سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٠٣ - حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب

حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب

کد مطلب: ٥٣٣٥ تاریخ انتشار: ٠٨ بهمن ١٣٩١ تعداد بازدید: ٢٥٥٨ سخنراني ها » شبکه ولايت حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
حبل المتين ٩١/١١/٠٨

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : ٠٨ / ١١ / ٩١

استاد قزويني:

به مناسبت فرا رسيدن ميلاد نبي مكرم؛ آن بزرگواري كه قرآن ، يكي از بهترين تعريف و تمجيدي كه از او دارد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ.

سوره انفال آيه ٢٤

ميلادي كه حيات بشريت بستگي به اين ميلاد نور و رحمت داشت و همچنين ميلاد صادق آل محمد را كه شيعه افتخار دارد مذهبش به نام اين بزرگوار رقم خورده است، به همه مسلمانان و آزاد انديشان به ويژه بينندگان عزيز و گرامي تبريك و تهنيت عرض مي كنم.

خدا را به آبروي نبي رحمت قسم مي دهم كه عيدي و پاداش ما را فرج بقية الله الاعظم مولاي ما قرار بدهد انشاء الله.

من قبل از آنكه برادر عزيزم جناب آقاي محسني بزرگوار سؤالات خود را مطرح كنند، چند نكته اي را خدمت بينندگان عزيز و گرامي عرض كنم.

در رابطه با بحث ولادت انشاءالله ويژه برنامه هايي كه هست فردا شب به حول و قوه الهي كارشناسان بزرگوار مفصل بحث خواهند كرد و ميز گرد وحدتي كه ما داريم با حضور انديشمندان از اهل سنت و شيعه انشاء الله عزيزانمان فرداشب بيننده اين برنامه زيبا خواهند بود.

ولي انچه كه مهم است اين است كه اين هفته به نام هفته وحدت رقم خورده است، البته مراد از وحدت اين نيست كه شيعه سني شود و يا سني شيعه شود ، نه اينها هدف نيست؛ بلكه غرض تقريب بين مذاهب است و تكيه كردن بر مشتركات و قطعياتي كه بين مذاهب اسلامي است و از هرگونه جسارت و اهانت به يكديگر پرهيز كردن ، احساسات و عواطف يكديگر را جريحه دار نكردن تا اينها زمينه اي باشد براي يك بستر پاك و مقدس و با صفا و صميميت جهت گفتگوي علمي.

ما بارها گفتيم اگر كسي بگويد شيعه و سني اختلافي ندارد، دروغ گفته است. اختلاف است ولي اختلاف شيعه و سني مانند اختلاف اعضاي يك خانواده است؛ همانگونه كه اگر اعضاي يك خانواده با هم اختلاف دارند اجازه نمي دهند بيگانگان از بيرون بيايند در امور داخلي يك خانواده دخالت كنند.

امروز انديشمندان شيعه و سني بايد كنار هم جمع شوند و گفتگوي دوستانه در زير سايه رهنمود كتاب و سنت و اهل بيت داشته باشند و اجازه ندهند كه سرنوشت مسلمانان پشت درهاي بسته كاخهاي سفيد و كرملين و تلاويو و ديگران رقم بخورد و اجازه ندهند اين وهابيتي كه امروز مايه ننگ جهان اسلام شده و غير از خود هيچ كسي را مسلمان نمي دانند و به بهانه هاي واهي بر ريختن خون مسلمانان از شيعه و سني اقدام مي كنند ، در امور مسلمانان دخالت كنند.

و اينكه بعضي ها در شبكه هاي كفر و لامذهبي و بي ديني مي روند و يك سري سخنان واهي نشخوار مي فرمايند يك مقداري دقت كنند كه حداقل زن و بچه آنان به او نخندد و فردا يك تعبير ديگري از بي عقل و غيره، همكاران شما براي شما نكنند.

مي گويند شيعه و سني اصلا اختلافي نداشت و از زماني كه جمهوري اسلامي تشكيل شده است شيعه و سني با يكديگر اختلاف پيدا كردند، ما يك مقدار ترديد داشتيم در حرف آقايي كه مي گفت: بي عقل ولي واقعا اين ثابت شد.

اين مباحثي كه در طول ١٤٠٠ سال بوده ، مشكلات ، درگيري ها ، مناظره ها ، كشت و كشتار و غيره.

در افغانستان عبدالرحمن خان كه خداي عالم آنچه كه مستحقش بود به او بدهد نزديك به ٦٣ درصد شيعيان را قتل عام كرد و زن و بچه آنان را به عنوان اسير و غنائم جنگي به كشورهاي بيگانه فروخت. در آن زمان هم جمهوري اسلامي بود؟

صلاح الدين ايوبي كه شيعه را قتل عام كرد در مصر و ديگر كشورها ، آيا آن زمان جمهوري اسلامي بود؟

مغول ها آمدند با تحريك تعدادي از تندروها تمام كتابخانه هاي شيعه را به آتش كشيد. آيا آن زمان هم جمهوري اسلامي بود؟

در سال ٤٥٠ ريختند خانه مرحوم شيخ طوسي افتخار شيعه را غارت كردند و كتابخانه او را سوزاندند و مجبور هجرت به نجف شد.

ببينيد، يك حرفايي بزنيدكه حداقل مرغ پخته هم خنده اش نگيرد و اين مباحث در گذشته هم بوده است و بعضي از فرصت طلبان هم از اين اختلافات سوء استفاده كردند ولي در آن زمان رسانه نبود ، اطلاعات به گوش مردم نمي رسيد و حقايق براي مردم روشن نبود ولي امروز كه الحمد لله عصر عصر رسانه است و من از همه عزيزان شيعه و عزيزان اهل سنت عاجزانه تقاضا مي كنم كه يك مقداري نسبت به كاري كه انجام مي دهند و سخني كه مي گويند فكر كنند.

اگر يك شيعه امروز مي آيد با ٤ تا فحش و برائت و امثال اين مي خواهد شيعه را معرفي كند والله العلي الاعلي اشتباه مي كند. با بحث برائت و هفته برائت و غيره اگر يك ذره ما عقلمان را به كار بيندازيم و تفكر كنيم كاملا مشهود است و بچه شير خواره هم مي فهمد كه اين كارها به ضرر شيعه است و نه به نفع آن.

اگر چنانچه يك فردي كمربند انفجاري مي بندد و مي آيد ١٠ نفر ١٠٠نفر ٢٠٠ نفر را به خاك و خون مي كشد ، ولي در يك شبكه جهاني كه ما مي آييم اين گونه فحاشي ها را راه بيندازيم ده ها هزار، ميليون ها شيعه را در معرض ترور و انفجار قرار مي دهيم.

اگر جرم آن نابخشودني است اين قطعا جرمش نابخشودني تر از همه است. و لذا ما بايد يك مقداري دقت كنيم، برادران عزيز و سرواران گرامي ما دست شما را مي بوسيم ولي اين راه معرفي فرهنگ اهل بيت نيست.

فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا

عيون أخبار الرضا (ع) - الشيخ الصدوق - ج ٢، ص ٢٧٥

بر فرض، مي خواهيد به مقدسات آنان فحش بدهيد يا جسارت كنيد از آن طرف هم انتظار داريد كه برنامه بگذاريم كه آقايان بيايند پاي صحبت هاي شما بنشينند و از شما حرف شنوي داشته باشند. خوب اين درست نيست.

همچنين از عزيزان اهل سنت بعضي ازافراطيون كه بعضي از مباحثي را در خطبه هاي نماز جمعه يا در كتاب هايشان مطرح مي كنند، يكسري افتراهايي كه تاريخ مصرفش گذشته است ، اينكه مي گويند:

شيعه معتقد به تحريف قرآن است ، شيعه سب صحابه مي كند، شما ببينيد كه مراجع عظام تقليد كه در عصر حاضر هستند انها پرچمدار تشيع هستند.

شما ببينيد آن آقاي بي عقل در لندن كه به عايشه همسر پيامبر اهانت كرد و مراجع ما موضع گرفتند و خود رهبري رسما بيانيه داد.

خوب با اين وضع شما خجالت نمي كشيد؟ حيا نمي كنيد؟ كه هر روز ميگوييد شيعيان به ناموس پيامبر اهانت مي كنند، به صحابه اهانت مي كنند و غيره.

اگر بنا باشد از اهانت به صحابه پرده برداري شود كه چه كسي به صحابه اهانت كرده است من گمان نميكنم كسي به اندازه ابن تيميه حراني به صحابه توهين كرده باشد، اين منهاج السنة ابن تيميه است دوستان ببينيد جلد ٧ صفحه ١٣٧ كه صراحتا مي گويد:

فإن كثيرا من الصحابة والتابعين كانوا يبغضونه ويسبونه ويقاتلونه.

اكثر صحابه و تابعين بغض علي بن ابي طالب در دل داشتند، به علي ناسزا مي گفتند و با علي جنگيدند.

