سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٧٤ - شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ

شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ

کد مطلب: ١١١١٦ تاریخ انتشار: ١٣ مرداد ١٣٩٠ - ١٥:٥٣ تعداد بازدید: ٥ سخنراني ها » شبکه ولايت شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
حبل المتین ١٣ / ٠٥ / ٩٠

  

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ١٣ / ٠٥ / ٩٠

مجری :

ممنونیم که برنامه ما را برای دیدن انتخاب کردید . قصد من و همکارانم در این برنامه این است که تاریخ اسلام را یک دور ، تحلیل و واکاوی نماییم و وقایعی که در صدر اسلام اتفاق افتاده که عمدتا منشأ آثار و اعتقادات برای مسلمان ها است ، بررسی کنیم . عمده مطالبی که خدمت شما عرض می کنیم ، از کتب اهل سنت است . در این خصوص هم قضاوتی نمی کنیم . بینندگان ما همه اهل شعور و منطق و تعقل هستند و خودشان تصمیم می گیرند و خودشان فکر می کنند .

ما ترس و واهمه ای از بیان علمی نداریم . بنده همیشه این تذکر را در ابتدای بحث بیان می کنم ؛ اما از جسارت و توهین و بی ادبی ، پرهیز می کنیم . همین تقاضا را هم از شما بیننده عزیزی که تماس می گیرید ، داریم .

ما در خدمت کارشناس عزیز و ارجمند برنامه ، آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده هم از همه بینندگان عزیز که در جای جای این کره خاکی ، ما را میهمان کانون گرم خانواده هایشان قرار داده اند ، سلام عرض می کنم . موفقیت همه عزیزان را از خداوند خواهانم .

مجری :

امشب به خاطر قضایایی که اتفاق افتاده و شما عزیز ان هم از آن مطلع خواهید شد ، آقایان وهابی سریالی را در اردن ، به نام حسن و حسین و معاویه پخش می کنند و ارتباطی را که می گویند عبد الله سبأ با شیعیان دارند را مطرح کرده و شبهات عجیبی را بیان می کنند . بالطبع ما هم به خاطر حساسیت هایی که به وجود آمده ، باید ما هم سؤالاتی از این قبیل را از شما داشته باشیم تا بینندگان عزیز ما وضوح بیشتری پیدا کند و با این شبهات هم آشنا شوند .

یکی از حساس ترین شبهاتی که وهابیت بر علیه شیعه بیان می کند ، قضیه نسبت دادن شیعه به عبد الله بن سبأ است و می گویند : شیعه که این همه سر و صدا دارند ، این شخص یهودی (عبد الله بن سبأ ) مذهب تشیع را به وجود آورده است . لطفا این قضیه را به صورت روشن و واضح برای ما بیان کنید .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده لازم می دانم قبل از این که به این سؤال پاسخ دهم ، نکاتی را بیان کنم .

در شبکه های وهابی ، چه شبکه های عربی و چه شبکه های فارسی ، تقریبا کمتر روزی است که قضیه عبد الله بن سبأ و وابسته دانستن مذهب شیعه را به این یهودی مطرح نکنند . هم چنین خیلی از قضایای تاریخی که از حل آن عاجز هستند و در مورد آن ها به بن بست می رسند ، مثل قضیه جنگ جمل و قتل عثمان و دیگر وقایعی که پاسخی برای آن ندارند ، به دنبال این هستند که یک قهرمان و یک افسانه خیالی بتراشند تا مسائل را به او نسبت بدهند و بهترین قضیه ای که توانستند این مسائل را به نسبت دهند ، قضیه عبد الله بن سبأ می باشد .

امسال هم در ماه مبارک رمضان سریالی را با بودجه های کلان و میلیاردی ، ساخته که ابتدا به نام اسباط بود و بعد ها به نام حسن و حسین و معاویه ، تغییر نام داد .ابتدا که این سریال را در سوریه می ساختند ، وقتی دولت سوریه فهمید که این سریال چه توطئه هایی برای ایجاد اختلاف در امت اسلامی به سر دارد ، کارکنان این سریال را از سوریه اخراج کرد. همین ها به بعضی از کشورهی دیگر رفتند و با بودجه وهابی ها این سریال را طراحی کردند . با این که بعضی از بزرگان ؛ حتی از اهل سنت ، پخش این سریال را حرام اعلام نمودند ، مثل بسیاری از علمای مصر و برخی از علمای عربستان سعودی ؛ حتی علمای دانشگاه الازهر اعلام کردند که اگر این سریال پخش شود ، بر علیه قمر مصنوعی یاه ست ، اعلان جرم می کنیم .

اما متأسفانه از میان علمای اهل سنت ، یک عده از علمای جنجالی مثل قرضاوی ، این سریال را تأیید کردند و مطلبی را هم به سید حسن فضل الله نسبت دادند ، که این بنده خدا زنده نیست تا از خود دفاع کند . در ابتدای سریال می گویند که ایشان از علمای شیعه گفتند : به تصویر کشیدند ائمه (علیهم السلام) و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) ، اشکالی ندارد .

مراجععظام تقلید هم سریعا موضعگیری کرده و پخش این سریال را تحریم نمودند . از جمله مواردی که دراین سریال است و مراجع آن را تحریم کردند :

اولا : به تصویر کشیدن امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) است. آن دو بازیگری که نقش این بزرگواران را بازی می کنند ، از بازیگران غیرحرفه ای و ابتدایی است که وضع خیلی نادرستی دارند . برعکس ، نقش معاویه را که در شکم بارگی به نفرین نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) گرفتار شده و در زمان نشست و بر خاست ، شکمش نیم متر از خودش جلوتر بود ، به یک بازیگر بسیار جوان و لاغر اندام که حدود ٣٠ الی ٣٥ ساله است ، داده اند که این خود یک نوع تزویر در تاریخ است .

نکته دوم در این سریال ، زیر سؤال بردن مذهب شیعه و ایجاد اختلاف شیعه و سنی در کشور های اسلامی است و وابسته دانستن مذهب شیعه به عبد الله بن سبأ یهودی و این که میان امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) با معاویه ، رابطه حسنه ای بوده و کسی که میانه صحابه را به هم زد ، همین عبد الله سبأ یهودی بوده و بهدنبال این هستند که معاویه را از کار های زشت و جنایاتی که مرتکب شده از قتل امام حسن مجتبی (علیه السلام) ، جنگ هجده ماهه بر علیه آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و صدها جرمی که آقایان اهل سنت در کتب معتبرشان بيان كردند را تطهیر کنند و این فردی را که اولین بار سب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را رسم کرد که به تعبیر زمخشری ، بر بیش از هفتاد هزار منبر ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، را سبّ و لعن مي كردند .

    نکته سوم در این سریال ، مسئله زیر سؤال بردن جایگاه امام حسن مجتبی (علیه السلام) است و صلحی که حضرت داشتند .

این نکات ، نکاتی است که در این سریال موهن و نا درست به چشم می خورد . البته چند قسمت از این سریال را كه دیديم ، اصلا از جالب نیست و از نظر هنری در سطح بسیار پایینی است که دافعه آن بیشتر از جاذبه است و به قطع می توان گفت که یک پانصدم جذابیت مختار نامه و سریال امام علی (علیه السلام) را ندارد . ولی وقتی این آقایان امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) را به تصویر می کشند ، اگر فردا روزی ، در گوشه و کناری ، خلفای راشدین را به تصویر کشیدند ، گلایه ای نداشته باشند . چون بابی است که این حضرات باز می کنند .

برنامه هایی که در این سریال ، دنبال می کنند ، تزویر تاريخ و خلاف واقعيت نشاندادن آن است و دروغ هایی که در این سریال است و ما مصمم هستیم که این دروغ ها را به دقت بیان کنیم . شبکه های دیگر از جمله شبکه الکوثر ، نقد بعضی از این برنامه ها را شروع کرده است .

ان شاء الله در این چند شبکه عرب زبان شیعی ، نقد این قضایا یعنی واقعیت تاریخ نسبت به معاویه و نسبت به امام حسن مجتبی (علیه السلام) و هم نسبت به عبد الله سبأ را پخش خواهد شد .

این که بعضی از وهابی ها در پیام ها و ایمیل هایی که منتشر می کنند و ميگویند : علمای شیعه ، این سریال را تحریم کردند ؛ چون وحشت دارند که دروغ هایشان بر ملا شود .

سريالي كه از ابتدا تا انتها ، حدود ٩٠ درصد آن دروغ و خلاف واقعیت است ، چه چیزی دیگری را می خواهد بر ملا کند . علاوه بر این ، مراجع تقلید همه آگاهند . در سریال مختار نامه ، با این که قضیه آقا قمر بنی هاشم (علیه السلام) یکی از حساس ترین و زیباترین قسمت های این سریال بوده ؛ اما مراجع عظام تقلید اعلام کردند کهنباید در این بخش تصویر آقا قمر بنی هاشم ، نشان داده شود . لذا نشان هم ندادند .

پس در این قضایا ، برای آقایان مراجع فرقی نمی کند که سریال امام علی (علیه السلام) باشد یا سریال امام حسن مجتبی (علیه السلام) (تنهاترین سردار ) باشد یا سریال مختار نامه باشد . اهل بیت (علیهم السلام) از قداست ویژه ای برخوردارند . قبل از اعلام موضع مراجع عظام ، علمای اهل سنت ، به ویژه علمای الازهر که نماینده اهل سنت در جهان اسلام است ، اعلام موضع کرده و پخش این سریال را تحریم نمودند .

علی ای حال ، آن چه تکلیف داریم و موظف به انجام آن هستیم ، این است که این دروغ پردازی ها و خلاف واقع نشان دادن واقعیات تاریخ را بر ملاء می کنیم و قضاوت آن را به عهده مردم واگذار می کنیم .

          اما در مورد سؤالی که پرسیده شد و یکی از حساس ترین شبهات مطرح شده علیه شیعه بوده ، قضیه عبد الله سبأ یهودی است که از دیر زمان ، توسط ابن تیمیه ، بزرگ نظریه پرداز وهابی ها ، در جای جای مؤلفات خود ، مطرح کرده است .

