سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٢٢ - پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
پاسخ به شبهات «جمله: اللهم وال من والاه» در حديث غدير
کد مطلب: ٥٣٥٥ تاریخ انتشار: ٢١ آبان ١٣٩١ تعداد بازدید: ٢٩٨٨ سخنراني ها » شبکه ولايت پاسخ به شبهات «جمله: اللهم وال من والاه» در حديث غديرحبل المتين ٩١/٠٨/٢١
لينک دانلود
بسم الله الرحمن الرحيم
تاریخ : ٩١/٠٨/٢١
مجری :
يكي از شبهات وهابيت اين است كه جمله : اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. در روايت غدير نيامده است. از محضر حضرت عالي تمنا دارم كه اين عبارت را براي ما توضيح دهيد و سند و مباحث آن را مطرح فرماييد.
استاد قزويني :
در باره حديث غدير شبهات زيادي وارد كرده اند كه ما برخي از آنها را جواب داديم.
يكي از شبهات اين بود كه اين روايت سند ندارد و ما در جواب گفتيم كه ٦٣ نفر از بزرگان و استوانه هاي علمي اهل سنت به صحت حديث غدير و تواتر آن اعتراف كرده اند.
گفته اند كه كلمه «مولا» به معناي دوستي است، گفتيم «مولا» در لغت در قرآن در روايات به معناي اولويت است.
و شبهه شكايت سپاه يمن را ما ٢-٣ جلسه مفصل مطرح كرديم اگر اين آقايان مرد هستند بيايند اين عبارت ها را نقد كنند كه يك بحث علمي با اينها داشته باشيم كه به فرمايش حضرت عالي :
هيهات
آقايان مي گويند كه اميرالمؤمنين در مكه نبوده و در يمن بود بعد مي آيند مي گويند :
اللهم وال من والاه
دروغ است و پيامبر همچنين جمله اي را نگفته است و ساخته و پرداخته شيعه ها است.
شما ببينيد ابن تيميه مي گويد :
لكن حديث الموالاة قد رواه الترمذي وأحمد والترمذي في مسنده عن النبي صلي الله عليه وسلم انه قال من كنت مولاه فعلي مولاه وأما الزيادة وهي قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه الخ فلا ريب انه كذب.
اصلاً شكي نداريم كه اين دروغ است.
منهاج السنة النبوية ـ ج ٧ ـ ص ٣١٩
بر پدر دروغگو لعنت.
محمد بن عبد الوهاب بعد از ٧٠٠ سال براي اينكه از قافله عقب نماند و عناد خود را با امير المؤمنين ثابت كند و دفاعي از بني اميه داشته باشد مي گويد:
وأما الزيادة فليست في الحديث وسئل عنها الإمام أحمد فقال، زيادة كوفية، ولا ريب أنها كذب
شكي نيست كه اين دروغ است
مسائل لخصها الإمام محمد بن عبد الوهاب ـ ج ١، ص١٥٤
كه البته براي بينندگان كاملاً واضيح و روشن است چون اگر واقعاً اين عبارت را تسليم بشوند كه نبي مكرم فرموده است و عاد من عاداه، خدايا دشمن باش با كسي كه با علي دشمن شود. خوب نمي توانند عمل صحابه را در جنگ جمل ، صفين ، نهروان و غيره توجيه كنند و ناگزير هستند كه صورت مسئله را پاك كنند.
عزيزان ملاحظه مي كنند كه ابن حجر هيثمي مي گويد: حديث چهارم كه :
من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه
مي گويد:
رواه عن النبي صلي الله عليه وسلم ثلاثون صحابياً.
٣٠ نفر از صحابه اين روايت را نقل كرده اند.
الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة ـ ج ٢ ـ ص ٣٥٥
حالا اين ٣٠ نفر از صحابه براي ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب حجت نبوده و حتماً منتظر بوده است كه ملكي از آسمان ورقي براي او بياورد و در آن نوشته باشد كه همچنين برنامه اي است .
عجلوني كه يكي از علماي بزرگ اهل سنت است مي گويد :
من كنت مولاه فعلي مولاه رواه الطبراني وأحمد والضياء في المختارة عن زيد بن أرقم وعلي وثلاثين من الصحابة بلفظ.
كه ملتزم است فقط روايات صحيح را نقل كند از زيد بن ارقم و علي و ٣٠ نفر از صحابه نقل كردند آن هم با لفظ :
اللهم وال من والاه وعاد من عاداه
بعد مي گويد:
فالحديث متواتر أو مشهور
اين حديث يا متواتر است يا حداقل مشهور است.
كشف الخفاء ـ ج ٢ ـ ص ٢٥٩١
حالا بينندگان عزيز شما خودتان قضاوت كنيد ما اصلا اظهار نظر نمي كنيم كه بگوييم چيست. اون حرف آقاي ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب و اين هم حرف ٢ نفر از شخصيت هاي بزرگ اهل سنت.
مجري :
آيا در بين علماي بزرگ اهل سنت قبل از آقاي ابن تيميه كه در قرن ٨ بودند آيا كسي هست كه جمله «اللهم وال من والاه» را نقل كرده باشد؟
استاد قزويني :
ببينيد شايد بعضي از عزيزان بگويند ابن حجر هيثمي ٢-٣ سال بعد از ابن تيميه بود و او را نديده و فرصتي نداشته است؛ چون به قدري براي كارهاي خلاف و ايجاد فتنه ميان امت اسلام تلاش مي كرده كه فرصتي نبوده كه كتابها را ببيند.
يا عجلوني مثلا نزديك ٦٠٠ سال بعد از ابن تيميه بوده ، عزيزان من دوست دارم يك مقدار دقت كنند من يك آماري خيلي فشرده بيان مي كنم ببينيد كه كساني كه قبل از ابن تيميه اين را نقل مي كنند :
ابن ابي شيبه متوفاي ٢٣٥ است و استاد بخاري هم هست كه در كتاب المصنف جلد ٢ صفحه ٦٨٢ و جلد ٦ صفحه ٦٦٨ در نشر مكتبه رشد رياض نقل كرده است.
احمد بن حنبل امام حنبلي ها متوفاي ٢٤١ هم در مسند خود جلد ١ صفحه ١٨ و هم در فضائل الصحابه جلد ٢ صفحه ٦١٠ نقل مي كند.
ابن ماجه قزويني متوفاي ٢٧٥ در سنن خود جلد اول صفحه ٤٣ اين را نقل مي كند.
جناب بزار متوفاي ٢٩٢ در كتاب البحر الزخار كه مسند بزار معروف است جلد ١٠ صفحه ٢١٠ چاپ خود مدينه منوره نقل مي كند.
جناب نسائي متوفاي ٣٠٣ در سنن كبري كه از صحاح سته است جلد ٥ صفحه ٤٥ نقل مي كند.
ابويعلي موصلي متوفاي ٣٠٧ در مسند خود جلد ١ صفحه ٤٢٨ نقل مي كند.
جناب امام طحاوي كه از استوانه هاي فقهي، رجالي، كلامي اهل سنت است و همه او را قبول دارند در شرح مشكل الآثار جلد ٥ صفحه ١٨ و ١٩ نقل مي كند.
ابن حبان متوفاي ٣٥٤ در صحيح خود جلد ٥ صفحه ٣٧٥ نقل مي كند.
جناب طبراني متوفاي ٣٦٠ در معجم كبير جلد ٥ ص ١٦٦ نقل مي كند.
حاكم نيشابوري متوفاي ٤٠٥ در مستدرك جلد ٣ صفحه ١١٨ نقل مي كند.
جناب ثعلبي در تفسير خود جلد ٤ صفحه ١٢٦ نقل مي كند.
جناب جرجاني در كتاب الامالي الخميسيه كه به نام كتاب امالي است جلد ١ صفحه ١٩٢ نقل مي كند.
ابن عساكر متوفاي ٥٧١ در تاريخ دمشق جلد ٤٢ صفحه ٢٠٩ نقل مي كند.
ابن اثير جزري متوفاي ٦٣٠ در اسد الغابة كه از كتاب هاي تراز اول اهل سنت است جلد ٣ صفحه ٤٨٤ نقل مي كند.
جناب ضياء الدين مقدسي متوفاي ٦٤٣ در كتاب احاديث المختارة كه همه شهادت دادند كه صحيح ترين روايات را در اين كتاب آورده است و از روايات غير صحيح استفاده نكرده است جلد ٢ صفحه ١٠٦ نقل كرده است.
من به عنوان نمونه ١٥ نفر از شخصيت هاي تراز اول اهل سنت قبل از ابن تيميه را بيان كردم ، آيا آقاي ابن تيميه اين ها را ديده است كه گفته است :
فلا ريب انه كذب
اصلا شكي نداريم كه اين دروغ است.
منهاج السنة النبوية ـ ج ٧ ـ ص ٣١٩
پس اين آقاياني كه اين روايت را نقل كردند هيچكدام توجهي نكردند و آن را نقل كردند، مخصوصا كه ضياء الدين مقدسي را خود ابن تيميه مي گويد :
كتاب المختاره به مراتب صحيح تر و معتبر تر از مستدرك الصحيحين است.
البته اين ها را يا نديده يا ديده است به قول معروف:
فان كنت لا تدري فتلكمصيبة
اگر مي داني اينها را
وان كنت تدري فالمصيبة اعظم
و اگر هم نمي داني كه مصيبت بزرگ تر است.
منهاج السنة النبوية ـ ج ٧ ـ ص ٢٥٣
اين واقعا خيلي واضح و روشن است.
مجري :
آيا اين كساني كه ذكر كرديد اذعان به صحت اين روايت هم داشتند؟
استاد قزويني :
قبل از اينكه جواب شما را بدهم ، بعضي از بزرگان باب مستقلي در كتاب خود اختصاص داده اند :
باب دعاء النبي لمن والاه علي بن ابي طالب و دعاءه علي من عاداه
كه اصلا يك باب مستقلي است.
شما ببينيد ابن حبان متوفاي ١٥٤ باب :
دعاء المصطفي بالولاية لمن والي عليا والمعاداة لمن عاداه.
