سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٤١ - بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت

بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت

کد مطلب: ٥٣٧٤ تاریخ انتشار: ١٨ مرداد ١٣٩١ تعداد بازدید: ٣٩٨٧ سخنراني ها » شبکه ولايت بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
پاسخ به شبهات ديني ٩١/٠٥/١٨

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١٨ / ٠٥ / ٩١

استاد قزويني:

ايام شهادت امير المؤمنين سلام الله عليه را به پيشگاه مقدس فرزند عزيز و گراميش بقية الله الاعظم ارواحنا فداه؛ آن عصاره عالم وجود و آن نازنين وجودي كه «بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الارض و السماء» و به همه مسلمان ها و شيعيان تسليت و تعزيت عرض مي كنم.

خدا را به آبروي امير المؤمنين سوگند مي دهم (كه عزيزترين و گرامي ترين بنده در نزد خداي عالم است) پاداش ما را فر، جمولاي مان بقية الله الاعظم قرار بدهد ان شاء الله.

در بعضي از منابع خبري آمده است كه يك روزي امير المؤمنين سلام الله عليه به نبي گرامي التماس دعا كرد و فرمود: يارسول الله من را هم دعا كن.

رسول گرامي دست مبارك شان را بلند كردند و فرمودند: خدايا به حق علي حوائج علي را برآورده كن.

بعضي هايي كه آنجا بودند كه مي گويند: عباس عموي پيغمبر بود عرض كرد: يارسول الله اين چه دعايي بود كردي و خدا را به حق علي قسم دادي؟

حضرت فرمود: من نگاه كردم در عرش الهي ديدم عزيزتر و گرامي تر و محبوب تر از علي عليه السلام نيست و براي همين خدا را به آبروي علي سوگند دادم.

ديشب هم ما مفصل مداركش را عرض كرديم كه يكي از مهم ترين فضيلت اميرالمؤمنين اين است كه:

يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ.

صحيح مسلم ، ج٤، ص ١٨٧١

عزيزترين و گرامي ترين بنده خدا بعد از نبي مكرم، صلي اله عليه وآله آن نازنين وجود است.

اميدواريم كه ان شاء الله اين تلاش هاي ما و اظهار ارادت و محبت و عشق ما و ولايت ما دست مايه بزرگي باشد به هنگام جان كندن و ورودمان به عالم قبر و عالم برزخ و ورودمان به عرصات محشر.

به اميد آنكه اميرالمؤمنين سلام الله عليه گوشه چشمي به ما كند كه اگر گوشه چشمي كرد هم دنياي مان و هم آخرت و هم دين و هم امور ظاهري و هم امور باطني ما و همه چيزمان درست است.

مجري:

از نظر علماي اهل سنت، چند آيه درباره اميرالمؤمنين در قرآن داريم؟

استاد قزويني:

ديشب ادله عقلي بر امامت و خلافت اميرالمؤمنين را مطرح كرديم و فضائل و مناقب و ويژگي هاي منحصر به فرد علي را از منابع اهل سنت آن هم با سندهاي، صحيح مطرح كرديم و گفتيم: اگر چنانچه هيچ نصي چه از قرآن و سنت بر خلافت و امامت اميرالمؤمنين نباشد و پيغمبر به عهده مردم گذاشته باشند، اگر بنا باشد انتخاب اصلح ملاك باشد، جز اميرالمؤمنين سلام الله عليه گزينه ديگري نداريم؛ چون فضائلي كه اميرالمؤمنين دارد منحصر به فرد است و هيچ يك از، صحابه هم پا و هم سنگ اميرالمؤمنين سلام الله عليه نيست.

و ما گفتيم: آقايان اهل سنت ٣ ويژگي اجماعي براي خليفه مطرح مي كنند:

١-علم؛

٢-شجاعت؛

٣-عدالت.

در اين ٣ ويژگي هم اميرالمؤمنين سرآمد تمام، صحابه است؛ بلكه سرآمد همه انبياء غير از نبي مكرم، صلي الله عليه وآله است و در آن شك و شبهه نيست.

اگر براي بعضي از منافقين و خوار، ج عصر قضيه گران مي آيد، بيايند با هم بحث كنيم كه اگر توانستيم ثابت كنيم كه هيچ و مردم مي دانند كه اميرالمؤمنين سلام الله عليه بعد از نبي گرامي از همه انبياء افضل است و ما شك و شبهه در آن نداريم.

هم ادله قرآني داريم و هم ادله از سنت داريم.

اگر راست مي گوييد بياييد با هم بحث كنيم.

اگر با ما جرأت نمي كنيد با دوستان ما بحث كنيد و يا با شير مردان و شير زنان بيننده بحث كنند؛ چون اين ها به قدري اين مباحث ما را ديده اند الحمد لله اين مباحث براي شان ملكه شده است.

در شجاعت و عدالت و علم كه اين سه ويژگي ملاك باشد براي انتخاب خليفه جز اميرالمؤمنين هيچ فردي در اين زمينه نمي تواند كانديد باشد و غير از علي را كسي انتخاب كند بايد پا روي وجدان خود گذاشته باشد.

ثعلبي نيشابوري كه متوفاي ٤٢٧ هجري است مي گويد:

ما نزل في أحد من القرآن ما نزل في علي بن أبي طالب.

تفسير الثعلبي ج٢ ، ص ٢٧٩ و الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢ ، ص ٣٧٣

آنچه كه در رابطه با اميرالمؤمنين در قرآن نازل شده است در حق احدي نازل نشده است.

ذهبي هم وقتي به خود ثعلبي مي رسد مي گويد:

الإمام الحافظ العلامة شيخ التفسير... وكان، صادقا موثقا.

سير أعلام النبلاء ، ج١٧ ، ص ٤٣٥ و سير أعلام النبلاء، ج١٧، ص ٤٣٧

استاد تفسير است.

جناب سيوطي كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است كه وقتي از دنيا رفت گفتند: علم در زير خاك ها دفن شد.

ايشان مي گويد: ابن عساكر از ابن عباس نقل كرده است كه آنچه كه درباره اميرالمؤمنين نازل شده است در حق احدي نازل نشده است و ابن عباس گفته است كه:

وأخرخ ابن عساكر عن ابن عباس قال نزلت في علي ثلثمائه آية.

تاريخ الخلفاء ، ج١ ، ص ١٧٢ و الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة ، ج٢ ، ص٣٧٣

٣٠٠ آيه در قرآن در حق علي نازل شده است.

اين كه علامه مجلسي نيست كه به باد فحش و استهزاء بگيريد. علامه حلي نيست كه امام و پيغمبر شما ابن تيميه ناصبي بگويد: ابن المنجس و از اين تعابير زشت و وقيحي كه لايق خودش بوده است، نثار او كند.

همچنين جناب طبراني كه متوفاي ٣٦٠ است در كتاب معجم كبير خود كه مي گويند احاديث، صحيح و معتبر را انتخاب كرده است نقل مي كند از عكرمه از ابن عباس مي گويد:

ما أَنْزَلَ اللَّهُ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِلا عَلِيٌّ أَمِيرُهَا وشَريفُهَا وَلَقَدْ عَاتَبَ اللَّهُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ، صلي اللَّهُ عليه وسلم في غَيْرِ مَكَانٍ وما ذَكَرَ عَلِيًّا إِلا بِخَيْرٍ.

المعجم الكبير ، ج١١، ص ٢٦٤و فضائل الصحابة لابن حنبل ، ج٢ ، ص ١١١٣

هر كجا يا ايها الذين امنوا آمده است علي بن ابي طالب به عنوان اميرالمؤمنين و شريف المؤمنين در آن مطرح است در چند جاي قرآن خداي عالم اصحاب پيغمبر را مورد عتاب قرار داده است و مذمت كرده است و قرآن علي را جز به خوبي ياد نكرده است.

آقاي ابن ابي حاتم كه متوفاي ٣٢٧ است ابن تيميه در مورد ايشان مي گويد: تفسير ابن ابي حاتم از تفاسيري است كه:

المعتمد عليها في المنقولات.

آقاي ابن ابي اين روايت را ذكر كرده است.

تفسير ابن أبي حاتم ، ج١، ص ١٩٦

آقاي ابن حجر عسقلاني در كتابي كه در رد شيعه نوشته است همين روايت را مطرح كرده است.

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج٢، ص ٣٧٢

البته روايت خيلي زياد است كه تقريباً نزديك ٣٨ روايت است من به اختصار به اين ها اشاره كردم.

اين بحث هاي سه شب ،گزينشي از بحث هاي ادله امامت و ولايت اميرالمؤمنين سلام الله عليه است.

بحثي كه ديشب كرديم در حقيقت عصاره و چكيده يك ترم تدريس دانشگاهي من كه ١٧ جلسه يك ساعت و نيم بوده است.

ما تلاش كرديم اين ها را خيلي خلاصه به، صورت يك بسته آماده براي بينندگان عزيز و طلبه هاي بزرگوار داخل و خارج و اساتيد حوزه هاي علميه و اساتيد دانشگاه ها كه دنبال اين بحث ها هستند و آن دسته از عزيزاني كه در بحث مناظره با وهابيت در خط مقدم هستند اين نكات را ياداشت كنند و اگر سؤالي داشتند از ما بپرسند ما در خدمت شان هستيم.

مجري:

بعضي از علماي شيعه مي گويند: آيه ٥٥ سوره مائده قوي ترين دليل براي ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است، لطف كنيد در اين باره توضيح بدهيد.

استاد قزويني:

من فقط عبارتي را كه از مرحوم شيخ طوسي است به اختصار عرض مي كنم تا به سؤال هاي بعدي حضرت عالي برسيم.

مرحوم شيخ الطائفه، شيخ طوسي كه متوفاي ٤٦٠ هجري است مي گويد:

وأما النص علي إمامته من القرآن ، فأقوي ما يدل عليها قوله تعالي : (إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون)

تلخيص الشافي، ج٢، ص ١٠ .

عبارت هاي متعددي ايشان آورده است، مي گويد: قوي ترين دليل قرآني بر امامت اميرالمؤمنين اين آيه شريفه است.

اصل كتاب شافي كه الشافي للامامة مال سيد مرتضي رضوان الله تعالي عليه است كه متوفاي ٤٣٦ است و تلخيص شافي مال شاگرد بزرگوارشان مرحوم شيخ طوسي است.

جناب علامه ميلاني از ١٨ نفر از، صحابه و مشاهير تابعين آورده است كه اين آيه در حق اميرالمؤمنين نازل شده است.

نفحات الأزهار - السيد علي الحسيني الميلاني، ج٢٠، ص ١٢

٦٣ نفر از كبار پيشوايان و حفاظ و علماي اعلام اهل سنت آورده اند كه اين آيه در حق اميرالمؤمنين سلام الله عليه نازل شده است.

ان شاء الله در فرصت هايي كه در برنامه حبل المتين داريم اين ها را مفصل مطرح مي كنيم.

مجري:

يكي از مهمترين اشكلاتي كه وهابيت در مورد اين آيه بيان مي كنند اين است كه اين آيه جمع آمده است؛ ولي اميرالمؤمنين مفرد است، اگر مي شود اشكال و جواب را توضيح دهيد.

استاد قزويني:

اگر بخواهيم به اشكالات وهابيت به اين آيه برسيم بايد دو يا سه جلسه، صحبت كنيم.

