سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٦١ - جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند

جواب شبهه: قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند

کد مطلب: ٥٢٩٣ تاریخ انتشار: ٠١ دي ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٣٤٦٥ سخنراني ها » شبکه ولايت جواب شبهه: قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
حبل المتين ٩٠/١٠/٠١

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ ١٣٩٠/١٠/٠١

مجري:

سلام و عرض ادب دارم خدمت شما بينندگان عزيز . در خدمت كارشناس محترم برنامه حضرت آيت الله دكتر حسيني قزويني هستيم. سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزيزم.

استاد حسيني قزويني:

سلام عليكم و رحمت الله و بركاته، بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز كه ما را مهمان كانون گرم و با صفاي خانواده خويش قرار داده اند سلام تقديم مي كنم. موفقيت همه عزيزان را از خداي منان خواهانم.

مجري:

اگر خاطر شريف شما عزيزان باشد ما سلسله مباحثمان از اول محرم پيرامون شبهات ماه محرم و ايام سوگواري و مباحثي بود كه آقايان وهابيها در شبكه هايشان در بوق و كرنا مي كردند و نسبت به قضيه شهادت امام حسين آن شبهات را مطرح مي كردند مباحثي را مطرح كرديم و امشب هم مي خواهيم ادامه بحث را داشته باشيم.

از مباحثي كه آقايان ناصبيها در شبكه هاي خودشان دارند مطرح مي كنند اين است كه قاتلين امام حسين خود شيعيان بودند و اول آمدند حضرت را دعوت كردند و عاقبت هم به قتل او اقدام كردند و اين قضيه عاشورا و اين فاجعه را بوجود آوردند. لطف كنيد براي بينندگان عزيزمان اين مباحث را مطرح كنيد انشاءالله استفاده كنيم.

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

همانطور كه عزيزمان اشاره كردند ظاهرا در اين شبكه هاي وهابي كمر همت بسته اند كه آنچه مربوط به فضائل اهل بيت است زير سوال ببرند. آنچه مربوط به شعائر حسيني است به يك نوعي مخدوش كنند و مردم را نسبت به عزاداريها سرد كنند و خيلي جالب بود كه قبل از محرم يكي از كارشناسهايشان اعلام كرد با فعاليت شبكه هاي ما امسال ديگر از عزاداري خبري نيست! ديگر مساجد و حسينيه ها خيلي سرد است.

ولي برعكس شد! ايام عزاداري و عاشوراي امسال گرمتر ، با شعورتر ، با شورتر و با صفاتر از قبل برگزار شد! عزاداري روز هشتم محرم در زنجان عجيب بود. بيش از ١ ميليون جمعيت! صدا و سيماي جمهوري اسلامي اعلام كرد ٢٦٠ نفر نيرو از تهران و زنجان با ٢٦ دوربين اين عزاداري را پوشش مي دادند. حتي مي گويند در تاريخ عزاداري زنجان بي سابقه بود. اين هم از بركت همين شبكه ها است! عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد!

اين قضايايي هم كه در افغانستان پيش آمد عوامل زيادي در بوجود آمدنش دست به دست هم داد. هم فتواي اين مفتيان از خدا بي خبر، هم كارشناسان ناصبي و هم هتاكيهاي بعضي از شبكه هايي كه به نام شيعه و اهل بيت است. همين امروز ما مهماني داشتيم از دوستان افغانستان. ايشان گفتند تا به حال در افغانستان عزاداري امام حسين مورد حمله و انفجار قرار نگرفته بود و اينها هم در حقيقت يك پاسخي بود به هتاكيهاي اين شيخ افغاني در اين شبكه اي كه به نام شيعه است. همه اينها در اين كشت و كشتارها سهيم هستند و لعنت ابدي اين شهدا و اين اطفال پرپر شده نثار همه اين افراد. چه شيعه هايي كه هتاكي مي كنند و زمينه اين كشت و كشتار را فراهم مي كنند و چه وهابيهاي از خدا بي خبري كه با تحريكاتشان نسبت به وهابيهاي جاهل اين زمينه را فراهم مي كنند.

بله يكي از بحثهاي مكرر اينها اين بود كه قضيه قتل و شهادت امام حسين توسط شيعه ها صورت گرفت! همانطور كه اين آقاي حيدري هم گفت كه كشتن شيعه ها در افغانستان بوسيله شيعه ها بوده! طالبان اعلام انزجار و محكوم كرده است! ولي ما ثابت كرديم كه سگ زرد برادر شغال است! حالا يك جا طالبان و در جاي ديگر سپاه صحابه مي آيند عزاداري را به خاك و خون مي كشند، فرقي نمي كند.

همينكه دروغ اينها در قضيه كشتار عاشوراي امسال مشخص شد در رابطه با قضيه عاشوراي سال ٦١ هم مشخص است و ما به حول و قوه ي الهي بحث خواهيم كرد و ثابت خواهيم كرد كه اصلا اين قضايا هيچ ارتباطي به مسئله شيعه ها نداشته است. اين آقايان مي گويند امام حسين را شيعيانِ امام حسين كشته اند! اين جمله اي است كه خودش پارادوكس است. شيعه يعني تابع، شيعه يعني پيرو، مي گويند پيروان امام حسين تابعين امام حسين، امام حسين را كشتند! يعني در حقيقت مثل اين است كه بگويند روز است و شب است، شب است و روز است! اگر واقعا پيرو است اين حرف چيست؟ و اگر تابع است شيعه است شيعه بايد تابع معصوم باشد. پس اينهايي كه آمده اند در قتل امام حسين شركت كرده اند فرضا هم اگر شيعه بودند با اين كارشان به خوارج و نواصب پيوستند. فرقي نمي كند وقتي يك صحابه اي مثل عبدالله بن ابي سرح كه صحابه ي پيغمبر و كاتب وحي است مرتد مي شود ، چه بسا يك كسي هم شيعه امام حسين باشد ولي از اين محدوده تقوا منحرف بشود.

پس اولا اينكه اين حضرات دارند به اين شكل مي گويند اينها از شيعيان امام حسين بودند يا از شيعيان اهل بيت بودند ، مي گوييم شيعه يعني محب، يعني پيرو، مرحوم كليني در كافي ج٢ ص٧٤ حديث شماره ٣ روايت خوبي دارد كه دوستان شيعه هم يك مقداري دقت كنند اين وهابيها هم گوششان را باز كنند -گر چه ما معتقد هستيم خداي عالم بر گوش و چشم و زبان و قلب اينها مهر زده است-.

لا يسمعون بها

ولي ببينيد امام صادق سلام الله عليه يا امام باقر سلام الله عليه تعبيرش درباره شيعه و شرائط شيعه چيست؟ به جابر جعفي مي فرمايد:

يا جابر أيكتفي من ينتحل التشيع أن يقول بحبنا أهل البيت ، فوالله ما شيعتنا إلا من اتقي الله وأطاعه

آيا همين كه افراد بگويند ما اهل بيت را دوست داريم در شيعه بودن كافيست؟

به خدا سوگند شيعه ما فقط كساني هستند كه تقوا داشته باشند و مطيع خدا باشند.

چقدر تعبير زيبا است. تا آنجا كه حضرت مي فرمايد:

فاتقوا الله واعملوا لما عند الله ،

شيعيان تقوا پيشه كنيد و به دستورات الهي عمل كنيد.

يعني به واجبات الهي عمل كنيد از محرمات الهي اجتناب كنيد. معناي تقوا يعني اين. تقوا را بخواهيم در يك جمله اتو كشيده ، ساندويچي يا كپسولي بخواهيم معنا كنيم يعني اتيان واجبات و ترك محرمات. بعد حضرت فرمود تلاش كنيد كه عمل داشته باشيد تقوا پيشه كنيد و يك جمله خيلي زيبايي دارد حضرت مي گويد:

ليس بين الله و بين أحد قرابه. أحب العباد إلي الله عز وجل وأكرمهم عليه أتقاهم وأعملهم بطاعته . يا جابر والله ما يتقرب إلي الله تبارك وتعالي إلا بالطاعة وما معنا براءة من النار

خدا با هيچ كسي خويشاوندي ندارد. با هيچ كسي رابطه ندارد. محبوبترين بنده در نزد خدا و گرامي ترين بنده در نزد خدا آن كسي است كه تقوا داشته باشد و به دستورات الهي عمل كند. جابر به خدا سوگند فقط با اطاعت خدا مي توان به خدا تقرب جست. ما از طرف خداي عالم برگه برائت از جهنم براي كسي نياورده ايم.

اينكه نه نماز بخواند و نه عبادت بكند، گناه كند، معصيت كند و در عين حال خاطر جمع باشد كه ما فردا به داد او مي رسيم ، اينگونه نخواهد بود.

ولا علي الله لاحد من حجة ، من كان لله مطيعا فهو لنا ولي ومن كان لله عاصيا فهو لنا عدو

هر كس مطيع خدا باشد اين دوست ما است. هر كس معصيتكار باشد او دشمن ما است.

ببينيد خيلي زيبا است، حال اين آقاياني كه در كربلا از امام حسين دعوت كرده اند و زير قولشان زده اند اين اطاعت خدا است و يا معصيت خدا است؟ اگر معصيت خدا است امام صادق مي فرمايد اينها دشمنان ما هستند . آنهايي كه آمدند در كربلا در شهادت امام حسين شركت كردند و اينچنين ناجوانمردانه امام حسين و يارانش را شهيد كردند و عزيزانش را به اسارت بردند آيا اينها اطاعت الله است؟ يا معصيت الله است؟

من كان لله عاصيا فهو لنا عدو

آن كسي كه معصيتكار است دشمن ماست.

ما نيامده ايم بساط شفاعتمان را باز كنيم براي هر كس كه هر گناهي خواست انجام بدهد يا هر واجبي كه دلش خواست ترك كند.

البته بحث شفاعت از ضروريات قرآني است . از ضروريات مذاهب اسلامي است غير از وهابيها. كسي تلاش مي كند كه عبادت كند، حالا معصوم هم نيست هيچ كسي غير از ائمه عليهم السلام و انبياي گرامي و اوصياي گراميشان، معصوم نيست. گاهي اشتباه مي كند شيطان گولش مي زند يك غيبتي مي كند يك دروغي مي گويد يك مال حرامي مي خورد ولي آن كسي كه مومن است به فكر توبه و به فكر جبران گناهان گذشته است. اگر يك روزي مثلا آمده روزه اش را خورده و اينطوري نيست كه بگويد حالا كه روزه ام را خورده ام انشاءالله امام صادق مرا شفاعت مي كند! نه عزيز من! شرط شفاعت امام صادق اين است كه از تو حركتي باشد.

