سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٨٢ - اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه

اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه

کد مطلب: ١١١٢٨ تاریخ انتشار: ٠٧ مهر ١٣٩٢ - ١٩:١٨ تعداد بازدید: ٢٠ سخنراني ها » شبکه ولايت اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
حبل المتین ٩٢/٠٧/٠٧

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ٩٢/٠٧/٠٧

آقای محسنی:

بسم الله الرحمن الرحيم.

با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد. سلام عرض می کنم به بینندگان عزیز هر کجای عالم هستید امیدواریم در صحت و عافیت باشید. ممنونیم که برنامه ی حبل المتین را در میان این همه برنامه ها و شبکه ها انتخاب کردید و این هم نشان از توجه شما به مسائل علمی و مذهبی است. خدا را شاکر هستیم که در این مدت تقریبا سه سال برنامه ی حبل المتین و برنامه های شبکه ی جهانی ولایت توانسته است جایگاه خوبی را به خودش اختصاص بدهد.

و نظر شما بینندگان عزیز را به خودش جلب بکند و واقعا به درگاه حضرت احدیت سپاس گذار هستیم که بتوانیم این حرف ها را و کلام اهل بیت و علوم و معارف اهل بیت علیه السلام را برای همگان به سراسر عالم ان شاء الله پخش بکنیم.

ممنون و سپاس گذار هستیم برنامه حبل المتین که در هفته یک شب تقدیم شما عزیزان می شود قصد دارد که علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام را و مباحث تاریخی که در صدر اسلام اتفاق افتاده را برای شما در بوته ی نقد و بررسی قرار بدهد و در یک واکاوی عالمانه ان شاء الله مباحث را تقدیم شما عزیزان بکند و قضاوت را هم به عهده ی شما عزیزان می گذارد.

ما بینندگان عزیزمان را به تعقل و تدبر در مباحث دعوت می کنیم چون مبانی دین ما و مذهب ما از استدلال های عقلی و علمی بر خوردار است و این هم یکی از نشانه های حقانیت این دین و مذهب است. ما وقتی به بینندگان عزیزمان می گوییم که این برنامه را گوش کنید و بروید تدبر بکنید و تعقل بکنید این خودش نشان از این است که از یک اصول و مبانی صحیح بر خوردار است.

ما خواهش می کنیم از عزیزان ما بدون تعصب و بدون این که بخواند خلاصه با یک عینک غیر حقیقت بین به این مباحث نگاه بکنند پرهیز بکنند و توجه شان را به مباحث علمی ان شاء الله جلب بکنند و پیگیری بکنند مباحث را به هر صورت ما و شما فردای قیامت مسئول خواهیم بود و سوال از ما می شود. امیدواریم عزیزانی که حالا بیننده ی برنامه ی ما هستند با یک آرامش خاطری ان شاء الله این ها را نگاه بکنند و واقعا عالمانه و به صورت معقولانه این مباحث را پیگیری بکنند که ان شاء الله امیدواریم که خداوند آن چه را که حقیقت است برای ما و شما روشن بکند. ان شاء الله تا پایان برنامه ما را همراهی می فرمایید و ما در خدمت کار شناس عزیز حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیز.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. بنده هم خدمت همه ی بینندگان عزیز و گرامی که در جای جای این کره ی خاکی بیننده ی این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و با صفای خانوای خویش قرار دادند خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم. موفقیت همه ی عزیزان و گرامیان را از خدای منان خواهانم و از خدا مسئلت می کنم رفع گرفتاری قضای حوائج و اجابت دعا برای شما همه ی عزیزان و بزرگواران و از شما هم مصرانه خواستار این هستم ما را از دعای خیر به ویژه در مضان اجابت دعا فراموش نکنند.

در خدمت جناب آقای محسنی بزرگوار هستیم.

آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم استاد. خیلی ممنون که این فرصت را در اختیار ما و بینندگان عزیز قرار دادید. اگر خاطر شریف شما عزیزان بینندیمان باشد سلسله مباحثی که تقدیم شما عزیزان می شد مباحثی عدله ی عقلی امامت بود که جلسات متعددی است که خدمت شما هستیم که عرض کردیم که شاخصه های امامت از نظر علمای اهل سنت که سه تا شاخصه هایشان که مهم ترین شاخصه بود به عنوان علم و شجاعت و عدالت بود که حتما حاکم اسلامی باید اعلم از دیگران باشد که در این قسمت ما اتراق کردیم و حضرت استاد حدیث معروف و ماندگار و ماندنی.

انا مدينة العلم و علی بابها.

را مطرح کردند از زبان پیامبر گرامی اسلام با چهار ده روایت و طرق که صحتش را هم برای شما عزیزان به صورت تصویری نشان دادند و مباحث را پیگیری کردیم. تا این جایی که آقای ابن تیمیه آمد این را رد کرد و این را گفت که صحیح نیست و در مقابل حدیث دیگری را آورد که ما همه ی مباحث را خدمت شما عزیزان مطرح کردیم.

حالا می خواهم سوال جدید را که حالا ما حضرت استاد در جلسه ی قبل یک مقداری مختصر فرمودند و وعده کردند ان شاء الله امشب یک مقداری مفصل تر ما پیگیری کنیم برنامه را و آن این بود که بحث ما در رد حدیث.

مدينة العلم.

بود که ایشان هم گفته بود آقای ابن تیمیه که هر که بگوید علی اعلم از دیگر صحابه است این از دروغ گو ترین انسان ها است. حالا آن روایت هایی که شما نسبت به صحابه فرمودید به ویژه از ام المومنین عایشه که از زبان پیامبر گرامی اسلام مطرح کرده بودند که.

علی علم الناس بالسنة.

بود این در مقابل آن ادعای کذبی که آقای ابن تیمیه داشت نسبت به این که هر که بگوید علی اعلم صحابه است دروغ گو ترین انسان ها است را خواستیم این مباحث را پیگیری بفرمایید نسبت به آن جلسه ی قبل مختصری فرمودید ان شاء الله مفصل بفرمایید که بینندگان عزیزمان ارتباط بر قرار کنند.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين و هو خير ناصر و معين الحمد لله و الصلاة علی رسول الله و علی رسول الله آله آل الله لا سيما علی مولانا علی بقية الله.و لعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی يوم لقاء الله.و فوذ امری الی الله ان الله بصير بالعباد. حسبنا الله و نعم الوکيل نعم المولا و نعم النصير. اللهم و جعلنا من جندک فإن جندک عند جندک غالبون و جعلنا من حذبک فإن حذبکهم المفلحون و جعلني من اوليائک فإن اوليئک لا خوف عليهم و لا هم ِيحزنون. يا ابا صالح المهدی ادرکنا.

من بدون هیچ مقدمه ای وارد بحث می شوم که ان شاء الله بتوانیم ما این بحث را به یک جایی برسانیم و بعد اگر فرصتی بود در رابطه در پایان اگر سوالاتی هم از عزیزان بود نسبت به موضوع غدیر هم من تذکراتی دارم که ان شاء الله جناب آقای محسنی یاد آوری کنند من بعضی از نکاتی را برای بینندگان عزیز تقدیم کنم.

آقای محسنی:

ان شاء الله.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

همان گونه ای که اشاره شد یکی از ملاک یک خلیفه ی موفق و منتخب از دیدگاه عزیزان اهل سنت این است که این اعلم زمان خود اشجع زمان خود و اعدل زمان خود باشد. ما با توجه به آن چه که در باره ی امیر المومنین آمده است هم از نظر سنت نبی گرامی و شهادت و گواهی صحابه و گواهی بزرگان از اعلمای اهل سنت و حتی اعتراف خود خلفا علی بن ابی طالب در حوزه ی علمی از همه سر آمد بوده. و غیر از این وهابی هایی که تمام تار و پود فکری این ها با بغض و کینه ی اهل بیت به ویژه امیر المومنین بنا شده است.

ما ندیده ایم هیچ کدام از اهل سنت بیایند موقعیت علمی امیر المومنین سلام الله علیه را زیر سوال ببرند که من جمله این ها همین ابن تیمیه ی حرانی بود که به تعبیر حصنی دمشقی.

امامه الشيطان.

پیشوایش شیطان است.

یا به تعبیر آقای ابن حجر هیثمی ابن تیمیه.

عبد خضله الله.

یک بنده ای است که خدا ضلیل کرده است کور کرده است کر کرده است.

و به تعبیر آقا ذهبی پیروان ابن تیمیه افراد سبک عقلی نادان و نا فهم و فاقد فهم هستند.

دیگر از این ها بیش از این انتظار نیست اگر غیر از این بود باید ما تعجب می کردیم ما در جلسه ی گذشته مطالب را مطرح کردیم و به ویژه روایتی را که سیوطی و دیگران آورده اند که پیغمبر فرمود ٩٠ در صد از علوم در نزد علی است و ١٠ در صد در میان مردم علی ابن ابی طالب در آن ١٠ در صد هم از همه ی مردم اعلم است.

دوستان می گفتند بعضی از این به قول بچه شیاطین و جوجه وهابی ها در بعضی از این سایت ها و صفحات فیس بوک آمده اند نسبت به این آقا، فلانی گفته است ضعیف است فلانی گفته است این طور ست و آن طور است. ما یک روایت که نقل نکردیم. و حداقل تا الان نزدیک بیش از ٣٠ تا ٤٠ تا روایت آورده ایم ما این همه روایات در رابطه با علم امیر المومنین اعلمیت امیر المومنین اگر چنان چه روایان این ها همه فجار بودند همه فساق بودند.

این ٢٠ تا ٣٠ تا روایت به تعبیر امام و پیغمبر شما ابن تیمیه.

يعيدو بعضها بعض.

این ها همدیگر را تقویت می کنند و علم آور است و قطع آور است. حداقل دوباره این جوجه وهابی ها بروند به کتاب مجموعه ی فتاوای ابن تیمیه جلد ١٨ صفحه ی ٢٦ را مراجعه کنند ببینند چه است قضیه. حالا ما ان شاء الله امشب هم یک برگ دیگری از گواهی صحابه و بزرگان در رابطه با جایگاه علمی امیر المومنین سلام الله علیه نقل می کنیم.

ای کاش این آقایان یک چند تا از این روایت های ضعیف هم در رابطه با اعلمیت دیگر صحابه یا جناب شیخین می آوردند که حداقل بتواند آن چه را که جناب خلیفه می آید حتی از مسئله ی تیمم که آیه ی صریح قرآن است اظهار بی اطلاعی می کند از تفسیر آیه ی.

و اعبن.

اظهار بی اطلاعی می کند و امثال او و جناب خلیفه آخرین لحظه ای که از دنیا می رود ای کاش از پیغمبر حکم این مسائل را سوال کرده بودم. نمی دانم این ها از نظر اسلامی چه حکمی دارد حالا این ها را ما ان شاء الله عرض خواهیم کرد. البته بدون آن که هیچ گونه تعریضی و تعرضی داشته باشیم. بحث های ما بحث های عملی است و هیچ گونه تعرضی هم به عزیزان اهل سنت نداریم.

بار ها گفته ایم، می گوییم و خواهیم گفت اهانت به مقدسات اهل سنت را ما گناهی بزرگ و نابخشودنی می دانیم و این هم گفته ایم ما معصوم نیستیم اشتباه کرده ایم، می کنیم و خواهیم کرد. ولی این شجاعت را داریم که اگر یک جایی محرض شد که ما اشتباه کرده ایم مردانه اعتراف می کنیم در فلان جا اشتباه کردیم و از دوستان و از عزیزان اهل سنت هم پوزش می طلبیم و این را هم نقصی برای خودمان نمی دانیم.

بلکه این بالا ترین فضیلت می دانیم که اگر یک فردی به اشتباهش پی برد بتواند اشتباهش را جبران کند. به قول معروف می گویند.

لا أدری نصف العلم.

الا ایها حالا من جلسه ی گذشته از جناب عایشه ام المومنین موارد متعددی را آورده ایم بر این که ایشان به صراحت می گوید علی بن ابی طالب عالم ترین انسان ها و صحابه به سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. و گفته ایم که مراد از سنت هم یعنی در حقیقت.

أسنة هي الإسلام و الإسلام هو سنة.

این را از کتاب شرح سنه ی آقای بر بهاری که یکی از بنیان گذاران وهابیت است در قرن ٤ نقل کردیم. از ابن حزم اندولسی هم نقل کرده ایم بر این که ایشان می گوید.

أسنة هي شريعه نفسها.

اصلا سنت یعنی شریعت.

وقتی عایشه می گوید:

علي اعلم الناس في السنة.

است یعنی.

أعلم الناس بالإسلام. أعلم الناس بالشريعة.

ما دیگر بیش از این نیازی نداشتیم. حالا من امشب دوستان اگر مانیتور من را محبت بکنند یک روایتی را که حالا امیدوارم که ان شاء الله این حضرات جوجه وهابی ها این هایی که در جرعت نمی کنند بیایند روی خط، ما بار ها گفته ایم تشریف بیاورند یا حضوری تشریف بیاورند این جا با هم دیگر بنشینیم بحث کنیم. بحث علمی که دیگر دعوا ندارد که و یک طرف آقایان می نشینند و یک طرف هم ما می نشینیم بحث هایمان را با هم بکنیم.

اشکالی دارند به عقائد شیعه مطرح کنند ما جواب می دهیم اگر ما اشکال داریم آن ها بشنوند و جواب بدهند و این یکی از بهترین راه های ایجاد الفت و محبت و وحدت میان امت اسلامی است. چون هم کدورت ها از بین می رود تا حدودی بد بینی ها از بین می رود. طرفین با عدله ی یک دیگر هم آشنا می شوند.

