سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٥٩ - دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام

دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام

کد مطلب: ٥٣٩٨ تاریخ انتشار: ١٠ فروردين ١٣٩١ تعداد بازدید: ٣٠٢٢ سخنراني ها » شبکه ولايت دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
حبل المتين ٩١/٠١/١٠

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٩٠/٠١/١٠

مجري:

اخيرا در راستاي احياي فرهنگ نحس بني اميه اين شجره ملعونه در قرآن بحث هاي منافقانه اي را انداخته اند. مشاهده كرديد تحت برنامه اي را كه تحت عنوان افسانه غدير پخش كردند و رفتند برنامه زنده مستقيم و برنامه زنده نشان دادند كه حديث غدير هيچ دلالتي بر ولايت آقا امير المومنين نمي كند. لطف كنيد يك توضيحي در اين رابطه بفرماييد.

استاد قزويني:

اين هتاكي ها تازگي ندارد، اهل بيت عليهم السلام از همان زمان عصر نبوت مورد اين هجمه ها بودند و مورد هتاكي ها و جسارت ها بودند و با آن همه توصيه هاي نبي گرامي نسبت به اهل بيتش، نسبت به اميرالمومنين و نسبت به صديقه طاهرة و امام حسن و امام حسين عليهم السلام. خوب اين شجره ملعونه در قرآن چه ها كه نكردند. كه حتي فرصت ندادند آب غسل رسول نبي خشك شود به خانه صديقة طاهرة هجوم آوردند و تهديد كردند به آتش زدن و قسم و سوگند خوردند، پهلوي بي بي دو سرا را شكستند و يادگار پيامبر با قلبي شكسته و غضب آلود از آنها از دنيا نزد رسول اكرم رفتند و رحلت نمودند بعد از آن با اميرالمؤمنين چه كردند با امام حسن و امام حسين چه كردند اگر نبي گرامي دستور داده بود كه اهانت به اهل بيت من و ظلم به اهلبيت من واجب است يا از اوجب واجبات است بيش از اين نمي توانستند بكنند حالا در هر عصري خلاصه اين جنايت ها جلوه گري كرده، در عصر ما هم اين حضرات هستند دارند اهانت مي كنند جسارت مي كنند جسارت امثال آقاي حيدري نسبت به حضرت آيةالله سيستاني و جناب علامه طباطبايي نه تنها از مقام اين بزرگواران نمي كاهد بلكه بر مقام اينها هم مي افزايد يعني هيچ شك و شبهه اي نيست چون هر كسي كه حرف هاي اينها را مشاهده كند و ببيند كه چه سخنان بي پايه و اساس و دروغ و افتراء واقعا به قدري عباراتشون سخيفه و ما به دوستان هم گفتيم ديگه رها كنيد اينها را از باب جواب ابلهان خاموشي است و ديگه به حرفهاي اين آقايان نپردازيد و خودشون هم به اين نتيجه رسيدند كه ديگه بينندگانشان را از دست داده اند پيش آنها رسوا شدند خيلي از كساني كه بله قربان گو بودند ديگه رابطه شان را با اينها قطع كردند و در تماس هاي تلفني شان هم معلوم است كه هر شب يه عده تعداد معدودي مي آيند و يه جولاني مي دهند و يك فحاشي مي كنند خوب ما خدا را شاكر هستيم

به تعبير امام صادق عليه السلام كه :

الحمد لله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء

و مردم بايد قضاوت كنند ما چيزي عرض نمي كنيم مردم ببينند كه واقعا چه هست بحث هاي شبكه جهاني ولايت و مقايسه كنند با بحث هاي اينها، يا همين عزيزان اهل سنت كه مي آيند و خيلي هاي آنها با صراحت و با شجاعت نظر خودشان را اعلام مي كنند يا چند تا از مولوي هاي كه آمدند اينجا و برنامه هاي خودشان را اعلام كردند و اينها آتش گرفتند و دارند مي سوزند مخصوصا برادر عزيزمان جناب آقاي مولوي روحاني لاشاري ديگه من گمان مي كنم آبرو و حيثيت براي اينها نگذاشت ديگه يك آتشي براي اينها زده من گمان مي كنم يك چند سالي حرارت و سوزش اين آتش در وجود اين آقايان محسوس است و نبايد هم مذمتشان كرد و هر كس هم بود به جاي اينها اين آتشي كه جناب لاشاري و مراد زهي به پا كرد اينه ديگه غير از اين نبايد انتظار داشت.

در رابطه با قضيه استدلال بر اينكه آيا واقعا حديث غدير دلالت بر امامت و ولايت حضرت امير ميكند يا نه؟ سخن زياد است كه اگر ما بخواهيم بحث كنيم بايد چند جلسه روايات صحيح در منابع اهل سنت اون هم از استوانه هاي علمي شان مثل ذهبي، ابن كثير و شخصيتهاي ديگر مثل ابن حجر عسقلاني و ابن حجرهيثمي نقل كنيم اينها صراحت دارند بر صحت روايت. ناصر الدين الباني به صحت روايت اعتراف دارد اينها را.

همون تعبير حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها كه در واپسين روز رحلت نبي مكرم كه آمد در مسجد بر سر مهاجرين و انصار فرياد كشيد و گفت:

وهل ترك أبي يوم غدير خم لاحد عذرا

الخصال - الشيخ الصدوق - ص ١٧٣

آيا پدرم در روز غدير براي كسي عذري گذاشت؟ اين رو هم در منابع شيعه آمده و هم در منابع اهل سنت آمده.

مرحوم شيخ صدوق در خصالان صفحه ١٧٣ آورده، جناب طبري امامي در كتاب دلائل الامامة صفحه ١٢٢ اين تعبير را آورده و از بزرگان اهل سنت جناب شمس الدين ابو الخيرجزري كه شافعي مذهب است در همان روايت مسلسل فاطميين كه نقل مي شود از صديقه طاهره كه بر سر مهاجرين و انصارفرياد زد و فرمود:

أنسيتم قول رسول الله يوم غدير خم من كنت مولاه فعلي مولاه وقوله عليه السلام لعلي أنت مني بمنزلة هارون من موسي عليهما السلام

نزهة الحفاظ ، ج١،ص١٠٢

الغدير ، الشيخ الأميني ، ج١ ،ص١٩٧

خوب دوستان مراجعه كنندبه كتاب اسني المطالب صفحه ٤٩ و خود جناب آقاي ابو الخير جزري شافعي كسي است كه سيوطي درباره او دارد:

فكان عالما متقنا فقيها

هم عالم بوده و هم آدم دقيق بوده و هم فقيه بوده كتاب طبقات الحفاظ آقاي سيوطي صفحه ٥٣٥ آقايان مراجعه كنند.

خوب اين قضايا كاملا روشن است الان و براي اينكه حرفهاي من مستند باشد لطفا مانيتور بنده را نشان بدهيد تا مستند باشد سخنان ما.

بينندگان ايميل و پيامك مي زنند و وقتي با پاور پوينت بحث مي شود راحت مي توانيم يادداشت كنيم اين بحث ها را و اينها را پياده كنيم و تدريس كنيم الان خيلي از اين عزيزان بزرگواري مي كنند محبت مي كنند هم در دانشگاه هاي داخل كشور و هم خارج كشور اين بحث هاي ما را ،٣ نفر از اساتيدي كه از لندن آمده بودند گفتند فلاني ما يك بحث شما را ٢ جلسه ، سه جلسه آنجا تدريس مي كنيم ، علي اي حال من در اينجا هم نشان دادم يك بحث هايي در صحاح سنن و صحت حديث از ديدگاه علماي اهل سنت و تواتر غدير بعد يك بحثي ما داريم راجع به دلالت حديث غدير بر امامت و اينجا چند نكته را خدمت دوستان و بينندگان عزيز اشاره كنم كه يكي از آنها هم نوعي ولايت پيامبر با ولايت امير المونين سلام الله عليه بوده بينندگان دقت كنند اون آقايان حرف هاي بي اساس و بي پايه خود را مطرح كردند و گفتند ، ما هم گفتيم حرفهاي آنها تمام شود بعد بينندگان آنها وبينندگان ما با خيال راحت ببينند كه اصل جريان چه بوده نبي گرامي صلي الله عليه و آله وسلم قبل از آنكه ولايت علي را مطرح كنند و بگويند:

من كنت مولاه فعلي مولاه

يك جمله اي را بيان كرد فرمود:

اليس الله اولي بالمومنين

فرمود آيا خداي عالم اولي به همه مومنين نيست؟

قالو بلي

آيا اين عبارت رايك دفعه شد اين حضرات بيان كنند؟ چرا وحشت دارند از اين عبارت؟ مخصوصا در برنامه خيانت درگزارش اينها واقعا دارند خيانت ميكنند اينها تصور مي كنند كه مثلا به قول ٧٠٠ ـ ٨٠٠ سال قبل است مي توانند يه حرفي را بزنند و عده اي را فريب دهند و سر مردم هم شيره بمالند ، نه ديگه اون زمان گذشت ، سپري شد امروز عصر رسانه است و الحمدلله طبق آماري كه ما داريم چه در داخل كشور و چه در خارج اغلب يعني قريب به اتفاق عزيزان اهل سنت شبكه ولايت را دارند مي گيرند و چند وقت قبل حضرت آيت الله طبسي مي گفتند حدود ٣٠ ـ ٤٠ نفر از تاجيكستان آمده بودند اينجا و مي گفتند هيچ خانه اي در اهل سنت نيست كه ولايت را نبينند دوستان از آذربايجان شوروي حتي از گرجستان و حتي ما يك دوستاني داشيم از هلند كه دو روز قبل آمده بودند اينجا و در خدمتشان بوديم مي گفتند اصلا ما مرده بوديم و شبكه ولايت ما را را زنده كرد و جالب اين است كه دكتر نيكنام فرمودند كه از واشنگتن چند نفري زنگ زدند و گفتند واقعا ما با شبكه ولايت زنده هستيم و اگر شبكه ولايت نبود ما دق مي كرديم اصلا ما با شبكه ولايت زنده ايم يعني لحظه اي نيست كه انس مان از شبكه ولايت قطع شود. خوب الحمدلله خدا را شاكر هستيم دوستان دقت كنند كه رسول گرامي قبل از اينكه بفرمايند:

