سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٦٥٢ - شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (١)

شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (١)

کد مطلب: ٩٧١٨ تاریخ انتشار: ٢٣ خرداد ١٣٩٥ - ١٨:٤٠ تعداد بازدید: ١٢٠٢ سخنراني ها » عمومي شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (١)
حبل المتین ٩٥/٠٣/٢٣

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ٩٥/٠٣/٢٣

خلاصه آنچه در این برنامه خواهید دید...

«شجاعت»؛ فضیلتی که امیرالمؤمنین در شورای شش نفره مطرح کرد!

«أفیکم أحد کان أقتل للمشرکین عند کل شدیدة تنزل برسول الله منّی؟ قالوا: لا»آیا یکی از شما همانند من در کشتار مشرکین و در دفاع از نبی مکرم در جنگ‌ها و گرفتاری‌ها همانند من بود؟! گفتند: نه.مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع) – احمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، ص ١٢٨.

طبق مبنای اهل سنت، یکی از شروط امامت، «شجاعت» است!آقایان اهل سنت معتقدند یکی از شرایط امامت شجاعت است و امام باید شجاع باشد و ترسو نباشد. در کتاب «المواقف فی علم الکلام» اثر جناب آقای «ایجی» از متکلمین به نام اهل سنت و از قهرمانان علم کلام است. ایشان در این کتاب می‌گوید:

«المقصد الثانی فی شروط الإمامة المتن الجمهور علی أن أهل الإمامة مجتهد فی الأصول والفروع »مقصد دوم در شرایط امامت است.نظر جمهور علماء این است که امام جامعه باید در اصول و فروع مجتهد باشد.المواقف ، اسم المؤلف:عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد الإيجي ، دار النشر : دار الجيل - لبنان - بيروت - ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الرحمن عميرة، ج ٣، ص ٥٨٥.

شجاعت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)در منابع اهل سنت!

به نقل «تاریخ مدینه دمشق»:«أفیکم أحد کان أقتل لمشرکی قریش عند کل شدیدة تنزل برسول الله منی قالوا اللهم لا »آیا کسی از شما همانند من در برابر مشرکین قریش و در دفاع از رسول اکرم بود؟گفتند: به خدا نه.تاریخ مدینة دمشق؛ أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، تحقیق محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، الناشر دار الفکر، بیروت، ١٩٩٥، ج ٤٢، ص ٤٣٤.

به نقل «مسند احمد بن حنبل»:«کان رسول اللَّهِ یبْعَثُهُ بِالرَّایةِ جِبْرِیلُ عن یمِینِهِ وَمِیکائِیلُ عن شِمَالِهِ لاَ ینْصَرِفُ حتی یفْتَحَ له»پیغمبر اکرم در جنگ‌ها پرچم به دست امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌داد و جبرئیل دست راست علی بود و میکائیل دست چپ علی بود و از جنگ مگر با پیروزی برنمی‌گشت.مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ١، ص ١٩٩، ح ١٧١٩.

به نقل «المقاصد الحسنه سخاوی»:«قضاء علی و علمه و شجاعته من المتواترات فلیس فی الصحابة من یفوقه فی ذلک»قضاوت و علم و شجاعت علی از متواترات است و در میان صحابه احدی نه در قضاوت و نه در علم و نه در شجاعت بالاتر از علی دیده نشده است.

به نقل «المواقف ایجی»:«لأعطین الرایة الیوم رجلا یحب الله ورسوله ویحبه الله ورسوله کراراً غیر فرار وأعطاها علیا »من پرچم را دست مردی می‌دهم که خدا و پیغمبر را دوست دارد و خدا و پیغمبر هم او را دوست دارد. ثابت قدم است و فرار از جنگ در قاموس وجودش نیست و به دست علی داد.

«وذلک یدل علی أن ما وصفه به لم یوجد فی غیره»آنچه رسول اکرم در اینجا در وصف علی آورده است فقط در وجود علی است و در غیر از او در وجود هیچکس نیست.کتاب المواقف، المؤلف: عضد الدین عبد الرحمن بن أحمد الإیجی، الناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعة الأولی، ١٩٩٧، تحقیق: د.عبد الرحمن عمیرة، عدد الأجزاء: ٣، ج ٣، ص ٦٢٦.

به نقل «سبل الهدی صالحی شامی»:«وکان من أشجع الناس، لم یبارز أحدا قط إلا قتله»علی از شجاع‌ترین انسان‌ها بود به جنگ کسی نرفت که بدون کشتن او برگشته باشد.سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الصالحی الشامی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١٤ هـ، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ج ١١، ص ٢٨٨.

آیا «ابن ابی الحدید» شیعه بوده است؟آقایان وهابیت خیلی دوست دارند «ابن ابی الحدید» را به طرف شیعه بیاورند و این‌ها کاملاً هزار درصد غلط است زیرا «ابن ابی الحدید» معتزلی است و معتزله از فرقه اهل سنت است.

ایشان در اول تا آخر کتاب در جای جای شرح نهج البلاغه از ابوبکر به عنوان خلیفه اول و از عمر به عنوان خلیفه دوم و از عثمان به عنوان خلیفه سوم دفاع می‌کند و ادله متعددی برای این قضیه می‌آورد در حالی که هیچ شیعه‌ای همچین عقیده‌ای ندارد.

در رابطه با «ابوطالب» هیچ شیعه‌ای نیست که معتقد به کفر ابوطالب باشد بلکه کفر ابوطالب از دیدگاه شیعه یک نقصی است همان‌طور که بعضی از بزرگان اهل سنت هم دارند که کسانی که معتقد به کفر ابوطالب باشند یا ابوطالب را دوست نداشته باشند کفر است زیرا قائل به کفر کسی هستند که پیغمبر او را دوست داشته است.

به نقل «محاضرات الأدباء راغب اصفهانی»:«کانت قریش إذا رأت أمیر المؤمنین فی کتیبة تواصت خوفا منه ونظر إلیه رجل وقد شق العسکر فقال قد علمت أن ملک الموت فی الجانب الذی فیه علی»وقتی قریش در جنگ با علی (علیه السلام) مواجه می‌شدند فرار می‌کردند و لشگر متفرق می شد زیرا می‌گفتند:ملک الموت آنطرفی است که علی آنجاست و پشت شمشیر علی ملک الموت است.محاضرات الأدباء ومحاورات الشعرء والبلغاء، اسم المؤلف: أبو القاسم الحسین بن محمد بن المفضل الأصفهانی، دار النشر: دار القلم - بیروت - ١٤٢٠ هـ- ١٩٩٩ م، تحقیق: عمر الطباع، ج ٢، ص ١٥١.

به نقل «عبقریة الإمام علی، عباس محمود عقاد»:«وقد یزحزح الحجر الضخم لا یزحزحه إلا رجال،»سنگی را بلند می‌کرد که شخصیت‌ها و مردان بزرگ از بلند کردن آن سنگ عاجز بودند.«ویحمل الباب الکبیر یعی بقلبه الأشداء،»دری همانند در خیبر آن بلند کرد که شصت نفر از حرکت دادن آن در عاجز بودند.«ویصیح الصیحة فتنخلع لها قلوب الشجعان»علی نعره می‌کشید و قلب شجاعان عرب از نعره علی بن ابی طالب به لرزه می‌افتاد.عبقریة الإمام علی، عباس محمود عقاد، طبع بیروت، عام ١٣٧٤ق،ص ١٥

شجاعت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)در منابع شیعه!

«لَمَّا کانَ یوْمُ أُحُدٍ انْهَزَمَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّی لَمْ یبْقَ مَعَهُ إِلَّا عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع وَ أَبُو دُجَانَةَ سِمَاک بْنُ خَرَشَةَ»در روز جنگ احد تمام اصحاب رسول الله فرار کردند غیر از علی بن ابی طالب و ابودجانه سماک بن خرشه

«فَقَالَ لَهُ النَّبِی یا أَبَا دُجَانَةَ أَ مَا تَرَی قَوْمَک قَالَ بَلَی قَالَ الْحَقْ بِقَوْمِک»نبی مکرم اسلام گفت: یا ابودجانه آیا نمی‌بینی مردم قبیله‌ات همه فرار کردند گفت: بله فرمودند: برو با آن‌ها فرارکن به طرف آنان برو

«قَالَ مَا عَلَی هَذَا بَایعْتُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»گفت: بیعتی که با خدا و پیغمبر او کردیم این نبود که ما فرار کنیم

«قَالَ أَنْتَ فِی حِل»پیغمبر اکرم فرمود: من تو را حلال کردم و بیعت را از گردنت برداشتم

«قَالَ وَ اللَّهِ لَا تَتَحَدَّثُ قُرَیشٌ بِأَنِّی خَذَلْتُک وَ فَرَرْتُ حَتَّی أَذُوقَ مَا تَذُوقُ فَجَزَاهُ النَّبِی خَیرا»ابودجانه گفت: قریش بگویند که ابودجانه تو را خار کرد و فرار کرد و من در میان قریش سرافکنده بشوم و پیغمبر اکرم برای او دعا کرد

«وَ کانَ عَلِی کلَّمَا حَمَلَتْ طَائِفَةٌ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ اسْتَقْبَلَهُمْ وَ رَدَّهُمْ حَتَّی أَکثَرَ فِیهِمُ الْقَتْلَ وَ الْجِرَاحَاتِ حَتَّی انْکسَرَ سَیفُهُ‌»زمانی که دشمن به آنان حمله می‌کرد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) حمله‌ها را از نبی مکرم دفع می‌کرد تا اینکه جراحات زیادی به ایشان وارد شد و شمشیر علی در جنگ احد شکست

«فَجَاءَ إِلَی النَّبِی فَقَالَ یا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ الرَّجُلَ یقَاتِلُ بِسِلَاحِه وَ قَدِ انْکسَرَ سَیفِی»امیرالمؤمنین به طرف رسول خدا آمدند و فرمودند: مرد با شمشیرش می‌جنگد درحالی که من شمشیرم شکست

«فَأَعْطَاهُ سَیفَهُ ذَا الْفَقَارِ فَمَا زَالَ یدْفَعُ بِهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّی أُثِّرَ وَ انکسر [أُنْکرَ] فَنَزَلَ عَلَیهِ جَبْرَئِیلُ وَ قَالَ یا مُحَمَّدُ إِنَّ هَذِهِ لَهِی الْمُوَاسَاةُ مِنْ عَلِی لَک»رسول خدا شمشیر خودشان که ذوالفقار بود به امیرالمؤمنین دادند و امیرالمؤمنین با شمشیر پیغمبر اکرم جنگید و خود را فدای پیغمبر کرد و جبرئیل نازل شد و فرمود: یا رسول الله به این عمل مواسات و ایثار و از خود گذشتگی می‌گویند

«فَقَالَ النَّبِی إِنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ فَقَالَ جَبْرَئِیلُ وَ أَنَا مِنْکمَا»سپس نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: علی از من است من از علی هستم و جبرئیل فرمود: من هم از شما هستم

«وَ سَمِعُوا دَوِیاً مِنَ السَّمَاءِ لَا سَیفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ وَ لَا فَتَی إِلَّا عَلِی.»و شنیدند صدایی از آسمان می‌آید که می‌گوید: شمشیری جز ذوالفقار نیست و جوانمردی جز علی نیست.علل الشرائع، ابن بابویه، محمد بن علی، ج ١، ص ٧

قدرت فوق العاده شمشیر امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)به نقل عایشه!

أَن عليا كَانَ إِذا اعتلى قد وَ إِذا اعْترض قطّ»علی اگر از عمود می‌زد دوپاره می‌کرد و اگر از عرض می‌زد دو تکه می‌کرد.

این عبارت از عایشه است که می‌گوید:«کانَت ضَرباتُ علیٍ أبکارا»ضربه شمشیر علی یک مرتبه بود.

مصادر متعددی از منابع اهل سنت، این مطلب را ذکر کرده اند.

«لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» در منابع اهل سنت!

«أناشدکم الله هل تعلمون معاشر المهاجرین والأنصار أن جبریل أتی النبی فقال یا محمد لا سیف إلا ذو الفقار ولا فتی إلا علی فهل تعلمون هذا کان لغیری»شما را به خدا سوگند آیا می‌دانید در میان مهاجرین و انصار به غیر از من جبرئیل به کسی نازل نشد که بگوید ای محمد شمشیری مانند ذوالفقار و جوانمردی مانند علی نیست؛ در میان مهاجرین و انصار جبرئیل در حق کسی چنین تعبیری آورده است؟! گفتند: خیر.تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - ١٩٩٥، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج ٣٩، ص ٢٠١.

