سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٦٣٣ - شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!

شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!

کد مطلب: ٨٩٦٩ تاریخ انتشار: ٠٦ ارديبهشت ١٣٩٤ - ١٠:٠٣ تعداد بازدید: ١١٥٧ سخنراني ها » شبکه ولايت شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
حبل المتین ٩٤/٠٢/٠٦

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ٩٤/٠٢/٠٦ خلاصه مطالب این برنامه

«فدک»؛ سند حقانیت شیعه!

الان ما تقریبا یک ماه و نیم، دو ماه است مشغول هستیم هنوز هم شاید یک ده بیست جلسه دیگر ما داشته باشیم تا ابعاد مختلف فدک را ما بررسی کنیم. و فدک هم به عنوان یک چند متر زمین مطرح نیست. بحث حقانیت اهل بیت (علیهم السلام) هست. مظلومیت صدیقه طاهره هست. و سند حقانیت شیعه هست.

نکته ای جانسوز، در مظلومیت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

به تعبیر عایشه همسر پیغمبر که قبلاً نقل کردیم که گفته بود:«ما رایت احد قط اصدق من فاطمه غیر ابیها»:من هرگز راستگوتر از زهرا غیر از پیغمبر، ندیدم.

انتظار می رفت بر اینکه به مجرد ادعای حضرت زهرا، فدک را دو دستی تقدیم می کردند. یا حداقل حضرت زهرا را به عنوان یک صحابه تصور می کردند؛ در حد جابر عبد الله انصاری که وقتی می آید ادعا می کند بر اینکه نبی مکرم به من قول داده بود که وقتی غنائم یا بیت المال از بحرین رسید به من مثلا ٥٠٠ دینار بدهد، خلیفه اول بدون اینکه از او بینه بخواهد و شاهد بخواهد، نه تنها ٥٠٠ دینار، بلکه دو برابر او را در اختیار او قرار داد!!

می گوید:«انما لم یلتمس شاهدا لانه عدل بالکتاب و السنه اما الکتاب آیه کنتم خیرامة اخرجت للناس »:ابوبکر از جابر شاهدی نخواست. زیرا او عادل است.جابر عادل است. به دلیل کتاب و سنت. دلیل قرآنی آیه کنتم خیر امت است.

بعد می گوید:«فمثل جابر ان لم یکن من خیر الامة فمن یکون»:اگر جابر بهترین امت نباشد چه کسی می خواهد باشد؟

ولی صدیقه طاهره «من خیر الامة» نبوده! چون از او شاهد خواستند و قول او را قبول نکردند!!!

رد شدن شهادت امام مجتبی و امام حسین در قضیه فدک!

حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) علاوه بر اینها کسی دیگری هم آوردند برای بینه و شهادت؛ وجود مقدس امام حسن و امام حسین را آوردند شهادت دادند. اما باز هم خلیفه نپذیرفتند. آقای «عضد الدین ایجی» که از متکلمین بنام عزیزان اهل سنت هست می گوید:«فان قیل ادعت انه نحلها و شهد علی و الحسن و الحسین و ام کلثوم»:حضرت فاطمه زهرا ادعا کرد پیغمبر فدک را به او بخشیده و علی و حسن و حسین و ام کلثوم هم شهادت دادند.

شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!

ببینید من عرض کردم مشکل اینها مشکل نفاق و عداوت با اهل بیت است. بحث زنان پیغمبر نیست. دهها روایت ما داریم بر اینکه زنان پیغمبر داخل نبودند.

شهادت «ناصرالدین البانی»:«فجلله بکساء و انا معهم یا رسول الله؟ انت علی مکانک:یعنی عبا را به سر اینها کشید من هم با اینها هستم؟ تو سر جایت بایست جلو نیا.صحيح وضعيف سنن الترمذي؛ المؤلف: محمد ناصر الدين الألباني (المتوفى: ١٤٢٠هـ)، مصدرالكتاب: برنامج منظومة التحقيقات الحديثية - المجاني - من إنتاج مركز نور الإسلام لأبحاث القرآن والسنة بالإسكندرية؛ ج٧، ص ٢٠٥

شهادت «صحیح مسلم»:شما ببینید در خود «صحیح مسلم» دیگربا تمام صراحت آنجا از آقای «زید بن ارقم» سوال می کنند از صحابی پیغمبر، آقای زید بن ارقم اهل بیته چه کسانی هستند؟ زنان پیغمبر هم جزء اهل بیت پیغمبر هستند؟قال لا

شهادت «ابن عساکر»:در«الاربعین فی مناقب امهات المومنین» در حدیث ٣٦از ام سلمه که می گوید این آیه «انما یرید الله» در خانه من نازل شد. و گفتم:آیا من جزء اهل بیت نیستم ؟ فرمود: تو از اهل بیت پیغمبر نیستی تو از همسران پیغمبری.

شهادت «ابونعیم اصبهانی»:آقای ابو نعیم اصفهانی در کتاب «معرفة الصحابه» ج٦، ص ٣٢٢٢ نیز این مسئله را نقل کرده است.

شهادت «سیوطی»:درالدر المنثور، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي، دار النشر: دار الفكر- بيروت – ١٩٩٣؛ ج٦، ص٦٠٤

شهادت «آلوسی»:آقای «آلوسی سلفی» متوفی ١٢٧٠ در کتاب روح المعانی ج ٢٢می گوید:«و هی مخصصة لعموم اهل البیت بای معنی کان بیتفالمراد بهم من شملهم الكساء ولا يدخل فيهم أزواجه»:بیت به هر معنا باشد این روایت مخصص همه اینهاست. و همه اهل بیت را شامل نمی شود و فقط مشمول کسانی می شود که داخل کساء بودند. و همسران پیامبر داخل کساء نبودند.

شهادت «طحاوی»:آقای طحاوی در شرح مشکل الآثار که از کتابهای درسی هست که در ج ٢ ص ٢٣٥می گوید:«نزلت هذه الآیه فی رسول اللهو علی و فاطة و حسن و حسین»

شهادت «ابویعلی»:مسند ابو یعلی عزیزان دقت کنند ج ١٢ با تحقیق حسین سلیم احمد، ص ٤٥٦ ببینید از ام سلمه می گوید: پیغمبر اکرم به زهرای مرضیه گفت: برو همسرت و دو فرزندت را بیاور. رفت آورد. و آن عبا را بر سر آنها کشید. بعد دستش را بر سر آنها گذاشتگفت: خدایا اینها آل محمد هستند صلوات و برکاتت را بر محمد و آل محمد بفرست.

شهادت «احمد بن حنبل»:مسند آقای «احمد بن حنبل» است در اینجا هم دارد کهام سلمه گفت:«فَرَفَعْتُ الكِسَاءَ لأَدْخُلَ مَعَهُمْ فَجَذَبَهُ من يدي وقال انك على خَيْرٍ»:پارچه را کنار زدم تا با آنها داخل شوم. پیغمبر پارچه را از دست من کشید و گفت تو بر خیر هستی.

شهادت«صالحی شامی»:آقای «صالحی شامی» هم از قافله عقب نمانده و در کتاب «سبل الهدی و الرشاد» ج ١١ ایشان هم همین جا می آید می گوید:«فرفعت الکساء لأدخل معهم فجذبه من یدیی»

شهادت «ابن کثیر دمشقی»:آقای «ابن کثیر دمشقی» می گوید.«ابن حوشب» از عمویش می گوید من با پدرم وارد بر عایشه شدم و از علی بن ابی طالب سوال کردم علی چطور آدمی است؟ عایشه گفت:تو از یک مردی از من سوال می کنی که محبوب ترین انسانها نزد پیغمبر بوددختر پیغمبرهمسر علی بود.من دیدم پیغمبر علی فاطمه حسن و حسین را خواست.من نزدیک شدم گفتم آیا من عایشه از اهل بیت تو هستم؟ دور شو تو آدم خوبي هستي

تفسير القرآن العظيم، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء، دار النشر: دار الفكر - بيروت – ١٤٠١؛ ج٣، ص٤٨٦

تفصیل مطالب این برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم  

دائم به سرم فکر علی نیست که هست / هر شب به لبم ذکر علی نیست که هست

 دیگر چه سعادتی بود بهتر از این / در سینه من مهر علی نیست که هست

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمومنین و الائمه معصومین

درود و سلام خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند و دوست داشتنی شبکه جهانی ولایت. برنامه زنده «حبل المتین» را از این شبکه تقدیم حضور شما می کنیم.

سلام ویژه خدمت همه ایرانی های عزیز گوشه و کنار ایران اسلامی و خدمت همه بیننده های خوب خودمان هر جای این کره خاکی که نگاه مهربانشان را هدیه دادند. امشب به برنامه زنده حبل المتین یک عذرخواهی جانانه از یکایک شما به دلیل تأخیری که در شروع برنامه ما بود و علتش هم مشکل فنی بود که البته با تلاش و کوشش دوستان خوبمان در بخش فنی این مشکل الحمد الله برطرف شد. و الان که فکر می کنم ساعت ٢١:٤٥ دقیقه است یعنی ساعت ٩:٤٥ دقیقه شب برنامه زنده را تقدیم حضور شما می کنیم.

 البته به شما قول می دهیم که تا ساعت ١٢ شب؛ یعنی از الان که برنامه ما آغاز شد ما دو ساعت را کامل در خدمت شما هستیم و برنامه زنده حبل المتین را تقدیم حضور شما خواهیم کرد.

شما هم می توانید همراهی خودتان را اعلام کنید. به ما انرژی بدهید با یک پیامک. هر کجای ایران اسلامی هستید می توانید پیامک بدهید به ٣٠٠٠١٢٠٣ و هر جای این کره خاکی که با لطف و عنایت و محبت و عنایت مولا امیر مومنان علی (علیه السلام) نفس می کشید و به عشق ایشان حیات دارید، یک پیامک بدهید.

و پیامک بین المللی شبکه جهانی ولایت که هر دو شماره زیر نویس شده و ما خیلی خوشحال می شویم پیامک های سراسر عشق و اردت و محبت شما را دریافت کنیم.

به هر صورت ماه رجب هست ماه مولا امیر مومنان علی (علیه السلام) داریم لحظه شماری می کنیم تا ولادت مولایمان آقایمان امیر مومنان علی (علیه السلام) که سیزده رجب هست و البته دوستان من اعلام کردند که ما انشاء الله ما آن شب هم برنامه خاص و ویژه برنامه خواهیم داشت با آیتم های مختلفی که ان شاء الله تقدیم حضور شما خواهد شد.

به هر صورت ما باید سنگ تمام بگذاریم در شب ولادت مولایمان، آقایمان، نور چشممان، آقایمان، امیر مومنان علی (علیه السلام). پس ما منتظر هستیم پیامک بدهید.

البته مثل همیشه این نکته را هم عرض کنم اگر در خصوص موضوع برنامه یا شبهات مختلفی که گاهی ممکن است ذهن شما را مشغول کند، می توانید از این طریق هم سوالات خودتان را مطالب خودتان را پیامک بدهید. علاوه بر آن شعر و مطلب و حرف دلی که برای ما می دهید سوالهای خودتان را می توانید پیامک بدهید. ما ان شاء الله تلاش می کنیم در آن بخشی که مربوط به پاسخگوی سوالات شما هست هم به صورت تلفنی، پیامک های شما را هم انشاء الله پاسخگو باشیم. در محضر استاد بزرگوار حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

بنده هم خدمت همه بیننده گان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هر کجای این کره خاکی بیننده این برنامه هستند، خالصانه ترین سلامم همراه با پوزش از تاخیر برنامه به خاطر نقص فنی تقدیم می کنم.

امیدوارم عزیزان ما در هر کجای این گیتی پهناور هستند در سایه لطف و عنایت حق و توجهات خاص حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه خوش سالم و مسرور باشند و خدا ان شاء الله همه شما گرامیان را حاجت روا نموده دعاهای شما را به اجابت برساند دغدغه های فکری همه شما را برطرف کند. باشد که ما را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید.

مجری:

خیلی متشکرم. البته من این را باید بگویم ضمن تشکر ویژه از همه برو بچه های که زحمت کشیدند و تلاش کردند تا ان شاء الله مشکل فنی برطرف بشود، خود حاج آقا هم یک دغدغه ویژه ای داشتند. دیگر مجبور شدند خودشان هم دست به تلفن بشوند تماس بگیرند تا ان شاء الله این مشکل برطرف بشود و الحمد الله برطرف شد و امشب آمدیم باز هم خدا را شکر که این توفیق را خدا به ما داد تا در مقابل نگاه مهربان شما قرار بگیریم و این برنامه را تقدیم حضور شما بکنیم.

اگر دوستان خوب بیننده، برنامه ما را همراهی کرده باشند. موضوع برنامه زنده حبل المتین مدتهاست در قضیه «فدک» است. و موضوع فدک، ابعاد مختلفش را داریم بحث و بررسی می کنیم. ان شاء الله امشب هم این بحث را ادامه خواهیم داد.

استاد در برنامه گذشته گفتگوی با حضرت عالی و مطالبی که شما فرمودید رسید به اینجا که حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فدک را به عنوان ملک شخصی از خلیفه اول طلب نمودند و آنجا ابوبکر از حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مطالبه بیّنه و شاهد کردند و آنجا هم شما بیان فرمودید این خلاف کتاب و سنت هست و حتی مطالبی خوبی هم در این زمینه بیان فرمودید.

 اما پس از اینکه ابوبکر، از حضرت صدیقه طاهره مطالبه بینه کرد، حضرت امیر و ام ایمن و رباح به عنوان شاهدان آمدند و آنجا شهادت دادند، اما باز هم خلیفه اول نپذیرفتند. این یک خلاصه ای بود البته کاملش را می خواهیم بیشتر از زبان شما بشنویم که آیا این مطالبی که حالا من به صورت خلاصه گفتم آیا در منابع عزیزان اهل سنت و کتب اهل سنت آمده یا خیر؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر الناصر و معین الحمد الله و الصلواة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و لعن دائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر اللهم وفقنا لما تحب و ترضی و لا تکلنا الی انفسنا طرفة عین ابدا

همانطوری که عزیزمان اشاره کردند و بینندگان عزیز ما هم استحضار دارند، بحث ما در رابطه با قضیه فدک در گذر تاریخ بود که یکی از معماهایی است که کم به او توجه می شود. چون ابعاد فدک گسترده است.

«فدک»؛ سند حقانیت شیعه!

