سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٥٦٨ - دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره ٢٠٧)

دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره:٢٠٧)

کد مطلب: ٧٠٦٢ تاریخ انتشار: ١٢ آبان ١٣٩٢ - ١٨:١٠ تعداد بازدید: ١٦٠٤ سخنراني ها » شبکه ولايت دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره:٢٠٧)
حبل المتین ٩٢/٠٨/١٢

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : ٩٢/٠٨/١٢

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم

صلي الله عليك يا ابا عبدالله .

سلام عرض مي‌کنم خدمت همه بينندگان عزيز و فرا رسيدن ماه حزن و غم ، محرم را به پيشگاه مقدس امام زمان عليه السلام و همه محبين اهل‌بيت عليهم السلام در سراسر عالم تسليت عرض مي‌کنم.

در خدمت كارشناس عزيزمان آيةالله دكتر حسيني قزويني هستيم. سلام و عرض ادب دارم خدمت ايشان و تقاضا دارم با توجه به ادله متعدد عقلي و نقلي كه در جلسات قبل بر امامت الهي و خلافت بلافصل حضرت امير عليه السلام مطرح كردند، قضيه خوابيدن حضرت امير به جاي پيغمبر در آن قضيه حمله قريش به خانه پيامبر و آيه شريفه:

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ.

سوره بقره، آيه ٢٠٧

را توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

يا ابا صالح المهدي ادركني.

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته بنده هم فرا رسيدن ايام محرم را به همه بينندگان عزيز تسليت عرض مي‌کنم.

ما روايتي را انتخاب كرده‌ايم كه هم ذهبي و هم حاكم نيشابوري و هيثمي و ديگران بر صحت آن شهادت داده‌اند و در آن ده ويژگي منحصر به فرد اميرالمومنين سلام الله عليه مطرح شده است. اگر ملاك انتخاب خليفه افضليت هست،(اميرالمومنين بايد خليفه باشد) يک نفر مي‌گويد:

الحمدلله الذي قدّم المفضول علي الفاضل!

با اين فرد هيچ حرفي نمي‌شود زد چون از اول مسير خودش را معين كرده است. که البته سخنش هم بر خلاف قرآن است و هم بر خلاف سنت است و هم بر خلاف عقل است. در هر كجاي دنيا بخواهند يك فردي را به عنوان رئيس ، رئيس جمهور، ريئس مجلس يا رئيس قبيله انتخاب كنند، معمولا ملاك انتخاب، برتري و افضليت است. هرگز با وجود افضل سراغ افراد ديگر نمي‌روند. ولي اگر واقعا ملاك فضيلت است در اين روايت ده فضيلت منحصر به فرد براي اميرالمومنين سلام الله عليه مطرح شده است. ابن عباس با صراحت مي‌گويد هيچكدام از صحابه چنين فضائلي را ندارند كه ما در جلسات گذشته مفصل درباره‌ اين روايت سخن گفتيم.

 قضيه حديث رايت را ابن عباس مطرح مي‌کند . بعد خواندن ده آيه از سوره برائت را كه از دست خليفه اول مي‌گيرد و مي‌خواند و بعد قضيه حديث دار را مطرح كرد. قضيه اينکه علي بن ابيطالب اولين مسلمان بوده را مطرح مي‌کند و بعد قضيه نزول آيه تطهير را. اينها را ما مفصّل مطرح كرديم.

حالا عزيزان اهل سنت يك مقدار دقت كنند تا ما بتوانيم انصاف را رعايت كنيم و قضيه خوابيدن اميرالمومنين به جاي رسول اكرم و نجات دادن پيغمبر از قتل را با آنچه كه مربوط به آيه غار است مقايسه کنيم.

اين روايت هم مال شيعه نيست. ذهبي و حاكم و ديگران گفته‌اند روايت صحيح است دوستان دقت كنند يكي از ويژگيهايي كه ابن عباس مطرح كرد همين:

و شرى على نفسه لبس ثوب النبي صلى الله عليه وسلم ثم نام مكانه قال وكان المشركون يرمون رسول الله صلى الله عليه وسلم فجاء أبوبكر و على نائم قال و أبو بكر يحسب أنه نبي الله قال فقال يا نبي الله قال فقال له على أن نبي الله صلى الله عليه وسلم قد انطلق نحو بئر ميمون فأدركه قال فانطلق أبوبكر فدخل معه الغار قال وجعل على يرمى بالحجارة كما كان يرمى نبي الله وهو يتضور قد لف رأسه في الثوب لا يخرجه حتى أصبح ثم كشف عن رأسه فقالوا انك للئيم كان صاحبك نراميه فلا يتضور و أنت تتضور و قد استنكرنا ذلك

مسند احمد، ج١، ص٣٣١

آقا اميرالمومنين سلام الله عليه جان خود را به خدا فروخت. لباس نبي اکرم را پوشيد و جاي پيغمبر خوابيد و مشرکين به دنبال کشتن رسول اکرم بودند.

اين آخرين تصميمي بود كه مشركين گرفته بودند. اينها عليه پيغمبر اكرم هر توطئه‌اي چيدند از جمله قضيه سه سال حصر اقتصادي در شعب ابيطالب ؛ اتهام جنون و سحر به پيامبر اکرم ولي موفق نشدند. آخر تصميم گرفتند از هر قبيله‌اي يك نفر بيايد و دسته جمعي پيامبر را به قتل برسانند.

بني هاشم هم مجبور است که به ديه راضي بشود.

چه تصورات احمقانه‌اي! البته اگر اين كارشناسان نادان وهابي كه در اين شبكه‌هاي شيطاني هستند آنجا بودند قطعا به مشركين پيشنهادهاي بهتر مي‌دادند! جاي اين آقايان آنجا خالي بوده! شايد خيلي از آنها آرزو مي‌کنند كه کاش آنجا بودند و بهترين مشاوره را به مشركين قريش براي مبارزه با رسول اكرم مي دادند!

به هر حال اينها تصميم گرفتند كه شبانه حمله کنند و پيغمبر را بكشند ابتدا اين روايت را يك مقدار براي عزيزان توضيح بدهم كه مي‌گويد :

فجاء ابوبکر  و عليّ نائم. قال و ابوبکر  يحسب أنه نبي الله. فقال يا نبي الله! قال: فقال له علي: إنه نبي الله صلي الله عليه و سلم قد انطلق نحو بئر ميمون.

ابوبکر به خانه پيغمبر آمد و علي خوابيده بود. ابوبکر تصور مي‌كرد كه پيغمبر در آنجا خوابيده است.

ببينيد اين روايت کاملا تصريح دارد که ابوبکر  همراه پيغمبر نبوده است. پيغمبر رفته است ابوبکر به خانه رسول اکرم آمده و عرض کرده: يا رسول الله! حضرت فرمود: پيغمبر به طرف چاه ميمون رفته است.

فأدركه

پشت سر آمد و پيغمبر را درك كرد.

فدخل معه الغار

پيغمبر ابوبکر را با خود نبرد و از اول هم ابوبکر با پيغمبر نبوده است و بعد به نبي مكرم ملحق شده است. حالا به چه دليلي بوده است آن يك بحث جدايي است.بعد مي‌گويد:

و جعل علي يرمي بالحجاره كما كان يرمي نبي الله و هو يتضور قد لف رأسه في الثوب.

علي بن ابيطالب جاي پيغمبر خوابيده بود و مشركين سنگ باران مي‌كردند. همانطور كه قبلا خود پيغمبر را هم سنگ باران مي‌كردند. علي بن ابيطالب  بخاطر برخورد سنگها به خودش مي‌پيچيد. علي بن ابيطالب  سر خودش را داخل لحاف كرده بود بيرون نمي‌آورد.

تا اينکه صبح شد و مشركين آمدند –خدا مي‌داند چقدر سنگ زده بودند!- علي بن ابيطالب سرش را از لحاف بيرون آورد اينها تعجب كردند كه ما تصور مي‌كرديم كه به پيغمبر اين همه سنگ زديم گفتيم ديگر كار پيغمبر تمام شده است بعد عجيب است چقدر آدم بدي هستي يا علي وقتي ما به پيغمبر سنگ مي‌زديم. پيغمبر به خودش نمي‌پيچيد ولي وقتي به تو سنگ مي‌خورد به خودت مي‌پيچيدي! و اين براي ما جاي تعجب بود. و ما خودمان شگفت زده بوديم چون تاكنون هر چه به پيغمبر سنگ مي‌زديم به خودش نمي‌پيچيد ولي امشب پيغمبر دارد به خودش مي‌پيچد. اين در حقيقت سخني است كه ابن عباس نقل مي‌کند . و به صورت صحيح است.

