سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٨ - بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!

بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!

کد مطلب: ١٠٠٨٠ تاریخ انتشار: ١٤ شهریور ١٣٩٥ - ١٦:٤٣ تعداد بازدید: ١٤٥٤ سخنراني ها » شبکه ولايت بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
حبل المتین ٩٥/٠٦/١٤

بسم الله الرحمن الرحیم

١٣٩٥/٠٦/١٤

خلاصه آنچه در این برنامه خواهید دید...

مجری:عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما خوبان، بینندگان عزیز «شبکه جهانی ولایت». از آنجایی که والده مکرمه آقای اسماعیلی عزیز به رحمت خدا رفتند، بنده امشب در خدمت شما بزرگواران و عزیزان هستم.از تمام عزیزانی که این برنامه را به صورت زنده و یا بازپخش آن را مشاهده می‌کنند، تقاضا دارم فاتحه‌ای را نثار روح مادر عزیز، کریم و بزرگوار آقای اسماعیلی بفرستید.

خلاصه ای از مطالب جلسه گذشته!:

ما در جلسه در رابطه با استدلال امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بر افضلیت خودشان و حقانیت خودشان مطالبی بیان کردیم که آن حضرت استناد فرموده بودند. در ادامه مباحث به موضوع خمس رسیدیم. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: غیر از من و حضرت زهرا هیچکدام استحقاق اخذ خمس که در حقیقت در ردیف«حق الله»و«حق النبی»آمده است، را ندارید.

به دلیل اینکه خمس در ردیف«حق الله»قرار گرفته است، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آن را به عنوان یک فضیلت بیان فرمودند. ما این روایات را از منابع اهل سنت آوردیم؛ از جمله کتاب «صحیح مسلم» حدیث ٤٥٧٧ و «مسند احمد بن حنبل» جلد چهارم صفحه ١٠٥ و از کتاب «سنن ابی داوود» به قلم آقای «البانی» حدیث ٢٩٧٨ را نقل کردیم.

آنچه مطلب جالب و مهمی بود که ما مطرح کردیم، بحث غنیمت بود؛ آقایان وهابی ادعا کردند غنیمت تنها مربوط به غنایم جنگی است!! ما در جواب این ادعا بیان کردیم که غنیمت نه تنها شامل غنایم جنگی می‌شود، بلکه شامل سود تجارت و زراعت یا مشاغل دیگر می‌شود. همچنین روایاتی از کتب لغت و کتب تفسیری آوردیم.

اساسی‌ترین مطلبی که در جلسه گذشته مطرح کردیم، این است که در جواب آقایانی که می‌گویند: "خمس تنها در غنایم جنگی است"؛ روایتی از کتاب «صحیح بخاری» آوردیم:«وقال مَالِک وبن إِدْرِیسَ الرِّکازُ دِفْنُ الْجَاهِلِیةِ فی قَلِیلِهِ وَکثِیرِهِ الْخُمُسُ وَلَیسَ الْمَعْدِنُ بِرِکازٍ وقد قال النبی فی الْمَعْدِنِ جُبَارٌ وفی الرِّکازِ الْخُمُسُ»صحیح بخاری، ج ٢، ص ٥٤٥، ٦٥ بَاب فی الرِّکازِ الْخُمُسُ

در این روایت به صراحت بیان شده است که در تمام اشیایی که از معدن استخراج می‌شود و همچنین «درّ» که از دریا استخراج می‌شود، خمس قرار دارد و در دریا هم برای به دست آوردن این اشیا نمی‌جنگند.

متأسفانه علما برای اینکه نیایند بگویند که خمس بدهید تا شبیه شیعیان بشوید، خمس را ممنوع اعلام می‌کنند. علمای اهل سنت خیال می‌کنند به دلیل اینکه شیعیان قائل به خمس است، اگر ما هم به اهل سنت بگوییم: "خمس این موارد را بدهید" با مشکل مواجه می‌شوند.

دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:«من انتَهب نهبة فلیس مِنّا»از ما نیست کسی که اموال مردم را چپاول کند.مسند ابن أبی شیبة، ج ٢، ص ٣٧٥، ح ٨٩٠

آقایان وهابی باید خودشان از ٧٣ فرقه اسلامی، همان‌طوری که «ابن تیمیه» بیرون رفته است، بیرون بروند و تکلیف خودشان را مشخص کنند که به کدام سمت می‌خواهند بروند. این افراد اخیراً با اسرائیل و یهود صمیمی شده‌اند و روابط حسنه پیدا کرده‌اند. این افراد عمری ادعا می‌کردند: "شیعه با یهود ارتباط تنگاتنگ دارد!!" همچنین آقای «کالکرابی» در برنامه دیشب خود می‌گفت: "علمای شیعه با یهود عهد و پیمان دارند!!"

ای مردم! عزیزان اهل سنت! جوانان وهابی! شما بیایید داوری کنید. آیا شیعه با یهود ارتباط دارد، یا سران وهابی و کارشناسان شبکه‌های شیطانی صهیونیستی؟!

عجیب است همین دیشب آقای «کالکرابی» گفت: "در ایران بیش از دو میلیون فرزند نامشروع وجود دارد!" بلافاصله یکی از آقایان تماس گرفت و گفت: "آقای حیدری راست می‌گوید. یکی از این اشخاص مجهول الهویه خود ایشان است که از کالکراب به آنجا مهاجرت کرده است!"

البته باید آقای «عقیل بی‌عقل» را هم به این افراد مجهول الهویت اضافه کرد؛ زیرا ایشان گفت: "نسب من به هاشم می‌رسد!"، با مراجعه به کتاب نسب هاشمی معلوم شد که نسب این شخص نادرست است. آقایانی که مرتب نسبت به حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) جسارت می‌کنند و خون کشته‌های جنگ جمل و صفین را به عهده امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌اندازند؛ حتماً یکی از مجهول الهویت‌ها هم ایشان هستند.

آقای بی‌حیا و هتاک و بی‌شرم که ما یقین داریم اگر آزمایش «DNA» بدهد، کاملاً هویت او مشخص می‌شود؛ نسبت به حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) ادعا می‌کند که ایشان از ناموسشان دفاع نکردند.

این شخص پست فطرت واژه وقیحی که حتی لات‌های بی‌سروپا و حرامزاده‌ها نسبت به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به کار نمی‌برند، نسبت به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به کار برد!! حتماً یکی از افراد مجهول الهویت‌ها همین افرادی است که آقای «حیدری» اطراف خود جمع کرده است. از میان این دو میلیون نفر که «کالکرابی» بیان کرده است، حدود ١٥ نفر آنان مشخص شد؛ حال باید در جستجوی افراد دیگر باشیم.

دیدگاه «ابن تیمیه» در رابطه با مسئله خمس!:

«شیخ الاسلام» که بهتر است «شیخ الشیطان» خطاب کنیم می‌گوید:«وأما الخمس فقد اختلف اجتهاد العلماء فیه»اجتهاد علما در رابطه با خمس اختلاف دارند،«فقالت طائفة سقط بموت النبی»زیرا طایفه‌ای گفتند: حکم الله با رحلت پیغمبر اکرم تمام شد.«ولا یستحق أحد من بنی هاشم شیئا بالخمس»هیچ فردی از بنی هاشم حق گرفتن خمس را ندارند.«وقالت طائفة بل الخمس إلی اجتهاد الإمام یقسمه بنفسه فی طاعة الله ورسوله»عده دیگری می گویند که خمس به اجتهاد امام مربوط می شود. هر گونه که خواست می تواند در اطاعت خداوند و رسولش تقسیم بکند.«فهذا قول لم یقله قط أحد من الصحابة»یک نفر از صحابه در این زمینه چنین حرفی نزده است.«وکل من نقل هذا عن علی أو علماء أهل بیته کالحسن والحسین وعلی بن الحسین وأبی جعفر الباقر وجعفر بن محمد فقد کذب علیهم»تمام روایاتی که از علی و علمای اهلبیت از جمله امام حسن و امام حسین و امام سجاد و امام باقر و امام صادق نقل می‌کنند، همگی دروغ است.«فإن هذا خلاف المتواتر من سیرة علی رضی الله عنه»از سیره علی روایات متواتری داریم که اصلاً چنین چیزی نبوده است.«فإنه قد تولی الخلافة أربع سنین وبعض أخری ولم یأخذ من المسلمین من أموالهم شیئا»امیرالمؤمنین چهار سال خلیفه بوده است و در این مدت از احدی از مسلمانان اموالی به عنوان خمس دریافت نکرده است.منهاج السنة النبویة، ج ٦، ص ١٠٦

ان‌شاءالله خداوند جزای خیر به آقای یزدانی بدهد، زیرا ایشان کار بزرگی انجام دادند. با تلاش‌های ایشان دروغ‌های «ابن تیمیه» و «محمد بن عبدالوهاب» در تاریخ ماندگار شد و وهابیت نتوانستند جواب بدهند. هرکسی اسم «ابن تیمیه» را می‌برد سریع تلفن را قطع می‌کردند و این نهایت افتضاح آنان در شبکه‌های وهابی است.

آیا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) از کسی خمس دریافت کرده است!؟

«بیهقی» متوفای ٤٥٨ هجری می‌آورم. ایشان در این روایت می‌گوید:«جاء رجل إلی علی رضی الله عنه فقال إنی وجدت ألفا وخمس مائة درهم فی خربة فی السواد»شخصی نزد امیرالمؤمنین آمد و عرض کرد: من در خرابه‌ای در سواد ١٥٠٠ درهم پیدا کرده‌ام آن را چکار کنم؟امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در جواب این شخص فرمودند:«فلک أربعة أخماسه ولنا الخمس»چهار پنجمش مال خودت و یک پنجم این پول مال ماست«قال الشافعی قد رووا عن علی رضی الله عنه بإسناد موصول أنه قال أربعة أخماسه لک»شافعی می‌گوید: حضرت علی (علیه السلام) چهار پنجم این اموال را به شخص دادند و یک پنجم آن را میان فقرا تقسیم کردند.سنن البیهقی الکبری ج ٤، ص ١٥٦، ح ٧٤٤٤

در کتاب «وسائل الشیعه» جلد نهم صفحه ٥٠٦ روایتی بیان شده است که می‌گوید: شخصی نزد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! مالی به دست آورده‌ام که برای جمع کردن آن خیلی حلال و حرام را رعایت نکرده‌ام. آیا می‌توانم توبه کنم؟! حضرت فرمودند:«ائْتِنِی بِخُمُسِه»خمس آن مال را بیاور و به من بده«فَقَالَ هُوَ لَک إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا تَابَ تَابَ مَالُهُ مَعَهُ»این شخص خمس مال خود را به امیرالمؤمنین پرداخت کرد.وسائل الشیعة؛ ج ٩، ص ٥٠٦، ح ١٢٥٩٣

همچنین حضرت می‌فرماید:«تَصَدَّقْ بِخُمُسِ مَالِک فَإِن اللَّهَ رَضِی مِنَ الْأَشْیاءِ بِالْخُمُسِ وَ سَائِرُ الْمَالِ لَک حَلَالٌ.»خمس مال خود را به عنوان حق الله پرداخت کن و مابقی مال برای تو حلال است.وسائل الشیعة؛ ج ٩، ص ٥٠٧، ح ١٢٥٩٤

شیخ فاسد لس آنجلسی؛ آبروی افغانی‌ها را برده است!!

