سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٦٥٨ - نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (٥)

نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (٥)

کد مطلب: ٩٧٩٠ تاریخ انتشار: ٣١ تير ١٣٩٥ - ١٦:٠٠ تعداد بازدید: ٩٩٥ سخنراني ها » شبکه ولايت نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (٥)
حبل المتین ٩٥/٠٤/٣١

بسم الله الرحمن الرحیم 

تاریخ : ٩٥/٠٤/٣١

خلاصه آنچه در این برنامه خواهید دید...

استناد وهابی ها برای تخریب قبور، به روایت مأموریت امیرالمؤمنین!یکی از مواردی که وهابیت به آن استدلال می‌کنند قضیه مأموریت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برای تخریب قبور مدینه است.«عَنْ عَلِيٍّ، قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي جَنَازَةٍ فَقَالَ: " أَيُّكُمْ يَنْطَلِقُ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلا يَدَعُ بِهَا وَثَنًا إِلا كَسَرَهُ، وَلا قَبْرًا إِلا سَوَّاهُ، وَلا صُورَةً إِلا لَطَّخَهَا؟»امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌فرماید: رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) در مدینه در تشییع جنازه‌ای شرکت کردند و فرمودند: کدام یک از شماها می‌تواند به مدینه برود و در آنجا بت‌ها را بشکند، قبرها را یکسان کند و عکس ها را پاک کند.مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛ج ١، ص ٨٧، ح ٦٥٧

در این روایت«ولا قبرا إلا سواه»فرموده است؛ بلکه«ولا قبرا إلا خربته»یا«ولا قبرا إلا هدمته»نفرموده است؛ این عبارت به معنای تخریب نیست بلکه فرموده است قبرها را مساوی کند.«تسویة القبر»به معنای صاف کردن است؛ زیرا در قدیم قبرها به صورت کوهان شتر بود. به همین خاطر رسول گرامی اسلام فرمودند: قبرها از آثار جاهلیت است،طبق این روایت تمام افرادی که قبرها را بلند می‌کنند؛ از جمله آقایانی که قبر «ابوحنیفه» را بلند کردند و تشکیلاتی برای آن درست کردند کافر شده‌اند! این روایتی است که آقایان آوردند و جالب است که آقای «شعیب أرنؤوط» در پاورقی می‌گوید:«إسناده ضعیف»

توصیه ای به تماس گیرندگان با شبکه های شیطانی!نکته‌ای را باید برای عزیزانی که با شبکه‌های شیطانی و این اساتید شیاطین تماس می‌گیرند بگویم و آن این است: زمانی که یک شیعه روایتی را از کتاب «بحارالانوار» یا سایر کتب می‌آورد می‌گویند: این روایت را بررسی سندی کنید که سند آن به چه صورت است!

شما که حتی روایت متواتر را هم ضعیف خطاب می‌کنید؛ اصلاً الفبای رجال بلد نیستید آن‌وقت می‌خواهید یک بچه شیعه و یک جوان عادی یا یک دانشجو برای تو روایات را بررسی سندی کند؟!

کارشناسان شبکه‌های وهابی زمانی که از روایتی را از کتب اهل سنت می‌خوانند نمی‌توانند آن را بررسی سندی کنند، آن‌وقت انتظار دارند یک بچه شیعه بتواند روایات را بررسی سندی کند! امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود:«فَذَلِک حَرَامٌ عَلَی شِیعَتِنَا أَنْ یصِیرُوا فِتْنَةً عَلَی ضُعَفَاءِ إِخْوَانِهِمْ وَ عَلَی الْمُبْطِلِین»شیعیان ما کار خلاف شرع انجام می‌دهند و این باعث می‌شود یک دسته از جوانان شیعه که اطلاعات بالایی ندارند دچار فتنه شوند.

با تمام این صحبت‌ها اگر عزیزان باز هم می‌خواهند با شبکه‌های شیطانی وهابی تماس بگیرند؛ به «سایت ولی عصر» مراجعه کنند زیرا ما تمام این مباحث را در این سایت بررسی کردیم و آنجا قرار دادیم.

دوستانی که تماس می‌گیرند؛ تنها بپرسند: خدایی که ادعا می‌کنید می‌تواند هزارتا همانند خود را خلق کند، اگر خلق کرد از میان آن‌ها کدام یک از آن خدایان قابل پرستش است؟! خدایانی که خدا او را خلق کرده است، بنده خدا هستند یا خدا هستند؟!

عقیده دیگر وهابیت این است که خداوند عالم می‌تواند به پیغمبرش یک اسلحه بدهد و پیغمبر او، خدا را بکشد! اگر پیغمبر با اسلحه خدا را کشت تکلیف این عالم چه خواهد شد؟! تکلیف روزی بندگان چه خواهد شد؟! شما وهابیان اگر هزاران بار هم دهانتان را آب بکشید بعد نام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را بیاورید به آن شخصیت بزرگوار جسارت کردید!

اشکالات وارده بر استناد به روایت مأموریت امیرالمؤمنین برای تخریب قبور!بنابراین آقای «شعیب أرنؤوط» ضعف روایت را بیان کرده است. همچنین آقای «ألبانی» در کتاب «ارواء الغلیل» جلد سوم صفحه ٢٠٦ در همین جا بحث را مطرح می‌کند و بر تمام روایاتی که در اینجا آمده اشکال می‌کند و می‌گوید:«ورجاله ثقات رجال الشیخین غیر أبی المودع أو أبی محمد, فهو مجهول کما قال فی " التقریب " وغیره»رجال آنان رجال شیخین است غیر ابی المودع یا ابی محمد، که او مجهول است.إرواء الغلیل فی تخریج أحادیث منار السبیل، المؤلف: محمد ناصر الدین الألبانی، الناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعة: الثانیة - ١٤٠٥، ج ٣، ص ٢١٠، ح ٧٥٩

و روایت مجهول هم ضعیف است.

نکته سوم این است که شما می‌گویید: پیغمبر اکرم دستور داد تمام قبرهایی که در مدینه وجود داشت را خراب کردند! در حالی که در کتاب «صحیح مسلم» روایتی وارد شده است مبنی بر اینکه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) به هنگام عبور از میان مکه و مدینه یا در سفر آخرشان زمانی که به قبر مادر بزرگوارشان می‌رسند:«زَارَ النبی قَبْرَ أُمِّهِ فَبَکی وَأَبْکی من حَوْلَهُ»پیغمبر اکرم قبر مادر بزرگوارشان را زیارت کردند و گریه کردند و تمام افرادی که آنجا بودند گریه کردند.اگر چنانچه تمام قبرها تخریب شده بود، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) از کجا قبر مادرشان را شناختند؟!

ارزیابی بنای بر قبور انبیاء و اولیای الهی، از دیدگاه قرآن!آیه اول: آیه ٣٦ سوره مبارکه نور:آقای «ثعلبی» نقل می‌کند: پیغمبر اکرم زمانی که این آیه را تلاوت کردند مردی بلند شد و گفت: یا رسول الله! این خانه کدام خانه است؟! پیغمبر اکرم فرمود: مراد خانه انبیاء است!سپس ابوبکر بلند شد و گفت: یا رسول الله! خانه علی و زهرا هم جزء خانه انبیاء است؟! حضرت در جواب فرمودند:بله از فاضل‌ترین خانه انبیاء است.الکشف والبیان؛ المؤلف: أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم الثعلبی النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - لبنان - ١٤٢٢ هـ - ٢٠٠٢ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، ج ٧، ص ١٠٧

همچنین در کتاب «در المنثور» اثر «جلال الدین سیوطی» با تحقیق دکتر «ترکی» همین روایت وارد شده است: همچنین آقای «ألوسی» در کتاب «روح المعانی» همین روایت را آورده است:

ببینید مراد از رفعت چیست؟! خداوند عالم در سوره بقره آیه ١٢٧ می‌فرماید:(وَ إِذْ یرْفَعُ إِبْراهِیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیتِ وَ إِسْماعِیلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّک أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیم)در این آیه شریفه(یرْفَعُ)به چه معناست؟! این مطلب در حقیقت اشاره به حرم ساختن، ساخت بنا بر روی قبور ائمه (علیهم السلام) ضریح درست کردن و گنبد درست کردن است. همان کاری که حضرت ابراهیم انجام داده و خانه خدا را ساخته و برافراشته کرده است.

«ابن جوزی» می گوید:«والثانی أن تبنی قاله مجاهد وقتادة»نظریه دوم این است که ما بر روی قبر آن‌ها ساختمان بسازیم، مجاهد و قتاده هم همین مطلب را گفتند.زاد المسیر فی علم التفسیر، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علی بن محمد الجوزی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - ١٤٠٤، الطبعة: الثالثة، ج ٦، ص ٤٦، النور: (٣٦)

همچنین در کتاب «تفسیر بحر المحیط» هم آقای «ابو حیان أندلسی» همین روایت را آورده است:«وإذنه تعالی وأمره بأن (تُرْفَعَ) أی یعظم قدرها قاله الحسن والضحاک»خداوند متعال اذن داده است که تکریم و تعظیم شود و این روایت را حسن بصری و ضحاک گفته است.«وقال ابن عباس ومجاهد: تبنی وتعلی»ابن عباس و مجاهد گفته است: ساختمان بلند روی قبر آن‌ها باشد و برافراشته شود و بالاتر از خانه‌های عادی باشد.تفسیر البحر المحیط، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الشهیر بأبی حیان الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - ١٤٢٢ هـ -٢٠٠١ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، ج ٦، ص ٤٢١، باب النور: (٣٦)

آیه دوم: آیه ٢٣ سوره مبارکه کهف:(فَقالُوا ابْنُوا عَلَیهِمْ بُنْیاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِمْ مَسْجِداً إِذْ یتَنازَعُونَ بَینَهُمْ أَمْرَهُم)اگر چنانچه مسجد ساختن مصداق بارز کفر بوده و بدعت به حساب می‌آمده خداوند عالم باید در این سوره مبارکه به آن اشاره می‌کردند. خداوند متعال در این آیه شریفه نه تنها اصحاب کهف را محکوم نمی‌کند؛ بلکه می‌فرماید: ما او را به حق بر تو می‌خوانیم!

آقای «زمخشری»در کتاب «الکشاف» می‌گوید:«{ لَنَتَّخِذَنَّ } علی باب الکهف { مَّسْجِدًا } یصلی فیه المسلمون ویتبرکون بمکانهم»ما می‌خواهیم بر روی قبر اصحاب کهف مسجدی بسازیم تا مسلمانان بیایند آنجا نماز بخوانند و به جایگاه اصحاب کهف تبرک بجویند.الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشری الخوارزمی، تحقیق عبد الرزاق المهدی، الناشر دار إحیاء التراث العربی، عدد الأجزاء ٤، ج ٢، ص ٦٦٥

آقای «طبری» در کتاب «تفسیر طبری» جلد ١٥ می‌نویسد:«وقال المسلمون نحن أحق بهم هم منا نبنی علیهم مسجدا نصلی فیه ونعبد الله فیه»مسلمانان گفتند: ما بر روی قبر اصحاب کهف مسجد می‌سازیم و آنجا نماز می‌خوانیم و خدا را عبادت می‌کنیم.

همچنین آقای «ابن جوزی» متوفای ٥٩٧ در کتاب «زاد المسیر» می‌گوید:«فقال المسلمون نبنی علیهم مسجدا لأنهم علی دیننا»مسلمانان گفتند: ما می‌خواهیم بر روی قبر اصحاب کهف مسجد درست کنیم زیرا این‌ها بر دین ما بودند.