حركتي كن! شما اينجا قانون شكني كردي، با روزه خواريت حرمت الهي را شكسته اي. روزه هايت را بگير، ائمه عليهم السلام هم شفاعت مي كنند كه بخاطر اين قانون شكني و حرمت شكني تو را به آتش جهنم نبرند. بعضي از اساتيد مثال مي زنند كه اگر يك معلم مي بيند يك شاگردي تنبل است درس نمي خواند و در امتحان هم نمره ٧ يا ٨ آورده است قابل انفاق نيست ولي اگر يك دانش آموزي است درس مي خواند حالا آن روز يك مشكلي پيش آمده فرض بفرماييد نيم نمره يا يك نمره كم آورده است. در اين مورد انفاق مي كند با نيم نمره و يك نمره اين يك سال نمي افتد و رفوزه نمي شود. شفاعت هم شبيه اين است.

اين روايتي است كه از امام صادق و امام باقر سلام الله عليهما است. مرحوم كليني در ج٢ ص٧٩ حديث شماره ١٥ به همين تعبير بلكه مقداري تندتر از اين، از امام كاظم سلام الله عليه نقل مي كند كه آن حضرت مي فرمايد: از پدرم امام صادق بارها مي شنيدم كه مي فرمود:

ليس من شيعتنا من لا تتحدث المخدرات بورعه في خدورهن وليس من أوليائنا من هو في قرية فيها عشرة آلاف رجل فيهم من خلق لله أورع منه .

شيعه نيست مگر آن كسي كه تقوايش به قدري زبانزد خاص و عام است كه حتي زنها در درون خانه ها از تقواي اين شيعه سخن مي گويند. اگر در يك شهري ١٠ هزار جمعيت دارد اگر يك شيعه در ميان ١٠ هزار جمعيت باشد شيعه هاي ما در تقوا در ميان ١٠ هزار نفر بايد بدرخشند ضرب المثل باشند و الگو باشند.

پس جواب اول: اين آقايان كه مي گويند اينها شيعه هستند، شيعه شاخصه هايش اين است. آيا آنهايي كه دعوت كرده اند و كارشكني كرده اند حتي صحابه مثل سليمان بن صرد خزاعي و ديگران، آيا اين شرائط شيعه را دارد؟ آنهايي كه در كربلا آمدند، اين شرائط را داشتند؟

نكته دوم: اين آقايان مي گويند شيعيان كوفه آمدند امام حسين را كشتند. بفرمايند بعد از آنكه معاويه آمد روي كار شيعه را در هر كوي و برزن زير هر سنگي پيدا كرد مخصوصا در كوفه اينها را قتل عام كرد و نگذاشت از شيعه در جامعه اثري باشد. حال از كجا مي گوييد شيعيان كوفه امام حسين را كشتند؟! جالب اين است كه ابن ابي الحديد معتزلي مي گويد: بعد از پيماني كه معاويه با امام مجتبي بست بلافاصله به مدينه آمد و بالاي منبر رفت و گفت اي مردم من با حسن صلح نكرده ام كه شما نماز بخوانيد، عبادت كنيد. من مي خواهم بر گرده شما سوار بشوم. تمام شرائطي كه با حسن بستم زير پايم گذاشتم و له كردم.

امام حسن هم مي خواست همين را مردم بدانند كه اين معاويه نه تنها مسلمان نيست بلكه بويي از انسانيت هم نبرده است. كسي كه نگذاشت مركّب صلحنامه خشك بشود و مفاد عهدنامه را زير پا گذاشت. انشاءالله در يك فرصت، مفصل در رابطه با قضيه صلح امام مجتبي از منابع شيعه و سني بحث خواهيم كرد و مشخص مي كنيم كه اين صلحنامه واقعا تحميلي بود يا نه؟ و هدف امام مجتبي چه بود؟ ابن ابي الحديد مي گويد بعد از صلح معاويه بخشنامه كرد كه:

أن برئت الذمة ممن روي شيئا من فضل أبي تراب وأهل بيته فقامت الخطباء في كل كورة وعلي كل منبر يلعنون عليا ويبرأون منه ويقعون فيه وفي أهل بيته وكان أشد الناس بلاء حينئذ أهل الكوفة لكثرة من بها من شيعة علي عليه السلام

من برائت مي جويم از كسي كه درباره علي و اهل بيتش روايتي نقل كند تمام خطبا در بالاي هر منبر در شهر و روستا و بيابانها بالاي هر منبر نسبت به علي لعن مي كردند و مردم برائت مي جستند. مصيبتها عمدتا بر مردم كوفه بود. چون شيعه هاي علي در كوفه بيشتر بودند.

بعد مي گويد زياد بن سميه خبيث را حاكم كوفه كرد و بصره را هم ضميمه كرد و شيعه ها را در هر كوي و برزن زير هر حجري پيدا مي كرد مي كشت.

فقتلهم تحت كل حجر ومدر وأخافهم وقطع الأيدي والأرجل وسمل العيون وصلبهم علي جذوع النخل وطرفهم وشردهم عن العراق فلم يبق بها معروف منهم.

شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج١١، ص٤٤

هر كجا شيعه را پيدا كرد دستشان را بريد، پايشان را قطع كرد با آهن گداخته به چشمان شيعه ها سرمه كشيد و چشمشان را نابود كرد و اينها را بر شاخه هاي درخت بست و آويزان كرد. شيعه ها را اصلا از عراق دربدر كرد. در زمان معاويه در عراق ديگر شيعه معروفي نماند.

وقتي شيعه نيست پس چه هست؟ جالب اين است كه خود آقاي طبراني در معجم ج٣ ص٦٨، همين تعبير را دارد و مي گويد:

زياد بن سميه كان يتتبع شيعة علي فيقتلهم.

زياد در هر كجا دنبال شيعه علي مي گشت و انها را به قتل مي رساند.

وقتي به امام مجتبي اين خبر رسيد امام مجتبي نفرين كرد. در مجمع الزوائد هيثمي آقايان مراجعه كنند ج٦ ص٢٦٦، مي گويد:

و رجاله رجال صحيح

خود ذهبي در سير اعلام النبلا ج٣ ص٤٩٦، همين تعبير را نقل مي كند كه زياد به دستور معاويه هر كجا شيعه را پيدا كرد اينها را قتل عام كرد. همچنين آقاي ابن اثير جزري در كامل ج٣ ص١٥٠ مي گويد وقتي كه زياد بن سميه حاكم مدينه شد همين كه بو مي برد و يك گمان ضعيفي پيدا مي كرد كه در فلان شهر، فلان روستا، فلان خانه، فلان كوچه يك شيعه است ، همه را قتل عام يا دربدر مي كرد. اين كاملا واضح و روشن است. اولا اينها شيعه نبودند و ثانيا در مدينه شيعيان قابل توجهي نبودند تا بخواهد كاري كند. مگر تعداد انگشت شماري مثل حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه. اگر اينها شيعه بودند اين افرادي كه نزديك ٨ هزار كمتر يا بيشتر با مسلم بن عقيل بيعت كردند با آمدن عبيدالله همه بيعت شكستند. اين چه شيعه اي است؟ اينها شيوه بودند نه شيعه!

مجري:

آيا در ميان همين قاتلين امام حسين از شيعيان معروف هم كسي به چشم مي خورد؟

استاد حسيني قزويني:

حتي شيعه هاي ظاهري هم در ميان قاتلين امام حسين نبودند. شما ببينيد قاتلين امام حسين خودشان معين كردند، عمر بن سعد فرمانده قاتلان است، شمر بن ذي الجوشن، شبث بن ربعي است كه سركرده خوارج است، سنان بن انس است، حجار بن ابجر است، حرمله است. وضعيت همه شان كاملا واضح و روشن است. آنهايي كه در قتل امام حسين و اهلبيت ايشان شركت كردند نه تنها شيعه نبودند بلكه از خوارج و از نواصب مشهور بودند. شرح حال تك تك اينها را در كتابهاي رجالي ببينيد كاملا مشخص است و افزون بر اين به نقل خوارزمي كه از علماي بزرگ اهل سنت است، خود آقا امام حسين سلام الله عليه خطاب به همينها، در روز عاشورا مي فرمايد:

ويحكم يا شيعة آل أبي سفيان إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا أحرارا في دنياكم.

مقتل الحسين، ج٢، ص٣٨

واي بر شما اي شيعيان آل ابي سفيان!

نمي گويد شيعيان ما،

اگر دين نداريد و از قيامت نمي ترسيد وجدان داشته باشيد آزادمرد باشيد و اگر چنانچه واقعا شما احساس مي كنيد عرب هستيد آن غيرت عربي تان به جوش بيايد.

حضرت مي گويد:

ويحكم يا شيعة آل أبي سفيان

اجازه بدهيد من يك فرازهايي را از تاريخ اهل سنت بياورم -واقعا قلب آدم به درد مي آيد- ابن اثير در كامل دارد بعد از اينكه سر مطهر امام حسين را از تن جدا كردند عمر سعد خبيث و لعين كه آقايان مي گويند:

ثقة ثقة ثقة

ثمّ نادي عمر بن سعد في أصحابه من ينتدب إلي الحسين فيوطئه فرسه ، فانتدب عشرة.

مي گويد چه كساني هستند كه بروند اسب هايشان را نعل بزنند جسد مطهر امام حسين را زير سم اسبها له كنند؟

بفرماييد اسحاق بن حياة حضرمي است، اينها آمدند براي غارت اموال امام حسين حتي نقل مي كنند بر اين كه پيراهن امام حسين را اين خبيث به سرقت برد و مبتلا به مرض شد و اين ١٠ نفر بي حيا آمدند سوار بر اسب شدند

فأتوا فداسوا الحسين بخيولهم حتّي رضوا ظهره وصدره .

بدن امام حسين را كوباندند بطوري كه سينه و كمر امام حسين خورد شد زير اسبها.

آقايان وهابي! آيا اين روش، دفاع دارد؟ فردا جواب امام حسين را چه مي خواهيد بگوييد؟ آيا فردا پيش حضرت زهرا شما خجالت نمي كشيد؟ اين جنايت همه زير سر يزيد بن معاويه خبيث است كه لعنت تمام لاعنين بر او باد و لعنت لاعنين بر مدافعين يزيد باد.

