سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٥٥٩ - افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل

افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل

کد مطلب: ٥٨٠٧ تاریخ انتشار: ١٠ خرداد ١٣٨٦ تعداد بازدید: ٤٩٧١ سخنراني ها » شبکه سلام افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
شبكه سلام ٨٦/٠٣/١٠

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١٠ /٠٣/ ٨٦

لينك فايل pdfترجمه انگليسي اين مقاله:

lib/pdf/salam٨٦٠٣١٠pdf

آقاي هدايتي

مقداري درباره فضائل حضرت زهرا (سلام الله عليها) از ديدگاه منابع و مورخان و دانشمندان اهل سنت صحبت بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با فضائل حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) من گمان نمي كنم رواياتي كه در اين رابطه در صحاح اهل سنت، به ويژه در صحيح بخاري و صحيح مسلم وجود دارد، براي أحدي پوشيده باشد.

روايت اول:

در صحيح بخاري آمده است:

فاطمة سيدة نساء أهل الجنة.

فاطمه، خانم و بانوي تمام بهشتيان است.

صحيح بخاري، ج٤، ص٢٠٩ و ٢١٩

روايت دوم:

در صحيح بخاري آمده است:

أما ترضين أن تكوني سيدة نساء أهل الجنة أو نساء المؤمنين.

صحيح بخاري، ج٤، ص١٨٣

روايت سوم:

در صحيح مسلم آمده است:

أما ترضين أن تكوني سيدة نساء المؤمنين أو سيدة نساء هذه الأمة.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٤٤ ـ صحيح بخاري، ج٧، ص١٤٢

اينها نشان گر اين است كه جايگاه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در پيشگاه خداوند و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، جايگاهي بس رفيع و والا است.

روايت چهارم:

در كتاب الإستيعاب إبن عبد البر ـ از كتاب هاي رجالي درجه اول اهل سنت ـ آمده است كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت زهرا (سلام الله عليها) فرمودند:

أما ترضين أنّك سيّدة نساء العالمين؟ قالت: يا أبت! فأين مريم بنت عمران؟ قال: تلك سيدة نساء عالمها و أنت سيّدة نساء عالمك، أما واللّه! لقد زوّجتك سيّداً في الدنيا و الآخرة.

آيا خشنود نيستي كه تو سيده زنان دنيا و آخرت هستي؟ فاطمه فرمود: پس مريم بنت عمران چه شد؟ حضرت فرمودند: او سيد زنان دوران خودش بود و تو بانوي عالم خويش هستي. به خدا! شوهر تو سيد و سرور دنيا و آخرت است.

الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٤، ص١٨٩٥ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٨، ص١٠٢ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٢، ص١٢٦ ـ نظم الدرر السمطين للزرندي الحنفي، ص١٧٩ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص١٣٤

و در روايت ديگر دارد:

حضرت مريم سيده و بانوي عصر خويش بوده است و تو بانوي زنان دو جهان هستي.

إبن حجر از آقاي سُبْكي ـ از استوانه هاي علمي اهل سنت ـ نقل مي كند كه گفت:

الذي نختاره و ندين اللّه به أنّ فاطمة أفضل من خديجة ثمّ عائشة.

فتح الباري شرح صحيح بخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص١٠٥ ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي،ج٤، ص٥٥٥ ـ تفسير الآلوسي، ج٣، ص١٥٦ ـ جواهر المطالب لإبن الدمشقي الشافعي، ج١، ص١٥٣

اين يك بخش از فضائلي است كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است. فراتر از اين در روايات متعدد آمده است كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، غضب و رضايت حضرت زهرا (سلام الله عليها) را با غضب و رضايت حق برابر دانسته است.

روايت پنجم:

حاكم نيشابوري در روايت صحيح نقل مي كند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إنّ اللّه يغضب لغضبك و يرضي لرضاك.

خداوند با غضب تو، غضبناك مي شود و با رضايت تو راضي مي شود.

المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٥٣ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص٢٠٣ ـ الآحاد و المثاني للضحاك، ج٥، ص٣٦٣ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١، ص١٠٨ ـ نظم درر السمطين للزرندي الحنفي، ص١٧٨ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص٦٧٤ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٢، ص٣٥١ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣، ص١٥٦ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج٥، ص٥٢٢ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج١، ص٥٣٥ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٨، ص٢٦٦ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٥٧ ـ إمتاع الأسماع للمقريزي، ج٤، ص١٩٦ ـ ذيل تاريخ بغداد لإبن النجار البغدادي، ج٢، ص١٤٠ ـ الذرية الطاهرة النبوية للدولابي، ص١٦٨

روايت ششم:

در صحيح مسلم نقل شده است:

إنما فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها.

فاطمه پاره تن من است؛ هر كس او را اذيت كند، مرا اذيت كرده است.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٤١

و در بعضي از روايت ها اين گونه آمده است:

فمن أغضبها، فقد اغضبني.

صحيح بخاري، ج٤، ص٢١٩ و ٢١٠

آقاي إبن حجر عسقلاني در فتح الباري شرح صحيح بخاري نقل مي كند كه اين روايت:

يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا

صحيح مسلم، ج٧، ص١٤١ ـ سنن الترمذي، ج٥، ص٣٦٠ ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٥٩ ـ مسند احمد، ج٤، ص٥

نشانگر اين است كه غضب و إيذاء زهرا،، غضب و إيذاء رسول الله (صلي الله عليه و سلم) است و غضب و إيذاء رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هم كفر است؛ پس إيذاء و غضب زهراء كفر است.

و في الحديث تحريم أذي من يتأذي النبي صلي الله عليه و سلم بتأذيه لأن أذي النبي صلي الله عليه و سلم حرام اتفاقا، قليله و كثيره و قد جزم بأنه يؤذيه ما يؤذي فاطمة، فكل من وقع منه في حق فاطمة شئ فتأذت به، فهو يؤذي النبي صلي الله عليه و سلم بشهادة هذا الخبر الصحيح و لا شئ أعظم في إدخال الأذي عليها من قتل ولدها و لهذا عرف بالاستقراء معاجلة من تعاطي ذلك بالعقوبة في الدنيا و لعذاب الآخرة أشد.

فتح الباري شرح صحيح بخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٩، ص٢٨٨

و در جاي ديگر مي گويد:

إنها تغضب ممن سبها و قد سوي بين غضبها و غضبه و من أغضبه صلي الله عليه و سلم يكفر.

فتح الباري شرح صحيح بخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص٨٢

آقاي مناوي در فيض القدير به نقل از أبو نعيم و ديلمي، بعد از حديث:

من آذاها فقد آذاني:

مي گويد:

فعليه لعنة الله ملء السماء و ملء الأرض و قد أذهب الله عنهم الرجس و طهرهم و شرفهم ليس لأنفسهم و إنما الله الذي اجتباهم و كساهم حلة الشرف فلا ينبغي لمسلم أن يذمهم بما وقع منهم فإن الله طهرهم و يعلم الذام لهم أن ذلك راجع إليه.

هر كس زهرا را اذيت كند، به اندازه فرا راه آسمان و زمين بر او لعنت باد.

فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج٦، ص٢٤، ح٨٢٦٧

اينها نمونه هايي از موقعيت و مقام شامخ حضرت زهرا (سلام الله عليها) در صحاح اهل سنت است. البته مسأله فراتر از اين است و من فقط چند نمونه عرض كردم.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

مخالفان و دشمنان أهل بيت (عليهم السلام)، در جهت تحريف تاريخ تلاش كردند دو حركت عمده انجام دادند:

١. فضيلت سازي براي ديگران

٢. افسانه سازي

زيرا ديدند نمي توانند در مقابل خورشيد پر فروغ فضايل أهل بيت (عليهم السلام) و همچنين محور كائنات حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) صف آرائي بكنند، به تلاش مذبوحانه اي دست زدند و افسانه هاي دروغين وارد تاريخ كردند. از شما مي خواهيم كه يكي از اين افسانه ها را براي ما بيان كنيد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با افسانه سازي، تغيير، تحريف يا تضعيف فضائل أهل بيت (عليهم السلام) در دوران بني أميه، فقط به چند نمونه اشاره مي كنم:

روايت اول:

در رابطه با حديث سدّ ابواب ـ كه در صحاح اهل سنت است و روايتي قطعي است ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

سدّ الأبواب إلا باب علي.