الان ما تقریبا یک ماه و نیم، دو ماه است مشغول هستیم هنوز هم شاید یک ده بیست جلسه دیگر ما داشته باشیم تا ابعاد مختلف فدک را ما بررسی کنیم. و فدک هم به عنوان یک چند متر زمین مطرح نیست. بحث حقانیت اهل بیت (علیهم السلام) هست. مظلومیت صدیقه طاهره هست. و سند حقانیت شیعه هست.

صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می آید در مسجد آن فریاد آتشینی که بر سر مهاجرین و انصار و هیات حاکمه می کند و در حقیقت اینها را با خواندن آیات و روایات به چالش می کشد و کسی را توانایی پاسخگویی به حضرت زهرا نبوده و نمی تواند باشد این به عنوان یک حق مسلم تاریخی و حقیقت فراموش نشدنی مطرح است.

اولا بر اینکه فدک دست صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بوده و کارگران حضرت آنجا کار می کردند و اینکه آمدند تصرف کردند، باید آنها دلیل می آوردند نه حضرت زهرا. حالا آمدند تصرف کردند صدیقه طاهره رفت مطالبه کرد با اینکه ما گفتیم صدیقه طاهره طبق شهادت آیه تطهیر معصومه هستند. یا حداقلش صادق هستند و مورد وثوق هستند طبق آیه مباهله. برای اثبات رسالت نبی مکرم و صداقت نبی مکرم رفتند و به تعبیر عایشه همسر پیغمبر که قبلاً نقل کردیم که گفته بود:

«ما رایت احد قط اصدق من فاطمه غیر ابیها»

من هرگز راستگوتر از زهرا غیر از پیغمبر، ندیدم.

حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، اسم المؤلف: أبو نعيم أحمد بن عبد الله الأصبهاني، دار النشر: دار الكتاب العربي - بيروت - ١٤٠٥، الطبعة: الرابعة؛ ج٢، ص٤٢

خب انتظار می رفت بر اینکه به مجرد ادعای حضرت زهرا، فدک را دو دستی تقدیم می کردند. یا حداقل حضرت زهرا را به عنوان یک صحابه تصور می کردند. در حد جابر عبد الله انصاری که وقتی می آید ادعا می کند بر اینکه نبی مکرم به من قول داده بود که وقتی غنائم یا بیت المال از بحرین رسید به من مثلا ٥٠٠ دینار بدهد، خلیفه اول بدون اینکه از او بینه بخواهد و شاهد بخواهد، نه تنها ٥٠٠ دینار، بلکه دو برابر او را در اختیار او قرار داد!!

نکته ای جانسوز، در مظلومیت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

و نکته جانسوزتر هم این بود که ما در جلسه گذشته عرض کردیم که جناب آقای «بدرالدین عینی» وقتی می آید این قضیه را مطرح می کند می گوید «جابر بن عبدالله» صحابه پیغمبر است از صحابه پیغمبر مگر می شود کسی بیاید بینه بخواهد و اصلا بینه خواستن از صحابه پیغمبر این خلاف کتاب و سنت است!!

ببینید عزیزان دقت کنید این خیلی واقعا جانسوز است. می گوید:

«انما لم یلتمس شاهدا منه لانه عدل»

ابوبکر از جابر شاهدی نخواست. زیرا او عادل است.

نمی گوید «لانه عادل»! دوستان دقت کنید که فرق است بین «عادل» و «عدل». عادل صفت است. یعنی عادل است، ظالم نیست. ولی «عدل» است، یعنی یک پارچه عدل است! مجسمه عدل است! یعنی فراتر از عادل است. یعنی سراسر وجودش عدل محض است.

«لانه عدل بالکتاب و السنه اما الکتاب آیه کنتم خیرامة اخرجت للناس»

جابر عادل است. به دلیل کتاب و سنت. دلیل قرآنی آیه کنتم خیر امت است.

بعد می گوید:

«فمثل جابر ان لم یکن من خیر الامة فمن یکون»

 اگر جابر بهترین امت نباشد چه کسی می خواهد باشد؟

ولی صدیقه طاهره «من خیر الامة» نبوده! چون از او شاهد خواستند. این واقعا آدم را می سوزاند. آتش می گیرد. یا می گوید پیغمبر فرمود:

«من کذب علی متعمدا فلیتبوا مقعده من النار»

 هر کسی به من دروغ ببندد برای خودش جایگاه آتش را قطعی می بیند.

«و لا یظن ذلک لمسلم»

دروغ بستن به پیامبر، از یک مسلمان گمان نمی رود.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري، اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت؛ ج١٢، ص١٢١

ببینید دوستان عزیز! می گوید حتی به یک مسلمان، انسان گمان نمی برد که به پیغمبر دروغ ببندد؛ فضلا عن صحابی چه رسد به یک صحابی! یعنی آیا صدیقه طاهره صحابی نبود مسلمان نبود!؟

ببینید اینها دردهایی است که واقعا آدم نمی داند چکار کند؟ جزء این که بگوید «اللهم الیک اشکوا بثی و حزنی» غیر از این چیز دیگری نیست.

در آن محکمه ای که صدیقه طاهره هم در همان خطبه فدکیه گفت، گفت این فدک پیش کش شما باشد. فردای قیامت خودتان را آماده کنید در محکمه عدل الهی آنجایی که داور خدای عالم هست و شاهد نبی مکرم و من مدعی. شما هم متهم.

بله بعد از اینکه شاهد خواستند که نباید می خواستند، بنده عرض کردم اگر چنانچه فدک برای همه مسلمانها هم بود همه مسلمانها اینجا جا داشت خلیفه اول بیاید از مردم اجازه بخواهد یقینا مردم اجازه می دادند.

شما ببینید در قضیه اسرای بدر، تعدادی از کفار قریش اسیر شده بودند. بعد از اینکه آیه نازل شد که یا رسول الله از اینها فدیه بگیر و یک چیزی بدهند و اسرایشان را آزاد کنند، هر کسی یک چیزی آورد من جمله اسرا، داماد پیغمبر، «ابوالعاص بن ربیع» بود.

وضع زندگی اش خراب بود. دختر نبی مکرم زینب سلام الله علیها آمد برای اینکه همسرش را از اسارت آزاد کند، چیزی هم نداشت یک گردنبندی گذاشت جلوی پیغمبر اکرم. یک گردنبند آورده همسرش را از اسارت آزاد کند.

خوب بنی امیه و دیگران پولهای کلانی می آوردند. رسول اکرم وقتی چشمش به این گردنبند افتاد گریه کرد. عرض کردند یا رسول الله چرا گریه می کنید؟ گفتند این یادگار همسرم حضرت خدیجه هست که در شب ازدواج به دخترش زینب داد.خوب همانجا نبی مکرم گفت آی مسلمانها من حق خودم را از ابوالعاص بن ربیع حلال کردم شما هم حلال کنید. همه مردم حلال کردند.

 چون این پولی که می دادند بنا بود بیاید به بیت المال. دیگر بیت المال هم بین همه مسلمانها تقسیم می شود. مسلمانهایی که هم در مدینه بودند آمدند حلال کردند. دیگر پیغمبر نیامد بگوید مسلمانهای دیگری هم که در جاهای دیگر هستند، نه پیغمبر اکرم آمد حق خودش را بخشید. مسلمانان هم حق خودشان را بخشیدند. ابوالعاص بن ربیع آزاد شد.

بابا دیگر قضیه فدک مهم تر از این که نبوده!؟ بالاتر از این که نبوده!؟ اصلا حق مسلم صدیقه طاهره هم نیست گفت آقا فدک را به من بده، نه به عنوان ملک، نه به عنوان ارث، گفت من این را می خواهم آیا جا داشت دوستان عزیز که بیایند از مسلمانها اجازه بگیرند و فدک را به حضرت زهرا بدهند یا نه؟

حالا بگذریم شاهد هم خواستند. ببینید در منابع عزیزان اهل سنت و من هم تلاش می کنم هر چه که بخواهیم بگوییم منابع را اینجا جلد کتاب صفحات کتاب را هم نشان بدهم. البته دوستان می دانند این کتابها را تصویرش را فراهم کردن به حق یعنی برای من واقعا زحمت دارد.

من امروز یک موردی بود دنبالش بودم. مغرب که می خواستم بلند بشوم بروم برای نماز دیدم این مهره های کمر و گردنم خشک خشک شده. یعنی نزدیک چهار ساعت، پنج ساعت همین طور پشت کامیپوتر بودم. ولی خب همه اینها نوش جان است برای ما. چون علی شیرین هست. کار هم برای امیرالمومنین شیرین است.

یعنی واقعا من یک لحظه احساس کردم که مهره های گردن و کمرم درد می کند. گفتم الحمد الله که این گردن و این مهره های کمر ما این لیاقت را داشت که کاری برای علی بکند. و خسته بشود. خدا می داند آقای حاج علی آقا والله قسم یک دفعه دیدم کل درد از بدنم برطرف شد. یعنی خیلی برایم جالب بود.

الحمد الله خدا توفیق داده که این تصویر کتابها را جمع آوری کنیم. آقایان دارند ده ساعت بیست ساعت حرف بیخود می زنند، یک کسی سوال می کند آقا مدرک؟ می گوید آقا در تاریخ آمده! ولی ما تلاش می کنتیم به دوستانمان هم گفتیم در شبکه ولایت دوستان تلاش کنند حرفی که می زنند مدرک به مخاطبین ارائه بدهند. حرف بدون مدرک جایش شبکه ولایت نیست. الا آنکه بعضی از بزرگوران بحث های اخلاقی و غیره اینها دارند؛ خب هیچ راهی نداریم جز اینکه آنجا مدرک بدهند آن حالت اخلاقیت آن چیزش را از دست می دهد.

در هر صورت جناب آقای بلاذری متوفی ٢٧٩ همان سال وفات آقای ترمذی دو تا روایت نقل می کند یکی از «مالک بن جعونه» از پدرش می گوید فاطمه زهرا به ابوبکر گفت:

«ان رسول الله جعل لی فدک فاعطنی ایاه و شهد لها علی بن ابی طالب»

همانا پیغمبر فدک را به من داده. این را به من برگردان.علی هم به او شهادت داد.

فتوح البلدان، اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤٠٣، تحقيق: رضوان محمد رضوان؛ ج١، ص٤٤

این یک روایت. روایت دوم هم از روح جعفر بن محمد می گوید:

«ان فاطمه رضی الله عنها قالت لابی بکر»

همانا فاطمه به ابوبکر گفت.

اعطنی فدک فقد جعلها رسول الله لی

فدک را به من بده. پیغمبر آن را مخصوص من قرار داده است.

فسألها البینه

ابوبکر از حضرت زهرا بینه خواست.

فجاءت بام ایمن و رباح مولی النبی

حضرت زهرا رفت با ام ایمن و رباح غلام پیغمبر برگشت

خوب در آن روایت اول ایشان گفت که«شهد لها علی ابن ابی طالب»:حضرت علی شهادت داد که فدک برای حضرت زهراست

و گفت یک شاهد دیگر هم بیاور. رفت ام ایمن، آزاد شده پیغمبر را آورد. برگشت گفت که ای دختر پیغمبر! حتما باید یا دو مرد شهادت بدهد. یا یک مرد و دو زن شهادت بدهد. حضرت زهرا برگشت در روایت بعدی می گویدام ایمن و رباح مولی النبیآمدند شهادت دادند. خب آنجا علی (سلام الله علیه) با ام ایمن می آید اینجا ام ایمن با رباح آمده آنجا می گوید

«لا تجوز الا شهادة رجلین او رجل وامراتین»

باید دو نفر مرد و یا یک مرد و دو زن را بیاوری

اینجا هم می گوید:

ان هذا الامر لا تجوز فیه الا شهاده رجل و امراتین

این ادعای شما محقق نخواهد شد مگر با شهادت یک مرد و دو زن

فتوح البلدان، اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤٠٣، تحقيق: رضوان محمد رضوان؛ ج١، ص٤٤

شما یک مرد هم آوردی، دو تا زن بیاور. یکی ام ایمن یک زن دیگر هم پیدا کن بیاور. ولی این را از جابر نخواستند. جابر گفت که پیغمبر به من وعده داد ٥٠٠ دینار ١٥٠٠ دینار به او دادند!!

دلیل هم آوردند مگر کسی از صحابه شاهد می خواهد!؟ اگر جابر خیر امة نباشد چه کسی می خواهد خیر امت باشد؟ ولی زهرای مرضیه نه، امیر المومنین نه، ام ایمن نه، رباح غلام پیغمبر نه، خب ببینید این مباحثی است که در کتب عزیزان اهل سنت آمده!

وهمچنین قدامة بن جعفر متوفی ٣٣٧ ایشان هم می گوید علی بن ابی طالب و ام ایمن مولاة النبی شهادت دادند.علی بن ابی طالب شهادت داد. شاهد دیگری خواست. ام ایمن آمد شهادت داد باز زیر بار نرفتند گفتند نه این قبول نبود حتما یا دو تا مرد باشد یا یک مرد و دو زن باشد.

گلایه ای از جناب «سرخسی»!!

باز جناب آقای «سرخسی» از فقهای به نام عزیزان حنفی مذهب هست کتاب «مبسوط سرخسی» چاپ دارالمعرفة بیروت ایشان در اینجا مفصل ج ١٢ ص ٢٩ در اینجاایشان باز مفصل مطرح می کند بعد می گوید:

انها ادعت

فاطمه زهرا ادعا کرد

أن رسول الله وهب لها فدک و اقامت رجلا وامرأة

زهرا گفت که پیغمبر این فدک را به من بخشیده یک نفر مرد و یک زن شهادت دادند

نام هم نمی برد. حالا چرا نام نمی برد این را دیگر ما نمی دانیم علتش چیست!

و اقامت رجلا وامرأة

یک مرد و یک زن هم شهادت دادند

که پیغمبر اکرم فدک را به زهرای مرضیه هبه کرد. ابوبکر برگشت گفت که یا به مرد یک مرد دیگری هم ضمیمه کن یا به زن زن دیگری را. زهرای مرضیه کسی را پیدا نکرد و این هم اوج مظلومیت حضرت زهرا است:

جعلت تقول من یرثک فقال ابوبکر اولادی

حضرت زهرا آمد ابوبکر را به چالش کشید گفت اگر تو بمیری از تو چه کسی ارث می برد؟ گفت اولاد من! فرزندان من! حضرت زهرا گفت:

 أ یرثک اولادک و لا ارث انا من رسول الله

بچه های تو از تو ارث می برند ولی من از پدرم ارث نمی برم؟

ابوبکر گفت که از پیغمبر شنیدم که:

انا معشر الانبیاء لا نورث

ما جماعت پیامبران ارث نمی گذاریم

المبسوط، اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي، دار النشر: دار المعرفة – بيروت؛ ج١٢، ص٢٩

هر چه ما می گذاریم صدقه هست!