آقايان مراجعه كنند الكامل بر مبناي مكتبه اهل بيت ج ٤ ص ٨٠، بعد مي گويد آمدند طرف امام حسين كه بر بدنش با اسب بتازند. ديدند يك سري لباس در تنش است. اسحاق بن حياة حضرمي آمد پيراهن امام حسين را درآورد، از آن طرف فردي به نام بحر بن كعب آمد عرق چين و كلاه حضرت را به سرقت برد، قيس بن اشعث يك قتيفه اي از خز در كنار حضرت بود آنرا به غارت برد كه بعدا مشهور شد به قيس قتيفه. اسود اودي نعلين حضرت را به غارت برد. شمشير امام حسين را مردي از قبيله ي دارم غارت كرد. اينها آمدند حمله كردند به خيمه ها هر چيز قيمتي بود و يا طلا و جواهرات در گوش و گردن و دست و پاي زن و بچه ي امام حسين بود غارت كردند.

ابن اثير كه يك مورخ سني است مي گويد:

و مال الناس علي الورث والحلل فانتهبوها حتي إن كانت المرأة لتنزع ثوبها من ظهرها فيؤخذ منها .

هر چه اموال قيمتي در خيمه ها بود را غارت كردند. اين زنان اهل بيت براي اين كه دست نامحرم به اينها نرسد لباس هايشان را مثلا چادر يا چيز قيمتي را مي كندند با دست به آنها مي دادند كه آنها دست به ناموس امام حسين نزنند.

اي اف بر اين جمعيت، تُف بر اين وجدانها و هزاران تف بر مدافعين اينها، آقايان مراجعه كنند به كامل ابن اثير ج ٤ ص ٧٩.

ابن كثير دمشقي سلفي مي گويد كه:

و أخذ سنان بن انس سلبه وتقاسم الناس ما كان من أمواله وحواصله وما في خبائه حتي ما علي النساء من الثياب الطاهرة .

جامه اي كه در تن امام حسين بود بعد از آن پيراهن بود اين را به غارت برد. در خيمه گاه امام حسين سلام الله عليه هر چه بود مثل زينت آلات و نقره جات همه را به غارت بردند. حتي اگر در تن زنهاي اهل بيت پيغمبر يك لباس با ارزشي بود همه را اينها به غارت بردند.

تا اينكه آمده اند بر امام سجاد حمله كردند كه او را بكشند حالا آن قضيه اش خيلي مفصل است كه به عللي كه بنا است حجت خدا در روي زمين باقي بماند از كشتن امام سجاد سلام الله عليه خودداري كردند بعد جالب اين است كه عمر سعد وقتي آمد اين وضع را مشاهده كرد خيلي به غيرتش برخورد. اعلام كرد هر كس از خيمه ها و از زن و بچه امام حسين چيزي به غارت برده است برگرداند. ابن كثير مي گويد:

فوالله ما رد أحد شيئا.

هيچ كس حتي كوچكترين چيزي را به اهل بيت و به خيمه ها كه غارت كرده بودند بر نگرداند.

آقايان مراجعه كنند كتاب البدايه و النهايه ابن كثير دمشقي ج ٨ ص ١٩٠، اين افرادي بودند در كربلا اين كارهاي وقيح و ضد بشري را انجام دادند آيا شيعه چنين كاري انجام مي دهد؟ محب و دوست انسان چنين كار وقيح و بي شرفي انجام مي دهد كه اينها در كربلا انجام داده اند ؟ اينها واقعا شيعه بودند؟ از دوستداران امام حسين بودند اينها؟ يا نه اينها از دوستداران معاويه بودند؟ يا اينها كساني بودند كه خودشان را عثماني معرفي مي كردند حالا انشاءالله من مناسبتي پيش بيايد در اين زمينه مطالبي را عرض خواهم كرد.

مجري:

اللهم لعن أول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد آخر تابع له علي ذلك.

خيلي ممنون هستيم . سوال ديگر اينكه علت و انگيزه شركت مردم در قتل امام حسين چه بوده؟ حالا شيعيان هم تعداد كمي بودند كه همراه امام حسين عليه السلام بودند و تا پايان جنگ حتي تا شب آخر مي گفتند حتي اگر هزار بار قطعه قطعه بشويم باز دست از تو برنداريم يا حسين. ولي طرف مقابل كه اصلا به دين توجه نداشتند و دنبال هوا و هوس و دنيا بودند چگونه شد كه پسر رسول خدا و دختر رسول خدا را اينگونه به شهادت رساندند؟

استاد حسيني قزويني:

بعضي از مستشرقين يا كسي مثل جرج جرداق مسيحي مي گويد وقتي افرادي از طرف يزيد مي خواستند بيايند براي كشتن امام حسين مي گفتند به ما چقدر مي دهيد؟ اينها يك برنامه اي گذاشتند گفتند هر كسي در اين قضايا شركت كند ما انقدر هدايا و انقدر جوائز مي دهيم. و ترس و وحشتي هم كه در دل مردم ايجاد كردند كه اگر كسي در كربلا شركت نكند خونش هدر است، اموالش مصادره مي شود، خانه اش ويران مي شود. البته در بعضي از منابع است كه مي گويد در روز هفتم و هشتم ديگر مردي در كوفه به چشم نمي خورد. اگر هم بود اينها كاملا در درهاي بسته مخفي شده بودند. ولي آنچه كه مسلّم است من چند نمونه را از سران و فرماندهان عرض كنم. مثلا عمر سعد، عمر سعد اول عمر سعد نبود همانطور كه عبد الله بن ابي سرح هم اول عبد الله بن ابي سرح نبود، اينها بعدا به اين شكل شدند يا طلحه و زبير از اول طلحه و زبير نبود بيايند در برابر اميرالمومنين سلام الله عليه بجنگند. مخصوصا زبير آنهم با آن صلابت و دفاعش از علي عليه السلام و اعتراضش به خلافت ابو بكر. ولي نداند كسي به جز ذات پروردگار كه فردا چه بازي كند روزگار.

چه بسا بنده اي يك عمري گناه مي كند ولي اواخر عمرش توفيق يارش مي شود توبه مي كند و با ايمان از دنيا مي رود و اهل بهشت مي شود و چه بسا افرادي هم هستند كه كارهاي خوب مي كنند ولي عاقبت مرتكب بعضي از گناهان مي شوند و بدون ايمان از دنيا مي روند و وارد آتش جهنم مي شوند. و لذا من توصيه ام اين است بعضي از دوستان از من سوال مي كنند بهترين دعا چيست؟ مي گويم بهترين دعا اين است كه از خدا بخواهيم ما را عاقبت بخير كند. يك جمله اي مي گويند كه جوجه را آخر پاييز مي شمارند. حالا اينكه يك كسي دم از اهل بيت بزند ، دم از تقوا بزند ببينيم عاقبت امر چه خواهد شد.

و لذا ما بايد خيلي تلاش كنيم كه ببينيم آن اواخر امرمان چيست. خود عمر سعد از كساني بود كه نسبت به اهل بيت عداوت نداشت و حتي وقتي كه حكومت ري را به او پيشنهاد كردند مورخين اهل سنت مانند ابن اثير در كامل ج ٤ ص ٥٣، ايشان در آنجا مي گويد وقتي كه حكومت ري را پيشنهاد كردند در برابر قتل امام حسين آمد با خيلي از دوستانش مشورت كرد و با هر كس مشورت كرد گفتند آقا صلاحت نيست كشتن فرزند پيغمبر به اين سادگيها نيست. حتي نقل مي كنند حمزة بن مغيرة بن شعبه كه خواهر زاده عمر سعد بوده، آمد پيش دايي اش گفت دايي!

أنشدك الله يا خالي أن لا تسير إلي الحسين فتأثم وتقطع رحمك فوالله لأن تخرج من دنياك ومالك وسلطان الأرض لو كان لك خير من أن تلقي الله بدم الحسين فقال أفعل وبات ليلته مفكرا في أمره فسمع وهو يقول أأترك ملك الري والري رغبة * أم أرجع مذموما بقتل حسين

وفي قتله النار التي ليس دونها * حجاب وملك الري قرة عين

تو را به خدا براي قتل امام حسين كمر همت نبند. باعث سقوط و بيچارگي تو مي شود. اگر چنانچه تمام سلطنت روي زمين را به تو بدهند در برابر قتل امام حسين والله نمي ارزد. اموال روي زمين و سلطنت كره زمين را بدهند انقدر ارزش ندارد كه فرداي قيامت دامنت آغشته به خون امام حسين باشد. عمر سعد گفت : چشم ! من يك شب فكر كنم ببينم چه است. بعد شروع كرد يك شعري خواندن، شعرش را همه نقل كرده اند.

آيا من ملك ري را ترك كنم؟ ملك ري آرزوي من است رياست ري آرزوي من است يا نه ري را قبول نكنم از آن طرف از قتل امام حسين دست بردارم و مي دانم كشتن امام حسين آتشي است كه بالاتر از او ديگر آتشي نيست و لكن حكومت ري مايه چشم روشني من است.

ببينيد دنيا طلبي چه كار مي كند. ٤ نفر مثل آقاي برقعي پول عربستان سعودي با او چه كار كرد كه آمد كتاب منهاج السنه را به فارسي ترجمه كرد و شروع كرد نسبت به مقدسات شيعه جسارت كردن و اهانت كردن. عاقبتش هم اينكه وصيت كرد من را ببريد در امامزاده شعيب روستاي كن دفن كنيد! آن اعمال وقيح و زشت و جنايتي كه مرتكب شد و آن مطالبي كه شبكه هاي ناصبي از او پخش مي كنند، يقينا بدنش را در قبر و در برزخ مي لرزاند و بر عذابش افزوده مي شود.

لا شك و لا ريب

آيا اين دنيا چقدر ارزش داشت؟ چه قدر در دنيا توانست بماند؟ آيا توانست ٥ سال اضافه از آن چيزي كه خدا معين كرده بود بماند؟ و الله نه. توانست به آن آرزوهاي آنچناني كه داشت برسد؟ عمر سعد هم آمد پيش عبيدالله بن زياد گفت من مي روم براي قتل امام حسين ولي فلاني، فلاني، فلاني، به عنوان فرمانده هاي جزء من باشند. عبيد الله گفت نه! از اين غلطها نكن! اگر مي خواهي بروي ما بايد سيستم و تيم تو را معين كنيم كه چه كسي با تو باشد كه تحت فرماندهي تو باشد. يا قبول كن يا حكم ري را به ما برگردان. گفت باشد مي روم. واقعا عجيب است. جالب اين است كه آقاي حموي در معجم البلدان ج٣، ص١١٨مي گويد:

فغلبه حب الدنيا والرياسة حتي خرج فكان من قتل الحسين ، رضي الله عنه ، ما كان .