«اللهیاری» ننگ جامعه افغانستان شده است. این شخص که به هرکسی که می‌بیند یک برچسب فساد اخلاقی می‌زند؛ من نمی‌دانم آیا او دین و وجدان و انسانیت ندارد؟!

او به هر مرجعی می‌رسد بلافاصله نسبت‌های زشت اخلاقی می‌دهد. یکی از آقایان می‌گفت: این شخص قیاس به نفس می‌کند!من بارها گفتم: از نزدیک‌ترین منسوبین ایشان مطالبی در سینه‌ام هست که فقط اگر عفت عمومی به من اجازه می‌داد، بخش‌هایی از این مطالب را بیان می‌کردم تا ایشان دیگر از خجالت جرئت نکند یک حرف بزند!!

من تمام این مطالب را در سینه‌ام نگه داشتم که اگر واقعاً ایشان بی‌حیایی را از حد گذراند و شرعاً مجوز داشته باشم، این مطالب را به صورت مستند مطرح می‌کنم. من از نزدیک‌ترین رفقای ایشان مطالبی از ایشان دارم که رسوایی او را جهانی خواهد کرد. این شخص دست «عمروعاص» که توطئه‌های بزرگی در حق امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌کرد را از پشت بسته است

سرنوشت غم بار سنت پیغمبر، بعد از رحلت ایشان!

سرنوشتی که سنت پیغمبر اکرم بعد از رسول الله پیدا کرد را مشاهده کنید. به ما بگویید محتوای ٥٠٠ روایت رسول گرامی اسلام که خلیفه اول آن‌ها را به آتش کشید، چه بود؟!من می‌خواهم ادعا کنم که از میان این ٥٠٠ روایت، ده روایت وجود داشت که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) از مردم خمس دریافت کرده بودند.

مشاهده کنید در حدود ١٥ سال صدر اسلام سرنوشت سنت پیغمبر اکرم به کجا رسیده است که آقایان به صراحت می‌گویند: "سنت پیغمبر اکرم نابود شد و غیر از نماز چیز دیگری برای من نمانده است!"«سَمِعَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ یقُولُ:إِنَّ حَدِیثَکمْ شَرُّ الْحَدِیثِ، إِنَّ کلَامَکمْ شَرُّ الْکلَامِ»شنیدم عمر بن خطاب به صحابه می‌گوید: حدیث شما شر الحدیث است و کلام شما شر الکلام است.«فَلْیقُمْ بِکتَابِ اللَّهِ، وَإِلَّا فَلْیجْلِسْ»هرکسی می‌خواهد حرف بزند از قرآن حرف بزند یا اینکه ساکت بنشیند.تاریخ أبی زرعة الدمشقی، ج ١، ص ٥٤٣

«ابن حزم أندلسی» که الگوی «ابن تیمیه» است نقل می کند که عمر گفت:«إن حديثكم شر الحديث إن كلامكم شر الكلام»حدیث شما شر الحدیث است و سخنان شما شر السخن است.«فهذا قول عمر لأفضل قرن علی ظهر الأرض»سخن عمر بن خطاب که می‌گوید: حدیث شما شر الحدیث است، برای بافضیلت‌ترین قرن در کره زمین است.«فکیف لو أدرک ما نحن فیه من ترک القرآن وکلام محمد صلی الله علیه وسلم»اگر جناب عمر زمان ما را درک می‌کرد، مشاهده می‌کرد که ما قرآن کریم و سخن پیغمبر اکرم را کنار گذاشتیم،والإقبال علی ما قال مالک وأبو حنیفة والشافعی وحسبنا الله ونعم الوکیل وإنا لله وإنا إلیهراجعون»الإحکام فی أصول الأحکام، ، ج ٦، ص ٩٨

من این روایت را دیشب پیدا کردم:«مما أدرکت علیه الناس إلا النداء بالصلاة»تمام سنت پیغمبر اکرم رفته است و تنها دعوت به نماز باقی مانده است.«قال الزهری: دخلت علی أنس بدمشق وهو یبکی»«زهری» می‌گوید: من پیش «أنس» خادم پیغمبر اکرم رفتم و دیدم گریه می‌کند.«فقال: ما أعرف شیئاً مما أدرکت إلا هذه الصلاة وهذه الصلاة قد ضیعت»او گفت: تمام سنت پیغمبر اکرم از دست رفت و تنها نماز باقی مانده بود که نماز را هم از بین بردند.«قال الطرطوشی رحمه الله: فانظروا رحمکم الله إذا کان فی ذلک الزمن طمس الحق، وظهر الباطل»طرطوشی می‌گوید: در زمانی که انس خادم پیغمبر اکرم بوده است و هنوز ٥٠ سال از وفات پیغمبر اکرم نگذشته است، حق نابود شد و باطل ظاهر شده است.«حتی ما بعرف من الأمر القدیم إلا القبلة»از سنت قدیم غیر از ایستادن به طرف قبله چیز دیگری باقی نمانده است.«فما ظنک بزمنک»الان وضع ما چیست.الرسائل الشخصية، ج ١، ص ١٧٩

در کتاب «صحیح بخاری» روایتی وارد شده است:«ما أَعْرِفُ شیئا مِمَّا کان علی عَهْدِ النبی»از آنچه در زمان پیغمبر اکرم بود اثری باقی نمانده است.«قِیلَ الصَّلَاةُ»گفتم: نماز سنت پیغمبر اکرم که باقی است.«قال أَلَیسَ ضَیعْتُمْ ما ضَیعْتُمْ فی‌ها»گفت: آیا خود نماز را هم نابود نکردیم؟!صحیح بخاری؛ ج ١، ص ١٩٧، ح ٥٠٦

درد دل استاد:والله گاهی اوقات سینه‌ام از شدت ناراحتی به درد می‌آید. یاد «جابر بن یزید جعفی» می‌افتم که آمد خدمت امام صادق (علیه السلام) و عرض کرد: یابن رسول الله! احادیثی از پدرتان شنیده‌ام که دارد سینه‌ام را فشار می‌دهد و سینه‌ام درد می‌کنم و دیگر تحمل ندارم. خدا می‌داند گاهی اوقات من این جمله «جابر بن یزید» را درک می‌کنم. حضرت در جواب او می‌فرمایند: برو در بیابان چاله‌ای بکن و همانجا«قال الباقر»و«قال الصادق»بگو و بگذار عقده دلت خالی شود. بارها شده است پشت کامپیوتر زمانی که به یک قضایایی می‌رسم، در را محکم می‌بندم و گوشه‌ای می‌نشینم و سیر گریه می‌کنم تا عقده دلم خالی شود و بعد دومرتبه پشت کامپیوتر می‌نشینم

ما انتظار داریم اهل سنت، جواب بی حیایی این افراد را بدهند!:

«کالکرابی» می‌گوید "شیعیان نمی‌توانند از ناموسشان دفاع کنند و همیشه ناموسشان مورد تجاوز دیگران هستند."من از تمام عزیزانی که با شبکه‌های شیطانی تماس می‌گیرند خواهش می‌کنم و شما را به حق امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) قسم می‌دهم که با شبکه‌های شیطانی تماس بگیرند و از آقای «سجودی» بپرسند که آیا حرفی که آقای «حیدری» می‌زند درست است؟!می‌خواهم از آقای «سجودی» این سؤال را بپرسید به دلیل اینکه پدر و مادر و خواهر و دخترعمو و دخترعمه آقای «سجودی» شیعه هستند.

شما را به حضرت زهرا (سلام الله علیها) قسم می‌دهم گوش کنید هرکسی با شبکه‌های شیطانی تماس می‌گیرد، از آقایانی که می‌گویند: "ما شیعه بودیم و الآن موحد شدیم"، از این افراد سؤال کنند: شما قبل از اینکه موحد بشوید، ناموستان مورد تجاوز دیگران بوده است؟!

آیا منطق دین این است؟! آیا منطق اسلام این است؟! وای بر شما با این اسلامتان! این افراد در حال حاضر بسیار عصبانی هستند، حتی این دو سه هفته اخیر اهانت‌ها و فحاشی‌های شدیدی به نوامیس ائمه طاهرین (علیهم السلام) نسبت می‌دهند.

یکی از این کارشناسان وهابی می‌گفت: "بروید در توالت‌ها بنویسید و علیه نظام جمهوری اسلامی تظاهرات کنید"، اما یک نفر برای حرف‌های او ارزش قائل نشد. همچنین در زمانی دیگر می‌گفتند: "عالمان اهل سنت نباید در جلسات وحدت شرکت کنند"؛ اما همه شرکت کردند. آن‌ها ویژه برنامه‌ای با موضوع اعدام افرادی که علمای اهل سنت را کشته بودند، گذاشتند و داد و فریاد کردند؛ اما دیدند هیچکسی به این افراد جواب ندادند و اصلاً این افراد را آدم حساب نکردند.

من از عزیزان اهل سنت تقاضا دارم جواب بی‌حیایی این وهابیان را بدهند. من از حوزه‌های علمیه اهل سنت و اساتید بزرگوار آنان، طلبه‌های فاضل اهل سنت و دانشجویان عزیز تقاضا دارم جواب بی‌حیایی این افراد را بدهند. اگر عزیزان اهل سنت جواب این افراد را ندادند و چند نفر از شیعیان نتوانستند خودشان را کنترل کنند و وارد خط قرمزها شدند؛ گلایه نکنند. اگر شیعیان خانه‌های شیشه‌ای را با یک ریگ ویران کردند، کسی گلایه نکند. ما انتظار داریم اول اهل سنت جواب بی حیایی این افراد را بدهند و دیگر نیازی نباشد که بچه شیعه‌ها وارد این میدان شوند.

تفصیل مطالب این برنامه:

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما خوبان، بینندگان عزیز «شبکه جهانی ولایت». با برنامه زنده «حبل المتین» مهمان منازل شما هستیم.