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) به جبرئیل فرمود:« إنه منی وأنا منه فقال جبریل وأنا منکما قال فسمعوا صوتا لا سیف إلا ذو الفقار ولا فتی إلا علی»رسول اکرم فرمود: او از من است و من از او هستم و جبرئیل گفت: من هم از شما هستم سپس صدایی از آسمان شنیدند که ندا می‌آید: شمشیری جز ذوالفقار و جوانمردی جز علی نیست.تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج ٢، ص ٦٥

سنی معتزله به چه معناست؟سنی‌ها از نظر فقهی پنج یا شش مذهب دارند: مذهب حنفی، مذهب مالکی، مذهب شافعی، مذهب حنبلی که مشهور است. مذهب ظاهری که سردمدار آن آقای «ابن حزم أندلسی» است و در حقیقت بنیانگذار آن «داوود بن علی ظاهری» است. فقه خوارج هستند که «اباذی» است؛ این موارد گرایش‌های فقهی آقایان اهل سنت است.

از نظر کلامی هم یک دسته معتزلی هستند که طرفدار «واصل بن عطاء» و یک دسته طرفدار «ابوالحسن اشعری» هستند و یک دسته از این‌ها «ماتریدی» هستند که تابع «ابو منصور ماتریدی» متوفای ٣٣٣ هستند و یک دسته هم وهابی است.

معتزله در حقیقت یکی از فرق کلامی آقایان اهل سنت هستند؛ یک دسته از آقایان می‌گویند ما اهل حدیث هستیم و پیروان آقای «احمد بن حنبل» هستند. بنابراین «اشاعره» از فرق سنی معتزله هستند، «اهل حدیث» از فرق اهل سنت است. آن‌ها به هیچ وجه ارتباط به شیعه ندارند. «ماتریدی» از فرق اهل سنت است.

تفصیل مطالب این برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

در هردو جهان حضرت مولاست علی

از بعد نبی بر همه اولاست علی

هم رهبر ما بود به هر دوره و عصر

هم شافع ما به روز عقبی ست علی

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین و الأئمة المعصومین.

مؤمنان خداجو و روزه‌داران ماه مبارک رمضان و بینندگان عزیز و گرامی «شبکه جهانی ولایت» و برنامه زنده «حبل المتین» به شما سلام عرض می‌کنم. هرکجا که هستید و در این ماه مبارک رمضان مشغول عبادت و بندگی خدای عزیز و بخشنده و مهربان هستید بهترین‌ها را برایتان آرزومندم.

چقدر شیرین و لذت‌بخش است روزه‌داری در ماهی که ماه شهادت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است. روزه‌داری با عشق و ارادت و محبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) چقدر لذت‌بخش و شیرین است و ان‌شاءالله هرکجا که هستید گوارای وجود شما باشد.

ماه رمضان ماه بندگی و عبادت است، ماهی است که درهای رحمت به روی بنده‌های خدا باز است. به نقل از رسول گرامی اسلام که فرمودند:

«أَنْفَاسُکمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکمْ فِیهِ عِبَادَةٌ»

نفس های شما در این ماه تسبیح خداوند و خوابتان عبادت است.

الأمالی (للصدوق)؛ ص ٩٣

هر نفسی که در ماه مبارک رمضان می‌کشیم یک تسبیح نوشته می‌شود و خوابی که دست خود ما هم نیست خداوند برای ما عبادت می‌نویسد.ان‌شاءالله قدردان نعمت ولایت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و هم نعمت ماه مبارک رمضان ماه بندگی بندگان شایسته خدا باشیم.

امشب هم به خانه‌های شما آمدیم و اولین برنامه زنده «حبل المتین» در ماه مبارک رمضان را پخش می‌کنیم. خیلی خوشحال می‌شویم که حرف‌های شما را هم ببینیم و بشنویم. درد دل‌هایتان را با ما بگویید.

آقای کیا زحمت کشیدند راه‌های ارتباطی را برای شما زیرنویس کردند؛ «٣٠٠٠١٢٠٣» راه پیامکی ماست و همچنین واتس آپ و تلگرام و وایبر راه‌های ارتباطی فضای مجازی هم در اختیار شما هست که هرجا هستید پیام‌های شما را دریافت کنیم. ان‌شاءالله تلاش می‌کنیم در طول برنامه حتماً از پیام‌های شما استفاده کنیم.

اگر فرصت شد ان‌شاءالله صدای گرم شما را در برنامه خواهیم شنید. امشب هم توفیق داریم در برنامه زنده «حبل المتین» در محضر استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم و ان‌شاءالله از مباحثشان بهره‌مند بشویم.

جناب استاد خدمت شما سلام عرض می‌کنم، خیلی خوش آمدید و طاعات و عبادات شما قبول باشد ان‌شاءالله.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته، طاعات و عبادات حضرتعالی هم قبول باشد. خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار دادند خالصانه‌ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت و قبولی طاعات و عبادات تقدیم می‌کنم.

خدا را قسم می‌دهم به آبروی امیرالمؤمنین (علیه السلام) که این ماه متعلق به آن بزرگوار است فرج مولا و سرور و تاج سر و آقای ما را نزدیک نموده و ما را از بهترین و خالص‌ترین یاران و سربازاران و ملازمین حضرتش قرار بدهد.

ان‌شاءالله همه گرفتاری‌ها و دغدغه خاطر از ما و از شما گرامیان برطرف کند، حوائج همه ما را برآورده نماید، دعاهای ما را مخصوصاً در این ماه مبارک بزرگ و باعظمت به اجابت مقرون کند ان‌شاءالله.

مجری:

خیلی متشکرم. دوستان بیننده اگر در ذهن شریفتان باشد ما هفته‌های گذشته و مدت‌هاست که براساس حرف‌های بی‌اساس و پوشالی بعضی از شبکه‌های وهابیت مبنی بر اینکه وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به امامت و ولایت خودشان در بیانات و فرمایشات خودشان اشاره و بیان نفرمودند بحثی را آغاز کردیم.

ما در موارد مختلف از زبان نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) این را گفتیم که حضرت بارها به شکل‌های مختلف در زمان پیامبر و بعد از آن اشاره به ولایت و امامت خودشان داشتند و یکی از جاهایی که خیلی کامل و جامع و آتشین به این موضوع اشاره داشتند در شورای ٦ نفره بوده است.

در برنامه‌های گذشته استاد خطبه حضرت را بیان فرمودند و چقدر زیبا قسم‌هایی که وجود مقدس آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌خوردند و از پنج نفری که آنجا بودند شهادت می‌گرفتند و آن‌ها یک به یک شهادت می‌دادند که یا علی! هرآنچه شما می‌فرمایید درست است و صحیح است.

یکی از جاهایی که وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در همان شورای ٦ نفره و یکی از فضایلی که برای خودشان بیان فرمودند بحث شجاعت خودشان بوده است.

ما امشب می‌خواهیم از محضر استاد بپرسیم که بحث شجاعت وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که البته زبانزد عام و خاص است و همه عالم می‌دانند که وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین«اشجع الناس»بودند چه ارتباطی به بحث امامت دارد که حضرت امیر در شورای ٦ نفره به این موضوع اشاره کردند.

حضرت استاد این سؤال اول این حقیر است که ان‌شاءالله پاسخ بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

همان‌طوری که جناب حاج علی اسماعیلی بزرگوار اشاره کردند در پاسخ به شبهات معاندین و منافقین عصر ما و کارشناسان یا کارنشناسان این شبکه‌های شیطانی که اعلام می‌کردند ما تحدی می‌کنیم یک روایت صحیح درباره استناد امیرالمؤمنین به غدیر یا حدیثی از امیرالمؤمنین که برای امامت خودشان استدلال کرده باشند بیاورید.

ما موارد متعددی را در این چند جلسه گذشته اشاره کردیم که در همان روزهای آغازین رحلت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مشغول غسل دادن بدن مطهر نبی مکرم اسلام بودند و دیگران مشغول تعیین خلیفه بودند.

زمانی که قضیه ثقیفه را به حضرت اطلاع دادند حضرت همانجا به موضوع غدیر و امامت خودشان اشاره کردند. روز هفتم رحلت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) در مسجد آمدند و در همانجا به غدیر اشاره کردند. در زمان عثمان در مسجد النبی در جمع ٢٠٠ نفره استدلال کردند.

یکی از مواردی که آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) مفصل حدود ٥٠ یا ٦٠ مورد از فضایل و مناقب خودشان و از شایستگی‌ها و لیاقت خودشان برای امامت و خلافت بود اشاره کردند در قضیه شورای ٦ نفره خلیفه دوم بود.

با وجود اینکه آن‌ها می‌گفتند: خلافت را نبی مکرم اسلام به عهده توده مردم گذاشته است و مردم باید جمع شوند خلیفه را معین کنند و دلیلشان قضیه ثقیفه و انتخاب جناب ابوبکر بود که بعد از او در قضیه خلیفه دوم با آن همه اعتراضاتی که کردند و به خلیفه اول اعتراض کردند:

«أَنَّ أَبَا بَكْرٍ حِينَ حَضَرَهُ الْمَوْتُ أَرْسَلَ إِلَى عُمَرَ يَسْتَخْلِفُهُ فَقَالَ النَّاسُ: تَسْتَخْلِفُ عَلَيْنَا فَظًّا غَلِيظًاوَلَوْ قَدْ وَلِيَنَا كَانَ أَفَظَّ وَأَغْلَظَ , فَمَا تَقُولُ لِرَبِّكَ إِذَا لَقِيتَهُ وَقَدِ اسْتَخْلَفْتَ عَلَيْنَا عُمَرَ قَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَبِرَبِّي تُخَوِّفُونَنِي؟»

وقتی ابوبکر در حال مرگ بود، عمر را به عنوان خلیفه معرفی کرد. مردم گفتند: مرد خشن و بداخلاق و تندخوئی را بر ما خلیفه کردی! اگر این عمر خلیفه بشود، خشن تر و بداخلاق تر هم خواهد شد. ای ابوبکر! چه جوابی به پروردگارت خواهی داد وقتی که او را ملاقات کردی؟ ابوبکر گفت: آیا مرا از خدا می ترسانید!؟

المصنف في الأحاديث والآثار ، اسم المؤلف:أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي ، دار النشر : مكتبة الرشد - الرياض - ١٤٠٩ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : كمال يوسف الحوت، ج ٧ ص ٤٣٤، ح ٣٧٠٥٦

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اعتراض کردند، همچنین «طلحه» و «زبیر» و مهاجر و انصار اعتراض کردند اما ایشان برخلاف آنچه بود کار خودشان را انجام دادند.

در قضیه خلیفه دوم ایشان ٦ نفر را از جمله «طلحه»، «زبیر»، «عبدالرحمن بن عوف»، «عثمان»، «علی بن أبی طالب (علیه السلام)» و «سعد بن أبی وقاص» را انتخاب کردند تا آن‌ها از میان خودشان یک نفر را انتخاب کنند.

ما این مطالب را مفصل بحث می‌کنیم که مطرح کردند: اگر چنانچه پنج نفر نظری داشت و یک نفر مخالف بود گردن او را بزنید، اگر چنانچه چهار نفر نظری داشتند و دو نفر مخالف بود گردن آن دو نفر را بزنید، اگر چنانچه سه نفر یک طرف و سه نفر طرف دیگری بود فرزند من «عبدالله» باید داور باشد و نظرش به هرطرف بود آن طرف برنده انتخابات خلافت است.

ما این قضایا را مفصلاً با سند و تصویر کتاب عرض خواهیم کرد اما در این قضیه امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد با اینکه دیگران اعتراض داشتند من جمله «ابن عباس» می‌گفت: شما به شورا نروید و نتیجه شورا از اول مشخص است که قضیه چیست.

امیرالمؤمنین فرمودند: من به دو دلیل باید بروم، دلیل اول این است که این‌ها در قضیه ثقیفه گفتند:

«لا والله لا تجمع النبوة والخلافة فی أهل بیت أبدا»

آن‌ها گفتند: نبوت از بنی هاشم بود و خلافت نمی‌تواند باشد و این در حقیقت نقض حرفشان است. ثانیاً در اینجا امیرالمؤمنین پرده را بالا می‌زند، فضائل و مناقبش را مطرح می‌کند و این‌ها را قسم می‌دهد بر اینکه آیا این فضیلت‌هایی که من دارم هیچ کدام از شما شش نفر دارید؟! آن‌ها گفتند: به خدا قسم نه.

«شجاعت»؛ فضیلتی که امیرالمؤمنین در شورای شش نفره مطرح کرد!

