سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٢٥ - كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير

كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير

کد مطلب: ٥٣٥٨ تاریخ انتشار: ٠٧ آبان ١٣٩١ تعداد بازدید: ٤١٢٦ سخنراني ها » شبکه ولايت كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
حبل المتين ٩١/٠٨/٠٧

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٧ / ٠٨ / ٩١

مجري:

اگر اشاره مختصري به سفرتان به استان آذربايجان شرقي و مناطق زلزله زده داشته باشيد، ممنون مي شويم.

استاد قزويني:

در رابطه با سفري كه داشتيم به سمت تبريز و مناطق زلزله زده، با توجه به فراخواني كه داده بوديم، بينندگان عزيز مبالغ قابل توجهي را به حساب شبكه ريخته بودند و من قضايا را خدمت حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي رساندم و ايشان گفتند: يك نفر برود و از نزديك از زلزله زده گان عزيز آذربايجان شرقي هم تفقدي كند و هم با مشكلات آن ها آشنا شوند و اين كه آن ها چه نيازي دارند كه اين مبالغ در موارد نياز آن ها مصرف شود.

اول بنا بود كه بعضي از دوستان بروند؛ ولي قرعه فال به نام ما افتاد و رفتيم و از نزديك با مشكلات عزيزان زلزله زده و مصيبت زده آشنا شديم.

من با اين كه جلوي مردم خودم را كنترل مي كردم و اظهار ناراحتي نمي كردم تا در روحيه آن ها اثر منفي نگذارد؛ ولي بيش ٦ دفعه نتوانستم جلوي گريه خودم را بگيرم و به قدري مصيبت عميق است و گرفتاري ها زياد است كه واقعا قلب انسان را به درد مي آورد و اشك آدم را جاري مي كند.

با اين كه نزديك ٣ ماه است كه از اين حادثه مي گذرد، ما نمي خواهيم بگوييم كه كار نكرده اند، همه دست به دست هم داده اند و در حال كار كردن هستند.

خيرين و دولت و مسؤلين كار مي كنند؛ ولي فاجعه خيلي عميق است؛ يعني ٣٢٠ روستا صد در صد ويران شده است و ٩٠٠ روستا از ٢٠ درصد تا ٨٠ در صد خراب شده است.

اين زلزله در روز اتفاق افتاده است؛ وگرنه آمار كشته ها خيلي بالا مي رفت.

در زلزله بوئين زهراي قزوين، من يادم است كه ١١ ساله بودم و كاملاً در جريان بودم.

تقريبا ٢٢ تا روستا ويران شد و ٣٠ هزار كشته داد.

در زلزله هاي ديگر محدوده آن ها كم بود؛ ولي چون در شب اتفاق افتاد، مردم قدرت فرار نداشتند؛ ولي در آذربايجان زلزله اول به صورت عمودي آمد و بعد به صورت افقي و مردم فرصت اين را كه به بيرون فرار كنند داشتند.

من در يك جمله خدمت بينندگان عزيز عرض كنم، در طول اين بيش از ٢ ماه، يك خانه اي كه درست كرده باشند، (خانه ها همه كوچك است) يك خانه ١٢ متري يا ٢٤ متري كه تحويل زلزله زده ها داده باشند، بنده نديدم.

در اين ٢ روزي كه در آنجا بوديم من در اطراف تبريز و اطراف اهر و هريس رفتم؛ حتي به قلب زلزله رفتم و دور افتاده ترين روستايي كه زلزله در آن اتفاق افتاده بود، رفتم و سر زدم.

همه مردم در چادرها هستند و حتي اين كانكس هايي كه آورده اند، درب و پنجره نداشت و تعدادي درب و پنجره آورده بودند و كسي نبود كه نصب كند و تعدادي هم فقط تخته و چوب آورده بودند.

كي مردم و مسئولين فرصت كنند تا اين ها را سر هم كنند.

الان مردم در داخل چادر با آن سرماي زود رس، خدايي نكرده اگر برفي بيايد، تلفات انساني قابل بخشش نيست.

تمامي ما و تمامي كساني كه امشب عرض بنده را مي شنوند، مسئول هستيم.

تصاوير زلزله زدگان:

اولين روستايي كه رفتيم، مردم همه در چادرها زندگي مي كردند.

كانكس هاي آن نه در دارد و نه پنجره.

در حمام هايي كه درست كرده اند، بعضي ها مي گفتند: ٢٠ روز يك بار هم نوبت ما نمي شود كه به حمام برويم.

مردم مي آمدند و در دل مي كردند و درد دل ها خيلي فجيع و ناراحت كننده بود.

فكر بچه هاي كوچه، ساختن خانه بود. با اين اسباب بازي هايي كه براي شان آورده اند باز هم خانه درست مي كردند. خيلي درد آور است و قلب هر بيننده را به درد مي آورد.

بعضي از مردم مي گفتند: نخواستيم خانه براي ما بسازند، مسجد ما را درست كنند؛ چون محرم نزديك است و مي خواهيم عزاداري كنيم.

مردم آذربايجان براي محرم يك ارزش فوق العاده اي قائل هستند.

در اين ٣٢٠ روستايي كه ويران شده است، ٩٠ در صد مساجد آن كلا ويران شده است؛ جز ٨ تا از مساجدي كه قابل تعمير است.

البته ٢ تا از مساجدي كه براي روستاهاي پر جمعيت بود، از اين وجهي كه مردم به حساب شبكه ولايت ريختند، ما از همين جا از همه اجازه مي گيريم براي تعمير دوتا از مساجد تا هزينه تعميرش را متقبل شويم.

گفتم: هر كدام از مساجد ٦ ميليون، كه روي هم در حد ١٢ ميليون شود كه بتوان براي محرم آماده كنند.

گفتم: شما اين ها را تكميل كنيد و اگر هم كم آمد از دوستان و بزرگواران جمع مي كنيم و خدمت دوستان مي دهيم.

واقعا وضع خيلي فجيع است.

در بعضي از مناطق، مردم از اين كه مسئوولين نيامده اند خسته شدند و خودشان اين منازل را مي سازند. در آنجا شير آبي گذاشته اند و مردم از آن آب مي برند.

فاجعه خيلي عميق و گسترده است.

در يكي از خانه ها پلاكارد زده بودند: برادر عزيزم اگر به ديدار من آمدي و من حضور نداشتم به خاطر اين است كه خانه و كاشانه ام را از دست داده ام و جايي براي پذيرايي از شما ندارم.

اين ها نمونه هايي است كه قلب آدم را به درد مي آورد. براي انسان قابل تحمل نيست. ان شاء الله ما تفصيل قضايا را در شب چهارشنبه كه فرصت بيشتري داريم، خدمت بينندگان عزيز عرض خواهيم كرد.

حرف هايي هم با مردم و دوستان داريم كه واقعا:

من أصبح ولم يهتم بأمور المسلمين فليس بمسلم.

الكافي - الشيخ الكليني - ج ٢، ص ١٦٣

من عرائض زياد دارم و تقاضا از مردم هم زياد دارم، ان شاء الله شب چهارشنبه در خدمت بينندگان هستيم و با بينندگان در اين زمينه صحبت خواهيم كرد.

مجري:

ان شاء الله با اين توضيحات شما مردم عزيز ما توجه بيشتري كنند و كمك هاي مردمي سرازير شود تا ان شاء الله مشكلات عزيزان بر طرف شود.

شما گفتيد: آقايان اهل سنت تا ١٢٠ هزار نفر اشاره كردند و در كتب خود نوشته اند كه در اين سفر حجة الوداع با پيغمبر بوده اند و در غدير هم حضور داشتند.

آيا كثرت حاضرين در اين همايش بزرگ و كثرت ناقلين حديث و تعدد طرقي كه براي حديث غدير است، دليل واضحي بر صحت حديث غدير نيست؟

استاد قزويني:

در رابطه با قضيه كثرت حاضرين، بنده دفعه قبل هم عرض كردم با اين كه حديث غدير پر راوي ترين حديث است كه مرحوم علامه اميني از ١١٠ نفر از صحابه با سندهاي متعدد، حديث غدير را نقل كرده است و مرحوم آقا عزيز طباطبائي رضوان الله تعالي عليه نوه صاحب عروة، ايشان هم حدود ٢٠ مورد به آن اضافه كرده است، با اين كه نزديك به ١٣٠ نفر از صحابه نقل كرده اند، به نظر ما مظلوم ترين احاديث، حديث غدير است؛ چون دوستان مي بينند كه جناب سبط ابن جوزي مي گويد:

اتفق علماء السير علي أن قصة الغدير كانت بعد رجوع رسول الله من حجة الوداع في الثامن عشر من ذي الحجة، وكان معه من الصحابة ومن الاعراب وممن يسكن حول مكة والمدينة مائة وعشرون ألفا وهم الذين شهدوا معه حجة الوداع وسمعوا منه من كنت مولاه فعلي مولاه

العدد القوية لدفع المخاوف اليومية، علي بن يوسف المطهر الحلي، ص ١٨٣

اتفاق دارند علماي تاريخ بر اين كه داستان غدير بعد از بازگشت پيغمبر در حجة الوداع در ١٨ ذي الحجة بوده است و از صحابه و اعراب و كساني كه اطراف مدينه و مكه بودند، ١٢٠ هزار نفر با نبي مكرم بودند و اين ١٢٠ هزار نفر حديث من كنت مولي فعلي مولاه را شنيدند.

معلوم مي شود كه با توجه به اين، افرادي كه در اطراف مكه بودند در قضيه غدير خم طبق اين روايتي كه آقاي سبط ابن جوزي مي آورد، حضور داشته اند.

جناب آقاي حلبي كه از علماي بزرگ اهل سنت است مي گويد:

كان معه جموع لا يعلمها إلا الله تعالي.

السيرة الحلبية، ج ٣، ص ٣٠٨

جمعيتي كه با پيغمبر در غدير بوده است، جز خدا كسي از آمارش خبر ندارد.