بله البته ما از این آقایان تابعین ابن تیمیه یا به قول فرزندان ابن تیمیه منافق به تعبیر اعلما و ناصبی این انتظار را نداریم چون همه ی این ها بار ها وقتی گفته اند آقا می آییم نمی آییم آخرش هم نمی دانیم از فلانی می ترسیم از عکسش هم می ترسیم. بار ها ما گفته ایم عزیز من به قولی از آن کسی که می ترسید شما از کار شناسان شبکه ی ولایت نیست.

آن کسی که شما را به وحشت انداخته است دو چیز است. یک، این که دستتان خالی است وقتی بیایید رو در رو قرار بگیرید بین مریدان خودتان آن هایی که تصور می کردند که شما هم علمی دارید و غیره رسوا می شوید. آن در آمد هایی که دارید شما از این کانال در همه بسته می شود. نکته ی دوم، آن کسی که شما را وادار کرده است به ترس منطق شیعه است عدله ی شیعه است. که بر گرفته ای از منطق اهل بیت علیهم السلام است و منطق اهل بیت هم بر گرفته ای از قرآن و سر چشمه ی وحی است.

حالا دوستان عزیز این روایت را به دقت نگاه کنند. و تقاضا دارم همه ی عزیزان اهل سنت خوب دقت کنند. حاکم نیشابوری نقل می کند آخرش هم می گوید صحیح است و شرائط صحیح بخاری و مسلم را دارد. از قیس بن ابی حاضم می گوید من در مدینه بودم خلاصه در بازار داشتم می گشتم تا این که رفتم در قسمت روغن زیتون فروشی ها دیدم یک عده ای آن جا جمع شده اند و یک فردی هم است سوار بر اسب و غیره و این ها.

يشتم علي بن أبي طالب.

دارد علی بن ابی طالب را ناسزا می گوید.

خیلی جالب است این را عزیزان اهل سنت یک تلنگری باید بشود که جرم علی چه بود؟ چرا به علی فحش می دادند؟ چرا یک مورد نداریم که مثلا به ابو بکر فحش می دادند به عمر فحش می دادند؟ یا به خالد و دیگران؟ علی بن ابی طالب چه گناهی کرده بود؟ آیا نستجیر بالله صحابه نبود؟ حالا خلیفه ی چهارم هیچ داماد پیغمبر هیچ، آیا یک مسلمان بود یا نه؟

این هایی که فحش می دادند این ها یهودی بودند؟ نصرانی بودند؟ بیگانه بودند آمده بودند؟ یا از همین صحابه بودند؟ از همین مسلمان ها بودند که پنج وقته نماز می خواندند. می گوید دیدیم این آقا دارد.

يشتم علي بن أبي طالب و الناس وقوف حواليه.

مردم هم اطرافش ایستاده اند. یک نفر هم اعتراض نمی کند.

جو چه شده است؟

أقبل سعد بن أبي وقاص.

سعد بن ابی وقاص آمد گفته چه خبر است؟

گفتند:

رجل يشتم علي بن أبي طالب.

مردی است این جا دارد علی را ناسزا می گوید.

یعنی کار به جایی رسیده است که ناسزا گفتن به امیر المومنین شده معرکه، مثلا یک کسی می آید میمون بازی می کند، اسب دوانی می کند یا دیوار وحشتی چیزی مردم جمع می شوند. حالا آن جا این وسیله ی جمع شدن مردم شده چه؟ ناسزا گفتن به امیر المومنین. برگشت گفت:

يا هذا.

به قول معروف اوهوی مردک.

علی ما تشتم علي بن أبي طالب.

چرا به علی فحش می دهی؟

ألم يکن أول من أسلم.

آیا علی اولین کسی نیست اسلام را آورده است؟

آقایان به ما جواب بدهند که این همه سر و صدا و غیره و جناب ابو بکر اولین کسی بوده ایمان آورده است اولین کسی بوده که اسلام آورده است ابن تیمیه می گوید علی بچه بود نمی دانم چنین و چنان بوده. بفرمایید این دیگر شهادت سعبد بن ابی وقاص است. روایت هم که از اباذر و مقداد و این ها که نیست یا عمار نیست آقای ذهبی بیاید نستجیر بالله خرفت شده است. می گوید:

ألم يکن أول من أسلم.

آیا علی بن ابی طالب اولین مسلمان نیست؟ اولین کسی نیست که اسلام را آورده است؟

اولین کسی نیست با پیغمبر اکرم نماز خوانده است؟ اولین کسی نیست که برای زاهد ترین انسان ها نیست؟

ألم يکن أعلم الناس.

بفرمایید این هم به قول.

تسعت اعشار العلم.

این آقایان بیایند به قولی جوجه بازی در بیاورند. آیا عالم ترین انسان ها نیست؟ این گواهی سعد بن ابی وقاص است متوفی ٥٥ هجری هم است. و جایگاه ویژه ای هم دارد و همین سعد بن ابی وقاص اعتراض کرد بر معاویه که چرا دارید به علی ابن ابی طالب تو نا سزا می گویید و اعتراض به نا سزا گویی به علی بن ابی طالب هم در تمام کتاب های معتبر اهل سنت هم آمده است.

حالا اگر دوستان باز یک لحظه مانیتور من را محبت بکنند. سب علی بن ابی طالب در کتاب صحیح مسلم. خود این عبارت را عزیزان ببینند از عامر بن سعد بن ابی وقاص می گوید:

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا.

معاویه به سعد بن وقاص دستور داد به علی نا سزا بگوید.

فقال ما منعک أن تسب أبا التراب.

تو چرا علی بن ابی طالب را نا سزا نمی گویی.

گویا یک گناه بزرگی مرتکب شده است. این هم صحیح مسلم جلد ٧ صفحه ی ١٢٠ حدیث ٦١،١٤ و آقایان می گویند مثلا از کجا معلوم دستور داده است؟ این هم عبارت آقای ابن تیمیه است. ابن تیمیه که دیگر پیغمبر شما است قبولش دارید.

و أما حديث سعد لما أمره معاوية بالسب فأبی.

سعد بن ابی وقاص وقتی معاویه دستور داد به علی نا سزا بگو ابا کرد نا سزا نمی گویم.

معاویه گفت چرا نا سزا نمی گویی؟ بعد گفت من سه تا فضیلت در علی بن ابی طالب سراغ دارم که این فضیلت ها اگر برای من بود از تمام ثروت دنیا بالا تر بوده. این هم منهاج السنه یا منهاج البدعه ی ابن تیمیه جلد ٣ صفحه ی ١٥، ابو عبد الرحمان مقبل بن هادی است. در تحفه المجیب می گوید:

و دعا بعض الأمويين سعد ابن وقاص ليسب عليا.

این ها کاملا مشخص است. دکتر موسی شاهین از اعلمای بزرگ وهابی است و مدیر دانشکده ی اصول دین دانشگاه الازهر هم است این آقا، می گوید:

أمر معاوية سعدا المأمور به محذوف. مأمور به.

را مسلم حذف کرده است. یعنی.

أمر معاوية سعدا أن يسب عليا.

این.

يسب عليا.

را چه کار کرده است؟ حذف کرده است. چرا؟

لصيانة اللسان.

تا این که مردم به معاویه بد بین نشوند.

عجب است دارد به امیر المومنین نا سزا می گوید فحش می دهد به تعبیر زمخشری بالای ٧٠ هزار منبر نا سزا می گوید این اشکالی ندارد و اگر کسی آمد به معاویه بد بین شد این اشکال دارد. بعد آقای دکتور موسی می گوید:

التقدير:أمره بسبب علي رضي الله عنه.

معاویه دستور داده بود که به علی نا سزا بگویید.

متشکر از اتاق فرمان، البته ما این چیز ها را در این زمینه بعد ها با بینندگان عزیز مان سخن زیاد داریم. و این جا را عزیزان باز دقت کنند سعد بن ابی وقاص می آید می گوید:

ألم يکن أعلم الناس.

آیا علی بن ابی طالب عالم ترین انسان ها نیست؟ چرا دارید به آن فحش می دهید؟

فقط عزیزان دقت کنند این نا سزا گویی به علی بن ابی طالب از کجا وارد فرهنگ جامعه شده است؟ و که بنیان گذار این سب و نا سزا گویی بوده؟ اگر بنا است ما از صحابه دفاع کنیم فقط صحابه پیغمبر همین ٤ و ٥ نفر بودند؟ یا علی بن ابی طالب هم جزء صحابه ی پیغمبر است؟ آیا در این شبکه های شیطانی یک بار شد بیایند از علی دفاع کنند؟ بگویند نسبت به علی بن ابی طالب نا سزا گفتند. اصلا اسم معاویه را هم نیاورند. بگویند هر کس به علی نا سزا گفته است خدا لعنتش بکند.

آیا حاضر هستند به صورت کلی بیان کنند؟ یا نه این را هم حاضر نیستند؟ ولی اگر چنان چه در گوشه کناری نسبت به بعضی از صحابه اهانت کردند نا سزا گفتند باید آسمان ویران بشود بر سر او، زمین و زمان را طوفانی کنند که چرا آمد گفت فلان صحابه بالا چشمش ابرو است؟

بعد آقای سعد بن ابی وقاص می گوید آیا علی عالم ترین انسان ها نیست؟ همین طوری گفت گفت و گفت آیا داماد پیغمبر نیست؟ آیا پرچم دار پیغمبر در تمام جنگ ها نیست؟ بعد

ثم استقبل القبلة.

آقای سعد بن ابی وقاص رو به قبله دستش را بلند کرد نفرین کردن.

یعنی ببینید چقدر سعد بن ابی وقاص آتش گرفته است سوخته ای کاش این سوزش سعد بن ابی وقاص هم در میان عزیزان اهل سنت ما هم باشد. گر چه این وهابی ها از این قضایا نه تنها ناراحت نیستند بلکه چه بسا اظهار شادمانی و خوش حالی هم بکنند.

استقبل القبلة و رفع يديه.

دست هایش را بلند کرد و گفت خدایا.

إن هذا يشتم وليا من أوليائک.

این مرد دارد یکی از اولیای تو را نا سزا می گوید.

فلا تفرق هذا الجمع حتی تريهم قدرتک.

خدایا این جمع را متفرق نکن تا این که قدرت نمایی کنی قدرتت را به این ها نشان بدهی.

قیس بن ابی حازم می گوید:

فوالله.

به خدا سوگند.

متفرق نشدیم از آن جا هنوز نرفته بودیم این سواره که داشت می رفت پای اسبش فرو رفت در زمین.

فرمته علبی هامته.

این با کله خورد زمین در میان سنگ ها.

فانفلق دماغه و مات.

مغز پلیدش متلاشی شد و به درک واصل شد.

بعد حاکم نیشابوری می گوید:

هذا حديث صحيح علی شرط الشيخين.

این روایت صحیح است و شرائط صحیح مسلم و بخاری را دارد.

این آیا کافی نیست که ما را روشن کند؟ کافی نیست حقیقت را برای شما بیان بکند؟ که این روایت پیام های زیادی دارد که من جمله بحث.

علم الناس.

نسبت به امیر المومنین سلام الله علیه است.

آقای محسنی:

خیلی ممنون حاج آقا روایت بسیار زیبایی بود واقعا به قول حضرت عالی از چند زاویه قابل بحث بود همین که به ما نشان می دهد که واقعا این فحش دادن به حضرت امیر و جسارت و بی احترامی کردن به حضرت امیر آن جا واقعا همگانی شده است توسط معاویه و امثال معاویه و بنی امیه از آن طرف هم نگاه می کنیم که این آقای سعد بن ابی وقاص می آید و آن طور مخالفت می کند با این آقا و از حضرت امیر دفاع می کند و آن نفرین را هم می کند و آن نفرین هم در جا در گیر می شود.

این ها واقعا خیلی روایت خیلی زیبایی بود که از هر زاویه نگاهش بکنی حقانیت حضرت امیر علیه السلام را نشان می دهد. اگر بینندگان عزیزی که حالا پای گیرنده هستند و ملاحظه کردند که حضرت استاد هم حدیث عایشه را و هم حدیث سعد بن ابی وقاص و پسرشان را مطرح کردند نسبت به این که حضرت امیر علیه السلام.

علم الناس.

است به سنت. حاج آقا ما اگر بخواهیم این حدیث را از کلام خلیفه ی دوم را هم بشنویم از حضرت عالی که آیا اعلمیت حضرت امیر علیه السلام را به همگان اعلام کرده باشد چیزی داریم یا نداریم؟

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله سوالی قشنگی است که این آقایان اگر یک مقداری رویش دقت بکنند مخصوصا عزیزان اهل سنت ما، البته ما اهل سنت را همه را دوست دار اهل بیت می دانیم.

آقای محسنی:

همین طور است.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

من تا به حال نه دیده ام و نه شنیده ام که یک سنی نسبت به اهل بیت مثلا بی مهری یا کم مهری بکند. حالا این ٤ تا این وهابی ها از قرن ٧ و ٨ یک سری خضعبلات مطرح می کنند و این ها، این ها بحث و حساب شان از عزیزان اهل سنت ما جدا است.

آقای محسنی:

کاملا جدا است بله.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ولی اهل سنت باید یک مقداری سطح معلومات یک مقداری بالا برود و آن گونه ای که امیر المومنین هست یک مقدار معرفت ها بالا برود شناخت ها بالا برود. همین طور من بار ها هم گفته ام دوستان شیعه ی ما هم قالبا نسبت به امیر المومنین آن شناخت کافی و اساسی و اصولی را ندارند. و ما باید یک مقداری برای عزیزانمان در این زمینه بیش تر توضیح بدهیم.