از آنجایی که والده مکرمه آقای اسماعیلی عزیز به رحمت خدا رفتند، بنده امشب در خدمت شما بزرگواران و عزیزان هستم.

از تمام عزیزانی که این برنامه را به صورت زنده و یا بازپخش آن را مشاهده می‌کنند، تقاضا دارم فاتحه‌ای را نثار روح مادر عزیز، کریم و بزرگوار آقای اسماعیلی بفرستید.

ان‌شاءالله ایشان غریق رحمت الهی باشند و با حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) محشور شوند، زیرا که چنین فرزندی را تحویل جامعه شیعی دادند.

امشب در خدمت استاد عزیز و ارجمند و همچنین ریاست محترم «شبکه جهانی ولایت» آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. به نیابت از شما عزیزان و خوبان خدمت استاد عزیز عرض سلام و ادب و احترام دارم. استاد سلام علیکم و رحمة الله:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز، گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار دادند، خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم.

خدا را قسم می‌دهم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما بقیة الله الأعظم را نزدیک نموده و همه ما را از یاران خاص و از سربازان فداکار آن بزرگوار قرار بدهد.

از خداوند متعال می‌خواهیم توفیق خدمتگزاری و شهادت در رکابش نصیب ما بگرداند، حوائج ما و شما را برآورده کند و دعاهای ما را به اجابت برساند، ان‌شاءالله.

مجری:

حضرت استاد از شما متشکرم. عزیزانی که در جلسات گذشته با برنامه «حبل المتین» همراه بودند، می‌دانند چه مسائلی مطرح شد.

استاد عزیز در خصوص استدلال و اعتقاد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و ادله‌ای که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برای امامت و خلافت بلافصل خودشان در دورانی که بعد از نبی مکرم اسلام بود، مطالبی را فرمودند؛ روایاتی را بیان کردند.

آن حضرت در این روایات اثبات کردند که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) قائل به امامت خودشان بودند و این مطلب را بارها فرمودند که روایات آن در کتب شیعه و اهل سنت موجود است.

فکر می‌کنم حق مطلب واقعاً در این قضیه ادا شد و تیر وهابی‌ها در خصوص مطرح کردن این شبهه به سنگ خورد.

موضوع هفته گذشته به بحث خمس رسید و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) عباراتی در این خصوص داشتند. مطالبی که کتب اهل سنت در مورد خمس دارند را حضرت استاد در هفته گذشته مطرح کردند.

دوست دارم حضرت استاد برای آن دسته از عزیزانی که هفته گذشته برنامه را ندیدند و یا دیده‌اند و دوست دارند یادآوری شود، خلاصه‌ای از مطالب جلسه گذشته را بفرمایند تا ان‌شاءالله طرح سؤال جدید خواهم کرد.

خلاصه ای از مطالب جلسه گذشته!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

ما در جلسه در رابطه با استدلال امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بر افضلیت خودشان و حقانیت خودشان مطالبی بیان کردیم که آن حضرت استناد فرموده بودند. در ادامه مباحث به موضوع خمس رسیدیم.

حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: غیر از من و حضرت زهرا هیچکدام استحقاق اخذ خمس که در حقیقت در ردیف«حق الله»و«حق النبی»آمده است، را ندارید.

(وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَی‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی)

و بدانید آنچه را که سود می‌برید برای خدا است پنج یک آن و برای رسول و خویشاوند اوست.

سوره انفال (٨): آیه ٤١

به دلیل اینکه خمس در ردیف«حق الله»قرار گرفته است، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آن را به عنوان یک فضیلت بیان فرمودند. سپس مطالبی را در این زمینه از امیرالمؤمنین آوردیم مبنی بر اینکه خمس حق مسلم اهلبیت و بنی هاشم بوده است.

ما این روایات را از منابع اهل سنت آوردیم؛ از جمله کتاب «صحیح مسلم» حدیث ٤٥٧٧ و «مسند احمد بن حنبل» جلد چهارم صفحه ١٠٥ و از کتاب «سنن ابی داوود» به قلم آقای «البانی» حدیث ٢٩٧٨ را نقل کردیم.

در روایات نامبرده وارد شده است که خمس حق مسلم اهلبیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم اجمعین) بوده است. آنچه مطلب جالب و مهمی بود که ما مطرح کردیم، بحث غنیمت بود؛ آقایان وهابی ادعا کردند غنیمت تنها مربوط به غنایم جنگی است!!

ما در جواب این ادعا بیان کردیم که غنیمت نه تنها شامل غنایم جنگی می‌شود، بلکه شامل سود تجارت و زراعت یا مشاغل دیگر می‌شود. همچنین روایاتی از کتب لغت و کتب تفسیری آوردیم.

در ادامه روایتی از آقای «آلوسی» که مورد قبول تمام آقایان هست، آوردیم. ایشان می‌نویسد:

«وغنم فی الأصل من الغنم بمعنی الربح»

غنیمت در ریشه و لغت به معنای سود است.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ١٠، ص ٢، باب الأنفال: (٤١) واعلموا أنما غنمتم... ..

در این روایت بیان شده است که ربح به معنای سود است، حال این سود از هرجایی که بیاید مشکلی ندارد. بنابراین ما این مباحث را مفصل مطرح کردیم.

اساسی‌ترین مطلبی که در جلسه گذشته مطرح کردیم، این است که در جواب آقایانی که می‌گویند: "خمس تنها در غنایم جنگی است"؛ روایتی از کتاب «صحیح بخاری» آوردیم. این کتاب معتبر عزیزان اهل سنت است و تقاضا دارم عزیزان به این روایت خوب دقت کنند.

«وقال مَالِک وبن إِدْرِیسَ الرِّکازُ دِفْنُ الْجَاهِلِیةِ فی قَلِیلِهِ وَکثِیرِهِ الْخُمُسُ وَلَیسَ الْمَعْدِنُ بِرِکازٍ وقد قال النبی فی الْمَعْدِنِ جُبَارٌ وفی الرِّکازِ الْخُمُسُ»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٢، ص ٥٤٥، ٦٥ بَاب فی الرِّکازِ الْخُمُسُ

در این روایت به صراحت بیان شده است که در تمام اشیایی که از معدن استخراج می‌شود و همچنین «درّ» که از دریا استخراج می‌شود، خمس قرار دارد و در دریا هم برای به دست آوردن این اشیا نمی‌جنگند.

نکته مهم اینجاست که در تمام عزیزان اهل سنت که در داخل یا خارج از کشور در معدن مشغول به کار هستند، حال چه معدن شن باشد، چه معدن طلا باشد، چه معدن سنگ‌های قیمتی است؛ طبق فرمایش پیغمبر اکرم به تمام این موارد خمس تعلق می‌گیرد.

اگر خمس ندهند، فردای قیامت مسئول هستند. متأسفانه علما برای اینکه نیایند بگویند که خمس بدهید تا شبیه شیعیان بشوید، خمس را ممنوع اعلام می‌کنند.

علمای اهل سنت خیال می‌کنند به دلیل اینکه شیعیان قائل به خمس است، اگر ما هم به اهل سنت بگوییم: "خمس این موارد را بدهید" با مشکل مواجه می‌شوند.

همچنین از کتاب علمای بزرگ اهل سنت از جمله «عمدة القاری فی شرح صحیح البخاری» روایتی در مورد«رکاز»که شامل تمام اشیای زیرزمینی است، آوردیم. در این روایت بیان شده است:

«مَسْأَلَة الرِّکاز، وَفِیه وجوب الْخمس وَهُوَ إِجْمَاع الْعلمَاء»

علما اتفاق نظر دارند بر اینکه در اشیای زیرزمین خمس وجود دارد

عمدة القاری شرح صحیح البخاری، المؤلف: أبو محمد محمود بن أحمد بدر الدین العینی (المتوفی: ٨٥٥ هـ)، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ٩، ص ١٠٣، باب فی الرکاز

در این روایت به صراحت بیان شده است که علمای اهل سنت در این زمینه اجماع دارند. آیا تا به حال علمای شما به شما این مطالب را گفته‌اند؟!

همچنین در کتاب «صحیح البخاری» وارد شده است:

«فی الْعَنْبَرِ وَاللُّؤْلُؤِ الْخُمُسُ»

در عنبر و لؤلؤ خمس وجود دارد.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٢، ص ٥٤٤، باب ٦٤ بَاب ما یسْتَخْرَجُ من الْبَحْرِ

آقایان اهل سنت ما از شما سؤال می‌کنیم: آقایانی که به کارهای دریایی مشغول هستند و از دریا شیئی قیمتی استخراج می‌کنند، آیا تا به حال خمس آن را پرداخت کرده‌اند؟!

آقایانی که در معدن مشغول به کار هستند، آیا تا به حال یک بار نزد علمای خود رفته‌اند که بگویند: "ما در معدن کار می‌کنیم، از معدن اینقدر سود به دست آوردیم، آیا به اموال ما خمس تعلق می‌گیرد یانه؟!"

حتی اگر این افراد در معدن شن هم مشغول به کار شوند. معدن شن، معدنی است که حدود ٢٠٠ یا ٣٠٠ متر زیر زمین هم شن وجود دارد. زمانی که از این معدن استفاده می‌کند، دیگر به سود مربوط نیست.

این شخص حتی اگر یک ماشین باری بفروشد، ٢٠ درصد از درآمد او خمس مال اوست که باید آن را پرداخت کند. آیا آقایان تا به حال خمس این اموال را پرداخته کرده‌اند؟!

آیا کارشناسان شبکه‌های شیطانی که مرتب شعار می‌دهند: "مراجع خمس را ایجاد کرده‌اند تا از این طریق امرار معاش کنند و پول‌های کلانی به دست بیاورند"، تا به حال یک مرتبه گفته‌اند:«فی قَلِیلِهِ وَکثِیرِهِ الْخُمُسُ»؟!

جناب آقای حسینی ما در جلسه گذشته این مطالب را بیان کردیم و روایاتی از نبی گرامی اسلام خطاب به حاکمان قبایل بیان کردیم مبنی بر اینکه: نماز بخوانید، زکات بدهید و خمس مال خودتان را پرداخت کنید؛ حال آنکه آن افراد اهل جهاد نبودند.

این مطالب، مباحثی بود که ما در جلسه گذشته بیان کردیم.

مجری:

حضرت استاد بسیار ممنونم. در مورد شبکه‌های وهابی اشاره‌ای داشتید؛ افرادی که طبق اعتراف خودشان سرقت می‌کنند اما اجازه نمی‌دهند مسلمانان خمس مال خودشان را پرداخت کنند.

در حال حاضر عالمان امارات برای ارتزاق خودشان یک سری مسائل و شبهاتی را در این خصوص مطرح می‌کنند. اگر لطف بفرمایید مقداری در مورد شبهاتی که وهابیت در مورد خمس مطرح می‌کنند، توضیح بفرمایید از شما ممنونم.

دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

جلسه قبل در مورد آقایانی که می‌فرمایید دزدی و چپاول می‌کنند، روایت زیبایی از کتاب «مسند ابن ابی شیبه» خواندیم. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

«من انتَهب نهبة فلیس مِنّا»

از ما نیست کسی که اموال مردم را چپاول کند.

مسند ابن أبی شیبة، اسم المؤلف: أبی بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة، دار النشر: دار الوطن - الریاض - ١٩٩٧ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل بن یوسف العزازی و أحمد بن فرید المزیدی، ج ٢، ص ٣٧٥، ح ٨٩٠

نویسنده در ادامه بیان کرده است که سند این روایت معتبر است و مشکل سندی ندارد!!

اگر شما بیایید حرف عالم جلیل القدر جهان اسلام را که می‌گوید: "این افراد اموال ما را دزدیدند و این‌ها دزدان دریایی هستند"، طبق روایت نبی گرامی اسلام، این افراد مسلمان نیستند.

بنابراین آقایان وهابی باید خودشان از ٧٣ فرقه اسلامی، همان‌طوری که «ابن تیمیه» بیرون رفته است، بیرون بروند و تکلیف خودشان را مشخص کنند که به کدام سمت می‌خواهند بروند.

این افراد اخیراً با اسرائیل و یهود صمیمی شده‌اند و روابط حسنه پیدا کرده‌اند. این افراد عمری ادعا می‌کردند: "شیعه با یهود ارتباط تنگاتنگ دارد!!" همچنین آقای «کالکرابی» در برنامه دیشب خود می‌گفت: "علمای شیعه با یهود عهد و پیمان دارند!!"

ای مردم! عزیزان اهل سنت! جوانان وهابی! شما بیایید داوری کنید. آیا شیعه با یهود ارتباط دارد، یا سران وهابی و کارشناسان شبکه‌های شیطانی صهیونیستی؟! خیلی عجیب است.

روایتی از امام صادق (علیه السلام) بیان شده است که حضرت می‌فرماید: هرکسی حرمت مؤمنی را بشکند، خداوند عالم او را رسوا می‌کند، ولو در درون خانه‌اش!

عجیب است همین دیشب آقای «کالکرابی» گفت: "در ایران بیش از دو میلیون فرزند نامشروع وجود دارد!" اینکه او این آمار را از کجا می‌آورد کار نداریم. بلافاصله یکی از آقایان تماس گرفت و گفت:

"آقای حیدری راست می‌گوید. یکی از این اشخاص مجهول الهویه خود ایشان است که از کالکراب به آنجا مهاجرت کرده است!"

خداوند عالم جواب او را می‌دهد و او هیچ کاری هم نمی‌تواند بکند.

مجری:

حضرت استاد قسمت دوم آن را هم پخش نکردید، ولی هر زمانی که شما اجازه بدهید ما پخش خواهیم کرد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نه آن قسمت فعلاً پخش نشود بهتر است. ما مقداری نسبت به عفت عمومی حساس هستیم. در آن قسمت مطالب زشت و نادرستی از زبان عالم منطقه و پدر عالم منطقه بیان شده است که این شخص را معرفی می‌کند.

مجری:

ایشان از زندگی او کاملاً باخبر است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

شما که در آشپزخانه یا طویله حرف نمی‌زنید، بلکه در یک شبکه ماهواره‌ای حرف می‌زنید! او در ادامه می‌گوید: "البته این آمار خیلی هم زیاد نیست. از میان ٧٠ میلیون نفر ٢ میلیون نفر آنان مجهول الهویت باشد خیلی هم زیاد نیست."

البته باید آقای «عقیل بی‌عقل» را هم به این افراد مجهول الهویت اضافه کرد؛ زیرا ایشان گفت: "نسب من به هاشم می‌رسد!"، با مراجعه به کتاب نسب هاشمی معلوم شد که نسب این شخص نادرست است.

آقایانی که مرتب نسبت به حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) جسارت می‌کنند و خون کشته‌های جنگ جمل و صفین را به عهده امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌اندازند؛ حتماً یکی از مجهول الهویت‌ها هم ایشان هستند.

آقای بی‌حیا و هتاک و بی‌شرم که ما یقین داریم اگر آزمایش «DNA» بدهد، کاملاً هویت او مشخص می‌شود؛ نسبت به حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) ادعا می‌کند که ایشان از ناموسشان دفاع نکردند.

این شخص پست فطرت واژه وقیحی که حتی لات‌های بی‌سروپا و حرامزاده‌ها نسبت به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به کار نمی‌برند، نسبت به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به کار برد!!

حتماً یکی از افراد مجهول الهویت‌ها همین افرادی است که آقای «حیدری» اطراف خود جمع کرده است. از میان این دو میلیون نفر که «کالکرابی» بیان کرده است، حدود ١٥ نفر آنان مشخص شد؛ حال باید در جستجوی افراد دیگر باشیم.

به خاطر اینکه شما دلیل ندارید و بینه اقامه نکردید، ما تنها قدر متیقن را می‌پذیریم و نسبت به آنچه مشکوک است، اصالت البرائه عقلیه جاری می‌کنیم.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

از شما ممنونم. در خصوص شبهاتی که آقایان وهابی راجع به خمس مطرح می‌کنند، مطالبی بفرمایید.

دیدگاه «ابن تیمیه» در رابطه با مسئله خمس!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در این زمینه صحبت بسیار زیاد است، ما نمی‌دانیم تا کجا برسیم. دوستان عزیز! آقایانی که از آنان به «شیخ الاسلام» تعبیر می‌کنند، به نظرم اگر آنان را «شیخ الشیطان» خطاب کنند به شیطان توهین شده است. مایه ننگ شیطان است که بیاید استاد چنین افرادی شود.

شاید این افراد از آن دست افرادی هستند که شیطان زمانی که به مشکل می‌خورد، از این افراد مقداری قرض بگیرد.

«ابن تیمیه» می‌گوید: گاهی اوقات شیطان به صورت من درمی‌آید و مردم را گمراه می‌کند. اگر واقعاً ایشان عاقل باشد که ما در عاقل بودن ایشان شک داریم،«اقرار العقلا علی أنفسهم جایز»!

به نمونه‌ای از حرف‌های بی‌اساس این شخص توجه کنید. در کتاب «منهاج السنة النبویة» جلد ششم نوشته است:

«وأما الخمس فقد اختلف اجتهاد العلماء فیه»

اجتهاد علما در رابطه با خمس اختلاف دارند،

«فقالت طائفة سقط بموت النبی»

زیرا طایفه‌ای گفتند: حکم الله با رحلت پیغمبر اکرم تمام شد.

امروز خمس را اسقاط می‌کنید، فردا منکر نماز می‌شوید و روز دیگر از حج جلوگیری می‌کنید. شما و اجداد پست و رذلتان در قرآن و همان شجره ملعونه به دنبال این هستید که اسلام را نابود کنید.

پیغمبر اکرم از دنیا رفت، آیا نستجیر بالله خداوند متعال هم از دنیا رفته است؟! حتماً به قول شما پیغمبر اکرم قبل از اینکه از دنیا برود، با هفت تیر خداوند متعال را کشت!! و اهلبیت (علیهم السلام) را هم شما کشتید.

حتماً ظاهر قضیه به این صورت بوده است که خمس ساقط شده است. پیغمبر اکرم از دنیا رفت و قبل از رحلت خداوند متعال هفت تیری به دست ایشان داد و ایشان خدا را کشت. اهلبیت (علیهم السلام) را هم اجداد شما بنی امیه کشتند.

«ولا یستحق أحد من بنی هاشم شیئا بالخمس»

هیچ فردی از بنی هاشم حق گرفتن خمس را ندارند.

اگر این‌طور است، آقای «ابن تیمیه» این غنایم جنگی که ابوبکر و عمر آن را تقسیم کردند و به واسطه آن «مروان» و «طلحه» و «زبیر» میلیاردر شدند که ما تمام این روایات را از منابع اهل سنت آوردیم؛ از کجا آمده است؟! چیزی بگویید که مرغ پخته نخندد!

«وقالت طائفة بل الخمس إلی اجتهاد الإمام یقسمه بنفسه فی طاعة الله ورسوله»

عده دیگری می گویند که خمس به اجتهاد امام مربوط می شود. هر گونه که خواست می تواند در اطاعت خداوند و رسولش تقسیم بکند.

حالا این امام چه کسی است؟! «یزید بن معاویه» یا «ولید» است؟! آیا کسانی هستند که شراب می‌خورند و به دلیل اینکه سرحال و مست هستند، نماز صبح را چهار رکعت می‌خوانند و می‌گویند: "اگر بخواهید حاضرم بیشتر هم نماز بخوانم"؟!

سپس او در این قسمت از روایت پاپیچ شیعه می‌شود. من معتقدم امثال «ابن تیمیه» و اتباع او اصلاً لیاقت اینکه نام شیعه را ببرند، ندارند! آنان لیاقت اینکه کفش علمای شیعه و حتی شیعیان عوام را هم جفت کنند یا با زبانشان بخواهند زیر نعلین شیعه را پاک کنند، ندارند!

حال این شخص می‌خواهد در مورد شیعه اظهار نظر کند! دروغ‌های این شخص او را در جهان رسوا کرده است به‌طوری‌که کارشناسان شبکه‌های وهابی هم دیگر حاضر نیستند از او طرفداری کنند.

ان‌شاءالله خداوند جزای خیر به آقای یزدانی بدهد، زیرا ایشان کار بزرگی انجام دادند. با تلاش‌های ایشان دروغ‌های «ابن تیمیه» و «محمد بن عبدالوهاب» در تاریخ ماندگار شد و وهابیت نتوانستند جواب بدهند.

هرکسی اسم «ابن تیمیه» را می‌برد سریع تلفن را قطع می‌کردند و این نهایت افتضاح آنان در شبکه‌های وهابی است. این افراد فردای قیامت جواب خداوند متعال را چه می‌دهند؟!

گیرم که خلق را به فریبت فریفتی

با دست انتقام طبیعت چه می‌کنی

ابن تیمیه در ادامه نوشته است که رافضی می‌گوید: خمس مکاسب مسلمین از این افراد گرفته می‌شود، نایب امام معصوم آن‌طوری که صلاح می‌داند این اموال را مصرف می‌کند.

«فهذا قول لم یقله قط أحد من الصحابة»

یک نفر از صحابه در این زمینه چنین حرفی نزده است.

