سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٦٥١ - در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟

در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟

کد مطلب: ٩٧١٧ تاریخ انتشار: ١٦ خرداد ١٣٩٥ - ١٢:٤١ تعداد بازدید: ٩١٣ سخنراني ها » عمومي در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
حبل المتین ٩٥/٠٣/١٦

بسم الله الرحمن الرحیم 

تاریخ : ٩٥/٠٣/١٦

خلاصه آنچه در این برنامه خواهید دید...

آمادگی برای ورود به ماه مبارک رمضان:

امیدوارم خداوند به همه ما توفیق آمادگی حضور در ماه ضیافت الله و مهمانی خداوند عالم بدهد. نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) در آخرین در آخرین جمعه ماه شعبان فرمودند: مردم شما در آستانه ماهی قرار گرفته‌اید که«هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیافَةِ اللَّه»ماهی که در آن شما را به مهمانی خدا دعوت کرده‌اند

در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟

ما در رابطه با ایام نیمه شعبان بحثی داشتیم و اینکه ولادت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) در کتب شیعه را مفصلاً مطرح کردیم که در آنجا بیش از ٤٠ روایت آن هم با سند صحیح داریم که بر ولادت حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) دلالت می‌کند.

دیشب این‌ شبکه‌های وهابی حدود ٧ دقیقه از بحث ما را در این شبکه پخش کردند؛ من در اینجا از جناب آقای «سید عقیل باعقل» تشکر می‌کنم و آقای «ملازاده» اسم با مسمایی گذاشتند.

اگر به من می‌گفتند: ما می‌خواهیم ٧ دقیقه از صحبت‌های شما را پخش کنیم برای هر دقیقه‌اش ده میلیون تومان می‌دادم و از دوستان کمک می‌گرفتم هفتاد میلیون تومان می‌دادم تا این هفت دقیقه ما را پخش کنند!!

این‌ها آمدند در تماس تلفن‌ها شروع کردند و گفتند: چرا فرزندان امام حسن از امامت عزل شدند؟! من اولین بار بود که این مطلب را می‌شنیدم زیرا عزل کردن به معنای این است که اول کسی را برای امامت نصب کنند بعد آن را بردارند! اگر فرزندان امام حسن امام می‌شدند می‌گفتند: چرا فرزندان امام حسین امام نشدند؟! از آدم دیوانه بعید نیست.

ما بارها در اینجا ثابت کردیم که بحث امامت طبق منطق قرآن جعل الهی است؛ همانطوری که نسبت به حضرت ابراهیم (علیه السلام) می‌فرماید:(إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماما)

زمانی که حضرت موسی می‌خواهد برادرش را به عنوان وزیر معین کند از خداوند عالم می‌خواهد که او را به عنوان وزیر خودش معین کند.

روایاتی متعددی از ثقات «ابن حبان» و «ابن حجر عسقلانی» و غیره آوردیم که نبی مکرم اسلام در بدو رسالت خودشان زمانی که در اطراف مکه مطرح می‌کردند بعضی افراد می‌گفتند: یا رسول الله ما حاضریم به تو ایمان بیاوریم ولی به شرط اینکه امامت و خلافت بعد از تو مال ما باشد. نبی مکرم در جواب آنان فرمود:« الأمر إلی الله یضعه حیث یشاء»

استناد به روایتی ضعیف، برای مخدوش کردن چهره «هشام بن سالم»!!

الان مثلاً همین روایتی که این آقا آورد ملاحظه کنید در کتاب «کافی» جلد اول صفحه ١٠٠ که می‌گوید: ما خدمت امام هشتم رسیدیم و گفتیم همچین بحثی وجود دارد و صحبت آقای «هشام بن سالم» و «مؤمن الطاق» و «میثمی» را نقل کردیم که می‌گویند:« إِنَّه‏ أَجْوَفُ إِلَى السُّرَّةِ، وَالْبَقِيَّةُ صَمَدٌ. فَخَرَّ سَاجِداً لِلَّه‏ »خدا تا ناف ميان خالى بود و باقى تنش تو پر. امام رضا وقتی این کلام را شنید به سجده افتاد و تعظیم خداوند نمود.

شما که روایت آوردید عرض کردم از آدم بی عقل که انتظار نیست و ما هم نباید انتظار داشته باشید اما کاش یک شخصی که کمی عقل دارد و از همان دیگر دزدان دریایی که آن آقا لقب داد بیاورید یک بررسی سندی کنند یا آن آقایی که در کوچه‌های مدینه مفت می‌خورد و می‌خوابد را بگویید بیاید یک بررسی سندی کند و این‌قدر بلد است.

این روایت صد در صد ضعیف است!!

یک نکته رجالی مهم!!

بر فرض که روایت صددرصد صحیح باشد بحث اعتقادی چه ربطی به نقل روایت دارد؟! شما خودتان می‌گویید اگر کافر روایت کند ما قبول می‌کنیم؛ شما از خوارجی مثل «حریز بن عبدالله سجستانی» که هر روز ٧٠ مرتبه و هرشب ٧٠ مرتبه به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) لعن می‌فرستاده است، روایت نقل می کنید!!

شما از منافق روایت نقل می‌کنید و او را توثیق می‌کنید و زمانی که اعتراض می‌کنیم می‌گویید: مسئله اعتباری هیچ ارتباطی به روایت ندارد.

ما در وثاقت راوی صداقت در گفتار را نیاز داریم! همان حرفی که آقای «ألبانی» می‌زند و می‌گوید: مذهب راوی ارتباطی به وثاقت راوی ندارد؛

بحثی پیرامون ولادت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

در رابطه با بحث ولادت حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) در منابع شیعه ما روایات متعدد مطرح کردیم (١٠ الی ١٢) روایت مبنی بر اینکه در کتب شیعه کاملاً با سندهای صحیح و معتبر بدون امکان قابل انکار و روایات متعددی مبنی بر اینکه اصلاً و ابداً این قضیه قابل انکار نیست.

در کتاب «کفایة الأثر» از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:«أن الإمام بعد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم علی بن أبی طالب ثم الحسن ثم الحسین ثم علی بن الحسین ثم محمد بن علی ثم أنا ثم من بعدی موسی ابنی ثم من بعده ولده علی وبعد علی محمد ابنه وبعد محمد علی ابنه وبعد علی الحسن ابنه والحجة من ولد الحسن»

در کتاب «عیون أخبار الرضا (علیه السلام)» روایتی وارد شده است که امام رضا (علیه السلام) می‌فرماید:

«یا دِعْبِلُ الْإِمَامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ ابْنِی وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِی وَ بَعْدَ عَلِی ابْنُهُ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ فِی غَیبَتِه»ای دعبل امام بعد از من پسرم محمد است و امام بعد از محمد، پسرش علی است و بعد ایشان، پسرش حسن است و بعد از حسن، پسرش حجت قائم منتظر در غیبت است.

تماس بینندگان برنامه:

بیننده(آقای مهرشاد از کرمان – شیعه):این آقای «هاشمی» کلاً زبانی شده است و عقلش را از دست داده است. در برنامه زنده تلفن را قطع می‌کند!

توصیه مهم استاد:آقای مهرشاد عزیز دوستانی که آنجا وارد می‌شوند من به آنان یک توصیه می‌کنم که یا در آن برنامه‌ها وارد نشوید و اگر وارد می‌شوید قبلاً مطالعه کنید و قبلاً سایت «ولی عصر» را ببینید چون سایت «ولی عصر» استخوان گلو و خار چشم این‌هاست. شما هرچه بخواهید به حول قوه الهی در سایت «ولی عصر» موجود است

بیننده(آقای طالبی از کرمانشاه – اهل سنت):می‌خواستم به این شبکه‌های وهابی مطلبی را بگویم البته چندبار زنگ زدم به آنان گفتم: اهل سنت هستم و توسل را قبول دارم اما مسخره‌ام می‌کنند.آن‌ها می‌گویند: تو اهل سنت نیستی و هیچ اهل سنتی توسل را قبول ندارد و مسخره‌ام می‌کنند و نه تنها من بلکه همه را مسخره می‌کنند. وقتی به آنان زنگ می‌زنیم می‌گویند: شما شیعه هستید در حالی که من اهل سنت هستم. هربار به آقای «هاشمی» زنگ می‌زنم شماره من را قطع می‌کند.

توصیه مهم استاد:اگر ما بخواهیم با این‌ها وارد بحث بشویم باید تلاش کنیم اولاً قبلاً بحثمان را آماده کنیم و در کاغذ هم یادداشت کنیم. زمانی که پشت خط می‌روید اولاً این آقا فرصت نمی‌دهند که شماها حرف بزنید و بلافاصله تندتند وسط حرف شما می‌پرند که این یکی از عادت شیاطین است و در آن شکی نیست.

اولاً مطالب را در آنجا یادداشت کنید به اضافه اصلاً چندتا سؤال طرح کنید و بگویید من چندتا سؤال دارم و سؤال‌هایتان را بپرسید. اگر آن‌ها تلفن را قطع کردند هم اشکال ندارد شما حرفتان زدید. اجازه ندهید آن‌ها از شما سؤال کنند چون شما که کارشناس نیستید آن‌ها از شما سؤال کنند بلکه شما باید از آن‌ها سؤال کنید. بگویید من سه تا سؤال دارد اگر اجازه می‌دهید من حرفم تمام بشود بگویم و اگر اجازه نمی‌دهید من مطرح نکنم و بگویید: بینندگان عزیز ایشان اجازه نمی‌دهد که من سؤالاتم را مطرح کنم.

نکته ای در توثیق «هشام بن حکم»:

«کراجکی» از علمای بزرگ شیعه است در رابطه با «هشام بن حکم» می‌گوید:«و أما موالاتنا هشاما رحمه الله فهی لما شاع عنه و استفاض من ترکه للقول بالجسم الذي كان ينصره ورجوعه عنه واقراره بخطئه فيه وتوبته منه»ما که هشام را دوست داریم به جهت این است که شایعه شد و در میان مردم مطرح شد که اگر قبلاً قائل به جسمانیت هم بود آن قول را که از آن طرفداری می کرد، رها کرده است. و اقرار کرده است که اشتباه کرده و از آن توبه نموده است.

«عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ لِهِشَامٍ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَا یشْبِهُ شَیئاً وَ لَا یشْبِهُهُ شَی‌ءوَ کلُّ مَا وَقَعَ فِی الْوَهْمِ فَهُوَ بِخِلَافِهِ»زمانی که خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید این عبارت امام صادق را حفظ کرده بود و می‌گفت: خداوند عالم نه شبیه چیزی است و نه چیزی شبیه اوست و هرآنچه ما از خداوند عالم در ذهنمان تصور کنیم این مخلوق ماست و خداوند عالم خلاف این است.

کنز الفوائد؛ کراجکی، محمد بن علی، (متوفی: ٤٤٩ ق)، ناشر: دارالذخائر، قم، ج ٢، ص ٤١

تفصیل مطالب این برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که جان می‌دهد

زبان را به گفتن توان می‌دهد

الهی ایاک نعبد و ایاک نستعین

سلام و صلوات عرشیان و فرشیان بر خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهلبیت پاک و نورانی‌اش و سلام و درود خدمت شما عزیزان بیننده و همراهان خوب و دوست داشتنی «شبکه جهانی ولایت».

امیدوارم هرکجا که نگاه مهربانتان را به برنامه زنده «حبل المتین» هدیه دادید خوب و خوش و سرحال و خرم باشید و ان‌شاءالله که عاقبت بخیر باشید.

روزهای پایانی ماه شعبان المعظم از راه رسیده است و کم‌کم بوی دل‌انگیز ماه مبارک رمضان به مشام می‌رسد. باید این دعا را دائم تکرار کنیم و شاید فردا آخرین روز از ماه شعبان المعظم باشد که به خداوند متعال عرض می‌کنیم:

«اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضی مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِی مِنْهُ»

خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده ای در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان.

امشب هم به خانه‌هایتان آمدیم تا برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم حضورتان کنیم. راه‌های ارتباطی را که حتماً در ذهن شریفتان دارید و آقای کیا هم بزرگواری می‌کنند برای ما زیرنویس می‌کنند که همین‌جا از ایشان ممنونیم.

راه ارتباطی پیامکی ما «٣٠٠٠١٢٠٣» که برای شما آشناست و شماره‌هایی که زیرنویس شده است راه‌های ارتباطی فضای مجازی است که از طریق واتس‌آپ و تلگرام و وایبر عزیزانی که در خارج از کشور هستند می‌توانند یک یا علی بگویند و ارتباطشان را با ما برقرار کنند.

عزیزان می‌توانند برای ما پیام بدهند و از عشق و ارادت و محبتشان به ساحت نورانی و ملکوتی آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و هرآنچه دل تنگ و مهربانشان می‌خواهد برای ما بگویند و ما با افتخار پذیرای حرف‌های شما هستیم. ما منتظر هستیم ان‌شاءالله پیام‌هایتان به دست ما برسد.

امشب هم توفیق داریم در برنامه زنده «حبل المتین» در محضر استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم. جناب استاد سلام علیکم و رحمة الله:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز، گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار دادند خالصانه‌ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت تقدیم می‌کنم.

خدا را قسم می‌دهم به آبروی محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) فرج مولای ما ولی عصر (أرواحنا فداه) را نزدیک نموده و همه ما را از یاران ویژه آن نازنین وجود قرار بدهد، حوائج همه ما و شما را برآورده کند، گرفتاری‌ها و دغدغه‌های فکری ما را برطرف سازد و به همه ما توفیق آمادگی حضور در ماه ضیافت الله و مهمانی خداوند عالم بدهد.

نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) در آخرین در آخرین جمعه ماه شعبان فرمودند: مردم شما در آستانه ماهی قرار گرفته‌اید که

«هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیافَةِ اللَّه»

ماهی که در آن شما را به مهمانی خدا دعوت کرده‌اند

الأمالی (للصدوق)، ص ٩٣، ح ٤.

قطعاً اگر کسی مهمانی دعوت می‌کند به آنچه در توان دارد برای پذیرایی آماده می‌کند؛ دقت کنیم خداوند عالم که قادر علی الاطلاق است، رزاق علی الاطلاق است، رحمان و رحیم و بزرگوار علی الاطلاق است ما را دعوت کرده است.

گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست...!؟

ان‌شاءالله خودمان را با استغفار از گناهان گذشته و جبران آنچه که از ما فوت شده است و با توسل بر محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) در سایه‌سار اهلبیت برای ورود به ماه ضیافت الله آماده کنیم و به مهمانی خداوند عالم برویم. امشب هم به نقلی اول ماه رمضان که بعید است یا آخر ماه شعبان است.

عزیزانی که توفیق خواندن مناجات شعبانیه پیدا نکردند حتماً توصیه می‌کنم در مفاتیح هم موجود است که همه ائمه (علیهم السلام) از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) تا امام حسن عسکری و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) و ما همچنین دعاهایی که همه ائمه آن دعا را قرائت کرده باشند کم داریم مخصوصاً این فراز آن اوج درخواست از خداوند عالم است:

«إِلَهِی هَبْ لِی کمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَیک»

خدایا به من بالاترین مرحله کمال انقطاع به خودت را عنایت فرما

تا آنجایی که می‌گوید:

«وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِک»

تا آنجایی که ما به جایی برسیم که روح ما آویزان از روح قدس تو باشد.

بحار الأنوار (ط- بیروت)، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، ج ٩١، ص ٩٩

به مرحله‌ای برسیم که خودمان را عین حضور تو و عین ربط تو بدانیم همانند ارتباط نور خورشید به خورشید یا به تعبیر اساتید بزرگوار ما صور ذهنی‌های که ما از پدر و مادر و دوستمان در ذهنمان تصور می‌کنیم این مخلوق ذهن ماست.

در حقیقت مثال و نمونه‌ای از ارتباط هستی به خداوند عالم است که اگر یک لحظه آن صور ذهنی پدر و مادر و دوستمان از ذهنمان برود دیگر صوری وجود ندارد.

اگر آنی کند نازی فروریزند قالب‌ها

ان‌شاءالله اگر توفیق نداشتیم مناجات شعبانیه را قرائت کنیم امشب و فردا را غنیمت بدانیم؛ من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد خیلی متشکرم؛ ما بنا داشتیم که درواقع همان بحثی که قول داده بودیم را ادامه بدهیم و یکی دو جلسه دیگر از آن باقی مانده بود منتها یکی از شبکه‌های وهابی نسبت به آن برنامه‌ای که حضرتعالی در ایام ولادت باسعادت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) داشتید یک عکس العملی نشان داده است.

این شبکه مثل همیشه حرف‌های بی‌اساس و پوشالی در خصوص اثبات ولادت حضرت مهدی (ارواحنا و أرواح العالمین له الفداه) مطرح کرده است.

اگر صلاح می‌دانید یک طرح موضوعی بفرمایید که اصلاً موضوعی که پرداختید چه موضوعی بوده است و این شبهه‌ای که این‌ها مطرح کرده‌اند برچه اساسی بوده است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله.

خدا را بر تمام نعمت‌هایش به ویژه نعمت ولایت سپاس می‌گوییم و خدا را شاکر هستیم که توفیق معرفت خودش و محبت و ولایت اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) را به ما کرم نمودند.

در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟

ما در رابطه با ایام نیمه شعبان بحثی داشتیم و اینکه ولادت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) در کتب شیعه را مفصلاً مطرح کردیم که در آنجا بیش از ٤٠ روایت آن هم با سند صحیح داریم که بر ولادت حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) دلالت می‌کند.

ما حوصله و وقت تماشا کردن این شبکه‌های وهابی را نداریم و معمولاً دوستان پیاده می‌کنند و من تنها مطالعه می‌کنم اما دیدم که تصویر و برنامه ما را دارند آنجا پخش می‌کنند و معمولاً ١٠ الی ١٢ تا از این شبکه‌ها همواره جلوی چشم ما هست.

دیشب این‌ها حدود ٧ دقیقه از بحث ما را در این شبکه پخش کردند؛ من در اینجا از جناب آقای «سید عقیل باعقل» تشکر می‌کنم و آقای «ملازاده» اسم با مسمایی گذاشتند.

اگر به من می‌گفتند: ما می‌خواهیم ٧ دقیقه از صحبت‌های شما را پخش کنیم برای هر دقیقه‌اش ده میلیون تومان می‌دادم و از دوستان کمک می‌گرفتم هفتاد میلیون تومان می‌دادم تا این هفت دقیقه ما را پخش کنند. پخش کردن صحبت‌های ما بیش از این قیمت‌ها ارزش داشت چون صحبت‌های خیلی نابی بود.

اینکه صحبت را پخش کردند من تصور کردم می‌خواهند یک نقد علمی داشته باشند اما زمانی که خداوند عالم بنده‌ای را به خودش واگذار کند از یک جایی سردر می‌آورد که واقعاً أسفل السافلین است.

ما در آن صحبت گفتیم: آقایانی که بحث «ابوغانم خادم» را مطرح می‌کنند و مسخره کردیم و گفتیم: اصلاً کسی به این روایت استناد نمی‌کند و این‌ها همه سناریویی بود که این آقایان خودشان ساخته بودند.

بعد از آن دیدیم که این آقایان یک وقت مفصلی گذاشتند در مورد اینکه آقای «ابوغانم خادم» چه هست و چه نیست و ضعیف است و اصلاً ارتباطی ندارد و همان حرفی را که ما زده بودیم این‌ها تکرار کردند و این‌ها چیزی نبود.

ما فکر کردیم شاید این اشتباه بوده است اما زمانی که آقایان بحث‌های بعدی را پیش کشیدند دیدیم آن بنده خدا آقای «کالکرابی» به قدری بی‌حال بود که نمی‌دانم آیا حقوق ماهیانه‌اش نرسیده بود یا چه مسائلی بود؛ یا از این استدلال ما به بن بست رسیده بود و حالش گرفته شده بود که اصلاً حال حرف زدن هم نداشت.