باب ذكر دعاي پيامبر به ولايت براي كسي كه علي را دوست داشته باشد و دشمني كسي كه علي را دشمن بدارد.
صحيح ابن حبان ـ ج ١٥ ـ ص ٣٧٥
و قضاياي روايت ابو الطفيل را نقل مي كند كه اميرالمؤمنين در رحبه مردم را قسم داد كه آيا در غدير خم چيزي شنيديد؟ اگر شنيديد بيان كنيد كه ٣٠ نفر يا به تعبير مسند احمد
ناس كثير
جمعيت زيادي بلند شدند و شهادت دادند كه ما در غدير خم اين قضيه را شنيديم.
بعد رواي مي گويد براي من شبهه بود كه اين همه جمعيت نقل كردند كه آيا صحت دارد ؟ رفتم پيش زيد بن ارقم گفتم همچنين اتفاقي افتاد و اميرالمؤمنين صحابه را شهادت داد، آيا واقعاً صحابه راست گفتند؟ زيد بن ارقم گفت:
قَدْ سَمِعْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ
ما شنيديم از پيامبر در غدير خم كه فرمود:
من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال عاداه
صحيح ابن حبان ـ ج ١٥ ـ ص ٣٧٦
جناب ابو بكر آجري متوفاي٣٦٠ كه هم دوره با طبراني است كه مي گويد :
ذكر دعاء النبي لمن والي علي بن أبي طالب رضي الله عنه ، وتولاه ، ودعائه علي من عاداه
پيامبر دعا كرد براي كسي كه علي را دوست داشته باشد و نفرين كرد بر كسي كه علي را دشمن بدارد.
الشريعة ـ ج ٤ ـ ص ٢٠٤٩
ايشان هم اين قضيه را در كتاب الشريعة جلد ٤ صفحه ٢٠٤٩ چاپ رياض نقل كرده است.
هر دوي اينها هم قبل از ابن تيميه بودند و نزديك به ٢٠٠-٣٠٠ سال قبل از ابن تيميه زندگي مي كردند كه باب مستقلي براي بخش دوم حديث غدير در كتب خود بيان كردند ولي متأسفانه من نمي دانم اين آقا چه مشكلي داشته است.
بايد بعضي از آقايان كارشناساني كه در مواد مخدر تخصص دارند كارشناسي كنند هر چقدر هم هزينه آن شود پرداخت مي كنيم و بررسي كنند كه روزي كه ابن تيميه اين حرف را گفته است چه چيزي مصرف كرده است.
اما در مورد سوال حضرت عالي كه آيا علمايي كه نقل كردند اعتراف به صحت آن هم كردند يا نه :
طحاوي متوفاي ٣٢١ از زيد بن ارقم نقل مي كند :
من كنت وَلِيَّهُ فَهَذَا وَلِيُّهُ اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاَهُ وَعَادِ من عَادَاهُ قال أبو جَعْفَر فَهَذَا الْحَدِيثُ صَحِيحُ الإِسْنَادِ لاَ طَعْنَ لأَحَدٍ في أَحَدٍ من رُوَاتِهِ.
در هيچ يكي از اسناد روايت اشكالي نيست.
شرح مشكل الاثار ـ ج ٥ ـ ص ١٨
نسبت به شرح حال جناب آقاي طحاوي بگويم كه :
ذهبي در رابطه با او دارد كه :
الإمام العلامة الحافظ الكبير محدث الديار المصرية.
اين هم شرح حال جناب آقاي طحاوي.
سير أعلام النبلاء ـ ج ١٥ ـ ص ٢٧
حاكم نيشابوري همين قضيه را :
اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وذكر الحديث بطوله هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين
اين حديث هم شرائط صحيح مسلم را دارد و هم صحيح بخاري.
المستدرك علي الصحيحين ـ ج ٣ ـ ص ٤٥٧٦
ذهبي در رابطه با حاكم نيشابوري مي گويد :
الحاكم الحافظ الكبير امام المحدثين
پيشواي محدثين است.
تذكرة الحفاظ ـ ج ٣ ـ ص ٩٦٢
ابن خلكان مي گويد :
إمام أهل الحديث في عصره.
امام اهل حديث در عصر خود بوده است.
و والمؤلف فيه الكتب التي لم يسبق إلي مثلها
تاليفاتي و كتابهايي نوشته است كه بي سابقه و بي نظيربوده است.
وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان ـ ج ٤ ـ ص ٢٨٠
جناب زركلي وهابي كه بزرگ خدمت كننده به وهابيت است مي گويد :
وهو من أعلم الناس بصحيح الحديث.
از عالم ترين انسانها به حديث صحيح آقاي حاكم نيشابوري است .
الأعلام - خير الدين الزركلي - ج ٦ ـ ص ٢٢٧
ابوطاهر ضياء الدين مقدسي متوفاي ٦٤٣ همين قضيه را نقل مي كند كه :
اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره اسناده صحيح.
الأحاديث المختارة ـ ج ٢ ـ ص ١٠٦ - ١٠٧
شرح حال آقاي مقدسي :
ذهبي مي گويد:
الإمام العالم الحافظ الحجة.
در خانه كس است يك حرف بس است.
تذكرة الحفاظ ـ ج ٤ ـ ص ١١٢٩
سيوطي مي گويد ضياء الدين محمد بن عبدالواحد
جمع كتابا سماه المختارة التزم فيه الصحة
در اين كتاب ملتزم شده است كه فقط روايات صحيح را نقل كند
وذكر فيه أحاديث لم يسبق إلي تصحيحها
رواياتي در اينجا است كه قبل از ايشان كسي به اين شكل در تصحيح احاديث سبقت نگرفته.
تدريب الراوي ـ ج ١ - ص ١٤٤
اينها نمونه هايي بود كه از علماي قبل از ابن تيميه ١٥ نفر را آورديم و تعدادي از اينها هم آمدند گفتند كه اين روايت صحيح است و بعضي هم آمدند يك باب مستقل و مجزا براي اين روايت آوردند.
بايد گفت : مردم قضاوت با شما.
مجري :
آيا اين صحبت هاي ابن تيميه و انكار او، تأثيرش را در علماي بعد از او گذاشته است يا نه ؟ يعني آنها نيز منكر شده اند يا آنها هم تاييد كرده اند؟
استاد قزويني :
اتفاقا نه تنها تأثير نگذاشته ما آمار زيادي داريم كه بزرگان و استوانه هاي رجالي و حديثي اهل سنت بعد از ابن تيميه هم اين مطالب را در كتب خود با كمال افتخار نقل كردند:
جناب آقاي مزي كه از علماي بزرگ اهل سنت است و بعضي هم مي گويندكه شاگرد ابن تيميه بوده است ايشان در تهذيب الكمال جلد ١١ صفحه ٩٠ و ١٠٠ همين روايت :
اللهم وال من والاه و عاد من عاداه را نقل كرده اند.
ذهبي كه رفيق جاني ابن تيميه بوده حالا نمي دانم شاگرد او بوده يا نبوده؛ چون موقعيت ذهبي خيلي بالاتر از ابن تيميه است در تاريخ الإسلام جلد ٣ صفحه ٦٣١ نقل كرده است.
جناب زيلعي متوفاي ٧٦٢ در تخريج الاحاديث جلد ٢ صفحه ٢٣٤ نقل مي كند.
جناب يافعي در مرأة الجنان جلد ١ صفحه ١٠٩ نقل مي كند.
ابن كثير دمشقي كه خيلي مي بالد به ابن تيميه و خيلي از او دفاع آنچناني مي كند هم در سيره نبويه اش جلد ٤ صفحه ٤١٦ و هم در البداية جلد ٥ صفحه ٢٠٩ نقل مي كند.
جناب هيثمي متوفاي ٧٠٧ در مجمع الزوائد جلد ٩ صفحه ١٠٧ نقل مي كند.
ابن حجر عسقلاني در المطالب العالية جلد ١٦ صفحه ٩٧ نقل مي كند.
جناب ثعالبي در الجواهر الحسان جلد ٤ صفحه ٩٢ نقل مي كند.
جناب سيوطي در درالمنثور جلد ٣ صفحه ١٠٥ نقل مي كند.
در جامع الأحاديث ج ٤ صفحه ٤٠٠ و در تاريخ الخلفاء جلد ١٦ صفحه ٢٧٠ نقل مي كند.
ابن حجر هيثمي در صواعق المحرقة جلد ١ صفحه ١٠٦ نقل مي كند.
متقي هندي در كنز العمال جلد ٥ صفحه ١١٤ نقل مي كند.
جناب حلبي در سيره اش جلد ٣ صفحه ٣٣٦ نقل مي كند.
آقاي عجلوني متوفاي ١١٦٢ در كتاب خود جلد ٢ صفحه ١٦١ نقل مي كند.
آلوسي در روح المعاني جلد ٦ صفحه ١٩٥ ايشان هم نقل مي كند.
خوب ١٥ نفر هم از بزرگان اهل سنت همگي بعد از ابن تيميه آمدند و اين قضيه را نقل مي كنند.
اين ها همه نقل كرده اند بدون كوچكترين مسئله اي.
مجري:
آيا اين ها به صحت اين روايت اعتراف دارند يا نه ؟
استاد قزويني :
ذهبي، ابن كثير دمشقي همين عبارت را نقل مي كنند :
اللهم وال من والاه و عاد من عاداه
بعد مي گويد :
قال شيخنا أبو عبد الله الذهبي وهذا حديث صحيح.
البداية والنهاية ـ ج ٥ ـ ص ٢٠٩
سيره نبوية ـ ج ٤ ـ ص ٤١٦
در باره شخصيت ذهبي كه صحبت كرديم.
خود ابن كثير دمشقي بعد از اينكه در سيره نبوية جلد ٤ صفحه ٤١٦ نقل مي كند مي گويد :
وهذا إسناد جيد.
آقاي هيثمي در مجمع الزوائد همين عبارت را نقل مي كند و مي گويد:
و رجال احمد ثقاة.
و در جاي ديگر نقل مي كند از زيد بن بثيع كه:
رواه البزار ورجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة.