من كنت مولا فعلي مولاه

ميفرمايد:

اليس الله اولي بالمومنين

آيا خداوند ولايتش از مومنين از خودشان قوي تر نيست؟

قالو بلي

خوب پيغمبر براي چه فرموده؟ پيغمبري كه

اول من نطق بالذات

پيغمبري كه حكيم است بلكه حكيم ترين حكيم هاست و بعد از اين مي فرمايد:

اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه

احمد محمد شاكر در ذيل آن مي گويد اسناده صحيح و روايت هم صحيح است

مسند احمد جلد ٢ صفحه ١٨

با تحقيق احمد محمد شاكر كه آقاي الباني از او تعبير مي كند به بخاري مي گويد:

حديث صحيح

سلسلة الاحاديث صحيحه جلد٤ صفحه ٢٤٥

بر مبناي مكتب شاملة ابن كثير به اين شكل نقل مي كند و مي گويد پيغمبر فرمود:

ألستم تعلمون أني أولي بكل مؤمن من نفسه

آيا مي دانيد من بر تمام مومنين از خوشان ولايتم سنگين تر است؟

قالوا بلي .

بلا فاصله (فاء، فاء تفريع است) فرمود:

فمن كنت مولاه فان عليا مولاه

آقاي ابن كثير دمشقي هم مي گويد :

وهذا إسناد جيد رجاله ثقات علي شرط السنن

البداية والنهاية،جلد ٥ ،ص ٢٣١

اين هم تصحيح روايت از آقاي ابن كثير دمشقي در مجمع الزوائد پيغمبر مي گويد:

الست اولي بالمومنين من انفسهم؟

آيا من بر مومنين ولايتم ازخودشان قوي تر نيست؟ چه منظوري داشته پيغمبر اكرم؟ آيا همين طوري به دهانشان آمده يا به قول آقايان نستجير بالله هذيان گفته است؟ اونجا كه ديگه پيغمبر مريض نبود كه بگويند قدغلبه الوجع پيغمبر در جلوي ١٢٠هزار جمعيت سخنراني مي كرده و كاملا صحت و سلامتي داشته بعد ميفرمايد

الست اولي بالمومنين من انفسهم؟

آيا من ولايتم بر من مومنين از خودشان قوي تر نيست؟

من كنت وليه فان عليا وليه

هركس من ولي امر او هستم اين علي ولي اوست.

هيثمي ميگويد:

رواه البزار ورجاله ثقات

مجمع الزوائد جلد٩صفحه١٠٧

مجري:

حاج آقا لطفا يه پرانتزي باز بكنيد اين ألست أولي بالمومنين من أنفسهم را به عنوان يك سؤال از همين آقايان كه اين همه سر و صدا مي كنند ببينيم اصلا جرات مي كنند وارد اين مبحث شوند يانه؟

استاد قزويني:

بله سوال ميكنيم پيامبر براي چه هدفي قبل از آنكه بگويد:

من كنت مولاه يا من كنت وليه فعلي وليه

اين عبارت (ألست أولي بالمومنين من أنفسهم ) را مطرح كرد. پيغمبر اشاره مي كند در قولش به آيه :

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

سوره احزاب آيه ٦

و اين آيه صريح ترين آيه در ولايت پيامبر است به معني اولويت پيغمبر به امور مسلمين از خودشان

زمخشري اينطور مي گويد:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ

در تفسير آيه٦ سوره احزاب ميگويد معنايش اين است كه پيغمبر ولايتش قوي تر است بر مومنين از خودشان

في كل شي من أمور الدين و الدنياء

در تمام امور ديني و دنيايي پيغمبر ولايتش از همه مومنين بالاتر است اين مي شود ولايت مطلقه.

وحكمه أنفذ عليهم من حكمها

حكم پيغمبر نافذ تر است بر مومنين از خودشان

وحقه آثر لديهم منحقوقها

الكشاف، ج٣،ص٥٣١

اگر يك جايي حق مومنين با حق پيامبر تضاد داشته باد مومنين موظف اند ايثار كنند حق پيغمبر را و حقوق نبي گرامي را بر حقوقشان جلو بياندازند خوب اين يك مقدمه.

پس پيغمبر كه مي فرمايد :

الست اولي بالمومنين

اشاره به اين جايگاه نبوت در ولايت مطلقه است.

نكته دوم:

ان رسول الله قد جعل ولاية علي عليه السلام علي المومنين متفرعة عن ولايته

بعد بلا فاصله بعد از اينكه مي گويد:

من كنت مولاه فعلي مولاه

پيغمبر مي خواهد اين را بفهماند به مردم كه آي مردم همان طوري كه من ولايت مطلقه بر مردم دارم ولايت علي هم نشأت گرفته از ولايت من است وم تفرع از ولايت من است پيغمبر مي خواهد براي مردم ثابت كند كه اميرالمومنين سلام الله عليه أحق به امر خلافت و ولايت است واگر چنانچه اين معنا را نداشته باشد سخن پيامبر لغو است.

نكته سوم:

ذهبي در رابطه با آقاي سبط ابن جوزي دارد :

كان اماما فقيها واعظا علامه في التاريخ والسير

آقاي ابن جوزي هم امام است هم فقيه است هم واعظ است و علامه در تاريخ و سير است.

تاريخ الإسلام، ج٤٨، ص١٨٤

مردم او را به عنوان يك فردي كه صد در صد قبول دارند پذيرفته اند ، همين آقاي ابن جوزي مي گويد:

والمراد من الحديث الطاعة المحضة المخصوصة

در بخش دهم مي گويد مراد از حديث اطاعت ويژه براي اميرالمنين است

معناه: من كنت مولا به نفسه فعلي اولي به

خيلي صريح مي گويد و خيلي جالب. هركس من ولايتم بر او قوي تر است يعني ولايت مطلقه دارم علي هم ولايت مطلقه دارد

وهذا نص صريح في اثبات امامته و قبول طاعته

الهجرة إلي الثقلين - محمد گوزل الآمدي - ص ٣٢٤

اين حديث غدير در حقيقت نص صريح در اثبات امامت علي و اثبات اطاعت از اوست.

اين آقاي نعثل زمان بيايد به اين جواب دهد اگر راست مي گويد كه قطعا نمي تواند. ما بايد از آقاي سجودي يه خواهشي بكني براي اين كارش هم هر چقدر بخواهد ما حاضريم اجرت بدهيم اينكه بيايند كارشناسي كنند كه اين بزرگوار مواد مخدر مصرف كرده و مست كرده و اين حرف ها را مي زند كه ما يك ميليارد و ششصد ميليون تومان مي دهيم حالا نمي دونم از كجا مي آورد من گمان نمي كنم انقدر ارزش داشته باشد كه عربستان سعودي اين همه پول را به او بدهد.

اين براي يك فردي كه ميگه من خرما فروش هستم حالا با سه مشت سه مشت خرما جمع كردن هم اينقدر پول در نمي آيد. از كجا دارد كه يك ميليارد و ششصد ميليون بخواهد جايزه دهد من كه احساس ميكنم ايشان مست كرده يا نه ايشان از كوزه جناب خليفه مي خورده مست نمي كرده و چون اضافه خورده مست كرده كه اين حرف ها را ميزند والا من گمان نمي كنم يك انسان در حالت طبيعي اين فحش هايي كه ايشان به بزرگان مي دهد را بگويد .

پيغمبر اكرم براي چه قبل از آنكه بگويد من كنت مولاه گفت

الست اولي بكم من انفسكم؟

آيا پيغمبر را هم مانند اجدادتان نستجير بالله متهم به هذيان گويي مي كنيد؟ يا قد غلبه الوجع؟ بيماري غلبه كرده بوده؟ يا نه يك چيزي به دهان پيامبر آمده و گفته اند؟ يا قياس به نفس مي كنيد نستجير بالله پيغمبر هم موادي چيزي داه بود بالا و نستجير بالله مست كرده بود همچين حرفي زده بود. و از اين آقايان بعيد نيست يعني بخواهند نسبتي به پيامبر بدهند همين آقاي هاشمي با كمال وقاحت طوري كه بدنم لرزيد گفت كه يكي از مفتيان گفته است پيامبر قبل از آنكه شراب حرام شود شراب مي نوشيد بايد گفت تف بر شما ، دهنتان بشكند من بايد بگويم كه اين مردم بايد دقت كنند كه اينها چقدر وقيع هستند حتي نسبت به رسول و نبي خود اينطور جسارت و وقاحت دارند من نمي دانم اينها را چكار بايد كرد من معتقدم عذاب و آتش جهنم هم براي اينها كم است.

يكي از اساتيد بعد از اينكه ما گفتيم عذاب يك متلكي گفت كه خوب نيست اينجا مطرح شود همه فهميدند چه مي خواهيم بگوييم ، خلاصه بينندگان عزيز اين آقا با اين وقاحت و با كمال بي شرمي مي گويد پيامبر قبل از اينكه شراب حرام شود شراب مي خورده. من الحق و الإنصاف خجالت مي كشم اين را تقرير كنم اين آقايان حداقل به كتابهاي خودشان كتابهاي فقهي، كتابهاي تاريخي ، كتابهاي كلامي يك نگاه بكنند ببينند اصلا اين تعابيري كه اين حضرات دارند مطرح مي كنند واقعا اين تعابير تا چه اندازه قابل پذيرش علما و فقهاي بزرگ اينها هست و شخصيتهاي بزرگ و برجسته اينه همه آمدند گفتند نبي گرامي صلي الله عليه و سلم نه قبل از بعثت و نه بعد از بعثت لب به شراب نزده ولي اين آقا براي اينكه كار آن مفتي را توجيه كند همينطوي لب به جفنگيات مي زند و و واقعا آدم نمي داند اين چه حرف هايي است كه اين حضرات مي گويند.