[عن زيد بن أرقم قال: كان لنفر من أصحاب رسول الله عليه و سلم أبواب شارعة في المسجد قال: فقالوا يوما: سدوا هذه الأبواب إلا باب علي، قال: فتكلم في ذلك الناس، قال: فقام رسول الله صلي الله عليه و سلم فحمد الله تعالي و أنثي عليه ثم قال: أما بعد! فإني أمرت بسد هذه الأبواب إلا باب علي و قال فيه قائلكم: و إني والله! ما سددت شيئا و لا فتحته و لكني أمرت بشئ فاتبعته.

مسند احمد، ج٤، ص٣٦٩ ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٢٥ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١١٤ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٥، ص١١٨ ـ سنن الترمذي، ج٥، ص٣٠٥

إبن حجر عسقلاني بعد از نقل حديث خوخة أبي بكر مي نويسد:

تنبيه * جاء في سد الأبواب التي حول المسجد أحاديث يخالف ظاهرها حديث الباب منها حديث سعد بن أبي وقاص قال: أمرنا رسول الله صلي الله عليه و سلم ... أخرجه أحمد و النسائي و إسناده قوي و في رواية للطبراني في الأوسط رجالها ثقات من الزيادة فقالوا: يا رسول الله! سددت أبوابنا ... و عن زيد بن أرقم قال: كان لنفر من الصحابة ... أخرجه أحمد و النسائي و الحاكم و رجاله ثقات و عن إبن عباس قال: أمر رسول الله ... و في رواية: و أمر بسد الأبواب غير باب علي ... أخرجهما أحمد و النسائي و رجالهما ثقات و عن جابر بن سمرة قال: أمرنا رسول الله ... أخرجه الطبراني و عن إبن عمر قال: كنا نقول في زمن رسول الله ... أخرجه أحمد و إسناده حسن و اخرج النسائي من طريق العلاء بن ... و رجاله رجال الصحيح إلا العلاء و قد وثقه يحيي بن معين و غيره و هذه الأحاديث يقوي بعضها بعضا و كل طريق منها صالح للإحتجاج فضلا عن مجموعها و قد أورد إبن الجوزي هذا الحديث في الموضوعات و أخرجه من حديث سعد بن أبي وقاص و زيد بن أرقم و إبن عمر مقتصرا علي بعض طرقه عنهم و أعله ببعض من تكلم فيه من رواته و ليس ذلك بقادح لما ذكرت من كثرة الطرق و أعله أيضا بأنه مخالف للأحاديث الصحيحة الثابتة في باب أبي بكر و زعم أنه من وضع الرافضة قابلوا به الحديث الصحيح في باب أبي بكر انتهي و أخطأ في ذلك خطأ شنيعا فإنه سلك في ذلك رد الأحاديث الصحيحة بتوهمه المعارضة.

فتح الباري شرح صحيح بخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص١٣ـ١٢]

تمام درهاي منزل صحابه را كه به مسجد گشوده مي شد، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بست، جز در منزل علي (عليه السلام) و فرمود:

قسم به خدا! من نبودم كه درهاي شما را بستم و درِ علي را گشودم، خداوند چنين كاري كرد.

حديث سدّ أبواب إلا باب علي، فضيلت بسيار گران سنگي است. اينها آمده اند حتي در صحيح بخاري و صحيح مسلم و ديگر صحاح، حديثي را جعل كرده اند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:

سدّوا عني كل خوخة في هذا المسجد غير خوخة أبي بكر باب.

تمام روزنه ها را به مسجد ببنديد، غير از روزنه آقاي أبوبكر.

صحيح بخاري، ج١، ص١٢٠ ـ صحيح مسلم، ج٧، ص١٠٨

إن شاء الله بعداً بحث خواهيم كه اصلاً جناب أبوبكر در مدينه منزلي نداشت و روز رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هم در مدينه نبود و در سنح بود. پس از آن كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت، تمام صحابه در مسجد جمع بودند و او ساعت ها پس از رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در مدينه حاضر شد. حتي در روايت آمده است:

در دروان خلافت هم از سنح با شتر و يا با اسب مي آمد و نمازش را مي خواند و برمي گشت.

روايت دوم:

همچنين روايتي كه شيعه و سني حتي مستشرقين نقل كرده اند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إن الحسن و الحسين سيدا شباب أهل الجنة.

حسن و حسين دو آقاي جوانان اهل بهشتند.

مسند احمد، ج٣، ص٣، ٦٢، ٦٤، ٨٢ ـ سنن إبن ماجة، ج١، ص٤٤ ـ سنن الترمذي، ج٥، ص٣٢١ و ٣٢٦ ـ فضائل الصحابة للنسائي، ص٢٠ و ٥٨ ـ شرح مسلم للنووي، ج١٦، ص٤١ و مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١٦٥ ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٦٧

در برابر اين حديث جعل كرده اند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:

أبا بكر و عمر سيدا كهول اهل الجنة.

ابوبكر و عمر دو آقاي پيران اهل بهشتند.

مسند احمد، ج١، ص٨٠ ـ سنن إبن ماجة، ج١، ص٣٦ ـ سنن الترمذي، ج٥، ص٢٧٢ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص٥٣

در مناظره اي كه آقا امام جواد (عليه السلام) با بعضي از علماي اهل سنت داشته است، وقتي يحي بن أكثم گفتند: فرزند رسول الله! درباره اين حديث چه مي گوييد؟ امام جواد (عليه السلام) فرمود:

بهشت جاي پيران نيست، تمام كساني كه وارد بهشت مي شوند به صورت جوان وارد بهشت مي شوند.

روايت سوم:

در برابر اين حديث:

إني تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و عترتي أهل بيتي.

اين حديث را جعل كردند:

إني تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و سنتي.

روايت چهارم:

در برابر اين حديث:

النجوم أمان لأهل الارض من الغرق و أهل بيتي أمان لأمتي من الإختلاف فإذا خالفتها قبيلة من العرب إختلفوا فصاروا حزب إبليس.

هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه.

المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٤٩

اين حديث را جعل كردند:

أصحابي كالنجوم، بأيهم إقتديتم إهتديتم.

روايت پنجم:

در برابر اين حديث:

أنا مدينة العلم و علي بابها.

المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٢٦ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١١٤ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١١، ص٥٥ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص١١٠٢ ـ الفايق في غريب الحديث للزمخشري، ج٢، ص١٦ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج٧، ص٢١٩ ـ نظم درر السمطين للزرندي الحنفي، ص١١٣ ـ الجامع الصغير للسيوطي، ج١، ص٤١٥ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦٠٠ ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج١، ص٤٩ ـ دفع الإرتياب عن حديث الباب لعلي بن محمد العلوي، ص٣

اين حديث را جعل كردند:

أنا مدينة العلم و أبو بكر اساسها و عمر حيطانها و عثمان سقفها و علي بابها.

من شهر علمم و ابوبكر پايه هاي آن، عمر ديوارهاي آن، عثمان سقف آن و علي درب آن است.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢٠، ص٩ ـ كشف الخفاء للعجلوني، ج١، ص٢٠٤ ـ فتح الملك العلي لأحمد بن الصديق المغربي، ص١٥٦ ـ لسان الميزان لإبن حجر، ج١، ص٤٢٣

معلوم نيست كه كدام شهر است كه داراي سقف است؟ من نمي دانم.

يا مثلاً خود بخاري در تاريخ كبير، جلد ٤، صفحه ٨٠ نقل كرده است:

أنا مدينة العلم و علي بابها و معاويه حلقتها.