روش صحابه در بنای قبور، پس از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم)در کتاب «وفاء الوفا» اثر آقای «سمهودی» از علمای بزرگ و یکی از شخصیت‌های برجسته اهل سنت است؛ ایشان در جلد دوم صفحه ١٠٩ می‌نویسد:«وکان بیت عائشة رضی الله عنها أحد الأربعة المذکورة. لکن سیأتی من روایة ابن سعد أنه لم یکن علیه حائط زمن النبی صلّی الله علیه وسلّم، وأن أول من بنی علیه جدارا عمر بن الخطاب»خانه عایشه در زمان پیغمبر اکرم نسبت به مسجد دیواری نداشته است و اولین کسی که دیوار برای آن گذاشت عمر بن خطاب بوده است یعنی در جایی که قبر پیغمبر اکرم قرار دارد دیواری برای خانه عایشه درست کرده است که قبر نبی مکرم اسلام محفوظ باشد.

اگر چنانچه بنا بر روی قبور حرام است و باید قبرها با خاک یکسان شود، دیوار ساختن بر روی قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) چه معنایی دارد؟! دیوار را خلیفه دوم ساخته است!

در کتاب «البدایة و النهایة» بیان شده است.«فأدخل فیه الحجرة النبویة حجرة عائشة فدخل القبر فی المسجد»حجره و قبر پیغمبر اکرم که خانه عایشه در آنجا بود هم داخل مسجد قرار گرفت.البداية والنهاية ، اسم المؤلف:إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء ، دار النشر : مكتبة المعارف – بيروت؛ ج٩، ص ٧٥

روایت بعدی باز هم در کتاب «وفاء الوفاء» اثر آقای «سمهودی» روایتی در رابطه با «فاطمه بنت اسد» وارد شده است که می‌گوید:«فلما توفیت خرج رسول الله صلی الله علیه وسلم، فأمر بقبرها فحفر فی موضع المسجد الذی یقال له الیوم قبر فاطمة»زمانی که فاطمه بنت اسد از دنیا رفت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) دستور داد قبری در مکانی که مسجد قرار داشت حفر کنند.

تماس بینندگان برنامه:

بیننده(آقای مؤمن الطاق از خوزستان – شیعه):الان الحمدلله رب العالمین با شبهاتی که وهابیت مطرح می‌کنند. با مناظراتی که الان در فضای مجازی شیعه مخصوصاً سایت مذهبی «ندای شیعه» گذاشتند الحمدلله مطلب برای اهل سنت آشکار شده است. مناظره کنندگان سایت «ندای شیعه» بینندگان «شبکه جهانی ولایت» هستند که بحمدالله پیروز هستند. بزرگ‌تر از مناظره کنندگان شبکه‌های وهابی کارشناسان این شبکه‌هاست که چند شب پیش یکی از آن‌ها به نام «کمال شرف» از شبکه وهابی «الرحمة» با یکی از مناظرین شیعه در موضوع امامت مناظره کرد و در مناظره شکست فجیعی خورد.

این شخص که بزرگ کارشناسان وهابی بود هیچ کاری نکرد و فرار کرد و بعد از مناظره فوراً اکانت خود را حذف کرد تا کسی به جهت شکستی که خورده بود به او تسلیت نگویند. دست حضرت استاد را می‌بوسم و از ایشان تشکر می‌کنم که چنین شاگردان خوبی در فضای مجازی و در دنیای واقعی تربیت کردند

بیننده(آقای نوربخش از سیر‌جان – شیعه):می‌خواستم ببینم در سخنرانی که بعضی از آقایان انجام می‌دهند آیا پروسه یا حساب و کتابی وجود دارد که مشرکین وهابی از آنان سوءاستفاده نکنند؟!دوتا از آقایان روحانی هستند که یکی از آنان لهجه اصفهانی دارد و دیگری در شبکه «امام حسین» است و به نظر من اگر این دو روحانی نبودند؛ اصلاً شبکه‌های وهابی تعطیل می‌شدند.

بیننده(خانم رباب از آمریکا – شیعه):سلام عرض می‌کنم خدمت گویندگان و شنوندگان؛ من وثیقه گذاشتم یک ماه زنگ نزنم امشب زنگ بزنم و تلفن من را وصل کنند چون این هفته زیاد زنگ زدم.سلام عرض می‌کنم به جناب آقای دکتر حسینی قزوینی عزیز؛ جناب آقای دکتر من همیشه می‌گویم: روز قیامت ما خطاب به وهابیت می‌گوییم چقدر آقای قزوینی برای شما حرف زد و شما نفهمیدید و گوش نکردید!

ارزیابی صحت و سقم نظرات «ابن غضائری» در رجال:در رابطه با نظرات «ابن غضائری» ما در کتاب «المدخل الی علم الرجال و الدرایة» مفصل بحث کردیم که ما همان نظر مرحوم آیت الله «خوئی» را قبول داریم که انتساب این کتاب به «ابن غضائری» مشخص نیست و ثابت نشده این کتاب متعلق به «ابن غضائری» باشد.آنچه از آقای «ابن غضائری» سند قطعی داریم این است که فرزندان «ابن غضائری» بعد از فوت پدرشان تمام آثار علمی او را از بین بردند.

تفصیل مطالب این برنامه:

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

من شیفته روی علی بوده و هستم

من مرغ سر کوی علی بوده و هستم

چون هست علی دست خداوند توانا

من ریزه‌خور خوان علی بوده و هستم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین و الأئمة المعصومین (علیهم السلام).

سلام و درود به پیشگاه شما بینندگان عزیز و خوب و دوستی داشتنی «شبکه جهانی ولایت» و برنامه زنده «حبل المتین»؛ امیدوارم هرکجا که هستید سالم و سلامت باشید و زیر سایه آقایمان مرتضی علی (علیه السلام) زندگی سرشار از نور و معنویت داشته باشید.

از دوستانی که در ایران اسلامی هستند و چه بزرگوارانی که در جای جای این کره خاکی نگاه مهربانشان را به «شبکه جهانی ولایت» هدیه دادند ممنونم.

از نگاه مهربانتان، توجه و همراهی‌تان با این شبکه بسیار خوشحالم؛ همچنین خدا را شاکریم از اینکه از میان تمام شبکه‌های ماهواره، «شبکه جهانی ولایت» را انتخاب کردید که منسوب به وجود نازنین آقا و مولایمان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است.

آقای کیا کارگردان خوب برنامه راه‌های ارتباطی را برای شما زیرنویس کردند و معنای آن این است که می‌توانید با ما ارتباط داشته باشید و به ما پیام بدهید.

سامانه پیام کوتاه شبکه ما «٣٠٠٠١٢٠٣» است؛ همچنین شماره دیگری در اختیار شماست که با آن شماره در فضای مجازی از طریق برنامه‌های واتس‌آپ، تلگرام و وایبر می‌توانید برای ما پیام بفرستید.

خیلی خوشحال می‌شویم به صورت صوتی، تصویری و متنی به ما پیام بدهید و از عشق، ارادت و محبتتان به ساحت نورانی و ملکوتی حیدر کرار امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برای ما بگویید تا بتوانیم در برنامه از پیام‌های شما استفاده کنیم.

طبق معمول در بخشی از برنامه صدای گرم و دلنشین و باصفای شما بینندگان خوب شبکه جهانی ولایت را خواهیم شنید؛ همچنین می‌توانید سؤالاتتان را برای ما ارسال کنید تا ان‌شاءالله بتوانیم جواب بدهیم.

امشب نیز در محضر استاد بزرگوار حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم، ان‌شاءالله بتوانیم درک کنیم و بهره‌مند شویم. استاد سلام علیکم و رحمة الله:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز، گرامی و دوست داشتنی که در هر کجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار داده‌اند خالصانه‌ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت روزافزون تقدیم می‌کنم.

خدا را به حق محمد و آل محمد سوگند می‌دهم فرج مولایمان بقیة الله الأعظم را نزدیک نموده و همه ما و شما گرامیان را از یاران باوفا و سربازان فداکار آن بزرگوار قرار بدهد، حوائج همه ما و شما را برآورده کند، دغدغه‌های فکری همه ما را برطرف سازد، دعاهای ما را به اجابت مقرون کند ان‌شاءالله.

مجری:

روزی که پشت سر گذاشتیم شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا (سلام الله علیه) عموی بزرگوار نبی گرامی اسلام و همچنین وفات حضرت عبدالعظیم حسنی بود؛ امشب هم شب جمعه، شب رحمت و مغفرت است.

دوست دارم برنامه را یک ذکر نورانی و بافضیلت شروع کنیم و اگر اموات، گذشتگان، پدران، مادران، علما، اساتید الان چشم انتظار هستند حداقل آن‌ها را به یک ذکر صلوات بر محمد و آل محمد مهمان کنیم!

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اگر در ذهن شریفتان باشد ما قبل از هشتم شوال با توجه به مناسبت تخریب قبور ائمه بقیع (علیهم السلام) در برنامه زنده «حبل المتین» بحثی در مورد تخریب قبور ائمه و بزرگان و مباحثی از این قبیل آغاز کردیم.

در روزهای پنج شنبه و یکشنبه، بحث حول این موضوع را ادامه دادیم؛ تا رسیدیم به امشب می‌خواهیم که ان‌شاءالله باز هم از محضر استاد استفاده کنیم.

استاد یکی از روایاتی که وهابیت پلید و ملعون بر وجوب تخریب قبور به آن استدلال می‌کنند حدیثی است که وجود نازنین مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از طرف پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) مأموریت پیدا کردند تا به مدینه بروند و قبور را تخریب کنند.

برای شروع در جلسه گذشته اشاره‌ای فرمودید؛ می‌خواهم بحث را آغاز بفرمایید تا سؤالات بعدی را عرض کنیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

همان‌طوری که در جلسات گذشته اشاره کردیم؛ امروز وهابیت پلید برای تخریب قبور ائمه طاهرین (علیهم السلام) کارهایی انجام می‌دهند، تلاش زیادی دارند و فتاوای عجیب و غریبی صادر می‌کنند و در کنار آن به زعم خودشان بر یک سری روایاتی استدلال می‌کنند.

روایاتی که وهابیت به آن استدلال می‌کنند از دیدگاه خودشان ضعیف است و شکی نیست که همه آن‌ها ساختگی باشد؛ همچنین آن‌ها برخورد دوگانه‌ای نسبت به قبور ائمه طاهرین (علیهم السلام) و قبور ائمه اهل سنت و دیگر صحابه دارند!

استناد وهابی ها برای تخریب قبور، به روایت مأموریت امیرالمؤمنین!

یکی از مواردی که وهابیت به آن استدلال می‌کنند روایتی است که شما به آن اشاره کردید و آن قضیه مأموریت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برای تخریب قبور مدینه است.

در کتاب «مسند احمد بن حنبل» با تحقیق «شعیب الأرنؤوط» که یکی از وهابیان سرشناس معاصر است، در جلد اول صفحه ٨٧ روایت جالبی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) وارد شده است. تقاضا دارم عزیزان به روایت خوب دقت کنند؛ او می‌نویسد:

«عَنْ عَلِيٍّ، قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي جَنَازَةٍ فَقَالَ: " أَيُّكُمْ يَنْطَلِقُ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلا يَدَعُ بِهَا وَثَنًا إِلا كَسَرَهُ، وَلا قَبْرًا إِلا سَوَّاهُ، وَلا صُورَةً إِلا لَطَّخَهَا؟»

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌فرماید: رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) در مدینه در تشییع جنازه‌ای شرکت کردند و فرمودند: کدام یک از شماها می‌تواند به مدینه برود و در آنجا بت‌ها را بشکند، قبرها را یکسان کند و عکس ها را پاک کند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛ج ١، ص ٨٧، ح ٦٥٧

در این روایت«ولا قبرا إلا سواه»فرموده است؛ بلکه«ولا قبرا إلا خربته»یا«ولا قبرا إلا هدمته»نفرموده است؛ این عبارت به معنای تخریب نیست بلکه فرموده است قبرها را مساوی کند.

قبلاً گفتیم:«تسویة القبر»به معنای صاف کردن است؛ زیرا در قدیم قبرها به صورت کوهان شتر بود. به همین خاطر رسول گرامی اسلام فرمودند: قبرها از آثار جاهلیت است، حالت بیضی شکل قبرها را از بین ببرید؛ آن‌ها را صاف کنید و یک وجب بلندتر از زمین قرار دهید اما آقایان وهابیت به جای صاف کردن قبر؛ بحث تصنیم را مطرح کردند.