منهاج السنة النبوية ، ج ٧ ، ص ١٣٧

مگر خود صحيح مسلم صراحتا ندارد كه :

لَا يُحِبَّنِي إلا مُؤْمِنٌ ولا يُبْغِضَنِي إلا مُنَافِقٌ

صحيح مسلم، ج ١ ، ص ٨٦

خوب اين آقا مي آيد و مي گويد اكثريت صحابه و تابعين منافق هستند. آيا اهانت از اين بزرگتر؟ خوب اين را ما دهها بار گفتيم ، چرا نمي آيند اين را جواب دهند؟

يا وقتي خود محمد بن عبدالوهاب در كشف الشبهات خود جلد ١ صفحه ١٧٤ يا مجموعه مولفات محمد بن عبدالوهاب جلد ٧ صفحه ١٢٧ كه صراحتا در ذيل آيه ٧٤ سوره توبه:

يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ

اين عبارت محمد بن عبدالوهاب است كه مي گويد :

أما سمعت الله كفرهم بكلمة

آيا نمي بيني خدا اين صحابه را تكفير كرد و كافر دانسته آنان را

مع كونهم في زمن رسول الله

اينها در زمان پيامبر بودند

ويجاهدون معه

و با پيامبر جهاد مي كردند

ويصلون ويزكون ويحجون ويوحدون

اينها نماز مي خواندند زكات مي دادند حج مي رفتند و خدا را به يگانگي مي پرستيدند ولي خدا آنها را تكفير كرد و كافر اعلام كرده است.

كشف الشبهات - محمد بن عبد الوهاب، ج ،١ ص ١٧٤

آيا توهين از اين بالاتر؟ جسارت از اين بالاتر؟

يا همين تعبيري كه دوستان ما آوردند از منهاج السنة ابن تيميه كه نسبت به عايشه همسر پيامبر مي گويد:

و كان قد ارتاب في أمرها

خود پيامبر اكرم دچار ترديد بود در قضيه همسرش كه آيا دچار فحشاء شده است يا نه.

خوب آيا اين بالاترين توهين نيست؟

پيامبر هم شك داشت كه آيا عايشه پاك است يا پاك نيست.

و بعد گفت :

يا عائشة أن كنت بريئة فسيبرئك الله و أن كنت الممت بذنب فاستغفري الله وتوبي إليه.

اگر كه واقعا دچار فحشا شده اي به من بگو تا براي تو استغفار كنم.

نهاج السنة النبوية - ابن تيمية ، ج ٧، ص ٨١

آيا اين توهين نيست؟ يا همين آقايي كه اين همه دم از صحابه و همسران پيامبر مي زند، خودش همان برنامه اي كه خواهران ما داشتند وقتي مي آيد:

انَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ

تعدادي از شما به ناموس پيامبر اتهام فحشاء زدند.

سوره نور آيه ١

ايشان مي گويد كه «عصبة منكم»؛ يعني خانواده پيامبر و خانواده ابوبكر. بالاتر از اين توهين هم مي توان گفت ؟ جسارتي بالاتر از اين ؟ يعني كساني كه نسبت ناسزا و ناروا دادند به عايشه خانواده پيامبر و ابوبكر بوده اند.

البته دوستان ما هم جواب دادند ، شايد نظر اين آقا اين كه مسطح بن اثاثه از كساني بود كه نسبت فحشاء به عايشه ام المؤمنين داد و خودش در حقيقت پسر خاله آقاي ابوبكر خليفه اول بوده است.

يا حمنة بنت جحش كه خواهر زن پيامبر بوده است يا حسان بن ثابت كساني كه صحيح بخاري آورده است كه به عايشه همسر پيامبر نسبت فحشاء داده است.

عبدالله عمر مي گويد: سر كرده منافقين بود كه پيامبر به او حد نزد وگفت كه آنها حدشان مي ماند براي قيامت.

خوب اين را بارها دوستان ما گفتند و ما هم بارها گفتيم كه آلوسي سلفي العقيدة در تفسيرشان جلد ١٨ صفحه ١٢٢ مي گويد:

ونسب للشيعة قذف عائشة رضي الله تعالي عنها بما برأها الله تعالي منه وهم ينكرون ذلك أشد الإنكار.

بعضي ها نسبت به شيعه مي دهند كه افتراء مي بندند به همسر پيامبر و اينها به شدت اين قضيه را انكار مي كنند.

شيعه منكر اين قضيه است ، بعد جالب اينجاست كه آلوسي مي گويد:

وليس في كتبهم المعول عليها عندهم عين منه ولا أثر أصلاً

در كتب مورد اعتماد شيعه اثري از افتراي به همسر پيامبر ديده نمي شود.

تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج ١٨، ص ١٢٢

حالا شما كه هنوز بلد نيستيد «كَشي» را درست بخوانيد و ٧ ، ٨ ماه است كه بين مزبله و زباله گير كردي و زباله بين مكه و مدينه را با زباله داني كالكراب روستاي خود عوضي گرفتيد. امروز آمديد مدعي شديد كه شيعه به ناموس پيامبر اهانت مي كند.

به هر حال ما از عزيزان اهل سنت و برادران گرامي و حتي از آقايان وهابي هم مي خواهيم كه يك مقداري سر عقل بيايند ، ما انقدر گفتيم كه زبانمان مو در آورد.

شما معتقديد كه شيعه سب صحابه مي كند و افتراء مي بندد ، شيعه تابع عبدالله سباء است.

بياييد با هم بنشينيم مناظره كنيم تا مردم بفهمند و براي آنان روشن شود، شما آن طرف صحبت مي كنيد و ما مي گوييم كه دروغ مي گوييد، و تابحال دوستان ما دهها دروغ بر خلاف قرآن بر خلاف سنت از شما ثابت كرده اند.

خوب واقعا اگر راست مي گوييد بياييد قشنگ بنشينيم با هم گفتگو كنيم، اگر واقعا اشكالي در ما هست، خوب براي ما اثبات كنيد و بعد از اثباتش مردم اگر ديدند كه يك اشكالي بر شيعه بوده است و دنباله رو عبدالله بن سباء بوده خوب ما قطعا در انظار عمومي اين مردانگي را داريم كه اعتراف كنيم.

ولي شما كه مي گوييد شيعه دنباله رو عبدالله سباء است ، حالا اگر يك شيعه اي مي خواهد از عبدالله بن سباء دست بردار ، ماگفتيم كه يك دليل از كتاب ، سنت ، يك دليل از اجماع براي عقائد خودتان و خلافت جناب خليفه اول ارائه بدهيد ، چرا ارائه نمي دهيد؟ مرد آن است كه وقتي اشكال ميگيرد راه حل را هم بدهد، تنها كه اشكال كردن و تخريب كردن هنر نيست ولي كسي كه پيشنهاد مي دهد و اشكال مي گيرد مي گويد مثلا آقاي محسني اين كار شما اين اشكال را دارد ، اگر آقاي محسني از من سوال كند كه براي بر طرف كردن مشكلم چكار كنم ؟ ولي من جواب ندهم ، خوب اين در حقيقت يك نوع زدن به كاهدان است و مردم الحمدلله روشن هستند و كاملا واضح هستند.

اين مباحث ديگر احساس مي كنيم كه تاريخ مصرف شان گذشته است ، خودتان را بي خود معطل نكنيد. البته تنها سودي كه دارد اين است كه پول هايي كه از عربستان به شما تزريق مي شود در آمد خوبي براي شماست ولي اينكه اينها نقد علمي كنند ما گمان نمي كنيم كه امروز اين حرفهاي شما خريدار داشته باشد.

دشمنان ما نه كاري به شيعه دارند و نه كاري به سني ، دشمنان در كشورها شيعه و سني را به جان هم انداختند، الان در پاكستان در عراق در سوريه در ايران يك نفر مسيحي يك نفر يهودي در اين وسط كشته نمي شود. يك نفر آمريكايي و صهيونيستي كشته نمي شود.

عمدتا اون كساني كه صفحه گيتي به خون او رنگين است مسلمان است ، كاري كردند كه ما را به جان هم انداختند و كشت و كشتار راه انداختند و خودشان از زندگي خود لذت مي برند و از خدا هم همين را مي خواهند، اينها والله به ضرر اسلام است، به ضرر قرآن است ، آنها اصلا نمي خواهند كه قرآن در دست ما باشد، آنها نمي خواهند كه اسلام در كره زمين وجود داشته باشد.

در پايان هفته وحدت را تبريك عرض مي كنم و از همه عزيزان اهل سنت و شيعه اين تقاضا را دارم كه بيايند در كنار ما يك گفتگوي دوستانه داشته باشيم.

و من اين افتخار را دارم كه در اين ٢ سال و نيم كه در شبكه ولايت بودم يا قبلا در شبكه هاي ديگر بارها گفتم كه اگر يك جمله آقايان بتوانند اثبات كنند كه به مقدسات اهل سنت جسارت كردم همان لحظه عرض مي خواهم و پوزش مي طلبم ، استغفار مي طلبم و قول مي دهم كه تكرار نكنم.

مجري:

يكي از موارد ديگري كه حديث منزلت در جمع صحابه از پيامبر نقل شده است به نقل خليفه دوم بوده است. لطفا در اين زمينه صحبت بفرماييد.

استاد قزويني:

همانطوري كه عزيزم اشاره فرمودند ما در رابطه با حديث منزلت او را در قضيه جنگ تبوك از زبان جناب محمد بن اسماعيل بخاري و مسلم بن حجاج نيشابوري نقل كرديم و از آنجايي كه بعضي از وهابيون مي گويند: يك جنگ تبوك بود و تمام شد رفت.

ما موارد متعددي را آورده ايم كه حديث منزلت در قضيه مؤاخاة مطرح بود ، بعد از فتح خيبر بوده است ، در منزل ام سلمه بوده است ، هنگام ولادت امام حسن و امام حسين سلام الله عليهم بوده است ، به هنگام خواب صحابه در مسجد بوده است.

يكي از مواردي كه عزيزم سوال كردند و من تقاضا دارم كه بزرگواران مقداري دقت كنند حديث منزلت در جمع صحابه از زبان جناب خليفه دوم است.