من شهر علمم، علي در آن و معاويه حلقه آن در است.

روايت ششم:

با كمال بي حيايي در برابر حديث منزلت كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي.

صحيح بخاري، ج٤، ص٢٠٨ و ج٥، ص١٢٩ و صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٠ ـ سنن إبن ماجة، ج١، ص٤٣ و ج١، ص٤٥ ـ سنن الترمذي، ج٥، ص٣٠٢ و مسند احمد، ج١، ص١٧٠ ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج٢، ص٣٣٧ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج٩، ص٤٠

حديثي جعل كرده اند كه نهايت بي شرمي و رذالت بني أميه را ثابت مي كند. حريز مي گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

أنت مني بمنزلة قارون من موسي.

جايگاه تو نسبت به من، همانند جايگاه قارون با موسي است.

سأله الراوي عمن ترويه، قال: سمعت الوليد بن عبد الملك يقوله و هو علي المنبر.

وقتي از او سؤال مي كنند: اين حديث را از كي شنيده اي؟ مي گويد: من ديدم كه وليد بن عبد الملك آن را بر بالاي منبر مي خواند.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٨، ص٢٦٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٢، ص٣٤٩ ـ تهذيب الكمال للمزي، ج٥، ص٥٧٧ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٢٠٩ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج١٠، ص١٢٢

اينها نشان گر سعي و تلاش مذبوحانه دودمان بني أميه است در برابر فضايل بي كران أهل بيت (عليهم السلام). هر چه ابر، جلوي خورشيد را بپوشاند، باز هم نور خورشيد از پسِ ابر مي تابد و جهان را روشن مي كند و خورشيد هميشه پشت ابر نمي ماند.

در رابطه با حديث مورد نظر:

فاطمة بضعة مني يؤذيني ما آذاها.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٤١

يا:

فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها فقد أغضبني.

صحيح بخاري، ج٤، ص٢١٩ و ٢١٠

اين آقايان ديدند كه نمي توانند اين حديث و اين فضيلت بزرگ را انكار كنند، آمدند يك حديثي را جعل كرده اند و گفتند:

بلي ما قبول داريم كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:

فاطمة بضعة مني يؤذيني ما آذاها.

ولي اين داستان به خاطر اين بود كه علي (عليه السلام) مي خواست برود از دختر أبو جهل خواستگاري كند و براي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هوو بياورد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم عصباني شد و به مسجد آمد. مسور بن مخرمه مي گويد:

فسمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يخطب الناس في ذلك علي منبره هذا و أنا يومئذ محتلم فقال: إن فاطمة مني و أنا أتخوف أن تفتن في دينها.

من آن جا بودم در حالي كه بالغ بودم و رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فرمود: فاطمه از من است و من مي ترسم در دينش لغزش پيدا كند.

ثم ذكر صهرا له من بني عبد شمس فأثني عليه في مصاهرته إياه قال: حدثني فصدقني و وعدني فوفي لي و إني لست أحرم حلالا و لا أحل حراما و لكن و الله لا تجتمع بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم و بنت عدو الله ابدا.

بني عبد الشمس كه داماد من بودند، احترام مرا داشتند. من نمي خواهم حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كنم. ولي دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا در يك خانه نبايد جمع بشود.

صحيح بخاري، ج٤، ص٤٧ ـ صحيح مسلم، ج٧، ص١٤١

إن بني هشام بن المغيرة إستأذنوا في أن ينكحوا إبنتهم علي بن أبي طالب فلا آذن ثم لا آذن ثم لا آذن إلا أن يريد إبن أبي طالب أن يطلق إبنتي و ينكح إبنتهم فإنما هي بضعة مني يريبني ما أرابها و يؤذيني ما آذاها.

علي اگر مي خواهد دختر ابوجهل را بگيرد، بايد دختر مرا طلاق بدهد. فاطمه پاره تن من است، آن چه كه موجب رنجش فاطمه بشود، مرا مي رنجاند.

صحيح بخاري، ج٦، ص١٥٨ ـ صحيح مسلم، ج٧، ص١٤١

آن ها اين روايات را نقل كرده اند كه بتوانند با اين جعليات، هم فضائل حضرت زهرا (سلام الله عليها) را زير سؤال ببرند و از اين مهم تر هم شأن أمير المؤمنين (عليه السلام) را زير سؤال ببرند و بگويند كه اصل اين حديث در شأن أمير المؤمنين (عليه السلام) وارد شده است.

اين نمونه كوچكي از تلاش هاي دودمان بني أميه بود كه متأسفانه اين روايت در صحاح اهل سنت نيز وارد شده است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

سازنده اين افسانه كيست؟ چه دليل بر جعلي بودن اين افسانه مي توانيم اقامه كنيم؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با اين كه اين حديث جعلي و ساختگي است، فكر نمي كنم هيچ منصفي قضاياي تاريخي را بررسي كند و جوانب قضيه را ملاحظه كند، شبهه اي داشته باشد بر جعلي بودن اين داستان.

خود صحيح بخاري اين روايت را آورده است:

فاطمة بضعة من، فمن أغضبها فقد أغضبني.

صحيح بخاري، ج٤، ص٢١٩ و ٢١٠

و هيچ اشاره اي به قضيه خواستگاري أمير المؤمنين (عليه السلام) از دختر أبو جهل ندارد.

صحيح مسلم هم نقل مي كند:

إنما فاطمة بضعة مني يؤذيني ما آذاها.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٤١

در اينجا نيز بحث خواستگاري از دختر ابوجهل مطرح نيست.

حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين با سند صحيح نقل مي كند:

إن الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك.

المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٥٣

و به هيچ وجه قضيه خواستگاري از دختر ابوجهل نيست.

وقتي تاريخ اين روايت را بررسي مي كنيم، مي بنيم كه بسياري از علماي اهل سنت اين روايت را نقل كرده اند؛ اما هيچ اشاره اي به قضيه خواستگاري دختر ابوجهل نكرده اند؛ از جمله:

أبي عاصم ضحاك ـ متوفاي ٢٨٧ هجري ـ در الآحاد و المثاني، جلد ٥، صفحه ٣٦٣

دولابي ـ متوفاي ٣١٠ هجري ـ در الذرية الطاهرة، صفحه ١١٩

طبراني ـ متوفاي ٣٦٠ هجري ـ در المعجم الكبير، جلد ١، صفحه ١٠٨

خطيب بغدادي ـ متوفاي ٤٦٣ هجري ـ در ذيل تاريخ بغداد، جلد ٢، صفحه ١٤٠ و جلد ٢، صفحه ١٤١

إبن عساكر ـ متوفاي ٥٧١ هجري ـ در تاريخ مدينة دمشق، جلد ٣، صفحه ١٥٦

إبن أثير ـ متوفاي ٦٣٠ هجري ـ در أسد الغابة في معرفة الصحابة، جلد ٥، صفحه ٥٢٢

ذهبي ـ متوفاي ٧٤٨ هجري ـ در ميزان الإعتدال، جلد ٢، صفحه ٤٩٢

زرندي حنفي ـ متوفاي ٧٥٠ هجري ـ در نظم الدرر السمطين، صفحه ١٧٨

هيثمي ـ متوفاي ٨٠٧ هجري ـ در مجمع الزوائد، جلد ٩، صفحه ٢٠٣

إبن حجر عسقلاني ـ متوفاي ٨٥٢ هجري ـ در الإصابة في تمييز الصحابة، جلد ٨، صفحه ٢٦٦ و ٢٦٥ و تهذيب التهذيب، جلد ٢١، صفحه ٣٩٢

صالحي شامي ـ متوفاي ٩٤٢ هجري ـ در سبل الهدي و الرشاد، جلد ١١، صفحه ٤٤

اگر اين روايت دربا ره خواستگاري دختر أبو جهل وارد شده بود، اين بزرگان بايد اشاره مي كردند.