از جمله آن موارد همین قضیه بود که سؤال فرمودند:

«أفیکم أحد کان أقتل للمشرکین عند کل شدیدة تنزل برسول الله منّی؟»

آیا یکی از شما همانند من در کشتار مشرکین و در دفاع از نبی مکرم در جنگ‌ها و گرفتاری‌ها همانند من بود؟!

«قالوا: لا»

گفتند: نه.

مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع) – احمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، ص ١٢٨.

من گمان می‌کنم این قضیه هم برای شیعه محرز است و هم برای اهل سنت محرز است؛ زمانی که اهل سنت غالباً از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) تعبیر می‌کنند و می‌خواهند اسم ببرند با واژه «شیر خدا» تعبیر می‌کنند!

زمانی که عزیزان اهل سنت در برنامه‌ها می‌آیند از امیرالمؤمنین به شیر خدا تعبیر می‌کنند، منافقین کوردل و وهابیت پلید چشمشان را بر روی بسیاری از حقایق بسته‌اند و تمام تلاششان بر این است که فضایلی که برای امیرالمؤمنین است یا انکار کنند یا به یک نوعی برای دیگران هم فضیلت‌تراشی کنند و بگویند: این فضیلت مخصوص امیرالمؤمنین نبوده است.

آن‌ها می‌گویند: همان‌طور که پیغمبر اکرم نسبت به امیرالمؤمنین فرموده است:

أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ و َعَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْمَدِينَةَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ »

پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و على دروازه آن است؛ پس هر كس قصد ورود به شهر را دارد، بايد از دروازه آن وارد شود.»

المستدرك على الصحيحين ، اسم المؤلف:محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١١هـ - ١٩٩٠م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا؛ ج٣، ص ١٣٧،کتاب معرفه الصحابه، باب قصه اعتزال محمد بن مسلمه، ح٤٦٣٧

از طرف دیگر نسبت به ابوبکر فرموده است:

«أنا مدینة العلم وعلی بابها وابو بکر أساسها وعمر حیطانها وعثمان سقف‌ها »

من شهر علم هستم و علی درب آن، و ابوبکر پایه آن و عمر دیوار آن و عثمان سقف آن است.

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، المؤلف: أبی العباس أحمد بن محمد بن محمد بن علی إبن حجر الهیتمی، الناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة الأولی، ١٩٩٧، تحقیق: عبدالرحمن بن عبدالله الترکی وکامل محمد الخراط، ج ١، ص ٨٧.

ما گفتیم شهر در دارد، دیوار دارد اما سقف ندارد و زمانی که سقف آمد دیگر خانه می‌شود و شهر نمی‌شود!!

من جمله از چیزهایی که قبول کردن آن برای وهابیت خیلی دردآور است قضیه شجاعت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است.

ما نمی‌خواهیم و در این مقام نیستیم ببینیم جناب آقای ابوبکر و عمر و عثمان در طول ٢٣ سال یکی از مشرکین را کشتند یا نکشتند و کاری به آن نداریم. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به «طلحه»، «زبیر»، «عثمان»، «عبدالرحمن بن عوف» و «سعد بن أبی وقاص» که پنج نفر از بزرگان قسم می‌دهد و می‌گوید:

آیا در میان شما همانند من کسی هست که در کشتن مشرکین و در دفاع از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) پیش قدم باشد؟! همه گفتند: خیر.

طبق مبنای اهل سنت، یکی از شروط امامت، «شجاعت» است!

اینکه حضرتعالی اشاره کردید که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به شجاعت خودشان اشاره می‌کنند عزیزان در نظر دارند ما دو سال قبل که ادله عقلی امامت را بررسی می‌کردیم گفتیم: آقایان اهل سنت معتقدند یکی از شرایط امامت شجاعت است و امام باید شجاع باشد و ترسو نباشد.

اگر دشمنی حمله کرد امام پا به فرار نگذارد و زمانی که حکومت و کشور اسلامی به خطر افتاد خودش پیشقدم و پیش قراول باشد. اگر چنانچه امام و خلیفه شجاع نباشد و ترسو باشد نه می‌تواند از کشور دفاع کند و نه می‌تواند از مسلمانان و ناموس مسلمانان دفاع کند.

لذا روی این جهت آقایان می‌گویند: یکی از شرایط امامت عبارت از شجاعت است. در کتاب «المواقف فی علم الکلام» اثر جناب آقای «ایجی» از متکلمین به نام اهل سنت و از قهرمانان علم کلام است. ایشان در این کتاب می‌گوید:

«المقصد الثانی فی شروط الإمامة»

مقصد دوم در شرایط امامت است.

«المتن الجمهور علی أن أهل الإمامة مجتهد فی الأصول والفروع »

نظر جمهور علماء این است که امام جامعه باید در اصول و فروع مجتهد باشد.
المواقف ، اسم المؤلف:عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد الإيجي ، دار النشر : دار الجيل - لبنان - بيروت - ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الرحمن عميرة، ج ٣، ص ٥٨٥.

زمانی که از احکام خدا سؤال می‌کنند بتواند جواب بدهد یا بتواند از قرآن و سنت استفاده کند و از آن استنباط کند. ما در اینجا نمی‌خواهیم حاشیه برویم و بحث را مفصل در مقایسه علم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با علم دیگران آوردیم حتی علم خلیفه اول و خلیفه دوم که هم ابوبکر و هم عمر گفتند:

«لولا علی لهلک عمر»

عمر مي گفت: اگر علي نبود عمر هلاك مي شد

الاستيعاب في معرفة الأصحاب، اسم المؤلف:يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر، دار النشر: دار الجيل - بيروت - ١٤١٢، الطبعة : الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج٣، باب علي بْن أَبِي طالب، ص ١١٠٣

یا زمانی که از بحث تیمم سؤال می‌شود ایشان برخلاف آیه قرآن فتوا می‌دهند و مشخص است که یکی از شرایط امامت این است که امام باید مجتهد و صاحب نظر در مسائل اسلامی باشد.

لذا آقای ایجی می گوید که:

المتن الجمهور على أن أهل الإمامة مجتهد في الأصول والفروع لیقوم بأمور الدین ذو رأی لیقوم بأمور الملک شجاع لیقوی علی الذب عن الحوزة»

شرط امامت جامعه «اجتهاد» است تا امر دین را اقامه کند. «صاحب رأی بودن» است تا بتواند امور مملکتی را اداره بکند و «شجاعت» است تا بتواند از کیان کشور اسلامی دفاع کند

المواقف، اسم المؤلف: عضد الدین عبد الرحمن بن أحمد الإیجی، دار النشر: دار الجیل - لبنان - بیروت - ١٤١٧ هـ - ١٩٩٧ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن عمیرة، ج ٣، ص ٥٨٥.

جناب آقای «جرجانی» در کتاب «شرح مواقف» می‌گوید:

«(لیقوم بأمور الملک شجاع) قوی القلب (لیقوی علی الذب عن الحوزة) والحفظ لبیضةالإسلام بالثبات فی المعارک کما روی أنه علیه السلام وقف بعد انهزام المسلمین فی الصفقائلا»

امام باید شجاع و قوی القلب باشد تا بتواند در دفاع از حوزه اسلامی و ثبات قدم در معرکه‌ها و جنگ‌ها قوی باشد. در جنگ احد وقتی مسلمانان فرار کردند و جز علی بن أبی طالب (علیه السلام) و چند نفری در کنار پیغمبر اکرم نبودند نبی مکرم اسلام در صف مقدم جبهه در برابر مشرکین مکه فرمود:

«أنا النبی لا کذب أنا ابن عبد المطلب»

مردم من پیغمبری هستم که دروغی در کار نیست و من از نسل عبدالمطلب هستم و در جنگ در برابر شما ثابت قدم هستم.

شرح المواقف – القاضی الجرجانی – ج ٨، ص ٣٤٩.

شجاعت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)در منابع اهل سنت

لذا می‌بینیم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) یکی از مسائلی که در شورای ٦ نفره مطرح می‌کند، مسئله شجاعت است که می‌فرماید: آیا هیچ کدام از شما شجاعت من را داشتید؟! گفتند: خیر.

به نقل «تاریخ مدینه دمشق»:

البته این قضیه در «تاریخ دمشق» در جلد ٤٢ صفحه ٤٣٤ نیز مطرح شده است که امیرالمؤمنین می‌گوید:

«أفیکم أحد کان أقتل لمشرکی قریش عند کل شدیدة تنزل برسول الله منی»

آیا کسی از شما همانند من در برابر مشرکین قریش و در دفاع از رسول اکرم بود؟

«قالوا اللهم لا»

گفتند: به خدا نه.

تاریخ مدینة دمشق؛ أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، تحقیق محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، الناشر دار الفکر، بیروت، ١٩٩٥، ج ٤٢، ص ٤٣٤.

من تقریباً هفته گذشته حرم حضرت معصومه بودم، بعد از زیارت دیدم بزرگواری اهل بوشهر یا شیراز بود که من را کنار کشید و ما را می‌بوسید و التماس می‌کرد می‌گفت: حاج آقا شما را به خدا مقداری درباره شجاعت علی (علیه السلام) حرف بزنید تا ما دلمان خنک بشود چون دلمان برای شنیدن شجاعت علی تشنه شده است.

من مفصل صحبت کردم و اولاً شجاعت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) احتیاجی به گفتن ندارد و شیعه و سنی و یهودی و مسیحی و لائیک همه معتقد هستند در تاریخ بشر در میان خلایق کسی در شجاعت همانند امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آفریده نشده است.

خداوند همانند امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در شجاعت نیافریده است و نخواهد آفرید. البته هرچه امیرالمؤمنین دارد از نبی مکرم اسلام دارد و در شجاعت هم هرچه ایشان دارد از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) دارد.

بحث نبی مکرم اسلام تخصصا در فضایل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خارج است. شیعیان دقت کنند تا غلو نکنند و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را در شجاعت بالاتر از نبی مکرم اسلام بدانند.

طبق فرمایش امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که فرمودند:

«أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه»

من بنده‌ای از بندگان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) هستند.

کافی (ط- دار الحدیث)، کلینی، محمد بن یعقوب، ج ١، ص ٢٢٥، ح ٢٤٢

ایشان می‌فرماید: در جنگ‌ها زمانی که عرصه بر ما تنگ می‌شد به نبی مکرم پناه می‌بردیم یعنی در شجاعت در حدی بودند که پناهگاه رزمندگانی همانند امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بودند.

به نقل «مسند احمد بن حنبل»:

در «مسند احمد بن حنبل» با تحقیق «احمد محمد شاکر» جلد ١ حدیث شماره ١٧١٩ را نقل می‌کند و در پاورقی می‌گوید:

«إسناده صحیحٌ»

در روایت وارد شده است:

«خَطَبَنَا الْحَسَنُ بن عَلِی رضی الله عنه فقال لقد فرقکم رَجُلٌ بِالأَمْسِ لم یسْبِقْهُ الأَوَّلُونَ بِعَلْمٍ وَلاَ یدْرِکهُ الآخِرُونَ»

امام حسن مجتبی (علیه السلام) شب شهادت امیرالمؤمنین سخنرانی کردند و فرمودند: از میان شما مردی رفت که در میان اولین و آخرین نمونه نداشته است.

«کان رسول اللَّهِ یبْعَثُهُ بِالرَّایةِ جِبْرِیلُ عن یمِینِهِ وَمِیکائِیلُ عن شِمَالِهِ لاَ ینْصَرِفُ حتی یفْتَحَ له»

پیغمبر اکرم در جنگ‌ها پرچم به دست امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌داد و جبرئیل دست راست علی بود و میکائیل دست چپ علی بود و از جنگ مگر با پیروزی برنمی‌گشت.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ١، ص ١٩٩، ح ١٧١٩.

شما اعلام کنید و نشان بدهید که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در جنگی رفته باشد و بدون پیروزی برگشته باشد. من عبارت «احمد عقاد» را می‌آورم که می‌گوید: قوی‌ترین و بزرگ قهرمانان عرب به جنگ علی می‌آمد و علی کوچک‌ترین هراس و خوفی در دلش ایجاد نمی‌شد.

این آقایان به ما نشان بدهند این عبارت که پرچم به دست او و جبرئیل از راست و میکائیل از چپ او بود برای کدام یک از صحابه بوده است؟! اصلاً فرمایش امیرالمؤمنین در آن جمع پنج نفره هم هیچ این مطلب را به ما نشان بدهید!