ولی ما یک گلایه ای از آقای سرخسی داریم. خب این قضیه را یا نباید می آورد چون یک کتاب فقهی است. کتاب تاریخی هم نیست. دارد فتوا صادر می کند. به عنوان یک امر مسلم و قطعی مطرح می کند.

خب اگر این را آورد چرا فرمایش حضرت زهرا را دیگر اضافه نکرد که زهرای مرضیه گفت شما که دارید می گویید انا معشر الانبیاء لا نورث؛ فاطمه زهرا گفت در قرآن که در رابطه با زکریا آمده که ارث می برد!

استدلال کردند با آیه قرآن. چرا پس این سخن حضرت زهرا را جناب آقای سرخسی این طوری آمدید قطع کردید. یا تحریف کردید؟ یا دیدید به صلاح نیست این را شما مطرح بکنید. این واقعا جای گلایه دارد از جناب آقای سرخسی این یک قضیه.

و همچنینجناب آقای «ابن حجر هیثمی» هم در کتاب «الصواعق المحرقة» ایشان هم در اینجا ایشان می آید روایتی را مطرح می کند که البته اول روایت مورد نظر ما هست که:

«ان ابابکر انتزع من فاطمه فدک»

ابابکر فدک را از فاطمه گرفت

از دست او گرفت بعد حضرت زهرا آمد:

فقالت له ان رسول الله اعطانی

فاطمه به ابوبکر گفت که پیغمبر این را به من بخشیده است.

قال هل لک بینة

ابوبکر گفت آیا تو شاهدی هم داری؟

فشهد لها علی و ام ایمن

علی و ام ایمن هم به او شهادت دادند

فقال فبرجل وامرأةتستحقيها»

با یک مرد و یک زن می خواهی مستحق فدک بشوی؟

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م ، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط؛ ج١، ص ١٥٧

بخواهی با شهادت یک مرد و یک زن شما بیایید چکار کنید این را مستحق بشوید فدک را تصرف کنید؟ این دیگر واقعا جای تأسف دارد این هم یک قضیه.

باز جنابآقای «بلاذری» در کتاب «انساب الاشراف» هم به همین شکل این قضیه را مطرح می کند در جلد ٣ که می گوید:

«ام ایمن و رباح یشهدان ان رسول الله اعطانی فدک»

ام ایمن و رباح غلام پیغمبر و آزاد شده پیغمبر شهادت می دهند که پیغمبر این را به من داده

بعد ایشان در آخرش می آید می گوید درگیری بین حضرت زهرا و ابوبکر شد:

قالت و الله لا اکلمک

به خدا سوگند دیگر با تو حرف نمی زنم

ابوبکر گفت:

و الله لا اهجرك

نه من با تو قهر نمی کنم

حضرت زهرا گفت:

و الله لادعون الله علیک

به خدا سوگند ابوبکر نفرینت می کنم

ابوبکر گفت:

لادعون الله لک

من نه دعایت می کنم

أنساب الأشراف، اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : ٢٧٩هـ)؛ ج٣، ص٣١٦

این هم عبارتی است جناب آقای بلاذری در انساب آورده است.

مجری:

عبارت سنگینی هست!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

خیلی سنگین است. خیلی. وهمچنین جناب آقای «سمهودی» از علمای بزرگوار اهل سنت در کتاب «وفاء الوفا باخبار دار المصطفی» ایشان هم کهمی می گوید:

«قالت فاطمه رضی الله عنها ان رسول الله نحلنیها»

زهرای مرضیه گفت که پیغمبر آن را به من بخشیده ابوبکر گفت شاهدت کیست

فشهد لها علی

علی شهادت داد

فطلب شاهدا آخر

خیلی عجیب است شاهد دیگری خواست:

فشهدت لها ام ایمن

ام ایمن هم شهادت داد

وفاء الوفا باخبار دار المصطفی؛ ج٢، ص ٩٩٩

بعد گفت که ای دختر پیغمبر! شهادت یک مرد قبول نیست. حتما دو تا زن باید باشد. یک زن هم برو بیاور. خب فرد دیگر هم بخواهند بیاورند حالا نمی دانیم چیست قضیه؟ بعد می گوید اجتهاد عمر بعد از اینکه دیگر حاکم شد و فتوحات انجام شد دوباره برگرداند فدک را به فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها

اینها در حقیقت عبارتهایی بود که ما توانستیم پیدا کنیم باز اگر دوستان بخواهند بگردند کتابهای اهل سنت و یا شیعه را بیش از این مصادر هست که نشان می دهد که صدیقه طاهره سلام الله علیها آمده اولا فرموده«ان رسول الله اعطانی»؛ «وهب لی»؛ «نحلیها»به من برگردان به من بده حق مسلم من است. ولی آقای خلیفه اول از صدیقه طاهره بینه خواست ما در اینجا دیدیم سه نفر آمدند شهادت دادند امیر المومنین رباح ام ایمن یعنی دو مرد یک زن.

همان چیزی که خواسته بود طبق این عبارتی که آقایان دارند می دهند دیگر ما نمی دانیم العهدة علی الروای من در خدمت شما هستم.

مجری:

ممنونم حضرت استاد. من فقط من یک نکته را عرض بکنم خدمت عزیزان اهل سنت ما، که الان شاید دارند برنامه ما را همراهی می کنید برنامه زنده حبل المتین را از شبکه جهانی ولایت را ببینید، عزیزان آنچه که ما داریم نقل می کنیم اولا از منابع بزرگان شماست از کتب اهل سنت هست.

و بعد هم جدا از آن، جایگاه ویژه ای که ما برای عزیزان اهل سنتمان قائلیم و احترام ویژه ای که داریم، هیچ نه توهینی و نه جسارتی، نه حتی ذره ای سر سوزن سعی می کنیم در ادبیات و گفتارمان مشکلی باشد.

حالا استاد سر جای خودش. ما هم تلاشمان بر این هست اما اینها حقایق تاریخی است واقعیات تاریخی است که در منابع شما آمده در منابع عزیزان اهل سنت آمده و ما وظیفه داریم و تکلیف داریم که اینها را بیان کنیم دیگر قضاوت را می گذاریم بر عهده شما دوستان بیننده.

بخشی از پیامک های بینندگان برنامه!

حالا من باز سوالات دیگر هم دارم که از حضرت استاد می خواهم بپرسم. ولی دلم نمی آید از این همه لطف و عنایت و مرحمتی که شما داشتید به برنامه زنده ما من چند تا از پیامک های شما را بخوانم و ان شاء الله باز در محضر استاد خواهیم بود.

البته آن پیامک هایی که مربوط به حقیر می شود آنها را من فاکتور می گیرم. فقط یک اشاره ای به مطالب دیگر خواهم داشت که همین جا هم ممنون و سپاسگذارم از همه عزیزان خودم که لطف می کنند حالا نسبت به حقیر لطف دارند.

گفتند سلام عرض می کنم محضر استاد بزرگوار. امیدوارم که در سنگر دانشگاه ولایت همیشه ابوذر وار مدافع ولایت باشید. آقای شیخی عزیز از زابل لطف کردند.

 احمد آقای حسنیی عزیز از ماهشهر هم یک لطف و مرحمتی نسبت به شبکه داشتند و همچنین التماس دعا داشتند. گفتند که حالا دیگر من همان عبارت خودشان را می خوانم گفتند: فدایتان بشوم خیلی ماه هستید. صد میلیون بار لبیک یا علی. تا نفس داریم یا علی. ٩١١٢٩٤٠ چهار شماره آخرشان هست.

گفتند افتخارم این هست که شیعه مولا علی هستم. به کوری چشم دشمنان، یا علی مدد! نازنین زهرا به همراه خانواده. ماشاء الله.

ان شاء الله که همیشه زیر سایه اهل بیت باشید. و در پناه مولایمان امیر مومنان علی (علیه السلام) به شما نازنین زهرا که افتخار حضرت زهرا ان شاء الله باشید.

گفتند که شعر برایمان فرستادند خانم آذر آرمند حالا اگر اشتباه نگفته باشم از کرمانشاه گفتند:

علی گویان همه نیکو سرشتند / همه قبل از قیامت در بهشتند

 به وقت خلقت هم خیل ملائک/ به قلبم یا علی را می نوشتند

به به چقدر خوب! که قلب ما روح ما جان ما نام مولا امیر مومنان علی (علیه السلام) بر روی آن حک شده باشد.

گفتند عشق فقط یک کلام / علی علیه السلام آقای شریف زاده از سربندر پیامک فرستادند.

عزیز دیگری که حالا خودشان را معرفی نکردند برای ما شعر فرستادند. گفتند سلام گرم به عزیزانم در شبکه مطهره ولایت. شاید باورش سخت باشد اما به خدا قسم روز را به امید رسیدن به ساعت نه شب و شنیدن کلام گرم و آموزنده شما سپری می کنم. و وقتی ساعت از نه می گذرد و برنامه شروع نمی شود، تمام وجودم را غم می گیرد. خدا خیرتان بدهد.

آقای محمود آقای عزیز از بوشهر این پیامک سراسر مهر و محبت را فرستاند که حالا ما چند دقیقه هم برنامه مان با تاخیر شروع شد نشان می دهد این همه عاشقید.

البته اینها همه یک پیام دارد. درست که حالا ما شبکه ولایتیم. حالا بعضی از عزیزان لطف دارند نسبت به حقیر. نسبت به حضرت استاد. به شبکه. اما همه نشأت از یک چیز می گیرد و آن ولایت و محبت مولا امیر مومنان علی (علیه السلام) که ما اگر این همه لطف و محبت دارید جیره خوار این راه و این مسیر هستیم.

آقای منوچهری از بندرعباس از شما هم ممنونم و سپاسگذار هستم یک سوال مطرح کردید که ان شاء الله به موقع خودش سوال شما را طرح خواهم کرد.

یک عزیزی گفتند آقای ابراهیمی از گلستان وقتی شما اشعار مولا امیر المومنین را می خوانید به خدا عشقم به امیرالمومنین چند برابر می شود. و سلام مخصوص هم خدمت شما دادند حضرت استاد. و گفتند که این چهره خوش و خندان شما را وقتی می بینند خلاصه لذت می بریم. ما هم لذت می بریم باور کنید در محضر استاد که می نشنیم اصلا انرژی مضاعف هم می گیریم. آقای ابراهیمی از گلستان از شما ممنون هستم.

و یک پیامک دیگر هم بخوانم ان شاء الله ادمه مباحثمان را داشته باشیم. آقای شهرام شکری از تهران یک بیت برایمان از عشق و ارادت و محبتشان به مولا امیر مومنان علی علیه السلام فرستادند

به طاق عرش برین این چنین نوشته شده / که جبرئیل امین هم دخیل کوی علی است

همه زمین و آسمانیان دخیل کوی مولا امیر مومنان علی علیه السلام هستند و خوشا بحال شما که ریزه خوار مولا علی هستید. و دلتان سرشار از عشق ارادت و محبت به مولا امیرالمومنین است باز هم منتظر هستم پیامک بفرستید ان شاء الله در طول برنامه پیامک های شما را باز هم می خوانم.

استاد! اگر اجازه بدهید ادامه مباحث را در محضر شما داشته باشیم. شما فرمودید که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بینه آوردند. شاهد آوردند. حضرت امیرالمومنین را آوردند. ام ایمن رباح را آوردند. و اینها شهادت دادند. اما خلیفه باز نپذیرفت.

رد شدن شهادت امام مجتبی و امام حسین در قضیه فدک!

اما من داشتم یک نگاهی می کردم جستجو می کردم که واقعا علاوه بر اینها کسی دیگری هم حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آوردند برای بینه و شهادت؛ دیدم که ظاهرا حسنین، وجود مقدس امام حسن و امام حسین را آوردند شهادت دادند. اما باز هم خلیفه نپذیرفتند. استاد بیشتر توضیح بدهید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله یکی از واقعا جانسوزترین حوادث قضیه فدک همین شهادت حضرت امیر هست که رد می شود. و همچنین شهادت حضرت سید الشهدا (سلام الله علیه) هست. البته این را من اجازه بدهید از کتاب «مواقف» آقای «عضد الدین ایجی» که از متکلمین بنام عزیزان اهل سنت هست و الحق و الانصاف در مباحث کلامی هم ید طولایی دارد.

کتاب «المواقف فی علم الکلام» تالیف «عضد الدین قاضی عبدالرحمن ایجی» ببینید تعبیرش این هست:

«فان قیل ادعت انه نحلها و شهد علی و الحسن و الحسین و ام کلثوم»

حضرت فاطمه زهرا ادعا کرد پیغمبر فدک را به او بخشیده و علی و حسن و حسین و ام کلثوم هم شهادت دادند.

علی شهادت می دهد امام حسن شهادت می دهد امام حسین شهادت می دهد ام کلثوم هم شهادت می دهد، ولی ابوبکر شهادت اینها را رد کرد! چرا

قلنا ما

در جواب می گوییم

عجیب هست یک نحریر و قهرمان کلامی می خواهد اظهار نظر کند می گوید:

اما الحسن و الحسین فللفرعیة

امام حسن و امام حسین چون بچه های فاطمه زهرا بودند

خیلی عجیب است! خب مگر کسی بیاید نسبت به یک موضوعی درباره یک حق مسلم پدرش یا مادرش شهادت بدهد، قرآن گفته شهادت فرزند را نپذیرید؟ پیغمبر فرموده شهادت فرزند را نپذیرید؟

شما در محکمه هایتان جنای آقای عضد الدین ایجی! اگر در یک موردی فرزندی شهادت بده؛ بله یک قضایایی هست در رابطه با قصاص و غیره و اینها که اگر پدری فرزندی را کشته باشد به خاطر آن احترام ابوت وبنوت قصاص نخواهد شد. یک سری مسائلی هست.

ولی اینکه بیایند شهادت بدهند شهادتش رد بشود، آن هم «فللفرعیة» چون حسن و حسین بچه های حضرت زهرا بودند؛ یا نه، حسن و حسین هم صاحب سهم بودند، خب حضرت زهرا که زنده هست. مادامی که حضرت زهرا زنده هست، که به حسن و حسین نمی رسد. مگر اینکه ایشان بگوید بله بعد از شهادت حضرت زهرا چون به حسن و حسین می رسید به خاطر این!