حب دنيا و رياست طلبي كاري كرد كه عمر سعد از دين بيرون رفت و با ارتكاب قتل امام حسين بالاترين جنايت را مرتكب شد.

ناصبيها مي گويند: آنهايي كه براي جنگ با امام حسين به كربلا آمدند از دوستان امام حسين بودند ولي عبارتها روشن است كه امام حسين به اينها نصيحت مي كرد، قمر بني هاشم موعظه مي كرد، حبيب بن مظاهر موعظه مي كرد، هر كدام از شهدا آمدند اول موعظه كردند و شروع كردند رجز خواندن، اينها هم آمدند در برابر امام حسين رجز مي خواندند. ببينيد جناب قندوزي حنفي در ينابيع الموده، چاپ يك جلدي ص ٣٤٦، مي گويد بعضي از قاتلين امام حسين گفتند:

إنا نقتلك بغضا لأبيك.

حسين ما با تو مي جنگيم بخاطر عداوتي كه از پدرت علي در دل ما است.

اين آقايان به ما جواب بدهند اين عداوت را چه كسي در دل مردم كاشت؟ چه كسي دستور داد علي را بالاي منبرها لعن كنند؟ در كامل ابن اثير ج٤، ص٦٧ آمده است: بعضيها گفتند يا حسين -نستجير بالله من واقعا و الله جرأت نمي كنم بگويم- گفتند:

يا حسين يا كذاب إبن الكذاب.

ببينيد اينها انقدر وقيح بودند اينها دست پرورده هاي معاويه هستند. يكي از اينها به امام گفت:

يا حسين أبشر بالنار.

حسين تو را بشارت به آتش جهنم مي دهم.

اين را آقاي ابن كثير دمشقي در البدايه ج ٤ ص ١٨٣ هم نقل مي كند. يا وقتي آقا امام حسين روز عاشورا مي خواهند نماز بخواند يك خبيثي مي گويد:

لا تقبل منكم.

اين نماز شما قبول نيست.

آيا شيعه اي كه اين آقايان مي گويند همينها هستند؟! يا از اينها دفاع مي كنند؟ اين دست پرورده هاي معاويه و يزيد وقيحانه در برابر امام حسين اهانت مي كنند و جسارت مي كنند. آيا يك شيعه اصلا جرأت مي كند چنين چيزي را بگويد؟ يعني اگر كسي چنين تعبيري بگويد شيعه همانجا دستش را بر گلوي او مي گذارد و خفه اش مي كند. اجازه نمي دهد كه نسبت به ساحت مقدس امام حسين كه از مشمولين آيه شريفه تطهير است و مشمول آيه مباهله است اينگونه جنايت كند.

مجري:

خيلي ممنون . به عنوان آخرين سوال در بخش ابتدائي برنامه آيا سپاهيان عمر بن سعد همه از كوفيان بودند يا از شام و ديگر شهرها هم بوده اند؟

استاد حسيني قزويني:

البته در بعضي از منابع شيعه در بعضي از منابع سني مثلا امالي شيخ صدوق يك روايتي است ص ٢٢٦، مجلس شماره ٣٠ ايشان نقل مي كند كه عدوّ خدا سنان بن انس و شمر بن ذي الجوشن كه حدود ٣ - ٤ هزار نيرو تحت نظرشان بود همه از مردم شام بودند.

أقبل عدو الله سنان بن انس و شمر بن ذي الجوشن لعنهما الله في رجال من أهل الشام حتي وقفوا علي رأس الحسين عليه السلام.

حصين بن نمير كه در كربلا جزء قاتلان امام حسين است همه گفته اند كه اهل شام و اهل حمص بوده، با حدود ٥٠ نفر آمدند هم در شهادت امام حسين، هم غارت خيمه ها حضور داشتند. وقتي مختار قيام كرد تعدادي از قاتلان امام حسين را كه اهل شام بودند به قتل رساند. فرات بن سالم يا عمير بن حباب اينها افرادي بودند كه از مردم شام بودند و در قتل و شهادت امام حسين دخيل بودند و اينها را مختار به قتل رساند. اخبار الطوال دينوري ص ٢٩٣، انساب الاشراف جناب بلاذري ج ١٣ ص ٣٣١ و مختصر تاريخ دمشق ج ٢٠ ص ٢٦١، همه اين قضايا را مفصل آورده اند و جالب اين است كه ابن سعد در طبقات صفحه ٧٣ نقل مي كند كه تعدادي از مردم اهل شام كه به كربلا آمدند براي علي اكبر امام حسين امان نامه آوردند. چون مادرشان آمنه بنت ابي مرّه بوده كه مادر ايشان دختر ابوسفيان بوده، يعني يك چيزي از مادر به ابوسفيان بن حرب مي رسيد.

گفتند كه يزيد بن معاويه براي شما امان نامه فرستاده است به خاطر اين كه نسبتي با شام و ابوسفيان داريد. آقا علي اكبر سلام الله عليه فرمودند:

أما والله لقرابة رسول الله ( صلي الله عليه وآله ) كانت أولي أن تُرعي من قرابة أبي سفيان.

اگر بنا است شما بخواهيد احترام بگذاريد ابوسفيان ارزش احترام ندارد اين دودمان پيغمبر است كه ارزش دارد كه انسان براي آنها احترام بگذارد.

بعد آن شعر مشهور را فرمود:

أنا عليّ بن حسين بن عليّ * نحن وبيت الله أولي بالنّبيّ من شمر وعمر وابن الدّعي.

تماس بينندگان

مجري:

خيلي ممنون .همكاران عزيزم اشاره مي كنند كه آقاي رحيم از تهران پشت خط هستند سلام و عرض ادب دارم خدمت آقا رحيم.

بيننده:

سلام عرض مي كنم خدمت حضرت آيت الله قزويني و مجري محترم برنامه. در آيه ٢٥٣ سوره بقره خداوند مي فرمايد:

تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَي بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآَتَيْنَا عِيسَي ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آَمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ.

در اين آيه خداوند مي گويد كه بعد از پيامبران امتها به اختلاف افتادند و به كفر افتادند.

حالا با توجه به اين روايت كه پيامبر فرمودند امت من بعد از من ٧٣ فرقه مي شوند و تنها ١ فرقه نجات مي يابند و بقيه در آتش هستند. يا اين روايت كه فرمودند: هرچه در قوم بني اسرائيل رخ داده است، بر امت من هم رخ خواهد داد. اصلي ترين شاخصه قوم بني اسرائيل اين بود كه بعد از ديدن آن همه نشانه وقتي پيامبرشان ١٠ روز ديرتر از موعد آمد گوساله پرست شدند. خدواند در قرآن فرمود كه اگر رسول خدا بميرد يا كشته شود به گذشته خودتان برمي گرديد و به ارتداد مي افتيد. حالا فرض مي كنيم اصلا ماجرايي به نام غدير نبوده، ماجراي در خانه حضرت زهرا را هم انكار مي كنيم، پهلوي ايشان هم اصلا نشكسته، فرزندشان هم از بين نرفته، ريسمان انداختن هم به گردن اميرالمومنين را هم انكار كنيم، در مورد عمار هم بگوييم كسي او را كشته كه او را به ميدان فرستاده است ! تصور ما اين است كه با اطاعت از امراي شجره ملعونه يعني معاويه و يزيد باز هم ما فرقه ناجيه مي شويم؟ آيا كشته شدن طفل ٦ ماهه امام حسين در كربلا و بي احترامي به اهلبيتش را منكر مي شويم؟

بعضي از دوستان ما صحبتهايي كه مي كنند مي گويند مثلا خلفا خط قرمز ما هستند، من نمي خواهم اصلا وارد اين بحثها بشوم مي خواهم توجه را به يك چيز ديگر جلب كنم. طبق آيات قرآن ائمه كفر در روز قيامت از طرفداران خود اعلام برائت مي كنند و هيچ ياوري هم نمي توانند داشته باشند. از طرفي در قرآن داريم كه

و جعلناهم أئمة يدعون الي النار.

بعضي از اين ائمه مردم را به سمت آتش هدايت مي كنند.

يا در سوره احزاب آيه ي ٦٦ و ٦٨ داريم كه خدايا اين سادات ما و بزرگان ما، ما را گمراه كردند پس آتش جهنم را برايشان بفرست لعنتشان مي كنند. حالا من خواستم به دوستانمان بگويم جدا از اينكه ما مي گوييم شيعه و سني با هم برادر هستند كه برادر هم هستند ما دشمني با هم نداريم ولي اينها دليل نمي شود كه ما راه را اشتباه برويم. بالاخره يك چيزي حق است و يك چيزي باطل، خداوند ٢ بار به ما عمر نمي دهد. دوباره برنمي گرديم فرياد مي زنيم كه خدا ما را به اين دنيا برگردان، يك مقدار همه ما، خود من و برادران اهل سنت دقت كنند به اين موضوع اگر ماجراي غدير واقعيت داشته باشد كه با تحقيق مي شود فهميد اين واقعيت دارد يا نه بس است ديگر، حالا ما دنبال اين باشيم كه فلان حديث در فلان كتاب است يا نيست؟ فقط خواستم دوستان ما در ماجراي غدير دقت كنند همه چيز پيدا مي شود.

مجري:

خيلي ممنون هستيم. درود بر شما. سلام جناب احمد آقا از زاهدان از برادران اهل سنت، سلام عرض مي كنم خدمت شما.

بيننده:

سلام عليكم تسليت عرض مي كنم ايام سوگواري سيد الشهداء را،

مجري:

ما هم عرض تسليت داريم خدمت شما و همه برادران اهل سنت،

بيننده:

عرض كنم من خودم ١٧ سال است كه زن گرفته ام و خانم بنده هم اهل تشيع است و به حمد خداوند و علي هيچ مشكلي با هم نداريم. خود من هم در اين مراسم مذهبي شركت مي كنم و از توفيقي كه خدا به من داده است از خودم دريغ نكردم. ولي الان يك شبكه ديگري است كه چه بگويم حاج آقا!

همين شبكه اي كه حالا به اسم اهلبيت خودمان است كه ما سر و جانمان فداي نام امام حسين و خاندانش بشود. شبكه آقاي اللهياري، اين حتي به مراجع هم توهين مي كند.

ما هميشه شبكه شما را نگاه مي كنيم و هيچ مشكلي هم نداريم به حول و قوه الهي به مراجع شيعه حتي به مقام معظم رهبري توهين مي كند كه اصلا هيچ زباني ياري نمي دهد كه اينطور صحبت بكند. ولي از حاج آقا خواهش مي كنم كه به ملت عزيز ايران بگويند كه به اين شخص زنگ نزنند.