مجمع الزوائد ـ ج ٩ ـ ص ١٠٥
ابن حجر مكي اين قضيه را نقل ميكند و مي گويد ٣٠ نفر از صحابه اين عبارت را نقل كردند و بسياري از اين سندها يا صحيح است يا حسن است .
الصواعق المحرقة ـ ج ٢ ـ ص ٣٥٣
عاصمي مكي همين مطلب را مي گويد:
ولفظه عند الطبراني بسند صحيح.
سمط النجوم العوالي ـ ج ٢ ـ ص ٣٧٩
جناب عجلوني در كشف الخفاء مي گويد :
اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فالحديث متواتر أو مشهور.
كشف الخفاء ـ ج ٢ ـ ص ٢٥٩١
الباني كه به قول آقايان بخاري دوران است و متوفاي ١٤٢٠ است مي گويد :
من كنت مولاه فهذا مولا اللهم وال من والاه و عاد من عاداه .... إسناده صحيح علي شرط البخاري.
آقايان ببينند و مقايسه كنند حرف ابن تيميه را با اين مداركي كه ما آورديم؛ يعني از اول تا آخر كتاب منهاج السنة همين است؛ يعني شما هر موردي را كه ابن تيميه نسبت به اميرالمؤمنين جسارت مي كند اگر با سخنان اهل سنت مقايسه كنيد، همين است .
بعد ايشان بعد از حدود يك صفحه و خرده اي مي گويد:
وللحديث طرق كثيرة
تا آنجايي كه مي گويد:
و قد ذكرت و خرجت ما تيسر لي منها مما يقطع الواقف عليها بعد تحقيق الكلام علي أسانيدها بصحة الحديث يقينا.
السلسلة الصحيحة المجلدات الكاملة ـ ج ٤ ـ ص ٢٤٩
مي گويد من تمام سند هاي آن را به اندازه اي كه برايم مقدور بود آوردم ، كسي به اين سندها اطلاع داشته باشد ، سندها را تحقيق كند يقين پيدا مي كند بر صحت اين حديث.
ولي ابن تيميه مي گويد :
فلا ريب انه كذب
اصلا شكي نداريم كه اين دروغ است.
منهاج السنة النبوية ـ ج ٧ ـ ص ٣١٩
مجري :
آيا علماي اهل سنت به صراحت سخن ابن تيميه را رد و تكذيب كرده اند يا نه؟
استاد قزويني :
سخن زيبا و تير خلاص است.
ابن حجر مكي در الصواعق المحرقة جلد ١ صفحه ١٦٤ وقتي حديث را مطرح مي كند و مي گويد حديث من كنت مولاه :
حديث صحيح لا مرية
الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة ـ ج ١ ـ ص ١٠٦
وقول بعضهم
اصلا ارزش هم نداره كه بگويد قول ابن تيميه و اين كلمه بعضهم معمولا بزرگان به عنوان تحقير گوينده بيان مي كنند يا مثلا مي گويند :
و قال بعض الناس
إن زيادة اللهم وال من والاه الخ موضوعة مردود.
آنهايي كه گفته اند اين جمله جعلي است اين حرف ابن تيميه مردود است.
فقد ورد ذلك من طرق صحح الذهبي كثيرا منها.
همين اللهم وال من والاه از طرق مختلف و سندهاي متعدد آمده كه بسياري از آنها را آقاي ذهبي تصحيح كرده است.
الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة ـ ج ١ ـ ص ١٠٧
خوب بفرماييد اين ابن حجر مكي شافعي از علماي بزرگ اهل سنت عملا آمده حرف ابن تيميه را رد و تكذيب كرده است.
جناب ملاعلي قاري كه از علماي بزرگ احناف است مي گويد:
وقول بعضهم إن زيادة اللهم وال من والاة إلي آخره موضوعة، مردود.
و اين از طرق مختلفي كه ذهبي بسياري از آنها را تصحيح كرده وارد شده است.
جناب برهان الدين حلبي متوفاي ١٠٤٤ ايشان هم مي گويد:
اينكه آمدند گفتند اللهم وال من والاه جعلي است اين كاملا مردود است و از طرق مختلف آمده است.
السيرة الحلبية ـ ج ٣ ـ ص ٣٣٦
جالب اينجاست الباني كه خدمت گذار حلقه به گوش وهابيت و بخاري معاصر است كه بن باز از او به «امام الحديث» تعبير مي كند، مي گويد :
و جملة القول
خلاصه حديث
أن حديث الترجمة
اين حديث من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه
حديث صحيح بشطريه
حديث صحيح است هر دو قسمتش
هم من كنت مولاه فعلي مولاه و هم اللهم وال من والاه، هر دو قسمتش صحيح است
بل الأول منه متواتر عنه صلي الله عليه وسلم
اين قسمت اول من كنت مولاه فعلي مولاه متواتر است
كما ظهر لمن تتبع أسانيده و طرقه
خيلي روشن است براي كسي كه سند روايت را بررسي كند بعد مي گويد :
أنني رأيت شيخ الإسلام بن تيمية
كه البته محمد بن محمد بخاري مي گويد :
من أطلق علي ابن تيمية أنه شيخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق كافر
هركس به ابن تيميه بگويد شيخ الإسلام كافر است.
الضوء اللامع ـ ج ٩ ـ ص ٢٩٢
حالا ما كاري نداريم خوب يا بد بيخ ريش صاحبش
ألباني مي گويد ديدم شيخ الإسلام :
قد ضعف الشطر الأول من الحديث
آمده گفته است كه من كنت مولاه فعلي مولاه ضعيف است
و أما الشطر الآخر
قسمت دوم حديث كه اللهم وال من والاه است
فزعم
دچار توهم شده و تصور كرده
أنه كذب و هذا من مبالغته الناتجة في تقديري من تسرعه في تضعيف الأحاديث قبل أن يجمع طرقها و يدقق النظر فيها
من احساس مي كنم ابن تيميه خيلي با سرعت خواسته مطالب را سر هم كند و تنظيم كند و عقده باطني خودش رو نسبت به اميرالمؤمنين اظهار كند و آمده با سرعت زياد احاديث را بدون اينكه سندها را جمع و در آن دقت كند گفته است كه اين روايت دروغ است.
السلسلة الصحيحة المجلدات الكاملة ـ ج ٤ ـ ص ٢٤٩
شهد شاهد من أهلها
باز هم مي گوييم : مردم قضاوت با شما...
بيننده: كامراني از اصفهان
قبل از اينكه صحبتم را شروع كنم مي خواستم يك نكته اي را بگويم كه من بچه اصفهانم ولي زمان دانشجويي كرمانشاه بودم و همانطوريكه اطلاع داريد در آنجا اهل سنت نسبت به شيعيان زياد هستند و من تقريبا اطلاعات كافي نسبت به عقائد اهل تسنن دارم و مي خواستم خدمت آقاي مراد زهي بگويم كه:
صحبت هاي آقاي يزداني اولاً: در مورد روايتي بود كه در كتب اهل تسنن آمده نه در مورد اعتقاد اهل تشيع و به نظر ما اهل تشيع اين گونه روايت در كتب اهل تسنن ناخود آگاه باعث مي شود كه انسان ديد بدي پيدا كند و كتابها هم جوري نوشته شود و كساني كه بي طرف هستند آن را نگاه كنند نه كساني كه براي اهل سنت هستند. اين يك نكته
دوما توضيحات ايشان به چند دليل من را قانع نكرد :
اول من آيه ٦ سوره احزاب را مي خوانم كه مي گويد : پيامبر اولي و سزاوار تر به مؤمنان است از خود آنها و زنان پيامبر مادران مؤمنان هستند.
آيه ٣٠ سوره احزاب هم مي گويد : اي زنان پيامبر از شما هركس به كار ناروايي دانسته اقدام كند او را ٢ برابر ديگران عذاب مي كنند .
طبق گفته آيه قرآن پس زنان پيامبر هم مي توانند كار اشتباه بكنند و صرفا به اين دليل كه زن پيامبر هستند معصوم نيستند و آنها هم مي توانند كار ناروا انجام دهند.
آقاي سيوطي مي گويد : اي زنان پيامبر شما مانند ديگر زنان نيستيد و مقامتان وسيع تر است اگر خدا ترس و پرهيزگار باشيد ، نازك و نرم با مردان سخن نگوييد.
هرگاه از زنان رسول چيزي درخواست مي كنيد از پس پرده بطلبيد كه حجاب براي اينكه دلهاي شما و آنان پاك و پاكيزه بماند بهتر است.
اين همش مال سوره احزاب بود و اين گونه نيست مال سوره هايي باشد كه قبل از سوره مادران مؤمنان نازل شده باشد.
يك موضوع خيلي جالبي كه اينجا هست اين است كه زماني كه پيامبر زنده بود خدا به مسلمانان دستور داد كه اگر مي خواهيد متاعي بطلبيد از پشت پرده بطلبيد ، خيلي جالب است شما اگر دقت كنيد وقتي كه يك زني كه شوهر دارد به قول معروف يك كمي حساسيت روي او كمتر است ولي وقتي شوهرش او را طلاق مي دهد يا فوت مي كند بايد خيلي حواسش جمع باشد چون كوچكترين حركتش باعث سوء ظن مي شود.
اين آيه ٥٣ يك نكته ديگر هم مي گويد كه :
همان موقع مردمي بودند و مسلماناني بودند كه نسبت بدي به زنان پيامبر داشتند و الا دليل نداشت كه اين آيه نازل شود ، يعني پيامبر زنده بوده و مقام ايشان را مي ديدند ، معجزات او را مي ديدند و باز هم با اين وجود نظر سوء داشتند.
حالا چطور مي شود كه به صرف اينكه آيه قرآن نازل شده و مي گويد عايشه ام المؤمنين است رعايت كنند چون ما وقتي ام المؤمنين شد ما هيچ نظر سوئي نداريم.
مجري :
پس صحبت هاي ايشان شما را قانع نكرد.