اما علی؛ خوب علی هم شوهرش هست. خب بناست رد بشود باید شوهر هم رد بشود. خب چه فرقی دارد اما علی و ام کلثوم چرا؟

فلقصورهما عن نصاب البینة

اما اینکه ام کلثوم شهادتش رد شد و علی شهادتش رد شد البته ایشان معین نکرده که آیا ام کلثوم دختر حضرت زهرا بود؟ یا نه؛ مراد از ام کلثوم یک ام کلثوم دیگری است. ظاهر قضیه این است که فرد دیگری است. چون اگر فرزند حضرت زهرا بود فللفرعیة او را هم می گرفت خیلی عجیب است خیلی عجیب است بعد می گوید:

و لعله لم یر الحکم بشاهد و یمین

احتمالا اینجا ابوبکر، حکم یک شاهد و قسم را صلاح ندانست که اجرا بکند.

كتاب المواقف، اسم المؤلف: عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد الإيجي، دار النشر: دار الجيل - لبنان - بيروت - ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن عميرة؛ ج٣، ص٥٩٨

خیلی جالب است خیلی جالب است!! آقایان اهل سنت البته شیعه هم همین قضیه را دارد این قضیه قطعی است. اگر یک نفر ادعا کند و بعد یک شاهد بیاورد و شاهد دیگر نداشته باشد، صاحب حق می تواند بجای شاهد، قسم بخورد.

حالا اگر لازم بشود من این را از نظر مبانی اهل سنتش هم من مفصل همان جایی هم که از آقای سرخسی آوردم، ایشان آنجا هم آن صفحه مفصل این را بحث کرده. ایشان و همچنین آقای «ابن قدامه مقدسی» در «مغنی» بحث کرده. «نووی» در «مجموع» اینرا بحث کرده. بزرگانشان بحث کردند. که آیا می شود بشاهد و یمین حکم کرد یا نه نمی شود؟

ایشان می گوید خوب فرض حضرت زهرا (سلام الله علیها) یک شاهد آورد. البته یک شاهد و نیم به قول آقایان. برای آن نیم شاهد هم حضرت زهرا قسم بخورد دیگر از این بهتر حضرت زهرا قسم می داد مسئله تمام می شد. چرا آقای ابوبکر حاضر نشد قسم بخورد؟ حقش ثابت بشود. آقای ایجی می گوید نه، ابوبکر نظرش این بود که با یک شاهد و با یک قسم نمی شود مسئله ای را مطرح کرد!!! چرا؟

لانه مذهب کثیر من العلماء

زیرا اینکه نشود به یک شاهد و قسم حکم صادر کرد، نظر بسیاری از بزرگان و علماء است.

که این هم به نظر من دروغ محض است!! این طوری نیست. بلکه خیلی از اعاظم و بزرگان اهل سنت فتوا داده اند بر صحت شاهد واحد بر یمین. این هم که ببینید دوستان عزیز آن جا رد می شود بعد از به قول ششصد ، هفتصد سال قاضی عضد الدین می آید توجیه می کند ولی چه توجیه ناچسبی! من در خدمت شما هستم.

مجری:

خیلی متشکرم حضرت استاد. ما خدمت دوستان بیننده هم عرض بکنم که این فرصتمان تقریبا حالا هست که من یک سوال دیگر هم مطرح بکنم. اما سوالات شما را ما دریافت می کنیم. یعنی علاوه بر اینکه در مدتی که ما در اختیار شما قرار می دهیم به صورت تلفنی که می توانید تماس بگیرید، به صورت پیامکی هم می توانید سوالات خودتان را بیان بفرمایید.

آیا رد شدن شهادت امیرالمؤمنین؛ مخالف آیه تطهیر نیست!؟

اما استاد! نکته اینجاست که هر کدام از این سوالاتی که به ذهن می رسد و مطرح می کنم به یک شکلی دل آدم را می گیرد و غصه تمام وجود آدم را فرا می گیرد. و اما سوال اینجاست که آیا قبول نکردن شهادت حضرت امیر؛ آخر امیرالمومنین است، علی است. به هر صورت خلیفه چهارم است. نمی دانم این مخالف با آیه تطهیر نیست!؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

والله نمی دانم. البته آیه تطهیر که این آقایان معنا می کنند. «یرید» را به عنوان اراده تشریعی معنا می کنند! «رجس» هم حتما به عنوان جارو کردن خانه و اینها می خواهند معنا کنند!!!

و اینکه اصلا علی (علیه السلام) هم معلوم نیست اولا وارد آیه تطهیر باشد! و وارد هم باشد، اینها اصل این است که زنان پیغمبر بودند و علی علیه السلام را پیغمبر خواسته زورچپانی کند! و به زور علی ابن ابی طالب و دخترش و حسن و حسین را هم به تبع همسرانش وارد کند!!

نمی دانم والله چه هست؟ خدای عالم در این سوره احزاب یعنی خیلی واضح سخن گفته حالا من نمی دانم این بی عقل های شبکه های وهابی نمی خواهند بفهمند من کاری ندارم!

قرآن آمده هفده ، هیجده تا ضمیر جمع مونث آوردهيا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ،ِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ،وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِكُنهمه آن «کن»است و درآیه ٣٣ میآید یک دفعه از ضمیر مونث به ضمیر مذکر جمع خطاب می کند:

(إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ)

خوب می خواهد خدای عالم بفهماند خطاب این آیه غیر از اینهاست. این اهل بیت متفاوت با آنهاست.

اگر واقعا اینجا مراد همسران پیغمبر بود، «انما یرید الله لیذهب عنکن» آن هم می گفت «اهل البیوت» نه «اهل البیت»! چون «قرن فی بیوتکن» و همچنین بعد از آن هم، دوباره باز بیوت آمده. باید اینجا کلمه «بیوت» می آمد نه کلمه «بیت» می آمد. این خیلی دیگر واضح و روشن است.

خدای عالم خیلی روشن سخن گفته. ولی افرادی که لجوج هستند، افرادی که واقعا عناد با اهل بیت دارند اینها به هیج وجهی دلشان هم به زنان پیغمبر نسوخته به هیچ وجه من الوجوه اصلا و ابدا. مشکل جای دیگر است. اینها دنبال این هستند که آن عناد و لجاجت خودشان را نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت نشان بدهند.

خب عزیزان ببینید این دیگر کتاب «صحیح مسلم» هست. ببینید صحیح مسلم دیگر از این واضح تر این هم حدیث شماره ٢٤٢٤ خیلیروشن روایت هم از عایشه هست. پیغمبر اکرم صبحگاهی آمد و یک عبایی از موی سیاه بود امام حسن آمد او را داخل این عبا کرد امام حسین آمد داخل کرد. فاطمه آمد علی آمد. خوب بعد فرمود «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»

خب دیگر از این واضح تر؟ از این روشن تر؟ آیا پیغمبر اکرم نمی توانست بگوید به خانمهایش آقا شما هم بردارید بیایید اینجا؟ خانمهای ایشان مگر ام المومنین نیستند؟ اضافه بر اینکه ام المومنین هستند، فقط یک امیرالمومنین می ماند آن هم که ام المومنین است دیگر مشکلی نیست که مادر امیرالمومنین است. حضرت امام حسن و امام حسین فرزند پیغمبر آن که دیگر اضافه از ام المومنین محرم است.

خب حالا شما بفرمایید چرا هیچ کدام از زنان را صدا نکرد بیایند؟ آیا خود نبی مکرم که این پنج نفر را می آورد در داخل این عبا این خودش پیام ندارد. این خودش نشان نمی دهد که اینهایی که داخل عبا هستند شامل آیه تطهیر می شوند!؟

 تعبیری زیبا، از یکی از علمای اهل سنت!

من چند بار گفتم در یکی از این همایش های مذاهبی که در «زاهدان» داشتیم یکی از علمای بزرگوار اهل سنت یک جمله خیلی قشنگی گفت. خیلی زیبا. گفت:

«آقا ما دنبال این هستیم به هر قیمتی باشد همسران پیغمبر را داخل آیه تطهیر کنیم. ولی من از دوستان خودمان یک سوال می کنم. عایشه ام المومنین در خلوت و جلوت در هر مناسبتی آنچه که مربوط به فضائل خودش و خانواده خودش بوده مطرح کرده و فروگذاری نکرده ولی در یک روایت ضعیف و جعلی هم هم ما نداریم که عایشه ادعا کرده باشد من مشمول آیه تطهیر هستم! گفت دوستان پیدا کردید نشان بدهید به ما من که پیدا نکردم.»

تعبیری بسیار وقیح و زشت، از یک وهابی کثیف!

بابا آقای... آخر اسم اینها را آدم می برد در شبکه، من معتقدم که واقعا آدم یعنی هم حال آدم خراب می شود هم اینکه مخاطبین ما هم متنفرند از اسامی اینها. می گوید:

«بله پیغمبر اکرم اینها را گرفت زیر عبا، با زنانش که یک عمر زیر لحاف بوده»

آی تف به غیرتت! تف به شرفت! این چه حرفی است که می زنی؟ می گوید:

«اگر اینها را یک ساعت زیر عبا داشت، با زنانش یک عمر زیر لحاف بودند»

من نمی دانم ادب این است !!؟ ما اگر بیاییم بگوییم «کمثل الحمار» به جناب الاغ توهین است! «کمثل الکلب» بگوییم به سگ توهین کردیم. خب این ادب این آقایان هست!!

شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!

ببینید من عرض کردم مشکل اینها مشکل نفاق و عداوت با اهل بیت است. بحث زنان پیغمبر نیست. دهها روایت ما داریم بر اینکه زنان پیغمبر داخل نبودند.

١- شهادت «ناصرالدین البانی»:

حالا من این را اشاره می کنم یا شما ببینیددر کتاب «صحیح سنن ترمذی» آقای ناصرالدین البانی ببینیدمی گوید وقتی این آیه بر پیغمبر نازل شد، در خانه پیامبر، ام سلمه هم بوده. بعد از نزول آیه ببینید حضرت زهرا حسن و حسین و علی را خواست:

«فجلله بکساء» 

یعنی عبا را به سر اینها کشید

تو خانه ام سلمه هست. چرا نگفت ام سلمه تو هم بیا جلو؟ چرا نگفت؟ وقتی که این آیه را خواند ام سلمه می گوید گفتم:

و انا معهم یا رسول الله؟

من هم با اینها هستم ؟

من هم جزء اهل بیتم من هم مشمول این آیه هستم؟ حضرت فرمود:

انت علی مکانک

تو سر جایت بایست جلو نیا

صحيح وضعيف سنن الترمذي؛ المؤلف: محمد ناصر الدين الألباني (المتوفى: ١٤٢٠هـ)، مصدرالكتاب: برنامج منظومة التحقيقات الحديثية - المجاني - من إنتاج مركز نور الإسلام لأبحاث القرآن والسنة بالإسكندرية؛ ج٧، ص ٢٠٥

از این واضح تر؟ از این روشن تر؟ آقا می رود نمی دانم آیه مربوط به حضرت ابراهیم و موسی اصلا ارتباطی ندارد این آیه نزدیک هفتاد و دو تا روایت در کتب اهل سنت که این آیه تطهیر فقط برای این پنج نفر است.

شما اسم ابوبکر در آیه غار نیامده می گویید آقا چون روایت داریم این آیه در حق ابوبکر است! در آیه افک اسم عایشه نیامده می گویید آقا روایت داریم.

اگر آنجا دو تا روایت دارید، اینجا هفتاد تا روایت هست که این آیه در حق این پنج نفر نازل شده است! آخر چرا شما زورتان می آید بپذیرید؟ روی چه اصلی این چه عنادی است؟ چه لجاجتی است؟

بابا بگو اینها همان طوری که نسبت به خلیفه دوم ادعا می کنید از پیغمبر هم بالاتر بوده پیغمبر فرمود اگر بعد از من پیغمبری بود آقای عمربن الخطاب بوده!! نزدیک ٢٣ یا ٢٤ مورد بین پیغمبر و خلیفه دوم اختلاف افتاد، جبرئیل آمد عمر را تایید کرد و پیغمبر را تکذیب کرد!! کتاب هم آقایان نوشتند «موافقات عمر بن الخطاب» شما بیایید موافقات امهات المومنین بنویسید ما که کاری نداریم هر کاری می خواهید بکنید بکنید!!

ولی ببینید این آیه با ٧٠ روایت می گوید من در حق این پنج نفر هستم. و از این طرف هم این دیگر واضح و روشن است. آقای البانی شما هم، که دیگر از او یک بتی ساختید. ایشان هم می گوید روایت صحیح است. از این واضح تر؟ از این روشن تر؟ دیگر دنبال چه می گردید شما؟

٢- شهادت «صحیح مسلم»:

شما ببینید در خود «صحیح مسلم» دیگربا تمام صراحت آنجا از آقای «زید بن ارقم» سوال می کنند از صحابی پیغمبر، عزیزان دقت کنند این کتاب صحیح مسلم این همبرای دارالطیبة سوالمی کنند از زید بن ارقم ببینید:

«فقلنا مَن اهل بیته»

 آقای زید بن ارقم اهل بیته چه کسانی هستند؟ زنان پیغمبر هم جزء اهل بیت پیغمبر هستند؟قال لا

صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج٤، ص ١٨٧٤، ح ٢٤٠٨

بابا اینکه دیگر صحیح مسلم است. این هم که زید بن ارقم است. نه آقا مسلم که معصوم نبوده. آقا زید بن ارقم که صحابی است آن هم معصوم نبوده. اشتباه کرده! درست است، فقط شما اشتباه نکردید! غیر از شما همه اشتباه کردند عزیزان شما فقط خوب قضاوت کنید.

ببینید بحث، بحث زنان پیغمبر نیست. بحث امهات المومنات نیست. اینها عناد با اهل بیت دارند. عداوت با اهل بیت دارند. عداوت با امیرالمومنین دارند. بابا این دیگر صحیح مسلم است می گوید زنان پیغمبر جزء اهل بیت پیغمبر نیستند. یا مشمول آیه تطهیر نیستند.