استاد حسيني قزويني:

ما گفته ايم كه حتي در اين قضيه شهادت اين عزيزان در افغانستان يكي از عللش همين كارهايي است كه اين آقا دارد آنجا انجام مي دهد. البته به همه مراجع توهين مي كند چند روز پيش خدمت حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي بودم ايشان فرمودند اگر به من در اين شبكه توهين مي كنند كسي در شبكه ولايت حق دفاع از من ندارد. شما يك جمله حق نداريد از من دفاع كنيد بگذاريد بگويند. ولي اگر نسبت به مراجع توهين مي كنند از مرجعيت دفاع كنيد. البته ايشان نسبت به بعضي از مراجع مي گويند كه يهودي زاده هستند و غيره، ايشان هم حتما شجره خودش را هم ديده و قيافه خودش را در آينه ديده است و خلاصه مي گويند كافر همه را به كيش خود پندارد.

مجري:

خيلي ممنون هستيم جناب آقاي انصاري از رشت سلام عرض مي كنيم خدمت شما،

بيننده:

سلام عرض مي كنم . يك سوالي داشتم از حاج آقا، سوال اول اين كه اين آيات قرآن آيا به دستور پيامبر صورت گرفته است يا نه؟ چون خيلي از بزرگان مي گويند به دستور پيامبر صورت نگرفته است.

استاد حسيني قزويني:

بله به دستور پيامبر بوده.

بيننده:

و سوال ديگر اين كه در فتح القدير شوكاني و روح المعاني آلوسي كه مي گويد آيه ي ٦٧ سوره ي مائده،

بلغ ما أنزل اليك.

مي گويد اسم شريف حضرت علي عليه السلام آمده است. آيا اينجا تحريف صورت گرفته است؟ يا حذف شده است يا خير؟

مجري:

شأن نزول است.

بيننده:

در حديثي كه در كافي باب مجالس اهل معاصي مبني بر گفتن بر بدعت آمده آيا اين صحيح است يا خير؟ سوال ديگر هم كه از حضرت آيت الله قزويني داشتم اين كه در خصال صدوق رحمه الله حديثي در مورد شمائل حضرت علي آمده است كه آن حضرت داراي قدي كوتاه بوده، آيا آن حديث صحيح است يا نه؟ سندش صحيح است يا خير؟

مجري:

جناب آقاي احمدي از كرج سلام عرض مي كنم. از برادران اهل سنت

بيننده:

سلام خسته نباشيد. من از برادران سني يك انتقادي دارم. من حافظ كل قرآن هستم من اهل تايباد هستم ولي نمي دانم چه جرمي را مرتكب شده ام كه امروز بايد در كرج زندگي كنم؟ من در دوران خدمت سربازي حافظ قرآن بودم و الان هم هستم ٢ سال هم به اين نظام خدمت كردم. بعد از آن من فقط به خاطر اينكه اعلام كردم دوست دارم نهج البلاغه را هم حفظ كنم برادران سلفي به من گفتند مرتد شده اي! شيعه شده اي! خدا شاهد است الان من سني هستم. من به هيچ دولتي هم شكايت نكردم و هيچ جا هم نرفتم و هيچ حرفي هم نزدم. اگر من مي خواستم كه شكايت كنم پيش دولت خيلي زود رسيدگي مي كردند به من. من نخواستم اين قضيه خودم را سياسي كنم. چون اين كار من به خاطر خدا و علاقه خاصي كه به اهل بيت داشتم و دارم و خواهم داشت، بود.

يكي از مفتي هاي اعظم مشهد يك دختري از شاگردهاي خودش را به من معرفي كرد كه يكي از سني هاي سرسخت بود و به من گفتند اين دختر خيلي خوبي است با او ازدواج كن بلكه از گرايشهاي تو به اهلبيت كم بشود. بعد از ٢ سال كه من جلسات قرآني داشتم در مشهد مي رفتم حفظ قرآن و جلسات و مسابقات قرآن شركت مي كردم ديدم كه به من مي گويند تو آبروي اهل سنت را برده اي . بعد يك كاري كردند كه همسرم از من جدا شد. ٢ تا بچه را هم يتيم كردند. همين مفتي هايي كه الان حكم ارتداد من را دادند. من الان خدا شاهد است شماره من هم در يارانه شما ثبت شده است. من از كرج زنگ مي زنم ولي اهل تايباد و حافظ قرآن هستم . در محرابشان ٤ سال برايشان نماز تراويح خواندم. اگر لازم باشد مي گويم كجا هستم ولي به خاطر مسائل امنيتي خودم و همسر جديدم نمي گويم.

بعد از آن نامه پخش كردند كه نماز پشت سر اين فاسد نخوانيد. زيرا ريشش را كوتاه مي كند و در صحبتهايش زياد اسم امام حسين را به زبان مي آورد. گفتم مگر شما نمي گوييد سيد شباب اهل الجنه هست؟

به هرحال همسرم را از من جدا كردند و هنوز درگير مسائل حقوقي هستم. ٢ تا بچه را اينها يتيم كردند مفتيهاي اهل سنت خودمان كه نمي خواهم اسمشان را بگويم، عليه من اطلاعيه صادر كردند كه اطلاعيه شان را تك تك دارم. من اصلا به هيچ جا هم شكايت نكردم. نه به دادگاه روحانيت و نه جاي ديگر، فقط من اين را مي خواهم بگويم كه چرا اين كار را كردند؟ جرم من اين است كه من در سخنرانيهايم از امام حسين اسم بردم؟ يا اين كه همسر جديدي كه من گرفته ام اهل تشيع است و جعفري مذهب است چه اشكالي دارد؟ من يك سال در مشهد زندگي مي كردم. خدا شاهد است يكي از اينها شب آمده بود خانه من مهر خانم من را دزديده بودند و برده بودند. چند جا جلسه ي وحدت بود بين خود حوزه هاي علميه احناف خودشان گفته بودند اين مهر از زن حافظ است. اسم من حافظ است و به حافظ معروف هستم.

خدا شاهد است نتوانستم در مشهد زندگي كنم هر جا مي رفتم با موتور دنبالم بودند. من مي خواهم بگويم كه شما دنبال اين مسائل جزئي نباشيد دنبال خون يك آدم باشيد دنبال خراب كردن زندگي انسانها نباشيد، شما كجاي قرآن را خوانده ايد، كجاي قرآن را بلد هستيد؟

مجري:

خيلي ناراحت شديم. ممنون هستيم و واقعا غم و غصه اي به غصه هاي ما اضافه كرديد.

بيننده:

من حاضر هستم بيايم به طور مستند تمام اطلاعيه و اعلاميه هايي كه پاي آنها را امضا كردند من بيايم در هر شبكه مي توانم اينها را نشان بدهم. من تا به حال اين كار را نكردم. ولي روي من خيلي فشار است. خدا شاهد است الان در كرج هم اينطور نيست كه مثلا ارگاني به من پولي بدهد اينها فقط الله را قبول دارند. به

لا إلا اله الله محمد رسول الله

اينها يك تك توماني به من نداده اند و نه از دولت گرفته ام، من الان بنايي مي كنم.

استاد حسيني قزويني:

ما آمادگي داريم هر وقتي حضرتعالي بتوانيد تشريف بياوريد در قم در استوديو در يكي از برنامه هاي زنده هم از حضرتعالي و هم از خانواده محترم جناب آقاي تاتار كه ايشان وقتي شيعه شدند هر چه تلاش كردند ايشان را از تشيع برگردانند ايشان برنگشت و به تحريك بعضي از اين حضرات سلفي ها صبح زود ريختند دم در منزلش با حدود ٣٠ ضربه چاقو جلوي زن و بچه اش او را قطعه قطعه كردند. زن و بچه اش هم بعد از او آواره شدند و آمده اند الان در قم ساكن هستند. هم از شما و هم از خانواده تاتار من الان دعوت مي كنم كه اگر بتوانيد با استوديو هماهنگي كنيد، با دفتر شبكه يك روزي تشريف بياوريد اينجا حقائق را مطرح كنيد عزيز من، بيان كردن حقائق حق مسلم شما است.

لا يحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم.

اين را شما بياييد بگوييد.

مجري:

انشاءالله در برنامه قضاوت با شما هم مي توانيد بياييد و بيشتر صحبت كنيد، حضوري هم كه حاج آقا فرمودند مي توانيد تشريف بياوريد و براي بينندگان انشاءالله قابل استفاده باشيد. خيلي ممنون هستيم حاج آقاي احمدي، جناب علي آقا از اصفهان سلام و عرض ادب دارم خدمت شما،

بيننده:

سلام عليكم،با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد،

ديشب اين آقاي عبد الله حيدري اين جوجه وهابي يا به قول ما اصفهاني ها اين چوري، در شبكه حرمله اعلام كردند كه من با آيت الله مكارم شيرازي و آيت الله نوري همداني مناظره كردم آيت الله نوري همداني تاب مناظره با من را نداشت و كم آورد، خواستم ببينم كه اين جوجه وهابي چطور خودش را به اين دو بزرگوار رسانده است؟ و در كجا توانسته است با اين دو مرجع عاليقدر عالم تشيع مناظره بكند؟ اين يك سوال، سوال بعدي اين است كه اين آقاي عبد الله حيدري هميشه از مناظره كردن بحمدالله فرار مي كند حتي از عكس آيت الله قزويني هم مي ترسد. و حاضر نيست به هيچ وجه با شبكه مناظره بكند و اخيرا هم اعلام كرده است به برادران اهل سنت كه ديدن شبكه ولايت حرام است. من خواهش مي كنم از آقاي قزويني عزيز كه ايشان كه نمي آيد در اين شبكه ولايت مناظره كند لااقل در يك شبكه ديگر يك مناظره اي تهيه ببينيد چون بالاخره ايشان روسري سرشان است، خانمهاي شيعه هم روسري سرشان است حداقل با خانمهاي ما يك مناظره اي بكند حداقل ما به يك نتيجه اي برسيم ببينيم اصلا علم و سواد ايشان در چه حدي است. ديگر وقت و اوقات شريف شما را نمي گيرم.

مجري:

متشكريم. جناب آقاي علي آقا از اصفهان. جناب آقاي محمدي از برادران اهل تسنن، از سنندج سلام عرض مي كنم خدمت شما . شب شما بخير.