اگر بتوانم اين تعبير را از خود آقاي سيد سابق در كتاب فقه السنة نشان دهم. در كتاب فقه السنة جلد ٢ صفحه ٣٨٤ از كتابهاي فقهي است كه در دانشگاه هاي عربي به عنوان كتاب درسي مطرح است كه مورد تاييد همه فرق است كه ايشان مي گويد :

و من السيرة رسول الله انه لم يشرب الخمر قط لا قبل البعثة و لا بعدها

نه قبل از بعثت و نه بعد از بعثت پيغمبر اكرم لب به شراب نزد اما اين آقا در روز روشن جلوي ميليونها آدم اين حرفها را مي زند و با كمال وقاحت مي گويد پيامبر همچين كرد حتي به بعضي از پيامبران هم نسبت مي دهد و مي گويد با دو تا خواهر ازدواج كرد من نمي دانم اين آقا چيه؟ اين آقاي سجودي دست به كار شود و قبل از اينكه آقايان بيايند تحقيق و بررسي بكند كه چه اتفاقاتي در اين ٢ـ٣هفته افتاده كه اينجور اين آقايان مست كرده و به اين شكل حرف مي زنند يعني من واقعا بعضي وقتها آدم هر چي مي خواهد حرف نزنه احساس مي كند حرف نزدن يك نوع خيانت است گرچه عرض كردم اين ها برنامه هاشون جواب ابلهان خاموشي است از همون باب است

خوب پس اولين سوال اين شد كه پيغمبراكرم اين سوال را براي چه فرموده؟

آيا اين عبارت پيامبر رابطه اش با آيه ٦سوره مائده چيست؟

آقاي سبط بن جوزي كه ذهبي درباره اش اين چنين مي گويدو تعبير زيبا دارد كه علامة و.... مي گويد اين حديث غدير نص صريح در امامت علي بن ايبطالب است آقايان بيايند جواب دهند.

مجري:

بحث حديث غدير كه الحمدلله انقدر تواتر دارد كه ديگه نمي توانند آن را مخفي كنند البته بعضي علمايشان مثل ابن تيميه كه آمده بودند از بيخ زده بودند و انقدر ديگه تواتر دارد كه خودشان هم قائل به تواتر هستند تو اين شبكه ها هم زير نويس ميشه جالبه حاج آقا اذعان ميشه به اين قضايا اتفاقا من اون روز هم مي ديدم بعد از

من كنت مولا فعلي مولاه الهم وال من والاه و عاد من عاداه

خود همين جمله اي كه بعد از اين آمده دلالت بر اين دارد كه درباره محبت به امير المومنين است

حالا سؤالم اين است كه هدف حضرت از بيان اين جمله چه بوده ؟ كه بعد از اين من كنت مولاه اين دعا را آورده و از آن طرف هم يه لعني آورده در ادامه اين دعا.

استاد قزويني:

در رابطه با اين قضيه نبي گرامي به دنبال اين قضيه مي گويد:

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه

ابن تيميه مي گويد اين دروغ است اين آقايان اگر تابع ابن تيميه هستند نبابد به هيچ وجهي به اين ذيل روايت استناد كنند چون ابن تيميه منكر آن است. كه البته من سر فرصت اين را توضيح خواهم داد.

نبي گرامي فرمود:

اللهم وال من والاه

خدايا هركس علي را دوست مي دارد دوست بدار

وعاد من عاداه

دشمنان علي را دشمن بدار

واحب من احبه

خدايا هركس علي را محبت دارد او را محبت كن و هركس با علي بغض دارد بغض او را به دل بگير

وانصر من نصره

هركس علي را ياري كند خدايا تو او راياري كن و هركس علي را خار كند خدايا تو او را خار كن

آقاي هيثمي هم وقتي مياره ميگه بزار آورده رجالش هم رجال صحيح است غير از فطر بن خليفه و اون هم ثقه است

مجمع الزوائد جلد ٩ صفحه ١٠٥

خب اين آقايان اولا بگويند با توجه به اين نفرين نبي مكرم تكليفش چيه و اين عبارت نشان مي دهد اين را كه وقتي پيامبر اكرم ولايت علي را تثبيت مي كند كاملا روشن است هر حاكمي اين را ، بينندگان عزيز دقت كنند هر حاكمي در مسائل حكومتي و در مسائل مديريتي هر چه قوي و توانمند باشد مادامي كه محبوبيت عمومي نداشته باشد موفق نخواهد بود اين كلا يك چيز فطري است موفقيت يك حاكم مرهون محبوبيت عمومي است و محبوبيتي است كه مقبوليت مي آورد و لذا نبي مكرم وقتي مي آيد ولايت علي را مطرح مي كند مي خواهد اين محبوبيت را در دلها تثبيت كند، مي گويد : آي مردم اگر علي را من ولي كردم حاكم كردم براي شما و ولايت مطلقه براي او تثبيت كردم اين حاكم از حاكم هايي كه شما در جامعه سراغ داريد نيست فردا بخواهيد بگوييد ما با فلان حرف علي مخالفيم در برابر علي هم حاضريم قيام كنيم نه اينطور نيست اين ولايت علي نشات گرفته از ولايت من و ولايت من نشات گرفته از ولايت لله است و هركس بخواهد علي را محبت كند و به خاطر اين محبت از او اطاعت كند اين اطاعت و محبت او مربوط به محبت الله است هرگونه مخالفت از علي به منزله مخالفت با خداست.

چرا همچين فرمايشي كرد؟ زيرا مي داند با توجه به نقش علي بن ابي طالب در قتل سران قريش كه الان يادگار آنان در ميان مردم هستند آقايان بيايند اونهايي كه در جنگ بدر و احد بودند را ببينند با خليفه اول و دوم چه ارتباطاطي دارند يا نسبت به كساني كه در جنگ بدر اسير بودند چه كساني اشك تمساح مي ريختند و واسطه مي شدند پيامبر را ، كه اينها را آزاد بكنند و اضافه أبنا طلقاء همه هستند خود پيغمبر اكرم مي داند كه بعد از خودش مردم با علي بن ابيطالب بناي ناسازگاري دارند و خودش هم در احاديث متعدد فرموده است.

پيغمبر اكرم به علي عليه السلام فرمود:

ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك الا من بعدي

علي جان من مي دانم كينه هايي در سينه افراد هست كه اين كينه ها بعد از من ظاهر و آشكار مي شود و بعد از من اين كينه ها خود را نشان خواهد داد

مجمع الزوائد جلد٩صفحه ١١٨

وهچنين فرمود:

وأن تؤمروا عليا ولا أراكم فاعلين

اگر علي را اميرخودتان قرار دهيد گرچه مي دانم قرار نمي دهيد. اين ديگر خيلي واضح و روشن است من گمانم اين است اگر كسي يك سر سوزن اين عقل خدادادي را به كار بيندازد همه از منابع اهل سنت است يك دانه از منابع شيعه نياورديم.

وأن تؤمروا عليا ولا أراكم فاعلين تجدوه هاديا يأخذ بكم الطريق المستقيم

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج ٥ ص ١٧٦

اگر علي را امام خود قرار بدهبد قطعا هدايت شده و هدايت گر است گرچه مي دانم شما نمي كنيد يعني پيغمبر خودش مي داند اين قضايا را، در خود الباني در سلسلة الاحاديث الصحيحة جلد ٤ صفحه٣٣١ تعبير ميشود به :

ان تستخلفوا عليا فما اراكم فاعلين.

اگر علي را خليفه قرار دهيد گر چه مي دانم نمي كنيد. خوب ببينيد پيامبر همه قضايا را مي داند ولي مي خواهد اتمام حجت كند مردم شما كه بعد از من با علي مخالفت مي كنيد بدانيد كه مخالفت شما با علي جز خزلان خدا و جز غضب خدا چيز ديگري براي شما نيست يعني پيامبر اكرم مي خواهد تمام راه ها را براي اينها ببندد ولذا نبي گرامي صلي الله عليه و آله و سلم با اين بيانشان:

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه

مي خواهد اعلام كند كه مردم محبت و ولايت علي بن ابيطالب نشات گرفته از محبت و ولايت خدا و من است و هر گونه غضب علي بن ابيطالب منجر به غضب من و غضب خداست و اضافه خود همين جمله:

اللهم وال من والاه وأخذلمن خذله وانصر من نصره

منهاج السنة النبوية،ج٧،٥٩

دلالت صريح بر اثبات عصمت اميرالمنين دارد. چون اگر واقعا علي بن ابيطالب معصوم نباشد خطا ، نسيان يا گناه در علي صادر شود «اللهم وانصر من نصره» به صورت مطلق معني ندارد «اللهم وال من والاه» معنا ندارد و «عاد من عاداه» معنا ندارد يعني اگر چنانچه علي بن ابيطالب اشتباها بيايد يك كار خلافي يا همون حرف چرند و زشتي كه ابن تيميه مي زند را بزند كه علي در ١٧مورد مخالف نص صريح قرآن عمل كرده خوب علي آمده عمل كرده و معصوم نيست از اون طرف هم پيغمبر مي گويد

اللهم انصر من نصره ... من عاداه

آيا اين خودش خود نبوت پيامبر را زير سوال نمي برد؟ آيا همين عصمت رسول الله را زير سوال نمي برد؟ اين ديگه كاملا واضح و روشن است من گمان نمي كنم در اين مسأله هيچ گونه ترديدي باشد

مجري:

واقعا قضيه جالبي را مطرح كرديد در رابطه با عصمت امير المومنين واقعا ديگه بيمه نامه دارد چون حتما و حتما معيار حق است و اشتباه نمي كند.