بعضي گفته اند: ٤٠ هزار و بعضي گفته اند: ٧٠ هزار و بعضي گفته اند: ٩٠ هزار و بعضي گفته اند: ١١٤ هزار و بعضي گفته اند: ١٢٠ هزار و بعضي از هم گفته اند: بيش از ١٢٠ هزار نفر در حجة الوداع و در غدير خم بودند و سخنان پيغمبر اكرم را شنيده اند.

آقاي فريد وجدي كه از علماي پر آوازه اهل سنت در عصر حاضر است، دائرة المعارفي دارد به نام دائرة المعارف قرن بيستم، ايشان در جلد ٣ صفحه ٥٤٢ مي گويد:

كان مع رسول الله في تلك السنة نحو من تسعين ألف

حدود ٩٠ هزار جمعيت با نبي مكرم بوده اند.

١٢٤ هزار نه، ١١٤ هزار نه، ٩٠ هزار نه، گيريم ٥ هزار جمعيت بوده است، آيا از ٥ هزار جمعيت بايد ١٢٠ نفر اين حديث را نقل كند؟

چرا نقل نكرده اند؟

چرا مطلبي از اين ها بيان نشده است؟

اگر از ٥ هزار نفر ١٠ در صد اين ها بيان مي كرد، خيلي فراتر از اين بود.

بايد حداقل ٥٠٠ نفر حديث غدير را نقل كرده باشند.

ما ان شاء الله در جلسات بعدي يك موضوعي را مطرح مي كنيم كه قبلا هم اشاره كرديم كه راويان صحابه و تابعين، از نقل حديث غدير وحشت داشتند؛ چون نقل حديث غدير، پايه هاي حكومت هيئت حاكمه را زير سؤال مي برد.

حتي ما معتقد هستيم كه بعد از نبي مكرم، جناب خليفه دستور مي دهد كه احاديث را كه جمع كرده و آتش بزنند و خليفه دوم آتش مي زند و دستور مي دهد كه هر كس در نزدش مطلبي است آن را محو كند.

بعد زمان خليفه سوم همين كار و معاويه هم همين كار را ادامه مي دهد.

هدف اين ها اين بود كه احاديثي همانند غدير به گوش مردم نرسد و حتي بعضي از افرادشان از حديث غدير سؤال مي كردند، بدن شان مي لرزيد و مي گفت:

كأنك رخي البال.

فضائل الصحابة لابن حنبل، ج ٢، ص ٦٨٠ و المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١٤٧

مثل اين كه سرت درد مي كند.

به سري كه درد نمي كند دستمال نمي بندند.

از نقل حديث غدير وحشت داشتند.

اگر حديث غدير دلالت بر ولايت علي نمي كرد، حديث غدير پايه هاي حكومتي هيئت حاكمه را متزلزل نمي كرد، چرا از نقل حديث غدير وحشت داشتند؟

چرا از نقل حديث غدير دلهره داشتند كه مبادا به گوش حكام برسد كه مثلا آقاي فلاني حديث غدير را نقل مي كند.

اين مسائلي است كه در منابع عزيزان اهل سنت ما آمده است.

ابن حجر مي گويد: ابن عقده از ٧٠ نفر از صحابه نقل كرده است.

عزيزان، برادران و خواهران عزيز٧٠ نفر از صحابه اين مطلب را نقل كرده اند.

ما چندتا سؤال داريم.

چرا آقاي محمد بن اسماعيل بخاري حديث غدير را در صحيح خود نياورده است؟

آيا اين كه ٧٠ نفر از صحابه نقل كرده اند، حجت و دليل نبود كه بخاري در صحيح خود بياورد؟

آيا ٧٠ صحابه اي كه حديث غدير را نقل كرده اند از ديدگاه آقاي بخاري تمام شان مطرود و ضعيف و كذاب بوده اند؟

اين تعبيري است كه ابن حجر در تهذيب التهذيب جلد ٧ صفحه ٢٩٧ دارد.

ذهبي مي گويد: من طريق حديث غدير ابن جرير طبري را ديدم:

فاندهشت له ولكثرة تلك الطرق.

تذكرة الحفاظ، ج ٢، ص ٧١٣

من وحشت زده و شگفت زده شدم از اين همه طريق براي حديث غدير.

چرا جناب آقاي بخاري و مسلم شگفت زده نشده اند؟

بخاري اصلا حديث غدير را نياورده است و مسلم هم به صورت ابتر ذكر كرده است.

فقط حديث ثقلين را آورده است؛ حتي «من كنت مولاه فعلي مولاه» را هم نياورده است.

آن وقت به ما مي گويند: چرا شما به روايات صحيح بخاري و صحيح مسلم كم مهر هستيد.

آقايان به ما جواب دهند.

كارشناساني كه هر روز در اين شبكه ها مثل قارچ مي رويند، به ما جواب دهند.

هفته گذشته عرض كرديم كه بيش از ٦٣ نفر از بزرگان اهل سنت گفته اند: حديث غدير، صحيح و متواتر است.

آيا با اين شهادت ها حجت براي آقاي بخاري تمام نبوده است كه حديث غدير را بياورد؟

چرا حجت تمام نبود؟

جز اين است كه اگر حديث غدير را مي آورد، با مباني فكري و اعتقادي جناب بخاري تطبيق نمي كرد.

آقاي بخاري مي گويد: از ٦٠٠ هزار روايت من اين احاديث صحيح بخاري را گزينش كرده ام.

كنار بيت الله الحرام مي رفتم و ٢ ركعت نماز مي خواندم و استخاره مي كردم و اگر استخاره خوب مي آمد اين روايت را در صحيح خود مي آوردم.

جناب آقاي بخاري، آيا براي حديث غدير هم استخاره كرديد؟

براي حديث غدير نماز هم خوانديد؟

اي كاش ايشان مي گفت: كه نماز خواندم و استخاره كردم و استخاره بد آمد، يا مي گفت: استخاره خوب آمد، ديدم كه حديث غدير با مباني فكري و اعتقادي ام نمي سازد و براي همين آمده ام ٥٩٧ هزار روايت را ريختم دور و نزديك ٣ هزار روايت را انتخاب كرده ام و خودش هم مي گويد: من ١٠٠ هزار روايت صحيح حفظ هستم.

اين ١٠٠ هزار روايت صحيح، چرا در اين كتاب فقط ٢٧٠٠ با حذف مكررات آورده است؟

٩٧ هزار روايت صحيح كجاست؟

چرا ايشان نياورده است؟

غير از صحيح بخاري، تاريخ و ادب مفرد هم دارد.

آيا تمام اين ها را شما جمع كنيد به ٥ هزار روايت مي رسد؟

آن ٩٥ هزار روايت كجا رفت؟

اين يك سؤال دوستانه اي است كه ما از عزيزان اهل سنت و همچنين كارشناسان اين شبكه ها داريم.

ذهبي مي گويد:

جمع طرق حديث غدير خم في أربعة أجزاء رأيت شطره فبهرني سعة رواياته وجزمت بوقوع ذلك.

سير أعلام النبلاء، ج ١٤، ص ٢٧٧

آقاي ابن جرير طبري طرق حديث غدير خم را در ٤ جلد جمع كرده است، بعضي از اين ها را ديدم و مبهوت ماندم و عقل از سرم پريد و اين همه روايات متعدد ديدم و قطع پيدا كردم كه اين حديث غدير اتفاق افتاده است.

دست شما درد نكنه، همين اندازه اي كه جزم پيدا كرديد و نگفتيد: يشهد القلب انه باطل خيلي خوب است.

آقاي ذهبي در ميزان الاعتدال مي گويد:

يشهد القلب انه باطل.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ١، ص ٢١٣

اين حرف گل سر سبد حرف هايشان است.

اين حرف شان هم ارتباطي به حديث غدير دارد.

ابن كثير دمشقي سلفي مي گويد:

وقد رأيت له كتابا جمع فيه أحاديث غدير خم في مجلدين ضخمين وكتابا جمع فيه طريق حديث الطير.

البداية والنهاية، ج ١١، ص ١٤٧

كتابي را از ابن جرير طبري ديدم كه احاديث غدير را در ٢ جلد قطور و ضخيم آورده است و كتابي كه در آن طرق حديث طير را آورده بود.

با اين كه حديث طير را با سندهاي متعدد (١٧ سند) براي او آورده بودند؛ ولي جناب آقاي ابن جوزي مي گويد: همه ضعيف و جعلي و دروغ است؛ ولي وقتي به اين حديث مي رسند كه مي گويد:

اقتدوا بالذين من بعدي أبي بكر وعمر.

الطبقات الكبري، ج ٢، ص ٣٣٤

با اين كه ٥ نفر بيشتر نقل نكرده اند مي گويند: متواتر است و اين روايت را ٥ نفر از صحابه نقل كرده اند، مگر مي شود كه ٥ نفر از صحابه نقل كنند و متواتر نباشد.

من نمي دانم كه اين چه معمايي است كه در قضايايي كه مربوط به جناب ابو بكر و عمر و عثمان است، اگر ٥ نفر از صحابه نقل كرده باشند متواتر مي شود؛ ولي اينجا با اين كه ذهبي مي گويد:

فاندهشت له ولكثرة تلك الطرق.

تذكرة الحفاظ، ج ٢، ص ٧١٣

ولي اين ها به هيچ وجهي قابل توجه نيست.

مطالبي كه مرحوم اميني و ديگران آورده اند، احمد بن حنبل با ٤٠ سند و طبري بيش از ٧٠ سند و ابن عقدة ١٠٥ طريق و ابو سعيد سجستاني ١٢٠ طريق و ابوبكر جعابي ١٢٥ طريق آورده اند.

بعضي ها آمده اند از بعضي تا ١٥٠ طريق براي اين قضيه و بعضي با ٢٥٠ طريق براي حديث غدير سند ذكر كرده اند.

من نمي دانم كه كثرت حاضرين و كثرت صحابه ناقلين و كثرت طرق و تعدد، آيا كفايت نمي كند كه آقاي ابن تيميه دست از اين لجاجت و عناد برندارد و بگويد: در مورد حديث غدير:

قد تنازع الناس في صحته.