بيننده:

سلام شب شما هم بخير،سوالي داشتم اگر لطف كنيد جواب بدهيد ممنون مي شوم. آيا در قرآن كريم يا روايات ائمه يا كتب شيعه يا سني اگر كسي در مراسم سوگواري امام حسين يا هر كدام از امامان ديگر شركت نكند با اين كه محبت ائمه را دارد در روز قيامت مورد مواخذه يا سوال قرار مي گيرد؟ سوال دوم اينكه اگر حاج آقا يك لطفي بكنند يك تعريف جامع و كامل از وهابيت بكنند من ممنون مي شوم.

مجري:

خدا نگه دار شما جناب آقاي محمدي، الو سلام سر كار خانم حسيني از تهران.

بيننده:

سلام عرض مي كنم . سوالي داشتم، ديشب در شبكه ي كلمه اين آقاي به اصطلاح كارشناس، ديشب در شبكه كلمه آقاي به اصطلاح كارشناس كه از پشت ويرانه هاي سقيفه صحبت مي كند و اصلا جرأت ندارد مناظره كند با حضرت آيت الله قزويني، آقاي عبدالله حيدري را مي گويم ادعا مي كرد كه من با حضرت آيت الله قزويني مناظره كرده بودم اما بعدا ديدم كه ايشان خيلي دروغ مي گويند و همانطور كه خودش بود به حضرت آيت الله نسبت مي داد و بعد براي همين هم با ايشان مناظره نكردم. بعد از آن هم ادعا كرد كه شما در برنامه دو روز قبل در همين برنامه قضاوت با شما كه حضرت آيت الله اعلام كردند كه در هيچ يك از كتب شيعه نوشته نشده است كه دختر حضرت علي عليه السلام زن عمر بوده، ولي بعد از آن يك كليپي از حضرت آيت الله پخش كردند كه يك جاي ديگري بودند در آن كليپ نشان دادند كه يك پرسماني بود كه حضرت آيت الله در پاسخ به همين سوال گفتند كه در كتاب كافي دختر حضرت علي عليه السلام با عمر وصلت كرده. من الان مي خواستم حضرت آيت الله قزويني با پاسخشان آنها را رسوا كنند و بگويند اصلا ايشان گفته اند كه دختر حضرت علي با عمر ازدواج كرده است يا نه؟

مجري:

حاج آقا سوال كننده اول جناب آقاي رحيم بودند از تهران گفتند فرض كنيم غديري نبوده است، فرض كنيم كه اصلا بحث آيه مباهله و آيه تطهيري نبوده است و چگونه مي شود كه حالا در بحث آن ٧٣ فرقه ما بخواهيم بحث بكنيم و آيا باز با كشتن امام حسين و با آن شير خواره امام حسين باز اينها فرقه ناجيه مي توانند باشند؟ لطف كنيد حاج آقا اين حديث ٧٣ فرقه را هم مطرح بكنيد كه حديث زيبايي است.

استاد حسيني قزويني:

در رابطه با آن حديث مشهور،

لتركبن سنة من كان قبلكم شبرا بشبر.

كه پيغمبر اكرم فرمود كه آن سنتهايي كه قبل از من بوده شما وجب به وجب تمام سنتها را انجام خواهيد داد.

اين را آقاي ترمذي در سنن خود، ج ٤ ص ٤٧٥ نقل كرده است. حديث ٢١٨٠، در چاپ جديدش، و خود ابن تيميه هم در مجموع فتاوي ج ٢٧ ص ١٣٧، اين روايت را نقل مي كند مي گويد اين سنتي است كه،

لتركبن سنة من كان قبلكم شبرا بشبر و ذراعا بذراع.

شما همان روشهاي امتهاي گذشته را وجب به وجب و قدم به قدم طي خواهيد كرد. ولو اين كه يكي از امتهاي گذشته داخل يك لانه مارمولك يا سوسماري شده باشد، شما هم خواهيد شد.

ولو أن أحدهم جامع إمرأته في الطريق لفعلتموه.

اگر چنانچه يكي از اين امت گذشته با همسرش در وسط راه همبستر شده باشد شما هم خواهيد بود.

مجموع فتاواي ابن تيميه ج ٢٧ ص ١٣٧

اما حديث

تختلف أمتي علي ثلاث و سبعين فرقه و كلها في النار إلا فرقة واحده.

بارها ما گفته ايم سنن ترمزي ج ٤ ص ١٣٤ ح ٢٧٧٨، ايشان در آنجا مي آورد و خود آقاي الباني هم در صحيح سنن ابن ماجه ج ٢ ص ٣٦٤، به صراحت مي گويد اين روايت صحيح است. حالا اين روايت صحيح است به فرمايش برادر عزيزمان معين كنند كه آيا حضرت زهرا سلام الله عليها كه با بغض خليفه اول و دوم از دنيا رفت آيا حضرت زهرا سلام الله عليها جزء كدام فرقه است؟ فرقه هالكه يا فرقه ناجيه؟ اگر فرقه ناجيه است كه قطعا هم فرقه ناجيه است،

سيدة نساء أهل الجنة

هم است. آقايان به ما بگويند تكليف كساني كه قلب او را آزردند و او را غضبناك كردند و غضب آن بزرگوار، غضب پيغمبر و غضب خدا است حكم و تكليف آنها چيست؟

مجري:

جناب علي آقا از اصفهان يك مطالبي را فرمودند كه حالا حضرتعالي آنها را پاسخ بدهيد كه گفتند اين آقاي عبدالله حيدري از شبكه كلمه كه گفته است من با آقاي نوري همداني و حضرت آيت الله آقاي مكارم مناظره داشته ام! و اصلا آقاي نوري تاب مناظره با من را نداشته!

استاد حسيني قزويني:

بله، البته من اين را هم عرض كنم در آن سفري كه حضرت آيت الله مكارم شيرازي ظاهرا در سال ٨٢ يا ٨٣ بود مشرف شدند به حج و بنده هم با ايشان هم سفر بوديم در هواپيما با هم بوديم ما و مدينه هم كه بوديم ما خودمان در هتل الجزيره اتاقمان كنار اتاق حضرت آيت الله نوري همداني بود كه آنجا اين آقاي عبدالله حيدري كه -من تعبير جوجه نمي كنم- خيلي خيلي دوست داشت يك مطالبي را بگويد البته ايشان يك دروغي يك دفعه گفت كه بله من يك دفعه رفتم خدمت آيت الله مكارم شيرازي و آيت الله قزويني هم آنجا بود اين دروغ محض است. اصلا من در آن سفر چون من معمولا مي روم مكه در مدينه نمي مانم. يك يا دو روز در مدينه مي مانم و سريع به مكه مي روم. من برنامه هايي كه داشته ام عمدتا در مكه بوده، فلاني كه اين همه مي گويد منزل فلاني رفتم با او مناظره كردم و ... همه اين گفتگو هايمان ضبط شده است،

مجري:

حاج آقا تهيه كننده عزيزمان اشاره مي كنند كه ما در اين فرصت كوتاه كليپي را آماده كرديم. اجازه مي فرماييد پخش كنند؟

استاد حسيني قزويني:

ايرادي ندارد. پخش كنند ممنون از دوستان.

كليپ:

آقاي حيدري:

من در طي آن سالها چندين مناظره با، مناظره كه اسم آنها را نمي شود گذاشت، بحث هاي دوستانه كه با آيت الله مكارم شيرازي بنده در هتل بدر الباري داشتم كه مجموعه اي حدود ١٠ يا ١٥ نفر حضور داشتند آن جا پسر ايشان هم حجت الاسلام، -اسم كوچكشان هم يادم رفته است- حضور داشتند، كسان ديگري هم بودند، دوستان عربي هم بودند و با آيت الله نوري همداني بنده در هتل الجزيره ابتدا در حرم بعد در هتل الجزيره بحث مفصلي داشتم كه متأسفانه با ايشان خيلي راحت نبودم چون خيلي پرخاش مي كردند و خيلي تند مي گفتند و تحمل نمي كردند كه وقتي من حضرت معاويه مي گفتم يك طوري به اصطلاح بد بر خورد مي كردند.

مجري:

خيلي ممنون هستيم. بجا بود متشكريم از تهيه كننده عزيز.

استاد حسيني قزويني:

بله. اتفاقا از همين ديشب مرتب دوستان به من زنگ مي زنند و مي گويند فلاني داريد مي بينيد يا نه؟ گفتم بله من هم دارم مي بينم. چون فرصت نداشتم و مهمان هم داشتم و بعد هم يك جلسه اي داشتيم، اين بخش را چند دقيقه اي ديدم. من همين امشب، حالا احتمال هم مي دادم كه دوستان زنگ بزنند قبل از برنامه با منزل حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي، تماس گرفتم از ايشان سوال كردم حاج آقا شما در آن سالي كه ما توفيق داشتيم در خدمت حضرتعالي بوديم فردي به نام عبدالله حيدري آمد با شما بحث كرد؟ مناظره كرد؟ ايشان گفتند: «والله من كسي به نام عبدالله حيدري نمي دانم، فردي به نام ابراهيم خودش را معرفي كرد! -دروغگويي از ذاتيات اين حضرات است- در مسجد النبي كه بوديم كسي آمد به من گفت من مي خواهم خدمت شما برسيم و چند تا سوال داريم. ايشان آمدند در هتل و آنجا مي گفتند حدود ١٢ تا سوال داشتند. عين يك بچه اي كه در برابر معلم بنشيند يا مقلدي كه در برابر مرجعش سوال كند، بود و من هم جواب دادم بدون اينكه كوچكترين نقد و اعتراضي به جوابهاي من داشته باشد. اين مطالب كه ايشان دارند مي گويند دروغ محض است.»

من بلافاصله زنگ زدم به حضرت آيت الله العظمي نوري همداني كه ما با ايشان رفاقتمان خيلي بيشتر است و به سال ٥٢ يا ٥٣ برمي گردد. من گفتم در يكي از اين شبكه هاي وهابي يك آقايي چنين چيزي را مطرح كرده است. ايشان گفتند: «و الله من آن سالي كه با شما هم بوديم يك آقايي آمد و يك روايتي از وسائل آورده بود از زراره . من فهميدم كه اين آقا خيلي بي سواد است اصلا هيچ بهره اي از علم ندارد. او گفت كه تشيع از زمان معاويه شروع شده است. من عصباني شدم گفتم آقا اين چه حرفي است كه شما داريد مي زنيد كه يكي مي آيد مي گويد تشيع از زمان معاويه شروع شده است و يكي ديگر مي گويد از زمان كربلاي امام حسين شروع شده است، از عثمان شروع شده است.

