين آدرس ها را كپي بگيريم و براي شما بفرستيم.

بر فرض قضيه شكوائيه جيش يمن باشد، اگر يك روايتي در يك موردي وارد بشود، مورد مخصِّص است يا خير؟ شما برويد كتاب هاي اصول خود را ببينيد، كتاب اصول آقاي فخر رازي به نام المحصول را ببيند، اصول آقاي آمدي و شاشي را ببينيد كه موردْ مخصِّص هست يا مورد نمي تواند مخصِّص باشد؟ اگر شما بگوييد موردْ مخصِّص مي تواند باشد، تمام آياتي كه شأن نزول دارد را حق نداريد به خارج از شأن نزول بكشانيد. در اين صورت شما در بن بستي قرار مي گيريد كه به هيچ وجه راه گريز از آن بن بست را ندارد. بر فرض اين قضيه به خاطر همين بوده است، ما از شما سؤال داريم:

همان طور كه اين آقايان مي گويند، علت اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در غدير خم فرمود:

من كنت مولاه فعلي مولاه.

شكايت سپاه يمن و مردم يمن از حضرت علي (عليه السلام) بود و از او ناراحت بودند. آيا نبايد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در خطبه غدير يك اشاره اي به آن كرده باشد و بگويد:

اي مردم! هم چنين شكايتي از حضرت علي (عليه السلام) شده است و :

من كنت مولاه فعلي مولاه.

آيا بيش از اين است؟ مانند روز روشن است. اگر واقعاً شكايت مردم يمن، موجب حديث غدير شده است، بايد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در خطبه غدير صراحتاً، اشارةً يا كنايةً در اين مورد گفته باشد. شما يك روايت ضعيف يا جعلي از انبار آقاي أبو هريره دربياوريد به ما نشان بدهيد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در غدير خم فرموده باشد:

اي مردم! از حضرت علي (عليه السلام) شكايت شده است و به خاطر اين شكايت، من مي گويم:

من كنت مولاه فعلي مولاه.

مضافاً كه آقاي قاضي عبد الجبار معتزلي كه از شخصيت هاي برجسته أهل سنت است، مي گويد:

بعضي آمدند گفتند قضيه غدير خم اين بود كه مردم يمن از علي شكايت كرده بودند يا قضيه اي بود كه زيد بن حارثه باعث آن شد.

لأن كل ذلك لو صح و كان الخبر خارجا عليه، فلم يمنع من التعلق بظاهره و ما يقتضيه لفظه، فيجب أن يكون الكلام في ذلك دون بيان السبب الذي وجوده كعدمه في أن وجود الاستدلال بالخبر يتغير

اين قضيه هر چه كه باشد (جيش يمن باشد يا قضيه زيد بن حارثه يا ...)، اگر حديث غديرصحيح باشد، ددلالت صريح دارد بر ولايت علي و انگيزه هاي خارجي و عوامل بيروني استدلال روايت را زير سؤال نمي برد.

المغني في الإمامة للقاضي عبد الجبار المعتزلي، ج ٢٠، قسمت اول، ص ١٥٤

يعني بر فرض كه جيش يمن از حضرت علي (عليه السلام) شكايت كرده باشد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است:

من كنت مولاه فعلي مولاه.

و اين دلالت مي كند بر اين كه اين روايت، دليل بر ولايت و امامت حضرت علي (عليه السلام) است.

* * * * * * *

آقاي محسني

أخيراً يكي از ائمه جمعه و جماعت أهل سنت به نام گرگيج، نسبت به شيعه هتاكي داشته است و گوي سبقت را از ديگران ربوده است. أخيراً بيان كرده است:

هر كسي كه عيد غدير را تبريك بگويد، منافق است.

ابتداء كليپ ايشان را پخش مي كنيم و سپس نظر شما را در اين مورد جويا مي شويم.

 

پخش كليپي از مولوي گرگيج

شما يقين بدانيد، به شما پاك مي گويم، همه صداي من را بشنويد، چه برادران شيعه و چه برادران سني، آن عالم سني كه بيايد در كنار برادران شيعه ما در عيد غدير بنشيند و تبريك بگويد، آن منافق است. (صداي تكبير شنوندگان)

آن كه مي گويد عيد غدير را تبريك مي گويد، عيد ولايت را تبريك بگويد، اگر سني است، بايد دست از أبو بكر صديق و عمر فاروق و عثمان ذي النورين بكشد. (صداي تكبير شنوندگان)

آن كه مصلحت انديش است و مذهب را فداي مصلحت مي كند، او مذهب ندارد، او دين ندارد.

[پايان كليپ]

 

آقاي محسني

اين را هم توضيح بفرماييد كه مي گويند:

آيه إكمال كه نازل شده است، براي روز عرفه است، نه براي روز غدير.

استاد حسيني قزويني

عزيزان بيننده اين كليپ را ديدند. من نمي دانم چه تعبيري به كار ببرم؟! اگر اين عبارات براي يك شترچران يا يك گاوچران بود، ما گلايه نمي كرديم. يك آقايي اين مطلب را مي گويدكه به عنوان امام جمعه آزاد شهر و مدير حوزه علميه فاروقيه گاليكش استان گلستان است.

إذا كان الكلاب دليل قوم سيهديهم إلي جيف الكلاب

اگر اين آقا رهبر يك جامعه باشد، واي به حال آن جامعه! اين آقا آمده و مانند بعضي ها كه ميدان داري مي كنند و معركه مي گيرند، اين گونه صحبت مي كند. كار ايشان هيچ گونه تناسبي با يك روحاني ندارد. اينهايي كه اين همه دم از وحدت مي زنند كه ما با برادران شيعه كنار هم هستيم، چرا اين گونه صحبت مي كند؟ ايشان مي گويد:

آن عالم سني كه بيايد در كنار برادران شيعه ما در عيد غدير بنشيند و تبريك بگويد، آن منافق است.