ما در پاسخ دكتر قفاري در نقد كتاب اصول مذهب شيعه، حدود ١٤٠، صفحه شبهات وهابيت را پيرامون اين آيه پاسخ داده ايم.

دوستان به جلد اول كتاب «نقد اصول مذهب شيعه» كه عصاره عمر من بوده است مراجعه كنند. احساس مي كنم اين كتاب در نوع خودش اگر بي نظير نباشد كم نظير است.

بعضي از دوستان تلاش داشتند اين ترجمه به فارسي شود؛ ولي بعضي ها چون آدم هاي نيكي هستند و هزار وعده ي نيكان يكي وفا نشود.

جلد اول آن را يكي از شاگردان خودم ترجمه كردند و در سايت هم گذاشته ايم.

من احساس مي كنم كه هر كدام از مراجع عظام تقليد به ويژه حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي و، صافي گلپايگاني خواندند ما را مورد تشويق قرار دادند.

حضرت آيت الله، صافي گلپايگاني مي گفت: من گمان نمي كردم در حوزه محققان توانمندي داشته باشيم كه اين طور دندان شكن به وهابي ها جواب داده باشد.

ما حاضر هستيم براي آقايان كارشناس از طريق اينترنت اين كتاب را تدريس كنيم كه يك مقداري بدانند چه مي گويند و جهل و عناد خودشان را به نمايش نگذارند و بي سوادي و تناقض هاي خودشان را متوجه شوند.

يك آدمي كه يك مقدار عقل و شعور داشته باشد اين طور بي گدار به آب نمي زند كه آبروي و حثيت خودش را ببرد كه اين آقايان حتي از يك كارمند ساده آموزش و پرورش يا بهزيستي يا اداره كه يك ساعت حوزه نديده است؛ ولي از اين بحث هاي آگاهي دارد، همان طوري كه جن از بسم الله مي ترسد و شيطان از اولياء الله مي ترسد اين ها از اين بچه شيعه ها مي ترسند.

اگر هيچ دليلي بر بطلان اين آقايان نداشته باشيم، همين ترس و وحشت اين ها بر بطلان اين ها كفايت مي كند.

من يكي دو نمونه از حرف هاي ابن تيميه ناصبي را مطرح مي كنم بعد به جواب اين ها مي پردازم كه شايد طولاني شود.

من به همين يك مورد اكتفا مي كنم و تفصيل آن را بعد ها عرض مي كنم.

ابن تيميه مي گويد:

وقد وضع بعض الكذابين حديثا مفتري أن هذه الآية نزلت في علي لما تصدق بخاتمه في الصلاة وهذا كذب بإجماع أهل العلم بالنقل.

منهاج السنة النبوية ، ج٢ ، ص ٣٠

بعضي از دروغگويان يك حديث دروغي درست كرده اند و افترايي زده اند كه اين آيه ٥٥ سوره مائده در حق علي نازل شده است هنگامي كه علي انگشترش را در نماز به سائل داده است و اين دروغ است به اجماع اهل علمي كه آگاهي در نقل دارند.

حتماً اين آقا در آينه نگاه كرده است و قيافه خودش را ديده است و تصور كرده است كه تمام دنيا در اين آينه جمع شده است و براي همين ايشان ادعاي اجماع كرده است.

و مي گويد:

اجمع أهل العلم بالنقل علي أنها لم تنزل في علي بخصوصه.

منهاج السنة النبوية ، ج٧ ، ص ١١

درباره علي چيزي از قرآن نازل نشده است و علي انگشتري در نماز نداده است و اهل علم به حديث عقيده دارند اين داستان دروغ و ساختگي است.

و در جاي ديگر مي گويد:

وجمهور إلامة لم تسمع هذا الخبر.

منهاج السنة النبوية، ج٧ ، ص ١٧

جمهور امت اسلامي چنين روايتي را نشنيده اند.

بعد در جاي ديگري مي بيند كه تعداد زيادي از مفسرين و مورخين و ١٨ نفر از، صحابه و بيش٦٠ نفر از علماء بزرگ اهل سنت اين قضيه را نقل كرده اند، مي گويد:

أما أهل العلم الكبار أهل التفسير مثل تفسير محمد بن جرير الطبري و بقي بن مخلد و ابن أبي حاتم فلم يذكروا فيها مثل هذه الموضوعات.

منهاج السنة النبوية ، ج٧، ص ١٣

اما اهل علمي كه خيلي بزرگ هستند مثل ابن جرير طبري و ابن ابي حاتم كه جعليات را نقل نمي كنند، اين روايت را نقل نكرده اند.

در آنجا مي گويد: اجماع امت است همچنين چيزي نقل نشده است در اينجا مي گويد: اگر بقيه نقل كرده باشند ابن جرير طبري و ابن ابي حاتم كه نقل نكرده است و اين ها آدم هايي هستند كه موضوعات را نقل نمي كنند.

من چند نمونه از همين حرف اخيرش را مطرح مي كنم و قضاوتش را به عهده شما و اهل سنت و آن هايي كه عقل و شعور و وجدان شان را قفل كرده اند و كليد آن را به دست ابن تيميه داده اند و هر حرفي كه اين منافق مي زند دنبال او هستند مي گذارم.

جناب سقاف مي گويد:

ابن تيميه منافق ناصبي.

اين تعبير مال من نيست.

شايد ما در يكي از بحث هايمان اقوال بزرگان اهل سنت چه در گذشته و چه معاصر كه تعبير كرده اند كه ابن تيميه ناصبي و منافق است را بيان كنيم.

من حدود ٧٥ مورد از علماي بزرگ را جمع كردم كه شهادت دادند كه ابن تيميه منافق و ناصبي است.

ديروز از حسن بن فرحان مالكي خوانديم كه هركس رواياتي را كه در فضيلت اميرالمؤمنين آمده است انكار كند ناصبي است و احاديث صحيح را تضعيف كند، ناصبي است.

آن آقا مي گويد: اجماع امت است كه كسي نقل نكرده است.

١٨ نفر از، صحابه و بزرگان آورده اند و اين ها هيچ كدام از نظر آقاي ابن تيميه آدم نيستند؛ ولي من همان حرف اخيرش را كه مي گويد: ابن ابي حاتم و طبري نقل نكرده است مي گيرم.

ابن ابي حاتم در تفسير خود از سلمة بن كهيل نقل مي كند:

حدثنا أبو سعيد الأشج ثنا الفضل بن دكين أبو نعيم الأحوال ، ثنا موسي بن قيس الحضرمي عن سلمة بن كهيل قال : تصدق علي بخاتمه وهو راكع فنزلت انما وليكم الله ورسوله والذين امنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون.

تفسير ابن أبي حاتم ، ج٤، ص ١١٦٢

اميرالمؤمنين انگشترش را در حال ركوع، صدقه داد و سپس اين آيه نازل شد.

ابن تيميه خلع، صلاح شد؛ يعني معلوم شد كه چقدر دروغگو است كه مي گويد: ابن ابي حاتم نقل نكرده است؛ ولي معلوم شد كه ابن ابي حاتم نقل كرده است.

اين روايت از ابو سعيد اشج از فضل بن دكين از ابو نعيم احول از موسي بن قيس حضرمي از سلمة بن كهيل بوده است.

ما تك تك اين ها را روي شان كار مي كنيم.

١-ابن ابي حاتم:

خود ابن تيميه مي گويد:

من العلماء الأكابر الذين لهم في الإسلام لسان صدق و تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير.

منهاج السنة النبوية ، ج٧، ص ١٧٩

آقاي ابن ابي حاتم جزء كساني است كه در اسلام زبان راست دارند و تفسير اين ها متضمن رواياتي است كه قابل اعتماد در تفسير است.

اين شهادت مسئله را تمام مي كند؛ يعني ابن ابي حاتم كه نقل كرد مسئله تمام مي شود؛ ولي ما براي اين كه قضيه را واضح تر كنيم بيشتر بررسي مي كنيم.

خود ابن ابي حاتم در مقدمه كتاب خود مي گويد: من در اين كتابم، صحيح ترين خبر را از نظر سند و شبيه ترين متن به واقعيت را آورده ام:

فتحريت اخراج ذلك بأصح الاخبار اسنادا ، وأشبهها متنا ،

تفسير ابن أبي حاتم - ابن أبي حاتم الرازي، ج١، ص ١٤

٢-ابو سعيد اشج:

آقاي ذهبي مي گويد:

ثقة إمام أهل زمانه.

الكاشف، ج١، ص ٥٥٨

ثقه است و امام اهل زمان خود بوده است.

ابن حجر هم مي گويد:

ثقة.

تقريب التهذيب، جلد١، صفحه ٤٩٧

ثقه است.

٣-فضل بن دكين:

آقاي ابن حجر مي گويد:

ثقة ثبت وهو من كبار شيوخ البخاري.

تقريب التهذيب - ابن حجر ، ج٢، ص ١١

ثقه است و مورد اعتماد است و از بزرگان اساتيد بخاري است.

٤-موسي قيس حضرمي:

يحيي بن معين مي گويد:

ثقة.

الجرح والتعديل، ج٨، ص ١٥٧

ثقه است.

ذهبي مي گويد:

ثقة شيعي.

الكاشف، ج٢، ص ٣٠٧

ثقه است و شيعي است.

٥-سلمة بن كهيل:

يحيي بن معين مي گويد:

ثقة.

تهذيب الكمال - المزي ، ج١١، ص ٣١٥

ثقه است.

عجلي مي گويد:

كوفي تابعي ثقة.

تهذيب الكمال - المزي، ج١١، ص ٣١٥

تابعي است وثقه است.

محمد بن سعد، صاحب طبقات مي گويد:

كان ثقة.

تهذيب الكمال - المزي، ج١١، ص ٣١٥

ثقه است.

ابو زرعه مي گويد:

ثقة.

تهذيب الكمال - المزي، ج١١، ص ٣١٦

ثقه است.

ابو حاتم هم مي گويد:

ثقة.

تهذيب الكمال - المزي ، ج١١، ص ٣١٦

ثقه است.

روايت دوم باز از ابن ابيحاتم است.

آقاي ابن تيميه و پيروان ابن تيميه كه از او به شيخ الاسلام تعبير مي كنيد!، يك مقدار خجالت بكشيد و حيا كنيد و اين قدر درباره اميرالمؤمنين جفا نكنيد، گذشت آن زماني كه جولان بدهيد و هر جنايتي نسبت به اميرالمؤمنين داشته باشيد.

امروز عصر رسانه است و ما به حول و قوه الهي با عنايت فرزند بزرگوار اميرالمؤمنين حضرت ولي عصر ارواحنا فداه، شما و ارباب هايتان را با منطق و دليل رسوا مي كنيم و ثابت مي كنيم كه اساس مذهب و دينتان و اعتقاداتان بر محور دروغ و افتراء استوار است.

از عتبة بن ابي حكيم آورده است كه مي گويد:

٦٥٤٩ حدثنا الربيع بن سليمان المرادي ، ثنا أيوب بن سويد عن عقبة بن أبي حكيم في قوله : انما وليكم الله ورسوله والذين امنوا قال : علي بن ابي طالب.

تفسير ابن أبي حاتم ، ج٤، ص ١١٦٢

مراد از اين آيه علي بن ابي طالب است.