این لؤلؤ عنبر و معدن‌کاری جزو مشاغل و مکاسب حساب می‌شود یا نه؟! تمام فقهای اهل سنت از جمله «ابن عباس» و «عبدالله بن مسعود» و «مالک» فتوا داده‌اند که در مشاغلی مانند معدن خمس وجود دارد. آیا معدن کسب است یا کسب نیست؟!

این افراد دروغ‌های شاخ‌داری می‌گویند! او می‌گوید: "احدی از صحابه و تابعین نگفته است مکاسب مسلمین خمس دارد!"

«وکل من نقل هذا عن علی أو علماء أهل بیته کالحسن والحسین وعلی بن الحسین وأبی جعفر الباقر وجعفر بن محمد فقد کذب علیهم»

تمام روایاتی که از علی و علمای اهلبیت از جمله امام حسن و امام حسین و امام سجاد و امام باقر و امام صادق نقل می‌کنند، همگی دروغ است.

ببینید این فرد بی‌حیایی را به کجا رسانده است! یک مرتبه می‌گوید: "ما چنین روایاتی نداریم" و در مرتبه بعد می‌گوید: "تمام روایاتی که از امامان نقل کرده‌اند دروغ است."

سپس می‌گوید:

«فإن هذا خلاف المتواتر من سیرة علی رضی الله عنه»

از سیره علی روایات متواتری داریم که اصلاً چنین چیزی نبوده است.

«فإنه قد تولی الخلافة أربع سنین وبعض أخری ولم یأخذ من المسلمین من أموالهم شیئا»

امیرالمؤمنین چهار سال خلیفه بوده است و در این مدت از احدی از مسلمانان اموالی به عنوان خمس دریافت نکرده است.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ٦، ص ١٠٦

به روایات این شخص نگاه کنید! آیا این فرد «شیخ الاسلام» شماست؟! این اسلام و این شیخ پیشکش شما باشد؛ ما چنین اسلامی که «ابن تیمیه» به این صورت آن را مطرح می‌کند را قبول نداریم.

خدایی که شماها ادعا می‌کنید که سنگی می‌آفریند و خودش نمی‌تواند آن را بلند کند، هزار خدا همانند خود را می‌آفریند، به پیغمبر خود هفت تیر بدهد تا خدا را بکشد؛ پیشکش شما باشد!

آیا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)از کسی خمس دریافت کرده است!؟

اجازه بدهید در اینجایی که ایشان گفته است:«خلاف المتواتر من سیرة علی رضی الله عنه»نکته‌ای را برای شما بیاورم. ایشان می‌گوید: "اجماع داریم بر اینکه امیرالمؤمنین در دوران خلافت خود خمس دریافت نکرده است!"

به جهت اینکه ثابت کنم حرف این شخص دروغ است و او شیخ الکذابین است، روایتی از کتاب «سنن کبری» جلد چهارم اثر «بیهقی» متوفای ٤٥٨ هجری می‌آورم. ایشان در این روایت می‌گوید:

«جاء رجل إلی علی رضی الله عنه فقال إنی وجدت ألفا وخمس مائة درهم فی خربة فی السواد»

شخصی نزد امیرالمؤمنین آمد و عرض کرد: من در خرابه‌ای در سواد ١٥٠٠ درهم پیدا کرده‌ام آن را چکار کنم؟

دوستان شما قضاوت کنید! جوانان غیور وهابی و جوانان باوجدان اهل سنت شما قضاوت کنید و من چیزی نمی‌گویم.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در جواب این شخص فرمودند:

«فلک أربعة أخماسه ولنا الخمس»

چهار پنجمش مال خودت و یک پنجم این پول مال ماست.

سپس حضرت مشاهده کردند که این شخص از نظر مالی اوضاع خوبی ندارند، سپس فرمودند: خمس مال را هم به تو بخشیدم.

آیا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خمس دریافت نکرده‌اند و در رابطه با خمس حرفی نزده‌اند؟!

«قال الشافعی قد رووا عن علی رضی الله عنه بإسناد موصول أنه قال أربعة أخماسه لک»

شافعی می‌گوید: حضرت علی (علیه السلام) چهار پنجم این اموال را به شخص دادند و یک پنجم آن را میان فقرا تقسیم کردند.

سنن البیهقی الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن الحسین بن علی بن موسی أبو بکر البیهقی، دار النشر: مکتبة دار الباز - مکة المکرمة - ١٤١٤ - ١٩٩٤، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، ج ٤، ص ١٥٦، ح ٧٤٤٤

مطلب از این بهتر و واضح‌تر بیان کنیم؟! شما چه چیزی می‌خواهید؟! این مطالب از کتب اهل سنت بود، حال اجازه بدهید روایتی از کتب شیعیان بیان کنم.

در کتاب «وسائل الشیعه» جلد نهم صفحه ٥٠٦ روایتی بیان شده است که می‌گوید:

شخصی نزد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! مالی به دست آورده‌ام که برای جمع کردن آن خیلی حلال و حرام را رعایت نکرده‌ام. آیا می‌توانم توبه کنم؟! حضرت فرمودند:

«ائْتِنِی بِخُمُسِه»

خمس آن مال را بیاور و به من بده

دوستان عزیز ما این کتاب را الآن ننوشته‌ایم. کتاب «وسائل الشیعه» روایت را از «شیخ صدوق» متوفای ٣٨١ هجری در کتاب «من لا یحضره الفقیه» جلد ٢ صفحه ٢٢ حدیث ٨٣ نقل کرده است.

افرادی که شبانه روز فریاد می‌کنند و می‌گویند: "مراجع شیعه روایات را جعل کرده‌اند"، دقت کنند که این روایت از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل شده است که ایشان می‌فرمایند:

«ائْتِنِی بِخُمُسِه»

خمس مال خود را به من بده!

«فَقَالَ هُوَ لَک إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا تَابَ تَابَ مَالُهُ مَعَهُ»

این شخص خمس مال خود را به امیرالمؤمنین پرداخت کرد.

وسائل الشیعة؛ شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج ٩، ص ٥٠٦، ح ١٢٥٩٣

وهابیت که حیا نمی‌کنند ادعای دروغ می‌کنند؛ به این روایت از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دقت کنند. آنان روایتی بهتر از این می‌خواهند؟!

همچنین در روایت دیگری در کتاب «وسائل الشیعه» آمده است که در کتاب «تهذیب» اثر «شیخ طوسی» متوفای ٤٦٠ هجری جلد چهارم صفحه ١٢٤ حدیث ٣٥٨ و صفحه ١٣٨ حدیث ٣٩٠ وارد شده است. این روایت از امام صادق (علیه السلام) است. ایشان می‌فرماید:

مردی خدمت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمد و عرض کرد: من اموالی به دست آورده‌ام که خیلی به حلال و حرام آن دقت نکرده‌ام. چکار کنم؟! حضرت فرمودند: خمس مالت را خارج کن و مابقی برای تو حلال است.

همچنین روایت دیگری در کتاب «وسائل الشیعه» حدیث ١٢٥٩٤ از کتاب «کافی» جلد ٥ صفحه ١٢٥ حدیث ٥ اثر «کلینی» متوفای ٣٢٩ نقل شده است. حضرت می‌فرماید:

«تَصَدَّقْ بِخُمُسِ مَالِک فَإِن اللَّهَ رَضِی مِنَ الْأَشْیاءِ بِالْخُمُسِ وَ سَائِرُ الْمَالِ لَک حَلَالٌ.»

خمس مال خود را به عنوان حق الله پرداخت کن و مابقی مال برای تو حلال است.

وسائل الشیعة؛ شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج ٩، ص ٥٠٧، ح ١٢٥٩٤

آقایان دیگر آن زمان گذشت که شما یک سری از خودتان چرندیات می‌بافتید. من از بینندگان عزیز خیلی معذرت می‌خواهم، اما شما خیال می‌کنید در یک طویله نشسته‌اید و در و دیوار بسته است.

شما در یک شبکه ماهواره‌ای حرف می‌زنید که میلیون‌ها نفر حرف شما را می‌شنوند. حداقل بگویید: "ما خبر نداریم!"

همچنین روایت مفصلی از آقا امام جواد (علیه السلام) که در ایام شهادت آن امام بزرگوار قرار داریم، در کتاب «تهذیب الاحکام» بیان شده است. البته من روایات را به صورت مفصل عرض خواهم کرد، اما در اینجا فقط می‌خواهم ثابت کنم که «ابن تیمیه» دروغ می‌گوید.

«ابن تیمیه» شیخ الکذابین است و خود او بنیانگذار دروغ و دروغ‌گویی است. تمام وجود «ابن تیمیه» اعم از رگ و پوست و استخوان او مملو از دروغ است!! این روایت نمونه‌ای از دروغ‌های اوست.

در کتاب «تهذیب الاحکام» جلد چهارم صفحه ١٤٢ روایت مفصلی بیان شده است. حضرت می‌فرماید: به تمام غنایم و فواید و هر فایده‌ای که می‌برید و جایزه‌ای که از افراد دیگر دریافت می‌کنید خمس تعلق می‌گیرد.

«فَمَنْ کانَ عِنْدَهُ شَی‌ءٌ مِنْ ذَلِک فَلْیوصِلْ إِلَی وَکیلِی»

هرکسی وجوه شرعی و خمسی به گردن دارد، به وکیل من بدهد.

تهذیب الأحکام، نویسنده: طوسی، محمد بن الحسن، محقق / مصحح: خرسان، حسن الموسوی، ج ٤، ص ١٤٢، ح ٢٠

مراجع تقلید ما وکلای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند و ما در این زمینه ده‌ها روایت از امام صادق (علیه السلام) و امام حسن عسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقل شده است.

«نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکامَنَا فَلْیرْضَوْا بِهِ حَکماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیکمْ حَاکما»

او به حلال و حرام ما نظر می کند و احکام ما را می شناسد و تسلیم آنهاست. من او را حاکم بر شما قرار داده ام.

الکافی؛ کلینی، محمد بن یعقوب، ج ١، ص ٦٧، ح ١٠

و:

«مَنْ کانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَی هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یقَلِّدُوه»

از فقهاء هر کس با تقوا باشد و مواظب دین و آخرتش باشد و با هوای نفس خویش مبارزه کند و از اوامر مولای خود تبعیت کند، بر مردم عوام لازم است که از ایشان تقلید کنند.

بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ج ٢، ص ٨٨، ح ١٢

این روایات هم از ائمه طاهرین (علیهم السلام) برای تثبیت موقعیت مراجع شیعه وجود دارد. امام جواد (علیه السلام) که ان‌شاءالله فدایشان بشوم در این روایت می‌فرمایند:

«فَلْیوصِلْ إِلَی وَکیلِی»

اگر نمی‌توانید خمس مالتان را به ما برسانید، به وکیل ما بدهید.