ابن أثير جزري در أسد الغابه جلد ٤ ص ١١٣ مي‌گويد  وقتي كه پيغمبر اكرم تصميم به هجرت گرفت و به طرف غار ثور رفت، مشركين خانه  پيغمبر را محاصره كرده بودند علي بن ابيطالب داخل رختخواب نبي مكرم خوابيد و كار به جايي رسيد كه خداي عالم به خوابيدن علي جاي پيغمبر مباهات ‌کرد - عزيزان خوب دقت كنند اين تعبير تعبير شيريني است-:

فأوحي الله إلي جبرئيل و ميكائيل أني آخيت بينكما و جعلت عمر أحدكما أطول من عمر الآخر.

خدا به جبرئييل و ميكائيل وحي كرد من بين شما اخوت برقرار كردم

-همانطور  كه بين علي و پيغمبر اخوت برقرار شده است-

يكي از شما عمرش طولاني‌تر از عمر ديگري است.

آيا حاضر هستيد آن كسي كه عمر بيشتري دارد عمرش را با رفيقش تقسيم كند.

بعد عجيب است خدا گفت حالا آن كه عمرش بيشتر است حاضر است مثلا عمر جبرئيل را بيشتر كنم و ميكائيل را كمتر و يا بر عكس آن كسي كه عمرش بيشتر است حاضر است از من بخواهد از عمرش بكاهم به عمر ديگري بيفزايم. خلاصه هر كدامي از جبرئيل و ميكائيل گفتند نه! ما دوست داريم كه آن اندازه‌اي كه عمر طولاني داريم زنده بمانيم حاضر نيستيم هم جبرئيل و هم ميكائيل.

جبرئيل گفت اگر عمر من زيادي باشد به ميكائيل نمي‌دهم ميكائيل هم گفت اگر عمر من اضافه‌تر باشد من حاضر نيستم به جبرئيل ببخشم. بعد خداوند مي‌گويد:

أفلا كنتما مثل علي بن أبي طالب آخيت بينه و بين نبيي محمد فبات على فراشه يفديه بنفسه ويؤثره بالحياة اهبطا إلى الأرض فاحفظاه من عدوه فنزلا فكان جبريل عند رأس علي وميكائيل عند رجليه وجبريل ينادي بخ بخ من مثلك يا ابن أبي طالب يباهي الله عزوجل به الملائكة فأنزل الله عز وجل على رسوله وهو متوجه إلى المدينة في شأن علي ومن الناس من ؟ يشري نفسه ابتغاء مرضات الله

آيا شما مثل علي بن ابيطالب نيستيد؟ من بين او و پيغمبر اخوت برقرار کردم. آمده جان خودش را فداي پيغمبر كند. علي اگر بنا است كشته بشود پيغمبر زنده بماند. برويد روي كره زمين از علي حفاظت كنيد. جبريئل طرف سر علي بود. ميكائيل طرف پا و جبرئيل مي‌گفت: يا علي! تبريك بر تو. مبارك باد اين جايگاه بر تو. خدا به اين فداكاري تو به ملائكه مباهات مي‌کند .

همينجا بود كه: خداي عالم آيه ٢٠٧ سوره بقره را نازل كرد كه بعضي از مردم هستند كه نفس خودشان را با خدا معامله مي‌کنند . حالا ديگر اين نفس را با خدا معامله كردن چه چيزي است شما بياوريد همه فضائل صحابه را در يك كفه قرار بدهيد و اين فضيلت را كه

يباح الله عز و جل به الملائكه.

خداي عالم به ملائكه مباهات مي‌کند را در كفّه ديگر بگذاريد.

اين يك روايت.

حاكم نيشابوري هم با سند صحيح نقل مي‌کند كه علي بن ابيطالب  جان خودش را با خدا معامله كرد و در كفه اخلاص گذاشت و به خدا داد و لباس پيغمبر را پوشيد و در جاي او قرار گرفت و در آخر روايت هم مي‌گويد اين روايت صحيح است. بعد آقاي حاكم نيشابوري در مستدرك جلد ٣، صفحه تعبير زيباتري دارد مي‌گويد: وقتي پيغمبر اكرم به غار رفت به من دستور داد كه در جايگاه او بخوابم و خودش تصميم گرفت به غار ثور برود. شما در مورد ابوبکر حتي يك روايت جعلي براي ما از کتابي مثل موضوعات ابن جوزي بياوريد كه مثلا

امر رسول الله ابابكر ان يذهب معه إلي الغار.

اين را بايد آقايان مقايسه كنند. بحث، بحث علمي است توهين هم كه نيست. پيغمبر به من دستور داد.

نکته ديگر در اين روايت اين است که مي‌گويد پيغمبر اكرم در قضيه فتح مكه براي شكستن بتهايي که در داخل کعبه بود به من گفت:

اجلس فجلست إلى جنب الكعبة ثم صعد رسول الله صلى الله عليه و آله على منكبي ثم قال انهض فنهضت به فلما رأى ضعفي تحته قال اجلس فجلست فأنزلته عنى وجلس لي رسول الله صلى الله عليه وآله ثم قال لي يا علي اصعد على منكبي فصعدت على منكبيه ثم نهض بي رسول الله صلى الله عليه وآله وخيل إلي انى لو شئت نلت السماء و صعدت إلى الكعبة و تنحى رسول الله صلى الله عليه و آله فألقيت صنمهم الأكبر و كان من نحاس موتدا بأوتاد من حديد إلى الأرض فقال لي رسول الله صلى الله عليه و آله عالجه فعالجت فما زلت أعالجه و يقول رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم ايه ايه فلم أزل أعالجه حتى استمكنت منه فقال دقه فدققته فكسرته و نزلت.

هذا حديث صحيح الإسناد.

بنشين كنار كعبه پيغمبر آمد پاي مباركش را روي شانه من گذاشت و فرمود: بلند شو -پيغمبر مي‌خواست پاهايش را روي شانه علي بگذارد و برود بالاي كعبه و بتها را بشكند- حضرت علي مي‌گويد: من احساس ضعف كردم -پيغمبر را روي دوش گرفتن و بلند كردن قدرتي فوق اين قضايا مي‌خواهد- وقتي که ديد من توانايي ندارم. گفت علي جان! بنشين و من نشستم و پيغمبر از دوش من آمد پايين گفت حالا من مي‌نشينم شما بيا روي شانه‌هاي من بنشين. سپس يغمبر من را بلند كرد. -جالب اينجا است-مي‌گويد ديدم آنچنان به سهولت دارم بالا مي‌روم كه مي‌توانم تا آسمان بالا بروم. -يعني آنچنان زيباست كه من تا آسمان هم مي‌توانم در دوش پيغمبر اكرم بالا بروم- به هر حال بالاي كعبه رفتم. پيغمبر عقب برگشت و رفتم آنجا ديدم كه بت بزرگ مشركين آنجا است. اين بت بزرگ را با ميخهاي خيلي بزرگ بر بام مكه محكم زده‌اند. پيغمبر به من فرمود: يك فكري بكن همه اين بتها بايد شكسته شود. ميخها را در بياور. من داشتم اين بتها را جابجا مي‌كردم و ميخها را در مي‌آوردم و به هم مي‌زدم و پيغمبر مي‌گفت باز هم! باز هم! جلوتر! جلوتر! -ببينيد چقدر لذت دارد، چقدر صفا دارد!-  به هر حال اين ميخها را به اين طرف و آن طرف تنظيم كردم كه پيغمبر فرمود اين بت را بشكن و در هم بكوب. من هم بر سر آن بت كوبيدم و تكه تكه‌اش كردم و از بالاي كعبه آمدم پايين. حاكم نيشابوري مي‌گويد اين حديث صحيح است.

ما بعد از هزار و چهارصد سال كه اين روايت را مي‌خوانيم لذت مي‌بريم.

در رابطه با حديث ليلة المبيت سخن زياد است. من يادم هست در سال ٥٤ يا ٥٥ كه در ماه رمضان در كرمانشاه بودم بعد از ماه رمضان به سنندج رفتم و تعدادي از كتب عزيزان اهل سنت را خريدم. از جمله آن کتابها كتاب اسد الغابه ابن أثير جزري بود. –که دوستانمان از آن تصوير هم گرفتند- چاپخانه‌اي كه اين کتاب را تجديد چاپ كرده بود، با دست به جاي

بات علي فراشه.