مردم در صحت آن نزاع دارند.

مراد از مردم كيست؟

ما كه نفهميديم.

اين آقاياني كه اين همه از علماء و بزرگان آورده اند، اين ها همان ناس هستند كه ايشان مي گويد: الناس يا اين ها جزء الناس نيستند و از ديدگاه آقاي ابن تيميه آدم نيستند؟

مجري:

بزرگان و شخصيت هاي تراز اول اهل سنت و آن هايي كه همه اهل سنت به آن ها نگاه مي كنند و به عنوان عالم دين به آن ها توجه مي كنند، آيا نسبت به صحت حديث غدير اعتراف كرده اند؟

استاد قزويني:

در همان قضيه اي كه از ابن تيميه نقل شد، ايشان گفت: ما دليلي بر صحت حديث غدير نداريم و ابن حزم اندلسي گفته است كه صحيح نيست و به طريق ثقات نقل نشده است و از اين حرف هاي بي اساس و بي پايه گفته است.

عزيزان بيننده اين مطالب را ياداشت كنند.

ان شاء الله ما اين برنامه ها را به صورت يك بسته فرهنگي غديري آماده مي كنيم و در اختيار بينندگان عزيز قرار مي دهيم.

از دوستان تدوين من تقاضا دارم كه اين بخش ها را سريع پياده كنند و روي سايت بگذارند و هم قسمت پاورپوينتي كه آماده است از من بگيرند و روي سايت بگذارند.

آقاي ترمذي كه صاحب صحيح است و متوفاي ٢٧٩ است، بعد از اين كه روايت را نقل مي كند مي گويد:

هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صحيح.

سنن الترمذي، ج ٥، ص ٦٣٣

ابن تيميه در اينجا يك خيانتي كرد كه گفت:

حسنه الترمذي.

منهاج السنة النبوية، ج ٧، ص ٣٢٠

اين يك نوع خيانت است.

آقاي ابو جعفر طحاوي كه از ايشان به امام تعبير مي كنند و كتاب ايشان از كتب درسي تمام فرق و مذاهب اسلامي حتي وهابيت است، ايشان بعد از اين كه روايت را نقل مي كند مي گويد: اين حديث صحيح الاسناد است و هيچ اشكالي در روايت حديث غدير نيست.

مشكل الاثار، ج ٢، ص ٣٠٨

ابن عبد البر قرطبي كه متوفاي ٤٦٣ است بعد از نقل حديث مي گويد:

وهذه كلها آثار ثابتة.

الاستيعاب، ج ٣، ص ١١٠٠

تمام اين آثار غدير و احاديث غدير ثابت است.

حاكم نيشابوري طرق متعددي را ذكر مي كند و مي گويد: روايت صحيح است.

ابن كثير دمشقي گفته است كه استاد ما ابو عبد الله ذهبي گفته است:

قال شيخنا أبو عبد الله الذهبي وهذا حديث صحيح.

البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٠٩

اين حديث صحيح است.

آيا از اين بهتر مي خواهيد؟

ابن حجر عسقلاني مي گويد:

وكثير من اسانيدها صحاح وحسان.

فتح الباري، ج ٧، ص ٧٤

همچنين ضياء الدين مقبلي كه متوفاي ١١٠٨ است و از علماي بزرگ اهل سنت است و خيلي برايش احترام قائل هستند و مدح و ثناء زياد برايش گفته اند، ايشان مي گويد:

فإن لم يكن هذا معلوما فما في الدين معلوم.

أبحاث مسددة، ص١٢٢

اگر حديث غدير قطعي و معلوم نباشد، ما در دين حرف قطعي نخواهيم داشت.

يك روايتي كه ١٣٠ نفر از صحابه نقل كرده اند، آن هم با طرق متعدد و بعضي ها براي آن ٢٥٠ سند ذكر كرده اند، بخواهد زير سؤال برود، ما هيچ روايتي در اسلام نخواهيم داشت كه قطعي باشد تا انسان روي آن مانور دهد.

ميرزا محمد بدخشي مي گويد:

وهذا حديث صحيح مشهور، ولم يتكلم في صحته إلا متعصب جاحد.

نزل الأبرار بما صح في مناقب أهل البيت الأطهار، ص ٢١

اين آقايان كارشناسان وهابي بشنوند.

در صحت حديث غدير كسي حرف نمي زند، مگر اين كه متعصب باشد و اين پرده تعصب جلوي چشمانش را گرفته باشد و جاحد باشد، يعني با اين كه يقين دارد بر صحت آن؛ ولي انكار مي كند.

بعد مي گويد:

لا اعتبار بقوله

نزل الأبرار بما صح في مناقب أهل البيت الأطهار، ص ٢١

همچنين فردي، گفتارش ارزش ندارد.

آقاي آلوسي مي گويد:

نعم ثبت عندنا أنه (صلي الله تعالي عليه وسلم) قال في حق الأمير كرم الله تعالي وجهه هناك: من كنت مولاه فعلي مولاه.

روح المعاني، ج ٦، ص ٦١

اين ها نمونه هايي بود كه در رابطه با حديث غدير بزرگان اهل سنت مفصل آن را نقل كرده اند؛ ولي با همه اين قضايا من تعجب مي كنم و تأسف مي خورم كه آقاي ابن تيميه حراني و آن كساني كه دنبال او هستند از اين علقه مضغه ها و به تعبير ذهبي افرادي كه عقلي ندارند و آدم هاي كودن و بي دين و بي تقوايي هستند كه اين قضايا را مطرح مي كنند؛ مخصوصا اگر همان حرف آقاي ضياء الدين مقبلي كه مي گويد:

فإن لم يكن هذا معلوما فما في الدين معلوم.

أبحاث مسددة، ص١٢٢

اين مسئله را كاملاً روشن مي كند كه اگر بنا باشد حديث غدير زير سؤال برود، تمام روايات اسلامي بايد زير سؤال برود.

در كتاب البدر الطالع شوكاني جلد اول صفحه ٢٨٨، چه تعابيري در رابطه با ضياء الدين مقبلي وجود دارد كه مي گويد:

وهو ممن برع في جميع علوم الكتاب والسنة... وفاق في جميع ذلك وله مؤلفات مقبوله كلها عند العلماء.

البدر الطالع، ج ١، ص ٢٨٨

آقاي ضياء الدين مقبلي كسي است كه در علوم قرآني و علوم سنت، جزء پيشروان است و بالاي قله كمال رسيده است و تمام مؤلفات ايشان در نزد علماء مقبول است.

اين ها نمونه اي از مطالبي بود كه من توانستم به صورت كوتاه عرض كنم.

مجري:

آيا همين علماي بزرگ اهل سنت تواتر حديث غدير را اذعان دارند؟

استاد قزويني:

دوستان بدانند كه حديث متواتر به منزله آيه اي از آيات قرآن است.

مي گويند: انكار حديث متواتر مثل انكار آيه اي از آيات قرآن است.

ابو حامد غزالي كه از ايشان به امام غزالي تعبير مي كنند مي گويد:

وأجمع الجماهير علي متن الحديث من خطبته في يوم غدير خم باتفاق الجميع.

سر العالمين، ص ٩

جمهور اهل سنت اتفاق نظر دارند بر متن حديث غدير.

ابو المكارم علاء الدين سمناني مي گويد:

هذا حديث متفق علي صحته.

همه اين ها را كنار بگذاريم.

ابن كثير مي گويد: استاد ما ابو عبد الله ذهبي گفته است:

الحديث متواتر أتيقن أن رسول الله قاله.

البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢١٤

حديث متواتر است و يقين دارم كه پيغمبر اين را فرموده است.

آيا همين يك مورد كفايت نمي كند كه اين وهابيت از لجاجت دست بردارند؟

آقاي ابن جزري كه متوفاي ٨٣٣ است مي گويد: اين روايت متواتر است و از افراد انبوهي نقل شده است و افرادي كه دنبال تضعيف آن هستند:

ممن لا اطلاع له في هذا العلم.

الغدير، الشيخ الأميني، ج ١، ص ٢٩٩

اين ها سواد ندارند و علم حديث نخوانده اند.

خود آقاي مناوي از سيوطي نقل مي كند كه حديث متواتر است.

فيض القدير، جلد ٦، صفحه ٢١٨

ملا علي قاري مي گويد: اين حديث متواتر است و شكي در رابطه با آن نيست و ٣٠ نفر از صحابه آن زماني كه در خلافت علي بعضي ها نزاع داشتند، شهادت دادند.

آقاي عجلوني كه متوفاي ٩٦٢ است مي گويد:

فالحديث متواتر أو مشهور.

كشف الخفاء، ج ٢، ص ٣٦١

الباني كه بخاري دوران است مي گويد:

و جملة القول أن حديث الترجمة حديث صحيح بشطريه، بل الأول منه متواتر عنه صلي الله عليه وسلم كما ظهر لمن تتبع أسانيده و طرقه.

سلسلة الصحيحة، ج ٤، ص ٢٤٩

سخن خلاصه اين است كه حديث غدير كه حديث مورد ترجمه است، هم «من كنت مولاه فعلي مولاه »آن صحيح است و هم «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» آن صحيح است؛ بلكه بخش اول آن متواتر است و كساني كه سند و طرق حديث را تتبع كنند، به اين نتيجه مي رسند.

بعد به ابن تيميه طعنه مي زند كه ابن تيميه بدون بررسي سند عجله كرده است و حديث را تضعيف كرده است.

يك عبارت هاي تندي هم دارد كه ما در بخش مناشده خواهيم آورد.

آقاي شعيب ارنؤط كه از محققين به نام اهل سنت است مي گويد: حديث غدير شواهد زيادي دارد كه به حد تواتر مي رسد.

ما اين ٨ مورد را آورده ايم.

مرحوم علامه اميني و برادر بزرگوارمان حضرت آيت الله ميلاني در نفحات الازهار، ٦٠ و ٦٣ نفر از بزرگان و استوانه هاي علمي اهل سنت را آورده اند كه يا شهادت به صحت حديث غدير داده اند و يا بر تواتر حديث غدير اذعان كرده اند.