قهرمان و سازنده اين افسانه خواستگاري از دختر أبو جهل

در تمام رواياتي كه اهل سنت آورده اند، به ويژه در صحيح بخاري و صحيح مسلم، سند روايت به فردي به نام مسور بن مخرمه مي رسد. ايشان از افرادي بود كه در حاشيه آقاي عبد الله بن زبير بود و در حمله يزيد به مكه مكرمه، سنگي از منجنيق پرتاب شد و تعدادي از افراد كشته شدند و مسور هم جزء لشكريان عبد الله بن زبير بود و كشته شد. عبد الله بن زبير يك فرد مخالف و دشمن أهل بيت (عليهم السلام) بوده؛ به حدّي كه در نماز جمعه، صلوات بر پيامبر و آل پيامبر (صلي الله عليه و آله) را حذف كرده بود و گفت:

به خاطر اين صلوات بر پيامبر و آل پيامبر نمي گويم؛ چون كساني از آل پيامبر هستند كه أهل بيت سوء هستند، وقتي من بر آل پيامبر صلوات مي فرستم، اينها خوشحال مي شوند. من براي اين كه دماغ اينها را بر زمين بمالم، صلوات بر آل پيامبر را حذف كرده ام.

و موقف إبن الزبير معروف من علي و أهل البيت فهوالذي قاتله و ابوه في معركة الجمل، فكان يحمل الحقد و الضغينة علي أهل البيت، قال إبن أبي الحديد:

إن عبد الله بن الزبير يبغض عليا و ينتقصه و ينال من عرضه.

و روي عمر بن شبه و إبن الكلبي و الواقدي و غيرهم من رواة السير، أنه مكث أيام ادعائه الخلافة أربعين جمعة لا يصلي فيها علي النبي و قال: لا يمنعني من ذكره إلا أن تشمخ رجال بآنافها.

و في رواية محمد بن حبيب و أبي عبيدة معمر بن المثني: أن له أهيل سوء ينغضون رؤوسهم عند ذكره. و روي سعيد بن جبير أن عبد الله بن الزبير قال لعبد الله بن عباس: ما حديث أسمعه عنك؟ قال: و ما هو؟ قال: تأنيبي و ذمي! فقال: إني سمعت رسول الله يقول: ( بئس المرء المسلم يشبع و يجوع جاره)، فقال إبن الزبير: إني لأكتم بغضكم أهل هذا البيت منذ أربعين سنة.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج٤، ص٦١ـ٦٢

و همچينين ذهبي در سير اعلام النبلاء مي گويد:

و كان يثني و يصلي علي معاوية، قال عروة: فلم أسمع المسور ذكر معاوية إلاّ صلّي عليه.

ايشان معاويه را تمجيد مي كرد و بر او صلوات مي فرستاد. عروة بن زبير مي گويد: آقاي مسور هر وقت نام معاويه را مي برد، بر او صلوات مي فرستاد.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٣، ص٣٩٢

حالا چه شد كه صلوات بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را به خاطر اين كه أهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) خوشحال مي شوند، در خطبه هاي نماز حذف مي كند؟ اما هر وقت نامي از معاوبه برده مي شود، بر او صلوات مي فرستد؟

توجه برادران اهل سنت و به ويژه وهابي ها را به اين نكته جلب مي كنم كه اصلاً سنّ آقاي مسور متناسب با اين قضيه نيست. استاد توفيق ابو علم ـ از اساتيد بر جسته مصري و معاون نخست دادگستر مصر ـ كتابي دارد به نام فاطمة الزهرا ـ كه جناب آقاي دكتر صادقي ترجمه كرده است. من در طول اين چهل سال كه افتخار خدمت به أهل بيت (عليهم السلام) را دارم، كتابي از برادران اهل سنت، زيباتر، دقيق تر، علمي تر، مستدلّ تر و منصفانه تر از اين كتاب درباره حضرت زهرا نديده ام ـ و در صفحه ١٤٦ اين كتاب ـ البته من عربي آن را ندارم ـ مي گويد:

قضيه خواستگاري علي از دختر ابوجهل، سال دوم هجرت بوده است و سال دوم هجرت، هنوز آقاي مسور بن مخرمه به دنيا نيامده بود.

ابن حجر در تهذيب التهذيب مي گويد:

ولد بمكّة بعد الهجرة بسنتين فقدم به المدينة في عقب ذي الحجة سنة ثمان و مات سنة أربع و ستين.

مسور در سال دوم هجرت در مكه متولد شده است.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج١٠، ص١٣٧ ـ تهذيب الكمال للمزي، ج٢٧، ص٥٨١. سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٣، ص٣٩٤

ابن حجر در الإصابة في تمييز الصحابة مي گويد:

و كان مولده بعد الهجرة بسنتين و قدم المدينة في ذي الحجة بعد الفتح سنة ثمان و هو غلام أيفع إبن ست سنين.

در سال دوم هجرت به دنيا آمد و در ذي الحجة سال هشتم هجرت به مدينه آمده بود؛ در حالي كه يك بچه شش ساله بوده است.

الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٦،ص٩٤

البته من نمي دانم كه آقاي إبن حجر عسقلاني از كجا كشف كرده است كه اين قضيه در سال هشتم هجرت صورت گرفته است. شايد إبن حجر قضايايي را از غيب مي دانسته است يا توسط ملائكه يا أجنه به او وحي شده است. ايشان مي گويد:

قضيه خواستگاري علي از دختر ابو جهل بعد از سال هشتم هجري بوده و آن زمان آقاي مسور شش ساله بوده است.

فرض كنيم كه ايشان در آن زمان شش ساله بوده، خود مسور مي گويد:

و أنا محتلم

من بالغ بودم.

يعني كسي كه به مرحله اي از رشد رسيده كه در عالم خواب محتلم مي شده است؛ يعني توانائي ازدواج دارد. آيا به بچه شش ساله مي گويند محتلم؟

البته إبن حجر متوجه اين نكته شده و مي گويد:

مراد از محتلم، عبارت از رسيدن به مرحله بلوغ نيست؛ بلكه مراد اين است كه او به مرحله اي از عقل و درايت رسيده بوده است.

شايد هزار ماشاء الله بچه نابغه بوده است.

به آقاي إبن حجر عرض مي كنيم كه گفتن محتلم و اراده كردن عقل، خلاف لغت و عرف است. ايشان يك مورد به ما نشان بدهد كه كلمه احتلام به معناي عقل آمده باشد. فرض كنيم اين هم باشد و بگوييم كه آقاي مسور در شش سالگي نابغه بوده و آمده پاي منبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نشسته و حديث نقل كرده است. ولي ما مي بينيم كه در صحيح مسلم نقل مي كند:

من در محضر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) سنگي را به طرف ساختن مسجد مي بردم، يك لنگي را به خودم بسته بودم، اين لنگ من باز شد، آن چه كه نبايد پيدا بشود، هويدا شد، همين طور اين سنگ را مي بردم كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فرمود:

إرجع إلي ثوبك فخذه و لا تمشوا عراة.

برگرد شلوارت را بپوش و لخت و عريان راه نرو.

صحيح مسلم، ج١، ص١٨٤

ما از جناب إبن حجر سؤال مي كنيم، اين آقاييي كه مي فرمائيد نابغه بوده و در شش سالگي كمال عقل را داشت، عقلش كجا رفته بوده كه جلوي مردم و جلوي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، لخت مادرزاد ظاهر شده و اين قدر شعور و عقل ندارد كه برگردد شلوارش را بپوشد؟

البته ما مطالب متعدد ديگري در اين زمينه داريم كه اصلا آقاي مسور بن مخرمه شأنيت نقل چنين حديثي را در اين زمان نداشته است؛ چه بعد از اين خواستگاري به دنيا آمده باشد يا در سن شش سالگي شاهد قضيه بوده باشد.