بحث تشيع از زمان پيغمبر شروع شده است در همان سال اول بعثت يعني بعثت علني و تبليغ علني در حديث دار بعد از نزول آيه انزال شروع شد، و ايشان يك آدم كاملا بي سوادي بود و اصلا ارزش حرف زدن ندارد.»

اين عبارتي بود كه من با اين دو بزرگوار همين امشب تماس گرفتم و هر دو اين قضيه را به اين شكل نفي كردند.

مجري:

حاج آقا آقاي انصاري از رشت سوال كردند گفتند كه ترتيب آيات به دست پيغمبر بوده؟ كه فرموديد بله، گفتند در فتح القدير آيه ٦٧ سوره مائده را كه اين،

في علي

آيا اين واقعا جز قرآن بوده است حذف شده است و يا تحريف شده است و يا شأن نزول بوده است؟

استاد حسيني قزويني:

بله اين عبارت در كتابهاي معتبر آقايان آمده است. در فتح القدير شوكاني ج٢ ص٦٠، در تفسير المنار رشيد رضا ج ٦ ص ٤٦٣ و در درّ المنثور سيوطي ج٢ ص ٢٩٨، آمده است. ما بارها گفته ايم كه عبدالله بن مسعود مي گويد:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله يا أيها الرسول بلغ ما أنزل اليك من ربك بأن عليا مولي المؤمنين.

البته در روح المعاني ج ٦ ص ١٩٣ آمده است:

أن عليا ولي المؤمنين.

اين را آقايان اهل سنت بايد جواب بدهند. حتي جالب اين است كه خود آلوسي اين مطلب را به عنوان يك امر مسلّم و قطعي نقل مي كند و رد مي شود. فتح القدير شوكاني هم هيچ تقريظ و تعريضي بر اين روايت ندارد. سيوطي هم در درّ المنثور اصلا تعريضي ندارد. البته ما عقيده مان بر اين است كه ما در روايات شيعه هم زياد داريم تعابيري كه نام حضرت امير سلام الله عليه در لابلاي آيات ذكر شده است اينها،

ما نزل علي النبي.

نبوده، بلكه

ما بيّن النبي

بوده، كه در آيه ٤٤ سوره نحل كه

و أنزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزّل اليهم.

اي پيغمبر! آنچه كه بر مردم نازل مي شود تو اينها را براي مردم بيان كن، در بيانات نبي مكرم اين مطالب آمده است، و نه اينكه از لوح محفوظ به همين شكل جبرئيل نازل كرده باشد.

مجري:

يك سوال ديگر داشتند گفتند كه در خصال صدوق شمايل حضرت علي آمده قد كوتاه و ... .

استاد حسيني قزويني:

اميرالمومنين قد بلندي نداشته اند و در روايات متعدد هم آمده است حضرت امير سلام الله عليه قد كوتاهي داشتند و دو طرف پيشانيشان يك مقداري اصلع بوده يعني دو طرف پيشانيشان مو نداشته و شكمشان يك مقداري برآمدگي داشته است، ولي با همه اين خصوصيات حيدر كرار بودند، به تعبير يكي از بزرگان اهل سنت نام شجاعان گذشته را محو كرد براي شجاعان آينده هم ديگر جايي براي به ميدان آمدن نگذاشت. و هيچ جنگي از جنگها نبوده جز اينكه اميرالمومنين سلام الله عليه با شجاعت و شهامتشان پرچم اسلام را برافراشته كردند. حتي در جنگ احد و حنين كه همه فرار كردند، از ميان آن همه جمعيت ١٠ يا ١٢ نفر كه اطراف پيغمبر بودند اميرالمومنين همانند پروانه اطراف شمع وجود نبي مكرم بود و از حضرت دفاع كرد و نگذاشت كوچكترين صدمه اي به نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم برسد.

مجري:

جناب آقاي احمدي از كرج كه خيلي ما را متأثر و ناراحت كردند. ايشان گفتند من حافظ هستم و دوست داشتم نهج البلاغه را حفظ كنم و اين بلا را سر من آوردند ما هم شريك هستيم در اين غم و ناراحتي شما. اميدواريم كه خداوند به شما صبر و اجر بدهد. به او گفته اند كه تو مرتد شده اي و زنش را از او جدا كرده اند و بچه هايش را يتيم كرده اند.

استاد حسيني قزويني:

آقاي شريف زاهدي از ائمه جمعه اهل سنت بود بعد از اين كه ايشان شيعه شد، خانمشان دختر عمويشان بوده و عمويش از مولوي هاي زاهدان است، بلايي به سر اين بنده خدا آوردند كه ايشان آمد تمام قضايايش را اينجا مطرح كرد. زنش به زور از او جدا كردند و او را دربدر كردند و آخر از استان سيستان و بلوچستان به استان بندر عباس رفت و ايشان دارد آنجا زندگي مي كند. بلاها و مصيبتهايي به سر ايشان آوردند و آن وقت مي گويند كه براي ما هيچ فرقي نمي كند و ما كاري نداريم حالا اگر شيعه بشود و يا سني بشود.

مجري:

جناب آقاي محمدي از سنندج دو تا سوال خيلي خوب پرسيدند كه حاج آقا گفتند كه ما اگر در مراسمات امام حسين شركت نمي كنيم طبق اين آيات و رواياتي كه هست كه به هر صورت بايد به اهل بيت احترام بگذاريم آيا مورد مواخذه قرار مي گيريم؟ و ديگر تعريف جامعي از وهابيت را خواسته اند.

استاد حسيني قزويني:

كسي نگفته است كه شركت در عزاي امام حسين مثل نماز واجب است ولي احترام شعائر حسيني را ما از لوازم مي دانيم و به تعبير حضرت آيت الله العظمي خوئي رضوان الله تعالي عليه كه در رابطه با شهادت ثالثه، ايشان مي گويند كه اين از ابرز شعائر شيعه شده است و ترك آن جايز نيست بلكه مي شود گفت واجب، ولي اگر چنانچه كسي در خانه اش هم باشد و عزاداري بكند محبت امام حسين را در قلبش داشته باشد از دشمنان امام حسين بيزاري بجويد ولو در پاي تلويزيون نشسته براي امام حسين اشك بريزد همين مصداقي براي عزاداري امام حسين سلام الله عليه پيدا كند و فرداي قيامت دستش را مي گيرد.

تعريف جامع از وهابيت خواستند. وهابيت چند تا شاخصه دارد يكي از شاخصه هايش اين است كه هر گونه توسل به پيغمبر و توسل به ديگر اوليا شرك است، هر گونه رفتن به زيارت قبر نبي مكرم يا قبر ائمه عليهم السلام شرك است، شفاعت خواستن از پيغمبر و ائمه عليهم السلام شرك است، براي انبيا عليهم السلام و نبي مكرم مراسم ولادت گرفتن، مراسم شهادت گرفتن شرك است، براي پدر و مادرش قرآن بخواند و ثواب قرآن را هديه كند شرك است، براي بچه اش بخواهد جشن تولد بگيرد شرك است، براي خودش و خانمش بخواهد سالگرد ازدواج بگيرد شرك است، تسبيح به دست بگيرد با تسبيح بخواهد ذكر بگويد شرك است، غار حرا برود شرك است، بعد از قرآن خواندن بگويد

صدق الله العظيم

نه

صدق الله العلي العظيم

شرك است. قرآن خواندن جمعي شرك است، فقط مانده است كه بگويند آب خوردن ، نان خوردن و غذا خوردن هم شرك است! اينها شاخصه هايي است كه من در كتاب وهابيت از منظر عقل و شرع تقريبا كليه ويژگيهاي وهابيت را آنجا آورده ام.

مجري:

سركار خانم حسيني از تهران كه بحث و مناظره حضرتعالي را با آن آقاي حيدري مطرح كردند و گفتند كه ايشان حاضر نشدند همكاران عزيزم كليپ آقاي حيدري را آماده كردند . با هم ببينيم.

كليپ:

آقاي حيدري:

به هر حال الان بنده ادعاي مناظره فعلا نكرده ام، يك بار در دو سال گذشته با آقاي قزويني ادعاي مناظره كردم اما بعدها كه من بحثهاي ايشان را دنبال و يادداشت كردم به حدي دروغ در صحبتهاي ايشان من ملاحظه كردم كه واقعا خجالت كشيدم، و الله قسم خجالت كشيدم كه من با كسي صحبت كنم كه اين همه دروغ مي گويد، همين ديشب گفت كه اصلا مسئله ازدواج ام كلثوم با عمر چنين چيزي اصلا اتفاق نيفتاده است. اصلا به هيچ عنوان، اگر كسي ثابت كند ما جايزه مي دهيم. اينها را من يادداشت كردم.

آقاي هاشمي:

اين كليپشان اينجا هست نميدانم اگر ممكن باشد من اين را پخش بكنم.

آقاي حيدري:

تا شما آماده كنيد من بگويم كه كسي كه واقعا اين همه دروغ مي گويد يك آيت الله، يك روحاني، يك شخصيتي كه شهرت جهاني دارد اين همه وقتي دروغ مي گويد من چطور با يك چنين كسي بروم بنشينم و صحبت كنم!

آقاي هاشمي:

يعني واقعا منكر شدند! من نمي دانم در اين دنيا گاها انسان به گوش و چشم و همه چيز خودش شك مي كند، يعني گفتند كه اصلا چنين چيزي وجود نداشته؟

آقاي حيدري:

ديشب من حرف ايشان را يادداشت كردم گفتند اصلا چنين چيزي اتفاق نيفتاده، اميدوارم اگر دوستان ما ضبط كرده باشند در جايي اين صحبت در جلسه ديشب ايشان را ضبط كرده باشند حتما اين قسمت را، اين كليپ را لطف كنند پيدا كنند، ايشان گفت اصلا چنين چيزي اتفاق نيفتاده است ما جايزه مي دهيم اگر كسي ثابت كند. فقط گفتند دو روايت اصول كافي و روايت خواستگاري است كه اين هم روايت كافي ج ٤ به قول ايشان يا ج ٥ اگر اين هم درست باشد كه به ضرر آقايان است، با اين منطق، ما چطور آقا باور كنيم كه كسي كه اين همه با اين صراحت و اينگونه علني و آشكارا دروغ مي گويد ما چطور باور كنيم؟ چطور با چنين كسي بنشيند و حرف دين بزند.