آيا اين ها براي آقايان وهابي كفايت نمي كند؟

براي اين ماجراجوها و اين افراد معاند و پليدي كه عداوت و دشمني امير المؤمنين از تك تك الفاظ و جملات شان كاملا مي بارد.

كافي است كه چند جلسه حرف هاي اين ها را گوش كنيد تا معلوم شود كه اين حرف ها، همه از عداوت و عناد اين ها سرچشمه مي گيرد.

بيننده آقاي كامراني از اصفهان:

مي خواستم ببينم اهل سنت كه حديث ثقلين و غدير را قبول دارند، چرا علي را امام اول نمي دانند و به حقانيت علي ايمان ندارند و علي را به عنوان امام اول قبول ندارند؟

استاد قزويني:

تعدادي از آقايان اهل سنت به تعبير آيت الله العظمي خوئي، حجت براي شان تمام نشده است يا به سبب تقليد از پدران شان و يا تقليد از علماء، مسئله براي شان روشن نيست و اگر مسئله براي شان روشن باشد، قطعا تصميم قاطع خواهند گرفت.

بعضي از علماء هم قضيه براي شان روشن شده است و سر دو راهي هستند.

اگر بخواهند امامت حضرت علي را نپذيرند، با مباني فكري و اعتقادي شان تطبيق نمي كند و اگر بخواهند بپذيرند، مسجد و منبر و محراب و درآمد و حقوق و ديگر چيز ها قطع مي شود و مريد ها از اطراف شان پراكنده مي شود.

قضيه واقعا سخت است و براي همين حاضر نيستند.

بعضي ها هم تغيير عقيده داده اند و نسبت به فضائل اميرالمؤمنين مطالبي مطرح كردند و مردم آن ها را كتك زده اند و اذيت كردند تا سر حد شهادت اين ها را شكنجه كرده اند.

بعضي ها هم مي ترسند و در باطن مطالب شان چيز ديگري است؛ ولي در ظاهر نمي توانند آشكار كنند.

ما دنبال اين نيستيم كه آقايان حتما مذهب اميرالمؤمنين كه اولين امام است بپذيرند؛ ولي ما اين را مي گوييم: عزيزان و برادران و خواهران گرامي، ما دوباره به دنيا نمي آييم.

يك دفعه آمده ايم و وقتي كه حضرت ملك الموت بيايد، پرونده براي هميشه بسته مي شود و پشيماني هيچ فايده اي ندارد.

بيننده آقاي ريگي از خاش از اهل سنت:

شما مي گوييد: حجت بر اهل سنت تمام نشده است.

اين حجتي كه شما مي گوييد، در نهج البلاغه كجا حضرت علي به امامت اشاره كرده است؟

استاد قزويني:

نهج البلاغه مگر در نزد شما حجت است؟

اگر در نهج البلاغه باشد، شما مي پذيريد؟

بيننده:

در كتاب نهج البلاغه حضرت علي اشاره اي كرده است؟

استاد قزويني:

بله.

در چند جا اشاره كرده است و ما بارها اين را گفته ايم.

مجري:

تمام كلمات حضرت علي در نهج البلاغه نيست.

استاد قزويني:

٤٠ هزار روايت از حضرت امير نقل شده است.

موسوعه اميرالمؤمنين را ببينيد كه ١٠ جلد است.

سيد رضي فقط خطب اميرالمؤمنين را جمع كرده است.

در نهج البلاغه بودن براي شما كه سند نيست.

شما اگر مي خواهيد كه حجت تمام شود، كتاب هاي معتبر شما و آقاي حاكم نيشابوري نقل مي كند كه پيغمبر فرمود:

إن عليا مني وأنا منه وولي كل مؤمن.

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١١٩

مراد از ولي چيست؟

بيننده:

اين حديث كه ضعيف است.

استاد قزويني:

شما از كجا فهميدي اين حديث ضعيف است؟

بيننده:

من از طلاب هستم. از علماء پرسيدم و تحقيق كردم.

استاد قزويني:

آن كسي كه به شما گفته است كه ضعيف است، آدرس عوضي داده است.

آقاي حاكم نيشابوري مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط مسلم ولم يخرجاه

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١١٩

شما امشب مراجعه كن.

بيننده:

مي شود لفظش را بگوييد؟

استاد قزويني:

إن عليا مني وأنا منه وولي كل مؤمن.

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١١٩

بيننده:

در غدير، پيامبر به حضرت علي چه گفته است؟

مجري:

من كنت مولاه فهذا علي مولاه؟

بيننده:

بله.

مجري:

اين ضعيف است؟

بيننده:

نه.

ادامه اش كه مي گويد:

اللهم وال من والاه.

وال يعني دوست داشتن.

دوست بدار كسي را كه او را دوست دارد.

با سرپرست معني نمي دهد.

و در ادامه هم مي گويد:

وعاد من عاداه.

عاد به معني دشمني است.

از ادامه اين كلام مشخص مي شود.

شما خودتان عربي خوانده ايد و در علم نحو تخصص داريد.

اگر معني يك حرف مشخص نشد، بر اساس معني بعديش هم فهميده مي شود.

از «عاد» كه دشمني است مشخص مي شود كه «وال» به معني دوست داشتن است.

استاد قزويني:

پيغمبر قبل از اين كه بفرمايد:

من كنت مولاه فعلي مولاه

چه فرموده است؟

فرموده است:

ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم قلت بلي يا رسول الله قال من كنت مولاه فعلي مولاه

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٦، ص ٣٧٤

آيا اين را پيغمبر فرموده است؟

بيننده:

اين جوري كه نيست.

از آنجا شروع مي شود كه مي فرمايد:

من كنت مولاه.

استاد قزويني:

شما قضايا را مطالعه كن.

بيننده:

مي گويم: در كتب اهل سنت: اين جوري نيست.

استاد قزويني:

آيا اين جمله كه مي فرمايد:

ألست أولي بكم من أنفسكم

السنة لابن أبي عاصم، ج ٢، ص ٦٠٦

در كتب اهل سنت آمده است؟

در آيه ٦ سوره احزاب خداي عالم مي فرمايد:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

يعني در حقيقت يك ولايت تامه اي است كه خداي عالم بر پيغمبر اكرم تثبيت كرده است و بزرگان و علماي شما هم اعتراف صريح دارند بر اين كه اين آيه يعني پيغمبر بر همه مؤمنين ولايت تامه دارد؛ هم در امور ديني و هم در امور دنيايي.

شما كشاف زمخشري جلد٣ صفحه ٢٥١ را مطالعه كنيد كه ذيل آيه ٦ سوره احزاب مي گويد.

در تفسير بيضاوي دارد:

في الأمور كلها.

تفسير البيضاوي، ج ٤، ص ٣٦٤

پيغمبر فرمود:

ألست أولي بكم من أنفسكم قالوا بلي.

السنة لابن أبي عاصم، ج ٢، ص ٦٠٦

بعد از اين فرمود:

من كنت مولاه فعلي مولاه.

السنة لابن أبي عاصم، ج ٢، ص ٦٠٦

روايتش هم صحيح است.

بيننده:

النبي آيه قرآني است.

استاد قزويني:

پيغمبر اكرم قبل از اين كه بفرمايد:

من كنت مولاه فعلي مولاه

السنة لابن أبي عاصم، ج ٢، ص ٦٠٦

فرموده است:

ألست أولي بكم من أنفسكم قالوا بلي.

السنة لابن أبي عاصم، ج ٢، ص ٦٠٦

براي چي پيغمبر به آيه ٦ سوره احزاب استناد كرد؟

اين را شما براي من توضيح دهيد.

بيننده:

شما قبلا گفتيد: در كتب ابن تيميه آمده است كه فاطمه را زدند، ما رفتيم ديديم كه در آنجا گفته بود:

قال الرافضي

يعني اين را از قول رافضي مي آورد.

استاد قزويني:

اين چه ربطي به سؤال من دارد.

مجري:

اگر نمي توانيد جواب دهيد، اشكالي ندارد. لازم نيست بحث را عوض كنيد. اين را جواب دهيد. مردم متوجه مي شوند كه شما از بحث فرار مي كنيد.

بيننده:

من مي روم اين را تحقيق مي كنم؛ ولي مي گويم كه مثل آن مورد نباشد.

استاد قزويني:

اگر الان من البداية والنهاية را نشان دهم.

بيننده:

البداية والنهاية كتاب تاريخي معتبري نيست.

استاد قزويني:

اولين باري است كه ما مي شنويم.

البداية والنهاية مال ابن كثير دمشقي است و كتابي است تحقيقي و علمي.

شما اول بين كتاب تحقيقي و علمي و بين كتاب تاريخي فرق بگذاريد.

بيننده:

شما چرا در مورد قضيه حضرت زهرا گفتيد: اين قدر واضح بوده است كه ابن تيميه هم نتوانسته انكار كند.

بعد رفتم ديدم كه ابن تيميه در كتاب خودش از زبان رافضي مي گويد.

استاد قزويني:

من الان نشان مي دهم تا ببينيم كه در اينجا كلمه قال الرافضي آمده است يا نه؟

شما طلبه هستيد؟

بيننده:

نه من طلبه نيستم، من دانشجو هستم.

استاد قزويني:

ايرادي ندارد. شما دروغ نگو. چهار حرفي چرندي كه در شبكه هاي شيطاني مي زنند، شما را گول نزد. شما اين عبارت را مي بينيد؟

بيننده:

تماس قطع شد.

استاد قزويني:

آقاي ريگي عزيز كه فرار كردي اين كتاب منهاج السنة ابن تيميه است كه مي گويد:

وغاية ما يقال إنه كبس البيت لينظر هل فيه شيء من مال الله الذي يقسمه وأن يعطيه لمستحقه.