بنده چند مورد از این را بیان می کنم و بعد از روشن کردن قضیه عبد الله بن سبأ ، قضاوت را به عهده بینندگان قرار می دهیم که آیا این قضیه درست است یا خیر ؟

ایشان در کتاب مجموع فتاوی ، تألیف ابن تیمیه ، جلد ٤ ، صفحه ٤٣٥ می گوید :

وأصل الرفض من المنافقينالزنادقة فإنه ابتدعه بن سبأ الزنديق وأظهر الغلو في علي بدعوى الإمامة والنص عليه وادعى العصمة له ....

اصل و ريشهشیعه از ناحیه منافقین و ملحدین بوده که عبد الله بن سبأ زندیق ، بنیانگذار این فرقه بوده که غلو در علی بن ابیطالب (علیه السلام ) راآغاز کرد . عبد الله سبأ بود که برای اولین بار ، امامت منصوصه و عصمت علی بن ابیطالب (علیه السلام) را مطرح کرد .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ٤ ، ص ٤٣٥

ان شاء الله ما این را ثابت می کنیم که عبد الله بن سبأ این مسأله را مطرح کرده یا در جای جای کتب اهل سنت و در صحاح و مسانیدشان ، بیان شده .

هم چنین در همین کتاب ، جلد ٤ ، صفحه٥١٨ می گوید :

وأول من ابتدع القول بالعصمة لعلى وبالنص عليه في الخلافة هو رأس هؤلاء المنافقين ( عبد الله بن سبأ ( الذى كان يهوديا فأظهر الإسلام وأراد فساد دين الاسلام كما أفسد بولص دين النصارى ...

فهؤلاء الضالون المفترون إتباع الزنادقة المنافقون يعطلون شعار الإسلام وقيام عموده وأعظمه سنن الهدى التى سنها رسول الله بمثل هذا الإفك والبهتان فلا يصلون جمعة ولا جماعة ....

اولین کسی که این بدعت گذاری را آغاز کرد و عصمت را برای علی بن ئابیطالب (علیه السلام) قائل شد و خلافت منصوصه ایشان را مطرح کرد ، سر سلسله منافقین ، عبد الله سبأ بود . او کسی است که به دنبال نابودی دین اسلام بوده ، همان طوری که آقای بولص ، دین نصاری را از بین برد .

بنده از بینندگان عزیز ، تقاضا دارم که به این عبارت دقت کنند که این شخص چه بیان می کند :

پیروان این زندیق (عبد الله سبأ ) .... نه نماز جمعه و نه نماز جماعت می خوانند .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ٤ ، ص ٥١٨

بینندگان عزیز ! شما قضاوت کنید ، در حال حاضر نماز جمعه ای که در شهر ها و مراکز استان ها ، در دانشگاه تهران بر گزار می شود ، غیر از مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) و مسجد الحرام ، در کجای دنیا بر گزار می شود . یا نماز جماعتی که در حرم امام رضا (علیه السلام) برگزار می شود ، بیش از شصت هزار نفر شركت مي كنند .

شما همین دو مورد را نگاه کنید و در مورد آن قضاوت نمایید .

مردم وقتی می بینند که این شبکه ها ، دروغی به این بزرگی می گویند ، حتی به آیاتی که این آقایان می خوانند هم شک می کنند که واقعا به این آیات اعتقاد دارند یا اعتقاد ندارند ؟!!!

هم چنین در کتاب منهاج السنه خود ، جلد ٧ ، صفحه ٢٢٠ ، باز هم می گوید :

فالرافضة الأمامية هماتباع المرتدينوغلمان الملحدين وورثة المنافقين لم يكونوا أعيان المرتدين الملحدين .

رافضه امامیه ، پیروان مرتدین و نوچه های ملحدین و ورثه منافقین هستند .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ٧ ، ص ٢٢٠

یک زمان یک عرب بادیه نشین سخن می گوید ، ما گلایه از او نداریم . اما یک زمان شخصی که از او به شیخ الاسلام تعبیر می کنند ، این گونه سخن می گوید ، به نظر من قبل از این که توهین به شیعه باشد ، توهین به خود این فرد است . کسی که حرفی برای گفتن داشته باشد ، چنین تعابیر زشت و قبیحی از قلم او تراوش نمی کند .

    بعد از ابن تیمیه ، احسان الهی ظهیر است که ایشان از لیدر های وهابی بوده . کتابی با عنوان الشیعه واهل السنه دارد . اگر به این کتاب نگاه کنیم ، یک سخن درست و صحیح ندارد . هر چه در آن هست ، بهتان روی بهتان و دروغ روی دروغ است .

انه مؤسس الديانة الشيعية كما صرح المورخون وكتاب الفرق والديان

عبد الله سبأ ، بنیانگذار دیانت شیعی است ، مورخین این گونه بیان کرده اند .

عبد الله سبأ به مدینه آمد و سپس به مصر و کوفه و شام رفت . او شهر به شهر می گشت و مردم و به ویژه صحابه را علیه عثمان تحریک می کرد .

بنده خواهم گفت ، این آقایانی که افسانه ای در مورد عبد الله سبأ ساختند ، به قول معروف آمدند ابرو را درست کنند ، چشم را کور کردند .

صحابه ای که به این اندازه بی تدبیرو بی فکر هستند که یک یهودی می تواند آن ها را علیه قتل عثمان تحریک کند یا این که یک یهودی آتش جنگ میان عایشه و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فروزان می کند و به راحتي فريب يك يهودی را می خورند ،توهین به صحابه محسوب می شود .

یا این که بعضی از معاصرین این ها نسبت به ابوذر می گویند : ابوذر تحت تأثیر این یهودی قرار گرفت و دین مزدکی را احیاء کرد . یا نسبت به عمار (ره) تعابیر زشتی را به کار می برند که اگر یک صدم این توهین ها را کسی به مقدسات اهل سنت و عمر و ابابکر و خالد ، نسبت دهند ، صدای آقایان به آسمان می رسد .

از طرف دیگر ، عبد العزیز دهلوی هم در تحفه اثنی عشریه ( که در تحفه سبابیه و فحشیه است ) صفحه ٨ و ٩ و ٩٩ به صورت مفصل بیان می کند که عبد الله سبأ چه کار هایی را انجام داده و از مذهب شیعه با عنوان مذهب بر گرفته از ابلیس ، تعبیر می کند .

واقعا انسان نمی داند که چه بکند ، به بی عقلی این ها بخدد یا به بی سوادی و عنادی که این آقایان دارند ، غصه بخورد !!!

دکتر غفاری هم که از معاصرین وهابیت است ، در کتاب اصول مذهب الشیعه اثنی عشریه ، جلد ٢ ، صفحه ٧٩٠ چرندیاتی را بیان کرده است :

برای اولین بار عبد الله سبأ ، امامت و وصایت را و وجوب آن و هم چنین برائت از صحابه را مطرح کرد . در ادامه هم آدرس هایی را از کتاب ملل و نحل بیان می کند .

دکتر غفاری ، اصول مذهب الشیعه اثنی عشریه ، ج ٢ ،ص ٧٩٠

این در حقیقت نوع نگرش وهابی ها و بعضی از علمای اهل سنتی که فریب وهابیت را خوردند ، این مطالب را در کتاب هایشان ، مطرح می کنند ، بدون این که به عواقب گفته های خود واقف باشند .

مجری :

حضرت استاد !انگیزه اساسی وهابیت از ساختن و جعل داستان عبد الله بن سبأ چیست ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

این سؤال نکته اساسی است که باید آن را باز کنم و قبل از آن از عزیزان اهل سنت پوزش می خواهم . بنده برای روشنگری مطالبی را بیان می کنم که از بیان آن ها ، قصد جسارت و توهین به آن ها را ندارم .

این که آقایان قضیه عبد الله سبأ را مطرح کرده و این چنین در مورد آن در شبکه های ماهواره ای خود ، مسائل عبد الله سبأ را مطرح می کنند و هر جا که به بن بست خوردند و نتوانستند پاسخی ارائه دهند ، قضیه عبد الله سبأ را باز گو می کنند .

آنچه که ما در نقد کتاب غفاری ، در کتاب نقد اصول مذهب شیعه اثنی عشریه که بنده نوشتم و محصول عمر بنده است ، به صورت مفصل بیان کردم .

دوستان می توانند این کتاب را از سایت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) بگیرند که ما ترجمه جلد اول را هم در سایت قرار دادیم .

در این کتاب بنده ، چند انگیزه را بیان کردیم .

انگیزه اول : این آقایان می دانند که اندیشه شیعه در موضوع امامت و عصمت ، بر گرفته از کتاب و سنت است . اگر چنانچه شیعه معتقد به امامت و عصمت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و فرزندان گرامشان هستند ، آیات متعدد از قرآن و سنت صحیحه و بلکه متواتره ، در کتب شیعه و سنی ، برای امامت و عصمت،استدلال کردند .

نکته دوم این که ، شیعه از ابتدا خلافت شیخین نشده و در این مسأله هیچ شک و شبهه ای در آن نیست . نه صدیقه طاهره (سلام الله علیها ) و نه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تسلیم خلافت شدندو نه دیگر ائمه (علیهم السلام) .

شیعه برای این مسأله ، دلیل و برهان دارد و بدون دلیل و از روی لجاجت،این سخن را ميگوید . ما در جلسات گذشته از منابع اهل سنت ثابت کردیم که خلافت ابوبکر نه یک دلیل قرآنی دارد و نه دلیلی از سنت و نه اجماعی در مورد آن وجود دارد . هم چنین نسبت به عمر بن خطاب و شورایی که آن ها را انتخاب کردند .

این دو قضیه یعنی استناد امامت و عصمت به قرآن و سنت ، و عدم خلافت قبول شیخین ؛ به علت این که مستند به قرآن و سنت و اجماع و عقل نیست ، شیعه بر این عقیده است که اصلا در باره امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آیه و روايتيهم نداشتیم، ما بودیم و عقل خودمان ، که ببینیم پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، خلافت را در اختیار مردم قرار داده بود ، مردم چه کاری را انجام می دادند ؟مردم در همه انتخاب ها به دنبال بهترین اصلح هستند تا او را انتخاب کنند .