بيننده:
نه قانع نكرد ، و يك نكته ديگر هم كه گفتند اين بود كه : شخصي كه به خانه عايشه آمد پيرمرد بود و زمان حجاج فوت كرد ، خيلي جالب است من سالي را كه حجاج به قدرت رسيده است را نتوانستم پيدا كنم ولي سالي كه مرد سال ٩٠ بود و تا آن زمان هم حكومت بود كه فكر كنم ١٥سال حكومت كرد ، يعني ما مي گيريم كه بين ٨٠ تا ٩٠ حكومت كرد يعني ايشان بين ٧٠ تا ٩٠ فوت كرده در حالي كه عايشه سال ٥٨ فوت كردند يعني ايشان حداقل هم سن خانم عايشه بودند. درسته ؟
ايشان صحبت هايشان من را قانع نكرد ، من شرمنده ام كه مطلبم به برنامه امشب ربطي نداشت و چون مرور زمان شاملش مي شد خيلي هم تماس گرفتم كه متاسفانه نتوانستم وصل شوم و به اين خاطر امشب در اين رابطه صحبت كردم.
بيننده : جواد از تهران
آقاي محسني من چون نوشتم از روي نوشته مي خوانم ، اول معرفي كنم كه ما يك جمعي هستيم و كارگر ساختماني هستيم كه يك هيئتي داريم و با همكاران خود به مباحث امامت و قرآن و مهدويت مي پردازيم و ٢ سالي كه مصادف شده است با برنامه هاي شما ديديم بهتر است كه بعد از جلسه قرآن برنامه شما را ببينيم كه هم زمان است با برنامه قضاوت با شما.
مجري :
چند نفر هستيد ؟
بيننده :
حدودا ٤٠ نفر هستيم
مجري :
بعد از برنامه ٢ شب قبل آقاي مراد زهي هر كدام يك سوالاتي در ذهنشان پيش آمد كه ما آنها را جمع آوري كرديم و ٢ سوال كرديم و حالا چون از روي نوشته مي خوانم يكي را بايد حاج اقا جواب بدهد يكي را هم جناب مرادزهي تو رو خدا جواب بدهد.
چون سوادمان هم كم است ممكن است ادبيات خوبي هم نباشد ، از جناب آقاي مولوي مرادزهي سوال چند وجه داريم كه بر فرض مثال استاد يزداني در دارالعلوم آمد و توجيه شد ذهن ٤٠٠ ميليون و ميليونها جوان سني ديگر را بايد چگونه آگاه كنند ؟ بهتر نيست علماي دارالعلوم و همين شبكه ها زحمت بكشند و همه را آگاه نمايند.
نگوييد بيش از هزار است حداقل عمر ٥٠ ساله خود را تعبدا طبق فرمايش مراجع خود ما دامن جناب عايشه را پاك دانستيم اما جواب سوالهايي كه در ذهن ما پيدا مي شود و هنوز نيافته ايم خواهشمنديم به جاي دارالعلوم و حوزه علميه قم در همين شبكه به صورت علمي جواب داده شود مثلا طبق احاديث كتب شما مقايسه كردن مردان توسط جناب عايشه صلاح نيست كه همه ببينند مگر حديثي جعل شود كه اصحاب پيامبر شلوار نمي پوشيدند.
يا چه ضمير بارزي در خانه ايشان بود كه مردان كه وارد مي شدند محتلم مي شدند ؟ و امثال اين گونه سوال ها.
خواهشمنديم در صورت يافتن پاسخ حتما مستند و علمي باشد نه پاسخ هاي آبكي و بي اساس.
اين سوالي بود كه از آقاي مرادزهي داشتيم.
سوالي كه از حاج آقاي قزويني مجموع هيئت دارند اين است كه با توجه به اينكه ما معتقديم جنگ جمل و ادامه آن در صفين توسط جناب عائشه به پا شد و باعث كشته شدن ١١٠ هزار نفر از جمله تعداد زيادي از صحابه و كشته شدن صحابه جليل القدري مانند عمار ياسر رحمة الله گرديد و طبق آيات قرآن كسي كه مؤمني را بكشد بايد قصاص شود و در عذاب شديد الهي قرار گيرد.
و يا اينكه اگر آيه :
النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
سوره احزاب ـ آيه ٦
نازل نمي شد طبق نظر تمام مذاهب اسلامي، زن بابا كه همين جناب عايشه به امام حسن عليه السلام سبط نبي گرامي اسلام مادر بوده و الا نمي شود كه همه مذاهب اين را قبول دارند حتي اگر اين آيه نازل نمي شد ، پس چطور اين مادر دستور تير باران جنازه بچه خود را داد؟
يا گناه اينها كه به مراتب بيشتر از گناه اين است كه يك بيوه اي يك خيانتي را كند كه جرمش ٨٠ ضربه شلاق است يا مثلا گناه قتيلة ديگر همسر پيامبر اينها را ما هيچ كدام توهين به ساحت مقدس پيامبر نمي دانيم در صورتي كه گناه كشتار مسلمانان كمتر از ٨٠ ضربه شلاق نيست.
مورد ديگر اينكه با اينكه ما به حرف هاي ايشان واقعا ايمان داريم وليكن اگر حديث هم باشد بنده بي سواد از محضر شما اين را رد مي كنم كه چطور مي شود بني اميه براي عايشه بيايند و حرف در بياورند و احاديث اين جوري براي عايشه در بياورند پس چرا براي ام سلمه اين احاديث را نساختند ؟
اگر حاج آقا يك توضيح مستند دارند بيان بفرمايند ، اگر بني هاشم دشمني با پيامبر داشتند يقينا سراغ ام سلمه و ام ابراهيم و ديگر زنان پيامبر مي رفتند ، حاج آقا با چه مستندي دامان عايشه را پاك مي دانند؟ در صورتي كه بزرگترين علماي ما بر اين اذعان دارند.
خيلي عذر مي خوام از ادبياتم چون بي سواد هستم و اگر تندي بود خيلي خيلي عذر مي خواهم.
استاد قزويني :
من شب جمعه هم اشاره كردم ، ٢ تا مساله هست كه در اين ٢ مساله علماي شيعه اتفاق نظر دارند و اگر يك آدمي در گوشه كناري يك حرفي بزند به حساب مذهب شيعه نيست.
اول ام المؤمنين بودن است كه ازدواج با او حرام است ، حتي گفتيم اگر مثلا جناب عايشه و ام سلمه و ديگر همسران پيامبر بيايند اينجا ما هيچكداممان نمي توانيم به صورت و به سر برهنه او نگاه كنيم يعني آنطور كه به مادرمان محرم هستيم به آنها نمي توانيم حتي جواز نظر را اثبات نمي كند.
دوم مساله نسبت نادرست و فحشاء است كه ما اين را توهين به نبي مكرم مي دانيم و اگر چنانچه يكي از اجداد ما از دنيا رفته است ما بشنويم بعد از جدمان مادر بزرگمان مثلا همچنين مساله اي بوده باشد به غيرتمان بر مي خورد و اصلا اين را نادرست مي دانيم تا چه رسد كه به نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم ، خوب بعضي ها متوجه نيستند يا واقعا نمي فهمند كه اين مطالب را مطرح مي كنند كه اين را واقعا توهين به نبي مكرم مي دانيم.
ما در رابطه با اين ٢ قضيه نظرمان را گفتم و آن شب هم جناب مولوي مراد زهي هم تعبيرش اين بود كه من از صحبت هاي فلاني قانع شدم و حرف درستي است و شكي نيست كه نه تنها من بلكه بزرگان شيعه بر اين عقيده هستند كه زنان انبياء از هرگونه تهمت فحشاء مبراء هستند.
اما در رابطه با كارهاي ديگري كه از عايشه سر زده است ما گفتيم با اين شبكه هاي وهابي كار نداريم چون آنها نه منطق دارند نه حرفي بلد هستند و نه سوادي دارند يك جمله اي كه ما مي گوييم مي گويند شما كافر شديد ، مشرك شديد ، شنيدم اين آقاي كارشناس مواد مخدر كارشناسي ديگري هم كارخانه ارتداد سازي راه انداختند و نسبت به آقاي يزداني جسارت هايي كردند.
اشكالي ندارد كه شخصي ٧-٨ تا تخصص داشته باشد و در اينجا هم اين آقا مدرك تخصص گرفتند حتما آن زماني كه در طالبان با شيعه ها را مي جنگيدند و مي كشتند آنجا اين تخصص را گرفته باشد.
ولي يك دفعه بحث بحث علمي است ما مي گوييم جناب مولوي مراد زهي بحث علمي فقط بدون كوچكترين اهانت و جسارت ، ما سوال هاي متعددي داريم و دوست داريم اين سوالات در يك محفل علمي كاملا دوستانه مطرح شود و اينها جواب بدهند و ما هم هيچ قضاوت نمي كنيم ، مردم حرف و سوال ما را بشنوند جواب اين عزيزان را هم بشنوند و خودشان قضاوت كنند.
ما خودمان الان در جاهاي مختلف مي رويم در دانشگاه ها و غيره ، معمولا حتي از جوان هاي اهل سنت مي آيند و از ما سوال مي كنند.
ما در همين دانشگاه تهران در شعبه قم جلسه اي داريم كه در آنجا بيش از دويست و خرده اي دانشجو كه اكثرا دانشجوهاي نخبه كشوري هستند كه بعد جلسه دانشجوهاي سني مي آيند يك سري سوالاتي از ما مي كنند و بنده بارها گفتم و دوستان شاهدند كه گفتم بنده جوابگو نيستم و شما اين ها را از علماي خودتان سوال كنيد.
و اگرم لازم باشد من حاضرم يك روزي از همين عزيزان دانشجويي كه در خود قم هستند يك روزي بياوريم در استوديو بنشانيم اين آقايان اينجا سوال بكنند و عزيزان اهل سنت ما بيايند منطقي حرف بزنند و خود اين دانشجوي سني ببينيم قانع مي شود يا نمي شود و ما هم اصلا به هيچ وجهي اظهار نظر نمي كنيم.