منهاج السنة النبوية، ج ٨، ص ٢٩١

نهايت چيزي كه در اين رابطه مي شود گفت: (حرف آقاي علامه حلي را مي آورد و جواب مي دهد و جوابش هم به درد نمي خورد) اين قضيه هجوم خليفه دوم به خانه حضرت زهرا نهايتش اين است كه به زور وارد خانه شده اند تا ببيند كه در خانه فاطمه زهرا چيزي از بيت المال دزدي كرده اند و گذاشته اند كه خليفه اول بردارد و در ميان مستحقين تقسيم كند.

اين حرف خود ابن تيميه است.

چرا دروغ مي گويي؟

اينجا آشپزخانه خانه تان نيست كه حرف دروغ بزني و ما رها كنيم.

دروغ به اين آشكاري؟

اين از دروغ شاخ دار هم گذشت.

مي گويد: اين كبس البيت حرف رافضي است.

كجا دارد كه اين حرف رافضي است؟

در صفحه قبل دارد:

قال الرافضي الثامن قوله في مرض....

منهاج السنة النبوية، ج ٨، ص ٢٩٠

اين عبارت را مي آورد و در ادامه اش مي گويد:

والجواب أن القدح لا يقبل...

منهاج السنة النبوية، ج ٨، ص ٢٩٠

بعد مي گويد: نهايت چيزي ما در اينجا مي توانيم بگوييم:

وغاية ما يقال

منهاج السنة النبوية، ج ٨، ص ٢٩١

اين حرف ابن تيميه است و از رافضه جواب مي دهد و مي گويد:

إنه كبس البيت لينظر هل فيه شيء من مال الله الذي يقسمه وأن يعطيه لمستحقه

منهاج السنة النبوية، ج ٨، ص ٢٩١

آقاي خليفه اول به زور وارد خانه شد براي اين كه نگاه كند كه آيا از بيت المال چيزي هست و حضرت زهرا و حضرت امير چيزي دزدي كرده اند يا نه؟

اين توهين و اهانت صريح به حضرت امير و حضرت زهرا سلام الله عليهما است.

مجري:

ما از بينندگان عزيز مي خواهيم كه بحث هاي عالمانه مطرح كنند.

استاد قزويني:

آقاي ريگي شما مسند بزار را كه كتاب تاريخي نيست نگاه كن كه مي گويد: پيغمبر فرمود:

ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم من كنت وليه فإن عليا وليه.

مسند البزار، ج ٤، ص ٤١

آيا ولايت من نسبت به مؤمنين از خودشان بيشتر نيست و عام تر نيست؟

هر كس من ولي امر او هستم، علي هم ولي امر او است.

هيثمي هم كه مجمع الزوائد را نوشته است و كتاب تاريخي هم نيست مي گويد:

رواه البزار ورجاله ثقات.

مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٠٧

بيننده خانم كيميا از تهران:

عرض سلام و ادب دارم به ساحت مقدس حضرت بقية الله الاعظم آقا امام زمان مهدي فاطمه عج الله تعالي فرجه الشريف و دهه امامت را تبريك عرض مي كنم.

مي خواستم تقاضايي داشته باشم كه ان شاء الله مورد عنايت و توجه حضرت صديقه اطهر قرار بگيرد، جهت شادي روح پاك و معطر و نوراني و متعالي اميرالمؤمنين امام الحق المبين و وصي بر حق رسول رب العالمين آقا علي بن أبي طالب صلوات محمدي ختم كنيد.

اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم

در كتب اهل تسنن روايتي مي خواندم كه ابو بكر نامه اي به پدرشان نوشتند كه پدر مردم من را به عنوان خليفه مسلمين انتخاب كردند.

پدرشان سؤال مي كند كه به چه علت تو را خليفه كردند؟

جناب ابو بكر سه تا دليل مي آورد.

اول مي گويند: به جهت سن و سال؛ چون من سن و سالم خيلي بالاتر بود.

پدرشان مي گويد: اگر بحث سن و سال بود كه من سن و سالم از شما خيلي بيشتر است؛ پس بايد من را انتخاب مي كردند.

دليل دوم شان اين بوده است كه پيامبر داماد من بوده است و دختر من همسر ايشان بوده است.

پدر ايشان در جواب مي گويند: اگر دختر شما همسر پيامبر بوده است كه پيامبر دختر طاهره و مطهره خودش را به فرمان خدا به عقد آقا امير المؤمنين عليه السلام درآورده است.

دليل سوم شان اين بوده است كه من جزء صحابه بوده ام.

پدرشان مي گويد: چه كسي از علي بالاتر، چه طور تو را انتخاب كردند؟

اين را من در كتب اهل تسنن خوانده ام.

اين ها مي گويند: بحث دمكراسي بوده است.

مي خواهم بگويم: آقايان اهل تسنن، اين كه شما مي گوييد: دموكراسي يعني انتخاب مردم بر مردم، آيا مردم مي توانند پيامبر انتخاب كنند و آيا مردم مي توانند امام انتخاب كنند؟

آيا مريضي كه پيش پزشك مي رود بايد بگويد: براي من چه دارويي را تجويز كن؟

خود خدا بهتر مي داند كه نبوت و امامت را در چه خانداني قرار دهد.

انتخاب امام و پيامبر با خدا است.

ما در روايات داريم كه عمر تازيانه به دست مي گرفت و با كتك مردم را جمع مي كرد.

خود اهل سقيفه انتخاب شيطاني را شكل دادند.

اين ها دم از دموكراسي مي زنند.

اگر دموكراسي بوده است و ابو بكر خيلي به مردم اهميت داده است، چرا عمر اين اهميت را نداده است و چرا عمر نگفت: دموكراسي باشد؟

چرا خود ابو بكر اين كار را نكرد و عمر را خودش شخصاً انتخاب كرد بدون نظر مردم؟

مگر نمي گويند: دموكراسي و مردم سالاري و آزادي بيان و آزادي انتخاب؟

چرا ابو بكر خودش شخصاً انتخاب كرده است؟

اگر بحث دموكراسي بوده است، چرا عمر بحث خلافت را به شوراي ٦ نفره موكول كرده است آن هم با هدف غصب خلافت اميرالمؤمنين؟

اين ها همه خودشان مي دانند كه حقيقت چيست و كتمان مي كنند.

من توصيه اي به اهل تسنن دارم مخصوصا وهابيت، كه از اهل تابوت دفاع نكنيد، آن ها خودشان گرفتار هستند و شما خودتان را گرفتار نكنيد.

نعمت عمر يك بار به شما عطا شده است و بايد درست استفاده كنيد.

استاد قزويني:

ما از بينندگان تقاضا داريم كه اين ادبياتي كه به كار مي برند، ادبيات محترمانه و مؤدبانه باشد؛ چون ما هم بيننده اهل سنت و هم بيننده شيعه داريم.

چه شيعه و چه سني رعايت كنند و ادبياتي كه مناسب با فرهنگ اهل بيت عليهم السلام است به كار ببرند.

ما نقدهايي هم كه مي كنيم، تلاش كنيم كه نقدهايمان در قالب و ادبياتي باشد كه احساسات ديگران را جريحه دار نكند.

بعضي وقت ها آدم مطالب نادرستي را قاطي مطالب خوب مي كند و ارزش حرف هاي خوب انسان هم به هدر مي رود.

بيننده آقاي رسول بخش از نيك شهر از اهل سنت:

ما اهل تسنن با شيعيان هيچ مشكلي نداريم. من از اين خانمي كه الان حرف زد معذرت مي خواهم. آدم حرفي كه مي زند بايد مستند و با مدرك باشد.

اين چيزي كه ايشان تعريف كردند روايت بود يا جك بود؟

آدم حرفي كه مي زند بايد طبق منطق يا روايت صحبت كند.

شما مي گوييد: وهابي.

ابوبكر وهابي بوده است يا از اهل تسنن بوده است؟

اين ها طبق شوري خليفه تعيين كردند و كساني بودند كه خلافت كرده اند.

حضرت علي خليفه چهارم بوده است و اهل تسنن هم به حضرت علي يا امام حسن و امام حسين توهين نمي كنند.

براي خانم كيميا متأسف هستم به خاطر اين چيزي كه تعريف كرد كه نمي دانم اين روايت بود يا جك؟ ما همچين روايتي نديده ايم.

استاد قزويني:

بنده به ايشان گفتم كه ادبيات متناسب با اهل بيت را رعايت كنند و بعد از اعتراض من نيازي نبود كه شما اعتراض كنيد.

شما اگر اين روايت را نديده ايد، نديدن شما كه سند نيست.

شما همين الان كتاب شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد سني معتزلي را باز كنيد كه در جلد ١ صفحه ٢٢٢ مي گويد: به ابو قحافه پدر آقاي ابوبكر گفتند: پسرت خليفه شده است.

قال: لم ولوه؟ قالوا: لسنه؟ قال: أنا أسن منه

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ١٣٨

گفت: چرا او را خليفه كردند؟ گفتند: چون سن او از علي بيشتر بود. گفت: من سنم از او بيشتر است و اگر سن ملاك باشد، بايد با من بيعت كنند.

اين چيزي است كه خود علماي اهل سنت نقل كرده اند.

ما نمي خواهيم بر حرف هاي خواهر عزيزمان صحه بگذاريم.

بعضي از كلماتي كه گفتند، بنده به آن كلمات اعتراض كردم و گفتم: دوستان رعايت كنند كه اگر مطالبي علمي هم بخواهند بگويند، در قالب ادبيات درست بگويند.

بيننده:

شما خودتان هم قبول داريد كه در نامه ٦ نهج البلاغه حضرت علي اعلام كرده بودند كه آن ها كساني بودند كه مردم با آن ها بيعت كردند و خود حضرت هم با همان ها بيعت كردند.

استاد قزويني:

ما صد بار توضيح داديم كه نامه ٦ نهج البلاغه را امير المؤمنين به معاويه مي نويسد.

بزرگان شما نوشته اند كه اين نامه از باب اتمام حجت است.

حضرت مي فرمايد: معاويه چرا با من بيعت نكردي؟

اگر ملاك بيعت صحابه است، صحابه با من بيعت كرده اند. چرا تو با عمر و ابو بكر و عثمان بيعت كردي؟ تو كه قرآن و سنت را قبول نداري.