الان در تمام دنیا ، هر کس که در انتخابات شرکت می کند ، ملاک ها و برنامه ها و فضائل خود را بیان می کند . مردم هم از بین چند کاندیدی که شرکت کرده اند ، اصلح را انتخاب می کنند .

اساسا ما باید ببینیم که در مقایسه آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)با ابوبکر و عمر ،آیا این ها در علم یا در عدالت یا در شجاعت یا در چه چیز دیگری می توانند برابری کنند ؟ ان شاء الله ما قول می دهیم که یک یا دو برنامه را به ادله عقلی امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) اختصاصدهیم و آن ها را مطرح کنیم . مردم هم در این مورد قضاوت کنند . ما هیچ دلیلی از قرآن و سنت هم که نداشته باشیم ، عقل و وجدان اقتضاء می کند که با وجود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، میدان برای کسی که بخواهد در منصب خلافت بنشیند ، باقی نمی ماند .

آقایان می بینند که ایندومسأله يعني مستند بودن امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به قرآن و سنت و عدم وجود دلیل برای خلافت شیخین ، باعث شده كه جوانان اهل سنت و جوانان وهابی ، به سمت مذهب شیعهجذب شوند .

همین آقای غفاری که کتابش به عنوان یک کتاب نمادین شده ، در جلد اول ، صفحه ٩ یا ١٠ می گوید : هر کس کتاب نجد را بخواند ، می بیند که بعضی از قبائل به اجمعهم ، شیعه شده اند . به همین دلیل باعث شده که مذهب شیعه را زیر سؤال برده و کسی را پیدا کنند که بگویند : ایها الناس ! مذهب شیعه ای که این همه جوان ها ، به سمت آن کشیده می شوند ، از کتاب و سنت ، اساس و ریشه ای ندارد ؛ بلکه مؤسس مذهب شیعه ، یک یهودی بوده است .

انگیزه دوم : از به وجود آوردن شخصیت عبد الله سبأ ، قضیه اختلافاتی است که در میان صحابه بوده است . از مشاجرات ، محابرات و کشت و کشتار هایی که بعد از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) میان صحابه ایجاد شده که گاهی بر آن برچسب ارتداد زدند ، مثل افرادی که در مقابل ابوبکر مقاومت کردند و گفتند : ما به ابوبکر ، زکات نمی دهیم ؛ چون خلافت او را قبول نداریم .

آقایان به این ها ، برچسب ارتداد زدند و به نام جنگ رده ، هزاران نفر را قتل عام کردند .

پس مستند بودن عقاید شیعه به کتاب و سنت و عدم استناد عقائد اهل سنت یا وهابیت به کتاب و سنت ، باعث می شود که جوان ها به طرف مذهب شیعه کشیده شوند .

حتی ابن حجر هیثمی ، متوفای ٩٧٤ هـ است که می گوید : مکه و اهل آن جوان ها ، شیعه می شوند . من کتاب صواعق المحرقه را می نویسم که در مقابل این جریان شیعه شدن اهل سنت را بگیرم .

بنده حدود چهار سال قبل که به مکه رفته بودم ، در شب میلاد باسعادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) در منزل یکی از دوستان در مکه حضور داشتیم، در میان هشتاد نفر اهل سنت ،تعدادی از جوانان های وهابی که شیعه شده بودند ، در آن مجلس بودند و این مجلس یکی از بهترین شب های عمرم بود که یکی از همین جوان ها که دانشجوی دانشگاه ام القرای مکه و از فرزندان مقامات برجسته دولت عربستان سعودی بود ، چند شعر در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و امام حسن محتبی (علیه السلام) خواند که اشک هم را در آورد .

واقعا اگر قرن بیست و یکم را ، قرن گسترش شیعه و قرن رویکرد تحصیلکردگان به مذهب شیعه است ، مبالغه نکرده ایم . البته ما به دنبال یار گیری نیستیم ؛ اما الان قرن نمایان کردن مظلومیت اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است . یک عمر به این ها حقیقت را نگفته اند .

الان الحمد لله رب العالمین ، در شبکه های ماهواره ای شیعه به زبان های مختلف ، این حقایق را مطرح می کنند ، جوان ها بیدار می شوند ، تحصیل کرده ها تحقیق و بررسی می کنند و بعد از این که حق برای آن ها روشن شد ، آن را می پذیرند .

انگیزه سوم ، ما می دانیم که بعد از نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) ، از همان سقیفه اختلافی میان صحابه ، ایجاد شد که نمونه هایی از آن را نقل کردیم ، باز هم نقل می کنیم که وقتی سعد بن عباده ، رئیس انصار ، به زبان خلیفه دوم متهم به نفاق متهم شد ،اقتلوا سعدا فانه منافق. کار کوچکی نیست . حباب بن منظر را می زنند و دندانش را خرد می کنند و دیگر قضایا که از همان جا اختلاف شروع شد .

جنگ رده که در حقیقت ، جنگ علیه مسلمان ها بود . مالک بن نویره پشت سر خالد بن ولید ، نماز جماعت می خواند و بعد ها او را به نام مرتد ، می کشند و با همسرش زنا می کنند . این ها از فجایعی بود که خالد بن ولید آن را به وجود آورد . کسی که به او سیف الله می گفتند . این صفات که برای خالد بن ولید ، نام می برند ، صفاتی است که دودمان بنی امیه به این ها داده اند . وگرنه صحابه ای که این طور هتاک باشد که نماینده پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در قبیله ای بکشد و با همسرش زنا کند ، سیف الشیطان است نه سیف الاسلام . آقایان با چه دلیلی از این افراد دفاع می کنند ؟!!!

از طرف دیگر ، در قضیه قتل عثمان ، صحابه دخالت می کنند . عباراتی را که ما خواندیم از ابن اثیر ، تاریخ طبری و دیگران نقل کردیم که صحابه ، نامه نگاری می کنند و آن ها را به مدینه می کشانند .شخصیت های برجسته ای از صحابه در قتل عثمان شرکت می کنند . در قضیه جنگ جمل و جنگ صفین و جنگ نهراوان هم خود صحابه ، به جان هم می افتند و کشت و کشتار به راه انداختند .

از طرف دیگر ، آقایان اهل سنت از اهل بیت (علیه السلام) ، دست کشیده اند . اهل بيتي كهپیامبر (صلی الله علیه و آله) آن ها را ،عدل قرآن قرار داده و تمسک به کتاب و اهل بیت (علیهم السلام) را تنها عامل هدایت و تنها وسیله ایمن شدن از ضلالت دانسته ، از آن ها دست کشیده و سراغ صحابه رفته اند . صحابه هم که چنین سابقه ای دارند که به جان یکدیگر افتاده و قتل دیگریرا واجب دانسته و یکدیگر را منافق خطاب می کنند و یکدیگر را لعن می نمایند .

این ها باید چه کاری انجام دهند ؟ خودشان هم نمی دانند برای این کار چه راه حلی ، پیدا کنند .

آقای سعد الدین تفتازانی که از استوانه های علمی اهل سنت و متوفای ٧٩١ هـ ، است ، با صراحت می گوید :

انما وقع بين الصحابة من المحاربات والمشاجرات علي الوجه المستور في كتب التواريخ والمذكور علي السنة الثقات يدل بظاهره علي ان بعضهم قد حاد ان طريق الحق وبلغ حد الظلم والفسق و كان الباعث الحقد والعناد والحسد واللداد وطلب الملك والرئاسة

آن چه بین صحابه از جنگ ها و درگیری ها ، اتفاق افتاده و در کتاب های تاریخ و از زبان افراد ثقه ، مطرح شده ، دلالت بر این دارد که بعضی از صحابه از طریق حق ، جدا شده و از آن فاصله گرفته و به حد ظلم و فسق رسیده اند . ( یعنی ظالم و فاسق شده اند ) .

علت این جنگ ها و درگیری ها ، به خاطر حسد ها و عناد ها و دشمنی هایی که با هم داشتند و ریاست طلبی هایی که در وجود صحابه بوده است .

تفتازانی ، شرح مقاصد ، ج٥ ، ص ٣١٠

حال برای این که اختلافات صحابه را مخفی و برای آن سرپوشی قرار دهند ، می گویند : صحابه ، انسان های خوبی بودند که فردی به نام عبد الله سبأ آمد و بین آن ها اختلاف ایجاد کرد و آن ها را علیه عثمان تحریک کرد و لشکریان علی بن ابیطالب (علیه السلام) را علیه لشکریان عایشه و لشکریان عایشه را علیه لشکریان علی بن ابیطالب (علیه السلام) تحریک نمود .

این توجیهات در حقیقت ، توهین به صحابه است که آقایان مطرح می کنند . یعنی صحابه تا این اندازه ساده بودند که یک یهودی که آقایاندر اسم ، محل تولد ، پدر و مادر و این که از کجا آمده ، مشخص نیست ، باز یچه دست خود قراد دهد ، آیا این صحابه ، صلاحیت برای مرجعیت دینی و سیاسی دارد ؟

این مطلب کاملا واضح و روشن است که بنده برای تأیید این مطلبی که بیان کردم ، سخن یکی از اساتید دانشگاه اسکندریه مصر ، جناب دکتر احمد محمود صبحی (اکثر اهل سنت با آثار قلمی ایشان آشنا هستند) را بیان کنم . ایشان زمانی که به اختلافات و درگیری هایی که در میان صحابه بوده ، می رسد ، می گوید : تاریخ اسلام ، شاهد یک سری حوادث تلخ و ناگوار مثل قضیه کشتن عثمان ، جنگ جمل بوده.

وقد شارك فيها كبار الصحابة وزوجة الرسول وكلهم يتفرقون ويتحاربون ...

لابد عن تلقي مسئولية هذه الاحداث الجسام علي كاهل احد ...