و لذا روي اين قضايا ما براي اينكه ساحت مقدس نبي مكرم را منزه كنيم و غيره و آقايان اهل سنت هم احساس نكنند ما خدايي نكرده قصد اهانت و جسارت داريم ، مي گوييم در دوران بني اميه غالب اين رواياتي كه درست شده است مانند جناب ابن نفتويه كه از علماي بزرگ اهل سنت است كه مي گويد : تمام اين رواياتي كه در فضائل خلفا درست شده است زمان بني اميه اين ها جعل و ساخته شده است.
و لذا ما بر اين عقيده هستيم كه اين آقايان بيايند در صحيحين خود يك تجديد نظر كنند و اين رواياتي كه واقعا يك نوعي اهانت به ساحت مقدس نبي مكرم است بردارند و پاك كنند.
خوب همين جناب آقاي يزداني وقتي مي خواهدمثال بزند گفت مثلا اگر فلان مولوي از دنيا برود زن جواني داشته باشد ، ديديد كه جناب مراد زهي ناراحت شد و بلا فاصله عكس العمل نشان داد.
ما چطور براي مرجع تقليد خودمان كه يك همسري داشته باشد و همچين اتفاقي بيفتد براي ما قابل تحمل نيست و اين را اهانت مي دانيم و اصلا نمي خواهم از مولوي مثال بزنم يك آيت الله از دنيا رفته است و يك همسر جواني هم داشته است و بعد از آن مردم به خانه ايشان مي رفتند و محتلم شده بيرون مي آمدند.
اگر اين را به شيعه بگويند يك مشت محكم به دهان طرف مي زند كه اين غلط اضافي چيست كه مي گويي ؟ ما براي يك مرجع خود حاضر نيستيم اين گونه بگوييم؛ مراجعي كه خاك پاي انبياء هستند و نمي توانيم تحمل كنيم همانطوري كه اهل سنت براي يك مولوي و مولانا و ماموستا نمي توانند تحمل كنند آن وقت ما چطور اينها را قبول كنيم ؟
اگر واقعاً واقعيت داشته است آقايان جواب بدهند و اگر واقعيت نداشته است كه به احتمال قوي ساخته و پرداخته دشمنان پيامبر بوده است بيايند به صراحت بگويند اين مباحث در كتب ما آمده است و صحيح نيست.
بيننده : ابطحي از اهواز
من كوچكتر از آن هستم كه انتقاد كنم ولي يك انتقاد دارم.
انتقادم اين است كه شما مي گوييد كه ما جدا از وهابيت هستيم ولي شخصي را به اين برنامه دعوت كرديد كه خود را وابسته به اين شبكه ها مي داند و مي دانيد كه آنها هم ناصبي هستند و شما بايد موضعتان مشخص باشد.
خود ايشان هم قبول دارند كه اين شبكه اهل سنت است؛ چون من خودم شاهد بودم همين چند روز قبل، جناب آقاي قزويني هم هميشه خط قرمز ها را به ما مي گويد كه خليفه اول را بگوييم جناب عمر ، و به خاطر روي گل حاج آقا احساساتمو كنترل مي كنم ولي خودم شاهد بودم كه اين آقا در شبكه هاي ناصبي جسارت هايي به حضرت علي كرد كه قابل بيان نيست كه حتي گفتند حضرت علي جيره خوار پيامبر بوده است.
مطلب دوم هم اين است كه ما در خوزستان خيلي كم درباره وهابيت بحث مي كنيم بايد مبلغين ما در مساجد باشند و مراقب باشند.
استاد قزويني :
بله خودم هم اين گلايه را از جناب مراد زهي دارم كه ايشان تعبير كردند به شبكه هاي اهل سنت بعد گفتند كه آنها وهابي هستند ولي تكفيري نيستند ، گفتم خوب اينكه پخش شد از آقاي دليمي كه شيعه كافر است و مذهب شيعه كفر است آيا اين تكفير نيست؟
كفر اون يك نفر بوده است.
به هر حال ما براي مولوي مراد زهي احترام خاصي قائل هستيم و دوست داريم ايشان را و علاوه بر اين با ايشان رفاقت و رفت و آمد داريم و انشاء الله اميدواريم كه ارتباطمان با اين بزرگوار و ديگر عزيزان اهل سنت ادامه داشته باشد.
يعني ما الحمدلله اين اقاياني كه در شبكه هاي خود حرف علمي شان تمام شده است و كفگيرشان به ته ديگ خورده و در زباله داني افتادند و فعلاً بحث كشي به فتح و به كسر مطرح است و زباله به ضم يا كسر و خودشان را در زباله ديدند شروع كردند عليه نظام جمهوي اسلامي و قانون اساسي و تحريك كردن مردم و ولايت فقيه و غيره و حرف هايي كه واقعا مرغ پخته از آن خنده اش مي گيرد.
مي گويند كه چرا اهل سنت در ايران مسجد و شبكه ندارد خيلي جالب است وقتي آقايان گفتند شما كه اين همه دم از دموكراسي مي زنيد در عربستان سعودي كه سنگ آن را به سينه مي زنيد زنها را آدم حساب نمي كنند و حتي اجازه نمي دهند در انتخابات شركت كنند.
مي گويند زنها در عربستان حق رانندگي ندارند؛ چون امنيت ندارند مگر آنجا وحشي خانه است ؟ خيلي جالب است مي گويد چون اگر رانندگي كنند امنيت ندارند و به همين دليل دولت عربستان اين گونه تشخيص داده است كه اجازه ندهد زنان زانندگي كنند.
مردم شما قضاوت كنيد ، وحشي هاي آمازون شما قضاوت كنيد.
يعني واقعا به قدري مسخره كرد كه من گمان مي كنم وقتي خودش مي گفت از تعجب خنده اش گرفته بود كه اين گونه توجيه مي كند.
به هر حال خداي عالم اين توفيق را به من داده است كه با علماي اهل سنت ، ما نمي گوييم كه اختلاف نداريم اختلاف داريم ، در توحيد ، نبوت ، امامت و معاد ولي اختلافات ما با اهل سنت بيش از اختلافات حنفي ها با مالكي ها و مالكي ها با شافعي ها نيست.
ولي اين اختلافات دليل اين نيست كه ما همديگر را تكفير و تفسيق كنيم ، بحث علمي مي كنيم و مسر نيستيم كه حتما عزيزان اهل سنت حرف ما را بپذيرند و نبايد انتظار داشته باشند كه ما حرف آنها را بپذيريم ولي انتظار داريم وقتي بحث علمي مي شود خود مخاطبين بهترين داور و قاضي باشند.
درب اين شبكه الحمدلله به روي علماي اهل سنت باز است و به عنوان اولين شبكه شيعي است كه علماي اهل سنت اينجا آمدند و حتي تمجيد و تجليل از خلفا كردند و يك حرف آنها را ما سانسور نكرديم و همه دنيا هم ديدند و اگر هيچ شرافتي براي شيعه و شبكه ولايت نباشد غير از همين كافي است.
الحمد لله اين كار را كرديم و باز هم اعلام مي كنيم كه هركدام از عزيزان اهل سنت تشريف بياورند اينجا ما دو تا خط قرمز داريم ، شبكه سياسي نيستيم و وارد بحث سياسي نمي شويم و آن ادبياتي كه قرآن به ما يادداده كه :
وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا
سوره بقره ـ آيه ٨٣
آن را رعايت كنند و همه عزيزاني كه از غرب و شرق آمدند ما از آنها تشكر مي كنيم كه اين ٢ تا موضوع را رعايت كردند.
بيننده : محمد از بندرعباس (اهل سنت)
فرقي نمي كند براي ما اگر در ايران هستيم به كشورمان افتخار مي كنيم ، به رهبرمان افتخار مي كنيم و براي ما عربستان و اينها ارزش ندارند.
درسته من ايراني هستم و اهل سنت هستم ولي جانم فداي رهبر، فقط رهبر را داريم.
مجري :
آفرين آفرين، احسنت.
بيننده :
و دوست نداريم كه به هيچ ديني حتي زردتشتي و مسيحي اهانت شود.
استاد قزويني :
دست شما درد نكند. خيلي ممنون ، احسنت.
حالا اگر اين عزيزان ما به آنها هم زنگ بزنند كه نگويند كه اينها را ما خودمان تحريك كرديم و از بچه هاي خودمان است و خود را سني معرفي مي كنند.
اگر اين محمد آقا و ديگر عزيزاني كه اينجا مي آيند و اين گونه آزادانه صحبت مي كنند حداقل به اينها زنگ بزنند و محل زندگي و شماره تلفن و محل كار خود را به آنها بدهند كه بدانند كه اين گونه نيست كه اين آقايان رفتند خارج از كشور و جيره خوار ديگران هستند و عليه ما ، و مي گويند كه ما اهل سنت اين چنين هستيم.
اصلا كسي شما را از اهل سنت نمي داند و اصلا شما را كسي اهل ايران نمي داند شما خائن به ايران هستيد و نمي توانيد نسخه براي اهل سنت ايران بپيچيد شما وكيل و وصي اهل سنت ايران نيستيد.
الحمد لله اهل سنت ايران خودشان آگاه هستند و نه نيازي به وكيل دارند نه نيازي به وصي.
بيننده : احمد از اهواز
من ٢ تا سوال داشتم اول اينكه در مورد امام حسين سلام الله عليه است كه مي خواهم از آقاي قزويني سوال كنم.
و آن هم اين است كه امام حسين كه قيام كردند در آن زمان ظاهرا عبدالله بن زبير حاكم مدينه بوده است و با اينكه امام حسين خودشان گفته كه من براي احياي دين جدم قيام مي كنم ، سوال من اين است كه چرا از مدينه شروع نكردند ؟
با اينكه ايشان امام بودند و از طرف خدا امامت تفويض شده است.
سوال ديگر بنده در مورد شبكه كلمه است من الان ٢-٣ ماه است كه تلاش مي كنم با شبكه كلمه تماس بگيرم ولي موفق نمي شوم حالا نمي دانم آنهايي كه موفق مي شوند دوستان آنها هستند يا نه .