سند روايت:

١-ربيع بن سليمان مرادي:

ابن حجر مي گويد:

ثقة.

تقريب التهذيب، ج١، ص ١٨٨٣

ثقه است.

٢-ايوب بن سويد:

آقاي عسقلاني مي گويد:

صدوق يخطيء

تقريب التهذيب، ج١، ص ٦٠٧

صدوقي است كه خطا هم كرده است، البته ما ٥٠ مورد از اساتيد بخاري را داريم كه به آن كثير الخطاء مي گويند.

آقاي حاكم نيشابوري در روايتي كه ايوب سويد در آن است مي گويد:

هذا حديث، صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه.

المستدرك - الحاكم النيسابوري، ج٢، ص ١٩٨

٣-عتبة بن ابي حكيم:

يحي بن معين مي گويد:

ثقة.

تهذيب الكمال - المزي، ج١٩، ص ٣٠١

ثقه است.

روايتي هم آقاي ابن جرير طبري دارد و اين در حالي است كه ابن تيميه گفته بود ابن جرير همچنين روايتي نياورده است. متن روايت اين است:

حدثنا إسماعيل بن إسرائيل الرملي ، قال : ثنا أيوب بن سويد ، قال : ثنا عتبة بن أبي حكيم في هذه الآية : إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا قال : علي بن أبي طالب.

جامع البيان عن تأويل آي القرآن - محمد بن جرير الطبري، ج٦، ص ٣٩٠

اين آيه در حق علي نازل شده است.

سند آن:

١-ابن جرير طبري:

ذهبي مي گويد:

كان ثقة، صادقا حافظا رأسا في التفسير إماما في الفقه والإجماع والاختلاف.

سير أعلام النبلاء ، ج١٤، ص ٢٧٠

ثقه و، صادق و حافظ است و در تفسير يك رأس است و در فقه امام است.

٢-اسماعيل بن إسرائيل الرملي:

ابن ابي حاتم مي گويد:

كتبنا عنه وهو، صدوق.

الجرح والتعديل، ج٢ ، ص ٥٢٩

٣-ايوب بن سويد:

ابن حجر مي گويد:

صدوق يخطيء.

تقريب التهذيب، ج١، ص ٦٠٧

٤-عتبة بن ابي حكيم:

در سند قبل هم بود در اينجا هم آمده است.

هيچ شبهه اي در اعتبار روايات وجود ندارد.

اگر روايت سندا، صحيح نباشد، ابن تيميه مي گويد:

تفسير ابن جريج و ابن جرير الطبري و محمد بن أسلم الطوسي و ابن أبي حاتم من العلماء الأكابر الذين لهم في الإسلام لسان، صدق و تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير.

منهاج السنة النبوية ، ج٧، ص ١٧٨ و ١٧٩

تفسير ابن جريج و ابن جرير طبري و ابن ابي حاتم از علماء و اكابري كه لسان، صدق دارند و تفسيرشان متضمن رواياتي است كه قابل اعتماد است.

بنابراين آقاياني كه در شبكه هاي نفاق نسبت به اين آيه چرنديات مي گويند و حقايق تاريخي را انكار مي كنند و در روز روشن منكر آفتاب شده اند، حداقل چشم باز كنند اين ها را ببينند و به جاي فحش دادن و اهانت كردن اين ها را نقل كنند و جواب دهند.

مجري:

برخي مدعي شدند كه اجماع اهل سنت بر اين است كه اين آيه در حق اميرالمؤمنين نازل شده است، آيا مدركي بر اين اجماع است؟

استاد قزويني:

آقاي آلوسي كه سلفي است و وهابيت هم قبولش دارند، مي گويد:

وغلب الأخباريين علي أنها نزلت في علي كرم الله تعالي وجهه.

روح المعاني، ج٦، ص ١٦٧

غالب محدثين و خبرنگاران مي گويند: كه اين آيه ٥٥ سوره مائده در حق علي نازل شده است.

باز مي گويد:

والآية عند معظم المحدثين نزلت في علي كرم الله تعالي وجهه.

روح المعاني، ج٦، ص ١٨٦

آقايان از اين عبارت آقاي آلوسي جواب بدهند، طرفداران آقاي ابن تيميه از اين جواب بدهند.

آقاي عضد الدين ايجي كه از استوانه ها و فرسان كلام اهل سنت است كه متوفاي ٧٥٦ است مي گويد:

وقد أجمع أئمة التفسير علي أن المراد بالذين يقيمون الصلاة إلي قوله تعالي وهم راكعون علي فإنه كان في الصلاة راكعا فسأله سائل فأعطاه خاتمه فنزلت الآية.

المواقف للإيجي ، ج٣، ص ٦١٤

اجماع دارند پيشوايان تفسير بر اين كه مراد «الذين يقيمون الصلاة تا آنجايي كه مي فرمايد وهم راكعون» علي عليه السلام است؛ چون در نماز در حال ركوع سائلي از علي تقضاي كمك كرد و حضرت علي انگشترش را به او داد و اين آيه نازل شد.

آقاي ابن حجر در مورد عضد الدين ايجي مي گويد:

وكان إماما في المعقول قائما بالأصول والمعاني والعربية مشاركا في الفنون.

الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة ، ج٣، ص ١١٠

امام در معقولات است و به پا دارنده اصول شريعت است و در فنون ديگر هم تسلط دارد.

آقاي تفتازاني كه متوفاي ٧٩٣ است، ادله شيعه را درباره نزول آيه ٥٥ سوره مائده در حق اميرالمؤمنين را مطرح مي كند و هيچ رد و نقدي هم ندارد.

شرح المقاصد في علم الكلام، ج٢، ص ٢٨٨

ابن حجر هم درباره تفتازاني مي گويد:

الامام العلامة.

الدرر الكامنة جلد ٤، صفحه ٣٥٠

يعني آدم منبري و آخوند و عادي نبوده است.

آقاي جرجاني اتفاق مفسرين را نقل مي كند و ادله شيعه را رد مي كند؛ ولي در مورد ادعاي اجماع، هيچ حرفي نمي زند.

شرح المواقف في علم الكلام جلد ٨، صفحة٣٦٠

سخاوي هم درباره سيد جرجاني مي گويد:

علامة دهره.

الضوء اللامع لأهل القرن التاسع - شمس الدين السخاوي، ج٥، ص ٣٢٩

علامه دهر بوده است و امام در جميع امور عقليه و غير عقليه بوده است.

همين طور قوشجي اين عبارت و ادله شيعه را بر نزول اين آيه در حق اميرالمؤمنين نقل و نقد مي كنند؛ ولي اجماع را نقل مي كنند و رد نمي كنند.

اين يك قاعده كليه علمي است كه اگر فردي مطلبي را از مخالف نقل كند و نقد نكند مي گويند: ايشان قبول كرده است. اگر واقعاً اين را قبول نداشت مثل ديگر ادله رد مي كرد.

با توجه به اين قضيه، اجماع مفسرين در نزول آيه در حق اميرالمؤمنين، ثابت است.

اگر اجماع را هم رد كنيم آقاي آلوسي باصراحت مي گويد: اين آيه در حق اميرالمؤمنين سلام الله عليه نازل شده است و اين مسائل به قدري واضح و روشن است كه من گمان نمي كنم نيازي بر دليل در اين زمينه داشته باشيم.

اين ها را مفصل بعداً بيان خواهم كرد تا ثابت شود اين مطالبي كه اين حضرات نقل مي كنند همه حرف هاي بي اساس و بي پايه و شبهات اين ها اصلاً و ابداً نمي شود به حساب آورد.

روايتي است از اميرالمؤمنين سلام الله عليه كه مي فرمايد: اين آيه در حق خودش نازل شده است در كتاب معرفة العلوم الحديث جلد ١، صفحة ١٠٢ و شواهد التنزيل حسكاني جلد ١، صفحه ٢٢٧ وجود دارد.

روايت ابن عباس كه اين مطلب را مي گويد در كتاب كنز العمال جلد ١٣، صفحه ١٠٨ وجود دارد و روايت عمار در كتاب معجم الاوسط طبراني جلد ٦، صفحه ٢١٨ وجود دارد.

روايت سلمة بن كهيل در كتاب تاريخ دمشق جلد ٢٤، صفحه ٣٥٧ و روايت مجاهد در كتاب در المنثور جلد ٢، صفحه؟؟؟

روايت عتبة بن ابي حكيم و روايت سدي و روايت آقا امام باقر سلام الله عليه از نظر تفاسير طبري كه متوفاي ٣١٠ يا ٣١١ است در جامع البيان جلد ٦، صفحه ٣٨٩ نقل كرده است.

جصاص از مفسران بزرگ اهل سنت است كه متوفاي٣٧٠ است در كتاب احكام القرآن نقل كرده است.

علامه حسكاني، در شواهد التنزيل خود نقل كرده است.

ابن جوزي در زاد المسير نقل كرده است.

امام قرطبي و ابن كثير و سيوطي در تفسيرشان نقل كرده است.

جناب علامه سيد علي ميلاني از ٦٣ نفر از بزرگان اهل سنت نقل كرده است كه اين آيه در حق اميرالمؤمنين نازل شده است.

مجري:

چرا اين آيه قوي ترين دليل بر ولايت و امامت اميرالمؤمنين عليه السلام است؟

استاد قزويني:

من به اختصار اين را بيان مي كنم كه به بحث هاي بعدي برسيم.

مرحوم شيخ الطائفه شيخ طوسي مي گويد: قوي ترين نص بر امامت حضرت از قرآن آيه ٥٥ سوره مائده است.

و مي گويد: علت اين كه ما مي گويم قوي است؛ چون ثابت شده است كه مراد از لفظ وليكم در اين جا؛ يعني كسي كه تدبير عموم مردم و كارهاي سياسي و اجتماعي مردم را به عهده مي گيرد و بر مردم اطاعت ايشان واجب و لازم است و ثابت شد كه «الذين آمنوا» در رابطه با اميرالمؤمنين سلام الله عليه است.

و اين دو قضيه ثابت مي كند كه اميرالمؤمنين براي ما امام است.

كلمه ولي در سنت، صحيحه آمده است (كه ما قبلا بيان كرديم) كه پيغمبر فرمود: علي جان:

أنت ولي كل مؤمن بعدي.

الاستيعاب، ج٣، ص ١٠٩١

تو ولي امر همه مؤمنين بعد از من هستي.

الباني هم مي گويد:

و أخرجه أحمد ومن طريقه الحاكم و قال:، صحيح الإسناد و وافقه الذهبي و هو كما قالا.

السلسلة الصحيحة جلد ٥، صفحه ٢٢٢

حاكم نيشابوري و ذهبي گفته اند كه اين روايت، صحيح است و حق همين است كه اين روايت، صحيح است.

حاكم نيشابوري مي گويد: پيغمبر فرمود:

إن عليا مني وأنا منه وولي كل مؤمن هذا حديث، صحيح علي شرط مسلم ولم يخرجاه.

المستدرك علي الصحيحين ، ج٣، ص ١١٩

علي از من است و من از علي هستم و او ولي همه مؤمنين است.

اين آيه در شأن نزولش در سياق حديث منزلت آمده است.