اگر قول صحابه را قبول داري، صحابه هم با من بيعت كردند.

چرا با من بيعت نمي كني؟

اين سخن اميرالمؤمنين با معاويه است. شما كاملا دقت كنيد.

در همان خطبه دارد كه اگر تمام مهاجرين جمع شوند و كسي را خليفه انتخاب كنند، بله ما هم معتقد هستيم كه اگر تمام مهاجرين و انصار كه امام هم در داخل آن ها است با كسي بيعت كنند، ما او را امام مي دانيم؛ ولي در خود صحيح بخاري صراحت دارد كه علي ٦ ماه با ابو بكر بيعت نكرد و آن لحظه اي هم كه خواست بيعت كند، فرمود:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ.

صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٥٤٩

تو در رابطه با امر خلافت به ما استبداد كردي.

در كنار نامه ٦ نهج البلاغه، نامه ٦٢ نهج البلاغه هم وجود دارد و خطبه ١٥٠ و ٢ نهج البلاغه هم وجود دارد.

اين ها را بايد كنار هم گذاشت و بعد قضاوت كرد.

بيننده:

شما قبول نداري كه ابو بكر و حضرت عمر خلافت كردند؟

استاد قزويني:

صحت خلافت شان را؟

بيننده:

در اسلام بعد از حضرت رسول، اين ها خلافت نكرده اند؟

استاد قزويني:

خلافت كردن كه دليل بر مشروعيت نيست. آيا يزيد بن معاويه خلافت كرد يا نكرد؟

شما قبول داريد؟

بيننده:

يزيد كسي بود كه با امام حسين جنگيد؛ ولي حضرت ابو بكر و حضرت عمر و حضرت عثمان، اين ها خلافت كردند. اين ها كساني بودند كه پرچم اسلام را بالا بردند. نبايد در رابطه با اين ها اينگونه سخن بگوييم. حضرت ابو بكر يار غار پيغمبر بود و همراه پيغمبر در غار خوابيد.

استاد قزويني:

اين ها روي منبر براي عوام الناس خوب است؛ ولي اين كه در يك شبكه جهاني كه ميليون ها بيننده استاد و عالم و دانشجو دارد، اين ها جز شعار چيز ديگري نيست.

بيننده:

شعار نيست. اين جوري كه شما مي گوييد، فقط حضرت علي بوده است كه خدا ايشان را خليفه كرده است. اين ها خليفه بودند و كساني بودند كه خلافت كردند.

حضرت عمر درست است كه اول كافر بوده است؛ ولي بعدا مسلمان مي شود و كسي است كه پرچم اسلام را در تمام كره زمين نگه داشته است.

قبر حضرت عمر كجا است؟ كنار قبر حضرت محمد صلي الله عليه وآله است.

استاد قزويني:

قبر حضرت عمر كنار قبر پيغمبر آيا غصبي است يا غير غصبي؟ اين خانه كه عمر دفن شده است، خانه چه كسي بوده است؟ خانه پيغمبر بوده است يا نه؟

بيننده:

اجازه گرفته است.

استاد قزويني:

از چه كسي اجازه گرفته است.

بيننده:

از امهات المؤمنين و حضرت عائشه اجازه گرفته است.

استاد قزويني:

آيا امهات المؤمنين مالك بوده اند يا حق سكني داشتند؟

بيننده:

همسر حضرت محمد صلي الله عليه وآله بودند و مالك هستند.

استاد قزويني:

اين حرف ها را براي خانم بچه هايتان كنار بخاري بنشينيد، خيلي خوب است. شما ادبيات حرف زدن را ياد بگيرد. اين حرف ها براي عوام الناس بگوييد خيلي خوب است. حرفي كه اينجا مي زنيد بايد مستند و با دليل باشد.

ما هر حرفي كه مي زنيم با حديث و آيه و آدرس است.

بعد از ٦ ماه علي بيعت مي كند، در اين ٦ ماه چرا علي بيعت نكرده است؟

چرا جواب نمي دهيد؟

اميرالمؤمنين مي فرمايد:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ .

صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٥٤٩

تو در حق ما استبداد كردي.

چرا به اين جواب نمي دهي و به شاخه ديگري مي پري؟ اين جمله اميرالمؤمنين راست بوده است يا دروغ؟ اگر نستجير بالله دروغ گفته است، دروغگو صلاحيت خلافت را ندارد؛ اگرچه خليفه چهارم باشد.

اگر راست گفته است (اين را من از صحيح بخاري نقل كردم) چه جوابي مي دهيد؟

در همان روايت مي فرمايد: ابو بكر وقتي به خانه من ميايي، عمر را با خود نياور:

كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٥٤٩

من كراهت دارم كه عمر را ببينم و نمي خواهم به خانه من بيايد.

اين مال صحيح بخاري شما است.

اين كه كتاب دست دوم، سوم يا كتاب شيعه نيست.

شبكه ولايت مثل شبكه هاي شيطاني ديگر نيست كه در آنجا مقاله بخوانند و حرف هاي بي اساس بزنند.

آن خواهرمان صحبت كرد، ما احتراما حرفش را قطع نكرديم و بعد گفتيم: كه اين مطالب در يك ادبياتي بايد گفته شود كه مناسب با شبكه ولايت باشد.

از شما هم تقاضا مي كنيم كه يا روي خط نياييد، اگر هم مي آييد، ادب صحبت كردن را ياد بگيريد و بلافاصله حرف را قطع نكنيد و وقتي من صحبت مي كنم حرف من را قطع نكنيد، سؤال مي كنم جواب من را بدهيد و از اين شاخه به آن شاخه نپريد.

مجري:

سؤال مي كند كه شما خلافت را قبول نداريد.

بله آقايان در سقيفه آمدند و مسير حكومت و ولايت و وصايت را تغيير دادند.

استاد قزويني:

علي هم قبول نداشت، تعدادي از صحابه خلافت ابو بكر را قبول نداشتند.

سعد بن عبادة تا آخر عمر زير بار خلافت ابو بكر نرفت و گفت: من خلافت ابو بكر را قبول ندارم. ما آمار تعدادي از صحابه را مفصل آورديم كه زير بار خلافت ابو بكر نرفتند.

در خلافت عمر گفتيم: جز استبداد چيز ديگري نبود.

خود ابوبكر مشورت مي كند و همه مي گويند: نه، علي و طلحه و زبير اعتراض مي كنند و مهاجرين و انصار اعتراض مي كنند؛ حتي خود ابن تيميه مي گويد: به ابو بكر اعتراض كردند كه تو يك آدم خشن و بد اخلاق و تند را بر ما مسلط مي كني:

ماذا تقول لربك.

منهاج السنة النبوية، ج ٦، ص ١٥٥

وقتي پيش خدا رفتي جواب خدا را چه خواهي داد؟

اين را بزرگان شما مي گويند، من كه نمي گويم.

شما در كتب خودتان با مدارك صحيح آورديد.

فقال الناس تستخلف علينا فظا غليظا فما تقول لربك إذا لقيته وقد استخلفت علينا عمر .

مصنف ابن أبي شيبة، ج ٧، ص ٤٣٤

توده مردم به ابوبكر گفتند: تو يك فرد بد اخلاق تند را بر ما به زور خليفه مي كني.

جواب خدا را چه خواهي داد كه عمر را بر ما به عنوان خليفه تحميل مي كني؟

سند روايت صد در صد صحيح است.

امير المؤمنين و طلحه اعتراض مي كنند:

لما حضرت أبا بكر الوفاة استخلف عمر فدخل عليه علي وطلحة فقالا من استخلفت قال عمر قالا فماذا أنت قائل لربك.

الطبقات الكبري، ج ٣، ص ٢٧٤

چه كسي را مي خواهي خليفه كني؟ ابا بكر گفت: عمر را مي خواهم به عنوان خليفه معرفي كنم. علي و طلحه گفتند: جواب خدا را چه خواهي داد؟

اين روايت هم كاملا صحيح است.

ابن قتيبه دارد:

فدخل عليه المهاجرون والأنصار.

الإمامة والسياسة، ج ١، ص ٢٢

مهاجرون و انصار اعتراض كردند.

خود ابن تيميه در كتاب منهاج السنة مي گويد:

وقد تكلموا مع الصديق في ولاية عمر وقالوا ماذا تقول لربك وقد وليت علينا فظا غليظا فقال أبالله تخوفوني.

منهاج السنة النبوية، ج ٦، ص ١٥٥

داريد من را از خدا مي ترسانيد.

اين تعابيري است كه ابن تيميه آورده است، اين ها قضايايي است كه در كتب شما است. عزيزان روي خط مي آيند و احترام مي گذاريم براي عزيزان اهل سنت؛ ولي در اينجا مستند حرف بزنند.

شما مطالعه كن و اشكالات و مطالب خودت را در يك صفحه يادداشت كن و بعد بگو كه من فلان سؤالات را دارم.

ما هم دانه دانه جواب مي دهيم ؛ نه اين كه شروع كني به مقاله خواندن و داد زدن.

مجري:

بحث ما اين است كه وصي پيامبر و ولي جانشين بلافصل پيامبر كيست؟

شيعه اعتقادش بر اين است كه بعد از پيغمبر اميرالمؤمنين از طرف خداوند به جانشيني بلافصل رسيده است كه هم آيه و هم روايت در اين زمينه داريم.

ما مي گوييم: از كتاب و سنت دليلي بر خلافت ابوبكر داريد بياوريد.

بيننده آقاي محمد پور از زاهدان:

من يك قضيه را در يك برنامه تلويزيوني شنيدم كه خيلي برايم جالب بود.

اگر واقعا درست باشد، حيف است كه هم عزيزان شيعه نشنوند و هم اهل تسنن.

در مورد معراج پيامبر اكرم بود كه در اين برنامه اين طور بيان شد: ايشان ١٢٠ بار به معراج رفته اند و در هر ١٢٠ بار، بيشترين تأكيدي كه خدا به ايشان داشتند، راجع به جانشيني اميرالمؤمنين علي عليه السلام بوده است.