به نقل «المقاصد الحسنه سخاوی»:

جناب آقای «سخاوی» کتابی به نام «المقاصد الحسنة فی بیان کثیر من الأحادیث المشتهرة علی الألسنة» دارد که در صفحه ٧٣ در پاورقی وارد شد است:

«قضاء علی و علمه و شجاعته من المتواترات فلیس فی الصحابة من یفوقه فی ذلک»

قضاوت و علم و شجاعت علی از متواترات است و در میان صحابه احدی نه در قضاوت و نه در علم و نه در شجاعت بالاتر از علی دیده نشده است.

به نقل «المواقف ایجی»:

جناب آقای «ایجی» که گفتیم از قهرمانان علم کلام است، قضیه جنگ خیبر را که مطرح می‌کند می‌گوید: بعد از اینکه ابوبکر و عمر به جنگ خیبر رفتند و شکست خورده برگشتند پیغمبر اکرم فرمود:

«لأعطین الرایة الیوم رجلا یحب الله ورسوله ویحبه الله ورسوله»

من پرچم را دست مردی می‌دهم که خدا و پیغمبر را دوست دارد و خدا و پیغمبر هم او را دوست دارد.

«کراراً غیر فرار»

ثابت قدم است و فرار از جنگ در قاموس وجودش نیست

«وأعطاها علیا»

و به دست علی داد.

تا اینجا همه آوردند و در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» مفصل ما عرض کردیم. از جمله چیزهایی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در شورای شش نفره استناد کردند همین بود که فرمودند:

آیا غیر از من کسی وجود دارد که پیغمبر اکرم پرچم به دست او داده باشد و بگوید: من پرچم را به دست مردی می‌دهم که خدا و پیغمبر را دوست دارد و خدا و پیغمبر هم او را دوست دارد غیر از من کسی هست؟! گفتند: به خدا نه.

این مطلب همه جا هست اما اینجا مهم است که جناب آقای «ایجی» می‌گوید:

«وذلک یدل علی أن ما وصفه به لم یوجد فی غیره»

آنچه رسول اکرم در اینجا در وصف علی آورده است فقط در وجود علی است و در غیر از او در وجود هیچکس نیست.

کتاب المواقف، المؤلف: عضد الدین عبد الرحمن بن أحمد الإیجی، الناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعة الأولی، ١٩٩٧، تحقیق: د.عبد الرحمن عمیرة، عدد الأجزاء: ٣، ج ٣، ص ٦٢٦.

به نقل «سبل الهدی صالحی شامی»:

آقای «صالحی شامی» که از علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب «سبل الهدی و الرشاد» جلد ١١ صفحه ٢٨٨ می‌گوید:

«وکان من أشجع الناس، لم یبارز أحدا قط إلا قتله»

علی از شجاع‌ترین انسان‌ها بود به جنگ کسی نرفت که بدون کشتن او برگشته باشد.

سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الصالحی الشامی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١٤ هـ، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ج ١١، ص ٢٨٨.

در میان ٨٤ غزوه یا جنگی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شرکت کردند و غیر از یک مورد غزوه تبوک همه جا حضور داشته است که با روایت ضعیف یا حتی سندی که آقایان بگویند جعلی است به ما نشان بدهید امیرالمؤمنین به جنگ کسی رفته باشد و او را نکشته برگشته باشد.

به نقل «شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید»:

آقای «ابن ابی الحدید معتزلی شافعی» در شرح «نهج البلاغه ابن ابی الحدید» جلد ١٢ از خلیفه دوم می‌آورد و می‌گوید:

«و الله لو لا سیفه لما قام عمود الإسلام»

اگر شمشیر علی نبود پرچم اسلام برافراشته نمی‌شد.

شرح نهج البلاغة ، اسم المؤلف:أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - ١٤١٨هـ - ١٩٩٨م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عبد الكريم النمري، ج ١٢، ص ٥١.

جالب این است که «ابن ابی الحدید معتزلی» جمله زیبایی دارد و من خیلی از این جمله خوشم می‌آید. آقایان وهابیت خیلی دوست دارند «ابن ابی الحدید» را به طرف شیعه بیاورند و این‌ها کاملاً هزار درصد غلط است زیرا «ابن ابی الحدید» معتزلی است و معتزله از فرقه اهل سنت است.

ایشان در اول تا آخر کتاب در جای جای شرح نهج البلاغه از ابوبکر به عنوان خلیفه اول و از عمر به عنوان خلیفه دوم و از عثمان به عنوان خلیفه سوم دفاع می‌کند و ادله متعددی برای این قضیه می‌آورد در حالی که هیچ شیعه‌ای همچین عقیده‌ای ندارد.

در رابطه با «ابوطالب» هیچ شیعه‌ای نیست که معتقد به کفر ابوطالب باشد بلکه کفر ابوطالب از دیدگاه شیعه یک نقصی است همان‌طور که بعضی از بزرگان اهل سنت هم دارند که کسانی که معتقد به کفر ابوطالب باشند یا ابوطالب را دوست نداشته باشند کفر است زیرا قائل به کفر کسی هستند که پیغمبر او را دوست داشته است.

آقای «ابن ابی الحدید» صراحتاً قضیه‌ شجاعت امیرالمؤمنین را مطرح می‌کند؛ ایشان در «شرح نهج البلاغه» جلد ١ صفحه ١٩ می‌گوید:

«و أما الشجاعة فإنه أنسی الناس فیها ذکر من کان قبله»

علی بن ابی طالب در شجاعت نام شجاعان گذشته را محو کرد.

هرکسی در تاریخ شجاع بود تا زمان امیرالمؤمنین شجاع بود اما زمانی که مردم شجاعت علی (علیه السلام) را دیدند نور شجاعت علی مثل نور خورشید تابید و شجاعان دیگر همانند نور شمع سوختند و تمام شدند.

«و محا اسم من یأتی بعده»

جایی برای شجاعان بعدی نگذاشتند.

شرح نهج البلاغة ، اسم المؤلف:أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - ١٤١٨هـ - ١٩٩٨م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عبد الكريم النمري، ج ١، ص ١٩

ایشان نسبت به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌گوید: نام شجاعان گذشته را محو کرد و جایی برای شجاعان آینده هم باقی نگذاشت. خیلی جمله زیبایی است! من در میان کسانی که در مورد شجاعت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) صحبت کردند این‌طور شیرین ندیدم.

به نقل «محاضرات الأدباء راغب اصفهانی»:

«راغب اصفهانی» که چهره شناخته شده برای شیعیان اهل سنت است کتابی به نام «محاضرات الأدباء» دارد. ایشان جمله زیبایی دارد که در جلد سوم صفحه ١٣٨ می‌گوید:

«کانت قریش إذا رأت أمیر المؤمنین فی کتیبة تواصت خوفا منه ونظر إلیه رجل وقد شق العسکر فقال»

وقتی قریش در جنگ با علی (علیه السلام) مواجه می‌شدند فرار می‌کردند و لشگر متفرق می شد زیرا می‌گفتند:

«قد علمت أن ملک الموت فی الجانب الذی فیه علی»

ملک الموت آنطرفی است که علی آنجاست و پشت شمشیر علی ملک الموت است.

محاضرات الأدباء ومحاورات الشعرء والبلغاء، اسم المؤلف: أبو القاسم الحسین بن محمد بن المفضل الأصفهانی، دار النشر: دار القلم - بیروت - ١٤٢٠ هـ- ١٩٩٩ م، تحقیق: عمر الطباع، ج ٢، ص ١٥١.

یکی از این‌ها از قریش فرار می‌کرد و از او پرسیدند: کجا می‌روی؟ گفت: من می‌دانم ملک الموت همان جایی است که علی آنجاست و علی دارد می‌آید و ملک الموت با علی همراه است!

به نقل «عبقریة الإمام علی، عباس محمود عقاد»:

آقای استاد «عباس محمود عقاد» که از بزرگان اهل سنت مصر است و شخصیت برجسته و علمی است و مسئولیت‌های متعددی دارد می‌گوید: علی با هیچکسی درگیر نشد مگر اینکه او را مغلوب ساخت، با کسی جنگ نکرد جز با کشتن او این جنگ خاتمه نیافت.

«وقد یزحزح الحجر الضخم لا یزحزحه إلا رجال،»

سنگی را بلند می‌کرد که شخصیت‌ها و مردان بزرگ از بلند کردن آن سنگ عاجز بودند.

«ویحمل الباب الکبیر یعی بقلبه الأشداء،»

دری همانند در خیبر آن بلند کرد که شصت نفر از حرکت دادن آن در عاجز بودند.

«ویصیح الصیحة فتنخلع لها قلوب الشجعان»

علی نعره می‌کشید و قلب شجاعان عرب از نعره علی بن ابی طالب به لرزه می‌افتاد.

عبقریة الإمام علی، عباس محمود عقاد، طبع بیروت، عام ١٣٧٤ق،ص ١٥

بنازم به این قلمی که همچین جمله‌ای گفته است. همچنین در این کتاب تعبیر زیباتری دارد که می‌گوید:

«وکان إلی قوته البالغة شجاعا لا ینهض له أحد فی میدان مناجزة، فکان لجرأته علی الموت لا یهاب قرنا من الأقران، بالغا ما بلغ من الصولة ورهبة الصیت»

علی از مرگ نمی‌ترسید و در برابر او هرچه شجاع‌ترین انسان‌ها می‌آمد و هرچه باشهرت‌ترین شجاع می‌آمد برای علی بن ابی طالب کوچک‌ترین ترسی و واهمه‌ای نداشت.

«واجترأ وهو فتی ناشئ علی عمرو بن ود، فارس الجزیرة العربیة الذی کان یقوم بألف رجل عند أصحابه، وعند أعداءه.»

علی بن ابی طالب نوجوان بود که در برابر عمر بن عبدود که در حقیقت بزرگ شجاع جزیرة العرب بود که این با هزار مرد جنگی هم در میان خود دوستانش و هم در میان دشمنانش شهرت داشت.

عبقریة الإمام علی، عباس محمود عقاد، طبع بیروت، عام ١٣٧٤ق،ص ١٥

بنازم به ضربه شست علی بن ابی طالب که وقتی در برابر «عمرو بن عبدود» ایستاد «عمرو» گفت: حیفم می‌آید تو کشته بشوی! تا تکان نخورده بود با یک ضربه پای «عمر بن عبدود» را آنچنان زد و بر روی سینه او نشست و دیدند علی بن ابی طالب نمی‌خواهد سر عمر را جدا کند و چند دقیقه توقف کرد بعد سر او را جدا کرد.

معمولاً هرکسی را می‌کشتند زره او را به عنوان غنیمت می‌بردند اما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) زره او را نبرد. بعضی از افراد اعتراض کردند که یا رسول الله! چرا علی بعد از اینکه «عمر بن عبدود» را بر زمین زد چند دقیقه روی سینه او توقف کرد یا بلند شد و قدم زد؟!

پیغمبر اکرم فرمودند: بروید از خود علی سؤال کنید چرا از من می‌پرسید؟! گفتند: یا علی! چه اتفاقی افتاد؟! حضرت فرمود: وقتی من «عمر بن عبدود» را بر زمین زدم به صورت من آب دهانش را پاشید و اسم مادر من را برد و من عصبانی شدم. آن موقع ترسیدم اگر در آن حال سر عمرو را از تن جدا کنم به خاطر اینکه آب دهن به صورت من انداخت او را بکشم.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: تحمل کردم تا خشمم فروکش کند بعد سر او را به خاطر رضای خدا از تن جدا کردم.

خلیفه دوم گفت: یا علی! زره او از زره‌های پرقیمتی است که در میان عرب همچین زره پرقیمتی نیست، چرا زره او را نگرفتی؟! حضرت فرمود: او در آخرین لحظه به من گفت تو جوانمرد هستی از تو می‌خواهم جنازه من را با زره به خانواده‌ام برگردد.

او با وجود اینکه به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) توهین کرده است و به مادر آن حضرت ناسزا گفته است اما از حضرت درخواست کرده است که زره او را از تن او درنیاورد ولذا حضرت امیرالمؤمنین زره او را از تن او درنیاورد.

دوستانت کجا کنی محروم

تو که با دشمن این نظر داری

در برابر دشمنی که آن جسارت‌ها را به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) انجام داد چه کرامتی به خرج دادند.

یا امیرالمؤمنین یا ذالکرم

یا امام المتقین یا ذالنعم

اننا جعناک فی حاجاتنا

لا تخیبنا و قل فیها نعم

همگی نزد تو آمده‌ایم و امید شفاعت از تو داریم؛ به حق زهرای مرضیه (سلام الله علیها) ما را در این ماه مبارک رمضان مشمول عنایت ویژه خودت قرار بده و آنچه لایق کرم و بزرگواری توست. ما چیزی از تو نمی‌خواهیم بلکه به کرم و بزرگواری تو واگذار می‌کنیم.

