سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٢٥ - روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!

روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!

کد مطلب: ١١٦٣٢ تاریخ انتشار: ٢٩ آبان ١٣٩٦ - ١٨:٤٥ تعداد بازدید: ٥٥٨ سخنراني ها » شبکه ولايت روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
حبل المتین ٩٦/٠٥/٠١


لينک دانلود

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

 تاریخ: ٩٦/٠٥/٠١

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

از روز ازل چون گِل ما را بسرشتند

بر سینه ما نام علی را بنوشتند

شادیم که یاران وفادار ولایت

در روز جزا جمله‌گی از اهل بهشتند

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

سلام و درود و ارادت خدمت شما مردم عزیز، بینندگان خوب و مهربان و دوست داشتنی «شبکه جهانی ولایت» و برنامه زنده «حبل المتین». امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشید، دلتان خوش باشد و آسمان دلتان همیشه آبی باشد.

خیلی خوشحالیم که امشب هم خدمتتان رسیدیم، به خانه‌هایتان آمدیم، مهمان منازلتان شدیم تا برنامه زنده «حبل المتین» را از این شبکه تقدیم حضور شما کنیم.

همین ابتدا عرض می‌کنم اگر دوست دارید با ما ارتباط داشته باشید راه‌های ارتباطی برای شما فراهم هست؛ سامانه پیام کوتاه ما «٣٠٠٠١٢٠٣» و همچنین شماره تلفنی که از طریق فضای مجازی با برنامه‌های واتس‌آپ، تلگرام و وایبر در اختیار شما هست.

شما از طریق این مسیر ارتباطی می‌توانید مطالب خودتان را برای ما ارسال کنید؛ به ویژه هرآنچه از عشق و ارادت و محبت به ساحت مولاجانمان، آقاجانمان حضرت حیدر کرار امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) هست را برای ما ارسال کنید.

من سه نکته را خدمت شما عرض کنم؛ اولاً همان‌طور که قبلاً هم در برنامه عرض کردیم دوستان می‌توانند روی خط ارتباطی برنامه ما بیایند جوانان، نوجوانان، بزرگواران، خانم‌ها، آقایان، البته غنچه‌های ولایت به صورت ویژه روی دیده ما جا دارند و در مسابقه شرکت کنند.

دوستان می‌توانند بحث مشروعیت توسل را در ٥ دقیقه یا کمتر از ٥ دقیقه از منظر قرآن، سنت و سیره صحابه برای ما اثبات کنند. عزیزان نمونه‌های آیات، روایات و موارد این چنینی را برای ما بیان کنند.

ان‌شاءالله در زمان و موعد خودش قرعه‌کشی انجام خواهد شد و به پنج نفر اول، پنج سکه تمام بهار آزادی، به پنج نفر دوم، پنج نیم سکه تمام بهار آزادی و به پنج نفر سوم پنج ربع سکه تمام بهار آزادی اهدا خواهد شد. در مجموع هدایایی به ١٥ نفر تقدیم خواهد شد.

نکته دوم اینکه از فرداشب که شب ولادت موفور السرور و باسعادت حضرت کریمه اهلبیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) هست حال و هوای شهر قم هم ویژه می‌شود. ما هم ان‌شاءالله از «شبکه جهانی ولایت» به صورت ویژه از حرم مطهر برای شما برنامه داریم.

فرداشب و پس فرداشب رأس ساعت ٢٢:٣٠ خدمت شما خواهیم رسید، تا ساعت ٢٤ خدمت شما خواهیم بود و برنامه زنده ویژه ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) را تقدیم خواهیم کرد و جشن و سرور و شادی حرم را به خانه‌های شما خواهیم آورد.

نکته سوم اینکه از این به بعد قرار است در برنامه «گامی به سوی ظهور» جمعه شب‌ها که تقدیم حضور شما می‌شود برنامه غنچه‌های ولایت و مواردی که مربوط به این عزیزان هست را پخش کنیم.

کلیپ‌هایی که غنچه‌های ولایت دارند و مواردی که به صورت صوتی و تصویری ارسال می‌کنند یا بخشی با عنوان «غنچه‌های انتظار» در برنامه «گامی به سوی ظهور» در جمعه شب‌ها تقدیم حضور شما می‌شود.

همان‌طور که ما در بحث ولایت مولا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) یا موارد دیگر داریم، عزیزان و غنچه‌های ولایت ما می‌توانند در بحث انتظار و مهدویت حضور داشته باشند.

بنابراین بخش «غنچه‌های انتظار» هم جمعه شب‌ها در برنامه «گامی به سوی ظهور» تقدیم خواهد شد که ان‌شاءالله این برنامه را هم دنبال بفرمایید. این سه نکته‌ای بود که مناسب بود خدمت شما یادآوری کنم.

محضر استاد عزیز و بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی سلام و درود عرض می‌کنم، خیلی خوش آمدید:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار دادند خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم.

خدا را به حق محمد و آل محمد به ویژه که هفته کرامت شروع می‌شود و متعلق به حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و برادر بزرگوارش حضرت علی بن موسی الرضا (سلام الله علیه) است، قسم می‌دهم فرج مولای ما حضرت بقیة الله الأعظم را هرچه سریع‌تر نزدیک کند و ما را از یاران باوفا، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد.

از خداوند متعال می‌خواهیم دغدغه‌های فکری همه ما و شما را برطرف سازد، حوائج همه ما و شما را برآورده کند و دعاهایمان را به اجابت برساند با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد در هرکجایی که نشسته‌اید.

مجری:

برنامه ما همین ابتدا مزین و متبرک شد به ذکر نورانی و بافضیلت صلوات و دعاهایی که همیشه حضرت استاد ابتدای برنامه در حق همه ما دارند؛ ان‌شاءالله به درجه استجابت هم برسد.

ما می‌خواهیم به سراغ بحثی که هفته‌های گذشته داشتیم برویم و ان‌شاءالله این هفته هم ادامه خواهیم داد.

جناب استاد! «ابن تیمیه» به صراحت بیان کرده که بسیاری از صحابه و تابعین بغض حضرت مولا امیرالمؤمنین را در دل داشتند و با او جنگیدند. خلاصه‌ای از مطالبی که در هفته‌های گذشته در رابطه با این موضوع فرمودید اشاره بفرمایید تا بنده سؤالات جدید را عرض کنم.

خلاصه مطالب مطرح شده در جلسات گذشته:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم‌الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول‌الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاءالله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر رب أدخلنی مدخل صدق و أخرجنی مخرج صدق و اجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا

ما در گذشته اشاره کردیم که «ابن تیمیه حرانی» در کتاب «منهاج السنة» جلد ٧ صفحه ١٣٧ می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

بسیاری از صحابه و تابعین بغض علی را در دل داشتند و او را سب می‌کردند و با او به قتال می‌پرداختند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ٧، ص ١٣٧

ما گفتیم ایشان یا راست می‌گوید و یا دروغ می‌گوید. اگر ایشان دروغ می‌گوید طبق عبارت «صحیح بخاری» رسول گرامی اسلام فرمودند:

«آیةُ الْمُنَافِقِ ثَلَاثٌ إذا حَدَّثَ کذَبَ وإذا وَعَدَ أَخْلَفَ وإذا أؤتمن خَانَ»

نشانه منافق سه چیز است؛ زمانی که سخن می‌گوید دروغ می‌گوید، در وعده دادن خلف وعده می‌کند و در امانت خیانت می‌کند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ١، ص ٢١، ح ٣٣

اگر «ابن تیمیه» راست می‌گوید باید حکم این قضیه را مشخص کنیم. در کتاب «مسند احمد بن حنبل» جلد ٤٤ روایتی از «أم سلمه» نقل شده است که از قول رسول مکرم می‌گوید: هرکسی به علی ناسزا بگوید به من ناسزا گفته است. آقای «شعیب الأرنؤوط» می‌گوید: سند این روایت صحیح است. همچنین «حاکم نیشابوری» و «ذهبی» هم گفتند: سند روایت صحیح است.

عزیزان دقت کنند اگر «ابن تیمیه» دروغ می‌گوید منافق است، و اگر راست می‌گوید که بسیاری از صحابه به امیرالمؤمنین ناسزا می‌گویند؛ رسول گرامی اسلام فرمودند: اگر کسی به علی ناسزا بگوید به من ناسزا گفته است. در حقیقت تمام مبانی اعتقادی اهل سنت که معتقدند:

«والصحابة کلهم عدول»

همگی صحابه عادل هستند.

المجموع، نویسنده: النووی، ج ١، ص ٦٢، فصل الحدیث المرسل

و یا:

«الصحابة کلّهم من أهل الجنة قطعاً»

قطعاً تمام صحابه اهل بهشت هستند.

الإصابة فی تمییز الصحابة، المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی (المتوفی: ٨٥٢ هـ)، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی - ١٤١٥ هـ،ج ١، ص ١٦٣، الفصل الثالث

زیر سؤال می‌رود و «ابن تیمیه» چنین وصله‌ای را به صحابه می‌چسباند. از طرف دیگر «ابن تیمیه» می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه»

ما این روایت را از کتاب «صحیح مسلم» مطرح کردیم. در حدیث ١٣١ وارد شده است که رسول گرامی اسلام فرمودند:

«وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبی الْأُمِّی إلی أَنْ لَا یحِبَّنِی إلا مُؤْمِنٌ ولا یبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ١، ص ٨٦، ح ٧٨

بنابراین طبق نظر «ابن تیمیه» نستجیر بالله بسیاری از صحابه و بسیاری از تابعین منافق بودند. «ابن تیمیه» همچنین می‌گوید:

«و یقاتلونه»

در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم صفحه ١٤٩ روایتی از نبی گرامی اسلام بیان شده است که فرمودند:

«نظر النبی إلی علی وفاطمة والحسن والحسین فقال أنا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم»

نبی مکرم به حضرت علی، حضرت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین نظر کرد و فرمود: هر کس با شما بجنگد با من جنگیده است.

به عبارت دیگر جنگ با امیرالمؤمنین، جنگ با رسول خداست. در مورد سند روایت هم وارد شده است:

«هذا حدیث حسن»

این روایت حسن است.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٦١، ح ٤٧١٣

آقای «جصاص» یکی از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب «احکام القرآن» جلد چهارم صفحه ٥١ می‌گوید: طبق این روایت هرکسی با علی بجنگد:

«فاستحق من حاربهم اسم المحارب لله ولرسوله»

چنین فردی استحقاق دشمنی با خدا و رسولش را دارد.