آقاي ابن مردويه كه از بزرگان اهل سنت است و ذهبي و ديگران تجليل هاي ويژه اي براي او نقل كرده اند از ابن عباس از ابوذر نقل مي كند كه ابوذر مي گويد: ما با پيغمبر نماز ظهر را خوانديم و جمعيت رفته بودند و سائلي آمد در مسجد و كسي چيزي به او نداد و اميرالمؤمنين در حال ركوع بود اشاره كرد به انگشتشان و در انگشتشان انگشتر بود و آن سائل جلو آمد و انگشتر را گرفت:

وذلك بمرأي من النبيّ (، صلي الله عليه وسلم ) وهو يصلي.

پيغمبر هم نگاه مي كرد و قضيه جلوي چشم پيغمبر بود وقتي كه پيغمبر از نماز فارغ شد فرمود: خدايا برادرم موسي از تو درخواست كرد و فرمود:

رَبِّ اشْرَحْ لي، صدْري * وَيَسِّرْ لي أَمْري * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَاني * يَفْقَهُواْ قَوْلي * وَاجْعَل لّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلي * هَرُونَ أَخي * اشْدُدْ بِهِ أَزْري * وَأَشْرِكْهُ في أَمْري.

خدايا براي من از خانواده ام برادرم را جانشينم قرار بده، خدايا وقتي حضرت موسي همچين درخواستي كه كرد در جواب فرموديد:

سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَنًا فَلاَ يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بئَايَاتِنَآ.

من برادرت را كمك تو قرار مي دهم و براي شما سلطنت و حكومت قرار مي دهم خدايا:

وأنا محمّد نبيّك وصفيّك، اللّهمّ، فاشرح لي، صدري، ويسّر لي أمري، واجعل لي وزيراً من أهلي عليّاً اشدد به ظهري.

من محمد پيغمبر و انتخاب شده تو هستم و همان درخواستي كه حضرت موسي داشت من هم از تو همان درخواست را دارم، من هم از تو مي خواهم علي را وزير و جانشين من قرار بده.

ابوذر مي گويد: سخن پيغمبر تمام نشده بود كه جبرئيل نازل شد از طرف خداي عالم و فرمود:

يا محمّد، اقرأ ، فأنزل الله عليه : ( إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ )

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع ) - أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني -، ص ٢٩٣ ؛ تفسير الثعلبي ، ج٤ ، ص٨٠ و٨١ ؛ تفسير الرازي - فخر الدين الرازي، ج١٢، ص ٢٦ ؛ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني ، ج١، ص٢٣٠ ؛ مطالب السؤول في مناقب آل الرسول ( ع ) - محمد بن طلحة الشافعي، ص١٧٠ و ١٧١؛ الفصول المهمة في معرفة الأئمة - علي بن محمد أحمد المالكي (ابن الصباغ) ، ج١، ص ٥٧٩ و ٥٨٠

چهار ويژگي است كه غير از اميرالمؤمنين كسي ديگر آن را ندارد.

خيلي ها در خبر داريم كه به سائلي گفتند: ما مي رويم نماز مي خوانيم شما بياييد كمك بخواهيد ما اشاره مي كنيم و شما بياييد در ركوع انگشتر ما را در بياوريد؛ بلكه كه آيه در مورد ما نازل شود؛ ولي هيچ خبري نشد.

مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز ور نه در مجلس رندان خبري نيست كه نيست

در اين آيه كلمه «ولي» تكرار نشده است؛ بلكه يك كلمه «ولي» آمده است.

اين «ولي» در حقيقت مبتدا است كه «الله» خبر آن است و «رسول» خبر دوم و «الذين آمنوا» خبر سوم است.

مشخص است كه كلمه «ولي» در هر سه مورد به يك معنا است و آن هم به معناي ولايت تامه و تدبير امور است كه به معني آيه ٦ سوره احزاب است كه مي فرمايد:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ.

اگر بنا بود ولايت خدا با ولايت پيغمبر و با ولايت اميرالمؤمنين تفاوت داشته باشد، بايد مي فرمود:

انما وليكم الله ووليكم رسوله ووليكم الذين آمنوا.

مثل آيه شريفه٦١ سوره توبه كه مي فرمايد:

قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ.

بعضي ها گفتند: پيغمبر بايد هرچه كه ما مي گوييم بگويد چشم و گوش دهد و تصديق كند.

كلمه «يؤمن» دو بار تكرار شده است كه اولي به معني ايمان واقعي است و دومي يعني اين كه به ظاهر حرف هاي شما را تصديق مي كند.

دوستان ملاحظه كنند كه در اين آيه شريفه كلمه «ولي» يك بار آمده است و تكرار نشده است.

اين مسائلي كه ما مطرح كرديم بحث كاملا واضح و روشن است كه خداي عالم در اين آيه چهار مسئله را درباره اميرالمؤمنين آورده است.

اين چهار ويژگي فقط در حق اميرالمؤمنين به اجماع مفسرين اهل سنت و غالب اخباريين و معجم محدثين در حق اميرالمؤمنين سلام الله عليه نازل شده است.

ما حدود ١٢ شبهه اي كه اين ها وارد كرده اند جواب داده ايم.

اين كه اين آيه جمع است يا زكات واجب نبوده است، تمام اين ها را از خود قرآن جواب داده ايم.

مثل آيه ٦١ سوره آل عمران كه به آيه مباهله معروف است كه مي فرمايد:

َنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ َأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ.

اينجا هيچ شكي نيست كه «انفس» جمع است و مراد اميرالمؤمنين است و «نساء» جمع است و مراد از آن حضرت زهرا سلام الله عليها است.

ما نزديك ٦٣ مورد در قرآن يافتيم كه جمع آمده است و مراد از آن مفرد است كه يكي از آن ها سوره مائده است.

مجري:

يكي از ادله محكم شيعه بر امامت حضرت امير عليه السلام آيه ٦٧ سوره مائده كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ.

لطف كنيد اين را هم مقداري مطرح كنيد.

استاد قزويني:

ابن ابي حاتم از ابو سعيد خدري مي گويد:

نزلت هذه الاية يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك في علي بن ابي طالب.

تفسير ابن أبي حاتم ، ج٤، ص ١١٧٢

ابن ابي حاتم خودش مي گويد:

فتحريت اخراج ذلك باصح الاخبار اسنادا ، واشبهها متنا.

تفسير ابن أبي حاتم ، ج١، ص ١٤

من در اين كتابم ملتزم هستم، صحيح ترين خبر را نقل كنم.

ابن تيميه مي گويد:

تفسير ابن جرير و تفسير ابن ابي حاتم متضمن رواياتي است كه قابل اعتماد است.

واحدي در اسباب نزول مي گويد:

نزلت هذه الآية - يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك - يوم غدير خم في علي بن أبي طالب رضي الله عنه.

أسباب نزول الآيات - الواحدي النيسابوري، ص ١٣٥

در غدير خم در حق اميرالمؤمنين سلام الله عليه نازل شده است.

آقاي واحدي هم ملتزم است كه روايات، صحيح را بياورد و خودش مي گويد: من در اين كتاب تلاشم بر اين است كه آنچه روايت دروغ و ضعيف است كنار بگذارم تا مطالعه كتاب من مطالب، صحيح و درست را از اين كتاب گذينش كنند.

ذهبي درباره واحدي مي گويد:

الواحدي الإمام العلامة.

سير أعلام النبلاء ، ج١٨، ص ٣٣٩

آقاي يافعي، صاحب مرآة الجنان هم درباره واحدي مي گويد:

والإمام المفسر أبو الحسن علي بن أحمد الواحدي النيسابوري أستاذ عصره في النحو والتفسير وصنف التفاسير الشهيرة لمجمع علي حسنها.

مرآة الجنان ، ج٣، ص ٩٦

استاد عصرش در نحو و تفسير بوده است و تأليفات مشهوري داشته است و اجماع علماء اهل سنت بر اين است كه تأليفات خوبي دارد.

اين ها در حقيقت يك برگي از قضيه نزول آيه ابلاغ در حق اميرالمؤمنين است.

ما اين ها را به، صورت مفصل در برنامه حبل المتين عرض خواهيم كرد.

مجري:

در برخي از كتب اهل سنت آمده است كه اين آيه ٦٧ سوره مائده را به نام اميرالمؤمنين علي عليه السلام قرائت مي كرده اند، آيا اين حقيقت دارد؟

استاد قزويني:

اين كاملاً درست است.

بزرگان اهل سنت آورده اند و كوچك ترين مناقشه اي هم نكرده اند.

جناب سيوطي مي گويد: ابن مردويه از عبد الله بن مسعود نقل مي كند كه مي گويد:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله، صلي الله عليه وسلم يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس.

الدر المنثور ، ج٣، ص١١٧ و فتح القدير - الشوكاني، ج٢، ص ٦٠

ما در عهد پيغمبر اين آيه را به اين، صورت مي خوانديم كه اي پيغمبر! آنچه را كه خدا بر تو نازل كرده است به مردم برسان كه علي مولاي مؤمنين است و اگر انجام ندهي رسالتت را انجام نداده اي.

آقايان امروز از اسم وهابي بدشان مي آيد.

آقاي دكتر طيب گفت: اين سلفي هاي جديد خوارج عصر ما هستند و هيچ فرقي نمي كند. يك حرف هايي مي زنند كه در قوطي هيچ عطاري پيدا نمي شود.

بعضي از افراد بي سواد و معاند و وهابي زده در جلساتشان در گوشه كنار مي گويند: اين وهابي ها واقعيت ندارند و يك عبدالوهابي بوده است كه قبل از اسلام زندگي مي كرده است و مشرك بوده است و او وهابي بوده است. ما از اين ها تعجب نداريم؛ چون قافيه كه تنگ آيد شاعر به جفنگ آيد.

اين كه بعضي ها دم از تشيع مي زنند؛ ولي در زير پرچم سلفي ها سينه مي زنند با كمال وقاحت و بي حيائي مي آيند عبارت هاي اين ها را در جلسات نقل مي كنند و يك بچه شيعه هم مي گويد: خانم اين محمد بن عبد الوهاب در فلان روز به دنيا آمده و در فلان روز از دنيا رفته است و در عربستان بوده است و اين كتابش است و در عربستان بوده است و بعد فرار مي كند، اين سخنران از ترس اين كه جواب بدهد مي رود داخل يك اتاق در را هم مي بندد؛ يعني رسوايي براي خودش به بار مي آورد.

مگر مجبوري حرف هاي بي ارزش ديگران را مطرح كنيد و اظهار لحيه كنيد و يك بچه شيعه از شما سؤال كند و شما از خجالت بري و در را به خودت ببندي و از خجالت جرأت نكني جلوي مردم بيايي.

آقاي آلوسي مي گويد:

عن ابن مسعود قال : كنا نقرأ علي عهد رسول الله، صلي الله عليه و سلم ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته.

روح المعاني، ج٦، ص ١٩٣

ابن مسعود مي گويد: در عهد پيغمبر اين طوري مي خوانديم كه علي ولي مؤمنين است كه اگر اين را نرساني رسالت را انجام نداده اي.

آيا قرآن تحريف شده يا نه اهل سنت بايد جواب دهند؟

آقاياني كه طرفدار سيوطي و آلوسي و شوكاني هستند بيايند جواب بدهند كه مي گويد: در زمان پيغمبر ما اين آيه را به اين، صورت مي خوانديم.