علي بيتوته كرد و در فراش پيامبر خوابيد

و بال علي فراشه.

آورده است! نعوذ بالله.

اسم اين کار را چه مي‌شود گذاشت؟ ترجمه کردنش هم سخت است!  اصلا تصورش هم سخت است! اين آدم چه عداوتي با اميرالمومنين داشته است! البته شايد گفتن خبيث به اينها هم توهين به خبيثها باشد!

اگر لازم باشد در فرصت مناسب حداقل بيست روايت با سند صحيح را نشان خواهيم داد كه پيغمبر فرمود آنها كه با اهل بيت من دشمني دارند  مشكل نسبي دارند. اين بي‌حيا! من وقتي بي‌حيا مي‌گويم  احساس مي‌کنم  به بي‌حيا هم توهين مي‌شود! اين بي‌حيا مي‌گويد: اگر در کربلا براي امام حسين آب نبود، نوشيدن بول كه جايز است. چرا استفاده نكرد؟! ببينيد چقدر وقيح و چقدر بي‌حيا و چقدر بي‌شرف! بي‌حياتر از اينها کساني هستند كه با اين شبكه‌ها برنامه‌هاي زنده دارند و با اين شبکه‌ها مصاحبه مي‌کنند و اينها را اهل سنت معرفي مي‌کنند! آيا واقعا نظر شما همين است. با كسي كه اين شبكه‌ها را شبكه سني بداند و از آنها دفاع كند ما هيچگونه برادري نداريم و اينها را دشمن اهل بيت مي‌دانيم . كساني هم كه با آنها دوستي مي‌کنند را هم دشمن اهل بيت مي‌دانيم. همين باعث شد يك بيننده اي زنگ زد گفت:

آقا اگر كسي در رابطه با عثمان بگويد خوب است عثمان كه سه روز آنجا  در محاصره بود و آب نداشت چرا از فلان استفاده نكرد.

وقتي كه بي‌حيايي مي‌كني کساني هم به مقدسات تو توهين مي‌کنند!

يك مقداري حسابتان را از اين نانجيبها و بي‌حياها و نواصب جدا کنيد. طبق همان تعبير خوبي كه شيخ الأزهر داشت اينها خوارج هستند! مفتي عام مصر هم گفت اينها سگهاي جهنم هستند! اينها را خوب شناختند.

آنها اهل سنت هستند نه اين افرادي كه دم از اهل سنت مي‌زنند آن وقت بعضي از آقايان مي‌گويند ما كه در كشور وهابي نداريم! وهابيت را ملاك قرار داده‌اند تا اهل سنت را بكوبند!

اين حرفهاي بي پايه چيست؟! وقتي شما مي‌گوييد ما خوشحال هستيم که اهل سنت هم داراي شبكه شدند و منظورتان شبکه‌هاي وهابي و ناصبي است،من يقين دارم هر سني بشنود اين مطلب را تنفر و انزجارش را از اين شبكه و از اين كارشناس وقيح و بي‌حيا اعلام مي‌کند  و لعن خودش را نثار اينها مي‌کند.

من واقعا در عمرم تا به حال نديدم كه يك سني بيايد و بگويد من محبت حضرت علي در قلبم نيست. چنين عبارت وقيحي نسبت به حضرت سيد الشهداء حتي در مخيله او هم نمي‌گنجد. لذا ما از عزيزان اهل سنت تقاضا داريم اگر به آنجا و به اينجا هم زنگ مي‌زنند، تنفر و برائت خودشان را از اين شبكه‌هاي شيطاني كه خودشان را بجاي اهل سنت جا زده‌اند و واقعا آبرو مي‌برند، اعلام کنند. من به گمانم حتي اگر خود عربستان سعودي هم بفهمد كه يك چنين افرادي چنين تعابير وقيحي نسبت به سيد الشهداء دارند آنها  هم محكوم مي‌کنند و اعلام تنفر مي‌کنند.

حتي اگر اين تعبير را بروند به مفتي اعظم عربستان سعودي بگويند. مي‌گويد لعنت خدا و ملائكه و جميع انس و جن بر آن آدم بي‌حيا كه نسبت به امام حسين چنين تعبيري به كار ببرد.

مجري:

از حضرت استاد سپاسگزاري مي‌کنيم. همانطور كه حضرت استاد هم فرمودند حساب وهابيت از حساب برادران اهل سنت كاملا جدا است ولي وهابيها مي‌خواهند خودشان را به آقايان اهل سنت وصل کنند تا هم تعدادشان را زياد كنند و هم از اين پوشش بر عليه شيعه استفاده كنند.

هزار و چهارصد سال است كه شيعه و سني در كنار هم هستند و هرچند اختلاف نظر دارند ولي برادرانه در كنار هم مباحث را مطرح مي‌کنند .

يكي از ويژگيهايي كه در همين حديث ابن عباس آمده است قضيهسدّ ابواب بود كه همه درهايي كه به مسجد باز بود طبق وحيي كه از طرف خداوند نازل شد بسته شد و فقط در خانه حضرت امير باز بود. آيا اين فراز از نظر علماي اهل سنت هم هست و در كتب آنها آمده است و تأييد مي‌کنند يا نه؟

استاد حسيني قزويني:

ابن عباس مي‌گويد :

و سدّ رسول الله صلي الله عليه و سلم أبواب المسجد غير باب علي.

مسند احمد، ج١، ص٣٣١

پيغمبر اكرم تمام درهاي صحابه كه به مسجد گشوده مي‌شد همه را بست غير از در علي بن ابيطالب و علي بن ابيطالب وارد مسجد مي‌شد  در حاليكه در حال جنابت بود و غير از آن هم در به روي مسجد نداشت. اين عبارتي است كه در اينجا  آمده است.

در مورد قضيه سدّ ابواب كه بحث آن خيلي مفصّل است من فقط يك جمله جامعي از ابن حجر عسقلاني نقل مي‌کنم . ابن حجر يك شخصيت برجسته است تمام كساني كه حديث را آورده‌اند نقد کرده‌اند و جعلي دانسته‌اند همه را آورده و يك كاسه كرده يعني يك حرف جامعي است. ابن حجر در کتاب فتح الباري، ج٧، ص١٢ و ١٣مي‌گويد: سعد بن ابي وقاص مي‌گويد كه پيغمبر دستور داد که تمام درها را بستند غير از در علي بن ابيطالب. اين را احمد بن حنبل و نسائي آورده‌اند و

اسناده قوي.

سندش هم قوي است.

در معجم الاوسط طبراني هم آمده

رجالها ثقات.

راويانش همه ثقه هستند.

فقالوا يا رسول الله سددت أبوابنا.

صحابه به پيغمبر اعتراض كردند. گفتند درهاي ما را بسته‌اي؟! پيغمبرفرمود:

ما أنا سددتها و لكن الله سدّها.

من نبسته‌ام خداي عالم درها را بست.

اين عبارت ابن حجر است. زيد بن أرقم مي‌گويد پيغمبر اكرم صلي الله عليه و سلم درها را بست غير از در علي بن ابيطالب .

فتكلم ناس في ذلك.

تعدادي از صحابه به پيغمبر اعتراض كردند.

خيلي عجيب است.

فقال رسول الله صلي الله عليه و سلم إني والله ما سددت شيئا و لا فتحته.

به خدا سوگند من در كسي را از پيش خودم نبسته‌ام و نگشوده‌ام.

و لكن امرت بشيء فاتبعه.

خداي عالم به من دستور داد و من هم دستور خدا را اطاعت كرده‌ام.

آقاي ابن حجر، نسائي، حاكم نيشابوري اين روايت را آورده‌اند و رجالش هم ثقه است.

مي‌گويند در خانه كس است يك حرف بس است!

در ادامه از ابن عباس نقل مي‌کند که پيغمبر دستور داد تمام درها  را بستند ولي در علي بن ابيطالب را گشودند در روايت ديگري باز به همين شكل احمد و نسائي آورده‌اند و راويانش همه ثقه هستند. از عبدالله بن عمر نقل مي‌کند که در زمان پيغمبر ما مي‌گفتيم كه بهترين جمعيت چه كسي است؟

ابوبکر است و بعد عمر است.

لقد أعطي علي بن  ابيطالب  ثلاث خصال.

خداي عالم به علي سه تا ويژگي داده است كه هر كدام از اينها در ما بود از بهترين ثروت روي زمين براي ما بهتر بود.