فَقَالَ رَجُلٌ: أَنَا يَا رَسُولَ اللهِ. فَانْطَلَقَ، فَهَابَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ، فَرَجَعَ»

شخصی گفت: یا رسول الله من می‌روم. با رفتن او مردم مدینه به وحشت افتادند و او برگشت.

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) هنوز در تشییع جنازه بودند! با موقعیتی که رسول اکرم در آن زمان داشتند؛ ایشان در تشییع جنازه بودند و جمعیت زیادی آنجا حضور داشتند. مسلمانان در شهر مکه جانشان در خطر بود؛ حال چطور امکان داشت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه بیایند و قبرها را ویران کند؟!

فَقَالَ عَلِيٌّ: أَنَا أَنْطَلِقُ يَا رَسُولَ اللهِ»

علی (علیه السلام) فرمود: یا رسول الله من می‌روم.

قَالَ: " فَانْطَلِقْ»

پیغمبر اکرم فرمودند: برو!

فَانْطَلَقَ ثُمَّ رَجَعَ»

امیرالمؤمنین به مدینه رفتند و برگشتند.

فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ، لَمْ أَدَعْ بِهَا وَثَنًا إِلا كَسَرْتُهُ، وَلا قَبْرًا إِلا سَوَّيْتُهُ، وَلا صُورَةً إِلا لَطَّخْتُهَا»

سپس فرمودند: یا رسول الله! تمام بت‌ها را شکستم، تمام قبرها را تسویه کردم و تمام عکس‌ها را پاک کردم.

ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: مَنْ عَادَ لِصَنْعَةِ شَيْءٍ مِنْ هَذَا، فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ»

سپس پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: هرکسی چنین کاری کند به اسلام و آنچه محمد نازل کرده کافر شده است.

طبق تفکر وهابیت مضمون روایت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) این است: هرکسی عکسی بیندازد؛ از جمله آقایانی که الان عکس می‌اندازند همگی در کفر به سر می‌برند.

طبق این روایت تمام افرادی که قبرها را بلند می‌کنند؛ از جمله آقایانی که قبر «ابوحنیفه» را بلند کردند و تشکیلاتی برای آن درست کردند کافر شده‌اند! این روایتی است که آقایان آوردند و جالب است که آقای «شعیب أرنؤوط» در پاورقی می‌گوید:

«إسناده ضعیف»

سند این روایت که آقایان به آن استدلال می‌کنند ضعیف است؛ همچنین این روایت در کتب شیعه هم آمده است که بزرگان ما گفتند: سند این روایت ضعیف است! اگر فرصت باقی بود آن روایات را هم عرض خواهیم کرد.

توصیه ای به تماس گیرندگان با شبکه های شیطانی!

نکته‌ای را باید برای عزیزانی که با شبکه‌های شیطانی و این اساتید شیاطین تماس می‌گیرند بگویم و آن این است: زمانی که یک شیعه روایتی را از کتاب «بحارالانوار» یا سایر کتب می‌آورد می‌گویند: این روایت را بررسی سندی کنید که سند آن به چه صورت است!

شما که حتی روایت متواتر را هم ضعیف خطاب می‌کنید؛ اصلاً الفبای رجال بلد نیستید آن‌وقت می‌خواهید یک بچه شیعه و یک جوان عادی یا یک دانشجو برای تو روایات را بررسی سندی کند؟!

وهابیت که خودشان روایات زیادی از کتب شیعیان بر علیه شیعیان می‌خوانند کدامیک از این روایات را بررسی سندی می‌کنند؟! شما حیا نمی‌کنید از کتاب‌های شیعیان بر علیه شیعیان استفاده می‌کنید و بررسی سندی انجام نمی‌دهید؟!

کارشناسان شبکه‌های وهابی زمانی که از روایتی را از کتب اهل سنت می‌خوانند نمی‌توانند آن را بررسی سندی کنند، آن‌وقت انتظار دارند یک بچه شیعه بتواند روایات را بررسی سندی کند!

بعضی از جوانان عزیز ما از روی عشق و علاقه به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با این اساتید الشیاطین تماس می‌گیرند؛ اما سرمایه علمی کافی ندارند و طرف مقابلشان هم استاد شیطان هستند و دائم جوانان شیعه را سؤال پیچ می‌کنند!

به نظر من سؤال پیچ کردن جوانان شیعه که سهل است؛ اگر کارشناسان شبکه‌های وهابی با شیطان گفتگو کند می‌تواند او را سؤال پیچ کند! به نظر من برای عزیزانی که توانایی علمی کافی ندارند تماس گرفتن با شبکه‌های شیطانی وهابی خلاف شرع و حرام است.

امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود:

«فَذَلِک حَرَامٌ عَلَی شِیعَتِنَا أَنْ یصِیرُوا فِتْنَةً عَلَی ضُعَفَاءِ إِخْوَانِهِمْ وَ عَلَی الْمُبْطِلِین»

شیعیان ما کار خلاف شرع انجام می‌دهند و این باعث می‌شود یک دسته از جوانان شیعه که اطلاعات بالایی ندارند دچار فتنه شوند.

بحار الأنوار؛ مجلسی، محمد باقر، ج ٢، ص ١٢٥، ح ٢

با تمام این صحبت‌ها اگر عزیزان باز هم می‌خواهند با شبکه‌های شیطانی وهابی تماس بگیرند؛ به «سایت ولی عصر» مراجعه کنند زیرا ما تمام این مباحث را در این سایت بررسی کردیم و آنجا قرار دادیم.

عزیزان شیعه می‌توانند به این سایت مراجعه کنند چند مقاله و روایاتی که از آن‌ها آوردیم را مطالعه کنند و سؤال طرح کنند و بگویند: ما کارشناس نیستیم و آمدیم سؤال کنیم، شما که کارشناس هستید به سؤالات ما جواب بدهید!

کارشناسان وهابی اگر راست می‌گویند باید جواب بیننده‌ها را بدهند؛ نه اینکه بیننده‌ها جواب کارشناسان وهابی را بدهند! اگر آن‌ها به دنبال سؤال کردن هستند ما الان ٦ سال است در «شبکه جهانی ولایت» و ٤ سال در شبکه‌های دیگر بحث مناظره را مطرح می‌کنیم.

رئیس کارشناسان وهابی نفاق را از حد گذرانده‌اند و ان‌شاءالله خداوند عالم به حق حضرت زهرا (سلام الله علیها) آن‌طور که مستحق اوست با او برخورد کند؛ اگر او مرد هستند برای مناظره حاضر شوند.

زمانی که یکی از شیعیان با شبکه‌های وهابی تماس می‌گیرند که احساس می‌کنند مقداری سرمایه علمی دارد بلافاصله تلفن او را قطع می‌کنند؛ همین اقدام آن‌ها بهترین دلیل و مدرک بر بطلان حرف‌های آنان است.

من باید به عزیزان شیعه و سنی بگویم: همین‌که وهابیت توانایی بحث و مناظره ندارند و تلفن را به روی بچه شیعه‌ها قطع می‌کنند نشانگر این است که دین و مذهب و مکتب آنان باطل است.

دوستانی که تماس می‌گیرند؛ تنها بپرسند: خدایی که ادعا می‌کنید می‌تواند هزارتا همانند خود را خلق کند، اگر خلق کرد از میان آن‌ها کدام یک از آن خدایان قابل پرستش است؟! خدایانی که خدا او را خلق کرده است، بنده خدا هستند یا خدا هستند؟!

اگر خدایانی که خدای وهابیت آنان را خلق می‌کند بنده خدا باشند؛ بنابراین خدا نیستند و اگر خدای خدا هستند و رفیق خدا هستند، این مطلب نشانگر شرک است. اگر خداوند عالم هزارتا خداوند شریک رأی خود آفریده است و بالاتر از این مطلب دیگر شرکی وجود ندارد.

کفار مکه چند بت و خدا برای خودشان درست می‌کردند؛ اما وهابیان پا را از کفار قریش هم فراتر گذاشته‌اند و می‌گویند: خداوند می‌تواند هزارتا خدا همانند خود را بیافریند زیرا ویژگی خداوند متعال این است که عالم را تدبیر کند.

سؤال سوم این است که اگر میان هزار و یک خدایی که وهابیت دارند اختلاف به وجود آمد؛ برای مثال یکی از خدایان گفت: من می‌خواهم خورشید را از این‌طرف بیاورم و دیگر خدا حرف او را قبول نکرد، چه کسی باید دعوای خدایان را حل کند؟!

وهابیان که عقل ندارند؛ رئیس آنان هم که سواد ندارد. اگر میان خدایان اختلافی به وجود آمد و دعوایی صورت گرفت چه کسی میان خدایان داوری کند؟! همه آنان خدا هستند و امر خدا هم به فرموده قرآن کریم:

(إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئاً أَنْ یقُولَ لَهُ کنْ فَیکون)

کار او وقتی چیزی را اراده کند فقط همین است که بدو بگوید: باش پس وجود یابد.

سوره یس (٣٦): آیه ٨٢

اگر خدایان وهابیت به جان هم افتادند نتیجه این دعوا چه خواهد شد؟! دنیا به چه صورت در خواهد آمد؟! شما وهابیان که در الفبای توحیدتان مشکل دارید و ناخودآگاه در شرکی قرار گرفته‌اید که میلیون‌ها برابر بدتر از مشرکین مکه بوده است؛ اصلاً باید به وهابیان مشرکین بدتر از مکه بگوییم!

عقیده دیگر وهابیت این است که خداوند عالم می‌تواند به پیغمبرش یک اسلحه بدهد و پیغمبر او، خدا را بکشد! اگر پیغمبر با اسلحه خدا را کشت تکلیف این عالم چه خواهد شد؟! تکلیف روزی بندگان چه خواهد شد؟!

خداوند شما که این همه امکانات برای شما فراهم کرده است؛ اگر کشته شود تکلیف ماهواره و شبکه شما چه خواهد شد؟! شما در توحید خودتان اشکال دارید آن‌وقت در رابطه با خلافت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بحث می‌کنید؟!

شما وهابیان اگر هزاران بار هم دهانتان را آب بکشید بعد نام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را بیاورید به آن شخصیت بزرگوار جسارت کردید!

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که سهل است؛ اگر شما با دهانتان بخواید آستانه و صحن امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را بلیسید آنجا نجس می‌شود و باید آنجا را آب بکشند! آن‌وقت شما در رابطه با خلافت و امامت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نظر می‌دهید؟!

اشکالات وارده بر استناد به روایت مأموریت امیرالمؤمنین برای تخریب قبور!

بنابراین آقای «شعیب أرنؤوط» ضعف روایت را بیان کرده است. همچنین آقای «ألبانی» در کتاب «ارواء الغلیل» جلد سوم صفحه ٢٠٦ در همین جا بحث را مطرح می‌کند و بر تمام روایاتی که در اینجا آمده اشکال می‌کند و می‌گوید:

«ورجاله ثقات رجال الشیخین غیر أبی المودع أو أبی محمد, فهو مجهول کما قال فی " التقریب " وغیره»

رجال آنان رجال شیخین است غیر ابی المودع یا ابی محمد، که او مجهول است.

إرواء الغلیل فی تخریج أحادیث منار السبیل، المؤلف: محمد ناصر الدین الألبانی، الناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعة: الثانیة - ١٤٠٥، ج ٣، ص ٢١٠، ح ٧٥٩

و روایت مجهول هم ضعیف است.

نکته سوم این است که شما می‌گویید: پیغمبر اکرم دستور داد تمام قبرهایی که در مدینه وجود داشت را خراب کردند! در حالی که در کتاب «صحیح مسلم» روایتی وارد شده است مبنی بر اینکه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) به هنگام عبور از میان مکه و مدینه یا در سفر آخرشان زمانی که به قبر مادر بزرگوارشان می‌رسند:

«زَارَ النبی قَبْرَ أُمِّهِ فَبَکی وَأَبْکی من حَوْلَهُ»

پیغمبر اکرم قبر مادر بزرگوارشان را زیارت کردند و گریه کردند و تمام افرادی که آنجا بودند گریه کردند.