هو الذي اثار الفتنة التي عدت لقتل عثمان ، هو الذي حرز الجيشين يوم الجمل من حين غفلة من علي وطلحة وزبير

ولكن اليس عجبا ايضا ان يبعث دخيل في الاسلام كل هذا الابد

در قضیه جنگ جمل ، کبار صحابه و همسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند . (در یک طرف امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و ابن عباسو عمار و عثمان بن حنیف و دیگراناست و در طرف مقابل طلحه و زبیر و عایشه است ) این ها همه در برابر هم ایستاده و با یکدیگر می جنگند و قتل یکدیگر را بر خود لازم می دانند .

این حوادث باعث می شود ، وجدان یک مسلمان تکان بخورد که چه اتفاقی افتاده تا کبار صحابه به جان هم بیافتند و قتل یکدیگر را واجب می دانند .

مورخین به دنبال این بودند که این حوادث تلخ را به گردن کسی بیاندازند و عبد الله سبأ هم برای این قضیه ، قهرمان خوبی بود که گفتند : عبد الله سبأ بود که زمینه سازی قتل عثمان را فراهم کرد . عبد الله سبأ بود که دو سپاه علی بن ابیطالب (علیه السلام ) و سپاه عایشه را به جان هم انداخت. علی بن ابیطالب (علیه السلام) وطلحه و زبیر ،غافل بودندو متوجه نشدند که چنین کاری را کرده .

آیا واقعا این شگفت آور نیست ، انسانی که به تازگی مسلمان شده ، چنین حرکاتی را در میان صحابه ایجاد کند و چنین حوادث ناگواری در تاریخ سیاسی و اعتقادی اسلام ، به وجود آورد . بزرگان صحابه هم فقط نظاره گر و تماشاچی باشند .

دکتر احمد محمود صبحی ، نظریه الامامه ، ص ٣٩

انگیزه چهارم برای ساختن عبد الله سبأ این است که آقایان وقتی این هم اختلاف و درگیری و کشت و کشتار در میان صحابه را دیدند ، مسئولیت آن را بر گردن عبد الله سبأ انداختند . از طرف دیگر ، وقتی دیدند در کتاب هایشان مطالبی در مذمت صحابه و کشت و کشتاری که در میان آن ها اتفاق افتاد ، نقل شده که هر جوانی این قضایا را بخواند ، متنبه شده و نسبت به صحابه و حتی تاریخ اسلام و نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) بدبین می شود که حضرت ، بیست و سه سال زحمت کشید ؛ اما بعد از خودش ، فارغ التحصیلان دانشگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) این گونه به جان هم افتادند . به همین دلیل گفتند که ما باید تلاش کنیم ، تمام مطالبی را که بر علیه صحابه است یا از کتاب های تاریخی محو کنیم یا اگر این کار را نمی توانیم انجام دهیم ، کار های آن ها را توجیه کنیم .

همان تعبیری که آقای تفتازانی بیان می کند که صحابه ، جنگ ها و مشاجراتی داشتند . به طوری که به ظلم و فسق رسیده ، بعد از آن می گوید :

الاان العلماء لحسن ظنهم باصحاب رسول الله ’ ذكروا له محامل وتأويلات سونا لاعقائد المسلمين عن الظلل والضلالة في حق كبار الصحابة سيما المهاجرين منهم والانصار

علمای ما برای این اختلافات و مشاجرات میان صحابه ، توجیهات و محاملی را درست کردند تا موجب گمراهی جامعه نشوند . دیدند زمانی که جوان ها این تاریخ را بخوانند ، به صحابه و اسلام و نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) بدبین می شوند . لذا توجیهاتی را بیان کردند که عایشه ، طلحه و زبیربرای خونخواهی عثمان آمده بودند .

حال سؤال این است که عایشه ، طلحه و زبیر ، ولی دم عثمان بودند ؟!!! عثمان را در مدینه کشتند ، چرا این فتنه را در بصره به راه انداختند ؟!!!

می گویند : این ها اجتهاد کردند . حال که اشتباه شده ، خداوند به آن ها پاداشی می دهد . آقای ابن حجر مکی در صواعق المحرقه ، جلد ٢ ، صفحه ٦٢٢ صراحتا می گوید :

بر ما واجب است که منازعات و محاربات و مشاجراتی که در میان صحابه بوده را به نوعی توجیه نموده و برای آن ها محمل شرعی درست کنیم . نه تنها آن ها را از عدالت خارج نکنیم ؛ بلکه برایشان ثوابی هم درست کنیم .

ابن حجر مکی ، صواعق المحرقه ، ج ٢ ، ص ٦٢٢

آقای احمد بن حنبل در کتاب طبقات الحنابله ، جلد اول ، صفحه ٢٠ و هم چنین کتاب السنه ابن ابی عاصم، صفحه ٧٨ ، نقل می کند :

والكف عن ذكر مساويهم والخلاف الذي شجر بينهم

واجب است که ما از بیان اختلافی که میان صحابه بوده ، خود داری کنیم .

احمد بن حنبل ، طبقات الحنابله ، ج ١ ،ص٢٠

ابن ابی عاصم ، السنه ، ص ٧٨

جالب این است که آقای ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء ، جلد ١٠ ، صفحه ٩٢ بیان می کند :

وفيما بايدينا وبين علماءنا ، فينبغي ...؟؟ واخفاءه واعدامه لتصفي القلوب

هر چهدر کتاب ها و بین علمای ما از اختلاف صحابه بیان شده ، واجب است که این ها را به دور انداخته و آن ها را مخفی کنیم تا مردم از آن خبری نداشته باشند یا این که آن را بسوزانیم و معدوم کنیم تا قلوب مسلمین نسبت به صحابه باصفا شود .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ١٠ ، ص ٩٢

آقایان بزرگوار ! مگر شما کتمان علم را از گناهان کبیره نمی دانید ؟

واقعا انسان از دیدن این مطالب در کتاب های اهل سنت ، آن هم از شخصیت های مثل ذهبی ، احمد بن حنبل و تفتازانی ، تعجب می کند .

لذا برای توجیه این قضایا ، چهار انگیزه داشتند : یکی این که صحابه انسان های خوب و ساده ای بودند که عبد الله سبأ یهودی ، میان صحابه را به هم زد .

مجری :

بنده در تأیید سخن شما ، به یکی از دانشجویان اهل سنت عرض کردم که چرا تاریخ اهل سنت را نمی خوانید تا بدانید که صحابه چه کارهایی انجام داده اند ؟ آن دانشجو گفت : علمای ما اصلا این کار را اجازه نمی دهند و می گویند :نباید هیچ مطالعه ای در مورد صحابه داشته باشید .

سؤال دیگری که از شما داریم مربوط به بحث اختلاف میان صحابه است که شیعه قائل به آن است . آیا این اختلاف در کتب صحاح و معتبر اهل سنت و در قرآن هم به این مسأله اشاره شده است یا خیر ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

یکی از دوستان گفتند : اگر این آقایان بخواهند مطالبی را که در مذمت صحابه بیان شده را از بین ببرند ، باید از قرآن شروع کنند نه از کتب شیعه یا از کتاب های خودشان .

در سوره توبه آیه ٢٥ در رابطه با جنگ حنین ، خداوند عالم به صراحت صحابه را مذمت کرده :

لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍوَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ.توبه / ٢٥

... شما از جنگ فرار کردید .

فرار از جنگ از گناهان کبیره است که بزرگان بر این مسأله تأکید دارند . سیره حلبی ، جلد ٩ ،صفحه ١٠٩ می گوید :

در جنگ حنین ده هزار صحابه بودند که از این تعداد ، بیشتر از ده یا دوازده نفر ، در اطراف پیامبر (صلی الله علیه و آله) باقی نمانده بودند .

پس شما این مطلب را هم از بین ببرید ؛ چون کسی که این آیه را می خواند ، می پرسند این ده هزار جمعیت چه شد ؟ همه فرار کردند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به تعداد کمی از صحابه از جمله امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و عباس و پسرش بودند، تنها گذاشتند .

شما با این آیه چه می کنید ؟ !!!

از این بالاتر ، هر مسلمانی که قرآن می خواند ، زمانی که به سوره جمعه می رسد ، به این آیه بر خورد می کند :

وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَاوَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ. جمعه / ١١

پیامبر ! تو را که در خطبه نماز جمعه روی منبر ایستادی ، تنها رها کردند و به دنبال لهو و لعب و تجارت رفته اند .

هر کس این قرآن را بخواند ، هیچ شکی نیست که صحابه را ذم می کنند . جالب این است که آقای بخاری در صحیح خود ، جلد ٦ ، صفحه٦٣ ، حدیث ٤٨٩٩ در تفسیر سوره جمعه می گوید :

عن جَابِرِ بن عبد اللَّهِ رضي الله عنهما قال أَقْبَلَتْ عِيرٌ يوم الْجُمُعَةِ وَنَحْنُ مع النبيeفَثَارَ الناس إلا اثْنَيْ عَشَرَرَجُلًا

از جابر بن عبد الله انصاری نقل شده که می گفت : قافله ای از شام رسید . پیامبر (صلی الله علیه و آله ) در حال خطبه نماز جمعه بود (خطبه نماز جمعه به جای دو رکعت نماز است ) . تمام مسلمان ها ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در مسجد رها کردند و سراغ تجارت و لهو و لعب رفتند ، الا دوازده نفر کسی در مسجد باقی نماند .

صحیح بخاری ، ج ٦ ، ص ٦٣ ، تفسیر سوره جمعه

ما از این آقایان سؤال می کنیم ، شما اگر نماز جمعه می خوانید ، فرضا هزار نفر برای نماز جمعه آمده ، از این هزار نفر ، ده نفر می مانند و بقیه همه می روند . شما بر این کار چه نامی می گذارید ؟

آیا شما با آن ها موافق هستید و آن ها را به خاطر این کارشان تشویق می کنید یا این که مذمت می نمایید ؟ آقایان باید روی این مسائل فکر کرده و پاسخ دهند .

این دو آیه ای که بنده قرائت کردم ، از مصادیق بارز مذمت صحابه است ؛ چون هر کس قرآن را بخواند ، از خود سؤال می کند که این صحابه درک و شعورشان در حدی نبوده که در حال نماز و خواندن خطبه توسط رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، مسجد را برای تجارت و لهو و لعب ترک کنند ؟!!!