يكي اينکه دخترش زهرا را به ازدواج او درآورد و از او بچه‌دار شد نسل پيغمبر از طريق حضرت زهرا و اميرالمومنين گسترش پيدا كرد و دوم اينکه درها را بست غير از در علي و سوم هم اينکه در خيبر پرچم را به دست علي داد. احمد اين روايت را آورده است و سندش هم حسن است.

آقاي نسائي هم مي‌گويد :

و رجاله رجال الصحيح الا العلاء و قد وثقه يحيي بن معين و غيره.

بعد مي‌گويد :

و هذه الأحاديث يقوي بعضها بعضا.

اين روايات متعددي كه ما آورديم همديگر را تقويت مي‌کنند .

و كل طريق منها صالح للاحتجاج.

حتي هر كدام از اين روايات صلاحيت دارد كه ما احتجاج كنيم.

فضلا عن مجموعها.

چه رسد به مجموع اين روايات كه با همديگر جمع بشود كه به تعبير شيعه مي‌شود روايت مستفيض و به تعبير عزيزان اهل سنت مي‌شود روايت

يقوي بعضها بعضا.

نکته ديگري كه بايد عزيزان دقت كنند اين است كه هر چه براي اميرالمومنين سلام الله عليه فضيلت بوده در دوران بني اميه شبيه سازي کرده‌اند! و يك روايت شبيه به آن براي جناب خليفه اول و دوم و سوم و حتي معاويه و حتي براي يزيد جعل کرده‌اند! يكي از جاهايي كه حديث جعل کرده‌اند  و شبيه سازي کرده‌اند همين قضيه حديث سد ابواب است. ابن حجر عسقلاني روايات متعددي را نقل مي‌کند و مي‌گويد :

تك تك اين روايات براي احتجاج صلاحيت دارد تا چه باشد به همه روايات. بعضي آقايان در اينجا تشكيك مي‌کنند و بعد اين حديثي كه متأسفانه اين حديث در صحيح بخاري آمده است. بخاري از عكرمه غلام ابن عباس نقل مي‌کند که پيغمبر اكرم در همان بيماري كه از دنيا رفتند به مسجد آمد و بر بالاي منبر نشست و فرمود:

اگر بنا بود يك نفر رفيق داشته باشم ابوبکر را انتخاب مي‌كردم.

سدوا عني كل خوخه في هذا المسجد غير خوخة ابيبکر .

صحيح بخاري، ج١، ص١٢٠

پنجره‌هايي كه به مسجد گشوده مي‌شود  همه را ببنديد غير از خوخه و پنجره آقاي ابوبکر!

آقايان يك فضيلتي درست کرده‌اند!  من در اينجا از عزيزان اهل‌سنت ٢ سوال دارم.

سوال اول: پيغمبر در آن مرضش كه فرمود قلم و كاغذي بياوريد تا چيزي بنويسم كه بعد از آن هرگز گمراه نشويد، اينها گفتند:

انّ الرجل ليهجر

تذکرة الخواص، ص٦٢

پيغمبر دارد -نستجير بالله- هذيان مي‌گويد .

ولي وقتي مي‌فرمايد همه پنجره‌ها را ببنديد غير از پنجره آقاي ابوبکر  هذيان نمي‌گويد! اين را براي ما معين كنند مسئله چگونه حل مي‌شود؟!

سوال دوم:

دوستان ما تحدّي كردند گفتند در صحيح بخاري يك روايتي را بياوريد در فضيلت جناب آقاي ابوبکر ، عمر، و عثمان كه اين روايت از ديدگاه اهل سنت با مباني جرح و تعديل اهل سنت روايت صحيح باشد. تا به حال آقايان نتوانستند بياورند. اين روايت هم از چه كسي است؟

از عكرمه من فقط به عزيزان اهل سنت چند نكته را بگويم: آقاي عكرمة بن ابي جهل غلام ابن عباس است اولا در دروغگويي ضرب المثل بوده! در كتاب تهذيب التهذيب ابن حجر عسقلاني ج ٧ ص٢٣٨ و سير أعلام النبلاء جلد ٥ ص ٢٣ راوي مي‌گويد  من رفته بودم بر پسر ابن عباس وارد شدم علي بن عبدالله  بن عباس كه عكرمه غلام ابن عباس است. غلام پدرش است ديدم كه عكرمه را به در باغ بسته همانطور كه حيوان را مي‌بندند يك چيزي به پاي عكرمه بسته

دخلت على علي بن عبد الله بن عباس ، وعكرمة مقيد على باب الحش ، قال : قلت : ما لهذا كذا ، قال : إنه يكذب على أبي

او را به در بسته‌اند! گفتم اين چه وضعي است؟! گفت: عكرمه به پدرم دروغ مي‌بندد.

و لذا او را به کنار در آورده‌ام و پاهايش را بسته‌ام.

 جالب اين است كه عبدالله بن عمر پسر خليفه دوم، به نافع غلامش مي‌گويد :

لا تكذب عليّ كما كذب عكرمة على ابن عباس

تهذيب التهذيب ج ٧ ص٢٣٧

اي نافع! به من دروغ نبند همانطور كه عكرمه به ابن عباس دروغ مي‌بسته است! اين يك ضرب المثل شده بود!

سعيد بن مسيّب هم به غلامش مي‌گويد :

لا تکذّب عليّ كما يكذب عكرمه علي ابن عباس.

مبادا به من دروغ ببندي مثل عکرمه، غلام ابن عباس.

سيرأعلام النبلاء ج ٥ ص ٢٢

اين روايت از اين آقاست كه اصلا در دروغگويي ضرب‌المثل بوده است! تهذيب التهذيب ج ٧ ص ٢٣٧ از مصعب زبيري نقل مي‌کند كه عكرمه غلام ابن عباس از خوارج بوده و رأي عكرمه رأي خوارج است. خوارج هم كه در نظر آقايان كاملا معلوم الحال هستند. آقاي مالك بن انس عكرمه را توثيق نمي‌كرده است و مي‌گفته:

لا اري لأحد أن يقبل حديثه ... انّ عکرمه کذّاب يحدث غداة حديثا و يخالفه عشيّا

تهذيب الكمال، جلد ٢٠ ص ٢٨٦ ؛ تهذيب التهذيب،ج ٧ ، ص ٢٣٧ ؛ سير أعلام النبلاء ج ٥ ص ٢٨

كسي حق ندارد كه حديث عكرمه را قبول كند ... عكرمه دروغگو است صبح يك روايت را مي‌گويد غروب روايت را تكذيب مي‌کند!

و جالبتر از همه اينها اينکه تهذيب الكمال جلد ٢٠ ص ٢٨٤ مي‌گويد : عكرمه قليل العقل بوده است! عقل نداشته ! يحيي بن سعيد از فقهاي بزرگ اهل سنت نقل مي‌کند:

عن ايوب انّه ذکر له إنّ عكرمه لا يحسن الصلاة! قال ايّوب: و كان يصلي؟!

تهذيب الكمال ج ٢٠ ص ٢٨٤ ؛ تاريخ دمشق ج ٤١ ص ١١٧ ؛ ميزان الاعتدال ج ٣ ص ٩٥ ؛ سير أعلام النبلاء ج ٥ ص ٢٧

به ايوب گفتند: عكرمه خوب نماز نمي‌خواند. گفت: آيا عکرمه اصلا نماز مي‌خواند؟! تا اينکه ما بياييم و بگوييم نماز خوب نمي‌خواند؟!

عزيزان اهل سنت به اين دو تا سوال ما پاسخ دهند و انشاءالله يك مقداري دقت كنند تا در چاله‌اي نيفتند كه فرداي قيامت برايشان مشكل ساز باشد.

مجري:

ممنون و سپاسگزار هستيم. سوال اينجاست كه آيا حضرت امام علي عليه‌السلام كه از همه افضل است واقعا شايسته نيست که پيشواي امت بشود؟!

تماس بينندگان

جناب آقاي قاسمي از هشترود اولين بيننده ما هستند كه روي خط مي‌آيند سلام و عرض ادب داريم.

بيننده:

سلام عليكم. خسته نباشيد. من مي‌خواستم به اين آقا كه به امام حسين هتّاكي كرده يك جمله بگويم. نمي‌خواهم اسم ببرم كه دهانم در اين ورودي ماه محرم كثيف شود اين آقا گفته اگر من بفهمم كه به ناموس من اين حرف را زدند من از اين شبكه مي‌روم. پس چرا نرفته است؟! آيا اصلا مي‌داند ناموس و غيرت ناموسي چيست؟! خودشان را مي‌گذارند جاي اهل سنت. اهل سنت غيرت ناموسي دارند. اهل سنت به ناموسهايشان پايبند هستند.