اگر چنانچه تمام قبرها تخریب شده بود، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) از کجا قبر مادرشان را شناختند؟!

مجری:

این مطلب سندی بر زیارت قبور است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله همین‌طور است. سپس فرمودند:

«فَزُورُوا الْقُبُورَ فَإِنَّهَا تُذَکرُ الْمَوْتَ»

قبرها را زیارت کنید زیرا انسان را به یاد مرگ می‌اندازد.

مطلبی که قلب انسان را به درد می‌آورد این است که اجداد وهابیت کافر بودند و به دنبال این هستند که کفر پدر و مادر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را اثبات کنند؛ به همین جهت در ادامه روایت وارد شده است:

«فقال اسْتَأْذَنْتُ رَبِّی فی أَنْ أَسْتَغْفِرَ لها فلم یؤْذَنْ لی وَاسْتَأْذَنْتُهُ فی أَنْ أَزُورَ قَبْرَهَا فَأُذِنَ لی»

از خداوند عالم خواستم که بروم قبر مادرم را زیارت کنم اجازه داد، اما زمانی که از خدا خواستم برای مادرم استغفار کنم خداوند به من اجازه نداد.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ٢، ص ٦٧١، ح ٩٧٦

نمی‌دانم این چه پیغمبری است که وهابیت درست کردند که نمی‌تواند برای مادرش از خداوند طلب مغفرت کند؟! خیلی عجیب است. این مطالب را افرادی مانند «سلمان رشتی» می‌گیرند و با آن ده‌ها کتاب شیطانی می‌نویسند!

همچنین در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد دو صفحه ٣٣٦ روایتی با همین مضمون بیان شده است:

«خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ يَنْظُرُ فِي الْمَقَابِرِ، وَخَرَجْنَا مَعَهُ، فَأَمَرَنَا فَجَلَسْنَا»

پیغمبر اکرم به قبرستان آمد و به قبرها نگاه می‌کرد، و ما هم با ایشان بودیم. به ما دستور داد تا بنشینیم

«ثُمَّ تَخَطَّا الْقُبُورَ »

از قبرها یکی پس از دیگری عبور می‌کرد تا به قبری رسید.

دوستان عزیز اگر این قبرها خراب شده بود عبارت«ثم تخطا القبور»که معنای قدم گذاشتن روی قبرهاست؛ رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) از کجا می‌دانستند که اینجا قبر است؟!

سپس در ادامه می‌گوید:

حَتَّى انْتَهَى إِلَى قَبْرٍ مِنْهَا فَنَاجَاهُ طَوِيلًا »

سپس رسول اکرم روی قبری ایستاد و خیلی درد دل کرد؛

ثُمَّ ارْتَفَعَ نَحِيبُ رَسُولِ اللَّهِ بَاكِيًا فَبَكَيْنَا لِبُكَائِهِ »

سپس ناله ایشان بر روی قبر مادرشان بلند شد، و ما هم به گریه رسول اکرم گریه کردیم.

ثُمَّ أَقْبَلَ إِلَيْنَا فَتَلَقَّاهُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَا الَّذِي أَبْكَاكَ فَقَدْ أَبْكَانَا، وَأَفْزَعَنَا »

پیغمبر به سمت ما آمد و با عمر بن خطاب روبرو شد و عمر بن خطاب گفت: یا رسول الله چرا گریه کردید؟ ما هم به گریه شما گریه کردیم. و ناراحت شدیم.

« فَجَاءَ فَجَلَسَ إِلَيْنَا فَقَالَ: «أَفْزَعَكُمْ بُكَائِي؟ »

پیغمبر اکرم آمدند نشستند و فرمودند: آیا گریه من شما را ناراحت کرد؟

فَقُلْنَا: نَعَمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ »

همه گفتیم: بله یا رسول الله!

فَقَالَ: " إِنَّ الْقَبْرَ الَّذِي رَأَيْتُمُونِي أُنَاجِي فِيهِ، قَبْرُ أُمِّي آمِنَةَ بِنْتِ وَهْبٍ »

سپس رسول اکرم فرمودند: قبری که من با او درد دل می‌کردم قبر مادرم آمنه بنت وهب بود.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٢، ص ٣٦٦، ح ٣٢٩٢

اگر علمای وهابی عقل داشته باشند عبارت«فناجاه طویلا»به معنای درد دل پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) است به تنهایی کفایت می‌کند! اگر واقعاً مرده نمی‌شنود و با این عالم ارتباطی ندارد پیغمبر اکرم با چه کسی مناجات می‌کردند؟!

آیا پیغمبر اکرم با خاک درد دل می‌کرد؟! اگر این‌طور فرض کنیم توهین به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) است! این مسائل کاملاً مطرح شده است.

می‌دانید که حضرت آمنه در زمانی که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ٦ ساله بودند از دنیا رفتند؛ همچنین رسول اکرم در ٤٠ سالگی به پیغمبری مبعوث شدند که ٣٤ از فوت مادر بزرگوارشان می‌گذشت.

پیغمبر اکرم حدود ١٣ سال در مکه بودند و بعد از آن به مدینه هجرت کردند و قبر مادرشان را زیارت کردند. بنابراین ٤٦ سال از فوت مادر بزرگوار پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) گذشته بود؛ اما هنوز قبر مادرشان مشخص است و آثار قبر هم وجود دارد!

در کنار قبر حضرت آمنه قبور دیگری وجود داشت که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) قدم زنان از روی قبور می‌گذشتند تا به قبر مادر بزرگوارشان می‌رسند. این آقایان باید جواب بدهند که قضیه به چه معناست!

کسانی که این روایات را جعل کردند ظاهراً تاریخ اسلام را فراموش کردند؛ زیرا شخص دروغگو کم حافظه است! رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در مکه بودند که بعضی از مردم مدینه اسلام می‌آورند.

پیغمبر گرامی اسلام شخصی به نام «مصعب بن عمیر» را به مکه فرستادند تا احوال قضایا را بگوید. در منطقه «عقبه» که منطقه «منا» است با رسول اکرم بیعت می‌کنند درحالی‌که هنوز اسلام بین مردم مدینه منتشر نشده است و مردم هنوز از اسلام خبر ندارند.

آیا این تفکر که در این زمان شخصی به مدینه بیاید و قبرها را ویران کند، بت‌ها را نابود کند، هرکسی عکسی در خانه دارد عکس‌ها را از بین ببرد مسخره نیست؟! آیا این روایات نشانگر جهل و نادانی سازندگان این روایات در تاریخ اسلام نیست؟!

ما نمی‌دانیم قضیه چیست و بر فرض روایت هم صحیح باشد؛ زمانی که این روایت صحیح با واقعیت تاریخی تطبیق ندارد تکلیف چیست؟!

در روایتی که بیان کردیم وارد شده بود: پیغمبر اکرم در تشییع جنازه حضور داشتند، شخصی به مدینه می‌آید و برمی‌گردد و دفعه بعد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به مدینه می‌آیند اما پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) هنوز در تشییع جنازه هستند.

اگر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به مدینه آمدند و قبرها را خراب می‌کردند، بت‌ها را نابود می‌کردند و عکس‌ها را از بین بردند حداقل چند روز طول می‌کشد؛ اما در روایت بیان شده است که امیرالمؤمنین به مکه برگشتند اما رسول اکرم هنوز در تشییع جنازه بودند!!

فضای مکه در آن روز طوری نبود که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) به قدری امنیت و آزادی داشته باشند تا زمانی که یک مسلمان از دنیا برود بخواهند برای او تشییع جنازه برپا کنند.

این روایات نمونه‌هایی از جعلیاتی است که سران وهابی ایجاد کردند.

مجری:

استاد خیلی متشکرم؛ در حال حاضر اگر بحثی مطرح شود و درصدد پاسخ به آن باشیم، وهابیت که حرفی برای گفتن ندارند؛ می‌گویند: از قرآن پاسخ بدهید! استاد روایات و عمل وهابیت مبنی بر تخریب قبور ائمه طاهرین را از منظر قرآن چطور ارزیابی می‌کنید؟!

ارزیابی بنای بر قبور انبیاء و اولیای الهی، از دیدگاه قرآن!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

چند شب پیش عزیزی از کردستان تماس گرفته بودند و می‌گفتند: اقدامات شما مخالف آیات قرآن است. زمانی که آیه را از او پرسیدیم، گفت: آیه را بلد نیستم و یادم رفته است!

ما از او خواستیم که قرآن را بخواند و امشب برای ما مطرح کند که در کدام آیه از قرآن آمده است که ساختن حرم و بنای گنبد بر روی قبور و ساخت ضریح حرام است!

این آقا اگر می‌توانند مطالب خودشان را بیاورند، حداقل اگر شیعیان حرف او را گوش نکرد؛ آقایان «حنفی‌ها» حرف او را گوش کنند و بروند قبر «ابو حنیفه» را خراب کنند و همچنین «شافعی‌ها» بدانند که ما همچین آیه‌ای در قرآن داریم و قبر «امام شافعی» را خراب کنند.

این آقا باید آیه مورد نظر را بیاورد زیرا تمام مسلمانان تابع قرآن هستند. بر فرض شیعیان قرآنی که شما می‌گویید را قبول نکنند؛ زیرا خدایی که شما از او صحبت می‌کند خدایی است که پیغمبر می‌تواند او را با اسلحه بکشد، حتماً قرآن او را هم می‌تواند تحریف کند.

خدایی که این‌قدر قدرت نداشته باشد نمی‌توان به‌سادگی در مورد او حرف زد. ما دوتا آیه از قرآن می‌آوریم و این قضیه را به‌صورت خیلی ساده مطرح می‌کنیم؛ همچنین تلاش می‌کنیم معنای این آیه و تفسیر اهل سنت به‌صورت روشن بیان شود.

آیه اول: آیه ٣٦ سوره مبارکه نور:

آیه اول در سوره مبارکه نور آیه شریفه ٣٦ است که می‌فرماید:

(فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یذْکرَ فیها اسْمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ)

در خانه‌هایی که خدا اجازه داده همواره محترم و با عظمت باشند و نام وی در هر بامداد و پسین در آن یاد شود.

سوره نور (٢٤): آیه ٣٦

این آقایان بیایند اولاً؛ به ما بگویند(بُیوتٍ)اشاره به کدام خانه است؟! قطعاً اشاره به خانه همه مسلمانان نیست بلکه به خانه‌های خاصی اشاره دارد زیرا این ویژگی‌ها به همه خانه‌ها تعلق ندارد.

دوما؛ مراد از(تُرْفَعَ)به معنای اینکه رفعت بگیرد، برافراشته شود، بلند شود، نمایان شود چیست؟! مراد از خانه‌هایی که خداوند متعال اجازه نمایان شدن آن‌ها را داده است کدام خانه است؟!

آقای «ثعلبی» در تفسیر «الکشف و البیان» جلد هفتم از «بریده اسلمی» نقل می‌کند: پیغمبر اکرم زمانی که این آیه را تلاوت کردند مردی بلند شد و گفت: یا رسول الله! این خانه کدام خانه است؟! پیغمبر اکرم فرمود: مراد خانه انبیاء است!

سپس ابوبکر بلند شد و گفت: یا رسول الله! خانه علی و زهرا هم جزء خانه انبیاء است؟! حضرت در جواب فرمودند:

«نعم من أفاضلها»

بله از فاضل‌ترین خانه انبیاء است.

الکشف والبیان؛ المؤلف: أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم الثعلبی النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - لبنان - ١٤٢٢ هـ - ٢٠٠٢ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، ج ٧، ص ١٠٧

همچنین در کتاب «در المنثور» اثر «جلال الدین سیوطی» با تحقیق دکتر «ترکی» همین روایت وارد شده است:

«فقام الیه أبو بکر فقال: یا رسول الله هذا البیت منها البیت علی وفاطمة»

ابوبکر بلند شد و گفت: یا رسول الله خانه علی و فاطمه هم جزو خانه انبیاء است؟

«قال: نعم من أفاضلها»

پیغمبر اکرم فرمود: بله با فضیلت‌ترین خانه انبیاء است.