آقایان این دو آیه را چه می کنند ، آیا آن ها را هم از بین می برند ؟ یا این که اجتهاد کرده و گفته بودند : فعلا تجارت و لهو و لعب ، بهتر از سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) است ؟!!! غیر از این نمی توان توجیه دیگری پیدا کرد .

ما آیات دیگری را هم در مذمت صحابه داریم ، آل عمران ، آیه ١٥٤ ، احزاب آیه ١٠ تا ١٢ و در رابطه با هفتاد نفر در قضیه خندق می فرماید :

هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَوَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا. احزاب / ١١

به نظر شما ، زلزالا شدیدا ، در مورد یهودی ها ، مسیحی ها یا منافقین است یا این که طبق تعبیری که جناب قرطبی در تفسیر خود ، جلد ١٤ ، صفحه ١٤٧ دارد و می گوید :

این آیه در حق هفتاد نفر از صحابه در جنگ خندق نازل شده است .

تفسیر قرطبی ، ج ١٤ ، ص ١٤٧

یا این که در سوره حجرات ، آیه ٦ می فرماید :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍفَتَبَيَّنُواأَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ. حجرات / ٦

اگر فاسقی برای شما خبری آورد ، تبین کنید .

تبین کنید که این فاسق کیست ؟ آیا غیر از ولید بن عقبه صحابی است ؟!!! اگر دروغ است که آقایان آن را از زیباترین تفاسیر می دانند ، همین تفسیر قرطبی ، جلد ١٦ ، صفحه ٣١٦ ، تفسیر ابن کثیر ، جلد ٤ ، صفحه ٢٢٣ صراحت دارد که ان جاءکم فاسق بنبإ ، آقای ولید بن عقبه است .

از این واضح تر که قرآن صحابه را به عنوان فاسق معرفی می کند .

بازه هم در سوره توبه ، آیه ٧٥ تا ٧٧ در مورد ثعلبه بن هاتب؟؟، از بدریون صحابه است که در تفسیر ابن کثیر ، جلد ٢ ، صفحه ٣٨٨ می گوید :

خدای عالم از این شخص در این سوره ، تعبیر نفاق می کند .

وَمِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آَتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ (٧٥) فَلَمَّا آَتَاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ (٧٦)فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًافِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ. توبه / ٧٥ تا ٧٧

همین صحابه ای که عهد کرده بود ، اگر خداوند به آن ها کرم کند ، در راه خدا ، انفاق می کنند .

ما در رابطه با مذمت صحابه ، ده ها آیه داریم . در صورتی که آقایان فقط دو آیه می دانند :

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ.توبه/ ١٠٠

گویا این آیاتی که ما خواندیم ، مربوط به قرآن نیست . آقایان که می خواهند مطالب مربوط به مذمت صحابه را از کتاب ها جمع کنند ، حداقل باید بخشی از آیات قرآن را هم حذف کنند .

ثانیا در صحیح بخاری و صحیح مسلم ، این همه عبارت در مذمت صحابه است . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در قضیه فتح مکه ، در حالی که روزه بودند ، با صحابه از محل سکونت خود خارج می شوند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : مسافر باید روزه خود را بخورد . صحابه مقاومت کردند و روزه خود را نشکستند . پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود :

اولئک العصاة ، اولئك العصاة

این ها معصیت کار هستند ، این ها معصیت کار هستند .

عبارتی از این واضح تر در مذمت صحابه وجود دارد ؟ !!! اگر کسی صحیح مسلم و صحیح بخاری را بخواند ، از خود نمی پرسد این صحابه در سال هشتم و در فتح مکه که ٢١ سال از رسالت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گذشته ، در مقابل سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که می فرماید : روزه خود را بشکنید ، مقاومت می کنند .

یا این که در آخرین لحظات حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که می فرمایند : کاغذ و قلمی بیاورید ، صحابه می گویند :فقال هجروا رسول الله، یا این که می گویند :ان رجل ليهجر .

یا این که در همین صحیح بخاری ، جلد ٨ ، حدیث ١٥٨٤ نقل شده :

عایشه از پیامبر (صلی الله علیه و آله) می پرسد : یا رسول الله ! آیا هجر اسماعیل ، جزء بیت الله است یا خیر ؟ می فرمایند : بله ، جزء بیت است . می گوید : چرا داخل بیت نمی کنید ؟ حضرت می فرمایند :

لولا ان قومک حديث عهدهم بالجاهلية ، فاخاف ان تنكر قلوبهم

نه این که قوم تو تازه از جاهلیت خارج شده اند و آثار جاهلیت در ذهن آن ها وجود دارد ، می ترسم اگر هجر ابراهیم را داخل بیت کنم ، این ها از اسلام خارج شوند .

صحیح بخاری ، ج ٨ ، ح ١٥٨٤

در این جا منظور از قوم عایشه ، چیست ؟ قضیه چیست که پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین سخنی را بیان می فرمایند ؟

در صحیح مسلم ، جلد ٤ ، صفحه٩٨ ، حدیث ٣١٣٣ می گوید :

ن عَائِشَةَ زَوْجِ النبيeأنها قالت سمعت رَسُولَ اللَّهِeيقول لَوْلَا أَنَّ قَوْمَكِ حَدِيثُو عَهْدٍ بِجَاهِلِيَّةٍأو قال بِكُفْرٍ...

رسول خدا ﴿صلی الله علیه و آله ﴾ به عایشه گفتند : هنوز از قوم تو ، آثار کفر از بین نرفته .

صحیح مسلم ، ج ٤ ، ص ٩٨ ، ح ٣١٣٣

آیا این مطالب در مذمت صحابه نیست ؟ باید این مطالب را هم از کتاب های خود حذف کنید . در حالی که به ما اعتراض می کنند که شما در کتاب های خود می گویید :

ارتدّ الصحابةبعد رسول الله الا اربعة

وبه صورت مرتب در شبکه های خود نمایش می دهند که مذهب شیعه یعنی این که تمام صحابه را مرتد می دانند ، غیر از چهار نفر .

نستجیر بالله ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عرضهنداشت که صحابه خود را تربیت کند و جز چهار نفر همه از دین خارج شده اند . اگر چنانچه در کتاب های شیعه چهار نفر را نگه داشته اند ، در کتاب های شما همین چهار نفر را هم مصون نداشته اند . شما به روایتی که ابن کثیر دمشقی سلفی در کتاب البدایه و النهایه ، جلد ٦ ، صفحه ٣٣ نقل می کند :

عن عائشة قالتلما قبض رسول الله ارتدتالعرب قاطبة وأشربت النفاق

از عایشه نقل شده که گفت : وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از دنیا رفتند ، همه عرب دسته جمعی مرتد شدند و نفاق در میان صحابه جا گرفت .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج ٦ ، ص ٣٣

یا این که در صحیح بخاری ، حدیث ٦٥٨٧ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مورد اصحاب حوض نقل می کنند :

فردای قیامت اصحاب مرا به سمت آتش جهنم می برند . می پرسم این ها را کجا می برید ؟

می گویند :الی النار والله، به طرف آتش جهنم می بریم . می گویم :و ما شأنهم؟ این ها چه گناهی کرده اند ؟ خطاب می آید : یا رسول الله !انهم ارتدّ بعدک، بعد از این که از دنیا رفتی ، این ها مرتد شدند و به دوران جاهلیت بر گشتند .

بعضی ها می گویند : شاید اصحاب رده باشند .

اما در ذیل روایت است که این ها را به سمت آتش می برند ، به سمت آتش می برند :فلا اراهيخلص منهم الا مثل حمل النعم، جز تعداد اندکی از صحابه ، همگی وارد جهنم می شوند .

صحیح بخاری ، ج ٧ ، ص ٢٠٧ ، ح ٦٥٨٧ ، کتاب الرقاب ، باب فی حوض

یکی از علمای اهل سنت می گفت : ای کاش بخاری و مسلم این حدیث حوض را نیاورده بودند .

اگر قرار است آقایان آن چه در مذمت صحابه است ، رد کنند و به تعبیر آقای ذهبی یجب ؟؟؟ اخفاؤه بل اعدامه ، واجب است که این ها را مخفی کنیم و نباید به گوش مردم برسد که به صحابه بدبین شوند ؛ پس آیات قرآن و روایاتی که در صحیحین بیان شده ، را هم باید تجدید نظری داشته باشند .

مجری :

حضرت استاد ! این وهابی ها که اصرار دارند ، این مطالب نادرست را در مورد صحابه نباید بیان کرد و باید آن ها را حذف کنیم ، آیا خودشان نسبت به عایشه که این همه حساسیت دارند ، گویی پیامبر (صلی الله علیه و آله) هیچ همسر دیگری نداشته و فقط ام المؤمنین ، فقط عایشه بوده ، مطالبی را در مورد ایشان بیان کرده اند یا خیر ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده در این جا می خواهم نظر مراجع عظام تقلید را به صورت رسمی اعلام کنم که هر گونه اهانت به زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و بلکه به زنان پیامبران ، اهانت به خود پیامبران است . هر کس در این زمینه ، جمله ای بگوید ، ما آن را اهانت به رسول الله می دانیم .

بنده چند سال قبل بحث داشتم ، یک نفر گفت : من نمی خواهم عایشه ، مادرم باشد . بنده غوغا به پا کردم و آن شخص را وادار کردم که رسما از اهل سنت ، عذر خواهی کرد .

این آقایانی که تازه به این شبکه ها آمدند و شروع به اهانت و جسارت به برنامه های ما می کنند ، مثل این که این قضایا را فراموش کردند . ما در مقابل اهانت به زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حتی همه پیامبران را با قاطعیت ایستاده ایم ؛ اما شما توجه کنید و ببینید که اهانت به عایشه در کتاب های شما بیشتر است یا در کتاب های شیعه ؟

در صحیح بخاری ، حدیث ٧٣٧٠ صراحتا از قول پیامبر (صلی الله علیه و آله) می گوید :

مردم نظر شما نسبت به قومی که به خانواده من فحش می دهند ،

این افرادی که به ناموس پیامبر (صلی الله علیه و آله) فحش و نسبت زنا می دادند ، چه کسانی بودند ؟آیا آن ها هم عبد الله سبأ بودند ؟ این آقایان که می گویند عبد الله سبأ در زمان عثمان مسلمان شده . پس عبد الله سبأ در آن جا نبوده که به گردن او بیاندازند .