«وإن لم یکن مشرکا»

اگرچه مشرک نباشد.

أحکام القرآن، اسم المؤلف: أحمد بن علی الرازی الجصاص أبو بکر، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - ١٤٠٥، تحقیق: محمد الصادق قمحاوی، ج ٤، ص ٥١، باب حد المحاربین

او به صراحت می‌گوید: کسی که با علی بجنگد، ولو مسلمان و موحد هم باشد بازهم محارب است و در حقیقت با خداوند و رسول گرامی اسلام جنگیده است. این مطالب خلاصه مباحث هشت جلسه گذشته است.

مجری:

جناب استاد متشکرم، خیلی مختصر و مفید فرمودید. استاد سؤالی ذهن من را مشغول کرده است؛ ما زمانی که نگاه می‌کنیم در یک روایت بسیار مشهور و معروف که بارها و بارها حضرتعالی و اساتید دیگر در این شبکه به آن اشاره کردید وارد شده که پیغمبر اکرم فرمود:

«عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِی»

چگونه این عده در برابر امیرالمؤمنین ایستادند و با او جنگیدند؟! من دوست دارم ابتدا نظر «ابن تیمیه» را نسبت به این حدیث بیان کنید و بعد مصادر این روایت را از کتب اهل سنت توضیح بفرمایید.

اثبات دروغگو بودن «ابن تیمیه» با بررسی روایت «عَلِی مَعَ الْحَقِّ »!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

حدیث:«عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِی»با تعابیر مختلف وارد شده است. مثل تعبیر«الْحَقُّ مَعَ ذَا الْحَقُّ مَعَ ذَا».ما امثال این روایات را فراوان داریم.

اما حضرتعالی اشاره فرمودید عبارت «ابن تیمیه» را بیاورم. دوستان عزیز شیعه و سنی به این مطالب خوب دقت کنید، اگر سلفی‌ها هم بیننده برنامه ما هستند به هرکسی که دوست دارم آنها را قسم می‌دهم که خوب دقت کنند.

عزیزان دقت کنند و حرف «ابن تیمیه» را با این عبارت‌هایی که ما نقل می‌کنیم مقایسه کنند و سپس قضاوت کنند؛ ما قضاوت نمی‌کنیم!!

در کتاب «منهاج السنة» جلد چهارم صفحه ٢٣٨ روایتی از قول «علامه حلی» یا قول شیعه نقل می‌کند و می‌گوید: جمیعاً روایت کردند که علی با حق است و حق با علی است، هرجا علی برود حق هم با او می‌رود، از هم جدا نمی‌شوند تا بر حوض وارد شوند؛ این روایت،

«من أعظم الکلام کذبا وجهلا»

بزرگ‌ترین دروغ و جهالت است.

دوستان دقت کنند ما که می‌گوییم «ابن تیمیه» انسان پلیدی بوده و بعضی از بزرگان اهل سنت او را لعنت می‌کنند به چه جهت است.

«فإن هذا الحدیث لم یروه أحد عن النبی»

این روایت را احدی از پیغمبر اکرم نقل نکرده است.

«لا بإسناد صحیح ولا ضعیف»

نه با سند صحیح و نه با سند ضعیف!

منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ٤، ص ٢٣٨

دوستان عزیز مشاهده کنید که او می‌گوید: احدی این روایت را از پیغمبر اکرم حتی با سند ضعیف هم نقل نکرده است. او در ادامه مطالب دیگری می‌گوید که ما کاری به این مطالب نداریم.

آقای «ابو یعلی» متوفای ٣٠٧ هجری که یکی از علمای قرن سوم و چهارم هجری بوده در کتاب «مسند ابو یعلی» که یکی از کتب معتبر اهل سنت است و چند صد سال قبل از «ابن تیمیه» بوده در این زمینه مطالبی را بیان کرده است.

دقت داشته باشید «ابو یعلی» معاصر «نسائی»، «ترمذی» و «ابو داود» بوده است در جلد دوم کتاب «مسند» روایت ١٠٥٢ آورده است:

«کنا عند بیت النبی فی نفر من المهاجرین والأنصار»

جلوی منزل نبی مکرم اسلام با تعدادی از مهاجرین و انصار ایستاده بودیم.

«فخرج علینا فقال ألا أخبرکم بخیارکم»

پیغمبر اکرم از منزل بیرون آمدند و فرمودند: آیا به شما نگویم که بهترین شما کیست؟!

«قالوا بلی»

ما گفتیم: بگویید یا رسول الله.

«قال خیارکم الموفون المطیبون إن الله یحب الخفی التقی»

پیغمبر اکرم فرمودند: بهترین شما کسانی هستند که به وفای خودشان عمل می‌کنند و خودشان را پاک کردند، زیرا خداوند بنده تقوا پیشه را دوست دارد.

«قال ومر علی بن أبی طالب»

در همین زمانی که پیغمبر اکرم با ما سخن می‌گفت امیرالمؤمنین رد شد.

«فقال الحق مع ذا الحق مع ذا»

رسول اکرم فرمودند: حق با اوست، حق با اوست.

همچنین در مورد سند این روایت وارد شده است:

«رجاله موثقون»

مسند أبی یعلی، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن المثنی أبو یعلی الموصلی التمیمی، دار النشر: دار المأمون للتراث - دمشق - ١٤٠٤ - ١٩٨٤، الطبعة: الأولی، تحقیق: حسین سلیم أسد، ج ٢، ص ٣١٨، ح ١٠٥٢

خوب است که ما بگوییم بر پدر دروغگو لعنت!! دوستان عزیز مشاهده کنید اگر ما می‌گوییم «ابن تیمیه» ناصبی است و به تعبیر «سقاف» ناصبی، خبیث و دشمن امیرالمؤمنین است به این دلیل است که می‌گوید: این روایت با هیچ سند صحیح و ضعیف نقل نشده است.

اگر ایشان بگوید: روایت«الحق مع ذا»با سند صحیح وارد شده است فرقی نمی‌کند. پیغمبر اکرم چه بگوید حق با علی است و یا اشاره به امیرالمؤمنین کند و بفرماید حق با اوست فرقی نمی‌کند!

حال به سراغ روایت بعد می‌رویم؛ آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد هفتم صفحه ٢٣٤ شبیه همین تعبیر را دارد. او از «ابو سعید خدری» نقل می‌کند که در کنار منزل پیغمبر اکرم بودیم، حضرت صحبت می‌کردند. در این زمان امیرالمؤمنین عبور کردند. پیغمبر فرمودند:

«الحق مع ذا الحق مع ذا»

آقای «هیثمی» در مورد سند روایت می‌گوید:

«رواه أبو یعلی ورجاله ثقات»

ابو یعلی این روایت را نقل کرده و راویان او ثقه هستند.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – ١٤٠٧، ج ٧، ص ٢٣٤، باب فیما کان فی الجمل

آقای «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «المطالب العالیة» جلد شانزدهم می‌گوید:

«ومر علی بن أبی طالب رضی الله عنه فقال: ' الحق مع ذا، الحق مع ذا»

المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر العسقلانی، دار النشر: دار العاصمة/ دار الغیث - السعودیة - ١٤١٩ هـ، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری، ج ١٦، ص ١٤٧، ح ٣٩٤٥

معمولاً مبنای «ابن حجر عسقلانی» این است که اگر روایت ضعیف باشد اشاره کند. او از اول روایت تا اینجا این مطلب را به عنوان یک مسئله مسلم نقل می‌کند.

ما در این زمینه موارد زیادی داریم؛ شاید این روایت در بیش از ٣٠ کتاب اهل سنت آمده باشد. آقای «فخر رازی» در این زمینه عبارت زیبایی دارد.

در کتاب «تفسیر فخر رازی» اثر «امام محمد الرازی فخر الدین ابن العلامة ضیاء الدین» جلد اول صفحه ١٦٨ در بحث اینکه آیا در نماز«بسم الله الرحمن الرحیم»را بلند بگوییم یا آهسته بگوییم می‌گوید:

«وأما أن علی بن أبی طالب رضی الله عنه کان یجهر بالتسمیة»

اما علی بن أبی طالب (رضی الله عنه) بسم الله را بلند می‌گفت.

«فقد ثبت بالتواتر»

به تواتر هم ثابت شده است.

«ومن اقتدی فی دینه بعلی بن أبی طالب فقد اهتدی»

هرکسی در دین به علی بن أبی طالب اقتدا کند قطعاً هدایت پیدا کرده است.

والدلیل علیه قوله علیه السلاماللهم أدر الحق مع علی حیث دار»

دلیل این حرف این است که پیغمبر اکرم فرمود: خدایا حق را گرداگرد علی بچرخان هرکجا که علی رفت.

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤٢١ هـ - ٢٠٠٠ م، الطبعة: الأولی، ج ١، ص ١٦٨، باب الحجة الحادية عشرة

لذا ملاک حق امیرالمؤمنین است. نه اینکه بگوییم حق چیزی است که آن بزرگوار به دنبال آن می‌رود!! حضرت امیرالمؤمنین هرکجا برود حق دنبال اوست و محور حق علی بن أبی طالب است.

مشاهده کنید که او یک انسان سنی و متعصب است همچنانکه من گمان می‌کنم در میان علمای اهل سنت کسی همانند «فخر رازی» در رابطه با دفاع از خلفا مخصوصاً خلیفه اول این چنین علمی و مفصل دفاع نکرده است.

مشاهده کنید که «فخر رازی» در مورد آیه غار طوفان به پا کرده است؛ گرچه ما تک تک به تمام این مدعیات پاسخ دادیم. او بحث علمی انجام داده و ما هم در بحث علمی تعارف نداریم.

در مجموع زمانی که دفاع ایشان را با «قرطبی»، «طبری» و «ابن کثیر» مقایسه کنید به حقیقت امر پی خواهید برد. ولی او در اینجا می‌گوید:

«ومن اقتدی فی دینه بعلی بن أبی طالب فقد اهتدی والدلیل علیه قوله علیه السلام: اللهم أدر الحق مع علی حیث دار»

آقای «ابن عساکر» در کتاب «تاریخ دمشق» جلد بیستم تعبیر دیگری دارد. به عبارت دقت کنید. زیرا تعبیر مهمی از «سهل بن شعیب النهمی» وارد شده است و تقاضا دارم آقایان این اسم را به خاطر داشته باشند.