الدر المنثور، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی، دار النشر: دار الفکر - بیروت – ١٩٩٣، ج ٦، ص ٢٠٣، باب النور: (٣٦)

در اول این روایت«وأخرج ابن مردویه»وارد شده است و این به معنای آن است که «سیوطی» هیچ اظهار نظری نکرده است؛ این در صورتی است که اگر «سیوطی» به روایتی برسد که ضعیف است بلافاصله در کنار راوی عبارت«بسند ضعیف»را می‌آورد!

روش آقای «سیوطی» در نقل روایت به این صورت است که قبلاً هم توضیح دادیم. همچنین آقای «ألوسی» در کتاب «روح المعانی» همین روایت را آورده است:

«فقام إلیه أبو بکر رضی الله تعالی عنه فقال: یا رسول الله هذا البیت منها لبیت علی وفاطمة رضی الله تعالی عنهما»

ابوبکر بلند شد و گفت: یا رسول الله خانه علی و فاطمه هم جزو خانه‌ای که گفتید است؟

«قال: نعم من أفاضلها»

پیغمبر اکرم فرمود: بله با فضیلت‌ترین خانه انبیاء است.

سپس می‌گوید:

«وهذا إن صح لا ینبغی العدول عنه»

اگر این روایت صحیح باشد دیگر نمی‌توانیم از آن عدول کنیم.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ١٨، ص ١٧٤، ح ٣٦

این مطلب خیلی مهم است؛ سؤال می‌کنیم آقای «ألوسی» اگر روایت صحیح نیست چرا به ضعیف بودن آن اشاره نکردید؟! این روایات همه نشانگر این است که مسئله اهلبیت (علیهم السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیه) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نمی‌تواند قبول کند.

اگر روایت صحیح نبود؛ اشکال سندی و دلالتی داشت چرا به این مطلب اشاره نکردید؟! معلوم است که آقای «ألوسی» هم دلیلی برای عدم صحت روایت ندارد. این اشکال عادی است؛ همان‌طوری که وقتی در جای دیگر می‌آید می‌گویند: رافضه این روایت را درست کردند!

این روایات همه نشانگر این است که خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) جزء خانه‌هایی است که خداوند فرموده: باید برافراشته شود و رفعت بگیرد. ببینید مراد از رفعت چیست؟! ما می‌خواهیم این مطالب را تنها به وسیله قرآن اثبات کنیم.

خداوند عالم در سوره بقره آیه ١٢٧ می‌فرماید:

(وَ إِذْ یرْفَعُ إِبْراهِیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیتِ وَ إِسْماعِیلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّک أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیم)

(و نیز بیاد آورید) هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را بالا می‌بردند (و می‌گفتند) پروردگارا! از ما بپذیر تو شنوا و دانایی.

سوره بقره (٢): آیه ١٢٧

در این آیه شریفه(یرْفَعُ)به چه معناست؟! این مطلب در حقیقت اشاره به حرم ساختن، ساخت بنا بر روی قبور ائمه (علیهم السلام) ضریح درست کردن و گنبد درست کردن است. همان کاری که حضرت ابراهیم انجام داده و خانه خدا را ساخته و برافراشته کرده است.

(یرْفَعُ)در آیه شریفه(فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یذْکرَ)هم اشاره به همین مطلب دارد. نکته دوم این است که آقایان می‌گویند: مراد از(تُرْفَعَ وَ یذْکرَ فیها اسْمُهُ)تعظیم و تکریم این‌ها است.

در کتاب «زاد المسیر» اثر آقای «ابن جوزی» در مقام ترجمه آیه ١٢٧ سوره بقره می‌گوید:

«أحدها أن تعظم»

یکی از معانی آن این است که آن‌ها مورد تعظیم قرار بگیرند.

من از شما سؤال می‌کنم تعظیم و تکریم قبور ائمه (علیهم السلام) به چیست؟! آیا ضریح ساختن و گنبد ساختن از مصادیق تکریم هست یا نیست؟!

مشاهده کنید در طول تاریخ قبل از اسلام زمانی که می‌خواستند نسبت به قبور بزرگانشان تکریم کنند بر بالای قبر او گنبد یا ضریح قرار می‌دادند. آقایان «احناف» بر قبر «ابوحنیفه» به قصد تکریم گنبد و بارگاه ساختند، اهل سنت بر قبر آقای «بخاری» گنبد و بارگاه ساختند!

مصداق این روایت کاملاً مشخص است؛ مگر اینکه شخصی کاملاً بی‌عقل باشد که الحمدلله دشمنان ما یک نفر را معین کردند و مابقی«حکم الامثال فیما یجوز وفیما لایجوز واحد»همه از این قبیل هستند؛ آقایی که این حرف را زده خودش هم خارج از این قاعده نیست!

«ابن جوزی» در ادامه روایت می‌گوید:

«والثانی أن تبنی قاله مجاهد وقتادة»

نظریه دوم این است که ما بر روی قبر آن‌ها ساختمان بسازیم، مجاهد و قتاده هم همین مطلب را گفتند.

زاد المسیر فی علم التفسیر، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علی بن محمد الجوزی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - ١٤٠٤، الطبعة: الثالثة، ج ٦، ص ٤٦، النور: (٣٦)

بنابراین این آیه کاملاً بر مشروعیت ساختن حرم بر روی قبور ائمه طاهرین (علیهم السلام) دلالت می‌کند. همچنین در کتاب «تفسیر بحر المحیط» هم آقای «ابو حیان أندلسی» همین روایت را آورده است:

«وإذنه تعالی وأمره بأن (تُرْفَعَ) أی یعظم قدرها قاله الحسن والضحاک»

خداوند متعال اذن داده است که تکریم و تعظیم شود و این روایت را حسن بصری و ضحاک گفته است.

«وقال ابن عباس ومجاهد: تبنی وتعلی»

ابن عباس و مجاهد گفته است: ساختمان بلند روی قبر آن‌ها باشد و برافراشته شود و بالاتر از خانه‌های عادی باشد.

تفسیر البحر المحیط، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الشهیر بأبی حیان الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - ١٤٢٢ هـ -٢٠٠١ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، ج ٦، ص ٤٢١، باب النور: (٣٦)

همچنین آقای «ألوسی» در کتاب «تفسیر المعانی» می‌گوید:

«ومن ذلک أیضا بناؤها رفیعة عالیة لا کسائر البیوت»

باید ساختمان‌های آن‌ها خیلی بلند باشد و خیلی بالاتر از خانه‌های دیگران باشد.

«وفسر بعضهم الرفع ببنائها رفیعة»

خانه‌های انبیاء، امیرالمؤمنین و حضرت زهرا باید ساختمان‌های بلندی باشد.

به چه دلیل؟!

«وإذ یرفع إبراهیم القواعد من البیت وإسماعیل»

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ١٨، ص ١٧٦، باب النور)٣٦ – ٣٧(

ایشان دقیقاً به همان دلیلی که ما اشاره کردیم اشاره کرده است. از آقایان وهابی تقاضا دارم مقداری قرآن بخوانند و فقط شعار ندهند! این روایات را علمای اهل سنت در مورد آیه قرآن بیان کردند که هیچ‌کدام از آنان شیعه نبودند.

آیه دوم: آیه ٢٣ سوره مبارکه کهف:

آیه دوم آیه ٢٣ سوره کهف است؛ بعد از اینکه اصحاب کهف نزدیک ٣٠٠ سال در غار خوابیدند و سپس بیدار شدند و احساس کردند که مردم از جایگاه آن‌ها خبردار شدند از خداوند متعال خواستند تا آنان را از دنیا ببرد.

زمانی که مردم به دیدن اصحاب کهف آمدند؛ دیدند همه آنان از دنیا رفتند. در آن زمان بین مردم اختلاف به وجود آمد:

(فَقالُوا ابْنُوا عَلَیهِمْ بُنْیاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِمْ مَسْجِداً إِذْ یتَنازَعُونَ بَینَهُمْ أَمْرَهُم)

وقتی که میان خویش در کار آن‌ها مناقشه می‌کردند، گفتند بر غار آن‌ها بنائی بسازید پروردگار به کارشان داناتر است، و کسانی که در مورد ایشان غلبه یافته بودند گفتند بر غار آن‌ها عبادت‌گاهی خواهیم ساخت.

سوره کهف (١٨): آیه ٢١

اگر چنانچه مسجد ساختن مصداق بارز کفر بوده و بدعت به حساب می‌آمده خداوند عالم باید در این سوره مبارکه به آن اشاره می‌کردند. خداوند عالم در همین سوره مبارکه آیه ١٣ می‌گوید:

(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیک نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدی)

ما داستانشان را برای تو به حق می‌خوانیم. ایشان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان داشتند و ما بر هدایتشان افزودیم.

سوره کهف (١٨): آیه ١٣

خداوند تبارک و تعالی در این آیه به صراحت بیان می‌کند که داستان اصحاب کهف به حق است؛ اما زمانی که در قرآن کریم از کار فرعون حرف می‌زند بلافاصله او را محکوم می‌کند، زمانی که از نمرود حرف می‌زند بلافاصله او را محکوم می‌کند!

خداوند متعال در این آیه شریفه نه تنها اصحاب کهف را محکوم نمی‌کند؛ بلکه می‌فرماید: ما او را به حق بر تو می‌خوانیم! ما فعلاً کاری با این مسائل نداریم و مطلبی از کتاب «الکشاف» که اثر آقای «زمخشری» از علمای بزرگ و استوانه‌های تفسیری اهل سنت است؛ می‌آوریم.

من خطاب به بیننده عزیزی که چند شب پیش زنگ زده بود می‌گویم: به این روایت دقت کند؛ زیرا یقیناً «زمخشری» هزاران برابر شما، از قرآن باخبر است، و هزاران برابر «ابن تیمیه» و «محمد بن عبدالوهاب» قرآن بلد بوده است.

آقای «زمخشری» مفسر قرآن است و عمر خود را در تدبر به آیات قرآن گذرانده است؛ ایشان متوفای ٥٣٨ هجری است و حدود ٢٠٠ سال قبل از «ابن تیمیه» بوده است. «زمخشری» در کتاب «الکشاف» می‌گوید:

«{ لَنَتَّخِذَنَّ } علی باب الکهف { مَّسْجِدًا } یصلی فیه المسلمون ویتبرکون بمکانهم»

ما می‌خواهیم بر روی قبر اصحاب کهف مسجدی بسازیم تا مسلمانان بیایند آنجا نماز بخوانند و به جایگاه اصحاب کهف تبرک بجویند.

الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشری الخوارزمی، تحقیق عبد الرزاق المهدی، الناشر دار إحیاء التراث العربی، عدد الأجزاء ٤، ج ٢، ص ٦٦٥

از این روایت معلوم می‌شود که این افراد مسلمان بودند. شما که این همه دم از قرآن می‌زنید و زمانی که گفتیم یک آیه بیاورید! گفتید آیه یادم نیست، یقیناً نمی‌توانید آیه‌ای در قرآن کریم پیدا کنید.

آقای «زمخشری» عمر خود را به تفسیر قرآن کریم گذرانده و قرآن خوانده است این‌طور سخن می‌گویند. آقای «طبری» در کتاب «تفسیر طبری» جلد ١٥ می‌نویسد:

«وقال المسلمون نحن أحق بهم هم منا نبنی علیهم مسجدا نصلی فیه ونعبد الله فیه»

مسلمانان گفتند: ما بر روی قبر اصحاب کهف مسجد می‌سازیم و آنجا نماز می‌خوانیم و خدا را عبادت می‌کنیم.

جامع البیان عن تأویل آی القرآن، اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر، دار النشر: دار الفکر - بیروت – ١٤٠٥، ج ١٥، ص ٢٢٢، باب الکهف: (١٩ - ٢٠) وکذلک بعثناهم لیتساءلوا...