دیگر از این واضح تر؟ شما بیا ده جا حضرت ابراهیم و موسی و عیسی اینها را سر هم بکن شما یا بیا بگو آقا این زید ابن ارقم اشتباه کرده! اگر واقعا اشتباه کرد زید بن ارقم دهها و صدهها روایت دارد همه آنها راباید بریزید دور. مسلم قابل اعتماد نیست خوب از کجا معلوم روایت های دیگرش مورد اعتماد باشد؟چون حکم الامثال فیما یجوز فیما لا یجوز واحد!شما اگر آمدی یک روایت مسلم را زیر سوال بردید، دیگر سنگی روی سنگ بند نمی شود. هر روایتی هم شما بخوانید ما می گوییم آقا ایشان که معصوم که نبوده از کجا معلوم اشتباه نکرده باشد!؟

اضافه بر آن، شما می گویید آقا بعد از قرآن اصح الکتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» است. حالا یک دفعه شما بیایید بگویید آقا مثلا صحیح مسلم هم مثلا سنن ابن ماجه روایات صحیح دارد. ضعیف دارد. به یک دلیلی! یا شما آمدید زید بن ارقم را زیر سوال بردید! از کجا معلوم ابوهریره شما صادق تر باشد؟ از کجا معلوم آن یکی راویان ابن عباس شما صادق باشد؟

مگر بناست معصوم نباشد؟ خوب دیگر تمام روایات شما زیر سوال می رود. این دیگر نمی دانم بعضی از اینها وقتی می آیند می خواهند صحبت بکنند حالا چه میل می فرمایند قبل از صحبتشان این طور تعابیر نادرست و زشت بکار می برند نمی دانم.

شما ببینید دوستان عزیز من حالا نمی خواستم خیلی زیاد وارد این گود بشوم. ولی اینها من دیدم همین دو، سه شب قبل با یک عزیزی از ظاهرا یزد بود آمده بود مناظره ولی من به همه دوستان که می خواهند با این شیاطین وهابی ها و خوارج مناظره کنند به قرآن تنها مناظره نکنند. این دستور امیرالمومنین است. هر کس بخواهد با اینها فقط با قرآن مناظره کند این خلاف دستور امیر المومنین است. قرآن با سنت تکمیل می شود. چون مناظره با قرآن به تنهایی، منهای سنت قرآن نیست. قرآن قرآن هست با تبیین پیغمبر:

(وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم)

ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم تبیین کنی.

سوره نحل (١٦): آیه ٤٤

نمی گوید «لتقرأه علی الناس» برای مردم قرائت کنی. «لتتلوها علی الناس» تلاوت کنی. لتبین للناس. یا می فرماید:

(وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا)

هر چه که پیامبر بیاورد بگیرید و از آن چه که نهی کند، اجتناب کنید.

سوره حشر(٥٩): آیه ٧

قرآن با این دو تا آیه قابل تفسیر است.

(وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُول)

قرآن منهای سنت قرآن نیست. یک چیز دیگری است. امیر المومنین به ابن عباس گفت: می خواهی بروی با خوارج مناظره کنی به قرآن مناظره نکن! چون قرآن ذو وجوه هست. هر چه شما بیاورید، اینها می گویند بله شاید خدای عالم همچنین اراده کرده باشد! شاید اینچنین اراده کرده باشد! ولی سنت نه، خیلی واضح و روشن است. نمی توانند دیگر نسبت به سنت سنت را همه می فهمند به روشنی مردم متوجه می شوند چیست قضیه!

لذا با این شیاطین شبکه ها؛ من به دوستان توصیه می کنم می خواهند مناظره کنند آنهایی که واقعا اهلیت مناظره دارندف مناظره کنند. هم به قرآن استناد کنند هم به سنت. قرآن منهای سنت فایده ندارد. سنت بدون قرآن هم فایده ندارد.

٣- شهادت «ابن عساکر»:

اینکتاب «الاربعین فی مناقب امهات المومنین» آقای ابن عساکر هست. خیلی واضح و روشن که در حدیث ٣٦ ازچه کسی؟ از ام سلمه. خیلی روشن و واضح است می گوید این آیه «انما یرید الله» در خانه من نازل شد. نه آیه های قبلی. ببینید می گوید این آیه در خانه من نازل شد و گفتم:

«یا رسول الله الست من اهل البیت»

آیا من جزء اهل بیت نیستم ؟

«قال انک علی خیر انک من ازواج رسول الله»

تو از اهل بیت پیغمبر نیستی تو از همسران پیغمبری.

یعنی آدم خوبی هم هستی. پس ما یک چیزی داریم به نام ازواج همسران پیغمبر. یک چیزی هم داریم به نام اهل بیت پیغمبر. خیلی واضح و روشن. می گوید: شما آدم خوبی هستی خانم ام سلمه. ولی از ازواج پیغمبر هستی. نه از اهل بیت پیغمبر! ببینید پیغمبر اکرم می گوید ام سلمه اهل بیت رسول الله علی ، فاطمه و حسن هست بعد آقای ابن عساکر هم می گوید:

هذا حدیث صحیح

بعد در آنجا می گوید:

و الآیه نزلت خاصة فی هولاء المذکروین

آیه فقط در حق این پنج بزرگوار نازل شده و بس.

الأربعين في مناقب أمهات المؤمنين رحمة الله عليهن أجمعين، اسم المؤلف: أبو منصور عبد الرحمن بن محمد بن هبة الله بن عساكر، دار النشر: دار الفكر - دمشق - ١٤٠٦، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد مطيع الحافظ ، ‏غزوة بدير؛ ج١، ص ١٠٥

٤- شهادت «ابونعیم اصبهانی»:

آقای ابو نعیم اصفهانی هست در کتاب «معرفة الصحابه» متوفی ٤٣٠ عزیزان دقت کنند اینجا باز هم روایت از چه کسی است. عزیزان دقت کنند. ام سلمه روایت کرده این آیه در خانه او نازل شده و می گوید من دم در نشستهبودم وقتی این آیه نازل شد گفتم:

«یا رسول الله الست من اهل البیت»

آیا من جزء اهل بیت نیستم

فرمود تو آدم خوبی هستی:

«انک من ازواج النبی»

تو از همسران پیغمبری

معرفة الصحابه، ج٦، ص ٣٢٢٢

بابا رسول اکرم به چه بیانی بگوید از کله شما پایین نمی رود. از این قلب مملو از عدوات شما نسبت به امیرالمومنین پایین نمی رود. خب دیگر این دیگر واضح و روشن است.

٥- شهادت دیگری از «ابن عساکر»:

باز «ابن عساکر» در «تاریخ مدینه دمشق» ج ١٤ ایشاندر اینجا هم باز همین عبارت را از ام سلمه نقل می کند که پیغمبر فرمود تو آدم خوبی هستی

«انک من ازواج النبی»

تو از همسران پیغمبری

«و ما قال انک من اهل البیت»

پیغمبر نگفت تو از اهل بیتی

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي، دار النشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري؛ ج١٤، ص١٤٥

گفته تو از همسران پیغمبری پس معلوم می شود اهل بیتی که در آیه تطهیر هست ارتباطی به همسران پیغمبر ندارد.

٦- شهادت «سیوطی»:

باز جنابآقای سیوطی عزیزان باز دقت کنند با تحقیق دکتر عبدالله الترکی، ایشان نقل می کندو هیچ پاورقی هم آقای دکتر ترکی هم نمی زند که روایت جعلی است نادرست است چیست عزیزان دقت کنند می گوید در بیت اینها بودند می گوید من گفتم:

«یا رسول الله الست من اهل البیت»

ای رسول خدا آیا من جزء اهل بیت نیستم؟

فرمود تو آدم خوبی هستی!

«انک من ازواج النبی»

تو از همسران پیغمبری

الدر المنثور، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي، دار النشر: دار الفكر- بيروت – ١٩٩٣؛ ج٦، ص٦٠٤

٧- شهادت «آلوسی»:

آقای «آلوسی سلفی» متوفی ١٢٧٠ در کتاب روح المعانی ج ٢٢ ببینیدتعبیرش چیست. می گوید جماعتی از «عمر بن ابی سلمه» ربیبه پیغمبر، نقل کرده که ام سلمه گفت:

«أ انا منهم یا نبی الله»

آیا من هم جزء اهل بیتهستم

حضرت فرمود

«انت علی مکانک و انک علی خیر»

تو سر جایت بایست جلو نیا. تو بر خیر هستی.

بعد می گوید اخباری که دلالت می کند علی فاطمه و فرزندانش تحت کساء بودند و همچنین پیغمبر اکرم برگشت گفت اینها اهل بیت من هستند و دعا کرد و نگذاشت ام سلمه وارد بشود، قابل شمارش نیست!

بعد می گوید:

«و هی مخصصة لعموم اهل البیت بای معنی کان بیتفالمراد بهم من شملهم الكساء ولا يدخل فيهم أزواجه»

بیت به هر معنا باشد این روایت مخصص همه اینهاست. و همه اهل بیت را شامل نمی شود و فقط مشمول کسانی می شود که داخل کساء بودند. و همسران پیامبر داخل کساء نبودند.

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت؛ ج٢٢، ص ١٤

از این واضح تر؟ از این روشن تر؟ آخر پیغمبر اکرم به چه زبانی بیاید بگوید بر اینکه اینها از اهل بیت من نیستند!؟

٨- شهادت «طحاوی»:

آقای طحاوی ایشان حرف زیادی دارد. من فقط یک تکه اش را نقل می کنم. دیگر طحاوی از شخصیت های برجسته اهل سنت است. کتاب ایشان شرح مشکل الآثار هم از کتابهای درسی هست که در ج ٢ ص ٢٣٥ شروع می شود تا ص ٢٤٧ و ٢٤٨.

من فقط یک قسمتش را می خوانم که در این جا می گوید این آیه نازل شد پیغمبر اکرم علی، زهرا ، حسن و حسین را خواست گفت خدایا اینها اهل من هستند می گوید رجالش هم سندش هم صحیح است.

باز در حدیث ازام سلمه نقل می کند بر اینکه وقتی که این آیه نازل شد پیغمبر اکرم می گوید:

«نزلت هذه الآیه فی رسول اللهو علی و فاطة و حسن و حسین»

این آیه در حق پیغمبر ، علی ، فاطمه و حسن و حسین نازل شده است.

در اینجا ام سلمه می گوید این آیه در خانه من نازل شد و من رفتم جلو گفتم:

«یا رسول الله الست من اهل البیت قال انک من ازواج النبی و ما قال انک من اهل البیت»

ای رسول خدا! آیا من از اهل بیت هستم؟ فرمود: تو از همسران پیغمبری. پیغمبر نگفت که تو از اهل بیت هستی!

شرح مشكل الآثار، اسم المؤلف: أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان/ بيروت - ١٤٠٨هـ - ١٩٨٧م، الطبعة: الأولى، تحقيق: شعيب الأرنؤوط؛ ج٢، ص ٢٣٩، ح ٢٣٩

بابا این جمله ام سلمه هست ام سلمه می گوید پیغمبر نگفت تو از اهل بیتی!

٩- شهادت «ابویعلی»:

نکته جالب تر از همه اینها دوستان این را هم بگویم بعد برویم ان شاء الله صدای شما عزیزان را بشنویم؛ مسند ابو یعلی است.

من گمانم اگر کسی یک جو فکر داشتهباشد، این روایت دیگر کاملا جوابش را داده. مسند ابو یعلی عزیزان دقت کنند ج ١٢ با تحقیق حسین سلیم احمد، ص ٤٥٦ ببینید از ام سلمه می گوید: پیغمبر اکرم به زهرای مرضیه گفت: برو همسرت و دو فرزندت را بیاور. رفت آورد. و آن عبا را بر سر آنها کشید. بعد دستش را بر سر آنها گذاشتگفت: خدایا اینها آل محمد هستند صلوات و برکاتت را بر محمد و آل محمد بفرست.

ام سلمه می گوید که دیدم این آیه و این دعای پیغمبر به قول معروف می گوید دهانم آب افتاد خیلی جایگاه رفیعی است رفتم این عبا را کشیدم من هم وارد بشوم:

«فرفعت الکساء لأدخل فیه»

رفتم عبا را برداشتم من هم بیایم کنار زهرا و حسن بنشینم

«فجذبه من یدیی»

پیغمبر عبا را از دست من گرفت کشید

گفت:

«انک علی خیر»

تو آدم خوبی هستی

مسند أبي يعلى، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي، دار النشر: دار المأمون للتراث - دمشق - ١٤٠٤ - ١٩٨٤، الطبعة: الأولى، تحقيق: حسين سليم أسد؛ ج١٢، ص٤٥٦، ح ٧٠٢٦

پیغمبر می گوید: برو کنار. بابا پیغمبر اکرم ام سلمه می خواهد برود زیر عبا از دستش می کشد.این آقایان می گویند نه ما عبا را از دست پیغمبر می گیریم می کشیم، به زور هم که شده هم ام سلمه هم دیگر زنان پیغمبر را به زور زیر عبا می کنیم!!

ببینید خیلی واضح و روشن است خیلی واضح پیغمبر اکرم عبا را از دست ام سلمه می گیرد و می گوید تو نمی توانی بیایی زیر عبا.

١٠- شهادت «احمد بن حنبل»:

مسند آقای «احمد بن حنبل» است عزیزان اینجا را هم دقت کنند. ج ٤٤ با تحقیق شعیب الارنؤوط، در اینجا هم دارد کهام سلمه گفت:

«فَرَفَعْتُ الكِسَاءَ لأَدْخُلَ مَعَهُمْ فَجَذَبَهُ من يدي وقال انك على خَيْرٍ»

پارچه را کنار زدم تا با آنها داخل شوم. پیغمبر پارچه را از دست من کشید و گفت تو بر خیر هستی.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛ ج٦، ص٣٢٣، ح ٢٦٧٨٩

دیدم بابا این آیه و این دعای پیغمبر خیلی مهم است من هم بروم زیر عبا و شامل دعای پیغمبر بشوم. پیغمبر عبا را از دست من گرفت کشید من را بیرون کرد گفت: تو آدم خوبی هستی برو کنار. آقای شعیب الارنؤوط می گوید:

 حدیث صحیح

این حدیث صحیح است

در سندش حرفی دارند کاری با آن ندریم در رابطه با «ابن جذعان»؛ شهر بن حوشب حرفی دارد می گوید حدیث صحیح این حدیث صحیح است.

١١- شهادت دیگری از «سیوطی»:

 و همچنینجناب آقای سیوطی در کتاب «الدرالمنثور» با تحقیق دکتر ترکی اینهم باز می گوید:

«قالت ام سلمه فرفعت الکساء لأدخل معهم فجذبه من یدی قال انک علی خیر»

ام سلمه می گوید: عبا را بالا بردم و خواستم داخل بشوم پیغمبر عبا را از دست من گرفت و گفت برو بیرون نیا. تو بر خیر هستی.