حديث علي مع الحق والحق مع علي

را مي توان به اين مطالب ضميمه كرد؟

آيا اينكه در كتب اهل سنت آمده اين را هم مي شود ضميمه كرد؟ و مي گويد كه علي محور حق است و حق دور علي مي چرخد اين را هم لطفا توضيحاتي بفرماييد.

استاد قزويني:

در رابطه با اين بايد بگويم كه :

علي مع الحق و الحق مع علي

خوب در منابع متعدد اهل سنت آمده آقاي خطيب بغدادي در تاريخ بغداد صفحه ٣٢٢ با اين تعبير كه :

علي مع الحق والحق مع علي ولن يفترقاحتي يردا علي الحوض يوم القيامة.

آقاي هيثمي همين تعبير را دارد آقاي ابن كثير دمشقي همين تعبير را مطرح مي كند كه ان الحق مع علي رضي الله عنه در

النهايه و البدايه ابن كثير دمشقي جلد٧ صفحه ٣٩٨.

باتوجه بر اينكه برخي از كارشناسان جز اينكه بگوييم در حالت مستي هستند يا اين نفاق و نصبشان به قدري اوج گرفته خودشان هم نمي دانند چه مي گويند دوستان مراجعه كنند كتاب مجمع الزوائد هيثمي جلد ٧صفحه ٢٣٥ از برنامه نرم افزار:

مر علي بن ابي طالب

علي بن ابيطالب داشت مي رفت پيغمبر فرمود:

الحق مع ذا الحق مع ذا، رواه ابويعلي ورجاله ثقات

اين آقاي كارشناس اون چشم كور و نابينايش را كه واقعا همانطور كه بصيرتش كور است چشمش هم كور است چشمانش رو باز كند.

اين را آقاي هيثمي كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است مي گويد كه:

ابويعلي نقل كرده و رجالش هم ثقات است يعني ايشان نفهميدند كه در سند اين كوفي ها و افراد جعال قرار گرفتند

روايت ديگر باز عزيزان دقت كنند در مستدرك علي الصحيحين آقاي حاكم نيشابوري كه ايشان حديث ديگري را نقل مي كند كه رسول الله فرمود:

علي مع القرآن

اين آقاي كارشناس چشمش را باز كند لطفا حالا گرچه مي دانم باز نمي كند يعني :

خَتَمَ اللَّهُ عَلَي قُلُوبِهِمْ وَعَلَي سَمْعِهِمْ وَعَلَي أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ

سوره بقره آيه ٧

يعني همه را خداي عالم به قولي مهر كرده ، يا اينكه بينندگان سؤال كنند از ايشان ظاهرا اين قضيه براي ديروز يا ديشب بوده كه گفته اين

علي مع الحق والحق مع علي

دروغ وباطل است و اينكه گفته اند اين احاديث را ٤ تا جعال و وضاع يا نمي دونم روات كوفه آمدند اينها را گفتند اگر روات كوفه اين چنين اند خوب ابوحنيفه هم از كوفه است و اين توهين به امام بزرگ احناف است علي اي حال اينها سوال كنند از اين آقا، به بچه شيعه ها كه اجازه نمي دهند بروند سوال كنند يعني اينها به قولي ٣٠ ـ٤٠تا تلفن وصل مي كنند و همه از بله قربان گوهاي خودشان است حتي بعضي از اين دوستان ايميل و پيامك زده بودند وگفته بودند ٣٠ـ٤٠ دقيقه پشت خط مي مانيم ما را وصل نمي كنند. در همان مدت بله قربان گوها ٢ـ٣بار مي آيند تماس مي گيرند ومي روند روي خط من گفتم ديگه دوستان علي هميشه مظلوم بودند دراين عصر هم مظلوم اند من تقاضا دارم همين آقايان بله قربان گوها بيايند اين را سوال كنند يك سوال كردن كه اشكال ندارد. بگويند آقا علي مع القرآن والقرآن مع علي اين را آقاي حاكم نيشابوري درمستدرك جلد سوم صفحه ١٣٤ مي گويد:

علي مع القرآن و القرآن مع علي

علي هميشه با قرآن است و قرآن هميشه با علي و از هم جدا نمي شوند

حتي يرد علي الحوض

هذا حديث صحيح الاسناد

اين روايتي است كه سندش صحيح است

ابوسعيد تيمي هم كه هست مي گويد:

ثقة مامون ولم يخرجا

آقاي بخاري و مسلم متاسفانه اين راذكر نكرده.

خوب حالا سوال كنند از اين آقاي كارشناس البته يك وقتي سوال كنند كه از اين حالت مستي آمده باشد بيرون. اگر در آن حالت باشد مي گويد شما دروغ مي گوييد يا مثلا آقاي حاكم نيشابوري مواد مخدر مصرف كرده بوده مست كرده بوده آمده گفته يا نه حداقل دليلي دارد روايت ضعيف است، فله اي آمدند حرف زدند و اين كار محقق و كارشناس نيست و...... يعني با اين كارشان من فكر كنم جز اينكه آبروي خود را مي برند چيز ديگري را نمي افزايند.

مجري:

حاج آقا در اين عبارت هايي كه جنابعالي فرموديد در مورد جريان غدير و حضرت اين سناريو غدير را مطرح كردند براي اتمام حجت و براي اينكه ديگر عذري براي كسي باقي نماند عبارت هاي مختلفي را بيان نموده اند لطف كنيد در اين رابطه هم براي ما توضيح لازم را بفرماييد.

استاد قزويني:

من اين مطلب را در ٤ـ٥ دقيقه توضيح مي دهم گرچه بيش از اين نياز است براي توضيح اين مطلب.

نبي گرامي در آن حدود ٢ ساعتي كه خطبه طول كشيده يعني بعد از نماز ظهر نبي گرامي خطبه شان آغاز شده و تا نماز عصر طول كشيده؛ ولي متاسفانه در منابع اهل سنت مي بينيم كه يك تكه اي يك سطري بيشتر بيان نكردند چون فرق خطبه با حديث اين است كه خطبه يعني سخنراني، اگر يه كسي ٥دقيقه سخنراني كند حداقل ٢ صفحه بايد مطلب باشد در معجم طبراني يك صفحه و خرده است در جلد ٦ صفحه١٦٣ ايشان آورده حدود يك صفحه و نيم كه حلبي هم از او نقل كرده.

خلاصه پيغمبر با عبارت هاي مختلف ، ما تقاضا داريم اين آقايان بله قربان گوها كه از جاهاي مختلف تماس مي گيرند به جاي اين چرنديات و فحش و اهانت وحرفهاي تكراري . حتي يكي از خوديهاي اينها ديشب به آقايان مي گفت چقدر شما تكراري حرف مي زنيد؟ اگر يك نفر بيايد و برنامه هاي آقايان را جمع كند من گمانم به اندازه تكراري هايش حذف بشود كمتر از يك ساعت ميشه يعني هفته اي در حقيقت يك ساعت برنامه و مطلب جديد دارند اون را هم وقتي مي گويند نه مدركي نه دليلي. عجيب بود ديدم ديشب بود يا پريشب اين آقا كه نمي دانم عقل نداره آخه جهل هم حدي داره مي گويد كه: آقا شيخ حر عاملي در الانتصار اين طور گفته است. بعد يك بنده خدايي تماس گرفت كه شيخ حر عاملي اصلا الانتصار ندارد اين آقا دارد نشان مي دهد و حتي نوشته در شناسنامه كتاب كه معاصر است. خوب مرحوم شيخ حر عاملي متوفي ١١٠٤ است. بابا آقاي هاشمي ٥٠ بار شما اين را گفتيد كه براي شيخ حر عاملي است آقا الانتصار كتاب حضرت ايت الله كوراني است كه خار چشم وهابيون است اين مدافع سخت كوش حريم ولايت و اين الانتصار هم در حقيقت بحث هايي است كه در اينترنت بين وهابيون و شيعه ها بوده و ايشان اين برنامه ها را جمع كرده اين عبارتي كه شما داريد نقل مي كنيد از يكي از وهابي هاست بابا به اندازه يك برگ برگرد عقب و يك صفحه هم برو جلو. يه آقايي يه غلط اضافي كرده مياد اونجا و مي گويد در نهج البلاغه همچين تعبيري از علي بن ابيطالب است ايها الناس اين دروغه دروغه دروغه دروغه دروغه. اميرالمومنين همچين عبارتي در رابطه با ابوبكر نگفته است. اين آقاي وهابي آمده از پيش خودش حالا يا مست كرده يا خواب نما شده مثل جناب آقاي حيدري كه قبل از فجر يه خوابي ديده و خدا به او الهامي كرده و آمده گفته و اينكه پيغمبر اكرم و علي بن ابيطالب درباره ابوبكر اين چنين گفته كه او حق بر ما بوده خلافتش و چنين و چنان.

بعد جالب اين كه يه وهابي دروغگو مياد ميگه ايها الناس نهج البلاغه را تحريف كردند اين در كتاب الانتصار حر عاملي است. به قولي جاي آقاي يزداني خاليه كه بگويد هر گردي گردو نيست هر عاملي هم شيخ حرعاملي نيست بابا نوشته معاصر يك صفحه جلو و يك صفحه عقب برو.