ما دیدیم اصلاً و ابداً هیچ ارتباطی با قضیه ما ندارد؛ چهارتا شعار دادند که امام زمان چنین است و چنان است اما یک دانه از روایت‌هایی که ما آورده بودیم را این‌ها نقل نکردند در صورتی که من خیلی دوست داشتم که یک نقد علمی داشته باشند!

نکته ظریفی که در اینجا من ناگزیرم به آن اشاره کنم این است که این‌ها آمدند در تماس تلفن‌ها شروع کردند و گفتند: چرا فرزندان امام حسن از امامت عزل شدند؟!

حالا من اولین بار بود که این مطلب را می‌شنیدم زیرا عزل کردن به معنای این است که اول کسی را برای امامت نصب کنند بعد آن را بردارند!

گفتند: چرا فرزندان امام حسین امام شدند و فرزندان امام حسن امام نشدند؟ خوب اگر فرزندان امام حسن امام می‌شدند می‌گفتند: چرا فرزندان امام حسین امام نشدند؟! از آدم دیوانه بعید نیست.

ما بارها در اینجا ثابت کردیم که بحث امامت طبق منطق قرآن جعل الهی است؛ همانطوری که نسبت به حضرت ابراهیم (علیه السلام) می‌فرماید:

(إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماما)

من تو را برای مردم امام خواهم کرد.

سوره بقره (٢): آیه ١٢٤.

(وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا)

و آنان را پیشوایان نمودیم تا به فرمان ما رهبری کنند.

سوره انبیاء (٢١): آیه ٧٣.

تمام این‌ها جعل الهی است و در آن هیچ شک و شبهه‌ای نیست؛ زمانی که حضرت موسی می‌خواهد برادرش را به عنوان وزیر معین کند از خداوند عالم می‌خواهد که او را به عنوان وزیر خودش معین کند.

روایاتی متعددی از ثقات «ابن حبان» و «ابن حجر عسقلانی» و غیره آوردیم که نبی مکرم اسلام در بدو رسالت خودشان زمانی که در اطراف مکه مطرح می‌کردند بعضی افراد می‌گفتند: یا رسول الله ما حاضریم به تو ایمان بیاوریم ولی به شرط اینکه امامت و خلافت بعد از تو مال ما باشد. نبی مکرم در جواب آنان فرمود:

« الأمر إلی الله یضعه حیث یشاء»

بحث خلافت و جانشینی من بعد از من به دست خداوند عالم است و درهرکجا که بخواهد قرار می‌دهد.

الثقات، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی، دار النشر: دار الفکر - ١٣٩٥ - ١٩٧٥، الطبعة: الأولی، تحقیق: السید شرف الدین أحمد، ج ١، ص ٩٠.

ما این مطالب را مفصل بیان کردیم و ١٠ الی ١٢ روایت از منابع اهل سنت و بزرگان اهل سنت نقل کردیم که قضیه امامت به دست خداوند است و خداوند عالم اگر می‌خواست بعد از رسول اکرم سلمان و ابوذر و مقداد را به عنوان امام معرفی می‌کردند و ما باید اطاعت می‌کردیم.

خداوند متعال علی بن أبی طالب (علیه السلام) را معرفی کرده است و ادله محکم هم آورده است. این آقایان شعار می‌دهند که یک روایت صحیح برای ما بیاورید که علی (علیه السلام) به خلافت خودش استناد کرده است و دلیل آورده است و ما ده‌ها بلکه صدها روایت آوردیم.

واقعاً اگر شما راست می‌گویید بفرمایید این‌ها را نقد کنید؛ نکته ظریفی از اتلاف و بدبختی این‌ها که من معتقدم بعضی از این تلفن‌ها سناریو و ساختگی بود. اگر واقعاً این‌ها بچه شیعه هستند من گلایه دارم.

بچه شیعه‌هایی که واقعاً توانایی بحث ندارند امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمودند: ورود در بحث‌های خلافی و اختلافی بر این‌ها حرام است! کسی که توانایی که بحث و مناظره با این افراد ندارد ورود به این بحث‌ها خلاف شرع و حرام است!

نحوه چینش مشخص بود که این آقا روایتی را خواند نفر اول آمد حرفی نزد، نفر دوم آمد حرفی نزد، نفر سوم آمد و به «هشام» رسید و گفت: این «هشام» کدام «هشام» است؟! مشخص بود که از قبل هماهنگ شده بود! مقداری ماند و گفت این «هشام بن سالم» است! بعد شروع کرد و گفت: «هشام بن سالم» را می‌شناسی؟!

ایشان می‌گوید: بزرگان از جمله «نجاشی»، «کشی» و «شیخ» او را توثیق کردند اما او گفت: می‌دانید چه عقیده‌ای دارد؟! شروع کرد یک روایتی را از کتاب «کافی» آورد که آقای «هشام» قائل به تجسیم بوده است و هرکسی قائل به تجسیم باشد کافر است!

اولین کسی که قائل به تجسیم است «ابن تیمیه» است و شما به نجاست «ابن تیمیه» حکم کردید، دومین نفر «محمد بن عبدالوهاب» است که قائل به تجسیم است. اکثر علمای وهابی قائل به تجسیم هستند و در حقیقت شما دیشب همگی را «نجس ینجس تنجسیا» کردید.

به علاوه شما دیشب کفر خودتان را هم اثبات کردید؛ شما گفتید: خداوند عالم می‌تواند یک سنگی را بیافریند که خود نتواند آن را بلند کند! خدای جسم نمی‌تواند بلند کند نمی‌خواهد که خداوند عالم بیاید از زیر آن سنگ این را بلند کند.

(إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئاً أَنْ یقُولَ لَهُ کنْ فَیکون)

فرمان او تنها این است که هر گاه چیزی را اراده کند به او می‌گوید:" موجود باش" آن نیز بلافاصله موجود می‌شود!

سوره یس (٣٦): آیه ٨٢.

شما می‌گویید: خداوند می‌تواند به دست پیغمبرش یک اسلحه بدهد که خدا را بکشد! خدا که جسم نباشد قابل کشتن نیست و شما خودتان و دار و دسته‌تان را تکفیر کردید. اگر آن شخص شیعه بود حداقل باید سؤال می‌کرد.

من از تمام کسانی که به این شبکه‌های شیطانی وهابی تماس می‌گیرند تقاضا دارم ما روایت از کتب اهل سنت می‌آوریم و بررسی سندی می‌کنیم، آن‌ها روایت از کتب شیعه می‌آورند و می‌گویند: سند آن را بررسی کنید! آیا این روایت از دیدگاه شیعه سندش صحیح است یا صحیح نیست؟!

اولاً این آقا در آن حد نیست؛ اگر شما روایت متواتر هم بیاورید این آقا می‌گوید: متواتر ضعیف است و به دلیل این است که عقل ندارد و نمی‌توانیم کاری انجام بدهیم. آقای «ملازاده» اسم قشنگی روی این‌ها گذاشته است و این‌ها را خوب شناخته بود.

گفت: ایشان قائل به تجسیم است، می‌گوید: ثقه است، او می‌گوید: عقیده ایشان را قبول دارید؟! اگر به این صورت بنا باشد کسی عقیده‌ای داشته باشد و کسی به قول او استناد کند و ملتزم این باشد باید عقیده او را هم قبول کند.

اولاً اینکه خود حضرتعالی آنجا بحث علمی می‌کنید؛ دوستانی که تماس گرفتند گفتند: طبق شهادت کسی که دانشمند جهان معاصر است، او گفت: شما دیوانه هستید و عقل ندارید! کسی که عقل ندارد اصلاً نباید در این بحث‌ها وارد بشود.

شما همچین حقی ندارید که با شهادت دانشمند جهان معاصر که گفت: بی عقل هستید اصلاً در این بحث‌ها وارد بشوید و اصلاً ورود شما به این بحث‌ها درست نیست. من از عزیزان تقاضا دارم که از ایشان سؤال کنند آیا شهادت این آقا به این شکل است!

ثانیاً همین روایت کافی را که در بحث جواب غفاری ما مفصلاً بحث کردیم و خیلی هم مفصل تمام روایاتی که بر قضیه قائل به تجسیم «هشام به سالم» دلالت می‌کند تماماً بحث کردیم. روایت‌ها همگی ضعیف است و از میان ٦ الی ٧ روایت یکی از آن‌ها را پیدا کرد. ما ٦ الی ٧ روایت را بررسی کردیم و تمام آن هم ضعیف است!

استناد به روایتی ضعیف، برای مخدوش کردن چهره «هشام بن سالم»!!

الان مثلاً همین روایتی که این آقا آورد ملاحظه کنید در کتاب «کافی» جلد اول صفحه ١٠٠ که می‌گوید: ما خدمت امام هشتم رسیدیم و گفتیم همچین بحثی وجود دارد و صحبت آقای «هشام بن سالم» و «مؤمن الطاق» و «میثمی» را نقل کردیم که می‌گویند:

« إِنَّه‏ أَجْوَفُ إِلَى السُّرَّةِ، وَالْبَقِيَّةُ صَمَدٌ. فَخَرَّ سَاجِداً لِلَّه‏ »

خدا تا ناف ميان خالى بود و باقى تنش تو پر. امام رضا وقتی این کلام را شنید به سجده افتاد و تعظیم خداوند نمود.

الکافی (ط- الإسلامیة)، کلینی، محمد بن یعقوب، ج ١، ص ١٠١، ح ٣.

شما که روایت آوردید عرض کردم از آدم بی عقل که انتظار نیست و ما هم نباید انتظار داشته باشید اما کاش یک شخصی که کمی عقل دارد و از همان دیگر دزدان دریایی که آن آقا لقب داد بیاورید یک بررسی سندی کنند یا آن آقایی که در کوچه‌های مدینه مفت می‌خورد و می‌خوابد را بگویید بیاید یک بررسی سندی کند و این‌قدر بلد است.