اگر واقعاً اين طور نازل شده است پس چرا در قرآن شما نيست و اگر اين طور نازل نشده اين عبدالله مسعود هم كه مورد اعتماد شما است و اگر بگوييد: روايت ضعيف است آقاي ابن مردويه نقل كرده است و هيچگونه مناقشه در آن نكرده است و سيوطي و شوكاني و آلوسي نقل كرده است و اگر اين روايت ضعيف بود يا اشكال سندي داشت حداقل آقاي آلوسي كه خيلي حساس است و تلاش مي كند آنچه كه مربوط به فضائل اميرالمؤمنين است يا فضائل ابي بكر است بيايد شمشير از رو ببندد و حتي وقتي عبارت شيخ مفيد را نقل مي كند كه آيه غار دلالت بر فضيلت ابي بكر نمي كند، يك تعابيري دارد كه يك لات خيابان همچين تعبيري ندارد.

از مرحوم شيخ مفيد به كلب و حمار و يك تعابيري كه من نمي دانم كه اين ها در آينه نگاه كردند و چه ديدند كه اين ها را نوشتند.

مجري:

يكي از ادله محكم شيعه بر امامت و ولايت حضرت امير عليه السلام آيه ٣ سوره مائده است كه به آيه اكمال معروف است، آيا اين را علماي اهل سنت با سند، صحيح در كتب خود آورده اند؟

استاد قزويني:

اين آيه مي فرمايد:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا.

سوره مائده آيه ٣

الف و لام «اليوم» چه الف و لامي است؟

امروز دين براي شما كامل شد.

با چه چيزي دين كامل شد؟

نعمت ها را براي شما تمام كردم و اسلام به عنوان دين مورد رضايت من شد.

اين روز كدام روز است؟

آيه اكمال به نقل خطيب بغدادي:

خطيب بغدادي با سند، صحيح از ابو هريره نقل مي كند و مي گويد: هر كس روز ١٨ ذي الحجة روزه بگيرد، خداي عالم پاداش ٢ ماه روزه به او مي دهد.

اين روز ١٨ ذي الحجة روز غدير خم است كه پيغمبر دست علي را گرفت و فرمود: آيا من ولي مؤمنين نيستم ؟ گفتند: بله يا رسول الله.

حضرت فرمود: هر كه من مولاي اويم علي مولاي اوست.

عمر بن خطاب بلند شد گفت:

بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي ومولي كل مسلم

تاريخ بغداد، ج٨، ص ٤٣٩١

گوارا باد بر تو اميرالمؤمنين علي كه امروز مولاي من و مولاي همه مسلمين شدي.

اگر واقعا قضيه رفع اختلاف و رفع كدورت و قضيه شكايت سپاه يمن بوده است كه اين آقايان مي گويند: اين تبريك گفتن هيچ معنايي نداشت.

خود آقاي ابن كثير دمشقي سلفي در كتاب البداية و النهاية مي گويد: عمر بن الخطاب گفت:

هنيئا لك يا ابن أبي طالب اصبحت اليوم ولي كل مؤمن.

البداية والنهاية، ج٧، ص ٣٥٠

«مولي» نمي گويد بلكه «ولي» مي گويد.

آقاي ابن اثير جزري هم در كتاب اسد الغابة مي گويد:

يا ابن أَبي طالب ، أَصبحت اليومَ وَلِيّ كل مؤمن.

اسد الغابة، ج٤ ، ص ١١٨

ولي تاريخ بغداد مي گويد:

أصبحت مولاي ومولي كل مسلم.

همچنين همين قضيه را جناب احمد بن حنبل در مسندشان نقل مي كند و مي گويد:

أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ مولي كل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ .

مسند أحمد بن حنبل، ج٤، ص ١٨٤٩٥

آقاي ذهبي در تاريخ اسلام مي گويد:

أصبحت وأمسيت مولي كل مؤمن ومؤمنة.

تاريخ الإسلام، ج٣، ص ٦٣٣

اين عبارتي بود كه خطيب بغدادي دارد.

سند اين روايت:

١-عبد الله بن علي بن بشران:

از شيوخ بغدادي است و خودش شهادت مي دهد كه سماعش از او، صحيح بوده است و استادش هم بوده است.

٢-علي بن عمر الدار قطني:

دار قطني مشهور است و همه از او به عنوان امام وقتش و، صادق و ثقه ياد مي كنند.

٣-حبشون الخلال:

خطيب بغدادي مي گويد:، صدوق است.

٤-علي بن سعيد الرملي:

مي گويند:، صالح الامر است و ذهبي مي گويد: مورد وثوق بوده است و در كتب، صحاح سته از او روايت آورده اند.

٥-ضمرة بن ربيعه:

احمد بن حنبل او را توثيق كرده است.

٦-عبد الله بن شوذب:

ابن حجر مي گويد:

صدوق عابد.

تقريب التهذيب، ج١، ص ٣٣٨٦

٧-مطر الوراق:

ذهبي در رابطه با ايشان مي گويد:

الإمام الزاهد الصادق.

سير أعلام النبلاء ، ج٥ ، ص ٤٥٢

٨-شهر بن حوشب:

احمد بن حنبل او را توثيق كرده است.

روايت از نظر سند هيچ مشكلي ندارد و هر كسي بخواهد خلاف اين را سخن بگويد يا بايد بگويد: ابو هريره دروغ گفته است و متهم به دروغ كنند كه اين آقايان در بحث خليفه دوم يك بار مي گويند: در روز عرفه بوده است و يك بار مي گويند: شب جمعه بوده است و يك بار مي گويند: روز جمعه بوده است و يك بار مي گويند: شب مزدلفه بوده است.

آدمي كه يك مقداري دروغ بگويد كم حافظه مي شود.

بزرگان اين آقايان مثل شعبي مي گويند: من شك دارم كه اين آيه مربوط به عرفه باشد، مگر در عرفه چه اتفاقي افتاده است و چه واقعه اي رخ داده است كه قرآن بفرمايد:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا.

سوره مائده آيه ٣

ابن مردويه از ابو سعيد خدري نقل مي كند و مي گويد:

لمّا نصب رسول الله، صلي الله عليه وسلم عليّاً يوم غدير خم فنادي له بالولاية، هبط جبرئيل عليه بهذه الآية الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ.

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع ) - أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني ، ص ٢٣١

وقتي كه در روز غدير خم اميرالمؤمنين را نصب كرد و ولايت علي را براي مردم اعلام كرد، در اينجا جبرئيل نازل شد و آيه اكمال را خواند.

همچنين ابن مردويه از مجاهد نقل مي كند كه مي گويد: اين آيه در غدير خم نازل شده است و بعد از نزول آن پيغمبر فرمود:

الله أكبر علي إكمال الدين ، وإتمام النعمة ، ورضا الربّ برسالتي ، والولاية لعليّ.

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع ) - أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني، ص ٢٣٢

شكر خداي عالم و خدا بزرگ است بر اين كه دينش را كامل كرد و نعمتش را تمام كرد و از رسالت من رازي شد و ولايت علي بن ابي طالب را اعلام نمود.

ان شاء الله توضيح بيشتر را در حبل المتين خواهيم داد.

مجري:

من چند وقت قبل يكي از دوستان غير ايراني را ديدم و ايشان خيلي اظهار محبت كردند وگفتند: ما همچنين اطلاعاتي را نداشتيم و الان به لطف خدا از اين مباحث به، صورت كلاس درس استفاده مي كنم و همسايه وهابي دارم كه بعد از تمام شدن برنامه شما با ايشان به مباحثه مي پردازم و زندگي من تغيير كرده است.

استاد قزويني:

چند روز قبل تعدادي از عزيزان مان از تاجيكستان آمده بودند در دفتر ما، مي گفتند: در تاجيكستان و قرقيزستان و ازبكستان و تركمنستان هيچ خانه نيست كه مردم شبكه ولايت را تماشا نكنند و برنامه ها را پيگيري نكنند.

اين دوستان در آن جلسه كه داشتيم پيشنهادات خوبي داشتند كه ما ان شاء الله به اين عزيزاني كه در كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز بيننده برنامه هاي ما هستند يك بشارتي بدهيم كه آينده دنبال اين هستيم كه اين برنامه هاي پاور پوينتي كه داريم به زبان روسي ترجمه شود.

خيلي براي ما سخت است كه يك زبان روسي اضافه كنيم و اگر قول دهيم شايد نتوانيم به اين زودي ها عمل كنيم.

ما تا پايان ماه رمضان زبان سوم كه عربي است به حول قوه الهي راه اندازي مي كنيم.

ما همين جا از واحد ترجمه انگليسي تشكر مي كنيم؛ چون تماس هاي زيادي داشتيم كه از ترجمه انگليسي ما تشكر كردند.

از همه عزيزان تشكر مي كنيم، آن هايي كه در واحد پخش و توليد و طرح برنامه هستند و عزيزان تصوير بردار كه بعضا تا ساعت ٢ نصف شب هستند مخصوصا شب هايي كه جناب آيت الله كوراني است.

الان كه ما، صحبت مي كنيم نزديك ٤٠ نفر مقدمات و مؤخرات و مقارنات برنامه را انجام مي دهند كه الان تعداد زيادي از دوستان در استديو هستند و اين برنامه ها را هماهنگي مي كنند و به آنتن مي فرستند و عزيزان در اتاق رژي هستند و در قسمت هاي مختلف ديگر تا اين برنامه به شما برسد و شما ببينيد و وقتي دعا مي كنيد، دعاها فقط مال ما نباشد همه عزيزان ما را هم دعا كنند.

عزيزان اهل سنت ما در آسياي ميانه بيشتر نسبت به اين برنامه ها اظهار محبت مي كنند و مي گويند: تا به حال به اين شكل كه با منطق و مؤدب مطالب گفته شود نديده بوديم.

ما ٨٠ سال زير چكمه هاي كمونيستي بوديم و جرأت نمي كرديم بگوييم خدا، الان آن فشارها برطرف شده است علمائي نداريم كه حقائق را براي ما بگويند.

الان اين وهابي ها شدند بلاي جان مردم و دارند خانواده ها را از هم مي پاشانند و پدر را به جان پسر و پسر را به جان پدر و زن و مرد را به جان هم مي اندازند.

اگر يك وهابي وارد خانه اي مي شود آن خانواده به جهنم سوزان تبديل مي شود؛ چون اگر يك بچه در يك خانواده وهابي مي شود به پدر و مادر و برادر و ديگر بستگان با نظر بغض و كينه نگاه مي كند و همه را مشرك مي داند و اين باعث شده است كه واقعا به ويژه در آسياي ميانه از وهابيت و سلفيگري متنفر هستند همان طوري كه از ابليس متنفر هستند.

بعضا دوستان مان مي آيند اينجا و به قدري اظهار محبت و لطف مي كردند كه من شرمنده مي شدم و خدا را شاكر هستيم كه اين سفره و مائده ولائي باز شده است و همه عزيزان از كنار اين سفره استفاده مي كنند.

در پس آيينه طوطي صفتم داشتند آنچه استاد ازل گفت بگو مي گويم

امروز قرعه فال به نام من ديوانه زدند.