می بینیم بعضی از عزیزان می آیند روی خط می گویند مثلا ما شیعه بودیم شیعه ی شناس نامه ای بودیم. الحمد الله به برکت شبکه ی ولایت الان داریم به شیعه بودنمان افتخار می کنیم و می بالیم. این بالا ترین فضیلت است. گر چه این را من دارم با تمام وجود عرض می کنم بنده از ورودمان به حوزه با همین روایات مربوط به فضائل اهل بیت و فضائل ائمه علیهم السلام سر و کار داشتیم.

بعد از چهل سال در این حوزه کار کردن بنده دارم رسما اعلام می کنم شناخت ما از امیر المومنین همانند شناخت یک قطره از اقیانوس امیر المومنین سلام الله علیه است.

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیستکه تر کنم سر انگشت صفحه بشمارم

امیر المومنین جایگاه خیلی بالا تری دارد کسی باید نسبت به علی بن ابی طالب سخن بگوید که همانند علی بن ابی طالب از سر چشمه ی وحی علوم خود را بر گرفته باشد. ما هم از باب این که.

ما لا يدرک کل لا يترک کل.

به قولی آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید، به اندازه ی عقل خودمان و معرفت خودمان نسبت به امیر المومنین سلام الله علیه مطالبی را بیان می کنیم. ولی جایگاه امیر المومنین خیلی خیلی بالا تر از این ها است که همان تعبیر نبی مکرم که من بار ها هم گفته ام پیغمبر فرمود اگر من بیم این نداشتم مردم در باره ی علی غلوو کنند همان گونه ای که تابعین حضرت مسیع غلوو کردند.

سخنی در فضیلت علی می گفتم که خاک زیر پای علی را طوطیای چشمشان بکنند. و لذا بعضی از عزیزان شیعه اگر یک مقداری که دارند آشنا می شوند خیلی زیاد اجب نگیرد شان جایگاه علی خیلی بالا تر از این ها است. من خودم هر وقت به حرم حضرت امیر مشرف می شوم خدا را شاهد می گیرم و احساس می کنم بر روی عرش الهی نشسته ام.

حتی من بار ها قبل از تشرف مثلا می گویم از حضرت علی همچین حاجتی می خواهیم. وقتی من بار ها مشرف شده ام رفته ام حرم خجالت کشیدم که از علی بخواهم حاجت بخواهم. چون علی بإذن الله تبارک و تعالی از تمام منویات ما به کوری چشم این وهابی ها قبل از این اصلا ما به دنیا بیاییم حرکت کنیم به سفر به عتبات قبل از این که به حرم حضرت امیر برویم بإذن الله از همه ی این ها آگاه اند.

حالا به قول این وهابی ها آن عقل ناقص یا به تعبیر ابن تیمیه سبک عقلی و فاقد فهمی شان آمده اند این حرف هایی که ما می زنیم. آقا این ها غلوو است و چنین است و چنان است. نه آقا شما ببینید مرحوم اصفهانی از مراجع بزرگ شیعه است. هم فقیه است هم اصولی است هم عارف است هم فیلسوف است. وقتی به اهل بیت می رسیم می گوید:

و لهم الولاية معنويه و سلطنة الباطنيه علی جميع امور تکوينية و التشريعه نظير و ولايتی تعالي.

این ها در تمام امور تکوین و تشریع بإذن الله ولایت دارند نظیر ولایت خدا.

اگر این است از این حرف هایی هم که ما می زنیم در حقیقت یک قطره ای است و نمی از بحر فضائل امیر المومنین سلام الله علیه است. اما نسبت به سوال عزیزم جناب آقای محسنی بزرگوار، عزیزان اگر باز مانیتور من را محبت بفرمایند. بله ما هم جایمان عوض شده است. یک کمی احساس غریبی می کنیم امشب مثل این مهمانی رفته باشیم. و این دوستانمان این.

آقای محسنی:

کار این کارگردان است حاج آقا دیگر.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله آقایان دارند خلاصه ما هم مجبور هستیم هر چه بذارند ما هم برقصیم. چه کار کنیم؟ بله. در رابطه با خلیفه ی دوم عزیزان دقت کنند آقای ابو اسحاق شیرازی که از فقهای بزرگ شان است متوفی ٤٧٨ است می گوید:

جمع عمر رضي الله اصحاب النبي يستشيرهم.

خلیفه ی دوم صحابه را جمع کرد و با این ها مشورت کرد.

و رو کرد به علی بن ابی طالب گفت:

أنت أعلمهم و أفضلهم.

یا علی تو عالم ترین صحابه و با فضیلت ترین صحابه هستی.

این هم که دیگر سند و غیره هم که نمی خواهد یک فقیه بزرگی دارد قاطعانه مسئله را نقل می کند بعد می گوید سعید بن مسیب گفته است که.

کان عمر يتعوذ بالله من معضلة ليس فيها أبو الحسن.

خلیفه ی دوم همیشه می گفت به خدا پناه می برم مشکلی پیش بیاید که امیر المومنین در آن قضیه نباشد.

طبقات الفقهاء جلد ١ صفحه ٢٣، در خود صحیح بخاری خلیفه ی دوم می گوید:

أقرؤنا أبي و أقضانا علي.

خلاصه آن که قرائت خوب دارد صدای قشنگی دارد قشنگ قرائت می کند ابی بن کعب است. ولی آن که در مسائل قضائی علم دارد علی بن ابی طالب است.

بعد جالب این است که حالا من این صحیح بخاری حدیث ٤٢١١ ابن حجر از ابن مسعود هم نقل می کند از عبد الله بن مسعود صحابه ی پیغمبر می گوید:

کنا نتحدث.

همیشه ما صحابه.

کنا.

یعنی همیشه ما می گفتیم:

أن أقضی أهل المدينة علي بن أبي طالب.

آن کسی که در مسائل قضائی از همه وارد تر است. آقای علی بن ابی طالب سلام الله علیه است.

جناب بدر دین عینی می گوید:

أقضانا علی أعلمنا بالقضاء.

عالم ترین صحابه به مسائل قضاوت و داوری علی بن ابی طالب است.

بعد می گوید از خود انس هم آمده است.

مرفوعا عن أنس.

یعنی انس از پیغمبر نقل کرده است.

مرفوعا.

کلمه ی مرفوع از دیدگاه شیعه یعنی حدیث مرصل که یک یا چند راوی اش حذف شده باشد ما به این می گوییم مرفوعه. حدیث مرفوعه از دیدگاه اهل سنت یعنی حدیث منصوب به نبی مکرم. و لذا ما می رویم بعضی از آقایان یک مقداری دقت ندارند وقتی می آید می گوید.

مرفوعا عن أنس.

یعنی به صورت مرصل.

نه.

مرفوعا عن أنس.

یعنی انس نسبت داده این روایت را به پیغمبر و از پیغمبر نقل کرده است.

پیغمبر فرمود:

أقضی أمتي علي بن أبي طالب.

قاضی ترین امت من عالم ترین امت من به مسائل قضا آقا علی بن ابی طالب است.

پس از خلیفه ی دوم از انس بن مالک، سیوطی از عبد الله من مسعود هم نقل می کند می گوید:

ما کنا نتحدث أن أقضي أهل المدينة علي.

این هم تاریخ الخلفاء جلد ١ صفحه ی ١٧١، همچنین جناب آقای انصاری شافعی مشهور به ابن ملقن متوفی ٨٠٤ می گوید:

أقضائکم علي.

که پیغمبر فرمود به امت قاضی ترین شما آگاه ترین شما به مسائل قضائی علی است.

یعنی.

معلوم أن أعرف الناس القضاء هو أعرفهم بالفرائض.

آن کسی را می گویند آگاه ترین مردم به قضا است به تمام فرائض و احکام اسلامی آشنایی داشته باشد.

این هم البدر المنیر جلد ٧ صفحه ی ١٩، نکته ی دیگر که حالا ما به این جا آمده ایم این هم عزیزان دقت کنند. ابن عبد البر می گوید:

فکان عمر يقول:، فکان.

یعنی همیشه.

لولا علي لهلک عمر.

اگر علی نبود عمر هلاک شده بود.

آقایان مراجعه کنند استیعاب ابن البر جلد ٣ صفحه ی ١١٠٣ به صورت مصلصل هست چاپ دار الجیل بیروت با تحقیق جناب علی محمد البجاوی. تأویل مختلف الحدیث مال ابن قتیبه جلد ١ صفحه ی ١٦٢، این هم باز با تحقیق جناب آقای علی محمد بجاوی است.

فیض القدیر جناب شوکانی جلد ٤ صفحه ی ٣٧٥ چاپ دار الکتب العلمیه ی بیروت. بفرمایید می گویند در خانه کس است یک حرف بس است. یا جناب علامه مناوی در فیض القدیر که شرح جامع صغیر آقای سیوطی است. می گوید:

قال عمر لو لا علی هلک عمر.

اگر علی نبود عمر هلاک شده بود.

و اتفق له مع أبي بکر نحوه.

همین اتفاق هم برای ابو بکر افتاد.

که او هم گفت:

لو لا علی لهلک ابو بکر.

و این عبارت را هم باز دوستان داشته باشند که باز سوالی که جناب آقای محسنی دارند من در خدمت شان باشم. ابن عبد البر از سعید بن مسیب نقل می کند می گوید:

کان عمر يتعوذ بالله من معضلة ليس لها أبو حسن.

عمر همواره به خدا پناه می برد از معضلاتی و مشکلاتی برای اسلام پیش بیاید که علی بن ابی طالب حلال آن مشکل نباشد.

ابن حجر در فتح الباری نقل می کند به عنوان یک امر قطعی، بعد می گوید:

ليس لها أبو حسن.

مراد از ابو حسن علی بن ابی طالب سلام الله علیه است.

آقای محسنی:

خیلی ممنون حاج آقا استفاده کردیم از آن طرف هم وقتی نگاه می کنیم حاج آقا این را هم حضرت عالی بار ها اشاره فرموده اید برای تکمیل بحث که ما ندیده ایم حضرت امیر علیه السلام از کسی کمک بخواهد یا علمی را خلاصه از دیگری بگیرد. بلکه هر چه بوده از سر چشمه ی جوشان علم و فیض حضرت امیر علیه السلام نسبت به صحابه و اطرافیان و برای ما قرار داده اند.

و این هم نشان از حقانیت و اعلمیت و بر جستگی حضر امیر علیه السلام نسبت به دیگر صحابه است.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

البته عبارت شما را علامه ی نبوی صاحب شرح صحیح مسلم که متوفی ٦٧٦ است. ایشان هم می گوید:

و سوال کبار صحابه و رجوعهم علی فتاوا أقواله في المواطن الکثيره و المسائلل معضلات مشهور.

این که صحابه همگی به علی مراجعه کرده باشند در حل مشکلات و سوال کرده باشند مشهور است.

ولی ما این تهذیب الاسما را آقایان ببینند جلد ١ صفحه ی ٣١٧ ولی این که یک مورد علی بن ابی طالب بایید از صحابه سوال کرده باشد در تاریخ ما نداریم.

آقای محسنی:

واقعا خیلی زیبا بود حاج آقا و خدا را شاکر هستیم که ما پیرو همچین کسی هستیم و محبت این شخصیت در دل ما مالامال است و از خدا می خواهیم که این محبت را روز افزون بفرماید و ما را از پیروان واقعی این بزرگواران قرار بدهد. ان شاء الله. ممنون و سپاس گذاریم که تا این لحظه همراه ما بودید ان شاء الله تا تتمه ی برنامه با ما همراه باشید.

که ان شاء الله استفاده ببرید. ممنون هستیم.

ممنون و سپاس گذاریم از شما بینندگان عزیز که تا این لحظه همراه ما بودید ان شاء الله تا بخش پایانی هم همراهی می فرمایید. ان شاء الله این قسمت که حالا یک فرصت کوتاهی است که تتمه ی سوالات بنده است و ان شاء الله دیگر وقت را به شما عزیزان تقدیم می کنیم و عزیزانی که حالا فرصت پیدا می کنند روی خط می آیند و سوالاتشان را مستقیما از حضرت استاد می پرسند.

حاج آقا من این آخرین سوال را هم بپرسم که دیگر فرصتمان کوتاه است یک ٧ یا ٨ دقیقه فرصت باقی مانده است از این که ما از آقای ابن عباس بن الأمه که مفسر قرآن هستند هم شیعه قبولش دارد و هم اهل سنت قبولش دارند. ما مطلبی به اعلمیت حضرت امیر علیه السلام داریم یا نداریم؟

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نکته ی خوبی بود در رابطه با همین بعضی از این جوجه وهابی ها که جرعت نمی کنند این جا بیایند حرف بزنند می روند در گوشه کنار اینترنت و فیس بوک این جا حرف می زنند. نکته ی ظریفی دارد آقای ابن عباس اگر دوستان مانیتور من را یک لحظه محبت بکنند. بله همان تعبیری را که از روایت ما خوانده بودیم.

ابن اثیر جزری با قاطعیت می گوید:

قال ابن عباس لقد أعطي علي تسعة أعشار العلم.

علی بن أبی طالب ٩٠ در صد علوم را دارا است.

و أيم الله.

به خدا سوگند.

لقد شارکهم في العشر العاشر.

در آن ١٠ در صد هم با مردم شریک است سهیم است.

بفرمایید این اسد الغابه جلد ٤ صفحه ی ١٠٩. آیا آقای ابن عباس که قاطعانه دارد می گوید حالا از پیغمبر شنیده است؟

فی بها.

خودش امتحان کرده است؟ خودش می گوید من هر چه از علوم دارم از علی بن ابی طالب دارم شاید بعد ها این ها را من عرض خواهم کرد. اسد الغابه را آقایان ببینند جلد ٤ صفحه ی ١٠٩، و همچنین محب الدین طبری باز از ابن عباس نقل می کند که می گوید: به خدا سوگند، قسم می خورد علی بن ابی طالب ٩٠ در صد علوم را منحصرا دارا است ١٠ در صد علوم را هم که مردم دارند با مردم سهیم است.