الدر المنثور، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي، دار النشر: دار الفكر- بيروت – ١٩٩٣؛ ج٦، ص٦٠٤

١٢- شهادت دیگری از «طحاوی»:

 و همچنین آقای امام طحاوی ایشان هم باز در «شرح مشکل الاثار» با تحقیق شعیت الارنؤوط در ج ٢ عزیزان دقت کنند در ص ٢٤٢ امسلمه می گوید:

«فرفعت الکساء لأدخل معهم»

خواستم من عبا را بگیرم بروم زیر عبا

شرح مشكل الآثار، اسم المؤلف: أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان/ بيروت - ١٤٠٨هـ - ١٩٨٧م، الطبعة: الأولى، تحقيق: شعيب الأرنؤوط؛ ج٢، ص ٢٤٢

ولی پیغمبر از دست من گرفت آخر دیگر پیغمبر به چه زبانی حرف بزند به چه زبانی

١٣- شهادت«صالحی شامی»:

آقای «صالحی شامی» هم از قافله عقب نمانده و در کتاب «سبل الهدی و الرشاد» ج ١١ ایشان هم همین جا می آید می گوید:

«فرفعت الکساء لأدخل معهم فجذبه من یدیی»

 عبا را گرفتم که بروم زیر عبا پیغمبر عبا را از دست من گرفت

سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد، اسم المؤلف: محمد بن يوسف الصالحي الشامي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٤هـ، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض؛ ج١١، ص١٣

و در روایت بعدی فرمود که تو از ازواج پیغمبری. از اهل بیت پیغمبر نیستی. البته بنی امیه از قافله عقب نماندند بعضی این همه روایاتی که ما داریم، اقوال بزرگانشان را آن دفعه هم عرض کردیم لازم بشود تکرار می کنیم.

حتی در بعضی از روایت دارد که خیلی این روایت عجیب است می گوید ام سلمه می گفت من که وقتی گفتم یا رسول الله من آیا جزء اهل بیت هستم یا نه؟ اگر پیغمبر «نعم» می گفت بله می گفت، از تمام ثروت روی زمین برای من خوش تر بود! ام سلمه آرزو می کند که ای کاش پیغمبر می گفت تو هم بله هستی!

١٤- شهادت دیگری از «طحاوی»:

 ببینیداین «شرح مشکل الاثار» آقای امام طحاوی همان ج ٢ ص ٢٤٤ ببینیدمی گوید گفتم

«یا رسول الله انا من اهل البیت»

ای رسول خدا آیا من جزء اهل بیت هستم

فرمود تو پیش خدای عالم جایگاهی داری. بعد ام سلمه می گوید:

«فوددت أنه قال نعم»

دوست داشتم که پیغمبر بگوید بلهتو هم از اهل بیتی.

 اگر این را می گفت:

«فکان احب الی مما تطلع علیه الشمس و تغرب»

برای من از هر چه که خورشید بر آن طلوع و غروب می کرد، بهتر بود.

شرح مشكل الآثار، اسم المؤلف: أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان/ بيروت - ١٤٠٨هـ - ١٩٨٧م، الطبعة: الأولى، تحقيق: شعيب الأرنؤوط؛ ج٢، ص ٢٤٤

اگر به من بله می گفت، تو هم از اهل بیتی، از تمام ثروت روی زمین و زیر زمین فقط روی زمین را نمی گوید یعنی از تمام ثروت کره زمین برای من ارزشش بالاتر است.

ولی نگفت «انت من اهل البیت» نگفت بله. اگر بله می گفت از تمام ثروت کره زمین نه فقط روی زمین یعنی چه آن طرفی که الان آفتاب می تابد چه آنجایی که الان شب است همه ثروت روی زمین برای من با ارزش تر است.

خوب ببینید دوستان عزیز برادران! حالا اینها نمونه هست. فرصت نیست اگر فرصت بود من سه ساعت ، چهار ساعت از مدارک عزیزان اهل سنت با تصاویرش می آوردم اینجا. تا عزیزان ببینند قضیه از چه قرار است. این آقایانی که به زور می خواهند زنان پیغمبر را وارد کنند چکار می خواهند بکنند اینها؟

من این را هم بگویم دیگر تمام کنم آقای اسماعیلی من گمانم دیگر گل بحثم این خواهد شد

١٥- شهادت «ابن کثیر دمشقی»:

ببینید دوستان تفسیرآقای «ابن کثیر دمشقی» سلفی است. در تفسیر القرآن العظیم للحافظ شاگرد دردانه «ابن تیمیه». ابوالفداء ابن کثیر دمشقی با تحقیق «سامی بن محمد السلامه» ببینید ایشان چه می گوید.

 فقط دوستان قشنگ دقت کنید. این دیگر بیت القصیر عرض من است. ایشان می گوید ابن ابی حاتم و دیگران نقل کرده اند از «ابن حوشب» از عمویش می گوید من با پدرم وارد بر عایشه شدم و از علی بن ابی طالب سوال کردم علی چطور آدمی است؟ عایشه گفت:

«تسألنی عن رجل کان من أحب الناس الی رسول الله»

 تو از یک مردی از من سوال می کنی که محبوب ترین انسانها نزد پیغمبر بود

 «و کانت تحته ابنته»

دختر پیغمبرهمسر علی بود

«لقد رأیت رسول الله دعا علیا و فاطمة و حسنا و حسینا»

من دیدم پیغمبر علی فاطمه حسن و حسین را خواست

تفسير القرآن العظيم، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء، دار النشر: دار الفكر - بيروت – ١٤٠١؛ ج٣، ص٤٨٦

این را عایشه می گوید. می گوید: یک پارچه ای بر روی اینها انداخت و گفت خدایا اینها اهل بیت من هستند از اینها رجس را برطرف کن و اینها را طاهر بگردان.

من دیدم آن روز یکی از این آقایان در یکی از برنامه های دوستان ما گفت خب پیغمبر اگر واقعا اینها آیه تطهیر برایشان آمده پس چرا می گوید«اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا»؟این تحصیل حاصل است!؟

جواب این است که برادر عزیزم پیغمبر هر روز می گفت: «اهدنا الصراط المستقیم»

و خود قرآن هم می گوید ای پیغمبر:

«إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلين‏عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم‏ »

ای پیامبر تو از فرستاده شدگانی و تو بر صراط مستقیم هستی

سوره یس (٣٦): آیه ٣ و ٤

پس پیغمبر برای چه دارد می گوید «اهدنا الصراط المستقیم»؟ اینها ظاهرا قرآن هم نمی خوانند. بعضی از عزیزان ما با قرآن هم انس ندارند. اگر قرآن خوب خوانده بودند، می فهمیدند. دعا برادران عزیزم دو حالت دارد: یکی ما از خدای عالم هیچ کسی نمی داند واقعا هدایت یافته یا نه؛ می گوید خدایا من را هدایت کن!

ولی افتاد به طریق هدایت می گوید هدایت کن یعنی ثابت قدم بدار اهدنا الصراط المستقیم پیغمبر اکرم نمی خواهد بگوید خدایا من نستجیربالله گمراهم من را هدایت کن! نستجیر بالله تبارک و تعالی. بلکه می گوید نه من در هدایت هستم ثابت قدم بدار. همانطوری که در آیات دیگر هم هست که اگر عنایت خدای عالم نبود،

«لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِم»

تو به طرف مشرکین و کفار تمایل پیدا می کردی

سوره اسراء(١٧): آیه ٧٤

یا دارد که:

«لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُك»

اگر مشرک شوی، تمام اعمالت از بین می رود.

سوره زمر(٣٩): آیه ٦٥

اینها همه تهدیدات نسبت به خود پیغمبر اکرم است. پیغمبر با آن عظمتش همان عبارتی که نقل می کنند یا از ام سلمه که می گوید رسول اکرم من دیدم نیمه شب در بالای پشت بام دارد گریه می کند، مثل مار گزیده دارد به خودش می پیچد. دیدم اشک چشمش آمده این خاک های پشت بام را خیس کرده، خوب قبلا کاهگل بوده خاک ها را خیس کرده و می گفت خدایا:

«لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا»

خدایا من را یک چشم به هم زدن به خودم وا مگذار

می گوید وقتی دعای پیغمبر تمام شد، عرض کردم یا رسول الله مثل تو دارد این طور می گوید پس ما چکار کنیم؟ شما می گویید خدایا یک چشم به هم زدن من را به خودم وا مگذار.

می گوید پیغمبر اکرم برگشت گفت ام سلمه برادرم حضرت یونس را خدا یک چشم به هم زدن به خودش وا گذاشت سر از شکم ماهی در آورد انک علی صراط مستقیم از آن طرف تو بر صراط مستقیمی

اینجا پیغمبر اکرم آیه نازل شده بعد می گوید خدایا «و تطهرم تطهیرا»یعنی اینها را در این طهارت ثابت قدم بگذار.

ادامه روایت «ابن کثیر»:

بعد عایشه می گوید وقتی پیغمبر این را گفت خدایا اینها اهل بیت من هستند از اینها ناپاکی را برطرف کن و طاهر کن من نزدیک شدم

«فدنوت منه»

من نزدیک شدم

«قلت یا رسول الله و انا من اهل بیتک»

آیا من عایشه از اهل بیت تو هستم؟

«فقال تنحی فانک علی خیر»

دور شو تو آدم خوبي هستي

تفسير القرآن العظيم، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء، دار النشر: دار الفكر - بيروت – ١٤٠١؛ ج٣، ص٤٨٦

بابا این آقایان دیگر می گویند کاسه داغ تر از آش هستند. عبارت ام سلمه را خواندیم این هم عبارت عایشه.

ببینید آقا این اول تا آخر روایت هم این هست عزیزان دقت کنید طریق اخری قال ابن ابی حاتم دوستان یک مقداری خوب نشان بدهند که نگویند که اول تا آخر روایت را شما نگفتید ببین اول روایت این است آخر روایت هم این است ببینید چیزی من از روایت کم نکردم چیزی هم نبریدم.

بعدش هم حدیث دیگری است حدیث دیگرش هم باز همین است می گوید این آیه در حق پنج نفر نازل شده در حق من در حق علی و فاطمه و در حق حسن و حسین است.

این هم باز به همین شکل. شما ببینید برادر بزرگوارم نه اینجا اظهار نظر کرده اگر روایت ضعیف بود یا غیره اگر با مزاق آقای ابن کثیر تطبیق داشت این کار را می کرد من در خدمت شما هستم.

مجری:

حالا دو تا نکته یکی اینکه اولا پیغمبر یک بار هم این کار را انجام نداده شاید متعدد عبا را بر سر اهل بیت کشیده و این آیه را بیان فرموده و مصداق مشخص کرده که اینها فقط اهل بیت هستند این یک نکته.

و نکته بعدی که حالا می خواهیم جمع بندی که می خواهیم برسیم به آنکه اصلا چه شد ما رفتیم وارد این فاز شدیم. و بحث اهل بیت را مطرح کردیم. اینکه از کسی جناب خلیفه در واقع شهادتش را قبول نمی کند که مصداق آیه تطهیر است.

بخشی از پیامک های بینندگان برنامه:

بسیار خوب. خیلی متشکرم از شما حضرت استاد. اما یک نگاه مختصری داشته باشیم به بعضی از پیامک ها تا ان شاء الله دوستان اتاق فرمان تلفن ها را هم آماده کنند و البته یک مقدار فرصتمان محدودتر هست.

ان شاء الله عزیزانی که روی خط ارتباطی ما می آیند کوتاه تر مختصرتر که حالا در این مدتی که باقی مانده بتوانیم تلفن های بیشتری را پخش بکنیم.

عزیزمان علی آقا از خوزستان یک یا علی مدد و البته یک تشکر هم فرستادند که از ایشان ممنون و سپاسگذار هستم.

عرض شود که آقای هوشنگ باونپور از کرمانشاه تشکر کردند که ما هم از ایشان تشکر می کنیم و ممنون هستیم.

بعضی از عزیزان به پیشواز مولا امیر مومنان علی علیه السلام رفتند و اشعار ولادتی برای ما فرستادند که از آن عزیزان هم ممنونم هستیم.

یک بزرگواری خودشان را معرفی نکردند ما خوشحال می شویم اسم قشنگتان فامیلتان شهر و دیارتان را بگویید چه اشکالی دارد که ما افتخار بکنیم که محب مولا امیر المومنین هستیم این دلهمایمان سرشار از عشق و ارادت و محبت مولا امیرالمومنین است.

اگر یک مطلب هم می گوییم یک یا علی مدد هم پیامک می فرستیم معلوم باشد که ما چه کسی هستیم و از کدام دیار هستیم. خیلی خوب هست که اگر اسم و فامیل و شهرتان را هم برای ما بگویید.

 گفتند:

علی زیباترین نام جهان است / علی ذکر لب صاحب زمان است

به کوری دو چشم اهل انکار / فقط حیدر امیر مومنان است

بله همه عالم بدانند که یک امیر المومنین در این عالم وجود دارد و آن هم حیدر کرار است.

خوب عزیز دیگری باز شعر فرستاند که حالا دیگر من شعرها را فاکتور می گیرم.

طاهره خانم حسینی از کرمان هم گفتند که نام علی که بر زبان جاری می شود عطر علوی روحمان را نوازش می دهد. و این تن خاکی را عالی و جانمان را ملکوتی می نماید خداوندا هزاران سپاس بر درگاهت که این عشق را بار تار وجودمان عجین نمودی.

خانم حسینی واقعا نکته خوبی گفتید واقعا باید هزاران هزاربار خدا را شاکر باشیم فقط به خاطر همین یک دانه نعمت آن هم ولایت مولا امیرالمومنین هست.

عرض کنم که از همه بر و بچه ها پشت صحنه برنامه تشکر کردند و گفتند: که سایه پیغمبر ندارد هیچ می دانی چرا آفتابی چون علی بر سایه پیغمبر است

و خیلی دیگر از دوستانی که لطف کردند و پیامک فرستادند دیگر حالا امشب شاید فرصت نشود دیگر پیامک ها را بخوانم ولی همین جا از همه شان ممنون هستم هم از آن عزیزانی که لطف کردند با آن دستان مهربانشان با آن چشمهای پر از مهر و محبت و آن دلهای با صفایشان پیامک دادند من خواندم.

و یا آنهایی که نشد من برایشان پیامک هایشان را بخوانم و یا آنهایی که اصلا پیامک ندادند همین طوری دارند برنامه های شبکه جهانی ولایت را می بینند برنامه زنده «حبل المتین» را می بینند اما پیامک نمی دهند.

مهم یک چیز است عزیزانی که دلشان سرشار از محبت مولا امیر المومنین هست چه شیعه و چه عزیزان اهل سنت و البته عزیزان اهل سنتی که ارادت ویژه هم به اهل بیت دارند اما ولایت مولا یک چیز دیگری است یک مزه دیگر فکر می کنم که آماده هستید دل و جانتان سرشار باشد به یک میان برنامه قشنگ و زیبایی که دوستانم آماده کردند اتاق فرمان آقای رضایی و دوستان دیگر بعد برگردیم و تلفنهای شما را داشته باشیم.