علي اي حال من چند نكته را در اينجا عرض مي كنم:

شما ببينيد بزار در مسندش جلد ٤صفحه ٤١ از سعدبن ابي وقاص نقل مي كند :

أن رسول الله أخذ بيد علي فقال ( ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم من كنت وليه فإن عليا وليه )

آيا من ولايت مطلقه بر مومنين ندارم بعد مي فرمايد:

من كنت وليه فان عليا وليه

هركس من ولي او هستم. كلمه ولي را هم كه گفتيم ابوبكر،عمر، عثمان، عايشه، معاويه و همه كلمه ولي را درباره ابوبكر و غيره استعمال شده در خلافت. كلمه ولي تصريح بر ولي امر و حاكم اسلامي است. آقاي هيثمي هم مي گويد كه:

رواه البزار و رجاله ثقات

اين از اين. ازآن طرف آقاي ابن كثير دمشقي مي گويد: علي عليه السلام در رحبة به مردم گفت: شما را به خدا قسم مي دهم آيا كسي شنيد در غدير خم كه پيغمبر خدا فرمود:

ان الله ولي المومنين و من كنت وليه فهذا وليه

اين جواب كساني كه مي گويند علي استدلال نكرده بفرماييد حالا من اين بحث را مفصل در جلسه بعدي كه داشته باشيم استناد و احتجاج علي عليه السلام به حديث غدير با سند صحيح كه خود الباني به صراحت مي گويد روايت صحيح است اگر واقعا حديث غدير دلالت بر ولايت ايشان ندارد پس براي چي مردم را قسم مي دهد آي مردم شما را به خدا پيامبر گفته من آدم خوبي ام؟

من كنت وليه فهذا وليه

شما را به خدا مردم پيامبر اين حرف را گفته يا نه؟ ابن كثير هم مي گويد:

فهذا اسناد جيد

البداية و النهاية جلد٥ صفحه ٢٣٠

البته اين را بر مبناي برنامه مكتب اهلبيت دارم عرض مي كنم. البداية والنهاية در الجامع الكبير ٣ـ٤ صفحه با هم تفاوت دارند

اين يك روايت، روايت ديگر اينكه پيامبر مي فرمايد:

من كنت اولي به من نفسه فعلي وليه

هركس من ولايت مطلقه به او دارم و ولايتم بر او از خودش قوي تر است علي هم ولي اوست

معجم كبير طبراني جلد٥ صفحه٤٥٦ حديث٤٩٧١

در روايت ديگر:

فمن كان الله ورسوله مولاه فان هذا مولاه

اين ابن حجر عسقلاني نقل مي كند مي گويد:

هذا اسناد صحيح

المطالب العالية جلد١٦ صفحه١٤٢

در روايت ديگر :

من كنت مولاه فهذا وليه

هركس من مولاي او هستم خوب علي ولي اوست

از اين واضح تر ديگه پيغمبر به چه زباني بگويد حالا شما نمي فهميد گناه پيغمبرچيست؟

اين عبارت را جناب حاكم نيشابوري آورده كه پيغمبر فرمود:

من كنت مولاه فهذا وليه

هركي من مولاي او هستم علي ولي اوست

و ميگويد:

هذا صحيح علي شرط الشيخين

شرايط صحيح بخاري و مسلم را دارد. ابن كثير دمشقي مي گويد:

قال شيخنا ابو عبدالله الذهبي و هذا حديث صحيح

البداية والنهايه جلد٥صفحه ٢٢٨

خوب اين در حقيقت كاملا واضح و روشن است من بعضي از تعابير را آوردم ما در همين جواب قفاري كه داديم و در ٢ جلد چاپ شده اونجا ١٠ـ١٢عبارت ، عبارتهاي مختلف كه نبي مكرم بيان مي كرده در رابطه با تثبيت ولايت مطلقه امير المومنين با عبارات مختلف و تعابير گوناگون براي اينكه عذر بسته بشود ،همان تعبير صديقة طاهره كه فرمود:

هل ترك ابي لاحد بعد غدير خم عذرا؟

آيا پدرم بعد از غدير خم براي كسي عذري گذاشت؟ حالا اين آقايان آمدند بعد از ١٤٠٠سال حرف هاي بي اساس بي پايه يعني جز اينكه اينها دارند مردم را به خود مي خندانند چيز ديگري نيست.

بيننده: محسن از اصفهان

بنده فقط يك پيشنهادي داشتم خدمت شما آقاي قزويني و ايشان خيلي محبوب هستند در اصفهان و بين تمام شيعيان ايشان را احترام خاصي مي گذارند و قبولشان دارند خواستم بگويم كه عبارت هايي كه به كار مي برند براي همين آقايان وهابي اين عبارات را به كارنبرند آقايان يزداني و ابوالقاسمي در اين شبكه. اين باعث بدبيني بعضي دوستان مي شود نسبت به شيعه.

يه سوال هم از آقاي قزويني داشتم مي خواستم بدانم كه حضرت جبرئيل چه مواقعي براي پيامبر وحي مي فرستادند؟

مجري:

اين مباحث بيشتر تخصص آقاي دكتر رضايي است مباحث تفسير و شان نزول آيات.

استاد قزويني:

اين را جناب آقاي رضايي و آقاي ملكي مسئوول مدرسه معصوميه از آنها سوال كنند ولي آنچه مربوط به بنده است برادر محترم شما ببينيد امير المومنين سلام الله عليه كه حتي نسبت به معاويه مي گويد :

إني أكره لكم أن تكونوا سبابين

خطبه٢٠٦ نهج البلاغه

ولي نسبت به فتنه گرها كه مي رسد مثل اشعث شما مراجعه بفرماييد خطبه١٩ نهج البلاغه را ببيند داره فتنه گري مي كند شبهه ايجاد مي كند اذهان مردم را مشوش مي كند حضرت فرمود:

عليك لعنة الله ولعنة اللاعنين

حضرت علي بالاي منبر است اشعث يك حرفي زد در ذهن ها شبهه ايجاد شد. حضرت فرمود لعنت خدا بر تو لعنت لعنت گران بر تو.

حائك ابن حائك منافق بن كافر

خطبه١٩ نهج البلاغه

اي منافق فرزند كافر كه تو در زمان و دوران كفر يك دفعه اسير شدي ودر زمان اسلام هم يك بار . ببينيد فرق مي كند عزيزمن ما نسبت به اهل سنت و غيره كاملا ادبياتمان از ٣٠ سال قبل عوض نشده .ولي كساني كه مي خواهند شبهه ايجاد كنند تفرقه به وجود بياورند اين منطق امير المؤمنين بوده برادر من اصل اينه كه بايد شخصيتشان له شود . قرآن كه مي گويد:

وَقُولُوا لِلنَّاسِحُسْنًا

سوره بقره آيه٨٦

نسبت به بعضي از فتنه گرها تعبيرش اين است كه:

فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث .

الأعراف/١٨٦

اين بابايي كه دارند فتنه گري مي كنند و يا اون دسته از آخوندهاي يهودي كه دارند فتنه گري مي كنند يا القاي شبهه مي كنند قرآن در باره اين ها مي فرمايد :

مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا

سوره جمعه آيه ٥

در حقيقت بحث كساني كه شبهه ايجاد مي كنند با كساني كه برايشان شبهه ايجاد شده يعني حق را نمي توانند تشخيص دهند از روي جهل حالا اين جهلش قاصري باشد يا مقصري جهل مركب باشد اصلا حسابشان كاملا جداست.

بيننده: محمد از كردستان(اهل سنت)

حضرت علي در خطبه٣٧ نهج البلاغه مي فرمايد من پيش از بيعتم مطيع بودم و ريسمان ميثاق در گردن دارم و هركس خليفه شود با او بيعت كنم و او را ياري مي نمايم بعد جمله

إذا الميثاق في عنقي لغيري

صراحت دارد در اينكه امير المومنين خليفه بلا فصل نبوده است بلكه مكلف بوده هركس خليفه شود به او بيعت كند پيشوايان تشيع در برابر اين صراحت كه هيچ گونه تأويلي بر نمي دارد خود را به خواب خرگوشي زده و توجيه به آن مبذول نمي دارند گويا خجالت مي كشند معترف شوند كه سالهاست به مردم دروغ گفته اند.

در روضة الصفا هم صفحه٤٩٧ و تاريخ ابن خلدون صفحه٦٤ در اكثر تواريخ مذكور است كه حضرت رسول هنگام وفات به مسجد آمد و پس از توصيه در باب اخراج مشركين از جزيرة العرب و دادن جايزه به سفراي قبائل عرب خطاب به مهاجر فرمود مساعدت هاي امسال را فراموش نكنيد هركس از شما امير شد با نيكهاي آنان نيكي كند و از بدان آنان در گذرد و جمله هركس از شما امير شد دليل روشني است بر اينكه پيامبر كسي را به عنوان جانشين و خليفه بعد خود معين نكرده و موضوع غديرخم مطلقا مربوط به خلافت نبوده. و كسي را براي خلافت معين نكرده.

مجري:

پس يعني اينكه پيامبر هيچ كس را خليفه نكرده؟

بيننده:

نه كسي را براي خلافت معين نكرده.

مجري:

پس بعد از پيامبر چگونه خليفه انتخاب شد؟

بيننده:

انصار و مهاجر خليفه را معين كرد

مجري:

پس بعد از پيامبر بايد مردم اجاع كنند و خليفه انتخاب كنند؟

بيننده:

بله

مجري:

پس چرا بعد از ابوبكر مردم اجماع نكردند و اين اتفاق نيفتاد؟

بيننده:

ابوبكر گفت كه مردم عمر را به عنوان خليفه قبول كردند و به او راي دادند

مجري:

حرف جديدي مي فرماييد.

بيننده:

يك سوال ديگر هم دارم.

استاد قزويني:

ببينيد برادر عزيز من امشب من تمام عبارت هايي كه از تمام بزرگان اهل سنت در رابطه با غدير بود بيان كردم. عبارتي كه پيامبر مي گويد:

من كنت وليه فعلي وليه، من كنت اولي به من نفسه فعلي وليه

اين عبارت ها را برادر من داشتم بيان مي كردم حضرت عالي گوش مي كرديد يا نه؟

بيننده:

بله بله گوش مي كردم.