در همان کتاب وارد شده است زمانی که «عمرو بن عبدود» را کشتند خواهرش آمد:

«لو کان قاتل عمرو غیر قاتله»

اگر برادر من را غیر از علی کشته بود

«بکیته أبدا ما دمت فی الأبد»

من تا ابد عمر داشتم اشک چشمم خشک نمی‌شد

«لکن قاتله من لا نظیر له»

اما چه کنم قاتل برادرم شخصی بی‌نظیر در عالم هستی است

«وکان یدعی أبوه بیضة البلد»

و پدر او جزو پرآوازه‌ترین و شریف‌ترین و بزرگ‌ترین انسان‌های شهر مکه بوده است.

عبقریة الإمام علی، عباس محمود عقاد، طبع بیروت، عام ١٣٧٤ق، ص ١٥

او می‌گوید: فرزند کسی که در مردانگی و شرافت و بزرگی شهره آفاق بوده است برادر من کشته است و لذا برای برادرم هرگز گریه نمی‌کنم.

ایشان مفصلاً بحث می‌کند که شجاعت او از شجاعات نادره‌ای بود که علی هرکس را می‌کشت و هرکس در کشتن در کنار علی در کشتن سهیم بود هردو افتخار می‌کردند.

به عبارت دیگر هم کسانی که همکار علی در کشتن بودند و هم کسانی که به شمشیر علی کشته می‌شدند این‌ها هم به خودشان افتخار می‌کردند.

به نقل «معرفة الصحابه ابونعیم اصفهانی»:

جمله دیگری که خیلی دردآور است در کتاب «معرفة الصحابة» اثر «ابونعیم اصفهانی» است؛ ایشان از قول خلیفه سوم تعبیری دارد. در همان قضیه شورای شش نفره که امیرالمؤمنین گلایه کرد که چطور من را گذاشتند و سراغ عثمان رفتند؛ عثمان می‌گوید:

«ما ذنبی إن لم تحبک قریش: وقد قتلت منهم سبعین رجلا کأن وجوههم سیوف الذهب؟»

گناه من چیست که قریش تو را دوست ندارد و تو در یک روز هفتاد نفر از قریش را به درک واصل کردی که این‌ها همه شخصیت‌های برجسته و سیمای نورانی داشتند.

معرفة الصحابة، اسم المؤلف: لأبی نعیم الأصبهانی، ج ١، ص ٨٦، ح ٣٣٨.

شجاعت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)در منابع شیعه!

تا الان روایات را از کتب اهل سنت بیان کردیم اما اجازه بدهید روایاتی هم از کتب شیعه بیاوریم. «شیخ صدوق» در کتاب «علل الشرایع» در جلد اول صفحه ٧ روایتی را از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند:

«لَمَّا کانَ یوْمُ أُحُدٍ انْهَزَمَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّی لَمْ یبْقَ مَعَهُ إِلَّا عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع وَ أَبُو دُجَانَةَ سِمَاک بْنُ خَرَشَةَ»

در روز جنگ احد تمام اصحاب رسول الله فرار کردند غیر از علی بن ابی طالب و ابودجانه سماک بن خرشه

«فَقَالَ لَهُ النَّبِی یا أَبَا دُجَانَةَ أَ مَا تَرَی قَوْمَک قَالَ بَلَی قَالَ الْحَقْ بِقَوْمِک»

نبی مکرم اسلام گفت: یا ابودجانه آیا نمی‌بینی مردم قبیله‌ات همه فرار کردند گفت: بله فرمودند: برو با آن‌ها فرارکن به طرف آنان برو

«قَالَ مَا عَلَی هَذَا بَایعْتُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»

گفت: بیعتی که با خدا و پیغمبر او کردیم این نبود که ما فرار کنیم

«قَالَ أَنْتَ فِی حِل»

پیغمبر اکرم فرمود: من تو را حلال کردم و بیعت را از گردنت برداشتم

«قَالَ وَ اللَّهِ لَا تَتَحَدَّثُ قُرَیشٌ بِأَنِّی خَذَلْتُک وَ فَرَرْتُ حَتَّی أَذُوقَ مَا تَذُوقُ فَجَزَاهُ النَّبِی خَیرا»

ابودجانه گفت: قریش بگویند که ابودجانه تو را خار کرد و فرار کرد و من در میان قریش سرافکنده بشوم و پیغمبر اکرم برای او دعا کرد

«وَ کانَ عَلِی کلَّمَا حَمَلَتْ طَائِفَةٌ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ اسْتَقْبَلَهُمْ وَ رَدَّهُمْ حَتَّی أَکثَرَ فِیهِمُ الْقَتْلَ وَ الْجِرَاحَاتِ حَتَّی انْکسَرَ سَیفُهُ‌»

زمانی که دشمن به آنان حمله می‌کرد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) حمله‌ها را از نبی مکرم دفع می‌کرد تا اینکه جراحات زیادی به ایشان وارد شد و شمشیر علی در جنگ احد شکست

«فَجَاءَ إِلَی النَّبِی فَقَالَ یا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ الرَّجُلَ یقَاتِلُ بِسِلَاحِه وَ قَدِ انْکسَرَ سَیفِی»

امیرالمؤمنین به طرف رسول خدا آمدند و فرمودند: مرد با شمشیرش می‌جنگد درحالی که من شمشیرم شکست

«فَأَعْطَاهُ سَیفَهُ ذَا الْفَقَارِ فَمَا زَالَ یدْفَعُ بِهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّی أُثِّرَ وَ انکسر [أُنْکرَ] فَنَزَلَ عَلَیهِ جَبْرَئِیلُ وَ قَالَ یا مُحَمَّدُ إِنَّ هَذِهِ لَهِی الْمُوَاسَاةُ مِنْ عَلِی لَک»

رسول خدا شمشیر خودشان که ذوالفقار بود به امیرالمؤمنین دادند و امیرالمؤمنین با شمشیر پیغمبر اکرم جنگید و خود را فدای پیغمبر کرد و جبرئیل نازل شد و فرمود: یا رسول الله به این عمل مواسات و ایثار و از خود گذشتگی می‌گویند

«فَقَالَ النَّبِی إِنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ فَقَالَ جَبْرَئِیلُ وَ أَنَا مِنْکمَا»

سپس نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: علی از من است من از علی هستم و جبرئیل فرمود: من هم از شما هستم

«وَ سَمِعُوا دَوِیاً مِنَ السَّمَاءِ لَا سَیفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ وَ لَا فَتَی إِلَّا عَلِی.»

و شنیدند صدایی از آسمان می‌آید که می‌گوید: شمشیری جز ذوالفقار نیست و جوانمردی جز علی نیست.

علل الشرائع، ابن بابویه، محمد بن علی، ج ١، ص ٧

این موارد در حقیقت بخشی از شجاعت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود که به تعبیر جناب «ایجی»، «تفتازانی»، «جرجانی» و دیگران که از شرایط امامت شجاعت را به حساب آوردند.

اگر پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین وصیت هم نکرده بودند یکی از شرایط امامت شجاعت است و امیرالمؤمنین هم در شجاعت به تعبیر «ابن ابی الحدید» نام مردان گذشته را پاک کرد و جایی برای مردان آینده نگذاشت.

مجری:

استاد می‌گویند:

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

من نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که باعث شد شما امشب وارد این موضوع بشوید؛ دشمنان ما باعث شدند که همه آن هم باعث خیر است. پیام‌هایی که دارد به دست ما می‌رسد از ذوق و شوقی است که بینندگان ما داشتند.

من واقعیت سیر نشدم و مطمئنم دوستان بیننده هم از شجاعت وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سیر نشدند. به قول مولوی که می‌گوید:

خوش‌تر آن باشد که سرّ دلبران

گفته آید در حدیث دیگران

وقتی ما خودمان از فضیلت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌گوییم و این در کتب شیعه آمده است و زمانی فضیلت امیرالمؤمنین در منابع اهل سنت وارد شده است. خیلی لذت بردیم و خیلی جگرمان خنک شد اما در ماه رمضان می‌خواهیم بیشتر سیراب شویم؛ از شجاعت مولا امیرالمؤمنین بازهم از منابع اهل سنت بگویید.

قدرت فوق العاده شمشیر امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)به نقل عایشه!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

یکی از مواردی که در اینجا خیلی جالب است در تمام کتب لغت آمده است یعنی ما کاری به کتاب تاریخ نداریم و در تاریخ که الی ماشاءالله آمده است. این جمله مشهور:

أَن عليا كَانَ إِذا اعتلى قد وَ إِذا اعْترض قطّ»

علی اگر از عمود می‌زد دوپاره می‌کرد و اگر از عرض می‌زد دو تکه می‌کرد.

این عبارت از عایشه است که می‌گوید:

«کانَت ضَرباتُ علیٍ أبکارا»

ضربه شمشیر علی یک مرتبه بود.

یک شمشیر می‌زد اگر از طول می‌زد دو شقه می‌شد و اگر از عرض می‌زد دو پاره می‌شد یعنی اگر از طرف کمر می‌زد بالاتنه یک طرف می‌افتاد و پایین تنه یک طرف می‌افتاد اما اگر از فرق می‌زد نصف بدن با یک پا به یک طرف می‌افتاد و نصف بدن با پای دیگر به طرف دیگر می‌افتاد.

من تنها مصادر این مطلب را به قدری که آمده است نشان بدهم تا حوصله عزیزان بیننده سرنیاید.

در کتاب «جمهرة اللغة» که اثر «ابن درید» است و ایشان از شخصیت‌های برجسته و متوفای ٣٢١ است در صفحه صفحه ١١٣ آورده است:

وَفِي الحَدِيث أَن عليا عَلَيْهِ السَّلَام كَانَ إِذا اعتلى قد وَإِذا اعْترض قطّ»

در حدیث آمده است که علی علیه السلام اگر از عمود می‌زد دوپاره می‌کرد و اگر از عرض می‌زد دو تکه می‌کرد.

جمهرة اللغة، الطبعة: الأولی، تحقیق: رمزی منیر بعلبکی، ج ١، ص ١١٣

در کتاب «جمهرة الامثال» که به ادیب مشهور «ابوهلال عسکری» تعلق دارد وارد شده است:

«وَفِی حَدِیث علی عَلَیهِ السَّلَام أَنه کانَ إِلَّا علا بِالسَّیفِ قد وَإِذا اعْترض قطّ»

در حدیث آمده است که علی علیه السلام وقتی شمشیر می زد دو شقه می شد و وقتی از عرض می زد دو نیم می شد.

جمهرة الأمثال، المؤلف: أبو هلال الحسن بن عبد الله بن سهل بن سعید بن یحیی بن مهران العسکری (المتوفی: نحو ٣٩٥ هـ)، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج ٢، ص ١٥٩، ح ١٤٤٣

«ابوحیان» که متوفای سال ٤١٤ است در کتاب «البصائر و الذخائر» جلد هشتم صفحه ٧٠ روایت از «عایشه أم المؤمنین» است که می‌گوید:

«ومنه قول ابن عائشة: کانت ضربات علی أبکاراً»

از قول عایشه وارد شده است: ضربات علی تک بود و دو شمشیر به کسی نزد.

البصائر والذخائر، اسم المؤلف: أبو حیان علی بن محمد بن العباس التوحیدی، دار النشر: دار صادر- بیروت/لبنان - ١٤١٩ هـ-٩٩٩ م، الطبعة: الراجعة، تحقیق: د.وداد القاضی، ج ٨، ص ٧٠.

در این کتب وارد شده است: اگر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اگر از فرق به کسی می‌زد دو تکه می‌شد و اگر از عرض می‌زد دو پاره می‌شد دیگر جایی برای ضربه زدن دوم نبود.

در کتاب «المحکم و المحیط الاعظم» اثر «علی بن اسماعیل بن سیده» است که در جلد هشتم صفحه ٧٢ این کتاب همین تعبیر را آورده است.

در کتاب «مختار الصحاح» اثر «عبدالقادر رازی» در ماده بکر دارد:

«وَفِی الْحَدِیثِ: «کانَتْ ضَرَبَاتُ عَلِی (أَبْکارًا) إِذَا اعْتَلَی قَدَّ وَإِذَا اعْتَرَضَ قَطَّ»

مختار الصحاح، المؤلف: زین الدین أبو عبد الله محمد بن أبی بکر بن عبد القادر الحنفی الرازی (المتوفی: ٦٦٦ هـ)، المحقق: یوسف الشیخ محمد، الناشر: المکتبة العصریة - الدار النموذجیة، بیروت – صیدا، الطبعة: الخامسة، ١٤٢٠ هـ / ١٩٩٩ م، ج ١، ص ٣٨.