در این روایت وارد شده است معاویة بن أبوسفیان بعد از اینکه اعمال حج را انجام داد به مدینه رفت. او در مجلسی نشسته بود که «سعد بن أبی وقاص»، «عبدالله بن عمر» و «عبدالله بن عباس» هم در آن مجلس حضور داشتند. معاویه رو به طرف «عبدالله بن عباس» کرد و گفت:

«إنک لم تعرف حقنا من باطل غیرنا فکنت علینا ولم تکن معنا»

تو حق ما را بر باطل ما نشناختی و بر ضد ما بودی.

دقت داشته باشید که معاویه به «ابن عباس» می‌گوید: "حق ما را در برابر باطل ما نشناختی"؛ منظور او این است که امیرالمؤمنین باطل بود و ما حق بودیم و تو حق را نشناختی. این در حالی است که پیغمبر اکرم می‌فرماید:

«عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِی»

ما نزدیک به ١٠ روایت از اهل سنت داریم که می‌گویند: "معاویه در تابوتی از آتش است" و "معاویه بی‌دین از دنیا می‌رود". ولی او می‌گوید: ما حق هستیم و علی باطل است، چرا حق را نشناختی! بعد می گوید:

«وأنا ابن عم المقتول ظلما یعنی عثمان بن عفان رضی الله عنه»

من پسرعموی عثمان بن عفان مقتول هستم که مظلومانه کشته شد.

«وکنت أحق بهذا الأمر من غیری»

و به همین خاطر بعد از او تنها کسی که شایسته خلافت است من هستم.

استدلال را مشاهده کنید!! واقعاً مرغ پخته به این استدلال می‌خندد. او می‌گوید: به دلیل اینکه پسرعموی من مظلومانه کشته شد، من مستحق خلافت هستم.

اگر مراد این باشد، خلیفه دوم هم مظلومانه کشته شد و «عبدالله بن عمر» باید مستحق‌تر از عثمان باشد. چرا «عبدالله بن عمر» و «عبدالرحمن» را به خلافت منصوب نکردند؟! «ابن عباس» در جواب معاویه گفت:

«اللهم إن کان هکذا فهذا وأومأ إلی ابن عمر أحق بها منک»

اگر قرار باشد تو مستحق خلافت باشی «عبدالله بن عمر» از تو مستحق‌تر است.

«لأن أباه قتل قبل ابن عمک»

زیرا پدر او را قبل از پسرعموی تو کشتند.

«فقال معاویة ولا سواء»

معاویه گفت: این‌ها اصلاً باهم برابر نیستند.

این حرف به جهت این است که آقایان اهل سنت معتقدند «ابو لؤلؤ» قاتل عمر بن خطاب مجوسی بوده و او را کشته است، اما عثمان را صحابه کشتند.

صحابه ابتدا انحراف و بدعت عثمان را ثابت کردند. همچنانکه «طبری» و «ابن اثیر» می‌گوید: صحابه‌ای که در مدینه بودند به تمام صحابه‌ای که بیرون از مدینه بودند نامه نوشتند با این مضمون که شما به جهاد رفتید، اما جهاد در مدینه است.

آن‌ها ادعا کردند که خلیفه پیغمبر اکرم به نام عثمان دین پیغمبر اکرم را نابود کرده است؛ بیایید دین پیغمبر اکرم را برپا کنید. مردم از گوشه و کنار آمدند و عثمان را کشتند.

کدام قتل باارزش‌تر و مظلومانه‌تر است؟! قتلی که قاتل آن مجوسی بوده مظلومانه‌تر است یا قتلی که قاتل آن مسلمانان بودند؟! معاویه در ادامه می‌گوید:

«إن أبا هذا قتله المشرکون وابن عمی قتله المسلمون»

عمر را مشرکین کشتند، اما پسرعموی مرا مسلمانان کشتند.

«فقال ابن عباس هم والله أبعد لک وأدحض لحجتک»

ابن عباس گفت: اگر این حرف درست باشد، بر ضد تو و علیه توست.

کسی که مسلمانان او را کشته باشد قطعاً مسلمان نبوده است، مسلمانان کفر و بدعت او را ثابت کردند و او را کشتند. حال اگر مشرکین کسی را بکشند قطعاً شهید است!!

«فترکه وأقبل علی سعد فقال یا أبا إسحاق أنت الذی لم تعرف حقنا وجلس فلم یکن معنا ولا علینا قال»

معاویه او را ترک کرد، رو به سعد بن أبی وقاص کرد و گفت: یا ابا اسحاق! تو هم حق ما را نشناختی. تو در منزل خود نشستی، نه بر علیه ما بودی و نه به نفع ما بودی.

«فقال سعد إنی رأیت الدنیا قد أظلمت فقلت لبعیری إخ فأنختها حتی انکشفت قال»

سعد بن أبی وقاص گفت: من دیدم دنیا ظلمانی و تاریک شده و به شترم گفتم: إخ و وقتی او خوابید فهمیدم که نباید بیرون بروم و در سپاه علی یا سپاه معاویه باشم.

این حرف به این معناست که وقتی افرادی می‌خواهند بیرون بروند و کلاغی صدا می‌کند چنین می‌پندارند که بیرون رفتن آن‌ها شوم است، برمی‌گردند و فردا می‌روند.

همچنین عده دیگری وقتی از منزل بیرون می‌آیند و اولین شخصی که می‌بینند مرد بود چنین می‌پندارند که سفرشان سفر مبارکی است، اما اگر اولین نفری که دیدند زن بود چنین می‌پندارند که سفرشان نحس است!!!

آقایان اهل سنت معتقدند که اگر زن، الاغ و سگ از جلوی انسان رد شود نماز او باطل است و از آنها به شوم تعبیر می‌کنند. ما که مفهوم این عقاید را متوجه نشدیم و خوب است که بینندگان عزیز ما هم متوجه نشوند.

معاویه از مثال ساده «سعد بن أبی وقاص» استفاده کرد و گفت:

«لقد قرأت ما بین اللوحین ما قرأت فی کتاب الله عز وجل إخ قال»

من قرآن را از ابتدا تا انتها خواندم و در قرآن کلمه إخ مشاهده نکردم.

معنای سخن معاویه این است که ما آیه«إخ»نداریم که اگر«إخ»گفتید و شتر خوابید، معلوم شود هیچکدام از طرفین حق نیستند.

«فقال سعد أما إذا أبیت فإنی سمعت رسول الله یقول لعلی أنت مع الحق والحق معک حیث ما دار قال»

سعد بن أبی وقاص در ادامه گفت: حال که چنین شد گوش کن از پیغمبر اکرم شنیدم که به علی گفت: تو با حق هستی و حق با توست هرکجا بگردد.

«فقال معاویة لتأتینی علی هذا ببینة »

معاویه گفت: باید برای روایتی که نقل کردی شاهد بیاوری.

«فقال سعد هذه أم سلمة تشهد علی رسول الله»

سعد بن أبی وقاص گفت: أم سلمه بر این حرف رسول الله شهادت می‌دهد.

«فقاموا جمیعاً فدخلوا علی أم سلمة»

همگی بلند شدند و به منزل أم سلمه رفتند.

مجری:

استاد مکان این گفتگو در کجا بوده است؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

مکان گفتگو در مسجد مدینه بوده است و جمعی از صحابه نشسته بودند. «سعد بن أبی وقاص»، «عبدالله بن عمر» و دیگران که در آنجا بودند همگی بلند شدند و نزد «أم سلمه» رفتند.

«فقالوا یا أم المؤمنین إن الأکاذیب قد کثرت علی رسول الله»

آن‌ها گفتند: یا أم المؤمنین! مردم حرف‌های دروغ زیاد به پیغمبر اکرم می‌بندند.

این حرف هم شاهدی بر این است که دروغ به پیغمبر اکرم زیاد شده است.

«وهذا سعد یذکر عن النبی ما لم نسمعه»

سعد بن أبی وقاص روایتی را در رابطه با علی نقل می‌کند که ما نشنیدیم.

«أنه قال یعنی لعلی أنت مع الحق والحق معک حیث ما دار»

او نقل می‌کند که پیغمبر اکرم به علی گفت: یا علی تو با حق هستی و حق با توست هرکجا بگردد.

«فقالت أم سلمة فی بیتی هذا قال رسول الله لعلی»

أم سلمه گفت: پیغمبر اکرم این روایت را در منزل من به علی فرمود.

معاویه رو کرد و به «سعد بن أبی وقاص» متلک تندی گفت. اما آقایان اهل سنت نقل نکردند که «سعد بن أبی وقاص» در جواب چه گفت.

«فقال معاویة لسعد یا أبا إسحاق ما کنت ألوم الآن إذ سمعت هذا مع من رسول الله وجلست عن علی»

معاویه به «سعد بن أبی وقاص» گفت: من الآن تو را ملامت نمی‌کنم. تو از پیغمبر اکرم شنیدی که حق با علی است، اما نشستی و نرفتی علی را یاری کنی؟!

«لو سمعت هذا من رسول الله لکنت خادما لعلی حتی أموت»

اگر من این روایت را از رسول الله شنیده بودم خادم علی می‌شدم تا زمانی که بمیرم.

تاریخ مدینة دمشق، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - ١٩٩٥، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج ٢٠، ص ٣٦١، باب من اسمه سعد

دوستان عزیز مشاهده کنید همین یک روایت کافی است تا ما این روایات را بررسی کنیم و ببینیم که ورود معاویه از ابتدا به مدینه، بیان آن مطالب و ماجرای «أم سلمه» به چه جهت است، حال که در نهایت می‌گوید:

«لو سمعت هذا من رسول الله لکنت خادما لعلی حتی أموت»

لازم نبود معاویه خادم امیرالمؤمنین باشد! فقط از کارهایی مانند لعن آن بزرگوار بر بالای منابر و سفارش کردن به کارگزارانش که بر بالای منابر امیرالمؤمنین را لعن کنند دست می‌کشید!!

بنیانگذار سب امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) معاویه است، حتی در کتاب «صحیح مسلم» وارد شده است که معاویه به «سعد بن أبی وقاص» می‌گوید: یا سعد! چرا به علی ناسزا نمی‌گویی؟!