چند وقت پيش شخصي از سنندج زنگ زده بود و وقتي بر سر همين مسأله بحث مي كرديم، گفتند كه وقتي يك بچه شش ساله هم روايتي را نقل كند، ما آن را مي پذيريم. ما به ايشان و هم فكرانش عرض مي كنيم كه روايت صحيح بخاري اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آمد به مسجد و بالاي منبر نشست و اين قضيه را گفت. چه طور شد از ميان آن همه مسلمان از مهاجر و انصار، يك نفر اين روايت را نقل نكرده است، فقط جناب مسور نقل كرده است؟ يا بايد بگوييد كه در مسجد فقط آ قاي مسور بوده است، يا اينكه ديگر صحابه هم بوده اند، ولي كوتاهي كرده اند يا ـ نستجير بالله ـ خيانت كرده اند و اين حديث را نخواسته اند نقل كنند.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

جناب آقاي دكتر قزويني! آيا چنين افسانه و داستاني، جسارت و توهين به ساحت مقدسي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با اين قضيه اي كه صيحح بخاري و صحيح مسلم نقل مي كنند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عصباني شد به طوري كه لباسش كشيده مي شد، آمد بالاي منبر و با عصبانيت و تندي برگشت گفت:

لا تجتمع بنت رسول الله و بنت عدو الله عند رجل واحداً أبداً.

آمده اند يك حكم خلاف قرآن و خلاف آن چه كه در تاريخ بوده است و در حقيقت خود عثمان را زير سؤال برده را نقل كرده اند. صرف نظر از اين كه ادواج مجدد در زمان عرب يك امر مرسوم بوده است.

اين جسارت به ساحت مقدس نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است و ايشان اين چنين تعبيري را نمي كند؛ زيرا:

وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ

سوره قلم/آيه٤

ما مي بينيم كه مسأله چهار زن گرفتن حكم قرآني است:

فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَي وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ

سوره نساء/آيه ٣

اين عبارت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، خلاف قرآن است كه مي گويد بايد دختر مرا طلاق بدهد. سازنده حديث و اين قهرمان جعل حديث، توجه نكرده است و جمله اي را به زبان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بسته است كه خلاف نصّ صريح قرآن است.

لا أن يريد إبن أبي طالب أن يطلّق ابنتي و ينكح ابنتهم.

اگر علي مي خواهد دختر ابوجهل را بگيرد، دختر من را طلاق بدهد.

صحيح بخاري، ج٦، ص١٥٨ ـ صحيح مسلم، ج٧، ص١٤١

ما از اهل سنت سؤال مي كنيم:

آيا طلاق زن به دست مرد است يا به دست پدر زن او؟ آيا پدر زن چنين حقي دارد؟

من از جوانان اهل سنت سؤال مي كنم كه اگر شما يك روزي تشخيص داديد كه احتياج به تجديد فراش داريد، آيا پدر زن شما بيايد داخل مسجد و جلوي مردم اعلام كند كه داماد من مي خواهد برود زن بگيرد، اگر مي خواهد زن بگيرد، دختر من را طلاق بدهد. آيا پدر زن شما چنين حقي دارد؟ آيا شما نمي گوييد كه اين پدر زن من، كاري خلاف قرآن، سنت و ادب انجام داده است؟

مرحوم سيد مرتضي (ره) در كتاب تنزيه الأنبياء نكته اي بسيار ظريفي دارد و مي گويد:

مأمون ـ خليفه عباسي ـ دخترش را به امام جواد (عليه السلام) داد. أم الفضل نامه نوشت به پدرش:

امام جواد (عليه السلام) مي خواهد زن بگيرد. شما بيا واسطه شو كه او روي من هوو نياورد. مأمون جواب داد:

إنّا ما أنكحناه لنحظر عليه ما أباحه اللّه له.

دخترم ! ما به امام جواد دختر نداده ايم تا حلال خدا را حرام كنيم.

تنزيه الأنبياء للشريف المرتضي، ص٢٢٠

اين آقايان حاضر نيستند نسبت به مأمون چنين نسبتي را بدهند، آن وقت مي آيند در صحيح بخاري و صحيح مسلم به آقا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اين طور جسارت مي كنند! پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را آورده اند در يك سطح خيلي پايين قرار داده اند. البته از صحيح بخاري و صحيح مسلم كه نقل مي كنند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در جلوي مردم ايستاده ادرار مي كرد، با غسل جنابت مي آمد به مسجد و بعد مي رفت غسل مي كرد و برمي گشت، عايشه را بالاي گردنش سوار مي كرد تا برنامه رقص و شو ببنيد، چنين چيزي بعيد نيست و قابل توجيه است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

اين دختري كه در اين افسانه آمده كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به خواستگاري او رفته و اين داستان دروغين و جعلي را درست كرده اند، كه بوده است؟ انگيزه جعل و درست كردن اين افسانه و افسانه هاي مشابه چه بوده است؟

استاد حسيني قزويني

سه نكته اساسي است كه خيلي گذرا عرض مي كنم. من روي اين قضيه شايد بيش از ١٥٠ ساعت وقتم را گذاشته ام و از منابع متعدد اهل سنت نكاتي را درآورده ام كه احساس مي كنم اين نكات را حتي علماء و بزرگان شيعه هم به اين شكل و به اين گستردگي كار نكرده اند و اگر هم بوده، بنده نديده ام.

اولاً:

اين دختر كيست؟

همه ـ از جمله إبن حجر، مزّي، ذهبي و ... نقل كرده اند كه اين دختر أبي جهل، جويريه بود. جويريه تا سال هشتم هجرت كافر بود و بعد از سال هشتم، مسلمان شد و مسلماني او نيز زير شمشير بوده است. همان طوري كه أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمودند:

فوالذي فلق الحبة و برأ النسمة! ما أسلموا و لكن استسلموا و أسروا الكفر، فلما وجدوا أعوانا عليه أظهروه.

آن هايي كه در فتح مكه مسلمان شدند، به ظاهر اسلام آوردند و حقيقتاً مسلمان نشدند.

نهج البلاغه، نامه١٦

إبن أثير و أبو الفداء در كتاب تاريخ خود مي گويند:

وقتي مكه را فتح كردند، بلال رفت روي كعبه و شروع كرد به اذان گفتن. جويريه گفت:

لقد أكرم الله أبي حين لم يشهد نهيق بلال فوق الكعبة.

الحمد لله كه پدر من در جنگ بدر كشته شد و زنده نماند تا صداي ـ عذر مي خواهم ـ عرعر بلال را بالاي كعبه بشنود.

الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٢، ص٢٥٤، باب ذكر فتح مكّة ـ تاريخ أبي الفداء، ج١، ص١٨١

هم چنين نقل كرده اند كه ايشان مي گفت:

بغض و كينه قاتلين پدرم، سراسر وجودم را فرا گرفته است.

او قاتل پدرش را اين طور دشمن مي دارد و شكي نيست كه قاتل پدرش هم أمير المؤمنين (عليه السلام) بوده است.

ثانيا:

همه نوشته اند هنگامي كه ايشان مسلمان شد، آقاي عتاب بن أسيد با ايشان در مكه ازدواج كرد و بعد از او نيز أبان بن سعيد بن العاص بن أمية با او ازدواج كرد. جويريه و شوهرش كه از طرف رسول خدا (صلي الله عليه و آله) والي مكه شد، مادامي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در قيد حيات بود، اين دو زن و شوهر به مكه نيامدند.

لما كان يوم الفتح أسلمت أم حكيم بنت الحارث ... ، فبايعته جويرية بنت أبي جهل بن هشام ... ، و تزوجّها عتاب بن أسيد بن أبي العيص بن أمية ثم تزوجها أبان بن سعيد بن العاص بن أمية فلم تلد له شيئا.

الطبقات الكبري لإبن سعد، ج٨، ص٢٦١ـ٢٦٢

و عتاب بن أسيد الذي تزوجها، أسلم أيضاً يوم الفتح و استعمله النبي علي مكّة حين انصرف عنها بعد الفتح، فلم يزل أميراً علي مكّة حتي قبض النبي.