سوالم هم اين است كه آنها مي گويند فقط از قرآن صحبت كنيد در سوره نساء آيه ٥٦ مي فرمايد كه هركسي از پيامبر اطاعت نكند ايمان نياورده است و در سوره بقره آيه ٢٨٦ مي فرمايد كه مؤمنين وقتي دعا مي كنند مي گويند خدايا تو مولاي ما هستي.
كه مولا اينجا به معناي دوست نمي شود و فقط به معناي سرپرست و ولي مي شود، حالا هم ما اون حديث غدير است كه فرموده : هركسي كه من مولاي او هستم علي مولاي او باشد.
اينها مي گويند كه مولا يعني دوست . حالا فرض بگيريم كه به معناي دوست داشتن است خوب حالا پيامبر هم از دنيا رفته است ما مي خواهيم كسي را معين كنيم به عنوان متولي دين ، آيا نبايد ببينيم نظر پيامبر چه بوده است و چه كسي را دوست داشته است؟ از آن طرف هم باز دوباره حديث داريم كه مي گويد:
أنا مدينة العلم وعلي بابها فمن أراد المدينة فليأت الباب
المستدرك علي الصحيحين ـ ج ٣ ـ ص ١٣٧
قطعا نشان مي دهد كه امام علي هم در واقع علم پيامبر را داشته است ، حالا مردم آن زمان اگر كه در واقع ما بپذيريم اشتباه كردند در تعيين يك ولي جامع الشرايط خوب بايد اين را اذعان كنيم و امروز اصلاح كنيم اين مطلب را.
از آن طرف هم مي گويند كه فقط قرآن ، خوب سنت پيامبر چه مي شود و سنت پيامبر را بايد از چه كسي بپرسيم ، بايد از كساني سوال كنيم كه وابسته به پيامبر و از خاندان او هستند بپرسيم.
مورد ديگر كه مي خواستم عرض كنم اينها الان دارند تبليغ مي كنند در مورد جلسه اي كه با آقاي مراد زهي داشتيد كه آقايان روستايي و يزداني صحبت كردند آقايان الان مي گويند كه ما ديگر با آقاي يزداني و روستايي صحبت نمي كنيم چون اينها اهانت به زنان پيامبر كردند در حالي كه من خودم تماشا كردم و در واقع اهانتي نبود بلكه دفاع كردند و سوال داشتند.
من خواهش مي كنم اگر مي شود اين برنامه را مجددا پخش كنيد كه مردم بيشتر ببينند چون ذهن ها فراموش مي شود و آنهايي كه نديدند فكر مي كنند كه واقعا حقيقت دارد.
استاد قزويني :
البته احمد آقا اين آقايان جواب دادند كه در همان آخر سوره بقره كه دارد :
أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا
سوره بقره ـ آيه ٢٨٦
يا در سوره آل عمران كه :
اللَّهُ مَوْلَاكُمْ
سوره آل عمران ـ آيه ١٥٠
گفتند كه پيامبر كه فرمود :
من كنت مولاه فعلي مولاه
معنايش اين است كه هركس من خليفه او هستم علي هم خليفه اوست. اينجا هم:
اللَّهُ مَوْلَاكُمْ
يعني خدا خليفه شماست
اَنْتَ مَوْلَانَا
خدايا تو خليفه ما هستي
سوره بقره ـ آيه ٢٨٦
رُدُّوا إِلَي اللَّهِ مَوْلَاهُمُ
يعني ردوا الي الله خليفتهم
سوره انعام ـ آيه ٦٢
اين را كارشناسان جواب دادند و نيازي به جواب ما نيست ، شما اگر خوب دقت كنيد و دنبال كنيد مي بينيد كه جواب دادند.
بيننده : گرمسيريان از انديمشك
من يه سوال دارم يك مقداري هم بي ربط است ولي من يك روحاني مبلغ هستم در يكي از روستاهاي اطراف انديمشك و بالاخره اينجا به اينترنت دسترسي ندارم و نمي توانم سر كلاس بروم و يكي از آرزوهاي من است كه به قم انتقال پيدا كنم و آنجا خدمت حاج آقاي قزويني شوم اگر قبول كنند ، حالا سوال من اين است كه ما كه اينجا دسترسي به حوزه و اينترنت نداريم استفاده از ديش ماهواره و شبكه هاي ماهواره اي به شرط اينكه فقط شبكه ولايت و چند تا از شبكه هاي خوب اسلامي باشد از نظر شما چطور است ؟
استاد قزويني :
ببينيد جناب آقاي گرمسيريان آمدن به قم و اينكه ما خدمت شما باشيم براي ما افتخار است ولي اين را من عرض كنم كه ما برخي از دوستاني را داريم كه در شهرستان ها هستند مانند آقاي حسيني از دانشگاه مذاهب كه هفته گذشته هم مجري برنامه برنامه كلمه طيبه بودند يا خود آقاي زارعي و شريفي ما ديديم بحث هاي ما را به حدي زيبا و عالي ترسيم كردند.
يا من سال گذشته كه در آمريكا بودم تعدادي از دانشجوها از كانادا آمده بودند ديدم به قدري بحث هاي من را نوشته اند و دسته بندي كردند آن عزيزاني كه اينجا سر درس ما هستند درس هاي ما را اين گونه دسته بندي شده ندارند.
حضور در قم يا در كلاس الحمدلله الان اين رسانه آمده و تمام دنيا را به يك مسجد و حسينيه و مركز همايش تبديل كرده است.
اگر حضرت عالي همين بحث هايي كه ما داريم كه متن آن هم در سايت ولي عصر و هم شبكه ولايت به اين آدرس پياده مي شود:
www.valiasr-aj.com
www.velayattv.com
اگر حضرت عالي همين ها را هم پياده و دسته بندي كنيد فرقي نمي كند به قول معروف :
پيش مني در يمني در يمني پيش مني
بعد منزل نبود در سفر روحاني
ولي اين را خود آقايان مراجع و رهبري فتوا دادند كه استفاده از برنامه هاي خوب ماهواره ها اشكالي ندارد ولي قانون هم رعايت شود.
بيننده :
حاج آقا من مي گويم كه دسترسي به حوزه علميه و اينترنت ندارم و وقتي كه از اين شبكه استفاده مي كنم واقعا خيلي زيباست. من كه دسترسي ندارم بايد از اين شبكه ها استفاده كنم نمي شود قانون را رعايت كنم و اگر قانون را رعايت كنم علمي را از دست مي دهم.
بيننده :
ديگه آن را ما از شما سوال نكنيم و به قولي :
العاقل يكفيه بالاشارة
و اين هم خدمت شما عرض كنم كه الان خود ارشاد خيلي از موارد براي افرادي كه پژوهشگر هستند يا مراكز علمي دارند به آنها مجوز مي دهند و بنده خودم قبل از اينكه اين شبكه را داشته باشم نامه اي به ارشاد نوشتيم و رسما مجوز گرفتيم و بعد ديش بالاي منزل خود نصب كرديم و اين گونه نيست .
يا ديگر عزيزان اگر احساس كنند كه يك نفر از آن فركانس هاي مستهجن يا ضد دين استفاده نمي كند من گمان نمي كنم مشكل يا مزاحمتي ايجاد كند ولي خوب بلا وقتي كه مي آيد عمومي است.
بيننده : فرزاد از اروميه
مي خواستم تشكر كنم به خاطر برنامه خوبي كه داريد و همچنين مي خواستم از حاج آقا تشكر كنم به خاطر اين روشنگري هاي واقعا عالمانه شان
مجري :
شما از كدام مذهب اهل سنت هستيد ؟
استاد قزويني :
معمولا آقايان شافعي هستند
بيننده :
من پيرو مذهب امام شافعي هستم
استاد قزويني :
احسنت
مجري :
كاش اين مباحث را كه عرض كرديد تماس مي گرفتيد با شبكه هاي ديگر و همين كه شما بزرگوار اهل سنت هستيد و با شبكه شيعي تماس مي گيريد و حرف هاي خود را مي زنيد براي آن آقاياني كه آن طرف ايستادند و در بوق و كرنا مي كنند براي تفرقه و فتنه انگيزي انشاالله مشت محكمي باشد.
بيننده :
من هم ميخواستم همين را اشاره كنم كه ما اهل سنت و تشيع بايد دست در دست هم دهيم و فقط به فكر پيروزي اسلام باشيم.
من از خدمت حاج آقا يك سوال داشتم :
الان ما در شهرمان عالمي را داريم كه پيرو تصوف هستند مي خواستم ببينم كه نظر شما در اين رابطه با ايشان چه است؟ چون شبكه هاي وهابي تصوف را كاملا از اسلام خارج مي دانند.
استاد قزويني :
ابن تيميه و آلوسي مي گويند كه صوفي ها نجس تر از سگ هستند ، اگر نظر آنها را بخواهيد خود ابن تيميه عليه صوفي ها الي ما شاء الله حرف دارند ولي ما همه اهل سنت به ويژه آنهايي كه صوفي هستند آنها را علاقه مند و عاشق به اهل بيت مي دانيم و نه تنها مشكل نداريم اگر ما به اهل سنت ٧٠ درجه ارادت داريم به عزيزان صوفي ها ٧٥ درجه ارادت داريم.
بيننده : آرش از اهواز
من حقيقتش چند بار برنامه هاي شبكه هاي مختلف وهابي يا اهل سنت را ديده ام حالا نمي دانم كه اهل سنت هستند يا وهابي ولي به حرف حاج آقا اعتماد دارم و استناد مي كنم.
اينها انگار هيچ گونه دلبستگي به مملكت خود ندارند و عملاً در رفتار و الفاظشان زير پرچم هر جايي به جز ايران هستند.
همين را مي خواستم بگويم و اگر لحظه اي اين شبكه ها را مشاهده كرد همه چيز مشخص مي شود.
ممنون كه به من وقت داديد فقط خواستم ارادت خودم را خدمت حاج آقا عرض كنم انشاالله كه حاج آقا مرجع شوند و من اولين مقلد ايشان باشم.
وقتتان را نمي گيرم خداحافظ.