گویا «سعد بن أبی وقاص» واجب مهمی را ترک کرده است و معاویه او را مورد بازخواست قرار می‌دهد که چرا این کار را انجام نمی‌دهد!! این مباحث، بحث‌هایی است که باید مفصل در مورد آن صحبت کنیم تا مشخص شود که قضیه به چه قیمتی است.

در کتاب «صحیح مسلم» حدیث ٢٤٠٤ وارد شده است:

«أَمَرَ مُعَاوِیةُ بن أبی سُفْیانَ سَعْدًا فقال ما مَنَعَک ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ»

معاویة بن ابی سفیان به سعد دستور داد و گفت: چرا به ابا تراب ناسزا نمی‌گویی؟!

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ٤، ص ١٨٧١، ح ٢٤٠٤

معاویه تو که می‌گویی اگر این روایت را شنیده بودم تا آخر عمرم غلام حلقه به گوش علی می‌شدم!! پس این دستورت برای سب امیرالمؤمنین چیست؟ «ابن تیمیه» هم این روایت را در کتاب «منهاج السنة» جلد پنجم شرح می‌دهد و می‌گوید:

«وأما حدیث سعد لما أمره معاویة بالسب فأبی»

سعد بن أبی وقاص که معاویه به او دستور داد به علی ناسزا بگوید، اما او ابا کرد.

«فقال ما منعک أن تسب علی بن أبی طالب»

معاویه گفت: چرا به علی بن أبی طالب ناسزا نمی‌گویی؟!

منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ٥، ص ٤٢

دوستان عزیز این روایات را مشاهده کردید و روایت معاویه را هم مشاهده کردید؛ حال مباحث دیگر را هم مشاهده کنید. در کتاب «تاریخ طبری» جلد سوم صفحه ١١٣ وارد شده است:

«معاویة فکان إذا قنت لعن علیا وابن عباس والأشتر وحسنا وحسینا»

وقتی که معاویه قنوت می‌گرفت امیرالمؤمنین، ابن عباس، مالک اشتر، امام حسن و امام حسین را لعنت می‌کرد.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج ٣، ص ١١٣، باب اجتماع الحکمین بدومة الجندل

او از طرف دیگر می‌گوید: "اگر من این روایت را از پیغمبر اکرم شنیده بودم غلام حلقه به گوش علی می‌شدم!!"

جالب است که آقای «ابن کثیر دمشقی» در کتاب «البدایة و النهایة» جلد هشتم این روایت را می‌آورد، اما گفتگوی معاویه با «سعد بن أبی وقاص» را حذف کرده است. روایت چنین است:

«معاویة وأنهما قاما إلی أم سلمة فسألاها فحدثتهما بما حدث به سعد فقال معاویة لو سمعت هذا قبل هذا الیوم لکنت خادما لعلی حتی یموت أو أموت»

وقتی که معاویه از حج برگشت به همراه سعد بن أبی وقاص نزد ام سلمه رفتند و درباره این روایت سؤال کردند. سپس معاویه گفت: اگر این روایت را قبل از این شنیده بودم خادم علی می‌شدم تا زمانی که بمیرم.

اما در مورد سند این روایت وارد شده است:

«وفی إسناد هذا ضعف والله أعلم»

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج ٨، ص ٧٧، باب سعد بن أبی وقاص

آقای «ابن کثیر»! استاد تو «ابن تیمیه» گفت: "در هیچ سند ضعیف هم نیامده است"، بنابراین تو با این سند ضعیف بر دهان «ابن تیمیه» زده‌ای!! عزیزان دقت کنید که این روایت دو راوی بیشتر ندارد؛ «کثیر النواء» و «عبد الله بن ملیل» دو راوی این روایت هستند.

حال ما «کثیر النواء» را قبول نداریم و جزو غلات بوده است، اما در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم روایتی از «کثیر النواء» در رابطه با امیرالمؤمنین وارد شده است. «حاکم نیشابوری» می‌گوید:

«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ٢٢٠، ح ٤٩٠١

«ابن تیمیه» هم می‌گوید: روایت او صحیح است. بنابراین «کثیر النواء» طبق فتوای «حاکم نیشابوری» و «ذهبی» ثقه هستند، زیرا اگر ضعیف باشند روایت نمی‌تواند صحیح باشد.

حال نسبت به «عبدالله بن ملیل» باید بگوییم که آقای «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «تعجیل المنفعة بزوائد رجال الأئمة الأربعة» روایتی می‌آورد که شرح حال «عبدالله بن ملیل» وارد شده است که «کثیر النواء» از او نقل کرده است. در روایت وارد شده است:

«قال ابن حبان فی الثقات عداده فی أهل الکوفة»

تعجیل المنفعة بزوائد رجال الأئمة الأربعة، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار الکتاب العربی - بیروت، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. إکرام الله إمداد الحق، ج ١، ص ٢٣٧، ح ٥٨٩

مشاهده کنید که «ابن حبان» او را توثیق کرده است. آقای «ابن کثیر»! چرا انقدر دروغ می‌بافید تا نصب و عداوت خود را نسبت به امیرالمؤمنین نشان دهید؟! وی در حالی این روایت را ضعیف می‌خواند، که «ابن تیمیه» می‌گوید که این روایت در منابع ضعیف هم نیامده است!!

ما در این زمینه روایات زیادی داریم و شاید تعداد آن به ٦٠ روایت برسد. آقای «طبرانی» در کتاب «معجم الکبیر» جلد ٢٣ از «أم سلمه» نقل شده است:

«کان عَلِی علی الْحَقِّ مَنِ اتَّبَعَهُ اتَّبَعَ الْحَقَّ وَمَنْ تَرَکهُ تَرَک الْحَقَّ عَهْدًا مَعْهُودًا قبل یوْمِهِ هذا»

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - ١٤٠٤ - ١٩٨٣، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج ٢٣، ص ٣٢٩، ح ٧٥٨

آقای «ابن تیمیه»! طبق این روایت کسانی که با امیرالمؤمنین مقاتله می‌کردند از حق جدا شدند، زیرا قبل از اینکه امیرالمؤمنین از دنیا برود این عهد گرفته شده است. آقای «هیثمی» همین را در کتاب «مجمع الزوائد» جلد ٩ صفحه ١٣٤ می‌آورد و می‌گوید:

«کان علی علی الحق من اتبعه اتبع الحق ومن ترکه ترک الحق عهد معهود قبل یومه»

در مورد سند روایت وارد شده است:

«هذا رواه الطبرانی وفیه مالک بن جعوبة ولم أعرفه وبقیة أحد الإسنادین ثقات»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – ١٤٠٧، ج ٩، ص ١٣٤، باب الحق مع علی

«هیثمی» در این روایت گفته که «مالک بن جعونه» را نمی‌شناسد، اما ما می‌شناسیم. آقای «دولابی» متوفای ٣١٠ هجری در کتاب «الکنی و الأسماء» روایتی آورده است. آقای «هیثمی» متوفای ٨٠٧ هجری است و «دولابی» ٤٠٠ سال پیش از او بوده است. «دولابی» در کتاب خود همین روایت را می‌آورد:

«سمعت أم المؤمنین أم سلمة تقول: والله إن علی بن أبی طالب لعلی الحق، قبل القوم عهدا معهودا مقضیا»

واقعاً امیرالمؤمنین مظلوم است. همان تعابیری که در زیارتنامه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) وارد شده است که عرضه می‌دارد:

«أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ وَ أَوَّلُ مَغْصُوبٍ حَقُّه»

تو اولین مظلوم عالم و اولین کسی هستی که حق او غصب شده است.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٤، ص ٥٧٠، ح ١

واقعا حقیقت دارد.

«سمعت أم المؤمنین أم سلمة تقول: والله إن علی بن أبی طالب لعلی الحق، قبل القوم عهدا معهودا مقضیا»

شنیدم که أم المؤمنین أم سلمه می‌گوید: والله علی بن أبی طالب بر حق است و این یکعهد گرفته شده تقدیر الهی است.

«قال أبو قیلة له: الله الذی لا إله إلا هو لأنت سمعت أم المؤمنین أم سلمة تقول هذا»

ابو قیله می‌گوید: به خدایی که شریکی ندارد آیا تو خود از أم المؤمنین أم سلمه شنیدی که چنین حرفی را بگوید؟!

همه تعجب می‌کنند که پیغمبر اکرم فرموده باشد که امیرالمؤمنین با حق است، درحالی‌که این افراد نسبت به آن بزرگوار ناسزا می‌گویند.

«قال: الله لأنا سمعت أم سلمة تقول هذا»

مالک بن جعونه می‌گوید: به خدا قسم خودم از أم سلمه شنیدم که این حرف را گفت.

«فأتیت قومه، فسألتهم، فقلت: أتعرفون مالک بن جعونة»

ابو قیله می‌گوید: نزد قبیله مالک بن جعونه رفتم، در مورد او تحقیق کردم و پرسیدم: آیا مالک بن جعونه را می‌شناسید؟!

«قالوا: نعم فأثنوا علیه معروفاً، وقالوا خیراً»

مردم قبیله او گفتند: بله، همه از او تعریف کردند و گفتند که انسان خوبی است.

الکنی والأسماء، أبو بشر محمد بن أحمد بن حماد الدولابی، سنة الولادة ٢٢٤ هـ / سنة الوفاة ٣١٠ هـ، تحقیق أبو قتیبة نظر محمد الفاریابی، الناشر دار ابن حزم، سنة النشر ١٤٢١ هـ - ٢٠٠٠ م، مکان النشر بیروت/ لبنان، ج ٣، ص ٩٣١، ح ١٦٢٩

ما آقای «هیثمی» عزیز و بزرگوار را تا حدودی منصف می‌دانیم و حساب او را از «ذهبی» و دیگر افرادی که منصف نیستند جدا می‌کنیم.

آقای «هیثمی» که می‌گوید: "من «مالک بن جعونه» را نمی‌شناسم" چهارصد سال قبل از شما در مورد او تحقیق کردند، او انسان خوبی بوده و قبیله او مدح او را گفتند!!

دوستان عزیز واقعاً گاهی اوقات قلب انسان به درد می‌آید از اینکه مشاهده می‌کند این افراد با امیرالمؤمنین چکار کردند. در حال حاضر هم مشاهده می‌کنیم شبکه‌های شیطانی صهیونیستی چه تعابیر وقیحی که تنها شایسته خودشان است به کار می‌برند.