سيوطي نقل مي كند از ابن عباس كه عمر بن خطاب گفت:

كُفُّوا عَنْ ذِكْرِ عَلِي بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ

از بدگويي به علي بن ابي طالب دست برداريد.

مشخص است كه نسبت به اميرالمؤمنين حتي در زمان خود خلفا هم بدگويي مي شده است. حالا چه گناهي علي مرتكب شده بود، نمي دانيم، خودشون فرموده بودند كه من جز دستور خدا و پيامبرش در قتل مشركين انجام ندادم.

به هرحال جناب خليفه دوم مي گويد:

كُفُّوا عَنْ ذِكْرِ عَلِي بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ

از اينكه از علي بدگويي كنيد دست برداريد.

فَإِني سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ : فِي عَلِيَ ثَلاَثُ خِصَالٍ

من از پيامبر شنيدم كه علي ٣ تا ويژگي دارد

لأنْ يَكُونَ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا طَلَعَتْعَلَيْهِ الشَّمْسُ

اگر يكي از اين ويژگي ها در من بود از تمام ثروت روي زمين با ارزش تر بود.

يعني از تمام آنچه كه آفتاب بر او مي تابد با ارزش تر بود.

بعد جناب خليفه دوم شروع مي كند و مي گويد:

كُنْتُ أَنَا وَأَبُو بَكْرٍ وَأَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ ، وَنَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ

من و ابوبكر و ابو عبيده جراح و تعدادي از صحابه بوديم كه پيامبر اكرم بر علي بن ابي طالب تكيه كرده بود و دستشان را بر شانه حضرت زد و فرمود:

أَنْتَ يَا عَلِيُّ أَوَّلُ المُؤْمِنِينَ إِيمَانَاً

علي! تو اولين كسي هستي كه ايمان آوردي

وَأَوَّلُهُمْ إِسْلاَمَاً

تو اولين كسي هستي كه اسلام پذيرفتي

ثُمَّ قَالَ : أَنْتَ مِني بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسي

فرمود جايگاه و رتبه تو نسبت به من همانند جايگاه حضرت هارون نسبت به موسي است.

بعد جالب اين است كه جناب خليفه دوم مي گويد:

وَكَذَبَ عَلَيَّ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي وَيُبْغِضُكَ

پيامبر فرمود: دروغ مي بندد بر من، هر كس گمان مي كند من را دوست دارد ولي تو را دشمن مي دارد.

الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي، جامع الأحاديث، ج ١٦، ص ٢٤٤،

جالب اينجاست كه جناب سيوطي اين روايت را از حسن بن بدر و از حاكم و از ابن نجار نقل مي كند.

ولي من اين روايت را كه بررسي مي كردم ديدم بعضي از آقايان ذيل روايت را مثل اينكه گرسنه بودند و ميل فرمودند و اين عبارت:

وَكَذَبَ عَلَيَّ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي وَيُبْغِضُكَ

را نياوردند، از جمله آقاي صالحي شامي در سبل الهدي و الرشاد جلد ١١ صفحه ٢٩٢ و بعضي از ديگر كه صلاح نيست نام ببريم.

ولي جناب سيوطي به اين شكل هم حديث منزلت را مطرح مي كند و هم اين جمله را كه پيامبر فرمود: دروغ مي گويد هركس من را دوست دارد ولي علي را دشمن داشته باشد.

در روايت ديگر كه ابن عساكر از سويد بن غفلة نقل مي كند از عمر بن خطاب كه :

انه راي رجلا يسب عليا

همانطوري كه اميرالمؤمنين به امام مجتبي فرمود فرزندم:

ما زلت مظلوما مذ قبض رسول الله

از روزي كه نبي مكرم از دار دنيا رفت مظلوميت با من عجين شد.

عمر بن خطاب مي گويد:

ديد مردي كه به علي ناسزا مي گويد

فقال اني اظنك منافقا

عمر گفت من نظرم اين است كه تو منافق هستي، چون از پيامبر اكرم شنيدم كه فرمود:

انما علي مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي

پيامبر فرمود: رتبه علي نسبت به من همانند رتبه و جايگاه هارون نسبت به موسي است جز اينكه نبوت ديگر بعد از من نيست.

البته اين روايت بحث هاي ديگري هم دارد ولي حالا چون مقدمه ما از ذي المقدمه بيشتر شد، خدا حفظ كند حضرت آيت الله سبحاني را كه هركس يك مقداري مقدمه چيني مي كرد مي گفتند: شد زيارت نامه طفلان مسلم ، آنهايي كه مشرف شدند مي دانند كه اذن دخول طفلان مسلم ١٠ دقيقه طول مي كشد ولي زيارتنامه اش ٢ سطر بيشتر نيست.

مجري:

آيا در جاهاي ديگري هم اين حديث مطرح شده است ؟ آيا افراد ديگري (غير از اين افرادي كه ذكر كرديد) بوده اند كه از زبان پيامبر اكرم اين حديث را نقل كرده باشند؟

استاد قزويني:

من كتاب تاريخ ابن عساكر را كه مي ديديم حدود ٢٠ صفحه روايات متعددي ايشان آورده است و شمردم ديدم كه غير از آن مواردي كه آوردم از ٢٠ نفر از صحابه روايت را نقل كرده است.

من آمدم از تاريخ دمشق و كتاب هاي ديگر به عنوان «تلك عشرة كاملة» ١٠ مورد را گزينش كردم و فهرست وار عرض مي كنم كه انشاء الله ما بتوانيم يك مقداري با بينندگان عزيز هم بيشتر ارتباط برقرار كنيم.

حديث منزلت به نقل ابن عباس ، حديث منزلت به نقل ابوسعيد خدري، حديث منزلت به نقل ام سلمه ، حديث منزلت به نقل سعد بن ابي وقاص، حديث منزلت به نقل اسماء بنت عميس، حديث منزلت به نقل جابر بن عبدالله ، حديث منزلت به نقل جابر بن سمرة، حديث منزلت به نقل حضرت امير، حديث منزلت به نقل فاطمة بنت حمزة، حديث منزلت به نقل ابوهريرة، «تلك عشرة كاملة»

حالا من تلاش مي كنم كه اين موارد را خيلي سريع بيان كنم چون مضمونش در ذهن بينندگان عزيز هست و من فقط يك اشاره اي مي كنم كه بلكه بتوانم در ٧، ٨ دقيقه اين مطلب را ببندم.

حديث منزلت به نقل ابن عباس:

عمر بن ابي عاصم در كتابش به نام كتاب السنة كه از كتاب هاي صحيح در نزد عزيزان اهل سنت است كه از ابن عباس نقل مي كند كه پيامبر اكرم به علي بن ابيطالب فرمودند كه:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي

جايگاه تو نسبت به من همان جايگاه هارون نسبت به موسي است.

إلا أنك لست نبيا

جز اينكه تو پيامبر نيستي

إنه لا ينبغي أن أذهب

من از مدينه شايسته نيست بيرون بروم

إلا وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي

مگر اينكه تو خليفه و جانشين بعد از من در حق تمام مؤمنان هستي

در خانه كس است يك حرف بس است.

آقاي الباني هم مي گويد سند اين روايت حسن و معتبر است.

السنة لابن أبي عاصم، ج ٢، ص ٥٦٥

باز جناب طبراني از مجاهد از ابن عباس همين روايت را نقل مي كند.

سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، المعجم الكبير ، ج ١٢، ص ٩٨

حديث منزلت به نقل ابوسعيد خدري:

در اينجا باز احمد بن حنبل است از عطية عوفي كه از ابو سعيد خدري نقل مي كند كه پيامبر اكرم فرمود:

أنت مني بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَي الا انه لاَ نبي بعدي

اين هم ارتباطي به قضيه تبوك ندارد.

مسند أحمد بن حنبل، ج ٣، ص ٣٢

هيثمي بعد از اينكه روايت را نقل مي كند، مي گويد: عطيه عوفي در سند اين روايت هست، يحيي بن معين او را توثيق كرده است، احمد و جماعتي او را تضعيف كردند و بقيه رجال احمد رجال صحيحين است.

البته ما قبلا در مورد عطيه عوفي مفصل بحث كرديم و من فقط يك اشاره اي مي كنم كه ابن حجر مي گويد:

وكان ثقة إن شاء الله وله أحاديث صالحة.

العسقلاني الشافعي ، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل ، تهذيب التهذيب ، ج ٧ ، ص ٢٠١

ترمذي بعد از نقل روايتي كه در سند آن عطيه عوفي وجود دارد مي گويد :

هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ .

الترمذي السلمي ، محمد بن عيسي أبو عيسي (متوفاي٢٧٩هـ) ، الجامع الصحيح سنن الترمذي ، ج ٤ ، ص ٦٧٠ ، ح ٢٥٢٢

ملا علي قاري مي گويد:

عطية بن سعد العوفي ، وهو من أجلاء التابعين .

عطيه از بزرگان تابعان است.

ملا علي القاري ، علي بن سلطان محمد (متوفاي١٠١٤هـ) ، شرح مسند أبي حنيفة ، ج ١ ، ص ٢٩٢

جناب ترمذي بعد از نقل حديثي كه عطيه عوفي است مي گويد:

هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ .

الترمذي السلمي ، محمد بن عيسي أبو عيسي (متوفاي٢٧٩هـ) ، الجامع الصحيح سنن الترمذي ، ج ٤ ، ص ٦٧٠ ، ح ٢٥٢٢

و جناب الباني در صحيح سنن ابن ماجه مي گويد: اين روايت صحيح است با اينكه عطيه عوفي در آن است.