کتاب «رجال نجاشی» را ملاحظه کنید که اولین راوی «محمد بن جعفر» است که می‌گوید:

«إلا أنه روی عن الضعفاء. وکان یقول بالجبر والتشبیه»

آقای محمد بن جعفر بن محمد از ضعفا نقل می‌کرد و قائل به جبر و تشبیه است.

رجال النجاشی؛ ص ٣٧٣، ح ١٠٢٠

مرحوم «علامه حلی» می‌گوید:

«محمد بن أبی عبد الله، کان ثقة صحیح الحدیث، الا انه روی عن الضعفاء، وکان یقول بالجبر والتشبیه، فانا فی حدیثه من المتوقفین»

آقای محمد بن جعفر بن محمد مورد وثوق بود ولی ایرادش این بود که از ضعفا نقل می‌کرد و قائل به جبر و تشبیه بود، من در روایت این توقف دارم و به روایت ایشان عمل نمی‌کنم.

رجال العلامة الحلی؛ ص ٢٦٥، ح ١٤٥.

اضافه بر این چند مورد از راویان دیگری هم دارد که این راویان «محمد بن عبدالله» به همین شکل و آقای «حسین بن حسن» هم مجهول است. این آقا ضعیف است و قائل به تجسیم است، «علامه حلی» می‌گوید: من در روایات او توقف دارم و «حسین بن حسن» کاملاً مجهول است؛ بنابراین این روایت از دیدگاه شیعه فاقد ارزش است!

در رابطه با کتاب «توحید» اثر «شیخ صدوق» هم به همین شکل است البته او در حدی نیست که به کتاب «توحید» اثر «شیخ صدوق» مراجعه کند. باز در اینجا سه الی چهار راوی وجود دارد که این‌ها همه مجهول هستند.

در کتاب «رجال» اثر «نجاشی» در مورد «بکر بن صالح رازی» می‌گوید:

«مولی بنی ضبة، روی عن أبی الحسن موسی علیه السلام، ضعیف»

رجال النجاشی؛ ص ١٠٩، ح ٢٧٦

در کتاب «خلاصة الاقوال» نسبت به «بکر بن صالح رازی» می‌گوید:

«مولی بنی ضبة روی عن أبی الحسن الکاظم علیه السلام ضعیف جدا کثیر التفرد بالغرائب»

رجال العلامة الحلی؛ ص ٢٠٨

همین مقدار کفایت می‌کند که این شخص انسان ضعیفی است و راوی دیگر در این روایت وجود دارد که مجهول است؛ بنابراین این روایتی که شما می‌خواهید در رابطه با قضیه «هشام بن سالم» بیاورید که ایشان قائل به جسم بوده است هیچ سندیتی برای شیعه ندارد و کاملاً مردود است!

یک نکته رجالی مهم!!

بر فرض که روایت صددرصد صحیح باشد بحث اعتقادی چه ربطی به نقل روایت دارد؟! شما خودتان می‌گویید اگر کافر روایت کند ما قبول می‌کنیم؛ شما از خوارجی مثل «حریز بن عبدالله سجستانی» که هر روز ٧٠ مرتبه و هرشب ٧٠ مرتبه به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) لعن می‌فرستاده است، روایت نقل می کنید!!

ما هم می‌گوییم: خداوند به حق امیرالمؤمنین به اندازه تمام ذرات عالم و به اندازه آنکه علم او احاطه دارد لعنتش را بر ایشان نازل کند. این کسی که لعن می‌کرده است و خود «صحیح مسلم» آورده است که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود:

«ولا یبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ١، ص ٨٦، ح ٧٨.

شما از منافق روایت نقل می‌کنید و او را توثیق می‌کنید و زمانی که اعتراض می‌کنیم می‌گویید: مسئله اعتباری هیچ ارتباطی به روایت ندارد. ما شیعه هستیم و عقیده ما این است که بحث اعتقادی ارتباطی به وثاقت راوی ندارد!

ما در وثاقت راوی صداقت در گفتار را نیاز داریم! همان حرفی که آقای «ألبانی» می‌زند و می‌گوید: مذهب راوی ارتباطی به وثاقت راوی ندارد؛ هر عقیده‌ای دارد مهم این است که این آقا راست می‌گوید یا راست نمی‌گوید. اگر راست می‌گوید ما قبول داریم.

شما در اخبارتان از خبرنگاران مسیحی و یهودی و اسرائیلی نقل می‌کنید؛ اگر شما واقعاً از این خبرنگار یهودی روایت و مطلب نقل می‌کنید عقیده یهودی را قبول دارید؟! پاسخ بدهید! یا اگر خبرنگاران غربی از شما سؤال کنند که این‌ها انسان‌هایی با عقیده درست هستند؛ آن‌ها اصلاً کافر باشند و منکر خداست شما دارید از او اخبار نقل می‌کنید.

روایت هم به همین شکل است؛ اگر ما اعتماد به گفتار طرف داشته باشیم همین اندازه برای ما کافی است و اینکه عقیده او چیست ارتباطی به ما ندارد! اگر عقیده او در گفتارش تأثیر بگذارد آن بحث دیگری است اما مادامی که عقیده طرف در نقل روایت تأثیر ندارد ما روایتش را می‌پذیریم و اهل سنت هم می‌پذیرند و عقلای دنیا هم می‌پذیرند.

ما تنها به شما بی‌عقل‌ها کار نداریم؛ الان شما از همین افرادی که آنجا آوردید و در شبکه خودتان برنامه پخش می‌کنید این آقای دانشمند جهان معاصر به همه آنان گفت: آنان دزدان دریایی هستند! آیا زمانی که از این دزدان دریایی روایت نقل می‌کنید دزدی دزدان دریایی را شما قبول دارید یا قبول ندارید؟!

زمانی که به شما می‌گویند: بی‌عقل و دیوانه هستید چطور شما می‌آیید مطلب نقل می‌کنید. من از بینندگان آنان عذرخواهی می‌کنم و تنها به آن افرادی که هوادار این‌ها هستند می‌گویم: وقتی حرف این آقای بی‌عقل را گوش می‌دهید آیا شما بی‌عقل هستید که حرف او را گوش می‌دهید یا کسی که به حرف او گوش می‌دهد کاری به عقیده او ندارد؟!

اگر یک دیوانه هم یک مطلبی بگوید ما اگر ببینیم که این مطلب درست است می‌پذیریم و اگر درست نباشد قطعاً نمی‌پذیریم و این مطلب کاملاً واضح و روشن است. در کتاب «الشافی فی الإمامة» اثر «سید مرتضی (رضوان الله تعالی علیه)» است که در رابطه با قضیه «هشام» می‌گوید:

«فأما الحکایة عنه أنه ذهب فی الله تعالی أنه جسم له حقیقة الأجسام الحاضرة. وحدیث الأشبار المدعی علیه فلیس نعرفه إلا من حکایة الجاحظ عن النظام وما [هو] فی‌ها إلا متهم علیه، غیر موثوق بقوله فی مثله»

تا جایی که می‌گوید:

«فأما ما رمی به هشام بن الحکم رحمه الله بالتجسیم فالظاهر من الحکایة عنه القول بجسم لا کالأجسام. ولا خلاف فی أن هذا القول لیس تشبیه ولا ناقض لأصل»

الشافی فی الإمامة، ج ٧، ص ١٣ و ١٤.

ایشان قول به جسمیت را نقل کرده است و گفته است: بعضی افراد قائل به این هستند و اگر کسی بگوید خداوند عالم جسم است همانند جسم بشری نیست و این است که تمام مدافعین «ابن تیمیه» هم همین حرف را می‌زنند.

اگر بنا باشد این قول قائل«بجسم لا کالأجسام»خوب شما می‌گویید:«الله تبارک و تعالی له ید»همانطوری که آقای «بن باز» و «آل شیخ» دارد و می‌گوید:

«له ید لا کالأیدی، کما انه موجود لا کالموجودین، وشیء لا کالأشیاء»

خداوند دست دارد، جسم دارد، گوش دارد ولی ما نمی‌دانیم حقیقت گوش و حقیقت چشم آنان چیست.

بحر الفوائد المشهور بمعانی الأخبار، اسم المؤلف: أبو بکر محمد بن أبی إسحاق إبراهیم بن یعقوب الکلاباذی البخاری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - ١٤٢٠ هـ - ١٩٩٩ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد حسن محمد حسن إسماعیل - أحمد فرید المزیدی، ج ١، ص ١١٠.

این قضیه کاملاً واضح و روشن است که این آقا اولاً می‌گوید: یک روایت صحیح به نظر من تعلیق به محال است زیرا از دیدگاه این آقایان حتی یک روایت صحیح از دیدگاه اهل سنت هم نمی‌تواند این آقا پیدا کند.

بالاترین روایت، روایت متواتر است که ما از متواتر بالاتر نداریم که خود «ابن تیمیه» می‌گوید:

«وأما من أنکر ما ثبت بالتواتر والإجماع فهو کافر»

روایتی که به تواتر ثابت شده باشد و کسی آن را انکار کند کافر است.

کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، اسم المؤلف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ج ١، ص ١٠٩.

شما که می‌گویید: روایت متواتر هم می‌تواند ضعیف باشد!!! البته این را ما بر همان فرمایش جناب «ملازاده» نسبت به شما حمل می‌کنیم زیرا ما در طول تاریخ کسی را ندیدیم و حتی یهودی‌ها و مسیحی‌ها هم قائل باشند که خبر متواتر می‌تواند ضعیف باشد!!

من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد از شما بسیار متشکرم؛ ما برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم حضورتان می‌کنیم و شما ملاحظه می‌فرمایید چه عزیزانی که در ایران اسلامی هستند و چه عزیزانی که در جای جای این کره خاکی این شبکه و این برنامه را برای دیدن انتخاب کردید از توجه و عنایت شما خیلی ممنون و سپاسگذاریم.