از کوزه برون همان تراود که در اوست!!

آن‌ها می‌خواهند نصب و عداوت خودشان را به امیرالمؤمنین اثبات کنند و آن را مطرح می‌کنند. بد نیست روایت دیگری در اینجا بخوانم؛ در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم روایت مفصلی وارد شده است.

«عن عمرة بنت عبد الرحمن قالت لما سار علی إلی البصرة دخل علی أم سلمة زوج النبی یودعها»

از عمره بنت عبدالرحمن نقل شده است که وقتی علی بن أبی طالب به طرف بصره برای جنگ جمل می‌رفتند، رفتند تا از أم سلمه همسر پیغمبر اکرم خداحافظی کند.

«فقالت سر فی حفظ الله وفی کنفه»

أم سلمه برای ایشان دعای سفر خواندند و گفتند: برو تا در حمایت خداوند باشی.

«فوالله إنک لعلی الحق والحق معک»

به خدا سوگند تو بر حق هستی و حق هم با توست.

«أم سلمه» سپس جمله زیبایی دارد که این جمله زیبا را باید با طلا نوشت. عزیزان اهل سنت شما را به هر کسی که دوست دارید قسم می‌دهم دقت کنید، زیرا این روایت شرایط «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» را دارد.

«ولولا أنی أکره أن أعصی الله ورسوله فإنه أمرنا أن نقر فی بیوتنا لسرت معک»

یا علی! اگر آمدنم با تو به معنای معصیت خداوند و نافرمانی پیغمبر اکرم نبود قطعاً با تو در جنگ می‌آمدم، اما پیغمبر اکرم به ما امر فرمود که در منازل خود بنشینیم.

قرآن کریم هم می‌فرماید:

(وَ قَرْنَ فِی بُیوتِکنَّ)

و در خانه‌های خود بمانید.

سوره أحزاب (٣٣): آیه ٣٣

«أم سلمه» سپس می‌گوید:

«ولکن والله لأرسلن معک من هو أفضل عندی وأعز علی من نفسی ابنی عمر»

اما به خدا سوگند فرزندی که از جانم بر خودم عزیزتر است را برای جنگ در رکاب تو می‌فرستم.

دوستان مشاهده کنید چقدر لذت دارد!! انسان وقتی این روایات را می‌خواند جگرش خنک می‌شود.

در مقابل این روایت از «أم سلمه» روایت دیگری هم از «عایشه» أم المؤمنین خطاب به «طلحه» می‌گوید: همسر خود را در خانه نشاندی و همسر پیغمبر اکرم را برای جنگ آورده‌ای!! «حاکم نیشابوری» در مورد سند این روایت می‌گوید:

«هذه الأحادیث الثلاثة کل‌ها صحیحة علی شرط الشیخین ولم یخرجاه»

تمام این سه روایت شرایط صحیح بخاری و مسلم را دارد و شکی در آن نیست.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٢٩، ح ٤٦١١

دوستان عزیز با توجه به بحثی که ما کردیم به ما بفرمایید قتال با امیرالمؤمنین چه حکمی دارد؟! با توجه به اینکه «ابن تیمیه» می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

از نبی گرامی اسلام و همچنین از «أم سلمه» روایتی وارد شده است که می‌فرمایند: علی با حق است و حق هم با علی است.

«أم سلمه» می‌گوید: یا علی! تو با حق هستی و خودم نمی‌توانم برای جنگ در رکاب تو بیایم، زیرا پیغمبر اکرم به همسرانش فرمود که در خانه بنشینند. اما نور دیده خود را در رکاب تو برای جنگ می‌فرستم. کاملاً واضح و روشن است که «ابن تیمیه» می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

خودتان قضاوت کنید. او در جای دیگری می‌گوید: هیچ روایت صحیح یا ضعیفی وجود ندارد که بگوید علی با حق است و حق هم با علی است!!!

مجری:

حضرت استاد تمام مطالب را به صورت روشن، کامل، جامع و مستند بیان کردند. کسانی که عشق و ارادت و محبت به مولا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) دارند با شنیدن این مطالب وجودشان صدها و هزاران برابر سرشار از شوق و ذوق و شادی می‌شود.

کسانی که بغض امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را در دل و وجودشان دارند آتش می‌گیرند و بدتر می‌شوند.

عزیزان اهل سنت ما که محبت امیرالمؤمنین هستند، خود ببینند و قضاوت کنند. حضرت استاد فرمودند حتی سلفی‌هایی هم که احیاناً بیننده ما هستند خودشان قضاوت کنند. آنچه گفتیم و بیان شد همه مستند بود.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما این مطالب را از کتب شیعه نقل نکردیم. بلکه همگی را از کتب اهل سنت نقل کردیم و آقایان این روایات را بررسی سندی کردند. حتی اگر «ابن کثیر» می‌گوید: "این روایات ضعیف است"، ما دلیل آوردیم.

اگر «هیثمی» می‌گوید: "«مالک بن جعونه» را نمی‌شناسم"، ما گفتیم که او را می‌شناسیم. این در حالی است که «هیثمی» یا او را می‌شناسد و یا خود را به تجاهل زده است.

مجری:

استاد شما در بیانات خودتان به روایتی اشاره کردید که بحث«عهد معهود»در آن بود. این بحث ذهن مرا مشغول کرد و یادداشت کردم تا آن را بپرسم.

اجازه بدهید بخش کوتاهی ببینیم سپس در مورد این روایتی که بیان کردید و جمله‌ای که در روایت آمده بیشتر صحبت خواهیم کرد.

کلیپی که در مورد «غنچه‌های انتظار» خدمتتان عرض کردم بخش کوتاهی است، آن را ببینیم که قرار است جمعه شب‌ها در برنامه «گامی به سوی ظهور» تقدیم حضور شما شود. این هم بخش جدیدی است که ان‌شاءالله از این به بعد در برنامه «گامی به سوی ظهور» تحت عنوان «غنچه‌های انتظار» تقدیم حضور شما می‌شود.

همان‌طور که غنچه‌های ولایت در مورد اثبات ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) درخشیدند و خودشان را نشان دادند، اینجا هم موفق خواهند شد.

ان‌شاءالله این بخش تحت عنوان اثبات وجود نازنین حضرت صاحب الزمان (ارواحنا له الفداه)، بحث حیات ایشان و مباحثی که حول محور شخصیت نورانی امام زمان و بحث مهدویت در برنامه «گامی به سوی ظهور» تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

برنامه زنده «حبل المتین» را از «شبکه جهانی ولایت» مشاهده می‌کنید. این حقیر، علی اسماعیلی با افتخار در خدمت شما هستم و به نام زیبای علی افتخار می‌کنم.

هربار که با خودم فکر و تأمل می‌کنم که نامم علی است به خودم می‌بالم، بر مادر مرحومم درود می‌فرستم و بر پدر عزیزم سلام می‌فرستم که این نام قشنگ و زیبا را بر روی من گذاشتند. اتفاقاً وصیت من به فرزندانم همین است که حتماً باید در خانه نام علی داشته باشید و نام یکی از فرزندانتان علی باشد!

ما باید این نام را زنده کنیم، حداقل کاری که می‌توانیم بکنیم این است که نام فرزندان خود را علی بگذاریم. فکر نکنیم که اگر پسرعمو یا پسرخاله یا پسرعمه یا پسردایی فرزندمان علی است این نام زیاد می‌شود و او را علی نگذاریم. والله این اسامی زیادی نمی‌کند؛ باید نام علی در هر خانه‌ای باشد و این نام تا قیامت زنده بماند.

فردای قیامت اگر دستمان خالی بود و چیزی برای ارائه نداشتیم، می‌گوییم خدایا تو شاهد باش که ما از روی عشق و محبت و ارادت به مولایمان، آقایمان و ولی خود امیرالمؤمنین نام فرزندان خود را علی گذاشتیم تا این نام در منازل زنده بماند.

خواهش می‌کنم یادتان نرود حتماً این کار را انجام دهید؛ پدرها و مادرها و کسانی که پا به سن گذاشتید با مهربانی و محبت نه اجبار و زور این کار را به جوانانی که صاحب فرزند می‌شوند توصیه کنید و آنان را تشویق و ترغیب کنید.

در روایت وارد شده فردای قیامت انسان‌ها را با اسم کوچک صدا می‌زنند و دیگر لقب به کار برده نمی‌شود. بعضی از انسان‌ها فردای قیامت شرمنده می‌شوند از اینکه پدرشان اسم‌های نامناسب روی آن‌ها گذاشته است.

چقدر خوب است ما اسامی اهلبیت (علیهم السلام) را روی فرزندانمان بگذاریم و از همه بهتر و زیباتر نام زیبای محمد نام پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و نام زیبای حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است. بچه شیعه‌ها باید رغبت بیشتری به نام علی داشته باشند که ان‌شاءالله این نام در منازل زنده بماند و زنده باشد.

حضرت استاد! من در بخش قبلی اشاره‌ای کردم که شما در روایاتی که بیان می‌کردید به واژه‌ای اشاره کردید. برای من سؤال پیش آمد که در جایگاه وجود نازنین حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) واژه«عهد معهود»آمده است. داستان این واژه و مراد آن چیست؟!

داستان «عهد معهود» چیست؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

«عهد معهود»به معنای عالم عهد و عالم زر است. در حقیقت سه عالم تصور می‌کنند؛ عالم زر که خداوند عالم در آنجا همه را آفرید و فرمود:

(أَ لَسْتُ بِرَبِّکمْ قالُوا بَلی)

آیا من پروردگار شما نیستم؟! گفتند آری.

سوره أعراف (٧): آیه ١٧٢

این آیه مربوط به عالم زر است؛ زیرا ما قبل از این دنیا در آنجا بودیم و مراحلی را در آنجا گذراندیم. حال ما چیزی به خاطر نمی‌آوریم، اما اهلبیت (علیهم السلام) آن را بیان می‌کنند. عالمی در این دنیا است و عالمی هم مربوط به آخرت است.

عالم(أَ لَسْتُ بِرَبِّکمْ قالُوا بَلی)را به عالم عهد تعبیر می‌کنند؛ «أم سلمه» می‌گوید: اینکه علی با حق است و حق با علی است، عهد معهود است.