يك روز اين پرچم در دست سيد مرتضي علم الهدي و شيخ مفيد و شيخ طوسي و علامه اميني و مير حامد حسين و قاضي نور الله شوشتري بوده است امروز هم نوبت ما است و آيندگان قضاوت مي كنند كه هر كس در پستي كه به او داده اند چگونه مي توانند وظيفه سربازي اش را انجام دهد.

دوستان هم در اين شب ها دعا كنند كه تا آخرين لحظات عمرمان مدافع حريم علوي باشيم.

خدا ما را علي وار زنده بدارد و علي وار بميراند و علي وار محشور كند و در سايه علي در بهشت محشور كند.

بيننده خانم، صفايي

مزاحمت من به خاطر شبهه آزار دهنده در شبكه كلمه است كه عبد الله حيدري عبارت «فزت ورب الكعبة» را منكر شدند اين عبارت از لسان مبارك اميرالمؤمنين در كتب شيعه و چندين كتب معتبر اهل سنت با سند، صحيح آمده است كه از جمله آن ها كتاب: الاستيعاب آقاي ابن عبد البر جلد٣، صفحه ١١٢٥ اسد الغابه ابن اثير جلد ٤، صفحه ٣٨ الانساب الاشراف جلد ٢، صفحه ٤٩٩ سبل الهدي والرشاد جلد ١١، صفحه ٣٠٦.

آقاي هاشمي و آقاي سجودي با شنيدن اين مطلب كه حضرت علي اين عبارت را نگفته اند، كلي خوشحالي كرده اند.

در صورتي كه من بي سواد با يك جستجوي ساده همه اين ها را ديدم.

مي خواستم از اينجا پيامي خدمت آقاي عبد الله حيدري داشته باشم: اين همه كتمان كردن و كتمان اين همه حقايق از عناد است يا از بي سوادي است؟

پيام من اولاً براي آقاي عبد الله حيدري اين است كه در اجراي برنامه بعدي شان حتما تكليف اين قضيه را روشن كنند و بگويند كه اين همه عناد براي چيست و مطمئن باشند كساني قرآن را اشتباه تفسير كنند، خداوند آن ها را با صورت در آتش جهنم قرار خواهد داد.

كساني كه خصومت با اهل بيت داشته باشند، خداوند در هر دو دنيا خوار و زليل شان مي كند.

آقاي هاشمي ديشب خيلي تأكيد داشتند كه اگر حضرت علي عليه السلام شهيد شده است الان خوشحال هستند شما چرا عزاداري مي كنيد؟

اولاً: ما به مولودي اهل بيت شادي مي كنيم و به شهادت ايشان عزادار هستيم؛ ولي شما كه اين عقيده را نداريد چرا در سالروز مرگ عائشه در لندن كه جشن گرفته بودند اين قدر سر و صدا كردند و آقاي عبد الله حيدري گريه كردند؟

جناب خليفه دوم كه از دنيا رفتند مگر شما نمي گوييد كه به شهادت رسيدند؛ چرا آن روز را روز خوشحالي اعلام نمي كنيد و جشن نمي گيريد؟

استاد قزويني:

من ديشب بعد از اين كه برنامه تمام شد رفتم و داشتم آماده مي شدم كه به جمكران بروم؛ چون من مقيد هستم در شب هاي احياء در جمكران باشم و در بيش از ٤٠ سالي كه در قم هستم سعي مي كنم حداقل هفته اي يك بار به مسجد مقدس جمكران بروم و دو ركعت نماز بخوانم و اثرات زيادي هم ديده ام؛ يعني به اندازه تعداد موي سرم من بركت و اثر از مسجد مقدس جمكران و اين مسجد منصوب به آقا امام زمان سلام الله عليه ديده ام.

حضرت آيت الله العظمي اراكي را ديدم كه عصر جمعه به جمكران مي آمد و آيت الله العظمي بهجت و آيت الله العظمي گلپايگاني و آيت الله العظمي مرعشي نجفي، اين بزرگواران در اين اماكن مي روند و به عبادت مشغول مي شدند.

شب هاي چهار شنبه در بعضي از شب ها ٦٠٠ هزار جمعيت مي آيد.

بعضي از دوستان ما از قزوين خدا بيامرزد آقاي حاج فتحعلي را، يك روزي، صبحانه منزل ما آمد كه صبح چهار شنبه بود و گفت: ١٨ سال است كه شب هاي چهارشنبه از قزوين به اينجا مي آييم و دو ركعت نماز حضرت ولي عصر را مي خوانيم و بر مي گرديم.

بعضي از عزيزان ما از گيلان و بعضي از همدان و اصفهان و كاشان و ديگر شهرها با ١٢ ساعت طي مسافت به آنجا مي آيند.

من داشتم مي رفتم يك لحظه تلوزيون را روشن كردم ديدم همين بحث را جناب آقاي نعثل خودمان مي گويد: جمله فزت ورب الكعبه در هيچ كتابي نيامده است و اين ها دروغ مي گويند و اين كارشناس مواد مخدر مي گويد: من هم تا به حال نمي دانستم و بعد آقاي هاشمي مي گويد: اين چه شجاعتي است كه شما وقتي نمي دانيد مي گوييد نمي دانم.

شما دانسته هايتان را به نمايش بگذاريد تا ما بدانيم شما چه مي دانيد.

آقاي حيدري تو كه نرم افزار مكتبة اهل بيت و الجامع الكبير را داري يك جستجويي در اين ها مي كردي.

من يك لحظه زدم ملجم فزت ورب كعبه ديدم حدود شايد ٤٠ كتاب از كتاب هاي شيعه اين روايت را آورده اند كه اميرالمؤمنين وقتي ضربت عبد الرحمن ملجم بر سرش خورد فرمود:

ولما ضربه ابن ملجم قال : فزت ورب الكعبة.

الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف - السيد ابن طاووس، ص ٥١٩

من نمي دانم چه هيزم تري اميرالمؤمنين به اين ها فروخته است و چه عداوتي با علي دارند و چه پدر كشتگي با اميرالمؤمنين دارند و چه دشمني با اميرالمؤمنين دارند و دست برنمي دارند و يك فزت ورب الكبعة را هم براي اميرالمؤمنين زياد مي بينند.

اين هاشمي خبيث و پليد و رزل خجالت بكشد كه وقتي مي آيد نسبت به قبر مطهر حضرت امير و امام رضا تشكيك مي كند، من گمان نمي كنم كه خود عبد الرحمن قساوت و پليدي اش بيشتر از هاشمي باشد.

بعضي وقت ها يك تعابير از اين ها مي بيند كه نمي داند كه اين ها چي هستند.

يكي از نشانه هاي عداوت با اميرالمؤمنين اين است كه اين ها نفاق دارند و حلال زاده نيستند و من گمان مي كنم بروند آزمايش دي ان اي بدهند مشخص شود كه قضيه چيست.

مگر يك آدم سالم و حلال زاده اين قدر نسبت به اميرالمؤمنين بغض دارد؟

اين كتاب الاستيعاب است كه مي گويد:

وضربه عبد الرحمن بن ملجم علي رأسه وقال الحكم لله يا علي لا لك ولا لأصحابك فقال علي رضي الله عنه فزت ورب الكعبة.

الاستيعاب ، ج٣ ، ص ١١٢٥

اين عبارت اميرالمؤمنين است كه با وقاحت مي گويند: اين دروغ است و مي گويند: ما نمي دانستيم كه همچين چيزي در كتاب ها نيامده است.

در كتاب اسد الغابة اين اثير جزري مي گويد:

أَن علياً لما ضربه ابن مُلجَم قال فزتُ وربّ الكعبة.

اسد الغابة، ج٤، ص ١٣١

در كتاب تاريخ مدينة دمشق مي گويد:

أن عليا قال لما ضربه ابن ملجم فزت ورب الكعبة.

تاريخ مدينة دمشق، ج٤٢ ، ص ٥٦١

در كتاب الانساب الاشراف مي گويد:

فلما ضربه ابن ملجم قال: فزت ورب الكعبة. وكان آخر ما تكلم به.

أنساب الأشراف، ج١، ص ٣٧٦

در كتاب در النديم كه مال آقاي شامي عاملي است مي گويد:

ولما ضربه ابن ملجم قال : " فزت ورب الكعبة.

الدر النظيم - يوسف بن حاتم الشامي المشغري العاملي، ص ٢٧١

در كتاب سبل الهدي والرشاد مي گويد:

وقتي كه ابن ملجم آمد اميرالمؤمنين را زد:

قال: فزت، ورب الكعبة.

سبل الهدي والرشاد ، ج١١ ، ص ٣٠٦

من نمي دانم اين ها خجالت نمي كشند و حياء نمي كنند و شرم ندارند.

مي خواهند چه كار كنند؟

فرض گيريم تو بي سواد، تو جاهل، من گمان نمي كنم كه جاهل باشد؛ يعني همين اندازه مثل خانم صفايي كه يك روز هم حوزه نديده است در نرم افزارها جستجو مي كنند عقل شان نمي رسد.

اين عبارت «فزت ورب الكعبة» را هر كسي بزند، بينندگان عزيزي كه نرم افزار مكتبة اهل بيت را دارند جستجو كنند كلمه ملجم فزت ورب الكعبة بالاي هزاران هزار كتاب پيدا مي كند.

٦٠ كتاب كه در كل اين ٦٠ كتاب ١٠٢ مورد است كه عبارت فزت ورب الكعبة آمده است.

وقتي ابن عبد البر و ابن اثير جزري مطرح مي كند (شما مي گوييد مطالبي كه در كتب رجالي مطرح مي شود بررسي سندي نمي خواهد)

خجالت هم نمي كشد و روز بعد مي آيد عربده مي كشد، گويا كه در بالاي كوهي مي خواهد داد بزند كه اطراف كوه مردم بشنوند. در آن همه داد كشيدن و سر و صدا كردن نمي دانم قضيه اش چيست.

به حق حضرت امير، به غضب علي و غضب فرزند علي قمر بني هاشم گرفتار شويد و در دنيا رسوا شويد.

خدايا اين منافقين و اين خوارج و اين دشمنان علي مخصوصا اين هاشمي و نعثل را به آبروي علي به بلايي گرفتار كن كه دوايي براي آن پيدا نشود.

اين ها چقدر بغض و كينه و عداوت و دشمني دارند با اميرالمؤمنين و اهل بيت عليهم السلام.

مي گويند: اين قبر امام رضا كه زيارت مي كنيد قبر امام رضا نيست مال هارون الرشيد است. به تو چه ربطي دارد كه حرم حضرت امير است يا قبر هارون الرشيد است كه بخواهي در اين زمينه حرف بزني.

شما كه طهارتت (من خيلي شرمنده هستم از بينندگان عزيز) را بلد نيستي آمدي مي گويي: حرم حضرت علي عليه السلام قبر مغيرة بن شعبة است، اين غلط ها را براي چي انجام مي دهيد و دنبال چه مي گرديد؟ افرادي كه مي روند حرم حضرت امير اكثر آن ها از اهل سنت هستند. شما با مقدسات مردم بازي مي كنيد.

غير از خباثت خودتان و غير از رزالت خودتان و عداوت و دشمني خودتان با اميرالمؤمنين چيزي را ثابت نمي كنيد.