همچنین آقای «ابن مندوب» در کتاب «لسان العرب» جلد سوم صفحه ٣٤٤ دارد:

«وفی الحدیث: أن علیا، علیه السلام، کان إذا اعتلی قد وإذا اعترض قط وفی روایة: کان إذا تطاول قد وإذا تقاصر قط أی قطع طولا وقطع عرضا»

در حدیث آمده است علی علیه السلام اگر از عمود می‌زد دوپاره می‌کرد و اگر از عرض می‌زد دو تکه می‌کرد. و در روایت وارد شده است: اگر از طول می‌زد دو تکه می‌کرد و اگر از عرض می‌زد دوپاره می‌کرد.

در همین کتاب جلد چهارم وارد شده است:

«أی أن ضربته کانت بکرا یقتل بواحدة منها لا یحتاج أن یعید الضربة ثانیاً»

به هرکسی یک ضربه می‌زد دو تکه می‌شد و دیگر احتیاج نبود ضربه دوم را بزند.

لسان العرب، اسم المؤلف: محمد بن مکرم بن منظور الأفریقی المصری، دار النشر: دار صادر - بیروت، الطبعة: الأولی، ج ٣، ص ٣٤٤ و ج ٤، ص ٨٠.

در کتاب «تاج العروس» اثر آقای «زبیدی» در جلد نهم همین تعبیر وجود دارد:

«وفی الحدیث (أَنّ عَلِیا رضِی الله عنه کان إِذا اعتَلَی قَدَّ، وإِذا اعْتَرَضَ قَطَّ). وفی روایة: (کان إِذا تَطَاوَلَ قَدَّ، وإِذا تَقَاصَرَ قَطَّ) أَی قَطَعَ طُولاً وقَطَعَ عَرْضاً»

در حدیث آمده است علی علیه السلام اگر از عمود می‌زد دوپاره می‌کرد و اگر از عرض می‌زد دو تکه می‌کرد. و در روایت وارد شده است: اگر از طول می‌زد دو تکه می‌کرد و اگر از عرض می‌زد دوپاره می‌کرد.

تاج العروس من جواهر القاموس، اسم المؤلف: محمد مرتضی الحسینی الزبیدی، دار النشر: دار الهدایة، تحقیق: مجموعة من المحققین، ج ٩، ص ١٢.

آقای «آلوسی سلفی» در کتاب «روح المعانی» جلد دوازدهم صفحه ٢١٨ می‌گوید:

«فی وصف علی کرم الله تعالی وجهه: إنه کان إذا إعتلی قد وإذا اعترض قط»

در وصف علی (علیه السلام) وارد شده است: اگر از عمود می‌زد دوپاره می‌کرد و اگر از عرض می‌زد دو تکه می‌کرد

«وقیل القد هنا مطلق الشق ویؤیده»

بعضی افراد گفتند قط به معنای مطلق الشق است و زمانی که می‌زد شخص دوشقه می‌شد

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج ١٢، ص ٢١٨.

این‌ها نمونه‌هایی از شجاعت علی بن ابی طالب (علیه السلام) و ضربه شست علی است که به هر نفری دو ضربه در عمرش نزده است بلکه یک ضربه زده است و با یک ضربه طرف راهی جهنم شده است و رفته است.

اگر سؤال دیگری هست در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد یک اشاره‌ای فرمودید به عبارتی که در میان مردم به این شکل مشهور است«لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار»که حالا شما فرمودید:«لاسیف الا ذوالفقار لا فتی الا علی»این در حق وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل شده است.

می‌خواهیم ببینیم چه زمانی و کجا بوده و در کتب اهل سنت به چه شکل نقل شده است. شما اشاره‌ای به این مطلب داشتید اما می‌خواهم این مطلب را تکمیل بفرمایید.

«لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» در منابع اهل سنت!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با«لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار»بنازم به ضربه شست علی و فدای غبار حرم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و فدای خاک زیر نعلین شما که مردم قدر شما را ندانستند و امروز هم مردم دنیا قدر شما را نمی‌دانند.

تأسف می‌خوریم که باید بگوییم: برای شناختن خوب علی باید برویم کتاب «جورج جورداق» مسیحی را بخوانیم و خیلی دردآور است. این قضیه که«لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار»مشهور است که در «جنگ احد» نازل شده است.

«ابن عساکر» روایتی می‌آورد که این روایت در «جنگ بدر» هم اتفاق افتاده است اما مشهور همان «جنگ احد» است. آقای «ابن عساکر» در کتاب «تاریخ مدینة دمشق» جلد ٣٩ مطلبی می‌گوید که خیلی جالب است و من این عبارت را قبلاً ندیده بودم و در لابه‌لای روایات این عبارت را پیدا کردم.

دیگران که در زمینه شجاعت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مطلب دارند ندیدم این مطلب را ذکر کرده باشند و در عبارتی که در کتاب «مناقب» اثر «ابن مردویه» وارد شده است این عبارت موجود نیست.

آقای «ابن عساکر» ماجرای شورای شش نفره را در جلد ٤٢ آورده است اما این عبارت را استثنائا در جلد ٣٩ آورده است که می‌گوید:

«أناشدکم الله هل تعلمون معاشر المهاجرین والأنصار أن جبریل أتی النبی فقال یا محمد لا سیف إلا ذو الفقار ولا فتی إلا علی فهل تعلمون هذا کان لغیری»

شما را به خدا سوگند آیا می‌دانید در میان مهاجرین و انصار به غیر از من جبرئیل به کسی نازل نشد که بگوید ای محمد شمشیری مانند ذوالفقار و جوانمردی مانند علی نیست؛ در میان مهاجرین و انصار جبرئیل در حق کسی چنین تعبیری آورده است؟! گفتند: خیر

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - ١٩٩٥، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج ٣٩، ص ٢٠١.

در کتاب «تاریخ طبری» که اثر «محمد بن جریر طبری» متوفای ٣١٠ در جلد دوم صفحه ٦٥ روایت مفصلی وارد شده است و همان تعبیری که در کتاب «علل الشرایع» اثر «شیخ صدوق» وارد شده است که می‌گوید:

زمانی علی بن أبی طالب پرچم‌داران قریش را در احد به خاک مذلت انداخت رسول اکرم دید جماعتی از مشرکین دارند به طرف نبی مکرم اسلام می‌آیند و به علی (علیه السلام) فرمودند: حمله کن و امیرالمؤمنین هم حمله کردند و آن‌ها را از بین بردند.

سپس مشاهده کردند جماعتی از طرف دیگر می‌آیند و فرمودند: علی جان حمله کن و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) حمله کردند و آن‌ها را هم از بین بردند و به همین شکل پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌دید کفار قریش از هر طرف می‌خواهند حمله کنند و هدفشان به شهادت رساندن نبی مکرم اسلام است.

پیغمبر اکرم از هر طرفی که فرمان می‌دادند امیرالمؤمنین حمله می‌کردند و همانند مور و ملخ آنان را نابود می‌کرد. در اینجا بود که جبرئیل نازل شد و خطاب به پیغمبر اکرم فرمود: یا رسول الله! این کار علی (علیه السلام) از خود گذشتگی و شهامت و فداکاری و ایثار است.

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) به جبرئیل فرمود:

« إنه منی وأنا منه فقال جبریل وأنا منکما قال فسمعوا صوتا لا سیف إلا ذو الفقار ولا فتی إلا علی»

رسول اکرم فرمود: او از من است و من از او هستم و جبرئیل گفت: من هم از شما هستم سپس صدایی از آسمان شنیدند که ندا می‌آید: شمشیری جز ذوالفقار و جوانمردی جز علی نیست.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج ٢، ص ٦٥

آقای «ابن اثیر» در کتاب «الکامل فی تاریخ» جلد دوم همین عبارت را می‌آورد:

«فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ: إِنَّهُ مِنِّی وَأَنَا مِنْهُ. فَقَالَ جِبْرَائِیلُ: وَأَنَا مِنْکمَا. قَالَ: فَسَمِعُوا صَوْتًا: لَا سَیفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ، وَلَا فَتَی إِلَّا عَلِی.»

الکامل فی التاریخ، المؤلف: أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم بن عبد الواحد الشیبانی الجزری، عز الدین ابن الأثیر (المتوفی: ٦٣٠ هـ)، تحقیق: عمر عبد السلام تدمری، الناشر: دار الکتاب العربی، بیروت – لبنان، الطبعة: الأولی، ١٤١٧ هـ / ١٩٩٧ م، ج ٢، ص ٤٤.

همچنین آقای «ابوربیع سلیمان بن موسی بن کلاعی اندلسی» در کتاب «الاکتفاء» می‌گوید:

«فَسَمِعُوا صَوْتًا: لَا سَیفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ، وَلَا فَتَی إِلَّا عَلِی.»

در روز احد شنیدند منادی ندا می‌کند: هیچ شمشیری همانند ذوالفقار و هیچ جوانمردی جز علی نیست.

الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله - صلی الله علیه وسلم - والثلاثة الخلفاء، المؤلف: سلیمان بن موسی بن سالم بن حسان الکلاعی الحمیری، أبو الربیع (المتوفی: ٦٣٤ هـ)، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی، ١٤٢٠ هـ، ج ١، ص ٤٤.

در کتاب «المستصفی» اثر «ابو حامد غزالی» در جلد یک این تعبیر آمده است:

«ولا فتی إلا علی ولا سیف إلا ذو الفقار»

المستصفی فی علم الأصول، اسم المؤلف: محمد بن محمد الغزالی أبو حامد، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١٣، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد عبد السلام عبد الشافی، ج ١، ص ٢٧٢.

«زمخشری» در کتاب «المفصل» که کتاب ادبیات است و در آن قواعد ادبیات و نحو را مطرح می‌کند می‌گوید:

«حذف خبر لا ویحذفه الحجازیون کثیرا فیقولون لا أهل ولا مال ولا بأس ولا فتی إلا علی ولا سیف الا ذو الفقار ومنه کلمة الشهادة ومعناها لا إله فی الوجود إلا الله وبنو تمیم لا یثبتونه فی کلامهم أصلا»

عرب عادت دارد خبر لا را حذف می‌کند مثلاً لا اهل و لا مال و لا بأس لا اهل له لا مال لی و لا بأس به در لافتی هم خبر حذف شده است و خبر هم فی الوجود است لافتی فی الوجود الا علی در عالم هستی جوانمردی غیر از علی نیست. در کلمه لا اله الا الله هم لا اله فی الوجود الا الله!

المفصل فی صنعة الإعراب، اسم المؤلف: أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشری، دار النشر: مکتبة الهلال - بیروت - ١٩٩٣، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. علی بو ملحم، ج ١، ص ٥٢.

این مطلب خیلی مهم است که در کتاب‌های ادبی عرب آمده است و به معنای آن است که قضیه فرهنگ در فرهنگ شده است. آقای «ابن اثیر» در «جامع الاصول» در جلد هفتم صفحه ٥٥٦ آورده است.

آقای «ابن کثیر دمشقی سلفی» که شاگرد «ابن تیمیه» است در سه جای «البدایة و النهایة» آورده است و کوچک‌ترین مناقشه‌ای هم نکرده است یعنی من ندیدم.

در جلد چهارم از این کتاب دارد که «ابن هشام» گفته است:

«سیف رسول الله هذا هو ذو الفقار قال وحدثنی بعض أهل العلم عن ابن أبی نجیح قال نادی مناد یوم أحد لا سیف الا ذو الفقار قال وحدثنی بعض أهل العلم ان رسول الله قال لعلی لا یصیب المشرکون منا مثل‌ها حتی یفتح علینا»

شمشیر پیغمبر، همان ذوالفقار است. بعضی از بزرگان از ابن ابی نجیح برای من نقل کرده اند که در روز احد، منادی ندا داد که هیچ شمشیری مثل ذوالفقار نیست. و همچنین نقل کرده اند که پیغمبر به علی گفت: مشرکین به ما دسترسی نخواهند داشت تا بر ما پیروز بشوند.

ببینید که «قال ابن هشام» اول روایت است و «یفتح علینا» هم آخر روایت است و ایشان هیچ اشکال سندی و دلالی هم نکرده است. در جلد ششم ایشان می‌گوید:

«وقد ذکر أهل السنن أنه سمع قائل یقول لا سیف إلا ذو الفقار ولا فتی إلا علی»

بزرگان و علمای تاریخ همگی ذکر کردند که شنیدند یک گوینده‌ای در احد می‌گوید: هیچ شمشیری همانند ذوالفقار و هیچ جوانمردی همانند علی نیست.