دوستان ما راه‌های ارتباطی را مرتب زیرنویس می‌کنند تا بتوانید با ما ارتباط برقرار کنید. استاد می‌خواهم از این فرصت استفاده کنم به قول معروف:

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

بالاخره این بحثی که این‌ها مطرح کردند موجب شد تا من از شما درخواست کنم اگر می‌شود به بحث ولادت وجود نازنین حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) را از دیدگاه شیعه بپردازید.

این همان بحثی است که بخشی از آن مطرح شد و اگر نکات جدیدی هم در این زمینه است بفرمایید شاید بعضی از دوستان بیننده ما آن برنامه را ندیده باشند و اصلاً این سبب خیری بشود تا ما این بحث را مطرح کنیم.

بحثی پیرامون ولادت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با بحث ولادت حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) در منابع شیعه ما روایات متعدد مطرح کردیم مبنی بر اینکه در کتب شیعه کاملاً با سندهای صحیح و معتبر بدون امکان قابل انکار و روایات متعددی مبنی بر اینکه اصلاً و ابداً این قضیه قابل انکار نیست.

ما حدود ١٠ الی ١٢ روایت در اینجا مطرح کردیم مبنی بر اینکه حضرت مهدی (ارواحنا فداه) به دنیا آمده است و در او هیچ شک و شبهه‌ای هم نیست.

مجری:

میان برنامه‌ای مشاهده کنیم تا مشکل فنی سیستم برطرف شود زیرا دغدغه استاد این است مطالبی که بیان می‌کنند به صورت مستند باشد تا شما هم ملاحظه کنید.

الهی شکر از این نعمت ولایت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)؛ اشکالی ندارد روز قیامت اگر گفتند: این شیعه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هم نبود ما قبول می‌کنیم اما بگویند این نوکر بود، بگویند جاروکش بود، بگویند خادم بود، بگویند غلام بود یا هرچیز دیگری اسم ما را بگذارند اما فقط اسم ما در کنار امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) باشد.

برای ما شیعه‌ها عزت و افتخار است که غلام باشیم، خاک زیرپا و خاک زیر نعلین باشیم؛ ان‌شاءالله این عشق و ارادت و محبت همیشه در دل‌های ما باشد و شک نکنید این عشق و ارادت و محبت روزی من و شما را نجات می‌دهد و دست ما را خواهد گرفت.

از خدای عزیزمان ممنون هستیم که در میان چند میلیارد انسانی که در این عالم هستند تعدادی ولایت و محبت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دارند و ما جزو این افراد هستیم؛ این یعنی لطف و مرحمت و عنایت خداوند!

می‌خواهیم در محضر استاد بحثمان را ادامه بدهیم، استاد در خدمت شما هستیم!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با روایات متعددی که در این زمینه داریم که ولادت حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) در منابع شیعه تنها یکی دو مورد را که در جلسه گذشته هم آورده بودیم خدمت دوستان عرض می‌کنم.

در کتاب «کفایة الأثر» از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:

«أن الإمام بعد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم علی بن أبی طالب ثم الحسن ثم الحسین ثم علی بن الحسین ثم محمد بن علی ثم أنا ثم من بعدی موسی ابنی ثم من بعده ولده علی وبعد علی محمد ابنه وبعد محمد علی ابنه وبعد علی الحسن ابنه والحجة من ولد الحسن»

کفایة الأثر فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر؛ خزاز رازی، علی بن محمد، ص ٢٦٣

در این روایت بیان می‌کند که بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) علی بن أبی طالب (علیه السلام) و بعد از او امام حسن (علیه السلام) و بعد از او امام حسین (علیه السلام) و همینطور به ترتیب تا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بیان می‌کند.

مگر شما فضول هستید که می‌پرسید: چرا فرزندان امام حسن امام نشده است؟! امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با سند صحیح و امام صادق (علیه السلام) با سند صحیح و حتی خود رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) با سند صحیح می‌فرمایند: بعد از امام حسین «ثم علی بن الحسین» امام سجاد به امامت می‌رسند.

در این روایت بیان می‌فرمایند:

«والحجة من ولد الحسن»

حجت بن الحسن از اولاد امام حسن عسکری (علیه السلام) است.

کاملاً واضح و روشن است و از نظر سندی هم اولین راوی این روایت «حسین بن علی بن موسی» معروف به «ابن بابویه» است. مرحوم آقای خوئی در کتاب «معجم رجال الحدیث» جلد ٧ می‌گوید:

«قال النجاشی: «الحسین بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی أبو عبد الله، ثقة»

نجاشی می‌گوید: حسین بن علی بن بابویه پدر شیخ صدوق است و ثقه است

همچنین «شیخ طوسی» می‌گوید:

«الحسین بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه: کثیر الروایة، یروی عن جماعة، و عن أبیه، و عن أخیه محمد بن علی، ثقة»

ابن بابویه، صاحب روایات فراوان، ناقل روایت از عده ای زیاد و از پدرش و از برادرش محمد بن علی. او مورد اعتماد است.

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم؛ ج ٧، ص ٤٧ و ٤٨، شماره ٣٥٣١.

ما به دنبال این می‌گردیم وقتی تنها یک نفر هم بگوید برای ما کافی است؛ دو نفر می‌گوید: «ثقة» و زمانی که می‌گوید: امام صادق برای من نقل کرده است قطعاً راست می‌گوید. زمانی که او می‌گوید: من از امام صادق شنیدم حتماً شنیده است.

شما ببینید در عرف ما بعضی از افراد هستند که چه‌بسا شراب هم بخورند و چه‌بسا بعضی از گناهان دیگر را انجام می‌دهند اما اگر آن‌ها را قطعه قطعه کنند هم دروغ نمی‌گویند. همان‌طور که در روایتی که در خود «صحاح» هم وجود دارد:

که از نبی مکرم اسلام سؤال می‌کنند: آیا یک مؤمن زنا می‌کند؟ می‌فرماید: بله، می‌گویند: دزدی می‌کند؟ می‌فرماید: بله، می‌گویند: دروغ می‌گوید؟ می‌فرماید: اصلاً و ابداً مؤمن دروغ نمی‌گوید؛ ما بسیاری از افراد به این شکل داریم.

راوی دوم «هارون بن موسی بن أحمد» است که مرحوم آقای خوئی دارد که:

«کان وجها فی أصحابنا ثقة، معتمدا لا یطعن علیه»

در میان اصحاب ما، دارای آبروست. او مورد وثوق و اعتماد است و طعنی بر او نیست.

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم، ج ٢٠، ص ٢٥٨، شماره ١٣٢٧٣

ایشان را، هم «نجاشی» توثیق کرده است و هم «شیخ طوسی» توثیق کرده است. دیگر از این بهتر می‌خواهیم؟! شخص بعدی «محمد بن حسن بن ولید» است که نجاشی در مورد او می‌گوید:

«محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید، أبوجعفر: شیخ القمیین وفقیههم، ومتقدمهم ووجههم، ویقال: إنه نزیل قم، وما کان أصله منها، ثقة ثقة»

محمد بن حسن بن ولید، استاد قمی ها و فقیه ایشان بود. پیشرو و چهره بارز ایشان بود. او قطعاً مورد اعتماد است.

و «شیخ طوسی» هم می‌گوید:

«محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید القمی: جلیل القدر، بصیر بالفقه، ثقة»

محمد بن حسن بن ولید، بزرگوار و آگاه به فقه و مورد اعتماد است.

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم موسوی، ج ١٦، ص ٢٢٠، شماره ١٠٤٩٠

بنابراین تا اینجا به این شکل هست و تا وقتی که به «محمد بن حسن بن فروخ» که «نجاشی» در مورد او می‌گوید:

«کان وجها فی أصحابنا القمیین، ثقة، عظیم القدر، راجحا، قلیل السقط فی الروایة»

او در میان قمی ها دارای جایگاه و مورد اعتماد و بزرگوار بود. و در نقل روایت قلیل السقط بود.

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم موسوی، ج ١٦، ص ٢٦٣، شماره ١٠٥٣٢

راوی بعدی «یعقوب بن یزید» است که «شیخ طوسی» در مورد او می‌گوید:

«وقال الشیخ (٨٠٤): " یعقوب بن یزید الکاتب الانباری، کثیر الروایة، ثقة»

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم موسوی، ج ٢١، ص ١٥٧، شماره١٣٧٧٨

و در شرح حال «یعقوب بن یزید» می‌گوید: هم «یعقوب بن یزید» و هم «یزید» پدرش هردو ثقه هستند.

راوی بعدی «محمد بن ابی عمیر» است که «نجاشی» در مورد او می‌گوید:

«جلیل القدر، عظیم المنزلة فینا»

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم موسوی، ج ١٥، ص ٢٩١، شماره ١٠٠٤٣

«نجاشی» در رابطه با «هشام بن سالم» می‌گوید:

«ثقة ثقة»

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم موسوی، ج ٢٠، ص ٣٢٤، شماره ١٣٣٦١

اگر شما به دنبال وثاقت می‌گردید این موارد از این جمله است؛ آقای «خوئی (رضوان الله تعالی علیه)» ده‌ها روایات می‌آورند و تمام این موارد از این جمله است. شما اگر می‌خواهید ببینید فقها و رجالین ما درباره او چه چیزهایی می‌گویند این موارد است.

اگر شما می‌خواهید اجتهاد کنید اجتهاد شما به درد خودتان می‌خورد همان‌طور که اجتهاد دیوانه‌ها به درد خودشان می‌خورد؛ ما ایراد نمی‌گیریم.

در اینجا اگر روایت متواتر هم باشد بلد هستید و بر دیوانه حرجی نیست و«المجنون لا حرج له». همانند اینکه بر بچه کوچک حرج نیست بر دیوانه هم حرجی نیست.

اگر ما روایت متواتر هم نقل کنیم جواب شما این است که این ضعیف است. شما اگر توانستید بروید یک شخص عاقل پیدا کنید و بیاورید که این روایات را از دیدگاه شیعه بحث کند زیرا این روایات از دیدگاه شیعه است.

اگر شما خودتان بخواهید آن بحث جدایی است؛ هر زمانی که شما خواستید با مبنای خودتان بررسی کنید ما جوابمان همین است. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: بر دیوانه حرجی نیست و جواب شما هم همین است.