مي خواستم ببينم كه همچين چيزي درست است و در كتب خودمان يا اهل تسنن عنوان شده است؟

اگر درست است اين قضيه را باز كنيد.

بيننده آقاي بامري از ايرانشهر از اهل سنت:

در حجة الوداع از چه مناطقي مردم براي انجام حج آمده بودند؟

براي حجة الوداع فقط از منطقه عربستان آمده بودند يا از ديگر مناطق هم آمده بودند؟

استاد قزويني:

آن زمان مناطق ديگر هنوز فتح نشده بود.

سرزمين اسلامي منحصر به مدينه و مكه بود كه جديداً هم يمن فتح شده بود.

بيننده:

اين ها همه مسيرشان يكي بود؟ با هم مي رفتند و با هم برمي گشتند؟

استاد قزويني:

از مدينه افراد آمدند و مردم مكه هم بودند و از يمن و طائف هم تعدادي آمده بودند.

غير از اين چهار شهر از هيچ شهري نيامده بودند.

بيننده:

چرا پيامبر در خانه خدا امامت حضرت علي را اعلام نكرد؟

استاد قزويني:

پيغمبر صلاح ديده است كه جاي ديگري بيان كند، به من و شما چه ارتباطي دارد؟

بيننده:

جايي كه همه جمع هستند، چرا آنجا اعلام نكرده است و آمد در يك جاي ديگري اعلام كرد؟

استاد قزويني:

پيغمبر اكرم در مكه صلاح نديده است؛ بلكه در غدير خم صلاح ديده است.

بيننده:

يعني چه؟ براي چي صلاح نديده است؟

استاد قزويني:

آيا پيغمبر عقلش نمي رسيد كه آنجا اعلام كند؟ اعتراض شما به پيغمبر است؟

بيننده:

نه. منظور من اين است كه همان جا اعلام مي كرد كه همه بدانند كه حضرت علي جانشين پيامبر است.

استاد قزويني:

پيغمبر صلاح نديده است. شما اعتراض به پيغمبر مي كنيد و كار پيغمبر را زير سؤال مي بريد.

بيننده:

چرا در آنجا اعلام نكرد تا همه بدانند و در جاي ديگري فرمود: كه تعدادي حضور نداشتند؟

مجري:

شما منكر غدير هستيد؟

بيننده:

غدير اتفاق افتاده است؛ ولي براي جانشيني حضرت علي نبوده است.

اين يك قضيه ديگري بوده است كه در يمن يك مشكلي پيش آمده بوده است كه پيامبر خواست آن مشكل را حل كند.

استاد قزويني:

يمني ها و طائفي ها رفتند و اهل مكه هم در شهر خود ماندند، چرا پيغمبر در بيابان اين مسئله را مطرح كرد؟ اگر به خاطر اعتراض مردم يمن بود، بايد در مكه مطرح مي كرد و مردم يمن هم مي شنيدند.

مي توانيد جواب دهيد؟

در حالي كه در غدير خم يمني ها و طائفي ها رفته بودند و اهل مكه هم در مكه مانده بودند. چرا پيغمبر اكرم، چيزي كه مربوط به يمن است، در جايي مطرح كرده است كه مردم يمن در آنجا نيستند؟

بيننده:

من سواد ديني ندارم.

مجري:

نوبت جواب دادن كه مي شود، دوستان مي گويند: ما طلبه نيستيم و سواد ديني نداريم.

استاد قزويني:

شما با همين اطلاعات تان به ما جواب دهيد.

بيننده:

شما به مخالفان تان هرچي از دهن تان در مي آيد مي گوييد، با الفاظ خيلي بد با آن ها صحبت مي كنيد. آقاي ريگي كه از خاش تماس گرفتند، شما گفتيد: اصلا رافضي نيست.

وقتي كه رافضي بود، شما گفتيد: چنين و چنان، چرا كامل نمي خوانيد؟

مجري:

شما كه اين را دوباره مطرح كرديد. ما كه اين را كامل خوانديم و نشان داديم.

بيننده:

شما گفتيد: اصلا همچين چيزي نيست و آن را انكار كرديد. وقتي كه آورديد، گفتيد: وجود دارد؛ ولي چنين و چنان است، دنبالش را كامل نخوانديد.

مجري:

آن رافضي كه هست، در صفحه قبلش است و ابن تيميه مي گويد:

والجواب أن القدح لا يقبل...

منهاج السنة النبوية، ج ٨، ص ٢٩٠

دارد حرف خودش را مي زند.

استاد قزويني:

اين دوستان عزيز ما يا توجه ندارند يا خودشان را به بي توجهي مي زنند. اين را دقت كن؛ چون اگر جاي ديگري نقل كرديد، فرداي قيامت بايد جواب دهيد.

مي گويد:

قال الرافضي الثامن قوله في مرض موته.... والجواب

منهاج السنة النبوية، ج ٨، ص ٢٩٠

جواب رافضي اين است.

بعد در جواب رافضي مي گويد:

وغاية ما يقال إنه كبس البيت لينظر هل فيه شيء من مال الله الذي يقسمه وأن يعطيه لمستحقه.

منهاج السنة النبوية، ج ٨، ص ٢٩١

اين كجايش اشكال دارد و كجايش را ما حذف كرديم و كجايش را خيانت كرديم؟

بيننده:

من منظورم اين نيست كه شما خيانت كرديد، حديث را شما كامل نمي خوانيد.

استاد قزويني:

اينجا كه ختم صحيح بخاري يا منهاج السنة نگرفتيم كه بياييم ١٠ صفحه از منهاج السنة را بخوانيم. ابن تيميه از علامه حلي مطلبي نقل كرده است و جواب مي دهد.

در اين جواب يك بخشي كه مرتبط به بحث ما است اين است:

إنه كبس البيت لينظر هل فيه شيء من مال الله الذي يقسمه وأن يعطيه لمستحقه

منهاج السنة النبوية، ج ٨، ص ٢٩١

به زور وارد خانه علي شدند.

ما همين تعبير را مي خواهيم. شما از اول تا آخرش را بخوانيد و ببينيد كه چه چيزي دارد كه من بخواهم براي مردم بخوانم؟

ابن تيميه يك سري لاطائلات بافته است. اگر من بخواهم ٥ صفحه از اين ها را بخوانم ٢ ساعت طول مي كشد.

بيننده:

نمي خواهد تمامش را بخوانيد، فقط چكيده اي از آن را بخوانيد تا لب مطلب خوانده شود.

استاد قزويني:

ما لب مطلب را اعلام مي كنيم.

مي گوييم: كه ايشان در كنار حرف هايي كه مي زند، اعتراف مي كند كه ابو بكر به زور وارد خانه حضرت زهرا سلام الله عليها شده است و علت آن هم اين بود كه مي خواست ببيند كه حضرت زهرا سلام الله عليها چيزي دزديده است يا نه؟ آيا وجدان حضرت عالي اين را قبول مي كند؟

بيننده:

نه.

استاد قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد. اين عبارت ابن تيميه است:

وغاية ما يقال إنه كبس البيت لينظر هل فيه شيء من مال الله الذي يقسمه وأن يعطيه لمستحقه.

منهاج السنة النبوية، ج ٨، ص ٢٩١

نهايت چيزي كه ما در جواب رافضي مي گوييم، اين است كه ابو بكر (كبس البيت) يعني به زور وارد خانه شد، تا ببيند كه چيزي از بيت المال در آنجا وجود دارد كه بردارد و به مستحقين بدهد.

آيا وجدان شما مي پذيرد كه در خانه علي و زهرا سلام الله عليهما، از بيت المال چيز غصبي بوده است و اين ها نمي خواستند كه به مستحقين بدهند؟

آقاي ابا بكر مي گويد: من مي خواهم به زور وارد شوم و اموالي كه شما دزديده ايد و به زور در خانه گذاشته ايد، به مستحقين بدهم.

بيننده آقا محمود از جويبار:

از آقاي قزويني تشكر مي كنم از اين كه از زلزله زدگان بازديد به عمل آوردند.

من ديدم، واقعا دست شما درد نكند، بزرگواري كرديد.

استاد من، اين ها رهبرشان عمر و ابابكر است كه به پيغمبر ما رحم نكردند و توهين كردند. اين ها حرف شنوي از پيغمبر نداشتند و اشك پيغمبر ما را درآوردند.

ديدند كه علي بن ابي طالب در خيبر را كند. اين ها طايفه اي همين است.

استاد قزويني:

تلاش كنيد كه ادبيات تان، ادبيات محترمانه باشد.

انتقادتان را انجام دهيد؛ ولي در يك ادبياتي بريزيد كه باعث رنجش نشود.

بيننده:

در كتاب خودشان است.

مجري:

ما نمي خواهيم احساسات طرف مقابل مان جريحه دار شود.

بيننده:

عمر فاروق كه رهبر اين ها است، مي گويد: در جنگ احد فرار كرده است و وقتي كه به او مي گويند: چرا فرار كردي و پيامبر را تنها گذاشتي، مي گويد: من مثل بز كوهي فرار كردم.

اين در كتب خودشان است. من توهين نمي كنم، اين قوم رهبرشان اين است.

استاد قزويني:

اين تعابير، تعابير صحيحي نيست.

همين را اينگونه بگوييد: خليفه دوم نسبت به نبي مكرم چنين و چنان گفته است، آقايان به ما جواب دهند. اين طوري سؤال كنيد.

اميرالمؤمنين در تمام جنگ ها بوده است و خود خليفه دوم گفته است كه من فرار كردم، چه جوابي داريد؟

سؤال مطرح كنيد. سؤال هم محترمانه و مؤدبانه باشد.

اين طور كه بگوييم: اين ها چنين و چنان هستند و همه از يك قماش هستند، اين طور درست نيست.

ما احساس مي كنيم كه اگر در شبكه ولايت عزيزان كه تماس مي گيرند، مطالعه داشته باشند و مطالب خود را در يك صفحه بنويسند، خيلي بهتر است.