اگر آنجا مسجد بسازند تبدیل به بتکده می‌شود و اگر پیروان وهابی معتقدند که اگر در مکان مسجد قبری باشد باید آن قبر را ویران کنند و آثار جسد را به بیرون از مسجد ببرند جواب این روایت را چه می‌دهند؟! آقای «طبری» اهل سنت و از خود شماست.

همچنین آقای «ابن جوزی» متوفای ٥٩٧ در کتاب «زاد المسیر» می‌گوید:

«فقال المسلمون نبنی علیهم مسجدا لأنهم علی دیننا»

مسلمانان گفتند: ما می‌خواهیم بر روی قبر اصحاب کهف مسجد درست کنیم زیرا این‌ها بر دین ما بودند.

زاد المسیر فی علم التفسیر، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علی بن محمد الجوزی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - ١٤٠٤، الطبعة: الثالثة، ج ٥، ص ١٢٣، باب الکهف: (٢١) وکذلک أعثرنا علیهم...

همچنین آقای «فخر رازی» در کتاب تفسیر خود جلد ٢١ صفحه ٩٠ می‌نویسد:

«(لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِمْ مَّسْجِدًا) نعبد الله فیه ونستبقی آثار أصحاب الکهف بسبب ذلک المسجد»

ما بر روی قبر اصحاب کهف مسجد می‌سازیم تا خدا را عبادت کنیم تا آثار اصحاب کهف کهنه نشود و برای آیندگان جاودانه بماند.

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤٢١ هـ - ٢٠٠٠ م، الطبعة: الأولی، ج ٢١، ص ٩٠

آن‌ها به صراحت بیان می‌کنند: مسجد می‌سازند تا قبر اصحاب کهف از بین نرود و نام و یاد این افراد در تاریخ زنده بماند. از این عبارت واضح‌تر می‌خواهید بشنوید؟!

همچنین آقای «شوکانی» در کتاب «فتح القدیر» جلد سوم صفحه ٢٧٧ می‌گوید:

«أمرهم لنتخذن علیهم مسجدا) ذکر اتخاذ المسجد یشعر بأن هؤلاء الذین غلبوا علی أمرهم هم المسلمون»

اینکه می‌خواهند مسجد بسازند دلالت می‌کند بر این که این افراد مسلمان بودند که پیروز شدند و می‌خواستند بر روی قبر اصحاب کهف مسجد بسازند.

فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة والدرایة من علم التفسیر، اسم المؤلف: محمد بن علی بن محمد الشوکانی، دار النشر: دار الفکر – بیروت، ج ٣، ص ٢٧٧، الکهف: (٢١) وکذلک أعثرنا علیهم...

من واقعاً نمی‌دانم دیگر به چه زبانی باید با این آقایان حرف بزنیم تا:

(وَ مَثَلُ الَّذِینَ کفَرُوا کمَثَلِ الَّذِی ینْعِقُ بِما لا یسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُکمٌ عُمْی فَهُمْ لا یعْقِلُون)

مثل کسانی که کافر شدند مثل آن چوپانی است که بر گوسفندان خود نهیب می‌زند و چیزهایی می‌گوید که گوسفندان نمی‌فهمند تنها صدایی و ندایی از او می‌شنوند، کر و گنگ و کورند و در نتیجه راهی برای تعقل ندارند.

سوره بقره (٢): آیه ١٧١

نباشند! گویا این روایات، آیات سوره یاسین بود که داشتیم برای این آقایان می‌خواندیم. من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد خیلی از شما متشکرم؛ بنابراین نکته‌ای که در ابتدا مطرح شد با این مضمون که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از طرف پیغمبر اکرم مأمور تخریب قبور بودند و همچنین تخریب قبور از منظر قرآن را به خوبی بیان کردید.

می‌خواهیم ببینیم روش و سیره صحابه پس از رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و اله وسلم) در بنای قبور به چه صورت بوده است؟!

روش صحابه در بنای قبور، پس از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم)

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در کتاب «وفاء الوفا» اثر آقای «سمهودی» از علمای بزرگ و یکی از شخصیت‌های برجسته اهل سنت است؛ ایشان در جلد دوم صفحه ١٠٩ می‌نویسد:

«وکان بیت عائشة رضی الله عنها أحد الأربعة المذکورة. لکن سیأتی من روایة ابن سعد أنه لم یکن علیه حائط زمن النبی صلّی الله علیه وسلّم، وأن أول من بنی علیه جدارا عمر بن الخطاب»

خانه عایشه در زمان پیغمبر اکرم نسبت به مسجد دیواری نداشته است و اولین کسی که دیوار برای آن گذاشت عمر بن خطاب بوده است یعنی در جایی که قبر پیغمبر اکرم قرار دارد دیواری برای خانه عایشه درست کرده است که قبر نبی مکرم اسلام محفوظ باشد.

وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، المؤلف: علی بن عبد الله، نور الدین أبو الحسن السمهودی (المتوفی: ٩١١ هـ)، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی – ١٤١٩، ج ٢، ص ١٠٩، باب أول من بنی جدارا علی بیت عائشة

اگر چنانچه بنا بر روی قبور حرام است و باید قبرها با خاک یکسان شود، دیوار ساختن بر روی قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) چه معنایی دارد؟! دیوار را خلیفه دوم ساخته است!

همچنین در همین کتاب جلد دوم صفحه ١١١ می‌نویسد:

«روی ابن زبالة عن عائشة رضی الله عنها أنها قالت: ما زلت أضع خماری وأتفضل فی ثیابی «١» حتی دفن عمر؛ فلم أزل متحفظة فی ثیابی حتی بنیت بینی وبین القبور جدارا»

ابن زباله از عایشه نقل می‌کند که او می‌گوید: من همیشه در خانه بدون روسری بودم و لباس خانه می‌پوشیدم تا زمانی که عمر را در خانه من دفن کردند و بعد از او دیگر لباس بلند می‌پوشیدم و روسری می‌گذاشتم تا زمانی که بین ما و بین قبرها دیواری بنا کردند.

اگر واقعاً پس از اینکه خلیفه دوم از دنیا رفت، تمام شد و دیگر ارتباطی با دنیا ندارد؛ عایشه به چه دلیل بعد از دفن عمر در خانه‌اش روسری بر سر می‌گذاشت و لباس می‌پوشید؟! او در خانه حجاب خود را حفظ می‌کرد زیرا یقین داشت که عمر او را می‌بیند و نامحرم است!

قبل از دفن شدن عمر در خانه عایشه، پدر او ابوبکر و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در خانه او دفن بود و به همین دلیل او با لباس خانه و بدون حجاب در منزل بود؛ اما زمانی که عمر در خانه او دفن شد او در منزل حجاب خود را حفظ می‌کرد!!

عایشه معتقد بود که شخص مُرده می‌بیند و با این دنیا ارتباط دارد؛ حال آنکه پیروان وهابیت به تبع از «شیخ الشیاطین» می‌گویند: زمانی که شخص از دنیا رفت، فانی شده و دیگر با دنیای زندگان ارتباط ندارد، صدای ما را نمی‌شنوند و جواب ما را نمی‌دهند!!

در ادامه روایت وارد شده است:

«کانوا یأخذون من تراب القبر»

مسلمانان از خاک قبر پیغمبر اکرم به عنوان تبرک برمی‌داشتند،

اگر خاک قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) بدون ارزش است، چرا مسلمانان از آن خاک به عنوان تبرک استفاده می‌کردند؟!

«فأمرت عائشة بجدار فضرب علیهم وکانت فی الجدار کوة»

سپس عایشه دستور داد بر روی قبر پیغمبر اکرم گنبدی گذاشتند و بین خانه و قبر پیغمبر اکرم دیوار کشیدند و بر دیوار سوراخی قرار داده بودند.

«فکانوا یأخذون منها، فأمرت بالکوت فسدت»

مردم دستشان را دراز می‌کردند و از همان سوراخ خاک قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را به عنوان تبرک برمی‌داشتند تا زمانی که عایشه دستور داد سوراخ را بستند.

وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، المؤلف: علی بن عبد الله، نور الدین أبو الحسن السمهودی (المتوفی: ٩١١ هـ)، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی – ١٤١٩، ج ٢، ص ١١١، الفصل العشرون فیما حدث من عمارة الحجرة بعد ذلک، والحائز الذی أدیر علیها

این عبارت که دیواری بر روی قبر پیغمبر اکرم گذاشتند، در حقیقت به معنای تکریم است و با ضریح تفاوتی ندارد. اگر حفاظت از قبور اشکال دارد چرا عایشه همچین بنایی ساخته است؟!

در کتاب «البدایة و النهایة» جلد نهم صفحه ٧٥ داستان مفصلی بیان شده است. نقل می‌کند: در زمان خلافت «ولید بن عبدالملک»، «عمر بن عبدالعزیز» دستور داد تمام خانه‌های اطراف را بخرند و بین آن‌ها ارتباط ایجاد کنند.

«فأدخل فیه الحجرة النبویة حجرة عائشة فدخل القبر فی المسجد»

حجره و قبر پیغمبر اکرم که خانه عایشه در آنجا بود هم داخل مسجد قرار گرفت.

البداية والنهاية ، اسم المؤلف:إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء ، دار النشر : مكتبة المعارف – بيروت؛ ج٩، ص ٧٥

آقایان وهابی! نه «عمر بن عبدالعزیز» شیعه بوده است و نه «ولید بن عبدالملک» شیعه بوده است؛ شما که فدایی این افراد هستید به ما بفرمایید چنانچه وجود قبر در مسجد موجب بطلان نماز است، از آن زمان تا الان که ١٣٣٨ سال می‌گذرد نماز مسلمانان باطل است؟! در این مطلب شک و شبهه‌ای وجود ندارد.

روایت بعدی باز هم در کتاب «وفاء الوفاء» اثر آقای «سمهودی» روایتی در رابطه با «فاطمه بنت اسد» وارد شده است که می‌گوید:

«فلما توفیت خرج رسول الله صلی الله علیه وسلم، فأمر بقبرها فحفر فی موضع المسجد الذی یقال له الیوم قبر فاطمة»

زمانی که فاطمه بنت اسد از دنیا رفت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) دستور داد قبری در مکانی که مسجد قرار داشت حفر کنند.

وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، المؤلف: علی بن عبد الله، نور الدین أبو الحسن السمهودی (المتوفی: ٩١١ هـ)، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی – ١٤١٩، ج ٣، ص ٨٧

از این روایت نتیجه می‌گیریم اگر مسجد بعداً بر روی قبر «فاطمه بنت اسد» ساخته شده است این دلیل بطلان فتوای وهابیت است؛ یا مسجد وجود داشته و قبر «فاطمه بنت اسد» را درون مسجد حفر کردند که این هم موجب بطلان حرف وهابیت است!

در کتاب «خلاصة الوفاء بأخبار المصطفی» اثر آقای «سمهودی» وارد شده است:

«مصعب بن عمیر وعبد الله بن جحش دفنا تحت المسجد الذی بنی علی قبر حمزة»

مصعب بن عمیر و عبدالله بن جحش کنار مسجدی که بر روی قبر حمزه سیدالشهدا بود دفن شدند.

خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفی، المؤلف: علی بن عبد الله بن أحمد الحسنی السمهودی (المتوفی: ٩١١ هـ)، دراسة وتحقیق: د/ محمد الأمین محمد محمود أحمد الجکینی، ج ٣، ص ١١٤، باب سید الشهداء حمزة بن عبد المطلب ومصرعه

بنابراین بر روی قبر حمزه سیدالشهدا هم مسجد قرار داشته است.

همچنین در همین کتاب روایت دیگری با این مضمون وارد شده است:

«وعن أبی جعفر أن فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه وسلم کانت تزور قبر حمزة رضی الله تعالی عنه ترمّه وتصلحه، وقد تعلمته بحجر»

حضرت فاطمه دختر رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) قبر حضرت حمزه سیدالشهدا را زیارت می‌کردند و اگر خرابی در قبر بود آن را ترمیم می‌کرد و سنگی بر روی آنجا می‌گذاشت.

خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفی، المؤلف: علی بن عبد الله بن أحمد الحسنی السمهودی (المتوفی: ٩١١ هـ)، دراسة وتحقیق: د/ محمد الأمین محمد محمود أحمد الجکینی، ج ٣، ص ١١١، باب زیارة النبی صلی الله علیه وسلم وخلفائه قبور الشهداء علی رأس کل حول

شاید وهابیت فردا یک روایتی را بیاورند و بگویند: نستجیر بالله حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) صحابه پیغمبر اکرم نبوده است!! اگر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) دستور داده بود قبرها را با خاک یکسان کنید حضرت فاطمه زهرا به چه دلیل قبر را ترمیم می‌کردند؟!

اگر پیغمبر اکرم دستور داده بودند قبرها را با زمین یکسان کنید؛ این قبر دیگر احتیاج به ترمیم ندارد و لازم نیست سنگی بر روی قبر بگذارند تا مشخص باشد که اینجا قبر حضرت حمزه سیدالشهدا است!

این روش صحابه بوده است و روایات ما نیست؛ بلکه روایات از کتب اهل سنت است. بسیار واضح و روشن است که این مباحث کاملاً در عهد صحابه از جمله بنی امیه و بنی عباس که شما از آن به«سلف صالح»تعبیر می‌کنید وجود داشته است!

مجری:

استاد از شما خیلی متشکرم؛ اگر اجازه بدهید به همین مقدار بسنده کنیم. ان‌شاءالله در خدمت دوستان خوب بیننده باشیم و صدای گرمشان را بشنویم و تلفن‌هایشان را جواب بدهیم.

باز هم یادآوری می‌کنم تمام راه‌های ارتباطی در اختیار شما قرار دارد تا با ما ارتباط داشته باشید. می‌خواهیم در برنامه زنده «حبل المتین» از «شبکه جهانی ولایت» مدح و منقبت وجود نازنین امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را بشنویم.

زمانی که نام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را می‌بریم و «یا علی» می‌گوییم انگار در بهشت قرار داریم؛ زیرا رمز ورود به بهشت ولایت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هست.

همچنین زمانی که عاشقان و شیعیان نام وجود نازنین امیرالمؤمنین حیدر کرار را می‌برند و «یا علی» می‌گویند؛ گویا در بهشت قرار گرفته‌اند!

شنیدن نام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و مدح و منقبت وجود نازنین امیرالمؤمنین چقدر زیبا و لذت‌بخش بود و به طور خلاصه ما شیعیان با شنیدن نام زیبای امیرالمؤمنین جگرمان خنک می‌شود!

انسان وقتی تصاویر نجف مخصوصاً ایوان طلایی نجف را می‌بیند، مخصوصاً زمانی که نام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را در اذان می‌شنویم و شهادت به ولایت امیرالمؤمنین را بر زبان جاری می‌کنیم؛ شور و حال عجیبی به ما دست می‌دهد و واقعاً لذت‌بخش هست.

در این گرمای طاقت فرسای تابستان که دمای هوا نزدیک به ٥٠ درجه است و گاهی اوقات با نوشیدن یک لیوان آب خنک جگرمان خنک می‌شود، بچه شیعه‌ها با شنیدن نام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) این حالت برای دل مهربانشان اتفاق می‌افتد.

هرجای عالم هستید ان‌شاءالله عشق و ارادت و محبت حضرت حیدر کرار گوارای وجودتان باشد!

تماس بینندگان برنامه:

در این مدت کمی که از برنامه باقی مانده است می‌خواهیم تماس بینندگان برنامه را پخش می‌کنیم. اگر دوستان ملاحظه کنند و مختصر و مفید مطالبشان را بیان کنند، فکر می‌کنم بتوانیم به تلفن‌های بیشتری جواب بدهیم. آقای مؤمن الطاق از خوزستان سلام به شما:

بیننده(آقای مؤمن الطاق از خوزستان – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی (حفظه الله) و همچنین مجری توانا آقای علی اسماعیلی؛ خیلی خوشحالم از اینکه امشب توانستم با شما صحبت کنم.

مجری:

من فامیل شما را درست خواندم؟!

بیننده:

بله؛ ایشان یکی از شاگردان امام صادق بودند که در بحث کلام استاد بودند، ما هم به تبرک نام ایشان این اسم را انتخاب کردیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در فضای مجازی هم با همین نام فعالیت دارند.

بیننده:

عرضی خدمت همه بینندگان عزیز داشتم؛ الان الحمدلله رب العالمین با شبهاتی که وهابیت مطرح می‌کنند. با مناظراتی که الان در فضای مجازی شیعه مخصوصاً سایت مذهبی «ندای شیعه» گذاشتند الحمدلله مطلب برای اهل سنت آشکار شده است.

مناظره کنندگان سایت «ندای شیعه» بینندگان «شبکه جهانی ولایت» هستند که بحمدالله پیروز هستند.

بزرگ‌تر از مناظره کنندگان شبکه‌های وهابی کارشناسان این شبکه‌هاست که چند شب پیش یکی از آن‌ها به نام «کمال شرف» از شبکه وهابی «الرحمة» با یکی از مناظرین شیعه در موضوع امامت مناظره کرد و در مناظره شکست فجیعی خورد.

این شخص که بزرگ کارشناسان وهابی بود هیچ کاری نکرد و فرار کرد و بعد از مناظره فوراً اکانت خود را حذف کرد تا کسی به جهت شکستی که خورده بود به او تسلیت نگویند.

الحمدلله امشب آخرین مناظره سایت «ندای شیعه» خواهد بود؛ اگر کسی تمایل دارد می‌تواند به سایت مراجعه کند و آنجا پخش آنلاین مناظره را تماشا کند.

موضوع دیگری هم می‌خواستم مطرح کنم در ارتباط با برنامه شماست؛ وهابیت می‌گویند اگر بنای بر قبور ساختن شرک است اولین مشرک «ابو جندل صحابی» است. آقای «ابو جندل صحابی» هنگامی که «ابو بصیر صحابی» فوت کرد او را دفن کرد و روی قبر او مسجد ساخت.

این مطلب در کتاب اهل سنت از جمله «الوافی بالوفیات» در جلد ١٠ صفحه ١٠٨ چاپ دارالکتاب العربی همچنین کتاب «عمدة القاری» اثر آقای «عینی» جلد ١٤ صفحه ١٦ وجود دارد که می‌گوید:

«فدفنه أبو جندل مکانه،وصلی علیه وجعل عند قبره مسجداً»

الوافی بالوفیات، اسم المؤلف: صلاح الدین خلیل بن أیبک الصفدی، دار النشر: دار إحیاء التراث - بیروت - ١٤٢٠ هـ- ٢٠٠٠ م، تحقیق: أحمد الأرناؤوط وترکی مصطفی، ج ١٠، ص ١٠٨، باب أبو بصیر الصحابی

عمدة القاری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: بدر الدین محمود بن أحمد العینی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ١٤، ص ١٦، باب ٥١

اگر وهابیت بنای قبور را شرک حساب کنند اولین مشرک این شخص می‌باشد. بنده دوتا سؤال هم از حاج آقای قزوینی داشتم که به نظر بنده سؤالات مهمی هستند و اگر پاسخ بدهند خیلی ممنونم.

سؤال اول این است که نظر ایشان در مورد انتساب کتاب «رجال» اثر آقای «ابن غضائری» چیست و اگر می‌توانند در مورد کلیات این کتاب توضیحی بدهند.

سؤال دوم این است که شنیدم آقای «ذهبی» گفته است: "اگر کسی حتی یک روایت جرح داشته باشد هیچ روایتی از او قبول نیست!" اگر ممکن است این مطلب را هم نشان بدهند خیلی متشکرم.

مجری:

خیلی متشکرم، منتظر باشید تا استاد به سؤالات شما پاسخ بدهند.

بیننده:

دست حضرت استاد را می‌بوسم و از ایشان تشکر می‌کنم که چنین شاگردان خوبی در فضای مجازی و در دنیای واقعی تربیت کردند. یا علی

مجری:

از تماس شما ممنونم، التماس دعای خیر دارم، خدانگهدارتان باشد. به دیار سیر‌جان برویم و با آقای نوربخش که از بینندگان خوب ما هستند صحبت کنیم. سلام بر آقای نوربخش:

بیننده(آقای نوربخش از سیر‌جان – شیعه):

با عرض سلام خدمت شما آقای اسماعیلی و همچنین خدمت استاد بزرگ آیت الله قزوینی؛ صحبت‌هایم را در چند بخش خدمت شما تقدیم می‌کنم. اول اینکه از برادرانی که تلفن را جواب می‌دهند اگر از من آزار و اذیتی به آنان رسیده معذرت‌خواهی می‌کنم.

مطلب دوم اینکه می‌خواستم ببینم در سخنرانی که بعضی از آقایان انجام می‌دهند آیا پروسه یا حساب و کتابی وجود دارد که مشرکین وهابی از آنان سوءاستفاده نکنند؟!

دوتا از آقایان روحانی هستند که یکی از آنان لهجه اصفهانی دارد و دیگری در شبکه «امام حسین» است و به نظر من اگر این دو روحانی نبودند؛ اصلاً شبکه‌های وهابی تعطیل می‌شدند.

مطلب سوم اینکه شعری در مورد آقا امام زمان (ارواحنا له الفداه) در چند خط سرودم که اگر اجازه بدهید بخوانم.

مجری:

بله کوتاه بفرمایید.

بیننده:

باز در عمق دلم احساس خواری می‌کنم

با طلوع یاد تو شب زنده داری می‌کنم

من نمی‌دانم کجا و کی تو از ره می‌رسی

چشم به ره ماندم ولی چشم انتظاری می‌کنم

گرچه در افکار من مانده رخ زیبای تو

باز با یاد رخت من بی‌قراری می‌کنم

هرکجا دل از نبودت پر شده از یأس و غم

باز با امید تو امیدواری می‌کنم

این بیت را برای آقای «خدمتی» سرودم:

مردم بی‌دین و مذهب را چنین افکار است

من برای دیدنت بیهوده کاری می‌کنم

روز جمعه که تو آیی چشم‌هایم از آن تو

من برای فرش ره هردو را راهی می‌کنم

از استاد می‌خواهم در مورد آقای «ابوهریره» مقداری توضیح بفرمایند.

مجری:

از شما ممنونم، خدانگهدارتان باشد. به آمریکا برویم، سرکار خانم رباب خواهر بزرگوارمان پشت خط ارتباطی هستند؛ خواهرم سلام علیکم:

بیننده(خانم رباب از آمریکا – شیعه):

سلام عرض می‌کنم خدمت گویندگان و شنوندگان؛ من وثیقه گذاشتم یک ماه زنگ نزنم امشب زنگ بزنم و تلفن من را وصل کنند چون این هفته زیاد زنگ زدم. سلام عرض می‌کنم خدمت آقای اسماعیلی که همیشه یاد شما هستم.

سلام عرض می‌کنم به جناب آقای دکتر حسینی قزوینی عزیز؛ جناب آقای دکتر من همیشه می‌گویم: روز قیامت ما خطاب به وهابیت می‌گوییم چقدر آقای قزوینی برای شما حرف زد و شما نفهمیدید و گوش نکردید!

دوستان عزیزی که جواب تلفن را می‌دهند پرسیدند: خانم رباب شما چه سؤالی دارید؟ گفتم: بالاخره سؤالی طرح می‌کنم چون آقای دکتر نمی‌گذارند سؤالی باقی بماند اما الحمدلله همه را جواب می‌دهند.