بنابراين از ديدگاه اين آقا، اولين منافق، خليفه دوم است كه گفت:

بخ بخ يابن أبي طالب! هنيئا لك! أصبحت مولاي و مولي كل مؤمن و مؤمنة.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٧، ص ٣٨٦ ـ المعيار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافي، ص ٢١٢ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ٢٠٠ و ٢٠٣ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٢٣٣ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ١٥٦ ـ تفسير الرازي، ج ١٢، ص ٤٩ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج ٢، ص ٢٤٩ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٦٣٢ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ١٩، ص ٣٢٨ ـ لسان العرب لإبن منظور، ج ١٥، ص ٤١٠ ـ النهاية في غريب الحديث لإبن الأثير، ج ٥، ص ٢٢٨ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج ٧، ص ٥٠٣ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ١٣، ص ١٣٤ ـ تفسير الثعلبي، ج ٤، ص ٩٢

آقاي خطيب بغدادي اين روايت را با سند صحيح نقل مي كند:

بعد از اين كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نسبت به علي فرمود:

من كنت مولاه فعلي مولاه.

فقال عمر بن الخطاب: بخ بخ لك يا بن أبي طالب! أصبحت مولاي و مولي كل مسلم.

عمر بن خطاب گفت: اي پسر أبو طالب! به تو تبريك عرض مي كنم! ... .

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج ٨، ص ٢٨٤

هم چنين عبارتي ديگر را از خليفه دوم نقل كرده اند كه گفت:

أصبحت اليوم ولي كل مؤمن.

امروز ولي أمر تمام مؤمنين شدي.

أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٤، ص ٢٨ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٢٢٠ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٧، ص ٣٨٦

جناب آقاي گرگيج! شما آدم باسوادي هستيد و مانند كار نشناسان بعضي از شبكه ها نيستيد و ما شما را آدم فاضلي مي دانيم! به اين كتاب هايي كه آدرس مي دهيم مراجعه كنيد تا ببيند قضيه چيست:

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٤، ص ٢٨١ ـ تفسير جامع البيان للطبري، ج ٣، ص ٤٢٨ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج ٣، ص ١٠٩٩، ح ١٨٥٥ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٥، ص ٢٢٩ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٢٠ ص ٤٨٤ ـ تفسير فخر رازي، ج ١٢، ص ٤٩

اولين كسي كه تبريك گفت، شخص عمر بن خطاب است و آقاي گرگيج توهين كرده است به عقائد يك ميليارد مسلمان روي زمين! من معتقدم كه بايد آقايان أهل سنت نسبت به ايشان اعلام جرم كنند كه واقعاً بدترين اهانت را به جناب خليفه دوم مي كند. اگر ما هم چنين تعبيري را گفته بوديم، آسمان را بر سر ما ويران مي كردند كه چرا توهين كرده ايد!

 

آيه إكمال

بزرگان أهل سنت نقل كرده اند از شخصيت هاي برجسته اي مانند أبو سعيد خدري و ديگران كه درباره شأن نزول آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» گفته اند:

أنها نزلت يوم غدير خم.

اين آيه در روز غدير خم نازل شده است كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) علي را به عنوان خليفه و جانشين معين كرد.

الإتقان في علوم القرآن للسيوطي، ج ١، ص ٦٠ ـ اسباب النزول للواحدي النيشابوري، ص ١٣٥ ـ تذكرة الخواص للسبط إبن الجوزي، ص ٣٠، چاپ حيدرية هند ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ١٥٧

ده ها عالم سني آورده اند كه اين آيه در روز غدير خم نازل شده است.

من از اين آقايان سؤال دارم:

در صحيح بخاري،جلد ١، صفحه ١٦، حديث ٤٥ نقل كرده اند از عمر بن خطاب:

أن رجلا من اليهود قال له: يا أمير المؤمنين! آية في كتابكم تقرؤونها لو علينا معشر اليهود نزلت لاتخذنا ذلك اليوم عيدا. قال: أي آية؟ قال: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا».

مردي يهودي نزد عمر بن خطاب آمد و گفت: آيه اي در كتاب شما هست كه اگر آن آيه بر ما يهوديان نازل مي شد، ما آن روز را عيد قرار مي داديم. عمر گفت: كدام آيه؟ گفت: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا».

ببينيد! يعني معلوم است كه اين آقاي گرگيج از يهودي ها هم يهودي تر برخورد مي كند.

جالب اين است كه اين آقايان براي اين كه سرپوش بگذارند، گفتند:

قال عمر: قد عرفنا ذلك اليوم و المكان الذي نزلت فيه علي النبي صلي الله عليه و سلم و هو قائم بعرفة يوم جمعة.

عمر گفت: ما اين روز و مكاني را كه اين آيه بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نازل شد، مي شناسيم كه همان روز عرفه اي بود كه در روز جمعه قرار داشت.

مگر در روز جمعه چه اتفاقي افتاد كه اين آيه نازل شد؟ چه حادثه مهمي بود كه اين آيه نازل شد؟

من خواهش مي كنم از بينندگان عزيز كه مقداري دقت كنند، چون مي خواهم آرام صحبت كنم و وارد مباحث رياضي شوم و از طريق مصادر أهل سنت بحث كنم تا ثابت كنم ايشان كه مي گويد آيه إكمال در روز عرفه و جمعه نازل شده است، دروغ است.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چه روزي از مدينه خارج شد؟ در صحيح بخاري،جلد ٢، صفحه ١٤٦، حديث ١٥٤٥ مي گويد:

إنطلق النبي صلي الله عليه و سلم من المدينة ... و ذلك لخمس بقين من ذي القعدة، فقدم مكة لأربع ليال خلون من ذي الحجة.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) براي حجة الوداع از مدينه خارج شد ... و آن روز، روز ٢٥ ذي القعده بود.

البته در برخي از منابع آمده است كه روز ٢٤ ذي القعده بوده است.

آقاي ذهبي و إبن حجر و ديگران هم گفته اند:

و جزم إبن حزم بأن خروجه كان يوم الخميس.

روز خروج پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، پنجشنبه بوده است.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ٨، ص ٨٠ ـ السيرة الحلبية، ج ٣، ص ٣٠٩ ـ عيون الأثر لإلن سيد الناس، ج ٢، ص ٣٤١

پس روز ٢٥ ذي القعده، پنجشنبه بوده است.