این روایت را هم بیان کنیم؛ در کتاب «عیون أخبار الرضا (علیه السلام)» روایتی وارد شده است که سند روایت به این صورت است:

«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِیادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِی رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِی قَالَ سَمِعْتُ دِعْبِلَ بْنَ عَلِی الْخُزَاعِی»

تا جایی که امام رضا (علیه السلام) می‌فرماید:

«یا دِعْبِلُ الْإِمَامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ ابْنِی وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِی وَ بَعْدَ عَلِی ابْنُهُ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ فِی غَیبَتِه»

ای دعبل امام بعد از من پسرم محمد است و امام بعد از محمد، پسرش علی است و بعد ایشان، پسرش حسن است و بعد از حسن، پسرش حجت قائم منتظر در غیبت است.

عیون أخبار الرضا علیه السلام؛ ابن بابویه، محمد بن علی، ج ٢، ص ٢٦٦.

آنوقت این افراد می‌گویند: برای امام هادی و نه برای امام عسکری و نه برای امام زمان (علیهم السلام) هیچ سندی وجود ندارد. آن‌ها می‌گویند: قرار بود بعد از امام هادی «جعفر کذاب» امام بشود. واقعاً هزار رحمت بر «عقیل بی عقل»! قدر او را ندانستیم و گرفتار بدتر از او شدیم.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) گرفتار «ابوجهل» و «ابولهب» بود و ما هم گرفتار این آقایان هستیم! آنان به دنبال این هستند که ببینند کدام یک از این راویان در زباله‌دانی افتاده است. ما اولین بار حتی من از همان نادان‌های تاریخ هم نشنیده بودم که کسی بگوید: قرار بود جعفر کذاب پسر امام هادی بعد از امام عسکری امام بشود!

در رابطه با فرزند امام صادق به نام «اسماعیل» یک حرف‌هایی بود گرچه اینکه این حرف‌ها دروغ است و جعلی است اما نسبت به «جعفر کذاب» ما اولین بار بود که این مطالب را از این آقا شنیدیم و اینکه بعداً می‌خواهند چه ادعایی کنند ما نمی‌دانیم.

همان روایتی که ایشان می‌گوید: میراث را تقسیم کردند، در همان اول روایت اگر کسی عاقل باشد می‌گوید: فلان آقایی که از نواصب است که در این صورت تکلیف معلوم است و کاملاً روشن است.

شما چطور ٣٠ تا روایتی که آقای «کلینی» نقل کرده است را ملاک قرار ندادید؛ از آن‌طرف می‌گویید: آقای «سید کمال حیدر» این‌طور گفته است! آقای «سید کمال حیدر» یکی از بد سلیقه‌ترین کاری که کرده است این است که می‌آید در یک جلسه شبهه را مطرح می‌کند و در جلسه بعدی یا جلسه بعد از او می‌خواهد به شبهات جواب بدهند.

این شیاطین از فرصت استفاده می‌کنند و آن قسمت را می‌گیرند اما جواب‌هایی که ایشان داده است را مطرح نمی‌کنند. دوستان ما زحمت کشیدند همان‌طور که «آیت الله کورانی» هم در برنامه عربی گفتند از ایشان چند کلیپی دوستان در رابطه با بحث امامت حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، عصمت ائمه (علیهم السلام) ضبط کردند.

ایشان می‌گوید: برفرض من از این کانال ثابت نکردم اما از کانال‌های دیگر ثابت می‌کنم که امام مهدی وجود دارد، حی است، واسطه میان خالق و مخلوق است حالا ان‌شاءالله زمانی که دوستان کلیپ‌ها را آماده کردند صحبت‌های ایشان را پخش می‌کنیم تا پوزه این افراد به خاک مالیده بشود.

به قول آقایی که آن روز می‌گفت: ما در جایی گفتیم آمریکا شیطان بزرگ است و شخصی کلمه «شیطان» را حذف کرده بود و می‌گفت: فلانی گفته است آمریکا بزرگ است! این‌ها دیگر به همین شکل دارند با این قضایا برخورد می‌کنند.

امام رضا (علیه السلام) در این روایت در کتاب «عیون أخبار الرضا» به روشنی امامان بعد از خودشان تا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را معرفی می‌فرمایند. در اینجا دیگر «هشام بن سالم» هم وجود ندارد!

راویان این روایت «احمد بن زیاد همدانی» است که شخصی ثقه است، «علی بن ابراهیم» است که ثقه است، «ابراهیم بن هاشم» است که ثقه است، «عبدالسلام بن صالح هروی» است که ثقه است. من می‌دانم اگر این‌ها بخواهند این‌ها را نقل کنند می‌گویند: «ابراهیم بن هاشم» معتقد به تحریف قرآن بوده است!

برفرض معتقد به تحریف قرآن بوده باشد خلیفه دوم هم معتقد به تحریف قرآن بود! عایشه أم المؤمنین می‌گوید: یک سری آیات قرآن نازل شده بود و زیر رختخواب من بود و ما مشغول دفن و کفن پیغمبر بودیم و بز آمد و آن را خورد که این مطلب با روایت صحیح وجود دارد.

اگر این مطلب را ملاک قرار بدهید باید خیلی از روایاتی که از بزرگانتان دارید و نزدیک ٢٠٠٠ و خرده‌ای روایت از ام المؤمنین عایشه دارید همگی را دور بریزید و تمام روایاتی که از «ابوسعید خدری» دارید را دور بریزید! این‌ها روایات در این زمینه فراوان دارند که ما آن‌ها را مفصل مطرح کردیم.

آقایان اول سوره احزاب را مشاهده کنند که ببینید از خلیفه دوم روایت وجود دارد، از «ابوسعید خدری» روایت وجود دارد و همچنین از هفت یا هشت نفر از صحابه بزرگ که می‌گویند: سوره احزاب در زمان پیغمبر اکرم به اندازه سوره بقره بود و ٢٨٠ و خرده‌ای آیه داشت و الان ٧٢ آیه دارد.

این ٢٠٠ آیه کجا رفته است؟! این روایت‌ها چیست؟! اگر روایت نقل کردند دلیل بر این باشد که ما وثاقت راوی را زیر سؤال ببریم شما باید عده زیادی از صحابه را زیر سؤال ببرید اما ما می‌گوییم فرض می‌گیریم که قائل به تحریف است.

«سید مرتضی» مورد وثوق است یا مورد وثوق نیست؟! عقیده این آقا به هیچ وجه در قبول روایت او دخیل نیست. ان‌شاءالله زمانی که بحث رجالی مطرح کنیم آنجا می‌آورم که بعضی از آقایان فقهای اهل سنت می‌گویند: اگر یک کافر هم روایت نقل کند مورد وثوق باشد کفر او به روایتش و به اعتبارش و به وثاقتش ضرر نمی‌رساند.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد خیلی از لطف شما متشکرم؛ ما از این لحظه از طریق تلفن در خدمت دوستان خوب بیننده هستیم. همکاران زحمت کشیدند راه‌های ارتباطی را زیرنویس کردند و راه‌های پیامکی و پیامی هم برای شما روشن است تا سؤالات خودتان را مطرح کنید. اگر سؤالات شما حول محور برنامه ما و موضوعی که به آن می‌پردازیم باشد خیلی بهتر است.

برنامه «حبل المتین» همچنان از «شبکه جهانی ولایت» به صورت زنده و مستقیم تقدیمتان می‌شود.

خیلی از توجه و عنایت شما ممنونم؛ ان‌شاءالله در ذل توجهات حضرت حق و زیر سایه مرتضی علی (علیه السلام) زندگیتان پر از نور و معنویت باشد و این عشق امیرالمؤمنین همیشه در وجودتان آتشین باشد.

تماس بینندگان برنامه:

ما از این لحظه در خدمت شما هستیم و می‌توانید تماس بگیرید فقط بزرگواری بفرمایید چون زمان کمی داریم مختصر و مفید مطالب خودتان را بفرمایید تا بتوانیم تلفن‌های بیشتری را هم پخش کنیم.

جناب آقای مهرشاد از کرمان اولین بیننده ما و از شیعیان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هستند، آقای مهرشاد سلام به شما:

بیننده(آقای مهرشاد از کرمان – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می‌کنم خدمت حضرت استاد عزیز و خدمت شما مجری گرامی؛ من یک پیشنهاد داشتم و می‌خواستم بگویم راجع به اقوال صحبت کردن آب در هاون کوبیدن است.

این آقای «هاشمی» کلاً زبانی شده است و عقلش را از دست داده است. در برنامه زنده تلفن را قطع می‌کند و می‌گوید: من زن طلاق هستم اگر تلفن را قطع کردم. از این شخص چه توقعی دارید؟! در برنامه زنده می‌گوید اگر این روایت بود و فلان؛ حقیقتاً تو «عقیل بی عقل» هستی!!

من دیشب یا پریشب زنگ زدم و گفتم: یادتان هست فلانی فلان روز زنگ زد و گفت اگر کسی حدیث بیاورد در مورد «محمد بن عبدالوهاب» که با قرآن مخالف باشد من از برنامه زنده بلند می‌شوم و می‌روم.

مجری:

مطلب بعدی‌تان را بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقای مهرشاد عزیز دوستانی که آنجا وارد می‌شوند من به آنان یک توصیه می‌کنم که یا در آن برنامه‌ها وارد نشوید و اگر وارد می‌شوید قبلاً مطالعه کنید و قبلاً سایت «ولی عصر» را ببینید چون سایت «ولی عصر» استخوان گلو و خار چشم این‌هاست.

شما هرچه بخواهید به حول قوه الهی در سایت «ولی عصر» موجود است. آنجا کلاً یا کامپیوتر جلویتان باشد و سایت «ولی عصر» را داشته باشید و همانجا سرچ کنید می‌آید. بر فرض شما می‌گویید: در رابطه با «محمد بن عبدالوهاب» ما همان هفته در همان صفحه اول کتابش ٦ یا ٧ مورد ضد قرآن اثبات کردیم.