باز در سنن ابن ماجه آقاي الباني مي گويد:

روايت صحيح است با اينكه عطيه عوفي در سند روايت است.

نسبت به عطيه عوفي اشكالي وجود ندارد، مضاف بر اينكه آقايان گفتند: اگر يك راوي عده اي او را توثيق كنيد و عده اي او را تضعيف كنند روايت او حسن مي شود؛ يعني روايت معتبر، كه اين را هم ما قبلا عرض كرديم.

حديث منزلت به نقل ام سلمه:

اين حديث مفصل است كه از عامر بن سعد بن ابي وقاص است كه مي گويد:

أما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي

مسند أبي يعلي ج ١٢، ص ٣١٠

حديث منزلت به نقل سعد بن ابي وقاص:

اين روايت خيلي مفصل است و در صحاح هم آمده است كه رواي مي گويد: پيش سعد بن ابي وقاص رفتم و گفتم همچنين روايتي شنيدم آيا صحت دارد يا نه ؟ گفت بله من خودم از پيامبر شنيدم كه فرمود:

أنت مني كهارون من موسي، ما تنكر أن يقول لعلي هذا

آيا برايت تعجب آور است كه علي همچنين فضيلتي داشته باشد ؟

وافضل من هذا

علي افضل از اين هم هست.

محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري ، مختصر تاريخ دمشق، ج ٥، ص ٣٨٨

حديث منزلت به نقل اسماء بنت عميس:

اسماء، ابتدا همسر جعفر طيار بود بعد از آن همسر ابوبكر شد و بعد از او همسر اميرالمؤمنين سلام الله عليه شد. كه مي گويد از پيامبر اكرم شنيدم كه فرمود:

يا علي أنت مني بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ بن مُوسَي الا انه ليس بعدي نبي

مسند أحمد بن حنبل، ج ٦، ص ٤٣٨

هيثمي هم مي گويد: روايت صحيح است.

حديثمنزلت به نقل جابر بن عبدالله انصاري

روايات زيادي را تاريخ دمشق آورده است كه من يك مورد را آوردم كه جابر مي گويد پيامبر اكرم به علي فرمودند:

أما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي

اينكه پيامبري بعد از من نيست

ولو كان لكنته

اگر پيامبري بعد از من بود يا علي تو همان پيامبر بودي.

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ١٧٦

حالا بعضي از آقايان اهل سنت آمدند و در مورد «و لو كان لكنته» اشكال وارد كردند كه ما كاري با اين نداريم.

حديث منزلت به نقل جابر بن سمرة

باز ابن عساكر از جابر بن سمره نقل مي كند كه پيامبر فرمود:

علي مني بمنزلة هارون من موسيغير أنه وقال خيثمة

خيثمه مي گويد:

إلا أنه لا نبي بعدي

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢ ، ص ١٧٨

حديث منزلت به نقل خود حضرت امير (ع)

شايد حدود ٩ـ١٠ تا روايت از خود حضرت امير در اين زمينه است و جالب اينجاست كه مي گويد در زمان خليفه مهدي عباسي راوي مي گويد:

دخل علي سفيان الثوري فقلت له حدثني بأحسن فضيلة لعلي

از سفيان ثوري سوال كرديم بالاترين حديثي كه در فضيلت علي آمده است براي ما بيان كن اين را آقايان خوب دقت كنند.

سفيان ثوري گفت سلمة بن كهيل از حجية عدي از علي بن ابيطالب نقل كرد كه پيامبر فرمود:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي.

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ١٦٨

حديث منزلت به نقل فاطمه بنت حمزة

كريمه بنت عقبه مي گويد از فاطمه بنت حمزه شنيدم كه من نزد پيامبر بودم و پيامبر فرمود:

علي مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ١٨٦

حديث منزلت به نقل ابوهريره

من دو تا روايت انتخاب كردم كه يكي آقاي ابن عساكر با سند خودش از وليد بن رباح از ابوهريره نقل كرده است كه پيامبر فرمود :

أنت مني بمنزلة هارون من موسي إلا النبوة.

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢، ص ١٧١

يك روايت ديگري هم از سعيد مقبري نقل مي كند از پدرش از ابوهريره كه فرمود:

أما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي.

تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٢ ، ص ١٧٢

اين تلك عشرة كاملة ، اما براي اينكه دوستان آمار اون ٢٠ تا صحابه را هم ببينند، ابن عساكر مي گويد: بعد از اينكه از سعد بن ابي وقاص هست اين روايت از غير سعد هم آمده است، از عمر بن خطاب، از علي بن ابي طالب، از ابوهريره، از ابن عباس، از عبدالله جعفر، از خود معاويه.

خيلي جالب است كه ابن عساكر چند تا روايت از خود معاويه مي آورد بر اينكه اين حديث در حق علي نازل شده است.

جابر بن عبدالله انصاري ، ابوسعيد خدري ، براء بن عاذب ، زيد بن ارقم ، جابر بن سمره ، انس بن مالك خادم رسول الله، زيد بن ابي عوفي ، حبيشي بن جنادة ، حبش بن جراده، ابي الطفيل ، اسماء بنت عميس، ام سلمة ، فاطمة بنت حمزة.

اين چند نفر اين روايت را از رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم نقل كردند.

يعني دو تا تلك عشرة كامله اين روايت از نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم مطرح شده است.

مجري:

سوال آخري كه فرصت مان هم رو به پايان است. حاج آقا اگر از نظر سندي بخواهيم بحث كنيم يك قاعده اي هم اهل سنت دارند كه:

الحديث يقوي بعضها بعضا

مي خواستم صحت غالب اسانيدي كه مطرح فرموديد به هر صورت خيلي از اين رواياتي كه شما فرموديد صحيح بود، حالا شايد يكي دوتا مانند اين عطيه عوفي را كه مطرح كرديد اشكال بگيرند ولي واقعا آيا مي شود اين مطالب را اين گونه اثبات كرد كه اينها بعضي شان مي تواند بعضي ديگر را تقويت كند؟

استاد قزويني:

من انشاء الله شايد در جلسه آينده اين را يك مقداري بيشتر توضيح بدهم كه اولا حديث منزلت نياز به بررسي سندي ندارد؛ چون در صيحين آمده است با تعابير و سندهاي مختلف.

آقاياني كه معتقد هستند رواياتي كه در صحيحين آمد، ديگر تمام قنطره ها را رد كرده است و جالب اين است كه جناب مزي كه علماي رجال شاخص اهل سنت است و جزو ٤ نفري است كه اهل سنت عيال سفره او هستند.

ايشان وقتي اين روايات حديث منزلت را مي آورد مي گويد:

وهو من أثبت الآثار وأصحها

از ثابت ترين و صحيح ترين روايات اين حديث منزلت است.

تهذيب الكمال - المزي - ج ٢٠ ص ٤٨٣

ولي حضرت عالي كه اشاره فرموديد خوب ما ديديم كه ٢٠ نفر از صحابه در مناسبت هاي مختلف نقل كردند و اينها غير از آن مواردي بود كه ما عرض كرديم كه در منزل ام سلمه ، بعد از قضيه مواخاة ، بعد از حديث سد ابواب، بعد از خيبر ، خوب شما آنها را هم به اينها اضافه كنيد نزديك به ٣٠ مورد از زبان اصحاب پيامبر اكرم نقل شده است و بعضي ادعاي تواتر را هم كردند كه در جلسه آينده عرض خواهم كرد.

ابن تيميه مي گويد:

تعدد الطرق وكثرتهايقوي بعضها بعضا حتي قد يحصل العلم بها

اگر يك حديثي با سندهاي متعدد آمد همديگر را تقويت مي كند به طوري كه انسان يقين پيدا مي كند.

ولو كان الناقلون فجارا فساقا

اگر چه ناقلين اين سندها فاجر و فاسق هم باشند

فكيف إذا كانوا علماء عدولا

تا چه رسد آنجايي كه علماي عدول باشند.

مجموع الفتاوي، ج ١٨، ص ٢٦

ما آمديم ٢٠ نفر از صحابه اي كه با اسامي مشخص و سندهاي متعدد ارائه داديم در مناسبات مختلف.

و همچنين جناب آقاي محمد بن اسماعيل كهلاني تعبيرشان در مورد حديث «اقتدوا بالذين من بعدي ابي بكر و عمر» كه بعد از من به ابوبكر و عمر اقتدا كنيد مي گويد:

تمام طرقي كه دارد و سندهايي كه دارد ضعيف است

إلا أنه يقوي بعضهابعضا

همديگر را تقويت مي كند

يعني حديث ضعيف اگر چنانچه ٣-٤ تا كنار هم گذاشته شد، مي شود مستفيض و همديگر را تقويت مي كند.

محمد بن إسماعيل الصنعاني الأمير الوفاة: ٨٥٢ ، سبل السلام ج ٢ ، ص ١١

جناب سيد صابر كه الان كتابهاي او در دانشگاه كشورهاي عربي تدريس مي شود در فقه السنة در جلد ٢ صفحه ٥٧ باز نسبت به يك حديث كه بيان شده است مي گويد:

و ان كانت ضعيفة

اين احاديث اگر چه تك تك آنها ضعيف هستند

الا انه يقوي بعضها بعضا

جناب الباني هم همين تعبير را در تمام المنة مي آورد و مي گويد:

در باب آثاري است مرسل و مسند ولي

يقوي بعضها بعضا

تمام المنة - محمد ناصر الألباني - ص ٣٧٥

پس بنابر اين ديگر راهي براي انكار اين روايت من گمان نمي كنم باشد.