تهذيب الكمال للمزي، ج١٩، ص٢٨٢ـ٢٨٣

يعني به مجردي اين كه جويريه در سال هشتم مسلمان شد ، آقاي عتاب بن أسيد هم مسلمان شد، بلا فاصله با هم ازدواج كردند و تا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) زنده بود، اينها قدم به مدينه نگذاشتند.

آيا اين كافي نيست كه عزيزان اهل سنت يك مقدار عقل و وجدان شان را به كار بيندازند كه اين مسأله از اصل ساختگي است و دروغ بودن اين قضيه واضح و روشن است.

ثالثا:

اين عبارتي را كه بخاري و مسلم نقل كرده اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) رفت بالاي منبر و گفت:

والله! لا تجتمع بنت رسول الله و بنت عدو الله عند رجل واحداً أبداً.

ما از اين عزيزان اهل سنت سؤال مي كنيم آيا همسران عثمان ـ رقيه و ام كلثوم ـ دختران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند يا نه؟ قطعاً به ما مي گويند رقيه و ام كلثوم ـ زنان عثمان ـ دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند. عثمان آن زماني كه رقيه را به همسري داشت، با رمله بنت شيبة ازدواج كرده است؛ همان شيبه اي كه:

قتل أبوها يوم بدر كافراً.

پدرش در روز بدر در حال كفر از دنيا رفته است.

الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٨، ص١٤٢ـ١٤٣، رقم١١١٩٢ ـ البداية و النهاية لإبن كثير ، ج٧، ص٢٤٥ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٤، ص١٨٤٦، رقم٣٣٤٥

چه ازدواجش در مكه باشد و چه در مدينه، اين ازدواج مصادف بود با رقيه يا با ام كلثوم. اگر ازدواج عثمان با رمله قبل از سال سوم باشد، با رقيه هوو بوده است و اگر بعد از سال سوم هجري باشد، با ام كلثوم هوو بوده است.

اگر واقعاً دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و دختر دشمن خدا هيچ گاه نزد يك مرد جمع نمي شود، اگر حكمي از احكام خدا است، چرا عثمان بين دختر رسول خدا و (صلي الله عليه و آله) و دختر عدو الله جمع كرد؟ جناب عثمان همان زماني كه رقيه را داشت، با فاطمه دختر وليد بن عبد الشمس ازدواج كرده بود.

الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٨، ص٢٨٢، رقم١١٦٣٨ و ص٢٧٧، رقم١١٦١٢ و ج٦، ص٤٨١ و ٤٨٠ ـ الطبقات الكبري لإبن سعد، ج٣، ص٥٤ و ج٥، ص١٥٣، تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢١، ص٢٢١

الوليد بن عبد شمس بن المغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم القرشي المخزومي ... أسلم يوم الفتح.

وليد كافر بود تا اين كه در روز فتح مكه مسلمان شد.

الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٤، ص١٥٥٢، رقم٢٧٢٠

اگر اين حكم از احكام شرعي است، چرا عثمان بين رقيه و ام كلثوم و بين ام البنين بنت عيينه كه از كفار بوده و او هم در قضيه فتح مكه مسلمان شده، ازدواج كرده است؟

الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٨، ص٣٦٥، رقم١١٩١٨ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٧، ص٢٤٥ ـ الطبقات الكبري لإبن سعد، ج٣، ص٥٤ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص١٢٤٩، رقم٢٠٥

اگر واقعاً سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) حكمي از احكام خداوند است، اهل سنت در قضيه ازدواج هاي عثمان چه مي گويند؟ يا بايد بگويند اين حكم از احكام خداوند نيست و اين روايتي كه در صحيح بخاري آمده، دروغين و ساختگي و افسانه است كه آقاي مسور تحت تأثير بني اميه آن را جعل كرده است، يا اگر حكمي از احكام خداوند است، بايد متلزم بشوند كه رقيه و ام كلثوم دختران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نبوده اند و دختر خوانده آن حضرت بودند؛ يعني دختر خواهر زاده ام المؤمنين حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها). از اين دو راه يكي را بايد انتخاب كنند.

انگيزه جعل اين حديث كاملاً روشن است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از يك طرف مي فرمايد:

فاطمة بضعة مني، من أغضبها فقد أغضبني. من آذاها فقد آذاني.

اين روايتي است غير قابل انكار.

از طرف ديگر هم جناب آقاي بخاري نقل مي كند در صحيحش:

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

فاطمه از ابوبكر غضبناك شد و از او قهر كرد و اين قهر كردنش تا هنگام وفات فاطمه ادامه داشت.

صحيح بخاري، ج٤، ص٤٢

در روايت ديگر باز مي گويد:

فوجدت فاطمة علي أبي بكر في ذلك، فهجرته، فلم تكلمه حتي توفيت.

صحيح بخاري، ج٥، ص٨٢ ـ صحيح مسلم، ج٥، ص١٥٤

و در روايت سوم مي نويسد:

فهجرته فاطمة، فلم تكلمه حتي ماتت.

صحيح بخاري، ج٨، ص٣

باز از عايشه نقل مي كند

فلما توفيت، دفنها زوجها علي ليلا و لم يؤذن بها أبا بكر و صلي عليها و كان لعلي من الناس وجه حياة فاطمة، فلما توفيت إستنكر علي وجوه الناس.

صحيح بخاري، ج٥، ص٨٢ ـ صحيح مسلم، ج٥، ص١٥٤

هنگامي كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از دنيا رفت، حضرت علي (عليه السلام) آن حضرت را شبانه دفن كرد و به أبو بكر اعلام نكردند كه در تشيع و تدفين آن حضرت شركت كند.

اهل سنت ديده اند از طرفي:

فاطمة بضعة مني، من أغضبها فقد أغضبني. من آذاها فقد آذاني.

و از طرف ديگر:

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

آمده اند اين قضيه را ساخته اند ـ مثل قضيه عايشه كه در برابر حضرت علي (عليه السلام) ايستاد ـ كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در برابر ابوبكر ايستاد. اگر چنانچه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) با ابوبكر سخني نگفت، عايشه هم با حضرت علي (عليه السلام) سخن نگفت.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

چند كتاب معتبر مربوط به قرن هاي ١ و ٢ و ٣ از شيعه و سني معرفي كنيد.

ماجراي آقاي دكتر مرتضي رادمهر واقعي است يا خير؟

جواب:

بهترين تاريخ شيعه، كتاب الإرشاد شيخ مفيد (ره) و مناقب إبن شهرآشوب است كه براي قرون ٤ و ٥ است و مورد توجه هم هست. از اهل سنت هم تاريخ طبري و الكامل إبن اثير معتبرند و آنها نهايت تلاش شان را كرده اند. با اين كه در خيلي جاها حقايق را نقل نكرده اند و خودشان هم صراحت دارند:

ما بعضي حقايق را نقل نمي كنيم؛ چون جامعه، تاب و تحمل آن را ندارد.

اين دو تا هم از ديدگاه اهل سنت كتاب معتبر است.

* * * * * * *

سؤال:

حضرت علي (عليه السلام) چند باز ازدواج كردند و بعد از فاطمه زهرا (سلام الله عليها) چه مدت طول كشيد تا ازدواج مجدد كردند؟

جواب:

تا زمان رحلت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، أمير المؤمنين (عليه السلام) همسري را انتخاب نكردند. بعد از او هم خوله بنت جعفر، محمد اكبر را به دنيا آورد. أم حبيب بنت ربيعه بود كه عمر و رقيه را به دنيا آورد. البته بحث بر سر اين است كه آيا اول أم البنين را هستند همسري گرفتند يا أمامه بنت أبي العاص ـ خواهرزاده حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را ـ كه در وصيت نامه آن حضرت نيز آمده بود؟ آن چه بنده به آن رسيده ام اين است كه أمير المؤمنين (عليه السلام)، أمامة بنت أبي العاص را زودتر گرفت و محمد أوسط از او به دنيا آمد. أسماء بنت عميس را بعد از فوت أبي بكر گرفت. ليلي سالميه را كه محمد اصغر ـ مكني به أبي بكر ـ را به دنيا آورد، گرفت. أمير المؤمنين (عليه السلام) طبق آن چه كه شيخ مفيد (ره) در الإرشاد نقل كرده، تقريباً ٨ زن گرفتند. روزي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به شهادت رسيدند، أمامه بنت أبي العاص، ليلي، أسماء بنت عميس و أم البنين را داشتند.