یک یا علی مدد بگوییم انشاء الله برویم میان برنامه را ببینیم و بشنویم لذت ببریم و دل و جانمان خنک بشود یا علی مدد.

لبیک یا علی! چقدر این گفتن لبیک به آدم انرژی می دهد و وقتی که این میان برنامه پخش می شد آدم گاهی خوب است بعضی وقت ها به بعضی از فرازهای اشعار و گفته ها خوب دقت کند که ما همه آبرویی که داریم امروز از مولا امیر مومنان علی علیه السلام هست.

خدایا این آبرو را برای ما حفظ کن و ما انشاء الله در پیشگاه امیر المومنین هم هیچ وقت بی آبرو نشویم. ما بچه شیعه ها، ما کسانی که محب اهل بیت عصمت و طهارت بویژه مولا امیر مومنان علی علیه السلام هستیم، همیشه این را گفتم رنگ و بوی زندگی های ما باید فرق داشته باشد رفتار ما کردار ما منش ما باید فرق داشته باشد.

باید مواظب همه اعضا و جوارحمان باشیم که نکند یک وقتی در لحظه جان کندن در عالم قبر در روز قیامت شرمنده مولایمان امیر مومنان علی (علیه السلام) باشیم و آقا افتخار بکند به این بچه شیعه ما باید متفاوت باشیم با دیگران.

تماس تلفنی بینندگان برنامه:

ممنونم از همه تان از همه توجه و عنایت و لطف و مرحمتتان اما فقط خواهشم این هست بزرگوارانی که روی خط ارتباطی ما می آیند مختصر و مفید بلکه بتوانیم در این مدتی که باقی مانده تلفنهای بیشتری را پخش بکنیم.

آقا مهدی از مریوان از عزیزان اهل سنت ما هستند اولین بیننده و مخاطب تلفنی ما که روی خط ارتباطی هم هستند. آقا مهدی سلام.

آقا مهدی از «مریوان» (اهل سنت):

سلام علیکم خدمت برادر بزرگوار

مجری:

خیلی متشکرم آقا مهدی از مریوان در خدمتتان هستیم.

بیننده:

لطف دارید بزرگوار. می توانم با حاج آقا قزوینی صحبت کنم؟

مجری:

بله ایشان صدای شما را دارند بفرمایید.

بیننده:

 آقای دکتر قزوینی عرض سلام و شب بخیر دارم خدمتتان.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ممنون متشکرم سلام علیکم ما هم خدمت شما و خانواده شما سلام داریم.

بیننده:

ممنونم بزرگوار. من نمی دانم می خواهم صحبتهایم را با گلایه شروع کنم ولی در جایگاهی نیستم گلایه کنم خدمت بزرگواری همچون جناب عالی.

من چند وقت پیش عرض ادبی داشتم خدمتتان گفتم کمکم کنید دستم را بگیرید من ٣٦ سال است نابینا و کورم. بیراهه می روم. دستم را بگیرید. قول این را در حق من داشتید ولی تا حالا عملی نشده بزرگوار. هنوز من چشم به راه و گوش به زنگ شما هستم که دستم را بگیرید نجاتم بدهید واقعا نجاتم بدهید بزرگوار.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

چشم. من عذر می خواهم از شما. من واقعا اگر دوستان محبت کنند تلفن ایشان را بگیرند. ما آن روز گفته بودیم فردا صبح بگیرند به ما بدهند وصل کنند. همین الان من به اتاق فرمان می گویم شماره تلفن شما را برای من ارسال کنند. با یاهو مسنجر من شماره شما را یادداشت می کنم. ان شاء الله من در اسرع وقت خودم می گیرم شماره شما را.

مجری:

خب آقا مهدی راضی شدید؟ خوب ظاهرا ارتباطشان قطع شده آقا مهدی ان شاء الله شما هم به آروزی دلتان برسید حتما هم استاد با شما صحبت خواهند کرد و هم اینکه دنبال روشنایی هستید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

البته آقای حاج علی آقا! امروز یک کتابچه ای را دوستان به من دادند که افراد زیادی درخواست صحبت داشتند. یعنی من وقتی خواندم خیلی استغفار کردم .یعنی واقعا استغفار کردم که من از همه این عزیزان عذر می خواهم پوزش می طلبم.

افراد زیادی از استان کردستان، کرمانشاه، استان سیستان و بلوچستان، استان هرمزگان، پیامک فرستادند و گفتند ما حالا بعضی از عزیزان گفتند ما می خواهیم شیعه بشویم! بعضی ها گفتند احتیاج به راهنمایی داریم! بعضی ها گفتند سرگردانیم و درخواست کردند که حداقل با بنده صحبت کنند!

من از همه این عزیزان عذر خواهی می کنم. یعنی خدا را شاهد می گیرم من بعد از نماز صبح بود این پیامکها را می خواندم واقعا پیش خودم خجالت کشیدم و استغفار کردم.

 البته دوستان اینها را بعضی وقتها دیر به من می دهند یا بعضی وقت یک دفعه دو هزار تا پیامک می آید خوب دو هزار تا پیامک آدم نمی تواند همه را بخواند. یا بعضی وقتها من می بینم سه تا ، چهار تا فایل سی ، چهل صفحه ای برای من پیامک ارسال می کنند مخصوصا این عزیزانی که نیاز به راهنمایی دارند.

البته ما این را بارها خدمت عزیران گفتیم اینجا ما دنبال این نیستیم شیعه سنی کنیم یا سنی شیعه کنیم. دنبال این نیستیم و هدف ما عبارت از اتمام حجت و روشن کردن حقایق هست. حالا هر کس خواست این را هر کس خواست آن را انتخاب بکند ما خیلی زیاد اصرار نداریم.

ولی این دوستانی که حداقل تقاضا دارند و نتوانستم من از اینها شرمنده هستم و یکی از کارهایی ما گفتیم انشاء الله هر روز ما بتوانیم با این هفت، هشت تا از این بزرگواران حتما تماس بگیریم ما به مجرد اینکه از درس می آییم به دوستان می گوییم که شاید بعضی از شماره ها برای شش ماه قبل باشد پیامک فرستادند اینها را ما قول می دهیم همین جا جلوی مردم استغفار هم می کنیم از دیرکردش و ان شاء الله خدا ما را می بخشد و این عزیزان ما عذر و پوزش ما می پذیرند از جمله آقا مهدی عزیز!

مجری:

خوب بسیار عالی پس آقا مهدی ان شاء الله منتظر باشند شما را به صورت ویژه عنایت خواهند کرد.

خوب آقای کریمی از اصفهان بیننده بعدی ما هستند آقای کریمی سلام و درود به شما.

آقای «کریمی» از «اصفهان»(شیعه):

سلام علیکم خسته نباشید خدمت شما و حاج آقا. این اعیاد مبارک باشد و ما ان شاءالله بتوانیم خاک کف پای حضرت علی باشیم.

انشاء الله فقط همین را به ما بدهند دیگر برای آخر عمرمان بس است. فقط همین بیش از این هم نمی خواهیم.

مجری:

ما خاک کف پای غلام علی هم باشیم، باز هم راضی هستیم آقای کریمی.

بیننده:

من خدمتتان عرض کنم یک سوال داشتم حاج آقا اول در مورد یک روایت در روضه کافی ج٨ ص٣٣٨ اگر امکانش هست این را برای ما توضیح بدهید. که در مورد تعریف و تمجید از خلفای اول و دوم و سوم است.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

روضه کافی یک جلد بیشتر نیست!!

بیننده:

شاید همان است. ببینید این را من از شبکه این آقایان شنیدم دقیقا حالا روضه کافی گفت حالا اگر اصول کافی هم بوده من دقیقا نمی دانم ولی من چیزی که یادداشت کردم نوشتم روضه کافی.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

صفحه چند ٣٣٨؟

بیننده:

ص ٣٣٨

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

این صفحه را من آوردم الان حدیث ٥٣٥ و ٥٣٦ چیزی در رابطه با خلفا نمی بینم! الان دوستان مانیتور من را بدهند به آنتن ببین برادر بزگوارم این کافی نگویید روضه کافی ج ٨، روضه خودش جلد ٨ است. بگویید کافی جلد ٨. این کافی ج ٨ این هم ص ٣٣٨ دوستان نشان بدهند ص ٣٣٨ این هم حدیث ٥٣٥ اینجا ما چیزی نمی بینیم. این هم حدیث ٥٣٦ هم ما چیزی نمی بینیم عزیز من اینجا که بیایند چیزی در رابطه با فضیلت خلفا و غیره بخواهند مطرح بکنند.

مجری:

بسیار خوب خیلی متشکریم از شما آقای کریمی با شما خداحافظی می کنیم و متشکریم از تماس شما

آقای خلیلی از دیار مازندران بیننده بعدی ما هستند آقای خلیلی سلام به شما.

آقای «خلیلی» از «مازندران» (شیعه):

سلام عرض می کنم خدمت شما آقای اسماعیلی و همچنین استاد عزیزم آقای قزوینی. من اول خواستم از آقای قزوینی یک عذر بخواهم از ایشان معذرت خواهی کنم بخاطر اینکه تقریبا یک ماه پیش بود یک بحثی شده بود که من قصد تخریب نداشتم ولی خواستم یک انتقادی بکنم که یک طوری صدایم هم قطع شده بود ولی احساس می کنم آقای قزوینی ناراحت شده بودند ولی من قصد تخریب نداشتم من فقط می خواستم به عنوان یک شیعه یک طوری خواستم انتقاد بکنم همین.

از آن موقع هم تا حالا عذاب وجدان داشتم چند بار خواستم تماس بگیرم ولی نشد حالا امشب تماس گرفتم.

مجری:

حالا گذشته ها گذشته آقای خلیلی انشاء الله خیر هست و مشکل خاصی نیست حالا اگر سوالی هست و نکته خاصی هست بفرمایید.

بیننده:

من ظرف سی ثانیه نکته ای خارج از این بحث بکنم و بگویم به آن آقایانی که زنگ می زنند یا پیامک می دهند به شبکه های وهابی. البته عموما از اهل سنت ایران است که زنگ می زنند. آماده دفاع از حرمین شرفین هستیم. خواستم به اینها بگویم کمی زرنگ باشند تیز بین باشند. گول این حرفهایی که آنها دارند غیرتی می کنند و نخورند همین دیگر خواستم همین را بگویم از شما هم تشکر می کنم.

مجری:

ممنونم آقای خلیلی تشکر از تماس شما ما هم ممنون هستیم خدا نگهدارتان باشد. آقای زهره وند از همدان بیننده بعدی ما هستند آقای زهره وند سلام به شما.

آقای «زهره وند» از «همدان» (شیعه):

سلام علیکم سلام حاج علی آقا. حالتان خوب است؟ زنده باشید سلام عرض می کنم خدمت حضرت استاد. خیلی خوشحالم این سعادت نصیب ما شد من از اول بیننده برنامه شبکه تان هستم تا امروز.

خیلی خوشحالم که صدایتان را شنیدم. یک مطلب کوچک خواستم عرض کم حاج آقا اگر بنده بیایم ادعای یک چیزی را بکنم بگویم آقا این خانه برای من است، یا از شما و شما کاملا من را بشناسید بگویید نه در واقع این می شود دروغگو بودن من.

همین مطلبی که شما فرمودید هر چند خیلی دردآور بود برای ما وقتی حضرت زهرا ادعا می کند ادعای دروغ که نمی کند یا امیرالمومنین یا ام ایمن یا آن رباح وقتی رد می شود یعنی منظور این است که اینها ادعای دروغ داشتند این یک مطلب.

یکی دیگر استاد سوالی هم داشتم در این رابطه البته اگر صلاح دانستید جواب بدهید من این را شنیدم جایی که خلیفه اول حتی یک ضرب المثلی که خیلی ناجور هم هست استفاده کردند درباره شاهد آوردن حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)

و یک پیشنهاد هم داشتم چون دستم به شما دیگر نمی رسد این برنامه خیلی عالی است خیلی برای ما واقعا دانشگاه در دانشگاه بود. من خواهش می کنم اگر می شود باز یک فکری بکنید از این جهت که اگر ما منظورم همین شبکه محترم هست. اگر در موضع حالت دفاعی قرار بگیریم آن وقت باید به راهی به مسیری برویم که طرف مقابل حمله می کند اما اگر خودمان هم گاهی وقتها هجوم داشته باشیم.

یعنی بتوانیم حقایق را رشد بدهیم آن وقت آنها را می کشیم به بازی خودمان و توپ را می اندازیم در زمین آنها. این هم پیشنهاد من بود خیلی خوشحال شدم صدایتان را شنیدم.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ببینید جناب آقای زهره وند عزیز! ما البته از خدا شاکر هستیم که در این پنج سال الحمد الله رب العالمین کم و بیش خلاصه خدا عنایت کرده ما شبکه را چرخاندیم. ولی خب با یک امکاناتی عزیزان دیدند امشب به خاطر همین مشکلات فنی با این چیزهایی که ما داریم همه آن اسباب بازی است.

یعنی با هیچ یک از اصول رسانه ای تطبیق نمی دهد. چون هر کدام از دوستان رسانه ملی هم آمدند اینجا گفتند ما با این امکانات یک ثانیه روی آنتن نمی توانیم برویم. گفتم من با کمتر از این هم مشکل ندارم. یک یا علی می گویم می روم. ولی ما یک مقداری با توجه به گستره برنامه ها و اینها و بحثهایی که داریم و خب خدا حفظ کند آیت الله مکارم شیرازی هم تا الان در این پنج سال واقعا جانانه کمک کردند ولی ما برنامه مان این است که دوستانی که واقعا علاقه مند به برنامه هستند بیایند اسپانسر بشوند، بانی بشوند.

و موردی داشتیم که دوستانمان از اهواز بانی شدند داریم مقدماتش را ما فراهم می کنیم که پنجاه جلسه در رابطه با اخلاق علوی به صورت ضبطی ما ان شاء الله داشته باشیم و به صورت متوسط هم ما حساب کردیم هر یک ساعت برنامه برای ما دو میلیون و پانصد هزار تومان برای ما هزینه بر می دارد.

بله خیلی الان ما اجاره بخواهیم بدهیم برای هر یک ساعت حدود چهار پنج هزار دلار اجاره می گیرند یعنی خیلی بالا. حالا دوستانی که علاقه دارند بیایند دو نفره سه نفره پنج نفره بانی بشوند در یک سال ١١٠ یا ١١٥ میلیون تومان هزینه یک برنامه هست. که البته اگر دو ساعت باشد دو برابر می شود یعنی ٢٣٠ تومان.