انشاء الله ما بخش بعدي عرائض مان هم يك مقداري توضيح در صحت و دلالت اين حديث منزلت بر خلافت و امامت اميرالمؤمنين و بعضي از شبهاتي كه وهابيون دارند انشاء الله به حول و قوه الهي در جلسه آينده خدمت بينندگان عزيز خواهيم بود.

بيننده: رضا از قزوين

من خيلي وقت ها تماس مي گيرم ولي فرصت به من نمي دهند كه صحبت كنم و متشكرم كه اولين بيننده هستم.

از حضرت استاد يك سوال داشتم و مي خواستم بفرمايند كه دستورات پيامبر اكرم و همچنين اميرالمؤمنين براي حفظ و يا نوشتن احاديث چه بوده است؟ اين را لطف كنند با مدارك نشان بدهند.

سوال دوم هم اين است كه درباره منع و يا تخريب احاديث توسط ابوبكر و عمر هم مدارك صحيحي اگر دارند نشان بدهند.

همين خيلي ممنون و متشكر هستم.

استاد قزويني :

اين هفته نه، انشاءالله هفته بعد در اين مباحث صحبت خواهم كرد. البته ما در بحث خارج فقه مقارن تقريبا اين مباحث را داشتيم و عباراتي كه آقايان اهل سنت آوردند را آورديم.

حالا اين دوستمان اگر خيلي دوست دارند به كتاب تذكرة الحفاظ ذهبي جلد ١ صفحه ٢ و صفحه ٥ مراجعه كنند آنجا خيلي از مباحث مطرح است.

بيننده: رجايي از كرمانشاه (اهل سنت)

سلام عليكم خسته نباشيد آقاي محسني يك عرضي داشتم خدمت شما و آقاي قزويني.

ولي يك خواهشي دارم كه قطع نكنيد.

آقاي محسني! امروز آقاي يزداني كه ما بارها بهش مي گوييم آقاي اللهياري دوم، امروز برنامه داشت كه در مورد اسم فرزندان اميرالمؤمنين كه عثمان گذاشتند و ابوبكر گذاشتند يا نگذاشتند ، حالا كاري ندارم كه گذاشتند يا نگذاشتند، يك بيننده اي زنگ زد كه آقاي يزداني اين جواب را به او داد شما خودتون هم قضاوت كنيد ولي محض رضاي خدا درست قضاوت كنيد كه در جواب بيننده گفت : كدام دوستي؟ عثمان ٣ روز جنازه اش در آشغال داني بود و اگر دوست بود، چرا حضرت علي نرفت در تشييع جنازه شركت كند؟

آيا اين درست است كه آقاي يزداني اين حرف را بزند؟

استادقزويني:

نه، آقاي رجايي من يك سوالي از حضرت عالي دارم ، ببينيد آقاي يزداني از كتابهاي اهل سنت نقل كرد يا از خودش گفت؟

بيننده :

خوب آقاي قزويني! كدام كتاب نوشته است كه در آشغال داني بوده است كه حضرت علي نرفته است؟

استادقزويني:

والله اين را از خود آقاي يزداني بپرسيد؛ چون من امشب بنا ندارم بحث هاي اين چنيني را مطرح كنم و جواب بدهم.

بيننده :

خدا شاهده دروغ نمي گويم خودتان هم مي دانيد برنامه اش دوباره تكرار مي شود.

مجري :

حالا آقاي رجايي شما لطف كنيد فردا ساعت ١٤ بياييد روي خط و همين مباحث را پيگيري كنيد؛ چون امشب نمي خواهيم خيلي بحث هاي سلبي مطرح شود و به خاطر احترام به هفته وحدت و از بينندگان كه روي خط مي آيند خواهش مي كنيم كه مقداري وحدتي بحث بكنند و مطالب را بگويند يا اثباتي بحث شود كه شائبه اي پيش نيايد.

بيننده:

آقاي محسني من آقاي دكتر قزويني را احترام برايش قائل هستم.

استاد قزويني:

شما لطف داريد.

بيننده:

خداشاهده وقتي ساعت ٢ اين مطلب را آقاي يزداني بيان كردند نتوانستم غذا بخورم و واقعا توهين بدي بود براي اهل سنت.

مجري:

از اينكه احساسات شما جريحه دار شد معذرت مي خواهيم ولي خواهش مي كنيم كه باز يك ذره عالمانه تر با بحث برخورد كنيد و ما به عزيزان در اتاق پخش توصيه مي كنيم كه همكاري كنند و شما را روي خط بياورند تا مطالب خود را مطرح كنيد.

استاد قزويني:

اشكالي ندارد اگر الان شماره تلفن خود را به اتاق فرمان بدهيد ما مي گوييم حالا اين هفته نه هفته آينده همين روز كه آقاي يزداني كه خودشان هستند با شما تماس مي گيرند. بنده هم اگر احساسات شما جريحه دار شده است به نوبه خودم پوزش مي طلبم.

ولي يك سري مباحثي در خود كتاب هاي عزيزان اهل سنت آمده است وقتي ما مي گوييم در كتاب هاي اهل سنت آمده، من ٢ تا آدرس به شما مي دهم الحمدلله اهل فضل هم هستيد.

تاريخ طبري جلد ٣ صفحه ٤٣٨

العصابه ابن حجر ج ١ ص ٢١٤

اينها را ببينيد اتفاقاتي كه بعد از قضاياي قاتلين عثمان چه كساني بودند و چطور او را كشتند و چرا سه شبانه روز دفن نشد و جالب هم اين است كه همين عبارت طبري را هيثمي در مجمع الزوائد جلد ٩ صفحه ٩٥ نقل مي كند و مي گويد:

ورجاله ثقاة

راويانش هم ثقه هستند

يك مشكل اساسي كه ما با بينندگان اهل سنت داريم بنده عرض كردم اگر يك كلمه يك حرف اهانت به مقدسات اهل سنت در شبكه ولايت شده باشد، بنده خودم را مسئول مي دانم و كاري به هيچ كس هم ندارم و مسئوليت اول به عهده خود بنده است و پاسخگو هم خودم هستم هم در دنيا و هم آخرت و اگر چنانچه اين قضايا هست و دوستان ما بگويند من معذرت مي خواهم ولي اگر چنانچه در كتابهاي خود شما هم وجود دارم يك مقداري دقت بشود ما يك كمي اگر يك مطلبي در كتب شيعه آمده و با موقعيت ائمه عليهم السلام منافات دارد ما بايد مردانه بياييم بگوييم اين روايت قبول نيست و ضعيف و نادرست است و اين روايت را دشمنان شيعه در كتب ما گذاشتند.

ما انتظار داريم برادران اهل سنت ما هم كه يك سري مطالبي دركتبشان آمده است يك مقداري با سعه صدر نگاه كنند.

خدايي نكرده خدايي نكرده من نمي گويم حضرت عالي با تعصب نگاه مي كنيد ولي يك مقدار گاها حب و بغضي كه انسان نسبت به افراد دارد بعضي وقت ها محبت باعث مي شود كه انسان حقيقت را نبيند به قول آن كسي كه عاشق ليلي بود به مجنون گفتند اين ليلي نه چشم درست حسابي دارد نه وجاهت دارد نه قد و قواره خوب دارد آخه اين چيه كه انقدر عاشق شده اي؟

گفت تو را به خدا بيا از پشت عينك من نگاه كن ببين زيباتر از اين خدا در عالم هستي آفريده است يا نه ؟

كسي كه با چشم محبت به قضيه اي نگاه مي كند عيوبات كار را نمي بيند و من واقعا از حضرت عالي تشكر مي كنم.

مجري:

آقاي رجايي تشكر مي كنيم فردا درخدمت شما هستيم.

بيننده:

من جناب آقاي قزويني را قبول دارم حالا من يك شب برنامه شبكه كلمه را نگاه كردم كه به بچه هاي شيعه توهيني كردند كه خدا را گواه مي گيرم خيلي ناراحت شدم و زنگ زدم و تلفن من را قطع كردند ولي امروز خدا را گواه امروز

مجري :

اين هم نشانگر اين است كه شيعه و سني با هم برادر هستند

استاد قزويني:

شيعه و سني بايد اين گونه باشند و اگر در يك جايي هستيم نسبت به اهل سنت توهين مي كنند ما بايد دفاع كنيم و اگر جايي هم به شيعه توهين مي كنند اهل سنت بايد دفاع كنند و معنا تقريب و دفاع همين است.

بيننده :

تشكر مي كنم

مجري :

التماس دعا خداحافظ

بيننده: امين از كرج

به آيت الله قزويني عالم بزرگمان واقعا عرض ارادت دارم ، واقعا يكي از مفاخر شيعه اين است كه يك همچين علمايي را دارد.

چند تا مطلب بود در رابطه با اين رجايي كه الان صحبت مي كرد اين برادر بزرگ ما كل جريان و بحثي را كه با آقاي يزداني داشت مطرح كند و فقط آن يك تكه را نگيرد و همين طور كه آقاي قزويني مطرح كردند من امروز اتفاقا داشتم گوش مي دادم اين بحث را و جناب يزداني از كتاب خود اهل سنت اين مطلب را مطرح كردند و آوردند و آن هم در رابطه با اسمائي بود كه مدعي بودند ائمه روي فرزندان خود گذاشتند و بحث به اينجا كشيد و ايشان از بابت عناد اين مطلب را مطرح كردند.