جد شما معاويه است من يقين دارم كه ايشان (هاشمي) فرزند پيغمبر نيست و دروغ مي گويد. فرزند پيغمبر اين قدر بي حياء نمي شود كه بيايد حتي نسبت به قبر اميرالمؤمنين كه ١٥ قرن است كه همه اتفاق نظر دارند و خود آقا امام صادق زمان خودشان زيارت كرده اند و امام كاظم زيارت كرده اند و امام رضا و امام هادي و امام عسكري زيارت كرده است.

اين ها به اندازه تو بلد نبودند كه قبر جدشان اميرالمؤمنين كجا است؟

بعضي وقت ها آدم از حالت طبيعي خارج مي شود، من عرض كردم كه وقتي توهين به شخص ما مي كنند ما به هيچ وجه از خودمان دفاع نمي كنيم؛ ولي به مقدسات اسلامي و مقدسات شيعه اين طور بي مهابا مثل وحشي هاي آمازون مورد حمله قرار مي دهند انسان نمي تواند خودش را كنترل كند و اين ها مستحق هزار مرتبه بدتر از اين هستند.

اگر من بگويم كه اين ها «كمثل الحمار» هستند يقين دارم حمار فرداي قيامت گلايه مي كنند و علماي يهود كه اين آيه در مورد آن ها نازل شده است مي گويند: ما چه گناهي كرديم كه اين خوارج و دشمنان علي را با ما مقايسه مي كنيد.

اگر بگوييم «مثلهم كمثل الكلب» يقين داريم خود سگ گلايه مي كند و خود بلعم باعورا مي گويد: گناه من آن قدر نبوده است كه من را با آن ها مقايسه كنيد، جز اين كه همان تعبير جناب دكتر احمد طيب را بگوييم كه اين ها خوارج عصر ما هستند.

از جهت اين كه مردم اين ها را بشناسند خيلي خوب است.

مي گويند: اميرالمؤمنين شاد است كه شهيد شده است:

فَرِحِينَ بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ.

سوره آل عمران آيه ١٧٠

شما چرا داريد عزاداري مي كنيد، شما كه داشتيد خودتان را به خاطر قضيه عائشه داغون مي كرديد.

اين آقا در لندن جشن گرفته بود، جناب عائشه كه به بهشت رفته بود و به خاطر خوشحالي اش جشن گرفته بودند.

چرا شما اعتراض كرديد؟

چرا مفتي اعظم شما بيانيه داد؟

چرا بزرگان و خود آقاي حيدري گريه كرد؟

اين ها گريه شيعيان براي اميرالمؤمنين را مسخره مي كنند و مي گويند: بدعت است و خرافات است؛ ولي همين سال گذشته (ما كليپش را هم داريم) آقاي حيدري براي عائشه گريه مي كرد.

اين همه شما فحاشي مي كنيد و به شيعه توهين مي كنيد كه در عمر كشان چنان مي كنند، اگر واقعا عمر شهيد شده است و به بهشت رفته است شما هم بياييد در روز قتل عمر بن خطاب جشن بگيريد؛ چون معتقد هستيد رفته پيش خدا و خوشحال است همان طوري كه آيه مي فرمايد:

فَرِحِينَ بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ.

سوره آل عمران آيه ١٧٠

پيش خدا روزي مي خوردند و شاداب هستند در كنار حوري ها.

شما هم بياييد شب وفات عمر بن الخطاب و عثمان و عائشه جشن بگيريد تا ما ببينيم روز وفات اين ها كه اين ها خوشحال هستند شما جشن مي گيريد يا نه مرگ خوب است فقط براي همسايه.

اين كه الان مردم ايران و شيعيان سراسر دنيا و خود اهل سنت شب شهادت امير المؤمنين جريحه دار و عزادار هستند و به سر و سينه مي زنند، اين ها شده استخواني در گلوي شما و داريد از غصه و بغض مي تركيد:

قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ.

سوره آل عمران آيه ١١٩

اتفاقاً گفتن شما شيعه ها را علاقمندتر مي كند.

آن آقاي ناصبي همجنس باز آمد به حضرت هادي جسارت كرد، امسال خدا شاهد است كه روز شهادت امام هادي ١٠ برابر سال گذشته عزاداري ها پر رونق تر بوده است و در سال هاي آينده بهتر مي شود.

بيننده آقا متين از كردستان:

يه پيشنهادي براي برنامه شما.

براي مخالفين اصلي شما؛ يعني براي پيروان حضرت ابن تيميه يك خط جداگانه بگذاريد.

مجري:

يعني وهابيت؟

بيننده:

بله.

استاد قزويني:

دوستان ديگر هم تقاضا كرده اند كه براي كساني كه تفكر وهابي دارند يك خط مخصوصي بگذاريم. ان شاء الله در آينده به حول قوه الهي اين كار را انجام خواهيم داد.

بيننده:

اگر اين كار كنيد خيلي ممنون مي شويم، شما وهابيون را مسلمان نمي دانيد؟

مجري:

مسلمان مي داينم.

استاد قزويني:

جزء خوارج مي دانيم.

مجري:

چون شهادت به پيغمبر و وحدانيت خدا مي دهند.

بيننده:

شما داريد به مقدسات وهابيت ابن تيميه و عبد الوهاب توهين مي كنيد و اين در حالي است كه خدا اين كار را منع كرده است.

استاد قزويني:

كجا منع كرده است؟

بيننده:

در قرآن منع كرده است كه مقدسات اديان و مذاهب ديگر توهين نكنيد.

استاد قزويني:

كدام اين ها مقدس است؟

مجري:

وقتي فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام را رد مي كنند و منكر مي شوند، طبق نظر آقاي فرحان مالكي كه مي گويد: هر كه تضعيف هم كند ناصبي است، الآن هم اهل سنت و هم شيعه ناصبي را خارج از دين مي دانند.

بيننده:

يعني شما ما را ناصبي مي دانيد؟

مجري:

شما وهابي هستيد؟

بيننده:

نه.

مجري:

شما هم اگر قائل به نظرات ابن تيميه باشيد شما هم مثل ايشان فرقي نمي كنيد.

بيننده:

ما براي حضرت علي احترام زيادي قائل هستيم.

مجري:

ما طرف حساب مان آقاي ابن تيميه است كه در كتاب هاي خود منكر شده است.

بيننده:

ما حضرت ابن تيميه را مثل خلفاء و حضرت علي دوست داريم.

مجري:

من مي گويم: بالاتر دوست داشتن؛ بلكه پيغمبر حساب مي شود براي شما؛ چون ما در اين شبكه ها ديديم كه كساني كه به پيغمبر توهين كردند اصلاً مخالفتي نكرده اند و برخوردي نكردند؛ ولي وقتي به ابن تيميه توهين مي شد اين آقاي كارشناس رگهاي گردنش نزديك بود تا عدسي دوربين بيايد و برگردد. چقدر فرق بين پيغمبر و ابن تيميه است؟

بيننده:

ما مقام پيغمبر را بسيار بالاتر مي دانيم.

استاد قزويني:

برادرم شما شافعي هستيد يا حنيفي؟

بيننده:

شافعي هستيم.

استاد قزويني:

اسم آقاي حصني شافعي را شنيدي يا نه؟

بيننده:

شنيدم.

استاد قزويني:

ايشان وقتي به ابن تيميه مي رسد در كتاب دفع الشبهه، صراحتا مي گويد: ابن تيميه شيطان است و آن كساني كه تابع ابن تيميه هستند، تابع شيطان هستند.

بيننده:

آن فرد خودش شيطان بوده است و از شيطان پست تر است.

استاد قزويني:

شما فرموديد كه من قبول دارم و شافعي هستم يا نه؟ بنابراين شما آن كساني را قبول داريد كه به عقيده فاسد شما نسبت به ابن تيميه احترام بگذارد.

بيننده:

شما داريد به ما توهين مي كنيد.

استاد قزويني:

من مي گويم: آقاي حصني شافعي از علماي بزرگ است و از شخصيت هاي برجسته اهل سنت و خود ذهبي و ابن حجر و ديگران تعريف و تمجيد كردند.

مجري:

شايد حصني شيعه باشد.

استاد قزويني:

ايشان، صراحتا مي گويد:

كما، صنع إمامه الشيطان.

دفع شبه من شبه وتمرد، ج١، ص ٩٥

اين كه شوخي بردار نيست.

آقاي ابن حجر عسقلاني را قبول داريد يا نه اگر ايشان هم بر عليه ابن تيميه حرف بزند ايشان هم شيطان است؟

بيننده:

هر كس به حضرت ابن تيميه توهين كند از شيطان هم پست تر است.

استاد قزويني:

شيطان هم همين عقيده را داشت هر كس به شيطان توهين كند شيطان مي گويد: از من بدتر است.

بيننده:

پيشنهادي كه دادم را قبول كنيد و يك خط هم براي ما بگذاريد.

مجري:

خط برادران وهابيت از آقايان اهل سنت كاملا جدا است. همانگونه كه برادران اهل سنت هميشه روي خط مي آيند و شما را از خودشان جدا مي دانند.

استاد قزويني:

ابن حجر هيثمي به ابن تيميه مي رسد مي گويد:

ضالّ ومُضِّلّ.

الفتاوي الحديثية، ج١، ص ٨٤

هم گمراه است و هم گمراه كننده است.

آقاي ابن عبد ربه كه از علماي الازهر است و متوفاي ١٣٧٧ است مي گويد:

ابن تيمية الذي اجمع عقلاء المسلمين أنه ضال مضل.

فيض الوهاب جلد ه، صفحه ١٥١

عقلاي مسلمان ها اجماع كرده اند كه هم گمراه است و هم گمراه گر و كسي كه دنبال ابن تيميه است:

هم حزب الشيطان.

اين ها همه حزب شيطان هستند.

فيض الوهاب جلد ه، صفحه ١٥١

افراد ديگري مثل آقاي ابن حجر عسقلاني در كتاب درر الكامنة جلد ١، صفحة ١٥٥، صراحتا مي گويد: مسلمان ها نسبت به ابن تيميه سه دسته بودند: يك دسته مي گفتند: كه اين زنديق و ملحد است، يك دسته مي گفتند: مجسم است و يك دسته مي گفتند: ايشان منافق است و نسبت به اميرالمؤمنين اهانت كرده است و ناسزا گفته است و توهين كرده است.

معلوم مي شود شما براي اميرالمؤمنين ارزش قائل نيستيد، حتي نسبت به ابوبكر و عمر جسارت كرده است و نسبت به نبي مكرم جسارت كرده است.

شما يك مقداري اين كله تان را باز كنيد و قفلي كه زديد به عقل عزيزت كه خدا به تو داده است رها كن و برو كتاب هاي كساني كه عليه ابن تيميه حرف زده اند بخوان عزيزم.

نمي شود كه شما بگوييد: من اين يك نفر را قبول دارم و آسمان شكاف خورده است و فقط يك ابن تيميه از آن افتاده است.

بيننده:

هر كس به ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب توهين كند از اسلام خارج است.

استاد قزويني:

٩٥ در صد مسلمان ها از اسلام خارج هستند.

مجري:

ما از اين كه به اين پيامبر شما شهادت نداده ايم عذر خواهي مي كنم.

استاد قزويني:

امام جمعه سنندج جناب راستي به اينجا آمدند و آبرو و حيثيتي براي ابن تيميه نگذاشتند. خود ذهبي در نامه كه براي ابن تيميه مي نويسد مي گويد: پيروان تو همه كم عقل و بي خرد و نادان و جاهل و سبك عقل و احمق هستند.