دیگر چه مطلبی از این واضح‌تر بیان کنیم؟!

شیخ فاسد لس آنجلسی؛ آبروی افغانی‌ها را برده است!!

شیخ لس آنجلسی افغانی آبروی افغانی‌ها را برده است. من در سفر اخیری که به نجف داشتم، خدمت حضرت آیت الله العظمی فیاض رسیدم که ایشان از مراجع بزرگوار افغانستان است.

خدا می‌داند من یک ساعت خدمت ایشان بودم و از این دیدار لذت بردم. واقعاً ایشان افتخار مردم افغانستان است؛ اما «اللهیاری» ننگ جامعه افغانستان شده است. او می‌گوید: "مردم به مراجع خمس ندهید، این افراد دکان باز کرده‌اند!"؛ از ایشان می‌پرسم این روایات چیست؟!

اگر روایتی از سه عدد تجاوز کند، تبدیل به روایت مستفیض می‌شود و مورد عنایت است. مراجع از زمان «شیخ مفید» که خدمت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسیده است؛ «سید بحرالعلوم» که دستش در دست حضرت ولیعصر (ارواحنا له الفداه) بوده است، «مقدس اردبیلی» که چندین بار به خدمت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) مشرف شده‌اند، «سید بن طاووس» که می‌گوید:

"من به قدری خدمت حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسیدم که با تن صدای آن حضرت آشنا هستم."؛ آیا این افراد هیچ‌کدام متوجه نشدند و این شخصی که اگر او را دجال خطاب کنیم، به دجال توهین کرده‌ایم متوجه شده است؟!

این شخص که به هرکسی که می‌بیند یک برچسب فساد اخلاقی می‌زند؛ من نمی‌دانم آیا او دین و وجدان و انسانیت ندارد؟!

او به هر مرجعی می‌رسد بلافاصله نسبت‌های زشت اخلاقی می‌دهد. یکی از آقایان می‌گفت: این شخص قیاس به نفس می‌کند! ما چنین جرئتی نمی‌کنیم؛ اما مطمئنم این شخص در آینه نگاه می‌کند و این مطالب را بیان می‌کند.

من بارها گفتم: از نزدیک‌ترین منسوبین ایشان مطالبی در سینه‌ام هست که فقط اگر عفت عمومی به من اجازه می‌داد، بخش‌هایی از این مطالب را بیان می‌کردم تا ایشان دیگر از خجالت جرئت نکند یک حرف بزند!!

من تمام این مطالب را در سینه‌ام نگه داشتم که اگر واقعاً ایشان بی‌حیایی را از حد گذراند و شرعاً مجوز داشته باشم، این مطالب را به صورت مستند مطرح می‌کنم. من از نزدیک‌ترین رفقای ایشان مطالبی از ایشان دارم که رسوایی او را جهانی خواهد کرد.

من دومرتبه ایشان را نصیحت می‌کنم و خطاب به ایشان می‌گویم: "اگر بحث علمی داری مطرح کن، اما اینکه به هرکسی می‌رسی نسبت فساد اخلاقی می‌دهی؛ تک تک این افتراها تعذیر دارد!"

زمانی که حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیایند، یقین داشته باشید اولین کسی که مورد تعذیر قرار خواهد داد، همین شیخ فاسد لس آنجلسی است.

با کسانی که نمی‌دانند کار نداریم، اما خطاب به کسانی که می‌دانند، بیان می‌کنم: "نهایت حماقت و خریت است که کسی از چنین شخص هتاکی که به هرکسی نسبت ناروا می‌دهد؛ تعریف کند."

این شخص دست «عمروعاص» که توطئه‌های بزرگی در حق امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌کرد را از پشت بسته است. بنابراین مشاهده کردید که «ابن تیمیه» چه مطالبی را بیان کرد. ان‌شاءالله ما این روایات را به طور مفصل در جلسات بعد مطرح خواهیم کرد.

ابن تیمیه در ادامه در کتاب «منهاج السنة» بحث‌هایی را مطرح می‌کند و بعد می‌گوید:

«فهذا هو الزهد فی اللذات و المال الذی لا یدانیه فیه أحد من الصحابة لا علی و لا غیره»

این همان زهد در لذت ها و در مالی است که هیچ کسی از صحابه، از علی و دیگران نزدیک آن نشده اند

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ٧، ص ٤٨٣

او در این روایت بیان می‌کند که نه علی بن ابی طالب (علیه السلام) چنین حرفی زده است و نه غیر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) چنین حرفی زده‌اند. سپس می‌گوید: نبی مکرم اسلام هم از یک نفر اموال مسلمین را طلب نکرده است!

در زمانی که نبی گرامی اسلام به پیغمبری مبعوث شدند، مردم از لحاظ مالی زیر صفر بودند و درآمدی به آن صورت نداشتند. زمانی که هجرت از مکه شروع شد، تمام مردم مدینه اموال و ثروتشان را در میان مهاجرین تقسیم کردند که آن مطالب را بیان خواهیم کرد.

سرنوشت غم بار سنت پیغمبر، بعد از رحلت ایشان!

سرنوشتی که سنت پیغمبر اکرم بعد از رسول الله پیدا کرد را مشاهده کنید. به ما بگویید محتوای ٥٠٠ روایت رسول گرامی اسلام که خلیفه اول آن‌ها را به آتش کشید، چه بود؟!

من می‌خواهم ادعا کنم که از میان این ٥٠٠ روایت، ده روایت وجود داشت که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) از مردم خمس دریافت کرده بودند. شما آن ٥٠٠ روایتی که آن‌ها به آتش کشیدند بیاورید تا ما قضیه را روشن کنیم.

همچنین خلیفه دوم روایاتی را جمع کرد و به آتش کشید. دیگر نگذارید بیشتر از این به خطوط قرمز نزدیک شویم. البته ما بحث علمی مطرح می‌کنیم و قصد توهین و جسارت نداریم.

مشاهده کنید در حدود ١٥ سال صدر اسلام سرنوشت سنت پیغمبر اکرم به کجا رسیده است که آقایان به صراحت می‌گویند: "سنت پیغمبر اکرم نابود شد و غیر از نماز چیز دیگری برای من نمانده است!"

«أنس» و «مالک» به دلیل نابودی سنت پیغمبر اکرم گریه می‌کنند. من دیشب روایتی از «محمد بن عبدالوهاب» پیدا کردم که تا به حال ندیده بودم و خیلی برایم جالب بود. آقای «کالکرابی» اگر واقعاً مرد هستی به این روایت جواب بده!!

در کتاب «تاریخ ابی زرعه دمشقی» روایتی از خلیفه دوم نقل می‌کند و می‌نویسد:

«سَمِعَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ یقُولُ:إِنَّ حَدِیثَکمْ شَرُّ الْحَدِیثِ، إِنَّ کلَامَکمْ شَرُّ الْکلَامِ»

شنیدم عمر بن خطاب به صحابه می‌گوید: حدیث شما شر الحدیث است و کلام شما شر الکلام است.

«فَلْیقُمْ بِکتَابِ اللَّهِ، وَإِلَّا فَلْیجْلِسْ»

هرکسی می‌خواهد حرف بزند از قرآن حرف بزند یا اینکه ساکت بنشیند.

تاریخ أبی زرعة الدمشقی، المؤلف: عبد الرحمن بن عمرو بن عبد الله بن صفوان النصری المشهور بأبی زرعة الدمشقی الملقب بشیخ الشباب (المتوفی: ٢٨١ هـ)، روایة: أبی المیمون بن راشد، دراسة وتحقیق: شکر الله نعمة الله القوجانی، الناشر: مجمع اللغة العربیة – دمشق، ج ١، ص ٥٤٣

این مهم نیست؛ شاید آقایان بگویند: "روایت است و حالا شاید اشتباه کردند!"

«ابن حزم أندلسی» که الگوی «ابن تیمیه» است و او در کتاب «منهاج السنة» چندین مرتبه از او تجلیل کرده است؛ در کتاب «الإحکام فی أصول الأحکام» که کتابی اصولی و اجتهادی است، صفحه ٩٨ این حدیث را نقل می کند که عمر گفت:

«إن حديثكم شر الحديث إن كلامكم شر الكلام»

حدیث شما شر الحدیث است و سخنان شما شر السخن است.

سپس در ادامه مطالبی می‌گوید که گمان می‌کنم اگر آقای «کالکرابی» و «عقیل بی‌عقل» از خجالت بمیرند، جا دارد. «ابن حزم» می‌گوید:

«فهذا قول عمر لأفضل قرن علی ظهر الأرض»

سخن عمر بن خطاب که می‌گوید: حدیث شما شر الحدیث است، برای بافضیلت‌ترین قرن در کره زمین است.

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرمایند:«خَیرُ الْقُرُونِ قَرْنِی»؛ «ابن حزم» می‌گوید:

عمر بن خطاب در مورد خیر القرون می‌گوید: حدیث شما شر الحدیث است و کلام شما شر الکلام است.

«فکیف لو أدرک ما نحن فیه من ترک القرآن وکلام محمد صلی الله علیه وسلم»

اگر جناب عمر زمان ما را درک می‌کرد، مشاهده می‌کرد که ما قرآن کریم و سخن پیغمبر اکرم را کنار گذاشتیم،

والإقبال علی ما قال مالک وأبو حنیفة والشافعی وحسبنا الله ونعم الوکیل وإنا لله وإنا إلیهراجعون»

الإحکام فی أصول الأحکام، المؤلف: أبو محمد علی بن أحمد بن سعید بن حزم الأندلسی القرطبی الظاهری (المتوفی: ٤٥٦ هـ)، المحقق: الشیخ أحمد محمد شاکر، الناشر: دار الآفاق الجدیدة، بیروت، ج ٦، ص ٩٨، الباب التاسع والثلاثون

این حرف آقای «ابن حزم أندلسی» است. همچنین «ابن قیم» شاگرد ناخلف «ابن تیمیه» در کتاب «إعلام الموقعین» می‌گوید:

«فهذا قول عمر لأفضل قرن علی ظهر الأرض»

اینکه می‌گوید: کلام شما شر الکلام است برای بافضیلت‌ترین قرن در روی زمین است.

«فکیف لو أدرک ما أصبحنا»

اگر عمر در زمان ما بود چه می‌کردیم.