ماه ذي القعده در آن سال هم ناقص بوده است و ٢٩ روز. آقاي إبن كثير دمشقي در البداية و النهاية،جلد ٥، صفحه ١٢٩ مي گويد:

ماه ذي القعده در آن سال، ٢٩ روز بوده است.

من از اين آقايان سؤال مي كنم و اگر واقعاً مردانگي دارند، در شبكه شان به اين سؤال جواب بدهند:

خروج پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از مدينه در روز پنجشنبه، ٢٥ ذي القعده بوده است و ماه ذي القعده هم ٢٩ روزه بوده است. پس روز سه شنبه، اول ذي الحجه مي شود. پس روز ٩ ذي الحجه كه عرفه است، روز چهارشنبه مي شود. اين آقا كه مي گويد روز جمعه بود و روز عرفه! اگر هم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) روز ٢٤ ذي القعده از مدينه خارج شده باشد، روز عرفه روز سه شنبه مي شود.

آقاي عيني در عمدة القاري شرح صحيح البخاري، جلد ٧، صفحه ١٢٤ قاطعانه مي گويد:

كان خروجه من المدينة إلي مكه لأربع بقين من ذي القعدة.

خروج پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از مدينه به مكه، روز ٢٦ ذي القعده بوده است.

اگر روز ٢٦ خارج شده باشد، روز عرفه، سه شنبه مي شود. اين آقايان هر طوري حساب كنند، روز عرفه، در روز جمعه نيست.

پس بينندگان عزيز دقت كنند:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در روز پنجشنبه ٢٥ ذي القعده از مدينه به طرف حجة الوداع خارج شد و ذي القعده هم ٢٩ روز بود. روز نهم ذي الحجه كه عرفه باشد، روز چهارشنبه مي شود. اگر ماه ذي القعده ٣٠ روز هم باشد، باز هم روز عرفه، روز پنجشنبه مي شود. اگر روز ٢٦ ذي القعده هم حركت كرده باشد، روز عرفه، روز سه شنبه مي شود. پس عرفه در روز جمعه نبوده است.

ببينيد! آقايان مقداري دقت كنند. احساس كنند كه خداوند افرادي را مبعوث مي كند تا دست و پاي شما را بگيرند و در محكمه وجدان هاي بيدار بشر امروزي قرار بدهند. شما به ما جواب بدهيد. شما كه اين همه داد و بيداد مي كنيد و فرياد مي زنيد آيه إكمال در روز عرفه نازل شده و روز جمعه بوده است، اين را به ما جواب بدهيد.

جالب اين است كه در خود صحيح بخاري،جلد ٥، صفحه ١٨٦، حديث ٤٦٠٦ و صحيح مسلم،جلد ٨، صفحه ٢٣٨، حديث ٧٤١٩ نقل مي كنند از آقاي سفيان و مي گويند:

و أشك كان يوم الجمعة أم لا.

من شك دارم كه آيا عرفه در روز جمعه بوده يا خير.

يعني آش به قدري شور شده است كه صداي خود آشپز هم در آمده است!

اين آقايان كه اين قضايا را نقل مي كنند و يك يهودي هم مي گويد:

اگر هم چنين آيه اي بر ما يهوديان نازل مي شد، ما آن روز را عيد قرار مي داديم.

واقعاً جاي تأسف است كه يك آقايي بيايد به استناد يك روايتي، بگويد كه روز عرفه، روز جمعه بوده است. البته من عقيده ام بر اين است كه اين را هم به خود خليفه دوم دروغ بسته اند و اين روايات مربوط به دوران بني أميه است و آنها جعل كرده اند و براي اين كه اين روايت دروغين را در ميان مردم خوب جا بياندازند، آمده اند از يك شخصيتي مانند عمر بن خطاب نقل كرده اند تا مردم شك نكنند.

جالب اين كه اينها همه معجزه أهل بيت (عليهم السلام) است و خود صحيح بخاري و صحيح مسلم از سفيان كه از اركان فقهي أهل سنت است، نقل مي كنند:

و أشك كان يوم الجمعة أم لا.

من واقعاً تعجب مي كنم و تأسف مي خورم كه اين آقايان، نام خود را مولوي گذاشته اند! واقعاً آن بدبخت و بيچاره اي كه پشت سر ايشان نماز مي خواند، فرداي قيامت چه دارند؟ گرچه اينها نقل مي كنند:

صلوا خلف كل بر و فاجر.

پشت سر هر فاسق و فاجري مي تواني نماز بخوانيد.

سنن الدار قطني، ج ٢، ص ٤٤

واقعاً من تعجب مي كنم از ايشان كه اين گونه به خليفه دوم و هزاران أهل سنت توهين مي كند. حدأقل اگر به معناي مولا و دوستي بگيريد، ٣ شبانه روز مردم به حضرت علي (عليه السلام) تبريك گفتند و جناب خليفه دوم هم تبريك گفت. بنابراين آيا تمام آن ١٢٤ هزار نفر منافق شدند؟! آنهايي كه در طول تاريخ تبريك گفتند، منافق شدند؟!

* * * * * * *

آقاي محسني

در شبكه نور يا ظمت، در شب چهارشنبه مطلبي را از مولوي شان بيان كردند و گفتند:

امامت با خاتميت در تضاد است.