استاد قزويني:

يا آقاي سبط بن جوزي كه گفته حديث غدير صراحت در امامت علي بن ابيطالب است اينها را هم شنيديد يا نه؟

بيننده:

والله شنيدم ولي آنها سند صحيح دارند يا ندارند؟

استاد قزويني:

خوب من روايت ها را همه را با سندهاي صحيح عرض كردم برادر من و الله من نميدانم اگر حضرت عالي خواب نبوديد من همه را با سند صحيح عرض كردم يعني اين طوري نبود كه من بيايم يك عبارتي را بدون سند صحيح نقل كنم هر عبارتي كه نقل كردم صحيح بوده. باز اگر دوباره مي خواي ببينيد من نشان دهم در مانيتور را.

آقاي بذار از سعد بن ابي وقاص نقل مي كند كه پيامبر فرمود :

الست اولي بالمومنين من انفسهم

آيا من ولايت مطلقه بر مومنين ندارم وآيا ولايت من بر مومنين از ولايت خودشان قوي تر نيست؟

من كنت وليه فان عليا وليه

هركس من ولي او هستم

و از آن طرف آقاي هيثمي كه از علماي بزرگ شماست مي گويد صحيح است. ابن كثير مي گويد سندش خوب است.

آيا اينها كافي نيست شما را؟ حالا ببينيم شيعه ها در خواب خرگوشي هستند يا ديگران ما نمي خواهيم جسارت كنيم ما اجازه داديم كاملا حرف هاي شما تمام شد. اهانت شما، جسارت شما همه تمام شد. حالا بفرماييد به اين ٢ـ٣مطلب جواب بدهيد شما.

بيننده:

حاج آقا اون١٢٠ هزار نفر كه آنجا بودند و همه صحابه ايشان بودند آيا اونها حرف پيامبر را نفهميدند؟

استاد قزويني:

آقا جان چرا حاشيه مي روي الان در تلويزيون اين عبارات را ديدي پس اول جواب من را بدهيد بعد سوال طرح كنيد آيا اين روايت كه بزرگان شما گفتند صحيح است صحيحه؟

بيننده:

من نمي دانم صحيح باشد يا نه

استاد قزويني:

پس شما بزرگواري كنيد برويد اينهايي كه من امشب در مانيتور نشان دادم درست است يا نه بعد تشريف بياوريد اينجا.

بيننده:

حاج آقا در كتاب خود شما است در روضةالصفا

استاد قزويني:

آقا جان روضة الصفا كتاب مقبول نيست نه نويسنده اش مورد تاييد ما هست نه مطالبش

بيننده:

كتابهاي ديگري هم هست.

استاد قزويني:

مثلا؟

بيننده:

و تواريخ ديگر مذكور است كه......

استاد قزويني:

مثلا؟ ابن خلدون كه براي اهل سنت است خوب بفرماييد كتاب ديگر چه هست؟

بيننده:

مذكور است كه هنگام شدت مرض رسول الله اصحاب فرياد زدند:

وا محمد من لا ....بعد

اگر درست خوانده باشم. حضرت آنها را تسلي داد و فرمود قرآن امام شماست

استاد قزويني:

اين را از كجا نقل مي كنيد شما؟

بيننده؟

از روضة الصفا

استاد قزويني:

عرض كردم كتاب روضة الصفا مورد تاييد شيعه نيست برادر من اصلا خود كتاب و نويسنده اش مورد تاييد نيست.

بيننده:

والله ديگه من نمي دونم

استاد قزويني:

من دارم از ابن كثير دمشقي كه از استوانه هاي علمي و شخصيت هاي برجسته شماست كه مي گويد روايت صحيح است. من دارم نقل مي كنم شما مي گوييد نمي دانم. برادر بزرگوار شما قبل از اينكه بياييد روي خط يه مقداري برويد پيش علما و بزرگان اين حرف هايي كه ما زديم از آنها سوال بكنيد ببينيد آنها چه مي گويند و حرف هاي آنها را بياوريد اينجا كه ارزش داشته باشد وقت مردم را مي گيريد برادر عزيزمن.

بيننده ٣: قاضي از خلجستان

بنده تماس گرفتم تا هم سلام و تبريك و خسته نباشيد عرض كرده باشم و هم تجديد ارادت و دست بوسي خدمت سرور عزيز و نور چشم دوستان اهل بيت و خار چشم ناصبي هاي زمان جناب آقاي قزويني دامت توفيقاته داشته باشم.

يك خبر خوشي هم خدمت شما دارم كه شب گذشته اين آقا شهاب نعثل زاده پيشنهاد كرد كه حاضراست شبكه ولايت را با همه كاركنانش بخرد ظاهرا ايشان با همه جهالتي كه دارد اين يك موضوع را درست فهميده كه با رسوايي هاي زيادي كه به وجود آورده ديگه شبكه كلمه خبيثه ديگر بيننده ندارد تصور كرده كه اگر شبكه ولايت را بخرد بيننده هاش را هم خريده.

مجري:

پس ما شبكه را مزايده مي گذاريم هركس بيشتر خريد مي فروشيم

بيننده:

ما تابحال فكر مي كرديم اينها فقط احمق اند اما الان فهميديم كه ظاهرا همشون ماليخوليا دچار شدند چون چند شب پيش آقاي خدمتي هم خطاب به يزداني و ابوالقاسمي آرزو مي كرد كه اي كاش پدرانشان خواب مي افتادند و اينها را بلاي جان ما نمي كردند.

بنده هم بلافاصله به آقايان زنگ زدم كه جناب خدمتي وقتي مقدر الهي باشد پدر ها هم كه خواب بمانند مادر ها بيدارشان مي كنند اما اجازه ندادند صحبت كنم. در هرصورت آقاي محسني اين آقايان پيشنهاد مناظره دادند اما خيلي زود زدند گاراژ. حالا پيشنهاد خريد دادند اگر فروشنده هستيد تا پشيمان نشدند سريع تر اقدام بفرماييد تا معامله سر بگيرد.

استاد قزويني:

البته ما از اين پيشنهاد آقايان استقبال مي كنيم چون ما فروشنده هستيم قيمت را ما بايد معين كنيم. بنده چند تا پيشنهاد دارم به آقاي حيدري، اول اينكه ما پول نمي خواهيم، پولي كه اين آقايان از سازمان هاي جاسوسي مي گيرند كه خودش مي گويد نجس است و دست آقاي سيستاني چون به اين پول رسيده نجس است. خوب ما نمي خواهيم دستمان نجس شود. شرط اول ما اين است كه جناب آقاي حيدري تشريف بياورند قم ، چون شبكه ولايت در قم است و فروشنده هم قم است. ايشان بياد اينجا جاي حضرت عالي بنشيند ما ٥ تا سؤال از ايشان ميك نيم ونمره قبولي هم ١٢يا ١٤است ما نمره قبولي را ٨ به ايشان مي دهيم اگر از اين ٥تا سوال به ٢سوال جواب داد ما حاضريم شبكه را واگذار كنيم. اگر حاضره همين از فردا تشريف بياورد ، مردم ايها الناس ،شيعه ، سني ، وهابي ما حاضريم با اين معامله شبكه ولايت را واگذار كنيم ٥ تا سوال بياد اينجا بنشيند ٥ تا سوال مي كنيم اگر ٢ تا را جواب داد مي رويم محضر امضاي محضري مي دهيم كه شبكه ولايت بعد از اين تاريخ براي آقاي حيدري.

مجري:

حاج آقا كارگردان مي گويد كه : كاركنانش را هم با خودش بياورد.

استاد قزويني:

اون را هم مي رسيم. يا نه ايشان بگويد من از آقاي قزويني مي ترسم از عكسش هم مي ترسم مسأله اي نيست با يكي از شاگردان ما بياد اينجا نمره قبولي هم همان ٨ مي دهيم ٥تاسوال جناب آقاي يزداني جناب آقاي ابوالقاسمي و جناب عباسي و جناب روستايي، اگر به ٢ سوال اينها جواب دادند من قول مي دهم جلوي همه مردم بلند مي رويم محضر شبكه ولايت را واگذار مي كنيم به ايشان، يا نه اگر اين هم برايش مشكل است مي ترسد اگر با شاگردان ما هم بنشينند مفتضح مي شوند ومعامله صورت نمي گيرد و يقينا هم اين طوري است ما يه پيشنهاد سوم هم داريم تخفيف مي دهيم ما مي گوييم كه آقاي زارعي يا شريفي بيايند ٥ تا سوال كنند ولي ما نمره قبولي را ١٢ مي گذاريم يا نه اينها راهم نمي تواند ، خانم صفايي زنگ بزند يا خانم اسلامي هركدام بيايند اينجا ٥ تا سوال بكنند اگر به سه سوال جواب داد يعني نمره ١٢ گرفت ما حاضريم از اينجا برويم محضر اين شبكه را وا گذار كنيم.

ولي ايشان گفته با كاركنانش مي خرد حالا كاركنان شبكه ولايت اختيار با خودشان است كه حالا اگر ايشان آمد و به اين ٢ سوال ما يا ٣ سوال خانم صفايي و اسلامي جواب داد كه يقين داريم نمي تواند اصلا جرات اينكه به ايران بيايند من گمان مي كنم امكان پذير نيست براي ايشان ولي ما حرفي نداريم ولي دوستان ما ، كاركنان شبكه اگر مي توانند بيايند روي خط شبكه ولايت.