مجري:

ما واقعا از اين بي‌ادبيها و جسارتها ناراحت هستيم. اميدواريم كه برادران اهل سنت اين جسارتها و بي‌ادبيها را محكوم كنند.

بيننده بعدي از سنندج جناب آقاي نوري سلام عليکم.

بيننده:

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته. ايام سوگواري آقا ابا عبدالله الحسين را به شما و همه شيعيان و همه محبانش تسليت عرض مي‌کنم . انشاءالله خدا لعنت كند قاتلهايش را و قاتل فرزندانش را.

جناب آقاي محسني! خدا شاهد است كه من وقتي اين تاريخها را مي‌خوانم حقيقتا بغض گلويم را مي‌گيرد. در روايتها خواندم که وقتي حضرت اباعبدالله الحسين با حرّ روبرو مي‌شود ، يك آبي با دست خودش به حرّ مي‌دهد كه او را منقلب مي‌کند  و بالاخره برمي‌گرداند. من هم از خدا مي‌خواهم كه قطره‌اي از آن آب هم به اين قلب تشنه ما بچكاند كه ما هم بتوانيم به آن حقيقت و به آن معرفت برسيم.

سوال من اين است که در قرآن مي‌فرمايد:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى

سوره نجم، آيه ٣ و ٤

بعد من در كتاب احتجاج آقاي طبرسي در خطبه غدير خواندم که

يا معاشر الناس ... انّه امام من الله

مي‌خواهم بدانم آيا اين در كتابهاي خود ما اهل سنت هم هست؟

سوال ديگر هم در رابطه با حضرت علي اصغر عليه السلام که ما هم احترام خاصي برايش قائليم، اهل تشيع او را باب الحوائج مي‌دانند ولي اينطور نيست ايشان فرزند امام است و اينکه مي‌گويد باب الحوائج است در قرآن هم مي‌گويد :

و لكلّ درجات ممّا عملوا.

سوره انعام، آيه ١٣٢

و به هر كس هر درجه‌اي داديم بخاطر عملش داديم.

حالا اعمال علي اصغر شش ماهه چه بوده كه به او لقب باب الحوائج داده‌اند؟

مسئله بعدي هم اينکه اولا: جناب آقاي قزويني! شما چه كتابهايي تأليف کرده‌ايد؟ ثانيا: كتابهايي در مورد اعيان ثابته و عالمهاي ملكوت و جبروت معرفي کنيد.

استاد حسيني قزويني:

بله! در رابطه با اينکه آيا امامت اميرالمومنين امامت الهي هست يا نه ؛ ما بارها در آيه ٥٥ سوره مائده گفته‌ايم و از كتابهاي صحيح و معتبر عزيزان اهل سنت نقل کرده‌ايم که

إنّما وليّكم الله

يعني وليّ شما خداست و وليّ شما پيغمبر است و وليّ شما اميرالمومنين سلام الله عليه است. وقتي كه اين قضيه اتفاق مي‌افتد و پيغمبر معرفي مي‌کند مسئله كاملا واضح و روشن است.

همچنين در رابطه با آيه ابلاغ آقاي سيوطي از عبدالله بن مسعود نقل مي‌کند كه ما آيه ٦٧ سوره مائده را اينطوري مي‌خوانديم:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ انّ عليّا مولي المؤمنين.

درّالمنثور، ج٢، ص٢٩٨

اي پيغمبر! ابلاغ كن آنچه را كه خدا به تو نازل كرده است. -چه چيزي نازل كرده است؟- علي مولاي مومنين است.

پس امامت علي الهي است .

آلوسي هم مي‌گويد ما زمان پيغمبر اينطوري مي‌خوانديم:

انّ عليّا وليّ المؤمنين.

روح المعاني، ج٦، ص١٩٣

اي پيغمبر! به مردم برسان! اين دستور خدا است.

وقتي كه دستور خداست ، امامت، الهي مي‌شود و در آن هيچ شك و شبهه‌اي نيست. حاكم نيشابوري با سند صحيح نقل مي‌کند: خداي عالم به من وحي كرده است. درباره علي سه چيز وحي كرده است او سيد مسلمانها و امام المتقين است.

اگر كسي متقي است علي امام اوست. مي‌گويد خدا به من وحي كرده است. آيا امامت الهي از اين بهتر و از اين واضحتر هم بيان مي‌شود؟! آقاي حاكم نيشابوري در المستدرک ج٣، ص١٣٨مي‌گويد اين حديث صحيح است.

اما در رابطه با اينکه هر مقامي مربوط به عمل است حضرتعالي به ما بفرماييد حضرت عيسي كه در همان لحظات اول عمرش فرمود:

قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آَتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا

سوره مريم، آيه ٣٠

خداوند به من کتاب داده و مرا پيغمبر قرار داده است.

بفرماييد حضرت عيسي كه تازه از مادر متولد شده چه عمل خوبي انجام داده است که خدا در مورد او چنين مي‌فرمايد؟!

دوستان توجه كنند اين تمام داستان حضرت عيسي است كه:

وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا

سوره مريم، آيه ١٦

داستان حضرت مريم را بياد آور که از خانواده‌اش فاصله گرفت.

فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا

سوره مريم، آيه٢٧

يك فردي را ديد گفت: به خدا پناه مي‌برم. گفت من از طرف خدا هستم تا آنجا كه مردم به حضرت مريم گفتند:

يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ مَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آَتَانِيَ الْكِتَابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ

سوره مريم، آيه ٢٨ - ٣١

اي خواهر هارون! اين بچه را از كجا آوردي؟! پدرت كه آدم بدي نبود! مادرت هم آدم بدي نبود! حضرت مريم اشاره كرد به بچه‌اي كه تازه به دنيا آمده ‌است. گفتند: ما با كسي كه در گهواره هست چطوري حرف بزنيم؟! حضرت عيسي که تازه به دنيا آمده است مي‌گويد:من بنده خدا هستم. خدا به من كتاب داده و مرا پيغمبر قرار داده است.

آقاي نوري بزرگوار! خدا بخاطر كدام عمل حضرت عيسي به او آن مقام را داد، كتاب داد، و پيغمبر قرار داد؟

در رابطه با حضرت يحيي هم قرآن مي‌فرمايد:

يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَ آَتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا

سوره مريم، آيه١٢

در حاليکه حضرت يحيي بچه بود، به او حکم داديم.

آيا مراد از حكم چه چيزي است؟در اينجا مراد از حكم همان نبوت است. خدايي كه اين قدرت را دارد که به حضرت عيسي و حضرت يحيي در بچگي كتاب بدهد و پيغمبرشان بكند به هر كس ديگر از بندگانش بخواهد هم چنين مقامي مي‌دهد. چه در بچگي و چه در بزرگي و چه در پيري و چه در گهواره.

قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ

سوره آل عمران، آيه٧٣

فضيلت در دست خدا است به هر كس بخواهد مي‌دهد .

بلعم باعورا با آن عظمتي كه داشت و بعد از آنکه به آن مقام مي‌رسد نمي‌تواند آن را حفظ کند و خداي عالم از او مي‌گيرد:

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آَتَيْنَاهُ آَيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ  و لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَ لَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ

سوره اعراف، آيه ١٧٥، ١٧٦

اين تعبيري است كه خدا دارد: ما در اثر عمل خودش يك چيزي به او داده بوديم. داستانش مثل داستان سگ است. - نه هر سگي!- سگ هار.

از آن طرف هم در رابطه با سگ اصحاب كهف مي‌فرمايد:

وَكَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ

سوره کهف، آيه ١٨

كه داريم در روايات فرداي قيامت يکي از حيواناتي كه وارد بهشت مي‌شوند سگ اصحاب كهف است.

ما بايد هميشه از خداي عالم فضل بخواهيم.

اللهم ارزقني من فضلك.

مخصوصا در روايت ما داريم كه مي‌گويد  اگر يك فردي را ديديد كه نعمت دارد مثلا اگر كسي يك خانه خيلي شيك دارد به او حسد نكنيد بگوييد:

اللهم ارزقني من فضلك.

يك كسي ماشين خوبي دارد به جاي اينکه به او حسادت كنيد بگوييد:

اللهم ارزقني من فضلك.