 

پخش كليپي از شبكه نور

كارشناس:

وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي» و تمام شد. پس اگر ما قائل باشيم به امامت و امامت معصوم، يعني ختم نبوت را قبول نداشتيم، يعني بعد از پيامبر، پيامبر ديگري هست و اين مسئله منطقي هم نيست جناب آقاي هاشمي. در جلسات گذشته عرض كرديم كه اگر بنا باشد اين مسئله منطقي باشد، جانشيني براي پيامبران مي آمد، نه براي خاتم نبوت. پس قائل بودن به اصل امامت يعني تضاد مستقيم با ختم نبوت. شما چگونه مي توانيد؟ گفتيم كه امام بايد ٢ صفت داشته باشد: كتاب يا شارع باشد يا شارح. در اينجا امام چه كاره است؟ اگر شارع باشد، ختم نبوت چيست؟ اگر شارح باشد، عصمت كجاست؟ پس اين مسئله تضاد مستقيم دارد با ختم نبوت. لذا اگر بنا باشد كه امامت باشد، خداوند تعيين مي كند و خداوند تعيين نكرد و رسول الله (صلي الله عليه و سلم) تعيين نفرمود و حضرت علي هم خود را جانشين قرار داد به دليل هاي مختلف. در نهج البلاغه چقدر حضرت علي فرمودند كه خلافت براي من اهميتي ندارد و ارزشي ندارد و مانند آب دهان بز، بي ارزش تر است براي من. تمام اين اقوال از حضرت علي دالّ بر چيست؟ اگر قرار بود كه حضرت علي منتصب و منتخب من عند الله باشد، چرا اين چنين بفرمايد؟ اين كه قابل انكار نيست. برادران نمي توانند انكار كنند.

[پايان كليپ]

 

آقاي محسني

جناب استاد حسيني قزويني! شما در مورد اين توضيح بفرماييد تا من هم سؤالات را خدمت شما عرض كنم.

استاد حسيني قزويني

ما واقعاً بايد تأسف بخوريم! انسان نمي داند كه آيا به حال اين آقايان گريه كند يا خنده كند؟! آيا قحط الرجال است كه افرادي را مي آورند در ميان اين همه جمعيت؟ با اين كه اينها مي گويند برنامه مان جهاني است و حدأقل ده ها هزار بيننده دارد! من نمي دانم اينها سواد ندارند؟! من واقعاً در اين مسئله مانده ام.

من اين را بارها عرض كرده ام كه در ذيل آيه شريفه ٣٠ سوره بقره كه مي فرمايد:

وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً

آقاي قرطبي كه از او تعبير مي كنيد به امام قرطبي و از استوانه هاي علمي أهل سنت است و تفسير ايشان هم عصاره تفاسير ٦ قرن اول اسلام است، وقتي به اين آيه مي رسد، مي گويد:

هذه الآية أصل في نصب إمام و خليفة يسمع له و يطاع، لتجتمع به الكلمة و تنفذ به أحكام الخليفة و لا خلاف في وجوب ذلك بين الأمة و لا بين الأئمة.

اين آيه اصل است براي نصب امامت و خليفه تا اين كه مردم از او حرف شنوي داشته باشند و اطاعت كنند. ... ، در وجوب نصب كتاب، اختلافي ميان أمت اسلامي و پيشوايان اسلامي نيست.

تفسير القرطبي، ج ١، ص ٢٦٤

پس معلوم مي شود كه اين آقا، نه جزء أمت اسلامي است و نه جزء پيشوايان اسلامي. اين خيلي واضح و روشن است. آيا اين آقايان و علماء گذشته نفهميده اند كه آمده اند بحث نصب امامت را از آيه استفاده كرده اند و خبر نداشتند كه امامت، تضاد با خاتميت دارد؟ تا اين كه يك آقايي بعد از ١٤٠٠ سال به عنوان كارشناس يا كار نشناس بيايد و بگويد:

پس قائل بودن به اصل امامت، يعني تضاد مستقيم با ختم نبوت.

ما نمي دانيم آيا اينها معناي خاتميت را فهميده اند؟ آيا معناي كلمه تضاد را مي دانند چيست؟ آيا معناي امام را مي دانند چيست؟

مضافاً كه شما در مسند احمد آورده ايد:

من مات بغير إمام مات ميتة جاهلية.

و در كتاب هاي ديگر هم آورده ايد:

من مات و ليس له امام مات ميتة جاهلية.

من مات و ليس عليه امام مات ميتة جاهلية.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٤، ص ٩٦ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٥، ص ٢١٨ ـ كتاب السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص ٤٨٩ ـ مسند أبي يعلي، ج ١٣، ص ٣٦٦ ـ صحيح إبن حبان، ج ١٠، ص ٤٣٤ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٢، ص ٦١ ـ علل الدارقطني، ج ٧، ص ٦٣ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج ١٩، ص ٣٨٨ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج ٦، ص ٧٠ ـ المعيار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافي، ص ٢٤ ـ مسند أبي داود الطيالسي، ص ٢٥٩ ـ الإحسان بترتيب صحيح إبن حبان، ج ٧، ص ٤٩ ـ كنز العمال، ج ٦، ص ٦٥

شما به ما جواب بدهيد كه معنايش چيست؟ يعني هر كسي كه منكر خاتميت نباشد، به مرگ اسلامي از دنيا رفته است؟ حرفي بزنيد كه مرغ هاي پخته و پرندگان آسمان به شما نخندند! اين حديث را پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است. آيا ـ نستجير بالله ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متوجه نشده است كه امامت با خاتميت در تضاد است، ولي اين آقا بعد از ١٤٠٠ سال آمده و كشف جديدي فرموده است كه قائل به كتاب، منكر خاتميت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است؟! آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ـ نستجير بالله ـ متوجه نشده است كه هر كسي معتقد به امامت باشد، انكار خاتميت است و اعتقاد امامت با خاتميت تضاد دارد؟! من نمي دانم، شايد به اين دليل باشد كه اين آقايان اين گونه سخن مي گويند:

چون قافيه تنگ آيد شاعر به جفنگ آيد

* * * * * * *

آقاي محسني

ارزش و جايگاه امامت نزد أهل سنت چگونه است؟

استاد حسيني قزويني

سؤال زيبايي است. اين آقايي كه مي گويد:

امامت با خاتميت در تضاد است.

و خودش را دست پرورده وهابيت مي داند و خود آقاي هاشمي به من مي گفت كه فارغ التحصيل دانشگاه محمد بن سعود رياض هست، ما انتظار داريم كه اين آقايان حدأقل در دانشگاه محمد بن سعود رياض با مباني اعتقادي إبن تيميه هم تا حدودي آشنايي داشته باشند، ولي مي بينيم كه اطلاعات ما خيلي بيشتر از اينهاست.