ما بارها اين ها را نشان داده ايم. خود ذهبي كه رفيق ابن تيميه و شاگردش است اين چنين مي گويد. ما كه قضاوت نمي كنيم.

مجري:

ما انتظار داشتيم دوستاني كه پيروي پيغمبرشان ابن تيميه هستند و تماس مي گيرند، با استدلال، صحبت كنند و فقط نگويند: ما ابن تيميه را دوست داريم.

اين بحث علمي نيست.منطقي سؤال كنيد تا منطقي پاسخ بشنويد.

بيننده آقا مسعود از قم:

تشكر مي كنم از حضرت آيت الله، پهلوان ميدان علم و بحث كه واقعا به اين گرمي و به اين روشني مطالب را بيان مي دارند و يك تعبيري كه گفتند از قول مولايمان كه فرمودند:

تلك شقشقة:

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) ، ج١، ص ٣٧

بنده اجازه مي خواهم كه عرض كنم حضرت آيت الله همين كلمه گوياي دل درد مند مولاي ما علي است كه جان ما به فداي اوست.

يكي از آقايان اخيرا كه عنوان فيلم ساز مستند دارند در شبكه وهابي شركت كردند، رسانه ها و وسائل ارتباط جمعي اسمش رويش است و هركسي مي تواند در اين رسانه اظهار نظر كند؛ ولي همدلي و هم نوايي با اين شبكه به خصوص كسي كه سخن از آزادي و حق و هنر و انسانيت مي زند، من مي خواهم چند نكته خدمت ايشان عرض كنم.

ما اهل بحث سياسي نيستيم و حرف سياسي نمي زنيم؛ اما جهت اطلاع ايشان عرض مي كنم كه اين شبكه اي كه شما به آن پيوسته ايد، آيا مي دانيد كه اين شبكه هر روز و شب انباري از فحش و ناسزا را به هموطنان شما به جرم اين كه اين ها خودشان را علاقمند و محب اهل بيت پيغمبر مي دانند، انباري از عناوين زشت را مثل مشرك، يهود، مجوس، عقده اي و صفوي نثار شيعيان ايران مي كنند، همان هايي كه هموطنان شما هستند.

و شما براي آن ها آزادي و سر بلندي مي خواهيد.

آيا شما از ميزان علم كارشناسان اين شبكه خبر داريد؟

آيا مباحثي را كه مطرح مي كنند در طول ماه هاي گذشته كه مشتريان دائم اين شبكه بوديم و شنوندگان اين شبكه، مي دانيد كه در تحليل هاي تاريخي وقتي سؤال مي كنيم كه چرا حضرت مولي حضرت فاطمه را شبانه دفن فرمودند، مي دانيد كه كارشناس محترم شان گفتند: حضرت مي خواستند كه مزاحم مردم نشوند.

آيا مي دانيد (از همه عذر مي خواهم) وقتي يكي از اين ها به شيعيان فحش ناموسي مي دهد، هر چه كه ما اصرار مي كنيم كه اگر واقعا اين آقا توهين نكرده است و قصد ايشان عموم نبوده است پس بگوييد (من معذرت مي خواهم از همسران شان و از خواهرانشان من شرمم مي آيد اين كلمه را بگويم اين ها خواهران ما هستند و محترم هستند در نزد ما، همسران و برادران اين ها انسان را وادار مي كنند كه با كمال تأسف و پوزش عرض مي كنم) ما يك كلمه از اين ها خواستيم كه بگوييد ما هم با شما همراه هستيم و ما عموم شيعيان را مخاطب سخن آقاي حيدري نمي دانيم.

آقاي خدمتي مي گويد: چرا اين مسئله را بزرگ كرديد.

اگر كسي فحش ناموس به شما بدهد شما اين مسئله را بزرگ نمي كنيد؟

به آن فيلم ساز محترم عرض مي كنم، شما مي دانيد كه اين ها (من به اسلام كار ندارم و فرض كنيد كه شما مسلمان نيستيد) نسبت به همان ايراني كه شما علاقمند به آن هستيد، خليج فارس را زبان شان لال است كه فارسش را بگويد.

آيا مي دانيد كه اين ها، صدام ملعون را سردار قادسيه مي دانند؟

آيا مي دانيد كه گلايه هاي امام از بي كسي در سقيفه در نهج البلاغه را با تحريف تاريخ (واقعا از مصاديق كساني كه تحريف كننده كلام از واضع اش هستند) وانمود مي كنند كه اين گلايه ها مربوط به زمان حكومت و خلافت در كوفه است؟

راجع به ساختن مسجد مي فرماييد؛ به خدا برادران و خواهران اهل سنت، بنده كوچك شما به عنوان يك معلم (به خدا قسم نه عضو حزبي هستم و نه عضو گروهي هستم) كه مي گوييد: مسجد اهل سنت در تهران، اهل سنت مشكلي ندارند.

ما اهل سنت را ديده ايم كه در حرم امام رضا سلام الله عليه مي آيند با خضوع با دست بسته نماز مي خوانند.

در همين قم در حرم حضرت معصومه بنده ديده ام كه اهل سنت نماز مي خوانند.

ما اختلاف عقيده داريم؛ اما مشكل ندايم.

آقاي عزيز اين ره كه تو مي روي به تركستان است. اين ها واقعا پناهگاه شما و آزادي خواه شدند.

شنيده ام كه به پيري كشيش دير شدي مبارك است عجب عاقبت به خير شده اي

بيننده آقاي دربندي از اهل سنت:

تماس قطع شد.

استاد قزويني:

ما از اين برادران عزيز اهل سنت كه فريب وهابيت را مي خوردند، چشم و گوش بسته حرف هاي يك فردي كه ناصبي است و دشمن اهل بيت است، اصلاً علماي شيعه هر چه كه درباره ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب دروغ گفته اند، آيا اين همه علماي اهل سنت كه نزديك ١٤٧ كتاب از علماي اهل سنت در رد عقيده ابن تيميه نوشتند اشتباه كرده اند؟

كتاب خود ابن تيميه را بخوانيد، وقتي كه آقاي سقاف كه از بزرگان اهل سنت است به ابن تيميه مي رسد مي گويد: ابن تيميه نسبت به حضرت زهرا جسارت كرده است و مي گويد: در حضرت زهرا شعبه اي از نفاق بوده است.

نمي دانم شما حضرت زهرا سلام الله عليها را چقدر قبول داريد.

اين اندازه وجدانت را زير پا گذاشتيد. يك كسي كه نسبت به حضرت زهرا سيدة نساء اهل جنت و دختر پيغمبر شما است جسارت مي كند، پيغمبر فرمود:

فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي

صحيح البخاري، ج٣ ، ص ١٣٦١ و، صحيح مسلم، ج٤، ص ١٩٠٣

فاطمه پاره تن من است.

نسبت به ايشان مي گويد: شعبه اي از نفاق در او بوده است.

اين آقاي سقاف اين تعبير را در مجموعه رسائلش جلد ٢، صفحه ٧٣٧ مي گويد:

فهو ناصبي خبيث.

ابن تيميه ناصبي و خبيث است و نسبت به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است و آمده گفته: شعبه اي در نفاق در او است.

از يزيد بن معاويه دفاع كرده است و مي گويد: اسلام يزيد از اسلام علي بهتر بوده است و تواترش بالاتر بوده است.

اينقدر شما عقل و هوشت را بسته اي.

مي گويد: حضرت علي و همه مسلمان ها كه از مكه به مدينه هجرت كردند، مسلمان ها براي اسلام هجرت كردند و علي هجرت كرد براي اين كه به وصال فاطمه دختر پيغمبر برسد.

مي گويد:

كان قصده أن يتزوج عليها فله في أذاها غرض.

منهاج السنة النبوية ، ج٤ ، ص ٢٥٥

علي با فاطمه ازدواج كرد كه زهرا را اذيت كند و به وسيله اذيت زهرا پيغمبر را اذيت كند.

هدف حضرت علي از ازدواج با حضرت زهرا اين بوده است.

چشم و گوشت را باز كن و كتاب منهاج السنة را بخوان و ببين كه اين مطالب هست يا نه؟ مي گويد:

وقد أنزل الله تعالي في علي يا أيها الذين آمنوا لا تقربوا الصلاة وأنتم سكاري.

منهاج السنة النبوية ، ج٧ ، ص ٢٣٧

آيه شريفه اي كه مي فرمايد:

لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَي

سوره نساء آيه ٤٣

در رابطه (نستجير بالله) علي نازل شده است.

چقدر آدم بايد وقيح باشد كه اين تعبير را نسبت به اميرالمؤمنين به كار ببرد.

اين آقاي شوكاني از محمد بن محمد بخاري حنفي نقل مي كند: هر كس به ابن تيميه مي گويد شيخ الاسلام كافر است.

ايشان كه دايي يا عموي ما نبوده است و علامه مجلسي و حلي هم نيست.

حنفي مذهب است و از علماي بزرگ اهل سنت است.

اين قضيه در كتاب البدر الطالع آقاي شوكاني جلد ٢، صفحه ٢٦٠ آمده است.

اين آقاي حسن بن فرحان مالكي از علماي بزرگ عربستان سعودي است و الان هم در قيد حيات است كه كتابي دارد به نام الصحبة والصحابة مي گويد: ابن تيمية:

عرف تماما أنه منحرف عن علي وأهل بيته متوسعا في جلب شبه النواصب.

الصحبة والصحابة - حسن بن فرحان المالكي، ص ١١٣

از علماي معاصر عربستان سعودي است.

ما به تمام كمال ابن تيميه را مي شناسيم كه منحرف از علي و اهل بيتش است و شبهات نواصب را نسبت به علي بن ابي طالب گسترش داده است.

اين چيزي نيست كه ما بگوييم.

وقتي كه ابن حجر عسقلاني و ذهبي كه از استوانه هاي علمي اهل است كنار بگذاريد اهل سنت چيزي ندارند.

همان طوري كليني و شيخ طوسي را از شيعه بردارند شيعه چيزي ندارد و هرچه هست آثار اين دو بزرگوار است كه به شيعه آبرو داده است.

ابن حجر در كتاب الدرر الكامنة جلد ١، صفحه ١٥٥ مي گويد: ابن تيميه را منافق مي دانند؛ چون نسبت به علي بن ابي طالب جسارت و اهانت و توهين كرده است.

اگر واقعاً علي و فاطمه زهرا سلام الله عليهما را قبول داري يقين داشته باش محبت اين علي و فاطمه سلام الله عليهما با محبت ابن تيميه در يك جا نمي گنجد.

اگر اين قدر فدائي ابن تيميه هستيد خدا را قسم مي دهيم به آبروي اميرالمؤمنين حضرت عالي را با ابن تيميه محشور كند و ما را هم با علي و زهرا محشور كند.

ما همه عزيزان اهل سنت را دوست داريم حتي همين عزيزاني كه فريب وهابيت را خورده اند. والله ما اين ها را دوست داريم و دلمان براي اين ها مي سوزد و واقعاً علاقه داريم كه اين ها چشم و گوششان را باز كنند و تحقيق و بررسي و مطالعه كنند و بعد از آن تصميم بگيرند.


پايان.