در صحیح بخاری ، حدیث ٤١٤١ می گوید :

افرادی که نسبت زنا به عایشه دادند ، آقای حسان بن ثابت ، شاعر بزرگ زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، مسطحه بن اثاثه پسر خاله ابوبکر ، ( ابن کثیر می گوید : یا پسر خاله ابوبکر بوده یا خواهر زاده او بوده .) حمنه بنت جحشکه از صحابیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) است .

آقایان عبد الله بن ابی را هم جزء این افراد دانسته اند که ما کاری به او نداریم .

صحیح بخاری ، ح ٤١٤١

حال از آقایان می پرسیم که این سه نفر یهودی ، منافق و از دار و دسته عبد الله سبأ است ؟

جالب این است که قرطبی می گوید :

المشهور من الاخبار والمعروف عند العلماء ، ان الذي حدّحسان بن ثابت ، مسطحة بن اثاثة و حمنة بنت جحش فلم يسمع بحد لعبد الله بن ابي انما لم يحد عبد الله بن ابي لان الله تعالي قد اعد له في الآخرة عذاب عظيما .

مشهور و معروف بين علما اين است، کسانی که به خاطر نسبت زنا به عایشه ، حد خوردند ، حسان بن ثابت ، مسطحه بن اثاثه و حمنه بود و شنیده نشد که عبد الله بن ابی هم حد بخورد . چون برای عبد الله بن ابی ، سرکرده منافقین ، روز قیامت ، خداوند عذاب عظیمی را در نظر گرفته . اگر در دنیا حد خورده می شد ، از عذاب آخرتش کم می شد . به همین دلیل عبد الله بن ابی را حد نزدند .

تفسیر قرطبی ، ج ١٢ ، ص ٢٠١

نکته دوم این که بنده شرم می کنم از محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیان کنم ؛ اما مجبور به بیان آن هستم . در صحیح بخاری آمده : یکی از کسانی که به عایشه نسبت به مسائل فحشا ،بدبین بود ، خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بوده است .

يا عَائِشَةُ فإنه قد بَلَغَنِي عَنْكِ كَذَا وَكَذَا فَإِنْ كُنْتِ بَرِيئَةً فَسَيُبَرِّئُكِ الله وَإِنْ كُنْتِ أَلْمَمْتِ بِذَنْبٍ فَاسْتَغْفِرِي اللَّهَ وَتُوبِي إليهفإن الْعَبْدَ إذا اعْتَرَفَ بِذَنْبِهِثُمَّ تَابَ إلى اللَّهِ تَابَ الله عليه ...

این عایشه به من گفتند که تو کار های بدی انجام دادی . اگر این کار را انجام نداده باشی ، خداوند تبرئه می کند و اگر مرتکب فحشا شده باشی ، استغفار کن و به خدا عالم توبه کن . اگر بنده ای توبه کند و به گناه خود اعتراف کند ،خداوند توبه او را می پذیرد .

صحیح بخاری ، ج ٣ ، ص ١٥٦ ، ح ٢٦٦١ کتاب الشهادات ، باب پانزدهم

صحیح بخاری ، ج ٥ ، ص ٥٩ ، ح ٤١٤١

صحیح مسلم ، ج ٨ ، ص ١١٦ ، ح ٢٩١٤

در این جا نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) خودش بدبین است و عملا می گوید : عایشه اگر این کار را کرده ای ، توبه کن .

آیا این جسارت به خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیست ؟ آیا این قضیه ، اهانت به عایشه نیست ؟

جالب این است که آقای ابن حجر الممت را معنا می کند :

و إن كنت قارفت سوءا فتوبي إلى الله

عایشه اگر این کار بد را کرده ای ، توبه کن .

ابن حجر ، فتح الباری ، ج ٨ ،ص ٣٦٤

آقای عینی می گوید :

وقال الكرماني : أي : فعلت ذنباً ، مع أنه ليس من عادتك . قولها : ( فإن العبد إذا اعترف بذنبه تاب الله عليه ) ...

کرمانی گفته : اگر چنین کار خلاف و فحشایی را بر خلاف عادت مرتکب شدی ، (المم یعنی کسی بر خلاف عادت کاری را انجام دهد ) توبه کن .

عینی ، عمده القاری ، ج ١٣ ،ص٢٣٣

آقای نووی می گوید :

ان کنت الممت بذنب معناه ان كنت فعلت ذنبا

نووي،

در این جا قضیه چیست ؟ از طرف دیگر ، شما می گویید : پیامبر (صلی الله علیه و آله) پشت سر خود را می دیده . بهشت و جهنم شما را هم می بیند ؛ اما این چه پیامبری است که یهشت و جهنم و صف مردم را هم می بیند ؛ اما از اعمالی که همسرش انجام می دهد ، خبر ندارد که می گویند : اگر چنین کاری را مرتکب شدی، توبه کن .

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روزی فرمود : مقداری صف ها را مرتب کنید و بدانید که من همان گونه که مقابلم را می بینم ، پشت سرم را می بینم . سؤال کردند : یا رسول الله ! آیا شما پشت سرت را هم می بینی ؟ فرمودند :

        انی اراکم امامی و من خلفی والذی نفس محمد بيده لو رأيتم ما رايتم ، ما رأيت لضحکت قليلا لفشلتم کثيرا ، وقالوا و ما رأيت يا رسول الله ’ ؟ قال : رأيت الجنة والنار

اگر آن چه را که من می بینم ، شما هم می دیدید ، کم می خندیدید و بسیار گریه می کردید . گفتند : یا رسول الله ! چه می بینید ؟ فرمودند : من بهشت و جهنم را می بینم .

صحیح مسلم ، ج ٢ ، ص ٢٨ ، ح ٨٤٧

عجیب است که یکی از علمای اهل سنت برای این که این روایت را توجیه کند ، می گوید : شاید پیامبر (صلی الله علیه و آله) یک چشم هم در پشت سر خود داشته باشد . یا این که تصویر مردم روی دیوار می افتاد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را می دیدند .

حال از این عالم اهل سنت می پرسیم ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) که بهشت و جهنم را می دیده ، پشت سر خود را هم می بیند ، چه اتفاقی افتاده که نستجیر بالله نمی داندنسبت به همسرش چه اتفاقی افتاده است ؟

از این هم بالاتر ، در صحیح بخاری ، حدیث ٢٦٦١ عایشه به پدر و مادرش اعتراض می کند :

وَلَئِنْ قلت لَكُمْ إني بَرِيئَةٌ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إني لَبَرِيئَةٌ لَا تُصَدِّقُونِي بِذَلِكَ وَلَئِنْ اعْتَرَفْتُ لَكُمْ بِأَمْرٍ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَنِّي بَرِيئَةٌ لَتُصَدِّقُنِّي ...

مردم به من نسبت های زشتی می دهند . اگر من به شما می گویم چنین کاری نکرده ام ، حرف مرا قبول نمی کنید . اگر بگویم چنین کاری کرده ام ، آن را قبول می کنید .

صحيح بخاري، ح ٢٦٦١

آیا این ها توهین به عایشه و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیست ؟ این مطالب در صحیح ترین کتاب های شما بیان شده است . پس اگر قرار بر نابودی این مطالب است ، باید این ها را نابود کنید .

در همان حدیث ٢٦٦١ عایشه نزد مادرش ام رمان می رود و می گوید :

قل ما کانتامرأة قط وضيعة اي جميلة عند رجل يحبها ولها زرائر ؟؟ الا اكثرن عليها

این نسبت های ناروا که به من می زنند ، برای من قابل تحمل نیست . مادرش می گوید : همسران دیگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) به تو حسادت کرده و این سخنان را برای تو ساخته اند .

اگر زنی زیبا باشد و شوهرش او را دوست داشته باشد ، هوو ها بر علیه او کار می کنند . این قضایا را دیگر امهات مؤمنین ساخته اند .

صحیح بخاری ، ح ٢٦٦١

در این دو روایت ، چیزی غیر از اهانت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، به عایشه ، به پدر و مادر عایشه و دیگر امهات مؤمنین ، بیان نشده است . در صورتی که این آقایان وهابی این مطالب را کنار گذاشته و در شبکه های خود دائما می گویند : شیعیان به ناموس پیامبر (صلی الله علیه و آله) اهانت می کنند . اگر ناموس ابلیس بود ، این همه اهانت نمی کردند .

جالب تر این که آلوسی وهابی ، در کتاب تفسیر روح المعانی ، ج ١٨ ، صفحه ١٢٢ تفسیر آیه ١٦ سوره نور می گوید :

ونسب للشيعة قذف عائشة رضي الله تعالى عنها بما برأها الله تعالى منهوهم ينكرون ذلك أشد الإنكاروليس في كتبهم المعول عليها عندهم عين منه ولا أثر أصلا وكذلك ينكرون ما نسب إليهم من القول بوقوع ذلك منها بعد وفات رسول الله’وليس له أيضا في كتبهم عين ولا أثر

به شیعه نسبت می دهند که عایشه را متهم به کار زشت کردند . در حالی که شیعه این را به شدت انکار می کند . از این اتهام عایشه و نسبت ناروا به ایشان ، در کتاب های معتبر شیعه ، اثری نیست . این که بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عایشه کار های زشت انجام داده باشد ، در کتاب های شیعه اثری از آن نیست .

آلوسی ، تفسیر روح المعانی ، ج ١٨ ، ص ١٢٢

این سخن یک وهابی است که می گوید : شیعه از ایناتهام بری است . حال اگر چند نفر تازه به دوران رسیده ، این سخنان را می زنند ، برای شیعه ملاک نیست . ملاک مراجع عظام شیعه است .