إبن تيميه در كتاب السياسة الشرعية في إصلاح الراعي و الرعية، صفحه ١٦٥ اين تعبير را دارد:

يجب أن يعرف أن ولاية أمر الناس من أعظم واجبات الدين، بل لا قيام للدين إلا بها.

ولايت أمر مردم، از بزرگ ترين واجبات ديني است. هيچ ديني بدون ولايت أمر امكان پذير نيست.

آقاي ماوردي كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، در كتاب ادب الدين و الدنيا، صفحه ١١١ اين تعبير را دارد:

وجب إقامة إمام يكون سلطان الوقت و زعيم الأمة.

واجب است كه امامي را نصب كنند تا سلطان وقت و زعيم امت باشد.

اين علماء أهل سنت بحث امامت را جزء واجبات دين مي دانند، ولي اين آقا مي گويد:

اعتقاد به امامت، با خاتميت در تضاد است.

* * * * * * *

آقاي محسني

نظر أهل سنت نسبت به ضرورت وجود و نصب امام چيست؟

استاد حسيني قزويني

در اينجا هم اگر اين آقايان وقت دارند و سواد دارند، بروند مطالعه كنند كتاب هاي أهل سنت را يا خود آقاي هاشمي كه فارغ التحصيل دانشگاه محمد بن سعود است، خودش برود مطالعه كند و خودش مطرح كند.

آقاي إبن حجر عسقلاني در فتح الباري في شرح صحيح البخاري، جلد ١٣، صفحه ١٧٨، نشر دار المعرفة بيروت مي گويد:

أجمعوا علي أنه يجب نصب خليفة و علي أن وجوبه بالشرع لا بالعقل.

أمت اسلامي إجماع دارند كه نصب خليفه واجب است و وجوبش هم شرعي است، نه عقلي.

آقاي عضد الدين إيجي هم مي گويد:

نصب الإمام عندنا واجب علينا سمعا.

در نزد ما أهل سنت، نصب امام واجب شرعي است.

المواقف للإيجي، ج ٣، ص ٥٧٤، نشر دار الجيل بيروت ـ شرح المواقف للقاضي الجرجاني، ج ٨، ص ٣٤٥

باز هم آقاي إيجي مي گويد:

تواتر إجماع المسلمين في الصدر الأول بعد وفاة النبي صلي الله عليه و سلم علي إمتناع خلو الوقت عن إمام، ... و تركوا له أهم الأشياء و هو دفن رسول الله صلي الله عليه و سلم.

تواتر است كه مسلمانان إجماع كردند بعد از وفات پيامبر (صلي الله عليه و سلم) كه در هيچ زماني نبايد جامعه از امام خالي باشد. ... حتي مهمترين مسئله كه دفن پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بود را رها كردند و به سقيفه رفتند تا امام معين كنند.

المواقف للإيجي، ج ٣، ص ٥٧٥، نشر دار الجيل بيروت ـ شرح المواقف للقاضي الجرجاني، ج ٨، ص ٣٤٦

يعني آن صحابه هيچ كدام شان نفهميدند كه قائل بودن به امامت، تضاد دارد با خاتميت!

آقاي تفتازاني هم در شرح المقاصد في علم الكلام، جلد ٥، صفحه ٢٣٥، نشر دار العمارف النعمانية، چاپ ١٤٠١ هجري قمري مي گويد:

نصب الإمام واجب علي الخلق سمعا عندنا و عند عامة المعتزلة.

به عقيده ما أهل سنت و عموم معتزله، نصب امام واجب شرعي است.

آقاي إبن حزم آندلسي كه نزد آقايان أهل سنت اعتبار ويژه اي دارد، مي گويد:

إن رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نصّ علي وجوب الإمامه و أنه لا يحل بقاء ليلة دون بيعة.

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نصّ صريح دارد بر وجوب امامت و هيچ مسلماني حق ندارد يك شب را بدون امام سپري كند.

الفصل في الملل و الأهواء و النحل، ج ٤، ص ٨٤، چاپ مكتبة الخانجي قاهره

اينها مشخص و واضح است بر اين كه اين نصب امامت، يك أمر ضروري و واجب است و هيچ راهي نيست جز اعتقاد به وجوب امامت و وجوب نصب امامت. ولي اين آقا افاضه فرموده است كه «هيچ پيامبري براي خودش جانشين نداشته است». مقداري برويد مطالعه كنيد. واقعاً:

الحمد لله الذي جعل أعداءنا من الجهلاء!

در كتاب تاريخ مدينة دمشق آقاي إبن عساكر، جلد ٤٢، صفحه ٣٩٢ با سند صحيح (كه ما هم در جواب آقاي دكتر قِفاري، جلد ١، صفحه ٣١١ تك تك اين راويان را بررسي كرده ايم) نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

لكل نبي وصي و وارث و إن عليا وصيي و وارثي.

براي هر پيامبري، وصي و وارثي است و علي هم وصي و وارث من است.

الكامل لعبد الله بن عدي، ج ٤، ص ١٤ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ٨٥ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج ١، ص ٢٣٥

آيا از اين بهتر و واضح تر؟!

آقاي احمد بن حنبل در فضائل الصحابة، جلد ٢، صفحه ٦١٥، حديث ١٠٥٢ (در حديثي صحيح كه ما در جواب آقاي دكتر قِفاري، جلد ١، صفحه ٢٩٩ تك تك راويان را بررسي سندي كرده ايم) نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بعد از اين حديث فرمود:

فإن وصيي و وارثي علي بن أبي طالب.

وصي و وارث من، علي بن أبي طالب است.

شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ٩٩

هم چنين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از أمير المؤمنين (عليه السلام) به عنوان خاتم الوصيين و پايان بخش أوصياء ياد كرده است و اين نشان مي دهد كه قبلاً هم پيامبران (عليهم السلام)، أوصيائي داشته اند.