يك كسي كسب و كار خوبي دارد شما وقتي كسب و كار خوب را ديدي دعا كنيد بگو خدايا از فضلت به من هم كرم بفرما.

مجري:

از جناب استاد سپاسگزاري مي‌کنيم. جناب آقاي آرميده از زاهدان از برادران اهل سنت. سلام و عرض ادب داريم.

بيننده:

سلام عرض مي‌کنم خدمت جناب آقاي محسني و همچنين كارشناس عزيزتان جناب آقاي دكتر حسيني قزويني.

در رابطه با غدير خم مي خواستم به شما بگويم داستان غدير خم را براي ما مفصل توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

كدام قسمتها را مي‌خواهيد براي شما توضيح بدهم.

بيننده:

در رابطه با آيه

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا

سوره مائده، آيه٣

توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

اين آيه، آيه إكمال در سوره مائده آيه ٣ است. خطيب بغدادي از علماي بزرگ شماست با سند صحيح از ابو هريره نقل مي‌کند كه روز غدير خم پيغمبر دست علي بن ابيطالب را گرفت و فرمود:

ألست ولي المؤمنين ؟  قالوا : بلى يا رسول الله ، قال : من كنت مولاه فعلي مولاه فقال عمر بن الخطاب : بخ بخ لك يا بن أبيطالب أصبحت مولاي ومولى كلّ مسلم ، فأنزل الله : ( اليوم أكملت لكم دينكم )

تاريخ بغداد، ج٨، ص٢٨٤

آيا من ولي مؤمنين نيستم. گفتند:بله. بعد فرمود: هرکس که من مولاي او هستم علي بن ابيطالب مولاي اوست. جناب عمر بن خطاب آمد و تبريك گفت: خداي عالم آيه سوم سوره مائده را نازل كرد.

اين روايت از نظر سند طبق مباني اهل سنت کاملا درست است. نه تنها اين روايت ، بلکه روايات متعددي در اين زمينه داريم. ابن مردويه ، ابن عساكر ابن مغازلي، خوارزمي و جويني نقل مي‌کنند كه اين آيه در حق حضرت علي نازل شده است.

ابن تيميه هم به عنوان رئيس وهابيها يا خدا و پيغمبر وهابيها! در مجموع فتاوي ج١٨، ص٢٦ مي‌گويد اگريك روايت متعدد شد براي انسان قطع مي‌آورد و لو اينکه ناقلينش فساق و فجار باشند.        حالا اگر سوال ديگري داريد ما در خدمت شما هستيم.

بيننده:

اين آيه‌اي كه فرموديد:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا

در روز عيد غدير خم نازل نشده است نظر من اين است كه اين آيه در روز عرفه بر پيامبر صلي الله عليه و سلم نازل شده است و اين آيه هيچ ربطي به روز غدير خم ندارد.

استاد حسيني قزويني:

آقاي آرميده بزرگوار! اين رواياتي كه ما آورديم از علماي اهل سنت آورده‌ايم از شيعه كه نياورده‌ايم!

بيننده:

شما درست مي‌گوييد من شنيدم اين آيه در رابطه با عيد غدير خم نيست اين آيه در روز عرفه كه پيامبر عليهم الصلاه و السلام در جمع صحابه فرمودند آيا من دين را براي شما تكميل كردم يا نكردم يعني پيام دين را به شما رساندم يا نرساندم صحابه عرض كردند بله يا رسول الله بعد حضرت جبرئيل عليه الصلاة و السلام اين آيه را بر پيامبر نازل كرد.

اليوم اكملت دينكم اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا.

اين آيه به نظر من و به نظر هيچ اهل سنتي ربطي به روز عيد غدير خم ندارد.

استاد حسيني قزويني:

آقاي آرميده! اينها‌يي كه ما آورديم خطيب بغدادي يا اين ابن مردويه، ابن عساكر، ابن مغازلي، خوارزمي و جويني اينها  مگر از اهل سنت نيستند عزيز دل من؟

بيننده:

چرا اهل سنت هستند.

استاد حسيني قزويني:

پس چرا شما مي‌گوييد هيچ كدام از اهل سنت چنين عقيده‌اي ندارند؟!

بيننده:

نه! به نظر من چنين عقيده‌اي ندارند!

استاد حسيني قزويني:

ببينيد برادر عزيز من! اگر شما صاحب نظر هستيد، مجتهد و مفتي هستيد اول بايد از نظر مباني علمي بگوييد مثلا خطيب بغدادي رواياتي که نقل کرده است به اين دلائل، ضعيف است. ابن مردويه روايتش ضعيف است، ابن عساكر روايتش ضعيف است. بايد اينها را با دليل رد كنيد بعد بگوييد نظر من! اينطوري كه نمي‌شود  هر كسي از جايش بلند شود بگويد آقا نظر من اين است!

مجري:

آقاي آرميده! من سوالي را از شما بپرسم اين است كه در روز عرفه چه اتفاق بزرگي افتاد كه اين آيه إكمال نازل شد كه من اين لحظه اليوم دين را كامل كردم چه اتفاقي افتاد؟

بيننده:

در اين روز پيامبر صحابه‌ خودش را جمع كرده و فرموده كه من دين را براي شما كامل كردم يا نكردم.

استاد حسيني قزويني:

شما مدركي داريد که اين مسئله دركدام كتاب اهل سنت آمده است؟ و اينطور حرف زدند. مي‌توانيد حرف بزنيد كدام كتاب اين را نقل كرده.

بيننده:

كتابش را دقيقا يادم نيست!

استاد حسيني قزويني:

پس شما بزرگواري كن تشريف ببر كتابش را مطالعه كن بعدا بيا اينجا صحبت کن. ما هرچه براي شما گفتيم، برايش مدرك آورديم. بينندگان هم ديدند حالا به شما مي‌گوييم مدرك حرفتان كجاست شما مي‌گوييد يادم نيست! پس شما بزرگواري كن برو مداركش را ببين بعد از اينکه ديدي بيا! شما که مي‌خواهيد يك موضوعي را بحث كنيد نبايد بدون مدرک و دليل بگويي آقا به نظر من چنين است! نظر بدون مدرک شما كه اهميتي ندارد. نظر شما بايد متكي به آيه يا روايت باشد ما هشت يا نه تا روايت آورديم. شما كه مي‌گوييد اين روايات ضعيف است دليل هم بياوريد! مي‌گوييد پيامبر صحابه‌اش را جمع كرد گفت دينم را تكميل كرده‌ام! شما روايتش را براي ما بياور تا ببينيم اين روايت كجاست و بگوييم اين روايتي كه شما آورديد ضعيف است يا صحيح است.

همين رواياتي را هم كه شما گفتيد – و آدرسش را نمي‌دانستيد- ما قبلا نقل كرديم و ثابت كرديم که دروغ است. يكي مي‌گويد روز عرفه، يكي مي‌گويد  شب عرفه، يكي مي‌گويد شب بعد از عرفه! شما براي ما معين كنيد وقتي مثلا كسي مي‌گويد من روز اول مهر هنگام ظهر به زاهدان رسيدم. بعد مي‌گوييد نه آقا! من شب ساعت ده به زاهدان رسيدم! بعد مي‌گوييد نه! من شب شنبه رسيدم! هر كسي اين -گفتار ضد و نقيض- را بشنود مي‌گويد: مشخص است كه دروغ است!

تازه بعد هم مي‌بينيم كه ورود اين آقا به زاهدان، اصلا در روز دوشنبه بوده است و نه روز شنبه! وقتي يك نفر سه نوع حرف مي‌زند حرفش بي اعتبار است. از نظر قوانين قضاييي اگر كسي در يك قضيه دو نوع حرف بزند و تناقض داشته باشد قاضي او را متهم مي‌کند  و ملزم مي‌کند که اين جرم براي تو ثابت است و به او مي‌گويد: اگر واقعا تو صادق بودي دو نوع حرف نمي‌زدي.

مجري:

سپاسگزاري مي‌کنيم  جناب آقا محمد از سقز از برادران اهل سنت. سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

بيننده:

سلام عرض مي‌کنم . خدمت حاج آقا و آقاي محسني عزيز.

اگر اجازه بفرماييد من يك مشاركتي داشته باشم و من سوالي ندارم.

حاج آقا تسليت عرض مي‌کنم . چرا كه امام حسين فقط به شيعه‌ها مربوط نمي‌باشد.

استاد حسيني قزويني:

بله همين طور است.