از یک صفحه حدود ٧ مورد ضد خداوند ما اثبات کردیم؛ اینکه نسبت به حضرت آدم جسارت می‌کند، نسبت به حضرت حوا جسارت می‌کند و اصلاً کفریات دارد. نباید اسم آن را کتاب توحید بگذاریم بلکه آن را کفریات بنامیم.

تقاضایم این است و گلایه می‌کنم یا به بحثی ورود پیدا نکنید و بحثی را باز نکنید و زمانی که باز می‌کنید جلو چشمتان مطلبی داشته باشید و بگویید ولو اگر تلفن را قطع کردند شما رسالت خودتان را انجام دادید.

اگر شما بگویید در «شبکه جهانی ولایت» اینطوری بوده است او هم می‌گوید: چه موردی بوده است و یک مورد نقل کنید! در کتاب «توحید» ایشان عزیزمان جناب آقای «یزدانی» موارد متعددی از کتاب توحید ایشان را آوردند. حداقل شما یک مورد یا دو مورد یا سه مورد از این مطالب را در دستتان داشته باشید و وقتی که تلفن می‌زنید به آنان سریع جواب بدهید.

همین مطلبی که من امشب گفتم که شما این حرف‌هایی که می‌زنید طبق شهادت آن آقا شما دیوانه هستید و جایتان در دیوانه خانه است نه اینکه آنجا برنامه پخش کنید و حرف‌هایی که می‌زنید سندیتی ندارد و حرجی بر شما نیست.

مجری:

آقای مهرشاد اگر نکته دیگری دارید بفرمایید.

بیننده:

همین مطلب را می‌خواستم بگویم.

مجری:

از شما تشکر می‌کنیم، خدانگهدار. بهتر است خیلی به این مباحث نپردازیم و همان بحث علمی خودمان را داشته باشیم. آقای طالبی از کرمانشاه از عزیزان اهل سنت ما و بیننده بعدی ما هستند. آقای طالبی سلام به شما:

بیننده(آقای طالبی از کرمانشاه – اهل سنت):

سلام عرض می‌کنم خدمت آقای اسماعیلی و حضرت آیت الله قزوینی؛ امیدوارم خوب و سلامت باشید. می‌خواستم به این شبکه‌های وهابی مطلبی را بگویم البته چندبار زنگ زدم به آنان گفتم: اهل سنت هستم و توسل را قبول دارم اما مسخره‌ام می‌کنند.

آن‌ها می‌گویند: تو اهل سنت نیستی و هیچ اهل سنتی توسل را قبول ندارد و مسخره‌ام می‌کنند و نه تنها من بلکه همه را مسخره می‌کنند. وقتی به آنان زنگ می‌زنیم می‌گویند: شما شیعه هستید در حالی که من اهل سنت هستم. هربار به آقای «هاشمی» زنگ می‌زنم شماره من را قطع می‌کند.

مجری:

آقای طالبی آن‌ها درواقع وهابی بودن خودشان را ثابت می‌کنند والا کاملاً روشن و مشخص است که اهل سنت ما به بحث توسل اعتقاد دارند. خیلی از شما متشکریم؛ اگر نکته دیگری هست بفرمایید.

بیننده:

یک سؤال داشتم؛ ماه رمضان چند شنبه است؟! سه شنبه است یا دوشنبه است؟!

مجری:

اعلام می‌کنیم زیرا گفتند: بعید است که امشب رؤیت هلال بشود و احتمالاً روز سه شنبه اول ماه مبارک رمضان است و منتظر باشد ان‌شاءالله از طریق رسانه‌ها اعلام می‌شود. خدانگهدارتان باشد.

حمیدآقا از کرمان از بیننده‌های بعدی ما هستند، حمیدآقا سلام به شما:

بیننده(حمیدآقا از کرمان – شیعه):

سلام علیکم محضر استاد اسماعیلی بزرگوار، شب شما بخیر.

مجری:

خیلی متشکرم، در خدمت شما هستیم.

بیننده:

خدمت حضرت استاد آیت الله دکتر حسینی قزوینی هم عرض سلام و شب به خیر دارم. استاد بزرگوار بنده اگر مزاحم شدم قصدم دفاع از خود نبوده است بلکه در مورد تلفنی که دیشب با آقای «هاشمی» داشتم مطالبی گفتند که در مورد آن‌ها می‌خواهم صحبت کنم.

اولاً فکر می‌کنم شما شبکه ولایت را با شبکه آن‌ها قاطی کردید؛ واقعاً شبکه آن‌ها طوری نیست که ما بتوانیم هرآنچه را که باید بگوییم آنجا بگوییم. من تماسی که داشتم را با موبایل خودم هم ضبط کردم و اگر لازم باشد خدمت شما می‌فرستم که ببینید چقدر حرف‌ها را بنده آنجا زدم که ایشان اصلاً پخش نکردند.

آن یک دقیقه را هم که پخش کردند به این جهت بود که وقتی آن مطلب را در مورد شما گفتند سؤالم این بود که ایشان روایت «هشام بن عنبر» را آورده است و به آن اعتقاد داشته است. بنده قبل از اینکه بخواهم بگویم شما این روایت را تصویرش را برای من بیاورید و ثابت کنید این روایت صحیح است.

اولین نکته‌ای که به ذهن من بود و جالب بود ایشان زمانی که دارد این حرف را می‌زند خود او دارد از «ابن تیمیه» دفاع می‌کند و می گوید هرکسی این مطلب را قبول نداشته باشد ما آن را قبول نداریم.

اولین چیزی که به ذهن بنده رسید این بود که این مطلب را از آنان بپرسم که آقای «هاشمی» نظر شما برای من شیعه هیچ ارزشی ندارد و شما طبق مبانی شیعه ثابت کنید و حدیث ضعیف است و مقداری در مورد این بحث کردیم که فرق میان حدیث صحیح و ضعیف را می‌دانید یانه!

زمانی که به اینجا رسید دوبار از ایشان پرسیدم و گفتم: آقای «هاشمی» شما بیایید همین جمله را بگو که هرکس این روایت «هشام بن عنبر» را آورده باشد کافر است. این مطلب را گفتم تا دفعه دوم تقریباً یک اشاره‌ای داشت.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نه این مطلب او خیلی خوب بود؛ اینکه ایشان گفت: کافر است و نجس است کاملاً این نکته زیبایی بود که ایشان اعتراف کرد که ان‌شاءالله قطعاً دوستان ما به صورت کلیپ می‌سازند و بعد تجسیم «ابن تیمیه» و دیگران را هم کاملاً در کنار آن می‌آورند.

صحبت حضرتعالی هیچ فایده‌ای نداشت غیر از همین که اعتراف گرفتید از این آقا با همین بی‌عقلی‌اش و گفت: کافر است! البته «اقرار العقلا علی أنفسهم جایز» و از آن طرف ما مقداری مشکل پیدا می‌کنیم.

آقا حمید عزیز ببینید اگر ما بخواهیم با این‌ها وارد بحث بشویم باید تلاش کنیم اولاً قبلاً بحثمان را آماده کنیم و در کاغذ هم یادداشت کنیم. زمانی که پشت خط می‌روید اولاً این آقا فرصت نمی‌دهند که شماها حرف بزنید و بلافاصله تندتند وسط حرف شما می‌پرند که این یکی از عادت شیاطین است و در آن شکی نیست.

خود آن افراد می‌گویند: ما سنی هستیم! در صورتی که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید:

«وَ لَا یقْطَعُ عَلَی أَحَدٍ کلَامَه»

نبی مکرم اسلام حرف کسی را قطع نمی‌کرد.

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ج ١، ص ٣١٩.

این مطلب نشان می‌دهد که این‌ها اصلاً سنی نیستند. اولاً مطالب را در آنجا یادداشت کنید به اضافه اصلاً چندتا سؤال طرح کنید و بگویید من چندتا سؤال دارم و سؤال‌هایتان را بپرسید. اگر آن‌ها تلفن را قطع کردند هم اشکال ندارد شما حرفتان زدید.

اجازه ندهید آن‌ها از شما سؤال کنند چون شما که کارشناس نیستید آن‌ها از شما سؤال کنند بلکه شما باید از آن‌ها سؤال کنید. بگویید من سه تا سؤال دارد اگر اجازه می‌دهید من حرفم تمام بشود بگویم و اگر اجازه نمی‌دهید من مطرح نکنم و بگویید: بینندگان عزیز ایشان اجازه نمی‌دهد که من سؤالاتم را مطرح کنم.

تلاش کنید سؤالات مستند و مستدل داشته باشید؛ بحث‌هایی که ما در اینجا داریم را از سایت «ولی عصر» بگیرید و دسته بندی کنید. خداوند آیت الله العظمی سبحانی را حفظ کند؛ ایشان سر درس می‌گفتند: بنازم آن استاد یا شاگردی که سرانگشتی حرف بزند و بگوید: من پنج تا مطلب می‌خواهم بگویم و به ترتیب از اول آن‌ها را بازگو کند و قاطی حرف نزند.

اگر بحث‌ها به این شکل باشد به نظر من خیلی برای آنان مفیدتر است. من از عزیزانی که یک مقدار توانایی علمی دارند حالا لازم نیست طلبه باشند بلکه ما افراد زیادی داریم که دبیر و دانشجو هستند.

شما اگر بحث‌هایی که آن‌ها دارند با دوستان «شبکه جهانی ولایت» تماس بگیرید اکثر دوستان ما آماده پاسخگویی هستند؛ شما همانجا جواب بحث آن‌ها را مطرح کنید.

من یک شب خیلی خوشم آمد که این آقای «کالکرابی» مفصل یک روایتی را از «کافی» نقل می‌کرد و یک ساعت هم گلویش را خسته کرد و گفت: این‌ها ائمه را از خدا بالاتر برده‌اند. یک عزیزی از اهواز زنگ زد و گفت: این روایت ضعیف است! او گفت: کجایش ضعیف است؟! بیننده گفت: «مرآت العقول» در جلد و صفحه فلان می‌گوید روایت ضعیف است و شما روایتی که برای شیعه اعتباری ندارد را می‌خوانید.