در روایتی که تاریخ دمشق آورده است از جناب ابن عباس که روایت مفصلی است که راوی می گوید من به ابن عباس گفتم.

صف لنا سفلنا حتی کأني عاينتهم.

نسبت به صحابه و بزرگان گذشته طوری برای من توصیف کن که گویا من آن ها را دارم معاینتا می بینم.

حدیث طولانی است. بعد می گوید:

تسألنی عن علي.

دارید از علی از من می پرسید.

کان و الله في علمي عليما حکيما.

به خدا سوگند آن چه که من فهمیدم به او آگاهی پیدا کرده ام علی بن ابی طالب علیم است و حکیم.

حالا من نسبت به علیم و حکیم چیزی نمی خواهم بگویم. دوستان بروند به لغت مراجعه کنند به تفسیر مراجعه کنند. که آیات متعدد داریم در وصف خداوند تبارک و تعالی.

انا الله کان عليم حکيم.

که.

عليم حکيم.

ببینند اصلا معنای علیم چه صیغه است و چه پیامی دارد؟ و در کنارش هم حکیم چه است؟ اگر ما بخواهیم همین دو تا جمله را توضیح بدهیم خودش باید یک جلسه مستقلا نسبت به این عبارت جناب ابن عباس سخن بگوییم. نکته ی پایانی که ما ان شاء الله شنونده ی سخنان عزیزان بیننده باشیم. ابن عباس باز بنا به نقل ابن سعد در طبقات می گوید:

إذا حدثنا ثقة عن علي رضي الله عنه بفتيا لا نعدوها.

نه تنها ما اگر یک افراد ثقه ای از علی فتوایی نقل می کرد ما در برابر فتوای علی دست هایمان بالا بود. دیگر هیچ حرفی نمی زدیم.

یعنی فتوای علی فصل الخطاب بوده و ما دیگر از آن فتوا به هیچ وجه نمی توانسیتم تجاوز کنیم نه کلمه ای کم تر و نه کلمه ای بیش تر. آیا این تعابیر که از امیر المومنین نقل کرده ایم تا الان حالا ان شاء الله باز در جلسه ی بعد از صحابه از تابعین از اعلمای بزرگ در رابطه با جایگاه علمی امیر المومنین عرض می کنیم تا ان شاء الله هم شیعیان خوش حال بشوند لذت ببرند. که دنبال چه امامی هستند و این امامی که دارند.

هر کس به کسی نازد                           ما هم به علی نازیم.

واقعا با تمام وجود علی بن ابی طالب نازیدن دارد. و الله علی بن ابی طالب بالیدن دارد. به قول مرحوم آیت الله کوهستانی می گفت خدای عالم در عالم هستی یک علی داشت آن هم به ما کرم نمود.

آقای محسنی:

ممنون و سپاس گذاریممن البته می خواستم در مورد عبد الله بن مسعود و این ها هم سوال کنم ولی چون فرصتمان تمام شده است ان شاء الله جلسات آینده ما از حضرت استاد سوال خواهیم کرد و نسبت به اعلمت حضرت امیر علیه السلام که در مباحث عدله ی عقلی امامت که بحث اعلمیت بود که این ها را به واسطه ی حدیث.

انا مدينة العلم و علی بابها.

سوال کردیم و به این جا رسیدیم که امیدواریم شما بینندگان عزیز استفاده کرده باشید و از حضرت استاد هم تشکر می کنم بابت این مطالبی که بیان فرمودند. فرصتمان تمام شد دیگر زمان را در اختیار بینندگان عزیزمان قرار می دهیم. اولین بیننده ی ما جناب آقا رضا از مشهد است. سلام و عرض ادب داریم خدمت آقا رضا.

بیننده:

سلام عرض کردم خسته نباشید.

آقای محسنی:

علیکم السلام.

بیننده:

خدمت شما مجری محترم و ارزش مند و خداوند تبارک و تعالی به شما خیر بدهد. عرض ادب و سلام دارم.

آقای محسنی:

سلامت باشید.

بیننده:

خدمت نور چشمم عزیز دلم عزیز دل همه ی شیعیان جهان حضرت آیت الله العظمی قزوینی عرض سلام و ادب دارم.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خواهش می کنم.

آقای محسنی:

سلامت باشید.

بیننده:

خدمت تمام کار کنان محترم شبکه ی ولایت خدا خیر به شما بدهد. ان شاء الله آجرک الله خدا اجر تان بدهد.

آقای محسنی:

ان شاء الله حرم مشرف می شوید و همه ی محبین اهل بیت علیهم السلام دعا بفرمایید و نائب الزیاره باشید.

بیننده:

همچنین شما پهلوی حضرت معصومه سلام الله هستید.

آقای محسنی:

چشم.

بیننده:

خدا نگه دارتان باشد. خدمتتان عرض کنم حاج آقا این آدم محترمی که چند شب پیش از زاهدان آمد و قرار بود صحبت هایی بکند که طبع دلی که خودشان قول داده بودند. بر عکس حرف هایی که به آقای حضرت آیت الله کیانی گفته بودند آمدند در شبکه و حرف هایی که نباید می گفتند هم گفتند. یک جمله ای که اعتقاد شیعه بر این است اعتقاد شیعه طبق روایات خود اهل تسنن ابو سفیان کافر از دنیا رفت و پیغمبر خدا فرمودند این حرف را ایشان معترض شدند از این حرف و من واقعا متأسفم که همان جا باید، ببخشید آیت الله قزوینی جواب ایشان را با روایت های خودشان داده اند و مردم جهان می دانستند خودتان کتاب خودتان نوشته است کافر از دنیا رفته است.

تو چه ناصبی صحبت می کنی. بعد از همه مهم تر اقرار کرد در شبکه ی کلمه ی خبیثه رفته است شرکت کرده است. شبکه ی کلمه که بر ضد دولت جمهوری اسلامی ما صحبت می کند. بر ضد ولایت فقیه ما صحبت می کند. ایشان حق نداشت اگر آن جا ایرانی است اگر مسلمان است اگر ایرانی است و ادعای مسلمانی می کند حق نداشت در شبکه ی ضد دولتی برود و بشیند آن جا صحبت بکند.

من تعجب می کنم که چطور ایشان یک همچین کاری کرده است و با جرعت هم بیاید بنشیند صبحت کند. تمام مردم بلوچستان به این کار این آقا اعتراض دارند. و این آقا حق نداشت این کار را بکند. من از شما خواهش می کنم استدعا می کنم با این روایت ها پری که شما دارید با این دستورات پری که شما از پیغمبر خدا روایت ها یی در باره ی حضرت علی و مقامات حضرت علی دارید.

ادعا نیست حقیقتی است برای شیعه تمام شبکه های نور و ظلمت و نمی دانم این شبکه یی که حرف های چرند می زنند این مرد اصلا سواد ندارد یک پارچه فروش زاهدان رفته است پشت دستگاه نشسته است شده مجتهد جامع الشرایط هیچ چیز بلد نیست یک پارچه فروشی بیش تر نبوده آن وقت این رفته است آن جا این کاره شده است با چه مجوزی شبکه باز کردند. من تعجب می کنم.

آقای محسنی:

آقای آقا رضا ما خواهش می کنیم که یک مقداری به هر صورت رعایت حقوق دیگران را هم بکنید مقدمات تمام کنید و سوالتان را بپرسید بهتر باشد.

بیننده:

بله اطاعت می شود. ولی من یک چیزی هم به خاطر این می خواهم بگویم حضرت آیت الله و آن این است که برادران اهل تسنن ما مردم سیستان و بلوچستان اصلا اسم و فامیل خانوادگی خودشان را رو بچه مرد می گذارد و از زن اسمی نیست روی بچه. به خاطر همین مسئله است که عده نارویی با ریگی ازدواج می کند مرد اگر نارویی است فامیل بچه هایش حتما نارویی است. هیچ وقت نمی آیند از فامیل زن استفاده بکنند.

چرا که زن جزء اهل بیت مردم حساب می شود من تعجب می کنم همین جمله واقعا استدلال بسیار کافی از این که خانواده اهل بیت پیغمبر وقتی فرمودند این امام حسن و امام حسین و حضرت علی و حضرت زهرا خانواده ی و اهل بیت من هستند درست فرمودند و درست هم بوده این آقایان الان می گویند زنان هم جزء خانواده است. زن جزء خانواده ی اهل بیت نمی شود.

خودشان چرا اسم فامیل زنشان را بر روی بچه ها نمی گذارند؟ ببخشید که وقتتان را گرفتم.

آقای محسنی:

خیلی ممنون جناب آقا رضا. مچکرم و سپاس گذاریم.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما از آقا رضا تشکر می کنیم اولا و به همه ی بینندگان عزیزم هم عرض کردم آیت الله العظمی ویژه ی مراجع اعزام ما است و ما دست بوس مراجع هستیم و به این دست بوسی هم افتخار می کنیم. و نسبت به ایشان هم که اعتراض داشتند همان جا هم ما گفتم در رابطه با ابا سفیان و غیره حالا ان شاء الله ما در جلسات بعدی هم نسبت به معاویه و ابو سفیان آن چه که در کتب اهل سنت آمده است.

ان شاء الله مطرح خواهیم کرد و همه ی مردم را ان شاء الله به قضاوت وا می داریم. ولی من در این جا از مسئولین جمهوری اسلامی می خواهم یک گلایه بکنم حداقل گلایه کردن هم به قول ما انقدر حق داریم گلایه کنیم.

اگر چنان چه مثلا یکی از اعلمای شیعه یکی از دوستان ما مثلا آقای ابو القاسمی و دیگران می رفتند در شبکه ی فدک که علیه اهل سنت حرف می زند حضور پیدا می کردند یا در شبکه ی اهل بیت حضور پیدا می کردند مسئولین نظام جمهوری چه بر خوردی داشتند با آن ها؟ آیا از همین فرودگاه راهی اوین نمی کردند؟ آیا این شبکه های شیطانی وهابی به تعبیر این برادر عزیزمان فحشی مانده است به مذهب شیعه ندهند؟ فحشی مانده است که به مراجع ما ندهند؟ توهینی مانده است به نظام جمهوری اسلامی نکنند؟ توهینی مانده است به مسئولین جمهوری اسلامی نکنند؟

و الان این شبکه های شبکه ی بر انداز نظام است شبکه ی مذهبی دیگر نیستند این ها الان عمده ی برنامه ها شان رفته اند سمت و سوی بر اندازی و حضور در این شبکه ها حالا من نمی دانم چه است حالا باز صلاح مصلحت خویش خسروان دانند.

ما برای مسئولین نمی خواهیم تعیین تکلیف بکنیم. ولی حداقل ما این گلایه را داریم که اگر یکی از دوستان ما می رفت در آن شبکه ها چه اتفاقی می افتاد چه بر خوردی می کردند؟ و یا نه این دوستان نظام هم خلاصه گزینشی می خواهند بر خورد کنند. نمی دانیم باز ما می گوییم صلاح مصلحت خویش خسروان دادند.

شاید بعضی از مصالحی و مسائلی است که ما خبر نداریم و نمی دانیم.

آقای محسنی:

خیلی ممنون. مچکریم جناب آقا سعید عزیز آقای میر معینی از کنگاور اگر صدای بنده را دارید. سلام و عرض ادب. آقای قادری هستند جناب آقای قادری از مریوان سلام و عرض ادب داریم اولین بیننده ی اهل سنت عزیزمان.

بیننده:

بنده هم خدمت شما و حاج آقا قزوینی عرض سلام و ادب دارم هم چنین.

آقای محسنی:

و علیکم السلام.

بیننده:

دوستان اتاق فرمان و کلیه ی بینندگان عزیز سراسر دنیا عرض ادب و سلام دارم. من در خدمت هستم.

آقای محسنی:

سلام و رحمت الله. در خدمتتان هستیم جناب آقای قادری.

بیننده:

خواهش می کنم من می خواهم در دو زمینه صحبت کنم. اولا که من شاید یک سال و نیم دو سال است من بیننده ی پرا پا قرص شما هستم.

آقای محسنی:

ما هم خدمتتان هستیم.

بیننده:

امکان ندارد مگر این که یک شبی که در خانه نباشم جایی باشم صحرایی باشم که این برنامه های شما را مخصوصا برنامه ی زنده ی حاج آقا قزوینی را نگاه نکرده باشم. به هر حال اعتیاد پیدا کرده ام و دانشگاهی که در منزلمان داریم.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

موفق باشید.

بیننده:

و همیشه هم نگاه می کنم نگاه کردم در طول این یک سال و خورده ای یا دو سال بنده برایم ثابت شده است که این شبکه همیشه سعی اش بر این است که از توهین کردن بپرهیزد و بقیه را هم در نبرد صلح و آرامش بکند و همیشه هم که حاج آقا قزوینی را که می بینم این صحبت ها را می کند دوست دارم آن لحظه بغلشان باشم و پیشانیشان را یک ماچ بکنم.

ولی متاسفانه دست رسی ندارم.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بعد منزل نبود در سفر روحانی. جناب آقای قادری.

بیننده:

جان؟

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

می گویم بعد منزل نبود در سفر روحانی.

آقای محسنی:

بله شما نزدیک هستید.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله شما عزیز ما هستید ما هم از دور پیشانی شما را می بوسیم و به وجود بزرگواران منصفی مثل شما افتخار می کنیم.

بیننده:

سلامت باشید. در هر حال خواستم این جا یک تشکری بکنم از شخص شما.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

لطف دارید خواهش می کنم.