بعد يك مطلبي هم در رابطه با اين اخوي بود يك مطلب ديگري كه است در رابطه با اين قضيه بگويم درباره اين شبكه كلمه و وصال اينها بيش از آنكه شبكه هاي ديني باشند شبكه هاي سياسي هستند و شما اگر دقت كنيد شبكه كلمه راه افتاده است مثلا تو شبكه هاي صداي آمريكا بحث سياسي مي كند در رابطه با بحث ديني در جمهوري اسلامي خيلي جالب است و آدم وقتي مي آيد در اينها اين حلقه هاي زنجير را با هم متحد مي كند بعد مشخص مي شود كه سر منشا آنها كجاست و از كجا آب مي خورند.

يكي هم هست كه اين آقاي ملازاده است كه عذر خواهي مي كنم كه واقعا يك ابن شيطان و بچه شيطان واقعي است.

استاد قزويني:

آقا توهين نفرماييد

بيننده:

چند وقت پيش در شبكه مطلبي را نشان مي داد من اين يك تكه را فقط خارج از عرف اجازه بدهيد مطرح كنم من خيلي كوتاه مي گويم يك مطلبي را مي گفت در رابطه با اينكه يك صحنه اي را نشان داد كه ٤ تا مرزبان ما ٢ تا قاچاقچي را گرفته بودند و مي زدند.

بحث اين بود كه مرزبان ما در تمام كل كره خاكي كه شما بگرديد مرزباني تكليفش روشن است و حدود مرز را حفظ مي كند و همين دار و دسته شما كه بچه هاي شما بودند امثال ريگي سر اين مرزبان ها را بريدند و در چاله انداختند و آتش زدند و فيلمش را با سي دي پخش كردند.

آن را شما نمي بينيد ولي ٢ تا قاچاقچي را كه گرفتند پخش ميكنيد اصلا تو اگر بحث ديني داري به اين مباحث چكار داريد؟

اين را مي خواستم بهش بگويم ولي ايشان وقتي آنجا مي نشينيد فقط تو نخ لب تاب و تشكيلاتش مي رود.

يك بحثي را هم داشتم در رابطه با امامت و مي خواستم آقاي قزويني بزرگوار و فخر دين ما اگر احساس مي كند كه اين نوع نگرش من در بحث ديني مشكل دارد اين را بيان كند.

بحث من اين است كه خداوند انسان را به عنوان جانشين و خليفه در روي زمين خلق كرده است حالا به اين معنا كه من انسان را به قول معروف جانشين و خليفه خودم در زمين قرار دادم.

منظور خدا از جانشين و خليفه اين نيست كه من و امثال من بايد باشيم بحث اين است كه به هر حال كساني جانشين مي شوند كه تنها يك خط مستقيم با خدا داشته باشند. ما هم به عنوان پيروان انان هستيم. از جايي هم كه قانون خدا قانون ثابتي است ببخشيد مثلا اگر كفته است زنا حرام است همان موقع هم حرام بوده است شراب حرام بوده همان موقع هم حرام بوده است

اين نبوده كه يك زماني حلال باشد بعد حرام بشود و همه اين خط را كه شما بخواهيد بگيريد و بيايد قانون خدا يك قانون ثابت است. با آدم و حوا هم شروع شده است در طول تاريخ را كه نگاه مي كنيم ١٢٤هزاره پيامبر آمدند يعني هيچ موقع زمين خدا از اولياي خدا خالي نبوده است و هميشه اين خط ادامه داشته است.

سوال من اين بود كه مي شود بيايد در يك نقطه اي اين همه انسان را كه روي كره خاكي به عنوان بندگان او زندگي مي كنند بياورد در يك نقطه اي به عنواني كه خاتم رسل بيايد و بعد از ايشان بگويد من تا اينجا آوردم از اينجا به بعد شما مثل گله آزاد باشيد و هيچ صاحبي نداريد.

قطعا اين رشته بايد از اينجا دوباره ادامه داشته باشد و هيچ موقع صاحب او گله را بي صاحب رها نمي كند و قطعا اين رشته بايد ادامه داشته باشد چون رسالت در حضرت خاتم تمام مي شود قطعا از اينجا رشته امامت شروع مي شود.

بعد اين امامت مي گيرد مگر مي شود بدون اتصال به همان نقطه وحي و به همان نقطه نور ادامه پيدا بكند اين بحثي را كه مي خواستم بكنم اين بود كه اصلا محال است كره زمين لحظه اي بدون وجود پاك نبايد خالي بماند.

بعد من مي خواستم از اين آقايان علماي اهل سنت اين سوال را بكنم آيا كسي كه واقعا اين بزرگي و اين منش را دارد مانند آقا اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب ، كسي كه در خانه خدا به دنيا آمده است ، كسي كه پيامبر اين طور او را به عنوان برادر خودش ، كسي كه به قول آقاي قزويني بزرگوارمان يك مطلبي را يك روز فرمودند كه واقعا من لذت بردم كه برگشتند گفتند غدير را يك خرده شل گرفتند اين آقايان كلا حذفش كردند و اگر عاشورا را هم مي خواستيم اين طور نكنيم فكر كنم كه مي گفتند حضرت امام حسين ببخشيد سرما خورده بود در كربلا.

ببينيد يك همچين چيزهايي را مي خواستم بيان كنم.

استاد قزويني :

من ضمن تشكر از اين نحوه بيان شما كه فرموديد براي شما عرض كنم من حضرت عالي و بينندگان عزيز به دو تا نكته اي كه در قرآن است ولي اينها را خوب تحويل بگيريم شايد من خيلي اين را كم به اين شكل اشاره كردم و شايد به تناسب بياد.

خداي عالم نسبت به پيامبران گذشته مثلا نسبت به حضرت نوح عليه السلام مي رسد مي گويد:

وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَي رَبِّ الْعَالَمِينَ

من درباره رسالت هيچ اجري از شما نمي خواهم اجر من با خداست.

سوره شعراء آيه ١٠٩

درباره حضرت هود همين تعبير را مي آورد

إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَي رَبِّ الْعَالَمِينَ

درباره حضرت قوم عاد همين را دارد ، درباره حضرت صالح همين را دارد حضرت لوط همين را دارد، در رابطه با حضرت شعيب همين را دارد.

عبارت ها هم يك نواخت است

وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَي رَبِّ الْعَالَمِينَ

ولي نسبت به نبي مكرم مي آيد كلا تعبير عوض مي شود و مي گويد:

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

سوره شوري آيه ٢٣

بعضي ها مي گويند آيا نستجير بالله پيامبر اكرم مقامش از حضرت لوط و عاد و شعيب و امثال اين پايين تر بوده كه آنها مي گويند اجر ما با خداست ولي پيامبر اكرم مي گويد

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

ولي اگر يك مقداري خوب دقت كنيم ما در سوره سباء آيه ٤٧ باز بحث اجر پيامبر را خداي عالم مطرح كرده مي گويد:

قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ

آنچه كه من اجر از شما مي خواهيم؛ يعني مودة نزديكانم، اين به من بر نمي گردد اين نتيجه اش به خدا شما بر مي گردد ببينيد.

قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ

آنچه كه من اجر از شما مي خواهم تصور نكنيد كه قربي و اهل بيت من اگر اينها احترام كرديد و حرفشان را گوش كرديد چيزي به جيب من مي رود ، به جيب شما مي رود.

در سوره فرقان آيه ٥٧ مي گويد:

قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَي رَبِّهِ سَبِيلًا

آنچه كه من اجر از شما مي خواهم به خاطر اين است كه شما به طرف خداي عالم برسيد و راه براي خدا باز كنند .

براي شما اين ٣ تا آيه را كنار هم بگذاريد.

قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ

اجري كه من مي خوام به شما بر مي گردد

أَنْ يَتَّخِذَ إِلَي رَبِّهِ سَبِيلًا

اجري كه من مي خواهم اين براي اينكه مردم به طرف خداي عالم بروند.

در آنجا مي گويد :

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

اين مودت در قربي كه در حقيقت امتداد رسالت است در غالب ولايت و اينها نتيجه اش به خود مردم برمي گردد، نتيجه تبعيت از قربي هم مردم را به خدا مي رساند.

اين فرمايش حضرت عالي خيلي فرمايش زيبايي بود ولي اگر مزين به اين آيات قرآني شود خيلي عالي و زيبا مي شود.

مجري:

ممنونيم ، سابقه ندارد كه ما ١٢ دقيقه به دوست شيعه مان وقت بدهيم ولي اين بار از دستمان در رفت.

بيننده : نوري از سنندج

سلام عليكم

مجري :

آقاي نوري چند وقتي است كه صداي گرم شما را نشنيديم

بيننده :

من هم خدايي دلتنگ شما بودم، ببخشيد دندان هايم را در آوردم اصلا نمي توانم صحبت كنم حالا نمي دانم

استاد قزويني:

عيب نداره همونش هم صفا دارد

بيننده :

آقاي قزويني بگذاريد خنده را بيشتر روي لبهاي شما بيارم، من هميشه اخلاقم اين است.

يك عده اي از دانشمندان تحقيق مي كردند ١٠ سال روي يك نوع مار تا بفهمند اين چه نوع ماري است بعد از ١٠ سال تازه فهميدند شلنگ است. اين شد حكايت همين شبكه هاي كلمه و غيره

استاد قزويني :

مي خندد

بيننده :

امشب نيامدم كه سوال بپرسم امشب ناله دارم ، امشب گريه دارم از دست اينها خدا وكيلي، آقاي سجودي آمده بود مي گفت اگر مرقد و بارگاه قداست داشت يك سوره براي آن نازل مي شد همچنان كه درباره حجرات زنان پيامبر يك سوره نازل شده است.