آقایان وهابیت ببینید قبل از این هیچ اشکالی ندارد و بعد از آن هم هیچ مشکلی ندارد. قبل از این روایت «وقد رواه الترمذی» و بعد از این روایت «وروی الترمذی» تا الی آخر است و این یک عبارتی از خود آقای «ابن کثیر دمشقی» است و نگویید که شما دارید تقطیع می‌کنید.

در جلد هفتم همین کتاب صفحه ٤١٤ این تعبیر را دارد:

«نادی مناد فی السماء یوم بدر یقال له رضوان لا سیف إلا ذو الفقار ولا فتی إلا علی»

در روز جنگ بدر یک منادی از آسمان صدا کرد که اسم او رضوان بود هیچ شمشیری همانند ذوالفقار و هیچ جوانمردی همانند علی نیست.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف - بیروت، ج ٤، ص ٤٧ و ج ٦، ص ٥ و ج ٧، ص ٢٢٤.

بعد از آن هیچ دلیلی وجود ندارد که بگویند: روایت ضعیف است و شیعه این را جعل کرده است که البته ایشان هم از آقای «ابن عساکر» گرفته است.

در کتاب «تاریخ مدینة دمشق» جلد ٤٢ می‌گوید:

«نادی مناد فی السماء یوم بدر یقال له رضوان لا سیف إلا ذو الفقار ولا فتی إلا علی»

سپس می‌گوید:

«هذا مرسل وإنما تنفل النبی ذا الفقار یوم بدر ثم وهبه بعد ذلک لعلی»

این روایت مرسل است. پیغمبر ذوالفقار را در جنگ بدر خودش به همراه داشت و بعد از آن، آنرا به علی بخشید.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - ١٩٩٥، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج ٤٢، ص ٧١.

این روایت از دیدگاه آقایان در فضایل، مناقب امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) کاملاً قبول است و ما این مطلب را قبلاً مفصلاً بحث کرده بودیم. این‌ها نمونه‌ای از منابعی است که همگی در «جنگ احد» به قطع آوردند.

در رابطه با «جنگ بدر» آقای «ابن عساکر» آورده است و نهایتاً این است که بگویند: این روایت مرسل است و نگفته است روایت ضعیف و دروغ و جعلی است و آن را شیعیان ساخته‌اند. اگر این روایت مربوط به «جنگ احد» را کنار بگذاریم این روایت از قطعی‌ات است.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد از شما خیلی ممنونم؛ دوست داشتم باز هم مطالب بیشتری بفرمایید اما چون امشب وقت برنامه ما خیلی زیاد نیست و دوست داریم بخشی هم در اختیار دوستان بیننده باشد اگر اجازه بدهید مطالب را برای هفته‌های آینده بگذاریم.

ماه رمضان هم ماه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و یکشنبه آینده هم باز جا دارد که این بحث را ادامه بدهیم. خیلی از دوستان نسبت به بحث امشب عکس العمل نشان دادند و خیلی لذت بردند و جگرشان خنک شده است از اینکه ما داریم از شجاعت امیرالمؤمنین علی (علیه السلم) صحبت می‌کنیم.

استاد من در این لحظه فکر کردم این امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با این همه شجاعت که وقتی شمشیر می‌کشد شخص را از وسط دو نصف می‌کند یا از تنه به دو نیم می‌کند وقتی به یک بچه یتیم می‌رسید چطور مهربان می‌شدند و همین امیرالمؤمنین وقتی در سجاده عبادت قرار می‌گرفت چطور خضوع و خشوع می‌کردند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

حضرت در آن لحظات:

«یَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ اَلسَّلِیمِ»

مانند مارگزیده به خود می‌پیچید

نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص ٤٨٠.

مناجات منظومه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که هر بند آن انسان را متأثر می‌کند یا دعای کمیل آن حضرت که هر فقره‌ای از فقرات دعای کمیل کافی است تا انسان ساعت‌ها و هفته‌ها و ماه‌ها در وصف یکی از فرازهای دعای کمیل بنشیند و فکر کند و آن معنای واقعی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در این دعای کمیل به کار برده است را درک کند.

خیلی جالب است در اطلاعیه اخیر که عربستان سعودی و آل یهود دادند که می‌گوید: یکی از علت‌هایی که ما جلوی آمدن ایرانی‌ها و شیعیان را به حج گرفتیم این بود که این‌ها دعای کمیل که سراسر شرک است را می‌خوانند.

ما نمی‌دانیم این آقایان اصلاً دعای کمیل را تا به حال دیدند و شنیدند و خواندند یانه! همین امسال یکی از آقایان از علمای عربستان سعودی کتاب دعایی را به عنوان کتاب دعا نوشته است که عباراتی شبیه کلمات دعای کمیل را آنجا آورده است و از قول خودش نقل کرده است.

اگر شیعیان دعای کمیل را بخوانند شرک است اما اگر یک وهابی در کتابش بیاورد عین توحید است. من واقعاً از بعضی از عزیزانی که فریب وهابیت را خوردند تقاضا دارم خوب دقت کنند قبل از آنکه به آن لحظه‌ای برسند که از خدا التماس کنیم:

(رَبِّ ارْجِعُون لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکت)

بار الها مرا به دنیا بازگردان تا شاید به تدارک گذشته عملی صالح به جای آرم

سوره مؤمنون (٢٣): آیه ٩٩ و ١٠٠.

و بگویند دیگر برگشتی نیست فکر کنیم و ببینیم واقعاً امروز حقیقت‌ها در خانه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است یا در خانه دیگران است؟!

سخنان علی، سیره علی، شجاعت علی، عبادت علی، علم علی، زهد علی، سخاوت علی را مشاهده کنید در تاریخ و عالم هستی نمونه داشته یا نداشته است؟!

اگر نمونه در میان اصحاب پیدا کردید به ما نشان بدهید، این اوصاف را قبل و بعد از امیرالمؤمنین در افراد جستجو کنید و به ما نشان بدهید. واقعاً انسان علی (علیه السلام) را بگذارد و جای دیگر برود؟!

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

مجری:

خیلی متشکریم از عزیزانی که برای ما پیام فرستادند و چون فرصت نیست متن پیام‌های بینندگان را نمی‌خوانیم.

آقا هادی از مشهد مقدس پیام فرستادند، خانواده رمضان‌زاده از کرمان پیام فرستادند که از ایشان ممنون و سپاسگذارم، خانواده کوهستانی از ملار خیلی بزرگواری کردند، از آقای محمد مهدی از کرمان ممنونم، از آقای عباس اقتدایی از ساری ممنونم، خانواده نیازمندی از شیراز بزرگواری کردند پیام فرستادند، سید بالایی از تهران خیلی تشکر کردند، نادر جبرائیل‌زاده از اردبیل پیام فرستادند و خانم فاطمه رضازاده هم برای ما شعر فرستادند.

از لطف و عنایت و مرحمت شما خیلی ممنون و سپاسگذار؛ وقتی در همه ابعاد وجودی نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نگاه می‌کنیم اصلاً می‌مانیم که چه باید بگوییم. به قول مرحوم شهریار:

نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند

متحریم چه نامم شه ملک لا فتی را

ان‌شاءالله این عشق و ارادت و محبت به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) گوارای وجودتان باشد مخصوصاً در ماه مبارک رمضان که روزه دار هستید و ماه متعلق به وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است.

تماس بینندگان برنامه:

دیگر فرصت نیست که به اتاق فرمان برویم؛ در این فرصت باقیمانده برنامه زنده «حبل المتین» چند تلفن داشته باشیم. سرکار خانم حکیمی از اهواز اولین بیننده امشب برنامه زنده «حبل المتین» هستند. خانم حکیمی به شما سلام می‌گویم، شب شما بخیر:

بیننده(خانم حکیمی از اهواز – شیعه):

خدمت جناب آقای اسماعیلی و حضرت استاد قزوینی سلام عرض می‌کنم؛ استاد یکی از کارشناسان شبکه‌های وهابی از شیعیان سؤالی پرسیده است و ندیدم شیعیان کسی جواب این سؤال را بدهند. من جوابش را دارم اما سندش را ندارم می‌خواستم از شما بپرسم.

من در یکی از کتاب‌ها خوانده بودم که جناب ابوبکر و عمر هنگام عدالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) گفته بودند: از پیامبر اکرم شنیدیم که رسالت با خلافت بر بنی هاشم جمع نمی‌شود و با همین سخنی که در میان مردم بیان کردند شبهه انداختند که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) چون از بنی هاشم است نمی‌تواند نماینده خلافت پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) بشود.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در پاسخ به اینکه چرا در شورای شش نفره شرکت کردید فرمودند: من برای افشای دروغ نقل قولی که آن دو نفر از طرف پیامبر خدا بیان کردند لازم دیدم در شورای شش نفره شرکت کنم تا برای آیندگان دروغی که به پیامبر خدا بسته شد تا حق مرا غصب کنند به یادگار بماند.

ایشان فرمودند: عمر آن زمان یا به پیامبر خدا دروغ بسته بود که رسالت و خلافت بر بنی هاشم جمع نمی‌شود و یا امروز خلاف رأی پیامبر خدا نام مرا میان شش نفر نماینده خلافت قرار داده است.

استاد می‌خواستم سند این روایت را داشته باشم چون کتابی که این مطلب را در آن خوانده بودم در ذهنم نیست.

مجری:

خانم حکیمی خیلی ممنونم، منتظر باشید ان‌شاءالله بعد از دقایقی پاسخ سؤال شما را خواهیم داد؛ التماس دعای خیر داریم. آقای ناصری از بروجرد بیننده بعدی برنامه ما هستند. آقای ناصری سلام علیکم:

بیننده(آقای ناصری از بروجرد – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب و احترام خدمت مجری محترم حاج علی اسماعیلی و همچنین خدمت حضرت آیت الله قزوینی چلچلراغ پرفروغ شیعیان در عصر ربانی. خدا را قسم می‌دهم که از عمر امثال من کم کند و به عمر ایشان اضافه کند، نماز و روزه‌هایتان قبول باشد.

در خصوص بحثی که حاج آقا امشب داشتند می‌خواستم بگویم اصولاً پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) این فضائل و مناقب را در طول عمرشان بیان کردند یعنی از روز اولی که سرپرستی مولا علی (علیه السلام) تا آن موقعی که سر مبارکشان هنگام شهادت روی سینه مبارک حضرت علی (علیه السلام) قرار داشت.

نبی مکرم اسلام می‌دانست که در شورای شش نفره یا مکان‌ها و جاهای دیگر امام علی (علیه السلام) باید به این سخنان استناد کند و این‌ها را بگوید و درواقع حجت برای گذشتگان و کسانی که آن موقع حضور رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و همچنین آیندگان از جمله عصر امروز که وهابی‌ها می‌خواهند نور خدا را با دم‌های کثیفشان خاموش کنند اما هرگز نمی‌توانند.

همه می‌دانند امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آنقدر شجاع بود که آن آقا در مقابل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برهنه شد. عربستان هم که پول داده است و اسمش را از لیست قاتلین کودکان درآورده است و همچنین اسمش را از لیست سازمان سیاه درآورده است اگر وقت داشتید توضیحی بفرمایید.

مجری:

ان‌شاءالله این مطالب در جاهای دیگر باشد. آقای ناصری عزیز از شما ممنونم و از بزرگواری شما تشکر می‌کنم و خدانگهدار شما باشد. محمد آقا از تهران بیننده بعدی برنامه ما هستند، محمد آقا سلام به شما:

بیننده(محمد آقا از تهران – شیعه):

عرض سلام و ادب و قبولی طاعات خدمت برادر عزیز آقای اسماعیلی و استاد فرزانه آیت الله دکتر قزوینی بزرگوار و بینندگان محترم؛ اگر استاد اجازه بفرمایند می‌خواستم آیه ٥٤ سوره مائده را تلاوت کنم و در این مورد سؤالی مطرح کنم.

(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْکمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَ یحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرینَ یجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِک فَضْلُ اللَّهِ یؤْتیهِ مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ)

هان ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر کسی از شما از دینش بر گردد، بدانید که خدا بزودی مردمی را- برای گرایش به این دین- می‌آورد که دوستشان دارد و آنان نیز وی را دوست دارند، که اینان مردمی هستند در برابر مؤمنین افتاده حال و در برابر کافران مقتدر، مردمی که در راه خدا جهاد می‌کنند و از ملامت هیچ ملامتگری پروا ندارند و این خود فضلی است از خدا، فضلی که به هر کس صلاح بداند می‌دهد و خدا دارای فضلی وسیع و علمی وصف ناپذیر است.