بیننده:

شما که در این زمینه همیشه صحبت می کنید و دعوت به صلح و آرامش می کنید. جای تحسین دارد به هر حال این نظر شخصی بنده است. و اما شما همیشه فرمودید مثلا بعضی بیننده ها زنگ می زنند منطق همیشه جواب ندارد منطق منطق است زنگ می زنند می گویند شبکه ی فلانی مثلا شبکه ی اهل بیت دارد فحش می دهد.

شما می گویید من مسئول شبکه ی ولایت نیستم که حق با شما است راست می گویید شما مسئول شبکه ی اهل بیت نیستید و آقای الله یاری هم توهینی که می کند به خودش مربوط است بالاخره ماهیت و شخصیت هر کسی دست خودش است دارد نشان می دهد .

در مجموع هم ما یک گلگی که دارم این است که همان طوری که الله یاری مسئول شما نیستید و مسئولش خودش است. اما یک سری چیزها را مثلا من همین امشب در وصال فارسی دیدم متأسفانه جای خیلی تاسف است البته قبلا هم بود. نمونه اش هم همان حاج آقا دانشمند که توهین می کند. یک سری کلیپ ها را امشب دیدم در زمینه ی همین توهین ها نمی دانم شما هم دیده اید یا ندیده اید من سوال شده برایم این چطوری است که در جامعه ای مثل ایران همچین چیز هایی کنترل نمی شود و در خواست نمی شود.

شما به چه حقی اجازه دارید توهین بکنید مثلا در شهر ساری یک مداح داشت می خواند آن چه که نباید می گفت همه را گفت نسبت به، خدایی نکرده سوء تفاهم پیش نیاید من هیچ تعصبی نسبت به این مسائل ندارم همه را یک طور نگاه می کنم.

و راس همه را خدا قرار داده ام من سوالی که برایم پیش آمد همین است که چه طور این مداح به خودش اجازه می دهد یا در این سیستم در این کشور ما چه نظارتی است که این آقا علنن بر می داره می گوید مثلا هر کس ولایت علی را قبول ندارد به مادرش رجوع کند.

من با حرامزاده برادر نیستم. یعنی خطاب به سوی اهل سنت بود من این برایم سوال است و امیدوارم که جلو گیری بشود با این ها و محکوم بشود و انتظار هم دارم از طرف شما همیشه هم محکوم کرده اید شما گفته اید فرموده اید که هر کسی به هر شیوه ای توهین می کند محکوم می کنید. درست است شما حق دارید و صحبت خودتان را رسانده اید.

منتها این سوال پیش آمده همچنین که خودتان فرمودید یک سوالی برایتان پیش آمد که این آقا رفت شبکه ی کلمه چرا جلویش را نگرفته اند این جا جا دارد من از مسئولین مملکت تقاضا کنم جلوی این طور چیز ها را بگیرند که خیلی به نظر من نتایج منفی دارد. من که اهل تسنن هستم همچین چیز هایی را می بینم و حتی من خودم ساکن مثلا مازندران باشم در این جمع قرار بگیرم این آقا می آید توهین می کند همچین چیزهایی را می گویند.

من چه عکس العملی نشان بدهم؟ اگر نتوانم هیچ کاری بکنم عقده می شود برایم دیگر عقده می شود برای من دیگر کجا بروز بدهم خدا می داند.

آقای محسنی:

بله ممنون هستیم جناب آقای قادری مطلبی را که فرمودید حالا استاد جواب می دهند.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

دوست عزیز ما بار ها گفته ایم آن کسانی که فحاشی می کنند توهین می کنند این ها را نه تنها بنده مراجع ما محکوم کرده اند. در نامه ی اخیری که آیت الله العظمی مکارم شیرازی به شیخ الازهر نوشت در آن جا به صراحت اعلام کرد هر گونه اهانت به مقدسات اهل سنت نادرست است و گناه است و خلاصه مورد تایید ما نیست.

حالا ببینید بعضی از افرادی می آیند همچین تعابیری را می کنند حالا یک مداحی آمده گفته است. و اولا این که جناب آقای قادری با این طور افراد به شدت دارند بر خورد می کنند افرادی که ما خودمان هم می شناسیم حتی از مداح ها در بعضی از جلسات بوده اند با این ها بر خورد کرده اند. برایشان زندان بریده اند و غیره بعضی از روحانیون ممنون المنبر کردند بعضی ها را زندان انداختند بعضی ها را خلع لباس کردند و جرمی نداشتند این ها جز توهین به اهل سنت.

حالا ما در مقام بیان این ها نیستیم می ترسیم این ها اگر مصداق بخواهم بیان بکنم شاید یک مقداری صحیح نباشد. ولی افرادی را که بنده خودم کاملا می شناسم و از نزدیک هم با آن ها آشنا هستم نظام با این ها بر خورد کرده است. این طور نیست بر خورد نکند قطعا بر خورد می کند. و از کنار این قضایا به سادگی رد نمی شوند.

خود رهبری رسما اعلام کرد هر کس بخواهد به مقدسات اهل سنت توهین کند من شخصا با او بر خورد می کنم. ولی ببینید این که این آقایان بیایند بگویند فلان آقا چنین توهینی کرده است این را می آورند ولی آیا نظام با این ها چه بر خوردی کرده است. این را نمی آورند بگویند. مسئولین با این ها چه بر خوردی کرده است این را دیگر نمی آورند آن جا بگویند.

فقط این ها به دنبال اختلاف افکنی و تفرقه اندازی هستند که می آیند این مطالب را مطرح می کنند. یا مثلا با همین آیت الله جویباری از اعلمای بزرگ است نزدیک صد و خورده ای جلد کتاب نوشته است. خودش را مجتهد می داند و غیره شما ببینید نظام با او چه بر خوردی کرد؟

به خاطر یک صفحه مطلبی که نوشته بود توهین به عقائد اهل سنت بوده این طوری نیست جناب آقای قادری بزرگوار. ولی شما ببینید حالا این هایی که چهار تا مداح دارند می گویند و افرادی حالا آن آقا رفته است در لس آنجلس نشسته و یک سری اراجیفی می بافد. آن آقا رفته است در لندن نشسته است یک سری اراجیفی می بافد. مراجع ما گفتند احمق هستند. و این ها بلند گوی بیگانه ها هستند. ولی حداقل ما انتظار داریم آقای قادری بزرگوار این آقایان کار شناسانی که می آیند به مذهب شیعه توهین می کنند می گویند مذهب شیعه مذهب گند مذهب تعفن بد تر از دین عذر می خواهم هندویی و آلت پرستی است.

آیا این که دیگر مال اعلمای شما است این آقا رفته است در یک گوشه ای برای صد نفر پانصد نفر یک همچین حرفی زده است این ها را که می آیند در شبکه مطرح می کنند این از باب اشاعه ی فحشا است. گناه دارند می کنند تازه این ها. ولی این آقایان کار شناسان شیطانی که می آیند در شبکه ها به قول خودشان میلیون ها بیننده دارند.

این همه توهین دارند می کنند این همه فحش دارند می دهند آیا جناب آقای قادری بزرگوار یک دفعه زنگ زده است آن جا حالا من با حضرت عالی کار ندارم آقایان قادری ها زنگ می زنند آن جا بگویند آقا این چه منطقی است شما دارید نسبت به مذهب شیعه نسبت به اعلما و نسبت به نوامیس شیعه دارید می دهید.

نوامیس ایرانی را می آید با کمال وقاهت می گوید نمی دانم ایران تولیدات غیر نفتی دارد یک سری زنا ها را برای تن. ببینید اگر آن آقا یک مداح متوجه نیست سواد ندارد اگر سواد داشت شعور داشت توهین نمی کرد. ولی این آقا که گرفته است است آن جا چه است؟ به عنوان کار شناس رفته است به عنوان عالم دارد توهین می کند.

امیدواریم که ان شاء الله عزیزان وقتی می آیند روی خط همه را محکوم بکنند.

بیننده:

دقیقا حاج آقای قزوینی همین جا چنان چه من زنگ نزدم دلایل خاص خودش را دارد که نتوانستم با آن ها تماس بگریم ولی از همین جا اعلام می دارم که همان ها را محکوم می کنم و از این پس هم چنان چه رخ بدهد پیشاپیش من محکوم می کنم. نه این که راضی به توهین کردن آن ها باشم.

آقای محسنی:

ممنون هستیم از انصاف شما.

بیننده:

در هر زمینه ای هر کسی هر شخصی در هر مقامی در هر پستی هر گونه توهین بکند محکوم است از نظر انسانیت از نظر معرفت از نظر شعور کسی که شعور داشته باشد.

آقای محسنی:

البته آقای قادری من واقعا این نکته ای را که استاد فرمودند را باید توجه بفرمایید نگاه کنید وقتی مراجع ما رهبری ما و اعازم ما می آیند این طور چهار چوب مباحث را مطرح می کنند و این گونه دارند سیانت می کنند شما باید این را توجه بکنید. حالا مردم عوام هم ممکن است در کوچه بازار هم چند تا حرفی بزنند هم این طرف است هم آن طرف است.

ولی آن چه که مهم است نگاه کنید این شبکه که الان شبکه ی حوزه ی علمیه است شبکه ی مرجعیت است دارند مطالب را می گویند شما توهینی در این دیدید؟ حتی استاد دارند می گویند اگر اتفاقی بیفتد من رسما پوزش می طلبم بعد هم ممکن است بیافتد تا حالا هم که الحمد الله نیافتاده است. ولی از این جا شما خودتان هم دارید اشاره می کنید که یه همچین مطلبی نیست.

این به عنوان ملاک باید قرار بگیرد نه این که حالا ممکن است یک کسی اغفال شده باشد و واقعا شیطنت می کنند بیگانگان می آیند و اگر بخواهند تفرقه بین شیعه و سنی بکنند بیایند یک نفر را خلاصه اغفال کنند یک پولی هم به آن بدهند بگویند آقا یک همچین چیزی را بخوان ما اگر بخواهیم در بوق و کرنا بکنیم کلی استفاده می کنیم.

این اتفاق ممکن است بیافتد ولی آن چه که مهم است مرجعیت را نگاه بکنید شبکه را نگاه بکنید اعلمای ما را نگاه بکنید مملکت ما را نگاه بکنید سیاست نظام را نگاه بکنید. این ها همه محکم ایستاده اند و دارند رعایت می کنند این مباحث را این برای شما باید ملاک باشد.

بیننده:

دقیقا موافق شما هستم اما اگر کسی الان روی نادانی یا روی اغفال شدن کسی اغالش کند یا خریدنش این کار را انجام می دهد به نظر من این جا یعنی به حساب نظام نوشته می شود. دیگر نمی گویند این آقا آمده است ایشان می گویند نظام اجازه داده است نظر من نظام.

آقای محسنی:

در صدا و سیما که پخش نشده است در تریبونی پخش نشده است.

بیننده:

درست است ولی.

آقای محسنی:

ممکن است کسی در خانه اش گفته باشد چهار دیواری اش است. نشسته یک دوربینی هم گذاشته کنار دارد صحبت می کند چند نفر آدم هم پای بحثش نشسته اند این مطالب را می گوید این هم می آید در فیس بوک می گذارد و در اینترنت پخش می کند. این که مسئولیتی ندارد نظام در مقابل این.

بیننده:

موقع ای پخش می شود این آقا مشخص است نشانی اش مشخص است اصلا قیافه اش مشخص است و کجا است این را باید باز خواست کند نظام.

آقای محسنی:

بله استاد هم فرمودند که این ها بر خورد شده استو می شود.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بر خورد شده است حالا برید بنده ندیده ام ولی آن مواردی را که بنده اطلاع دارم نظام در رابطه با اهانت به اهل سنت یعنی من در یک جمله به شما بگویم اگر کسی به مقدسات اهل سنت توهین کند. نظام جمهوری اسلامی شاید بیش از مواد مخدر که چقدر حساسیت دارد نسبت به این حساسیت دارند. حالا یک دفعه هست که به گوش مسئولین نرسد آن که دیگر معذور اند.

ولی اگر برسد آن چه که ما دیده ایم و در جریان هستیم در این زمینه جناب آقای قادری جناب عزیزان اهل سنت نظام هیچ گونه ملاحظه ای ندارد.

آقای محسنی:

آقای قادری ممنون هستیم. فرصتمان کم است و حضرت عالی تقریبا چهار ده دقیقه روی خط بودید اگر اجازه بدهید با شما خدا حافظی بکنیم.

بیننده:

ممنون از این فرصتی که به ما دادید.

آقای محسنی:

خدا نگه دار شما باشد.

بیننده:

امیدوارم همین شیوه ی نمی دانم مخالفت یا توهین کردن را امیدوارم این طور ادامه بدهید و.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ان شاء الله دعایمان بکنید.

آقای محسنی:

دعا بفرمایید. سپاس گذاری می کنیم.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

کار دست خدای عالم است خدای عالم ان شاء الله توفیقمان بدهد بتوانیم این مسیر را برای همیشه ان شاء الله ادامه بدهیم. و اسیر کیده های شیطانی نشویم آقای قادری عزیز.

آقای محسنی:

جناب آقای بهروز از لرستان اگر صدای بنده را دارید سلام و عرض ادب داریم.

بیننده:

با درود و سلام به آقای قزوینی.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام و رحمت الله.

آقای محسنی:

در خدمتتان هستیم.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

من چند تا سوال داشتم من یک شبحه ای برایم پیش آمده است که دین زرد تشت را چقدر شما قبول دارید؟

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

چه را؟

آقای محسنی:

دین زرد تشت؟

بیننده:

بله.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

دین زرد تشت هم عزیزان مثل سایر ادیان دین یهود دین مسیح دین زرد تشت این ها ادیان الهی بودند در زمان خودشان هم پیامبرانی داشتند و این ها در اثر گذر زمان دچار تحریف و انحراف شدند.

آقای محسنی:

بله.

بیننده:

آیا می شود من شیعه بروم به دین زرد تشت؟ می شود یا نه؟

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نخیر.