اگر واقعا حاضر هستند، دوستان علاقه مند هستند، چون امیر المومنین می فرمود«شیعتنا خلق من فاضل طینتنا»تا آنجایی که«یبذلون اموالهم و انفسهم فینا»هم جانشان را در راه ما می بخشند هم اموالشان را می بخشند.

حالا جناب آقای زهره وند! یا زهره وند های عزیز! ما در این زمینه دنبال این هستیم که اگر واقعا بانی باشد برای همچنین برنامه ای در طول پنجاه جلسه حدود ٢٣٠ میلیون هزینه اش هست. ما دقیقا ریز ریز همه را برایشان می دهیم. بانی بشوند ادامه می دهیم ما حرفی نداریم. حالا ببینیم واقعا این آقایان آن روز یکی از این شبکه های ماهواره ای وهابی فقط یکی از همین تاجرین کویتی ماهی ٣٥٠ هزار دلار برای یک شبکه شیطانی صهیونیستی که آدم کشی تاسیس می کنند ماهانه می دهد!!

مجری:

به هر صورت ما مقصود و منظورمان برای عزیزانی است که ولایت مولا امیرالمومنین را دارند محبتش را دارند و توانایی هم دارند. حالا به هر مقداری که می توانند. البته حالا این رقمی که استاد گفتند مقدار بالایی است. منتهی به هر صورت که ممکن است که بگویند آقا ما این مقدار را در توانمان هست.

حالا آن چیزی است که اینها باقیات و صالحات هست دیگر ما بعضی وقتها فکر می کنیم باقیات و صالحات فقط تنها به ساختن یک حسینه و مسجد و اینها که البته سر جای خودش ارزشمند هست؛ اما اینها هم می تواندباشد. چون بحث فکر و اندیشه هست و این خیلی مهم هست.

خوب آقای نارویی از ایرانشهر بیننده بعدی ما هستند که از عزیزان اهل سنت ما هستند آقای نارویی سلام به شما.

آقای «نارویی» از «ایرانشهر» (اهل سنت):

و علیکم السلام جناب استاد حسینی. سلام عرض می کنم خدمت جناب استاد قزوینی.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

خواهش می کنم عزیز دلم. سلام علیکم و رحمة الله

بیننده:

جناب استاد قزوینی؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

جان دلم!

بیننده:

یک سوالی داشتم از شما آن هم در مورد یاران نزدیک حضرت علی (علیه السلام) در زمانی که بعد از وفات پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و سلم) می شود اسم چند نفر از آنها را بفرمایید چه کسانی بودند؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

یارانش مثل ابوذر ، سلمان ، مقداد و کل بنی هاشم و زبیر اینها جزء یاران نزدیک حضرت امیر بودند.

بیننده:

درست است. حالا اینها جزء یاران نزدیک حضرت علی علیه السلام بودند. ولی از آن طرف نگاه می کنید مثلا شما ابوبکر و عمر و عثمان اینها را شما کسانی می دانید که رابطه خوبی با حضرت علی نداشتند. ولی نگاه بکنید حضرت علی علیه السلام و اولاد ایشان اکثرا با فرزندان خلفا ازدواج کردند و با هیچ کدام از یاران نزدیکشان مثل مقداد و ابوذر و سلمان ازوداج نکردند!!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

آیا مگر ازدواج کردن دلیل بر صمیمیت است برادر بزرگوارم! ببین عزیز دلم من این سوال را از حضرت عالی دارم. پیغمبر چند تا دختر داشت؟ چهار تا دختر داشت! دیگر اولین دختر بزرگش چه کسی بود «زینب» بود. داده بود به «ابوالعاص بن ربیع» امشب هم گفتیم جزء کفاری بود در جنگ بدر به جنگ پیغمبر آمده بود!!

دختر دوم و سوم، «ام کلثوم» و «رقیه» عروس «ابولهب» بودند! آیا این دلیل بر این است که پیغمبر با ابولهب رفاقت دارد؟ رفاقت داشته دختر داده به او برادر بزرگوارم؟

بیننده:

فرزندان حضرت علی علیه السلام امام حسن امام حسین اکثرا با فرزندان خلفا ازدواج کردند

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

اکثراً؟ کجا اکثرا عزیز دل من؟

بیننده:

این را در صدر اسلام من زیاد نمی دانم. ولی ظاهرا شما یک نگاه بکنید آدم به کسی انفاق می کند که حداقل شناخت داشته باشد!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ببین برادر بزرگوارم! مثلا اگر ابوبکر فرض بفرمایید شیعه مثلا نسبت به ابوبکر حرف دارد. مگر این دلیل بر این است که فرزندان ابوبکر هم بد هستند؟ مگر محمد پسر ابوبکر نیست؟ از یاران نزدیک امیرالمومنین است. امیر المومنین می فرمود محمد فرزند من از نسل ابوبکر است!

مگر همسر خود ابوبکر نبود که آمد بعد از شهادت حضرت زهرا، همسر امیرالمومنین (سلام الله علیه) شد!؟ اینها را ببینید برادربزگوارم!

خب اینها دلیل بر این نیست که اگر فرض یک کسی خوب شد حتما فرزندانش هم خوب است. یا یک نفر بد شد همه فرزندانش هم بد است. اینها دلیل نیست برادر بزرگوارم!

ببینید ما باید حقایق را آقای نارویی بزرگوار برویم سراغ آیات و روایات از آنجا استفاده کنیم. حق کجا هست؟ حقیقت با چه کسی است؟ نه اینکه نمی دانم اسم بچه هایش گذاشته عمر و ابابکر! گذاشته باشد! آیا خود علی (علیه السلام) گفت من چون از «عمر» خوشم می آمد اسم بچه ام را گذاشتم عمر؟

چون از «عثمان» خوشم می آید اسم بچه ام را گذاشتم یا اصلا خود عثمان گفته علی به خاطر اینکه با من رفیق بوده دوست بوده باجناق بودیم به خاطر این آمده اسم بچه اش را همنام من گذاشته این نیست برادر بزرگوارم.

اینها یک بحثهایی است که بعضی از این شبکه های شیطانی آقای نارویی جان مطرح می کنند برای اینکه اذهان مردم را مشوش کنند! شما برو سراغ روایات. سراغ آیات. ببین در آیات و روایات چه هست. اگر واقعا آن عقیده ای که دارید شما عزیز دل من از طریق آیات و روایات واقعا تطبیق می کند بر عقیده خودتان مثل کوه محکم بمانید. و اگر دیدید نه اعتقاداتتان را به قرآن و سنت صحیح عرضه کردید تطبیق نمی کند در عقائدتان، باید تجدید نظر بفرمایید.

نه تنها به شما، بلکه به شیعیان هم ما می گوییم. هر شیعه ای الان صدای ما را می شنود ما از آنها می خواهیم عقائدشان را به کتاب و سنت عرضه کنند تطبیق کرد خدا را شاکر باشند اگر تطبیق نکرد تجدید نظر کنند.

روشن شد برادرم؟

بیننده:

بله بله

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

دست شما درد نکند. موفق و موید باشید.

مجری:

ممنونیم از شما. موفق باشید. خدانگهدارتان باشد ان شاء الله.

خب فکر کنم یک تلفن دیگر هم فرصت داریم اگر دوستان وصل کنند آقای بهادری از کرج بیننده همیشگی شبکه جهانی ولایت آقای بهادری سلام به شما.

آقای «بهادری» از «کرج» (شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله. عرض سلام و ادب دارم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی. وخدمت شما حاج علی آقای اسماعیلی عزیز.

مجری:

ممنون متشکر

بیننده:

بنده هم ایام ماه رجب و فرا رسیدن ایام ولایت عهدی جانشینی آقا امیرالمومنین را خدمت آقا امام زمان و ملت شریف ایران عرض تبریک و تهنیت دارم.

من در رابطه با بیاناتی که حضرت آیت الله فرمودند خب به هر حال کسانی که زمانی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) رفتند خدمت ابوبکر و ابوبکر گفت شاهد بیاور؛ خب اینها را فرمودید ام ایمن ، اسماء بنت عمیس حسنین حضرت علی...

من سوالی که از حضرت آیت الله داشتم این است که آیا جناب آقای ابوبکر آقای ابوسعید خدری که همان صحابه معروف بودند، آیا نمی توانست ایشان را احضار کند و از ایشان سوال کند؟ و جریان فدک را از ابوسعید خدری بپرسد؟ خب این برای من یک مقدار بحث دارد. از یک طرفی هم به هر حال فدک را حضرت زهرا آقا پیغمبر به ایشان دادند. اما بر اساس مصلحت بعضی مسائل سیاسی که آن زمان اتفاق افتاده بود خوب مصلحت دیدند که فدک را از دست حضرت زهرا بگیرند.

«ابن ابی الحدید» خب یکی از علمای بزرگ اهل سنت است. می گوید من از یکی از استادان خودم سوال کردم به استادم گفتم آیا حضرت زهرا در ادعای خود راستگو بود؟ گفت: بلی. گفتم: خلیفه می دانست که او زنی راستگوست؟ گفت: بلی. گفتم: چرا خلیفه حق مسلم او را در اختیارش نگذاشت؟

در این موقع استاد لبخندی زد و با کمال وقار گفت اگر در آن روز خلیفه بدون درخواست شاهد فدک را به فاطمه می داد؛ فردا او از این موقعیت به سود شوهرش علی استفاده می کرد و می گفت خلافت متعلق به علی است و در آن صورت خلیفه ناچار بود خلافت را به علی تعویض کند!! چرا که وی را با این اقدام خود راستگو می دانست. خلیفه ناچار بود خلافت را به علی بدهد برای همین تا باب تقاضا و منازعات بسته شود او را از حق مسلم خود ممنوع ساخت!!

با اینکه جناب ابوبکر فدک را نوشت حتی آن سند را دست حضرت زهرا داد اما جناب آقای عمر گرفت و پاره کرد و رو کرد به ابوبکر گفت مردم بندگان دنیا هستند و جزء آن هدفی ندارند تو خمس و غنائم را از علی بگیر. فدک را از دست او بیرون آور. وقتی مردم دست او را خالی دیدند او را رها کرده و به تو متمایل می شوند تمام غنائم خمس غنائم از خاندان بنی هاشم در آن زمان گرفته شد. این را می خواستم حضرت آیت الله توضیح هم بدهند ممنون سپاسگذارم.

مجری:

خیلی متشکریم آقای بهادری عزیز ان شاء الله موفق باشید تشکر از تماس شما سلام به خانواده محترم برسانید خدانگهدارتان

استاد اگر نکته ای هست بفرمایید دیگر فرصتمان هم کم است.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

نه، دیگر آنچه گفتنی بود این عزیزان گفتند. نسبت به «ابوسعید خدری» که جزء کسانی که در هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بعضی از روایتها هست خود ایشان هم جزء افرادی بودند آمده بودند آنجا!!!

دیگر ما از همچنین فردی انتظار نداشتیم که بیاید مثلا شهادت بدهند و وقتی فرضا هم می آمد شهادت می داد وقتی شهادت امیر المومنین رد می شود، آن وقت شهادت ابو سعید خدری مورد قبول است؟

مگر بعد از آنکه خلیفه اول روی مسند خلافت نشست افراد نیامدند ابوذر سلمان و غیره اعتراض کردند گفتند خلیفه امیرالمومنین علی بن ابی طالب بوده؛ مگر اینها را کتک نزدند!؟ دست وپایشان را نشکستند از مسجد بیرون نیانداختند؟

و امیر مومنین سلام الله علیه نگفتند که اگر چناچه بخواهی چینن کنی شمشیر بالای سرت هست یا در قضیه حتی شورای شش نفره خود عبدالرحمن بن عوف گفت یا علی اگر بخواهی کوچکترین مخالفتی کنی شمشیر پشت گردنت هست!!

مجری:

درست است. این هم نکته ای است به هر صورت ممنونم از همه عزیزان بیننده مان آقای بهادری عزیز و همه دوستان دیگری که لطف کردند و همراهی کردند. حضرت استاد دعا بفرمایید. مخصوصا برای عزیزانی که گاهی پیامک هم دادند یعنی در پیامکها گفتند استاد دعا بکنند ان شاء الله حاجت روا بشوند بفرمایید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ما از عزیزان بیننده مان تقاضا داریم این در روایات هم ما داریم هر کس ده مرتبه بگوید «یا الله» «یا رب»؛ خدای عالم می گوید «لبیک» بنده ام چه می خواهی؟ ما ده مرتبه این دو تا اسم مقدس را می بریم ان شاء الله دعا می کنیم

«اللهم صلی علی محمد و آل محمد یا الله یا رب الهی به الاهیت و ربوبیت و به اسماء حسنایت و به آبروی اولیات، بویژه به آبروی امیر المومنین (سلام الله علیه) قسمت می دهیم هر چه سریع تر لباس فرج بر اندام ملکوتی مولایمان بقیة الله الاعظم بپوشان.

قلب نازنینش با ظهورش مسرور بگردان.

ما را از یاران ویژه آن بزرگوار قرار بده.

رفع گرفتاری خدا به آبروی امیر المومنین از همه گرفتاران بنما.

مخصوصا گرفتاری های عزیزمانمان در سوریه و عراق و بحرین یمن میانمار و دیگر کشورها هستند خدا به آبروی امیر المومنین از همه آنها رفع گرفتاری بفرما مجری.

خدایا به آبروی امیر المومنین بر همه بیماران مخصوصا بیماران مورد نظر شفای عاجل کرم فرما.

خدیا حوائج حاجت مندان روا نما.

حوائج ما حوائج دست اندر کاران شبکه جهانی ولایت حوائج بیننده گان عزیز به ویژه حوائج عزیزان ولایت یاور خدا به آبروی محمد و آل محمد برآورده نما.

دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صلی علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

امشب هم برنامه زنده «حبل المتین» به پایان رسید. باز هم از مظلومیت اهل بیت عصمت و طهارت برای شما گفتیم و البته بحث ما همچنان ادامه دارد در شبهای آینده که این برنامه تقدیم حضور می شود ان شاء الله همراهی بفرمایید از همه شما ممنون هستم. از تک تک دوستان خوب بیننده در ایران اسلامی فراتر از این مرزها هر کجای این عالم بودید همراهی کردید ان شاء الله که این دلهایتان که محل محبت مولا امیر مومنان و اهل بیت هست همچنان سرشار باشد مواظب دلهای مهربانتان باشید خدا نگهدار یا علی مدد.