علاقه مندان مي توانند به كتاب الإرشاد شيخ مفيد (ره)، جلد ١، صفحه ١٧٤ و كشف الغمة، جلد ١، صفحه ٦٧ مراجعه كنند.

ظاهراً آن چه كه هست، طبق وصيت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) كه فرمود:

بچه هاي من كوچك هستند و احتياج به سرپرستي دارند و بهترين فردي هم كه بتواند آن محبت مادري را جبران كند، دختر خواهر من است.

ظاهراً ٤٠ يا ٥٠ روز أمير المؤمنين (عليه السلام) با أمامه ازدواج كردند تا فرزندان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بدون سرپرست مادري نمانند و بعد از مدتي هم با أم البنين ازدواج كردند.

* * * * * * *

سؤال:

من ملازاده هستم. از آقاي قزويني خواهش مي كنم هر وقت از منابع اهل سنت مدرك مي دهند، ـ اين اهانت محسوب نشود ـ دروغ نبندند. به دليل اين كه ايشان در جلسه گذشته فرمودند وائل بن حجر كه روايت «دست بسته نماز خواندن» را روايت كرده، بعد از پيامبر متولد شده، اين سخن كاملاً دروغ است. به دليل اين كه ترجمه وائل بن حجر در أسد الغابة نقل شده است. همچنين إبن عساكر نوشته او را نقل كرده است كه ايشان از شاهزادگان يمن بود و آمد پيش پيغمبر، پيغمبر او را اكرام كرد.

وقتي ايشان در ملأ عام صحبت مي كنند، خواهش مي كنم اغراض خودشان را با راستي پيش ببرند نه با دروغ. اين سخن كاملاً دروغ است. همان طور كه قبلاً هم عرض كردم، اگر دست بسته كردن يا باز كردن مهم نيست، بنده ٣٧ روايت در يك جا آورده ام و ايشان گفتند وائل بن حجر بعد از پيامبر متولد شده است. هم أسد الغابة و هم إبن عساكر سخن آقاي قزويني را تكذيب مي كنند. جنابعالي از روي بي خبري اين حرف را مي زنيد يا قصد و عمد داريد؟ من سخنان شما را در برنامه رنگارنگ ردّ مي كنم.

جواب:

در رابطه با اين فرمايشي كه جناب آقاي ملازاده داشتند، اولاً من از ايشان تشكر مي كنم. ايشان اگر هر وقت بيايند اين طور محترمانه و مؤدبانه صحبت كنند، ما از ايشان تشكر مي كنيم و واقعاً حاضريم با ايشان وارد صحبت و گفتگو بشويم. ما در طول اين برنامه هم ثابت كرده ايم با كساني كه آن ادبيات ويژه حِوار و مناظره را رعايت كنند، با كمال استقبال سخن شان را گوش مي دهيم و حرف هاي شان را هم تحليل مي كنيم و جواب مي دهيم.

در رابطه با قضيه علقمة بن وائل كه ناقل روايت «دست بسته خواندن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)» است، اين را كه ايشان در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود يا نبود، يك بحث جدايي است كه إن شاء الله سر فرصت جواب خواهيم داد. ولي آقاي علقمه كه اين روايت را از پدرش نقل مي كند و وقتي پدرش از دنيا رفت، در رحم مادرش بوده است. لذا تمام شارحين اين روايت ـ إبن حجر عسقلاني و نووي ـ اتفاق نظر دارند كه اين روايت مرسل است؛ چون به هيچ وجه علقمه، پدرش را درك نكرده است. آقايان مي توانند در كتاب تهذيب التهذيب إبن حجر، جلد ٧، صفحه ٢٤٧ و تهذيب الكمال مزّي، جلد ١٣، صفحه ١٩٣ اين قضايا را ببينند.

حكي العسكري عن إبن معين أنّه قال: علقمة بن وائل عن أبيه مرسل.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص٢٤٧

وقال الترمذي: سألت محمداً عن علقمة بن وائل، هل سمع من أبيه؟ قال إنّه ولد بعد موت أبيه بستّة اشهر.

تهذيب الكمال للمزي، ج٢٠، پاورقي ص٣١٣

فرض گيريم كه آقاي وائل پدرش را درك كرده است و ما از اين حرف مان هم صرف نظر كنيم، آيا علقمة بن وائل توانسته پدرش را درك كند؟ آيا اين روايت مرسل است يا نه؟ قابل استناد هست يا نه؟

اين آقا كه مي فرمايد من ٣٧ روايت دارم درباره دست بسته نماز خواندن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، ايشان دومين روايت را از دار قطني نقل كرد و خدا را شاكريم كه اين قدر منصف بودند كه گفتند اين روايت ضعيف است. روايت صحيح بخاري بود ما همان وقت عرض كرديم كه روايت كاملاً بي ربط است كه اسماعيل ناقل روايت مي گويد:

يُنمي، أي بضمّ أوّله و فتح الميم بلفظ المجهول و لم يقل: يَنمي، أي: بلفظ المعلوم.

التوشيح علي الجامع الصحيح (البخاري)، ج١، ص٤٦٣

فعلي صيغة المجهول يكون الحديث مرسلاً، لأنّ أبا حازم لم يعيِّن من أنماه له و علي صيغة المعلوم يكون الحديث متّصلاً.

عمدة القاري للعيني، ج٥، ص٢٨٠

از اين نيز كه بگذريم، روايت منسوب به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؛ بلكه در روايت آمده است كه مردم را به زور وادار مي كردند كه دست بسته نماز بخوانند. در صحيح مسلم هم كه علقمة بن وائل از پدرش نقل مي كند، روايت مرسل و مخدوش است. بقيه روايات هم همگي ضعيف هستند. يك روايت صحيح جناب آقاي ملازاده لطف كنند براي ما بگويند يا به ايميل ما بفرستند و ما با كمال ميل حاضريم كه از ايشان بپذيريم.

* * * * * * *

سؤال:

آيا آيه ١٩ سوره توبه كه در خصوص سقايت حجاج و إمارت بيت الله الحرام است، مي تواند فضيلتي براي وهابي ها باشد؟

جواب:

در رابطه با آيه شريفه ١٩ سوره توبه كه خداوند مسأله سقايت حجاج را به عنوان يك شَرَف نقل مي كند:

أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَ عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آَمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآَخِرِ وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

در آن زمان كه مشركين، مسلمانان را اذيت مي كردند، خداوند اين را زير سؤال مي برد و مي فرمايد:

آيا سقايت حجاج و تعمير بيت الله الحرام كه بعضي ها به آن افتخار مي كنند، همانند ايمان به خدا و روز قيامت است؟

در حقيقت نوعي مذمّت است، نه تمجيد. لحن آيه، لحن توبيخي است. آن كساني كه مي آمدند در برابر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و مي گفتند:

چون سقايت حجاج و عمارت بيت الله الحرام در دست ماست، لازم نيست ايمان بياوريم.

اين قضيه باعث نزول اين آيه شد و در حقيقت، مذمّتي است براي آقاياني كه سقايت حجاج و إمارت بيت الله الحرام را در برابر ايمان به خدا و ايمان به قيامت قرار مي دهند.

مضافا كه مسأله مكه و مدينه متعلق به همه مسلمين است و حق هم همين است. همان طوري كه يكي از مراجع عظام تقليد، حضرت آيت الله مكارم شيرازي نامه اي نوشتند به وزارت خارجه و سازمان حج و فرمودند:

برخوردي كه وهابي ها با حجاج ايراني و شيعيان دارند، در حقيقت برخورد ناجوانمردانه و ضد قرآن و ضد شريعت است و بايد اصلاح بشود و در غير اين صورت بايد تجديد نظر بشود در رابطه با رفتن حجاج به عمره.