بيننده:

من به عنوان يک اهل سنت اين اهانتي كه آقاي سجودي در شبكه كلمه كرد را محكوم مي‌کنم. امام حسين يكي از ائمه اهل سنت است هيچ فرقي نمي‌کند و مشترك و مال همه مسلمانان است آفرين بر شما و كساني كه با امام حسين كشته شدند.

مجري:

آفرين به شما! واقعا از شما به عنوان يک برادر عزيز اهل سنت ممنون هستيم.

بيننده:

 همانطور که ما اهل سنت اهانت به زنان پيغمبر را اهانت به خود پيغمبر مي‌دانيم  اهانت به حضرت حسين را مستقيم اهانت به حضرت محمد مي‌دانيم . چون امام حسين به قول حضرت محمد صلي الله عليه و سلم سيد شباب اهل الجنه است. به راستي كه اين كلماتي كه اين آقا گفت من به عنوان يك اهل سنت خجالت مي‌كشم. خدا جزاي خير به شما بدهد.

استاد حسيني قزويني:  

اينها ارتباطي به اهل سنت ندارد عزيز من! آقا محمد عزيز! شكايت ما از يك سري افراد بد سليقه يا كم عقل است كه مي‌گويند اين شبكه‌ها شبكه اهل سنت است! ما از اين ناراحت هستيم كه بيايند اين شبكه‌ها با اين اهانتها به مقدسات اهل بيت نه شيعه اينها را بگويند اهل سنت به نظر من اين بالاترين خيانت به اهل سنت است. توهين به اهل سنت است. ما اصلا اهل سنت را خيلي نجيبتر از اينها مي‌دانيم. من بارها گفته‌ام که اهل سنت ايران را نجيب‌ترين اهل سنت كره زمين مي‌دانيم.  ضمن اينکه ديگر اهل سنت هم براي ما عزيز هستند. ولي من با توجه به مسافرتهاي متعدد به خارج از كشور با بسياري از اهل سنت مراوده داشته‌ام. ولي اهل سنت ايران يك چيز ديگري هستند. اين آقا که چنين هتاکي کرده است مزدور اجنبي است در همان جلسه شروع كرده از انگلستان تعريف كردن! من گمان نمي‌کنم از اسلام و پيغمبر اينطور بخواهد تعريف كند.

بيننده:

من متشکر  هستم از حاج آقاي قزويني چون در دوره شاه خدا نيامرز به ما مي‌گفتند شيعه هستي يا اهل سنت هستي؟ الآن حاج آقا كاري كرده است خدا اجرشان بدهد انشاءالله  شيعيان را روشن كرده نسبت به اهل سنت چون قبلا خدا شاهد است حاج آقا دروغ نمي‌گويم به خدا مي‌گفتند مسلمان هستي يا اهل سنت هستي! يعني اهل سنت اصلا مسلمان به حساب نمي‌آمد.

ايشان شيعيان را روشن كرده بعد در رابطه با حضرت علي عليه السلام هم پيغمبر ما هم كه از همه پيغمبرها بزرگتر بود و افضلتر بوده در آخر همه پيغمبران آمده حضرت علي كه ما به عنوان خليفه چهارم قبولش داريم اين هيچگونه از فضيلت حضرت علي كم نمي‌کند. همانگونه كه پيغمبر ما آخر از همه پيامبران آمده و از همه برتر است. حضرت علي همينگونه است و ما از همه برتر مي‌دانيم  و به عنوان خليفه چهارم گرد كفشهايش را به چشممان مي‌کشيم و به او احترام مي‌گذاريم.

اجازه بفرماييد آقاي محسني به عنوان وحدت شيعه و سني من اسامي مقداري از شهداي كربلا را بخوانم اگر اجازه بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

بفرماييد ما در خدمت شما هستيم.

بيننده:

عبدالله بن مسلم، جعفر بن ابن عقيل، عبد الرحمن ابن عقيل، محمد بن عبدالله ، جعفر بن عبدالله ، ابن عبدالله ، عبدالله  بن حسن، قاسم بن الحسن، عمر، عثمان، عون، ابوبکر ، جعفر، عباس و عبدالله .

هر هفت نفر برادران امام حسين رضي الله تعالي اجمعين بودند علي اكبر و علي اصغر پسران امام حسين درود و رحمت خدا بر تمامي شهداي كربلا و لعنت خدا بر تمام كساني كه مخالف اهل بيت هستند.

استاد حسيني قزويني:

اميد‌ورايم كه اين نحوه صحبت آقا محمد براي ديگر عزيزان اهل سنت هم ملاك و درس باشد حالا اينکه حضرت علي خليفه اول است يا چهارم بحث ديگري است ولي وقتي انسان اينطور مؤدبانه صحبت كردن را مي‌بيند لذت مي‌برد.

مجري:

جناب آقا محمد از تربت حيدريه. سلام و عرض ادب داريم.

بيننده:

سلام عليكم و رحمه الله. ايام محرم را خدمت شما و بينندگان عزيز تسليت عرض مي‌کنيم .

اگر اجازه بدهيد من يك گله‌اي از آيةالله دكتر حسيني قزويني دارم.

شما حتما اطلاع داريد كه داشتن تجهيزات دريافت از ماهواره در كشور ما جرم است و اين برنامه‌هاي شما هم از شبكه ماهواره پخش مي‌شود براي خيلي از ما امكان داشتن ماهواره واقعا ميسر نيست از طريق اينترنت هم كه نگاه مي‌کنيم . قطع و وصل مي‌شود .

مجري:

جناب آقا محمد اگر از اين گوشيهاي اندرويدي داشته باشيد اصلا يك فايل مخصوص است شبكه ولايت در بازار است اگر اين را دانلود كنيد. اگر اينترنت معمولي هم از ١٢٨ به بالا داشته باشيد در خانه مي‌توانيد به راحتي اين مباحث را ببينيد بدون اينکه نياز به ديش ماهواره باشد.

بيننده:

من از اينترنت نگاه مي‌کنم . اينترنت پر سرعت هم دارم. الآن صدا و سيماي ما پخش ديجيتال شبكه‌ها را دارد و حتي براي بچه‌ها كارتون پخش مي‌کند شبكه پويا شبكه آي فيلم و شبكه نمايش اين شبكه شما امكانش اگر باشد در شبكه‌هاي ديجيتال پخش بشود اولش اين است كه ما بچه شيعه‌ها را بيدارتر و آگاهتر مي‌کند و واقعا برنامه‌هاي شما خيلي عالي است. اگر امكانش هست اين را عملي بفرماييد. اگر هم به واسطه بعضي از مسائل امكان ندارد ما از همين اينترنت استفاده مي‌بريم.

مجري:

حالا اين نظرات را هم در برنامه با شما مطرح بفرماييد و اين گله نبود اين يك درخواستي از حاج آقا بود كه حاج آقا بتوانند كاري كنند.

بيننده:

من چون حاج آقا را مسئول اين شبكه مي‌دانم خدمتشان عرض كردم.

استاد حسيني قزويني:

خواهش مي‌کنم .‌ محمد آقاي عزيز! ما اين را مرتب پيگيري كرديم. جلسات متعدد هم داشتيم با خود جناب آقاي مهندس ضرغامي كه واقعا مرد شريف و بزرگوار و ولايي است. بعضي از مسائل يك سري محدوديت قانوني دارند و ما هم نمي‌توانيم به اين آقايان بگوييم شما اين محدوديت قانوني را لحاظ نكنيد. مثلا شما مي‌آييد سر چهارراه وقتي چراغ قرمز است شما بايد بايستيد و قانون را رعايت کنيد. الّا اينکه يك تبصره‌اي بزنند و بگويند ماشينهاي آتش‌نشاني يا آمبولانس مي‌توانند از چراغ قرمز عبور کنند. ما دنبال اين هستيم كه بتوانيم يك تبصره‌اي پيدا كنيم محمد آقا! مثل همين مثالي كه زدم اين آقايان هم دنبال تبصره هستند . حتي ما گفتيم در ديجيتال يا براي شبكه‌هاي ديگر ببريد ما به شما اجاره مي‌دهيم. الآن ما براي سه تا ماهواره هاتبرد و نايل‌ست و گالكسي نوزده ماهي صد هزار دلار اجاره مي‌دهيم. شما بياييد ما را در ايران ست بگذاريد يا در ديجيتال بگذاريد همان اجاره‌اي كه ما داريم به نايل‌ست مي‌دهيم ماهي بيست و سه هزار دلار حاضر هستيم به صدا و سيما بدهيم كه فردا نگويند مثلا شبكه ولايت به صورت مفتي از ديجيتال و شبكه‌هاي ماهواره‌اي ايران پخش مي‌شود. آقايان هم دارند تلاش مي‌کنند و ما نااميد نيستيم و ما پيگيري مي‌کنيم تا انشاءالله به حول و قوه الهي بتوانيم به نتيجه برسيم.