این شخص تمام زحمات «کالکرابی» را به هوا داد و هیچ جوابی نتوانست بدهد. هفته بعدی هم باز نتوانست جواب بدهد؛ جواب این افراد را به این شکل باید بدهیم. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: نواصب را باید ذلیل و رسوای علمی کرد که ثابت کنیم این‌ها از روی نصب و عداوت دارند این حرف‌ها را می‌زنند.

اگر راست می‌گویند و واقعاً بحث علمی دارند ما الان ٦ سال است که در «شبکه جهانی ولایت» اعلام می‌کنیم که آماده مناظره هستیم. آیت الله العظمی مکارم دو روز پیش طی نامه‌ای در ارتباط با بحثی که با «المیادین» داشتند گفتند: ما آماده مناظره با بزرگان وهابی هستیم؛ «آل شیخ» اگر راست می‌گویند بیایند با هم مناظره کنیم.

مجری:

بسیار خوب؛ حمیدجان از شما ممنونم و با شما خداحافظی می‌کنیم و از تماس شما متشکرم. آقای تهرانی از تهران بیننده بعدی برنامه ما هستند، آقای تهرانی سلام به شما:

بیننده(آقای تهرانی از تهران – شیعه):

سلام و خسته نباشید به شما و همچنین سلام خدمت استاد بزرگوار دکتر قزوینی؛ من دانشجوی تاریخ در دانشگاه تهران هستم. یک سؤال تاریخی داشتم که البته به موضوع برنامه شما مربوط نیست اما اگر اجازه بدهید بپرسم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

متخصص تاریخ جناب آقای «پیشوایی» هستند که شنبه‌ها برنامه دارند؛ حالا سؤال را بفرمایید ما یادداشت می‌کنیم و به ایشان محول می‌کنیم.

بیننده:

استاد من می‌خواستم راجع به «معاویه ثانی» چون خیلی شبهه بود می‌خواستم ببینم شخصیت ایشان چطوری بوده است و قائل به خلافت اهلبیت بوده است و اهلبیت را دوست داشته است یانه؟! به طور کلی چطور شخصیتی داشته است؟! اگر یک توضیحی بدهید ممنون می‌شوم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

«معاویه ثانی» پسر یزید بوده است و آنچه ما روایات داریم مبنی بر این است که ایشان نسبت به اهلبیت (علیهم السلام) علاقمند بوده است و اولین روزی که بالای منبر رفت نسبت به پدر و جدش اهانت کرد و گفت: جد من این کارها را انجام داد و در قبر گرفتار عذاب است و پدر من به این صورت بوده است.

حق او این بود که اگر واقعاً راست می‌گفت علنی اعلام می‌کرد که امام به حق و خلیفه به حق امام سجاد است! بحث این است که او از پدرش و جدش ناراحت است و آن‌ها را اهل کفر و فسق و غاصب حقوق می‌داند و این یک بحثی است که در تاریخ موجود است.

آیا حاضر بود این قضیه را به دیگران محول کند و حق را به حق‌دار برساند این کار را ایشان نکردند و این برای ما جای سؤال است. ایشان این مطالب را گفت اما باز هم به خلافت خودش ادامه داد تا بعد از چند روزی «بنی مروان» دیدند که او به صلاح آنان نیست و او را مسموم کردند و کشتند.

بیننده:

استاد معذرت می‌خواهم مرحوم «شوشتری» در کتاب «مجالس المؤمنین» جلد ٢ صفحه ٢٥٢ گفتند: «معاویه ثانی» گفته است بروید با امام زین العابدین بیعت کنید!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اگر باشد ما ندیدیم؛ اگر سند صحیحی داشته باشد

بیننده:

این مطلب در کتاب «مجالس المؤمنین» بوده است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

«مجالس المؤمنین» اثر مرحوم «شوشتری» مورد وثوق است اما سند برای ما مهم است. کتاب مهم است؛ آقای شوشتری که دیگر از «علامه حلی» و «کلینی» بالاتر نیست. آقای «کلینی» در «کافی» آورده است ما بررسی می‌کنیم و هرکدام صحیح باشد می‌پذیریم و هرکدام ضعیف باشد رد می‌کنیم.

اگر لازم بشود که ما بررسی سندی کنیم و سند آن صحت داشته باشد و به این شکل گفته باشد ما قطعاً در جلسه دیگر این را مطرح می‌کنیم اما عمل او خلاف این مطلب را نشان می‌دهد و تا هفت روز هم ایشان بر سر خلافت بوده است. بعضی از افراد می‌گویند: پنج روز طول کشیده است و بعضی از افراد می‌گویند: سه روز طول کشیده است.

دوران خلافت او حداکثر هفت روز طول کشیده است و بعضی از افراد می‌گویند: یک ماه هم خلافت کرده است. آدرس این روایت را دومرتبه بفرمایید.

بیننده:

«مجالس المؤمنین» جلد ٢ صفحه ٢٥٢.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

این روایت را خودم یا دوستان بررسی می‌کنیم و برای شما می‌آوریم.

بیننده:

استاد لطف می‌کنید سپاسگذارم.

مجری:

ظاهراً فرصتی باقی نمانده است گرچه من می‌خواستم بگویم یک تلفن دیگر را هم وصل کنید که دیگر فرصت برنامه به پایان رسیده است.

تشکر می‌کنیم از دوستان خوب بیننده که بزرگواری کرد و عذرخواهی می‌کنیم چون مقداری بحث ما طول کشید و فرصت نشد تا تلفن‌های بیشتری را داشته باشیم.

معمولاً در برنامه استاد تلفن‌ها خیلی زیاد است و بسیاری از عزیزان تقاضا دارند روی خط بیایند و مطالبشان را بیان کنند و ما همیشه شرمنده آن‌ها هستیم. ان‌شاءالله بتوانیم در آینده یک برنامه ریزی بشود تا بتوانیم بیشتر تلفن داشته باشیم. استاد دعا بفرمایید تا حسن ختام برنامه ما باشد.

نکته ای در توثیق «هشام بن حکم»:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

حالا که سؤال مطرح نشد این مطلب را خدمت عزیزان عرض کنم در رابطه با قضیه «هشام بن حکم» به کتاب «کنزالفوائد» اثر مرحوم «کراجکی» از علمای بزرگ شیعه است و در بیروت چاپ شده است. ایشان در رابطه با «هشام بن حکم» می‌گوید:

«و أما موالاتنا هشاما رحمه الله فهی لما شاع عنه و استفاض من ترکه للقول بالجسم الذي كان ينصره ورجوعه عنه واقراره بخطئه فيه وتوبته منه»

ما که هشام را دوست داریم به جهت این است که شایعه شد و در میان مردم مطرح شد که اگر قبلاً قائل به جسمانیت هم بود آن قول را که از آن طرفداری می کرد، رها کرده است. و اقرار کرده است که اشتباه کرده و از آن توبه نموده است.

«عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ لِهِشَامٍ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَا یشْبِهُ شَیئاً وَ لَا یشْبِهُهُ شَی‌ءوَ کلُّ مَا وَقَعَ فِی الْوَهْمِ فَهُوَ بِخِلَافِهِ»

زمانی که خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید این عبارت امام صادق را حفظ کرده بود و می‌گفت: خداوند عالم نه شبیه چیزی است و نه چیزی شبیه اوست و هرآنچه ما از خداوند عالم در ذهنمان تصور کنیم این مخلوق ماست و خداوند عالم خلاف این است.

کنز الفوائد؛ کراجکی، محمد بن علی، (متوفی: ٤٤٩ ق)، ناشر: دارالذخائر، قم، ج ٢، ص ٤١

همچنین در کتاب «الملل و النحل» اثر «شهرستانی» در جلد اول صفحه ٢١٧ در رابطه با «هشام بن حکم» دارد:

«وهذا هشام بن الحکم صاحب عور فی الأصول، لا یجوز أن یغفل»

این هشام بن حکم است. کسی که در اصول دقت بالایی دارد. نباید مورد غفلت واقع شود.

الملل والنحل، المؤلف: أبو الفتح محمد بن عبد الکریم بن أبی بکر أحمد الشهرستانی (المتوفی: ٥٤٨ هـ)، الناشر: مؤسسة الحلبی، ج ١، ص ١٨٥

و در مورد «هشام بن سالم» هم آقایان اگر مطلبی بود مطرح می‌کنیم. ایشان می‌گوید: اگر همچین چیزی هم بود از باب قاعده الزام بود که این‌ها مطرح می‌کردند.

مجری:

استاد خیلی متشکرم دعا بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما بقیة الله الأعظم نزدیک بگردان و ما را از یاران ویژه آن بزرگوار قرار بده، رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنما.

خدایا عزیزان ما در سوریه و عراق و یمن و جای جای دیگری که گرفتارند به حق محمد و آل محمد رفع گرفتاری از همه آنان بفرما، خدایا ریشه وهابیت تکفیری و این سلفیت جانی را از صفحه گیتی برافکن.

خدایا به حق محمد و آل محمد عزیزان و مجاهدین ما که در سوریه و عراق و یمن علیه کفر و شرک و نفاق و افراد پست و پلید تکفیری می‌جنگند به حق محمد و آل محمد نصرت نهایی بر آنان عنایت بفرما.

خدایا به حق محمد و آل محمد بر همه بیماران شفای عاجل کرم نما، خدایا به حق محمد و آل محمد حوائج ما و حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت» و حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً عزیزان ولایت یاور برآورده نما، دعاهای ما را به حق محمد و آل محمد برآورده نما.

در پایان از همه عزیزان تقاضا می‌کنم برای پیروزی عزیزان ما در سوریه و عراق و یمن دعا کنند و برای سلامتی آنان صدقه بدهند و برای نابودی دشمنان بشریت و اسلام هم از خداوند عالم لعن و نابودی طلب کنند ان‌شاءالله.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

خیلی از توجه و عنایت شما ممنونم، در پناه حضرت حق و زیر سایه مولی مرتضی علی باشید. خدانگهدار