حلية الأولياء لأبو نعيم الإصفهاني، ج ١، ص ٦٣ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٣٨٦ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ٨٥ ـ مطالب السؤول في مناقب آل الرسول لمحمد بن طلحة الشافعي، ص ١٢٦

ده ها روايت از اين روايات آمده است كه پيامبران (عليهم السلام) هم وصي داشته اند و حضرت آدم (عليه السلام)، حضرت داود (عليه السلام)، حضرت سليمان (عليه السلام)، حضرت موسي (عليه السلام) و حضرت عيسي (عليه السلام) هم وصي داشته اند. شما اگر كتاب إثبات الوصية آقاي مسعودي را بخوانيد، مي بينيد كه اسامي تك تك أوصياء پيامبران (عليهم السلام) را به صورت مسند آورده است و نام تك تك پيامبران (عليهم السلام) را با نام وصي شان ذكر مي كند. ولي اين آقا مي گويد:

امام بايد ٢ صفت داشته باشد: كتاب يا شارع باشد يا شارح. در اينجا امام چه كاره است؟ اگر شارع باشد، ختم نبوت چيست؟ اگر شارح باشد، عصمت كجاست؟ پس اين مسئله تضاد مستقيم دارد با ختم نبوت.

فرض بفرماييد كه امام شارع باشد يا شارح، كجا خراب مي شود؟ اگر شارع است، به إذن الله تبارك و تعالي شارع شده است. آقاي عمر به چه مجوزي گفت:

متعتان كانتا في زمن رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و أنا أحرمهما و أعاقب عليهما.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٣، ص ٣٢٥ ـ شرح معاني الآثار لأحمد بن محمد بن سلمة، ج ٢، ص ١٤٦ ـ الاستذكار لإبن عبد البر، ج ٥، ص ٥٠٥ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ١٦، ص ٥٢٠ ـ تفسير الرازي، ج ٥، ص ١٦٧ ـ تفسير القرطبي، ج ٢، ص ٣٩٢ ـ علل الدار قطني، ج ٢، ص ١٥٦ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج ١٤، ص ٢٠٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٦٤، ص ٧١ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٣١، ص ٢١٤ ـ تذكرة الحفاظ للذهبي، ج ١، ص ٣٦٦ ـ وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج ٦، ص ١٥٠ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ١٥، ص ٤١٨ ـ أحكام القرآن للجصاص، ج ٢، ص ١٩١

آيا عمر شارع يا شارح بود؟ اگر شارع نبود، چرا مي گويد: «و أنا أحرمهما»؟ پس معلوم مي شود كه شارع بوده است.

اگر هم امام شارح باشد، كجا خراب مي شود؟ قرآن به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ

سوره نحل / آيه ٤٤

و خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

أنت تبيّن لأمتي ما اختلفوا فيه بعدي.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٢٢

شرح سخنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه وظيفه امام است و مبيّن است، كجايش اشكال دارد؟ آيا شما خودتان شارح سخنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيستيد؟ آيا خلفاء راشدين كه اين همه آنها را بالا برده ايد و أحاديث جعلي و دروغيني را در فضائل آنها درست كرده ايد، مانند:

عليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين بعدي.

شارع هستند يا شارح؟ براي ما معين كنيد. اگر شارع بودند، به قول شما ختم نبوت زير سؤال مي رود و اگر شارح بودند، عصمت شان را از كجا آورده اند؟ من نمي دانم اصلاً شارح بودن چه ارتباطي به عصمت دارد؟:

چون قافيه تنگ آيد شاعر به جفنگ آيد

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

من از مهاجرين افغاني هستم و از آقاي خدمتي در شبكه ظلمت پرسيدم كه شما هم به امام حسين (عليه السلام) و أمير المؤمنين (عليه السلام)، رضي الله عنه مي گوييد و هم به معاويه. اينها با هم جور در نمي آيد. گفت:

معاويه هم چنين كاري نكرده است و فقط يك نافرماني كوچك كرده است و خلافت را به سلطنت تبديل كرد و كار آن چناني نكرد كه به او توهين بكنيم.

جواب ١ :

من فقط چند مورد را از كتاب هاي معتبر نسبت به معاويه عرض مي كنم. إن شاء ا... اگر فرصتي بود، بايد ٧ ، ٨ جلسه معاويه را به آن گونه اي كه بوده و در كتب أهل سنت آمده، تاريخ معاويه را ورق بزنيم و اين حقايقي كه اين آقايان پنهان كرده اند و الآن هم در تاريخ پنهان مي كنند را بيان كنيم و دست اينها را رو كنيم.

آقاي طبري در تاريخش، جلد ٨، صفحه ١٨٥ و آقاي سبط إبن جوزي در تذكرة الخواص، صفحه ١١٥ و در جمهرة الخطب، جلد ١، صفحه ٤٢٨ نقل مي كنند:

روزي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) ديد كه أبو سفيان مي آيد و معاويه جلوي شترش را گرفته و يزيد، برادر معاويه (كه غير از آن پسر معاويه است) هم پشت شتر بود و فرمود:

لعن الله القائد و الراكب و السائق.

خداوند لعنت كند أبو سفيان را كه بالاي شتر نشسته است و معاويه را كه جلودار شتر است و يزيد را كه دنبال شتر مي آيد.

آقاي بلاذري هم در أنساب الأشراف، جلد ٥، صفحه ١٣٤، با تحقيق آقاي سهيل ذكار و دكتر رياض زركلي، چاپ ١٠ جلدي بيروت نقل مي كند كه روزي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

يطلع عليكم من هذا الفج رجل يموت علي غير ملتي، فطلع معاوية، فقال النبي (صلي الله عليه و سلم): هو هذا.

از اين سمت مردي مي آيد كه بدون ايمان و بدون دين از دنيا مي رود. معاويه آمد و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: آن مردي كه مي گفتم، معاويه است.

وقعة صفين لإبن مزاحم المنقري، ص ٢٢٠

آقاي حافظ غماري در كتاب جونة العطار، جلد ٢، صفحه ١٥٤ مي گويد:

هذا صحيح علي شرط مسلم.

روايت ديگري را آقاي بلاذري در أنساب الأشراف، جلد ٥، صفحه ١٣٦ نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إذا رأيتم معاويه علي منبري فاقتلوه.

وقتي معاويه را روي منبر من ديديد، او را بكشيد.

حسن بصري هم مي گفت:

فتركوا أمره، فلم يفلحوا و لم ينجحوا.