تماس بینندگان

بیننده : از اهواز ـ شیعه

بنده برنامه های شبکه ولایت را به صورت مرتب دنبال می کنم که در این خصوص نکاتی را بیان می نمایم . چندی پیش یکی از اهوازی ها با شبکه وهابی تماس گرفته و با زبان عربی ، سخنانی را گفته است .

بنده می خواستم این نکته را بگویم که اهواز و خوزستان به تعبیر مقام معظم رهبری ، دروازه ورود شیعه به ایران است و علاقه مردم به اهل بیت (علیهم السلام) به حدی است که شاید کم نظیر باشد .

در مورد شبهاتی که وهابی ها در این عصر به وجود می آورند ، شاید لطف خداوند باشد که بیشتر علوم اهل بیت (علیهم السلام) و مدرسه اهل بیت (علیهم السلام) که همان شجره طیبهباشد و علوم منحرفین وهابی که مانند شجره اشتدت من فوق الارض باشد . این شبهات باعث می شود که اساتید بزرگواری در شبکه شیعه ، این مطالب را پاسخ دهند و مردم در خصوص آن ها روشن می شود و ان شاء الله زمینه سازی برای ظهور حضرت حجت (علیه السلام) باشد .

چندی قبل ، در یکی از شبکه های وهابی که کارشناس آن از نصابین به اهل بیت (علیهم السلام) است ، در مورد صلح حدیبیه سخن می گفت و با آب و تاب اعتراض خلیفه دوم را بیان می کند . در صورتی که پاسخ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را به صورت کامل نقل نمی کرد . با این کار خود می خواهند پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) رادر مقابل رهبران خود ،ناتوان نشان می دهند .

ما اگر بتوانیم بنی امیه را به صورت واضح و روشن ، به مردم بشناسانیم ، شاید حقانیت امام حسین (علیه السلام) واضح تر شود .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

در مورد صلح حدیبیه ، صحیح بخاری ، جلد ٦ ، صفحه ٤٥ ، حدیث ٤٨٤٤ می گوید :

وقتی عمر به پیامبر (صلی الله علیه و آله) اعتراض کرد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : من پیامبر هستم و از آینده خبر دارم ، فرجع متغیظا ، از عملکرد و گفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله) به خشم آمد .

این خلاف قرآن کریم است کهمي فرمايد :ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوه.

یا عبارتی که جناب صالحی شامی در کتاب سبل الهدی والرشاد ، جلد ٥ ، صفحه ٥٣ از قول عمر بن خطاب نقل می کند :

قال عمر : فما زلت اتصدق واصوم واصليواعتق من الذي صنعت يومئذ

من چقدر صدقه دادم و روزه گرفتم و نماز خواندنم و بنده آزاد کردم تا کفاره شکی باشد که در روز صلح حدیبیه به نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) کردم ، باشد .

صالحی شامی ، سبل الهدی والرشاد . ج ٥ ، ص ٥٣

صحیح ابن حبان ، ج ١١ ، ص ٢٢٤

عبد الرزاق صنعانی ، مصنف عبد الرزاق ، ص ٣٣٩

طبرانی ، معجم الکبیر ، ج ٢٠ ، ص ١٤

این قضایا را به صورت مفصل بیان کردند .از همه این ها مهم تر ، احمد بن حنبل در مسند خود ، جلد ٤ ، صفحه ٣٢٥ ، حدیث ١٨١٥٢ به صورت مفصل این عبارتی را که عمر بن خطاب در مقابل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به کار برده بود ، بیان می کند .

بیننده : آقای بیک محمدی از مشهد ـ

بنده از استاد قزوینی چند سؤال داشتم ، اول این که از نظر شیعه ، کسانی که در روز بیعت رضوان خداوند از آن ها اعلام رضایت کردند ، را نام ببرید .

دوم این که از نظر اهل سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) غیب نمی دانسته . همان گونه که در قرآن بیان شده : من غیب نمی دانم . در مورد عایشه هم تا زمانی که خداوند اعلام رضایت کرد ، بعد از آن هیچ اهل سنتی و نه پیامبر (صلی الله علیه و آله) دیگر نسبت بدی به عایشه ندادند . اما متأسفانه شیعه با این که آیه قرآن نازل شده ، باز هم توهین های خود را ادامه می دهند .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) که از دنیا رفت ، صد و بیست هزار صحابی داشت . در بیعت رضوان ١٤٠٠ نفر بودند . این مطلب در صحیح بخاری ، جلد ٥ ، صفحه ٦٣ ، حدیث ٤١٥٤ از جابر بن عبد الله انصاری نقل می کند :

ما در صلح حدیبیه ، ١٤٠٠ نفر بودیم یعنی در حقیقت از صدو بیست هزار نفر ، ١٤٠٠ نفر بودند .

صحیح بخاری ، ج ٥ ، ص ٦٣ ، ح ٤١٥٤

فرضا هم که این آیه بیعت رضوان ، دلیلی بر عدالت صحابه هم باشد ، ارتباطی به کل صحابه ندارد .

علاوه بر این ، منظور خداوند از این که می فرماید :

فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَايَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ... فتح / ١٠

این آیه هم در رابطه با بیعت رضوان است .آن هایی که بعدا بیعت شکنی می کنند ، در حقیقت خودشان ضرر می کنند.

همچنین در آیه ١٨ سوره فتح خداوند می فرماید :

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَإِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا. فتح / ١٨

در این جا ، اذ ، اذ ظرفیت است یعنی در این زمان که بیعت کردند ، این بیعت مرضي خدای عالم بوده است .

رضایت خداوندهم به این صورت نیست که رضایت خدای عالم در یک فردی و در یک مقطعی ، دلیل بر آن باشد که شخص هر گناه و معصیتی انجام دهد ، خداوند می بخشد . آیا افرادی که در بیعت رضوان بودند ، بالاتر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند که می فرماید :

اگر شرک بورزی ، همه اعمالت را محو می کنیم .

یا این که می فرماید : اگر پیامبران ، کوچکترین اشتباهی در وحی انجام دهد ، رگ گردنش را می زنیم .

یا این که در مورد همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) که از نظر جایگاه از بقیه صحابه ، بالاتر هستند ، می فرماید :

اگر شما گناه کنید ، خداوند عالم دو برابر حساب می کند .

مگر قاتل عمار که پیامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت جهنم را به او داد ، در بیعت رضوان حضور داشت . مگر کسانی که در قتل عثمان شرکت داشتند ، جزء بیعت کنندگان در بیعت رضوان بودند .

ما معتقدیم که صحابه همانند دیگر افراد ، خوب و متدین و بد هم داشته اند . افرادی بودند که در رکاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) به شهادت رسیدند و افرادی بودند که بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر راه و روش پیامبر بودند . ما برای آن ها احترام قائل هستیم و آن ها را ثقه می دانیم و به روایاتی که از آن ها نقل شده ، عمل می کنیم .

اما افرادی که قرآن از آن ها به عنوان فاسد تعبیر کرده ، ما هم آن ها را عادل نمی دانیم .

بیننده : شیعه

به نظر من بزرگترین مشکل شبکه های وهابی و کسانی که تازه به دوران رسیده اند ، این است که حقانیت شیعه را دیده اند و موفقیت و گسترش آن را روز به روز بیشتر می بینند و خودشان هنوز در جا می زنند .

بیننده : آقای احمدی از کردستان ـ اهل سنت

بنده می خواستم چند نکته را بیان کنم . در مورد اصحاب ، قرائت اهل سنت این است که اصحاب را معصوم نمی دانیم . وقتی می گوییم عمر چنین کاری کرد ، چون او معصوم نیست و با آن اشتباه از دین خارج نمی شود .

دیدگاه دوم این که ، اگر ما بخواهیم سمپاشی های شبکه های وهابی را کم کنیم ، معتقدم که فشار ها و کم و کاستی هایی که از لحاظ مدیریتی ، در بین اهل سنت است ، رفع شود ، وهابی دیگر ، چیزی برای گفتن ندارد که به اهل سنت بگوید شما این نقطه ضعف را دارید .

نکته سوم هم در مورد بحث توسل است که حضرت استاد بیان کردند . جناب دکتر یوسف بغدادی از فقهای بنام اهل سنت ، در مورد توسل دیدگاهی دارد که می گویند :

توسل برای افراد عامی ، حلال و مباح است ؛ اما برای علما ، کراهت دارد . چون فردی که عالم است ، باید درجه توحیدش در حد بالایی باشد . اما کسی که عامی است ،اگر توسل هم بکند ، توسل برای او مشکلی ندارد .

به نظر بنده این دیدگاه در میان دیدگاه های دیگر علمای اهل سنت ، بسیار جالب و دلنشین است .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

برادر گرامی ! وقتی قرآن می فرماید :

وابتغوا اليه الوسيلة ... مائده / ٣٥

یا آیات دیگری که در این زمینه در قرآن است ، خطاب عموم مردم است و علما استثناء شدند . اگر این گونه باشد که همه اعتقادات مسلمانان ، به خطر می افتد .

بر فرض این که همین طور باشد ، سخن آقای قرضاویی ، توهین به خلیفه دوم است . که در صحیح بخاری ، حدیث ١٠١٠ می گوید :

اللهم كنا نتوسل اليك بنبينا ، فتسقينا

ما به پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوسل می شدیم تا این که باران ببارد .

صحیح بخاری ، ح ١٠١٠

در این صورت خلیفه دوم از دیدگاه آقای قرضاویی ، جزء عوام هستند و از علما نبوده ؟!!!

اما این که شما می گویید : صحابه معصوم نیستند ، واقعا نمی دانیم کدام یک از سخنان شما را بپذیریم . ما در مورد جنگ جمل و غیر ، صحابه راه خطا رفته اند و کار درستی نکرده اند . شما می گویید : صحابه اجتهاد کردند و خداوند به آن ها یک پاداش می دهد .

شما برای صحابه ، فوق عصمت را قائل هستید . بنده در این خصوص ، مطالب زیادی را بیان خواهم کرد . ما سب صحابه و توهین به آن ها را گناه بزرگی می دانیم و کسانی که سب به زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را شعار خود قرار داده اند ، خائن به شیعه می دانیم .