این عهد، عهدی است که خداوند عالم از همه گرفته بر اینکه علی حق است همان‌طور که از همه عهد گرفته که پروردگار عالم است. در کتاب «تاریخ دمشق» جلد ٤٢ ذیل آیه شریفه:

(وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک مِنْ رُسُلِنا)

از رسولانی که قبل از تو فرستادیم بپرس.

سوره زخرف (٤٣): آیه ٤٥

وارد شده است:

«علی ما بعثوا ؟»

ای پیغمبر از پیامبران گذشته سؤال کن که هدف بعثتشان چیست.

والله این کتاب شیعه نیست، بلکه آقای «ابن عساکر» متوفای ٥٧١ هجری اهل سنت است که نقل می کند:

«قلت علی ما بعثوا؟ قال علی ولایتک وولایة علی بن أبی طالب»

به من گفتند ای پیغمبر! بعثت انبیاء بر ولایت تو و ولایت علی بن أبی طالب است.

تاریخ مدینة دمشق، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - ١٩٩٥، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج ٤٢، ص ٢٤١، ح ٤٩٣٣

بحث ولایت امیرالمؤمنین حدیث غدیر، حدیث وصایت و حدیث خلافت نیست؛ بلکه قضیه به خیلی وقت قبل از آن برمی‌گردد. نه تنها ما به این قضیه معتقدیم، بلکه این روایت هم گویای این مطلب است.

همچنین آقای «ثعلبی» در کتاب «الکشف و البیان» جلد هشتم صفحه ٣٣٨ از «عبدالله بن مسعود» نقل می‌کند که ملکی آمد و گفت:

«واسأل من أرسلنا من قبلک من رّسلنا»

یا پیغمبر! از پیامبران گذشته بپرس هدف بعثتشان چه بوده است.

«علی ما بعثوا ؟»

بر چه مبعوث شدند؟!

«قال: قلت: علی ما بعثوا، قال: علی ولایتک وولایة علی بن أبی طالب»

آن‌ها گفتند: بر ولایت تو و ولایت علی بن أبی طالب مبعوث شدند.

الکشف والبیان؛ المؤلف: أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم الثعلبی النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - لبنان - ١٤٢٢ هـ - ٢٠٠٢ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعة وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ج ٨، ص ٣٣٨، باب الزخرف: (٤٥) واسأل من أرسلنا...

آقای «خوارزمی» در کتاب «مناقب» خود صفحه ٢٧٩ می‌نویسد:

«قال رسول الله صلی الله علیه وآله: یا عبدالله أتانی ملک فقال: یا محمد " سل من أرسلنا من قبلک من رسلنا) علی مابعثوا؟ قال قلت: علی مابعثوا؟ قال: علی ولایتک وولایة علی بن أبی طالب»

کتاب: المناقب، تألیف: الموفق بن احمد بن محمد المکی الخوارزمی، ج ١، ص ٢٧٩، باب المناقب الخوارزمی

بنابراین اگر «أم سلمه» می‌گوید: "علی با حق است و حق با علی است" به معنای این است که قضیه حقانیت علی مربوط به عالم دنیا نیست، بلکه حقانیت امیرالمؤمنین قبل از عالم دنیا مطرح شده است. ما روایات زیادی داریم مبنی بر اینکه: "علی با حق است و حق با علی است" شاید به اندازه بیش از ٤٠ روایت بود، اما من به عنوان اختصار دیگر آن را نخواندم.

نکته دیگر این است که در مورد عالم قیامت روایتی از «آلوسی» در کتاب «تفسیر روح المعانی» وارد شده است. در جلد بیست و سوم از این کتاب وارد شده است:

«(وقفوهم)أی احبسوهم فی الموقف(إنهم مسئولون)»

مردم را در موقف حبس کنید و نگه دارید.

مشاهده کنید که این مطلب خطاب به همه مردم از زمان حضرت آدم الی قیام قیامت وارد شده است، زیرا همه باید پاسخگو باشند. ایشان سپس می‌گوید:

«وأولی هذه الأقوال أن السؤال عن العقائد والأعمال ورأس ذلک لا إله إلا الله ومن أجله ولایة علی کرم الله تعالی وجهه»

بهترین اقوال این است که سؤال از عقاید و اعمال و در رأس آن‌ها لا إله إلا الله و ولایت علی از سؤالاتی است که تمام خلایق پرسیده می‌شود.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ٢٣، ص ٨٠، باب الصافات: (٢٤) وقفوهم إنهم مسؤولون

ما روایات متعددی داریم که رسول گرامی اسلام فرمودند: برای گذشتن از پل صراط جواز و برگ عبور لازم است و برگ عبور هم ولایت علی بن أبی طالب است. هرکسی این برگ عبور داشته باشد از پل صراط رد می‌شود و هرکسی نداشته باشد با صورت در آتش می‌افتد.

مجری:

یعنی محبت کافی نیست و باید ولایت هم باشد؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

حال در این مورد بحث خواهیم کرد و فعلاً نمی‌خواهیم وارد شویم که آیا «وِلایت» است یا «وَلایت». در کتاب «الصواعق المحرقة» اثر «ابن حجر هیثمی» ذیل:

«قوله تعالی (وقفوهم إنهم مسؤولون)»

وارد شده است:

«وقفوهم إنهم مسؤولون عن ولایة علی»

الصواعق المحرقة ، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - ١٤١٧ هـ - ١٩٩٧ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج ٢، ص ٤٣٧، الفصل الأول

در روایت بعد وارد شده است که هم از ولایت امیرالمؤمنین و هم از ولایت اهلبیت از انسان سؤال می‌کنند. ولایت اهلبیت شامل ولایت امام حسن، امام حسین، امام سجاد تا حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) می‌شود.

بنابراین «أم سلمه» می‌گوید: علی با حق است و حق با علی است. این عهد معهود است و قبل از اینکه علی به دنیا بیاید این عهد از طرف خداوند عالم از تمام مردم گرفته شده است. یعنی در عالم زر، عالم دنیا و نیز عالم قیامت.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم ... تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال

دوستان عزیز والله العلی الأعلی، قسم به والله بالله تالله و قسم به همه مقدسات که جز ولای علی راه نجات نیست. قبل از آنکه خدای نکرده به جایی برسیم که دستمان از همه جا کوتاه است و پشیمان شویم و پشیمانی به درد نخورد به فکر باشیم.

این روایات است و یکی از معجزات امیرالمؤمنین این است که این فضائل و این روایات در کتب عزیزان اهل سنت آمده است. حال اگر این روایات در کتب شیعه‌ها بود می‌گفتند که این روایات را شیعیان درست کردند.

علی رغم اینکه دشمنان تمام تلاش خود را به کار بردند تا فضائل امیرالمؤمنین را محو و نابود کنند اما موفق نشدند. اگر کسی روایتی در فضیلت امیرالمؤمنین می‌گفت چهارصد ضربه شلاق به او می‌زدند. اگر کسی بالای منبر فضائل آن بزرگوار را می‌گفت او را از منبر پایین می‌کشاندند و منبر را آب می‌کشیدند!!

یکی از راویان می‌گوید: من حاضرم صبح تا غروب در فضائل امیرالمؤمنین سخن بگویم و موقع غروب گردن مرا بزنند!!

ان‌شاءالله در جلسه بعد این بحث را سؤال بفرمایید تا پاسخ دهیم. زیرا الآن دیگر فرصت پاسخگویی نیست با توجه به اینکه می‌خواهیم از محضر عزیزان بیننده هم استفاده کنیم.

اصلاً دودمان نحس بنی امیه برای محو فضائل امیرالمؤمنین و روایات مربوط به فضائل آن بزرگوار تلاش‌های زیادی کردند، اما با تمام این احوالات «شعبی» می‌گوید: دوستان علی از ترس نتوانستند فضائل آن بزرگوار را بگویند و دشمنان ایشان فضائل او را مخفی کردند، اما فضائل حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) شرق و غرب عالم را پر کرده است.

مجری:

خیلی عالی؛

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست

که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم

واقعاً اگر همه دریاها مرکب شوند و انسان همان‌طور که می‌خواهد پول بشمارد از آب دریاها تر کند و کتاب فضائل امیرالمؤمنین را ورق بزند باز هم آب دریاها کفایت نمی‌کند.

هرکه از عشق علی آکنده نیست

فاش می‌گویم خدا را بنده نیست

هرکه باشد مبغض مولا علی

روز محشر بر لبانش خنده نیست

در طول میان برنامه زیبایی که پخش شد با حاج آقا صحبت می‌کردیم. داشتم با خودم فکر می‌کردم گاهی اوقات در تابستان مخصوصاً الآن که هوا خیلی گرم است وقتی بیرون رفتید و هوای خیلی گرم و حرارت خیلی زیاد سبب تشنگی شما و خشکی جگر شما می‌شود.

وقتی به منزل می‌آیید یک لیوان آب خنک میل می‌کنید و ان‌شاءالله وقتی که آب نوشیدیم بر سید و سالار شهیدان و یادی از لب تشنه حضرت ابا عبدالله می‌کنیم جگرتان خنک می‌شود انگار که خداوند حیاتی دوباره به شما بخشیده است و نفستان تازه می‌شود.

ما بچه شیعه‌ها وقتی نام حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)، فضائل آن بزرگوار، علاقه به ایشان و اثبات ولایت و حقانیت و فضائل ایشان را از روایاتی که با زحمت به دست ما رسیده را می‌خوانیم و می‌شنویم واقعاً عین همین لیوان آب است. انگار جگر شما خشک شده است و تشنه هستید و زمانی که آب می‌نوشید انگار یک انرژی، روح و حیات جدید خدا به شما عنایت می‌کند. امشب با گفتن مطالبی که حاج آقا فرمودند یک بار دیگر طراوتی به دل و جان ما آمد و جگرمان خنک شد و حال آمد؛ الحمدلله.

حاج آقا واقعاً دستتان درد نکند، خیلی لطف فرمودید. من مطمئنم وقتی دوستان بیننده ما این مطالب را می‌شنوند ارادتشان صد برابر، هزار برابر بلکه میلیون برابر می‌شود و به اعتقاداتی که دارند راسخ می‌شود.