مسلمانان دستور پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را عمل نكردند؛ نه رستگار مي شوند و نه نجات پيدا مي كنند.

تاريخ طبري، ج ٨، ص ١٨٦ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٨، ص ١٤١ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٣، ص ١٤٩ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج ٢، ص ١٤٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٥٩، ص ١٥٥ ـ ميزان الاعتدال للذهبي، ج ١، ص ٥٧١ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج ٥، ص ٩٦ ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص ٥٨ ـ اللئالي المصنوعة للسيوطي، ج ١، ص ٤٢٤ و ٤٢٥

ايشان مي گويد كه «معاويه هيچ كاري نكرده است». دوست داران حضرت علي (عليه السلام)! شيعه! سني! اين مطلب را شيخ طوسي (ره) و علامه مجلسي (ره) نقل نمي كند، بلكه إبن كثير دمشقي سلفي نقل مي كند كه وقتي علي بن أبي طالب (عليه السلام) از دنيا رفت و شهيد شد، معاويه گفت:

الحمد لله الذي أمات عليا.

شكر خدايي را كه علي را كشت.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٨، ص ٣٣١ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٢٩، ص ٢٨٧

آيا ايشان هيچ كاري نكرده است؟!

و دس معاوية السم للحسن بن علي.

معاويه دسيسه كرد و حسن بن علي را مسموم كرد.

 

 

الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ١، ص ١٤١ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، جلد ٤، صفحه ٢٢٩

آيا مسموم كردن و شهيد كردن ذريه و فرزند و دلبند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كار كمي است؟!

و لما بلغ معاويه موت الحسن خر ساجدا لله.

وقتي خبر شهادت حسن بن علي به معاويه رسيد، افتاد و سجده كرد.

عقد الفريد لإبن عبد البر، ج ٢، ص ٢٩٨

آيا كشتن بهترين صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، عمرو بن حمق خزاعي، حجر بن عدي، مالك اشتر و محمد بن أبو بكر كم چيزي است؟

تاريخ الطبري، ج ٤، ص ٧٢ و ١٨٧ ـ عيون الأخبار لإبن قتيبة الدينوري، ج ١، ص ٢٠١

معاويه، محمد بن أبو بكر، فرزند أبو بكر را كشت.آيا معاويه كاري نكرده است؟

در تاريخ الطبري، جلد ٤، صفحه ٧٩ آمده است:

فغضب معاوية فقدمه فقتله، ثم ألقاه في جيفة حمار، ثم أحرقه بالنار. فلما بلغ ذلك عائشة جزعت عليه جزعا شديدا و قنتت عليه في دبر الصلاة تدعو علي معاوية و عمرو.

وقتي محمد بن أبو بكر را كشتند، او را در داخل پوست الاغ گذاشتند و آتش زدند. وقتي اين خبر به عايشه رسيد، جزع و ناله شديدي كرد و بعد از هر نمازش معاويه و عمرو بن عاص را لعنت و نفرين مي كرد.

الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٣، ص ٣٥٧ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٧، ص ٣٤٩ ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ٦، ص ٨٨

آيا اينها كافي نيست؟! يا باز هم بگوييم؟! اگر از الآن شروع كنم تا ١٠ ساعت نسبت به ظلم و جناياتي كه معاويه انجام داده است بخواهم بگويم، باز هم وقت كم مي آيد.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

١. كتاب هاي شب هاي پيشاور براي چند سال قبل است؟

٢. آيا كتابي جديدتر كه علماء ما كامل تر و گسترده تر بحث كرده باشند، وجود دارد؟

٣. بنده چند بار كه حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها) مشرف شدم، از خطباي بليغ حرم شنيدم كه اسم يكي از مراجع را مي بردند و سخن ايشان را گفتند در رابطه با آيه إكمال كه مي فرمود:

با توجه به اين كه با ولايت علي من راضي شدم كه اسلام دين شما باشد، پس آنهايي كه ادعا مي كنند ما مسلمانيم با نبوت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، در حقيقت اسلام واقعي را ندارند و حمل بر اسلام مي شوند.

يعني اينها اسلام واقعي ندارند.

جواب ٢ :

٢ و ١. آقاي سلطان الواعظين شيرازي (ره) زحمات زيادي براي كتاب شب هاي پيشاور كشيدند و معاصر علامه اميني (ره) بودند و در عصر خودمان بودند. ولي من به دوستان توصيه مي كنم كه كتاب المراجعات مرحوم شرف الدين (ره) را مطالعه كنند. چون هم جديدترين كتاب است و هم متقن است و هم خيلي مؤدبانه نوشته است. اين كتاب، در حقيقت يك گفت و گوي علمي است ميان ٢ شخصيت شيعي و سني است؛ از طرف شيعه، علامه شرف الدين (ره) است كه از شخصيت هاي برجسته شيعه است و از طرف أهل سنت هم آقاي شيخ سليم البشري از شخصيت هاي برجسته دانشگاه الأزهر مصر است. اين كتاب خيلي خوب است و مطالعه اش را به همه جوانان توصيه مي كنيم. ترجمه فارسي اين كه به نام امامت و رهبري و هم چنين حق جو و حق گو است. هم چنين كتاب علامه عسكري (ره) به نام معالم المدرستين هم كتاب خوبي است. معمولاً براي آغاز كار، ما اين ٢ كتاب را به دوستان معرفي مي كنيم. كتاب المراجعات خواندني نيست، بلكه بايد مباحثه كرد و مانند درس خارج بيان كرد و بيايد نُت برداري و حفظ كرد. بنده كه الآن ٢٧ سال است در اين ميدان هستم، قوي تر و زيباتر از كتاب المراجعات نديدم. من كتاب شب هاي پيشاور را وقتي ١٤ ساله بودم خواندم. شايد ٩٠٪ علماء أهل سنت و وهابي و دانشمندان كه شيعه شدند، به بركت كتاب المراجعات شيعه شدند.