ما شرمنده هستيم.

ما با اين كه بيش از ١ ساعت براي بينندگان فرصت مي دهيم، باز دوستان به ما مي گويند: ما ٦ ماه است كه پشت خط هستيم و توفيق نداريم كه صداي مان در شبكه ولايت پخش شود.

من خواهش عاجزانه از همه بينندگان عزيز چه شيعه و چه سني دارم كه مطالب شان را به صورت سؤال يا به صورت انتقاد دربياورند و مكتوب بنويسند.

اگر مكتوب باشد، مي توانند كه يك صفحه را در ٣ دقيقه بخوانند؛ ولي اگر اين طور نباشد، شايد در ٢٠ دقيقه هم نتوانند كه مطالب شان را بگويند.

اگر نوشته باشد، مي توانند از حداكثر وقت بهترين استفاده را انجام دهند.

اگر مطالب علمي و مؤدب باشد، ما هم جواب مي دهيم و ديگر بيننده ها هم استفاده مي كنند؛ ولي يك بزرگواري از شيعه يك مطالبي را مطرح كند كه سر و ته نداشته باشد يا از آقايان اهل سنت، ما هم مجبور هستيم كه در اينجا يا انتقاد كنيم و يا اعتراض كنيم و بحث هاي علمي حيف مي شود.

شما كه روي خط مي آييد، ميليون ها انسان اين برنامه را مي بينند، به احترام بيننده ها، مطالب را استاندارد مرقوم كنيد. شما سؤال مطرح كنيد و ما هم دانه دانه جواب مي دهيم.

اين هم براي شما مفيد است كه در وقت مديريت كرديد و هم ديگران استفاده مي كنند.

بيننده آقاي احمدي از شيراز از اهل سنت:

از حلم و بردباري جناب استاد كمال تشكر را دارم. از بينندگان پر و پا قرص شما هستم. دو آيه از قرآن را مي خواستم خدمتان عرض كنم كه ما پاي بند اين هستيم و نمي توانيم به مهاجرين و انصار اهانت كنيم.

در سوره توبه آيه ١٠٠ خداوند مي فرمايد:

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ.

استاد عزيز خودش بيشتر از ما مطلع هستند كه هم حضرت عمر و هم حضرت ابوبكر از مهاجرين هستند و در ركاب پيامبر بوده اند و با توجه به اين آيه قرآن كه مي فرمايد: خداوند از اين ها راضي است و اين ها هم از خداي خود راضي هستند، آن قدرت جسارت از ما گرفته شده است؛ يعني از كل جامعه اسلامي علي الخصوص اهل سنت، نسبت به مهاجرين و انصار گرفته شده است.

ما را معذور بداريد.

به برادران شيعه عزيز خودم كه شايد قرن ها است كه با هم زندگي مي كنيم، اين را بگوييد: نسبت به صحابه رسول الله فشارشان كمتر باشد.

در رابطه با آيه ٦ سوره احزاب كه گفتيد:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ.

دنباله آيه مي فرمايد:

وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَي بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلَي أَوْلِيَائِكُمْ مَعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا.

اينجا هم نسبت به ازواج رسول الله است و آن ها هم طيبين و طاهرين هستند.

در رابطه با حمله حضرت عمر به خانه فاطمه زهرا سلام الله عليها، همچون حمله اي از نظر ما و از نظر هر مسلماني، نه صورت گرفته است و نه عمر و نه از عمر بزرگتر، جرأت جسارت به سگ حضرت فاطمه زهرا را ندارد و نداشته اند و تا قيام قيامت نخواهد داشت.

اگر حضرت استاد اين آيه ١٠٠ سوره توبه را براي ما توضيح دهند خيلي خوب است.

استاد قزويني:

نظر ما اين است كه نسبت به صحابه نبايد فقط ملاك آيه ١٠٠ سوره توبه و آيه ١٨ سوره فتح باشد.

آيات ديگري هم در رابطه با صحابه در قرآن وجود دارد.

اين ها را هم ما بايد ملاك قرار دهيم.

ما معتقد هستيم كه صحابه افراد خوب و بد و مؤمن و متديني و فاسقي هم داشتند.

در قرآن مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَي مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ. (سوره حجرات آيه ٦)

اين آيه مال منافقين كه نيست، مربوط به صحابه است.

شما ببينيد كه اين آيه در رابطه با چه كسي نازل شده است؟

آيا اين قضايا، آن عقيده اي كه شيعه دارد را تأييد نمي كند؟

روايات متفق نقل كرده اند كه مراد از اين فاسق، وليد بن عقبة صحابي است.

شما تمام تفاسير اهل سنت را مراجعه كنيد و ببينيد كه در اين آيه مراد از فاسق صحابه است؟

در آيه ديگري مي فرمايد:

وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ.

سوره توبه آيه ٦١

اين هم در رابطه با صحابه است يا نه؟

در رابطه با همين آيه ٦ سوره احزاب كه مي فرمايد:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَي بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلَي أَوْلِيَائِكُمْ مَعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا

همين آيه در رابطه با چه كسي نازل شده است؟

چه كسي گفت: اگر پيغمبر بميرد، ما با همسران پيغمبر ازدواج مي كنيم و عائشه سهميه من است. آيا اين را صحابه گفتند يا نه؟ همين آقاي طلحه اين عبارت را گفت.

ما از قرآن فقط «لا تقربوا الصلاة» را نگيريم، «وانتم سكري» را هم بايد بگيريم.

بيننده:

يعني شما مي گوييد:

رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ

سوره توبه آيه ١٠٠

اين بازگشت دارد؟

استاد قزويني:

در آيه ١٨ سوره فتح خدا چه مي فرمايد؟

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا.

بيننده:

اينجا تناقض دارد.

يعني شما مي گوييد: خداوند آينده نگر نبوده است و علم به آينده نداشته است كه فرموده:

رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ.

سوره توبه آيه ١٠٠

استاد قزويني:

خداي عالم مي فرمايد:

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ

سوره فتح آيه ١٨

شما امروز كه زير شجره رضوان بيعت مي كنيد، خدا از شما راضي است؛ ولي

فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَي نَفْسِهِ

سوره فتح آيه ١٠

هر كس بعد از اين بيعت شكني كند، به خودش ضرر زده است.

قرآن را خوب بخوانيد.

بيننده:

آيه كه منسوخ نشده است. با توجه به آيه كه شما خوانديد، يعني آيه ١٠٠ سوره توبه نسخ شده است؟

استاد قزويني:

قرآن مي فرمايد:

إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ

سوره فتح آيه ١٠

اي مسلمان ها، هر كس با پيغمبر بيعت مي كند، با خدا بيعت مي كند.

بعد مي فرمايد:

فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَي نَفْسِهِ.

سوره فتح آيه ١٠

هر كس بيعت شكني كند، به خودش ضرر زده است.

اين قضيه از قضيه بلعم باعورا كه بالاتر نيست.

بلعم باعورا به يك مقامي رسيد كه مي فرمايد:

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آَتَيْنَاهُ آَيَاتِنَا.

سوره اعراف آيه ١٧٥

ما از آيات خودمان به بلعم داده بوديم.

به مقام ولايت تكويني رسيده بود.

وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَي الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ.

سوره اعراف آيه ١٧٦

اين مقام را نتوانست حفظ كند.

در رابطه با قضيه آيه ١٠٠ سوره توبه، همين قرآن در رابطه با اين صحابه مي فرمايد:

أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَي أَعْقَابِكُمْ.

سوره آل عمران آيه ١٤٤

اين هم مال قرآن است.

پيغمبر بميرد يا كشته شود، شما به دوران جاهليت برمي گرديد؟

همين آقاي ابو الغادية قاتل عمار كه پيغمبر فرمود:

قَاتِلُ عَمَّارٍ فِي النَّارِ

جامع الأحاديث، ج ٢١، ص ٥٤ و ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٢، ص ٢٣٦

اين را كه قبول داريد؟

همين آقاي ابو الغادية جزء كساني است كه در بيعت رضوان حضور داشته است.

در صحيح بخاري مي گويد:

عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إلي الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إلي النَّارِ.

صحيح البخاري، ج ١، ص ١٧٢

آقاي ثعلبة بن حاطب كه جزء السابقون الاولون است و در بدر هم حاضر بوده است؛ ولي اين آقا جزء كساني است كه در قضيه مسجد ضرار شركت داشته است.

در ميان قاتلين عثمان چه قدر از «السابقون الاولون» و چه قدر از بيعت رضوان بوده اند؟

در خود آيه شريفه اي كه مطرح كرديد اگر دقت كنيد، مي فرمايد:

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ.

سوره توبه آيه ١٠٠

اين «من»، من تبعيض است.

آن سبقت گيرنده گان اول از ميان مهاجرين و انصار.

خداي عالم حتي يك حرفش در قرآن حساب دارد.

شما بگوييد: اين «من» براي چي آمده است؟

اگر بنا بود تبعيض نباشد و مراد همه مهاجرين و انصار بود، مي فرمود:

السابقون الاولون.

نيازي به مهاجرين و انصار نداشت يا مي فرمود:

والسابقون الأولون المهاجرين والأنصار، الذين سبقوا.

نيازي به كلمه من نداشت.

در سوره بينه مي فرمايد:

إِنَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ.... رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ

سوره بينة آيه ٧ و ٨

آن هايي كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام مي دهند، خدا از آن ها راضي است.

در اين آيه احتياجي به اين كه السابقون الاولون باشد ندارد.

شما اين را كنار آيه ١٠٠ سوره توبه قرار دهيد.

هر كس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد خدا از او راضي است.

اگر بنده هم اين كار را انجام دهم، خدا از من راضي است و جناب عالي هم همين طور. اين منحصر به مهاجرين و انصار يا صحابه نيست.

در آيه ديگر مي فرمايد:

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ.

سوره حجرات آيه ١٣

اين قضايايي كه عزيزان ما استناد مي كنند، اين استنادات مشكلي را حل نمي كند.


پايان