بیننده:

الان آقای قزوینی شرمنده من را راهنمایی کن.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

یعنی از چه جهت راهنمایی کنم؟

بیننده:

من الان تحقیق کردم دین زرد تشت را و الله یک شبحه ای پیش آمده است برایم نمی دانم مانده ام در آن سر دو راهی مانده ام.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله. حالا حضرت عالی تلفنتان را لطف کنید آن جا در اتاق رژی با دوستانمان که در دین زرد تشت تخصص دارند از اساتید بزرگوار دانشگاه ادیان ما حضرت عالی را متصل می کنیم به این عزیزانمان یا بعضی از اساتید بزرگوار دانشگاه تهران که تخصص ویژه در این زمینه دارند. چشم ما دست حضرت عالی را در دست این آقایان می گذاریم ان شاء الله آن چه که حضرت عالی سوال دارید از این بزرگواران بپرسید.

آقای محسنی:

خیلی ممنون.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

این را ما در اولویت قرار می دهیم. آقای بهروز عزیز چشم.

آقای محسنی:

ممنون هستیم جناب آقای بهروز ان شاء الله شما دیگر مواردتان چون خاص است با کار شناس مربوطه ان شاء الله صحبت کنید. جناب آقا طاهر از بوکان از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب داریم خدمتتان. جناب آقا طاهر. صدای بنده را دارید جناب آقا طاهر؟ جناب آقای میر معینی.

آقای طاهر؟

بیننده:

بله بله.

آقای محسنی:

سلام عرض کردیم خدمت شما.

بیننده:

سلام حاج آقای قزوینی دارم آقای دکتر قزوینی حال شما خوب است آقا از زحماتتان یک دنیا ممنون هستیم از حرف های بسیار قشنگی از آقای دکتر می شنویم و واقعا آقای الله یاری اصلا خوش حال می شویم. خدا شاهد است من از بوکان مزاحم می شوم دیگر با چند نفر نشسته ایم فقط شبکه ی شما را نگاه می کنیم.

بعد هر کس هم به امام عزیز بدون کوچک ترین اشتباهی کند خدای تبارک و تعالی زبانش را لال می کند و ان شاء الله لال هم می شود. آقای قزوینی دیگر امیدوارم که هیچ تفرقه ای بین اهل سنت و اهل شیعه ما همه سال با هم برادریم.

آقای محسنی:

بله همین طور است.

بیننده:

دیگر عرضی ندارم از خدمتتان یک دنیا تشکر می کنم.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما هم تشکر می کنیم از شما.

آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم جناب آقای طاهر از بوکان که این طور صحبت کردید و زیبا هم بود. ممنون هستیم.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

موفق و موید باشید ان شاء الله.

آقای محسنی:

خدواند به شما خیر بدهد ان شاء الله شما برای شبکه و کار شناسان دعا بفرمایید. جناب آقای آقای میر معینی آقای آقا سید عزیز از کنگاور اگر صدای بنده را دارید سلام و عرض ادب داریم خدمتتان.

بیننده:

سلام علیکم و رحمت الله جناب آقای محسنی.

آقای محسنی:

درود بر شما.

بیننده:

حال شما چطور است؟

آقای محسنی:

سلامت باشید.

بیننده:

محضر شما و محضر مبارک علامه قزوینی خار چشم پیروان ابن تیمیه عرض سلام و ارادت دارم.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

بیننده:

قربان شما. حاج آقای محسنی عزیز من با توجه به برنامه حبل المتین سوالی ندارم. اما هفته ی گذشته در برنامه ی قضاوت با شما آقای مولوی مراد زهی روی خط شبکه آمدند و حرف های بی اساسی زدند و به شیعه تهمت زد. اگر حاج آقا اجازه بدهد من می خواهم به نوبه ی خودم حرف های ایشان را محکوم کنم و یک چند سطری می خواهم با ایشان صحبت کنم.

اگر حاج آقا اجازه بدهند.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

البته اگر یک مقداری تلاش بشود با ادبیات با ادبانه باشد توهین نشود.

بیننده:

بله حاج آقا شیعه.

آقای محسنی:

ما انتظار از آقا سید نداریم ان شاء الله خوب صحبت می کنند ایشان از بینندگان پرا پا قرص برنامه هستند.

بیننده:

مچکرم از شما. با اجازه ی حاج آقا.

آقای محسنی:

در خدمت هستیم.

بیننده:

آقای مولوی مراد زهی روی خط شبکه آمدند حرف های بی اساسی به شیعه زدند و تهمت زدند و موضوع جهاد الزنا را با مطعه ی در قرآن مقایسه کردند. که حضرت آیت الله قزوینی به نوبه خودشان جواب محکم دادند و ایشان هم به خاطر نداشتن دلیل عقب نشینی کردند. آقای مراد زهی چطور است که مولوی عبد الحمید ندیده و نشنیده آن کلمات پوچ را راجع به حضرت آیت الله قزوینی می گوید؟

اما حاضر نیستید الان که حقیقت برایتان پیدا شده است محکوم کنید. آقای مراد زهی سر سفره ی علی نشسته اید و بعضا در شبکه های ضد انقلاب و ناصبی برنامه اجرا می کنید. برایشان نسخه ی زکات می پیچید. آقای مراد زهی عزیز این شبکه ها نسبت به تشیع نسبت به بزرگان شیعه مراجع عالی قدر و رهبری عزیز توهین می کند و حتی مجری ناصبی شبکه ی کلمه نسبت به امام عصر روحی فداه کلمه ی مرتیکه را به کار می برد. و در واقع با زبان بی زبانی.

إن رجل ليظهر.

می گوید بعد شما می فرمایید چرا علامه قزوینی به این شبکه ها شبکه ی شیطانی می گوید. گله مند هستید. آقای محسنی وقتی آقای مراد زهی روی خط شبکه ی ولایت آمدند اصلا با حاج آقای قزوینی حتی احوال پرسی هم نکردند. سلام هم نکردند. ادب را اصلا رعایت نکردند.

بعد به آقای کیانی ایراد گرفتند که چرا گفته است پیروان ابو سفیان با این که حاج آقا فورا تذکر دادند. اما توهین خودشان و توهین دوستانشان در امارات را نمی بیند. شما از اخلاق علامه قزوینی و شیعه سوء استفاده می کنید آقای مراد زهی شما حاظر نشدید آن شب حاج آقا چقدر به شما اصرار کرد که این شبکه ها را محکوم کنید. بعد می فرمایید که شبکه ی ولایت توهین نکند شبکه های ناصبی هم نکند.

آقای مراد زهی شما اگر در گفتارتان صادق هستید یک نمونه تنها یک نمونه از حضرت آقا از حضرت آقای قزوینی از شبکه ی ولایت و کار شناس های محترم ایشان بیاورید نشان بدهید شبکه ی ولایت توهین کرده است. این عزیزان هر چه می گویند از کتاب اهل سنت با دلیل با مدرک با سند نشانتان می دهند شما اگر گله ای دارید از کتاب های خودتان گله کنید.

از اعلمای خودتان گله ای کنید. آقای مراد زهی در آخر به شما عرض می کنم که به قول حضرت آیت الله قزوینی.

أمن الانصاف.

واقعا شما توقع بیش تر از این ها داشتید ولی ایشان هم این طور که معلوم است یک خورده ای بوی پیروان ابن تیمیه را می دهد. آقا ببخشید مزاحمتان شدم.

آقای محسنی:

ممنون هستیم آقا سید. سپاس گذاری می کنیم.

بیننده:

حاج آقا دعا کنید یادتان نرود ان شاء الله دعا کنید.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خواهش می کنم. موفق و موید باشید.

آقای محسنی:

ان شاء الله. سپاس گذاری می کنیم.

بیننده:

خدا خیرتان بدهد.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نه ایشان آن شب می گفت در فیس بوک آقایان یزدانی و ابو القاسمی چنین و چنان است. گفتم ما ضامن آن ها نیستیم ولی در فیس بوک خودشان من خودم تصویر گرفته ام رکیک ترین توهین به مرجعیت شیعه شده است رکیک ترین اهانت ولی این آقا با کمال بی شرمی و بی حیایی الان چند روز است این اهانت در صفحه ی فیس بوک است و پاک هم نکرده است.

و این در حقیقت نشان گر این است که این آقایان با این شبکه های شیطانی یک پیوندی دارند و هماهنگی با هم دارند. اگر واقعا پیوند ندارند و هماهنگی ندارند همان طوری که آقای میر معینی می فرماید چرا آن جا می روند نه شنیده نه دیده شروع می کنند به محکوم کردن ولی این توهینی که به کل زنان شیعه شده است. زنان ایرانی شده است.

آیا این ها زنان بلوچ را جز زنان ایران نمی دانند؟ زن و بچه ی خودشان را زن ایرانی نمی دانند؟ حداقل این اندازه غیرت داشته باشند که وقتی می گوید زنان ایرانی به زن و بچه ی خودشان هم دارند توهین می شود دیگر. حداقل از ناموس خودشان بیایند دفاع بکنند. محکوم کنند این اراجیفی که در این شبکه ها می بافند.

ولی دریغ از یک ذره انصاف بله.

آقای محسنی:

خیلی ممنون آقا سید جناب آقای کریمی از سنندج اگر صدای بنده را دارید از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب داریم خدمت شما.

بیننده:

بسم الله الرحمن الرحيم.

با عرض سلام و ارادت قلبی خودم خدمت حضرت آیت الله قزوینی از دور دستشان را می بوسم و چهره ی نورانیشان را از دورا دور می بوسم.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خواهش می کنم.

بیننده:

و خدمت شما مجری بزرگوار آقای محسنی هم سلام عرض می کنم.

آقای محسنی:

سلامت باشید.

بیننده:

خدمتتان هستم در رابطه با این مباحثی که امشب گفتید بنده هم یک چند تا نکته ای دارم با اجازیتان عرض بکنم.

آقای محسنی:

یک مقداری صدایتان بلند تر باشد جناب آقای کریمی.

بیننده:

چشم چشم آقای محسنی عزیز.

آقای محسنی:

سپاس گذاری می کنیم.

بیننده:

جانم به عنوان یک مرید به عنوان یک شاگرد کوچک حاج آقا خیلی از ایشان آموخته ام این جا می خواهم یک ذره درس پاس بدهم و به عنوان یک کرد به عنوان یک کسی که اهل سنت است. برادران اهل شیعه که حرفشان را زدند حالا بگذارید من هم چند تا نکته ای دارم با اجازیتان عرض بکنم.

آقای محسنی:

در خدمت هستیم.

بیننده:

در مورد بحطان و دروغ و تدلیسی که در مورد سخنان حضرت استاد و نحوه ی بر خورد آقایان بالاخص آقایان بزرگوار آقای مراد زهی مطالبی داشتم که خواستم بگویم خدمتتان.

آقای محسنی:

در خدمت هستیم.

بیننده:

در مورد مواضع شان در برنامه ی قضاوت با شما آن شب بنده آمدم روی خط اما سعادت نبود که حرف بزنم که ایشان از بدر اللختم توهین حالا اگر نگویم توهین اما از دو سوی حرف زدند و نکاتی که بنده ی عوام یعنی بنده ی عوام به ذهنم رسید حالا یک نکته هایی است که بنده می خواهم عرض کنم. نکته ی اول این که ببینید خیلی از شبکه های سود جو حتی از تماس بینندگانشان معامله ی کاسبی می کننند.

بدون این که تماس گیرنده بداند آن را شارژ می کنند آن می رود تماس می گیرد بریتانیا یک کشور دیگر بعدا می آید وصل می شود آن جا، در واقع خیانت به امید و اعتماد مخاطب است توجه می فرمایید. اما شبکه ی فاخر ولایت بابت احترام و ارزشی که به مخاطبش می گذارد هزینه ی تماس را به بیننده تحمیل نمی کند. قابل توجه بعضی آقایان و این چیز بزرگی است که کسی مخالف عقیده اش باشد مخالف فقهش باشد. اما شبکه انقدر برایش شأن و منزلت قائل بشود که در راستای تبلیغ افکارش هزینه اش را شبکه بدهد.

کم تر شبکه ای انقدر فضیلت و سخاوت دارد که این را عمل بکند. توجه می فرمایید. و آن شب هم آقای مراد زهی چندین بار می فرمود با من تماس گرفته شده است با من تماس گرفته شده است به نظر بنده ارزشی از ارزش شبکه ی ولایت کم نمی کند بلکه اضافه هم می کند. توجه می فرمایید دیگر.

این یک نکته،نکته ی دوم هم این که آقای مراد زهی خواهش می کنم که پیش دوستان شان در کلمه که با هم یک برنامه ی آزادی هم دارند واسطه ی خیر بشوند همان مقداری که با آن ها تماس گرفتند شبکه ی ولایت البته من این را یعنی قول بهشان می دهم که حضرت استاد هم تماس بگیرد حالا آن ها نمی خواهد آن هزینه را بدهند.

می دانم انقدر جوان مردی ندارند. شبکه ی کلمه به حضرت استاد یا نماینده ی حضرت استاد انقدری که به ایشان وقت دادند انقدر به حضرت استاد وقت بدهند تا مواضع شان را نه منقطع که کامل ارائه بدهند تا در بستری درست قضاوت برای بینندگان فراهم بشود و این به نظر بنده آقای مراد زهی این را باید اعدا بکنند.

اگر قرار بر ناصح بودن ایشان است آن جا به نظر بنده آن جا بهترین جا برای نصیحت آن ها است. این هم یک نکته ی دیگر، یک نکته ی دیگر هم ببینید بزرگوار باید به شعور مخاطب احترام گذاشت به این معنی که شما که مباشرا می روید در شبکه ی کلمه و آن جا زکات و تبرعات را به آن شبکه جایز می دانید با این کار به صراحت یعنی به آن ها بجاهت می دهید.