٣. خير، ما تمام أهل سنت را مسلمان و پاك مي دانيم و ذبيحه آنها را حلال مي دانيم. اما اين كه اسلام واقعي را ندارند، آن را خدا مي داند كه واقعاً چه كسي مسلمان است و چه كسي مؤمن است و خداوند روي قلب ها را پوشانده است. مثلاً الآن شما نمي توانيد به بنده بگوييد كه مسلمان واقعي هستم يا نيستم. ما از نظر ظاهري، اين حكم را بر همه جاري مي كنيم:

وَ لَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَي إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا

و به كسي كه اظهار صلح و اسلام مي كند، نگوئيد مؤمن نيستي .

سوره نساء / آيه ٩٤

ما موظف هستيم به ظواهر عمل كنيم؛ چه در شيعه و چه در سني.

به نظر من اين بحث ها را طرح كردن، نه در منابر و نه در ماهواره ها، بنده خلاف شرع مي دانم كه بگوييم مسلمان واقعي كيست و مسلمان غير واقعي كيست و مؤمن كيست و شيعه واقعي و شيعه غير واقعي كيست؟ ما فعلاً هر كسي كه گوينده لا إله إلا الله و محمد رسول الله (صلي الله عليه و آله) باشد را مسلمان و پاك مي دانيم و ذبيجه او را پاك مي دانيم و پشت سرش نماز مي خوانيم. البته چون ما عدالت را شرط مي دانيم، پشت سر غير عادل نماز نمي خوانيم. پشت سر أهل سنت نماز خواندن را به خاطر برخي معيارهايي كه ائمه (عليهم السلام) براي ما قرار داده اند، نماز مي خوانيم و حتي مراجع عظام تقليد هم مي گويند اگر كسي پشت سر عالمي سني نماز بخواند، احتياجي به قضاء كردن آن نماز ندارند و آن نماز مجزي است و اسقاط تكليف مي كند.

فرداي قيامت معلوم مي شود كه چه كسي مسلمان واقعي هست و چه كسي مسلمان واقعي نيست. خود آقايان أهل سنت هم در كتاب صحيح بخاري و صحيح مسلم دارند و ما هم داريم كه چه بسا يك انساني يك عمر كار خوب و تقوايي مي كند، ولي در آخرين لحظات زندگي اش ورق برمي گردد و مرگش مرگ شيطاني مي شود و به مرگ أهل دوزخ مي ميرد و در روايت هم داريم كه چه بسا يك انساني در طول عمرش، كار گناه و معصيت كرده و زندگي اش زندگي شيطاني است، ولي در آخر عمرش خداوند توفيقش مي دهد و به مرگ بهشتي از دنيا مي رود. ما اين مسائل را نمي دانيم و فقط خدا مي داند. بزرگان ما هم گفته اند كه بايد يكي از مهم ترين و بالاترين أدعيه ما اين باشد كه بگوييم: «خدايا! عاقبت ما را ختم به خير كن».

در قضيه عاشوراء كه اين همه افراد و بعضي از صحابه تا كربلاء با امام حسين (عليه السلام) آمدند، يعني تا درب بهشت با امام حسين (عليه السلام) آمدند، ولي توفيق نداشتند و در شب عاشوراء كه امام حسين (عليه السلام) بيعت را از يارانش برداشت، تعدادي از همانجا برگشتند. آيا آنها نمردند؟ مردند. آنهايي هم كه در ركاب امام حسين (عليه السلام) هم بودند، مردند و شهيد شدند. ولي ١٤٠٠ سال است كه ما هر روز زيارت عاشوراء را مي خوانيم و مي گوييم:

السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين.

يعني آنهايي كه در ركاب امام حسين (عليه السلام) شهيد شدند:

الذين بذلوا مهجهم دون الحسين (عليه السلام).

ما بر آنها سلام مي دهيم و در رديف بزرگان ديني مان آورده ايم. ولي سايرن سعادت اين را نداشتند. از آن طرف هم

حضرت آيت ا... حاج شيخ محمد شاه آبادي استاد و سرور ما كه حق بزرگي بر گردن بنده هم دارد، بارها در سر درس مي فرمودند:

در روز عاشوراء، يك جواني از سپاه عمر بن سعد شمشيري در دست گرفته بود تا برود سر مطهر امام حسين (عليه السلام) را در گودي قتلگاه جدا كند. امام حسين (عليه السلام) يك نگاهي به او كرد و فرمود:

أمثلك تقتل مثلي.

آيا مانند تويي مي خواهد مرا بكشد؟

اين جواني كه تا درب جهنم آمد، برگشت با همان شمشيري كه آمده بود امام حسين (عليه السلام) را بكشد، با لشكر عمر بن سعد جنگيد و شهيد شد.

اين را مي گويند مصداق واقعي عاقبت به خيري.

لذا، برادر عزيزم! دنبال اين نباشيم كه بياييم ترازويي بگذاريم و بگوييم چه كسي ايمان و اسلام واقعي دارد يا اسلام و ايمان چه كسي سنگين تر و بالاتر است.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

١. آيا أهل سنت كتاب هاي خودشان را قبول دارند يا قبول ندارند؟

٢. اين آقايان گرگيج كه گفته كسي نبايد براي عيد غدير تبريك بگويد، آيا اين حرفش تفرقه در ميان مسلمانان نمي اندازد؟ اين مطلب را از كجا آورده است؟ آيا در روايتي خوانده است يا در كتابي خوانده است؟

جواب ٣ :

١. هر كجا كه به ضررشان باشد، قبول ندارند. آقايان أهل سنت فقط صحيح بخاري و صحيح مسلم را كامل قبول دارند. البته أخيرا حدود ١٥٠ روايت از روايات صحيح بخاري و صحيح مسلم را گفته اند كه اعتبار ندارد.

٢. ايشان مي خواست اين سخنش را به تمام جهانيان برساند. ايشان اين مطلب را در مسجدي كه ١٠٠ نفر ، ٢٠٠ نفر جمعيت دارد گفته است و ما در اينجا پخش كرديم و نزديك ٤٠ ميليون نفر صداي ايشان را شنيد. ايشان بايد براي ما دعا كنند كه صداي شان را به تمام جهان رسانديم.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»