اگر بخواهم یک سؤالی دربیاورم و مطرح کنم این است: شما که تمام این سال‌ها که زحمت می‌کشید لطف عزیزان اهل سنت و سایر فرق است؛ آیا اگر آن‌ها این همه آگاهی‌هایی که شما می‌دهید و از کتب خودشان طرح می‌کنید من نباید به آن‌ها بگویم:

"مقداری به نبوت خودتان هم شک کنید!" اطلاعاتتان کم است. اگر انسان مقداری سواد قرآنی داشته باشد، در متون قرآن به کمک او می‌آید. خداوند متعال می‌فرماید«کل شی‌ء أزواجا»

آیا این سؤال من درست است یانه؟! از همه شما متشکریم که اجازه می‌دهید ما در این غربت از اهلبیت (علیهم السلام) جدا نشویم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خانم رباب از شما متشکرم، خدا ان‌شاءالله به شما جزای خیر بدهد. خیلی وقت بود بیننده‌های ما صدای شما را نشنیده بودند و ما شما را جزو شیر زنان دیار غرب می‌دانیم که در نشر فرهنگ اهلبیت تلاش می‌کنید و از برگزاری برنامه‌های دینی فروگذار نیستید.

خدا ان‌شاءالله شما را موفق بدارد!

مجری:

از این خواهر بزرگوارمان ممنونیم؛ به حق این صفت شیر زن بهترین صفتی است که باید به ایشان بدهیم. ان‌شاءالله ایشان که هم نام مادر حضرت علی اصغر هستند با این بانوی بزرگوار محشور شوند.

سؤالات بیندگان را پاسخ بدهیم و اگر فرصتی باقی ماند تلفن‌های دیگری هم خواهیم داشت. آقای مؤمن الطاق چند سؤال مطرح کنند. ایشان گفتند: نظرتان را در خصوص کتاب «رجال» آقای «ابن غضائری» بفرمایید.

ارزیابی صحت و سقم نظرات «ابن غضائری» در رجال:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با نظرات «ابن غضائری» ما در کتاب «المدخل الی علم الرجال و الدرایة» مفصل بحث کردیم که ما همان نظر مرحوم آیت الله «خوئی» را قبول داریم که انتساب این کتاب به «ابن غضائری» مشخص نیست و ثابت نشده این کتاب متعلق به «ابن غضائری» باشد.

آنچه از آقای «ابن غضائری» سند قطعی داریم این است که فرزندان «ابن غضائری» بعد از فوت پدرشان تمام آثار علمی او را از بین بردند.

گاهی اوقات فرزندانی هستند که نام پدر را زنده می‌کنند همانند «فخر المحققین» که نام پدرش «علامه حلی» را بلند کرد و بعضی دیگر از فرزندان این چنین هستند؛ اما کتابی که الان منسوب به «ابن غضائری» هست دارای مطالب دوگانه است:

یک مرتبه روایات را به طور کلی تضعیف کرده است که ما حرف او را نمی‌پذیریم زیرا معلوم نیست این شخص کیست. اول باید «مضعف» و «جارح» برای ما مشخص بشود تا ما جرح و تضعیف او را قبول کنیم.

در مواردی ایشان استدلال می‌کند و می‌گوید: روایات این آقا این است و از روایات او بیان می‌کند که این شخص ضعیف است یا این شخص ثقه است.

اجتهاد این شخص برای ما محترم است؛ زمانی که دلایل را می‌آورد و می‌گوید: به این دلایل این آقا ضعیف است و به این دلایل این شخص ثقه است؛ گرچه خودشان دوتا کتاب داشتند: کتابی در «ضعفا» و کتابی در «ثقات» داشتند.

کتابی که الان از او در دست داریم فقط کتاب «ضعفا» است و کتاب «ثقات» او موجود نیست؛ بر فرض کسی در زمان حیات او کتاب «ثقات» او را استنساخ کرده باشد، کتاب «ثقات» او اصلاً در دست ما نیست و ظاهراً کتاب «ثقات» چندین برابر کتاب «ضعفا» بوده است!

آنکه اجتهاد کرده، این اجتهاد برای ما محترم است که ما از این اجتهاد چه برداشتی می‌کنیم. شاید مؤلف این کتاب از این اجتهاد «ضعف» برداشت کرده است و فقیه دیگری بیاید از این کتاب «توثیق» برداشت کند!

از این جهت کاملاً مشخص است، اما ایشان هرکسی بوده بسیار شخص متصرع در تضعیف بوده است. ایشان بسیاری از بزرگانی که بزرگان ما در طول تاریخ به روایات آنان عمل کردند را تضعیف کرده است.

مجری:

سؤال دیگری داشتند و آن این است که گفتند: "«ذهبی» بیان داشته اگر شخصی جرحی داشته باشد روایتی از او مورد قبول نیست." در مورد این مطلب توضیح بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ایشان در کتاب «النکت علی مقدمة ابن الصلاح» جلد ٣ صفحه ٣٦٢ در روایتی می‌گوید:

«فلو جرحه واحد وعدله مائة قدم قول الواحد لذلک»

اگر صد نفر یک راوی را توثیق کنند یک نفر او را تضعیف کند قول یک نفر مقدم است.

النکت علی مقدمة ابن الصلاح، الناشر: أضواء السلف – الریاض، الطبعة الأولی، ١٤١٩ هـ - ١٩٩٨ م، تحقیق: د. زین العابدین بن محمد بلا فریج، ج ٣، ص ٣٦٢، شماره ٢٤٤

این نظر ایشان است؛ اما آقای «ذهبی» کتابی به نام «الرواة الثقات المتکلم فیهم بما لا یوجب ردهم» دارند. ایشان در این کتاب نام تعدادی از راویانی که گفتند کذاب است را آوردند؛ مثلاً به عنوان نمونه در همین کتاب صفحه ٥٣ وارد شده است:

«أحمد بن عیسی التستری مصری ثقة حجة احتج به الشیخان وما علمت فیه وهنا فلا یلتفت الی قول یحیی بن معین فیه کذاب وکذا غمزه ابو زرعة»

احمد بن عیسی تستری مصری از قول مسلم و بخاری ثقه و حجت است اما یحیی بن معین او را دروغگو خوانده است و ابو زرعه او را تضعیف کرده است.

الرواة الثقات المتکلم فیهم بما لا یوجب ردهم، الإمام الحافظ أبی عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، تحقیق محمد إبراهیم الموصلی، الناشر دار البشائر الإسلامیة، سنة النشر ١٤١٢ هـ - ١٩٩٢ م، مکان النشر بیروت – لبنان، ص ٥٣

ما نمی‌دانیم فتوای او را نگاه کنیم یا عمل او را نگاه کنیم؟! طبق یک ضرب المثل: خانه از پای بست ویران است! امثال آقای «خدمتی» که در یک شبکه آمریکایی انگلیسی می‌گوید: "شیعه‌ها اصلاً رجالی ندارند" به این مطلب توجه کند!

«ذهبی» می‌گوید: اگر صد نفر شخصی را توثیق کند، اما یک نفر او را تضعیف کند تضعیف مقدم است. در این روایت «ابن معین» که از استوانه‌های علم رجال است می‌گوید: این شخص کذاب است!

در صفحه ٥٥ همین کتاب راجع به «احمد بن فرات» می‌گوید:

«من کبار الائمة الاثبات»

سپس از «ابن خراش» نقل می‌کند:

«علی قول ابن خراش فیه یکذب عمداً»

ابن خراش می‌گوید: این شخص عمداً دروغ می‌گفت!

الرواة الثقات المتکلم فیهم بما لا یوجب ردهم، الإمام الحافظ أبی عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، تحقیق محمد إبراهیم الموصلی، الناشر دار البشائر الإسلامیة، سنة النشر ١٤١٢ هـ - ١٩٩٢ م، مکان النشر بیروت – لبنان، ص ٥٥

ما از این شخص این‌طور روایات فراوان داریم؛ آقایان به صفحه ٦٦ مراجعه کنند؛ شخصی راوی به نام «اسرائیل بن یونس» می‌آورد و می‌گوید:

«من ثقات الکوفیین»

از طرف دیگر می‌گوید:

«وقال ابن سعد منهم من یستضعفه قلت ولا یلتفت إلی ابن حزم فی رده لحدیث إسرائیل وتضعیفه»

ابن حزم أندلسی و دیگران گفتند: این شخص اسرائیلی‌ات نقل می‌کرده است و شخص ضعیفی بوده است.

الرواة الثقات المتکلم فیهم بما لا یوجب ردهم، الإمام الحافظ أبی عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، تحقیق محمد إبراهیم الموصلی، الناشر دار البشائر الإسلامیة، سنة النشر ١٤١٢ هـ - ١٩٩٢ م، مکان النشر بیروت – لبنان، ص ٦٦، شماره ١٨

مجری:

بسیار خوب؛ استاد آقای نوربخش گفتند: در خصوص شخصیت «ابوهریره» توضیحاتی بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نسبت به «ابوهریره» باید مفصل بحث کنیم که آقای «ابوهریره» کیست و نظر آقایان درباره «ابوهریره» چیست. من تنها مسئله‌ای برای عزیزان بیننده عرض کنم که آقای «ابوهریره» روایتی را نقل می‌کرد و بعد که مشخص می‌شد این روایت اشکال دارد می‌گفت:

«لَا هذا من کیسِ أبی هُرَیرَةَ»

این از کیسه ابوهریره بوده است.

در اینجا روایت مفصلی بیان شده است مبنی بر اینکه:

«قال النبی أَفْضَلُ الصَّدَقَةِ ما تَرَک غِنًی وَالْیدُ الْعُلْیا خَیرٌ من الْیدِ السُّفْلَی وَابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ تَقُولُ الْمَرْأَةُ إِمَّا أَنْ تُطْعِمَنِی وَإِمَّا أَنْ تُطَلِّقَنِی وَیقُولُ الْعَبْدُ أَطْعِمْنِی وَاسْتَعْمِلْنِی وَیقُولُ الِابْنُ أَطْعِمْنِی إلی من تَدَعُنِی فَقَالُوا یا أَبَا هُرَیرَةَ سَمِعْتَ هذا من رسول اللَّهِ»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٥، ص ٢٠٤٨، ح ٥٠٤٠

اول روایت«قال النبی»می‌گوید، اما آخر روایت«من کیسِ أبی هُرَیرَةَ»می‌گوید.

ایشان می‌گفت: من دوتا کیسه داشتم، یک کیسه را زمان عمر باز کردم و اگر چنانچه کیسه دوم را باز می‌کردم گردنم را می‌زد و من را می‌کشت.

مجری:

مشت نمونه خروار است!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

این روایت از کتاب «صحیح بخاری» است و من از کتاب «مسند أحمد بن حنبل» و جاهای دیگر نیاوردم. سند روایت خیلی واضح و روشن است و قضاوت با بینندگان است.

مجری:

خیلی ممنونم، استاد چند دعا بفرمایید حسن ختام برنامه ما باشد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما امام زمان (ارواحنا له الفداه) نزدیک بگردان، قلب نازنینشان را از ما خوشنود بگردان، ما را مشمول دعاها و عنایات ویژه آن بزرگوار قرار بده.

خدایا به حق محمد و آل محمد رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنما، عزیزان ما در عراق و سوریه و یمن و بحرین و عربستان سعودی و افغانستان و پاکستان و تاجیکستان و ترکیه و کشمیر و هرکجا که گرفتارند به حق محمد و آل محمد از همه آنان رفع گرفتاری بنما.

خدایا به حق محمد و آل محمد شر اشرار از سر مسلمین کوتاه بگردان، خدایا به حق محمد و آل محمد شر وهابیت پلید و تکفیری را از مسلمانان دور بگردان، خدایا وهابیت پلید و تکفیری را هرچه زودتر از صفحه گیتی محو و نابود بگردان.

خدایا بر تمام افرادی که در هرکجای دنیا توسط اشرار مصیبت‌زده و گرفتارند و قلب‌هایشان شکسته است رحمت و صبر و مغفرتت را بر این دودمان و قلب‌ها نازل بگردان.

خدایا به حق محمد و آل محمد حوائج ما و حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت» و حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً ولایت یاوران گرامی برآورده نما، دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

به پایان برنامه زنده «حبل المتین» رسیدیم، فردا جمعه و متعلق به وجود نازنین آقا و مولایمان امام زمان (ارواحنا له الفداه) است.

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هرکجا هست خدایا به سلامت دارش

یا علی مدد، خدانگهدار