و این جا است که تنها در گفتار و کردار پیدا می شود ببینید می گویند یک شخصی خیلی صدای نکره و ناخوشی داشت اتفاقا داشت قرآن می خواند. کسی به آن گفت چه کار می کنی گفت برای خدا قرآن می خوانم. گفت آقا برای همان خدا نخوان حالا ما به ایشان می گوییم آقا نخوان حالا شما هم خواهشا نخوان آقای مراد زهی با این ها یی که دشمنی با سنی و شیعه ی این مملکت از ازل بستند تا ابد رفته اند و این را نفرمایید که برای این به آن جا رفته اند. این یک نکته.

نکته ی دیگر آن شب هم که می فرمودند بنده برای تقریب آمده ام اما گفتارشان در راستای تخریب بود نه تقریب, می آید و می گوید جهاد و النکاح را سرویس های جاسوسی ساخته و پراخته اند امام همان جا بر می گردین به شیعه ها نسبت می دهید بیش تر از آن خدا می داند خیلی ناراحت شدم یعنی واقعا بزرگواری حضرت استاد هم آن جا برای بنده صد برابر یعنی ارادت قلبی ام به ایشان زیاد تر شد. چون واقعا بزرگواری کردند.

حضرت استادی که سلیقه ی مصرفی کلامی لغات بسیار پاکی دارند. یکی از هم شهری های بنده یک شب تماس گرفت و در مورد ارائه ی مطالب داشت حرف هایی می زد. حضرت استاد قزوینی که مسئول هر چه هر مداحی در این مملکت هر چه که می گوید آدم باید یک ذره افق دیدش یعنی خیلی ذهنش باید باز باشد.

ایشان که مسئول هر چیزی که در این مملکت است مربوط به ایشان نیست. بعد به خدا قسم این جا خیلی، توجه می فرمایید و چندین بار می گویند یعنی حضرت استاد در برنامه هایشان چندین بار یعنی در هر برنامه یشان نیست که نگویند عزیزان اهل سنت نفس های ما اهل سنت شما بروید تمام برنامه های آن ها را از سر تا ذیل بیایید ببینید یک بار می گویند عزیزان شیعه ببینید اصلا نفس ها که بماند اصلا لفظ عزیزمی به کار می برند؟

یک نکته ی دیگر هم این که آقای مراد زهی عزیز یکی از مهم ترین عامل های ارادت بنده به حضرت استاد این است که ایشان در ارائه همین که مسئله ای دوست قبلیمان گفتند هم شهری ما گفتند توجه بفرمایید شما اگر بخواهید نقل موضوع بکنید باید مصرف کلامتان بسیار پاک باشد حتی اگر مطلبی هم ایشان حضرت استاد قزوینی حامل توهینی باشد کلماتی را برای رساندن بار معنی انتخاب می کنند که برای انسان قابل درک است.

همین آن شب خیلی از همان نقل هایی که ایشان فرمودند بنده دانه دانه اش را اتفاقا نوشتم یوسف شیرازی ببینید طبقاتش را، همه اش را بنده نت برداری کردم و نوشتم. ببینید آقای محسنی عزیز شما اگر بیایید یک واقعیت را در مورد یک انسان بگویید ما بگویید یک انسان یک و ده سانتی متر قدش است. بار مفهومیه معنی آن را رسانده ایم اما اگر بگویید فلانی کوتاه است یا قد کوتاه است یعنی قضاوت خودتان را در آن دخیل کردید.

اما حضرت استاد نمی آیند این را بگویند، می گویند آقا فلانی فلانی قدش یک و ده است. توجه می فرمایید نمی دانم بار معنی ام را رسانده ام یا نه؟

آقای محسنی:

بله.

بیننده:

دیگر آن قضاوت و آن توهین را با آن اجین نمی کنند. و این قابل توجه ی خیلی از کسانی است که باید بیایند پیش حضرت استاد در این موارد واقعا تامل بکند و اگر نمی آیند پیش حضرت پای تلوزیون حداقل زانوی ادب بگذارند و یاد بگیرند.

آقای محسنی:

بله. جناب آقای کریمی از متانت شما و از این شیوای بحث شما هم ممنون هستیم و واقعا خوش حال هستیم که برادران اهل سنت ما این گونه خلاصه انقدر به این حد رسیده اند که این گونه منصفانه صحبت می کنند و خدا را شاکر هستیم. ممنون هستیم جناب آقای کریمی.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله من تشکر می کنم از این عزیزم ولی من، دوستان اگر مانیتور من را یک چند لحظه محبت بکنند البته بعضی از این دوستان هم می گویند که چرا شما در رابطه با بحث متعه هیچ صحبت نکردید و ایشان آمد به این شکل وقیحانه این جهاد نکاح را با متعه مقایسه کرد و این ها که من حالا سریع حرفش را قطع کردم نگذاشتم ادامه بدهد.

دوستان فقط یک لحظه ای ببینند. آیه ی ٢٤ سوره ی نساء،

فما استمتعتم به منهن آتوهن أجورهن فريضة.

قرطبی می گوید که جمهور اهل سنت گفته اند مراد نکاح متعه است که در صدر اسلام بوده یعنی در صدر اسلام طوری بود که مثلا یک زن در یک شب به عقد ده نفر در می آمد و از یک شهری به کشوری می رفت ١٠٠ تا ١٠٠ تا حامله بر می گشتند این است واقعا شما که می گویید؟

من می خواستم بگویم صدر اسلام بوده. یا جابر بن عبد الله انصاری می گوید:

کنا نستمتع.

ما زن ها را متعه می کردیم.

با یک مشت خرما با یک مشت آرد زمان پیغمبر زمان ابو بکر یعنی در زمان پیغمبر حتی زمان ابو بکر مردم نستجیر بالله زنا می کردند؟

حتی نهی عنه عمر في شأن عمرو بن حريث.

تا خلیفه دوم نهی کرد.

شما که می گویید:

اليوم أکملت لکم دينکم.

دین کامل شد.

اگر واقعا زمان پیغمبر زمان ابو بکر بوده شما به ما جواب بدهید. جناب خلیفه ی دوم آیا همچین حقی داشت چیزی که زمان پیغمبر بوده و زمان ابو بکر بوده یا بفرمایید آن سنت نبوده این سنت است؟ یا آن سنت بود این بدعت است دیگر. و همچنین ابن کثیر دمشقی می گوید:

و قد روی عن ابن عباس وطائفة من الصحابة.

ابن عباس و طائفه ی از صحابه قائل هستند که متعه مباح است.

که البته قیدشان این است که ضرورت داشته باشد. حالا دیگر ضرورتش چه است این را باید آقایان بیایند توضیح بدهند برای ما. و روایت امام احمد بن حنبل، ابن عباس، ابی بن کعب، سعید بن جبیر و سدی این ها همه این آیه را می گفتند:

نزلت فی نکاح المتعه.

و همچنین آقای ابن حزم اندولوسی می گوید:

و قد ثبت علی تحليلها بعد رسول الله.

بعد از رحلت پیغمبر قائل بودند تعدادی از صحابه متعه حلال است.

ببینید بعد از رسول الله نه در زمان رسول الله اگر در زمان پیغمبر نسخ شده بود آیا این ها این قدر بی اطلاع بودند از مسائل شریعت خبر نداشتند. بفرمایید تعدادی از صحابه بعد از پیغمبر قائل به جواز متعه رسیده بودند. اولی اسما دختر ابی بکر، آیا شما جرعت دارید بگویید اسما بنت ابی بکر صدیق نستجیر بالله زنا می کرده؟ جابر بن عبد الله، عبد الله بن مسعود، ابن عباس، معاویه ی شما، امر بن حریص، ابو سعید خدری، سلمه و معبد دو تا فرزندان أمیه بن خلف و حتی می گوید جابر بن عبد از جمیع صحابه نقل می کند در مدت و ابو بکر این ها قائل به جواز متعه بودند.

و من التابعين طاوس و عطاء. و سعيد بن جبير. و سائر فقهاء مکة.

از تابعین فقهای مکه قائل به حلیت متعه بودند.

این یک چیزی است که عزیزان یک مقداری دقت کنند مواظب حرف زدنشان باشند این آقایانی که بحث متعه را مطرح می کنند. کاش این ها بیایند جواب بدهند. این آقا می گوید یک روزی یک شکلکی که دارد در می آورد یا یک اسباب بازی در می آورد یک اسباب بازی هم درست کند از صحابه و دیگرانی که قائل به جواز متعه بودند.

این ها را هم بیاورد آن جا از طریق اسباب بازی برای مردم توضیح بدهد. یا نه شما ببینید ابن جریح از فقهای مکه است و می گوید:

مجمع علي ثقته.

این ما شاء الله هزار ما شاء الله آدم کم اشتهایی بوده می گوید ٦٠ تا زن صیغه ای داشته. نه ١ نه ٢ تا متوفی ١٥٠ است. یک قرن بعد از رحلت پیغمبر آیا این ها به اندازه ی شما به قول صلفی های پست و وهابی های تابع ابن تیمیه و بی عقل ها خبر نداشته است بر این که متعه حرام است صیغه حرام است؟ یک قرن و نیم از رحلت پیغمبر دارد می گذرد. می گوید:

أوصی بنيه.

داشت میمرد به بچه هایش وصیت کرد این این خانم ٦٠ تا از زن ها را نام برد این ها همه مادر شما هستند مبادا با این ها ازدواج کنید. یا امام شافعی می گوید:

استمتع ابن جريج بتسعين إمرأة.

٩٠ تا زن صیغه ای داشته است.

یعنی این ها به اندازه ی شما نمی فهمیدن؟ و آن آخرش هم که دیگر تعبیری دارد من معذرت می خواهم از عزیزان بیننده نمی توانم ترجمه بکنم. الا ای حال، این ها کاملا واضح و روشن است که این ها بیایند به این ها جواب بدهند به جای این اراجیفی که در این شبکه های شیطانی شان دارند می بافند. و این که در بعضی جا ها می آیند مقایسه می کنند یک مقداری عقل و شعورشان را به کار بندازند. که این چه صحبتی است؟

با احساسات و عواطف میلیون ها شیعه بازی نکنند و واقعا ما ها هم صبر مان و تحمل مان اندازه دارد. اگر بنا باشد واقعا پیگیری بشود قطعا ما نمی خواهیم در این قضایا ما وسیله ی نابودی و شکست شما باشیم. و قطعا هم ما می دانیم که این ها توهین به مقدسات شیعه حضرت ولی عصر ارواحنا فداه از کنارش به سادگی رد نمی شود. خدای عالم از این اهانت هایی که شما دارید می کنید به سادگی رد نمی شود.

إن ربک مرصاد.

خدا در کمین گاه نشسته است.

و از غضب خدای عالم بترسید. و از خشم خدای عالم بترسید ما همان تعبیری که امام حسین سلام الله علیه داشته در روز عاشورا فرمود خدایا این همه جنایتی که دارند می کنند. تنها چیزی که آرام بخش من است خدایا تو شاهد و ناظر هستی در جلوی چشم تو این ها این کار را می کنند. ما هم عرضه می داریم خدایا ما تنها چیزی که مایه ی تسکین و تحمل ما است این اهانت ها این فحش ها این جسارت ها و این وقاهت ها در منظر و جلوی چشم تو است و تو از همه ی این ها آگاه هستی و ما هم به تو واگذار می کنیم.

و آن گونه ای که خودت می دانی و صلاح می دانی انتقام شیعه را از این ها بگیر. و همان گونه ای که با ظالمین چه بر خوردی داشتی خدایا این ها را هم در اثر این ظلم هایی که دارند به شیعه می کنند به فقهای شیعه به اعلمای شیعه می کنند خدایا همان چیزی را که برای ظالمین مقدر کرده ای این ها را هم به همان تقدیر گرفتار شان بفرما.

آقای محسنی:

خیلی ممنون حاج آقا بنا شد حضرت عالی هم نسبت به غدیر هم یک مطلبی را بفرمایید دو تا بیننده هم پشت خط داریم جناب آقای یوسفی از بندر عباس هستند اگر صدای بنده را دارید عذر خواهی می کنم که انقدر طولانی پشت خط بودید.

بیننده:

سلام علیکم.

آقای محسنی:

سلام عرض می کنم خدمتتان.

بیننده:

احوال شما حال شما خوب است؟

آقای محسنی:

ممنون هستیم جناب آقای یوسفی خدا خیرتان بدهد در خدمتتان هستیم.

بیننده:

جناب حاج آقا قزوینی سلام علیکم خسته نباشید. ببخشید من البته خودم شیعه هستم اما یک سوالی داشتم چون همکارانمان این جا هستند بعضی ها اهل تسنن هستند به هر حال موضوع هایی پیش می آید سوالی می کنند این سوال را می خواستم فقط از خدمت حاج آقا بکنم. دوستان عزیزمان می فرمایند که اگر شما می گوید که مثلا حضرت پیامبر اعظم و این ها نماز به هر حال مثل ما شیعه که امروز می خوانیم می خوانده اند دیگر.

آقای محسنی:

بله.

بیننده:

و اگر ما اگر پیامبر اعظم این طور نماز می خوانده که شیعه ها می خوانند پس حضرت ابو بکر و عمر و عثمان این ها از کی این مسئله اتفاق افتاد که نماز این ها به صورت دست بسته و وضویشان به این شکل گرفته می شود اگر از زمان خلفای اول تا سوم بوده پس چرا حضرت علی بن ابی طالب یا بقیه ی معصومین در مورد این ها چیزی نگفته اند که این ها دروغ به هر حال به پیغمبر می بندند چون به هر حال کسی که به پیغمبر و خداوند دروغ ببندد کافر است.