سوره مائده (٥): آیه ٥٤.

مجری:

احسنت به شما، خیلی متشکرم. ان‌شاءالله استاد در خصوص این آیه توضیح خواهند داد اما بهتر بود که موارد قرآنی را با برنامه «پرسمان قرآنی» تماس بگیرید و مطرح کنید؛ خدانگهدار. آقای خیرآبادی از اسلام‌شهر عزیز بعدی ما هستند، آقای خیرآبادی سلام علیکم:

بیننده(آقای خیرآبادی از اسلام‌شهر – شیعه):

سلام آقای اسماعیلی و امیدوارم حالتان خوب باشد. سلام خدمت آقای قزوینی، از شما سؤالی داشتم.

الان شما فرمودید «سنی معتزلی» که می‌خواستم در مورد این مقداری بشناسیم ببینیم سنی معتزلی به چه معناست. سؤال دیگری هم داشتم و آن اینکه شبکه‌های ماهواره‌ای روی این موضوع که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اسم فرزندان خود را عمر و عثمان گذاشته بودند مانور می‌دهند.

این شبکه‌ها می‌گویند: حضرت علی با این افراد خیلی خوب و همانند برادر بودند اما شیعیان این مطلب را زیادی بزرگ کردند و حضرت علی با این افراد هیچ اختلافی نداشته است. می‌خواهم این سؤال را بپرسم خلفا هم اسم فرزندان خود را علی، حسن یا حسین گذاشتند یانه؟!

مجری:

ممنونم از شما و خدانگهدارتان باشد. ما بارها و بارها در همین شبکه در همین برنامه و برنامه‌های دیگر این قبیل سؤالات را پاسخ دادیم منتها آن‌ها حرفی برای گفتن ندارند و این مطالب را مطرح می‌کنند.

استاد خانم حکیمی از اهواز در خصوص بحثی که خلافت و رسالت در بنی هاشم یک جا جمع نمی‌شوند اشاره‌ای در فرمایشات داشتید. ایشان گفتند: امیرالمؤمنین برای افشا به آن شورای شش نفره رفتند و سند این مطلب را می‌خواستند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در کتاب «تاریخ طبری» جلد ٢ صفحه ٥٧٨ از قول خلیفه دوم است که به «ابن عباس» می‌گوید:

«کرهوا أن یجمعوا لکم النبوة والخلافة»

پیغمبر کراهت داشت که نبوت و خلافت را در یک قوم جمع کند

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج ٢، ص ٥٧٨.

همچنین در کتاب «الکامل فی تاریخ» اثر «ابن اثیر» دارد:

«کرِهُوا أَنْ یجْمَعُوا لَکمُ النُّبُوَّةَ وَالْخِلَافَةَ»

الکامل فی التاریخ، المؤلف: أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم بن عبد الواحد الشیبانی الجزری، عز الدین ابن الأثیر (المتوفی: ٦٣٠ هـ)، تحقیق: عمر عبد السلام تدمری، الناشر: دار الکتاب العربی، بیروت – لبنان، الطبعة: الأولی، ١٤١٧ هـ / ١٩٩٧ م،ج ٢، ص ٤٣٩.

همچنین در کتاب «شرح نهج البلاغه» وارد شده است:

«فقال علی علیه السلام: وأنا أعلم ذلک، ولکنی أدخل معهم فی الشوری، لأن عمر قد أهلنی الآن للخلافة»

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرموده است: من بر آن علم دارم اما عمر مرا برای خلافت اهل دانسته است

«وکان قبل ذلک یقول: إن رسول الله قال: إن النبوة والإمامة لا یجتمعان فی فی بیت واحد»

و قبل از این می‌گفت: رسول خدا فرموده است: نبوت و امامت در یک خانه جمع نمی‌شود.

«فأنا أدخل فی ذلک لأظهر للناس مناقضة فعله لروایته»

و من در شورا وارد می‌شوم تا ظاهر کنم که گفتار این‌ها با روایتی که از پیغمبر نقل می‌کنند تناقض دارد.

شرح نهج البلاغة، اسم المؤلف: أبو حامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبی الحدید المدائنی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - ١٤١٨ هـ - ١٩٩٨ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد عبد الکریم النمری، ج ١، ص ١١٩.

مجری:

محمد آقا آیه ٥٤ سوره مائده را قرائت کردند و گفتند: توضیحی در مورد آن بدهید که مقصود چیست؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با آن آیه در سایت «ولی عصر» به صورت کامل بحث کردیم که بعضی از آقایان می‌خواهند این آیه را در فضیلت ابوبکر بیاورند و ما کاملاً بررسی کردیم که این کاملاً نادرست است و این قضیه مربوط به ظهور حضرت ولی عصر (ارواحناه فداه) مربوط است.

اگر بخواهیم وارد این مباحث بشویم خودش وقت‌گیر است که در فرصت مناسبی نسبت به این مطالب بحث خواهیم کرد.

مجری:

ان‌شاءالله این عزیزمان به سایت «ولی عصر» مراجعه می‌کنند که به صورت جامع و کامل بیان شده است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اگر بنا باشد این آیه واقعاً در حق ابوبکر باشد ثابت می‌کند که اصحاب پیامبر مرتد شدند.

مجری:

اگر بخواهند ابروی آن را درست کنند چشم آن را کور می‌کنند. آقای خیرآبادی هم درخصوص سنی معتزله پرسیدند که به چه معناست.

سنی معتزله به چه معناست؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سنی‌ها از نظر فقهی پنج یا شش مذهب دارند: مذهب حنفی، مذهب مالکی، مذهب شافعی، مذهب حنبلی که مشهور است. مذهب ظاهری که سردمدار آن آقای «ابن حزم أندلسی» است و در حقیقت بنیانگذار آن «داوود بن علی ظاهری» است. فقه خوارج هستند که «اباذی» است؛ این موارد گرایش‌های فقهی آقایان اهل سنت است.

از نظر کلامی هم یک دسته معتزلی هستند که طرفدار «واصل بن عطاء» و یک دسته طرفدار «ابوالحسن اشعری» هستند و یک دسته از این‌ها «ماتریدی» هستند که تابع «ابو منصور ماتریدی» متوفای ٣٣٣ هستند و یک دسته هم وهابی است.

معتزله در حقیقت یکی از فرق کلامی آقایان اهل سنت هستند؛ یک دسته از آقایان می‌گویند ما اهل حدیث هستیم و پیروان آقای «احمد بن حنبل» هستند. بنابراین «اشاعره» از فرق سنی معتزله هستند، «اهل حدیث» از فرق اهل سنت است. آن‌ها به هیچ وجه ارتباط به شیعه ندارند. «ماتریدی» از فرق اهل سنت است.

شیعیان از جمله شیعه امامی هستند که ما افتخار می‌کنیم جزو شیعه امامی هستیم که معتقد به امامت دوازده امام هستیم. بعضی از شیعیان «زیدی مذهب» هستند که غیر از امام زین العابدین (علیه السلام) دیگر ائمه را قبول ندارند. شیعه‌های «اسماعیلی» وجود دارند که امام صادق (علیه السلام) را آخرین امام می‌دانند.

«زیدی‌ها» عمدتاً ابوبکر و عمر را قبول دارند اما نسبت به عثمان مقداری مشکل دارند. «شیعه زیدی» هستند اما معتقد به خلافت ابوبکر و عمر هستند و به آنطرف بیشتر تمایل دارند تا اینکه به طرف شیعه اثناعشری تمایل داشته باشند.

مجری:

پرسیدند: خلفا هم اسم فرزندان خود را علی و حسن و حسین گذاشتند و در فقه داریم؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما ندیدیم که خلفا اسم فرزندان یا نوه‌های خودشان را به نام حسن و حسین گذاشته باشند. به نام ولید دارند اما به نام حسن و حسین هرچه گشتم پیدا نکردم حالا نمی‌دانم دوستان اگر دارند در این زمینه به ما اطلاع بدهند که ما بر اطلاعاتمان افزوده بشود ممنونیم.

چه خوش بی مهربانی از دو سر بی

که یک سر مهربانی دردسر بی

آقایان وهابیت در این شبکه‌ها می‌گویند: علی بن ابی طالب ابوبکر و عمر را دوست داشت و اسم بچه‌هایش را ابوبکر و عمر و عثمان گذاشته است. این‌ها که اسم بچه‌های خودشان را علی نگذاشتند حتماً امیرالمؤمنین (علیه السلام) را دشمن داشتند.

عثمان اسم فرزند خودش را «عمر» می‌گذارد و اسم «عمرو بن عبدود» اسم نادرستی است یا اینکه به نام ولید می‌گذارند که از اسامی زمان جاهلیت است. ما کاری نداریم که جناب آقای ابوبکر اسم فرزند خودش را به نام «عبد الاذی» بود یا چیز دیگری بود که نبی مکرم اسلام آن را به «عبدالرحمن» تبدیل کرد.

این اسامی در تاریخ بوده است و نبی مکرم اسلام آن را تغییر داده است. ما بارها گفتیم: آن زمان نام عمر یا ابوبکر یا عثمان نام رایجی بوده است که امیرالمؤمنین هم همانند زمان شاه که «محمدرضا» اسم رایجی بوده است و مردم اسم فرزندان خودشان را «محمدرضا» می‌گذاشتند. اسم اصلی ابوبکر «عبد الکعبه» بوده است و ابوبکر کنیه او بوده است.

مجری:

استاد خیلی متشکرم؛ بزرگواری بفرمایید دعا کنید تا حسن ختام برنامه ما باشد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

دوست داشتیم بحث شجاعت را تمام کنیم اما ظاهراً نشد که ان‌شاءالله یک جلسه کامل یا بخشی از یک جلسه را به این مطلب اختصاص می‌دهیم.

این عبارتی که نبی مکرم اسلام بیان فرمودند:«برز الإیمان کلّه إلی الشرک کلّه»پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به«ایمان کله»تعبیر می‌کند.

«ضربة علی یوم الخندق تعدل عبادة الثقلین»

ضربه شمشیر علی در روز خندق معادل عبادت جن و انس است.

الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی)؛ ج ١، ص ١٢٢

خیلی تعبیر زیبایی است و من هرزمانی که این تعبیر را در ذهنم می‌آورم از خوشحالی بال درمی‌آورم. جناب آقای اسماعیلی جگرش خنک می‌شود اما من بال درمی‌آورم زمانی که این تعابیر را می‌شنوم. ان‌شاءالله جلسه بعد این مطلب را به حول قوه الهی تکمیل می‌کنیم.

خدایا نام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در جلسه ما آمد و بینندگان عزیز ما زندگی‌شان و منزلشان با نام مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نورانی شد. ما در روایت داریم در جلساتی که نام و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برده و فضایل امیرالمؤمنین ذکر می‌شود ملائکه نازل می‌شود و دعا به استجابت می‌رسد. قطعاً دعاهایی که امشب می‌کنیم ملائکه به این دعاها آمین می‌گویند. از عزیزان تقاضا دارم آمین را با حضور قلب بیان کنند.

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرج مولای ما حجة بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک بگردان، قلب نازنینش را با ظهورش مسرور بگردان، ما را از یاران ویژه و ملازمین رکابش قرار بده، توفیق شهادت در رکابش را به ما عنایت بفرما.

خدایا به آبروی امیرالمؤمنین رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بنما، عزیزان ما در عراق و سوریه و بحرین و یمن و افغانستان و پاکستان و تاجیکستان و ترکیه و هرکجایی که گرفتار هستند به آبروی امیرالمؤمنین از همه آنان رفع گرفتاری بنما.

خدایا به آبروی امیرالمؤمنین وهابیت تکفیری و در رأس آن عربستان سعودی و داعش را به آبروی علی مفتضح و نابود و مضمحل بگردان، خدایا به آبروی امیرالمؤمنین نصرت نهایی بر سربازان و مجاهدینی که در مصاف داعشی‌ها و تکفیری‌ها قرار دارند عنایت بفرما.

خدایا به آبروی علی بر تمام بیماران و بیماران مورد نظر شفای عاجل کرم فرما، خدایا به آبروی امیرالمؤمنین حوائج همه به ویژه حوائج ما و حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت» و حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً ولایت یاوران گرامی برآورده بنما، دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ان‌شاءالله از برنامه ما لذت برده باشید و بهره معنوی کامل ببرید. در پناه حضرت حق و زیر سایه مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) باشید. خدانگهدار