من اصلا خيلي ناراحت شدم و نتوانستم هم زنگ بزنم و نميتوانم هم به آنها زنگ بزنم چون خب اگر قداست داشت جناب آقاي سجودي پس چرا خرابش كرديد؟ اگر هر چيزي كه در قرآن بيايد نشانگر قداست است، پس سوره منافقون هم در قرآن است پس حتما قداست دارد.

يا اينكه اينها اظهار مي كنند ما البته ببخشيد اين شبكه خيلي گرانبهاست كه من بخواهم در شبكه ولايت اين مسائل را نقد كنم ولي قرآن مي فرمايد:

أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ

سوره بقره آيه ٦٧

من بگذاريد كاذبين بگويم ، بنده قرآن درس مي دادم در ماه هاي رمضان بعد يك بنده خدايي يك كتاب كوچكي دستش بود من اين روايت را اگر شما لطف كنيد حاضر داريد من اين روايت را خواندم كه نوشته بود زماني كه حضرت زينب عليها السلام حضرت علي شمع هاي مسجد را خاموش مي كردند مي خواستند كه مردم قد و قامت حضرت زينب را نبينند.

اين من يك خرده تقريبا برام سنگيني مي كرد ، خدا تو را گواه مي گيرم در روز قيامت اين را جواب مي دهم گرچه خوابم حجت نيست وقتي كه من خوابيدم ديدم تو بيابان هاي منطقه خودمان يك بنده خدايي آنجا بود به من گفت اينجا چكار مي كني؟ گفتم مگر اينجا كجاست ؟ ما اينجا زمين كشاورزي داريم.

گفت اينجا كربلاست ، گفتم اينجا كربلاست؟ يك چيز سياه كوچكي هم بود يك چادري هم روي آن كشيده بود گفتم اين چيه ؟ گفت اين حضرت زينب است.

گفتم اين حضرت زينب است كه من درباره اش مي خواندم ؟ گفت : آره از وقتي كه برادراش رو نگفت شهيد كردند گفت كشتند، حالا چهره اش هم همچين تو دل برو نبود كه بگويم به هر حال.

گفت اين را از موقعي كه برادراش رو كشتند اين طوري شد. من ناراحت شدم و يك خرده تب مرا گرفت در عالم رويا خواستم بروم پيش حضرت زينب كه از نزديك تر از ايشان سوال كنم خداتو را گواه مي گيرم بر اين صحبتم بعد ديدم حضرت زينب بلند شدند رفتند.

البته من نه دست ديدم نه پا ديدم نه چهره هيچ چيزي فقط يك چادر سياه كه آنجا راه مي رفت.

بعد نشستم ناراحت بودم گفت: براي حسين من گريه مي كني؟ چرا براي بابام گريه نمي كني؟ اون شب خدا شاهده برام تحقق يافت.

چون زماني كه وقتي مي آيند مي گويند:

انت بمنزلة هارون من موسي

آقاي ترشابي كه مي گفت اينكه فضيلت نيست حضرت علي انقدر فضيلت دارد كه به اين نياز ندارد.

بابا خب فردا پرچم را به دست كسي مي دهم كه خدا او را دوست دارد ، رسول و خدا او را دوست دارد و او خدا و رسول را دوست دارد اينكه فضيلت نيست حضرت علي بيشتر فضيلت دارد.

صحبت ليلة المبيت مي شود مي گويند اينكه فضيلت ندارد ، پس فضيلتش كدام است شما كه منكر تمام فضيلت هاي حضرت شديد پس فضيلت حضرت علي من نمي دانم كجاست؟ خداشاهده اينها مي خواهند با نفاق و بدبختي گرچه دستشان براي مردم رو شده است و تمام اهل سنت مي دانند منتها من تعجبم اين است كه چرا از اهل سنت همه اهل سنت خودشان تو خونه هاشون هستيم بالاخره ما با هم هستيم و هم ديگر را مي بينيم و همگي از اين ها بدگويي مي كنند.

من از علما از اين بزرگان متاسفم كه چرا بر عليه اين شبكه ها كاري نمي كنند.

مجري :

حالا حاج آقا قول دادند كه بروند و صحبت كنند.

بيننده :

ببخشيد من اينها را گفتم چون دلم براي شما تنگ شده بود.

استاد قزويني:

در قرآن براي زن ها يك سوره نازل شده است پس مردها هيچ ارزشي پيش خدا ندارند چون سوره اي به نام الرجال نيامده است و ما بايد از خدا گلايه كنيم.

بيننده : رحمان از قم

ببخشيد كه مزاحم شما شدم من براي اولين بار است كه تماس گرفتم در مورد اولين شخصي كه روي خط آمدند ويك مقدار از آقاي يزداني گله كردند والله خيلي به من بر خورد.

آقاي يزداني از كتب خودشان همه حرف هاي خودشان زدند من برنامه شان هم نگاه كردم بعد خود اهل سنت كه مي آيند روي خط يك حالت طلبكاري دارند نمي دانم بنده خدا خيلي منصافه جواب مي داد.

مجري :

حالا اجازه بدهيد خود آقاي رجايي روي خط بيايند و نيازي نيست كه اين رو انقدر كش بدهيم اجازه بدهيد به خود آقاي رجايي كه اگر فرصت كردند روي خط بيايند و مباحث را خودشان سوال كنند.

بيننده :

يك برنامه شده است كه هر چند وقت يك بار يك سري را مي خواهند به نوعي تعضيفش كنند و مي آيند مي گويند كه اخلاقش خوب نيست ، حرف هاي تند و ركيك مي زند والله ما چيزي نديديم در اين ٢ ساله كه من برنامه شما پيگيري مي كنم.

مي خواستم ببينم آقاي قزويني آيا حضرت علي كه درباره سد الابواب و حضرت علي از اين امتيازي كه حضرت محمد برايشان قائل شده بودند از اين استفاده مي كردند و رفت و آمد داشتند؟

استاد قزويني :

اصلا غير از آن در ديگري علي نداشت ، خانه علي بن ابي طالب در قسمت شرقي مسجد پيامبر و در قسمت شمالي حجره نبي مكرم بوده است؛ يعني قسمت غرب منزل علي مسجد بوده است و قسمت جنوبش هم حجره مخصوص پيامبر بوده است و به قول امروزي ها اندروني پيامبر.

پيامبر دو نوع حجره داشته يك حجره هايي كه مال زن هاش بوده كه ٨-٩ تا خانمش در حجرات بودند و يك حجره اي هم بوده كه مخصوص ملاقات هاي رسول اكرم با صحابه بوده.

اين حجره رسول مكرم چسپيده به خانه اميرالمؤمنين بوده و اون هم درش به مسجد باز مي شد و در خانه علي هم به مسجد باز مي شد و غير از اون در هم در ديگري نداشت و تا آخر عمر هم در ديگري را باز نكردند.

بيننده : مجيد از كردستان (اهل سنت)

از چه زمان يا تاريخي «اشهد ان عليا ولي الله» تو بانگ اذان به صدا آمده است ؟

مجري :

سوال ديگري نداريد؟

بيننده :

نه ممنونم

مجري :

لطف كنيد از گيرنده بگيريد.

بيننده : شاهين از كرمانشاه

در مسجد حضرت علي را در مدينه بستند و چه جوري ادعاي سنتشان مي آيد ؟ سنت هركسي بيشتر تو خانواده خودش حفظ مي شود و حضرت علي و اهل بيتش هم از خانواده پيامبر هستند.

حالا اين اهل سنت كه مي آيند در خانه حضرت علي و حضرت زهرا رو ديوار مي كشند روبروي فدك نبايد ادعاي اهل سنت كنند.

الان دختر كوچك من به حاج آقا سلام مي سانند خيلي شما رو دوست دارد و برنامه هاي شما را نگاه مي كند و مي گويد بگو كه علي اصغر و امام حسين و حضرت علي را خيلي دوست دارم.

استاد قزويني:

الحمدلله

بيننده :

بعد حاج آقا! وحدت با اين مسائلي كه پيش مي آورند فكر نمي كنم كه چيز درستي باشد و هيچ وقت هم وحدت ايجاد نمي شود و اين نظر شخصي من است.

kkk.مجري :

نه ديگه حاج آقا اول بحث مطرح كردند و اگر منظورتان اين است كه شيعه سني شود و سني شيعه شود اين شدني نيست ولي اينكه من فرض بگيرم من اهل سنت شما شيعه ما در كنار هم ديگر نمي توانيم باشيم؟

بيننده :

چرا

مجري :

پس با هم ديگر هستيم در بازار از هم خريد مي كنيم و با هم غذا مي خوريم و تشييع جنازه يكديگر مي رويم اين مي شود وحدت ولي اختلاف سليقه و اختلاف نظر هم در مباحث اعتقادي داريم.

بيننده :

صد درصد

مجري :

اين وحدت است

بيننده :

بعد دوستان مان هم كه زنگ مي زنند شبكه هاي كلمه و شبكه ملازاده را مي گويند اصلا نگاه كردنش هم به نظر من درست نيست.

استاد قزويني :

كفاره دارد

بيننده :

دست شما درد نكند خداحافظ

بيننده : موسوي از سنندج

واقعا اين كانال شما براي ما مقدس است.

الان آقاي قزويني فرمودند كه حضرت علي كه در حياط مسجد مي نشست فقط يك در داشت و حياط شان هم همان حياط مسجد بوده است.

الان من مي خواهم بپرسم كه آيا اين روايت كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرموده است كه تمام درها را ببنديد غير در علي يا غير از در ابوبكر.