كليپ اول: حيدري(نعثل)

آقاي حيدري من پيشنهاد مي كنم به آيت الله مكارم شيرازي كه اين شبكه را به فروش بگذارند و ما حقيقتش به اين شبكه نياز داريم چون مطالب ما به قدري انباشته است كه هر وقتي شروع مي كنيم به اينكه مطالب را عرضه كنيم نمي دانيم كه از كجا شروع كنيم اينها سالهاست كه هر چه در توان داشتند هرچه موشكافي كردند هرچه بزرگنمايي كردند و هرچه دروغ گفتند ديگه دروغ هايشان تمام شد و ديگر رنگي ندارد و ارزشي ندارد بنابر اين من اين را جدي عرض مي كنم اگر شبكه ولايت را با تمام پرسنلش به فروش بگذارند ما مي خريم البته پرسنلش آزاد هستند اگر خواستند با ما كار كنند والا آزاد هستند. و ما شبكه را به عنوان يك شبكه توحيدي اداره خواهيم كرد

هاشمي:

استاد ببخشيد شما يك فكر كاملا طلايي به نظرتان رسيد اما نمي دانم اگر قرار باشد راه اندازي شود از اول رمضان باشد بهتر است چون سالگرد تاسيس شبكه كلمه است بالاخره در اول رمضان اون شبكه افتتاح شود يعني شبكه كلمه ٢

حيدري:

ولي شبكه ولايت را ما دربست به اميد خداوند حالا اجازه فعاليت در منزل آقاي مدير عامل شبكه جناب آقاي قزويني اگر اونجا اجازه فعاليت به ما دادند واگر هم ندادند بساطمان را جمع مي كنيم بالاخره در جاي ديگر فعاليت مي كنيم

مجري:

شتر در خواب بيند پنبه دانه

استاد قزويني:

گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه. من يك خواهشي دارم واز دوستان اطاق فرمان هم تشكر مي كنم كه بلا فاصله اين كليپ را تهيه و پخش كردند من گمان مي كنم اگر اين جناب آقاي سجودي يه بزرگواري كند هزينه را هم هر چقدر باشد مي پردازيم يك بررسي كند كه اين آقا الان چند روزيه نمي دانم مواد مخدر مصرف مي كند يا نه ازهمان شراب جناب خليفه كه تو كوزه اش بوده و خودش وقتي مي خواست بخورد آب قاطي مي كرده و مست نمي كرده. ديگران وقتي مي خوردند آب قاطي نمي كردند و مي خوردند و مست مي كردند به آنها شلاق مي زده گمانم اين برادرمان بدون اينكه آب قاطي كند مصرف فرموده وبه اين شكلي شده.

مجري:

حاج آقا همكاران ما آمدند پشت خط اجازه بدهيد كه حرفهايي دارند جناب آقاي مومن زاده و صالحي. بفرماييد

مومن زاده:

بنده مي خواستم عرض كنم كه براي ما الحمدلله كار زياد است و ما خيلي جاها مي توانستيم كار كنيم ولي ما اينجا را انتخاب كرديم به اين خاطر كه اين پولي كه ما اينجا دريافت مي كنيم قطعا به اين خاطر كه در سايه لواي امير المومنين خدمت مي كنيم قطعا بركت را به زندگي ما مي دهد و انشاء الله پولش باعث بركت بر زندگي و پيشرفت مي شود ولي آقاي حيدري به خاطر اهانت هاي مكرر كه به اهل بيت كرده اند ما ايشان را ناصبي و نجس مي دانيم و قطعا پولي كه از ايشان دريافت شود و هر جايي و هر كسي اين پول را از ايشان بگيرد نجس است و بركت را از زندگي مي برد واين پول خودن ندارد.

استاد قزويني:

اين يكي از كارمندان ما آقاي حيدري اين را بشنود.

صالحي پور:

واقعا خدا را شكر مي كنم كه يكي از نوكران اين شبكه هستم و حقيقتا حاج آقا ديگه نمي توانستم جلوي خودم را بگيرم گفتم نيام روي آنتن ولي خوب ظاهرا اين شبكه هاي وهابي خيلي وضع ماليشان بهتر است و داره بهتر هم مي شود. پيشنهاد خوبي هم داده اند. حاج آقا اين رو نمي خواستم بگم ولي هروقت تو خانه ما بچه ها اذيت مي كنند منم سريع مي زنم اين شبكه ناصبي و وهابي ها تا اين حيدري را نشان مي دهند آروم آروم مي شوم اينم قضيه داره كلي روش كار كردم تا بچه ها بخوان شلوغ كنند مي گم بابايي اين لولوخرخره هست مياد مي خوردت كلي زحمت كشيدم تا بالاخره اين لولوخرخره حسابي بچه هاي ما رو آروم مي كند.حاج آقا ببخشيد اگر جسارتي شد.

موسوي:

من وظيفه ديدم يه صحبت هايي رو آنتن داشته باشم و يه حرف هايي به اين آقاي حيدري گفته باشم بد نيست. ديگه خودتان شكل و شمايل شمربن ذي الجوشن را بهتر از من مي دانيد كه ظاهر الصلاحي بود كه مدعي اسلام گرايي بود اما هيچي حاليش نمي شد حالا من اين آقاي حيدري را هر وقت مي بينم انگار كه دارم شمربن ذي الجوشن را مي بينم وقتي مي بينم باور بفرماييد با تمام وجودم ايشان را لعن و نفرين مي كنم حالا من با وجود يه همچين شخصي چطور مي توانم در شبكه مقدس ولايت كار كنم.

مجري:

حالا ايشان يه پيشنهادي دادند زياد شما سخت نگيريد

موسوي:

ايشان يه عنادي نسبت به اهل بيت نشان مي دهد با ترفند هاي خاصي كه بخواد يه شبكه را تصرف بكند

مجري:

ما هم تصديق مي كنيم عنادش را

موسوي:

خيلي ممنون ياعلي

استاد قزويني:

حالا من يه چيزي به ذهنم آمد اين ضرب المثلي است كه در تاريخ هم هست مي گويند ناپلئون مي رفت از سربازانش ٣ تا سوال ثابت و استاندارد مي كرد هميشه ديگه سربازان اين را مي دانستند كه سوال اول چيه جوابش چيه سوال دوم چيه و جوابش چيه. سوال اول مي كرد مي گفت كه شما چند سال داريد؟ سوال دوم اين بود كه چند سال خدمت مي كنيد؟ سوال سوم اين بود كه من را بيشتر دوست داريد يا وطن را؟ اين را سربازها حفظ كرده بودند كه سوال اولش در رابطه با سن است سوال دوم در رابطه با خدمت است و سوال سوم ... يكي از اين سربازها مست كرده بود و آمده بود داخل صف، اون روز اتفاقا ناپلئون سوال هارا جلو و عقب پرسيد. و به جاي اينكه بگويد چند سال داري؟ پرسيد چند سال خدمت مي كني؟ گفت من ٢٣ سال خدمت مي كنم. گفت تو مگر چند سال داري؟ گفت من ٢ سال دارم. گفت من رو مسخره كردي يا خودت را گفت هر دو را. حالا اين آقا ظاهرا هم خودش را مسخره كرده هم بيننده هايش را، اون وقت جالب اين است كه ما شبكه توحيدي مي خواهيم بزنيم .

مي گويند يك لامذهبي مسجد ساخته بود و ديد كه مردم نمي آيند وبراي اينكه يك فريبي بدهد ، بالاي در مسجد نوشت كه آي مردم دراين مسجد نماز صبح يك ركعت و بدون وضو هم پذيرفته مي شود. حالا اين آقايان برنامه شان همين است نماز صبح يك ركعتي بدون وضو را به عنوان برنامه توحيدي و اسلامي معرفي مي كنند. ومن اون حرف هايي كه زدم را روش هستم گرچه ايشان شعار داده اند.

بيننده: عثمان از زاهدان

مي خواستم درباره خلافت مولا علي صحبت كنم و حديث غدير و معني كلمه مولي كه در حديث آمده. مي خواستم از حضرت عالي بپرسم كه آنچه را كه من تحقيق كردم از تحصيلات ابتدايي كه دارم زيرا كه من نه عالم هستم ونه دانشجو يك تحصيلات ابتدايي كه داشتم و تحقيقاتي كه كردم مي خواستم چند تا سؤال از حضرت عالي بكنم كه اگر جواب آن را به من بدهيد ممنون مي شوم. مي گويند اگر ولي يا مولي در حديث غدير به معني خليفه و جانشين باشد به هيچ وجه معني آن درست در نمي آيد چون ترجمه آن اين مي شود كه هركسي كه من خليفه او هستم علي هم خليفه اوست. حالا بگوييد كه آيا رسول الله خليفه چه كسي از امتش بود كه او را با اين الفاظ خطاب مي كنيد؟

استاد قزويني:

بفرماييد كلمه مولي يعني چه؟ يعني كلمه مولي در من كنت مولاه يعني چه؟ شما چطوري معني كرديد؟

بيننده:

اگر ولي و مولي به معني امام و امير گرفته شود باز هم معني صحيح از حديث استخراج نمي شود چون در اون صورت ترجمه حديث اين چنين مي شود كه هر كسي كه من امير و امام او هستم علي هم امير و امام اوست در حالي كه ٢ نفر در يك زمان هرگز امير و امام نمي شوند بالاخص وقتي كه يكي از آن دو امير، رسول الله باشد اما معني دوستي و سروري يك ترجمه سالم و بي نقص است چون دوستي علي رضي الله عنه بلكه دوستي همه صحابه به طور هم زمان در يك قلب نه تنها امكان پذير بلكه واجب و ضروري است.

استاد قزويني:

ببينيد برادر عزيزم يك دفعه اين است كه پيغمبر اكرم مي خواهد علي بن ابيطالب را امامت و خلافتش را در عرض امامت و خلافتش قرار دهد كه فرمايش حضرت عالي صحيح است ولي اگر در طول قرار دهد.