إعلام الموقعین عن رب العالمین، المؤلف: محمد بن أبی بکر أیوب الزرعی أبو عبد الله، الناشر: دار الجیل - بیروت، ١٩٧٣، تحقیق: طه عبد الرءوف سعد، ، ج ٢، ص ١٩٤، باب الاتباع و التقلید

او در ادامه می‌گوید: "ما کتاب خدا را کنار گذاشتیم، سنت پیغمبر اکرم را کنار گذاشتیم، اقوال صحابه را کنار گذاشتیم و به قول فلان و فلان عمل کردیم." او همانند «ابن حزم» اسم «ابوحنیفه» و «شافعی» را نمی‌آورد و تنها به جای نام آن‌ها از فلان استفاده می‌کند.

حال به این روایت دقت کنید، من این روایت را دیشب پیدا کردم. در کتاب «الرسائل الشخصیة» اثر «محمد بن عبدالوهاب» روایتی از «مالک» در کتاب «موطا» نقل می‌کند و می‌نویسد:

«مما أدرکت علیه الناس إلا النداء بالصلاة»

تمام سنت پیغمبر اکرم رفته است و تنها دعوت به نماز باقی مانده است.

«قال الزهری: دخلت علی أنس بدمشق وهو یبکی»

«زهری» می‌گوید: من پیش «أنس» خادم پیغمبر اکرم رفتم و دیدم گریه می‌کند.

«فقال: ما أعرف شیئاً مما أدرکت إلا هذه الصلاة وهذه الصلاة قد ضیعت»

او گفت: تمام سنت پیغمبر اکرم از دست رفت و تنها نماز باقی مانده بود که نماز را هم از بین بردند.

سپس می‌گوید:

«قال الطرطوشی رحمه الله: فانظروا رحمکم الله إذا کان فی ذلک الزمن طمس الحق، وظهر الباطل»

طرطوشی می‌گوید: در زمانی که انس خادم پیغمبر اکرم بوده است و هنوز ٥٠ سال از وفات پیغمبر اکرم نگذشته است، حق نابود شد و باطل ظاهر شده است.

«حتی ما بعرف من الأمر القدیم إلا القبلة»

از سنت قدیم غیر از ایستادن به طرف قبله چیز دیگری باقی نمانده است.

«فما ظنک بزمنک»

الان وضع ما چیست.

الرسائل الشخصية، اسم المؤلف: محمد بن عبد الوهاب، دار النشر: مطابع الرياض - الرياض ، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد العزيز بن زيد الرومي، د . محمد بلتاجي؛ ج ١، ص ١٧٩

این مطالب همگی نشانگر این است که یک مباحث و قضایایی است که نمی‌دانیم مسئله چیست.

در کتاب «صحیح بخاری» روایتی وارد شده است و راوی می‌گوید: نزد «أنس بن مالک» رفتم و او گفت:

«ما أَعْرِفُ شیئا مِمَّا کان علی عَهْدِ النبی»

از آنچه در زمان پیغمبر اکرم بود اثری باقی نمانده است.

شاید پیغمبر اکرم در زمان خودشان از هزار نفر خمس دریافت کرده باشند و روایت خمس هم داشتند، روایت متعه هم داشتند، روایت امامت هم داشته باشند و به طور کلی تمام عقایدی که مدعی آن هستیم را داشتند.

«قِیلَ الصَّلَاةُ»

گفتم: نماز سنت پیغمبر اکرم که باقی است.

«قال أَلَیسَ ضَیعْتُمْ ما ضَیعْتُمْ فی‌ها»

گفت: آیا خود نماز را هم نابود نکردیم؟!

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ١، ص ١٩٧، ح ٥٠٦

آیا پیغمبر اکرم دست بسته نماز می‌خواندند؟! پیغمبر اکرم به این شکل وضو می‌گرفتند؟! پیغمبر اکرم سر و پایشان را می‌شستند؟!

«زهری» می‌گوید: نزد «أنس بن مالک» رفتم و دیدم گریه می‌کند. از او علت گریه‌اش را پرسیدم، او گفت: از سنت پیغمبر اکرم غیر از نماز چیزی باقی نمانده بود و این نماز هم نابود شد و رفت. به قول آقای «ابن حزم» که می‌گوید:«انا لله و انا الیه راجعون».

دوستان عزیز این کتاب «صحیح بخاری» است و کتاب «کافی» و «بحارالانوار» نیست. آقای «خدمتی» با کمال وقاحت در یک شبکه انگلیسی می‌رود و می‌گوید: "شیعیان اصلاً حدیث ندارند! شیعیان اصلاً سنت ندارند! شیعیان اصلاً رجال ندارند!"

به این روایات نگاه کن و خجالت بکش. والله اگر زیر زمین بروید برای شما بهتر از ماندن بر روی زمین است! دیگر نگذارید صبر و حوصله ما تمام بشود.

خدا می‌داند گاهی اوقات روایاتی از کتب اهل سنت در رابطه با ظلم به اهلبیت (علیهم السلام) و ظلم به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و مبارزه با سنت پیغمبر اکرم وارد شده است؛ که انسان مبهوت می ماند اما ما جرئت بیان کردن آن‌ها را نداریم.

والله گاهی اوقات سینه‌ام از شدت ناراحتی به درد می‌آید. یاد «جابر بن یزید جعفی» می‌افتم که آمد خدمت امام صادق (علیه السلام) و عرض کرد: یابن رسول الله! احادیثی از پدرتان شنیده‌ام که دارد سینه‌ام را فشار می‌دهد و سینه‌ام درد می‌کنم و دیگر تحمل ندارم.

خدا می‌داند گاهی اوقات من این جمله «جابر بن یزید» را درک می‌کنم. حضرت در جواب او می‌فرمایند: برو در بیابان چاله‌ای بکن و همانجا«قال الباقر»و«قال الصادق»بگو و بگذار عقده دلت خالی شود.

بارها شده است پشت کامپیوتر زمانی که به یک قضایایی می‌رسم، در را محکم می‌بندم و گوشه‌ای می‌نشینم و سیر گریه می‌کنم تا عقده دلم خالی شود و بعد دومرتبه پشت کامپیوتر می‌نشینم.

حالا روایاتی که در کتاب «بخاری» از «زهری» و «مالک بن أنس» نقل شده است یکی از نمونه‌های این موارد است. او می‌گوید: سنت پیغمبر اکرم را از بین بردند، غیر از نماز چیزی باقی نمانده بود که آن هم نابود شد و رفت.

از آن مهم‌تر «ابو درداء» که متوفای سال ٣٢ یا ٣٣ هجری است و این هم کتاب «صحیح بخاری» است که این روایت را نقل کرده است.

من به جوانان عزیز اهل سنت و دانشجوها و طلاب گرامی افتخار می‌کنم و پیشانی آنان را می‌بوسم و دست آنان را می‌فشارم و اگر اجازه بدهند دست آنان را هم می‌بوسم؛ اما تقاضا دارم که این روایات را بخوانند و برای مردم نقل کنند. این روایات هم تراث پیغمبر اکرم است.

همسر «ابو درداء» می‌گوید: «ابو درداء» نزد من آمد و دیدم خیلی غضبناک است. از او پرسیدم: چرا غضبناک هستی؟! او در جواب گفت:

والله ما أَعْرِفُ من أُمَّةِ مُحَمَّدٍ شيئا إلا أَنَّهُمْ يُصَلُّونَ جميعا »

به خدا سوگند از سنت محمد چیزی باقی نگذاشتند و همه را نابود کردند. جز اینکه با هم نماز می خوانند.

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا؛ ج ١، ص ٢٣٢، ح ٦٢٢

این شخص صحابه پیغمبر اکرم است که چنین قسم یاد می‌کند!

عزیزان شافعی! من از دور پیشانی شما را می‌بوسم و تقاضا دارم به این روایت خوب دقت کنید. در کتاب «الأم» تعبیری وارد شده است که می‌گوید:

«کلُّ سُنَنِ رسول اللَّهِ صلی اللَّهُ علیه وسلم قد غُیرَتْ حتی الصَّلَاةِ»

تمام سنت‌های پیغمبر اکرم را تغییر دادند حتی نماز را هم تغییر دادند.

الأم، محمد بن إدریس الشافعی أبو عبد الله، سنة الوفاة ٢٠٤، الناشر دار المعرفة، سنة النشر ١٣٩٣، مکان النشر بیروت، ج ١، ص ٢٣٥، باب أَنْ یبْدَأَ بِالصَّلَاةِ قبل الْخُطبه

زمانی که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید:

«إِنِّی تَارِک فِیکمُ الثَّقَلَینِ کتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیتِی»

من دو چیز در میان شما به امانت گذاشتم که آن‌ها کتاب خدا و عترت من هستند.

«مَا إِنْ تَمَسَّکتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا»

اگر تمسک کردید، هرگز گمراه نمی‌شوید.

نتیجه تمسک نکردن به امانت‌های پیغمبر اکرم«کلُّ سُنَنِ رسول اللَّهِ صلی اللَّهُ علیه وسلم قد غُیرَتْ حتی الصَّلَاةِ»است. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) فرمودند:

اگر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را ولی امر و خلیفه قرار بدهید، شما به صراط مستقیم هدایت می‌کند.

وَإِنْ تَسْتَخْلِفُوا عَلِيّاً وَمَا أَرَاكُمْ فَاعِلِينَ تَجِدُوهُ هَادِياً مَهْدِيّاً »

اگر علی را خلیفه کنید اما گمان نمی‌کنم شما به حرف من گوش کنید؛ او را هدایتگر هدایت یافته خواهید دید.

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير) ، اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي، ج ٣، ص ٢٦٢، ح ٨٥٢١

و یا:

«إِنْ وَلَّیتُمُوهَا عَلِیاً فَهَادٍ مُهْتَدٍ یقِیمُکمْ عَلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیم»

المستدرك على الصحيحين، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١١هـ - ١٩٩٠م ، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٥٣، ح ٤٦٨٥

تنها ده‌ها روایت و تعابیر مختلف در این زمینه وجود دارد؛ آن وقت این شخص در شبکه شروع به داد و بیداد می‌کند. گاهی اوقات یک شخص دروغگو به قدری دروغ‌های خود را با آب و تاب نقل می‌کند تا جایی که خود او هم دروغ‌های خود را باور می‌کند!

همانند شخصی که بارها نقل کردم الاغش را برد در میدان حیوان فروش‌ها بفروشد و آن را به دلال داد. دلال شروع به تعریف کردن حیوان نزد مشتری کرد و گفت: این الاغی که دارم هر دقیقه‌ای ١٠ کیلومتر راه می‌رود و در ٢٤ ساعت دو مثقال بیشتر جو نمی‌خورد.

صاحب الاغ دید که الاغ او خیلی باارزش است و پولی به دلال داد و گفت: این الاغ را خودم لازم دارم!!