اگر تا الآن تنها در شناسنامه ما به عنوان مسلمان و شیعه بودیم از الآن به بعد از حالت شناسنامه‌ای درمی‌آید. خیالمان راحت باشد و سر سوزن و ذره‌ای نباید شک کنیم که آنچه به آن ایمان داریم و ما را به عنوان شیعه خطاب می‌کنند صددرصد اعتقاد راسخ به ولایت مولایمان، آقاجانمان، نور چشم و نور دیده ما حضرت امیرالمؤمنین. ان‌شاءالله خداوند زیارت ایوان نجف را نصیبتان کند.

تماس بینندگان برنامه:

ما از این لحظه می‌خواهیم در خدمت دوستان خوب بیننده باشیم و هرچقدر وقت برنامه ما اجازه بدهد چند تلفن داشته باشیم و صدای گرم عزیزان بیننده را بشنویم. حمید آقا از کرمان شیعه حضرت مرتضی علی پشت خط هستند. حمید آقا سلام به شما:

بیننده(حمید آقا از کرمان – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله خدمت حاج علی آقای اسماعیلی عزیز و گرامی و همچنین عرض سلام و ادب و احترام و شب به خیر خدمت استاد عزیز و پدر معنوی ما حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی (حفظه الله تعالی).

اینکه می‌گویید شیعه مرتضی علی باید بگوییم ان‌شاءالله که واقعاً لیاقت آن را داشته باشیم. زمانی که ما را شیعه عنوان می‌کنید واقعاً تن انسان می‌لرزد.

واقعاً اگر خاک پای شیعیان هم باشیم افتخار می‌کنیم. حاج علی آقا و استاد بزرگوار شاید بیشتر از یک سال است که من علی رغم اینکه بارها وسوسه می‌شدم تماس بگیرم و در موضوعات مختلفی که مطرح می‌شد مشارکت کنم، اما واقعاً خجالت می‌کشیدم.

بنده از اینکه می‌دیدم بسیاری از عزیزان هستند که ابراز می‌کنند بعد از گذشت دو سال هنوز نتوانستند روی خط بیایند من واقعاً خجالت می‌کشیدم که بیایم و مزاحم وقت شریف شما شوم و حق این عزیزان را ضایع کنم.

آنچه که باعث شد امشب بیایم و واقعاً نمی‌شد امشب سکوت کرد و لازم بود که امشب خدمت شما تماس بگیرم بحثی است که شاید بینندگان عزیز در جریان باشند.

مسئله‌ای حدود یک هفته پیش در شبکه‌های وهابی مطرح شده و بینندگان عزیز با این شبکه‌ها تماس گرفتند و به صورت محترمانه در کمال ادب و متانت از آقایان خواستند که بیایند صحبت کنند و جواب بدهند.

این مسئله در مورد یک روایت موهن و سراسر توهین در کتابی است که آقایان اهل سنت اعتقاد دارند صحیح‌ترین کتاب بعد از قرآن برایشان به نام «صحیح بخاری» است و خیلی هم به آن می‌نازند و افتخار می‌کنند.

این روایت در مورد نظر حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در مورد افک و ماجرای افک و تهمتی است که در آنجا مطرح شد.

بینندگان عزیز تماس گرفتند و از کارشناسان شبکه‌های وهابی درخواست کردند توضیح بدهند که چنین روایت سراسر توهین در کتاب «صحیح بخاری» چه معنایی دارد.

ابتدا آقای «خدمتی» روی خط آمد و شروع به گریه کرد و تنها جواب ایشان گریه بود. آقای «حیدری» این روایت را تکفیر کرد و گفت: هرکسی این روایت را بخواند کافر است.

من نمی‌دانم کسانی که «ختم صحیح بخاری» برگزار می‌کنند حتماً بارها این روایت را خواندند و با توجه به گفته «حیدری» حتماً کافر می‌شوند.

سایر کارشناسان شبکه‌های شیطانی فحش‌هایی را به بینندگان دادند که بنده فکر می‌کنم واقعاً لات‌ها و چاقوکشان خیابانی هم از دادن چنین فحش‌های وقیحانه‌ای عاجز باشند.

تمام عزیزانی که در این مدت تماس گرفتند و این روایت را مطرح کردند قبل از اینکه روایت را بخوانند اعلام برائت کردند و گفتند: ما نه تنها خودمان را از این روایت موهن بریء می‌دانیم بلکه اعلام انزجار می‌کنیم و می‌پرسیم که این روایت در کتب شما چه معنی دارد!؟

وای همان‌طور که گفتم این آقایان ابتدا شروع به گریه کردند و بعد از اینکه خواستند از طرق ظاهراً علمی روایت را رد کنند، گفتند: این روایات از «بلاغات زهری» است و قبول نیست.

سپس که معلوم شد که اصلاً بلاغات نیست و ربطی به بلاغات ندارد، گفتند: "اتفاقاً روایت بسیار خوبی است و روایت مدح و منقبت است"، من نمی‌دانم روایتی که مدح و منقبت است را چرا از بلاغات به شمار آوردند و چرا گریه می‌کردند!!

آن‌ها در ادامه مقداری روایت را پس و پیش کردند و گفتند: روایت مشکلی ندارد، بلکه شیعیان هستند که مشکل دارند و می‌خواهند به أم المؤمنین عایشه توهین کنند. نظر شیعه است که می‌خواهد به عایشه توهین کند و تهمت بزند.

حضرت استاد! من امشب مزاحم شما شدم. زیرا این مسئله را بعید می‌دانم. واقعاً اگر بیننده‌ای حداقل اطلاعات را داشته باشد و پای «شبکه جهانی ولایت» نشسته باشد فکر نمی‌کنم این حرف را بپذیرد.

بنده احتمال می‌دهم شمار اندکی تحت تأثیر حرف آقایان کارشناسان وهابی قرار گرفته باشند.

بنده امشب تماس گرفتم که از حضرت استاد خواهش کنم لطف کنند همانند همیشه مستدل، منطقی و با سند و مدرک نظر علمای شیعه را در مورد تهمت إفک بیان کنند و بگویند که آیا شیعیان واقعاً چنین حرفی می‌زنند و زنان پیغمبر را ناپاک می‌دانند یا خیر!؟

آقای «ألبانی» راهی را باز گذاشتند و گفتند: ما دلیلی نداریم که زنان پیامبر مرتکب فحشا نشود. اگر استاد لطف کند و این مطلب را توضیح بدهد ممنونم.

مجری:

حمید آقا از شما ممنونم، خدانگهدارتان باشد. بیننده بعدی ما امین آقا از خوزستان هستند. امین آقا سلام و درود به شما:

بیننده(امین آقا از خوزستان – شیعه):

سلام علیکم، امیدوارم حالتان خوب باشد.

مجری:

ممنونم، در خدمت شما هستیم.

بیننده:

سلام عرض می‌کنم خدمت شما و سید بزرگوار. چند سؤال خدمت استاد داشتم؛ بیشتر سؤالات من فقهی است. من می‌خواستم بپرسم اشکالی دارد احادیثی که در فضیلت اهلبیت (علیهم السلام) در کتاب مخالفین مکتب شیعه وجود دارد را مطرح کنیم؟!

شما در این جلسه چند فضیلت بیان کردید؛ ما بسیار خوشحال شدیم و جگرمان حال آمد. من می‌خواستم ببینم اشکال شرعی ندارد که ما بنویسیم آقایxدرباره حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) این روایت را گفته است؟!

مجری:

ما منظور شما را متوجه نشدیم.

بیننده:

بنده می‌خواستم بپرسم که اگر در یک حدیث ذکر نام مخالفین مکتب اهلبیت (علیهم السلام) را انجام بدهیم و این حدیث را بر دیوار بزنیم آیا مشکلی دارد، یا خیر؟!

سؤال دوم بنده این بود که بنده چند وقت است جناب آقای «ابوالقاسمی» عزیز را مشاهده نمی‌کنم. حال یا بنده سعادت ندارم به خاطر درس و دانشگاه تلویزیون را ملاحظه کنم و یا اینکه ایشان نیستند!! بسیار دلمان برای ایشان تنگ شده است و در برنامه‌های تبلیغی شما هم نام ایشان را ندیدم که چه ساعتی برنامه دارند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ایشان در خارج از کشور بودند و الآن که برگشتند به مسافرت رفتند. بنده هم با ایشان تماس گرفتم، اما نتوانستم ایشان را پیدا کنم.

مجری:

ایشان از سفر برگشتند و به مسافرت دیگری رفتند. ان‌شاءالله به زودی در خدمت ایشان هستیم.

بیننده:

بسیار عالی؛ دلمان به شدت برای ایشان تنگ شده بود. خدا شاهد است که ایشان برنامه‌های زیبا و خوبی دارند و دلمان برای ایشان تنگ شده بود.

پیشنهادی داشتم و نمی‌دانم عملی می‌شود، یا خیر. می‌خواستم ببینم که اگر امکان دارد از مطالبی که استاد می‌فرمایند را در سطح حوزه‌های علمیه، مدارس، پایگاه‌های بسیج، دانشگاه‌ها و امثال آن مسابقه‌ای برگزار شود.

مسابقه‌ای در بحث ولایت، حج، توسل، تبرک و امثال آن بگذارید و در آخر هم لوحی همانند لوح خادم اهلبیت به آن‌ها اهدا کنید. واقعاً برای کسی که دنباله‌رو این مطالب باشد با ارزش است تا اگر این کار عملی شود فکر کنم قدم خوبی باشد.

قبلاً یک بار جناب استاد برای من دعا کردند و واقعاً دعایشان گرفت. بنده می‌خواستم ایشان یک بار دیگر هم لطف و بزرگواری کنند، دست به دعا بردارند و برای من دعا کنند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ان‌شاءالله خداوند متعال به حق حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) حوائج حضرتعالی و تمام بینندگان عزیز و جمع ما را برآورده کند.

مجری:

ان‌شاءالله. امین آقا از شما خیلی ممنونم، ان‌شاءالله موفق باشید. استاد دیگر فرصت تلفن نداریم، خیلی مختصر و مفید پاسخ این عزیزان را بدهید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقا امین سؤال پرسیدند: "حدیث مخالفین ولایت را به دیوار بزنیم" عقیده من بر این است هرکاری که احساسات اهل سنت را تحریک کند خلاف شرع و حرام و فتنه است. و قرآن کریم هم می‌فرماید:

(وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل)

و فتنه (و بت پرستی) از کشتار هم بدتر است!