استاد قزويني :
اينها الان نزديك چند ماه است بوق و كرنا گذاشتند در رابطه با سوريه و غيره تحريك مي كنند و ما بارها گفتيم كه نه كاري با اسد داريم و نه به آل خليفه و نه ملك عبدالله و به قولي :
الكفر كلهم ملة واحدة
اصلا ما كاري نداريم ، هركس كه بخواهد خلاف شرع و ظلم كند محكوم است ولي خوب اينهايي كه از سراسر كشورهاي اسلامي و شرق و غرب و اينها نيرو ريختند و مسلمانان و بچه هاي كوچك را مي كشند و الان در همين ٢-٣ هفته اخير مردم سوريه عليه اين تروريست ها قيام كردند و اينها را وحشي معرفي مي كنند و اصلا اينها آدم نيستند با اين جناياتي كه مي كنند.
جالب اين است ما مي گفتيم اينها نسل بني اميه هستند خوب براي بعضي ها غير قابل قبول بود ولي اخيرا طبق آماري كه خودشان اعلام كردند گرداني به نام گردان شمر بن ذي الجوشن در سوريه اين آقايان درست كردند ، گرداني به نام يزيد بن معاويه ، گرداني به نام معاوية بن ابي سفيان ، گرداني به نام ابوسفيان و خلاصه كاملا ماهيت خود را نشان دادند كه اينها دنبال چه قضيه اي مي گردند.
حالا اگر واقعا آقايان اهل سنت هم همين هستند كه گردان يزيد بن معاويه ، شمر بن ذي الجوشن و غيره اينها مي خواهند حمايت كنند خيلي به قولي :
اهلا و سهلا
هنيئا لكم في الدنيا
فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
سوره آل عمران ـ آيه ٢١
و اگر نه واقعا بناست در هر كشوري به ويژه در خود خود سوريه و يا بحرين مردم بيايند تصميم بگيرند خوب شما چكاره مملكت هستيد كه اين همه سلاح و نيرو ريختيد و مردم را مي كشيد و جنايت به بار مي آوريد؟
ببينيد در طول اين ٧-٨ ماه اخير چقدر انسان هاي بي گناه كشته و خانه ها ويران شدند.
مجري :
دختر بچه سه ساله را سر بريده بودند.
استاد قزويني :
بله عجيب است سر بريدن مردم بي دفاع باعث شده كه الان حتي اگر بعضي از مردم سوريه به خاطر بعضي از مسائل رفاهي يا غيره نسبت به دولت بدبين بودند همه الان برگشتند عليه تروريست ها.
متشكريم از جناب آقاي آرش بزرگوار.
مشخص است كسي كه شبكه را باز كند كاملا وطن فروشي از اول تا آخر حرف هايشان مشخص است كه چه نسخه هايي دارند مي پيچند ولي الحمد لله مردم ايران روشن هستند، اهل سنت ايران روشن هستند و به حرف مفت اين جيره خوارها يقينا گوش نخواهند داد.
بيننده : محمد از امارات
٢ تا سوال داشتم بعد جوابم را از تلويزيون مي شنوم انشالله.
حاج آقا فرمودند كه ام المؤمنين بودن دليل نمي شودكه ما با ايشان ازدواج كنيم ، خوب ما با چه كساني نمي توانيم ازدواج كنيم ؟ قطعا با محارم نمي توانيم ازدواج كنيم
مجري :
با خواهر زن هم نمي توان ازدواج كرد با اينكه محرم نيست.
بيننده :
اين را من نمي دانم و حقيقت مي خواهم روشن شوم . آيا حضرت عايشه را به عنوان محرم مي توانيم قبول كنيم يا نه ؟
مجري :
حاج آقا اين را بارها پاسخ دادند و حالا باز هم عرض مي شود ولي قضيه ام المؤمنين بودنشان اين است كه بعد از رحلت شان كسي نمي تواند با اين زنان پيامبر ازدواج كند و اين مثالي هم كه زده شد عين ازدواج با خواهر زن است با اينكه نامحرم است و نمي توانيم با او ازدواج كنيم .
استاد قزويني :
آيا ام المؤمنين عايشه ، يا خديجه يا ديگر زنان به ديگر مؤمنين محرم بودند و مي توانستند مثل مادر خودشان پيش آنها بمانند يا نه ؟
بيننده :
اين را نمي دانم حاج آقاي قزويني
استاد قزويني :
من آن شب عرض كردم كتابهايي كه اهل سنت نوشتند من چند تا آدرس مي دهم الان هم اگر نتوانستيد يادداشت كنيد تكرار برنامه را ببينيد و اين آدرس ها را يادداشت كنيد:
تفسير جلالين كه براي جناب سيوطي كه از علماي بزرگ اهل سنت است جلد ١ صفحه ٤٩.
آقاي ابوبكر ابن عربي متوفاي ٥٤٣ كتابي دارد به نام احكام القرآن جلد ٣ صفحه ٥٤٣.
ابن جوزي كتابي دارد به نام زاد المسير ج ٦ صفحه ٣٥٣ كه مي گويد :
و ازواجه امهاتهم في حرمة نكاحهن عليهم
آقاي ابن ملقن شافعي متوفاي ٨٠٤ است كتابي دارد به نام غاية السؤال كه مي گويد:
ولا يثبت إلا تحريم النكاح
از ام المؤمنين بودن فقط حرمت ازدواج مي شود استفاده كرد.
غاية السول في خصائص الرسول ـ ج ١ ـ ص ٢٥٠
همين عبارت را آقاي طبري در تفسيري كه دارد به نام جامع البيان جلد ٢١ صفحه ١٢٢ مي آورد.
امام شافعي كه ديگر مورد قبول همه مذاهب هم است مي گويد :
لا يحل لهم نكاحهن بحال
جايز نيست ازدواج با زنان پيامبر به هيچ وجهي
ولا يحرم عليهم نكاح بنات لو كن لهن
اگر زنان پيامبر دختر داشته باشند ازدواج با آنها هيچ اشكالي ندارد.
أحكام القرآن للشافعي ـ ج ١ ـ ص ١٦٨
محمد آقا! اگر واقعا بنا باشد زن پيامبر، مادر همه مؤمنين باشد، پس دخترانش هم مي شود خواهرش، پس حضرت علي كه با حضرت زهرا سلام الله عليها ازدواج كرد اگر واقعا حضرت خديجه مادرش است آيا نستجير بالله با خواهر خود ازدواج كرده است ؟
عثمان كه با ٢ تا از دختران پيامبر ازدواج كرده است يعني با خواهران خود ازدواج كرده است ؟
زبير كه آمده خواهر عايشه را گرفته است با خاله خود ازدواج كرده است ؟
خوب ببينيد برادر من خيلي واضح و روشن است ، اين را خود آقايان هم آوردند و در خود قرآن هم است
أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ
مادران شما آنهايي هستند كه شما را به دنيا آورده اند.
سوره مجادله ـ آيه ٢
بعضي ها مي گفتند كه اگر پيامبر از دنيا برود ما با زنان شان ازدواج مي كنيم ، خود آقايان هم نقل كردند كه طلحه گفته است : اگر پيامبر از دنيا برود من با عايشه ازدواج مي كنم كه اين آيه نازل شد :
النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ
سوره احزاب ـ آيه ٦
اين قضيه نه به قصد توهين نيست ؛بلكه يك حكم شرعي است.
شما ببينيد كه خود عايشه در كتب اهل سنت روايات صحيح دارند كه اگر مي خواست بعضي مردها با او رفت و آمد داشته باشند به خواهرانش و درختران خواهرانش مي گفت به آنها شير بدهند تا با آنها محرم شوند.
اين قضيه واضح و روشن است يعني احتياجي به توضيح نيست و اگر شما همين تفاسير آقايان اهل سنت را درذيل آيه ٦ سوره احزاب ملاحظه بفرماييد اين قضيه مفصل آمده است.
بيننده :
خيلي ممنون، يك سوال كوچك ديگر هم دارم.
از نظر فقه شيعه اگر كسي امامت و ولايت حضرت علي را من عندالله نداند او مسلمان است يا نيست ؟
استاد قزويني :
بحث دوتا است ، اگر يك نفر برايش محرز و ثابت شود كه ولايت علي جزء ما جاء به النبي است و جزء ما به في الكتاب است يعني محرز بشود كه خداي عالم ولايت علي را در قران و سنت بيان كرده است ، اگر با اين وضع انكار كند، كافر است؛ چه شيعه باشد و چه سني باشد فرقي نمي كند.
ولي اگر نه ، براي او محرز نباشد و شبهه داشته باشد و به تعبير حضرت آية الله خوئي يا حجت تمام نشده يا به خاطر تقليد از پدر و مادر يا علما برايش محرز نيست كه امامت و ولايت علي مما جاء به النبي است ، اگر همچين فردي ولايت علي را انكار كند هيچ كفر و ارتدادي نمي آورد.
بيننده :
خيلي ممنون
استاد قزويني :
خواهش مي كنم عزيزم
بيننده : تقوي از خرم آباد
بنده به عنوان يك جوان شيعه از شهر لرستان
استاد قزويني :
همشهري آقاي محسني
بيننده :
به عنوان يك جوان شيعي هر شب اين برنامه شبكه جهاني ولايت را نگاه مي كنم و واقعا كمالي كه در اين شبكه است را مي بينم ، البته شبكه هاي هستند كه واقعا مانند وصال حق ، وصال فارسي اينها همه تفرقه مي اندازند بين امت واحده و واقعا شبكه اي مانند شبكه شما مايه افتخار ما است.
من مي خواستم چند كلمه مطلبي را بيان كنم و از خدمت شما مرخص شوم.
من مي خواستم اين را بگويم كه امهات المؤمنين كسي است كه جنگ جمل راه مي اندازه و امهات المؤمنين كسي است كه مانع دفن شدن امام حسن عليه السلام در كنار قبر رسول الله صلي الله عليه و اله وسلم مي شود ، من مي خواستم فقط اين را بگويم و واقعا نمي دانم اينها به چه صحبتي مي گويند امهات المؤمنين ، امهات المؤمنين حضرت خديجه عليه السلام است.