شنيده ام كه بعضي ها گفته اند:

اگر اين رفتار ادامه پيدا كند، ما فتوي مي دهيم كه رفتن به عمره براي زائرين شيعه حرام است.

ايشان هم اشاره داشتند كه بيت الله الحرام متعلق به عموم مردم است و بايد به دست شورايي متشكل از عموم مسلمين از تمام كشورهاي اسلامي اداره شود. اين كه وهابي ها الآن تسلّط به مكه و بيت الله الحرام دارند، اين خودش خلاف است و بايد اصلاح بشود. اميدواريم كه در آينده، در جلسات، همايش ها و سمينارها اين قضيه را مطرح كنند تا اداره شئون حرمين شريفين از دست وهابي ها خارج شود و به دست همه مسلمانان جهان بيفتد.

* * * * * * *

سؤال:

بنياد شيعه از كجا و از چه تاريخي شروع شد؟

جواب:

در رابطه با شيعه در تاريخ، بارها گفته ايم و باز هم عرض مي كنيم كه آقايان بروند آيه شريفه:

إِنَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ

سوره بينه/آيه٧

را در تفاسير ببينند؛ مخصوصاً تفسير الدر المنثور سيوطي، جلد ٦، صفحه ٣٧٩ و فتح القدير شوكاني، جلد ٥، صفحه ٤٧٧ كه در آن جا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

شيعة علي هم الفائزون يوم القيامة.

هم چنين تفسير طبري،جلد ٣٠، صفحه ٣٣٥ و روح المعاني، جلد ٣٠، صفحه ٣٣٧ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

أنت يا علي و شيعتك.

يا علي ! خير البرية، تو و شيعه تو هستيد.

پس كلمه شيعه از زبان رسول الله (صلي الله عليه و آله) در عصر رسول الله (صلي الله عليه و آله)، به پيروان و محبين أمير المؤمنين (عليه السلام) اطلاق شده است.

* * * * * * *

سؤال:

در مورد آيه:

ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ

كه دو نفر وارد غار شدند. مي خواستم بدانم كه اين دو نفر كي بودند؟

جواب:

در آيه ٤٠ سوره توبه:

ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا

نفر اول پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند و نفر دوم جناب ابوبكر.

خداوند مي فرمايد:

فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا

خداوند سكينه اش را بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نازل كرد و او را با لشكرهاي نامرئي مؤيد فرمود.

چرا ثَانِيَ اثْنَيْنِ مذكر آمده است؟ إِذْ هُمَا تثنيه است؟ ولي در نزول سكينه چرا وقتي بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نازل شد، نگفت:

أنزل الله سكينته عليهما

حال آن كه خداوند در همين سوره توبه آيه ٢٦، وقتي سكينه را نازل مي كند، مي فرمايد:

ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَي رَسُولِهِ وَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا

و همچنين در آيه ٢٦ سوره فتح آمده است:

فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَي رَسُولِهِ وَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ

ايشان به ما بفرمايد كه چرا در آيه غار، سكينه را فقط بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نازل كرد و بر ابوبكر نازل نكرد؟

* * * * * * *

سؤال:

شيعيان، صيغه را از كجا آورده اند؟

جواب:

خداوند، متعه يا صيغه موقت را با نزول آيه:

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً

سوره نساء/آيه٣١

تشريع كرده است. اهل سنت معتقد هستند كه اين روايت نسخ شده است؛ اما پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) معتقد به عدم تحريف اين آيه هستند. صحابه در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و در زمان خلافت ابوبكر و حتي تا قسمتي از خلافت عمر به اين آيه عمل مي كردند تا اين كه عمر بن خطاب بر خلاف آيه قرآن و سنت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) آن را حرام اعلام كرد. دلايل بسياري از صحيح ترين كتاب هاي اهل سنت اين مطلب را تأييد مي كند. از جمله اين كه در صحيح بخاري نقل شده است:

حدثنا مسدد حدثنا يحيي عن عمران أبي بكر حدثنا أبو رجاء عن عمران بن حصين رضي الله تعالي عنه قال: نزلت آية المتعة في كتاب الله، ففعلناها مع رسول الله صلي الله عليه و سلم و لم ينزل قرآن يحرمه و لم ينه عنها حتي مات، قال رجل برأيه ما شاء، قال محمد: يقال إنه عمر.

آيه متعه در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و سلم) نازل شد و ما در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و سلم) به آن عمل مي كرديم و آيه اي هم بر حرمت آن نازل نگرديد و رسول خدا (صلي الله عليه و سلم) هم تا دم مرگ ما را از آن منع نكرد و مردي با رأي و ميل خودش هر چه كه دلش خواست گفت و اين شخص عمر بن الخطاب بود.

صحيح بخاري، ج٥، ص١٥٨

همچنين در صحيح مسلم آمده است:

قال عطاء: قدم جابر بن عبد الله معتمرا، فجئناه في منزله، فسأله القوم عن أشياء ثم ذكروا المتعة، فقال: نعم، إستمتعنا علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أبي بكر و عمر.

عطاء گويد: جابر بن عبد الله انصاري براي عمره به مكه آمد. به منزل او رفتم، مردمان از او مسأله مي پرسيدند تا صحبت رسيد به متعه. جابر بن عبد الله گفت: بلي ما در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و سلم) و ابوبكر و عمر متعه مي كرديم.

صحيح مسلم، ج٤، ص١٣١

و باز در جايي ديگر نقل مي كند:

عن أبي نضرة قال: كنت عند جابر بن عبد الله، فاتاه آت، فقال: إن إبن عباس و إبن الزبير إختلفا في المتعتين، فقال جابر: فعلناهما مع رسول الله صلي الله عليه و سلم، ثم نهانا عنهما عمر، فلم نعد لهما.

من در نزد جابر بن عبد الله بودم، گفتند: عبد الله بن عباس و عبد الله بن زبير در موضوع دو متعه [متعه نساء و متعه حج ] اختلاف نظر دارند. جابر بن عبد الله گفت: ما در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و سلم) هر دو را به جا مي آورديم. سپس عمر آن دو را نهي كرد و ما هم ديگر پس از آن بجا نياورديم.

صحيح مسلم، ج٤، ص٥٩

البته اين روايات منحصر به جابر بن عبد الله، و عبد الله بن عباس نمي شود. بلكه حتي بسياري ديگر از صحابه و حتي تابعين، حتي بعد از نهي عمر نيز متعه را حلال مي دانستند و آن را انجام مي دادند. مثلا درباره عبد الملك بن جريج ـ از بزرگان روات اهل سنت ـ نقل كرده اند كه ٦٠ زن صيغه اي داشت و هنگام مرگ، اسامي آن ها را براي فرزندانش گفت تا آن ها اشتباهاً با يكي از مادران شان ازدواج نكنند. ذهبي در سير اعلام النبلاء نقل مي كند:

قال أبو غسان زنيج: سمعت جريرا الضبي يقول: كان إبن جريج يري المتعة، تزوج بستين امرأة و قيل: إنه عهد إلي أولاده في أسمائهن لئلا يغلط أحد منهم و يتزوج واحدة مما نكح أبوه بالمتعة.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٦، ص٣٣١

و در جايي ديگر نقل مي كند كه او ٧٠ زن داشته است و هر شب يك پيمانه روغن گنجد مي خورد تا بتواند از پس اين هفتاد زن بربيايد:

سمعت الشافعي يقول: إستمتع إبن جريج بتسعين امرأة، حتي إنه كان يحتقن في الليل بأوقية شيرج طلبا للجماع.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٦، ص٣٣٣

آن چه واضح و روشن است، اين است كه متعه از نظر دين مبين اسلام كاملاً مشروع بوده است و صحابه و تابعين نيز از انجام آن إبائي نداشتند. شيعيان هم اگر متعه را حلال مي دانند، با استناد به آيه قرآن و روايات بسياري است كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) وارد شده است.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»