ما صحابه را هر چند که اشتباه کرده باشند ، خارج از دین نمی دانیم . همان عقیده ای که حضرت امیر و حضرت زهرا (علیهم السلام) نسبت به صحابه دارند ، ما هم همان عقیده را داریم .

بیننده : شیعه

بنده چندی قبل به یکی از شبکه های وهابی زنگ زدم و برای کارشناس شبکه ، این آیه قرآن را خواندم :

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآَنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا. اسراء / ٨٢

و گفتم : رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روایت بیان می کندکه متأسفانه این کارشناس روایات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را هم به صورت عکس معنا می کند .

در کنز العمال متقی هندی ، جلد ١ ، صفحه ١٧٢، حدیث ٨٧٠ بیان می کند :

إني تارك فيكم خليفتين ،كتاب الله حبل ممدودما بين السماء والأرض وعترتي أهل بيتي وإنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض

ایشان گفتند : عترتی نیست ؛ بلکه سنتی است . بنده گفتم : همان گونه که قرآن شفاء می دهد ، اهل بیت (علیهم السلام) هم جوار با قرآن است، آن ها هم قدرت شفاعت را دارند .

بنده در تفاسیر معتبر اهل سنت نگاه کردم از جمله تفسیر ثعلبی ، بیان می کند :

منظور از آیه ٣٣ احزاب ، اهل بیت عصمت و طهارت هستند . رجس را هم به نقائص ، نجاسات و عیوب تعیبر می کند .

این عصمت اهل بیت (علیهم السلام) بنا به تفاسیر خودشان است .

تفسیر ثعلبی ، جلد ١ ، صفحه ١٨٠٣ ، همين را بيان مي كند .تفسیر آلوسی ، هم منظور از اهل بیت (علیهم السلام) را حضرت امیر ، حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) می دانند .

بنده روایات زیادی را در رابطه با تطبیق قرآن و اهل بيت (عليهمالسلام ) که هر دو قدرت شفاء را دارند ، سراغ دارم از جمله در تاریخ خلفای سجودی بیان می کند :

علی مع الحق والقرآن مع علی لايفترقان حتي يردا علي الحوض .

بنده از عزیزان اهل سنتی که در رابطه با عدم جواز توسل و شفاعت صحبت می کنند ، به کتاب های خود نیز مراجعه کنند .

بیننده : شیعه

بنده می خواستم بدانم در مورد شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) مطلبی است که عمر بن خطاب به منزل ایشان حمله می کنند و آن اتفاقات رخ می دهد ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

در کتاب فراعد السنتین ، تألیف جوینی ، جلد ٢ ، صفحه ٣٤ صراحتا به شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) اشاره شده وذهبی در باره ایشان می گوید :الحافظ الامام الاوحد، حافظ و امام یگانه دورانش بوده است .

بیننده : اهل سنت

بنده سؤالی از حضرت استاد داشتم مبنی بر این که ، مگر در صلح حدیبیه ، زمانی که تفاهم نامه را امضاء کردند ، کفار به نام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، که نوشته بود ، محمد رسول الله ، احترام نکردند ؟ حضرت به حضرتعلی (علیه السلام) دستور داد ، پاک کنند ؛ اما حضرت علی (علیه السلام) از این کار امتناع کردند .

حال حضرت علی (علیه السلام) به خاطر امتناع از دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) از دین خارج شده است ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

آیا در آن جا هم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را نستجیر بالله متهم به هذیان گفتن ، کردند ؟ و پیامبر (صلی الله علیه و آله) از دست حضرت امیر (علیه السلام) عصبانی شد و فرمود : اخرجوا ، از خانه من بیرون بروید .

آیا این کار ها انجام شد یا خیر ؟ اولا در مورد بسیاری از روایات صلح حدیبیه، رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) از همان ابتدا تصمیم به نوشتن نامه گرفتند و این گونه نبود که به حضرت امیر (علیه السلام) اشاره کرده باشند که بنویسند . شما اگر کتاب های اهل سنت را بخوانید ، این عبارت وجود دارد که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به امیرالمؤ منین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند :

فقال رسول اللهeأرني مكانها فأريته فمحاها

یا علی ! جایی که نام من آمده ، نشان بده تا آن را حذف کنم .

نسائی ، خصائص نسائی ، ص ٢٠٢ ، ح ١٩١

این مطلب همان چیزی است که خلاف اهل سنت شما گفته اند . علاوه بر این ، فرضا حضرت علی (علیه السلام) در آن جا گفته اند که نام شما را پاک کنم ، برای من سنگین است .این جا تعظیم پیامبر (صلی الله علیه و آله) است ؛ اما در قضیه قرطاس ، نسبت هذیان به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دادند .

بیننده :

باز هم این جا ، سر پیچی از دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می شود .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

این جا سریچی نیست ؛ بلکه حضرت می فرمایند : یا رسول الله برای من امکانپذیر نیست که نام شما را پاک کنم .

بیننده :

سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) حجت است ؛ چه خلاف باشد و چه ختم کلام باشد .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دو نوع دستور دارند : دستورات مولوی که قطعا باید تبعیت شود و در آن هیچ شک و شبهه ای نیست . اما در دستورات ارشادی مثل این که بگویند : پنیر نخورید .

این بدان معنا است که تا به حال شما در عمرتان پنیر نخورده اید .

پنیر خوردن به تنهایی ، مکروه است . ما هزاران امرارشادی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) داریم که یا دلیل بر اباحه است یا دلیل بر مستحب بودن است .

در حدیث قرطاس ، امر مولوی مشخص است . زمانی که گفتند : پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نستجیر بالله هذیان می گوید ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عصبانی شدند و فرمودند :قوموا عنی، از خانه من بیرون بروید .

این جا مشخص است که دستور در این جا ، دستور مولوی بوده . علاوه بر این در آن جا به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جسارت شد و گفتند :ان الرجل ليهجر، این مرد هذیان می گوید . اما در مورد صلح حدیبیه ، حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) به حضرت علی (علیه السلام) نگفتند . بلکه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می نوشتند که کفار (سهیل بن عمرو ) گفت : نام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را پاک کن .حضرت فرمود :

هو والله رسول الله وان رغم عن ... لا امحاها ،فقال رسول اللهeأرني مكانها فأريته فمحاها

قسم به خدا ، محمد (صلی الله علیه و آله) ، پیامبر خدا است . برای این که تو را به خاک بیاندازم ، نام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را محو نمی کنم . در این هنگام بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند :یا علی ! جایی که نام من است ، نشان بده تا آن را حذف کنم .

       نسائی ، خصاص ، ح ١٩١

فتح الباری ، ج ٧ ، ص ٣٨٦

اگر به منابعی که بنده بیان کردم ، مراجعه کنید ، متوجه می شوید که این مسائل هیچ ارتباطی به مخالفت با امر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ندارد . اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ناراحت می شدند ، می فرمودند : یا علی ! اخرج عنی !!!

ابن حجر نقل می کند که علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرماید :

من در روز حدیبیه ، کاتب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودم . پس نوشتم : این صلحنامه بین محمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است . سهیل گفت : اگر می دانستم که ایشان ، پیامبر خدا است ، جنگ نمی کردیم . کلمه رسول الله را پاک کن .

در این جا پیامبر (صلی الله علیه و آله ) نمی گوید : پاک کن . سرکرده مشرکین می گوید .

علی بن ابیطالب (علیه السلام) می گوید : من گفتم : قسم به خدا، محو نمی کنم. ایشان پیامبر خدا هستند . زمانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دید ، صحبت من در این رابطه با قاطعیت است ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : یا علی ! جایی که نام من است ، نشان بده تا آن را حذف کنم .

فتح الباری ، ج ٧ ، ص ٣٨٦

بیننده : شیعه

در شب سالگرد افتتاحیه شبکه وهابی کلمه ، کارشناس آن شبکه مطالبی را بیان کردند که باید آن را بیان کنم .

نکته اول این بود که گفتند : شاه اسماعیل صفوی ، دین را در ایران تغییر دادند .

بنده باید بگویم ، شاه اسماعیل صفوی دین را تغییر نداد و ملاک مذهب شیعه نیستند ؛ بلکه امثال شاه اسماعیل است که جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) باید معصوم باشد .

مدارکی که نقل می کنیم ، همه از کتاب های خود اهل سنت است و حتی یک مورد هم از کتب شیعه مطلبی نمی خوانیم .

نکته دومی که گفتند ، این بود که حضرت علی (علیه السلام) عده ای را کشت و عده ای را مجبور به مهاجرت کرد .

بنده از سخن شیوای حضرت امیر (عليهالسلام ) استفاده می کنم که فرمودند : سخنی گفتید که در میان اشک ، انسان را وادار به قهقهه و خنده ، می کند .

آیا به نظر شما ، کشتن و به مهاجرت وادار کردن مردم ، کار بدی است یا خوب است ؟ این کار را خلیفه دوم بنا نهاد و شما آن را از افتخارات خود می دانید . ما از کشتن مظلوم دفاع نمی کنیم ؛ اما شما چرا حمله عرب به ایران را جزء افتخارات خود می دانید ؟

بیننده : شیعه

بنده چند نکته داشتم ، اول این که آقای ملازاده ، در برنامه خود توهین های زیادی به امام رضا (علیه السلام) می کنند . نکته دوم این که ما برنامه های شما را به چه نحویی می توانیم بدست بیاوریم .

سوم این که در مورد توسل و شفاعت از ائمه معصومین (علیهم السلام) توضیحات بیشتری را بیان کنید .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

خدایا تو را قسم می دهیم به آبروی محمد وآل محمد هر چه سریعتر لباس فرج بر اندام مولایمان بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) بپوشان .

خدایا به آبروی محمد و آل محمد ما را از انصار خاص آن حضرت قرا ر بده .

رفع گرفتاری از گرفتاران بنما .

جوائج حاجتمندان روا بفرما .

مجری :

خیلی تشکر می کنیم از شما استاد عزیز و هم چنین از شما بینندگان عزیز و ارجمند که ما را در این برنامه همراهی کردید .

اللهم عجل لولیک الفرج .