مجري:

خيلي ممنون هستيم دوستان عزيزمان اگر آن كليپ ديشب حاج آقا را هم لطف كنند براي ما پخش بكنند ما ممنون مي شويم. من واقعا تعجب مي كنم كه ايشان با لفظ «والله» قسم مي خورد و دروغ مي گويد. برنامه قضاوت با شما را ببينيم و بعد آن وقت ديگر قسم «و الله» آقايان را هم شما خودتان قضاوت كنيد.

كليپ: برنامه قضاوت با شما:

بيننده:

در كتاب كافي ج ٥ ص ٣٤٦، آنجا نوشته است عمر داماد حضرت امام علي بودند آيا اين روايت صحيح مي باشد يا ضعيف و يا وجود ندارد؟ لطف كنيد نشان بدهيد از كتاب اگر وقت داريد.

مجري:

كتاب اصول كافي ج ٥ ص ٣٤٦، فروع كافي ديگر چون ج ٥ فرموديد؟

بيننده:

ج ٥ ص ٣٤٦،

مجري:

بسيار خوب اگر دوستان ما در اتاق فرمان پيدا كرده اند حديث را به ما خواهند داد.

استاد حسيني قزويني:

روايت هم صحيح است، ولي در آنجا اين مطلب نيست كه اين دختر حضرت زهرا بوده، ببينيد هر دو روايت صحيح است . ولي اينكه آيا اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا است؟ ما گفتيم اگر يك روايت صحيح پيدا كنند در كتابهاي شيعه كه بگويند اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا بوده ما جايزه مي دهيم. هر قدر هم معين بكنند جايزه مي دهيم. ما كه گشتيم و دوستان ما هم گشته اند رسما اعلام مي كنيم در هيچ روايتي از كتابهاي شيعه ما نداريم كه ام كلثوم دختر حضرت زهرا سلام الله عليها بوده، و ما هم نقل كرديم از جناب آقاي نووي و ديگران كه اين دختري كه در خانه حضرت امير بوده به نام ام كلثوم دختر ابوبكر بوده بعد از مرگ ابوبكر آمد در خانه علي بزرگ شد. مثل محمدبن ابي بكر.

مجري:

خيلي ممنون هستيم ديگر قضاوتش با شما، اين كاذبين چطور مي آيند و تزوير مي كنند ادعا مي كنند كه حضرت آيت الله گفته اند كه دختر علي عليه السلام نيست ايشان مي گويند روايتها صحيح است، ولي شما دليلي بياوريد كه او دختر حضرت زهرا بوده. به هر صورت حضرت علي زنان ديگر هم داشته و بچه هاي ديگر هم از غير حضرت زهرا داشته اند. اينطور مي آيند و دروغ مي گويند و احساس مي كنند و به و الله هم قسم مي خورند و خيال مي كنند كه واقعا مردم خام هستند و مردم نمي دانند. عصر، عصر رسانه است ديگر نمي شود اين كارها را اينطور لاپوشاني بكنند.

استاد حسيني قزويني:

بله اين آقا سه مرتبه مي گويد من يادداشت كرده ام كه ايشان (آقاي قزويني) گفته اند چنين چيزي اتفاق نيفتاده است و ام كلثوم با عمر ازدواج نكرده است. ولي ما كليپ را پخش كرديم من گفته ام كه نه در كافي نه در غير كافي يكجا ما نداريم كه اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا بوده، بياورند. اين آقا اينقدر فهم و شعور و درك ندارد كه بفهمد من چه گفته ام. واقعا صحبت براي اينها سوره ياسين خواندن براي مرده است!

مجري:

اينها از حضرتعالي مي ترسند حاج آقا.

استاد حسيني قزويني:

جالب اين است كه من گفته ام اين ام كلثوم دختر حضرت زهرا نيست. مي گويد اصلا همچين ازدواجي اتفاق نيفتاده است. مي گويند هم ٣ مرتبه كه من يادداشت كرده ام، آقا اين يادداشت هاي شما مثل ياد داشتهاي معاويه و يزيدبن معاويه است، در يادداشت هايت تجديد نظر كن يا دوباره تكرارش را گوش كن. يك دفعه در خانه ات براي خانم و بچه هايت حرف مي زني حالا مي تواني آنجا بگويي من آنم كه رستم بود پهلوان! مثل همان قضيه اي كه مي گويند يكي از اين مورچه ها به زنش گفت حرف من را اطاعت مي كني يا نه؟ من آن هستم كه با اشاره تخت سليمان را به هم مي زنم. حضرت سليمان اين مورچه را احضار كرد گفت اين ادعا براي چه بود؟ گفت يا سليمان من را مذمت نكن هر مردي جلوي زن و بچه اش يك خودي نشان دهد. حالا اين آقا برود جلوي زن و بچه اش حرف بزند حرفي نيست ما ضامنش نيستيم ولي در يك شبكه مي آيد اينطور ادعا مي كند كه من يادداشت كرده ام كه اين آقا گفته است ازدواج عمر با ام كلثوم صورت نگرفته است. دين شما مذهب شما بر همين است ديگر مشخص است كه به چه نحوي است، اما در رابطه با مناظره؛

ايشان در شبكه هاي خودشان در همين شبكه فتنه نيوز در چهارشنبه اول سپتامبر ٢٠١٠، ١٠ شهريور ١٣٨٩، اعلام كرد كه من حاضر هستم با قزويني مناظره كنم، بعد از اينكه ايشان هم اعلام كرد كه مناظره حضوري در يكي از استوديو هاي شبكه نور باشد مرجع اختلاف قرآن كريم باشد كه محل اتفاق طرفين است و زبان عربي كه زبان قرآن با او نازل شده است. ما اعلام كرديم كه آقا شما اهل سنت هستيد اهل كتاب نيستيد شما بياييد با سنت ما مناظره كنيم و عربي چرا فارسي، و ايشان در شنبه ١١ سپتامبر ٢٠١٠، ٢٠ شهريور ١٣٨٩، اعلام كرد شروط آيت الله قزويني را قبول دارم و ايشان يك تبريكي هم به مناسبت عيد سعيد فطر به ما گفته بود و يك سري مطالبي را آورد.

و گفت من بنابراين توفيق خدا در اين روز بزرگ و عيد فرخنده مسلمين جهان اعلام مي كنيم شروط ايشان را يعني شروط بنده را براي مناظره مي پذيريم كه به هيچ وجه و تحت هيچ شرائطي وارد بحث سياسي و جناحي نشويم هر گونه تندي و بد زباني و توهين به مقدسات يكديگر پرهيز نماييم، مباحث ديني مان بر اساس ادبيات اسلامي بر گرفته از قرآن شريف و سنت پيامبر كه مورد تأييد هر دو طرف است ارائه نماييم. و شرط چهارم اين گفتگو دوستانه و بحث علمي به صورت هم زمان و پخش زنده حداقل از شبكه جهاني ولايت. البته ايشان آن زمان هنوز به اين مرجعيت نرسيده بودند، و يكي از شبكه هاي اهل سنت و مورد تأييد مناظره كنندگان پخش شود. ايشان در آخر هم آمد امضا كرد، عبد الله حيدري مدير مركز مطالعات انديشه و گفتگو، كه ما نمي دانيم وجود خارجي دارد يا نه! جمعه عيد سعيد فطر ١٤٣١ هجري، ١٩ شهريور ماه ١٣٨٩، ايشان رسما اعلام كرد.

يعني در حدود يك سال و نيم از اين قضيه مي گذرد، بعد از آن هم ما اعلام كرديم گفتيم آقاجان شما اگر تشريف بياوريد ايران ما همه هزينه هاي شما را مي دهيم.پذيرايي طلبگي مي كنيم چون ما دلارهاي آنچناني نداريم كه خلاصه پذيرايي چنين و چنان بكنيم، يا نه مقدمات آمدن ما را به امارات فراهم بكنيد اين ممنوع الورود بودن ما را برداريد ما حاضر هستيم بياييم آنجا، يا حداقل در شبكه ولايت يا در شبكه شما ما حاضر هستيم بياييم، ايشان الان مي گويد كه آن زمان نمي دانم ايشان چون دروغ مي گويند ، مناظره نمي كنم. آقاي حيدري! در آن زمان نزديك يك سال بود شبكه ولايت تأسيس شده بود، آن زمان دروغهاي ما را نديده بوديد؟! پس شما در فهم و شعورتان تجديد نظر كنيد. من همان زمان نزديك ٣ سال در شبكه سلام برنامه داشتم برنامه هاي من را شما مي ديديد، فتاواي عجيب و غريب صادر مي كرديد. يعني ٤ سال شما برنامه هاي من را ديده ايد. و من عين روشي كه الان دارم با روشي كه ٣ سال در شبكه سلام داشتم يا در شبكه المستقله داشتم، يا در شبكه نور مربوط به افغانستان داشتم به هيچ وجهي تفاوت نكرده است.

هر چه ما نقل مي كنيم از كتب اهل سنت داريم نقل مي كنيم، دروغ است مال اينها است، افترا است مال اينها است، ما گفته ايم يك مورد بياييد براي ما بگوييد كه آقا فلان مطلبي كه قزويني گفته است دروغ است ما براي هر موردش ٥٠ هزار تومان جايزه مي دهيم. اگر شما ١٠ هزار تومان جايزه مي دهيد ما ٥ برابر معين كرديم. لطف كنيد يك مورد، يكي از اينها كه آقا گفتند ديگر مشخص شد كه چه است ما هم حرف ايشان را پخش كرديم و هم كليپ مربوط به خودمان را، ديگر مردم بايد قضاوت كنند، اينها واقعا دروغ را شعار خودشان قرار داده اند، افترا و تهمت را وسيله رسيدن به آن اهداف شوم و ضد قرآني و ضد اسلامي قرار داده اند. من واقعا تعجب مي كنم با اينكه اين همه از دروغها و افتراهاي اينها را برملا كرديم، عاقبت هم آن آقا آمد كه بله اي كاش پدر اين دو تا جانور خواب مانده بودند اينها را بيرون نيانداخته بودند كه آبرو و حيثيت ما را بردند. شروع كردند گريه كردن و اشك تمساح ريختن.

اين منطق شما است، ما هم همين را مي خواهيم، كه حداقل مردم ببينند كه واقعا دروغگو كيست؟ راستگو كيست؟ البته ما نمي گوييم ما معصوم هستيم،

عصمت، لمن عصمه الله تعالي

شايد اشتباهي هم صورت بگيرد ولي ما اينطور نيستيم كه بياييم مطلبي را به دروغ بگوييم كه صحيح بخاري يا مسند ابو داود است.

مجري:

البته حاج آقا شأن شما نيست اگر خواست بيايد با شاگردان شما مناظره كند.