من وقتي كه اين شبكه هاي نفاق را مي بينم كه به جرم شيعه بودن شيعه ها را در كربلا مي كشند واقعا آدم اشكش مي آيد، من نمي دانم اينها به چه جرمي و به چه گناهي شيعيان حضرت علي را در كربلا مي كشند؟
بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ
سوره تكوير ـ آيه ٩
به كدامين گناه كشته شد؟
واقعا من نمي دانم آيا اينها با اين كارها به بهشت مي روند ؟ آيا با اين كارهايشان بهشت را براي خودشان فراهم مي كنند ؟ من واقعا نمي دانم آيا واقعا اين اسلامي است كه مي گويند ؟ اسلام آن است كه با نماز خواندن و قرآن خواندن به خدا نزديك شوي نه اينكه با كشتن مسلمانان.
دست شما درد نكند ممنونم.
استاد قزويني :
در رابطه با قضيه امهات المؤمنين برادر بزرگوارم اين منطق قرآني است حالا فرض كه يك ام المؤمنيني يك كار نادرستي انجام داده است خود قرآن هم در رابطه با همين ها به صراحت مي گويد :
اگر چنانچه شما گناهي انجام دهيد خداي عالم براي شما ٢ برابر شما را عذاب مي كند
يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ
سوره احزاب ـ آيه ٣٠
يعني خطاب به همين امهات المؤمنين است، در آيه ٦ مي گويد :
وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ
در آيه ٣٠ هم مي گويد :
يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ
اي زنان پيامبر ، يعني اي امهات المؤمنين
مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ
ما اگر گناهي بكنيد ٢ برابر شما را عذاب مي كنيم.
اين قضايا هم هست حالا عرض كرديم ما سوالاتي داريم در اين زمينه در ذهن هم شيعه و هم سني است كه انشاء الله اميدواريم اين سوالات پاسخ داده شود و يك مقدار هم عزيزان ما روي احساسات صحبت نكنند.
روي احساسات كه مي آيد مباحث علمي تحت الشعاع قرار مي گيرد ، اگر سوال داريد سوال بفرماييد حالا يا ما جواب مي دهيم يا عزيزاني كه روي خط از اهل سنت تشريف مي آوردند يا از علماي بزرگوار اهل سنت جواب مي دهند و قانع شدن يا نشدن شما به عهده خود شماست.
بيننده : خليل از امارات
راستش آقاي قزويني يك سوال داشتم و يك انتقاد ، سوالم اين است كه هر كسي بيايد مثلا به همسران نبي اكرم صلي الله عليه و آله وسلم توهين و جسارت كند نظر علماي شيعه در باره آن چيست؟ مثلا اگر كسي به عايشه رضي الله تعالي عنه توهين كند حكم نظر علماي شيعه چيست؟
مي خواستم بدانم اي شبكه آقاي اللهياري كه شب و روز با لباس شيعه آمده و توهين و اهانت به مقدسات اهل سنت مي كند و حتي به مراجع شيعه هم اهانت مي كند چرا بيانيه اي صادر نمي كنيد و آن را محكوم نمي كنيد؟
مجري :
شما خودتان پاسخ خودتان را داديد ، نگاه كنيد وقتي به مراجع شيعه و رهبر عزيز انقلاب توهين مي كند معلوم است كه از شيعه نيست ، وقتي كه ما همه چيزمان مراجع هستند چرا تا به اين حد بي ادبي و جسارت مي كند ؟ اصلا كاملا مشخص است خوب يك كسي كه يك كمي از شعور و عقل دارا باشد اگر چند دقيقه اين برنامه را نگاه كند كاملا مشخص است كه هيچ ربطي به شيعه ندارد جز اينكه پولي از استعمار گرفته است وبايد بيايد و تفرقه ايجاد كند.
استاد قزويني :
به خاطر آمدن آقاي مرادزهي به شبكه ما يك بيانيه عليه ما نوشتند.
بيننده :
آقاي محسني قبول دارم، چرا بيانيه اي صادر نمي كنيد؟
استاد قزويني :
١٠٠ بار ما صحبت كرديم ، آقاي خليل عزيز، نه يك بار نه دوبار ، مراجع بزرگوار نظرشان را گفتند ، اطلاعيه دادند حتي علماي بزرگ افغانستان بيانيه دادند عليه اين آقا و شبكه اش، شما حداقل مراجعه بفرماييد به سايت هايي كه بيانيه ها و اطلاعيه ها صادر شده است.
بيننده :
آقاي دكتر قزويني يك سوال ديگر داشتم مي خواستم شما همين شبكه هايي كه به اصطلاح شبكه وهابي ، مي خواستم يك سوال بپرسم كه آيا شما اهل سنت را به عنوان برادر ديني قبول داريد ؟
استاد قزويني :
بدون شك و شبهه ، خود علماي اهل سنت را اينجا آورديم و برنامه داشتند ، عبارت آيت الله سيستاني را نشان داديم كه فرمودند: نگوييد برادران اهل سنت بلكه بگوييد عزيزان اهل سنت.
بيننده :
دستتون درد نكند ، من سوالم اين است كه حرف شما درست شما مي گوييد شبكه هاي وهابي و ما هم قبول كرديم ، سوال من اين است كه شما مي دانيد كه بخش بزرگي از ايران اهل سنت وجود دارد و شما هم برنامه مستقل براي شيعيان داريد و هر روز هم برنامه مي گذاريد و عقيده خود را مطرح مي كنيد ، شما حداقل يك شبكه براي عبدالمجيد مراد زهي كه شما او را قبول داريد بگذاريد تا عقايد خود را مطرح كند تا ما ببينيم و اين گونه براي خود شما هم بهتر است چون ما مي فهميم كه وهابي با سني چقدر فرق دارد و قطعا براي شما هم بهتر است.
استاد قزويني :
چشم هر وقت ما كارخانه شبكه سازي راه انداختيم يك شبكه هم در اختيار آقاي مراد زهي قرار مي دهيم، هميني كه راه انداختيم در اداره اش با اين وضع مشكلات ارز الان در اداره همين يك شبكه با هزار مشكل مواجه هستيم.
بيننده :
چطور مي شود كه شما مي آييد عقايد خود را مطرح مي كنيد ولي نمي گذاريد برادران اهل سنت عقايد خود را مطرح كنند و يك شبكه در اختيار آنها قرار نمي دهيد؟
استاد قزويني :
آقا خليل عزيز من احساس مي كنم كه شما آدم عاقل و فهميده و تحصيل كرده هستيد ، ما كه اينجا كارخانه شبكه سازي توليد نكرديم ، ما خودمان با هزار خون دل آمديم و اگر شما بياييد وضع استوديو شبكه ما را ببينيد اصلا باورتان نمي شود چون به همه چيز شبيه است غير از شبكه جهاني.
دوستان ما دارند شبانه روز دارند جهاد مي كنند و واقعا من بعضا از دوستانمان احساس شرم دارم كه اينطورشبانه روز شبكه را اداره مي كنند.
و اضافه درب اين شبكه به روي علماي اهل سنت باز است ، مگر جناب مولوي لاشاري ، جناب مولوي راستي و غيره آمدند اينجا و عقايد خود را مطرح كردند كسي جلوي آنها را گرفت ؟
بيننده :
آقاي قزويني فرق مي كند يك شبكه مستقل با شبكه شما ، آن شبكه اي كه خود اهل سنت ايران
استاد قزويني :
خوب آقا جان خودشان بروند باز كنند به من چه ؟ من تعجب مي كنم از شما.
بيننده :
ما بايد چه كسي را ببينيم كه يك شبكه اي داشته باشيم ؟ چطور مي شود كه شما شبكه داشته باشيد ولي اهل سنت نداشته باشند ؟
استاد قزويني :
خوب بروند بزنند به من چه مربوط ؟ مگر همه شيعه ها شبكه دارند كه من دارم ؟ الان ايران چقدر شيعه دارد ؟
بيننده :
بالاي ٥٠ ميليون
استاد قزويني :
خوب از ٥٠ ميليون چند نفر شبكه دارند ؟
بيننده :
آقاي قزويني صداي ملي ايران هر روز برنامه دارد.
استاد قزويني:
آقا خليل من كاري به صداي ملي ايران ندارم
مجري :
اين شبكه خصوصي و شخصي است و شبكه هاي دولت جمهوري اسلامي تابع نظام و قانون جمهوري اسلامي است و شما اگر خودتان توان داريد برويد همان گونه كه استاد شبكه زدند مجوزش را بگيريد و استفاده كنيد ، مضافا بر اينكه شبكه هاي سني هم كم نيستند.
بيننده :
من گفتم براي اينكه براي شما راحتر بكنم تا مردم شما بفهمند وهابي با سني چقدر فرق دارد كه براي شما هم خوب مي شود.
مجري :
بله خوب تمكن مالي دارند بروند شبكه بزنند.
استاد قزويني :
ما گفتيم شبكه زديم و زحمتش را كشيديم و شبكه ما خارج از كشور است و فقط دفترش در كشور ايران است ، شبكه ما نه در ايران ثبت شده و نه مجوز گرفتيم و اين را علنا اعلام مي كنيم ، شبكه ما خارج از كشور است و الان كه شما صداي ما را مي شنويد در حقيقت از فرانسه و پاريس صداي ما بالا مي رود و فقط دفتر ما در قم است و گرنه تمام امكانات ما خارج از كشور است و در خارج از كشور هم ثبت كرديم.
اين زحمت را كشيديم شبكه را تاسيس كرديم و گفتيم درب اين شبكه به روي تمام عزيزان اهل سنت باز است شما بفرماييد به آقايان اهل سنت بگوييد تشريف بياورند اينجا اگر ما جلوگيري از صحبت آنها كرديم بعد شما بگوييد چرا جلوگيري كرديد.
آقايان بايد بروند ماهي ٣٠٠-٤٠٠ميليون تومان هزينه كنند و شبكه راه بياندازند ما اين زحمت را كشيديم و شبكه راه انداختيم آقايان بيايند صحبت كنند.
خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد فرج مولاي ما بقية الله الأعظم نزديك نموده و ما را از ياران آن بزرگوار قرار بده.
اللهم عجل لوليك الفرج