سوره بقره (٢): آیه ١٩١

الحمدلله کشور ایران در امنیتی هست و مخالفین به دنبال این هستند که امنیت را از بین ببرند و احساس می‌کنند بهترین راه نابودی امنیت اختلاف میان شیعه و اهل سنت است.

مجری:

استاد بیشتر منظورشان این بود فضائل اهلبیت که از زبان مخالفین نقل شده را به دیوار بزنند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نشر این مطالب خصوصاً از زبان خلفا قطعاً مفید و لازم است.

داستان «افک» از دیدگاه علمای تشیع

در رابطه با سؤال آقا حمید از کرمان نظر شیعه نسبت به همسران انبیاء را بیان می‌کنم. در کتاب «التبیان فی تفسیر القرآن» اثر «شیخ طوسی» یکی از معتبرترین تفاسیر شیعه جلد دهم فتوای او چنین است:

«وما زنت امرأة نبی قط»

همسران پیامبران هرگز مرتکب فحشا نشدند.

«لما فی ذلک من التنفیر عن الرسول وإلحاق الوصمة به»

اگر این چنین باشد مردم از پیغمبر متنفر می‌شوند و این ننگ دامنگیر پیغمبر می‌شود.

«فمن نسب أحدا من زوجات النبی إلی الزنا، فقد أخطأ خطأ عظیما، ولیس ذلک قولا لمحصل»

هرکسی زوجات پیغمبر اکرم را به زنا متهم کند خطای بزرگی کرده است و حرف بی‌ارزشی زده است.

التبیان فی تفسیر القرآن، نویسنده: الشیخ الطوسی، ج ١٠، ص ٥٢، باب ٦٦ - سورة التحریم

عقیده «شیخ طوسی» چنین است!! آقایانی که به دنبال این قضایا هستند و فتنه‌گری می‌کنند و اختلافات شیعه و سنی را زیاد می‌کنند بدانند که نظر فقهای شیعه چنین است.

همچنین در کتاب «مجمع البیان فی تفسیر القرآن» اثر «مرحوم طبرسی» جلد پنجم در رابطه با قضیه حضرت نوح به صراحت اعلام شده است:

«ولأن الأنبیاء یجب أن ینزهوا عن مثل هذه الحال»

پیامبران از اینکه همسرانشان مرتکب فحشا شوند منزه هستند.

«لأنها تعیر وتشین»

این به خاطر این است که مردم سخنان پیامبران را دقت کنند.

تفسیر مجمع البیان، نویسنده: الشیخ الطبرسی، ج ٥، ص ٢٨٥، باب ١١ - سورة هود

همچنین در کتاب «جوامع الجوامع» که یکی از کتب درسی حوزه‌های علمیه است جلد سوم از «ابن عباس» به صراحت نقل شده است:

«ما زَنَتِ امرأةُ نَبی قَطٌّ»

هرگز همسران پیغمبر اکرم گرفتار فحشا نشدند.

«لِمَا فی ذلک من التَّنفیرِ عن الرَّسُولِ، وإْلحَاقِ الوَصْمَةِ بِهِ»

اگر این چنین باشد مردم از پیغمبر متنفر می‌شوند و این ننگ دامنگیر پیغمبر می‌شود.

تفسیر جوامع الجامع، نویسنده: الشیخ الطبرسی، ج ٣، ص ٥٩٧، باب سُورَةُ التَّحْرِیم

ما بارها گفتیم که اگر کسی چنین نسبتی به همسر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بدهد اگر موجب ایضاع پیغمبر اکرم شود لعنت خداوند را به دنبال دارد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

(إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِینا)

آن‌ها که خدا و پیامبرش را ایذاء می‌کنند خداوند آن‌ها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور می‌سازد، و برای آنان عذاب خوار کننده‌ای آماده کرده است.

سوره احزاب (٣٣): آیه ٥٧

همچنین اگر موجب اهانت به پیغمبر اکرم باشد قطعاً ارتدادآور است. کسانی که آیه«إفک»را به همسران پیغمبر اکرم نسبت دادند خداوند عالم شهادت داده که این نسبت ناروا باطل است و خداوند شهادت بر بطلان این قضیه داده است.

اگر کسی بعد از این آیه بگوید که نستجیر بالله همسران پیغمبر اکرم زنا می‌کرده در حقیقت انکار قرآن کریم است. البته وهابیت جرئت نمی‌کنند عبارات ما را نقل کنند، زیرا ما هزاران بار تاکنون این مطالب را بیان کردیم.

آقای «آلوسی» یکی از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب «روح المعانی» جلد ١٤ می‌گوید: به شیعه نسبت دادند که عایشه را متهم به فحشا می‌کند. شیعیان انکار می‌کنند و در کتب معتبرشان هم چنین عبارتی وجود ندارد. ایشان تعبیر تندی دارد و می‌گوید:

«ولعمری لا یکاد یقول بذلک إلا ابن زنا»

هرکسی همسر پیغمبر اکرم را به زنا نسبت دهد خود زنازاده است.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، المؤلف: شهاب الدین محمود بن عبد الله الحسینی الألوسی (المتوفی: ١٢٧٠ هـ)، المحقق: علی عبد الباری عطیة، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی، ١٤١٥ هـ، ج ١٤، ج ١٤، ص ٣٥٧، باب سورة التّحریم

جالب است که در کتاب «بحارالانوار» هم روایات ضعیف هست، هم مرسل، و هم صحیح و موثق. او نمی‌گوید که روایت صحیح است یا ضعیف است، بلکه محقق باید تشخیص بدهد که روایت صحیح است یا ضعیف است.

در جلد ٢٢ عبارت ایشان از «تفسیر علی بن ابراهیم» در رابطه با نسبت ناروا به همسر پیغمبر نقل شده است. ببینید آیت الله ربانی شیرازی می‌گوید:

«فیه شناعة شدیدة»

این عبارت شنیع و زشت است.

«و غرابة عجیبة»

این عبارت عجیب و غریبی است.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ٢٢، ص ٢٤٠، پ ٣

او می‌گوید: بعید می‌دانم «علی بن ابراهیم» چنین حرفی زده باشد، بلکه افراد دیگر این حرف را به نقل از او بیان کرده‌اند. او در ادامه می‌گوید: مسلمان اعم از شیعه و سنی اقرار به قداست همسران پیامبر دارند.

نکته دیگر این است که کارشناسان شبکه‌های وهابی از پاسخگویی عاجز هستند. مبنای این آقایان این است که وقتی از جواب دادن عاجز می‌مانند شروع به فحاشی می‌کنند و به مقدسات شیعه اهانت می‌کنند.

از کوزه برون همان تراود که در اوست

من وقتی با همه عزیزان تماس می‌گیرم آن‌ها می‌گویند که عقیده شیعه این است، اما در کتب شما این مطالب وارد شده است.

در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» ده‌ها مطالب نادرست به عایشه بیان شده است. شما یا از عایشه دفاع کنید و این روایات را دور بریزید، همچنین اگر این روایت برای شما ارزش دارد دیگر نمی‌توانید از عایشه دفاع کنید.

من قبلاً گفته بودم که اگر فلان شیخ افغانی با «ملازاده» بحث کند و شکست بخورد شکست من است. همچنین اگر آقای لوله‌کش شکست بخورد شکست من است. من نمی‌خواهم بگویم که این افراد انسان‌های فاضلی هستند.

آقای «شریفی» نه دیپلم دارد و نه حوزه درس خوانده و انسانی نیست که فاضل باشد، اما شماها بی‌سواد هستید. کارشناسان شبکه‌های وهابی به قدری بی‌سواد هستند که حتی با یک لوله‌کش نمی‌توانند بحث کنند و او آن‌ها را شکست می‌دهد.

انسانی که چند سال بیشتر در حوزه نبوده و به لس آنجلس رفته و لاطائلات مطرح می‌کند سوادی ندارد، اما حریف او هم نمی‌شوند. این افراد بی‌سواد هستند!!!

البته من می‌گویم که هرکدام از بچه شیعه‌ها بخواهند با شبکه‌های وهابی تماس بگیرند و به همسران پیغمبر اکرم اهانت کنند بنده به نوبه خودم از آن‌ها اعلان برائت می‌کنم.

امروز تحریک کردن احساسات اهل سنت از گناهان بزرگ و ایجاد فتنه است. و قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل)

اگر جواب دارید بگویید، اما اگر جواب ندارید بگویید نمی‌دانیم؛ بهترین چیز ندانستن است. من در خدمت شما هستم.

مجری:

خیلی متشکرم. امین آقا یک پیشنهاد هم داده بودند که خیلی خوب است، ان‌شاءالله بررسی شود. دوستان در بخش‌های فرهنگی کشور می‌توانند از این پیشنهاد استفاده کنند. استاد حسن ختام برنامه چند دعا بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا از امیرالمؤمنین نام بردیم، فضائل آن بزرگوار را مطرح کردیم و ما قطع داریم که این اعمال مورد رضایت تو و رضایت اولیاء تو و ملائکه است. قطعاً ملائکه هم به دعاهای ما آمین خواهند گفت. ان‌شاءالله مولای ما حضرت بقیة الله الأعظم به دعاهای ما آمین خواهند گفت.

ان‌شاءالله بینندگان عزیز ما آمین بگویند، زیرا اگر یک آمین بیننده‌ها قبول شود همه دعاهای ما به اجابت می‌رسد.

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی علی و ولایت علی و به آبروی محمد و آل محمد فرج فرزند امیرالمؤمنین حضرت حجة بن الحسن (ارواحنا له الفداه) را هرچه سریع‌تر نزدیک بگردان. خدایا ما را از یاران خاص آن بزرگوار قرار بده.

خدایا رفع گرفتاری از همه گرفتاران مخصوصاً گرفتاران مورد نظر عنایت بفرما. خدایا به آبروی امیرالمؤمنین حوائج ما، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً عزیزان ولایت یاور برآورده نما. خدایا دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بازهم یادآوری می‌کنم فرداشب شب ولادت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) از بام حرم کریمه اهلبیت ساعت ١٠:٣٠ شب برنامه زنده خواهیم داشت، حتماً همراهی بفرمایید. با نام و یاد آقاجانمان امام زمانمان برنامه امشب را به پایان می‌بریم.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد، خدانگهدار