من كنت وليه فعلي وليه ،علي ولي كل مومن بعدي

كه حداقل من ٥٠ تا روايت شما همين الان مستدرك حاكم نيشابوري را باز كن جلد ٣ صفحه ١١٠ كه پيغمبر فرمود:

ان عليا ولي كل مومن بعدي

يا نه در عبارت هاي ديگر كه مؤيد اين قضيه هست:

انت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لانبي بعدي

المستدرك - الحاكم النيشابوري - ج ٢ ص ٣٣٧

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج ٩ ص ١٠٩

ببينيد كلمه بعد كه در خيلي از روايات آمده مفسر است همان طوري كه آيات قرآن يك ديگر را تفسير مي كند كلمات پيامبر هم عزيزم يك ديگر را تفسير مي كند وقتي كه حضرت موسي هارون را به عنوان خليفه و وصي خودش قرار مي دهد آيا اين معنايش اين است كه دو تا پيامبر در يك زمان در يك زمان هستند يانه وقتي كه نبوت حضرت موسي تمام مي شود دوران نبوت حضرت هارون آغاز مي شود؟

مجري:

مضافا بر اينكه قبل از خطبه غدير حضرت دارد مي گويد كه:

يوشك أن يدعي

نزديك است كه من دعوت حق را اجابت كنم. يعني من مي خواهم از دنيا بروم نمي خواهم امر مردم را همين طوري يله و رها بگذارم بايد امامت بعد از خود را مطرح كنم چرا به اين عبارت آورده كه من نزديك است كه دعوت رب را اجابت كنم و بروم؟ خوب اين عبارت دليل بر همين قضيه است و همين را مي گويد.

بيننده:

در نهج البلاغه خطبه٥ آمده است كه وقتي رسول خدا رحلت نمود حضرت عباس و ابوسفيان خواستند حضرت علي اجازه دهد تا با ايشان بيعت كنند اما آن حضرت فرمودند: اي مردم امواج فتنه ها را با كشتي هاي نجات بشكافيد و از راه مخالفت منحرف نشويد. در اينجا هم سوال مطرح مي شود كه چرا ايشان اين تقاضاي آن ٢ را فتنه و نتيجه اختلاس گفت و نفرمود حديث غدير سند محكم خلافت و امامت من است. رسول خدا كه نمي توانستند در مرض وفات به مسجد بروند و ايشان ابوبكر را مقدم كردند.

استاد قزويني:

ببينيد آقا جان برادر عزيزم داري قاطي مي كني همه چيز را. ببينيد شما بحث نماز را جدا و بحث غدير را جدا مطرح كنيد. شما بحث غدير را گفتيد مي فرماييد بر اينكه ابوسفيان آمد و همچين پيشنهادي كرد ابوسفيان دنبال فتنه گري بود. ابوسفيان به هنگام رحلت پيامبر در مدينه نبود وقتي آمد دنبال اين بود كه فتنه گري كند و وقتي كه آمد به امير المومنين گفت: كه دستت را بده تا بيعت كنم با تو و اين آدم رذل و پست (ابوبكر) كه آمده خود را خليفه كرده من حاضرم تمام كوچه هاي مدينه را مملو از سپاه و نيرو كنم و اين ارذل الناس را نابود كنم

بيننده:

اين سخناني كه شما مي گوييد از ابوسفيان نقل شده؟

استاد قزويني:

بله بله از ابوسفيان نقل شده. همون روايتي كه حضرت عالي داريد در همان روايت است. اولا اينكه سند اين روايات ضعيف است و ثانيا امير المومنين فرمود به ابوسفيان تو كي خير خواه اسلام بودي كه امروز آمدي براي خير خواهي اسلام مي خواهي با من بيعت كني؟ ببينيد برادر من اول اينكه اين روايتي كه نقل كرديد سند ندارد و ثانيا سند هم داشته باشد ابوسفياني كه مي گويد: اين ارذلي كه آمده چنين كرده من حاضرم تمام كوچه هاي مدينه را مملو از سپاه بكنم و جوي خون را بياندازم و نگذارم ايشان خلافت كند.

بيننده:

مي گويند پس از شهادت عثمان رضي الله عنه ه ربار كه مردم براي قبولاندن حضرت علي براي خلافت مي آمدند ايشان از قبول آن به دلايلي متقيانه شانه خالي مي كرد در حالي كه طبق دستور رسول خدا در غديرخم ايشان خليفه اصلي و اول ايشان بود خوب مي بايست حضرت استفاده مي كرد تا خلافت را تحت اختيار خود در مي آورد و يك جاي ديگر يكي از بزرگترين و گوياترين دلايل حقانيت خلافت خلفاي پيش از مولا علي اظهار محبت حضرت علي به ايشان است و تاييد بر خلافتشان. اگر از رسول خدا عهدي در نزد من بود هرگز اجازه نمي دادم

استاد قزويني:

ببينيد آقا عثمان باز هم داريد قاطي مي كنيد ما مي گوييم اللهم بير بير. ببينيد شما فرموديد بعد از قضيه قتل عثمان آمدند با حضرت علي بيعت كنند ولي علي زير بار بيعت نرفت. خطبه٩١ نهج البلاغه است. حداقل شما اگر تا به حال نديديد اگر نهج البلاغه داريد برويد ببينيد و اگر نداريد از سايت هاي مختلف بگيريد.

وقتي آمدند با امير المومنين بيعت كنند به او گفتند كه با تو بيعت مي كنيم كه ما سهمي داشته باشيم. طلحه و زبير گفتند كه با شرط بيعت مي كنند. امير المومنينمي فرمايد:

دعوني

اگر مي خواهيد مشروط با من بيعت كنيد مرا رها كنيد

والتمسوا غيري

سراغ ديگران برويد . ذيل عبارت علي را ببينيد مي فرمايد:

فإنا مستقبلون أمرا له وجوه وله ألوان

من آينده را تاريك مي بينم من آينده را توأم با توطئه مي بينم

لا تقوم به القلوب ولا تثبت عليه العقول

الكامل في التاريخ - ابن الأثير - ج ٣ ص ١٩٣

در آينده فتنه هايي ايجاد مي شود كه عقل ها سر گردان است و قلب ها تاريك مي شود

وإن الآفاق قد أغامت

در طول گذشته در اثر بدعت هايي كه انجام شده آفاق و افق هاي اسلامي همه تاريك شده

والمحجة قد تنكرت

اون حقايق اسلامي دارد انكار مي شود

واعلموا

مردم بدانيد

أني إن أجبتكم

اگر من خلافت را بپذيرم

ركبت بكم ما أعلم

آنچه من تشخيص مي دهم انجام مي دهم

ولم أصغ إلي قول القائل وعتب العاتب

حرف هيچ احدي قبول نمي كنم.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج ١ ص ١٨٢

بفرماييد اين جمله امير المومنين كجايش اشكال دارد؟

مجري:

بفرماييد...

مثل اينكه قطع شده.

بيننده: واحدي

حاج آقا من قاري قرآن هستم و يك سوالي برايم پيش آمده:

اول اينكه ما ٥ اصل دين داريم بعد حاج آقاي قزويني من اين را بارها بلكه صدها و هزاران بار امتحان كردم كه هر لايي از قرآن بگيريم ٢ صفحه حداقل روبروي ماست كه حداقل راجع به نبوت ، معاد و توحيد صحبت شده اين ٣ اصل دين. چرا به وفور شما مي توانيد الان امتحان كنيد به وفور در مورد نبوت صحبت شده اما در مورد ٢ اصل ديگر خيلي كمتر و اصلا قابل مقايسه نيست.

سوال دوم اينكه: اگر يك شخصي را كه هيچ ديني نداشته والان مي خواهد اسلام بياورد ما اين قرآن را به او بدهيم و عربي هم بلد باشد و مطالعه بكند بدون هيچ پيش زمينه اي آيا به اون ٢ اصل ديگري كه ما شيعيان به آن اعتقاد داريم مي رسد يا نه؟

استاد قزويني:

ببينيد برادر من ما وقتي مي گوييم توحيد ، در داخل توحيد عدل خوابيده است و نيازي نيست ما بخواهيم توحيد را با تمام شاخ و برگش بيان كنيم . يكي از ويژگي هاي توحيد عدل است و اگر نبوت را بخواهيم درست معنا كنيم يكي از فروعات نبوت و آنچه كه استمرار نبوت است امامت است يعني امامت در حقيقت استمرارنبوت است و عدالت از شاخه هاي توحيد است اصلا نيازي نيست زيرا قرآن كاملا اينها را روشن و واضح بيان كرده.

من يك جمله اي را به اين برادرم جناب عثمان عرض كنم. برادر من شما كه اميرالمومنين مي گويد:

ان الآفاق قد اقامت و المحجة قد تنكرت

در اثر كارهايي كه در گذشته انجام شده و زمان خلفا آفاق ها تاريك شده و حجت هاي الهي مورد انكار است. شما مراجعه بفرماييد صحيح بخاري جلد ١ صفحه ١٣٤ حديث شماره ٥٣٠ از آقاي انس بن مالك است كه داشت گريه مي كرد به او گفتند چرا گريه مي كني؟ گفت:

لا اعرف شيئا مما ادركت الا هذه الصلاة

آنچه كه از سنت پيغمبر درك كرده بودم غيراز نماز هيچ چيز نمانده

وهذه الصلاة قد ضيعت

اين نماز را هم مردم ضايع كرده اند. اميرالمومنين مي گويد:

ان المحجة قد تنكرت

همينه. باز در صحيح بخاري جلد١ صفحه ١٥٩ از ابوالدرداء كه مي گويد: از امت محمد تنها چيزي كه من مي بينم اين است كه با هم دسته جمعي نماز مي خوانند. وغير از نماز جماعت از سنت پيامبر ديگه چيزي نمانده.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد هرچه سريعتر لباس فرج بر اندام ملكوتي مولايمان بقية الله الاعظم بپوشان.

اللهم عجل لوليك الفرج