بعد من مطمئنم كه به دوتا دليل در حضرت ابوبكر بوده است، چون اولا به اين دليل كه در آن زمان اصحاب در اطراف خانه هايي داشتند كه در آنجا نشيمن داشت و اين اتاق به عنوان اتاق كار يا اتاق خلوت شان بوده و اين اتاق ها يك خوخه به مسجد داشتند و ديگر به خاطر اينكه بيرون نروند و دور نزنند از همان خوخه داخل مسجد مي شدند.

ttt.استاد قزويني:

خوخه را مي شود معنا كنيد ؟

بيننده :

يك پنجره كوچك به نام خوخه

استاد قزويني:

احسنت

بيننده :

بعد اولا حضرت علي فقط يك در داشته اگر حضرت محمد گفته باشد در حضرت علي را ببنديد در خانه شان بسته مي شد و ديگر دري نداشتند.

مجري :

به نظر شما اين استدلال درستي است ؟ نگاه كن اين همه بيننده داره نگاه مي كند اگر قياس هاي خودتون رو مي خواهيد مطرح كنيد كه حتي شايد علماي ديگر اين مباحث را اين جور مطرح نكرده باشند اين را از شما قبول مي كنيم و مي گوييم شما نظرتان اين است و براي شما احترام دارد ما هم مي گوييم باشه .

ولي اگر واقعا مي خواهيد يك بحث علمي كه استناد به يك مطلب علمي باشد نه اينكه در خانه حضرت علي را اگر مي بست ديگه در نداشت.

خب اينكه اصلا فضيلتي نمي شود براي خانه حضرت علي.

استاد قزويني :

آقاي موسوي بزرگوار شما فرموديد خوخه به عنوان پنجره است ، باب معنايش چيست؟

بيننده :

باب يعني در

استاد قزويني :

حداقل ما ٥٠ روايت داريم با سندهاي صحيح كه ابن حجر عسقلاني هم دانه دانه اينها را تصحيح مي كند كه پيامبر اكرم فرمود:

سدوا هذه الأبواب الا باب علي

تمام اين درها را ببنديد غير از در علي بن ابي طالب

و بعدا هم اعتراض كردند صحابه و گفتند كه چرا درهاي ما را بست ولي در علي را نبست؟ پيامبر فرمود :

اني والله ما سددت شيئا ولا فتحته

من از طرف خودم به خدا سوگند نه در كسي را بستم و نه در كسي را گشودم

ولكن أمرت بشئ فاتبعته

من از طرف خدا دستور آمد كه تمام درها را ببندم غير از در علي بن ابي طالب

و اين را شما مراجعه كنيد در كتاب هاي معتبر اهل سنت مانند:

فضائل الصحابه، ج ٢، ص ٥٨١

خصائص أمير المؤمنين ( ع ) - النسائي - ص ٧٣

ابن حجر مي گويد اين روايت سندش صحيح است

فتح الباري - ابن حجر - ج ٧ ص ١٣

و جالب اينجاست كه آقاي حاكم نيشابوري روايتي را مي آورد و مي گويد صحيح است و همچينن آقاي ذهبي هم مي گويد صحيح است.

المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج ٣ ص ١٢٥

بر مبناي آقايان اهل سنت مي گويند اگر يك روايتي را هم ذهبي هم حاكم تصحيح كرد به منزله ورود در صحيح بخاري يا مسلم است.

در آنجا دارد كه پيامبر اكرم به علي بن ابي طالب فرمود :

أنت ولي في كل مؤمن بعدي

تو ولي امر بعد از من در حق تمام مؤمنان هستي

و فرمود:

سدوا أبواب المسجد غير باب علي

تمام درها را ببنديد غير از دار علي بن ابي طالب

فقال فيدخل المسجد جنبا

اميرالمؤمنين در حال جنابت از مسجد رفت و آمد مي كرد

وهو طريقه ليس له طريق غيره

غير از اين دري كه علي بن ابي طالب به مسجد گشوده مي شد هيچ دري نداشت.

مسند أحمد - الإمام أحمد بن حنبل - ج ١ ص ٣٣١

تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج ٤٢ ص ١٠٢

فرض اگر واقعا ورود علي به مسجد هم مثل ديگران بود مي فرمود:

علي تو برو يك دري از آن طرف بيرون باز كن و ديگر وارد مسجد نشو و يك در جدا باز كردن كه زحمت نداره آقاي موسوي بزرگوار.

خانه اميرالمؤمنين هم آنطوري كه آمده يك خانه اي حدود ٢٤٠ متر ، ٢٥٠ متر بوده است يعني اينطوري هم نيست كه بگوييم يك خانه ٥ متر در ٤ متر بوده يا به قول آقايان يك متر در ٢ متر بوده كه اين كارشناسان در مورد بعضي از ازواج نبي مكرم آوردند.

و لذا اين را شما اگر مراجعه بفرماييد كتاب حاكم نيشابوري مستدرك الصحيحين كه جديدا چاپ شده است و زير آن هم تلخيص ذهبي است جلد ٣ صفحه ١٣٤ را مراجعه بفرماييد كاملا اين قضايا هست كه هم حاكم و هم ذهبي مي گويند كه صحيح است.

ما نبايد اجتهاد از پيش خودمان بدون اينكه هيچ دليلي و مدركي داشته باشيم بخواهيم اجتهاد بكنيم.

بيننده :

دليل دوم اينكه چون پيامبر مريض بود و در خانه عايشه بوده به خاطر اينكه ابوبكر به عايشه محرم بوده و به خاطر اينكه كسان نامحرم نيايند سر زده شايد به خاطر اين باشد كه در فقط ابوبكر باز بوده است.

استاد قزويني:

آخه ما كه گفتيم اصلا جناب ابوبكر خود آقايان هم مي گويند كه تا ٦ ماه بعد از اينكه ايشان خليفه بود اصلا ابوبكر خانه اي در مدينه نداشت و صبح از سنح از يك مايلي مدينه مي آمدند به مدينه نماز مي خواند تا مغرب و عشاء و وقتي مغرب و عشاء را مي خواندند دوباره به سنح مي رفتند.

و اضافه در مورد ابوبكر هم خوخه تعبير مي شود نه به عنوان در ، از خوخه كه انسان نمي تواند داخل شود. از پنجره شما مي توانيد وارد شويد؟

معمولا پنجره هاي سابق هم ١ يا ٢ متر بالاتر از زمين بوده است.

ببينيد اينها يك مقداري دقت بيشتري مي خواهد ، يك مقداري تامل بيشتري مي خواهد يك مقداري خدايي نكرده خدايي نكرده ما نمي خواهيم بگوييم تعصب داريد ولي يك مقداري اين حب و بغض ها بيش تر ما را گرفتارمان نكند.

مجري:

خيلي ممنون خداحافظ شما

حاج آقا! آقا مجيد يك سوال پرسيدند لطفا اين را مطرح كنيد.

استاد قزويني:

حالا من به آقاي موسوي يك توصيه مي كنم برادر بزگوارم! شما كتابي اهل سنت داريد به نام «اسد الغابة في معرفة الصحابه» كه از كتب معتبر و تراز اول اهل سنت است كه براي ابن اثير جزري است جلد سوم صفحه ٣٣٤ را شما مراجعه بفرماييد كه ايشان مي گويد:

بعد از ٦ - ٧ ماه كه به ابوبكر بيعت شد ايشان

وربما ركب علي فرس له وعليه إزار ورداء ممشق فيوافي المدينة فيصلي الصلوات بالناس فإذا صلي العشاء رجع إلي أهله بالسنح.

تا نماز عشا را كه مي خواندند سوار مركب شان مي شدند و بر مي گشتند به سنح همان يك مايلي مدينه.

همچنين در كتاب:

الطبقات الكبري ج ٣، ص ١٨٦

يا بعضي وقت ها هم پياده مي رفتند و اين چيزي است كه در كتب شما آمده است.

در مورد آقا مجيد بزرگوار در رابطه با شهادت ثالثه ما مفصل صحبت كرديم در كتاب هاي خود عزيزان اهل سنت ، «كتاب السلافه في امر الخلافة» را اگر شما مراجعه بفرماييد نقل مي كند يكي از علماي بزرگ اهل سنت هم هست كه مي گويد كه در زمان پيامبر اكرم افرادي آمدند خدمت پيامبر گفتند يا رسول الله ماديديم كه ابوذر اذان مي گويد ولي بعد از اشهد ان محمدا رسول الله، مي گويد: اشهد ان عليا ولي الله ، حضرت فرمود:

أو نسيتم قولي في غدير خم : من كنت مولاه فعلي مولاه

همچنين همين تعبير را از سلمان نقل مي كنند كه مي گويند ما اين طوري از سلمان شنيديم بعد نبي مكرم مي فرمايد: خوش شنيديد و درست هم همين است.

ما روايات متعددي در رابطه با قضاياي شهادت ثالثه داريم كه در روايات خودمان هست كه خود امام صادق فرمود:

فإذا قال أحدكم لا إله إلا الله ، محمد رسول الله فليقل علي أمير المؤمنين عليه السلام

هر كس گفت لا اله الا الله محمد رسول الله، حتما بگويد علي هم اميرالمؤمنين است.

در كتاب هاي ما با سند معتبر آمده است، كتاب احتجاج طبرسي صفحه ١٥٨ چاپ نجف ، بحار الانوار ج ٨١ صفحه ١١٢و دهها روايات ما در منابع خودمان يا به صورت كلي يا به صورت شخصي در اين زمينه ما داريم.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي نبي مكرم پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله وسلم فرج مولاي ما بقية الله الاعظم نزديك نموده و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.

************
اللهم عجل لوليك الفرج