حال این آقایانی که این‌طور از مذهب ساختگی وهابیت و خدای ساختگی که نمی‌تواند سنگی را بلند کند و می‌تواند هزاران خدا همانند خود را بسازد، از خدای موفرفری و الاغ سوار به قدری تعریف می‌کنند که ظاهراً خودشان مشتری همین خدا شده‌اند.

ما انتظار داریم اهل سنت، جواب بی حیایی این افراد را بدهند!

من می‌خواستم کلیپی را پخش کنم که ناراحت هستم نکند آقای «کالکرابی» شروع بکند به تمام شیعیان توهین می‌کند. جوان دیشب راست می‌گفت که یکی از دو میلیون نفر فرزند نامشروع در ایران همین آقای «کالکرابی» است.

من از تمام عزیزان خیلی معذرت می‌خواهم، اما بگذارید عبارت «کالکرابی» را به صورت محترمانه بیان کنم. «کالکرابی» می‌گوید:

"شیعیان نمی‌توانند از ناموسشان دفاع کنند و همیشه ناموسشان مورد تجاوز دیگران هستند."

من از تمام عزیزانی که با شبکه‌های شیطانی تماس می‌گیرند خواهش می‌کنم و شما را به حق امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) قسم می‌دهم که با شبکه‌های شیطانی تماس بگیرند و از آقای «سجودی» بپرسند که آیا حرفی که آقای «حیدری» می‌زند درست است؟!

می‌خواهم از آقای «سجودی» این سؤال را بپرسید به دلیل اینکه پدر و مادر و خواهر و دخترعمو و دخترعمه آقای «سجودی» شیعه هستند.

شما را به حضرت زهرا (سلام الله علیها) قسم می‌دهم گوش کنید هرکسی با شبکه‌های شیطانی تماس می‌گیرد، از آقایانی که می‌گویند: "ما شیعه بودیم و الآن موحد شدیم"، از این افراد سؤال کنند: شما قبل از اینکه موحد بشوید، ناموستان مورد تجاوز دیگران بوده است؟!

شاید هم حرف آقای «حیدری» راست بوده است و این آقایان به همین جهت موحد شده‌اند؛ ما نمی‌دانیم! ما همچنین جسارتی نمی‌کنیم؛ اما اگر این قضیه صحت دارد، موحدین پاسخگو باشند.

بچه شیعه‌ها موظف هستند که از موحدین سؤال کنند: حرف آقای «کالکرابی» که می‌گوید ناموس تمام شیعیان مورد تجاوز دیگران است، صحت دارد یانه؟!

آیا منطق دین این است؟! آیا منطق اسلام این است؟! وای بر شما با این اسلامتان! وای بر شما با این خدای الاغ سوار و موفرفری که می‌تواند هزاران خدا همانند خود را بیافریند!!

من تصمیم داشتم این کلیپ را پخش کنم، اما احساس می‌کنم شاید تحمل این حرف‌ها برای عزیزان سخت باشد.

این افراد در حال حاضر بسیار عصبانی هستند، حتی این دو سه هفته اخیر اهانت‌ها و فحاشی‌های شدیدی به نوامیس ائمه طاهرین (علیهم السلام) نسبت می‌دهند.

یکی از مراجع عظام تقلید می‌گفت: بی‌حیایی حد و اندازه‌ای دارد؛ اما این افراد بی‌حیایی را از حد گذرانده‌اند.

یکی از این کارشناسان وهابی می‌گفت: "بروید در توالت‌ها بنویسید و علیه نظام جمهوری اسلامی تظاهرات کنید"، اما یک نفر برای حرف‌های او ارزش قائل نشد.

همچنین در زمانی دیگر می‌گفتند: "عالمان اهل سنت نباید در جلسات وحدت شرکت کنند"؛ اما همه شرکت کردند.

آن‌ها ویژه برنامه‌ای با موضوع اعدام افرادی که علمای اهل سنت را کشته بودند، گذاشتند و داد و فریاد کردند؛ اما دیدند هیچکسی به این افراد جواب ندادند و اصلاً این افراد را آدم حساب نکردند.

عذر می‌خواهم اما اهل سنت این افراد را خر هم حساب نکردند، بلکه آمدند برعکس این کار را تأیید کردند. این افراد به همین دلیل عصبانی هستند و هیچ کاری نمی‌توانند بکنند؛ الا اینکه جسارت و فحاشی و توهین کنند.

این افراد در نهایت استیصال و بدبختی و بیچارگی می‌بینند که اهل سنت هم آن‌ها را آدم حساب نمی‌کنند، به همین جهت شروع به فحاشی می‌کنند.

من از عزیزان اهل سنت تقاضا دارم جواب بی‌حیایی این وهابیان را بدهند. من از حوزه‌های علمیه اهل سنت و اساتید بزرگوار آنان، طلبه‌های فاضل اهل سنت و دانشجویان عزیز تقاضا دارم جواب بی‌حیایی این افراد را بدهند.

اگر عزیزان اهل سنت جواب این افراد را ندادند و چند نفر از شیعیان نتوانستند خودشان را کنترل کنند و وارد خط قرمزها شدند؛ گلایه نکنند. اگر شیعیان خانه‌های شیشه‌ای را با یک ریگ ویران کردند، کسی گلایه نکند.

ما انتظار داریم اول اهل سنت جواب بی حیایی این افراد را بدهند و دیگر نیازی نباشد که بچه شیعه‌ها وارد این میدان شوند.

قرار بود یک ربع به ده برنامه را به پایان برسانیم و به تماس‌های تلفنی پاسخ بدهیم.

مجری:

فکر می‌کنم دیگر به تماس‌های تلفنی نرسیم، اگر به عنوان حسن ختام برنامه دعا بفرمایید ممنونم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

این مطالب هم نکاتی بود که ما مجبور شدیم آن‌ها را بیان کنیم. گاهی اوقات تحمل و اندازه آدم حد و حدودی دارد. اگر این افراد بخواهند بحث علمی کنند، ما آماده هستیم.

ما همیشه پیشنهاد دادیم که این آقای خدمتی بیاید و با هم مناظره دوستانه داشته باشیم. با تمام هتاکی‌هایی که این شخص می‌کند باز هم بنده آمادگی دارم. هر روزی که آقای «خدمتی» بخواهد بیاید ما حاضریم روی مباحث اختلافی شیعه و وهابیت دوستانه صحبت کنیم.

مجری:

توحید در رأس این مباحث است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

این مباحث از توحید شروع می‌شود و سپس در مباحثی مانند توسل و غیره با هم صحبت کنیم؛ من حرفی ندارم.

ما کاری با ایشان نداریم؛ نه ایشان مورد تأیید ما هستند و نه ما کارهای ایشان را تأیید می‌کنیم. ایشان یک پزشک است؛ نه طلبه است، نه روحانی است و نه حوزه دیده است.

گرچه در بعضی از موارد ایشان مطالبی را مطرح می‌کند که این شخص در چاله می‌افتد که نمی‌تواند بیرون بیاید. اگر راست می‌گویید و اهل مناظره هستید، جناب آقای «خدمتی» بیاید حداقل در همین برنامه ده دقیقه صحبت کند و بنده هم ده دقیقه صحبت می‌کنم.

من در این قسمت باید تشکر کنم؛ زیرا هر مناظره‌ای که تا به حال وهابیت با شیعه داشتند، جز حق‌کشی نبوده است. معمولاً هرموقع شیعه خواست صحبت کند، یا حرف او را قطع کردند و یا نگذاشتند حرف بزند.

در یکی دو موردی که بنده مطالعه کردم، دیدم که واقعاً تقسیم وقت بسیار صحیح بوده است. اگر واقعاً این چنین وقت تقسیم کنند، بنده حاضرم ایشان را به عنوان داور تقسیم وقت قبول کنم و ایشان را برای این کار قبول دارم.

آقای «خدمتی» بیاید و پنج دقیقه صحبت کند و پنج دقیقه هم من صحبت کنم. ما تنزل می‌کنیم و به آقای «کالکرابی» قائل می‌شویم. ایشان بیاید و از یک ساعت تا ده جلسه هر چقدر می‌خواهد صحبت کند و ما هم صحبت می‌کنیم.

او اطلاعاتی از کتاب‌ها و سایت‌ها جمع کرده است و اصلاً آدمی نیست که در گود باشد. ما با ایشان اختلافات فکری در زمینه مسائل سیاسی و مشکلی که ابوی بزرگوار ایشان داشتند، هم داریم.

من خدمت ابوی ایشان ارادت فوق العاده دارم؛ ان‌شاءالله خداوند روح ایشان را شاد کند. من در طول بیش از ٣٠ سال با ایشان مرتبط بودم، عمل مکروهی از حضرت آیت الله خزعلی ندیدم و این مطلب را نزد خداوند عالم شهادت می‌دهم.

خط فکر این شخص با خواهران و برادران و پدرشان و خود ما تفاوت زیادی دارد. اگر واقعاً این اشخاص راست می‌گویند و به دنبال مناظره و روشن شدن حق هستند؛ ما آمادگی داریم.

ما از همین امشب اعلام می‌کنیم که این دو نفر هر روزی که برنامه بگذارند، ما در خدمت آقایان هستیم. همچنین آقای «عقیل با عقل» این‌طور تقسیم وقت کند و ما هم آمادگی داریم بدون هیچ پیش شرطی مناظره کنیم.

مورد بحث باید مباحث اختلافی میان شیعه و وهابیت باشد. ما ایشان را سنی نمی‌دانیم تا در زمینه موارد اختلافی میان شیعه و سنی با این افراد بحث کنیم.

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک بگردان، ما را از یاران و سربازان فداکارش قرار بده، رفع گرفتاری از گرفتاران بنما، حوائج حاجت‌مندان روا فرما.

خدایا به حق محمد و آل محمد وهابیت تکفیری و داعش و امثال آنان که جهان را ناامن کرده‌اند اگر قابل هدایت نیستند، هرچه سریع‌تر از صفحه گیتی محو و نابود و ریشه‌کن بگردان.

خدایا عزیزان ما اعم از شیعه و سنی در عراق، سوریه، یمن و جاهای دیگر مشغول جهاد هستند، به حق محمد و آل محمد پیروزی نهایی و نصرت کامل بر آنان عنایت بفرما.

خدایا بر همه بیماران مخصوصاً بیماران مورد نظر به حق محمد و آل محمد شفا عنایت بفرما.

حوائج ما، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً حوائج ولایت‌یاوران عزیز به حق امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برآورده نما، دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

حضرت استاد از شما ممنونم و متشکرم از شما عزیزان و همچنین عذرخواهی می‌کنم از بزرگوارانی که تماس گرفتند، اما فرصت نشد در این برنامه خدمتشان باشیم. از همه شما خوبان التماس دعا دارم.

یا علی مدد، خدانگهدار