بيننده:

خيلي متشکر  هستم. يك توصيه‌اي كه من دارم و مي‌خواهم - اگر مناسب ديديد- از زبان شما هم پخش بشود اين است كه در ماه محرم به مداحان توصيه بشود امامان ما مظلوم بودند اما ضعيف نبودند. متأسفانه بعضي از مداحان يك طوري مصائب را بيان مي‌کنند كه گويا امام حسين عليه السلام يك فرد ضعيفي بوده. به نظر من اينطور نيست امامان ما مظلوم بودند اما ضعيف نبودند.

مجري:

بله! كاملا درست است. جناب آقا سعيد از زاهدان. سلام و عرض ادب داريم خدمت شما.

بيننده:

سلام عليكم و خسته نباشيد.

بيننده:

بنده به نوبه خودم به عنوان يك اهل سنت اين حرفهايي كه اين آقاي سجودي گفته‌اند را در شأن آقا امام حسين عليه السلام نمي‌دانم و محكوم مي‌کنم . خيلي حرفهاي زشتي بود. امام حسين نور چشم و تاج سر همه مسلمين است به خصوص اهل سنت. و اهل سنت اين را تأكيد مي‌کنند  محبت اهل بيت جزئي از ايمان اهل سنت است ما اهل سنت اگر در نماز درود را نخوانيم نماز ما قبول نيست.

مجري:

آفرين بر شما.

بيننده:

پس قضاوت با بينندگان است كه عقيده ما در رابطه با اهل بيت رسول الله چيست نمازي كه گوياي مسلماني ما و سند دين ما است ثابت شدن و قبول شدن آن مبني بر اين است كه درود در خاتمه نماز خوانده شود.

استاد حسيني قزويني:

ما هم از حضرتعالي تشكر مي‌کنيم . ما هم نظرمان اين است كه حساب عزيزان اهل سنت از اين وحشيها جداست. حتي وهابيها چنين جسارتي نمي‌کنند. سعيد آقا! من با خيلي از اين وهابيها در عربستان سعودي  مرتبط هستم حتي همين الآن هم با اينها تلفني مرتبط هستم مي‌روم و مي‌آيم و مكاتبه دارم ولي من تا به حال يك وهابي نديدم كه اينچنين نسبت به امام حسين هتّاک باشد.

مجري:

جناب آقا توحيد از اروميه از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب داريم خدمت شما.

بيننده:

سلام عرض مي‌کنم به شما جناب آقاي محسني و كارشناس محترم شما آقاي دكتر حسيني قزويني.

من سوالي داشتم از خدمت شما ولي قبلش مي‌خواستم مسئله‌اي را مطرح كنم. شما مي‌گوييد كلمه و وصال و اينها  وهابي هستند و مسائل وهابيت را مطرح مي‌کنند خواستم بگويم چرا يك كانال مختص اهل سنت نمي‌زنند كه عقايدشان را بگويند.

مجري:

خيلي حرف خوبي است ولي علماي اهل سنت بايد دنبال اين كار باشند نه ما.

بيننده:

به نظر شما اين اجازه را به آنها  مي‌دهند؟

مجري:

چرا ندهند مگر بقيه شبكه‌ها نيستند؟!

استاد حسيني قزويني:

آقا توحيد! آيةالله العظمي مكارم شيرازي در همين اوائل امسال برنامه زنده داشتند؛ يكي از اهل سنت روي خط آمدند و گفتند ما دوست داريم كه اهل سنت هم يك شبكه داشته باشند شما كمك كنيد. حاج آقاي مكارم گفتند من حرفي ندارم آقايان اهل سنت جلو بيايند براي يك شبكه مخصوص اهل سنت ما هم كمكشان مي‌کنيم . ببينيد آقا توحيد بنده خودم شخصا كاري هم به هيچ كس ندارم اگر اهل سنت -نه وهابيها نه آنهايي كه صبح و شب لوله نفت از عربستان سعودي در خانه‌هايشان و در حوزه‌هاي علميه‌شان است- اهل سنت بيايند يك شبكه در اين كشور ايجاد كنند بنده خودم تمام تجربيات خودم را در اختيارشان قرار مي‌دهم. ديگر از اين بهتر؟! هر چه هم كه از دستم ساخته باشد كمك مي‌کنم. اگر لازم باشد هر وقت كه بخواهند بروم آنجا  صحبت كنم حاضرم در آنجا صحبت كنم. من در خيلي از شبكه‌هايي كه وابسته به شيعه است نمي‌روم که حرف بزنم ولي اگر اهل سنت باشد بنده خودم هر چه از دستم بربيايد كمكشان مي‌کنم . و اگر هم لازم بود مي‌روم آنجا  و برنامه مي‌گذارم. ما هم مي‌خواهيم كه اهل سنت در ايران يك شبكه داشته باشد. عقايدشان را مطرح كنند حداقل اهل سنت بدانند كه اين شبكه‌هايي كه خارج از كشور هستند، اين وطن فروش‌هايي كه از ايران رفته‌اند بيرون به قول خودشان صادرات غير نفتي ايران هستند، اينها  اهل سنت نيستند اين آرزوي قلبي ما است.

بيننده:

حاج آقا مي‌شود تفاوت بين وهابيت و اهل سنت را بگوييد.

استاد حسيني قزويني:

تفاوت بين اهل سنت و وهابيت مثل تفاوت بين اسلام و كفر است. الآن وهابيها در سوريه مسلمانها را قتل عام مي‌کنند ولي سني چنين كاري نمي‌کند. وهابي سينه يك مسلمان را مي‌شكافد و قلبش را به دندان مي‌گيرد! هرگز يك سني چنين كاري نمي‌کند . فتوا به جهاد نكاح دادند به هيچ وجه در مخيّله اهل سنت چنين چيزي نمي‌گنجد. ناصر العمر فتوا داد که براي رزمندگان حتي ازدواج با خواهر و مادر هم جائز است! چون در جنگ هستند حكم آنها با افراد عادي تفاوت مي‌کند! وهابيها مي‌گويند هر كس واسطه بين خودش و خدايش قرار بدهد كافر، مرتد، واجب القتل است اموال او هم بايد مصادره شود.

و من گمان نمي‌کنم . يك سني شما پيدا كنيد كه در ايران يا در كشورهاي ديگر بگويد هر كس متوسل بشود كافر، مرتد، خون و مالش هم هدر رفته است. اين نمونه‌هاي تفاوت بين اهل سنت و وهابيت است.

برادر بزرگوار من! شما به كتاب كشف الشبهات محمد بن عبد الوهاب که امام وهابيهاست در صفحه ٥٨ يا به مجموعه مؤلفات محمد بن عبد الوهاب جلد ٦ صفحه ١١٤ يا ١١٥ مراجعه کن. ايشان مي‌گويد  هر كس به ملائكه متوسل بشود يا به پيامبران متوسل بشود، يا به اولياء متوسل بشود

هو الذي احلّ دماءهم و اموالهم.

هم واجب القتل است و هم اموالش بايد مصادره شود.

و انه قصدهم الملائكه.

آيا ملائكه مرده‌اند يا زنده هستند؟! تكليفش را مشخص كنيد! شما مي‌گوييد توسل به مرده جايز نيست. به ما بگوييد اگر كسي به ملائکه متوسل بشود و بگويد يا جبرئيل بين من و خدا واسطه شو و از خدا براي من حاجت بخواه آيا اين شخص كافر و مرتد است؟! آيا خون و مال او هم حلال است؟!

در كتاب مجموعه مؤلفات جلد ٥ صفحه ٢٤١ مي‌گويد هر كس بين خودش و خداي عالم واسطه قرار بدهد به خداي عالم سوء ظن دارد! در جلد ٦ ص١٤٧ مي‌گويد :

من جعل بينه و بين الله وسائط  يدعوهم أنه کافر مرتد حلال المال و الدم.

هر کس بين خودش و خدايش واسطه قرار دهد کافر ، مرتد است و مال و خونش هم هدر است!

اينها تفاوتهايي است بين سني و وهابي.

مجري:

ممنون و سپاسگزار  هستيم. التماس دعا.

اللهم عجل لوليك الفرج.