از دید ما شیعه ها این طور است. می خواستم ببینم اگر حاج آقا در این مورد بفرمایند به هر حال توضیحی بدهند ممنون می شوم از شما.

آقای محسنی:

باشد. چشم ان شاء الله فرصت باشد استاد پاسخ بدهند. ممنون هستیم من بیننده ی بعدی را هم بگیرم ان شاء الله شما جواب گو می شوید. جناب آقای علی آقا از دانمارک اگر صدای بنده را دارید به عنوان آخرین بیننده سلام و عرض ادب داریم خدمتتان.

بیننده:

سلام علیکم خدمت حاج آقا قزوینی و همین طور خدمت حاج آقا محسنی و همین طور کار کنان زحمت کش این شبکه.

آقای محسنی:

و علیکم السلام و رحمت الله. ممنون هستیم جناب آقا علی آقا در خدمتتان هستیم.

بیننده:

این جا ما حاج آقا در دانمارک هستیم دعای کمیل را برگزار می کنم شب جمعه و برادران اهل سنت می آیند این جا و در هفته نشان می دهم از کامپیوتر دعای کمیل باور کنید چنان گریه می کنند همه یشان دوست دار اهل بیت هستند این وهابی ها که هستند این ها دشمن پیغمبر و دشمن اهل بیت پیغمبر هستند. این ها یهودی هستند. وهابی یعنی یهودی کدام روز شده که این وهابی بیاید همه ی یهودی های اسرائیل را محکوم کند هیچ وقت محکوم نکردند. قرآن هم هیچ در مرکز اسلام خانه ی خدا.

آقای محسنی:

نه دیگر یهودی نمی شود گفت چون این ها شهادت به پیغمبر شهادت به وحدانیت خدا می دهند مسلمان هستند. ولی نسبت به اهل بیت خلاصه این جسارت را می کنند و اگر محرض باشد این ها نسبت به اهل بیت و حضرت امیر و دیگر حضرات ائمه علیهم السلام توهین بکنند جزء نواصب خواهند شد ناصبی خواهند بود.

بیننده:

خدمت شما عرض شود حاج آقا من این جا مراسمی دعای کمیل برگزار می کنم شب جمعه تمام تقریبا بیش ترینش اهل سنت می آیند. می آمدند در خانه انقدر ارادت داشتند به این خاندان پاک اهل بیت پیغمبر به خصوص حضرت ابو الفضل، چنان گریه می کردند که توسل می کردند و گریه می کردند.

آقای محسنی:

همین طور است.

بیننده:

؟؟؟ شبکه ی ضد اسلام هستند این ها ضد بشر هستند که هر روز انسجار برای بد نام کردن اسلام می کنند این ها به چه حقی انسان ها را این ها جای فرعون گذاشته اند. فرعون زمانی ادعای خدایی می کرد صحابه امروز ادعای خدایی می کنند. به چه حقی این ها انسان های بی گناه را در پاکستان و عراق و سوریه را می کشند.

این ها چه کاره ی دین هستند؟ این ها اگر مرد هستند بیایند از روش ها ی مذخرف خودشان که تمام چند علم تجزیه ی لعنتی شان تمام دین را این ها زیر سوال برده اند. برادران اهل سنت از خودمان هستند ما با این ها رفت آمد و خانه هایشان می رویم با هم نماز می خوانیم هیچ مشکلی نداریم. این وهابی های بی دین لا مذهب این ها از طرف یهود دارند آب می خورد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به خاطر این که اسلام ؟؟؟ این ها فقط بی گناه را می کشند بخاطر عقائدشان ما شیعه هستیم پیروی حضرت امیر المومنین جانشین حق پیغمبر از کتاب های خودشان آقا دستشان درد نکند در تمام دنیا خداوند اجرشان بدهد ان شا الله با امام حسین با فرزندان علی محشور بشوند و همین طور هم است.

و ما افتخار می کنیم به دانشگاهمان آن ها در کتاب خودشان وهابیت را زیر سوال بردند این بحث نیست دیگر در کتاب های خودشان، خودشان را مسخره کردند این ها ضد بشر هستند مخصوصا وهابی های یهودی این ها یهود هستند. یهود هم ضد اسلام است ضد بشر است.

آقای محسنی:

بله.

بیننده:

با این برادر های اهل سنت ما دعای کمیل گوش می دهیم.

آقای محسنی:

بله جنای آقای علی آقا ممنون هستیم از شما. سپاس گذاریم بله همان طور که فرمودید به هر صورت ما با برادران اهل سنت همان طوری که شما هم اشاره کردید واقعا اهل سنت محب اهل بیت علیهم السلام هستند آن گریه هایی که می کنند و در مراسماتی که شرکت می کنند همه نشان از محبت اهل سنت است و ما هر چه سراغ داریم از اهل سنت همین گونه است.

بله متأسفانه حالا ما فعلا به این بلیعه ی وهابیت آن هم وهابیت تکویری نه همه ی وهابیت ها دچار شدیم و این ها متاسفانه نمی دانم چرا این طوری فکر می کنند و اغفال شده اند و بیش ترین خدمتی که دارند می کنند خدمت به یهود و به بیگانگان هست و به آن هایی که ضد اسلام هستند دارند خدمت می کنند به خاطر این که الان دیگر کاری که دارند می کنند و خودشان هم آگاه نیستند متأسفانه و این است که هر جا اسم اسلام می آید.

الله اکبر.

می آید کنارش بمب و انفجار و تروریست و این مباحث است که بیش ترین چیزی که دشمنان اسلام مثل استکبار می خواهند این است که مردم در دنیا اسلام را اجین با این تروریست و بمب و انفجارات و قتل و غارت ببینند که کسی سراغ اسلام نیاید با این که اسلام خیلی لطیف است اسلام خیلی عزیز است اسلام بهترین دینی است که خدا آورده است دیگر بعد از آخرین پیغمبر این را آورده است.

و این را اجازه نمی دهند و الان بهترین ابزاری که الان دست استکبار است برای این که بخواهد چهره ی اسلام را خراب بکند این وهابیت است که دارد کور کورانه همه کار های زشت و ناپسند را به همگان نشان می دهند نسبت به این کار هایی که خیلی راحت می آیند مردم را می کشند بازار را می بندند جنایت می کنند سر می برند.

سر بریدن هاشان قلب در آوردن هایشان قشنگ می آیند افتخار می کنند و هیچ جای اسلام هیچ دینی ندارد اصلا هیچ مذهبی ندارد ولی متأسفانه این با این کار هایشان دارند بد ترین دین را و بد ترین چهره را از اسلام نشان می دهند به همگان که خلاصه آن اسلام حراسی که دارد اتفاق می افتد توسط آقایان وهابیت دارد و گوش می کنند به صحبت های استکباری که شما هم به آن اشاره کردید.

امیدواریم که سر عقل بیایند و اعلمای اهل سنت و برادران اهل سنت هم بیایند و این خطوط را مشخص کنند و خودشان هم نسبت به این ها براعت اعلام بکنند که این ها جدا بشوند از مسلمین.

حاج آقا ما سوال جناب آقای یوسفی را هم از حضرت عالی می پرسیم و ان شاء الله بحث غدیر هم اگر فرصت در این سه چهار دقیقه ای که است.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما ببینید برادر های عزیز من یک روایتی را از کتاب کافی اگر دوستان مانیتور من را محبت بکنند این کتاب کافی هست جلد ٨ صفحه ی ٥٩ از نظر سند هم هیچ مشکلی ندارد. امیر المومنین سلام الله علیه بعضی ها می گویند چرا بعضی از چیز هایی که در زمان خلفا بوده شما تغییر نمی دهید. مثل نماز طراوی غیره و امثال این ها.

حضرت می فرمایید:

قد علمت الولاة قبلي أعمالا خالفوا فيها رسول الله.

این سخن امیر المومنین است. والیان قبل کار هایی انجام داده اند مخالف پیغمبر تعمد داشتند با او مخالفت کنند عهد او را چنین کردند سنت او را چنین کردند سنت او را تغییر دادند.

و لو حملت الناس علی ترکها.

اگر من مردم را وادار کنم آن بدعت ها را ترک کنند.

و حولتها إلی مواضعها و إلی ما کانت في عهد رسول الله.

تمام این قضایا را به زمان پیغمبر برگردانند.

لتفرق غني جندي.

حتی آن هایی که اطراف من هستند سپاه من هستند از اطراف من پراکنده می شوند.

حتی أبقی و حدی.

من تنها می مانم.

می گویند علی ماند و حوضش در این جا دیگر علی ماند و حوضش.

أو قليل من شيعتی الذين عرفوا فضلي.

جز تعداد اندکی از شیعیان که فضیلت من را شناختند.

و فرض امامتي.

می گویند علی چرا از امامت خودش حرف نزده است. و می دانند امامت من واجب است از کتاب خدا و سنت پیغمبر. وجود امامت من را از قرآن و امت گرفته اند. غیر از این کسی در اطراف من نمی ماند.

و نکته ی دیگر در این جا شما ببینید این تفسیر طبری است تفسیر طبری در مبنای همان الجامع الکبیر است می گوید:

قال علی رضی الله عنه لولا أن عمر رضی الله عنه نهی عن المتعه ما زنا إلا شقی.

اگر عمر از متعه نهی نکرده بود جز افراد شقی و پست گرفتار زنا نمی شدند.

یعنی نهی از متعه زمینه ساز زنا بوده. این فرمایش امیر المومنین است این کتاب هم کتاب ما نیست تفیسر طبری جلد ٥ صفحه ی ٣ و همچنین.

النکت و العيون.

می گویند مال ماوردی است. باز هم این جا می گوید:

لولا ان عمر نهی عن المتعه ما زنا إلا شقی.

المحرر العزيز.

به همین شکل، تفسیر کبیر مال فخر رازی به همین شکل، ببینید در کتاب های متعدد دیگر آمده اند این عبارت را از امیر المومنین نقل کرده اند. آن وقت این آقایان می گویند علی بن ابی طالب چرا نهی نکرده است؟ چرا چنین نکرده است چرا چنان نکرده است؟ چرا از امامت خودش حرف نزده و امثال این قضایا که دارند مطرح می کنند. یعنی واقعا به تعبیر علامه ی امینی انسان باید تا آخر دنیا خدا به آدم عمر بدهد و بنشیند برای مظلومیت امیر المومنین گریه کند.

که این ها واقعا در این عصر تشعشع طلایی اطلاعات و علم و رسانه این چنین در حق امیر المومنین سلام الله دارند ظلم می کنند. و جفا می کنند در حق امیر المومنین ظاهرا دیگر در رابطه با غدیر هم که دیگر فرصتی نشد حالا ان شاء الله ما شب جمعه ان شاء الله ما تلاش می کنیم حالا البته قبل از شب جمعه ما ان شاء الله ویژه برنامه ی غدیر که ما داریم سوالاتی که ما طرح کردیم از عزیزان شیعه سه تا سوال طرح کرده بودیم یک این که دلیل صحت حدیث غدیر چه است؟

چه گونه به حدیث غدیر به امامت امیر المومنین می شود استدلال کرد؟ و سوال سوم این که آیا اعلمای اهل سنت به حدیث غدیر بر امامت امیر المومنین سلام الله علیه استدلال کرده اند یا نه؟ البته ما سه تا سوال دیگر هم می خواهیم اضافه کنیم این که عزیزان شیعه از الان خودشان را آماده کنند ما روی سایت هم می گذاریم آیا خود حضرت علی بر امامت خودشان به حدیث غدیر استناد کرده اند یا نه؟

علت جاودانگی حادثه ی غدیر چیست؟ آیا انگیزه ی غدیر شکایت سپاه یمن بود؟ ان شاء الله ما این شش تا سوال را از عزیزان شیعه خواهیم کرد. از عزیزان اهل سنت هم ما باز سوالاتی داریم که پاسخ شما از استدلال شیعه چیست؟ تبریک خلیفه ی دوم در غدیر آیا دلیل بر امامت و خلافت امیر المومنین نیست؟

شما حدیث غدیر را مقایسه کنید با نمازی که جناب ابو بکر خوانده است و بزرگ ترین دلیل بر خلافت می دانید چه است؟ آیا کلمه ی مولا این سوال چهارم از عزیزان اهل سنت کلمه ی مولا با توجه به موارد استعمالی اش در قرآن آیا دلالت بر ولایت می کند یا نه؟

و همچنین حدیث غدیر با جمله ی.

من کنت ولی فی علی ولی.

اشاره به ولایت طامه ی علی می کند یا خیر؟ اگر قضیه ی مشابه غدیر برای یکی از خلفا اتفاق افتاده بود شما چه برداشتی می کردید؟

آقای محسنی:

بله سوال خوبی بود.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله ما شش تا سوال از عزیزان شیعه شش تا سوال از عزیزان اهل سنت.

آقای محسنی:

حاج آقا ممنون هستیم دعا ام پی تری هم بفرمایید حاج آقا دیگر.

حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

چشم، خدایا به آبروی محمد و آل محمد به فرج مولای ما بقیه الله العظم نزدیک نموده و ما را از یاران ویژه ی آن بزرگوار قرار بده. رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بفرما. حوائج حاجت مندان روا نما. خدا یا به آبروی محمد و آل محمد قلم عفو از جرائم اعمال همه ی ما بکش. سیئات ما را به حسنات مبدل گردان. همه ما را حاجت روا نموده. دعایمان را به اجابت مقرون بفرما.

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

آقای محسنی:

ممنون و سپاس گذاریم از حضرت استاد و از شما بینندگان عزیز که تا این لحظه همراه ما بودید از همکاران عزیزم هم تشکر می کنم. فرصتمان کم است در پایان همه ی مباحث عرض می کنیم.

اللهم عجل لوليک الفرج.

التماس دعا و خدا نگه دار.